1
00:00:02,918 --> 00:00:05,288
"آب"

2
00:00:05,289 --> 00:00:07,161
"خاک"

3
00:00:07,162 --> 00:00:09,268
"آتش"

4
00:00:09,269 --> 00:00:10,559
"باد"

5
00:00:11,624 --> 00:00:15,755
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

6
00:00:15,756 --> 00:00:19,831
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

7
00:00:20,031 --> 00:00:24,140
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:24,141 --> 00:00:27,298
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

9
00:00:27,638 --> 00:00:31,456
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

10
00:00:31,457 --> 00:00:33,295
"يه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:33,396 --> 00:00:35,499
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

12
00:00:35,500 --> 00:00:39,229
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

13
00:00:39,230 --> 00:00:42,849
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

14
00:00:49,081 --> 00:00:51,280
...آنچه در آواتار گذشت

15
00:00:51,281 --> 00:00:52,129
.دارم اين جنگ رو ميبازم

16
00:00:52,192 --> 00:00:54,689
.من دارم همه‌ي دنيا رو نا اميد ميکنم

17
00:00:54,800 --> 00:00:58,196
.من بايد اومدن اين جنگ رو ميديدم و جلوش رو ميگرفتم

18
00:00:58,345 --> 00:01:01,841
براي يه مدت طولاني فکر ميکردم
.اگه بابام من رو قبول کن خوشحال ميشم

19
00:01:01,996 --> 00:01:02,895
...حالا برگشتم خونه

20
00:01:02,935 --> 00:01:04,233
...بابام باهام حرف ميزنه...

21
00:01:04,290 --> 00:01:05,688
همه چيز بايد عالي باشه،درسته؟...

22
00:01:05,751 --> 00:01:08,148
.الآن بايد خوشحال باشم،اما نيستم

23
00:01:08,254 --> 00:01:10,053
.خواهش ميکنم عمو،من خيلي گيج شدم

24
00:01:10,237 --> 00:01:11,934
.به کمکت نياز دارم

25
00:01:12,008 --> 00:01:13,607
.فراموشش کن

26
00:01:13,782 --> 00:01:14,980
.خودم حلش ميکنم

27
00:01:15,034 --> 00:01:16,663
.اصلاً اومدنم اينجا وقت تلف کردن بود

28
00:01:18,358 --> 00:01:22,855
آتش : کتاب سوم
قسمت ششم : آواتار و پادشاه آتش

29
00:01:25,151 --> 00:01:29,247
آنگ زمانش رسيده تارخچه‌ي
.بين من و پادشاه آتش سوزن رو بفهمي

30
00:01:29,428 --> 00:01:34,923
،بايد بفهمي جنگ چجوري شروع شد
.اگه ميخواي بفهمي چجوري تمومش کني

31
00:01:36,520 --> 00:01:40,417
من رو توي روز چلّه‌ي تابستون
.تو جزيره‌اي که خونه‌ام هست ملاقات کن

32
00:01:43,716 --> 00:01:45,814
.باشه روکو

33
00:01:45,900 --> 00:01:55,814
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

34
00:01:56,754 --> 00:02:01,449
.تو بايد داستان مرگ پدرِ پدربزرگت رو بدوني

35
00:02:01,656 --> 00:02:03,455
.سرنوشت "خودت" رو آشکار ميکنه

36
00:02:17,614 --> 00:02:18,513
.همين جاست

37
00:02:18,554 --> 00:02:22,150
.خونه‌ي روکو

38
00:02:22,309 --> 00:02:25,405
.اما چيزي اينجا نيست

39
00:02:25,542 --> 00:02:28,639
.چرا هست

40
00:02:28,775 --> 00:02:30,073
.يه روستاي کامل

41
00:02:30,131 --> 00:02:31,929
.صدها خونه

42
00:02:32,113 --> 00:02:33,912
.همه تماماً زير خاکستر مدفون شدن

43
00:02:38,058 --> 00:02:42,254
.هيچوقت براي ملاقات با نقاش سلطنتي زود نيست زوکو

44
00:02:42,439 --> 00:02:46,135
.مطمئن شو نصف صورت خوبت رو ميکشه

45
00:02:46,298 --> 00:02:47,196
.صبر کن

46
00:02:47,236 --> 00:02:48,934
.بايد يه چيزي ازت بپرسم

47
00:02:49,009 --> 00:02:51,905
در مورد تاريخ پدرِ پدربزرگمون چي ميدوني؟

48
00:02:52,035 --> 00:02:52,934
.آه،زوکو

49
00:02:52,974 --> 00:02:55,071
.کارکرد ذهنت خيلي عجيبه

50
00:02:55,164 --> 00:02:57,661
.پادشاه آتش سوزن جنگ رو شروع کرد،البته

51
00:02:57,772 --> 00:03:00,569
دوران جووني خودش رو مخفيانه
...صرف آماده شدن براي جنگ کرد

52
00:03:00,691 --> 00:03:02,989
.اما به همون اندازه که باهوش بود صبور هم بود...

53
00:03:03,091 --> 00:03:06,787
اون منتظر اومدن شهاب شد و بعداً
.اسمش رو گذاشتيم شهاب سوزن

54
00:03:06,949 --> 00:03:10,446
.و از قدرتش براي شروع يه حمله‌ي تمام عيار به دنيا استفاده کرد

55
00:03:10,601 --> 00:03:14,197
.در پايان هم مثل يه پيرمرد موفق مرد

56
00:03:14,355 --> 00:03:15,952
اما چجوري مرد؟

57
00:03:16,024 --> 00:03:18,521
تو مدرسه به درس هيچ توجهي نداشتي زوکو؟

58
00:03:18,631 --> 00:03:20,928
.با آرامش مرد،تو خواب

59
00:03:21,030 --> 00:03:22,080
.ديگه واسه خودش عتيقه‌اي بود

60
00:03:50,131 --> 00:03:52,430
معني اين چيه؟

61
00:04:00,352 --> 00:04:05,248
حکيمان آتش تاريخ مخفي رو در
.سردابه‌ي استخوان اژدها نگه ميدارن

62
00:05:01,994 --> 00:05:04,991
.سخنان پاياني پادشاه آتش سوزن

63
00:05:05,123 --> 00:05:07,420
.بيا آنگ

64
00:05:07,522 --> 00:05:09,120
کجا داريم ميريم؟

65
00:05:09,191 --> 00:05:11,488
.تا گذشته‌ي من رو ببينيم

66
00:05:11,590 --> 00:05:15,086
.گذشته‌ي مشترک خودمون رو

67
00:05:15,240 --> 00:05:19,536
...همينطور که حس ميکنم زندگيم داره به پايان ميرسه،نميتونم

68
00:05:19,725 --> 00:05:23,521
.جلوي فکر کردنم به زماني رو که همه چيز بهتر و زيباتر رو بگيرم...

69
00:05:23,688 --> 00:05:25,887
.دوستم رو يادمه

70
00:05:42,360 --> 00:05:44,058
.مثل اينکه من دوباره بردم روکو

71
00:05:44,236 --> 00:05:45,334
شوخي ميکني؟

72
00:05:45,383 --> 00:05:48,979
.ريشه‌ي درخت همه‌ي کارها رو کرد

73
00:05:49,139 --> 00:05:50,937
.خوب بود،سوزن

74
00:05:51,015 --> 00:05:53,812
تو با پادشاه آتش سوزن دوست بودي؟

75
00:05:53,935 --> 00:05:58,632
.اون موقع فقط پرنس سوزن بود و بهترين دوستم بود

76
00:06:03,428 --> 00:06:04,627
.يه چيزي بهش بگو

77
00:06:12,189 --> 00:06:15,485
.زماني که جواني عشق سخته

78
00:06:15,631 --> 00:06:17,130
.خودم ميدونم

79
00:06:17,197 --> 00:06:17,994
.نگران نباش

80
00:06:18,030 --> 00:06:19,828
.بهتر ميشه

81
00:06:19,908 --> 00:06:21,607
.حالا با من بيا

82
00:06:21,785 --> 00:06:24,782
.بايد به يه مهموني برسيم

83
00:06:24,914 --> 00:06:26,512
صبر کن،مهموني کيه؟

84
00:06:26,584 --> 00:06:31,579
.سوزن و من چيزاي مشترک زيادي داشتيم...از جمله تولد

85
00:06:43,063 --> 00:06:45,160
اتفاقي براي پدرم افتاده؟

86
00:06:45,253 --> 00:06:46,651
.نه پرنس سوزن

87
00:06:46,713 --> 00:06:48,211
.براي شما اينجا نيستيم

88
00:06:48,278 --> 00:06:51,575
.ما اينجا هستيم تا هويت آواتار بعدي رو اعلام کنيم

89
00:06:53,492 --> 00:06:58,189
.باعث افتخار ماست که به شما خدمت کنيم...آواتار روکو

90
00:07:09,980 --> 00:07:13,876
...خيلي زود اون روز رسيد که دوست من روکو

91
00:07:14,048 --> 00:07:18,743
مجبور بود ملت آتش رو ترک کنه و با...
.سرنوشت خودش به عنوان آواتار رو به رو بشه

92
00:07:18,950 --> 00:07:24,345
.اون ميبايست دنيا رو سفر کنه تا بتونه به بقيه‌ي عناصر مسلط بشه

93
00:07:24,582 --> 00:07:28,777
هي،چرا هنوز وسايلت رو جمع نکردي،اي آواتار قدرتمند؟

94
00:07:28,962 --> 00:07:33,758
.يالا نشونم بده استفاده از هر 4 نوع عنصر افزاري چجوريه

95
00:07:35,460 --> 00:07:39,056
من شروع کردم وسايلم رو جمع کنم
...ولي بعد حکيمان آتش بهم گفتن

96
00:07:39,216 --> 00:07:41,813
.ديگه نيازي به وسايل دنيوي ندارم...

97
00:07:43,908 --> 00:07:45,906
.خيلي سريع اتفاق افتاد

98
00:07:45,996 --> 00:07:47,793
.الآن ديگه همه چيز تغيير ميکنه

99
00:07:47,873 --> 00:07:52,269
.بيا

100
00:07:52,462 --> 00:07:55,358
.اميدوارم حداقل اجازه داشته باشي که اين رو با خودت ببري

101
00:07:55,486 --> 00:07:56,684
.اما اين يه اثر سلطنتيه

102
00:07:56,738 --> 00:07:59,635
.بايد توسط پرنسي که قراره پادشاه بشه پوشيده بشه

103
00:07:59,763 --> 00:08:00,962
.من ميخوام که تو داشته باشيش

104
00:08:23,648 --> 00:08:25,945
تو دنياي ارواح دستشويي هم دارن؟

105
00:08:26,047 --> 00:08:28,245
.در حقيقت ندارن

106
00:08:31,680 --> 00:08:34,576
.هي،ما تقريباً نزديک معبد باد جنوبي هستيم

107
00:08:34,704 --> 00:08:38,101
.اين اولين توقفگاه من در سفر آواتاريم بود

108
00:08:38,251 --> 00:08:42,247
.اينجا جايي بود که من آموزش ديدم تا بر باد افزاري مسلط بشم

109
00:08:42,423 --> 00:08:46,720
و همچنين جايي که با يکي از دوست‌هاي
.قديميت آشنا شدم...راهب گياتسو

110
00:08:47,952 --> 00:08:49,001
.امکان نداره

111
00:08:53,374 --> 00:08:55,872
هي،گياتسو ميخواي يه حرکت جديد پروازي با گلايدر ببيني؟

112
00:08:59,841 --> 00:09:01,840
.اين رو داشته باش

113
00:09:04,222 --> 00:09:05,421
.اون داره موج سواري بادي ميکنه

114
00:09:05,474 --> 00:09:07,470
.نميتونم باور کنم اون هيچوقت به ذهنم نرسيد

115
00:09:20,597 --> 00:09:21,995
.فوقالعاده است

116
00:09:22,058 --> 00:09:25,305
.نميتونم باور کنم تو هم با راهب گياتسو درست مثل من دوست بودي

117
00:09:26,126 --> 00:09:31,022
بعضي دوستي‌ها اونقدر قوي هستن که
.گاهي متيونن نسل‌ها منتقل بشن

118
00:09:33,947 --> 00:09:39,943
بعد از سالها تمرين براي مسلط شدن
.به بادافزاري به قبيله‌ي آب شمالي سفر کردم

119
00:09:41,457 --> 00:09:44,254
.آب افزاري براي من خيلي چالش بر انگيز بود
(آب متضاد آتش براي روکو و خاک متضاد باد براي آنگ)

120
00:09:48,132 --> 00:09:51,530
.اما به وقتش به اونم مسلط شدم

121
00:10:06,072 --> 00:10:07,571
.به قلمرو خاک سفر کردم

122
00:10:11,913 --> 00:10:17,709
،استاد خاک افزاريم "ساد"،انعطاف ناپذير
.سر سخت و خيلي رُک بود

123
00:10:19,423 --> 00:10:23,219
.و يه دوست تا آخر زندگي

124
00:10:36,842 --> 00:10:42,038
.براي من کار ناخوشآيند و سختي بود اما نتياجش ارزشش رو داشت

125
00:10:50,400 --> 00:10:54,196
.دوازده سال آزگار گذشت قبل از اينکه دوباره دوستم رو ببينم

126
00:10:54,365 --> 00:11:00,360
.وقتي روکو برگشت يه آواتار خبره بود و من هم تغيير کرده بودم

127
00:11:01,769 --> 00:11:05,765
.سوزن،يا بايد بگم پادشاه آتش

128
00:11:05,941 --> 00:11:11,936
معمولاً ملاقات کننده‌هام قبل از اينکه با من
.حرف بزنن برام تعظيم ميکنن...اما تو استثنا هستي

129
00:11:15,017 --> 00:11:18,913
.بعد از اين همه سال اون هنوز بهترين دوستم بود

130
00:11:20,023 --> 00:11:23,520
.و چند ماه بعد اون عاقد عروسيم بود

131
00:11:27,533 --> 00:11:31,129
.روکو،اين همون دختره که حتي نميدونست تو زنده‌اي

132
00:11:31,288 --> 00:11:32,286
"تا مين"

133
00:11:32,330 --> 00:11:34,627
.من خيلي مُصر بودم

134
00:11:34,730 --> 00:11:38,326
...زماني که عشق واقعيه،يه راهي براي خودش پيدا ميکنه

135
00:11:38,483 --> 00:11:43,278
.و آواتار بودن مطمئناً شانست رو در مقابل خانم‌ها کم نميکنه...

136
00:11:43,490 --> 00:11:47,187
همه‌ي ما در روزهاي عروسي
.به آينده با خوش بيني و لذت نگاه ميکنيم

137
00:11:48,184 --> 00:11:51,482
.منم تصور خودم رو براي آينده‌اي روشن‌تر داشتم

138
00:11:53,256 --> 00:11:54,955
.ببخشيد

139
00:11:55,133 --> 00:11:57,230
ميتونم يه لحظه شوهرت رو قرض بگيرم؟

140
00:11:57,324 --> 00:11:59,123
.زياد رسمي نيست ولي باشه

141
00:12:02,539 --> 00:12:03,837
به چي فکر ميکني؟

142
00:12:03,895 --> 00:12:07,291
.اين اواخر خيلي داشتم به وضعيت حال حاضر دنيا فکر ميکردم

143
00:12:07,441 --> 00:12:08,639
.سوزن الآن عروسي منه

144
00:12:08,693 --> 00:12:09,691
.يه شيريني بخور

145
00:12:09,735 --> 00:12:10,933
.با يکي برقص

146
00:12:10,987 --> 00:12:11,886
.شاد باش

147
00:12:11,926 --> 00:12:15,322
.ميدونم،ميدونم ولي فقط به حرفم گوش کن

148
00:12:15,473 --> 00:12:20,168
...درست از همون اول من سرنوشتم اين بود که پادشاه آتش بشم

149
00:12:20,374 --> 00:12:24,270
.و گرچه هميشه نميدونستيم،تو هم سرنوشتت بود که آواتار بشي...

150
00:12:24,442 --> 00:12:27,809
يکي از عجايب سرنوشته که ما همديگه
رو اينقدر خوب ميشناسيم،نه؟

151
00:12:28,927 --> 00:12:32,223
.با هم ميتونيم هر کاري بکنيم

152
00:12:32,369 --> 00:12:34,267
.آره،ميتونيم

153
00:12:34,351 --> 00:12:38,746
ملت ما الآن در زمان بي سابقه‌اي
.از صلح و ثروت به سر ميبره

154
00:12:38,939 --> 00:12:42,936
.مردم ما خوشحال هستن و از همه لحاظ وضع‌مون عاليه

155
00:12:43,738 --> 00:12:45,737
با اين حرف‌ها ميخواي به چه نتيجه‌اي برسي؟

156
00:12:45,928 --> 00:12:47,725
...داشتم فکر ميکردم

157
00:12:47,806 --> 00:12:51,003
.ما بايد اين خوشبختي رو با بقيه‌ي دنيا هم تقسيم کنيم...

158
00:12:51,143 --> 00:12:54,440
.موفق‌ترين امپراطوري تاريخ الآن تو دست‌هاي ماست

159
00:12:54,585 --> 00:12:56,382
.وقتش رسيده که گسترشش بديم

160
00:12:56,463 --> 00:12:57,862
.نه

161
00:12:58,027 --> 00:13:00,924
.چهار ملت بايد 4 تا بمونن

162
00:13:01,052 --> 00:13:04,248
.روکو تو حتي يه لحظه هم احتمالات رو در نظر نگرفتي

163
00:13:04,389 --> 00:13:06,287
.هيچ احتمالاتي وجود نداره

164
00:13:06,371 --> 00:13:08,670
.اين ديگه آخرين کلمه‌ايه که ميخوام در مورد اين موضوع بشنوم

165
00:13:10,648 --> 00:13:14,344
.اون اولين امتحان واقعيم به عنوان آواتار بود

166
00:13:14,508 --> 00:13:18,104
...متأسفانه اون سالها قبل از اين بود که بفهمم

167
00:13:18,261 --> 00:13:21,658
.سوزن بر خلاف اخطار من نقشه‌ي خودش رو پيش برده...

168
00:13:36,515 --> 00:13:38,813
.مستعمره‌ي تو رو ديدم سوزن

169
00:13:39,018 --> 00:13:41,914
.چطور جرأت ميکني قلمرو خاک رو اشغال کني

170
00:13:42,042 --> 00:13:47,538
تو چطور جرأت ميکني به عنوان يه شهروند
ملت آتش اينطوري با پادشاه آتشت صحبت کني؟

171
00:13:48,510 --> 00:13:51,906
.وفاداري تو اول از همه به ملت ماست

172
00:13:52,055 --> 00:13:54,153
.هر چيزي کمتر از اون تو رو يه خائن ميسازه

173
00:13:54,246 --> 00:13:56,344
.اينکار رو نکن سوزن

174
00:13:56,541 --> 00:13:58,238
.من رو به مبارزه دعوت نکن

175
00:13:58,313 --> 00:14:01,310
.فقط بد تموم ميشه

176
00:14:01,443 --> 00:14:02,642
.تمومه

177
00:14:34,924 --> 00:14:37,821
.من زندگيت رو بهت ميبخشم سوزن

178
00:14:37,948 --> 00:14:41,644
.من به خاطر حرمت دوستي گذشته‌مون ميذارم بري

179
00:14:41,807 --> 00:14:47,802
.اما بهت اخطار ميدم يه قدم کج بذاري باعث مرگت ميشه

180
00:14:59,891 --> 00:15:03,587
...سوزن و من بعد از مبارزه‌ي خودمون به مدت 25 سال

181
00:15:03,706 --> 00:15:06,403
.نه حرف زديم نه همديگه رو ديديم...

182
00:15:06,565 --> 00:15:10,662
.بيشتر وقت آزادم رو اينجا تو خونه‌ي خودم گذروندم

183
00:15:29,825 --> 00:15:32,023
.بيا بريم

184
00:16:06,226 --> 00:16:08,275
...جزيره‌ي روکو 100 مايل اونطرف‌تر بود

185
00:16:08,417 --> 00:16:11,214
.اما هنوز ميتونستم لرزشش رو حس کنم...

186
00:16:11,337 --> 00:16:14,334
.و اون توده‌ي بزرگ دود سياه رو ببينم

187
00:16:14,467 --> 00:16:17,764
.تا به اون موقع هيچ چيزي مثل اين فاجعه نديده بودم

188
00:17:10,164 --> 00:17:11,762
...اين فوقالعاده است روکو

189
00:17:11,936 --> 00:17:15,133
.تو داري با يه آتشفشان مبارزه ميکني و برنده ميشي...

190
00:17:15,275 --> 00:17:19,171
.متأسفانه موفقيتم زياد طول نکشيد آنگ

191
00:17:19,342 --> 00:17:22,840
.امکان نداشت که بتونم تنهايي از پسش بر بيام

192
00:17:43,447 --> 00:17:47,532
...مبارزه با عناصر به اندازه‌ي کافي سخت بود

193
00:17:47,712 --> 00:17:50,409
و بايد اينکار رو وقتي که به زور...
.ميتونستم نفس بکشم هم انجام بدم

194
00:17:50,529 --> 00:17:54,924
.و گازهاي سمي آتشفشان غير قابل تحمل بودن

195
00:17:59,498 --> 00:18:02,294
."مشکلي نيست "فَنگ

196
00:18:02,418 --> 00:18:05,816
.از اينجا برو،من خوبم

197
00:18:28,285 --> 00:18:30,482
.کمک ميخواي دوست قديمي

198
00:18:30,580 --> 00:18:32,778
سوزن؟

199
00:18:32,979 --> 00:18:36,576
.وقتي براي تلف کردن نيست

200
00:19:09,067 --> 00:19:11,765
.گازهاي سمي رو استنشاق نکن

201
00:19:22,522 --> 00:19:25,519
.حجمش...خيلي زياده

202
00:19:28,884 --> 00:19:30,683
...خواهش ميکنم

203
00:19:32,743 --> 00:19:35,939
.بدون تو تمام برنامه‌ها و نقشه‌هام ناگهان شدني ميشه

204
00:19:36,081 --> 00:19:39,479
.من يه روياي بزرگ براي آينده دارم روکو

205
00:20:13,942 --> 00:20:17,439
اون...صبر کن اون منم،مگه نه؟

206
00:20:17,593 --> 00:20:19,791
...بين گذشته‌ي خودمون ارتباط بر قرار کن آنگ

207
00:20:19,889 --> 00:20:24,884
.و صلح و تعادل رو به دنيا بر ميگردوني...

208
00:20:25,103 --> 00:20:26,501
روکو؟

209
00:20:26,667 --> 00:20:29,464
...روکو

210
00:20:29,588 --> 00:20:33,084
...با مردن روکو و بازگشت شهاب بزرگ

211
00:20:33,238 --> 00:20:36,934
.زمان عالي‌اي براي تغيير دنيا بود...

212
00:20:37,098 --> 00:20:39,795
.ميدونستم آواتار بعدي توي عشاير باد به دنيا مياد

213
00:20:39,915 --> 00:20:44,310
.پس منم معابد باد رو با خاک يکسان کردم

214
00:20:44,503 --> 00:20:47,200
.اما يه جوري آواتار از دست من فرار کرد

215
00:20:47,319 --> 00:20:52,114
.من بقيه‌ي عمر خودم رو صرف پيدا کردن آواتار کردم

216
00:20:52,326 --> 00:20:54,623
.ميدونستم يه جايي قايم شده

217
00:20:54,724 --> 00:20:58,020
.بزرگترين تهديد ملت آتش

218
00:20:58,166 --> 00:21:01,164
.آخرين باد افزار

219
00:21:04,841 --> 00:21:08,738
نميتونه همين باشه،بقيه‌اش کجاست؟

220
00:21:16,836 --> 00:21:18,833
تو اين رو فرستادي،مگه نه؟

221
00:21:18,922 --> 00:21:20,620
.من تاريخ مخفي رو پيدا کردم

222
00:21:20,697 --> 00:21:24,393
که البته بايد اسمش عوض بشه به
"تاريخي که اکثر مردم ميدونن"

223
00:21:24,554 --> 00:21:27,350
.توي پيغام گفته بودي بايد در مورد مرگ پدر پدربزرگم بدونم

224
00:21:27,475 --> 00:21:29,273
.اما تو آخرش هنوز زنده بود

225
00:21:29,353 --> 00:21:31,450
.نه نبود

226
00:21:31,542 --> 00:21:34,039
چي داري ميگي؟

227
00:21:34,150 --> 00:21:37,546
.تو بيشتر از يک پدر پدربزرگ داري پرنس زوکو

228
00:21:37,697 --> 00:21:40,994
.سوزن پدربزرگ پدرت بود

229
00:21:41,138 --> 00:21:45,934
.پدربزرگ مادرت آواتار روکو بود

230
00:21:46,145 --> 00:21:48,443
چرا داري اينا رو بهم ميگي؟

231
00:21:48,544 --> 00:21:53,439
...چون درک کشمکش بين دو پدر پدربزرگت

232
00:21:53,654 --> 00:21:57,451
.ميتونه بهت کمک کنه بهتر درگيري درون خودت رو درک کني...

233
00:22:00,226 --> 00:22:03,323
.شر و خير هميشه در وجودت در جنگن زوکو

234
00:22:03,460 --> 00:22:06,456
.اين طبيعت توئه،ميراثت

235
00:22:06,588 --> 00:22:10,084
.اما يه نيمه‌ي پر ليواني هم وجود داره

236
00:22:10,239 --> 00:22:14,835
.اتفاقي که نسلها قبل افتاد ميتونه الآن حل بشه

237
00:22:15,037 --> 00:22:16,734
.توسط تو

238
00:22:16,809 --> 00:22:21,904
...به خاطر ميراث تو،فقط خودت ميتوني گناهان خانواده‌ي ما

239
00:22:22,129 --> 00:22:24,426
.و ملت آتش رو تميز کني...

240
00:22:24,528 --> 00:22:27,125
...چيزي که در کنار اين همه درگيري بيروني با تو متولد شده

241
00:22:27,240 --> 00:22:32,336
.قدرت برگردوندن تعادل به دنياست...

242
00:22:36,627 --> 00:22:40,622
.اين يه اثر سلطنتيه

243
00:22:40,798 --> 00:22:44,995
.بايد توسط پرنسي که قراره پادشاه بشه پوشيده بشه

244
00:22:53,003 --> 00:22:56,799
...يعني بعد از اون همه ماجرايي که سوزن و روکو با هم داشتن

245
00:22:56,965 --> 00:23:00,562
حتي بعد از اينکه روکو به سوزن ترحم...
نشون داد سوزن اونجوري بهش خيانت کرد؟

246
00:23:00,721 --> 00:23:03,618
.مثل اينکه اين مردم بد متولد ميشن

247
00:23:03,746 --> 00:23:05,045
.نه اون اشتباهه

248
00:23:05,207 --> 00:23:08,303
من اصلاً فکر نميکنم نکته‌ي اين چيزي
.که روکو بهم نشون داد اين بوده باشه

249
00:23:08,439 --> 00:23:09,737
پس نکته چي بود؟

250
00:23:09,794 --> 00:23:13,191
روکو هم به اندازه‌ي سوزن از ملت آتش بود،درسته؟

251
00:23:13,340 --> 00:23:17,436
اگه چيزي باشه،داستان اونا ثابت ميکنه که
.هر کس توانايي تبديل شدن به يه آدم عالي و يه آدم بد رو داره

252
00:23:17,617 --> 00:23:20,314
...همه،حتي پادشاه آتش و ملت آتش

253
00:23:20,434 --> 00:23:22,931
.بايد جوري باهاشون رفتار بشه که فرصت يه شانس دوباره رو دارن...

254
00:23:23,041 --> 00:23:25,138
.و فکر ميکنم در مورد دوستي هم بود

255
00:23:25,231 --> 00:23:31,025
واقعاً فکر ميکني دوستي‌ها ميتونن بيشتر از يه زندگي دوام بيارن؟

256
00:23:31,281 --> 00:23:33,578
.دليلي نميبينم که دوام نيارن

257
00:23:33,680 --> 00:23:36,577
...خب،از لحاظ علمي راهي براي اثباتش وجود نداره که

258
00:23:36,705 --> 00:23:48,103
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
