1
00:00:00,100 --> 00:00:12,100
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:14,560 --> 00:00:21,530
{3c&H75fdfdfdsfB&}همانند شب سرخی که در تاریکی فرو می افتد

3
00:00:22,080 --> 00:00:25,290
{3c&H75fdfdfdsfB&}میتوانی ترست را پنهان کنی

4
00:00:25,940 --> 00:00:28,360
{3c&H75fdfdfdsfB&}میتوانی دروغ بگویی عزیزم

5
00:00:28,960 --> 00:00:35,410
{3c&H75fdfdfdsfB&}رویا هایت را ادامه بده

6
00:00:36,810 --> 00:00:48,020
{3c&H75fdfdfdsfB&}بال های خون آلودت را باز کن

7
00:00:48,120 --> 00:00:48,780
{3c&H75fdfdfdsfB&}دروغ چیست؟

8
00:00:51,300 --> 00:00:52,390
{3c&H75fdfdfdsfB&}حقیقت چیست؟

9
00:00:55,000 --> 00:00:56,060
{3c&H75fdfdfdsfB&}چیو باور کنیم؟

10
00:00:57,700 --> 00:01:01,060
{3c&H75fdfdfdsfB&}همانند فرشته سقوط کرده

11
00:01:01,400 --> 00:01:11,220
{3c&H75fdfdfdsfB&}با بال هایت در زمان سقوط کن

12
00:01:11,690 --> 00:01:15,550
{3c&H75fdfdfdsfB&}به یک شب پرستاره

13
00:01:15,810 --> 00:01:26,840
{3c&H75fdfdfdsfB&}همانند یک الهه جاودانه باش

14
00:01:27,050 --> 00:01:30,180
{3c&H75fdfdfdsfB&}و به بهشت پرواز کن

15
00:01:30,880 --> 00:01:35,890
"داستان قدیمی"

16
00:01:36,430 --> 00:01:42,060
من توی یه مزرعه کوچیک توی
.منطقه جنوبی دیوار رز به دنیا اومدم

17
00:01:42,060 --> 00:01:45,520
.سرزمینی بود که خانواده اشرافی ریس مالکش بودن

18
00:01:48,570 --> 00:01:53,700
،تا جایی که یادم میاد
.توی مزرعه کمک میکردم

19
00:01:56,910 --> 00:02:03,080
ولی، مادرم همیشه کتاب میخوند و حتی
.یه دفعه هم ندیدم کارای خونه رو انجام بده

20
00:02:03,080 --> 00:02:05,460
...زن زیبایی بود

21
00:02:07,380 --> 00:02:10,550
...هر شب، یکی با ارابه میومد دنبالش

22
00:02:10,550 --> 00:02:14,680
و اون در حالی که لباسای شیک و  مجلسی
.تنش بود به شهر میرفت

23
00:02:15,760 --> 00:02:19,010
.تمام برداشت من از زندگی همین بود

24
00:02:21,560 --> 00:02:27,440
،وقتی خوندن و نوشتن یاد گرفتم
.یه کتاب برداشتم تا راه مادرم رو پیش بگیرم

25
00:02:27,440 --> 00:02:30,900
.همون موقع فهمیدم چقدر تنها بودم

26
00:02:32,070 --> 00:02:35,910
توی همه کتاب‌ها، والدین
.به بچه‌هاشون اهمیت میدادن

27
00:02:35,910 --> 00:02:40,490
،با هم حرف میزدن، همدیگه رو بغل میکردن
.دعوا میکردن... و از اینجور داستانا

28
00:02:41,620 --> 00:02:44,960
.من هیچوقت این چیزا رو تجربه نکرده بودم

29
00:02:46,080 --> 00:02:51,800
یه روز از روی کنجکاوی تصمیم
.گرفتم که سعی کنم مادرم رو بغل کنم

30
00:02:51,800 --> 00:02:54,990
فقط میخواستم ببینم چه چهره‌ای
.به خودش میگیره

31
00:02:55,840 --> 00:02:57,090
!مادر

32
00:03:03,020 --> 00:03:08,900
آخرش منو پس زد، ولی این اولین
.کاری بود که مادرم با من انجام داد

33
00:03:11,070 --> 00:03:13,150
.واسه همین خوشحال بودم

34
00:03:15,860 --> 00:03:20,320
...اگر فقط جراتشو داشتم... که این دختره رو نفله کنم

35
00:03:23,990 --> 00:03:28,120
.اونا... اولین حرفایی بودن که مادرم به من زد

36
00:03:29,460 --> 00:03:34,840
بعد از اون، خونه رو ترک کرد و شروع
.به زندگی توی یه جای دیگه کرد

37
00:03:36,380 --> 00:03:42,480
...و بعدش، پنج سال پیش
...یک شب بعد از سقوط دیوار ماریا

38
00:03:42,890 --> 00:03:45,450
.برای اولین بار پدرم رو دیدم

39
00:03:46,730 --> 00:03:49,730
.از دیدنت خوشبختم، هیستوریا

40
00:03:49,730 --> 00:03:53,520
.اسم من راد ریس ـه... من پدرتم

41
00:03:54,730 --> 00:03:59,280
اون مرد... رهبر و حاکم سرزمینی
.بود که روش زندگی میکردیم

42
00:04:00,450 --> 00:04:04,790
مادرم که سال‌ها بود ندیده بودمش
.شدیدا ترسیده به نظر میرسید

43
00:04:05,910 --> 00:04:09,590
.هیستوریا... از الان دیگه با من زندگی میکنی

44
00:04:17,800 --> 00:04:19,760
.باعث مشکله، جناب ریس

45
00:04:20,430 --> 00:04:23,140
.بیاید کارای نادرست رو کنار بذاریم

46
00:04:23,550 --> 00:04:27,640
سقوط دیوار ماریا یکم ترسوندتون؟

47
00:04:28,480 --> 00:04:29,730
!مادر

48
00:04:29,730 --> 00:04:33,230
!نه! من مادر اون دختر نیستم

49
00:04:33,230 --> 00:04:36,110
!اون هیچ ربطی به من نداره

50
00:04:37,400 --> 00:04:41,200
اوه؟ همینطوریه، جناب ریس؟

51
00:04:41,200 --> 00:04:45,580
شما واقعا هیچ رابطه‌ای با این زن و دختر ندارید؟

52
00:04:52,330 --> 00:04:53,630
...چاره‌ای نیست

53
00:04:55,460 --> 00:04:58,630
این دو نفر هیچ رابطه‌ای
.با من ندارن

54
00:04:58,630 --> 00:05:00,880
.فکرشو میکردم

55
00:05:02,510 --> 00:05:04,140
چی؟! چیکار...؟

56
00:05:04,140 --> 00:05:06,640
.تو هیچوقت وجود نداشتی

57
00:05:06,640 --> 00:05:09,140
.هیچوقت هم توی بنگاه کار نمیکردی

58
00:05:09,390 --> 00:05:11,750
.هیچکس نمیدونه تو کی هستی

59
00:05:11,750 --> 00:05:16,320
!نه... ارباب
!لطفا بهش بگید که اینطور نیست

60
00:05:17,150 --> 00:05:19,000
...مادر

61
00:05:20,820 --> 00:05:22,530
...فقط اگر

62
00:05:22,530 --> 00:05:24,780
!اگر هیچوقت تو رو به دنیا نمیاوردم

63
00:05:32,790 --> 00:05:36,090
.اونا آخرین کلماتی بودن که مادرم به زبون اورد

64
00:05:41,090 --> 00:05:42,250
.صبر کن

65
00:05:43,070 --> 00:05:47,710
،چند لحظه قبل از این که منو بکشن
.پدرم یه ایده‌ای به سرش زد

66
00:05:48,260 --> 00:05:52,230
که اگر به یه جای خیلی دور فرستاده
،بشم و بی سر و صدا زندگی کنم

67
00:05:52,230 --> 00:05:54,150
.شاید از زندگی من بگذرن

68
00:05:54,730 --> 00:05:58,230
.اسمت کریستا لنز میشه

69
00:06:07,450 --> 00:06:09,590
لطفا منو برای تمام کارایی
.که انجام دادم ببخش

70
00:06:10,040 --> 00:06:13,820
،برای این که ازت محافظت کنم
.چاره دیگه‌ای نداشتم

71
00:06:14,330 --> 00:06:16,420
...پـ-پدر

72
00:06:17,040 --> 00:06:19,730
.همیشه به فکرت بودم

73
00:06:20,380 --> 00:06:23,840
همیشه رویای روزی رو میدیدم
.که بتونم اینطوری در آغوش بگیرمت

74
00:06:24,760 --> 00:06:28,680
تو خاصی... خون سلطنتی
.در رگ‌های تو جاریه

75
00:06:31,180 --> 00:06:32,930
واقعا؟

76
00:06:33,350 --> 00:06:35,480
.درسته، هیستوریا

77
00:06:36,350 --> 00:06:40,270
.خانواده ریس ما، وارث سلطنتی حقیقیه

78
00:06:40,270 --> 00:06:45,480
و به خاطر خاص بودنت، تو تنها کسی هستی
.که میتونه تمام بشریت رو نجات بده

79
00:06:45,910 --> 00:06:47,990
.حالا، بیا بریم، هیستوریا

80
00:06:48,370 --> 00:06:50,780
...به جایی که همه چیز آغاز شد

81
00:06:55,080 --> 00:06:56,290
!سانس

82
00:06:56,630 --> 00:06:58,830
!حالت... خوبه؟

83
00:07:00,670 --> 00:07:02,880
...هی، نگو که

84
00:07:03,130 --> 00:07:05,510
بهشون چیزی نگفتی، درسته؟

85
00:07:06,100 --> 00:07:08,430
--وفاداریمون به شاه بیشتر از

86
00:07:09,680 --> 00:07:10,800
!سانس

87
00:07:10,800 --> 00:07:13,600
!دیگه تحمل شنیدن صداتو ندارم

88
00:07:13,600 --> 00:07:17,060
!تو از همون اولش بهم خیانت کردی

89
00:07:19,020 --> 00:07:21,360
!چقدر بهت اعتماد داشتم

90
00:07:21,550 --> 00:07:24,400
.سانس! اون بهمون هیچی نگفت

91
00:07:24,400 --> 00:07:26,610
.در واقع، ما هیچوقت چیزی ازش نپرسیدیم

92
00:07:28,740 --> 00:07:33,790
ما رالف رو با یه چاقو تهدید کردیم و مجبورش کردیم
.که چیزی که من نوشتم رو بخونه

93
00:07:33,790 --> 00:07:34,830
.همه‌ش همین

94
00:07:41,040 --> 00:07:41,840
...پس

95
00:07:42,840 --> 00:07:43,900
...من

96
00:07:44,550 --> 00:07:46,840
من به شاه خیانت کردم؟

97
00:07:51,350 --> 00:07:53,560
!ا-ای شیطان صفت‌ها

98
00:07:56,390 --> 00:08:02,860
نمیخوام تکذیبش کنم، ولی... مطمئنم
.که نیک هم درمورد شما همین فکرو میکرد

99
00:08:03,400 --> 00:08:05,940
.واسه همین اون موقع بهتون گفتم

100
00:08:05,940 --> 00:08:09,030
.که کم کم دلم داشت براتون میسوخت

101
00:08:09,030 --> 00:08:13,660
!ببینید چقدر رقت انگیزید
!خرسای گنده‌ای که راه به راه گریه میکنن

102
00:08:13,670 --> 00:08:16,660
!حقتونه، اسکلا

103
00:08:16,660 --> 00:08:21,250
ببینم چقدر خوشتون میاد باقی زندگیتون
!تو توی یه زندان کوچیک زار بزنید

104
00:08:21,250 --> 00:08:22,840
.تا بعد

105
00:08:23,880 --> 00:08:25,840
...نفر بعدی

106
00:08:27,550 --> 00:08:31,870
.این نقش ما... یجور نظم داره

107
00:08:32,400 --> 00:08:37,180
،وقتی نقش یکی تموم میشه
.یکی دیگه وارد میشه و از اول شروعش میکنه

108
00:08:38,780 --> 00:08:42,040
.و به همین ترتیب، دنیا هیچوقت از شرش راحت نمیشه

109
00:08:44,320 --> 00:08:46,690
.موفق باشی، هانجی

110
00:08:49,900 --> 00:08:51,410
فرمانده؟

111
00:09:06,380 --> 00:09:09,530
.شرمنده... خراب کردم

112
00:09:10,170 --> 00:09:11,550
.یه سوسک بودش

113
00:09:12,100 --> 00:09:17,060
.فهمیدم,...یه لگدت کافی بود تا تیکه پارش بکنه

114
00:09:17,810 --> 00:09:20,020
.تقریبا وقتشه که بهشون بگی

115
00:09:20,020 --> 00:09:22,750
.اوه....آره, باید بکنم

116
00:09:23,350 --> 00:09:25,060
!قراره ارن خورده بشه؟

117
00:09:25,400 --> 00:09:26,070
.آره

118
00:09:26,650 --> 00:09:29,820
...ارن یه مکالمه‌رو به یاد آورد که, اینطوری بود

119
00:09:30,150 --> 00:09:32,020
بخاطرش ازم متنفری؟

120
00:09:32,660 --> 00:09:33,970
...مطمئن نیستم

121
00:09:34,450 --> 00:09:36,870
.من....نمیدونم

122
00:09:37,700 --> 00:09:40,750
....یا شایدم, نمیخواستی که یه انسان و بخوری

123
00:09:41,480 --> 00:09:46,710
.با در نظر گرفتن این حدس, یومیر یه غول بوده که بیرون دیوار پرسه میزده

124
00:09:46,710 --> 00:09:51,130
.برتولت, راینر و آنی, یه رفیق داشتن که اون خوردش

125
00:09:51,130 --> 00:09:55,220
.وقتی یه غول کسی‌رو میخوره, به حالت انسانی خودشون برنمیگردن

126
00:09:55,220 --> 00:09:58,560
اما, غولی که یکی از رفیقای راینرو خورد چی؟

127
00:09:58,560 --> 00:10:02,140
.اونا انسان‌هایی هستن که میتونن خودشون به غول تبدیل کنن

128
00:10:02,140 --> 00:10:07,650
,به عبارت دیگه, اگه غولی کسی‌رو که این قدرت‌رو داشته باشه بخوره
.به حالت انسانیشون بازگردونده میشن

129
00:10:07,650 --> 00:10:10,900
.بهتر بگم, اونا توانایی فرد خورده شده‌رو به دست میارن

130
00:10:11,650 --> 00:10:17,070
.تو نبرد اون روز, راینر داشت غولای دیگرو به طرف ارن که داشت فرار مکیرد پرتاب میکرد

131
00:10:17,570 --> 00:10:21,410
.ارن توانایی کنترل بقیه غولا با استفاده از فریادشو داره

132
00:10:21,410 --> 00:10:24,460
.اون سعی داشت اون قدرتو با استفاده از اون غولا بدزده

133
00:10:24,460 --> 00:10:29,920
.در این صورت, ارن فقط یه تیکه گوشته که قدرت درش جایگزین شده

134
00:10:30,390 --> 00:10:36,220
.اساسا, اگه حکومت غول خودشو داشته باشه, همونان که ارن و خواهند خورد

135
00:10:39,100 --> 00:10:40,470
.آروم بگیر

136
00:10:40,470 --> 00:10:44,850
.حتی اگه داد و بیدادم را بندازی, بازم ارن و بهمون پس نمیدن

137
00:10:45,180 --> 00:10:48,810
.به هر حال, میریم به سمت زمینای این یارو, راد رایس

138
00:10:48,810 --> 00:10:50,820
.آماده بشید, باهم حرکت میکنیم

139
00:10:50,820 --> 00:10:51,940
!بله, قربان

140
00:10:55,000 --> 00:10:58,990
.میرم به اروین بگم که راجب خانواده ریس چی فهمیدیم

141
00:10:58,990 --> 00:11:01,080
.مطمئنم منتظره که بهش بگیمشون

142
00:11:01,630 --> 00:11:02,700
.درسته

143
00:11:02,700 --> 00:11:06,580
.میتونیم تو زمین ریس همدیگرو ببینیم
.سر همون نقطه ملاقات

144
00:11:10,670 --> 00:11:14,510
,عذر میخوام. فرمانده اروین
.پیکسیس برای ملاقات شما اومدن

145
00:11:14,760 --> 00:11:15,880
فرمانده؟

146
00:11:15,880 --> 00:11:18,730
.بله, خواستار ملاقات شما هستن

147
00:11:20,470 --> 00:11:21,510
.بزارین بیان تو

148
00:11:21,510 --> 00:11:22,560
!قربان

149
00:11:26,980 --> 00:11:29,350
.شرمنده که بد موقع اومدم

150
00:11:30,360 --> 00:11:33,030
.میدونی, نمیتونستم آروم بشینم

151
00:11:33,530 --> 00:11:35,590
.خوندن نامه‌ات رو تموم کردم

152
00:11:35,990 --> 00:11:38,510
.با یسری فکر تو سرم اومدم

153
00:11:40,910 --> 00:11:44,750
اما, قبلش بزار یچیزی بپرسم....نیتت جدیه؟

154
00:11:46,250 --> 00:11:47,000
.بله

155
00:11:48,290 --> 00:11:52,830
.به منظور بازپس‌گیری دیوار ماریا, حکومت‌رو سرنگون میکنیم

156
00:12:02,560 --> 00:12:05,060
.میدونستم یروزی این اتفاق میوفته

157
00:12:05,600 --> 00:12:08,940
این دنیایی تنگ و نفس گیر, فقط تا زمانی میتونه مردم‌‌رو
درون خودش نگه داره که

158
00:12:08,940 --> 00:12:11,230
.شروع نکنن به نابودی همدیگه

159
00:12:11,230 --> 00:12:17,070
.و وقتی اون زمان فرا برسه, منم باید تفنگمو رو به پادشاه نشونه بگیرم

160
00:12:18,150 --> 00:12:24,990
.اگه حدسم درست باشه, این نقشه نیازی به قوای نظامی برای عملی شدنش احتیاج نداره

161
00:12:24,990 --> 00:12:28,080
.لزومی نداره که کسی جونشو از دست بده

162
00:12:28,080 --> 00:12:33,840
اوه؟ پس بهم بگو بدونم
همچین چیزی ممکنه؟

163
00:12:34,630 --> 00:12:38,730
.هرچند, تدارکات انجام این کار هنوز آماده نیست

164
00:12:39,380 --> 00:12:45,350
.و اگه امور طبق نقشه پیش نره, بدون شک من و یقیه همه به دار آویخته میشیم

165
00:12:45,680 --> 00:12:47,980
اوه, همش همین؟

166
00:12:47,980 --> 00:12:51,230
.به عبارت دیگه, یه قمار بزرگ دیگه‌ست

167
00:12:51,230 --> 00:12:53,810
.بنظر, کسی که داره قمار میکنه منم

168
00:12:54,440 --> 00:12:56,570
.اخبار باید بزودی برسه

169
00:12:56,570 --> 00:13:01,110
.قبل از اون, میخوام یه داستان راجب دوران کودکیم برات بگم

170
00:13:01,450 --> 00:13:02,360
همم؟

171
00:13:03,030 --> 00:13:06,040
.پدرم...اون یه معلم بود

172
00:13:06,870 --> 00:13:11,870
اطلاعات عمومی قابل انتشار

173
00:13:06,870 --> 00:13:11,870
(غول‌های هوشمند (دارای توانایی تبدیل
تصور میشود غول‌های هوشمند با خورده شدن غول هوشمند دیگری توسط یک غول خالص و عادی بوجود می‌آیند
.به همرا هوشنمدی هوشیاری و اختیار عمل نیز در اختیار این غول قرار میگیرد

174
00:13:17,590 --> 00:13:18,960
چخبره؟

175
00:13:18,960 --> 00:13:20,340
__فرمانده دسته, اون

176
00:13:20,340 --> 00:13:22,340
.آره. میدونم

177
00:13:25,970 --> 00:13:27,290
!عذر میخوام

178
00:13:27,640 --> 00:13:28,310
...اروین

179
00:13:30,940 --> 00:13:32,250
.همونطور که فکرشو میکردم

180
00:13:33,560 --> 00:13:36,990
.قمار من در هر صورت درست بود, فرمانده

181
00:13:37,440 --> 00:13:39,900
.یکی از اعضای ژاندارمری اعتراف کرده

182
00:13:40,320 --> 00:13:43,240
.خانواده سلطنتی فعلی, قلابیه

183
00:13:43,240 --> 00:13:45,410
.ریس, خانواده سلطنتی حقیقیه

184
00:13:46,240 --> 00:13:47,410
پشمام

185
00:13:47,910 --> 00:13:52,330
.درحال حاظر, جوخه لیوای درحال حرکت برای نجات ارن و هیستوریا هستن

186
00:13:52,330 --> 00:13:57,040
.وقتی که نجات داده بشن, ما هیستوریا ریس رو به عنوان
.ملکه به تخت سلطنت مینشونیم

187
00:13:57,590 --> 00:14:00,300
.به عنوان یکی از حاملان خون سلطنتی

188
00:14:02,050 --> 00:14:06,180
و پادشاه قلابی‌رو مجبور به واگذاری تاج و تخت میکنی؟

189
00:14:06,180 --> 00:14:08,060
....به ملکه حقیقی

190
00:14:08,310 --> 00:14:12,270
.بدون ریختن حتی یک قطره خون, ما حکومت‌رو سرنگون میکنیم

191
00:14:12,270 --> 00:14:17,700
,و در مقابل مردم فاش میکنیم که سیستمی که درونش زندگی میکردن
.جز ساخته و پرداخته از دروغ‌ها نبوده

192
00:14:19,940 --> 00:14:22,820
.خیلی خب, من تو نقشت همراهیت میکنم

193
00:14:24,070 --> 00:14:29,290
.هرچند, تصمیم به‌دوش گرفتن مسئولیتش, خواه یا نا‌خواه با ما نیست

194
00:14:29,290 --> 00:14:31,830
متوجه‌ای که چی میگم, مگه نه اروین؟

195
00:14:32,160 --> 00:14:34,360
.قطعا فرمانده

196
00:14:39,920 --> 00:14:42,340
چیزی از تحقیق ریس بدستمون رسید؟

197
00:14:42,720 --> 00:14:44,590
.تا جایی که تونستم گیر آوردم

198
00:14:46,090 --> 00:14:49,350
,از همه چیزایی که فهمیدم
.متوجه شدم که یه حادثه نامعمول رخ داده

199
00:14:49,350 --> 00:14:50,510
حادثه؟

200
00:14:51,560 --> 00:14:55,440
.فرمانده اروین, ژاندارمری درخواست دستگیری شمارو داره

201
00:14:56,440 --> 00:15:00,860
!دارن وسط شهر, صحنه سازی میکنن که انگار, یه قتل‌رو سازماندهی کردی

202
00:15:01,570 --> 00:15:04,560
.بنظر دشمن‌هم نقشه‌های خودشو کشیده

203
00:15:04,900 --> 00:15:06,820
.هانجی, از اینجا دور شو

204
00:15:06,820 --> 00:15:09,530
ها؟! میخوای چیکار بکنی؟

205
00:15:09,830 --> 00:15:12,540
.من باید نماد گروه شناسایی باشم

206
00:15:13,040 --> 00:15:15,620
.باید با صلاح‌دید خودت عمل کنی

207
00:15:16,080 --> 00:15:19,290
...بهتر بگم, فرمانده بعدی گروه شناسایی تویی

208
00:15:19,750 --> 00:15:21,550
.هانجی زوئی, تویی

209
00:15:23,170 --> 00:15:25,040
.شناسایی, به فرماندهی توئه

210
00:15:30,720 --> 00:15:31,890
.هی, اون اینجاست

211
00:15:31,890 --> 00:15:33,430
.اروینه

212
00:15:38,650 --> 00:15:41,770
میدونی که این کیه اروین؟

213
00:15:43,230 --> 00:15:45,280
.رئیس شرکت ریویس

214
00:15:45,780 --> 00:15:47,530
.آقای دینو ریویس

215
00:15:47,530 --> 00:15:50,700
,دیروز, و درست همینجا

216
00:15:50,700 --> 00:15:53,740
.ارن یگر توسط زیردستای ریوز دزدیده شد

217
00:15:53,740 --> 00:15:59,170
هر چند، این صرفا یه نقشه بین گروه شناساسی
.و کمپانی ریوز بود

218
00:15:59,170 --> 00:16:03,320
.به خاطر اینکه از دادن ارن یگر به دولت طفره برن

219
00:16:04,260 --> 00:16:10,140
بعدش... وقتی که دیگه به ریوس احتیاجی
.نداشتن، اونا برای جلوگیری از لو دادنشون کشتنش

220
00:16:10,140 --> 00:16:14,030
.احتمالا قاتل هم الان همراه با ارن هستش

221
00:16:14,600 --> 00:16:16,560
.چه داستان مناسبی

222
00:16:17,180 --> 00:16:19,230
شما مزدورا دارین چیکار میکنین؟

223
00:16:19,230 --> 00:16:22,980
.با این کار دارین قدرت ارن رو منحصر به خودتون میکنین

224
00:16:22,980 --> 00:16:27,110
.و این کار نقض کردن بند شش امتیاز بشریته

225
00:16:27,110 --> 00:16:29,320
میدونین که کدوم میگم، نه؟

226
00:16:29,660 --> 00:16:34,380
پس اولویت با امنیت و طول عمر بیشتر بشریت
هستش، مگه نه؟

227
00:16:35,330 --> 00:16:36,790
.درسته

228
00:16:36,790 --> 00:16:42,330
پس، برای جلوگیری از نقض قانون،
.باید گروه شناسایی دستگیر بشه

229
00:16:42,880 --> 00:16:44,050
..پیری

230
00:16:51,340 --> 00:16:54,260
فک میکنی این بالا دستیا راضی میشن؟

231
00:16:54,720 --> 00:16:58,640
شرط میبندم ریوز از این که آخرش مفید واقع شد
.خوشحال بشه

232
00:16:58,640 --> 00:17:00,730
...هنوز لیوای هست تا باهاش معامله کرد

233
00:17:00,730 --> 00:17:03,690
.گفتم که بهت، اون خودشو نشون میده

234
00:17:03,690 --> 00:17:05,520
.وقتش برسه پخ پخش میکنیم

235
00:17:12,030 --> 00:17:13,770
الان چیکار کنیم؟

236
00:17:16,410 --> 00:17:17,700
یه لحظه صبر میکنی؟

237
00:17:17,700 --> 00:17:18,790
ها؟

238
00:17:23,550 --> 00:17:26,210
.از همسرم دور شو، بی ناموس

239
00:17:28,080 --> 00:17:30,220
...تو جنگ منطقه تروست

240
00:17:30,220 --> 00:17:34,760
آقای ریوس وقتی که میخواست دارایی شو ببره
.باعث تاخیر در تخلیه شهر شد

241
00:17:36,310 --> 00:17:39,230
که چی؟ داری میگی که لایق مرگ بود؟

242
00:17:39,730 --> 00:17:44,730
هرچند، با وضعیت فعلی که تورست
...لبه پرتگاه بود

243
00:17:44,990 --> 00:17:48,530
تصمیم گرفت که تو شهر بمونه
...و از هر راه چاره ممکن استفاده کنه

244
00:17:48,730 --> 00:17:52,520
به اونایی که جا برای رفتن نداشتن جا داد
...و برای بازسازی شهر خیلی تلاش کرد

245
00:17:53,860 --> 00:17:58,660
.ولی، این تلاش توسط دستان یک نفر نابود شد

246
00:17:58,660 --> 00:18:02,160
.بهتون قول میدم... ازش انتقام میگیرم

247
00:18:12,300 --> 00:18:15,140
.پدر من... یک معلم بود

248
00:18:16,390 --> 00:18:18,510
...یک روز، ما داشتیم تاریخ یاد میگرفتیم

249
00:18:19,390 --> 00:18:22,020
...برای اینکه از غول ها در امان بمونیم

250
00:18:22,320 --> 00:18:26,330
بشریت به داخل دیوار ها پناه برد
.و صد سال با آرامش زندگی کرد

251
00:18:27,150 --> 00:18:33,060
به همین خاطر، همه ی مدارک موجود از
.گذشته نزدیک ما به مرور زمان گم شد

252
00:18:33,740 --> 00:18:35,660
.این چیزیه که فکر میکنیم

253
00:18:36,870 --> 00:18:42,540
هر چند، من تردید خودم رو داشتم
.به همین خاطر از پدرم سوال پرسیدم

254
00:18:43,710 --> 00:18:49,020
پدرم از جواب دادن بهش طفره رفت
.و کلاس طبق معمول تموم شد

255
00:18:50,000 --> 00:18:50,920
...ولی

256
00:18:52,350 --> 00:18:56,760
بعد اینکه به خونه رسیدیم
.پدرم جواب سوال منو داد

257
00:18:56,760 --> 00:18:58,890
گفت که کتاب های تاریخی که
...دولت بهمون داده

258
00:18:58,890 --> 00:19:01,970
.پر از تناقضات و اسرار بود

259
00:19:02,810 --> 00:19:08,490
پدرم بیشتر درموردش به من گفت
.حتی با این که بچه بودم شگفت زده شده بودم

260
00:19:09,610 --> 00:19:13,900
.دلیلی داشت که این داستانو به کل کلاس نگفت

261
00:19:13,900 --> 00:19:16,490
.ولی به قدر کافی باهوش نبودم که بفهمم

262
00:19:17,820 --> 00:19:20,740
.منم رفتم به بقیه بچه ها داستانو گفتم

263
00:19:21,160 --> 00:19:24,000
.و یک روز، ژاندارمری اومد که ازم سوال بپرسه

264
00:19:25,210 --> 00:19:30,810
...پدرم اون روز به خونه نیومد
.اون تو یه شهر دور تصادفا مرده بود

265
00:19:31,560 --> 00:19:36,050
بر اساس چیزی که من میدونستم
.دولت پدرمو کشته بود

266
00:19:37,800 --> 00:19:42,350
...صد و هفت سال پیش
...بشریتی که به داخل این دیوار ها پناه آورد

267
00:19:42,350 --> 00:19:46,060
پادشاه خاطراتشونو عوض کرد
.تا راحت بشه بهشون حکمرانی کرد

268
00:19:46,980 --> 00:19:49,020
.این نظریه پدرم بود

269
00:19:49,480 --> 00:19:55,780
اوه؟ پس یعنی اگه اینکارو نمیکردن
تمدن هیچ وقت داخل دیوار ها موفق نمیشد؟

270
00:19:56,160 --> 00:19:56,890
.بعله

271
00:19:57,410 --> 00:20:00,160
از وقتی که بچه بودم
...همش به این فکر میکردم

272
00:20:00,160 --> 00:20:05,040
چرا وقتی که پدرم وقتی که در یک قدمی واقعیت بود
باید میمرد؟

273
00:20:05,330 --> 00:20:09,790
با این حال اونایی که تو دولتن باور
.دارن که دارن کار درستو انجام میدن

274
00:20:10,710 --> 00:20:14,580
...هرچند، من یه چیزی دربارشون فهمیدم

275
00:20:15,280 --> 00:20:21,030
چیزی که سعی دارن ازش محافظت کنن بشریت نیست
.بلکه باغ ها و خونه هاشون و زمین هاشونه

276
00:20:21,720 --> 00:20:25,890
...و هر کس جرأت بکنه قدرتشون رو تهدید کنه

277
00:20:25,890 --> 00:20:28,560
.بلا فاصله محو میشد، مهم نبود کی باشه

278
00:20:28,980 --> 00:20:32,820
آخرشم، چیزی پیدا نشد که مرگ
.پدرمو توجیه کنه

279
00:20:33,960 --> 00:20:38,990
پدر من به خاطر طمع بشر و حماقت پسر خودش
.کشته شد

280
00:20:39,760 --> 00:20:44,490
قبل از اینکه بفهمم، نظریه پدرم تو قلبم
.به حقیقت تبدیل شد

281
00:20:45,300 --> 00:20:50,700
الان هدف من تو زندگی، فقط اینکه نظریه پدرمو
.یک بار برای همیشه ثابت کنم

282
00:20:54,880 --> 00:20:57,800
.گروه شناسایی یه غیر نظامیو کشته

283
00:20:58,370 --> 00:21:02,050
.بعضیاشون موقع فرار دستگیر شدن
.هنوزم آزادن

284
00:21:02,050 --> 00:21:05,810
اگه از این افراد کسیو شناسایی کردین
.سریع گزارش بدین

285
00:21:06,090 --> 00:21:07,730
نگفته بودم؟

286
00:21:07,730 --> 00:21:12,150
اونا کسایین که نبرد غول هارو به اینجا آوردن
.و عملا همه چیو نابود کردن

287
00:21:12,590 --> 00:21:16,230
شرط میبندم که اونا دارن از ارن استفاده میکنن
.تا مارو نابود کنه

288
00:21:19,360 --> 00:21:21,860
.کاپیتان، ما وسایلو گرفتیم

289
00:21:22,280 --> 00:21:24,410
.ژاندارمری داشت اینارو پخش میکرد

290
00:21:26,450 --> 00:21:30,370
.اگه درست باشه، گروه شناسایی منحل میشه

291
00:21:30,750 --> 00:21:33,250
.شنیدم که شبانه میخوان مارو شکار کنن

292
00:21:33,250 --> 00:21:36,170
اونا همچنین دارن تو جاده های اصلی
...نگهبان میزارن

293
00:21:36,170 --> 00:21:38,880
.و غیر ممکنه بدون مجوز بشه ازش رد شد

294
00:21:39,330 --> 00:21:41,220
کاپیتان، چیکار کنیم؟

295
00:21:41,220 --> 00:21:43,220
...اگه عجله نکنیم ارن

296
00:21:43,220 --> 00:21:44,800
.آروم باش

297
00:21:44,800 --> 00:21:47,010
.اونا از یه واگن استفاده میکنن

298
00:21:47,010 --> 00:21:50,350
حداقلش یه روز طول میکشه تا
.به قلمرو ریس برسن

299
00:21:50,950 --> 00:21:54,440
باید از این فرصت استفاده کنیم
.و یه نقشه بچینیم

300
00:21:54,440 --> 00:21:56,110
.کاپیتان, صدای پا میشنوم

301
00:21:58,860 --> 00:22:00,740
.دارن اینطرفی میان

302
00:22:00,760 --> 00:22:10,760
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

303
00:22:12,410 --> 00:22:22,510
{3c&H75fdfdfdsfB&}در تعجبم چرا زمین و بهشت جدا از همدیگرند

304
00:22:22,800 --> 00:22:33,130
{3c&H75fdfdfdsfB&}دنیا خیلی ظالمه، با این حال قشنگ هم هست

305
00:22:33,900 --> 00:22:38,760
{3c&H75fdfdfdsfB&}یک بار تو سنگ پرتاب میکنی و بار دیگر سنگ میخوری

306
00:22:39,080 --> 00:22:43,820
{3c&H75fdfdfdsfB&}بین آنها یک حصار وجود دارد، که غلبه بر آن کار سختیست

307
00:22:44,420 --> 00:22:46,580
{3c&H75fdfdfdsfB&}اگر جایگاهشان عوض شود

308
00:22:46,970 --> 00:22:49,300
{3c&H75fdfdfdsfB&}عدالت روی کار خواهد آمد

309
00:22:49,690 --> 00:22:55,130
{3c&H75fdfdfdsfB&}چیزی که در داخل قفس در حال لرزیدن است، طبق انتظار...کدام میتواند باشد؟

310
00:22:55,320 --> 00:22:58,410
{3c&H75fdfdfdsfB&}قلبم را پیشکش کردم

311
00:22:58,700 --> 00:23:01,830
{3c&H75fdfdfdsfB&}به این گرگ و میش غیر قابل تحمل

312
00:23:02,160 --> 00:23:06,390
{3c&H75fdfdfdsfB&}تا زمانی که شب پایان یابد، من پیشرفت خواهم کرد

313
00:23:06,540 --> 00:23:09,340
{3c&H75fdfdfdsfB&}پس بهشت کجاست؟

314
00:23:10,700 --> 00:23:14,210
{3c&H75fdfdfdsfB&}سوگواری سوگواری

315
00:23:14,580 --> 00:23:17,970
{3c&H75fdfdfdsfB&}برای گل بی نامی همچون تو که در شب پر پر شدی

316
00:23:18,180 --> 00:23:21,320
{3c&H75fdfdfdsfB&}خواهش میکنم، آسوده بخواب

317
00:23:21,470 --> 00:23:26,060
{3c&H75fdfdfdsfB&}در سپیده دم

318
00:23:40,550 --> 00:23:42,250
...کسایی که از جونشون میگذرن

319
00:23:42,250 --> 00:23:44,380
...کسایی که به عدالت باور دارن

320
00:23:44,380 --> 00:23:46,120
....کسایی که از شهر دفاع میکنن

321
00:23:46,770 --> 00:23:52,160
,شجاعتی که از خطره‌ها نشات مگیره
.به مردم شجاعت مبارزه‌رو میده

322
00:23:52,890 --> 00:23:56,350
قسمت بعد
"اعتماد"

323
00:23:54,140 --> 00:23:56,440
"اعتماد"
