WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:25.000 --> 00:28.000
« ترجمه از نهـال و علی محمدخانی »

01:10.653 --> 01:12.113
‫ظرف غذا رو بذار و برید

01:25.126 --> 01:28.170
‫عموم گفت بابتِ کلکی که بهت زدم،
‫ازت دلجویی کنم

01:28.213 --> 01:29.839
‫عموت کیه؟

01:29.881 --> 01:31.341
‫شاهزاده بیلور

01:31.341 --> 01:33.009
‫وارثِ تاج‌وتخت آهنین

01:36.221 --> 01:38.932
‫- نمی‌خواستم دروغ بگم
‫- بله، ولی گفتی

01:38.973 --> 01:41.851
‫درباره‌ی همه‌چی، اول از همه اسمت

01:41.893 --> 01:43.686
‫تا حالا اسم شاهزاده اِگ به گوشم نخورده

01:43.728 --> 01:46.189
‫- مخففِ اِگانه
‫- آها، آره

01:46.782 --> 01:48.325
‫هم‌نامِ اِگانِ فاتحی؟

01:49.150 --> 01:51.360
‫در کل چندتا پادشاه اِگان داشتیم؟

01:51.402 --> 01:54.280
‫چهار. چهارتا اِگان

01:59.164 --> 02:00.590
‫حالا قصدونیّتت چی بود؟

02:01.633 --> 02:02.949
‫می‌خواستی دستم بندازی؟

02:04.124 --> 02:06.395
‫این شوالیه‌ی آواره‌ی هالو رو
‫سنگِ روی یخ کنی؟

02:06.668 --> 02:10.018
‫نه، قرار بود ملازمِ دیرون باشم

02:10.043 --> 02:11.589
‫داداش بزرگمه

02:11.631 --> 02:13.758
‫یه شوالیه‌ی دوزاری و دائم‌الخمر

02:13.862 --> 02:15.780
‫دلش نمی‌خواست توی مسابقات شرکت کنه

02:18.763 --> 02:21.807
‫قصدش این بود تا تموم‌شدنِ مسابقات،
‫تو اون مهمون‌خونه قایم بشیم

02:21.832 --> 02:24.227
‫- موهات رو از تَه زدی
‫- دیرون موهام رو زد

02:24.252 --> 02:26.473
‫لابد دیرون بود که بهم گفت تو اصطبل‌داری؟

02:27.605 --> 02:29.065
‫- نمی…
‫- چی؟

02:30.817 --> 02:32.735
‫نمی‌دونستم کارم اشتباهه

02:32.735 --> 02:34.529
‫معلومه که می‌دونستی

02:35.545 --> 02:36.880
‫واسه همین هم دروغ گفتی

02:40.585 --> 02:42.086
‫اشک‌هات رو پاک کن

02:45.123 --> 02:48.585
‫خیلی حالم گرفته شد
‫وقتی فهمیدم نمی‌تونم برم مسابقات…

02:48.585 --> 02:51.926
‫آخی، مگه ما مُردیم
‫جوجه‌شازده‌مون دلش بگیره؟

02:54.632 --> 02:56.609
‫فقط می‌خواستم ملازم یکی باشم، سِر

02:56.634 --> 02:59.653
‫یه الاغِ بی‌ملازم هم به پُستت می‌خورد،
‫کفایت می‌کرد

03:01.264 --> 03:02.557
‫ببخشید، سِر

03:03.610 --> 03:04.778
‫معذرت می‌خوام

03:09.564 --> 03:12.426
‫از بختِ سیاه منه که به تورِ هم خوردیم

03:15.241 --> 03:16.909
‫تکلیفِ من چی میشه، اِگ؟

03:18.698 --> 03:21.659
‫عموم گفت غذات رو که خوردی،
‫بریم پیشش

03:21.858 --> 03:23.026
‫خب، اشتهام کور شد

03:23.059 --> 03:25.207
‫همین‌جوریش زدم فکِ یه شاهزاده رو آوردم پایین

03:25.919 --> 03:27.942
‫نمی‌خوام این یکی رو معطل نگه دارم

04:00.218 --> 04:01.302
‫بلند شو

04:05.954 --> 04:07.535
‫یه جام برای سِر دانکن پُر کن، اِگان

04:08.957 --> 04:10.488
‫حواست باشه نریزه رو لباسش

04:13.812 --> 04:15.439
‫نمی‌ریزه، سرورم

04:17.692 --> 04:18.910
‫پسرِ خوبیه

04:19.509 --> 04:22.371
‫ملازم زبروزرنگیه. قصدِ بدی هم نداشت

04:23.312 --> 04:24.855
‫دیگه مطمئن شدم

04:25.021 --> 04:27.262
‫بی‌قصدوغرض هم میشه
‫واسه بقیه چاه کَند

04:28.233 --> 04:31.778
‫اِگان وقتی دید داداشش افتاده ‫به جونِ
اون عروسک‌گردان‌ها، ‫باید میومد پیشِ خودم

04:31.803 --> 04:34.639
‫- همه‌چی یهویی شد، عمو، من…
‫- در عوض، اومد سراغِ تو، سِر دانکن

04:34.935 --> 04:36.270
‫در حقّت خیانت کرد

04:39.650 --> 04:41.402
‫کاش سِر دانکن میزد می‌کُشتش

04:42.227 --> 04:43.728
‫اِرین برادرته

04:45.409 --> 04:47.793
‫سپتون‌ها هم میگن
‫برادر باید پشتِ برادرش باشه

04:52.901 --> 04:54.340
‫اِگان، دیگه برو

04:55.070 --> 04:56.488
‫اطاعت میشه، سرورم

05:08.516 --> 05:09.973
‫اندازه‌ی یه شوالیه دل‌وجرئت داری؟

05:11.366 --> 05:12.784
‫دست‌به‌شمشیرت چطوره؟

05:14.022 --> 05:16.399
‫فوت‌وفنِ شمشیر و سپر و نیزه‌زنی رو

05:16.399 --> 05:19.668
‫از سِر آرلان یاد گرفتم

05:26.927 --> 05:29.930
‫برادرم میکار چند ساعت پیش برگشت قلعه

05:31.472 --> 05:34.475
‫یه روزِ تموم تا جنوب تاخت و
‫پسرش دیرون رو مَست

05:34.500 --> 05:36.387
‫توی یه مهمون‌خونه پیدا کرد

05:38.087 --> 05:40.089
‫- می‌دونم کجاست
‫- به برادرم گفته

05:40.114 --> 05:42.692
‫یه شوالیه‌ی راهزنِ غول‌تشن
‫اِگان رو به‌زور با خودش بُرده

05:42.717 --> 05:45.303
‫متأسفانه منظورش از شوالیه‌ی راهزن تویی، سِر

05:45.345 --> 05:46.637
‫دروغ میگه

05:46.679 --> 05:49.474
‫من چهار شب پیش از اونجا رفتم

05:49.515 --> 05:52.352
‫یعنی شاهزاده دیرون نرفت ببینه
‫کی داداشش رو دزدیده؟!

05:52.423 --> 05:53.508
‫ظاهراً نه

05:57.832 --> 05:59.667
‫تکلیفِ دختره چی میشه؟

05:59.692 --> 06:01.444
‫ارین جوری داستان رو می‌پیچونه که

06:01.469 --> 06:03.238
‫انگِ خیانت بهش بزنن

06:03.371 --> 06:05.782
‫خیانت؟ با چهارتا عروسک؟

06:05.823 --> 06:07.784
‫اژدها نشانِ خاندان سلطنتیه

06:07.784 --> 06:08.993
‫نمایشِ سلاخیِ اژدها…

06:09.035 --> 06:10.536
‫معلومه بی‌قصدوغرض بوده

06:10.578 --> 06:13.456
‫شاید، منتها آدمِ عاقل دورانِ صلح هم
‫دست به همچین کاری نمی‌زنه

06:13.456 --> 06:16.959
‫اِرین میگه می‌خواستن زیرِ پایِ
‫خاندان تارگرین رو خالی کنن و

06:16.984 --> 06:18.621
‫رعیت رو بشورونن

06:18.950 --> 06:20.786
‫شما باورتون میشه، سرورم؟

06:22.382 --> 06:24.300
‫یه چیزی این وسط مثل روز روشنه

06:24.300 --> 06:26.636
‫تو دست روی خونِ اژدها بلند کردی

06:26.677 --> 06:29.347
‫انگشتِ دختره رو از وسط نصف کرد

06:29.389 --> 06:32.475
‫هر جور هم حساب کنی،
‫زدنِ نوه‌ی پادشاه آخرعاقبت نداره

06:32.517 --> 06:33.976
‫شما بودید، همین کار رو نمی‌کردید؟

06:34.018 --> 06:35.686
‫احتمالاً چرا

06:35.728 --> 06:38.238
‫ولی من شاهزاده‌ی این مملکتم و
‫تو یه شوالیه‌ی آواره

06:39.565 --> 06:41.543
‫مگه سوگندِ همه‌ی شوالیه‌ها یکی نیست؟

06:44.101 --> 06:45.629
‫دفاع از مظلوم؟

06:56.100 --> 06:58.560
‫اِرین فقط با دیدنِ سرِ بُریده‌ی تو آروم می‌گیره

07:01.311 --> 07:04.887
‫من نمیذارم این اتفاق بیفته،
‫ولی از محکمه راهِ فراری نیست

07:05.340 --> 07:06.599
‫دیرون هم که گفته

07:06.624 --> 07:08.410
‫اِگ رو دزدیدی،

07:08.719 --> 07:10.930
‫بعیده محکمه به نفعِ تو پیش بره

07:10.972 --> 07:12.515
‫اگه محکوم بشم چی؟

07:12.557 --> 07:14.574
‫آخرین باری که یکی دست
‫روی خاندان سلطنتی بلند کرد،

07:14.599 --> 07:17.098
‫حکمش قطعِ همون دست بود

07:17.918 --> 07:19.795
‫لگد هم زدی بهش، نه؟

07:21.536 --> 07:22.579
‫آره

07:25.153 --> 07:26.551
‫یه چاره‌ی دیگه هم داری

07:27.266 --> 07:29.811
‫از بهتر یا بدتر بودنش بی‌خبرم

07:30.082 --> 07:33.988
‫پس، دوباره می‌پرسم، سِر دانکنِ بلندقامت

07:34.259 --> 07:37.895
‫وجداناً دل‌وجرئتِ شوالیه‌ها رو داری؟

07:42.048 --> 07:48.332
‫« شوالیه‌ی هفت‌پادشاهی »

08:06.277 --> 08:08.821
‫آم، محاکمه با نبرد

08:11.511 --> 08:12.762
‫حقِ منه

08:18.004 --> 08:19.297
‫من نمی‌پذیرم

08:20.791 --> 08:23.085
‫باید بپذیری

08:23.085 --> 08:26.088
‫هر شوالیه‌ی متهمی حق داره تقاضای نبرد کنه

08:26.736 --> 08:28.824
‫مگه اینکه ادعات رو پس بگیری

08:34.064 --> 08:35.535
‫محاکمه‌ی هفت‌تن

08:40.176 --> 08:42.104
‫این هم حقِ منه دیگه

08:42.104 --> 08:44.090
‫محاکمه‌ی هفت‌تن دیگه چه صیغه‌ایه؟

08:49.487 --> 08:51.754
‫یه‌جورِ دیگه‌ی محاکمه با نبرده

08:52.949 --> 08:56.035
‫قدیمیه و کمتر کسی سراغش رو می‌گیره

08:56.108 --> 08:59.587
‫طریقه‌ی آندال‌ها و مذهبِ هفته که
‫از اون‌طرفِ دریای باریک آوردن اینجا

09:00.333 --> 09:03.252
‫خب، اگه رسمِ آندال‌هاست که…

09:04.352 --> 09:06.963
‫ببخشید، سرورم

09:06.988 --> 09:09.382
‫خدابیامرز خیلی آدم معتقدی نبود

09:09.969 --> 09:13.181
‫محاکمه‌ی هفت‌تن چیه؟

09:13.679 --> 09:16.098
‫آندال‌ها معتقد بودن که جنگِ هفت‌تن قهرمان،

09:16.138 --> 09:19.976
‫هفت‌خدایان رو به وجد میاره و
‫خودشون پا پیش میذارن تا

09:20.017 --> 09:21.907
‫گناهکار رو به سزای عملش برسونن

09:26.482 --> 09:30.570
‫از ترسِ رودَررو شدن با این شوالیه‌ی آواره

09:30.595 --> 09:34.182
‫متوسل شدی به خزئبلاتِ ۶۰۰۰ ساله‌ی آندال‌ها؟

09:34.403 --> 09:35.904
‫- نه
‫- پس چته؟

09:36.815 --> 09:38.985
‫چرا خودت دخلِ این بی‌شرف رو نمیاری؟

09:41.998 --> 09:43.938
‫در حقِ دیرون هم ظلم شده

09:44.040 --> 09:47.368
‫سِر دانکن باید تاوانِ تک‌تکِ جنایاتی که
‫علیهِ ما مرتکب شده رو بده

09:47.393 --> 09:51.016
‫نکنه می‌خواید بذارید
‫شرافتِ تارگرین‌ها رو ببره زیر سؤال؟

09:51.041 --> 09:53.257
‫تو یکی دیگه حرف از شرافت نزن، بچه

09:53.282 --> 09:55.177
‫همه‌ش یه مُشت اراجیفه

09:55.177 --> 09:56.345
‫اراجیفه؟

09:58.045 --> 09:59.421
‫نه

10:06.611 --> 10:10.274
‫ارین داره از حقِ مُسَلمش استفاده می‌کنه.
‫چاره‌ای نیست.

10:11.274 --> 10:13.610
‫سپیده‌دم محاکمه‌ی هفت‌تن برگزار میشه

10:13.635 --> 10:16.758
‫یعنی چی آخه؟
‫باید تکی با هفت نفر مبارزه کنم؟

10:16.790 --> 10:18.368
ادایِ هالوها رو درنیار

10:18.738 --> 10:20.743
‫یعنی هفت نفرِ ما مقابلِ هفت نفرِ شما

10:21.094 --> 10:23.749
‫باید با شیش‌تا شوالیه‌ی دیگه
‫برای مبارزه بیای

10:23.774 --> 10:25.249
‫ولی من که کسی رو ندارم

10:25.291 --> 10:28.829
‫اگه حق با تو باشه،
‫مردهای باغیرت پشتت درمیان

10:29.631 --> 10:32.118
‫اگه هم درنیان، پس لابد گناهکاری دیگه

10:43.402 --> 10:45.008
‫بیا ببینم

10:54.403 --> 10:55.594
‫الدنگ!

11:00.287 --> 11:01.766
‫دیگه می‌تونم برم؟

11:07.729 --> 11:10.219
‫برو دنبالِ مبارز، سِر دانکن

11:42.118 --> 11:43.180
‫وای، پسرها

11:45.819 --> 11:47.297
‫این دفعه گورِ خودم رو کَندم

11:48.110 --> 11:51.043
‫- گمونم فردا روزِ مرگمه
‫- دانک!

11:51.501 --> 11:53.063
‫تویی؟

11:53.160 --> 11:54.610
‫زنده‌ای که

12:00.531 --> 12:02.408
‫ریمون، دمت گرم که هوایِ…

12:02.433 --> 12:03.768
‫گشنته؟

12:04.932 --> 12:06.641
‫- نه، نه خیلی
‫- بیا

12:08.436 --> 12:11.127
‫داشتی با اسب‌هات حرف می‌زدی؟

12:11.152 --> 12:13.863
‫- آره
‫- خل شدی رفت

12:16.018 --> 12:17.413
‫محاکمه‌ی هفت‌تن

12:17.438 --> 12:21.186
‫دانکن، این یعنی جنگِ واقعی
‫با تبرزین و گُرزِ میخ‌دار و نیزه

12:21.211 --> 12:23.430
‫- خودم می‌دونم
‫- من عذرخواهی می‌کنم

12:23.563 --> 12:25.515
‫انگار جنم‌وجُربزه‌ی عموزاده‌ی ما نَم کشیده

12:25.540 --> 12:28.312
‫- خفه شو بابا، من فقط نگرانِ…
‫- این مبارزه بین شوالیه‌هاست، ریمون

12:28.337 --> 12:30.756
‫تو که شوالیه نیستی،
‫یه قطره خون هم از دماغت نمیاد

12:34.612 --> 12:36.656
‫من دیدم اِرین چه بلایی
‫سرِ عروسک‌گردان‌ها آورد

12:37.631 --> 12:40.050
‫شوالیه‌ها سوگند خوردن
‫حامیِ حقِ مظلوم باشن

12:40.092 --> 12:41.579
‫حتی شوالیه‌های آواره

12:44.266 --> 12:45.642
‫من پشتتم

12:49.439 --> 12:51.066
‫ممنونم، سِر

12:54.106 --> 12:57.401
‫- گمونم نباشی بهتره
‫- دلم نمی‌خواد به زبون بیارمش،

12:57.475 --> 12:58.935
‫ولی استفان شمشیرزنِ قابلیه

12:58.960 --> 13:01.758
‫- چی میشه به زبون بیاری؟
‫- شکی درش نیست

13:01.783 --> 13:04.663
‫ولی خاندان اژدها به کسایی که
‫جلوشون دربیان، رحم نمی‌کنن

13:04.688 --> 13:06.023
‫خاندان اژدها؟

13:07.161 --> 13:08.883
‫کو اژدهاهاشون، سِر دانکن؟

13:10.166 --> 13:11.610
‫ما، فاسوی‌ها، خیلی قبل‌تر از

13:11.635 --> 13:14.138
‫اینکه پایِ اینا به سواحلِ ما باز شه،
‫اینجا بودیم

13:14.658 --> 13:17.118
‫شرط می‌بندم بعدِ رفتنِ اینها هم
‫ما اینجا جاپامون قرص و محکمه

13:18.702 --> 13:21.789
‫- دیگه کی با ما می‌جنگه؟
‫- دیگه کسی تو ذهنم نیست

13:22.968 --> 13:26.719
‫شک ندارم پنج‌تا شیرمرد پیدا میشن که
‫بخوان اسم‌شون سرِ زبون‌ها بیفته

13:27.407 --> 13:31.782
‫موندم چرا بدبختی همیشه سهمِ آدم‌های باغیرته

13:32.188 --> 13:34.440
‫ولی وقتی به بن‌بست می‌خورم،

13:35.124 --> 13:37.462
‫می‌بینم همین سربلندیه که واسه آدم می‌مونه

13:38.989 --> 13:40.991
‫از بختِ بلندت، من یه چندتا رفیق دارم

13:41.016 --> 13:43.241
‫سِر لیونل، لرد لنیستر و سِر آتو

13:43.266 --> 13:45.024
‫از خواب بیدارشون کنیم که پاچه می‌گیرن

13:45.049 --> 13:47.172
‫اون‌وقت عین سگِ هار میرن تو میدون

13:48.369 --> 13:51.002
‫تا من هستم، نمیذارم بمیری، سِر

13:51.767 --> 13:52.935
‫بهت قول میدم

14:16.230 --> 14:21.277
‫ریمون، به‌نظرت عموزاده‌ات
‫می‌تونه راضی‌شون کنه؟

14:21.716 --> 14:23.134
‫نمی‌دونم

14:25.868 --> 14:27.424
‫به‌نظرم فرار کنی، سنگین‌تری

14:27.697 --> 14:29.368
‫فرار کنم، نمی‌کُشنم؟

14:29.792 --> 14:31.418
‫مگه الان می‌خوان چیکارت کنن؟!

14:35.360 --> 14:37.908
‫شاید دارم تاوانِ گناهانم رو میدم

14:38.653 --> 14:40.447
‫واسه اینکه مردونگی به خرج دادی؟

14:43.408 --> 14:45.134
‫واسه اینکه پامو از گلیمم درازتر کردم

14:48.053 --> 14:50.264
سِر -
!اِگ -

14:51.849 --> 14:53.185
اینجا چیکار می‌کنی؟

14:53.934 --> 14:56.912
.من ملازمتم، سِر
.بالاخره یکی باید جامه‌ی رزم تنت کنه

14:58.165 --> 15:00.226
پدرت خبر داره از قلعه زدی بیرون؟

15:00.251 --> 15:01.711
خدا کنه نفهمیده باشه

15:04.778 --> 15:07.907
امشب دیگه نا ندارم باز دوباره شلاق بخورم

15:10.868 --> 15:13.388
!تو -
!نه! نه، دانکن، نه -

15:13.412 --> 15:15.473
!وایسا! تو رو خدا

15:15.497 --> 15:16.892
سرت به تنت زیادی کرده؟

15:16.916 --> 15:19.045
!حقته اینو تا دسته فرو کنم تو شاهرگت

15:19.070 --> 15:20.770
بهتر نیست به‌جاش یه جام شراب بدی دستم؟

15:20.794 --> 15:23.879
شراب بخوره تو سرت. شهادت دروغ دادی

15:24.173 --> 15:26.318
خب، وقتی بابام می‌پرسه اِگ کجاست

15:26.342 --> 15:29.212
‫باید یه چیزی سرهم کنم یا نه؟!

15:29.720 --> 15:31.388
تو رو خدا کاریش نداشته باش

15:34.759 --> 15:36.751
بالاتر از سیاهی که رنگی نیست

15:37.861 --> 15:40.289
پدرم می‌خواد به هفت مدعی ملحق شه، سِر

15:40.314 --> 15:43.212
آره خب، چه توقعی داشتی؟
باید آبروی پسرهاش رو بخره

15:43.237 --> 15:45.478
من که همچین چیزی ازش نخواستم

15:45.819 --> 15:48.235
‫آبرو و حیثیت کیلو چنده؟!
‫هر کی آبروم رو بُرده، نوش جونش

15:48.282 --> 15:50.865
.ازش خواستم این کار رو نکنه، سِر
.التماسش کردم

15:51.659 --> 15:54.346
،محض اطلاع، من خطری برات ندارم

15:54.370 --> 15:56.556
سعی می‌کنم تو حمله‌ی اول
از خودم شجاعت و ابهت نشون بدم

15:56.580 --> 16:02.520
ولی بعدش، یه ضربه‌ی درست‌وحسابی
!بزن بغل کلاه‌خودم

16:02.544 --> 16:04.622
جوری که صدا بده، ولی نه اون‌قدر بلند

16:04.648 --> 16:07.109
اومدی اینجا همین رو بگی؟

16:10.302 --> 16:13.073
پدرم به نگهبانان پادشاه هم
دستور داده بجنگن

16:16.141 --> 16:17.695
فقط اون سه‌تایی که اینجان

16:17.720 --> 16:19.138
تو کی‌ها رو پیدا کردی، سِر؟

16:20.479 --> 16:21.897
عموزاده‌ی ریمون

16:27.987 --> 16:31.159
.من می‌تونم آدم جمع کنم، سِر
.شوالیه. از پسش برمیام

16:31.907 --> 16:33.635
من قراره مقابل خانواده‌ات بجنگم

16:33.659 --> 16:36.304
،از پدرم به خوبی محافظت میشه
دیرون رو هم نمی‌کُشی

16:36.328 --> 16:38.288
گفت که، خودش میفته زمین

16:42.042 --> 16:43.419
اِرین چی؟

16:44.795 --> 16:45.963
اون بمیره مشکلی نیست؟

16:46.964 --> 16:48.608
،بچه‌تر که بودم

16:48.632 --> 16:51.319
اِرین شب‌ها میومد تو اتاقم و

16:51.343 --> 16:53.446
چاقوش رو می‌ذاشت لای پاهام

16:53.470 --> 16:55.573
.می‌گفت: «برادر زیاد دارم

16:55.597 --> 16:58.517
.شاید یه شب ببُرمش تا بشی خواهرم
«.بعد هم می‌کنمت زنم

17:02.980 --> 17:04.332
…شرمنده، خیلی

17:04.356 --> 17:06.001
اِگ راست میگه

17:06.025 --> 17:07.794
اِرین خیلی آدم پستیه

17:07.818 --> 17:10.005
تازه، گربه‌ام رو هم انداخت توی چاه

17:10.029 --> 17:13.310
گفت کار اون نبوده، ولی کار خودش بوده -
خیلی‌خب -

17:14.443 --> 17:16.435
خیال می‌کنه اژدهاست تو جلدِ آدمیزاد

17:16.460 --> 17:18.680
برای همین سرِ نمایشِ خیمه‌شب‌بازی
اونجوری از کوره در رفت

17:18.704 --> 17:20.544
چه حیف که از خاندان فاسووی نیست

17:20.569 --> 17:23.591
اونجوری خیال می‌کرد سیبه و
دیگه اینقدر وحشی‌بازی درنمی‌آورد

17:25.712 --> 17:27.219
من باید یواشکی برگردم قلعه

17:28.088 --> 17:29.298
سِر دانکن؟

17:30.416 --> 17:31.728
میشه خصوصی صحبت کنیم؟

17:37.000 --> 17:44.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

17:50.402 --> 17:51.612
خوابت رو دیدم

17:53.113 --> 17:54.615
گفته بودی

17:56.200 --> 17:58.410
توی مهمون‌خونه -
جدی؟ -

18:00.329 --> 18:03.040
خب، خواب‌های من
با خواب امثال تو توفیر داره

18:04.249 --> 18:05.626
همه‌ش درست از آب درمیاد

18:07.127 --> 18:09.898
یه استعدادِ ویژه واسه یه بی‌استعدادِ بی‌عرضه‌

18:10.008 --> 18:12.064
از شوخی‌های چرخِ روزگار

18:14.051 --> 18:15.636
ولی دیدمت، سِر

18:16.929 --> 18:18.097
کنار یه آتیش بزرگ

18:19.556 --> 18:20.808
همراهِ یه اژدهای مُرده

18:23.268 --> 18:28.673
هیولایی غول‌پیکر
با بال‌هایی به عظمتِ این دشت

18:29.399 --> 18:31.503
افتاده بود روی تو

18:31.527 --> 18:34.655
ولی تو زنده بودی و اژدها مُرده

18:37.991 --> 18:39.243
من کُشته بودمش؟

18:41.954 --> 18:43.872
اینش رو نمی‌دونم

18:45.874 --> 18:47.668
ما زمانی اربابانِ اژدهایان بودیم

18:49.253 --> 18:51.856
باورش سخته

18:51.880 --> 18:53.841
حالا همه‌شون مُرده‌ان، ولی ما زنده موندیم

18:57.469 --> 18:58.929
من دلم نمی‌خواد امروز بمیرم

19:01.723 --> 19:03.350
من هم همینطور

19:07.646 --> 19:10.396
شاید بشه گفت من با دروغم
تو رو به کُشتن دادم

19:10.422 --> 19:12.549
اگه اینطوره، عذر می‌خوام

19:13.944 --> 19:16.613
آخر و عاقبتم تهِ جهنمه، می‌دونم

19:18.949 --> 19:20.567
احتمالاً جهنمی عاری از شراب

19:34.965 --> 19:36.758
تو شوالیه نیستی

19:47.644 --> 19:49.271
تو فلوریانِ خنگی

20:13.545 --> 20:14.796
سِر دانکن

20:15.631 --> 20:19.051
،اگه اومدی سراغ سپرت
سپُردش به من

20:36.944 --> 20:38.695
کجا رفت؟

20:40.572 --> 20:41.698
عازم «دورن» شدن

20:42.866 --> 20:44.944
از دل برود هر آن‌که از دیده برفت

20:45.736 --> 20:46.779
خوبه

21:05.389 --> 21:06.890
سپرت لب‌پَر شده بود

21:08.058 --> 21:11.454
فولادش بنجل بود؛ خشک و زنگ‌زده

21:11.727 --> 21:13.270
یه سپر جدید برات ساختم

21:13.605 --> 21:14.832
دو برابر ضخیم‌تره

21:14.856 --> 21:16.525
پشتش هم بند انداختم

21:18.318 --> 21:22.114
سنگین‌تره، ولی مستحکم‌تر هم هست

21:26.410 --> 21:27.911
نقاشی‌اش کار دختره‌ست

21:30.914 --> 21:32.642
ستاره در حال سقوطه

21:33.549 --> 21:35.859
غروب هم خبر از شب میده

21:37.713 --> 21:40.335
روی سپر سراسر نقشِ مرگ نشسته

21:43.302 --> 21:45.523
این درختِ نارون هنوز جون داره، جوون

21:46.171 --> 21:48.163
می‌بینی برگ‌هاش چقدر سبزن؟

21:48.196 --> 21:50.578
شک ندارم این سبزی مال فصل تابستونه

21:52.073 --> 21:54.336
شعر قدیمی که برای سپرها می‌خوندن رو یادته؟

21:57.378 --> 21:59.916
،الا پتکِ آهن و چوبِ بلوط
مرا حفاظ آیید و سدِ سقوط

22:01.153 --> 22:03.635
،وگرنه سرانجام مرا مُردن است
به قعرِ جهنم فرو رفتن است

22:16.418 --> 22:20.916
برای تعویض لبه‌ی سپر و
بقیه‌ی چیزها چقدر باید تقدیمت کنم؟

22:21.894 --> 22:23.145
…برای تو

22:25.886 --> 22:26.970
یه پاپاسی

23:04.306 --> 23:05.307
…شوالیه‌ها

23:07.499 --> 23:08.846
این لطف‌تون رو فراموش نمی‌کنم

23:08.949 --> 23:11.201
طرف حسابِ ما اِرینه

23:11.765 --> 23:13.518
ما هم می‌خوایم حساب‌مون رو صاف کنیم

23:14.350 --> 23:17.040
شنیدم پاتون شکسته -
درست شنیدی -

23:17.065 --> 23:19.127
پام شکسته، نمی‌تونم راه برم

23:19.815 --> 23:23.151
،ولی مادامی که روی اسب باشم
می‌تونم بجنگم

23:23.568 --> 23:26.318
سِر رابین تا آخرین نفس
جان‌نثارِ پادشاهه

23:26.655 --> 23:30.693
،اما زمانی که سلطنت مقابل خدایان قد علم کنه
سِر رابین هم مقابل سلطنت می‌ایسته

23:32.147 --> 23:33.815
از اولش هم می‌دونستم دردسر تو خونِته

23:35.831 --> 23:38.059
هر چقدر ازتون تشکر کنم، بازم کمه

23:38.083 --> 23:40.186
همینطور از سِر استفان که شما رو آورده

23:40.210 --> 23:42.939
…سِر استفان خرِ کیه؟ اون

23:42.963 --> 23:44.857
ملازمت اومد سراغم

23:44.881 --> 23:47.308
قرن‌هاست که دنیا
محاکمه‌ی هفت‌تن رو به خودش ندیده

23:47.333 --> 23:52.020
نمی‌خواستم فرصتِ خونی کردنِ لباس‌های سفید و
خوشگل‌موشگلِ نگهبانانِ پادشاه رو از دست بدم

24:46.825 --> 24:49.881
شش. کلاً ۶ نفرن

24:49.905 --> 24:53.545
امکانش هست اِرین شوالیه‌ی هفتمی
پیدا نکرده باشه که دوشادوشش بجنگه؟

24:53.631 --> 24:55.053
!ریمون

24:55.078 --> 24:56.686
بی‌زحمت کلاه‌خودم رو بیار

24:58.441 --> 25:01.139
سر استفان، پس دوستان‌تون کجان؟

25:01.412 --> 25:03.560
فقط یه نفر دیگه لازم داریم تا بشیم هفت نفر

25:03.585 --> 25:05.295
متأسفانه دو نفر دیگه لازم دارید

25:09.100 --> 25:11.928
من کنارِ شاهزاده اِرین و مدعیان می‌جنگم

25:17.557 --> 25:18.780
…نه، تو

25:19.983 --> 25:21.709
به سِر دانکن گفتی روت حساب کنه

25:21.873 --> 25:24.207
،خب، اگه نقشه‌های سِر دانکن رو خراب نمی‌کردم

25:24.231 --> 25:25.880
شاهزاده من رو لُرد نمی‌کرد

25:29.115 --> 25:31.158
شرفت رو به لُرد شدن فروختی؟

25:31.891 --> 25:33.493
عموزاده

25:33.646 --> 25:36.764
انسان‌های بزرگی رو می‌شناسم که
شرف‌شون رو به کمتر از این فروختن

25:36.789 --> 25:38.874
معامله‌ی دو سر سود بود

25:40.457 --> 25:41.875
اسبم رو بیار

25:45.418 --> 25:46.878
خودت بیارش

26:08.108 --> 26:09.734
باختیم

26:15.365 --> 26:18.201
منو شوالیه کن. خودم میام جای عموزاده‌ام

26:23.206 --> 26:24.666
سِر دانکن، منو شوالیه کن

26:25.667 --> 26:27.603
ریمون، کار درستی نیست

26:27.627 --> 26:28.878
بدون من کلاً پنج نفرید

26:29.921 --> 26:31.798
با پنج نفر نمی‌تونید پیروز بشید

26:33.967 --> 26:36.428
متأسفانه پسرک درست میگه

26:38.054 --> 26:39.991
زود باش، سِر دانکن

26:40.015 --> 26:42.100
هر شوالیه‌ای می‌تونه
یکی دیگه رو شوالیه کنه

26:56.406 --> 26:57.967
تو برو

26:57.991 --> 26:59.826
من ملازم ریمون رو شوالیه می‌کنم

27:11.165 --> 27:15.248
به نامِ خدای جنگجو، تو را فرمان می‌دهم که
در دلیری بی‌همتا باشی

27:22.265 --> 27:26.272
به نامِ پدر، تو را سوگند می‌دهم که
جُز به عدالت نپویی

27:32.082 --> 27:33.983
…به نامِ مادر

27:35.028 --> 27:37.850
تو را مأمور می‌کنم که پناهِ طفلان و
پناهِ بی‌گناهان باشی

27:50.439 --> 27:51.523
سِر دانکن

27:53.046 --> 27:54.717
بیشتر از این درنگ جایز نیست

27:55.115 --> 27:57.918
انگار فقط پنج مبارز داری -
شش -

27:57.951 --> 28:00.071
سِر لیونل داره ریمون فاسووی رو شوالیه می‌کنه

28:00.095 --> 28:01.762
شش‌نفری با شما هفت نفر می‌جنگیم

28:01.787 --> 28:03.574
متأسفانه مجاز نیست

28:03.598 --> 28:05.968
،سِر، اگه شوالیه‌ی دیگه‌ای پیدا نکنید

28:05.993 --> 28:08.366
گناهکار شناخته میشید

28:11.898 --> 28:13.912
سرورم، میشه لطفاً کمی بهم زمان بدید؟

28:15.193 --> 28:16.611
باشه

28:47.517 --> 28:48.727
!سرورانِ من

28:50.770 --> 28:54.512
می‌دونم هیچکدوم سِر آرلان از پنی‌تری رو
به خاطر ندارید

28:56.502 --> 28:57.962
ولی من ملازم‌شون بودم

29:00.321 --> 29:01.823
به خیلی از شماها خدمت کردیم

29:04.659 --> 29:06.119
سر سفره‌هاتون نشستیم

29:07.245 --> 29:09.041
در سرسراهای شما سر به بالین گذاشتیم

29:14.629 --> 29:16.005
ایشون مردِ درست‌کاری بود

29:18.798 --> 29:20.846
راه و رسمِ شوالیه‌ها رو یادم داد

29:24.460 --> 29:27.206
،نه فقط رسمِ شمشیر و نیزه
بلکه شرافت یادم داد

29:31.127 --> 29:33.362
شوالیه، پناهِ بی‌‌پناهانه

29:34.522 --> 29:36.983
من هم… همین کار رو کردم

29:41.613 --> 29:46.339
،من از خونِ سِر آرلان نیستم
اما منش اون رو پیش گرفتم

29:47.600 --> 29:50.061
همونطور که فرزندان‌تون
روزی منشِ شما رو پیش می‌گیرن

30:02.258 --> 30:04.593
چه کسی حاضره شونه‌به‌شونه‌ی من بجنگه؟

30:21.264 --> 30:22.779
!غولِ برَکِن

30:53.726 --> 30:59.077
نکنه اشرافِ وستروس
مردونگی رو بوسیدن گذاشتن کنار؟

30:59.326 --> 31:01.370
!من که باورم نمی‌کنم

31:06.745 --> 31:09.733
!هیچ شوالیه‌ی راستینی بین شما باقی نمونده؟

31:33.474 --> 31:35.518
من کنارِ سِر دانکن شمشیر می‌زنم

31:49.115 --> 31:50.950
عقلت رو از دست دادی؟

31:52.118 --> 31:53.512
این مرد به پسرم حمله کرده

31:53.536 --> 31:55.371
این مرد از یه بی‌گناه دفاع کرده

31:56.873 --> 31:58.724
کاری که هر شوالیه‌ی واقعی‌ای باید انجام بده

31:59.250 --> 32:01.854
حق و ناحقش بمونه با خودِ خدایان

32:02.500 --> 32:22.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
