WEBVTT

00:01.361 --> 00:09.351
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:11.360 --> 00:19.350
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:21.362 --> 00:25.352
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:58.522 --> 00:59.522
کي اونجاس ؟

01:03.524 --> 01:04.524
کي اونجاس ؟

01:45.540 --> 01:47.020
چي ميخواي ؟

01:56.543 --> 01:59.023
! خداي من

02:23.034 --> 02:28.035
" گرگ و ميش "
" کسـوف "

02:30.557 --> 02:33.037
. . بعضي ميگويند که دنيا در کامِ آتش به پايان ميرسد

02:34.558 --> 02:35.558
. . بعضي گويند در يخ . .

02:37.559 --> 02:42.039
آنچه من از سرِ هوس چشيدم
. من با آنان ميمانم که آتش خواهند

02:44.042 --> 02:46.562
گر آنچه اگر دوباره نابود شوم ؛

02:48.563 --> 02:50.763
. . همه چيز تنفر را ميدانم . .

02:51.044 --> 02:57.565
. گويم اين  را براي نابودي يخ . .

03:00.047 --> 03:01.567
. که عظيم است و کافي . . .

03:02.568 --> 03:04.568
. بايد براي امتحان آخر ترم انگليسي کافي باشه

03:06.049 --> 03:07.569
. " بايد تمرکز کنم "

03:22.575 --> 03:23.575
باهام ازدواج کن

03:25.056 --> 03:26.056
نه

03:35.060 --> 03:36.060
باهام ازدواج کن

03:41.062 --> 03:42.582
. به خون آشام تبديلم کن

03:48.584 --> 03:50.065
باشه ؛ اگه باهام ازدواج کني
. به خون آشام تبديلت ميکنم

03:50.586 --> 03:52.586
. " بهش ميگن " توافق

03:57.788 --> 04:01.269
. " بهش ميگن " اجبار
. و اصلا هم عادلانه نيست

04:03.071 --> 04:07.072
. ازدواج فقط يه تيکه کاغذه و بس

04:09.592 --> 04:13.073
از جايي که من ازش ميام ، ازدواج راهيه که
. باهاش عشقتو به معشوقه ات ابراز ميکني

04:14.595 --> 04:17.595
. . و از جايي که من ميام
. . در ؛ دوره ي من

04:19.596 --> 04:22.076
روشيه که از اون طريق آدم به طرفش ميگه
. ميخوام زندانيت کنم

04:26.079 --> 04:29.600
پس تو در مورد اينکه آدماي ديگه
. . درموردمون چي فکر ميکنن نگراني

04:31.081 --> 04:33.081
ميدوني که از هر سه ازدواج
کار دوتاشون به طلاق ختم ميشه ؟

04:36.083 --> 04:43.085
فکر کنم درصد طلاق بين خون آشام ها و آدم ها
. يه کم پايين تر باشه

04:48.088 --> 04:49.608
پس ، باهام ازدواج کن

04:53.610 --> 04:55.610
نميتونم باهات ازدواج کنم

04:57.610 --> 04:59.091
. بايد تا ساعت چهار خونه باشم

05:23.101 --> 05:24.621
. " درست سر ساعت چهار "

05:25.621 --> 05:28.101
اون بچه يه زمان سنجي چيزي داره ؟

05:29.102 --> 05:33.103
اون بچه اسم داره
حالا ديگه زيادي براتون وقت شناسه ؟

05:41.106 --> 05:42.626
باشه

05:44.109 --> 05:46.109
تو متوجه دليلِ تنبيه شدنت که هستي ، درسته ؟

05:46.629 --> 05:48.630
آره ، به خاطر اينکه اونو
. به شما ترجيح دادم

05:49.630 --> 05:51.111
. درسته

05:53.111 --> 05:55.632
. ولي من ، دلايل ديگه اي براي تنبيهِت دارم

05:56.113 --> 05:57.113
. . مثل

06:01.635 --> 06:04.635
. ميخوام ازش جدا بشي

06:07.637 --> 06:09.637
بابا ؛ يه چيزي هست که بايد
. . سعي کنين درکش کنين که

06:12.118 --> 06:13.638
. ادوارد " جزئي از زندگي منه " . .

06:16.639 --> 06:18.120
. آره ، متوجهم

06:20.641 --> 06:23.121
خيلي خوب ، با اين چطوري ؟

06:23.642 --> 06:25.643
. باهات يه قراري ميذارم

06:27.124 --> 06:29.124
ديگه بهت گير نميدم که
. . يه زمان خاصي خونه باشي

06:29.646 --> 06:31.325
. . به شرطي که . .

06:31.646 --> 06:36.647
از آزادي و راحتي که بدست مياري . .
. براي ديدن بقيه ي دوستات هم استفاده کني

06:37.647 --> 06:38.647
. " مثل  " جيکوب

06:39.128 --> 06:40.848
در حال حاضر زندگي براش خيلي
. سخت شده و اوقاتِ سختي رو گذرونده

06:41.130 --> 06:43.130
. و پدرش خيلي براش نگرانه . .

06:44.130 --> 06:46.131
اونوقتا رو که يادت مياد که خودتم
اوقاتِ سختي رو داشتي و زندگي برات سخت شده بود ؛

06:48.132 --> 06:50.653
اونوقت به يه دوست احتياج داشتي و . .
. جيکوب " اومد و درکنارت بود "

06:55.655 --> 06:57.656
. جيک " هستم "
. پيام بذارين

07:00.656 --> 07:02.656
چندين هفته اس که " جيکوب " باهام حرف نزده

07:03.658 --> 07:07.138
و ميخواستم که مشکلمونو حل کنم ولي . .
. اون بهم فرصتشو نميده

07:18.863 --> 07:23.664
. آره ؛ و منم يه عالمه دلم برات تنگ شده
. چيزي بينمون عوض نميشه ؛ متاسفم

08:00.159 --> 08:01.159
! ترسونديم

08:05.161 --> 08:07.161
. داري ميري سر قرار شام

08:07.681 --> 08:09.361
از کجا فهميدي ؟

08:09.682 --> 08:11.162
!  "آليس "

08:14.684 --> 08:16.164
تو ماشينمو خراب کردي ؟

08:17.165 --> 08:18.685
. . بِلا " ؛ بايد اينو بفهمي که "

08:19.166 --> 08:20.766
. امنيت تو از هرچيزي برام مهم تره . .

08:21.166 --> 08:26.166
. جيکوب " ؛ بهم صدمه نميزنه " -
شايد از قصد نه ؛ ولي گرگها  روي خودشون کنترل ندارن -

08:26.289 --> 08:33.971
ادوارد " ولي من کنترل دارم ؛ و نميتونم "
. تا موقع فارغ التحصيلي براي ديدنش صبر کنم

08:34.171 --> 08:36.172
اونوقت ديگه تبديل به يکي از شماها ميشم و
. اون تا ابد ازم متنفر ميشه

08:38.693 --> 08:39.493
متاسفم

08:55.499 --> 08:57.979
درست سروقت
. اينو باشين

08:58.180 --> 09:02.701
بذارين ببينم چي تو چنته داري ؛
. . دانش آموزانِ عزيز ؛ ما آينده ايم

09:02.862 --> 09:04.302
. . و هرچيزي ممکن است به شرطي که

09:04.542 --> 09:06.182
. ايمان داشته باشيم . . . -
. . بعدي -

09:07.984 --> 09:08.784
کامله

09:08.984 --> 09:09.984
. بفرما ؛ اينم از سخنرانيت

09:10.505 --> 09:13.186
نخير ؛ اگه بخوام همه ديپلم هاشونو مچاله کنن
. و به طرفم پرت کنن همچين سخنراني انجام ميدم

09:13.505 --> 09:14.505
. پس ، متشکرم

09:16.987 --> 09:20.507
. پس بقيه اش با خودت -
. آره ، تو نون و کره ي لازمه يه سخنران فارغ التحصيلي بودنو داري -

09:21.349 --> 09:25.750
. و به خاطر همينه که تو سخنران جشن فارغ التحصيلي نيستي -
. اين چيزا همه اش يه مشت کليشه است -

09:25.750 --> 09:30.631
. سخنراني بايد حماسي و شورانگيز باشه -
. سخنراني حماسي ، ميتونه زندگي مردمو عوض کنه -

09:30.633 --> 09:36.033
. ميخوام مهموني بگيرم -
بالاخره ، مگه چندبار از دبيرستان فارغ التحصيل ميشيم ؟ -

09:36.034 --> 09:38.995
ميخواي توي خونه ي خودت مهموني بگيري ؟

09:39.355 --> 09:42.396
. تاحالا خونتو نديدم -
. هيچکي تاحالا خونَشونو نديده  -

09:42.397 --> 09:44.317
يه مهمونيِ ديگه " آليس " ؟

09:44.318 --> 09:48.439
. آره ، خوش ميگذره -
. آره ، مثل دفعه ي آخري که گفتي خوش ميگذره -

09:52.601 --> 09:55.841
آنجلا " ؛ کمک ميخواي ؟ "

10:24.772 --> 10:27.453
. ميدونم ؛ که ميدوني ؛ اون چي ديده
. بهم بگو

10:27.454 --> 10:32.694
. چيز مهمي نبود -
. به نظر نگران ميومدي -

10:33.336 --> 10:37.616
نميخوام کسي متوجه بشه که
. آليس " چقدر عجيب و غريبه "

10:37.616 --> 10:41.297
فکر کنم اون کِشتي خيلي وقته که غرق شده
" منظورش اينه که همه فهميدن "

10:43.059 --> 10:47.820
چي شده ؟ -
. يک سالي ميشه که يه نفر توي " سياتل " گم شده -

10:47.820 --> 10:52.981
. . چارلز " هرکاري از دستش برميومد انجام داد ولي "

10:53.503 --> 10:56.944
تو چيزي در اينمورد ميدوني ؟

10:58.344 --> 11:01.785
چندوقتي بود که وضعيتي که توي
. . سياتل " به وجود اومده بود رو پيگيري ميکرديم "

11:01.786 --> 11:07.587
ناپديد شدن افراد بدون هيچ توضيحي ؛ کُشتار ؛
. . اگه وضعيت از ايني که هست تابلوتر بشه

11:07.588 --> 11:10.188
. اونوقت " ولتري " وارد عمل ميشه . . .

11:11.549 --> 11:15.430
اگه برن " سياتل " و از اينجا سر در بيارن ؛
. اونوقت ميفهمن که من هنوز آدم هستم

11:15.431 --> 11:20.952
تا اونجاها جلو نميرن ، ولي اگه مجبور بشيم
. به " سياتل " ميريم

11:21.593 --> 11:24.273
. در اولين فرصت اينو فکس ميکنم -
. متشکرم -

11:25.795 --> 11:27.635
. سلام -
. سلام -

11:28.956 --> 11:31.596
براي شام آماده اي ؟ -
. بله -

11:31.597 --> 11:38.479
هنوزم قراره من و خودت باهمديگه شام بخوريم ، درسته ؟ -
. من فقط آوردم اينجا پياده اش کردم -

11:38.480 --> 11:40.880
. بعدا ميبينمت -
. خداحافظ -

11:42.881 --> 11:46.921
بلا " ؛ پدر و مادرم ازم خواستن که "
. . اون بليط هاي هواپيمايي

11:46.923 --> 11:51.724
. که توي جشن تولدت گرفتي رو يادت بيارم . . -
کدوم بليط هاي هواپيما رو ميگه ؟ -

11:51.724 --> 11:55.445
بليط هواپيماي رفت و برگشت براي
. ديدن مادرم توي فلوريدا

11:55.445 --> 11:56.885
. هديه ي سخاوتمندانه اي بوده

11:57.086 --> 12:00.127
و اگه تا پايان اين هفته ازشون استفاده نکني
. مدت اعتبارش از بين ميره

12:00.128 --> 12:01.728
خوب ، نميتونم يه دفعه اي همه چيزو بذارم و برم

12:02.968 --> 12:07.129
شايد اين آخرين فرصتت باشه که تا قبل از
. فارغ التحصيلي مادرتو ببيني

12:07.130 --> 12:10.250
. شايد فکر بدي نباشه
يه دو روزي از شهر بيرون بري

12:10.292 --> 12:12.852
. . يه مقدار از همه چيز فاصله بگيري . .

12:13.573 --> 12:18.934
با ديدن مامان مشکلي ندارم به شرطي که
! تو هم همراهم بياي

12:18.934 --> 12:22.295
وايسا ببينم ، فقط دوتا بليط داري ؟

12:23.817 --> 12:28.217
. حرف نداره
. واقعا خوشحالم ميکنه

12:29.938 --> 12:34.459
. صد در صد ميخوام مامانمو ببينم
. . ميخوام ببينم که زندگيش لبريز از شادي و

12:34.461 --> 12:36.901
. رضايت مندي و خوشحاليه . . .

12:38.302 --> 12:45.783
دلت مالِ اينا تنگ نميشه . . که حس کني
. . ويتامين دي ؛ داره جذب منافذ پوستت ميشه

12:47.865 --> 12:50.625
. آره ، دلم براش تنگ ميشه

12:52.106 --> 12:56.667
ميدوني ، کالج هاي فلوريدا
. نور خورشيدِ بيشتري دارن

12:59.350 --> 13:05.031
فقط ميخوام اينو بگم که اگه به دانشگاه آلاسکا بري
. اونوقت ديگه هرگز نميبينمت

13:08.313 --> 13:11.794
. اونجا ، برنامه هاي علمي فوق العاده اي دارن

13:11.794 --> 13:16.155
منظورت " برنامه هاي ادواردي " هست ؟

13:16.676 --> 13:23.117
اونجوري که اون نيگات ميکنه ؛ به نظر مياد که
! آماده اس به خاطرت خودشه جلوي گلوله بندازه

13:23.118 --> 13:25.038
چيز بديه ؟

13:25.839 --> 13:31.281
. مشتاقانه و سخت به نظر مياد
. وقتي با اوني ، متفاوتي

13:31.282 --> 13:36.203
وقتي تکون ميخوري ؛ اونم مثل
. آهنربا به دنبالت حرکت ميکنه

13:36.203 --> 13:42.364
. . ما فقط -
. عاشق همديگه اين ؛ متوجهم -

13:42.366 --> 13:47.207
فقط ميخوام مطمئن بشم که
. انتخاب درست رو انجام ميدي

13:47.207 --> 13:52.207
چونکه دستِ آخر اين خودت هستي که
. بايد با انتخابهايي که انجام ميدي کنار بياي

13:53.330 --> 13:57.491
. . خيلي خوب ، حرفاي سنگين کافيه

14:03.294 --> 14:06.734
مامان ؟ -
هديه ي فارغ التحصيلي -

14:06.734 --> 14:09.855
. مجبور نبودي پولتو الکي خرج کني -
. نخيرم ، خرج درست بوده ، بازش کن -

14:23.380 --> 14:26.341
اينا همشون تي شرتهاي قديميمون هستن ؟ -
. آهان -

14:27.503 --> 14:32.824
فکر کردم پتوي خوبي ازشون درمياد
. و توي آلاسکا حسابي گرم نگهت ميداره

14:32.824 --> 14:40.106
. اينو ببين و اين يکي رو
. ولي اين يکي ، مورد علاقمه

14:41.347 --> 14:45.668
. سيصد خرچنگ از ايالتِ مِين
. فوق العاده اس

14:45.669 --> 14:48.469
فکر کردم وقتي بزرگتر بشي
. . و بچه دار بشي

14:48.470 --> 14:52.631
شايد دلت بخواد که از بچه هات بخواي که
. به همه ي اون جاها سربزنن

14:52.831 --> 14:58.553
. متشکرم -
. خوشحالم که ازش خوشت اومد -

14:58.554 --> 15:03.635
خواستم وقتي تو آلاسکايي
. يه چيزي ازم داشته باشي که باهاش منو به ياد بياري

15:04.556 --> 15:08.397
. مامان -
بله ؟ -

15:10.119 --> 15:16.840
. دلم برات تنگ ميشه -
. عزيزم ، منم دلم برات تنگ ميشه -

15:32.807 --> 15:35.927
مطمئني اينجا ديديش ؟

15:35.928 --> 15:38.609
. تقريبا اينجاس

15:50.693 --> 15:52.453
. . سمتِ چپت

16:28.187 --> 16:30.666
. وايسا
. تو قلمرو اوناس

16:32.629 --> 16:34.429
. داره فرار ميکنه

16:35.469 --> 16:36.830
. نه ، نميتونه فرار کنه

17:12.563 --> 17:14.363
! اِمِت " ؛ نه "

17:47.056 --> 17:50.456
از اينکه اونجا رفتي پشيموني ؟

17:50.458 --> 17:58.619
نه ، رفتن به اونجا و ديدن مادرم فوق العاده بود
. ولي خداحافظي خيلي سخت بود

17:58.620 --> 18:03.101
. مجبور نيستي ازش براي هميشه خداحافظي کني -
پس به خاطر همين بود که منو با خودت بردي  ؟ -

18:03.103 --> 18:06.623
فکر کردي با بردنم به اونجا
نظرم در مورد تبديل شدن عوض ميشه ؟

18:06.624 --> 18:09.184
. هميشه اميدوارم که نظرت عوض بشه

18:10.345 --> 18:11.705
چي ؟

18:13.147 --> 18:16.547
اگه ازت بخوام تو ماشين بموني ، قبول ميکني ؟

18:22.309 --> 18:23.709
. البته که قبول نميکني

18:36.115 --> 18:40.195
! هي -
چارلي " گفت شهرو ترک کردي " -

18:40.196 --> 18:43.557
آره ، براي ديدنِ مادرم رفتم ، چطور ؟

18:43.557 --> 18:47.197
فقط دارم امتحانت ميکنم تا ببينم
! هنوز انساني يا نه

18:47.199 --> 18:49.559
ببين ، اينجا اومدم که بهت هشدار بدم

18:49.560 --> 18:52.160
اگه يه بار ديگه هم نوعاش به قلمرو ما وارد بشن
. خيلي سربه زير و فروتنانه باهاش برخورد نميکنيم

18:52.160 --> 18:54.961
چي ؟

18:55.962 --> 19:00.042
بهش نگفتي ؟ -
. " کاري بهش نداشته باش " جيکوب -

19:00.564 --> 19:02.644
چي رو بهم نگفتي ؟

19:02.645 --> 19:07.726
. يه سوء تفاهمي بين " اِمِت " و " پاول " پيش اومده بود
. چيزي براي نگراني وجود نداره

19:07.726 --> 19:11.847
گوش بده ببينم ، فکر از شهر بيرون رفتن رو هم
تو به کلّه اش انداختي ؟

19:11.848 --> 19:15.088
. فقط برو پي کارت ؛ همين الان

19:15.649 --> 19:21.891
. حقشه که بدونه
. اون کسيه که " کله قرمز " دنبالشه -

19:21.892 --> 19:26.852
! " ويکتوريا "
. " آينده بينيِ " آليس

19:27.494 --> 19:32.214
. فقط سعي دارم ازت محافظت کنم -
! با دروغ گفتن بهم -

19:34.777 --> 19:36.897
. . درموردش حرف ميزنيم ، ولي

19:37.337 --> 19:41.458
! تو
! چرا جوابِ تلفنمو ندادي ؟

19:44.180 --> 19:47.141
. حرفي براي گفتن نداشتم

19:48.382 --> 19:50.902
. خوب ، من يه عالمه حرف برات دارم
. وايسا ببينم

19:52.863 --> 19:56.344
! " بِلا " -
. ادوارد " ؛ بايد بهم اطمينان کني " -

19:56.345 --> 20:00.866
بهت اطمينان دارم
. ولي ، اين ، اونه که بهش اعتماد ندارم

20:11.630 --> 20:14.871
نيشتو ببند " جيکوب "  ؛
. فقط يه دور ميخوايم بزنيم

20:14.871 --> 20:16.430
. محکم بگير

20:30.078 --> 20:34.678
مطمئني فکر خوبيه ؟ -
. آره -

20:34.678 --> 20:37.359
من دوست دختر يه خون آشامم ، يادته که ؟

20:37.360 --> 20:40.040
! ببينين کي برگشته -
. سلام -

20:40.041 --> 20:44.042
کوئيل " ؛ تو هم ؟ " -
. آره ، بالاخره عضو گروه شدم -

20:44.042 --> 20:45.201
. خوشحالم که اينجايي بِلا

20:45.202 --> 20:47.723
. شايد تو بتوني عقده ي روحي " جيکوب " رو باز کني

20:47.723 --> 20:50.684
بلا " زنگ نزد " -
چرا زنگ نزد ؟ -

20:50.686 --> 20:54.566
. شايد من بايد به " بلا " زنگ بزنم -
! شايد بايد به " بلا " زنگ بزنم و گوشيو قطع کنم -

20:55.047 --> 20:57.006
. . خيلي خوب ؛ الان ديگه ميتوني خفه شي

20:59.808 --> 21:04.089
بلا " ؛ اين " ليا کلرواتر " هست "
. " دختر " هري

21:04.090 --> 21:07.370
. سلام
. واقعا بابت پدرت متاسفم

21:07.371 --> 21:11.212
اگه اومدي اينجا يه مقدار بيشتر " جيکوب " رو عذاب بدي
. لطفا همين الان راهتو بگير و از اينجا برو

21:13.213 --> 21:15.293
بامزه اس ، مگه نه ؟

21:16.014 --> 21:19.014
. بلا " ؛ سلام " -
. سلام -

21:19.015 --> 21:23.256
. خوشحالم که دوباره ميبينمت -
. و منم بهمچنين  -

21:23.577 --> 21:26.057
سَم " ما که مشکلي نداريم ؟ " -
. مشکلي نداريم -

21:26.058 --> 21:28.938
. به اين زودي ها وارد قلمرو ما نميشه

21:39.383 --> 21:42.223
ليا " از کِي به گروه ملحق شده ؟ "

21:42.224 --> 21:46.785
. حدوداي وقتي که پدرش از دنيا رفت
. برادرش " سث " هم به گروه ملحق شده

21:46.786 --> 21:50.786
هنوز  15 سالش هم نشده بود
. اون ، بين ما از همه جوون تره

21:50.787 --> 21:55.388
سم " تو خونه نگهش ميداره تا درس بخونه "
. ولي سر و گوشش ميجنبه و شيطنت ميکنه

21:55.389 --> 21:58.069
کاشکي " ليا " تو خونه ميموند و
. بيرون نميرفت

21:58.070 --> 22:00.270
. اينقدر غيرتي بازي در نيار

22:00.270 --> 22:06.471
به دختر بودنش ربطي نداره ؛
. يه مثلثِ عاشقانه اس

22:06.472 --> 22:11.553
همگي بايد با گذشته دردناک " ليا " و " سم " و " اميلي
. کنار بيايم و به زندگي ادامه بديم

22:11.555 --> 22:13.836
همون موضوع " تلپاتي بين گرگ ها " ، يادته که ؟

22:13.836 --> 22:16.476
سَم " ؛ " ليا " رو به خاطر " اميلي " ترک کرد ؟ "

22:16.476 --> 22:21.597
. نه ، اونطوري نبود
. سم " بابت اينکه قلب " ليا " روشکسته ازخودش متنفر بود

22:21.599 --> 22:24.879
. ولي " اميلي " نيمه ي گم شده اش بود

22:24.880 --> 22:29.201
آره خوب ، فکر کنم بعضي وقتا
. يه جورايي انتخاب ميشي

22:29.801 --> 22:35.522
اين يه جور علاقه داشتن نيست " بلا " ؛
. اميلي " براي " سم " نشانه گذاري شده بود "

22:35.764 --> 22:37.644
ببخشيد ، من ميدونم اين چه معني ميده ؟

22:47.208 --> 22:51.009
نشانه گذاري روي يکي ؛
. . شبيه اين هست که

22:52.289 --> 22:57.890
وقتي ببينيش . . .
. با يه نگاه همه چيز عوض ميشه

22:58.892 --> 23:03.773
يه دفعه اي ؛ اين ديگه نيروي جاذبه نيست
. که تو رو روي زمين نگه ميداره

23:03.774 --> 23:08.975
اين ؛ اون زنه که نگهت داشته
. ديگه هيچي اهميت نداره

23:08.977 --> 23:15.338
هرکاري انجام ميدي
به هرچيزي که بخواد تبديل ميشي

23:17.460 --> 23:20.580
. . اينگار به نظر مياد که اين حسو ميشناسي

23:23.622 --> 23:28.983
ببينم ؛ تو . . . ؛
روي کسي نشانه گذاري شدي ؟

23:34.066 --> 23:36.826
. . ميدوني ، اگه نشانه گذاري شده بودم

23:39.787 --> 23:43.508
فعلا ، فقط به طور مستقيم با
. افکار " سم " در ارتباط هستم

23:44.630 --> 23:49.750
پس ، فعلا ، هنوز خودِ خودتي ؟

23:50.832 --> 23:54.592
تو هنوز خودِ خودتي ؟ -
. آره -

24:00.635 --> 24:05.115
. تا موقع فارغ التحصيلي -
فارغ التحصيلي ؟ -

24:06.838 --> 24:11.799
. ميدونستي که اين اتفاق ميفته -
! نه در عرض يک ماه -

24:12.079 --> 24:17.600
. . نه قبل از اينکه تو
. . حتي چند وقت زندگي عادي داشته باشي

24:17.602 --> 24:21.843
. . يا قبل از اينکه بتونم . .

24:23.163 --> 24:28.404
براي يک ثانيه
. . فقط يک ثانيه فکر کردم که

24:28.406 --> 24:32.687
ولي اين يارو . . . ؛
. قلابهاش خيلي عميق به تنت فرو رفتن

24:32.687 --> 24:34.567
. من اين تصميم رو گرفتم ، نه اون

24:34.568 --> 24:37.609
! بلا " ؛ اونا حتي زنده نيستن "

24:37.610 --> 24:46.492
. حالمو بهم ميزنه
. بهتره واقعا مُرده باشي تا يکي از اونا بشي

24:58.337 --> 25:00.497
. باورم نميشه همچين حرفي زدي

25:04.299 --> 25:06.980
حق با " ادوارد " بود ؛
. نبايد اينجا ميومدم

25:06.980 --> 25:13.501
. بلا " ؛ برگرد ؛ خواهش ميکنم "
. معذرت ميخوام

26:23.689 --> 26:28.809
! ادوارد " بايد لااقل به وقتاي غذا خوردن احترام بذاره "

26:28.810 --> 26:33.572
. با " جيکوب " بودم -
. خوب -

26:40.894 --> 26:43.654
. پس ؛ يه مدت تنهات ميذارم

26:44.817 --> 26:47.297
. سلام -
ميفهمي چقدر نگرانت بودم ؟ -

26:47.298 --> 26:51.898
. هيچ خطري تهديدم نميکرد -
. . تقريبا عهدنامه رو شکستم تا مطمئن بشم -

26:51.898 --> 26:56.859
. ميدونم ، بوي سگ ميدم -
. يه چيزي شده -

27:02.062 --> 27:06.303
ادوارد " چي شده ؟ " -
. يکي اينجا بوده -

27:11.185 --> 27:14.546
کيه ؟
يکيه که ما ميشناسيمش ؟

27:14.547 --> 27:17.707
. يه غريبه
. نميتونم بوشو تشخيص بدم

27:17.709 --> 27:19.349
. يه " خونه بدوش " وارد شده

27:19.349 --> 27:22.029
اگه يه خونه بدوش آواره بود که
. پدر " بلا " رو زنده نميذاشت

27:22.030 --> 27:26.672
بوي اون غريبه تو  5 کيلومتري جنوبِ خونه ي
. بلا " از بين ميره "

27:26.673 --> 27:30.353
. يکي پشتِ اين قضيه اس -
ويکتوريا " ؟ " -

27:30.634 --> 27:32.593
. بهش نميبينم که همچين تصميمي بگيره

27:32.594 --> 27:36.995
. بايد " ولتري ها " باشن -
. فکر نکنم " ولتري ها " هم باشن -

27:36.995 --> 27:39.075
بعداز آخرين ملاقاتمون
. تعقيبشون کردم

27:39.077 --> 27:43.198
.پس به گشتن ادامه ميديم -
. همچنين بايد به نوبت از خونه محافظت کنيم -

27:43.198 --> 27:47.319
ببينم ، جزئيات حفاظتي بيشتري براي گفتن نبود ؟ -
! " رُز " -

27:47.319 --> 27:53.480
حق با اونه ، شماها نميتونين همزمان از من و پدرم
محافظت کنين و به دنبال مزاحمي که سرزده وارد شده هم باشين

27:53.482 --> 27:57.203
. دنبال " ويکتوريا " بگرد -
. و غذا هم بخور -

27:57.203 --> 28:01.804
. اجازه نميدم بي دفاع بموني -
. منم اجازه نميدم از گرسنگي بميري -

28:01.806 --> 28:06.086
. . من همچينا هم بي محافظ نيستم ، من -
چي ؟ -

28:15.130 --> 28:18.131
هرکي که بوده
. يه بوي گند قوي از خودش به جا گذاشته

28:18.131 --> 28:20.811
پيداکردنش سخت تر ميشه مگر اينکه
. يکي دوباره به تورش بخوره

28:20.812 --> 28:24.573
. از اينجا به بعدش با ما -
. . نيازي نيست ترتيب چيزي رو برام بدين -

28:24.574 --> 28:27.774
. يا کسي رو . . -
. برام مهم نيست که تو به چي احتياج داري -

28:27.774 --> 28:30.774
. کارمون اينجا تمومه -
. نخير ، کارِ تو اينجا تمومه -

28:30.775 --> 28:37.257
. بسه ديگه ، خسته شدم از اين وضعيت
! از حالا به بعد من ديگه بي طرفم ، باشه ؟

28:37.258 --> 28:42.539
. ادوارد " از اين فکر متنفر بود "
. . ولي موضوع ديگه ربطي به رقابت نداشت

28:42.540 --> 28:46.420
ديگه موضوع حفظ امنيت من بود . .
. " و همچنين " چارلي

28:46.421 --> 28:54.183
در روزهاي بعد کاري کردم که
. حداقل  سعي کنن در کنار همديگه کار کنن

28:55.784 --> 29:00.385
گرگها پوشش ميدادن تا " کالن ها " ؛
. بتونن شکار کنن

29:01.387 --> 29:05.508
. اتحاد چندان ساده اي نبود

29:20.594 --> 29:22.755
يه لباس نداشت تنش کنه ؟

29:27.076 --> 29:30.957
. اينجا خطري تهديدم نميکنه ؛ بايد بري -
. خيلي طولش نميدم -

29:30.958 --> 29:34.679
. عجله نکن ، بايد شکار کني

29:50.445 --> 29:52.885
. شايد بايد يه کم عجله کني

29:57.848 --> 29:59.888
. سلام ؛ خوشگله -
. سلام -

30:10.532 --> 30:12.413
امروز ميخواي چيکار کني ؟

30:12.414 --> 30:17.095
. موتور سواري ، پياده روي ، تو خونه موندن
يا اينکه ، امشب با همديگه ميريم مهموني ؟

30:20.777 --> 30:25.978
مطمئني ايرادي نداره ؟
. نميخوام بي دعوت به مهموني يکي ديگه برم

30:25.978 --> 30:29.778
از لحاظ فني تو بي دعوت داري وارد
. گردهمايي مشاورها ميشي

30:29.780 --> 30:35.221
ببين ، سردسته هاي مشاورين؛
پدرم ، کروس گرنپان و سوکلرواتر

30:35.221 --> 30:37.421
وقتي اون بميره ؛ ارثيه اش
. به اون ميرسه

30:37.422 --> 30:41.463
. من نبايد اينجا باشم -
. مشکلي برات پيش نمياد ؛ بهش فکر کردم -

30:41.464 --> 30:46.985
فکر کردن که برات خوبه که
. يه مقدار از تاريخ رو بدوني

30:46.986 --> 30:53.067
تاريخچه ي قبيله شما ؟
مگه جزو اسرار نيست ؟

30:53.068 --> 30:56.589
. هر کدوم از ما يه نقشي داريم
. تو الان ديگه قسمتي از ما هستي

30:57.350 --> 31:00.791
سث " ؛ " ليا " و " کوئيل " هم بار اولشونه "
. که اينجا اومدن

31:00.791 --> 31:02.912
ولي تو اولين غريبه اي که به اينجا اومده
. در تمام طول تاريخ ؛ اولين

31:05.993 --> 31:11.274
اگه از اول بهم ميگفتي ؛
. شايد بهتر از اين لباس ميپوشيدم

31:14.677 --> 31:16.597
. ديگه تقريبا وقتش رسيده بود که شما اومدين

31:16.597 --> 31:19.798
پاول " دخل همه غذاها رو آورده ولي "
. من يه مقدار همبرگر براتون کنار گذاشتم

31:19.799 --> 31:23.679
. ممنون داداش
." بلا " ؛ اين " سث کلرواتره " ؛ برادر " ليا "

31:24.881 --> 31:26.801
. جديدترين عضو گروه

31:26.802 --> 31:30.522
جديدترين ، بهترين و آينده دارترين -
! و البته آهسته ترين -

31:33.243 --> 31:35.283
. بياين ، مراسم ديگه داره شروع ميشه

31:37.606 --> 31:41.806
کوئيليت ها " از ابتدا يک قبيله ي کوچک بودن "

31:41.806 --> 31:46.487
. ولي هميشه جادو توي خونِمون بود

31:46.488 --> 31:50.769
. ما جنگجويانِ روحاني فوق العاده اي بوديم
. تغيير شکل ميداديم

31:50.770 --> 31:55.451
. خودمونو به گرگهاي خيلي قوي تبديل ميکرديم

31:55.452 --> 32:02.813
اين کار باعث ميشه تا دشمنانمون رو بترسونيم و
. از قبيله ي خودمون محافظت کنيم

32:03.214 --> 32:09.375
روزي ؛ جنگجويانِ ما ؛
. با مخلوقي روبرو شدن

32:09.376 --> 32:17.058
شبيه انسان بود ؛ ولي به سختي سنگ
. و به سرمايِ يخ بود

32:36.587 --> 32:45.189
دندانهاي جنگجويانِ ما بالاخره اونو پاره کردن
. ولي فقط آتش بود که ميتونست اونو کاملا نابود کنه

32:45.190 --> 32:50.271
اونها ، با اين ترس که اون مرد
. تنها نبوده زندگي کردن

32:50.272 --> 32:52.512
. و ، حق با اونها بود

32:55.955 --> 32:59.155
. اون " ؛ از دهکده ي ما انتقام گرفت "

33:01.676 --> 33:05.837
بزرگ قبيله " تاها آکي " ؛ تنها جنگجوي روحاني
. باقي مانده بود که تونست قبيله رو نجات بده

33:05.838 --> 33:08.678
. بعداز اينکه پسرش به دست اون زن به قتل رسيد

33:21.364 --> 33:25.765
همسر سوم " تاها آکي " ديد که
. شوهرش داره نبرد رو واگذار ميکنه

33:26.245 --> 33:33.967
همسر سوم ، موجود جادويي نبود ؛
. . هيچ نيروي خاصي نداشت ، بجز يک نيرو

33:34.448 --> 33:35.968
. " شجاعت "

33:47.533 --> 33:51.014
همسر سوم ، خودشو قرباني کرد تا
. حواس " زن يخي " رو پرت کنه

33:51.015 --> 33:53.455
اينقدر که " تاها آکي " ؛
. اون زن رو نابود کنه

33:54.896 --> 33:57.376
. اون زن ، قبيله رو نجات داد

33:57.377 --> 34:06.819
درطول تاريخ دشمنان ما يک به يک نابود شدن
. " بجز يک نوعشان ؛ " سَردها

34:09.461 --> 34:16.302
وقتي اونها نزديکمون هستن جادوي ما فعال ميشه
. همونطوري که الان فعاله ، تهديد رو توي خونِمون حس ميکنيم

34:17.784 --> 34:26.586
يه چيز وحشتناک داره به سمتمون مياد ؛
. و بايد براش آماده باشيم ؛ همگي بايد آماده باشيم

34:53.998 --> 34:56.077
باهام چيکار کردي ؟

35:00.080 --> 35:03.921
. . من خيلي -
! آره ، ميدونم -

35:05.523 --> 35:07.882
. يکي رو برات پيدا ميکنيم تا خونِشو بنوشي

35:15.606 --> 35:18.927
. سعي کن خودتو به کُشتن ندي
ميتوني ؟

35:21.648 --> 35:23.848
. بايد تعدادمونو زياد کنيم

35:25.370 --> 35:31.091
شهر " سياتل " در رعب و وحشت به سر ميبره ؛ پليس نگرانِ
. افزايش تعداد قتل و ناپديدشدنِ افراده

35:31.091 --> 35:35.652
تئوري هايي که تابحال مطرح شدن از گروه جديد جاه طلب
. تا قاتل سريالي بسيار وحشي و فعال ادامه پيدا کردن

35:35.654 --> 35:40.415
. وضع داره بدتر ميشه
. بايد يه کاري بکنيم

35:40.415 --> 35:44.616
براي به وجود آوردن همچين خسارت و ضرري که اونا ميگن
. به بيشتر از يک نفر از همنوعان ما احتياجه

35:44.617 --> 35:48.497
. خيلي بيشتر از يکي
. اونايي که نظم ندارن ، شکاکن

35:48.498 --> 35:51.218
. کار " تازه متولدها " هست

35:51.459 --> 35:53.459
يعني يه چيزي مثل خون آشامهاي جوان ؟

35:53.460 --> 35:59.741
. اولين ماههاي بعداز تبديل شدن -
. اونوقته که کنترلمون خيلي سخته -

35:59.742 --> 36:05.984
. خيلي بي رحميم و هميشه به دنبال خون خوردن -
. يه چيزيه که بايد منتظرش باشي  -

36:06.425 --> 36:10.465
. کسي اين تازه متولدها رو آموزش نميده
. ولي اين وضعيت الان ،تصادفي نيست -

36:10.466 --> 36:15.587
. يکي داره ارتش درست ميکنه -
. حالا ديگه بدون شک به " سياتل " ميريم -

36:15.588 --> 36:20.068
يه ارتش از خون آشامها ؟ -
اونا براي جنگيدن با يکي آفريده شدن -

36:20.070 --> 36:21.951
. ولي اونا فقط نزديک " سياتل " جمع ميشن

36:21.951 --> 36:26.592
اگه ما جلوشونو نگيريم
. ولتري ها " متوقفشون ميکنن "

36:26.592 --> 36:28.672
از اين متعجبم که چرا اجازه دادن
. اونها تا اينجاها جلو برن

36:28.673 --> 36:31.152
. شايد اونا خودشون پشت اين قضيه باشن

36:31.154 --> 36:35.755
توي " ايتاليا " ؛ فکر " آرو " رو خوندم
. ميخواست من و " آليس " بهشون ملحق بشيم

36:35.756 --> 36:39.316
ميدونست که تا وقتي خونواده ي ما زنده هستن
. محاله اونها رو انتخاب کنيم

36:39.317 --> 36:44.118
. يه ارتش ميتونه اين مشکلو براشون حل کنه

36:50.360 --> 36:56.001
شام خوردي ؟

36:56.003 --> 36:58.564
. نه ، هنوز نخوردم

37:01.245 --> 37:06.807
رايلي بييرز " ؛ يک سال پيش ناپديد شده "

37:06.808 --> 37:12.169
از اونوقت تا حالا ، پدر و مادر بيچاره اش
. دارن اين  اعلاميه ها رو توي سياتل پخش ميکنن

37:12.169 --> 37:15.369
. شايد ديگه وقتشه که تسليم بشن

37:16.731 --> 37:23.133
اگه تو بودي ، من هرگز تسليم نميشدم
. هرگز

37:29.696 --> 37:35.697
. بايد يه چيزي براي گفتن به اوناي ديگه پيدا کنم
اينکه چرا ديگه کريسمسها نميبينمشون

37:36.098 --> 37:42.340
چرا ديگه ديدنشون نميرم
! و اينکه چرا ديگه هرگز منو نميبينن

37:42.341 --> 37:48.862
بعد از گذشت دو دهه ؛
. واقعا فکر ميکنن که مُردي

37:55.305 --> 37:59.105
مشکلت حل شد ؟ -
چرا اينقدر برضد اين هستي که مثل تو بشم ؟ -

37:59.106 --> 38:03.107
. بهت گفتم

38:03.108 --> 38:08.430
باهام روراست باش ؛
چيزاي بيشتري هست که بهم نگفتي ؟

38:08.430 --> 38:13.830
من عواقب اين انتخاب رو ميدونم

38:17.874 --> 38:24.955
. باهاشون زندگي کردم
. اجازه نميدم تو ازشون زجر بکِشي

38:25.357 --> 38:31.758
تو باور داري که من روح دارم
. ولي من هيچ روحي ندارم

38:32.479 --> 38:38.561
ولي ، به خطر انداختن روح  تو ؛
. . فقط به خاطر اينکه هيچوقت از دستت ندم

38:39.562 --> 38:46.803
اون ، زجرآورترين کاري ميشه که . .
. تا حالا انجام دادم

38:46.805 --> 38:52.366
فکر ميکردم از اين ميترسي که
. من خيلي عوض بشم

38:52.366 --> 38:58.848
که بدنم ديگه گرم نباشه و
. اين بويي که الان ميدم رو ديگه ندم

39:07.532 --> 39:10.932
. تو ؛ هميشه بِلايِ خودمي

39:30.820 --> 39:33.901
. همون بِلاي خودم ، فقط يه کم قوي تر

39:44.506 --> 39:46.667
. اينجا قشنگه

39:51.989 --> 39:57.710
.  آليس " ميخواد يه مهموني فارغ التحصيلي حسابي راه بندازه "
! که البته تو هم دعوتي

40:01.952 --> 40:04.552
. آره ، خودم فهميده بودم

40:12.316 --> 40:13.516
چيه ؟

40:15.797 --> 40:18.358
. ميخواستم يه طور ديگه انجامش بدم

40:18.359 --> 40:23.759
. به يه روش نرم تر ، ولي هيچي وقت ندارم

40:24.681 --> 40:29.921
براي چي ؟ -
. " بايد واقعيتو بشنوي " بِلا -

40:29.923 --> 40:34.004
. تمام انتخابهايي که داريو بفهمي

40:34.005 --> 40:40.966
و بايد اينو بدوني که
. من عاشقتم

40:40.967 --> 40:46.208
و ازت ميخوام که به جاي اون ؛
! منو انتخاب کني

40:46.209 --> 40:52.490
فکر کردم خودت متوجه شدي ؛
. من همچين حسي در مورد تو ندارم

40:52.492 --> 40:56.932
باورم نميشه -
چرا حرفمو باور نميکني ؟ -

40:56.932 --> 40:59.533
. اون ، حسيه که دارم

40:59.534 --> 41:02.134
تو يه حس ديگه اي بهم داري
. فقط بهش اعتراف نميکني

41:04.256 --> 41:09.017
پس ، من تسليم نميشم
! برات ميجنگم

41:11.778 --> 41:15.178
. تا زماني که قلبِت ميزنه برات ميجنگم

41:15.179 --> 41:18.980
. فکر نکنم مدت زيادي مجبور به جنگيدن باشي -
داري عجولانه تصميم ميگيري چونکه ميترسي نظرت عوض بشه -

41:18.981 --> 41:24.822
. نه ؛ عجله نميکنم
. خودم ميدونم چي ميخوام

41:25.222 --> 41:32.024
تو مجبور نيستي به خاطر من به چيز ديگه اي تبديل بشي
. يا اينکه با هرکي ميشناسي خداحافظي کني

41:32.225 --> 41:35.625
. من ميتونم بيشتر از اون خوشبختت کنم

41:35.626 --> 41:41.147
اون نميتونه حتي بدون اينکه بهت صدمه بزنه
! ببوستِت

41:41.630 --> 41:49.992
حس ميکني ؟
. گوشت ؛ خون و گرما

42:12.841 --> 42:15.841
. . يه بار ديگه بهش دست بزني -
. ادوارد " ؛ اينکارو نکن " -

42:15.842 --> 42:20.803
. اون مطمئن نيست چي ميخواد -
بذار يه سرنخ بهت بدم ، وايسا تا بهت بگه -

42:20.803 --> 42:26.204
. باشه ، بالاخره تصميم درستو ميگيره -
جيکوب "  فقط برو ؛ باشه ؟ " -

42:26.206 --> 42:29.527
. آروم باشين پسرا ، آروم
. خونسرد باشين

42:33.489 --> 42:35.369
چي شده ؟

42:38.890 --> 42:40.730
. من " بِلا " رو بوسيدم

42:44.292 --> 42:50.413
اون دستش صدمه ديد و
. با مُشت توي صورتم کوبيد

42:51.455 --> 42:54.255
. يه سوء تفاهم کامل

42:55.696 --> 43:00.737
يه ضرب ديدگي جزئيه
. خيلي زود خوب ميشه

43:00.939 --> 43:05.099
داشتي سعي ميکردي روي دستهات راه بري " بِلا " ؟

43:05.100 --> 43:06.701
! با مُشت تو صورتِ يه گرگينه کوبيدم

43:06.701 --> 43:11.382
! اي بچه پُر رو
! تازه متولد خشن و سفتي از کار درمياي

43:11.383 --> 43:14.623
. اينقدر سرسخت و قوي که تو رو شکست بدم

43:19.506 --> 43:24.428
. نگرانش نباش

43:24.428 --> 43:27.668
سرنخي چيزي بدست آوردين ؟ -
. هيچ نشونه اي از مزاحم بدست نيومده -

43:27.668 --> 43:32.109
ولي " ويکتوريا " اين قدرت رو داره که
. همه ي نشونه ها رو از بين ببره

43:37.993 --> 43:43.354
برو واسه يکي ديگه در مورد لذات تبديل شدن
. به يه " تازه متولد " سخنراني کن

43:45.195 --> 43:55.238
روزالي " نميدونم چيکار کردم که "
باعث شدم تو اينقدر ازم متنفر باشي ؟

43:57.080 --> 43:58.879
. ازت متنفر نيستم

44:01.441 --> 44:04.762
. .  البته مشخصا ازت خوشم نمياد ، ولي

44:08.684 --> 44:11.444
. بِلا " ؛ من بهت غبطه ميخورم "

44:12.165 --> 44:15.645
چي ؟
. مسخره است

44:15.647 --> 44:17.047
. نه ، مسخره نيست

44:19.047 --> 44:23.248
. تو حق انتخاب داري
. من نداشتم

44:23.249 --> 44:27.569
هيچکدوممون نداشتيم ولي تو حق انتخاب داري
. و داري اشتباه انتخاب ميکني

44:28.011 --> 44:31.892
اهميت نميدم زندگي شما آدمي زادها
. چقدر بدبختي و نکبته

44:31.893 --> 44:34.573
. زندگي من بدبختي و نکبت نيست

44:37.654 --> 44:41.294
. زندگي من کامل نيست
. ولي خوب ، زندگي هيچکي بدون نقص نيست

44:41.296 --> 44:43.417
. زندگي من کامل بود

44:43.616 --> 44:47.017
. کاملا کامل و بدون هيچ عيب و نقصي

44:47.218 --> 44:51.939
همه چيزي که ميخواستم و هنوزم ميخوام اين بود
. . که يه شوهر مهربون داشته باشم که

44:51.940 --> 44:56.621
. وقتي برميگرده خونه ببوستم . . .
. ميخواستم خونواده ي خودمو داشته باشم

44:57.382 --> 45:01.862
رويس کين " بهترين و ارجح ترين مَردِ مجرد "
. توي شهر بود

45:01.864 --> 45:04.865
. به سختي ميشناختمش

45:07.546 --> 45:12.547
. ولي من جوون بودم
. عاشق فکر عاشق شدن بودم

45:13.828 --> 45:17.349
در آخرين شب زندگيم ؛
. ديروقت بود که از خونه ي دوستم زدم بيرون

45:17.350 --> 45:20.230
. خيلي از خونه دور نبود

45:20.470 --> 45:24.071
. رُز " ؛ بيا اينجا "

45:26.153 --> 45:28.554
. بيا اينجا
. منتظرت بودم

45:31.634 --> 45:38.796
. ايناهاشش -
. رويس  " ؛ تو مَستي " -

45:39.077 --> 45:42.718
دوست داشتني نيست " جان " ؟
. بهت گفته بودم که خواستنيه

45:42.719 --> 45:45.799
با توجه به اين همه لباسي که پوشيده
! گفتنش سخته

45:45.799 --> 45:50.160
! چطوره يه چندتا از لباسهاتو دربياريم

45:54.243 --> 45:58.123
فردا که به هوش بودي
. ميبينمت

45:59.206 --> 46:01.646
کجا سرتو انداختي پايين داري ميري ؟

46:09.409 --> 46:13.050
اونا در حالي که فکر ميکردن من مُردم
. منو گوشه ي خيابون انداختن

46:13.051 --> 46:16.492
. باور کن که ميخواستم مُرده باشم

46:16.492 --> 46:20.452
کارلايل " از روي بوي خونم پيدام کرد "
. فکر ميکرد داره بهم کمک ميکنه

46:20.454 --> 46:22.494
. متاسفم

46:24.535 --> 46:30.656
. از تک تکشون انتقاممو گرفتم

46:30.656 --> 46:35.057
رويس " رو گذاشتم نفر آخر "
. تا بدونه که دارم سراغش ميرم

46:51.664 --> 46:56.225
. اونموقع ها آدم دراماتيکي بودم

47:03.188 --> 47:06.868
. وقتي " اِمِت " رو پيدا کردم همه چيز برام بهتر شد

47:08.431 --> 47:19.795
. ولي هميشه همينطور باقي ميمونيم
. يخ زده ؛ بدون هيچ حرکتي به جلو

47:20.235 --> 47:24.835
. اين چيزيه که بيشتر از همه دلم براش تنگ شده
. امکانات

47:25.077 --> 47:30.597
. اين که يه جايي روي تالار جلوي خونه بشينم
. در حاليکه " اِمت " با موهاي خاکستري کنارم باشه

47:30.599 --> 47:37.081
. درحاليکه نوه هامون دور و برمون هستن
. لبخند بر لبهاشون

47:38.161 --> 47:40.761
. درک ميکنم
. اون چيزيه که تو ميخواي

47:48.005 --> 47:54.486
هيچي توي دنيا نيست که
. به اندازه ي " ادوارد " بخوامش

47:55.888 --> 47:58.528
. دوباره اشتباه کردي

47:59.729 --> 48:03.850
بعد از اينکه به خون آشام تبديل شدي
. فقط يه چيز هست که بيشتر از هرچيزي ميخواي

48:03.851 --> 48:07.651
. چيزي که به خاطرش آدم ميکُشي

48:08.332 --> 48:10.213
. " خون "

48:15.416 --> 48:19.496
چي در مورد اينکه خيلي تابلو کار نکنين گفتم ؟

48:31.301 --> 48:40.704
. يه چيزي داره مياد
. يه چيزي که از تک تک ما بزرگتره

48:40.705 --> 48:49.266
و اگه نميتونين خودتونو کنترل کنين
. همگي خواهيم مُرد

48:54.550 --> 49:02.512
هرچي شده ، ديگه کاريش نميشه کرد
. فقط گندکاريهاتونو تميز کنين

49:10.516 --> 49:13.637
همين الانشم يه عالمه توجه
. رو به خودشون جلب کردن

49:13.638 --> 49:20.519
حالا بايد چيکار کنيم ، شايد براي بعضي اين سئوال
. مطرح بشه که شايد " ولتري ها " توي اين ماجرا دست دارن

49:20.519 --> 49:22.199
. هيچ کاري انجام ندين

49:25.282 --> 49:29.403
شايد بايد دراينمورد با " ارو " مشورت کنيم

49:34.886 --> 49:40.567
. تصميم " ارو " اينه که تماشا کنيم
. ما بايد در اينمورد تصميم بگيريم

49:43.128 --> 49:46.969
. پس ، تصميمتو بگير خواهر ، وقتشه

49:48.370 --> 49:50.411
. آره ؛ وقتشه

49:55.092 --> 49:59.133
يا بايد بهشون اجازه بديم تا
. . کاري که براش آفريده شدن رو انجام بدن

49:59.134 --> 50:01.334
. يا اينکه کارشونو تموم کنيم . . .

50:01.695 --> 50:04.335
. تصميم ؛ تصميم

50:13.939 --> 50:18.540
وقتي 5 ساله بوديم ، ازمون ميپرسيدن که
وقتي بزرگ شديم ، ميخوايم چيکاره بشيم ؟

50:18.542 --> 50:26.063
جواب هاي ما يه چيزهايي تو مايه هاي فضانورد
. رئيس جمهور يا درمورد خود من پرنسس بودن

50:26.064 --> 50:29.664
دَه ساله که بوديم ، دوباره همون سئوالو ازمون ميپرسيدن
. . و جواب هاي  ما

50:29.665 --> 50:34.506
ستاره ي موسيقي راک ، کابوي يا درمورد خود من
. برنده ي مدال طلا بودن

50:34.507 --> 50:38.788
ولي حالا که ديگه بزرگ شديم
. ازمون جواب جدي ميخوان

50:38.788 --> 50:43.829
خوب ، اين جواب چطوره ؟
کي ميدونه  ؟

50:47.432 --> 50:52.513
الان موقع گرفتن تصميمات سخت و سريع نيست
. الان موقع اشتباه کردنه

50:52.514 --> 50:59.635
مسيرِ اشتباهي رو رفتن ، گيرکردن تويِ يه جايي ؛
عاشق شدن ، اونم خيلي زياد

50:59.636 --> 51:03.797
فلسفه خوندن ، چونکه با فلسفه خوندن
اصلا هيچ شغلي ازش درنمياد

51:03.838 --> 51:08.559
نظرتون رو عوض کنيد و بازم عوضش کنيد
چون هيچ چيزي براي هميشه دائمي و موندگار نيست

51:08.560 --> 51:13.281
پس ، تا جايي که ميتونين خطا کنين
... بعد اگه يه روزي ازمون پرسيدن ميخوايم چيکاره باشيم

51:13.282 --> 51:19.963
نيازي نداريم که حدس بزنيم ، چون
خودمون اونو ميدونيم

51:47.374 --> 51:48.934
اومدي

51:50.056 --> 51:54.496
نظرت راجبه سخنرانيم چيه ؟
خيلي طولاني بود ؟ اصلا ازش خوشت نيومد !؟

51:54.497 --> 51:59.498
نه ، خيلي عالي بود -
آره ، چون يه پيامِ خيلي مهمي رو درخودش داشت -

52:26.469 --> 52:30.830
اينجا چيکار ميکني ؟ -
خودت دعوتم کردي ، يادته ؟ -

52:30.830 --> 52:35.752
مشتي که با دست راست تو صورتت کوبيدم بست نبود ؟
. با اون مشت بهت نشون دادم که ديگه دعوت نيستي

52:35.753 --> 52:45.035
بلا ، متاسفم
خودت ميدوني ، بابتِ بوسه ، دستت

52:45.035 --> 52:49.476
بايد اون حيوونِ درونمو بابت همه چيز سرزنش ميکردم
. ولي ، واقعا همه چيز تقصير خود خرم بود

52:49.478 --> 52:54.558
. واقعا متاسفم
. يه چيزي برات آوردم

52:54.558 --> 52:58.719
هديه فارغ التحصيلي

52:58.721 --> 53:05.042
خودم درستش کردم -
واو ، تو اينو درست کردي ؟ -

53:05.043 --> 53:07.564
خيلي خوبه ، ممنونم

53:23.010 --> 53:24.450
الان برميگردم

53:26.731 --> 53:30.531
اليس ، چي ديدي ؟ -
تصميم گرفته شد -

53:30.532 --> 53:33.692
چي شده ؟ -
قرار نيست بري سياتل ؟ -

53:33.694 --> 53:37.415
نه ، اونا قراره بيان اينجا

53:38.135 --> 53:42.055
تا چهار روزه ديگه اينجان -
حتما يه حمامِ خون راه ميفته -

53:42.057 --> 53:46.058
کي پشتِ اين قضيه اس ؟ -
کَسِ خاسي نبود که بشناسمش -

53:46.058 --> 53:49.858
شايد يکي بود -
قيافه شو ميشناسم -

53:53.262 --> 53:54.862
اون محليِ ، اسمش " رايلي بيرِز " هست
اما اون اين ماجرارو شروع نکرده

53:54.862 --> 53:56.782
هرکي پشتِ اين قضيه اس
خودتو از همه چي کِشيده عقب

53:56.783 --> 53:59.023
هرکي هست داره با نقطه کوري که تو
آينده بيني هات داري ، بازي ميکنه

53:59.023 --> 54:02.583
بعلاوه ، ارتش اونا داره مياد و ما هم ؛
به اندازه کافي نيرو براي دفاع از شهر نداريم

54:02.584 --> 54:07.385
وايسا ببينم ، کدوم ارتشِ لعنتي رو داري ميگي ؟ -
ارتش تازه متولدها ، همنوع هاي ما -

54:07.387 --> 54:11.067
دنبالِ چي هستن ؟ -
دنبالِ بويِ بلا هستن -

54:11.068 --> 54:14.348
بويي که از لباسِ قرمزش حس کردن

54:14.349 --> 54:20.230
اونوقت اين لعنتي يعني چي ؟ -
يعني يه جنگ بيرحمانه ، که توش آدمايِ زيادي کُشته ميشن -

54:23.912 --> 54:30.233
خيلي خب ، ما هم با شماييم -
نه ، امکان نداره ، ممکنه بميري -

54:30.235 --> 54:34.796
من که از تو اجازه نخواستم -
" ادوارد  " -

54:37.598 --> 54:41.118
اين به معني محافظتِ بيشتري از توئه

54:41.119 --> 54:44.960
جيکوب ، مطمئني که " سَم " هم
با اين موضوع موافقه و درک ميکنه ؟

54:44.960 --> 54:50.161
تا زماني که فرصت کُشتن
يه چندتايي خون آشام رو داريم

54:50.363 --> 54:54.163
جاسپر ؟ -
هرتعداد که باشن -

54:54.524 --> 54:57.485
تازه متولدها هيچوقت اصلا نميفهمن که
وجود داشتن

54:57.485 --> 55:00.405
بهتون تعليم ميديم -
"بايد بريم به " کورنِلا -

55:01.486 --> 55:04.086
نه ، اونا ممکنه آسيب ببينن -
ما همه مون به تمرين نياز داريم -

55:04.087 --> 55:07.008
جنگ با تازه متولدها نياز به تجربه داره و
جاسپر هم تجربياتش رو داره

55:07.008 --> 55:10.008
تو ميتوني بهمون ملحق بشي

55:10.530 --> 55:13.810
خب ، زمان و مکان رو بهم بده

55:13.812 --> 55:18.932
جيک ، نميدوني داري خودتو درگيره
چه چيزايي ميکني

55:18.932 --> 55:25.253
بلا ، اين کاريِ که ما ميکنيم ؛
بايد خوشحال هم باشي

55:25.255 --> 55:33.057
مارو نگاه ، داريم درکناره هم و باهمديگه
کار ميکنيم ، تو بودي که اينو هميشه ازم ميخواستي

55:41.461 --> 55:42.581
دوباره

55:55.826 --> 55:57.906
يه هديه ست واسه فارغ التحصيلي

56:17.195 --> 56:20.115
وقتي در حالتِ انسانيشون هستن ؛
خيلي بهمون اعتماد ندارن

56:20.115 --> 56:25.356
مهم اينه که اومدن ، ترجمه ميکني ؟

56:30.199 --> 56:31.839
! سلام ، جيکوب

56:37.722 --> 56:43.883
! خوش اومدين
جاسپر ، تجربياتي درمقابله با تازه متولدها داره

56:43.885 --> 56:46.966
و ميدونه که چجوري شکستون بده

56:48.446 --> 56:51.726
ميخوان بدونن که تازه متولدها
چه فرقي باما دارن

56:51.727 --> 56:56.648
اونا خيلي از ما قويترن ، چونکه خونِ انسانيشون
هنوز تو بدنشون جريان داره

56:56.649 --> 57:03.931
ميزان نيرويِ فيزيکي در همنوعانِ ما ؛
هيچوقت به پايِ هفت ماهه اول خون آشامي نميرسه

57:06.253 --> 57:11.454
حق با کارلايل هست
چونکه اونا بدست خون آشام هاي ديگه درست ميشن

57:11.655 --> 57:16.016
ارتش تازه متولدها برابره با هزاران ارتشِ
از انسان هايِ عادي

57:16.016 --> 57:21.097
اما هيچ ارتشي از انسان هاي نيست که بتونه
اون هارو شکست بده

57:21.098 --> 57:23.338
دو موضوع خيلي مهم هست
که بايد هميشه يادتون بمونه

57:23.339 --> 57:26.780
اول : هيچوقت نذاريد با دستشون دورتون رو
بگيرن ، چون اينجوري لهِتون ميکنن

57:26.780 --> 57:33.501
دوم : هيچوقت خيلي واضح اونارو
نکُشين

57:33.983 --> 57:39.264
چونکه اونا همين انتطارو ازتون دارن و
اونوقت شما ميبازيد

57:40.666 --> 57:42.066
" اِمِت "

57:49.028 --> 57:52.869
يهو عقب نکِشي -
اين اصلا جزء طبيعتِ من نيست -

58:06.716 --> 58:09.075
هيچوقت تمرکزتون رو از دست نديد

58:29.444 --> 58:34.365
: و يه چيزه ديگه
هيچوقت پُشتتون رو به دشمنتون نکنين

59:21.542 --> 59:25.502
ممکنه آسيب ببينين

59:26.625 --> 59:29.706
و شايدم بميرين  ، بخاطره من

59:32.987 --> 59:35.747
ميتونه صدبرابر از اين بدتر هم بشه ، درسته ؟ -
براي امروز ديگه کافيه -

01:00:12.802 --> 01:00:20.363
جاسپر
مطمئني کاري نيست که بتونم براي کمک بکنم ؟

01:00:20.605 --> 01:00:24.326
فقط با پخش کردن عطر و بوت ميتوني
تازه متولدهارو به خودت جذب کني

01:00:24.327 --> 01:00:29.768
با اينکارت ، ميتوني اونارو ديوونه کني

01:00:29.768 --> 01:00:31.768
خب ، خوشحال شدم

01:00:34.130 --> 01:00:39.091
هِي ، از کجا اين همه چيزو
درموردشون ميدوني ؟

01:00:39.091 --> 01:00:44.412
من دقيقا همون چيزايي رو بلدم که
برادرها و خواهرهام ، هم بلدن

01:00:49.895 --> 01:00:54.016
اين دقيقا مثلِ همون زخميِ که من دارم -
اين زخم از يه جنگِ -

01:00:55.298 --> 01:01:01.539
من تويِ ارتشي تعليم ديدم که
براي مبارزه با تازه متولدها تعليم ميدادن

01:01:01.539 --> 01:01:05.300
با تمامِ اينا ، هيچوقت هيچ مبارزه اي رو نباختم

01:01:08.383 --> 01:01:13.184
هِي ، اين ماجرا در زمانِ جنگِ سيويل
اتفاق افتاد ؟

01:01:13.185 --> 01:01:16.065
من جوونترين سرگردِ سواره نظام در
تگزاس بودم

01:01:16.066 --> 01:01:21.267
تويِ يه جنگِ واقعي بودم -
... تا زماني که -

01:01:21.948 --> 01:01:25.988
تا زماني که با يه جاودانه خاص آشنا شدم
" ماريا "

01:01:32.311 --> 01:01:35.912
بعد از نبردي که در گلاويستون داشتيم
. داشتم به مقر اصلي برميگشتم

01:01:35.913 --> 01:01:41.794
اونارو ديدم و بهشون پيشنهاد کردم کمکشون کنم

01:01:48.117 --> 01:01:51.438
چه دوست داشتني ، يه سرگرد اينجاست

01:01:58.080 --> 01:02:05.002
ماريا ، بهترين کاري که ميتوني بکن
من نميتونم وقتي چيزي رو شروع ميکنم متوقفش کنم

01:02:06.285 --> 01:02:11.046
سرباز ، اسمت چيه ؟ -
... سرگرد " جاسپر هال " هستم ، خانم -

01:02:11.046 --> 01:02:18.167
اميدوارم که نجات پيدا کني
. ميتوني فايده زيادي برام داشته باشي

01:02:22.050 --> 01:02:29.891
ماريا ، داشت براي خودش ارتش درست ميکرد ؟ -
جنگي در قسمت هايِ جنوبي کشور بود -

01:02:29.892 --> 01:02:38.334
ماريا کاره همه شونو تموم کرد
خيلي باهوش و محتاط بود و همينطورم منو داشت

01:02:40.417 --> 01:02:48.139
من دومين نفر در فرماندهي بودم
قدرتم در کنترل کردن احساساتم خيلي مفيد بود

01:02:48.140 --> 01:02:50.860
من تازه متولدهاشو تعليم ميدادم

01:02:53.062 --> 01:02:58.982
يه کاره خيلي سخت و ناتمام بود ؛ چون ماريا
هيچوقت اجازه نميداد اونا بيش از يه سال زنده بمونن

01:03:00.544 --> 01:03:04.785
اين وظيفه من بود که اون مشکلات رو
حل کنم

01:03:23.593 --> 01:03:27.514
ميتونستم تمامِ چيزايي که اونا حس ميکردن رو
منم حس کنم

01:03:38.558 --> 01:03:42.959
فکرميکردم چيزي که بين من و ماريا بود
عشق بود

01:03:42.960 --> 01:03:45.520
اما ، من فقط عروسکش بودم

01:03:45.521 --> 01:03:50.963
اون فقط باهام مثلِ عروسک ، بازي ميکرد ؛
نميدونستم يه راهه ديگه اي هم وجود داره

01:03:53.123 --> 01:03:55.043
تا وقتيکه با " اليس " آشنا شدم

01:03:56.685 --> 01:04:03.286
البته منو ديده بود که ميرم به سمتش -
نميتونستم بيشتر از اين ديگه صبرکنم -

01:04:05.689 --> 01:04:08.329
منو ببخشين ، خانم

01:04:09.530 --> 01:04:13.291
نميدونم بدونِ اون ، چه بلايي سرم ميومد

01:04:14.251 --> 01:04:17.811
هيس ، ديگه اون اتفاق نميفته

01:05:05.751 --> 01:05:07.951
چي شده ؟

01:05:10.592 --> 01:05:18.394
اون خونه بدوش ، ارتش تازه متولدها ؛ همشون
فقط  يه مُشت عروسک خيمه شب بازي واسه ويکتوريان

01:05:22.077 --> 01:05:23.677
ويکتوريا

01:05:24.517 --> 01:05:27.117
اليس ديده بود که اون ميخواد يه ارتش
درست کنه

01:05:28.279 --> 01:05:35.761
مگه اينکه خودشو پُشت اونا مخفي کرده و
گذاشته که يکي ديگه تصميم هارو بگيره

01:06:01.932 --> 01:06:05.693
به ارتش خوش اومدي

01:06:12.936 --> 01:06:17.617
من همينجوري نميرم خودمو قايم کنم ؛
اونوقت همه خطرارو تو بجايِ من انجام بدي

01:06:17.658 --> 01:06:21.138
اگه ويکتوريا هم پشتِ اين قضيه باشه ؛
بايد تا جاييکه ميتونم اونو از جنگ دورنگهدارم

01:06:21.138 --> 01:06:27.540
جاسپر گفت که ميتونم کمک کنم -
نيازي نيست ، کمک گرگها کارو خيلي راحت کرده -

01:06:27.542 --> 01:06:30.142
حتي بقيه هم کاري ندارن بکنن

01:06:30.142 --> 01:06:34.142
خب ، اينکه برم مخفي بشم خطرناکتره يا اينکه
تو يکي از اينارو انتخاب کني ، کدوم يکي ؟

01:06:35.465 --> 01:06:39.186
اين براي تو خطرناکه و واسه ما آسون

01:06:39.186 --> 01:06:42.227
فکرکنم اينکه ازهم جدا باشيم
کاره خطرناکي باشه

01:06:42.227 --> 01:06:45.027
چندبار بايد اين بهمون ثابت بشه ؟

01:06:45.028 --> 01:06:51.869
من نگران ميشم ، تو هم نگران ميشي
و هردومون نميدونيم که بايد چيکار کنيم

01:06:51.870 --> 01:06:54.310
باشه ، حق باتوئه -
پس ، باهم ميريم -

01:06:56.232 --> 01:06:58.472
نه ، هردومون باهم ميريم يه جايِ ديگه

01:06:58.473 --> 01:07:01.753
من نميخوام باعث بشم بين من و خونوادت
يکي رو انتخاب کني

01:07:01.754 --> 01:07:07.795
تنها راه برايِ محافظت از تو اينه که
پيشت باشم

01:07:08.996 --> 01:07:12.917
قرار نيست بجنگي ؟
با خودت کمکي چيزي آوردي ؟

01:07:12.918 --> 01:07:16.678
اينکارو داره بخاطره من ميکنه ، باشه ؟ -
حالا هرچي -

01:07:16.679 --> 01:07:18.919
فقط نقشه رو بهم بگو

01:07:18.921 --> 01:07:24.562
. اين زمين بهمون يه برتري خاصي در مبارزه ميده
. بايد تازه متولدها رو به طرف بوي بلا بکشونيم

01:07:24.562 --> 01:07:26.442
. بايد همينجا کارشونو يکسره کنيم

01:07:26.443 --> 01:07:31.404
ادوارد و من قراره بريم يه جايِ ديگه
حتي اگه من رو حمل هم بکنه بازم ، بويِ من پخش ميشه

01:07:31.405 --> 01:07:35.766
بويِ تو خيلي زننده ست -
فکرشم نکن بخواي باهم مقايسه کنيم -

01:07:35.766 --> 01:07:40.367
منظورش اينه که اگه منو تو حمل بکني
ديگه بويِ من پخش نميشه

01:07:40.368 --> 01:07:43.128
قبوله -
اصلا فکرِ خيلي خوبي نيست -

01:07:43.169 --> 01:07:44.449
" ادوارد "

01:07:44.450 --> 01:07:48.771
! "اونا اصلا خوششون نمياد بيان نزديکِ  اين "غول

01:07:48.772 --> 01:07:50.571
فقط ، بذار يه امتحاني بکنيم

01:07:53.294 --> 01:07:56.053
گرگ ، آماده ست -
بدو -

01:08:05.938 --> 01:08:11.699
نميخواي ازم بخواي بجنگم يا نه ؟
چون سلامتي من اصلا برات مهم نيست

01:08:11.699 --> 01:08:15.060
البته که برام مهمه ، اما
تو قبول نميکني

01:08:15.062 --> 01:08:20.703
درهرحال هيچ راهه ديگه اي ندارم
چون رئيس گروه بودنم رو دادم به سَم

01:08:20.703 --> 01:08:23.463
من بايد با تصميماتي که اون ميگيره
. کنار بيام

01:08:23.464 --> 01:08:28.864
اين قبل از اين بوده که سم ، رئيس گروه بشه ؟ -
من ميخواستم عضوِ گروه باشم -

01:08:29.107 --> 01:08:31.387
. نه اين که فقط فرمانده اش باشم

01:08:32.268 --> 01:08:37.148
واو ، فرمانده جيکوب

01:08:37.149 --> 01:08:43.150
هرانتخابي ، پيامدهايِ خودشو داره
بعضي ها انتخاب ها بيشتر از بقيه پيامد دارن

01:08:43.151 --> 01:08:47.952
دوباره شروع نکن ، هرکسي انتخابايِ خودشو ميکنه
منم انتخابم رو کردم و بايد توهم قبولش کني

01:08:47.953 --> 01:08:53.074
ميتوني دريک زمان عاشق دونفر باشي ؛
قبلا هم همچين چيزي ديدم

01:08:53.075 --> 01:08:56.516
مثلا ليا و اميلي

01:08:56.516 --> 01:08:59.716
خب ، من يه گرگ نيستم
من نميتونم نشانه گذاري بشم

01:08:59.717 --> 01:09:06.999
اين اصلا ربطي به نشونه گذاري و اين چيزا نداره
به اون احساسي که تو قلبت داري مربوطه

01:09:07.000 --> 01:09:11.001
و منم ميدونم که تو قلبت تو منو دوست داري

01:09:11.001 --> 01:09:19.604
من دقيقا ميتونم بفهمم چه حسي داري ؛
من تو رو دستپاچه ميکنم
" جيک "

01:09:25.208 --> 01:09:30.849
نگران نباش ، قول دادم که تا وقتي ازم نخواي
منم نبوسمت

01:09:31.489 --> 01:09:35.529
! و تو هم سرِقولت ميموني ، فرمانده جيکوب

01:09:38.252 --> 01:09:43.212
تنها بويي که حس کردم ، بويِ زننده گرگ بود
اثري از بويِ بلا نبود

01:09:44.894 --> 01:09:48.135
اين روش جواب ميده -
! چه عالي -

01:09:53.058 --> 01:09:59.339
خيلي خب ، اليس مواظب غريبه ها باش -
باشه -

01:10:02.461 --> 01:10:05.982
سفرت برايِ رفتن به مبارزه آماده ست -
واقعا ؟ -

01:10:05.982 --> 01:10:08.902
به پدرت گفتم که قراره واسه آخرهفته
باهم بريم به اردو

01:10:08.904 --> 01:10:12.705
پس ، تو قراره تو خونه من بخوابي

01:10:12.705 --> 01:10:18.065
درهرحال ، چارلي هم ميخواد بره ماهيگيري -
چارلي ؟ ، حالا ديگه به اسمِ اول همديگه رو صدا ميزنين ؟ -

01:10:18.066 --> 01:10:26.628
راستش ، يه جورايي ازش خوشم اومد
تو و ادوارد قراره امشب باهم باشين

01:10:26.830 --> 01:10:35.312
يعني تنها باهم ديگه ؟ -
ما قراره واسه جنگ بريم شکار -

01:10:35.754 --> 01:10:37.433
قابلي نداشت

01:10:39.474 --> 01:10:44.195
ساندويچ ميخواي ؟ -
نه ، ممنون -

01:10:44.877 --> 01:10:53.239
اين رفيقت کي بود ؟ ازش خوشم اومد -
اليس ، خيلي شگفت انگيزه -

01:10:58.681 --> 01:11:05.402
بابا ، ميخواستم بپرسم که چرا
بعد از طلاقت از مامان ، دوباره ازدواج نکردي ؟

01:11:07.765 --> 01:11:16.207
نميدونم ، فکرکنم چون هنوز اون
خانم مناسب رو پيدا نکردم

01:11:17.009 --> 01:11:19.530
چرا ؟ -
نميدونم -

01:11:22.771 --> 01:11:28.453
فکر کردم شايد شما ديگه بي خيال نهاد خانواده شدين
. ميدونين ، ازدواجو ميگم

01:11:30.974 --> 01:11:32.934
فکرميکني که هيچ چيزه باارزشي
تو ازدواج هست؟

01:11:34.735 --> 01:11:38.695
آره ، ازدواج ارزش هاي خودشو داره

01:11:39.938 --> 01:11:44.499
وقتيکه پير ميشي ، خيلي خيلي پير

01:11:46.059 --> 01:11:50.700
مثل مادرت
. . به نظر مياد ازدواج دوم

01:11:50.701 --> 01:11:54.422
. براي اون خوب جواب داده باشه . . -
. فکر کنم همينطور باشه -

01:11:55.983 --> 01:12:03.425
ميدوني ، مجبور نيستي ازدواج کني
... تا زمانيکه مزاقب باشي

01:12:04.667 --> 01:12:07.947
چي ؟ -
خودت ميدوني دارم چيو ميگم -

01:12:07.948 --> 01:12:12.869
يه چيزايي هست که اگه بخواي با يکي
. . به لحاظ بدني و عاطفي قاطي بشي درنظر بگيري ، مثل

01:12:12.870 --> 01:12:15.590
. خيلي خوب ، صحبتو به جاهاي باريک نکشون

01:12:15.591 --> 01:12:18.231
اين به همون اندازه که واسه تو خجالت آوره
. واسه منم هست

01:12:18.232 --> 01:12:22.392
به خودت زحمت نده ، چون مامان خودش
ده سال پيش اين چيزارو بهم گفته

01:12:22.392 --> 01:12:28.474
توکه اون موقع هنوز دوست پسر نداشتي -
مطمئنم که بازم همين معني رو ميده -

01:12:29.955 --> 01:12:37.837
خب ، پس مراقب باش -
باشه بابا ، فقط نيازي نيست نگران باشي -

01:12:38.919 --> 01:12:41.840
ادوارد کلاسيکه

01:12:44.321 --> 01:12:48.121
" کلاسيک "
عاليه ، چيِ يه قانوني چيزيه ؟

01:12:48.123 --> 01:12:54.644
اوه خداي من ، بابا من باکره ام -
! باشه ، خوشحالم از اينکه تونستيم موضوع رو حل کنيم -

01:12:54.644 --> 01:12:55.924
منم همينطور

01:12:59.687 --> 01:13:05.368
. عاليه ، حالا يه کم بيشتر از " ادوارد " داره خوشم مياد

01:13:15.772 --> 01:13:18.893
تو اينجا چيکار ميکني ؟ -
چي شده ؟ -

01:13:19.333 --> 01:13:20.493
هيچي

01:13:40.502 --> 01:13:43.823
بنظر منصفانه ميومد که منم بهت
يه هديه اي بدم

01:13:47.945 --> 01:13:51.666
خيلي قشنگه ، ممنون

01:14:00.470 --> 01:14:05.551
تختخواب ؟ -
فکرکردم که خب ، ميخواي بخوابي  -

01:14:08.033 --> 01:14:10.792
. شايد يه چُرتِ کوچيکي زدم

01:14:10.793 --> 01:14:16.515
بنظرت زياديه ؟ -
نه ، نه خيلي عاليه -

01:14:17.956 --> 01:14:22.237
ميخوام ازت يه چيزي بپرسم  -
هرچي ميخواي بپرس -

01:14:25.638 --> 01:14:30.759
ازدواج يه شرطيِ که واسه تبديل کردنم
گذاشتي ديگه ؟

01:14:31.762 --> 01:14:39.403
آره -
خب ، منم يه شرطي دارم -

01:14:41.165 --> 01:14:45.526
هرچي که بخواي

01:14:45.526 --> 01:14:49.807
بهم قول ميدي ؟ -
آره -

01:15:11.376 --> 01:15:17.617
بلا ، نه اينکارو نکن -
خودت گفتي که ميخواي همه تجربياتِ انسانيم رو داشته باشم -

01:15:17.658 --> 01:15:22.939
نه تجربه اي که تورو به کشتن بده -
نه ، تو جونمو به خطر نميندازي -

01:15:22.940 --> 01:15:27.581
هيچوقت روي تغييري اصرار نميکنم که باعث بشه
. بخوام تمام مردم شهر رو سلاخي کنم

01:15:27.582 --> 01:15:31.742
اين بخش واسه هميشه نميمونه -
من تورو ميخوام -

01:15:32.824 --> 01:15:38.224
وقتيکه هنوز خودم هستم
وقتي هنوز اينجوري ميخوامت

01:15:39.787 --> 01:15:48.109
اين خيلي خطرناکه -
سعي کن ، فقط يه سعي بکن -

01:15:49.590 --> 01:15:54.232
ميرم به يه کالج پرهزينه و تو هم ميتوني
برام يه ماشين بخري

01:15:54.232 --> 01:15:58.873
اگه قبول کني حداقل سعي بکني ، باهات
ازدواج ميکنم

01:16:37.728 --> 01:16:41.969
نه ، قرار نيست هيچ لباسي رو دربياريم -
خودت اين بخشو انجام بده -

01:16:41.969 --> 01:16:44.529
امشب نه

01:17:08.180 --> 01:17:13.741
من نميخوام که ... باشه مشکلي نيست

01:17:15.702 --> 01:17:24.104
باورکن منم ميخوام
اما من اول ازت خواستم باهام ازدواج کني

01:17:26.266 --> 01:17:34.228
يه کاري ميکني حس کنم يه آدم پست ام که
. سعي داره پاک دامنيتو بدزده

01:17:34.229 --> 01:17:40.470
. اين پاکدامني خودم نيست که نگرانشم -
شوخي ميکني ؟ -

01:17:40.791 --> 01:17:47.072
اين فقط يه قانونيِ که من نميخوام
بشکنمش

01:17:47.274 --> 01:17:52.154
شايد واسه روحِ من ديگه خيلي دير شده باشه
اما ميخوام از روحِ تو محافظت کنم

01:17:52.155 --> 01:18:00.717
ميدونم اين خيلي مُدرن نيست -
به اين مدرن نميگن ، به اين ميگن طرزِ فکرِ قديمي -

01:18:01.198 --> 01:18:04.439
من مالِ يه دوره ديگه ام

01:18:05.521 --> 01:18:11.562
اونوقتا اوضاع کمتر پيچيده بود

01:18:11.563 --> 01:18:17.404
کاش اونموقع باهم آشنا ميشديم
و اونوقت ازت خواستگاري ميکردم

01:18:18.085 --> 01:18:24.766
اونوقت دختراي جوون محافظ همراهمون ميومدن
. . روي تالار خونه مينشستيم و چاي يخ ميخورديم

01:18:34.051 --> 01:18:38.371
شايدم دزدکي يکي دوتا همديگه رو ماچ ميکرديم

01:18:38.373 --> 01:18:47.135
فقط بعد از اجازه دادن پدرت ، اونوقت
رويِ زمين زانو ميزنم و

01:18:52.498 --> 01:18:56.139
و حلقه رو بهت تقديم ميکنم

01:19:03.262 --> 01:19:06.102
اين مالِ مادرم هست

01:19:08.064 --> 01:19:14.865
ايزابلا سوان ، بهت قول ميدم که درتمامِ
دقايق زندگيم و تا آخرِ عمرم دوست داشته باشم

01:19:14.866 --> 01:19:20.667
ميشه اين افتخارو به من بدي و با من
ازدواج کني ؟

01:19:24.350 --> 01:19:26.430
! آره ، قبول ميکنم

01:19:47.719 --> 01:19:50.079
تو باما نميايي ؟

01:19:58.163 --> 01:20:05.124
اين قراره تصميمي باشه که در آخرين دقيقه گرفته ميشه
بهت گفته بودم که روش کار چجوريه

01:20:05.125 --> 01:20:12.687
کالن ، قدرتهاي خاص داره  -
اونارو دستِ کم نگير ، رايلي -

01:20:12.688 --> 01:20:21.450
درسته تعدادشون رو داري ، اما اونا
هرحرکتي رو که بخواي بکني رو ميفهمن

01:20:21.451 --> 01:20:28.572
خب ، کورتِن دوستت بود ؟ -
آره ، دوستِ مُرده ام -

01:20:30.374 --> 01:20:42.938
اون فهميد که اونا چه کارايي ميتونن بکنن ؛
و اونا هم کُشتنش ، البته نه قبل از اينکه همه چيو بهم بگه

01:20:46.780 --> 01:20:59.105
شايد اون اشتباه ميکرده ، نه ؟
. اينجا بايد قلمرو کالن  باشه

01:20:59.345 --> 01:21:03.786
. ما اينجا رو بالا و پايين کرديم
. و من تا حالا اونو اينجا نديدم

01:21:04.307 --> 01:21:08.907
تو به من اعتماد نداري ؟ -
با تمامِ زندگيم بهت اعتماد دارم -

01:21:08.908 --> 01:21:10.228
پس اينکارو واسه ما انجام بده

01:21:10.229 --> 01:21:17.110
تا بتونيم بدون هيچ ترس از عواقب و
. مجازاتي تغذيه کنيم

01:21:17.112 --> 01:21:20.953
من نميتونم ديگه بيش از اين تويِ ترس از
حمله هاي اونا زندگي کنم

01:21:20.953 --> 01:21:28.635
من بهشون اين اجازه رو نميدم
من تک تکِ اون کالن هارو نابود ميکنم

01:21:31.197 --> 01:21:32.917
قسم ميخورم

01:21:50.004 --> 01:21:53.484
واقعا خيلي دوستت دارم

01:22:13.853 --> 01:22:17.533
. . اگه اين همه کاريه که ميتونم انجام بدم

01:22:17.534 --> 01:22:18.814
. ميخوام حسابي درجريانش باشم

01:22:18.815 --> 01:22:20.895
تازه متولدها حسابي قاطي ميکنن

01:22:22.975 --> 01:22:28.776
... اگه اين باعث ناراحتيت ميشه -
ايرادي نداره ، ديگه اذيتم نميکنه -

01:22:30.059 --> 01:22:31.218
از کي تاحالا ؟

01:22:31.539 --> 01:22:35.179
از وقتيکه من 24 ساعت کامل
فکرميکردم که از دستت دادم

01:22:36.221 --> 01:22:41.262
براي چي حلقه ات دستت نيست ؟ -
نميخوام گُمِش کنم -

01:22:44.263 --> 01:22:52.785
به جيکوب ميخواي چي بگي ؟ -
فکرکنم بهتر باشه کمي صبر کنيم -

01:22:52.787 --> 01:22:55.507
حداقل تا بعد از جنگ -
توکه فکرِديگه اي تو کله ات نداري ، نه ؟ -

01:22:55.508 --> 01:22:58.788
نه
فقط ميخوام واسه اين موضوع ذهنشو آماده کنم

01:22:58.789 --> 01:23:01.990
کله کي نياز به آماده سازي داره ؟ -
هيچکس ، البته اميدوارم -

01:23:04.151 --> 01:23:07.992
اليس ، گفت که طوفان در راهه و داره مياد -
آره ، ميتونم حِسِ کنم -

01:23:07.992 --> 01:23:09.873
بهتره بريم ديگه

01:23:11.074 --> 01:23:13.274
تا چندساعت ديگه همديگه رو ميبينيم

01:23:22.759 --> 01:23:23.879
چيزي شده ؟

01:23:27.120 --> 01:23:32.721
يه مُشت خون آشام ميخوان منو بُکُشن -
مثلِ هميشه -

01:24:48.910 --> 01:24:50.110
ممنونم

01:24:52.712 --> 01:24:54.632
بهتره قبل از اينکه طوفان برسه ، برگردي

01:24:54.632 --> 01:24:57.873
نه اينجا ميمونم ، تو تنها رابطِ من با
. . گروه هستي که

01:24:57.874 --> 01:25:00.394
بهم بگي اوضاع از چه قراره -
تو نميخواي بجنگي ؟ -

01:25:00.394 --> 01:25:04.955
صبح ، سث مياد بجايِ من

01:25:04.957 --> 01:25:07.797
خوشش نمياد که منو در حال نبرد ببينه
. ولي حواسم هست که دردسر درست نشه

01:25:07.797 --> 01:25:09.637
بريم تو

01:25:27.124 --> 01:25:31.605
مطمئني نميخواي برگردي به شهر ؟ -
نه ، مشکلي نيست -

01:25:47.731 --> 01:25:51.252
نميتونم با اين صداهايِ دندون بهم خوردن
بخوابم

01:25:58.415 --> 01:26:03.737
فکرشم نکن -
فکرکنم يه روزي به انگشتاش نياز داشته باشه -

01:26:03.978 --> 01:26:09.579
بيا روراست باشيم ؛
من از تو " گرم تر " هستم

01:26:12.382 --> 01:26:15.141
دستت رو ازم بکِش کنار

01:26:15.702 --> 01:26:19.463
دستاتو از اون بِکِش کنار -
نه ، باهم دعوا نکنين -

01:26:22.544 --> 01:26:25.465
اگه مريض بشه ، همش تقصيره توئه

01:26:41.672 --> 01:26:45.953
داري يخ ميزني بلا
راحت باش

01:26:46.514 --> 01:26:52.675
خيلي سريع گرمت ميکنم
سريعتر ميشه اگه لباساتم دربياري

01:26:52.676 --> 01:26:56.397
جيکوب -
اساس و قوانين نجات يافتنِ ديگه -

01:27:26.768 --> 01:27:31.289
ميشه حداقل سعي کني افکارت رو
کنترل کني !؟

01:27:32.411 --> 01:27:37.173
واقعا توجهتو به خودم جلب کردم ، درسته ؟

01:27:38.373 --> 01:27:44.614
چيه ؟ به احساسات اون نسبت به خودت شک داري ؟

01:27:45.776 --> 01:27:47.615
. خوبه

01:27:48.056 --> 01:27:57.378
خوبه ، ميتوني از نيروي فکري خودت استفاده کني
. ولي اگه فکر کردي منو توي کله ي خودت بکشوني فراموشش کن

01:27:57.380 --> 01:28:03.622
ببين ، من ميدونم عاشقته -
خوبه -

01:28:03.622 --> 01:28:10.703
اما ميدونم که عاشق منم هست
فقط نميخواد اينو به خودش اعتراف کنه

01:28:13.746 --> 01:28:17.867
. نميتونم بگم که حق با هات هست يا نيست

01:28:17.868 --> 01:28:22.068
بذار يه چيزي ازت بپرسم
... اگه اون منو انتخاب کرد

01:28:22.069 --> 01:28:29.311
اينکارو نميکنه -
اگه منو انتخاب کرد ، سعي ميکني منو بُکُشي ؟ -

01:28:29.672 --> 01:28:32.552
ايده جالبيه

01:28:36.595 --> 01:28:40.956
اما نه ، اينکارو نميکنم ؛
نميتونم اينجوري باعث رنجشش بشم

01:28:40.957 --> 01:28:44.477
پس ، اشکالي نداره که اونم
تبديل بشه به يه شيطون خونخوار ، مثلِ تو !؟

01:28:44.478 --> 01:28:48.038
من همچين چيزي رو نميخوام
هيچوقت اينو نخواستم و نميخوام

01:28:48.239 --> 01:28:52.039
پس ، جلوشو بگير -
من سعيمو کردم -

01:28:52.041 --> 01:28:57.723
ولي ديگه وِلِش کردم -
اما تو خيلي زود تسليم شدي -

01:28:57.723 --> 01:29:01.483
اگه شش ماه خودتو بِکِشي کنار ، اونوقت
من ميتونم خيلي خوشحالش کنم

01:29:02.645 --> 01:29:11.847
بهم اعتماد کن ، بايد اين فرض رو هم درنظربگيري که
شايد من براي اون بهتر از تو باشم

01:29:12.728 --> 01:29:15.409
اين فکرو هم کردم

01:29:17.370 --> 01:29:27.893
ميدونم که ميتوني ازش محافظت کني ؛ اما تو ميتوني بهش
زندگي بدي ، زندگي انساني ، اين تمام چيزي که ميخوام داشته باشه

01:29:29.054 --> 01:29:38.536
و حالا هم نميخوام هيچوقت
به انجام کاري مجبورش کنم

01:29:39.098 --> 01:29:45.019
حداقل يکبار که اينکارو کردم
تقريبا هردوتاييمون رو داشتم به کُشتن ميدادم

01:29:45.219 --> 01:29:47.459
آره ، يادمه

01:29:51.503 --> 01:30:04.707
... اونوقتي که فکرکردي مُرده
... وقتي فکرکردي ديگه از دستش دادي

01:30:05.348 --> 01:30:11.669
چجوري با اين موضوع کنار اومدي ؟ -
هيچ کلمه اي نيست که بتونم باهاش اونو توصيف کنم -

01:30:13.271 --> 01:30:17.871
ولي نميخوام کسِ ديگه اي هم
" اين حسو داشته باشه " جيکوب

01:30:18.312 --> 01:30:22.513
شايد کمي عجيب بنظر بياد اما ؛
خوشحالم از اينکه اينجايي

01:30:22.515 --> 01:30:24.835
منم همينطور

01:30:25.075 --> 01:30:30.757
به همون اندازه که دلم ميخواد بُکُشمت ؛
. خوشحالم که اون گرمه

01:30:31.397 --> 01:30:33.677
بااينکه ما دشمنِ طبيعي همديگه ايم

01:30:33.678 --> 01:30:38.319
و توهم ميخواي دليلِ زنده بودنم رو
ازم بدزدي

01:30:38.319 --> 01:30:41.520
منم راستش ، ازت خوشم مياد

01:30:41.521 --> 01:30:51.283
خوب ، اگه نقشه کشيدي که
. . جون دختري که عاشقشمو بگيري

01:30:57.768 --> 01:31:01.328
. . شايد . . نه . . اونوقتم نه

01:31:09.452 --> 01:31:14.412
اما اون هنوز ميتونه نظرشو عوض کنه
ميدوني که ؟

01:31:19.416 --> 01:31:22.136
اونوقت ميذارم بره

01:31:40.944 --> 01:31:43.465
سلام ، سث

01:31:45.785 --> 01:31:47.665
... جيکوب کجاست ، اون رفته به

01:31:47.866 --> 01:31:53.467
رفته اوضاع جنگل رو واسه رفتنت
چِک کنه

01:32:01.350 --> 01:32:05.391
واقعا براي ديشب متاسفم ؛
ميدونم که اصلا برات آسون نبوده

01:32:05.393 --> 01:32:09.433
. قطعا جزو ده شب برتر زندگيم قرار نميگيره

01:32:09.433 --> 01:32:14.914
تو ليست داري !؟ -
ميخوام که زندگيم رو باتو بگذرونم -

01:32:14.916 --> 01:32:18.317
من کسي هستم که تو قبول کردي باهاش
ازدواج کني

01:32:18.557 --> 01:32:20.877
" خانم کولن "

01:32:23.158 --> 01:32:27.920
ديگه قرن 21 هستيم ؛
حداقل اسمم رو ميتونم نگهدارم

01:32:27.921 --> 01:32:31.921
ميخواي باهاش ازدواج کني ؟ -
... جيک ، من -

01:32:35.723 --> 01:32:40.244
تو ميدونستي داره به حرفامون گوش ميده -
اون حقِ اينو داره که بدونه -

01:32:40.646 --> 01:32:42.326
جيکوب ، وايسا -
نه ، بلا -

01:32:42.326 --> 01:32:43.885
ولم کن

01:32:46.567 --> 01:32:50.487
جيک ، وايسا
جيکوب ، خواهش ميکنم

01:32:52.690 --> 01:32:56.051
کافيه ديگه

01:32:56.251 --> 01:32:58.491
من چيکار ميتونم بکنم ؟ -
تو هيچکاري نميتوني بکني ، من ميتونم -

01:32:58.492 --> 01:33:01.452
ميرم اونجا و يه چيزي رو ميکُشم

01:33:01.453 --> 01:33:04.654
نه ، تو الان درست فکرنميکني
اينکارو نکن

01:33:04.654 --> 01:33:07.334
شايد اينجوري خودم رو به کشتن بدم
و اينجوري برات همه چيو آسونتر کنم

01:33:07.335 --> 01:33:11.256
نه ، جيک
خواهش ميکنم ، وايسا

01:33:11.298 --> 01:33:17.338
چرا ؟
بهم يه دليلِ خوب بده که اينکارو نکنم

01:33:17.338 --> 01:33:23.740
چونکه من نميخوام تورو از دست بدم -
نه ، اين خيلي کافي نيست -

01:33:23.742 --> 01:33:30.183
چونکه تو خيلي مهمي -
نه ، بازم خيلي کافي نيست -

01:33:31.664 --> 01:33:37.945
... جيکوب
منو ببوس

01:33:41.148 --> 01:33:46.589
دارم ازت ميخوام که منو ببوسي

01:34:32.648 --> 01:34:35.768
اين بايد اولين بوسه امون باشه

01:34:40.689 --> 01:34:46.290
بايد برم ، اما زود برميگردم

01:35:16.424 --> 01:35:24.185
تو ديدي ؟ -
خب ، افکاره جيکوب زيادي قوين -

01:35:24.506 --> 01:35:30.026
نميدونم چرا اينجوري شد -
دوستش داري ؟ -

01:35:33.830 --> 01:35:38.751
تورو بيشتر دوست دارم -
ميدونم -

01:35:53.597 --> 01:35:55.237
شروع شده

01:36:55.139 --> 01:36:57.299
جيکوب همين الان رسيد اونجا
خوبه

01:38:02.725 --> 01:38:06.725
کسي چيزيش شده ؟ -
اون نزديکه -

01:38:06.726 --> 01:38:09.647
ميتونم افکارش رو بشنوم
سث ، برو

01:38:14.810 --> 01:38:17.650
ميدونسته که تو اونجا نيستي ، به همين خاطرم
اومده دنبالِ بويِ من

01:38:17.651 --> 01:38:22.531
ميدونسته که تو پيشِ من هستي -
اون پيدامون کرده -

01:38:25.493 --> 01:38:27.293
تنها نيست

01:38:36.338 --> 01:38:44.259
رايلي ، به حرفم گوش کن ؛ ويکتوريا فقط خواسته
ازت براي پرت کردن حواسِ من سوء استفاده کنه

01:38:44.261 --> 01:38:46.221
اون ميدونه که من تورو ميکُشم

01:38:49.462 --> 01:38:53.942
درواقع ؛ خوشحال ميشه که ديگه
. مجبور نيست باهات کنار بياد و تحملت کنه

01:38:53.944 --> 01:38:58.425
به حرفاش گوش نده " رايلي " ؛
. بهت که درمورد حقه هاي ذهني که اونا ميزنن گفته بودم

01:38:58.426 --> 01:39:02.866
ميتونم ذهنشو بخونم ؛
. پس ، ميدونم که درمورد تو چي فکر ميکنه

01:39:02.867 --> 01:39:10.469
اون فقط تو و اون ارتش رو ساخته تا
. انتقام عشق واقعيش " جيمز " رو بگيره

01:39:10.470 --> 01:39:15.031
اون انتقام ، تنها چيزيه که براش مهمه
. نه تو

01:39:15.953 --> 01:39:20.273
فقط تويي که برام مهمي ؛
. خودت که اينو ميدوني

01:39:21.914 --> 01:39:29.836
بهش خوب فکر کن  ؛ تو اهل " فورکس " هستي
. اون منطقه رو کامل بلدي

01:39:29.838 --> 01:39:34.318
اون تنها دليليه که اون زن
. تو رو انتخاب کرده

01:39:34.319 --> 01:39:41.440
. اون تو رو دوست نداره -
. رايلي " اجازه نده اين کارو باهامون بکنه " -

01:39:43.002 --> 01:39:45.842
. خودت که ميدوني دوستت دارم

01:39:58.608 --> 01:40:00.528
! تو مُردي

01:40:15.334 --> 01:40:18.494
. ديگه همچين فرصتي پيدا نميکني

01:40:21.497 --> 01:40:30.179
تو اونو ميخواي ؛ ميخواي من دردي که تو وقتي من
. جيمز " رو کُشتم رو داشتي رو حس کنم

01:40:30.179 --> 01:40:40.261
. وقتي اونو تکه تکه کردم
. وقتي به خاکستر تبديلش کردم

01:40:40.263 --> 01:40:45.305
. وقتي به هيچي تبديلش کردم

01:42:05.456 --> 01:42:06.816
. " ويکتوريا "
. " ويکتوريا "

01:43:04.437 --> 01:43:08.998
چي شده ؟ -
. آليس " ميخواد  همين الان از اينجا بريم " -

01:43:32.847 --> 01:43:35.927
چقدر ؟ -
. يه چند دقيقه ؛ شايد ده دقيقه -

01:43:35.929 --> 01:43:42.331
بايد الان از اينجا بره ؛ " ولتري " براي قرارداد ما
. با گرگ ها احترام نميذاره

01:43:46.933 --> 01:43:48.253
. ليا " اونکارو نکن "

01:44:05.339 --> 01:44:06.699
. " جيکوب "

01:44:10.582 --> 01:44:13.262
جيکوب " ؛ دووم بيار " کارلاير " حالتو خوب ميکنه "

01:44:13.262 --> 01:44:16.303
. استخوان هاي نيمه ي راست بدنش صدمه ديده

01:44:16.823 --> 01:44:20.024
. " بلا " -
. جيکوب " ؛ من اينجام " -

01:44:21.026 --> 01:44:23.666
. جيکوب " ، اگه دخالت نميکردي خودم زورم بهش ميرسيد " -
. " ليا " -

01:44:23.666 --> 01:44:26.467
بايد قبل از  اينکه شروع به خوب شدن سريع بکنه
. استخوانهاشو به جاي اولش برگردونم

01:44:26.467 --> 01:44:28.667
. همين الانشم شروع شده -
. بايد از اينجا ببريمش بيرون -

01:44:28.668 --> 01:44:31.709
. ما با " ولتري ها " نميجنگيم

01:44:31.710 --> 01:44:35.070
. برش ميگردونيم به خونه ي بيلي -
. به محض اينکه بتونم اونجا ميام بهش سر ميزنم -

01:44:35.071 --> 01:44:37.352
. دووم بيار جيکوب

01:44:47.356 --> 01:44:52.236
. گرفتيمت -
. دارن ميان -

01:45:12.924 --> 01:45:14.525
. تحسين برانگيزه

01:45:14.525 --> 01:45:17.566
هرگز چنين مبارزه ي بي عيب و نقصي که
. خون آشامها در کنار گرگينه ها بجنگن نديده بودم

01:45:19.567 --> 01:45:24.528
. خوش شانس بوديم -
. شک دارم -

01:45:25.969 --> 01:45:28.530
به نظر مياد يه مبارزه ي سرگرم کننده
. رو از دست داديم

01:45:28.531 --> 01:45:32.611
. درسته ، بيشتر وقتها خودمونو الکي قاطي نميکنيم

01:45:32.612 --> 01:45:35.533
اگه نيم ساعت زودتر ميومدين
. به هدفتون ميرسيدين

01:45:36.973 --> 01:45:38.773
. چه حيف شد

01:45:41.776 --> 01:45:43.816
. يکي رو زنده گذاشتين

01:45:50.579 --> 01:45:54.099
بهش پيشنهاد داديم دربرابر اين که همه چيزو
. بهمون بگه و تسليم بشه نکُشيمش

01:45:54.140 --> 01:45:57.621
. شما حق دادن چنين پيشنهادي رو نداشتين

01:45:59.021 --> 01:46:00.381
چرا اينجا اومدين ؟

01:46:07.225 --> 01:46:09.145
کي شماها رو ساخته ؟

01:46:10.066 --> 01:46:14.106
. نيازي به اين کارا نيست ؛ هرچيزي بخواينو بهتون ميگه -
. ميدونم -

01:46:16.709 --> 01:46:21.070
. نميدونم
. رايلي " چيزي بهمون نميگفت "

01:46:21.270 --> 01:46:23.630
. ميگفت افکار ما امنيت ندارن

01:46:23.630 --> 01:46:27.710
. اسمش " ويکتوريا " بود
. شايد ميشناختيش

01:46:27.712 --> 01:46:33.554
ادوارد " ؛ اگه " ولتري ها " ميدونستن که "
. ويکتوريا " وجود داره ، جلوشو ميگرفتن "

01:46:33.555 --> 01:46:38.435
همين طور نيست " جين " ؟ -
. البته -

01:46:40.237 --> 01:46:44.238
. " فيلکس " -
. اون نميدونسته داره چيکار ميکنه -

01:46:45.999 --> 01:46:49.200
. ما مسئوليت اونو قبول ميکنيم

01:46:49.201 --> 01:46:56.122
. بهش يه فرصت دوباره بده -
. ولتري " هيچوقت فرصت دوباره به کسي نميده " -

01:46:57.523 --> 01:47:03.444
اينو به ياد داشته باشين ، شايد براي " اِرا " جالب باشه
. وقتي بفهمه اون دختر هنوز انسانه

01:47:03.446 --> 01:47:05.646
. تاريخش گذاشته شده

01:47:07.407 --> 01:47:10.888
. " ترتيبشو بده " فيلکس
. ميخوام برم خونه

01:47:46.662 --> 01:47:50.462
. چند وقتي هست اينطوريه
. دکتر داره استخوانهاشو ميشکنه

01:47:50.463 --> 01:47:55.464
. اگه دخالت نميکرد خودم تنهايي از پسش برميومدم -
. " بي خيال شو ديگه " ليا -

01:48:00.267 --> 01:48:02.707
. سخت ترين جاي کار تموم شده
. حالش خوب ميشه

01:48:03.308 --> 01:48:07.308
بهش يه مقدار مرفين تزريق کردم ولي
حرارت بدنش به زودي کاهش پيدا ميکنه

01:48:07.309 --> 01:48:09.070
. بعدا برميگردم تا يه تزريق ديگه انجام بدم

01:48:10.231 --> 01:48:12.151
. متشکرم

01:48:20.675 --> 01:48:22.475
. ميخواد تو رو ببينه

01:48:37.321 --> 01:48:42.201
. " سلام " جيکوب -
. سلام -

01:48:56.008 --> 01:49:01.169
. نگرانت بودم -
نگران من بودي ؟ -

01:49:01.809 --> 01:49:07.090
فکر کنم " ادوارد " فکراي منو
. . خونده

01:49:09.733 --> 01:49:16.094
بهت سخت گرفت ؟ -
. حتي از دست من يا تو عصباني نشد -

01:49:17.096 --> 01:49:23.617
. لعنت
. اون بهتر از چيزيه که فکرشو ميکردم

01:49:23.657 --> 01:49:28.137
. اون بد خلق و کينه اي نيست -
. البته -

01:49:32.221 --> 01:49:41.103
بلا " ؛ اون ؛ اونقدري که تو فکر ميکني "
. کامل و بي نقص نيست

01:49:43.225 --> 01:49:51.028
. من اونو حسابي ميشناسم
. بيا درمورد اون موضوع حرف نزنيم

01:49:52.989 --> 01:50:05.033
لااقل اينطوري ميدونم که
. هرکاري که ازدستم برميومدو انجام دادم

01:50:08.835 --> 01:50:15.476
کار آسوني نبود که تو رو وادار کنم
. که اعتراف کني به من علاقه داري

01:50:15.477 --> 01:50:20.318
فقط يه کم پشيمونم ؛ چونکه
. اين باعث نميشه چيزي بين ما عوض بشه

01:50:26.842 --> 01:50:29.922
. " من برات بهترين انتخابم " بلا

01:50:32.243 --> 01:50:38.885
. به آسوني نفس کشيدن در کنار منه

01:50:43.007 --> 01:50:45.207
. ميدوني که دوستت دارم

01:50:51.891 --> 01:50:55.772
ميدوني که چقدر ميخواستم که
عاشق باشم ؟

01:51:07.016 --> 01:51:12.937
. بايد برگردي -
. يه کم وقت ميخوام -

01:51:17.660 --> 01:51:19.820
. ولي هميشه منتظرم

01:51:24.823 --> 01:51:30.944
. تا وقتي که قلب من از ضربان ميفته -
. پس شايد تا اونموقع -

01:51:54.034 --> 01:51:59.235
سيزدهِ آگوست ؟ -
. آره ، يک ماه قبل از روز تولدمه -

01:51:59.235 --> 01:52:02.956
. نميخوام يک سال ازت بزرگتر باشم

01:52:02.957 --> 01:52:05.998
. آليس " گفت تا اون موقع ترتيب همه چيزو ميده "

01:52:05.999 --> 01:52:11.280
. مطمئنم ميتونه
. هيچ عجله اي درکار نيست

01:52:14.241 --> 01:52:18.561
اين زندگي اي هست که خودم انتخاب کردم
. بايد باهاش کنار بيام

01:52:18.563 --> 01:52:22.284
پس به خاطر همينه که به " آليس " اجازه دادي
همه مراسمو برنامه ريزي کنه ؟

01:52:22.284 --> 01:52:30.526
لباس عروس ، مهموني
ليست مهمونها ؛ کي ميدونه که اون کيا رو دعوت ميکنه ؟

01:52:31.928 --> 01:52:34.729
مگه مهمه ؟

01:52:37.809 --> 01:52:42.810
. نميدونم داري چيکار ميکني -
چيو نميدوني ؟ عروسي رو ؟ -

01:52:46.013 --> 01:52:53.175
. نه ، تو سعي داري همه رو خوشحال کني
. ولي همين الانشم يه عالمه چيزو ازدست دادي

01:52:53.176 --> 01:52:55.816
. اشتباه ميکني

01:53:02.779 --> 01:53:07.100
اين يه انتخاب نبود که
. بين تو و " جيکوب " انجام داده باشم

01:53:09.942 --> 01:53:17.504
انتخاب بين اين بود که بايد چه کسي باشم
و اين که چه کسي هستم ؟

01:53:17.505 --> 01:53:25.747
هميشه فکر ميکردم گير کردم ؛ يعني يه جوري
. واقعا حس ميکردم که به زندگيم گير کردم و جدا نميشم

01:53:25.748 --> 01:53:35.910
هيچوقت احساس عادي بودن نداشتم ؛ چونکه
. من آدم عادي نيستم ، اصلا هم نميخوام عادي باشم

01:53:36.712 --> 01:53:44.233
در دنياي تو بايد با مرگ ، از دست دادن
. . و زجر و درد روبرو بشم

01:53:44.234 --> 01:53:48.515
. ولي هرگز تا اين حد احساس قوت نکردم . .

01:53:48.517 --> 01:53:56.518
. اين قدر واقعي ؛ اين قدر شبيه خودم
. چونکه ، اين دنياي من هم هست

01:54:00.561 --> 01:54:03.602
. اين ؛ جاييه که بهش تعلق دارم

01:54:09.084 --> 01:54:17.286
پس ، فقط به خاطر من اينکارو نميکني ؟ -
. نه ، متاسفم -

01:54:18.967 --> 01:54:25.449
حسابي خرابکاري کردم تا يه راهي براي گفتنش پيدا کنم ولي
. ميخوام اينکارو از راهِ درستش انجام بدم

01:54:25.450 --> 01:54:34.212
. و ميخوام خودمو در اختيارت بذارم
. اونم به تمام روشهاي ممکن انساني

01:54:34.214 --> 01:54:36.214
. با عروسي شروع ميکنيم

01:54:39.615 --> 01:54:47.857
راستش ، اول از همه بايد با يه کار سخت تر
. و شايدم خطرناکتر شروع کنيم

01:54:53.020 --> 01:54:54.979
. بايد به " چارلي " بگيم

01:54:58.582 --> 01:55:03.663
. خيلي خطرناکه -
! خوبيش اينه که تو ضد گلوله اي -

01:55:05.226 --> 01:55:07.106
. به اون حلقه احتياج دارم

01:55:07.386 --> 01:55:28.072
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
