WEBVTT

00:02.459 --> 00:04.836
"آب"

00:04.837 --> 00:06.716
"خاک"

00:06.717 --> 00:08.830
"آتش"

00:08.831 --> 00:10.123
"باد"

00:11.191 --> 00:15.333
"خيلي وقت پيش هر 4 ملت با نظم خاصي کنار هم زندگي ميکردند"

00:15.334 --> 00:19.422
"بعد همه چي با حمله‌ي ملت آتش تغيير کرد"

00:19.623 --> 00:23.745
"تنها آواتار،مسلط به هر 4 عنصر ميتونست اونها رو متوقف کنه"

00:23.746 --> 00:26.910
"اما وقتي دنيا بيش از هميشه بهش نياز داشت ناپديد شد"

00:27.253 --> 00:31.082
"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جديد رو پيدا کرديم"

00:31.083 --> 00:32.927
"يه باد افزار به اسم آنگ"

00:33.028 --> 00:35.138
"و با اينکه مهارت‌هاي باد افزاريش عالي هستن"

00:35.139 --> 00:38.876
"اما اون پيش از اينکه آماده بشه که کسي رو"
"نجات بده بايد خيلي چيز ها رو ياد بگيره"

00:38.877 --> 00:42.509
"اما من باور دارم که آنگ ميتونه دنيا رو نجات بده"

00:48.722 --> 00:52.729
کتاب اول : آب
قسمت دهم : جِت

00:54.733 --> 01:14.768
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:17.724 --> 01:20.291
مومو کجاست؟

01:23.078 --> 01:25.108
طاقت بيار مومو

01:38.311 --> 01:40.813
خيلي خب...شما هم آزاد ميکنم

01:40.902 --> 01:44.169
اينطوري خيلي طول ميکشه

01:45.719 --> 01:47.898
اينم کار ميکنه

01:51.731 --> 01:54.831
اينا تله‌هاي ملت آتشه...از روي فلزکاريش ميشه گفت

01:54.901 --> 01:58.980
بهتره که بساطمون رو جمع کنيم و حرکت کنيم

01:59.183 --> 02:01.239
آآ...پرواز ممنوع

02:01.343 --> 02:02.023
چي؟

02:02.130 --> 02:03.207
چرا نبايد پرواز کنيم؟

02:03.300 --> 02:06.611
خوب بهش فکر کن
يه جورايي پرنس زوکو و ملت آتش هميشه ما رو پيدا ميکنن

02:06.692 --> 02:09.317
اين بخاطر اينه که اونا آپا رو ديد ميزنن
اون فقط خيلي جلب توجه ميکنه

02:09.399 --> 02:11.700
چي!آپا زياد جلب توجه نميکنه

02:11.788 --> 02:17.446
اون يه هيولاي پشمالوي غول پيکر با يه فلش روي سرشه
يجوراي سخته که بخواي گمش کني

02:17.528 --> 02:20.023
ساکا فقط بخاطر اينکه رو سرش فلش نداره حسودي ميکنه

02:20.106 --> 02:21.045
من ميدونم که شما همه ميخوايين پرواز کنين

02:21.101 --> 02:24.295
اما حس شيشمم بهم ميگه که بايد اين دفعه
جانب احتياط رو رعايت کنيم و پياده بريم

02:24.379 --> 02:26.018
کي تو رو رئيس کرده؟

02:26.085 --> 02:27.858
من رئيس نيستم...من رهبرم

02:28.340 --> 02:32.197
تو رهبري؟تو که هنوز صدات ميگيره

02:32.270 --> 02:35.938
من از همه بزرگترم و يه جنگجو‌ام پس...من رهبرم

02:36.023 --> 02:39.950
اگه کسي بخواد رهبر باشه اون آنگه
منظورم اينه که اون آواتاره

02:40.028 --> 02:43.653
شوخي ميکني...اون فقط يه بچه‌ي مسخره است

02:43.740 --> 02:44.304
اون درست ميگه

02:44.584 --> 02:47.479
چرا هميشه پسرا فکر ميکنن که يه نفر بايد رهبر باشه؟

02:47.771 --> 02:50.355
شرط ميبندم اگه يه دختر رو بوسيده بودي
اين همه رئيس بازي در نمياوردي

02:50.441 --> 02:52.985
من...من يه دختر رو بوسيدم...تو...نديديش

02:53.058 --> 02:56.648
کي؟مامان بزرگ؟من که مامان بزرگ رو ديدم

02:56.726 --> 02:58.428
نه...بجز مامان بزرگ

02:58.507 --> 03:01.788
ببين،حس شيشم به من ميگه که اگه پياده بريم شانس بيشتري داريم

03:01.839 --> 03:04.037
و يه رهبر بايد به حس شيشمش اعتماد کنه

03:04.109 --> 03:07.635
خيلي خب،به روش تو عمل ميکنيم،اي رهبر خردمند

03:07.722 --> 03:10.058
کسي چه ميدونه...راه رفتن ممکنه جالب باشه

03:10.653 --> 03:14.633
راه رفتن اصلاً حال نميده،مردم چجوري
بدون يه گاوميش پرنده اينور اونور ميرن!؟

03:14.921 --> 03:16.113
نميدونم آنگ

03:16.208 --> 03:19.770
چرا از حس شيشم ساکا نميپرسي...به نظر
ميرسه که اون همه چي رو ميدونه

03:19.822 --> 03:21.117
هاها،خيلي خنديدم

03:21.219 --> 03:23.257
از حمل کردن اين کوله خسته شدم

03:23.351 --> 03:27.445
ميدوني بايد از کي بپرسي که براي يه مدت کوله‌ات رو حمل کنه؟
حس شيشم ساکا

03:27.532 --> 03:31.275
عاليه،هي،حس شيشم ساکا ميشه

03:31.371 --> 03:32.772
خيلي خب،خيلي خب...فهميدم

03:32.879 --> 03:34.537
ببينين بچه ها منم خسته‌ام

03:34.629 --> 03:40.013
اما نکته‌ي مهم اينه که ما از دست...ملت...آتش...در امانيم

03:43.049 --> 03:44.772
فرار

03:48.383 --> 03:49.469
راه ما رو بستن

03:49.577 --> 03:52.198
ساکا!پيرهنت

03:59.814 --> 04:02.739
اگه بزارين ما بريم،قول ميديم که بهتون آسيب نزنيم

04:02.826 --> 04:04.472
داري چيکار ميکني؟

04:04.559 --> 04:05.919
بلوف ميزنم؟

04:06.017 --> 04:10.864
تو؟قول ميدي که به ما آسيب نزني؟

04:11.319 --> 04:13.702
کارت خوب بود ساکا!چجوري اون کار رو کردي؟

04:13.798 --> 04:16.006
آه...حس شيشم؟

04:16.079 --> 04:18.300
ببين

04:29.290 --> 04:31.364
شما شکست ميخورين

04:36.171 --> 04:38.845
اونا تو درختان

04:57.477 --> 04:59.044
هي،اون مال من بود

04:59.136 --> 05:02.473
بايد دفعه‌ي بعد سريعتر باشي

05:21.727 --> 05:23.408
مرد

05:32.560 --> 05:33.617
هي

05:33.723 --> 05:35.478
سلام

05:37.882 --> 05:40.834
شما همين الآن دخل يه ارتش رو با دست خالي آوردين

05:40.926 --> 05:45.244
ارتش؟پوف،اينا که بيشتر شبيه 20 نفر بودن

05:45.336 --> 05:47.910
اسم من جِته و اينا "مبارزان آزادي" منن

05:47.992 --> 05:53.927
خنده رو...دورانديش...زنبورِ بوکِش...دوک و پيپسکوييک
(بار اول اسمشون رو ترجمه کردم،چون با مزه بودن)

05:54.008 --> 05:58.102
پيپسکوييک...اسم خنده داريه

05:58.598 --> 06:01.443
تو فکر ميکني اسم من خنده داره؟

06:01.544 --> 06:04.543
خيلي بامزه است

06:19.327 --> 06:23.947
آم...ممنونم بخاطر اينکه ما رو نجات دادي،جِت
ما خيلي خوش شانس بوديم که شما اونجا بودين

06:24.012 --> 06:28.112
من بايد از تو متشکر باشم
ما منتظر بوديم که صبح براي اون سربازها کمين کنيم

06:28.187 --> 06:31.426
ما فقط به يه حواس پرتي مناسب احتياج داشتيم
که شما تصادفاً سر و کلتون پيدا شد

06:31.496 --> 06:33.524
ما به حس شيشم‌مون تکيه کرده بوديم

06:33.594 --> 06:37.524
با اين کارتون خودتون رو به کشتن ميدين

06:40.278 --> 06:43.350
هي،جِت...اين بشکه‌ها پر از مواد منفجره است

06:43.430 --> 06:45.072
غنيمت خوبيه

06:45.149 --> 06:48.005
و اين جعبه‌ها با ژله‌ي شيرين پر شده

06:48.086 --> 06:51.087
اينم خوبه،فقط حواستون باشه که باهم قاطي نشن

06:51.158 --> 06:53.118
ما اين وسايل رو ميبريم به مخفيگاه

06:53.201 --> 06:54.742
شماها يه مخفيگاه دارين؟

06:54.824 --> 06:55.450
ميخوايين ببينينش؟

06:55.546 --> 06:58.230
آره،ميخوايم ببينيمش

07:01.458 --> 07:02.415
رسيديم

07:02.519 --> 07:04.108
کجا...اينجا که چيزي نيست؟

07:04.189 --> 07:05.139
اينو بگير

07:05.219 --> 07:07.840
چرا...اين چيکار ميکنه؟

07:08.856 --> 07:09.630
آنگ؟

07:09.735 --> 07:12.392
من خودم ميرم بالا

07:14.985 --> 07:18.065
منو بگير کاتارا

07:30.599 --> 07:33.132
عجب جاي قشنگي دارينا

07:38.168 --> 07:39.970
اين بالا خيلي زيباست

07:40.077 --> 07:43.641
زيباست...و از همه مهمتر،ملت آتش نميتونن پيدامون کنن

07:43.745 --> 07:46.539
اونا خيلي دوست دارن گيرت بيارن،مگه نه جِت؟

07:46.630 --> 07:48.653
اين اتفاق نميافته،اِسمِلربي

07:48.733 --> 07:50.722
چرا ملت آتش ميخواد که پيدات کنه؟

07:50.799 --> 07:53.425
حدس ميزنم که براشون يه کوچولو دردسر درست ميکنم

07:53.526 --> 07:56.949
ميبيني،اونا يه شهر قلمرو خاک رو که همين نزديکي هاست
چند سال پيش گرفتن

07:57.019 --> 08:00.044
ما براي سربازاشون کمين ميکرديم و خط آذوغه
و مواد مورد نيازشون رو قطع ميکرديم

08:00.115 --> 08:02.833
و هر کاري رو ميکرديم که با اونها در بيافتيم

08:02.900 --> 08:06.852
يه روزي ما ملت آتش رو از اين شهر براي هميشه
بيرون ميکنيم و اين شهر رو آزاد ميکنيم

08:06.919 --> 08:08.634
اين خيلي شجاعانه است

08:08.706 --> 08:11.484
آره،هيچي شجاعتر از يه يارو که توي
درخت زندگي ميکنه نيست

08:11.565 --> 08:13.540
به برادرم توجه نکن

08:13.609 --> 08:16.061
مشکلي نيست!اون احتمالاً روز سختي داشته

08:16.144 --> 08:17.816
پس،شما اينجا زندگي ميکنين؟

08:17.903 --> 08:20.158
درسته،لانگ شات،اون طرف

08:20.246 --> 08:22.537
شهرش توسط ملت آتش سوزونده شد

08:22.624 --> 08:27.302
و ما دوک رو وقتي داشت سعي ميکرد غذاهامون رو بدزده پيدا کرديم
فکر نميکنم که اون واقعاً هيچوقت خونه‌اي داشت

08:27.380 --> 08:29.757
تو چي؟

08:30.392 --> 08:32.915
ملت آتش والدينم رو کشت

08:33.009 --> 08:37.018
من فقط 8 سالم بود
اون روز من رو براي هميشه تغيير داد

08:37.112 --> 08:40.251
ساکا و من هم مادرمون رو توسط ملت آتش از دست داديم

08:40.333 --> 08:43.686
متاسفم،کاتارا

08:52.467 --> 08:58.625
امروز،ما يه ضربه‌ي ديگه به اين ملت آتش خوک صفت زديم

08:59.898 --> 09:03.097
امروز از ديدن چهره‌ي يکي از سربازا خيلي حال کردم

09:03.183 --> 09:11.086
زماني که دوک رو اون سرباز افتاد و کلاه خودش رو چرخوند
و اونم مثل يه گراز ميمون دست و پا ميزد خيلي لذت بخش بود

09:12.249 --> 09:15.836
حالا ملت آتش فکر ميکنه که نيازي نيست نگران

09:15.923 --> 09:21.283
يه مشت بچه که تو درختا قايم شدن باشه
شايدم درست فکر ميکنه

09:22.948 --> 09:28.022
يا شايدم...در گمراهي آشکار به سر ميبرن

09:31.243 --> 09:33.706
هي جِت،سخنراني خوبي بود

09:33.810 --> 09:37.378
مرسي،در ضمن من واقعاً امروز از کار تو و آنگ شگفت زده شدم

09:37.466 --> 09:39.631
اون بهترين کنترل عناصري بود که تا حالا ديدم

09:39.713 --> 09:44.435
در واقع اون عاليه،اون آواتاره
من بايد خيلي بيشتر تمرين کنم

09:44.516 --> 09:47.774
آواتار،ها؟خيلي خوبه

09:47.847 --> 09:49.227
مرسي،جِت

09:49.325 --> 09:51.897
پس احتمالاً يه راه بدونم که تو و آنگ
بتونين تو مبارزه به ما کمک کنين

09:51.988 --> 09:54.728
متاسفانه ما بايد امشب حرکت کنيم

09:54.838 --> 09:59.611
ساکا،داري شوخي ميکني
من فردا براي يه ماموريت مهم بهت احتياج دارم

09:59.699 --> 10:01.563
چه ماموريتي؟

10:14.618 --> 10:15.791
داري چيکار ميکني؟

10:15.854 --> 10:18.613
شـــــش...اينکار ارتعاشات رو تقويت ميکنه

10:18.706 --> 10:19.954
کلک خوبيه

10:20.057 --> 10:24.103
هنوز هيچي،آره يه نفر داره نزديک ميشه

10:24.179 --> 10:25.090
چند نفرن؟

10:25.177 --> 10:28.000
فکر کنم فقط يه نفره

10:28.658 --> 10:31.429
کارت خوب بود ساکا،سلاحت رو آماده کن

10:35.050 --> 10:39.099
صبر کن،اخطار اشتباه بود...اون فقط يه پيرمرده

10:43.104 --> 10:45.319
تو جنگل ما چيکار ميکني،زالو؟

10:45.408 --> 10:49.363
لطفاً آقا،من فقط يه مسافرم

10:57.952 --> 11:02.509
دوست داري شهرها رو نابود کني؟
دوست داري خانواده‌ها رو نابود کني؟آره؟

11:02.620 --> 11:06.446
اُه...لطفاً بزارين من برم...رحم کنين

11:06.523 --> 11:11.808
ملت آتش ميزاره مردم برن؟ملت آتش رحم داره؟

11:11.872 --> 11:13.807
جِت،اون فقط يه پيرمرده

11:13.893 --> 11:15.683
اون اهل ملت آتشه،بگردينش

11:15.763 --> 11:17.322
اما اون به کسي آسيب نميزنه

11:17.406 --> 11:21.744
فراموش کردي که ملت آتش مادرت رو کشت؟
به ياد بيار که براي چي مبارزه ميکني

11:21.828 --> 11:23.465
وسايلش رو برداشتيم،جِت

11:23.549 --> 11:25.225
اين درست نيست

11:25.322 --> 11:29.005
اين کاريه که بايد انجام بشه...حالا بيا از اينجا بريم

11:32.337 --> 11:34.726
بجنب ساکا

11:38.655 --> 11:42.675
ساکا ببين دوک به من چي داده

11:48.070 --> 11:50.157
آوو،بس کن

11:50.254 --> 11:52.284
هي ساکا،جِت برگشته؟

11:52.378 --> 11:54.470
آره...اون برگشته،ولي ما داريم ميريم

11:54.562 --> 11:55.347
چي؟

11:55.436 --> 11:57.850
اما من براش اين کلاه رو درست کردم

11:57.932 --> 11:59.827
دوست پسر عزيزت،جِت يه زور گيره

11:59.904 --> 12:02.199
چي؟نه،اينطور نيست

12:02.290 --> 12:03.792
اون قاطي داره کاتارا

12:03.880 --> 12:08.376
اون قاطي نداره،اون فقط يه راه ديگه از زندگي رو در پيش گرفته
يه راه جالب از زندگي رو

12:08.460 --> 12:11.637
اون يه پيرمرد بي آزار رو کتک زد و وسايلش رو دزديد

12:11.722 --> 12:14.761
من ميخوام طرف ديگه‌ي ماجرا رو هم از دهن جِت بشنوم

12:14.859 --> 12:15.564
ساکا

12:15.637 --> 12:18.992
تو به اونا گفتي چي شد ولي بهشون نگفتي که طرف از ملت آتش بود؟

12:19.079 --> 12:21.856
نه،اون به راحتي اين قسمت ماجرا رو جا انداخت

12:21.949 --> 12:25.479
قبول!اون از ملت آتش بود
ولي با اين حال اون يه شهروند بي آزار بود

12:25.556 --> 12:28.420
اون يه قاتل بود ساکا

12:29.797 --> 12:32.621
ميبيني؟يه قسمت مخفي براي سم توي اين خنجر بود

12:32.712 --> 12:36.326
اونو فرستاده بودن که منو از بين ببره،تو جون من رو نجات دادي ساکا

12:36.404 --> 12:38.474
ميدونستم که يه توضيحي وجود داره

12:38.564 --> 12:40.135
من هيچ خنجري نديدم

12:40.223 --> 12:42.146
بخاطر اينکه مخفيش کرده بود

12:42.229 --> 12:45.789
ديدي ساکا؟من مطمئنم که تو فقط اون خنجر رو نديدي

12:45.856 --> 12:51.188
هيچ چاقويي در کار نبود
من بريگردم به کلبه که وسايلم رو جمع کنم

12:51.273 --> 12:54.265
لطفاً به من بگين که الآن نميرين،من واقعاً به کمکتون احتياج دارم

12:54.349 --> 12:55.432
ما چيکار ميتونيم بکنيم؟

12:55.517 --> 12:58.086
ملت آتش نقشه داره که جنگل ما رو به آتيش بکشه

12:58.162 --> 13:01.887
اگه شما دوتا از آب افزاريتون استفاده کنين و پشت سد
رو پر کنين ما ميتونيم آتيش رو خاموش کنيم

13:01.964 --> 13:07.187
اما اگه شما الآن برين اونا کل دره رو نابود ميکنن

13:08.971 --> 13:12.831
ما نميتونيم الآن که ملت آتش تصميم داره يه جنگل رو به آتيش بکشه بريم

13:12.933 --> 13:16.569
من متاسفم کاتارا،جِت خيلي صافه،اما ما نميتونيم که بهش اعتماد کنيم

13:16.652 --> 13:21.203
ميدوني من چي فکر ميکنم؟
تو فقط از اينکه اون يه مبارز و رهبر بهتر از توئه حسوديت ميشه

13:21.279 --> 13:24.480
کاتارا من به جِت حسودي نميکنم
فقط حس شيشمم

13:24.568 --> 13:29.018
خب،حس شيشم من ميگه که ما بايد اينجا بمونيم و به جِت کمک کنيم

13:29.092 --> 13:30.488
بيا آنگ

13:30.575 --> 13:33.017
متاسفم ساکا

13:41.851 --> 13:43.945
بياين بريم

14:05.693 --> 14:09.036
حالا گوش کنين...تا زماني که من علامت ندادم اون سد رو منفجر نميکنين

14:09.129 --> 14:13.091
اگه پشت سد پر نباشه،سربازاي ملت آتش ممکنه زنده بمونن

14:13.162 --> 14:17.337
اما مردمي که توي شهر هستن چي...اونا هم از بين نميرن؟

14:17.428 --> 14:21.014
ببين دوک،اين بهاييه که بايد داده بشه تا ما بتونيم
اين منطقه رو از شر ملت آتش پاک کنيم

14:21.077 --> 14:26.272
حالا،تا زماني که من علامت ندادم سد رو منفجر نکنين...فهميدين؟

14:28.458 --> 14:32.413
فکر کردي داري کجا ميري،دُم اسبي؟

14:35.617 --> 14:39.850
ساکا،من خيلي خوشحالم که تو تصميم گرفتي به ما محق بشي

14:39.939 --> 14:42.462
من نقشه‌اي که تو براي نابود کردن شهر قلمرو خاک کشيدي رو شنيدم

14:42.554 --> 14:45.199
نقشه‌ي ما اينه که اين دره رو از ملت آتش پاک کنيم

14:45.282 --> 14:48.745
اونجا آدم زندگي ميکنه جِت...مادرها و پدرها و بچه‌ها

14:48.838 --> 14:51.598
ما بدون فدا کردن بعضي چيزا نميتونيم پيروز بشيم

14:51.691 --> 14:54.162
تو به آنگ و کاتارا در مورد آتش سوزي جنگل دروغ گفتي

14:54.232 --> 14:58.006
چون اونا چيزي رو که جنگ طلب ميکنه نميفهمن
نه مثل من و تو که ميفهميم

14:58.096 --> 15:02.872
من ميفهمم،ميفهمم که تو براي رسيدن به هدفت از هيچ کاري دريغ نميکني

15:02.964 --> 15:09.029
اميدوار بودم که ذهن بازي داشتي باشي
اما ميبينم که تصميمت رو گرفتي

15:09.109 --> 15:13.851
نميتونم بزارم به کاتارا و آنگ اخطار بدي
ببرينش يه دور بزنه...يه دور طولاني

15:13.946 --> 15:15.633
تو نميتوني اينکار رو کني

15:15.735 --> 15:22.788
خوشحال باش ساکا،ما امروز پيرزي بزرگي در مقابل ملت آتش بدست مياريم

15:23.150 --> 15:25.848
جِت...من واقعا بخاطر رفتار ساکا ازت معذرت ميخوام

15:25.947 --> 15:28.498
نگران نباش...اون اومد و معذرت خواهي کرد

15:28.593 --> 15:31.246
واقعاً؟ساکا و معذرت خواهي؟

15:31.339 --> 15:35.862
آره...منم سورپرايز شدم
گفتم شايد تو باهاش صحبت کردي يا يه همچين چيزايي

15:35.957 --> 15:37.049
آره،صحبت کردم

15:37.135 --> 15:38.982
حدس ميزنم که يه چيزي بهش گفتي که تو عمق وجودش نشست

15:39.061 --> 15:42.618
به هر حال اون با پيپسکوييک و اِسمِلربي رفته به يه ماموريت

15:42.693 --> 15:47.678
خوشحالم که بالاخره از خر شيطون پياده شد
بعضي وقتا خيلي کله شق ميشه

15:48.017 --> 15:52.115
خيلي خب،رسيديم
آب زير زمين سعي ميکنه از طريق اين دريچه‌ها بياد بيرون

15:52.190 --> 15:53.983
از شما ميخوام کمک کنين که زودتر اين اتفاق بيافته

15:54.070 --> 15:58.534
من تا حالا آبي رو که نديدم کنترل نکردم
نميدونم ميشه يا نه

15:58.617 --> 16:01.190
کاتارا،تو ميتوني

16:01.275 --> 16:02.700
من چي؟

16:02.792 --> 16:06.657
من مطمئنم که آواتار هم ميتونه اينکار رو بکنه

16:26.144 --> 16:27.951
آره،کار تون خوب بود

16:28.051 --> 16:32.041
اين رود ميره به پشت سد...يه چندتا ديگه آبفشان رو خالي کنيم،پُر ميشه

16:32.126 --> 16:35.299
ببين يه سوراخ بخار ديگه

16:35.392 --> 16:40.296
خيلي خب،شما دوتا کارتون رو اينجا ادامه بدين
من ميرم يه سري به سد بزنم

16:40.381 --> 16:42.163
وقتي که کارمون تموم شد ميايم پيشت

16:42.247 --> 16:48.763
در واقع...بهتره که وقتي کارتون تموم شد
همديگر رو توي مخفيگاه ملاقات کنيم

16:56.167 --> 16:59.531
فکر کنم که ديگه بسه...نه بخاطر اينکه تنبل بازي در بيارما

16:59.630 --> 17:01.583
بيا بريم جِت رو پيش سد ملاقات کنيم

17:01.675 --> 17:03.960
من فکر ميکردم که قبول کرديم جِت رو توي مخفيگاه ببينيم

17:04.040 --> 17:09.820
خب،ما کارمون رو زود تموم کرديم
مطمئنم که از ديدن ما خوشحال ميشه

17:10.252 --> 17:12.386
يالا...راه برو

17:12.488 --> 17:16.110
چطور ميتونين دست رو دست بزارين و زماني که
جِت داره يه شهر رو از بين ميبره کاري نکنين؟

17:16.195 --> 17:18.793
هي،خوب گوش کن ساکا،جِت رهبر بزرگيه

17:18.895 --> 17:24.865
ما از چيزي که ميگه پيروي ميکنيم و
هميشه هم همه چيز درست پيش ميره

17:27.017 --> 17:30.435
اگه هميشه همينطوري رهبريتون ميکنه
پس جِت بايد خيلي چيزا رو ياد بگيره

17:30.516 --> 17:31.875
هي

17:35.601 --> 17:39.967
تا وقتي که اون بالا هستين بهتره با خوردن اون دونه ها سرگرم بشين

17:40.056 --> 17:46.854
هي،اِسمِلربي...تو ميخواي دونه‌هات رو بخوري؟

17:51.689 --> 17:52.872
اونا دارن چيکار ميکنن؟

17:52.968 --> 17:55.820
هي،اون بشکه‌هاي قرمز رو از ملت آتش گرفته بود

17:55.887 --> 17:58.494
چرا اونا به مواد منفجره نياز دارن؟

17:58.580 --> 18:00.733
چون جت ميخواد سد رو منفجر کنه

18:00.818 --> 18:05.406
چي؟نه...اينکار شهر رو نابود ميکنه
جِت يه همچين کاري نميکنه

18:05.482 --> 18:07.344
من بايد متوقفش کنم

18:07.420 --> 18:11.140
جِت يه همچين کاري نميکنه

18:11.903 --> 18:13.073
چرا،ميکنم

18:13.171 --> 18:14.402
جِت...چرا؟

18:14.493 --> 18:17.502
کاتارا،تو هم اينکار رو ميکردي اگه يه دقيقه فکر ميکردي

18:17.588 --> 18:20.287
به کاري که ملت آتش با مادرت کردن فکر کن

18:20.375 --> 18:23.067
ما نميتونيم بزاريم که اينکار رو با هيچکس ديگه بکنن،ديگه نه

18:23.149 --> 18:24.830
اين جواب نيست

18:24.911 --> 18:27.531
ازت ميخوام که منو درک کني کاتارا

18:27.618 --> 18:29.981
فکر ميکردم که برادرت درک ميکنه،اما

18:30.067 --> 18:31.989
ساکا کجاست؟

18:32.092 --> 18:34.716
کاتارا

18:39.569 --> 18:42.494
من بايد برسم به سد

18:42.571 --> 18:46.421
تو بدون گلايدرت هيچ جا نميري

18:48.037 --> 18:49.684
من باهات مبارزه نميکنم،جِت

18:49.763 --> 18:53.468
مجبوري،اگه گلايدرت رو ميخواي

20:29.634 --> 20:40.766
چرا جِت؟باورم نميشه بهت اعتماد کردم،تو به من دروغ گفتي
تو يه مريضي و من بهت اعتماد کردم

20:44.607 --> 20:45.966
داري چيکار ميکني؟

20:46.062 --> 20:47.152
ديگه خيلي ديره

20:47.243 --> 20:48.862
نه

20:53.814 --> 20:57.303
ساکا هنوز يه جايي اون بيرونه...اون تنها شانسمونه

20:57.391 --> 21:03.851
بجنب ساکا،متاسفم که بهت شک کردم،خواهش ميکنم

21:09.418 --> 21:11.588
نه

21:30.257 --> 21:31.955
ساکا به موقع نرسيد

21:32.024 --> 21:36.032
تمام اون مردم...جِت...اي هيولا

21:36.116 --> 21:38.865
اين يه پيروزي بود،کاتارا
اين رو يادت باشه

21:38.938 --> 21:41.874
ملت آتش رفته و اين دره ديگه امنه

21:41.963 --> 21:45.760
اين دره امن خواهد موند...ولي بدون تو

21:45.861 --> 21:46.959
ساکا

21:47.045 --> 21:49.678
من به روستايي ها به موقع در مورد نقشه‌ي شومت اخطار دادم

21:49.758 --> 21:50.479
چي!؟

21:50.570 --> 21:54.620
اول باور نميکردن
سربازهاي ملت آتش فکر کردن که من يه جاسوسم

21:54.701 --> 21:58.347
اما يه نفر تاييدم کرد...همون پيرمردي که تو بهش حمله کردي

21:58.445 --> 22:04.239
اون از مردم خواست که به من اعتماد کنن
و ما همه رو به موقع خارج کرديم

22:06.907 --> 22:09.291
خانوم خوشگله

22:09.402 --> 22:12.349
اي ساکاي احمق،ما ميتونستيم اين دره رو آزاد کنيم

22:12.430 --> 22:15.091
کي آزاد ميشد؟...همه ميمردن

22:15.176 --> 22:16.227
اي خائن

22:16.325 --> 22:20.468
نه،جِت.تو خائن شدي،وقتي دست از محافظت از مردم بيگناه کشيدي

22:20.552 --> 22:23.228
کاتارا،خواهش ميکنم...کمکم کن

22:23.308 --> 22:25.560
خدانگهدار جِت

22:25.651 --> 22:28.008
يپ يپ

22:31.422 --> 22:34.989
ما فکر ميکرديم که تو داري ميري سمت سد
چطور به ذهنت رسيد که بجاش بري شهر؟

22:35.068 --> 22:37.757
بزار حدس بزنم...حس شيشمت بهت گفت

22:37.862 --> 22:39.749
هي...بعضي وقتا درست ميگه

22:39.850 --> 22:43.554
اوم...ساکا؟ميدوني داريم راه رو اشتباه ميريم،درسته؟

22:43.652 --> 22:52.395
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
