WEBVTT

00:02.490 --> 00:04.862
"آب"

00:04.863 --> 00:06.736
"خاک"

00:06.737 --> 00:08.845
"آتش"

00:08.846 --> 00:10.137
"باد"

00:11.203 --> 00:15.337
"خيلی وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی ميکردند"

00:15.338 --> 00:19.416
"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغيير کرد"

00:19.617 --> 00:23.729
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

00:23.730 --> 00:26.889
"اما وقتی دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت،ناپديد شد"

00:27.230 --> 00:31.051
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

00:31.052 --> 00:32.891
"يه باد افزار به اسم آنگ"

00:32.992 --> 00:35.097
"و با اينکه مهارت‌های باد افزاريش عالی هستن"

00:35.098 --> 00:38.830
"خيلی چيزا هست که بايد قبل از نجات کسی ياد بگيره"

00:38.831 --> 00:42.453
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

00:49.000 --> 00:53.000
خاک : کتاب دوم
قسمت پنجم : روز آواتار

00:55.000 --> 01:11.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:11.984 --> 01:14.947
!تو دهن من چیکار میکنی؟

01:14.993 --> 01:20.437
.مومو،تو باید یه خورده بیشتر به حریم شخصی من احترام بذاری

01:25.792 --> 01:29.857
.تسلیم بشین! شما کاملاً محاصره شدین

01:30.704 --> 01:33.352
!یالا،یالا،یالا

01:34.370 --> 01:36.210
!طومارهام

01:37.129 --> 01:39.662
!چوب دستیم

02:03.642 --> 02:05.789
!یپ یپ

02:08.437 --> 02:10.816
!صبر کنین،بومرنگم

02:10.830 --> 02:12.012
!وقت نیست

02:12.025 --> 02:15.443
اُه،بذار ببینم،برای برداشتن طومارهای تو
...و چوب دستی تو وقت هست

02:15.456 --> 02:17.145
ولی برای بومرنگ من وقت نیست؟...

02:17.160 --> 02:18.268
!کاملاً درسته

02:18.279 --> 02:20.701
.اُه

02:23.912 --> 02:26.265
.بابت بومرنگت متاسفم،ساکا

02:26.271 --> 02:28.862
.احساس میکنم بخشی از وجودم رو از دست دادم

02:28.873 --> 02:35.686
تصور کن اگه تو فلشت رو از دست میدادی
.یا کاتارا...بیگودی‌هاش رو گم میکرد

02:37.234 --> 02:39.725
.اینم وسایلتون،آقای مو دم اسبی

02:39.734 --> 02:43.167
...قبلاً آقای بومرنگی بودم

02:45.381 --> 02:47.270
.هی،پول قبیله‌ی آب

02:47.281 --> 02:48.750
.امیدوارم مشکلی نداشته باشه

02:48.756 --> 02:51.179
.تا وقتی که پوله مشکلی نیست

02:52.875 --> 02:54.623
!روز آواتاری خوبی داشته باشین

02:54.649 --> 02:56.021
روز آواتار؟

02:56.044 --> 02:59.782
شماها به فستیوال میرین،مگه نه؟

03:05.785 --> 03:09.118
یه تعطیلات برای آواتاره،کسی چه میدونست؟

03:09.134 --> 03:13.284
.نگاه کنین،اونا یه کیوشی بزرگِ متحرک درست کردن

03:13.811 --> 03:16.864
!اینم از آواتار روکو

03:18.040 --> 03:20.461
...برگزاری یه فستیوال بزرگ به افتخار آدم عالیه

03:20.479 --> 03:23.346
.اما اگه بخوام از ته دلم بگم،خوبه که مردم قَدرت رو بدونن...

03:23.356 --> 03:26.951
.و خوبه که از غذاهای سرخشده‌ی فستیوالشون قدردانی کنی

03:26.961 --> 03:28.363
!آنگ،نگاه کن

03:28.369 --> 03:31.628
.اون بزرگترین مَنیه که تاحالا دیدم

03:37.841 --> 03:44.167
.حالا هم یه مشعل،نماد خوبیه،برّاقه،خطرناکه،...مردونه به نظر میاد

03:44.179 --> 03:46.678
.اما مطمئن نیستم من بتونم حملش کنم

03:46.681 --> 03:49.767
هی،اون یارو داره چیکار میکنه؟

03:52.258 --> 03:59.568
!مرگ بر آواتار! مرگ بر آواتار! مرگ بر آواتار

04:27.167 --> 04:29.008
اینا رو از کجا آوردی؟

04:29.018 --> 04:32.569
چه اهمیتی داره که از کجا اومده؟

04:36.436 --> 04:41.170
!مرگ بر آواتار! مرگ بر آواتار

04:53.379 --> 04:58.013
.هی! اون خرابکار داره روز آواتار رو خراب میکنه

04:58.030 --> 05:01.445
.اون خرابکار دوست منه

05:02.224 --> 05:04.215
!اون خوده آواتاره

05:04.221 --> 05:07.437
.میخواد ما رو با قدرت‌های خارق العاده‌ی آواتاریش بکشه

05:07.446 --> 05:10.732
...نه،من نمیخوام،من

05:11.830 --> 05:15.753
!من بهت پیشنهاد میکنم بری،تو اینجا دعوت نیستی،آواتار

05:15.766 --> 05:18.366
!چرا نه؟آنگ به مردم کمک میکنه

05:18.382 --> 05:21.126
.درسته.من طرف شمام

05:21.137 --> 05:26.716
،با توجه به کاری که تو در زندگی گذشته‌ت با ما کردی
.هضم این موضوع برای من سخته

05:26.727 --> 05:32.193
.کار آواتار کیوشی بود.اون رهبر بزرگ ما رو کشت،چینِ کبیر

05:32.209 --> 05:35.301
تو فکر میکنی که من...کسی رو کشتم؟

05:35.316 --> 05:40.192
.ما قبل از اینکه تو رهبرمون رو بکشی جامعه‌ی بزرگی بودیم
!حالا نگاه‌مون کن

05:40.200 --> 05:41.041
!ها

05:41.052 --> 05:43.284
.آنگ هیچوقت یه همچین کاری نمیکنه

05:43.296 --> 05:47.641
،هیچ آواتاری اینکار رو نمیکنه
.و این منصفانه نیست که بخوایین افتخار اون رو زیر سوال ببرین

05:47.642 --> 05:52.607
.بذار بهش بگیم ما در مورد "افتخار" آواتار چی فکر میکنیم
!زارررررررررت؟

05:55.054 --> 05:57.791
.به من یه فرصت بدین تا اسمم رو پاک کنم

05:57.802 --> 06:02.448
.تنها راه ثابت کردن بیگناهیت اینه که آزمایش پس بدی

06:02.461 --> 06:04.663
.با خوشحالی آزمایشم رو پس میدم

06:04.676 --> 06:10.020
.باید از همه‌ی قوانین ما پیروی کنی
.که شامل پرداخت مالیات هم میشه

06:10.025 --> 06:12.662
!مشکلی نیست

06:12.675 --> 06:17.192
من از کجا باید میدونستم که اونا پول قبیله‌ی آب رو نمیگیرن؟

06:22.291 --> 06:24.920
!خب،یه عده از تو خوششون نمیاد،مگه چیه

06:24.929 --> 06:27.492
!یه ملت کامل از آتش افزارها هستن که ازت متنفرن

06:27.499 --> 06:29.448
.حالا بزن بریم که از اینجا فراریت بدیم

06:29.453 --> 06:30.511
.نمیتونم

06:30.523 --> 06:34.308
!البته که میتونی! یه ذره،هو...فیش،فیش،فیش

06:34.315 --> 06:37.707
.چندتا حرکت برقی باد افزاری!...و بعدشم اَلفرار

06:37.718 --> 06:40.502
...فکر کنم چیزی که "استاد فیش،فیش" سعی داره بگه

06:40.510 --> 06:42.959
.اینه که تو باید بیرون باشی و دنیا رو نجات بدی...

06:42.961 --> 06:44.800
.تو که نمیتونی قُل و زنجیر شده این تو،اینکارها رو بکنی

06:44.970 --> 06:48.129
.نمیتونمم با مردی که فکر میکنن من یه قاتلم کارم رو بکنم

06:48.134 --> 06:50.543
.من میخوام که شماها ثابت کنین من بیگناهم

06:50.554 --> 06:54.502
اون وقت چجوری باید اینکار رو بکنیم؟
.جرم تقریباً 300 سال پیش اتفاق افتاد

06:54.507 --> 06:59.612
،مشکلی نیست ساکا
.من به دلایلی فکر میکردم ممکنه تو یه کاراگاه خِبره باشی

06:59.621 --> 07:03.672
.خب،فکر میکنم بتونم یه همچین چیزی هم باشم

07:03.686 --> 07:09.623
آره،تو محل‌ِمون اون بخاطر
.حل معمای لرزونک‌ ماهی‌های گمشده مشهور بود

07:09.632 --> 07:11.984
...همه میخواستن تقصیر رو بندازن گردن یه پلنگ قطبی وحشی

07:11.991 --> 07:15.691
اما من فهمدم که یه پیرمرد موزی رفته...
.چکمه‌هایی شبیه پای پلنگ قطبی وحشی پوشیده

07:15.700 --> 07:19.533
.ببین،یه پلنگ قطبی وحشی 450 کیلویی عمق ردّ پاش خیلی بیشتره

07:19.540 --> 07:21.893
.باشه،فکر کنم خیلی تو اینکار ماهرم

07:21.902 --> 07:24.694
پس تو پرونده‌ی منم کمک میکنی؟

07:24.701 --> 07:29.032
.قبوله،اما به یه چندتا خرت و پرت جدید نیاز دارم

07:29.043 --> 07:31.991
.من آماده‌ام

07:32.004 --> 07:33.825
چیه؟

08:02.817 --> 08:06.454
.این صحنه‌ی جرمه

08:10.206 --> 08:14.338
.اینم جای پای قاتل،کیوشیه

08:14.342 --> 08:19.951
...غروب آفتاب 370 سال پیش،امروز بود

08:19.956 --> 08:24.830
که کیوشی از داخل این معبد پرید بیرون
.و زد چین کبیر رو کشت

08:24.835 --> 08:31.178
بعد از اون روز تاسّف بار،ما این مجسمه رو
.برای زنده نگه داشتن یاد رهبرمون ساختیم

08:31.183 --> 08:34.599
.برای تقدیر از این مجسمه و رهبرمون راحت باشین

08:41.796 --> 08:45.646
.این معبد و این مجسمه از یه سنگ تراش خوردن

08:45.661 --> 08:49.381
.و ما میدونیم که مجسه بعد از اینکه چین مرد ساخته شده

08:49.387 --> 08:51.995
...پس اگه هر دو در یک زمان ساخته شدن،معنیش اینه که

08:52.004 --> 08:58.562
!شششش! من میخوام حلش کنم
.یعنی کیوشی هیچوقت پاش رو تو این معبد نذاشته

08:58.569 --> 09:00.976
...این یه خلاء بزرگ تو داستان شهرداره،اما

09:00.983 --> 09:03.759
.برای اثبات بیگناهی آنگ کافی نیست...

09:03.770 --> 09:06.245
.حق با توئه

09:08.215 --> 09:11.104
.باید بریم به جزیره‌ی کیوشی

09:11.119 --> 09:14.508
اینو از کجا آوردی؟

09:19.032 --> 09:20.988
...تو یه سر کچل داری

09:20.997 --> 09:23.870
...خالکوبی باحال داری...

09:25.156 --> 09:30.431
.دقیقاً برای اینجا ساخته شدی

09:59.325 --> 10:00.911
آنگی کجاست؟

10:00.918 --> 10:03.833
.اون نتوست بیاد اینجا،کوکو

10:03.841 --> 10:06.515
...من میخواستم آنگی رو ببینم

10:17.393 --> 10:19.576
!اُیاجی! آنگ تو زندونه

10:19.581 --> 10:23.311
.شهر چین ادعا میکنه آنگ تو زندگی گذشته‌ش رهبرشون رو کشته

10:23.321 --> 10:25.331
.اونا میگن کار کیوشی بود

10:25.343 --> 10:29.522
.کیوشی؟ مزخرفه! من شما رو میبرم به زیارتگاه اون

10:29.526 --> 10:34.142
شاید اونجا چیزی باشه که بهتون کمک کنه
.اسم و رسمش رو پاک کنین

10:35.061 --> 10:39.331
پس،آه...سوکی چیکار میکنه؟همین طرفاست؟

10:39.340 --> 10:43.134
.در واقع اون و بقیه‌ی مبارزها رفتن که در جنگ مبارزه کنن

10:43.141 --> 10:45.653
.شما بچه‌ها سوکی رو متحول کردین

10:45.664 --> 10:49.977
اون گفت شما بهش الهام بخشیدین
.و اون میخواد کمک کنه تا دنیا رو عوض کنه

10:49.991 --> 10:54.197
.اُه،خب...این عالیه

10:54.952 --> 10:58.838
.این معبد تبدیل شد به یه زیارتگاهِ کیوشی

10:58.845 --> 11:05.183
،روحانیون به ما گفتن که وسایلش هنوز به روحش وابسته‌اند
.اون کیمونوشه
(کیمونو لباس سنتی ژاپنی که هم مردونه و هم زنونه است)

11:05.195 --> 11:06.935
.سلیقه‌ش خیلی محشر بود

11:06.945 --> 11:08.093
.لطفاً دست نزنید

11:08.107 --> 11:11.711
این بادبزن‌ها...اینا سلاحاش بودن،نه؟

11:11.720 --> 11:14.889
.لطفاً به بادبزن‌ها هم دست نزنین

11:14.894 --> 11:19.179
اینا چکمه‌هاش بودن؟
!پاهاش باید خیلی بزرگ میبود

11:19.192 --> 11:22.461
!بزرگترینِ هر آواتاری

11:22.468 --> 11:25.254
یه دقیقه صبر کن...پای بزرگ؟

11:25.266 --> 11:27.608
...ردّپای کوچیک؟ اصلاً راه نداره

11:27.624 --> 11:33.938
اِهِم! دم و دستگاه مخصوص؟ کلاه و پیپ؟
این چیزا هیچ معنی‌ای برای تو نداره؟

11:33.951 --> 11:37.173
.حق با توئه! متاسفم،بفرمایین

11:37.186 --> 11:41.649
آها! اصلاً راه نداره کیوشی بتونه یه همچون
.ردّپایی از خودش به جا بذاره

11:41.653 --> 11:45.589
و بنابراین هیچ چیزی وجود نداره
.که بتونه اون رو به صحنه‌ی جرم ربط بده

11:45.600 --> 11:48.551
!شاهکار بود،ساکا

11:51.076 --> 11:55.889
،این دختری که داری در موردش صحبت میکنی
.خودش میاد طرفت،فقط باید صبر کنی

11:55.903 --> 11:57.000
اینطور فکر میکنی؟

11:57.028 --> 11:57.603
!البته

11:57.616 --> 11:58.136
.آره

11:58.156 --> 11:59.344
.قیافت دختر کُشه

11:59.363 --> 12:00.721
...نمیدونم

12:00.727 --> 12:07.095
،هی! تو باهوشی،خوش تیپی،بامزه‌ای
.حالا اگه آواتار بودنت رو در نظر نگیریم

12:07.104 --> 12:08.657
.شماها خیلی عالی هستین

12:08.665 --> 12:13.386
.از اینکه احساساتت رو بهش بگی نترس

12:14.969 --> 12:18.628
.این تابلو به "تولد کیوشی" معروفه

12:18.635 --> 12:22.530
این تابلو در طلوع آفتاب روزی که
.این جزیره بنا نهاده شده نقاشی شد

12:22.539 --> 12:28.037
.چرا،در واقع 370 سال پیش در همین روز بود

12:28.044 --> 12:31.670
سیصد و هفتاد سال پیش،...صبر کن،مطمئنی امروز بود؟

12:31.677 --> 12:36.371
.اُه،از اون جایی که امروز روز کیوشیه،پس بله،مطمئنم

12:36.381 --> 12:39.012
...مراسم موقع طلوع آفتاب برگزار نشد

12:39.021 --> 12:42.895
.موقع غروب آفتاب برگزار شد.به سایه‌ها دقت کن...

12:42.904 --> 12:46.517
.اونا به سمت شرقن،پس خورشید میبایست سمت غرب باشه

12:46.528 --> 12:48.038
که چی؟

12:48.047 --> 12:50.304
...اگه کیوشی موقع غروب آفتاب توی مراسم بود

12:50.320 --> 12:57.767
.پس اون نمیتونسته مرتکب قتل چین بوده باشه
.پس اون بهونه‌ی خوبی داره

12:57.775 --> 13:01.508
شهردار محترم،ما تونستیم برای دفاع از آواتار
.مدرک مستحکمی پیدا کنیم

13:01.517 --> 13:05.122
.ما یه سری تحقیقات کردیم و شواهدی قوی پیدا کردیم

13:05.127 --> 13:09.301
.شواهد؟پوف! رِوال کار دادگاه ما که اینطوری نیست

13:09.311 --> 13:11.823
.پس من چطوری میتونم بیگناهیم رو ثابت کنم

13:11.839 --> 13:15.107
...ساده است.من میگم چی شد بعد تو میگی چی شد

13:15.115 --> 13:19.610
.بعد من تصمیم میگیرم حق با کیه...

13:19.631 --> 13:25.676
.برای همینه که بهش میگیم عدالت چون فقط خودمونیم
(Just US و Justice)

13:31.475 --> 13:35.971
.همه چین کبیر رو دوست داشتن چون خیلی کبیر بود

13:35.980 --> 13:41.559
!بعد آواتار سر و کله‌ش پیدا شد و کشتش! داستان از این قرار بود

13:41.575 --> 13:47.076
.حالا متهم دفاعیه‌ی خودش رو بیان میکنه

13:47.088 --> 13:49.953
.تو میتونی آنگ،فقط شواهد و مدارک یادت باشه

13:49.958 --> 13:54.955
...درسته،...مدارک،خانم‌ها و آقایان

13:54.960 --> 13:57.499
.من میخوام بهتون بگم که واقعاً چه اتفاقی افتاد...

13:57.509 --> 14:04.621
...و با یکسری از حقایق اثباتش میکنم.حقیقت شماره‌ی یک...آه

14:04.634 --> 14:06.421
!ردّپا

14:06.429 --> 14:12.828
.اُه،همینطور که میبینین،من پاهای خیلی بزرگی دارم

14:13.669 --> 14:19.628
.تازَشَم،سنگ...معبد شما با مجسمه‌تون یکیه

14:20.636 --> 14:24.762
.اما...من داشتم توی غروب آفتاب نقاشی میکردم

14:24.779 --> 14:28.580
!خب،اینم از این! من گناهکار نیستم

14:29.189 --> 14:32.401
.کارش تمومه

14:32.768 --> 14:38.283
به نظر میرسه حسابی افتادی تو خرج،اما پولش رو از کجا آوردی؟

14:38.291 --> 14:40.231
از قوری جدیدت خوشت میاد؟

14:40.234 --> 14:43.932
...اگه بخوام باهات رو راست باشم،مزه‌ی خوش طعم چایی

14:43.945 --> 14:48.950
ربطی به این نداره که از توی یه...
.قوری سلطنتی بیرون باید یا یه قوری حلبی

14:48.959 --> 14:52.416
.میدونم که اخیراً خیلی بهمون سخت گذشته

14:52.431 --> 14:55.791
.مجبور بودیم فقط برای گذران زندگی دست و پا بزنیم

14:55.801 --> 15:01.886
.اما چیزی برای خجالت کشیدن وجود نداره
.یه افتخار ساده‌ای توی فقر وجود داره

15:01.895 --> 15:04.485
.بدون آواتار برای من هیچ افتخاری وجود نداره

15:04.498 --> 15:09.949
...زوکو...حتی اگه تو آواتار رو هم دستگیر میکردی

15:09.961 --> 15:15.222
.زیاد مطمئنم نبودم که میتونست مشکلات ما رو حل کنه...
.حداقل الآن نه

15:15.242 --> 15:16.996
.پس دیگه هیچ امیدی وجود نداره

15:17.010 --> 15:21.075
.نه زوکو! هیچ وقت نباید تسلیم ناامیدی بشی

15:21.084 --> 15:27.706
.روح خودت رو آزاد کن و تسلیم پایین‌ترین خواسته‌هات شو

15:27.722 --> 15:33.507
.در تاریک‌ترین دوران،امید چیزیه که تو به خودت میدی

15:33.524 --> 15:38.358
.این معنی نیروی درونه

15:46.224 --> 15:51.011
شهردار تانگ،من از دادگاه خواهش دارم
.تا آخرین شاهد را احضار کنم

15:51.012 --> 15:57.441
.قبلاً هم بهت گفتم،فقط منو متهمیم! تو نمیتونی هیچ شاهدی رو بیاری

15:57.450 --> 16:05.422
...اون که هر شاهدی نیست،من میخوام
.خود آواتار کیوشی رو احضار کنم

16:13.153 --> 16:14.476
داری چیکار میکنی؟

16:14.493 --> 16:19.921
خب،اون زندگی گذشته‌ی آنگه،شاید
.پوشیدن لباس‌های اون یه معجزه‌ای کنه

16:19.936 --> 16:23.315
.من به قدرت لباس و وسایل ایمان دارم

16:23.320 --> 16:25.758
.شما دارین ما رو مسخره میکنین

16:25.767 --> 16:31.546
.لطفاً! اگه یه لحظه دیگه صبر کنین مطمئنم کیوشی میاد اینجا

16:32.718 --> 16:36.315
.سلام به همه.آواتار کیوشی اومده

16:36.322 --> 16:46.387
...این دیگه بچه بازیه.برای قتل چین کبیر،این دادگاه آواتار رو

16:54.593 --> 16:57.893
.من چین فاتح رو کشتم

16:59.119 --> 17:05.354
اون خیلی ستمگر بود.چین داشت ارتش خودش
.رو گسترش میداد و به گوشه و کنار قاره میفرستاد

17:05.359 --> 17:08.294
...زمانی که به نزدیکی شبه جزیره‌ای که ما توش بودیم رسید

17:08.305 --> 17:11.140
.اون از ما خواست تا در اسرع وقت تسلیم بشیم...

17:11.148 --> 17:15.844
من بهش اخطار دادم که ساکت نمیشینم
...تا خونه‌مون رو ازمون بگیره

17:15.855 --> 17:19.065
.اما اون عقب نشینی نکرد...

17:25.573 --> 17:30.617
اون روز ما از سرزمین اصلی جدا شدیم...

18:11.494 --> 18:17.926
من جزیره‌ی کیوشی رو ساختم تا مردمم...
.بتونن از دست مهاجمین در امان باشن

18:26.885 --> 18:29.652
پس...چی شد حالا؟

18:29.670 --> 18:33.996
.آه،تو یه جورایی اعتراف کردی،متاسفم

18:34.000 --> 18:42.184
.و من تو رو گناهکار اعلام میکنم! گردونه‌ی مجازات رو بیارین

18:47.890 --> 18:51.031
.عمو،من در مورد چیزهایی که گفتی خیلی فکر کردم‌

18:51.040 --> 18:53.457
.فکر کردی؟خوبه،خوبه

18:53.500 --> 18:55.113
.به من کمک کرد چیزی رو بفهمم

18:55.116 --> 18:59.437
.ما دیگه هیچ انگیزه‌ای از سفر با هم دیگه نداریم

18:59.441 --> 19:02.808
.من باید راهِ خودم رو پیدا کنم

19:08.706 --> 19:10.716
!صبر کن

19:24.532 --> 19:32.792
.حالا متهم گردونه‌ی مجازات رو برای تعیین حکم خودش میچرخونه

19:33.072 --> 19:37.058
.من گفتم که با عدالت رو به رو میشم،پس اینکار رو میکنم

19:41.663 --> 19:43.671
!یالا،ماشین شکنجه

19:43.678 --> 19:45.709
!خورده شدن توسط خرسها

19:45.718 --> 19:46.700
!گودال نیزه

19:46.708 --> 19:51.449
!خدمات اجتماعی! لطفاً رو خدمات اجتماعی وایسا

19:55.437 --> 20:01.114
.به نظر میرسه که"سرخ شدن در روغن داغ"ه

20:10.033 --> 20:14.072
.ما اومیدم که این شهر رو به نام پادشاه آتش تسخیر کنیم

20:14.093 --> 20:18.310
...حالا رهبرتون رو بهم نشون بدین تا بتونم

20:20.411 --> 20:22.589
.سرنگونش کنم...

20:22.594 --> 20:24.432
!اونیه که اونجاست

20:24.437 --> 20:27.356
!تو! آواتار! یه کاری بکن

20:27.372 --> 20:32.641
.هی،خیلی دوست داشتم کمکی کنم اما من قراره توی روغن بسوزم

20:32.651 --> 20:40.110
بیا!"خدمات اجتماعی".حالا به اجتماعت خدمت کن
.و شَرّ اون کرگدن‌ها رو از سرمون کم کن

20:59.237 --> 21:02.574
.کرگدن‌های خشمگین! به طرف شهر

21:34.081 --> 21:38.503
.بومرنگ! تو همیشه بر میگردی

22:25.413 --> 22:31.942
،از حالا به بعد ما روز جدید آواتار رو جشن میگیریم
...به افتخار اینکه آواتار آنگ

22:31.951 --> 22:35.236
.ما رو از دست حمله‌ی کرگدن‌های خشمگین نجات داد...

22:35.246 --> 22:36.740
این چیه؟

22:36.761 --> 22:41.571
.اون غذای جدید فستیوالمونه،شیرینی سرخ نشده

22:41.606 --> 22:51.330
،که بخوریمش و شاید یادآور این روز باشه
.که آواتار تو روغن سرخ نشد

22:56.538 --> 23:00.180
.روز آواتار بر همه مبارک

23:03.246 --> 23:07.673
.این دیگه از هر شهر درِپیتی که توش بودیم درِپیت‌تره

23:09.000 --> 23:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
