WEBVTT

00:02.344 --> 00:04.716
"آب"

00:04.717 --> 00:06.590
"خاک"

00:06.591 --> 00:08.699
"آتش"

00:08.700 --> 00:09.991
"باد"

00:11.057 --> 00:15.191
"خيلی وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی ميکردند"

00:15.192 --> 00:19.270
"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغيير کرد"

00:19.471 --> 00:23.583
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

00:23.584 --> 00:26.743
"اما وقتی دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

00:27.084 --> 00:30.905
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

00:30.906 --> 00:32.745
"يه باد افزار به اسم آنگ"

00:32.846 --> 00:34.951
"و با اينکه مهارت‌های باد افزاريش عالی هستن"

00:34.952 --> 00:38.684
"خيلی چيزا هست که بايد قبل از نجات کسی ياد بگيره"

00:38.685 --> 00:42.307
"اما من باور دارم،آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

00:48.000 --> 00:52.000
خاک : کتاب دوم
قسمت دوم : غار دو عاشق

00:52.300 --> 00:56.990
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:56.990 --> 00:59.020
شماها کارتون زود تموم میشه،درسته؟

00:59.038 --> 01:01.993
مسیر طولانی‌ای رو در پیش داریم
اگه بخوایم امروز به اوماشو برسیم؟

01:02.046 --> 01:05.174
که چی،مثلاً تو الآن آماده‌ی حرکتی،مِستِر برهنه؟

01:05.200 --> 01:08.678
.من میتونم تو 2 دقیقه آماده بشم،جداً،هر وقت

01:08.706 --> 01:11.259
.خب،داشتی مدل اختاپوس رو بهم نشون میدادی

01:11.279 --> 01:14.728
.درست.بزار موضع گیریت رو ببینم

01:16.898 --> 01:18.545
.دستات خیلی بازه

01:18.590 --> 01:22.125
میبینی اگه دستات رو نزدیکتر به خودت نگه داری
میتونی از خودت محافظت کنی،گرفتی؟

01:22.150 --> 01:25.611
.اُه...آره.مرسی

01:25.969 --> 01:28.673
.خیلی خب،بیا ببینیم چی تو چَنته داری

01:45.367 --> 01:49.010
.اختاپوس خوبی از آب در میایی،کارآموز آنگ

01:56.766 --> 02:04.640
"عاشق دختر دوره گرد نشو"
"اون تو رو با یه قلب شکسته‌ی شکسته تنها میزاره"

02:05.973 --> 02:08.108
!هی،هی! مردم رودخونه

02:08.145 --> 02:09.626
.ما مردم رودخونه نیستیم

02:09.647 --> 02:12.999
نیستین؟پس چه جور مردمی هستین؟

02:13.040 --> 02:14.835
.فقط...مردم

02:14.850 --> 02:17.626
...مگه ما همه باهم برادر خواهر نیستیم؟هووو

02:17.644 --> 02:18.524
تو کی هستی؟

02:18.545 --> 02:21.049
.من چانگم و این همسرم لیلیه

02:21.066 --> 02:26.069
.ما کوچ نشینیم.هرجا که قسمت ما رو ببره خوشحالیم

02:26.101 --> 02:29.905
.شماها کوچ نشینین؟چه عالی! منم کوچ نشینم

02:29.923 --> 02:31.827
.هی،منم کوچ نشینم

02:31.840 --> 02:34.264
.میدونم...همین الآن گفتی

02:34.270 --> 02:38.448
.اُه.شورت قشنگیه

02:44.763 --> 02:48.333
.من چیزی برای خوردن پیدا نکردم،نمیتونم اینطوری زندگی کنم

02:48.351 --> 02:52.505
.من به دنیا نیومدم که یه فراری بشم
!غیر ممکنه

02:52.505 --> 02:55.277
عمو داری چیکار میکنی؟

02:55.303 --> 02:58.307
.تو الآن داری به بوته‌ی نادر اژدهای سفید نگاه میکنی

02:58.320 --> 03:03.499
!میشه باهاش یه چایی خوش طعم درست کرد،مَستت میکنه

03:03.520 --> 03:08.383
.اون،یا بوته‌ی سفید یشمی که سمّیه

03:08.402 --> 03:12.163
.ما غذا میخوایم نه چایی،من دارم میرم ماهی بگیرم

03:12.192 --> 03:17.929
هوم،چای لذیذ یا سم کشنده؟

03:22.059 --> 03:24.774
.هی،ساکا باید یه چندتا از این داستانا رو بشنوی

03:24.788 --> 03:26.553
.اینا همه جا بودن

03:26.575 --> 03:29.223
.خب،نه همه جا،کلّه فلشی کوچولو

03:29.239 --> 03:34.265
اما جاهایی هم که نبودیم
.از طریق داستان‌ها و آهنگها درباره‌ش شنیدیم

03:34.280 --> 03:36.995
!اونا گفتن ما رو برای دیدن یه سوسک بزرگ شب میبرن

03:37.012 --> 03:41.934
توی راه یه آبشاری هست که یه رنگین کمون درست میکنه
.که هیچوقت محو نمیشه

03:41.963 --> 03:46.602
،ببینین،من متنفرم از اینکه موج منفی بفرستم
.ولی از اونجایی که کاتارا درگیره،فکر کنم به عهده‌ی منه

03:46.621 --> 03:52.824
.ما باید به اوماشو بریم،نه آهنگ،نه کرم و قطعاً بدون رنگین کمون

03:52.836 --> 03:58.428
.واو،به نظر میرسه یه نفر "تب مقصد" گرفته.هه

03:58.439 --> 04:01.081
.تو خیلی نگران اینی که کجا میری

04:01.092 --> 04:05.229
.تو باید کمتر به "کجا" رفتن و بیشتر به خودِ "رفتن" فکر کنی

04:05.248 --> 04:08.963
.او...ما...شو

04:08.982 --> 04:11.112
...ساکا درست میگه ما باید پادشاه بومی رو پیدا کنیم

04:11.127 --> 04:13.672
.تا آنگ بتونه توی یه جای امن خاک افزاری یاد بگیره...

04:13.715 --> 04:16.902
.خب،به نظر میرسه میخواین برین اوماشو

04:16.915 --> 04:23.374
.یه داستان قدیمی در مورد یه راه مخفیه...درست از بین کوه‌ها

04:23.393 --> 04:25.505
واقعیه یا یه افسانه است؟

04:25.517 --> 04:31.759
.اُه،یه افسانه‌ی واقعیه و اندازه‌ی خودِ خاک افزاری قِدمَت داره

04:33.116 --> 04:42.391
"...دو عاشق،از دیدن هم دیگه محرومند،...بین مردمشون جنگه"

04:42.411 --> 04:47.425
"و کوه بینشون فاصله انداخته..."

04:48.172 --> 04:53.826
"یه راهی ساختن که باهم باشن"

04:53.848 --> 04:57.088
آره،یه چند تا خط بعدی رو یادم رفت
...ولی بعدش اینطوری میشه

04:57.095 --> 05:04.363
"تونل مخفی! تونل مخفی! در میان کوه"

05:04.388 --> 05:10.699
"تونل مخفی،مخفی،مخفی،مخفی! آره"

05:11.797 --> 05:13.848
.فکرکنم ما به همین پرواز بچسبیم بهتر باشه

05:13.882 --> 05:17.438
.ما قبلاً هم با ملت آتش مقابله کردیم.مشکلی برامون پیش نمیاد

05:17.459 --> 05:20.482
...آره،ممنون به خاطر کمکتون اما آپا متنفره که بیاد زیر زمین

05:20.525 --> 05:24.163
و ما باید کاری رو که باعث میشه
.آپا بیشتر احساس راحتی بکنه انجام بدیم

05:24.175 --> 05:25.882
!پرتاب

05:31.746 --> 05:34.868
.غار عِشقولانه،بزن بریم

05:42.499 --> 05:46.594
زوکو،یادته اون بوته رو که فکر میکردم ممکنه چایی باشه؟

05:46.607 --> 05:48.091
!تو اینکار رو نکردی

05:48.126 --> 05:51.458
.کردم،و چایی نبود

05:52.261 --> 05:56.087
.وقتی جوش‌ها رسوخ کنه توی گلوم،خفه میشم

05:56.106 --> 05:59.706
...اما ببین چی پیدا کردم! اینا توت باکوئی هستن

05:59.718 --> 06:03.525
.که به عنوان درمان گیاه سفید یشمی شناخته شدن...

06:03.541 --> 06:07.755
.اون،یا توت ماکاهونی که باعث کوری میشن

06:07.781 --> 06:12.138
!دیگه ریسک خوردن این گیاه‌ها رو نمیکنیم
.باید از یکی کمک بگیریم

06:12.151 --> 06:14.374
اما کجا باید بریم؟

06:14.391 --> 06:20.830
.ما دشمنای قلمرو خاک و فراری از ملت آتشیم

06:20.838 --> 06:24.219
.اگه قلمرو خاک ما رو پیدا کنه،میکشنمون

06:24.232 --> 06:30.179
.اما اگه ملت آتش ما رو پیدا کنه،کَت بسته تحویل آزولا میدنمون

06:30.206 --> 06:33.009
.همون قلمرو خاک از همه بهتره

06:33.039 --> 06:34.718
چقدر دیگه مونده به تونل برسیم؟

06:34.735 --> 06:37.050
.در واقع،فقط یدونه تونل نیست

06:37.063 --> 06:40.356
...دو عاشق نمیخواستن که کسی به عشقشون پی ببره

06:40.369 --> 06:43.391
.بنابراین اونا یه "هزار تو" درست کردن...

06:43.414 --> 06:44.677
!هزار تو؟

06:44.703 --> 06:47.654
.من مطمئنم یجوری راه رو پیدا میکنیم

06:48.392 --> 06:54.463
.تمام کاری که باید بکنی اینه که به عشق ایمان بیاری
.با توجه به نفرین

06:57.822 --> 06:59.675
!نفرین؟

07:00.162 --> 07:02.653
.هی،هی! رسیدیم

07:02.675 --> 07:05.110
دقیقاً این نفرین چیه؟

07:05.125 --> 07:09.724
،نفرین میگه تنها افرادی که به عشق ایمان دارن
.میتونن تو این غارها زنده بمونن

07:09.743 --> 07:12.135
.در غیر این صورت برای همیشه اون تو گیر میافتن

07:12.154 --> 07:13.379
.و میمیرن

07:13.403 --> 07:19.767
.اُه،آره،و میمیرن.هی،همین الآن بقیه‌ی آهنگ یادم اومد

07:19.767 --> 07:22.547
"و میمیرن"

07:22.565 --> 07:27.336
.دیگه بسه! اصلاً راه نداره ما بریم تو یه سوراخ نفرین شده

07:27.358 --> 07:31.114
.هی،یه نفر داره یه آتیشِ کمپِ بزرگ درست میکنه

07:31.130 --> 07:33.283
.اون آتیشِ کمپ نیست،موکو

07:33.296 --> 07:36.540
.اون ملت آتشه.دارن تعقیبمون میکنن

07:36.558 --> 07:39.607
پس،تنها چیزی که برای عبور از این غارها نیازه ایمان به عشقه؟

07:39.622 --> 07:43.724
.درسته،آقای کله فلشی

07:48.082 --> 07:49.408
.ما از پسش بر میایم

07:49.419 --> 07:51.999
!همه برن داخل سوراخ

08:01.502 --> 08:05.958
صبر کنین! خیلی خطرناکه،مگه آهنگ رو نشنیدی؟

08:05.964 --> 08:11.175
،فقط راه رو به روشون ببندین
.کوه خودش ترتیب بقیه‌ی کارها رو میده

08:28.137 --> 08:31.809
.مشکلی نیست آپا،مشکلی برامون پیش نمیاد،امیدوارم

08:31.832 --> 08:36.547
.ما از اینجا میریم بیرون،تنها چیزی که میخوایم یه نقشه است
چانگ،اون مشعلا چقدر دوام میارن؟

08:36.570 --> 08:38.706
.اِه،هر کدوم تقریباً دو ساعت

08:38.723 --> 08:42.237
.و ما 5 تا مشعل داریم...پس میکنه 10 ساعت

08:42.252 --> 08:45.618
.این طوری که نمیشه اگه همه با هم روشن باشن

08:45.637 --> 08:47.362
.اُه،درسته

08:47.370 --> 08:50.808
.من یه نقشه درست میکنم که ببینیم دقیقاً از کجاها رفتیم

08:50.815 --> 08:55.326
.بعد باید بتونیم مثل یه جورچین حلش کنیم و در بریم

09:03.576 --> 09:06.083
.شما دوتا نباید مال این اطراف باشین

09:06.097 --> 09:08.615
...ما خیلی خوب میدونیم که نباید به گل سفید یشمی دست بزنیم

09:08.632 --> 09:12.273
.چه برسه بخوایم بجوشونیمش و بخوریمش...

09:13.748 --> 09:15.496
خب،از کجا میاین؟

09:15.512 --> 09:17.192
.بله،ما مسافریم

09:17.198 --> 09:19.104
اسمم دارین؟

09:19.117 --> 09:28.874
.اسم؟البته که اسم داریم،اسم من...لیه و اینم عموم...موشیه

09:28.900 --> 09:34.227
بله،برای برادرزاده‌ام اسم پدرش رو گذاشتیم
.پس به طوری خلاصه بهش میگیم جونیور

09:34.248 --> 09:37.879
.موشی و جونیور،ها؟اسم من سانگه

09:37.896 --> 09:42.036
به نظر میرسه گرسنه باشین،چرا برای شام نمیمونین؟

09:42.070 --> 09:44.648
.متاسفم،اما ما باید حرکت کنیم

09:44.688 --> 09:48.080
،این که خیلی بد شد
.چون مامانم همیشه اردکِ کبابیِ زیادی درست میکنه

09:48.098 --> 09:50.729
دقیقاً کجا زندگی میکنی؟

09:51.948 --> 09:55.099
.ساکا،این دهمین بن بستیه که ما رو بهش آوردی

09:55.099 --> 09:58.437
.اصلاً با عقل جور در نمیاد ما قبلاً اینجا بودیم

09:58.455 --> 10:03.842
.ما به نقشه نیاز نداریم،به عشق احتیاج داریم
.این آقا کوچولو میدونه

10:03.861 --> 10:06.818
.آره،ولی منم از یه نقشه بدم نمیاد

10:06.842 --> 10:09.397
.یه چیز عجیبی اینجا هست

10:09.412 --> 10:15.016
.تنها یه توضیح وجود داره
.تونل‌ها دارن تغییر میکنن

10:20.429 --> 10:25.266
.دخترم بهم گفت شما فراری هستین،ما هم یه زمانی فراری بودیم

10:25.296 --> 10:29.607
،وقتی یه دختر کوچولو بودم
.ملت آتش به مزارع دهکده‌مون حمله کرد

10:29.616 --> 10:35.825
.تمام مردها رو بردن.اون آخرین باری بود که پدرم رو دیدم

10:35.859 --> 10:39.060
.منم سالهاست که پدرم رو ندیدم

10:39.115 --> 10:42.848
اُه،توی نبرده؟

10:45.623 --> 10:47.226
.آره

10:51.913 --> 10:56.303
.تونل‌ها...دارن تغییر میکنن...حتماً نفرینه

10:56.353 --> 10:59.253
.میدونستم که نباید میومدیم این تو

10:59.269 --> 11:02.127
.درسته،باید به حرفت گوش میدادیم،جان خودت

11:02.143 --> 11:05.851
.همه ساکت،گوش کنین

11:17.593 --> 11:20.617
.یه چیز دندون دار گنده‌ی پرنده

11:21.023 --> 11:23.885
!نه! یه گرگ-خفاشه

12:11.159 --> 12:17.585
.آره،دیگه کارت فایده‌ای نداره،ما از هم جدا شدیم
.اما تو حداقل ما رو داری

12:17.616 --> 12:20.649
!نــــــــــــــــــــــــــه

12:29.625 --> 12:33.001
.میتونم پیشت بشینم؟من میدونم که تو چه دورانی رو طی کردی

12:33.006 --> 12:39.077
.ما همه‌مون این دوران رو طی کردیم
.ملت آتش بهت آسیب زده

12:44.076 --> 12:48.465
.اشکالی نداره،اونا به منم صدمه زدن

12:56.582 --> 13:00.881
"اُه،نذار غار ناامیدت کنه"

13:00.905 --> 13:06.308
"نذار سنگ‌هایی که از سقف میافتن لبخندت رو به اخم تبدیل کنه"

13:06.325 --> 13:12.143
"وقتی که تونل‌ها در تاریک ترین حالت خودشونن"
"اون موقع است که به یه دلقک نیاز داری،هی"

13:12.608 --> 13:17.455
"اُه،نذار غار ناامیدت کنه،ساکــــــــا"

13:23.357 --> 13:25.500
!آنگ،نگاه کن

13:25.832 --> 13:27.607
.ما راه خروج رو پیدا کردیم

13:49.270 --> 13:51.018
.این راه خروج نیست

13:51.050 --> 13:54.715
!نه...یه مقبره است

14:10.227 --> 14:15.641
.اینا باید دو عاشق توی افسانه باشن که اینجا دفن شدن

14:15.650 --> 14:18.640
.این تصاویر داستانشون رو تعریف میکنه

14:27.062 --> 14:31.348
اونا هم دیگر رو بالای کوهی که روستاهاشون
.رو از هم جدا میکرد ملاقات کردن

14:31.900 --> 14:35.683
.روستاها با هم دشمن بودن پس اونا نمیتونستن با هم باشن

14:36.081 --> 14:39.766
.اما عشق اونا به هم خیلی قوی بود و یه راهی پیدا کردن

14:42.434 --> 14:45.298
.دو عاشق خاک افزاری رو از گورکن‌ها یاد گرفتن

14:45.314 --> 14:47.919
.اونا به اولین خاک افزارها تبدیل شدن

14:47.942 --> 14:52.137
اونا یه تونل با دقت بالا درست کردن
.که بتونن با هم مخفیانه ملاقات کنن

14:52.433 --> 14:57.119
،هر کسی که سعی میکرد دنبالشون کنه
.برای همیشه در هزارتو گم میشد

14:58.510 --> 15:01.454
.اما یه روز مرد نیومد

15:02.704 --> 15:06.507
.اون توی یکی از جنگ‌های بین دو روستا کشته شد

15:07.926 --> 15:12.613
،زن نابود شد
.اون یه چشمه از قدرت بیکران خاک افزاریش رو آزاد کرد

15:12.613 --> 15:15.263
.اون میتونست همه رو نابود کنه

15:16.371 --> 15:19.009
.اما در مقابل اون پایان جنگ رو اعلام کرد

15:19.022 --> 15:24.880
هر دو روستا بهش کمک کردن تا شهری رو بسازه
.که همه بتونن با صلح کنار هم زندگی کنن

15:24.898 --> 15:29.517
.اسم زن "اوما" و اسم مرد "شو" بود

15:29.535 --> 15:34.783
.اسم اون شهر شد اوماشو،به عنوان یادگاری از عشقشون

15:39.546 --> 15:43.727
.در تاریکی عشق از همه چیز روشن‌تره

15:46.502 --> 15:50.620
.اُه،عالیه! نقشه‌ات دوباره ما رو به یه بن بست دیگه هدایت کرد

15:50.631 --> 15:55.741
لااقل من دارم دنبال راه حل میگردم
.و سعی میکن خودمون رو از اینجا رها کنم،موکو

15:55.758 --> 15:58.505
ووو،ووو،یه لحظه صبر کن،ما داریم دنبال راه حل میگردیم؟

15:58.518 --> 16:01.736
.چون من الآن یه ساعتی میشه که یه راه حل دارم

16:01.746 --> 16:05.712
!آره! ما همه‌مون داریم دنبال راه چاره میگردیم

16:05.727 --> 16:09.226
،خب،پس به این گوش کن
...اگه عشق کلید بیرون رفتن از اینجاست

16:09.229 --> 16:13.974
.پس تنها کاری که باید بکنیم اینه که یه آهنگ عاشقانه بخونیم...

16:16.844 --> 16:19.561
چجوری میخوایم راه خروجمون از این تونل‌ها رو پیدا کنیم؟

16:19.579 --> 16:21.490
من یه ایده‌ی مسخره دارم؟

16:21.497 --> 16:22.983
چی؟

16:22.995 --> 16:25.369
.بیخیالش،خیلی مسخره است

16:25.386 --> 16:27.046
کاتارا،چیه؟

16:27.055 --> 16:30.221
،من داشتم فکر میکردم
...که نفرین میگه ما برای همیشه اینجا گیر میافتیم مگر

16:30.235 --> 16:32.699
.اینکه به عشق ایمان بیاریم...

16:32.716 --> 16:33.756
...خب

16:33.765 --> 16:39.722
...و اینجا نوشته "در تاریکی عشق از هر چیزی روشن‌تره" و یه
.عکس ازشون هست که دارن هم دیگه رو میبوسن

16:39.734 --> 16:41.574
میخوای به چه نتیجه‌ای برسی؟

16:41.594 --> 16:45.099
خب...چی میشه اگه ما هم دیگه رو ببوسیم؟

16:45.125 --> 16:46.673
ما و بوسیدن؟

16:46.678 --> 16:49.459
.دیدی؟گفتم ایده‌ی مسخره‌ایه

16:49.472 --> 16:53.088
...ما...بوسیدن

16:53.100 --> 16:57.831
ما و بوسیدن؟داشتم به چی فکر میکردم؟میتونی تصورش رو بکنی؟

16:57.846 --> 17:02.584
.آره،هههه،من قطعاً دلم نمیخواست ببوسمت

17:02.602 --> 17:07.942
،اُه،خب نمیدوستم که تا این حد گزینه‌ی مزخرفیه
!ببخشید که پیشنهاد دادم

17:07.957 --> 17:12.243
...نه،نه منظورم اینه،اگه یه انتخاب بین بوسیدن تو و مردن بود

17:12.259 --> 17:13.371
!اُه

17:13.385 --> 17:17.621
.چیه؟من ترجیح میدادم که ببوسمت تا بمیرم.این یه تعریفه

17:17.639 --> 17:21.292
!خب من مطمئن نیستم حاضر بودم کدوم رو انتخاب کنم

17:21.304 --> 17:24.180
من چه مرگمه؟

17:30.082 --> 17:38.139
"حتی اگر گم بشی نمیتونی عشق رو گم کنی چون توی قلبته"

17:43.148 --> 17:46.579
.ممنون بابت اردک،فوق العاده بود

17:46.592 --> 17:47.773
.نوش جونتون

17:47.790 --> 17:52.217
این باعث خوشحالیه منه که ببینم
.کسی غذای منو با همچین...وَلعی میخوره

17:52.236 --> 17:55.051
.تمرین زیاد

17:55.810 --> 17:58.229
جونیور،ادبت کجا رفته؟

17:58.229 --> 18:01.701
.باید از این آدمای مهربون تشکر کنی

18:01.715 --> 18:03.079
.متشکرم

18:03.084 --> 18:07.506
.میدونم فکر میکنی دیگه توی دنیا هیچ امیدی وجود نداره،اما هست

18:07.520 --> 18:10.303
!آواتار برگشته

18:10.312 --> 18:12.721
.میدونم

18:25.260 --> 18:30.289
.داری چیکار میکنی؟همین الان اینا بهت مهربونی کردن

18:30.298 --> 18:36.297
پس میخوان یه مقدار بیشتر مهربونی کنن،خب؟

18:50.189 --> 18:53.208
دیگه داره مشعل‌مون خاموش میشه،مگه نه؟

18:53.212 --> 18:54.514
.فکر کنم

18:54.522 --> 18:57.511
پس میخوایم چیکار کنیم؟

18:57.525 --> 19:00.211
چیکار میتونیم بکینم؟

19:43.650 --> 19:46.559
هی،هی.تو ما رو نجات دادی ساکا؟

19:46.569 --> 19:49.597
نه،اونا داشتن از چیزی فرار میکردن؟

19:49.607 --> 19:51.711
از چی؟

20:33.179 --> 20:35.782
.هی،اونا عاشق آهنگن

20:35.864 --> 20:42.730
"گورکن،داره میاد طرف من،یالا دوستان،کمک کنین "

20:42.739 --> 20:45.917
"این گورکن بزرگ و بد توی تونل‌ها کار میکنه"

20:45.933 --> 20:50.877
"از گرگ-خفاش بدش میاد،اما عاشق آهنگه"

20:50.906 --> 20:55.287
.اینجا از یه نوعی کریستال درست شده
.اونا فقط توی تاریکی روشن میشن

20:55.301 --> 20:57.532
.اینطوری بود که دو عاشق هم دیگه رو پیدا میکردن

20:57.543 --> 21:01.354
.اونا روشنایی‌هاشون رو خاموش میکردن و دنبال کریستال‌ها میرفتن

21:02.508 --> 21:05.290
.اون باید راه خروج باشه

21:07.293 --> 21:08.980
...پس...آم

21:08.983 --> 21:10.478
!بزن بریم

21:29.492 --> 21:32.141
پس ساکا چی؟

21:38.779 --> 21:40.909
!ساکا

21:41.917 --> 21:43.174
شما چجوری اومدین بیرون؟

21:43.175 --> 21:46.467
،درست همونطوری که افسانه میگفت
.گذاشتیم عشق راه رو بهمون نشون بده

21:46.504 --> 21:50.990
.واقعاً؟ما گذاشتیم جونورای بزرگ وحشی راه رو بهمون نشون بدن

22:06.196 --> 22:08.617
چرا پیشونیت قرمزه؟

22:08.627 --> 22:17.297
.کسی برای چیزی که میخوام بگم عکس العمل نشون نده
.فکر کنم اون بچه آواتاره

22:19.529 --> 22:22.166
پس،شماها میخواین با ما به اوماشو بیاین؟

22:22.178 --> 22:22.865
.نُچ

22:22.893 --> 22:26.417
.خیلی خب،بابت همه چی ممنون،موکو

22:26.891 --> 22:29.772
...ساکا،امیدوارم یه چیزی یاد گرفته باشی که

22:29.773 --> 22:35.494
.نذاری نقشه جلوی سفرت رو بگیره...

22:35.510 --> 22:37.593
.فقط برو مِزقونت رو بزن

22:37.607 --> 22:40.613
!هی،نقشه‌ی خوبیه

22:43.273 --> 22:47.408
"حتی اگه گم شدی نمیتونی عشق رو گم کنی"

22:47.425 --> 22:56.032
"چون اون تو قلبته،اوووه"

22:56.580 --> 22:58.883
...سفر طولانی و آزار دهنده بود

22:58.898 --> 23:02.827
.اما الآن قراره ببینیم که همه‌ش برای چی بوده...مقصد...

23:02.845 --> 23:09.511
.بهتون معرفی میکنم شهر قلمرو خاک،او...اُه...نه

23:10.000 --> 23:30.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
