WEBVTT

00:02.501 --> 00:04.873
"آب"

00:04.874 --> 00:06.746
"خاک"

00:06.747 --> 00:08.855
"آتش"

00:08.856 --> 00:10.147
"باد"

00:11.213 --> 00:15.346
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

00:15.347 --> 00:19.425
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

00:19.626 --> 00:23.737
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

00:23.738 --> 00:26.897
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

00:27.238 --> 00:31.059
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

00:31.060 --> 00:32.898
"يه باد افزار به اسم آنگ"

00:32.999 --> 00:35.104
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

00:35.105 --> 00:38.837
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

00:38.838 --> 00:42.459
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

00:48.096 --> 00:50.525
...آنچه در آواتار گذشت

00:50.875 --> 00:53.503
.تو و ساکا بايد با آنگ بريد به يه جاي امن

00:53.608 --> 00:55.716
.اين تنها راهي‌ـه که ميشه اميد رو زنده نگه داشت

00:56.239 --> 00:59.555
!من به آواتار ملحق ميشم
.و بهش کمک ميکنم که شکستت بده

00:59.983 --> 01:04.203
،از اون جايي که حالا يه خائن احمق و خنگ شدي
و اينقدر دلت ميخواد که من بميرم،چرا معطل ميکني؟

01:04.325 --> 01:05.827
.چون من سرنوشت خودم رو ميدونم

01:06.340 --> 01:08.348
.شکست دادن تو سرنوشت آواتاره

01:08.766 --> 01:11.383
.من يه جاي خوب ميشناسم که ميتونيم بريم و يه مدت امنيت داشته باشيم

01:11.708 --> 01:13.411
.معبد باد غربي

01:19.272 --> 01:23.880
آتش : کتاب سوم
قسمت دوازدهم : معبد باد غربي

01:25.471 --> 01:37.470
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:38.139 --> 01:39.841
.اين تحقير آميزه

01:40.264 --> 01:41.972
...منظورت شکست مفتضحانه‌ي ما به دست ملت آتشه

01:41.984 --> 01:44.780
يا اينکه مجبوريم تا معبد باد غربي پياده راه بريم؟...

01:45.296 --> 01:46.603
.هر دو

01:47.018 --> 01:50.632
.متأسفم بچه،اما آپا از حمل کردن اين همه آدم خسته ميشه

01:53.398 --> 01:55.009
.ميخوام بدونم بقيه‌ي افراد حالشون چطوره

01:55.121 --> 01:56.928
.احتمالاً در راه رفتن به يه زندانن

01:57.144 --> 02:00.161
.مثل اينکه بابام تازه بيرون اومده بود،اما حالا دوباره داره برميگرده اون تو

02:01.890 --> 02:02.996
.من دلم براي پيپسکوئيک تنگ شده

02:03.614 --> 02:05.636
.من دلم براي اون موقع که پام تاول نداشت تنگ شده

02:08.583 --> 02:10.884
.هي! رسيديم! ميتونم حس کنم

02:12.417 --> 02:15.144
...آه،...فکر کنم پاهات بايد چشماشون رو چک کنن

02:16.672 --> 02:19.374
!نه،اون درست ميگه،ما رسيديم

02:22.621 --> 02:25.431
.واو! اين فوق العاده است

03:01.039 --> 03:03.358
.چه منظره‌ي خيره کننده‌اي

03:03.568 --> 03:07.071
.تنها منظره‌اي که من علاقه دارم ببينم،آواتار توي غل و زنجيره

03:08.429 --> 03:13.153
.ميدوني که 100 ساله کسي آواتار رو نديده

03:13.702 --> 03:17.623
.شانس پيدا کردنش اينجا خيلي کمه

03:17.840 --> 03:19.640
.اول هر کدوم از معابد باد رو چک ميکنيم

03:19.647 --> 03:20.750
.بعد دور دنيا رو ميگرديم

03:20.756 --> 03:23.809
.حتي دور افتاده‌ترين جاها رو هم ميگرديم تا پيداش کنيم

03:23.878 --> 03:25.187
...پرنس زوکو

03:25.701 --> 03:28.813
.از تبعيدتون فقط يک هفته گذشته...

03:29.724 --> 03:33.010
.بايد يه مدت براي خوب شدن و استراحت بذاريد

03:33.024 --> 03:37.463
.از تنبل‌ترين مرد ملت آتش انتظار شنيدن چه چيز ديگه‌اي رو داشتم

03:38.904 --> 03:42.424
...تنها راه دوباره بدست آوردن افتخارم پيدا کردن آواتاره

03:43.155 --> 03:44.864
.که همينطور هم ميشه...

04:07.563 --> 04:09.763
.خيلي متفاوت‌تر از معبد باد شماليه

04:10.375 --> 04:12.179
.در عجبم که اتاق‌هاي مخفي هم داره يا نه

04:12.604 --> 04:14.373
.بيايد بريم نگاه کنيم

04:19.458 --> 04:22.642
.شماها بريد،من فکر کنم ما بايد در مورد چندتا چيز صحبت کنيم

04:23.895 --> 04:25.514
.باهات مسابقه ميدم دوک

04:25.522 --> 04:28.345
.بهت گفتم که اسمم دوک نخ ريسي نيست

04:28.356 --> 04:29.877
من چرا نميتونم برم؟

04:29.883 --> 04:32.219
.بايد تصميم بگيريم الآن ميخوايم چيکار کنيم

04:32.229 --> 04:35.029
و از اونجايي که تو آواتاري گفتيم شايد
.بايد تو هم بخشي از اين موضوع باشي

04:37.411 --> 04:38.632
.منصفانه است

04:39.237 --> 04:40.753
خب،نقشه‌ي جديد چيه؟

04:40.759 --> 04:42.362
...خب اگه نظر من رو بخواي

04:42.369 --> 04:45.506
.نقشه‌ي جديد...همون نقشه‌ي قديدميه

04:45.518 --> 04:50.046
تو بايد به هر چهار عنصر مسلط بشي
.و قبل از اومدن شهاب سنگ با پادشاه آتش رو به رو بشي

04:50.064 --> 04:51.866
!اوه آره،عاليه

04:51.873 --> 04:54.408
.مشکلي نيست،خيلي راحت انجامش ميدم

04:54.696 --> 04:57.308
.آنگ،کسي نگفت که قراره آسون باشه

04:57.318 --> 04:59.641
.خب،حتي ممکن هم نيست تا سخت باشه

04:59.727 --> 05:02.464
از کجا بايد يه استاد آتش افزاري پيدا کنم؟

05:03.080 --> 05:04.792
.ميتونيم دنبال جانگ جانگ بگرديم

05:05.179 --> 05:09.596
.آره،حتماً.عمراً دوباره بتونيم به جانگ جانگ رو ببينيم

05:09.812 --> 05:10.616
...اين کيـ

05:10.923 --> 05:14.235
.اوه،بيخيال...اگه مهم باشه خودم ميفهمم

05:15.079 --> 05:17.288
.اوه خب،حدس بزن چي شد،ما هيچکس رو نميتونيم پيدا کنيم

05:17.298 --> 05:19.314
پس چرا نميريم يه دور خوب توي معبد بزنيم؟

05:23.692 --> 05:24.997
اون چشه؟

05:26.332 --> 05:29.447
.بايد يکي باشه که بتونه بهش آتش افزاري ياد بده

05:33.160 --> 05:34.163
...سلام

05:34.168 --> 05:35.164
.زوکو هستم...

05:35.169 --> 05:37.276
.اما فکر کنم احتمالاً خودتون از قبل من رو ميشناسيد

05:37.285 --> 05:39.197
.يه جورايي...آه

05:39.226 --> 05:43.445
.خب،موضوع اينه که،من خيلي تجربه‌ي آتش افزاري دارم

05:43.461 --> 05:45.296
.و از نظر خودم هم خيلي کارم خوبه

05:45.304 --> 05:47.548
...خب خودت از نزديک ديدي

05:47.557 --> 05:49.203
...ميدوني،همون موقع که داشتم بهت حمله ميکردم...

05:49.212 --> 05:51.818
.آه،آره فکر کنم بايد بخاطرش ازت معذرت خواهي کنم

05:52.035 --> 05:53.940
.امـ...اما،به هر جهت...من الآن خوبم

05:54.257 --> 05:55.561
.يعني فکر ميکردم قبلاً خوبم

05:55.569 --> 05:58.091
.اما فهميدم که بد بودم

05:58.510 --> 06:04.036
اما به هر حال...فکر کنم وقتش رسيده که
.به گروه‌تون ملحق بشم و به آواتار آتش افزاري ياد بدم

06:09.801 --> 06:12.305
!خب،جوابت چيه؟

06:14.435 --> 06:16.430
!آره،منم همين رو ميگفتم

06:17.769 --> 06:20.981
چجوري بايد اينا رو متقاعد کنم که من طرف اونام؟

06:21.506 --> 06:22.700
عمو چيکار ميکرد؟

06:23.220 --> 06:29.662
،زوکو،تو بايد به درون خودت نگاه کني
.تا خودت رو از دست اون يکي خودت نجات بدي

06:30.296 --> 06:35.315
.تنها اون موقع خود واقعيت خودش رو آشکار ميکنه

06:38.671 --> 06:41.174
!حتي وقتي دارم به جاي اون حرف ميزنم نميتونم بفهمم منظورش چيه

06:41.399 --> 06:42.703
آزولا چيکار ميکرد؟

06:44.011 --> 06:50.955
گوش کن آواتار من ميتونم به گروه‌تون ملحق بشم
.يا ميتونم يه کار خيلي وحشتناک با تو و دوستات بکنم

06:50.990 --> 06:52.879
.انتخاب با خودته

06:53.708 --> 06:56.125
.فکر کنم اونقدرا توي نقش بازي کردن خوب نيستم

07:08.958 --> 07:12.469
آنگ،حالا ميتونيم در مورد اينکه تو بايد آتش افزاري ياد بگيري صحبت کنيم؟

07:12.493 --> 07:18.412
.چــي؟ فشار باد توي گوشام خيلي زياده نميتونم بشنوم
.اين حرکتي حلقوي رو داشته باشيد

07:22.467 --> 07:26.486
.آنگ،فکر کنم بايد در مورد آينده‌ي خودمون برنامه بچينيم

07:27.006 --> 07:31.011
خيلي خب،ميتونيم وقتي دارم ميز بزرگ
.پايشو رو بهتون نشون ميدم درموردش حرف بزنيم

07:31.438 --> 07:34.041
.اوه،شما عاشق اتاق بازتاب صدا در طول تمام روز ميشيد

07:34.263 --> 07:35.968
.فکر کنم اون بايد صبر کنه

07:42.623 --> 07:45.132
.سلام.زوکو هستم

07:51.239 --> 07:56.453
...شنيدم که شماها دارين اين اطراف پرواز ميکنيد پس
.فکر کردم همينجا منتظرتون بمونم

08:07.086 --> 08:09.298
.ميدونم بايد از ديدن من اينجا غافلگير شده باشين

08:09.510 --> 08:12.319
.در واقع نه،از اونجايي که تو کل دنيا ما رو دنبال کردي

08:13.151 --> 08:16.772
...درسته...خب،آه به هر حال

08:17.001 --> 08:20.213
.چيزي که ميخواستم بهتون بگم...اينه که من تغيير کردم

08:20.632 --> 08:22.750
.و آه،من الآن خوب شدم

08:23.079 --> 08:25.491
.و فکر کنم بايد به گروه‌تون ملحق بشم

08:25.715 --> 08:28.923
.اوه،و ميتونم به تو آتش افزاري ياد بدم

08:31.455 --> 08:32.663
...ببين،من،آه

08:32.863 --> 08:34.381
!تو الان ميخواي چيکار کني؟

08:34.485 --> 08:37.506
!امکان نداره فکر کني يک در هزار کسي از ما بهت اعتماد ميکنه،ميتوني؟

08:37.722 --> 08:39.526
!يعني فکر ميکني ما چقدر احمقيم؟

08:39.837 --> 08:42.751
آره،همه‌ي کاري که هميشه کردي اين بود که
.رد ما رو بزني و آنگ رو دستگير کني

08:43.665 --> 08:44.958
.کارهاي خوبم کردم

08:45.174 --> 08:49.031
.يعني توي باسنگ سِي ميتونستم گاوميشت رو بدزدم اما آزادش کردم

08:49.273 --> 08:50.372
.اين خودش خيليه

08:52.801 --> 08:54.809
.به نظر ميرسه آپا دوستش داره

08:54.821 --> 08:59.948
احتمالاً خودش رو با عسل يا يه همچين چيزي پوشونده
.تا آپا ليسش بزنه،من خر نميشم

09:00.217 --> 09:04.521
،ميتونم درک کنم چرا نميتونيد به من اعتماد کنيد
.و ميدونم يه سري اشتباه تو گذشته انجام دادم

09:04.537 --> 09:06.164
.مثل زماني که به روستاي ما حمله کردي

09:06.371 --> 09:10.083
يا زماني که گردنبند مادرم رو دزديدي و
.ازش استفاده کردي تا رد ما رو بزني و دستگيرمون کني

09:10.397 --> 09:13.613
.ببينيد،من قبول ميکنم که يه سري کاراي وحشتناک انجام دادم

09:14.027 --> 09:18.228
اينکه سعي داشتم شما رو دستگير کنم اشتباه بود
.و متأسفم که به قبيله‌ي آب حمله کردم

09:18.654 --> 09:20.638
و هيچوقت نبايد اون آدمکش اهل ملت آتش
.رو دنبال شما ميفرستادم

09:20.653 --> 09:22.422
...من سعي ميکنم دست از

09:22.430 --> 09:24.729
!صبر کن ببينم! تو مرد منفجره رو دنبال ما فرستادي

09:25.043 --> 09:26.943
...خب،اون اسمش نيست،اما

09:26.951 --> 09:30.165
!اوه،ببخشيد،نميخواستم به دوستت توهين کنم

09:30.481 --> 09:31.787
.اون دوست من نيست

09:32.297 --> 09:35.724
!اون يارو من و کاتارا رو توي زندان انداخت و سعي کرد ما رو منفجر کنه

09:37.665 --> 09:39.170
تو چرا هيچي نميگي؟

09:39.984 --> 09:42.494
.خودت يه بار گفتي فکر ميکني ميتونيم با هم دوست باشيم

09:43.518 --> 09:45.730
.ميدوني که من خوبي هم توي خودم دارم

09:50.583 --> 09:53.692
.امکان نداره بعد از اون همه کاري که کردي ما بهت اعتماد کنيم

09:53.708 --> 09:55.718
.ما هيچوقت نميذاريم به ما ملحق بشي

09:56.372 --> 09:58.583
!بايد از اينجا بري،حالا

10:01.942 --> 10:04.857
.من دارم سعي ميکنم توضيح بدم که ديگه اون آدم نيستم

10:05.163 --> 10:07.078
.يا تو ميري،يا ما حمله ميکنيم

10:08.488 --> 10:13.014
.اگه من رو به عنوان دوست نمي‌پذيرين،شايد به عنوان زنداني قبولم کنيد

10:13.046 --> 10:14.585
!نه،نميکنيم

10:16.376 --> 10:18.534
!از اينجا برو و ديگه هم برنگرد

10:18.839 --> 10:23.384
...و اگه يه بار ديگه ببينيمت
.خب بهتره که ديگه نبينيمت

10:39.830 --> 10:42.359
.آه،نميتونم باور کنم چقدر احمقم

10:42.463 --> 10:46.080
،يعني چي داشتم با خودم فکر مي‌کردم
.بهشون گفتم يه آدمکش دنبال‌شون فرستادم

10:46.493 --> 10:50.849
چرا نگفتم آزولا اينکار رو کرد؟
.اونا باور ميکردن،احمق

10:57.603 --> 10:59.624
چرا بايد سعي کنه اونطوري ما رو خر کنه؟

10:59.640 --> 11:02.262
.واضحه که ميخواد ما رو به سمت يه تله بکشونه

11:02.272 --> 11:05.694
.اين درست مثل وقتيه که با هم تو زندان توي باسينگ سِي بوديم

11:05.898 --> 11:10.525
اون شروع کرد به صحبت کردن در مورد مادرش
.و جوري نقش بازي کرد که انگار واقعاً يه انسان با احساساته

11:10.543 --> 11:15.873
اون ميخواد بهش اعتماد کني و دلت براش بسوزه
.پس گاردت رو باز کني،بعد هم اون حمله کنه

11:16.699 --> 11:20.408
.مشکل اينه که جواب داد،من دلم براش سوخت

11:20.842 --> 11:23.627
.حس کردم انگار واقعاً گيجه و آسيب ديده

11:24.071 --> 11:29.154
اما واضحه که وقتي زمانش رسيد اون تصميم خودش
.رو گرفت و ما هم تاوانش رو پس داديم

11:29.647 --> 11:31.481
.ما نيمتونيم بهش اعتماد کنيم

11:31.495 --> 11:36.409
.من يه جورايي يه اعترافي دارم که بکنم
يادتونه وقتي شما مريض بودين من توسط ژائو دستگير شده بودم؟

11:36.433 --> 11:40.031
،و تو مجبورمون کردي قورباغه‌ي يخ زده بمکيم
چطوري ميتونم فراموش کنم؟

11:40.046 --> 11:44.257
.تا يه ماه روي زبون کوچيکه‌ي خودم يه زيگيل داشتم

11:44.680 --> 11:47.689
.ساکا من بهش نگاه کردم و گفتم که چيزي اونجا نبود

11:48.201 --> 11:51.315
.ميتونستم حسش کنم،مثل اينکه زبون کوچيکه‌ي خودم بودا

11:51.736 --> 11:55.651
به هر حال وقتي ژائو من رو بسته بود
.اين زوکو بود که اومد و من رو نجات داد

11:56.052 --> 11:57.974
.اون زندگيش رو به خاطر نجات من به خطر انداخت

11:58.271 --> 12:01.990
امکان نداره،من مطمئنم فقط به خاطر
.اينکه خودش دستگيرت کنه آزادت کرد

12:02.005 --> 12:05.362
.آره،قبولش کن آنگ،تو چيزي به جز يه جايزه‌ي بزرگ براي اون نيستي

12:05.375 --> 12:06.575
.احتمالاً حق با شماست

12:06.581 --> 12:10.670
و اون چرت و پرتا در مورد آزاد کردن آپا چي بود؟
!چه دروغگويي

12:10.888 --> 12:12.703
.در واقع اون دروغ نميگفت

12:13.206 --> 12:18.532
اوه،هورا،بعد از يه دوره زندگي شيطاني
.حداقل آزار حيوانات رو به ليستش اضافه نکرد

12:18.642 --> 12:24.775
من فقط دارم ميگم...با توجه به خانواده‌ي داغونش
.و اينکه چجوري بزرگ شده،ميتونست خيلي بدتر از اينم بشه

12:25.587 --> 12:29.046
.درست ميگي تاف،بيا بريم پيداش کنيم و بهش يه مدال بديم

12:29.060 --> 12:32.256
."جايزه‌ي "به اون اندازه که ميتونستي عوضي بشي ولي نشدي

12:32.271 --> 12:36.100
تمام چيزي که من ميدونم اينه که اون مدتي
.که داشت با ما حرف ميزد رو راست بود

12:36.144 --> 12:40.112
شايد همه‌ي شما داريد ميذاريد احساسات آسيب ديده‌اي
.که داريد جلوي درست فکر کردن‌تون رو بگيره

12:40.293 --> 12:43.835
گفتنش براي تو آسونه! تو که اون موقع
...وقتي به دزداي دريايي گفت به ما حمله کنن که نبودي

12:43.912 --> 12:46.112
...يا وقتي که جزيره‌ي کيوشي رو آتيش زد...

12:46.120 --> 12:48.378
.يا وقتي که سعي کرد من رو توي معبد آتش بگيره...

12:49.075 --> 12:51.111
!اصلاً تو چرا بايد بخواي ازش دفاع کني؟

12:51.196 --> 12:55.143
.چون کاتارا،همه‌ي شما دارين يه واقعيت حياتي رو ناديده ميگيريد

12:55.850 --> 12:58.161
.آنگ به يه استاد آتش افزاري نياز داره

12:58.170 --> 13:01.295
.نميتونيم به يه نفر تو اين دنيا فکر کنيم که اينکار رو انجام بده

13:01.307 --> 13:05.474
!حالا يه نفر حيّ و حاضر مياد اينجا و شما حتي بهش فکر هم نمي‌کنيد

13:08.040 --> 13:10.165
.من زوکو رو به عنوان استادم قبول نميکنم

13:11.372 --> 13:13.183
.کاملاً درسته که قبول نميکني رفيق

13:13.193 --> 13:15.219
.خب فکر کنم ديگه موضوع حل شد

13:15.609 --> 13:19.531
.اَه اَه! ديگه داره برام سوال ميشه که اينجا کي واقعاً کوره

13:28.367 --> 13:30.810
!کي اونجاست؟ عقب وايسا

13:30.829 --> 13:31.782
.منم

13:36.415 --> 13:37.846
.تو پاهام رو سوزوندي

13:38.233 --> 13:39.975
!متأسفم
!يه اشتباه بود

13:41.150 --> 13:42.497
!ازم دور شو

13:46.215 --> 13:49.036
!بذار کمکت کنم،متأسفم

13:51.182 --> 13:52.970
!ولم کن! ولم کن

13:55.895 --> 13:59.893
!من نميدونستم که تويي،برگرد

14:02.351 --> 14:06.647
چرا من اينقدر توي خوب بودن بدم؟

14:17.880 --> 14:19.269
کسي تاف رو نديده؟

14:19.490 --> 14:21.982
.از ديروز که اونجوري قاطي کرده بود ديگه نديدمش

14:22.029 --> 14:24.494
.شايد فقط داره معبد باد رو ميگرده

14:24.656 --> 14:27.221
.يه چندتا جاي جالب براي تمرين خاک افزاري هست

14:27.960 --> 14:29.826
.فکر کنم بايد بريم دنبالش بگرديم

14:29.883 --> 14:31.846
.آه،بذار با سنگاش خوش باشه

14:31.995 --> 14:34.173
.من براي اينکه دوباره بخواد سرمون داد بزنه عجله ندارم

14:34.186 --> 14:35.501
.ما ميتونيم بريم دنبالش

14:35.794 --> 14:39.119
.آره،من ميخوام دوباره توي سال مجسمه‌ها سواري کنم

14:39.154 --> 14:41.248
.الآن که ترمزهام رو درست کردم خيلي بهترم ميشه

14:52.488 --> 14:53.825
تاف چي شده؟

14:54.143 --> 14:55.543
.پاهام سوخت

14:55.805 --> 14:57.662
اوه،نه! چي شد؟

14:57.825 --> 15:01.396
.همين الآن بهت گفتم،پاهام سوخت

15:01.759 --> 15:03.110
منظورم اين بود که چطوري؟

15:03.164 --> 15:05.618
.خب،من يه جورايي دشب رفتم زوکو رو ببينم

15:05.787 --> 15:07.027
!تو چيکار کردي

15:07.197 --> 15:07.870
!زوکو

15:08.915 --> 15:11.536
...من فقط فکر کردم اون ميتونه برامون مفيد باشه و

15:11.547 --> 15:14.507
.اگه باهاش صحبت کرده بودم شايد ميتونستيم به يه نتيجه‌اي برسيم

15:14.675 --> 15:16.144
.پس اون بهت حمله کرد

15:16.151 --> 15:18.707
.خب،هم کرد هم نکرد

15:18.717 --> 15:20.558
.يه جور تصادف بود

15:20.567 --> 15:22.416
.اما اون روت آتش افزاري کرد

15:22.542 --> 15:24.246
.آره

15:24.975 --> 15:29.418
.ديدي،تو به زوکو اعتماد کردي و سوختي،تقريباً

15:29.502 --> 15:33.582
.يه مدت طول ميکشه تا پاهات بهتر بشه
.اي کاش ميتونستم زودتر روشون کار کنم

15:33.734 --> 15:34.817
.آره،منم همينطور

15:34.866 --> 15:39.261
.واضحه که اگه زوکو تنها بمونه خيلي خطرناکه
.بايد بريم دنبالش

15:39.338 --> 15:41.952
.متنفرم که با پاي خودم برم تو يه دعوا ولي حق با توئه

15:41.962 --> 15:45.002
.بعد از کاري که با تاف کرد فکر نميکنم چاره‌اي داشته باشيم

15:45.396 --> 15:48.025
.خيلي ماهره ولي ما يه راه پيدا ميکنيم که بگيريمش

15:48.110 --> 15:49.952
.شايد بايد فقط دعوتش کنيد برگرده اينجا

15:50.245 --> 15:52.565
.اون يه بار خودش پيشنهاد داده که زنداني ما بشه

15:53.070 --> 15:56.893
...آره...بگيم برگرده و بهش بگيم زنداني ما بشه

15:56.909 --> 16:01.438
بعد که گرفتيمش کاري ميکنيم و واقعاً زنداني...
.خودمون ميکنيمش،عمراً شک کنه

16:01.734 --> 16:04.157
.تو استاد سورپرايزي ساکا

16:06.673 --> 16:09.121
.آه،همينه

16:09.600 --> 16:11.719
.حالا ميدونم بقيه‌ي شما چه حسي داريد

16:11.728 --> 16:14.115
.اينکه نتوني با پاهات جايي رو ببيني خيلي مزخرفه

16:46.253 --> 16:50.270
.دست نگه دار! ديگه نميخوام آواتار رو تعقيب کني

16:51.604 --> 16:54.818
!اين مأموريت تمومه
.دارم بهت دستور ميدم دست نگه داري

16:59.450 --> 17:01.985
.اگه به حمله کردن ادامه بدي بهت پولي نميدم

17:04.099 --> 17:06.509
.آه،خيلي خب،دو برابر بهت ميدم که دست نگه داري

18:09.552 --> 18:12.424
.اون داره کل اينجا رو منفجر ميکنه که از روي صخره بيفته

18:17.122 --> 18:20.403
.نميتونم برم بيرون و روش آب افزاري کنم بدون اينکه منفجرم کنه

18:20.416 --> 18:22.903
.و نميتونم زاويه‌ي خوبي از اين پايين ازش بدست بيارم

18:24.456 --> 18:26.468
.من ميدونم چجوري زاويه‌ش رو بدست بيارم

18:42.511 --> 18:45.121
.خيلي خب رفيق،الآن نا اميدم نکن

18:56.320 --> 18:58.404
!آره بومرنگ

19:04.185 --> 19:06.768
!آوو بومرنگ

19:49.208 --> 19:52.940
.نميتونم باور کنم که دارم اين رو ميگم...ولي مرسي زوکو

19:53.075 --> 19:55.787
!هي،من چي؟ من اون کار رو با بومرنگ کردم

19:55.798 --> 19:59.497
.گوش کنيد،ميدونم ديروز خوب منظورم رو توضيح ندادم

19:59.513 --> 20:03.033
.تو اين چند سال گذشته خيلي چيزا به سرم اومده،و سخت هم بوده

20:03.339 --> 20:07.455
اما دارم ميفهمم که بايد همه‌ي اون اتفاق‌ها
.برام ميافتاد تا حقيقت رو بفهمم

20:08.185 --> 20:11.881
،من فکر کردم افتخارم رو از دست دادم
.و به نحوي پدرم ميتونست اون رو به من برگردونه

20:13.135 --> 20:15.816
.اما الآن ميدونم،که کسي نميتونه افتخارت رو بهت بده

20:16.098 --> 20:19.439
.اون چيزيه که خودت با انتخاب کاري که درسته به دست مياري

20:19.820 --> 20:22.472
همه‌ي چيزي که الآن ميخوام اينه که
.نقشم رو توي پايان دادن اين جنگ داشته باشم

20:23.370 --> 20:27.399
و ميدونم که سرنوشتم اينه که بهت کمک کنم
.تا تعادل رو به دنيا برگردوني

20:29.219 --> 20:32.339
.بابت کاري که باهات کردم متأسفم
.يه تصادف بود

20:32.449 --> 20:34.455
.آتيش ميتونه خطرناک و وحشي باشه

20:34.662 --> 20:39.082
پس به عنوان يه آتش افزار بايد
...بيشتر مراقب باشم و قدرتم رو کنترل کنم

20:39.099 --> 20:41.601
.تا ناخواسته به مردم صدمه نزنم...

20:43.643 --> 20:46.886
.فکر کنم تو واقعاً قرار بوده که استاد آتش افزاري من بشي

20:47.174 --> 20:54.750
وقتي براي اولين بار سعي کردم آتش افزاري ياد بگيرم،کاتارا
.رو سوزوندم،و بعد از اون ديگه نميخواستم دوباره آتش افزاري کنم

20:56.453 --> 21:00.310
اما حالا ميدونم که ميفهمي آسيب زدن
.به کسايي که دوستشون داري چقدر راحته

21:01.901 --> 21:04.055
.دوست دارم که بهم آموزش بدي

21:06.449 --> 21:11.099
.مرسي،خيلي خوشحالم که من رو توي گروه خودتون قبول کردين

21:11.605 --> 21:15.672
زياد تند نرو،من هنوز بايد از دوستام بپرسم
.که از نظر اونا مشکلي نداشته باشه

21:15.688 --> 21:19.949
تاف،تو کسي هستي که زوکو سوزوند،چي فکر ميکني؟

21:21.491 --> 21:26.313
بذار بياد تو گروه‌مون.اينطوري بهم بيشتر زمان ميده
.تا تلافي سوزوندن پاهام رو سرش در بيارم

21:27.642 --> 21:28.346
ساکا؟

21:30.763 --> 21:33.496
.هي،تمام چيزي که من ميخوام اينه که پادشاه آتش رو شکست بديم

21:33.507 --> 21:36.381
.اگه تو فکر ميکني که اين راهشه،پس منم باهات موافقم

21:38.901 --> 21:39.701
کاتارا؟

21:46.827 --> 21:49.385
.من با هر چي که تو فکر ميکني درسته کنار ميام

21:50.683 --> 21:52.762
.نا اميدتون نميکنم قول ميدم

22:04.675 --> 22:07.169
.پس،بفرما ديگه،هيچ جا خونه‌ي خود آدم نميشه

22:07.317 --> 22:09.180
.فکر کنم،ميدوني،براي الآن

22:09.538 --> 22:12.201
.وسايلت رو باز کن،ناهار زود آماده ميشه

22:12.556 --> 22:14.721
.آه،به جمع ما خوش اومدي

22:18.093 --> 22:19.800
.آره

22:19.807 --> 22:23.193
.باشه،اين خيلي خيلي عجيبه

22:31.998 --> 22:36.872
.اگه مجبور بشم تمام روزهاي بقيه‌ي عمرم رو صرف تعقيب آواتار ميکنم

22:36.900 --> 22:38.993
.ميدونم سرنوشت منه که اون رو دستگير کنم

22:39.537 --> 22:43.818
.ميدونيد پرنس زوکو،سرنوشت چيز خنده داري‌ـه

22:44.470 --> 22:47.142
.آدم هيچوقت نميدونه چه اتفاقاتي ميافته

22:47.301 --> 22:52.199
...اما اگه يه ذهن باز و قلب روشن داشته باشي

22:52.218 --> 22:55.845
.بهت قول ميدم روزي سرنوشت "خودت" رو پيدا ميکني...

23:04.151 --> 23:07.898
.ممکنه تونسته باشي همه رو راضي کني که اين..."تغييرت" رو باور کنن

23:07.935 --> 23:12.044
اما تو و من خوب ميدونيم که توي انجام دادن
.کار درست تو گذشته خيلي مشکل داشتي

23:12.824 --> 23:15.291
.پس بذار همين الآن يه چيز رو بهت بگم

23:15.461 --> 23:18.662
...اگه يه قدم اشتباه برداري،يه جا سوتي بدي

23:18.675 --> 23:21.198
...يه دليل بهم بده که ممکنه به آنگ آسيب بزني...

23:21.218 --> 23:24.069
.اون موقع ديگه نيازي نيست که نگران سرنوشتت باشي...

23:24.151 --> 23:34.578
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
