WEBVTT

00:01.510 --> 00:02.720
. چاره ای نداریم

00:03.930 --> 00:05.720
. این دنیا بی رحمه

00:15.070 --> 00:17.900
... نابودتـ .... ـون می کنم

00:18.450 --> 00:19.310
... نه

00:20.050 --> 00:21.320
! می کشمتون

00:24.930 --> 00:28.290
... اون روز ، بشریت به یاد آورد

00:30.950 --> 00:33.950
. ترسی که از اونا توی جونشون بود

00:36.940 --> 00:41.250
. و حقارتی که با زندگی توی قفسی به اسم دیوار ، تحمل می کردن

00:57.950 --> 00:58.870
! ارن

01:00.520 --> 01:01.530
... ارن

01:06.030 --> 01:07.390
! نگا کن ، دوست من

01:07.310 --> 01:09.910
حالا واقعا پیروز شدیم

01:09.970 --> 01:13.070
این اولین افتخار ماس

01:13.110 --> 01:14.170
. حالا ، دوست من

01:13.970 --> 01:19.370
بیا این پیروزی رو جشن بگیریم و آماده ی مبارزه ی بعدیمون بشیم

01:34.010 --> 01:39.570
هیچ مرگی بیهوده نیست

01:39.550 --> 01:45.170
تا وقتی فقط یه پیکان باقی بمونه ، مبارزمون ادامه داره

01:44.810 --> 01:47.890
... دشمنمون دیوونس ... اما شکستش می دیم

01:47.790 --> 01:50.870
... دشمنمون گندس ... پس می پریم روش

01:50.830 --> 01:54.510
شرافته که توی دستامونه

01:54.470 --> 01:56.810
و به نامِ پیروزی ، می خونیم

01:56.750 --> 02:01.390
بال های آزادی روی پشتامونه

02:02.710 --> 02:08.830
به قلب هامون قسم می خوریم

02:08.850 --> 02:13.370
به حلقه ی جنون حمله می کنیم

02:14.950 --> 02:17.270
و توی آسمون فریاد می کشیم

02:17.330 --> 02:21.530
بال هامون رو باز می کنیم و فریاد می زنیم ، آزادی

02:35.960 --> 02:40.960
دیوار
( حمله به محله ی استوهس ( بخش سوم

02:41.930 --> 02:46.800
، بیاید برای سلامت سه الههمون دعا کنیم

02:46.800 --> 02:48.970
، برای ماریا ، رُز و سینا

02:49.470 --> 02:51.720
... برای صلح پایدار و امنیتمون

02:52.120 --> 02:55.400
! ما نباید به دیوارهای مقدس شک کنیم

02:55.830 --> 02:58.730
، دیوارهایی از نور که دستای خداوند اونا رو بالا بُرده

02:59.140 --> 03:04.780
. با ایمان ما قوی تر می شه

03:05.570 --> 03:08.620
، یه قلب بی گناه که به خدا اعتقاد داره

03:08.620 --> 03:11.740
! تنها محافظ ما در برابر غول هاس

03:12.160 --> 03:15.620
- تنها راه ما برای دور نگه داشتن اونا

03:24.860 --> 03:25.910
یه غول ؟

03:26.380 --> 03:27.800
اینجا چیکار می کنه ؟

03:27.820 --> 03:37.820
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:39.710 --> 03:40.440
... نه

03:41.210 --> 03:43.120
... از دیوارها دور شو

03:43.960 --> 03:44.980
! نرو سمت دیوار

04:06.710 --> 04:09.670
. این دفعه ، انگار اون داره کنترل اوضاع رو به دست می گیره

04:09.670 --> 04:10.590
. آره

04:10.590 --> 04:14.390
. اما ارن توی مبارزه قبلی نتونسته بود غول زن رو شکست بده

04:16.580 --> 04:20.520
... حالا که غول شده ، حتما عزمش رو برای مبارزه جمع کرده

04:20.520 --> 04:21.520
- به این راحتی شکست نمی خوره

04:21.520 --> 04:24.700
. روحیه ی مبارزه به تنهایی کافی نیست

04:25.270 --> 04:26.570
! خودتم اینو می دونی ، جان

04:28.730 --> 04:31.900
... شکست دادن آنی چیزی بیشتر از این می خواد

04:34.270 --> 04:35.300
! یه محوطه ی باز

04:36.780 --> 04:38.410
! غول زن داره می ره سمت یه جای باز

04:38.410 --> 04:40.620
! اونجا نمی تونیم از تجهیزات مانور استفاده کنیم

04:41.170 --> 04:42.920
! پخش شید و خودتون رو برسونید به اون طرف

04:43.120 --> 04:43.890
! اطاعت

04:50.880 --> 04:52.590
! زود ، زود ، یالا

04:52.590 --> 04:53.630
... منطقی نیست

04:53.630 --> 04:54.770
یه غول اینجا چیکار می کنه ؟

05:14.160 --> 05:15.310
... آنی

05:16.240 --> 05:21.540
. تو همیشه یه جوری رفتار می کردی انگار هر چی دور و ورته احمقانس

05:22.930 --> 05:25.580
. همیشه به نظر می رسید حوصلت سر رفته

05:28.050 --> 05:31.390
... اما یه وقتایی بود که کاملا زنده بودی

05:32.200 --> 05:35.050
. اونم زمانی بود که مهارت های رزمیت رو نشون می دادی

05:36.450 --> 05:39.350
... گفتی هیچ کدوم از اینا مهم نیست اما

05:40.150 --> 05:44.850
. از دید من ، خودتم به این حرف اعتقاد نداشتی

05:45.600 --> 05:51.360
... فقط فک می کردم تو دروغگوی تابلویی هستی

05:52.650 --> 05:54.150
... بهم بگو ، آنی

05:54.580 --> 05:58.080
تو ... بخاطر چی می جنگی ؟

05:58.670 --> 06:01.870
چیه که ارزش کشتن اینهمه آدمو داره !؟

06:25.060 --> 06:26.230
... این وضع

06:26.940 --> 06:27.850
، فرمانده

06:28.230 --> 06:30.000
، حتی اگه بتونیم غول زن رو بگیریم

06:30.500 --> 06:32.230
! ممکنه قبلش کل شهر رو نابود کنن

06:32.770 --> 06:34.630
. به هر حال اینکارو می کنیم

06:34.630 --> 06:36.400
. این تصمیم ارنه

06:37.200 --> 06:38.950
. آماده باشید بگیریدش

06:38.950 --> 06:39.910
. بله قربان

06:43.910 --> 06:44.790
... ارن

06:45.610 --> 06:47.790
... کسی نگفته بود اینجا همچین خبراییه

06:48.420 --> 06:51.240
چرا غول ها دارن اینجا می جنگن ؟

06:51.570 --> 06:53.630
چی شده ؟

06:54.890 --> 06:57.120
غول ها دارن با هم می جنگن ؟

06:57.120 --> 06:58.060
... بله

06:58.060 --> 07:00.550
! شهر بدجوری نابود شده

07:01.180 --> 07:05.180
. تعداد تلفات ، چه نظامی چه غیرنظامی ، خیلی زیاده

07:06.810 --> 07:10.060
اروین ! همه ی اینا بخاطر نقشه ی توئه !؟

07:11.060 --> 07:11.980
. درسته

07:15.270 --> 07:17.530
. همه ی اینا تصمیم شخصِ من بود

07:18.650 --> 07:20.240
. نمی خوام بهونه بتراشم

07:24.520 --> 07:27.250
حتما می دونستی اگه همچین نقشه ای رو

07:27.250 --> 07:29.450
. توی شهر اجرا کنی ، اینجوری می شه

07:29.760 --> 07:32.580
چطور ؟ چرا اینکارو کردی ؟

07:36.350 --> 07:37.520
تا بشریت رو

07:38.920 --> 07:40.470
. پیروز کنم

07:40.840 --> 07:42.510
! مزخرفه

07:42.970 --> 07:44.570
! تو خیانتکاری

07:44.570 --> 07:48.390
! اگه همینجا اعدامت کنم هم هیچ کس ککش هم نمی گزه

07:49.540 --> 07:50.690
. من مشکلی ندارم

07:50.980 --> 07:53.480
. اما بعدش خودت فرماندهی رو به عهده بگیر

07:54.650 --> 07:56.530
. نباید بذاری غول زن فرار کنه

07:56.830 --> 07:58.230
. پائل مسئول آرایشه

07:58.530 --> 08:00.150
. وایل حواسش به تدارکاته

08:00.820 --> 08:04.990
. با اونا همکاری کن تا هر جوری شده به سمت دیوار شرقی بکشیش

08:02.320 --> 08:04.990
! و - وایسا ... وایسا

08:05.450 --> 08:06.330
... تو

08:06.790 --> 08:08.750
واقعا داری می گی

08:09.330 --> 08:11.040
این به بشریت کمک می کنه ؟

08:11.670 --> 08:13.880
. ایمان دارم که قدمی رو به جلوئه

08:20.260 --> 08:22.010
. همگی اسلحه هاتونو بیارید پایین

08:22.010 --> 08:23.510
! بهش دستبند بزنید

08:23.970 --> 08:24.760
. بله ، قربان

08:25.800 --> 08:27.750
. همه ی نیروهامون رو بسیج کنید

08:28.220 --> 08:31.310
! اولویت اولتون نجات شهروندا و خالی کردن شهره

08:31.310 --> 08:32.230
! بله

08:34.150 --> 08:38.300
. اروین ، دادگاه مجازات تو رو تعیین می کنه

08:38.980 --> 08:41.610
. وقتی این جنگ تموم بشه ، خودم با پای خودم می رم دادگاه

08:42.600 --> 08:44.500
. لیوای ، تو همینجا بمون

08:44.990 --> 08:46.370
. تو که از مرگ الکی بدت میاد

08:46.990 --> 08:48.720
. آره ، بدم میاد

08:49.330 --> 08:51.420
. چه خودم کسی رو الکی بکشم چه باعثش بشم

08:57.660 --> 09:00.130
کسی که نمی تونه هیچی رو قربانی کنه

09:00.710 --> 09:02.950
! هیچ وقت نمی تونه هیچی رو عوض کنه

09:04.190 --> 09:06.830
برای اینکه به یه هیولا پیروز بشی ، باید

09:09.010 --> 09:10.910
. حاضر باشی انسانیتت رو دور بندازی

09:15.810 --> 09:18.360
... مشخصه که آنی می تونه اینکارو بکنه

09:24.660 --> 09:25.530
... آنی

09:27.490 --> 09:28.240
! آنی

09:49.210 --> 09:49.850
... آنی

09:52.890 --> 09:56.600
. پدرت تنها متحد توئه

10:12.880 --> 10:14.210
... من

10:14.690 --> 10:18.250
... غول ها رو

10:19.920 --> 10:22.340
! تا آخرین نفرشون می کشم

10:47.360 --> 10:48.320
! ارن

10:51.670 --> 10:52.480
... اون

10:53.490 --> 10:54.240
! ارن

10:54.240 --> 10:55.250
! نه

10:56.080 --> 10:58.790
... الان ، نمی دونیم ارن تو رو تشخیص می ده یا نه

11:15.640 --> 11:17.180
... هـ - هی

11:34.580 --> 11:35.160
! هی

11:45.340 --> 11:46.760
... عوضی ، می خواد از دیوار

11:46.760 --> 11:47.800
می خواد از دیوار بالا بره !؟

12:00.560 --> 12:01.520
... نه

12:01.980 --> 12:03.360
! اینجوری فرار می کنه

12:06.020 --> 12:07.230
! نمی ذارم

12:22.780 --> 12:23.790
... آنی

12:25.810 --> 12:26.800
. بیوفت

12:35.490 --> 12:36.500
... آنی

12:38.350 --> 12:40.100
. من اشتباه می کردم

12:41.570 --> 12:44.070
. الان خیلی دیره که ازت بخوام منو ببخشی

12:45.560 --> 12:46.610
... اما

12:46.610 --> 12:47.820
... یه خواهشی هست

12:48.610 --> 12:50.190
. که ازت دارم

12:54.060 --> 12:57.240
... می خوای کل دنیا رو دشمن خودت کن

13:02.770 --> 13:07.920
! کل این دیا رو نابود می کنم

13:08.650 --> 13:12.930
، حتی اگه همه ی دنیا ازت متنفر بشن

13:13.170 --> 13:16.540
! پدرت تنها کسیه که طرف توئه

13:18.470 --> 13:20.520
! لعنتی ... اینجوری دختره رو هم می خوره

13:20.520 --> 13:22.140
! ارن ، وایسا

13:22.140 --> 13:23.310
! ارن

13:23.530 --> 13:26.290
... من آزادم

13:27.590 --> 13:29.820
... پس بهم قول بده

13:31.220 --> 13:32.970
... که برمی گردی

13:52.460 --> 13:53.130
چی شد ؟

13:56.600 --> 13:57.600
چی ؟

13:59.500 --> 14:00.970
دارن با هم یکی می شن !؟

14:10.300 --> 14:11.150
! ارن

14:18.870 --> 14:22.810
. شاهد به این مهمی رو نخور ، اسگل

14:55.900 --> 15:00.910
اطلاعات قابل ارائه ی فعلی: دیوار ( بخش اول) – سال 784 ... در شبی گرم ، یک معدنچی تصمیم می گیره از زیر دیوار سینا تونل بزنه به اون طرف تا توی دیوار زندگی کنه . " زندگی توی دیوار سینا حتما خیلی حال می ده . " این فکر چند روز پیش وقتی داشت تو معدن کار می کرد ، یه دفعه به ذهنش زده بود . یه جورایی می شه اسمشو گذاشت الهام الهی . اینجوری بود که توی روزای بعد کنار دیوار می چرخید تا بالاخره جایی رو پیدا کرد که جنگل انبوه کنار دیوار بود . اینجوری هیچ کس نمی دیدش و بخاطر درختا هم چشمای تیز نگهبانای بالای سرش ، اونو نمی دید . شب بعد ، کارش رو شروع کرد . با بیلِ زنگ زدش ، معدنچی کندن رو شروع کرد . سرعتش خوب بود و خیلی زود چاله ای به اندازه ی قدش کند . وقتی دیگه نمی تونست گلِ توی چاله رو با بیل بیرون بریزه ، گِل ها رو توی کیسه می کرد و از نردبون بالا می رفت تا خالیش کنه . معدنچی که همه ی فکر و ذهنش شده بود تونل فقط یه وقتایی برای آب خوردن و استراحت کردن ، دست از کار می کشید . بعد از بیست سال کارِ بی وقفه توی معدن ، معدنچی می دونست که حرفه ایِ این کار شده . توی این بیست سال یاد گرفته بود بهتر ، سریع تر و راحت تر از بقیه تونل بزنه . تونل هایی که هر معدنچی دیگه ای رو هاج و واج می ذاشت ، برای معدنچی ما و بیلش حریف نبود . اما اون روز فرق می کرد . روزها بود داشت می کند ولی به نظر راه به جایی نمی برد . همینطور که می کَند همه ی جهاتِ چاله ای که کنده بود رو امتحان کرد اما فرقی نداشت . پایه ی دیوار انگار تا ابد ادامه داشت و هیچ راهی برای معدنچی باز نذاشته بود . با اینحال ، معدنچی ادامه داد . دیگه فکر زندگی راحت اون طرف دیوار رو فراموش کرده بود . فقط می خواست به دیوار پیروز بشه . " از اول عمرم تا حالا هر چندسالی که گذاشتم برای تونل کندن ، می ذارم پای شکست دادن این دیوار . " حرفایی بود که وقتی عرقش رو خشک می کرد به خودش زد . سوراخی که کنده بود چهار یا پنج برابر قد خودش بود که رسید به صخره ی سخت . با خودش گفت " سنگِ بستر ؟ " اما به نظر می رسید این سنگ از همون جنسِ خود دیوار باشه . معدنچی بیلش رو روی صخره فرود آورد . بیل خورد شد اما صخره خراش هم بر نداشت . معدنچی قصه ی ما آهی کشید ، آهی عمیق تر از همه ی چاله هایی که توی این بیست سال کنده بود .

15:00.920 --> 15:05.900
اطلاعات قابل ارائه ی فعلی : دیوار ( بخش دوم ) – رفیقش با اخم پرسید : " دیوار ؟ " ، معدنچی که مشروبش رو می خورد گفت : " عجیبه ، نه ؟ " . " کی فکرشو می کرد دیوار اینقدر تا اعماق زمین ادامه داشته باشه ؟ " ، معدنچی و دوستش دور میزی پشتِ مهمونخونه ای توی گوشه ی دور افتاده از شهر نشسته بودن . بیشتر روزا ، معدنچی با تنها دوستش بعد از کار می رفت اونجا . اون روز ، فردای روزی که سعی کرده بود زیر دیوار رو بکنه ، بازم بعد از روز کاری ، رفتن اونجا . و بعد ، معدنچی که می دونست دوستش رازش رو برملا نمی کنه ، داستان رو براش گفت . " شاید دیوار دورِ ما نیست ، شاید زیرزمین هم دور و ورومون رو گرفته " ، حرفی بود که معدنچی زد. و بعدش گفت " ببین یه چیزی ... اصلا این دیوارا چی هستن ؟ "  که رفیقش یه دفعه سرفه کرد و یه نگاهی به اطراف انداخت. بقیه ی مشتری ها مشغول مشروب خوری ، تیکه انداختن به دخترا یا داد زدن سر همدیگه بود . هیچ کس حواسش به اونا نبود . با اینحال ، معدنچی چیز دیگه ای نگفت . اگه کسی یه کلمه از حرفاشو می شنید ، ژاندارمری مثل مور و ملخ می ریخت اونجا . رفیقش پرسید : " مگه مهمه ؟ " . " همینطوری که تا حالا زندگی کردی ، زندگی کن . فقیری اما کار داری و اینقدری در میاری که بتونی مشروبتم بخوری . همین بس نیست ؟ " . " معدنچی هم گفت " آره والا " . " آره کافیه . فردا بر می گردم سر کارم . فک کنم همه ی زندگی من همینه دیگه . " اما روز بعد معدنچی نیومد سر کار. فرداش هم نیومد ... و همینطور پس فرداش . رفیقش چند دفعه رفت خونه ی دوستش اما اثری ازش ندید . اون معدنچی نه فامیلی داشت نه دوست نزدیکِ دیگه ای برای همین کسی نبود که ازش بشه پرسید کجا رفته  . رفیق معدنچی که دیگه نمی دونست چیکار کنه ، رفت پیش افراد پادگان و همه ی داستان رو براشون تعریف کرد .  فردای اون روز ، ژاندارمری و پادگان گروه جستجوی بزرگی درست کردن . حتی اگه معدنچی مجرمی بود که می خواست بره اون طرف دیوار ، اینهمه نیرو زیادی بود . دوستش نمی فهمید چرا اینهمه برای پیدا کردنش خودشونو به آب و آتیش می زنن . اما نه از اون معدنچی اثری پیدا کردن نه از چاله ای که کنده بود . و یه روزی ، دوستش رو هم دیگه کسی ندید .

15:11.630 --> 15:12.550
... ارن

15:13.630 --> 15:14.650
میکاسا ؟

15:15.410 --> 15:16.470
آنی کجاس ؟

15:29.110 --> 15:30.480
... لعنتی

15:30.480 --> 15:32.030
این چیه !؟

15:32.030 --> 15:35.230
تا اینجا اومدیم و هنوز چیزی نمی گی ، آنی !؟

15:35.570 --> 15:36.990
! بیا بیرون

15:36.990 --> 15:38.990
! بیا بیرون و کاری که شروع کردی رو تموم کن

15:39.280 --> 15:43.240
! هی ، نامردیه ... آنی ! آنی

15:45.290 --> 15:45.920
. بسه دیگه

15:48.210 --> 15:49.210
. فایده نداره

15:54.060 --> 15:55.960
! با سیم ها تور درست کنید

15:56.470 --> 15:58.720
. می بندیمش و می بریمش زیر زمین

15:58.720 --> 15:59.680
. بله قربان

16:01.500 --> 16:07.730
اگه نتونیم از آنی اطلاعات بکشیم ، چجوری می خوایم این بلبشو رو توجیه کنیم ؟

16:08.400 --> 16:10.020
. اینهمه آدم بخاطر این ماجرا مردن

16:10.020 --> 16:13.480
. با اینحال ، با وجود اینهمه کشته ، هنوز هیچی نفهمیدیم

16:14.720 --> 16:16.240
چی بدست آوردیم ؟

16:27.060 --> 16:30.380
... فک نکنم بشه اسم این عملیات رو موفقیت آمیز گذاشت

16:30.380 --> 16:31.120
. نه

16:32.420 --> 16:34.900
، ما کاری کردیم که گروه شناسایی بتونه به بقاش ادامه بده

16:35.380 --> 16:37.630
. البته نزدیک بود به قیمت جونمون بشه

16:40.230 --> 16:41.630
. امیدوارم همینطور باشه

16:51.660 --> 16:52.980
... اروین

16:52.980 --> 16:56.070
. چندتا سوال درباره ی این عملیات داشتم

16:56.820 --> 16:59.840
، اگه به کسی مظنون بودی

16:59.840 --> 17:02.660
چرا از ژاندارمری نخواستی کمکت کنن ؟

17:02.910 --> 17:05.080
... شهردار ، چون

17:05.080 --> 17:07.910
، احتمالش بود غول زن متحدایی داشته باشه

17:08.540 --> 17:12.410
. مجبور بودم عملیات رو به اونایی که می شناختم ، محدود کنم

17:12.790 --> 17:17.390
اما صدمه ای که بخاطر این عملیات به استوهس خورده چی ؟

17:17.840 --> 17:20.210
. اینی که می بینید حاصل حداکثر تلاشمونه

17:20.800 --> 17:22.420
. واقعا معذرت می خوایم

17:22.420 --> 17:24.510
فک کردی معذرت خواهی خشک و خالی کافیه !؟

17:24.510 --> 17:26.600
، اگه ولش کرده بودیم

17:26.600 --> 17:30.780
. دیوارها نابود می شد و آدمای خیلی بیشتری می مردن

17:31.150 --> 17:32.430
. که اینطور

17:32.940 --> 17:36.780
، و بعد از اونهمه آدمی که بخاطر این عملیات مردن

17:36.780 --> 17:40.190
مدرک محکم دارید که انقراض بشریت عقب افتاده ؟

17:40.890 --> 17:43.520
فک نمی کنم الان بتونیم حرفی از

17:43.520 --> 17:45.700
. آنی لئون هارت بکشیم

17:46.630 --> 17:48.870
. نه ، منم فک نمی کنم

17:49.630 --> 17:52.750
که یعنی ... همه ی اینا بخاطر هیچ و پوچ بود ؟

17:59.010 --> 17:59.920
... ارن

18:09.120 --> 18:10.570
وضع بدنت خوبه ؟

18:12.940 --> 18:13.980
... آره

18:15.310 --> 18:17.570
. اینقدر زود خوب شدم که یه جورایی خوف کردم

18:19.800 --> 18:22.980
. شنیدم آنی هنوز یخ بسته

18:23.660 --> 18:24.530
. آره

18:25.410 --> 18:26.370
! لعنتی

18:26.870 --> 18:29.950
! از همچین عملیات بزرگی هیچی عایدمون نشد

18:30.410 --> 18:34.080
. آنی حاضر بود همه کاری بکنه تا دست ما به اطلاعات نرسه

18:34.340 --> 18:37.130
. آره ، از دستمون فرار کرد

18:37.820 --> 18:39.590
. ارن بود که گذاشت فرار کنه

18:44.090 --> 18:45.870
مگه نه ، ارن ؟

18:46.970 --> 18:48.660
... اگه اون یه لحظه نبود

18:50.130 --> 18:51.230
، آره

18:52.020 --> 18:53.640
. راس می گی آرمین

18:55.280 --> 18:56.730
. من نتونستم

18:58.180 --> 19:01.390
. وقتی آنی رو دیدم ، یخ بستم

19:04.930 --> 19:06.490
... آرمین آرلت

19:06.890 --> 19:08.450
. جان کرسشتِین

19:08.450 --> 19:09.540
. وقت سوال از شماس

19:09.830 --> 19:10.450
. بله قربان

19:10.880 --> 19:12.330
با ما شروع می کنن ؟

19:12.330 --> 19:14.140
. بعدا می بینمتون

19:14.140 --> 19:15.080
. آره

19:27.570 --> 19:31.140
... اون لحظه خیلی حال داد ، می دونی

19:33.270 --> 19:36.100
. اونهمه هیجان خیلی حال داد

19:38.150 --> 19:41.650
. حتی با خودم می گفتم بمیرم هم عیبی نداره

19:41.810 --> 19:42.480
! ارن

19:46.610 --> 19:48.410
. الان همچین حسی ندارم

19:59.290 --> 20:00.700
خوشحالم که

20:02.550 --> 20:03.800
. برگشتی

20:09.300 --> 20:11.310
. نمی تونم درک کنم

20:11.970 --> 20:15.520
. انسانیتم رو دور بندازم تا به یه هیولا غلبه کنم

20:16.270 --> 20:18.150
این تنها راهه ؟

20:18.890 --> 20:22.480
. این فقط یه راه بین راه های دیگس که انسان ها می تونن غول ها رو شکست بدن

20:23.570 --> 20:25.480
. من فک می کنم ارن می تونه

20:27.700 --> 20:28.700
... بهم بگو

20:29.360 --> 20:32.490
... اگه ارن واقعا هیولا می شد و همه ی غول ها رو نابود می کرد

20:33.410 --> 20:35.500
می شد اسمشو گذاشت پیروزی بشریت ؟

20:46.720 --> 20:47.760
. بخور

21:05.940 --> 21:09.360
... به این راحتیا نمی شه ازشون گذشت

21:10.860 --> 21:14.800
اما فک می کنم ما فرصت فوق العاده خوبی بدست آوردیم

21:15.330 --> 21:17.830
. تا بقای بشریت رو تضمین کنیم

21:20.920 --> 21:25.710
، در مقایسه با زمانی که حتی تصورش رو هم نمی کردیم آدما بتونن تبدیل به غول بشن

21:26.420 --> 21:30.010
. همین که تونستیم یکی از افراد دشمن رو دستگیر کنیم قدم بزرگی رو به جلوئه

21:30.340 --> 21:33.160
. آره ، اونا اون بیرونن

21:33.880 --> 21:35.640
. و همشون رو پیدا می کنیم

21:36.310 --> 21:39.500
. همه ی غول هایی که توی دیوارهان

21:41.350 --> 21:43.980
! حالا نوبت حمله ی ماس

21:48.280 --> 21:52.930
. درخواست فراخوانِ ارن یائگر و گروه شناسایی لغو شد

21:49.250 --> 21:54.570
، اگه فرض کنیم که من ، من نیستم

21:53.900 --> 21:58.240
، اختیار آنی لئون هارت به واحد شناسایی داده شد

21:54.570 --> 21:59.580
می تونی با اطمینان بگی که تو ، تویی ؟

21:58.770 --> 22:00.710
. و اونا زیر زمین حبسش کردن

21:59.580 --> 22:05.110
می تونی خودت رو جمع و جور کنی

22:02.440 --> 22:03.460
، اما

22:04.150 --> 22:05.390
هنوز خیلی

22:05.110 --> 22:10.260
بعد از اینکه پوسته ی شنیت می شکنه و قلبت می لرزه ؟

22:06.210 --> 22:09.610
بیشتر از اینا قربانی و زمان لازم بود تا

22:10.260 --> 22:15.470
صدای یه نفرو می شنیدم که منو صدا می زد

22:10.770 --> 22:13.930
... انسان ها بفهمن چی اونا رو توی دیوارا محبوس کرده

22:15.470 --> 22:19.370
اما الان دیگه گوشام فقط زنگ می زنه

22:19.370 --> 22:24.530
حس می کنم زمان منجمد شد

22:24.530 --> 22:27.440
حالا ، بیدار شو

22:27.000 --> 22:37.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:27.440 --> 22:32.410
دارم توی جهنمی تاریک و عمیق قدم می زنم

22:32.410 --> 22:37.710
به سرعت باد ، جونمو برداشتم و فرار کردم

22:37.710 --> 22:42.280
حس کردم یه مرده ی متحرکم

22:42.280 --> 22:47.410
ما از دیوارهامون فرار کردیم

22:47.410 --> 22:53.800
تا توی دنیایی که هیچ جاییش رو نمی شناسیم ، همدیگه رو ببینیم
