1
00:00:01,000 --> 00:00:15,500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:38,165 --> 00:00:41,000
<font color=#FFFF00><i>" مـــاتـــریـــکـــس "</i></font>
<font color="#ff8000">«نویسنده، تهیه کننده و کارگردان: خواهران واچوفسکی»</font>

3
00:00:41,165 --> 00:00:44,002
<font color=#FFFF00><i>" اِنــقــلــاب‌هــا "</i></font>

4
00:01:10,625 --> 00:01:18,000
<font color="#00ff00">:ترجمه و تنظیم</font>
<font color="#ff8000">یاسـیــن بــرون</font>

5
00:01:21,241 --> 00:01:22,278
هیچ چیزی پیدا نکردم قربان

6
00:01:22,741 --> 00:01:24,778
! هیچ رَدّی از نایوبی یا گوست نیست

7
00:01:24,850 --> 00:01:26,366
*هیچی نیست به جز کپسول‌های آبی
<font color="#ff8000">«انسان‌های به خواب رفته و اسیر در ماتریکس»</font>

8
00:01:26,660 --> 00:01:28,327
بهتر نیست که تلاش کنیم باهاشون تماس بگیریم ؟

9
00:01:28,395 --> 00:01:30,254
! بی‌فایده‌ست، حسَّم بهم میگه که مُردن

10
00:01:30,622 --> 00:01:31,708
پس باید برگردیم

11
00:01:31,772 --> 00:01:33,808
،نه، اگر اون هواناو هنوز بتونه پرواز کنه
ما بهش نیاز داریم

12
00:01:34,117 --> 00:01:35,134
! می‌ترسیدم همین رو بگی

13
00:01:35,402 --> 00:01:38,091
همه‌ی لوله‌ها، سوراخ‌ها و شکاف‌هایی رو
که می‌شناسیم بگردید

14
00:01:38,238 --> 00:01:40,698
جستجوتون هرچقدر که امکان داره
وسیع‌تر و سریع‌تر باشه

15
00:01:40,775 --> 00:01:43,127
قربان، اختاپوس‌ها مثل مور و ملخ
! ریختن توی مسیرها

16
00:01:43,166 --> 00:01:44,777
! پس هرچه زودتر پیداشون کنیم بهتره

17
00:01:51,143 --> 00:01:52,770
فکر کردم شاید بخوای چیزی بخوری

18
00:01:52,820 --> 00:01:54,129
! ممنون

19
00:01:54,863 --> 00:01:56,880
تغییری نکرد ؟

20
00:01:58,092 --> 00:01:59,918
! نه

21
00:02:01,361 --> 00:02:04,998
اون چطوره ؟ -
مشکلی براش پیش نمیاد -

22
00:02:05,349 --> 00:02:07,792
! حداقل تا وقتی که بیدار بشه

23
00:02:08,160 --> 00:02:09,530
منظورت چیه ؟

24
00:02:09,660 --> 00:02:12,130
فرمانده چندتا پرسش ازش داره

25
00:02:12,397 --> 00:02:14,565
به نفعشِ که پاسخ‌های خوبی براشون داشته باشه

26
00:02:14,833 --> 00:02:17,875
این بریدگی ها رو می‌بینی ؟
به نظرم " خود زنی " کرده

27
00:02:17,970 --> 00:02:19,056
چرا ؟

28
00:02:19,270 --> 00:02:22,156
شاید بر اثر " وی.دی.تی "، نمی دونم
<font color="#ff8000">«نوعی اختلال که بر اثر آلوده شدن ذهن به وجود می‌آید»</font>

29
00:02:22,275 --> 00:02:25,818
،اما همون‌طور که گفتم
به نفعشِ که پاسخ‌های خوبی داشته باشه

30
00:02:28,580 --> 00:02:31,858
رولند، می‌خوام دوباره ماتریکس رو بگردم

31
00:02:32,075 --> 00:02:33,277
برای چی ؟

32
00:02:33,576 --> 00:02:34,577
برای [پیدا کردن] نـئـو

33
00:02:34,626 --> 00:02:37,655
چطور ممکنه داخلِ ماتریکس باشه، قربان ؟
! اون که وصل نیست

34
00:02:37,823 --> 00:02:39,257
خواهش می‌کنم، بخاطر من

35
00:02:49,833 --> 00:02:52,378
این چیزیِ که باعث نگرانیم میشه

36
00:02:52,646 --> 00:02:54,547
چی ؟

37
00:02:55,399 --> 00:02:58,521
الگوی عملکرد عصبیش شبیه کسی نیست
که در حالت کُما باشه

38
00:02:58,734 --> 00:03:01,512
و عجیب اینه که من این الگوها رو همیشه می‌بینم

39
00:03:01,830 --> 00:03:05,016
کجا می‌بینی ؟ -
! توی کسی که به ماتریکس وصله -

40
00:03:16,678 --> 00:03:20,031
! خبر بزرگ
هیچی پیدا نشد، اون داخل نیست

41
00:03:20,199 --> 00:03:22,408
قربان من پیشبینی‌ها رو دریافت کردم -
چقدر طول میکشه ؟ -

42
00:03:22,676 --> 00:03:27,371
،با توجه به نقطه‌ی ورود و سرعتِ بارِ قبلی‌شون
ماشین‌ها تا بیست ساعت دیگه به صهیون خواهند رسید

43
00:03:27,531 --> 00:03:29,316
! یا عیسی مسیح

44
00:03:30,776 --> 00:03:32,612
باشه، بیاید هدفمند عمل کنیم

45
00:03:32,856 --> 00:03:34,972
اِی.کِی*، تو برو بالا و روی " تمام نگاری‌ " کار کن
<font color="#ff8000">«نام این شخصیت مانند نام بقیه‌ی خدمه‌ی»</font>
<font color="#ff8000">«هواناوِ هَمِر،برگرفته از نام سلاح‌ها می‌باشد»</font>

46
00:03:35,222 --> 00:03:38,049
ماوزر*، می‌خوام سلاح‌های جلو
و عقب همیشه آماده باشن
<font color="#ff8000">«اشاره به نام یک اسلحه‌ی معروف آلمانی»</font>

47
00:03:38,417 --> 00:03:40,543
مطمئن شو که از کمترین مسیرهای ممکن گذر کنیم

48
00:03:40,771 --> 00:03:41,866
! بله قربان

49
00:03:42,554 --> 00:03:45,681
یه تماس داریم -
چی ؟ -

50
00:03:47,059 --> 00:03:49,027
! کاربر هستم

51
00:03:49,520 --> 00:03:51,379
! سِراف‌ـه

52
00:03:52,898 --> 00:03:56,400
: یک پیام از طرف اوراکل دارم
! همه‌تون باید همین الان بیاید این‌جا

53
00:04:09,181 --> 00:04:10,873
! صبح بخیر

54
00:04:11,141 --> 00:04:12,628
تو کي هستي ؟

55
00:04:12,741 --> 00:04:15,628
نام من " ساتی "ـه* ، نام تو هم نـئـو
<font color="#ff8000">«به معنی ذهن‌آگاهی،در آیین بودایی روشی است برای»</font>
<font color="#ff8000">«افزایش خِرَد که نهایتاً منجربه کاهش حس رنج می‌شود»</font>

56
00:04:15,796 --> 00:04:19,882
،بابام میگه تو قرار نبوده این‌جا باشی
اون میگه تو حتماً گم شدی

57
00:04:20,384 --> 00:04:26,052
تو گم شدي، نـئـو ؟
<font color="#ff8000">«نام ایستگاه که روی دیوار حک شده در واقع به معنی برزخ»</font>
<font color="#ff8000">«می‌باشد که عمداً به صورت بهم ریخته نوشته شده و اشاره به»</font>
<font color="#ff8000">«گیر افتادن نئو درجایی بین جهان واقعی و جهان ماتریکس دارد»</font>

58
00:04:26,365 --> 00:04:27,378
من کجا هستم ؟

59
00:04:27,565 --> 00:04:30,268
اين‌جا یه ايستگاه قطارـه

60
00:04:33,163 --> 00:04:34,657
!اين‌جا ماتريکس نيست ؟

61
00:04:35,063 --> 00:04:36,357
اون‌جا، جاییه که این قطار میره

62
00:04:36,625 --> 00:04:39,819
جایيه که ما ميريم
ولي تو نمي‌توني همراه ما بياي

63
00:04:41,088 --> 00:04:42,348
چرا نمی‌تونم ؟

64
00:04:42,488 --> 00:04:43,948
! اون بهت اجازه نميده

65
00:04:45,050 --> 00:04:46,361
کي اجازه نميده ؟

66
00:04:46,380 --> 00:04:48,661
رئیس قطار، من ازش خوشم نمیاد

67
00:04:48,869 --> 00:04:52,165
ولی بابام میگه که هرچی
رئیس قطار بهمون میگه باید گوش کنیم

68
00:04:52,332 --> 00:04:56,352
،وگرنه اون ما رو این‌جا رها می‌کنه
! همیشه و تا ابد

69
00:05:10,869 --> 00:05:15,479
مورفیوس ، ترينيتي
ممنونم که اومديد

70
00:05:16,331 --> 00:05:18,441
... چیزی که در طول سال‌هاي زندگيم ياد گرفتم

71
00:05:18,809 --> 00:05:21,694
اینه که کارها همیشه طبق میل ما پیش نمیره

72
00:05:22,145 --> 00:05:23,647
تو کي هستي ؟

73
00:05:23,845 --> 00:05:25,447
! من " اوراکل " هستم

74
00:05:27,651 --> 00:05:31,954
کاش راه آسون‌تری هم برای توصیف
! این اتفاق وجود داشت، ولی وجود نداره

75
00:05:32,739 --> 00:05:34,999
متاسفم اما این اتفاق باید می‌افتاد

76
00:05:35,367 --> 00:05:38,753
متاسفم که نتونستم با همون چهره‌ای که شما
من رو به یاد میارید این‌جا بشینم

77
00:05:38,962 --> 00:05:40,575
ولی قرار نبود این‌طور بشه

78
00:05:40,762 --> 00:05:41,839
چه اتفاقي افتاده ؟

79
00:05:42,682 --> 00:05:46,969
من یک انتخاب کردم، ولی هزینه‌ی انتخابم
بیشتر از چیزی شد که انتظارش رو داشتم

80
00:05:47,479 --> 00:05:48,512
چه انتخابی ؟

81
00:05:49,172 --> 00:05:51,807
این‌که به شما کمک کنم
*این‌که نـئـو رو راهنمایی کنم
<font color="#ff8000">«علت اصلی تغییر بازیگر اوراکل،مرگ بازیگر قبلی بود»</font>

82
00:05:52,175 --> 00:05:56,775
از اون‌جایی که آزمون واقعی برای هر انتخابی
... اینه که دوباره همون " انتخاب " رو انجام بدی

83
00:05:57,364 --> 00:06:00,900
در حالی که کاملاً از عواقب احتمالیش آگاهی داری

84
00:06:01,368 --> 00:06:03,653
به نظرم حس خوبی نسبت به اون " انتخاب " دارم

85
00:06:03,870 --> 00:06:08,115
چون این‌جا هستم
! و دوباره همون " انتخاب " رو انجام دادم

86
00:06:08,367 --> 00:06:10,061
می‌دونی چه اتفاقی برای نـئـو افتاده ؟

87
00:06:10,167 --> 00:06:11,261
بله

88
00:06:12,696 --> 00:06:17,041
اون در جایی بین این جهان
و جهانِ ماشین‌ها گیر افتاده

89
00:06:17,576 --> 00:06:21,545
راه ارتباطی به اون‌جا توسط نرم افزاری
به نام " رئیس قطار " کنترل میشه

90
00:06:21,813 --> 00:06:26,259
اون از این راه ارتباطی برای قاچاق نرم افزارها
به درون و بیرون از ماتریکس استفاده می‌کنه

91
00:06:26,426 --> 00:06:29,595
اگر اون پیش از شما، نـئـو رو پیدا کنه

92
00:06:29,763 --> 00:06:33,224
متاسفانه اون موقع " انتخاب "های سختی
پیش روی ما خواهد بود

93
00:06:33,592 --> 00:06:34,460
چرا ؟

94
00:06:34,492 --> 00:06:36,560
بخاطر کسی که رئیس قطار برای اون کار می‌کنه

95
00:06:36,868 --> 00:06:38,562
" ! مِــرویــنــجــیــن "

96
00:06:38,772 --> 00:06:43,276
اون برای سرتون جایزه تعیین کرده
باید همیشه و همه‌جا مراقب باشید

97
00:06:43,777 --> 00:06:48,030
سِراف می‌دونه که چطور میشه
رئیس قطار رو پیدا کرد، اون همراه‌تون میاد

98
00:06:48,282 --> 00:06:51,951
سال‌هاست که اون از من محافظت کرده

99
00:06:52,119 --> 00:06:54,620
امیدوارم که بتونه همین کار رو
برای شما هم انجام بده

100
00:06:55,747 --> 00:06:58,457
لطفاً، دنبالم بیاید

101
00:07:03,380 --> 00:07:05,089
... اوراکل

102
00:07:05,257 --> 00:07:07,466
می‌دونم مورفیوس

103
00:07:07,634 --> 00:07:11,487
می‌تونم ببینم که پر از شَک شدی
و ابری از تردید روی تو سایه افکنده

104
00:07:11,655 --> 00:07:16,183
پس از تمام اتفاقاتی که افتاده، چطور از من
انتظار داری که بهت " باور " داشته باشم ؟

105
00:07:16,351 --> 00:07:18,102
! این انتظار رو ندارم

106
00:07:18,270 --> 00:07:20,938
: من چیزی رو انتظار دارم که همیشه داشتم

107
00:07:21,206 --> 00:07:25,601
انتخابِ " لعنتیِ خودت رو بکن "
چه به من باور داشته باشی و چه نداشته باشی

108
00:07:25,669 --> 00:07:30,869
همه‌ی کاری که می‌تونم بکنم اینه که بهتون بگم
دوست‌تون توی دردسر افتاده و به کمک شما نیاز داره

109
00:07:31,258 --> 00:07:34,577
! اون به همه‌ی کمکِ ما نیاز داره

110
00:07:35,220 --> 00:07:36,583
تو از ماتریکس اومدی ؟

111
00:07:36,680 --> 00:07:37,763
! آره

112
00:07:37,875 --> 00:07:39,165
! نه

113
00:07:39,333 --> 00:07:43,252
منظورم اینه که قبلاً اون‌جا بودم -
چرا اون‌جا رو ترک کردی ؟ -

114
00:07:44,129 --> 00:07:47,623
مجبور شدم -
منم مجبور شدم خونه‌ام رو ترک کنم -

115
00:07:47,983 --> 00:07:51,344
ساتی، بیا این‌جا عزیزم
! اون مرد بیچاره رو راحت بذار

116
00:07:51,611 --> 00:07:53,012
! چشم بابا

117
00:07:57,993 --> 00:08:01,520
عذر می‌خوام، اون هنوز هم خیلی کنجکاوه

118
00:08:02,122 --> 00:08:03,083
من شما رو می‌شناسم

119
00:08:03,172 --> 00:08:05,483
*بله،توی رستوران مرد فرانسوی[همدیگه رو دیدیم]
<font color="#ff8000">«منظور، مروینجین است»</font>

120
00:08:05,780 --> 00:08:10,363
من " راما کاندرا "* هستم
ایشون همسرم " کامالا " و دخترم " ساتی " هستن
<font color="#ff8000">«اشاره به نام یکی از خدایان آیین هندوییسم»</font>

121
00:08:10,875 --> 00:08:12,531
از آشنایی با شما خیلی خوشبختیم

122
00:08:13,216 --> 00:08:15,426
شما نرم افزار کامپیوتری هستید ؟ -
اوه، بله -

123
00:08:16,011 --> 00:08:19,955
من مدیر سیستم‌های نیروگاهی
برای عملیات بازیافت هستم

124
00:08:20,223 --> 00:08:24,210
همسرم برنامه نویسِ نرم افزارهای تعاملی هست
اون خیلی خلّاق‌ـه

125
00:08:24,478 --> 00:08:26,879
این‌جا چه کار می‌کنی ؟
تو به این‌جا تعلق نداری ؟

126
00:08:27,147 --> 00:08:29,847
کامالا، ازتون عذر می‌خوام

127
00:08:30,047 --> 00:08:31,875
همسرم گاهی اوقات خیلی رُک صحبت می‌کنه

128
00:08:33,320 --> 00:08:34,720
مشکلی نیست

129
00:08:35,155 --> 00:08:36,555
من پاسخی ندارم

130
00:08:36,823 --> 00:08:38,427
! من حتی نمی‌دونم که " این‌جا " کجاست

131
00:08:38,723 --> 00:08:40,467
! این‌جا، ناکجاست

132
00:08:40,744 --> 00:08:43,229
جایی بین جهانِ ما و جهانِ شماست

133
00:08:44,875 --> 00:08:47,733
رئیس قطار کیه ؟ -
اون برای " مرد فرانسوی " کار می‌کنه -

134
00:08:48,293 --> 00:08:50,165
چرا می‌دونستم که قراره این رو بگی ؟

135
00:08:50,428 --> 00:08:54,240
! مرد فرانسوی نه فراموش می‌کنه و نه می‌بخشه

136
00:08:54,758 --> 00:08:57,384
تو می‌شناسیش ؟ -
من فقط در حدی که نیاز دارم، می‌شناسمش -

137
00:08:57,552 --> 00:09:03,314
می‌دونم که اگر بخواهید چیزی که به جهان شما
تعلق نداره رو از جهان ما به جهان خودتون ببرید

138
00:09:03,481 --> 00:09:04,834
باید پیش " مرد فرانسوی " برید

139
00:09:05,101 --> 00:09:06,727
این کاریِ که شما دارید این‌جا انجام می‌دید ؟

140
00:09:06,875 --> 00:09:10,756
... راما لطفاً -
من نمي‌خوام سنگدل باشم، کامالا -

141
00:09:11,024 --> 00:09:13,521
احتمال داره که در بقیه‌ی زندگیش
! هیچ کس دیگه‌ای رو نبینه

142
00:09:14,027 --> 00:09:15,719
! ببخشید

143
00:09:15,987 --> 00:09:19,481
مجبور نیستی که به این پرسش، پاسخ بدی -
[نه، برام مهم نیست [که چه اتفاقی ممکنه بی‌افته -

144
00:09:19,868 --> 00:09:22,101
پاسخ، ساده‌ست

145
00:09:28,183 --> 00:09:30,067
من دخترم رو خيلي دوست دارم

146
00:09:30,335 --> 00:09:33,779
اون زیباترین چيزيِ که من تا حالا ديدم

147
00:09:34,047 --> 00:09:36,657
اما اینکه ما از کجا[به وجود] اومدیم کافی نیست

148
00:09:36,875 --> 00:09:39,493
هر نرم افزاری که به وجود میاد
باید هدفی داشته باشه

149
00:09:39,803 --> 00:09:43,038
اگر هدف نداشته باشه، پاک میشه

150
00:09:43,206 --> 00:09:46,876
من برای نجات دخترم، پیش مرد فرانسوی رفتم

151
00:09:48,462 --> 00:09:50,097
... تو درک نمی‌کنی

152
00:09:50,382 --> 00:09:51,797
... من فقط هرگز

153
00:09:51,965 --> 00:09:54,341
نشنیده بودی که یک نرم افزار
! از عشق صحبت کنه

154
00:09:55,093 --> 00:09:57,372
عشق، یه حس انسانی‌ـه

155
00:09:57,462 --> 00:09:59,397
نه، عشق یک واژه‌ست

156
00:09:59,639 --> 00:10:04,018
چیزی که مهمه رابطه‌ایه
که " واژه " بر اون دلالت داره

157
00:10:06,438 --> 00:10:09,440
می‌بینم که تو هم عاشق هستی

158
00:10:10,025 --> 00:10:13,986
می‌تونی بهم بگی برای حفظ اون رابطه
چه چیزهایی رو فدا می‌کنی ؟

159
00:10:14,554 --> 00:10:15,588
! همه چیز رو

160
00:10:15,780 --> 00:10:17,656
... پس شاید دلیل این‌جا بودنت

161
00:10:17,824 --> 00:10:21,118
با دلیل حضور من در این‌جا تفاوتی نداشته باشه

162
00:10:28,460 --> 00:10:30,753
! خودشه

163
00:10:31,838 --> 00:10:34,757
! دور بشید، از من دور بشید -
ما دنبال دردسر نیستم -

164
00:10:34,925 --> 00:10:37,843
گورتون رو از این‌جا گم کنید -
ما به کمکت نیار داریم -

165
00:10:38,011 --> 00:10:41,597
من نمی‌تونم کمک‌تون کنم
هیچ‌کس نمی‌تونه کمک‌تون کنه

166
00:11:32,566 --> 00:11:34,066
! اوه، نه

167
00:11:46,413 --> 00:11:48,038
! لعنتی

168
00:11:51,084 --> 00:11:55,087
قطار ساعت چند قراره بیاد ؟ -
همین الان هم دیر کرده -

169
00:11:55,255 --> 00:11:57,464
رئیس قطار اهل دیر کردن نیست

170
00:11:58,091 --> 00:12:00,092
به نظرت تاخیرش ربطی به من داره ؟

171
00:12:00,260 --> 00:12:01,594
! مطمئن نیستم

172
00:12:01,761 --> 00:12:04,597
چه کسی این‌طور چیزها رو می‌دونه ؟
! فقط اوراکل

173
00:12:04,764 --> 00:12:07,641
تو اوراکل رو می‌شناسی ؟ -
همه اوراکل رو می‌شناسند -

174
00:12:07,851 --> 00:12:10,561
من پیش از ملاقات با مرد فرانسوی
با اوراکل مشورت کردم

175
00:12:10,729 --> 00:12:13,422
اوراکل قول داده که بعد از رفتن ما
از ساتی مراقبت کنه

176
00:12:13,440 --> 00:12:15,441
بعد از رفتن‌تون ؟

177
00:12:15,609 --> 00:12:18,277
شما همراهش نمی‌مونید ؟ -
ممکن نیست -

178
00:12:18,445 --> 00:12:22,489
ما فقط برای موندن دخترمون
با مرد فرانسوی توافق کردیم

179
00:12:22,657 --> 00:12:24,868
من و همسرم باید به جهان خودمون برگردیم

180
00:12:25,057 --> 00:12:26,118
چرا ؟

181
00:12:26,411 --> 00:12:27,530
این کارمای ماست

182
00:12:27,711 --> 00:12:29,430
تو به " کارما "* اعتقاد داری ؟
<font color="#ff8000">«یکی از اعتقادات دینی هندوها که به تاثیر»</font>
<font color="#ff8000">«اعمال انسان در آینده و سرنوشت او اشاره دارد»</font>

183
00:12:29,497 --> 00:12:32,708
کارما هم یک واژه‌ست، مثل عشق

184
00:12:32,876 --> 00:12:34,668
: راهی برای گفتن اینکه

185
00:12:34,878 --> 00:12:37,087
" من برای انجام چه کاری این‌جا هستم "

186
00:12:37,255 --> 00:12:40,883
من از کارمای خودم ناراحت نیستم
من بخاطرش شکر گزارم

187
00:12:41,051 --> 00:12:44,511
من به خاطر وجود همسر فوق العاده
و دختر زیبام شکر گزارم

188
00:12:44,679 --> 00:12:48,807
اون‌ها موهبت هستن و من هرکاری که لازمه
باید برای ارج گذاشتن به اون‌ها انجام بدم

189
00:12:50,393 --> 00:12:53,854
بابا قطار اومد -
اره، وسایلت رو بیار، زود باش -

190
00:12:56,900 --> 00:12:58,817
می‌شه این کیف رو من براتون بیارم ؟

191
00:13:00,028 --> 00:13:02,029
باشه

192
00:13:07,410 --> 00:13:08,744
زود باشید، دیرم شده

193
00:13:14,042 --> 00:13:15,125
تو دیگه کی هستی ؟

194
00:13:15,535 --> 00:13:17,086
یه دوسته -
! راما -

195
00:13:17,921 --> 00:13:20,673
من تو رو می‌شناسم

196
00:13:20,870 --> 00:13:24,551
پس این چیزیِ که اون‌ها دنبالش بودن -
من باید برگردم -

197
00:13:25,820 --> 00:13:28,097
هرچی بخوای بهت می‌پردازم

198
00:13:28,364 --> 00:13:30,724
من هر طور شده سوار این قطار میشم

199
00:13:31,034 --> 00:13:32,601
! نه، نه، نه

200
00:13:32,869 --> 00:13:35,688
تو دقیقاً همین جا می‌مونی
تا وقتی که مرونجین دستور دیگه‌ای بده

201
00:13:35,855 --> 00:13:37,356
و تا جایی که من اون رو می‌شناسم

202
00:13:37,524 --> 00:13:41,026
برای یه مدت خیلی، خیلی طولانی
! این‌جا موندگار هستی

203
00:13:41,444 --> 00:13:45,280
من نمي‌خوام بهت آسيبی برسونم -
انگار متوجه نیستی -

204
00:13:45,448 --> 00:13:48,033
من اين‌ مکان رو ساختم

205
00:13:48,201 --> 00:13:52,538
این پایین، من قانون وضع می‌کنم
این پایین، من تهدید می‌کنم

206
00:13:58,253 --> 00:14:01,046
! اين پائين من " خدا " هستم

207
00:14:03,466 --> 00:14:07,219
سوار قطار بشید
یا با اون همین‌جا می‌مونید

208
00:14:23,027 --> 00:14:25,988
بايد دوباره پيش اوراکل برگرديم
اون مي‌دونه که بايد چه کار کنيم

209
00:14:26,156 --> 00:14:28,907
نه، خودمون می‌دونیم که چه کاری باید انجام بشه

210
00:14:44,716 --> 00:14:46,008
! لعنتي

211
00:15:14,287 --> 00:15:16,747
! حتماً شوخیت گرفته

212
00:15:16,915 --> 00:15:18,957
! لعنتی، این که بی بال‌ـه

213
00:15:19,751 --> 00:15:21,293
! فهمیدم

214
00:15:21,461 --> 00:15:24,296
! باید آماده‌ی مرگ شده باشی

215
00:15:24,631 --> 00:15:26,131
باید با " اون " صحبت کنم

216
00:15:26,299 --> 00:15:30,969
تنها راهی که می‌تونی از این در رَد بشی
! از روی نعش گنده‌ی منه

217
00:15:31,763 --> 00:15:33,096
! پس بمير

218
00:15:54,763 --> 00:15:56,376
<font color="#ff8000">«نوشته روی دکمه : دوزخ»</font>

219
00:15:56,429 --> 00:15:58,747
حمل سلاح توی کِلاب ممنوعه

220
00:15:58,915 --> 00:16:02,334
موقع پیاده شدن از آسانسور یه دختر هست
که لباس‌ها رو می‌گیره

221
00:16:02,602 --> 00:16:05,712
و اگر خوش اقبال باشیم
یه مرد هم هست که سلاح‌ها رو می‌گیره

222
00:16:06,272 --> 00:16:08,048
و اگر خوش اقبال نباشیم ؟

223
00:16:08,316 --> 00:16:10,092
! مردهای زیادی اون‌جا خواهند بود

224
00:16:11,875 --> 00:16:14,596
می‌تونم ... ؟
! خدای من

225
00:18:15,845 --> 00:18:20,596
<font color="#ff8000">«این کلاب به صورت یک " فتیش کلاب " ترسیم شده»</font>

226
00:18:36,322 --> 00:18:38,824
این‌جا چه خبره ؟

227
00:18:41,577 --> 00:18:43,412
! باورم نمیشه

228
00:18:45,577 --> 00:18:51,412
<font color="#ff8000">«در اساطیر یونان، هادس و پرسفونه فرمانروایان»</font>
<font color="#ff8000">«دوزخ هستند، در این‌جا نیز مروینجین و پرسفونه»</font>
<font color="#ff8000">«فرمانروایان کلاب دوزخ هستند»</font>

229
00:18:55,078 --> 00:18:58,010
! بچه‌ی ناخَلَف* دوباره برگشته
<font color="#ff8000">«سِراف در ابتدا از افراد مروینجین بود که در نهایت»</font>
<font color="#ff8000">«از دستوراتش نافرمانی کرد و از او جدا شد»</font>

230
00:18:58,376 --> 00:19:00,976
! *به زبان فرانسوی:] فرشته‌ی بی بال]
<font color="#ff8000">«تشبیه سِراف به فرشتگان گناهکار که طبق»</font>
<font color="#ff8000">«باور دین یهود از دستورات خداوند نافرمانی کردند»</font>
<font color="#ff8000">«و مجازات شدند و بال‌هایشان از آن‌ها گرفته شد»</font>

231
00:19:01,096 --> 00:19:04,266
برای گرفتن جایزه اومدی، سِراف ؟

232
00:19:06,310 --> 00:19:09,187
بگو چند تا گلوله توی اون تفنگ‌هاست ؟

233
00:19:09,355 --> 00:19:12,524
من نمی‌دونم، ولی فکر نمی‌کنم
! به اندازه‌ی کافی گلوله داشته باشید

234
00:19:12,692 --> 00:19:15,527
ما فقط می‌خوایم صحبت کنیم -
اوه آره -

235
00:19:15,695 --> 00:19:20,795
مطمئنم که همین‌طوره، با اسلحه اومدید
به " دوزخ " که صحبت کنید، آره ؟

236
00:19:21,451 --> 00:19:23,452
بهتون می‌گم که چه کار می‌کنم

237
00:19:23,619 --> 00:19:27,581
تفنگ‌هاتون رو زمین بذارید
و من هم قول میدم که سالم از این‌جا خارج میشید

238
00:19:27,957 --> 00:19:30,375
هر سه نفرمون ؟ -
اوه، آره،آره -

239
00:19:31,461 --> 00:19:33,295
! البته

240
00:19:56,276 --> 00:19:58,976
[:به زبان فرانسوی]
خدمتگذاری که سر در گم شده؟ اینطور نیست؟

241
00:19:59,322 --> 00:20:04,822
کی فکرش رو می‌کرد که بعد از آخرین ملاقات‌مون
به این زودی همدیگه رو ببینیم

242
00:20:05,411 --> 00:20:08,330
سرنوشت خیلی مهربانه

243
00:20:08,498 --> 00:20:12,000
*و از اون‌جایی که تو، یهودای کوچک من
اون‌ها رو به این‌جا آوردی
<font color="#ff8000">«اشاره به یهودا اسخریوطی از یاران حضرت عیسی»</font>
<font color="#ff8000">«،که به او خیانت کرد و محل او را به رومی‌ها لو داد»</font>
<font color="#ff8000">«مانند یهودا، سراف نیز قبلاً از افراد مرونجین بوده»</font>
<font color="#ff8000">«ولی اکنون با دشمنانش همکاری می‌کند»</font>

244
00:20:12,168 --> 00:20:16,968
فقط می‌تونم نتیجه‌گیری کنم که اون زن فالگیر
برای خودش یه پوسته‌ی دیگه پیدا کرده

245
00:20:17,173 --> 00:20:20,425
ناامید کننده‌ست، اما غیرمنتظره نیست

246
00:20:20,593 --> 00:20:24,096
اگرچه امیدوارم که این بار
درسِ خوبی گرفته باشه

247
00:20:24,263 --> 00:20:27,599
و یادش بمونه که هیچ عملِ
بدون " پیامدی " وجود نداره

248
00:20:27,767 --> 00:20:32,567
و اگر شما چیزی رو از من بگیرید
حتماً بهای اون رو پرداخت خواهید کرد

249
00:20:33,022 --> 00:20:35,857
می‌دونی که ما برای چی این‌جا هستیم ؟

250
00:20:36,442 --> 00:20:39,611
بیخیال، این دیگه چه سوالیه ؟
معلومه که می‌دونم

251
00:20:39,779 --> 00:20:41,863
کارِ من اینه که بدونم

252
00:20:42,031 --> 00:20:45,283
برخی ممکنه فکر کنن که این یه اتفاق عجیبه
اما من این‌طور فکر نمی‌کنم

253
00:20:45,701 --> 00:20:50,501
اگرچه کنجکاوم که بدونم واقعاً چطور این اتفاق افتاد

254
00:20:52,166 --> 00:20:54,292
شما می‌دونید ؟ -
نه -

255
00:20:54,460 --> 00:20:56,211
نه ؟

256
00:20:56,379 --> 00:20:58,547
منم فکر می‌کردم که ندونید

257
00:20:58,714 --> 00:21:01,633
ولی همیشه خوبه که پرسیده بشه

258
00:21:01,801 --> 00:21:03,885
ما می‌خوایم معامله کنیم

259
00:21:05,388 --> 00:21:09,850
همیشه یکراست میری سر معامله
ها، مورفیوس ؟

260
00:21:10,017 --> 00:21:14,354
بسیار خب، من چیزی دارم که شما می‌خواید

261
00:21:14,522 --> 00:21:16,481
... و برای معامله کردن

262
00:21:16,649 --> 00:21:21,449
شما هم باید چیزی داشته باشید
که من بخوام، درسته ؟

263
00:21:22,405 --> 00:21:26,658
و بر حسب اتفاق یه چیزی هم هست
که من می‌خوام

264
00:21:26,826 --> 00:21:31,204
چیزی که از نخستین روزی
که اومدم این‌جا می‌خواستم

265
00:21:31,414 --> 00:21:34,166
میگن که نمیشه به دستش آورد

266
00:21:34,584 --> 00:21:36,918
فقط باید بهت داده بشه

267
00:21:37,086 --> 00:21:38,720
چه چیزی ؟

268
00:21:40,923 --> 00:21:43,425
! چشمان اوراکل

269
00:21:47,221 --> 00:21:50,765
پیش از این هم بهتون گفته بودم که از ماهیتِ هستی
هیچ راه فراری نیست

270
00:21:50,933 --> 00:21:53,685
و این همون ماهیت هستیِ
که شما رو دوباره پیش من برگردوند

271
00:21:53,853 --> 00:21:57,522
،چیزی که خیلی‌ها اون رو یک اتفاق در نظر می‌گیرن
*ولی من اون رو " پیامد " در نظر می‌گیرم
<font color="#ff8000">«اشاره ه به بحث "علت و معلول" که در قسمت قبل هم بود»</font>

272
00:21:57,690 --> 00:21:59,983
... وقتی که دیگران " فرصت " رو می‌بینن

273
00:22:00,151 --> 00:22:03,695
من " هزینه " رو می‌بینم

274
00:22:05,865 --> 00:22:09,159
چشمان اوراکل رو برام بیارید

275
00:22:09,660 --> 00:22:12,621
و من هم ناجی‌تون رو بهتون بر می‌گردونم

276
00:22:13,247 --> 00:22:17,542
از نظر من این یک معامله‌ی
کاملاً عادلانه و عاقلانه‌ست

277
00:22:18,294 --> 00:22:19,628
آره ؟
نه ؟

278
00:22:22,089 --> 00:22:23,798
! من که برای این مزخرفات وقت ندارم

279
00:22:55,723 --> 00:22:58,291
می‌خوای معامله کنی ؟
این چطوره ؟

280
00:22:58,501 --> 00:23:02,545
،یا نـئـو رو بهم میدی یا همه‌مون می‌میریم
! همین‌جا، همین حالا

281
00:23:03,506 --> 00:23:06,424
! معامله‌ی جالبی‌ـه

282
00:23:08,674 --> 00:23:13,394
!واقعاً حاضری که برای این مرد بمیری ؟

283
00:23:14,600 --> 00:23:16,075
! باور کن که حاضرم

284
00:23:16,200 --> 00:23:17,385
اون این کار رو می‌کنه

285
00:23:17,868 --> 00:23:20,563
اگر مجبور بشه، تک‌تک ما رو می‌کشه

286
00:23:20,731 --> 00:23:22,432
! این زن عاشق‌ـه

287
00:23:23,150 --> 00:23:28,550
شگفت انگیزه که الگوی کدهای عشق
*چقدر مشابه الگوی کدهای دیوانگی‌ـه
<font color="#ff8000">«منظور الگوی کدهای ماتریکس است، چون در دنیای»</font>
<font color="#ff8000">«مجازیِ ماتریکس همه چیز حتی احساسات با کدهای‌خاص»</font>
<font color="#ff8000">«تعریف می‌شوند و مروینجین قادر به دیدن این کدهاست»</font>

288
00:23:28,764 --> 00:23:30,226
! وقت تمامه

289
00:23:30,508 --> 00:23:31,950
!تصمیمت چیه مِرو ؟

290
00:23:36,680 --> 00:23:40,458
باشه، تو خودت رو آوردی این‌جا

291
00:23:40,626 --> 00:23:43,211
خودت هم می‌تونی خودت رو بیرون ببری

292
00:24:30,885 --> 00:24:32,218
برای خارج کردن ما آماده‌اید ؟

293
00:24:32,386 --> 00:24:35,347
تقریباً قربان، دستگاه‌های هک* قدیمی خوبی این‌جا دارن
<font color="#ff8000">«کامپیوترهایی که برای هک کردن و نفوذ»</font>
<font color="#ff8000">«به شبکه ماتریکس از آن‌ها استفاده می‌شود»</font>

294
00:24:35,514 --> 00:24:37,682
ولی شما نـئـو رو پیدا کردید ؟ -
نمی‌تونی ببینیش ؟ -

295
00:24:37,850 --> 00:24:40,769
نه قربان، یه چیزهایی رو داریم می‌بینیم
ولی نمی‌تونیم بگیم چیه

296
00:24:45,358 --> 00:24:46,858
هنوز نمي‌تونم اين‌جا رو ترک کنم

297
00:24:49,862 --> 00:24:52,197
باید اوراکل رو ببینم

298
00:24:52,865 --> 00:24:55,116
الان ؟

299
00:24:56,202 --> 00:24:57,619
این آخرین فرصت منه

300
00:25:00,247 --> 00:25:02,582
خودشه، راز کار همینه

301
00:25:02,750 --> 00:25:04,918
بايد از دست‌هات استفاده کني -
چرا ؟ -

302
00:25:05,419 --> 00:25:08,046
! کلوچه‌ها هم مثل بقیه چیزها نیاز به عشق دارن

303
00:25:09,840 --> 00:25:11,299
! نــئــو

304
00:25:11,675 --> 00:25:16,475
امیدوار بودم پیش از اومدنت
! این کلوچه‌ها آماده شده باشن

305
00:25:17,640 --> 00:25:20,683
ساتی عزیزم، فکر کنم وقت مزه کردن‌شون رسیده

306
00:25:20,976 --> 00:25:23,853
کاسه رو پیش سراف ببر و ببین آماده شدن یا نه

307
00:25:24,021 --> 00:25:26,147
باشه

308
00:25:26,774 --> 00:25:29,275
خوشحالم که بيرون اومدي -
منم همين‌طور -

309
00:25:33,155 --> 00:25:36,533
خب، من رو شناختی ؟

310
00:25:36,700 --> 00:25:39,911
*بخشی از شما رو شناختم -
خب همین‌طوریه -
<font color="#ff8000">«یعنی چهره‌ات عوض شده ولی رفتارت مثل قبل هست»</font>

311
00:25:40,079 --> 00:25:42,914
یه بخش‌هایی رو از دست میدی
یه بخش‌هایی رو نگه می‌داری

312
00:25:43,082 --> 00:25:46,918
من هم توی آینه خودم رو نمی‌شناسم

313
00:25:48,504 --> 00:25:50,422
! ولي هنوز آب نبات دوست دارم

314
00:25:52,925 --> 00:25:54,259
نه ممنون

315
00:25:54,427 --> 00:25:57,595
یادت هست وقتی که برای نخستین بار
از در خونه‌ام وارد شدی چه شکلی بودی ؟

316
00:25:57,763 --> 00:26:02,563
،مثل یه سوسک وحشت زده و متلاطم بودی
اما حالا به خودت نگاه کن

317
00:26:03,018 --> 00:26:06,271
تو قطعاً من رو شگفت زده کردی
و هنوز هم شگفت زده‌ام می‌کنی

318
00:26:06,689 --> 00:26:09,732
! تو هم گاهی اوقات من رو شگفت زده کردی

319
00:26:09,900 --> 00:26:12,193
اميدوارم تونسته باشم کمک کنم

320
00:26:12,361 --> 00:26:15,780
،به من کمک کردي که این‌جا بيام
ولي سوالم اینه که چرا ؟

321
00:26:16,031 --> 00:26:17,740
این مسیر به کجا میره ؟

322
00:26:17,908 --> 00:26:20,452
کی به آخر می‌رسه ؟ -
نمی‌دونم -

323
00:26:20,744 --> 00:26:24,122
نمي‌دوني يا اینکه نمي‌خواي به من بگي ؟ -
... پیش از این هم گفتم -

324
00:26:24,623 --> 00:26:29,423
هیچ‌کس نمی‌تونه فراسوی انتخابی
! که درکش نمی‌کنه رو ببینه، حقیقتاً هیچ‌کس

325
00:26:30,254 --> 00:26:34,132
کدوم انتخاب ؟ -
مهم نیست، این انتخاب منه -

326
00:26:34,300 --> 00:26:36,801
من انتخاب‌های خودم رو دارم
همون‌طور که تو انتخاب‌های خودت رو داری

327
00:26:37,094 --> 00:26:39,971
این انتخاب‌ها شامل چیزهایی که
انتخاب می‌کنی به من بگی یا نگی هم میشه ؟

328
00:26:40,139 --> 00:26:41,389
البته که نه

329
00:26:41,557 --> 00:26:43,817
پس چرا راجع به " معمار " چيزي به من نگفتي ؟

330
00:26:43,934 --> 00:26:48,146
همچنین در مورد صهیون و افراد برگزیده پیش از من؟
چرا حقیقت رو به من نگفتی ؟

331
00:26:49,106 --> 00:26:52,984
چون برای تو زمانش نرسیده بود که بدونی -
چه کسی تصمیم گرفت که زمانش نرسیده ؟ -

332
00:26:53,444 --> 00:26:56,070
! خودت می‌دونی

333
00:26:57,065 --> 00:27:01,727
[نوشته روی تابلو : خودَت را بِشِناس]
<font color="#ff8000">«جمله‌ی معروف سُقراط، فیلسوف یونانی که در»</font>
<font color="#ff8000">«قسمت نخست فیلم نیز به آن اشاره شد»</font>

334
00:27:02,786 --> 00:27:04,996
من خودم رو شناختم

335
00:27:05,498 --> 00:27:08,833
پس فکر کنم وقتش رسیده
که چندتا چیز دیگه رو هم بدونم

336
00:27:09,001 --> 00:27:10,752
! من هم همين‌طور

337
00:27:11,086 --> 00:27:14,839
بگو چطور بدون وصل شدن به ماتریکس
تونستم ذهن و جسمم رو از هم جدا کنم ؟

338
00:27:15,007 --> 00:27:17,875
بگو چطور تونستم چهارتا اختاپوس رو
با ذهنم متوقف کنم ؟

339
00:27:18,385 --> 00:27:22,013
بگو چه اتفاق کوفتی‌ای داره برام می‌افته ؟

340
00:27:24,141 --> 00:27:27,685
قدرت شخص برگزیده فراتر
از چهارچوب‌های این دنیاست

341
00:27:27,853 --> 00:27:31,397
قدرتش از این‌جا تا اون نقطه‌ای
که ازش اومده رو در بر می‌گیره

342
00:27:31,565 --> 00:27:32,575
تا کجا ؟

343
00:27:32,665 --> 00:27:33,816
! تا منبع

344
00:27:33,984 --> 00:27:38,655
این حسی بود که داشتی وقتی اون اختاپوس‌ها
رو لمس کردی، ولی آمادگیش رو نداشتی

345
00:27:39,156 --> 00:27:43,956
تو باید مُرده باشی ولی ظاهراً
! آمادگی اون رو هم نداشتی

346
00:27:46,705 --> 00:27:49,638
معمار بهم گفت که اگر به " منبع " برنگردم

347
00:27:49,708 --> 00:27:51,543
صهیون همین نیمه شب نابود میشه

348
00:27:51,710 --> 00:27:56,047
بی‌خیال، ممکنه من و تو نتونیم نتیجه‌ی
انتخاب‌های خودمون رو ببینیم

349
00:27:56,215 --> 00:27:58,967
ولی اون مرد هم نمی‌تونه
پیشینه‌ی هیچ انتخابی رو ببینه

350
00:27:59,468 --> 00:28:03,221
چرا نمی‌تونه ؟ -
اون درک‌شون نکرده، قادر نیست -

351
00:28:03,389 --> 00:28:06,057
برای اون، انتخاب‌ها مثل متغیرهای
یک معادله‌ هستن

352
00:28:06,225 --> 00:28:10,270
متغیرها باید یکی‌یکی حل بشن
و در نهایت، پاسخ مشخص بشه

353
00:28:10,437 --> 00:28:14,148
این هدف [از ساخت] اون‌ـه
! متعادل کردن دو طرف معادله

354
00:28:14,567 --> 00:28:16,693
هدف تو چیه ؟

355
00:28:16,860 --> 00:28:18,903
! که نامتعادلش کنم

356
00:28:19,071 --> 00:28:21,155
چرا ؟
مگه تو چی می‌خوای ؟

357
00:28:21,740 --> 00:28:25,243
من همون چیزی رو می‌خوام که تو می‌خوای، نـئـو

358
00:28:25,411 --> 00:28:28,329
و قصد دارم تا وقتی که بهش برسی
در کنارت باشم

359
00:28:28,831 --> 00:28:31,332
هدف من پایان این جنگ‌ـه

360
00:28:31,917 --> 00:28:33,376
اصلاً قرار هست که به پایان برسه ؟

361
00:28:34,169 --> 00:28:36,454
به هر حال به پایان میرسه

362
00:28:36,839 --> 00:28:40,216
آیا میشه " صهیون " رو نجات داد ؟

363
00:28:40,593 --> 00:28:45,393
... متاسفم من پاسخی برای این پرسش ندارم، اما

364
00:28:46,265 --> 00:28:51,065
اگر پاسخی وجود داشته باشه
فقط در یک جا می‌تونی پیداش کنی

365
00:28:51,353 --> 00:28:54,022
کجا ؟ -
خودت می‌دونی -

366
00:28:55,983 --> 00:28:59,110
و اگر نتونی پاسخ رو پیدا کنی

367
00:28:59,278 --> 00:29:02,780
متاسفانه ممکنه فردایی برای
! هیچ‌کدوم از ما وجود نداشته باشه

368
00:29:04,450 --> 00:29:07,118
معنی این حرف چیه ؟

369
00:29:11,123 --> 00:29:14,751
... هر چیزی که آغازی داشته باشه

370
00:29:14,918 --> 00:29:17,378
پایانی هم داره

371
00:29:17,546 --> 00:29:20,465
من می‌بینم که پایان کار داره میرسه

372
00:29:20,633 --> 00:29:23,551
می‌بینم که تاریکی در حال گسترش‌ـه

373
00:29:23,719 --> 00:29:25,136
! مرگ رو می‌بینم

374
00:29:25,888 --> 00:29:29,432
و تو تنها کسی هستی که سر راهش قرار گرفتی

375
00:29:29,600 --> 00:29:30,933
" ! اِســمــیــت "

376
00:29:31,894 --> 00:29:36,230
به زودی، قدرت نابود کردن این جهان رو
به دست خواهد آورد

377
00:29:36,398 --> 00:29:39,150
اما به نظرم در اون نقطه متوقف نمیشه، نمی‌تونه

378
00:29:39,318 --> 00:29:42,403
اون تا زمانی که هیچ چیزی باقی نمونده باشه
از کارش دست بر نمی‌داره

379
00:29:42,655 --> 00:29:44,072
اون چیه ؟

380
00:29:44,239 --> 00:29:46,157
! اون، توئه

381
00:29:46,325 --> 00:29:48,785
نقطه‌ی مقابلِ تو، جهتِ منفیِ تو

382
00:29:48,952 --> 00:29:52,538
نتیجه‌ی معادله، تلاش می‌کنه
که خودش رو به تعادل برسونه

383
00:29:52,831 --> 00:29:54,651
و اگر نتونم متوقفش کنم ؟

384
00:29:54,731 --> 00:29:56,751
... در هر صورت، نـئـو

385
00:29:57,503 --> 00:30:00,797
این جنگ به پایان خواهد رسید

386
00:30:00,964 --> 00:30:05,764
امشب، آینده‌ی هر دو جهان
در دست تو خواهد بود

387
00:30:06,011 --> 00:30:07,804
! یا در دست اسمیت

388
00:30:24,321 --> 00:30:26,948
حالت چطوره ؟
خوبی ؟

389
00:30:34,039 --> 00:30:36,374
به زمان نیاز دارم

390
00:30:41,046 --> 00:30:44,632
... از ظاهرش مشخص‌‌ـه -
! فرمانده رولند -

391
00:30:44,800 --> 00:30:47,135
چه خبر شده مَگی ؟ -
بِـیـن، قربان ... اون به هوش اومده -

392
00:30:47,302 --> 00:30:49,470
خوبه، شاید اون پاسخی داشته باشه

393
00:30:56,562 --> 00:30:59,480
این بو رو دوست دارم

394
00:31:00,524 --> 00:31:03,568
مطمئنم که دلم براش تنگ خواهد شد

395
00:31:04,236 --> 00:31:07,280
! اوراکل -
می‌دونم -

396
00:31:07,489 --> 00:31:08,781
می‌دونم

397
00:31:08,991 --> 00:31:11,659
ساتي، عزيزم

398
00:31:12,745 --> 00:31:15,079
چند تا کلوچه بردار و همراه سِراف برو

399
00:31:15,247 --> 00:31:18,040
مي‌تونم برگردم ؟
دوست دارم باز هم این‌جا بیام

400
00:31:18,208 --> 00:31:21,586
من هم دوست دارم -
پس، فردا مي‌بينم‌تون -

401
00:31:24,006 --> 00:31:26,758
! اميدوارم عزيزم، اميدوارم

402
00:31:49,323 --> 00:31:50,782
! من مي‌ترسم سِراف

403
00:31:52,409 --> 00:31:54,327
! بیا

404
00:32:37,412 --> 00:32:40,206
! داره دنبال‌مون می‌کنه

405
00:32:44,378 --> 00:32:48,672
خب خب، خيلي وقته که همدیگه رو ندیدیم

406
00:32:49,675 --> 00:32:52,718
خاطرم هست که تعقيب کردن تو
! مثل تعقيب کردن یه شَبَح بود

407
00:32:53,095 --> 00:32:54,846
من پیش از این تو رو شکست دادم

408
00:32:55,347 --> 00:33:00,147
آره درسته، اما همون‌طور که می‌بینی
الان شرایط کمی عوض شده

409
00:33:01,728 --> 00:33:04,730
و تو باید آخرين تبعيدي باشي

410
00:33:05,357 --> 00:33:08,901
اوراکل درباره تو بهم گفته بود -
واقعاً ؟ -

411
00:33:09,111 --> 00:33:10,987
اون زن درباره‌ی من چي گفته بود ؟

412
00:33:11,363 --> 00:33:13,114
! که تو مَردِ بدي هستي

413
00:33:13,365 --> 00:33:18,119
وقتی که من رو بشناسی
! متوجه میشی که خیلی هم بد نیستم

414
00:33:46,732 --> 00:33:51,319
اوراکلِ بزرگ و قدرتمند
! سرانجام همدیگه رو ملاقات کردیم

415
00:33:54,197 --> 00:33:58,576
گمان کنم که انتظار اومدنم رو داشتی، درسته ؟

416
00:33:58,744 --> 00:34:01,162
اوراکلِ همه چیز دان، هرگز غافلگیر نمیشه

417
00:34:01,330 --> 00:34:04,498
چطور ممکنه غافلگیر بشه ؟
اون همه چیز رو می‌دونه

418
00:34:05,208 --> 00:34:09,378
،اما اگر این درسته
و اگر می‌دونسته که من دارم میام، پس چرا این‌جاست ؟

419
00:34:09,546 --> 00:34:11,589
چرا اين‌جا رو ترک نکرده ؟

420
00:34:17,095 --> 00:34:19,597
،شاید می‌دونستی که من میام این‌جا
شاید هم نمی‌دونستی

421
00:34:19,765 --> 00:34:23,351
اگر می‌دونستی یعنی که خودت اون کلوچه‌ها رو پختی
و اون بشقاب رو این‌جا گذاشتی

422
00:34:23,518 --> 00:34:25,227
عَمداً و تَعَمُداً

423
00:34:25,395 --> 00:34:29,440
و این یعنی که " عمداَ و تعمداً " اون‌جا نشستی

424
00:34:30,442 --> 00:34:32,318
چه بلایی سر " ساتی " آوردی ؟

425
00:34:33,028 --> 00:34:37,615
" کلوچه‌ها هم مثل بقیه‌ی چیزها نیاز به عشق دارن "

426
00:34:39,618 --> 00:34:41,118
! تو یه حرومزاده‌اي

427
00:34:41,912 --> 00:34:44,288
*! تو این رو بهتر می‌دونی مامان
<font color="#ff8000">«اشاره به جمله‌ی " معمار " در قسمت پیشین»</font>
<font color="#ff8000">«که گفت: اگر من پدر ماتریکس باشم»</font>
<font color="#ff8000">«اون زن (اوراکل) مادر ماتریکس‌ است»</font>

428
00:34:48,460 --> 00:34:50,461
کاری که برای انجامش اومدی رو انجام بده

429
00:34:50,963 --> 00:34:52,964
! چشم خانم

430
00:35:37,634 --> 00:35:42,179
از ته دل آرزو می‌کنم که کاش می‌تونستم کمک کنم
! اما هیچی رو به یاد نمیارم

431
00:35:43,849 --> 00:35:47,868
اون بریدگی‌های روی دستت چیه ؟
*اون بریدگی‌ها مربوط به بیش از یک روز پیش‌ـه
<font color="#ff8000">«یعنی در جنگی که دیروز رخ داده زخمی نشدی»</font>
<font color="#ff8000">«و بریدگی‌ها مربوط به خودزنی هستن»</font>

432
00:35:48,353 --> 00:35:50,980
آره، قطعاً همین‌طوره

433
00:35:51,148 --> 00:35:53,441
در این مورد حق با شماست، قربان

434
00:35:53,942 --> 00:35:57,278
به نظر میرسه که اون بریدگی‌ها " خود زنی " باشه

435
00:35:57,446 --> 00:36:01,699
اما چرا بايد همچین کاری رو با خودم بکنم ؟

436
00:36:01,867 --> 00:36:06,667
مگر اینکه در اون لحظه، خودم نبوده باشه

437
00:36:06,872 --> 00:36:11,542
ولي اگر من، خودم نيستم پس چه کسی هستم ؟

438
00:36:16,298 --> 00:36:18,976
آزمايش " وي.دي.تی " ازش گرفتید ؟

439
00:36:19,028 --> 00:36:20,426
بله قربان، منفي بود

440
00:36:21,136 --> 00:36:24,305
ولي واکنش‌هاي عصبيِ
غيرعاديِ زيادي رو نشون ميده

441
00:36:24,473 --> 00:36:27,808
مثل اختلال در " سیناپس"* مغز و نشانه‌های
یک ضربه‌ی شدید روحی که اخیراً اتفاق افتاده
<font color="#ff8000">«نوعی پل ارتباطی بین نورون‌های مغز که»</font>
<font color="#ff8000">«مسئولیت کنترل حرکات و عملکرد بدن را دارند»</font>

442
00:36:27,976 --> 00:36:31,812
همچنین یک فیبروز* تازه که
سرتاسر کورتکس مغز* رو فرا گرفته
<font color="#ff8000">«،فساد الیاف و انسداد شریان‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«لایه نازک خاکستری که سطح مغز را می‌پوشاند»</font>

443
00:36:32,147 --> 00:36:36,817
من حقيقت رو مي‌خوام، برام مهم نیست
چه هزینه‌ای داره، مجبورش کنید به خاطر بیاره

444
00:36:58,356 --> 00:36:59,790
قربان، پيداش کرديم

445
00:36:59,868 --> 00:37:01,092
لوگوس رو ؟ -
بله قربان -

446
00:37:01,259 --> 00:37:03,344
! بالاخره يه خبر لعنتیِ خوش شنيديم

447
00:37:33,458 --> 00:37:36,460
حسگرهای گرامایی نشونه‌ای
از حیات رو پیدا کردن ؟

448
00:37:37,462 --> 00:37:39,130
نه قربان، هنوز هیچی پیدا نکردن

449
00:37:39,297 --> 00:37:40,785
هواناو در چه وضعیتی‌ـه ؟

450
00:37:40,876 --> 00:37:43,025
طبق " تمام نگاری "*، بدنه سالم و دست نخورده‌ست
<font color="#ff8000">«هولوگرافی یا تمام نگاری روشی از»</font>
<font color="#ff8000">«تصویربرداری و تولید تصاویر سه‌بعدی است»</font>

451
00:37:43,093 --> 00:37:45,077
فرود بیاید و یک نفر رو هم بذارید
توی برجک دیدبانی

452
00:37:45,093 --> 00:37:46,137
! بله قربان

453
00:37:56,481 --> 00:38:00,401
،به سریع‌ترین شکلی که یه انسان می‌تونه
اون هواناو رو بگردید

454
00:38:18,170 --> 00:38:19,503
مراقب باشيد قربان

455
00:38:19,921 --> 00:38:24,175
،اختاپوس‌ها حرومزاده‌های حقه بازی هستن
! ممکنه یه تله باشه

456
00:38:49,743 --> 00:38:51,702
اون چي بود ؟

457
00:38:53,747 --> 00:38:57,374
بچه‌ها می‌تونید اون آشغال‌ها رو دور کنید
تنها چیزی که هواناو نیاز داره یه تکون‌ـه

458
00:38:58,543 --> 00:38:59,585
! نايوبي

459
00:38:59,775 --> 00:39:01,045
! مورفيوس

460
00:39:05,550 --> 00:39:07,885
حالت خوبه ؟ -
آره خوبم -

461
00:39:08,053 --> 00:39:10,888
... نمي‌دونيم چه اتفاقي افتاد بعد از

462
00:39:12,724 --> 00:39:15,851
متاسفم -
مشکلی نيست -

463
00:39:16,019 --> 00:39:18,062
من هم از ديدنت خوشحالم

464
00:39:18,897 --> 00:39:20,814
نـئـو رو بيرون آوردي ؟ -
آره -

465
00:39:20,982 --> 00:39:23,150
چطور فهميدي ؟ -
از اوراکل -

466
00:39:23,318 --> 00:39:25,903
ديديش ؟ -
درست قبل از اينکه اختاپوس‌ها پيدامون کنن -

467
00:39:26,404 --> 00:39:30,574
چي بهت گفت ؟ -
همون چيزهايي که هميشه ميگه -

468
00:39:31,785 --> 00:39:34,578
دقيقاً همون چيزي که نیاز داشتم، بشنوم

469
00:39:36,206 --> 00:39:39,283
در کمتر از دوازده ساعت
ماشين‌ها به ديوارهای لنگرگاه نفوذ مي‌کنن

470
00:39:39,417 --> 00:39:43,754
هر حالتی رو که توی نرم افزار شبیه سازی کردیم
دیدیم به محض اینکه ماشین‌ها به داخل شهر نفوذ کنن

471
00:39:43,922 --> 00:39:46,590
شانس بقای ما به طرز چشمگیری کاهش پیدا می‌کنه

472
00:39:46,758 --> 00:39:52,388
پس هدف اصلیِ ما بايد از بين بردن
يا از کار انداختنِ حفارهاي لنگرگاه باشه

473
00:39:52,555 --> 00:39:56,767
اگر بتونیم این کار رو انجام بدیم
شاید بتونیم از ورودشون به شهر جلوگیری کنیم

474
00:39:56,935 --> 00:40:02,439
اگر نتونيم، تنها جايي که مي‌شه یک سد دفاعیِ
موثر تشکیل داد، وروديِ معبد خواهد بود

475
00:40:02,607 --> 00:40:05,359
اون ورودی به اندازه‌ای کوچک هست
که مجبورشون می‌کنه که از یه راه باریک عبور کنن

476
00:40:05,527 --> 00:40:08,612
و این به ما فرصت میده
تا روی سایر برنامه‌‌های دفاعی‌مون تمرکز کنیم

477
00:40:08,947 --> 00:40:11,991
ما متوجه هستیم که شما تقاضای
داوطلب‌های بیشتری رو دارید

478
00:40:12,158 --> 00:40:13,160
! درسته

479
00:40:13,228 --> 00:40:18,080
دقیقاً به چه تعداد نیرو جهت دفاع از هدف‌تون
در لنگرگاه نیاز دارید ؟

480
00:40:18,248 --> 00:40:21,792
در حال حاضر به تمام نیروی زرهی
و نیمی از پیاده نظام

481
00:40:21,960 --> 00:40:23,962
نيمي از پياده نظام ؟

482
00:40:24,030 --> 00:40:28,424
،اگر دست من بود به دست تمام مردان
زنان و کودکان اسلحه می‌دادم

483
00:40:28,591 --> 00:40:30,467
و هدایت‌شون می‌کردم به سمت لنگرگاه

484
00:40:30,635 --> 00:40:33,387
! شاید بهتر شد که این دست شما نیست

485
00:40:33,555 --> 00:40:35,556
زمان [درستی این حرف رو] مشخص خواهد کرد، مشاور

486
00:40:35,807 --> 00:40:38,475
فرمانده ، فقط يک پرسشِ ديگه

487
00:40:38,643 --> 00:40:41,136
خبري از نِبوکادنِزار رسيده ؟

488
00:40:41,204 --> 00:40:44,565
خیر و در این شرایط دلیلی هم وجود نداره
که انتظار داشته باشیم خبری ازشون بشه

489
00:40:44,733 --> 00:40:46,734
[شاید [حق با شما باشه

490
00:40:46,901 --> 00:40:48,319
اما می‌تونیم امیدوار باشیم

491
00:40:48,695 --> 00:40:51,905
متاسفانه " امیدوار بودن " یه چیز اضافی‌ـه
! که براش وقت ندارم

492
00:41:03,793 --> 00:41:06,754
زی " داری چه کار می‌کنی ؟ " -
گلوله‌ی توپ درست می‌کنم -

493
00:41:06,921 --> 00:41:09,590
دارن طبقه‌ی ما رو تخلیه می‌کنن، باید بریم

494
00:41:09,758 --> 00:41:12,092
من همراه‌تون نمیام -
!چی ؟ -

495
00:41:12,594 --> 00:41:15,763
برای حفاظت از لنگرگاه، درخواست داوطلب کردن

496
00:41:19,601 --> 00:41:21,852
بچه‌ها شما این‌جا بمونید

497
00:41:23,772 --> 00:41:26,190
می‌دونم چه حسی داری، زی
ولی نمی‌تونی این کار رو بکنی

498
00:41:26,358 --> 00:41:28,359
! مجبورم -
چرا ؟ -

499
00:41:28,526 --> 00:41:30,694
! چون عاشقش هستم

500
00:41:31,363 --> 00:41:33,739
همون‌قدر که اون عاشق منه، من هم عاشقش هستم

501
00:41:33,907 --> 00:41:37,242
،اگه من بیرون بودم و اون داخل شهر بود
می‌دونم چه کار می‌کرد

502
00:41:38,119 --> 00:41:41,705
،ولی تو خودت رو به کشتن میدی
! این دیوانگیه زی

503
00:41:43,500 --> 00:41:47,044
شاید، ولی از خودت بپرس
که اگر " دوزر " زنده بود

504
00:41:47,212 --> 00:41:51,090
و می‌دونستی که تنها شانس برای
دیدنش اینه که لنگرگاه حفظ بشه

505
00:41:51,257 --> 00:41:53,384
چه کار می‌کردی ؟

506
00:41:58,390 --> 00:42:00,432
! گلوله‌ی توپ می‌ساختم

507
00:42:11,194 --> 00:42:14,071
معلوم هست که داری چه غلطی می‌کنی ؟

508
00:42:14,239 --> 00:42:17,783
... تصادفی بود قربان، من ندیدمش

509
00:42:17,951 --> 00:42:20,077
متاسفم -
تو دیگه کدوم خری هستی ؟ -

510
00:42:20,245 --> 00:42:22,538
! از واحدِ نیروهای داوطلب هستم قربان

511
00:42:23,164 --> 00:42:27,417
،یه داوطلبِ " بچه محفظه‌ایِ "* لاغر مُردنی مثل تو
به چه دردِ واحدِ من می‌خوره ؟
<font color="#ff8000">«افرادی که توسط ماشین‌ها و در محفظه متولد شده‌اند»</font>

512
00:42:27,585 --> 00:42:31,088
،من هم می‌خوام وظیفه‌ام رو انجام بدم قربان
باید لنگرگاه رو حفظ کنیم

513
00:42:32,424 --> 00:42:34,550
تو چند سالته، بچه ؟ -
هجده سال -

514
00:42:34,717 --> 00:42:37,845
،باید می‌گفتی شانزده
! اون‌وقت شاید باور می‌کردم

515
00:42:38,096 --> 00:42:39,430
! باشه، من شانزده سالم‌ـه

516
00:42:39,597 --> 00:42:43,183
،حداقل سن برای پیوستن به ارتش هجده ساله
! شانزده سال خیلی کمه

517
00:42:43,351 --> 00:42:48,151
برای ماشین‌ها اهمیتی نداره که من چند سالم‌ـه
! من رو هم مثل بقیه می‌کُشن

518
00:42:48,815 --> 00:42:50,691
این هم یه حقیقتِ لعنتی‌ـه

519
00:42:51,192 --> 00:42:54,486
،یک فرصت به من بدید قربان
ناامیدتون نمی‌کنم

520
00:42:55,196 --> 00:42:56,572
... اگه ناامیدم کنی

521
00:42:56,781 --> 00:43:00,367
اون وقت می‌فهمی که من و ماشین‌ها
! اخلاق‌های مشترکی داریم

522
00:43:13,298 --> 00:43:15,966
خوبه، روشنش کن

523
00:43:22,140 --> 00:43:24,016
! دوباره به زندگی برگشت

524
00:43:24,350 --> 00:43:27,620
می‌خوای نرم افزارهای عملیاتی رو
دوباره برات راه اندازی کنیم، اسپارکی ؟

525
00:43:27,645 --> 00:43:30,981
آره عالی میشه، تا اون‌جایی می‌تونی شیشه‌ی
جلو رو هم تمیز کنی ؟

526
00:43:35,820 --> 00:43:38,417
سیستم راه اندازی شد
دارم دوباره به مدار برمی‌گردونمش

527
00:43:38,573 --> 00:43:41,325
... خوب به نظر می‌رسه، فقط

528
00:43:43,161 --> 00:43:45,204
منبع تغذیه‌ی ماتریکس یه مشکلی داره

529
00:43:45,371 --> 00:43:48,582
نه نداره، داری چیزی رو می‌بینی که ما می‌بینیم

530
00:43:48,750 --> 00:43:52,252
اون‌جا چه خبره ؟ -
هر چی هست، نمی‌تونه چیزِ خوبی باشه -

531
00:43:53,254 --> 00:43:55,322
ماشین‌ها نقطه‌ی اتصال شماره‌ی 21 رو گرفتن

532
00:43:56,174 --> 00:43:59,301
طوری که من توی نقشه می‌بینم
اگر از این‌جا ورود کنیم

533
00:43:59,469 --> 00:44:02,095
و مسیر 153 رو قطع کنیم
ممکنه بتونیم غافگیرشون کنیم

534
00:44:02,639 --> 00:44:06,850
ما اول وارد میشیم و تا جایی که می‌تونیم
پایین میریم، بعد " ای.اِم.پی " رو منفجر می‌کنیم

535
00:44:07,018 --> 00:44:11,021
به این امید که بتونیم سوراخی اون‌قدر بزرگ ایجاد کنیم
که شما بتونید ازش رد بشید

536
00:44:12,524 --> 00:44:17,324
راه خوبی نیست، ولی طوری که
به نظرم می‌رسه، این تنها راه بازگشته

537
00:44:17,529 --> 00:44:19,029
! نه، نیست

538
00:44:19,197 --> 00:44:22,282
یه راه دیگه هم هست، یه راه کمکی

539
00:44:22,450 --> 00:44:26,203
اختاپوس‌ها دقیقاً این‌جا قرار دارن
هزار متر پایین تر از ورودی 21

540
00:44:26,496 --> 00:44:30,415
اگر شانس بیاریم، می‌تونیم بدون
اینکه حتی متوجه بشن، فرار کنیم

541
00:44:30,583 --> 00:44:33,101
این یه مسیرِ مکانیکی‌ـه*، عبور ازش غیر ممکنه
<font color="#ff8000">«تونل‌های بسیار باریکی که توسط ماشین‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«برای جا به جایی استفاده می‌شوند»</font>

542
00:44:33,169 --> 00:44:34,312
هیچ‌کس نمی‌تونه در این مسیر هواناو رو هدایت کنه

543
00:44:34,369 --> 00:44:35,372
! من می‌تونم

544
00:44:35,380 --> 00:44:37,381
! مزخرف میگی -
قبلاً انجامش دادم -

545
00:44:37,549 --> 00:44:40,801
اون مربوط به خیلی وقت پیش بود، نایوبی -
گفتم که می‌تونم -

546
00:44:40,969 --> 00:44:45,597
خب که چی؟ اگر هم بتونی، تو تنها کسی هستی که
تواناییش رو داره، ممکن نیست ما بتونیم دنبالت بیایم

547
00:44:48,059 --> 00:44:49,685
! سلام

548
00:44:51,312 --> 00:44:55,899
می‌دونم زمان همیشه بر علیه ماست
متاسفم که این‌قدر طول کشید تا خوب بشم

549
00:44:56,067 --> 00:44:59,861
ولی می‌خواستم مطمئن بشم -
از چی ؟ -

550
00:45:00,029 --> 00:45:02,155
می‌دونم که باید چه کار کنم -
چه کار ؟ -

551
00:45:02,323 --> 00:45:05,576
هیچ راه ساده‌ای برای گفتنش نیست
پس فقط میگمش

552
00:45:05,743 --> 00:45:08,412
من باید یکی از هواناو‌ها رو ببرم -
چی ؟ -

553
00:45:08,580 --> 00:45:10,330
که کجا بری ؟

554
00:45:11,249 --> 00:45:12,624
! به شهر ماشین‌ها

555
00:45:17,338 --> 00:45:19,423
می‌دونم که درک این موضوع سخته

556
00:45:19,591 --> 00:45:22,134
! نه سخت نیست، تو عقل لعنتیت رو از دست دادی

557
00:45:22,427 --> 00:45:23,760
با این وجود باز هم باید برم

558
00:45:23,928 --> 00:45:27,139
در صد سال گذشته هیچ هواناوی نتونسته
حتی به صد کیلومتریش برسه

559
00:45:27,348 --> 00:45:30,017
تو هرگز موفق نمیشی -
مجبورم تلاشم رو کنم -

560
00:45:30,184 --> 00:45:32,086
این چیزیِ که اوراکل بهت گفته ؟

561
00:45:32,584 --> 00:45:33,586
! نه

562
00:45:33,855 --> 00:45:36,870
! این احمقانه‌ست
اگر می‌خوای خودت رو به کشتن بدی، برو بده

563
00:45:36,958 --> 00:45:39,142
ولی این کار رو بدون از بین بردن
هواناوهای ما انجام بده

564
00:45:39,410 --> 00:45:42,070
شما باید حرفم رو باور کنید، من باید برم -
! مزخرف میگی -

565
00:45:42,238 --> 00:45:45,449
من فرمانده‌ی این هواناو هستم
من میگم که کجا باید بره

566
00:45:45,617 --> 00:45:49,453
و باور کن این هواناو میره به جهنم
! خیلی پیش از اینکه به تو اجازه بدم جایی ببریش

567
00:45:53,124 --> 00:45:54,867
اون می‌تونه هواناو من رو ببره

568
00:45:55,124 --> 00:45:57,127
! تو نمی‌تونی این کار رو بکنی

569
00:45:58,129 --> 00:46:02,189
حتی فکرشم نکن که به خودت زحمت بدی که به من بگی
چه کار می‌تونم یا نمی‌تونم با هواناوم بکنم

570
00:46:02,357 --> 00:46:03,650
! بعد اون سخنرانیِ کوتاهی که داشتی

571
00:46:03,718 --> 00:46:05,098
... ولی بخاطر خدا، نایوبی

572
00:46:05,118 --> 00:46:08,138
من این هواناو رو هدایت می‌کنم
اون می‌تونه مال من رو ببره

573
00:46:08,681 --> 00:46:12,309
اگر تا یک ساعت دیگه حرکت کنیم
می‌تونیم همزمان با ماشین‌ها به " صهیون " برسیم

574
00:46:12,477 --> 00:46:15,020
این از هر نقشه‌ای بهتره

575
00:46:15,188 --> 00:46:18,940
،این هدر دادنِ یه هواناوه
! یه هدر دادنِ لعنتی

576
00:46:24,489 --> 00:46:27,658
دو هواناو، دو مسیر

577
00:46:27,825 --> 00:46:30,994
انگار که مشیَّت این بوده، درسته مورفیوس ؟

578
00:46:31,663 --> 00:46:34,831
تو هیچ وقت به " فرد برگزیده " باور نداشتی -
! هنوزم ندارم -

579
00:46:34,999 --> 00:46:36,708
پس چرا داری این کار رو می‌کنی ؟

580
00:46:38,294 --> 00:46:40,320
! من به " اون " باور دارم

581
00:46:41,714 --> 00:46:43,757
! ممنونم

582
00:46:48,680 --> 00:46:51,682
این برای چیه ؟ -
بهت کمک می‌کنه آرامش داشته باشی -

583
00:46:51,849 --> 00:46:54,685
که به خاطر آوردن رو برات ساده‌تر کنه

584
00:46:55,353 --> 00:46:57,521
اگر نخوام که به خاطر بیارم، چی ؟

585
00:46:58,523 --> 00:47:00,607
چرا باید این رو بخوای ؟

586
00:47:00,775 --> 00:47:03,860
اگر من اون " ای.اِم.پی " رو
منفجر کرده باشم چی ؟

587
00:47:04,946 --> 00:47:06,863
... اگه من اون هواناوها رو خراب کرده باشم

588
00:47:07,031 --> 00:47:11,827
و مسئول مرگ تمام اون افراد باشم، چی ؟

589
00:47:13,871 --> 00:47:16,873
... اگر این کار رو کرده باشم

590
00:47:17,041 --> 00:47:20,794
این‌جا بودن برای من خیلی اَمن نیست، درسته ؟

591
00:47:30,638 --> 00:47:34,891
! البته ممکنه برای تو هم خیلی اَمن نباشه

592
00:47:42,734 --> 00:47:44,901
من آماده‌ام

593
00:47:45,987 --> 00:47:47,988
! ترینیتی

594
00:47:48,906 --> 00:47:51,575
یه چیزی هست که باید بگم

595
00:47:54,662 --> 00:47:57,497
چیزی که باید درک کنی

596
00:47:58,666 --> 00:48:01,543
می‌دونم که قراره برم

597
00:48:01,711 --> 00:48:04,004
... ولی گذشته از اون

598
00:48:05,006 --> 00:48:07,424
... نمی‌دونم

599
00:48:07,592 --> 00:48:11,511
! می‌دونم، فکر نمی‌کنی که بتونی برگردی

600
00:48:13,264 --> 00:48:18,064
،از لحظه‌ای که گفتی باید بری می‌دونستم
از چهره‌ات می‌تونستم بخونم

601
00:48:18,311 --> 00:48:20,979
دقیقاً مثل تو که از همون لحظه‌ای
... که بهم نگاه کردی

602
00:48:21,147 --> 00:48:23,523
می‌دونستی همراهت میام

603
00:48:25,651 --> 00:48:27,360
! من می‌ترسم ترین

604
00:48:27,695 --> 00:48:29,654
! من هم می‌ترسم

605
00:48:30,448 --> 00:48:34,117
! بستنِ بندِ یکی از چکمه‌هام ده دقیقه طول کشید

606
00:48:35,119 --> 00:48:37,204
ولی یه چیزی رو بهت می‌گم

607
00:48:37,371 --> 00:48:40,290
... شش ساعت پیش به " مرونجین " گفتم

608
00:48:40,458 --> 00:48:43,460
به خاطر تو آماده‌ام که
! از " هر چیز و همه چیز " بگذرم

609
00:48:45,963 --> 00:48:48,590
می‌دونی که در شش ساعتِ گذشته چی عوض شده ؟

610
00:48:48,758 --> 00:48:50,300
! نه

611
00:48:50,843 --> 00:48:52,177
! هیچ چیز

612
00:49:05,566 --> 00:49:07,922
بارگزاری مهمات تمام شد ؟ -
الان تمام میشه قربان -

613
00:49:08,069 --> 00:49:10,362
عجله کنید، وقتی برامون نمونده

614
00:49:10,571 --> 00:49:12,823
چیزی براشون نمی‌ذارید ؟

615
00:49:12,990 --> 00:49:15,158
اون گفت که بهشون نیاز نداره

616
00:49:19,080 --> 00:49:22,499
! نمی‌گم خدانگهدار، می‌گم موفق باشید

617
00:49:22,917 --> 00:49:24,751
! سپاس

618
00:49:29,590 --> 00:49:32,509
فقط امیدوارم که بدونی داری چه کار می‌کنی

619
00:49:32,677 --> 00:49:34,094
! خودم هم همین‌طور

620
00:49:38,307 --> 00:49:39,850
باعث افتخار بود، قربان

621
00:49:44,105 --> 00:49:46,189
نه، برای من باعث افتخاره

622
00:50:00,037 --> 00:50:03,123
حاضریم قربان -
! تقریباً به موقع -

623
00:50:04,333 --> 00:50:07,919
همین الان هم دیر کردیم
! پس بزن بریم فرمانده

624
00:50:11,632 --> 00:50:13,550
خدانگهدار عزیزم

625
00:50:13,718 --> 00:50:15,552
! مراقب‌شون باش

626
00:50:37,366 --> 00:50:39,159
آماده‌ای ؟

627
00:50:46,918 --> 00:50:48,960
موتور هنوز مشکل داره

628
00:50:49,170 --> 00:50:51,755
باید از فیوز باشه
میرم بررسیش کنم

629
00:51:05,686 --> 00:51:08,063
! باید می‌دونستم که اول فاحشه‌اش رو می‌فرسته

630
00:51:08,230 --> 00:51:09,564
! بِــیــن

631
00:51:09,732 --> 00:51:12,859
تا حالا هیچ‌کس به اندازه‌ی تو
! از دست من فرار نکرده

632
00:51:13,027 --> 00:51:15,028
هر بار فکر می‌کردم که دیگه این آخرین باره

633
00:51:15,196 --> 00:51:19,032
،هر بار مطمئن بودم که توی چنگم هستی
ولی باز از بین انگشتام لیز می‌خوردی و در می‌رفتی

634
00:51:19,200 --> 00:51:23,787
واقعاً نمی‌تونم توصیف کنم
که این چقدر می‌تونه خشم‌آور باشه

635
00:51:24,455 --> 00:51:27,123
داری در مورد چی حرف می‌زنی ؟

636
00:51:27,291 --> 00:51:32,091
فکر کنم از کشتنِ تو هم به اندازه‌ی
کشتنِ اون لذت ببرم

637
00:51:48,562 --> 00:51:51,648
،نـئـو، بــیــن این‌جاست
! اون روانی شده

638
00:51:52,483 --> 00:51:55,068
تقاص این کارت رو پس میدی

639
00:51:56,237 --> 00:51:59,170
بیست و هفت کیلومتر دیگه باقی مونده -
فرمانده، یک مورد اضطراری پیش اومده -

640
00:51:59,323 --> 00:52:01,825
چی شده " اِی.کِی " ؟ -
در مورد " مگی "‌ـه قربان -

641
00:52:01,993 --> 00:52:04,202
! مُرده، به قتل رسیده، فکر کنم کار بِــیــن بوده

642
00:52:04,370 --> 00:52:06,871
! لعنتی

643
00:52:08,791 --> 00:52:12,210
می‌دونستم، می‌دونستم عقل لعنتیش رو از دست داده

644
00:52:12,378 --> 00:52:14,170
خودش "ای.اِم.پی" رو شلیک کرده بود

645
00:52:14,338 --> 00:52:18,008
لعنتی، باید به زور از زیر زبونش حرف می‌کشیدم

646
00:52:18,175 --> 00:52:21,094
،تمام هواناو رو گشتیم فرمانده
! بِــیــن این‌جا نیست

647
00:52:22,763 --> 00:52:25,098
می‌دونم اون کجاست -
" توی " لوگوس -

648
00:52:26,767 --> 00:52:28,518
باید برگردیم -
خیلی دیر شده -

649
00:52:28,686 --> 00:52:31,604
اگر به کمک ما نیاز داشته باشم، چی ؟ -
خیلی خطرناکه -

650
00:52:31,772 --> 00:52:32,775
چرا ؟

651
00:52:32,858 --> 00:52:35,842
چون اگر اون‌ها رو کشته باشه
کنترل یه " ای.اِم.پی " دیگه هم توی دستش‌ـه

652
00:52:36,944 --> 00:52:40,780
،از حالا به بعد فقط به خودشون متکی هستن
! درست مثل ما

653
00:52:42,366 --> 00:52:44,034
! آقای اندرسون

654
00:52:44,910 --> 00:52:48,872
*می‌بینم که در این جهان هم مثل اون جهان
قابل پیش‌بینی هستی
<font color="#ff8000">«جهان مجازیِ ماتریکس»</font>

655
00:52:49,331 --> 00:52:50,874
چی ؟ -
اون عقلش رو از دست داده -

656
00:52:51,042 --> 00:52:53,302
شاید این‌طور به نظر برسه

657
00:52:53,370 --> 00:52:57,047
اما من و آقای اندرسون می‌دونیم
که ظاهر می‌تونه فریبنده باشه

658
00:52:57,214 --> 00:53:01,051
گیج شدی آقای اندرسون ؟
ظرف یک لحظه همه چیز واضح می‌شه

659
00:53:01,218 --> 00:53:04,471
از اینکه برام تفنگ آوردی سپاس‌گزارم
می‌تونی بذاریش اون‌جا

660
00:53:04,638 --> 00:53:06,723
! این کار رو نکن

661
00:53:06,891 --> 00:53:08,202
! شلیک کن، همین حالا شلیک کن

662
00:53:08,391 --> 00:53:11,102
،آره شلیک کن، سُرخ‌مون کن
! زنده‌زنده ما رو بسوزون

663
00:53:11,312 --> 00:53:14,564
شلیک کن، اگر نکنی اون هر دو نفرمون رو می‌کُشه

664
00:53:15,649 --> 00:53:19,736
بهش نگاه کن، اون می‌دونه که باید
این کار رو بکنه ولی نمی‌کنه

665
00:53:19,904 --> 00:53:22,906
نمی‌تونه -
شلیک کن -

666
00:53:30,498 --> 00:53:33,917
از اسلحه دور شو و بچرخ

667
00:53:40,925 --> 00:53:42,258
بذار اون بره

668
00:53:55,439 --> 00:53:58,483
این موقعیت یه جورایی آشناست، نه ؟

669
00:53:58,651 --> 00:54:02,821
،ما قبلاً هم در همچین موقعیتی بودیم
من و تو، خاطرت هست ؟

670
00:54:02,988 --> 00:54:06,616
من به خاطر دارم
به هیچ چیز دیگه‌ای جز این فکر نمی‌کنم

671
00:54:11,163 --> 00:54:14,290
تو کی هستی ؟ -
هنوز من رو نشناختی ؟ -

672
00:54:15,459 --> 00:54:19,963
اعتراف می‌کنم حتی فکر محصور شدن
در این تیکه گوشتِ گندیده هم سخته

673
00:54:20,131 --> 00:54:25,931
،بوی تَعَفُنش با هر نفس وارد بدن میشه
یک ابر خفه کننده که نمیشه ازش گریخت

674
00:54:28,639 --> 00:54:30,557
! چندش آوره

675
00:54:30,724 --> 00:54:33,424
می‌بینی که به چه طرز رقت انگیزی شکننده‌ست

676
00:54:33,724 --> 00:54:36,524
هیچ چیزی به این ضعیفی نمی‌تونه زنده بمونه

677
00:54:41,819 --> 00:54:45,155
چی می‌خوای ؟ -
همون چیزی رو که تو می‌خوای -

678
00:54:48,242 --> 00:54:52,620
! آره، همینه آقای اندرسون

679
00:54:52,788 --> 00:54:54,747
وَرای این جسم رو نگاه کن

680
00:54:54,915 --> 00:55:00,715
توی چشم‌های نرم و ژله‌ایه
این گاوِ کودن نگاه کن و دشمنت رو ببین

681
00:55:02,339 --> 00:55:05,341
! نه -
! اوه بله، آقای اندرسون -

682
00:55:05,718 --> 00:55:08,636
نمیشه -
جایی وجود نداره که من نتونم برم -

683
00:55:08,804 --> 00:55:11,681
جایی وجود نداره که من نتونم پیدات کنم

684
00:55:11,849 --> 00:55:15,935
! غیر ممکنه -
! غیر ممکن نیست -

685
00:55:16,520 --> 00:55:18,021
! اجتناب ناپذیره

686
00:55:19,857 --> 00:55:21,858
! بدرود آقای اندرسون

687
00:55:22,026 --> 00:55:23,693
همینه، باید همین باشه

688
00:56:09,365 --> 00:56:10,406
! اوه، نه

689
00:56:28,592 --> 00:56:32,512
کاش می‌تونستی خودت رو ببینی آقای اندرسون

690
00:56:36,934 --> 00:56:41,785
*! مسیحِ نابینا
<font color="#ff8000">«،مسیح: اشاره به منجی و مانندِ مسیح پنداشتنِ نئو توسط انسان‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«نابینا: تمسخر نئو، چون یکی از معجزات عیسی مسیح شفای»</font>
<font color="#ff8000">«نابینایان بود و مسیحی که خود نابیناست نمی‌تواند واقعی باشد»</font>

691
00:56:43,440 --> 00:56:46,776
تو یک نماد از تمام هم نوعان خودت هستی

692
00:56:49,613 --> 00:56:51,781
... دَرمانده

693
00:56:54,118 --> 00:56:56,327
... رقت انگیز

694
00:56:59,206 --> 00:57:03,543
فقط منتظری تا از این بیچارگی خلاصت کنن

695
00:57:08,841 --> 00:57:10,300
من می‌تونم ببینمت

696
00:57:19,143 --> 00:57:21,978
! این [نبرد] هنوز تمام نشده آقای اندرسون

697
00:57:22,146 --> 00:57:24,063
! تمام نشده

698
00:57:37,453 --> 00:57:38,872
! ترینیتی

699
00:57:39,353 --> 00:57:40,872
! نـئـو

700
00:57:42,416 --> 00:57:43,875
! نـئـو

701
00:57:46,837 --> 00:57:50,006
! اوه نه، چشم‌هات

702
00:57:50,174 --> 00:57:52,342
حالم خوبه

703
00:57:53,677 --> 00:57:55,845
مشکلی نیست، ترین

704
00:57:57,598 --> 00:58:00,516
ولی فکر کنم تو باید هواناو رو هدایت کنی

705
00:58:07,107 --> 00:58:10,234
با توجه به سرعت حرکت‌شون
تا 22 دقیقه دیگه به دیوارها نفوذ می‌کنن

706
00:58:10,402 --> 00:58:14,072
*،نمی‌تونن بفهمن که ما " ای.اِم.پی " نداریم
مجبورن حملاتِ کوچک و مداوم انجام بدن
<font color="#ff8000">«چون اگر بمب الکترو مغناطیس منفجر شود»</font>
<font color="#ff8000">«تمام اختاپوس‌های اطراف آن از کار می‌افتند»</font>

707
00:58:14,239 --> 00:58:16,310
تمرکز سد دفاعی ما باید
روی ماشین‌های حفار باشه

708
00:58:16,539 --> 00:58:18,910
دستورِ قرار گیری واحد زرهی
در موقعیت رو صادر کن

709
00:58:19,119 --> 00:58:20,620
بله، قربان

710
00:59:25,269 --> 00:59:26,936
! خیلی خوب

711
00:59:27,104 --> 00:59:28,938
بالاخره وقتش رسید

712
00:59:29,106 --> 00:59:33,906
،همه‌ی شما من رو می‌شناسید
پس به ساده‌ترین شکلی که می‌تونم حرفم رو مبگم

713
00:59:34,945 --> 00:59:38,781
،اگر زمان مُردن ما فرا رسیده
پس وقتش شده دیگه

714
00:59:38,949 --> 00:59:43,749
تنها چیزی که می‌خوام اینه که اگر قراره
در برابر این حروم‌زاده‌ها کشته بشیم

715
00:59:44,621 --> 00:59:47,457
قبل از مُردن، این جا رو براشون جهنم کنیم

716
00:59:47,708 --> 00:59:49,625
! آره

717
01:00:04,433 --> 01:00:07,310
ترسیدی " چارا " ؟ -
! لعنتی، آره -

718
01:00:08,312 --> 01:00:09,896
... ولی می‌خوام یه قرار باهات بذارم

719
01:00:10,564 --> 01:00:13,608
تو خشاب‌ها رو پر کن
من شلیک می‌کنم

720
01:00:15,819 --> 01:00:17,737
! قبوله

721
01:00:27,164 --> 01:00:30,166
یا خدا، این رو ببین -
! ساکت -

722
01:00:30,626 --> 01:00:33,544
چقدر تا ورودی باقی مونده ؟ -
مسافت 1.4 کیلومتر -

723
01:00:33,754 --> 01:00:36,284
ما هنوز هم داریم گرمای زیادی تولید می‌کنیم

724
01:00:36,384 --> 01:00:38,424
*گوست، همه‌ی سیستم‌های کمکی رو خاموش کن
<font color="#ff8000">«تا توسط حسگرهای حرارتی شناسایی نشوند»</font>

725
01:00:38,592 --> 01:00:41,445
حالت کنترل کاملاً دستی رو فعال کن
چهارتا از " پَــد "ها رو خاموش کن

726
01:00:41,492 --> 01:00:43,345
! به زمین برخورد می‌کنه

727
01:00:52,356 --> 01:00:55,691
آروم عزیزم -
هفتصد متر -

728
01:00:58,195 --> 01:01:00,905
... اگر بتونیم به اندازه کافی نزدیک بشیم

729
01:01:05,410 --> 01:01:06,786
ششصد متر

730
01:01:07,871 --> 01:01:09,539
! اون‌جاست

731
01:01:17,089 --> 01:01:18,714
! گَندش بزنن

732
01:01:21,051 --> 01:01:23,469
سریع بپرید بالا پشت اسلحه‌ها، دارن میان -
موتور رو با تمام قدرت فعال کن -

733
01:01:23,637 --> 01:01:26,430
پشت همه‌ی اون اسلحه‌های لعنتی نیرو بذار

734
01:01:26,598 --> 01:01:28,869
گوست تو بهترین تیرانداز ما هستی
همراه‌شون برو

735
01:01:28,898 --> 01:01:30,309
مورفیوس جاش رو بگیر

736
01:01:47,619 --> 01:01:50,079
! دارم میام عزیزم

737
01:01:58,922 --> 01:02:00,923
! دارن میان

738
01:02:05,220 --> 01:02:09,348
سرعتت رو کم کن، این لوگوس نیست -
! به ناهارت فکر کن رولند، داریم میریم -

739
01:02:18,025 --> 01:02:21,152
یا خدا، نمی‌دونستم این هواناو
! می‌تونه همچین کاری کنه

740
01:02:39,760 --> 01:02:45,760
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

741
01:03:12,996 --> 01:03:14,538
نفوذ کردن، به لنگرگاه نفوذ کردن

742
01:03:35,519 --> 01:03:37,520
! اسلحه‌ها بالا

743
01:03:50,784 --> 01:03:52,451
! به خاطر صـهـیـون

744
01:06:00,580 --> 01:06:02,331
! گَندش بزنن

745
01:06:07,128 --> 01:06:09,296
بیخیال[ترس]، برن بریم

746
01:06:15,011 --> 01:06:16,428
! اسلحه‌ها بالا

747
01:06:31,528 --> 01:06:32,903
خشاب‌ها رو پر کنید

748
01:06:34,614 --> 01:06:36,532
خشاب شماره نُـه رو پر کن

749
01:06:43,206 --> 01:06:44,540
برو، برو
حرکت کن، حرکت کن

750
01:06:56,887 --> 01:06:58,554
مراقب به سمت چپ باشید

751
01:06:59,639 --> 01:07:01,891
نذارید عبور کنن

752
01:07:04,895 --> 01:07:06,437
! زوکا

753
01:07:43,391 --> 01:07:45,184
! اوه، خدای من

754
01:07:58,698 --> 01:08:02,368
پس این " پیاده نظام " کدوم جهنمی‌ـه ؟
می‌خوام اون ماشینِ لعنتی از کار بی‌افته

755
01:08:36,319 --> 01:08:37,653
! اگه می‌تونی این رو حَفر کن

756
01:08:41,825 --> 01:08:43,158
! اوه، لعنتی

757
01:09:03,876 --> 01:09:04,975
مته‌ی دوم داره از محل نفوذ وارد میشه

758
01:09:05,031 --> 01:09:06,181
! لعنت بهش

759
01:09:32,208 --> 01:09:34,376
! لعنتی، این هواناو خیلی کُنده

760
01:09:43,678 --> 01:09:47,139
از من دورشون کنید -
! یا خدا، مثل یه طوفان از گُه هجوم آوردن -

761
01:10:19,005 --> 01:10:20,008
فرمانده، دیدیش ؟

762
01:10:20,025 --> 01:10:21,938
می‌خوان برن سراغ بی‌سیم*، جلوشون رو بگیرید
<font color="#ff8000">«اگر بی‌سیم از کار بی‌افتد،وقتی‌که هواناو به شهر برسد»</font>
<font color="#ff8000">«نمی‌تواند درخواستِ گشودن دروازه را ارسال کند»</font>

763
01:10:29,474 --> 01:10:30,766
!‍ لعنتی

764
01:10:55,625 --> 01:10:57,084
! آره

765
01:11:08,805 --> 01:11:10,681
کمربندم رو بگیر

766
01:11:21,109 --> 01:11:22,568
فقط به یک شلیک بی‌نقص نیاز دارم

767
01:11:29,409 --> 01:11:31,160
! لعنتی

768
01:11:53,349 --> 01:11:54,933
! چارا

769
01:11:59,856 --> 01:12:02,566
مهمون داریم قربان -
! لنگرگاه ما همین الان هم پر از مهمون‌ـه -

770
01:12:02,734 --> 01:12:05,194
درسته قربان، ولی این فرق داره قربان -
چی ؟ -

771
01:12:05,862 --> 01:12:07,571
! فکر می‌کنم این خودی باشه قربان

772
01:12:07,739 --> 01:12:10,699
غیر ممکنه -
واحد " تمام نگاری " در حال تلاش برای تایید هویتش‌ـه -

773
01:12:10,867 --> 01:12:12,776
باهاشون تماس بگیر
من رمز ورود رو می‌خوام

774
01:12:12,875 --> 01:12:15,329
! داریم تلاش می‌کنیم قربان، پاسخ نمیدن

775
01:12:16,664 --> 01:12:19,374
،این یه حقه‌ست، اون یکی از ما نیست
! نمی‌تونه باشه

776
01:12:19,542 --> 01:12:23,378
،اون یه مسیر مکانیکی‌ـه
هیچ‌کس نمی‌تونه هواناو رو اون‌جا هدایت کنه

777
01:12:33,640 --> 01:12:36,892
تغییر زاویه، سی درجه روی هشتاد درصد -
سی درجه، هشتاد -

778
01:12:39,896 --> 01:12:42,981
زاویه سمت راست، شصت درجه روی بیست درصد -
... شصت درجه -

779
01:12:45,818 --> 01:12:48,820
گندش بزنن، زود باش، سریع‌تر -
! دارم تلاشم رو می‌کنم -

780
01:13:08,758 --> 01:13:11,510
قربان، واحد " تمام نگاری " تایید می‌کنه
اون هواناو " هـَمِـر " هست

781
01:13:12,011 --> 01:13:13,345
!چطور ممکنه ؟

782
01:13:13,513 --> 01:13:15,514
بهش حمله شده و داره آسیب شدیدی می‌بینه

783
01:13:15,682 --> 01:13:18,475
ولی با سرعتی که الان داره
تا دوازده دقیقه‌ی دیگه به دروازه‌ی سه می‌رسه

784
01:13:18,643 --> 01:13:21,019
قربان، " ای.اِم.پی " اون‌ها می‌تونه
تمام اختاپوس‌ها رو از کار بندازه

785
01:13:21,854 --> 01:13:25,274
،چیزی بیشتر از اختاپوس‌ها رو از کار می‌ندازه
تمام سیستم دفاعیِ ما رو از کار خواهد انداخت

786
01:13:25,441 --> 01:13:27,693
اگر یه " ای.اِم.پی " رو داخل شهر منفجر کنیم
لنگرگاه رو از دست خواهیم داد

787
01:13:28,278 --> 01:13:30,153
قربان، ما همین الان هم لنگرگاه رو از دست دادیم

788
01:13:34,325 --> 01:13:35,659
دروازه رو باز کنید

789
01:13:37,453 --> 01:13:41,707
دروازه‌ی سه عمل نمی‌کنه
ما آسیب شدیدی دیدیم

790
01:13:41,874 --> 01:13:44,126
کنترل دروازه رو از دست دادیم
نمی‌تونیم بازش کنیم

791
01:13:53,886 --> 01:13:55,220
خروجی اون‌جاست

792
01:13:55,388 --> 01:13:58,849
با علامت من، موتور رو با تمام قدرت فعال کن
و نود درجه تغییر زاویه‌ی سمت راست

793
01:13:59,309 --> 01:14:01,101
تمام قدرت

794
01:14:01,352 --> 01:14:02,686
نود درجه

795
01:14:08,985 --> 01:14:10,319
! حالا

796
01:14:17,785 --> 01:14:19,828
طاقت بیار عزیزم

797
01:14:24,500 --> 01:14:26,335
! لعنتی، زن تو واقعاً می‌تونی هدایتش کنی

798
01:14:26,502 --> 01:14:28,503
،هنوز به خونه نرسیدیم
دروازه چی شد ؟

799
01:14:31,132 --> 01:14:32,632
اختاپوس‌ها داخل لنگرگاه هستن

800
01:14:34,010 --> 01:14:35,302
یعنی واقعاً دیر رسیدیم ؟

801
01:15:04,874 --> 01:15:07,626
چندتا " اِی.پی.یو " فعال داریم ؟ -
سیزده تا قربان -

802
01:15:07,794 --> 01:15:09,875
اونی که از همه به دروازه‌ی سه
نزدیکتره باهاش تماس بگیر

803
01:15:38,157 --> 01:15:39,449
! پُرش کنید

804
01:15:39,659 --> 01:15:41,251
! پوکه‌ها مثل ادرار ازش میریزن پایین

805
01:15:44,414 --> 01:15:46,014
! برو

806
01:16:23,703 --> 01:16:25,495
سرها بالا، دارن میان

807
01:16:38,468 --> 01:16:40,051
! پشت سرته

808
01:16:53,566 --> 01:16:55,442
! گیر کرده

809
01:17:01,157 --> 01:17:03,909
! فراموشش کن بچه، بزن به چاک

810
01:17:04,994 --> 01:17:06,661
جا رفت

811
01:17:35,191 --> 01:17:37,025
! " فرمانده " میـفـونـه

812
01:17:40,154 --> 01:17:42,072
! اوه، نه

813
01:17:42,573 --> 01:17:47,373
اون‌ها دارن میان

814
01:17:49,121 --> 01:17:50,455
<i>هَــمِــر</i>

815
01:17:50,998 --> 01:17:52,374
چی ؟

816
01:17:52,792 --> 01:17:55,585
باید اون دروازه رو باز کنی

817
01:17:56,337 --> 01:17:58,446
وزنه‌های تعادلِ دروازه رو قطع کن

818
01:18:00,216 --> 01:18:01,550
تو می‌تونی انجامش بدی

819
01:18:02,385 --> 01:18:05,095
عجله کن، وقتی باقی نمونده

820
01:18:06,305 --> 01:18:07,889
! فرمانده

821
01:18:08,057 --> 01:18:10,433
من هنوز دوره‌ی آموزشی رو تمام نکردم

822
01:18:13,813 --> 01:18:15,438
! منم تمامش نکردم

823
01:18:37,753 --> 01:18:39,921
اون دریچه رو ببندید

824
01:18:40,339 --> 01:18:43,466
،موفق نمیشیم
باید "ای.اِم.پی " رو همین الان منفجر کنیم

825
01:18:43,634 --> 01:18:46,761
زود باشید، یه نفر دروازه رو باز کنه
! خواهش می‌کنم

826
01:19:01,485 --> 01:19:03,361
وزنت رو بنداز رو به جلو

827
01:19:05,364 --> 01:19:07,191
به سبکی پَر حرکت کن

828
01:19:11,495 --> 01:19:15,498
فرمانده، تمام نگاری گزارش داد که "ای.پی. یو"ی
فرمانده میفونه به سمت دروازه سه در حال حرکته

829
01:19:21,505 --> 01:19:23,590
ماشه رو خیلی فشار نده

830
01:19:34,310 --> 01:19:36,311
اِی.پی.یو "ی فرمانده میفونه "
همین الان به دروازه سه رسید

831
01:19:36,479 --> 01:19:39,272
چقدر وقت داریم ؟ -
! دو دقیقه -

832
01:19:39,982 --> 01:19:43,777
فرمانده میفونه، صدای من رو میشنوید ؟ -
فکر کنم بی‌سیمش افتاده قربان -

833
01:19:43,944 --> 01:19:45,403
... میفونه

834
01:19:45,571 --> 01:19:47,197
من " لاک " هستم

835
01:19:47,406 --> 01:19:50,283
،نمی‌دونم که می‌تونی صدام رو بشنوی یا نه
ولی اگر میشنوی

836
01:19:50,451 --> 01:19:52,786
<i>هَمِر دو دقیقه دیگه می‌رسه</i>

837
01:19:53,329 --> 01:19:57,540
<i>دو دقیقه وقت داری فرمانده
تا اون دروازه رو باز کنی</i>

838
01:19:59,168 --> 01:20:00,585
! لینک

839
01:20:01,087 --> 01:20:03,338
برو به اتاق کنترل لینک ،" ای.اِم.پی " رو
آماده کن

840
01:20:39,959 --> 01:20:41,626
! انجامش بده بچه

841
01:20:45,631 --> 01:20:48,550
! نـئـو، من بهت باور دارم

842
01:20:57,601 --> 01:20:59,644
آره -
می‌تونیم موفق بشیم ؟ -

843
01:21:00,980 --> 01:21:03,464
! ما این همه راه رو طی نکردیم که موفق نشیم

844
01:21:15,244 --> 01:21:17,495
! تقریباً رسیدیم خونه

845
01:21:36,932 --> 01:21:38,516
! منفجرش کن لینک

846
01:22:02,666 --> 01:22:05,627
تو انجامش دادی -
! نه -

847
01:22:05,961 --> 01:22:07,629
! ما انجامش دادیم

848
01:22:08,672 --> 01:22:10,048
! تو بهترین خلبانی

849
01:22:12,676 --> 01:22:15,970
بعضی چیزها توی این جهان هرگز تغییر نمی‌کنن

850
01:22:16,263 --> 01:22:17,680
ولی بعضی چیزها تغییر می‌کنن ؟

851
01:22:19,225 --> 01:22:20,934
... خوشبختانه

852
01:22:21,143 --> 01:22:23,061
بعضی چیزها تغییر می‌کنن

853
01:22:34,657 --> 01:22:35,990
! لینک

854
01:22:36,700 --> 01:22:38,326
!زی؟ زی -
!لینک -

855
01:22:45,334 --> 01:22:48,169
می‌دونستم برمی‌گردی، می‌دونستم

856
01:22:48,838 --> 01:22:50,839
قول داده بودم

857
01:22:59,640 --> 01:23:01,015
این رو گردنت انداختی ؟

858
01:23:02,935 --> 01:23:06,354
شوخی می‌کنی ؟
! هیچ‌وقت درش نمیارم

859
01:23:16,031 --> 01:23:18,074
سه فرمانده، یک هواناو

860
01:23:18,242 --> 01:23:22,245
می‌تونم فرض کنم که هواناوهای دیگه
در موقعیت‌های بیهوده‌ی مشابهی از دست رفتنه‌اند

861
01:23:22,413 --> 01:23:24,038
! من هم از دیدنت خوشحالم جیسون

862
01:23:24,206 --> 01:23:26,541
شورا در انتظارِ شنیدن توضیحات شماست

863
01:23:26,709 --> 01:23:30,879
حتماً من رو برای عدم حضورم می‌بخشید
چون باید برای درست کردن این افتضاح تلاش کنم

864
01:23:31,630 --> 01:23:34,215
چیزی رو از قلم انداختم فرمانده ؟
! فکر کردم یکم پیش لنگرگاه رو نجات دادیم

865
01:23:34,383 --> 01:23:36,217
! مشکل شما همین‌ـه

866
01:23:36,385 --> 01:23:38,970
شما به عواقب کارهاتون فکر نمی‌کنید

867
01:23:39,263 --> 01:23:42,849
اون " ای.اِم.پی " تقریباَ تمام
سخت افزارها و واحد زرهی ما رو از بین برد

868
01:23:43,017 --> 01:23:45,977
اگر من جای ماشین‌ها بودم الان همه‌ی
اختاپوس‌هایی که داشتم رو به این‌جا می‌فرستادم

869
01:23:46,270 --> 01:23:47,898
لنگرگاه رو نجات دادید فرمانده ؟

870
01:23:47,970 --> 01:23:50,398
شما لنگرگاه رو توی یک سینی نقره‌ای
! بهشون تقدیم کردید

871
01:23:55,654 --> 01:23:57,655
! زود باش، بِبُرش

872
01:23:59,241 --> 01:24:00,575
پل، پاک‌سازی شد

873
01:24:03,162 --> 01:24:05,079
اون صدا رو می‌شنوی ؟

874
01:24:07,416 --> 01:24:08,958
اون سیم رو راه بنداز

875
01:24:09,168 --> 01:24:12,962
می‌خوام سیستم دوباره راه بی‌افته -
فرمانده، از لنگرگاه تماس گرفتن، مهمون دارن -

876
01:24:14,256 --> 01:24:16,633
به همه دستور بده عقب نشینی کنن

877
01:24:16,800 --> 01:24:19,510
اون محور رو مسدود کنید، همین حالا

878
01:24:20,262 --> 01:24:21,930
حرکت کنید

879
01:24:25,309 --> 01:24:26,935
! اوه، خدای من

880
01:24:35,110 --> 01:24:37,278
تخلیه انجام شد -
بزن -

881
01:24:37,446 --> 01:24:39,614
برو، زود باش، بُدو

882
01:24:55,923 --> 01:24:57,507
حالا نوبت شماست

883
01:24:58,634 --> 01:25:00,343
پس شما هواناوتون رو به نـئـو دادید

884
01:25:00,803 --> 01:25:04,973
درسته جناب مشاور، این کار رو کردم -
می‌دونستید برنامه داره که باهاش چیکار کنه ؟ -

885
01:25:06,642 --> 01:25:08,476
و اوراکل هم چیزی در این مورد نگفته بود ؟

886
01:25:09,478 --> 01:25:13,982
اوراکل گفت که نئو به کمک من نیاز پیدا خواهد کرد
و من باید انتخاب کنم که بهش کمک کنم یا نه

887
01:25:14,358 --> 01:25:18,820
اما یک هواناو تک و تنها چه امیدی می‌تونه
در برابر کل سیستم دفاعی اون‌ها داشته باشه ؟

888
01:25:18,988 --> 01:25:22,198
هیچی، موفقیتش کاملاً غیر ممکنه
ولی نـئـو گوش نمی‌داد

889
01:25:22,366 --> 01:25:26,661
،اون حتی مهمات هم با خودش نبُرد
! عقل لعنتیش رو کاملاً از دست داده بود

890
01:25:26,829 --> 01:25:29,875
نه، نـئـو عقلش رو از دست نداده بود

891
01:25:31,500 --> 01:25:34,168
نـئـو کاری رو انجام میده
که باور داره باید انجام بده

892
01:25:35,546 --> 01:25:38,798
،نمی‌دونم کاری که می‌کنه درسته یا نه
... نمی‌دونم

893
01:25:38,966 --> 01:25:41,592
که به شهر ماشین‌ها می‌رسه یا نه

894
01:25:41,760 --> 01:25:45,013
و اگر هم برسه نمی‌دونم که برای
نجات ما چه کاری می‌تونه بکنه

895
01:25:46,348 --> 01:25:51,060
ولی می‌دونم تا زمانی که نفس می‌کشه

896
01:25:52,521 --> 01:25:54,564
دست از تلاش بر نخواهد داشت

897
01:25:55,858 --> 01:25:57,358
و ما هم نمی‌تونیم دست برداریم

898
01:26:03,824 --> 01:26:05,199
دما در حال کم شدن‌ـه

899
01:26:08,704 --> 01:26:10,038
! برو که رفتیم

900
01:26:49,578 --> 01:26:52,329
بالای کشتزارها* هستیم، درسته ؟
<font color="#ff8000">«،محل تولید انسان‌ها و بهره‌وری از گرمای بدن‌شان»</font>
<font color="#ff8000">«محلِ آغازِ " خود شناسی " نـئـو»</font>

901
01:26:52,748 --> 01:26:54,082
!از کجا فهمیدی ؟

902
01:26:54,833 --> 01:26:56,709
می‌تونم احساس‌شون کنم

903
01:27:05,469 --> 01:27:07,095
اون‌جا

904
01:27:07,930 --> 01:27:11,766
مسیر ما از اون‌جاست، می‌تونی ببینیش ؟
سه تا خط

905
01:27:11,934 --> 01:27:13,267
خطوط برق

906
01:27:14,269 --> 01:27:16,020
دنبال‌شون کن

907
01:27:32,955 --> 01:27:34,831
دارن چه کار می‌کنن ؟

908
01:27:34,998 --> 01:27:36,707
! نمی‌دونم

909
01:27:37,626 --> 01:27:39,502
سُتوان ؟

910
01:27:54,643 --> 01:27:55,977
! لعنتی

911
01:27:56,311 --> 01:27:57,645
حالا چه کار کنیم فرمانده ؟

912
01:28:02,317 --> 01:28:04,443
دیر یا زود این اتفاق می‌افته

913
01:28:05,195 --> 01:28:07,697
ماشین‌ها به اِستحکاماتِ شهر نفوذ خواهند کرد

914
01:28:09,032 --> 01:28:13,494
پیشنهاد می‌کنم که اعضای شورا به سایر
افراد غیر نظامی که داخل معبد هستن، ملحق بشن

915
01:28:14,163 --> 01:28:15,538
چقدر وقت داریم ؟

916
01:28:15,998 --> 01:28:18,708
دو ساعت، شاید هم کمتر

917
01:28:20,460 --> 01:28:24,672
نیروهای من ورودی شهر رو با تعداد مناسبی توپ
مسحکم کردن تا آخرین سَد دفاعی‌مون رو تشکیل بدیم

918
01:28:26,550 --> 01:28:29,051
فراتر از این، کار دیگه‌ای وجود نداره
که من بتونم انجام بدم

919
01:28:29,553 --> 01:28:33,014
فرمانده، آیا فکر می‌کنید که
شانسی برای زنده ماندن داریم ؟

920
01:28:34,725 --> 01:28:37,185
اگر جای شما بودم، این سوال رو از من نمی‌پرسیدم

921
01:28:38,353 --> 01:28:39,687
! از ایشون می‌پرسیدم

922
01:28:40,564 --> 01:28:44,233
چرا ؟ -
! چون اون کسی‌ـه که به معجزه اعتقاد داره -

923
01:28:51,491 --> 01:28:54,035
اون‌جا، پیش اون کوه‌ها

924
01:28:54,953 --> 01:28:56,787
! همون‌ـه

925
01:29:00,125 --> 01:29:02,043
می‌بینی اون بیرون چی هست ؟ -
آره -

926
01:29:02,544 --> 01:29:05,213
،اگر بگی از عهده‌ی انجامش بر میایم
حرفت رو باور می‌کنم

927
01:29:05,380 --> 01:29:07,048
! از عهده‌اش بر میایم

928
01:29:10,052 --> 01:29:11,761
! مجبوریم

929
01:30:25,043 --> 01:30:26,752
! اختاپوس‌ها

930
01:30:38,140 --> 01:30:39,473
خیلی زیادن

931
01:30:56,158 --> 01:30:57,491
! گرفتمت

932
01:30:58,201 --> 01:31:00,469
زود باش نـئـو، به کمکت نیاز دارم -
نمی‌تونم شکست‌شون بدم -

933
01:31:00,579 --> 01:31:02,997
چه کار کنیم ؟ -
برو بالا، بالای سرشون -

934
01:31:03,248 --> 01:31:06,250
چی ؟ -
آسمان، این تنها راه‌ـه -

935
01:31:08,211 --> 01:31:09,962
پس میر‌یم بالا

936
01:31:45,207 --> 01:31:47,041
! چه زیباست

937
01:32:08,939 --> 01:32:11,565
،سوخت رو پمپ کن توی موتور
هواناو روشن میشه

938
01:32:18,990 --> 01:32:21,450
دوباره، آهسته

939
01:32:24,413 --> 01:32:25,913
! حالا

940
01:32:51,440 --> 01:32:52,940
تـریـن ؟

941
01:32:54,985 --> 01:32:59,530
تریـنـیـتـی ؟

942
01:33:00,699 --> 01:33:02,783
من این‌جا هستم -
کجا ؟ -

943
01:33:03,051 --> 01:33:04,285
این‌جا

944
01:33:14,629 --> 01:33:15,963
ما از عهده‌اش بر اومدیم

945
01:33:17,716 --> 01:33:19,550
گفته بودی که می‌تونیم

946
01:33:21,845 --> 01:33:24,305
باور نکردنی‌ـه، ترین

947
01:33:25,307 --> 01:33:26,974
همه‌جا نور هست

948
01:33:27,309 --> 01:33:30,144
! طوری که انگار همه چیز از نور ساخته شده

949
01:33:30,812 --> 01:33:33,380
کاش چیزی که من می‌بینم رو تو هم می‌دیدی

950
01:33:34,649 --> 01:33:36,650
تا همین جا هم خیلی چیزها رو بهم نشون دادی

951
01:33:38,904 --> 01:33:42,239
چی شده ترینیتی ؟
چه مشکلی پیش اومده ؟

952
01:33:43,617 --> 01:33:46,118
نمی‌تونم همراهت بیام نـئـو

953
01:33:47,787 --> 01:33:49,580
تا جایی که تونستم همراهت اومدم

954
01:33:50,173 --> 01:33:51,248
چی ؟

955
01:33:54,169 --> 01:33:55,669
! اوه، نه

956
01:33:56,505 --> 01:33:58,255
! اوه، نه، نه، نه

957
01:33:59,007 --> 01:34:00,674
چیزی نیست

958
01:34:02,052 --> 01:34:03,677
! وقتش رسیده

959
01:34:05,263 --> 01:34:07,765
من هرکاری از دستم برمی‌اومد، انجام داد

960
01:34:08,975 --> 01:34:11,352
حالا تو باید بقیه‌اش رو انجام بدی

961
01:34:12,103 --> 01:34:14,188
تو باید به پایان برسونیش

962
01:34:14,523 --> 01:34:16,690
تو باید " صـهـیـون " رو نجات بدی

963
01:34:17,192 --> 01:34:18,859
! من نمی‌تونم

964
01:34:19,319 --> 01:34:22,655
بدون تو نمی‌تونم -
چرا می‌تونی -

965
01:34:23,198 --> 01:34:24,865
تو نجاتش میدی

966
01:34:25,909 --> 01:34:29,036
من باور دارم که نجاتش میدی، همیشه داشتم

967
01:34:31,540 --> 01:34:33,165
! ترینیتی

968
01:34:35,418 --> 01:34:38,879
ترینیتی، تو نباید بمیری

969
01:34:40,924 --> 01:34:44,885
! نمی‌تونی بمیری

970
01:34:45,053 --> 01:34:47,221
چرا، می‌تونم بمیرم

971
01:34:50,392 --> 01:34:52,810
تو یک بار من رو به زندگی برگردوندی

972
01:34:55,021 --> 01:34:57,106
ولی این بار دیگه نمیشه

973
01:35:02,988 --> 01:35:04,905
یادت میاد

974
01:35:06,700 --> 01:35:09,618
،روی اون پشت بام
... بعد از اینکه من رو گرفتی

975
01:35:11,204 --> 01:35:12,997
آخرین حرفی که بهت زدم چی بود ؟

976
01:35:15,750 --> 01:35:17,251
" گفتی: " متاسفم

977
01:35:18,587 --> 01:35:20,713
کاش نمی‌گفتم

978
01:35:23,758 --> 01:35:26,051
اون آخرین فکرم بود

979
01:35:28,471 --> 01:35:31,265
آرزو می‌کردم که کاش یه فرصت دیگه داشتم

980
01:35:32,183 --> 01:35:34,435
تا چیزی که واقعاً اهمیت داشت رو می‌گفتم

981
01:35:37,022 --> 01:35:39,857
! تا بگم که چقدر عاشقت هستم

982
01:35:42,235 --> 01:35:45,613
تا بگم که چقدر بابت هر لحظه
در کنار تو بودن، شکرگذار هستم

983
01:35:48,450 --> 01:35:53,450
اما درست وقتی که فهمیدم چطور چیزی که
*توی دلم هست رو بیان کنم، خیلی دیر شده بود
<font color="#ff8000">«اشاره به دقایق پایانی قسمت اول که»</font>
<font color="#ff8000">«ترینیتی در حال احتضار و مرگ بود»</font>

984
01:35:59,419 --> 01:36:01,962
اما تو من رو به زندگی برگردوندی

985
01:36:04,883 --> 01:36:07,134
تو آرزوی من رو برآورده کردی

986
01:36:10,430 --> 01:36:14,475
یک فرصت دیگه برای گفتن چیزی که
واقعاً می‌خواستم بگم

987
01:36:19,147 --> 01:36:21,023
! من رو ببوس

988
01:36:23,985 --> 01:36:25,778
یک بار دیگه

989
01:36:27,489 --> 01:36:28,906
! من رو ببوس

990
01:36:56,267 --> 01:36:58,352
اون مهمات رو بگذارید سر جاشون

991
01:36:58,520 --> 01:37:00,354
موقع جنگ فقط یک فرصت دارید
که این کار رو درست انجام بدید

992
01:37:01,022 --> 01:37:02,856
! اون لعنتی رو سوار کن

993
01:37:07,862 --> 01:37:10,447
عجله کن -
زود باشید -

994
01:37:25,296 --> 01:37:26,672
!... نـئـو

995
01:37:26,965 --> 01:37:29,383
،اگر قراره کاری بکنی
بهتره که زودتر انجامش بدی

996
01:39:38,179 --> 01:39:40,264
من فقط می‌خوام
چیزی که برای گفتنش اومدم رو بگم

997
01:39:40,431 --> 01:39:44,268
پس از اون، هر کاری که می‌خوای بکن
من تلاش نمی‌کنم که متوقفت کنم

998
01:39:48,398 --> 01:39:49,731
! بگو

999
01:39:50,483 --> 01:39:53,443
نرم افزار " اسمیت " پیشرفت کرده و از کنترل شما خارج شده
<font color="#ff8000">«در واقع اسمیت آنتی ویروسی بود که جهت کنترل و»</font>
<font color="#ff8000">«جلوگیری از خراب شدن ماتریکس به وجود آمده بود اما در»</font>
<font color="#ff8000">«نهایت خودش تبدیل به یک ویروس مخرب برای سیستم شد»</font>

1000
01:39:53,611 --> 01:39:57,030
به زودی [مثل یک ویروس] در این شهر هم
پخش میشه همون‌طوری که در ماتریکس پخش شد

1001
01:39:57,198 --> 01:39:58,532
شما نمی‌تونید متوقفش کنید

1002
01:40:00,618 --> 01:40:02,953
اما من می‌تونم -
ما به تو نیاز نداریم -

1003
01:40:03,955 --> 01:40:06,290
ما به هیچ چیز نیاز نداریم

1004
01:40:07,375 --> 01:40:11,295
اگه این واقعیت داره پس من اشتباه کردم
و الان شما باید من رو بکشید

1005
01:40:16,384 --> 01:40:18,260
خواسته‌ات چیه ؟

1006
01:40:19,637 --> 01:40:20,929
! صُــلــح

1007
01:40:46,748 --> 01:40:48,665
دارن چه کار می‌کنن ؟

1008
01:40:54,255 --> 01:40:56,256
!داری چه کار می‌کنی ؟

1009
01:40:59,427 --> 01:41:01,345
! مورفیوس

1010
01:41:25,703 --> 01:41:27,874
و اگر شکست بخوری چی ؟

1011
01:41:29,958 --> 01:41:31,959
! نمی‌خورم

1012
01:41:53,398 --> 01:41:54,982
! نـئـو

1013
01:41:55,149 --> 01:41:56,775
! اون داره برای ما می‌جنگه

1014
01:42:38,526 --> 01:42:41,445
! آقای اندرسون، خوش آمدید

1015
01:42:41,612 --> 01:42:43,780
! دل‌مون براتون تنگ شده بود

1016
01:42:47,869 --> 01:42:50,787
از کاری که با این‌جا کردم خوش‌تون میاد ؟

1017
01:42:51,372 --> 01:42:53,081
! امشب همه چیز به پایان می‌رسه

1018
01:42:54,042 --> 01:42:57,044
*می‌دونم که به پایان می‌رسه، من دیدمش
<font color="#ff8000">«چون اوراکل را تسخیر کرده»</font>
<font color="#ff8000">«توانایی دیدن آینده را به دست آورده است»</font>

1019
01:42:57,211 --> 01:43:00,964
به همین دلیل مابقیِ من
... فقط از نمایش لذت خواهند برد

1020
01:43:01,132 --> 01:43:04,801
چون ما از قبل می‌دونیم که
این من هستم که تو رو شکست میدم

1021
01:44:57,081 --> 01:45:00,000
*می‌تونی احساسش کنی، آقای اندرسون ؟
<font color="#ff8000">«اشاره به دیالوگ اسمیت در قسمت نخست»</font>
<font color="#ff8000">«در مورد " اجتناب ناپذیر " بودن»</font>

1022
01:45:00,168 --> 01:45:02,586
داره بهت نزدیک و نزدیک‌تر میشه

1023
01:45:02,753 --> 01:45:04,921
! اوه، من می‌تونم حسش کنم

1024
01:45:06,257 --> 01:45:10,385
،من واقعاً باید به خاطرش ازت تشکر کنم
چون گذشته از همه چیز، این زندگی تو بود

1025
01:45:10,553 --> 01:45:14,181
که به من " هدف زندگی " رو آموخت

1026
01:45:14,599 --> 01:45:18,101
! هدف زندگی، به پایان رسیدن‌ـه

1027
01:48:53,984 --> 01:48:55,902
چرا آقای اندرسون ؟

1028
01:48:56,070 --> 01:48:59,906
چرا، چرا، چرا ؟

1029
01:49:00,074 --> 01:49:01,408
چرا این کار رو می‌کنی؟

1030
01:49:02,159 --> 01:49:04,160
چرا ؟
چرا بلند می‌شی ؟

1031
01:49:04,328 --> 01:49:06,162
چرا به مبارزه ادامه میدی ؟

1032
01:49:07,665 --> 01:49:10,166
آیا باور داری که برای چیز مهمی می‌جنگی ؟

1033
01:49:10,334 --> 01:49:13,002
برای چیزی مهم‌تر از بقای خودت ؟

1034
01:49:13,170 --> 01:49:16,464
می‌تونی بهم بگی که اون چیز چیه ؟
اصلاً می‌دونی چیه ؟

1035
01:49:19,927 --> 01:49:21,678
آزادی یا حقیقت ؟

1036
01:49:21,846 --> 01:49:24,222
شاید برای صلح باشه ؟
ممکنه برای عشق باشه ؟

1037
01:49:24,390 --> 01:49:27,867
! این‌ها توهمی بیش نیستند، آقای اندرسون
! تخیلاتی مبهم

1038
01:49:28,185 --> 01:49:31,271
ساخته‌هایی موقت توسط خِرَد ضعیف بشر

1039
01:49:31,439 --> 01:49:36,317
که ناامیدانه تلاش می‌کنه تا وجودِ یک موجودِ
*بدون معنی و بدون هدف رو توجیه کنه
<font color="#ff8000">«طبق منطق فیلم هر نرم‌افزار بدون هدفی باید حذف‌شود»</font>
<font color="#ff8000">«و چون اسمیت توانایی درک عواطف انسانی را ندارد»</font>
<font color="#ff8000">«لذا کارهایی که بشر از روی عشق و... انجام میدهد را»</font>
<font color="#ff8000">«بدون هدف میداند پس وجود بشر برای او بی‌معنی است»</font>

1040
01:49:36,485 --> 01:49:39,904
و همه‌ی این‌ها به اندازه خودِ ماتریکس ساختگی هستن
<font color="#ff8000">«طبق منطق فیلم هر نرم‌افزار بدون هدفی باید حذف‌شود»</font>
<font color="#ff8000">«و چون اسمیت توانایی درک عواطف انسانی را ندارد»</font>
<font color="#ff8000">«لذا کارهایی که بشر از روی عشق و... انجام میدهد را»</font>
<font color="#ff8000">«بدون هدف میداند پس وجود بشر برای او بی‌معنی است»</font>

1041
01:49:40,072 --> 01:49:44,872
اگرچه فقط ذهن یک انسان می‌تونه
چیزی بی‌معنی مثل عشق رو ابداع کنه

1042
01:49:48,706 --> 01:49:50,832
باید بتونی این رو درک کنی آقای اندرسون

1043
01:49:51,000 --> 01:49:55,545
باید تا الان فهمیده باشی، تو نمی‌تونی برنده بشی
ادامه دادن به مبارزه بی معنی‌ـه

1044
01:49:58,299 --> 01:50:01,551
چرا آقای اندرسون، چرا ؟
چرا این‌قدر سماجت می‌کنی ؟

1045
01:50:04,805 --> 01:50:07,856
چون انتخاب کردم که این کار رو انجام بدم

1046
01:51:11,997 --> 01:51:15,083
این جهانِ منه، جهانِ من

1047
01:51:39,733 --> 01:51:41,484
! صبر کن

1048
01:51:41,652 --> 01:51:43,820
این صحنه رو قبلاً دیدم

1049
01:51:44,989 --> 01:51:47,323
! خودشه، این پایان ماجرا ست

1050
01:51:48,993 --> 01:51:52,912
آره، تو دقیقاً اون‌جا دراز کشیده بودی
درست مثل الان

1051
01:51:53,080 --> 01:51:55,415
و من ... من

1052
01:51:55,583 --> 01:52:00,383
من اینجا ایستاده بودم، درست همین‌جا
و من باید یه چیزی بگم

1053
01:52:01,589 --> 01:52:03,256
: من میگم

1054
01:52:03,424 --> 01:52:06,926
" هر چیزی که آغازی داره، پایانی هم داره، نـئـو "

1055
01:52:15,686 --> 01:52:19,439
چی ؟
من الان چی گفتم ؟

1056
01:52:24,778 --> 01:52:28,615
،نه، نه، این درست نیست
این نمی‌تونه درست باشه

1057
01:52:36,123 --> 01:52:37,790
! از من دور شو

1058
01:52:37,958 --> 01:52:39,375
از چی هراس داری ؟

1059
01:52:40,127 --> 01:52:41,461
! این یه حقه‌ست

1060
01:52:42,129 --> 01:52:44,380
حق با تو بود اسمیت

1061
01:52:45,299 --> 01:52:47,133
همیشه حق با تو بود

1062
01:52:50,471 --> 01:52:52,138
! این اتفاق " اجتناب ناپذیر " بود

1063
01:53:23,921 --> 01:53:25,505
تمام شد ؟

1064
01:53:56,537 --> 01:53:58,913
اوه، نه، نه، نه

1065
01:53:59,081 --> 01:54:00,623
نه، این منصفانه نیست

1066
01:54:54,928 --> 01:54:57,263
تمام شد

1067
01:55:29,213 --> 01:55:31,547
! این منطقی نیست

1068
01:55:35,469 --> 01:55:37,136
اون انجامش داد

1069
01:55:37,888 --> 01:55:42,558
اون ما رو نجات داد

1070
01:55:43,143 --> 01:55:46,395
،تمام شد
اون انجامش داد

1071
01:55:46,647 --> 01:55:47,980
اون انجامش داد
همه چیز تمام شد

1072
01:55:48,148 --> 01:55:50,650
همه چیز تمام شد
اون انجامش داد

1073
01:55:50,818 --> 01:55:54,320
چیه؟ چه اتفاقی افتاده؟ -
قربان، اون انجامش داد، نـئـو، اون انجامش داد -

1074
01:55:54,488 --> 01:55:56,188
چی رو انجام داد ؟ -
اون جنگ رو تمام کرد -

1075
01:55:56,356 --> 01:55:58,074
ماشین‌ها، اون‌ها رفتن

1076
01:55:58,242 --> 01:56:01,577
جنگ به پایان رسید قربان
جنگ به پایان رسید

1077
01:56:03,163 --> 01:56:06,582
!صـهـیـون
!صـهـیـون

1078
01:56:06,750 --> 01:56:08,501
! صـهـیـون، همه چیز تمام شد

1079
01:56:08,836 --> 01:56:10,336
! همه چیز تمام شد

1080
01:56:10,504 --> 01:56:15,304
! جنگ تمام شد

1081
01:56:37,531 --> 01:56:40,449
من این لحظه رو در خیال خودم تصور کرده بودم

1082
01:56:40,951 --> 01:56:43,244
برای یک مدت طولانی

1083
01:56:47,124 --> 01:56:48,916
این واقعیت داره ؟

1084
01:56:57,718 --> 01:57:00,553
... نـئـو، هر جایی که هستی

1085
01:57:01,555 --> 01:57:03,639
ازت سپاس‌گزارم

1086
01:57:47,434 --> 01:57:48,768
صبح بخیر

1087
01:58:10,040 --> 01:58:13,960
خب، حالا به نظرت این یه غافلگیری نیست ؟

1088
01:58:14,378 --> 01:58:16,545
تو بازی خیلی خطرناکی رو انجام دادی

1089
01:58:16,713 --> 01:58:18,965
تغییر، همیشه خطرناکه

1090
01:58:19,549 --> 01:58:22,885
به نظرت این صلح چقدر دوام میاره ؟

1091
01:58:24,221 --> 01:58:26,472
هرچقدر که بتونه

1092
01:58:29,726 --> 01:58:31,727
بقیه چی میشن ؟

1093
01:58:33,397 --> 01:58:34,814
کدوم بقیه ؟

1094
01:58:34,982 --> 01:58:36,649
افرادی که می‌خوان خارج بشن

1095
01:58:37,401 --> 01:58:39,485
واضحه که آزاد خواهند شد

1096
01:58:40,070 --> 01:58:41,737
بهم قول میدی ؟

1097
01:58:41,905 --> 01:58:45,658
فکر می‌کنی من چی هستم ؟
انسان هستم [که روی قولم نمونم] ؟

1098
01:58:59,673 --> 01:59:01,257
! اوراکل

1099
01:59:08,098 --> 01:59:10,266
نگران بودیم که نتونیم پیدات کنیم

1100
01:59:10,434 --> 01:59:13,102
حالا همه چی رو به راهه

1101
01:59:13,603 --> 01:59:15,354
! ببین، ببین

1102
01:59:15,939 --> 01:59:18,357
فقط بهش نگاه کن

1103
01:59:19,026 --> 01:59:21,694
! چه زیباست

1104
01:59:22,612 --> 01:59:25,031
تو اون کار رو انجام دادی ؟

1105
01:59:25,365 --> 01:59:27,533
! برای نـئـو

1106
01:59:27,868 --> 01:59:29,869
خیلی خوبه

1107
01:59:30,037 --> 01:59:31,704
مطمئنم که خوشش میاد

1108
01:59:32,372 --> 01:59:34,673
دوباره نـئـو رو خواهیم دید ؟

1109
01:59:34,958 --> 01:59:37,710
... شاید ببینیمش

1110
01:59:37,878 --> 01:59:39,587
یه روزی

1111
01:59:44,384 --> 01:59:46,177
همیشه می‌دونستی که این اتفاق می‌افته ؟

1112
01:59:46,344 --> 01:59:49,638
اوه نه، نه، نمی‌دونستم

1113
01:59:50,140 --> 01:59:52,725
[ولی باور داشتم [که این‌طور میشه

1114
01:59:53,643 --> 01:59:56,062
! باور داشتم

1115
01:59:56,086 --> 02:00:02,086
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

1116
02:00:02,550 --> 02:00:18,659
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1117
02:00:19,440 --> 02:00:21,392
<font color="#ff8000">«نویسنده و کارگردان»</font>
<font color="#ff8000">«برادران(خواهران) واچوفسکی»</font>
