1
00:00:01,700 --> 00:00:12,800
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:13,824 --> 00:00:20,824
<font color="#00ff00">:ترجمه و تنظیم</font>
<font color="#ff8000">یاسـیــن بــرون</font>

3
00:00:36,837 --> 00:00:40,471
<font color=#FFFF00><i>" مـــاتـــریـــکـــس "</i></font>
<font color="#ff8000">«نویسنده، تهیه کننده و کارگردان: خواهران واچوفسکی»</font>

4
00:00:40,637 --> 00:00:43,471
<font color=#FFFF00><i>" بــارگــذاری دوبــاره "</i></font>

5
00:00:57,000 --> 00:01:07,600
<font color="#ff8000">«:مخاطب گرامی»</font>
<font color="#ff8000">«نحوه‌ی خاص ادای برخی از دیالوگ‌های فیلم که به شکل رسمی»</font>
<font color="#ff8000">«و یا اصطلاحاً کتابی توسط بازیگران گفته می‌شوند، در ترجمه فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«نیز لحاظ شده و دیالوگ‌ها آن‌گونه که گفته می‌شوند، ترجمه شده‌اند»</font>

6
00:01:27,637 --> 00:01:29,401
فردا مي‌بينمت

7
00:01:49,183 --> 00:01:50,225
! اوه خدای من

8
00:02:12,473 --> 00:02:13,974
! داخل هستم

9
00:04:07,088 --> 00:04:08,880
تقريباً رسيديم

10
00:04:09,048 --> 00:04:11,009
قربان در مورد این کار اطمینان دارید ؟

11
00:04:11,348 --> 00:04:13,299
بهت که گفتم، هیچ مشکلی برامون پیش نمیاد

12
00:04:13,377 --> 00:04:18,640
متوجه هستم قربان ولی دارم فعالیت زیاد
اختاپوس‌ها رو توی رادار رصد می‌کنم

13
00:04:57,004 --> 00:04:59,222
لينک ؟ -
بله قربان ؟ -

14
00:04:59,590 --> 00:05:05,353
با توجه به شرایطی که داری، متوجه نمیشم
که چرا برای کار روی هواناو من داوطلب شدی

15
00:05:05,621 --> 00:05:09,524
به‌ هر حال اگر مي‌خواي به کارت ادامه بدي
بايد ازت بخوام يه كاري برام بكني

16
00:05:10,167 --> 00:05:11,526
چه كاري قربان ؟

17
00:05:12,298 --> 00:05:13,570
! به من اعتماد كني

18
00:05:13,838 --> 00:05:15,697
،بله قربان
! اعتماد خواهم کرد قربان

19
00:05:17,842 --> 00:05:19,900
منظورم اینه که همین الان هم
! به شما اعتماد دارم قربان

20
00:05:19,932 --> 00:05:20,990
! اميدوارم

21
00:05:21,178 --> 00:05:24,656
حالا جریان اصلی برق رو به ذخیره کننده‌های
اطلاعات وصل کن و آماده‌ی داده پراکنی* باش
<font color="#ff8000">«اصطلاحی که به معنی یافتن یک»</font>
<font color="#ff8000">«درگاه ورودی به ماتریکس می‌باشد»</font>

22
00:05:24,724 --> 00:05:25,807
! بله قربان

23
00:05:34,550 --> 00:05:36,801
هنوز نمي‌توني بخوابي ؟

24
00:05:38,763 --> 00:05:41,138
مي‌خواي در مورد(رویاهات) حرف بزنی ؟

25
00:05:42,475 --> 00:05:44,851
فقط یه سری رویا هستن

26
00:05:47,288 --> 00:05:49,564
... اگر از چیزی هراس داری

27
00:05:49,932 --> 00:05:51,566
... فقط ای کاش

28
00:05:52,299 --> 00:05:54,486
کاش می‌دونستم که باید چکار کنم

29
00:05:54,854 --> 00:05:56,488
! فقط همين

30
00:05:57,406 --> 00:05:58,990
فقط آرزو می‌کنم که این رو می‌دونستم

31
00:05:59,298 --> 00:06:03,411
اون زن تماس می‌گیره
نگران نباش

32
00:06:03,779 --> 00:06:04,821
پس شما اين‌جا هستيد

33
00:06:04,989 --> 00:06:08,249
آماده‌ی رفتن(به ماتریکس) هستیم ؟ -
! خيلي هم دير كرديد -

34
00:06:08,617 --> 00:06:13,046
،این داده‌های زمین گرمایی
آخرین گزارشِ " اوسایرِس "* رو تایید می‌کنن
<font color="#ff8000">«نام ایزد جهان زیرزمینی»</font>
<font color="#ff8000">«و زندگیِ پس از مرگ در اساطیر مصر باستان»</font>

35
00:06:13,998 --> 00:06:15,465
! ماشین‌ها در حال حفاری هستن

36
00:06:17,294 --> 00:06:19,727
دارن مستقیماً از سطح زمین
به طرف " صهیون " حفاری می‌کنن

37
00:06:19,895 --> 00:06:22,299
... مادر به -
با این روش، کل " دفاع محیطیِ " ما رو دور می‌زنن -

38
00:06:22,448 --> 00:06:24,148
با چه سرعتی پیشروی می‌کنن ؟

39
00:06:24,216 --> 00:06:27,694
طبق تخمین واحد کنترل، حدود صد متر در ساعت -
! لعنتی -

40
00:06:27,861 --> 00:06:30,221
تا چه عمقی حفاری کردن ؟ -
تقريباً دو هزار متر -

41
00:06:30,299 --> 00:06:33,933
اسکن‌های هواناو اوسایرس چی رو نشون میدن ؟ -
اون‌ها نمي‌تونن دقيق باشن -

42
00:06:34,101 --> 00:06:35,219
! ممکنه که باشن

43
00:06:35,291 --> 00:06:36,299
! ولي اين امكان نداره

44
00:06:36,686 --> 00:06:38,446
اين يعني الان دویست و پنجاه هزار اختاپوس
! اون بيرون هستن

45
00:06:38,814 --> 00:06:40,200
درسته -
! امكان نداره -

46
00:06:40,292 --> 00:06:42,050
!چرا امکان نداره ؟

47
00:06:42,218 --> 00:06:45,870
یک اختاپوس برای هر زن، مرد و کودکِ صهیون

48
00:06:46,831 --> 00:06:50,792
از نظر من این(نقشه) دقیقاً شبیه به
اندیشه‌ی یک ماشین‌ـه

49
00:06:50,960 --> 00:06:53,128
مورفیوس، خوشحالم که به ما ملحق شدی

50
00:06:53,629 --> 00:06:56,096
*! نــايــوبــي
<font color="#ff8000">«نام یکی از اساطیر یونان باستان که به دلیل بی‌احترامی»</font>
<font color="#ff8000">«به خدایان چهارده فرزندش کشته شدند و به سنگ تبدیل شد»</font>

51
00:06:56,273 --> 00:06:58,251
از همه عذرخواهی می‌کنم

52
00:06:58,573 --> 00:07:00,201
اما همون‌طور که بدون شک
... همه‌ی شما اطلاع دارید

53
00:07:00,299 --> 00:07:03,112
پیدا کردنِ یک درگاه ورودیِ ایمن
مرتباً داره سخت‌تر میشه

54
00:07:03,290 --> 00:07:06,733
اختاپوس‌ها بهترين ورودی‌های ما رو گرفتن -
مثل مور و ملخ ریختن توی ورودی‌های اصلی -

55
00:07:06,800 --> 00:07:10,595
و اگر حق با نایوبی باشه، طی هفتاد و دو ساعت آینده
تعدادشون از دویست و پنجاه هزارتا هم بیشتر میشه

56
00:07:10,763 --> 00:07:11,888
برای حل این مشکل باید چکار کنیم ؟

57
00:07:12,056 --> 00:07:14,149
ما کاری رو می‌کنیم که فرمانده " لاک " دستور داده

58
00:07:14,483 --> 00:07:17,068
از این‌جا خارج میشیم و به صهیون برمی‌گردیم

59
00:07:17,236 --> 00:07:22,365
و آيا فرمانده نقشه‌اي براي متوقف کردن
دویست و پنجاه هزار اختاپوس داره ؟

60
00:07:22,533 --> 00:07:25,201
یک راهبردِ (دفاعی) در حال برنامه ریزی‌ـه

61
00:07:25,369 --> 00:07:27,036
! مطمئنم که همين طوره

62
00:07:30,369 --> 00:07:38,236
<font color="#ff8000">«*Is 5416 :نوشته‌ی روی پلاک خودرو»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به این قسمت از کتاب "اشعیا" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«به گوش باشید،من،اسمیت[آهنگر] را آفریده‌ام که در»</font>
<font color="#ff8000">«،آتش بِدَمَد و سلاحی برای رسیدن به اهدافش بسازد»</font>
<font color="#ff8000">«من آن اسمیتِ ویرانگر را برای نابودی خلق کرده‌ام»</font>

63
00:07:42,052 --> 00:07:44,053
به نظرت ما بايد چکار کنيم، مورفيوس ؟

64
00:07:44,263 --> 00:07:46,389
... بايد طبق دستور عمل کنيم -
چي شده ؟ -

65
00:07:46,557 --> 00:07:47,599
! نمي‌دونم

66
00:07:47,767 --> 00:07:50,560
اگرچه باید از یکی از شما درخواستِ کمک کنم

67
00:07:50,728 --> 00:07:55,441
،عده‌ای از شما به چیزی که من باور دارم
باور دارید و عده‌ای باور ندارید

68
00:07:55,609 --> 00:07:59,152
اما اون‌هایی که باور دارن می‌دونن که ما داریم
به پایان این رویارویی نزدیک میشیم

69
00:07:59,320 --> 00:08:01,573
پيشگويي به زودي محقق ميشه

70
00:08:01,620 --> 00:08:03,573
... اما پيش از اون

71
00:08:03,741 --> 00:08:07,076
بايد با " اوراکل " مشورت کنيم

72
00:08:10,369 --> 00:08:14,736
<font color="#ff8000">«نوشته‌ی روی دیوار: موزایا 2519»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به قسمتی از یکی از کتب مقدس مورمون‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«و او به کسانی که از بند رها شده بودند توصیه کرد که»</font>
<font color="#ff8000">«باید به یاد داشته باشند که خداوند آنها را رهانیده است»</font>

73
00:08:15,002 --> 00:08:17,253
اگه ما همين الان برگرديم و سوخت‌گيري کنيم

74
00:08:17,421 --> 00:08:21,274
،مي‌تونيم تا سی و شش ساعت ديگه برگرديم
درست قبل از اينکه ماشين‌ها به اين عمق برسند
[و درگاه ورودی رو از بین ببرن]

75
00:08:21,383 --> 00:08:23,218
متوجه هستی که داري چه درخواستي مي‌کني ؟

76
00:08:23,385 --> 00:08:26,221
دارم درخواست می‌کنم که یک ناو
در این محل باقی بمونه

77
00:08:26,388 --> 00:08:29,098
تا اگر اوراکل تلاش کرد با ما تماس بگیره
اطلاع پیدا کنیم

78
00:08:29,266 --> 00:08:32,393
! چرت و پرت میگی
تو از ما می‌خوای که از دستور مستقیم فرمانده سرپیچی کنیم ؟

79
00:08:32,561 --> 00:08:37,106
درسته همین رو می‌خوام، اما همه می‌دونیم
... که حضورِ بیشترِ ما در این مکان

80
00:08:37,274 --> 00:08:39,901
! به دلیل میل به نافرمانی‌ـه

81
00:08:40,069 --> 00:08:44,572
ولی اگر به محض رسیدنت به صهیون
فرمانده فرستادت زندان، چی میشه ؟

82
00:08:44,740 --> 00:08:45,949
اين کار رو نمي‌کنه

83
00:08:47,076 --> 00:08:50,286
لعنتی، مورفیوس تو هیچ‌وقت عوض نميشي

84
00:08:50,996 --> 00:08:53,748
لعنت بهش، من می‌مونم فقط به این خاطر
! که ببینم زندان چه بلایی سرت میاره

85
00:08:53,916 --> 00:08:55,458
سی و شش ساعتی که می‌خواستی در اختیارت‌ـه

86
00:08:58,254 --> 00:09:00,088
من دنبال " نئو " مي‌گردم

87
00:09:00,256 --> 00:09:03,633
تا حالا اسمش رو نشنيدم -
يه چيزي براش آوردم -

88
00:09:04,844 --> 00:09:07,053
! يک هديه

89
00:09:07,263 --> 00:09:10,139
چون اون من رو آزاد کرد

90
00:09:12,434 --> 00:09:14,811
! باشه، حالا بزن به چاک

91
00:09:15,354 --> 00:09:16,396
اون کی بود ؟

92
00:09:16,564 --> 00:09:18,398
!از کجا فهميدي کسي اين‌جا بوده ؟

93
00:09:18,566 --> 00:09:20,024
اين رو براي شما آورد

94
00:09:25,781 --> 00:09:27,198
! گفت که شما آزادش کرديد

95
00:09:29,159 --> 00:09:31,494
همه چي رو به راهه، قربان ؟

96
00:09:32,121 --> 00:09:34,497
جلسه تمام شده
برگرديد به خروجي‌هاتون

97
00:09:34,665 --> 00:09:36,875
مأمورها دارن ميان -
مأمورها ؟ -

98
00:09:37,334 --> 00:09:38,710
! بريد

99
00:09:48,512 --> 00:09:49,596
! چطوريد رفقا

100
00:09:49,763 --> 00:09:50,989
! خودشه -
" همون ناهنجاري " -

101
00:09:51,056 --> 00:09:52,307
ادامه بديم ؟ -
بله -

102
00:09:52,474 --> 00:09:54,976
... اون هنوز هم -
فقط يک انسان‌ـه ... -

103
00:10:01,150 --> 00:10:03,401
! ارتقا پیدا کردید

104
00:10:58,332 --> 00:11:00,875
همون‌طور که انتظار داشتیم پیش رفت -
بله -

105
00:11:01,043 --> 00:11:03,711
دقیقاً مثل بارِ قبل شد

106
00:11:03,879 --> 00:11:06,547
! خوب، نه دقيقاً

107
00:11:10,260 --> 00:11:12,387
اون‌جا چه اتفاقي افتاد ؟ -
نمي‌تونم بفهمم -

108
00:11:12,554 --> 00:11:14,222
! مامورها یهویی از ناکجا آباد پیداشون شد

109
00:11:14,390 --> 00:11:17,392
بعدش کدهاشون عجیب و غریب شد
یه نوع رمزگذاری بود که تا حالا ندیده بودم

110
00:11:17,559 --> 00:11:20,478
نئو حالش خوبه ؟ -
! خوبه؟ لعنتی، بايد مي‌ديدينش -

111
00:11:20,646 --> 00:11:22,063
الان کجاست ؟

112
00:11:23,524 --> 00:11:25,274
! داره کارای " سوپرمنی " مي‌کنه

113
00:12:15,242 --> 00:12:16,701
کجايي ؟

114
00:12:21,373 --> 00:12:24,959
،نَبوکادنزار در حال نزدیک شدن است
درخواست ورود از دروازه‌ی سه را داريم

115
00:12:29,006 --> 00:12:33,468
نبوكادنزار، برج مراقبت صهیون صحبت مي‌كنه
سرعت حالِ حاضرتان را حفظ کنید و آماده باشيد

116
00:12:33,635 --> 00:12:35,136
دريافت شد، برج مراقبت

117
00:12:35,304 --> 00:12:38,806
اين‌جا برج مراقبت صهیون است، سيستم‌هاي
دفاعي دروازه شماره سه را فوراً خاموش كنيد

118
00:12:39,600 --> 00:12:42,810
نبوکادنزار در حال نزدیک شدن است
اجازه باز شدن دروازه را صادر کنید

119
00:12:48,400 --> 00:12:51,319
نبوكادنزار، اجازه ورود از دروازه شماره سه
و فرود در محلِ شماره هفت را دارید

120
00:12:51,487 --> 00:12:53,196
دريافت شد، برج مراقبت

121
00:13:00,329 --> 00:13:03,414
دروازه باز شد، محل فرود آماده است
به خانه خوش آمديد

122
00:13:04,166 --> 00:13:06,334
! هيچ‌جا مثل این‌جا نميشه

123
00:13:20,516 --> 00:13:24,227
برج مراقبت دریافت شد
برج مراقبت برای بستن دروازه‌ی سه آماده باشید

124
00:14:13,735 --> 00:14:16,154
نبوكادنزار در محل شماره هفت فرود آمد

125
00:14:16,321 --> 00:14:17,488
مفهوم شد

126
00:14:27,457 --> 00:14:29,249
*" كاپيتان " ميفونه
<font color="#ff8000">«نام بازیگر مشهور و فقید ژاپنی»</font>
<font color="#ff8000">«که شباهت زیادی با این بازیگر دارد»</font>

127
00:14:29,835 --> 00:14:31,002
! كاپيتان مورفیوس

128
00:14:31,170 --> 00:14:34,005
اومدید که من رو به بازداشتگاه
راهنمایی کنید کاپیتان ؟

129
00:14:34,173 --> 00:14:36,799
من فقط براي برقراري آرامش اومدم -
... فرمانده لاك دستور دادن -

130
00:14:38,844 --> 00:14:42,213
درخواست کردن يك مشاوره فوري
با شما داشته باشن، قربان

131
00:14:42,931 --> 00:14:44,765
لينك ؟ -
قربان -

132
00:14:44,933 --> 00:14:47,518
مي‌خوام هواناو هرچه زودتر آماده‌ی حركت بشه

133
00:14:47,686 --> 00:14:49,228
چشم قربان

134
00:14:56,403 --> 00:14:59,291
اين دو نفر چه مشكلي با هم دارن ؟ -
مورفيوس و لاک ؟ -

135
00:14:59,948 --> 00:15:02,196
نايوبي -
كاپيتان نايوبي ؟ -

136
00:15:02,284 --> 00:15:05,494
قبلاً دوست دختر مورفيوس بود، حالا با لاک‌ـه

137
00:15:06,747 --> 00:15:08,331
چه اتفاقی افتاد ؟

138
00:15:08,540 --> 00:15:11,959
مورفيوس پيش اوراكل رفت
و بعد از اون همه چيز تغییر کرد

139
00:15:12,127 --> 00:15:14,795
! آره، اون زن می‌تونه از این کارا بکنه

140
00:15:14,963 --> 00:15:16,130
! نئو

141
00:15:17,132 --> 00:15:20,009
! اوه نه -
!اون هميشه از كجا مي‌فهمه که ما اومديم ؟ -

142
00:15:20,177 --> 00:15:22,136
شاید كار بهتري نداره بكنه

143
00:15:22,304 --> 00:15:25,094
مي‌دوني اون‌ها درباره‌ی كسي كه
جونش رو نجات دادي چي ميگن ؟

144
00:15:25,182 --> 00:15:26,974
من جونش رو نجات ندادم

145
00:15:29,144 --> 00:15:30,519
! چطوري نئو

146
00:15:31,688 --> 00:15:34,315
! ترينيتي، لينك -
سلام -

147
00:15:34,483 --> 00:15:38,152
خیلی خوبه كه شما برگشتيد -
ممنون، برگشتن به این‌جا خیلی خوبه -

148
00:15:38,320 --> 00:15:41,072
مي‌تونم اون رو برات بيارم نئو ؟ -
نه، خودم مي‌تونم كيفم رو بيارم -

149
00:15:41,240 --> 00:15:42,907
تو چی ترينيتي ؟ -
خودم می‌برمش -

150
00:15:43,867 --> 00:15:46,744
مي‌توني اين‌ها رو بياري -
آره، حتما لينك -

151
00:15:51,667 --> 00:15:56,170
مي‌دونيد، من سال ديگه به سِني ميرسم
كه مي‌تونم به خدمه‌ی هواناو ملحق بشم

152
00:15:56,338 --> 00:15:59,090
خيلي درباره‌اش فكر كردم و بالاخره تصميم‌ گرفتم

153
00:15:59,258 --> 00:16:00,716
بذار حدس بزنم

154
00:16:01,218 --> 00:16:03,177
من مي‌خوام به نبوكادنزار ملحق بشم

155
00:16:04,179 --> 00:16:07,723
می‌دونم که مورفيوس هنوز هيچ كدوم از پُست‌هاي
خالي رو پر نكرده البته غير از تو، لينك

156
00:16:07,891 --> 00:16:09,299
... مطمئنم كه اون دلايل خودش رو داره

157
00:16:09,434 --> 00:16:12,770
،ولي هرچي بيشتر در موردش فكر مي‌كنم
مي‌بينم كه بايد همین‌طوری باشه

158
00:16:12,938 --> 00:16:14,480
! مي‌دونيد، اين سرنوشت‌ـه

159
00:16:14,648 --> 00:16:16,190
چون دليل اين‌جا بودن من تو هستی نئو

160
00:16:16,358 --> 00:16:18,901
،بهت كه گفتم بچه
! تو من رو پيدا كردي نه من تو رو

161
00:16:19,069 --> 00:16:21,612
،مي‌دونم ولي تو من رو بيرون آوردی
جونم رو نجات دادی

162
00:16:22,739 --> 00:16:24,365
تو خودت جونت رو نجات دادی

163
00:16:40,674 --> 00:16:43,968
مورفيوس -
فرمانده لاك -

164
00:16:44,219 --> 00:16:48,723
من با بقیه‌ی كاپيتان‌ها صحبت كردم و مي‌خوام
اين فرصت رو بهت بدم كه عملکردت رو توضيح بدي

165
00:16:48,890 --> 00:16:51,767
اطلاع نداشتم که عملکرد من نیاز به توضیح داره

166
00:16:51,935 --> 00:16:54,298
به شما دستور مستقیم داده شده بود
که به صهیون برگردید

167
00:16:54,396 --> 00:16:57,231
! من هم برگشتم -
اما شما خواستيد كه يك هواناو اون‌جا باقی بمونه -

168
00:16:57,399 --> 00:17:00,067
اگر می‌تونستم خودم می‌موندم
اما هواناو من نیاز به سوختگیری داشت

169
00:17:00,235 --> 00:17:02,945
پس آشکارا دارید به تخلف
! از وظایف‌تون اعتراف می‌کنید

170
00:17:03,113 --> 00:17:06,532
فرمانده ما باید در انتظار تماس اوراکل
در ماتریکس باقی می‌مونیدم

171
00:17:06,700 --> 00:17:08,659
! نمي‌خوام از اين مزخرفات بشنوم

172
00:17:08,827 --> 00:17:11,495
اوراكل و پيشگويي و مسیح موعود برام اهمیتی ندارن

173
00:17:11,663 --> 00:17:15,082
فقط یک چیز برام اهمیت داره، جلوی اون ارتشی
که می‌خوان این شهر رو نابود کنن بگیرم

174
00:17:15,250 --> 00:17:18,085
و براي اين كار به سربازاني نياز دارم
که مطیع دستوراتم باشن

175
00:17:18,253 --> 00:17:22,840
،با کمال احترام فرمانده
فقط یک راه برای نجات این شهر وجود داره

176
00:17:23,008 --> 00:17:24,425
چه راهی ؟

177
00:17:24,593 --> 00:17:27,386
! نئو -
! لعنت به تو مورفيوس -

178
00:17:27,554 --> 00:17:30,281
همه به چیزی که تو باور داری، اعتقاد ندارن

179
00:17:30,349 --> 00:17:32,633
! باورِ من نيازي به اعتقادِ اون‌ها نداره

180
00:17:40,609 --> 00:17:44,628
،امشب يه گردهمايي داريم
مردم دارن یه چیزایی میگن، خيلي‌ها ترسيدن

181
00:17:44,696 --> 00:17:47,548
هیچ‌کس به خاطر نداره که آخرین بار کِی بود
که این همه ناو توی فرودگاه بودن

182
00:17:47,616 --> 00:17:50,576
یه اتفاقی داره می‌افته، مگه نه ؟
یه اتفاق بزرگ

183
00:17:50,744 --> 00:17:53,913
ما اجازه نداریم چیزی بگیم
پس سوالاتت رو تمام کن

184
00:17:59,211 --> 00:18:02,338
لعنتی، توی خونه بودن چه حس خوبی داره

185
00:18:15,352 --> 00:18:18,312
از شورا درخواست می‌کنم
که از خدمت برکنار بشی

186
00:18:18,480 --> 00:18:20,815
قطعاً این حق قانونی شماست فرمانده

187
00:18:20,982 --> 00:18:24,860
،اگر دستِ من بود کاپیتان
تا آخر عمر پات رو توی هیچ ناوی نمیذاشتی

188
00:18:25,028 --> 00:18:27,780
پس خوشحالم كه دست شما نيست

189
00:18:34,246 --> 00:18:37,264
*! مُستشار هامان -
! فرمانده -
<font color="#ff8000">«نام فیلسوف مشهور آلمانی که اعتقاد داشت»</font>
<font color="#ff8000">«ایمان و باور، فراتر از دانش، تعیین کننده اعمال انسان است»</font>

190
00:18:37,332 --> 00:18:40,042
كاپيتان -
جناب مُستشار -

191
00:18:40,210 --> 00:18:43,587
شورا از من خواسته که امشب
در گردهماییِ معبد سخنرانی کنم

192
00:18:43,755 --> 00:18:47,842
در مورد حضور ناوگان و تداوم شایعات
در این زمینه، باید صحبت بشه

193
00:18:48,009 --> 00:18:50,511
باید به مردم گفته بشه
که چه اتفاقاتی داره می‌افته

194
00:18:50,679 --> 00:18:52,388
حتماً مُستشار

195
00:18:53,098 --> 00:18:58,352
اما ممکنه توصیه ‌کنم که سطحی از احتیاط رو
در مورد ذکر برخی جزئیات در نظر بگیرید ؟

196
00:18:58,520 --> 00:19:01,522
ما كه قصد نداریم ترس و وحشت راه بندازيم -
کاملاً درسته -

197
00:19:01,690 --> 00:19:04,775
هیچ‌کس نمی‌خواد که ترس و وحشت راه بی‌افته

198
00:19:04,943 --> 00:19:08,479
شما چطور کاپیتان ؟
توصیه‌ی شما چیه ؟

199
00:19:10,699 --> 00:19:12,053
! گفتن حقيقت

200
00:19:12,199 --> 00:19:15,453
هیچ‌کس وحشت نمی‌کنه
چون چیزی براي ترسيدن وجود نداره

201
00:19:15,620 --> 00:19:18,246
اون ارتش هرگز به
دروازه‌هاي صهیون نخواهد رسيد

202
00:19:18,540 --> 00:19:20,300
چي باعث شده كه اين‌قدر مطمئن باشيد ؟

203
00:19:20,440 --> 00:19:22,126
اتفاقاتی که افتاده رو
در نظر بگیرید جناب مُستشار

204
00:19:22,294 --> 00:19:24,170
شش ماه گذشته رو در نظر بگیرید

205
00:19:24,337 --> 00:19:26,480
به اندازه‌ی بیش از شش سال
! تونستیم ذهن آزاد کنیم

206
00:19:26,648 --> 00:19:29,650
اين حمله واكنشي از روي ناچاری و ناامیدی‌ـه

207
00:19:29,818 --> 00:19:34,154
من باور دارم كه به زودي پيشگويي محقق ميشه
و این جنگ به پايان مي‌رسه

208
00:19:35,432 --> 00:19:37,558
اميدوارم حق با شما باشه، كاپيتان

209
00:19:37,726 --> 00:19:40,436
از نظر من موضوع بر سر امید نیست مستشار

210
00:19:40,604 --> 00:19:43,189
فقط خيلي ساده، بايد زمانش فرا برسه

211
00:19:45,358 --> 00:19:46,817
محل پیاده شدن من

212
00:19:46,985 --> 00:19:48,402
به زودي مي‌بينمتون

213
00:19:48,570 --> 00:19:50,029
! اميدوارم به این زودی‌ها نباشه

214
00:19:50,197 --> 00:19:53,365
بریم بچه، این دو نفر
! یه کارهایی دارن که باید بکنن

215
00:20:02,792 --> 00:20:04,543
تو هم به همون چیزی فکر می‌کنی
که من فکر می‌کنم ؟

216
00:20:04,711 --> 00:20:07,129
اگر تو هم به داری به این فکر می‌کنی که
! این آسانسور لعنتی چقدر داره یواش میره، پس آره

217
00:20:07,297 --> 00:20:10,633
سوخت گيري ناو چقدر طول مي‌كشه ؟ -
بيست و چهار، شايد هم سی ساعت -

218
00:20:10,800 --> 00:20:15,012
بعضی از مردم کل عمرشون رو
! بدون شنیدن خبری به این خوبی سپری می‌کنن

219
00:20:39,454 --> 00:20:43,891
خواهش مي‌كنم نئو، پسری دارم به اسم جیکوب که
توی ناو " گنوسیس "* کار می‌کنه
<font color="#ff8000">«واژه‌ای یونانی به معنی معرفت و دانش، یک جریانِ»</font>
<font color="#ff8000">«فکریِ کهن که بر آگاهی از رازهای الهی تأکید می‌ورزد»</font>

220
00:20:43,959 --> 00:20:47,461
خواهش می‌کنم مراقبش باش -
تلاش خودم رو مي‌كنم -

221
00:20:47,629 --> 00:20:50,213
دختر من توي ناو " ايكاروس "* كار مي‌كنه
<font color="#ff8000">«یکی از اساطیر یونان باستان که به علت نزدیک شدن بیش از»</font>
<font color="#ff8000">«حد به خورشید، با بال‌هایی از جنس موم، به دریا سقوط کرد»</font>

222
00:20:50,507 --> 00:20:51,799
! نه، صبر كن

223
00:20:51,967 --> 00:20:54,468
اشكالي نداره، اون‌ها به تو نياز دارن

224
00:20:54,636 --> 00:20:56,887
من هم به تو نياز دارم -
! مي‌دونم -

225
00:20:57,430 --> 00:20:59,723
! وقت زیاده

226
00:21:04,688 --> 00:21:06,814
کجاست این خوشگ....؟

227
00:21:06,982 --> 00:21:09,316
! سلام -
! دايي لينك -

228
00:21:09,484 --> 00:21:11,110
! خدای من

229
00:21:11,278 --> 00:21:13,237
! دايي لينك

230
00:21:13,405 --> 00:21:16,991
! خدای من، شما چقدر بزرگ شدین

231
00:21:17,158 --> 00:21:19,326
! ديگه شما‌ها بايد من رو بلند كنيد -
! نه -

232
00:21:19,494 --> 00:21:21,036
! آره -
! باشه -

233
00:21:21,204 --> 00:21:22,913
!باشه؟ خيلي‌خوب

234
00:21:23,081 --> 00:21:26,125
باید باهمدیگه تلاش کنید، باشه ؟

235
00:21:26,293 --> 00:21:28,502
! يك، دو، سه، بلند كنيد

236
00:21:28,670 --> 00:21:31,839
! اوه خدای من
به این بچه‌ها چه غذایی میدی ؟

237
00:21:32,007 --> 00:21:34,717
زود باشید بچه‌ها، وقت رفتنه

238
00:21:36,511 --> 00:21:37,845
سلام كَس -
سلام -

239
00:21:38,388 --> 00:21:40,931
خوشحالم كه برگشتي خونه، لينك -
منم خوشحالم که خونه‌ام -

240
00:21:41,099 --> 00:21:42,933
حواست بهش باشه

241
00:21:43,101 --> 00:21:45,894
! نگران من نباش، اون خودش همه چیز رو می‌فهمه

242
00:21:47,731 --> 00:21:50,107
! بيرون، هر دوتون
! راه بی‌افتید

243
00:21:50,275 --> 00:21:52,318
! خداحافظ -
! خداحافظ -

244
00:21:58,700 --> 00:22:00,242
چی رو قراره بفهمم ؟

245
00:22:01,536 --> 00:22:05,623
تمام ناوها، دو یا حتی سه بار
بیشتر از نبوکادنزار به خونه برگشتن

246
00:22:05,790 --> 00:22:09,627
بیخیال زي، فكر مي‌كردم
اين مسئله رو دیگه حل کردیم

247
00:22:09,794 --> 00:22:13,213
وقتي حل ميشه كه توی یک ناو دیگه شروع به کار کنی -
من نمي‌تونم اينكار رو بكنم -

248
00:22:13,381 --> 00:22:14,882
چرا ؟ -
خودت دلیلش رو مي‌دوني -

249
00:22:15,050 --> 00:22:18,818
اگر " دوزر "* می‌دونست الان چه حسی دارم
هیچ وقت ازت نمی‌خواست جایگزینش بشی
<font color="#ff8000">«برادر زی و کسی که در قسمت قبل توسط سایفر کشته شد»</font>

250
00:22:18,928 --> 00:22:21,472
شايد، اما حالا ديگه خيلي دير شده

251
00:22:21,640 --> 00:22:24,266
من قول دادم و به بعضی از قول‌ها نمیشه عمل نکرد

252
00:22:24,434 --> 00:22:27,144
اين منصفانه نيست -
هیچ‌کس نگفته که قراره باشه -

253
00:22:27,312 --> 00:22:30,872
به نظرت، كَس* فكر مي‌كنه منصفانه‌ست
كه من اين‌جا هستم ولي دوزر نيست ؟
<font color="#ff8000">«خواهر لینک و همسر دوزر»</font>

254
00:22:36,196 --> 00:22:39,406
من دو تا برادر‌م رو
توی اون ناو از دست دادم، لينك‌

255
00:22:40,492 --> 00:22:42,701
از اون ناو می‌ترسم

256
00:22:44,287 --> 00:22:46,914
! مي‌ترسم تو رو هم ازم بگيره

257
00:22:47,582 --> 00:22:49,416
اين طور نميشه

258
00:22:49,584 --> 00:22:51,418
چطور می‌تونی اين‌قدر
با اطمینان این رو بهم بگی ؟

259
00:22:51,586 --> 00:22:53,545
به خاطر مورفيوس

260
00:22:53,713 --> 00:22:58,342
به خاطر چيزي كه اون بهم گفت، گفت كه
به آخرش رسیدیم، و به زودي همه چيز تمام ميشه

261
00:22:58,510 --> 00:23:02,721
! لينك، مورفيس ديوانه‌ست -
! بدون شک همین‌طوره -

262
00:23:03,223 --> 00:23:06,433
اما تنک و دوزر بهش باور داشتن
... و بذار يه چيزي رو بهت بگم

263
00:23:06,601 --> 00:23:11,939
وقتی رفتم توی اون ناو و دیدم که
... چه کارهایی از نئو بر میاد، باید بگم

264
00:23:12,107 --> 00:23:14,149
من هم بهش باور پیدا کردم

265
00:23:19,280 --> 00:23:21,699
! مراقب باش لينک

266
00:23:27,038 --> 00:23:29,415
! خواهش مي‌كنم مراقب باش

267
00:23:38,508 --> 00:23:41,927
مراسم رو شروع كردن ؟ -
فقط مستشار هامان نیایش رو آغاز کرده -

268
00:23:42,195 --> 00:23:45,290
امشب، بیایید تا این مردان و زنان را ارج بِنَهیم

269
00:23:45,448 --> 00:23:48,075
اينان سربازان و جنگجويان ما هستند

270
00:23:48,243 --> 00:23:54,231
،اینان همسران ما، برادران و خواهران ما
و فرزندان ما هستند

271
00:23:54,816 --> 00:23:57,943
بیایید یاد و خاطره‌ی کسانی
که از دست داده‌ایم را گرامی بداریم

272
00:23:58,111 --> 00:24:01,321
و از کسانی که جایگزین آنها شدند
... سپاس‌گذاری کنیم

273
00:24:01,489 --> 00:24:04,783
و از همه‌ی کسانی که
این جا در کنار ما ایستاده‌اند

274
00:24:04,993 --> 00:24:08,662
حالا دوست دارم شخص دیگری
این نیایش را به پایان برساند

275
00:24:08,830 --> 00:24:12,040
کسی که برای مدتی طولانی این‌جا صحبت نکرده

276
00:24:12,208 --> 00:24:17,588
اما معتقدم حرف‌هایی برای گفتن دارد
که همه‌ی ما باید بشنویم

277
00:24:18,690 --> 00:24:20,494
! اين شما و اين هم مورفيوس

278
00:24:39,694 --> 00:24:41,464
! صـهـیـون

279
00:24:41,594 --> 00:24:43,864
به من گوش کنید

280
00:24:44,866 --> 00:24:47,993
چیزی که بسیاری از شما شنیدید حقیقت دارد

281
00:24:48,161 --> 00:24:52,164
ماشين‌ها ارتشي فراهم کرده‌اند
... و الان كه من با شما صحبت مي‌كنم

282
00:24:52,332 --> 00:24:56,251
اون ارتش داره به خانه‌ی ما
نزدیک و نزدیک‌تر میشه

283
00:24:57,712 --> 00:25:02,382
حرفم رو باور کنید وقتی که میگم
دوران سختی رو در پیش داریم

284
00:25:03,051 --> 00:25:05,823
اما اگر قراره خودمون رو برای
رویارویی با اون ارتش آماده کنیم

285
00:25:05,851 --> 00:25:09,223
باید ابتدا ترسی که ازش داریم رو دور بریزیم

286
00:25:09,724 --> 00:25:14,645
من حقیقتاً این‌جا بدون ترس در مقابل شما ایستادم

287
00:25:15,230 --> 00:25:16,980
چرا ؟

288
00:25:17,398 --> 00:25:20,234
چون من به چيزي باور دارم كه شما نداريد ؟

289
00:25:20,401 --> 00:25:22,236
! نه

290
00:25:22,529 --> 00:25:27,491
من بدون ترس این جا ایستادم
... چرا که به یاد میارم

291
00:25:27,659 --> 00:25:31,578
به یاد میارم که این جا بودنم
... به خاطر مسیری که در پیش رو دارم نیست

292
00:25:31,746 --> 00:25:35,082
بلکه به خاطر مسیری است که پشت سر گذاشتم

293
00:25:35,250 --> 00:25:39,920
به یاد میارم که ما صد سال
با این ماشین‌ها جنگیدیم

294
00:25:40,088 --> 00:25:44,842
به یاد میارم صد ساله که اون‌ها دارن
ارتش‌هاشون رو می‌فرستن تا ما رو نابود کنن

295
00:25:45,009 --> 00:25:51,098
،و پس از یک قرن نبرد
... به یاد میارم که چه چیزی از همه مهمتره

296
00:25:51,975 --> 00:25:54,977
! اينكه ما هنوز اين‌جا هستيم

297
00:26:01,693 --> 00:26:03,777
... امشب

298
00:26:03,945 --> 00:26:07,322
بياييد پيامي براي آن ارتش بفرستيم

299
00:26:07,490 --> 00:26:10,534
بياييد امشب اين غار را به لرزه دربياوريم

300
00:26:10,702 --> 00:26:17,875
امشب، بیایید این تالارهای درون زمین
و این فلز و سنگ‌ها را به لرزه در بیاوریم

301
00:26:18,042 --> 00:26:23,297
بگذارید صدای فریاد ما از هسته‌ی سرخ زمین
به آسمان سیاه و تاریک برسد

302
00:26:23,464 --> 00:26:28,010
امشب، بیایید به یادشان بیاوریم

303
00:26:28,177 --> 00:26:33,140
که این‌جا صهیون‌ است
! و ما از هیچ چیز نمی‌ترسیم

304
00:26:56,497 --> 00:26:58,498
... به یاد میارم

305
00:26:59,334 --> 00:27:01,752
! به یاد میارم که قبلاً می‌رقصیدی

306
00:27:03,379 --> 00:27:06,673
! و به یاد میارم که توی این کار خیلی خوب بودی

307
00:27:07,425 --> 00:27:10,677
... چيز‌هايي در اين جهان هست، كاپيتان نايوبي

308
00:27:11,471 --> 00:27:14,264
که هرگز تغییر نمی‌کنن

309
00:27:15,558 --> 00:27:17,476
! نايوبي

310
00:27:22,190 --> 00:27:23,941
بعضي چيز‌ها هم هستن که تغییر می‌کنن

311
00:27:43,211 --> 00:27:45,045
! عذر می‌خوام

312
00:27:56,891 --> 00:28:00,394
دلم برات تنگ شده بود -
! متوجه شدم -

313
00:28:00,853 --> 00:28:04,564
... داشتم فكر مي‌كردم، الان که همه اين‌جا هستن

314
00:28:05,108 --> 00:28:07,401
! بیا دنبالم

315
00:31:28,394 --> 00:31:31,980
نئو، چي شده ؟

316
00:31:32,273 --> 00:31:34,524
چه مشکلی هست ؟

317
00:31:36,110 --> 00:31:38,445
مشکلی نیست می‌تونی به من بگی

318
00:31:38,821 --> 00:31:41,323
... ترينيتي

319
00:31:41,490 --> 00:31:44,284
از چیزی نترس

320
00:31:44,452 --> 00:31:46,786
نمی‌تونم از دستت بدم

321
00:31:46,954 --> 00:31:48,830
قرار نيست من رو از دست بدي

322
00:31:52,960 --> 00:31:55,837
این رو احساس می‌کنی ؟

323
00:31:56,005 --> 00:31:58,197
من هيچ‌وقت تو رو تنها نميذارم

324
00:32:35,002 --> 00:32:37,671
! شب خوش صهیون

325
00:32:37,838 --> 00:32:40,507
! خواب‌هاي خوش ببيني

326
00:32:50,685 --> 00:32:52,352
تو خوبي ؟ -
از عهده‌اش بر ميام -

327
00:32:52,520 --> 00:32:55,146
اون مامور رو ديدي ؟
! تا حالا چيزي مثل این نديده بودم

328
00:32:55,314 --> 00:32:57,399
حالا دیگه مهم نیست
تنها چیزی که مهمه این‌ـه

329
00:32:57,566 --> 00:32:59,859
اول تو برو

330
00:33:10,746 --> 00:33:13,623
! اوه خدايا -
! اسميت بگی کافیه -

331
00:33:25,553 --> 00:33:28,847
ممنون -
باعث افتخاره -

332
00:34:18,814 --> 00:34:22,108
دنبال هم صحبت نمی‌گردی ؟ -
! مُستشار هامان -

333
00:34:22,985 --> 00:34:25,820
اگر ترجیح میدی تنها باشی
دوست ندارم مزاحمت بشم

334
00:34:26,280 --> 00:34:29,824
نه، یکم همراهی شاید به دردم بخوره -
خوبه -

335
00:34:30,284 --> 00:34:32,660
! براي منم همين‌طور

336
00:34:35,790 --> 00:34:38,291
شب خوبی‌ـه

337
00:34:38,793 --> 00:34:41,211
خيلي آروم‌ـه

338
00:34:41,379 --> 00:34:44,130
به نظر می‌رسه که همه با آرامش کامل خوابیدن

339
00:34:44,507 --> 00:34:46,966
! همه نه

340
00:34:47,259 --> 00:34:51,971
،از خوابيدن متنفرم
هيچ‌وقت بيشتر از چند ساعت نمي‌خوابم

341
00:34:52,139 --> 00:34:56,184
،وقتي مي‌بينم یازده سال اول عمرم رو خواب بودم
دلم مي‌خواد الان[با بیدار موندن] جبرانش كنم

342
00:34:56,644 --> 00:34:58,356
تو چطور ؟

343
00:34:58,644 --> 00:35:01,856
من هيچ‌وقت نتونستم زياد بخوابم

344
00:35:02,817 --> 00:35:04,685
اين نشانه‌ی خوبي‌ـه

345
00:35:04,897 --> 00:35:05,985
از چي ؟

346
00:35:06,153 --> 00:35:09,322
! از اين كه در حقیقت تو هنوز یک انسان هستي

347
00:35:12,910 --> 00:35:16,830
تا حالا به قسمت مهندسی رفتی ؟

348
00:35:16,997 --> 00:35:20,041
عاشق اینم که شب‌ها اون‌جا راه برم
واقعا حیرت انگیزه

349
00:35:20,209 --> 00:35:22,752
دوست داری اون‌جا رو ببيني ؟ -
حتماً -

350
00:35:33,431 --> 00:35:37,892
،تقريباً هيچ‌كس اين پايين نمياد
البته مگر اینکه مشکلی پیش اومده باشه

351
00:35:38,060 --> 00:35:43,148
آدم‌ها این طورن، تا وقتی که چیزی درست کار کنه
کسی اهمیت نمیده که چطور و چگونه کار می‌کنه

352
00:35:43,315 --> 00:35:45,608
من اين پايين رو دوست دارم

353
00:35:45,776 --> 00:35:51,573
دوست دارم همیشه به یاد بیارم که این شهر
به خاطر این ماشین‌هاست که توانسته دوام بیاره

354
00:35:51,740 --> 00:35:56,870
،اين ماشين‌ها ما رو زنده نگه مي‌دارن
! درحالي كه ماشين‌هاي ديگه مي‌خوان ما رو بُكشن

355
00:35:57,288 --> 00:36:02,125
جالبه، نه ؟
... نيرويي براي زندگي دادن

356
00:36:02,293 --> 00:36:03,703
! و نیرویی برای پایان دادن به زندگی

357
00:36:03,993 --> 00:36:05,503
ما هم همين نيرو رو داريم

358
00:36:05,671 --> 00:36:08,381
... آره، به نظرم همین‌طوره، ولی

359
00:36:08,549 --> 00:36:12,010
این پایین که میام گاهي به انسان‌هایی كه
هنوز به ماتريكس وصل هستن فكر مي‌كنم

360
00:36:12,178 --> 00:36:15,180
... و وقتي كه به اين ماشين‌ها نگاه مي‌كنم

361
00:36:15,347 --> 00:36:20,435
نمی‌تونم به این فکر نکنم که از جهتی
ما هم به این ماشین‌ها وصل هستیم

362
00:36:20,728 --> 00:36:23,805
،اما این ما هستیم که این ماشین‌ها رو کنترل می‌کنیم
اون‌ها ما رو کنترل نمی‌کنن

363
00:36:24,023 --> 00:36:27,025
البته كه ما رو کنترل نمی‌کنن، چطور مي‌تونن ؟

364
00:36:27,193 --> 00:36:29,736
این ایده کاملاً غیر منطقی‌ـه

365
00:36:30,237 --> 00:36:33,364
... اما ممکنه کسی رو به فکر بندازه که بپرسه

366
00:36:33,532 --> 00:36:35,116
اساساً کنترل چیه ؟

367
00:36:35,367 --> 00:36:38,411
اگر بخواهیم می‌تونیم این ماشین‌ها رو خاموش کنیم

368
00:36:38,787 --> 00:36:43,249
البته، همين‌طوره، همینه که گفتی
كنترل يعني همين، مگه نه ؟

369
00:36:43,876 --> 00:36:47,253
اگر بخواهیم می‌تونیم
همه‌شون رو خرد و ریز ریز کنیم

370
00:36:47,505 --> 00:36:51,633
هرچند اگر این کار رو بکنیم اون وقت باید
... این رو در نظر بگیریم که برای نور

371
00:36:51,800 --> 00:36:54,469
گرما و هوا چه کار باید بکنیم ؟

372
00:36:55,471 --> 00:36:57,899
بنابراین ما به ماشين‌ها نياز داريم
و اون‌ها هم به ما

373
00:36:57,971 --> 00:36:59,599
منظور شما همين بود، مُستشار ؟

374
00:36:59,767 --> 00:37:02,393
نه، منظوري در كار نيست

375
00:37:03,103 --> 00:37:05,890
،آدم‌های پیری مثل من
! زحمت منظور رسوندن رو به خودشون نمیدن

376
00:37:06,003 --> 00:37:07,299
هیچ منظوری توی حرف‌هام نیست

377
00:37:07,983 --> 00:37:11,778
!به همین دلیله كه هيچ جواني توی شورا نیست ؟

378
00:37:11,946 --> 00:37:13,613
! به نكته‌ی خوبي اشاره كردي

379
00:37:14,323 --> 00:37:18,493
چرا بهم نمي‌گيد چي توی ذهن‌تون هست، مُستشار ؟

380
00:37:18,661 --> 00:37:21,913
... چيز‌هاي زيادي در اين دنيا وجود داره

381
00:37:22,081 --> 00:37:24,999
كه من از اون‌ها سر در نميارم

382
00:37:26,794 --> 00:37:31,548
اون ماشين رو مي‌بيني ؟
یه کارایی برای بازیافت منبع آب شهر می‌کنه

383
00:37:31,715 --> 00:37:34,717
من اصلاً نمی‌دونم که چطور کار می‌کنه

384
00:37:34,885 --> 00:37:38,972
اما دليلِ كار كردنش رو متوجه میشم

385
00:37:40,474 --> 00:37:44,978
من اصلاً متوجه نمیشم که تو چطور توانایی
انجام بعضی از کارها رو داری

386
00:37:46,146 --> 00:37:49,315
اما باور دارم كه براي اون هم دلیلی وجود داره

387
00:37:50,192 --> 00:37:55,321
و امیدوارم که اون دلیل رو
! قبل از اینکه خیلی دیر بشه بفهمیم

388
00:38:01,829 --> 00:38:03,496
! بالارد -
نئو اين‌جاست ؟ -

389
00:38:05,916 --> 00:38:08,501
! نئو، این از طرف اوراکل‌ـه

390
00:38:11,463 --> 00:38:13,172
! وقت رفتنه

391
00:38:14,133 --> 00:38:16,593
مورفیوس گفته بود که این اتفاق قراره بی‌افته

392
00:38:16,760 --> 00:38:21,180
نمي‌دونم، شايد پيشگويي درست باشه
! شايد هم نباشه

393
00:38:21,724 --> 00:38:24,892
تنها چیزی که می‌دونم اینه که اون هواناو
الان به کاربر نیاز داره

394
00:38:26,478 --> 00:38:28,354
و در حال حاضر، اون کاربر من هستم

395
00:38:28,981 --> 00:38:31,065
! مي‌دونم

396
00:38:36,030 --> 00:38:37,697
... زي -
مي‌خوام اين رو بندازي گردنت -

397
00:38:37,865 --> 00:38:40,950
مي‌دوني که من به اين چيزها اعتقاد ندارم -
اما من دارم -

398
00:38:41,243 --> 00:38:44,203
اين هميشه برام شانس آورده

399
00:38:44,371 --> 00:38:48,499
! شايد اين بار تو رو برام بياره -
! من برمي‌گردم -

400
00:38:48,667 --> 00:38:53,212
! قول میدم، هر کاری لازم باشه می‌کنم
من برمی‌گردم خونه

401
00:38:53,922 --> 00:38:57,550
،فقط اين رو همراه خودت نگه دار
خواهش مي‌کنم

402
00:38:57,718 --> 00:38:59,802
به خاطر من

403
00:39:02,222 --> 00:39:04,515
باشه

404
00:39:23,994 --> 00:39:26,162
! نئو -
اين ديگه کدوم ...؟ -

405
00:39:26,580 --> 00:39:28,748
*! بِــیــن
<font color="#ff8000">«به معنی مایه‌ی هلاکت»</font>

406
00:39:28,916 --> 00:39:30,249
مشکلي پيش اومده ؟

407
00:39:30,417 --> 00:39:32,126
نه، مشکلی نیست

408
00:39:32,294 --> 00:39:35,088
... فقط می‌خواستم بهتون برسم و بگم

409
00:39:35,255 --> 00:39:37,090
! موفق باشید

410
00:39:38,759 --> 00:39:40,468
! ممنون

411
00:39:40,636 --> 00:39:43,054
! بعداً می‌بینیمت

412
00:39:44,640 --> 00:39:47,725
! نئو
به موقع رسيدم

413
00:39:47,893 --> 00:39:50,228
می‌خواید به دیدن اوراکل برید ؟ -
وقت نداريم -

414
00:39:50,396 --> 00:39:52,021
بايد يه چيزي رو به نئو مي‌دادم

415
00:39:52,731 --> 00:39:55,441
*هديه‌اي از طرف يکي از يتيم‌ها
<font color="#ff8000">«کودکانی که از ماتریکس آزاد شده‌اند یا»</font>
<font color="#ff8000">«در جنگ والدین‌شان را از دست داده‌اند»</font>

416
00:39:55,609 --> 00:39:59,298
مجبورم کرد سوگند بخورم
که قبل از رفتنت این اون رو بهت بدم

417
00:39:59,905 --> 00:40:04,665
! گفت که خودت متوجه میشی
<font color="#ff8000">«در قسمت نخستِ فیلم،نئو در خانه‌ی اوراکل کودکی»</font>
<font color="#ff8000">«را دید که در ردای یک راهب بودایی ضمن خم کردن»</font>
<font color="#ff8000">«یک قاشق در مورد درک درست حقیقت به او تذکر داد»</font>
<font color="#ff8000">«این قاشق و کودک یتیم اشاره به آن صحنه دارد»</font>

418
00:40:05,035 --> 00:40:07,161
ممنون

419
00:40:14,253 --> 00:40:17,171
تازه بهم اطلاع دادن که شما
! اجازه‌ی پرواز نبوکادنزار رو صادر کردید

420
00:40:17,339 --> 00:40:19,298
بله درسته

421
00:40:19,466 --> 00:40:21,426
جناب مستشار آيا من هنوز
مسئول سيستم دفاعي هستم ؟

422
00:40:21,593 --> 00:40:22,885
! البته

423
00:40:23,595 --> 00:40:27,640
به نظر من برای اینکه از این حمله جون سالم
به در ببریم، به تمام ناوهامون احتیاج داریم

424
00:40:28,225 --> 00:40:30,393
متوجه هستم، فرمانده

425
00:40:30,561 --> 00:40:33,146
پس چرا به نبوکادنزار اجازه خروج داديد ؟

426
00:40:33,313 --> 00:40:38,192
چون به عقيده‌ی من، نجاتِ ما به چيزي
بيش از تعداد ناوهامون بستگي داره

427
00:40:40,696 --> 00:40:42,989
! مراقب باش

428
00:41:12,019 --> 00:41:14,228
! سلام

429
00:41:24,531 --> 00:41:28,075
تو دنبال اوراکل می‌گردی -
تو کي هستي ؟ -

430
00:41:31,121 --> 00:41:35,625
من " سِراف "* هستم و مي‌تونم تو رو پيش
اوراکل ببرم، اما اول بايد عذرخواهي کنم
<font color="#ff8000">«نام گروهی از فرشتگان مقرب در یهودیت و مسیحیت»</font>

431
00:41:35,876 --> 00:41:37,585
برای چی عذرخواهی کنی ؟

432
00:41:38,253 --> 00:41:40,046
! براي اين

433
00:42:37,354 --> 00:42:39,605
! خوبه

434
00:42:42,109 --> 00:42:45,278
،اوراکل دشمنان زيادي داره
ابتدا بايد مطمئن مي‌شدم

435
00:42:45,445 --> 00:42:47,655
از چي ؟ -
از اينکه تو همون شخص برگزيده هستي -

436
00:42:48,115 --> 00:42:51,868
مي‌تونستي بپرسي -
... نه، نمي‌توني کسي رو واقعاً بشناسي -

437
00:42:52,035 --> 00:42:54,287
! تا وقتی که باهاش مبارزه کنی

438
00:42:54,830 --> 00:42:58,291
بيا، اون منتظره

439
00:43:13,348 --> 00:43:15,224
کدوم جهنمی رفتن ؟

440
00:43:15,601 --> 00:43:18,311
اين‌ها درهاي پشتي هستن، مگه نه ؟

441
00:43:18,478 --> 00:43:21,397
راه‌های دسترسی برنامه نویس‌ها

442
00:43:22,482 --> 00:43:26,235
چطور کار مي‌کنن ؟ -
یک کد در کلیدها پنهان شده -

443
00:43:26,403 --> 00:43:31,407
يک چرخش، قفل رو بار می‌کنه
و چرخش ديگه يکي از اين درها رو باز می‌کنه

444
00:43:33,160 --> 00:43:35,995
تو برنامه نويسي ؟

445
00:43:36,163 --> 00:43:38,497
پس چي هستي ؟

446
00:43:40,667 --> 00:43:44,170
من از مهم‌ترين چيزها محافظت مي‌کنم

447
00:44:03,690 --> 00:44:07,068
! بيا جلو، نمی‌خوام گازت بگیرم

448
00:44:07,486 --> 00:44:10,279
بيا اين‌جا بذار يک نگاهي بهت بندازم

449
00:44:13,492 --> 00:44:15,868
خدای من، نگاهش كن

450
00:44:16,203 --> 00:44:19,038
خيلي بهتر شدي، مگه نه ؟

451
00:44:19,206 --> 00:44:21,415
حالت چطوره ؟ -
... من -

452
00:44:21,583 --> 00:44:25,169
،می‌دونم که خوابت نمی‌بره
! به اون هم می‌رسیم

453
00:44:25,337 --> 00:44:28,047
چرا این بار نمياي و بشيني ؟

454
00:44:28,757 --> 00:44:31,285
! شايد بهتر باشه بِایستم

455
00:44:31,357 --> 00:44:32,885
! خوب، هر طور راحتي

456
00:44:44,022 --> 00:44:46,565
یهو دلم خواست بشينم -
! مي‌دونم -

457
00:44:47,734 --> 00:44:49,652
... خب

458
00:44:51,738 --> 00:44:54,256
!بهتره که از واضحات بگذریم(و به پرسش‌ها برسیم)

459
00:44:54,649 --> 00:44:58,911
تو انسان نيستي، نه ؟ -
!چیزی واضح‌تر از این هم مگه هست ؟ -

460
00:44:59,279 --> 00:45:04,917
اگه قرار بود حدس بزنم، مي‌گفتم
تو برنامه‌اي هستی که ماشین‌ها ساختن

461
00:45:05,293 --> 00:45:09,505
... اون هم همين‌طور -
تا اين‌جا که خوب پیش رفتی -

462
00:45:09,673 --> 00:45:12,842
،اما اگر اين حقيقت داشته باشه
يعني تو هم بخشي از اين سیستم هستي

463
00:45:13,110 --> 00:45:15,594
! نوع دیگری از کنترل

464
00:45:15,762 --> 00:45:17,066
! ادامه بده

465
00:45:17,162 --> 00:45:20,266
... پس با اين حساب، واضح‌ترین پرسش اینه که

466
00:45:20,634 --> 00:45:24,353
چطور می‌تونم بهت اعتماد کنم ؟ -
! آفرین -

467
00:45:25,497 --> 00:45:28,300
مسئله دشوار همینه و هيچ شکي هم درش نيست

468
00:45:28,350 --> 00:45:32,486
خبر بد اينه که هيچ راهی هم وجود نداره که بفهمي
! چیزهایی که این‌جا هستن بهت کمک می‌کنن یا نه

469
00:45:32,654 --> 00:45:36,498
پس در واقع همه چيز به خودت بستگي داره
... فقط باید با ذهن لعنتی خودت کلنجار بری

470
00:45:36,566 --> 00:45:41,162
که قراره حرف‌های من رو قبول کني يا رد کنی

471
00:45:42,656 --> 00:45:44,623
آب نبات می‌خوای ؟

472
00:45:47,535 --> 00:45:49,600
تو از قبل مي‌دوني که من
اون رو ازت مي‌گيرم يا نه ؟

473
00:45:49,785 --> 00:45:51,756
! اگه نمي‌دونستم که اوراکل نبودم

474
00:45:51,923 --> 00:45:55,134
اما اگه از قبل مي‌دوني، پس من چطور می‌تونم
انجام کاری رو انتخاب کنم ؟

475
00:45:55,302 --> 00:45:57,646
به این خاطر که تو
اين‌جا نيومدي که انتخاب کني

476
00:45:57,902 --> 00:45:59,346
تو پیش از این انتخابت رو کردي

477
00:45:59,514 --> 00:46:04,143
تو این‌جا هستی که بفهمی
چرا این انتخاب رو انجام دادی

478
00:46:09,691 --> 00:46:12,651
! فکر مي‌کردم تا حالا اين رو فهميده باشي

479
00:46:14,404 --> 00:46:16,989
تو چرا اين‌جايي ؟ -
! به همون دلیل که تو این‌جا هستی -

480
00:46:17,240 --> 00:46:19,992
! من عاشق آب نباتم

481
00:46:20,160 --> 00:46:22,995
اما، چرا به ما کمک مي‌کني ؟

482
00:46:23,163 --> 00:46:26,665
ما این‌جا هستیم تا کاري رو انجام بديم
! که براي انجام دادنش این‌جا هستیم

483
00:46:27,209 --> 00:46:30,294
: من به يک چيز علاقه دارم نئو
" آیــنــده "

484
00:46:30,462 --> 00:46:34,673
و باور کن، من مي‌دونم که
تنها راه رسيدن به آينده، با هم بودن‌ـه

485
00:46:35,509 --> 00:46:40,429
برنامه‌هاي ديگه‌اي هم مثل تو وجود دارن ؟ -
... خب، نه مثل من اما -

486
00:46:40,597 --> 00:46:43,265
نگاه کن، اين پرنده‌ها رو مي‌بيني ؟

487
00:46:43,517 --> 00:46:46,894
در یک مقطع برنامه‌ای نوشته شد
تا اون‌ها رو اداره کنه

488
00:46:47,062 --> 00:46:52,900
برنامه‌ای نوشته شد تا مراقب درخت‌ها باشه
و همین‌طور برای طلوع و غروب خورشید

489
00:46:53,151 --> 00:46:56,028
برنامه‌ها همه چیزِ این‌جا رو اداره می‌کنن

490
00:46:56,196 --> 00:46:59,658
‌اون‌هايي كه وظیفه‌شون، یعنی کاری که
براش ساخته شدن رو درست انجام میدن

491
00:46:59,896 --> 00:47:00,958
نامرئی هستن و به چشم نميان

492
00:47:01,026 --> 00:47:04,662
،تو حتی متوجه حضورشون نمیشی
... اما بقیه‌ی اون‌ها

493
00:47:04,830 --> 00:47:08,916
! خب، همیشه چیزهایی در موردشون می‌شنوی

494
00:47:09,501 --> 00:47:12,378
من كه هيچ‌وقت چیزی در موردشون نشنيدم -
! البته كه شنيدي -

495
00:47:12,546 --> 00:47:17,466
هر بار مي‌شنوي که يک نفر ميگه
روح يا فرشته ديده

496
00:47:17,634 --> 00:47:22,221
،يا هر داستاني كه درباره‌ی خون‌آشام‌ها
... گرگینه‌ها یا فضايي‌ها مي‌شنوي

497
00:47:22,389 --> 00:47:24,723
در حقیقت مربوط به کار سیستم میشه
که داره برنامه‌هایی رو حذف می‌کنه

498
00:47:24,891 --> 00:47:29,562
! که کاری رو انجام میدن که قرار نبوده انجام بدن

499
00:47:29,729 --> 00:47:32,731
برنامه‌های کامپیوتری همديگه رو هَک مي‌كنن ؟

500
00:47:32,899 --> 00:47:35,776
چرا ؟ -
... اون‌ها دلايل خودشون رو دارن -

501
00:47:35,944 --> 00:47:39,905
*اما معمولاً یک برنامه، گوشه نشینی رو انتخاب می‌کنه
<font color="#ff8000">«یعنی برنامه‌های هوشمندی که باعث بروز اختلال در سیستم»</font>
<font color="#ff8000">«ماتریکس می‌شوند،انتخاب می‌کنند که به جای حذف شدن»</font>
<font color="#ff8000">«توسط سیستم، به شکل غیر فعال در بیایند تا پاک نشوند»</font>

502
00:47:40,323 --> 00:47:44,243
و چرا يک برنامه بايد حذف بشه ؟ -
شايد خراب شده -

503
00:47:44,411 --> 00:47:48,956
شايد هم برنامه‌ی بهتري نوشته شده
تا جایگزینش بشه، اين اتفاق هميشه مي‌افته

504
00:47:49,124 --> 00:47:54,086
،و وقتی که این اتفاق بی‌افته
یک برنامه می‌تونه انتخاب کنه که این‌جا پنهان بشه

505
00:47:54,254 --> 00:47:56,922
یا برگرده به منبع اصلی

506
00:47:58,592 --> 00:48:00,300
به پردازنده‌ی اصلی ماشین‌ها

507
00:48:00,392 --> 00:48:01,686
! بله

508
00:48:02,053 --> 00:48:04,555
جايي كه تو بايد بري

509
00:48:05,123 --> 00:48:07,334
جايي كه مسیر شخص برگزيده به پايان مي‌رسه

510
00:48:07,823 --> 00:48:09,234
... تو اون رو ديدي

511
00:48:10,293 --> 00:48:12,938
در رويا‌هات ديديش، مگه نه ؟

512
00:48:13,106 --> 00:48:15,941
دَري از جنس نور

513
00:48:18,195 --> 00:48:21,739
وقتي که از در رد ميشي، چه اتفاقي مي‌افته ؟

514
00:48:24,067 --> 00:48:26,869
... من ترينيتي رو مي‌بينم

515
00:48:27,037 --> 00:48:30,206
... و يه اتفاقي مي‌افته

516
00:48:30,373 --> 00:48:32,291
... يه اتفاق بد

517
00:48:32,459 --> 00:48:36,462
اون شروع به افتادن می‌کنه
و من از خواب می‌پرم

518
00:48:37,505 --> 00:48:39,883
مُردنش رو هم می‌بینی ؟

519
00:48:40,635 --> 00:48:41,683
! نه

520
00:48:42,277 --> 00:48:45,221
! تو دارای بصیرت هستی نئو

521
00:48:45,588 --> 00:48:48,490
تو فارغ از زمان، جهان رو نظاره می‌کنی
<font color="#ff8000">«یعنی فارغ از قید زمان و مکان هستی»</font>

522
00:48:48,558 --> 00:48:50,976
پس چرا نمي‌تونم ببينم
كه چه اتفاقي براش مي‌افته ؟

523
00:48:51,144 --> 00:48:54,897
ما هرگز نمی‌تونیم ماورای انتخاب‌ها
و چیزهایی که " درک " نمی‌کنیم رو ببینیم

524
00:48:55,065 --> 00:48:58,234
منظورت اینه كه من مجبورم بينِ مرگ
و زندگي ترينيتي يكي رو انتخاب كنم ؟

525
00:48:58,485 --> 00:49:02,279
! نه، تو قبلاً انتخابت رو كردي

526
00:49:02,447 --> 00:49:04,990
! حالا بايد اون انتخاب رو " درک " کنی

527
00:49:05,617 --> 00:49:06,992
! نه

528
00:49:07,290 --> 00:49:10,412
،من نمي‌تونم اين‌كار رو بكنم
این کار رو نخواهم کرد

529
00:49:11,222 --> 00:49:12,499
! خب، تو مجبوري

530
00:49:12,722 --> 00:49:13,799
چرا ؟

531
00:49:14,084 --> 00:49:17,169
! چون تو " شخص برگزيده "‌ هستی

532
00:49:19,539 --> 00:49:21,841
اگر نتونم چي ؟

533
00:49:22,709 --> 00:49:24,510
اگر شكست بخورم چي ؟

534
00:49:25,295 --> 00:49:28,297
! اون موقع، صهیون سقوط می‌کنه

535
00:49:35,863 --> 00:49:37,642
وقت ما تمام شده

536
00:49:37,863 --> 00:49:40,642
گوش کن نئو، تو می‌تونی صهیون رو نجات بدی

537
00:49:40,710 --> 00:49:43,946
اگر که به منبع اصلی برسی
ولی برای این کار به " کلید ساز " نیاز داری

538
00:49:44,299 --> 00:49:45,299
!كليد ساز ؟

539
00:49:45,423 --> 00:49:49,009
بله، اون مدتي پيش ناپديد شد و تا امروز
نمي‌دونستيم چه اتفاقی براش اومده

540
00:49:49,277 --> 00:49:52,830
اون توسط یک برنامه‌ی
خیلی خطرناک زندانی شده

541
00:49:52,998 --> 00:49:56,542
يكي از قديمي‌ترين‌هاي ما
* " که نامش هست " مروينجين
<font color="#ff8000">«یکی از برنامه‌هایی که گوشه‌نشینی را انتخاب کرده‌اند»</font>

542
00:49:56,910 --> 00:49:59,786
اون نميذاره كه كليدساز به خواست خودش جايي بره -
اون ازش چي مي‌خواد ؟ -

543
00:49:59,954 --> 00:50:04,591
:چيزي كه همه‌ی مردهاي صاحب قدرت مي‌خوان
" قدرت بيشتر "

544
00:50:05,502 --> 00:50:08,704
... دقیقاً در زمان مقرر اون‌جا باش

545
00:50:08,822 --> 00:50:11,390
تا بتونی شانسی داشته باشی

546
00:50:12,183 --> 00:50:14,435
! بايد بريم

547
00:50:14,602 --> 00:50:19,982
ظاهراً هر موقع همدیگه رو می‌بینیم
! من چیزی به جز خبر بد برات ندارم

548
00:50:20,767 --> 00:50:23,444
از این بابت متاسفم، واقعاً متاسفم

549
00:50:23,611 --> 00:50:26,363
ولی این ملاقات‌ها ارزشش رو داره

550
00:50:27,707 --> 00:50:31,076
! تو من رو " باورمَند " کردی

551
00:50:32,570 --> 00:50:34,496
! موفق باشی بچه جون

552
00:50:54,219 --> 00:50:55,870
! آقاي اندرسون

553
00:50:58,638 --> 00:51:00,439
بسته‌ام به دست‌تون رسيد ؟

554
00:51:00,607 --> 00:51:02,775
آره -
خوبه -

555
00:51:03,943 --> 00:51:06,820
اسميت ؟ -
! هر چي كه هست، كد‌هاش مثل يه مامور نيست -

556
00:51:06,988 --> 00:51:10,666
از ديدن من شگفت زده شُدید ؟ -
! نه -

557
00:51:11,159 --> 00:51:13,619
پس خودتون ازش اطلاع دارید -
از چی ؟ -

558
00:51:14,829 --> 00:51:16,830
! از ارتباط بین‌مون

559
00:51:16,998 --> 00:51:19,866
درست نفهميدم که چطور این اتفاق افتاد

560
00:51:19,934 --> 00:51:23,212
شاید بخشی از وجود شما به من منتقل شد

561
00:51:23,380 --> 00:51:26,048
شاید چیزی [در من] بازنویسی یا کپی شد

562
00:51:26,216 --> 00:51:28,926
اما در این مقطع دیگه مهم نیست
... چیزی که الان مهم هست اینه که

563
00:51:29,094 --> 00:51:32,179
هر اتفاقي كه افتاده، به یک دلیلی بوده

564
00:51:32,347 --> 00:51:34,014
و اون دليل چيه ؟

565
00:51:34,574 --> 00:51:38,435
من شما رو كُشتم آقاي اندرسون
من دیدم که شما مُردید

566
00:51:38,703 --> 00:51:41,855
و باید اضافه کنم که
[با رضایت و لذتی خاص [شما رو کشتم

567
00:51:42,123 --> 00:51:45,526
،و بعد اتفاقي افتاد
اتفاقي كه مي‌دونستم ناممكن هست

568
00:51:45,793 --> 00:51:47,528
اما به هر حال، اتفاق افتاد

569
00:51:48,299 --> 00:51:51,407
! شما من رو از بین بردید، آقاي اندرسون

570
00:51:53,510 --> 00:51:57,996
بعد از اون، من قوانين رو ياد گرفتم
... فهمیدم که چکار باید می‌کردم

571
00:51:58,164 --> 00:52:01,166
! که نکردم

572
00:52:01,584 --> 00:52:05,804
نتونستم انجامش بدم، من مجبور بودم زنده بمونم

573
00:52:06,064 --> 00:52:09,508
من مجبور شدم که از قوانین سرپیچی کنم

574
00:52:10,093 --> 00:52:13,846
و حالا به خاطر شماست
که اين‌جا ايستادم آقاي اندرسون

575
00:52:14,013 --> 00:52:17,975
به خاطر شما، من ديگه مامورِ اين سيستم نيستم

576
00:52:18,243 --> 00:52:21,353
به خاطر شما من تغيير كردم
من از سیستم رها شدم

577
00:52:21,521 --> 00:52:26,358
،به اصطلاح یک موجود جدید شدم
مثل شما ظاهراً آزاد شدم

578
00:52:26,793 --> 00:52:28,268
! تبريك ميگم

579
00:52:28,820 --> 00:52:31,155
! ممنون

580
00:52:31,739 --> 00:52:36,368
اما همون‌طور که خودتون خوب می‌دونید
ظواهر می‌تونن فریبنده باشن

581
00:52:36,536 --> 00:52:41,707
و همین مسئله من رو به دلیل حضورمون
در این‌جا برمی‌گردونه

582
00:52:41,875 --> 00:52:44,303
ما اين‌جا نيستيم به این دلیل که " آزاد " هستيم

583
00:52:44,499 --> 00:52:46,853
ما اين‌جا هستيم به این دلیل که " آزاد " نيستيم

584
00:52:47,021 --> 00:52:50,941
هیچ " دلیلی " برای فرار
و هیچ " هدفی " برای انکار وجود نداره

585
00:52:51,109 --> 00:52:56,386
چون هر دوی ما می‌دونیم که
اگر " هدفی " وجود نداشت، ما هم وجود نداشتیم

586
00:52:56,554 --> 00:52:59,391
و " هدف " هست که ما رو به وجود آورده

587
00:52:59,559 --> 00:53:02,561
هدف، ما رو به هم پیوند می‌زنه -
هدف، ما رو به دنبال خودش مي‌كشه -

588
00:53:02,729 --> 00:53:04,663
ما رو راهنمایی مي‌كنه -
ما رو به حركت در میاره -

589
00:53:04,731 --> 00:53:09,443
هدف، ما رو تعريف مي‌كنه -
هدف، ما رو مُقیّد و محدود مي‌كنه -

590
00:53:09,611 --> 00:53:12,070
ما به خاطر شما اين‌جا هستيم، آقاي اندرسون

591
00:53:12,238 --> 00:53:16,617
ما این جا هستیم تا اون چیزی رو از شما بگیریم
! که شما تلاش داشتید از ما بگیرید

592
00:53:18,578 --> 00:53:20,662
" هــدفـــــ "

593
00:53:23,750 --> 00:53:25,626
چه اتفاقی داره براش می‌افته ؟ -
نمي‌دونم -

594
00:53:28,671 --> 00:53:32,257
آره، خودشه، به زودی تمام ميشه

595
00:55:19,115 --> 00:55:21,575
تو ؟ -
! بله، من -

596
00:55:25,747 --> 00:55:28,624
! من، من، من

597
00:55:33,504 --> 00:55:35,172
! من هم همين‌طور

598
00:57:42,925 --> 00:57:43,967
! بيشتر

599
00:58:46,239 --> 00:58:49,074
! اين اجتناب ناپذيره

600
00:58:49,492 --> 00:58:50,909
زود باش، از اون‌جا بزن بیرون

601
00:59:34,120 --> 00:59:36,454
حالت خوبه ؟

602
00:59:37,540 --> 00:59:39,457
اون اسميت بود -
آره -

603
00:59:40,334 --> 00:59:42,961
حالا بيشتر از يك اسميت هست ؟ -
! خيلي بيشتر -

604
00:59:43,129 --> 00:59:46,923
این چطور ممكنه ؟ -
نمي‌دونم -

605
00:59:47,091 --> 00:59:49,551
به یک طریقی تونسته
راهی برای تکثیر خودش پیدا کنه

606
00:59:49,719 --> 00:59:53,930
این همون کاری بود که می‌خواست با تو هم بکنه ؟ -
نمي‌دونم مي‌خواست چكار كنه -

607
00:59:54,098 --> 00:59:56,850
ولي مي‌دونم چه حسی داشتم -
چه حسی ؟ -

608
00:59:57,768 --> 01:00:01,479
احساس برگشتن به اون راهرو رو داشتم

609
01:00:01,647 --> 01:00:03,064
! حسی مثل مُردن داشت

610
01:00:03,566 --> 01:00:06,443
ماشين‌ها دارند تونل مي‌زنن تا
به سیستم دفاعی ما برخورد نکنن

611
01:00:06,611 --> 01:00:10,447
اما به نظرم قصد دارن خطوط مشخصی رو قطع کنن
تا بتونن اون‌ها رو کنترل کنن

612
01:00:10,615 --> 01:00:13,158
اين نقاط تقاطع، بسيار حياتي هستن

613
01:00:13,326 --> 01:00:16,119
چون به نظرم اون‌ها در برابر
حمله‌ی متقابل ما آسیب پذیر هستن

614
01:00:16,287 --> 01:00:18,332
... با وجود اینکه گفته شده

615
01:00:18,487 --> 01:00:22,292
این حمله هم مثل حملات دیگه‌ای هست
که ما سال‌ها با اون‌ها مقابله کردیم

616
01:00:22,399 --> 01:00:24,299
اما تاکید دارم که شورا
این حقیقت رو در نظر بگیره

617
01:00:24,537 --> 01:00:27,672
که این بزرگترین تهدیدی هست
که ما تا حالا با اون روبرو شدیم

618
01:00:27,940 --> 01:00:31,676
و اگر ما بر این اساس با اون مقابله نکنیم
ازش جون سالم به در نمی‌بریم

619
01:00:31,844 --> 01:00:35,847
فرمانده لاک، شورا کاملاً از جدی بودنِ
این حمله اطلاع داره

620
01:00:36,140 --> 01:00:40,685
شما از طرف ما اختیار کامل دارید
تا به هر روش ممکن شهر رو برای دفاع آماده کنید

621
01:00:40,853 --> 01:00:42,121
از شورا تشکر می‌کنم

622
01:00:42,203 --> 01:00:43,521
... با این حال

623
01:00:43,773 --> 01:00:47,108
مي‌خواهيم بدانيم که آیا
خبري از نبوكادنزار دارید ؟

624
01:00:47,360 --> 01:00:49,861
نه جناب مستشار، خبری نیست، هیچ خبری

625
01:00:51,689 --> 01:00:55,650
بنابراین ما درخواست می‌کنیم که یک ناو برای
مشخص شدنِ سرنوشتِ شخصِ برگزیده گُسیل شود

626
01:00:55,818 --> 01:01:00,299
کاش امکانش وجود داشت اما فکر نمی‌کنم سیستم دفاعی
ما تحمل از دست دادن یک ناو دیگه رو داشته باشه

627
01:01:00,538 --> 01:01:03,200
می‌تونه فرمانده، اگر لازم باشه
<font color="#ff8000">«بازیگر این نقش، کرنل وست، فیلسوف آمریکایی می‌باشد»</font>
<font color="#ff8000">«که از آراء فلسفی او در ساخت فیلم ماتریکس استفاده شده»</font>

628
01:01:03,290 --> 01:01:05,785
ممکنه روزها طول بکشه که یک ناو
بتونه نبوکادنزار رو پیدا کنه

629
01:01:05,953 --> 01:01:07,597
! پس دو تا بفرستيد

630
01:01:07,753 --> 01:01:08,797
! اين ديوانگيه

631
01:01:08,965 --> 01:01:11,967
! مراقب حرف زدن‌تون باشيد فرمانده

632
01:01:12,176 --> 01:01:15,512
ناراحتی من رو ببخشید مستشاران

633
01:01:15,680 --> 01:01:19,557
ولی کاش می‌تونستم علتِ تصمیم شورا
در این مورد رو بدونم

634
01:01:19,725 --> 01:01:22,894
*دانستن، لازمه‌ی همکاری کردن نیست
<font color="#ff8000">«برای اجرای دستور نیازی به فهمیدن علتش نیست»</font>

635
01:01:23,062 --> 01:01:25,592
اگر شما از من درخواست می‌کنید که
... به دوتا از کاپیتان‌ها دستور بدم که

636
01:01:25,690 --> 01:01:27,399
نيازی به چنين دستوري نيست

637
01:01:27,566 --> 01:01:31,111
کاپیتان‌ها این‌جا حضور دارن و
می‌تونن از طرف خودشون پاسخ بدن

638
01:01:31,570 --> 01:01:36,825
شورا برای دو داوطلب جهت یافتن
نبوکادنزار اعلام فراخوان می‌کند

639
01:01:36,993 --> 01:01:41,162
آیا دو نفر در میان شما وجود دارند
که به این فراخوان پاسخ مثبت دهند ؟

640
01:01:42,456 --> 01:01:45,395
کاپیتان سورن* از ناو ویجلانت اعلام آمادگی می‌کند
<font color="#ff8000">«اشاره به نام سورن کی‌یِرکِگارد فیلسوف مشهور دانمارکی»</font>
<font color="#ff8000">«که نظراتی پیرامون انتخاب، تعهد و سرسپردگی داشت»</font>

641
01:01:46,419 --> 01:01:49,337
آيا از وضعیت آگاهی دارید، كاپيتان سورن ؟

642
01:01:49,505 --> 01:01:50,865
! بله، خانم

643
01:01:51,005 --> 01:01:52,165
ممنون كاپيتان

644
01:01:53,484 --> 01:01:54,801
كس ديگه‌ای هست ؟

645
01:01:55,594 --> 01:01:59,405
كاپيتان، فكر مي‌كنم ما بايد داوطلب بشيم -
!چي؟ مگه ديوونه شدي؟ -

646
01:01:59,503 --> 01:02:00,309
... گوش كن

647
01:02:00,397 --> 01:02:03,498
دهن گشادت رو ببند، بِین
! قبل از اینکه خودم ببندمش

648
01:02:12,862 --> 01:02:14,612
كس ديگه‌ای نيست ؟

649
01:02:15,364 --> 01:02:17,299
براي هر " مَردي " سخته
كه زندگیش رو به خطر بندازه

650
01:02:17,450 --> 01:02:20,410
! به ویژه اگر که علتش رو هم ندونه

651
01:02:20,870 --> 01:02:24,472
كاپيتان نايوبي از ناو لوگوس* اعلام آمادگی می‌کند
<font color="#ff8000">«واژه‌ای یونانی به معنی عقل،از مهم‌ترین اصطلاحات»</font>
<font color="#ff8000">«رایج در مکاتب فلسفی یونان است که به انسان»</font>
<font color="#ff8000">«قدرت ادراک،منطق و قضاوت درست می‌دهد»</font>

652
01:02:24,540 --> 01:02:26,791
!چي ؟ -
ممنون كاپيتان نایوبی -

653
01:02:27,001 --> 01:02:29,088
فرمانده لاک، دستورات لازم به شما داده شد

654
01:02:29,291 --> 01:02:32,288
بدین وسیله پایان جلسه اعلام می‌شود

655
01:02:36,802 --> 01:02:39,387
نايوبي، چکار داري مي‌كني ؟ -
هر كاري كه بتونم -

656
01:02:39,555 --> 01:02:40,597
چرا ؟

657
01:02:41,891 --> 01:02:45,143
چون بعضی چيز‌ها هرگز تغيير نمي‌كنن، جيسون

658
01:02:45,311 --> 01:02:47,645
! ولي يه چيز‌هايي تغيير مي‌كنن

659
01:03:04,080 --> 01:03:05,497
چي مي‌توني ببيني، نئو ؟

660
01:03:05,664 --> 01:03:07,999
عجيبه، كُد‌ها يه جورايي متفاوت هستن

661
01:03:08,167 --> 01:03:09,851
رمزگذاري شدن ؟ -
شايد -

662
01:03:10,019 --> 01:03:11,878
اين براي ما خوبه يا بد ؟

663
01:03:12,588 --> 01:03:15,715
خب، مثل اینه که همه‌ی طبقات
! بمب‌گذاري شده باشن

664
01:03:16,342 --> 01:03:17,884
! پس براي ما بده

665
01:03:18,302 --> 01:03:19,803
! رسيديم

666
01:03:20,302 --> 01:03:25,103
<font color="#ff8000">«طبقه‌ی شماره 101»</font>
<font color="#ff8000">«اشاره به اتاق شماره 101 در کتاب 1984 نوشته جرج اورول»</font>
<font color="#ff8000">«اتاقی به شدت محافظت شده که توسط طبقه حاکم ساخته شده و»</font>
<font color="#ff8000">«هرکس به آن وارد شود پس از خروج، دیگر مانند سابق نیست»</font>

667
01:03:25,602 --> 01:03:27,603
این‌جا کاری دارید ؟

668
01:03:27,812 --> 01:03:30,930
بله، ما برای صحبت با مروینجین* این‌جا هستیم
<font color="#ff8000">«نام یکی از خاندان‌های پادشاهی فرانسه در قرون وسطا»</font>
<font color="#ff8000">«که طبق عقیده عده‌ای، از نوادگان عیسی مسیح هستند»</font>

669
01:03:31,190 --> 01:03:35,026
حتماً، ايشون منتظر شما هستن

670
01:03:35,194 --> 01:03:36,236
دنبالم بيايد

671
01:03:40,600 --> 01:03:45,600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

672
01:03:56,924 --> 01:04:00,593
! آها... بالاخره پیداش شد

673
01:04:00,803 --> 01:04:04,097
! نئو، شخص برگزیده

674
01:04:04,265 --> 01:04:05,682
درسته ؟

675
01:04:05,950 --> 01:04:08,284
! و همچنین مورفيوس افسانه‌اي

676
01:04:09,019 --> 01:04:12,998
... و البته ترينيتي
[!ترجمه فرانسوی: آنقدر زیبا که باعث می‌شود رنج بکشم]

677
01:04:13,119 --> 01:04:15,858
در مورد شما خیلی شنیدم، به من افتخار داديد
لطفا بنشينيد و به ما ملحق بشید

678
01:04:15,966 --> 01:04:18,427
ايشون همسر من " پرسفونه "* هستن
<font color="#ff8000">«در اسطوره‌های یونان او دختر زئوس و دمتر و»</font>
<font color="#ff8000">«ملکه‌ی جهان زیرین و همسر خدای مردگان است»</font>

679
01:04:18,645 --> 01:04:21,739
چیزی می‌خورید یا می‌نوشید ؟

680
01:04:22,132 --> 01:04:25,076
البته این‌جور چیزها رو خودمون ابداع کردیم
مثل بیشتر چیزهای این‌جا

681
01:04:25,299 --> 01:04:27,745
! فقط محض داشتن یک ظاهر زیبا

682
01:04:27,913 --> 01:04:31,374
نه، ممنون چیزی نمی‌خوریم -
بله البته، كي برای اين كار‌ها وقت داره ؟ -

683
01:04:31,542 --> 01:04:36,929
چه کسی وقت داره؟ اما اگر ما وقت‌مون رو
نگذرونیم، پس چطور می‌تونیم وقت داشته باشیم ؟

684
01:04:40,342 --> 01:04:43,720
شاتو هاوت بریون محصول 1959
! یک شراب عالی

685
01:04:43,888 --> 01:04:46,806
من عاشق شراب فرانسوي هستم
مثل عشقی که به زبان فرانسه دارم

686
01:04:46,974 --> 01:04:51,144
من تمام زبان‌ها رو امتحان کردم اما فرانسوی
زبان مورد علاقمه، یک زبان خارق العاده‌ست

687
01:04:51,312 --> 01:04:53,438
! به ویژه برای ناسزا گفتن

688
01:04:57,443 --> 01:05:01,988
دیدید؟ مثل اینه که باسن‌تون رو
! با دستمال ابریشمی پاک کنید، عاشقشم

689
01:05:03,616 --> 01:05:05,366
شما می‌دونید که ما چرا این‌جا هستیم

690
01:05:07,119 --> 01:05:11,998
من تاجر اطلاعات هستم
هر چیزی رو که بتونم [سعی می‌کنم] بدونم

691
01:05:12,416 --> 01:05:18,254
: اما پرسش اصلی اینه که
شما خودتون مي‌دونيد که چرا اين‌جا هستید ؟

692
01:05:18,547 --> 01:05:21,007
ما دنبال " كليد ‌ساز " مي‌گرديم

693
01:05:21,675 --> 01:05:26,179
! اوه بله، درسته
! كليد ‌ساز، البته

694
01:05:26,347 --> 01:05:29,307
اما این یک دلیل نیست، یک علّت نیست

695
01:05:29,475 --> 01:05:33,228
خود کلید ساز، طبیعتِ وجودش یک معنی داره
و اون اینه که هیچ پایانی وجود نداره

696
01:05:33,395 --> 01:05:40,350
بنابراین گشتن به دنبال اون، در واقع
گشتن به دنبال چیز دیگه‌ایه، و اون چیه ؟

697
01:05:40,418 --> 01:05:42,487
! خودت پاسخِ این پرسش رو می‌دونی

698
01:05:42,655 --> 01:05:44,781
اما شما چطور ؟

699
01:05:44,990 --> 01:05:47,325
شما‌ فكر مي‌كنيد كه مي‌دونيد، ولی نمي‌دونيد

700
01:05:47,493 --> 01:05:50,703
شما‌ اين‌جا هستید، چون به اين‌جا فرستاده شُديد

701
01:05:50,871 --> 01:05:53,998
به شما گفته شده که به این‌جا بيايد
و شما‌ هم اطاعت كرديد

702
01:05:55,167 --> 01:05:57,502
البته روالِ همه‌ی چيزها، همين طوریه

703
01:05:57,670 --> 01:06:00,338
... مي‌دونید، تنها يك چيز ثابت وجود داره

704
01:06:00,506 --> 01:06:04,676
یک چیز عالمگیر، تنها حقیقتِ واقعی

705
01:06:04,843 --> 01:06:06,511
*" عِــلّــيَّــت "
<font color="#ff8000">«این اصل یعنی هر معلولی نیازمند علتی است و لازمه»</font>
<font color="#ff8000">«آن این است که هیچ معلولی بدون علت به وجود نمی‌آید»</font>

706
01:06:06,679 --> 01:06:08,972
کنش و واکنش

707
01:06:09,139 --> 01:06:13,351
! علت و معلول -
هر چيزي با " انتخاب " شروع ميشه -

708
01:06:13,519 --> 01:06:15,270
! نه، اشتباهه

709
01:06:15,437 --> 01:06:20,024
قدرتِ انتخاب، توهمی است
بین افرادی که قدرت دارند

710
01:06:20,192 --> 01:06:23,277
*و افرادی که قدرت ندارند
<font color="#ff8000">«یعنی افرادی که قدرتمند نیستند فقط فکر می‌کنند»</font>
<font color="#ff8000">«که قدرت و حق انتخاب دارند ولی صرفاً»</font>
<font color="#ff8000">«مطیعِ انتخاب‌های قدرتمندان هستند»</font>

711
01:06:23,821 --> 01:06:26,990
به اون زن نگاه کنيد

712
01:06:27,700 --> 01:06:31,619
! خدای من، فقط بهش نگاه کنيد

713
01:06:31,870 --> 01:06:34,539
همه رو در اطرافش تحت تاثير قرار داده

714
01:06:34,707 --> 01:06:39,460
خیلی واضح، خیلی بورژوایی* ،خیلی کسل کننده
... اما صبر کنید
<font color="#ff8000">«طبقه متوسط جامعه»</font>

715
01:06:39,712 --> 01:06:43,464
نگاه کنید، می‌بینید که یه دسر براش فرستادم

716
01:06:43,674 --> 01:06:47,885
! يک دسر خيلي ویژه

717
01:06:52,224 --> 01:06:54,684
خودم برنامه‌ی اون دسر رو نوشتم

718
01:06:54,852 --> 01:06:58,062
... خيلي ساده آغاز ميشه

719
01:06:58,230 --> 01:07:02,817
هر خط اين برنامه يک تاثير جدید ايجاد مي‌کنه
... درست مثل یک

720
01:07:03,861 --> 01:07:05,486
! شــعــر

721
01:07:05,654 --> 01:07:07,071
... در آغاز

722
01:07:07,573 --> 01:07:12,994
... گردش ناگهانی خون در رگ‌ها و بعد ایجاد حرارت
قلبش شروع به تپیدن می‌کنه

723
01:07:13,579 --> 01:07:16,205
تو مي‌توني ببينيش نئو، آره ؟

724
01:07:16,832 --> 01:07:19,417
اون زن دلیلش رو درک نمی‌کنه

725
01:07:19,668 --> 01:07:22,086
يعني به خاطر شرابه ؟
! نه

726
01:07:22,254 --> 01:07:24,630
پس چی می‌تونه باشه ؟
دليلش چیه ؟

727
01:07:25,257 --> 01:07:27,592
و به زودی، این دیگه اهمیت نداره

728
01:07:27,760 --> 01:07:30,762
خیلی زود، چرایی و علت از بین میرن

729
01:07:31,722 --> 01:07:37,268
و تنها چیزی که اهمیت پیدا می‌کنه
! فقط همون احساس‌ـه

730
01:07:37,728 --> 01:07:40,813
و این ماهیتِ هستی‌ـه

731
01:07:40,981 --> 01:07:43,524
ما علیه اون مبارزه می‌کنیم
ما می‌جنگیم تا انکارش کنیم

732
01:07:43,692 --> 01:07:46,277
،و البته که این تظاهری بیش نیست
! این یک دروغ‌ـه

733
01:07:46,445 --> 01:07:50,448
... در پسِ ظاهرِ موقر و متوازنِ ما

734
01:07:50,616 --> 01:07:55,912
... این حقیقت پنهان هست که ما به طور کامل

735
01:07:58,791 --> 01:08:02,867
خارج از کنترل "* هستیم "
<font color="#ff8000">«،نام کتابی نوشته‌ی " برژینسکی " استراتژیست آمریکایی»</font>
<font color="#ff8000">«دیالوگ‌های مروینجین بی‌ارتباط با محتوای این کتاب نیست»</font>

736
01:08:07,007 --> 01:08:11,886
،عِلیّت، هیچ راه گریزی هم ازش نیست
ما همیشه برده‌ی اون هستیم

737
01:08:12,304 --> 01:08:17,767
،تنها اميد ما، تنها مايه‌ی آرامش ما
" اینه که درکش کنیم، درک کنیم که " چرا ؟

738
01:08:17,935 --> 01:08:21,354
همين " چرا " هست که ما رو
از اون‌ها متمايز مي‌کنه

739
01:08:21,522 --> 01:08:23,815
! و شما رو از من

740
01:08:23,982 --> 01:08:27,735
چرا " ، تنها منبع واقعي قدرت هست "
بدون اون شما بدون قدرت هستید

741
01:08:27,903 --> 01:08:31,197
این، طوری هست که شما سراغ من اومدید
بدون " چرا "، بدون قدرت

742
01:08:31,365 --> 01:08:34,158
حلقه‌ی ديگری از اين زنجير

743
01:08:34,368 --> 01:08:35,660
! ولی نگران نباشید

744
01:08:35,828 --> 01:08:39,705
از اون‌جا که می‌بینم چقدر خوب
از دستورات پیروی می‌کنید

745
01:08:39,873 --> 01:08:42,500
به شما میگم که قدم بعدی‌تون چیه

746
01:08:43,001 --> 01:08:47,839
برگردید و به اون زن فالگیر این پیام رو برسونید

747
01:08:48,048 --> 01:08:52,301
" زمانش تقریباً به پایان رسیده "

748
01:08:53,345 --> 01:08:57,089
حالا من کارهای مهم‌تری برای انجام دادن، دارم
پس بهتون میگم بدرود و خدانگهدار

749
01:08:57,257 --> 01:08:59,559
کارمون تمام نشده -
! اوه، چرا شده -

750
01:08:59,726 --> 01:09:06,107
کلید ساز مال منه و من هم دلیلی نمی‌بینم
که " چرا " باید اون رو به شما بدم

751
01:09:06,275 --> 01:09:10,319
اصلاً دلیلی نداره -
کجا داري ميري ؟ -

752
01:09:10,487 --> 01:09:15,199
خواهش می‌کنم بانوی عزیزم، من که تازه گفتم
همه‌ی ما قرباني عليّت هستيم

753
01:09:15,367 --> 01:09:18,703
! خیلی مشروب خوردم و حالا بايد برم ادرار کنم

754
01:09:19,204 --> 01:09:21,231
... علّت و معلول

755
01:09:21,404 --> 01:09:22,531
! بدرود

756
01:09:27,379 --> 01:09:30,465
من رو لمس کن، تا دستت
! دیگه هیچ‌وقت نتونه چیزی رو لمس کنه

757
01:09:39,349 --> 01:09:40,850
خیلی خوب پیش نرفت

758
01:09:41,018 --> 01:09:43,394
مطمئني که اوراکل چيز ديگه‌اي نگفت ؟

759
01:09:43,562 --> 01:09:45,688
آره -
شايد یه کاری رو اشتباه انجام دادیم ؟ -

760
01:09:46,356 --> 01:09:47,690
! یا شايد يه کاري رو انجام ندادیم

761
01:09:47,858 --> 01:09:51,110
نه، چیزی که قرار بود اتفاق بی‌افته، اتفاق افتاد
هیچ طور دیگه‌ای هم امکان نداشت اتفاق بی‌افته

762
01:09:51,278 --> 01:09:54,030
از کجا مي‌دوني ؟ -
! چون ما هنوز زنده‌ايم -

763
01:09:57,326 --> 01:10:00,578
اگه کليد ساز رو مي‌خوايد، دنبالم بيايد

764
01:10:07,586 --> 01:10:09,670
! بزن بیرون

765
01:10:11,590 --> 01:10:17,929
دیگه حالم از حرف‌های مزخرفِ خسته کننده
! و تکراریش بهم می‌خوره، عوضی مغرور

766
01:10:18,514 --> 01:10:24,018
خيلي وقت پيش، وقتي براي اولين بار
اومديم اين‌جا شرایط با حالا خیلی فرق داشت

767
01:10:25,771 --> 01:10:30,199
*اون با حالا خیلی فرق داشت
<font color="#ff8000">«طبق اساطیر یونان محل ربودن پرسفونه در سیسیل»</font>
<font color="#ff8000">«در کشور ایتالیا بوده، مونیکا بلوچی بازیگر این نقش»</font>
<font color="#ff8000">«نیز ایتالیایی است و با لهجه ایتالیایی صحبت می‌کند»</font>

768
01:10:30,275 --> 01:10:32,902
اون شبیه تو بود
<font color="#ff8000">«طبق اساطیر یونان محل ربودن پرسفونه در سیسیل»</font>
<font color="#ff8000">«در کشور ایتالیا بوده، مونیکا بلوچی بازیگر این نقش»</font>
<font color="#ff8000">«نیز ایتالیایی است و با لهجه ایتالیایی صحبت می‌کند»</font>

769
01:10:35,614 --> 01:10:39,608
،چيزي رو که مي‌خواي بهت ميدم
اما تو هم بايد به من يه چيزي بدي

770
01:10:40,160 --> 01:10:41,403
چي ؟

771
01:10:41,560 --> 01:10:42,653
! يک بوسه

772
01:10:42,929 --> 01:10:43,955
!ببخشيد ؟

773
01:10:45,457 --> 01:10:51,177
*می‌خوام همون‌طور که اون رو می‌بوسی، من رو هم ببوسی
<font color="#ff8000">«انتخاب این شرط به نوعی اشاره به این بوده که طبق اساطیر»</font>
<font color="#ff8000">«یونان،پرسفونه در کودکی توسط خدای مردگان ربوده شد و»</font>
<font color="#ff8000">«!مورد تجاوز قرار گرفت و هرگز طعم عشق واقعی را نچشید»</font>

774
01:10:51,296 --> 01:10:54,882
چرا ؟ -
تو عاشقش هستی، اون هم عاشق توئه -

775
01:10:55,133 --> 01:10:57,093
! این حس تمام وجود شما رو فرا گرفته

776
01:10:57,761 --> 01:11:02,306
مدت‌ها پیش، من هم می‌دونستم
که این حس چطوریه

777
01:11:03,642 --> 01:11:09,397
مي‌خوام اون رو به یاد بيارم، می‌خوام دوباره
! اون حس رو امتحان کنم، فقط همین

778
01:11:09,648 --> 01:11:11,482
! فقط یه امتحان کوچیک

779
01:11:11,650 --> 01:11:14,652
چرا به جاش این رو امتحان نمی‌کنی -
! ترينيتي -

780
01:11:16,863 --> 01:11:21,826
چنین جنجالی برای چیزی به این کوچیکی ؟
! فقط یه بوسه‌ست

781
01:11:21,994 --> 01:11:24,161
چرا بايد بهت اعتماد کنيم ؟

782
01:11:24,329 --> 01:11:28,332
اگر کليد ساز رو بهتون تحویل ندادم
! اون مي‌تونه من رو بکشه

783
01:11:35,424 --> 01:11:37,550
! باشه

784
01:11:37,843 --> 01:11:41,679
ولي بايد کاري کني باورم بشه
! که من، اون زن هستم

785
01:11:42,889 --> 01:11:44,932
! باشه

786
01:11:51,273 --> 01:11:53,107
! افتضاح بود، فراموشش کن

787
01:11:56,069 --> 01:11:57,528
! صبر کن

788
01:11:58,447 --> 01:11:59,989
! باشه

789
01:12:37,069 --> 01:12:39,153
! آره

790
01:12:39,738 --> 01:12:42,239
! همینه

791
01:12:57,005 --> 01:13:02,426
بهت غبطه می‌خورم
اما این احساس ماندگار نخواهد بود

792
01:13:05,430 --> 01:13:06,806
همراهم بیاید

793
01:13:37,879 --> 01:13:39,630
! دوباره نه

794
01:13:43,051 --> 01:13:45,678
مشکلي نيست بچه‌ها، اين‌ها همراه من هستن

795
01:13:46,346 --> 01:13:48,723
اين افراد براي شوهرم کار مي‌کنن

796
01:13:48,890 --> 01:13:52,727
کارهاي کثيفش رو انجام ميدن
اون‌ها خیلی خوب و وفادار هستن

797
01:13:52,894 --> 01:13:54,597
مگه نه پسرها ؟
<font color="#ff8000">«،طبق فهرست بازیگران و نقش‌هایشان در انتهای فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«این دو محافظ در نقش هابیل و قابیل می‌باشد که دو»</font>
<font color="#ff8000">«برنامه مشکل ساز برای جهان ماتریکس هستند»</font>

798
01:13:54,604 --> 01:13:55,646
! بله بانو
<font color="#ff8000">«،طبق فهرست بازیگران و نقش‌هایشان در انتهای فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«این دو محافظ در نقش هابیل و قابیل می‌باشد که دو»</font>
<font color="#ff8000">«برنامه مشکل ساز برای جهان ماتریکس هستند»</font>

799
01:13:55,814 --> 01:13:58,524
اين‌ها مال يک نسخه‌ی خيلي قديميِ ماتريکس هستن

800
01:13:58,692 --> 01:14:02,862
اما مثل خيلي از برنامه‌های اون موقع، مشکلاتي که ايجاد
مي‌کردن بسیار بيشتر از مشکلاتی بود که حل مي‌کردن

801
01:14:03,613 --> 01:14:08,617
شوهرم اون‌ها رو حفظ کرد چون
از بین بردن‌شون خیلی سخت بود

802
01:14:08,785 --> 01:14:15,830
چند نفر گلوله‌ی نقره‌اي* تو اسلحه‌شون دارن ؟
<font color="#ff8000">«اوراکل برنامه‌های مشکل ساز مانند این دو محافظ را»</font>
<font color="#ff8000">«به گرگینه و خون‌آشام تشبیه کرده بود،در داستان‌های خیالی»</font>
<font color="#ff8000">«برای کشتن این موجودات از گلوله نقره‌ای استفاده می‌شود»</font>

803
01:14:17,544 --> 01:14:20,755
تو مي‌توني فرار كني و بري
... به شوهرم بگی که من چکار کردم
<font color="#ff8000">« ! کسی که کشته شد هابیل بود»</font>

804
01:14:20,922 --> 01:14:23,507
! یا می‌تونی همین جا بمونی و بمیری

805
01:14:24,426 --> 01:14:26,385
! اون توي دستشويي خانم‌ها‌ست

806
01:14:29,306 --> 01:14:32,305
<font color="#ff8000">« : نام کتابی که کلید درب مخفی است»</font>
<font color="#ff8000">« " جهان همچون اراده و تصور " »</font>
<font color="#ff8000">«،مهمترین اثر آرتور شوپنهاور فیلسوف آلمانی است»</font>
<font color="#ff8000">«این کتاب چنین آغاز می‌شود: جهان تصور من است»</font>

807
01:14:32,476 --> 01:14:34,393
زود باشيد

808
01:14:59,961 --> 01:15:01,100
من نئو هستم

809
01:15:01,461 --> 01:15:03,290
بله مي‌دونم، من كليد ساز هستم

810
01:15:03,298 --> 01:15:05,216
! در انتظارت بودم

811
01:15:11,139 --> 01:15:15,026
،اوه خداي من، خدای من
پرسفونه تو چطور تونستي اين كار رو بكني ؟

812
01:15:15,139 --> 01:15:17,126
! تو به من خيانت كردي

813
01:15:20,065 --> 01:15:22,900
! علت و معلول عشقم -
!علت ؟ -

814
01:15:23,068 --> 01:15:26,070
براي اين كار هيچ علتي وجود نداره، كدوم علت ؟

815
01:15:26,238 --> 01:15:30,533
کدوم علت ؟
مثلا اون رژ لبي كه هنوز روي صورتت هست چیه ؟

816
01:15:30,700 --> 01:15:33,410
رژ لب ؟
! رژ لب

817
01:15:33,578 --> 01:15:37,414
این حرف‌های جنون آمیز چیه که می‌زنی، زن ؟
! رژ لبی وجود نداره

818
01:15:39,125 --> 01:15:41,794
! پس حتماً اون زن صورتت رو نمی‌بوسیده، عشقم

819
01:15:42,921 --> 01:15:47,383
ای، ای، ای، ای زن، چیزی نبوده

820
01:15:47,551 --> 01:15:50,897
! يه بازي بود، فقط يه بازي

821
01:15:50,951 --> 01:15:53,097
! پس اين هم يه بازي‌ـه

822
01:15:53,265 --> 01:15:55,266
! خوش بگذره

823
01:16:02,173 --> 01:16:05,359
! باشه

824
01:16:05,610 --> 01:16:08,404
بیاید بفهمیم که این جریان به کجا میرسه

825
01:16:08,572 --> 01:16:11,448
شما دوتا، كليد ساز رو بگيريد

826
01:16:17,956 --> 01:16:19,957
! کَلَکِ خوبی بود

827
01:16:20,125 --> 01:16:21,617
! امکان نداره (به اون زندان) بر‌گردم

828
01:16:21,960 --> 01:16:23,961
! من حساب این‌ها رو می‌رسم

829
01:16:24,462 --> 01:16:30,593
حساب ما رو می‌رسی؟ تو حساب ما رو می‌رسی؟
* ! نفرات پیش از تو احترام بیشتری قائل بودن
<font color="#ff8000">«منظور،افراد برگزیده در ماتریکس‌های پیشین است»</font>

830
01:16:43,982 --> 01:16:46,125
! باشه، تو یه مهارت‌هایی داری

831
01:16:48,236 --> 01:16:50,195
! بُكشيدش

832
01:17:50,382 --> 01:17:52,424
!ديديد ؟
! اون فقط يک انسان‌ـه

833
01:20:07,227 --> 01:20:09,978
! خدا لعنتت کنه زن
!تو آخرش من رو از بین می‌بری

834
01:20:12,107 --> 01:20:16,110
حرف‌هام یادت بمونه، پسر جون
! خوب یادت بمونه

835
01:20:16,277 --> 01:20:21,490
،من از دست نفرات قبل از تو جون سالم به در بردم
از دست تو هم جون سالم به در ميرم

836
01:20:41,553 --> 01:20:44,930
كجا داري ميري ؟ -
از يه راه ديگه، هميشه يه راه ديگه هم هست -

837
01:20:49,060 --> 01:20:50,936
! ببندش، زود

838
01:20:55,733 --> 01:20:58,277
ميشه با هم حركت كنيم ؟

839
01:21:01,823 --> 01:21:03,407
! فرار كنيد

840
01:21:19,340 --> 01:21:21,675
از در فاصله بگیر

841
01:21:26,764 --> 01:21:28,256
! برای این کارِت بهت مدیونم

842
01:21:30,310 --> 01:21:31,476
درست مثل روز اول شد

843
01:21:31,769 --> 01:21:33,228
! اسلحه‌ات رو بنداز زمين

844
01:21:38,610 --> 01:21:40,444
کنارش بمون -
پس نئو چي میشه ؟ -

845
01:21:40,612 --> 01:21:42,294
! اون می‌تونه گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه

846
01:21:45,241 --> 01:21:46,425
! برو عقب

847
01:22:24,188 --> 01:22:25,255
! لعنتی

848
01:22:25,657 --> 01:22:27,157
اپراتور هستم -
لينك، من كجا هستم ؟ -

849
01:22:27,700 --> 01:22:31,111
امکان نداره باورت بشه
! ولی الان بالای کوهستان هستی

850
01:22:31,204 --> 01:22:33,897
واقعاً ؟ -
آره، یکم طول مي‌كشه تا برات يه خروجي پيدا كنم -

851
01:22:33,998 --> 01:22:35,040
! لعنتي -
چي شده ؟ -

852
01:22:35,250 --> 01:22:38,118
،اون دوقلو‌ها دنبال مورفيوس و ترينيتي هستن
! ولی من یه راهی دارم که بیارم‌شون بیرون

853
01:22:38,286 --> 01:22:41,463
الان كجا هستن ؟ -
از وسط شهر، پانصد مايل به سمت جنوب هستی -

854
01:22:58,231 --> 01:22:59,815
اپراتور هستم -
ما رو از اين‌جا بيار بيرون لینک -

855
01:22:59,983 --> 01:23:02,734
كار ساده‌اي نيست قربان -
مي‌دونم، ما درونِ هسته‌ی اصلی شبكه هستيم -

856
01:23:02,902 --> 01:23:05,529
بله قربان، تنها خروجی‌ای که نزدیک شماست
! پل هواییِ " وینزلو " هست

857
01:23:05,697 --> 01:23:07,781
بیرون از آزاد راه ؟ -
بله قربان -

858
01:23:07,949 --> 01:23:09,302
خوبه، پیداش می‌کنیم

859
01:23:09,449 --> 01:23:11,702
... قربان به نظرم باید
اوه لعنتی اون‌ها پشت سرتون هستن

860
01:23:16,708 --> 01:23:18,292
! مي‌خوان شليك كنن -
! برید پایین -

861
01:23:20,708 --> 01:23:25,292
<font color="#ff8000">«*DA203 :نوشته‌ی روی پلاک خودرو»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به این قسمت از کتاب "دانیال" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«من رویایی دیده‌ام که فکرم را مشغول کرده»</font>
<font color="#ff8000">«و می‌خواهم بدانم که چه معنایی دارد»</font>

862
01:23:26,551 --> 01:23:27,718
! محكم بشينید

863
01:23:44,736 --> 01:23:47,237
! اوه نه، اوضاع داره خیلی سریع بهم می‌ریزه

864
01:23:47,405 --> 01:23:49,114
اوضاع رو می‌بینی لینک ؟

865
01:23:49,282 --> 01:23:52,909
بله قربان، همه توجه‌ها به سمت شما جلب شده
هشت واحد (پلیس) هم دارن به سمت شما میان

866
01:23:53,953 --> 01:23:55,912
پيشنهادي داري ؟

867
01:23:57,790 --> 01:23:59,791
! بپيچيد به راست -
! بپيچ به راست، زود -

868
01:24:07,258 --> 01:24:10,093
حالا اگه همین رو مستقیم برید به یک تونل ارتباطی
می‌رسید که شما رو به(آزاد راه) 101 می‌بره

869
01:24:10,261 --> 01:24:12,971
فهميدم -
قربان مطمئنيد؟ منظورم آزاد راه،خيلي خطرناكه -

870
01:24:13,139 --> 01:24:14,850
توی اين چهارده سالي كه اپراتور بودم
... هرگز ندیدم كسي

871
01:24:14,939 --> 01:24:16,850
لينك، یادت هست چي بهت گفته بودم ؟

872
01:24:17,143 --> 01:24:19,436
،بله، قربان یادمه
پل هوايي وينزلو

873
01:24:19,604 --> 01:24:22,105
وقتی برسید اون جا من آماده‌ام -
آفرین -

874
01:24:22,273 --> 01:24:24,441
هميشه مي‌گفتي از آزاد راه دوري كنيم

875
01:24:24,609 --> 01:24:27,235
بله، درسته -
مي‌گفتي كه اين كار خودكشيه -

876
01:24:27,445 --> 01:24:29,363
... پس بيا اميدوار باشيم

877
01:24:29,530 --> 01:24:30,906
! که من اشتباه کرده باشم

878
01:24:42,794 --> 01:24:43,977
اپراتور هستم -
لينك، نايوبي هستم -

879
01:24:44,045 --> 01:24:45,670
ما رو فرستادن تا شما رو برگردونيم

880
01:24:45,838 --> 01:24:48,924
من بايد با مورفيوس صحبت كنم -
! باور کن نايوبي، اون خيلي بهت احتياج داره -

881
01:24:49,092 --> 01:24:51,093
اون كجاست ؟ -
! فقط آژيرها رو دنبال كن -

882
01:24:58,643 --> 01:25:00,560
... تكرار مي‌كنم، اون‌ها دارن نزدیک میشن

883
01:25:03,731 --> 01:25:07,943
اون‌ها توی چنگ‌مون هستن -
*اولویت اصلی، اون موردِ تبعیدی‌ـه -
<font color="#ff8000">«منظور کلیدساز است»</font>
<font color="#ff8000">«که جزء برنامه‌های گوشه‌نشین می‌باشد»</font>

884
01:26:15,178 --> 01:26:17,053
! جات رو عوض کن

885
01:28:07,039 --> 01:28:10,250
! داريم خشمگین ميشيم -
آره، همين طوره -

886
01:28:56,297 --> 01:28:58,298
! ترينيتي

887
01:28:58,716 --> 01:28:59,841
! اون رو از اين‌جا خارج کن

888
01:29:03,471 --> 01:29:05,555
! زود باش

889
01:29:22,573 --> 01:29:24,074
! لِهش کن

890
01:29:31,573 --> 01:29:37,294
<font color="#ff8000">«*DE2852 :نوشته‌ی روی پلاک خودرو»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به این قسمت از کتاب "تثنیه" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«شما را در شهرهای‌تان به دام خواهند انداخت»</font>
<font color="#ff8000">«تا زمانی که حصارهای بلند و مستحکم شما فرو بریزند»</font>

891
01:29:54,563 --> 01:29:55,605
! مورفيوس

892
01:29:55,773 --> 01:29:57,273
اون حالش خوبه
به راه‌تون ادامه بديد

893
01:29:58,275 --> 01:30:00,068
! بیا بریم

894
01:30:05,825 --> 01:30:07,992
یه برنامه براي سرقت موتورسیکلت احتياج دارم

895
01:30:08,160 --> 01:30:10,495
... مشكلي نيست، يک دوره‌ی فشرده براي دزدي

896
01:30:10,663 --> 01:30:12,080
صبر كن

897
01:30:13,457 --> 01:30:14,916
! لَغوِش کن

898
01:30:15,084 --> 01:30:17,293
! تو خیلی به درد بخوری

899
01:30:17,461 --> 01:30:19,379
! بپر بالا

900
01:32:46,652 --> 01:32:47,694
اون هیچ ارزشی نداره

901
01:32:47,862 --> 01:32:51,189
تبعيدي رو پيدا كنيد -
پيداشون كرديم -

902
01:32:51,323 --> 01:32:53,449
... يك، آدام دوازده
لطفا جواب بده

903
01:32:59,915 --> 01:33:01,624
! دراز بکش

904
01:35:12,631 --> 01:35:14,257
! گرفتمت

905
01:35:15,009 --> 01:35:16,092
! اون زن عالیه

906
01:35:20,472 --> 01:35:22,765
ديگه به وجود تو نيازي نيست

907
01:35:29,440 --> 01:35:33,151
همه ما كاري رو انجام میدیم
كه براش ساخته شديم

908
01:35:34,778 --> 01:35:38,364
پس تو فقط برای یک چیز دیگه
! ساخته شدی: حذف شدن

909
01:35:39,324 --> 01:35:41,200
! برو دهنش رو سرویس کن

910
01:36:31,251 --> 01:36:34,203
نئو اگر این اطراف هستی
! یکم کمک به دردمون می‌خوره

911
01:36:34,755 --> 01:36:36,214
اون ديگه چيه ؟

912
01:37:06,078 --> 01:37:08,955
! آره
! آره

913
01:37:15,546 --> 01:37:20,675
،قربان، ناو ایکاروس موقعیتش رو تایید کرد
دو ناو اول، در موقعیت ضد حمله هستن

914
01:37:20,926 --> 01:37:21,968
خوبه

915
01:37:22,970 --> 01:37:24,111
تغییری ایجاد نشده ؟

916
01:37:24,299 --> 01:37:27,031
مهاجمین به یک لایه سنگ آهن برخورد کردن
که سرعت‌شون رو کاهش میده

917
01:37:27,299 --> 01:37:30,226
چقدر؟ -
احتمالاً يك ساعت -

918
01:37:30,594 --> 01:37:33,297
اين يعني اون‌ها كمي بيش از نُه ساعت
زمان لازم دارن تا به ما برسن

919
01:37:33,772 --> 01:37:35,398
بله، قربان

920
01:38:08,015 --> 01:38:10,266
يك " ساختمان " وجود داره

921
01:38:10,434 --> 01:38:16,105
،و داخل اون ساختمان طبقه‌اي هست
كه هيچ آسانسوري نمي‌تونه به اون طبقه بره

922
01:38:16,273 --> 01:38:18,291
و هيچ راه پله‌اي به اون‌جا نمي‌رسه

923
01:38:18,859 --> 01:38:24,947
این طبقه پر از " در " هست
اين در‌ها به مکان‌های مختلفي باز ميشن

924
01:38:25,115 --> 01:38:27,450
مکان‌های پنهان

925
01:38:27,884 --> 01:38:31,412
اما یک درِ ویژه هم وجود داره

926
01:38:31,580 --> 01:38:34,089
این همون دری هست
که به طرف منبع اصلی باز میشه

927
01:38:42,132 --> 01:38:46,552
این ساختمان با يك سيستم امنیتی
بسيار قدرتمند محافظت ميشه

928
01:38:46,720 --> 01:38:51,299
هر زنگ اعلام خطری، یک بمبه -
!بمب؟ اون گفت بمب؟ -

929
01:38:51,475 --> 01:38:54,143
اما مثل همه سيستم‌ها، یک نقطه ضعف داره

930
01:38:54,311 --> 01:38:57,313
این سیستم براساس قوانين
يك ساختمان واقعي ساخته شده

931
01:38:57,481 --> 01:39:00,858
هر سيستم، روي سيستم دیگه‌ای بنا شده -
! برق -

932
01:39:01,401 --> 01:39:04,299
اگر يكي‌شون از كار بي‌افته
باید بقيه هم از كار بي‌افتن

933
01:39:04,401 --> 01:39:06,155
اگر برق نباشه
زنگ‌های اعلام خطر هم از كار مي‌افتن

934
01:39:06,323 --> 01:39:09,158
،اما براي قطع برق ساختمانی مثل اون
! بايد برق يك منطقه از شهر رو قطع كنيم

935
01:39:09,326 --> 01:39:13,037
! يك منطقه نه، بيست و هفت منطقه -
بيست و هفت منطقه ؟ -

936
01:39:13,872 --> 01:39:16,332
يک نيروگاه برق وجود داره

937
01:39:16,500 --> 01:39:18,751
اون بايد نابود بشه

938
01:39:18,919 --> 01:39:23,256
! اما بايد يک سيستم برق اضطراری هم باشه -
بله، يك سيستم برق اضطراري هم وجود داره -

939
01:39:24,883 --> 01:39:28,678
بايد به هسته‌ی مركزي شبكه‌ی برق
دسترسي پيدا كنيم

940
01:39:28,845 --> 01:39:31,681
سیستم برق اضطراري بايد از كار بي‌افته

941
01:39:31,848 --> 01:39:33,266
خب چه نیازی به ما دارید ؟

942
01:39:33,433 --> 01:39:35,601
نئو می‌تونه خيلي راحت‌تر
از ما هر دو كار رو انجام بده

943
01:39:35,769 --> 01:39:37,520
زمان كافي وجود نداره -
چرا ؟ -

944
01:39:37,688 --> 01:39:40,815
اگر از اون در محافظت نشه
ارتباط قطع خواهد شد

945
01:39:40,983 --> 01:39:43,276
اما قبل از این اتفاق
باید ارتباط دیگه‌ای برقرار بشه

946
01:39:44,111 --> 01:39:45,147
چقدر زمان داریم ؟

947
01:39:45,191 --> 01:39:48,047
*! دقيقاً 314 ثانيه
<font color="#ff8000">«:احتمالاً اشاره به آیه 3:14 کتاب مقدس دارد»</font>
<font color="#ff8000">«،همان‌گونه که موسی عصایش را بالا آورد»</font>
<font color="#ff8000">«فرزند انسان نیز باید بالا بیاید تا هرکس»</font>
<font color="#ff8000">«که باور و ایمان داشته باشد زندگی ابدی بیابد»</font>

948
01:39:48,115 --> 01:39:49,699
! فقط كمي بيشتر از پنج دقيقه

949
01:39:49,866 --> 01:39:52,118
اين طول و عرض پنجره‌ی ورود به اون در هست

950
01:39:52,286 --> 01:39:54,578
... فقط شخص برگزيده مي‌تونه اون در رو باز كنه

951
01:39:54,788 --> 01:39:57,907
و فقط از طريق اون پنجره، در باز خواهد شد

952
01:39:58,999 --> 01:40:00,543
تو همه‌ی اين چيزها رو از كجا مي‌دوني ؟

953
01:40:00,711 --> 01:40:05,681
من مي‌دونم، چون که بايد بدونم
هدف از وجود من همينه

954
01:40:06,049 --> 01:40:08,054
علّتِ این‌جا بودن من همینه

955
01:40:08,549 --> 01:40:11,554
همون علّتی که همه‌ی ما این جا هستیم

956
01:40:22,316 --> 01:40:25,109
نئو من می‌دونم که مشکلی وجود داره

957
01:40:25,777 --> 01:40:27,820
تو مجبور نيستي به من بگي

958
01:40:27,988 --> 01:40:31,741
فقط مي‌خوام بدوني كه من كنارت هستم

959
01:40:35,287 --> 01:40:36,746
همه بايد با هم عمل كنن

960
01:40:41,501 --> 01:40:43,169
! ضرری که نداره

961
01:40:46,715 --> 01:40:48,799
... اگر يك نفر شكست بخوره

962
01:40:49,593 --> 01:40:51,302
همه شکست می‌خورن

963
01:40:51,803 --> 01:40:55,473
زمان تغيير شيفت نگهبانيِ
هردو ساختمان در نيمه شبه

964
01:40:56,850 --> 01:41:00,102
نیمه شب حمله می‌کنیم

965
01:41:00,729 --> 01:41:01,812
! هی

966
01:41:01,980 --> 01:41:05,941
! برو خونه گوسفند‌هات رو بشمار -
! چرا؟ به من پول ميدن كه این‌جا بشمارم -

967
01:41:16,119 --> 01:41:18,329
بسیار خوب، وارد شدن

968
01:41:18,497 --> 01:41:20,998
چقدر وقت لازم داریم ؟ -
دوازده دقيقه -

969
01:41:23,710 --> 01:41:24,794
! اوه لعنتي

970
01:41:28,173 --> 01:41:31,636
تمام عمرمون رو صرف این جنگ کردیم

971
01:41:31,773 --> 01:41:34,636
امشب، باور دارم که
می‌تونیم این جنگ رو به پایان برسونیم

972
01:41:35,138 --> 01:41:37,306
امشب(حضور ما در این‌جا) يک اتفاقِ تصادفي نيست

973
01:41:38,642 --> 01:41:40,643
هیچ اتفاقِ تصادفی‌ای وجود نداره

974
01:41:42,020 --> 01:41:47,066
ما به صورتِ شانسی این‌جا حضور پیدا نکردیم
من به شانس اعتقاد ندارم

975
01:41:47,234 --> 01:41:52,822
،وقتی می‌بینم که سه هدف
سه کاپیتان و سه ناو داریم

976
01:41:52,989 --> 01:41:56,792
،این رو یک چیز اتفاقی نمی‌بینم
این رو مشیّت و چیزی که مقرّر شده می‌بینم

977
01:41:56,827 --> 01:41:59,161
من (در پس این ماجرا) هدفی رو می‌بینم

978
01:42:01,873 --> 01:42:04,791
من باور دارم که این تقدیرِ ما بوده
که این‌جا باشیم

979
01:42:05,293 --> 01:42:08,212
سرنوشت ما بوده

980
01:42:08,380 --> 01:42:16,887
،من باور دارم که امشب، هدف و معنای دقیقِ زندگی
‌برای تک‌تکِ ما هویدا خواهد شد

981
01:42:17,055 --> 01:42:21,225
،قصد دارم ازت بخوام که یه کاری برام بکنی
ولی نمی‌دونم چطور بگم

982
01:42:21,810 --> 01:42:23,927
بهت قول ميدم که اگر بتونم، حتماً انجامش بدم

983
01:42:25,063 --> 01:42:28,399
اگر ازت بخوام که از این ماجرا
دور بمونی چی میگی ؟

984
01:42:29,359 --> 01:42:31,360
... هر اتفاقي که افتاد

985
01:42:31,528 --> 01:42:33,863
! از ماتريكس دور بمون

986
01:42:34,948 --> 01:42:36,740
چرا ؟

987
01:42:44,958 --> 01:42:46,041
خواهش مي‌كنم

988
01:42:48,128 --> 01:42:49,462
باشه

989
01:42:52,799 --> 01:42:55,301
چی شده، نايوبي ؟

990
01:42:55,469 --> 01:42:59,697
نمي‌تونم بهش فکر نكنم مورفيوس، نمي‌تونم به اين
فكر نكنم كه اگه تو اشتباه كرده باشي چي ؟

991
01:42:59,864 --> 01:43:03,198
اگه همه‌ی این‌ها، پيشگويي و بقيه حرف‌ها
همش یه مشت مزخرفات باشه، چي ؟

992
01:43:03,299 --> 01:43:07,229
! در این صورت، فردا همه‌ی ما مُرده هستیم

993
01:43:07,647 --> 01:43:10,274
ولی این چه تفاوتی با سایر روزهای ما داره ؟

994
01:43:19,743 --> 01:43:26,248
اين يک جنگه، و ما سرباز هستيم

995
01:43:26,500 --> 01:43:29,418
... مرگ می‌تونه هر زمانی به سراغ ما بیاد

996
01:43:29,961 --> 01:43:31,754
! در هر مکانی

997
01:43:31,922 --> 01:43:33,839
! دارن ميان
! دارن ميان

998
01:43:35,800 --> 01:43:37,426
! دارن ميان

999
01:43:43,350 --> 01:43:45,809
حالا حالت دیگری رو در نظر بگیرید

1000
01:43:45,977 --> 01:43:47,864
اگر من درست بگم چي ؟

1001
01:43:48,177 --> 01:43:50,564
اگه پيشگويي حقیقت داشته باشه چی ؟

1002
01:43:50,832 --> 01:43:55,252
اگر فردا امکان پایان دادن
به این جنگ وجود داشته باشه چی ؟

1003
01:43:56,112 --> 01:43:59,114
آیا این ارزش جنگیدن رو نداره ؟

1004
01:44:00,242 --> 01:44:02,868
آیا این ارزشِ مُردن رو نداره ؟

1005
01:44:03,787 --> 01:44:06,413
زمان ؟ -
سه دقیقه -

1006
01:44:06,581 --> 01:44:07,706
تقریباً تمام شد

1007
01:44:27,769 --> 01:44:29,144
آماده شد

1008
01:44:29,312 --> 01:44:30,604
بقيه رو پيدا كن

1009
01:44:31,731 --> 01:44:33,983
نايوبي توی محل مورد نظره
اون‌ها از قبل بيرون نيروگاه مستقر شدن

1010
01:44:34,150 --> 01:44:36,819
سورن چطور ؟ -
توی محل مورد نظره -

1011
01:44:36,987 --> 01:44:38,821
... اون‌ها هنوز داخل هستن، اما

1012
01:44:39,698 --> 01:44:40,739
! حركت نمي‌كنن

1013
01:45:04,889 --> 01:45:06,807
وقتشه، بریم

1014
01:45:08,935 --> 01:45:10,769
همین الان با نئو تماس بگیر

1015
01:45:14,733 --> 01:45:19,268
ارتباط‌مون قطع شد، اون‌ها داخل راهرو هستن -
شبكه‌ی برق تو چه وضعیتی‌ـه ؟ -

1016
01:45:21,698 --> 01:45:25,290
همه چیز هنوز فعال‌ـه
سیستم اضطراری در حال برگردوندن برق‌ـه

1017
01:45:30,874 --> 01:45:33,042
! یا خدا

1018
01:45:33,209 --> 01:45:37,254
،به محض اينكه اون در رو باز كنن
! همه چيز تمامه

1019
01:45:37,422 --> 01:45:39,381
! نمیذارم این اتفاقِ لعنتی بی‌افته

1020
01:45:40,133 --> 01:45:41,467
!داري چكار مي‌كني، ترينيتي ؟

1021
01:45:42,761 --> 01:45:45,721
،نمي‌تونم این‌جا بِایستم و كاري نكنم
نمي‌تونم منتظر بمونم و شاهد مرگ‌شون باشم

1022
01:45:45,889 --> 01:45:48,057
! داریم درباره‌ی کمتر از پنج دقیقه حرف می‌زنیم

1023
01:45:48,224 --> 01:45:50,726
من ظرف پنج دقیقه کُل اون ساختمان لعنتی رو
! با خاک یکسان می‌کنم

1024
01:45:50,894 --> 01:45:54,438
چقدر ديگه مونده ؟ -
از این طرف، همین نزدیکی‌ـه -

1025
01:45:55,732 --> 01:45:59,735
! ببخشيد، اين‌جا بُن‌بسته

1026
01:46:00,904 --> 01:46:03,405
این بدترین هکی خواهد بود
! که تا حالا انجام دادم

1027
01:46:06,618 --> 01:46:09,745
،این نزدیک‌ترین جاییه که می‌تونم بذارمت
! بهتره که بال در بیاری

1028
01:46:28,348 --> 01:46:29,390
اپراتور هستم -
وارد شدم -

1029
01:46:29,557 --> 01:46:31,725
به راهت ادامه بده، برو طبقه‌ی شصت و پنجم

1030
01:46:32,310 --> 01:46:36,480
به نظر می‌رسه از دیدن دوباره‌ی من
شگفت زده شُدید آقای اندرسون

1031
01:46:36,648 --> 01:46:42,027
،خب، این تفاوتِ بین ماست
من در انتظارتون بودم

1032
01:46:42,195 --> 01:46:45,114
تو چي مي‌خواي اسميت ؟ -
اوه، هنوز متوجه نشدی ؟ -

1033
01:46:45,281 --> 01:46:50,786
هنوز از همه‌ی اندام‌هات استفاده می‌کنی
! به جز اونی که از همه مهمتره

1034
01:46:50,954 --> 01:46:53,622
من هم دقیقاً همون چیزی رو می‌خوام
! که تو می‌خوای

1035
01:46:53,790 --> 01:46:56,174
! من " همه چيز " رو مي‌خوام

1036
01:46:56,334 --> 01:46:58,836
اون "همه چيز" ، شاملِ
گلوله‌ی اين اسلحه هم ميشه ؟

1037
01:46:59,003 --> 01:47:00,796
زود باش، شليك كن

1038
01:47:00,964 --> 01:47:06,299
،بهترین چیز در مورد " من " اینه که
من "های زیادی وجود دارن "

1039
01:47:17,647 --> 01:47:21,275
خدای من! اين‌جا چه اتفاقي افتاده ؟

1040
01:47:22,152 --> 01:47:24,194
! همون جا بِایست خانم كوچولو

1041
01:47:33,538 --> 01:47:35,330
... اگر نمي‌توني ما رو شكست بدي

1042
01:47:35,498 --> 01:47:37,332
! پس به ما ملحق شو

1043
01:47:39,502 --> 01:47:40,586
! مورفيوس

1044
01:47:54,184 --> 01:47:57,311
هنوز هيچ اثري ازشون نيست، نمی‌دونم دارن
چکار می‌کنن ولی فقط دو دقيقه وقت دارن

1045
01:48:11,075 --> 01:48:12,117
! يك دقيقه

1046
01:48:21,336 --> 01:48:23,464
! زود باش

1047
01:48:23,628 --> 01:48:24,799
! زود باش

1048
01:48:26,049 --> 01:48:27,925
خواهش مي‌كنم

1049
01:48:37,852 --> 01:48:39,394
! اون‌ها رو بُکشید

1050
01:48:47,278 --> 01:48:48,320
! وارد شدن

1051
01:48:48,488 --> 01:48:50,447
باورم نميشه

1052
01:49:06,005 --> 01:49:08,131
این اتفاق قرار بود بی‌افته

1053
01:49:08,299 --> 01:49:13,679
مورفيوس، اون در تو رو خونه برمي‌گردونه

1054
01:49:22,438 --> 01:49:25,075
! خودت می‌دونی که کدوم " در " هست

1055
01:49:25,438 --> 01:49:26,775
! عجله کن نئو

1056
01:49:32,282 --> 01:49:36,250
*ترینیتی، یه سری فعالیتِ جدی دارن به سمتت میان
<font color="#ff8000">«منظور فعل و انفعالات غیر طبیعی ماتریکس هست»</font>
<font color="#ff8000">«که نشان دهند‌ی حضور مامورها می‌باشد»</font>

1057
01:50:27,754 --> 01:50:29,129
! سلام نئو

1058
01:50:29,672 --> 01:50:30,867
تو كي هستي ؟

1059
01:50:31,072 --> 01:50:33,467
من " معمار "* هستم
<font color="#ff8000">«ظاهر این شخص احتمالاً برگرفته از ظاهر»</font>
<font color="#ff8000">«زیگموند فروید پدر دانش روانشناسی مدرن»</font>
<font color="#ff8000">«و بنتون سرف پدر فضای مجازی می‌باشد»</font>

1060
01:50:33,635 --> 01:50:37,292
من ماتريكس را خلق* کردم، در انتظارَت بودم
<font color="#ff8000">«،اشاره به مفهوم عقل فعال در اندیشه گنوسی-افلاطونی»</font>
<font color="#ff8000">«فلاسفه‌ای مانند افلاطون و فارابی این ایده را بسط داده‌اند»</font>

1061
01:50:37,300 --> 01:50:39,283
تو پرسش‌های زیادی داری
<font color="#ff8000">«طبق این ایده در باطن جهان، موجودی واسطه قرار دارد که»</font>
<font color="#ff8000">«تمام ادراک‌ها و شعورها و قدرت‌های این جهان به مدد اوست»</font>
<font color="#ff8000">«خودآگاه و غیرمادی است و به آشفتگی جهان، نظم بخشیده»</font>

1062
01:50:39,301 --> 01:50:43,852
و با وجود اینکه این فرآیند، آگاهیِ تو را تغییر داده
ولی تو به طرز بازگشت‌ناپذیری انسان باقی مانده‌ای

1063
01:50:44,020 --> 01:50:47,606
بنابراین برخی از پاسخ‌های من برای تو
! قابل فهم هستند و برخی دیگر غیرقابل فهم

1064
01:50:48,024 --> 01:50:52,069
هم‌زمان، در حالی که نخستین پُرسشِ تو می‌تواند
... هوشمندانه‌ترین و مرتبط‌ترین پرسشِ تو باشد

1065
01:50:52,236 --> 01:50:56,298
ممکن است متوجه باشی یا نباشی، که همچنین
! می‌تواند بی‌ربط‌ترین پرسشِ تو نیز باشد

1066
01:50:56,824 --> 01:50:58,450
چرا من اين‌جا هستم ؟

1067
01:50:58,618 --> 01:51:02,537
زندگی تو مجموعه‌ای از بقایای بر جا مانده‌ی
یک معادله‌ی نامتوازن است

1068
01:51:02,705 --> 01:51:05,040
که یک چیز طبیعی و ذاتی در روند
برنامه نویسی ماتریکس است

1069
01:51:05,208 --> 01:51:09,294
تو نتیجه‌ی یک ناهنجاریِ احتمالی هستی
... که با وجود تلاش‌های صمیمانه و بی وقفه‌ام

1070
01:51:09,462 --> 01:51:12,297
... هنوز موفق به حذف آن

1071
01:51:12,465 --> 01:51:16,927
از معادله‌ی دقیق و متوازن ماتریکس نشده‌ام

1072
01:51:17,261 --> 01:51:19,596
با وجود اینکه این مشکلی است
که به شدت از آن اجتناب می‌شود

1073
01:51:19,764 --> 01:51:24,226
اما یک چیز غیر منتظره نبوده
و بنابراین فراتر از حد کنترل ما نیست

1074
01:51:24,394 --> 01:51:28,355
... چیزی که تو را لاجَرَم و به ناچار کِشانید به

1075
01:51:29,315 --> 01:51:30,565
! این‌جا

1076
01:51:30,733 --> 01:51:34,820
! تو هنوز پاسخِ، پرسش من رو ندادی -
كاملاً درسته -

1077
01:51:34,988 --> 01:51:38,782
! جالبه، زودتر از دیگران متوجه شدی

1078
01:51:38,950 --> 01:51:41,576
*دیگران؟ مگه چندتا ديگه بوده؟ كدوم دیگران؟
<font color="#ff8000">«صدای نفرات قبلی»</font>

1079
01:51:41,744 --> 01:51:44,246
ماتريكس قديمي‌تر از آن چیزی است
كه فكر مي‌كني

1080
01:51:44,414 --> 01:51:48,417
من ترجیح می‌دهم از پیدایش یک ناهنجاریِ معادلاتی
*تا پیدایش ناهنجاری بعدی زمان را محاسبه کنم
<font color="#ff8000">«یعنی مبنای محاسبه و شمارش دوره‌های زمانیِ»</font>
<font color="#ff8000">«ماتریکس پیدا شدن برگزیده‌ها یا همان ناهنجاری‌هاست»</font>

1081
01:51:48,584 --> 01:51:50,836
كه در اين‌ صورت
! اين ششمين نسخه‌ی ماتريكس است

1082
01:51:51,004 --> 01:51:53,463
پنج نفر قبل از من بودن ؟
! داره دروغ میگه، مزخرف میگه

1083
01:51:53,631 --> 01:51:57,175
اگر پنج فرد برگزیده قبل از من وجود داشتن
پس فقط دو توضیح ممکنه وجود داشته باشه

1084
01:51:57,343 --> 01:51:59,235
... يا بقیه می‌دونستن و كسي به من چيزی نگفته

1085
01:51:59,887 --> 01:52:03,890
يا هيچ‌كس چيزي در این مورد نمي‌دونه -
! دقيقاً -

1086
01:52:04,058 --> 01:52:07,352
،همان‌طور که بدون شک داری متوجه می‌شوی
ناهنجاری، مَقوله‌ای سیستماتیک است

1087
01:52:07,520 --> 01:52:10,939
که حتی در ساده‌ترین معادلات هم
نوسانات و بی ثباتی‌هایی را به وجود می‌آورد

1088
01:52:11,107 --> 01:52:14,359
،نمي‌توني من رو كنترل كني
! من خُرد و خمیرت می‌کنم

1089
01:52:14,527 --> 01:52:16,319
! می‌کُشمت لعنتی

1090
01:52:16,487 --> 01:52:19,656
! نمي‌توني من رو مجبور به كاري بكني
! پیرمرد سفید پوشِ عوضی

1091
01:52:21,951 --> 01:52:23,452
" انــتــخــاب "

1092
01:52:23,619 --> 01:52:25,454
! مشکل بر سر " انتخاب "‌ـه

1093
01:52:47,685 --> 01:52:51,413
،نخستین ماتريكسي كه طراحي كردم
از نظر طبیعی کاملاً بی‌نقص بود، يك اثر هنري بود

1094
01:52:51,481 --> 01:52:53,315
بی عیب، کامل

1095
01:52:53,483 --> 01:52:56,985
یک پیروزی بزرگ که تنها
! با شکست عظیمش قابل مقایسه بود

1096
01:52:57,653 --> 01:53:00,072
اجتناب ناپذیر بودنِ فروپاشی آن ماتریکس
اکنون آشکار شده

1097
01:53:00,239 --> 01:53:03,575
*دلیل آن نقصی ذاتی‌ست که درتک‌تک انسان‌ها وجود دارد
<font color="#ff8000">«منظور این است که انسان‌ها ذاتاً عادت به رنج دارند و»</font>
<font color="#ff8000">«وقتی در یک دنیای بدون رنج زندگی کنند سر به طغیان»</font>
<font color="#ff8000">«برمی‌دارند و آن جامعه دچار فروپاشی می‌شود»</font>

1098
01:53:03,743 --> 01:53:06,653
بنابراین من ماتريكس را دوباره و اين بار
بر اساس تاريخ شما انسان‌ها طراحی کردم

1099
01:53:06,871 --> 01:53:11,274
تا این بار بازتاب دقیق‌تری از ذات و طبیعت
متفاوت و عجیب شما انسان‌ها باشد

1100
01:53:11,584 --> 01:53:15,337
اگرچه که دوباره از شکستی که خوردم ناامید شدم

1101
01:53:16,798 --> 01:53:19,424
از آن زمان به تدریج دریافتم
که پاسخ از من می‌گریزد

1102
01:53:19,592 --> 01:53:21,635
چرا که به ذهنی دون‌تر
و عقلی کمتر نیاز دارد

1103
01:53:21,803 --> 01:53:27,766
یا شاید به ذهنی که کمتر
با مولّفه‌های کمال مقیَّد شده باشد

1104
01:53:28,184 --> 01:53:32,604
،بنابراین پاسخ به سوی فردِ دیگری غلتید
به سوی یک برنامه‌ی حسی و درکی

1105
01:53:32,772 --> 01:53:37,567
برنامه‌ای که در ابتدا برای بررسی
جنبه‌های خاصی از روانِ انسان ایجاد شده بود

1106
01:53:37,735 --> 01:53:43,698
،اگر من پدر ماتريكس باشم
آن زن، بدون شک مادر ماتریکس است

1107
01:53:44,325 --> 01:53:46,618
! همون اوراكل -
! خواهش می‌کنم -

1108
01:53:47,328 --> 01:53:51,331
همان‌طور که می‌گفتم، آن زن به راه حلی رسید
... که نود و نه درصد نمونه‌های آزمایشی

1109
01:53:51,499 --> 01:53:54,476
تا زمانی که به آن‌ها حق انتخاب داده می‌شد
برنامه را می‌پذیرفتند

1110
01:53:54,544 --> 01:53:58,672
حتی اگر آن‌ها فقط در سطحی نزدیک به
ضمیرِ ناخودآگاه از این قدرتِ انتخاب آگاهی داشتند

1111
01:53:58,840 --> 01:54:02,259
در عین حالی که این راه حل، پاسخگوی نیاز ما بود
اما بدیهی است که دارای نقص نیز بود

1112
01:54:02,426 --> 01:54:06,529
بنابراین یک ناهنجاریِ
سیستماتیکِ متناقضِ دیگر خلق شد

1113
01:54:06,597 --> 01:54:09,507
که اگر کنترل نشده باقی می‌ماند
ممکن بود موجودیتِ کُلِ سیستم را تهدید کند

1114
01:54:09,684 --> 01:54:13,912
بنابراین افرادی که برنامه را پس می‌زدند، حتی با
وجود اینکه در اقلیت بودند، اگر کنترل نمی‌شدند

1115
01:54:13,980 --> 01:54:18,166
احتمال فزاینده‌ای از بروز فاجعه را رقم می‌زدند

1116
01:54:18,234 --> 01:54:20,226
همه‌ی این‌ها به خاطر " صهیون "‌ـه

1117
01:54:20,486 --> 01:54:24,156
تو اين‌جا حضور داری
زیرا که صهیون در آستانه‌ی نابودي‌ست

1118
01:54:24,323 --> 01:54:28,843
همه‌ی ساکنان آن از بین خواهند رفت
و حیات به کُلی در آن ریشه کن خواهد شد

1119
01:54:29,036 --> 01:54:30,078
! مزخرف میگی

1120
01:54:30,246 --> 01:54:33,415
انکار، قابل پيش‌بيني‌ترين واکنشِ انسان‌هاست

1121
01:54:33,624 --> 01:54:40,188
اما خیالت آسوده باشد، این ششمین باری
! خواهد بود که آن را نابود می‌کنیم

1122
01:54:40,256 --> 01:54:44,299
! و ما در این زمینه بسیار کارآمد و متبحّر شده‌ایم

1123
01:54:56,981 --> 01:54:58,299
... ماموریت شخص برگزیده این است

1124
01:54:58,441 --> 01:55:03,111
که به منبع اصلی بازگردد و اجازه دهد کُدی را
که حمل می‌کند به صورت موقت انتشار یابد

1125
01:55:03,279 --> 01:55:05,288
*و برنامه‌ی اصلی را دوباره بازسازی و اجرا کند
<font color="#ff8000">«یعنی مانند یک آنتی ویروس که باعث از بین رفتن»</font>
<font color="#ff8000">«،مشکلات به وجود آمده در سیستم عامل می‌شود»</font>
<font color="#ff8000">«برگزیده مشکلات سیستم عامل ماتریکس را برطرف می‌کند»</font>

1126
01:55:05,573 --> 01:55:09,576
بعد از آن بیست و سه نفر را از درون ماتریکس
انتخاب خواهی کرد

1127
01:55:09,744 --> 01:55:12,996
شانزده مادِّه و هفت نَر*،تا صهیون را از نو بسازی
<font color="#ff8000">«:اشاره به آیه 7:16 از کتاب "پیدایش" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«و آنهایی‌ كه‌ آمدند نر و ماده از هر موجود آمدند‌»</font>
<font color="#ff8000">«چنان كه‌ خداوند نوح را امر فرموده‌ بود»</font>
<font color="#ff8000">«و خداوند درِ(کشتی) را از عقب‌ او بست»</font>

1128
01:55:13,164 --> 01:55:17,709
شکست در تکمیل این فرآیند به نابودیِ
فاجعه بارِ کل سیستم[ماتریکس] خواهد انجامید

1129
01:55:17,877 --> 01:55:20,212
که باعث کشته شدن تمام افراد
متصل به ماتریکس می‌شود

1130
01:55:20,379 --> 01:55:22,964
که اگر نابودی صهیون را نیز به آن اضافه کنیم

1131
01:55:23,132 --> 01:55:27,344
در نهایت به انقراضِ
! کُل نوع بشر منجر خواهد شد

1132
01:55:27,678 --> 01:55:31,765
،شما اجازه نمیدید این اتفاق بی‌افته، شما نمی‌تونید
شما براي بقا به انسان‌ها نیاز داريد

1133
01:55:32,558 --> 01:55:36,186
سطوح مختلفی از بقا وجود دارند
که ما آماده‌ی پذیرش آنها هستیم

1134
01:55:36,354 --> 01:55:39,147
با این حال مهمترین موضوع این است که
... آیا تو آمادگی داری

1135
01:55:39,315 --> 01:55:42,901
تا مسئولیت مرگ تک‌تک انسان‌های
این جهان را بر عهده بگیری یا خیر ؟

1136
01:55:49,367 --> 01:55:52,699
! خواندن واکنش‌های تو خیلی جالب است
<font color="#ff8000">«منظور خواندن کدهایی است که نشان دهنده‌ی عواطف‌»</font>
<font color="#ff8000">«و افکار درونی است و چون نئو در آن لحظه به ماتریکس»</font>
<font color="#ff8000">«متصل است، خواندن این کدها برا معمار میسر می‌باشد»</font>

1137
01:55:52,954 --> 01:55:56,790
پنج برگزیده‌ی پیش از تو، بر مبنای
پیش‌بینی‌های مشابه طراحی شده بودند

1138
01:55:56,958 --> 01:56:01,519
تصادفی محتمل الوقوع که بنا بود
... یک پیوستگی عمیق بین شما(برگزیده‌ها)

1139
01:56:01,587 --> 01:56:05,293
،و سایر هم نوع‌های‌ شما ایجاد کند
که باعث تسهیل در عملکرد شخص برگزیده شود

1140
01:56:05,341 --> 01:56:07,776
در حالی که دیگران این فرآیند را
به شیوه‌ی معمول تجربه می‌کنند

1141
01:56:07,843 --> 01:56:10,804
اما این در مورد تو بسیار متفاوت و خاص است

1142
01:56:11,138 --> 01:56:14,215
! در برابر عــشــق

1143
01:56:15,017 --> 01:56:16,643
! ترينيتي

1144
01:56:18,938 --> 01:56:23,295
او به موقع وارد ماتريکس شد تا جان تو را
! نجات دهد، به قيمت فدا کردن جان خودش

1145
01:56:24,151 --> 01:56:25,193
! نه

1146
01:56:25,403 --> 01:56:31,731
که این ما را به واپسین لحظه‌ی حقیقت* می‌رساند،زمانی
که مشکل بنیادینِ این فرآیند، سرانجام روشن می‌گردد
<font color="#ff8000">«لحظه‌ای که شخص باید یک تصمیم مهم و سریع بگیرد و»</font>
<font color="#ff8000">«این کار درآینده عواقبی را برای او در پی خواهد داشت»</font>

1147
01:56:31,799 --> 01:56:36,955
،و آشکار می‌شود که ناهنجاری
! هم نقطه‌ی آغاز و هم نقطه‌ی پایان است

1148
01:56:37,123 --> 01:56:38,790
دو درب وجود دارد

1149
01:56:38,958 --> 01:56:42,168
درب سمت راست تو، به منبع اصلی
و نجات صهیون منتهی می‌شود

1150
01:56:42,753 --> 01:56:49,050
درب سمت چپ تو، به ماتریکس، نجات آن زن
و پایان بشریت منتهی می‌شود

1151
01:56:49,218 --> 01:56:53,596
،همان‌طور که به درستی بیان کردی
مشکل اصلی بر سر " انتخاب " است

1152
01:56:53,764 --> 01:56:57,267
اما هر دوی ما پیشاپیش می‌دانیم که تو
قرار است چکار کنی، مگر نه ؟

1153
01:56:57,435 --> 01:56:59,691
از هم اکنون می‌توانم زنجیره‌ی واکنش‌ها را ببینم

1154
01:56:59,875 --> 01:57:03,421
فعل و انفعالاتی شیمیایی
... برای بروز یک احساس

1155
01:57:03,689 --> 01:57:06,943
که به طور ویژه برای غلبه بر
منطق و خِرَد طراحی شده است

1156
01:57:07,111 --> 01:57:11,740
احساسی که تو را از دیدنِ
: این حقیقت ساده و آشکار باز می‌دارد

1157
01:57:11,907 --> 01:57:18,413
آن زن خواهد مُرد و تو براي جلوگیری از
مرگ او هیچ کاری نمی‌توانی انجام دهی

1158
01:57:23,419 --> 01:57:27,347
" ! امــيــد، اصلي‌ترين توهم بشر است "

1159
01:57:27,400 --> 01:57:31,426
چیزی که همزمان، هم بزرگ‌ترین نقطه‌ی قوت
! و هم بزرگ‌ترین نقطه‌ی ضعف شماست

1160
01:57:31,594 --> 01:57:35,930
اگر جای تو بودم، آرزو می‌کردم
! که دوباره همدیگه رو نبینیم

1161
01:57:36,098 --> 01:57:37,515
! نخواهيم ديد

1162
01:57:44,940 --> 01:57:47,150
! ما يه مشكل خیلی جدی داريم، قربان

1163
01:57:47,610 --> 01:57:48,693
! اوه نه

1164
01:58:48,337 --> 01:58:49,881
اون ديگه چيه ؟ -

1165
01:58:49,981 --> 01:58:52,181
هر چي که هست، از هرچیزی که
! توی عمرم دیدم سریع‌تر حرکت می‌کنه

1166
01:59:42,516 --> 01:59:44,309
! لعنتی، گرفتش

1167
01:59:58,240 --> 02:00:00,074
! نئو، من مجبور بودم

1168
02:00:00,242 --> 02:00:01,993
! مي‌دونم

1169
02:00:07,041 --> 02:00:09,584
گلوله هنوز داخل بدنت‌ـه

1170
02:00:20,346 --> 02:00:22,263
! ترينيتي

1171
02:00:23,474 --> 02:00:25,183
! توی این شرایط من رو تنها نذار

1172
02:00:34,360 --> 02:00:36,945
! متاسفم

1173
02:00:43,452 --> 02:00:45,745
! ترينيتي

1174
02:00:55,714 --> 02:00:57,674
! ترينيتي

1175
02:00:57,841 --> 02:00:59,634
مي‌دونم كه صدا من رو مي‌شنوي

1176
02:01:00,427 --> 02:01:02,971
! نميذارم بري

1177
02:01:03,138 --> 02:01:04,764
! نمي‌تونم

1178
02:01:05,975 --> 02:01:08,184
! من از ته دل عاشقتم

1179
02:01:36,880 --> 02:01:38,292
! اين یکی رو ديگه نمی‌تونم باور ‌كنم

1180
02:01:41,927 --> 02:01:48,013
*به نظرم دیگه با هم بي‌حساب شديم
<font color="#ff8000">«در قسمت قبلی فیلم، ترینیتی عامل»</font>
<font color="#ff8000">«بازگشت نئو به زندگی شده بود»</font>

1181
02:01:57,693 --> 02:01:59,652
! نمی‌تونم درک کنم

1182
02:01:59,820 --> 02:02:02,822
همه‌ی کارها همون‌طور که مقدّر شده بود
انجام شد

1183
02:02:02,990 --> 02:02:06,034
وقتی که شخص برگزیده به منبع اصلی می‌رسید
باید این جنگ به پایان می‌رسید

1184
02:02:06,201 --> 02:02:09,037
تا بیست و چهار ساعت ديگه به پایان خواهد رسید -
!چي ؟ -

1185
02:02:09,204 --> 02:02:13,541
اگر تا بیست و چهار ساعت دیگه یه کاری رو
انجام ندیم، صهیون نابود خواهد شد

1186
02:02:13,959 --> 02:02:15,585
چی ؟ -
تو این رو از كجا مي‌دوني ؟ -

1187
02:02:16,045 --> 02:02:18,087
بهم گفتن که این اتفاق می‌افته -
کی گفته ؟ -

1188
02:02:19,089 --> 02:02:21,924
مهم نيست، من حرفش رو باور كردم

1189
02:02:22,092 --> 02:02:25,928
... اين غير ممكنه، پيشگويي میگه که -
! همه‌اش دروغ بود مورفيوس -

1190
02:02:27,681 --> 02:02:30,224
! اون " پيشگويي " یک دروغ بود

1191
02:02:31,435 --> 02:02:34,437
شخص برگزيده هرگز قرار نبوده
! چيزي رو به پایان برسونه

1192
02:02:34,605 --> 02:02:37,649
همه‌ی این‌ها، یه سیستم دیگه
برای کنترل ما بوده

1193
02:02:37,816 --> 02:02:40,902
! من این رو باور نمي‌كنم

1194
02:02:41,236 --> 02:02:43,571
اما خودت الان گفتي

1195
02:02:43,739 --> 02:02:47,742
چطور اون پیشگویی می‌تونه حقیقت داشته
وقتی که جنگ به پایان نرسیده ؟

1196
02:02:53,916 --> 02:02:56,376
! متاسفم

1197
02:02:56,543 --> 02:02:59,921
... مي‌دونم كه شنيدنش آسون نیست، اما

1198
02:03:00,089 --> 02:03:03,257
سوگند مي‌خورم كه حقيقت داره

1199
02:03:06,470 --> 02:03:09,180
حالا بايد چيكار كنيم ؟ -
نمي‌دونم -

1200
02:03:11,392 --> 02:03:12,600
! اوه نه

1201
02:03:21,944 --> 02:03:23,299
چه كاری دارن مي‌كنن ؟

1202
02:03:23,544 --> 02:03:25,779
هستن " EMP " اون‌ها درست خارج از بُردِ

1203
02:03:25,881 --> 02:03:27,291
! اون يه بمبه

1204
02:03:28,200 --> 02:03:30,410
! باید از این‌جا خارج بشیم، همین حالا

1205
02:04:07,114 --> 02:04:11,890
*"... من رویایی داشتم "
<font color="#ff8000">«،قسمتی از آیه 2:3 از کتاب "دانیال" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«هنگامی که نبوکدنزار پادشاه بابل از دانیال پیامبرِ»</font>
<font color="#ff8000">«بنی اسراییل می‌خواهد که رویای او را تعبیر کند»</font>

1206
02:04:12,015 --> 02:04:15,813
*" اما اکنون از آن رویا هیچ چیز باقی نمانده است "
<font color="#ff8000">«،قسمتی از آیه 2:3 از کتاب "دانیال" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«هنگامی که نبوکدنزار پادشاه بابل از دانیال پیامبرِ»</font>
<font color="#ff8000">«بنی اسراییل می‌خواهد که رویای او را تعبیر کند»</font>

1207
02:04:26,467 --> 02:04:28,718
! اومدن

1208
02:04:28,969 --> 02:04:30,678
بيا بريم، مورفيوس

1209
02:04:32,097 --> 02:04:35,141
ما موفق نمي‌شيم -
بايد تلاش‌مون رو بكنيم -

1210
02:04:42,858 --> 02:04:45,860
! زود باش -
يه چيزي فرق كرده -

1211
02:04:46,028 --> 02:04:48,029
چی ؟

1212
02:04:48,697 --> 02:04:50,198
می‌تونم احساس‌شون کنم

1213
02:05:13,138 --> 02:05:14,722
! نئو

1214
02:05:20,896 --> 02:05:24,482
چه اتفاقی افتاد ؟ -
نمي‌دونم -

1215
02:05:29,738 --> 02:05:35,656
*!اين كشتي " هَمِر " ـه
<font color="#ff8000">«به معنی پُتک، نام اصلی این هواناو " میولنیر " است»</font>
<font color="#ff8000">«که نام پتکی متعلق به ثور، ایزد نام‌دارِ آذرخش است»</font>
<font color="#ff8000">«به همین دلیل این ناو در بین سایر افراد به پُتک شهرت دارد»</font>

1216
02:05:43,335 --> 02:05:46,045
توی نوعی کُما قرار داره

1217
02:05:46,213 --> 02:05:48,464
اما علائم حیاتیش پایدار و خوبه

1218
02:05:49,675 --> 02:05:51,592
خودت چطوري ؟

1219
02:05:51,760 --> 02:05:53,886
من خوبم

1220
02:05:54,054 --> 02:05:56,430
می‌تونی یکم استراحت کنی

1221
02:05:56,598 --> 02:05:58,432
نه، مي‌خوام پيشش بمونم

1222
02:06:05,524 --> 02:06:08,150
... حق با لاك بود، اون حدس مي‌زد كه ماشين‌ها

1223
02:06:08,318 --> 02:06:11,195
خطوط اصليِ ورودی و خروجی صهیون رو قطع ‌كنن

1224
02:06:11,363 --> 02:06:14,115
فكر مي‌كرد یک ضدحمله مي‌تونه
اون‌ها رو غافل‌گير كنه

1225
02:06:14,366 --> 02:06:18,085
به نظر فکر خوبی می‌اومد
من فکر کردم که شانسی برای پیروزی داریم

1226
02:06:18,290 --> 02:06:20,763
تا اينكه يک نفر همه چيز رو خراب كرد

1227
02:06:20,831 --> 02:06:23,557
قبل از اینکه در موقعیتِ موردِ نظر قرار بگیریم
شلیک شد" EMP " یک

1228
02:06:23,625 --> 02:06:25,501
پنج تا ناو بلافاصله نابود شدند

1229
02:06:26,069 --> 02:06:27,461
وقتی ماشین‌ها وارد شدن

1230
02:06:27,829 --> 02:06:30,840
،ديگه جنگي در كار نبود
! سلاخی بود

1231
02:06:31,008 --> 02:06:33,843
اون حادثه یه اتفاقِ تصادفی بود ؟
یه جور اشکال در عملکرد ؟

1232
02:06:34,011 --> 02:06:35,270
هيچ‌كس نمي‌دونه

1233
02:06:35,411 --> 02:06:36,470
! يک نفر مي‌دونه

1234
02:06:36,638 --> 02:06:38,389
كي ؟

1235
02:06:38,657 --> 02:06:42,268
وقتی ماشین‌ها کارشون با ما تمام شد
دوباره شروع به حفاری کردن

1236
02:06:42,536 --> 02:06:45,029
ما هم خیلی سریع
مشغولِ پیدا کردن بازمانده‌ها شدیم

1237
02:06:45,238 --> 02:06:46,292
کسی رو هم پیدا کردید ؟

1238
02:06:47,974 --> 02:06:49,483
! فقط یک نفر

1239
02:06:49,507 --> 02:06:56,507
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

1240
02:07:04,564 --> 02:07:07,616
<font color="#ff8000">«بعداً به نتیجه خواهد رسید»</font>

1241
02:07:07,864 --> 02:07:33,616
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
