WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:02.270 --> 01:04.022
‫نمی‌دونم چی باید بگم

01:06.608 --> 01:08.208
‫باید یه سپتون باشه صحبت کنه

01:14.908 --> 01:16.508
‫یه شوالیه‌ی حقیقی بودی

01:18.411 --> 01:20.245
‫فقط وقت‌هایی کتکم می‌زدی
‫که حقم بود

01:21.414 --> 01:23.014
‫لعنتی

01:23.917 --> 01:25.834
‫بجز اون یه دفعه توی میدن‌پول

01:29.089 --> 01:31.174
‫کارگر مسافرخونه
‫شیرینی اون بیوه رو خورده بود

01:32.926 --> 01:35.260
‫نه من. منم بهت گفتم

01:36.387 --> 01:38.098
‫حقته چنان بزنمت که...

01:44.229 --> 01:45.829
‫دیگه مهم نیست

02:02.288 --> 02:04.624
‫دلم می‌خواد شمشیرت رو بذارم، ولی...

02:04.624 --> 02:06.251
‫توی زمین فقط زنگ می‌زنه

02:11.631 --> 02:14.217
‫ای‌کاش نمی‌مردی، سِـر

02:20.765 --> 02:22.600
‫مراقب اسب‌ها هستم

02:37.657 --> 02:40.492
‫اگر شما سه تا رو بفروشم
‫می‌تونم مثل یه شاه دلی از عزا دربیارم

02:42.453 --> 02:44.205
‫برای یکی دو سال

02:45.623 --> 02:47.625
‫بعدش چی؟

02:51.462 --> 02:54.215
‫همچین مسیری آخرش
‫یا به یاغی‌گری ختم میشه یا گدایی

03:04.309 --> 03:06.059
‫می‌تونیم بریم به یه شهر

03:09.480 --> 03:11.732
‫کینگز لندینگ؟ لنیس‌پورت؟

03:25.830 --> 03:27.430
‫می‌تونیم به نگهبانان شهر ملحق بشیم

03:32.670 --> 03:34.270
‫دست از تجاوز بکش، جناب

03:45.433 --> 03:47.560
‫توی دست منم
‫به خوبی دست اون می‌شینه

03:53.107 --> 03:54.984
‫یه سری مسابقات توی
‫دشت اشفورد برگزار کردن

04:57.915 --> 05:05.895
‫« شـوالـیـه‌ی هـفـت پـادشـاهـی »

05:11.000 --> 05:18.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:19.000 --> 05:22.000
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

05:27.452 --> 05:29.829
‫سلام. تو کارگر اصطبلی؟

05:34.667 --> 05:37.211
‫می‌خوام اسب پالفریم تیمار بشه

05:37.211 --> 05:39.714
‫و به هر سه تاشون جو بده
‫بهشون رسیدگی می‌کنی؟

05:39.714 --> 05:42.633
‫می‌تونم، اگر دلم بخواد

05:42.633 --> 05:44.594
‫مسخره‌بازی درنیار
‫به اسب‌ها رسیدگی کن

05:44.594 --> 05:47.655
‫اگر خوب مراقبشون باشی یه سکه‌ی مسی
‫گیرت میاد و اگر نباشی یه توگوشی می‌خوری

05:58.649 --> 06:00.249
‫هرجا دلت خواست بشین

06:12.038 --> 06:14.165
‫گوشت بره‌ی خوب داریم
‫که با سبزیجات کباب شده

06:14.165 --> 06:16.709
‫و یکم اردک که پسرم شکار کرده
‫کدوم رو می‌خوای؟

06:18.044 --> 06:19.644
‫جفتش

06:21.381 --> 06:22.981
‫به هیکلت می‌خوره

06:34.352 --> 06:36.687
‫- تا اشفورد چقدر دیگه راهه؟
‫- سواره یه روز

06:39.023 --> 06:41.359
‫پسرم مراقب اسب‌هاته
‫یا بازم زده به چاک؟

06:42.527 --> 06:44.112
‫نه، اونجاست

06:44.112 --> 06:45.905
‫نصف مردم شهر رفتن دیدن مسابقات

06:45.905 --> 06:47.615
‫اگر اجازه می‌دادم خانواده‌ی منم می‌رفتن

06:47.615 --> 06:49.784
‫به‌خدا نمی‌دونم چرا

06:49.784 --> 06:51.994
‫شوالیه‌ها هم مثل بقیه‌ی آدمان

06:53.037 --> 06:55.748
‫و تابحال ندیدم مبارزه با نیزه
‫قیمت تخم‌مرغ رو تغییر بده

06:58.501 --> 07:00.670
‫خودتم داری میری مسابقات؟

07:00.670 --> 07:02.270
‫خوابت رو دیدم

07:09.011 --> 07:11.722
‫نزدیکم نشو لعنتی. فهمیدی؟

07:13.307 --> 07:14.907
‫بله سرورم؟

07:38.207 --> 07:39.709
‫توجهی به اون نکن، سِـر

07:39.709 --> 07:41.309
‫میرم غذات رو برات میارم

07:50.427 --> 07:52.063
‫بگیر که اومد!

07:56.976 --> 07:59.562
‫- هی!
‫- سرورم

07:59.562 --> 08:02.690
‫- پسره‌ی دزد!
‫- نمی‌خواستم ناراحتتون کنم

08:02.690 --> 08:05.151
‫این زره رو دربیار ببینم! زود باش!

08:05.151 --> 08:08.696
‫و خوشحال باش که رعـد
‫با لگد نزد توی اون کله‌ی پوکت

08:08.696 --> 08:10.531
‫این اسب جنگیه، نه اسبچه‌ی بچه‌ها

08:10.531 --> 08:12.325
‫منم به خوبی شما می‌تونم سوارش بشم

08:12.325 --> 08:14.494
‫دهن بی‌ادبت رو گل بگیر

08:15.161 --> 08:16.496
‫من...

08:16.496 --> 08:18.539
‫محض اطلاعت من شوالیه‌م

08:18.539 --> 08:20.208
‫به قیافه‌تون نمی‌خوره شوالیه باشین

08:21.292 --> 08:24.295
‫- مگه تمام شوالیه‌ها شبیه همدیگه‌ن؟
‫- نه

08:24.295 --> 08:26.172
‫ولی شبیه شما هم نیستن

08:27.298 --> 08:28.898
‫به جای کمربند، طناب بستین

08:29.967 --> 08:32.553
‫همین که غلاف شمشیرم رو نگه داره کافیه

08:32.553 --> 08:34.347
‫پس دارین میرین مسابقات؟

08:34.347 --> 08:35.947
‫می‌خواین ثبت‌نام کنین؟

08:36.933 --> 08:38.309
‫آره، گمونم همین‌کارو بکنم

08:38.309 --> 08:41.312
‫منم با خودتون ببرین، سِـر
‫خواهش می‌کنم

08:41.312 --> 08:43.147
‫اونوقت مادرت چی میگه؟

08:43.147 --> 08:44.524
‫چیز چندانی نمیگه

08:44.524 --> 08:45.942
‫مادرم مُرده

08:45.942 --> 08:47.818
‫مگه صاحب مسافرخونه...؟

08:50.613 --> 08:52.073
‫تو یتیمی

08:52.073 --> 08:53.673
‫شما هم هستی؟

08:54.534 --> 08:56.410
‫بودم. یه زمانی

08:57.161 --> 08:59.372
‫تا اینکه سِـر من
‫منو زیر پر و بالش گرفت

09:00.915 --> 09:02.708
‫بهم شمشیرزنی و سوارکاری یاد داد و...

09:04.252 --> 09:06.379
‫حقیقتش هرچی یاد گرفتم اون بهم یاد داده

09:07.588 --> 09:09.507
‫تا جایی که در توانش بود

09:09.507 --> 09:11.842
‫اگر بتونین منو ببرین اشفورد

09:11.842 --> 09:13.219
‫می‌تونم ملازم‌تون باشم، سِـر

09:13.219 --> 09:15.972
‫و شما هم می‌تونین
‫در حد توان‌تون بهم یاد بدین

09:15.972 --> 09:18.140
‫نه، ملازم لازم ندارم، پسرجون

09:18.140 --> 09:19.934
‫تمام شوالیه‌ها ملازم لازم دارن

09:19.934 --> 09:22.687
‫و به‌نظر میاد شما بیشتر از همه
‫ملازم لازم دارین

09:25.398 --> 09:27.358
‫و به‌نظر میاد توام
‫باید یه توگوشی محکم بخوری

09:28.734 --> 09:30.027
‫یه کیسه جو برام پُر کن

09:30.027 --> 09:32.238
‫دارم میرم اشفورد. تنها

09:38.411 --> 09:41.831
‫ببین پسرجون، بهت قول میدم...

09:41.831 --> 09:44.166
‫به‌نفعته ملازم امثال من نباشی

09:52.258 --> 09:53.858
‫برای کمکت

09:56.721 --> 09:58.055
‫هرچقدر می‌خوای اخم و تخم کن

09:58.055 --> 10:00.015
‫می‌دونم به محض اینکه رفتم برش می‌داری

11:41.367 --> 11:42.967
‫ببخشید

11:49.709 --> 11:51.210
‫برین گم‌ شین

11:51.210 --> 11:52.810
‫عذر می‌خوام، آقایون

11:54.338 --> 11:56.465
‫می‌خوام با مسئول مسابقات صحبت کنم

12:04.724 --> 12:06.392
‫آخ!

12:06.392 --> 12:08.644
‫چی می‌خوای آقا؟

12:10.271 --> 12:11.564
‫بازم زدمت!

12:11.564 --> 12:14.024
‫اومدم تو مسابقات شرکت کنم

12:15.192 --> 12:18.070
‫مسابقات ارباب من مخصوص شوالیه‌هاست

12:18.070 --> 12:19.530
‫تو شوالیه‌ای؟

12:19.530 --> 12:21.174
‫هی!

12:25.703 --> 12:27.303
‫جناب آقای شوالیه اسم هم داره؟

12:27.830 --> 12:29.623
‫دانک

12:31.125 --> 12:33.669
‫سِـر دانک

12:33.669 --> 12:37.465
‫از دوران بچگیم ملازم
‫سِـر آرلن اهل پنی‌تری بودم

12:38.549 --> 12:41.761
‫قبل از اینکه از دنیا بره
‫با شمشیرش من رو شوالیه کرد

12:45.890 --> 12:48.100
‫این نشانشه که توی دسته‌ی شمشیره

12:50.478 --> 12:52.980
‫آره خب، قطعاً یه شمشیره

12:54.190 --> 12:56.150
‫ولی تابحال اسم آرلن
‫اهل پنی‌تری به گوشم نخورده

12:56.150 --> 12:57.526
‫میگی ملازمش بودی؟

12:57.526 --> 12:59.945
‫همیشه دلش می‌خواست
‫یه روز شوالیه بشم...

13:01.113 --> 13:02.713
‫درست مثل خودش

13:03.157 --> 13:04.867
‫منم یه روز شوالیه میشم، سِـر؟

13:05.910 --> 13:08.203
‫مثل شما؟

13:12.333 --> 13:15.127
‫وقتی در بستر مرگ بود
‫گفت شمشیرش رو براش بیارم

13:15.127 --> 13:16.727
‫و بهم گفت زانو بزنم

13:17.713 --> 13:19.313
‫ازم خواست شوالیه‌ی خوبی باشم

13:20.132 --> 13:22.009
‫که از ناتوان‌ها و بی‌گناهان دفاع کنم

13:23.552 --> 13:25.554
‫و با تمام توانم به قلمرو خدمت کنم

13:25.554 --> 13:27.154
‫و قسم خوردم این‌کارو می‌کنم

13:32.645 --> 13:35.105
‫هر شوالیه‌ای می‌تونه
‫یه نفر دیگه رو شوالیه کنه، درسته

13:35.105 --> 13:38.275
‫کسی شاهد شوالیه شدنت بود؟

13:38.859 --> 13:41.362
‫فقط یه سینه‌سرخ توی یه درخت خاردار

13:44.615 --> 13:46.242
‫اینجا شهر اشفورده، پسرجون

13:47.576 --> 13:50.538
‫می‌دونی سر کسایی که تظاهر می‌کنن
‫سوگند مقدس رو خوردن چه بلایی میاد؟

13:51.080 --> 13:52.790
‫- من... من تظاهر...
‫- آویزونت می‌کنیم

13:52.790 --> 13:55.292
‫لخت دست‌ها و پاهات رو می‌بندیم
‫ و می‌کشیمت بالا

13:56.293 --> 13:59.797
‫سوراخ کونت رو مستقیم میاریم پایین
‫روی یه نیزه‌ی تیز

13:59.797 --> 14:01.397
‫و خشک خشک می‌کنیمت

14:02.091 --> 14:05.386
‫بهش میگیم صندلی اشفوردی
‫پس دوباره ازت می‌پرسم

14:05.386 --> 14:06.887
‫بجز یه پرنده‌ی آوازخوان کوفتی

14:06.887 --> 14:08.722
‫کس دیگه‌ای شاهد شوالیه شدنت بود؟

14:10.140 --> 14:14.603
‫خب، آخه... داشت بارون میومد

14:14.603 --> 14:17.189
‫دارم سربه‌سرت می‌ذارم

14:21.735 --> 14:23.335
‫"صندلی اشفوردی"

14:24.029 --> 14:25.531
‫سرت جایی خورده؟

14:25.531 --> 14:27.616
‫اینجا "ریچ"ـه، نه ریورلندز

14:27.616 --> 14:29.743
‫- صندلی اشفوردی
‫- خیال کردی

14:29.743 --> 14:31.662
‫روستایی‌ها گله‌ گله میان

14:31.662 --> 14:33.262
‫و توی مسابقات ثبت‌نام می‌کنن؟

14:36.041 --> 14:38.961
‫سکه لازم داری، و زره

14:38.961 --> 14:40.462
‫و اسب، و افراد

14:40.462 --> 14:43.048
‫و تمرین، اگر قرار باشه
‫خدایان بهت نظر کنن

14:43.048 --> 14:44.884
‫اون کشاورز بیچاره‌ای رو تصور کن

14:44.884 --> 14:46.719
‫که جلوی لاینل باراتیون قرار می‌گیره

14:46.719 --> 14:48.220
‫آره واقعاً...

14:48.220 --> 14:49.763
‫سرگرمی متفاوتی از آب درمیاد

14:49.763 --> 14:52.725
‫خب، من کشاورز نیستم

14:52.725 --> 14:54.325
‫ولی لباس‌هات عین کشاورزهاست

14:57.187 --> 15:00.232
‫ببین پسر، اربابم اشفورد

15:00.232 --> 15:03.611
‫خودش رو آدم خیلی مهمی می‌دونه
‫خدا می‌دونه چرا

15:03.611 --> 15:06.071
‫این یعنی باید تمام شوالیه‌های زمین‌دار

15:06.071 --> 15:07.907
‫و مزدورهایی که دنبال رقابت هستن رو
‫دست به‌سر کنم

15:07.907 --> 15:10.200
‫متوجه میشی؟
‫چند تا شاهزاده اینجا داریم

15:12.077 --> 15:13.677
‫نه، معلومه

15:21.795 --> 15:23.395
‫ارباب مرحومت

15:25.633 --> 15:27.760
‫شوالیه‌هایی که اینجا جمع شدن می‌شناسنش؟

15:28.886 --> 15:31.013
‫چادری دیدم

15:31.013 --> 15:33.015
‫که پرچم خاندان دانداریون جلوش آویزون بود

15:33.015 --> 15:34.934
‫آره، سِـر منفرد از اون خاندان

15:34.934 --> 15:36.685
‫سـر آرلن چند سال پیش توی دورن

15:36.685 --> 15:38.020
‫به پدرش خدمت کرده بود

15:38.020 --> 15:39.688
‫سـر منفرد قطعاً ما رو یادشه

15:39.688 --> 15:41.982
‫مطمئنم با این بویی که میدی می‌شناست

15:41.982 --> 15:44.526
‫اگر حاضره ضمانتت رو بکنه
‫قبل از فردا صبح

15:44.526 --> 15:46.236
‫که مسابقات شروع میشه
‫بیارش اینجا

15:46.236 --> 15:47.836
‫بدون همراهانتون بیاین

15:48.656 --> 15:50.282
‫- هرچی شما بگین
‫- باشه

15:53.118 --> 15:55.829
‫می‌دونی که کسایی
‫که توی مسابقات شکست می‌خورن

15:55.829 --> 15:57.623
‫باید سلاح و زره و اسب‌هاشون رو

15:57.623 --> 15:59.458
‫به برنده بدن
‫و برای پس گرفتنشون باید پول بدن؟

15:59.458 --> 16:01.502
‫- بله
‫- و سکه‌ی کافی داری

16:01.502 --> 16:04.797
‫- که بابتشون بدی؟
‫- نه بابا اصلاً

16:04.797 --> 16:07.716
‫منظورم اینه که
‫نیازی به سکه پیدا نمی‌کنم

16:12.846 --> 16:14.446
‫محض رضای خدایان کوفـ...

16:35.411 --> 16:37.329
‫حواست به اون دو تا باشه
‫آفرین دختر خوب

16:42.543 --> 16:43.752
‫ببخشید آقایون

16:43.752 --> 16:45.337
‫باید با سـر منفرد صحبت کنم

16:45.337 --> 16:46.547
‫خوبه

16:46.547 --> 16:49.591
‫داره چرت می‌زنه، سِـر
‫اگر یه استگ میدی تا بیدارش کنم
‫(سکه‌ی نقش گوزن)

16:50.384 --> 16:51.984
‫من...

16:52.845 --> 16:54.430
‫من... استگ ندارم

16:54.430 --> 16:56.473
‫چجور شوالیه‌ای یه سکه‌ی استگ نداره؟

16:56.473 --> 16:58.851
‫- شوالیه‌ی سرگردونه، مگه نه؟
‫- چی؟

16:58.851 --> 17:01.103
‫عین شوالیه‌های دیگه‌ست
‫ولی غم‌انگیز‌تره

17:01.103 --> 17:02.730
‫نه، من... من غم...

17:02.730 --> 17:05.024
‫مجبوره بین بوته‌ها بخوابه
‫چون هیچ اربابی اونو به خدمت نمی‌گیره

17:05.024 --> 17:07.276
‫آخی. واقعاً غم‌انگیزه

17:07.985 --> 17:10.195
‫و سـر منفرد زنش رو هم کرده

17:10.195 --> 17:13.240
‫- نه، من... من زن ندارم
‫- عـه!

17:13.240 --> 17:15.200
‫آخه زیاد پیش میاد
‫شوهرهاشون بیان سروقت ما

17:15.200 --> 17:16.827
‫عاشق کردن زن‌های مردمه

17:16.827 --> 17:18.579
‫نه به اون اندازه‌ای
‫که عاشق کردن ماست

17:18.579 --> 17:21.498
‫بهم گفته قصد داره
‫تمام دنیا رو موقرمز کنه

17:21.498 --> 17:24.459
‫- خب، ما همین الانشم موقرمزیم
‫- آره هستیم

17:27.046 --> 17:31.508
‫خب... به‌نظرتون سر منفرد
‫کی بیدار میشه؟

17:32.468 --> 17:34.762
‫شاید بهتر باشه سر شب بیای

17:34.762 --> 17:36.362
‫سر شب

17:39.183 --> 17:40.851
‫- خداحافظ
‫- باشه

17:41.977 --> 17:44.729
‫ای بابا

17:47.858 --> 17:50.444
‫چرا همچین حرفی زد؟ ها؟

17:52.529 --> 17:54.129
‫ما که غم‌انگیز نیستیم

17:57.159 --> 17:59.869
‫قطعاً نه اونقدری
‫که کسی بخواد حرفشو پیش بکشه

18:01.205 --> 18:03.457
‫بعلاوه، سـر آرلن همیشه می‌گفت...

18:04.625 --> 18:06.877
‫شوالیه‌های سرگردان حقیقی‌ترین شوالیه‌هان

18:08.879 --> 18:11.757
‫با اولین پیروزی‌مون
‫زره و اسب

18:11.757 --> 18:14.051
‫یا طلاهای بازنده گیرمون میاد

18:14.051 --> 18:16.010
‫اون‌موقع دیگه غم‌انگیز نیستیم

18:22.851 --> 18:25.479
‫آره می‌دونم. گفتم اگر برنده شدیم

18:27.064 --> 18:28.482
‫جرم که نیست

18:28.482 --> 18:30.191
‫که یه بارم که شده
به چیزای خوب فکر کنم

18:31.944 --> 18:34.530
‫مسخره‌بازی درنیار، ریمون

18:35.072 --> 18:38.033
‫پسره‌ی بی‌مصرف به‌درد نخور

18:49.169 --> 18:50.921
‫تو به چی خیره شدی
‫مرتیکه‌ی چشم‌آبی؟

18:54.133 --> 18:55.801
‫درازشمشیر داری؟

18:58.345 --> 19:00.013
‫آره، قانوناً متعلق به منه

19:00.556 --> 19:02.156
‫چه حرف عجیبی

19:05.185 --> 19:07.187
‫من سر استفون فاسووی هستم

19:07.187 --> 19:08.787
‫بیا باهام مبارزه کن

19:09.398 --> 19:11.984
‫همینطور که می‌بینی
‫پسرعموم هنوز عرضه نداره

19:11.984 --> 19:13.735
‫باهاش مبارزه کن، جناب

19:13.735 --> 19:16.613
‫شاید من عرضه نداشتم باشم
‫ولی پسرعموم عرضه‌ی هر کثافت‌کاری رو داره

19:16.613 --> 19:18.323
‫- بزن حالشو جا بیار
‫- دهنتو ببند!

19:21.285 --> 19:24.496
‫ممنونم، ولی کار دارم

19:24.496 --> 19:26.956
‫مطمئنم می‌خوای بری
‫واسه خودت سرگردون بگردی

19:29.376 --> 19:31.378
‫لامصب چه هیکلی هم داری

19:31.378 --> 19:33.255
‫حرومی احمق

19:33.255 --> 19:34.855
‫سـر گرانس!

19:40.470 --> 19:42.930
‫شاید بهتر باشه بریم
‫یه جای آروم‌تر پیدا کنیم

20:00.000 --> 20:07.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:31.813 --> 20:34.607
‫اوه. گندش بزنن

20:50.666 --> 20:52.266
‫هنوزم داره چرت می‌زنه

20:53.043 --> 20:54.586
‫- هنوزم؟
‫- اوهوم

20:54.586 --> 20:56.880
‫بخاطر نقرس انگشت‌های پاش

20:58.507 --> 21:02.385
‫واقعاً یکی از بدبختی‌های مسخره‌ی زندگیه

21:04.137 --> 21:06.974
‫باعث میشه بیچاره‌
‫تمام شب آروم و قرار نداشته باشه

21:06.974 --> 21:08.809
‫آره درسته، ولی آخه...

21:08.809 --> 21:10.936
‫خب، یه صحبت فوری باهاش دارم

21:10.936 --> 21:13.814
‫تا بتونم فردا صبح ثبت‌نام کنم

21:15.023 --> 21:18.110
‫- چی میگه؟
‫- منظورش مبارزه با نیزه‌ست

21:18.110 --> 21:19.736
‫خیلی خطرناکه

21:19.736 --> 21:22.030
‫آره خب...

21:22.030 --> 21:24.700
‫چندان انتخاب دیگه‌ای که ندارم، دارم؟

21:25.826 --> 21:27.452
‫و اگر قرار باشه
‫توی یه قلعه خدمت کنم...

21:27.452 --> 21:30.414
‫باید برای سرگرمی و لذت غریبه‌ها
‫سلامت جسمیش رو به‌خطر بندازه

21:30.414 --> 21:31.665
‫مگه این شغل ما نیست؟

21:31.665 --> 21:33.917
‫خفه‌شو!

21:33.917 --> 21:35.877
‫مثلاً مُردی

21:36.837 --> 21:39.589
‫یه شغل بی‌خطرتر پیدا کن، پسرجون
‫اینطوری زندگی شادتری داری

21:39.589 --> 21:41.925
‫اینو از همکارهای فاحشه‌ت بشنو

21:46.513 --> 21:48.113
‫لازمه مسخره‌م کنین؟

21:48.849 --> 21:50.449
‫فقط یکم ازتون کمک خواستم

21:51.476 --> 21:53.562
‫فردا صبح برمی‌گردم
‫با سر منفرد صحبت کنم

21:55.439 --> 21:56.606
‫ببخشید جوون

21:56.606 --> 21:57.983
‫آره

21:57.983 --> 21:59.401
‫نمی‌خواستیم مسخره‌ت کنیم

21:59.401 --> 22:02.571
‫هر سری توی مسابقات
‫ تازه‌کارهای زیادی می‌بینیم

22:02.571 --> 22:05.324
‫همه‌شون رویای شهرت و افتخار تو سرشونه
‫ولی هیچوقت بهش نمی‌رسن

22:05.324 --> 22:08.327
‫خب، شاید من فرق داشته باشم

22:10.746 --> 22:13.415
‫مراقب بدنت باش، شوالیه

22:13.415 --> 22:15.015
‫بدن دیگه‌ای گیرت نمیاد

22:23.258 --> 22:25.802
‫قهرمان شجاع ما به‌پیش میره

22:25.802 --> 22:28.847
‫و از تمام دار و ندارش دل می‌کنه

22:28.847 --> 22:33.267
‫یک پدر و یک دوست
‫به سوی دنیایی نامهربان

22:34.686 --> 22:37.105
‫تقدیر مسیر پر از تنهاییش رو

22:37.105 --> 22:38.774
‫در پیچ و خم شانس و اقبال تعیین کرده

22:39.691 --> 22:44.571
‫پسری گمنام همه‌چیزش رو به‌خطر می‌اندازه
‫و نگاه‌های تحقیرآمیز رو نادیده می‌گیره

22:44.571 --> 22:47.240
‫شاید داره حماقت می‌کنه...

22:47.240 --> 22:49.409
‫درحالی‌که سپر آیینه‌ایش رو محکم گرفته

22:49.409 --> 22:55.332
‫آرزو داره عزت و افتخار زیادی کسب کنه
‫ولی باید حقیقتی رو مخفی نگه داره

22:55.332 --> 22:57.709
‫چرا که اگر وجود محقرش آشکار بشه

22:57.709 --> 22:59.878
‫مرگی دردناک و آتشین در انتظارشه

23:00.379 --> 23:02.130
‫اگر اژدها متوجه بشه

23:02.130 --> 23:04.965
‫که یک انسان ساده
‫پشت این ظاهر پنهان شده

23:39.584 --> 23:41.586
‫نیمه‌انسان! نیمه‌انسان!

23:43.463 --> 23:45.298
‫به قیافه‌م می‌خوره نیمه‌انسان باشم؟

23:45.298 --> 23:48.093
‫آره. نیمه انسانی نیمه غول

23:48.093 --> 23:49.636
‫ببین، معذرت می‌خوام

23:49.636 --> 23:51.763
‫نباید اصرار می‌کردم
‫با پسرعموم مبارزه کنی

23:51.763 --> 23:55.100
‫اگر می‌تونست دستت
‫یا زانوت رو می‌شکست

23:55.100 --> 23:57.018
‫خوشش میاد توی میدان تمرین
‫بقیه رو ناقص کنه

23:57.018 --> 23:59.362
‫که شاید توی مسابقات
‫باهاشون روبه‌رو بشه

24:00.981 --> 24:02.482
‫ولی تو رو ناقص نکرده

24:02.482 --> 24:04.082
‫من فامیلشم

24:04.901 --> 24:07.070
‫البته اون جایگاهش
‫توی خاندان‌مون خیلی بالاتره

24:07.070 --> 24:08.738
‫که همیشه بهم یادآوری می‌کنه

24:10.490 --> 24:12.909
‫تو و پسرعموت
‫توی مسابقات شرکت می‌کنین؟

24:12.909 --> 24:14.995
‫اون شرکت می‌کنه
‫منم اگر می‌تونستم شرکت می‌کردم

24:14.995 --> 24:17.080
‫ولی من فقط ملازمشم

24:21.126 --> 24:22.752
‫نسبت به یه ملازم خیلی خوب مبارزه می‌کنی

24:24.212 --> 24:26.047
‫ رقیب توانایی به‌نظر میای

24:26.047 --> 24:27.883
‫قصد داری با کی مبارزه کنی؟

24:30.719 --> 24:32.554
‫برام فرقی نمی‌کنه

24:32.554 --> 24:34.306
‫این حرفیه که بقیه انتظار دارن بزنی

24:39.186 --> 24:41.353
‫ولی خیلی فرق می‌کنه

24:44.483 --> 24:46.083
‫گرسنه‌ای؟

24:46.860 --> 24:48.460
‫همیشه هستم

25:07.714 --> 25:08.757
‫ممنون

25:12.093 --> 25:15.013
‫لاینل باراتیون
‫بهش میگن طوفان خندان

25:16.932 --> 25:18.475
‫فکر می‌کردم گنده‌تر باشه

25:18.475 --> 25:20.727
‫چهار هزار سال پیش...

25:21.978 --> 25:24.189
‫- چهار هزار سال...
‫- کجا میری؟

25:24.189 --> 25:27.526
‫پیش... بی‌شرفا. خودمم صدای خودمو نمی‌شنوم

25:27.526 --> 25:32.571
‫اگر کسی دلش می‌خواد گوش بده
‫فکر تاثیرگذاری به‌ذهنم رسیده

25:36.284 --> 25:38.703
‫چهار هزار سال پیش

25:38.703 --> 25:41.706
‫اجدادمون در اون...

25:41.706 --> 25:44.417
‫دشت بزرگی که بیرونه جمع شدن

25:44.417 --> 25:46.628
‫تا همدیگه رو با چوب خونین و مالین کنن

25:46.628 --> 25:48.922
‫و یکم خوش بگذرونن

25:48.922 --> 25:52.551
‫و میگن اون اولین مسابقات
‫مبارزه با نیزه‌ی این سرزمین بوده

25:52.551 --> 25:54.151
‫خب من که میگم...

26:00.475 --> 26:02.018
‫چه کوفتی می‌خواستم بگم؟

26:02.018 --> 26:03.937
‫"اولین مسابقات مبارزه با نیزه..."

26:05.564 --> 26:07.164
‫آها

26:09.651 --> 26:12.821
‫امکان نداره همچین لذتی
‫ساخته‌ و پرداخته‌ی انسان‌ها باشه

26:15.865 --> 26:17.465
‫پس کار کی بوده؟

26:20.620 --> 26:22.220
‫ها؟

26:22.706 --> 26:24.306
‫کار کی بوده؟

26:27.836 --> 26:29.436
‫همم

26:32.924 --> 26:34.884
‫به درک

26:34.884 --> 26:36.428
‫صد سکه‌ی طلا گیر مرد، هیولا

26:36.428 --> 26:38.028
‫یا خدایی میاد که منو شکست بده

26:39.472 --> 26:43.017
‫حالا پرنده‌هاتون رو بخورین
‫تا بتونیم برقصیم!

27:44.746 --> 27:47.957
‫تابحال مشت خورده تو صورتت؟

27:50.168 --> 27:51.920
‫ببخشید... ببخشید چی فرمودین، سر لاینل؟

27:51.920 --> 27:55.006
‫آدمای درشت‌هیکل
‫بیشتر از ریزنقش‌ها مشت می‌خورن

27:55.006 --> 27:56.606
‫اینو می‌دونستی؟

27:57.676 --> 27:59.969
‫نه، ولی... ولی مطمئنم همینطوره

28:02.681 --> 28:05.892
‫برای همین قوز می‌کنی؟
‫که مشت نخوری؟

28:05.892 --> 28:08.269
‫من... من قوز نمی‌کنم

28:08.269 --> 28:10.355
‫تمام شب عین یه دوشیزه

28:10.355 --> 28:12.898
‫توی شب عروسیش
‫خودتو از ترس جمع کردی

28:14.776 --> 28:18.196
‫قصد بی‌احترامی نداشتم، سـر
‫جدی میگم

28:18.196 --> 28:21.783
‫آخه جایی که بزرگ شدم
‫آدم یاد می‌گیره تو چشم نیاد

28:22.659 --> 28:24.452
‫هفت خدا بهت قد رعنا دادن

28:25.453 --> 28:27.053
‫پس بلندقامت باش

28:28.123 --> 28:30.875
‫وگرنه میگم مرتدی
‫و میدم آتیشت بزنن

28:31.960 --> 28:35.839
‫غرقت کنن. از یه بلندی پرتت کنن...

28:35.839 --> 28:37.757
‫نمی‌دونم. با مرتدها چیکار می‌کنن؟

28:37.757 --> 28:40.301
‫آتیششون می‌زنن، سرورم

28:40.301 --> 28:42.053
‫باشه

28:42.053 --> 28:43.653
‫چی برام آوردی؟

28:45.682 --> 28:47.282
‫خب...

28:48.977 --> 28:52.147
‫سـر، من... عذر می‌خوام

28:52.147 --> 28:53.747
‫متوجه نبودم...

28:54.941 --> 28:56.985
‫می‌خوای نظر منو جلب کنی

28:58.445 --> 29:00.071
‫ولی دست‌خالی اومدی

29:04.659 --> 29:06.119
‫ارباب کفرن

29:06.119 --> 29:08.036
‫اون بی‌شرف متکبری
‫ که لباس قرمز پوشیده...

29:09.456 --> 29:11.624
‫سکه نداره خراج‌هاشو پرداخت کنه

29:11.624 --> 29:13.710
‫مردمش هر زمستون گرسنگی می‌کشن

29:13.710 --> 29:16.087
‫ولی حتی اونم این...

29:17.505 --> 29:19.424
‫ماسماسک تزئینی رو
‫از سرداب خانوادگیش آورده

29:19.424 --> 29:22.427
‫چون می‌دونه که همه، به شیوه‌ی خودشون

29:22.427 --> 29:25.930
‫یا دنبال کمکت هستن
‫یا کشتنت

29:28.892 --> 29:30.518
‫پس اومدی منو بکشی

29:32.103 --> 29:33.730
‫چی؟

29:33.730 --> 29:36.149
‫نه! نـه

29:36.149 --> 29:40.403
‫پس توی چادر من چه غلطی می‌کنی؟

29:45.158 --> 29:46.758
‫اومدم... اومدم شام بخورم

29:59.255 --> 30:00.855
‫خیلی‌خب

30:02.884 --> 30:04.594
‫واقعاً منطقی بود

30:04.594 --> 30:06.930
‫- اومدم شام بخورم
‫- اسمت چیه، پسر؟

30:08.765 --> 30:10.099
‫دانک... سـر دانک

30:10.099 --> 30:11.699
‫چه مسخره

30:16.648 --> 30:18.024
‫از رقصیدن خوشت میاد؟

30:18.024 --> 30:19.984
‫همه خوششون میاد

31:45.904 --> 31:49.407
‫دریا چنان متلاطم شده بود
‫که هوا طعم نمک می‌داد

31:51.117 --> 31:54.287
‫ولی می‌خواستم بفهمم وقتی آدما
‫توی دریا می‌میرن چیکار می‌کنن

31:56.039 --> 31:59.042
‫برای همین با کله رفتم توی طوفان

32:03.713 --> 32:05.766
‫نترسیده بودی؟

32:09.928 --> 32:11.971
هر آدم وجهه‌های مختلفی داره

32:13.765 --> 32:15.266
‫همم

32:15.266 --> 32:16.547
‫ولی اون کاری که باید می‌کردم

32:16.548 --> 32:19.020
‫کاری بود که استورم‌لندی‌ها
از قدیم‌الایام انجام می‌دادن

32:19.020 --> 32:22.065
‫و اگر اونا تونسته بودن
‫پس منم می‌تونستم

32:25.193 --> 32:27.028
‫می‌دونی، بهتره زیاد
‫با خودت کلنجار نری

32:30.406 --> 32:33.409
‫آره، من... من زیاد با خودم کلنجار میرم

32:35.787 --> 32:38.873
‫گاهی اوقات فکر می‌کنم
‫دارم زیادی با خودم کلنجار میرم

32:38.873 --> 32:41.334
‫و آخرش می‌بینم دارم سر همین
‫با خودم کلنجار میرم

32:43.795 --> 32:46.965
‫و من فرز و قوی هستم، درسته

32:46.965 --> 32:49.133
‫- آره
‫- ولی شما هم هستین

32:49.133 --> 32:50.677
‫آره

32:50.677 --> 32:53.179
‫علاوه بر اون، توسط بهترین استادان مملکت

32:53.179 --> 32:55.598
‫با شمشیر و نیزه تعلیم دیدین

32:55.598 --> 32:57.198
‫آخه...

32:57.725 --> 33:00.645
‫من واقعاً چه شانسی برای پیروزی دارم؟

33:01.813 --> 33:04.357
‫هیچ شانسی نداری

33:09.862 --> 33:14.158
‫ولی محک زدن خودت در مقابل
‫یه حریف شایسته، مایه‌ی سربلندی و افتخاره

33:16.452 --> 33:19.372
‫- قصد توهین ندارم، سـر
‫- همم

33:19.372 --> 33:20.915
‫ولی گفتنش برای شما راحته

33:20.915 --> 33:24.419
‫از خاندان اصیلی هستین
‫و مال و منال دارین

33:24.419 --> 33:28.296
‫من اگر یه بار ببازم، سکه‌ی کافی
‫برای پس گرفتن اسبم ندارم

33:35.263 --> 33:37.515
‫یه شوالیه‌ی بدون اسب
‫که اصلاً شوالیه نیست

33:38.391 --> 33:40.393
‫- آره
‫- همم

33:43.980 --> 33:45.580
‫پس باید چیکار کنم؟

33:49.694 --> 33:51.294
‫نمی‌دونم

33:53.990 --> 33:55.700
‫بدجوری مست کردم

34:04.125 --> 34:05.725
‫خیلی‌خب

34:06.210 --> 34:07.810
‫ممنون

34:09.714 --> 34:11.799
‫ببخشید

34:34.030 --> 34:35.630
‫سر آرلن اهل پنی‌تری

34:36.741 --> 34:38.785
‫ایشون... ایشون برای از پا درآوردن

34:38.785 --> 34:40.828
‫پادشاه لاشخورها توی
‫کوهستان سرخ به پدرتون خدمت کرد

34:41.621 --> 34:42.830
‫اون زمان یه پسربچه بیشتر نبودم، ولی...

34:42.830 --> 34:44.430
‫مگه نگفته بودی دورنی هستی؟

34:45.416 --> 34:47.752
‫نه، گفت آلتش عین دورنی‌ها گنده‌ست

34:47.752 --> 34:50.421
‫نه، گفتم دورنی‌ها رو به دار کشیدم

34:52.924 --> 34:54.759
‫اگر میشه فردا صبح صحبت کنیم

34:54.759 --> 34:56.511
‫شوالیه‌ای که میگی رو نمی‌شناسم

34:56.511 --> 34:59.054
‫تو رو هم نمی‌شناسم، داداش
‫برو پی کارت

35:03.142 --> 35:06.270
‫ولی سر آرلن در خدمت پدرتون زخمی شد

35:06.270 --> 35:07.870
‫چطور ممکنه اونو فراموش کرده باشین؟

35:10.608 --> 35:13.903
‫پدرم با 800 نفر به اون کوهستان رفت

35:13.903 --> 35:17.198
‫کسانی رو فراموش کردیم
‫که خیلی بیشتر از یه زخم خوردن

35:17.949 --> 35:20.910
‫خواهش می‌کنم، سـر...
‫نمی‌تونم توی مسابقات شرکت کنم

35:20.910 --> 35:23.371
‫مگر اینکه یه شوالیه
‫یا ارباب ضمانتم رو بکنه

35:23.788 --> 35:25.388
‫چه ربطی به من داره؟

35:51.023 --> 35:52.623
‫تویی!

35:53.651 --> 35:55.251
‫چی...؟

35:55.987 --> 35:58.322
‫چیکار داری می‌کنی؟

35:58.322 --> 36:01.200
‫دارم ماهی می‌پزم. می‌خورین؟

36:01.200 --> 36:04.537
‫نه، منظورم اینه که...
‫چطوری اومدی اینجا؟

36:04.537 --> 36:05.997
‫اسب دزدیدی؟

36:05.997 --> 36:07.832
‫سوار گاری شدم و اومدم

36:07.832 --> 36:10.084
‫گاری

36:11.711 --> 36:14.213
‫- پس برو یه گاری دیگه پیدا کن
‫- نمی‌تونین مجبورم کنین برم

36:14.213 --> 36:16.090
‫دیگه از اون مسافرخونه خسته شدم

36:16.090 --> 36:19.552
‫گوش کن چی میگم پسر
‫دیگه حوصله‌ی زبون‌درازی‌هات رو ندارم

36:19.552 --> 36:22.263
‫حقته بندازمت روی اسبم و برت گردونم خونه

36:22.263 --> 36:24.807
‫اینطوری باید تا خود کینگز لندینگ برین

36:24.807 --> 36:27.268
‫- مسابقات رو از دست میدین
‫- کینگز لندینگ؟

36:28.269 --> 36:30.188
‫- اهل فلی‌باتومی؟
‫- نـه

36:31.939 --> 36:33.539
‫صحیح

36:40.615 --> 36:42.116
‫چرا اونا رو گذاشتی اونجا؟

36:42.116 --> 36:44.327
‫شستمشون. آتیش درست کردم

36:44.327 --> 36:46.662
‫ماهی گرفتم، و اسب‌ها رو تیمار کردم

36:46.662 --> 36:48.539
‫می‌خواستم چادرتون رو برپا کنم

36:48.539 --> 36:50.139
‫ولی چادری پیدا نکردم

36:51.042 --> 36:53.419
‫- چادرم همینه
‫- این که درخته

36:53.419 --> 36:56.005
‫آره، و یه شوالیه‌ی حقیقی
‫چادری بهتر از این گیرش نمیاد

36:57.006 --> 36:59.884
‫ترجیح میدم زیر ستاره‌ها بخوابم
‫تا توی یه چادر پر از دود

37:01.552 --> 37:03.471
‫اگر بارون اومد چی؟

37:03.471 --> 37:05.306
‫زیر درخت پناه می‌گیرم

37:05.306 --> 37:07.558
‫از درخت آب می‌چکه

37:09.018 --> 37:10.686
‫آره درسته

37:10.686 --> 37:12.286
‫اسمتون چیه؟

37:13.105 --> 37:15.608
‫- دانک
‫- سـر دانک

37:15.608 --> 37:18.945
‫اسم مناسبی برای یه شوالیه نیست
‫مخفف "دانکن"ـه؟

37:19.779 --> 37:21.989
‫آره. آره

37:21.989 --> 37:23.699
‫سـر دانکن...

37:28.287 --> 37:31.165
‫سـر دانکن بلندقامت

37:32.124 --> 37:33.793
‫تابحال اسمشو نشنیده بودم

37:33.793 --> 37:35.753
‫مگه تمام شوالیه‌های
‫هفت پادشاهی رو می‌شناسی؟

37:35.753 --> 37:37.353
‫خوبا رو می‌شناسم

37:40.007 --> 37:42.468
‫- اسم تو چیه، پسره‌ی دزد؟
‫- اِگ (تخم‌مرغ)

37:42.468 --> 37:44.068
‫اِگ

37:45.179 --> 37:49.016
‫خب، اگ، حقته بزنم سیاه و کبودت کنم

37:49.016 --> 37:50.616
‫و بفرستمت بری پی کارت

37:52.103 --> 37:53.979
‫ولی به ظاهرت می‌خوره کم‌خوراک باشی

37:55.273 --> 37:57.400
‫و اگر قسم بخوری
‫حرف گوش کنی...

37:59.652 --> 38:01.252
‫اجازه میدم توی مسابقات بهم خدمت کنی

38:04.031 --> 38:05.631
‫بعد از اون...

38:07.660 --> 38:09.260
‫می‌بینیم چی پیش میاد

38:11.622 --> 38:15.293
‫چیز چندانی ندارم، ولی اگر
‫لیاقتت رو اثبات کنی...

38:16.919 --> 38:19.255
‫بی‌لباس و گرسنه نمی‌مونی

38:20.464 --> 38:22.883
‫شاید لباس‌های خوبی نباشن

38:22.883 --> 38:24.969
‫و شاید غذا چیزی جز
‫گوشت و ماهی نمک‌سود نباشه

38:24.969 --> 38:26.569
‫ولی گرسنه نمی‌مونی

38:28.139 --> 38:29.765
‫قول میدم کتکت نزنم

38:31.058 --> 38:32.685
‫بجز وقت‌هایی که حقته

38:33.644 --> 38:35.244
‫چشم، سرورم

38:36.355 --> 38:37.955
‫بگو "سـر"

38:39.233 --> 38:40.833
‫یه شوالیه‌ی سرگردان بیشتر نیستم

38:53.414 --> 38:55.916
‫شهاب‌سنگ برای کسایی
‫که می‌بیننش خوش‌شانسی میاره

38:58.336 --> 39:00.296
‫بگیر بخواب، پسر

39:00.296 --> 39:03.466
‫بقیه‌ی شوالیه‌ها همه‌شون
‫تا الان رفتن توی چادرهاشون

39:03.466 --> 39:05.885
‫و جای آسمون به پارچه‌های ابریشمی خیره شدن

39:08.054 --> 39:09.680
‫هوس توگوشی کردی؟

39:20.733 --> 39:22.818
‫پس... یعنی شانسش فقط نصیب ما میشه؟

39:46.819 --> 40:06.819
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
