1
00:00:28,453 --> 00:00:38,453
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:38,791 --> 00:00:40,625
‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم

3
00:00:41,833 --> 00:00:45,309
‫گمونم اگه بخوام ماجرای قتل جمعه‌ی نیک رو
‫از نگاه خودم تعریف کنم،

4
00:00:45,333 --> 00:00:46,958
‫باید از همین‌جا شروع کنیم

5
00:00:47,625 --> 00:00:51,809
‫نُه ماه پیش،
‫وقتی اون شمّاس نمک‌به‌حروم زرِ زیادی زد،

6
00:00:51,833 --> 00:00:53,041
اینطوری از خجالتش دراومدم

7
00:00:58,333 --> 00:00:59,958
‫گندت بزنن

8
00:01:00,750 --> 00:01:03,083
‫پس اهلِ بزن‌بزنی؟

9
00:01:03,583 --> 00:01:05,767
‫اصلاً و ابداً، پدر

10
00:01:05,791 --> 00:01:09,101
‫والا اگه فک اون شمّاس بنده‌خدا رو
‫نمی‌آوردی پایین، الان باهات مخالفت می‌کرد

11
00:01:09,125 --> 00:01:11,750
‫قدیم‌ها، بله، یه‌زمانی بوکسور بودم و

12
00:01:12,250 --> 00:01:14,892
‫زندگیم کفِ خیابون بود.
‫یه سِری کارهای دیگه هم کردم.

13
00:01:14,916 --> 00:01:18,708
‫مبارز که لازمـه، منتها
‫برای اینکه جلوی دنیا سینه سپر کنیم،

14
00:01:19,458 --> 00:01:21,142
‫نه خودمون

15
00:01:21,166 --> 00:01:24,684
‫کشیش حکم شبان رو داره و
‫دنیا هم مصداقِ گله‌ی گرگ‌هاست

16
00:01:24,708 --> 00:01:25,833
‫خیر

17
00:01:29,250 --> 00:01:33,684
‫جسارتـه، پدر،
‫ولی من این‌جوری فکر نمی‌کنم

18
00:01:33,708 --> 00:01:36,559
‫آدم وقتی با گرگ‌ها سرشاخ میشه،
‫یهو به خودش میاد می‌بینه

19
00:01:36,583 --> 00:01:38,291
‫عالم و آدم براش حکم گرگ رو دارن

20
00:01:39,333 --> 00:01:42,392
‫هنوز از شرّ روحیه‌ی دعوایی‌ام خلاص نشدم و
‫امروز نتونستم جلوش مقاومت کنم

21
00:01:42,416 --> 00:01:44,892
‫ولی مسیح اومد که مرهمی باشه بر جهانیان،
‫نه اینکه سرِ جنگ داشته باشه

22
00:01:44,916 --> 00:01:46,267
‫اعتقادم اینـه

23
00:01:46,291 --> 00:01:49,583
‫راهش اینـه، نه این، درست میگم؟

24
00:01:50,833 --> 00:01:52,666
‫من فقط می‌خوام کشیشِ خوبی باشم

25
00:01:53,625 --> 00:01:56,976
‫شفقت و محبت مسیح رو نشونِ
‫آدم‌های درهم‌شکسته‌ای مثل خودم بدم

26
00:01:57,000 --> 00:01:59,000
‫دنیا لنگِ همین چیزهاست

27
00:02:01,708 --> 00:02:04,583
‫یه فرصت دیگه بهم بدید،
‫قول میدم روسفیدتون کنم

28
00:02:06,933 --> 00:02:11,933
« ترجمه از نهـال، علی محمدخانی، امیر فرحناک و آریـن »

29
00:02:16,958 --> 00:02:18,125
‫عالیجناب،

30
00:02:18,833 --> 00:02:21,101
‫بارها دیدم برام ریش گِرو گذاشتید

31
00:02:21,125 --> 00:02:23,684
‫- من روسیاه شدم و هر چی شما...
‫- بسـه

32
00:02:23,708 --> 00:02:24,791
‫گوش بده...

33
00:02:25,291 --> 00:02:28,309
‫همه می‌دونن شمّاس کلارک آدم بی‌شعوریـه

34
00:02:28,333 --> 00:02:30,851
‫تازه، هیچکس هم شاکی نیست که
‫زدی فکش رو آوردی پایین

35
00:02:30,875 --> 00:02:32,434
‫اتفاقاً خیلی هم ثواب کردی

36
00:02:32,458 --> 00:02:35,041
‫اما باید یه فکری بکنیم

37
00:02:36,041 --> 00:02:39,309
‫می‌فرستیمت یه کلیسای کوچیک توی چیمنی‌ راک

38
00:02:39,333 --> 00:02:42,375
‫کلاً یه کشیش بیشتر اونجا نیست

39
00:02:43,666 --> 00:02:45,059
‫یعنی میشم دستیارِ کشیش؟

40
00:02:45,083 --> 00:02:47,309
‫آره، ولی خیلی ذوق‌زده نشو

41
00:02:47,333 --> 00:02:48,333
‫چرا؟

42
00:02:48,666 --> 00:02:53,476
‫باید بری کلیسای «بانوی همیشه بردبار»

43
00:02:53,500 --> 00:02:56,583
‫زیر دستِ مانسینیور جفرسون ویکز.
‫جفرسون ویکز رو می‌شناسی؟
(مانسینیور: نوعی لقب برای پدر روحانی)

44
00:02:57,458 --> 00:03:01,017
‫خیلی‌خب، ببین، ویکز اینجا
‫حامی‌های خودش رو داره. البته مِنهای من

45
00:03:01,041 --> 00:03:02,184
‫بین خودمون بمونه،

46
00:03:02,208 --> 00:03:05,166
‫به چشم من یه تخته‌اش کمـه،
‫اما تخم‌سگیـه که اون سرش ناپیدا

47
00:03:06,166 --> 00:03:10,833
‫ولی خوشبختانه پیروهاش کمتر و کمتر شدن و
‫یه مُشت فسیل ازشون مونده

48
00:03:11,791 --> 00:03:15,333
‫لازمـه روحیه‌ای که داخل از خودت نشون دادی رو
ببری اونجا، فهمیدی؟

49
00:03:15,958 --> 00:03:18,351
‫اصلاً ولی باشه

50
00:03:18,375 --> 00:03:20,517
‫باشه، باشه، باشه، باشه

51
00:03:20,541 --> 00:03:23,476
‫- الان روح‌القدس منقلبم کرده. برم حالشو بگیرم
‫- آی، آی، آی

52
00:03:23,500 --> 00:03:27,041
‫با مِهر و محبت، نه دعوا و درگیری، خب؟

53
00:03:31,166 --> 00:03:32,375
‫خِیر پیش، جوون

54
00:03:38,166 --> 00:03:40,791
‫خلاصه این‌جوری شد که
‫پام به چیمنی راک باز شد

55
00:03:43,333 --> 00:03:45,226
‫مثل حکایتِ دانیال نبی توی لونه‌ی شیرها

56
00:03:45,250 --> 00:03:47,000
‫یا داوود در برابر جالوت

57
00:03:47,500 --> 00:03:49,976
‫خام و کله‌خراب، لبریز از عشقِ به مسیح

58
00:03:50,000 --> 00:03:51,750
‫آماده برای هر چیزی

59
00:04:14,790 --> 00:04:17,711
‫« برخیز، اِی مُرده »

60
00:04:23,791 --> 00:04:24,875
‫پدر جفرسون؟

61
00:04:25,791 --> 00:04:28,142
‫سلام، جاد دوپلنسی هستم از آلبانی

62
00:04:28,166 --> 00:04:30,875
‫خداوند یار و یاورت، جاد دوپلنتیسی از آلبانی

63
00:04:34,000 --> 00:04:36,125
‫اومدی کلیسام رو ازم بگیری؟

64
00:04:37,458 --> 00:04:39,250
‫نه

65
00:04:39,833 --> 00:04:40,833
‫خوبـه

66
00:04:41,583 --> 00:04:44,000
‫بسیارخب، من رو مانسینیور ویکز صدا کن

67
00:04:44,916 --> 00:04:46,208
‫با مارتا هم که آشنا شدی

68
00:04:47,083 --> 00:04:48,392
‫مارتا؟ نه

69
00:04:48,416 --> 00:04:49,976
‫- مانسینیور ویکز
‫- یا عیسی!

70
00:04:50,000 --> 00:04:52,559
‫صبحِ زود پا شدم ظروف نقره رو برق بندازم

71
00:04:52,583 --> 00:04:53,934
‫یکمی لک داشتن

72
00:04:53,958 --> 00:04:55,559
‫نیازی نیست، مارتا

73
00:04:55,583 --> 00:04:57,791
‫پدر... جاد

74
00:04:59,083 --> 00:05:00,375
‫خوش اومدی

75
00:05:00,875 --> 00:05:02,559
‫ممنونم، مارتا

76
00:05:02,583 --> 00:05:05,267
‫والا داشتم خدمتِ پدر ویکز عرض می‌کردم که...

77
00:05:05,291 --> 00:05:06,875
‫مانسینیور ویکز

78
00:05:07,708 --> 00:05:09,583
‫بله، مانسینیور. شرمنده

79
00:05:10,083 --> 00:05:11,708
‫شرمنده گفتم عیسی

80
00:05:13,500 --> 00:05:15,726
‫گمونم داریم خوب پیش می‌ریم

81
00:05:15,750 --> 00:05:18,291
‫پس اسقف لنگستروم فرستادتت؟

82
00:05:19,166 --> 00:05:20,250
‫لنگستروم

83
00:05:20,750 --> 00:05:22,476
‫خوب می‌شناسمش

84
00:05:22,500 --> 00:05:24,708
‫خودش انتخابت کرده و فرستاده اینجا

85
00:05:25,500 --> 00:05:27,000
‫همین گویای همه‌چیز هست

86
00:05:29,583 --> 00:05:30,791
‫همچین هم بی‌خبر نیستم

87
00:05:31,916 --> 00:05:34,708
‫خب، می... می‌دونم آدم تَک‌رویی هستید، ولی...

88
00:05:35,291 --> 00:05:36,916
‫من... برای خدمت اومدم

89
00:05:38,416 --> 00:05:39,625
‫پس اعترافاتم رو بشنو

90
00:05:41,291 --> 00:05:43,083
‫بسیارخب

91
00:05:47,166 --> 00:05:49,767
‫پدر، مرا ببخش چرا که مرتکب گناه شده‌ام

92
00:05:49,791 --> 00:05:51,000
‫آخرین باری که

93
00:05:51,875 --> 00:05:54,291
‫اعتراف کردم، شش هفته‌ی پیش بود

94
00:05:58,708 --> 00:06:01,250
به مال و منال مردم حسادت کردم

95
00:06:02,125 --> 00:06:06,750
‫تبلیغِ یه ماشین آن‌چنانی رو
‫توی تلویزیونِ سم دیدم. لکسوس بود

96
00:06:07,416 --> 00:06:08,625
‫همون لحظه به سرم زد که

97
00:06:09,125 --> 00:06:11,934
‫بَه، عجب ماشینِ قشنگی

98
00:06:11,958 --> 00:06:13,458
‫مدلِ کوپه بود

99
00:06:14,583 --> 00:06:17,958
‫حسرتِ جاه و مقام بزرگ‌مردها رو خوردم

100
00:06:19,375 --> 00:06:22,809
‫حسرتِ جلال و جبروتِ پدربزرگم رو تو
‫دوران کشیش‌بودنش خوردم. آرزوم بود

101
00:06:22,833 --> 00:06:24,041
‫تو همه‌ی بُرهه‌ها

102
00:06:27,541 --> 00:06:28,958
‫این هفته

103
00:06:30,166 --> 00:06:33,767
‫چهار بار خودارضایی کردم

104
00:06:33,791 --> 00:06:36,684
‫چهار یا پنج بار، کلاً توی...
‫شش هفته گفتم؟

105
00:06:36,708 --> 00:06:39,791
‫خب، سرجمع ۳۰ بار خودارضایی کردم

106
00:06:40,833 --> 00:06:44,458
‫این هفته، یه بار صبح تو رختخواب

107
00:06:44,958 --> 00:06:49,101
‫یه بار ایستاده زیرِ دوش. اتفاقاً راحت هم بود

108
00:06:49,125 --> 00:06:51,250
‫فقط یه ژل حموم لازم بود

109
00:06:52,333 --> 00:06:55,601
‫یه بار هم نصفه‌شب،
‫بعدِ اینکه خواب دیدم...

110
00:06:55,625 --> 00:06:58,267
‫- نیازی نیست بگید
‫- تو یکی از اون کافه‌های پر از گربه‌های ژاپنی‌ام

111
00:06:58,291 --> 00:07:00,684
‫- خیلی‌خب
‫- عرض کنم که یه مقاله‌ای خونده بودم

112
00:07:00,708 --> 00:07:05,916
‫گربه‌ها دختر بودن تو لباسِ گربه و واسه همین هم...

113
00:07:06,583 --> 00:07:08,059
‫حالا چیزی هم دمِ دست نبود،

114
00:07:08,083 --> 00:07:12,125
‫به‌ناچار ریختمش روی جلدِ
‫مجله‌ی «شرح وقایعِ کاتولیک»

115
00:07:12,833 --> 00:07:16,916
‫چیزِ دیگه‌ای رو میز نبود که
‫یحتمل خودش هم به نوعی گناه محسوب میشه

116
00:07:17,416 --> 00:07:20,416
‫نمی‌دونم، شاید هم نباشه،
‫ولی... کار درستی نیست

117
00:07:21,541 --> 00:07:23,833
‫اون‌موقع پیش خودم می‌گفتم
‫چقدر این بابا عجیب‌غریبـه

118
00:07:24,833 --> 00:07:26,976
‫ولی حالا که به عقب نگاه می‌کنم، تازه می‌فهمم

119
00:07:27,000 --> 00:07:29,392
‫این اولین مُشت ویکز بود

120
00:07:29,416 --> 00:07:31,458
‫پنج بار دعای سلام بر مریم و
‫یک بار جلال بر پدر رو بخون

121
00:07:33,166 --> 00:07:34,458
‫ممنون، پدر

122
00:07:40,041 --> 00:07:41,601
‫تازه ماجرا شروع شده بود

123
00:07:41,625 --> 00:07:42,875
‫به کلیسای من هم

124
00:07:43,666 --> 00:07:45,083
‫خوش اومدی

125
00:07:48,750 --> 00:07:51,267
‫خلاصه ظرف چند هفته،
‫کلیسای بانوی همیشه بردبار

126
00:07:51,291 --> 00:07:53,500
شد خونه‌ی جدیدم

127
00:07:54,458 --> 00:07:56,138
‫« شرح وقایع کاتولیک »

128
00:07:59,166 --> 00:08:03,791
‫جز من، تنها کارمندِ تمام‌وقتِ اونجا
‫سمسون، سرایدارِ کلیسا بود

129
00:08:04,500 --> 00:08:05,583
‫سم

130
00:08:11,125 --> 00:08:12,892
‫مانسینیور ویکز کسیـه که

131
00:08:12,916 --> 00:08:17,000
‫هر روز بهم قدرت میده
‫دوباره به مشروب‌خوری نیفتم

132
00:08:17,916 --> 00:08:19,041
‫خودش هم یه زمانی مشروب‌خور بود

133
00:08:20,125 --> 00:08:24,083
‫ولی یه بار بهم گفت:
‫«وقتی من تونستم جلوی هوای نفسم رو بگیرم، تو هم می‌تونی»

134
00:08:25,375 --> 00:08:27,291
‫هر روز سر این با خودم کلنجار میرم

135
00:08:28,166 --> 00:08:29,250
‫ولی تا حالا کم نیاوردم

136
00:08:30,541 --> 00:08:34,101
‫به لطف اون و مارتای نازنینم

137
00:08:34,125 --> 00:08:36,684
‫مارتای نازنینِ شما؟

138
00:08:36,708 --> 00:08:38,333
‫جونم رو هم واسش میدم

139
00:08:39,708 --> 00:08:42,142
‫فرشته‌ی منـه رو زمین

140
00:08:42,166 --> 00:08:45,517
‫کلیسا کلاً رو انگشتِ مارتا می‌چرخه

141
00:08:45,541 --> 00:08:48,809
‫حساب‌کتاب‌ها دستشـه،
‫کمک‌های مالی با اونـه و همه‌چی رو بایگانی می‌کنه

142
00:08:48,833 --> 00:08:49,958
‫این هم بایگانی کن

143
00:08:50,541 --> 00:08:53,017
‫رداها رو می‌شوره، انبار رو پُر می‌کنه،

144
00:08:53,041 --> 00:08:55,166
‫به ویکز غذا میده، ارگ می‌زنه

145
00:08:58,875 --> 00:09:00,791
‫از زیر و بم همه‌چی خبر داشت

146
00:09:01,583 --> 00:09:03,726
‫- پس مقبره اینجاست؟
‫- آره

147
00:09:03,750 --> 00:09:06,708
‫بگم خدا چیکارشون کنه.
‫باید یه دوربین مداربسته نصب کنم.

148
00:09:07,208 --> 00:09:09,333
‫- در هم داره؟
‫- بله

149
00:09:10,500 --> 00:09:11,708
‫اینجاست

150
00:09:12,208 --> 00:09:13,333
‫درِ لازاروسیـه

151
00:09:14,041 --> 00:09:16,976
‫برای باز کردنش از بیرون،
‫دم و دستگاه لازمـه

152
00:09:17,000 --> 00:09:19,875
‫ولی جوری تراز شده که
‫با یه هُل از داخل،

153
00:09:20,458 --> 00:09:22,875
‫پخشِ زمین میشه

154
00:09:24,125 --> 00:09:25,517
‫کی اون تو هست حالا؟

155
00:09:25,541 --> 00:09:26,541
‫پرنتیس

156
00:09:27,166 --> 00:09:30,625
‫پدربزرگِ ویکز، مؤسس این کلیسا

157
00:09:31,500 --> 00:09:33,000
‫حق پدری به گردنم داشت

158
00:09:33,666 --> 00:09:35,726
‫حالم بد میشه

159
00:09:35,750 --> 00:09:40,000
ببین این بچه‌ها چطوری
‫روی مقبره‌اش عکسِ موشک کشیدن

160
00:09:46,708 --> 00:09:49,416
‫داری چیکار می‌کنی؟

161
00:09:50,208 --> 00:09:52,184
‫خب، من یه‌نمه نجاری بلدم،

162
00:09:52,208 --> 00:09:55,767
‫گفتم با ابزارِ سم، یه چیزِ درست‌وحسابی بسا...

163
00:09:55,791 --> 00:09:57,059
‫نه، بهش دست نزن

164
00:09:57,083 --> 00:09:59,958
‫تا هیچوقت یادمون نره
‫اون هرزه‌ی تن‌فروش چه گناهی کرد

165
00:10:01,500 --> 00:10:02,916
‫بیا اعترافاتم رو بشنو

166
00:10:04,875 --> 00:10:06,625
‫آره، هرزه‌ی تن‌فروش
‫« باشگاه کتاب‌خوانی؛ فهرست کتاب‌های بهاره »

167
00:10:08,125 --> 00:10:09,684
‫مادر ویکز بود

168
00:10:09,708 --> 00:10:12,392
‫آها، جریانش چیـه حالا؟

169
00:10:12,416 --> 00:10:14,625
‫یه هرزه‌ی تن‌فروش بود

170
00:10:15,458 --> 00:10:16,351
‫خیلی‌خب

171
00:10:16,375 --> 00:10:19,642
‫پرنتیس که کشیش شد و
‫این کلیسا رو بنا کرد،

172
00:10:19,666 --> 00:10:21,833
‫زنش به رحمت خدا رفته بود و
‫یه دختر داشت

173
00:10:22,958 --> 00:10:24,541
‫اسمش هم گریس بود

174
00:10:25,125 --> 00:10:26,809
‫از همون اول بدذات بود

175
00:10:26,833 --> 00:10:32,226
‫عاشق لباس‌های باز و برندهای آن‌چنانی بود

176
00:10:32,250 --> 00:10:33,934
‫امان از این قِر و فِرها

177
00:10:33,958 --> 00:10:35,101
‫آره

178
00:10:35,125 --> 00:10:38,017
‫دبیرستانی که بود
‫توی این بار و اون بار تن‌فروشی می‌کرد،

179
00:10:38,041 --> 00:10:40,250
‫بعدش هم خیلی زود از یه ولگرد حامله شد

180
00:10:41,250 --> 00:10:45,351
‫پرنتیس ارث و میراث هنگفتی توی بانک داشت

181
00:10:45,375 --> 00:10:48,476
‫برای اینکه نوه‌اش، ویکز رو بگیره زیرِ بال و پرش،

182
00:10:48,500 --> 00:10:53,083
‫به گریس قول داد که اگه پیشش بمونه،

183
00:10:53,791 --> 00:10:56,916
‫همه‌ی اون مال و ثروت برسه بهش

184
00:10:57,916 --> 00:11:01,750
‫این‌طوری شد که اون زنیکه
‫منتظر نشست تا پدرش بمیره

185
00:11:02,666 --> 00:11:05,142
این مسئله خیلی پرنتیس رو آزار می‌داد

186
00:11:05,166 --> 00:11:06,666
‫مارتا، یادت نره

187
00:11:07,833 --> 00:11:10,666
ثروت، و قدرتی که به همراه میاره
:حکم یه چیز رو داره

188
00:11:11,416 --> 00:11:12,666
‫سیبِ حوّا

189
00:11:13,916 --> 00:11:16,041
‫وسوسه‌ای که تو رو از عرش به فرش می‌کِشونه

190
00:11:17,291 --> 00:11:21,125
‫باید به هر قیمتی که شده،
‫عزیزهامون رو از شرّ چنین فسادی

191
00:11:22,208 --> 00:11:23,625
‫حفظ کنیم

192
00:11:24,375 --> 00:11:26,267
‫عاقبت اجلش رسید

193
00:11:26,291 --> 00:11:27,541
‫من پیشش بودم

194
00:11:28,625 --> 00:11:31,892
‫دیدم پرنتیس آخرین عشای ربانیش رو انجام داد و

195
00:11:31,916 --> 00:11:34,726
‫همون‌جا دمِ محراب از دنیا رفت

196
00:11:34,750 --> 00:11:36,166
به آرامش رسید

197
00:11:36,958 --> 00:11:40,458
‫این هرزه هم یه‌راست رفت سراغ وکیلِ پرنتیس

198
00:11:41,041 --> 00:11:44,125
‫بهش گفت:
‫«پولم رو رد کن بیاد»

199
00:11:45,375 --> 00:11:46,833
‫می‌دونی وکیلـه چی جوابش رو داد؟

200
00:11:47,958 --> 00:11:52,458
‫گفت: «بله، تو وارث تمام و کمالِ
‫دارایی‌های پرنتیس هستی»

201
00:11:53,250 --> 00:11:54,875
‫ولی دریغ از

202
00:11:56,166 --> 00:11:59,166
‫یه پاپاسی تو حساب‌هاش

203
00:11:59,875 --> 00:12:02,101
‫با اون همه ثروت چیکار کرد؟

204
00:12:02,125 --> 00:12:04,041
‫طبق گفته‌ی بعضی‌ها بخشیدتشون به فقرا

205
00:12:04,666 --> 00:12:07,541
‫یه سِری‌هام میگن ریختتشون تو دریا. خدا عالِمـه

206
00:12:08,157 --> 00:12:09,157
‫همش پَر

207
00:12:10,375 --> 00:12:14,208
‫برای بارِ آخر این مرد مؤمن بزرگی کرد و

208
00:12:15,333 --> 00:12:19,625
‫نذاشت عامل فساد بیفته تو چنگالِ بدکاره‌ها

209
00:12:20,666 --> 00:12:22,500
‫تنها چیزی که براش گذاشت...

210
00:12:25,541 --> 00:12:26,541
‫این بود

211
00:12:27,166 --> 00:12:29,208
‫خودش نمی‌دونست این چیـه

212
00:12:30,291 --> 00:12:31,708
‫ولی من می‌دونستم

213
00:12:32,416 --> 00:12:34,250
‫پیِ سیبِ حوّا نگرد

214
00:12:34,916 --> 00:12:38,333
‫میراثِ تو خودِ مسیحـه

215
00:12:44,208 --> 00:12:46,833
‫همون شب زهرش رو ریخت

216
00:12:50,000 --> 00:12:52,059
‫عنان از کف داد و

217
00:12:52,083 --> 00:12:56,166
‫حرمت این مکان مقدس رو شکست

218
00:13:11,416 --> 00:13:13,833
‫کُفر، هتک حرمت

219
00:13:15,416 --> 00:13:18,416
‫شیطان رفته بود تو جلدش

220
00:13:54,083 --> 00:13:56,517
‫من بهش گفتم: «خواهر گریس،

221
00:13:56,541 --> 00:14:01,458
‫خداوند، پدرِ آسمانیِ تو،
‫با قلبی آکنده از عشق، از سر تقصیراتت می‌گذره»

222
00:14:18,041 --> 00:14:19,541
...همینطوری

223
00:14:20,083 --> 00:14:22,375
‫آویزون سنگ مقبره‌ی پرنتیس شده بود و
همونجا تموم کرد

224
00:14:25,541 --> 00:14:27,541
‫دکترها گفتن رگ مغزش پاره شده

225
00:14:28,750 --> 00:14:30,666
‫ولی من میگم خداوند از سرِ رحمت

226
00:14:31,541 --> 00:14:34,875
‫جونش رو گرفت

227
00:14:35,958 --> 00:14:37,500
‫پشمام

228
00:14:39,666 --> 00:14:40,666
‫ببخشید، شرمنده

229
00:14:43,000 --> 00:14:46,392
این داستان تلخ و ناگوار
‫توی تار و پود کلیسا ریشه دوونده بود

230
00:14:46,416 --> 00:14:48,726
‫سنگینیش حس می‌شد

231
00:14:48,750 --> 00:14:50,142
‫از من پرسید: «کی بهت گفت...»

232
00:14:50,166 --> 00:14:54,500
‫پس واسه چی ‫بقیه اینجا رو
خونه‌ی معنوی‌شون می‌دونن؟

233
00:14:55,083 --> 00:14:58,142
‫حضار همیشگی همه دلیل خاص خودشون رو داشتن

234
00:14:58,166 --> 00:15:00,184
‫یعنی مظنون‌های پرونده‌ی ما

235
00:15:00,208 --> 00:15:01,833
‫پس باید معرفی‌شون کنم

236
00:15:02,500 --> 00:15:06,208
‫وِرا دریون، وکیلِ محل.
‫هم معتمد بود و هم دلسوز.

237
00:15:08,625 --> 00:15:12,017
‫بابام هم وکیلِ ویکز بود و
‫هم پایه‌ی عرق‌خوریش

238
00:15:12,041 --> 00:15:14,226
‫رفیقِ شفیق هم بودن

239
00:15:14,250 --> 00:15:18,684
‫پس وکالت خوندی
‫بلکه پا بذاری جاپای بابات؟

240
00:15:18,708 --> 00:15:21,791
‫وکیل شدم چون می‌خواستم دنیا رو تغییر بدم

241
00:15:23,125 --> 00:15:25,958
‫اما این خونه یادگار بابامـه

242
00:15:26,708 --> 00:15:27,809
‫وصیت کرد که...

243
00:15:27,833 --> 00:15:30,267
‫- ممنونم
‫- بعدِ مرگش، ولش نکنم به امونِ خدا

244
00:15:30,291 --> 00:15:32,767
‫واسه همینـه که اینجام

245
00:15:32,791 --> 00:15:34,684
‫سلام، سلام. سلام، ورا

246
00:15:34,708 --> 00:15:37,101
‫- سلام. ممنون
‫- اینو پُرش می‌کنی؟

247
00:15:37,125 --> 00:15:39,684
‫پسرخونده‌اش، سای هم ‫بعدِ اینکه نتونست
‫با سیاست به نون‌ونوایی برسه،

248
00:15:39,708 --> 00:15:42,476
‫دست از پا درازتر برگشته بود خونه

249
00:15:42,500 --> 00:15:43,476
‫سلام

250
00:15:43,500 --> 00:15:44,517
‫سلام

251
00:15:44,541 --> 00:15:45,625
‫خیلی‌خب

252
00:15:46,666 --> 00:15:48,208
‫خوشحالی برگشته؟

253
00:15:51,416 --> 00:15:54,476
‫ورا که تازه از دانشکده‌ی حقوق فارغ‌التحصیل شده بود،

254
00:15:54,500 --> 00:15:58,309
‫یه روز دید که باباش دستِ یه پسرِ ده ساله رو گرفته و
با خودش آورده خونه

255
00:15:58,333 --> 00:16:00,726
‫به وِرا گفت که مسئولیتش با اونـه

256
00:16:00,750 --> 00:16:02,166
‫اما و اگر هم نداره

257
00:16:03,750 --> 00:16:07,416
‫مثل روز برای عالم و آدم روشن بود که
‫برادرِ نامشروعشـه

258
00:16:08,083 --> 00:16:09,500
‫ولی ورا قبول کرد

259
00:16:10,458 --> 00:16:11,809
‫بزرگش کرد

260
00:16:11,833 --> 00:16:14,476
‫من قیدِ خیلی چیزها رو زدم تا

261
00:16:14,500 --> 00:16:19,041
‫پایِ بابام و سای و ویکز وایسم

262
00:16:20,375 --> 00:16:21,767
‫برای همین به نظرم

263
00:16:21,791 --> 00:16:25,267
‫بابام که از بهشت بهم نگاه می‌کنه،

264
00:16:25,291 --> 00:16:28,767
‫حتماً خیلی...

265
00:16:28,791 --> 00:16:30,500
‫از من راضیـه

266
00:16:32,875 --> 00:16:34,291
‫گمونم همینـه که قشنگش می‌کنه

267
00:16:34,958 --> 00:16:36,101
‫خیلی نزدیک شده بودم

268
00:16:36,125 --> 00:16:38,726
‫شده بودم نورچشمیِ حزب.
‫چشم امید جمهوری‌خواه‌ها به من بود.

269
00:16:38,750 --> 00:16:41,351
‫کُلی آشناماشنا و سوراخ‌سنبه بلد بودم

270
00:16:41,375 --> 00:16:43,559
‫تا پایِ چشمه رفتم، ولی ‌تشنه‌لب برگشتم

271
00:16:43,583 --> 00:16:47,559
‫گمونم اون جذبه‌ی لازم برای رهبری رو نداشتم

272
00:16:47,583 --> 00:16:50,476
‫خیلی سختـه آدم بتونه از تهِ دل با بقیه بجوشه

273
00:16:50,500 --> 00:16:52,267
‫قبول دارم

274
00:16:52,291 --> 00:16:54,767
‫به هر دری زدم. باور کن،
‫تا تونستم روی بحث‌های نژادپرستی مانور دادم

275
00:16:54,791 --> 00:16:57,059
‫حتی موضوع جنسیت یا که ترنس‌ها،

276
00:16:57,083 --> 00:16:59,267
‫یا بحث مرز و کارتن‌خواب‌ها یا

277
00:16:59,291 --> 00:17:03,125
‫موضوع جنگ و انتخابات و سقط جنین و
‫تغییرات اقلیمی رو پیش کِشیدم

278
00:17:03,916 --> 00:17:07,976
‫دیگه از اجاق برقی القایی و اسرائیل و
‫کتاب‌های کتابخونه و واکسن و

279
00:17:08,000 --> 00:17:11,142
‫ضمایر و آزادیِ اسلحه و سوسیالیستم و
‫حقوق سیاه‌پوست‌ها و

280
00:17:11,166 --> 00:17:15,000
‫مرکز بهداشت و تنوع جنسیتی و
‫فناوری فایوجی و همه و همه نگم برات

281
00:17:15,708 --> 00:17:19,708
‫همش رو مطرح کردم.
‫دریغ از یه نفر، انگار نه انگار.

282
00:17:20,458 --> 00:17:22,726
‫نمی‌دونم چرا دیگه ملت
‫چیزی براشون مهم نیست

283
00:17:22,750 --> 00:17:25,684
‫شاید بهتره برگردیم به اصول پایه، ببین،

284
00:17:25,708 --> 00:17:29,226
‫اینکه چطور میشه واقعاً مردم رو به وجد آورد

285
00:17:29,250 --> 00:17:31,351
‫منظورت از اصول اولیه اینـه که
‫یه چیز منزجرکننده نشون‌شون بدم

286
00:17:31,375 --> 00:17:34,041
‫بعد از این بترسونم‌شون که
‫قراره عزیزترین چیزشون رو ازشون بگیره؟

287
00:17:35,833 --> 00:17:37,184
‫خب، نه

288
00:17:37,208 --> 00:17:38,601
‫وِرا

289
00:17:38,625 --> 00:17:41,392
‫نَت شارپ، دکتر شهر

290
00:17:41,416 --> 00:17:43,625
‫زندگیش توی خانمش، دارلا، خلاصه می‌شد

291
00:17:44,291 --> 00:17:46,017
‫جونش به جونش بسته بود

292
00:17:46,041 --> 00:17:47,934
‫دارلا هفته‌ی پیش ولم کرد رفت

293
00:17:47,958 --> 00:17:49,625
‫متأسفم

294
00:17:50,125 --> 00:17:53,000
‫دستِ بچه‌ها رو گرفت
‫با یه یارویی که توی

295
00:17:54,166 --> 00:17:56,791
‫سایتِ طرفدارای «فیش» باهاش آشنا شده بود،
‫پا شدن رفتن توسان

296
00:18:00,416 --> 00:18:01,684
‫همون بَندِ راک؟

297
00:18:01,708 --> 00:18:03,125
‫اصلاً نمی‌دونستم

298
00:18:03,958 --> 00:18:06,934
‫دکتر نَت پاک رد داده بود

299
00:18:06,958 --> 00:18:10,851
‫نه پول‌وپَله‌ای داشت و نه آدم حسابی بود.
‫کلاً به چشمش نمیومد.

300
00:18:10,875 --> 00:18:13,000
‫حاضر بود دار و ندارش رو بده تا اون برگرده

301
00:18:17,208 --> 00:18:19,892
‫تنها کسی که تو این شهر یه اسم و رسمی در کرده،

302
00:18:19,916 --> 00:18:22,041
‫لی راس، نویسنده‌ی رمان‌های علمی‌تخیلیـه

303
00:18:23,125 --> 00:18:25,041
‫یحتمل اسم بعضی از آثارش رو شنیدید

304
00:18:25,666 --> 00:18:28,142
‫سری کتاب‌های برزخ هلالی،
‫یخ‌شکنِ زمان،

305
00:18:28,166 --> 00:18:29,500
‫تلاقی بلورین

306
00:18:30,291 --> 00:18:32,851
‫ده سالِ پیش، پا شد از نیویورک اومد اینجا و

307
00:18:32,875 --> 00:18:35,934
‫با ویکز و کلیسا جور شد.
‫به قول خودش...

308
00:18:35,958 --> 00:18:37,517
‫از اون تفکر گوسفندی و

309
00:18:37,541 --> 00:18:41,958
‫گله‌ای لیبرال‌جماعت پناه آوردم به اینجا

310
00:18:42,875 --> 00:18:46,833
‫از اون موقع به بعد، فروش کتاب‌هاش و
‫محبوبیتش کمتر و کمتر شده

311
00:18:47,958 --> 00:18:51,434
‫ولی کل یک سال گذشته رو صرفِ
نوشتن یه کتاب قطور درباره‌ی ویکز کرده

312
00:18:51,458 --> 00:18:53,017
‫تعالیم ایشون با تأملات بنده

313
00:18:53,041 --> 00:18:56,517
‫جستارها و خاطراتِ مُریدی در محضرِ یک پیامبر

314
00:18:56,541 --> 00:18:58,767
‫مؤمن و خنیاگر

315
00:18:58,791 --> 00:19:02,476
‫خوندنش حکم عذاب الهی رو داشت،
‫ولی چشم امید خودش به همین کتاب بود

316
00:19:02,500 --> 00:19:05,934
‫این آخرین شانسم برای خلاص‌شدن از
‫نویسندگیِ آنلاین تو سابستکـه

317
00:19:05,958 --> 00:19:08,625
‫دیگه بُریدم. مخاطب‌های این روزهام...

318
00:19:09,125 --> 00:19:11,601
‫یه مُشت خل‌وضعن که منتظرن دنیا کن‌فیکون بشه

319
00:19:11,625 --> 00:19:14,250
‫دسته‌جمع یکی‌ان عینهو جان گودمن توی
‫فیلم لبوفسکی بزرگ

320
00:19:18,208 --> 00:19:21,291
‫این سایِ تخم‌سگ رو ببین ها

321
00:19:22,041 --> 00:19:25,309
‫مردکِ اینفلوئنسر عین زالو چسبیده بهش

322
00:19:25,333 --> 00:19:28,059
‫همه سایه‌اش رو با تیر می‌زنیم.
‫همیشه هم به ویکز گفتیم حواسش رو جمع کنه،

323
00:19:28,083 --> 00:19:32,166
‫یجوری دَکِش کنه وگرنه
‫پسره‌ی فرصت‌طلبِ دوزاری کار دستش میده

324
00:19:33,166 --> 00:19:36,851
‫باید ویکز رو از چنگِ
‫این نسلِ جدیدهای زالوصفت دربیاریم

325
00:19:36,875 --> 00:19:39,726
‫سیمون توی شهر و کلیسا کس و کاری نداشت

326
00:19:39,750 --> 00:19:43,291
‫نوازنده‌ی ویولنسلِ درجه‌یکی بود

327
00:19:46,500 --> 00:19:49,642
‫پنج سال پیش، به‌خاطر مریضیش
‫مجبور شد ساز رو بذاره کنار

328
00:19:49,666 --> 00:19:52,559
‫درد مزمن. یه مشکل عصبیِ مرموز که

329
00:19:52,583 --> 00:19:54,892
‫- دکترها نمی‌دونستن چی باعثش شده
‫- متأسفم

330
00:19:54,916 --> 00:19:57,142
‫خیال می‌کردم یه کاری از دستِ دکترها برمیاد

331
00:19:57,166 --> 00:19:58,791
‫سیمونِ خوش‌خیال

332
00:19:59,291 --> 00:20:00,708
‫خرم دیگه

333
00:20:02,250 --> 00:20:04,559
‫سرکیسه‌کردنِ ملت

334
00:20:04,583 --> 00:20:06,208
‫به وسیله‌ی اعتقادات‌شون

335
00:20:08,083 --> 00:20:09,500
‫تهِ رذالت و پستیـه

336
00:20:11,750 --> 00:20:13,226
‫قبول داری؟

337
00:20:13,250 --> 00:20:15,375
‫چرا. چرا، ناجوره

338
00:20:16,791 --> 00:20:18,916
‫ولی می‌فهمم که آدمی به امید زنده‌ست

339
00:20:20,958 --> 00:20:22,583
‫ولی این یکی بحثش فرق داره

340
00:20:24,416 --> 00:20:26,833
‫به خدا متوسل شدم که شفام بده

341
00:20:29,041 --> 00:20:30,250
فرق می‌کنه

342
00:20:33,625 --> 00:20:36,250
‫الان دلم روشنـه

343
00:20:38,125 --> 00:20:40,416
‫انگار که قراره معجزه بشه

344
00:20:43,500 --> 00:20:45,916
‫مانسینیور ویکز همچین حس و حالی بهم میده

345
00:20:56,791 --> 00:20:59,708
‫امروز روح‌القدس حسابی منقلبش کرده، نه؟

346
00:21:00,958 --> 00:21:02,166
‫مانسینیور!

347
00:21:03,083 --> 00:21:04,333
‫شیرمردِ من

348
00:21:04,916 --> 00:21:08,059
‫ویکز خیلی هوای مُریدهای اصلیش رو داشت

349
00:21:08,083 --> 00:21:11,583
‫نمی‌شد مُنکرِ جذبه و ابهتش شد

350
00:21:13,666 --> 00:21:14,875
‫منتها شگردش...

351
00:21:15,875 --> 00:21:17,976
‫هر هفته، یکی رو نشون می‌کرد

352
00:21:18,000 --> 00:21:21,017
‫معمولاً دست می‌ذاشت روی یه تازه‌وارد و
‫سرش خراب می‌شد

353
00:21:21,041 --> 00:21:24,125
‫دنیا می‌خواد همه خوش و خرم باشیم

354
00:21:25,958 --> 00:21:29,791
‫هر کاری عشقت می‌کِشه بکن.
‫انتخاب با توئـه. زندگیِ خودتـه.

355
00:21:30,291 --> 00:21:31,500
‫عذاب وجدان نگیر

356
00:21:32,208 --> 00:21:33,500
‫برو خیانت کن

357
00:21:34,000 --> 00:21:35,267
‫دروغ بگو

358
00:21:35,291 --> 00:21:37,684
‫بچه‌ی نامشروع پس بنداز

359
00:21:37,708 --> 00:21:40,500
‫دلِ خودخواهِ خودت رو راضی کن

360
00:21:41,125 --> 00:21:42,601
‫خودخواهیـه

361
00:21:42,625 --> 00:21:43,666
‫بله

362
00:21:44,208 --> 00:21:47,333
‫اون طفل معصوم رو
‫از نعمتِ خانواده محروم می‌کنی

363
00:21:48,250 --> 00:21:49,583
‫از سایه‌ی پدر

364
00:21:50,083 --> 00:21:52,351
‫این یعنی یورش به قلعه‌ی ما

365
00:21:52,375 --> 00:21:54,434
‫یورش به ساحتِ مقدس مردانگی

366
00:21:54,458 --> 00:21:56,976
‫مادر خودم هم خودخواهانه
‫این بلا رو سرم آورد

367
00:21:57,000 --> 00:21:59,184
‫من هم هر روزِ خدا،
‫به قلبِ سیاهش

368
00:21:59,208 --> 00:22:01,684
‫لعن و نفرین می‌فرستم

369
00:22:01,708 --> 00:22:05,934
‫نیازها و خواسته‌های خودش رو مقدم بر
‫خانواده‌ای دونست که خدا مقدر کرده بود

370
00:22:05,958 --> 00:22:07,166
‫من کافی هستم!

371
00:22:07,750 --> 00:22:10,476
‫خودم!

372
00:22:10,500 --> 00:22:14,416
‫اما تو نه، هرزه‌ی تن‌فروشِ خودخواه

373
00:22:15,208 --> 00:22:16,767
‫این کارِت با کتک‌زدنِ بچه فرقی نداره

374
00:22:16,791 --> 00:22:19,517
‫بله، حکماً دریغ کردنِ غذا از اون طفل معصومـه

375
00:22:19,541 --> 00:22:22,434
‫خانواده‌ای که پروردگار برات
‫مقدر دیده رو پس بزن

376
00:22:22,458 --> 00:22:26,291
‫تا شاهدِ ذره‌ذره تلف شدنِ اون بچه
‫زیرِ بار این بلا باشی

377
00:22:29,208 --> 00:22:31,333
‫این دیگه اسمش کلیسا نیست

378
00:22:32,291 --> 00:22:35,434
‫حتی اگه از متعصب‌ترین آدم‌های روی این نیمکت‌ها هم بپرسی،

379
00:22:35,458 --> 00:22:38,184
‫می‌بینی اصلاً هیچکدوم‌شون همچین اعتقاداتی ندارن

380
00:22:38,208 --> 00:22:41,017
‫ویکز طبق معمول شروع کرده به زیاده‌روی و

381
00:22:41,041 --> 00:22:44,958
‫هر دفعه هم دنبال اینـه که
‫یکی پا شه از کلیسا بره

382
00:22:46,458 --> 00:22:47,875
‫حالا چرا؟

383
00:22:48,458 --> 00:22:51,458
‫چون وقتی طرف پا میشه بره،
‫همه‌ی نگاه‌ها خیره میشه به اون

384
00:22:52,041 --> 00:22:54,851
‫حتی اگه در ظاهر اصلاً کار قابل‌قبولی نباشه،

385
00:22:54,875 --> 00:22:58,041
،ولی توی باطن تاریک افراد
حالت ارضای خاصی رو ایجاد می‌کنه

386
00:23:02,250 --> 00:23:05,666
‫اگه رو نیمکت بمونی و جُم نخوری،
‫یعنی طرفت رو انتخاب کردی

387
00:23:06,916 --> 00:23:08,684
‫طرفِ ویکز هستی

388
00:23:08,708 --> 00:23:11,767
‫آستانه‌ی تحمل‌شون رو می‌سنجه،
‫به کثافت و پلیدی وجودشون متوسل میشه،

389
00:23:11,791 --> 00:23:13,851
‫قلب‌شون رو تبدیل به سنگ و
‫در آخر هم نمک‌گیرشون می‌کنه

390
00:23:13,875 --> 00:23:17,333
‫...یه ضربه‌ی دو امتیازی و تیم کابز جلو...

391
00:23:20,000 --> 00:23:22,642
‫واسه همین هم من تصمیم گرفتم
‫نقطه‌ی مقابلش باشم

392
00:23:22,666 --> 00:23:26,101
‫خب، همگی به اولین حلقه‌ی دعای پدر جاد خوش اومدید

393
00:23:26,125 --> 00:23:28,583
‫از همتون ممنونم اومدید

394
00:23:29,250 --> 00:23:31,273
‫دور هم جمع شدیم تا

395
00:23:31,298 --> 00:23:38,083
‫دیوارهای بین خودمون با مسیح و همدیگه و
‫کلِ دنیا رو در هم بشکنیم

396
00:23:39,333 --> 00:23:40,958
‫من که ۱۷ سالم بود،

397
00:23:41,458 --> 00:23:43,059
‫بوکس کار می‌کردم و

398
00:23:43,083 --> 00:23:45,583
‫توی رینگ... یکی دیگه رو به قتل رسوندم

399
00:23:47,458 --> 00:23:49,375
‫دورتادورِ خودم دیوار کشیدم؛

400
00:23:50,041 --> 00:23:52,833
‫دیواری از خشم، اعتیاد و خشونت

401
00:23:54,333 --> 00:23:56,541
‫تازه وقتی دلم قُرص شد که

402
00:23:57,125 --> 00:24:01,017
‫دست از مبارزه برداشتم و با رویِ باز

403
00:24:01,041 --> 00:24:03,125
‫بزرگ‌ترین گناهم رو به زبون آوردم

404
00:24:03,791 --> 00:24:06,208
‫اون روز بود که دوباره به دستِ مسیح متولد شدم

405
00:24:06,958 --> 00:24:09,642
‫چیزه... متحول... متحولم نکرد

406
00:24:09,666 --> 00:24:12,375
‫بلکه هر روز بهم قوت قلب میده

407
00:24:13,958 --> 00:24:15,458
‫منظور از روزی خداوند همینـه دیگه، نه؟

408
00:24:16,958 --> 00:24:19,083
‫به نظرم کلیسا باید
‫همچین مسلکی رو در پیش بگیره

409
00:24:20,000 --> 00:24:22,416
‫دلم می‌خواد این کلیسا هم همین‌طوری باشه، هم برای من و

410
00:24:23,083 --> 00:24:24,500
‫هم برای تک‌تکِ شما

411
00:24:29,166 --> 00:24:30,458
‫خب...

412
00:24:33,625 --> 00:24:36,041
‫مانسینیور ویکز نمیاد؟

413
00:24:38,041 --> 00:24:39,666
‫نه، ولی...

414
00:24:40,458 --> 00:24:41,517
‫نه

415
00:24:41,541 --> 00:24:44,684
‫گفتم دورِ هم جمع بشیم و
‫یکم دردِ دل کنیم...

416
00:24:44,708 --> 00:24:46,392
‫می‌دونه الان اینجاییم دیگه؟

417
00:24:46,416 --> 00:24:48,642
‫حتماً، چرا که نه؟ خودم بهش میگم

418
00:24:48,666 --> 00:24:50,892
‫چیزه... دوست داشتم دور هم حرف بزنیم...

419
00:24:50,916 --> 00:24:53,184
‫بهش میگی؟ یعنی... قراره بهش بگی؟

420
00:24:53,208 --> 00:24:56,625
‫چرا از آینده حرف می‌زنی؟
...‫یعنی هنوز هیچی بهش

421
00:24:57,250 --> 00:24:58,458
‫نگفتی؟

422
00:24:59,416 --> 00:25:00,892
‫چرا بهش نگفتی خب؟

423
00:25:00,916 --> 00:25:02,875
‫- عجیبـه
‫- خیلی‌خب، دوستان

424
00:25:03,458 --> 00:25:06,601
‫جمع شدیم دعا بخونیم.
‫قایمکی که نیومدیم کاری بکنیم.

425
00:25:06,625 --> 00:25:08,851
‫- ولی جلسه‌ی دعاخونیِ مخفیـه
‫- نه

426
00:25:08,875 --> 00:25:10,642
‫چرا، دقیقاً همینـه

427
00:25:10,666 --> 00:25:11,892
‫همین الان به مانسینیور پیام دادم

428
00:25:11,916 --> 00:25:14,392
‫عالیـه، پس دیگه چیزی مخفیانه نیست

429
00:25:14,416 --> 00:25:17,625
‫حالا میشه برگردیم سراغ
‫بحث درباره‌ی شفقتِ مسیح و...

430
00:25:18,750 --> 00:25:21,226
‫نوشته: «خدا به دور، چه غلطا!»

431
00:25:21,250 --> 00:25:23,517
‫- وای
‫- من... من شرمنده‌ام، پدرجان

432
00:25:23,541 --> 00:25:27,601
‫من اومدم چون فکر کردم جلسه‌ی رسمی کلیساست

433
00:25:27,625 --> 00:25:29,892
‫البته «چه غلطا!» رو خودم گفتم

434
00:25:29,916 --> 00:25:31,517
‫خیلی‌خب، ممنون، مارتا

435
00:25:31,541 --> 00:25:32,934
‫جلسه‌ی رسمیـه دیگه، ورا

436
00:25:32,958 --> 00:25:34,851
‫تو خودِ کلیساست.
‫من هم هستم. رسمیـه دیگه.

437
00:25:34,875 --> 00:25:36,226
‫- آم...
‫- خدا به دور هم نگفت

438
00:25:36,250 --> 00:25:38,517
‫- میشه... میشه پیامش رو ببینم؟
‫- من دیگه باید برم

439
00:25:38,541 --> 00:25:39,601
‫- باشه
‫- خداحافظ

440
00:25:39,625 --> 00:25:41,559
‫- ممنونم. سایروس؟
‫- بله

441
00:25:41,583 --> 00:25:42,517
‫عجب

442
00:25:42,541 --> 00:25:44,875
‫شرمنده، پدر. دلم نمی‌خواد عصبانیش کنم

443
00:25:45,583 --> 00:25:47,142
‫خسته نباشی، داداش

444
00:25:47,166 --> 00:25:48,184
‫ممنون، دکترجون

445
00:25:48,208 --> 00:25:50,684
‫یحتمل فردا پُستش کنم.
‫میشه تگت کنم؟

446
00:25:50,708 --> 00:25:51,934
‫ممنون میشم نکنی

447
00:25:51,958 --> 00:25:53,101
‫حالا احتمالاً بکنم

448
00:25:53,125 --> 00:25:54,166
‫می‌دونم

449
00:25:56,625 --> 00:26:00,434
‫متأسفم که نیمچه‌کودتات
‫تو نطفه خفه شد، پدرجان

450
00:26:00,458 --> 00:26:02,101
کودتا؟ مارتا، شوخیت گرفته؟

451
00:26:02,125 --> 00:26:05,601
‫ما اگه بخوایم دعا بخونیم یا
‫بارِ گناهی رو از روی دوشمون برداریم،

452
00:26:05,625 --> 00:26:08,059
‫میریم پیشِ مانسینیور ویکز

453
00:26:08,083 --> 00:26:10,976
‫جدی؟ آخه از قیافه‌هاتون مشخصـه
‫از سایه‌اش هم وحشت دارید

454
00:26:11,000 --> 00:26:14,059
‫جرئت داری با پای خودت بری توی اون کلیسا و

455
00:26:14,083 --> 00:26:17,351
‫بدون ترس‌ولرز بدترین گناهت رو
‫پیشِ ویکز اعتراف کنی، مارتا؟

456
00:26:17,375 --> 00:26:20,809
‫چون... اگه اینجوری نباشه،
اینجا فقط در ظاهر کلیسا محسوب میشه

457
00:26:20,833 --> 00:26:23,309
‫چرا، می‌تونم

458
00:26:23,333 --> 00:26:24,416
‫خب،

459
00:26:25,625 --> 00:26:27,041
‫خوبـه!

460
00:26:59,583 --> 00:27:03,416
‫هفته‌ی مقدس، همون هفته‌ای که
‫با مراسمات خاصش به عید پاک ختم میشه

461
00:27:04,375 --> 00:27:07,267
‫توی عید شعانین بود که دیگه زدم به سیم آخر

462
00:27:07,291 --> 00:27:10,500
‫دیگه اینکه... این هفته دوبار زیرِ دوش

463
00:27:11,333 --> 00:27:14,791
‫همون کاری رو کردم که گفتم
‫دستم رو اون‌وَری می‌گیرم

464
00:27:16,041 --> 00:27:18,458
‫پنج بار دعای ربّانی و پنج بار هم سلام بر مریم

465
00:27:19,791 --> 00:27:22,250
‫خب، نُه ماهـه که اینجایی، جاد

466
00:27:23,791 --> 00:27:28,583
‫اینجا بهت خوش می‌گذره؟
‫تونستی اون دیوارها رو در هم بشکنی؟

467
00:27:32,250 --> 00:27:36,125
‫پدر، مرا ببخش چرا که مرتکب گناه شده‌ام.
‫آخرین بار هفته‌ی پیش اعتراف کردم.

468
00:27:40,208 --> 00:27:42,833
‫به حریم خصوصی یه کشیش دیگه تجاوز کردم

469
00:27:44,041 --> 00:27:47,458
‫می‌دونم مارتا پرونده‌های پزشکیش رو
‫توی دفتر بایگانی می‌کنه، برای همین...

470
00:27:48,416 --> 00:27:49,625
همه رو گشتم

471
00:27:50,666 --> 00:27:53,434
‫فهمیدم که پنج سالِ پیش
‫پروستاتت رو عمل کردی و کلاً برداشتیش،

472
00:27:53,458 --> 00:27:56,708
‫این یعنی دیگه قابلیت نعوظ نداری

473
00:27:59,166 --> 00:28:01,583
من تحمل این بازی‌هات رو دارم

474
00:28:02,125 --> 00:28:05,767
‫تو این نُه ماه دیدم چطوری مُریدهات رو
‫عین گوسفند این‌طرف و اون‌طرف می‌کِشونی

475
00:28:05,791 --> 00:28:07,184
‫اصلاً هم نمی‌پسندمش

476
00:28:07,208 --> 00:28:08,351
‫نمی‌پسندی؟

477
00:28:08,375 --> 00:28:10,267
‫نه، مانسینیور. نمی‌پسندم

478
00:28:10,291 --> 00:28:11,559
‫مثلاً نَت شارپ

479
00:28:11,583 --> 00:28:14,851
‫اون بنده‌ی خدا باید بخشش پیشه کنه و
‫بچسبه به زندگیش

480
00:28:14,875 --> 00:28:17,851
‫محبتِ مسیح باید براش حکم بالِ پرواز رو
داشته باشه، ولی در عوض

481
00:28:17,875 --> 00:28:19,642
‫هر روز بیشتر از دیروز

482
00:28:19,666 --> 00:28:22,934
‫نسبت به زنِ سابقش و کلاً زن‌جماعت

483
00:28:22,958 --> 00:28:23,958
‫کینه‌ای‌تر و زخم‌خورده‌تر میشه

484
00:28:24,916 --> 00:28:28,309
‫خیلی بده. بعد لی مثلاً نویسنده‌ست

485
00:28:28,333 --> 00:28:31,892
‫انگار این استعدادش شده بلای جون خودش

486
00:28:31,916 --> 00:28:34,851
‫وردِ زبونش شده:
‫«دنیا کمر بسته به نابودیِ من»

487
00:28:34,875 --> 00:28:38,184
‫انگار نه انگار که یه زمانی باهوش و بامزه بود و
‫همه قبولش داشتن

488
00:28:38,208 --> 00:28:43,851
‫الان عملاً رد داده و همیشه شاکیـه و بدبین

489
00:28:43,875 --> 00:28:46,916
‫اصلاً خبر داشتی دورتادورِ خونه‌اش خندق کَنده؟

490
00:28:47,500 --> 00:28:48,500
‫واقعاً؟

491
00:28:49,500 --> 00:28:52,333
‫می‌دونم بیشتر جنبه‌ی نمادین داره، ولی آره

492
00:28:53,125 --> 00:28:55,184
‫سیمونِ بیچاره رو بگو.
‫شرمنده، مانسینیور،

493
00:28:55,208 --> 00:28:57,476
‫ولی متأسفانه داری ازش سوءاستفاده می‌کنی

494
00:28:57,500 --> 00:28:59,333
‫اعداد و ارقام کمک‌های مالی رو دیدم

495
00:29:00,000 --> 00:29:02,184
‫می‌دونم چقدر پول میده و
‫طی چند ماه گذشته،

496
00:29:02,208 --> 00:29:03,976
‫عملاً تمام و کمال خرج اینجا رو اون داده

497
00:29:04,000 --> 00:29:07,767
‫ضمناً بله، من هم مُنکر معجزه‌ی مسیح نمیشم

498
00:29:07,791 --> 00:29:09,791
‫ولی چیزی که شما داری به خوردش میدی،
‫چیز دیگه‌ست

499
00:29:11,000 --> 00:29:13,267
‫عملاً معامله‌ست،
‫معامله‌ای که تو واسطه‌اش هستی

500
00:29:13,291 --> 00:29:15,625
وای به حالت اگه بفهمه از تو هم رَکَب خورده

501
00:29:16,208 --> 00:29:17,934
وای به حالم. دیگه؟

502
00:29:17,958 --> 00:29:20,267
‫بله، معلومـه که آره. سای دریون

503
00:29:20,291 --> 00:29:23,726
‫نگرانِ این کارهایی که تو یوتیوب می‌کنه نیستی؟

504
00:29:23,750 --> 00:29:26,226
‫هر هفته، یه تیکه‌هایی از
خطبه‌هات پشتِ منبر رو برمی‌داره و

505
00:29:26,250 --> 00:29:30,809
‫می‌چسبونه به اراجیفِ سیاسیِ خودش.
‫رسماً داره از اعتبارِ تو سوءاستفاده می‌کنه و حقیقتاً،

506
00:29:30,833 --> 00:29:33,416
‫به نظرم داره وجهه‌ی کلیسا رو خراب می‌کنه

507
00:29:34,666 --> 00:29:38,333
‫اصلاً یادت میاد آخرین بار کِی یه تازه‌وارد
‫اومد اینجا و موندگار شد؟

508
00:29:38,958 --> 00:29:40,333
‫خبرش پیچیده

509
00:29:40,916 --> 00:29:42,976
‫هر هفته برنامه فقط همینـه

510
00:29:43,000 --> 00:29:45,059
‫شُدید عین یه غدّه‌ی بدخیم دورِ هم و

511
00:29:45,083 --> 00:29:49,375
‫انگار عمداً داری اونا رو
‫توی جهل و ترس نگه می‌داری

512
00:29:50,333 --> 00:29:52,101
‫مسیح همچین شبانی بود برای اُمتش؟

513
00:29:52,125 --> 00:29:54,250
‫رسالتِ ما اینـه واقعاً؟

514
00:30:02,791 --> 00:30:06,517
‫الان عصبانی هستی. حق هم داری

515
00:30:06,541 --> 00:30:08,934
‫اگه نباشی نگران‌کننده‌ست.
‫اونوقت می‌فهمیدم آبی ازت گرم نمیشه و

516
00:30:08,958 --> 00:30:11,000
‫هی می‌زدم تو سرت

517
00:30:11,791 --> 00:30:14,226
من حکم دنیا رو دارم، تو هم کلیسا

518
00:30:14,250 --> 00:30:17,125
‫همونجا بمون. تکون نخور. بمون

519
00:30:18,500 --> 00:30:21,958
‫آها، باریکلا. خودشـه

520
00:30:22,541 --> 00:30:26,625
‫خشم. خشم به ما جرئتِ جنگیدن میده.
‫اینطوری سنگرهای ازدست‌رفته‌مون رو پس می‌گیریم.

521
00:30:27,208 --> 00:30:29,375
‫ما خیلی جاها هم سنگر خالی کردیم

522
00:30:29,958 --> 00:30:31,142
‫حالا هم ترس برِت داشته

523
00:30:31,166 --> 00:30:34,041
‫نگاه کن، اون خوی وحشی‌گریت داره برمی‌گرده. آفرین!

524
00:30:34,875 --> 00:30:37,392
‫می‌ترسی باز بزنم تو سر و کله‌ات

525
00:30:37,416 --> 00:30:40,750
‫از خودت دفاع می‌کنی

526
00:30:43,125 --> 00:30:46,541
‫چون دنیا کمر بسته به نابودیِ ما

527
00:30:47,500 --> 00:30:51,392
‫این محبت و شفقتی که تو ازش دَم می‌زنی،
‫به جون خریدنِ حقارتـه

528
00:30:51,416 --> 00:30:54,476
‫این یعنی همراه شدن با موجِ دنیای مدرن؛

529
00:30:54,500 --> 00:30:56,767
‫بلکه مبادا یه‌وقت
‫به این دنیای غرقِ لجن توهین بشه

530
00:30:56,791 --> 00:31:00,041
‫غافل از اینکه دارن تیشه می‌زنن به ریشه‌مون

531
00:31:00,708 --> 00:31:05,125
‫پتیاره‌های مارکسیستِ فمینیست.
‫یواش‌یواش نابودمون می‌کنن.

532
00:31:07,208 --> 00:31:10,416
‫ولی من شونه خالی نمی‌کنم.
‫یه‌تنه سنگر رو حفظ می‌کنم.

533
00:31:12,458 --> 00:31:13,541
‫تو چی؟

534
00:31:14,750 --> 00:31:17,166
‫آلبانی‌زاده‌ی لوسِ نُنُر؟

535
00:31:19,666 --> 00:31:21,291
‫رگِ غیرتت باد نمی‌کنه؟

536
00:31:22,375 --> 00:31:23,750
‫سینه سپر نمی‌کنی؟

537
00:31:32,083 --> 00:31:34,083
‫تو داری این کلیسا رو مسموم می‌کنی

538
00:31:35,250 --> 00:31:37,666
‫من هم هر کاری از دستم بر بیاد
‫برای نجاتش انجام میدم

539
00:31:39,458 --> 00:31:41,291
‫مثل یه غده‌ی سرطانی از ریشه می‌کشمت بیرون

540
00:31:44,500 --> 00:31:46,916
‫پنج بار دعای ربّانی، پنج بار سلام بر مریم

541
00:32:07,781 --> 00:32:10,234
مسیح مقدس، تو از من قطع امید نکردی

542
00:32:10,259 --> 00:32:12,509
من هم از این کلیسا قطع امید نمی‌کنم

543
00:32:14,916 --> 00:32:17,353
ولی اون یه قدم از من جلوتر بود

544
00:32:17,720 --> 00:32:20,137
جلسه‌ی دعاخوانیِ پدر جاد؟

545
00:32:20,747 --> 00:32:22,351
من این کلیسا رو سرپا نگه داشتم

546
00:32:22,375 --> 00:32:24,142
با حقیقت الهی مستحکمش کردم

547
00:32:24,166 --> 00:32:28,867
حالا می‌بینم که از سمتِ
پناهگاه خودم بهم خیانت شده؛

548
00:32:28,892 --> 00:32:33,491
اختیار، ایمان و خود زندگیم زیر سؤال رفته

549
00:32:35,285 --> 00:32:36,368
!برو بیرون

550
00:32:40,391 --> 00:32:42,076
آخرین حرکتِ ویکز

551
00:32:42,101 --> 00:32:43,934
جنگِ رو در رو علیه من

552
00:32:46,500 --> 00:32:48,166
حسابی مست کردم

553
00:32:48,750 --> 00:32:51,642
دنیا یه گرگـه. شیطانِ پست

554
00:32:51,666 --> 00:32:53,291
گرگِ شیطان‌صفت

555
00:32:53,791 --> 00:32:55,208
تو یه گرگ شیطان‌صفتی

556
00:32:56,000 --> 00:32:57,208
گندش بزنن

557
00:32:57,708 --> 00:33:01,309
...نیکولای، شرمنده. این چیزه رو -
نه، نه، نه. غصه‌شو نخور -

558
00:33:01,333 --> 00:33:03,809
دست‌خالی شکستم -
این لامپ‌ها آشغالن. ارزش ندارن -

559
00:33:03,833 --> 00:33:06,101
یالا. میگم، می‌تونی پشت فرمون بشینی؟ -
آره -

560
00:33:06,126 --> 00:33:07,126
مطمئنی؟

561
00:33:07,150 --> 00:33:09,791
« مِیخونه‌ی ایل دیاولو »

562
00:33:22,708 --> 00:33:23,833
!آهای

563
00:33:26,625 --> 00:33:27,892
کی هستی؟

564
00:33:27,916 --> 00:33:28,916
لعنتی

565
00:33:30,333 --> 00:33:32,458
این شد که رسیدیم به جمعه‌ی نیک

566
00:33:34,625 --> 00:33:36,059
برو که رفتیم

567
00:33:36,083 --> 00:33:38,639
مراسم ساعت ۳ بعد از ظهر بود

568
00:33:39,203 --> 00:33:40,764
همون همیشگی‌ها اومده بودن

569
00:33:41,309 --> 00:33:43,660
جو سنگین و عجیب و غریبی حاکم بود

570
00:33:43,801 --> 00:33:46,644
،یادم نیست خطبه چی بود
ولی به نظر با همیشه فرق داشت

571
00:33:47,507 --> 00:33:49,882
خشمش مثل قبلاً سنجیده نبود

572
00:33:50,855 --> 00:33:52,371
کنترلش رو از دست داده بود

573
00:33:57,708 --> 00:34:00,043
طبق معمول، ویکز بعد از خطبه

574
00:34:00,068 --> 00:34:05,316
از نظر روحی و جسمی بی‌رمق شده بود و
نیاز به زمان داشت تا تجدید قوا کنه

575
00:34:06,708 --> 00:34:09,987
تو اتاقکِ کنار عبادتگاه قایم می‌شد تا

576
00:34:10,012 --> 00:34:12,132
از دید بقیه دور بمونه

577
00:34:13,184 --> 00:34:16,351
،اون خودش رو جمع و جور می‌کرد
من هم مراسم رو تا زمانی که

578
00:34:16,375 --> 00:34:19,855
حس کنه آماده‌ست تا برگرده و
کنترل رو به دست بگیره ادامه می‌دادم

579
00:34:19,879 --> 00:34:22,734
♪ بنگرید چوب صلیب را ♪

580
00:34:22,759 --> 00:34:25,976
♪ که منجی عالم به او بسته شده ♪

581
00:34:34,528 --> 00:34:35,778
مانسینیور؟

582
00:34:50,587 --> 00:34:51,671
چی شده؟

583
00:34:53,199 --> 00:34:54,410
جفرسون؟

584
00:35:16,629 --> 00:35:17,629
جاد

585
00:35:20,719 --> 00:35:22,214
یه چیزی تو کمرشـه

586
00:35:22,308 --> 00:35:24,034
وایسا. دست نزن

587
00:35:24,500 --> 00:35:26,245
به هیچی...دست نزن

588
00:35:44,458 --> 00:35:46,642
!ابلیس! ابلیس اون رو کُشته

589
00:35:46,666 --> 00:35:48,226
...ابلیس...شیطان -
مارتا -

590
00:35:48,250 --> 00:35:49,892
!اون رو کُشته -
نه -

591
00:35:49,916 --> 00:35:53,378
مارتا! خواهش می‌کنم

592
00:36:29,664 --> 00:36:32,247
آمبولانس پنج دقیقه‌ای اومد

593
00:36:34,458 --> 00:36:36,583
همونجا مرگش رو اعلام کردن

594
00:36:37,405 --> 00:36:41,090
،وقتی اومدم بیرون پیش بقیه
پلیس تازه رسیده بود

595
00:36:41,115 --> 00:36:43,892
شیطان نمی‌تونه اون مرد رو بگیره

596
00:36:43,916 --> 00:36:47,089
به خواست خدای بزرگ دوباره برمی‌خیزه

597
00:36:47,740 --> 00:36:50,642
همچین اتفاقی توی یه شهر کوچیک غیرطبیعی بود

598
00:36:50,666 --> 00:36:54,842
،جرالدینِ بیچاره هم، رئیس‌پلیس شهر
دستش لای پوست گردو بود

599
00:36:54,867 --> 00:36:56,544
خدای بزرگ

600
00:36:57,586 --> 00:37:01,060
تمام شنبه رو ازم بازجویی کرد

601
00:37:01,249 --> 00:37:04,016
...تا اینکه -
تو تنها کسی بودی که -

602
00:37:04,041 --> 00:37:06,495
زمان مرگش، با مانسینیور توی محراب بودی

603
00:37:07,041 --> 00:37:09,226
اون کله‌ی گرگ که به آلت‌قتاله وصل بود هم

604
00:37:09,250 --> 00:37:10,666
قبلاً دست تو بوده

605
00:37:12,283 --> 00:37:15,017
تنها کسی که توی اون کلیسا
ازش متنفر بود هم تو بودی

606
00:37:15,041 --> 00:37:16,934
من...از هیچکس متنفر نیستم

607
00:37:17,122 --> 00:37:22,572
ولی عملاً امکان نداره
...کار هیچکس بوده باشه، پس

608
00:37:23,750 --> 00:37:26,833
نمی‌دونم قضیه از چه قراره

609
00:37:31,250 --> 00:37:34,309
خیلی‌خب. پدر، برو یکم استراحت کن

610
00:37:34,333 --> 00:37:37,808
ولی قبل از اینکه از اینجا بری بذار
بهت هشدار بدم، ملت پشت سرت حرف می‌زنن

611
00:37:37,833 --> 00:37:40,392
سای دریون امروز صبح
این ویدئو رو گذاشت تو کانال یوتیوبش

612
00:37:40,416 --> 00:37:42,601
این کلیسا رو مسموم می‌کنی...

613
00:37:42,625 --> 00:37:45,080
من هم هر کاری از دستم بر بیاد
برای نجاتش انجام میدم

614
00:37:45,291 --> 00:37:49,125
‫مثل یه غده‌ی سرطانی از ریشه می‌کشمت بیرون

615
00:37:50,958 --> 00:37:53,541
بقیه هم منتشرش کردن

616
00:37:54,833 --> 00:37:56,095
کم هم نبوده

617
00:37:58,208 --> 00:38:01,708
« رئیس پلیس بخش، جرالدین اسکات »

618
00:38:31,208 --> 00:38:35,895
...دو دقیقه گوشیم رو روشن کردم و
اشتباه بزرگی بود

619
00:38:36,090 --> 00:38:40,148
سیل پیام‌هایی رو دیدم که
برای کشیش قاتل فرستاده بودن

620
00:38:41,875 --> 00:38:45,872
ولی من به بازداشت و خلع کسوت فکر نمی‌کردم

621
00:38:46,083 --> 00:38:50,059
به این فکر می‌کردم که ویکز برنده شده

622
00:38:51,125 --> 00:38:54,584
چون اون قسمت از روحم که
...نمی‌تونست به مسیح دروغ بگه

623
00:38:54,609 --> 00:38:57,578
...یا به خودم، یا به شما

624
00:39:00,333 --> 00:39:03,416
خوشحال بود که اون پیرمرد خرفت مُرده

625
00:39:11,791 --> 00:39:12,875
عیسی مسیح

626
00:39:13,708 --> 00:39:16,291
کمکم کن

627
00:39:17,380 --> 00:39:20,406
لطفاً راهنمایی‌ام کن تا
این وضعیت رو پشت سر بذارم

628
00:39:24,166 --> 00:39:25,666
سلام؟

629
00:39:29,416 --> 00:39:31,552
...ببخشید. آم

630
00:39:32,500 --> 00:39:33,916
کلیسا بازه؟

631
00:39:35,150 --> 00:39:36,234
همیشه بازه

632
00:39:36,957 --> 00:39:38,165
حالتون خوبـه؟

633
00:39:39,000 --> 00:39:41,500
آره. ببخشید

634
00:39:42,875 --> 00:39:47,851
خبری از مراسم عید پاک نیست. شرمنده -
...من -

635
00:39:47,875 --> 00:39:51,601
خوش اومدید. بفرمایید. بفرمایید -
ممنون. ممنون -

636
00:39:51,625 --> 00:39:56,041
نمی‌خوام مزاحم انجام وظایف
کشیشی‌تون بشم، خب؟

637
00:39:58,416 --> 00:40:01,386
خب...چه کلیسای قشنگیـه

638
00:40:01,411 --> 00:40:02,476
دقیقاً

639
00:40:02,501 --> 00:40:06,710
وقتی اینجا باشی سختـه که
حضورش رو حس نکنی

640
00:40:07,000 --> 00:40:08,083
حضور کی رو؟

641
00:40:09,041 --> 00:40:12,142
آها، خدا...آره

642
00:40:12,166 --> 00:40:13,809
آره -
کاتولیک نیستید -

643
00:40:13,833 --> 00:40:16,000
نه، اصلاً نیستم، نوچ

644
00:40:16,875 --> 00:40:18,291
با افتخار مرتد هستم

645
00:40:19,250 --> 00:40:21,517
جلوی محرابِ عقل زانو می‌زنم

646
00:40:21,541 --> 00:40:24,500
صحیح. پدر و مادرتون به خدا ایمان نداشتن؟

647
00:40:25,250 --> 00:40:28,017
...مادرم خیلی

648
00:40:28,041 --> 00:40:31,208
مذهبیـه...یعنی بود

649
00:40:32,583 --> 00:40:34,416
رابطه‌تون صمیمی بود؟ -
نه -

650
00:40:35,250 --> 00:40:39,184
...بچه که بودم، ما، آم...چیزه

651
00:40:39,208 --> 00:40:41,267
پیچیده‌ست. خانواده همینـه دیگه -
پیچیده‌ست -

652
00:40:41,291 --> 00:40:42,708
آره. درستـه

653
00:40:47,986 --> 00:40:50,005
اینکه الان اینجایی چه حسی بهت میده؟

654
00:40:52,791 --> 00:40:54,625
چه حسی بهم میده؟

655
00:40:59,208 --> 00:41:00,467
راستشو بگم؟

656
00:41:00,492 --> 00:41:01,575
صد البته

657
00:41:03,541 --> 00:41:05,982
خب، معماریش برام جالبـه

658
00:41:06,375 --> 00:41:09,642
می‌فهمم که می‌خواستن فضاش

659
00:41:09,666 --> 00:41:13,375
یه حس و حال باشکوه و رازآلودگونه داشته باشه

660
00:41:15,750 --> 00:41:20,958
اما انگار یکی داره داستانی برام
تعریف می‌کنه که تو کَتم نمیره

661
00:41:21,833 --> 00:41:25,643
زیربناش یه وعده‌ی توخالیـه و شاکله‌اش

662
00:41:25,668 --> 00:41:30,309
بدجنسی، زن‌ستیزی و همجنس‌گراهراسیـه

663
00:41:30,333 --> 00:41:34,745
مثل یه قصه‌ی بچه‌گانه که
خشونت و ظلم بی‌حد و حصرش رو توجیه می‌کنه و

664
00:41:34,770 --> 00:41:37,659
در عین حال کارهای شرم‌آورش رو

665
00:41:37,684 --> 00:41:39,854
پنهون نگه می‌داره

666
00:41:39,879 --> 00:41:42,033
پس مثل قاطر کله‌شقی که
،می‌خواد واکنش نشون بده

667
00:41:42,058 --> 00:41:46,174
می‌خوام مو رو از ماست بکِشم بیرون و
حباب این باورهای واهی‌اش رو بترکونم و

668
00:41:46,199 --> 00:41:50,730
پرده از حقیقتی بردارم که قابل‌هضم باشه

669
00:41:57,829 --> 00:42:03,462
ولی جزئیاتِ کار شده روی
...تیرچه‌ها با ظرافت خاصی انجام شده. چیزه

670
00:42:04,500 --> 00:42:07,392
ببین...اگه می‌خوای منو بندازی بیرون، راحت باش

671
00:42:07,416 --> 00:42:08,500
نه، نه

672
00:42:09,958 --> 00:42:11,984
حرفت رو رک و راست می‌زنی، خیلی خوبـه

673
00:42:12,009 --> 00:42:15,226
گفتنِ حقیقت بعضی وقتا خیلی حال میده

674
00:42:15,250 --> 00:42:19,276
گمون نکنم همیشه بتونی با
اعضای کلیسات صادق باشی

675
00:42:19,301 --> 00:42:22,754
،همیشه می‌تونی صادق باشی
فقط کافیـه اون بخشش که دروغـه رو نگی

676
00:42:23,093 --> 00:42:24,968
آره

677
00:42:26,125 --> 00:42:28,769
درست میگی. داستان پشتشـه

678
00:42:29,510 --> 00:42:33,433
.این کلیسا هم برای قرون وسطی نیست
.ناسلامتی وسط نیویورک‌ایم

679
00:42:33,708 --> 00:42:35,892
سبک نئوگوتیک قرن نوزدهمـه

680
00:42:35,916 --> 00:42:38,517
...بیشتر شبیه دیزنی‌لنده تا نوتردام و

681
00:42:38,541 --> 00:42:41,400
...مراسم‌ها، آیین‌ها و

682
00:42:42,031 --> 00:42:43,656
لباس‌ها، همش

683
00:42:44,527 --> 00:42:45,944
داستان پشتشـه

684
00:42:47,333 --> 00:42:48,416
حق با توئـه

685
00:42:51,291 --> 00:42:52,916
گمونم سؤال اصلی اینـه که

686
00:42:54,625 --> 00:42:57,379
این داستان‌ها سعی دارن
دروغ به خوردمون بدن؟

687
00:42:58,625 --> 00:43:03,012
یا با حقیقتی عمیق‌تر توی
دل خودمون هم‌راستا هستن؟

688
00:43:05,458 --> 00:43:08,557
...که راه دیگه‌ای برای بیان‌شون نداریم

689
00:43:10,447 --> 00:43:11,864
جز داستان‌سرایی

690
00:43:15,125 --> 00:43:17,333
گل گفتی. پدر

691
00:43:25,833 --> 00:43:27,426
جوون -
ببخشید -

692
00:43:28,416 --> 00:43:29,625
...فقط

693
00:43:30,875 --> 00:43:33,291
،دوباره حس کردم کشیش هستم

694
00:43:33,916 --> 00:43:36,041
،ولی باید باهاش خداحافظی کنم

695
00:43:37,000 --> 00:43:39,601
...هدفم رو از دست میدم و می‌ترسم

696
00:43:39,625 --> 00:43:42,184
نمی‌دونم چطوری باید ادامه بدم

697
00:43:42,208 --> 00:43:43,291
!بلانک

698
00:43:44,041 --> 00:43:46,789
...هی! پیداش کردی! اون

699
00:43:55,208 --> 00:43:56,267
تو کی هستی؟

700
00:43:56,291 --> 00:43:57,976
احتمالاً بهتر بود اول خودم رو معرفی می‌کردم

701
00:43:58,000 --> 00:44:00,142
بنده بنوا بلانک هستم. کارآگاه

702
00:44:00,166 --> 00:44:03,789
قتل جفرسون ویکز توجهم رو جلب کرده

703
00:44:04,958 --> 00:44:06,851
کارآگاهی، پس با پلیس کار می‌کنی؟

704
00:44:06,875 --> 00:44:09,142
نه، نه. من کارآگاه خصوصی‌ام

705
00:44:09,166 --> 00:44:12,250
همه خیال می‌کنن من کُشتمش. کار من نبوده

706
00:44:12,833 --> 00:44:14,934
،ولی ته دلم شاید نیتش رو داشتم

707
00:44:14,958 --> 00:44:17,517
مرگش هم مثل معجزه بود

708
00:44:17,541 --> 00:44:18,541
...درضمن

709
00:44:19,041 --> 00:44:21,997
نمی‌دونم. مغزم درست کار نمی‌کنه. نمی‌دونم

710
00:44:22,708 --> 00:44:24,708
اجازه میدی بهت کمک کنم؟

711
00:44:27,041 --> 00:44:28,184
چی؟

712
00:44:28,208 --> 00:44:31,017
لب‌هات از کم‌آبی خشک شده

713
00:44:31,041 --> 00:44:32,458
کل شب رو نخوابیدی

714
00:44:33,041 --> 00:44:34,476
از پارچه‌ی شلوارت معلومـه که

715
00:44:34,500 --> 00:44:37,333
بیرون داشتی دعا می‌کردی

716
00:44:38,083 --> 00:44:42,020
کسی که جلوی منـه
،یه آدم گناهکار در عذاب نیست

717
00:44:42,250 --> 00:44:45,458
بلکه یه آدم بی‌گناهـه که عذاب‌وجدان
وجودشو فرا گرفته

718
00:44:47,083 --> 00:44:48,372
بذار کمکت کنم

719
00:44:48,637 --> 00:44:49,767
چطوری؟

720
00:44:49,791 --> 00:44:51,708
جامه‌ی معجزه به این قتل پوشوندن

721
00:44:52,208 --> 00:44:55,625
ولی صرفاً یه قتلـه، کار من هم پیدا کردن قاتلـه

722
00:44:57,500 --> 00:45:00,421
...صبر کن...تو همونی هستی که

723
00:45:00,500 --> 00:45:02,609
توی کنتاکی دربی، قاتل رو

724
00:45:02,634 --> 00:45:05,309
با دوربینِ پایان‌نما گیر انداختی؟ -
آره -

725
00:45:05,333 --> 00:45:06,416
...پس تو

726
00:45:07,250 --> 00:45:08,517
توی برنامه‌ی «ویو» بودی

727
00:45:08,541 --> 00:45:10,226
آره -
اینجا چیکار می‌کنی؟ -

728
00:45:10,250 --> 00:45:12,632
می‌خوام سریع جریان جمعه‌ی نیک و

729
00:45:12,657 --> 00:45:17,671
اتفاقاتِ اینجا توی کلیسای
بانوی همیشه بردبار» رو برام تعریف کنی»

730
00:45:17,708 --> 00:45:20,642
جرالدین لطف کرده و بهم اجازه داده

731
00:45:20,666 --> 00:45:24,750
،اگه امروز وقت داری
بیا تو تحقیقاتم بهم کمک کن

732
00:45:25,156 --> 00:45:28,601
بیا بریم جسد رو ببینیم، صحنه‌ی جرم رو
بررسی کنیم، ببینیم آلت قتاله از کجا اومده

733
00:45:28,625 --> 00:45:32,312
کمک خیلی بزرگی بهم می‌کنی

734
00:45:33,962 --> 00:45:35,171
جسد؟

735
00:45:41,251 --> 00:45:44,578
.خب، نظرم عوض شد
.اشتباه کردم اومدم

736
00:45:44,708 --> 00:45:47,392
،بلانک، روش‌هات رو زیر سؤال نمی‌برم
ولی باهاش موافقم

737
00:45:47,416 --> 00:45:51,559
نه، نه. می‌خوام یه تصویر دقیق و علمی
از اتفاقی که افتاده تو ذهنت شکل بگیره

738
00:45:51,583 --> 00:45:55,726
تا به ویکز به چشم همون چیزی که
هست نگاه کنی، یه جسد. یه جسم توخالی

739
00:45:55,750 --> 00:45:59,267
نه اون هیولای افسانه‌ای که توی ذهنت
ازش ساختی، صرفاً گوشت و خونِ عادی

740
00:45:59,291 --> 00:46:01,767
کُشته شده توسط یه زخم
به وسیله‌ی چاقو که می‌تونیم بررسیش کنیم

741
00:46:01,791 --> 00:46:04,541
صرفاً...گوشت و خون

742
00:46:05,208 --> 00:46:06,559
گوشت و خون، آره

743
00:46:06,583 --> 00:46:09,250
آره، ببین چقدر می‌لرزه

744
00:46:09,833 --> 00:46:12,041
آره. نگاش کن -
لطفاً تمومش کن -

745
00:46:13,125 --> 00:46:15,851
تمی، میشه بچرخونیش؟

746
00:46:15,875 --> 00:46:17,416
عینهو پنکیک. آره

747
00:46:21,958 --> 00:46:23,583
یک، دو، سه

748
00:46:24,708 --> 00:46:27,416
« سردخانه »

749
00:46:29,500 --> 00:46:32,684
هی! هی -
نه، نه، نه. اینجا جای من نیست -

750
00:46:32,708 --> 00:46:35,142
.من نباید اینجا باشم
.نمی‌دونم اصلاً چرا من رو آوردی

751
00:46:35,166 --> 00:46:36,208
...من نمـ -
!آهای -

752
00:46:37,416 --> 00:46:38,892
،اگه دنبال رستگاری هستی

753
00:46:38,916 --> 00:46:42,434
،اگه می‌خوای دوباره کشیش بشی
پس باید پا به پام بیای

754
00:46:42,458 --> 00:46:46,184
.قاتل واقعی اون بیرونـه
...باید پیداش کنیم، به صلیب بکِشیمش، من

755
00:46:46,208 --> 00:46:47,316
ببخشید

756
00:46:47,341 --> 00:46:50,101
منظورم اینـه بگیریمش و
زندگیتو پس بگیریم

757
00:46:50,125 --> 00:46:51,333
پدر

758
00:46:52,083 --> 00:46:54,476
بگو که شرایط رو درک می‌کنی

759
00:46:54,500 --> 00:46:57,857
رفاقتی دور هم جمع نشدیم تا
پرونده رو حل کنیم

760
00:46:57,882 --> 00:46:59,567
همچنان مظنونی

761
00:46:59,592 --> 00:47:04,037
حرفم اینـه لازم نیست
بدون وکیل اینجا باشی، فهمیدی؟

762
00:47:05,583 --> 00:47:08,333
من نکُشتمش

763
00:47:09,347 --> 00:47:11,097
،اگه بتونم تو پیدا کردن قاتلش کمک کنم

764
00:47:11,122 --> 00:47:14,789
پس هستم، آره. بریم پیداش کنیم، آره

765
00:47:14,814 --> 00:47:16,023
خیلی‌خب

766
00:47:16,625 --> 00:47:17,892
جسد

767
00:47:17,916 --> 00:47:19,559
بعدش آلت قتاله

768
00:47:19,583 --> 00:47:21,222
بعدش هم صحنه‌ی جرم

769
00:47:21,958 --> 00:47:23,487
نزدیک من بمون

770
00:47:30,125 --> 00:47:32,809
دروغ چرا؟
اصلاً از شیطان خوشم نمیاد

771
00:47:32,833 --> 00:47:36,976
،ایل دیاولو باکلاسـه
ایتالیاییـه، قشنگـه، می‌دونید؟

772
00:47:37,000 --> 00:47:39,184
،بعد زنم رفت تابلوی شیطان خرید

773
00:47:39,208 --> 00:47:41,184
،پشت‌بندش لامپ‌های شیطانی خرید

774
00:47:41,208 --> 00:47:45,374
کم‌کم ملت با خودشون گفتن: «هر چی با طرحِ
«شیطان پیدا کردید برای مِیخونه‌اش بخرید. دوست داره

775
00:47:45,399 --> 00:47:48,559
اینجوری شد که اینجا پُر شد از
چیزای شیطانی مختلف

776
00:47:48,583 --> 00:47:51,017
ولی این...خودشـه، نه؟ -
آره -

777
00:47:51,041 --> 00:47:52,226
آره

778
00:47:53,477 --> 00:47:55,184
...ولی

779
00:47:55,208 --> 00:47:58,767
ولی قرمز نبود ها. الان قرمزه. رنگ شده

780
00:47:58,791 --> 00:48:01,166
آره، آره. تازگی رنگ شده -
امیدوارم -

781
00:48:01,750 --> 00:48:05,434
با یجور گچ پُرش کردن و
چاقو رو اینجوری وصل کردن

782
00:48:05,458 --> 00:48:07,892
من هم هر کاری از دستم بر بیاد
برای نجاتش انجام میدم

783
00:48:07,916 --> 00:48:11,184
‫مثل یه غده‌ی سرطانی از ریشه می‌کشمت بیرون

784
00:48:11,208 --> 00:48:14,517
.آهای. بیخیال. بس کن
.کار قشنگی نیست. تمومش کن

785
00:48:14,541 --> 00:48:17,342
،اون سر قرمز شیطان
چیکارش کردی؟

786
00:48:17,367 --> 00:48:21,961
،پرتش کردم سمت کلیسا
خورد به شیشه و شکست. نمی‌دونم چرا

787
00:48:23,083 --> 00:48:25,351
،بعد از مراسم روز دوشنبه

788
00:48:25,375 --> 00:48:27,922
مارتا گفته دیده یکی از شیشه‌ها شکسته

789
00:48:27,947 --> 00:48:29,007
از دست بچه‌ها

790
00:48:29,257 --> 00:48:30,673
ولی فقط همین

791
00:48:48,666 --> 00:48:49,958
شما هم می‌بینید؟

792
00:48:56,083 --> 00:48:57,083
آره

793
00:48:58,625 --> 00:48:59,708
آره

794
00:49:03,375 --> 00:49:05,375
...اون

795
00:49:07,708 --> 00:49:08,916
دکتر نت

796
00:49:10,291 --> 00:49:11,500
...لعـ

797
00:49:13,791 --> 00:49:15,875
سلام

798
00:49:17,791 --> 00:49:19,208
اومدم ناهار بخورم

799
00:49:25,750 --> 00:49:29,434
نت، اگه خواستی بعداً می‌تونم بیام صحبت کنیم

800
00:49:29,458 --> 00:49:31,642
گمون نکنم...آره...آره

801
00:49:31,666 --> 00:49:33,642
ترجیح میدم صحبت نکنیم

802
00:49:33,666 --> 00:49:35,083
بهتره صحبت نکنیم

803
00:49:35,833 --> 00:49:39,083
.ایناهاشش
.همون چاقویی که ویکز رو باهاش کُشتی

804
00:49:39,625 --> 00:49:41,851
بیخیال، نت -
مثل غده‌ی سرطانی از ریشه کشیدیش بیرون؟ -

805
00:49:41,875 --> 00:49:43,726
حرومزاده

806
00:49:43,750 --> 00:49:45,375
باریکلا، نت -
آره -

807
00:49:46,583 --> 00:49:49,708
!حرومزاده! کشیشِ قاتل

808
00:50:22,071 --> 00:50:23,142
،اول از همه

809
00:50:23,166 --> 00:50:26,184
یه سبد میوه به کارآگاه الیوت
بابت شماره‌ات بدهکارم

810
00:50:26,208 --> 00:50:28,101
خوشحالم کمکی ازم ساخته‌ست

811
00:50:28,125 --> 00:50:30,017
جرالدین، اونقدر باهوش بودی که

812
00:50:30,041 --> 00:50:32,684
،فهمیدی این پرونده برای پلیس عادی زیادیـه

813
00:50:32,708 --> 00:50:37,017
حتی برای من هم بی‌سابقه‌ست

814
00:50:37,041 --> 00:50:41,810
مصداق بارزِ یه جرم کاملاً غیرممکن

815
00:50:41,958 --> 00:50:43,642
انگار وسط داستان جنایی هستیم

816
00:50:43,666 --> 00:50:47,000
توی دنیای ما همچین چیزی نباید ممکن باشه

817
00:50:48,244 --> 00:50:49,661
با اینحال اتفاق افتاده

818
00:50:50,241 --> 00:50:51,657
یه دستاورد محال

819
00:50:52,258 --> 00:50:53,809
عاشق این روحیه‌اتم

820
00:50:53,833 --> 00:50:56,392
فقط می‌خوام ببینم مطمئنی که
می‌تونی این پرونده رو حل کنی یا نه

821
00:50:56,416 --> 00:50:58,708
اصلاً در وجودم نیست که
معمایی رو حل‌نشده بذارم

822
00:50:59,458 --> 00:51:01,453
،اون لحظه‌ی تیر خلاص

823
00:51:01,958 --> 00:51:05,969
وقتی میام روی صحنه و
...دست حریفم رو رو می‌کنم

824
00:51:07,125 --> 00:51:08,975
!حالا می‌بینید. خیلی حال میده

825
00:51:09,000 --> 00:51:11,469
عالیـه، چطوری برسیم به اون مرحله؟ -
،منبع اصلی -

826
00:51:12,000 --> 00:51:14,583
مرد توخالی» اثر جان دیکسون کار»

827
00:51:15,294 --> 00:51:17,684
یه رمان کارآگاهی از عصر طلایی و

828
00:51:17,708 --> 00:51:19,892
،یه نمونه‌ی واقعی از قتل پشتِ در بسته

829
00:51:19,916 --> 00:51:21,497
همون جرم غیرممکن

830
00:51:22,958 --> 00:51:24,041
وایسا ببینم

831
00:51:29,375 --> 00:51:31,500
« باشگاه کتاب‌خوانی »
« فهرست کتاب‌های بهار »

832
00:51:32,375 --> 00:51:35,875
پدر جاد، باز هم نشون دادی که
حضورت بی‌تأثیر نیست

833
00:51:37,541 --> 00:51:40,226
«جسد کی؟»
.«قتل‌های خیابان مورگ»

834
00:51:40,250 --> 00:51:42,726
.«قتل راجر آکروید»
.«قتل در خانه‌ی کشیش»

835
00:51:42,750 --> 00:51:47,958
خدای من، این عملاً راهنمای گام‌به‌گامِ
انجام این جنایتـه

836
00:51:48,543 --> 00:51:51,146
اونوقت کل مُریدان کلیسا توی این باشگاه هستن؟

837
00:51:54,000 --> 00:51:55,625
کی این کتاب‌ها رو انتخاب کرده؟

838
00:51:56,291 --> 00:51:57,291
اُپرا

839
00:51:58,333 --> 00:51:59,333
اُپرا

840
00:51:59,833 --> 00:52:01,976
مارتا کتاب‌ها رو از سایت اُپرا انتخاب می‌کنه

841
00:52:02,000 --> 00:52:03,833
خب، فرضیه‌ام به نظریه تبدیل شد

842
00:52:04,416 --> 00:52:06,392
قطع به یقین قاتل روش‌های

843
00:52:06,416 --> 00:52:09,166
قدیمی یه قتل پشتِ در بسته رو تقلید کرده

844
00:52:09,708 --> 00:52:11,976
که یعنی کارمون ساده‌تر شد

845
00:52:12,000 --> 00:52:13,671
وقت کتاب‌خونیـه

846
00:52:13,750 --> 00:52:15,166
یالا، بچه‌ها

847
00:52:21,833 --> 00:52:24,226
،توی رمان مرد توخالی
کارآگاه گیدیون فل

848
00:52:24,250 --> 00:52:29,226
تمام روش‌های قتل پشتِ در بسته رو توضیح میده

849
00:52:29,250 --> 00:52:31,434
پس بیاید همشون رو
دونه‌دونه بررسی کنیم

850
00:52:31,458 --> 00:52:33,642
،احتمال شماره‌ی یک

851
00:52:33,666 --> 00:52:37,083
ویکز قبل از اینکه وارد اتاقک بشه

852
00:52:37,988 --> 00:52:40,600
چاقو خورده

853
00:52:40,663 --> 00:52:44,079
پدر جاد، میشه بری همونجا که موقع مراسم بودی؟

854
00:52:47,208 --> 00:52:49,333
ویکز خطبه‌اش رو تموم می‌کنه

855
00:52:51,083 --> 00:52:52,809
اگر دستگاهی پُشتش می‌بوده

856
00:52:52,833 --> 00:52:58,387
با این قابلیت که یه خنجر سنگین و
...نامتوازن رو پرت کنه سمت کمرش

857
00:53:00,791 --> 00:53:05,450
از دید دوربین و حضار کلیسا
...پنهون می‌مونده اما

858
00:53:05,739 --> 00:53:09,231
پدر جاد قطعاً می‌دیدتش

859
00:53:10,625 --> 00:53:13,726
نه، من رباتِ چاقوپرت‌کُنی پشت سرش ندیدم

860
00:53:13,750 --> 00:53:16,351
نه. احتمال شماره‌ی یک رد میشه

861
00:53:16,375 --> 00:53:18,208
...احتمال شماره‌ی دو

862
00:53:20,083 --> 00:53:21,500
در حالی که داخل اتاقک بوده

863
00:53:22,000 --> 00:53:23,892
توسط یه نفر یا

864
00:53:23,916 --> 00:53:27,747
یه چیزی که بیرونِ اتاقک بوده

865
00:53:28,291 --> 00:53:30,125
کُشته شده

866
00:53:30,833 --> 00:53:34,476
منظورت اینـه یه چیزی چاقو رو از این بیرون
پرت کرده سمتش؟

867
00:53:34,500 --> 00:53:35,976
نه، مسخره‌ست

868
00:53:36,000 --> 00:53:38,439
مسخره و از چندین جهت غیرممکن

869
00:53:38,464 --> 00:53:41,142
.احتمال شماره‌ی دو هم رد میشه
!یه قدم رو به جلو

870
00:53:41,166 --> 00:53:43,309
چندتا احتمال دیگه وجود داره؟

871
00:53:43,333 --> 00:53:45,333
...زیاد نیستن. سه

872
00:53:46,166 --> 00:53:49,101
وقتی داخل اتاقک بوده

873
00:53:49,125 --> 00:53:52,231
،توسط یه دستگاهی که اون هم داخل اتاقک بوده

874
00:53:53,041 --> 00:53:54,601
کُشته شده

875
00:53:54,625 --> 00:53:56,892
پس یه چیزی از قبل اونجا جاساز شده و

876
00:53:56,916 --> 00:53:58,601
با یه کنترل فعال شده؟

877
00:53:58,625 --> 00:54:00,684
،خب، دیوارهای اینجا ضخیمـه

878
00:54:00,708 --> 00:54:04,125
ولی یه سیگنال رادیویی قوی
می‌تونه ازشون عبور کنه

879
00:54:04,866 --> 00:54:07,519
اگه بخوای یه دستگاه پرتابِ چاقوی

880
00:54:07,718 --> 00:54:12,558
کنترل از راه دورِ سالم رو توی
،یه جعبه‌ی خالی قایم کنی

881
00:54:12,793 --> 00:54:14,953
کجا می‌ذاریش؟

882
00:54:15,000 --> 00:54:17,327
ویکز به شکم افتاد

883
00:54:17,668 --> 00:54:20,376
یادمـه یه صدای تقِ فلزی شنیدم

884
00:54:21,583 --> 00:54:24,142
،صورتش هم رو به در بود

885
00:54:24,166 --> 00:54:26,930
،پس اون ته، رو به بیرون وایساده بوده

886
00:54:27,166 --> 00:54:30,583
پس چاقو حتماً یجوری
از دیوارِ پشتی پرتاب شده

887
00:54:31,083 --> 00:54:34,016
صدای تقِ فلزی. خوبـه

888
00:54:34,041 --> 00:54:35,250
،اگرچه

889
00:54:36,250 --> 00:54:38,125
صخره‌ی جبل‌الطارق

890
00:54:38,958 --> 00:54:40,041
...ممکنـه

891
00:54:40,360 --> 00:54:43,184
دیوار کاذبی بوده باشه و
بعداً برداشته شده باشه؟

892
00:54:43,208 --> 00:54:45,226
الحق که با استعدادی، پدرجان

893
00:54:45,250 --> 00:54:46,767
چی؟ نه، نه

894
00:54:46,791 --> 00:54:49,524
،اگه دیوار کاذبی بود
افرادم می‌فهمیدن

895
00:54:52,750 --> 00:54:56,583
آره. برداشتنش هم کار ساده‌ای نیست

896
00:54:58,416 --> 00:55:01,656
توی این قسمت روی زمین
چیز دیگه‌ای پیدا نکردید، نه؟

897
00:55:01,833 --> 00:55:04,664
نه. نه، فقط همون نخ‌های قرمز

898
00:55:06,500 --> 00:55:07,976
...وایسا، چی؟ نـ

899
00:55:08,000 --> 00:55:09,977
نخ‌های قرمز؟

900
00:55:11,666 --> 00:55:15,351
دو تیکه نخ قرمزِ حدوداً ۸ سانتی اونجا کنارِ

901
00:55:15,375 --> 00:55:17,720
رانِ قربانی پیدا شده

902
00:55:19,122 --> 00:55:21,564
خب، احتمال شماره‌ی چهار چیـه؟

903
00:55:26,125 --> 00:55:27,208
مارتا؟

904
00:55:28,166 --> 00:55:30,434
بیرون‌شون کن -
مارتا؟ -

905
00:55:30,458 --> 00:55:31,809
!بیرون‌شون کن

906
00:55:31,833 --> 00:55:35,142
سرشون رو انداختن اومدن توی

907
00:55:35,166 --> 00:55:37,793
این مکان مقدس انگار صحنه‌ی جرمـه

908
00:55:37,818 --> 00:55:42,766
مثل این سریال‌های پلیسی مبتذل
!مدام در مورد ربات‌ها حرف می‌زنن

909
00:55:42,791 --> 00:55:46,291
.کار درستی نیست، پدر
!اشتباهـه

910
00:55:48,916 --> 00:55:51,541
مارتا، برو خونه استراحت کن

911
00:55:52,293 --> 00:55:53,847
کمکی از من برمیاد؟

912
00:55:54,041 --> 00:55:55,083
برو

913
00:55:55,791 --> 00:55:57,957
دیگه کسی دوست نداره اینجا باشی

914
00:55:58,125 --> 00:56:03,416
از اولش هم از مانسینیور بدت میومد و
با دید حقارت به ما نگاه می‌کردی

915
00:56:03,441 --> 00:56:05,559
اشتباه می‌کنی -
...قلباً می‌خواستی بکُشیش -

916
00:56:05,583 --> 00:56:07,401
نه -
دستات هم به خون آلوده‌ست -

917
00:56:07,426 --> 00:56:09,351
مثل همون هرزه‌ی تن‌فروش

918
00:56:09,375 --> 00:56:13,074
گناه نخستینت اینجا رو آلوده کرده

919
00:56:13,333 --> 00:56:15,083
!کشیشِ دروغین

920
00:56:17,958 --> 00:56:19,541
ببخشید

921
00:56:20,176 --> 00:56:22,601
ولی آره، اگه پیدا کردن حقیقت
با اون کارآگاه باعث میشه که

922
00:56:22,625 --> 00:56:25,222
با تو و مُریدان کلیسا چپ بیفتم، عیب نداره

923
00:56:27,583 --> 00:56:28,666
شرمنده

924
00:56:39,541 --> 00:56:41,291
می‌تونم از کیسه‌بوکست استفاده کنم؟

925
00:56:42,791 --> 00:56:44,416
آره. راحت باش

926
00:56:47,958 --> 00:56:49,375
حالت خوبـه؟

927
00:56:50,000 --> 00:56:53,434
.مِه داشت کنار می‌رفت
.مثل اینکه این معما قابل‌حلـه

928
00:56:53,458 --> 00:56:56,142
،جسد، آلت قتاله، صحنه‌ی جرم
ربات پرتاب چاقو و

929
00:56:56,166 --> 00:56:59,208
زاویه‌ی دید و دیوارهای سنگی و
کنترل از راه دور

930
00:57:01,666 --> 00:57:03,362
کنترل از راه دور

931
00:57:12,010 --> 00:57:14,801
موقع مراسم جمعه، گزارش بازی رو

932
00:57:14,875 --> 00:57:16,476
با رادیوت گوش نکردی

933
00:57:16,500 --> 00:57:20,083
همینطوره. مارتا اجازه نمیده

934
00:57:21,875 --> 00:57:23,369
پس ضبطش کردی

935
00:57:23,958 --> 00:57:25,041
آره

936
00:57:26,708 --> 00:57:31,079
خیلی‌خب. یه زمان‌بندی روش گذاشتم و
تأخیر پخش رو هم در نظر گرفتم

937
00:57:31,104 --> 00:57:35,184
دکتر شارپ ساعت ۳:۴۷ ظهر
با بیمارستان تماس گرفته و

938
00:57:35,208 --> 00:57:37,625
...نود ثانیه قبلش

939
00:57:43,523 --> 00:57:46,124
اون پرش تصویر ممکنـه
،دلایل گوناگونی داشته باشه

940
00:57:46,149 --> 00:57:47,684
،ولی در جواب سؤال‌تون، بله

941
00:57:47,708 --> 00:57:53,892
ممکنـه ناشی از یه جریان شدید سیگنال رادیوییِ
ساطع شده از یه کنترل قوی باشه

942
00:57:53,916 --> 00:57:55,559
پشمام

943
00:57:55,583 --> 00:57:56,698
خودشـه، نه؟

944
00:57:56,723 --> 00:57:58,517
همین ربات چاقوپرت‌کُن رو فعال کرده

945
00:57:58,541 --> 00:58:01,392
.حتماً خودشـه
حالا می‌تونی پرونده رو حل کنی، نه؟

946
00:58:01,416 --> 00:58:03,892
اینا رو با تصاویر سای هم هماهنگ کردی؟

947
00:58:03,916 --> 00:58:07,398
آره. فیلمی که با آیفونش گرفته
زمان‌بندی داره. خیلی دقیقـه

948
00:58:07,423 --> 00:58:09,809
خیلی‌خب. میشه نشون‌مون بدی لطفاً؟ -
بله -

949
00:58:09,833 --> 00:58:10,875
چی رو؟

950
00:58:10,907 --> 00:58:14,906
♪ که منجی عالم به او بسته شده ♪

951
00:58:16,875 --> 00:58:17,958
مانسینیور؟

952
00:58:31,014 --> 00:58:33,198
،پس وقتی سیگنال ارسال شده

953
00:58:33,223 --> 00:58:36,258
مقتول قبلش چاقو خورده و افتاده روی زمین و

954
00:58:36,541 --> 00:58:38,875
پدر جاد هم داشته نگاش می‌کرده

955
00:58:39,375 --> 00:58:41,226
چطوری میشه؟

956
00:58:41,250 --> 00:58:44,017
خب، با رباتِ چاقوپرت‌کُن که جور در نمیاد

957
00:58:44,041 --> 00:58:46,623
پس همش الکی بود؟

958
00:58:46,648 --> 00:58:47,684
نه، نه

959
00:58:47,708 --> 00:58:51,101
یه چیزایی دستگیرمون شد

960
00:58:51,125 --> 00:58:54,017
الان تمام سرنخ‌ها و شواهد جلوی چشمامونـه

961
00:58:54,041 --> 00:58:55,226
جدی؟ -
آره -

962
00:58:55,250 --> 00:58:58,517
،منشأ سر شیطان رو در نظر بگیر
،نخ قرمز

963
00:58:58,541 --> 00:59:01,958
،صدای تق فلزی
زمان‌بندیِ سیگنال رادیویی

964
00:59:02,958 --> 00:59:04,562
همش با هم جور در میاد

965
00:59:05,555 --> 00:59:07,763
پس معما رو حل کن

966
00:59:09,048 --> 00:59:10,340
نمی‌تونم

967
00:59:11,666 --> 00:59:15,267
،گفتی اگه تمام قطعات پازل رو پیدا کنی
به جواب می‌رسی

968
00:59:15,291 --> 00:59:16,601
،می‌دونم. با اینحال

969
00:59:16,625 --> 00:59:18,767
،با اینکه همه‌ی قطعات روی میزه

970
00:59:18,791 --> 00:59:21,958
همچنان این جنایت به نظر

971
00:59:22,750 --> 00:59:23,958
غیرممکن می‌رسه

972
00:59:24,798 --> 00:59:26,976
گفتی می‌تونی حلش کنی

973
00:59:28,541 --> 00:59:30,041
کارت همینـه

974
00:59:31,083 --> 00:59:33,726
بهت اعتماد کردم

975
00:59:33,750 --> 00:59:37,309
ای خدا. ای خدا

976
00:59:37,333 --> 00:59:41,434
‫۳۶ ساعتـه نخوابیدی.
‫به نظرم وقتشـه استراحت کنی.

977
00:59:41,458 --> 00:59:42,541
آره

978
00:59:43,166 --> 00:59:45,934
.روز سختی بود
.شب بخیر، پدر جاد

979
00:59:45,958 --> 00:59:47,500
یالا. می‌رسونمت

980
00:59:56,833 --> 00:59:59,434
می‌دونی، حق با توئـه

981
00:59:59,458 --> 01:00:02,083
نمیشه غیرممکن باشه که

982
01:00:03,333 --> 01:00:05,166
حتماً یه چیزی رو از قلم انداختیم

983
01:00:06,458 --> 01:00:08,458
به نظرم تو می‌دونی کجا می‌تونیم پیداش کنیم

984
01:00:09,041 --> 01:00:11,851
فکر می‌کنم یه چیزی توی ذهنتـه که

985
01:00:11,875 --> 01:00:14,291
برای حل این پرونده لازمش دارم

986
01:00:14,958 --> 01:00:17,791
،ببخشید، ولی اگه به زبون خوش نگی

987
01:00:18,333 --> 01:00:21,257
مجبور میشم خودم دست به کار شم و
به زور پیداش کنم

988
01:00:23,250 --> 01:00:25,166
خیلی‌خب، دیگه داری می‌ترسونیم

989
01:00:27,250 --> 01:00:29,559
من...نمی‌فهمم

990
01:00:29,583 --> 01:00:32,601
.نمی‌فهمم چه فایده‌ای داره
می‌خوای برات داستان رو بنویسم؟

991
01:00:32,625 --> 01:00:34,892
آره، داستان رو بنویس

992
01:00:34,916 --> 01:00:37,684
داستان قتل کشیش ویکز

993
01:00:37,708 --> 01:00:38,851
مانسینیور ویکز

994
01:00:38,875 --> 01:00:40,767
اصلاً سرآشپز ویکز. به کتفم

995
01:00:40,791 --> 01:00:44,267
می‌خوام قتلش و اتفاقاتی که
قبلش افتاده رو از دید تو ببینم

996
01:00:44,291 --> 01:00:45,226
از کجا شروع کنم؟

997
01:00:45,250 --> 01:00:46,392
هر جا دوست داری

998
01:00:46,416 --> 01:00:49,684
،فقط خسته‌کننده نشه
روون ببرش جلو و از هیچ جزئیاتی دریغ نکن

999
01:00:49,708 --> 01:00:51,059
بلانک، من که نویسنده نیستم

1000
01:00:51,083 --> 01:00:53,083
عجله نکن

1001
01:00:53,625 --> 01:00:56,375
من از خودم پذیرایی می‌کنم

1002
01:01:04,041 --> 01:01:07,516
من هم یک ساعت گذشته رو
دقیقاً مشغول همین بودم و

1003
01:01:07,564 --> 01:01:11,119
حالا این خودکار رو می‌ذارم کنار و
تحویل تو میدم

1004
01:01:11,250 --> 01:01:12,517
بعدش هم صبر می‌کنم تا

1005
01:01:12,541 --> 01:01:14,517
روایتِ من از

1006
01:01:14,541 --> 01:01:17,500
قتل مانسینیور جفرسون ویکز رو بخونی

1007
01:01:44,083 --> 01:01:45,291
چرا این کار رو کردی؟

1008
01:01:48,625 --> 01:01:50,125
:بهتر بود بپرسی

1009
01:01:50,708 --> 01:01:53,476
چرا خیال کردم می‌تونم بهت دروغ بگم و»
«قسر در برم؟

1010
01:01:53,500 --> 01:01:56,125
.نه، دروغ نگفتی
.می‌دونستم دروغ نمیگی

1011
01:01:57,000 --> 01:01:59,375
فقط اون قسمت دروغش رو بلند نگفتی

1012
01:02:03,125 --> 01:02:07,625
،وقتی اومدم بیرون پیش بقیه»
«پلیس تازه رسیده بود

1013
01:02:10,000 --> 01:02:11,625
«اومدم پیش بقیه»

1014
01:02:12,125 --> 01:02:14,184
پس داخل مونده بودی

1015
01:02:14,208 --> 01:02:17,101
پس تو تنها کسی بودی که بعد از قتل و
،قبل از اینکه پلیس اتاقک لوازم رو بگرده

1016
01:02:17,125 --> 01:02:21,500
بدون اینکه کسی تو رو ببینه بهش دسترسی داشتی

1017
01:02:23,541 --> 01:02:25,041
...چرا؟ یعنی

1018
01:02:28,000 --> 01:02:29,351
چرا ازش محافظت کردی؟

1019
01:02:29,375 --> 01:02:31,375
برای ویکز این کار رو نکردم

1020
01:02:33,041 --> 01:02:35,434
این کار رو کردم تا آدمایی که بهش ایمان داشتن

1021
01:02:35,458 --> 01:02:36,934
یکم کمتر دل‌سرد بشن

1022
01:02:36,958 --> 01:02:39,851
خب، معلومـه همه خبر داشتن

1023
01:02:39,875 --> 01:02:43,434
شک ندارم بعد از هر مراسم
دهنش بوی سگ می‌داده

1024
01:02:43,458 --> 01:02:46,476
.«خودش رو جمع و جور می‌کرد»
.انتخاب کلماتت هوشمندانه بود

1025
01:02:46,500 --> 01:02:48,726
ولی حتماً همه خبر داشتن

1026
01:02:48,750 --> 01:02:51,142
‫امروز روح‌القدس حسابی منقلبش کرده، نه؟

1027
01:02:51,541 --> 01:02:52,958
نه، همه نه

1028
01:02:53,458 --> 01:02:54,541
سم

1029
01:02:55,333 --> 01:02:57,601
تنها آدم درستِ این خراب‌شده

1030
01:02:57,625 --> 01:02:59,625
کنار گذاشتنِ مشروب زندگیش رو نجات داده بود

1031
01:03:01,041 --> 01:03:04,875
.می‌دونستم مطبوعات و پلیس میان
.لازم نبود همه این بخش از داستان رو بفهمن

1032
01:03:07,375 --> 01:03:09,851
ویکز چاقو خورده بود

1033
01:03:09,875 --> 01:03:13,684
...نمی‌دونم توسط کی و چطوری ولی
می‌دونستم که چاقو خورده بود

1034
01:03:13,708 --> 01:03:15,767
پس ربطی به الکل خوردنش نداشت

1035
01:03:15,791 --> 01:03:17,976
یه حرکت غریزی بود

1036
01:03:18,000 --> 01:03:20,601
یکم داستان‌سرایی برای
محافظت از مُریدان کلیسا

1037
01:03:20,625 --> 01:03:22,309
!چرند محضـه

1038
01:03:22,333 --> 01:03:26,416
،برای محافظت از باورهای خام‌شون
!سپر بلای یه قاتل شدی

1039
01:03:29,000 --> 01:03:30,625
فلاسکش کجاست؟

1040
01:03:31,916 --> 01:03:34,833
!لعنتی

1041
01:03:37,458 --> 01:03:39,666
لعنتی. اینجا نیست

1042
01:03:40,833 --> 01:03:41,916
بلانک

1043
01:03:42,875 --> 01:03:44,083
متأسفم

1044
01:03:44,708 --> 01:03:46,767
...چاقو خورده بود، برای همین با خودم فکر کردم

1045
01:03:46,791 --> 01:03:48,976
نه. فکر نکردی

1046
01:03:49,030 --> 01:03:51,770
،ولی الان تو گِل گیر کردیم
پس بهتره کم‌کم از مغزت کار بکِشی

1047
01:03:53,291 --> 01:03:55,125
یکی یواشکی اومده توی اتاقم

1048
01:03:56,125 --> 01:03:57,416
الان دوزاریم افتاد

1049
01:03:57,958 --> 01:04:00,851
با هم این نقشه‌ی مکارانه رو
کِشیدن تا برای من پاپوش درست کنن

1050
01:04:00,875 --> 01:04:03,208
حالا فهمیدی طرف حسابمون کیـه

1051
01:04:05,125 --> 01:04:08,059
،با آرامش و هم‌دلی به قصه‌هاشون گوش دادی

1052
01:04:08,083 --> 01:04:09,892
اما دیگه کافیـه

1053
01:04:09,916 --> 01:04:11,601
به قدر کافی وقت تلف کردیم

1054
01:04:11,625 --> 01:04:14,101
،فردا که برای خاکسپاری جمع شدن
از فرصت استفاده می‌کنیم و

1055
01:04:14,125 --> 01:04:15,809
از همشون بازجویی می‌کنیم

1056
01:04:15,833 --> 01:04:18,666
باید بفهمیم اون شب چه اتفاقی افتاده

1057
01:04:19,750 --> 01:04:23,833
همینطور اینکه این گرگ‌های شرور
چی رو مخفی کردن

1058
01:04:34,916 --> 01:04:37,375
« آخرین خطبه‌ی جفرسون ویکز: روز مرگش »

1059
01:04:40,916 --> 01:04:42,333
به او خیانت شد

1060
01:04:43,333 --> 01:04:44,541
مورد ضرب و شتم قرار گرفت

1061
01:04:46,666 --> 01:04:47,875
مضحکه‌ی خاص و عام شد

1062
01:04:48,916 --> 01:04:50,125
به صلیب کِشیده شد

1063
01:04:52,291 --> 01:04:53,375
به قتل رسید

1064
01:04:57,375 --> 01:05:00,000
سپس در گودالی رها شد تا بپوسد

1065
01:05:00,916 --> 01:05:02,000
تا به دست فراموشی سپرده شود

1066
01:05:03,208 --> 01:05:06,041
،سرنوشت منجی‌مان
که هم‌اینک گریبان کلیسایمان را گرفته

1067
01:05:06,708 --> 01:05:10,267
کلیسای ما مورد هجمه‌ی
،این دنیای جدید قرار گرفته

1068
01:05:10,291 --> 01:05:12,559
مورد غضب دشمنانِ خدا

1069
01:05:12,708 --> 01:05:14,642
،هرزه‌های تن‌فروش

1070
01:05:14,762 --> 01:05:18,229
آفاتی که قصد دارند ما را
در هم بشکنند، خاموش کنند و

1071
01:05:18,254 --> 01:05:21,300
از جایگاه به حق‌مان، یعنی حکمرانی بر

1072
01:05:21,325 --> 01:05:23,411
ملتی مسیحی بازدارند

1073
01:05:23,598 --> 01:05:26,851
حتی اکنون که به عنوان جنگجوی مسیح
،پیش روی شما ایستاده‌ام

1074
01:05:26,875 --> 01:05:30,767
زره الهی بر تن کرده و آماده‌ام
،تا آخرین قطره‌ی خون در این راه بجنگم

1075
01:05:30,791 --> 01:05:33,911
!شما حق عبور ندارید

1076
01:05:36,041 --> 01:05:39,125
،همانند پروردگارمان
من نیز توسط یهودا خیانت دیدم

1077
01:05:39,666 --> 01:05:41,500
آقایون، میشه چند دقیقه تنها باشم؟

1078
01:05:42,250 --> 01:05:44,250
خائنی با شکل‌های گوناگون

1079
01:05:46,125 --> 01:05:48,958
تهدید واقعی همواره از درون سربرمی‌آورد

1080
01:05:50,291 --> 01:05:52,125
سخنانم را آویزه‌ی گوش کنید

1081
01:05:53,582 --> 01:05:57,016
‫در این جمعه‌ی نیک،
‫سخنانم را آویزه‌ی گوش کنید

1082
01:05:57,041 --> 01:05:59,041
‫همگی شما، به یاد داشته باشید

1083
01:06:01,689 --> 01:06:03,377
دوباره زنده میشی

1084
01:06:04,125 --> 01:06:05,541
همه چی درست میشه

1085
01:06:06,041 --> 01:06:07,815
دوباره زنده میشی

1086
01:06:08,291 --> 01:06:09,559
دوباره زنده میشی

1087
01:06:09,583 --> 01:06:13,178
‫زمان موعود نزدیکـه.
‫همون زمانی که به شما هشدار داده بودم.

1088
01:06:14,541 --> 01:06:17,601
‫وعده‌ی عید پاک رو از یاد نبرید

1089
01:06:17,625 --> 01:06:21,808
‫چرا که من پای قولم هستم،
‫بله، درست شنیدید

1090
01:06:23,500 --> 01:06:27,654
‫آگاه باشید که
‫اگر فرزند صالح خدا را سرنگون کنید،

1091
01:06:27,678 --> 01:06:29,641
‫او دوباره بر می‌خیزد

1092
01:06:29,666 --> 01:06:32,142
‫سیب حوّا به درخت بازگردانده می‌شود و

1093
01:06:32,166 --> 01:06:35,833
‫شکوهِ پادشاهی او و فرمانرواییِ
‫رو به اعتلایش نمایان می‌شود و

1094
01:06:36,458 --> 01:06:39,351
‫شما، ای شیاطین سست‌پیمان،
‫همان‌گونه که در تاریکی

1095
01:06:39,375 --> 01:06:41,059
‫از خشم دندان به هم می‌سایید و

1096
01:06:41,083 --> 01:06:45,559
‫سرد، فراموش‌شده و تنها بر زمین افتاده‌اید،

1097
01:06:45,583 --> 01:06:50,242
‫او دوباره برمی‌خیزد تا
‫آنچه که از آن خودش است بازستاند و

1098
01:06:50,666 --> 01:06:52,494
‫گناهکاران را از پای در بیاورد و

1099
01:06:53,041 --> 01:06:56,142
‫فرزند راستینش را
‫بر تخت این ملت بنشاند

1100
01:06:56,166 --> 01:06:59,434
‫بله، او بر می‌خیزد!
‫بله، او بر می‌خیزد!

1101
01:06:59,458 --> 01:07:02,142
‫بله، از ترس به خود بلرزید،

1102
01:07:02,166 --> 01:07:07,666
‫چرا که او باری دیگر با شکوه،
‫کیفر و قدرت قیام خواهد کرد!

1103
01:07:09,630 --> 01:07:11,719
‫« ویکز »

1104
01:07:17,541 --> 01:07:20,791
‫تسلیت میگم، پدر.
‫این پایین رو امضا کن.

1105
01:07:21,666 --> 01:07:23,101
‫بین خودمون بمونه،

1106
01:07:23,125 --> 01:07:26,458
‫برام مهم نیست چی تو اینترنت میگن.
‫به نظرم احتمالش هست کار شما نباشه.

1107
01:07:29,666 --> 01:07:32,093
‫خیلی‌خب، همگی. خوب گوش کنید

1108
01:07:32,118 --> 01:07:34,856
‫ببین کی افتخار داده.
‫جادِ یهودا.

1109
01:07:34,881 --> 01:07:37,226
‫پدر، شما اینجا جایی ندارید

1110
01:07:37,250 --> 01:07:38,683
‫خیلی‌خب، بسـه!

1111
01:07:38,708 --> 01:07:39,809
‫ماجرا از این قراره:

1112
01:07:39,833 --> 01:07:42,476
‫من و بنوا بلانک
‫چندتا سؤال ازتون می‌پرسیم،

1113
01:07:42,500 --> 01:07:45,726
‫شما هم جواب می‌دید و ته و توی ماجرا رو
‫در میاریم که کی مانسینیور ویکز رو کُشته و

1114
01:07:45,750 --> 01:07:48,641
‫چرا این کار رو کرده و بعدش...

1115
01:07:48,791 --> 01:07:50,267
‫فقط همین!

1116
01:07:50,540 --> 01:07:53,374
‫خب؟ خیلی‌خب، پس...

1117
01:07:54,916 --> 01:07:57,101
‫ممنون، پدر جاد. واقعاً...

1118
01:07:57,125 --> 01:07:58,351
‫سنگ‌تموم گذاشتی

1119
01:07:58,375 --> 01:08:00,059
‫اول از همه...

1120
01:08:00,083 --> 01:08:04,226
‫میریم سراغ این که
‫اون شب چه اتفاقی توی این اتاق افتاد

1121
01:08:04,250 --> 01:08:07,351
‫منظورت همون شبیـه که جاد
‫جلوی هممون اعتراف کرد آدم کُشته؟

1122
01:08:07,375 --> 01:08:10,476
‫خب حالا. نه، اون...
‫این همون قضیه‌ی بوکسـه

1123
01:08:10,500 --> 01:08:13,517
‫حالا دستِ پیش گرفته که پس نیفته.
‫چه آدم یدک‌کشیـه.

1124
01:08:13,541 --> 01:08:14,559
‫یدک چی؟

1125
01:08:14,583 --> 01:08:16,647
‫فقط اسم کشیش رو یدک می‌کشی

1126
01:08:16,672 --> 01:08:20,434
‫اومده به بنوا بلانک کمک کنه تا
‫راز کلیسای شرور و شیطانی رو افشا کنه و

1127
01:08:20,458 --> 01:08:23,767
‫اونوقت یه لیبرالِ کودن بیاد
‫در مورد همه‌ی اینا پادکست درست کنه و

1128
01:08:23,791 --> 01:08:27,767
‫تا به خودت میای، می‌بینی
‫نسخه‌ی احمقانه‌ی خودمون رفته رو نتفلیکس

1129
01:08:27,791 --> 01:08:30,937
‫نسخه‌ی احمقانه.
‫خدا اون روز رو نیاره.

1130
01:08:32,116 --> 01:08:33,350
‫خدایا!

1131
01:08:33,585 --> 01:08:35,001
‫معجزه!

1132
01:08:36,041 --> 01:08:39,092
‫می‌تونم راه برم، مارتا.
‫فقط درد داره.

1133
01:08:40,599 --> 01:08:42,517
‫چه بهتر

1134
01:08:42,541 --> 01:08:43,941
‫همه چی رو لو بده

1135
01:08:44,603 --> 01:08:46,493
‫ویکز یه شیاد بود

1136
01:08:46,791 --> 01:08:50,417
‫معجزه و قدرت‌های ماوراییِ خدا
‫کسشعر محضـه

1137
01:08:51,869 --> 01:08:53,855
‫واقعاً باورم شده بود

1138
01:08:54,945 --> 01:08:56,629
‫هنوز هم دلم می‌خواد باور کنم

1139
01:08:57,058 --> 01:08:58,766
‫من چه خری‌ام، هان؟

1140
01:08:58,791 --> 01:09:03,101
‫خب، سؤال من در واقع
‫در مورد گروه دعاخوانی جاد نبود

1141
01:09:03,125 --> 01:09:05,601
‫منظورم اون جلسه‌ی پنهونی با ویکز بود که

1142
01:09:05,625 --> 01:09:09,276
‫توی عید شعانین
‫تو این اتاق تشکیل شد

1143
01:09:13,161 --> 01:09:16,619
‫می‌خوام بدونم اون واسه چی بود

1144
01:09:18,871 --> 01:09:20,704
‫کی اول شروع می‌کنه؟

1145
01:09:21,765 --> 01:09:22,973
‫من بهتون میگم

1146
01:09:26,041 --> 01:09:29,142
‫- سای. هی. وایسا، صبر کن، رفیق
‫- نه، نه، نه

1147
01:09:29,166 --> 01:09:30,976
‫دهنت رو وا نمی‌کنی ها،
‫پسره‌ی آب‌زیرکاه

1148
01:09:31,000 --> 01:09:32,767
‫- تصمیمش با تو نیست!
‫- چیزی بهش نگو!

1149
01:09:32,791 --> 01:09:34,769
‫هی، ببین... آروم باش، پدر جاد

1150
01:09:34,793 --> 01:09:36,853
‫قسم می‌خورم حرف‌هایی که اون شب زدیم

1151
01:09:36,877 --> 01:09:39,267
‫هیچ ربطی به قتل ویکز نداره، خب؟

1152
01:09:39,291 --> 01:09:41,901
‫ولی در مورد چیزهایی حرف زدیم که
‫اگه درز پیدا کنن،

1153
01:09:41,925 --> 01:09:44,009
‫ممکنـه زندگی آدمای
‫تو این اتاق خراب بشه

1154
01:09:44,034 --> 01:09:46,659
‫همش رو ضبط کردم.
‫فقط پخشش کن.

1155
01:09:48,875 --> 01:09:50,934
‫- نه! نباید...
‫- ای شارلاتان!

1156
01:09:50,958 --> 01:09:54,476
‫- در رو باز کن، حرومزاده!
‫- عفت پرونده‌هام رو لکه‌دار می‌کنید!

1157
01:09:54,500 --> 01:09:56,250
‫- پخشش کن
‫- باز کن...

1158
01:10:07,000 --> 01:10:10,030
‫خیلی‌خب. توجه همه رو جلب کردی، ورا

1159
01:10:10,416 --> 01:10:12,724
‫همه دور هم جمع شدیم.
‫چی می‌خواستی بگی؟

1160
01:10:16,208 --> 01:10:18,416
‫داشتم به مادرت فکر می‌کردم

1161
01:10:19,875 --> 01:10:24,851
‫هیچوقت نمی‌شناختمش،
‫ولی چون تو این کلیسا بزرگ شدم،

1162
01:10:24,875 --> 01:10:28,142
‫با داستان هرزه‌ی‌ تن‌فروش ‫آشنام و

1163
01:10:28,166 --> 01:10:31,642
‫داشتم به این فکر می‌کردم
‫زندگیش توی خونه‌ای که

1164
01:10:31,667 --> 01:10:35,904
‫با پدر و پسرش توش حبس بود،
‫چطور بوده

1165
01:10:36,457 --> 01:10:39,683
‫دست‌به‌یکی کردن‌ها،
‫خوار و خفیف کردنش،

1166
01:10:39,708 --> 01:10:42,292
‫به همه‌ی ما یاد دادن که
‫رفتارش رو سرزنش کنیم

1167
01:10:44,000 --> 01:10:45,416
‫دختر طفلکی

1168
01:10:51,791 --> 01:10:56,853
‫دیروز یکی از همکارهام توی حوزه‌ی امور خانواده
‫از بروکلین باهام تماس گرفت

1169
01:10:57,375 --> 01:11:00,642
‫می‌خواست اطلاعات تماس موکلم،

1170
01:11:00,666 --> 01:11:04,434
‫مانسینیور جفرسون ویکز رو
‫مجدداً بررسی کنه

1171
01:11:04,458 --> 01:11:09,033
‫چون موکلم پیشش
‫فرم «اِی‌او‌پی» پر کرده بود

1172
01:11:09,500 --> 01:11:10,708
‫توی بروکلین

1173
01:11:11,458 --> 01:11:13,666
‫تا من متوجه نشم

1174
01:11:14,442 --> 01:11:15,984
‫ای‌او‌پی دیگه چیـه؟

1175
01:11:19,734 --> 01:11:22,150
‫«اقرار به والدیت»؟

1176
01:11:25,375 --> 01:11:28,233
‫«تأیید می‌کنم که اینجانب،
‫جفرسون ویکز،

1177
01:11:28,741 --> 01:11:32,116
‫پدر بیولوژیکی سایرس دریون هستم»

1178
01:11:36,666 --> 01:11:39,494
واقعاً خجالت نمی‌کِشی

1179
01:11:40,054 --> 01:11:41,248
‫مگه نه؟

1180
01:11:42,125 --> 01:11:44,069
‫مادرش کی بود؟

1181
01:11:45,208 --> 01:11:46,833
‫اصلاً اهمیتی داره؟

1182
01:11:47,458 --> 01:11:53,810
‫نه. نه! نه، اون فقط برگشت،
‫این بچه‌ی بیچاره رو تحویلت داد و

1183
01:11:53,916 --> 01:11:56,309
‫رفت پی زندگی خودش

1184
01:11:56,333 --> 01:11:59,892
‫اونوقت پدرِ باایمان من
‫شد دایه‌ی مهربون‌تر از مادر

1185
01:11:59,916 --> 01:12:04,309
‫دوباره پسرها دست‌به‌یکی کردن و
‫منِ احمق هم که غلام حلقه‌به‌گوش

1186
01:12:04,333 --> 01:12:05,601
‫موندم لای منگنه و

1187
01:12:05,625 --> 01:12:10,934
‫هر چی گفتید، گفتم چشم،
احترام گذاشتم و بچه‌ی جنابعالی رو بزرگ کردم

1188
01:12:10,958 --> 01:12:14,310
‫در حالی که تو بدون هیچ
‫شرم و حیایی می‌رفتی بالای منبر

1189
01:12:14,335 --> 01:12:18,126
‫مرتیکه‌ی ریاکار حرومزاده!

1190
01:12:23,109 --> 01:12:24,192
‫سای؟

1191
01:12:24,823 --> 01:12:26,056
‫تو خبر داشتی؟

1192
01:12:26,080 --> 01:12:28,080
‫نه تا وقتی که امروز صبح ورا بهم گفت

1193
01:12:28,458 --> 01:12:29,458
‫آره

1194
01:12:30,291 --> 01:12:31,916
‫سای پسر منـه

1195
01:12:34,625 --> 01:12:36,784
‫از یه زنِ بی بند و باری که
‫برام فاقد اهمیتـه و

1196
01:12:36,808 --> 01:12:39,392
‫فقط یه شب باهاش بودم و
‫۳۰ سالـه ندیدمش

1197
01:12:39,416 --> 01:12:43,111
‫من و پدر ورا این راز رو مخفی کردیم.
‫ولی دیگه از کسی پنهون نیست.

1198
01:12:43,419 --> 01:12:45,086
‫اون وارث منـه

1199
01:12:46,041 --> 01:12:47,125
‫پسرمـه

1200
01:12:49,625 --> 01:12:51,973
‫حالا همه ازش خبردار میشن

1201
01:12:53,208 --> 01:12:55,747
‫خب، آدم‌فروش‌ها...

1202
01:12:56,500 --> 01:12:59,047
‫کشتی داره غرق میشه،
‫بزنید به چاک

1203
01:13:01,080 --> 01:13:02,598
‫مزخرف نگو

1204
01:13:02,623 --> 01:13:05,090
‫همتون پشت این آدم می‌مونید

1205
01:13:05,115 --> 01:13:07,934
‫فقط خواستم ببینم.
‫خواستم با چشمای خودم ببینم.

1206
01:13:07,958 --> 01:13:10,934
‫هر کسشعری تفت میده، باور می‌کنید و
‫از شنیدنش سیرمونی ندارید

1207
01:13:10,958 --> 01:13:12,982
‫یکم نگاهت بالا به پایینـه، ورا

1208
01:13:13,006 --> 01:13:14,851
‫تو که نمی‌دونی چی تو دلمون می‌گذره

1209
01:13:14,875 --> 01:13:19,125
‫به نظرم هممون به عنوان یه مسیحی
‫از حرف‌هایی که زدی شوکه شدیم

1210
01:13:20,916 --> 01:13:23,684
‫ولی داریم واسه بقا می‌جنگیم

1211
01:13:23,708 --> 01:13:25,809
به هر قیمتی باید توی این جنگ پیروز شیم

1212
01:13:25,833 --> 01:13:27,726
‫کلیسا یه آدم بزدل نمی‌خواد که

1213
01:13:27,750 --> 01:13:29,987
‫توسری بخوره و دم نزنه.
‫ما یه جنگجو می‌خوایم.

1214
01:13:30,012 --> 01:13:31,558
‫یه جنگجو می‌خوایم و

1215
01:13:31,583 --> 01:13:36,079
‫فکر می‌کنم خدا مانسینیور ویکز رو
‫جنگجوی خودش قلمداد کرده

1216
01:13:36,416 --> 01:13:39,441
‫بنابراین من شخصاً
‫خدمتگزار شما و پسرت هستم

1217
01:13:40,224 --> 01:13:41,266
‫و...

1218
01:13:42,083 --> 01:13:43,975
‫ما این زن رو نمی‌شناسیم

1219
01:13:44,708 --> 01:13:46,333
‫واقعاً نمی‌شناسیمش

1220
01:13:46,916 --> 01:13:49,541
‫ما که نمی‌دونیم اصلاً چطوری...

1221
01:13:51,541 --> 01:13:54,226
‫کی می‌دونه حقیقت چیـه؟
‫مگه نه؟ با هزار جور منابع

1222
01:13:54,250 --> 01:13:56,767
‫ما که نمی‌دونیم...
‫چمی‌دونیم... کدومش حقیقت داره؟

1223
01:13:56,791 --> 01:13:58,743
‫همه‌ی اینا حقیقت داره؟

1224
01:14:00,080 --> 01:14:01,434
‫پس...

1225
01:14:01,458 --> 01:14:02,918
‫گل گفتی، دکی

1226
01:14:02,942 --> 01:14:04,213
‫خواهش می‌کنم

1227
01:14:04,458 --> 01:14:07,528
‫قول دادی اگه همراهت باشم،
‫بیماریم رو شفا میدی

1228
01:14:08,291 --> 01:14:09,704
‫اگه حقیقت داشته باشه،

1229
01:14:10,255 --> 01:14:12,141
‫نیازی به پرهیزکار بودنت نیست

1230
01:14:12,166 --> 01:14:14,351
‫ما پشتتیم، مانسینیور ویکز

1231
01:14:14,375 --> 01:14:18,833
‫هر حرفی بزنی و هر کاری هم بکنی،
‫نظرمون عوض نمیشه

1232
01:14:25,916 --> 01:14:28,827
‫من یه هفته‌ی دیگه،
‫توی عید پاک

1233
01:14:30,083 --> 01:14:32,500
‫آخرین مراسم خودم رو برگزار می‌کنم

1234
01:14:33,791 --> 01:14:35,208
‫بعدش...

1235
01:14:35,958 --> 01:14:39,875
‫برای همیشه درهای
‫این کلیسای ماتم‌زده رو می‌بندم

1236
01:14:43,250 --> 01:14:47,500
‫ولی قبلش تک‌تک شماها رو
‫به خاک سیاه می‌شونم

1237
01:14:50,750 --> 01:14:52,093
‫ببخشید. چی؟

1238
01:14:52,117 --> 01:14:53,671
‫مشروب می‌خوری، نت؟

1239
01:14:53,695 --> 01:14:54,809
‫آره. چی؟

1240
01:14:54,833 --> 01:14:56,807
‫آدم خطرناکی هستی

1241
01:14:57,333 --> 01:14:58,816
‫مست لایعقل میری سر کار

1242
01:14:58,840 --> 01:15:02,239
حین مستی بیمارها و
‫بچه‌ها رو معالجه می‌کنی

1243
01:15:02,708 --> 01:15:04,601
‫مردم باید بدونن

1244
01:15:04,625 --> 01:15:06,774
‫کمیته‌ی پزشکی باید بدونه

1245
01:15:06,798 --> 01:15:11,173
‫هیچکس نباید دیگه بهت
‫اعتماد یا استخدامت کنه

1246
01:15:11,993 --> 01:15:13,324
‫و لی

1247
01:15:13,500 --> 01:15:16,660
‫این کتاب خُنیاگری که مشغول نوشتنشی

1248
01:15:16,684 --> 01:15:21,351
‫این چاپلوسی ابلهانه‌ات
‫توهین به وظایف من تو کلیساست

1249
01:15:21,375 --> 01:15:25,267
‫وظیفه‌ی منـه که نه تنها به مردم،
‫بلکه به دوستان خودم

1250
01:15:25,291 --> 01:15:27,351
‫توی صنعت نشر هشدار بدم

1251
01:15:27,375 --> 01:15:30,544
‫اون کتاب رو باید انداخت دور.
‫تو رو باید بندازن دور.

1252
01:15:30,833 --> 01:15:34,517
‫باید بدونن چه دلقک بی‌ارزشی هستی

1253
01:15:34,541 --> 01:15:37,017
‫چی میگی؟ چه‌خبر شده؟

1254
01:15:37,041 --> 01:15:38,750
‫و تو، ورا

1255
01:15:38,876 --> 01:15:41,210
‫تو کابوس پدرتی

1256
01:15:41,791 --> 01:15:44,076
‫اگه اینجا بود،
‫نمی‌تونست از خجالت سرش رو بلند کنه

1257
01:15:45,027 --> 01:15:48,978
‫سیمون. من که نمی‌تونم
‫یه زن بی‌ایمان رو شفا بدم

1258
01:15:49,125 --> 01:15:50,601
‫نمی‌تونم کمکت کنم

1259
01:15:50,625 --> 01:15:53,184
‫گفتی می‌تونی از شرش خلاصم کنی

1260
01:15:53,208 --> 01:15:55,612
‫ولی هیچ قولی بهت ندادم

1261
01:15:56,166 --> 01:15:58,851
‫من همه‌ی پس‌اندازم رو بهت دادم

1262
01:15:58,875 --> 01:16:01,329
‫شفای خدا رو که نمیشه خرید

1263
01:16:01,750 --> 01:16:03,798
‫هرگز خوب نمیشی

1264
01:16:03,822 --> 01:16:06,906
‫با همون درد،
‫توی بندِ ویلچری که روشی می‌میری

1265
01:16:07,125 --> 01:16:10,226
‫چرا این حرف‌ها رو می‌زنی؟
‫متوجه نمیشم

1266
01:16:10,250 --> 01:16:13,476
‫- شوخیـه دیگه؟ مگه نه؟ شوخیـه
‫- من که سر در نمیارم

1267
01:16:13,500 --> 01:16:16,809
‫این تلافی جلسه‌ی دعاخوانی با پدر جاده؟
‫چون ما خودمون بی‌خبر بودیم

1268
01:16:16,833 --> 01:16:18,783
‫جلسه‌ی دعاخوانی با پدر جاد؟

1269
01:16:19,875 --> 01:16:21,851
‫این کلیسا رو من سرپا نگه داشتم

1270
01:16:21,875 --> 01:16:24,059
‫با حقیقت الهی مستحکمش کردم

1271
01:16:24,083 --> 01:16:30,314
‫حالا می‌بینم که از سمتِ
‫پناهگاه خودم بهم خیانت شده؛

1272
01:16:30,338 --> 01:16:34,200
‫اختیار، ایمان و خود زندگیم
‫زیر سؤال رفته!

1273
01:16:36,333 --> 01:16:37,541
‫برو بیرون!

1274
01:16:40,515 --> 01:16:42,027
‫سست‌ایمان‌ها

1275
01:16:42,583 --> 01:16:44,059
‫با همتونم

1276
01:16:44,083 --> 01:16:46,351
‫نمی‌تونید پا جا پای من بذارید

1277
01:16:46,375 --> 01:16:48,642
‫درستـه، ما توی جنگیم و

1278
01:16:48,666 --> 01:16:51,684
‫شما رو از قلعه‌ی خودم بیرون می‌کنم

1279
01:16:51,708 --> 01:16:52,976
‫مرتیکه‌ی حرومزاده

1280
01:16:53,000 --> 01:16:55,934
‫توی عید پاک،
‫وقتی همه به کلیسا اومدن،

1281
01:16:55,958 --> 01:16:58,434
‫گناه‌های این جمع از
‫مریدان رو افشا می‌کنم و

1282
01:16:58,458 --> 01:17:03,076
‫وقتی که شرتون رو کم کردم،
میرم و پشت سرم رو هم نگاه نمی‌کنم

1283
01:17:04,083 --> 01:17:05,291
‫امیدوارم همگی...

1284
01:17:06,625 --> 01:17:07,708
‫برید به جهنم

1285
01:17:07,732 --> 01:17:09,732
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1286
01:17:22,233 --> 01:17:25,642
‫خدا رو شکر. انگاری همه رفتن

1287
01:17:25,666 --> 01:17:26,750
‫سای

1288
01:17:28,041 --> 01:17:30,184
‫چرا این کار رو کرد؟

1289
01:17:30,208 --> 01:17:32,639
‫سای. بگو ببینم. چه‌خبر شده بود؟

1290
01:17:32,663 --> 01:17:34,976
‫چرا به همشون حمله کرد؟
‫چرا باید همچین کاری می‌کرد؟

1291
01:17:35,000 --> 01:17:36,333
‫چون خودم بهش گفتم

1292
01:17:37,423 --> 01:17:40,240
‫وقتی ورا حقیقت رو بهم گفت،
‫خودم رفتم سراغش و

1293
01:17:40,791 --> 01:17:44,000
‫واسه اولین بار تو زندگیم
‫من رو به عنوان پسرش قبول کرد

1294
01:17:44,976 --> 01:17:46,892
حقیقت رو برام فاش کرد

1295
01:17:47,375 --> 01:17:49,375
‫از اینجا متنفرم

1296
01:17:50,642 --> 01:17:53,436
‫از این جماعت ماتم‌زده و بیچاره متنفرم

1297
01:17:53,791 --> 01:17:55,416
‫می‌خوام بزنم بیرون

1298
01:17:56,481 --> 01:17:58,106
‫حالا بالاخره...

1299
01:17:58,958 --> 01:18:00,166
‫می‌تونم

1300
01:18:01,958 --> 01:18:03,166
‫بهم گفت...

1301
01:18:04,178 --> 01:18:06,851
‫ثروت خانوادگیِ پدربزرگش که
‫تمام این سال‌ها گم شده بود رو

1302
01:18:06,875 --> 01:18:09,142
‫این هفته بالاخره پیدا کرده

1303
01:18:09,166 --> 01:18:11,059
‫نه. نه، اون پول ناپدید شده

1304
01:18:11,083 --> 01:18:14,851
‫کسی نمی‌دونه پرنتیس اون رو
‫کجا گذاشته، ولی دیگه ردی ازش نیست

1305
01:18:14,875 --> 01:18:17,559
‫بهم گفت پیداش کرده

1306
01:18:17,763 --> 01:18:21,267
‫می‌خواست کلیسای خراب‌شده رو
‫تعطیل کنه و با یه پول قلمبه بازنشسته بشه

1307
01:18:21,291 --> 01:18:24,692
‫من هم بهش گفتم: «مگه خل شدی؟»

1308
01:18:24,716 --> 01:18:27,351
‫بازنشسته بشی؟
‫می‌دونی اون بالا چه قدرتی داری؟

1309
01:18:27,375 --> 01:18:28,684
‫مُریدهای کلیسا رو کم کردم

1310
01:18:28,708 --> 01:18:30,933
‫نه. افراطی‌شون کردی

1311
01:18:30,957 --> 01:18:32,468
‫این یعنی قدرت

1312
01:18:32,875 --> 01:18:35,314
‫توی یه شهر کوچیک،
‫تعداد کمی جادوگر برای سوزوندن و

1313
01:18:35,338 --> 01:18:36,933
‫متعصب برای تحریک کردن هست

1314
01:18:36,957 --> 01:18:39,434
‫شعله‌ی تو سوختِ کافی نداره

1315
01:18:39,458 --> 01:18:41,036
‫ولی توی اینترنت...

1316
01:18:41,547 --> 01:18:42,911
همه جا رو به آتیش می‌کشه

1317
01:18:43,875 --> 01:18:45,083
‫با این پول

1318
01:18:45,875 --> 01:18:48,767
.‫اینجوری که می‌پرستنت
‫شوخیت گرفته؟

1319
01:18:48,791 --> 01:18:50,392
‫فقط چهار سال بهم فرصت بده

1320
01:18:50,416 --> 01:18:51,959
‫رئیس‌جمهورت می‌کنم

1321
01:18:52,916 --> 01:18:55,341
‫با هم می‌تونیم یه امپراتوری واقعی بسازیم

1322
01:18:56,633 --> 01:18:59,633
‫پدر و پسری

1323
01:19:01,666 --> 01:19:03,142
‫مثل جنگ ستارگان؟

1324
01:19:03,166 --> 01:19:05,891
‫آره، دقیقاً. عینهو اتحاد شورشی‌ها

1325
01:19:05,916 --> 01:19:09,517
‫با مقامی که اون داره و
شمِ سیاسی من که پول پشتشـه

1326
01:19:09,556 --> 01:19:12,475
‫باورت میشه که به اسم مسیح
‫می‌تونیم دست به چه کارهایی بزنیم؟

1327
01:19:12,500 --> 01:19:14,456
‫آره. آره، باورم میشه

1328
01:19:14,480 --> 01:19:17,601
‫اول بهش گفتم...
‫اعتراف می‌کنم اینجاش یکم شخصیـه،

1329
01:19:17,625 --> 01:19:20,627
‫ولی اول بهش گفتم
‫باید مریدانش رو نابود کنیم

1330
01:19:20,651 --> 01:19:22,163
‫اونا فقط مایه‌ی دردسرن

1331
01:19:22,187 --> 01:19:24,101
‫اگه باهامون در ارتباط باشن،

1332
01:19:24,125 --> 01:19:27,262
‫توی اخبار نشون‌شون بدن یا
‫دنبال جایگاهی باشن...

1333
01:19:27,286 --> 01:19:29,998
‫باید مثل زالو زیر پا له‌شون کنیم

1334
01:19:30,374 --> 01:19:32,266
‫واسه همین بهشون حمله کرد

1335
01:19:32,806 --> 01:19:35,152
‫به خاطر کینه‌ی کوچیک تو

1336
01:19:35,176 --> 01:19:38,059
‫می‌دونی ممکنـه به خاطر همین
‫یکی اون رو کُشته باشه؟

1337
01:19:38,083 --> 01:19:41,197
‫برگردیم به این ثروت عظیمی که گفتی

1338
01:19:41,500 --> 01:19:42,851
‫الان مال تو میشه؟

1339
01:19:42,875 --> 01:19:45,048
‫- عملاً، آره
‫- عملاً؟

1340
01:19:45,329 --> 01:19:47,976
‫- بهت نگفت کجاست
‫- نه

1341
01:19:48,000 --> 01:19:50,208
‫حساب‌هاش خالی‌ان.
‫هیچی توشون نیست.

1342
01:19:51,356 --> 01:19:52,684
‫دیگه کجا می‌تونه باشه؟

1343
01:19:52,708 --> 01:19:55,795
‫بعدش به این فکر افتادم
‫پنجاه سال پیش،

1344
01:19:55,819 --> 01:19:59,684
‫امن‌ترین راه واسه پرنتیس برای مخفی کردن
‫۸۰ میلیون دلار چی می‌تونست باشه؟

1345
01:19:59,708 --> 01:20:02,613
‫- حساب بانک سوئیس
‫- خودشـه!

1346
01:20:02,637 --> 01:20:06,548
‫پس فقط کافیـه
‫شماره‌ی حسابش رو پیدا کنی؟

1347
01:20:07,333 --> 01:20:08,809
‫اونجا نبود؟

1348
01:20:09,691 --> 01:20:11,352
‫حتماً یه جایی نوشتتش

1349
01:20:11,376 --> 01:20:14,241
‫مارتا همه چی رو
‫بایگانی می‌کنه و اینجا نیست

1350
01:20:14,265 --> 01:20:15,473
‫نمی‌دونم

1351
01:20:15,791 --> 01:20:18,726
‫خودتون ببینید. فکر می‌کردم
‫کدی چیزی باشه چون همش می‌گفت:

1352
01:20:18,750 --> 01:20:20,991
‫«سیب حوّا به درخت بازگردانده می‌شود»

1353
01:20:21,015 --> 01:20:24,394
‫مثل یه پیام بود.
‫انگار سیب حوّا همون سرمایهه‌ست.

1354
01:20:24,418 --> 01:20:26,592
‫ولی شماره‌ی حساب بانک سوئیس ۱۹ رقمیـه،

1355
01:20:26,617 --> 01:20:28,131
‫پس ربطی به اون نداره

1356
01:20:28,762 --> 01:20:31,275
‫ورا، به تو چیزی نگفت؟

1357
01:20:31,832 --> 01:20:35,157
‫اگه گفته بود هم،
‫رازش رو با خودم به گور می‌بردم

1358
01:20:35,500 --> 01:20:36,583
‫آره

1359
01:20:37,666 --> 01:20:40,976
‫دست به هر کاری می‌زدی تا
‫چیزی به پسر ناخلف خانواده نرسه

1360
01:20:41,000 --> 01:20:42,428
‫حسابی فشاریت می‌کنه

1361
01:20:42,916 --> 01:20:44,608
‫عفریته‌ی گوشت‌تلخ

1362
01:20:45,515 --> 01:20:46,931
‫اون پول...

1363
01:20:47,516 --> 01:20:53,308
‫یه قطره توی اقیانوس تلخی منـه،
‫بچه‌ی تازه به دوران رسیده

1364
01:20:53,458 --> 01:20:57,365
‫بهتره بیای وسایلت رو جمع کنی تا
‫نریختم‌شون تو خیابون

1365
01:21:03,208 --> 01:21:06,684
‫تو. تو کارآگاهی. بهت پول میدم.
‫برام اهمیتی نداره، این مسئله مهمـه.

1366
01:21:06,708 --> 01:21:09,601
‫ارث و آینده‌ی حرفه‌ی سیاسی من
‫بهش وابسته‌ست

1367
01:21:09,625 --> 01:21:11,809
‫چیزی یادت میاد که

1368
01:21:11,833 --> 01:21:15,250
‫مربوط به سیب حوّا باشه و
‫روش همچین شماره‌ای باشه؟

1369
01:21:20,916 --> 01:21:22,809
‫اگه چیزی یادت اومد،
‫حتماً بهم زنگ بزن

1370
01:21:22,833 --> 01:21:25,030
‫- حتماً. شک نکن
‫- ما رفتیم

1371
01:21:26,862 --> 01:21:28,976
‫« سیب حوّا »

1372
01:21:32,442 --> 01:21:33,775
‫باید همه جاش رو بگردیم

1373
01:21:38,458 --> 01:21:41,744
‫ممکنـه زیر دوخت باشه

1374
01:21:42,330 --> 01:21:44,044
یا توی بدنه‌اش جاساز شده باشه

1375
01:22:04,875 --> 01:22:06,166
‫این توخالیـه

1376
01:22:06,750 --> 01:22:08,166
‫آره. بشکنش

1377
01:22:29,811 --> 01:22:31,496
‫یادم بنداز بایگانیش کنم

1378
01:22:31,520 --> 01:22:32,728
‫بایگانیش کن

1379
01:22:33,791 --> 01:22:36,107
‫- با عقل جو در نمیاد
‫- می‌دونم

1380
01:22:36,131 --> 01:22:38,162
‫یه ثروت ۸۰ میلیون دلاری

1381
01:22:38,186 --> 01:22:39,869
‫ولی اگه سیب حوّا اون ثروت باشه و

1382
01:22:39,893 --> 01:22:43,279
‫خبری از یه کپه پول نقد
‫توی بانک سوئیس نباشه، پس چیـه؟

1383
01:22:47,109 --> 01:22:48,125
‫چیـه؟

1384
01:22:48,149 --> 01:22:50,233
‫حتماً تاریخش رو اشتباه چاپ کردن

1385
01:22:51,223 --> 01:22:54,723
‫اینجا نوشته چهارشنبه‌ی گذشته
‫درخواست کردن مقبره رو باز کنن

1386
01:22:55,430 --> 01:22:56,846
‫امکان نداره

1387
01:22:58,666 --> 01:23:02,103
‫کی واسه آدمی که هنوز زنده‌ست
تجهیزات کفن و دفن سفارش میده؟

1388
01:23:03,125 --> 01:23:06,309
‫کسی که مطمئنـه اون قراره
‫دقیقاً چه روز و ساعتی بمیره

1389
01:23:06,333 --> 01:23:07,541
‫بده من ببینم

1390
01:23:08,583 --> 01:23:11,434
‫این که کامپیوتریـه.
‫اشتباه چاپی نیست. درستـه.

1391
01:23:11,458 --> 01:23:13,976
‫کلید حل معما
‫کسیـه که اون تماس رو گرفته

1392
01:23:14,000 --> 01:23:15,583
‫خیلی‌خب. باشه. باشه

1393
01:23:19,333 --> 01:23:21,517
‫شرکت ساخت و ساز «استیل ویلز».
‫لوئیس هستم، بفرمایید.

1394
01:23:21,541 --> 01:23:24,777
‫سلام، لوئیس. من پدر جاد هستم از
‫کلیسای بانوی همیشه بردبار

1395
01:23:25,250 --> 01:23:27,476
‫- سلام
‫- سلام، لوئیس

1396
01:23:27,500 --> 01:23:29,976
‫امروز یکی از
‫تجهیزات ساختمانی‌تون اینجا بود

1397
01:23:30,000 --> 01:23:32,642
‫- یه لیفتراک برای باز کردن... مقبره
‫- آره. می‌دونم

1398
01:23:32,666 --> 01:23:35,101
‫کم پیش میاد واسه
‫باز کردن مقبره باهامون تماس بگیرن

1399
01:23:35,125 --> 01:23:36,677
‫عالیـه. می‌خواستم بدونم...

1400
01:23:36,701 --> 01:23:38,934
‫خودم به اون سفارش رسیدگی کردم.
‫رسیدگی به همه‌ی سفارش‌ها با خودمـه.

1401
01:23:38,958 --> 01:23:40,684
‫آره. لوئیس، سؤال من اینـه که...

1402
01:23:40,708 --> 01:23:42,767
‫- اینجا رو من و برادرم، جیمز، می‌چرخونیم
‫- درستـه

1403
01:23:42,791 --> 01:23:44,501
‫سفارش‌ها رو اون ثبت می‌کنه
‫ولی من بهشون رسیدگی می‌کنم

1404
01:23:44,525 --> 01:23:47,059
‫درستـه. خب، لوئیس،
‫واسه این بهت زنگ زدم که...

1405
01:23:47,083 --> 01:23:50,215
‫کلیساتون اومدم، ولی شما رو ندیدم

1406
01:23:50,239 --> 01:23:52,976
‫- نه، من تازه اومدم، نسبتاً تازه اومدم
‫- تبریک میگم

1407
01:23:53,000 --> 01:23:55,809
‫- لوئیس، یه سؤالی ازت دارم...
‫- نه، یه آدم مُسنی بود

1408
01:23:55,833 --> 01:23:58,267
‫- پدر... اسمش...
‫- مانسینیور، مانسینیور

1409
01:23:58,291 --> 01:24:00,321
‫- پدر مانسینیور، خب...
‫- لوئیس...

1410
01:24:00,345 --> 01:24:03,824
‫وقتی اومدم، داشت موعظه می‌کرد و
‫راستش رو بخواید، آدم خوبی نبود

1411
01:24:03,848 --> 01:24:06,559
‫- ولی متأسفم که...
‫- خیلی‌خب

1412
01:24:06,583 --> 01:24:09,059
‫در عین ناباوری مُرد و
‫واسه فقدان همگی شما...

1413
01:24:09,083 --> 01:24:11,559
‫آره، واقعاً مصیبت بدی برای همه بود، لوئیس

1414
01:24:11,583 --> 01:24:14,059
‫میشه... شرمنده حرفت رو قطع می‌کنم

1415
01:24:14,083 --> 01:24:16,142
‫- یه سؤالی دارم
‫- بپرس

1416
01:24:16,166 --> 01:24:19,601
‫می‌خوام بدونم کی لیفتراک رو سفارش داده

1417
01:24:19,625 --> 01:24:22,465
‫- جیمز سفارش‌ها رو ثبت می‌کنه و...
‫- جیمز اونا رو ثبت می‌کنه

1418
01:24:22,489 --> 01:24:24,767
‫- امروز دیگه نیست
‫- میشه شماره‌ی جیمز رو بدی؟

1419
01:24:24,791 --> 01:24:27,476
‫مسئله‌ی خیلی مهمیـه.
‫باید ببینیم کی اون رو سفارش داده.

1420
01:24:27,500 --> 01:24:30,934
‫- نه، نه. فکر نکنم بتونم. می‌دونی...
‫- نه، مسئله‌ی مرگ و زندگیـه

1421
01:24:30,958 --> 01:24:33,142
‫- ببخشید، پدر
‫- خیلی...

1422
01:24:33,166 --> 01:24:35,391
‫داشتم می‌گفتم،
‫کاری که از من بر میاد اینـه که

1423
01:24:35,416 --> 01:24:38,184
‫می‌تونم خبرش رو بگیرم و
‫بعدش می‌تونم بهتون...

1424
01:24:38,208 --> 01:24:39,892
‫- زنگ بزنم
‫- خودشـه. عالیـه

1425
01:24:39,916 --> 01:24:42,601
‫اگه همین الان به جیمز زنگ بزنی،
‫خیلی ممنون میشم

1426
01:24:42,625 --> 01:24:44,601
‫- مرسی، لوئیس
‫- بگو بعدش بهت خبر بده

1427
01:24:44,625 --> 01:24:46,985
‫حتماً. راستی، پدر،
‫می‌تونم یه چیزی ازتون بخوام؟

1428
01:24:47,009 --> 01:24:49,457
‫می‌دونی... الان...

1429
01:24:49,583 --> 01:24:51,142
‫فقط سریع بگو

1430
01:24:51,166 --> 01:24:54,184
‫- اولویت‌مون الان با سفارشـه
‫- بگو می‌تونه بعداً زنگ بزنه؟

1431
01:24:54,208 --> 01:24:56,513
‫پدر جاد میشه... می‌تونید...

1432
01:24:57,817 --> 01:24:58,960
‫لوئیس؟

1433
01:24:59,788 --> 01:25:01,400
‫خدایا

1434
01:25:02,250 --> 01:25:03,333
‫لوئیس؟

1435
01:25:04,543 --> 01:25:06,543
‫میشه برام دعا کنید؟

1436
01:25:11,375 --> 01:25:13,000
‫آره، حتماً

1437
01:25:14,416 --> 01:25:16,836
‫میشه بپرسم واسه چی؟

1438
01:25:18,708 --> 01:25:20,333
‫واسه مادرم

1439
01:25:22,814 --> 01:25:24,023
‫مریضـه؟

1440
01:25:24,531 --> 01:25:25,674
‫آره

1441
01:25:25,698 --> 01:25:28,396
‫توی مرکز نگهداری از بیماران صعب‌العلاجـه

1442
01:25:29,708 --> 01:25:31,245
‫متأسفم، لوئیس

1443
01:25:31,269 --> 01:25:33,483
‫دیگه باهام حرف نمی‌زنه

1444
01:25:33,507 --> 01:25:36,069
‫آخرین باری که صحبت کردیم،
‫بحث‌مون شد

1445
01:25:36,567 --> 01:25:41,517
‫تو سرش یه تومور داره که اذیتش می‌کنه و

1446
01:25:41,541 --> 01:25:45,142
‫باعث میشه حرف‌های زشتی بزنه و

1447
01:25:45,166 --> 01:25:47,441
‫من هم جوابش رو دادم،

1448
01:25:47,465 --> 01:25:52,166
‫حالا می‌ترسم این
‫آخرین مکالمه‌ی ما دوتا باشه

1449
01:25:54,833 --> 01:25:56,916
‫پدر، من...

1450
01:25:58,833 --> 01:26:02,433
‫تنهایی داره وجودم رو می‌خوره

1451
01:26:07,072 --> 01:26:09,623
‫واقعاً متأسفم، لوئیس

1452
01:26:10,083 --> 01:26:11,546
‫تو تنها نیستی

1453
01:26:12,750 --> 01:26:14,166
‫من پیشتم

1454
01:26:14,958 --> 01:26:16,166
‫من اینجام

1455
01:26:17,041 --> 01:26:18,899
‫می‌تونی اسم مادرت رو بگی؟

1456
01:26:47,458 --> 01:26:50,282
‫دعا می‌کنم باربارا
‫عشق و محبت دخترش رو حس کنه و

1457
01:26:51,314 --> 01:26:55,277
‫این باعث آرامشش بشه و
‫خدایا، برای لوئیس دعا می‌کنم

1458
01:26:56,416 --> 01:26:58,684
‫کنارش باش و خرد و
‫رهنمودت رو پیشکشش کن

1459
01:26:58,708 --> 01:27:02,125
‫اون رو در آغوش شفابخشت بگیر و
‫بذار محبتت رو احساس کنه

1460
01:27:02,666 --> 01:27:04,291
‫بذار بدونه که تنها نیست

1461
01:27:04,939 --> 01:27:08,515
‫این دعا رو به نام
‫پروردگارمون مسیح تقدیم می‌کنم. آمین

1462
01:27:09,166 --> 01:27:10,332
‫خیلی‌خب، لوئیس

1463
01:27:10,750 --> 01:27:13,476
‫شماره‌ی من رو داری.
‫شب و روز نداره، هر وقت که خواستی،

1464
01:27:13,500 --> 01:27:14,791
‫من در خدمتم

1465
01:27:15,291 --> 01:27:17,332
‫می‌تونی کلیسا هم بیای

1466
01:27:17,356 --> 01:27:18,743
‫خدا پشت و پناهت. خیلی‌خب

1467
01:27:19,041 --> 01:27:22,041
‫طوفانـه. اومدم تعطیل کنم

1468
01:27:23,791 --> 01:27:26,416
‫کلیسا با من.
‫تو کارهای اقامتگاه رو بکن.

1469
01:27:30,374 --> 01:27:32,684
‫دنبال من نیا، بلانک.
‫من دیگه نیستم.

1470
01:27:32,708 --> 01:27:34,601
‫چرا اونوقت؟

1471
01:27:34,625 --> 01:27:37,142
‫یه اتفاقی مثل داستان
‫«مسیر دمشق» برام افتاد

1472
01:27:37,166 --> 01:27:39,809
‫پولسِ رسول توی مسیرش به دمشق
متحول و دین‌دار میشه

1473
01:27:39,833 --> 01:27:42,767
‫آره، خودم می‌دونم. از آسمون
‫نور میاد و کور میشه و از این چرندیات

1474
01:27:42,791 --> 01:27:44,941
‫احتمالاً فقط التهاب ملتحمه بوده

1475
01:27:44,966 --> 01:27:48,434
‫ولی وقتی این اتفاق براش افتاد
‫در آستانه‌ی حل پرونده‌ی قتل نبود

1476
01:27:48,458 --> 01:27:50,875
‫فکر کردی اینجا داریم چیکار می‌کنیم؟

1477
01:27:51,541 --> 01:27:55,271
‫فکر می‌کنی چرا کشیش شدم؟
‫چرند تحویلم نده. جدی. چرا؟

1478
01:27:58,302 --> 01:27:59,717
عذاب وجدان داشتی

1479
01:28:00,000 --> 01:28:02,174
‫به خاطر جَوونی که کُشتی و کلیسا

1480
01:28:02,199 --> 01:28:04,983
‫جایی برای مخفی شدن و مسیری روشن

1481
01:28:05,007 --> 01:28:07,710
‫برای تجربه‌ی آمرزش داد

1482
01:28:07,844 --> 01:28:10,719
‫من از اون آدمی که
‫توی رینگ کُشتم متنفر بودم

1483
01:28:10,992 --> 01:28:12,892
‫قشنگ یادمـه،
‫می‌دونستم خیلی دووم نمیاره

1484
01:28:12,916 --> 01:28:15,184
‫اینقدری ادامه دادم تا دیدم کم آورد

1485
01:28:15,208 --> 01:28:17,892
‫یه اتفاق نبود.
‫با نفرتی که تو قلبم بود کُشتمش.

1486
01:28:17,916 --> 01:28:20,309
‫از این نمیشه مخفی شد،
‫نمیشه درستش کرد

1487
01:28:20,333 --> 01:28:24,226
‫خدا پنهون یا درمانم نکرد.
‫اون وقتی گناهکار هستم، دوستم داره.

1488
01:28:24,250 --> 01:28:26,129
‫من هم باید برای این آدما همین کار رو بکنم

1489
01:28:26,153 --> 01:28:27,809
‫نه اینجور کارآگاه‌بازی‌ها

1490
01:28:27,833 --> 01:28:29,083
‫نه، صبر کن ببینم

1491
01:28:29,297 --> 01:28:32,397
‫« بانوی همیشه بردبار »

1492
01:28:35,375 --> 01:28:37,583
‫ببخشید. با توئم، من...

1493
01:28:38,333 --> 01:28:40,226
‫میشه وقتی دارم باهات صحبت می‌کنم
‫به من نگاه کنی؟

1494
01:28:40,250 --> 01:28:42,221
‫دنبال یه قاتل می‌گردیم.
‫این که بازی نیست.

1495
01:28:42,245 --> 01:28:43,767
‫معلومـه که بازیـه!

1496
01:28:43,791 --> 01:28:45,476
‫حل کردنش، برنده شدنش

1497
01:28:45,500 --> 01:28:47,601
‫رسیدن به لحظه‌ی تیر خلاصت

1498
01:28:47,625 --> 01:28:49,062
‫حالا با کشیدن پای من به ماجرا،

1499
01:28:49,086 --> 01:28:51,517
‫داری من رو مقابل تنها هدف واقعیم
‫تو زندگی قرار میدی که

1500
01:28:51,541 --> 01:28:54,226
‫هیچ ربطی به مبارزه با شرارت و
‫به عدالت کشیدنش نداره،

1501
01:28:54,250 --> 01:28:57,517
‫هدف من خدمت و
‫هدایت‌شون به سمت مسیحـه

1502
01:28:57,541 --> 01:28:59,434
‫وگرنه چه فرقی بین من و ویکزه؟

1503
01:28:59,458 --> 01:29:01,831
‫می‌خواست جای مسیح، خودش مرکز توجه باشه

1504
01:29:02,500 --> 01:29:04,976
‫ببین، لازم نیست من رو درک کنی، بلانک

1505
01:29:05,000 --> 01:29:06,601
‫ولی ازت خواهش می‌کنم،

1506
01:29:06,625 --> 01:29:09,159
‫خواهشاً، خواهشاً، خواهشاً
‫دست از سر من بردار

1507
01:29:15,625 --> 01:29:17,517
‫- یه بار دیگه میگی؟
‫- نه

1508
01:29:17,541 --> 01:29:20,476
‫اون جا که گفتی ویکز می‌خواد
‫توجهات جای مسیح، به خودش باشه

1509
01:29:20,500 --> 01:29:22,767
‫پدر، این مسئله مهمـه

1510
01:29:22,791 --> 01:29:24,218
‫کمکم کن بفهمم!

1511
01:29:24,242 --> 01:29:28,101
‫ما اینجاییم تا به جهان خدمت کنیم،
‫نه این که به زانو در بیاریمش

1512
01:29:28,125 --> 01:29:30,392
‫- مسیح هم همین کار رو کرد
‫- خب؟

1513
01:29:30,416 --> 01:29:33,309
‫خب، وقتی ویکز می‌گفت
‫به خاطر مسیح با جهان بجنگیم،

1514
01:29:33,333 --> 01:29:36,851
‫منظورش مسیح نبود،
‫منظورش غرور خودش بود و

1515
01:29:36,875 --> 01:29:39,950
‫قدرت. من که ندیدم هیچوقت
‫راجع‌به مسیح حرفی بزنه

1516
01:29:41,833 --> 01:29:45,101
‫آره، بارها و بارها گفت
‫مسیح با قدرت قیام می‌کنه و

1517
01:29:45,125 --> 01:29:47,101
‫انتقامش رو از افراد بی‌ایمان می‌گیره

1518
01:29:47,125 --> 01:29:49,017
‫سیب حوّا همون گنجـه

1519
01:29:49,041 --> 01:29:51,517
‫«سیب حوّا به درخت بازگردانده می‌شود»

1520
01:29:51,541 --> 01:29:53,184
‫این اصلاً یعنی چی؟

1521
01:29:53,208 --> 01:29:55,625
‫بلانک، نمی‌دونم

1522
01:29:56,291 --> 01:29:57,916
‫برام اهمیتی هم نداره

1523
01:30:03,875 --> 01:30:06,684
‫جرالدینـه.
‫اومده ببینه پرونده به کجا رسیده.

1524
01:30:06,708 --> 01:30:09,392
‫ببین، پدر، حق با توئـه

1525
01:30:09,416 --> 01:30:11,476
‫این بازیِ منـه، نه تو

1526
01:30:11,500 --> 01:30:14,862
‫نظرت چیـه برگردی به اقامتگاه و
‫بذاری خودم باهاش صحبت کنم؟

1527
01:30:16,291 --> 01:30:17,500
‫ممنون

1528
01:30:18,208 --> 01:30:20,333
‫وقتی رفتی، در هم پشت سرت ببند

1529
01:30:23,999 --> 01:30:26,053
‫امیدوارم قاتلت رو پیدا کنی، بلانک

1530
01:30:26,458 --> 01:30:27,833
‫ممنون. حتماً

1531
01:30:45,250 --> 01:30:46,666
‫پدر جاد؟

1532
01:30:47,333 --> 01:30:49,142
‫- پدر جاد
‫- اینجا نیستش

1533
01:30:49,439 --> 01:30:50,439
‫بیا

1534
01:30:50,666 --> 01:30:53,875
‫می‌خوام اون اتاق‌های پشتی و
‫اون اتاقک رو بگردی

1535
01:30:55,909 --> 01:30:57,151
‫« مرد توخالی »

1536
01:30:59,166 --> 01:31:00,642
‫کتاب خوبیـه، مگه نه؟

1537
01:31:00,666 --> 01:31:02,017
‫راستش، عالیـه

1538
01:31:02,041 --> 01:31:04,434
‫مخصوصاً اونجایی که
‫گیدیون فِل راه‌حل‌های احتمالی

1539
01:31:04,458 --> 01:31:06,434
‫معمای قتل پشت در بسته رو شرح میده

1540
01:31:06,660 --> 01:31:07,679
‫آره

1541
01:31:07,703 --> 01:31:10,041
‫سه‌تا از احتمالات رو گفتی،
‫بعدش یهو جا زدی

1542
01:31:10,291 --> 01:31:12,817
‫الان که چهارمی رو خوندم،
‫دلیلش رو فهمیدم

1543
01:31:13,125 --> 01:31:15,828
‫من دوباره فیلم رو دیدم و
‫متوجه یه چیزی شدم

1544
01:31:16,463 --> 01:31:18,912
‫از لحظه‌ای که جاد وارد اتاقک میشه،

1545
01:31:19,125 --> 01:31:23,514
‫تا وقتی که اولین مُرید کلیسا
‫چشمش به داخل اتاقک میفته،

1546
01:31:24,000 --> 01:31:25,416
‫نُه ثانیه طول می‌کشه

1547
01:31:25,916 --> 01:31:28,750
‫نُه ثانیه‌ای که جاد تنها بوده و
‫کسی اون رو ندیده

1548
01:31:29,666 --> 01:31:33,500
‫کلی زمان داشته تا
‫با یه چاقوی مخفی کارش رو بکنه

1549
01:31:37,166 --> 01:31:39,059
‫همینجوری کُشته شده، مگه نه؟

1550
01:31:39,083 --> 01:31:40,475
‫هیچ حقه‌ای در کار نبوده

1551
01:31:40,791 --> 01:31:43,416
‫هیچ اتفاق عجیبی نیفتاده.
‫اینجوری اون رو کُشته.

1552
01:31:45,375 --> 01:31:46,586
‫آره

1553
01:31:48,250 --> 01:31:50,934
‫و تو می‌دونستی. تمام مدت
‫می‌دونستی و با اون بچه‌ی بدبخت

1554
01:31:50,958 --> 01:31:52,512
‫- موش و گربه بازی کردی
‫- نه

1555
01:31:52,537 --> 01:31:55,225
‫هنوز به همه‌ی جواب‌هایی که می‌خواستم نرسیدم

1556
01:31:55,250 --> 01:31:57,667
‫- اگه یکم دیگه بهم زمان بدی...
‫- نه

1557
01:31:57,692 --> 01:31:59,846
‫- اینجوری می‌تونم...
‫- نه!

1558
01:31:59,871 --> 01:32:02,288
‫من قاتلم رو پیدا کردم و بازداشتش می‌کنم

1559
01:32:03,356 --> 01:32:04,564
‫کجاست؟

1560
01:32:48,056 --> 01:32:50,577
‫« ویکز »

1561
01:33:40,583 --> 01:33:41,583
‫سم!

1562
01:34:58,291 --> 01:34:59,500
‫کی اونجاست؟

1563
01:35:04,833 --> 01:35:06,041
‫وایسا!

1564
01:35:13,625 --> 01:35:14,767
‫بلانک؟

1565
01:35:14,791 --> 01:35:15,875
‫من اینجام

1566
01:35:17,232 --> 01:35:19,595
‫گندش بزنن. جنازه‌ی کیـه؟

1567
01:35:19,619 --> 01:35:21,453
سرایدار، سمسون

1568
01:35:22,875 --> 01:35:24,944
‫چه بلایی سرش اومد؟

1569
01:35:50,324 --> 01:35:51,642
‫آره

1570
01:35:51,666 --> 01:35:52,666
‫خیلی‌خب

1571
01:35:53,208 --> 01:35:56,863
‫ویکز از لحاظ پزشکی قطعاً مُرده بود

1572
01:35:56,887 --> 01:35:59,601
‫این یکی رو دیگه مطمئنیم،
‫می‌دونی...

1573
01:35:59,625 --> 01:36:01,041
‫خواستم یادآوری کنم، درستـه؟

1574
01:36:02,333 --> 01:36:03,416
‫آره

1575
01:36:05,915 --> 01:36:09,434
‫خب، پس می‌تونم با اطمینان بگم،

1576
01:36:09,458 --> 01:36:11,867
‫آدم مُرده واسه خودش زنده نمیشه

1577
01:36:11,891 --> 01:36:14,791
‫مشخصاً این وسط ‫یه دوز و کلکی در کاره

1578
01:36:15,291 --> 01:36:16,767
‫«دوز و کلکِ زیاد»

1579
01:36:16,791 --> 01:36:20,684
‫خدایا، تو رو شکر می‌کنم!
‫ستایش و جلال از آن توست!

1580
01:36:20,708 --> 01:36:22,184
‫تو رو شکر می‌کنم!

1581
01:36:22,208 --> 01:36:26,184
‫خدایا، تو رو شکر می‌کنم!
‫ستایش و جلال از آن توست!

1582
01:36:26,208 --> 01:36:29,059
‫- اون فرزندش رو از گور بلند کرد
‫- هی، ریتز

1583
01:36:29,083 --> 01:36:30,559
‫جاده رو مسدود کن

1584
01:36:30,583 --> 01:36:33,059
‫خبرها زود پخش میشن و
‫نمی‌خوام کسی تو کارمون سرک بکشه

1585
01:36:33,083 --> 01:36:34,559
‫- ردیفـه
‫- رئیس!

1586
01:36:34,583 --> 01:36:35,476
‫چی شده؟

1587
01:36:35,500 --> 01:36:37,969
‫اون حسگر حرکتی‌ای که اونجاست
‫دوربین هم هست

1588
01:36:37,993 --> 01:36:40,145
‫ولی به جایی وصل نیست

1589
01:36:40,169 --> 01:36:41,226
‫دوربین؟

1590
01:36:41,250 --> 01:36:43,809
‫نمی‌دونم. شاید حافظه‌ی داخلی داره

1591
01:36:43,833 --> 01:36:46,295
‫نظرت چیـه ببریش واحد فنی؟

1592
01:36:46,625 --> 01:36:48,267
‫خدایا، حمد و سپاس

1593
01:36:48,291 --> 01:36:50,767
‫اون خادمش رو از مرگ برگردوند

1594
01:36:50,791 --> 01:36:53,476
‫یه لطفی در حقم می‌کنی؟
‫کل این ناحیه رو تا درختستان نوار بکش

1595
01:36:53,500 --> 01:36:54,976
‫- اطاعت میشه
‫- صحنه‌ی قتلـه

1596
01:36:55,000 --> 01:36:56,791
سرایدار مُرده

1597
01:37:08,958 --> 01:37:10,750
‫نه! خواهش می‌کنم!

1598
01:37:11,791 --> 01:37:14,267
‫- گندش بزنن
‫- نه! نه، نه، نه، نه!

1599
01:37:14,291 --> 01:37:15,767
‫یکی میاد کمک؟

1600
01:37:15,791 --> 01:37:17,851
‫- کمک بیارید! مارتا
‫- نه! نه، نه!

1601
01:37:17,875 --> 01:37:20,142
‫- مارتا، باید بیای عقب
‫- نه!

1602
01:37:20,166 --> 01:37:22,120
‫مارتا...

1603
01:37:22,867 --> 01:37:25,908
‫فرار کن توی تاریکی، قاتل!

1604
01:37:27,708 --> 01:37:29,333
‫ولی بدون که اون برگشته و

1605
01:37:29,833 --> 01:37:33,541
‫با خودش کیفر و مرگ به همراه میاره

1606
01:37:50,750 --> 01:37:52,226
‫پدر جاد هستم، بفرمایید

1607
01:37:52,398 --> 01:37:54,814
‫پدر جاد، منم لوئیس.
‫حالتون چطوره؟

1608
01:37:58,814 --> 01:38:00,578
‫آره... سلام، لوئیس

1609
01:38:00,791 --> 01:38:03,267
‫امیدوارم دیروقت نباشه، ولی
‫خودتون گفتید مسئله‌ی مرگ و زندگیـه،

1610
01:38:03,291 --> 01:38:04,976
‫واسه همین خواستم بهتون بگم که

1611
01:38:05,000 --> 01:38:07,684
‫با جیمز صحبت کردم و ‫لیفتراک رو شخصِ

1612
01:38:07,708 --> 01:38:10,333
‫مانسینیور ویکز سفارش داده بود

1613
01:38:11,231 --> 01:38:13,014
‫ایشون خودش شخصاً با جیمز صحبت کرد

1614
01:38:13,038 --> 01:38:15,892
‫امیدوارم الان دیگه
‫همه چی براتون حل و فصل شده باشه

1615
01:38:15,916 --> 01:38:19,392
‫خدا پشت و پناهتون، پدر.
‫شب خوبی داشته باشید.

1616
01:38:21,126 --> 01:38:22,642
‫حتماً

1617
01:38:22,666 --> 01:38:25,416
‫تو هم همینطور، لوئیس

1618
01:38:48,261 --> 01:38:50,892
‫« قلعه »

1619
01:38:50,916 --> 01:38:52,125
‫خدایا

1620
01:38:53,916 --> 01:38:55,000
‫بله؟

1621
01:38:56,125 --> 01:38:57,958
‫یواش‌تر، مارتا. چی؟

1622
01:39:00,750 --> 01:39:02,726
‫چی؟

1623
01:39:02,750 --> 01:39:04,774
‫- معجزه‌ست
‫- چرنده

1624
01:39:04,798 --> 01:39:07,107
‫نه، واقعاً اتفاق افتاده.
‫مارتا گفت مقبره خالیـه.

1625
01:39:07,166 --> 01:39:09,375
.به همه زنگ می‌زنم
.خودم هم دارم میرم اونجا

1626
01:39:15,291 --> 01:39:16,500
...تو

1627
01:39:17,041 --> 01:39:19,101
چیکار می‌کنی؟
تو که سیگاری نیستی

1628
01:39:19,125 --> 01:39:20,333
هستم

1629
01:39:21,166 --> 01:39:23,059
پونزده ساله سیگار می‌کشم

1630
01:39:23,083 --> 01:39:25,000
لی بهت زنگ زد؟
بهت گفت؟

1631
01:39:25,500 --> 01:39:26,708
آره

1632
01:39:27,958 --> 01:39:30,309
باشه. خب، من میرم شاهد یه معجزه باشم

1633
01:39:30,333 --> 01:39:33,416
تو هم بشین همینجا سیگار دود کن

1634
01:40:05,083 --> 01:40:06,291
خدا رو شکر

1635
01:40:07,416 --> 01:40:08,833
موفق شدیم

1636
01:40:10,833 --> 01:40:13,875
زودباش

1637
01:40:15,791 --> 01:40:17,500
...زودباش، دیگه

1638
01:40:18,333 --> 01:40:19,541
پیداش کرد

1639
01:40:23,041 --> 01:40:26,184
...خیلی‌خب. کیفیتش عالی نیست

1640
01:40:26,208 --> 01:40:27,625
عیبی نداره -
...ولی -

1641
01:40:38,458 --> 01:40:39,875
این دیگه چیـه؟

1642
01:40:46,833 --> 01:40:47,892
خیلی‌خب

1643
01:40:47,916 --> 01:40:51,434
،آره، خب، هر بار تحرکی صورت بگیره
شروع می‌کنه به ضبط کردن و

1644
01:40:51,458 --> 01:40:54,875
این کلیپ مال چهار ثانیه بعده

1645
01:41:07,041 --> 01:41:09,059
خب؟

1646
01:41:09,083 --> 01:41:11,000
اثر انگشت‌های روی ابزار باغبونی

1647
01:41:12,291 --> 01:41:15,958
.تمام پایگاه داده‌مون رو نگشتیم
.فقط مظنون‌هایی که بازجویی کردید

1648
01:41:16,666 --> 01:41:17,875
اثر انگشت پدر جاده

1649
01:41:22,750 --> 01:41:23,958
اون کجاست؟

1650
01:41:24,583 --> 01:41:26,416
واقعاً کاش می‌دونستم

1651
01:41:46,041 --> 01:41:47,875
!بلانک. بلانک

1652
01:41:48,500 --> 01:41:51,184
...من میرم. می‌خوام...می‌خوام خودمو تحویل

1653
01:41:55,625 --> 01:41:57,625
خودم رو تحویل میدم -
عمراً بذارم -

1654
01:42:03,166 --> 01:42:05,976
.کار من بود. من سمسون رو کُشتم
.گناهکارم. باید اعتراف کنم

1655
01:42:06,000 --> 01:42:07,142
بذار برم -
گوش کن -

1656
01:42:07,166 --> 01:42:09,642
بعداً همه چی رو دقیق
،برام تعریف می‌کنی، ولی فعلاً

1657
01:42:09,666 --> 01:42:11,351
چطوری برم خونه‌ی دکتر نت؟

1658
01:42:11,375 --> 01:42:12,875
دکتر نت؟ -
آره، سریع -

1659
01:42:13,375 --> 01:42:14,642
متأسفانه الکی وقت تلف کردم

1660
01:42:14,666 --> 01:42:17,000
.فقط امیدوارم کار از کار نگذشته باشه
!حالا سرت رو بیار پایین

1661
01:42:21,416 --> 01:42:23,601
.درود بر تو ای مریم، پر از نعمت
.خدا با توست

1662
01:42:23,625 --> 01:42:25,101
...میان همه زنان تو مبارک هستی

1663
01:42:25,125 --> 01:42:27,351
قربان، من برای شما و نشان‌تون احترام قائلم...

1664
01:42:27,375 --> 01:42:30,642
ولی اینجا کلیسای ماست و نمی‌خوام
،به خشونت متوسل بشم

1665
01:42:30,666 --> 01:42:34,476
.ولی اگه لازم باشه کل شب همینجا می‌مونیم
!باید اون مقبره رو ببینیم

1666
01:42:34,500 --> 01:42:36,559
واقعیـه؟ -
نمی‌ذارن رد شیم -

1667
01:42:36,583 --> 01:42:39,166
باید ببینم

1668
01:42:39,875 --> 01:42:41,791
خواهش می‌کنم. باید ببینم

1669
01:42:59,541 --> 01:43:00,750
دکتر نت؟

1670
01:43:35,625 --> 01:43:37,833
خدایا

1671
01:43:38,583 --> 01:43:40,000
این چه بوییـه؟

1672
01:43:45,375 --> 01:43:47,000
فقط همینجا وایسا

1673
01:43:49,041 --> 01:43:50,125
بلانک

1674
01:43:50,666 --> 01:43:51,750
بله

1675
01:43:56,708 --> 01:43:58,125
وای خدا

1676
01:44:11,333 --> 01:44:12,416
درستـه

1677
01:44:14,083 --> 01:44:18,750
...خدایا، چقدر

1678
01:44:30,166 --> 01:44:31,309
ویکز

1679
01:44:31,333 --> 01:44:33,500
آره، این...خودشـه

1680
01:44:34,375 --> 01:44:35,791
اون...؟ -
آره -

1681
01:44:36,500 --> 01:44:39,958
البته تا جایی که عقلم قد میده

1682
01:44:42,583 --> 01:44:44,708
...بذار ببینم. بیا

1683
01:44:48,000 --> 01:44:49,250
خیلی‌خب

1684
01:44:50,750 --> 01:44:53,142
احتمالاً یکم ناجور شه

1685
01:44:53,166 --> 01:44:54,791
یعنی بیشتر از این

1686
01:45:30,333 --> 01:45:31,416
دکتر نت

1687
01:45:32,666 --> 01:45:35,500
خودشـه. البته...چیزی که ازش باقی مونده

1688
01:46:02,575 --> 01:46:04,475
« پنتوباربیتال »

1689
01:46:08,500 --> 01:46:10,500
...جرالدین، من...بلانک هستم

1690
01:46:11,625 --> 01:46:13,851
آره، همینجاست

1691
01:46:13,875 --> 01:46:15,434
گوش کن

1692
01:46:15,458 --> 01:46:17,684
باید بیای خونه‌ی دکتر نت

1693
01:46:17,708 --> 01:46:21,125
یه جسد هست. البته دوتا

1694
01:46:22,250 --> 01:46:23,666
همه چی اینجاست

1695
01:46:24,166 --> 01:46:27,041
آره، آره. تموم شد. آره

1696
01:46:28,166 --> 01:46:29,666
بهت زنگ می‌زنم

1697
01:46:30,958 --> 01:46:32,851
پدر جاد. وایسا، وایسا

1698
01:46:32,875 --> 01:46:35,000
.من سمسون رو کُشتم
.باید خودم رو تحویل بدم

1699
01:46:35,625 --> 01:46:38,250
،باید با پای خودم برم
وگرنه هیچ ارزشی نداره

1700
01:46:58,000 --> 01:47:00,125
میشه با جرالدین تماس بگیرید؟

1701
01:47:00,625 --> 01:47:03,458
بگید پدر جاد برگشته کلیسا و
آماده‌ست اعتراف کنه

1702
01:47:20,041 --> 01:47:22,809
پدر جاد. اومدم شما رو به جرم قتل

1703
01:47:22,833 --> 01:47:25,142
مانسینیور جفرسون ویکز و
سمسون هولت بازداشت کنم

1704
01:47:25,166 --> 01:47:29,392
ضمناً شما مظنون اصلی پرونده‌ی قتل
دکتر ناتانیل شارپ هم هستید

1705
01:47:29,416 --> 01:47:30,833
نت مُرده؟

1706
01:47:32,041 --> 01:47:33,333
توی خونه‌اش به قتل رسیده

1707
01:47:34,333 --> 01:47:36,833
جسد ویکز رو هم پیدا کردیم. همه چی تمومـه

1708
01:47:37,333 --> 01:47:40,517
هر چی که بگی در دادگاه علیه‌ات استفاده میشه

1709
01:47:40,541 --> 01:47:43,226
،ولی اگه می‌خوای اعتراف کنی

1710
01:47:43,250 --> 01:47:46,083
اینجا جای خیلی خوبیـه

1711
01:47:48,250 --> 01:47:49,333
آره

1712
01:47:52,375 --> 01:47:54,184
،چندین سال پیش

1713
01:47:54,208 --> 01:47:56,625
من یه نفر رو توی رینگ بوکس به قتل رسوندم

1714
01:47:58,333 --> 01:48:00,375
وقتی کُشتمش، قلبم آکنده از نفرت بود

1715
01:48:02,500 --> 01:48:05,916
...دیشب همین نفرت برگشت به وجودم و از روی

1716
01:48:06,875 --> 01:48:09,041
...ترس و عصبانیت، من

1717
01:48:09,125 --> 01:48:11,416
<font color="#00f300">♪ The Phantom of The Opera  - Overture ♪</font>

1718
01:48:13,500 --> 01:48:17,601
،شرمنده. خیلی پیازداغش رو زیاد کردم
ولی باید دهنت رو می‌بستم

1719
01:48:17,625 --> 01:48:19,934
...نه. پدر جاد -
الان می‌خواستم به همه توضیح بدم -

1720
01:48:19,958 --> 01:48:21,767
بشین و گوش کن -
حرف نزن -

1721
01:48:21,791 --> 01:48:24,809
...بذار بگه. داشتی می‌گفتی
...گفتی که دیشب

1722
01:48:24,833 --> 01:48:27,226
...از روی ترس و عصبانیت -
می‌خواستم اعتراف کنم -

1723
01:48:27,250 --> 01:48:30,392
!در برابر صدای پروردگار سکوت کنید

1724
01:48:30,416 --> 01:48:35,392
بنشینید و نظاره‌گر شرارت و
ننگ گناهکارانی باشید که

1725
01:48:35,416 --> 01:48:38,250
!در برابر همگی‌تان نمایان میشه

1726
01:48:51,000 --> 01:48:54,125
چیکار می‌کنی؟

1727
01:48:57,208 --> 01:49:00,476
اجازه بدید با قتل ویکز شروع کنیم

1728
01:49:00,500 --> 01:49:03,333
همینجا توی جمعه‌ی نیک

1729
01:49:04,041 --> 01:49:05,875
جنایت غیرممکن

1730
01:49:07,250 --> 01:49:09,934
جرالدین، استنتاجت درست بود

1731
01:49:09,958 --> 01:49:14,184
وقتی مانسینیور توی اون اتاقک
از حال رفت، هنوز زنده بود

1732
01:49:14,208 --> 01:49:16,333
حتی هنوز چاقو هم نخورده بود

1733
01:49:17,333 --> 01:49:20,809
،داخل فلاسکی که توی جعبه فیوز قایم کرده بود

1734
01:49:20,833 --> 01:49:24,601
یه آرام‌بخش خیلی قوی ریخته شده بود

1735
01:49:24,625 --> 01:49:26,476
اون ازش خورد

1736
01:49:26,500 --> 01:49:28,434
خودش رو جمع و جور کرد

1737
01:49:28,458 --> 01:49:31,726
بعد ظرف چند دقیقه بیهوش افتاد زمین

1738
01:49:31,750 --> 01:49:34,767
صدای تقِ فلز

1739
01:49:34,791 --> 01:49:36,684
در این وهله بی‌دفاع بود و

1740
01:49:36,708 --> 01:49:40,125
بهترین فرصت برای قاتل بود که
وارد اتاقک بشه و

1741
01:49:40,708 --> 01:49:42,375
ضربه‌ی مرگبار رو وارد کنه

1742
01:49:43,000 --> 01:49:44,208
من...همه‌ی اینا رو گفتم

1743
01:49:44,791 --> 01:49:45,684
پدر جاد

1744
01:49:45,708 --> 01:49:48,601
،نه. وقتی پیداش کردم
چاقو توی بدنش بود

1745
01:49:48,625 --> 01:49:50,267
یه چیزی تو کمرشـه

1746
01:49:50,291 --> 01:49:53,392
پس چطوری؟ کِی؟
غیرممکنـه. خودم دیدم

1747
01:49:53,416 --> 01:49:54,875
تو چی دیدی؟

1748
01:49:56,083 --> 01:49:57,559
سر شیطان سرخ

1749
01:49:57,583 --> 01:50:00,851
خونی که فرض کردی مال ویکزه

1750
01:50:00,875 --> 01:50:03,125
من این معما رو برات حل کردم. متوجه شدی؟

1751
01:50:04,375 --> 01:50:05,726
ایل دیاولو

1752
01:50:05,750 --> 01:50:07,333
پیتزافروشیـه. عکسـه

1753
01:50:08,666 --> 01:50:10,666
،فکر کردی متوجه شدی

1754
01:50:11,208 --> 01:50:13,184
ولی نه، یه چیز دیگه هم بود

1755
01:50:13,208 --> 01:50:15,476
یه چراغ مشابه اونجا بود

1756
01:50:15,500 --> 01:50:18,375
یه سر شیطان مشابه

1757
01:50:19,708 --> 01:50:20,791
آره

1758
01:50:23,791 --> 01:50:25,416
اون هم سر جاش نبود

1759
01:50:26,041 --> 01:50:27,517
دوتا شیطان

1760
01:50:27,541 --> 01:50:28,934
آره

1761
01:50:28,958 --> 01:50:30,166
چرا دوتا؟

1762
01:50:31,041 --> 01:50:32,726
و چرا قرمز بودن؟

1763
01:50:32,750 --> 01:50:34,226
ولی قرمز نبود. الان قرمزه

1764
01:50:34,250 --> 01:50:37,059
همون رنگ رداهای جمعه‌ی نیک

1765
01:50:37,083 --> 01:50:42,083
دقیقاً رنگ نخ‌های مرموزی که
توی اتاقک پیدا شدن

1766
01:50:42,791 --> 01:50:46,642
چون سر شیطان دوم
تمام مدت همونجا بوده

1767
01:50:46,666 --> 01:50:49,059
دوخته شده بوده پشت رداش

1768
01:50:49,083 --> 01:50:50,434
توخالی، سبک و

1769
01:50:50,458 --> 01:50:52,541
پر از مقدار کمی خون که

1770
01:50:53,125 --> 01:50:56,041
با فشار یه کنترل ریخت بیرون

1771
01:50:57,000 --> 01:51:00,267
دقیقاً توی لحظه‌ی مناسب

1772
01:51:00,291 --> 01:51:01,291
مانسینیور؟

1773
01:51:02,500 --> 01:51:03,500
دکتر

1774
01:51:05,125 --> 01:51:06,476
یه فرد باصلاحیت که

1775
01:51:06,500 --> 01:51:10,101
می‌تونه صبر کنه جسد رو پیدا کنی و
بعدش کنترل اوضاع رو دست بگیره

1776
01:51:10,125 --> 01:51:11,392
یه چیزی تو کمرشـه

1777
01:51:11,416 --> 01:51:13,041
صبر کن. بهش دست نزن

1778
01:51:15,333 --> 01:51:17,750
صبر می‌کنه یه لحظه حواس همه پرت بشه و

1779
01:51:20,333 --> 01:51:22,333
سریع زهر خودشو می‌ریزه

1780
01:51:23,833 --> 01:51:25,142
،آخرین کاری که باید بکنه

1781
01:51:25,166 --> 01:51:29,559
اینـه که فلاسک پر از دارو رو برداره

1782
01:51:29,583 --> 01:51:32,416
ولی پیداش نمی‌کرد. اونجا نبود

1783
01:51:33,541 --> 01:51:35,809
تنها ایراد توی نقشه‌اش

1784
01:51:35,833 --> 01:51:39,708
حاصل لحظه‌ای ترحم احمقانه
از جانب پدر جاد که

1785
01:51:40,291 --> 01:51:44,892
فلاسک رو قایم کرد تا
کسی نفهمه ویکز مشروب می‌خورده و

1786
01:51:44,916 --> 01:51:47,750
بعداً برگشت تا ببرتش

1787
01:51:50,083 --> 01:51:51,291
خدای من

1788
01:51:51,791 --> 01:51:53,017
نت

1789
01:51:53,041 --> 01:51:54,250
دلیلش چی بوده؟

1790
01:51:54,750 --> 01:51:57,059
ویکز می‌خواست زندگی همه رو نابود کنه

1791
01:51:57,083 --> 01:51:58,767
می‌خواست به خاک سیاه بشونتش

1792
01:51:58,791 --> 01:52:01,684
.نه. دلیل مهمتر رو میگم
.دلیل اینکه اومدی اینجا

1793
01:52:01,708 --> 01:52:04,184
این نقشه‌های پیچیده‌ی عجیب برای چی بوده؟

1794
01:52:04,208 --> 01:52:07,142
این کارهای نمایشی؟ جرم غیرممکن؟

1795
01:52:07,166 --> 01:52:08,375
دلیلش چی بوده؟

1796
01:52:09,041 --> 01:52:10,309
دقیقاً

1797
01:52:10,333 --> 01:52:12,833
،خب، پس...اگه دکتر نت ویکز رو کُشته

1798
01:52:13,375 --> 01:52:14,434
پس کی نت رو کُشته؟

1799
01:52:14,458 --> 01:52:16,291
خب، الان به اون هم می‌رسیم

1800
01:52:17,000 --> 01:52:19,809
این یه معمای در بسته‌ی پیچیده

1801
01:52:19,833 --> 01:52:23,267
با یه سری ماسماسک و سرنخ نیست

1802
01:52:23,291 --> 01:52:26,767
بلکه توطئه‌ی خیلی بزرگتری در کاره که

1803
01:52:26,791 --> 01:52:31,934
ریشه در پایه و بنای این کلیسا داره

1804
01:52:31,958 --> 01:52:33,767
،توطئه‌ای که به خاطرش من

1805
01:52:33,791 --> 01:52:37,101
،مردی که کوچکترین باور و اعتقادی ندارم

1806
01:52:37,125 --> 01:52:40,041
وارد حیطه‌ی ایمان شدم

1807
01:52:41,666 --> 01:52:43,500
،برای حل این پرونده

1808
01:52:44,541 --> 01:52:48,684
باید باور غلطی که در حال
شکل‌گیری بود رو درک می‌کردم

1809
01:52:48,708 --> 01:52:51,601
،نباید میفتادم دنبال صحت و سقم بودن ماجرا

1810
01:52:51,625 --> 01:52:54,101
بلکه باید با تمام پوست و استخونم

1811
01:52:54,125 --> 01:52:57,250
ماهیت اصلی تبعات این اتفاق رو درک می‌کردم

1812
01:53:00,541 --> 01:53:01,958
یه کشیش مقدس

1813
01:53:02,708 --> 01:53:08,184
،که نه به دست آدمی
بلکه توسط خود شیطان کُشته شده

1814
01:53:08,208 --> 01:53:11,625
،توی مقبره‌ی مهر و موم شده‌ی پدرش دفن شده

1815
01:53:12,208 --> 01:53:13,625
،ولی به اراده‌ی خداوند

1816
01:53:14,333 --> 01:53:16,017
از مرگ برمی‌گرده

1817
01:53:16,041 --> 01:53:18,101
به عنوان موجودی جدید

1818
01:53:18,125 --> 01:53:20,184
،که دیگه انسانی جایزالخطا نیست

1819
01:53:20,208 --> 01:53:24,041
بلکه تبدیل شده به نماد
قدرت خداوند در کنترل مرگ

1820
01:53:26,000 --> 01:53:27,625
عدالتش در حق افراد پاکدامن

1821
01:53:28,125 --> 01:53:30,375
انتقامی که از افراد پلید می‌گیره

1822
01:53:33,166 --> 01:53:37,059
،خیلی‌خب. حالا بگو ببینم
واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

1823
01:53:37,083 --> 01:53:39,142
آره. آره

1824
01:53:39,166 --> 01:53:43,059
دیگه وقتشـه پرده از این دروغ‌های مضحکِ

1825
01:53:43,083 --> 01:53:47,142
معجزه و رستاخیز بردارم و
حقیقت اصلی رو نمایان کنم

1826
01:53:47,166 --> 01:53:49,642
وقتشـه که بنوا بلانک

1827
01:53:49,666 --> 01:53:52,750
تیر خلاص رو به معماهای ایمان بزنه

1828
01:54:21,291 --> 01:54:23,291
بلانک، تو...حالت خوبـه؟

1829
01:54:25,416 --> 01:54:26,625
دمشق

1830
01:54:27,666 --> 01:54:28,875
دمشق؟

1831
01:54:30,250 --> 01:54:33,351
یعنی...ماجرای مسیر دمشق رو میگی؟

1832
01:54:33,375 --> 01:54:35,250
آره، آره. همون دمشق

1833
01:54:38,791 --> 01:54:40,416
لعنتی

1834
01:54:41,291 --> 01:54:42,375
بلانک؟

1835
01:54:58,916 --> 01:55:00,541
نمی‌تونم این پرونده رو حل کنم

1836
01:55:04,500 --> 01:55:05,500
چی؟

1837
01:55:06,583 --> 01:55:09,434
بنوا بلانک، داری میگی که در نهایت

1838
01:55:09,458 --> 01:55:12,476
به این نتیجه رسیدی که
مانسینیور ویکز از مرگ برگشته؟

1839
01:55:12,500 --> 01:55:13,976
که معجزه شده؟

1840
01:55:14,000 --> 01:55:18,125
گفتم نمی‌تونم این پرونده رو حل کنم

1841
01:55:19,666 --> 01:55:20,750
همین کافیـه

1842
01:55:21,250 --> 01:55:22,250
ممنون

1843
01:55:24,458 --> 01:55:25,541
بلانک؟

1844
01:55:26,250 --> 01:55:28,726
،اگه می‌دونی واقعاً چی شده
باید به همه بگی

1845
01:55:28,750 --> 01:55:32,517
الان مثلاً نمی‌خوای به ایمان‌مون
ضربه بزنی یا داری احترام می‌ذاری؟

1846
01:55:32,541 --> 01:55:34,809
چون حقمونـه حقیقت رو بدونم

1847
01:55:34,833 --> 01:55:36,250
همچین قصدی ندارم

1848
01:55:37,625 --> 01:55:39,250
باید حقیقت رو بدونم

1849
01:55:40,541 --> 01:55:42,892
...نمیشه فقط

1850
01:55:42,916 --> 01:55:45,791
همه چی رو روشن کنی؟
مگه هدف از این کارهات همین نیست؟

1851
01:55:48,583 --> 01:55:51,601
راستی میشه یه معرفی‌نامه
واسه کتابم بنویسی؟

1852
01:55:51,625 --> 01:55:53,333
چی...نه

1853
01:55:53,958 --> 01:55:56,500
.باشه. خیلی‌خب
.نمایش تموم شد. همه بیرون

1854
01:55:57,333 --> 01:55:59,750
بیرون. بیرون

1855
01:56:00,458 --> 01:56:02,166
میشه لطفاً عقب وایسید؟

1856
01:56:06,750 --> 01:56:09,642
یه فصل دیگه اضافه می‌کنم و...بعدش حاضره

1857
01:56:09,666 --> 01:56:12,059
آماده‌ی چاپ میشیم. آلن، اعتماد کن

1858
01:56:12,083 --> 01:56:14,708
.به «رندوم هاوس» و بقیه زنگ بزن
.حسابی می‌گیره

1859
01:56:17,833 --> 01:56:21,767
اینجا شاهد معجزه‌ای بودیم که خود شخص
بنوا بلانک بهش مهر تأیید زده

1860
01:56:21,791 --> 01:56:25,184
تمام دنیا از اتفاقی که امروز
توی چیمنی راک افتاده خبردار میشه

1861
01:56:25,208 --> 01:56:29,267
.خودتون می‌تونید ببینید
...کانال یوتیوبم رو دنبال کنید

1862
01:56:29,291 --> 01:56:30,500
عجب بلبشویی

1863
01:56:32,000 --> 01:56:34,416
لابد الان پدر جاد رو دستگیر می‌کنن

1864
01:56:35,000 --> 01:56:36,083
آره

1865
01:56:37,041 --> 01:56:38,666
گمونم همینطوره

1866
01:56:44,833 --> 01:56:46,333
این دیگه چه کاری بود؟

1867
01:56:46,875 --> 01:56:48,875
مسیر دمشق

1868
01:56:49,583 --> 01:56:52,059
حقیقت یهو خورد توی صورتم

1869
01:56:52,083 --> 01:56:53,976
پس چی؟ دیگه حقایق به یه‌ورتن؟

1870
01:56:54,000 --> 01:56:56,601
حالا معتقدی خدا و تمام این خزعبلات واقعیـه؟

1871
01:56:56,625 --> 01:56:58,517
نه، نه. خدا که ساختگیـه

1872
01:56:58,541 --> 01:57:00,541
...چیزی که متحولم کرد

1873
01:57:01,625 --> 01:57:03,041
پدر جاد بود

1874
01:57:04,500 --> 01:57:06,916
بهم یاد داد ترحم نشون بدم

1875
01:57:09,583 --> 01:57:11,416
ترحم نسبت به دشمنم

1876
01:57:15,166 --> 01:57:16,541
نسبت به ضعفا

1877
01:57:19,000 --> 01:57:20,625
...نسبت به کسایی که

1878
01:57:21,416 --> 01:57:22,541
،اصلاً لایقش نیستن

1879
01:57:24,625 --> 01:57:26,041
ولی خیلی بهش نیاز دارن

1880
01:57:31,291 --> 01:57:32,500
در حق گناهکاران

1881
01:57:33,083 --> 01:57:34,166
آقای بلانک

1882
01:57:34,833 --> 01:57:36,458
شما حقیقت رو می‌دونید

1883
01:57:37,041 --> 01:57:39,041
بله، می‌دونم

1884
01:57:40,583 --> 01:57:43,976
ولی الان خودتون رو زدید به خریّت

1885
01:57:44,000 --> 01:57:46,625
تا با پای خودتون بیاید و اعتراف کنید

1886
01:57:47,916 --> 01:57:50,476
حالا بهتره حرف‌تون رو بزنید. سریع

1887
01:57:50,500 --> 01:57:51,708
ممنونم

1888
01:57:55,583 --> 01:57:57,000
پدر جاد

1889
01:58:04,000 --> 01:58:05,184
چیکار کنم؟

1890
01:58:05,208 --> 01:58:07,101
کاری که توی خونتـه

1891
01:58:07,125 --> 01:58:08,541
کشیشش باش

1892
01:58:09,041 --> 01:58:10,458
اعترافش رو گوش کن

1893
01:58:19,125 --> 01:58:21,184
پدر، مرا ببخش چرا که مرتکب گناه شده‌ام

1894
01:58:21,208 --> 01:58:23,416
از آخرین اعترافم یک هفته می‌گذره

1895
01:58:27,916 --> 01:58:32,750
به خودم قبولوندم که نیّتم خیر بوده

1896
01:58:34,125 --> 01:58:35,541
...ولی راستش همه چی

1897
01:58:36,375 --> 01:58:39,458
با یه دروغ شروع شد

1898
01:58:40,416 --> 01:58:41,500
پرنتیس

1899
01:58:43,041 --> 01:58:44,041
پرنتیس

1900
01:58:45,625 --> 01:58:48,625
توی آخرین عشای ربانیش اون رو دیدم

1901
01:58:52,500 --> 01:58:54,625
این سیب حوّاست، مارتا

1902
01:58:55,208 --> 01:58:57,416
تمام ثروت نفرین‌شده‌ام

1903
01:58:57,916 --> 01:59:00,392
تمام گناهان دنیا

1904
01:59:00,416 --> 01:59:02,333
هر چی که حوّا بهش طمع داشت

1905
01:59:03,000 --> 01:59:04,625
همه رو این داخل حبس کردم

1906
01:59:05,208 --> 01:59:08,625
دیگه نمی‌ذارم بیفته دست افراد شرور

1907
01:59:09,416 --> 01:59:11,333
بدن مسیح

1908
01:59:24,458 --> 01:59:27,875
اون جواهر رو با خودش به گور برد

1909
01:59:30,625 --> 01:59:35,291
من سوگند خوردم از این رازش حفاظت می‌کنم

1910
01:59:36,708 --> 01:59:40,684
ولی گریس فهمیده بود که
اون الماس رو خریده

1911
01:59:40,708 --> 01:59:42,059
نمی‌دونم چطوری

1912
01:59:42,083 --> 01:59:43,916
اون برندهای باکلاس رو می‌شناخت

1913
01:59:45,166 --> 01:59:48,559
می‌دونست توی یه جعبه‌ی زینتی گرون‌قیمت که

1914
01:59:48,583 --> 01:59:50,809
ارزش خودش حدود ۲۰ هزار دلاره، چی می‌فروشن

1915
01:59:50,833 --> 01:59:54,976
توش یه سنگ بنجل یا مسیح پلاستیکی نمی‌ذارن، نه

1916
01:59:55,000 --> 01:59:57,166
مال یه چیز تراش‌خورده‌ست که
واسه خودش یه گنجـه

1917
01:59:58,250 --> 01:59:59,392
یه جواهر

1918
01:59:59,416 --> 02:00:02,184
ولی نمی‌دونست کجا قایمش کرده

1919
02:00:02,208 --> 02:00:03,708
...پس اون شب

1920
02:00:06,166 --> 02:00:08,291
از سر عصبانیت به کلیسا بی‌حرمتی نکرد

1921
02:00:08,875 --> 02:00:11,976
نه، دنبال جواهری می‌گشت که قایم کرده

1922
02:00:12,000 --> 02:00:15,500
بعد از یه زندگی تلخ عاری از امید

1923
02:00:16,041 --> 02:00:19,125
،توی زندانی ننگین از قضاوت‌های دیگران

1924
02:00:19,625 --> 02:00:21,625
اون تنها راه خلاصیش بود

1925
02:00:22,625 --> 02:00:24,041
دختر بیچاره

1926
02:00:25,583 --> 02:00:27,416
مارتا، تو چی بهش گفتی؟

1927
02:00:29,541 --> 02:00:31,434
می‌دونم کجا قایمش کرده

1928
02:00:31,458 --> 02:00:33,559
هیچوقت دستت بهش نمی‌رسه

1929
02:00:33,583 --> 02:00:35,000
هرزه‌ی تن‌فروش

1930
02:00:40,208 --> 02:00:42,125
کجاست؟

1931
02:00:44,833 --> 02:00:47,208
کجاست، کثافت؟

1932
02:00:48,208 --> 02:00:51,351
من راز سیب حوّا رو

1933
02:00:51,375 --> 02:00:55,958
شصت سال پیش خودم نگه داشتم

1934
02:00:57,125 --> 02:00:59,750
بار سنگینِ روی دوشم

1935
02:01:00,958 --> 02:01:01,892
...تا اینکه

1936
02:01:01,916 --> 02:01:03,166
...تا اینکه

1937
02:01:05,166 --> 02:01:07,309
ترغیبت کردم اعتراف کنی

1938
02:01:07,333 --> 02:01:10,708
،من هم با شهامت هر چه تمام‌تر

1939
02:01:11,750 --> 02:01:13,166
اعتراف کردم

1940
02:01:16,750 --> 02:01:18,375
ولی به کشیش اشتباه

1941
02:01:22,583 --> 02:01:24,684
الان وقت زیادی نداریم

1942
02:01:24,708 --> 02:01:26,767
،یکشنبه‌ی پیش توی اقامتگاه

1943
02:01:26,791 --> 02:01:30,017
ورا راز ویکز رو فاش کرد و
تو درباره‌ی سای فهمیدی

1944
02:01:30,041 --> 02:01:33,059
گمراهیش برام قابل‌قبول بود

1945
02:01:33,083 --> 02:01:36,791
،ولی با ادامه‌ی حرف‌هاش
یه چیزی برام روشن شد

1946
02:01:37,708 --> 02:01:39,916
قضیه خیلی بزرگتر از این حرف‌هاست

1947
02:01:40,416 --> 02:01:44,833
اون پسر وحشتناک رو
با آغوش باز پذیرفته بود

1948
02:01:46,541 --> 02:01:48,726
اونجا بود که شک کردم

1949
02:01:48,750 --> 02:01:51,184
واسه همین زنگ زدی شرکت ساخت و ساز

1950
02:01:51,208 --> 02:01:52,625
ممنون، جیمز

1951
02:01:54,875 --> 02:01:56,083
بعد مطمئن شدم

1952
02:01:57,000 --> 02:02:00,476
.اون تجهیزات رو سفارش داده بود
می‌خواست مقبره رو باز کنه تا

1953
02:02:00,500 --> 02:02:06,392
الماس رو از روی طمع و
عطش قدرت بدزده

1954
02:02:06,416 --> 02:02:10,875
،با این کار گناه فسادپرور سیب حوّا آشکار

1955
02:02:11,541 --> 02:02:14,017
و کلیسامون نابود می‌شد؛

1956
02:02:14,041 --> 02:02:18,726
به خاطر تمام چیزهایی که
پرنتیس بهم گوشزد کرده بود

1957
02:02:18,750 --> 02:02:20,166
من مأیوسش کردم

1958
02:02:22,750 --> 02:02:23,958
،تمام عمرم

1959
02:02:24,583 --> 02:02:27,916
من آدم بده نبودم. آدم خوبی بودم

1960
02:02:28,500 --> 02:02:30,142
باایمان بودم

1961
02:02:30,166 --> 02:02:32,791
به کلیسا خدمت و ازش مراقبت کردم

1962
02:02:33,416 --> 02:02:36,559
،اگه توی وظیفه‌ام شکست می‌خوردم
زندگیم پوچ و واهی می‌شد

1963
02:02:36,583 --> 02:02:37,726
متوجهم

1964
02:02:37,750 --> 02:02:40,434
...این تنها رسالتم بود و

1965
02:02:40,458 --> 02:02:41,875
نمی‌تونستم انجامش بدم

1966
02:02:42,958 --> 02:02:44,166
...مگر اینکه

1967
02:02:48,166 --> 02:02:49,166
...مگر اینکه

1968
02:02:51,833 --> 02:02:55,642
مگر اینکه زودتر جواهر رو بدزدم و

1969
02:02:55,666 --> 02:02:57,416
برای همیشه شرّش رو کم کنم

1970
02:02:58,416 --> 02:02:59,892
،و در عین حال

1971
02:02:59,916 --> 02:03:04,226
ویکز رو در قالب یه قدیس
با یه معجزه از مرگ برگردونم

1972
02:03:04,250 --> 02:03:07,666
،نه انسانی جایزالخطا
بلکه نمادی که

1973
02:03:08,500 --> 02:03:10,500
کلیسام رو نجات می‌داد

1974
02:03:11,666 --> 02:03:14,208
فقط یه معجزه لازم بود

1975
02:03:15,583 --> 02:03:17,416
واسه همین نقشه‌ام رو کشیدم

1976
02:03:18,416 --> 02:03:22,500
مرگ ویکز باید تبدیل می‌شد
به یه معمای مذهبی

1977
02:03:23,291 --> 02:03:26,375
غیرقابل‌حل و الهی

1978
02:03:27,375 --> 02:03:29,125
ولی تنهایی از پسش برنمیومدی

1979
02:03:29,833 --> 02:03:30,916
نه

1980
02:03:32,458 --> 02:03:34,083
گفتم برم سراغ یه آدم ضعیف

1981
02:03:34,666 --> 02:03:35,934
مستأصل

1982
02:03:35,958 --> 02:03:38,767
کسی که برای نجات کلیسا
به حرفم گوش میده و

1983
02:03:38,791 --> 02:03:41,375
،برای حفظ آبروش
تا آخر خط باهام میاد

1984
02:03:41,958 --> 02:03:45,976
کسی که به آرام‌بخش‌های پزشکی هم دسترسی داشت

1985
02:03:46,000 --> 02:03:48,041
آره. این هم بود

1986
02:03:51,458 --> 02:03:54,416
همه چیز طبق نقشه پیش رفت

1987
02:03:56,000 --> 02:03:58,142
خدای من

1988
02:03:58,166 --> 02:03:59,309
خودبینی کورم کرده بود

1989
02:03:59,333 --> 02:04:00,750
کارم وحشتناک بود

1990
02:04:01,291 --> 02:04:02,416
مارتا

1991
02:04:03,041 --> 02:04:05,500
درک می‌کنم. باور کن درک می‌کنم

1992
02:04:06,083 --> 02:04:07,976
ادامه بده. من اینجام

1993
02:04:08,000 --> 02:04:10,375
فکر نمی‌کردم چنین
بهای سنگینی داشته باشه

1994
02:04:11,458 --> 02:04:13,291
من رو ببخش، سمسون

1995
02:04:13,833 --> 02:04:16,309
سمسون قوی و وفادارم

1996
02:04:16,333 --> 02:04:18,875
سمسون. اون تابوت‌ها رو می‌ساخت

1997
02:04:21,541 --> 02:04:23,833
لعنتی

1998
02:04:24,625 --> 02:04:26,041
دوباره زنده میشی

1999
02:04:27,000 --> 02:04:28,892
همه چی درست میشه

2000
02:04:28,916 --> 02:04:30,541
دوباره زنده میشی

2001
02:04:31,125 --> 02:04:33,375
همه چی درست میشه

2002
02:04:35,416 --> 02:04:36,625
قول میدم

2003
02:04:37,333 --> 02:04:40,601
نمی‌دونست چرا داریم این کار رو می‌کنیم

2004
02:04:40,625 --> 02:04:43,458
برای تو هر کاری می‌کنم، فرشته‌ی من

2005
02:04:44,208 --> 02:04:45,375
ولی بهم اعتماد داشت

2006
02:04:45,875 --> 02:04:47,708
چون دوستم داشت

2007
02:04:48,375 --> 02:04:50,500
خدایا

2008
02:04:55,250 --> 02:04:57,083
چطوری کار به اینجا کشید؟

2009
02:04:59,750 --> 02:05:01,809
قرار بود خیلی ساده پیش بره

2010
02:05:01,833 --> 02:05:03,791
دکتر علامت میده

2011
02:05:03,815 --> 02:05:14,815
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

2012
02:05:16,208 --> 02:05:18,625
سمسون جواهر رو برمی‌داره و

2013
02:05:19,875 --> 02:05:22,708
درِ لازاروسی بالاخره به یه دردی می‌خوره

2014
02:05:26,875 --> 02:05:30,166
همه چی طبق نقشه
توسط دوربین‌ها ضبط میشه

2015
02:05:30,791 --> 02:05:33,583
دکتر نت جسد ویکز رو می‌ذاره
پشت وانتش و

2016
02:05:34,500 --> 02:05:37,892
توی ماده‌ی متعفن زیرزمینش
اون رو نابود می‌کنه

2017
02:05:37,916 --> 02:05:42,059
فرداش هم سمسون داستان قدیسِ
از مرگ برگشته رو تعریف و

2018
02:05:42,083 --> 02:05:46,142
سخنان متبرکش به سرایدار وفادارش رو

2019
02:05:46,166 --> 02:05:49,000
قبل از اینکه برگرده بهشت، منتقل می‌کنه

2020
02:05:49,666 --> 02:05:51,083
یه معجزه

2021
02:05:51,666 --> 02:05:53,500
نقشه‌ی بی‌نقصی بود

2022
02:05:55,416 --> 02:05:57,601
من قرار نبود اونجا باشم

2023
02:05:57,625 --> 02:05:59,666
دقیقاً همینطوره

2024
02:06:00,458 --> 02:06:04,767
،وقتی جسد سمسون رو پیدا کردی
فهمیدی چی شده؟

2025
02:06:04,791 --> 02:06:06,559
یه حدسی داشتم

2026
02:06:06,583 --> 02:06:08,583
!نه! نه

2027
02:06:09,250 --> 02:06:11,083
ولی باید مطمئن می‌شدم

2028
02:06:14,541 --> 02:06:15,750
خدا رو شکر

2029
02:06:16,250 --> 02:06:17,458
موفق شدیم

2030
02:06:42,208 --> 02:06:44,267
بعدش دروغکی بهم گفت که

2031
02:06:44,291 --> 02:06:47,291
همه چی دقیقاً طبق نقشه پیش رفته

2032
02:06:48,750 --> 02:06:52,208
بعدش بهش گفتم رفتم مقبره

2033
02:06:54,000 --> 02:06:56,666
گفتم می‌دونم داره دروغ میگه

2034
02:06:58,416 --> 02:07:00,541
بعد حقیقت رو بهم گفت

2035
02:07:05,333 --> 02:07:07,750
لعنتی. نباید بذاریم ما رو ببینه

2036
02:07:16,333 --> 02:07:17,541
خدایا

2037
02:07:20,541 --> 02:07:22,166
این اشتباه دومم بود

2038
02:07:22,666 --> 02:07:27,291
دست‌کم گرفتن وسوسه‌های سیب حوّا

2039
02:07:28,541 --> 02:07:33,059
،ما توافق کرده بودیم نابودش کنیم
یا بندازیمش توی دریا

2040
02:07:33,083 --> 02:07:37,500
ولی نتونست در برابر قدرتش دووم بیاره

2041
02:07:38,416 --> 02:07:41,601
،عیسی مسیح می‌تونست در برابر وسوسه مقاومت کنه

2042
02:07:41,625 --> 02:07:44,833
...ولی اون انسان حقیر بدبخت

2043
02:07:45,333 --> 02:07:48,541
تنها موانع سر راهش
من و سمسون بودیم

2044
02:07:49,375 --> 02:07:51,375
فرصت خوبی نصیبش شده بود

2045
02:07:52,250 --> 02:07:55,500
تا موانع رو از سر راهش برداره

2046
02:07:56,583 --> 02:08:00,642
همه چی رو بندازه گردن
یه کشیش جوان با سابقه‌ی خشونت و

2047
02:08:00,666 --> 02:08:02,500
جواهر رو برای خودش نگه داره

2048
02:08:04,458 --> 02:08:05,458
اون از این فرصت استفاده کرد

2049
02:08:09,833 --> 02:08:13,791
بعد فقط من سر راهش بودم

2050
02:08:14,791 --> 02:08:19,291
اون با دوز مرگبار پنتوباربیتال
قهوه‌ام رو مسموم کرده بود

2051
02:08:20,208 --> 02:08:22,833
بعد مصرف دیگه راه درمانی نداره

2052
02:08:23,583 --> 02:08:24,976
بدون درد

2053
02:08:25,000 --> 02:08:27,833
یه ذره لب‌ها بی‌حس میشن

2054
02:08:28,500 --> 02:08:31,583
بعدش ظرف ده دقیقه
باید اشهدت رو بخونی

2055
02:08:32,416 --> 02:08:35,726
ازم کلی خواهش کرد که درک کنم
چرا این کارها رو کرده

2056
02:08:35,750 --> 02:08:39,267
گفت با اون پول زن سلیطه‌اش
دوباره برمی‌گرده پیشش و

2057
02:08:39,291 --> 02:08:41,125
از این چرندیات

2058
02:08:41,833 --> 02:08:44,083
بهش گفتم درک می‌کنم

2059
02:08:45,416 --> 02:08:47,416
می‌دونستم چرا اون کارها رو کرده

2060
02:08:51,875 --> 02:08:54,500
همه چی رو می‌دونستم

2061
02:09:14,708 --> 02:09:20,083
،وقتی این کارها رو کردم
قلبم آکنده از نفرت بود

2062
02:09:25,166 --> 02:09:27,583
«خداوند میگه «انتقام از آن من است

2063
02:09:33,125 --> 02:09:36,625
صحنه‌ی جرم هم داستان انتقام خدا رو
...برای همه شرح میده ولی

2064
02:09:39,583 --> 02:09:41,416
،توی اعماق وجودم...

2065
02:09:42,166 --> 02:09:43,375
من می‌دونم

2066
02:09:47,458 --> 02:09:49,083
من بودم که انتقام گرفتم

2067
02:09:52,916 --> 02:09:56,559
من گناهانم رو اعتراف می‌کنم، پدر

2068
02:09:56,583 --> 02:09:59,791
،من دروغ گفتم، آدم کُشتم

2069
02:10:00,500 --> 02:10:01,708
...حالا هم

2070
02:10:02,708 --> 02:10:05,333
یه کاری کردم نور علی نور

2071
02:10:13,000 --> 02:10:14,684
پدر. زودباش، سریع

2072
02:10:14,708 --> 02:10:16,059
چه خبره؟

2073
02:10:16,083 --> 02:10:18,125
وقتی لب‌هاش رو دیدم فهمیدم

2074
02:10:20,166 --> 02:10:21,875
دیگه کار از کار گذشته بود

2075
02:10:23,708 --> 02:10:25,767
اون پنتوباربیتال مصرف کرده

2076
02:10:25,791 --> 02:10:28,767
!خدایا. همین الان آمبولانس خبر کن -
باشه -

2077
02:10:28,791 --> 02:10:31,208
!شاید یه کیت ضدسم توی ماشین باشه

2078
02:10:42,708 --> 02:10:44,333
پدر، من رو ببخش

2079
02:10:45,541 --> 02:10:46,958
خیلی بهت بد کردم

2080
02:10:48,625 --> 02:10:53,458
...خدایا، بابت ویکز و نت من رو ببخش و

2081
02:10:55,666 --> 02:10:56,875
سمسون

2082
02:10:57,500 --> 02:10:59,125
سمسون عزیزم

2083
02:11:00,208 --> 02:11:01,416
گریس هم همینطور

2084
02:11:06,000 --> 02:11:08,083
مارتا

2085
02:11:08,833 --> 02:11:10,041
گریس

2086
02:11:12,625 --> 02:11:13,833
دیگه خطری نیست

2087
02:11:16,666 --> 02:11:17,875
خودت رو رها کن

2088
02:11:19,458 --> 02:11:21,083
نفرتت رو رها کن

2089
02:11:26,458 --> 02:11:27,541
گریس

2090
02:11:31,208 --> 02:11:32,333
آره

2091
02:11:33,208 --> 02:11:34,625
حالا می‌فهمم

2092
02:11:36,541 --> 02:11:38,166
دختر بیچاره

2093
02:11:41,333 --> 02:11:43,166
گریس، من رو ببخش

2094
02:11:47,375 --> 02:11:48,583
...پدر

2095
02:11:51,583 --> 02:11:53,208
کارت رو خوب بلدی

2096
02:11:58,708 --> 02:12:00,875
،پروردگارا، پدرِ رحمت بی‌پایان

2097
02:12:01,625 --> 02:12:04,184
،به وسیله‌ی مرگ و رستاخیز پسر خویش

2098
02:12:04,208 --> 02:12:06,833
جهان را غرق در آرامش کرد و

2099
02:12:07,583 --> 02:12:11,750
روح‌القدس را چون باران بر دل‌ها
فرو ریخت تا گناهان شسته شوند؛

2100
02:12:12,583 --> 02:12:14,559
،باشد که به خاطر خدماتت به کلیسا

2101
02:12:14,583 --> 02:12:17,000
،خداوند تو را قرین رحمت و آمرزش کند

2102
02:12:18,000 --> 02:12:20,208
تو را از بند گناهانت آزاد می‌کنم

2103
02:12:28,000 --> 02:12:31,208
،به نام پدر، پسر

2104
02:12:32,291 --> 02:12:33,708
و روح‌القدس

2105
02:12:49,416 --> 02:12:50,500
لعنتی

2106
02:13:20,041 --> 02:13:21,875
جواهر هیچوقت پیدا نشد

2107
02:13:25,825 --> 02:13:28,325
کلیسا یه مدت تعطیل شد
(یک سال بعد)

2108
02:13:28,541 --> 02:13:31,708
،مُریدان کلیسا
البته اونایی که باقی موندن، متفرق شدن

2109
02:13:32,291 --> 02:13:35,155
یه سری به خواسته‌هاشون رسیدن، ولی در نهایت
(معجزه‌ی رستاخیز مانسینیور جفرسون ویکز)

2110
02:13:35,179 --> 02:13:37,833
چیزی رو فهمیدن که هر فرد دین‌داری می‌دونه

2111
02:13:42,208 --> 02:13:43,833
خدا حس شوخ‌طبعی خودش رو داره

2112
02:13:49,375 --> 02:13:51,791
بعضی‌ها تونستن از نو شروع کنن

2113
02:13:52,458 --> 02:13:55,291
امیدوارم تونسته باشن
راه خودشون رو پیدا کنن

2114
02:13:59,041 --> 02:14:00,666
بعضی‌ها هم به معجزه‌ای که
می‌خواستن رسیدن

2115
02:14:01,958 --> 02:14:04,375
،خوب یا درمان نشدن

2116
02:14:05,041 --> 02:14:08,184
بلکه صاحب عزم راسخی شدن که
هر روز باهاش بیدار میشن و

2117
02:14:08,208 --> 02:14:10,333
کاری رو می‌کنن که براش
،وارد این دنیا شدیم

2118
02:14:11,208 --> 02:14:12,833
علیرغم تمام درد و سختی‌ها

2119
02:14:14,000 --> 02:14:15,208
روزیِ خداوند

2120
02:14:22,541 --> 02:14:24,541
برای تو هم دعا می‌کنم

2121
02:14:25,416 --> 02:14:27,416
که چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی

2122
02:14:30,708 --> 02:14:33,392
کجاست؟ تو می‌دونی -
!نه! سای! سای -

2123
02:14:33,416 --> 02:14:35,226
!لعنت بهتون. می‌دونم هر دو می‌دونید

2124
02:14:35,250 --> 02:14:37,726
این آخرین فرصت‌تونـه وگرنه
شما رو می‌کشونیم دادگاه

2125
02:14:37,750 --> 02:14:39,559
آقای ویکز، خودتون رو کنترل کنید

2126
02:14:39,583 --> 02:14:42,267
امیدوار بودیم با این ملاقات
بتونیم مسئله رو حل کنیم

2127
02:14:42,291 --> 02:14:44,351
جواهر رو داده به اینا و
قایمش کردن. مطمئنم

2128
02:14:44,375 --> 02:14:47,601
ما اجازه دادیم نماینده‌هاتون همه جای
کلیسا و اقامتگاه کشیش رو بگردن

2129
02:14:47,625 --> 02:14:49,309
هیچی پیدا نکردن

2130
02:14:49,333 --> 02:14:51,809
ضمناً، موقع مرگ مارتا
آقای بلانک هم حضور داشتن و

2131
02:14:51,833 --> 02:14:53,833
میگن چنین چیزی اتفاق نیفتاده

2132
02:14:55,416 --> 02:14:58,250
هی

2133
02:14:58,750 --> 02:14:59,833
!هوی

2134
02:15:00,416 --> 02:15:03,351
اگه بو ببرم فروختیش، هر مبلغ هنگفتی
،بدی به خیریه، اگه سقفت رو تعمیر کنی

2135
02:15:03,375 --> 02:15:06,434
اگه شراب مرغوب واسه عشای ربانیِ
،داغونت بگیری، حواسم هست

2136
02:15:06,458 --> 02:15:08,708
حساب‌هات رو چک می‌کنم و متوجه میشم

2137
02:15:09,541 --> 02:15:11,958
امیدوارم یه روزی دوباره
برگردی کلیسا، سای

2138
02:15:12,500 --> 02:15:14,625
میراث واقعی‌ات مسیحیتـه

2139
02:15:25,583 --> 02:15:28,208
بچه‌کونی ریقو

2140
02:15:32,375 --> 02:15:34,559
فیلمی که ازت گرفته
هنوز داره ترند میشه

2141
02:15:34,583 --> 02:15:35,726
آره

2142
02:15:35,750 --> 02:15:38,017
«بنوا بلانک سوکس شد»

2143
02:15:38,041 --> 02:15:40,875
نمی‌دونم چرا عین آدم ننوشته سوسک

2144
02:15:41,500 --> 02:15:43,476
ما همینطوری حقیقت رو پخش می‌کنیم

2145
02:15:43,500 --> 02:15:46,875
.درباره‌ی مارتا و اصل ماجرا
.ولی گویا هیچ تأثیری نداره

2146
02:15:47,458 --> 02:15:51,291
.پیروان ویکز همش هجوم میارن به فیسبوک‌مون
.نمی‌تونیم کاری‌شون کنیم

2147
02:15:52,625 --> 02:15:54,458
الحق عجب دوره زمونه‌ایـه

2148
02:15:55,416 --> 02:15:58,041
وقتی کلیسا رو باز کنی، مشهور میشی

2149
02:15:58,750 --> 02:16:00,392
البته نه از نوع خوبش

2150
02:16:00,416 --> 02:16:01,916
آمادگی چنین چالشی رو داری؟

2151
02:16:03,708 --> 02:16:04,791
بذار بیان

2152
02:16:07,375 --> 02:16:08,458
موفق باشی، پسر

2153
02:16:11,791 --> 02:16:13,958
...گوش کن

2154
02:16:14,458 --> 02:16:16,833
من...من دیگه میرم

2155
02:16:26,750 --> 02:16:31,059
...می‌خوام اولین عشای ربانیم رو انجام بدم اگه
دوست داری بمونی

2156
02:16:31,083 --> 02:16:33,059
آم...واقعاً لطف داری

2157
02:16:33,083 --> 02:16:37,309
...ولی
هر چقدر بگم نمی‌خوام، کم گفتم

2158
02:16:37,333 --> 02:16:38,541
بدرود

2159
02:16:39,416 --> 02:16:42,750
<font color="#00f300">♪ Tom Waits  - Come On Up To The House ♪</font>

2160
02:16:42,774 --> 02:16:46,274
« پدر جاد دوپلنسی »
« مقدم همه را گرامی می‌داریم »

2161
02:16:46,391 --> 02:16:56,391
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2162
02:17:05,500 --> 02:17:06,708
!خوش اومدید
