1
00:00:02,501 --> 00:00:04,876
"آب"

2
00:00:04,877 --> 00:00:06,752
"خاک"

3
00:00:06,753 --> 00:00:08,864
"آتش"

4
00:00:08,865 --> 00:00:10,157
"باد"

5
00:00:11,224 --> 00:00:15,363
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

6
00:00:15,364 --> 00:00:19,447
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:19,649 --> 00:00:23,765
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,766 --> 00:00:26,929
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

9
00:00:27,271 --> 00:00:31,096
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:31,097 --> 00:00:32,938
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:33,040 --> 00:00:35,147
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

12
00:00:35,148 --> 00:00:38,885
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

13
00:00:38,886 --> 00:00:42,512
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:48,156 --> 00:00:50,358
...آنچه در آواتار گذشت

15
00:00:51,293 --> 00:00:54,898
.تو داري به تنها آب افزار توي کل قطب جنوب نگاه ميکني

16
00:00:55,179 --> 00:00:59,104
.اين کشتي از زماني که مامان بزرگم يه دختر بچه بود خالي بوده

17
00:00:59,398 --> 00:01:02,362
.اين کشتي از اولين سري حمله‌ي ملت آتش اينجا مونده

18
00:01:02,490 --> 00:01:05,131
.افسانه‌ها ميگن ماه اولين آب افزار بود

19
00:01:05,246 --> 00:01:08,170
.اجداد ما ديدن که چجوري آب رو هل ميداد و مکشيد

20
00:01:08,421 --> 00:01:10,503
.و اونا هم ياد گرفتن چجوري خودشون اينکار رو انجام بدن

21
00:01:10,718 --> 00:01:13,761
.من هميشه متوجه اين ميشدم که قدرت آب افزريم شب‌ها قويتره

22
00:01:16,399 --> 00:01:17,601
داري چيکار ميکني؟

23
00:01:17,777 --> 00:01:19,860
.دارم آب خودم رو درست ميکنم

24
00:01:21,996 --> 00:01:26,001
آتش : کتاب سوم
قسمت هشتم : عروسک گردان

25
00:01:26,602 --> 00:01:35,608
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26
00:01:36,419 --> 00:01:42,134
.ناگهان اونا توي تاريکي در انتهاي راهرو صدايي شنيدن

27
00:01:46,893 --> 00:01:49,336
...اومد توي روشنايي مشعل

28
00:01:49,566 --> 00:01:53,771
.و اونا فهميدن که شمشير وينگ-فان تسخير شده...

29
00:02:00,010 --> 00:02:03,053
.فکر کنم از داستان "مردي با دست شمشيري" بيشتر خوشم اومد

30
00:02:03,308 --> 00:02:05,912
.دورهمي‌هاي قبل از خواب قبيله‌ي آب بايد خيلي مسخره باشه

31
00:02:06,150 --> 00:02:07,752
.نه،صبر کن،من يکي خوبش رو بلدم

32
00:02:07,822 --> 00:02:10,223
.و اين يه داستان واقعي مختص قبليه‌ي آب جنوبيه

33
00:02:10,326 --> 00:02:12,689
...اينم يه دونه از اون داستان‌هايه که ميگه "يکي از دوستاي پسرخاله‌ام

34
00:02:12,792 --> 00:02:14,832
"يه يارويي ميشناخت که اين براش اتفاق افتاده؟...

35
00:02:14,921 --> 00:02:17,605
.نه،براي مامان اتفاق افتاد

36
00:02:20,811 --> 00:02:22,974
...يه زمستون،وقتي مامان يه دختر بچه بود

37
00:02:23,192 --> 00:02:25,915
.يه طوفان برف کل روستا رو براي هفته‌ها مدفون کرد...

38
00:02:26,159 --> 00:02:30,124
.يه ماه بعد مامان فهميد که دوستش "ني-ني" رو از بعد از طوفان نديده

39
00:02:30,419 --> 00:02:33,422
.پس مامان و بعضي‌هاي ديگه رفتن تا يه سر به خانواده‌ي ني ني بزنن

40
00:02:33,678 --> 00:02:35,560
.وقتي رسيدن اونجا،کسي خونه نبود

41
00:02:35,766 --> 00:02:38,249
.فقط يه آتيش سوسو کنان توي شومينه روشن بود

42
00:02:38,481 --> 00:02:40,112
...وقتي بقيه رفتن بيرون براي جست و جو

43
00:02:40,236 --> 00:02:41,918
.مامان توي خونه موند...

44
00:02:42,116 --> 00:02:44,919
.وقتي تنها بود يه صدايي شنيد

45
00:02:45,166 --> 00:02:49,531
"خيلي سرده و نميتونم خودم رو گرم کنم"

46
00:02:49,843 --> 00:02:52,727
.مامان برگشت و ني ني رو ديد که کنار آتيش وايساده

47
00:02:52,977 --> 00:02:55,340
.آبي بود،انگار که يخ زده بود

48
00:02:55,566 --> 00:02:59,210
...مامان رفت بيرون تا کمک بياره ولي وقتي همه برگشتن

49
00:02:59,493 --> 00:03:01,335
.ني ني رفته بود...

50
00:03:01,540 --> 00:03:02,661
کجا رفت؟

51
00:03:02,834 --> 00:03:04,716
.کسي نميدونه

52
00:03:04,922 --> 00:03:07,445
.خونه‌ي ني ني تا الآن خالي مونده

53
00:03:07,555 --> 00:03:10,637
.اما بعضي وقتا مردم ميبينن که از توي دودکش دود مياد بيرون

54
00:03:10,771 --> 00:03:14,095
.انگار ني ني کوچولو هنوز سعي داره گرم بشه

55
00:03:17,580 --> 00:03:19,302
.صبر کنيد

56
00:03:19,502 --> 00:03:21,304
بچه‌ها شنيديد؟

57
00:03:21,506 --> 00:03:24,750
.من صداي مردم رو زير کوه ميشنوم و اونا دارن داد ميزنن

58
00:03:25,015 --> 00:03:27,738
.پوف،تلاش خوبي بود

59
00:03:27,982 --> 00:03:31,266
.نه،جدي ميگم،يه چيزي ميشنوم

60
00:03:31,531 --> 00:03:34,414
.احتمالاً به خاطر داستان ارواح جوگير شدي

61
00:03:34,665 --> 00:03:36,427
.همين الآن قطع شد

62
00:03:36,628 --> 00:03:39,231
.خيلي خب،حالا من دارم ميترسم

63
00:03:39,468 --> 00:03:40,670
.سلام بچه‌ها

64
00:03:45,401 --> 00:03:48,684
.ببخشيد که شما رو ترسوندم،اسم من "هاما"ست

65
00:03:48,951 --> 00:03:52,916
.شما بچه‌ها اين وقت شب نبايد تنهايي اين بيرون باشيد

66
00:03:53,212 --> 00:03:58,698
،من اين نزديکي يه مسافرخونه دارم
چرا نميايد يه کم چاي داغ بخوريد و توي جاي گرم بخوابيد؟

67
00:04:00,145 --> 00:04:01,747
.بله لطفاً

68
00:04:08,583 --> 00:04:11,787
.مرسي که گذاشتيد ما امشب اينجا بمونيم،مسافرخونه‌ي قشنگي داريد

69
00:04:12,050 --> 00:04:13,893
.نظر لطف شماست

70
00:04:13,973 --> 00:04:15,613
.ميدونيد،بايد مراقب باشيد

71
00:04:15,685 --> 00:04:19,169
.مردم توي اون جنگلي که اردو زده بوديد ناپديد ميشن

72
00:04:19,320 --> 00:04:21,040
منظورتون چيه ناپديد ميشن؟

73
00:04:21,115 --> 00:04:25,601
...وقتي ماه کامل ميشه،مردم وارد جنگل ميشن

74
00:04:25,919 --> 00:04:29,163
.و بيرون نميان...

75
00:04:29,428 --> 00:04:31,591
کي بازم چاي ميخواد؟

76
00:04:35,150 --> 00:04:38,754
.نگران نباشيد اينجا جاتون کاملاً امنه

77
00:04:39,036 --> 00:04:43,681
چرا نميايد تا اتاق‌هاتون رو بهتون نشم بدم
تا بتونيد شب خيلي خوب استراحت کنيد؟

78
00:04:54,199 --> 00:04:56,361
.ميدونم مومو اينجا خيلي ترسناکه

79
00:04:56,580 --> 00:04:59,263
.نميدونم بتونم بخوابم يا نه

80
00:05:09,070 --> 00:05:10,912
.بيدار شو،بيدار شو

81
00:05:11,116 --> 00:05:14,120
.وقت خريد رفتنه

82
00:05:24,023 --> 00:05:26,546
.اون آقاي يائو به نظر ميرسيد عاشقتونه

83
00:05:26,657 --> 00:05:29,939
.شايد بايد برگرديم ببينم بهمون يه کم سس مجاني کومودو ميده يا نه

84
00:05:30,081 --> 00:05:33,765
...يعني ميخواي من رو مجبور کني از جذابيت‌هاي زنانه‌ام استفاده کنم

85
00:05:34,048 --> 00:05:36,251
تا سر اون مرد بيچاره رو کلاه بذارم؟...

86
00:05:36,471 --> 00:05:40,116
.فکر کنم من و تو خيلي راحت با هم کنار ميايم

87
00:05:40,399 --> 00:05:43,563
تا هفته‌ي دگه هيچ "موز-خاکستر"ي نمياري؟

88
00:05:43,823 --> 00:05:48,349
خب مجبورم يکي از پسرام رو بفرستم به
.جزيره‌ي هنگ-وا و سفرش هم 2 روز طول ميکشه

89
00:05:48,670 --> 00:05:51,794
.اوه،درسته،فردا ماه کامله

90
00:05:52,053 --> 00:05:55,217
.دقيقاً،من ديگه نميتونم يکي از باربرهام رو توي جنگل از دست بدم

91
00:05:55,478 --> 00:05:58,041
...مردمي که توي جنگ ناپديد ميشن

92
00:05:58,277 --> 00:05:59,839
...اتفاقاي عجيب در طول ماه کامل...

93
00:06:00,031 --> 00:06:02,473
.اين ماجرا بوي مسخره بازي‌هاي دنياي ارواح رو ميده

94
00:06:02,705 --> 00:06:04,827
...شرط ميبندم اگه اطراف شهر يه دوري بزنيم

95
00:06:04,920 --> 00:06:08,362
ميفهميم که اين مردم با طبيعت چيکار کردن...
.که ارواح رو عصباني کرده

96
00:06:08,511 --> 00:06:12,355
!!بعدم تو ميتوني اين راز کوچيک رو فشنگي به مدل آواتاري حل کني

97
00:06:12,647 --> 00:06:15,530
.کمک به مردم،اين کار منه

98
00:06:15,779 --> 00:06:19,103
چرا شما اون چيزا رو به مسافرخونه نميبرين؟

99
00:06:19,372 --> 00:06:21,574
.من بايد به چند جا ديگه هم سر بزنم

100
00:06:21,795 --> 00:06:23,677
.يه کم ديگه منم ميام

101
00:06:23,759 --> 00:06:26,240
!!عجب شهر مرموزي اينجا داريدا

102
00:06:26,347 --> 00:06:30,432
.شهر مرموز براي بچه‌هاي مرموز

103
00:06:37,919 --> 00:06:39,681
.اون هاما يه کم عجيب به نظر مياد

104
00:06:39,758 --> 00:06:42,559
.انگار يه چيزي ميدونه يا داره يه چيزي رو پنهان ميکنه

105
00:06:42,681 --> 00:06:44,082
.مسخره است

106
00:06:44,267 --> 00:06:47,161
.اون يه زن خوبه که ما رو اينجا راه داد و گذاشت اينجا بمونيم

107
00:06:47,287 --> 00:06:48,957
.اون يه جورايي من رو ياد مامان بزرگ ميندازه

108
00:06:49,030 --> 00:06:52,164
اما اونجا که گفت بچه‌هاي مرموز منظورش چي بود؟

109
00:06:52,371 --> 00:06:54,213
.خدايا،من از کجا بدونم

110
00:06:54,294 --> 00:06:58,017
شايد چون چهارتا بچه‌ي غريبه رو
شب توي جنگل پيدا کرد که اردو زده بودن؟

111
00:06:58,178 --> 00:07:00,821
اون يه کم مرموز نيست؟

112
00:07:01,059 --> 00:07:03,583
.من يه دوري اين اطراف ميزنم

113
00:07:06,407 --> 00:07:08,610
ساکا،ساکا داري چيکار ميکني؟

114
00:07:08,706 --> 00:07:11,026
.تو نميتوني همينجوري توي خونه‌ي مردم سرک بکشي

115
00:07:11,128 --> 00:07:12,209
.مشکلي پيش نمياد

116
00:07:12,380 --> 00:07:15,824
.اون ممکنه تا چند دقيقه‌ي ديگه بياد خونه

117
00:07:16,098 --> 00:07:18,541
.ساکا تو داري کار ميکني که همه‌ي ما رو تو دردسر بندازه

118
00:07:18,772 --> 00:07:20,374
.و اين واقعاً حمل بر بي ادبيه

119
00:07:20,568 --> 00:07:21,969
.من هنوز کارم تموم نشده

120
00:07:22,155 --> 00:07:24,678
...يالا

121
00:07:28,045 --> 00:07:30,287
.خيلي خب،اين واقعاً ترسناکه

122
00:07:30,510 --> 00:07:31,991
.خب اون يه سرگرمي واسه خودش داره

123
00:07:32,057 --> 00:07:33,897
.چيز عجيبي نيست که

124
00:07:33,977 --> 00:07:35,699
.ساکا به اندازه‌ي کافي گشتي

125
00:07:35,898 --> 00:07:37,460
.هاما زود برميگرده

126
00:07:37,528 --> 00:07:41,130
فقط يه مسافرخونه چيِ عادي که عاشق عروسک خيمه شب بازي‌ـه،هاه؟

127
00:07:41,287 --> 00:07:43,128
پس چرا اين بالا يه در قفل داره؟

128
00:07:43,209 --> 00:07:46,573
.شايد به خاطر اينه که نذاره افرادي مثل تو توي وسايلش سرک بکشن

129
00:07:46,842 --> 00:07:48,805
.خواهيم ديد

130
00:07:48,891 --> 00:07:50,811
.خاليه،به جز يه صندوق کوچيک

131
00:07:50,895 --> 00:07:54,219
.شايد گنجه

132
00:07:54,486 --> 00:07:56,289
ساکا داري چيکار ميکني؟

133
00:07:56,368 --> 00:07:58,248
.تو داري به زور وارد يه اتاق شخصي ميشي

134
00:07:58,330 --> 00:08:00,573
.بايد ببينم اون تو چيه

135
00:08:04,261 --> 00:08:06,744
.ما نبايد اينکار رو بکنيم

136
00:08:06,976 --> 00:08:08,979
.شايد اين اطراف يه کليدي چيزي باشه

137
00:08:09,191 --> 00:08:10,913
.اوه،بدش من

138
00:08:15,707 --> 00:08:17,028
.يالا،يالا

139
00:08:17,212 --> 00:08:19,374
.اين به اون اندازه که به نظر مياد آسون نيست

140
00:08:19,591 --> 00:08:21,474
.بچه‌ها من زياد حس خوبي ندارم

141
00:08:21,680 --> 00:08:23,682
.اين مسخره است،من دارم ميرم

142
00:08:23,895 --> 00:08:26,257
.هر جور راحتي،تو کارت رو بکن تاف

143
00:08:29,324 --> 00:08:31,687
.من بهتون ميگم چي تو جعبه است

144
00:08:46,910 --> 00:08:48,392
يه شونه‌ي قديمي؟

145
00:08:48,581 --> 00:08:51,344
.اين با ارزشترين گنج منه

146
00:08:51,590 --> 00:08:56,796
اين آخرين چيزيه که از دوران
.بزرگ شدنم توي قطب جنوب دارم

147
00:08:58,523 --> 00:09:00,515
شما اهل قبيله‌ي آب جنوبي هستين؟

148
00:09:02,378 --> 00:09:04,340
.درست مثل تو

149
00:09:04,507 --> 00:09:05,709
از کجا فهميديد؟

150
00:09:05,886 --> 00:09:08,128
.حرفاتون رو دور آتيش اردوتون شنيدم

151
00:09:08,351 --> 00:09:09,873
اما چرا بهمون نگفتين؟

152
00:09:10,063 --> 00:09:12,426
.ميخواستم سورپرايزتون کنم

153
00:09:12,653 --> 00:09:17,138
من اين همه غذا امروز خريدم تا بتونم
.براتون يه شام قبيله‌ي آبي عالي درست کنم

154
00:09:17,457 --> 00:09:20,781
...البته نميتونم همه‌ي مخلفاتي که ميخوام رو از اينجا تهيه کنم،اما

155
00:09:21,049 --> 00:09:24,573
اگه کام کوات اقيانوسي رو به اندازه جوش...
.بياري خيلي شبيه به آلوي سياه دريايي ميشه

156
00:09:25,592 --> 00:09:27,603
.عاليه

157
00:09:27,691 --> 00:09:29,733
.ميدونستم که همون لحظه که ديدمتون يه پيوندي رو با شما حس کردم

158
00:09:29,821 --> 00:09:31,702
.و منم ميدونستم که شما يه رازي رو مخفي ميکنيد

159
00:09:31,784 --> 00:09:33,426
.پس فکر کنم هردومون درست ميگفتيم

160
00:09:33,622 --> 00:09:36,385
.اما متأسفم که داشتيم فضولي ميکرديم

161
00:09:36,631 --> 00:09:39,234
.عذرخواهي پذيرفته شد

162
00:09:39,470 --> 00:09:41,793
.حالا بيايد غذا بپزيم

163
00:09:59,689 --> 00:10:01,892
.من از آلوي سياه دريايي بدم مياد

164
00:10:02,113 --> 00:10:04,236
.من فکر کردم که کام کوات اقيانوسي هستن

165
00:10:04,327 --> 00:10:05,446
.يه چيزي تو همون مايه ها

166
00:10:05,495 --> 00:10:08,499
کي سوپ پنج گل ميخواد؟

167
00:10:13,098 --> 00:10:14,380
.شما يه آب افزاري

168
00:10:14,436 --> 00:10:17,077
.من تا حالا هيچ آب افزاري از قبيله‌ي خودمون نديدم

169
00:10:17,192 --> 00:10:21,077
.چون ملت آتش همشون رو نابود کرد

170
00:10:21,370 --> 00:10:22,972
.من آخرين نفر بودم

171
00:10:23,165 --> 00:10:26,009
پس چجوري از اينجا سر در آورديد؟

172
00:10:26,257 --> 00:10:29,781
.من رو از خونه‌م دزديدن

173
00:10:30,058 --> 00:10:33,983
.شصت سال پيش بود که تهاجم‌ها شروع شد

174
00:11:00,844 --> 00:11:02,486
.اونا پشت سر هم اومدن و اومدن

175
00:11:02,682 --> 00:11:07,769
هر بار تعداد بيشتري از آب افزارهامون
.رو دستگير ميکردن و با خودشون ميبردن

176
00:11:12,165 --> 00:11:13,767
.ما تمام تلاشمون رو کرديم تا اونا رو دور نگه داريم

177
00:11:13,961 --> 00:11:17,765
اما تعدادمون همونطور که حمله‌ها ادامه پيدا ميکرد
.به تدريج کمتر و کمتر ميشد

178
00:11:25,489 --> 00:11:30,254
.بالاخره من هم دستگير شدم

179
00:11:31,296 --> 00:11:34,459
.من رو زنجير زده بردن

180
00:11:34,721 --> 00:11:38,405
.آخرين آب افزار قبيله‌ي آب جنوبي

181
00:11:45,749 --> 00:11:49,393
.اونا ما رو اينجا توي ملت آتش توي بدترين زندانها نگه داشتن

182
00:11:49,675 --> 00:11:52,718
.من تنها کسي بودم که تونستم فرار کنم

183
00:11:52,976 --> 00:11:54,618
چطوري فرار کردين؟

184
00:11:54,814 --> 00:11:57,056
و براي چي تو ملت آتش مونديد؟

185
00:11:57,279 --> 00:11:58,680
.متأسفم

186
00:11:58,865 --> 00:12:01,868
.ديگه حرف زدن در موردش دردناکه

187
00:12:02,123 --> 00:12:03,846
.ما کاملاً درک ميکنم

188
00:12:04,045 --> 00:12:06,127
.مادرمون رو توي يه تهاجم از دست داديم

189
00:12:06,343 --> 00:12:08,505
.اوه،بچه‌ها بيچاره

190
00:12:10,645 --> 00:12:13,568
.نميتونم احساسم رو در مورد ملاقات با شما به خوبي ابراز کنم

191
00:12:13,819 --> 00:12:15,902
.باعث افتخار منه،شما يه قهرمانيد

192
00:12:16,116 --> 00:12:19,680
.من هيچوقت فکر نميکردم که يه آب افزار جنوبي رو ببيننم

193
00:12:19,960 --> 00:12:22,042
.من دوست دارم بهت چيزايي که ميدونم رو ياد بدم

194
00:12:22,258 --> 00:12:25,101
.تا بتوني وقتي من مردم رسومات جنوبي رو حفظ کني

195
00:12:25,348 --> 00:12:28,512
.بله،بله البته

196
00:12:28,774 --> 00:12:32,779
.اينکه در مورد ميراثم ياد بگيرم برام خيلي ارزش داره

197
00:12:37,296 --> 00:12:39,018
...وقتي توي قطب جنوب بزرگ ميشي

198
00:12:39,217 --> 00:12:43,943
.آب افزارها کاملاً خونه‌هاشون با برف و يخ و دريا احاطه شده...

199
00:12:44,271 --> 00:12:46,554
...اما همونطور که حتماً توي سفرات متوجه شدي

200
00:12:46,778 --> 00:12:49,341
.اين مورد هر جايي که بري صادق نيست...

201
00:12:49,577 --> 00:12:51,750
...ميدونم،وقتي توي صحرا گير افتاده بوديم

202
00:12:51,915 --> 00:12:54,398
.حس کردم که تقريباً هيچي نيست که بتونم انجام بدم...

203
00:12:54,631 --> 00:12:58,836
.به همين خاطره که بايد يادبگيري آب رو هر جايي که هست کنترل کني

204
00:12:59,143 --> 00:13:01,435
.من حتي از عرق خودم براي آب افزاري استفاده کردم

205
00:13:01,649 --> 00:13:04,012
.اين خيلي مبتکرانه است کاتارا

206
00:13:04,239 --> 00:13:06,401
.تو داري مثل يه استاد واقعي فکر ميکني

207
00:13:06,620 --> 00:13:10,144
اما ميدونستي که ميتوني حتي از هواي خالي هم آب بيرون بکشي؟

208
00:13:14,473 --> 00:13:18,037
.بايد يه ذهن باز داشته باشي کاتارا

209
00:13:18,316 --> 00:13:21,760
.توي جاهايي که فکرشم نميکني آبه

210
00:13:22,609 --> 00:13:28,944
.اينجا بايد زيباترين طبيعت توي کل ملت آتش باشه

211
00:13:29,218 --> 00:13:31,660
.من که چيزي نميبينم تا باعث بشه يه روح عصباني بشه

212
00:13:31,767 --> 00:13:35,691
.شايد روح ماه بد شده

213
00:13:35,985 --> 00:13:38,588
...روح ماه يه خانم با شخصيت و دوست داشتنيه

214
00:13:38,826 --> 00:13:40,628
.اون با دلسوزي و مهربوني به آسمون حکومت ميکنه

215
00:13:40,831 --> 00:13:42,993
.و...با خلوص نيت ماهانه

216
00:13:44,882 --> 00:13:46,524
.ميبخشيد قربان

217
00:13:46,596 --> 00:13:49,798
ميتونيد چيزي در مورد روحي که مردم رو ميدزده بهمون بگيد؟

218
00:13:49,937 --> 00:13:53,822
.تنها يه مرد اون رو ديده و زنده مونده که اونم "دينگ" پيره

219
00:13:54,114 --> 00:13:56,357
دينگ پير کجا زندگي ميکنه؟

220
00:13:56,579 --> 00:13:59,703
.واو،اين گلها خيلي قشنگن

221
00:13:59,962 --> 00:14:01,725
.بهشون ميگن ليلي هاي آتشين

222
00:14:01,926 --> 00:14:05,049
.اونا فقط توي بعضي هفته‌هاي سال شکوفه ميزنن

223
00:14:05,309 --> 00:14:08,673
.اما اونا يکي از چيزهاي مورد علاقه‌ي من در مورد زندگي در اينجاست

224
00:14:08,944 --> 00:14:12,669
.و مثل همه‌ي گياهان و همه‌ي چيزهاي زنده،اونا پر از آب هستن

225
00:14:12,953 --> 00:14:15,396
...من قبلاً يه آب افزار ديدم که توي مرداب زندگي ميکرد

226
00:14:15,503 --> 00:14:18,224
.و ميتونست پيچک‌ها رو بوسيله‌ي آب داخلشون کنترل کنه...

227
00:14:18,342 --> 00:14:21,506
.تو حتي ميتوني فراتر از اين هم ببريش

228
00:14:27,324 --> 00:14:29,967
.اون فوق العاده بود

229
00:14:30,207 --> 00:14:32,649
.البته براي ليلي‌ها خيلي بد شد

230
00:14:32,881 --> 00:14:34,403
.اونا فقط گل هستن

231
00:14:34,593 --> 00:14:36,825
...وقتي تو يه آب افزار توي يه سرزمين غريبه هستي

232
00:14:37,016 --> 00:14:39,659
.کاري رو که براي زنده موندن بايد،ميکني...

233
00:14:39,898 --> 00:14:43,262
.امشب بهت تکنيک نهايي آب افزاري رو ياد ميدم

234
00:14:43,533 --> 00:14:46,336
.فقط ميتونه توي ماه کامل انجام بشه

235
00:14:46,581 --> 00:14:48,463
.وقتي که قدرت عنصر افزاريت در نهايت خودشه

236
00:14:48,670 --> 00:14:50,792
اما خطرناک نيست؟

237
00:14:50,885 --> 00:14:54,087
.من فکر کردم مردم اينجا در طول ماه کامل ناپديد ميشن

238
00:14:54,225 --> 00:14:56,027
.اوه،کاتارا

239
00:14:56,231 --> 00:14:59,635
دو استاد آب افزار در زير نور ماه کامل؟

240
00:14:59,907 --> 00:15:02,510
.من که فکر نميکنم چيزي براي نگراني داشته باشيم

241
00:15:12,981 --> 00:15:14,032
دينگ پير؟

242
00:15:15,990 --> 00:15:17,110
.آه،لعنتي

243
00:15:17,159 --> 00:15:18,210
چيه؟

244
00:15:18,370 --> 00:15:19,892
نميتونيد ببينيد سرم شلوغه؟

245
00:15:20,082 --> 00:15:22,405
.ماه کامل داره بالا مياد

246
00:15:22,630 --> 00:15:26,275
.و چرا هميشه همه اين رو بهم ميگن،من اونقدرها هم پير نيستم

247
00:15:30,484 --> 00:15:32,286
.خب،حداقل قلبم جوونه

248
00:15:35,329 --> 00:15:40,055
.حداقل هنوز آماده‌ي اين نيستم که هيولاي ماه من رو بگيره

249
00:15:40,383 --> 00:15:42,426
.ما ميخواستيم در مورد همين ازتون بپرسيم

250
00:15:42,515 --> 00:15:44,716
چهره‌ي روحي که شما رو گرفت قشنگ ديديد؟

251
00:15:44,812 --> 00:15:46,534
.هيچ روحي نديدم

252
00:15:46,733 --> 00:15:48,776
.فقط حس کردم يه چيزي من رو گرفته

253
00:15:48,989 --> 00:15:51,191
.مثل اين که تسخير شده بودم

254
00:15:51,412 --> 00:15:55,176
.مجبورم کرد که به سمت کوه حرکت کنم

255
00:15:55,464 --> 00:15:58,868
.سعي کردم باهاش مبارزه کنم اما نميتونستم دست و پام رو کنترل کنم

256
00:15:59,140 --> 00:16:02,544
.نزديک بود که من رو توي يه غار ببره

257
00:16:02,816 --> 00:16:09,024
و منم بالا رو نگاه کردم تا ماه رو ببينم چون فکر کردم
.اون آخرين باري هست که روشنايي رو ميبينم

258
00:16:09,415 --> 00:16:12,499
.اما بعد خورشيد شروع به طلوع کرد

259
00:16:12,757 --> 00:16:14,840
.و بعد دوباره کنترل خودم رو به دست گرفتم

260
00:16:15,055 --> 00:16:18,339
منم دُمم رو گذاشتم رو کولم و تا جايي که ميتونستم
.سريع دويدم و از اون کوه دور شدم

261
00:16:18,605 --> 00:16:21,609
چرا يه روح بايد بخواد مردم رو ببره به کوه؟

262
00:16:21,863 --> 00:16:23,065
!اوه،نه

263
00:16:23,118 --> 00:16:25,478
.من شنيدم که مردم زير کوه داشتن داد ميزدن

264
00:16:25,582 --> 00:16:28,185
.روستايي‌هاي گمشده بايد هنوزم اونجا باشن

265
00:16:40,054 --> 00:16:42,176
.ميتونم صداشون رو بشنوم،اونا اين طرف هستن

266
00:16:46,696 --> 00:16:49,900
ميتوني قدرتي که ماه کامل ميده رو حس کني؟

267
00:16:52,919 --> 00:16:56,844
نسل‌ها اون با روشنايي خودش آب افزارها
.رو مورد عنايت خودش قرار داده

268
00:16:57,138 --> 00:17:02,144
.به ما اين قدرت رو داده تا کارهاي خارق العاده انجام بديم

269
00:17:02,485 --> 00:17:05,969
.من هيچوقت اينقدر حس زنده بودن نداشتم

270
00:17:09,921 --> 00:17:11,282
.همينجاست

271
00:17:11,466 --> 00:17:13,309
.من نميتونم اون پايين چيزي ببينم

272
00:17:13,513 --> 00:17:16,156
.به خاطر همينه که من رو داري،بيايد بريم

273
00:17:29,010 --> 00:17:30,813
.نجات پيدا کرديم

274
00:17:31,016 --> 00:17:35,421
،نميدونستم ارواح يه همچين زندان‌هايي درست ميکنن
کي شما رو اينجا آورد؟

275
00:17:35,735 --> 00:17:37,297
.روحي در کار نبود

276
00:17:37,491 --> 00:17:38,732
.کار يه جادوگر بود

277
00:17:38,910 --> 00:17:40,752
يه جادوگر؟ منظورت چيه؟

278
00:17:40,958 --> 00:17:43,921
.به نظر شبيه يه پيرزن معمولي ميومد

279
00:17:44,174 --> 00:17:47,497
.اما اون مردم رو مثل يجور عروسک گردان پليد کنترل ميکنه

280
00:17:47,766 --> 00:17:49,248
.هاما

281
00:17:49,437 --> 00:17:51,239
.آره،همون مسافرخونه چي

282
00:17:51,441 --> 00:17:53,964
.ميدونستم يه چيز مرموزي در مورد اون وجود داره

283
00:17:54,198 --> 00:17:55,520
.ما بايد جلوي هاما رو بگيريم

284
00:17:55,702 --> 00:17:59,026
.من اين مردم رو از اينجا ميارم بيرون شما بريد

285
00:18:04,308 --> 00:18:05,909
...چيزي که ميخوام بهت نشون بدم

286
00:18:06,104 --> 00:18:10,909
.رو توي اون زندان فلاکت بار ملت آتش کشف کردم...

287
00:18:11,242 --> 00:18:14,686
نگهبان‌ها هميشه مراقب بودن تا
.هر گونه آب رو از ما دور نگه دارن

288
00:18:14,918 --> 00:18:18,803
اونا به داخل هواي خشک تزريق کردن
.و ما رو از زمين دور نگه داشتن

289
00:18:19,095 --> 00:18:24,502
قبل از اينکه هيچ آبي بهمون بدن دست و پاهامون
.رو قل و زنجير ميکردن تا نتونيم عنصر افزاري کنيم

290
00:18:24,860 --> 00:18:29,386
.هر گونه علامتي از دردسر جزاي وحشتناکي داشت

291
00:18:29,705 --> 00:18:34,150
.و با اينحال،هر ماه من حس ميکردم که ماه با انرژي خودش من رو پر ميکنه

292
00:18:34,468 --> 00:18:37,591
.بايد يه چيزي مي بود که بتونم انجام بدم و فرار کنم

293
00:18:37,851 --> 00:18:42,256
.بعد فهميدم هرجايي که زندگي هست آب هم هست

294
00:18:42,571 --> 00:18:45,815
...موش‌هايي که کف قفس من حرکت ميکردن

295
00:18:46,080 --> 00:18:49,564
.چيزي بيشتر از يه کيسه‌ي پر از آب نبودن...

296
00:18:49,839 --> 00:18:55,606
و من سال‌ها زمان صرف پرورش اين مهارت
.کردم که من رو به سمت آزاديم سوق داد

297
00:18:55,979 --> 00:18:58,342
.خون افزاري

298
00:18:58,569 --> 00:19:01,173
.کنترل آب در بدن کس ديگه

299
00:19:01,410 --> 00:19:04,574
.خواسته‌ي خودت رو به ديگران تحميل کني

300
00:19:04,835 --> 00:19:09,681
.زماني که تونستم به موشها مسلط بشم آماده‌ي انسان‌ها بودم

301
00:19:16,449 --> 00:19:18,571
...و در طول ماه کامل بعدي

302
00:19:18,788 --> 00:19:21,791
.براي اولين براي بعد از ده‌ها سال بالاخره آزاد شدم...

303
00:19:23,299 --> 00:19:27,744
درِ سلول من توسط همون کسي که مأمور
.شده بود من رو داخل نگه داره باز شد

304
00:19:28,061 --> 00:19:32,386
...زماني که به اين تکنيک مسلط شدي ميتوني هر چيزي

305
00:19:32,697 --> 00:19:34,860
.يا هر کسي رو کنترل کني...

306
00:19:35,079 --> 00:19:38,683
...اما رسوخ به درون کسي و کنترلش

307
00:19:38,963 --> 00:19:41,606
.نميدونم همچين قدرتي رو ميخوام يا نه...

308
00:19:41,845 --> 00:19:44,208
.انتخاب با تو نيست

309
00:19:44,436 --> 00:19:46,879
.اين قدرت در تو وجود داره

310
00:19:47,109 --> 00:19:50,593
و اين وظيفه‌ي توئه که از اين موهبتي که بهت
.داده شده براي بردن در اين جنگ استفاده کني

311
00:19:50,868 --> 00:19:56,074
،کاتارا اونا سعي کردن ما رو نابود کنن
.تمام فرهنگ ما رو،مادر تو رو

312
00:19:56,424 --> 00:19:57,585
.ميدونم

313
00:19:57,760 --> 00:20:01,124
.پس بايد درک کني که من دارم از چي صحبت ميکنم

314
00:20:01,396 --> 00:20:04,800
.ما آخرين آب افزارهاي قبليه‌ي جنوبي هستيم

315
00:20:05,071 --> 00:20:08,035
.ما بايد هر زماني که ميتونيم با اين مردم بجنگيم

316
00:20:08,288 --> 00:20:11,572
.هر جايي که اونا هستن و به هر قيمتي

317
00:20:11,837 --> 00:20:13,559
.اون تويي

318
00:20:13,759 --> 00:20:17,244
.تو کسي هستي که باعث ميشه مردم توي ماه کامل ناپديد بشن

319
00:20:17,519 --> 00:20:20,723
...اونا من رو به همراه برادران و خواهرانم

320
00:20:20,986 --> 00:20:23,028
.توي زندان انداختن که بپوسيم...

321
00:20:23,242 --> 00:20:24,884
.اونا ليقات چيزي مشابه اون رو دارن

322
00:20:25,080 --> 00:20:26,882
.تو بايد کار من رو زنده نگه داري

323
00:20:27,085 --> 00:20:29,488
.اين کار رو نميکنم،من از خون افزاري استفاده نميکنم

324
00:20:29,715 --> 00:20:32,319
.و بهت اجازه نميدم که مردم اين شهر رو بيشتر از اين بترسوني

325
00:20:36,735 --> 00:20:40,379
.بايد قبل از اينکه بر عليه من بشي تکنيکش رو ياد ميگرفتي

326
00:20:40,661 --> 00:20:43,744
.امکان نداره بتوني خودت رو از چنگال من رها کني

327
00:20:44,003 --> 00:20:48,408
.من هر ماهيچه و هر رگ توي بدنت رو کنترل ميکنم

328
00:21:01,798 --> 00:21:03,320
.بس کن،خواهش ميکنم

329
00:21:21,723 --> 00:21:24,486
.تو تنها کسي نيستي که از ماه قدرت ميگيره

330
00:21:24,730 --> 00:21:27,453
.قدرت عنصر افزاري من از تو قويتره هاما

331
00:21:27,696 --> 00:21:30,659
.تکنيک تو روي من بي فايده است

332
00:21:53,899 --> 00:21:57,411
.ما ميدونيم داشتي تو اين مدت چيکار ميکردي هاما

333
00:21:57,563 --> 00:21:59,164
.تسليم شو،ما تعدادمون بيشتره

334
00:21:59,359 --> 00:22:01,922
.نه

335
00:22:02,158 --> 00:22:04,801
.شما خودتون تعداد خودتون رو کم کرديد

336
00:22:14,523 --> 00:22:15,965
.کاتارا مراقب باش

337
00:22:18,156 --> 00:22:20,639
!مثل اين ميمونه که مغزم خودش يه مغز ديگه داره

338
00:22:20,872 --> 00:22:23,516
!بس کن بازو! بس کن

339
00:22:26,010 --> 00:22:27,692
.حس عجيبي داره

340
00:22:30,730 --> 00:22:32,292
.متأسفم آنگ

341
00:22:32,484 --> 00:22:34,006
.مشکلي نيست

342
00:22:41,423 --> 00:22:44,226
.به دوستات آسيب نزن کاتارا

343
00:22:44,473 --> 00:22:46,595
.و نذار اونا به همديگه آسيب بزنن

344
00:22:49,068 --> 00:22:50,350
!نه

345
00:23:12,586 --> 00:23:15,309
.تو تا ابد زنداني ميشي

346
00:23:15,552 --> 00:23:17,875
.کار من تمام شده

347
00:23:18,099 --> 00:23:20,542
.تبريک ميگم کاتارا

348
00:23:20,773 --> 00:23:30,978
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
