1
00:00:01,672 --> 00:00:21,672
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:21,696 --> 00:00:33,996
<font color="#ff8000">«:مخاطب گرامی»</font>
<font color="#ff8000">«نحوه‌ی خاص ادای برخی از دیالوگ‌های فیلم که به شکل رسمی»</font>
<font color="#ff8000">«و یا اصطلاحاً کتابی توسط بازیگران گفته می‌شوند در ترجمه فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«نیز لحاظ شده و دیالوگ‌ها آنطور که گفته می‌شوند، ترجمه شده‌اند»</font>

3
00:00:34,446 --> 00:00:42,647
<font color=#FFFF00><i>" اربـــــاب حـــــلقـــــه‌هـــــا "</i></font>
<font color="#ff8000">«کارگردان: پیتر جکسون»</font>

4
00:00:43,652 --> 00:00:59,252
جهت درکِ بهترِ تمایز، بین زبان‌های مختلفی که در فیلم
:صحبت می‌شوند، ترجمه با رنگ‌های زیر انجام شده‌است
<font color=#008000>زبان اِلف‌ها</font>، <font color="#0000ff">زبان اِنت‌ها</font>، <font color=#800080>زبان مردم روهان</font>، <font color=#FF0000>صحبت‌های گالوم</font>

5
00:00:59,621 --> 00:01:11,621
<font color="#ff8000">«توضیحات ارائه شده در ترجمه، از کتاب ارباب حلقه‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«نوشته‌ی " جرج آر.آر تالکین " برگرفته شده است»</font>

6
00:01:16,744 --> 00:01:20,468
<i>!نمی‌توانی بُگذری<font color="#ff8000"> :صدای گاندالف</font> -
!گاندالف<font color="#ff8000"> :صدای فرودو</font>-</i>

7
00:01:25,336 --> 00:01:30,682
<i>من خادم آتش پنهانی‌ام و سلاحم شعله‌ی آنور* است</i>
<font color="#ff8000">«آنور به معنای خورشید است»</font>

8
00:01:38,641 --> 00:01:41,406
<i>به میان سایه‌ها برگرد</i>

9
00:01:42,312 --> 00:01:46,092
<i>*آتش تیره یاری‌ات نخواهد رساند، ای شعله‌ی اودون</i>
<font color="#ff8000">«خانه‌ی باستانی بالروگ‌ها»</font>

10
00:01:49,944 --> 00:01:54,443
نـمـی‌تـوانـی بُـگـذری

11
00:01:56,162 --> 00:02:11,163
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

12
00:02:21,643 --> 00:02:23,347
!نه! نه

13
00:02:23,561 --> 00:02:25,516
!گاندالف

14
00:02:33,071 --> 00:02:34,806
!فرار کنید، احمق‏ها

15
00:02:35,448 --> 00:02:37,313
!نـــه

16
00:02:39,285 --> 00:02:41,344
!گاندالف

17
00:03:50,022 --> 00:03:51,854
!گاندالف

18
00:03:52,859 --> 00:03:55,088
چی شده، آقای فرودو؟

19
00:03:57,029 --> 00:03:58,766
هیچی

20
00:04:06,080 --> 00:04:08,136
فقط یه خواب بود

21
00:04:11,093 --> 00:04:17,259
<font color=#FFFF00><i>" دو بـــرج "</i></font>

22
00:04:17,530 --> 00:04:21,292
<font color="#00ff00">:ترجمه</font>
<font color="#ff8000">یاسـیــن بــرون</font>

23
00:04:21,304 --> 00:04:22,514
می‏تونی آخرش رو ببینی؟

24
00:04:23,806 --> 00:04:26,923
!نه !به پایین نگاه نکن، سم
!فقط ادامه بده

25
00:04:37,737 --> 00:04:39,870
!بگیرش
!بگیرش، آقای فرودو

26
00:04:42,992 --> 00:04:44,949
!آقای فرودو

27
00:04:47,538 --> 00:04:49,275
فکر کنم آخرش رو پیدا کردم

28
00:04:54,712 --> 00:04:57,666
!لجن و طناب
!معلوم نیست دیگه چی در انتظارمونه

29
00:04:57,840 --> 00:05:01,114
طبیعی نیست، هیچ کدومش

30
00:05:04,263 --> 00:05:06,337
چی داخلش‌ـه؟ -
هیچی -

31
00:05:07,725 --> 00:05:08,757
فقط یکم چاشنی‌ـه

32
00:05:09,352 --> 00:05:12,184
فکر کردم شاید یه شب
جوجه کبابی یا چیزی بخوایم بخوریم

33
00:05:12,730 --> 00:05:14,928
!جوجه کباب؟

34
00:05:15,525 --> 00:05:16,769
!تو که نمی‌دونی، شاید شد

35
00:05:17,235 --> 00:05:20,164
سم، سم عزیزم

36
00:05:21,864 --> 00:05:25,807
خیلی عالیه
بهترین نمک در تمام شایره

37
00:05:27,078 --> 00:05:29,072
!آره عالیه

38
00:05:32,959 --> 00:05:34,862
یکمی منو یاد خونه می‌ندازه

39
00:05:38,172 --> 00:05:40,558
نمی‌تونیم این رو همین جا رها کنیم
شاید کسی دنبالمون بیاد

40
00:05:41,050 --> 00:05:44,535
کی این‌جا دنبال ما میاد، آقای فرودو؟

41
00:05:45,388 --> 00:05:49,194
واقعاً حیف شد
بانو گالادریل بهم داده بودش

42
00:05:49,893 --> 00:05:51,879
طناب اصل اِلفی

43
00:05:52,771 --> 00:05:55,112
امکان نداره باز بشه
!یکی از گره‏های مخصوصِ خودم‌ـه

44
00:05:55,274 --> 00:05:57,272
به راحتی باز نمیشه

45
00:06:06,285 --> 00:06:08,399
طناب اصل اِلفی

46
00:06:22,467 --> 00:06:26,922
موردور*، تنها جاییه توی سرزمین میانه
که نمی‏خوایم از این نزدیک‏تر ببینیمش
<font color="#ff8000">«سرزمینِ سائورون که در جنوبی‌ترین نقطه‌ی»</font>
<font color="#ff8000">«سرزمین میانه و در شرق گاندور واقع شده»</font>

47
00:06:27,097 --> 00:06:29,342
و تنها جاییه که داریم تلاش می‌کنیم بهش برسیم

48
00:06:30,100 --> 00:06:31,849
!تنها جایی که نمی‌تونیم بهش برسیم

49
00:06:33,312 --> 00:06:36,262
بیا قبول کنیم، آقای فرودو
ما گم شدیم

50
00:06:38,610 --> 00:06:41,358
فکر نمی‏کنم که گاندالف می‏خواست ما از این راه بیایم

51
00:06:42,989 --> 00:06:46,255
اون نمی‏خواست خیلی اتفاق‌ها بیوفته، سم

52
00:06:47,118 --> 00:06:48,582
ولی اتفاق افتادن

53
00:07:01,674 --> 00:07:02,624
آقای فرودو؟

54
00:07:06,638 --> 00:07:08,037
به‏خاطر حلقه‌ـست، مگه نه؟

55
00:07:09,140 --> 00:07:11,605
داره سنگین‏تر میشه

56
00:07:24,240 --> 00:07:26,964
چه غذایی برامون باقی مونده؟ -
بذار ببینم -

57
00:07:27,702 --> 00:07:29,738
چه دوست داشتنی

58
00:07:29,913 --> 00:07:32,704
!نان لمباس
... بذار ببینم

59
00:07:35,168 --> 00:07:37,432
بازم نان لمباس

60
00:07:48,181 --> 00:07:50,187
معمولاً از خوراکی‌های خارجی خوشم نمیاد

61
00:07:50,392 --> 00:07:53,325
اما این چیزای اِلفی بَدَک نیستن

62
00:07:54,187 --> 00:07:57,670
هیچی نمی‌تونه روحیه‏ات رو ضعیف ‏کنه
مگه نه، سم؟

63
00:08:03,530 --> 00:08:05,824
!اون ابرهای بارونی شاید بتونن

64
00:08:40,067 --> 00:08:42,867
این‌جا به‏ طزر عجیبی آشنا به‏ نظر میاد

65
00:08:43,446 --> 00:08:45,900
!به خاطر اینه که قبلاً این‌جا بودیم

66
00:08:46,073 --> 00:08:48,692
داریم دور خودمون می‏چرخیم

67
00:08:49,452 --> 00:08:51,247
این بوی وحشتناک بد مالِ چیه؟

68
00:08:51,412 --> 00:08:53,614
شک ندارم که یه باتلاق پر از کثافت این اطرافه

69
00:08:53,789 --> 00:08:57,723
می‌تونی بوش رو حس کنی؟ -
آره -

70
00:08:57,788 --> 00:09:03,130
می‌تونم بوش رو حس کنم

71
00:09:03,300 --> 00:09:05,737
ما تنها نیستیم

72
00:09:19,399 --> 00:09:23,439
<font color=#FF0000>دزدها... دزدها</font>

73
00:09:23,612 --> 00:09:27,599
<font color=#FF0000>دزدهای کثیفِ کوچولو</font>

74
00:09:28,283 --> 00:09:30,405
<font color=#FF0000>اون (حلقه) کجاست؟</font>

75
00:09:30,577 --> 00:09:33,286
<font color=#FF0000>اون (حلقه) کجاست؟</font>

76
00:09:33,997 --> 00:09:37,170
<font color=#FF0000>اون (حلقه) رو از ما* دزدیدن</font>
<font color="#ff8000">«گالوم " در واقع شخصیتی بد ذات است که حلقه "»</font>
<font color="#ff8000">«در وجود " اسمیگل " به وجود آورده ‌است و به دلیل»</font>
<font color="#ff8000">«دو شخصیتی بودن از ضمیر " ما " استفاده می‌کند»</font>

77
00:09:37,375 --> 00:09:41,623
<font color=#FF0000>عــزیــز من</font>

78
00:09:42,506 --> 00:09:45,716
<font color=#FF0000> لعنت بهشون</font>
<font color=#FF0000>!ما ازشون متنفریم</font>

79
00:09:45,885 --> 00:09:49,980
<font color=#FF0000>اون مال ماست، مال ما</font>
<font color=#FF0000>!و ما اون رو می‌خوایم</font>

80
00:10:45,070 --> 00:10:46,860
این استینگ‌ـه

81
00:10:47,030 --> 00:10:48,496
*قبلاً دیدیش
<font color="#ff8000">«در کتاب هابیت، وقتی بیلبو وارد غار گالوم شد»</font>
<font color="#ff8000">«و حلقه را از او ربود " استینگ " را به همراه داشت»</font>

82
00:10:48,699 --> 00:10:51,186
مگه نه ... گالوم؟

83
00:10:55,289 --> 00:10:58,788
!رهاش کن، وگرنه گلوت رو پاره می‌کنم

84
00:11:14,850 --> 00:11:16,568
!می‏سوزونه

85
00:11:16,768 --> 00:11:19,108
!ما رو می‏سوزونه

86
00:11:20,607 --> 00:11:22,066
!زخمی می‌کنه

87
00:11:23,860 --> 00:11:26,070
!اِلف‏های کثیف بافتنش

88
00:11:26,237 --> 00:11:28,924
!از گردن ما بازش کنید -
!ساکت شو -

89
00:11:32,368 --> 00:11:36,578
فایده نداره، همه‏ی اُرک‏های موردور
صدای نحسش رو میشنون

90
00:11:36,748 --> 00:11:39,344
بیا دست و پاش رو ببندیم و رهاش کنیم -
!نه -

91
00:11:39,619 --> 00:11:43,111
این کار ما رو میکُشه
ما رو میکُشه

92
00:11:43,290 --> 00:11:45,987
!بیشتر از این هم حقت نیست

93
00:11:47,695 --> 00:11:49,721
شاید مُستحق مرگ باشه

94
00:11:52,134 --> 00:11:55,571
ولی الان که می‏بینمش
دلم براش می‏سوزه

95
00:11:59,043 --> 00:12:03,879
اگه با ما خوب باشن
ما هم با اون‌ها خوبیم

96
00:12:04,117 --> 00:12:06,881
!این رو از گردن ما باز کنید

97
00:12:09,990 --> 00:12:13,927
ما هم سوگند می‌خوریم
که هرکاری خواستید انجام بدیم

98
00:12:14,095 --> 00:12:16,029
سوگند می‌خوریم

99
00:12:16,331 --> 00:12:18,766
من به هیچ‌کدوم از قول‌های تو نمی‌تونم اعتماد کنم

100
00:12:21,470 --> 00:12:23,199
...سوگند می‌خوریم

101
00:12:23,472 --> 00:12:28,206
که به ارباب (حلقه‌ی) عزیز خدمت کنیم

102
00:12:29,846 --> 00:12:32,179
... سوگند می‏خوریم به

103
00:12:32,350 --> 00:12:34,318
 به (حلقه‌ی) عزیز

104
00:12:34,485 --> 00:12:36,681
گالوم
گالوم

105
00:12:36,855 --> 00:12:40,986
حلقه خیانت کاره
ولی ما روی قولت حساب می‌کنیم

106
00:12:41,828 --> 00:12:43,159
... بله

107
00:12:43,730 --> 00:12:46,822
 به (حلقه‌ی) عزیز سوگند می‌خوریم

108
00:12:48,602 --> 00:12:51,838
 به (حلقه‌ی) عزیز سوگند می‌خوریم

109
00:12:52,208 --> 00:12:53,698
!حرفت رو باور نمی‏کنم

110
00:12:55,746 --> 00:12:59,205
!بیا پایین !گفتم بیا پایین -
!سم -

111
00:12:59,451 --> 00:13:01,146
میخواد گولمون بزنه

112
00:13:01,319 --> 00:13:04,312
 اگه بذاریم بره، توی خواب خفه‏ـمون می‏کنه

113
00:13:15,736 --> 00:13:20,265
تو راه رسیدن به موردور رو بلدی؟ -
بله -

114
00:13:23,212 --> 00:13:24,941
قبلا اون‌جا بودی؟

115
00:13:25,948 --> 00:13:27,541
بله

116
00:13:38,464 --> 00:13:41,093
پس ما رو به سمت دروازه‏ی سیاه هدایت می‌کنی

117
00:13:49,677 --> 00:13:53,546
به سمت دروازه، به سمت دروازه، به سمت دروازه
ارباب میگه، آره

118
00:13:53,716 --> 00:13:58,518
<font color=#FF0000>نه !ما برنمی‏گردیم</font>
*<font color=#FF0000>نه به اون‌جا، نه به سمت اون</font>
<font color="#ff8000">«منظور " سائورون " است»</font>

119
00:13:58,688 --> 00:14:02,921
<font color=#FF0000>اون‏ها نمی‏تونن ما رو مجبور کنن</font>
<font color=#FF0000>!گالوم !گالوم</font>

120
00:14:03,127 --> 00:14:06,564
ولی ما سوگند خوردیم که به
ارباب (حلقه‌ی) عزیز خدمت کنیم

121
00:14:06,765 --> 00:14:12,727
<font color=#FF0000>نه !اون‌جا فقط خاکستر و خاک و تشنگی هست</font>
<font color=#FF0000>*!و سیاه چال و سیاه چال و سیاه چال</font>
<font color="#ff8000">«به خاطر شکنجه هایی که در سیاه چال‌های»</font>
<font color="#ff8000">«موردور کشیده از رفتن به اون جا هراس داره»</font>

122
00:14:12,906 --> 00:14:15,774
<font color=#FF0000>و اُرک‏ها، هزاران اُرک</font>

123
00:14:15,943 --> 00:14:21,075
<font color=#FF0000>،و چشم بزرگ همیشه در حال نگاه کردن‌ـه </font>
<font color=#FF0000>*در حال نگاه کردن‌ـه</font>
<font color="#ff8000">«همیشه در حال مراقبت از مرزهای موردور است»</font>

124
00:14:24,053 --> 00:14:27,853
!همین حالا برگرد !برگرد

125
00:14:30,260 --> 00:14:32,490
دیدی، چی بهت گفته بودم؟

126
00:14:32,663 --> 00:14:34,894
فرار کرد
!پیر پست فطرت

127
00:14:35,099 --> 00:14:37,591
این هم از قول‌هایی که داد

128
00:14:37,803 --> 00:14:39,361
از این طرف، هابیت‏ها

129
00:14:39,638 --> 00:14:41,663
!دنبالم بیاین

130
00:14:55,524 --> 00:14:56,924
!مری

131
00:14:57,894 --> 00:14:59,384
!مری

132
00:15:04,902 --> 00:15:08,669
دیر کردید
صبر اربابمون داره تمام میشه

133
00:15:08,873 --> 00:15:10,671
همین الان موش‏های شایر رو می‏خواد

134
00:15:11,544 --> 00:15:16,142
من از اُرک‏های عوضی دستور نمی‏گیرم

135
00:15:17,185 --> 00:15:20,246
سارومان غنیمتش رو به دست خواهد آورد

136
00:15:20,422 --> 00:15:23,619
ما اون‌ها رو تحویل خواهیم داد

137
00:15:29,833 --> 00:15:31,198
!مری

138
00:15:31,935 --> 00:15:33,699
مری؟
بیدار شو

139
00:15:37,174 --> 00:15:39,040
دوستم مریض‌ـه

140
00:15:39,478 --> 00:15:42,140
به آب نیازه داره
!خواهش می‏کنم

141
00:15:42,914 --> 00:15:46,851
مریضه، واقعاً؟
!یکم دارو بهش بدید، بچه‏ها

142
00:15:50,090 --> 00:15:51,755
!بس کنید

143
00:15:53,970 --> 00:15:56,594
!نمیتونه داروش رو بخوره

144
00:15:59,268 --> 00:16:01,849
!دست از سرش بردارید -
چرا؟ -

145
00:16:02,396 --> 00:16:04,749
نکنه تو هم می‏خوای؟

146
00:16:05,482 --> 00:16:08,882
پس دهنت رو ببند

147
00:16:12,323 --> 00:16:14,308
مری

148
00:16:15,201 --> 00:16:16,691
سلام پیپ

149
00:16:18,538 --> 00:16:20,972
زخمی شدی -
حالم خوبه -

150
00:16:21,140 --> 00:16:23,631
فقط داشتم نقش بازی می‌کردم -
نقش؟ -

151
00:16:24,310 --> 00:16:27,177
می‏بینی؟
تو رو هم گول زدم

152
00:16:29,882 --> 00:16:31,612
نگران من نباش، پیپ

153
00:16:33,920 --> 00:16:35,911
جریان چیه؟
چه بویی میاد؟

154
00:16:36,889 --> 00:16:38,186
گوشت انسان

155
00:16:40,326 --> 00:16:42,692
اون‌ها رَدمون رو دنبال کردن

156
00:16:43,796 --> 00:16:44,922
آراگورن

157
00:16:46,633 --> 00:16:48,464
راه بیوفتید

158
00:17:12,026 --> 00:17:14,551
سرعت‏ـشون زیاد شده

159
00:17:15,563 --> 00:17:17,531
باید بوی ما رو حس کرده باشن

160
00:17:17,699 --> 00:17:19,462
!عجله کنید

161
00:17:23,138 --> 00:17:24,867
!زودباش، گیملی

162
00:17:28,710 --> 00:17:31,008
سه‌روز و سه‌شبه که در تعقیب‌ـشون هستیم

163
00:17:31,179 --> 00:17:34,150
نه غذایی
نه استراحتی

164
00:17:34,317 --> 00:17:38,909
نه نشونه‌ای از کسایی که دنبال‌ـشون هستیم
آخه یه صخره‌ی لُخت چه چیزی برای گفتن داره؟

165
00:18:09,719 --> 00:18:12,916
برگ‏های" لورین " بی‏دلیل نمیوفتن

166
00:18:14,257 --> 00:18:16,623
ممکنه هنوز زنده باشن

167
00:18:17,461 --> 00:18:20,089
کمتر از یک روز از ما جلوترن
زود باشید

168
00:18:22,700 --> 00:18:25,191
!بیا، گیملی
داریم بهشون می‏رسیم

169
00:18:25,369 --> 00:18:29,669
من توی دوی استقامت ضعیفم
ما کوتوله‌ها ذاتاً مال دوی سرعت هستیم

170
00:18:30,208 --> 00:18:33,473
ما توی مسافت‌های کوتاه، خیلی خطرناک هستیم

171
00:18:45,223 --> 00:18:46,952
*روهان
<font color="#ff8000">«سرزمینی چمن‌زار در شمال گاندور که به خاطر»</font>
<font color="#ff8000">«اسب‌ها و سواران ماهرش در سرزمین میانه شهرت دارد»</font>

172
00:18:47,124 --> 00:18:49,922
" منزل‌گاه " اربابان اسب‌ها

173
00:18:51,128 --> 00:18:53,688
!نیروی عجیبی این‌جا در حال فعالیت‌ـه

174
00:18:53,865 --> 00:18:56,834
یه نیروی اهریمنی به این موجودات سرعت میده

175
00:18:57,001 --> 00:18:59,970
و اراده‏ا‏ش رو برعلیه ما قرار داده

176
00:19:05,176 --> 00:19:08,045
لگولاس! چشم‏های اِلفی‏ـت چی می‏بینن؟

177
00:19:08,214 --> 00:19:10,936
اوروک-های "ها* به طرف شمال‏شرقی تغییر مسیر دادن "
<font color="#ff8000">«آن‌ها بزرگ‌تر و قوی‌تر از اُرک‌های دیگر بودند»</font>
<font color="#ff8000">«و می‌توانستند نور خورشید را تحمل کنند»</font>

178
00:19:11,618 --> 00:19:13,779
!دارن هابیت‏ها رو به آیزنگارد می‏برن

179
00:19:14,654 --> 00:19:15,916
سارومان

180
00:19:24,330 --> 00:19:27,527
<i>جهان در حال تغییر است</i>

181
00:19:27,700 --> 00:19:33,297
<i>اکنون چه کسی توان ایستادگی در برابر ارتش‌های آیزنگارد</i>

182
00:19:34,007 --> 00:19:36,737
<i>و موردور را دارد؟</i>

183
00:19:38,444 --> 00:19:44,076
<i>چه کسی توان ایستادگی در برابر
 قدرت سائورون و سارومان</i>

184
00:19:44,250 --> 00:19:48,879
<i>و اتحاد دو برج* را دارد؟</i>
<font color="#ff8000">«منظور از دو برج: برج " آیزنگارد " جایگاه سارومان»</font>
<font color="#ff8000">«و برج " باراد-دور " جایگاه سائورون است»</font>

185
00:19:54,395 --> 00:19:57,364
<i>... با یکدیگر، سرورم سائورون</i>

186
00:19:57,531 --> 00:20:01,058
<i>بر " سرزمین میانه " حکومت خواهیم کرد</i>

187
00:20:17,153 --> 00:20:21,419
<i>دنیای کهن در شعله های آتشِ صنعت خواهد سوخت</i>

188
00:20:21,991 --> 00:20:25,256
<i>جنگل‌ها از بین خواهند رفت</i>

189
00:20:27,163 --> 00:20:30,030
<i>و " نظم نوینی " برپا خواهد شد</i>

190
00:20:31,100 --> 00:20:36,003
<i>ما ارابه‌ی جنگ را با شمشیر و نیزه</i>

191
00:20:36,172 --> 00:20:40,131
<i>و مشت‏های آهنین اُرک‏ها به حرکت در خواهیم آورد</i>

192
00:20:52,656 --> 00:20:55,887
میخوام ظرف دو هفته، مسلح و آماده جنگ بشن

193
00:20:56,059 --> 00:20:57,686
!ولی سرورم، تعدادشون خیلی زیاده

194
00:20:57,861 --> 00:21:00,887
نمی‌تونیم همه رو سر وقت مسلح کنیم
!ما امکاناتِ لازم رو نداریم

195
00:21:01,064 --> 00:21:04,124
یک سد بسازید، رودخانه رو مسدود کنید
کوره‏ها باید شب و روز کار کنن

196
00:21:04,768 --> 00:21:07,134
سوخت کافی برای تغذیه کوره‌ها رو نداریم

197
00:21:08,505 --> 00:21:12,772
جنگل فنگورن جلوی در خونمون‌ـه

198
00:21:14,212 --> 00:21:16,544
بسوزونیدش -
چشم  -

199
00:21:17,281 --> 00:21:19,579
برای شما خواهیم جنگید

200
00:21:19,751 --> 00:21:21,719
سوگند بخور

201
00:21:32,231 --> 00:21:36,998
ما برای سارومان جان‌ـمون رو فدا می‌کنیم

202
00:21:38,103 --> 00:21:40,094
اسب‏سواران* سرزمین‏های‏ شما رو غصب کردن
<font color="#ff8000">«منظور مردم روهان است»</font>

203
00:21:40,272 --> 00:21:44,801
اون‌ها مردم شما رو به سمت تپه‌ها راندن
تا بین صخره‌ها برای ادامه حیات دست و پا بزنن

204
00:21:44,978 --> 00:21:46,411
!قاتل‏ها

205
00:21:47,347 --> 00:21:49,439
زمین‏هایی که از شما دزدیدن رو پس بگیرید

206
00:21:49,648 --> 00:21:51,411
!همه‌ی روستاها رو به آتش بکشید

207
00:21:54,653 --> 00:21:59,784
<i>فقط باید مخالفان‌ـمون رو از بین ببریم</i>

208
00:22:00,259 --> 00:22:02,784
<i> این کار از روهان آغاز خواهد شد </i>

209
00:22:03,529 --> 00:22:07,056
<i>خیلی وقته که این دهقان‌ها در مقابلت ایستادن</i>

210
00:22:07,232 --> 00:22:09,029
<i>اما دیگه آخرشه</i>

211
00:22:09,201 --> 00:22:11,465
!ایوتین
!ایوتین

212
00:22:13,639 --> 00:22:16,303
خواهرت رو با خودت ببر
اگه فقط دو نفر باشید سریعتر می‌تازید

213
00:22:16,677 --> 00:22:19,339
بابا گفته ایوتین نباید سوار " گارولف " بشه

214
00:22:19,513 --> 00:22:21,174
!براش خیلی بزرگه

215
00:22:21,382 --> 00:22:24,351
گوش کن چی میگم
باید به طرف " ادوراس "* بتازی و بهشون هشدار بدی
<font color="#ff8000">«پایتخت روهان و محل زندگی دربار »</font>

216
00:22:24,552 --> 00:22:27,043
فهمیدی چی گفتم؟ -
بله، مامان -

217
00:22:27,354 --> 00:22:30,255
نمی‏خوام این‌جا رو ترک کنم
نمی‏خوام برم، مامان

218
00:22:30,424 --> 00:22:34,155
فِرِ‏دا، اون‏جا پیداتون می‏کنم

219
00:22:39,066 --> 00:22:40,761
!سریع‏تر

220
00:22:47,175 --> 00:22:48,733
برو فرزندم

221
00:23:01,622 --> 00:23:03,523
<i>... روهان، سرورم</i>

222
00:23:03,992 --> 00:23:06,722
<i> آماده‌ی سقوطه </i>

223
00:23:17,974 --> 00:23:19,498
تئودرد

224
00:23:19,709 --> 00:23:21,336
!پسرِ پادشاه رو پیدا کنید

225
00:23:37,794 --> 00:23:43,824
موردور تاوان این کارش رو خواهد داد -
این اُرک‏ها مال موردور نیستن -

226
00:23:44,734 --> 00:23:47,567
!سرورم ائومر، بیاید این‌جا

227
00:23:56,380 --> 00:23:58,177
زنده‏ـست

228
00:24:28,981 --> 00:24:31,074
تئودرد

229
00:24:44,464 --> 00:24:47,490
پسرتون به سختی زخمی شده، سرورم

230
00:24:47,901 --> 00:24:50,392
در کمین اُرک‌ها گرفتار شد

231
00:24:51,939 --> 00:24:55,568
اگه از سرزمین‌ـمون دفاع نکنیم
سارومان اون رو به زور تصاحب خواهد کرد

232
00:24:55,943 --> 00:24:58,433
این حرف دروغه

233
00:25:00,647 --> 00:25:05,448
سارومان سفید همیشه دوست و متحد ما بوده

234
00:25:07,120 --> 00:25:09,125
گریما

235
00:25:10,582 --> 00:25:12,512
گریما

236
00:25:15,044 --> 00:25:16,534
گریما

237
00:25:17,346 --> 00:25:20,406
اُرک‌ها دارن آزادانه توی زمین‌های ما پرسه می‌زنن

238
00:25:20,816 --> 00:25:24,412
بدون نظارت، بدون درگیری
هرکسی رو که بخوان می‌کُشن

239
00:25:25,088 --> 00:25:27,989
اُرک‏هایی که نشان دستِ سفید سارومان رو دارن

240
00:25:35,832 --> 00:25:41,600
چرا این مشکلات رو برای یک ذهن مشکل‌دار مطرح می‌کنی؟

241
00:25:41,805 --> 00:25:44,273
مگه متوجه نیستی؟

242
00:25:44,441 --> 00:25:49,469
عموت از یاغی‌گری و جنگ طلبیِ تو

243
00:25:49,680 --> 00:25:52,205
خسته شده

244
00:25:54,418 --> 00:25:56,386
جنگ طلبی؟

245
00:25:56,553 --> 00:25:58,714
چه مدته که سارومان تو رو خریده؟

246
00:25:59,556 --> 00:26:01,921
قول چه مبلغی رو بهت داده، گریما؟

247
00:26:02,158 --> 00:26:05,753
قول داده که وقتی همه کشته شدن
سَهمت رو از گنجینه بگیری؟

248
00:26:18,240 --> 00:26:20,868
خیلی وقته که نگاهت به خواهرم‌ـه

249
00:26:21,077 --> 00:26:23,045
خیلی وقته که دنبالش افتادی

250
00:26:31,120 --> 00:26:35,454
تو زیادی می‏بینی، ائومر پسر ائوماند

251
00:26:35,624 --> 00:26:36,784
خیلی زیاد

252
00:26:39,128 --> 00:26:43,969
تو فوراً از قلمروی روهان و تمام
سرزمین‌های تحت سلطه‌اش تبعید میشی

253
00:26:44,100 --> 00:26:48,971
،و در صورت بازگشت
مجازات مرگ در انتظارت خواهد بود

254
00:26:49,372 --> 00:26:51,704
تو این‌جا هیچ قدرتی نداری

255
00:26:51,874 --> 00:26:54,342
دستوراتت بی ارزش هستن

256
00:26:54,877 --> 00:26:58,712
این دستور از طرفِ من نیست

257
00:26:58,882 --> 00:27:01,043
از طرفِ پادشاه‌ـه

258
00:27:01,651 --> 00:27:04,244
همین امروز صبح امضاش کرد

259
00:27:35,818 --> 00:27:38,514
همین‏طور نفس بکش
راهش همینه

260
00:27:38,754 --> 00:27:40,449
نفس بکش

261
00:27:44,560 --> 00:27:48,395
جوری ‌میدَوَن که انگار اربابشون با شلاق پشت سرشون‌ـه

262
00:28:04,548 --> 00:28:06,572
...از این جلوتر نمیریم

263
00:28:06,749 --> 00:28:08,739
تا وقتی که یه نفسی تازه کنیم

264
00:28:09,284 --> 00:28:11,252
!آتش روشن کنید

265
00:28:15,323 --> 00:28:16,881
!مری

266
00:28:17,258 --> 00:28:18,589
!مری

267
00:28:20,295 --> 00:28:25,494
فکر کنم احتمالاً اشتباه کردیم
که شایر رو ترک کردیم، پیپین

268
00:28:34,978 --> 00:28:37,173
این صدا از کجا میاد؟

269
00:28:38,748 --> 00:28:40,215
صدای درخت‏هاست

270
00:28:40,951 --> 00:28:42,009
چی؟

271
00:28:42,352 --> 00:28:46,186
اون جنگل قدیمی توی مرزهای باک‏لند* رو یادت میاد؟
<font color="#ff8000">«جنگلی در شرق شایر که هابیت‌ها برای آن»</font>
<font color="#ff8000">«حصاری ساخته بودند تا آنها را از شَر موجودات»</font>
<font color="#ff8000">«عجیبی که در جنگل قدیمی زندگی می کردند حفظ نماید»</font>

272
00:28:46,356 --> 00:28:50,850
مردم همیشه می‏گفتن یه چیزی توی آبش هست که
... باعث میشه درخت‏ها بلندتر

273
00:28:51,027 --> 00:28:52,551
!و تبدیل به موجود زنده بشن

274
00:28:52,796 --> 00:28:54,491
زنده؟

275
00:28:55,365 --> 00:28:57,060
درخت هایی که میتونن نَجوا کنن

276
00:28:58,068 --> 00:29:00,536
و با هم حرف بزنن

277
00:29:00,704 --> 00:29:02,501
!حتی حرکت کنن

278
00:29:04,141 --> 00:29:06,371
دارم از گرسنگی می‏میرم

279
00:29:06,543 --> 00:29:10,603
!سه روزِ لعنتیه که به جز نون کپک زده هیچی نخوردیم

280
00:29:10,980 --> 00:29:12,242
!آره

281
00:29:12,448 --> 00:29:15,713
!چرا یکم گوشت نخوریم؟

282
00:29:18,087 --> 00:29:20,283
اون‏ها چطورن؟

283
00:29:20,457 --> 00:29:22,357
گوشت‌ـشون تازه‌ـست

284
00:29:23,026 --> 00:29:26,792
اون‏ها برای خوردن نیستن

285
00:29:32,769 --> 00:29:34,737
پاهاشون چطور؟

286
00:29:34,938 --> 00:29:37,236
!اون‏ها رو که لازم ندارن

287
00:29:38,708 --> 00:29:41,905
خوشمزه به‏نظر میان -
!گمشو عقب، بو گندو -

288
00:29:43,713 --> 00:29:48,616
زندانی ها به سارومان تحویل داده میشن
!زنده و سالم

289
00:29:48,985 --> 00:29:50,919
زنده؟

290
00:29:53,890 --> 00:29:58,156
چرا زنده؟
مگه چه چیز خاصی دارن؟

291
00:30:00,563 --> 00:30:03,930
یه چیزی همراهشون هست
یه اسلحه‌ی اِلفی

292
00:30:04,099 --> 00:30:07,126
ارباب اون رو برای جنگ می‏خواد

293
00:30:10,040 --> 00:30:11,905
فکر می‌کنن حلقه پیش ماست

294
00:30:12,075 --> 00:30:14,508
به محض این‌که بفهمن حلقه پیش ما نیست، می‌کُشنمون

295
00:30:16,378 --> 00:30:18,346
... فقط یه لقمه‏

296
00:30:18,514 --> 00:30:19,708
یکم از گوشت پهلو

297
00:30:26,522 --> 00:30:30,083
!ظاهراً گوشت به منوی غذای امشب‌ـتون اضافه شد

298
00:30:36,699 --> 00:30:37,961
پیپین

299
00:30:38,133 --> 00:30:39,828
بزن بریم

300
00:30:48,277 --> 00:30:49,767
زود باش

301
00:30:49,979 --> 00:30:51,446
درخواست کمک کن

302
00:30:52,848 --> 00:30:53,941
داد بزن

303
00:30:54,150 --> 00:30:57,313
حالا دیگه هیچ‏کس نیست نجات‏ـتون بده

304
00:31:06,496 --> 00:31:07,895
پیپین

305
00:31:32,187 --> 00:31:34,678
طلوع خورشید سرخ

306
00:31:35,190 --> 00:31:38,125
دیشب خون ریخته شده

307
00:32:09,291 --> 00:32:11,156
سوارانِ روهان

308
00:32:11,593 --> 00:32:14,027
!از مارک* چه خبر؟
<font color="#ff8000">«لقبی که سواران روهان به مرزهای قلمروشان داده‌اند»</font>

309
00:32:41,790 --> 00:32:46,193
یک اِلف، یک انسان و یک کوتوله توی
ریدرمارک "* چیکار می‏کنند؟ "
<font color="#ff8000">«،به معنی: سرزمین سواران»</font>
<font color="#ff8000">«لقبی که مردم روهان به سرزمین‌ـشان داده‌اند»</font>

310
00:32:46,996 --> 00:32:48,258
!سریع حرف بزنید

311
00:32:48,598 --> 00:32:53,262
اسمت رو بهم بگو اسب سوار
!بعدش من هم اسمم رو بهت میگم

312
00:33:02,412 --> 00:33:04,937
...سرت رو از تنت جدا می‌کردم کوتوله

313
00:33:05,382 --> 00:33:07,748
!اگه یکم از اینی که هست بالاتر بود

314
00:33:08,785 --> 00:33:10,844
قبل از این‌که شمشیرت پایین بیاد مُردی

315
00:33:19,563 --> 00:33:21,463
من آراگورن پسرِ آراتورن هستم

316
00:33:21,799 --> 00:33:25,996
،این‌ها گیملی پسر گلوین
*" و لگولاس از سرزمین " وودلند
<font color="#ff8000">«قلمرو اِلف‌های جنگلی»</font>

317
00:33:26,169 --> 00:33:29,400
ما دوستان روهان و " تئودن " پادشاه‏ شما هستیم

318
00:33:31,141 --> 00:33:34,907
تئودن دیگه دوست رو از دشمن تشخص نمیده

319
00:33:35,145 --> 00:33:37,340
(حتی خویشاوندان خودش رو (هم نمی‌شناسه

320
00:33:41,851 --> 00:33:43,819
سارومان ذهن پادشاه رو مسموم کرده

321
00:33:43,987 --> 00:33:45,921
و مدعی فرمانروایی بر این سرزمین‌ها‌ـست

322
00:33:47,890 --> 00:33:50,882
من و همراهانم به روهان وفادار هستیم

323
00:33:51,059 --> 00:33:52,822
و به همین ‏خاطر تبعید شدیم

324
00:33:54,897 --> 00:33:58,196
جادوگر سفید خیلی حیله گره

325
00:33:58,867 --> 00:34:01,268
میگن همه‌جا حضور داره

326
00:34:01,471 --> 00:34:03,905
در پوشش یک پیرمرد رَدا پوش
این طرف و اون طرف پرسه میزنه

327
00:34:05,341 --> 00:34:09,107
و همه‌جا، جاسوس‌هاش از دام های ما عبور می‌کنن

328
00:34:09,279 --> 00:34:11,509
ما جاسوس نیستیم

329
00:34:11,681 --> 00:34:14,616
ما در تعقیب گروهی از " اوروک-های "ها هستیم
که به سمت غرب این دشت در حرکتن

330
00:34:14,918 --> 00:34:17,250
اون‏ها دو تا از دوستان‏ ما رو اسیر کردن

331
00:34:18,054 --> 00:34:20,522
اوروک "‏ها نابود شدن "
دیشب سلاخی‌ـشون کردیم

332
00:34:20,690 --> 00:34:23,853
ولی دوتا هابیت هم بودن
دوتا هابیت همراه‏ـشون ندیدی؟

333
00:34:24,027 --> 00:34:26,995
اون‏ها جثه‌ی کوچیکی دارن
برای شما ممکنه بچه به نظر بیان

334
00:34:30,332 --> 00:34:32,323
کسی رو زنده نذاشتیم

335
00:34:32,968 --> 00:34:35,937
ما لاشه‏ها رو روی هم ریختیم و اون‏ها رو سوزوندیم

336
00:34:41,410 --> 00:34:42,638
مُردن؟

337
00:34:45,647 --> 00:34:47,342
متاسفم

338
00:34:52,922 --> 00:34:55,220
هاسوفل
اِرود

339
00:34:57,026 --> 00:35:01,690
امیدوارم این اسب ها شما رو به سمت
سرنوشتی بهتر از اربابان قبلی‌ـشون ببرن

340
00:35:02,899 --> 00:35:04,491
بدرود

341
00:35:09,706 --> 00:35:11,936
دنبال دوستان‏ـتون بگردین

342
00:35:12,408 --> 00:35:14,638
اما خیلی امیدوار نباشید

343
00:35:16,346 --> 00:35:18,906
امید از این سرزمین رفته

344
00:35:19,115 --> 00:35:21,106
!به سمت شمال میریم

345
00:36:11,700 --> 00:36:13,531
این کمربند کوچیک مال اون‌هاست

346
00:36:14,983 --> 00:36:18,983
:به زبان الفی
<font color=#008000>باشد که در جهان پس از مرگ آرامش بیابند</font>

347
00:36:27,350 --> 00:36:29,375
ما ناامیدشون کردیم

348
00:36:43,432 --> 00:36:45,593
یک هابیت این‌جا دراز کشیده بوده

349
00:36:47,502 --> 00:36:49,129
و یکی دیگه هم این‌جا

350
00:36:59,949 --> 00:37:01,941
اون‌ها سینه‌خیز حرکت کردن

351
00:37:05,655 --> 00:37:07,748
دست‏هاـشون بسته بوده

352
00:37:19,903 --> 00:37:21,734
بندهاـشون پاره شدن

353
00:37:37,219 --> 00:37:39,346
به این سمت می‌دَویدن

354
00:37:42,991 --> 00:37:44,185
تعقیب‌ـشون می‌کردن

355
00:37:47,396 --> 00:37:49,125
!کمربند

356
00:37:53,035 --> 00:37:54,161
!فرار کن

357
00:37:57,907 --> 00:37:59,238
...ِردپا‌ها از میدان نبرد دور میشن و به سمت

358
00:38:04,047 --> 00:38:06,140
جنگل فنگورن "* میرن "
<font color="#ff8000">«جنگلی عمیق و تاریک در جنوب کوه‌های مه‌آلود»</font>

359
00:38:07,050 --> 00:38:08,483
فنگورن؟

360
00:38:08,651 --> 00:38:11,279
!چه دیوانگی‌ای باعث شده که به اون‌جا برن؟

361
00:38:29,038 --> 00:38:32,030
گُمش کردیم؟
فکر کنم گُمش کردیم

362
00:38:38,747 --> 00:38:42,183
قراره دل و روده‌ی کوچیک و کثیف‌ـتون رو بریزم بیرون

363
00:38:48,424 --> 00:38:49,413
!بیاین این‌جا

364
00:38:54,931 --> 00:38:57,491
درخت، برو بالای درخت

365
00:39:06,809 --> 00:39:08,537
رفته

366
00:39:20,615 --> 00:39:22,947
!مری

367
00:39:34,429 --> 00:39:38,832
!بذار یه سوراخ کوچیک توی شکمت درست کنم

368
00:39:45,939 --> 00:39:47,497
!فرار کن، مری

369
00:39:57,285 --> 00:40:01,619
اُرک‏های کوچولو

370
00:40:01,790 --> 00:40:04,122
اون حرف می‏زنه، مری
درخته داره حرف می‏زنه

371
00:40:04,292 --> 00:40:06,192
!درخت؟

372
00:40:06,361 --> 00:40:09,353
!من درخت نیستم

373
00:40:09,597 --> 00:40:11,759
من یک " اِنت " هستم

374
00:40:12,334 --> 00:40:14,461
نگهبان درخت‌ها

375
00:40:15,037 --> 00:40:17,005
چوپان جنگل

376
00:40:17,173 --> 00:40:18,538
باهاش حرف نزن، مری

377
00:40:19,041 --> 00:40:20,508
تشویقش نکن

378
00:40:20,709 --> 00:40:24,941
 " بعضی‌ها بهم میگن " درخت ریشو
<font color="#ff8000">«به اِنت‌ها " چوب ریش " نیز گفته می شود»</font>

379
00:40:25,114 --> 00:40:27,082
و طرفِ کی هستی؟

380
00:40:27,683 --> 00:40:29,310
طرف؟

381
00:40:29,518 --> 00:40:32,386
... من طرفِ هیچ‏کس نیستم

382
00:40:32,756 --> 00:40:38,092
،چون هیچ‏کسی طرفِ من نیست
اُرک کوچولو

383
00:40:38,895 --> 00:40:43,525
دیگه هیچ‏کس به جنگل‏ها اهمیت نمیده

384
00:40:43,934 --> 00:40:46,333
!ما اُرک نیستیم
!ما هابیت هستیم

385
00:40:46,502 --> 00:40:48,800
هابیت؟

386
00:40:50,039 --> 00:40:54,909
!تا حالا چیزی در مورد هابیت‌ها نشنیدم

387
00:40:56,112 --> 00:41:00,606
این حرفتون، به نظر یه حقه‌ی اُرکی میاد

388
00:41:00,784 --> 00:41:02,911
اون‏ها با آتش میان

389
00:41:03,119 --> 00:41:05,679
با تبر میان

390
00:41:05,889 --> 00:41:10,690
قطع می‌کنن، ریشه‌کن می‌کنن، می‌شکنن
تکه تکه می‌کنن، می‌سوزونن

391
00:41:10,894 --> 00:41:14,696
ویرانگرها و غاصب‌ها، لعنت بهشون -
نه -

392
00:41:14,933 --> 00:41:17,766
 تو متوجه نیستی
!ما هابیت هستیم

393
00:41:17,970 --> 00:41:19,767
کوتوله‌ایم

394
00:41:19,938 --> 00:41:21,030
!از مردم شایریم

395
00:41:21,240 --> 00:41:23,571
... شاید باشید

396
00:41:23,875 --> 00:41:27,504
 و شاید هم نباشید

397
00:41:28,613 --> 00:41:32,516
جادوگر سفید می‏دونه

398
00:41:33,318 --> 00:41:35,252
جادوگر سفید؟

399
00:41:36,788 --> 00:41:38,278
سارومان

400
00:41:50,868 --> 00:41:52,530
می‏بینید؟
می‏بینید؟

401
00:41:52,771 --> 00:41:55,171
به بیرون راهنمایی‌ـتون کردیم

402
00:41:55,340 --> 00:41:57,831
عجله کنید هابیت‏ها
عجله کنید

403
00:42:00,946 --> 00:42:03,414
خیلی خوش شانس بودید که پیداتون کردیم

404
00:42:10,088 --> 00:42:11,818
هابیت خوب

405
00:42:14,727 --> 00:42:17,992
این یه مرداب‌ـه
اون ما رو به داخل یه باتلاق هدایت کرده

406
00:42:18,164 --> 00:42:20,792
باتلاق، بله، بله

407
00:42:21,567 --> 00:42:26,266
بیا ارباب
ما شما رو از مسیرهای امنِ داخلِ این مِه می‏بریم

408
00:42:28,608 --> 00:42:32,045
!بیاید هابیت‏ها، بیاید
باید سریع‏ حرکت کنیم

409
00:42:35,316 --> 00:42:37,944
من پیداش کردم، پیداش کردم

410
00:42:38,152 --> 00:42:40,814
راهی که از وسط باتلاق‌ها می‌گذره

411
00:42:41,021 --> 00:42:44,513
،اُرک‏ها ازش استفاده نمی‏کنن
اُرک‏ها اون رو بلد نیستن

412
00:42:44,725 --> 00:42:48,786
مایل‌ها دورش می‌زنن

413
00:42:48,996 --> 00:42:50,429
سریع‏تر بیاید

414
00:42:50,631 --> 00:42:54,692
باید مثل سایه‏ سریع و آرام باشیم

415
00:42:55,869 --> 00:42:59,202
از این‌جا متنفرم
زیادی ساکت‌ـه

416
00:42:59,373 --> 00:43:01,637
دو روزه که نه پرنده‌ای دیدیم و نه صداش رو شنیدیم

417
00:43:01,809 --> 00:43:05,176
نه، پرنده‏ای برای خوردن نیست

418
00:43:05,412 --> 00:43:09,644
هیچ پرنده‌ی قابل خوردنی نیست

419
00:43:10,250 --> 00:43:13,118
ما داریم گرسنگی می‌کشیم
آره

420
00:43:13,288 --> 00:43:17,587
گرسنگی می‌کشیم عزیز

421
00:43:32,540 --> 00:43:34,064
بیا

422
00:43:35,276 --> 00:43:37,267
غذاش* چیه؟
<font color="#ff8000">«نمیدونه چیه و فکر می‌کنه که گوشت یه موجود زنده‌ـست»</font>

423
00:43:37,479 --> 00:43:39,447
خوشمزه‌ـست؟

424
00:43:44,753 --> 00:43:47,347
اون غذا سعی کرد ما رو خفه کنه

425
00:43:47,622 --> 00:43:51,285
!ما نمی‏تونیم غذای هابیت‏ها رو بخوریم

426
00:43:52,995 --> 00:43:57,021
!باید گرسنگی بکشیم

427
00:43:57,198 --> 00:43:59,564
خب، پس گرسنگی بکش
!تا از بمیری و دستت خلاص بشیم

428
00:44:00,335 --> 00:44:02,530
اوه، هابیت سنگدل

429
00:44:02,737 --> 00:44:05,570
براش مهم نیست که ما گرسنگی بکشیم

430
00:44:05,807 --> 00:44:10,540
براش مهم نیست که ما بمیریم

431
00:44:11,179 --> 00:44:14,013
مثل ارباب نیست

432
00:44:15,384 --> 00:44:17,477
برای ارباب مهمه

433
00:44:18,654 --> 00:44:20,519
ارباب میدونه

434
00:44:22,992 --> 00:44:24,960
آره

435
00:44:25,127 --> 00:44:27,755
عزیز

436
00:44:31,333 --> 00:44:34,963
یه زمانی ما رو اسیر خودش کرده بود

437
00:44:36,840 --> 00:44:41,004
هرگز رهات نمی‌کنه

438
00:44:41,711 --> 00:44:42,871
!به من دست نزن

439
00:45:15,345 --> 00:45:17,210
چیزهای مُرده اون جاست

440
00:45:17,380 --> 00:45:19,143
چهره‌های مُرده‌ها توی آب‌ـه

441
00:45:23,987 --> 00:45:27,947
همه مُردن
همه پوسیدن

442
00:45:28,459 --> 00:45:32,225
اِلف‏ها و انسان‏ها و اُرک‏ها

443
00:45:32,430 --> 00:45:36,060
در نبرد بزرگی* که خیلی وقت پیش اتفاق افتاد
<font color="#ff8000">«منظور نبرد " داگورلد " است. نبردی که بین سپاه»</font>
<font color="#ff8000">«سائورون و سپاه الف‌ها و انسان‌ها در آن مکان در گرفت»</font>

444
00:45:36,869 --> 00:45:38,598
*" باتلاق‌های مرگ "
<font color="#ff8000">«بخشی از باقیمانده‌های به گل نشسته نبرد داگورلد»</font>

445
00:45:38,804 --> 00:45:41,534
آره آره
اِسمشون همین‌ـه

446
00:45:43,242 --> 00:45:44,971
از این طرف

447
00:45:45,177 --> 00:45:47,941
نورها رو دنبال نکنید

448
00:45:49,681 --> 00:45:53,550
مراقب باشید !وگرنه هابیت‏ها
میرن پایین تا به مرده‌ها ملحق بشن

449
00:45:53,753 --> 00:45:57,849
!و شمع‏های کوچیکِ خودشون رو روشن کنن

450
00:46:24,050 --> 00:46:25,517
!فرودو

451
00:47:09,996 --> 00:47:14,661
گالوم؟ -
نورها رو دنبال نکن -

452
00:47:14,835 --> 00:47:16,700
!گالوم -
!آقای فرودو -

453
00:47:16,870 --> 00:47:18,735
حالت خوبه؟

454
00:47:47,636 --> 00:47:50,605
<font color=#FF0000>خیلی درخشان است</font>

455
00:47:50,805 --> 00:47:54,606
<font color=#FF0000>خیلی زیباست</font>

456
00:47:54,777 --> 00:47:58,645
<font color=#FF0000>عــزیــز ما</font>

457
00:48:00,116 --> 00:48:01,606
چی گفتی؟

458
00:48:01,817 --> 00:48:03,979
<font color=#FF0000>ارباب باید استراحت کنه</font>

459
00:48:04,154 --> 00:48:08,215
<font color=#FF0000>ارباب باید نیروی خودش رو حفظ کنه</font>

460
00:48:10,194 --> 00:48:13,460
تو کی هستی؟ -
<font color=#FF0000>اون نباید از ما بپرسه، بهش مربوط نیست -</font>

461
00:48:13,632 --> 00:48:15,123
<font color=#FF0000>گالوم</font>
<font color=#FF0000>گالوم</font>

462
00:48:15,302 --> 00:48:17,100
گاندالف بهم گفت که از " مردم رودخانه "* بودی
<font color="#ff8000">«هابیت‌هایی که در امتداد رودخانه آندوین زندگی می‌کردند»</font>

463
00:48:17,271 --> 00:48:21,368
<font color=#FF0000><i>سرد باد*، دل و دست و استخوان</i></font>
<font color=#FF0000><i>*سرد باد، مسافرانِ دور از خانه‌ـشان</i></font>
<font color="#ff8000">«سرد باد: کنایه از مُردن»</font>

464
00:48:21,543 --> 00:48:23,102
اون گفت که زندگیت داستان غم انگیزی داره

465
00:48:23,313 --> 00:48:27,842
<font color=#FF0000><i>آن‌ها نمی دانند که چه در پیش است</i></font>
<font color=#FF0000><i>*وقتی که خورشید ساقِط و مرگِ ماه نزدیک است</i></font>
<font color="#ff8000">«طبق کتاب:این شعر در واقع افسونی است که»</font>
<font color="#ff8000">«توسط یک شبح خبیث سروده شده است»</font>

466
00:48:28,018 --> 00:48:31,011
یه زمانی فرق زیادی با یه هابیت نداشتی

467
00:48:31,222 --> 00:48:32,951
درسته؟

468
00:48:35,195 --> 00:48:37,425
" اسـمـیـگـل "

469
00:48:42,135 --> 00:48:44,660
من رو چی صدا کردی؟

470
00:48:46,006 --> 00:48:48,770
یه زمانی اِسمت همین بود، مگه نه؟

471
00:48:49,343 --> 00:48:51,709
خیلی وقت پیش

472
00:48:52,546 --> 00:48:54,708
...اِسم من

473
00:48:55,783 --> 00:48:57,273
اِسم من

474
00:49:04,158 --> 00:49:06,624
" اسـمـیـگـل "

475
00:49:10,757 --> 00:49:12,382
 *" سواران سـیـاه "
<font color="#ff8000">«مخوف‌ترین خادمان سائورون در سرزمین میانه»</font>

476
00:49:12,557 --> 00:49:13,887
مخفی بشید
مخفی بشید

477
00:49:24,458 --> 00:49:26,754
!بیا، فرودو
!زودباش

478
00:49:26,925 --> 00:49:30,550
!زود باشید، اون‏ها ما رو می‏بینن
!ما رو می‏بینن

479
00:49:31,325 --> 00:49:33,984
!فکر می‏کردم که مُرده‌ان -
مُرده‌ان؟ -

480
00:49:34,158 --> 00:49:37,124
نه نمیشه اون‌ها رو کُشت
!نه

481
00:50:04,261 --> 00:50:05,310
ارواح

482
00:50:05,512 --> 00:50:07,707
!ارواح پرنده

483
00:50:15,722 --> 00:50:17,747
دارن صداش می‌کنن

484
00:50:17,991 --> 00:50:21,519
دارن " عزیز " رو صدا می‌کنن

485
00:50:23,664 --> 00:50:25,791
آقای فرودو
همه چی رو به راهه

486
00:50:25,966 --> 00:50:27,229
من پیشت هستم

487
00:50:43,253 --> 00:50:44,777
عجله کنید، هابیت‏ها

488
00:50:45,356 --> 00:50:49,293
دروازه‏‌ی سیاه خیلی نزدیک‌ـه

489
00:50:56,168 --> 00:50:58,033
خون اُرک

490
00:51:07,982 --> 00:51:09,745
ردپا‌های عجیبی این‌جا هست

491
00:51:11,019 --> 00:51:13,044
هوای این‌جا خیلی گرفته‏ـست

492
00:51:14,189 --> 00:51:16,623
این جنگلِ کُهنی‌ـه

493
00:51:17,425 --> 00:51:19,416
خیلی کهن

494
00:51:21,195 --> 00:51:23,494
...پر از خاطره

495
00:51:26,101 --> 00:51:28,433
و خشم

496
00:51:34,611 --> 00:51:37,513
درخت‌ها دارن با همدیگه صحبت می‌کنن

497
00:51:37,681 --> 00:51:39,171
!گیملی

498
00:51:39,350 --> 00:51:41,284
تبرت رو بیار پایین

499
00:51:44,089 --> 00:51:46,853
اون‏ها احساس دارن، دوست من

500
00:51:47,392 --> 00:51:49,384
این کارِ اِلف‏ها‌ـست

501
00:51:49,595 --> 00:51:54,329
،درخت‏ها رو بیدار کردن
و یادشون دادن که صحبت کنن

502
00:51:54,835 --> 00:51:57,201
!درخت‌های سخنگو

503
00:51:57,838 --> 00:52:00,865
درخت‌ها چه حرفی برای زدن دارن؟

504
00:52:01,042 --> 00:52:04,505
!به جز در مورد ماندگاری و پاک نشدن فضله‌های سنجاب‌ها

505
00:52:07,226 --> 00:52:09,176
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>!آراگورن، یه چیزی اون جاست</font>

506
00:52:15,962 --> 00:52:17,786
<font color=#008000>چی می‌بینی؟</font>

507
00:52:18,161 --> 00:52:20,595
 جادوگر سفید نزدیک شده

508
00:52:26,803 --> 00:52:31,104
نذارید حرف بزنه وگرنه طلسم‌ـمون می‌کنه

509
00:52:40,686 --> 00:52:42,950
باید سریع باشیم

510
00:52:58,540 --> 00:53:02,170
شما دنبالِ ردپای دو هابیت جوان هستید

511
00:53:02,745 --> 00:53:04,144
اون‏ها کجا هستن؟

512
00:53:04,313 --> 00:53:07,874
اون‌ها روزِ قبل از دیروز، از این جا عبور کردند

513
00:53:08,051 --> 00:53:12,317
اون‌ها با کسی دیدار کردن که انتظارش رو نداشتن

514
00:53:12,489 --> 00:53:14,617
این حرف باعث آرامش خاطرتان شد؟

515
00:53:14,792 --> 00:53:16,760
تو کی هستی؟

516
00:53:18,229 --> 00:53:20,197
!خودت رو نشون بده

517
00:53:29,107 --> 00:53:31,098
امکان نداره

518
00:53:34,079 --> 00:53:35,046
من رو ببخشید

519
00:53:36,715 --> 00:53:38,649
شما رو با سارومان اشتباه گرفتم

520
00:53:39,419 --> 00:53:42,183
!من سارومان هستم

521
00:53:43,723 --> 00:53:47,592
یا در واقع، آن طور که سارومان باید می‌بود

522
00:53:48,563 --> 00:53:50,053
!تو سقوط کردی

523
00:53:51,533 --> 00:53:54,058
در میان آتش

524
00:53:54,236 --> 00:53:55,534
و آب

525
00:53:57,006 --> 00:53:59,532
<i>از درون عمیق‌ترین سیاه چال، تا بالای رفیع‌ترین قله</i>

526
00:53:59,710 --> 00:54:03,407
<i> با بالروگِ* مورگوت نبرد کردم</i>
<font color="#ff8000">«موجوداتی پلید و نیرومند که می‌توانند بر خود آتش بپوشانند»</font>
<font color="#ff8000">«یا خود را در تاریکی و سایه پنهان کنند»</font>

527
00:54:19,266 --> 00:54:21,996
<i>تا این که سرانجام دشمنم را به پایین افکندم</i>

528
00:54:22,170 --> 00:54:26,629
<i>و بدن نَحسش را روی کوهستان کوبیدم</i>

529
00:54:32,646 --> 00:54:35,207
<i>تاریکی مرا در برگرفت</i>

530
00:54:35,984 --> 00:54:40,045
<i>و من از ذهن و زمان رها شدم</i>

531
00:54:40,823 --> 00:54:43,883
<i>ستارگان در بالای سرم می‌چرخیدند</i>

532
00:54:44,159 --> 00:54:48,654
<i>و هر روز به بلندی یک عمر در روی زمین بود</i>

533
00:54:50,800 --> 00:54:52,927
<i>اما این پایان کار نبود</i>

534
00:54:53,170 --> 00:54:56,003
<i>دوباره حیات را درونم حس کردم</i>

535
00:54:57,942 --> 00:55:00,468
<i>من بازگردانده شدم</i>

536
00:55:00,646 --> 00:55:02,204
<i>تا زمانی که وظیفه‌ام به انجام برسد</i>

537
00:55:02,581 --> 00:55:04,481
گاندالف

538
00:55:05,150 --> 00:55:07,142
!گاندالف؟

539
00:55:07,553 --> 00:55:09,350
بله

540
00:55:12,159 --> 00:55:13,956
با این نام صدایم می‌زدند

541
00:55:16,830 --> 00:55:19,095
 " گاندالف خاکستری "

542
00:55:20,435 --> 00:55:22,198
!نامم این بود

543
00:55:22,370 --> 00:55:23,803
گاندالف

544
00:55:25,775 --> 00:55:27,834
من " گاندالف سفید " هستم

545
00:55:30,880 --> 00:55:33,940
و اکنون نزد شما برگشتم

546
00:55:34,116 --> 00:55:36,608
*در زمانی که جهت موج در حال عوض شدن است
<font color="#ff8000">«کنایه از زمان مهم و خطیر»</font>

547
00:55:37,720 --> 00:55:40,689
،مرحله‌ی نخست سفرتان به پایان رسیده است
مرحله‌ی دیگری آغاز شده است

548
00:55:41,457 --> 00:55:44,621
باید با تمام سرعت به‏ سمت " ادوراس " بریم -
!ادوراس؟ -

549
00:55:45,562 --> 00:55:47,587
مسافت کمی نیست

550
00:55:47,864 --> 00:55:51,096
شنیدیم که روهان دچار مشکل شده
دلیلش هم به خاطر بیماری‌ پادشاه‌ـه

551
00:55:51,269 --> 00:55:53,362
بله، و به آسونی هم درمان نمیشه

552
00:55:53,538 --> 00:55:56,975
پس این همه راه رو بیهوده طی کردیم؟

553
00:55:57,142 --> 00:55:59,133
میخوایم اون هابیت‏های بیچاره رو این‌جا رها کنیم؟

554
00:55:59,311 --> 00:56:03,476
!توی این جنگل ترسناک، تاریک، مرطوب و پر از درخت

555
00:56:06,086 --> 00:56:09,250
!منظورم جذاب بود

556
00:56:09,423 --> 00:56:12,153
!جنگل بسیار جذاب

557
00:56:12,693 --> 00:56:16,357
چیزی بیشتر از یه شانس ساده
مری و پیپین رو به فنگورن کشوند

558
00:56:16,565 --> 00:56:20,935
سال های زیادی‌ـست که یک نیروی عظیم این‌جا آرمیده

559
00:56:21,104 --> 00:56:24,540
اومدن مری و پیپین مثل سقوط یه سنگ کوچیک بود

560
00:56:24,707 --> 00:56:28,041
که باعث شروع یک بهمن بزرگ در کوهستان میشه

561
00:56:28,212 --> 00:56:31,204
در یه چیز اصلاً تغییر نکردی دوست من

562
00:56:31,381 --> 00:56:34,976
هنوز هم پر رمز و راز صحبت می‌کنی

563
00:56:37,821 --> 00:56:44,226
اتفاقی در حال افتادن هست که از
بعد از " روزگارِ نخستین "* تا الان رخ نداده
<font color="#ff8000">«یا دوره نخست، که با بالا آمدن خورشید آغار می‌گردد»</font>
<font color="#ff8000">«و بیشتر رویدادهای افسانه‌ای در آن آغاز می‌شود»</font>

564
00:56:44,395 --> 00:56:48,024
اِنت‏ها در حال بیدار شدن هستن

565
00:56:48,566 --> 00:56:53,061
 و پِی می‌برن که قدرتمند هستن -
!قدرتمند؟ -

566
00:56:53,873 --> 00:56:54,999
اوه، چه خوب

567
00:56:55,207 --> 00:56:57,904
پس دیگه کج خلقی نکن جناب کوتوله

568
00:56:59,012 --> 00:57:01,242
مری و پیپین در امنیت کامل هستن

569
00:57:01,414 --> 00:57:05,010
در واقع، جای اون‏ها از جایی که تو
!قراره بزودی باشی خیلی امن‏تره

570
00:57:05,186 --> 00:57:08,917
!این گاندالفِ جدید خیلی بداخلاق تر از قبلی‌ـه

571
00:57:31,216 --> 00:57:32,649
!*اون از نژاد " مِرا هاـست
<font color="#ff8000">«نژادی که بسیار قوی‌تر و باهوش‌تر از اسب‌های دیگر بودند»</font>
<font color="#ff8000">«و فقط به پادشاهان و شاهزادگان خدمت می‌کردند»</font>

572
00:57:32,818 --> 00:57:35,616
!مگه این که چشم‌هام طلسم شده باشن و فریبم بدن

573
00:57:53,240 --> 00:57:55,904
*"شَدو فَکس "
<font color="#ff8000">«در روهان سرعت زیاد این اسب را»</font>
<font color="#ff8000">«با سرعت تیر مقایسه می‌کردند»</font>

574
00:57:58,078 --> 00:58:00,707
*او سَرور تمام اسب‌‏ها‌ست
<font color="#ff8000">«!این اسب در کتاب ارباب حلقه‌ها، خاکستری رنگ است»</font>

575
00:58:02,350 --> 00:58:06,219
و یار و همراه من در مکان‌های خطرناکِ زیادی بوده

576
00:58:20,472 --> 00:58:24,068
<i>ای زیبای من</i>

577
00:58:24,244 --> 00:58:28,044
<i>تو را درخشان دیدم</i>

578
00:58:28,214 --> 00:58:31,742
<i>در یک روز تابستانی</i>

579
00:58:32,853 --> 00:58:37,314
<i>در بالای سرِ طلای و سرخ رنگت</i>

580
00:58:37,525 --> 00:58:42,258
<i>تاجی قرار گرفته است</i>

581
00:58:42,430 --> 00:58:44,830
!چه شعر زیبایی بود

582
00:58:45,000 --> 00:58:49,904
خیلی راه مونده تا برسیم؟ -
 عجول نباش -

583
00:58:50,072 --> 00:58:53,336
!شاید از نظر شما " دور " به نظر بیاد

584
00:58:54,243 --> 00:58:58,043
...خونه‏ی من در اعماق جنگل

585
00:58:58,247 --> 00:59:02,150
نزدیک دامنه‌های کوهستان‌ـه

586
00:59:03,420 --> 00:59:07,084
به گاندالف گفتم که شما رو
در یه جای " امن " نگه می‌دارم

587
00:59:07,325 --> 00:59:11,284
و   " امن "، جاییه که من
!شما رو اون‌جا نگه می‏دارم

588
00:59:11,562 --> 00:59:15,932
مطمئنم که از شعر بعدی هم لذت می‌برید

589
00:59:16,335 --> 00:59:19,328
!یکی از سروده‌های خودم‌ـه

590
00:59:19,506 --> 00:59:20,700
 بسیار خب

591
00:59:20,874 --> 00:59:27,007
<i>زیرِ بامِ برگ‌های خفته</i>

592
00:59:27,181 --> 00:59:32,051
<i>و رویاهای آشکار نشده‌ی درختان</i>

593
00:59:32,220 --> 00:59:38,683
<i>وقتی که دالان‌های جنگل سبز و خنک هستند</i>

594
00:59:38,895 --> 00:59:42,955
<i>و باد از غرب می‏وزد</i>

595
00:59:43,432 --> 00:59:46,095
<i> به سویم بازگرد</i>

596
00:59:46,636 --> 00:59:51,048
<i> به سویم بازگرد</i>

597
00:59:51,224 --> 00:59:57,675
<i>!و بگو سرزمینم بهترین جای دنیاست</i>

598
01:00:05,155 --> 01:00:08,817
بخوابید، شایری‏های کوچک

599
01:00:08,992 --> 01:00:12,501
و به صداهای شبانه توجهی نکنید

600
01:00:12,704 --> 01:00:16,607
تا روشنایی صبح بخوابید

601
01:00:18,245 --> 01:00:22,410
در جنگل کارهایی دارم

602
01:00:22,584 --> 01:00:28,115
خیلی‌ها باید صدا زده شوند
خیلی‌ها باید بیایند

603
01:00:29,359 --> 01:00:34,025
سایه‌ای روی فنگورن قرار گرفته است

604
01:00:34,199 --> 01:00:40,037
زمانُِ زوالِ جنگل داره نزدیک و نزدیکتر میشه

605
01:00:49,485 --> 01:00:53,752
سایه‌ی ترسناکی که در شرق خودنمایی می‌کنه
*در حال شکل گرفتن‌ـه
<font color="#ff8000">«منظورش شکل گرفتن و تکمیل ارتش سائورون است»</font>

606
01:00:54,558 --> 01:00:57,153
!سائورون وجود هیچ رقیبی رو تحمل نخواهد کرد

607
01:00:57,595 --> 01:01:01,861
چشمش از بالای برج " باراد - دور "* دائماً
در حال نگاه کردن‌ـه
<font color="#ff8000">«به معنی: برج تاریک، محل حکومت سائورون»</font>
<font color="#ff8000">«که در جنگ با ایسیلدور از بین رفته بود»</font>

608
01:01:02,033 --> 01:01:05,402
اما هنوز آنقدر نیرومند نشده
که ترسی نداشته باشه

609
01:01:06,440 --> 01:01:08,408
شک و تردید مثل خوره به جانش افتاده

610
01:01:08,576 --> 01:01:11,136
شایعه به گوشش رسیده

611
01:01:11,312 --> 01:01:14,282
که وارث " نومِنور "* هنوز زنده‌ـست
<font color="#ff8000">«تمدن بزرگ انسان‌ها که به علت طمع آن‌ها نابود شد»</font>

612
01:01:15,251 --> 01:01:18,085
سائورون از تو هَراس داره، آراگورن

613
01:01:19,423 --> 01:01:21,585
از چیزی که ممکنه بشی هَراس داره

614
01:01:22,861 --> 01:01:26,298
و به همین دلیل سخت و سریع به دنیای انسان‌ها
حمله خواهد کرد

615
01:01:26,466 --> 01:01:30,096
از دست‏نشانده‏ی خودش سارومان برای
 نابود کردن روهان استفاده خواهد کرد

616
01:01:30,270 --> 01:01:31,761
جنگ در پیش‌ـه

617
01:01:31,940 --> 01:01:35,502
روهان باید از خودش دفاع کنه
 و نخستین چالش ما اون‌جاست

618
01:01:35,678 --> 01:01:38,113
چون روهان، ضعیف و آماده‏ی سقوطه

619
01:01:38,281 --> 01:01:41,979
،ذهن شاه به بند کشیده شده
 این یکی از ترفندهای قدیمیِ سارومان‌ـه

620
01:01:42,153 --> 01:01:45,248
الان نفوذش روی پادشاه تئودون خیلی قوی‌ـه

621
01:01:45,424 --> 01:01:50,124
سائورون و سارومان دارن حلقه‌ی کَمندشون رو
 تنگ‏تر می‏کنن

622
01:01:50,964 --> 01:01:53,092
... اما با همه‏ی زیرکی‏ـشون

623
01:01:53,300 --> 01:01:55,825
ما یک برتری نسبت به اون‌ها داریم

624
01:01:58,006 --> 01:02:00,567
حلقه پنهان باقی مونده

625
01:02:01,611 --> 01:02:03,512
و حلقه چیزیه که باید دنبال نابود کردنش باشیم

626
01:02:03,680 --> 01:02:06,649
و این هنوز وارد تاریک‏ترین رویاهاشون هم نشده
(که ما توسط فرودو دنبال نابود کردن حلقه هستیم)

627
01:02:07,251 --> 01:02:10,551
و به همین خاطر هست که سلاح دشمن
...داره به سمت موردور میره

628
01:02:10,722 --> 01:02:12,213
در دستان یک هابیت

629
01:02:12,391 --> 01:02:16,488
و هر روز داره به شعله‌های کوه نابودی
نزدیکترش می‌کنه

630
01:02:16,663 --> 01:02:19,292
حالا ما باید به فرودو اعتماد کنیم

631
01:02:19,467 --> 01:02:21,298
... همه چیز به سرعت و

632
01:02:21,469 --> 01:02:24,463
پنهان موندن ماموریتش بستگی داره

633
01:02:26,444 --> 01:02:29,778
از تصمیمی که برای ترکش گرفتی پشیمان نباش

634
01:02:30,649 --> 01:02:33,414
فرودو باید تنهایی این ماموریت رو به اتمام برسونه

635
01:02:34,153 --> 01:02:36,486
اون تنها نیست

636
01:02:36,657 --> 01:02:38,353
سم همراهش رفت

637
01:02:39,027 --> 01:02:40,221
واقعاً؟

638
01:02:40,395 --> 01:02:45,026
واقعاً این کار رو کرد؟
 خوبه

639
01:02:45,634 --> 01:02:48,069
 بله، خیلی خوبه

640
01:02:56,079 --> 01:03:00,983
" دروازه‌ی سیاه موردور "

641
01:03:03,721 --> 01:03:06,189
اوه، یکی به دادمون برسه

642
01:03:11,997 --> 01:03:15,229
!اگه پدر پیرم این‌جا بود چندتا حرف سنگین بهمون میزد

643
01:03:17,471 --> 01:03:21,931
ارباب گفت راه موردور رو بهش نشون بدیم

644
01:03:22,109 --> 01:03:25,546
،سمیگلِ خوب هم این کار رو کرد
ارباب همین رو گفته بود

645
01:03:25,714 --> 01:03:26,942
آره

646
01:03:35,726 --> 01:03:37,717
پس خودشه

647
01:03:39,296 --> 01:03:40,593
نمی‌تونیم ازش بگذریم

648
01:04:25,783 --> 01:04:27,115
نگاه کن

649
01:04:27,285 --> 01:04:28,751
دروازه

650
01:04:28,919 --> 01:04:30,114
!داره باز میشه

651
01:04:37,563 --> 01:04:39,532
یه راه به سمت پایین رو می‌بینم

652
01:04:40,267 --> 01:04:42,360
!سم، نه

653
01:04:44,571 --> 01:04:45,937
!ارباب

654
01:06:09,736 --> 01:06:13,263
 من ازت نخواستم که دنبالم بیای، سم -
 می‏دونم آقای فرودو -

655
01:06:14,040 --> 01:06:17,204
شک دارم که حتی این رَداهای اِلفی هم بتونن
ما رو اون‌جا مخفی کنن

656
01:06:17,646 --> 01:06:19,511
!حالا -
!نه -

657
01:06:20,081 --> 01:06:22,050
!نه، نه ارباب

658
01:06:22,250 --> 01:06:25,220
!می‏گیرن‌ـتون !می‏گیرن‏ـتون

659
01:06:26,522 --> 01:06:29,082
اون(حلقه) رو بهش نده

660
01:06:32,029 --> 01:06:34,759
اون " عزیز " رو می‏خواد

661
01:06:34,932 --> 01:06:37,960
همیشه دنبالش می‏گرده

662
01:06:38,137 --> 01:06:42,039
عزیز هم می‏خواد پیش اون برگرده

663
01:06:42,274 --> 01:06:46,177
ولی ما نباید بذاریم دست اون بهش برسه

664
01:06:52,588 --> 01:06:54,681
نه !یه راه دیگه هم هست

665
01:06:54,889 --> 01:06:57,552
یه راه مخفی‌تر
یه راه تاریک

666
01:06:57,860 --> 01:07:01,524
!چرا قبلاً حرفی در موردش نزده بودی؟ -
چون ارباب نپرسیده بود -

667
01:07:01,997 --> 01:07:03,021
!اون یه فکرایی تو سرش‌ـه

668
01:07:03,632 --> 01:07:06,227
داری میگی یک راه دیگه هم به داخل موردور هست؟

669
01:07:06,403 --> 01:07:09,133
آره، یه راه هست

670
01:07:09,305 --> 01:07:11,797
و تعدادی پله

671
01:07:12,009 --> 01:07:13,670
...و بعدش

672
01:07:13,844 --> 01:07:17,177
یه تونل

673
01:07:31,198 --> 01:07:32,995
اون ما رو تا این‏جا راهنمایی کرده، سم

674
01:07:33,167 --> 01:07:34,567
آقای فرودو، نه

675
01:07:35,703 --> 01:07:37,169
اون سر حرفش مونده

676
01:07:42,044 --> 01:07:43,238
نه

677
01:07:45,381 --> 01:07:47,009
راه رو نشون بده اسمیگل

678
01:07:47,617 --> 01:07:51,553
اسمیگلِ خوب همیشه کمک می‏کنه

679
01:08:25,528 --> 01:08:26,516
سلام؟

680
01:08:28,931 --> 01:08:30,990
!درخت ریشو

681
01:08:31,702 --> 01:08:33,032
کجا رفته؟

682
01:08:33,236 --> 01:08:35,671
دیشب قشنگ‏ترین خوابم رو دیدم

683
01:08:36,306 --> 01:08:39,003
یک بشکه بزرگ اون جا بود
 پُر از علفِ پیپ

684
01:08:39,177 --> 01:08:41,668
... و ما همه‏اش رو کشیدیم، بعدش

685
01:08:42,180 --> 01:08:44,115
تو بیمار شدی

686
01:08:45,718 --> 01:08:48,551
حاضرم برای یه پک " توبی پیر "* همه چیزم رو بدم
<font color="#ff8000">«نوعی تنباکو در شایر که اولین بار توسط»</font>
<font color="#ff8000">«پیرمردی به نام " توبی " کِشت شد»</font>

687
01:08:52,058 --> 01:08:53,991
اون صدا رو شنیدی؟

688
01:09:01,067 --> 01:09:02,466
!باز هم اومد

689
01:09:03,402 --> 01:09:07,996
یه چیزی این‌جا درست نیست
اصلا درست نیست

690
01:09:11,806 --> 01:09:14,741
تو الان یه چیزی به زبان... درختی گفتی

691
01:09:14,909 --> 01:09:18,900
نه، نگفتم
فقط بدنم رو کش و قوس دادم

692
01:09:26,449 --> 01:09:28,313
!قدت بلندتر شده

693
01:09:28,851 --> 01:09:30,340
کی؟ -
!تو -

694
01:09:30,518 --> 01:09:32,144
از چی؟ -
!از من -

695
01:09:32,653 --> 01:09:34,779
!من همیشه قدم از تو بلندتر بوده

696
01:09:34,954 --> 01:09:39,582
 پیپین همه می‏دونن که من قد بلنده هستم
!و تو قد کوتاهه

697
01:09:40,457 --> 01:09:41,947
دست بردار مری

698
01:09:42,159 --> 01:09:45,991
*قدت چنده؟ 3.6 فوت، نهایتاً؟
<font color="#ff8000">«تقریبا معادل یک متر و ده سانتیمتر»</font>

699
01:09:46,561 --> 01:09:49,394
در حالی‏که من، حدودِ 3.7 فوت* هستم
<font color="#ff8000">«تقریبا معادل یک متر سیزده سانتیمتر»</font>

700
01:09:51,530 --> 01:09:53,794
*شدم 3.8 فوت
<font color="#ff8000">«تقریبا معادل یک متر و پانزده سانتیمتر»</font>

701
01:09:55,733 --> 01:09:57,563
شدی 3.8 فوت

702
01:10:00,636 --> 01:10:02,535
یه کَلکی تو کارِت‌ـه

703
01:10:08,341 --> 01:10:09,933
!مری، نکن !نخورش

704
01:10:10,876 --> 01:10:12,341
!مری

705
01:10:12,542 --> 01:10:14,873
!نه، درخت ریشو گفت تو نباید چیزی بخوری

706
01:10:15,044 --> 01:10:18,944
!منم یکم می‏خوام -
!ممکنه خطرناک باشه -

707
01:10:19,112 --> 01:10:21,273
بِدش به من مری

708
01:10:23,115 --> 01:10:24,480
چه اتفاقی داره میوفته؟

709
01:10:25,350 --> 01:10:26,816
!پام رو گرفت

710
01:10:27,151 --> 01:10:28,641
!مری

711
01:10:48,030 --> 01:10:49,622
!کمک

712
01:10:56,403 --> 01:10:58,267
از اون‌ها دور شو

713
01:10:58,438 --> 01:11:00,234
تو نباید بیدار باشی

714
01:11:00,739 --> 01:11:05,606
زمین را بخور، حفره‌ای عمیق حفر کن
آب بنوش

715
01:11:06,209 --> 01:11:08,768
و به خواب فرو برو

716
01:11:09,110 --> 01:11:10,975
از اون‌ها دور شو

717
01:11:11,145 --> 01:11:14,442
بیاید، جنگل در حال بیدار شدن‌ـه

718
01:11:15,014 --> 01:11:16,946
این جا امن نیست

719
01:11:19,617 --> 01:11:23,551
درخت‌ها غیر اهلی و خطرناک شدن

720
01:11:23,719 --> 01:11:26,710
خشم مثل چِرک، دل‌هاـشون رو پر کرده

721
01:11:27,588 --> 01:11:29,213
فکرهاـشون سیاه و تاریک شده

722
01:11:29,388 --> 01:11:31,913
نفرت‌ـشون قوی شده

723
01:11:32,091 --> 01:11:34,854
اگه بتونن بهتون آسیب می‏زنن

724
01:11:35,026 --> 01:11:38,585
الان تعداد کمی از ما باقی موندن

725
01:11:38,761 --> 01:11:42,752
تعداد کمی از ما اِنت‌ها باقی موندن
تا اون‌ها رو مدیریت کنیم

726
01:11:43,397 --> 01:11:46,024
چرا اینقدر تعدادتون کمه، درحالی که
عمرتون خیلی زیاده؟

727
01:11:46,199 --> 01:11:48,396
پس بچه اِنت‌ها کجا هستن؟

728
01:11:48,399 --> 01:11:49,394
:به زبان اِنتی
<font color="#0000ff">عجول نباش</font>

729
01:11:49,567 --> 01:11:55,198
سال‌های خیلی زیادی‌ـه که اِنت‌ها زاد و ولد نکردن

730
01:11:55,405 --> 01:12:00,635
چرا؟ -
ما همسران اِنت‌ها رو از دست دادیم -

731
01:12:00,907 --> 01:12:02,306
متاسفم

732
01:12:02,409 --> 01:12:06,343
چطوری مُردن؟ -
مُردن؟ نه -

733
01:12:06,511 --> 01:12:09,741
گُم‌ـشون کردیم

734
01:12:09,913 --> 01:12:14,974
و حالا نمی‏تونیم پیداشون کنیم

735
01:12:15,150 --> 01:12:21,381
فکر نمی‏کنم شما همسران اِنت‏ها رو
در شایر دیده باشید؟

736
01:12:21,774 --> 01:12:24,332
نمی‏تونم بگم که دیدم

737
01:12:24,876 --> 01:12:26,901
تو چی، پیپ؟

738
01:12:28,378 --> 01:12:30,778
اون‌ها چه شکلی هستن؟

739
01:12:33,214 --> 01:12:37,877
!حالا دیگه به یاد ندارم

740
01:12:54,294 --> 01:12:58,195
*اِدوراس و تالار زرین مدوسِلد
<font color="#ff8000">«تالاری طلایی که شاهان روهان در آن اقامت داشتند»</font>

741
01:12:58,964 --> 01:13:01,590
تئودن پادشاه روهان در اون‏جا اقامت داره

742
01:13:02,299 --> 01:13:05,165
<i>کسی که ذهنش دچار زوال شده</i>

743
01:13:05,334 --> 01:13:09,598
<i>الان نفوذ سارومان روی پادشاه تئودون خیلی قوی‌ـه</i>

744
01:13:10,237 --> 01:13:13,398
... سرورم، پسرتون

745
01:13:13,572 --> 01:13:15,766
مُرده

746
01:13:17,275 --> 01:13:19,071
سرورم؟

747
01:13:20,342 --> 01:13:21,502
عمو؟

748
01:13:28,313 --> 01:13:30,577
کنار بدنش نمیرید؟

749
01:13:33,717 --> 01:13:36,115
کاری نمی‏کنید؟

750
01:13:36,285 --> 01:13:38,253
مراقب حرف زدن‌‌ـتون باشید

751
01:13:38,487 --> 01:13:40,813
دنبال خوش‌آمد گویی و استقبال نباشید

752
01:14:04,669 --> 01:14:08,888
اون... اون باید در طول شب از دنیا رفته باشه

753
01:14:09,005 --> 01:14:11,290
...برای یک پادشاه چقدر غم انگیزه

754
01:14:11,372 --> 01:14:14,740
که تنها پسر و وارثش رو از دست بده

755
01:14:15,442 --> 01:14:19,968
...درک  می‌کنم
 پذیرش مرگِ اون پسر سخته

756
01:14:20,145 --> 01:14:25,045
به ویژه الان که برادرت هم تنهات گذاشته

757
01:14:25,213 --> 01:14:26,679
!تنهام بذار، مار

758
01:14:28,149 --> 01:14:29,776
اما تو تنها هستی

759
01:14:31,417 --> 01:14:36,183
چه کسی می‌دونه که تو با تاریکی چه صحبت‌هایی کردی

760
01:14:36,354 --> 01:14:39,810
در تلخ‌ترین ساعات شب

761
01:14:39,989 --> 01:14:43,651
وقتی حس می‌کردی که تمام زندگیت داره از هم می‌پاشه

762
01:14:43,858 --> 01:14:52,787
دیوارهای اقامت‌گاه‌ـت مثل قفسی برای به بند کشیدنِ
یک موجود وحشی، تو رو در بَر گرفتن

763
01:14:55,031 --> 01:14:56,931
بسیار زیبا

764
01:14:58,200 --> 01:14:59,564
بسیار سرد

765
01:15:01,336 --> 01:15:03,497
مثل یک صبح پژمرده‌ی بهاری

766
01:15:03,705 --> 01:15:07,139
که هنوز از سرمای زمستان دل نکنده است

767
01:15:20,915 --> 01:15:23,405
کلماتت سَم‌اند

768
01:16:55,936 --> 01:16:58,403
!توی یه قبرستون بیشتر از این‌جا شادی پیدا میشه

769
01:17:12,746 --> 01:17:16,545
نمی‌تونم بهتون اجازه بدم که با این همه سلاح
به حضور پادشاه تئودن برسید، گاندالف خاکستری

770
01:17:18,051 --> 01:17:20,809
*" به دستور " گریمای مارزبان
<font color="#ff8000">«لقب اهانت‌آمیزی که به مشاور پادشاه روهان داده بودند»</font>

771
01:17:37,961 --> 01:17:39,722
عصاـتون

772
01:17:43,130 --> 01:17:46,621
تو که قصد نداری یه پیرمرد رو از
عصاش جدا کنی

773
01:18:05,411 --> 01:18:08,276
سرورم، گاندالف خاکستری داره میاد

774
01:18:16,584 --> 01:18:18,142
!اون قاصدِ پریشانی و غم‌ـه

775
01:18:18,318 --> 01:18:22,783
*ادب و نزاکتِ دربارت اخیراً رو به کاستی گذاشته
<font color="#ff8000">«کنایه به استقبال نکردن از مهمان‌ها»</font>

776
01:18:23,855 --> 01:18:25,288
پادشاه تئودن

777
01:18:25,990 --> 01:18:28,513
ازش استقبال نکن

778
01:18:29,459 --> 01:18:34,793
...چرا باید ازت استقبال کنم

779
01:18:35,296 --> 01:18:38,956
*گاندالف، کلاغ طوفان؟
<font color="#ff8000">«یکی از القاب گاندالف که بر مبنای این که رسیدنش همیشه»</font>
<font color="#ff8000">«در اوقات بدبختی و مشکلات بود به او داده شد»</font>

780
01:18:39,130 --> 01:18:42,427
سوال منطقی‌ای پرسیدید سرورم

781
01:18:42,598 --> 01:18:45,465
این ساحرِ حیله‌گر

782
01:18:45,634 --> 01:18:49,591
زمان بدی رو برای اومدن انتخاب کرده

783
01:18:50,403 --> 01:18:52,462
من بهش لقب "  بد خبر " میدم

784
01:18:52,638 --> 01:18:55,538
بد خبر، مهمانِ بدی‌ـه

785
01:18:55,707 --> 01:19:00,267
!ساکت باش
زبان نیش‌دارت رو پشت دندان‌هات نگه دار

786
01:19:00,443 --> 01:19:02,376
من از میان آتش و مرگ عبور نکردم

787
01:19:02,478 --> 01:19:05,707
!که حرف‌های مزخرف، با یه کرمِ کودن رد و بدل کنم

788
01:19:06,713 --> 01:19:08,806
عصا

789
01:19:09,015 --> 01:19:13,143
بهتون گفته بودم که عصای جادوگر رو ازش بگیرید

790
01:19:16,487 --> 01:19:18,420
تئودن

791
01:19:18,988 --> 01:19:21,547
پسر تنگل

792
01:19:23,325 --> 01:19:25,689
مدتی طولانی‌ـست که در سایه‌ها نشسته‌ای

793
01:19:28,661 --> 01:19:31,924
!اگه جات بودم تکون نمی‌خوردم

794
01:19:32,096 --> 01:19:34,188
!به من گوش بسپار

795
01:19:39,701 --> 01:19:41,826
...تو را رها می‌کنم

796
01:19:42,034 --> 01:19:44,002
از طلسم

797
01:19:55,543 --> 01:19:58,568
تو این‌جا هیچ قدرتی نداری

798
01:19:58,745 --> 01:20:02,372
گاندالف خاکستری

799
01:20:07,783 --> 01:20:12,844
تو را (از ذهنش) بیرون خواهم کشید سارومان
همچون زهری که از زخم بیرون می‌کشند

800
01:20:22,292 --> 01:20:23,817
صبر کن

801
01:20:25,264 --> 01:20:29,099
اگه بیرون برم، تئودن خواهد مُرد

802
01:20:29,803 --> 01:20:31,999
تو من رو نکشتی

803
01:20:32,174 --> 01:20:34,370
اون رو هم نخواهی کشت

804
01:20:38,283 --> 01:20:39,979
روهان مال منه

805
01:20:41,453 --> 01:20:42,785
بیرون شو

806
01:21:27,320 --> 01:21:29,448
چهره‏ات رو می‏شناسم

807
01:21:34,030 --> 01:21:35,298
ائووین

808
01:21:37,617 --> 01:21:38,880
ائووین

809
01:21:47,169 --> 01:21:48,363
گاندالف؟

810
01:21:48,904 --> 01:21:51,771
دوباره هوای آزاد رو استشمام کن دوست من

811
01:22:05,119 --> 01:22:07,713
این اواخر رویاهام تاریک بودن

812
01:22:11,859 --> 01:22:15,625
...انگشتانت نیروی سابق‌ـشون رو بهتر یاد خواهند آورد

813
01:22:15,797 --> 01:22:18,766
اگه دوباره شمشیرت رو لمس کنن

814
01:23:03,875 --> 01:23:05,843
...من فقط

815
01:23:06,044 --> 01:23:09,104
همیشه به شما خدمت کردم، سرورم

816
01:23:09,280 --> 01:23:14,274
جادو و جمبل تو من رو مجبور کرده بود
که مثل یه جانور روی زمین بخزم

817
01:23:15,286 --> 01:23:17,220
من رو از دربارتون نرانید

818
01:23:19,523 --> 01:23:22,253
!نه، سرورم
 نه، سرورم

819
01:23:22,459 --> 01:23:23,653
بذارید بره

820
01:23:24,361 --> 01:23:27,592
به‏ خاطر کارهای اون به اندازه‏ی کافی خون ریخته شده

821
01:23:36,741 --> 01:23:39,073
!از سر راهم برید کنار

822
01:23:41,312 --> 01:23:44,474
درود بر پادشاه تئودن

823
01:24:09,071 --> 01:24:11,561
تئودرد " کجاست؟ "

824
01:24:14,609 --> 01:24:17,169
پسرم کجاست؟

825
01:25:05,601 --> 01:25:14,801
:به زبان مردم روهان
<font color=#800080><i>مرگی پلید برای جنگجویی نجیب مقدر شده بود</i></font>

826
01:25:15,401 --> 01:25:21,801
<font color=#800080><i>شاعرانِ غمگین باید سرودی اندوهناک بسُرایند</i></font>

827
01:25:22,501 --> 01:25:29,700
<font color=#800080><i>چرا که او دیگر در مدوسلد حضور ندارد</i></font>

828
01:25:30,400 --> 01:25:37,800
<font color=#800080><i>کسی که در پیشگاه سَرورَش عزیزترین
و در پیشگاه خویشاوندانش محبوب‌ترین بود</i></font>

829
01:25:38,900 --> 01:25:41,500
<font color=#800080><i>مرگی پلید</i></font>

830
01:25:44,362 --> 01:25:47,091
<font color=#800080>*سیمبل‏مینه </font>
<font color="#ff8000">«،یکی از گل‌های خیالی و بومی سرزمین روهان»</font>
<font color="#ff8000">«چیزی شبیه به گل همیشه بهار»</font>

831
01:25:51,269 --> 01:25:54,863
...گلی که همیشه بر مزار نیاکانم روییده

832
01:25:58,708 --> 01:26:01,676
!حالا باید مزار پسرم رو بپوشونه

833
01:26:03,746 --> 01:26:07,614
افسوس که این روزگار پلید باید نصیب من بشه

834
01:26:08,384 --> 01:26:12,787
روزگاری که جوان‌ها می‌میرند و پیرها باقی می‌مانند

835
01:26:13,389 --> 01:26:15,482
روزگاری که باید زنده باشم

836
01:26:15,658 --> 01:26:19,024
و آخرین روزهای خاندانم رو ببینم

837
01:26:20,295 --> 01:26:24,163
تو در مرگ " تئودرد " مقصر نبودی

838
01:26:27,201 --> 01:26:30,602
هیچ پدر و مادری نباید فرزند خودشون رو دفن کنند

839
01:26:47,321 --> 01:26:49,186
اون در زندگیش فردی نیرومند بود

840
01:26:50,290 --> 01:26:53,851
روح اون به تالارهای پدرانت راه پیدا خواهد کرد

841
01:27:04,097 --> 01:27:11,796
<font color=#800080>به آرامش برس و رهسپار جهانی دیگر شو</font>

842
01:27:38,469 --> 01:27:40,369
به اون‌ها هیچ هشداری داده نشده بود

843
01:27:40,537 --> 01:27:42,937
اون‏ها غیرمسلح بودن

844
01:27:43,407 --> 01:27:47,735
وحشی‌ها در حال تاخت و تاز در سرزمین‌های غربی هستن
و تا جایی که میتونن همه‌چیز رو می‌سوزونن و از بین می‌برن

845
01:27:48,380 --> 01:27:50,548
مزارع، خانه‌ها و درخت‌ها
(به هیچ چیز رحم نمی‌کنن)

846
01:27:50,649 --> 01:27:52,879
مامان کجاست؟

847
01:27:53,652 --> 01:27:57,884
این تنها ذره‌ای از وحشتی‌ـست که سارومان
به وجود خواهد آورد

848
01:27:58,089 --> 01:28:02,422
حالا همه‌ی قدرت اون به خاطر ترسی‌ـست
که از سائورون سرچشمه می‌گیره

849
01:28:04,028 --> 01:28:06,996
به سمتش بتاز و باهاش رو در رو بجنگ

850
01:28:07,764 --> 01:28:11,256
اون رو از زن‌ها و کودکان‌ـتون دور کن

851
01:28:11,601 --> 01:28:13,228
تو باید بجنگی

852
01:28:13,403 --> 01:28:17,237
شما دو هزار مرد جنگی خوب دارید که در حالی
که ما داریم صحبت می‌کنیم، دارن به سمت شمال میرن

853
01:28:17,407 --> 01:28:19,034
ائومر به شما وفاداره

854
01:28:19,208 --> 01:28:21,904
افرادش به‏خاطر پادشاه‌ـ‏شون برمی‏گردن و می‏جنگن

855
01:28:22,078 --> 01:28:25,980
اون‌ها تا حالا سیصد فرسخ از این‌جا دور شدن

856
01:28:29,651 --> 01:28:31,881
ائومر نمی‏تونه به ما کمک کنه

857
01:28:32,521 --> 01:28:34,284
متوجه‌ام که از من چه می‌خواهید

858
01:28:34,489 --> 01:28:37,754
ولی من بیش از این مردمم رو به کام مرگ نمی‌فرستم

859
01:28:39,328 --> 01:28:41,123
من خطرِ آغازِ یک جنگ تمام عیار رو نمی‏پذیرم

860
01:28:43,331 --> 01:28:46,698
،جنگ تمام عیار به سراغ شما اومده
چه خطرش رو بپذیرید و چه نپذیرید

861
01:28:50,972 --> 01:28:52,599
آخرین باری که بررسی کردم

862
01:28:53,041 --> 01:28:56,669
!تئودن پادشاه روهان بود، نه آراگورن

863
01:29:03,484 --> 01:29:05,748
پس تصمیم پادشاه چیه؟

864
01:29:11,357 --> 01:29:12,688
به دستور پادشاه

865
01:29:12,859 --> 01:29:14,326
شهر باید تخلیه بشه

866
01:29:15,495 --> 01:29:18,562
به سمت پناهگاه " گُودی هلم "* حرکت می‌کنیم
<font color="#ff8000">«مجموعه‌ای از یک دره و غارهایی در پشت آن»</font>
<font color="#ff8000">«که در شمال کوه‌های سفید قرار داشتند»</font>

867
01:29:18,665 --> 01:29:22,566
چیزهای قیمتی رو با خودتون نیارید
فقط چیزهایی که نیاز دارید رو بیارید

868
01:29:22,768 --> 01:29:24,258
!گُودی هلم

869
01:29:24,436 --> 01:29:27,963
،وقتی که باید بایستن و بجنگن
!به سمت کوهستان فرار می‏کنن

870
01:29:28,140 --> 01:29:30,108
اگر پادشاه‌ـشون از اون‌ها دفاع نکنه
چه کسی این کار رو خواهد کرد؟

871
01:29:30,275 --> 01:29:32,743
اون فقط داره کاری رو انجام میده
که فکر می‌کنه برای مردمش بهتره

872
01:29:32,911 --> 01:29:34,708
گودی هلم در گذشته اون‏ها رو نجات داده

873
01:29:34,880 --> 01:29:38,782
اون دره‌ی تنگ و عمیق هیچ راه خروجی نداره
تئودن داره توی تله پا می‏ذاره

874
01:29:38,984 --> 01:29:41,145
اون فکر می‏کنه که داره
اون‏ها رو به یه مکان امن هدایت می‌کنه

875
01:29:41,353 --> 01:29:43,480
اما چیزی که نصیب‌ـشون میشه یه قتل عام‌ـه

876
01:29:45,057 --> 01:29:47,524
تئودن اراده‏ی قوی‏ای داره
ولی نگرانش هستم

877
01:29:48,426 --> 01:29:51,759
من نگران بقای روهان هستم

878
01:29:52,230 --> 01:29:55,097
،اون پیش از پایان این قائله
به تو نیاز پیدا خواهد کرد آراگورن

879
01:29:55,566 --> 01:29:58,364
مردم روهان به تو نیاز پیدا خواهند کرد

880
01:29:58,736 --> 01:30:01,204
دیوارهای دفاعی باید حفظ بشن

881
01:30:02,640 --> 01:30:04,369
اون‌ها حفظ خواهند شد

882
01:30:08,379 --> 01:30:10,677
*مسافر خاکستری
<font color="#ff8000">«لقب گاندالف در بین اِلف‌ها،به معنی زائر یا مسافر خاکستری»</font>

883
01:30:10,848 --> 01:30:13,474
قبلاً به این نام صِدام می‌زدن

884
01:30:13,682 --> 01:30:18,745
*به اندازه سیصد نفر زندگی کردم و روی زمین راه رفتم
ولی الان زمانی ندارم
<font color="#ff8000">«فرقه جادوگران که شامل پنج نفر می‌شدند»</font>
<font color="#ff8000">«دارای قدرت‌های جادویی و عمر طولانی بودند»</font>

885
01:30:20,389 --> 01:30:22,584
اگر بخت یارمون باشه
جستجوی من بیهوده نخواهد بود

886
01:30:23,125 --> 01:30:26,424
در اولین پرتوی پنجمین روز، چشم به‏ راه آمدنم باشید

887
01:30:27,296 --> 01:30:29,992
هنگام سپیده‏دم، به شرق نگاه کنید

888
01:30:30,166 --> 01:30:31,724
برو

889
01:30:58,789 --> 01:31:02,393
اون اسب نیمه دیوانه‏ـست، سرورم
کاری نمی‌تونید بکنید، رهاش کنید

890
01:31:03,788 --> 01:31:05,788
:به زبان مردم روهان
<font color=#800080>اسب تندرو</font>

891
01:31:06,788 --> 01:31:07,788
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

892
01:31:11,088 --> 01:31:12,688
<font color=#800080>اسب تندرو</font>

893
01:31:14,988 --> 01:31:16,188
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

894
01:31:20,788 --> 01:31:22,588
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

895
01:31:24,788 --> 01:31:25,788
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

896
01:31:27,688 --> 01:31:30,087
<font color=#800080>جنگی در راهه، شنیدی</font>

897
01:31:37,287 --> 01:31:39,787
<font color=#800080>اسمت چیه؟</font>

898
01:31:41,433 --> 01:31:43,762
*اسمش " برِیگو "‌ـه
<font color="#ff8000">«به معنی " شاهزاده "، نام دومین پادشاه روهان»</font>

899
01:31:45,003 --> 01:31:46,903
اسب پسر عَموم بود

900
01:31:47,138 --> 01:31:48,935
برِیگو

901
01:31:49,687 --> 01:31:51,887
<font color=#800080>اسم شاهانه‌ای داری</font>

902
01:31:54,087 --> 01:31:56,086
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>چی آزارت میده بریگو؟</font>

903
01:32:01,187 --> 01:32:02,787
<font color=#008000>چی دیدی؟</font>

904
01:32:03,655 --> 01:32:06,055
من چیزهایی در مورد جادوی اِلف‏ها شنیدم

905
01:32:06,224 --> 01:32:09,523
!اما توی جنگویی از شمال دنبالش نمی‌گشتم

906
01:32:10,562 --> 01:32:12,996
مثل یکی از اون‏ها حرف می‌زنید

907
01:32:14,799 --> 01:32:17,233
... من در ریوندل* بزرگ شدم
<font color="#ff8000">«یک پایگاه مرزی اِلفی در سرزمین میانه»</font>

908
01:32:17,502 --> 01:32:19,785
(برای مدتی(در اون جا زندگی کردم

909
01:32:22,338 --> 01:32:24,363
این دوستمون رو آزادش کنید

910
01:32:25,041 --> 01:32:27,709
به اندازه‏ی کافی توی زندگیش جنگ دیده

911
01:32:39,289 --> 01:32:42,156
!گاندالف سفید

912
01:32:42,325 --> 01:32:44,691
!گاندالف احمق

913
01:32:45,962 --> 01:32:50,022
آیا می‌خواهد با ظاهر فروتنانه‌ی جدیدی
که پیدا کرده، من را تحقیر کند؟

914
01:32:51,266 --> 01:32:55,202
سه نفر اون جادوگر رو همراهی می‏کردن

915
01:32:55,604 --> 01:33:00,974
یک اِلف، یک کوتوله و یک انسان

916
01:33:01,343 --> 01:33:04,073
بوی گندِ اسب میدی

917
01:33:09,351 --> 01:33:11,216
اون انسان

918
01:33:13,254 --> 01:33:17,452
اهل گاندور بود؟ -
نه، اهل شمال بود -

919
01:33:17,625 --> 01:33:21,424
به نظرم یکی از جنگجوهای دونه‏داین بود

920
01:33:21,594 --> 01:33:23,391
لباسش کهنه و ارزون بود

921
01:33:24,297 --> 01:33:29,428
اما با این وجود، انگشتر عجیبی توی دستش بود

922
01:33:30,537 --> 01:33:34,064
دو مار با چشم‌هایی سبز و زُمُردین

923
01:33:34,274 --> 01:33:40,109
،یکی در حال بلعیدن
دیگری تاجی از گل‏های طلایی روی سرش بود

924
01:33:40,279 --> 01:33:42,179
" انگشتر باراهیر "

925
01:33:43,148 --> 01:33:46,743
پس گاندالف خاکستری پوش فکر می‌کنه
که وارث ایسیلدور رو پیدا کرده

926
01:33:46,919 --> 01:33:50,252
پادشاه گمشده‏ی گاندور
!اون یک احمقه

927
01:33:50,422 --> 01:33:53,152
اون دودمان، سال‌ها پیش از بین رفت

928
01:33:54,526 --> 01:33:56,050
اهمیتی نداره

929
01:33:56,228 --> 01:33:58,753
دنیای انسان‏ها سقوط خواهد شد

930
01:33:58,931 --> 01:34:00,796
شروع این سقوط از ادوراس خواهد بود

931
01:34:09,974 --> 01:34:11,908
من آماده‏ام، گاملینگ

932
01:34:12,076 --> 01:34:14,544
اسبم رو بیار

933
01:34:17,715 --> 01:34:19,080
این یه شکست نیست

934
01:34:21,486 --> 01:34:22,714
ما برخواهیم گشت

935
01:34:28,158 --> 01:34:30,558
ما برخواهیم گشت

936
01:34:53,983 --> 01:34:55,917
شما در کار با شمشیر مهارت دارید

937
01:35:04,359 --> 01:35:06,452
زنان این سرزمین مدت‏ها پیش یاد گرفتن

938
01:35:06,628 --> 01:35:09,256
کسانی که شمشیر ندارن ممکنه در برابر شمشیر دارها بمیرن

939
01:35:09,431 --> 01:35:11,277
من از مرگ و درد نمی‌ترسم

940
01:35:12,559 --> 01:35:14,652
شما از چی می‌ترسید، بانوی من؟

941
01:35:18,065 --> 01:35:19,896
از قفس

942
01:35:21,202 --> 01:35:25,036
از موندن پشت میله‌های قفس
تا زمانی که عادت و پیری قبولش کنن

943
01:35:25,206 --> 01:35:29,106
و تمام فرصت‌های ارزشمند، در پسِ پرده‌ی فراموشی
و عدم اشتیاق قرار بگیرن

944
01:35:32,544 --> 01:35:34,569
شما فرزند پادشاهان هستید

945
01:35:35,848 --> 01:35:39,347
شما دوشیزه‌ی محافظ روهان هستید

946
01:35:44,456 --> 01:35:46,947
گمان نمی‏کنم سرنوشت شما این باشه

947
01:36:20,024 --> 01:36:23,016
<i>تئودن در ادوراس نخواهد ماند</i>

948
01:36:23,227 --> 01:36:25,286
اون‌جا آسیب‏پذیره
اون این رو می‏دونه

949
01:36:25,496 --> 01:36:28,397
اون می‌دونه که به شهر حمله خواهد شد

950
01:36:29,700 --> 01:36:32,964
اون‌ها به " گودی هلم " خواهند گریخت

951
01:36:33,136 --> 01:36:35,467
دژ عظیمِ روهان

952
01:36:36,672 --> 01:36:41,075
<i>مسیری خطرناک که از میان کوهستان می‌گذره</i>

953
01:36:42,511 --> 01:36:44,240
سرعت‏ـشون کُند خواهد بود

954
01:36:44,613 --> 01:36:49,050
چون زن‌ها و بچه‌ها همراه‌ـشون هستن

955
01:36:52,955 --> 01:36:55,185
وارگ‏ سواران "*‌ رو راهی کن "
<font color="#ff8000">«گونه‌ای از موجودات گرگنما که طبیعتِ پلیدی دارند»</font>

956
01:37:10,038 --> 01:37:12,939
!هی، بوگندو، زیاد دور نشو

957
01:37:13,107 --> 01:37:15,769
چرا اینطور رفتار می‌کنی؟ -
چطور؟ -

958
01:37:15,944 --> 01:37:18,469
با القاب زشت صداش می‌کنی
تمام مدت تحقیرش می‏کنی

959
01:37:18,913 --> 01:37:20,937
...چون که

960
01:37:22,482 --> 01:37:24,609
چون این چیزیه که اون هست، آقای فرودو

961
01:37:24,818 --> 01:37:26,979
چیزی به جز دروغ و فریب توی وجودش باقی نمونده

962
01:37:27,454 --> 01:37:30,218
،اون حلقه رو می‏خواد
فقط به همین اهمیت میده

963
01:37:30,390 --> 01:37:32,654
... تو اصلا نمی‏دونی حلقه چه بلایی سرش آورده

964
01:37:32,826 --> 01:37:35,293
و هنوز هم داره سرش میاره

965
01:37:37,530 --> 01:37:39,623
من می‏خوام بهش کمک کنم، سم

966
01:37:39,799 --> 01:37:41,061
چرا؟

967
01:37:46,371 --> 01:37:49,499
چون می‌خوام باور داشته باشم
که میتونه مثل قبل بشه

968
01:37:53,745 --> 01:37:55,679
تو نمی‏تونی نجاتش بدی، آقای فرودو

969
01:37:55,847 --> 01:37:58,577
تو چی در این مورد می‏دونی؟
!هیچی

970
01:38:05,489 --> 01:38:09,687
متاسفم سم
نمی‏دونم چرا این حرف رو زدم

971
01:38:10,527 --> 01:38:11,653
من می‏دونم

972
01:38:13,697 --> 01:38:15,562
به‏ خاطر حلقه‏ـست

973
01:38:16,133 --> 01:38:17,691
!نمی‏تونی چشم ازش برداری

974
01:38:18,435 --> 01:38:20,423
من حواسم هست

975
01:38:20,896 --> 01:38:24,719
چیزی نمی‌خوری
خیلی کم می‌خوابی

976
01:38:26,485 --> 01:38:28,731
تو رو تحت تاثیر قرار داده آقای فرودو

977
01:38:28,904 --> 01:38:31,616
باید باهاش مبارزه کنی -
خودم می‏دونم باید چه کار کنم، سم -

978
01:38:31,824 --> 01:38:34,703
حلقه به من سپرده شده
این وظیفه‏ی منه

979
01:38:34,868 --> 01:38:36,575
مال منه
مال خودم

980
01:38:37,454 --> 01:38:39,539
نمی‌تونی صدای خودت رو بشنوی؟

981
01:38:39,748 --> 01:38:41,403
می‌دونی حرفات شبیه کیه؟

982
01:38:51,649 --> 01:38:53,768
<font color=#FF0000>ما اون رو می‏خوایم</font>

983
01:38:53,942 --> 01:38:56,629
<font color=#FF0000>ما بهش نیاز داریم</font>

984
01:38:56,802 --> 01:39:01,586
<font color=#FF0000>ما باید " عزیز " رو داشته باشیم</font>

985
01:39:01,755 --> 01:39:05,110
<font color=#FF0000>اون‌ها از ما دزدیدنش</font>

986
01:39:05,313 --> 01:39:08,668
<font color=#FF0000>هابیت‏های کوچیکِ موذی</font>

987
01:39:08,836 --> 01:39:12,723
<font color=#FF0000>هابیت‌های) بدجنس، حیله گر، دروغگو)</font>

988
01:39:12,892 --> 01:39:16,145
نه، ارباب این‌طوری نیست

989
01:39:16,316 --> 01:39:20,136
<font color=#FF0000>هست عزیزم، دروغ میگه</font>

990
01:39:20,306 --> 01:39:24,783
<font color=#FF0000>اون‌ها فریبت میدن، آزارت میدن</font>
<font color=#FF0000>بهت دروغ میگن</font>

991
01:39:25,924 --> 01:39:28,383
ارباب دوست منه

992
01:39:28,551 --> 01:39:33,594
<font color=#FF0000>تو هیچ دوستی نداری</font>
<font color=#FF0000>هیچ‏کس از تو خوشش نمیاد</font>

993
01:39:34,867 --> 01:39:37,349
گوش نمی‌کنم
من گوش نمی‌کنم

994
01:39:37,526 --> 01:39:41,504
<font color=#FF0000>تو یه دروغگو و یه دزد هستی</font>

995
01:39:42,179 --> 01:39:43,719
نه

996
01:39:44,673 --> 01:39:47,546
<font color=#FF0000>قـــاتـــل</font>

997
01:39:49,993 --> 01:39:50,983
گم شو

998
01:39:51,156 --> 01:39:53,535
<font color=#FF0000>گم شم؟</font>

999
01:39:55,553 --> 01:39:58,321
ازت متنفرم

1000
01:39:58,489 --> 01:40:00,907
ازت متنفرم

1001
01:40:01,213 --> 01:40:04,452
<font color=#FF0000>بدون من چه بلایی سرت میاد؟</font>
<font color=#FF0000>گالوم، گالوم</font>

1002
01:40:04,621 --> 01:40:06,445
<font color=#FF0000>من، نجات‌ـمون دادم</font>

1003
01:40:06,616 --> 01:40:11,146
<font color=#FF0000>من بودم</font>
<font color=#FF0000>به ‏خاطر من بود که نجات پیدا کردیم</font>

1004
01:40:12,392 --> 01:40:15,928
دیگه نه

1005
01:40:17,296 --> 01:40:18,811
<font color=#FF0000>چی گفتی؟</font>

1006
01:40:20,912 --> 01:40:24,692
حالا دیگه ارباب مراقب‏ ماست

1007
01:40:24,859 --> 01:40:28,380
ما بهت نیاز نداریم

1008
01:40:29,098 --> 01:40:30,650
<font color=#FF0000>چی؟</font>

1009
01:40:30,827 --> 01:40:32,583
من رو ترک کن

1010
01:40:32,755 --> 01:40:36,541
و هرگز برنگرد

1011
01:40:36,711 --> 01:40:37,731
<font color=#FF0000>نه</font>

1012
01:40:38,241 --> 01:40:42,423
همین حالا برو و هرگز برنگرد

1013
01:40:45,056 --> 01:40:50,940
همین حالا برو و هرگز برنگرد

1014
01:41:02,809 --> 01:41:05,496
!بهش گفتیم بره گُم بشه

1015
01:41:05,668 --> 01:41:08,626
و اون گم شد، عزیزم

1016
01:41:08,794 --> 01:41:10,777
!رفت !رفت !رفت

1017
01:41:10,955 --> 01:41:12,779
!اسمیگل آزاده

1018
01:41:17,637 --> 01:41:19,121
نگاه کن

1019
01:41:19,332 --> 01:41:23,776
نگاه کن، ببین اسمیگل چی پیدا کرده؟

1020
01:41:33,294 --> 01:41:34,722
اون‏ها جوان‏ هستن

1021
01:41:34,889 --> 01:41:37,405
اون‌ها تُردن
اون‌ها لذیذن

1022
01:41:37,581 --> 01:41:41,095
!آره این‌طورن
بخوریدشون، بخوریدشون

1023
01:41:43,799 --> 01:41:45,384
با کارات حالش رو بد می‏کنی

1024
01:41:46,589 --> 01:41:48,776
داری با رفتارات مریضش می‌کنی

1025
01:41:51,210 --> 01:41:53,930
فقط یه راه برای خوردنِ دو تا خرگوش کوچیک هست

1026
01:41:58,156 --> 01:41:59,676
داره چیکار می‏کنه؟

1027
01:42:00,418 --> 01:42:03,002
هابیتِ چاق کودن

1028
01:42:03,177 --> 01:42:05,364
داره هَدرشون میده

1029
01:42:05,538 --> 01:42:09,152
چی رو هدر میدم؟
گوشت کمی دارن

1030
01:42:13,282 --> 01:42:15,833
یکمی سیب زمینی هم لازم داریم

1031
01:42:16,706 --> 01:42:19,755
سیب زمینی دیگه چیه عزیز؟

1032
01:42:19,930 --> 01:42:21,652
سیب زمینی دیگه چیه؟ ها؟

1033
01:42:21,824 --> 01:42:23,548
سیب - زمی - نی

1034
01:42:23,886 --> 01:42:27,105
آب‌پزشون می‌کنن، باهاشون پوره درست می‌کنن
و می‌ریزنشون توی خورشت

1035
01:42:28,641 --> 01:42:34,081
چیپس‌های طلایی بزرگ و دوست داشتنی
با یه تیکه ماهی سرخ شده‌ی لذیذ

1036
01:42:35,421 --> 01:42:37,313
حتی تو هم نمی‏تونی به این غذا، نه بگی

1037
01:42:37,648 --> 01:42:39,835
اوه، چرا، می‏تونیم

1038
01:42:40,008 --> 01:42:43,488
به جای اینکه یه ماهی خوب رو خراب کنی

1039
01:42:44,761 --> 01:42:50,567
اون رو نپخته و در حال جنبیدن بده به ما

1040
01:42:50,744 --> 01:42:53,860
چیپس های کثیفت رو برای خودت نگه دار

1041
01:42:54,800 --> 01:42:56,851
بهت هیچ امیدی نیست

1042
01:43:09,293 --> 01:43:10,778
آقای فرودو؟

1043
01:43:28,606 --> 01:43:31,258
اون‏ها کی هستن؟ -
آدم‏های شرور -

1044
01:43:31,466 --> 01:43:33,924
خدمتگزاران سائورون

1045
01:43:34,723 --> 01:43:36,875
اون‌ها به موردور احضار شدن

1046
01:43:37,082 --> 01:43:40,063
فرمانروای تاریکی داره همه‌ی ارتش‌ها رو
دور خودش جمع می‌کنه

1047
01:43:40,275 --> 01:43:43,426
حالا دیگه خیلی طول نمی‏کشه
اون به زودی آماده میشه

1048
01:43:44,994 --> 01:43:48,644
آماده‌ی چی؟ -
تا جنگش رو به‌راه بندازه -

1049
01:43:48,817 --> 01:43:53,962
نبرد نهایی که همه‌ی جهان رو به قعر سایه‌ها خواهد برد

1050
01:43:54,235 --> 01:43:57,283
باید راه بیوفتیم
زود باش سم

1051
01:43:57,458 --> 01:43:58,683
آقای فرودو

1052
01:43:59,187 --> 01:44:00,808
نگاه کن

1053
01:44:04,373 --> 01:44:06,664
اون یه فیل‌ـه

1054
01:44:14,844 --> 01:44:17,859
هیچ‌کس توی خونه حرف‌ـمون رو باور نمی‏کنه

1055
01:44:28,972 --> 01:44:30,830
اسمیگل؟

1056
01:45:11,055 --> 01:45:13,514
خیلی این‌جا معطل شدیم

1057
01:45:16,505 --> 01:45:17,832
زود باش سم

1058
01:45:31,265 --> 01:45:33,952
صبر کنید، ما چندتا مسافر ساده‌ایم

1059
01:45:35,652 --> 01:45:40,730
در این سرزمین هیچ مسافری وجود نداره
فقط خدمت‌گذاران برج تاریک* از این‌جا عبور می‌کنن
<font color="#ff8000">«منظور برج باراد - دور مقر سائورون است»</font>

1060
01:45:40,904 --> 01:45:43,795
ما در حال انجام یه ماموریت محرمانه هستیم

1061
01:45:45,194 --> 01:45:48,548
کسایی که ادعای مقابله با دشمن رو دارن
بهتره که سد راه ما نشن

1062
01:45:48,716 --> 01:45:50,751
دشمن؟

1063
01:45:52,872 --> 01:45:56,366
به نظرم حس وظیفه شناسیِ اون، کمتر از تو نبوده

1064
01:45:58,814 --> 01:46:01,204
" به این فکر می‌کنی که " اسمش چی بوده؟

1065
01:46:02,430 --> 01:46:04,694
" اهل کجا بوده؟ "

1066
01:46:06,669 --> 01:46:09,214
" و آیا واقعاً و از تَه دل فرد شروری بوده؟ "

1067
01:46:10,741 --> 01:46:14,170
چه دروغ‌ها و تهدیدهایی اون رو "
" اینقدر از خونه‌اش دور کرده؟

1068
01:46:15,770 --> 01:46:18,432
" ...آیا ترجیح نمی‌داده همون جا بمونه "

1069
01:46:20,424 --> 01:46:22,014
" در صلح و آرامش؟ "

1070
01:46:25,494 --> 01:46:28,478
جنگ همه‌ی ما رو به کشتن خواهد داد

1071
01:46:28,653 --> 01:46:30,734
دست‏هاـشون رو ببندید

1072
01:46:37,700 --> 01:46:40,425
درسته، شما زن‌های کوتوله‌ی زیادی رو نمی‌بینید

1073
01:46:40,634 --> 01:46:44,338
در حقیقت اینقدر صدا و چهره‌ـشون (به ما) شباهت داره

1074
01:46:44,513 --> 01:46:47,711
!که اغلب اوقات با مردان کوتوله اشتباه گرفته میشن

1075
01:46:48,122 --> 01:46:50,247
!چون زن‌هاـشون ریش دارن

1076
01:46:50,249 --> 01:46:52,400
...که همین باعث شده این باور به وجود بیاد

1077
01:46:52,576 --> 01:46:55,477
!که زن‌های کوتوله وجود ندارن

1078
01:46:55,646 --> 01:46:59,960
و کوتوله‌ها همینطوری از سوراخ‌های زمین بیرون پریدن

1079
01:47:01,651 --> 01:47:03,536
!که البته باور مسخره‏ای‌ـه

1080
01:47:09,748 --> 01:47:12,003
چیزی نیست
کسی نترسه

1081
01:47:12,481 --> 01:47:14,528
عمدی بود
عمدی بود

1082
01:47:16,494 --> 01:47:20,336
مدت‌ها بود که لبخند برادر زاده‌ام رو ندیده بودم

1083
01:47:20,609 --> 01:47:23,405
وقتی که جنازه‌ی پدرش رو آوردن، یه دختربچه بود

1084
01:47:23,579 --> 01:47:25,904
اُرک‌ها تیکه پاره‌اش کرده بودن

1085
01:47:26,076 --> 01:47:29,102
مادرش جلوی چشماش به خاطر غم و اندوه از دنیا رفت

1086
01:47:29,720 --> 01:47:34,400
،و بعد اون تنها موند تا از پادشاهش نگهداری کنه
*با ترسی که هر روز بیشتر می‌شد
<font color="#ff8000">«ترس از دست دادن مجدد نزدیکانش»</font>

1087
01:47:34,577 --> 01:47:39,190
محکوم به تحمل پیرمردی که باید مثل پدر دوستش می‌داشت

1088
01:47:49,320 --> 01:47:51,711
گیملی

1089
01:47:51,884 --> 01:47:53,966
نه، نمی‏تونم بخورم

1090
01:47:54,144 --> 01:47:55,996
واقعاً نمی‏تونم

1091
01:48:00,553 --> 01:48:02,199
کمی خورشت درست کردم

1092
01:48:02,375 --> 01:48:05,677
زیاد نیست، اما گرمه

1093
01:48:13,577 --> 01:48:15,657
ممنون

1094
01:48:36,380 --> 01:48:38,934
خوشمره‌ـست -
واقعاً؟ -

1095
01:48:42,959 --> 01:48:46,364
عَموم چیز عجیبی بهم گفت

1096
01:48:47,682 --> 01:48:51,788
اون گفت که شما به همراه پدر بزرگم به جنگ رفتید

1097
01:48:52,235 --> 01:48:54,732
ولی باید اشتباه کرده باشه

1098
01:48:55,002 --> 01:48:59,455
،پادشاه تئودن حافظه‌ی خوبی دارن
اون زمان فقط یک پسربچه بودن

1099
01:49:00,602 --> 01:49:03,836
پس شما حداقل باید شصت سال‌ـتون باشه

1100
01:49:05,968 --> 01:49:07,543
هفتاد سال؟

1101
01:49:07,991 --> 01:49:09,672
!اما نمی‏تونید هشتاد ساله باشید

1102
01:49:13,052 --> 01:49:14,433
هشتاد و هفت

1103
01:49:17,573 --> 01:49:19,689
شما یکی از دونه‏داین‏ها هستید

1104
01:49:20,777 --> 01:49:23,904
از نوادگان نومِنور، که دارای موهبتِ عمر طولانی هستن‏

1105
01:49:25,162 --> 01:49:27,820
گفته شده که نژاد شما به افسانه‌ها پیوسته

1106
01:49:28,502 --> 01:49:30,285
تعداد کمی از ما باقی موندن

1107
01:49:30,461 --> 01:49:33,253
پادشاهی شمالی‏* خیلی وقت پیش از بین رفت
<font color="#ff8000">«پادشاهی بزرگی که توسط الندیل و آوارگان نو‌مِنور شکل گرفت»</font>

1108
01:49:34,037 --> 01:49:37,474
متاسفم
خواهش می‏کنم، بخورید

1109
01:49:52,140 --> 01:49:56,317
<i>نور " گوهر ستاره "* دچار فزونی و یا کاستی نمیشه</i>
<font color="#ff8000">«گردن بندی که آروِن به آراگورن داده بود»</font>

1110
01:49:57,098 --> 01:50:00,596
<i>این مال منه و به هرکس بخوام میدمش</i>

1111
01:50:02,431 --> 01:50:04,856
<i>مثل دلم</i>

1112
01:50:06,344 --> 01:50:09,036
<i>به خواب برو</i>

1113
01:50:09,245 --> 01:50:11,740
خوابیدم

1114
01:50:18,322 --> 01:50:20,277
این یه رویاست

1115
01:50:22,538 --> 01:50:25,771
پس  چه رویای خوبی‌ـه

1116
01:50:37,856 --> 01:50:39,970
بخواب

1117
01:51:05,318 --> 01:51:06,859
:به زبان الفی
<font color=#008000>یه بار بهم گفتی</font>

1118
01:51:09,366 --> 01:51:11,586
<font color=#008000>که این روز فرا خواهد رسید</font>

1119
01:51:12,605 --> 01:51:15,262
<font color=#008000>این پایان نیست...این آغازه</font>

1120
01:51:15,439 --> 01:51:17,623
<font color=#008000>تو باید همراه فرودو بری</font>

1121
01:51:18,341 --> 01:51:20,490
<font color=#008000>این راه (سرنوشت) توست</font>

1122
01:51:30,959 --> 01:51:33,719
<font color=#008000>*راهم از من پنهان شده</font>
<font color="#ff8000">«من راهم رو گم کردم»</font>

1123
01:51:34,366 --> 01:51:37,967
<font color=#008000>راهت پیش از این جلوی پات قرار گرفته</font>

1124
01:51:38,146 --> 01:51:41,515
<font color=#008000>حالا دیگه نمی‌تونی از خودت لغزش نشون بدی</font>

1125
01:51:43,643 --> 01:51:45,564
<font color=#008000>آروِن</font>

1126
01:51:48,165 --> 01:51:50,455
<font color=#008000>اگه به هیچ چیز دیگه‌ای اعتماد نداری</font>

1127
01:51:50,864 --> 01:51:52,877
<font color=#008000>به این اعتماد کن</font>

1128
01:51:54,136 --> 01:51:56,487
<font color=#008000>*به خودمون اعتماد کن</font>
<font color="#ff8000">«منظورش اعتماد به نیروی عشق است»</font>

1129
01:52:35,600 --> 01:52:37,451
اون زن کجاست؟

1130
01:52:38,636 --> 01:52:41,097
زنی‌ که اون جواهر رو بهتون داده

1131
01:52:44,439 --> 01:52:47,234
زمان (دوران) ما در این سرزمین رو به پایان‌ـه

1132
01:52:47,915 --> 01:52:50,503
زمان آروِن رو به پایان‌ـه

1133
01:52:51,254 --> 01:52:52,327
*بذار بره
<font color="#ff8000">«رهاش کن»</font>

1134
01:52:52,705 --> 01:52:54,955
بذار سوار کشتی‌ای که به غرب میره بشه

1135
01:52:54,966 --> 01:52:58,025
بذار عشقی که به تو داره رو به سرزمین جاویدان* ببره
<font color="#ff8000">«پس از نابودی نومنور، سرزمین‌ جاویدان از بقیه سرزمین‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«جدا شد تا دیگر دست انسان‌ها به آن نرسد و به جایی رفت»</font>
<font color="#ff8000">«که تنها الف‌ها می‌توانستند به آنجا رفت‌ و آمد داشته باشند»</font>

1136
01:52:58,204 --> 01:53:00,055
جایی که ‌همیشه سبز و خرم خواهد بود

1137
01:53:01,577 --> 01:53:03,970
ولی این بیش از یه خاطره(برای اون) نخواهد بود

1138
01:53:05,389 --> 01:53:08,449
من دخترم رو این‌جا رها نمی‌کنم که بمیره

1139
01:53:08,627 --> 01:53:12,297
اون می‌مونه چون هنوز امید داره -
اون به خاطر تو می‌مونه -

1140
01:53:12,473 --> 01:53:14,798
اون به مردمش تعلق داره

1141
01:53:26,900 --> 01:53:29,509
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>این‌طوری می‌خوای این‌جا رو ترک کنی؟</font>

1142
01:53:30,387 --> 01:53:33,944
<font color=#008000>فکر می‌کنی که می‌تونی سپیده دم این‌جا رو
 پنهانی ترک کنی، بدون جلب توجه؟ </font>

1143
01:53:36,378 --> 01:53:37,971
<font color=#008000>من بر نخواهم گشت</font>

1144
01:53:39,184 --> 01:53:41,105
<font color=#008000>تو مهارتت در نبرد رو دست‏کم گرفتی</font>

1145
01:53:41,813 --> 01:53:43,027
<font color=#008000>تو باز خواهی گشت</font>

1146
01:53:43,330 --> 01:53:44,847
<font color=#008000>من از مرگ در میدان نبرد صحبت نمی‌کنم</font>

1147
01:53:45,150 --> 01:53:47,172
<font color=#008000>پس در مورد چی صحبت می‌کنی؟</font>

1148
01:53:52,834 --> 01:53:56,816
<font color=#008000>تو فرصتی برای یه زندگی دیگه داری</font>

1149
01:53:58,395 --> 01:54:02,136
<font color=#008000>دور از جنگ ... غم ... ناامیدی</font>

1150
01:54:03,650 --> 01:54:05,502
چرا داری این حرف رو می‌زنی؟

1151
01:54:07,092 --> 01:54:10,323
من یک انسان فانی هستم، تو از نژاد اِلف‌ها هستی

1152
01:54:11,781 --> 01:54:14,472
این یک رویا بود، آروِن

1153
01:54:14,919 --> 01:54:16,298
نه بیشتر

1154
01:54:17,685 --> 01:54:20,951
حرفت رو باور نمی‏کنم

1155
01:54:30,066 --> 01:54:31,917
این به تو تعلق داره

1156
01:54:34,721 --> 01:54:36,297
این یک هدیه بود

1157
01:54:38,937 --> 01:54:40,480
نگهش دار

1158
01:54:43,020 --> 01:54:44,211
سرورم؟

1159
01:54:47,010 --> 01:54:51,549
اون به همراه تمام خویشاوندان باقی مانده‌اش
دارن با کشتی به سرزمین جاویدان میرن

1160
01:55:14,937 --> 01:55:16,414
چی شده؟

1161
01:55:17,929 --> 01:55:19,982
هاما؟ -
مطمئن نیستم -

1162
01:55:36,463 --> 01:55:38,482
!وارگ‏ها

1163
01:55:51,009 --> 01:55:53,197
*یه طلایه‌دار
<font color="#ff8000">«کسی که پیشاپیش سپاه و جلوتر از بقیه حرکت می‌کند»</font>
<font color="#ff8000">«و معمولا کار دیده‌بانی را هم انجام می‌دهد»</font>

1164
01:55:58,988 --> 01:56:01,482
چی شده؟ چی می‏بینی؟ -
!وارگ‌ها به ما حمله کردن -

1165
01:56:02,811 --> 01:56:04,998
!اون‏ها رو از این‌جا ببرید

1166
01:56:09,758 --> 01:56:11,742
!تمام سواران به سمت جلوی صف حرکت کنن

1167
01:56:12,485 --> 01:56:14,447
زود باش، من رو سوار کن
من سوارکارم

1168
01:56:14,646 --> 01:56:16,368
!زود باش

1169
01:56:28,143 --> 01:56:30,567
باید مردم رو به سمت گودی هلم هدایت کنی، عجله کن

1170
01:56:30,768 --> 01:56:32,231
!من می‏تونم بجنگم -
!نه -

1171
01:56:34,925 --> 01:56:36,977
...باید این کار رو بکنی
به خاطر من

1172
01:56:38,981 --> 01:56:40,568
!دنبالم بیاید

1173
01:56:44,101 --> 01:56:48,383
جلو، منظورم اینه که به طرف جلو حرکت کن -
به طرف زمین‌های پایین‌تر برید -

1174
01:56:48,587 --> 01:56:51,241
!خودشه، برو -
کنار هم بمونید -

1175
01:58:03,187 --> 01:58:05,478
!صورت قشنگت رو بیار جلوی تبرم

1176
01:58:08,275 --> 01:58:09,826
!این یکی مال من به حساب میاد

1177
01:58:26,493 --> 01:58:28,113
!جونوَر بوگندو

1178
01:59:54,989 --> 01:59:56,881
!آراگورن

1179
02:00:01,603 --> 02:00:03,066
آراگورن؟

1180
02:00:16,994 --> 02:00:19,919
بگو چه اتفاقی افتاده تا راحتت کنم

1181
02:00:20,088 --> 02:00:21,514
... اون

1182
02:00:22,082 --> 02:00:23,669
مُرده

1183
02:00:24,310 --> 02:00:27,199
!یه پَرش کوچیک روی صخره انجام داد

1184
02:00:30,792 --> 02:00:32,085
دروغ میگی

1185
02:01:05,865 --> 02:01:07,451
زخمی‏ها رو سوار اسب‌ها کنید

1186
02:01:08,791 --> 02:01:11,906
گرگ‏های آیزنگارد بر خواهند گشت

1187
02:01:12,346 --> 02:01:14,432
مُرده‏ها رو رها کنید

1188
02:01:21,855 --> 02:01:23,340
بیا

1189
02:01:33,492 --> 02:01:35,009
!بالاخره رسیدیم -
!گودی هلم -

1190
02:01:35,188 --> 02:01:38,076
!اون‌جاست، گودی هلم

1191
02:01:40,637 --> 02:01:42,428
ما در امانیم

1192
02:01:43,963 --> 02:01:46,820
ما در امانیم، بانوی من

1193
02:01:46,988 --> 02:01:48,178
ممنون

1194
02:02:32,400 --> 02:02:33,794
!مامان -
!ایوتین -

1195
02:02:33,961 --> 02:02:35,447
!فِرِ‏دا

1196
02:02:41,175 --> 02:02:43,999
بقیه کجا هستن؟ -
فقط ما تونستیم نجات پیدا کنیم بانوی من -

1197
02:02:47,858 --> 02:02:49,150
ببریدشون به غارها

1198
02:02:49,354 --> 02:02:52,176
!راه رو برای پادشاه باز کنید

1199
02:02:53,209 --> 02:02:56,995
!راه رو برای تئودن باز کنید
!راه رو برای پادشاه باز کنید

1200
02:03:04,878 --> 02:03:08,595
چقدر کم هستید
تعداد خیلی کمی از شما برگشتن

1201
02:03:11,361 --> 02:03:13,618
مردم‏ ما در امان‏ هستن

1202
02:03:14,951 --> 02:03:17,502
جان‏های زیادی به ‏خاطرش فدا کردبم

1203
02:03:18,342 --> 02:03:19,861
بانوی من

1204
02:03:23,595 --> 02:03:25,851
لرد آراگورن

1205
02:03:26,022 --> 02:03:27,246
کجاست؟

1206
02:03:29,246 --> 02:03:30,766
اون سقوط کرد

1207
02:03:53,349 --> 02:03:56,307
همه‌ی نیروها رو پشت دیوارها مستقر کنید

1208
02:03:56,473 --> 02:03:59,398
دروازه رو ببندید
و یه نگهبان براش بذارید

1209
02:03:59,632 --> 02:04:02,714
کسایی که نمی‏تونن بجنگن چی سرورم؟
زنان و بچه‏ها؟

1210
02:04:02,890 --> 02:04:05,475
اون‏ها رو داخل غارها بفرستید

1211
02:04:06,348 --> 02:04:11,197
دست سارومان باید خیلی دراز شده باشه
!اگه فکر می‌کنه که این‌جا دستش به ما میرسه

1212
02:04:13,230 --> 02:04:16,618
<i>گودی هلم یه نقطه ضعف داره</i>

1213
02:04:16,786 --> 02:04:19,110
<i>دیوار بیرونیش از سنگ سخت‌ـه</i>

1214
02:04:19,280 --> 02:04:22,362
<i>اما دریچه‌ی کوچیکی در پایه‌اش قرار داره</i>

1215
02:04:22,537 --> 02:04:25,291
<i>که از یه دریچه‌ی معمولی ِعبور فاضلاب کمی بزرگتره</i>

1216
02:04:28,155 --> 02:04:32,305
چطور؟
چطور آتش می‌تونه سنگ رو از بین ببره؟

1217
02:04:32,479 --> 02:04:36,954
چه ابزاری می‌تونه اون دیوار رو نابود کنه؟

1218
02:04:40,554 --> 02:04:44,534
اگر دیوار شکافته بشه
قلعه‌ی) گودی هلم سقوط خواهد کرد)

1219
02:04:44,710 --> 02:04:48,223
حتی اگه دیوار شکافته بشه، باز هم
...به تعداد بی‌شماری

1220
02:04:48,401 --> 02:04:50,952
به هزاران نفر برای تصرف قلعه نیاز هست

1221
02:04:51,127 --> 02:04:52,554
!ده‌ها هزار نفر

1222
02:04:52,722 --> 02:04:56,769
اما سرورم، چنین ارتشی وجود نداره

1223
02:05:08,680 --> 02:05:11,762
" قدرتِ جدیدی در حال ظهور است "

1224
02:05:11,936 --> 02:05:14,918
" پیروزی آن نزدیک و قطعی است "

1225
02:05:20,583 --> 02:05:22,632
" امـشـب "

1226
02:05:23,074 --> 02:05:27,391
" زمین با خون مردم روهان رنگین خواهد شد "

1227
02:05:27,563 --> 02:05:30,883
" به گودی هلم لشکرکشی کنید "

1228
02:05:31,053 --> 02:05:34,477
" هیچ‌کس را زنده باقی نگذارید "

1229
02:05:37,004 --> 02:05:39,462
" پیش به سوی جـــنـــگــــ "

1230
02:05:43,386 --> 02:05:47,831
*" دیگر هیچ سپیده‌دمی برای انسان‌ها وجود نخواهد داشت "
<font color="#ff8000">«منظور: هیچ امیدی برای انسان‌ها وجود ندارد»</font>

1231
02:06:04,963 --> 02:06:07,012
نگاه کن !از سمت جنوب دود بلند میشه

1232
02:06:07,222 --> 02:06:10,339
این روزها از آیزنگارد

1233
02:06:10,580 --> 02:06:14,399
همیشه دود بلند میشه

1234
02:06:14,636 --> 02:06:16,223
آیزنگارد؟

1235
02:06:16,432 --> 02:06:18,290
زمانی بود که

1236
02:06:18,626 --> 02:06:22,139
سارومان بین درختان من قدم میزد

1237
02:06:22,316 --> 02:06:25,671
اما حالا فقط به فکرِ فلز

1238
02:06:26,338 --> 02:06:28,769
و چرخ‌ـه

1239
02:06:29,538 --> 02:06:33,976
دیگه به روییدنی‌ها اهمیت نمیده

1240
02:06:34,151 --> 02:06:35,941
اون چیه؟

1241
02:06:40,931 --> 02:06:43,118
ارتش سارومان‌ـه

1242
02:06:43,325 --> 02:06:44,844
جنگ آغاز شده

1243
02:07:23,081 --> 02:07:27,434
<i>باشد که نیروی والار* محافظت باشند</i>
<font color="#ff8000">«معنی: قدرت‌های جهان، نامی برای چهارده موجود روحانی»</font>
<font color="#ff8000">«قدرتمند که پس از خلق جهان، با گرفتن  شکل فیزیکی به آن»</font>
<font color="#ff8000">«هبوط نمودند تا به آن نظم بخشیده و با شرارت‌ها مقابله‌نمایند»</font>

1244
02:07:59,581 --> 02:08:01,439
بریگو

1245
02:08:27,470 --> 02:08:28,661
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>آروِن</font>

1246
02:08:29,618 --> 02:08:31,611
<font color=#008000>وقتش شده</font>

1247
02:08:33,603 --> 02:08:37,388
<font color=#008000>کشتی‏ها دارن به سمت والینور میرن
همین حالا برو ... پیش از این که دیر بشه</font>

1248
02:08:38,406 --> 02:08:40,196
من انتخابم رو کردم

1249
02:08:46,617 --> 02:08:49,473
اون برنمی‏گرده

1250
02:08:50,905 --> 02:08:54,226
چرا برای رفتن مُردد هستی، وقتی که هیچ امیدی نیست؟

1251
02:08:55,161 --> 02:08:58,119
هنوز امید هست

1252
02:09:02,274 --> 02:09:06,025
،اگه حتی آراگورن در این جنگ زنده بمونه
باز از هم جدا خواهید شد

1253
02:09:09,421 --> 02:09:12,378
اگه سائورون شکست بخوره و آراگورن پادشاه بشه

1254
02:09:12,545 --> 02:09:15,027
و تمام چیزهایی که امید داری، اتفاق بیوفتن

1255
02:09:15,205 --> 02:09:19,886
باز هم مجبوری طعم تلخ فانی بودن رو بچشی

1256
02:09:20,158 --> 02:09:23,139
چه بر اثر ضربه‌ی شمشیر و چه بر اثر گذر زمان

1257
02:09:23,315 --> 02:09:26,275
آراگورن خواهد مرد

1258
02:09:29,100 --> 02:09:31,615
<i>و آن وقت هیچ تسلی خاطری برای تو وجود نخواهد داشت</i>

1259
02:09:31,825 --> 02:09:35,972
<i>هیچ تسلی خاطری برای تسکین
درد درگذشت او وجود نخواهد داشت</i>

1260
02:09:38,773 --> 02:09:41,493
<i>او خواهد مُرد</i>

1261
02:09:41,665 --> 02:09:44,249
<i>تجسمی از عظمتِ پادشاهان انسان‌ها</i>

1262
02:09:44,425 --> 02:09:49,070
<i>با شکوهی بی بدیل، پیش از فروپاشی جهان</i>

1263
02:09:58,153 --> 02:10:02,074
<i>اما تو، دخترم</i>

1264
02:10:02,905 --> 02:10:07,914
<i>در تاریکی و تردید به سر خواهی برد</i>

1265
02:10:08,092 --> 02:10:12,138
<i>مانند شبی زمستانی که بدون ستاره فرا می‌رسد</i>

1266
02:10:14,541 --> 02:10:16,932
<i>در این‌جا* ساکن خواهی بود</i>
<font color="#ff8000">«منظور سرزمین میانه است»</font>

1267
02:10:17,101 --> 02:10:21,985
<i>اسیر در زندان غم و اندوه، در زیر درختانی
که در حال محو شدن و مُردن هستند</i>

1268
02:10:23,717 --> 02:10:25,699
<i>تا وقتی که جهان دچار دگرگونی شود</i>

1269
02:10:25,875 --> 02:10:30,354
و همه‌ی سال‌های طولانی زندگی‌ـت به کلی سپری شوند

1270
02:10:38,840 --> 02:10:39,999
آروِن

1271
02:10:46,640 --> 02:10:48,922
...این‌جا هیچ چیزی در انتظار تو نخواهد بود

1272
02:10:49,601 --> 02:10:51,721
جز مــرگـــ

1273
02:11:12,457 --> 02:11:15,189
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>آیا  من رو هم دوست داری؟</font>

1274
02:11:17,212 --> 02:11:19,597
<font color=#008000>من دوستت دارم، پدر</font>

1275
02:12:10,104 --> 02:12:13,083
<font color="#ff8000">:صدای گالادریل</font>
<font color=#008000><i> " دنیا دگرگون شده است "</i></font>

1276
02:12:13,732 --> 02:12:15,720
<font color=#008000><i>" در آب احساسَش می‌کنم "</i></font>

1277
02:12:16,168 --> 02:12:18,156
<font color=#008000><i>" در زمین احساسَش می‌کنم "</i></font>

1278
02:12:20,045 --> 02:12:23,923
<font color=#008000><i>" در هوا اِستشمامَش می‌کنم "</i></font>

1279
02:12:25,126 --> 02:12:28,734
<i>قدرت دشمن در حال افزایش است</i>

1280
02:12:28,909 --> 02:12:31,529
<i>سائورون از دست نشانده‌اش سارومان</i>

1281
02:12:31,703 --> 02:12:35,070
<i>برای نابود کردن مردم روهان استفاده خواهد کرد</i>

1282
02:12:37,141 --> 02:12:40,769
<i>آیزنگارد تخلیه شده است</i>

1283
02:12:45,114 --> 02:12:48,481
<i>حالا چشم سائورون به گاندور دوخته شده است</i>

1284
02:12:49,618 --> 02:12:52,586
<i>آخرین پادشاهیِ آزادِ انسان‌ها</i>

1285
02:12:52,788 --> 02:12:57,191
<i>جنگِ او در این سرزمین، خیلی زود به راه خواهد افتاد</i>

1286
02:13:00,894 --> 02:13:03,988
<i>او نزدیک شدن حلقه را حس می‌کند</i>

1287
02:13:04,165 --> 02:13:07,622
<i>نیروی حامل حلقه رو به زوال است</i>

1288
02:13:07,801 --> 02:13:11,861
<i>فرودو در اعماق قلبش، کم‌کم پِی می‌برد</i>

1289
02:13:13,406 --> 02:13:17,273
که این ماموریت به قیمت جانش تمام خواهد شد

1290
02:13:17,442 --> 02:13:19,604
تو از این آگاهی

1291
02:13:20,245 --> 02:13:23,077
<i>تو این را از پیش می‌دانستی</i>

1292
02:13:25,183 --> 02:13:28,618
<i>این خطری‌ـست که همه‏‌ی ما آن را پذیرفتیم</i>

1293
02:13:32,957 --> 02:13:37,153
<i>در حالی که تاریکی گسترش می‌یابد
اراده‌ی حلقه قوی‌تر می‌شود</i>

1294
02:13:38,327 --> 02:13:42,764
<i>حالا به سختی در حال تلاش است
تا دوباره به دست انسان‌ها بازگردد</i>

1295
02:13:42,931 --> 02:13:48,390
<i>چرا که انسان‌ها به راحتی بر اثر قدرت حلقه اغوا می‌شوند</i>

1296
02:13:48,602 --> 02:13:52,164
<i>تنها کافی است که سردار جوان گاندور
 دستش را دراز کند</i>

1297
02:13:52,372 --> 02:13:56,433
<i>و حلقه را برای خودش بردارد
و آن هنگام جهان سقوط خواهد کرد</i>

1298
02:13:58,880 --> 02:14:00,770
<i>حالا زمان آن نزدیک شده است</i>

1299
02:14:00,880 --> 02:14:05,145
<i>بسیار نزدیک است که حلقه به هدفش دست بیابد</i>

1300
02:14:08,253 --> 02:14:11,883
<i>و آن زمان سلطه‌ی سائورون بر تمامی جهان
گسترش خواهد یافت</i>

1301
02:14:12,057 --> 02:14:16,185
<i>حتی بر پایان جهان نیز تسلط خواهد یافت</i>

1302
02:14:18,027 --> 02:14:19,859
<i>دوران اِلف‌ها</i>

1303
02:14:20,062 --> 02:14:21,997
<i>به پایان رسیده است</i>

1304
02:14:22,833 --> 02:14:26,427
<i>آیا عاقبتِ سرزمین میانه را
 به سرنوشتش واگذار خواهیم کرد؟</i>

1305
02:14:28,403 --> 02:14:31,667
<i>آیا اجازه می‌دهیم (که انسان‌ها) به تنهایی
 در مقابلش بایستند؟</i>

1306
02:14:34,010 --> 02:14:35,675
<font color="#ff8000">«نقشه‌ی قسمتِ شرقی سرزمین میانه»</font>
<font color="#ff8000">«شامل موردور، گاندور و روهان»</font>

1307
02:14:36,210 --> 02:14:37,575
چه خبر؟

1308
02:14:37,746 --> 02:14:40,543
دیده‏بان‌ها گزارش دادن که سارومان به روهان حمله کرده

1309
02:14:40,714 --> 02:14:43,581
مردم تئودن به گودی هلم پناه بردن

1310
02:14:43,751 --> 02:14:47,778
ولی ما باید مراقب مرزهای خودمون باشیم
فارامیر، اُرک‏ها در حال پیشروی‏ هستن

1311
02:14:47,954 --> 02:14:50,354
سائورون در حال آماده کردنِ یه ارتش‌ـه

1312
02:14:50,690 --> 02:14:52,816
شرقی‏ها و جنوبی‏ها* به دروازه‌ی سیاه رسیدن
<font color="#ff8000">«نژادی از انسان‌ها که در شرق و جنوب موردور زندگی»</font>
<font color="#ff8000">«می‌کردند و دشمن مردم آزاد و متحد سائورون بودند»</font>

1313
02:14:52,992 --> 02:14:56,392
تعدادشون چقدره؟ -
چند هزار نفر، هر روز هم بیشتر میشن -

1314
02:14:57,496 --> 02:15:01,056
از رودخانه‌ تا شمال رو کی پوشش میده؟ -
پانصد نفر رو در اُسگیلیات* مستقر کردیم -
<font color="#ff8000">«پایتخت قدیمی گاندور»</font>

1315
02:15:01,265 --> 02:15:04,290
اگه به اون شهر حمله بشه نمی‌تونیم ازش دفاع کنیم

1316
02:15:06,436 --> 02:15:08,631
سارومان از آیزنگارد حمله می‏کنه

1317
02:15:08,805 --> 02:15:11,501
سائورون از موردور

1318
02:15:12,809 --> 02:15:16,040
جنگ از هر دو طرف به سمت انسان‌ها خواهد آمد

1319
02:15:16,211 --> 02:15:17,905
گاندور ضعیف‌ـه

1320
02:15:18,080 --> 02:15:21,207
سائورون به زودی به ما حمله خواهد کرد

1321
02:15:21,951 --> 02:15:23,814
به سختی هم حمله خواهد کرد

1322
02:15:24,252 --> 02:15:28,348
حالا اون می‌دونه که ما
توانایی عقب نشوندنش رو نداریم

1323
02:15:42,233 --> 02:15:44,463
افرادم میگن که شما جاسوسِ اُرک‏ها هستید

1324
02:15:44,636 --> 02:15:47,366
!جاسوس‏؟
امکان نداره

1325
02:15:47,539 --> 02:15:49,802
خب اگه جاسوس نیستید، پس کی هستید؟

1326
02:15:56,679 --> 02:15:58,408
حرف بزنید

1327
02:15:59,514 --> 02:16:02,108
ما هابیت‏هایی اهل شایر هستیم

1328
02:16:02,451 --> 02:16:05,478
،اسم من فرودو بگینزه
و ایشون هم سم وایز گمجی هستن

1329
02:16:05,922 --> 02:16:07,412
محافظ شخصیته؟

1330
02:16:07,623 --> 02:16:09,386
!باغبونش هستم

1331
02:16:10,025 --> 02:16:11,993
و اون دوست فراری‌ـتون کجاست؟

1332
02:16:13,528 --> 02:16:15,826
همون جونوَر بی‌ریخت

1333
02:16:16,164 --> 02:16:18,130
همون که قیافه‌ی زشتی داشت

1334
02:16:19,866 --> 02:16:21,765
کس دیگه‌ای وجود نداره

1335
02:16:25,871 --> 02:16:28,204
ما به همراه هفت نفر دیگه از ریوندل خارج شدیم

1336
02:16:31,543 --> 02:16:34,652
یک نفر* رو در موریا* از دست دادیم
<font color="#ff8000">«منظور گاندالف است»</font>
<font color="#ff8000">«بزرگ‌ترین و معروف‌ترین عمارت کوتوله‌ها در سرزمین میانه»</font>

1337
02:16:35,680 --> 02:16:37,204
،دو نفرشون از خویشاوندانم بودن

1338
02:16:37,382 --> 02:16:41,113
یه کوتوله هم بود
به همراه یه اِلف و دو تا انسان

1339
02:16:41,319 --> 02:16:45,220
،آراگورن پسر آراتورن
و بارومیر از گاندور

1340
02:16:50,226 --> 02:16:51,989
شما دوستان بارومیر هستید؟

1341
02:16:54,430 --> 02:16:55,920
بله

1342
02:16:56,999 --> 02:16:58,091
از نظر خودم که بودم

1343
02:17:04,604 --> 02:17:07,539
پس اگه بدونید که اون مُرده ناراحت میشید؟

1344
02:17:09,575 --> 02:17:11,042
مُرده؟

1345
02:17:11,243 --> 02:17:13,267
چطور؟
کِی؟

1346
02:17:13,544 --> 02:17:16,171
،بعنوان یکی از همراهانش
امیدوارم بودم که شما بهم بگید

1347
02:17:16,513 --> 02:17:20,348
اگه اتفاقی برای بارومیر افتاده
ازت می‏خوایم که به ما بگی

1348
02:17:23,088 --> 02:17:29,548
شش روز پیش، آب شیپورش رو
به ساحل روخانه آورد

1349
02:17:29,759 --> 02:17:32,914
دو تیکه شده بود

1350
02:17:34,555 --> 02:17:37,971
اما دلم بهم میگه که این همه‌ی ماجرا نیست

1351
02:17:40,018 --> 02:17:41,793
او برادرم بود

1352
02:18:30,651 --> 02:18:33,599
!بارومیر

1353
02:18:34,237 --> 02:18:36,103
!بارومیر

1354
02:18:40,343 --> 02:18:44,109
یه زمانی این شهر جواهر قلمرو ما بود

1355
02:18:44,280 --> 02:18:47,942
محل روشنایی و زیبایی و موسیقی

1356
02:18:48,116 --> 02:18:50,448
!و یک بار دیگه اینطور خواهد شد

1357
02:18:53,022 --> 02:18:55,650
بذارید سپاهیان موردور این رو بدونن

1358
02:18:55,859 --> 02:19:00,225
هرگز دوباره سرزمین مردم من به دست دشمن نخواهد افتاد

1359
02:19:04,031 --> 02:19:09,696
!شهر اُسگیلیات به قلمروی گاندور بازگشت

1360
02:19:10,070 --> 02:19:12,037
!برای گاندور -
!برای گاندور -

1361
02:19:12,204 --> 02:19:15,037
!برای گاندور -
!برای گاندور -

1362
02:19:23,749 --> 02:19:26,514
سخنرانی خوبی بود
مفید و مختصر

1363
02:19:26,720 --> 02:19:29,618
!باید زمان بیشتری رو برای نوشیدن بذاریم

1364
02:19:29,920 --> 02:19:34,118
بشکه‌های آبجو رو باز کنید
این افراد تشنه‏ هستن

1365
02:19:37,562 --> 02:19:39,723
امروز رو یادت باشه، برادر کوچولو

1366
02:19:39,897 --> 02:19:42,889
امروز، زندگی خوبه

1367
02:19:47,070 --> 02:19:48,662
چیه؟

1368
02:19:49,039 --> 02:19:50,506
اون اینجاست

1369
02:19:53,709 --> 02:19:55,540
نمی‏تونه یه لحظه راحتمون بذاره؟

1370
02:19:55,710 --> 02:19:56,733
اون کجاست؟

1371
02:19:56,911 --> 02:20:00,369
بهترین جنگجوی گاندور کجاست؟
اولین پسرم کجاست؟

1372
02:20:00,948 --> 02:20:02,643
!پدر

1373
02:20:07,522 --> 02:20:09,888
بهم گفتن که تقریبا یک تنه دشمن رو در هم شکستی

1374
02:20:10,058 --> 02:20:13,457
اغراق کردن
این پیروزی به فارومیر هم تعلق داره

1375
02:20:14,928 --> 02:20:17,829
اما به خاطر(بی کفایتی) فارومیر بود که شهر سقوط کرد

1376
02:20:18,631 --> 02:20:20,929
مگه مسئولیت محافظت از شهر به عهده‌ی تو نبود؟

1377
02:20:21,101 --> 02:20:23,125
هر کاری که می‌تونستم انجام دادم
ولی تعدادمون خیلی کم بود

1378
02:20:23,302 --> 02:20:24,997
!اوه، خیلی کم بود

1379
02:20:25,505 --> 02:20:27,904
تو اجازه دادی دشمن وارد شهر بشه
و در یک چشم بهم زدن اون رو تصرف کنه

1380
02:20:30,107 --> 02:20:33,100
همیشه باعث سر افکندگی من بودی

1381
02:20:33,312 --> 02:20:35,540
همچین قصدی ندارم

1382
02:20:35,746 --> 02:20:39,812
برای اون ارزشی قائل نمیشید
ولی باز هم تلاش می‌کنه طبق خواست شما عمل کنه

1383
02:20:42,886 --> 02:20:45,787
اون شما رو دوست داره، پدر -
من رو به خاطر فارومیر به چالش نکش -

1384
02:20:45,957 --> 02:20:48,719
من می‌دونم اون به درد چه کارهایی میخوره
!و البته اون کارها اندک هستن

1385
02:20:48,892 --> 02:20:52,486
چیزهای ضروری‌تری هست
که باید در موردشون صحبت کنیم

1386
02:20:53,663 --> 02:20:56,096
الروند از ریوندل برای تشکیل یک جلسه
ما رو فراخوانده

1387
02:20:56,265 --> 02:20:59,131
،دلیلش رو نگفته
ولی من حدس میزنم که هدف این جلسه چیه

1388
02:20:59,300 --> 02:21:03,100
شایعه شده که " سلاح " دشمن پیدا شده

1389
02:21:05,340 --> 02:21:07,604
" حلقه‌ی یگانه "

1390
02:21:10,379 --> 02:21:15,042
قاتلِ ایسیلدور -
به دست اِلف‏ها افتاده -

1391
02:21:15,215 --> 02:21:18,843
،همه تلاش می‌کنن اون رو به دست بیارن
انسان‏ها، کوتوله‌ها، جادوگرها

1392
02:21:19,018 --> 02:21:23,148
نمی‏تونیم بذاریم این اتفاق بیوفته
اون حلقه باید به گاندور بیاد

1393
02:21:24,958 --> 02:21:27,618
گاندور -
خطرناکه، می‏دونم -

1394
02:21:27,793 --> 02:21:31,489
اون حلقه همیشه سعی کرده قلب انسان‌های
ضعیف‌تر رو به فساد و تباهی بکشونه

1395
02:21:31,663 --> 02:21:35,566
اما تو، تو قوی هستی
و ما به شدت به اون حلقه نیاز داریم

1396
02:21:35,735 --> 02:21:41,035
،این خون ماست که بر زمین ریخته میشه
مردم ما هستن که دارن کشته میشن

1397
02:21:41,238 --> 02:21:46,265
سائورون در انتظار زمان مناسب‌ـه
اون در حال ساختن یه ارتش بزرگ و تازه نفس‌ـه

1398
02:21:46,476 --> 02:21:47,943
اون برخواهد گشت

1399
02:21:48,144 --> 02:21:51,876
و وقتی که برگرده
قدرتِ ایستادگی در مقابلش رو نخواهیم داشت

1400
02:21:52,048 --> 02:21:54,609
تو باید بری

1401
02:21:55,784 --> 02:21:57,878
و اون هدیه‌ی قدرتمند رو برام بیاری

1402
02:21:58,720 --> 02:22:04,215
نه، جای من این‌جا در کنار مردمم‌ـه
!نه در ریوندل

1403
02:22:04,393 --> 02:22:08,090
آیا از فرمان پدرت سرپیچی می‌کنی؟ -
... اگه رفتن به ریوندل  ضروریه -

1404
02:22:08,263 --> 02:22:11,230
من رو به جای اون بفرستید -
تو؟ -

1405
02:22:12,433 --> 02:22:14,367
اوه، فهمیدم

1406
02:22:14,534 --> 02:22:18,732
،فرصتی برای فارومیر، سردار گاندور
تا شایستگیش رو ثابت کنه

1407
02:22:19,172 --> 02:22:21,141
فکر نمی‏کنم

1408
02:22:21,341 --> 02:22:24,209
من برای انجام این ماموریت فقط به برادرت اعتماد دارم

1409
02:22:24,377 --> 02:22:27,277
کسی که ناامیدم نخواهد کرد

1410
02:22:44,362 --> 02:22:47,524
امروز رو یادت باشه، برادر کوچولو

1411
02:23:05,915 --> 02:23:07,905
!فرمانده فارومیر

1412
02:23:09,184 --> 02:23:11,310
نفر سوم رو پیدا کردیم

1413
02:23:22,830 --> 02:23:24,798
باید همراهم بیای، همین حالا

1414
02:23:36,007 --> 02:23:37,099
اون پایین

1415
02:23:52,022 --> 02:23:54,922
ورود به آبگیر ممنوعه*، مجازات مرگ رو به دنبال داره
<font color="#ff8000">«جنگجویان گاندور به شدت مراقب محرمانه ماندن»</font>
<font color="#ff8000">«پناهگاهشان که در پشت آبشار می باشد، بودند.به همین علت»</font>
<font color="#ff8000">«هرکس که به آبشار و آبگیرِ زیر آن نزدیک میشد را می‌کشتند»</font>

1416
02:24:05,534 --> 02:24:07,024
منتظر دستور من هستن

1417
02:24:12,508 --> 02:24:13,600
دستور زدنش رو بدم؟

1418
02:24:14,842 --> 02:24:17,868
<i>صخره و آبگیر، چه خوبه و دلپذیر</i>

1419
02:24:18,045 --> 02:24:19,876
<i>خیلی آبدار و شیرین</i>

1420
02:24:20,515 --> 02:24:23,484
<i>تنها آرزوی ما گرفتن یه ماهی بود</i>

1421
02:24:23,652 --> 02:24:26,345
<i>خیلی آبدار و شیرین</i>

1422
02:24:33,326 --> 02:24:34,724
صبر کن

1423
02:24:36,228 --> 02:24:39,060
این موجود به من وابسته‌ـست

1424
02:24:39,664 --> 02:24:41,598
و من هم به اون

1425
02:24:44,869 --> 02:24:46,167
اون راهنمای ماست

1426
02:24:50,910 --> 02:24:52,309
خواهش می‏کنم

1427
02:24:52,478 --> 02:24:54,341
اجازه بده برم پایین پیشش

1428
02:25:05,655 --> 02:25:07,316
اسمیگل

1429
02:25:08,324 --> 02:25:10,553
ارباب این‌جاست

1430
02:25:11,760 --> 02:25:12,886
بیا، اسمیگل

1431
02:25:15,765 --> 02:25:18,393
به ارباب اعتماد کن، بیا

1432
02:25:21,569 --> 02:25:25,402
باید همین حالا راه بیوفتیم

1433
02:25:25,772 --> 02:25:29,209
اسمیگل، تو باید به ارباب اعتماد کنی

1434
02:25:29,375 --> 02:25:30,774
دنبالم بیا، زودباش

1435
02:25:32,011 --> 02:25:33,501
بیا

1436
02:25:36,050 --> 02:25:37,209
بیا، اسمیگل

1437
02:25:37,751 --> 02:25:39,775
،اسمیگل خوب
همین‌ـه

1438
02:25:40,320 --> 02:25:41,809
بیا

1439
02:25:46,258 --> 02:25:47,918
!اذیتش نکنید

1440
02:25:48,093 --> 02:25:50,822
اسمیگل مقاومت نکن
اسمیگل به حرفم گوش کن

1441
02:25:50,995 --> 02:25:52,293
!ارباب

1442
02:26:17,494 --> 02:26:20,094
کافیه

1443
02:26:23,594 --> 02:26:25,993
اون‏ها رو کجا می‏بری؟

1444
02:26:27,793 --> 02:26:30,093
!جواب بده

1445
02:26:30,393 --> 02:26:33,493
<font color=#FF0000>اسمیگل</font>

1446
02:26:36,710 --> 02:26:41,476
<font color=#FF0000>چرا گریه می‏کنی، اسمیگل؟</font>

1447
02:26:42,748 --> 02:26:45,342
آدم های سنگدل بهمون آسیب می‌زنن

1448
02:26:45,551 --> 02:26:48,519
ارباب گولمون زد

1449
02:26:48,720 --> 02:26:52,281
<font color=#FF0000>البته که زد</font>

1450
02:26:52,657 --> 02:26:56,354
<font color=#FF0000>بهت گفته بودم که اون حیله‌گره</font>

1451
02:26:56,527 --> 02:26:59,553
<font color=#FF0000>بهت گفته بودم که اون دروغگوئه</font>

1452
02:26:59,731 --> 02:27:02,427
... ارباب دوست ماست

1453
02:27:02,600 --> 02:27:04,966
دوست ما

1454
02:27:05,136 --> 02:27:07,297
<font color=#FF0000>ارباب به ما خیانت کرد</font>

1455
02:27:07,472 --> 02:27:10,462
نه، به تو ربطی نداره

1456
02:27:11,540 --> 02:27:14,008
!ما رو تنها بذار

1457
02:27:14,176 --> 02:27:16,576
<font color=#FF0000>!هابیت‏های کثیف کوچولو</font>

1458
02:27:16,746 --> 02:27:19,044
<font color=#FF0000>!اون(حلقه) رو از ما دزدیدن</font>

1459
02:27:19,215 --> 02:27:20,648
نه ... نه

1460
02:27:21,217 --> 02:27:22,844
 چی رو دزدیدن؟

1461
02:27:24,987 --> 02:27:30,323
<font color=#FF0000>!عزیــز... من رو</font>

1462
02:27:33,962 --> 02:27:35,588
باید از این‌جا بزنیم بیرون

1463
02:27:36,196 --> 02:27:38,164
تو برو
همین حالا برو

1464
02:27:40,768 --> 02:27:42,633
از پسِ انجامش برمیای

1465
02:27:44,071 --> 02:27:45,538
از حلقه استفاده کن، آقای فرودو

1466
02:27:45,739 --> 02:27:47,502
فقط همین یه بار

1467
02:27:47,708 --> 02:27:49,437
دستت کن

1468
02:27:49,910 --> 02:27:51,901
ناپدید شو

1469
02:27:52,980 --> 02:27:54,037
نمی‏تونم

1470
02:27:57,150 --> 02:27:59,380
حق با تو بود، سم

1471
02:28:00,820 --> 02:28:03,310
... تلاش کردی بهم بگی، اما

1472
02:28:08,026 --> 02:28:10,187
متاسفم

1473
02:28:14,733 --> 02:28:17,599
حلقه داره وجود من رو تسخیر می‏کنه، سم

1474
02:28:19,036 --> 02:28:20,663
... اگه حلقه رو دستم کنم

1475
02:28:20,871 --> 02:28:23,203
اون (سائورون) پیدام می‏کنه

1476
02:28:24,875 --> 02:28:26,843
اون می‏بینه

1477
02:28:28,078 --> 02:28:30,045
... آقای فرودو

1478
02:28:34,918 --> 02:28:39,183
پس این پاسخ تمام معماها‍ـست

1479
02:28:41,390 --> 02:28:44,382
این‌جا در وسط جنگل

1480
02:28:44,560 --> 02:28:46,460
شما دوتا کوتوله رو دارم

1481
02:28:46,628 --> 02:28:49,791
و گروهی از انسان‌ها که گوش به فرمانم هستن

1482
02:28:53,135 --> 02:28:56,593
حلقه‌ی قدرت در چنگ منه

1483
02:29:06,313 --> 02:29:10,044
فرصتی برای فارومیر، سردار گاندور

1484
02:29:11,651 --> 02:29:14,677
تا شایستگیش رو نشون بده

1485
02:29:35,773 --> 02:29:37,365
!نه

1486
02:29:40,545 --> 02:29:41,876
!بس کن

1487
02:29:42,046 --> 02:29:43,103
!تنهاش بذار

1488
02:29:44,448 --> 02:29:46,939
مگه نمی‌فهمی؟

1489
02:29:48,252 --> 02:29:50,152
!اون باید نابودش کنه

1490
02:29:50,320 --> 02:29:53,550
همون جایی که داریم میریم، به موردور

1491
02:29:53,723 --> 02:29:55,384
به کوه آتش

1492
02:29:56,459 --> 02:29:59,553
به اسگیلیات حمله شده
درخواست نیروی کمکی کردن

1493
02:29:59,762 --> 02:30:02,731
خواهش می‏کنم، این مسئولیت سنگینی‌ـه

1494
02:30:04,933 --> 02:30:06,992
بهش کمک نمی‌کنید؟

1495
02:30:08,370 --> 02:30:10,270
فرمانده؟

1496
02:30:10,939 --> 02:30:13,169
آماده رفتن بشید

1497
02:30:18,113 --> 02:30:20,546
حلقه به گاندور خواهد رفت

1498
02:31:20,869 --> 02:31:25,669
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>کارت خوب بود بریگو، دوست من</font>

1499
02:31:33,481 --> 02:31:36,109
!اون زنده‌ـست -
اون کجاست؟ اون کجاست؟ -

1500
02:31:36,284 --> 02:31:39,344
از سر راه برید کنار، میخوام بکشمش

1501
02:31:39,554 --> 02:31:43,284
... تو خوش شانس‏ترین، زیرک‏ترین

1502
02:31:43,490 --> 02:31:47,483
و نترس‌ترین انسانی هستی که توی عمرم دیدم

1503
02:31:48,195 --> 02:31:49,662
زنده باشی دوست عزیزم

1504
02:31:50,263 --> 02:31:51,992
گیملی، پادشاه کجاست؟

1505
02:32:00,866 --> 02:32:02,116
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>دیر کردی</font>

1506
02:32:05,778 --> 02:32:07,108
ظاهرت وحشتناک‌ـه

1507
02:32:34,263 --> 02:32:36,863
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>ممنون</font>

1508
02:32:48,850 --> 02:32:50,814
گفتی یه سپاه عظیم؟

1509
02:32:51,019 --> 02:32:53,714
 تمام آیزنگارد تخلیه شده -
چند نفرن؟ -

1510
02:32:54,397 --> 02:32:57,396
ده هزار سرباز، حداقل

1511
02:32:58,944 --> 02:33:00,377
ده هزار؟

1512
02:33:00,813 --> 02:33:03,303
:سپاهی که فقط به یک منظور پرورش داده شده

1513
02:33:05,984 --> 02:33:08,111
" نابود کردن دنیای انسان‌ها "

1514
02:33:10,622 --> 02:33:12,613
شب‌هنگام، به این‌جا خواهند رسید

1515
02:33:18,463 --> 02:33:19,760
بذار بیان

1516
02:33:21,299 --> 02:33:24,029
می‏خواهم تمام مردها و پسربچه‌های نیرومندی که
توانایی حمل سلاح رو دارن

1517
02:33:24,235 --> 02:33:27,363
تا شب آماده‏ی نبرد باشن

1518
02:33:35,546 --> 02:33:38,481
گذرگاه و دروازه رو از بالا پوشش میدیم

1519
02:33:38,649 --> 02:33:41,083
تا حالا هیچ سپاهی نتونسته به " حصار گودی "* نفوذ کنه
<font color="#ff8000">«دیوار سنگی یکپارچه‌ای به ارتفاع بیش از شش متر»</font>
<font color="#ff8000">«که از پناهگاه مردم روهان در گودی هلم حفاظت می‌کرد»</font>

1520
02:33:41,251 --> 02:33:43,981
!یا پاش رو داخل " هورنبرگ "* بذاره
<font color="#ff8000">«.به معنی: شاخ آواز»</font>
<font color="#ff8000">«قلعه‌ای در سراشیبی گودی هلم در شمال روهان»</font>

1521
02:33:44,154 --> 02:33:46,554
این‌ها فقط یه عده اُرکِ بی عقل و احمق نیستن

1522
02:33:47,157 --> 02:33:49,352
این‏ها " اوروک-های " هستن

1523
02:33:49,526 --> 02:33:52,962
زره‌ها‌ـشون ضخیم
و سپرها‌ـشون بزرگه

1524
02:33:54,631 --> 02:33:58,259
من در نبرد‏های زیادی جنگیدم، جناب کوتوله

1525
02:33:58,468 --> 02:34:02,063
میدونم چطور باید از قلعه‌ام دفاع کنم

1526
02:34:08,678 --> 02:34:12,079
در مقابل دیوارهای قلعه در هم خواهند شکست
مثل آبی که به صخره‌ها برخورد کنه

1527
02:34:12,248 --> 02:34:17,481
،دار و دسته‌ی سارومان غارت می‌کنن و به آتش می‌کشن
چیزی که قبلاً هم دیدیم

1528
02:34:17,687 --> 02:34:20,349
محصولات کشاورزی رو میشه از نو کاشت

1529
02:34:20,523 --> 02:34:23,514
خانه‌ها رو هم میشه از نو ساخت

1530
02:34:24,126 --> 02:34:26,686
در داخل این دیوارها

1531
02:34:27,095 --> 02:34:28,562
*ما بیشتر از اون‌ها دوام خواهیم آورد
<font color="#ff8000">«اشاره به داشتن دست بالاتر در جنگ»</font>
<font color="#ff8000">«به علت وجود دیوارهای بلند و قلعه»</font>

1532
02:34:28,764 --> 02:34:31,164
اون‌ها برای نابود کردن محصولات
یا روستاهای روهان نمیان

1533
02:34:31,333 --> 02:34:32,857
برای نابود کردن مردمش میان

1534
02:34:33,001 --> 02:34:35,469
(تا آخرین کودک(رو سلاخی خواهند کرد

1535
02:34:36,371 --> 02:34:38,635
می‏خوای چیکار کنم؟

1536
02:34:38,807 --> 02:34:40,536
به افرادم نگاه کن

1537
02:34:40,709 --> 02:34:42,438
!شجاعت‌ـشون به یه تار مو بنده

1538
02:34:44,646 --> 02:34:49,049
اگه قراره که این پایانِ کار ما باشه
پس یه پایانی نشون میدم

1539
02:34:49,217 --> 02:34:52,242
که تا ابد فراموش نشه

1540
02:34:55,890 --> 02:34:57,790
سواران رو بفرستید سرورم

1541
02:34:58,092 --> 02:35:00,959
باید درخواست کمک کنید

1542
02:35:04,264 --> 02:35:06,528
و چه کسی خواهد آمد؟

1543
02:35:06,933 --> 02:35:08,525
اِلف‏ها؟

1544
02:35:08,701 --> 02:35:10,760
کوتوله‌ها؟

1545
02:35:11,538 --> 02:35:14,405
ما به اندازه‌ی تو در پیدا کردن دوست شانس نداشتیم

1546
02:35:15,241 --> 02:35:17,504
هم پیمان‌های قدیمی‌ـمون الان مُردن

1547
02:35:17,943 --> 02:35:20,741
گاندور پاسخ خواهد داد -
!گاندور؟ -

1548
02:35:20,913 --> 02:35:23,108
وقتی که فولد غربی* سقوط کرد، گاندور کجا بود؟
<font color="#ff8000">«منطقه‌ای متعلق به روهان در امتداد کوهستان سفید»</font>
<font color="#ff8000">«در شمال و در غرب ادوراس»</font>

1549
02:35:24,082 --> 02:35:27,313
وقتی که دشمن حلقه‌ی محاصره‌ی دورمون رو
 تنگ‌تر می کرد، گاندور کجا بود؟

1550
02:35:27,486 --> 02:35:29,420
گاندور کجا بو...؟

1551
02:35:32,090 --> 02:35:33,990
... نه، لرد آراگورن

1552
02:35:35,594 --> 02:35:38,062
ما تنها هستیم

1553
02:35:44,936 --> 02:35:46,665
زنان و بچه‏ها رو داخل غارها ببرید

1554
02:35:46,838 --> 02:35:48,100
زمان بیشتری برای تهیه و توزیع آذوقه لازم داریم

1555
02:35:48,272 --> 02:35:51,764
زمانی در کار نیست
جنگ پیش روی ماست

1556
02:35:52,043 --> 02:35:53,738
دروازه رو محکم کنید

1557
02:35:58,950 --> 02:36:01,043
ما اِنت‏ها از زمان‌های خیلی دور

1558
02:36:01,252 --> 02:36:04,619
خودمون رو درگیر جنگ

1559
02:36:05,389 --> 02:36:08,381
بین انسان‌ها و جادوگرها نمی‌کنیم

1560
02:36:09,660 --> 02:36:14,426
اما حالا اتفاقی در حال رخ دادن‌ـه

1561
02:36:14,598 --> 02:36:16,930
که مدت زیادی‌ـست

1562
02:36:17,133 --> 02:36:19,601
رخ نداده

1563
02:36:20,804 --> 02:36:23,068
" شورای اِنت‌ها "

1564
02:36:23,506 --> 02:36:24,495
اینی که گفتی چیه؟

1565
02:36:24,908 --> 02:36:27,741
یه جور گردهمایی‌ـه

1566
02:36:28,945 --> 02:36:31,505
گردهمایی ِ چی؟

1567
02:36:49,465 --> 02:36:51,831
درختان راش، بلوط

1568
02:36:52,001 --> 02:36:53,938
فندق، وَن

1569
02:36:54,211 --> 02:36:56,171
خوبه، خوبه، خوبه

1570
02:36:56,338 --> 02:36:58,708
خیلی‏ها آمدن

1571
02:37:06,265 --> 02:37:09,029
حال باید تصمیم بگیریم که اِنت‏ها

1572
02:37:09,201 --> 02:37:11,761
وارد جنگ بشوند یا نه

1573
02:37:20,746 --> 02:37:23,806
!حرکت کنید
 به سمت غارها برید

1574
02:37:26,285 --> 02:37:28,344
!زودباشید مردم
سریع‏تر

1575
02:37:28,754 --> 02:37:31,052
نیروهای ذخیره رو در راستای دیوارها قرار میدیم

1576
02:37:31,223 --> 02:37:33,453
می‏تونن از بالای دروازه از کماندارها پشتیبانی کنن

1577
02:37:33,625 --> 02:37:36,753
آراگورن، تو باید استراحت کنی

1578
02:37:36,929 --> 02:37:39,329
نیمه جان و خسته به درد ما نمی‌خوری

1579
02:37:39,798 --> 02:37:40,992
!آراگورن

1580
02:37:44,403 --> 02:37:47,429
میخوان من رو به همراه زن‌ها به داخل غار‏ها بفرستن

1581
02:37:47,639 --> 02:37:49,266
مسئولیت شرافت‏مندانه‏ای‌ـه

1582
02:37:49,475 --> 02:37:52,341
،تا از بچه‌ها مواظبت کنم و تا زمانی که مردها برمیگردن
غذا و جای خواب براشون مهیا کنم

1583
02:37:52,510 --> 02:37:54,204
چه " افتخاری " در این کار هست؟

1584
02:37:54,378 --> 02:37:58,075
بانوی من، شاید زمانی برسه که نیاز به کارهای
شجاعانه و بدون افتخار باشه

1585
02:37:58,348 --> 02:38:01,246
،اون موقع و در هنگام آخرین دفاع
مردم شما به چه کسی چشم خواهند دوخت؟

1586
02:38:01,318 --> 02:38:06,312
اجازه بدید در کنارتون بجنگم -
دادن چنین دستوری از اختیار من خارج‌ـه -

1587
02:38:06,623 --> 02:38:09,421
شما به بقیه هم دستور ندادید که در کنارتون بجنگن

1588
02:38:09,593 --> 02:38:13,359
اون‏ها در کنارتون می‏جنگن
چون حاضر نیستن از شما جدا بشن

1589
02:38:14,531 --> 02:38:16,726
چون شما رو دوست دارن

1590
02:38:23,874 --> 02:38:25,364
عذر میخوام

1591
02:39:31,307 --> 02:39:34,538
کشاورزها، دامدارها و پسربچه‌های نیرومند

1592
02:39:35,611 --> 02:39:37,408
این‏ها سرباز نیستن

1593
02:39:39,682 --> 02:39:43,140
بیشتر اون‌ها زمستان‏های خیلی زیاد رو دیدن -
یا خیلی کم -

1594
02:39:47,089 --> 02:39:49,990
نگاه‏ـشون کن
اون‏ها ترسیدن

1595
02:39:50,159 --> 02:39:51,626
می‌تونم این رو توی چشم‌هاـشون ببینم

1596
02:39:56,383 --> 02:39:58,383
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>و باید هم اینطور (ترسیده) باشن</font>

1597
02:39:58,883 --> 02:40:01,383
<font color=#008000>سیصد نفر...در برابر ده هزار نفر</font>

1598
02:40:03,683 --> 02:40:05,882
<font color=#008000>این‌جا امید بیشتری برای دفاع از خودشون دارن تا در ادوراس</font>

1599
02:40:05,883 --> 02:40:09,583
<font color=#008000>آراگون، اون‌ها نمی‌تونن در این نبرد پیروز بشن</font>

1600
02:40:10,883 --> 02:40:12,133
<font color=#008000>همه‌ـشون خواهند مُرد</font>

1601
02:40:12,615 --> 02:40:14,810
پس من هم به عنوان یکی از اون‌ها می‌میرم

1602
02:40:21,257 --> 02:40:23,088
بذار بره پسر

1603
02:40:23,659 --> 02:40:25,627
بذار توی حال خودش باشه

1604
02:40:27,096 --> 02:40:32,557
همه‌ی روستایی‏هایی که می‏تونن شمشیر در
دست بگیرن به اسلحه‌خونه فرستاده شدن

1605
02:40:36,805 --> 02:40:38,705
سرورم؟

1606
02:40:40,776 --> 02:40:43,336
من کی هستم، گاملینگ؟

1607
02:40:46,715 --> 02:40:50,616
شما پادشاه ما هستید، قربان

1608
02:40:53,621 --> 02:40:56,886
و آیا تو به پادشاهت اعتماد داری؟

1609
02:40:58,426 --> 02:41:01,589
افرادِ شما سرورم

1610
02:41:01,763 --> 02:41:04,561
پایان کار هرچی که باشه از شما پیروی می‌کنن

1611
02:41:11,472 --> 02:41:13,372
پایان کار هرچی که باشه

1612
02:41:23,218 --> 02:41:26,779
اسب و سوارکار کجا هستن؟

1613
02:41:26,955 --> 02:41:30,015
شیپوری که درش دمیده می‌شد کجاست؟

1614
02:41:31,526 --> 02:41:35,895
<i>اون دوران گذشته، مثل بارانی که روی کوه بباره و بگذره</i>

1615
02:41:36,898 --> 02:41:40,129
<i>مثل بادی که از چمنزار بگذره</i>

1616
02:41:43,838 --> 02:41:47,604
آن دوران در غرب گذشته

1617
02:41:48,309 --> 02:41:50,937
<i>...و پشت تپه‌ها</i>

1618
02:41:52,847 --> 02:41:54,474
<i>در سایه فرو رفته</i>

1619
02:42:02,924 --> 02:42:06,360
چطور کارمون به این‌جا رسید؟

1620
02:42:27,681 --> 02:42:29,546
ساعت‌هاـست که ادامه داره

1621
02:42:30,684 --> 02:42:33,050
باید تا الان یه تصمیمی گرفته باشن

1622
02:42:33,220 --> 02:42:37,316
تصمیم؟
نه

1623
02:42:37,491 --> 02:42:42,622
...ما تازه گفتن

1624
02:42:43,830 --> 02:42:45,695
!صبح بخیر رو تمام کردیم

1625
02:42:47,067 --> 02:42:50,199
!اما الان که شب شده

1626
02:42:50,404 --> 02:42:52,222
تا ابد وقت ندارید

1627
02:42:53,240 --> 02:42:55,266
عجول نباش

1628
02:42:55,743 --> 02:42:58,206
وقت‌ـمون داره تمام میشه

1629
02:43:01,290 --> 02:43:04,236
!حرکت کنید
!به طرف دیوار بیرونی حرکت کنید

1630
02:43:21,685 --> 02:43:22,981
شمشیرت رو بده من

1631
02:43:32,488 --> 02:43:33,669
اسمت چیه؟

1632
02:43:34,239 --> 02:43:36,605
هالِث، پسر هاما، سرورم

1633
02:43:38,742 --> 02:43:41,370
!بقیه میگن که شب رو زنده به صبح نمی‌رسونیم

1634
02:43:43,347 --> 02:43:45,315
میگن که امیدی نیست

1635
02:44:03,163 --> 02:44:04,790
شمشیر خوبیه

1636
02:44:06,832 --> 02:44:09,164
هالِث، پسر هاما

1637
02:44:13,505 --> 02:44:15,665
امید " همیشه وجود داره "

1638
02:44:38,594 --> 02:44:41,960
تا این‌جای کار بهت اعتماد کردیم
تو هم ما رو به بی‏راهه نبردی

1639
02:44:42,130 --> 02:44:43,688
من رو ببخش

1640
02:44:43,865 --> 02:44:45,298
ناامید شدنم اشتباه بود

1641
02:44:48,129 --> 02:44:50,128
:به زبان اِالفی
<font color=#008000>چیزی برای بخشیدن وجود نداره لگولاس</font>

1642
02:44:54,508 --> 02:44:57,305
اگه وقت داشتیم درستش می‌کردم

1643
02:45:00,780 --> 02:45:02,805
!سینه‌اش یکم تنگه

1644
02:45:09,020 --> 02:45:10,988
این صدای شیپور اُرک‌ها نیست

1645
02:45:16,660 --> 02:45:18,490
یه نفر رو بفرست دنبال پادشاه

1646
02:45:18,661 --> 02:45:22,256
!دروازه رو باز کنید -
!دروازه رو باز کنید -

1647
02:45:53,893 --> 02:45:55,554
این چطور ممکنه؟

1648
02:45:56,562 --> 02:46:00,190
من پیامی رو از طرف " الروند " از " ریوندل " آوردم

1649
02:46:00,365 --> 02:46:03,596
" زمانی بین اِلف‏ها و انسان‏ها اتحادی وجود داشت "

1650
02:46:04,302 --> 02:46:08,533
" ما مدت‏ها پیش در کنار هم جنگیدیم و کشته شدیم "

1651
02:46:10,841 --> 02:46:13,742
 " اکنون ما به احترام آن اتحاد به این‌جا آمدیم "

1652
02:46:13,918 --> 02:46:16,417
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>از دیدنت خوشحالم هالدیر</font>

1653
02:46:22,218 --> 02:46:24,152
خیلی خوش اومدید

1654
02:46:29,524 --> 02:46:33,459
باعث افتخار ماست که یک‌بار دیگه در کنار انسان‌ها بجنگیم

1655
02:47:07,123 --> 02:47:10,387
می‌تونستی محل بهتری رو برای ایستادن انتخاب کنی

1656
02:47:15,297 --> 02:47:19,460
خب رفیق، هر شانسی که باعث شده تا الان زنده بمونی
بیا امیدوار باشیم که امشب هم همراهت باشه

1657
02:47:25,639 --> 02:47:27,436
دوستانت در کنارت هستن، آراگورن

1658
02:47:28,075 --> 02:47:30,566
بیا امیدوار باشیم که امشب رو زنده به صبح برسونن

1659
02:48:30,400 --> 02:48:33,400
<font color=#008000>ای فرزندان " اِرو "* به اون‌ها رحم نکنید</font>
<font color="#ff8000">«نام خالق یگانه در داستان‌های تالکین، اِلف‌ها و انسان‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«توسط اِرو خلق شدند و وی آن‌ها را فرزندان خود می‌نامد»</font>

1660
02:48:34,700 --> 02:48:37,699
<font color=#008000>چون که هیچ‌کدوم از اون‌ها به شما رحم نخواهند کرد</font>

1661
02:49:11,965 --> 02:49:14,763
اون بیرون چه اتفاقی داره میوفته؟ -
باید برات تعریف کنم...؟ -

1662
02:49:16,036 --> 02:49:17,833
!یا یه جعبه پیدا کنم که بذاری زیر پات؟

1663
02:49:56,889 --> 02:49:58,889
<font color=#008000>تیر نزنید</font>

1664
02:50:21,025 --> 02:50:22,822
پس بالاخره شروع شد

1665
02:50:28,386 --> 02:50:30,385
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>آماده‌ی پرتاب</font>

1666
02:50:37,884 --> 02:50:39,884
<font color=#008000>...زره‏ـشون در قسمت گردن</font>

1667
02:50:40,384 --> 02:50:42,384
<font color=#008000>و زیر بازو ضعیف‌ـه</font>

1668
02:50:42,634 --> 02:50:44,634
<font color=#008000>تیرها رو رها کنید</font>

1669
02:50:49,651 --> 02:50:51,016
چیزی هم زدن؟

1670
02:50:51,686 --> 02:50:53,677
تیرباران‏ـشون کنید

1671
02:50:53,855 --> 02:50:55,947
!پرتاب کنید -
!پرتاب کنید -

1672
02:51:11,704 --> 02:51:13,398
بفرستین‌ـشون سمت من
زود باشید

1673
02:51:32,377 --> 02:51:33,977
<font color=#008000>نردبان‌ها</font>

1674
02:51:34,089 --> 02:51:35,181
خوبه

1675
02:51:41,996 --> 02:51:44,965
شمشیرها
شمشیرها

1676
02:52:23,099 --> 02:52:25,226
!لگولاس
تا الان دو تا رو زدم

1677
02:52:25,401 --> 02:52:27,528
من هفده تا رو

1678
02:52:27,704 --> 02:52:30,264
!نمی‏ذارم یه گوش‏دراز ازم جلو بزنه

1679
02:52:37,012 --> 02:52:38,741
!نوزده تا

1680
02:53:04,735 --> 02:53:06,168
!مری

1681
02:53:10,573 --> 02:53:14,373
ما الان به توافق رسیدیم

1682
02:53:24,418 --> 02:53:25,885
خب؟

1683
02:53:27,388 --> 02:53:31,552
من اسم شما رو رو به شورای اِنت‌ها گفتم

1684
02:53:32,692 --> 02:53:35,855
... و ما توافق کردیم

1685
02:53:36,329 --> 02:53:40,356
که شما اُرک نیستید

1686
02:53:42,100 --> 02:53:44,227
خب، این خبر خوبی‌ـه

1687
02:53:44,403 --> 02:53:48,533
در مورد سارومان چیکار کردید؟
در مورد اون تصمیمی گرفتید؟

1688
02:53:49,174 --> 02:53:52,973
عجول نباش آقای مریادوک

1689
02:53:53,144 --> 02:53:54,668
عجول؟

1690
02:53:55,479 --> 02:53:57,379
دوستای ما اون بیرون هستن

1691
02:53:57,548 --> 02:54:01,711
به کمک ما نیاز دارن
تنهایی نمی‏تونن توی این جنگ شرکت کنن

1692
02:54:02,052 --> 02:54:04,316
جنگ؟
 بله

1693
02:54:04,487 --> 02:54:06,387
روی همه‏ی ما تاثیر می‏ذاره

1694
02:54:06,556 --> 02:54:09,547
درخت، ریشه و شاخه

1695
02:54:10,426 --> 02:54:14,452
اما باید این رو بدونی هابیت جوان

1696
02:54:14,662 --> 02:54:16,595
زمان زیادی می‌بره

1697
02:54:16,763 --> 02:54:21,666
تا چیزی رو به زبان اِنتی کهن بیان کنیم

1698
02:54:21,835 --> 02:54:26,066
و ما هرگز حرفی رو نمی‌زنیم

1699
02:54:26,238 --> 02:54:30,174
مگر این‏که گفتنش

1700
02:54:30,343 --> 02:54:34,301
ارزش صرف این همه زمان رو داشته باشه

1701
02:54:35,113 --> 02:54:38,412
!هفده !هجده

1702
02:54:38,583 --> 02:54:39,641
!نوزده

1703
02:54:40,218 --> 02:54:42,083
!بیست

1704
02:54:42,252 --> 02:54:43,913
!بیست و یک

1705
02:54:53,997 --> 02:54:55,988
<font color=#008000>گذرگاه</font>

1706
02:54:56,251 --> 02:54:58,751
<font color=#008000>به سمت گذرگاه تیر بزنید</font>

1707
02:55:03,805 --> 02:55:06,171
همه‌اش همین بود؟

1708
02:55:06,341 --> 02:55:09,275
همه‌ی سحر و جادوت همین بود سارومان؟

1709
02:55:35,346 --> 02:55:37,346
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>بزنش لگولاس</font>

1710
02:55:39,846 --> 02:55:40,846
<font color=#008000>بکُشش</font>

1711
02:55:41,346 --> 02:55:42,845
<font color=#008000>بکُشش</font>

1712
02:56:35,252 --> 02:56:36,616
!دروازه رو محکم کنید

1713
02:56:54,969 --> 02:56:57,233
متوقف‌ـشون کنید
محکم بایستید

1714
02:57:05,112 --> 02:57:06,443
!آراگورن

1715
02:57:11,083 --> 02:57:12,276
!گیملی

1716
02:57:18,533 --> 02:57:20,032
:پبه زبان اِلفی
<font color=#008000>تیرها رو پرتاب کنید</font>

1717
02:57:22,832 --> 02:57:24,832
<font color=#008000>حــمــلــه</font>

1718
02:58:01,027 --> 02:58:04,962
اِنت‏‏ها نمی‏تونن جلوی این توفان رو بگیرن

1719
02:58:05,731 --> 02:58:09,758
ما باید خودمون رو از این مسائل دور نگه داریم
همون کاری که همیشه کردیم

1720
02:58:10,569 --> 02:58:12,661
!‏چطور ممکنه که این تصمیم‏ شما این باشه؟

1721
02:58:13,337 --> 02:58:16,966
این جنگ ما نیست

1722
02:58:17,275 --> 02:58:19,470
!ولی شما هم جزئی از این دنیا هستید

1723
02:58:23,647 --> 02:58:25,478
!نیستید؟

1724
02:58:29,552 --> 02:58:31,918
شما باید کمک کنید
خواهش می‏کنم

1725
02:58:33,155 --> 02:58:35,919
باید کاری کنید

1726
02:58:36,192 --> 02:58:40,491
شما جوان و دلیر هستید آقای مری

1727
02:58:41,695 --> 02:58:45,426
ولی نقشِت توی این داستان تمام شده

1728
02:58:45,599 --> 02:58:47,828
به خونه‏ات برگرد

1729
02:58:57,876 --> 02:59:00,140
شاید حق با درخت ریشو باشه

1730
02:59:00,312 --> 02:59:02,177
ما به این‌جا تعلق نداریم، مری

1731
02:59:02,347 --> 02:59:04,610
این کار برای ما خیلی بزرگه‌ـه

1732
02:59:04,782 --> 02:59:07,444
آخرش چیکار می‌تونیم بکنیم؟

1733
02:59:09,753 --> 02:59:12,381
ما شایر رو داریم

1734
02:59:12,923 --> 02:59:15,447
شاید باید بریم خونه

1735
02:59:17,293 --> 02:59:20,460
شعله‌های آتش آیزنگارد همه جا رو خواهد گرفت

1736
02:59:20,630 --> 02:59:25,550
و جنگل‌های " تاک‏بروگ " و " باک‏لند " خواهند سوخت

1737
02:59:25,719 --> 02:59:27,303
... و

1738
02:59:29,139 --> 02:59:32,207
و تمام چیزهایی که زمانی در این دنیا سبز و خرم بودن
از بین خواهند رفت

1739
02:59:35,770 --> 02:59:38,703
اون موقع دیگه شایری وجود نخواهد داشت، پیپین

1740
02:59:58,209 --> 02:59:59,437
!آراگورن

1741
02:59:59,610 --> 03:00:01,976
به سمت قلعه عقب نشینی کن

1742
03:00:02,179 --> 03:00:05,239
!افرادت رو از اون‏جا خارج کن

1743
03:00:06,326 --> 03:00:08,326
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>به سمت قلعه</font>

1744
03:00:12,325 --> 03:00:14,325
<font color=#008000>به سمت قلعه عقب نشینی کنید</font>

1745
03:00:14,924 --> 03:00:16,585
<font color=#008000>!هالدیر</font>

1746
03:00:17,325 --> 03:00:20,325
<font color=#008000>به سمت قلعه برو</font>

1747
03:00:20,697 --> 03:00:23,962
دارید چیکار می‌کنید؟
چرا جلوم رو می‌گیرید؟

1748
03:00:43,153 --> 03:00:44,381
<font color=#008000>!هالدیر</font>

1749
03:01:27,098 --> 03:01:28,588
!دروازه رو محکم کنید

1750
03:01:30,835 --> 03:01:32,132
متوقف‌ـشون کنید

1751
03:01:33,904 --> 03:01:37,271
!به سمت دروازه
شمشیرهاتون رو بکشید

1752
03:02:05,434 --> 03:02:07,368
!راه رو باز کنید

1753
03:02:10,272 --> 03:02:12,001
بیشتر از این نمی‌تونیم عقب نگه‌ـشون داریم

1754
03:02:18,013 --> 03:02:21,541
!عقب نگه‏ـشون دارید -
چقدر زمان احتیاج دارید؟ -

1755
03:02:21,751 --> 03:02:24,311
هرچقدر که بتونی بهم بدی

1756
03:02:24,487 --> 03:02:26,148
!گیملی

1757
03:02:27,624 --> 03:02:28,989
!الوار بیارید

1758
03:02:29,159 --> 03:02:31,127
!دروازه رو محکم کنید

1759
03:02:45,842 --> 03:02:47,537
زودباش
از عهده‌ـشون برمیایم

1760
03:02:48,411 --> 03:02:50,003
!فاصله‏اش زیاده

1761
03:02:55,285 --> 03:02:57,048
پرتابم کن

1762
03:02:58,221 --> 03:03:00,052
چی؟ -
!از این فاصله نمی‏تونم بپرم -

1763
03:03:00,223 --> 03:03:01,781
!باید پرتابم کنی

1764
03:03:07,397 --> 03:03:08,660
به اون اِلف نگی ها

1765
03:03:09,200 --> 03:03:10,963
حتی یک کلمه هم نمیگم

1766
03:03:26,250 --> 03:03:27,683
!دروازه رو محکم کنید

1767
03:03:27,852 --> 03:03:29,945
!راه رو باز کنید -
!تا سنگر موقت دنبالم بیاید -

1768
03:03:30,120 --> 03:03:31,178
!مراقب پشت ‏سرتون باشید

1769
03:03:35,259 --> 03:03:37,489
!یکی دیگه بیارید این‌جا -
!بالاتر -

1770
03:04:27,479 --> 03:04:28,878
!دروازه رو محکم نگه دارید

1771
03:04:33,084 --> 03:04:36,019
!گیملی !آراگورن
از اون‌جا بیاید بیرون

1772
03:04:40,760 --> 03:04:42,352
!آراگورن

1773
03:05:15,828 --> 03:05:18,262
همه عقب‌نشینی کنن

1774
03:05:18,631 --> 03:05:20,428
ببرشون عقب

1775
03:05:20,967 --> 03:05:22,434
عقب‌نشینی

1776
03:05:22,602 --> 03:05:25,093
عقب‌نشینی

1777
03:05:26,272 --> 03:05:27,968
!در رو شکستن و وارد شدن

1778
03:05:28,141 --> 03:05:30,405
به قلعه نفوذ کردن
عقب‌نشینی کنید

1779
03:05:30,577 --> 03:05:32,807
!برگردید -
!عقب‏نشینی کنید -

1780
03:05:32,913 --> 03:05:35,507
!عجله کنید، داخل
ببرشون داخل

1781
03:05:35,716 --> 03:05:37,946
برید داخل قلعه

1782
03:05:49,429 --> 03:05:54,389
من شما رو در مرزهای غربی جنگل ترک می‏کنم

1783
03:05:54,568 --> 03:05:59,267
از اون جا می‌تونید به سمت شمال برید
تا به زادگاه‌ـتون برسید

1784
03:06:05,013 --> 03:06:06,275
!صبر کن
بایست

1785
03:06:07,181 --> 03:06:08,671
بایست

1786
03:06:11,819 --> 03:06:13,514
دور بزن

1787
03:06:14,455 --> 03:06:17,151
دور بزن، ما رو به جنوب ببر -
جنوب؟ -

1788
03:06:17,325 --> 03:06:22,319
!اما اون راه که شما رو به سمت آیزنگارد می‌بره

1789
03:06:22,664 --> 03:06:25,360
آره دقیقاً

1790
03:06:25,533 --> 03:06:28,764
اگر از جنوب بریم، می‏تونیم بدون جلب توجه
از کنار سارومان عبور کنیم

1791
03:06:28,936 --> 03:06:31,598
،هر‏قدر به خطر نزدیک‏تر باشیم
همون‌قدر از آسیب دورتر هستیم

1792
03:06:31,773 --> 03:06:33,764
این آخرین چیزیه که اون انتظار داره

1793
03:06:36,377 --> 03:06:39,403
به نظر من که این کار منطقی نیست

1794
03:06:39,580 --> 03:06:40,740
اما از این گذشته

1795
03:06:40,948 --> 03:06:43,610
شما خیلی کوچیک هستید

1796
03:06:44,118 --> 03:06:45,847
شاید حق با شما باشه

1797
03:06:48,523 --> 03:06:50,013
پس به سمت جنوب میریم

1798
03:06:51,559 --> 03:06:54,892
محکم بشینید، شایری‏های کوچولو

1799
03:06:56,931 --> 03:06:59,695
همیشه دوست دارم به سمت جنوب برم

1800
03:06:59,867 --> 03:07:04,168
یه جورایی احساس پایین رفتن از تپه رو داره

1801
03:07:04,773 --> 03:07:07,241
!زده به سرت؟
گیر میوفتیم

1802
03:07:07,409 --> 03:07:09,343
نه نمیوفتیم

1803
03:07:10,079 --> 03:07:12,343
نه این بار

1804
03:07:19,021 --> 03:07:20,010
!نگاه کنید

1805
03:07:21,690 --> 03:07:24,124
!اُسگیلیات داره می‏سوزه

1806
03:07:24,293 --> 03:07:25,726
ارتش) موردور اومده)

1807
03:07:26,862 --> 03:07:29,262
حلقه، گاندور رو نجات نخواهد داد

1808
03:07:30,599 --> 03:07:32,794
این حلقه فقط قدرت نابود کردن رو داره

1809
03:07:33,636 --> 03:07:35,069
... خواهش می‏کنم

1810
03:07:35,238 --> 03:07:36,865
بذار برم

1811
03:07:37,907 --> 03:07:39,499
!عجله کنید

1812
03:07:42,979 --> 03:07:44,378
!فارومیر

1813
03:07:44,547 --> 03:07:47,038
 باید بذاری من برم

1814
03:07:47,484 --> 03:07:50,942
و اون خانواده‌ی کوچیک موش صحرایی

1815
03:07:51,121 --> 03:07:53,954
که از تنه‌ام بالا می‌رفتن
و به شدت غلغلکم می دادن

1816
03:07:54,691 --> 03:07:57,990
... همیشه سعی دارن جایی برن که

1817
03:08:09,172 --> 03:08:12,107
خیلی از این درخت‏ها دوستای من بودن

1818
03:08:12,809 --> 03:08:17,439
موجوداتی که از وقتی
میوه و دانه بودن می‏شناختم‏ـشون

1819
03:08:18,615 --> 03:08:19,809
متاسفم، درخت ریشو

1820
03:08:19,983 --> 03:08:22,747
هر کدومشون صدای خاص خودش رو داشت

1821
03:08:25,021 --> 03:08:27,546
سارومان

1822
03:08:27,924 --> 03:08:30,984
!اون جادوگر باید تنبیه بشه

1823
03:08:45,209 --> 03:08:48,838
هیچ دشنامی در زبان اِلفی

1824
03:08:49,046 --> 03:08:51,708
اِنتی و یا زبان انسان‌ها برای توصیف

1825
03:08:51,882 --> 03:08:54,214
این خیانت وجود نداره

1826
03:08:55,653 --> 03:08:58,486
!نگاه کن !درخت‏ها
دارن حرکت می‌کنن

1827
03:09:03,195 --> 03:09:04,389
دارن کجا میرن؟

1828
03:09:04,930 --> 03:09:08,161
با اُرک‏ها کارهایی دارن

1829
03:09:08,633 --> 03:09:12,899
امشب با آیزنگارد کار دارم

1830
03:09:13,071 --> 03:09:15,699
با صخره و سنگ

1831
03:09:39,598 --> 03:09:40,724
آره

1832
03:09:41,833 --> 03:09:43,266
بیاید، دوستان من

1833
03:09:44,603 --> 03:09:48,801
اِنت‏ها دارن به جنگ میرن

1834
03:09:48,974 --> 03:09:50,737
این احتمال وجود داره

1835
03:09:50,909 --> 03:09:54,436
که به سمت نابودی خودمون بریم

1836
03:09:55,847 --> 03:09:58,315
آخرین لشرکشیِ

1837
03:09:58,850 --> 03:10:00,875
اِنت‌ها

1838
03:10:49,002 --> 03:10:52,733
فارومیر !اُرک‏ها ساحل شرقی رو گرفتن
تعدادشون ‏خیلی زیاده

1839
03:10:52,906 --> 03:10:54,965
شب هنگام بهمون حمله می‌کنن

1840
03:10:57,744 --> 03:10:59,211
آقای فرودو؟

1841
03:10:59,513 --> 03:11:03,608
داره صداش میزنه، سم
چشمش تقریباً روی منه

1842
03:11:03,783 --> 03:11:06,274
طاقت بیار آقای فرودو
چیزیت نمیشه

1843
03:11:20,633 --> 03:11:22,032
اون‏ها رو پیش پدرم ببر

1844
03:11:23,602 --> 03:11:26,594
بهش بگو فارومیر هدیه‌ی ارزشمندی فرستاده

1845
03:11:29,008 --> 03:11:32,034
هدیه‌ای که سرنوشت ما رو در این جنگ تغییر خواهد داد

1846
03:11:33,145 --> 03:11:35,841
می‏خوای بدونی چه بلایی سر بارومیر اومد؟

1847
03:11:36,482 --> 03:11:39,246
می‏خوای بدونی چرا برادرت مُرد؟

1848
03:11:39,752 --> 03:11:43,484
!سعی کرد حلقه رو از فرودو بگیره
بعد از سوگندی که برای محافظت ازش خورده بود

1849
03:11:43,690 --> 03:11:45,590
!سعی کرد اون رو بکشه

1850
03:11:45,759 --> 03:11:48,091
!حلقه، برادرت رو دیوونه کرده بود

1851
03:11:48,862 --> 03:11:50,727
!مراقب باشید

1852
03:12:01,642 --> 03:12:02,768
آقای فرودو؟

1853
03:12:05,413 --> 03:12:07,244
اون‏ها این‌جا هستن

1854
03:12:10,351 --> 03:12:12,819
اون‏ها اومدن

1855
03:12:15,423 --> 03:12:17,823
!*نازگول
<font color="#ff8000">«اشباح حلقه»</font>
<font color="#ff8000">«نُه انسانی که حلقه‌ها را از سائورون دریافت کردند و این»</font>
<font color="#ff8000">«کار باعث نابودی و تبدیل‌ شدنشان به خادمان تاریکی شد»</font>

1856
03:12:39,380 --> 03:12:41,541
همین‏جا بمونید
توی دیدرس نباشید

1857
03:12:43,351 --> 03:12:45,581
!پناه بگیرید

1858
03:13:02,937 --> 03:13:04,495
قلعه تصرف شده

1859
03:13:05,273 --> 03:13:06,467
همه چیز تمام شده

1860
03:13:06,641 --> 03:13:10,577
گفته بودید این قلعه تا زمانی که مردانتون ازش
دفاع کنن، هرگز سقوط نمی‏کنه

1861
03:13:10,745 --> 03:13:13,680
اون‌ها هنوز دارن ازش دفاع می‌کنن
اون‌ها دارن برای دفاع ازش می‌میرن

1862
03:13:16,418 --> 03:13:17,817
!دارن میان داخل

1863
03:13:20,456 --> 03:13:22,947
!از دَر عبور کردن

1864
03:13:26,329 --> 03:13:30,459
راه دیگه‏ای نیست که بشه زن‌ها و بچه‏ها رو
از غار‏ها خارج کرد؟

1865
03:13:33,069 --> 03:13:35,003
راه دیگه‏ای نیست؟

1866
03:13:36,573 --> 03:13:39,633
یک راه هست
که به سمت کوه‏ها میره

1867
03:13:40,310 --> 03:13:42,505
اما نمی‌تونن زیاد دور بشن
تعداد اوروک - های ها خیلی زیاده

1868
03:13:47,383 --> 03:13:49,783
به زن‏ها و بچه‏ها بگید به سمت مسیر کوهستان برن

1869
03:13:49,953 --> 03:13:52,820
!و ورودی رو مسدود کنید -
این همه مرگ  -

1870
03:13:55,024 --> 03:13:58,425
انسان‌ها در برابر این تنفر افسار گسیخته
چه کاری می‌تونن بکنن؟

1871
03:14:03,099 --> 03:14:04,534
در کنار من با اسب به بیرون بتاز

1872
03:14:08,646 --> 03:14:10,257
به بیرون بتاز و باهاشون روبه‏رو شو

1873
03:14:11,024 --> 03:14:13,146
برای مرگ و افتخار

1874
03:14:13,318 --> 03:14:14,745
برای روهان

1875
03:14:16,279 --> 03:14:17,751
برای مَردمت

1876
03:14:18,489 --> 03:14:20,418
خورشید درحال بالا اومدن‌ـه

1877
03:14:24,912 --> 03:14:27,865
<font color="#ff8000">«:صدای گاندالف»</font>
<i>در اولین پرتوی پنجمین روز، چشم به‏ راه آمدنم باشید</i>

1878
03:14:28,041 --> 03:14:29,426
<i>هنگام سپیده‌دم</i>

1879
03:14:29,626 --> 03:14:31,310
<i>به شرق نگاه کنید</i>

1880
03:14:35,548 --> 03:14:37,185
آره

1881
03:14:39,677 --> 03:14:41,338
آره

1882
03:14:42,680 --> 03:14:45,018
*" شیپور " هلمِ پتک‏مشت
<font color="#ff8000">«یکی از پادشاهان روهان که گودی هلم را به افتخار او»</font>
<font color="#ff8000">«نامگذاری کرده‌اند.هرگاه شیپور هلم به صدا در می‌آمد»</font>
<font color="#ff8000">«او به دشمن حمله می‌کرد و تعداد زیادی را از بین می‌برد»</font>

1883
03:14:45,183 --> 03:14:48,032
باید در گودی به صدا در بیاد

1884
03:14:48,478 --> 03:14:50,430
برای آخرین بار

1885
03:14:50,605 --> 03:14:52,095
بله

1886
03:14:55,144 --> 03:14:58,944
بذار این همون زمانی باشه که در کنار هم
شمشیر می‌زنیم

1887
03:15:06,756 --> 03:15:08,087
ظلمت و بیداد به پا خواسته

1888
03:15:09,292 --> 03:15:10,350
حالا نوبت خشم ماست

1889
03:15:10,560 --> 03:15:13,961
حالا زمان نابود کردن(دشمنان) و طلوع خورشید سرخ‌ـه

1890
03:15:21,003 --> 03:15:23,667
<font color=#800080>*به پیش ائورلینگاس</font>
<font color="#ff8000">«.به معنای " پسران ائورل "، اولین پادشاه‌ روهان»</font>
<font color="#ff8000">«مردم روهان در قدیم خود را به این نام خطاب می‌کردند»</font>

1891
03:16:11,052 --> 03:16:12,246
!گاندالف

1892
03:16:19,561 --> 03:16:23,225
پادشاه تئودن داره به تنهایی ایستادگی می‌کنه

1893
03:16:23,833 --> 03:16:25,994
اون تنها نیست

1894
03:16:26,402 --> 03:16:28,528
!*روهیریم
<font color="#ff8000">« " کلمه‌ای از زبان اِلفی به معنی " اربابان اسب»</font>
<font color="#ff8000">«که لقب مردم روهان بود»</font>

1895
03:16:33,442 --> 03:16:34,602
ائومر

1896
03:16:34,777 --> 03:16:37,302
به سمت پادشاه

1897
03:17:54,957 --> 03:17:56,720
آره

1898
03:18:05,868 --> 03:18:09,304
یه ضربه
یه ضربه‌ی خوب

1899
03:18:33,829 --> 03:18:36,297
!سد رو بشکنید

1900
03:18:36,465 --> 03:18:39,901
!رودخانه رو آزاد کنید

1901
03:19:07,262 --> 03:19:09,992
!پیپین !محکم بشین

1902
03:19:15,270 --> 03:19:18,205
!محکم بشینید، هابیت‏های کوچولو

1903
03:19:59,515 --> 03:20:01,539
داری چیکار می‏کنی؟

1904
03:20:10,158 --> 03:20:11,682
!داری کجا میری؟

1905
03:21:09,884 --> 03:21:11,181
منم

1906
03:21:13,721 --> 03:21:15,916
سم‏ تو هستم

1907
03:21:20,261 --> 03:21:22,889
سم‏ خودت رو نمی‏شناسی؟

1908
03:21:40,548 --> 03:21:43,915
نمی‌تونم انجامش بدم سم

1909
03:21:44,852 --> 03:21:46,820
می‏دونم

1910
03:21:47,855 --> 03:21:50,221
از همه نظر اشتباه‌ـه

1911
03:21:50,959 --> 03:21:52,984
راستش رو بخوای اصلاً نباید این‌جا باشیم

1912
03:22:00,401 --> 03:22:02,494
اما هستیم

1913
03:22:08,910 --> 03:22:11,936
شبیه داستان‏های بزرگه، آقای فرودو

1914
03:22:12,113 --> 03:22:14,513
داستان‏هایی که) خیلی پر اهمیت هستن)

1915
03:22:15,551 --> 03:22:18,543
داستان‌هایی که) پر از تاریکی و خطرن)

1916
03:22:18,754 --> 03:22:21,723
و گاهی اوقات دوست نداری بدونی که آخرشون چی میشه

1917
03:22:21,890 --> 03:22:24,825
چون آخه چطور میتونن پایان خوشی داشته باشن؟

1918
03:22:27,396 --> 03:22:29,591
<i>چطور ممکنه که دنیا دوباره مثل سابق بشه</i>

1919
03:22:29,765 --> 03:22:33,200
<i>وقتی که این همه اتفاقات بد افتاده؟</i>

1920
03:22:34,035 --> 03:22:35,935
!پیروزی

1921
03:22:36,104 --> 03:22:37,662
!ما پیروز شدیم

1922
03:22:37,839 --> 03:22:41,775
<i>اما در پایان، فقط یه چیزِ گذراست</i>

1923
03:22:41,943 --> 03:22:43,274
<i>این سایه</i>

1924
03:22:43,444 --> 03:22:45,844
<i>حتی تاریکی هم باید بره</i>

1925
03:22:46,014 --> 03:22:48,710
<i>و یه روز تازه از راه برسه</i>

1926
03:22:48,916 --> 03:22:52,852
<i>و وقتی که خورشید طلوع کنه
 درخشان‌تر خواهد تابید</i>

1927
03:22:54,789 --> 03:22:57,155
<i> اون‌ها داستان‌هایی بودن که در ذهنت موندن</i>

1928
03:22:57,325 --> 03:22:59,088
<i>و برات معنا پیدا کردن</i>

1929
03:22:59,260 --> 03:23:01,830
<i>حتی اگر موقع شنیدن اون‌ها
برای فهمیدن‌ (دلیل ماندگاریشون) خیلی کوچیک بودی</i>

1930
03:23:03,197 --> 03:23:07,065
<i>اما فکر می‌کنم که دلیلش رو فهمیدم آقای فرودو</i>

1931
03:23:07,236 --> 03:23:08,794
<i>حالا میدونم</i>

1932
03:23:09,638 --> 03:23:11,833
... شخصیت‌های اون داستان‏ها

1933
03:23:12,007 --> 03:23:16,137
فرصت های زیادی برای برگشتن(و ناامید شدن) داشتن
ولی این کار رو نکردن

1934
03:23:16,311 --> 03:23:18,541
به راه‏ـشون ادامه دادن

1935
03:23:19,214 --> 03:23:22,479
چون به چیزی باور داشتن

1936
03:23:24,120 --> 03:23:26,418
ما به چی باور داریم سم؟

1937
03:23:38,301 --> 03:23:42,238
به این که در این دنیا خوبی هم هست، آقای فرودو

1938
03:23:42,506 --> 03:23:45,134
و این ارزش جنگیدن رو داره

1939
03:24:12,071 --> 03:24:16,370
فکر می‌کنم در نهایت همدیگه رو درک کردیم فرودو بگینز

1940
03:24:17,109 --> 03:24:21,068
،تو قوانین سرزمین‌ـمون رو می‏دونی
قوانین پدرت

1941
03:24:21,246 --> 03:24:23,441
اگه اجازه بدی برن
مجازات این کارِت مرگ خواهد بود

1942
03:24:27,820 --> 03:24:29,219
پس بابتش مجازات میشم

1943
03:24:31,991 --> 03:24:33,686
آزادشون کنید

1944
03:24:45,773 --> 03:24:47,832
بیرونِ جنگل بمونید

1945
03:24:48,008 --> 03:24:49,805
دور از درخت‌ها بایستید

1946
03:25:40,630 --> 03:25:42,427
شمارش پایانی

1947
03:25:42,599 --> 03:25:45,501
چهل و دو -
چهل و دو؟ -

1948
03:25:46,971 --> 03:25:51,738
برای یه شاهزاده‌ی اِلف گوش دراز بَدَک نیست

1949
03:25:52,543 --> 03:25:56,205
اینجانب شخصاً روی چهل و سومیش نشستم

1950
03:26:00,318 --> 03:26:03,617
چهل و سه -
اون از قبل مُرده بود -

1951
03:26:04,388 --> 03:26:06,879
داشت تکون می‏خورد -
داشت تکون می‏خورد؟ -

1952
03:26:07,058 --> 03:26:11,757
به خاطرِ اینه که تبرم توی سیستم عصبیش فرو رفته

1953
03:26:13,998 --> 03:26:18,698
خیلی خوشحال به نظر نمیرسه، مگه نه؟ -
به هیچ وجه مری -

1954
03:26:18,971 --> 03:26:22,498
با این وجود، به نظرم منظره‏‌ی اون بالا خیلی خوبه

1955
03:26:22,674 --> 03:26:25,643
بله، عِمارت با کیفیت و خوبیه

1956
03:26:25,811 --> 03:26:28,644
شنیدم کارکنانش هم خیلی خوبن

1957
03:26:34,320 --> 03:26:36,686
داری چیکار می‏کنی؟ -
هیچی -

1958
03:26:36,856 --> 03:26:41,122
دنیا به حالت طبیعی برگشت، همین -
نه برنگشت -

1959
03:26:41,294 --> 03:26:42,522
دارم از گرسنگی می‏میرم

1960
03:26:42,729 --> 03:26:45,789
توی پیدا کردن یه چیز به درد بخور برای خوردن
در این اطراف، موفق باشی

1961
03:26:45,999 --> 03:26:49,026
احتمالا فقط موش مرده و نون کپک زده گیرت بیاد

1962
03:27:13,028 --> 03:27:15,428
!انبار سارومان

1963
03:27:17,799 --> 03:27:20,496
باورم نمی‏شه

1964
03:27:20,703 --> 03:27:22,728
امکان نداره

1965
03:27:23,372 --> 03:27:26,273
!خودشه -
برگ لانگ‏باتوم -

1966
03:27:27,576 --> 03:27:29,874
بهترین تنباکو در فاردینگ جنوبی

1967
03:27:30,246 --> 03:27:33,272
عالیه
!یه بشکه برای هر نفر

1968
03:27:33,449 --> 03:27:34,576
صبر کن

1969
03:27:35,319 --> 03:27:36,547
به نظرت بهتر نیست با درخت ریشو تقسیمش کنیم؟

1970
03:27:36,720 --> 03:27:38,243
تقسیمش کنیم؟

1971
03:27:40,089 --> 03:27:42,489
نه
نه

1972
03:27:43,993 --> 03:27:45,324
...گیاه مرده و این طور چیزها

1973
03:27:45,761 --> 03:27:47,922
فکر نمی‏کنم براش قابل درک باشه

1974
03:27:49,231 --> 03:27:51,393
ممکنه(این تنباکو) از بستگان دورش باشه

1975
03:27:52,202 --> 03:27:54,693
گرفتم

1976
03:27:54,905 --> 03:27:57,703
عجول نباش

1977
03:27:58,809 --> 03:28:00,572
دقیقاً

1978
03:28:29,575 --> 03:28:30,872
این مجرای قدیمیِّ فاضلاب‌ـه

1979
03:28:31,043 --> 03:28:34,103
درست از زیر رودخونه‏ رد میشه و
مستقیم به خارج از شهر میره

1980
03:28:34,279 --> 03:28:36,008
می‌تونید توی جنگل پنهان بشید

1981
03:28:37,083 --> 03:28:39,551
... فرمانده فارومیر

1982
03:28:40,186 --> 03:28:42,017
شما شایستگی خودتون رو نشون دادید، قربان

1983
03:28:44,524 --> 03:28:45,821
(بالاترین شایستگی (رو دارید

1984
03:28:46,326 --> 03:28:48,954
شایر باید سرزمین با عظمتی باشه، آقای گمجی

1985
03:28:49,129 --> 03:28:52,064
!جایی که باغبون‌ها چنین جایگاه بالایی دارن

1986
03:28:53,267 --> 03:28:55,235
وقتی که به جنگل رسیدید میخواید از کدوم راه برید؟

1987
03:28:55,870 --> 03:28:57,394
گالوم میگه یه راه وجود داره

1988
03:28:57,605 --> 03:29:01,740
نزدیک به " میناس مورگول "* که از بالای کوه‌ها می‌گذره
<font color="#ff8000">«به معنی برج جادوی سیاه و دژ نازگول‌ها»</font>

1989
03:29:02,008 --> 03:29:03,837
کریث آنگول*؟
<font color="#ff8000">«گذرگاهی در غرب موردور»</font>

1990
03:29:07,280 --> 03:29:09,841
اسمش همین‌ـه؟ -
نه -

1991
03:29:10,017 --> 03:29:11,678
!نه

1992
03:29:12,520 --> 03:29:15,512
بله -
فرودو -

1993
03:29:15,890 --> 03:29:19,716
میگن در کوره راه‌های بالای میناس مورگول
یه تاریکیِ ترسناک* سکونت داره
<font color="#ff8000">«اشاره به حضور یک موجود ترسناک و پلید»</font>

1994
03:29:20,326 --> 03:29:22,851
نمی‏تونید از اون راه برید -
اون تنها راهه -

1995
03:29:23,196 --> 03:29:29,466
،ارباب گفته که باید به موردور بریم
پس باید تلاش‌ـمون رو بکنیم

1996
03:29:31,005 --> 03:29:32,768
مجبورم

1997
03:29:36,310 --> 03:29:39,872
برو، فرودو
دعای خیر همه‌ی انسان‌ها به همراهت

1998
03:29:40,048 --> 03:29:42,073
ممنونم

1999
03:29:53,895 --> 03:29:58,026
امیدوارم اگه بخوای بلایی سرشون بیاری
مرگ زودتر از اون به سراغت بیاد

2000
03:30:10,513 --> 03:30:12,038
زودباش
راه بیا

2001
03:30:15,519 --> 03:30:18,303
آقای فرودو نمی‏خواست اون جنگجوها بهت آسیب برسونن

2002
03:30:18,939 --> 03:30:20,764
این رو می‏دونی، مگه نه؟

2003
03:30:21,567 --> 03:30:23,138
می‏خواست نجاتت بده، می‌فهمی؟

2004
03:30:23,652 --> 03:30:25,183
نجاتم بده؟

2005
03:30:25,529 --> 03:30:27,652
پس کینه‌ای به دل نگیر

2006
03:30:27,824 --> 03:30:32,944
ببخش و فراموش کن -
نه، نه، هیچ کینه‏ای ندارم -

2007
03:30:33,121 --> 03:30:35,755
<font color=#FF0000>گالوم، گالوم</font>

2008
03:30:36,833 --> 03:30:38,562
بله، ارباب

2009
03:30:39,669 --> 03:30:42,464
هابیت‌های خوب -
این بخشندگی تو رو میرسونه -

2010
03:30:42,632 --> 03:30:44,940
خیلی بخشنده‌ای، مطمئناً گالوم

2011
03:30:50,473 --> 03:30:55,672
خشم سائورون هولناک و انتقامش سریع خواهد بود

2012
03:31:02,819 --> 03:31:05,811
نبرد برای گودی هلم به پایان رسیده

2013
03:31:06,490 --> 03:31:10,003
نبرد برای سرزمین میانه در آستانه‌ی آغازه

2014
03:31:15,166 --> 03:31:18,615
حالا همه‌ی امید ما به دوتا هابیت کوچیک وابسته‌ـست

2015
03:31:19,587 --> 03:31:22,802
<i>جایی در میان برهوت</i>

2016
03:31:26,094 --> 03:31:29,472
توی این فکرم که آیا ما رو هم توی
شعرها و داستان‌ها میارن؟

2017
03:31:29,640 --> 03:31:31,012
چی؟

2018
03:31:31,183 --> 03:31:35,141
:توی این فکرم که آیا یه روزی مردم میگن
" بیاید به داستان فرودو و حلقه گوش کنیم "

2019
03:31:35,312 --> 03:31:38,562
:و همه میگن
" آره، این یکی از داستان های مورد علاقمون‌ـه "

2020
03:31:38,732 --> 03:31:41,691
" فرودو خیلی دلیر بود، مگه نه پدر؟ "

2021
03:31:41,860 --> 03:31:43,492
" بله، پسرم "

2022
03:31:43,696 --> 03:31:47,488
" معروف‌ترین فرد بین هابیت‌ها، و این بیانگر خیلی چیزاست "

2023
03:31:47,659 --> 03:31:50,158
:یکی از شخصیت‏های اصلی رو جا انداختی

2024
03:31:50,370 --> 03:31:52,247
" سم‌وایز شجاع "

2025
03:31:52,414 --> 03:31:55,163
میخوام بیشتر در مورد سم بشنوم

2026
03:31:59,504 --> 03:32:02,497
فرودو بدون سم نمی‏تونست به جایی برسه

2027
03:32:03,843 --> 03:32:07,863
آقای فرودو، نباید دستم بندازی
داشتم جدی می‌گفتم

2028
03:32:08,973 --> 03:32:10,336
!منم همینطور

2029
03:32:19,234 --> 03:32:21,893
" سم‌وایز شجاع "

2030
03:32:26,199 --> 03:32:27,493
 اسمیگل؟

2031
03:32:27,659 --> 03:32:30,577
قرار نیست معطل تو بشیم، زودباش

2032
03:32:30,746 --> 03:32:32,665
ارباب

2033
03:32:32,832 --> 03:32:35,831
ارباب مراقب‏ ماست

2034
03:32:36,627 --> 03:32:39,379
ارباب به ما آسیب نمی‏رسونه

2035
03:32:39,547 --> 03:32:42,008
<font color=#FF0000>ارباب قولش رو زیر پا گذاشت</font>

2036
03:32:42,175 --> 03:32:44,336
از اسمیگل چیزی نپرس

2037
03:32:44,511 --> 03:32:47,716
بیچاره، اسمیگل بیچاره

2038
03:32:47,889 --> 03:32:50,691
<font color=#FF0000>ارباب به ما خیانت کرد</font>

2039
03:32:50,892 --> 03:32:53,936
<font color=#FF0000>بدجنس، حیله گر، دروغگو</font>

2040
03:32:54,145 --> 03:32:58,063
<font color=#FF0000>باید اون گردنِ کثیفِ کوچیکش رو بشکنیم</font>

2041
03:32:58,233 --> 03:33:00,978
<font color=#FF0000>!بکشش </font>
<font color=#FF0000>!بکشش</font>

2042
03:33:01,152 --> 03:33:02,643
<font color=#FF0000>هر دو نفرشون رو بکش</font>

2043
03:33:02,821 --> 03:33:06,441
<font color=#FF0000>و اون‌وقت " عزیز " رو برمی‌داریم</font>

2044
03:33:06,616 --> 03:33:10,185
<font color=#FF0000>!و ما " ارباب " میشیم</font>

2045
03:33:10,870 --> 03:33:13,493
ولی اون هابیت چاق، اون می‏دونه

2046
03:33:13,665 --> 03:33:16,366
چشم‏هاش همیشه مراقب هستن

2047
03:33:16,543 --> 03:33:20,040
<font color=#FF0000>پس با چاقو چشم‌هاش رو از کاسه در میاریم</font>

2048
03:33:20,213 --> 03:33:24,675
<font color=#FF0000>چشم‏هاش رو در بیار و کاری کن که روی زمین بخزه</font>

2049
03:33:24,884 --> 03:33:28,312
آره، آره، آره

2050
03:33:28,513 --> 03:33:31,217
<font color=#FF0000>!هر دو نفرشون رو بکش</font>

2051
03:33:31,391 --> 03:33:33,852
آره
!نه، نه

2052
03:33:34,060 --> 03:33:37,773
خیلی خطرناکه
خیلی خطرناکه

2053
03:33:38,482 --> 03:33:41,060
کجاست؟
کجا رفته؟

2054
03:33:41,234 --> 03:33:43,851
 گالوم کجایی؟ -
اسمیگل؟ -

2055
03:33:44,029 --> 03:33:49,405
<font color=#FF0000>می‏تونیم بذاریم اون* این کار رو انجام بده</font>
<font color="#ff8000">«از ضمیر مونث استفاده کرد که اشاره به یک»</font>
<font color="#ff8000">«جانور ماده دارد که در ادامه فیلم حضور می‌یابد»</font>

2056
03:33:50,368 --> 03:33:54,530
آره، اون می‌تونه این کار رو انجام بده

2057
03:33:54,706 --> 03:33:59,212
<font color=#FF0000>بله عزیز، اون می‌تونه</font>

2058
03:33:59,419 --> 03:34:05,608
<font color=#FF0000>و بعد وقتی که اون‌ها مُردن، ما می‌تونیم بَرش داریم</font>

2059
03:34:06,384 --> 03:34:09,224
وقتی که اون‌ها مُردن

2060
03:34:13,642 --> 03:34:17,347
زود باشید هابیت‏ها
هنوز راه زیادی باقی مونده

2061
03:34:17,521 --> 03:34:19,556
اسمیگل راه رو به شما نشان میده

2062
03:34:19,731 --> 03:34:21,935
<font color=#FF0000>دنبالم بیاید</font>

2063
03:34:22,232 --> 03:34:47,232
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2064
03:34:50,460 --> 03:34:53,563
<font color="#ff8000">کارگردان: پیتر جکسون</font>

2065
03:34:55,510 --> 03:34:58,604
<font color="#ff8000">:نویسندگان فیلمنامه</font>
<font color="#ff8000">(فرن والش(همسر پیتر جکسون</font>
<font color="#ff8000">فیلیپا بوینس</font>
<font color="#ff8000">استفن سینکلر</font>
<font color="#ff8000">پیتر جکسون</font>

2066
03:35:00,344 --> 03:35:02,557
<font color="#ff8000">:بر اساس کتابی نوشته</font>
<font color="#ff8000">جان رونالد روئل تالکین</font>
