1
00:00:40,083 --> 00:00:43,208
‫این فیلم از رمانی به همین نام
‫اثر جولیانو دا امپولی اقتباس شده.

2
00:00:43,375 --> 00:00:46,708
‫هرچند این اثر از اتفاقات تاریخی الهام
‫گرفته شده، اما کماکان یک اثر هنری است.

3
00:00:46,875 --> 00:00:50,375
‫شخصیت‌ها و همچنین صحبت‌ها
‫و نظراتشان خیالی‌ هستند.

4
00:00:50,399 --> 00:01:01,399
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

5
00:01:01,423 --> 00:01:06,423
‫مترجم: اشکان هیدی

6
00:01:30,208 --> 00:01:32,750
‫از وقتی که وادیم بارانوف دیگه مشاور

7
00:01:32,917 --> 00:01:35,958
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ پوتین،
‫تزار، نبود

8
00:01:36,125 --> 00:01:39,708
‫افسانه‌هایی که درباره‌ش بود، نه
‫تنها از بین نرفتن، بلکه بیشتر هم شدن.

9
00:01:40,375 --> 00:01:44,000
‫بیشترِ مردایِ قدرت، ابهتشون
‫رو از جایگاهشون می‌گیرن.

10
00:01:44,167 --> 00:01:47,625
‫وقتی از دستش می‌دن، انگار
‫دوشاخه از پریز کشیده شده.

11
00:01:48,333 --> 00:01:50,792
‫بارانوف از یه قماش دیگه بود.

12
00:01:51,917 --> 00:01:55,625
‫به گفته‌ی بعضی‌ها، اون به یه
‫صومعه توی کوه آتوس پناه برده بود.

13
00:01:55,792 --> 00:01:57,792
‫بقیه قسم می‌خوردن که
‫اون رو توی ایبیزا دیدن

14
00:01:57,958 --> 00:02:00,417
‫در حالی که دورش رو مدل‌های
‫نشئه کوکائین گرفته بودن.

15
00:02:01,375 --> 00:02:05,583
‫بعضی‌های دیگه هم ادعا می‌کردن
‫که اون رو توی جبهه‌ی دونباس دیدن.

16
00:02:07,542 --> 00:02:11,500
‫وادیم بارانوف توی زندگی‌ش
‫میون گردابی از معماها پیش می‌رفت.

17
00:02:12,333 --> 00:02:15,708
‫تنها چیزی که قطعی
‫بود، نفوذش روی تزار بود.

18
00:02:17,208 --> 00:02:19,000
‫توی پونزده سالی که در خدمتش بود

19
00:02:19,167 --> 00:02:22,750
‫نقش تعیین‌کننده‌ای توی
‫گسترش قدرتش داشت.

20
00:02:23,708 --> 00:02:26,583
‫بهش می‌گفتن جادوگر کرملین

21
00:02:26,750 --> 00:02:28,417
‫راسپوتین جدید.

22
00:02:31,458 --> 00:02:35,000
‫نصف‌شب می‌رفت
‫توی دفتر رئیس‌جمهور

23
00:02:35,167 --> 00:02:37,167
‫تا به کارهای فوری رسیدگی کنه.

24
00:02:38,500 --> 00:02:42,125
‫شاید خودِ تزار با خط
‫مستقیمش احضارش می‌کرد.

25
00:02:44,208 --> 00:02:47,042
‫گاهی یه وزیرِ سرشناس
‫هم بهشون ملحق می‌شد

26
00:02:47,208 --> 00:02:50,125
‫یا رئیسِ یه شرکت بزرگ دولتی.

27
00:02:51,625 --> 00:02:54,042
‫اما این شاهدها هیچ چیزی رو

28
00:02:54,208 --> 00:02:57,167
‫درباره‌ی فعالیت‌های شبانه‌ی
‫تزار و مشاورش روشن نمی‌کردن.

29
00:03:00,375 --> 00:03:04,417
‫وقتی چند سال بعد از
‫ناپدید شدنش برگشتم مسکو

30
00:03:04,542 --> 00:03:07,583
‫خاطره‌ی بارانوف مثل
‫یه سایه همه جا بود.

31
00:03:08,167 --> 00:03:09,792
‫مطبوعات اصرار داشتن که

32
00:03:09,958 --> 00:03:12,542
‫مرموزترین اقدامات
‫کرملین رو به اون نسبت بدن.

33
00:03:13,292 --> 00:03:14,417
‫در مورد خودم هم باید بگم

34
00:03:14,542 --> 00:03:18,708
‫مقاله اخیرم توی فارن افرز
‫یه کم سر و صدا به پا کرده بود.

35
00:03:20,167 --> 00:03:24,375
‫عنوانش این بود:
‫«وادیم بارانوف و اختراع دموکراسیِ جعلی».

36
00:03:30,042 --> 00:03:33,042
‫اگه لازم شد، شماره ۹ رو بگیرین.

37
00:03:33,208 --> 00:03:35,875
‫- روز بخیر آقای رولند.
‫- روز شما هم بخیر.

38
00:03:39,667 --> 00:03:41,708
‫من تو مرخصی مطالعاتی از ییل بودم

39
00:03:41,875 --> 00:03:44,792
‫تا اولین زندگی‌نامه
‫یوگنی زامیاتین رو بنویسم

40
00:03:44,958 --> 00:03:46,625
‫نویسنده بزرگ روسی

41
00:03:46,792 --> 00:03:50,417
‫و از مخالفای اولیه
‫رژیم کمونیستی استالین.

42
00:03:52,875 --> 00:03:54,792
‫تو فضای بی‌روح زمستونی قدم می‌زدم

43
00:03:55,458 --> 00:03:57,542
‫کتابای قدیمی رو ورق می‌زدم.

44
00:03:58,625 --> 00:04:01,042
‫زامیاتین شد دغدغه فکریم.

45
00:04:01,208 --> 00:04:02,500
‫اون یه آدم آینده‌نگر بود.

46
00:04:02,625 --> 00:04:07,375
‫نه فقط در مورد استالین، بلکه
‫در مورد همه دیکتاتورای آینده.

47
00:04:07,500 --> 00:04:11,208
‫از الیگارش‌های سیلیکون ولی
‫گرفته تا تک‌حزبی‌های چین.

48
00:04:11,375 --> 00:04:14,208
‫از مارک زاکربرگ تا شی جین‌پینگ.

49
00:04:16,250 --> 00:04:18,416
‫رمان پادآرمان‌شهریش، به اسم «ما»

50
00:04:18,541 --> 00:04:21,541
‫الهام‌بخش جورج
‫اورول برای ۱۹۸۴ بود.

51
00:04:24,542 --> 00:04:27,083
‫نمی‌دونستم تو دانشگاه‌های
‫آمریکا زامیاتین می‌خونی.

52
00:04:31,750 --> 00:04:34,250
‫زامیاتین پیشگوی عصر ماست.

53
00:04:49,125 --> 00:04:50,667
‫زیاد تو مسکو می‌مونین؟

54
00:04:50,833 --> 00:04:52,500
‫یه چیزی دارم که
‫باید بهتون نشون بدم.

55
00:05:10,292 --> 00:05:12,167
‫موقع خروج از شهر

56
00:05:12,333 --> 00:05:16,417
‫جنگل‌های بی‌پایان و تاریک تا
‫خودِ سیبری کشیده شده بودن.

57
00:05:18,583 --> 00:05:21,792
‫کنجکاویم با دلهره همراه بود.

58
00:05:22,667 --> 00:05:26,042
‫تو روسیه، معمولاً
‫اوضاع خوب پیش میره.

59
00:05:26,208 --> 00:05:29,458
‫ولی وقتی اوضاع بد
‫میشه، خیلی بد میشه.

60
00:05:48,250 --> 00:05:49,500
‫صبح بخیر.

61
00:05:53,250 --> 00:05:55,292
‫لطفاً دنبال من بیاین، آقای رولند.

62
00:05:57,042 --> 00:05:58,667
‫می‌تونم پالتوتون رو بگیرم؟

63
00:06:01,750 --> 00:06:03,458
‫براتون چای میارم.

64
00:06:35,708 --> 00:06:38,125
‫کتاب‌های قدیمی جمع می‌کنین؟

65
00:06:38,292 --> 00:06:40,125
‫کلکسیون درست نمی‌کنم،
‫می‌خونمشون.

66
00:06:40,292 --> 00:06:41,708
‫خیلی فرقشه.

67
00:06:43,417 --> 00:06:45,125
‫زامیاتین می‌خونین؟

68
00:06:47,042 --> 00:06:50,083
‫یه چیزی دارم که اگه نشونتون
‫بدم حتماً ازش خوشتون میاد.

69
00:06:59,625 --> 00:07:01,375
‫می‌دونین این چیه؟

70
00:07:02,500 --> 00:07:04,833
‫نامه‌ی زامیاتین به استالینه.

71
00:07:05,000 --> 00:07:08,292
‫ازش اجازه می‌خواد
‫که از شوروی بره.

72
00:07:08,458 --> 00:07:10,458
‫یوسیف ویساریونویچ عزیز.

73
00:07:10,583 --> 00:07:12,750
‫همون‌طور که مسیحی‌ها
‫شیطان رو اختراع کردن

74
00:07:12,917 --> 00:07:15,833
‫تا به تمام شکل‌های
‫شر، تجسم ببخشن

75
00:07:16,000 --> 00:07:20,125
‫منتقدها هم از من شیطانِ
‫ادبیات شوروی رو ساختن.

76
00:07:21,500 --> 00:07:24,583
‫زامیاتین خیلی چیزها
‫رو خیلی زود فهمید

77
00:07:24,750 --> 00:07:27,333
‫و بی‌احتیاطی کرد
‫که اون‌ها رو نوشت.

78
00:07:32,542 --> 00:07:33,875
‫بفرمایین بشینین.

79
00:07:36,875 --> 00:07:38,833
‫- خوندینش؟
‫- البته.

80
00:07:41,458 --> 00:07:43,667
‫وقت گذاشتین و براش حاشیه نوشتین.

81
00:07:43,833 --> 00:07:45,000
‫باعث افتخارمه.

82
00:07:45,167 --> 00:07:47,167
‫جوگیر نشیم.

83
00:07:48,125 --> 00:07:51,333
‫ولی برخلاف بقیه، شما
‫یه چیزهایی فهمیدین.

84
00:07:51,500 --> 00:07:53,458
‫نه خیلی زیاد، ولی یه چیزهایی.

85
00:07:55,625 --> 00:07:56,625
‫ممنون.

86
00:07:58,708 --> 00:08:00,792
‫خودتون رو یه هنرمند می‌دونین؟

87
00:08:01,625 --> 00:08:04,833
‫بذارین این‌طوری بگم که در واقع من
‫نقش مکمل داشتم. الان دیگه بازنشسته‌ام.

88
00:08:05,417 --> 00:08:06,708
‫دلتون برای آدرنالین تنگ نشده؟

89
00:08:06,875 --> 00:08:10,083
‫هیچ لذتی بالاتر از این نیست
‫که صبح از خواب بیدار بشی

90
00:08:10,250 --> 00:08:11,375
‫قهوه‌ات رو بخوری

91
00:08:11,500 --> 00:08:13,458
‫و دخترت رو ببری مدرسه.

92
00:08:14,250 --> 00:08:15,625
‫بقیه چه واکنشی نشون دادن؟

93
00:08:15,792 --> 00:08:18,458
‫به رفتنم؟ بد، معلومه دیگه.

94
00:08:19,250 --> 00:08:22,833
‫توی دربار، همه رو می‌بخشن:
‫دزدها، قاتل‌ها، خائن‌ها.

95
00:08:23,000 --> 00:08:24,667
‫ولی فراری‌ها رو نه.

96
00:08:24,833 --> 00:08:27,792
‫"چیزی رو که ما حاضریم
‫براش آدم بکشیم، تو نمی‌خوای؟"

97
00:08:27,958 --> 00:08:30,000
‫و تزار چی؟

98
00:08:30,167 --> 00:08:32,000
‫تزار، اون یه بحث دیگه‌ست.

99
00:08:34,792 --> 00:08:37,875
‫پدرم از این کتابخونه می‌ترسید.

100
00:08:39,000 --> 00:08:40,417
‫مال پدربزرگم بود.

101
00:08:40,875 --> 00:08:44,042
‫کوستین، گراسیان، ماکیاولی

102
00:08:44,207 --> 00:08:46,500
‫شکاک‌ها، ناامیدها.

103
00:08:46,667 --> 00:08:48,542
‫واقعاً با عقاید شوروی جور نبود.

104
00:08:48,708 --> 00:08:51,500
‫ولی دمش گرم، هیچ‌وقت سعی
‫نکرد من رو ازش محروم کنه.

105
00:08:51,625 --> 00:08:52,500
‫پدرتون؟

106
00:08:52,667 --> 00:08:56,542
‫آخرش شد رئیس آکادمی
‫علوم اجتماعیِ حزب.

107
00:08:56,708 --> 00:08:59,792
‫تنها هدفش این بود که دمِ صبح

108
00:08:59,958 --> 00:09:02,000
‫با صدای در زدنِ
‫کا‌گ‌ب‌ بیدارش نکنن.

109
00:09:02,500 --> 00:09:05,500
‫با اون پستی که داشت،
‫نباید نگران می‌شد.

110
00:09:05,667 --> 00:09:08,375
‫توی شوروی هیچ‌کس در امان نبود.

111
00:09:08,500 --> 00:09:11,167
‫توی روسیه هیچ‌کس
‫در امان نیست، تمام.

112
00:09:11,333 --> 00:09:12,625
‫نه من.

113
00:09:12,792 --> 00:09:14,250
‫نه حتی شما.

114
00:09:17,208 --> 00:09:18,417
‫توی بچگی‌م

115
00:09:18,542 --> 00:09:21,583
‫بیشترین امتیازی که همه
‫دنبالش بودن، کرملیوفکا بود

116
00:09:21,750 --> 00:09:25,375
‫یه سبد خوراکی که مخصوص
‫آپاراتچیک‌ها بود. (اعضای حزب)

117
00:09:25,500 --> 00:09:26,875
‫امروز چی می‌خوریم؟

118
00:09:27,042 --> 00:09:28,708
‫پیراشکی سالمون

119
00:09:29,875 --> 00:09:31,417
‫کتلتِ بره.

120
00:09:31,542 --> 00:09:34,792
‫در واقع، مشکل من اینه
‫که بچگیِ شادی داشتم.

121
00:09:34,958 --> 00:09:37,417
‫توی روسیه، این عادی نیست.

122
00:09:37,542 --> 00:09:40,125
‫تمامِ نخبه‌های روسیه طعمِ
‫بدبختیِ دوران شوروی رو

123
00:09:40,292 --> 00:09:43,583
‫قبل از اینکه به ویلاهای
‫کوت دازور برسن، چشیدن.

124
00:09:43,750 --> 00:09:45,417
‫هنوز هم از اون فضا درنیومدن.

125
00:09:46,250 --> 00:09:47,292
‫حتی تزار:

126
00:09:47,833 --> 00:09:50,500
‫من، بچه‌ای هستم که
‫توی یه کومونالکا بزرگ شدم

127
00:09:50,625 --> 00:09:52,708
‫تهِ یه حیاطِ کثیف
‫توی سنت پترزبورگ

128
00:09:52,875 --> 00:09:55,625
‫حالا دیگه تو کاخ
‫باکینگهام پذیرفته شدم!

129
00:09:57,542 --> 00:10:00,083
‫- زمونه عوض شده.
‫- نه اون‌قدرها.

130
00:10:00,250 --> 00:10:02,208
‫سمت شما، پول حرف اول رو می‌زنه.

131
00:10:02,375 --> 00:10:05,042
‫تو روسیه، چیزی که
‫مهمه، نزدیکی به قدرته.

132
00:10:05,208 --> 00:10:08,792
‫سیستم شوروی بر پایه
‫امتیاز بود، نه پول نقد.

133
00:10:08,958 --> 00:10:12,250
‫دیروز خبری ازش
‫نبود. فردا هم خدا بزرگه.

134
00:10:12,417 --> 00:10:14,625
‫پس بهتره همین الان خرجش کنیم.

135
00:10:15,792 --> 00:10:18,125
‫می‌دونین «ورتوشکا» چیه؟

136
00:10:18,292 --> 00:10:20,083
‫یه تلفن بدون شماره‌گیر

137
00:10:20,250 --> 00:10:23,417
‫که به کله‌گنده‌های حزب اجازه
‫می‌داد مستقیم باهاتون تماس بگیرن.

138
00:10:23,542 --> 00:10:25,458
‫داشتن یکیش نشونه موفقیت بود.

139
00:10:25,583 --> 00:10:27,875
‫نگاه کنین. این یه ورتوشکاست.

140
00:10:28,042 --> 00:10:30,167
‫خاکستری، مثل هر
‫چیزی که مال شورویه.

141
00:10:30,333 --> 00:10:33,000
‫اگه به نظرتون مسکو خاکستریه،
‫واشینگتن رو امتحان کنین.

142
00:10:33,167 --> 00:10:35,542
‫اونجا خاکستری نیستن، مرده‌ان.

143
00:10:35,708 --> 00:10:39,208
‫به هر حال، ورود من
‫به آمریکا و اروپا ممنوعه.

144
00:10:41,000 --> 00:10:42,500
‫- پدرتون هنوز زنده‌ست؟
‫- نه.

145
00:10:42,667 --> 00:10:45,333
‫تو دنیای خودش،
‫می‌تونست خیلی دووم بیاره.

146
00:10:45,500 --> 00:10:48,792
‫اما گورباچف با لیوان
‫شیرش از راه رسید.

147
00:10:48,958 --> 00:10:50,500
‫لیوان شیرش!

148
00:10:51,292 --> 00:10:54,542
‫لازم نبود به حرفای گورباچف گوش
‫بدی تا بفهمی شوروی رو نابود می‌کنه.

149
00:10:54,708 --> 00:10:56,500
‫فقط کافی بود بهش نگاه کنی.

150
00:10:56,625 --> 00:10:59,833
‫می‌رفت پشت تریبون و
‫براش یه لیوان شیر می‌آوردن.

151
00:11:00,000 --> 00:11:02,667
‫بعدش قیمت ودکا رو دو برابر کرد

152
00:11:02,833 --> 00:11:05,458
‫و سعی کرد همه رو شیرخور کنه.

153
00:11:05,583 --> 00:11:06,708
‫تو روسیه!

154
00:11:06,875 --> 00:11:08,375
‫می‌تونین تصورش رو بکنین؟

155
00:11:09,833 --> 00:11:12,792
‫تعجبی نداره که
‫همه‌چی به فنا رفت.

156
00:11:14,083 --> 00:11:17,208
‫اون پایان کمونیسم و پدرم بود.

157
00:11:17,375 --> 00:11:19,083
‫همه‌چی‌شو از دست داد.

158
00:11:19,250 --> 00:11:22,208
‫کارش، امتیازاتش، اعتبارش.

159
00:11:22,375 --> 00:11:24,583
‫و شما؟ اون موقع چیکار می‌کردین؟

160
00:11:25,125 --> 00:11:27,833
‫پدرم می‌خواست دیپلمات بشم.

161
00:11:28,000 --> 00:11:31,125
‫اما میلی به درس خوندن
‫نداشتم. کارهای خرده‌پا می‌کردم.

162
00:11:31,292 --> 00:11:34,833
‫تلویزیون و ضبط‌صوت می‌فروختم.

163
00:11:35,000 --> 00:11:36,833
‫کارم خوب گرفت.

164
00:11:37,750 --> 00:11:41,708
‫شروع کردم به بیشتر از پدرم
‫پول درآوردن، خیلی بیشتر.

165
00:11:42,292 --> 00:11:44,125
‫یه بچه نادون بودم.

166
00:11:44,292 --> 00:11:47,375
‫واسه همین با دنیای
‫جدید بهتر کنار اومدم.

167
00:11:48,250 --> 00:11:50,250
‫روس‌های جدید

168
00:11:50,417 --> 00:11:52,167
‫اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰

169
00:11:52,333 --> 00:11:54,000
‫مسکو یه شهر پر از هیجان بود.

170
00:11:54,167 --> 00:11:57,875
‫چند سال کوتاه و پر از امید بود.

171
00:11:58,042 --> 00:12:00,292
‫هر هفته کتاب‌های
‫ممنوعه چاپ می‌شدن.

172
00:12:00,458 --> 00:12:03,500
‫سولژنیتسین، پاسترناک، بولگاکف

173
00:12:03,625 --> 00:12:06,542
‫مجله‌های هنری و ادبی
‫میلیونی فروش می‌رفتن.

174
00:12:06,708 --> 00:12:09,458
‫عطش روس‌ها برای
‫آزادی سیری‌ناپذیر بود.

175
00:12:12,417 --> 00:12:16,292
‫توی آکادمی هنرهای
‫دراماتیک مسکو ثبت‌نام کردم

176
00:12:16,458 --> 00:12:19,625
‫و غرق زندگی
‫بی‌بندوبار تئاتری‌ها شدم.

177
00:12:28,458 --> 00:12:31,708
‫بیست سالمون بود و یه دنیای
‫جدید داشت به رومون باز می‌شد

178
00:12:31,875 --> 00:12:35,042
‫درست همون موقعی که
‫قدرت فتح کردنش رو داشتیم.

179
00:12:56,042 --> 00:12:57,208
‫در رو باز کن!

180
00:12:57,375 --> 00:12:58,958
‫در رو باز کن، کثافت

181
00:12:59,125 --> 00:13:00,375
‫وگرنه داغونت می‌کنم!

182
00:13:04,500 --> 00:13:08,292
‫اون‌قدر هیجان‌زده بودیم که شبی
‫بیشتر از سه چهار ساعت نمی‌خوابیدیم.

183
00:13:08,458 --> 00:13:10,958
‫مطمئن بودیم که نوبت ما رسیده

184
00:13:11,125 --> 00:13:13,792
‫که جامعه رو از نو بسازیم.

185
00:13:44,875 --> 00:13:46,833
‫می‌شد تئاترهایی که از
‫اروپا اومده بودن رو دید

186
00:13:47,000 --> 00:13:50,167
‫تا سپیدۀ صبح با بازیگرها
‫و کارگردان‌ها بحث کرد.

187
00:13:50,333 --> 00:13:53,250
‫واقعاً فکر می‌کنین
‫آزادی همه‌چیزی رو

188
00:13:53,417 --> 00:13:56,292
‫که توی یه دنیای پر از فرهنگ و
‫شعر زندگی می‌کنین، عوض می‌کنه؟

189
00:13:56,458 --> 00:13:58,417
‫نسل ما سیستم رو پس زد.

190
00:13:58,542 --> 00:14:01,750
‫پدر و مادرهامون سرشون
‫رو انداختن پایین، ولی ما نه.

191
00:14:01,917 --> 00:14:03,417
‫با این‌که شاید خوشتون نیاد

192
00:14:03,542 --> 00:14:06,500
‫کمونیسم دوران فرمانروایی
‫فرهنگ و شعر بود.

193
00:14:06,667 --> 00:14:08,583
‫چطور می‌تونین این رو بگین؟

194
00:14:08,750 --> 00:14:10,417
‫توی دوران کمونیسم، بازنده بودن

195
00:14:10,542 --> 00:14:13,250
‫تنها راه برای حفظ عزت‌نفس بود.

196
00:14:13,417 --> 00:14:14,917
‫حداقلش این بود که
‫باهاشون همدست نمی‌شدیم.

197
00:15:16,750 --> 00:15:17,750
‫گمشو!

198
00:15:21,375 --> 00:15:22,583
‫برو به درک!

199
00:15:31,875 --> 00:15:32,875
‫عالیه.

200
00:15:35,500 --> 00:15:36,625
‫من یکی رو که
‫تحت‌تاثیر قرار دادی.

201
00:15:38,792 --> 00:15:39,833
‫جدی؟

202
00:15:40,000 --> 00:15:43,250
‫می‌خواستم این رو بهتون بگم
‫چون به‌ندرت برام پیش میاد.

203
00:15:45,583 --> 00:15:46,833
‫جالبه.

204
00:15:47,667 --> 00:15:49,208
‫شما آدم معمولی‌ای نیستین.

205
00:15:49,792 --> 00:15:52,500
‫- چی شما رو تحت‌تاثیر قرار داد؟
‫- شما.

206
00:15:52,625 --> 00:15:54,167
‫اجراتون.

207
00:15:54,333 --> 00:15:55,500
‫کدوم اجرا؟

208
00:15:55,625 --> 00:15:57,167
‫مگه همین الان آواز نخوندین؟

209
00:15:57,333 --> 00:15:59,000
‫به اون می‌گین آواز خوندن؟

210
00:15:59,167 --> 00:16:00,542
‫شما بهش چی می‌گین؟

211
00:16:00,708 --> 00:16:02,583
‫یه مشت چرت‌وپرتِ مد روز.

212
00:16:03,208 --> 00:16:04,625
‫فقط برای کمک کردن
‫اون کار رو کردم.

213
00:16:05,208 --> 00:16:06,292
‫به کی؟

214
00:16:07,292 --> 00:16:10,125
‫به مأمورای کا‌گ‌ب که دارن
‫زاغ سیاه‌مون رو چوب میزنن.

215
00:16:10,750 --> 00:16:14,500
‫خوشحالم که یه چیزی بهشون میدم
‫که گزارش‌هاشون رو جذاب‌تر کنه.

216
00:16:15,583 --> 00:16:17,458
‫حیفه. شما استعداد دارین.

217
00:16:17,583 --> 00:16:21,167
‫واسه اینکه کاری رو بکنم که
‫نیویورکی‌ها ۱۵ سال پیش می‌کردن؟

218
00:16:21,833 --> 00:16:23,208
‫شما یه شوروی‌ایه واقعی هستین.

219
00:16:23,375 --> 00:16:26,833
‫فکر می‌کنین دنیا
‫فقط منتظر شماست.

220
00:16:27,000 --> 00:16:29,000
‫و شما یه شورویِ‌ای واقعی نیستین؟

221
00:16:29,792 --> 00:16:32,708
‫پدر و مادرم یه مشت
‫دیوونه‌ی بیچاره بودن.

222
00:16:32,875 --> 00:16:34,833
‫هیپی بودن.

223
00:16:35,000 --> 00:16:37,708
‫من رو از این جا به
‫اون جا می‌کشوندن.

224
00:16:37,875 --> 00:16:41,792
‫امروز دیگه پیر و مریضن و
‫دیگه به ارزش‌هاشون ایمانی ندارن.

225
00:16:42,333 --> 00:16:45,500
‫یه چیز قطعیه، من
‫مثل اونا تموم نمی‌کنم.

226
00:16:45,625 --> 00:16:46,875
‫یه نقش براتون دارم.

227
00:16:47,042 --> 00:16:49,708
‫منت می‌ذارین یه کم جدی صحبت کنیم؟

228
00:16:49,875 --> 00:16:50,833
‫یه نقش.

229
00:16:55,083 --> 00:16:57,500
‫از اونایی که به
‫بازیگرا پیشنهاد میدن؟

230
00:16:57,625 --> 00:16:58,958
‫از اونایی که به
‫بازیگرا پیشنهاد میدن.

231
00:16:59,125 --> 00:17:00,667
‫حیف شد

232
00:17:00,833 --> 00:17:04,583
‫من بازیگر نیستم و هیچ
‫تمایلی هم ندارم که باشم.

233
00:17:04,750 --> 00:17:08,125
‫حتی می‌تونم بگم
‫همیشه هر کاری کردم

234
00:17:08,291 --> 00:17:09,791
‫که نباشم.

235
00:17:09,958 --> 00:17:12,625
‫یوگنی زامیاتین رو می‌شناسین؟

236
00:17:12,791 --> 00:17:17,250
‫یه نماد از آوانگاردهای
‫خیلی سنتی.

237
00:17:17,833 --> 00:17:19,333
‫تو فاز من نیست.

238
00:17:19,500 --> 00:17:21,291
‫با تمام احترامی که براتون
‫قائلم، دارین اشتباه می‌کنین.

239
00:17:21,458 --> 00:17:25,291
‫می‌خوام رمان «ما» اثر اون رو توی
‫مؤسسه‌ی هنرهای دراماتیک روی صحنه ببرم.

240
00:17:25,458 --> 00:17:29,250
‫ریسک می‌کنین.
‫داره برام جالب میشه.

241
00:17:30,208 --> 00:17:32,125
‫- ماشین دارین؟
‫- بله.

242
00:17:33,917 --> 00:17:35,208
‫من رو برسونین.

243
00:17:35,375 --> 00:17:37,375
‫دیگه از این مهمونی خسته شدم.

244
00:17:38,500 --> 00:17:39,625
‫عجله داری؟

245
00:17:40,792 --> 00:17:42,833
‫دارم زیادی تند میرم؟

246
00:17:45,917 --> 00:17:49,292
‫نمی‌دونم چطوری با سیاره‌ی
‫کسنیا ارتباط برقرار کردم

247
00:17:49,458 --> 00:17:52,833
‫اما بلافاصله فهمیدم که، حتی
‫اگه قرار بود هزار سال عمر کنم

248
00:17:53,000 --> 00:17:55,333
‫هیچ‌وقت کسی مثل اون رو نمی‌دیدم.

249
00:17:55,500 --> 00:17:58,458
‫همه تو موقعیت شروع.

250
00:17:58,583 --> 00:18:01,333
‫قیچی، دی-۵۰۳، تو موقعیت.

251
00:18:01,500 --> 00:18:02,792
‫کدوم صحنه رو اجرا می‌کنیم؟

252
00:18:02,958 --> 00:18:05,417
‫همیشه همون، یوری. صحنه‌ی آینه.

253
00:18:05,542 --> 00:18:07,542
‫نشستم یا دراز کشیدم؟

254
00:18:07,708 --> 00:18:11,458
‫دراز کشیدی، و وقتی نور
‫اینتگرال رو حس کردی، می‌شینی.

255
00:18:12,042 --> 00:18:14,667
‫مخصوصاً تکراری عمل کنین.

256
00:18:14,833 --> 00:18:16,625
‫عالی بود، ممنون.

257
00:18:16,792 --> 00:18:20,125
‫شام خیلی بی‌قید و بند
‫بود. مکانیکی‌تر باشین.

258
00:18:20,292 --> 00:18:22,667
‫- اینتگرال آماده‌ست؟
‫- آماده‌ست!

259
00:18:23,583 --> 00:18:25,042
‫به کاراتون ادامه بدین

260
00:18:25,208 --> 00:18:27,792
‫و وقتی نور اینتگرال رو حس کردین

261
00:18:27,958 --> 00:18:30,875
‫همه‌تون بلند میشین و
‫به سمت پنجره‌ها میرین.

262
00:18:31,042 --> 00:18:33,208
‫میلانا، آماده‌ای؟

263
00:18:33,375 --> 00:18:34,333
‫آره!

264
00:18:41,458 --> 00:18:43,375
‫یه مورد بد!

265
00:18:43,500 --> 00:18:45,500
‫ظاهراً، یه روح در تو حلول کرده.

266
00:18:45,667 --> 00:18:47,833
‫خیلی جدیه، دکتر؟

267
00:18:48,000 --> 00:18:49,292
‫علاج‌ناپذیره.

268
00:18:49,458 --> 00:18:52,833
‫ولی دقیقاً موضوع چیه؟ نمی‌فهمم.

269
00:18:53,000 --> 00:18:54,792
‫چطوری توضیح بدم؟

270
00:18:54,958 --> 00:18:56,375
‫یه سطح رو در نظر بگیرین.

271
00:18:56,500 --> 00:18:58,250
‫مثلاً، این آینه رو.

272
00:18:58,417 --> 00:19:01,292
‫می‌دونین که یه آینه معمولی
‫واقعیت رو منعکس می‌کنه.

273
00:19:01,458 --> 00:19:03,458
‫این یکی جذبش می‌کنه

274
00:19:03,583 --> 00:19:06,167
‫و رد همه‌چی رو نگه می‌داره.

275
00:19:13,750 --> 00:19:15,292
‫برادرای من!

276
00:19:15,458 --> 00:19:16,583
‫همه‌تون می‌دونین

277
00:19:16,750 --> 00:19:20,500
‫اونجا توی شهر، دارن یه
‫سفینه فضایی می‌سازن: اینتگرال.

278
00:19:26,500 --> 00:19:29,333
‫مرگ بر اینتگرال! مرگ بر اون!

279
00:19:30,583 --> 00:19:31,750
‫برادرای من.

280
00:19:32,625 --> 00:19:35,792
‫اینتگرال باید مال ما باشه.

281
00:19:37,417 --> 00:19:39,458
‫و مال ما هم می‌شه.

282
00:19:40,750 --> 00:19:44,125
‫وقتی برای اولین بار بره به آسمون

283
00:19:44,292 --> 00:19:47,375
‫ما هستیم که سوارشیم.

284
00:19:49,125 --> 00:19:53,167
‫چون ما سازنده‌ی اینتگرال
‫رو پیش خودمون داریم.

285
00:19:54,417 --> 00:19:57,375
‫اون شهر رو ول
‫کرده، با من اومده اینجا

286
00:19:58,625 --> 00:20:00,083
‫تا بین شما باشه.

287
00:20:00,250 --> 00:20:02,292
‫زنده باد سازنده!

288
00:20:21,333 --> 00:20:23,500
‫شاید جاه‌طلبی‌هاش مبهم بودن

289
00:20:24,125 --> 00:20:28,125
‫اما تئاتر آوانگارد مسکو
‫قرار نبود اونا رو برآورده کنه.

290
00:20:28,292 --> 00:20:30,708
‫می‌دونم. من اون سال‌ها
‫رو توی مسکو زندگی کردم.

291
00:20:30,875 --> 00:20:32,292
‫هیچ محدودیتی وجود نداشت.

292
00:20:32,458 --> 00:20:36,125
‫همه‌چی همزمان فرو می‌ریخت
‫و دوباره ساخته می‌شد.

293
00:20:36,792 --> 00:20:39,750
‫همزمان هم جذاب بود و هم ترسناک.

294
00:20:39,917 --> 00:20:42,042
‫من و کسنیا توی یه
‫حباب زندگی می‌کردیم

295
00:20:42,208 --> 00:20:45,125
‫وقتی زندگیِ پیرامون‌مون
‫پر از فرصت بود.

296
00:20:45,292 --> 00:20:48,500
‫هر روز، یه رفیق قدیمی
‫با یه ایده می‌اومد سراغم

297
00:20:48,667 --> 00:20:50,250
‫یه بیزنس برای راه انداختن.

298
00:20:50,417 --> 00:20:53,125
‫اول با دوچرخه‌ی پدربزرگش

299
00:20:53,292 --> 00:20:56,500
‫بعدش توی یه بنتلی
‫ضدگلوله، وسط بادیگاردها.

300
00:20:57,375 --> 00:20:59,583
‫این کم‌وبیش همون اتفاقیه
‫که برای دیمیتری افتاد.

301
00:20:59,750 --> 00:21:01,583
‫- سیدوروف؟
‫- سیدوروف، آره.

302
00:21:01,750 --> 00:21:03,292
‫دیمیتری سیدوروف.

303
00:21:04,292 --> 00:21:05,667
‫از دبیرستان می‌شناختمش.

304
00:21:05,833 --> 00:21:08,792
‫اون موقع، مسئول جوانان
‫کمونیست توی دانشگاه بود.

305
00:21:08,958 --> 00:21:10,958
‫فکر نکنین یه آپاراتچیک بود.

306
00:21:11,125 --> 00:21:12,375
‫اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰

307
00:21:12,500 --> 00:21:15,875
‫تعاونی دانشجوها، مهد
‫سرمایه‌داری روسیه بود.

308
00:21:16,917 --> 00:21:19,000
‫دوست داشتم برام از
‫ماجراجویی‌هاش بگه.

309
00:21:19,167 --> 00:21:22,417
‫می‌خواستم یه نمایشنامه درباره‌ی
‫کارآفرین‌هایی مثل اون بنویسم.

310
00:21:22,542 --> 00:21:23,750
‫دیمیتری رو دیدی؟

311
00:21:23,917 --> 00:21:26,417
‫پنج دقیقه پیش. برو
‫توی بار ببین هست.

312
00:21:26,542 --> 00:21:29,833
‫یه طبقه اجتماعی جدید،
‫که از ناکجاآباد پیدا شده بود.

313
00:21:30,417 --> 00:21:32,167
‫خیلی عجیب بود.

314
00:21:32,875 --> 00:21:34,167
‫وادیا!

315
00:21:35,708 --> 00:21:37,083
‫خوشحالم می‌بینمت.

316
00:21:37,250 --> 00:21:38,875
‫این کافه اولین بیزینسم بود

317
00:21:39,042 --> 00:21:41,750
‫ولی بهم کمک کرد فعالیت‌های
‫پرسودتری رو راه بندازم.

318
00:21:41,917 --> 00:21:43,417
‫همه‌شون هم قانونی نبودن.

319
00:21:43,542 --> 00:21:46,542
‫دیگه قانونی وجود نداره،
‫بیخیال. برات تعریف می‌کنم.

320
00:21:46,708 --> 00:21:49,167
‫بیخیال نوشتن. گوش کن.
‫مثل مامانت واست قصه می‌گم.

321
00:21:49,333 --> 00:21:52,500
‫یکی بود یکی نبود . یه
‫محموله کنیاک گیرم اومد.

322
00:21:52,625 --> 00:21:55,167
‫- کنیاک تقلبی.
‫- تقلبی، واقعی، مهم نیست.

323
00:21:55,333 --> 00:21:58,042
‫گذاشتمشون برای
‫فروش، بطری‌ای ۵۰ دلار.

324
00:21:58,208 --> 00:21:59,417
‫می‌شنوی؟

325
00:22:01,417 --> 00:22:03,333
‫هیچی. هیچ‌کس نمی‌خوادشون.

326
00:22:03,500 --> 00:22:06,000
‫قیمتش رو کردم ۵۰۰ دلار،
‫ملت برای خریدنش دعوا می‌کردن.

327
00:22:07,083 --> 00:22:08,958
‫فقط به کنیاک بسنده نکردی.

328
00:22:09,125 --> 00:22:11,208
‫کامپیوتر، شلوار جین سنگ‌شور،
‫صنایع دستی، نرم‌افزار

329
00:22:11,375 --> 00:22:13,292
‫به لطف تعاونی دانشجویی.

330
00:22:13,458 --> 00:22:16,667
‫چند تا کلاهبرداری
‫کوچیک. باورش برام سخته.

331
00:22:16,833 --> 00:22:18,250
‫تو رو که نمی‌شه پیچوند!

332
00:22:18,417 --> 00:22:21,042
‫اینا خاطراتی‌ان که
‫تماشاچی‌هات رو سرگرم کنی.

333
00:22:21,208 --> 00:22:22,458
‫این یه نمایشنامه‌ست.

334
00:22:23,042 --> 00:22:24,292
‫یه کلکی سوار کردم

335
00:22:24,458 --> 00:22:27,000
‫تا پرداخت‌های بین شرکت‌های
‫دولتی رو تسهیل کنم.

336
00:22:27,167 --> 00:22:29,500
‫پول قرض می‌گیرم،
‫به بقیه وام می‌دم.

337
00:22:29,667 --> 00:22:32,375
‫در واقع، به این می‌گن بانک، اما

338
00:22:33,333 --> 00:22:36,167
‫تو این کشور، کی
‫می‌دونه بانک چیه؟

339
00:22:39,000 --> 00:22:40,875
‫سوال‌های نیش‌دار!

340
00:22:45,917 --> 00:22:49,292
‫در واقع، من اولین بانک
‫تجاری روسیه رو راه انداختم.

341
00:22:49,458 --> 00:22:51,208
‫چطوری؟ یه کتاب پیدا کرده بودم.

342
00:22:51,375 --> 00:22:54,958
‫بانک‌های تجاری
‫کشورهای سرمایه‌داری.

343
00:22:55,125 --> 00:22:56,417
‫یه اثر فوق‌العاده.

344
00:22:56,542 --> 00:23:00,125
‫خیلی ساده و با جزئیات، طرز
‫کار سیستم بانکی رو توضیح می‌داد.

345
00:23:00,292 --> 00:23:02,333
‫با خودم گفتم: بد نیست!

346
00:23:05,042 --> 00:23:07,250
‫می‌گی آدم طماعی هستی؟

347
00:23:07,417 --> 00:23:08,583
‫کاملاً، بله.

348
00:23:08,750 --> 00:23:11,417
‫نبودم، ولی هر چی
‫می‌گذره بیشتر می‌شم.

349
00:23:11,542 --> 00:23:14,375
‫تو کار من، این یه مزیت محسوب
‫می‌شه. شخصیتم مثل بانکدارهاست.

350
00:23:14,500 --> 00:23:15,875
‫پول رو دوست دارم.

351
00:23:18,375 --> 00:23:20,500
‫- کت قشنگیه.
‫- پیرهن عالیه.

352
00:23:23,083 --> 00:23:24,292
‫مطالعه‌های خوبی داری!

353
00:23:24,458 --> 00:23:27,208
‫اونا یه قدم عقبن.
‫هنوز سبیل داشتی.

354
00:23:27,375 --> 00:23:30,667
‫خبرنگارها همیشه یه قدم
‫عقبن. خودت که بهتر می‌دونی.

355
00:23:30,833 --> 00:23:32,083
‫چه سبیل دهاتی‌طوری.

356
00:23:32,250 --> 00:23:33,667
‫خوب کاری کردی زدیش.

357
00:23:33,833 --> 00:23:35,708
‫نمایشنامه‌ت چطور پیش می‌ره؟

358
00:23:35,875 --> 00:23:38,000
‫- نمایشنامه‌م درباره تو؟
‫- آره.

359
00:23:38,167 --> 00:23:40,208
‫- نمی‌نویسمش.
‫- چرا؟

360
00:23:40,375 --> 00:23:42,875
‫تموم شد. دیگه نمی‌تونی
‫بهم حقیقت رو بگی.

361
00:23:45,000 --> 00:23:46,250
‫حق با توئه.

362
00:23:47,417 --> 00:23:49,583
‫ولی هیچ‌وقت نتونستم
‫همه‌چیز رو بهت بگم.

363
00:23:49,750 --> 00:23:52,083
‫با این حال، یه کم
‫بیشتر بهم می‌گفتی.

364
00:24:07,500 --> 00:24:10,625
‫پس، اون دیمیتری معروف شمایین؟

365
00:24:10,792 --> 00:24:12,375
‫کس دیگه‌ای رو نمی‌بینم.

366
00:24:12,500 --> 00:24:15,333
‫وادیم می‌گه سالی ۸۰
‫میلیون روبل درآمد دارین.

367
00:24:15,500 --> 00:24:17,375
‫- راست می‌گه؟
‫- شاید، نمی‌دونم.

368
00:24:17,500 --> 00:24:19,208
‫اینم می‌گه که شما یه پا لاتین.

369
00:24:20,458 --> 00:24:21,583
‫آره؟

370
00:24:21,750 --> 00:24:23,375
‫این که عیبی نداره.

371
00:24:27,792 --> 00:24:29,083
‫اولیس ناردین.

372
00:24:30,417 --> 00:24:32,958
‫یه کم زیادی زرق‌وبرق
‫داره که بخواد شیک باشه.

373
00:24:33,125 --> 00:24:35,833
‫زرق‌وبرق؟ اینو دختری
‫می‌گه که یه خرس رو سرشه.

374
00:24:36,750 --> 00:24:40,458
‫تو دنیای من، واسه اینکه بهت احترام
‫بذارن، بهتره پر زرق‌وبرق باشی تا شیک.

375
00:24:42,167 --> 00:24:43,542
‫واسه همینه این کراوات
‫مزخرف رو بستی.

376
00:24:44,125 --> 00:24:47,167
‫اوجنیو مارینلا از ناپل، وا بنه!

377
00:24:47,333 --> 00:24:48,792
‫بلیسیما کراواتا.

378
00:24:48,958 --> 00:24:50,292
‫نمی‌شناسم.

379
00:24:50,458 --> 00:24:52,500
‫معلومه. یه مغازه خیلی کوچیکه.

380
00:24:52,625 --> 00:24:54,583
‫خودش میاد تا کراوات‌های
‫سفارشی بدوزه.

381
00:24:54,750 --> 00:24:56,458
‫مگه کراوات سفارشی هم می‌دوزن؟

382
00:24:56,583 --> 00:24:58,792
‫تو دنیایی که من
‫زندگی می‌کنم، آره.

383
00:24:59,333 --> 00:25:01,417
‫شامپاین دوست دارین؟
‫زیادی پر زرق‌وبرقه؟

384
00:25:03,250 --> 00:25:07,250
‫باید می‌فهمیدم. از همون اولین
‫دیدار، سرنوشتم رقم خورده بود.

385
00:25:07,417 --> 00:25:09,375
‫کسنیا دیمیتری رو انتخاب می‌کرد

386
00:25:09,500 --> 00:25:12,042
‫بی‌نزاکتیش، انرژیش.

387
00:25:12,208 --> 00:25:14,042
‫اون همون موقع حسش کرد.

388
00:25:14,208 --> 00:25:15,625
‫و منم همین‌طور.

389
00:25:15,792 --> 00:25:18,500
‫ولی تا مدت‌ها
‫نمی‌خواستم باورش کنم.

390
00:25:23,042 --> 00:25:24,292
‫بله؟

391
00:25:24,458 --> 00:25:25,917
‫اومدم، اومدم.

392
00:25:28,000 --> 00:25:29,250
‫بدموقع اومدم؟

393
00:25:29,417 --> 00:25:31,000
‫می‌خواستم غافلگیرتون کنم.

394
00:25:31,667 --> 00:25:32,667
‫عجله کنین!

395
00:25:32,833 --> 00:25:33,750
‫گرسنه‌تونه؟

396
00:25:33,917 --> 00:25:36,458
‫تا دلت بخواد زرق‌وبرق!

397
00:25:36,583 --> 00:25:37,625
‫خاویار!

398
00:25:40,750 --> 00:25:42,083
‫از اون لحظه به بعد

399
00:25:42,250 --> 00:25:45,417
‫دیمیتری شروع کرد
‫به رفت‌وآمد مداوم با ما.

400
00:25:45,542 --> 00:25:48,958
‫و منِ ساده فکر می‌کردم
‫از روی احترام به هنره

401
00:25:49,125 --> 00:25:52,292
‫همون هنری که من و کسنیا تصمیم
‫گرفته بودیم زندگیمون رو وقفش کنیم.

402
00:25:52,833 --> 00:25:56,458
‫انگار که فرهنگ هنوزم رو
‫دنیای واقعی تاثیری داشت.

403
00:25:56,583 --> 00:25:57,875
‫از این صدا خوشم میاد.

404
00:26:02,417 --> 00:26:06,208
‫دنیای پر زرق‌وبرق پول،
‫محیط طبیعی دیمیتری بود.

405
00:26:06,375 --> 00:26:08,458
‫هیچ‌چیزی نمی‌تونست اونو
‫از اون راه منصرف کنه.

406
00:26:10,208 --> 00:26:13,667
‫ولی اون کسنیا رو می‌خواست، واسه
‫همین قبول می‌کرد که با ما وقت بگذرونه

407
00:26:13,833 --> 00:26:16,375
‫تو ویرونه‌های شهر مرده‌ها.

408
00:26:18,458 --> 00:26:20,042
‫ماه‌ها گذشت و

409
00:26:20,208 --> 00:26:23,917
‫کسنیا روز به روز بیشتر مجذوب
‫دست‌ودلبازی‌های اون می‌شد.

410
00:26:24,917 --> 00:26:27,542
‫تمام چیزهایی که شروع
‫رابطه‌مون رو رقم زده بود

411
00:26:27,708 --> 00:26:31,167
‫کتاب خوندن‌ها، کنسرت‌ها،
‫بحث‌های تا دم صبح

412
00:26:31,667 --> 00:26:35,208
‫جاشون رو داده بودن به کارهایی
‫که بیشتر حول محور پول می‌چرخید.

413
00:26:35,375 --> 00:26:37,583
‫افتتاحیه گالری‌ها و دیسکوها

414
00:26:37,750 --> 00:26:40,375
‫شام توی وایت سان یا ارمیتاژ.

415
00:26:40,500 --> 00:26:43,875
‫کسنیا هر روز بیشتر غرق
‫سبک زندگی دیمیتری می‌شد.

416
00:26:44,042 --> 00:26:45,875
‫وادیا برقص!

417
00:27:01,625 --> 00:27:03,333
‫وادیا! لبخند بزن!

418
00:27:03,833 --> 00:27:05,000
‫دارم لبخند می‌زنم!

419
00:27:05,167 --> 00:27:08,042
‫کمونیسم مرده. یه دنیای
‫کامل هست که باید اختراع بشه.

420
00:27:08,208 --> 00:27:10,042
‫تو هم جزئی ازش می‌شی.

421
00:27:19,042 --> 00:27:22,375
‫وادیا، بیرون رفتن رو دوست نداره.

422
00:27:22,500 --> 00:27:25,167
‫تنها چیزی که دوست
‫داره، برگشتن به خونه‌ست.

423
00:27:45,292 --> 00:27:48,792
‫یادمه یه شب بیدار شدم و
‫مدت طولانی بهش زل زدم.

424
00:27:49,583 --> 00:27:53,125
‫خیلی احساس خستگی می‌کردم، با
‫این حال هنوز هیچ کاری نکرده بودم.

425
00:27:53,292 --> 00:27:57,500
‫این توهم رو داشتم که کسنیا
‫بزرگیِ من رو درک می‌کنه.

426
00:27:57,625 --> 00:27:59,375
‫اما، روز به روز

427
00:27:59,500 --> 00:28:02,458
‫متوجه می‌شدم نگاهش
‫به من داره عوض می‌شه.

428
00:28:02,583 --> 00:28:06,583
‫چیزی که شکل کنایه به خودش
‫گرفته بود، داشت به تحقیر تبدیل می‌شد.

429
00:28:06,750 --> 00:28:09,792
‫«تو از من قوی‌تری
‫چون دوستم نداری .»

430
00:28:09,958 --> 00:28:11,458
‫می‌خواستم اینو بهش بگم.

431
00:28:12,583 --> 00:28:15,375
‫رنج من فقط باعث می‌شد
‫اون بیشتر حوصله‌ش سر بره.

432
00:28:21,417 --> 00:28:22,958
‫نگه دار.

433
00:28:23,125 --> 00:28:24,500
‫نگه دار!

434
00:28:25,750 --> 00:28:27,292
‫نگه دار لعنتی!

435
00:28:38,542 --> 00:28:40,167
‫آب می‌خوای؟

436
00:28:56,708 --> 00:29:00,000
‫دیمیتری، واسه دهمین باره که
‫می‌گم، خیلی بد رانندگی می‌کنی.

437
00:29:00,167 --> 00:29:01,125
‫دست خودم نیست.

438
00:29:01,292 --> 00:29:03,458
‫بذار وادیم رانندگی کنه وگرنه
‫با ماشین‌های گذری می‌رم.

439
00:29:05,333 --> 00:29:07,750
‫می‌خوای عقب بشینی؟

440
00:29:07,917 --> 00:29:11,458
‫لطف داری، ولی من عقب
‫که می‌شینم حالم بدتر می‌شه.

441
00:29:57,667 --> 00:30:00,083
‫یادم رفت یه چیزی بهت بگم.

442
00:30:00,250 --> 00:30:01,417
‫سراپا گوشم.

443
00:30:02,917 --> 00:30:03,875
‫دارم می‌رم.

444
00:30:09,000 --> 00:30:10,833
‫ته واکنشت همینه؟

445
00:30:11,000 --> 00:30:13,875
‫من رو با دیمیتری دیدی.
‫فکر کردی متوجه نشدم؟

446
00:30:17,292 --> 00:30:19,875
‫بین ما خیلی وقته که تموم شده.

447
00:30:30,917 --> 00:30:32,000
‫بیا نزدیک.

448
00:30:32,500 --> 00:30:34,542
‫مزاحمم نیستی.

449
00:30:34,708 --> 00:30:36,167
‫می‌ترسیدم بیدارت کنم.

450
00:30:36,333 --> 00:30:37,500
‫بشین.

451
00:30:40,042 --> 00:30:43,792
‫بالاخره یه بهونه پیدا کردم که
‫کل روز رو توی تخت بمونم.

452
00:30:43,958 --> 00:30:47,292
‫کتاب‌های کلاسیک رو دوباره
‫می‌خونم و چرت می‌زنم. برام خوبه.

453
00:30:47,458 --> 00:30:49,125
‫مریضی هست دیگه.

454
00:30:49,292 --> 00:30:50,667
‫شاید به نظرت متناقض بیاد

455
00:30:50,833 --> 00:30:53,875
‫ولی مریضی لزوماً چیز جدی‌ای نیست.

456
00:30:54,042 --> 00:30:55,833
‫چیزهای جدی

457
00:30:56,000 --> 00:30:57,583
‫مثل تلاش، کار

458
00:30:57,750 --> 00:31:00,500
‫بارِ روی دوش آدم‌های سالمه.

459
00:31:00,625 --> 00:31:02,542
‫آدم‌های در حال مرگ دیگه
‫کاری برای انجام دادن ندارن.

460
00:31:02,708 --> 00:31:05,208
‫می‌تونن از روزهاشون لذت ببرن.

461
00:31:19,500 --> 00:31:21,625
‫از کسنیا جدا شدم.

462
00:31:23,000 --> 00:31:24,292
‫می‌دونم.

463
00:31:25,500 --> 00:31:28,167
‫فرصت این رو پیدا می‌کنی
‫که زندگیت رو از نو بسازی.

464
00:31:29,458 --> 00:31:32,500
‫انتظار داشتم خیلی عذاب بکشم، اما

465
00:31:33,208 --> 00:31:35,167
‫احساس سبکی می‌کنم. و قدرت.

466
00:31:36,083 --> 00:31:37,083
‫می‌بینی.

467
00:31:37,250 --> 00:31:40,125
‫تئاتر دیگه برام کافی نیست.

468
00:31:41,167 --> 00:31:44,167
‫از دست دادن کسنیا
‫من رو جاه‌طلب کرد.

469
00:31:44,333 --> 00:31:45,625
‫الان دیگه جاه‌طلب شدی؟

470
00:31:46,708 --> 00:31:48,333
‫غیرمنتظره‌ست.

471
00:31:49,042 --> 00:31:51,250
‫ولی من این رو به عنوان
‫یه خبر خوب می‌بینمش.

472
00:31:51,417 --> 00:31:54,625
‫دیگه ناتوانی نویسنده در برابر
‫واقعیت رو نمی‌تونم تحمل کنم.

473
00:31:54,792 --> 00:31:57,333
‫می‌خوام بازیگر دوران خودم باشم

474
00:31:57,500 --> 00:31:59,375
‫نه فقط یه شاهد ساده.

475
00:31:59,500 --> 00:32:00,708
‫می‌دونی چیه؟

476
00:32:02,292 --> 00:32:04,500
‫دوران تو رو، می‌سپارم به خودت.

477
00:32:04,625 --> 00:32:05,625
‫بدون هیچ پشیمونی‌ای.

478
00:32:10,458 --> 00:32:11,750
‫این اسپوتنیکه.

479
00:32:11,917 --> 00:32:13,958
‫تنها کسی که اجازه
‫داره بیاد اینجا.

480
00:32:14,125 --> 00:32:16,333
‫بیا اینجا، سلام کن.

481
00:32:16,500 --> 00:32:18,250
‫دخترم عاشقشه.

482
00:32:19,125 --> 00:32:22,708
‫آخرش هم پدرم سکته
‫کرد و خیلی زود مُرد.

483
00:32:23,500 --> 00:32:27,250
‫نمی‌شه گفت که مراسمش
‫تیتر اول خبرا شد.

484
00:32:28,333 --> 00:32:31,500
‫چهار تا آدم پیزوری با یه ماشین
‫قراضه دنبال ماشین نعش‌کش بودن

485
00:32:31,667 --> 00:32:34,958
‫در حالی که شاسی‌بلندهای تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ها
‫با سرعت از کنارشون رد می‌شدن.

486
00:32:35,125 --> 00:32:36,542
‫خیلی دیر مُرد.

487
00:32:37,083 --> 00:32:39,583
‫احتمالاً ترجیحش یه
‫خاکسپاری مجلل بود.

488
00:32:39,750 --> 00:32:41,708
‫ولی آخرش، دیگه
‫براش فرقی نمی‌کرد.

489
00:32:41,875 --> 00:32:44,208
‫یعنی، امیدوارم.

490
00:32:52,000 --> 00:32:54,125
‫نیاز داشتم حال‌وهوام رو عوض کنم

491
00:32:54,292 --> 00:32:58,125
‫و مسکو در اواسط دهه
‫۹۰، جای ایده‌آلی بود.

492
00:32:58,292 --> 00:33:00,292
‫تصور کنین همه
‫اون جوون‌هایی رو که

493
00:33:00,458 --> 00:33:04,333
‫که یهو می‌دیدن راه‌های
‫دنیا به روشون باز شده.

494
00:33:04,500 --> 00:33:06,250
‫می‌تونستن هر چی که می‌خوان بشن

495
00:33:06,417 --> 00:33:08,875
‫ثروت به هم بزنن،
‫کل دنیا رو بگردن.

496
00:33:09,042 --> 00:33:11,583
‫جوری که آدم عقلش
‫رو از دست می‌داد.

497
00:33:11,750 --> 00:33:13,792
‫سطح خشونت باورنکردنی بود.

498
00:33:13,958 --> 00:33:17,417
‫از همه طرف شلیک می‌شد،
‫اونم به پیش‌پاافتاده‌ترین دلایل.

499
00:33:17,542 --> 00:33:20,458
‫شبه‌نظامی‌های خصوصی آدم‌های
‫بی‌اهمیت رو اسکورت می‌کردن

500
00:33:20,583 --> 00:33:23,042
‫تا روزی که تو هوا منفجر می‌شدن.

501
00:33:27,167 --> 00:33:30,500
‫تبدیل تجربه‌ی تئاتریم به
‫حرفه‌ی تهیه‌کنندگی تلویزیون

502
00:33:30,667 --> 00:33:34,333
‫مثل این بود که از گاری
‫سوار لامبورگینی بشی.

503
00:33:34,500 --> 00:33:36,292
‫یه روز

504
00:33:36,458 --> 00:33:39,375
‫داشتم در مورد مایاکوفسکی
‫بحث می‌کردم و چای می‌خوردم.

505
00:33:39,500 --> 00:33:41,167
‫روز بعد، داشتم لاته می‌خوردم

506
00:33:41,333 --> 00:33:44,417
‫توی یه فضای باز که معمارای
‫هلندی طراحی کرده بودن.

507
00:33:45,083 --> 00:33:48,292
‫شبکه‌ی یک رو فراموش کنین،
‫تلویزیون دولتی رو فراموش کنین.

508
00:33:48,458 --> 00:33:50,333
‫آر‌تی‌پی یه شرکت خصوصیه.

509
00:33:50,500 --> 00:33:52,625
‫می‌خوایم مسابقه و
‫سیاست راه بندازیم.

510
00:33:52,792 --> 00:33:53,833
‫اما به یه شکل دیگه.

511
00:33:54,000 --> 00:33:58,042
‫شوروی‌ها سعی کردن کشور
‫رو زیر یه لایه از کسالت خفه کنن.

512
00:33:58,208 --> 00:34:01,042
‫قانون اول، کسل‌کننده نباشین.

513
00:34:02,458 --> 00:34:05,792
‫یه پروژه هست که از
‫بقیه سرتره. همین یکی.

514
00:34:06,375 --> 00:34:07,917
‫می‌دونین چرا؟

515
00:34:09,417 --> 00:34:12,583
‫چون تمام کلیشه‌های روسی رو داره

516
00:34:12,750 --> 00:34:13,917
‫بدون استثنا.

517
00:34:15,000 --> 00:34:16,542
‫بابوشکای شهرستانی

518
00:34:16,708 --> 00:34:18,167
‫دانشجوی پوچ‌گرا

519
00:34:18,333 --> 00:34:19,375
‫اون دختره هرزه بلندپرواز.

520
00:34:19,500 --> 00:34:21,750
‫خوندمش. آشغاله.

521
00:34:23,375 --> 00:34:26,167
‫- همه‌شون رو خوندم، همه‌شون آشغالن.
‫- مخصوصاً این یکی.

522
00:34:26,333 --> 00:34:28,750
‫ولی این یکی جواب میده.

523
00:34:28,917 --> 00:34:31,000
‫ما فقط برنامه تولید نمی‌کنیم.

524
00:34:31,167 --> 00:34:34,000
‫بقیه نهادها همه فروپاشیدن.

525
00:34:34,167 --> 00:34:36,583
‫الان وظیفه تلویزیونه
‫که راه رو نشون بده.

526
00:34:36,750 --> 00:34:38,875
‫یه رئالیتی‌شو درباره مدرسه‌ها

527
00:34:39,042 --> 00:34:42,833
‫که توش به دخترای جوون یاد
‫میدن چطوری نوکیسه‌ها رو تور کنن؟

528
00:34:43,000 --> 00:34:44,958
‫بد نیست. واقعاً همچین چیزی هست؟

529
00:34:45,125 --> 00:34:48,458
‫آره بابا، خیلی هم هست.
‫بدجوری هم جواب میده.

530
00:34:51,333 --> 00:34:53,875
‫رویای من اینه که یه
‫سوپراستار بین‌المللی بشم.

531
00:34:56,792 --> 00:35:00,583
‫رویای من اینه که برای مامانم
‫قشنگ‌ترین خونه کراسنویارسک رو بخرم.

532
00:35:04,750 --> 00:35:07,167
‫رویای من اینه که
‫یه زنِ دکوری باشم

533
00:35:07,333 --> 00:35:10,208
‫برای پولدارترین الیگارش روسیه

534
00:35:10,375 --> 00:35:13,208
‫و تو مونت‌کارلو زندگی کنم.

535
00:35:13,375 --> 00:35:15,042
‫کارش درسته.

536
00:35:15,208 --> 00:35:17,500
‫جدی میگم، کارش درسته.

537
00:35:17,667 --> 00:35:19,500
‫پروژه خیلی خوبیه

538
00:35:19,667 --> 00:35:22,250
‫و این دختره دقیقاً به
‫درد همین کار می‌خوره.

539
00:35:25,625 --> 00:35:27,792
‫اون زمان، شبکه آر‌تی‌پی

540
00:35:27,958 --> 00:35:31,875
‫مال یه ریاضی‌دان بود که میلیاردر
‫شده بود، بوریس برزوفسکی.

541
00:35:32,042 --> 00:35:35,833
‫یه کاخ قدیمی توی خیابون
‫نووکوزنتسکایا خریده بود.

542
00:35:36,000 --> 00:35:38,333
‫قرار بود دفتر مرکزی شرکتش باشه

543
00:35:38,500 --> 00:35:42,542
‫ولی برزوفسکی تبدیلش
‫کرد به یه جای خیلی خاص‌تر.

544
00:35:42,708 --> 00:35:45,750
‫یه جور پاتوق، باشگاه لوگوواز.

545
00:35:49,500 --> 00:35:51,208
‫یه باشگاه خیلی
‫خاص و سطح بالا بود.

546
00:35:51,375 --> 00:35:55,625
‫کله‌گنده‌های سیاست، تجارت،
‫نمایش و جرم و جنایت.

547
00:35:55,792 --> 00:35:56,750
‫صحنه رو تصور کنین.

548
00:35:56,917 --> 00:35:59,083
‫تو قفقازیم، توی چچن.

549
00:35:59,792 --> 00:36:01,500
‫روبروم یه جنگ‌سالاره

550
00:36:01,667 --> 00:36:04,333
‫که چند تا افسر روسی
‫رو گروگان گرفته.

551
00:36:04,500 --> 00:36:05,750
‫شوخی‌بردار نیست.

552
00:36:06,583 --> 00:36:08,917
‫تا الان سرِ یکیشون رو بریده.

553
00:36:09,500 --> 00:36:12,583
‫ولی بحث سیاسی نیست. پول می‌خواد.

554
00:36:12,750 --> 00:36:14,625
‫همین الان. منم پول
‫نقد همراهم نیست.

555
00:36:14,792 --> 00:36:16,833
‫با دسته‌های پول
‫این‌ور اون‌ور نمیرم.

556
00:36:17,000 --> 00:36:18,875
‫ولی می‌بینم که
‫چشمش دنبال ساعتمه.

557
00:36:19,042 --> 00:36:21,833
‫یه پتک فیلیپ ناتیلوس، مثل همین.

558
00:36:22,750 --> 00:36:24,208
‫بعد بهش میگم:

559
00:36:24,375 --> 00:36:26,042
‫از ساعتم خوشت اومده؟

560
00:36:26,208 --> 00:36:29,167
‫می‌دونی چقدر می‌ارزه؟
‫بیشتر از گروگان‌هات.

561
00:36:29,333 --> 00:36:33,417
‫بهم میگه: دقیقاً می‌دونم چقدر
‫می‌ارزه. ۸۰۰ هزار دلار، دست دومش.

562
00:36:33,542 --> 00:36:36,125
‫جا خوردم. قیمت
‫دقیقش رو می‌دونست.

563
00:36:36,292 --> 00:36:38,083
‫رستم اصلاً احمق نبود.

564
00:36:38,250 --> 00:36:39,500
‫بهم گفت:

565
00:36:39,625 --> 00:36:41,833
‫«اگه گروگان‌ها رو برگردونی

566
00:36:42,000 --> 00:36:44,875
‫تبلیغاتی که توی تلویزیون گیرت میاد
‫بیشتر از ۸۰۰ هزار دلار می‌ارزه.»

567
00:36:45,042 --> 00:36:48,875
‫نگاه خیره‌ی سرباز.
‫بی‌اضافه‌کاری.

568
00:36:50,125 --> 00:36:52,667
‫«سود می‌کنی. معامله کنیم؟»

569
00:36:54,208 --> 00:36:56,375
‫ساعتم رو بهش میدم،
‫گروگان‌ها رو برمی‌گردونم.

570
00:36:56,500 --> 00:36:58,833
‫تیتر اول همه‌ی بخش‌های خبری شد.

571
00:37:00,667 --> 00:37:04,000
‫اون موقع‌ها، موفقیت‌های کوچیک
‫من به عنوان تهیه‌کننده‌ی تلویزیون

572
00:37:04,167 --> 00:37:07,875
‫باعث می‌شد بعضی وقتا به
‫باشگاه لوگوواز دعوت بشم.

573
00:37:08,042 --> 00:37:11,250
‫معمولاً برزوفسکی صدام می‌کرد
‫تا درباره‌ی یه پروژه حرف بزنیم

574
00:37:11,417 --> 00:37:14,375
‫یا یه فامیل دور رو بهم معرفی کنه

575
00:37:14,500 --> 00:37:17,000
‫یا یه معشوقه‌ی به
‫همون اندازه دور.

576
00:37:18,500 --> 00:37:19,500
‫بیا تو.

577
00:37:21,667 --> 00:37:23,458
‫- وادیا!
‫- بوریس.

578
00:37:25,625 --> 00:37:28,583
‫دوست‌مون وادیا یه جادوگره.

579
00:37:29,208 --> 00:37:30,500
‫به لطف اون

580
00:37:31,167 --> 00:37:33,208
‫رقبا رو له می‌کنیم.

581
00:37:34,583 --> 00:37:36,208
‫می‌خوای همین‌جا تمومش کنی؟

582
00:37:37,167 --> 00:37:38,625
‫درست متوجه نمی‌شم.

583
00:37:38,792 --> 00:37:43,125
‫توی این کشور، چه توی بازی
‫باشی چه نباشی، خطراتش برات یکیه.

584
00:37:43,583 --> 00:37:45,167
‫داستانم رو برات تعریف می‌کنم

585
00:37:45,333 --> 00:37:46,625
‫اون‌وقت می‌فهمی.

586
00:37:47,250 --> 00:37:50,042
‫من واسه خودم آروم یه گوشه بودم.

587
00:37:50,208 --> 00:37:53,625
‫یه کسب‌وکار کوچیک مدرن
‫و تمیز راه انداخته بودم.

588
00:37:53,792 --> 00:37:56,333
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫کسب‌وکارت اون‌قدرها هم تمیز نبود.

589
00:37:56,500 --> 00:37:59,792
‫ماشین‌های دزدی رو از دمِ
‫درِ کارخونه آب می‌کردی.

590
00:38:02,458 --> 00:38:05,208
‫- مثل بقیه انجام می‌دادم.
‫- بدتر از بقیه.

591
00:38:05,375 --> 00:38:07,625
‫زیاد روی شریک‌هات حساس نبودی.

592
00:38:07,792 --> 00:38:09,708
‫- ببخشیدا.
‫- بگذریم.

593
00:38:10,875 --> 00:38:15,417
‫یه روز یه کثافتی پیداش شد و خواست
‫کلِ کار و بارم رو از چنگم دربیاره.

594
00:38:15,542 --> 00:38:18,417
‫چیکار می‌کنه؟ یه
‫شرکت رقیب باز می‌کنه

595
00:38:18,542 --> 00:38:21,042
‫تا مثل آمریکا یا اروپا
‫توی بازار شکستم بده؟

596
00:38:21,208 --> 00:38:23,000
‫نه، این کار رو نکرد.

597
00:38:23,167 --> 00:38:27,500
‫این حروم‌زاده یه اوپل
‫قدیمی رو پر از تی‌ان‌تی می‌کنه

598
00:38:27,625 --> 00:38:29,167
‫و سر راهم پارک می‌کنه.

599
00:38:29,333 --> 00:38:32,417
‫وقتی دارم رد می‌شم، دکمه‌ی
‫ریموت رو می‌زنه و بوم.

600
00:38:33,333 --> 00:38:34,917
‫دیگه از برزوفسکی خبری نیست.

601
00:38:36,042 --> 00:38:37,500
‫یعنی نقشه‌ش این بود.

602
00:38:37,667 --> 00:38:40,250
‫متأسفانه واسه اون، نگرفت.

603
00:38:41,375 --> 00:38:44,917
‫یهو به خودم اومدم و
‫دیدم سرِ راننده‌م توی بغلمه.

604
00:38:45,833 --> 00:38:47,250
‫زنده موندم.

605
00:38:48,250 --> 00:38:51,417
‫ولی اون روز فهمیدم که
‫اگه تو سراغ قدرت نری

606
00:38:51,542 --> 00:38:52,667
‫قدرت میاد سراغت.

607
00:38:53,250 --> 00:38:55,875
‫۱۵ روز رفتم سوئیس تا مداوا بشم.

608
00:38:56,042 --> 00:38:58,542
‫و می‌دونی وقتی برگشتم
‫مسکو چیکار کردم؟

609
00:38:59,458 --> 00:39:01,167
‫یاد گرفتی تنیس بازی کنی.

610
00:39:01,333 --> 00:39:03,833
‫به سختی. از این ورزش متنفرم.

611
00:39:04,458 --> 00:39:06,250
‫تو از همه‌ی ورزش‌ها متنفری.

612
00:39:08,500 --> 00:39:11,667
‫رئیس‌جمهور پیر، بوریس
‫یلتسین، رو به افول بود.

613
00:39:12,500 --> 00:39:15,083
‫می‌گفتن از زیاده‌روی توی ودکاست.

614
00:39:15,250 --> 00:39:19,333
‫یه باشگاه ورزشی روی تپه‌ی
‫گنجشک‌ها برای خودش ساخته بود.

615
00:39:19,917 --> 00:39:23,375
‫همه‌ش وقتش رو با تنیس
‫بازی کردن می‌گذروند.

616
00:39:23,500 --> 00:39:25,792
‫این تنها راهی بود که
‫می‌شد بهش نزدیک شد.

617
00:39:28,083 --> 00:39:29,958
‫بیا روراست باشیم،
‫کار بوریس تموم بود.

618
00:39:30,125 --> 00:39:32,375
‫انتخابات نزدیک بود و
‫نظرسنجی‌هاش هم در پایین‌ترین حد

619
00:39:32,500 --> 00:39:35,958
‫تمام اون دار و دسته‌ی حقه‌بازش
‫بدجوری خودشون رو باخته بودن.

620
00:39:36,125 --> 00:39:39,000
‫زود فهمیدن که من تنها امیدشونم.

621
00:39:39,167 --> 00:39:40,292
‫هنوز همه چیز از دست نرفته بود.

622
00:39:50,500 --> 00:39:51,958
‫به من گوش کن

623
00:39:52,125 --> 00:39:53,500
‫بوریس نیکولایویچ.

624
00:39:54,125 --> 00:39:57,875
‫روسیه هنوز بهت نیاز
‫داره. به شجاعتت و به

625
00:39:58,042 --> 00:39:59,375
‫صداقتت.

626
00:39:59,917 --> 00:40:02,000
‫دیگه هیچ‌کس دوستم نداره.

627
00:40:02,167 --> 00:40:03,750
‫من دموکراسی رو نجات دادم

628
00:40:03,917 --> 00:40:05,667
‫اما دموکراسی اینجا یعنی

629
00:40:05,833 --> 00:40:08,542
‫اینکه همه فقیر شدن.

630
00:40:08,708 --> 00:40:11,667
‫به جز یه سری آدم زرنگ مثل تو

631
00:40:11,833 --> 00:40:13,750
‫که کل پول‌ها رو به جیب زدن.

632
00:40:16,083 --> 00:40:17,625
‫اگه به من

633
00:40:18,167 --> 00:40:20,125
‫کنترل تلویزیون دولتی رو بدی

634
00:40:21,208 --> 00:40:24,583
‫یه کمپین انتخاباتی برات راه
‫می‌ندازم که لنگه‌ش دیده نشده باشه.

635
00:40:24,750 --> 00:40:28,375
‫الان ته چاهی. دو ماه
‫دیگه، اون بالا بالاهایی.

636
00:40:31,000 --> 00:40:34,792
‫این‌طوری بود که کنترل شبکه‌ی
‫یک، آر‌تی‌پی رو گرفتم دستم.

637
00:40:34,958 --> 00:40:36,292
‫اما حواست باشه.

638
00:40:37,042 --> 00:40:39,625
‫من سر حرفم موندم. توی
‫نظرسنجی‌ها دوباره زنده‌ش کردم.

639
00:40:39,792 --> 00:40:41,250
‫تو بیشتر رقیب‌هاش
‫رو کله‌پا کردی.

640
00:40:41,417 --> 00:40:44,208
‫یه مشت آدم که حسرت دوران کمونیسم
‫رو می‌خوردن و کله‌پا کردنشون راحت بود.

641
00:40:44,375 --> 00:40:46,542
‫تو داشتی از منافع خودت
‫و الیگارش‌ها دفاع می‌کردی.

642
00:40:47,708 --> 00:40:49,125
‫آره.

643
00:40:49,292 --> 00:40:51,500
‫درسته. خب که چی؟

644
00:40:51,625 --> 00:40:54,250
‫- این فرآیند دموکراتیکه.
‫- آره.

645
00:40:54,417 --> 00:40:57,208
‫البته طبق یه برداشت
‫خیلی مبهم از دموکراسی.

646
00:41:05,000 --> 00:41:06,750
‫توی میتینگ‌ها که می‌رفتیم

647
00:41:06,917 --> 00:41:09,250
‫پیرمرد کم‌کم داشت
‫بهش خوش می‌گذشت.

648
00:41:09,417 --> 00:41:10,500
‫تنها مشکل این بود:

649
00:41:10,667 --> 00:41:13,208
‫دو هفته مونده به
‫رای‌گیری، سکته قلبی کرد.

650
00:41:13,375 --> 00:41:14,542
‫اوضاع خیلی بیخ پیدا کرده بود.

651
00:41:15,375 --> 00:41:19,417
‫همون روزی که قرار بود آخرین
‫پیامش رو برای ملت ضبط کنه.

652
00:41:19,542 --> 00:41:21,125
‫معلومه که همه چیز رو لغو کردیم.

653
00:41:21,292 --> 00:41:24,250
‫اما بعد از چند روز،
‫شایعات پخش شد.

654
00:41:24,417 --> 00:41:25,708
‫باید خودش رو نشون می‌داد.

655
00:41:25,875 --> 00:41:28,333
‫اما دکتر اجازه نمی‌داد
‫از خونه‌ش بیاد بیرون.

656
00:41:28,500 --> 00:41:32,125
‫خیلی خطرناک بود. واسه همین
‫تصمیم گرفتیم برای ظاهرسازی

657
00:41:32,583 --> 00:41:34,833
‫وسایل کرملین رو
‫برداریم ببریم خونه‌ش.

658
00:41:37,417 --> 00:41:39,500
‫پرچم‌ها، روی پایه‌هاشون.

659
00:41:43,792 --> 00:41:45,667
‫اون که مال فدراسیونه، سمت چپ.

660
00:41:45,833 --> 00:41:47,583
‫حواستون به فاصله‌ها باشه.

661
00:41:47,750 --> 00:41:49,542
‫رئیس‌جمهور داره میاد پایین.

662
00:42:04,458 --> 00:42:06,958
‫سلام، بوریس نیکولایویچ!

663
00:42:07,125 --> 00:42:08,792
‫تشریف بیارید ببینین چیکار کردیم.

664
00:42:08,958 --> 00:42:11,250
‫این کپیِ دقیقِ
‫دفترتونه توی کرملین.

665
00:42:11,417 --> 00:42:13,083
‫هیچ‌کی متوجه فرقش نمیشه.

666
00:42:14,333 --> 00:42:16,000
‫کمکشون کنید بشینن.

667
00:42:50,167 --> 00:42:52,042
‫هموطنان عزیز

668
00:42:53,250 --> 00:42:54,542
‫واسه همینه که

669
00:42:56,833 --> 00:42:58,750
‫میهن

670
00:43:00,250 --> 00:43:01,542
‫دوباره شروع می‌کنیم.

671
00:43:02,417 --> 00:43:05,375
‫میشا، می‌تونی سرعت
‫دستگاه متن‌خوان رو کم کنی؟

672
00:43:10,375 --> 00:43:11,625
‫یه بار دیگه.

673
00:43:12,417 --> 00:43:14,333
‫هموطنان عزیز

674
00:43:15,625 --> 00:43:17,583
‫سوم جولای

675
00:43:18,750 --> 00:43:20,625
‫روز انتخابات

676
00:43:21,833 --> 00:43:23,125
‫شما فقط

677
00:43:23,292 --> 00:43:24,792
‫به یلتسین رای نمی‌دین

678
00:43:24,958 --> 00:43:27,042
‫نمی‌تونیم از پسش بربیایم.

679
00:43:30,667 --> 00:43:32,417
‫لب‌هاشو تکون بده.

680
00:43:32,542 --> 00:43:35,833
‫تیکه‌هایی از سخنرانی‌های
‫قدیمیش رو سر هم می‌کنیم.

681
00:43:36,875 --> 00:43:39,292
‫یلتسین با اقتدار
‫دوباره انتخاب شد

682
00:43:39,458 --> 00:43:42,042
‫بعدش دوباره رفت توی کما.

683
00:43:42,208 --> 00:43:43,667
‫دو بار دیگه هم سکته قلبی کرد.

684
00:43:43,833 --> 00:43:45,583
‫توی اون ۴ سالِ دوره‌ی دومش

685
00:43:45,750 --> 00:43:48,458
‫برزوفسکی رئیسِ واقعیِ روسیه بود.

686
00:43:48,583 --> 00:43:51,333
‫الیگارش‌ها هر چی
‫می‌تونستن رو بالا کشیدن.

687
00:43:51,500 --> 00:43:54,292
‫این‌جوری بود که رفیقم
‫دیمیتری سیدوروف

688
00:43:54,458 --> 00:43:58,792
‫یه غولِ انرژی‌های فسیلی
‫رو فقط با ۱۶۸ میلیون خرید.

689
00:43:58,958 --> 00:44:02,000
‫قرار بود سالی ۳ میلیارد
‫براش سود داشته باشه.

690
00:44:02,500 --> 00:44:03,583
‫اولیا!

691
00:44:05,042 --> 00:44:07,375
‫برزوفسکی حس می‌کرد
‫اوضاع داره عوض میشه.

692
00:44:08,250 --> 00:44:11,125
‫روس‌ها خسته بودن و
‫به نظم احتیاج داشتن.

693
00:44:11,292 --> 00:44:15,292
‫اونا توی یه میهن بزرگ شده بودن و حالا
‫خودشون رو توی یه سوپرمارکت می‌دیدن.

694
00:44:15,458 --> 00:44:18,750
‫چالش این بود که قبل از این‌که
‫بقیه بجنبن، یه راهی پیدا کنن.

695
00:44:18,917 --> 00:44:20,125
‫خب، آره.

696
00:44:21,542 --> 00:44:23,542
‫من توی کرملین دوست و آشنا دارم.

697
00:44:23,708 --> 00:44:25,792
‫گاهی اوقات یه
‫کمکی از دستم برمی‌آد.

698
00:44:26,417 --> 00:44:29,083
‫اما سناریو کلاً عوض شده.

699
00:44:29,250 --> 00:44:32,292
‫دیگه بحثِ حمایت
‫از رژیم فعلی نیست.

700
00:44:32,458 --> 00:44:34,333
‫باید یه چیز جدید اختراع کنیم.

701
00:44:34,500 --> 00:44:36,333
‫یه چیزی و یه کسی.

702
00:44:36,500 --> 00:44:38,500
‫رئیس‌جمهور دوره‌اش
‫رو تموم نمی‌کنه.

703
00:44:38,667 --> 00:44:41,583
‫یکی که نقش‌شو
‫بازی کنه. اینش راحته.

704
00:44:42,583 --> 00:44:43,750
‫اما ما

705
00:44:43,917 --> 00:44:47,167
‫اول از همه، به یه حزبی که
‫همه رو متحد کنه، احتیاج داریم.

706
00:44:47,625 --> 00:44:49,375
‫حزب وحدت.

707
00:44:52,542 --> 00:44:54,000
‫نظرت چیه، وادیا؟

708
00:44:55,250 --> 00:44:56,792
‫همین الانشم یه نماد دارم.

709
00:44:57,792 --> 00:44:59,167
‫خرس.

710
00:44:59,333 --> 00:45:01,125
‫نمادِ روحِ روسی.

711
00:45:04,500 --> 00:45:06,417
‫می‌خوای تو هم باشی؟

712
00:45:06,542 --> 00:45:09,000
‫نمی‌دونم. کارمو دوست دارم.

713
00:45:09,167 --> 00:45:10,375
‫همون کاره.

714
00:45:12,250 --> 00:45:16,292
‫فقط بهت پیشنهاد میدم
‫بری به یه سطح بالاتر.

715
00:45:16,458 --> 00:45:18,125
‫دست از داستان‌بافی برداری

716
00:45:18,292 --> 00:45:20,125
‫و واقعیت رو بسازی.

717
00:45:20,625 --> 00:45:21,583
‫با من.

718
00:45:27,625 --> 00:45:30,333
‫لوبیانکا مقر اصلی اف‌اس‌بی

719
00:45:33,042 --> 00:45:35,625
‫رئیس اف‌اس‌بی
‫کاندیدای خوبی میشه.

720
00:45:37,125 --> 00:45:38,750
‫پیرمرد بهش اعتماد داره.

721
00:45:38,917 --> 00:45:41,792
‫توی لحظات سرنوشت‌ساز
‫خودشو ثابت کرده.

722
00:45:41,958 --> 00:45:44,625
‫آدم متواضعیه. ازش خوشت میاد.

723
00:45:53,625 --> 00:45:55,875
‫آقای پوتین شما رو می‌پذیرن.

724
00:46:06,333 --> 00:46:07,500
‫بفرمایین تو.

725
00:46:10,042 --> 00:46:11,125
‫بفرمایین بشینین.

726
00:46:12,750 --> 00:46:14,042
‫می‌دونم واسه چی اینجایین.

727
00:46:14,208 --> 00:46:16,833
‫البته. شما مطلع‌ترین آدم کشورید.

728
00:46:17,000 --> 00:46:19,417
‫فکرامو کردم، بوریس آبراموویچ.

729
00:46:21,792 --> 00:46:23,083
‫ببین

730
00:46:23,250 --> 00:46:27,250
‫سرویس‌های مخفی تمام
‫مزایای سیاست رو دارن

731
00:46:28,417 --> 00:46:30,417
‫بدون هیچ‌کدوم از معایبش.

732
00:46:32,458 --> 00:46:34,458
‫من اینجا تو مرکز سیستمم.

733
00:46:34,583 --> 00:46:37,417
‫جایگاهم خوبه. همه‌چی
‫رو می‌شنوم و می‌بینم.

734
00:46:37,542 --> 00:46:41,292
‫می‌تونم برای محافظت از رئیس‌جمهور
‫و خونواده‌ش به‌طور موثری دخالت کنم.

735
00:46:41,458 --> 00:46:43,875
‫قبلاً این کار رو
‫کردم و بازم می‌کنم.

736
00:46:45,792 --> 00:46:48,125
‫اگه منو از اینجا بکشین
‫بیرون و بذارین تو دولت

737
00:46:48,292 --> 00:46:51,500
‫مثل بقیه‌ی نخست‌وزیرها له میشم

738
00:46:51,625 --> 00:46:54,250
‫توی این چند سال و چند ماه اخیر.

739
00:46:54,417 --> 00:46:57,167
‫و وفادارترین نگهبان
‫دولت رو از دست میدین.

740
00:46:57,333 --> 00:46:58,958
‫اگه سریع وارد عمل نشیم

741
00:46:59,125 --> 00:47:03,250
‫تا یه سال دیگه نه رئیس‌جمهوری می‌مونه نه
‫خونواده‌ای که بخوایم ازشون محافظت کنیم و

742
00:47:03,708 --> 00:47:06,583
‫اولین اقدام رئیس جدید کرملین

743
00:47:06,750 --> 00:47:08,625
‫این خواهد بود که
‫شما رو جایگزین کنه.

744
00:47:09,583 --> 00:47:10,875
‫چرا من؟

745
00:47:12,417 --> 00:47:13,833
‫من یه کارمند دولتم.

746
00:47:15,250 --> 00:47:17,333
‫درسته، من

747
00:47:18,833 --> 00:47:20,750
‫چند تا سخنرانی عمومی کردم

748
00:47:20,917 --> 00:47:23,292
‫ولی هیچ‌وقت فوق‌العاده نبوده.

749
00:47:23,458 --> 00:47:27,292
‫رئیس‌جمهور وارد یه اتاق
‫میشه، فضا رو بو می‌کشه و همه

750
00:47:27,458 --> 00:47:30,208
‫توی دو دقیقه شیفته‌ش
‫میشن، می‌خندن، گریه می‌کنن

751
00:47:30,375 --> 00:47:32,292
‫انگار دارن توی آشپزخونه‌ش
‫باهاش گپ می‌زنن.

752
00:47:32,458 --> 00:47:34,292
‫من از اون قماش نیستم.

753
00:47:34,458 --> 00:47:37,125
‫اگه اجازه بدین،
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ

754
00:47:37,792 --> 00:47:39,667
‫دقیقاً بحث سر همینه.

755
00:47:40,292 --> 00:47:43,250
‫شخصیت رئیس‌جمهور منحصربه‌فرده.

756
00:47:43,417 --> 00:47:46,083
‫ویژگی‌های انسانیش
‫باعث شد کشورمون

757
00:47:46,250 --> 00:47:49,750
‫از شورویِ سابق به
‫روسیه‌ی امروز برسه.

758
00:47:50,333 --> 00:47:52,167
‫ولی اون دیگه فرسوده شده.

759
00:47:52,625 --> 00:47:54,417
‫ما به یکی نیاز داریم
‫که متفاوت باشه

760
00:47:54,542 --> 00:47:56,208
‫کسی که یه نقطه‌ی عطف ایجاد کنه.

761
00:47:56,375 --> 00:47:59,167
‫اگه رئیس‌جمهور شما رو به
‫عنوان نخست‌وزیر انتخاب کنه

762
00:47:59,333 --> 00:48:01,833
‫شما مظهر یه قدرت
‫مشروع خواهید بود.

763
00:48:02,417 --> 00:48:05,500
‫روس‌ها به ثبات
‫و امنیت نیاز دارن.

764
00:48:05,667 --> 00:48:08,583
‫شما جوون، ورزشکار
‫و پرانرژی هستین.

765
00:48:08,750 --> 00:48:10,000
‫یه چیزی در وجودتون میگه:

766
00:48:10,167 --> 00:48:13,292
‫«می‌تونم مسئولیت کامل
‫فرماندهی رو به عهده بگیرم.»

767
00:48:14,125 --> 00:48:17,708
‫سوابق شما در سرویس‌های مخفی،
‫تضمین‌کننده‌ی قابل‌اعتماد بودنتونه.

768
00:48:18,250 --> 00:48:21,125
‫کم‌حرف بودنتون به
‫نفعتون تموم میشه.

769
00:48:21,625 --> 00:48:22,583
‫نه به ضررتون.

770
00:48:22,750 --> 00:48:24,708
‫روس‌ها از آدم‌های
‫چرب‌زبون خسته شدن.

771
00:48:25,458 --> 00:48:27,917
‫کمپینی که مد نظر ماست

772
00:48:29,250 --> 00:48:33,167
‫از میتینگ‌ها و وعده‌های
‫توخالی ساخته نمیشه.

773
00:48:33,333 --> 00:48:35,958
‫هدف اینه که طوری نشونتون بدیم

774
00:48:36,125 --> 00:48:38,667
‫که انگار یه سیاستمدار
‫از یه نوع جدیدید.

775
00:48:38,833 --> 00:48:42,333
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ، من
‫سیاست رو خوب نمی‌شناسم

776
00:48:42,500 --> 00:48:45,250
‫اما دو سه تا چیز
‫درباره‌ی ارتباطات می‌دونم.

777
00:48:45,417 --> 00:48:46,958
‫دو تا بُعد وجود داره

778
00:48:47,125 --> 00:48:48,500
‫توی یه جامعه.

779
00:48:48,625 --> 00:48:50,958
‫محور افقی، همون زندگی روزمره‌ست.

780
00:48:51,125 --> 00:48:53,875
‫محور عمودی، همون اقتداره.

781
00:48:54,458 --> 00:48:56,375
‫جامعه‌ی شوروی عمودی بود

782
00:48:56,500 --> 00:48:58,750
‫و یهو، وقتی دیگه شوروی نبود

783
00:48:58,917 --> 00:49:00,958
‫افقی شد.

784
00:49:01,125 --> 00:49:05,042
‫افقی بودنِ بیش از
‫حد، یعنی هرج‌ومرج.

785
00:49:05,208 --> 00:49:07,583
‫روس‌ها رویای عمودی بودن رو دارن.

786
00:49:07,750 --> 00:49:09,292
‫یه روان‌کاو می‌گفت

787
00:49:09,458 --> 00:49:13,042
‫که اونا منتظر رهبری هستن که
‫باعث بشه زبان مادری رو فراموش کنن

788
00:49:13,208 --> 00:49:15,792
‫و دوباره حرف پدر رو حاکم کنه.

789
00:49:15,958 --> 00:49:18,167
‫افکار عمومی زود شکل می‌گیره.

790
00:49:18,333 --> 00:49:22,208
‫ما فقط چند ماه وقت داریم تا
‫مردم روسیه رو متقاعد کنیم

791
00:49:22,875 --> 00:49:25,583
‫که شما مردِ این میدون هستید.

792
00:49:28,833 --> 00:49:32,250
‫و فراموش نفرمایید،
‫شما تنها نخواهید بود.

793
00:49:32,417 --> 00:49:36,208
‫من کنارتون می‌مونم تا به شما
‫کمک کنم و به شما مشورت بدم

794
00:49:36,375 --> 00:49:37,792
‫هر وقت که لازم داشته باشید.

795
00:49:42,417 --> 00:49:43,792
‫کار تمومه.

796
00:49:45,250 --> 00:49:48,583
‫نوبل علوم نمی‌گیره،
‫ولی کار رو راه می‌ندازه.

797
00:49:51,042 --> 00:49:53,333
‫سرم رو تکون می‌دادم
‫و باهاش می‌خندیدم

798
00:49:53,500 --> 00:49:55,667
‫اما اوضاع پیچیده‌تر از اون بود

799
00:49:55,833 --> 00:49:57,917
‫که برزوفسکی استنباط می‌کرد.

800
00:50:01,417 --> 00:50:04,667
‫وقتی با همون خوش‌روییِ
‫همیشگی‌ش باهاش حرف می‌زد

801
00:50:04,833 --> 00:50:08,417
‫سایه‌ای از کلافگی رو
‫توی نگاه پوتین حس کردم.

802
00:50:08,542 --> 00:50:10,417
‫و اون جرقه‌ی تمسخر وجود داشت

803
00:50:10,542 --> 00:50:13,792
‫وقتی بوریس قول داد که
‫قدم‌به‌قدم راهنمایی‌ش کنه.

804
00:50:15,083 --> 00:50:17,667
‫انگار حتی فکرِ راهنمایی
‫شدن توسط این آدم

805
00:50:17,833 --> 00:50:21,167
‫از نظر رئیس اف‌اس‌بی،
‫خیلی خنده‌دار بود.

806
00:50:25,042 --> 00:50:27,167
‫عجله کنین، وادیم الکسیویچ.

807
00:50:27,333 --> 00:50:29,500
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ منتظره.

808
00:50:42,125 --> 00:50:43,542
‫عصر بخیر قربان.

809
00:50:44,417 --> 00:50:45,542
‫چی پیشنهاد می‌دین؟

810
00:50:45,708 --> 00:50:48,000
‫صدف‌های «سن ژاک» عالی داریم

811
00:50:48,167 --> 00:50:49,542
‫با موسلین گل‌کلم.

812
00:50:49,708 --> 00:50:50,667
‫یه کاسه کاشا.

813
00:50:50,833 --> 00:50:52,708
‫- دو تا.
‫- باشه، آقا.

814
00:50:55,875 --> 00:50:58,208
‫من خیلی واسه
‫برزوفسکی احترام قائلم.

815
00:50:59,042 --> 00:51:00,750
‫من ازش ممنونم

816
00:51:00,917 --> 00:51:02,917
‫بابت پیشنهادش، اما اگه

817
00:51:04,000 --> 00:51:05,542
‫وارد

818
00:51:06,292 --> 00:51:07,500
‫این

819
00:51:09,417 --> 00:51:10,500
‫ماجراجویی

820
00:51:11,125 --> 00:51:13,417
‫بشم، با تکیه به قدرت خودم می‌شه

821
00:51:13,542 --> 00:51:15,458
‫نه روی قدرت بقیه.

822
00:51:16,042 --> 00:51:18,208
‫رئیس‌جمهور روسیه نمی‌تونه

823
00:51:18,375 --> 00:51:20,500
‫و نباید هم

824
00:51:20,625 --> 00:51:23,167
‫مطیع هیچ‌کسی باشه.

825
00:51:24,708 --> 00:51:26,250
‫این واسه من غیرقابل‌تصوره.

826
00:51:27,917 --> 00:51:30,750
‫تحلیل اون روزتون خیلی جالب بود

827
00:51:30,917 --> 00:51:34,083
‫اما اول باید یه
‫نکته رو روشن کنیم.

828
00:51:35,833 --> 00:51:37,292
‫اگه پیشنهادم رو قبول کنین

829
00:51:37,458 --> 00:51:40,375
‫فقط و فقط واسه من کار می‌کنین

830
00:51:41,375 --> 00:51:42,500
‫وادیم الکسیویچ.

831
00:51:51,583 --> 00:51:54,375
‫به مفهوم عمودیتِ شما فکر کردم.

832
00:51:55,000 --> 00:51:56,167
‫قدرتمنده.

833
00:51:57,208 --> 00:51:59,250
‫اما نمی‌تونه انتزاعی بمونه.

834
00:52:01,167 --> 00:52:05,208
‫ما به یه صحنه‌ی مشخص نیاز داریم
‫تا عمودیت قدرت رو توش احیا کنیم.

835
00:52:05,375 --> 00:52:07,167
‫وگرنه، بی‌دفاع به نظر میایم

836
00:52:07,333 --> 00:52:08,958
‫مثل بقیه‌ی سیاستمدارها.

837
00:52:09,125 --> 00:52:10,708
‫درسته، ولادیمیر ولادیمیرویچ

838
00:52:10,875 --> 00:52:13,333
‫اما فقط با یه بشکن زدن
‫کار درست نمی‌شه.

839
00:52:13,833 --> 00:52:15,958
‫اتفاقات پیش‌بینی‌نشده هم هست.

840
00:52:16,125 --> 00:52:18,500
‫اتفاقات پیش‌بینی‌نشده
‫همیشه نتیجه‌ی بی‌کفایتی‌ان.

841
00:52:18,625 --> 00:52:21,042
‫- همه چی به شرایط بستگی داره.
‫- شرایط؟

842
00:52:21,208 --> 00:52:22,833
‫جلو چشممونه.

843
00:52:24,333 --> 00:52:25,292
‫نمی‌بینینشون؟

844
00:52:28,458 --> 00:52:30,583
‫بنیادگراهای اسلامی.

845
00:52:31,625 --> 00:52:34,375
‫اونا دیگه به چچن راضی نیستن.

846
00:52:36,167 --> 00:52:37,292
‫اونا داغستان رو می‌خوان

847
00:52:37,458 --> 00:52:40,208
‫اینگوشتیا، باشقیرستان.

848
00:52:42,333 --> 00:52:44,208
‫اگه بذاریم هر کاری می‌خوان بکنن

849
00:52:45,208 --> 00:52:48,333
‫تا چند سال دیگه، چیزی از
‫فدراسیون روسیه باقی نمی‌مونه.

850
00:52:48,500 --> 00:52:52,292
‫ببخشید، اما من قبل از وارد شدن
‫به این باتلاق، خوب فکرامو می‌کنم.

851
00:52:52,458 --> 00:52:53,708
‫توی این چند سال اخیر

852
00:52:53,875 --> 00:52:56,625
‫چچن بیشتر از
‫دشمن‌های توی میدون جنگ

853
00:52:56,792 --> 00:52:58,958
‫توی مسکو باعث نابودیِ
‫مهره‌های سیاسی شده.

854
00:52:59,125 --> 00:53:02,042
‫هیچ‌کدومشون انرژی
‫کافی واسش نذاشتن.

855
00:53:02,208 --> 00:53:05,208
‫همه‌ی این سیاستمدارها
‫می‌خواستن جنگی راه بندازن

856
00:53:05,375 --> 00:53:08,208
‫که جرئت نداشتن اسمش رو بیارن.

857
00:53:08,375 --> 00:53:10,292
‫یه جنگ بشردوستانه

858
00:53:10,458 --> 00:53:12,208
‫مثل آمریکایی‌ها.

859
00:53:13,125 --> 00:53:14,917
‫من دارم از یه چیز
‫دیگه حرف می‌زنم.

860
00:53:15,875 --> 00:53:18,500
‫جایزه‌ی نوبل صلح
‫واسم اهمیتی نداره.

861
00:53:18,667 --> 00:53:20,125
‫چیزی که واسم مهمه

862
00:53:21,125 --> 00:53:24,625
‫احیای تمامیت فدراسیون روسیه‌ست.

863
00:53:24,792 --> 00:53:26,542
‫من راجع به ژئوپلیتیک
‫حرف نمی‌زنم.

864
00:53:26,708 --> 00:53:29,208
‫این کار من نیست.

865
00:53:29,375 --> 00:53:31,333
‫ولی چیزی که می‌تونم بگم

866
00:53:32,042 --> 00:53:34,167
‫اینه که از نظر سیاسی،
‫این یه خودکشیه.

867
00:53:34,917 --> 00:53:36,625
‫اینجاست که اشتباه می‌کنین.

868
00:53:38,000 --> 00:53:41,667
‫شما یه کمپین انتخاباتی رو
‫به سبک غربی تصور می‌کنین:

869
00:53:41,833 --> 00:53:45,875
‫دو تا تیم از اقتصاددان‌ها که دارن
‫راجع به ارائه‌های پاورپوینت بحث می‌کنن.

870
00:53:49,083 --> 00:53:50,375
‫تو روسیه

871
00:53:51,208 --> 00:53:52,375
‫قدرت

872
00:53:53,458 --> 00:53:55,458
‫یه چیز کاملاً متفاوته.

873
00:53:59,000 --> 00:54:03,083
‫اون روز، من دقیقاً نفهمیدم
‫ولادیمیر پوتین چی رو می‌خواست بگه

874
00:54:03,250 --> 00:54:05,667
‫اما با یه اطمینان اون
‫میز ناهار رو ترک کردم:

875
00:54:05,833 --> 00:54:09,208
‫بوریس برزوفسکی بزرگترین
‫اشتباه زندگیشو مرتکب شده بود.

876
00:54:11,083 --> 00:54:12,708
‫اولین روزای آگوست

877
00:54:12,875 --> 00:54:16,542
‫بوریس یلتسین یه نخست‌وزیر جدید رو
‫منصوب کرد که برای بیشتر مردم ناشناخته بود.

878
00:54:17,083 --> 00:54:21,083
‫انتصاب ولادیمیر پوتین
‫با شک و تردید مواجه شد.

879
00:54:21,250 --> 00:54:25,417
‫این پنجمین رئیس دولتی بود که یلتسین
‫تو کمتر از یه سال منصوب می‌کرد.

880
00:54:27,458 --> 00:54:29,875
‫دفترای ما تو کاخ قدیمی شوروی بود

881
00:54:30,042 --> 00:54:31,958
‫که بهش می‌گفتن کاخ سفید روسیه.

882
00:54:32,125 --> 00:54:35,750
‫یک بلوک عظیم نفتالین
‫در کنار رود موسکووا.

883
00:54:36,500 --> 00:54:39,333
‫یه طبقه رو برای
‫تازه‌کارا خالی کرده بودن.

884
00:54:39,500 --> 00:54:42,958
‫پوتین می‌دونست که وقت کمی برای
‫جا انداختن خودش تو افکار عمومی داره.

885
00:54:43,125 --> 00:54:44,542
‫نمی‌خواست هیچ
‫وقتی رو از دست بده.

886
00:54:47,042 --> 00:54:48,125
‫به اون حرومزاده بگو

887
00:54:48,292 --> 00:54:50,875
‫که نخست‌وزیر تو
‫میدون عمل نتیجه می‌خواد.

888
00:54:51,042 --> 00:54:52,583
‫مهم نیست چطوری.

889
00:54:52,750 --> 00:54:56,292
‫الان وقت رسانه نیست،
‫وقت سیاسته.

890
00:54:56,458 --> 00:54:58,792
‫ما اینجاییم که نتیجه تولید کنیم

891
00:54:58,958 --> 00:55:00,417
‫نه بهانه‌های آبکی.

892
00:55:01,333 --> 00:55:04,333
‫نظرسنجی‌هاتو گرفتم.
‫کمکم کن تا تحلیلشون کنیم.

893
00:55:04,500 --> 00:55:06,583
‫میام پیشت. باید
‫گوسینسکی رو ببینم.

894
00:55:06,750 --> 00:55:07,625
‫داریم راه درست رو میریم.

895
00:55:07,792 --> 00:55:10,292
‫دیمیتری آناتولیویچ، مهم نیست

896
00:55:10,458 --> 00:55:12,333
‫ما همین الانش هم رسیدیم.

897
00:55:17,750 --> 00:55:19,167
‫گوسینسکی کجاست؟

898
00:55:19,333 --> 00:55:21,083
‫متاسفانه، نتونست بیاد.

899
00:55:22,500 --> 00:55:24,500
‫ما به اندازه کافی
‫براش مهم نیستیم؟

900
00:55:24,625 --> 00:55:27,750
‫- اون خارج از کشوره.
‫- شما کی هستین؟ پیام‌رسان‌هاش؟

901
00:55:28,375 --> 00:55:29,750
‫ما شبکه رو اداره می‌کنیم.

902
00:55:31,167 --> 00:55:34,375
‫پس به آقای گوسینسکی اینو بگین:

903
00:55:34,500 --> 00:55:37,500
‫سیاست فدراسیون روسیه

904
00:55:37,667 --> 00:55:41,292
‫تو دفترای ان‌تی‌وی تعیین نمیشه.

905
00:55:41,458 --> 00:55:43,542
‫این حتی به ذهن آقای
‫گوسینسکی هم خطور نمی‌کنه.

906
00:55:43,708 --> 00:55:44,708
‫من کوکلی رو می‌بینم

907
00:55:44,875 --> 00:55:46,125
‫عروسکای سیاسی شما رو.

908
00:55:46,292 --> 00:55:49,542
‫بعضی وقتا، خنده‌دار به
‫نظرم میاد. منو می‌خندونه.

909
00:55:50,417 --> 00:55:54,667
‫متاسفانه، نخست‌وزیر حس
‫شوخ‌طبعی شما رو نداره.

910
00:55:54,833 --> 00:55:57,542
‫اون به آقای گوسینسکی مشکوکه
‫که می‌خواد بهش آسیب بزنه.

911
00:55:57,708 --> 00:56:00,042
‫نه بابا، اصلاً.

912
00:56:00,208 --> 00:56:02,667
‫حیف که اینجا نیست تا توضیح بده.

913
00:56:02,833 --> 00:56:06,667
‫شما نخست‌وزیر رو مثل
‫یه کوتوله نشون میدین.

914
00:56:06,833 --> 00:56:08,125
‫این درست نیست

915
00:56:08,292 --> 00:56:10,750
‫یه کوتوله که الیگارش‌ها
‫کنترلش می‌کنن.

916
00:56:10,917 --> 00:56:13,417
‫از نظر کمدین‌ها،
‫بیشتر شبیه یه بچه‌س.

917
00:56:13,542 --> 00:56:14,833
‫دقیقاً.

918
00:56:15,000 --> 00:56:18,417
‫و این خنده‌داره؟ یه
‫کوتوله‌ی بچه‌صفت؟

919
00:56:18,542 --> 00:56:19,875
‫این یه برنامه‌ی طنزه.

920
00:56:20,042 --> 00:56:23,250
‫نخست‌وزیر مرز بین طنز
‫و توهین رو مشخص می‌کنه

921
00:56:23,417 --> 00:56:25,125
‫مخصوصاً تو دوران انتخابات.

922
00:56:25,292 --> 00:56:28,083
‫نخست‌وزیر یه خط قرمز مشخص کرده.

923
00:56:28,250 --> 00:56:30,875
‫آقای گوسینسکی یا متوجه
‫میشه کجا قرار داره.

924
00:56:31,042 --> 00:56:33,167
‫یا با ضرر دادن یاد می‌گیره.

925
00:56:33,333 --> 00:56:34,292
‫روز خوبی داشته باشین!

926
00:56:36,542 --> 00:56:40,625
‫من روزی ۱۸ ساعت کار می‌کردم، و
‫پشت سر هم با نخست‌وزیر جلسه داشتم

927
00:56:40,792 --> 00:56:44,833
‫هر کدومش شامل کلی
‫تصمیمات تاریخی می‌شد.

928
00:56:45,000 --> 00:56:47,833
‫ولی هر چی بیشتر غرق
‫روزمرگی حکومت آدما می‌شدم

929
00:56:48,000 --> 00:56:50,625
‫بیشتر دنیا به نظرم
‫پر از سوءتفاهم

930
00:56:50,792 --> 00:56:52,292
‫و فرصت‌های از دست رفته‌ می‌اومد.

931
00:56:53,042 --> 00:56:55,292
‫اون موقع بود که
‫اتفاق غیرمنتظره افتاد.

932
00:56:57,542 --> 00:56:59,833
‫یه شب پاییزی، کمی بعد از نیمه‌شب

933
00:57:00,000 --> 00:57:03,167
‫یه غرش بزرگ تاریکی
‫پایتخت رو شکافت.

934
00:57:03,333 --> 00:57:05,833
‫خیابون گوریانوا، تو حومه‌ی مسکو

935
00:57:06,000 --> 00:57:07,750
‫صدها کیلو مواد منفجره

936
00:57:07,917 --> 00:57:11,042
‫یه ساختمون مسکونی
‫نه طبقه رو دو نیم کرد.

937
00:57:12,417 --> 00:57:14,375
‫ده‌ها خانواده‌ی خوابیده

938
00:57:14,500 --> 00:57:16,375
‫با انفجار بلعیده شدن.

939
00:57:16,500 --> 00:57:17,542
‫چهار روز بعد

940
00:57:19,458 --> 00:57:22,083
‫یه انفجار دوم ساعت
‫۵ صبح شهر رو لرزوند

941
00:57:22,250 --> 00:57:24,500
‫و یه ساختمون دیگه
‫تو حومه رو نابود کرد.

942
00:57:24,667 --> 00:57:26,750
‫بیشتر از صد قربانی.

943
00:57:26,917 --> 00:57:28,750
‫این ۱۱ سپتامبر ما بود.

944
00:57:28,917 --> 00:57:31,417
‫تا اون موقع، جنگ تو
‫چچن دور به نظر میومد.

945
00:57:31,542 --> 00:57:34,667
‫ولی وقتی ساختمونا دور و بر
‫مسکو شروع کردن به ترکیدن

946
00:57:34,833 --> 00:57:37,708
‫جنگ اومد تو خونه‌ روس‌ها.

947
00:57:39,000 --> 00:57:40,333
‫البته

948
00:57:40,500 --> 00:57:41,667
‫می‌دونین

949
00:57:42,208 --> 00:57:43,792
‫چی میگن.

950
00:57:45,750 --> 00:57:47,750
‫میگن که ما این کارو کردیم.

951
00:57:48,542 --> 00:57:50,875
‫یعنی، ما: اف‌اس‌بی.

952
00:57:51,042 --> 00:57:52,667
‫این فقط یه شایعه نیست.

953
00:57:53,500 --> 00:57:56,125
‫شواهد جدی و هم‌سو هست.

954
00:57:56,292 --> 00:57:57,542
‫راستش، نمی‌دونم.

955
00:57:58,417 --> 00:58:02,292
‫اگه این رازیه، خدا رو
‫شکر هیچ‌کس به من نگفته.

956
00:58:02,750 --> 00:58:04,708
‫ولی چرا باید این کارو می‌کردیم؟

957
00:58:04,875 --> 00:58:06,083
‫پیروزی ما قطعی بود.

958
00:58:06,250 --> 00:58:08,042
‫برای واقع کردن ترس.

959
00:58:08,208 --> 00:58:11,542
‫برای اینکه روس‌ها از
‫چچنی‌ها احساس خطر کنن.

960
00:58:13,167 --> 00:58:15,583
‫و برای توجیه کردن جنگ دوم چچن.

961
00:58:15,750 --> 00:58:18,667
‫که خیلی به موقع بود برای
‫آماده کردن افکار عمومی

962
00:58:18,833 --> 00:58:22,542
‫برای اومدن یه رژیم استبدادی.

963
00:58:25,792 --> 00:58:27,500
‫دوست ندارم تو جمع حرف بزنم.

964
00:58:27,625 --> 00:58:30,333
‫مردم باید صداتو بشنون.

965
00:58:30,500 --> 00:58:33,583
‫اینجا، تو یه سفر
‫رسمی، نه از کرملین.

966
00:58:34,208 --> 00:58:36,458
‫بهشون یه حس درک شرایط اضطرار بده.

967
00:58:36,583 --> 00:58:37,917
‫من یه بازیگر نیستم.

968
00:58:38,875 --> 00:58:41,167
‫من به یه بیانیه
‫ساده بسنده می‌کنم.

969
00:58:46,917 --> 00:58:49,417
‫شما دستور دادین فرودگاه
‫گروزنی رو بمباران کنن

970
00:58:49,542 --> 00:58:51,208
‫در جواب حملات.

971
00:58:51,375 --> 00:58:52,750
‫فکر نمی‌کنین این

972
00:58:52,917 --> 00:58:55,042
‫ممکنه وضعیت رو بدتر کنه؟

973
00:58:55,208 --> 00:58:57,042
‫من از این جور سوالا خسته شدم.

974
00:58:57,208 --> 00:59:00,042
‫ما تروریست‌ها رو
‫می‌زنیم هر جا که قایم بشن.

975
00:59:00,208 --> 00:59:02,167
‫اگه تو فرودگاه باشن،
‫ما فرودگاه رو می‌زنیم.

976
00:59:02,333 --> 00:59:04,208
‫اگه تو مستراح باشن،
‫ببخشید این حرفو می‌زنم

977
00:59:04,375 --> 00:59:07,292
‫ما میریم می‌کشیمشون
‫حتی تو مستراح.

978
00:59:07,458 --> 00:59:10,125
‫شما اصلاً نمی‌دونین
‫این جمله چه تأثیری

979
00:59:10,292 --> 00:59:12,000
‫رو مخاطب روس داشت.

980
00:59:12,167 --> 00:59:14,875
‫بالاخره، صدای فرماندهی و کنترل

981
00:59:15,042 --> 00:59:17,292
‫که روس‌ها دیگه نمی‌شنیدن.

982
00:59:17,458 --> 00:59:18,833
‫صدای استالین؟

983
00:59:19,000 --> 00:59:20,500
‫حداقل صدای یلتسین نبود.

984
00:59:20,667 --> 00:59:22,292
‫و نه صدای گورباچف.

985
00:59:23,000 --> 00:59:26,208
‫اون روز، پوتین شد تزار.

986
00:59:27,708 --> 00:59:30,750
‫ساختار عمودی قدرت

987
00:59:39,333 --> 00:59:42,292
‫آقای نخست‌وزیر، نمی‌تونیم
‫تو گودرمس فرود بیایم.

988
00:59:42,458 --> 00:59:44,333
‫دید کافی نیست.

989
00:59:44,500 --> 00:59:47,542
‫من برنامه‌ریزی کردم سال
‫نو رو با سربازامون بگذرونم.

990
00:59:47,708 --> 00:59:49,125
‫باید فرود بیایم.

991
00:59:49,292 --> 00:59:50,625
‫باید فرود بیایم!

992
00:59:50,792 --> 00:59:54,042
‫ما به ۱۵۰ متر دید نیاز داریم.

993
00:59:54,208 --> 00:59:57,125
‫به زور ۱۰۰ متر
‫داریم. خیلی خطرناکه.

994
01:00:04,500 --> 01:00:07,667
‫ما سرباز داریم که
‫تو داغستان مستقرن.

995
01:00:08,542 --> 01:00:11,875
‫اونا برای سان دیدن آماده‌ن.
‫این می‌تونه یه گزینه باشه.

996
01:00:18,375 --> 01:00:21,000
‫اگه تزار می‌خواست سال
‫نو رو تو چچن جشن بگیره

997
01:00:21,167 --> 01:00:22,875
‫همونجا می‌رفتیم.

998
01:00:23,042 --> 01:00:27,667
‫ساعت ۱ صبح، با جیپ
‫از جاده‌های کوهستانی رفتیم.

999
01:00:57,500 --> 01:01:00,417
‫لشکر ۳۳، سرهنگ دوم فدوروف.

1000
01:01:00,542 --> 01:01:02,500
‫به پایگاه خوش
‫اومدین، آقای پوتین.

1001
01:01:03,417 --> 01:01:06,333
‫آقایون، کاری که شما
‫می‌کنین خیلی مهمه.

1002
01:01:06,875 --> 01:01:09,583
‫مردم به شما ایمان دارن.
‫من اومدم اینو بهتون بگم.

1003
01:01:09,750 --> 01:01:12,167
‫ما بهتون افتخار می‌کنیم.
‫شما سخت کار می‌کنین.

1004
01:01:13,333 --> 01:01:16,542
‫من می‌دونم شما چیکار
‫کردین، خیلی شجاعانه بود.

1005
01:01:17,417 --> 01:01:20,208
‫می‌خوام بدونین که مردم روسیه

1006
01:01:20,375 --> 01:01:21,625
‫به فکر شما هستن

1007
01:01:21,792 --> 01:01:23,250
‫و بهتون افتخار می‌کنن.

1008
01:01:23,708 --> 01:01:24,875
‫سال نو مبارک.

1009
01:02:40,708 --> 01:02:42,000
‫صبر کنین.

1010
01:02:44,208 --> 01:02:48,625
‫دوست دارم به سلامتی
‫مجروحین بنوشم و آرزو کنم

1011
01:02:49,292 --> 01:02:51,875
‫برای همه‌ی حاضرین سال خوبی باشه

1012
01:02:52,625 --> 01:02:55,500
‫ولی ما وظایف سنگینی پیش رو داریم

1013
01:02:56,792 --> 01:02:58,333
‫همه‌ی شما می‌دونین.

1014
01:02:59,375 --> 01:03:03,000
‫ما فقط برای شرف
‫و حیثیتمون نمی‌جنگیم

1015
01:03:03,167 --> 01:03:07,083
‫بلکه برای تموم کردن احتمال
‫فروپاشی روسیه می‌جنگین.

1016
01:03:09,792 --> 01:03:13,083
‫ما نمی‌تونیم حتی یه
‫لحظه ضعف نشون بدیم.

1017
01:03:14,542 --> 01:03:16,417
‫اگه حواسمون پرت شه

1018
01:03:17,083 --> 01:03:18,625
‫اونایی که مُردن

1019
01:03:19,292 --> 01:03:20,583
‫بیهوده مُردن.

1020
01:03:22,042 --> 01:03:24,583
‫پس پیشنهاد می‌کنم
‫لیوانامونو بذاریم زمین.

1021
01:03:28,000 --> 01:03:30,667
‫بعداً به سلامتی هم
‫میزنیم، ولی نه الان.

1022
01:03:38,500 --> 01:03:39,917
‫من میرم.

1023
01:03:42,667 --> 01:03:45,458
‫قبل از تموم شدن دوره‌م میرم.

1024
01:03:46,250 --> 01:03:49,500
‫فهمیدم که این کار لازمه.

1025
01:03:50,667 --> 01:03:52,500
‫روسیه باید

1026
01:03:53,042 --> 01:03:56,375
‫این هزاره‌ی جدید رو با
‫مسئولای سیاسی جدید شروع کنه

1027
01:03:57,083 --> 01:04:00,125
‫و من با تمام اعتمادم شما رو

1028
01:04:00,292 --> 01:04:03,875
‫به ولادیمیر ولادیمیرویچ پوتین میسپرم.

1029
01:04:09,333 --> 01:04:11,042
‫دوران یلتسین تموم شد.

1030
01:04:11,208 --> 01:04:13,833
‫دوستت بوریس برزوفسکی باید بفهمه

1031
01:04:14,000 --> 01:04:17,042
‫که من از این یادداشتای
‫مزخرف خسته شدم.

1032
01:04:17,208 --> 01:04:19,208
‫فکر می‌کردم دوست مونه.

1033
01:04:19,375 --> 01:04:21,458
‫بوریس آدم خیلی باهوشیه

1034
01:04:21,583 --> 01:04:24,750
‫ولی هوشش اونو از
‫حماقتش محافظت نمیکنه.

1035
01:04:26,750 --> 01:04:27,750
‫بذار بیاد تو.

1036
01:04:34,292 --> 01:04:35,750
‫بوریس آبراموویچ.

1037
01:04:36,417 --> 01:04:37,542
‫بیا جلو.

1038
01:04:38,375 --> 01:04:39,375
‫بشین.

1039
01:04:43,000 --> 01:04:45,000
‫پیغام‌هاتو خوندم

1040
01:04:45,167 --> 01:04:46,833
‫بعضی از یادداشت‌هاتو.

1041
01:04:47,500 --> 01:04:50,417
‫همیشه مشاور خوبی بودی. گوش میدم.

1042
01:04:50,542 --> 01:04:52,750
‫وولودیا، یه ساعت
‫منو منتظر گذاشتی.

1043
01:04:52,917 --> 01:04:54,458
‫تو این ملاقاتو می‌خواستی.

1044
01:04:55,125 --> 01:04:56,375
‫خب.

1045
01:04:58,500 --> 01:04:59,375
‫بگو.

1046
01:05:02,583 --> 01:05:03,917
‫خلاصه میگم.

1047
01:05:05,458 --> 01:05:07,500
‫ما خیلی داریم رو به افول میریم.

1048
01:05:07,625 --> 01:05:10,042
‫اوضاع خیلی تیره و تاره. جنگه، قبول،

1049
01:05:10,208 --> 01:05:11,833
‫شما یه ژنرال بزرگی

1050
01:05:12,000 --> 01:05:15,333
‫ما رو به پیروزی میرسونی.
‫ولی بیا یه تلاشی بکنیم.

1051
01:05:15,792 --> 01:05:19,125
‫یه کم امید به این
‫روسای بیچاره بدیم.

1052
01:05:19,292 --> 01:05:22,542
‫وگرنه به جای اینکه بهت رای بدن،
‫خودشونو از پنجره میندازن پایین.

1053
01:05:23,500 --> 01:05:25,500
‫جلسات، کنسرت‌ها

1054
01:05:25,625 --> 01:05:27,542
‫تبلیغات تلویزیونی، پوسترها!

1055
01:05:27,708 --> 01:05:29,083
‫باید صدامونو به گوش همه برسونیم.

1056
01:05:29,250 --> 01:05:31,125
‫- کی پولشو میده؟
‫- معلومه، من.

1057
01:05:31,833 --> 01:05:35,292
‫قید فضاهای تبلیغاتی رایگان رو زدین؟

1058
01:05:35,458 --> 01:05:38,417
‫درسته. این یه انتخابه،
‫استراتژی ماست.

1059
01:05:38,542 --> 01:05:40,542
‫می‌بینیم که آیا واقعیت‌ها به ما
‫درست و نادرست رو نشون میدن.

1060
01:05:40,708 --> 01:05:44,417
‫اگه همینجوری ادامه بدین،
‫مردم یادشون میره که تو کاندیدایی.

1061
01:05:44,542 --> 01:05:46,375
‫شوخی نکن، بوریس.

1062
01:05:46,500 --> 01:05:49,667
‫من سه ماهه که رئیس موقتم.
‫ دولت خود ما هستیم.

1063
01:05:51,167 --> 01:05:54,208
‫کمپین ما، اتفاقات
‫روزه، کاریه که ما می‌کنیم

1064
01:05:55,125 --> 01:05:57,000
‫تاریخی اونیه که ما می‌نویسیم.

1065
01:05:58,500 --> 01:06:00,958
‫دیگه هیچ‌کس به
‫تبلیغات باور نداره.

1066
01:06:01,125 --> 01:06:04,500
‫واقعیت‌ها تنها تبلیغی‌ان
‫که برامون مهمه.

1067
01:06:08,333 --> 01:06:10,583
‫تزار عمود قدرت رو احیا کرده بود

1068
01:06:10,750 --> 01:06:13,167
‫و رای‌دهنده‌ها قدردانش بودن.

1069
01:06:13,333 --> 01:06:16,500
‫اون تو دور اول به عنوان
‫رئیس‌جمهور فدراسیون انتخاب شد.

1070
01:06:18,500 --> 01:06:22,208
‫برزوفسکی دیگه کرملین رو با
‫تماس‌های بی‌جوابش اذیت نکرد.

1071
01:06:22,375 --> 01:06:26,083
‫البته، خبرنگاراش تشریفات پر زرق
‫و برق مراسم تحلیف رو مسخره کردن

1072
01:06:26,250 --> 01:06:28,250
‫ولی بوریس منتظر یه چیز دیگه بود:

1073
01:06:28,917 --> 01:06:32,250
‫فرصتی که به تزار
‫نشون بده کی رئیسه.

1074
01:06:39,250 --> 01:06:41,875
‫سوچی اقامتگاه تابستانی
‫روسای جمهور روسیه

1075
01:07:16,458 --> 01:07:18,667
‫یادمه که تو ترجیح میدی

1076
01:07:19,333 --> 01:07:20,500
‫مدیوم باشه.

1077
01:07:22,083 --> 01:07:23,750
‫ممنون که یادت بود.

1078
01:07:35,417 --> 01:07:36,500
‫آقا

1079
01:07:58,792 --> 01:08:01,167
‫۱۲ آگوست سال ۲۰۰۰، کورسک

1080
01:08:01,333 --> 01:08:03,667
‫یکی از بزرگترین
‫زیردریایی‌های هسته‌ای

1081
01:08:03,833 --> 01:08:07,167
‫حین یه رزمایش تو
‫دریای بارنتس غرق شد.

1082
01:08:07,792 --> 01:08:09,458
‫صد نفر آدم توش بودن.

1083
01:08:10,417 --> 01:08:12,583
‫بعضیاشون درجا مردن.

1084
01:08:12,750 --> 01:08:15,083
‫بقیه ته دریا گیر افتاده بودن.

1085
01:08:16,457 --> 01:08:20,332
‫این همون فرصتی بود که
‫برزوفسکی منتظرش بود.

1086
01:08:27,792 --> 01:08:31,417
‫یه هلیکوپتر اجاره کردیم تا محل
‫غرق شدن رو زیر نظر بگیریم.

1087
01:08:31,542 --> 01:08:33,250
‫- شناسایی شد؟
‫- آره.

1088
01:08:33,417 --> 01:08:36,250
‫خبر تازه رسیده. خبری از امداد
‫و کمک اون دور و اطراف نیست.

1089
01:08:36,417 --> 01:08:39,125
‫شرم‌آوره. این چیزیه
‫که باید محکومش کنیم.

1090
01:08:39,292 --> 01:08:40,875
‫کارشناسای روسی حاضر
‫نیستن خودشون رو درگیر کنن.

1091
01:08:41,042 --> 01:08:42,000
‫جای دیگه بگردین.

1092
01:08:42,167 --> 01:08:46,500
‫یه تیم تو آلمان داریم.
‫ناتو کمکش رو پیشنهاد داده

1093
01:08:46,625 --> 01:08:48,417
‫ولی نیروی دریایی روسیه ردش کرده.

1094
01:08:48,542 --> 01:08:50,000
‫اینا کشتی‌های جاسوسی‌ان.

1095
01:08:50,167 --> 01:08:52,750
‫روسیه نمیتونه جلوی
‫اونا خودش رو تحقیر کنه.

1096
01:08:52,917 --> 01:08:54,957
‫نمیتونه جلوی اونا
‫خودش رو تحقیر کنه؟

1097
01:08:55,125 --> 01:08:58,375
‫از خانواده‌ها بپرسین نظرشون چیه.

1098
01:08:58,500 --> 01:09:00,417
‫- همین کارو می‌کنیم.
‫- تلویزیون یعنی احساسات.

1099
01:09:00,542 --> 01:09:04,250
‫احساسات یعنی خانواده‌ها.
‫اضطرابشون رو تصور می‌کنین؟

1100
01:09:04,417 --> 01:09:07,957
‫عزیزانشون، شاید هنوز زنده
‫باشن، تو یه محفظه ضد آب گیر افتادن

1101
01:09:08,125 --> 01:09:10,082
‫و کمکی که نمیرسه!

1102
01:09:12,207 --> 01:09:14,500
‫چقدر طول میکشه؟

1103
01:09:14,625 --> 01:09:17,167
‫پسرامون ماهی ۵۰ دلار حقوق میگیرن

1104
01:09:17,332 --> 01:09:20,542
‫و اونا تو این قوطی
‫کنسرو گیر افتادن!

1105
01:09:21,500 --> 01:09:26,167
‫پسرمو برای چی بزرگ
‫کردم؟ شما بچه دارین؟

1106
01:09:27,082 --> 01:09:29,082
‫کی میتونه ما رو درک کنه؟

1107
01:09:29,250 --> 01:09:32,125
‫نه شما، آدمای تو قدرت.
‫شما هیچ‌وقت هیچی نمیفهمین!

1108
01:09:32,292 --> 01:09:34,457
‫شما فقط به فکر پر
‫کردن شکم خودتونین!

1109
01:09:34,582 --> 01:09:39,042
‫ملوانامون چیزی برای زندگی
‫کردن ندارن و شما میذارین بمیرن!

1110
01:09:39,707 --> 01:09:41,957
‫وضعیت از کنترل خارج شده بود.

1111
01:09:42,125 --> 01:09:43,542
‫من خودمو سریع رسوندم سوچی.

1112
01:09:43,707 --> 01:09:46,707
‫من نمیفهمیدم چرا
‫پوتین اونجا نبود.

1113
01:09:49,000 --> 01:09:51,125
‫چی کار می‌خوای بکنم؟

1114
01:09:53,082 --> 01:09:54,875
‫همه‌شون مردن، معلومه.

1115
01:09:55,042 --> 01:09:57,208
‫وقتی بهشون برسیم، می‌فهمیم.

1116
01:09:57,375 --> 01:10:00,042
‫به گفته‌ی همه‌ی کارشناسا،
‫بازمانده‌هایی هستن.

1117
01:10:00,208 --> 01:10:02,458
‫این یه واقعیته.
‫باید نجاتشون بدیم.

1118
01:10:02,583 --> 01:10:05,625
‫چه مرده باشن چه نباشن، بوریس
‫برزوفسکی دنبال اینه که به من آسیب بزنه.

1119
01:10:05,792 --> 01:10:07,500
‫همه منتظرن که تو کاری بکنی.

1120
01:10:07,667 --> 01:10:10,375
‫من وقتی اقدام می‌کنم
‫که صلاح بدونم.

1121
01:10:11,458 --> 01:10:14,167
‫خونسردیت خیلی به
‫محبوبیتت کمک کرده

1122
01:10:14,333 --> 01:10:15,875
‫اما داره علیه خودت برمی‌گرده.

1123
01:10:16,417 --> 01:10:19,833
‫مردم روسیه دارن رنج
‫می‌برن و تو کنارشون نیستی.

1124
01:10:20,000 --> 01:10:21,292
‫این جدیه.

1125
01:10:23,125 --> 01:10:26,000
‫چون مقامات تا این لحظه هیچ کاری نمی‌کنن

1126
01:10:26,500 --> 01:10:29,333
‫ آر‌تی‌پی یه کمک مالی برای
‫خانواده‌های ملوانا سازماندهی کرده.

1127
01:10:29,500 --> 01:10:31,000
‫ با این شماره تماس
‫بگیرین برای کمک

1128
01:10:31,917 --> 01:10:33,125
‫متوجهی؟

1129
01:10:33,792 --> 01:10:37,833
‫اونا دولت رو نابود کردن،
‫ده سال غارتش کردن.

1130
01:10:38,458 --> 01:10:41,333
‫ارتش ما رو نابود کردن و
‫حالا دارن کمک مالی جمع می‌کنن!

1131
01:10:41,500 --> 01:10:43,542
‫این عوضیا فقط کافیه

1132
01:10:43,708 --> 01:10:45,875
‫کلبه‌هاشون رو تو
‫سنت موریتس بفروشن

1133
01:10:48,500 --> 01:10:50,500
‫به اون حرومزاده زنگ بزن!

1134
01:11:00,333 --> 01:11:02,542
‫متوجهی داری چیکار می‌کنی؟

1135
01:11:02,708 --> 01:11:05,958
‫شبکه‌ی تو ۲۴ ساعته به
‫کی فرصت حرف زدن میده

1136
01:11:06,125 --> 01:11:08,333
‫به فاحشه‌هایی که نقش
‫زن ملوانا رو بازی می‌کنن.

1137
01:11:08,500 --> 01:11:10,292
‫چی داری میگی؟ داری هذیون میگی.

1138
01:11:10,458 --> 01:11:12,167
‫اونا زن‌های واقعی‌شون هستن.

1139
01:11:12,333 --> 01:11:15,208
‫شما تلویزیون دولتی هستین، بوریس.

1140
01:11:15,375 --> 01:11:17,500
‫و شما دارین علیه ریاست
‫جمهوری توطئه می‌کنین.

1141
01:11:17,667 --> 01:11:19,542
‫یعنی چی؟

1142
01:11:19,708 --> 01:11:22,542
‫دقیقاً یعنی چی؟ دارم
‫ازت سوال می‌پرسم!

1143
01:11:22,708 --> 01:11:24,792
‫من یه سوال از تو دارم،
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ.

1144
01:11:24,958 --> 01:11:28,125
‫داری چه غلطی می‌کنی
‫تو تعطیلات تو دریای سیاه؟

1145
01:11:28,292 --> 01:11:30,500
‫تو نباید تو مورمانسک باشی؟

1146
01:11:30,625 --> 01:11:31,667
‫و تو، کجایی؟

1147
01:11:32,292 --> 01:11:34,083
‫می‌خندی، تو کجایی؟

1148
01:11:34,250 --> 01:11:36,083
‫تو کوت دازور؟ داری
‫اونجا چه غلطی می‌کنی؟

1149
01:11:36,250 --> 01:11:39,458
‫بالاخره! من رئیس جمهور
‫نیستم. مهم نیست کجام.

1150
01:11:39,583 --> 01:11:41,917
‫و اتفاقاً من مسکوام.

1151
01:11:43,375 --> 01:11:44,667
‫ فکر کن، وولودیا.

1152
01:11:44,833 --> 01:11:46,958
‫ اگه بری زن‌های
‫ملوانا رو دلداری بدی

1153
01:11:47,125 --> 01:11:49,250
‫ میزان بیننده رو منفجر می‌کنی.

1154
01:11:49,417 --> 01:11:53,208
‫و شبکه‌ی ما تمام قدرتش
‫رو در خدمت تو میذاره.

1155
01:11:53,708 --> 01:11:55,750
‫ و تو می‌دونی که
‫اون قابل توجهه.

1156
01:12:01,417 --> 01:12:02,500
‫خب؟

1157
01:12:03,417 --> 01:12:06,167
‫برمی‌گردیم مسکو. این
‫ملاقات لعنتی رو ترتیب میدیم.

1158
01:12:06,333 --> 01:12:07,875
‫چاره‌ای نداریم.

1159
01:12:15,667 --> 01:12:18,250
‫و همین که از این
‫باتلاق خلاص شدیم

1160
01:12:18,750 --> 01:12:21,125
‫به دوستت بوریس رسیدگی می‌کنیم.

1161
01:12:24,292 --> 01:12:27,042
‫چطور بوریس می‌تونست تصور کنه

1162
01:12:27,208 --> 01:12:29,625
‫که اون یه رابطه‌ی
‫برابر رو تحمل می‌کنه

1163
01:12:29,792 --> 01:12:31,458
‫با یکی از رعیت‌هاش؟

1164
01:12:31,583 --> 01:12:33,625
‫همه‌ی الیگارش‌ها اشتباه کردن.

1165
01:12:34,667 --> 01:12:37,000
‫با تصمیم گرفتن برای
‫شرط بستن رو پوتین

1166
01:12:38,375 --> 01:12:41,708
‫فکر می‌کردن یه آدم پوشالی رو
‫عوض می‌کنن، نه یه سیستم رو.

1167
01:12:41,875 --> 01:12:45,625
‫گرفتن تلویزیونش از بوریس
‫برزوفسکی مثل آب خوردن بود.

1168
01:12:45,792 --> 01:12:49,833
‫اون اکثریت رو کنترل
‫نمی‌کرد، فقط ۴۹ درصد.

1169
01:12:50,000 --> 01:12:53,250
‫فقط کافی بود به مدیر عامل آر‌تی‌پی اطلاع بدن

1170
01:12:53,417 --> 01:12:56,500
‫که از این به بعد، دستوراتش
‫رو از کرملین بگیره.

1171
01:13:06,167 --> 01:13:09,292
‫بدت رو نمی‌خواد.
‫بهت احترام می‌ذاره.

1172
01:13:09,458 --> 01:13:13,125
‫آروم تو مسکو بمون و
‫هر کاری خواستی بکن.

1173
01:13:13,292 --> 01:13:16,083
‫ولی قید سیاست رو بزن.

1174
01:13:16,542 --> 01:13:18,500
‫سیاست، کار اونه.

1175
01:13:19,292 --> 01:13:22,750
‫پوتین یه محصول خالص کا‌گ‌ب‌ه.

1176
01:13:24,500 --> 01:13:26,833
‫از وحشی‌ترین نوعش.

1177
01:13:27,000 --> 01:13:30,458
‫روسیه رو به بند می‌کشه.

1178
01:13:30,583 --> 01:13:34,375
‫و هر کاری که تو ده سال گذشته
‫کردیم تا یه کشور عادی بشیم

1179
01:13:34,500 --> 01:13:36,500
‫از بین میره.

1180
01:13:36,667 --> 01:13:38,333
‫حتی تو، وادیا.

1181
01:13:38,500 --> 01:13:41,125
‫شما دارین یه رژیم بدتر
‫از شوروی می‌سازین.

1182
01:13:41,292 --> 01:13:42,625
‫حداقل اون موقع

1183
01:13:42,792 --> 01:13:46,417
‫حزب جلوی دهن سگ‌های
‫نگهبان کا‌گ‌ب رو می‌گرفت.

1184
01:13:46,542 --> 01:13:48,708
‫حالا دیگه حزب وجود نداره.

1185
01:13:48,875 --> 01:13:51,125
‫اف‌اس‌بی از کا‌گ‌ب بدتره.

1186
01:13:51,292 --> 01:13:53,250
‫کی جلوشون رو می‌گیره؟ تو؟

1187
01:13:53,417 --> 01:13:56,042
‫معلومه که نه. تو
‫هم یکی از اونا شدی.

1188
01:13:56,625 --> 01:13:59,167
‫اینا جونورای وحشی‌ان.

1189
01:13:59,333 --> 01:14:01,458
‫اینا از هیچ اومدن.

1190
01:14:01,583 --> 01:14:04,083
‫اینا راه خودشون رو با
‫زور و چماق باز کردن.

1191
01:14:04,250 --> 01:14:06,375
‫بدون قانون، بدون محدودیت.

1192
01:14:06,500 --> 01:14:07,625
‫اینا گرسنه‌ان.

1193
01:14:07,792 --> 01:14:10,000
‫یه گرسنگی ریشه‌دار.

1194
01:14:10,917 --> 01:14:12,750
‫اینا تحقیر شدن.

1195
01:14:12,917 --> 01:14:15,708
‫اینا از قرن‌ها تحقیر میان.

1196
01:14:17,333 --> 01:14:20,250
‫اینا باید همه چی
‫رو همین الان بگیرن.

1197
01:14:21,333 --> 01:14:24,208
‫چون می‌دونن چرخ روزگار می‌چرخه.

1198
01:14:24,375 --> 01:14:25,792
‫شاید، بوریس.

1199
01:14:25,958 --> 01:14:27,375
‫نمی‌دونم.

1200
01:14:28,417 --> 01:14:32,500
‫ولی می‌دونم که روسیه
‫همیشه اینجوری ساخته شده.

1201
01:14:33,042 --> 01:14:34,625
‫با تبر.

1202
01:14:34,792 --> 01:14:38,167
‫دفتر مرکزی سازمان ملل نیویورک

1203
01:14:38,625 --> 01:14:41,750
‫برزوفسکی با احتیاط،
‫تبعید رو تو لندن انتخاب کرد.

1204
01:14:41,917 --> 01:14:44,833
‫تو همین حین، ما به سمت
‫نیویورک پرواز می‌کردیم.

1205
01:14:45,000 --> 01:14:46,208
‫وقتی به اوج می‌رسین

1206
01:14:46,375 --> 01:14:50,250
‫سیاست شما رو بدون آمادگی قبلی
‫به صحنه‌ی جهانی پرتاب می‌کنه.

1207
01:14:50,417 --> 01:14:52,875
‫بزرگان این دنیا
‫هم‌ردیف شما میشن.

1208
01:14:53,042 --> 01:14:54,667
‫ولی اونا یه حلقه‌ی
‫تنگ رو تشکیل میدن.

1209
01:14:54,833 --> 01:14:57,208
‫اونا وقت داشتن قوانین
‫پایه رو یاد بگیرن.

1210
01:14:58,167 --> 01:15:01,458
‫شما هر چقدر هم که تو کشورتون
‫ازتون بترسن و بهتون احترام بذارن

1211
01:15:01,583 --> 01:15:04,458
‫اینجا، شما فقط تازه‌واردین.

1212
01:15:05,125 --> 01:15:07,167
‫والدورف آستوریا بهترین هتله.

1213
01:15:07,333 --> 01:15:10,667
‫پروتکل برامون یه طبقه
‫رزرو کرده. بیست تا اتاق.

1214
01:15:12,375 --> 01:15:13,583
‫پنت‌هاوس؟

1215
01:15:14,208 --> 01:15:15,875
‫نه.

1216
01:15:16,042 --> 01:15:17,083
‫چرا؟

1217
01:15:17,250 --> 01:15:20,833
‫سه طبقه آخر سالیانه توسط
‫سعودی‌ها رزرو شده‌ن.

1218
01:15:22,167 --> 01:15:23,625
‫کمتر از یه ساعت طول میکشه.

1219
01:15:23,792 --> 01:15:27,917
‫۱۵ دقیقه تا استودیو، ۳۰ دقیقه
‫مصاحبه و ۱۵ دقیقه برگشت.

1220
01:15:29,667 --> 01:15:31,458
‫این امتیاز خوبیه واسه ما.

1221
01:15:42,500 --> 01:15:43,667
‫این چیه؟

1222
01:15:44,625 --> 01:15:45,917
‫این فریزه‌.

1223
01:15:47,333 --> 01:15:50,250
‫کاروان رئیس‌جمهور
‫آمریکا داره حرکت میکنه.

1224
01:15:50,417 --> 01:15:52,250
‫هیچ‌کس دیگه نمیتونه حرکت کنه.

1225
01:15:55,417 --> 01:15:56,833
‫زیاد طول میکشه؟

1226
01:15:58,625 --> 01:15:59,667
‫بستگی داره.

1227
01:16:05,000 --> 01:16:07,542
‫خب، جاسوسی کردن چطوره؟

1228
01:16:07,708 --> 01:16:10,208
‫خیلی فرق نداره با
‫روزنامه‌نگاری کردن.

1229
01:16:10,875 --> 01:16:14,792
‫اطلاعات جمع میکنیم،
‫خلاصه‌شون میکنیم

1230
01:16:15,500 --> 01:16:19,500
‫و ارائه میدیم به تصمیم‌گیرنده‌ها
‫که میتونن ازش استفاده کنن.

1231
01:16:19,625 --> 01:16:21,000
‫دوست داشتین این کارو بکنین؟

1232
01:16:21,167 --> 01:16:24,542
‫اطلاعات بهم اجازه
‫داد دیدگاهمو وسیع‌تر کنم

1233
01:16:24,708 --> 01:16:27,250
‫یه سری ویژگی‌ها رو توسعه بدم

1234
01:16:28,542 --> 01:16:31,750
‫ویژگی‌های مدیریتی.
‫روی اولویت‌ها تمرکز کنم.

1235
01:16:33,000 --> 01:16:34,833
‫یه آموزش.

1236
01:16:35,708 --> 01:16:39,083
‫فاجعه کورسک تمام دنیا
‫رو تحت تاثیر قرار داد.

1237
01:16:39,250 --> 01:16:41,625
‫بهم بگین، چی شد؟

1238
01:16:42,208 --> 01:16:44,708
‫چی به سر زیردریایی اومد؟

1239
01:16:46,250 --> 01:16:47,500
‫غرق شد.

1240
01:16:56,875 --> 01:16:58,208
‫اگه مریخی‌ها

1241
01:16:58,375 --> 01:17:00,458
‫قدرت رو تو مسکو به دست بگیرن

1242
01:17:00,583 --> 01:17:03,667
‫آمریکا بلافاصله اونا رو به عنوان
‫دولت قانونی به رسمیت میشناسه

1243
01:17:03,833 --> 01:17:07,042
‫به شرطی که دست به منافعشون نزنن

1244
01:17:07,208 --> 01:17:09,708
‫و همچنان باهاشون
‫مثل رئیس رفتار کنن.

1245
01:17:10,583 --> 01:17:13,833
‫مشکل اینه که اونا فکر
‫میکنن جنگ سرد رو بردن.

1246
01:17:14,000 --> 01:17:16,042
‫ولی شوروی

1247
01:17:16,208 --> 01:17:17,750
‫نباختش.

1248
01:17:17,917 --> 01:17:21,792
‫جنگ سرد تموم شد چون ما
‫یه دیکتاتوری رو تموم کردیم.

1249
01:17:21,958 --> 01:17:24,208
‫این فرق داره.

1250
01:17:24,375 --> 01:17:26,208
‫ما پیمان ورشو رو منحل کردیم.

1251
01:17:26,375 --> 01:17:28,292
‫ما بهشون صلح پیشنهاد دادیم

1252
01:17:28,458 --> 01:17:29,792
‫نه تسلیم شدن.

1253
01:17:31,000 --> 01:17:32,875
‫اونا باید اینو یادشون باشه.

1254
01:17:33,500 --> 01:17:34,750
‫هر از گاهی.

1255
01:17:53,125 --> 01:17:54,875
‫لیمونوف برای شما احترام قائله.

1256
01:17:55,042 --> 01:17:56,750
‫من فکر میکردم
‫اون منو تحقیر میکنه.

1257
01:17:56,917 --> 01:17:58,500
‫اون یه آینده‌نگره.

1258
01:17:59,000 --> 01:18:01,542
‫همه تو حزبش جا دارن.

1259
01:18:03,042 --> 01:18:06,875
‫خب، نظرت در مورد پیشگامان انقلابی من چیه؟

1260
01:18:07,042 --> 01:18:10,000
‫کرملین نگران نیست.

1261
01:18:10,167 --> 01:18:12,333
‫کرملین اشتباه میکنه. بفرمایید.

1262
01:18:14,125 --> 01:18:16,583
‫خب، سفر چطور بود؟

1263
01:18:17,458 --> 01:18:19,292
‫میدونی اونجا چجوریه.

1264
01:18:19,458 --> 01:18:21,375
‫ من که میگم، همیشه نسبتاً بامزه.

1265
01:18:22,250 --> 01:18:25,667
‫نیویورک میتونه بامزه باشه،
‫اگه از آمریکاییا دوری کنی.

1266
01:18:26,875 --> 01:18:28,542
‫کدومو ترجیح میدی، ادوارد؟

1267
01:18:30,333 --> 01:18:31,833
‫اینو.

1268
01:18:32,875 --> 01:18:35,792
‫رفتی به یکی از شامای محفلیاشون؟

1269
01:18:35,958 --> 01:18:38,208
‫همه‌ی مردا تو پرینستون
‫یا ییل درس خوندن.

1270
01:18:38,375 --> 01:18:41,042
‫بچه‌هاشون میرن همون مدرسه‌ها.

1271
01:18:41,208 --> 01:18:42,208
‫حداقل، جوون‌تر که بودم

1272
01:18:42,375 --> 01:18:46,417
‫میتونستم یه زن کوچولوی
‫بلوندو تو دستشویی بپیچونم.

1273
01:18:46,542 --> 01:18:48,792
‫جذابیت پنهان بورژوازی.

1274
01:18:48,958 --> 01:18:50,333
‫همه جا همینه.

1275
01:18:50,833 --> 01:18:52,083
‫نه، وادیا.

1276
01:18:52,250 --> 01:18:54,083
‫آمریکا بورژوازی رو نابود کرده.

1277
01:18:54,250 --> 01:18:55,792
‫بورژوازی ارزش داشت.

1278
01:18:55,958 --> 01:18:58,833
‫این آدما فقط به
‫اعداد اعتقاد دارن.

1279
01:18:59,000 --> 01:19:00,917
‫کسل‌کننده مثل مرگ.

1280
01:19:02,583 --> 01:19:04,750
‫مشکل امپریالیسم نیست

1281
01:19:05,375 --> 01:19:07,083
‫فرهنگ آمریکاییه.

1282
01:19:07,250 --> 01:19:10,583
‫بهش علاقه داشتی قبل اینکه
‫قورتت بده و تف کنه بیرون.

1283
01:19:10,750 --> 01:19:11,875
‫وقتی یلتسین رو دیدم

1284
01:19:12,042 --> 01:19:15,625
‫روسیه رو تبدیل کرد به نسخه‌ی
‫ارزون‌قیمت آسایشگاه آمریکایی

1285
01:19:15,792 --> 01:19:18,542
‫تصمیم گرفتم حزب
‫ملی-بلشویکی رو تاسیس کنم.

1286
01:19:18,708 --> 01:19:20,750
‫میدونی چرا اسمشو این گذاشتم؟

1287
01:19:20,917 --> 01:19:22,375
‫واسه اینکه شما رو عصبانی کنم!

1288
01:19:22,500 --> 01:19:23,583
‫ناز-بول!

1289
01:19:24,458 --> 01:19:27,125
‫ما استالینیست‌های
‫سابق رو جمع می‌کنیم

1290
01:19:27,292 --> 01:19:30,000
‫همجنس‌گراها و پانک‌ها رو

1291
01:19:30,167 --> 01:19:31,833
‫آنارشیست‌ها، اسکین‌هدها رو

1292
01:19:32,000 --> 01:19:33,500
‫متعصبای مذهبی رو

1293
01:19:33,625 --> 01:19:35,542
‫از بودایی‌ها تا ارتدوکس‌ها.

1294
01:19:35,708 --> 01:19:39,500
‫سخت‌ترین کار اینه که
‫نذاریم همدیگه رو بکشن.

1295
01:19:39,667 --> 01:19:41,458
‫بهشون اعتماد کن، درست میشه.

1296
01:19:41,583 --> 01:19:43,125
‫تو نمیفهمی.

1297
01:19:43,292 --> 01:19:46,875
‫این جوونا میخوان از کسالت
‫یه زندگی عادی فرار کنن.

1298
01:19:47,042 --> 01:19:49,375
‫اونا دنبال قهرمان‌بازی‌ان.

1299
01:19:49,500 --> 01:19:51,583
‫حیفه که اینو خراب کنیم.

1300
01:19:53,500 --> 01:19:55,667
‫یه سیگار بهم میدی، سرگئی؟

1301
01:19:56,250 --> 01:19:57,708
‫باید راه برم.

1302
01:19:57,732 --> 01:19:59,732
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1303
01:20:01,625 --> 01:20:05,042
‫من همیشه لیمونوف رو یه
‫جامعه‌ستیز باهوش میدونستم

1304
01:20:05,208 --> 01:20:07,708
‫که کاملاً فاقد حس سیاسی بود.

1305
01:20:07,875 --> 01:20:11,042
‫هنوز آماده نبودم که بهش حق بدم.

1306
01:20:12,000 --> 01:20:15,500
‫اما استدلالاش همون
‫چیزی بود که به نظر میومد.

1307
01:20:16,167 --> 01:20:18,667
‫نه نتیجه‌ی یه تحلیل دقیق

1308
01:20:18,833 --> 01:20:21,500
‫بلکه خیلی بیشتر
‫از یه شهود اتفاقی.

1309
01:20:28,458 --> 01:20:31,583
‫پایان الیگارش‌ها

1310
01:20:31,750 --> 01:20:33,333
‫ولادیمیر ولادیمیرویچ

1311
01:20:33,500 --> 01:20:35,250
‫وادیم الکسیویچ اینجاست.

1312
01:20:36,083 --> 01:20:37,250
‫بیاین تو.

1313
01:20:42,208 --> 01:20:45,500
‫محبوبیتم چطوره؟ انتخابات نزدیکه.

1314
01:20:45,667 --> 01:20:46,667
‫جای نگرانی نیست.

1315
01:20:46,833 --> 01:20:49,958
‫حدود ۶۰ درصد.
‫نامزد بعدی ۱۲ درصده.

1316
01:20:50,125 --> 01:20:51,833
‫اونا قابل چشم‌پوشین.

1317
01:20:52,000 --> 01:20:53,833
‫یه روس هست که از من محبوب‌تره.

1318
01:20:55,125 --> 01:20:56,250
‫استالین.

1319
01:20:57,417 --> 01:20:59,292
‫اون مدتیه که مرده.

1320
01:20:59,458 --> 01:21:02,333
‫شما روشنفکرا، وحشت‌های
‫گولاگ رو محکوم می‌کنین.

1321
01:21:02,500 --> 01:21:06,250
‫به نظر شما، استالین با وجود
‫قتل‌عام‌ها محبوب بود. اشتباهه.

1322
01:21:06,417 --> 01:21:08,750
‫اون به خاطر
‫قتل‌عام‌ها محبوب بود.

1323
01:21:08,917 --> 01:21:12,417
‫چون می‌دونست چطور با
‫یه دزد، یه خائن برخورد کنه.

1324
01:21:13,750 --> 01:21:16,708
‫می‌دونی چیکار کرد
‫وقتی قطارهای شوروی

1325
01:21:16,875 --> 01:21:19,167
‫- شروع کردن به از ریل خارج شدن؟
‫- نه.

1326
01:21:19,333 --> 01:21:22,042
‫اون مدیر رو به خاطر
‫خرابکاری اعدام کرد.

1327
01:21:22,208 --> 01:21:25,417
‫این مشکل رو حل نکرد،
‫حتی ممکنه بدترش کرده باشه

1328
01:21:25,542 --> 01:21:28,875
‫ولی یه راهی برای تخلیه خشم داد.

1329
01:21:29,792 --> 01:21:31,458
‫خشم یه داده ساختاریه.

1330
01:21:31,583 --> 01:21:34,000
‫نیازی به مبارزه باهاش
‫نیست، باید مدیریتش کرد.

1331
01:21:35,167 --> 01:21:37,208
‫- می‌خوای خشم رو تغذیه کنی؟
‫- آره.

1332
01:21:37,375 --> 01:21:39,167
‫مردم یه سر می‌خوان.

1333
01:21:39,917 --> 01:21:40,958
‫کدوم رو؟

1334
01:21:41,125 --> 01:21:43,042
‫سرِ مغرورترین الیگارش.

1335
01:21:43,792 --> 01:21:44,875
‫دیمیتری سیدوروف.

1336
01:21:46,625 --> 01:21:48,167
‫دوست سابقِت.

1337
01:21:48,917 --> 01:21:51,125
‫مثل اینکه زنت رو ازت دزدیده.

1338
01:21:51,667 --> 01:21:52,833
‫باید خوشحال باشی.

1339
01:21:53,000 --> 01:21:55,875
‫طول نکشید. باد آورده رو باد میبره.

1340
01:21:56,042 --> 01:21:59,292
‫اون داره آماده می‌شه تا اکثریت
‫سهام شرکت نفتیش رو واگذار کنه

1341
01:21:59,458 --> 01:22:00,625
‫به اکسون موبیل.

1342
01:22:00,792 --> 01:22:02,583
‫مدت‌هاست داره روش کار می‌کنه.

1343
01:22:02,750 --> 01:22:04,792
‫اون ۲۰ میلیارد دلار پولدار می‌شه

1344
01:22:04,958 --> 01:22:08,750
‫با قرار دادن غول انرژی‌های
‫فسیلی ما تحت کنترل آمریکا.

1345
01:22:08,917 --> 01:22:11,542
‫یه شرکت روسی جایگاه
‫بین‌المللی پیدا می‌کنه.

1346
01:22:11,708 --> 01:22:13,250
‫نه، اشتباهه.

1347
01:22:13,417 --> 01:22:17,167
‫اون داره یه خزانه جنگی برای مقابله
‫با من تو انتخابات ۲۰۰۷ جمع می‌کنه.

1348
01:22:17,333 --> 01:22:20,208
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- به‌نظرت چطوری؟ تلفنش شنود می‌شه.

1349
01:22:25,292 --> 01:22:26,583
‫"هیچ‌کاره."

1350
01:22:28,083 --> 01:22:31,667
‫اینجوریه که اون با دوستاش
‫تو واشینگتن صدام می‌کنه.

1351
01:22:31,833 --> 01:22:33,542
‫یه "هیچ‌کاره".

1352
01:22:33,708 --> 01:22:37,417
‫یا وقتی توضیح می‌ده که بعد از انتخاب
‫شدن، قانون اساسی رو عوض می‌کنه

1353
01:22:37,542 --> 01:22:40,542
‫و زرادخانه هسته‌ای
‫ما رو از بین می‌بره.

1354
01:22:40,708 --> 01:22:42,000
‫"هیچ‌کاره"!

1355
01:22:43,208 --> 01:22:44,292
‫"هیچ‌کاره"!

1356
01:22:46,375 --> 01:22:47,542
‫این مرد

1357
01:22:48,292 --> 01:22:51,167
‫بیشتر از اون چیزی که بتونم
‫قورت بدم، بهم لجن مالیده.

1358
01:22:55,625 --> 01:22:56,833
‫من دستور دادم

1359
01:22:57,000 --> 01:22:59,208
‫که دیمیتری سیدوروف رو دستگیر کنن

1360
01:22:59,375 --> 01:23:00,958
‫فردا صبح زود.

1361
01:23:01,125 --> 01:23:03,667
‫اون داره میره سیبری.
‫باید سوخت‌گیری کنه.

1362
01:23:03,833 --> 01:23:05,083
‫اونجا می‌گیریمش.

1363
01:23:05,250 --> 01:23:08,125
‫فیلمبردارها و خبرنگارها
‫از قبل اونجا هستن.

1364
01:23:08,292 --> 01:23:10,792
‫وظیفه توئه که همه‌ی اینا رو
‫برای رسانه‌ها هماهنگ کنی.

1365
01:23:29,333 --> 01:23:30,500
‫همین بود.

1366
01:23:32,042 --> 01:23:33,083
‫رسیدیم.

1367
01:23:33,250 --> 01:23:34,625
‫خبر تو کل دنیا پخش شد.

1368
01:23:35,208 --> 01:23:39,750
‫و اینو یادآوری کرد
‫که پول همه کار نمی‌کنه.

1369
01:23:39,917 --> 01:23:43,125
‫برای شما غربی‌ها،
‫این یه تابوی مطلقه.

1370
01:23:43,292 --> 01:23:45,792
‫یه سیاستمدار دستگیر
‫بشه، چرا که نه؟

1371
01:23:45,958 --> 01:23:48,417
‫ولی یه میلیاردر؟ محاله.

1372
01:23:48,542 --> 01:23:50,958
‫جامعه شما بر این اساسه که

1373
01:23:51,125 --> 01:23:52,917
‫هیچی بالاتر از پول نیست.

1374
01:23:54,750 --> 01:23:59,500
‫کار من این بود که از سقوط دیمیتری
‫یه برنامه تلویزیونی موفق بسازم.

1375
01:23:59,667 --> 01:24:01,625
‫کار سختی نبود.

1376
01:24:01,792 --> 01:24:04,958
‫مردم همیشه عاشق این بودن
‫که سقوط یه قدرتمند رو ببینن.

1377
01:24:05,125 --> 01:24:08,167
‫هیچ دیکتاتوری
‫خونخوارتر از مردم نیست.

1378
01:24:09,458 --> 01:24:11,042
‫وقتی سیدوروف دستگیر شد

1379
01:24:11,208 --> 01:24:13,375
‫انتخاب مجدد پوتین
‫یه تشریفات بود.

1380
01:24:14,167 --> 01:24:15,500
‫از اون به بعد

1381
01:24:15,625 --> 01:24:19,042
‫ماهیت دولت روسیه خیلی عوض شد.

1382
01:24:19,208 --> 01:24:21,708
‫مبارزه برای قدرت از دید عموم رفت

1383
01:24:21,875 --> 01:24:23,125
‫به سمت اطرافیان تزار.

1384
01:24:23,792 --> 01:24:27,167
‫دولت دوباره وابسته
‫به دسیسه‌های دربار شد.

1385
01:24:27,667 --> 01:24:29,750
‫اونایی هستن که
‫دفترشون نزدیک تزار هست

1386
01:24:29,917 --> 01:24:32,083
‫و اونایی که خط
‫مستقیم تزار رو دارن.

1387
01:24:32,250 --> 01:24:34,542
‫اونایی که همراهیش
‫می‌کنن خارج از کشور

1388
01:24:34,708 --> 01:24:37,375
‫و اونایی که میرن تعطیلات سوچی.

1389
01:24:37,500 --> 01:24:40,875
‫هیچ جزئیاتی رو نباید نادیده
‫گرفت، هر چقدر هم که کوچیک باشه.

1390
01:24:41,042 --> 01:24:42,958
‫از چیدمان میز تو یه شام رسمی

1391
01:24:43,125 --> 01:24:45,708
‫تا زمان انتظار تو اتاق
‫انتظار رئیس‌جمهور

1392
01:24:45,875 --> 01:24:48,792
‫هیچی از هوشیاری
‫درباری دور نمی‌مونه.

1393
01:24:51,083 --> 01:24:54,333
‫من خودم رو با رژیم جدید وفق دادم،
‫همونطور که با همه چی وفق میدم.

1394
01:24:54,500 --> 01:24:56,625
‫ولی بقیه خیلی بهتر از من بودن.

1395
01:24:56,792 --> 01:24:58,250
‫مثل ایگور سچین؟

1396
01:24:59,458 --> 01:25:01,708
‫مخصوصاً ایگور سچین.

1397
01:25:02,708 --> 01:25:07,125
‫مثل خیلی از آدمای از جنس اون، قدرتش
‫رو از دست کم گرفته شدن می‌گرفت.

1398
01:25:07,292 --> 01:25:11,125
‫وقتی زمان درباری‌ها
‫رسید، اون تو کار خودش بود.

1399
01:25:11,292 --> 01:25:13,792
‫اون حتی رئیس درباری‌ها بود.

1400
01:25:15,833 --> 01:25:17,500
‫با دیمیتری سیدوروف تو زندان

1401
01:25:17,625 --> 01:25:19,625
‫با شرکتش چیکار کنیم؟

1402
01:25:20,167 --> 01:25:22,458
‫سچین یه لقمه‌اش کرد.

1403
01:25:22,583 --> 01:25:26,292
‫توقیف قضایی، حراج
‫عمومی با یه شرکت‌کننده

1404
01:25:26,458 --> 01:25:29,542
‫و اون میره تو جیب
‫یه گروه مالی انقدر مبهم

1405
01:25:29,708 --> 01:25:31,542
‫که حتی شماره تلفن هم نداره.

1406
01:25:31,708 --> 01:25:33,875
‫خب، به چیزی که می‌خواستی رسیدی؟

1407
01:25:34,042 --> 01:25:35,417
‫چیزی که تزار می‌خواست.

1408
01:25:35,542 --> 01:25:37,542
‫اون شرکت دیمیتری رو می‌خواست؟

1409
01:25:37,708 --> 01:25:40,167
‫چیزی که اون می‌خواد،
‫نابود کردن الیگارش‌هاست.

1410
01:25:40,333 --> 01:25:42,583
‫و جایگزینشون کنه با
‫سیلوویکی‌هایی مثل تو؟

1411
01:25:42,750 --> 01:25:45,625
‫روسیه همیشه به آدمای
‫قدرتمند نیاز داشته.

1412
01:25:45,792 --> 01:25:48,708
‫نظامی‌ها، جاسوس‌ها، پلیس‌ها.

1413
01:25:48,875 --> 01:25:50,333
‫به همین دلیله که من اینجام.

1414
01:25:50,500 --> 01:25:52,500
‫و هر چی میخوای برمی‌داری. آفرین.

1415
01:25:52,667 --> 01:25:55,417
‫اگه میخوای اینجوری
‫بگی، وادیم الکسیویچ.

1416
01:25:57,333 --> 01:25:58,542
‫مواظب باش.

1417
01:25:59,167 --> 01:26:02,667
‫از جی۲۰ تو برلین
‫برگشته. خسته و بدخلق.

1418
01:26:05,500 --> 01:26:07,708
‫همیشه همینه، باهام طوری
‫رفتار میکنن انگار که من

1419
01:26:07,875 --> 01:26:09,792
‫رئیس جمهور فنلاندم.

1420
01:26:10,375 --> 01:26:13,750
‫ولی حواست باشه! باید مراقب باشن.

1421
01:26:14,417 --> 01:26:16,208
‫توانایی ترسوندن

1422
01:26:16,375 --> 01:26:19,375
‫تنها سلاح یه آدم فقیره
‫واسه حفظ غرورش.

1423
01:26:19,500 --> 01:26:20,917
‫این رو تو خیابون یاد گرفتم.

1424
01:26:21,500 --> 01:26:24,000
‫فقط اینکه با ترسوندن دشمن

1425
01:26:24,167 --> 01:26:26,500
‫ممکنه بازار رو هم بترسونیم.

1426
01:26:26,667 --> 01:26:27,875
‫نمیتونیم این کار رو بکنیم.

1427
01:26:28,042 --> 01:26:30,708
‫بازارها هیچوقت
‫روسیه رو اداره نکردن.

1428
01:26:30,875 --> 01:26:32,375
‫شاید یه بار.

1429
01:26:33,125 --> 01:26:34,875
‫شاید یه بار زمان یلتسین.

1430
01:26:35,042 --> 01:26:37,625
‫و نتیجه‌ش چی شد؟ قانون جنگل.

1431
01:26:39,500 --> 01:26:41,167
‫ما نیاز داریم

1432
01:26:41,333 --> 01:26:42,583
‫که کنترل رو به دست بگیریم.

1433
01:26:42,750 --> 01:26:45,500
‫کنترل تمام ثروت‌های کشور رو.

1434
01:26:45,625 --> 01:26:49,708
‫جنگل‌ها، معادن، گاز، نفت.

1435
01:26:50,833 --> 01:26:53,667
‫ما اینا رو در خدمت منافع

1436
01:26:53,833 --> 01:26:56,542
‫و عظمت مردم روسیه قرار میدیم.

1437
01:26:59,125 --> 01:27:01,708
‫- مثل دیمیتری.
‫- چی، دیمیتری؟

1438
01:27:02,667 --> 01:27:04,833
‫انحصار نفت

1439
01:27:05,000 --> 01:27:08,208
‫از جیب سیدوروف رفت تو جیب سچین.

1440
01:27:09,500 --> 01:27:13,083
‫این چه ربطی به منافع و
‫عظمت مردم روسیه داره؟

1441
01:27:15,070 --> 01:27:19,070
[کاپ دانتیب]
(ساحل آزور (ریویرای فرانسه

1442
01:27:41,875 --> 01:27:44,750
‫هوا خوبه. قبل رفتن
‫باید یه شنا بکنی.

1443
01:27:44,917 --> 01:27:47,042
‫ممنون، ولی یه وقت دیگه.

1444
01:27:47,208 --> 01:27:48,375
‫سوچی رو ترجیح میدی؟

1445
01:27:49,417 --> 01:27:50,750
‫میدونی چرا اینجام.

1446
01:27:52,542 --> 01:27:54,708
‫میخوام از زبون خودت بشنوم.

1447
01:27:54,875 --> 01:27:57,750
‫- طبق شایعات ...
‫- تو که واسه یه شایعه نمیای.

1448
01:28:04,250 --> 01:28:06,000
‫طبق اطلاعات خیلی موثق

1449
01:28:06,167 --> 01:28:08,958
‫تو یه حامی سرسخت
‫معترضان اوکراینی هستی.

1450
01:28:09,125 --> 01:28:11,500
‫- حالا که میدونی
‫- پوتین از عصبانیت دیوونه شده.

1451
01:28:11,625 --> 01:28:15,292
‫نگران بودم. در واقع،
‫تو خبر خوبی آوردی.

1452
01:28:15,458 --> 01:28:19,083
‫اوکراین قرن‌هاست که بخشی
‫جدایی‌ناپذیر از روسیه بوده.

1453
01:28:19,250 --> 01:28:21,500
‫- واقعاً باورش داری؟
‫- من فقط پیام‌آورم.

1454
01:28:22,792 --> 01:28:24,208
‫میدونی چی گفت؟

1455
01:28:24,792 --> 01:28:26,625
‫برو اون عوضی رو ببین.

1456
01:28:26,792 --> 01:28:28,500
‫بهش بگو که داره از حدش میگذره

1457
01:28:28,667 --> 01:28:30,375
‫و سعی کن قانعش کنی.

1458
01:28:31,625 --> 01:28:34,208
‫- مشکلش رو میدونی؟
‫- میدونم تو چی فکر میکنی.

1459
01:28:34,375 --> 01:28:39,042
‫که اون یه سیاستمدار نیست،
‫بلکه یه مرد کا‌گ‌بی، یه جاسوسه.

1460
01:28:39,208 --> 01:28:42,958
‫اون جاسوس نیست. یه جاسوس
‫اطلاعات دقیق جمع میکنه.

1461
01:28:43,125 --> 01:28:47,167
‫اون یه ضدجاسوسه.
‫کارش اینه که پارانوئید باشه

1462
01:28:47,333 --> 01:28:49,625
‫همه جا توطئه ببینه

1463
01:28:49,792 --> 01:28:51,500
‫و اگه لازم شد، اختراعشون کنه.

1464
01:28:51,625 --> 01:28:53,708
‫خیلی وقته تو تبعیدی.

1465
01:28:53,875 --> 01:28:55,042
‫دیگه تو باغ نیستی.

1466
01:28:55,208 --> 01:28:58,333
‫انگار نه انگار که این اوکراینی‌ها
‫دلیلی واسه شورش نداشتن

1467
01:28:58,500 --> 01:29:00,167
‫علیه یه دولت طرفدار روسیه.

1468
01:29:00,333 --> 01:29:03,500
‫میدونی حامی‌های اصلی
‫معترضای اوکراینی کین؟

1469
01:29:03,625 --> 01:29:06,167
‫سی‌آی‌اِی، وزارت خارجه‌ی آمریکا

1470
01:29:06,333 --> 01:29:08,083
‫بنیادهای بزرگ آمریکایی

1471
01:29:08,250 --> 01:29:10,333
‫جورج سوروس و تو

1472
01:29:10,500 --> 01:29:12,833
‫به مبلغ ۳۰ میلیون دلار

1473
01:29:13,000 --> 01:29:14,208
‫اون‌طور که میگن.

1474
01:29:14,375 --> 01:29:15,542
‫این سیاسته.

1475
01:29:16,083 --> 01:29:17,708
‫و میدونی چیه؟

1476
01:29:17,875 --> 01:29:19,250
‫این دموکراسیه.

1477
01:29:19,833 --> 01:29:22,583
‫تو معنی این کلمه رو
‫خیلی وقته یادت رفته.

1478
01:29:28,125 --> 01:29:30,167
‫من اینجا به انتخاب خودم نیستم.

1479
01:29:30,333 --> 01:29:32,542
‫من تو تبعیدم، وادیا.

1480
01:29:33,500 --> 01:29:37,250
‫اگه پامو بذارم تو روسیه،
‫میرم سیبری، مثل سیدوروف.

1481
01:29:38,792 --> 01:29:39,833
‫بوریس

1482
01:29:40,000 --> 01:29:43,167
‫با وجود اختلافامون، تزار
‫دوستیشو باهات حفظ کرد.

1483
01:29:43,333 --> 01:29:45,667
‫تونستی دارایی‌های روسیتو بفروشی.

1484
01:29:45,833 --> 01:29:48,292
‫۱.۳ میلیارد، مگه نه؟

1485
01:29:48,458 --> 01:29:49,542
‫خیلی بیشتر ارزش داشتن.

1486
01:29:57,917 --> 01:29:59,708
‫و اگه من اصرار کنم؟

1487
01:30:02,208 --> 01:30:03,833
‫واسم آدم‌کش میفرستین؟

1488
01:30:07,292 --> 01:30:10,208
‫ببین. منم از اینا دارم.

1489
01:30:11,792 --> 01:30:13,667
‫و اونا از مال شما بهترن

1490
01:30:14,208 --> 01:30:16,500
‫چون من ده برابر
‫بیشتر بهشون پول میدم.

1491
01:30:18,167 --> 01:30:20,750
‫من نیومدم تهدیدت کنم.

1492
01:30:21,708 --> 01:30:23,917
‫کینه‌تو میفهمم.

1493
01:30:24,708 --> 01:30:26,792
‫ولی علیه وطنت برنگرد.

1494
01:30:26,958 --> 01:30:29,125
‫روسیه‌ی پوتین وطن من نیست.

1495
01:30:30,000 --> 01:30:31,542
‫با همه‌ی عیب و ایرادامون

1496
01:30:31,708 --> 01:30:33,875
‫ما تونسته بودیم یه
‫کشور آزاد بسازیم

1497
01:30:34,042 --> 01:30:36,333
‫که توش میشد هرچی
‫میخوایم بگیم و انجام بدیم.

1498
01:30:36,500 --> 01:30:38,250
‫یه اتفاق بی‌سابقه
‫تو تاریخ روسیه.

1499
01:30:38,417 --> 01:30:41,208
‫و شما تو چند سال
‫همه‌شو خراب کردین.

1500
01:30:42,625 --> 01:30:45,750
‫شما روسیه رو برگردوندین
‫به چیزی که همیشه بوده:

1501
01:30:47,167 --> 01:30:48,875
‫یه زندان به وسعت یه کشور.

1502
01:30:50,083 --> 01:30:52,208
‫مثل دوران شوروی.

1503
01:31:38,708 --> 01:31:40,167
‫این قایق توئه؟

1504
01:31:40,708 --> 01:31:42,167
‫هیچ‌چیزی هیچ‌وقت مال من نیست.

1505
01:31:43,000 --> 01:31:44,917
‫نه اون‌طور که تو فکر میکنی.

1506
01:31:45,875 --> 01:31:47,458
‫به خرج الیگارش‌ها؟

1507
01:31:48,250 --> 01:31:49,583
‫میترسی؟

1508
01:31:50,750 --> 01:31:52,583
‫که اربابات بفهمن؟

1509
01:31:52,750 --> 01:31:54,042
‫اربابای من؟

1510
01:31:54,208 --> 01:31:55,375
‫اون‌طور که من میشنوم

1511
01:31:55,500 --> 01:31:57,250
‫تو خودتو در خدمت قدرت قرار دادی.

1512
01:31:57,417 --> 01:31:58,750
‫لابد اینطوریه اگه تو این‌طور میخوای.

1513
01:31:59,875 --> 01:32:02,958
‫تو ولادیمیر ولادیمیرویچ
‫رو زیاد دوست نداری.

1514
01:32:03,125 --> 01:32:04,417
‫نه، حق با توئه.

1515
01:32:04,542 --> 01:32:06,292
‫من قدرت رو دوست ندارم.

1516
01:32:06,458 --> 01:32:09,500
‫مخصوصاً وقتی به
‫خودت میگی این هنر مدرنه.

1517
01:32:09,667 --> 01:32:12,000
‫وادیا ببخشید، ولی به نظرم پستی.

1518
01:32:12,167 --> 01:32:13,167
‫پست؟

1519
01:32:14,250 --> 01:32:16,583
‫- کلمه‌ی سنگینیه.
‫- لیاقتشو داری.

1520
01:32:18,125 --> 01:32:19,375
‫جوابمو ندادی.

1521
01:32:19,500 --> 01:32:22,292
‫ما از پول الیگارش‌ها
‫استفاده می‌کنیم؟

1522
01:32:23,625 --> 01:32:27,500
‫این قایق مال یه
‫کارآفرین از پورتلنده.

1523
01:32:27,625 --> 01:32:30,167
‫اون تو ۲۴ سالگی یه
‫نرم‌افزار اختراع کرد.

1524
01:32:30,333 --> 01:32:31,833
‫تو ۲۶ سالگی مولتی‌میلیونر شد.

1525
01:32:32,000 --> 01:32:35,000
‫تو ۲۸ سالگی شرکتشو
‫به مایکروسافت فروخت.

1526
01:32:35,167 --> 01:32:37,500
‫از اون موقع مثل موش
‫حوصله‌ش سر رفته.

1527
01:32:38,708 --> 01:32:41,083
‫دوست داره یه ایده‌ی
‫دیگه تو زندگیش داشته باشه

1528
01:32:41,250 --> 01:32:42,667
‫ولی دیر میاد.

1529
01:32:43,250 --> 01:32:44,500
‫باهاش می‌خوابی؟

1530
01:32:45,625 --> 01:32:46,917
‫اصلاً.

1531
01:32:47,833 --> 01:32:49,875
‫وقتی ایده‌ی یه خط
‫تولید جواهرات رو دارم

1532
01:32:50,042 --> 01:32:51,625
‫اون تامین مالیش می‌کنه.

1533
01:32:51,792 --> 01:32:53,625
‫گاهی وقتا یه کم پول در میاره.

1534
01:32:53,792 --> 01:32:56,708
‫برای اون، اینا پول خرد هم نیست.

1535
01:32:56,875 --> 01:32:59,000
‫و هر وقت دلت بخواد
‫قایقشو بهت قرض میده؟

1536
01:32:59,167 --> 01:33:00,125
‫آره.

1537
01:33:00,583 --> 01:33:04,333
‫وقتی دنیا حوصله‌مو
‫سر میبره، یعنی اغلب

1538
01:33:04,500 --> 01:33:06,875
‫میام اینجا پناه میگیرم.

1539
01:33:07,042 --> 01:33:08,542
‫یه قفس طلایی.

1540
01:33:08,708 --> 01:33:10,208
‫منطقه‌ی امنت.

1541
01:33:12,208 --> 01:33:13,875
‫دیمیتری رو دوست داشتم.

1542
01:33:15,708 --> 01:33:18,125
‫چند ماهی حسابی خوش گذروندیم.

1543
01:33:18,292 --> 01:33:21,125
‫اون شور و هیجان اون
‫دوران رو دوست داشتم.

1544
01:33:21,292 --> 01:33:22,833
‫و اونم ول کردی.

1545
01:33:23,000 --> 01:33:24,375
‫بی‌رحم نبودم.

1546
01:33:24,500 --> 01:33:25,833
‫حداقل اون دفعه نه.

1547
01:33:27,750 --> 01:33:29,958
‫از همدیگه دور شدیم.

1548
01:33:30,125 --> 01:33:33,583
‫دیمیتری به نفت علاقه داشت.
‫که براش خوش‌شانسی نیاورد.

1549
01:33:35,667 --> 01:33:38,625
‫و برای چند سال، لس آنجلس رو به

1550
01:33:38,792 --> 01:33:39,958
‫بقیه‌ی دنیا ترجیح دادم.

1551
01:33:40,125 --> 01:33:42,458
‫هالیوود انتظاراتت
‫رو برآورده کرد؟

1552
01:33:42,583 --> 01:33:43,917
‫هالیوود!

1553
01:33:44,500 --> 01:33:46,750
‫من از هالیوود دوری کردم.

1554
01:33:46,917 --> 01:33:48,625
‫مثل مسکوئه.

1555
01:33:48,792 --> 01:33:50,750
‫فقط روابط قدرت مهمه.

1556
01:33:50,917 --> 01:33:53,000
‫بقیه‌ش بی‌اهمیته.

1557
01:33:53,167 --> 01:33:54,417
‫کویر رو دوست داشتم.

1558
01:33:54,542 --> 01:33:57,500
‫موجای اقیانوس رو دوست داشتم

1559
01:33:58,458 --> 01:34:01,417
‫رانندگی تو بزرگراه
‫ساحلی پاسیفیک.

1560
01:34:02,500 --> 01:34:05,750
‫و وقتی دلم می‌خواست
‫برم ژاپن، میرفتم ژاپن.

1561
01:34:19,042 --> 01:34:21,083
‫این خلیج کوچیک رو
‫بیشتر از همه دوست دارم.

1562
01:34:23,125 --> 01:34:24,625
‫هواپیمات منتظرته.

1563
01:34:29,500 --> 01:34:31,167
‫امشب مسکو هستم.

1564
01:34:32,458 --> 01:34:34,000
‫چه غم‌انگیز.

1565
01:34:42,667 --> 01:34:45,875
‫انقلاب نارنجی

1566
01:34:47,208 --> 01:34:49,667
‫مایدان، میدان استقلال
‫اوکراین - ۲۰۰۴

1567
01:34:49,833 --> 01:34:52,042
‫پاییز بعدی، طبق پیش‌بینی

1568
01:34:52,208 --> 01:34:54,500
‫وضعیت تو اوکراین به هم ریخت.

1569
01:34:54,667 --> 01:34:58,000
‫معترض‌ها حاضر نشدن
‫نتیجه‌ی انتخابات رو قبول کنن.

1570
01:34:58,500 --> 01:35:01,042
‫صدها هزار نفر،
‫مایدان رو اشغال کردن

1571
01:35:01,208 --> 01:35:04,583
‫میدان اصلی کی‌یف، با
‫شعارهاشون، روبان‌های نارنجی‌شون

1572
01:35:04,750 --> 01:35:08,083
‫چادرهای رنگارنگشون و
‫شعارهای غرب‌گرایانه‌شون.

1573
01:35:09,667 --> 01:35:11,083
‫پراکنده نشین.

1574
01:35:11,875 --> 01:35:13,708
‫تو مایدان بمونین!

1575
01:35:13,875 --> 01:35:18,125
‫صدها هزار اوکراینی
‫دارن بهمون ملحق میشن!

1576
01:35:19,208 --> 01:35:21,417
‫یهو، ناظرای بین‌المللی

1577
01:35:21,875 --> 01:35:25,167
‫از ناکجاآباد پیدا شدن تا نتیجه‌ی
‫انتخابات رو زیر سؤال ببرن

1578
01:35:25,333 --> 01:35:28,458
‫که کاندیدای طرفدار روسیه،
‫یانوکوویچ، برنده شده بود.

1579
01:35:29,500 --> 01:35:31,792
‫این انتخابات معلوم بود
‫که تقلب شده بود توش.

1580
01:35:31,958 --> 01:35:33,292
‫اتفاقاً من اونجا بودم.

1581
01:35:33,458 --> 01:35:35,000
‫واقعاً؟

1582
01:35:35,167 --> 01:35:37,000
‫تازه تو عراق
‫رأی‌گیری کرده بودیم.

1583
01:35:37,167 --> 01:35:39,542
‫سربازای آمریکایی صندوق‌های
‫رأی رو کنترل می‌کردن

1584
01:35:39,708 --> 01:35:43,417
‫و همه هم می‌گفتن خیلی
‫خوبه. ولی تو اوکراین نه.

1585
01:35:43,542 --> 01:35:45,667
‫نه. تو اوکراین باید
‫دوباره رأی‌گیری می‌شد

1586
01:35:45,833 --> 01:35:48,042
‫چون نتیجه خوب نبود.

1587
01:35:48,208 --> 01:35:50,875
‫این مسخره‌بازی رو اسمش
‫رو گذاشتن "انقلاب نارنجی".

1588
01:35:51,042 --> 01:35:54,542
‫سال قبلش، تو گرجستان،
‫"انقلاب گل رز" بود.

1589
01:35:54,708 --> 01:35:56,875
‫بازم یه انقلاب شاعرانه

1590
01:35:57,042 --> 01:35:59,167
‫دخترای خوشگل و آرمان‌های والا

1591
01:35:59,333 --> 01:36:01,792
‫ولی بازم یه دست‌نشانده‌ی
‫آمریکایی‌هاست

1592
01:36:01,958 --> 01:36:03,792
‫که به قدرت میرسه.

1593
01:36:03,958 --> 01:36:08,083
‫شما واقعاً فکر می‌کنین
‫یه توطئه‌ی سی‌آی‌اِی لازمه

1594
01:36:08,250 --> 01:36:10,333
‫تا مردم اوکراین از روسیه دور بشن

1595
01:36:10,500 --> 01:36:12,292
‫و به نفع اتحادیه‌ی
‫اروپا عمل کنن؟

1596
01:36:12,458 --> 01:36:14,292
‫راجع به کدوم مردم حرف می‌زنین؟

1597
01:36:14,458 --> 01:36:18,083
‫فکر می‌کنین همه اروپای شما
‫رو اینقدر خواستنی می‌دونن؟

1598
01:36:18,250 --> 01:36:21,583
‫لازم نیست غیب‌گو باشی، به
‫زودی نوبت روسیه هم میشه.

1599
01:36:21,750 --> 01:36:24,708
‫انقلاب رنگی بعدی
‫تو مسکو خواهد بود.

1600
01:36:24,875 --> 01:36:27,042
‫رئیس‌جمهور آینده‌ی
‫فدراسیون روسیه

1601
01:36:27,208 --> 01:36:29,125
‫فارغ‌التحصیل ییل خواهد بود.

1602
01:36:29,750 --> 01:36:32,625
‫این روند اجتناب‌ناپذیر
‫به نظر می‌رسید.

1603
01:36:32,792 --> 01:36:35,708
‫جوونا دیگه از ما خسته
‫شده بودن و آمریکایی‌ها

1604
01:36:35,875 --> 01:36:37,625
‫از این شورش سوءاستفاده می‌کردن.

1605
01:36:38,208 --> 01:36:41,458
‫برای بقا، باید از
‫اونا قوی‌تر می‌بودیم.

1606
01:36:41,583 --> 01:36:43,958
‫روش‌های قدیمی دیگه جواب نمی‌داد.

1607
01:36:44,125 --> 01:36:46,542
‫دستگیر کردن آشوب‌گرا،
‫اخراج کردن دیپلمات‌ها.

1608
01:36:46,708 --> 01:36:50,167
‫و اگه بدخلق بودیم،
‫مخالف‌ها رو از بین می‌بردیم.

1609
01:36:50,333 --> 01:36:51,708
‫من به هیچ‌کدوم
‫از اینا اعتقاد ندارم.

1610
01:36:53,583 --> 01:36:56,750
‫واسه همین ریسک کردم و یه
‫تاکتیک دیگه رو در پیش گرفتم.

1611
01:37:10,292 --> 01:37:14,083
‫رئیس‌جمهور از اومدنت
‫خبر دارن. سلام رسوندن.

1612
01:37:20,000 --> 01:37:22,125
‫الکساندر سرگئیویچ

1613
01:37:22,292 --> 01:37:25,750
‫چند ساله که دنبالت
‫می‌کنم، با "گرگ‌های شب"ت.

1614
01:37:25,917 --> 01:37:27,625
‫شما منو تحت تأثیر قرار میدین.

1615
01:37:27,792 --> 01:37:30,792
‫شما این بی‌کس و
‫کارا رو برمی‌دارین و

1616
01:37:31,625 --> 01:37:33,417
‫بهشون یه خونه میدین.

1617
01:37:33,542 --> 01:37:34,833
‫یه نظم.

1618
01:37:35,000 --> 01:37:38,167
‫گروه ما دو تا چیز
‫بهشون میده که ندارن:

1619
01:37:38,333 --> 01:37:40,500
‫برادری و قدرت.

1620
01:37:40,667 --> 01:37:42,792
‫شما فقط یه گروه
‫موتورسوار نیستین.

1621
01:37:42,958 --> 01:37:44,583
‫شما وطن‌پرستای واقعی روسین.

1622
01:37:44,750 --> 01:37:45,833
‫ما ارزش‌هایی داریم.

1623
01:37:46,000 --> 01:37:47,542
‫از روسیه.

1624
01:37:47,708 --> 01:37:51,250
‫از مادر مقدس
‫کلیسای ارتدوکس‌مون.

1625
01:37:51,417 --> 01:37:55,333
‫این رو خوب فهمیدم، الکساندر
‫سرگئیویچ، رئیس‌جمهور هم همینطور.

1626
01:37:55,500 --> 01:37:57,750
‫گرگ‌ها فقط شکارچی نیستن

1627
01:37:57,917 --> 01:38:00,333
‫اونا نگهبانای جنگل‌ هم هستن.

1628
01:38:01,458 --> 01:38:03,542
‫تو دیدی تو اوکراین چی شد؟

1629
01:38:03,708 --> 01:38:05,208
‫آره. انقلاب و اینا.

1630
01:38:05,375 --> 01:38:06,667
‫یه کودتا.

1631
01:38:08,167 --> 01:38:09,625
‫میدونی کی قدرت رو گرفت؟

1632
01:38:09,792 --> 01:38:11,792
‫- آمریکایی‌ها.
‫- آفرین!

1633
01:38:12,500 --> 01:38:14,500
‫اونا یه سازمان جوانان ساختن

1634
01:38:14,667 --> 01:38:17,583
‫کنسرتای مجانی رو تو
‫مایدان تامین مالی کردن.

1635
01:38:17,750 --> 01:38:21,542
‫شرط میبندم که حتی روبان
‫نارنجی هم، ایده‌ی یه تبلیغ‌چیه.

1636
01:38:21,708 --> 01:38:24,042
‫همه چی سفارشی
‫واسه جوونا ساخته شده

1637
01:38:24,208 --> 01:38:27,500
‫چون انرژی‌شون
‫باارزش‌ترین کالاست.

1638
01:38:27,625 --> 01:38:29,125
‫سرخوردگی‌شون

1639
01:38:29,292 --> 01:38:31,375
‫میلشون به تغییر دنیا.

1640
01:38:31,500 --> 01:38:33,042
‫جوونا به یه هدف نیاز دارن.

1641
01:38:33,208 --> 01:38:34,500
‫و یه دشمن.

1642
01:38:35,417 --> 01:38:37,500
‫باید بهشون یه هدف و یه دشمن بدیم

1643
01:38:37,667 --> 01:38:40,375
‫قبل از اینکه خودشون انتخاب کنن.

1644
01:38:40,500 --> 01:38:43,750
‫یا بدترش، اینکه آمریکایی‌ها
‫واسشون انتخاب کنن.

1645
01:38:43,917 --> 01:38:45,875
‫فقط اینکه ما نمیتونیم
‫این کارو بکنیم.

1646
01:38:46,042 --> 01:38:47,750
‫اطرافت رو نگاه کن، الکساندر.

1647
01:38:47,917 --> 01:38:50,417
‫فقط بوروکرات‌ها با
‫کت و شلوار و کراوات.

1648
01:38:50,542 --> 01:38:51,958
‫ما بزرگسالیم

1649
01:38:52,125 --> 01:38:55,000
‫ما قدرتیم. دشمن واقعی‌شون ماییم.

1650
01:38:55,667 --> 01:38:57,500
‫تو از من جوون‌تری، فکر کنم.

1651
01:38:57,625 --> 01:38:59,583
‫تو یه راه دیگه رو رفتی.

1652
01:38:59,750 --> 01:39:03,167
‫تو نماد آزادی و ماجراجویی هستی.
‫انرژی حیاتی‌ت دست‌نخورده‌س.

1653
01:39:03,333 --> 01:39:04,875
‫جوونا این رو حس میکنن.

1654
01:39:05,500 --> 01:39:08,000
‫تزار با شماست. اون برادر شماست.

1655
01:39:08,167 --> 01:39:09,708
‫اون یه بوروکرات نیست.

1656
01:39:09,875 --> 01:39:12,375
‫سرعت رو دوست داره،
‫جودو کار میکنه، شکار میکنه.

1657
01:39:12,500 --> 01:39:15,333
‫اون از نژاد فاتح‌هاست.

1658
01:39:15,500 --> 01:39:18,583
‫فکر میکنی به یکی از گردهمایی‌هامون میاد؟

1659
01:39:18,750 --> 01:39:21,792
‫- معلومه.
‫- گرگ‌های شب از این بابت مفتخر میشن.

1660
01:39:21,958 --> 01:39:24,542
‫ما یه گردهمایی واسه جوونای
‫وطن‌پرست برگزار میکنیم.

1661
01:39:24,708 --> 01:39:27,500
‫مبارزه رو شروع
‫میکنیم علیه دشمن واقعی:

1662
01:39:27,625 --> 01:39:30,417
‫غرب منحط و ارزش‌های دروغینش.

1663
01:39:30,542 --> 01:39:33,125
‫مایدان، ولی برعکس.

1664
01:39:33,292 --> 01:39:34,417
‫دقیقا.

1665
01:39:34,542 --> 01:39:37,417
‫روسیه باید یه جایی بشه

1666
01:39:37,542 --> 01:39:40,458
‫که توش بشه خشم آدم
‫رو از دنیا خالی کرد

1667
01:39:40,583 --> 01:39:43,333
‫در عین حال که یه نوکر
‫وفادار تزار باقی موند.

1668
01:39:43,500 --> 01:39:47,583
‫در واقع، شما می‌خواین
‫انقلاب رو غیرممکن کنین.

1669
01:39:47,750 --> 01:39:50,917
‫بذارین بگیم که ما می‌خوایم
‫نیازش رو از بین ببریم.

1670
01:39:53,750 --> 01:39:55,167
‫بدون یه قطره ودکا

1671
01:39:55,333 --> 01:39:58,542
‫زالدواستانوف مست و
‫پاتیل از کرملین خارج شد.

1672
01:39:58,708 --> 01:40:00,708
‫ولی نمی‌دونست که بعد از اون

1673
01:40:00,875 --> 01:40:04,917
‫من داشتم از سخنگوی مرموز یه
‫جنبش احیای ارتدوکس پذیرایی می‌کردم.

1674
01:40:07,375 --> 01:40:11,708
‫بعدش رهبر یه گروه از کمونیست‌های
‫جوون که خیلی کله‌شق بودن.

1675
01:40:13,167 --> 01:40:16,250
‫و رهبر طرفدارای اسپارتاک.

1676
01:40:16,417 --> 01:40:18,125
‫همه‌شون رو استخدام کردم:

1677
01:40:18,292 --> 01:40:19,667
‫موتورسوارا و هولیگان‌ها

1678
01:40:19,833 --> 01:40:23,500
‫آنارشیست‌ها و اسکین‌هدها،
‫کمونیست‌ها و متعصبای مذهبی

1679
01:40:23,667 --> 01:40:26,500
‫از راست افراطی تا چپ
‫افراطی و فراتر از اون.

1680
01:40:26,667 --> 01:40:28,292
‫بعد از اتفاقات تو اوکراین

1681
01:40:28,458 --> 01:40:31,792
‫ما باید نیروهای خشم
‫رو مهار می‌کردیم.

1682
01:40:31,958 --> 01:40:34,500
‫انحصار قدرت دیگه کافی نبود

1683
01:40:34,625 --> 01:40:37,208
‫ما به انحصار
‫خرابکاری نیاز داشتیم.

1684
01:40:42,917 --> 01:40:45,292
‫کی رو استخدام نکردم؟

1685
01:40:45,750 --> 01:40:49,792
‫تکنوکرات‌های مسئول
‫فجایع دهه‌ی ۹۰

1686
01:40:50,417 --> 01:40:52,542
‫الیگارش‌های باقی‌مونده

1687
01:40:52,708 --> 01:40:55,292
‫پرچمدارای درستکاری سیاسی

1688
01:40:55,458 --> 01:40:56,750
‫وگان‌ها

1689
01:40:56,917 --> 01:40:58,167
‫راستش رو بخواین

1690
01:40:58,917 --> 01:41:01,708
‫من به این آدما تو
‫اپوزیسیون نیاز داشتم.

1691
01:41:02,292 --> 01:41:03,750
‫اونا بهترین بازیگرای من بودن.

1692
01:41:15,583 --> 01:41:17,583
‫مریم باکره، مادر خدا

1693
01:41:17,750 --> 01:41:19,708
‫پوتین رو بیرون کن،
‫پوتین رو بیرون کن!

1694
01:41:19,875 --> 01:41:21,667
‫ردای سیاه، اپل‌های طلایی

1695
01:41:21,833 --> 01:41:23,500
‫همه‌ی اهالی کلیسا زانو بزنین!

1696
01:41:25,208 --> 01:41:27,167
‫شبح آزادی تو آسمونه

1697
01:41:27,333 --> 01:41:29,083
‫رژه‌ی افتخار همجنس‌گراها
‫فرستاده میشه به سیبری

1698
01:41:29,250 --> 01:41:32,333
‫وقتی پوسی رایت حمله کردن
‫به کلیسای جامع مسیح منجی

1699
01:41:32,500 --> 01:41:35,792
‫و فحش و ناسزا می‌دادن
‫به پوتین و پاتریارک کیریل

1700
01:41:35,958 --> 01:41:38,750
‫ما پنج امتیاز تو
‫نظرسنجی‌ها بالا رفتیم.

1701
01:41:38,917 --> 01:41:41,083
‫من اونا رو قهرمان دیدم.

1702
01:41:41,250 --> 01:41:43,000
‫اونا کارشون رو بلد نیستن.

1703
01:41:43,167 --> 01:41:46,500
‫اونا به دروازه‌ی خودشون گل
‫می‌زنن. تو سیاست، این بخشیدنی نیست.

1704
01:41:46,625 --> 01:41:48,333
‫این یه شمشیر دو لبه‌ست.

1705
01:41:48,875 --> 01:41:51,167
‫این اونا رو در سطح
‫جهانی معروف کرد.

1706
01:41:54,583 --> 01:41:56,292
‫یه لحظه، برمی‌گردم.

1707
01:41:57,417 --> 01:41:59,208
‫وادیم!

1708
01:41:59,375 --> 01:42:00,625
‫خانم چخووا.

1709
01:42:00,792 --> 01:42:03,542
‫خیلی خوشحال شدم که با
‫حضورتون منو مفتخر کردین.

1710
01:42:03,708 --> 01:42:07,083
‫مسخره نکنین. شما می‌دونین
‫که سالن شما چقدر نفوذ داره.

1711
01:42:07,250 --> 01:42:08,292
‫عزیزم

1712
01:42:08,458 --> 01:42:12,000
‫حرفای بیهوده‌ی مجالس
‫هیچ‌وقت روی قدرت تأثیر نذاشته.

1713
01:42:12,167 --> 01:42:15,958
‫به لطف شما، من می‌تونم
‫با رقیبام معاشرت کنم.

1714
01:42:16,125 --> 01:42:17,250
‫درسته.

1715
01:42:18,333 --> 01:42:20,917
‫گری کاسپاروف اینجاس.

1716
01:42:24,500 --> 01:42:27,500
‫قهرمانای شطرنج هیچ‌وقت
‫تو سیاست زیاد پیش نمیرن.

1717
01:42:27,625 --> 01:42:29,000
‫وادیم بارانوف.

1718
01:42:29,625 --> 01:42:32,333
‫- جادوگر کرملین.
‫- خودِ خودشم.

1719
01:42:32,500 --> 01:42:34,833
‫شما یه اسم واسه
‫دکترین‌تون اختراع کردین.

1720
01:42:35,375 --> 01:42:36,958
‫دموکراسی مستقل.

1721
01:42:37,125 --> 01:42:40,833
‫روسیه باید یه دموکراسی
‫باشه تا از جهانی‌شدن سود ببره.

1722
01:42:41,000 --> 01:42:44,875
‫من اثری از دموکراسی تو
‫جامعه‌مون نمی‌بینم، ولی ادامه بدین.

1723
01:42:45,042 --> 01:42:47,708
‫استقلال از نظر
‫سیاسی مترادف ثباته.

1724
01:42:47,875 --> 01:42:51,208
‫هرچی یه رژیم
‫باثبات‌تر باشه، رقابتی‌تره.

1725
01:42:51,375 --> 01:42:54,583
‫می‌دونین راجع به "دموکراسی
‫مستقل" شما چی میگن؟

1726
01:42:54,750 --> 01:42:56,458
‫که رابطه‌ش با دموکراسی

1727
01:42:56,583 --> 01:42:59,500
‫مثل رابطه‌ی صندلی
‫الکتریکی با صندلیه.

1728
01:43:02,625 --> 01:43:05,250
‫حرف قشنگیه، ولی بامزه‌س.

1729
01:43:13,500 --> 01:43:15,667
‫کوت دازور رو ترک کردی.

1730
01:43:15,833 --> 01:43:18,042
‫من هیچ‌وقت یه جا بند نمیشم.

1731
01:43:18,208 --> 01:43:20,500
‫تو که منو میشناسی. یه جا
‫موندن خصلت من نیست.

1732
01:43:20,625 --> 01:43:22,083
‫تو مسکو زندگی می‌کنی؟

1733
01:43:22,875 --> 01:43:25,708
‫وقتی اینجام، هتل
‫متروپل اقامت دارم.

1734
01:43:25,875 --> 01:43:27,208
‫یه سوئیت رو سالانه اجاره کردم.

1735
01:43:27,375 --> 01:43:28,500
‫دعوت‌نامه‌س؟

1736
01:43:33,417 --> 01:43:36,375
‫دوستمو یادت میاد، مرد سگ‌نما؟

1737
01:43:36,500 --> 01:43:38,750
‫معلومه. آرسنی.

1738
01:43:38,917 --> 01:43:40,583
‫اون یه کارگردان معروفه.

1739
01:43:40,750 --> 01:43:43,458
‫اون "اورفئو"ی مونته‌وردی
‫رو روی صحنه برده.

1740
01:43:44,083 --> 01:43:48,333
‫اون تئاتر رو تبدیل
‫کرده به یه کلیسای پاگانی.

1741
01:43:49,333 --> 01:43:51,333
‫بهش میگه لیتورژی فضایی.

1742
01:43:52,167 --> 01:43:54,208
‫من کاهن اعظمش بودم تو پاریس.

1743
01:43:55,542 --> 01:43:56,667
‫میای؟

1744
01:43:57,500 --> 01:44:00,667
‫مگر اینکه این جور تحریک‌ها
‫دیگه برات جالب نباشه.

1745
01:44:07,667 --> 01:44:10,000
‫مطمئن نیستم یادم
‫بیاد تو کی هستی.

1746
01:44:10,167 --> 01:44:11,958
‫من تو هزارتوهای تو گم میشم.

1747
01:44:12,125 --> 01:44:13,333
‫این یه بازیه.

1748
01:44:14,167 --> 01:44:17,167
‫سیاست تنها بازیه که
‫ارزش بازی کردن رو داره.

1749
01:44:17,333 --> 01:44:18,542
‫تو بدبین شدی.

1750
01:44:19,208 --> 01:44:22,000
‫هوشت ته کشیده.

1751
01:44:22,167 --> 01:44:23,208
‫بدبین.

1752
01:44:24,083 --> 01:44:25,250
‫ممکنه.

1753
01:44:26,333 --> 01:44:27,417
‫ولی نه فقط این.

1754
01:44:27,542 --> 01:44:28,792
‫نمیدونم.

1755
01:44:30,667 --> 01:44:32,667
‫بهت میگم.

1756
01:44:36,083 --> 01:44:38,458
‫همین الان، مطمئن نیستم.

1757
01:44:39,458 --> 01:44:41,125
‫با من بیا اپرا.

1758
01:44:43,458 --> 01:44:45,417
‫میریم شام بخوریم تو متروپل.

1759
01:45:18,250 --> 01:45:20,625
‫خسته‌م، کسنیا.

1760
01:45:20,792 --> 01:45:22,000
‫از چی؟

1761
01:45:24,000 --> 01:45:26,375
‫از اینکه جادوی سیاهت رو
‫در خدمت قدرت قرار میدی؟

1762
01:45:27,292 --> 01:45:30,167
‫اون روز تصویر خودمو تو آینه دیدم

1763
01:45:30,333 --> 01:45:31,875
‫ولی اون من نبودم

1764
01:45:32,458 --> 01:45:33,958
‫پدرم بود.

1765
01:45:34,125 --> 01:45:36,167
‫قیافه‌ی بابام رو صورت منه

1766
01:45:36,333 --> 01:45:38,417
‫با وجود همه‌ی تلاشام.

1767
01:45:40,417 --> 01:45:41,583
‫بریم تو.

1768
01:45:42,833 --> 01:45:43,833
‫سردمه.

1769
01:45:48,042 --> 01:45:50,667
‫دفعه‌ی پیش، یه سوال ازم پرسیدی.

1770
01:45:51,250 --> 01:45:52,750
‫یادته؟

1771
01:45:52,917 --> 01:45:54,542
‫می‌گفتی به زمان نیاز داری.

1772
01:45:54,708 --> 01:45:56,333
‫حالا می‌تونم جواب بدم.

1773
01:45:56,500 --> 01:45:59,042
‫تو فقط بدبین نیستی.

1774
01:45:59,208 --> 01:46:01,125
‫تو انتخاب کردی

1775
01:46:01,292 --> 01:46:02,792
‫با زمانه‌ات کنار بیای.

1776
01:46:02,958 --> 01:46:05,583
‫می‌تونستی ازش فرار کنی.

1777
01:46:05,750 --> 01:46:08,292
‫- این زمانه رو دوست داری؟
‫- مال خودمونه.

1778
01:46:10,417 --> 01:46:13,250
‫ما نه بهتر از اونیم، نه بدتر.

1779
01:46:13,417 --> 01:46:17,000
‫خودمو گول نمی‌زنم. من بدترینشم.

1780
01:46:17,542 --> 01:46:20,500
‫و فکر می‌کنی یه روزی
‫باید جواب پس بدی؟

1781
01:46:20,625 --> 01:46:22,833
‫به آینده اعتقاد داری؟

1782
01:46:23,000 --> 01:46:24,417
‫من نه.

1783
01:46:24,542 --> 01:46:27,167
‫آینده هیچ کاری با ما نداره.

1784
01:46:28,208 --> 01:46:32,083
‫زخممون تازه است
‫زیر یوغ این زمانه.

1785
01:46:34,042 --> 01:46:35,292
‫ببین

1786
01:46:36,042 --> 01:46:38,583
‫پشت جنگلی که توش راه می‌ریم

1787
01:46:38,750 --> 01:46:40,208
‫لرزون

1788
01:46:40,792 --> 01:46:43,292
‫مثل یه قلعه‌ی نورانی

1789
01:46:43,458 --> 01:46:45,167
‫شب در انتظاره.

1790
01:46:45,333 --> 01:46:46,458
‫ریلکه.

1791
01:46:47,333 --> 01:46:48,542
‫یادم رفته بود.

1792
01:47:06,000 --> 01:47:08,000
آژانس تحقیقات اینترنتی

1793
01:47:10,125 --> 01:47:12,958
‫من هیچ‌وقت شیفته‌ی
‫سنت پترزبورگ نبودم.

1794
01:47:13,125 --> 01:47:15,417
‫اون یه شهر موزه‌ایه،
‫که تو زمان منجمد شده.

1795
01:47:15,875 --> 01:47:19,000
‫تزار، برعکس، فقط
‫اونجا کاملاً راحته

1796
01:47:19,167 --> 01:47:20,917
‫با دوستای واقعی و همیشگیش

1797
01:47:21,500 --> 01:47:25,750
‫ترکیبی از مامورای سابق
‫اف‌اس‌بی، کمربند مشکیای جودو

1798
01:47:25,917 --> 01:47:28,708
‫و گنگسترای واقعی که
‫به پول گنده رسیده بودن.

1799
01:47:28,875 --> 01:47:32,625
‫همه‌شون انگار از ریچارد
‫سوم اومده بودن بیرون.

1800
01:47:32,792 --> 01:47:35,875
‫تو چند سال، این
‫کلاهبردارای گمنام شهرستانی

1801
01:47:36,042 --> 01:47:39,375
‫ثروتی جمع کرده بودن
‫در حد امیرهای خلیج.

1802
01:47:47,125 --> 01:47:48,250
‫فوق‌العاده‌ست!

1803
01:47:51,000 --> 01:47:52,333
‫محشره.

1804
01:47:57,667 --> 01:47:58,833
‫خوبه، بچه‌ها.

1805
01:48:15,875 --> 01:48:18,375
‫غذای مخصوص سرآشپز جدیدمون:

1806
01:48:18,500 --> 01:48:20,042
‫ریزوتو با قارچ دنبلان.

1807
01:48:23,167 --> 01:48:26,833
‫بهم بگین باید نگهش
‫دارم یا بفرستمش ایتالیا.

1808
01:48:28,000 --> 01:48:29,250
‫نوش جان.

1809
01:48:30,583 --> 01:48:33,125
‫ژنیا، داری ناامیدمون می‌کنی.

1810
01:48:33,292 --> 01:48:37,042
‫داری بهمون ریزوتو با قارچ
‫دنبلان می‌دی. راکت کجاست؟

1811
01:48:38,042 --> 01:48:39,500
‫باید یادت بندازم

1812
01:48:39,667 --> 01:48:43,542
‫که تیم هاکی روی یخمون
‫ششم جدول قهرمانی شد؟

1813
01:48:45,917 --> 01:48:48,667
‫هفت پله تو جدول اومدیم بالا

1814
01:48:48,833 --> 01:48:51,000
‫و از دینامو مسکو هم رد شدیم.

1815
01:48:51,167 --> 01:48:52,708
‫صبر کن سال دیگه.

1816
01:48:52,875 --> 01:48:53,958
‫خودت می‌بینی.

1817
01:48:54,125 --> 01:48:57,333
‫خب، روکولاتو سال دیگه داری.

1818
01:48:58,708 --> 01:49:01,458
‫روکولای درست‌وحسابی
‫تو روسیه نیست.

1819
01:49:01,583 --> 01:49:04,750
‫ولی یه زمین تو دریای
‫سیاه خریدم که اونجا بکارم.

1820
01:49:04,917 --> 01:49:07,958
‫عالی میشه، ولی باید صبور باشیم.

1821
01:49:08,125 --> 01:49:09,292
‫آشپز رو نگه دار.

1822
01:49:09,792 --> 01:49:11,500
‫کارش رو بلده.

1823
01:49:12,708 --> 01:49:15,500
‫بلیطش برای پیزا از
‫قبل رزرو شده بود.

1824
01:49:15,667 --> 01:49:16,875
‫با رایان‌ایر!

1825
01:49:21,833 --> 01:49:25,000
‫یوگنی خیلی سخت‌گیره.

1826
01:49:25,167 --> 01:49:29,250
‫ولی استعدادهاش فراتر از آشپزیه
‫و به ژئوپلیتیک هم مربوط میشه.

1827
01:49:30,542 --> 01:49:33,167
‫حتی به بعضی از مسائلی که
‫ما درباره‌شون حرف می‌زنیم.

1828
01:49:33,333 --> 01:49:36,333
‫خوب میشه اگه با هم حرف بزنین.

1829
01:49:40,208 --> 01:49:43,125
‫من پریگوژین رو خوب نمی‌شناختم.
‫جز به عنوان یه رستوران‌دار.

1830
01:49:43,292 --> 01:49:45,542
‫ولی پوتین صعودش رو

1831
01:49:45,708 --> 01:49:47,750
‫با مهربونی بی‌تغییری
‫همراهی کرده بود.

1832
01:49:48,583 --> 01:49:50,250
‫یه پرواز ۵ دقیقه‌ای.

1833
01:49:50,417 --> 01:49:51,667
‫کمی بعد از بلند شدن

1834
01:49:51,833 --> 01:49:54,625
‫شروع کردیم به فرود
‫اومدن تو جزیره‌ی کامنی

1835
01:49:54,792 --> 01:49:56,250
‫جایی که نزدیکان تزار

1836
01:49:56,417 --> 01:49:59,833
‫تو زیباترین قصرهای اشرافیت
‫امپراتوری زندگی می‌کردن.

1837
01:50:03,875 --> 01:50:05,750
‫من مثل تو روشنفکر نیستم

1838
01:50:05,917 --> 01:50:08,125
‫ولی چند تا درس از زندگی گرفتم.

1839
01:50:08,292 --> 01:50:09,750
‫و نه فقط تو زندان.

1840
01:50:10,708 --> 01:50:12,292
‫شک ندارم.

1841
01:50:12,750 --> 01:50:14,583
‫میدونی چجوری شروع کردم؟

1842
01:50:14,750 --> 01:50:15,833
‫با شریکام

1843
01:50:16,000 --> 01:50:19,667
‫اولین مجوز کازینو رو
‫تو سنت پترزبورگ گرفتیم.

1844
01:50:19,833 --> 01:50:23,208
‫یا بهتر بگم، تزار وقتی
‫معاون شهردار بود، بهت دادش.

1845
01:50:23,375 --> 01:50:24,750
‫میدونی کازینو چیه؟

1846
01:50:24,917 --> 01:50:28,208
‫یه بنا برای غیرمنطقی بودن انسان.

1847
01:50:28,375 --> 01:50:30,292
‫چرا پولت رو دور بریزی

1848
01:50:30,458 --> 01:50:33,000
‫وقتی همه‌ی احتمالات علیه توئه؟

1849
01:50:33,167 --> 01:50:35,833
‫با شرط‌بندی رو غیرمنطقی
‫بودن، همیشه برنده میشی.

1850
01:50:36,000 --> 01:50:37,333
‫دقیقاً.

1851
01:50:37,500 --> 01:50:39,500
‫یه آدم معمولی رو در نظر بگیر.

1852
01:50:39,667 --> 01:50:41,542
‫تا وقتی که راحت باشه

1853
01:50:41,708 --> 01:50:45,458
‫یه کار مطمئن داشته باشه،
‫تعطیلات خانوادگی کنار دریا

1854
01:50:45,583 --> 01:50:47,417
‫بازنشستگی تو افق باشه

1855
01:50:47,542 --> 01:50:49,125
‫آروم میشینه سر جاش.

1856
01:50:49,292 --> 01:50:51,292
‫ولی اگه اوضاع خراب بشه

1857
01:50:51,792 --> 01:50:54,042
‫اگه کارش رو از
‫دست بده، خونه‌اش رو

1858
01:50:54,208 --> 01:50:56,792
‫اگه آینده نامعلوم بشه

1859
01:50:56,958 --> 01:50:59,042
‫آیا احتیاط میکنه؟

1860
01:50:59,208 --> 01:51:00,167
‫اصلاً.

1861
01:51:00,333 --> 01:51:04,542
‫اون ریسک رو انتخاب میکنه به
‫جای یه وضعیت موجود ناامیدکننده.

1862
01:51:04,708 --> 01:51:07,500
‫هرج‌ومرج جذاب‌تر از نظمه.

1863
01:51:07,625 --> 01:51:11,458
‫غربی‌ها چین، هند
‫و روسیه رو میبینن

1864
01:51:11,583 --> 01:51:14,458
‫که دارن قدم‌های غول‌آسا برمیدارن
‫در حالی که خودشون راکد موندن.

1865
01:51:14,583 --> 01:51:17,500
‫اونا آماده‌ان که غیرمنطقی‌ترین
‫شرط‌بندی‌ها رو بکنن.

1866
01:51:17,667 --> 01:51:19,458
‫کار ما اینه که تشویقشون کنیم.

1867
01:51:19,583 --> 01:51:20,875
‫تو اینترنت.

1868
01:51:21,667 --> 01:51:24,250
‫این میدون نبرد جنگ مدرنه.

1869
01:51:24,417 --> 01:51:25,542
‫من این ابزار رو ساختم.

1870
01:51:26,500 --> 01:51:29,042
‫تزار می‌خواد تو ادامه بدی.

1871
01:51:34,708 --> 01:51:36,625
‫آژانس تحقیقات اینترنتی.

1872
01:51:36,792 --> 01:51:40,417
‫این اسم رو روش گذاشتم.
‫خوبه، نه؟ نظرت چیه؟

1873
01:51:41,250 --> 01:51:42,417
‫آنتون!

1874
01:51:42,875 --> 01:51:44,667
‫مدیر تحریریه‌ی ما.

1875
01:51:45,500 --> 01:51:47,750
‫اون دکترای روابط بین‌الملل داره

1876
01:51:47,917 --> 01:51:50,500
‫و هر زبونی که فکرشو بکنی، بلده.

1877
01:51:50,625 --> 01:51:52,250
‫خوش‌وقتم، آنتون.

1878
01:51:52,417 --> 01:51:54,500
‫توضیح بده اینجا چیکار می‌کنین.

1879
01:51:54,667 --> 01:51:56,250
‫نفوذ. اطلاعات.

1880
01:51:56,417 --> 01:51:59,625
‫دیدگاه روسیه در مورد
‫غرب. برای غربی‌ها.

1881
01:51:59,792 --> 01:52:02,667
‫اونا فکر می‌کنن رسانه‌هاشون و
‫نخبگانشون در مورد همه چی دروغ میگن.

1882
01:52:02,833 --> 01:52:05,000
‫اونا مشتری نسخه‌های جایگزینن.

1883
01:52:05,167 --> 01:52:08,417
‫پیام ما: ما حقیقت رو میگیم.

1884
01:52:08,542 --> 01:52:10,750
‫روسیه حقیقت رو میگه.

1885
01:52:10,917 --> 01:52:12,125
‫مثل راشا تودی.

1886
01:52:12,292 --> 01:52:14,792
‫ما تو شبکه‌های اجتماعی
‫هستیم، نه تو تلویزیون.

1887
01:52:15,667 --> 01:52:16,833
‫یه قهوه؟

1888
01:52:17,458 --> 01:52:20,458
‫ما یه فضای استراحت
‫داریم با مبل، گل و گیاه

1889
01:52:20,583 --> 01:52:22,208
‫و میز پینگ‌پنگ.

1890
01:52:22,375 --> 01:52:24,500
‫برو، ما بهت ملحق میشیم.

1891
01:52:28,167 --> 01:52:31,125
‫یوگنی، باید بهم توضیح بدی

1892
01:52:31,292 --> 01:52:33,250
‫چون من سخت متوجه میشم.

1893
01:52:33,417 --> 01:52:34,458
‫چیزی شده؟

1894
01:52:35,167 --> 01:52:36,417
‫میشه حرف بزنیم؟

1895
01:52:36,542 --> 01:52:37,500
‫البته.

1896
01:52:43,000 --> 01:52:46,500
‫فکر می‌کردم می‌خواستیم رو
‫ذهنیت‌ها تو اروپا و آمریکا تاثیر بذاریم

1897
01:52:46,667 --> 01:52:48,458
‫تو ذهن مردم نفوذ کنیم.

1898
01:52:48,583 --> 01:52:50,250
‫و تو آنتون رو میاری پیش من؟

1899
01:52:50,417 --> 01:52:53,625
‫- اون بهترینه.
‫- مشکل دقیقاً همینه.

1900
01:52:53,792 --> 01:52:57,625
‫غربی‌ها دیگه به
‫سیاست علاقه ندارن.

1901
01:52:57,792 --> 01:53:01,417
‫واسه اینکه گولشون بزنیم، باید در
‫مورد همه چی حرف بزنیم جز سیاست.

1902
01:53:01,542 --> 01:53:03,208
‫ما به آنتون احتیاج نداریم.

1903
01:53:03,375 --> 01:53:05,500
‫- پس به کی؟
‫- به احمق‌ها.

1904
01:53:05,625 --> 01:53:07,583
‫روش‌های اعتیادآور.

1905
01:53:08,375 --> 01:53:10,125
‫اوتاکوهای معتاد به اینترنت

1906
01:53:10,292 --> 01:53:13,167
‫دخترای لوسِ مشاور
‫زیبایی، یوتیوبرهای توطئه‌گر

1907
01:53:13,333 --> 01:53:15,292
‫هر چیزی که کلیک تولید می‌کنه.

1908
01:53:15,458 --> 01:53:18,750
‫یه جایی بالاخره باید
‫پیاممون رو برسونیم.

1909
01:53:19,875 --> 01:53:21,792
‫ما رو چی فرض کردی؟

1910
01:53:21,958 --> 01:53:23,583
‫کمینترن؟

1911
01:53:23,750 --> 01:53:26,958
‫متاسفم بهت اطلاع بدم که
‫شوروی دیگه وجود نداره.

1912
01:53:27,125 --> 01:53:31,375
‫دیگه خط مشی حزبی نیست، دیگه
‫پیامی نیست که بخوایم برسونیم.

1913
01:53:31,500 --> 01:53:32,875
‫فقط سیم.

1914
01:53:33,458 --> 01:53:36,208
‫بیا، بریم. اینجا داریم
‫وقتمون رو تلف می‌کنیم.

1915
01:53:39,500 --> 01:53:41,625
‫از چه سیمی حرف می‌زنی؟

1916
01:53:41,792 --> 01:53:43,792
‫چطوری یه سیم رو میشکونی؟

1917
01:53:43,958 --> 01:53:46,542
‫یه بار از یه طرف خمِش
‫میکنی، یه بار از اون طرف.

1918
01:53:46,708 --> 01:53:48,583
‫همین کارو میکنیم، یوگنی.

1919
01:53:48,750 --> 01:53:50,500
‫بگو چطوری.

1920
01:53:51,375 --> 01:53:54,542
‫شبکه‌تو بساز و ببین
‫کی به قلاب گیر میکنه.

1921
01:53:54,708 --> 01:53:58,500
‫همه‌شون یه وسواس دارن.
‫کلیک‌ها بهمون میگن کدومه.

1922
01:53:58,667 --> 01:54:02,667
‫یکی ضد واکسن میشه، اون یکی
‫طرفدار زندگی، یا طرفدار انتخاب.

1923
01:54:02,833 --> 01:54:06,292
‫مهم نیست. ما نمیخوایم
‫کسی رو تغییر بدیم.

1924
01:54:06,458 --> 01:54:09,458
‫فقط کافیه هرکی یه چیزی
‫داشته باشه که دیوونش کنه.

1925
01:54:09,583 --> 01:54:12,125
‫و یه نفر که عصبانیش کنه.

1926
01:54:12,292 --> 01:54:13,458
‫این محاله شکست بخوره.

1927
01:54:13,583 --> 01:54:16,542
‫نه ترجیحی، نه بحثی.

1928
01:54:16,708 --> 01:54:17,958
‫همون سیم.

1929
01:54:18,125 --> 01:54:21,833
‫یه بار از یه طرف خمِش میکنیم،
‫یه بار از اون طرف تا بشکنه.

1930
01:54:22,000 --> 01:54:23,750
‫فهمیدم. همون سیم.

1931
01:54:24,625 --> 01:54:27,208
‫ولی خب، همه چی تو
‫اینترنت قابل ردیابیه.

1932
01:54:27,375 --> 01:54:29,708
‫دیر یا زود گیر میفتیم.

1933
01:54:30,417 --> 01:54:33,042
‫البته. و ما دنبال همینیم.

1934
01:54:33,208 --> 01:54:35,792
‫حمایت از متحدامون قابل پیش‌بینیه.
‫ولی اونا چطور واکنش نشون میدن

1935
01:54:35,958 --> 01:54:39,458
‫وقتی ببینن ما از
‫دشمنامون هم حمایت میکنیم؟

1936
01:54:39,583 --> 01:54:41,375
‫فکر میکنن ما احمقیم.

1937
01:54:41,500 --> 01:54:44,542
‫دیوونه میشن! گیج میشن.

1938
01:54:44,708 --> 01:54:47,083
‫فقط میفهمن که ما رفتیم تو مغزشون

1939
01:54:47,250 --> 01:54:50,083
‫تا مدارهای عصبیشون
‫رو دستکاری کنیم.

1940
01:54:50,875 --> 01:54:53,292
‫آمریکایی‌ها الگوریتم رو ساختن.

1941
01:54:53,458 --> 01:54:54,542
‫ما هم ازش استفاده میکنیم.

1942
01:54:54,708 --> 01:54:56,292
‫و بهتر از اونا.

1943
01:54:56,458 --> 01:55:00,042
‫اونایی که ما رو متهم میکنن به توطئه
‫علیه دموکراسی، متحدامون میشن.

1944
01:55:00,208 --> 01:55:02,708
‫اونا افسانه‌ی قدرت
‫مطلق ما رو میسازن.

1945
01:55:02,875 --> 01:55:06,458
‫این بزرگترین راز میشه
‫چون همه باهاش شریکن:

1946
01:55:06,583 --> 01:55:10,042
‫روس‌ها دنیای مدرن
‫رو کنترل میکنن.

1947
01:55:10,208 --> 01:55:11,708
‫اونا اربابشن.

1948
01:55:13,208 --> 01:55:16,125
‫میبینی، این چیزیه
‫که تو سیاست جالبه.

1949
01:55:16,292 --> 01:55:18,542
‫هرچیزی که توهم قدرت رو میده

1950
01:55:18,708 --> 01:55:21,417
‫در واقع اون قدرت رو زیاد میکنه.

1951
01:55:27,250 --> 01:55:29,292
‫لندن ۲۰۱۳

1952
01:55:38,458 --> 01:55:40,542
‫- بوریا.
‫- وادیا.

1953
01:55:43,583 --> 01:55:45,625
‫پیامی داری؟

1954
01:55:45,792 --> 01:55:48,083
‫متاسفم، بوریا، هیچ پیامی ندارم.

1955
01:55:48,250 --> 01:55:49,875
‫پس به چه مناسبتی

1956
01:55:50,042 --> 01:55:51,208
‫واسه خوشگذرونی.

1957
01:55:53,625 --> 01:55:56,125
‫اومدی انجمن المپیک
‫بریتانیا رو ببینی؟

1958
01:55:57,792 --> 01:55:59,708
‫همیشه خوب مطلعی.

1959
01:55:59,875 --> 01:56:03,000
‫تزار دیگه فقط به بازی‌های
‫المپیک سوچی علاقه داره.

1960
01:56:03,167 --> 01:56:07,625
‫رئیس جمهور منو مسئول
‫نظارت بر مراسم افتتاحیه کرده.

1961
01:56:07,792 --> 01:56:11,042
‫مدال بهترین ترور سیاسی
‫رو هم در نظر گرفتین؟

1962
01:56:11,208 --> 01:56:12,750
‫نمیدونم، بوریس.

1963
01:56:12,917 --> 01:56:15,542
‫مهم اینه که روسیه اول بشه.

1964
01:56:17,250 --> 01:56:18,750
‫من نگران نیستم.

1965
01:56:19,750 --> 01:56:21,417
‫شما پیدا میکنین

1966
01:56:21,542 --> 01:56:23,458
‫بدترین راه حل رو میگم.

1967
01:56:24,083 --> 01:56:25,500
‫مثل همیشه.

1968
01:56:37,333 --> 01:56:40,875
‫شاید تو پیامی واسه
‫من نداشته باشی، ولی

1969
01:56:42,792 --> 01:56:44,500
‫من یکی واسه اون دارم.

1970
01:56:47,917 --> 01:56:49,833
‫خوبه، پولونیوم نداره.

1971
01:56:50,375 --> 01:56:53,625
‫این یه نامه واسه
‫تزاره. از ته دله.

1972
01:56:53,792 --> 01:56:55,458
‫اگه میخوای بخونش.

1973
01:57:01,125 --> 01:57:03,583
‫"التماس میکنم که منو به
‫عنوان یه مسیحی ببخشی "

1974
01:57:03,750 --> 01:57:05,208
‫جدی میگی؟

1975
01:57:05,375 --> 01:57:08,833
‫من به ایمانش متوسل میشم
‫و خدماتمو بهش پیشنهاد میدم.

1976
01:57:09,000 --> 01:57:11,875
‫"بر اساس تجربه‌ای که کسب کردم "

1977
01:57:16,667 --> 01:57:19,250
‫گوش کن، راستش نه!

1978
01:57:21,250 --> 01:57:22,500
‫زمونه عوض شده.

1979
01:57:22,667 --> 01:57:25,333
‫تو دیگه تو بازی نیستی.
‫ببخشید که بی‌رحم‌ام.

1980
01:57:25,500 --> 01:57:27,208
‫من به انسانیتش متوسل میشم.

1981
01:57:28,042 --> 01:57:29,667
‫کیو مسخره میکنی؟

1982
01:57:29,833 --> 01:57:32,042
‫"سختی تبعید "

1983
01:57:32,208 --> 01:57:33,583
‫"گذشت زمان "

1984
01:57:33,750 --> 01:57:35,250
‫"مرگی که داره میاد "

1985
01:57:35,417 --> 01:57:36,500
‫میفهمم.

1986
01:57:37,250 --> 01:57:39,083
‫ولی این باعث نمیشه اغماض کنه.

1987
01:57:39,250 --> 01:57:43,042
‫آرامش تموم کردن عمرم
‫تو وطن مادری مون.

1988
01:57:43,208 --> 01:57:45,292
‫نمیتونه اینو بشنوه؟

1989
01:57:51,917 --> 01:57:53,458
‫باید برم.

1990
01:58:01,333 --> 01:58:03,667
‫با این حال نامه رو بهش بده.

1991
01:58:05,000 --> 01:58:06,625
‫فکر میکنم ممکنه جواب بده.

1992
01:58:07,458 --> 01:58:09,042
‫صادقانه.

1993
01:58:11,708 --> 01:58:14,250
‫کاش میتونستم بهش
‫بگم که جواب میده.

1994
01:58:14,417 --> 01:58:15,708
‫که تزار تحت تاثیر قرار میگیره

1995
01:58:15,875 --> 01:58:19,625
‫که تو المپیک، تو جایگاه
‫ویژه، کنار هم میشینیم.

1996
01:58:20,625 --> 01:58:22,125
‫ازش خوشم میومد.

1997
01:58:22,292 --> 01:58:26,000
‫با اینکه قدیس نبود، ولی
‫یه شادابی بچگونه داشت.

1998
01:58:26,167 --> 01:58:28,250
‫تزار که هم‌نوعانشو
‫تبعید کرده بود

1999
01:58:28,417 --> 01:58:32,208
‫فقط مردای قدرت و اراده‌ی
‫غم‌انگیزشون تو مسکو مونده بودن.

2000
01:58:32,875 --> 01:58:36,875
‫بدتر از همه اینه که
‫منم توش نقش داشتم.

2001
01:58:39,125 --> 01:58:41,833
‫خب؟ خوب پیش رفت؟

2002
01:58:42,000 --> 01:58:43,750
‫مگه میتونست؟

2003
01:58:43,917 --> 01:58:46,833
‫اون بهت کمک کرد.
‫میتونستی بهش دست یاری بدی.

2004
01:58:47,000 --> 01:58:49,833
‫بوریس نزدیک شدن
‫المپیک سوچی رو میبینه.

2005
01:58:50,000 --> 01:58:52,375
‫هنوز پول هست که دربیاره

2006
01:58:52,500 --> 01:58:55,458
‫حتی اگه همه
‫جیباشونو پر کرده باشن.

2007
01:58:55,583 --> 01:58:57,375
‫تو هم همینطور.

2008
01:58:59,083 --> 01:59:02,792
‫خوشت میاد؟ لباسای
‫اصلی مراسم افتتاحیه.

2009
01:59:02,958 --> 01:59:04,167
‫مهمتر از اون

2010
01:59:04,333 --> 01:59:06,792
‫آیا انجمن المپیک بریتانیا
‫ازش خوشش اومد؟

2011
01:59:06,958 --> 01:59:08,375
‫برامون مهم نیست.

2012
01:59:08,500 --> 01:59:12,375
‫اونا قبلاً المپیک زمستونی رو
‫تو یه شهر ساحلی قبول کردن.

2013
01:59:12,500 --> 01:59:15,500
‫که هیچ زیرساخت ورزشی نداره.

2014
01:59:16,542 --> 01:59:18,292
‫بقیه رو دیدی؟

2015
01:59:19,542 --> 01:59:21,500
‫نه. واقعاً نه.

2016
01:59:28,417 --> 01:59:32,500
‫نگاه کن. هر جزیره یه دوره‌ای
‫از تاریخ ما رو نشون میده.

2017
01:59:32,667 --> 01:59:35,250
‫اونا در حرکتن، تو هوا شناورن.

2018
01:59:35,417 --> 01:59:39,000
‫کل تاریخ ادبیاتمون
‫قراره به نمایش دربیاد.

2019
01:59:39,167 --> 01:59:41,833
‫گنبدای سنت باسیل

2020
01:59:42,000 --> 01:59:44,333
‫و بعدش دریاچه قو.

2021
01:59:47,125 --> 01:59:48,417
‫خوشت میاد؟

2022
01:59:52,000 --> 01:59:54,625
‫وادیا، این روسیه وجود نداره.

2023
01:59:57,208 --> 01:59:58,792
‫حداقل دیگه نه.

2024
01:59:59,792 --> 02:00:02,833
‫ولی اونا بودن که قبلاً
‫به ما الهام می‌دادن.

2025
02:00:03,500 --> 02:00:05,208
‫دیر شده.

2026
02:00:07,125 --> 02:00:08,458
‫خودت می‌دونی.

2027
02:00:13,042 --> 02:00:14,875
‫نمی‌تونی روحتو نجات بدی.

2028
02:00:17,208 --> 02:00:20,542
‫این مراسم فقط نقاب دیکتاتوریه.

2029
02:00:20,708 --> 02:00:23,667
‫بقیه‌ش بهونه‌های توخالیه.

2030
02:00:26,458 --> 02:00:28,125
‫من تو رو خوب می‌شناسم.

2031
02:00:31,708 --> 02:00:34,125
‫این به این معنی
‫نیست که دوستت ندارم.

2032
02:00:35,417 --> 02:00:37,875
‫ولی من همدستت نمیشم.

2033
02:00:44,583 --> 02:00:46,875
‫- چیزی براتون بیارم؟
‫- شامپاین.

2034
02:00:47,042 --> 02:00:48,500
‫- خانم؟
‫- همینطور.

2035
02:00:56,667 --> 02:00:58,083
‫تزار

2036
02:00:59,667 --> 02:01:01,625
‫قراره دوست ما
‫دیمیتری رو آزاد کنه.

2037
02:01:05,083 --> 02:01:06,375
‫مطمئنی؟

2038
02:01:06,917 --> 02:01:08,625
‫خیلی وقتا بهم گفتی.

2039
02:01:08,792 --> 02:01:10,917
‫دو هفته قبل از بازی‌ها
‫این کارو می‌کنه.

2040
02:01:12,292 --> 02:01:15,125
‫رسانه‌های غربی حسابی کیف می‌کنن.

2041
02:01:15,292 --> 02:01:16,625
‫فکرش همینه.

2042
02:01:29,875 --> 02:01:32,708
‫نمی‌پرسی امروز چیکار کردم؟

2043
02:01:32,875 --> 02:01:34,542
‫خرید که نه.

2044
02:01:35,667 --> 02:01:37,708
‫تیپ تو نیست.

2045
02:01:37,875 --> 02:01:40,375
‫یه چیز جدی‌تر.

2046
02:01:40,500 --> 02:01:42,375
‫کنایه رو ول کن.

2047
02:01:42,500 --> 02:01:44,375
‫داشتم حدس می‌زدم.

2048
02:01:44,500 --> 02:01:46,250
‫پیش دکتر زنان بودم.

2049
02:01:51,292 --> 02:01:52,292
‫حامله‌م.

2050
02:02:04,125 --> 02:02:07,292
‫- تو به نظر...
‫- آره، یه کم شوکه شدم.

2051
02:02:11,792 --> 02:02:13,667
‫راستش، خیلی بهم ریختم.

2052
02:02:16,000 --> 02:02:17,542
‫حرفی ندارم.

2053
02:02:26,292 --> 02:02:29,958
‫جنگ در کریمه

2054
02:02:30,125 --> 02:02:31,417
‫طبق اولین مشاهدات

2055
02:02:31,542 --> 02:02:34,458
‫مرگ بوریس برزوفسکی
‫به خاطر حلق‌آویز شدن بوده.

2056
02:02:34,583 --> 02:02:38,125
‫برزوفسکی دیشب تو اقامتگاهش
‫تو اسکات مرده پیدا شده.

2057
02:02:38,292 --> 02:02:41,000
‫پزشک قانونی هیچ اثری
‫از درگیری پیدا نکرده.

2058
02:02:41,167 --> 02:02:43,333
‫ورود ممنوع شده تا بررسی کنن

2059
02:02:43,500 --> 02:02:46,750
‫که سم شیمیایی، بیولوژیکی
‫یا هسته‌ای وجود نداشته باشه.

2060
02:02:52,167 --> 02:02:54,458
‫باید همینجوری تموم می‌شد.

2061
02:02:54,583 --> 02:02:56,167
‫از تبعید رنج می‌برد.

2062
02:02:58,167 --> 02:02:59,417
‫دلم براش تنگ میشه.

2063
02:02:59,917 --> 02:03:02,292
‫اون یه چهره‌ی نفرت‌انگیز
‫از اپوزیسیون نشون می‌داد.

2064
02:03:02,458 --> 02:03:04,083
‫این برای ما ارزشمند بود.

2065
02:03:05,250 --> 02:03:08,083
‫اینم برنامه‌ی مراسم افتتاحیه.

2066
02:03:09,250 --> 02:03:11,375
‫طبق دستورالعمل‌های تو آپدیت شد.

2067
02:03:18,375 --> 02:03:20,375
‫دفت پانک چیه؟

2068
02:03:20,500 --> 02:03:22,500
‫موسیقی الکترونیکه.

2069
02:03:22,625 --> 02:03:24,125
‫شماره یک تو دنیاست.

2070
02:03:25,292 --> 02:03:28,208
‫دو تا فرانسوی که هیچ‌وقت
‫کلاه‌های رباتیشون رو درنمیارن.

2071
02:03:28,375 --> 02:03:30,750
‫این بخش تو نسخه‌ی قبلی نبود.

2072
02:03:30,917 --> 02:03:34,417
‫اونا پنج تا جایزه‌ی گرمی
‫بردن. باید خودتو آپدیت کنی.

2073
02:03:34,542 --> 02:03:36,625
‫گروه کُر پلیس قراره آهنگ
‫معروفشون رو بازخوانی کنه.

2074
02:03:37,708 --> 02:03:40,083
‫مراسم رو تبدیل می‌کنه به یه مسخره‌بازی.

2075
02:03:43,458 --> 02:03:45,625
‫دلایلت رو به ایگور توضیح بده.

2076
02:03:46,333 --> 02:03:50,000
‫این همونیه که مردم می‌خوان
‫باهاش برقصن. به همین سادگی.

2077
02:03:50,167 --> 02:03:51,417
‫این مسخره میشه.

2078
02:03:51,542 --> 02:03:52,708
‫این کیچ میشه.
‫(آثار هنری با ظاهر زیبا اما کلیشه‌ای)

2079
02:03:52,875 --> 02:03:55,500
‫کل دنیا، سه میلیارد تماشاچی

2080
02:03:55,667 --> 02:03:58,250
‫منتظر بزرگترین نمایشی‌ان
‫که تا حالا دیده شده.

2081
02:03:58,417 --> 02:04:01,167
‫این نمیتونه چیزی
‫جز اوج کیچ باشه.

2082
02:04:02,250 --> 02:04:05,583
‫کیچ تنها زبان ممکنه

2083
02:04:05,750 --> 02:04:08,292
‫اگه بخوایم با توده‌ی
‫مردم ارتباط برقرار کنیم.

2084
02:04:08,458 --> 02:04:11,625
‫- ما می‌خوایم روسیه‌مون رو بهشون نشون بدیم.
‫- هیچ‌کس نمی‌خواد روسیه‌ی تو رو ببینه.

2085
02:04:11,792 --> 02:04:15,375
‫تازه، تو هیچی برای نشون دادن
‫نداری و کارت پنهان کردنه.

2086
02:04:15,917 --> 02:04:18,875
‫ما می‌خوایم یه تصویر
‫از یه روسیه‌ی باز بدیم

2087
02:04:19,042 --> 02:04:22,333
‫مطمئن از خودش، ولی
‫همچنین قادر به لبخند زدن.

2088
02:04:22,500 --> 02:04:25,083
‫دنیای امروز این
‫خودانتقادی رو می‌خواد

2089
02:04:25,250 --> 02:04:27,833
‫نه بالالایکا‌های تو، ایگور.

2090
02:04:28,000 --> 02:04:31,208
‫می‌فهمی چی میگم یا چرت و پرته؟

2091
02:04:32,167 --> 02:04:33,167
‫چی می‌خوای

2092
02:04:35,458 --> 02:04:36,708
‫وادیا

2093
02:04:37,250 --> 02:04:39,000
‫یه آکروباته.

2094
02:04:39,167 --> 02:04:42,500
‫هنرمند برای سیاستمدارا،
‫سیاستمدار برای هنرمندا.

2095
02:04:42,667 --> 02:04:44,417
‫حواست باشه، وادیا.

2096
02:04:44,542 --> 02:04:47,250
‫دیر یا زود، ممکنه
‫از روی طناب بیفتی

2097
02:04:47,417 --> 02:04:49,458
‫و پخش زمین شی.

2098
02:04:53,083 --> 02:04:54,417
‫من اعلام می‌کنم

2099
02:04:54,542 --> 02:04:58,875
‫بیست و دومین بازی‌های
‫المپیک زمستانی سوچی

2100
02:04:59,042 --> 02:05:00,250
‫آغاز شد.

2101
02:05:02,583 --> 02:05:04,792
‫احتمالاً باید اون شب می‌رفتم.

2102
02:05:04,958 --> 02:05:08,250
‫کتاب رو تو همین صفحه
‫می‌بستم، یه پایان خوب برای من.

2103
02:05:22,292 --> 02:05:25,458
‫استقلال‌طلب‌های اوکراینی
‫از آتش‌بس المپیک استفاده کردن

2104
02:05:25,583 --> 02:05:28,042
‫تا دوباره میدان
‫مایدان رو اشغال کنن.

2105
02:05:29,625 --> 02:05:31,667
‫دو روز قبل از پایان بازی‌ها

2106
02:05:31,833 --> 02:05:34,375
‫اونا رئیس‌جمهور طرفدار روسیه،
‫یانوکوویچ رو سرنگون کردن

2107
02:05:34,500 --> 02:05:36,125
‫که همون روز فرار کرد.

2108
02:05:37,208 --> 02:05:39,167
‫هرج و مرج حاصل
‫از اون به تزار می‌داد

2109
02:05:39,333 --> 02:05:41,750
‫یه بهانه‌ی طلایی
‫برای حمله به اوکراین.

2110
02:05:45,292 --> 02:05:48,542
‫تک‌تیراندازهای روسی بیش
‫از صد معترض رو کشتن.

2111
02:05:48,708 --> 02:05:50,417
‫میگن که شما مسئولشین.

2112
02:05:52,333 --> 02:05:53,625
‫کی میگه؟

2113
02:05:53,792 --> 02:05:55,083
‫اوکراینی‌ها.

2114
02:05:55,875 --> 02:05:57,500
‫طبق ایمیل‌های خودتون.

2115
02:05:58,833 --> 02:06:01,458
‫دست شما به خون اوکراینی‌ها آلوده‌ست.

2116
02:06:10,250 --> 02:06:12,625
‫شب قبل از مراسم اختتامیه

2117
02:06:12,792 --> 02:06:14,750
‫در راستای نقشه‌ی بزرگش

2118
02:06:15,292 --> 02:06:17,792
‫تزار تصمیم گرفت
‫کریمه رو ضمیمه کنه.

2119
02:06:19,875 --> 02:06:22,458
‫کریمه جزوِ اوکراین بود.

2120
02:06:23,625 --> 02:06:27,625
‫قرار نبود نیرو بفرستیم به
‫یه کشور مستقل حمله کنیم.

2121
02:06:29,208 --> 02:06:33,625
‫شما سربازای روسی فرستادین
‫که هیچ نشون ملی‌ای نداشتن.

2122
02:06:33,792 --> 02:06:37,500
‫"مردای سبزپوش کوچولو"،
‫همکارای خبرنگارتون می‌گفتن.

2123
02:06:37,667 --> 02:06:40,292
‫وقتی زالدواستانوف و گرگ‌های شبش

2124
02:06:40,458 --> 02:06:43,125
‫در کریمه پیاده شدن، شما
‫داشتین نخ‌ها رو می‌کشیدین.

2125
02:06:43,292 --> 02:06:46,667
‫درسته. من بهشون
‫یه نقش فرعی سپردم.

2126
02:06:47,500 --> 02:06:49,583
‫نقش‌های فرعی مهمن.

2127
02:06:51,000 --> 02:06:53,000
‫تا وقتی که جوگیر نشن.

2128
02:07:17,333 --> 02:07:19,250
‫پرچمای ما رو دیدی؟

2129
02:07:19,708 --> 02:07:23,000
‫دیگه از پرچمای فدراسیون
‫روسیه استفاده نمی‌کنیم.

2130
02:07:23,167 --> 02:07:25,208
‫ما چیزای دیگه‌ای تو سرمون داریم.

2131
02:07:25,375 --> 02:07:29,458
‫ما دیگه یه فدراسیون
‫نیستیم. ما فاتحیم.

2132
02:07:31,292 --> 02:07:34,833
‫ما کریمه رو از
‫اوکراینی‌ها پس گرفتیم.

2133
02:07:35,000 --> 02:07:37,333
‫به زودی کل دونباس روسی میشه.

2134
02:07:37,500 --> 02:07:39,583
‫وقتشه یه جمع‌بندی کنیم.

2135
02:07:39,750 --> 02:07:41,500
‫جمع‌بندی. واقعاً.

2136
02:07:41,667 --> 02:07:43,583
‫من یه مرد عملم.

2137
02:07:43,750 --> 02:07:46,167
‫ما اینجاییم تا از ارتش
‫روسیه حمایت کنیم.

2138
02:07:46,333 --> 02:07:48,417
‫ما براتون پیروزی رو میاریم.

2139
02:07:48,542 --> 02:07:50,458
‫کی حرف از پیروزی میزنه؟

2140
02:07:51,792 --> 02:07:54,833
‫هدف ما تو اوکراین فتح نیست.

2141
02:07:55,000 --> 02:07:56,417
‫هرج و مرجه.

2142
02:07:57,542 --> 02:07:59,417
‫اوکراینی‌ها به خودشون گفتن

2143
02:07:59,542 --> 02:08:02,417
‫که انقلاب نارنجی‌شون باعث
‫میشه اونا وارد اروپا بشن.

2144
02:08:02,542 --> 02:08:05,500
‫اون اونا رو برمی‌گردونه
‫به قرون وسطی.

2145
02:08:05,667 --> 02:08:09,083
‫قولای غربی‌ها، همیشه
‫یه جور تموم میشه.

2146
02:08:09,250 --> 02:08:10,958
‫اونا سر اولین مانع ولت می‌کنن

2147
02:08:11,125 --> 02:08:13,292
‫و تو تنها میمونی تو
‫کشور ویرون‌شده‌ت.

2148
02:08:13,458 --> 02:08:15,125
‫اینه درس این داستان.

2149
02:08:16,042 --> 02:08:19,000
‫این جنگ تو واقعیت جنگیده نمیشه

2150
02:08:19,167 --> 02:08:21,000
‫بلکه تو ذهن تماشاگرا

2151
02:08:21,167 --> 02:08:22,625
‫تو اخبار تلویزیون.

2152
02:08:22,792 --> 02:08:25,792
‫تو مسکو، تو کی‌یف، تو برلین.

2153
02:08:25,958 --> 02:08:30,000
‫شما بازیگرای یه درام
‫هستین که از شما فراتره

2154
02:08:30,167 --> 02:08:32,750
‫و طنین‌اندازه خیلی
‫فراتر از این مرزا.

2155
02:08:38,167 --> 02:08:42,083
‫یا قبول می‌کنی یه مهره باشی
‫تو بازی من، با همه‌ی مزایا

2156
02:08:42,250 --> 02:08:46,250
‫یا نه. ولی بدون که من میتونم
‫هر وقت بخوام از کار بندازمت.

2157
02:08:46,417 --> 02:08:49,833
‫و اون وقت، اوضاع
‫برات سخت‌تر میشه

2158
02:08:50,000 --> 02:08:53,250
‫گرگ‌هات و کار و
‫کاسبی‌های کوچیکتون.

2159
02:08:54,042 --> 02:08:55,208
‫که رونق دارن

2160
02:08:55,375 --> 02:08:56,750
‫اونطور که شنیدم.

2161
02:09:15,000 --> 02:09:17,375
‫میشه یه لحظه مزاحمتون
‫بشم، وادیم الکسیویچ؟

2162
02:09:17,500 --> 02:09:18,708
‫خواهش می‌کنم.

2163
02:09:20,500 --> 02:09:23,292
‫سفرت به لوهانسک
‫چطور گذشت؟ خوب بود؟

2164
02:09:23,458 --> 02:09:26,500
‫حتماً گزارش‌ها رو از
‫سرویس‌هات خوندی.

2165
02:09:27,917 --> 02:09:30,292
‫ما از آمریکایی‌ها خبر داریم.

2166
02:09:30,792 --> 02:09:31,792
‫چه خبر؟

2167
02:09:31,958 --> 02:09:33,875
‫میگن یه لیست سیاه درست کردن

2168
02:09:34,042 --> 02:09:35,792
‫از آدمای ناخواسته.

2169
02:09:36,458 --> 02:09:38,042
‫اسم تو هم توش هست.

2170
02:09:38,917 --> 02:09:41,625
‫باید نیویورک رو فعلاً فراموش کنی.

2171
02:09:42,917 --> 02:09:46,208
‫تحریم‌های الحاق
‫کریمه. کِی شروع میشن؟

2172
02:09:46,375 --> 02:09:47,458
‫دوشنبه.

2173
02:09:48,708 --> 02:09:51,625
‫چه خوب که دیگه
‫نیویورک رو دوست ندارم.

2174
02:09:52,583 --> 02:09:54,875
‫یه چیز دیگه هم شنیدم.

2175
02:09:57,167 --> 02:09:58,208
‫بگو.

2176
02:09:58,833 --> 02:10:00,708
‫فردا رسمی میشه.

2177
02:10:00,875 --> 02:10:04,625
‫اسم تو تو لیست
‫اروپایی‌ها هم هست.

2178
02:10:05,750 --> 02:10:07,083
‫پاریس

2179
02:10:07,250 --> 02:10:08,542
‫لندن

2180
02:10:08,708 --> 02:10:10,000
‫تموم شد.

2181
02:10:10,792 --> 02:10:12,792
‫میگن دلت برای ناپل تنگ میشه.

2182
02:10:16,583 --> 02:10:18,792
‫بیشتر از این مزاحمت
‫نمیشم، وادیم الکسیویچ.

2183
02:10:19,500 --> 02:10:21,792
‫باید یه کارایی بکنی.

2184
02:10:21,958 --> 02:10:23,000
‫و زود.

2185
02:11:06,208 --> 02:11:08,000
‫لیونیا، در جریانی؟

2186
02:11:08,500 --> 02:11:10,750
‫آره، امشب یا نهایتاً فردا.

2187
02:11:11,625 --> 02:11:14,208
‫مصاحبه نه، فقط یه بیانیه.

2188
02:11:14,375 --> 02:11:15,542
‫یادداشت میکنی؟

2189
02:11:18,000 --> 02:11:20,083
‫"من این تحریم‌ها
‫رو یه اسکار میدونم

2190
02:11:20,250 --> 02:11:22,875
‫که کل دوران فعالیت
‫سیاسی منو تاج‌گذاری میکنه.

2191
02:11:23,667 --> 02:11:27,083
‫"این یعنی من شرافتمندانه
‫به کشورم خدمت کردم." تموم.

2192
02:11:28,250 --> 02:11:29,500
‫نه، همین.

2193
02:11:29,667 --> 02:11:30,708
‫ممنون.

2194
02:12:05,625 --> 02:12:06,667
‫کسنیا؟

2195
02:12:07,917 --> 02:12:10,917
‫وسایلتو جمع کن.
‫یه ربع دیگه میرسم.

2196
02:12:13,125 --> 02:12:15,708
‫چند ساعت بعد، ما
‫تو استکهلم فرود اومدیم

2197
02:12:15,875 --> 02:12:18,333
‫برای آخرین آخر هفته اروپاییمون.

2198
02:13:01,083 --> 02:13:03,208
‫فکر کنم باید این اتفاق میفتاد.

2199
02:13:04,500 --> 02:13:06,500
‫فقط خودت میتونستی
‫ازش جلوگیری کنی.

2200
02:13:06,625 --> 02:13:07,792
‫با استعفا دادن؟

2201
02:13:07,958 --> 02:13:09,042
‫مثلاً.

2202
02:13:11,625 --> 02:13:15,500
‫قدرت یه اعتیاده. ترک کردنش سخته.

2203
02:13:15,667 --> 02:13:17,875
‫قبلاً، وقتی این حرفای
‫کلیشه‌ای رو میزدی

2204
02:13:18,042 --> 02:13:19,750
‫به گوش من طعنه می‌اومد.

2205
02:13:20,500 --> 02:13:21,542
‫این بار نه.

2206
02:13:21,708 --> 02:13:22,917
‫طعنه‌ای نبود.

2207
02:13:24,042 --> 02:13:26,500
‫جنگ اوکراین، مثل بقیه چیزاس.

2208
02:13:26,625 --> 02:13:29,208
‫من نخواستمش. حتی
‫باهاش مخالفت کردم.

2209
02:13:29,375 --> 02:13:30,500
‫این حرف توئه.

2210
02:13:30,625 --> 02:13:31,708
‫درسته.

2211
02:13:32,375 --> 02:13:33,750
‫من میگم.

2212
02:13:34,458 --> 02:13:37,875
‫و اینم میگم که وقتی
‫تزار تصمیمشو گرفت

2213
02:13:38,500 --> 02:13:41,250
‫من هر کاری تونستم
‫کردم تا موفق بشه.

2214
02:13:41,417 --> 02:13:42,750
‫از روی عادت.

2215
02:13:44,125 --> 02:13:45,375
‫از روی غرور.

2216
02:13:46,500 --> 02:13:47,958
‫و چون می‌تونستم.

2217
02:13:48,125 --> 02:13:49,333
‫بدون هیچ عذاب وجدانی.

2218
02:13:49,500 --> 02:13:50,500
‫درسته.

2219
02:13:50,667 --> 02:13:52,500
‫از اولش همین‌جوری بود.

2220
02:13:53,208 --> 02:13:56,750
‫با بمب‌گذاری‌های
‫مسکو و جنگ تو چچن.

2221
02:13:57,500 --> 02:14:00,000
‫با دستگیری دیمیتری و
‫سقوط بوریس برزوفسکی.

2222
02:14:00,167 --> 02:14:03,458
‫و حالا، قتل‌های مایدان.

2223
02:14:04,333 --> 02:14:06,792
‫من هیچ‌کدوم از اینا رو نخواستم

2224
02:14:06,958 --> 02:14:10,083
‫ولی هر بار، کار
‫خستگی‌ناپذیرمو وقفش کردم.

2225
02:14:10,250 --> 02:14:11,833
‫و حالا تو خسته‌ای.

2226
02:14:12,792 --> 02:14:14,917
‫روسیه پدربزرگمو بلعید.

2227
02:14:16,208 --> 02:14:19,042
‫تو پدرمو می‌شناختی، اونم بلعیدش.

2228
02:14:19,875 --> 02:14:22,500
‫من نمی‌دونم نجات
‫پیدا می‌کنم یا نه.

2229
02:14:22,667 --> 02:14:23,875
‫احتمالاً نه.

2230
02:14:25,542 --> 02:14:27,542
‫به هر حال، خیلی دیره.

2231
02:14:30,917 --> 02:14:32,875
‫ولی بچه‌مون نجات پیدا می‌کنه.

2232
02:14:56,667 --> 02:14:57,750
‫کسنیا؟

2233
02:15:01,375 --> 02:15:02,458
‫کسنیا!

2234
02:15:45,833 --> 02:15:49,208
‫من هیچ‌وقت با دل
‫خوش نرفتم نوو-اوگاریوو.

2235
02:15:49,375 --> 02:15:51,583
‫اون فضای خشک و
‫ورزشی افسرده‌م می‌کرد.

2236
02:15:51,750 --> 02:15:55,833
‫یه بار که از استکهلم
‫برگشتم، دیگه پامو اونجا نذاشتم.

2237
02:15:56,000 --> 02:15:58,083
‫اعتماد یه شاهزاده امتیاز نیست

2238
02:15:58,250 --> 02:15:59,875
‫بلکه یه حکم محکومیت‌ه.

2239
02:16:00,042 --> 02:16:03,500
‫من نقشمو بازی کرده
‫بودم، دیگه به دردم نمی‌خورد.

2240
02:16:04,125 --> 02:16:07,125
‫یه جایی، دیگه عادت
‫دیدن منو از دست داد.

2241
02:16:07,292 --> 02:16:08,417
‫همین.

2242
02:16:09,625 --> 02:16:11,750
‫اون زود بیدار می‌شه،
‫تخم‌مرغ تازه صبحونه می‌خوره

2243
02:16:11,917 --> 02:16:14,500
‫از مزرعه‌ی پاتریارک کیریل.

2244
02:16:14,667 --> 02:16:17,542
‫اونجاست که یادداشت‌های
‫محرمانه رو می‌خونه

2245
02:16:17,708 --> 02:16:19,542
‫و دستوراتشو صادر می‌کنه.

2246
02:16:20,167 --> 02:16:23,000
‫بعدش یه کیلومتر شنا می‌کنه.

2247
02:16:23,167 --> 02:16:25,417
‫اولین بازدیدکننده‌هاش
‫کنار استخر منتظرن.

2248
02:16:25,542 --> 02:16:28,250
‫وزرا، مشاوران، مدیران شرکت‌ها.

2249
02:16:29,083 --> 02:16:33,000
‫کاروان ریاست‌جمهوری
‫اوایل بعدازظهر راه می‌افته.

2250
02:16:33,625 --> 02:16:36,083
‫خیابونا نیم ساعت زودتر بسته شدن.

2251
02:16:36,250 --> 02:16:40,541
‫از نوو-اوگاریوو تا کرملین، پوتین
‫از پایتخت یخ‌زده‌ش عبور می‌کنه.

2252
02:16:41,291 --> 02:16:43,375
‫اون‌وقت روز واقعی‌ش شروع می‌شه.

2253
02:16:44,541 --> 02:16:47,000
‫که گاهی وقتا تا
‫سپیده‌دم طول می‌کشه.

2254
02:16:50,083 --> 02:16:51,875
‫فقط یه نفر نمی‌خوابه

2255
02:16:53,250 --> 02:16:57,041
‫و هر کی تو مسکو مهم
‫باشه، تو بیداریش شریکه.

2256
02:16:57,625 --> 02:16:59,541
‫مثل زمان استالین.

2257
02:17:01,583 --> 02:17:02,833
‫کیه اونجا؟

2258
02:17:06,208 --> 02:17:07,583
‫سلام، عزیزم.

2259
02:17:08,625 --> 02:17:10,291
‫می‌تونم با ماچکا بازی کنم؟

2260
02:17:10,458 --> 02:17:12,500
‫البته. مزاحممون نیستی.

2261
02:17:13,875 --> 02:17:15,416
‫کجاست؟

2262
02:17:15,541 --> 02:17:17,125
‫ماچکا کجا رفته؟

2263
02:17:17,291 --> 02:17:18,625
‫- زیر میزه؟
‫- نه.

2264
02:17:18,791 --> 02:17:20,333
‫- زیر میز نیست؟
‫- نه.

2265
02:17:20,500 --> 02:17:21,791
‫- زیر بالشته؟
‫- نه.

2266
02:17:21,958 --> 02:17:23,291
‫- مطمئنی؟
‫- نه.

2267
02:17:23,458 --> 02:17:25,041
‫- اون زیر پیانوئه؟
‫- نه.

2268
02:17:26,708 --> 02:17:29,041
‫- اونجاست!
‫- ایناهاش!

2269
02:17:39,208 --> 02:17:42,541
‫تمام خوشبختی‌ای که
‫داشتم، تو وجود اونه.

2270
02:17:43,416 --> 02:17:44,500
‫بابا

2271
02:17:44,666 --> 02:17:48,125
‫ماچکا چی می‌گفت اگه
‫می‌تونست حرف بزنه؟

2272
02:17:48,291 --> 02:17:49,708
‫فکر کنم می‌گفت:

2273
02:17:49,875 --> 02:17:51,750
‫"اگه یه خرگوش واقعی داشتم،
‫بیشتر بهم خوش می‌گذشت."

2274
02:17:51,916 --> 02:17:53,541
‫بابا!

2275
02:17:53,708 --> 02:17:55,125
‫اون می‌گفت:

2276
02:17:55,291 --> 02:17:57,583
‫"آنیا، من بیشتر از
‫هر چیزی دوستت دارم.

2277
02:17:57,750 --> 02:17:59,791
‫"فقط می‌خوام با تو بازی کنم."

2278
02:18:01,625 --> 02:18:03,500
‫من عاشق گربه‌ها نیستم.

2279
02:18:03,625 --> 02:18:06,250
‫ولی تا کی می‌تونم خوشحالش کنم؟

2280
02:18:07,375 --> 02:18:09,875
‫قبل از آنیا، من
‫ترس رو نمی‌شناختم.

2281
02:18:10,041 --> 02:18:13,750
‫از اولین باری که دیدمش،
‫تو وحشت زندگی می‌کنم.

2282
02:18:13,916 --> 02:18:16,791
‫زندگی من تو دستای
‫اونه، نه برعکس.

2283
02:18:17,750 --> 02:18:20,208
‫دخترم نه ساعت‌ها رو
‫می‌شماره نه روزها رو.

2284
02:18:21,458 --> 02:18:23,416
‫من همیشه تو آینده زندگی می‌کردم.

2285
02:18:25,791 --> 02:18:27,875
‫اون به من حال رو هدیه داد.

2286
02:18:27,899 --> 02:18:37,899
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2287
02:20:12,042 --> 02:20:14,583
‫جادوگر کرملین

2288
02:20:18,833 --> 02:20:21,750
‫بر اساس رمانی
‫از جولیانو دا امپولی
