WEBVTT

00:02.417 --> 00:04.796
"آب"

00:04.797 --> 00:06.673
"خاک"

00:06.674 --> 00:08.786
"آتش"

00:08.787 --> 00:10.082
"باد"

00:11.151 --> 00:15.294
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

00:15.295 --> 00:19.382
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

00:19.584 --> 00:23.706
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

00:23.707 --> 00:26.872
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

00:27.215 --> 00:31.044
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

00:31.045 --> 00:32.888
"يه باد افزار به اسم آنگ"

00:32.989 --> 00:35.099
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

00:35.100 --> 00:38.842
"خيلي چيزا هست که بايد قبل از نجات کسي ياد بگيره"

00:38.843 --> 00:42.473
"اما من باور دارم که آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

00:47.896 --> 00:50.899
کتاب اول : آب
قسمت يازدهم : تنگه‌ي بزرگ

00:51.900 --> 00:58.909
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:59.812 --> 01:02.481
آم...برزنت يادت نرفته؟

01:02.569 --> 01:04.627
درسته...يادم اومد

01:04.702 --> 01:08.000
ساکا تو بايد برزنت رو روي چادر بکشي

01:08.057 --> 01:10.184
ميدوني،بخاطر بارون

01:10.264 --> 01:14.517
به طور معمول حق با توئه
اما از اونجايي که الآن فصل خشکيه،حق با تو نيست

01:14.638 --> 01:16.372
در ضمن برزنت ميتونه پتوي خيلي گرمي باشه

01:16.427 --> 01:17.837
اما اگه بارون اومد چي؟

01:17.882 --> 01:21.887
اما اگه نيومد چي؟
اون وقت اون برزنت گرم و نرم و بيخودي انداختيم بالاي چادر

01:21.957 --> 01:23.426
تو هميشه رو اعصابي

01:23.504 --> 01:25.914
کاتارا،چرا تو نگران جمع کردن چوب براي آتيش نيستي

01:25.999 --> 01:29.159
چون واقعاً حيفه بخوايم اون چوبا رو بسوزونيم

01:29.260 --> 01:32.693
!خب،اگه از چوب‌هايي که من جمع کردم خوشت نمياد...بگيرشون

01:32.768 --> 01:36.626
از نظر من مشکلي نداره!اگه تو نميخواي کارت رو انجام بدي...اَه

01:36.691 --> 01:38.958
...خيلي خب،بچه‌ها من غذا پيدا کردم،اگه شما

01:39.068 --> 01:42.214
هي،آتيش اردومون کجاست؟و چه اتفاقي براي چادر افتاد؟

01:42.288 --> 01:45.251
چرا از خانم همه چي دون نميپرسي؟
ملکه‌ي چوب‌هاي خشک

01:45.350 --> 01:51.907
اُه،آره؟خب پس تو هم تبل خاني،پادشاه...چادرها

01:51.985 --> 01:57.202
خيلي خب،گوش کنين بچه‌ها!حرف بيخودي
مشکلي رو حل نميکنه اما عمل،ميکنه

01:57.294 --> 01:59.150
چرا فقط کارتون رو باهم عوض نميکنين؟

01:59.217 --> 02:00.514
به نظر خوبه-
هر چي-

02:00.613 --> 02:08.420
ديدين؟برطرف کردن دشمني‌ها و ايجاد صلح،همه کار يه روزِ آواتاره

02:21.884 --> 02:28.046
بيخيال مومو،عادلانه است،آپا 5تا شکم داره

02:30.007 --> 02:33.089
اينم از اين بچه‌ها،تنگه‌ي بزرگ

02:33.161 --> 02:36.066
واو!ميتونم براي هميشه بهش خيره بشم

02:36.144 --> 02:37.842
خيلي خب،من به اندازه‌ي کافي ديدم

02:37.922 --> 02:43.221
چطور ميتوني مجذوبش نشي،ساکا؟
اين طولاني ترين تنگه تو کل دنياست

02:43.314 --> 02:47.138
پس مطمئنم در حال پرواز خيلي قشنگتر ميشه ديدش

02:47.210 --> 02:50.370
هي!اگه شما دنبال راهنماي تنگه ميگردين،من زودتر اينجا بودم

02:50.447 --> 02:53.628
اوووو...راهنماي تنگه،به نظر بايد خيلي اطلاعات داشته باشه

02:53.706 --> 02:57.061
باور کنين وقت ميگم اون بيشتر از يه راهنماي توره
اون يه خاک افزاره

02:57.152 --> 03:00.210
و تنها راه تو رفتن يا بيرون اومدن از تنگه با اونه

03:00.282 --> 03:02.630
و اون قراره قبيله‌ي من رو الآن از اينجا رد کنه

03:02.714 --> 03:04.175
آروم باش،ميدونيم تو بعدي هستي

03:04.272 --> 03:08.164
شما هم مثل من آروم نبودين اگه ملت آتش خونه‌ي شما رو
نابود ميکردن و مجبور به فرار بودين

03:08.235 --> 03:13.226
تمام قبيله‌ي من بايد هزاران مايل رو طي کنه
تا به پايتخت قلمرو خاک،باسينگ سِي برسه

03:13.319 --> 03:14.776
شما پناهنده هستين

03:14.880 --> 03:18.659
هوم،يه چيزي به من بگو که نميدونم

03:19.545 --> 03:20.874
اون قبيله‌ي توئه

03:20.977 --> 03:22.541
قطعاً نيست

03:22.653 --> 03:26.073
اون قبيله‌ي ژانگه
يه مُشت دزد با طبقه‌ي اجتماعي پايين

03:26.163 --> 03:29.830
اونا براي 100 ساله که دشمن قبيله‌ي من هستن

03:29.913 --> 03:34.882
هي ژانگي‌ها!من براي قبيلم از قبل نوبت گرفتم
پس فکرشم نکنين که بخواين اونو بدزدين

03:34.984 --> 03:39.856
پس بقيه‌ي گان جين کجان؟هنوز دارن وسايلشون رو جمع ميکنن؟

03:39.947 --> 03:42.975
آره!اما اونا منو زودتر فرستادن که براشون جا بگيرم

03:43.072 --> 03:45.425
نميدونستم بايد براي راهنماي تنگه وقت گرفت

03:45.527 --> 03:50.298
ههه!مسلمه که نميدونستي!اين ناديده گرفتن‌ها
از شما ژانگي‌هاي شلوغ پلوغ انتظار ميره

03:50.380 --> 03:57.685
اين قدر بي نظم و بي برنامه با يه عالمه
آدم مريض که براي سفر آماده شدن

04:03.873 --> 04:09.659
!بخاطر وقفه متاسفم جوونا
خب کي براي عبور از اين تنگه آماده است؟

04:09.760 --> 04:11.955
آم...يکي از اونا،فکر کنم

04:12.045 --> 04:14.383
من اول اينجا بودم!قبيله‌ي من تو راهن

04:14.485 --> 04:17.239
من نميتونم کسايي رو که اينجا نيستن راهنمايي کنم

04:17.341 --> 04:21.376
حدس ميزنم شما بايد صبر کنين که فردا از اينجا برين

04:21.625 --> 04:24.018
صبر کنين!اومدن

04:29.762 --> 04:32.992
تو که واقعاً نميخواي با اين گان جين‌هاي ضايع بري به تنگه؟

04:33.109 --> 04:37.438
منظورم اينه که ما هم پناهنده‌ايم
و مردم مريضي داريم که نياز به سر پناه دارن

04:37.545 --> 04:39.372
من...آه...خب

04:39.454 --> 04:41.979
ما هم مردم پيري داريم که نميتونن سفر کنن

04:42.082 --> 04:44.793
افراد مريض نسبت به افراد پير اولويت دارن

04:44.873 --> 04:49.605
شايد اگه شما ژانگي‌ها اينقدر آدماي
کثيف و ژوليده‌اي نبودين اينقدر مريض نداشتين

04:49.689 --> 04:54.298
اگه شما گان جيني‌ها هم اينقدر تميز نبودين
اين همه زنده نمي‌موندين

04:54.396 --> 04:58.676
من ميتونم بوي تعفنتون رو از مايل‌ها اون طرف‌تر بشنوم

04:55.221 --> 04:56.934
...خب آنگ،آماده اي که قدرت برقراري

04:57.022 --> 04:58.676
صلحت رو به معرض آرمايش بزاري؟...

04:58.766 --> 05:01.989
...من...نميدونم.دعوا سر وظايف يه چيزيه

05:02.082 --> 05:04.815
اما اين مردم 100 ساله که با هم دشمني دارن...

05:04.881 --> 05:10.026
...همه گوش کنين!اين آواتاره!و اگه بهش يه فرصت بدين

05:10.106 --> 05:15.728
مطمئنم که ميتونه يه راه حلي ارائه بده که همه خوشحال بشن

05:15.824 --> 05:19.476
آه...ميتونين از اين خاک افزار باهم
راهنمايي بگيرين و باهم سفر کنين؟

05:19.553 --> 05:20.497
مطقلاً

05:20.591 --> 05:25.130
ما ترجيح ميديم توسط ملت آتش دستگير بشيم
تا با اين دزداي بو گندو هم سفر بشيم

05:25.214 --> 05:27.725
ما هم با شما احمق‌هاي از خود راضي جايي نميريم

05:27.820 --> 05:29.505
من از خود راضي نيستم

05:29.599 --> 05:31.079
خيلي خب!اين چطوره؟

05:31.164 --> 05:35.201
ما از اين پايين ميريم و آپا افراد مريض و پيرتون رو با خودش ميبره

05:35.505 --> 05:38.492
اين عادلانه است؟

05:47.425 --> 05:50.681
متاسفم آپا،بايد اينکار رو خودت تنهايي انجام بدي

05:50.785 --> 05:53.171
و دشمني اين قبيله‌ها موضوع جدّي‌اي

05:53.257 --> 05:55.415
مطمئني دخالت تو کارشون ايده‌ي خوبيه؟

05:55.517 --> 05:59.825
راستش رو بخواي مطمئن نيستم،ولي مگه تا حالا بودم؟

05:59.938 --> 06:04.193
اون آواتاره،ساکا
برقراري صلح ميان مردم وظيفه‌ي اونه

06:04.290 --> 06:07.353
وظيفه‌ي اون يعني اينکه ما بايد کل اين تنگه رو پياده بريم،نه؟

06:07.457 --> 06:10.010
خيلي خب،حالا وقت خبر بده

06:10.105 --> 06:16.659
آوردن هيچ غذايي توي تنگه مجاز نيست
اين کار موجودات خطرناک و درنده رو به خودش جذب ميکنه

06:16.751 --> 06:19.284
هيچ غذايي!اين خيلي مسخره است

06:19.373 --> 06:27.561
.آووو،شما ني‌ني کوچولوها نميتونين يه روز رو بدون غذا سر کنين
ترجيح ميدين گرسنه باشين يا...مرده؟

06:27.649 --> 06:30.142
حالا،ما تا 10 دقيقه‌ي ديگه راه ميافتيم

06:30.270 --> 06:36.280
تمام غذاها بهتره توي شکمتون بره يا توي سطل آشغال

06:40.444 --> 06:44.161
آپا تا زماني که برسيم اونجا خوب ازتون نگه داري ميکنه

06:44.263 --> 06:49.507
اون طرف ميبينمت رفيق،يپ يپ

07:01.463 --> 07:03.478
کنترل قشنگي بود

07:03.586 --> 07:09.636
.کار من بيشتر از خاک افزاريه،پسر جون
مردم اطلاعات ميخوان

07:09.731 --> 07:14.029
خيلي از شما ها ممکنه الآن فکر کنين چطور اين تنگه شکل گرفته

07:14.120 --> 07:19.739
متخصصان ميگن اين تنگه توسط ارواح زمين حکاکي شده

07:19.816 --> 07:28.696
بخاطر اينکه اونا از دست کشاورزاي محلي
به دليل ندادن قرباني مناسب عصباني بودن

07:34.566 --> 07:42.800
حدس ميزنم ارواح هنوز ناراحتن
اميدوارم قرباني مناسب با خودتون آورده باشين

07:44.960 --> 07:50.808
خيلي خب...هيچکس کنار ديوار نايسته

07:54.056 --> 07:55.301
چرا اينکار رو کردي؟

07:55.390 --> 07:58.513
اين مردم حس ميکنن ملت آتش همه جا هست،مگه نه؟

07:58.578 --> 08:04.524
.پس من مطمئن ميشم که کسي دنبالمون نمياد
.الآن ديگه در امانيم

08:08.132 --> 08:11.054
!بايد بهش کمک کنيم

08:15.224 --> 08:18.724
خيلي خب...حالا تو بايد به من کمک کني

08:37.344 --> 08:38.516
اون چي بود؟

08:38.608 --> 08:43.745
سوسک تنگه،اُه،آه!و مطمئنن بيشتر هم هستن

08:43.927 --> 08:46.284
دستات...اونا شکسته

08:46.366 --> 08:50.444
...بدون دستام،نميتونم خاک افزاري کنم،به عبارت ديگه

08:50.531 --> 08:53.895
ما تو اين تنگه گير افتاديم...

09:02.571 --> 09:04.106
...من فکر ميکردم که هدف از نياوردن غذا

09:04.166 --> 09:07.388
اين بود که مجبور نباشيم با يه همچين
موجوداتي سر و کله بزنيم...سوسک تنگه

09:07.449 --> 09:12.711
!کار ژانگهاست،اونا با خودشون غذا آوردن
!با اينکه راهنما بهشون گفته بود که غذا نيارن

09:12.825 --> 09:16.614
چي!اگه يه نفر باشه که نتونه بدون غذا يه روز رو سر کنه

09:16.698 --> 09:18.692
اين شما گان جين‌ها هستين

09:18.783 --> 09:22.307
!اميدوارم خوشحال باشي
.ما تو اين تنگه بدون هيچ راه فراري گير افتاديم

09:22.396 --> 09:24.817
چرا از خودتون به خاطر گير افتادن اينجا تشکر نميکنين
غذا قايم کن‌ها

09:24.908 --> 09:27.066
...ببينين،در حال حاضر با هم بودن تنها راه

09:27.166 --> 09:30.065
من يه قدم ديگه با آدمايي مثل اينا بر نميدارم

09:30.157 --> 09:33.223
حالا،اين يه چيزيه که هر دومون روش توافق داريم

09:33.294 --> 09:34.448
هيچ ايده‌اي ندارين؟

09:34.543 --> 09:37.574
بدون توانايي کنترل،ما بايد هر چه سريعتر از اين تنگه خارج بشيم

09:37.669 --> 09:43.172
من اينجا نميميرم!نميخوام به بخشي از زنجيره‌ي غذايي تبديل بشم

09:43.252 --> 09:46.628
ديدي؟ما قراره به خاطر شما به بخشي از زنجيره‌ي غذايي تبديل بشيم

09:46.732 --> 09:50.090
آره ديگه،مثل هميشه ژانگ رو مقصر بدونين

09:50.199 --> 09:50.942
با خوشحالي اينکار رو ميکنم

09:51.033 --> 09:54.339
...بسه!من فکر ميکردم که ميتونم کاري کنم شما با هم کنار بيايين

09:54.418 --> 09:58.186
اما حدس ميزنم که اين اتفاق نميافته...

09:58.419 --> 10:02.837
.ما بايد جدا بشيم
گان جين‌‌ها از اين طرف...ژانگي‌ها هم از اون طرف

10:02.924 --> 10:07.172
ما تو دوتا راه جداگانه حرکت ميکنيم

10:11.745 --> 10:15.727
ساکا تو با ژانگ‌ها برو،کاتارا تو هم با گان جين‌ها

10:15.824 --> 10:21.266
ببينين ميتونين بفهمين که چرا اينهمه از هم بدشون مياد

10:37.479 --> 10:39.681
خب،شما نميخواين برزنت هاتون رو بکشين

10:39.778 --> 10:41.922
براي چي؟الآن فصل خشکيه

10:42.014 --> 10:43.325
دقيقاً

10:43.420 --> 10:46.288
در ضمن،ما دوست داريم از برزنت ها به عنوان پتو استفاده کنيم

10:46.369 --> 10:50.574
بالاخره يه نفر فهميد

10:55.771 --> 10:57.417
شما واقعاً فکر ميکنين که بارون مياد؟

10:57.508 --> 11:03.288
نه،اما نميتوني کاملاً مطمئن باشي،درسته؟

11:19.278 --> 11:21.267
کمي نون ميخواي کاتارا؟

11:21.361 --> 11:23.585
پس اين شما بودين که با خودتون غذا آورده بودين

11:23.665 --> 11:27.825
اُه بيخيال،تو که فکر نميکني اون قبيله‌ي
دزد با خودشون غذا قاچاقي نياوردن؟

11:27.892 --> 11:33.071
چرا بايد مردم من گرسنه بمونن،وقتي که اون ژانگ‌هاي
آب زير کاه دارن خودشون رو با غذا ميشورن؟

11:33.155 --> 11:39.163
خب،فکر ميکنم اگه همه دارن ميخورن پس مشکلي نيست

11:40.887 --> 11:44.444
خب،چرا اينقدر قبيله‌ي شما از ژانگ متنفره؟

11:44.535 --> 11:52.615
،تو به نظر دختر باهوشي مياي
پس مطمئنم که از شنيدن کمي تاريخ لذت ميبري

11:56.797 --> 11:58.520
...بزرگِ خاندان ما

11:58.620 --> 12:03.608
جين وِي که جنگجواي خاک افزار بود...
...موظّف شده بود که کار مهمي رو انجام بده

12:03.672 --> 12:12.888
و اين انتقال گوي مقدس از دروازه‌ي بزرگ شرقي
به دروازه‌ي بزرگ غربي بود

12:14.577 --> 12:19.998
بردن گوي از شرق به غرب مظهر طلوع و غروب خورشيده

12:20.075 --> 12:24.273
اين يک مراسم باستاني براي رستگاري قبيلمون بود

12:24.304 --> 12:29.406
اما زماني که به دروازه نزديک شد
توسط يکي از قبيله‌ي ژانگ مورد حمله قرار گرفت

12:29.481 --> 12:35.032
يه ملعون به نام وِي جين،که هميشه چشم طمع به اون گوي داشت

12:35.123 --> 12:42.329
اون بزدل ،وِي جين،جين وِي رو کشت و گوي مقدس ما رو دزديد

12:42.425 --> 12:51.267
مردم ما هيچوقت فراموش نکردن
تو هيچوقت نميتوني به يه ژانگ اعتماد کني

12:53.670 --> 12:54.963
گوش ميخواي؟

12:55.067 --> 12:56.962
!نيکي و پرسش؟

12:57.025 --> 12:58.543
ميدونم که چه فکر ميکني

12:58.636 --> 13:03.113
فکر ميکني ما خيلي وحشتناکيم که با آوردن غذا
به اينجا جون همه رو به خطر انداختيم

13:03.203 --> 13:07.224
گان جين اينقدر بد در مورد ما فکر ميکنه که فرض کردن ما غذا مياريم

13:07.310 --> 13:11.902
.و بعد تصميم گرفتن که خودشونم غذا بيارن
.به همين خاطره که ما غذا آوريدم

13:11.996 --> 13:18.426
...دشمني ما با گان جين بر ميگرده به 100 سال پيش

13:20.283 --> 13:24.080
جد ما وِي جين،داشت دروازه‌ي
غربي دهکده‌ي ما رو ترک ميکرد

13:24.166 --> 13:26.588
که يه چيزي رو ديد رو زمين افتاده...

13:26.673 --> 13:32.010
يه مرد از قبيله‌ي گان جين بود،جين وِي،اون نقش زمين شده بود

13:32.100 --> 13:37.546
وِي جين بزرگ ايستاد که بهش کمک کنه
جين وِي داشت يه گوي مقدس رو منتقل ميکرد

13:37.635 --> 13:42.114
يه عتيقه‌ي قدرتمند که براي مراسم رستگاري قبيلشون استفاده ميشد

13:42.184 --> 13:44.255
وِي جين سعي کرد به اون مرد آسيب ديده کمک کنه

13:44.330 --> 13:47.568
...اما جين وِي تاکيد کرد که گوي مهم تره

13:47.612 --> 13:50.406
و از اون خواست که اونو به قبلش برگردونه...

13:50.470 --> 13:54.755
وِي جين مهربون قول داد در اولين فرصتي که بتونه براي اون کمک بفرسته

13:54.808 --> 13:59.272
اما زماني که وِي جين پاش رو توي خاک
گان جين گذاشت تا گوي رو برگردونه

13:59.352 --> 14:01.620
بازداشت شد

14:05.029 --> 14:08.309
به جاي تشکر از اون بخاطر فداکاري‌اي که کرد

14:08.414 --> 14:12.678
اون رو محکوم به 20 سال حبس کردن

14:13.261 --> 14:16.376
ما ژانگ‌ها هيچ وقت اون بي عدالتي رو فراموش نميکنيم

14:16.476 --> 14:21.790
اون واقعاً وحشتناکه،ميخواي اونو تموم کني؟

14:21.875 --> 14:25.045
...مطمئنن خيلي خوب ميشد اگه دور يکي از اون آتيش‌ها بوديم

14:25.135 --> 14:29.364
...داستان تعريف ميکرديم و ميخنديديم،مشکلي نيست مومو...

14:29.469 --> 14:36.251
به زودي از اينجا بيرون ميريم،بعد ميتونيم
به اندازه‌ي هيکلمون دونه‌ي آبدار بخوريم

14:39.681 --> 14:42.745
نه،من منتظر دونه‌هاي آبدار ميمونم

14:42.842 --> 14:46.976
حس تنهايي ميده،مگه نه؟بي طرف بودن

14:47.051 --> 14:51.089
خيلي دوست داشتم به اين مردم کمک کنم که با هم کنار بين
اما به نظر غير ممکن مياد

14:51.182 --> 14:54.044
هرچند،فکر ميکنم در حال حاضر مشکل بزرگمون خروج از اينجاست

14:54.140 --> 15:01.100
فکر نميکنم اين دوتا مشکل همچين بي‌ربط هم باشن

15:05.643 --> 15:10.900
همه چي مرتبه،تقريباً رسيديم به طرف ديگه

15:19.036 --> 15:23.279
کاتارا،ساکا،اين مردم به اندازه‌ي کافي
همکاري ميکنن که از اين تنگه بگذريم؟

15:23.367 --> 15:27.038
فکر نميکنم آنگ،ژانگ خيلي با گان جين بده

15:27.143 --> 15:30.107
اونا براي جين وِي کمين کردن و گوي مقدس رو دزديدن

15:30.208 --> 15:31.590
در مورد چي صحبت ميکني؟

15:31.682 --> 15:33.809
آره،کاتارا،در مورد چي صحبت ميکني؟

15:33.903 --> 15:35.813
...وِي جين گوي رو ندزديد

15:35.895 --> 15:39.610
اون داشت برميگشت به روستاشون و به اشتباه مجازات شد

15:39.695 --> 15:42.152
اگه از من بپرسي ميگم به اندازه‌ي کافي مجازات نشد

15:42.239 --> 15:44.665
باشه،باشه، فهميدم،الآن به کمکتون احتياج دارم

15:44.756 --> 15:50.366
بياين همه رو زير ديوار تنگه جمع کنيم

15:55.768 --> 15:58.651
خواهشاً!مردم،به محض اينکه از اينجا بريم
بيرون ميتونين يه چيزي بخورين

15:58.758 --> 16:00.211
و بعد راهمون از هم جدا ميشه

16:00.299 --> 16:03.915
ولي الآن ازتون ميخوام فکراتون رو،رو هم بزارين
تا يه راه براي بالا رفتن از اين صخره پيدا کنيم

16:04.014 --> 16:08.194
شايد ژانگ‌ها بتونن با اون ناخوناي دراز
و حال بهم زنشون از اين ديوار بالا برن

16:08.287 --> 16:11.231
اُه،متاسفم!يادم رفته بود که تو گان جين

16:11.312 --> 16:15.383
اگه ناخوناي بلند داشته باشي بايد 20 سال بيافتي حبس

16:15.499 --> 16:16.910
شما دزداي کثيف

16:17.004 --> 16:20.687
شما از خود راضي‌هاي احمق

16:20.914 --> 16:24.431
دوستان،تمرکز کنين!آخه چند بار بايد يه حرف رو تکرار کنم؟

16:24.531 --> 16:28.557
حرف بيخودي مشکلي رو حل نميکنه اما عمل ميکنه

16:28.649 --> 16:30.844
شايد آواتار درست بگه

16:30.947 --> 16:34.554
بله،شايد درست بگه

16:35.183 --> 16:38.005
حرف بيخودي هيچ وقت مشکلاتمون رو حل نکرد

16:38.093 --> 16:40.545
اما عمل ميکنه

16:47.766 --> 16:51.641
تا مرگ!و بزارين اين پايان اين جنگ باشه

16:51.722 --> 16:57.657
ميدونين،من حرفم رو پس ميگيرم!حرف بيخودي زيادم بد نيست

17:20.906 --> 17:26.499
اون...غذاست؟همه قاچاقي با خودشون غذا آوردن؟باور نکردنيه

17:26.601 --> 17:30.657
شما جون همه رو به خاطر اينکه نميتونستين
يه روز رو بدون سنَک سر کنين به خطر انداختين؟

17:30.745 --> 17:35.198
شما همتون...افتضاحين

17:39.941 --> 17:47.891
خيلي گشنمه...اون...کاسترد تخم مرغه تو اون ظرف؟

17:54.735 --> 17:58.034
اوه،نه اين سوسکاي تنگه خيلي زيادن

17:58.137 --> 17:59.962
ما به سختي از پس يکيشون بر اومديم

18:00.043 --> 18:05.287
اونا بخاطر من برگشتن،اونا طعم منو چشيدن و بخاطر من برگشتن

18:05.377 --> 18:10.985
ساکا صبر کن،من واقعاً به اون دشمني احمقانه اهميت نميدم
من فقط ميخوام از اينجا سالم بريم بيرون

18:11.062 --> 18:16.268
منم همينطور،من فقط بخاطر اينکه بهم غذا دادن طرفشون رو گرفتم

19:15.935 --> 19:21.404
همه منو نگاه کنن!کاري که ميکنم بکنين

19:46.257 --> 19:51.834
حالا دنبالم بياين!داريم از اين دره بيرون ميريم

20:06.562 --> 20:09.959
همه پياده شن

20:12.810 --> 20:14.878
ما موفق شديم

20:26.732 --> 20:29.845
من هيچوقت فکر نميکردم
که يه گان جين اينجوري دستش رو کثيف کنه

20:29.949 --> 20:33.407
و من هيچوقت فکر نميکردم
که يه ژانگ چقدر موقع سختي ها قابل اعتماده

20:33.499 --> 20:37.436
شايد ما همچينم باهم فرق نداريم

20:37.506 --> 20:43.969
خيلي بده که نميتونيم تارخ رو عوض کنيم
شما گوي مقدس رو از جين وِي دزديدين

20:44.038 --> 20:49.646
شما ظالمان وِي جين رو براي 20 سال طولاني زنداني کردين

20:49.746 --> 20:55.410
يه لحظه صبر کنين،جين وِي،وِي جين؟من اونا رو ميشناسم

20:55.463 --> 20:58.285
آره،آره،ما همه از داستان خبر داريم

20:58.370 --> 21:03.838
.نه منظورم اينه که واقعاً ميشناختمشون
.ممکنه به قيافم نياد ولي من 112 سالمه

21:03.917 --> 21:08.099
من 100 سال پيش روزي که شما دارين
در موردش حرف ميزنين بودم

21:08.140 --> 21:11.148
به نظر ميرسه در مورد اتفاقي که افتاده خيلي اشتباه وجود داره

21:11.217 --> 21:15.380
اول از همه وِي جين و جين وِي با هم دشمن نبودن و برادر بودن

21:15.446 --> 21:20.183
و در واقع دوقولو بودن و از همه مهمتر اونا 8 سالشون بود

21:20.253 --> 21:25.782
اونا داشتن بازي ميکردن و اون گوي مقدس...توپشون بود

21:25.847 --> 21:28.831
و دروازه‌ي شرقي و غربي فقط دروازه‌هاشون بودن

21:28.917 --> 21:32.816
جين وِي توپ رو داشت و داشت ميرفت
سمت دروازه که افتاد و خرابکاري کرد

21:32.897 --> 21:34.641
وِي جين توپ رو ندزديد

21:34.728 --> 21:37.674
اون توپ رو برداشت و شروع به دويدن
به سمت اون يکي دروازه کرد

21:37.755 --> 21:42.497
اون پاش از مرز زمين بيرون رفت و داور
اونو توي جعبه‌ي مجازات گذاشت

21:42.575 --> 21:47.293
نه براي 20 سال طولاني،بلکه براي 2 دقيقه‌ي کوتاه

21:47.369 --> 21:51.971
هيچ دزدي و زنداني شدني در کار نبود،فقط يه بازي بود

21:52.045 --> 21:54.890
تو داري ميگي گوي مقدس فقط يه توپ مقدس بود؟

21:54.963 --> 21:57.063
نه،فقط يه توپ معمولي

21:57.131 --> 21:59.098
پس مراسم رستگاري قبيله‌ي ما چي؟

21:59.183 --> 22:01.690
اين اسمي بود که بازي بهش مشهور بود،رستگاري

22:01.785 --> 22:04.445
همون موقع که کسي توپ رو از اين دروازه به اون دروازه ميبرد

22:04.534 --> 22:08.739
همه فرياد ميزدن،رستگاري

22:08.803 --> 22:09.634
منظورم منو اشتباه متوجه نشين

22:09.726 --> 22:14.041
وِي جين يه جورايي شلخته بود و جين وِي سمج،اين حقيقته

22:14.117 --> 22:18.643
اما اونا به تفاوت هاي هم احترام ميزاشتن
تا بتونن تو يه زمين بازي کنن

22:18.711 --> 22:21.948
فکر ميکنم که وقتشه گذشته رو فراموش کنيم

22:22.001 --> 22:25.202
و به آينده بنگريم

22:32.526 --> 22:36.086
خوشحالم ميبينمت پسر،تو هم دلت برام تنگ شده بود؟

22:36.158 --> 22:38.636
هرچقدر ازت تشکر کنم کمه،آواتار

22:38.723 --> 22:43.112
خب،ميدوني،من سعيم رو ميکنم

22:43.197 --> 22:49.125
بياين به پايتخت قلمرو خاک به عنوان يه قبيله سفر کنيم

22:49.212 --> 22:53.358
منم ميام،ديگه حالم از اينجا بهم خورده

22:53.457 --> 22:55.797
واقعاً خوش شانس بودن که تو جين وِي و وِي جين رو ميشناختي

22:55.886 --> 22:59.272
ميتوني اسمش رو بزاري شانس يا
ميتوني اسمش رو بزاري...دروغ گفتن...

22:59.356 --> 23:00.121
چي!؟

23:00.189 --> 23:01.869
من همشو از خودم در آوردم

23:01.959 --> 23:05.839
نه اين کار رو نکردي!اينکارتَهِ بدجنسي بود

23:05.924 --> 23:21.417
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
