1
00:00:01,000 --> 00:00:15,500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:15,524 --> 00:00:22,524
<font color="#00ff00">:ترجمه و تنظیم</font>
<font color="#ff8000">یاسـیــن بــرون</font>

3
00:00:38,537 --> 00:00:42,171
<font color=#FFFF00><i>" مـــاتـــریـــکـــس "</i></font>
<font color="#ff8000">«نویسنده، تهیه کننده و کارگردان: خواهران واچوفسکی»</font>

4
00:00:42,337 --> 00:00:45,171
<font color=#FFFF00><i>" بــارگــذاری دوبــاره "</i></font>

5
00:00:58,700 --> 00:01:09,300
<font color="#ff8000">«:مخاطب گرامی»</font>
<font color="#ff8000">«نحوه‌ی خاص ادای برخی از دیالوگ‌های فیلم که به شکل رسمی»</font>
<font color="#ff8000">«و یا اصطلاحاً کتابی توسط بازیگران گفته می‌شوند، در ترجمه فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«نیز لحاظ شده و دیالوگ‌ها آن‌گونه که گفته می‌شوند، ترجمه شده‌اند»</font>

6
00:01:29,337 --> 00:01:31,101
فردا مي‌بينمت

7
00:01:50,883 --> 00:01:51,925
! اوه خدای من

8
00:02:14,173 --> 00:02:15,674
! داخل هستم

9
00:04:08,788 --> 00:04:10,580
تقريباً رسيديم

10
00:04:10,748 --> 00:04:12,709
قربان در مورد این کار اطمینان دارید ؟

11
00:04:13,048 --> 00:04:14,999
بهت که گفتم، هیچ مشکلی برامون پیش نمیاد

12
00:04:15,077 --> 00:04:20,340
متوجه هستم قربان ولی دارم فعالیت زیاد
اختاپوس‌ها رو توی رادار رصد می‌کنم

13
00:04:58,704 --> 00:05:00,922
لينک ؟ -
بله قربان ؟ -

14
00:05:01,290 --> 00:05:07,053
با توجه به شرایطی که داری، متوجه نمیشم
که چرا برای کار روی هواناو من داوطلب شدی

15
00:05:07,321 --> 00:05:11,224
به‌ هر حال اگر مي‌خواي به کارت ادامه بدي
بايد ازت بخوام يه كاري برام بكني

16
00:05:11,867 --> 00:05:13,226
چه كاري قربان ؟

17
00:05:13,998 --> 00:05:15,270
! به من اعتماد كني

18
00:05:15,538 --> 00:05:17,397
،بله قربان
! اعتماد خواهم کرد قربان

19
00:05:19,542 --> 00:05:21,600
منظورم اینه که همین الان هم
! به شما اعتماد دارم قربان

20
00:05:21,632 --> 00:05:22,690
! اميدوارم

21
00:05:22,878 --> 00:05:26,356
حالا جریان اصلی برق رو به ذخیره کننده‌های
اطلاعات وصل کن و آماده‌ی داده پراکنی* باش
<font color="#ff8000">«اصطلاحی که به معنی یافتن یک»</font>
<font color="#ff8000">«درگاه ورودی به ماتریکس می‌باشد»</font>

22
00:05:26,424 --> 00:05:27,507
! بله قربان

23
00:05:36,250 --> 00:05:38,501
هنوز نمي‌توني بخوابي ؟

24
00:05:40,463 --> 00:05:42,838
مي‌خواي در مورد(رویاهات) حرف بزنی ؟

25
00:05:44,175 --> 00:05:46,551
فقط یه سری رویا هستن

26
00:05:48,988 --> 00:05:51,264
... اگر از چیزی هراس داری

27
00:05:51,632 --> 00:05:53,266
... فقط ای کاش

28
00:05:53,999 --> 00:05:56,186
کاش می‌دونستم که باید چکار کنم

29
00:05:56,554 --> 00:05:58,188
! فقط همين

30
00:05:59,106 --> 00:06:00,690
فقط آرزو می‌کنم که این رو می‌دونستم

31
00:06:00,998 --> 00:06:05,111
اون زن تماس می‌گیره
نگران نباش

32
00:06:05,479 --> 00:06:06,521
پس شما اين‌جا هستيد

33
00:06:06,689 --> 00:06:09,949
آماده‌ی رفتن(به ماتریکس) هستیم ؟ -
! خيلي هم دير كرديد -

34
00:06:10,317 --> 00:06:14,746
،این داده‌های زمین گرمایی
آخرین گزارشِ " اوسایرِس "* رو تایید می‌کنن
<font color="#ff8000">«نام ایزد جهان زیرزمینی»</font>
<font color="#ff8000">«و زندگیِ پس از مرگ در اساطیر مصر باستان»</font>

35
00:06:15,698 --> 00:06:17,165
! ماشین‌ها در حال حفاری هستن

36
00:06:18,994 --> 00:06:21,427
دارن مستقیماً از سطح زمین
به طرف " صهیون " حفاری می‌کنن

37
00:06:21,595 --> 00:06:23,999
... مادر به -
با این روش، کل " دفاع محیطیِ " ما رو دور می‌زنن -

38
00:06:24,148 --> 00:06:25,848
با چه سرعتی پیشروی می‌کنن ؟

39
00:06:25,916 --> 00:06:29,394
طبق تخمین واحد کنترل، حدود صد متر در ساعت -
! لعنتی -

40
00:06:29,561 --> 00:06:31,921
تا چه عمقی حفاری کردن ؟ -
تقريباً دو هزار متر -

41
00:06:31,999 --> 00:06:35,633
اسکن‌های هواناو اوسایرس چی رو نشون میدن ؟ -
اون‌ها نمي‌تونن دقيق باشن -

42
00:06:35,801 --> 00:06:36,919
! ممکنه که باشن

43
00:06:36,991 --> 00:06:37,999
! ولي اين امكان نداره

44
00:06:38,386 --> 00:06:40,146
اين يعني الان دویست و پنجاه هزار اختاپوس
! اون بيرون هستن

45
00:06:40,514 --> 00:06:41,900
درسته -
! امكان نداره -

46
00:06:41,992 --> 00:06:43,750
!چرا امکان نداره ؟

47
00:06:43,918 --> 00:06:47,570
یک اختاپوس برای هر زن، مرد و کودکِ صهیون

48
00:06:48,531 --> 00:06:52,492
از نظر من این(نقشه) دقیقاً شبیه به
اندیشه‌ی یک ماشین‌ـه

49
00:06:52,660 --> 00:06:54,828
مورفیوس، خوشحالم که به ما ملحق شدی

50
00:06:55,329 --> 00:06:57,796
*! نــايــوبــي
<font color="#ff8000">«نام یکی از اساطیر یونان باستان که به دلیل بی‌احترامی»</font>
<font color="#ff8000">«به خدایان چهارده فرزندش کشته شدند و به سنگ تبدیل شد»</font>

51
00:06:57,973 --> 00:06:59,951
از همه عذرخواهی می‌کنم

52
00:07:00,273 --> 00:07:01,901
اما همون‌طور که بدون شک
... همه‌ی شما اطلاع دارید

53
00:07:01,999 --> 00:07:04,812
پیدا کردنِ یک درگاه ورودیِ ایمن
مرتباً داره سخت‌تر میشه

54
00:07:04,990 --> 00:07:08,433
اختاپوس‌ها بهترين ورودی‌های ما رو گرفتن -
مثل مور و ملخ ریختن توی ورودی‌های اصلی -

55
00:07:08,500 --> 00:07:12,295
و اگر حق با نایوبی باشه، طی هفتاد و دو ساعت آینده
تعدادشون از دویست و پنجاه هزارتا هم بیشتر میشه

56
00:07:12,463 --> 00:07:13,588
برای حل این مشکل باید چکار کنیم ؟

57
00:07:13,756 --> 00:07:15,849
ما کاری رو می‌کنیم که فرمانده " لاک " دستور داده

58
00:07:16,183 --> 00:07:18,768
از این‌جا خارج میشیم و به صهیون برمی‌گردیم

59
00:07:18,936 --> 00:07:24,065
و آيا فرمانده نقشه‌اي براي متوقف کردن
دویست و پنجاه هزار اختاپوس داره ؟

60
00:07:24,233 --> 00:07:26,901
یک راهبردِ (دفاعی) در حال برنامه ریزی‌ـه

61
00:07:27,069 --> 00:07:28,736
! مطمئنم که همين طوره

62
00:07:32,069 --> 00:07:39,936
<font color="#ff8000">«*Is 5416 :نوشته‌ی روی پلاک خودرو»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به این قسمت از کتاب "اشعیا" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«به گوش باشید،من،اسمیت[آهنگر] را آفریده‌ام که در»</font>
<font color="#ff8000">«،آتش بِدَمَد و سلاحی برای رسیدن به اهدافش بسازد»</font>
<font color="#ff8000">«من آن اسمیتِ ویرانگر را برای نابودی خلق کرده‌ام»</font>

63
00:07:43,752 --> 00:07:45,753
به نظرت ما بايد چکار کنيم، مورفيوس ؟

64
00:07:45,963 --> 00:07:48,089
... بايد طبق دستور عمل کنيم -
چي شده ؟ -

65
00:07:48,257 --> 00:07:49,299
! نمي‌دونم

66
00:07:49,467 --> 00:07:52,260
اگرچه باید از یکی از شما درخواستِ کمک کنم

67
00:07:52,428 --> 00:07:57,141
،عده‌ای از شما به چیزی که من باور دارم
باور دارید و عده‌ای باور ندارید

68
00:07:57,309 --> 00:08:00,852
اما اون‌هایی که باور دارن می‌دونن که ما داریم
به پایان این رویارویی نزدیک میشیم

69
00:08:01,020 --> 00:08:03,273
پيشگويي به زودي محقق ميشه

70
00:08:03,320 --> 00:08:05,273
... اما پيش از اون

71
00:08:05,441 --> 00:08:08,776
بايد با " اوراکل " مشورت کنيم

72
00:08:12,069 --> 00:08:16,436
<font color="#ff8000">«نوشته‌ی روی دیوار: موزایا 2519»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به قسمتی از یکی از کتب مقدس مورمون‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«و او به کسانی که از بند رها شده بودند توصیه کرد که»</font>
<font color="#ff8000">«باید به یاد داشته باشند که خداوند آنها را رهانیده است»</font>

73
00:08:16,702 --> 00:08:18,953
اگه ما همين الان برگرديم و سوخت‌گيري کنيم

74
00:08:19,121 --> 00:08:22,974
،مي‌تونيم تا سی و شش ساعت ديگه برگرديم
درست قبل از اينکه ماشين‌ها به اين عمق برسند
[و درگاه ورودی رو از بین ببرن]

75
00:08:23,083 --> 00:08:24,918
متوجه هستی که داري چه درخواستي مي‌کني ؟

76
00:08:25,085 --> 00:08:27,921
دارم درخواست می‌کنم که یک ناو
در این محل باقی بمونه

77
00:08:28,088 --> 00:08:30,798
تا اگر اوراکل تلاش کرد با ما تماس بگیره
اطلاع پیدا کنیم

78
00:08:30,966 --> 00:08:34,093
! چرت و پرت میگی
تو از ما می‌خوای که از دستور مستقیم فرمانده سرپیچی کنیم ؟

79
00:08:34,261 --> 00:08:38,806
درسته همین رو می‌خوام، اما همه می‌دونیم
... که حضورِ بیشترِ ما در این مکان

80
00:08:38,974 --> 00:08:41,601
! به دلیل میل به نافرمانی‌ـه

81
00:08:41,769 --> 00:08:46,272
ولی اگر به محض رسیدنت به صهیون
فرمانده فرستادت زندان، چی میشه ؟

82
00:08:46,440 --> 00:08:47,649
اين کار رو نمي‌کنه

83
00:08:48,776 --> 00:08:51,986
لعنتی، مورفیوس تو هیچ‌وقت عوض نميشي

84
00:08:52,696 --> 00:08:55,448
لعنت بهش، من می‌مونم فقط به این خاطر
! که ببینم زندان چه بلایی سرت میاره

85
00:08:55,616 --> 00:08:57,158
سی و شش ساعتی که می‌خواستی در اختیارت‌ـه

86
00:08:59,954 --> 00:09:01,788
من دنبال " نئو " مي‌گردم

87
00:09:01,956 --> 00:09:05,333
تا حالا اسمش رو نشنيدم -
يه چيزي براش آوردم -

88
00:09:06,544 --> 00:09:08,753
! يک هديه

89
00:09:08,963 --> 00:09:11,839
چون اون من رو آزاد کرد

90
00:09:14,134 --> 00:09:16,511
! باشه، حالا بزن به چاک

91
00:09:17,054 --> 00:09:18,096
اون کی بود ؟

92
00:09:18,264 --> 00:09:20,098
!از کجا فهميدي کسي اين‌جا بوده ؟

93
00:09:20,266 --> 00:09:21,724
اين رو براي شما آورد

94
00:09:27,481 --> 00:09:28,898
! گفت که شما آزادش کرديد

95
00:09:30,859 --> 00:09:33,194
همه چي رو به راهه، قربان ؟

96
00:09:33,821 --> 00:09:36,197
جلسه تمام شده
برگرديد به خروجي‌هاتون

97
00:09:36,365 --> 00:09:38,575
مأمورها دارن ميان -
مأمورها ؟ -

98
00:09:39,034 --> 00:09:40,410
! بريد

99
00:09:50,212 --> 00:09:51,296
! چطوريد رفقا

100
00:09:51,463 --> 00:09:52,689
! خودشه -
" همون ناهنجاري " -

101
00:09:52,756 --> 00:09:54,007
ادامه بديم ؟ -
بله -

102
00:09:54,174 --> 00:09:56,676
... اون هنوز هم -
فقط يک انسان‌ـه ... -

103
00:10:02,850 --> 00:10:05,101
! ارتقا پیدا کردید

104
00:11:00,032 --> 00:11:02,575
همون‌طور که انتظار داشتیم پیش رفت -
بله -

105
00:11:02,743 --> 00:11:05,411
دقیقاً مثل بارِ قبل شد

106
00:11:05,579 --> 00:11:08,247
! خوب، نه دقيقاً

107
00:11:11,960 --> 00:11:14,087
اون‌جا چه اتفاقي افتاد ؟ -
نمي‌تونم بفهمم -

108
00:11:14,254 --> 00:11:15,922
! مامورها یهویی از ناکجا آباد پیداشون شد

109
00:11:16,090 --> 00:11:19,092
بعدش کدهاشون عجیب و غریب شد
یه نوع رمزگذاری بود که تا حالا ندیده بودم

110
00:11:19,259 --> 00:11:22,178
نئو حالش خوبه ؟ -
! خوبه؟ لعنتی، بايد مي‌ديدينش -

111
00:11:22,346 --> 00:11:23,763
الان کجاست ؟

112
00:11:25,224 --> 00:11:26,974
! داره کارای " سوپرمنی " مي‌کنه

113
00:12:16,942 --> 00:12:18,401
کجايي ؟

114
00:12:23,073 --> 00:12:26,659
،نَبوکادنزار در حال نزدیک شدن است
درخواست ورود از دروازه‌ی سه را داريم

115
00:12:30,706 --> 00:12:35,168
نبوكادنزار، برج مراقبت صهیون صحبت مي‌كنه
سرعت حالِ حاضرتان را حفظ کنید و آماده باشيد

116
00:12:35,335 --> 00:12:36,836
دريافت شد، برج مراقبت

117
00:12:37,004 --> 00:12:40,506
اين‌جا برج مراقبت صهیون است، سيستم‌هاي
دفاعي دروازه شماره سه را فوراً خاموش كنيد

118
00:12:41,300 --> 00:12:44,510
نبوکادنزار در حال نزدیک شدن است
اجازه باز شدن دروازه را صادر کنید

119
00:12:50,100 --> 00:12:53,019
نبوكادنزار، اجازه ورود از دروازه شماره سه
و فرود در محلِ شماره هفت را دارید

120
00:12:53,187 --> 00:12:54,896
دريافت شد، برج مراقبت

121
00:13:02,029 --> 00:13:05,114
دروازه باز شد، محل فرود آماده است
به خانه خوش آمديد

122
00:13:05,866 --> 00:13:08,034
! هيچ‌جا مثل این‌جا نميشه

123
00:13:22,216 --> 00:13:25,927
برج مراقبت دریافت شد
برج مراقبت برای بستن دروازه‌ی سه آماده باشید

124
00:14:15,435 --> 00:14:17,854
نبوكادنزار در محل شماره هفت فرود آمد

125
00:14:18,021 --> 00:14:19,188
مفهوم شد

126
00:14:29,157 --> 00:14:30,949
*" كاپيتان " ميفونه
<font color="#ff8000">«نام بازیگر مشهور و فقید ژاپنی»</font>
<font color="#ff8000">«که شباهت زیادی با این بازیگر دارد»</font>

127
00:14:31,535 --> 00:14:32,702
! كاپيتان مورفیوس

128
00:14:32,870 --> 00:14:35,705
اومدید که من رو به بازداشتگاه
راهنمایی کنید کاپیتان ؟

129
00:14:35,873 --> 00:14:38,499
من فقط براي برقراري آرامش اومدم -
... فرمانده لاك دستور دادن -

130
00:14:40,544 --> 00:14:43,913
درخواست کردن يك مشاوره فوري
با شما داشته باشن، قربان

131
00:14:44,631 --> 00:14:46,465
لينك ؟ -
قربان -

132
00:14:46,633 --> 00:14:49,218
مي‌خوام هواناو هرچه زودتر آماده‌ی حركت بشه

133
00:14:49,386 --> 00:14:50,928
چشم قربان

134
00:14:58,103 --> 00:15:00,991
اين دو نفر چه مشكلي با هم دارن ؟ -
مورفيوس و لاک ؟ -

135
00:15:01,648 --> 00:15:03,896
نايوبي -
كاپيتان نايوبي ؟ -

136
00:15:03,984 --> 00:15:07,194
قبلاً دوست دختر مورفيوس بود، حالا با لاک‌ـه

137
00:15:08,447 --> 00:15:10,031
چه اتفاقی افتاد ؟

138
00:15:10,240 --> 00:15:13,659
مورفيوس پيش اوراكل رفت
و بعد از اون همه چيز تغییر کرد

139
00:15:13,827 --> 00:15:16,495
! آره، اون زن می‌تونه از این کارا بکنه

140
00:15:16,663 --> 00:15:17,830
! نئو

141
00:15:18,832 --> 00:15:21,709
! اوه نه -
!اون هميشه از كجا مي‌فهمه که ما اومديم ؟ -

142
00:15:21,877 --> 00:15:23,836
شاید كار بهتري نداره بكنه

143
00:15:24,004 --> 00:15:26,794
مي‌دوني اون‌ها درباره‌ی كسي كه
جونش رو نجات دادي چي ميگن ؟

144
00:15:26,882 --> 00:15:28,674
من جونش رو نجات ندادم

145
00:15:30,844 --> 00:15:32,219
! چطوري نئو

146
00:15:33,388 --> 00:15:36,015
! ترينيتي، لينك -
سلام -

147
00:15:36,183 --> 00:15:39,852
خیلی خوبه كه شما برگشتيد -
ممنون، برگشتن به این‌جا خیلی خوبه -

148
00:15:40,020 --> 00:15:42,772
مي‌تونم اون رو برات بيارم نئو ؟ -
نه، خودم مي‌تونم كيفم رو بيارم -

149
00:15:42,940 --> 00:15:44,607
تو چی ترينيتي ؟ -
خودم می‌برمش -

150
00:15:45,567 --> 00:15:48,444
مي‌توني اين‌ها رو بياري -
آره، حتما لينك -

151
00:15:53,367 --> 00:15:57,870
مي‌دونيد، من سال ديگه به سِني ميرسم
كه مي‌تونم به خدمه‌ی هواناو ملحق بشم

152
00:15:58,038 --> 00:16:00,790
خيلي درباره‌اش فكر كردم و بالاخره تصميم‌ گرفتم

153
00:16:00,958 --> 00:16:02,416
بذار حدس بزنم

154
00:16:02,918 --> 00:16:04,877
من مي‌خوام به نبوكادنزار ملحق بشم

155
00:16:05,879 --> 00:16:09,423
می‌دونم که مورفيوس هنوز هيچ كدوم از پُست‌هاي
خالي رو پر نكرده البته غير از تو، لينك

156
00:16:09,591 --> 00:16:10,999
... مطمئنم كه اون دلايل خودش رو داره

157
00:16:11,134 --> 00:16:14,470
،ولي هرچي بيشتر در موردش فكر مي‌كنم
مي‌بينم كه بايد همین‌طوری باشه

158
00:16:14,638 --> 00:16:16,180
! مي‌دونيد، اين سرنوشت‌ـه

159
00:16:16,348 --> 00:16:17,890
چون دليل اين‌جا بودن من تو هستی نئو

160
00:16:18,058 --> 00:16:20,601
،بهت كه گفتم بچه
! تو من رو پيدا كردي نه من تو رو

161
00:16:20,769 --> 00:16:23,312
،مي‌دونم ولي تو من رو بيرون آوردی
جونم رو نجات دادی

162
00:16:24,439 --> 00:16:26,065
تو خودت جونت رو نجات دادی

163
00:16:42,374 --> 00:16:45,668
مورفيوس -
فرمانده لاك -

164
00:16:45,919 --> 00:16:50,423
من با بقیه‌ی كاپيتان‌ها صحبت كردم و مي‌خوام
اين فرصت رو بهت بدم كه عملکردت رو توضيح بدي

165
00:16:50,590 --> 00:16:53,467
اطلاع نداشتم که عملکرد من نیاز به توضیح داره

166
00:16:53,635 --> 00:16:55,998
به شما دستور مستقیم داده شده بود
که به صهیون برگردید

167
00:16:56,096 --> 00:16:58,931
! من هم برگشتم -
اما شما خواستيد كه يك هواناو اون‌جا باقی بمونه -

168
00:16:59,099 --> 00:17:01,767
اگر می‌تونستم خودم می‌موندم
اما هواناو من نیاز به سوختگیری داشت

169
00:17:01,935 --> 00:17:04,645
پس آشکارا دارید به تخلف
! از وظایف‌تون اعتراف می‌کنید

170
00:17:04,813 --> 00:17:08,232
فرمانده ما باید در انتظار تماس اوراکل
در ماتریکس باقی می‌مونیدم

171
00:17:08,400 --> 00:17:10,359
! نمي‌خوام از اين مزخرفات بشنوم

172
00:17:10,527 --> 00:17:13,195
اوراكل و پيشگويي و مسیح موعود برام اهمیتی ندارن

173
00:17:13,363 --> 00:17:16,782
فقط یک چیز برام اهمیت داره، جلوی اون ارتشی
که می‌خوان این شهر رو نابود کنن بگیرم

174
00:17:16,950 --> 00:17:19,785
و براي اين كار به سربازاني نياز دارم
که مطیع دستوراتم باشن

175
00:17:19,953 --> 00:17:24,540
،با کمال احترام فرمانده
فقط یک راه برای نجات این شهر وجود داره

176
00:17:24,708 --> 00:17:26,125
چه راهی ؟

177
00:17:26,293 --> 00:17:29,086
! نئو -
! لعنت به تو مورفيوس -

178
00:17:29,254 --> 00:17:31,981
همه به چیزی که تو باور داری، اعتقاد ندارن

179
00:17:32,049 --> 00:17:34,333
! باورِ من نيازي به اعتقادِ اون‌ها نداره

180
00:17:42,309 --> 00:17:46,328
،امشب يه گردهمايي داريم
مردم دارن یه چیزایی میگن، خيلي‌ها ترسيدن

181
00:17:46,396 --> 00:17:49,248
هیچ‌کس به خاطر نداره که آخرین بار کِی بود
که این همه ناو توی فرودگاه بودن

182
00:17:49,316 --> 00:17:52,276
یه اتفاقی داره می‌افته، مگه نه ؟
یه اتفاق بزرگ

183
00:17:52,444 --> 00:17:55,613
ما اجازه نداریم چیزی بگیم
پس سوالاتت رو تمام کن

184
00:18:00,911 --> 00:18:04,038
لعنتی، توی خونه بودن چه حس خوبی داره

185
00:18:17,052 --> 00:18:20,012
از شورا درخواست می‌کنم
که از خدمت برکنار بشی

186
00:18:20,180 --> 00:18:22,515
قطعاً این حق قانونی شماست فرمانده

187
00:18:22,682 --> 00:18:26,560
،اگر دستِ من بود کاپیتان
تا آخر عمر پات رو توی هیچ ناوی نمیذاشتی

188
00:18:26,728 --> 00:18:29,480
پس خوشحالم كه دست شما نيست

189
00:18:35,946 --> 00:18:38,964
*! مُستشار هامان -
! فرمانده -
<font color="#ff8000">«نام فیلسوف مشهور آلمانی که اعتقاد داشت»</font>
<font color="#ff8000">«ایمان و باور، فراتر از دانش، تعیین کننده اعمال انسان است»</font>

190
00:18:39,032 --> 00:18:41,742
كاپيتان -
جناب مُستشار -

191
00:18:41,910 --> 00:18:45,287
شورا از من خواسته که امشب
در گردهماییِ معبد سخنرانی کنم

192
00:18:45,455 --> 00:18:49,542
در مورد حضور ناوگان و تداوم شایعات
در این زمینه، باید صحبت بشه

193
00:18:49,709 --> 00:18:52,211
باید به مردم گفته بشه
که چه اتفاقاتی داره می‌افته

194
00:18:52,379 --> 00:18:54,088
حتماً مُستشار

195
00:18:54,798 --> 00:19:00,052
اما ممکنه توصیه ‌کنم که سطحی از احتیاط رو
در مورد ذکر برخی جزئیات در نظر بگیرید ؟

196
00:19:00,220 --> 00:19:03,222
ما كه قصد نداریم ترس و وحشت راه بندازيم -
کاملاً درسته -

197
00:19:03,390 --> 00:19:06,475
هیچ‌کس نمی‌خواد که ترس و وحشت راه بی‌افته

198
00:19:06,643 --> 00:19:10,179
شما چطور کاپیتان ؟
توصیه‌ی شما چیه ؟

199
00:19:12,399 --> 00:19:13,753
! گفتن حقيقت

200
00:19:13,899 --> 00:19:17,153
هیچ‌کس وحشت نمی‌کنه
چون چیزی براي ترسيدن وجود نداره

201
00:19:17,320 --> 00:19:19,946
اون ارتش هرگز به
دروازه‌هاي صهیون نخواهد رسيد

202
00:19:20,240 --> 00:19:22,000
چي باعث شده كه اين‌قدر مطمئن باشيد ؟

203
00:19:22,140 --> 00:19:23,826
اتفاقاتی که افتاده رو
در نظر بگیرید جناب مُستشار

204
00:19:23,994 --> 00:19:25,870
شش ماه گذشته رو در نظر بگیرید

205
00:19:26,037 --> 00:19:28,180
به اندازه‌ی بیش از شش سال
! تونستیم ذهن آزاد کنیم

206
00:19:28,348 --> 00:19:31,350
اين حمله واكنشي از روي ناچاری و ناامیدی‌ـه

207
00:19:31,518 --> 00:19:35,854
من باور دارم كه به زودي پيشگويي محقق ميشه
و این جنگ به پايان مي‌رسه

208
00:19:37,132 --> 00:19:39,258
اميدوارم حق با شما باشه، كاپيتان

209
00:19:39,426 --> 00:19:42,136
از نظر من موضوع بر سر امید نیست مستشار

210
00:19:42,304 --> 00:19:44,889
فقط خيلي ساده، بايد زمانش فرا برسه

211
00:19:47,058 --> 00:19:48,517
محل پیاده شدن من

212
00:19:48,685 --> 00:19:50,102
به زودي مي‌بينمتون

213
00:19:50,270 --> 00:19:51,729
! اميدوارم به این زودی‌ها نباشه

214
00:19:51,897 --> 00:19:55,065
بریم بچه، این دو نفر
! یه کارهایی دارن که باید بکنن

215
00:20:04,492 --> 00:20:06,243
تو هم به همون چیزی فکر می‌کنی
که من فکر می‌کنم ؟

216
00:20:06,411 --> 00:20:08,829
اگر تو هم به داری به این فکر می‌کنی که
! این آسانسور لعنتی چقدر داره یواش میره، پس آره

217
00:20:08,997 --> 00:20:12,333
سوخت گيري ناو چقدر طول مي‌كشه ؟ -
بيست و چهار، شايد هم سی ساعت -

218
00:20:12,500 --> 00:20:16,712
بعضی از مردم کل عمرشون رو
! بدون شنیدن خبری به این خوبی سپری می‌کنن

219
00:20:41,154 --> 00:20:45,591
خواهش مي‌كنم نئو، پسری دارم به اسم جیکوب که
توی ناو " گنوسیس "* کار می‌کنه
<font color="#ff8000">«واژه‌ای یونانی به معنی معرفت و دانش، یک جریانِ»</font>
<font color="#ff8000">«فکریِ کهن که بر آگاهی از رازهای الهی تأکید می‌ورزد»</font>

220
00:20:45,659 --> 00:20:49,161
خواهش می‌کنم مراقبش باش -
تلاش خودم رو مي‌كنم -

221
00:20:49,329 --> 00:20:51,913
دختر من توي ناو " ايكاروس "* كار مي‌كنه
<font color="#ff8000">«یکی از اساطیر یونان باستان که به علت نزدیک شدن بیش از»</font>
<font color="#ff8000">«حد به خورشید، با بال‌هایی از جنس موم، به دریا سقوط کرد»</font>

222
00:20:52,207 --> 00:20:53,499
! نه، صبر كن

223
00:20:53,667 --> 00:20:56,168
اشكالي نداره، اون‌ها به تو نياز دارن

224
00:20:56,336 --> 00:20:58,587
من هم به تو نياز دارم -
! مي‌دونم -

225
00:20:59,130 --> 00:21:01,423
! وقت زیاده

226
00:21:06,388 --> 00:21:08,514
کجاست این خوشگ....؟

227
00:21:08,682 --> 00:21:11,016
! سلام -
! دايي لينك -

228
00:21:11,184 --> 00:21:12,810
! خدای من

229
00:21:12,978 --> 00:21:14,937
! دايي لينك

230
00:21:15,105 --> 00:21:18,691
! خدای من، شما چقدر بزرگ شدین

231
00:21:18,858 --> 00:21:21,026
! ديگه شما‌ها بايد من رو بلند كنيد -
! نه -

232
00:21:21,194 --> 00:21:22,736
! آره -
! باشه -

233
00:21:22,904 --> 00:21:24,613
!باشه؟ خيلي‌خوب

234
00:21:24,781 --> 00:21:27,825
باید باهمدیگه تلاش کنید، باشه ؟

235
00:21:27,993 --> 00:21:30,202
! يك، دو، سه، بلند كنيد

236
00:21:30,370 --> 00:21:33,539
! اوه خدای من
به این بچه‌ها چه غذایی میدی ؟

237
00:21:33,707 --> 00:21:36,417
زود باشید بچه‌ها، وقت رفتنه

238
00:21:38,211 --> 00:21:39,545
سلام كَس -
سلام -

239
00:21:40,088 --> 00:21:42,631
خوشحالم كه برگشتي خونه، لينك -
منم خوشحالم که خونه‌ام -

240
00:21:42,799 --> 00:21:44,633
حواست بهش باشه

241
00:21:44,801 --> 00:21:47,594
! نگران من نباش، اون خودش همه چیز رو می‌فهمه

242
00:21:49,431 --> 00:21:51,807
! بيرون، هر دوتون
! راه بی‌افتید

243
00:21:51,975 --> 00:21:54,018
! خداحافظ -
! خداحافظ -

244
00:22:00,400 --> 00:22:01,942
چی رو قراره بفهمم ؟

245
00:22:03,236 --> 00:22:07,323
تمام ناوها، دو یا حتی سه بار
بیشتر از نبوکادنزار به خونه برگشتن

246
00:22:07,490 --> 00:22:11,327
بیخیال زي، فكر مي‌كردم
اين مسئله رو دیگه حل کردیم

247
00:22:11,494 --> 00:22:14,913
وقتي حل ميشه كه توی یک ناو دیگه شروع به کار کنی -
من نمي‌تونم اينكار رو بكنم -

248
00:22:15,081 --> 00:22:16,582
چرا ؟ -
خودت دلیلش رو مي‌دوني -

249
00:22:16,750 --> 00:22:20,518
اگر " دوزر "* می‌دونست الان چه حسی دارم
هیچ وقت ازت نمی‌خواست جایگزینش بشی
<font color="#ff8000">«برادر زی و کسی که در قسمت قبل توسط سایفر کشته شد»</font>

250
00:22:20,628 --> 00:22:23,172
شايد، اما حالا ديگه خيلي دير شده

251
00:22:23,340 --> 00:22:25,966
من قول دادم و به بعضی از قول‌ها نمیشه عمل نکرد

252
00:22:26,134 --> 00:22:28,844
اين منصفانه نيست -
هیچ‌کس نگفته که قراره باشه -

253
00:22:29,012 --> 00:22:32,572
به نظرت، كَس* فكر مي‌كنه منصفانه‌ست
كه من اين‌جا هستم ولي دوزر نيست ؟
<font color="#ff8000">«خواهر لینک و همسر دوزر»</font>

254
00:22:37,896 --> 00:22:41,106
من دو تا برادر‌م رو
توی اون ناو از دست دادم، لينك‌

255
00:22:42,192 --> 00:22:44,401
از اون ناو می‌ترسم

256
00:22:45,987 --> 00:22:48,614
! مي‌ترسم تو رو هم ازم بگيره

257
00:22:49,282 --> 00:22:51,116
اين طور نميشه

258
00:22:51,284 --> 00:22:53,118
چطور می‌تونی اين‌قدر
با اطمینان این رو بهم بگی ؟

259
00:22:53,286 --> 00:22:55,245
به خاطر مورفيوس

260
00:22:55,413 --> 00:23:00,042
به خاطر چيزي كه اون بهم گفت، گفت كه
به آخرش رسیدیم، و به زودي همه چيز تمام ميشه

261
00:23:00,210 --> 00:23:04,421
! لينك، مورفيس ديوانه‌ست -
! بدون شک همین‌طوره -

262
00:23:04,923 --> 00:23:08,133
اما تنک و دوزر بهش باور داشتن
... و بذار يه چيزي رو بهت بگم

263
00:23:08,301 --> 00:23:13,639
وقتی رفتم توی اون ناو و دیدم که
... چه کارهایی از نئو بر میاد، باید بگم

264
00:23:13,807 --> 00:23:15,849
من هم بهش باور پیدا کردم

265
00:23:20,980 --> 00:23:23,399
! مراقب باش لينک

266
00:23:28,738 --> 00:23:31,115
! خواهش مي‌كنم مراقب باش

267
00:23:40,208 --> 00:23:43,627
مراسم رو شروع كردن ؟ -
فقط مستشار هامان نیایش رو آغاز کرده -

268
00:23:43,895 --> 00:23:46,990
امشب، بیایید تا این مردان و زنان را ارج بِنَهیم

269
00:23:47,148 --> 00:23:49,775
اينان سربازان و جنگجويان ما هستند

270
00:23:49,943 --> 00:23:55,931
،اینان همسران ما، برادران و خواهران ما
و فرزندان ما هستند

271
00:23:56,516 --> 00:23:59,643
بیایید یاد و خاطره‌ی کسانی
که از دست داده‌ایم را گرامی بداریم

272
00:23:59,811 --> 00:24:03,021
و از کسانی که جایگزین آنها شدند
... سپاس‌گذاری کنیم

273
00:24:03,189 --> 00:24:06,483
و از همه‌ی کسانی که
این جا در کنار ما ایستاده‌اند

274
00:24:06,693 --> 00:24:10,362
حالا دوست دارم شخص دیگری
این نیایش را به پایان برساند

275
00:24:10,530 --> 00:24:13,740
کسی که برای مدتی طولانی این‌جا صحبت نکرده

276
00:24:13,908 --> 00:24:19,288
اما معتقدم حرف‌هایی برای گفتن دارد
که همه‌ی ما باید بشنویم

277
00:24:20,390 --> 00:24:22,194
! اين شما و اين هم مورفيوس

278
00:24:41,394 --> 00:24:43,164
! صـهـیـون

279
00:24:43,294 --> 00:24:45,564
به من گوش کنید

280
00:24:46,566 --> 00:24:49,693
چیزی که بسیاری از شما شنیدید حقیقت دارد

281
00:24:49,861 --> 00:24:53,864
ماشين‌ها ارتشي فراهم کرده‌اند
... و الان كه من با شما صحبت مي‌كنم

282
00:24:54,032 --> 00:24:57,951
اون ارتش داره به خانه‌ی ما
نزدیک و نزدیک‌تر میشه

283
00:24:59,412 --> 00:25:04,082
حرفم رو باور کنید وقتی که میگم
دوران سختی رو در پیش داریم

284
00:25:04,751 --> 00:25:07,523
اما اگر قراره خودمون رو برای
رویارویی با اون ارتش آماده کنیم

285
00:25:07,551 --> 00:25:10,923
باید ابتدا ترسی که ازش داریم رو دور بریزیم

286
00:25:11,424 --> 00:25:16,345
من حقیقتاً این‌جا بدون ترس در مقابل شما ایستادم

287
00:25:16,930 --> 00:25:18,680
چرا ؟

288
00:25:19,098 --> 00:25:21,934
چون من به چيزي باور دارم كه شما نداريد ؟

289
00:25:22,101 --> 00:25:23,936
! نه

290
00:25:24,229 --> 00:25:29,191
من بدون ترس این جا ایستادم
... چرا که به یاد میارم

291
00:25:29,359 --> 00:25:33,278
به یاد میارم که این جا بودنم
... به خاطر مسیری که در پیش رو دارم نیست

292
00:25:33,446 --> 00:25:36,782
بلکه به خاطر مسیری است که پشت سر گذاشتم

293
00:25:36,950 --> 00:25:41,620
به یاد میارم که ما صد سال
با این ماشین‌ها جنگیدیم

294
00:25:41,788 --> 00:25:46,542
به یاد میارم صد ساله که اون‌ها دارن
ارتش‌هاشون رو می‌فرستن تا ما رو نابود کنن

295
00:25:46,709 --> 00:25:52,798
،و پس از یک قرن نبرد
... به یاد میارم که چه چیزی از همه مهمتره

296
00:25:53,675 --> 00:25:56,677
! اينكه ما هنوز اين‌جا هستيم

297
00:26:03,393 --> 00:26:05,477
... امشب

298
00:26:05,645 --> 00:26:09,022
بياييد پيامي براي آن ارتش بفرستيم

299
00:26:09,190 --> 00:26:12,234
بياييد امشب اين غار را به لرزه دربياوريم

300
00:26:12,402 --> 00:26:19,575
امشب، بیایید این تالارهای درون زمین
و این فلز و سنگ‌ها را به لرزه در بیاوریم

301
00:26:19,742 --> 00:26:24,997
بگذارید صدای فریاد ما از هسته‌ی سرخ زمین
به آسمان سیاه و تاریک برسد

302
00:26:25,164 --> 00:26:29,710
امشب، بیایید به یادشان بیاوریم

303
00:26:29,877 --> 00:26:34,840
که این‌جا صهیون‌ است
! و ما از هیچ چیز نمی‌ترسیم

304
00:26:58,197 --> 00:27:00,198
... به یاد میارم

305
00:27:01,034 --> 00:27:03,452
! به یاد میارم که قبلاً می‌رقصیدی

306
00:27:05,079 --> 00:27:08,373
! و به یاد میارم که توی این کار خیلی خوب بودی

307
00:27:09,125 --> 00:27:12,377
... چيز‌هايي در اين جهان هست، كاپيتان نايوبي

308
00:27:13,171 --> 00:27:15,964
که هرگز تغییر نمی‌کنن

309
00:27:17,258 --> 00:27:19,176
! نايوبي

310
00:27:23,890 --> 00:27:25,641
بعضي چيز‌ها هم هستن که تغییر می‌کنن

311
00:27:44,911 --> 00:27:46,745
! عذر می‌خوام

312
00:27:58,591 --> 00:28:02,094
دلم برات تنگ شده بود -
! متوجه شدم -

313
00:28:02,553 --> 00:28:06,264
... داشتم فكر مي‌كردم، الان که همه اين‌جا هستن

314
00:28:06,808 --> 00:28:09,101
! بیا دنبالم

315
00:31:30,094 --> 00:31:33,680
نئو، چي شده ؟

316
00:31:33,973 --> 00:31:36,224
چه مشکلی هست ؟

317
00:31:37,810 --> 00:31:40,145
مشکلی نیست می‌تونی به من بگی

318
00:31:40,521 --> 00:31:43,023
... ترينيتي

319
00:31:43,190 --> 00:31:45,984
از چیزی نترس

320
00:31:46,152 --> 00:31:48,486
نمی‌تونم از دستت بدم

321
00:31:48,654 --> 00:31:50,530
قرار نيست من رو از دست بدي

322
00:31:54,660 --> 00:31:57,537
این رو احساس می‌کنی ؟

323
00:31:57,705 --> 00:31:59,897
من هيچ‌وقت تو رو تنها نميذارم

324
00:32:36,702 --> 00:32:39,371
! شب خوش صهیون

325
00:32:39,538 --> 00:32:42,207
! خواب‌هاي خوش ببيني

326
00:32:52,385 --> 00:32:54,052
تو خوبي ؟ -
از عهده‌اش بر ميام -

327
00:32:54,220 --> 00:32:56,846
اون مامور رو ديدي ؟
! تا حالا چيزي مثل این نديده بودم

328
00:32:57,014 --> 00:32:59,099
حالا دیگه مهم نیست
تنها چیزی که مهمه این‌ـه

329
00:32:59,266 --> 00:33:01,559
اول تو برو

330
00:33:12,446 --> 00:33:15,323
! اوه خدايا -
! اسميت بگی کافیه -

331
00:33:27,253 --> 00:33:30,547
ممنون -
باعث افتخاره -

332
00:34:20,514 --> 00:34:23,808
دنبال هم صحبت نمی‌گردی ؟ -
! مُستشار هامان -

333
00:34:24,685 --> 00:34:27,520
اگر ترجیح میدی تنها باشی
دوست ندارم مزاحمت بشم

334
00:34:27,980 --> 00:34:31,524
نه، یکم همراهی شاید به دردم بخوره -
خوبه -

335
00:34:31,984 --> 00:34:34,360
! براي منم همين‌طور

336
00:34:37,490 --> 00:34:39,991
شب خوبی‌ـه

337
00:34:40,493 --> 00:34:42,911
خيلي آروم‌ـه

338
00:34:43,079 --> 00:34:45,830
به نظر می‌رسه که همه با آرامش کامل خوابیدن

339
00:34:46,207 --> 00:34:48,666
! همه نه

340
00:34:48,959 --> 00:34:53,671
،از خوابيدن متنفرم
هيچ‌وقت بيشتر از چند ساعت نمي‌خوابم

341
00:34:53,839 --> 00:34:57,884
،وقتي مي‌بينم یازده سال اول عمرم رو خواب بودم
دلم مي‌خواد الان[با بیدار موندن] جبرانش كنم

342
00:34:58,344 --> 00:35:00,056
تو چطور ؟

343
00:35:00,344 --> 00:35:03,556
من هيچ‌وقت نتونستم زياد بخوابم

344
00:35:04,517 --> 00:35:06,385
اين نشانه‌ی خوبي‌ـه

345
00:35:06,597 --> 00:35:07,685
از چي ؟

346
00:35:07,853 --> 00:35:11,022
! از اين كه در حقیقت تو هنوز یک انسان هستي

347
00:35:14,610 --> 00:35:18,530
تا حالا به قسمت مهندسی رفتی ؟

348
00:35:18,697 --> 00:35:21,741
عاشق اینم که شب‌ها اون‌جا راه برم
واقعا حیرت انگیزه

349
00:35:21,909 --> 00:35:24,452
دوست داری اون‌جا رو ببيني ؟ -
حتماً -

350
00:35:35,131 --> 00:35:39,592
،تقريباً هيچ‌كس اين پايين نمياد
البته مگر اینکه مشکلی پیش اومده باشه

351
00:35:39,760 --> 00:35:44,848
آدم‌ها این طورن، تا وقتی که چیزی درست کار کنه
کسی اهمیت نمیده که چطور و چگونه کار می‌کنه

352
00:35:45,015 --> 00:35:47,308
من اين پايين رو دوست دارم

353
00:35:47,476 --> 00:35:53,273
دوست دارم همیشه به یاد بیارم که این شهر
به خاطر این ماشین‌هاست که توانسته دوام بیاره

354
00:35:53,440 --> 00:35:58,570
،اين ماشين‌ها ما رو زنده نگه مي‌دارن
! درحالي كه ماشين‌هاي ديگه مي‌خوان ما رو بُكشن

355
00:35:58,988 --> 00:36:03,825
جالبه، نه ؟
... نيرويي براي زندگي دادن

356
00:36:03,993 --> 00:36:05,403
! و نیرویی برای پایان دادن به زندگی

357
00:36:05,693 --> 00:36:07,203
ما هم همين نيرو رو داريم

358
00:36:07,371 --> 00:36:10,081
... آره، به نظرم همین‌طوره، ولی

359
00:36:10,249 --> 00:36:13,710
این پایین که میام گاهي به انسان‌هایی كه
هنوز به ماتريكس وصل هستن فكر مي‌كنم

360
00:36:13,878 --> 00:36:16,880
... و وقتي كه به اين ماشين‌ها نگاه مي‌كنم

361
00:36:17,047 --> 00:36:22,135
نمی‌تونم به این فکر نکنم که از جهتی
ما هم به این ماشین‌ها وصل هستیم

362
00:36:22,428 --> 00:36:25,505
،اما این ما هستیم که این ماشین‌ها رو کنترل می‌کنیم
اون‌ها ما رو کنترل نمی‌کنن

363
00:36:25,723 --> 00:36:28,725
البته كه ما رو کنترل نمی‌کنن، چطور مي‌تونن ؟

364
00:36:28,893 --> 00:36:31,436
این ایده کاملاً غیر منطقی‌ـه

365
00:36:31,937 --> 00:36:35,064
... اما ممکنه کسی رو به فکر بندازه که بپرسه

366
00:36:35,232 --> 00:36:36,816
اساساً کنترل چیه ؟

367
00:36:37,067 --> 00:36:40,111
اگر بخواهیم می‌تونیم این ماشین‌ها رو خاموش کنیم

368
00:36:40,487 --> 00:36:44,949
البته، همين‌طوره، همینه که گفتی
كنترل يعني همين، مگه نه ؟

369
00:36:45,576 --> 00:36:48,953
اگر بخواهیم می‌تونیم
همه‌شون رو خرد و ریز ریز کنیم

370
00:36:49,205 --> 00:36:53,333
هرچند اگر این کار رو بکنیم اون وقت باید
... این رو در نظر بگیریم که برای نور

371
00:36:53,500 --> 00:36:56,169
گرما و هوا چه کار باید بکنیم ؟

372
00:36:57,171 --> 00:36:59,599
بنابراین ما به ماشين‌ها نياز داريم
و اون‌ها هم به ما

373
00:36:59,671 --> 00:37:01,299
منظور شما همين بود، مُستشار ؟

374
00:37:01,467 --> 00:37:04,093
نه، منظوري در كار نيست

375
00:37:04,803 --> 00:37:07,590
،آدم‌های پیری مثل من
! زحمت منظور رسوندن رو به خودشون نمیدن

376
00:37:07,703 --> 00:37:08,999
هیچ منظوری توی حرف‌هام نیست

377
00:37:09,683 --> 00:37:13,478
!به همین دلیله كه هيچ جواني توی شورا نیست ؟

378
00:37:13,646 --> 00:37:15,313
! به نكته‌ی خوبي اشاره كردي

379
00:37:16,023 --> 00:37:20,193
چرا بهم نمي‌گيد چي توی ذهن‌تون هست، مُستشار ؟

380
00:37:20,361 --> 00:37:23,613
... چيز‌هاي زيادي در اين دنيا وجود داره

381
00:37:23,781 --> 00:37:26,699
كه من از اون‌ها سر در نميارم

382
00:37:28,494 --> 00:37:33,248
اون ماشين رو مي‌بيني ؟
یه کارایی برای بازیافت منبع آب شهر می‌کنه

383
00:37:33,415 --> 00:37:36,417
من اصلاً نمی‌دونم که چطور کار می‌کنه

384
00:37:36,585 --> 00:37:40,672
اما دليلِ كار كردنش رو متوجه میشم

385
00:37:42,174 --> 00:37:46,678
من اصلاً متوجه نمیشم که تو چطور توانایی
انجام بعضی از کارها رو داری

386
00:37:47,846 --> 00:37:51,015
اما باور دارم كه براي اون هم دلیلی وجود داره

387
00:37:51,892 --> 00:37:57,021
و امیدوارم که اون دلیل رو
! قبل از اینکه خیلی دیر بشه بفهمیم

388
00:38:03,529 --> 00:38:05,196
! بالارد -
نئو اين‌جاست ؟ -

389
00:38:07,616 --> 00:38:10,201
! نئو، این از طرف اوراکل‌ـه

390
00:38:13,163 --> 00:38:14,872
! وقت رفتنه

391
00:38:15,833 --> 00:38:18,293
مورفیوس گفته بود که این اتفاق قراره بی‌افته

392
00:38:18,460 --> 00:38:22,880
نمي‌دونم، شايد پيشگويي درست باشه
! شايد هم نباشه

393
00:38:23,424 --> 00:38:26,592
تنها چیزی که می‌دونم اینه که اون هواناو
الان به کاربر نیاز داره

394
00:38:28,178 --> 00:38:30,054
و در حال حاضر، اون کاربر من هستم

395
00:38:30,681 --> 00:38:32,765
! مي‌دونم

396
00:38:37,730 --> 00:38:39,397
... زي -
مي‌خوام اين رو بندازي گردنت -

397
00:38:39,565 --> 00:38:42,650
مي‌دوني که من به اين چيزها اعتقاد ندارم -
اما من دارم -

398
00:38:42,943 --> 00:38:45,903
اين هميشه برام شانس آورده

399
00:38:46,071 --> 00:38:50,199
! شايد اين بار تو رو برام بياره -
! من برمي‌گردم -

400
00:38:50,367 --> 00:38:54,912
! قول میدم، هر کاری لازم باشه می‌کنم
من برمی‌گردم خونه

401
00:38:55,622 --> 00:38:59,250
،فقط اين رو همراه خودت نگه دار
خواهش مي‌کنم

402
00:38:59,418 --> 00:39:01,502
به خاطر من

403
00:39:03,922 --> 00:39:06,215
باشه

404
00:39:25,694 --> 00:39:27,862
! نئو -
اين ديگه کدوم ...؟ -

405
00:39:28,280 --> 00:39:30,448
*! بِــیــن
<font color="#ff8000">«به معنی مایه‌ی هلاکت»</font>

406
00:39:30,616 --> 00:39:31,949
مشکلي پيش اومده ؟

407
00:39:32,117 --> 00:39:33,826
نه، مشکلی نیست

408
00:39:33,994 --> 00:39:36,788
... فقط می‌خواستم بهتون برسم و بگم

409
00:39:36,955 --> 00:39:38,790
! موفق باشید

410
00:39:40,459 --> 00:39:42,168
! ممنون

411
00:39:42,336 --> 00:39:44,754
! بعداً می‌بینیمت

412
00:39:46,340 --> 00:39:49,425
! نئو
به موقع رسيدم

413
00:39:49,593 --> 00:39:51,928
می‌خواید به دیدن اوراکل برید ؟ -
وقت نداريم -

414
00:39:52,096 --> 00:39:53,721
بايد يه چيزي رو به نئو مي‌دادم

415
00:39:54,431 --> 00:39:57,141
*هديه‌اي از طرف يکي از يتيم‌ها
<font color="#ff8000">«کودکانی که از ماتریکس آزاد شده‌اند یا»</font>
<font color="#ff8000">«در جنگ والدین‌شان را از دست داده‌اند»</font>

416
00:39:57,309 --> 00:40:00,998
مجبورم کرد سوگند بخورم
که قبل از رفتنت این اون رو بهت بدم

417
00:40:01,605 --> 00:40:06,365
! گفت که خودت متوجه میشی
<font color="#ff8000">«در قسمت نخستِ فیلم،نئو در خانه‌ی اوراکل کودکی»</font>
<font color="#ff8000">«را دید که در ردای یک راهب بودایی ضمن خم کردن»</font>
<font color="#ff8000">«یک قاشق در مورد درک درست حقیقت به او تذکر داد»</font>
<font color="#ff8000">«این قاشق و کودک یتیم اشاره به آن صحنه دارد»</font>

418
00:40:06,735 --> 00:40:08,861
ممنون

419
00:40:15,953 --> 00:40:18,871
تازه بهم اطلاع دادن که شما
! اجازه‌ی پرواز نبوکادنزار رو صادر کردید

420
00:40:19,039 --> 00:40:20,998
بله درسته

421
00:40:21,166 --> 00:40:23,126
جناب مستشار آيا من هنوز
مسئول سيستم دفاعي هستم ؟

422
00:40:23,293 --> 00:40:24,585
! البته

423
00:40:25,295 --> 00:40:29,340
به نظر من برای اینکه از این حمله جون سالم
به در ببریم، به تمام ناوهامون احتیاج داریم

424
00:40:29,925 --> 00:40:32,093
متوجه هستم، فرمانده

425
00:40:32,261 --> 00:40:34,846
پس چرا به نبوکادنزار اجازه خروج داديد ؟

426
00:40:35,013 --> 00:40:39,892
چون به عقيده‌ی من، نجاتِ ما به چيزي
بيش از تعداد ناوهامون بستگي داره

427
00:40:42,396 --> 00:40:44,689
! مراقب باش

428
00:41:13,719 --> 00:41:15,928
! سلام

429
00:41:26,231 --> 00:41:29,775
تو دنبال اوراکل می‌گردی -
تو کي هستي ؟ -

430
00:41:32,821 --> 00:41:37,325
من " سِراف "* هستم و مي‌تونم تو رو پيش
اوراکل ببرم، اما اول بايد عذرخواهي کنم
<font color="#ff8000">«نام گروهی از فرشتگان مقرب در یهودیت و مسیحیت»</font>

431
00:41:37,576 --> 00:41:39,285
برای چی عذرخواهی کنی ؟

432
00:41:39,953 --> 00:41:41,746
! براي اين

433
00:42:39,054 --> 00:42:41,305
! خوبه

434
00:42:43,809 --> 00:42:46,978
،اوراکل دشمنان زيادي داره
ابتدا بايد مطمئن مي‌شدم

435
00:42:47,145 --> 00:42:49,355
از چي ؟ -
از اينکه تو همون شخص برگزيده هستي -

436
00:42:49,815 --> 00:42:53,568
مي‌تونستي بپرسي -
... نه، نمي‌توني کسي رو واقعاً بشناسي -

437
00:42:53,735 --> 00:42:55,987
! تا وقتی که باهاش مبارزه کنی

438
00:42:56,530 --> 00:42:59,991
بيا، اون منتظره

439
00:43:15,048 --> 00:43:16,924
کدوم جهنمی رفتن ؟

440
00:43:17,301 --> 00:43:20,011
اين‌ها درهاي پشتي هستن، مگه نه ؟

441
00:43:20,178 --> 00:43:23,097
راه‌های دسترسی برنامه نویس‌ها

442
00:43:24,182 --> 00:43:27,935
چطور کار مي‌کنن ؟ -
یک کد در کلیدها پنهان شده -

443
00:43:28,103 --> 00:43:33,107
يک چرخش، قفل رو بار می‌کنه
و چرخش ديگه يکي از اين درها رو باز می‌کنه

444
00:43:34,860 --> 00:43:37,695
تو برنامه نويسي ؟

445
00:43:37,863 --> 00:43:40,197
پس چي هستي ؟

446
00:43:42,367 --> 00:43:45,870
من از مهم‌ترين چيزها محافظت مي‌کنم

447
00:44:05,390 --> 00:44:08,768
! بيا جلو، نمی‌خوام گازت بگیرم

448
00:44:09,186 --> 00:44:11,979
بيا اين‌جا بذار يک نگاهي بهت بندازم

449
00:44:15,192 --> 00:44:17,568
خدای من، نگاهش كن

450
00:44:17,903 --> 00:44:20,738
خيلي بهتر شدي، مگه نه ؟

451
00:44:20,906 --> 00:44:23,115
حالت چطوره ؟ -
... من -

452
00:44:23,283 --> 00:44:26,869
،می‌دونم که خوابت نمی‌بره
! به اون هم می‌رسیم

453
00:44:27,037 --> 00:44:29,747
چرا این بار نمياي و بشيني ؟

454
00:44:30,457 --> 00:44:32,985
! شايد بهتر باشه بِایستم

455
00:44:33,057 --> 00:44:34,585
! خوب، هر طور راحتي

456
00:44:45,722 --> 00:44:48,265
یهو دلم خواست بشينم -
! مي‌دونم -

457
00:44:49,434 --> 00:44:51,352
... خب

458
00:44:53,438 --> 00:44:55,956
!بهتره که از واضحات بگذریم(و به پرسش‌ها برسیم)

459
00:44:56,349 --> 00:45:00,611
تو انسان نيستي، نه ؟ -
!چیزی واضح‌تر از این هم مگه هست ؟ -

460
00:45:00,979 --> 00:45:06,617
اگه قرار بود حدس بزنم، مي‌گفتم
تو برنامه‌اي هستی که ماشین‌ها ساختن

461
00:45:06,993 --> 00:45:11,205
... اون هم همين‌طور -
تا اين‌جا که خوب پیش رفتی -

462
00:45:11,373 --> 00:45:14,542
،اما اگر اين حقيقت داشته باشه
يعني تو هم بخشي از اين سیستم هستي

463
00:45:14,810 --> 00:45:17,294
! نوع دیگری از کنترل

464
00:45:17,462 --> 00:45:18,766
! ادامه بده

465
00:45:18,862 --> 00:45:21,966
... پس با اين حساب، واضح‌ترین پرسش اینه که

466
00:45:22,334 --> 00:45:26,053
چطور می‌تونم بهت اعتماد کنم ؟ -
! آفرین -

467
00:45:27,197 --> 00:45:30,000
مسئله دشوار همینه و هيچ شکي هم درش نيست

468
00:45:30,050 --> 00:45:34,186
خبر بد اينه که هيچ راهی هم وجود نداره که بفهمي
! چیزهایی که این‌جا هستن بهت کمک می‌کنن یا نه

469
00:45:34,354 --> 00:45:38,198
پس در واقع همه چيز به خودت بستگي داره
... فقط باید با ذهن لعنتی خودت کلنجار بری

470
00:45:38,266 --> 00:45:42,862
که قراره حرف‌های من رو قبول کني يا رد کنی

471
00:45:44,356 --> 00:45:46,323
آب نبات می‌خوای ؟

472
00:45:49,235 --> 00:45:51,300
تو از قبل مي‌دوني که من
اون رو ازت مي‌گيرم يا نه ؟

473
00:45:51,485 --> 00:45:53,456
! اگه نمي‌دونستم که اوراکل نبودم

474
00:45:53,623 --> 00:45:56,834
اما اگه از قبل مي‌دوني، پس من چطور می‌تونم
انجام کاری رو انتخاب کنم ؟

475
00:45:57,002 --> 00:45:59,346
به این خاطر که تو
اين‌جا نيومدي که انتخاب کني

476
00:45:59,602 --> 00:46:01,046
تو پیش از این انتخابت رو کردي

477
00:46:01,214 --> 00:46:05,843
تو این‌جا هستی که بفهمی
چرا این انتخاب رو انجام دادی

478
00:46:11,391 --> 00:46:14,351
! فکر مي‌کردم تا حالا اين رو فهميده باشي

479
00:46:16,104 --> 00:46:18,689
تو چرا اين‌جايي ؟ -
! به همون دلیل که تو این‌جا هستی -

480
00:46:18,940 --> 00:46:21,692
! من عاشق آب نباتم

481
00:46:21,860 --> 00:46:24,695
اما، چرا به ما کمک مي‌کني ؟

482
00:46:24,863 --> 00:46:28,365
ما این‌جا هستیم تا کاري رو انجام بديم
! که براي انجام دادنش این‌جا هستیم

483
00:46:28,909 --> 00:46:31,994
: من به يک چيز علاقه دارم نئو
" آیــنــده "

484
00:46:32,162 --> 00:46:36,373
و باور کن، من مي‌دونم که
تنها راه رسيدن به آينده، با هم بودن‌ـه

485
00:46:37,209 --> 00:46:42,129
برنامه‌هاي ديگه‌اي هم مثل تو وجود دارن ؟ -
... خب، نه مثل من اما -

486
00:46:42,297 --> 00:46:44,965
نگاه کن، اين پرنده‌ها رو مي‌بيني ؟

487
00:46:45,217 --> 00:46:48,594
در یک مقطع برنامه‌ای نوشته شد
تا اون‌ها رو اداره کنه

488
00:46:48,762 --> 00:46:54,600
برنامه‌ای نوشته شد تا مراقب درخت‌ها باشه
و همین‌طور برای طلوع و غروب خورشید

489
00:46:54,851 --> 00:46:57,728
برنامه‌ها همه چیزِ این‌جا رو اداره می‌کنن

490
00:46:57,896 --> 00:47:01,358
‌اون‌هايي كه وظیفه‌شون، یعنی کاری که
براش ساخته شدن رو درست انجام میدن

491
00:47:01,596 --> 00:47:02,658
نامرئی هستن و به چشم نميان

492
00:47:02,726 --> 00:47:06,362
،تو حتی متوجه حضورشون نمیشی
... اما بقیه‌ی اون‌ها

493
00:47:06,530 --> 00:47:10,616
! خب، همیشه چیزهایی در موردشون می‌شنوی

494
00:47:11,201 --> 00:47:14,078
من كه هيچ‌وقت چیزی در موردشون نشنيدم -
! البته كه شنيدي -

495
00:47:14,246 --> 00:47:19,166
هر بار مي‌شنوي که يک نفر ميگه
روح يا فرشته ديده

496
00:47:19,334 --> 00:47:23,921
،يا هر داستاني كه درباره‌ی خون‌آشام‌ها
... گرگینه‌ها یا فضايي‌ها مي‌شنوي

497
00:47:24,089 --> 00:47:26,423
در حقیقت مربوط به کار سیستم میشه
که داره برنامه‌هایی رو حذف می‌کنه

498
00:47:26,591 --> 00:47:31,262
! که کاری رو انجام میدن که قرار نبوده انجام بدن

499
00:47:31,429 --> 00:47:34,431
برنامه‌های کامپیوتری همديگه رو هَک مي‌كنن ؟

500
00:47:34,599 --> 00:47:37,476
چرا ؟ -
... اون‌ها دلايل خودشون رو دارن -

501
00:47:37,644 --> 00:47:41,605
*اما معمولاً یک برنامه، گوشه نشینی رو انتخاب می‌کنه
<font color="#ff8000">«یعنی برنامه‌های هوشمندی که باعث بروز اختلال در سیستم»</font>
<font color="#ff8000">«ماتریکس می‌شوند،انتخاب می‌کنند که به جای حذف شدن»</font>
<font color="#ff8000">«توسط سیستم، به شکل غیر فعال در بیایند تا پاک نشوند»</font>

502
00:47:42,023 --> 00:47:45,943
و چرا يک برنامه بايد حذف بشه ؟ -
شايد خراب شده -

503
00:47:46,111 --> 00:47:50,656
شايد هم برنامه‌ی بهتري نوشته شده
تا جایگزینش بشه، اين اتفاق هميشه مي‌افته

504
00:47:50,824 --> 00:47:55,786
،و وقتی که این اتفاق بی‌افته
یک برنامه می‌تونه انتخاب کنه که این‌جا پنهان بشه

505
00:47:55,954 --> 00:47:58,622
یا برگرده به منبع اصلی

506
00:48:00,292 --> 00:48:02,000
به پردازنده‌ی اصلی ماشین‌ها

507
00:48:02,092 --> 00:48:03,386
! بله

508
00:48:03,753 --> 00:48:06,255
جايي كه تو بايد بري

509
00:48:06,823 --> 00:48:09,034
جايي كه مسیر شخص برگزيده به پايان مي‌رسه

510
00:48:09,523 --> 00:48:10,934
... تو اون رو ديدي

511
00:48:11,993 --> 00:48:14,638
در رويا‌هات ديديش، مگه نه ؟

512
00:48:14,806 --> 00:48:17,641
دَري از جنس نور

513
00:48:19,895 --> 00:48:23,439
وقتي که از در رد ميشي، چه اتفاقي مي‌افته ؟

514
00:48:25,767 --> 00:48:28,569
... من ترينيتي رو مي‌بينم

515
00:48:28,737 --> 00:48:31,906
... و يه اتفاقي مي‌افته

516
00:48:32,073 --> 00:48:33,991
... يه اتفاق بد

517
00:48:34,159 --> 00:48:38,162
اون شروع به افتادن می‌کنه
و من از خواب می‌پرم

518
00:48:39,205 --> 00:48:41,583
مُردنش رو هم می‌بینی ؟

519
00:48:42,335 --> 00:48:43,383
! نه

520
00:48:43,977 --> 00:48:46,921
! تو دارای بصیرت هستی نئو

521
00:48:47,288 --> 00:48:50,190
تو فارغ از زمان، جهان رو نظاره می‌کنی
<font color="#ff8000">«یعنی فارغ از قید زمان و مکان هستی»</font>

522
00:48:50,258 --> 00:48:52,676
پس چرا نمي‌تونم ببينم
كه چه اتفاقي براش مي‌افته ؟

523
00:48:52,844 --> 00:48:56,597
ما هرگز نمی‌تونیم ماورای انتخاب‌ها
و چیزهایی که " درک " نمی‌کنیم رو ببینیم

524
00:48:56,765 --> 00:48:59,934
منظورت اینه كه من مجبورم بينِ مرگ
و زندگي ترينيتي يكي رو انتخاب كنم ؟

525
00:49:00,185 --> 00:49:03,979
! نه، تو قبلاً انتخابت رو كردي

526
00:49:04,147 --> 00:49:06,690
! حالا بايد اون انتخاب رو " درک " کنی

527
00:49:07,317 --> 00:49:08,692
! نه

528
00:49:08,990 --> 00:49:12,112
،من نمي‌تونم اين‌كار رو بكنم
این کار رو نخواهم کرد

529
00:49:12,922 --> 00:49:14,199
! خب، تو مجبوري

530
00:49:14,422 --> 00:49:15,499
چرا ؟

531
00:49:15,784 --> 00:49:18,869
! چون تو " شخص برگزيده "‌ هستی

532
00:49:21,239 --> 00:49:23,541
اگر نتونم چي ؟

533
00:49:24,409 --> 00:49:26,210
اگر شكست بخورم چي ؟

534
00:49:26,995 --> 00:49:29,997
! اون موقع، صهیون سقوط می‌کنه

535
00:49:37,563 --> 00:49:39,342
وقت ما تمام شده

536
00:49:39,563 --> 00:49:42,342
گوش کن نئو، تو می‌تونی صهیون رو نجات بدی

537
00:49:42,410 --> 00:49:45,646
اگر که به منبع اصلی برسی
ولی برای این کار به " کلید ساز " نیاز داری

538
00:49:45,999 --> 00:49:46,999
!كليد ساز ؟

539
00:49:47,123 --> 00:49:50,709
بله، اون مدتي پيش ناپديد شد و تا امروز
نمي‌دونستيم چه اتفاقی براش اومده

540
00:49:50,977 --> 00:49:54,530
اون توسط یک برنامه‌ی
خیلی خطرناک زندانی شده

541
00:49:54,698 --> 00:49:58,242
يكي از قديمي‌ترين‌هاي ما
* " که نامش هست " مروينجين
<font color="#ff8000">«یکی از برنامه‌هایی که گوشه‌نشینی را انتخاب کرده‌اند»</font>

542
00:49:58,610 --> 00:50:01,486
اون نميذاره كه كليدساز به خواست خودش جايي بره -
اون ازش چي مي‌خواد ؟ -

543
00:50:01,654 --> 00:50:06,291
:چيزي كه همه‌ی مردهاي صاحب قدرت مي‌خوان
" قدرت بيشتر "

544
00:50:07,202 --> 00:50:10,404
... دقیقاً در زمان مقرر اون‌جا باش

545
00:50:10,522 --> 00:50:13,090
تا بتونی شانسی داشته باشی

546
00:50:13,883 --> 00:50:16,135
! بايد بريم

547
00:50:16,302 --> 00:50:21,682
ظاهراً هر موقع همدیگه رو می‌بینیم
! من چیزی به جز خبر بد برات ندارم

548
00:50:22,467 --> 00:50:25,144
از این بابت متاسفم، واقعاً متاسفم

549
00:50:25,311 --> 00:50:28,063
ولی این ملاقات‌ها ارزشش رو داره

550
00:50:29,407 --> 00:50:32,776
! تو من رو " باورمَند " کردی

551
00:50:34,270 --> 00:50:36,196
! موفق باشی بچه جون

552
00:50:55,919 --> 00:50:57,570
! آقاي اندرسون

553
00:51:00,338 --> 00:51:02,139
بسته‌ام به دست‌تون رسيد ؟

554
00:51:02,307 --> 00:51:04,475
آره -
خوبه -

555
00:51:05,643 --> 00:51:08,520
اسميت ؟ -
! هر چي كه هست، كد‌هاش مثل يه مامور نيست -

556
00:51:08,688 --> 00:51:12,366
از ديدن من شگفت زده شُدید ؟ -
! نه -

557
00:51:12,859 --> 00:51:15,319
پس خودتون ازش اطلاع دارید -
از چی ؟ -

558
00:51:16,529 --> 00:51:18,530
! از ارتباط بین‌مون

559
00:51:18,698 --> 00:51:21,566
درست نفهميدم که چطور این اتفاق افتاد

560
00:51:21,634 --> 00:51:24,912
شاید بخشی از وجود شما به من منتقل شد

561
00:51:25,080 --> 00:51:27,748
شاید چیزی [در من] بازنویسی یا کپی شد

562
00:51:27,916 --> 00:51:30,626
اما در این مقطع دیگه مهم نیست
... چیزی که الان مهم هست اینه که

563
00:51:30,794 --> 00:51:33,879
هر اتفاقي كه افتاده، به یک دلیلی بوده

564
00:51:34,047 --> 00:51:35,714
و اون دليل چيه ؟

565
00:51:36,274 --> 00:51:40,135
من شما رو كُشتم آقاي اندرسون
من دیدم که شما مُردید

566
00:51:40,403 --> 00:51:43,555
و باید اضافه کنم که
[با رضایت و لذتی خاص [شما رو کشتم

567
00:51:43,823 --> 00:51:47,226
،و بعد اتفاقي افتاد
اتفاقي كه مي‌دونستم ناممكن هست

568
00:51:47,493 --> 00:51:49,228
اما به هر حال، اتفاق افتاد

569
00:51:49,999 --> 00:51:53,107
! شما من رو از بین بردید، آقاي اندرسون

570
00:51:55,210 --> 00:51:59,696
بعد از اون، من قوانين رو ياد گرفتم
... فهمیدم که چکار باید می‌کردم

571
00:51:59,864 --> 00:52:02,866
! که نکردم

572
00:52:03,284 --> 00:52:07,504
نتونستم انجامش بدم، من مجبور بودم زنده بمونم

573
00:52:07,764 --> 00:52:11,208
من مجبور شدم که از قوانین سرپیچی کنم

574
00:52:11,793 --> 00:52:15,546
و حالا به خاطر شماست
که اين‌جا ايستادم آقاي اندرسون

575
00:52:15,713 --> 00:52:19,675
به خاطر شما، من ديگه مامورِ اين سيستم نيستم

576
00:52:19,943 --> 00:52:23,053
به خاطر شما من تغيير كردم
من از سیستم رها شدم

577
00:52:23,221 --> 00:52:28,058
،به اصطلاح یک موجود جدید شدم
مثل شما ظاهراً آزاد شدم

578
00:52:28,493 --> 00:52:29,968
! تبريك ميگم

579
00:52:30,520 --> 00:52:32,855
! ممنون

580
00:52:33,439 --> 00:52:38,068
اما همون‌طور که خودتون خوب می‌دونید
ظواهر می‌تونن فریبنده باشن

581
00:52:38,236 --> 00:52:43,407
و همین مسئله من رو به دلیل حضورمون
در این‌جا برمی‌گردونه

582
00:52:43,575 --> 00:52:46,003
ما اين‌جا نيستيم به این دلیل که " آزاد " هستيم

583
00:52:46,199 --> 00:52:48,553
ما اين‌جا هستيم به این دلیل که " آزاد " نيستيم

584
00:52:48,721 --> 00:52:52,641
هیچ " دلیلی " برای فرار
و هیچ " هدفی " برای انکار وجود نداره

585
00:52:52,809 --> 00:52:58,086
چون هر دوی ما می‌دونیم که
اگر " هدفی " وجود نداشت، ما هم وجود نداشتیم

586
00:52:58,254 --> 00:53:01,091
و " هدف " هست که ما رو به وجود آورده

587
00:53:01,259 --> 00:53:04,261
هدف، ما رو به هم پیوند می‌زنه -
هدف، ما رو به دنبال خودش مي‌كشه -

588
00:53:04,429 --> 00:53:06,363
ما رو راهنمایی مي‌كنه -
ما رو به حركت در میاره -

589
00:53:06,431 --> 00:53:11,143
هدف، ما رو تعريف مي‌كنه -
هدف، ما رو مُقیّد و محدود مي‌كنه -

590
00:53:11,311 --> 00:53:13,770
ما به خاطر شما اين‌جا هستيم، آقاي اندرسون

591
00:53:13,938 --> 00:53:18,317
ما این جا هستیم تا اون چیزی رو از شما بگیریم
! که شما تلاش داشتید از ما بگیرید

592
00:53:20,278 --> 00:53:22,362
" هــدفـــــ "

593
00:53:25,450 --> 00:53:27,326
چه اتفاقی داره براش می‌افته ؟ -
نمي‌دونم -

594
00:53:30,371 --> 00:53:33,957
آره، خودشه، به زودی تمام ميشه

595
00:55:20,815 --> 00:55:23,275
تو ؟ -
! بله، من -

596
00:55:27,447 --> 00:55:30,324
! من، من، من

597
00:55:35,204 --> 00:55:36,872
! من هم همين‌طور

598
00:57:44,625 --> 00:57:45,667
! بيشتر

599
00:58:47,939 --> 00:58:50,774
! اين اجتناب ناپذيره

600
00:58:51,192 --> 00:58:52,609
زود باش، از اون‌جا بزن بیرون

601
00:59:35,820 --> 00:59:38,154
حالت خوبه ؟

602
00:59:39,240 --> 00:59:41,157
اون اسميت بود -
آره -

603
00:59:42,034 --> 00:59:44,661
حالا بيشتر از يك اسميت هست ؟ -
! خيلي بيشتر -

604
00:59:44,829 --> 00:59:48,623
این چطور ممكنه ؟ -
نمي‌دونم -

605
00:59:48,791 --> 00:59:51,251
به یک طریقی تونسته
راهی برای تکثیر خودش پیدا کنه

606
00:59:51,419 --> 00:59:55,630
این همون کاری بود که می‌خواست با تو هم بکنه ؟ -
نمي‌دونم مي‌خواست چكار كنه -

607
00:59:55,798 --> 00:59:58,550
ولي مي‌دونم چه حسی داشتم -
چه حسی ؟ -

608
00:59:59,468 --> 01:00:03,179
احساس برگشتن به اون راهرو رو داشتم

609
01:00:03,347 --> 01:00:04,764
! حسی مثل مُردن داشت

610
01:00:05,266 --> 01:00:08,143
ماشين‌ها دارند تونل مي‌زنن تا
به سیستم دفاعی ما برخورد نکنن

611
01:00:08,311 --> 01:00:12,147
اما به نظرم قصد دارن خطوط مشخصی رو قطع کنن
تا بتونن اون‌ها رو کنترل کنن

612
01:00:12,315 --> 01:00:14,858
اين نقاط تقاطع، بسيار حياتي هستن

613
01:00:15,026 --> 01:00:17,819
چون به نظرم اون‌ها در برابر
حمله‌ی متقابل ما آسیب پذیر هستن

614
01:00:17,987 --> 01:00:20,032
... با وجود اینکه گفته شده

615
01:00:20,187 --> 01:00:23,992
این حمله هم مثل حملات دیگه‌ای هست
که ما سال‌ها با اون‌ها مقابله کردیم

616
01:00:24,099 --> 01:00:25,999
اما تاکید دارم که شورا
این حقیقت رو در نظر بگیره

617
01:00:26,237 --> 01:00:29,372
که این بزرگترین تهدیدی هست
که ما تا حالا با اون روبرو شدیم

618
01:00:29,640 --> 01:00:33,376
و اگر ما بر این اساس با اون مقابله نکنیم
ازش جون سالم به در نمی‌بریم

619
01:00:33,544 --> 01:00:37,547
فرمانده لاک، شورا کاملاً از جدی بودنِ
این حمله اطلاع داره

620
01:00:37,840 --> 01:00:42,385
شما از طرف ما اختیار کامل دارید
تا به هر روش ممکن شهر رو برای دفاع آماده کنید

621
01:00:42,553 --> 01:00:43,821
از شورا تشکر می‌کنم

622
01:00:43,903 --> 01:00:45,221
... با این حال

623
01:00:45,473 --> 01:00:48,808
مي‌خواهيم بدانيم که آیا
خبري از نبوكادنزار دارید ؟

624
01:00:49,060 --> 01:00:51,561
نه جناب مستشار، خبری نیست، هیچ خبری

625
01:00:53,389 --> 01:00:57,350
بنابراین ما درخواست می‌کنیم که یک ناو برای
مشخص شدنِ سرنوشتِ شخصِ برگزیده گُسیل شود

626
01:00:57,518 --> 01:01:01,999
کاش امکانش وجود داشت اما فکر نمی‌کنم سیستم دفاعی
ما تحمل از دست دادن یک ناو دیگه رو داشته باشه

627
01:01:02,238 --> 01:01:04,900
می‌تونه فرمانده، اگر لازم باشه
<font color="#ff8000">«بازیگر این نقش، کرنل وست، فیلسوف آمریکایی می‌باشد»</font>
<font color="#ff8000">«که از آراء فلسفی او در ساخت فیلم ماتریکس استفاده شده»</font>

628
01:01:04,990 --> 01:01:07,485
ممکنه روزها طول بکشه که یک ناو
بتونه نبوکادنزار رو پیدا کنه

629
01:01:07,653 --> 01:01:09,297
! پس دو تا بفرستيد

630
01:01:09,453 --> 01:01:10,497
! اين ديوانگيه

631
01:01:10,665 --> 01:01:13,667
! مراقب حرف زدن‌تون باشيد فرمانده

632
01:01:13,876 --> 01:01:17,212
ناراحتی من رو ببخشید مستشاران

633
01:01:17,380 --> 01:01:21,257
ولی کاش می‌تونستم علتِ تصمیم شورا
در این مورد رو بدونم

634
01:01:21,425 --> 01:01:24,594
*دانستن، لازمه‌ی همکاری کردن نیست
<font color="#ff8000">«برای اجرای دستور نیازی به فهمیدن علتش نیست»</font>

635
01:01:24,762 --> 01:01:27,292
اگر شما از من درخواست می‌کنید که
... به دوتا از کاپیتان‌ها دستور بدم که

636
01:01:27,390 --> 01:01:29,099
نيازی به چنين دستوري نيست

637
01:01:29,266 --> 01:01:32,811
کاپیتان‌ها این‌جا حضور دارن و
می‌تونن از طرف خودشون پاسخ بدن

638
01:01:33,270 --> 01:01:38,525
شورا برای دو داوطلب جهت یافتن
نبوکادنزار اعلام فراخوان می‌کند

639
01:01:38,693 --> 01:01:42,862
آیا دو نفر در میان شما وجود دارند
که به این فراخوان پاسخ مثبت دهند ؟

640
01:01:44,156 --> 01:01:47,095
کاپیتان سورن* از ناو ویجلانت اعلام آمادگی می‌کند
<font color="#ff8000">«اشاره به نام سورن کی‌یِرکِگارد فیلسوف مشهور دانمارکی»</font>
<font color="#ff8000">«که نظراتی پیرامون انتخاب، تعهد و سرسپردگی داشت»</font>

641
01:01:48,119 --> 01:01:51,037
آيا از وضعیت آگاهی دارید، كاپيتان سورن ؟

642
01:01:51,205 --> 01:01:52,565
! بله، خانم

643
01:01:52,705 --> 01:01:53,865
ممنون كاپيتان

644
01:01:55,184 --> 01:01:56,501
كس ديگه‌ای هست ؟

645
01:01:57,294 --> 01:02:01,105
كاپيتان، فكر مي‌كنم ما بايد داوطلب بشيم -
!چي؟ مگه ديوونه شدي؟ -

646
01:02:01,203 --> 01:02:02,009
... گوش كن

647
01:02:02,097 --> 01:02:05,198
دهن گشادت رو ببند، بِین
! قبل از اینکه خودم ببندمش

648
01:02:14,562 --> 01:02:16,312
كس ديگه‌ای نيست ؟

649
01:02:17,064 --> 01:02:18,999
براي هر " مَردي " سخته
كه زندگیش رو به خطر بندازه

650
01:02:19,150 --> 01:02:22,110
! به ویژه اگر که علتش رو هم ندونه

651
01:02:22,570 --> 01:02:26,172
كاپيتان نايوبي از ناو لوگوس* اعلام آمادگی می‌کند
<font color="#ff8000">«واژه‌ای یونانی به معنی عقل،از مهم‌ترین اصطلاحات»</font>
<font color="#ff8000">«رایج در مکاتب فلسفی یونان است که به انسان»</font>
<font color="#ff8000">«قدرت ادراک،منطق و قضاوت درست می‌دهد»</font>

652
01:02:26,240 --> 01:02:28,491
!چي ؟ -
ممنون كاپيتان نایوبی -

653
01:02:28,701 --> 01:02:30,788
فرمانده لاک، دستورات لازم به شما داده شد

654
01:02:30,991 --> 01:02:33,988
بدین وسیله پایان جلسه اعلام می‌شود

655
01:02:38,502 --> 01:02:41,087
نايوبي، چکار داري مي‌كني ؟ -
هر كاري كه بتونم -

656
01:02:41,255 --> 01:02:42,297
چرا ؟

657
01:02:43,591 --> 01:02:46,843
چون بعضی چيز‌ها هرگز تغيير نمي‌كنن، جيسون

658
01:02:47,011 --> 01:02:49,345
! ولي يه چيز‌هايي تغيير مي‌كنن

659
01:03:05,780 --> 01:03:07,197
چي مي‌توني ببيني، نئو ؟

660
01:03:07,364 --> 01:03:09,699
عجيبه، كُد‌ها يه جورايي متفاوت هستن

661
01:03:09,867 --> 01:03:11,551
رمزگذاري شدن ؟ -
شايد -

662
01:03:11,719 --> 01:03:13,578
اين براي ما خوبه يا بد ؟

663
01:03:14,288 --> 01:03:17,415
خب، مثل اینه که همه‌ی طبقات
! بمب‌گذاري شده باشن

664
01:03:18,042 --> 01:03:19,584
! پس براي ما بده

665
01:03:20,002 --> 01:03:21,503
! رسيديم

666
01:03:22,002 --> 01:03:26,803
<font color="#ff8000">«طبقه‌ی شماره 101»</font>
<font color="#ff8000">«اشاره به اتاق شماره 101 در کتاب 1984 نوشته جرج اورول»</font>
<font color="#ff8000">«اتاقی به شدت محافظت شده که توسط طبقه حاکم ساخته شده و»</font>
<font color="#ff8000">«هرکس به آن وارد شود پس از خروج، دیگر مانند سابق نیست»</font>

667
01:03:27,302 --> 01:03:29,303
این‌جا کاری دارید ؟

668
01:03:29,512 --> 01:03:32,630
بله، ما برای صحبت با مروینجین* این‌جا هستیم
<font color="#ff8000">«نام یکی از خاندان‌های پادشاهی فرانسه در قرون وسطا»</font>
<font color="#ff8000">«که طبق عقیده عده‌ای، از نوادگان عیسی مسیح هستند»</font>

669
01:03:32,890 --> 01:03:36,726
حتماً، ايشون منتظر شما هستن

670
01:03:36,894 --> 01:03:37,936
دنبالم بيايد

671
01:03:40,600 --> 01:03:45,600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

672
01:03:58,624 --> 01:04:02,293
! آها... بالاخره پیداش شد

673
01:04:02,503 --> 01:04:05,797
! نئو، شخص برگزیده

674
01:04:05,965 --> 01:04:07,382
درسته ؟

675
01:04:07,650 --> 01:04:09,984
! و همچنین مورفيوس افسانه‌اي

676
01:04:10,719 --> 01:04:14,698
... و البته ترينيتي
[!ترجمه فرانسوی: آنقدر زیبا که باعث می‌شود رنج بکشم]

677
01:04:14,819 --> 01:04:17,558
در مورد شما خیلی شنیدم، به من افتخار داديد
لطفا بنشينيد و به ما ملحق بشید

678
01:04:17,666 --> 01:04:20,127
ايشون همسر من " پرسفونه "* هستن
<font color="#ff8000">«در اسطوره‌های یونان او دختر زئوس و دمتر و»</font>
<font color="#ff8000">«ملکه‌ی جهان زیرین و همسر خدای مردگان است»</font>

679
01:04:20,345 --> 01:04:23,439
چیزی می‌خورید یا می‌نوشید ؟

680
01:04:23,832 --> 01:04:26,776
البته این‌جور چیزها رو خودمون ابداع کردیم
مثل بیشتر چیزهای این‌جا

681
01:04:26,999 --> 01:04:29,445
! فقط محض داشتن یک ظاهر زیبا

682
01:04:29,613 --> 01:04:33,074
نه، ممنون چیزی نمی‌خوریم -
بله البته، كي برای اين كار‌ها وقت داره ؟ -

683
01:04:33,242 --> 01:04:38,629
چه کسی وقت داره؟ اما اگر ما وقت‌مون رو
نگذرونیم، پس چطور می‌تونیم وقت داشته باشیم ؟

684
01:04:42,042 --> 01:04:45,420
شاتو هاوت بریون محصول 1959
! یک شراب عالی

685
01:04:45,588 --> 01:04:48,506
من عاشق شراب فرانسوي هستم
مثل عشقی که به زبان فرانسه دارم

686
01:04:48,674 --> 01:04:52,844
من تمام زبان‌ها رو امتحان کردم اما فرانسوی
زبان مورد علاقمه، یک زبان خارق العاده‌ست

687
01:04:53,012 --> 01:04:55,138
! به ویژه برای ناسزا گفتن

688
01:04:59,143 --> 01:05:03,688
دیدید؟ مثل اینه که باسن‌تون رو
! با دستمال ابریشمی پاک کنید، عاشقشم

689
01:05:05,316 --> 01:05:07,066
شما می‌دونید که ما چرا این‌جا هستیم

690
01:05:08,819 --> 01:05:13,698
من تاجر اطلاعات هستم
هر چیزی رو که بتونم [سعی می‌کنم] بدونم

691
01:05:14,116 --> 01:05:19,954
: اما پرسش اصلی اینه که
شما خودتون مي‌دونيد که چرا اين‌جا هستید ؟

692
01:05:20,247 --> 01:05:22,707
ما دنبال " كليد ‌ساز " مي‌گرديم

693
01:05:23,375 --> 01:05:27,879
! اوه بله، درسته
! كليد ‌ساز، البته

694
01:05:28,047 --> 01:05:31,007
اما این یک دلیل نیست، یک علّت نیست

695
01:05:31,175 --> 01:05:34,928
خود کلید ساز، طبیعتِ وجودش یک معنی داره
و اون اینه که هیچ پایانی وجود نداره

696
01:05:35,095 --> 01:05:42,050
بنابراین گشتن به دنبال اون، در واقع
گشتن به دنبال چیز دیگه‌ایه، و اون چیه ؟

697
01:05:42,118 --> 01:05:44,187
! خودت پاسخِ این پرسش رو می‌دونی

698
01:05:44,355 --> 01:05:46,481
اما شما چطور ؟

699
01:05:46,690 --> 01:05:49,025
شما‌ فكر مي‌كنيد كه مي‌دونيد، ولی نمي‌دونيد

700
01:05:49,193 --> 01:05:52,403
شما‌ اين‌جا هستید، چون به اين‌جا فرستاده شُديد

701
01:05:52,571 --> 01:05:55,698
به شما گفته شده که به این‌جا بيايد
و شما‌ هم اطاعت كرديد

702
01:05:56,867 --> 01:05:59,202
البته روالِ همه‌ی چيزها، همين طوریه

703
01:05:59,370 --> 01:06:02,038
... مي‌دونید، تنها يك چيز ثابت وجود داره

704
01:06:02,206 --> 01:06:06,376
یک چیز عالمگیر، تنها حقیقتِ واقعی

705
01:06:06,543 --> 01:06:08,211
*" عِــلّــيَّــت "
<font color="#ff8000">«این اصل یعنی هر معلولی نیازمند علتی است و لازمه»</font>
<font color="#ff8000">«آن این است که هیچ معلولی بدون علت به وجود نمی‌آید»</font>

706
01:06:08,379 --> 01:06:10,672
کنش و واکنش

707
01:06:10,839 --> 01:06:15,051
! علت و معلول -
هر چيزي با " انتخاب " شروع ميشه -

708
01:06:15,219 --> 01:06:16,970
! نه، اشتباهه

709
01:06:17,137 --> 01:06:21,724
قدرتِ انتخاب، توهمی است
بین افرادی که قدرت دارند

710
01:06:21,892 --> 01:06:24,977
*و افرادی که قدرت ندارند
<font color="#ff8000">«یعنی افرادی که قدرتمند نیستند فقط فکر می‌کنند»</font>
<font color="#ff8000">«که قدرت و حق انتخاب دارند ولی صرفاً»</font>
<font color="#ff8000">«مطیعِ انتخاب‌های قدرتمندان هستند»</font>

711
01:06:25,521 --> 01:06:28,690
به اون زن نگاه کنيد

712
01:06:29,400 --> 01:06:33,319
! خدای من، فقط بهش نگاه کنيد

713
01:06:33,570 --> 01:06:36,239
همه رو در اطرافش تحت تاثير قرار داده

714
01:06:36,407 --> 01:06:41,160
خیلی واضح، خیلی بورژوایی* ،خیلی کسل کننده
... اما صبر کنید
<font color="#ff8000">«طبقه متوسط جامعه»</font>

715
01:06:41,412 --> 01:06:45,164
نگاه کنید، می‌بینید که یه دسر براش فرستادم

716
01:06:45,374 --> 01:06:49,585
! يک دسر خيلي ویژه

717
01:06:53,924 --> 01:06:56,384
خودم برنامه‌ی اون دسر رو نوشتم

718
01:06:56,552 --> 01:06:59,762
... خيلي ساده آغاز ميشه

719
01:06:59,930 --> 01:07:04,517
هر خط اين برنامه يک تاثير جدید ايجاد مي‌کنه
... درست مثل یک

720
01:07:05,561 --> 01:07:07,186
! شــعــر

721
01:07:07,354 --> 01:07:08,771
... در آغاز

722
01:07:09,273 --> 01:07:14,694
... گردش ناگهانی خون در رگ‌ها و بعد ایجاد حرارت
قلبش شروع به تپیدن می‌کنه

723
01:07:15,279 --> 01:07:17,905
تو مي‌توني ببينيش نئو، آره ؟

724
01:07:18,532 --> 01:07:21,117
اون زن دلیلش رو درک نمی‌کنه

725
01:07:21,368 --> 01:07:23,786
يعني به خاطر شرابه ؟
! نه

726
01:07:23,954 --> 01:07:26,330
پس چی می‌تونه باشه ؟
دليلش چیه ؟

727
01:07:26,957 --> 01:07:29,292
و به زودی، این دیگه اهمیت نداره

728
01:07:29,460 --> 01:07:32,462
خیلی زود، چرایی و علت از بین میرن

729
01:07:33,422 --> 01:07:38,968
و تنها چیزی که اهمیت پیدا می‌کنه
! فقط همون احساس‌ـه

730
01:07:39,428 --> 01:07:42,513
و این ماهیتِ هستی‌ـه

731
01:07:42,681 --> 01:07:45,224
ما علیه اون مبارزه می‌کنیم
ما می‌جنگیم تا انکارش کنیم

732
01:07:45,392 --> 01:07:47,977
،و البته که این تظاهری بیش نیست
! این یک دروغ‌ـه

733
01:07:48,145 --> 01:07:52,148
... در پسِ ظاهرِ موقر و متوازنِ ما

734
01:07:52,316 --> 01:07:57,612
... این حقیقت پنهان هست که ما به طور کامل

735
01:08:00,491 --> 01:08:04,567
خارج از کنترل "* هستیم "
<font color="#ff8000">«،نام کتابی نوشته‌ی " برژینسکی " استراتژیست آمریکایی»</font>
<font color="#ff8000">«دیالوگ‌های مروینجین بی‌ارتباط با محتوای این کتاب نیست»</font>

736
01:08:08,707 --> 01:08:13,586
،عِلیّت، هیچ راه گریزی هم ازش نیست
ما همیشه برده‌ی اون هستیم

737
01:08:14,004 --> 01:08:19,467
،تنها اميد ما، تنها مايه‌ی آرامش ما
" اینه که درکش کنیم، درک کنیم که " چرا ؟

738
01:08:19,635 --> 01:08:23,054
همين " چرا " هست که ما رو
از اون‌ها متمايز مي‌کنه

739
01:08:23,222 --> 01:08:25,515
! و شما رو از من

740
01:08:25,682 --> 01:08:29,435
چرا " ، تنها منبع واقعي قدرت هست "
بدون اون شما بدون قدرت هستید

741
01:08:29,603 --> 01:08:32,897
این، طوری هست که شما سراغ من اومدید
بدون " چرا "، بدون قدرت

742
01:08:33,065 --> 01:08:35,858
حلقه‌ی ديگری از اين زنجير

743
01:08:36,068 --> 01:08:37,360
! ولی نگران نباشید

744
01:08:37,528 --> 01:08:41,405
از اون‌جا که می‌بینم چقدر خوب
از دستورات پیروی می‌کنید

745
01:08:41,573 --> 01:08:44,200
به شما میگم که قدم بعدی‌تون چیه

746
01:08:44,701 --> 01:08:49,539
برگردید و به اون زن فالگیر این پیام رو برسونید

747
01:08:49,748 --> 01:08:54,001
" زمانش تقریباً به پایان رسیده "

748
01:08:55,045 --> 01:08:58,789
حالا من کارهای مهم‌تری برای انجام دادن، دارم
پس بهتون میگم بدرود و خدانگهدار

749
01:08:58,957 --> 01:09:01,259
کارمون تمام نشده -
! اوه، چرا شده -

750
01:09:01,426 --> 01:09:07,807
کلید ساز مال منه و من هم دلیلی نمی‌بینم
که " چرا " باید اون رو به شما بدم

751
01:09:07,975 --> 01:09:12,019
اصلاً دلیلی نداره -
کجا داري ميري ؟ -

752
01:09:12,187 --> 01:09:16,899
خواهش می‌کنم بانوی عزیزم، من که تازه گفتم
همه‌ی ما قرباني عليّت هستيم

753
01:09:17,067 --> 01:09:20,403
! خیلی مشروب خوردم و حالا بايد برم ادرار کنم

754
01:09:20,904 --> 01:09:22,931
... علّت و معلول

755
01:09:23,104 --> 01:09:24,231
! بدرود

756
01:09:29,079 --> 01:09:32,165
من رو لمس کن، تا دستت
! دیگه هیچ‌وقت نتونه چیزی رو لمس کنه

757
01:09:41,049 --> 01:09:42,550
خیلی خوب پیش نرفت

758
01:09:42,718 --> 01:09:45,094
مطمئني که اوراکل چيز ديگه‌اي نگفت ؟

759
01:09:45,262 --> 01:09:47,388
آره -
شايد یه کاری رو اشتباه انجام دادیم ؟ -

760
01:09:48,056 --> 01:09:49,390
! یا شايد يه کاري رو انجام ندادیم

761
01:09:49,558 --> 01:09:52,810
نه، چیزی که قرار بود اتفاق بی‌افته، اتفاق افتاد
هیچ طور دیگه‌ای هم امکان نداشت اتفاق بی‌افته

762
01:09:52,978 --> 01:09:55,730
از کجا مي‌دوني ؟ -
! چون ما هنوز زنده‌ايم -

763
01:09:59,026 --> 01:10:02,278
اگه کليد ساز رو مي‌خوايد، دنبالم بيايد

764
01:10:09,286 --> 01:10:11,370
! بزن بیرون

765
01:10:13,290 --> 01:10:19,629
دیگه حالم از حرف‌های مزخرفِ خسته کننده
! و تکراریش بهم می‌خوره، عوضی مغرور

766
01:10:20,214 --> 01:10:25,718
خيلي وقت پيش، وقتي براي اولين بار
اومديم اين‌جا شرایط با حالا خیلی فرق داشت

767
01:10:27,471 --> 01:10:31,899
*اون با حالا خیلی فرق داشت
<font color="#ff8000">«طبق اساطیر یونان محل ربودن پرسفونه در سیسیل»</font>
<font color="#ff8000">«در کشور ایتالیا بوده، مونیکا بلوچی بازیگر این نقش»</font>
<font color="#ff8000">«نیز ایتالیایی است و با لهجه ایتالیایی صحبت می‌کند»</font>

768
01:10:31,975 --> 01:10:34,602
اون شبیه تو بود
<font color="#ff8000">«طبق اساطیر یونان محل ربودن پرسفونه در سیسیل»</font>
<font color="#ff8000">«در کشور ایتالیا بوده، مونیکا بلوچی بازیگر این نقش»</font>
<font color="#ff8000">«نیز ایتالیایی است و با لهجه ایتالیایی صحبت می‌کند»</font>

769
01:10:37,314 --> 01:10:41,308
،چيزي رو که مي‌خواي بهت ميدم
اما تو هم بايد به من يه چيزي بدي

770
01:10:41,860 --> 01:10:43,103
چي ؟

771
01:10:43,260 --> 01:10:44,353
! يک بوسه

772
01:10:44,629 --> 01:10:45,655
!ببخشيد ؟

773
01:10:47,157 --> 01:10:52,877
*می‌خوام همون‌طور که اون رو می‌بوسی، من رو هم ببوسی
<font color="#ff8000">«انتخاب این شرط به نوعی اشاره به این بوده که طبق اساطیر»</font>
<font color="#ff8000">«یونان،پرسفونه در کودکی توسط خدای مردگان ربوده شد و»</font>
<font color="#ff8000">«!مورد تجاوز قرار گرفت و هرگز طعم عشق واقعی را نچشید»</font>

774
01:10:52,996 --> 01:10:56,582
چرا ؟ -
تو عاشقش هستی، اون هم عاشق توئه -

775
01:10:56,833 --> 01:10:58,793
! این حس تمام وجود شما رو فرا گرفته

776
01:10:59,461 --> 01:11:04,006
مدت‌ها پیش، من هم می‌دونستم
که این حس چطوریه

777
01:11:05,342 --> 01:11:11,097
مي‌خوام اون رو به یاد بيارم، می‌خوام دوباره
! اون حس رو امتحان کنم، فقط همین

778
01:11:11,348 --> 01:11:13,182
! فقط یه امتحان کوچیک

779
01:11:13,350 --> 01:11:16,352
چرا به جاش این رو امتحان نمی‌کنی -
! ترينيتي -

780
01:11:18,563 --> 01:11:23,526
چنین جنجالی برای چیزی به این کوچیکی ؟
! فقط یه بوسه‌ست

781
01:11:23,694 --> 01:11:25,861
چرا بايد بهت اعتماد کنيم ؟

782
01:11:26,029 --> 01:11:30,032
اگر کليد ساز رو بهتون تحویل ندادم
! اون مي‌تونه من رو بکشه

783
01:11:37,124 --> 01:11:39,250
! باشه

784
01:11:39,543 --> 01:11:43,379
ولي بايد کاري کني باورم بشه
! که من، اون زن هستم

785
01:11:44,589 --> 01:11:46,632
! باشه

786
01:11:52,973 --> 01:11:54,807
! افتضاح بود، فراموشش کن

787
01:11:57,769 --> 01:11:59,228
! صبر کن

788
01:12:00,147 --> 01:12:01,689
! باشه

789
01:12:38,769 --> 01:12:40,853
! آره

790
01:12:41,438 --> 01:12:43,939
! همینه

791
01:12:58,705 --> 01:13:04,126
بهت غبطه می‌خورم
اما این احساس ماندگار نخواهد بود

792
01:13:07,130 --> 01:13:08,506
همراهم بیاید

793
01:13:39,579 --> 01:13:41,330
! دوباره نه

794
01:13:44,751 --> 01:13:47,378
مشکلي نيست بچه‌ها، اين‌ها همراه من هستن

795
01:13:48,046 --> 01:13:50,423
اين افراد براي شوهرم کار مي‌کنن

796
01:13:50,590 --> 01:13:54,427
کارهاي کثيفش رو انجام ميدن
اون‌ها خیلی خوب و وفادار هستن

797
01:13:54,594 --> 01:13:56,297
مگه نه پسرها ؟
<font color="#ff8000">«،طبق فهرست بازیگران و نقش‌هایشان در انتهای فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«این دو محافظ در نقش هابیل و قابیل می‌باشد که دو»</font>
<font color="#ff8000">«برنامه مشکل ساز برای جهان ماتریکس هستند»</font>

798
01:13:56,304 --> 01:13:57,346
! بله بانو
<font color="#ff8000">«،طبق فهرست بازیگران و نقش‌هایشان در انتهای فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«این دو محافظ در نقش هابیل و قابیل می‌باشد که دو»</font>
<font color="#ff8000">«برنامه مشکل ساز برای جهان ماتریکس هستند»</font>

799
01:13:57,514 --> 01:14:00,224
اين‌ها مال يک نسخه‌ی خيلي قديميِ ماتريکس هستن

800
01:14:00,392 --> 01:14:04,562
اما مثل خيلي از برنامه‌های اون موقع، مشکلاتي که ايجاد
مي‌کردن بسیار بيشتر از مشکلاتی بود که حل مي‌کردن

801
01:14:05,313 --> 01:14:10,317
شوهرم اون‌ها رو حفظ کرد چون
از بین بردن‌شون خیلی سخت بود

802
01:14:10,485 --> 01:14:17,530
چند نفر گلوله‌ی نقره‌اي* تو اسلحه‌شون دارن ؟
<font color="#ff8000">«اوراکل برنامه‌های مشکل ساز مانند این دو محافظ را»</font>
<font color="#ff8000">«به گرگینه و خون‌آشام تشبیه کرده بود،در داستان‌های خیالی»</font>
<font color="#ff8000">«برای کشتن این موجودات از گلوله نقره‌ای استفاده می‌شود»</font>

803
01:14:19,244 --> 01:14:22,455
تو مي‌توني فرار كني و بري
... به شوهرم بگی که من چکار کردم
<font color="#ff8000">« ! کسی که کشته شد هابیل بود»</font>

804
01:14:22,622 --> 01:14:25,207
! یا می‌تونی همین جا بمونی و بمیری

805
01:14:26,126 --> 01:14:28,085
! اون توي دستشويي خانم‌ها‌ست

806
01:14:31,006 --> 01:14:34,005
<font color="#ff8000">« : نام کتابی که کلید درب مخفی است»</font>
<font color="#ff8000">« " جهان همچون اراده و تصور " »</font>
<font color="#ff8000">«،مهمترین اثر آرتور شوپنهاور فیلسوف آلمانی است»</font>
<font color="#ff8000">«این کتاب چنین آغاز می‌شود: جهان تصور من است»</font>

807
01:14:34,176 --> 01:14:36,093
زود باشيد

808
01:15:01,661 --> 01:15:02,800
من نئو هستم

809
01:15:03,161 --> 01:15:04,990
بله مي‌دونم، من كليد ساز هستم

810
01:15:04,998 --> 01:15:06,916
! در انتظارت بودم

811
01:15:12,839 --> 01:15:16,726
،اوه خداي من، خدای من
پرسفونه تو چطور تونستي اين كار رو بكني ؟

812
01:15:16,839 --> 01:15:18,826
! تو به من خيانت كردي

813
01:15:21,765 --> 01:15:24,600
! علت و معلول عشقم -
!علت ؟ -

814
01:15:24,768 --> 01:15:27,770
براي اين كار هيچ علتي وجود نداره، كدوم علت ؟

815
01:15:27,938 --> 01:15:32,233
کدوم علت ؟
مثلا اون رژ لبي كه هنوز روي صورتت هست چیه ؟

816
01:15:32,400 --> 01:15:35,110
رژ لب ؟
! رژ لب

817
01:15:35,278 --> 01:15:39,114
این حرف‌های جنون آمیز چیه که می‌زنی، زن ؟
! رژ لبی وجود نداره

818
01:15:40,825 --> 01:15:43,494
! پس حتماً اون زن صورتت رو نمی‌بوسیده، عشقم

819
01:15:44,621 --> 01:15:49,083
ای، ای، ای، ای زن، چیزی نبوده

820
01:15:49,251 --> 01:15:52,597
! يه بازي بود، فقط يه بازي

821
01:15:52,651 --> 01:15:54,797
! پس اين هم يه بازي‌ـه

822
01:15:54,965 --> 01:15:56,966
! خوش بگذره

823
01:16:03,873 --> 01:16:07,059
! باشه

824
01:16:07,310 --> 01:16:10,104
بیاید بفهمیم که این جریان به کجا میرسه

825
01:16:10,272 --> 01:16:13,148
شما دوتا، كليد ساز رو بگيريد

826
01:16:19,656 --> 01:16:21,657
! کَلَکِ خوبی بود

827
01:16:21,825 --> 01:16:23,317
! امکان نداره (به اون زندان) بر‌گردم

828
01:16:23,660 --> 01:16:25,661
! من حساب این‌ها رو می‌رسم

829
01:16:26,162 --> 01:16:32,293
حساب ما رو می‌رسی؟ تو حساب ما رو می‌رسی؟
* ! نفرات پیش از تو احترام بیشتری قائل بودن
<font color="#ff8000">«منظور،افراد برگزیده در ماتریکس‌های پیشین است»</font>

830
01:16:45,682 --> 01:16:47,825
! باشه، تو یه مهارت‌هایی داری

831
01:16:49,936 --> 01:16:51,895
! بُكشيدش

832
01:17:52,082 --> 01:17:54,124
!ديديد ؟
! اون فقط يک انسان‌ـه

833
01:20:08,927 --> 01:20:11,678
! خدا لعنتت کنه زن
!تو آخرش من رو از بین می‌بری

834
01:20:13,807 --> 01:20:17,810
حرف‌هام یادت بمونه، پسر جون
! خوب یادت بمونه

835
01:20:17,977 --> 01:20:23,190
،من از دست نفرات قبل از تو جون سالم به در بردم
از دست تو هم جون سالم به در ميرم

836
01:20:43,253 --> 01:20:46,630
كجا داري ميري ؟ -
از يه راه ديگه، هميشه يه راه ديگه هم هست -

837
01:20:50,760 --> 01:20:52,636
! ببندش، زود

838
01:20:57,433 --> 01:20:59,977
ميشه با هم حركت كنيم ؟

839
01:21:03,523 --> 01:21:05,107
! فرار كنيد

840
01:21:21,040 --> 01:21:23,375
از در فاصله بگیر

841
01:21:28,464 --> 01:21:29,956
! برای این کارِت بهت مدیونم

842
01:21:32,010 --> 01:21:33,176
درست مثل روز اول شد

843
01:21:33,469 --> 01:21:34,928
! اسلحه‌ات رو بنداز زمين

844
01:21:40,310 --> 01:21:42,144
کنارش بمون -
پس نئو چي میشه ؟ -

845
01:21:42,312 --> 01:21:43,994
! اون می‌تونه گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه

846
01:21:46,941 --> 01:21:48,125
! برو عقب

847
01:22:25,888 --> 01:22:26,955
! لعنتی

848
01:22:27,357 --> 01:22:28,857
اپراتور هستم -
لينك، من كجا هستم ؟ -

849
01:22:29,400 --> 01:22:32,811
امکان نداره باورت بشه
! ولی الان بالای کوهستان هستی

850
01:22:32,904 --> 01:22:35,597
واقعاً ؟ -
آره، یکم طول مي‌كشه تا برات يه خروجي پيدا كنم -

851
01:22:35,698 --> 01:22:36,740
! لعنتي -
چي شده ؟ -

852
01:22:36,950 --> 01:22:39,818
،اون دوقلو‌ها دنبال مورفيوس و ترينيتي هستن
! ولی من یه راهی دارم که بیارم‌شون بیرون

853
01:22:39,986 --> 01:22:43,163
الان كجا هستن ؟ -
از وسط شهر، پانصد مايل به سمت جنوب هستی -

854
01:22:59,931 --> 01:23:01,515
اپراتور هستم -
ما رو از اين‌جا بيار بيرون لینک -

855
01:23:01,683 --> 01:23:04,434
كار ساده‌اي نيست قربان -
مي‌دونم، ما درونِ هسته‌ی اصلی شبكه هستيم -

856
01:23:04,602 --> 01:23:07,229
بله قربان، تنها خروجی‌ای که نزدیک شماست
! پل هواییِ " وینزلو " هست

857
01:23:07,397 --> 01:23:09,481
بیرون از آزاد راه ؟ -
بله قربان -

858
01:23:09,649 --> 01:23:11,002
خوبه، پیداش می‌کنیم

859
01:23:11,149 --> 01:23:13,402
... قربان به نظرم باید
اوه لعنتی اون‌ها پشت سرتون هستن

860
01:23:18,408 --> 01:23:19,992
! مي‌خوان شليك كنن -
! برید پایین -

861
01:23:22,408 --> 01:23:26,992
<font color="#ff8000">«*DA203 :نوشته‌ی روی پلاک خودرو»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به این قسمت از کتاب "دانیال" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«من رویایی دیده‌ام که فکرم را مشغول کرده»</font>
<font color="#ff8000">«و می‌خواهم بدانم که چه معنایی دارد»</font>

862
01:23:28,251 --> 01:23:29,418
! محكم بشينید

863
01:23:46,436 --> 01:23:48,937
! اوه نه، اوضاع داره خیلی سریع بهم می‌ریزه

864
01:23:49,105 --> 01:23:50,814
اوضاع رو می‌بینی لینک ؟

865
01:23:50,982 --> 01:23:54,609
بله قربان، همه توجه‌ها به سمت شما جلب شده
هشت واحد (پلیس) هم دارن به سمت شما میان

866
01:23:55,653 --> 01:23:57,612
پيشنهادي داري ؟

867
01:23:59,490 --> 01:24:01,491
! بپيچيد به راست -
! بپيچ به راست، زود -

868
01:24:08,958 --> 01:24:11,793
حالا اگه همین رو مستقیم برید به یک تونل ارتباطی
می‌رسید که شما رو به(آزاد راه) 101 می‌بره

869
01:24:11,961 --> 01:24:14,671
فهميدم -
قربان مطمئنيد؟ منظورم آزاد راه،خيلي خطرناكه -

870
01:24:14,839 --> 01:24:16,550
توی اين چهارده سالي كه اپراتور بودم
... هرگز ندیدم كسي

871
01:24:16,639 --> 01:24:18,550
لينك، یادت هست چي بهت گفته بودم ؟

872
01:24:18,843 --> 01:24:21,136
،بله، قربان یادمه
پل هوايي وينزلو

873
01:24:21,304 --> 01:24:23,805
وقتی برسید اون جا من آماده‌ام -
آفرین -

874
01:24:23,973 --> 01:24:26,141
هميشه مي‌گفتي از آزاد راه دوري كنيم

875
01:24:26,309 --> 01:24:28,935
بله، درسته -
مي‌گفتي كه اين كار خودكشيه -

876
01:24:29,145 --> 01:24:31,063
... پس بيا اميدوار باشيم

877
01:24:31,230 --> 01:24:32,606
! که من اشتباه کرده باشم

878
01:24:44,494 --> 01:24:45,677
اپراتور هستم -
لينك، نايوبي هستم -

879
01:24:45,745 --> 01:24:47,370
ما رو فرستادن تا شما رو برگردونيم

880
01:24:47,538 --> 01:24:50,624
من بايد با مورفيوس صحبت كنم -
! باور کن نايوبي، اون خيلي بهت احتياج داره -

881
01:24:50,792 --> 01:24:52,793
اون كجاست ؟ -
! فقط آژيرها رو دنبال كن -

882
01:25:00,343 --> 01:25:02,260
... تكرار مي‌كنم، اون‌ها دارن نزدیک میشن

883
01:25:05,431 --> 01:25:09,643
اون‌ها توی چنگ‌مون هستن -
*اولویت اصلی، اون موردِ تبعیدی‌ـه -
<font color="#ff8000">«منظور کلیدساز است»</font>
<font color="#ff8000">«که جزء برنامه‌های گوشه‌نشین می‌باشد»</font>

884
01:26:16,878 --> 01:26:18,753
! جات رو عوض کن

885
01:28:08,739 --> 01:28:11,950
! داريم خشمگین ميشيم -
آره، همين طوره -

886
01:28:57,997 --> 01:28:59,998
! ترينيتي

887
01:29:00,416 --> 01:29:01,541
! اون رو از اين‌جا خارج کن

888
01:29:05,171 --> 01:29:07,255
! زود باش

889
01:29:24,273 --> 01:29:25,774
! لِهش کن

890
01:29:33,273 --> 01:29:38,994
<font color="#ff8000">«*DE2852 :نوشته‌ی روی پلاک خودرو»</font>
<font color="#ff8000">«:اشاره به این قسمت از کتاب "تثنیه" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«شما را در شهرهای‌تان به دام خواهند انداخت»</font>
<font color="#ff8000">«تا زمانی که حصارهای بلند و مستحکم شما فرو بریزند»</font>

891
01:29:56,263 --> 01:29:57,305
! مورفيوس

892
01:29:57,473 --> 01:29:58,973
اون حالش خوبه
به راه‌تون ادامه بديد

893
01:29:59,975 --> 01:30:01,768
! بیا بریم

894
01:30:07,525 --> 01:30:09,692
یه برنامه براي سرقت موتورسیکلت احتياج دارم

895
01:30:09,860 --> 01:30:12,195
... مشكلي نيست، يک دوره‌ی فشرده براي دزدي

896
01:30:12,363 --> 01:30:13,780
صبر كن

897
01:30:15,157 --> 01:30:16,616
! لَغوِش کن

898
01:30:16,784 --> 01:30:18,993
! تو خیلی به درد بخوری

899
01:30:19,161 --> 01:30:21,079
! بپر بالا

900
01:32:48,352 --> 01:32:49,394
اون هیچ ارزشی نداره

901
01:32:49,562 --> 01:32:52,889
تبعيدي رو پيدا كنيد -
پيداشون كرديم -

902
01:32:53,023 --> 01:32:55,149
... يك، آدام دوازده
لطفا جواب بده

903
01:33:01,615 --> 01:33:03,324
! دراز بکش

904
01:35:14,331 --> 01:35:15,957
! گرفتمت

905
01:35:16,709 --> 01:35:17,792
! اون زن عالیه

906
01:35:22,172 --> 01:35:24,465
ديگه به وجود تو نيازي نيست

907
01:35:31,140 --> 01:35:34,851
همه ما كاري رو انجام میدیم
كه براش ساخته شديم

908
01:35:36,478 --> 01:35:40,064
پس تو فقط برای یک چیز دیگه
! ساخته شدی: حذف شدن

909
01:35:41,024 --> 01:35:42,900
! برو دهنش رو سرویس کن

910
01:36:32,951 --> 01:36:35,903
نئو اگر این اطراف هستی
! یکم کمک به دردمون می‌خوره

911
01:36:36,455 --> 01:36:37,914
اون ديگه چيه ؟

912
01:37:07,778 --> 01:37:10,655
! آره
! آره

913
01:37:17,246 --> 01:37:22,375
،قربان، ناو ایکاروس موقعیتش رو تایید کرد
دو ناو اول، در موقعیت ضد حمله هستن

914
01:37:22,626 --> 01:37:23,668
خوبه

915
01:37:24,670 --> 01:37:25,811
تغییری ایجاد نشده ؟

916
01:37:25,999 --> 01:37:28,731
مهاجمین به یک لایه سنگ آهن برخورد کردن
که سرعت‌شون رو کاهش میده

917
01:37:28,999 --> 01:37:31,926
چقدر؟ -
احتمالاً يك ساعت -

918
01:37:32,294 --> 01:37:34,997
اين يعني اون‌ها كمي بيش از نُه ساعت
زمان لازم دارن تا به ما برسن

919
01:37:35,472 --> 01:37:37,098
بله، قربان

920
01:38:09,715 --> 01:38:11,966
يك " ساختمان " وجود داره

921
01:38:12,134 --> 01:38:17,805
،و داخل اون ساختمان طبقه‌اي هست
كه هيچ آسانسوري نمي‌تونه به اون طبقه بره

922
01:38:17,973 --> 01:38:19,991
و هيچ راه پله‌اي به اون‌جا نمي‌رسه

923
01:38:20,559 --> 01:38:26,647
این طبقه پر از " در " هست
اين در‌ها به مکان‌های مختلفي باز ميشن

924
01:38:26,815 --> 01:38:29,150
مکان‌های پنهان

925
01:38:29,584 --> 01:38:33,112
اما یک درِ ویژه هم وجود داره

926
01:38:33,280 --> 01:38:35,789
این همون دری هست
که به طرف منبع اصلی باز میشه

927
01:38:43,832 --> 01:38:48,252
این ساختمان با يك سيستم امنیتی
بسيار قدرتمند محافظت ميشه

928
01:38:48,420 --> 01:38:52,999
هر زنگ اعلام خطری، یک بمبه -
!بمب؟ اون گفت بمب؟ -

929
01:38:53,175 --> 01:38:55,843
اما مثل همه سيستم‌ها، یک نقطه ضعف داره

930
01:38:56,011 --> 01:38:59,013
این سیستم براساس قوانين
يك ساختمان واقعي ساخته شده

931
01:38:59,181 --> 01:39:02,558
هر سيستم، روي سيستم دیگه‌ای بنا شده -
! برق -

932
01:39:03,101 --> 01:39:05,999
اگر يكي‌شون از كار بي‌افته
باید بقيه هم از كار بي‌افتن

933
01:39:06,101 --> 01:39:07,855
اگر برق نباشه
زنگ‌های اعلام خطر هم از كار مي‌افتن

934
01:39:08,023 --> 01:39:10,858
،اما براي قطع برق ساختمانی مثل اون
! بايد برق يك منطقه از شهر رو قطع كنيم

935
01:39:11,026 --> 01:39:14,737
! يك منطقه نه، بيست و هفت منطقه -
بيست و هفت منطقه ؟ -

936
01:39:15,572 --> 01:39:18,032
يک نيروگاه برق وجود داره

937
01:39:18,200 --> 01:39:20,451
اون بايد نابود بشه

938
01:39:20,619 --> 01:39:24,956
! اما بايد يک سيستم برق اضطراری هم باشه -
بله، يك سيستم برق اضطراري هم وجود داره -

939
01:39:26,583 --> 01:39:30,378
بايد به هسته‌ی مركزي شبكه‌ی برق
دسترسي پيدا كنيم

940
01:39:30,545 --> 01:39:33,381
سیستم برق اضطراري بايد از كار بي‌افته

941
01:39:33,548 --> 01:39:34,966
خب چه نیازی به ما دارید ؟

942
01:39:35,133 --> 01:39:37,301
نئو می‌تونه خيلي راحت‌تر
از ما هر دو كار رو انجام بده

943
01:39:37,469 --> 01:39:39,220
زمان كافي وجود نداره -
چرا ؟ -

944
01:39:39,388 --> 01:39:42,515
اگر از اون در محافظت نشه
ارتباط قطع خواهد شد

945
01:39:42,683 --> 01:39:44,976
اما قبل از این اتفاق
باید ارتباط دیگه‌ای برقرار بشه

946
01:39:45,811 --> 01:39:46,847
چقدر زمان داریم ؟

947
01:39:46,891 --> 01:39:49,747
*! دقيقاً 314 ثانيه
<font color="#ff8000">«:احتمالاً اشاره به آیه 3:14 کتاب مقدس دارد»</font>
<font color="#ff8000">«،همان‌گونه که موسی عصایش را بالا آورد»</font>
<font color="#ff8000">«فرزند انسان نیز باید بالا بیاید تا هرکس»</font>
<font color="#ff8000">«که باور و ایمان داشته باشد زندگی ابدی بیابد»</font>

948
01:39:49,815 --> 01:39:51,399
! فقط كمي بيشتر از پنج دقيقه

949
01:39:51,566 --> 01:39:53,818
اين طول و عرض پنجره‌ی ورود به اون در هست

950
01:39:53,986 --> 01:39:56,278
... فقط شخص برگزيده مي‌تونه اون در رو باز كنه

951
01:39:56,488 --> 01:39:59,607
و فقط از طريق اون پنجره، در باز خواهد شد

952
01:40:00,699 --> 01:40:02,243
تو همه‌ی اين چيزها رو از كجا مي‌دوني ؟

953
01:40:02,411 --> 01:40:07,381
من مي‌دونم، چون که بايد بدونم
هدف از وجود من همينه

954
01:40:07,749 --> 01:40:09,754
علّتِ این‌جا بودن من همینه

955
01:40:10,249 --> 01:40:13,254
همون علّتی که همه‌ی ما این جا هستیم

956
01:40:24,016 --> 01:40:26,809
نئو من می‌دونم که مشکلی وجود داره

957
01:40:27,477 --> 01:40:29,520
تو مجبور نيستي به من بگي

958
01:40:29,688 --> 01:40:33,441
فقط مي‌خوام بدوني كه من كنارت هستم

959
01:40:36,987 --> 01:40:38,446
همه بايد با هم عمل كنن

960
01:40:43,201 --> 01:40:44,869
! ضرری که نداره

961
01:40:48,415 --> 01:40:50,499
... اگر يك نفر شكست بخوره

962
01:40:51,293 --> 01:40:53,002
همه شکست می‌خورن

963
01:40:53,503 --> 01:40:57,173
زمان تغيير شيفت نگهبانيِ
هردو ساختمان در نيمه شبه

964
01:40:58,550 --> 01:41:01,802
نیمه شب حمله می‌کنیم

965
01:41:02,429 --> 01:41:03,512
! هی

966
01:41:03,680 --> 01:41:07,641
! برو خونه گوسفند‌هات رو بشمار -
! چرا؟ به من پول ميدن كه این‌جا بشمارم -

967
01:41:17,819 --> 01:41:20,029
بسیار خوب، وارد شدن

968
01:41:20,197 --> 01:41:22,698
چقدر وقت لازم داریم ؟ -
دوازده دقيقه -

969
01:41:25,410 --> 01:41:26,494
! اوه لعنتي

970
01:41:29,873 --> 01:41:33,336
تمام عمرمون رو صرف این جنگ کردیم

971
01:41:33,473 --> 01:41:36,336
امشب، باور دارم که
می‌تونیم این جنگ رو به پایان برسونیم

972
01:41:36,838 --> 01:41:39,006
امشب(حضور ما در این‌جا) يک اتفاقِ تصادفي نيست

973
01:41:40,342 --> 01:41:42,343
هیچ اتفاقِ تصادفی‌ای وجود نداره

974
01:41:43,720 --> 01:41:48,766
ما به صورتِ شانسی این‌جا حضور پیدا نکردیم
من به شانس اعتقاد ندارم

975
01:41:48,934 --> 01:41:54,522
،وقتی می‌بینم که سه هدف
سه کاپیتان و سه ناو داریم

976
01:41:54,689 --> 01:41:58,492
،این رو یک چیز اتفاقی نمی‌بینم
این رو مشیّت و چیزی که مقرّر شده می‌بینم

977
01:41:58,527 --> 01:42:00,861
من (در پس این ماجرا) هدفی رو می‌بینم

978
01:42:03,573 --> 01:42:06,491
من باور دارم که این تقدیرِ ما بوده
که این‌جا باشیم

979
01:42:06,993 --> 01:42:09,912
سرنوشت ما بوده

980
01:42:10,080 --> 01:42:18,587
،من باور دارم که امشب، هدف و معنای دقیقِ زندگی
‌برای تک‌تکِ ما هویدا خواهد شد

981
01:42:18,755 --> 01:42:22,925
،قصد دارم ازت بخوام که یه کاری برام بکنی
ولی نمی‌دونم چطور بگم

982
01:42:23,510 --> 01:42:25,627
بهت قول ميدم که اگر بتونم، حتماً انجامش بدم

983
01:42:26,763 --> 01:42:30,099
اگر ازت بخوام که از این ماجرا
دور بمونی چی میگی ؟

984
01:42:31,059 --> 01:42:33,060
... هر اتفاقي که افتاد

985
01:42:33,228 --> 01:42:35,563
! از ماتريكس دور بمون

986
01:42:36,648 --> 01:42:38,440
چرا ؟

987
01:42:46,658 --> 01:42:47,741
خواهش مي‌كنم

988
01:42:49,828 --> 01:42:51,162
باشه

989
01:42:54,499 --> 01:42:57,001
چی شده، نايوبي ؟

990
01:42:57,169 --> 01:43:01,397
نمي‌تونم بهش فکر نكنم مورفيوس، نمي‌تونم به اين
فكر نكنم كه اگه تو اشتباه كرده باشي چي ؟

991
01:43:01,564 --> 01:43:04,898
اگه همه‌ی این‌ها، پيشگويي و بقيه حرف‌ها
همش یه مشت مزخرفات باشه، چي ؟

992
01:43:04,999 --> 01:43:08,929
! در این صورت، فردا همه‌ی ما مُرده هستیم

993
01:43:09,347 --> 01:43:11,974
ولی این چه تفاوتی با سایر روزهای ما داره ؟

994
01:43:21,443 --> 01:43:27,948
اين يک جنگه، و ما سرباز هستيم

995
01:43:28,200 --> 01:43:31,118
... مرگ می‌تونه هر زمانی به سراغ ما بیاد

996
01:43:31,661 --> 01:43:33,454
! در هر مکانی

997
01:43:33,622 --> 01:43:35,539
! دارن ميان
! دارن ميان

998
01:43:37,500 --> 01:43:39,126
! دارن ميان

999
01:43:45,050 --> 01:43:47,509
حالا حالت دیگری رو در نظر بگیرید

1000
01:43:47,677 --> 01:43:49,564
اگر من درست بگم چي ؟

1001
01:43:49,877 --> 01:43:52,264
اگه پيشگويي حقیقت داشته باشه چی ؟

1002
01:43:52,532 --> 01:43:56,952
اگر فردا امکان پایان دادن
به این جنگ وجود داشته باشه چی ؟

1003
01:43:57,812 --> 01:44:00,814
آیا این ارزش جنگیدن رو نداره ؟

1004
01:44:01,942 --> 01:44:04,568
آیا این ارزشِ مُردن رو نداره ؟

1005
01:44:05,487 --> 01:44:08,113
زمان ؟ -
سه دقیقه -

1006
01:44:08,281 --> 01:44:09,406
تقریباً تمام شد

1007
01:44:29,469 --> 01:44:30,844
آماده شد

1008
01:44:31,012 --> 01:44:32,304
بقيه رو پيدا كن

1009
01:44:33,431 --> 01:44:35,683
نايوبي توی محل مورد نظره
اون‌ها از قبل بيرون نيروگاه مستقر شدن

1010
01:44:35,850 --> 01:44:38,519
سورن چطور ؟ -
توی محل مورد نظره -

1011
01:44:38,687 --> 01:44:40,521
... اون‌ها هنوز داخل هستن، اما

1012
01:44:41,398 --> 01:44:42,439
! حركت نمي‌كنن

1013
01:45:06,589 --> 01:45:08,507
وقتشه، بریم

1014
01:45:10,635 --> 01:45:12,469
همین الان با نئو تماس بگیر

1015
01:45:16,433 --> 01:45:20,968
ارتباط‌مون قطع شد، اون‌ها داخل راهرو هستن -
شبكه‌ی برق تو چه وضعیتی‌ـه ؟ -

1016
01:45:23,398 --> 01:45:26,990
همه چیز هنوز فعال‌ـه
سیستم اضطراری در حال برگردوندن برق‌ـه

1017
01:45:32,574 --> 01:45:34,742
! یا خدا

1018
01:45:34,909 --> 01:45:38,954
،به محض اينكه اون در رو باز كنن
! همه چيز تمامه

1019
01:45:39,122 --> 01:45:41,081
! نمیذارم این اتفاقِ لعنتی بی‌افته

1020
01:45:41,833 --> 01:45:43,167
!داري چكار مي‌كني، ترينيتي ؟

1021
01:45:44,461 --> 01:45:47,421
،نمي‌تونم این‌جا بِایستم و كاري نكنم
نمي‌تونم منتظر بمونم و شاهد مرگ‌شون باشم

1022
01:45:47,589 --> 01:45:49,757
! داریم درباره‌ی کمتر از پنج دقیقه حرف می‌زنیم

1023
01:45:49,924 --> 01:45:52,426
من ظرف پنج دقیقه کُل اون ساختمان لعنتی رو
! با خاک یکسان می‌کنم

1024
01:45:52,594 --> 01:45:56,138
چقدر ديگه مونده ؟ -
از این طرف، همین نزدیکی‌ـه -

1025
01:45:57,432 --> 01:46:01,435
! ببخشيد، اين‌جا بُن‌بسته

1026
01:46:02,604 --> 01:46:05,105
این بدترین هکی خواهد بود
! که تا حالا انجام دادم

1027
01:46:08,318 --> 01:46:11,445
،این نزدیک‌ترین جاییه که می‌تونم بذارمت
! بهتره که بال در بیاری

1028
01:46:30,048 --> 01:46:31,090
اپراتور هستم -
وارد شدم -

1029
01:46:31,257 --> 01:46:33,425
به راهت ادامه بده، برو طبقه‌ی شصت و پنجم

1030
01:46:34,010 --> 01:46:38,180
به نظر می‌رسه از دیدن دوباره‌ی من
شگفت زده شُدید آقای اندرسون

1031
01:46:38,348 --> 01:46:43,727
،خب، این تفاوتِ بین ماست
من در انتظارتون بودم

1032
01:46:43,895 --> 01:46:46,814
تو چي مي‌خواي اسميت ؟ -
اوه، هنوز متوجه نشدی ؟ -

1033
01:46:46,981 --> 01:46:52,486
هنوز از همه‌ی اندام‌هات استفاده می‌کنی
! به جز اونی که از همه مهمتره

1034
01:46:52,654 --> 01:46:55,322
من هم دقیقاً همون چیزی رو می‌خوام
! که تو می‌خوای

1035
01:46:55,490 --> 01:46:57,874
! من " همه چيز " رو مي‌خوام

1036
01:46:58,034 --> 01:47:00,536
اون "همه چيز" ، شاملِ
گلوله‌ی اين اسلحه هم ميشه ؟

1037
01:47:00,703 --> 01:47:02,496
زود باش، شليك كن

1038
01:47:02,664 --> 01:47:07,999
،بهترین چیز در مورد " من " اینه که
من "های زیادی وجود دارن "

1039
01:47:19,347 --> 01:47:22,975
خدای من! اين‌جا چه اتفاقي افتاده ؟

1040
01:47:23,852 --> 01:47:25,894
! همون جا بِایست خانم كوچولو

1041
01:47:35,238 --> 01:47:37,030
... اگر نمي‌توني ما رو شكست بدي

1042
01:47:37,198 --> 01:47:39,032
! پس به ما ملحق شو

1043
01:47:41,202 --> 01:47:42,286
! مورفيوس

1044
01:47:55,884 --> 01:47:59,011
هنوز هيچ اثري ازشون نيست، نمی‌دونم دارن
چکار می‌کنن ولی فقط دو دقيقه وقت دارن

1045
01:48:12,775 --> 01:48:13,817
! يك دقيقه

1046
01:48:23,036 --> 01:48:25,164
! زود باش

1047
01:48:25,328 --> 01:48:26,499
! زود باش

1048
01:48:27,749 --> 01:48:29,625
خواهش مي‌كنم

1049
01:48:39,552 --> 01:48:41,094
! اون‌ها رو بُکشید

1050
01:48:48,978 --> 01:48:50,020
! وارد شدن

1051
01:48:50,188 --> 01:48:52,147
باورم نميشه

1052
01:49:07,705 --> 01:49:09,831
این اتفاق قرار بود بی‌افته

1053
01:49:09,999 --> 01:49:15,379
مورفيوس، اون در تو رو خونه برمي‌گردونه

1054
01:49:24,138 --> 01:49:26,775
! خودت می‌دونی که کدوم " در " هست

1055
01:49:27,138 --> 01:49:28,475
! عجله کن نئو

1056
01:49:33,982 --> 01:49:37,950
*ترینیتی، یه سری فعالیتِ جدی دارن به سمتت میان
<font color="#ff8000">«منظور فعل و انفعالات غیر طبیعی ماتریکس هست»</font>
<font color="#ff8000">«که نشان دهند‌ی حضور مامورها می‌باشد»</font>

1057
01:50:29,454 --> 01:50:30,829
! سلام نئو

1058
01:50:31,372 --> 01:50:32,567
تو كي هستي ؟

1059
01:50:32,772 --> 01:50:35,167
من " معمار "* هستم
<font color="#ff8000">«ظاهر این شخص احتمالاً برگرفته از ظاهر»</font>
<font color="#ff8000">«زیگموند فروید پدر دانش روانشناسی مدرن»</font>
<font color="#ff8000">«و بنتون سرف پدر فضای مجازی می‌باشد»</font>

1060
01:50:35,335 --> 01:50:38,992
من ماتريكس را خلق* کردم، در انتظارَت بودم
<font color="#ff8000">«،اشاره به مفهوم عقل فعال در اندیشه گنوسی-افلاطونی»</font>
<font color="#ff8000">«فلاسفه‌ای مانند افلاطون و فارابی این ایده را بسط داده‌اند»</font>

1061
01:50:39,000 --> 01:50:40,983
تو پرسش‌های زیادی داری
<font color="#ff8000">«طبق این ایده در باطن جهان، موجودی واسطه قرار دارد که»</font>
<font color="#ff8000">«تمام ادراک‌ها و شعورها و قدرت‌های این جهان به مدد اوست»</font>
<font color="#ff8000">«خودآگاه و غیرمادی است و به آشفتگی جهان، نظم بخشیده»</font>

1062
01:50:41,001 --> 01:50:45,552
و با وجود اینکه این فرآیند، آگاهیِ تو را تغییر داده
ولی تو به طرز بازگشت‌ناپذیری انسان باقی مانده‌ای

1063
01:50:45,720 --> 01:50:49,306
بنابراین برخی از پاسخ‌های من برای تو
! قابل فهم هستند و برخی دیگر غیرقابل فهم

1064
01:50:49,724 --> 01:50:53,769
هم‌زمان، در حالی که نخستین پُرسشِ تو می‌تواند
... هوشمندانه‌ترین و مرتبط‌ترین پرسشِ تو باشد

1065
01:50:53,936 --> 01:50:57,998
ممکن است متوجه باشی یا نباشی، که همچنین
! می‌تواند بی‌ربط‌ترین پرسشِ تو نیز باشد

1066
01:50:58,524 --> 01:51:00,150
چرا من اين‌جا هستم ؟

1067
01:51:00,318 --> 01:51:04,237
زندگی تو مجموعه‌ای از بقایای بر جا مانده‌ی
یک معادله‌ی نامتوازن است

1068
01:51:04,405 --> 01:51:06,740
که یک چیز طبیعی و ذاتی در روند
برنامه نویسی ماتریکس است

1069
01:51:06,908 --> 01:51:10,994
تو نتیجه‌ی یک ناهنجاریِ احتمالی هستی
... که با وجود تلاش‌های صمیمانه و بی وقفه‌ام

1070
01:51:11,162 --> 01:51:13,997
... هنوز موفق به حذف آن

1071
01:51:14,165 --> 01:51:18,627
از معادله‌ی دقیق و متوازن ماتریکس نشده‌ام

1072
01:51:18,961 --> 01:51:21,296
با وجود اینکه این مشکلی است
که به شدت از آن اجتناب می‌شود

1073
01:51:21,464 --> 01:51:25,926
اما یک چیز غیر منتظره نبوده
و بنابراین فراتر از حد کنترل ما نیست

1074
01:51:26,094 --> 01:51:30,055
... چیزی که تو را لاجَرَم و به ناچار کِشانید به

1075
01:51:31,015 --> 01:51:32,265
! این‌جا

1076
01:51:32,433 --> 01:51:36,520
! تو هنوز پاسخِ، پرسش من رو ندادی -
كاملاً درسته -

1077
01:51:36,688 --> 01:51:40,482
! جالبه، زودتر از دیگران متوجه شدی

1078
01:51:40,650 --> 01:51:43,276
*دیگران؟ مگه چندتا ديگه بوده؟ كدوم دیگران؟
<font color="#ff8000">«صدای نفرات قبلی»</font>

1079
01:51:43,444 --> 01:51:45,946
ماتريكس قديمي‌تر از آن چیزی است
كه فكر مي‌كني

1080
01:51:46,114 --> 01:51:50,117
من ترجیح می‌دهم از پیدایش یک ناهنجاریِ معادلاتی
*تا پیدایش ناهنجاری بعدی زمان را محاسبه کنم
<font color="#ff8000">«یعنی مبنای محاسبه و شمارش دوره‌های زمانیِ»</font>
<font color="#ff8000">«ماتریکس پیدا شدن برگزیده‌ها یا همان ناهنجاری‌هاست»</font>

1081
01:51:50,284 --> 01:51:52,536
كه در اين‌ صورت
! اين ششمين نسخه‌ی ماتريكس است

1082
01:51:52,704 --> 01:51:55,163
پنج نفر قبل از من بودن ؟
! داره دروغ میگه، مزخرف میگه

1083
01:51:55,331 --> 01:51:58,875
اگر پنج فرد برگزیده قبل از من وجود داشتن
پس فقط دو توضیح ممکنه وجود داشته باشه

1084
01:51:59,043 --> 01:52:00,935
... يا بقیه می‌دونستن و كسي به من چيزی نگفته

1085
01:52:01,587 --> 01:52:05,590
يا هيچ‌كس چيزي در این مورد نمي‌دونه -
! دقيقاً -

1086
01:52:05,758 --> 01:52:09,052
،همان‌طور که بدون شک داری متوجه می‌شوی
ناهنجاری، مَقوله‌ای سیستماتیک است

1087
01:52:09,220 --> 01:52:12,639
که حتی در ساده‌ترین معادلات هم
نوسانات و بی ثباتی‌هایی را به وجود می‌آورد

1088
01:52:12,807 --> 01:52:16,059
،نمي‌توني من رو كنترل كني
! من خُرد و خمیرت می‌کنم

1089
01:52:16,227 --> 01:52:18,019
! می‌کُشمت لعنتی

1090
01:52:18,187 --> 01:52:21,356
! نمي‌توني من رو مجبور به كاري بكني
! پیرمرد سفید پوشِ عوضی

1091
01:52:23,651 --> 01:52:25,152
" انــتــخــاب "

1092
01:52:25,319 --> 01:52:27,154
! مشکل بر سر " انتخاب "‌ـه

1093
01:52:49,385 --> 01:52:53,113
،نخستین ماتريكسي كه طراحي كردم
از نظر طبیعی کاملاً بی‌نقص بود، يك اثر هنري بود

1094
01:52:53,181 --> 01:52:55,015
بی عیب، کامل

1095
01:52:55,183 --> 01:52:58,685
یک پیروزی بزرگ که تنها
! با شکست عظیمش قابل مقایسه بود

1096
01:52:59,353 --> 01:53:01,772
اجتناب ناپذیر بودنِ فروپاشی آن ماتریکس
اکنون آشکار شده

1097
01:53:01,939 --> 01:53:05,275
*دلیل آن نقصی ذاتی‌ست که درتک‌تک انسان‌ها وجود دارد
<font color="#ff8000">«منظور این است که انسان‌ها ذاتاً عادت به رنج دارند و»</font>
<font color="#ff8000">«وقتی در یک دنیای بدون رنج زندگی کنند سر به طغیان»</font>
<font color="#ff8000">«برمی‌دارند و آن جامعه دچار فروپاشی می‌شود»</font>

1098
01:53:05,443 --> 01:53:08,353
بنابراین من ماتريكس را دوباره و اين بار
بر اساس تاريخ شما انسان‌ها طراحی کردم

1099
01:53:08,571 --> 01:53:12,974
تا این بار بازتاب دقیق‌تری از ذات و طبیعت
متفاوت و عجیب شما انسان‌ها باشد

1100
01:53:13,284 --> 01:53:17,037
اگرچه که دوباره از شکستی که خوردم ناامید شدم

1101
01:53:18,498 --> 01:53:21,124
از آن زمان به تدریج دریافتم
که پاسخ از من می‌گریزد

1102
01:53:21,292 --> 01:53:23,335
چرا که به ذهنی دون‌تر
و عقلی کمتر نیاز دارد

1103
01:53:23,503 --> 01:53:29,466
یا شاید به ذهنی که کمتر
با مولّفه‌های کمال مقیَّد شده باشد

1104
01:53:29,884 --> 01:53:34,304
،بنابراین پاسخ به سوی فردِ دیگری غلتید
به سوی یک برنامه‌ی حسی و درکی

1105
01:53:34,472 --> 01:53:39,267
برنامه‌ای که در ابتدا برای بررسی
جنبه‌های خاصی از روانِ انسان ایجاد شده بود

1106
01:53:39,435 --> 01:53:45,398
،اگر من پدر ماتريكس باشم
آن زن، بدون شک مادر ماتریکس است

1107
01:53:46,025 --> 01:53:48,318
! همون اوراكل -
! خواهش می‌کنم -

1108
01:53:49,028 --> 01:53:53,031
همان‌طور که می‌گفتم، آن زن به راه حلی رسید
... که نود و نه درصد نمونه‌های آزمایشی

1109
01:53:53,199 --> 01:53:56,176
تا زمانی که به آن‌ها حق انتخاب داده می‌شد
برنامه را می‌پذیرفتند

1110
01:53:56,244 --> 01:54:00,372
حتی اگر آن‌ها فقط در سطحی نزدیک به
ضمیرِ ناخودآگاه از این قدرتِ انتخاب آگاهی داشتند

1111
01:54:00,540 --> 01:54:03,959
در عین حالی که این راه حل، پاسخگوی نیاز ما بود
اما بدیهی است که دارای نقص نیز بود

1112
01:54:04,126 --> 01:54:08,229
بنابراین یک ناهنجاریِ
سیستماتیکِ متناقضِ دیگر خلق شد

1113
01:54:08,297 --> 01:54:11,207
که اگر کنترل نشده باقی می‌ماند
ممکن بود موجودیتِ کُلِ سیستم را تهدید کند

1114
01:54:11,384 --> 01:54:15,612
بنابراین افرادی که برنامه را پس می‌زدند، حتی با
وجود اینکه در اقلیت بودند، اگر کنترل نمی‌شدند

1115
01:54:15,680 --> 01:54:19,866
احتمال فزاینده‌ای از بروز فاجعه را رقم می‌زدند

1116
01:54:19,934 --> 01:54:21,926
همه‌ی این‌ها به خاطر " صهیون "‌ـه

1117
01:54:22,186 --> 01:54:25,856
تو اين‌جا حضور داری
زیرا که صهیون در آستانه‌ی نابودي‌ست

1118
01:54:26,023 --> 01:54:30,543
همه‌ی ساکنان آن از بین خواهند رفت
و حیات به کُلی در آن ریشه کن خواهد شد

1119
01:54:30,736 --> 01:54:31,778
! مزخرف میگی

1120
01:54:31,946 --> 01:54:35,115
انکار، قابل پيش‌بيني‌ترين واکنشِ انسان‌هاست

1121
01:54:35,324 --> 01:54:41,888
اما خیالت آسوده باشد، این ششمین باری
! خواهد بود که آن را نابود می‌کنیم

1122
01:54:41,956 --> 01:54:45,999
! و ما در این زمینه بسیار کارآمد و متبحّر شده‌ایم

1123
01:54:58,681 --> 01:54:59,999
... ماموریت شخص برگزیده این است

1124
01:55:00,141 --> 01:55:04,811
که به منبع اصلی بازگردد و اجازه دهد کُدی را
که حمل می‌کند به صورت موقت انتشار یابد

1125
01:55:04,979 --> 01:55:06,988
*و برنامه‌ی اصلی را دوباره بازسازی و اجرا کند
<font color="#ff8000">«یعنی مانند یک آنتی ویروس که باعث از بین رفتن»</font>
<font color="#ff8000">«،مشکلات به وجود آمده در سیستم عامل می‌شود»</font>
<font color="#ff8000">«برگزیده مشکلات سیستم عامل ماتریکس را برطرف می‌کند»</font>

1126
01:55:07,273 --> 01:55:11,276
بعد از آن بیست و سه نفر را از درون ماتریکس
انتخاب خواهی کرد

1127
01:55:11,444 --> 01:55:14,696
شانزده مادِّه و هفت نَر*،تا صهیون را از نو بسازی
<font color="#ff8000">«:اشاره به آیه 7:16 از کتاب "پیدایش" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«و آنهایی‌ كه‌ آمدند نر و ماده از هر موجود آمدند‌»</font>
<font color="#ff8000">«چنان كه‌ خداوند نوح را امر فرموده‌ بود»</font>
<font color="#ff8000">«و خداوند درِ(کشتی) را از عقب‌ او بست»</font>

1128
01:55:14,864 --> 01:55:19,409
شکست در تکمیل این فرآیند به نابودیِ
فاجعه بارِ کل سیستم[ماتریکس] خواهد انجامید

1129
01:55:19,577 --> 01:55:21,912
که باعث کشته شدن تمام افراد
متصل به ماتریکس می‌شود

1130
01:55:22,079 --> 01:55:24,664
که اگر نابودی صهیون را نیز به آن اضافه کنیم

1131
01:55:24,832 --> 01:55:29,044
در نهایت به انقراضِ
! کُل نوع بشر منجر خواهد شد

1132
01:55:29,378 --> 01:55:33,465
،شما اجازه نمیدید این اتفاق بی‌افته، شما نمی‌تونید
شما براي بقا به انسان‌ها نیاز داريد

1133
01:55:34,258 --> 01:55:37,886
سطوح مختلفی از بقا وجود دارند
که ما آماده‌ی پذیرش آنها هستیم

1134
01:55:38,054 --> 01:55:40,847
با این حال مهمترین موضوع این است که
... آیا تو آمادگی داری

1135
01:55:41,015 --> 01:55:44,601
تا مسئولیت مرگ تک‌تک انسان‌های
این جهان را بر عهده بگیری یا خیر ؟

1136
01:55:51,067 --> 01:55:54,399
! خواندن واکنش‌های تو خیلی جالب است
<font color="#ff8000">«منظور خواندن کدهایی است که نشان دهنده‌ی عواطف‌»</font>
<font color="#ff8000">«و افکار درونی است و چون نئو در آن لحظه به ماتریکس»</font>
<font color="#ff8000">«متصل است، خواندن این کدها برا معمار میسر می‌باشد»</font>

1137
01:55:54,654 --> 01:55:58,490
پنج برگزیده‌ی پیش از تو، بر مبنای
پیش‌بینی‌های مشابه طراحی شده بودند

1138
01:55:58,658 --> 01:56:03,219
تصادفی محتمل الوقوع که بنا بود
... یک پیوستگی عمیق بین شما(برگزیده‌ها)

1139
01:56:03,287 --> 01:56:06,993
،و سایر هم نوع‌های‌ شما ایجاد کند
که باعث تسهیل در عملکرد شخص برگزیده شود

1140
01:56:07,041 --> 01:56:09,476
در حالی که دیگران این فرآیند را
به شیوه‌ی معمول تجربه می‌کنند

1141
01:56:09,543 --> 01:56:12,504
اما این در مورد تو بسیار متفاوت و خاص است

1142
01:56:12,838 --> 01:56:15,915
! در برابر عــشــق

1143
01:56:16,717 --> 01:56:18,343
! ترينيتي

1144
01:56:20,638 --> 01:56:24,995
او به موقع وارد ماتريکس شد تا جان تو را
! نجات دهد، به قيمت فدا کردن جان خودش

1145
01:56:25,851 --> 01:56:26,893
! نه

1146
01:56:27,103 --> 01:56:33,431
که این ما را به واپسین لحظه‌ی حقیقت* می‌رساند،زمانی
که مشکل بنیادینِ این فرآیند، سرانجام روشن می‌گردد
<font color="#ff8000">«لحظه‌ای که شخص باید یک تصمیم مهم و سریع بگیرد و»</font>
<font color="#ff8000">«این کار درآینده عواقبی را برای او در پی خواهد داشت»</font>

1147
01:56:33,499 --> 01:56:38,655
،و آشکار می‌شود که ناهنجاری
! هم نقطه‌ی آغاز و هم نقطه‌ی پایان است

1148
01:56:38,823 --> 01:56:40,490
دو درب وجود دارد

1149
01:56:40,658 --> 01:56:43,868
درب سمت راست تو، به منبع اصلی
و نجات صهیون منتهی می‌شود

1150
01:56:44,453 --> 01:56:50,750
درب سمت چپ تو، به ماتریکس، نجات آن زن
و پایان بشریت منتهی می‌شود

1151
01:56:50,918 --> 01:56:55,296
،همان‌طور که به درستی بیان کردی
مشکل اصلی بر سر " انتخاب " است

1152
01:56:55,464 --> 01:56:58,967
اما هر دوی ما پیشاپیش می‌دانیم که تو
قرار است چکار کنی، مگر نه ؟

1153
01:56:59,135 --> 01:57:01,391
از هم اکنون می‌توانم زنجیره‌ی واکنش‌ها را ببینم

1154
01:57:01,575 --> 01:57:05,121
فعل و انفعالاتی شیمیایی
... برای بروز یک احساس

1155
01:57:05,389 --> 01:57:08,643
که به طور ویژه برای غلبه بر
منطق و خِرَد طراحی شده است

1156
01:57:08,811 --> 01:57:13,440
احساسی که تو را از دیدنِ
: این حقیقت ساده و آشکار باز می‌دارد

1157
01:57:13,607 --> 01:57:20,113
آن زن خواهد مُرد و تو براي جلوگیری از
مرگ او هیچ کاری نمی‌توانی انجام دهی

1158
01:57:25,119 --> 01:57:29,047
" ! امــيــد، اصلي‌ترين توهم بشر است "

1159
01:57:29,100 --> 01:57:33,126
چیزی که همزمان، هم بزرگ‌ترین نقطه‌ی قوت
! و هم بزرگ‌ترین نقطه‌ی ضعف شماست

1160
01:57:33,294 --> 01:57:37,630
اگر جای تو بودم، آرزو می‌کردم
! که دوباره همدیگه رو نبینیم

1161
01:57:37,798 --> 01:57:39,215
! نخواهيم ديد

1162
01:57:46,640 --> 01:57:48,850
! ما يه مشكل خیلی جدی داريم، قربان

1163
01:57:49,310 --> 01:57:50,393
! اوه نه

1164
01:58:50,037 --> 01:58:51,581
اون ديگه چيه ؟ -

1165
01:58:51,681 --> 01:58:53,881
هر چي که هست، از هرچیزی که
! توی عمرم دیدم سریع‌تر حرکت می‌کنه

1166
01:59:44,216 --> 01:59:46,009
! لعنتی، گرفتش

1167
01:59:59,940 --> 02:00:01,774
! نئو، من مجبور بودم

1168
02:00:01,942 --> 02:00:03,693
! مي‌دونم

1169
02:00:08,741 --> 02:00:11,284
گلوله هنوز داخل بدنت‌ـه

1170
02:00:22,046 --> 02:00:23,963
! ترينيتي

1171
02:00:25,174 --> 02:00:26,883
! توی این شرایط من رو تنها نذار

1172
02:00:36,060 --> 02:00:38,645
! متاسفم

1173
02:00:45,152 --> 02:00:47,445
! ترينيتي

1174
02:00:57,414 --> 02:00:59,374
! ترينيتي

1175
02:00:59,541 --> 02:01:01,334
مي‌دونم كه صدا من رو مي‌شنوي

1176
02:01:02,127 --> 02:01:04,671
! نميذارم بري

1177
02:01:04,838 --> 02:01:06,464
! نمي‌تونم

1178
02:01:07,675 --> 02:01:09,884
! من از ته دل عاشقتم

1179
02:01:38,580 --> 02:01:39,992
! اين یکی رو ديگه نمی‌تونم باور ‌كنم

1180
02:01:43,627 --> 02:01:49,713
*به نظرم دیگه با هم بي‌حساب شديم
<font color="#ff8000">«در قسمت قبلی فیلم، ترینیتی عامل»</font>
<font color="#ff8000">«بازگشت نئو به زندگی شده بود»</font>

1181
02:01:59,393 --> 02:02:01,352
! نمی‌تونم درک کنم

1182
02:02:01,520 --> 02:02:04,522
همه‌ی کارها همون‌طور که مقدّر شده بود
انجام شد

1183
02:02:04,690 --> 02:02:07,734
وقتی که شخص برگزیده به منبع اصلی می‌رسید
باید این جنگ به پایان می‌رسید

1184
02:02:07,901 --> 02:02:10,737
تا بیست و چهار ساعت ديگه به پایان خواهد رسید -
!چي ؟ -

1185
02:02:10,904 --> 02:02:15,241
اگر تا بیست و چهار ساعت دیگه یه کاری رو
انجام ندیم، صهیون نابود خواهد شد

1186
02:02:15,659 --> 02:02:17,285
چی ؟ -
تو این رو از كجا مي‌دوني ؟ -

1187
02:02:17,745 --> 02:02:19,787
بهم گفتن که این اتفاق می‌افته -
کی گفته ؟ -

1188
02:02:20,789 --> 02:02:23,624
مهم نيست، من حرفش رو باور كردم

1189
02:02:23,792 --> 02:02:27,628
... اين غير ممكنه، پيشگويي میگه که -
! همه‌اش دروغ بود مورفيوس -

1190
02:02:29,381 --> 02:02:31,924
! اون " پيشگويي " یک دروغ بود

1191
02:02:33,135 --> 02:02:36,137
شخص برگزيده هرگز قرار نبوده
! چيزي رو به پایان برسونه

1192
02:02:36,305 --> 02:02:39,349
همه‌ی این‌ها، یه سیستم دیگه
برای کنترل ما بوده

1193
02:02:39,516 --> 02:02:42,602
! من این رو باور نمي‌كنم

1194
02:02:42,936 --> 02:02:45,271
اما خودت الان گفتي

1195
02:02:45,439 --> 02:02:49,442
چطور اون پیشگویی می‌تونه حقیقت داشته
وقتی که جنگ به پایان نرسیده ؟

1196
02:02:55,616 --> 02:02:58,076
! متاسفم

1197
02:02:58,243 --> 02:03:01,621
... مي‌دونم كه شنيدنش آسون نیست، اما

1198
02:03:01,789 --> 02:03:04,957
سوگند مي‌خورم كه حقيقت داره

1199
02:03:08,170 --> 02:03:10,880
حالا بايد چيكار كنيم ؟ -
نمي‌دونم -

1200
02:03:13,092 --> 02:03:14,300
! اوه نه

1201
02:03:23,644 --> 02:03:24,999
چه كاری دارن مي‌كنن ؟

1202
02:03:25,244 --> 02:03:27,479
هستن " EMP " اون‌ها درست خارج از بُردِ

1203
02:03:27,581 --> 02:03:28,991
! اون يه بمبه

1204
02:03:29,900 --> 02:03:32,110
! باید از این‌جا خارج بشیم، همین حالا

1205
02:04:08,814 --> 02:04:13,590
*"... من رویایی داشتم "
<font color="#ff8000">«،قسمتی از آیه 2:3 از کتاب "دانیال" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«هنگامی که نبوکدنزار پادشاه بابل از دانیال پیامبرِ»</font>
<font color="#ff8000">«بنی اسراییل می‌خواهد که رویای او را تعبیر کند»</font>

1206
02:04:13,715 --> 02:04:17,513
*" اما اکنون از آن رویا هیچ چیز باقی نمانده است "
<font color="#ff8000">«،قسمتی از آیه 2:3 از کتاب "دانیال" در تورات»</font>
<font color="#ff8000">«هنگامی که نبوکدنزار پادشاه بابل از دانیال پیامبرِ»</font>
<font color="#ff8000">«بنی اسراییل می‌خواهد که رویای او را تعبیر کند»</font>

1207
02:04:28,167 --> 02:04:30,418
! اومدن

1208
02:04:30,669 --> 02:04:32,378
بيا بريم، مورفيوس

1209
02:04:33,797 --> 02:04:36,841
ما موفق نمي‌شيم -
بايد تلاش‌مون رو بكنيم -

1210
02:04:44,558 --> 02:04:47,560
! زود باش -
يه چيزي فرق كرده -

1211
02:04:47,728 --> 02:04:49,729
چی ؟

1212
02:04:50,397 --> 02:04:51,898
می‌تونم احساس‌شون کنم

1213
02:05:14,838 --> 02:05:16,422
! نئو

1214
02:05:22,596 --> 02:05:26,182
چه اتفاقی افتاد ؟ -
نمي‌دونم -

1215
02:05:31,438 --> 02:05:37,356
*!اين كشتي " هَمِر " ـه
<font color="#ff8000">«به معنی پُتک، نام اصلی این هواناو " میولنیر " است»</font>
<font color="#ff8000">«که نام پتکی متعلق به ثور، ایزد نام‌دارِ آذرخش است»</font>
<font color="#ff8000">«به همین دلیل این ناو در بین سایر افراد به پُتک شهرت دارد»</font>

1216
02:05:45,035 --> 02:05:47,745
توی نوعی کُما قرار داره

1217
02:05:47,913 --> 02:05:50,164
اما علائم حیاتیش پایدار و خوبه

1218
02:05:51,375 --> 02:05:53,292
خودت چطوري ؟

1219
02:05:53,460 --> 02:05:55,586
من خوبم

1220
02:05:55,754 --> 02:05:58,130
می‌تونی یکم استراحت کنی

1221
02:05:58,298 --> 02:06:00,132
نه، مي‌خوام پيشش بمونم

1222
02:06:07,224 --> 02:06:09,850
... حق با لاك بود، اون حدس مي‌زد كه ماشين‌ها

1223
02:06:10,018 --> 02:06:12,895
خطوط اصليِ ورودی و خروجی صهیون رو قطع ‌كنن

1224
02:06:13,063 --> 02:06:15,815
فكر مي‌كرد یک ضدحمله مي‌تونه
اون‌ها رو غافل‌گير كنه

1225
02:06:16,066 --> 02:06:19,785
به نظر فکر خوبی می‌اومد
من فکر کردم که شانسی برای پیروزی داریم

1226
02:06:19,990 --> 02:06:22,463
تا اينكه يک نفر همه چيز رو خراب كرد

1227
02:06:22,531 --> 02:06:25,257
قبل از اینکه در موقعیتِ موردِ نظر قرار بگیریم
شلیک شد" EMP " یک

1228
02:06:25,325 --> 02:06:27,201
پنج تا ناو بلافاصله نابود شدند

1229
02:06:27,769 --> 02:06:29,161
وقتی ماشین‌ها وارد شدن

1230
02:06:29,529 --> 02:06:32,540
،ديگه جنگي در كار نبود
! سلاخی بود

1231
02:06:32,708 --> 02:06:35,543
اون حادثه یه اتفاقِ تصادفی بود ؟
یه جور اشکال در عملکرد ؟

1232
02:06:35,711 --> 02:06:36,970
هيچ‌كس نمي‌دونه

1233
02:06:37,111 --> 02:06:38,170
! يک نفر مي‌دونه

1234
02:06:38,338 --> 02:06:40,089
كي ؟

1235
02:06:40,357 --> 02:06:43,968
وقتی ماشین‌ها کارشون با ما تمام شد
دوباره شروع به حفاری کردن

1236
02:06:44,236 --> 02:06:46,729
ما هم خیلی سریع
مشغولِ پیدا کردن بازمانده‌ها شدیم

1237
02:06:46,938 --> 02:06:47,992
کسی رو هم پیدا کردید ؟

1238
02:06:49,674 --> 02:06:51,183
! فقط یک نفر

1239
02:06:51,207 --> 02:06:58,207
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

1240
02:07:06,264 --> 02:07:09,316
<font color="#ff8000">«بعداً به نتیجه خواهد رسید»</font>

1241
02:07:09,564 --> 02:07:35,316
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
