1
00:00:00,676 --> 00:00:10,676
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:11,700 --> 00:00:20,300
<font color="#ff8000">«:مخاطب گرامی»</font>
<font color="#ff8000">«نحوه‌ی خاص ادای برخی از دیالوگ‌های فیلم که به شکل رسمی»</font>
<font color="#ff8000">«و یا اصطلاحاً کتابی توسط بازیگران گفته می‌شوند، در ترجمه فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«نیز لحاظ شده و دیالوگ‌ها آنطور که گفته می‌شوند، ترجمه شده‌اند»</font>

3
00:00:20,700 --> 00:00:27,300
جهت درکِ بهترِ تمایز، بین زبان های مختلفی که در فیلم
:صحبت می‌شوند، ترجمه با رنگ‌های زیر انجام شده است
<font color=#008000>زبان اِلف‌ها</font> ، <font color=#0080C0>زبان کوئنیا</font> ، <font color=#800080>زبان مردم روهان</font> ، <font color=#FF0000>صحبت‌های گالوم</font>

4
00:00:27,700 --> 00:00:30,900
<font color="#ff8000">«توضیحات ارائه شده در ترجمه، از کتاب ارباب حلقه‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«نوشته‌ی " جرج آر.آر تالکین " برگرفته شده است»</font>

5
00:00:32,671 --> 00:00:41,000
<font color=#FFFF00><i>" اربـــــاب حـــــلقـــــه‏ هـــــا "</i></font>
<font color="#ff8000">«کارگردان: پیتر جکسون»</font>

6
00:01:01,000 --> 00:01:15,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

7
00:01:17,287 --> 00:01:18,913
! اسمیگل

8
00:01:19,080 --> 00:01:20,415
! یکی گرفتم

9
00:01:22,125 --> 00:01:23,960
! یه ماهی گرفتم، اسمیگ
! اسمیگل

10
00:01:24,127 --> 00:01:27,255
بِکِشش بیرون، زود باش، زود باش، زود باش
بِکِشش بیرون

11
00:01:35,471 --> 00:01:37,307
! دیگل

12
00:02:34,697 --> 00:02:36,532
دیگل ؟

13
00:02:39,160 --> 00:02:41,329
دیگل

14
00:02:57,136 --> 00:02:59,222
،اون رو به ما بده دیگل
محبوب من

15
00:03:04,185 --> 00:03:05,478
چرا ؟

16
00:03:06,562 --> 00:03:08,815
... چون

17
00:03:08,981 --> 00:03:12,735
امروز، روز تولدمه و من اون رو می‏خوام

18
00:04:23,788 --> 00:04:28,243
<font color="#ff8000">«:توضیح مترجم»</font>
<font color="#ff8000">«،دیگل پسر عموی اسمیگل است»</font>
<font color="#ff8000">«ولی به خاطر فریب حلقه، او را به قتل می‌رساند»</font>

19
00:04:46,788 --> 00:04:52,043
! عــزیــز من

20
00:04:59,592 --> 00:05:02,512
<i>اون‏ها ما رو نفرین کردن</i>

21
00:05:02,678 --> 00:05:04,055
<i>قاتل</i>

22
00:05:04,222 --> 00:05:06,682
<i>ما رو " قاتل " صدا زدن</i>

23
00:05:06,849 --> 00:05:11,646
<i>اون‏ها ما رو نفرین کردن
و ما رو از خودشون روندن</i>

24
00:05:12,772 --> 00:05:14,482
گالوم

25
00:05:14,649 --> 00:05:16,359
گالوم

26
00:05:16,526 --> 00:05:18,361
گالوم

27
00:05:22,031 --> 00:05:25,034
<i>و ما اشک ریختیم، عزیز</i>

28
00:05:25,201 --> 00:05:28,788
<i>به خاطر تنهاییِ زیادمون اشک ریختیم</i>

29
00:05:31,374 --> 00:05:35,169
<i>خیلی سرد و مناسبِ خوردن</i>

30
00:05:36,170 --> 00:05:40,550
<i>و ما فقط دل‌ـمون می‌خواست که ماهی بگیریم</i>

31
00:05:40,716 --> 00:05:43,970
<i>آبدار و خوشمزه</i>

32
00:05:49,725 --> 00:05:53,855
<i> و ما طعم نان رو از یاد بردیم</i>

33
00:05:54,021 --> 00:05:57,650
<i>و صدای درختان رو</i>

34
00:05:58,526 --> 00:06:01,737
<i>...و لطافت نسیم رو</i>

35
00:06:02,363 --> 00:06:08,035
<i>ما حتی اسم خودمون رو هم از یاد بردیم</i>

36
00:06:16,168 --> 00:06:22,592
<i>عــزیــز من</i>

37
00:07:06,844 --> 00:07:09,096
! بیدار بشید

38
00:07:10,678 --> 00:07:12,008
! بیدار بشید

39
00:07:12,200 --> 00:07:13,768
! بیدار بشید خواب‏آلوها

40
00:07:13,935 --> 00:07:15,811
باید بریم، آره

41
00:07:15,978 --> 00:07:18,648
باید سریع‌تر بریم

42
00:07:22,193 --> 00:07:25,279
تو اصلاً خوابیدی، آقای فرودو ؟

43
00:07:27,490 --> 00:07:30,034
من که زیادی خوابیدم

44
00:07:31,410 --> 00:07:33,162
باید خیلی از روز گذشته باشه

45
00:07:33,329 --> 00:07:34,830
نه

46
00:07:34,997 --> 00:07:36,916
نگذشته

47
00:07:37,083 --> 00:07:40,127
هنوز ظهر هم نشده

48
00:07:40,294 --> 00:07:42,980
*روزها دارن مرتب تاریک‏تر میشن
<font color="#ff8000">«،به علت افزایش فعالیت نیروهای پلیدِ تاریکی»</font>
<font color="#ff8000">«روشنایی روز در موردور در حال کم شدن است»</font>

49
00:07:47,134 --> 00:07:49,045
! زود باشید

50
00:07:51,764 --> 00:07:54,016
! باید بریم
وقت نداریم

51
00:07:54,183 --> 00:07:56,560
،تا زمانی که آقای فرودو چیزی نخوره
جایی نمیریم

52
00:07:56,727 --> 00:07:59,605
وقتی برای تلف کردن نداریم احمق

53
00:08:08,364 --> 00:08:09,657
بفرما

54
00:08:12,868 --> 00:08:14,704
خودت چی ؟

55
00:08:14,870 --> 00:08:18,249
نه، گرسنه نیستم
! حداقل نه برای نان لمباس

56
00:08:18,833 --> 00:08:20,209
سم

57
00:08:22,795 --> 00:08:24,338
باشه

58
00:08:24,505 --> 00:08:27,008
مقدار زیادی برامون باقی نمونده

59
00:08:27,174 --> 00:08:30,052
باید مراقب باشیم
وگرنه غذامون تمام میشه

60
00:08:32,221 --> 00:08:35,141
تو شروع کن و غذات رو بخور آقای فرودو

61
00:08:35,307 --> 00:08:36,726
من جیره‏ بندی‌ـش کردم

62
00:08:37,226 --> 00:08:38,894
باید کافی باشن

63
00:08:41,063 --> 00:08:42,273
برای چه ؟

64
00:08:43,941 --> 00:08:45,693
برای برگشتن به خونه

65
00:08:53,534 --> 00:08:55,870
بیایید هابیت‏ها

66
00:08:57,246 --> 00:08:59,123
دیگه خیلی نزدیک شدیم

67
00:08:59,290 --> 00:09:02,543
خیلی به موردور نزدیک شدیم

68
00:09:02,710 --> 00:09:05,379
هیچ جای امنی این‌جا نیست

69
00:09:05,546 --> 00:09:07,715
عجله کنید

70
00:09:50,099 --> 00:09:56,142
<font color=#FFFF00><i>" بــازگــشــت پــادشــاه "</i></font>

71
00:09:56,199 --> 00:10:00,042
<font color="#00ff00">:ترجمه و تنظیم</font>
<font color="#ff8000">یاسـیــن بــرون</font>

72
00:10:00,101 --> 00:10:01,811
خوبه

73
00:10:02,728 --> 00:10:04,480
قطعاً مال شایره

74
00:10:06,690 --> 00:10:08,818
تنباکوی لانگ‏ باتوم

75
00:10:14,156 --> 00:10:18,494
احساس می‏کنم دوباره به " اژدهای سبز "* برگشتم
<font color="#ff8000">«نام میخانه‌ای در شایر»</font>

76
00:10:18,744 --> 00:10:22,832
اژدهای سبز -
یه لیوان آبجو توی دستمه -

77
00:10:22,998 --> 00:10:27,586
و بعد از یه روز سخت کاری
پاهام رو روی میز گذاشتم و در حال استراحتم

78
00:10:28,170 --> 00:10:31,632
! فقط...تو هیچ‌وقت یه روز سخت کاری نداشتی

79
00:10:44,436 --> 00:10:47,481
...خوش آمدید، سرورانم

80
00:10:47,648 --> 00:10:49,900
به آیزنگارد

81
00:10:50,276 --> 00:10:54,029
! ای جوان‌های رذل
برای دنبال کردن‌ـتون چه بدبختی‌ها که نکشیدیم

82
00:10:54,196 --> 00:10:59,201
...و حالا شما رو در حال عیاشی کردن و
! پیپ کشیدن پیدا کردیم

83
00:10:59,368 --> 00:11:02,580
ما روی محل پیروزی‌ـمون نشستیم

84
00:11:02,746 --> 00:11:06,208
،و داریم اندکی از غنائمی که بدست آوردیم
لذت می‌بریم

85
00:11:07,293 --> 00:11:11,130
گوشتِ خوکِ نمک‌سود هم واقعا خوبه

86
00:11:11,672 --> 00:11:14,049
گوشتِ خوکِ نمک‌سود ؟

87
00:11:14,758 --> 00:11:18,679
هابیت‏ها -
ما تحت اَمر درخت‌ریشو هستیم -

88
00:11:18,846 --> 00:11:21,682
کسی که مدیریت آیزنگارد رو در دست گرفته

89
00:11:24,226 --> 00:11:27,229
جناب گاندالف جوان

90
00:11:27,396 --> 00:11:31,984
از آمدنت خوشحالم

91
00:11:32,151 --> 00:11:36,572
من می‌تونم بر چوب و آب، درخت و سنگ چیره بشم

92
00:11:36,739 --> 00:11:40,409
اما یک جادوگر این‌جا هست که باید بهش رسیدگی بشه

93
00:11:40,576 --> 00:11:42,578
توی بُرجش گیر افتاده

94
00:11:45,247 --> 00:11:46,582
خودت رو نشان بده

95
00:11:46,832 --> 00:11:48,542
مراقب باشید

96
00:11:49,293 --> 00:11:51,962
حتی موقع شکست هم سارومان خطرناک‌ه

97
00:11:52,129 --> 00:11:54,215
پس بیاید سرش رو قطع کنیم
و کارش رو بسازیم

98
00:11:54,381 --> 00:11:56,467
نه

99
00:11:56,800 --> 00:11:59,136
به زنده‏اش نیاز داریم

100
00:12:00,137 --> 00:12:02,681
باید باهاش صحبت کنیم

101
00:12:04,558 --> 00:12:08,812
تو در نبردهای زیادی جنگیده‌ای
و انسان‌های زیادی را کشته‌ای، پادشاه تئودن

102
00:12:08,979 --> 00:12:10,481
و پس از آن صلح کرده‌ای

103
00:12:10,648 --> 00:12:15,569
،آیا نمی‌توانیم مثل گذشته‌ها با هم مذاکره کنیم
دوست قدیمی من ؟

104
00:12:15,778 --> 00:12:18,989
آیا نمی‌توانیم با هم صلح کنیم، من و تو ؟

105
00:12:19,156 --> 00:12:21,033
ما صلح خواهیم کرد

106
00:12:22,993 --> 00:12:25,079
ما صلح خواهیم کرد

107
00:12:25,287 --> 00:12:29,333
*" وقتی که تو پاسخی برای به آتش کشیدن " وست‌فولد
<font color="#ff8000">«منطقه‌ای متعلق به روهان در امتداد کوهستان سفید»</font>
<font color="#ff8000">«در شمال و غرب ادوراس»</font>

108
00:12:29,500 --> 00:12:32,511
،و کودکانی که اون‌جا مُرده بر روی زمین افتادن
داشته باشی

109
00:12:33,003 --> 00:12:37,174
،ما صلح خواهیم کرد
وقتی که سربازانی

110
00:12:37,341 --> 00:12:39,385
که حتی بعد از مرگشون
در مقابل دروازه‌های " هورنبرگ "* هم
<font color="#ff8000">«قلعه‌ای در سراشیبی گودی هلم در شمال روهان»</font>
<font color="#ff8000">«و محل وقوع جنگ بین آیزنگارد و روهان»</font>

111
00:12:39,551 --> 00:12:43,097
‌بدن‌هاشون تیکه پاره شد، انتقام‌ـشون گرفته بشه

112
00:12:44,682 --> 00:12:50,229
،وقتی که از چوبه‌ی دار آویزان
...و مایه‌ی سرگرمی کلاغ‌های خودت شدی

113
00:12:51,188 --> 00:12:53,399
ما صلح خواهیم کرد

114
00:12:56,193 --> 00:12:58,862
چوبه‏ی دار و کلاغ‏ها ؟

115
00:12:59,196 --> 00:13:00,447
پیرِ یاوه‌گو

116
00:13:01,907 --> 00:13:04,743
تو چی می‌خوای، گاندالف خاکستری‏ پوش ؟

117
00:13:05,744 --> 00:13:08,247
*" بذار حدس بزنم، کلیدِ " اورتانک
<font color="#ff8000">«،کلید برج سارومان»</font>
<font color="#ff8000">«این برج به گونه‌ای ساخته شده‌بود که هیچ سلاحی قدرت نفوذ»</font>
<font color="#ff8000">«به آن را نداشت و درهای آن با کلیدی مخصوص گشوده‌ میشد»</font>

118
00:13:08,414 --> 00:13:11,375
*"یا شاید هم کلیدهای خود " باراد - دور
<font color="#ff8000">«به معنی: برج تاریک، محل حکومت سائورون»</font>
<font color="#ff8000">«که در جنگ با ایسیلدور از بین رفته بود»</font>

119
00:13:11,542 --> 00:13:15,546
! *به همراه تاجِ هفت پادشاه و عصای پنج جادوگر
<font color="#ff8000">«فرقه جادوگران که شامل پنج نفر می‌شدند و»</font>
<font color="#ff8000">«برای کمک به مردم سرزمین میانه فرستاده شده‌ بودند»</font>

120
00:13:15,713 --> 00:13:18,632
خیانت تو تا همین الان هم به بهای کشته شدن
عده‌ی زیادی تمام شده

121
00:13:18,841 --> 00:13:21,218
جان هزاران نفر دیگه هم الان در خطره

122
00:13:21,385 --> 00:13:23,721
اما تو می‌تونی نجات‏ـشون بدی، سارومان

123
00:13:23,887 --> 00:13:26,223
تو در عمق شورای دشمن حضور داشتی

124
00:13:26,390 --> 00:13:29,643
پس تو برای گرفتن اطلاعات به این‌جا آمدی

125
00:13:30,561 --> 00:13:32,396
چند خبر برای تو دارم

126
00:13:37,860 --> 00:13:40,779
چیزی در قلب سرزمین میانه در حال فاسد شدن است

127
00:13:40,946 --> 00:13:43,240
چیزی که تو آن را ندیده‌ای

128
00:13:45,743 --> 00:13:49,246
اما چشم بزرگ آن را دیده است

129
00:13:50,247 --> 00:13:53,959
او حتی همین الان هم بَرتریش را به رخ می‌کشد

130
00:13:55,753 --> 00:13:59,089
حلمه‏ی او به زودی آغاز خواهد شد

131
00:14:01,258 --> 00:14:03,427
همه‌ی شما خواهید مُرد

132
00:14:05,929 --> 00:14:09,141
اما تو این رو می‌دانی، مگه نه گاندالف ؟

133
00:14:09,308 --> 00:14:13,937
تو که واقعاً فکر نمی‌کنی که این جنگجوی ساده
!بتواند روزی به تخت پادشاهی گاندور تکیه بزند ؟

134
00:14:14,104 --> 00:14:20,194
این فردِ تبعید شده که از میان سایه‌ها بیرون خزیده
هرگز تاج پادشاهی را بر سر نخواهد گذاشت

135
00:14:21,528 --> 00:14:25,199
گاندالف برای قربانی کردن نزدیک‌ترین افرادش هم
لحظه‌ای درنگ نمی‌کنه

136
00:14:26,116 --> 00:14:28,327
افرادی که ادعای دوست داشتن آن‌ها را دارد

137
00:14:29,411 --> 00:14:33,957
بگو ببینم، چه حرف‌های دلگرم کننده‌ای
...به آن کوتوله زدی

138
00:14:34,124 --> 00:14:36,502
قبل از اینکه او را به سمت نابودی خودش روانه کنی ؟

139
00:14:39,546 --> 00:14:44,301
راهی که تو، او را در آن قرار داده‌ای
! فقط می‌تواند به مرگ ختم شود

140
00:14:44,635 --> 00:14:46,804
! به اندازه‏ی کافی شنیدم

141
00:14:46,970 --> 00:14:48,906
با تیر بزنش
! یه تیر به دهن گشادش بزن

142
00:14:49,306 --> 00:14:50,974
نه

143
00:14:51,433 --> 00:14:53,644
... بیا پایین، سارومان

144
00:14:53,811 --> 00:14:57,731
جانت محفوظ خواهد بود -
! دلسوزی و ترحمت را برای خودت نگه دار -

145
00:14:57,940 --> 00:14:59,233
! به کار من نمی‌آید

146
00:15:08,534 --> 00:15:09,993
... سارومان

147
00:15:11,036 --> 00:15:12,996
عصای تو شکسته

148
00:15:25,008 --> 00:15:28,512
گریما نیازی نیست که از اون اطاعت کنی

149
00:15:29,680 --> 00:15:32,349
تو قبلاً کسی که الان هستی، نبودی

150
00:15:32,516 --> 00:15:35,352
زمانی از مردان(وفادار) روهان بودی

151
00:15:35,519 --> 00:15:36,728
بیا پایین

152
00:15:36,895 --> 00:15:39,606
از مردان روهان ؟

153
00:15:40,524 --> 00:15:42,776
مَسکن (مردم) روهان چیست ؟

154
00:15:42,985 --> 00:15:46,613
چیزی نیست) جز طویله‌ای کاهگلی)
که راهزن‌ها در میان بوی تعفنِ آن شراب می‌نوشند

155
00:15:46,780 --> 00:15:50,534
و کودکان لوس‌ـشان روی کفِ آن
در کنار سگ‌ها غلت می‌خورند

156
00:15:51,034 --> 00:15:57,499
پیروزیِ گودی هلم مال تو نیست، تئودن اِی ارباب اسب‌ها

157
00:15:58,083 --> 00:16:02,713
تو فرزندِ حقیرِ پدرانی گران‌مایه هستی

158
00:16:05,048 --> 00:16:06,717
... گریما

159
00:16:07,551 --> 00:16:09,428
بیا پایین

160
00:16:09,761 --> 00:16:11,221
خودت رو از اون رها کن

161
00:16:11,388 --> 00:16:15,392
رها؟ او هرگز رها نخواهد شد -
نه -

162
00:16:15,726 --> 00:16:18,395
بتمرگ سر جات، انسان پَست

163
00:16:20,063 --> 00:16:21,398
! سارومان

164
00:16:21,565 --> 00:16:24,234
تو در عمق شورای دشمن حضور داشتی

165
00:16:24,735 --> 00:16:26,904
به ما بگو چی می‌دونی

166
00:16:28,405 --> 00:16:33,619
افرادت را عقب بکش
تا به تو بگویم که نابودیت در کجا رقم خواهد خورد

167
00:16:33,785 --> 00:16:36,747
من در این‌جا زندانی نخواهم ماند

168
00:17:04,525 --> 00:17:06,068
برای همه‏ی متحدان‌ـمون پیام بفرستید

169
00:17:06,235 --> 00:17:09,112
و به تمامِ نقاط سرزمین میانه که هنوز آزاد باقی ماندن

170
00:17:09,613 --> 00:17:12,783
،دشمن علیه ما وارد عمل خواهد شد
باید بدونیم به کجا حمله خواهد کرد

171
00:17:31,969 --> 00:17:35,889
پلیدی‌های سارومان

172
00:17:36,098 --> 00:17:39,893
در حال شسته شدن است

173
00:17:40,102 --> 00:17:44,648
درخت‌ها برای زندگی به این‌جا برخواهند گشت

174
00:17:45,148 --> 00:17:47,317
درخت‏های جوان

175
00:17:47,484 --> 00:17:49,653
درخت‏های وحشی -
! پیپین -

176
00:17:59,162 --> 00:18:01,331
! امان از این گوی

177
00:18:01,498 --> 00:18:03,333
! پرگرین توک

178
00:18:03,500 --> 00:18:06,169
خودم به اون رسیدگی می‌کنم فرزندم

179
00:18:06,336 --> 00:18:08,171
زود باش

180
00:18:58,388 --> 00:19:03,935
امشب یاد افرادی که خون‌ـشان را برای دفاع
از این سرزمین دادند، گرامی می‌داریم

181
00:19:04,603 --> 00:19:06,647
! درود بر مردگان پیروزمند

182
00:19:06,813 --> 00:19:08,231
! درود

183
00:19:19,242 --> 00:19:21,119
بدون توقف

184
00:19:21,286 --> 00:19:25,457
بدون ریختن -
و بدون استفراغ -

185
00:19:25,957 --> 00:19:27,626
پس بازی نوشیدن‌ـه ؟

186
00:19:29,294 --> 00:19:31,797
آخرین کسی که سرپا باشه، برنده‌ـست

187
00:19:36,134 --> 00:19:38,503
به چه دلیل بنوشیم ؟
بیاید به افتخار پیروزی بنوشیم

188
00:19:38,570 --> 00:19:39,805
به افتخار پیروزی

189
00:19:52,740 --> 00:19:55,900
:به زبان مردم روهان
<font color=#800080>به سلامتی شما جناب آراگورن</font>

190
00:20:23,807 --> 00:20:25,475
برات خوشحالم

191
00:20:25,809 --> 00:20:28,270
اون مردِ شرافتمندی‌ـه

192
00:20:28,645 --> 00:20:31,148
هر دوی شما مردان شرافتمندی هستید

193
00:20:32,983 --> 00:20:38,321
...تئودنِ اهل روهان نبود
که مردم‏ـمون رو به سمت پیروزی رهبری کرد

194
00:20:45,203 --> 00:20:48,331
به حرفام توجه نکن

195
00:20:49,166 --> 00:20:50,667
تو جوانی

196
00:20:50,834 --> 00:20:53,170
و امشب مال توست

197
00:21:07,517 --> 00:21:09,186
این‌جا

198
00:21:10,687 --> 00:21:16,568
این کوتوله‌ها هستن
! که با زن‌های کوچیک پشمالو شنا می‌کنن

199
00:21:21,948 --> 00:21:23,200
یه حسی دارم

200
00:21:25,368 --> 00:21:27,871
...یه خارش خفیف توی انگشت‏هام

201
00:21:28,538 --> 00:21:30,123
فکر می‌کنم داره روی من تاثیر میذاره

202
00:21:32,042 --> 00:21:33,752
چی گفته بودم ؟

203
00:21:33,919 --> 00:21:37,255
اون نمی‌تونه از پَسِ مشروبش بر بیاد

204
00:21:44,596 --> 00:21:45,931
بازی تمام شد

205
00:21:46,097 --> 00:21:48,475
<i>تو می‌تونی تا دور دست‌ها رو بگردی</i>

206
00:21:48,642 --> 00:21:50,101
<i>تو می‌تونی تمام مشروب شهر رو بنوشی</i>

207
00:21:50,268 --> 00:21:53,647
<i>اما نمی‌تونی آب جویی به این خوش رنگی پیدا کنی</i>

208
00:21:53,855 --> 00:21:58,235
<i>مثل آب جویی که ما توی شهرمون می‌خوریم</i>

209
00:21:58,401 --> 00:22:02,280
<i>می‌تونی آب جوهای تجملیت رو بنوشی
می‌تونی اون‌ها رو با پارچ سر بکشی</i>

210
00:22:02,447 --> 00:22:05,617
<i>...اما بهترین آب جو برای افراد شجاع و راستگو</i>

211
00:22:08,245 --> 00:22:09,579
! پیپین

212
00:22:09,996 --> 00:22:13,083
<i>...اما بهترین آب جو برای افراد شجاع و راستگو</i>

213
00:22:13,416 --> 00:22:15,460
<i>از " اژدهای سبز " میاد</i>

214
00:22:18,797 --> 00:22:21,633
ممنون
من برنده شدم

215
00:22:23,426 --> 00:22:25,929
خبری از فرودو نشد ؟

216
00:22:26,096 --> 00:22:29,599
خبری نیست، هیچی

217
00:22:30,433 --> 00:22:32,602
ما زمان داریم

218
00:22:34,104 --> 00:22:37,399
هر روز، فرودو داره به موردور نزدیک‏تر میشه

219
00:22:38,108 --> 00:22:40,193
از کجا این رو می‌دونی ؟

220
00:22:44,030 --> 00:22:45,782
قلبت بهت چی میگه ؟

221
00:22:52,789 --> 00:22:56,126
قلبم میگه) که فرودو زنده‏ـست)

222
00:22:58,295 --> 00:23:00,130
بله

223
00:23:02,674 --> 00:23:04,676
بله، اون زنده‏ـست

224
00:23:07,137 --> 00:23:09,973
خیلی خطرناکه، خیلی خطرناکه

225
00:23:10,140 --> 00:23:11,349
<font color=#FF0000>! دزدها</font>

226
00:23:11,516 --> 00:23:13,560
<font color=#FF0000>اون‌ها، اون(حلقه) رو از ما* دزدیدن</font>
<font color="#ff8000">«گالوم " در واقع شخصیتی بد ذات است که حلقه "»</font>
<font color="#ff8000">«در وجود " اسمیگل " به وجود آورده ‌است و به دلیل»</font>
<font color="#ff8000">«دو شخصیتی بودن از ضمیر " ما " استفاده می‌کند»</font>

227
00:23:13,727 --> 00:23:16,813
<font color=#FF0000> بکُش‏ـشون، بکُش‏ـشون
! هردو نفرشون رو بکش</font>

228
00:23:17,307 --> 00:23:18,212
! نه

229
00:23:18,565 --> 00:23:22,152
<font color=#FF0000>! هیس، ساکت شو
نباید بیدارشون کنی</font>

230
00:23:22,319 --> 00:23:24,821
<font color=#FF0000>! الان نباید همه چیز رو خراب کنی</font>

231
00:23:24,988 --> 00:23:27,073
ولی اون‌ها می‌دونن

232
00:23:27,240 --> 00:23:29,159
اون‌ها می‌دونن

233
00:23:29,326 --> 00:23:31,953
اون‌ها به ما مشکوک شدن

234
00:23:33,163 --> 00:23:36,666
<font color=#FF0000>چی داری میگی عزیز من، عشق من ؟</font>

235
00:23:36,833 --> 00:23:40,462
<font color=#FF0000>آیا اسمیگل داره قدرتش رو از دست میده ؟</font>

236
00:23:41,087 --> 00:23:43,506
! نه نمیده

237
00:23:43,673 --> 00:23:47,886
! هرگز
اسمیگل از هابیت‏های کثیف متنفره

238
00:23:48,053 --> 00:23:52,891
! اسمیگل می‌خواد اون‌ها رو " مُرده " ببینه

239
00:23:53,058 --> 00:23:55,602
<font color=#FF0000>و خواهیم دید</font>

240
00:23:55,769 --> 00:23:59,856
<font color=#FF0000>اسمیگل یک بار این کار رو کرده
دوباره هم می‌تونه انجامش بده</font>

241
00:24:03,193 --> 00:24:05,862
<font color=#FF0000>! اون(حلقه) مال ماست</font>

242
00:24:06,029 --> 00:24:08,698
<font color=#FF0000>مال خودمون</font>

243
00:24:09,783 --> 00:24:12,702
باید عزیز رو به دست بیاریم
باید اون رو پس بگیریم

244
00:24:12,869 --> 00:24:16,247
<font color=#FF0000>صبور باش، صبور باش عشق من</font>

245
00:24:16,414 --> 00:24:20,994
<font color=#FF0000>اول باید به طرفِ اون* هدایت‌ـشون کنیم</font>
<font color="#ff8000">«از ضمیر مونث استفاده کرد که اشاره به یک جانورِ»</font>
<font color="#ff8000">«پلید ِماده دارد که در ادامه فیلم حضور می‌یابد»</font>

246
00:24:21,711 --> 00:24:26,716
<font color=#FF0000>اون‌ها رو به سمت " پلکان مارپیچ "* می‌بریم</font>
<font color="#ff8000">«مجموعه‌ای طولانی از پله‌ها درغرب موردو»</font>
<font color="#ff8000">«که از میان کوه‌ها می‌گذشت»</font>

247
00:24:26,883 --> 00:24:29,552
<font color=#FF0000>...آره، پلکان
و بعدش ؟</font>

248
00:24:29,719 --> 00:24:32,722
،بالا، بالا، بالا، بالا
میریم بالای پلکان

249
00:24:32,889 --> 00:24:39,270
! تا این‏که به تونل برسیم

250
00:24:39,646 --> 00:24:42,774
<font color=#FF0000>و وقتی که اون‌ها داخل تونل شدن</font>

251
00:24:42,941 --> 00:24:45,735
<font color=#FF0000>دیگه بیرون آمدنی وجود نخواهد داشت</font>

252
00:24:46,653 --> 00:24:49,572
<font color=#FF0000>اون همیشه گرسنه‏ـست</font>

253
00:24:50,281 --> 00:24:54,494
<font color=#FF0000>اون همیشه به تغذیه نیاز داره</font>

254
00:24:54,661 --> 00:24:56,079
<font color=#FF0000>اون باید غذا بخوره</font>

255
00:24:56,246 --> 00:24:58,415
<font color=#FF0000>تنها چیزی که برای خوردن گیرش میاد، اُرک‌های کثیف هستن</font>

256
00:24:58,581 --> 00:25:01,292
و اون‌ها هم که مزه‏ی خیلی خوبی ندارن، مگه نه عزیز ؟

257
00:25:01,918 --> 00:25:03,586
<font color=#FF0000>نه</font>

258
00:25:03,753 --> 00:25:08,425
<font color=#FF0000>به هیچ وجه مزه‏ی خوبی ندارن، عشق من</font>

259
00:25:08,591 --> 00:25:11,428
<font color=#FF0000>اون گرسنه‌ی گوشت‌های خوشمزه‌تره</font>

260
00:25:11,594 --> 00:25:13,430
<font color=#FF0000>گوشت هابیت</font>

261
00:25:13,596 --> 00:25:18,435
<font color=#FF0000>و وقتی که استخوان‏ها و لباس‏های خالی رو دور بندازه</font>

262
00:25:18,601 --> 00:25:21,646
<font color=#FF0000>اون موقع ما اون(حلقه) رو پیدا می کنیم</font>

263
00:25:21,813 --> 00:25:26,151
! و برای خودم برش می‌دارم

264
00:25:27,944 --> 00:25:29,320
<font color=#FF0000>برای ما</font>

265
00:25:29,821 --> 00:25:32,824
بله منظورمون برای " ما " بود

266
00:25:32,991 --> 00:25:36,453
! گالوم ! گالوم

267
00:25:36,619 --> 00:25:41,124
<font color=#FF0000>حلقه‌ی) عزیز مال ما خواهد شد)</font>

268
00:25:41,291 --> 00:25:45,795
وقتی که هابیت‌ها مُردن

269
00:25:46,296 --> 00:25:47,797
وزغ کوچولوی خیانت کار

270
00:25:50,467 --> 00:25:52,802
! نه ! نه ! ارباب

271
00:25:52,969 --> 00:25:54,596
! نه، سم
رهاش کن

272
00:25:55,472 --> 00:25:58,141
،از دهن خودش شنیدم
! اون قصد کشتن‌ـمون رو داره

273
00:25:58,308 --> 00:26:02,479
! هرگز، اسمیگل آزارش حتی به یه مگس هم نمیرسه

274
00:26:04,481 --> 00:26:06,524
اون یه هابیت نفرت انگیز و چاقه

275
00:26:06,691 --> 00:26:08,318
که از اسمیگل متنفره

276
00:26:08,485 --> 00:26:11,237
! و دروغ‏های کثیف می‌سازه

277
00:26:11,404 --> 00:26:14,115
کرم کوچیک بدبخت
سرت رو لِه می‌کنم

278
00:26:14,491 --> 00:26:15,742
! سم

279
00:26:16,159 --> 00:26:17,702
به من میگی دروغگو ؟
خودت دروغگویی

280
00:26:19,354 --> 00:26:21,920
 داری می‏ترسونیش، ما گُم شدیم -
! برام مهم نیست -

281
00:26:21,966 --> 00:26:23,389
نمی‏تونم این کار رو بکنم آقای فرودو

282
00:26:23,500 --> 00:26:26,669
! نمی‌خوام دست روی دست بذارم تا ما رو بکشه -
نمی‌تونم بفرستمش بره -

283
00:26:27,003 --> 00:26:28,338
متوجه نیستی، نه ؟

284
00:26:28,713 --> 00:26:30,473
اون یه موجودِ پَست و بد ذات‌ـه

285
00:26:31,174 --> 00:26:34,761
،تنهایی نمی‌تونیم انجامش بدیم سم
نه بدون یه راهنما

286
00:26:35,637 --> 00:26:38,515
احتیاج دارم که کِنارم باشی

287
00:26:39,265 --> 00:26:41,643
من کنارت هستم آقای فرودو

288
00:26:43,144 --> 00:26:46,064
می‌دونم سم، می‌دونم

289
00:26:46,648 --> 00:26:48,608
به من اعتماد کن

290
00:26:48,775 --> 00:26:51,194
بیا، اسمیگل

291
00:27:59,095 --> 00:28:00,597
ساعت چنده ؟

292
00:28:02,932 --> 00:28:04,434
هنوز خورشید طلوع نکرده

293
00:28:11,316 --> 00:28:14,360
در خواب موج بزرگی رو دیدم

294
00:28:14,527 --> 00:28:18,531
از سرزمین سبز عبور کرد و از تپه‌ها بالا رفت

295
00:28:19,782 --> 00:28:22,285
من روی لبه‌ای ایستاده بودم

296
00:28:23,161 --> 00:28:26,331
جلوی پام پرتگاهی کاملاً تاریک وجود داشت

297
00:28:28,291 --> 00:28:31,044
نوری در پشت سرم شروع به درخشش کرد

298
00:28:31,669 --> 00:28:34,130
اما نمی‏تونستم برگردم

299
00:28:34,297 --> 00:28:37,675
فقط می‌تونستم اون‌جا بایستم، در حال انتظار کشیدن

300
00:28:39,135 --> 00:28:41,846
شب افکار زیادی رو دگرگون می‌کنه

301
00:28:42,263 --> 00:28:44,390
بخواب ائووین

302
00:28:44,974 --> 00:28:47,185
بخواب

303
00:28:49,896 --> 00:28:51,814
تا وقتی که می‌تونی

304
00:29:15,922 --> 00:29:18,216
ستاره‌ها پوشیده شدن

305
00:29:19,217 --> 00:29:22,720
چیزی در شرق در حال جنب و جوش‌ـه

306
00:29:23,388 --> 00:29:26,516
یک نفرت و کینه‌ی بی‌قفه

307
00:29:28,601 --> 00:29:31,396
چشمِ دشمن در حال حرکت کردن‌ـه

308
00:29:44,826 --> 00:29:47,537
داری چیکار می‌کنی ؟

309
00:29:52,166 --> 00:29:53,626
پیپین ؟

310
00:30:01,134 --> 00:30:02,885
پیپین ؟

311
00:30:15,732 --> 00:30:17,066
پیپین

312
00:30:17,734 --> 00:30:20,403
چیه، مگه دیوونه شدی ؟ -
فقط می‌خوام یه نگاه بهش بندازم -

313
00:30:20,570 --> 00:30:21,654
فقط یک بار دیگه

314
00:30:21,904 --> 00:30:23,990
بذارش سر جاش

315
00:30:34,250 --> 00:30:36,085
پیپین

316
00:30:42,592 --> 00:30:44,093
نه

317
00:30:49,223 --> 00:30:50,516
پیپین

318
00:30:53,811 --> 00:30:55,021
اون این جاست

319
00:30:55,188 --> 00:30:57,482
<font color="#ff8000">:صدای سائورون</font>
<font color=#FF0000><i>تـو را مـی‌بـیـنـم</i></font>

320
00:31:00,485 --> 00:31:02,111
پیپین

321
00:31:16,751 --> 00:31:19,504
کمک، گاندالف، کمک

322
00:31:21,255 --> 00:31:23,132
! یکی بهش کمک کنه

323
00:31:29,514 --> 00:31:30,723
پیپین

324
00:31:31,849 --> 00:31:33,101
! توک احمق

325
00:31:54,205 --> 00:31:56,416
به من نگاه کن

326
00:31:58,376 --> 00:32:02,505
گاندالف، من رو ببخش

327
00:32:02,672 --> 00:32:04,549
به من نگاه کن

328
00:32:04,715 --> 00:32:06,551
چی دیدی ؟

329
00:32:10,054 --> 00:32:12,140
یک درخت

330
00:32:13,099 --> 00:32:14,976
یک درخت سفید

331
00:32:15,143 --> 00:32:16,644
توی یک حیاط سنگی بزرگ

332
00:32:19,439 --> 00:32:20,731
اون(درخت) مُرده بود

333
00:32:24,902 --> 00:32:26,737
شهر در حال سوختن بود

334
00:32:26,904 --> 00:32:30,283
میناس تیریث* ؟ این چیزی بود که دیدی ؟
<font color="#ff8000">«پایتخت قلمروی گاندور»</font>

335
00:32:30,950 --> 00:32:32,994
... دیدم

336
00:32:36,372 --> 00:32:37,748
اون رو دیدم

337
00:32:40,751 --> 00:32:43,004
می‌تونستم صداش رو توی سرم بشنوم

338
00:32:43,171 --> 00:32:45,590
و تو بهش چی گفتی ؟

339
00:32:45,756 --> 00:32:47,592
حرف بزن

340
00:32:51,762 --> 00:32:54,932
،اسمم رو پرسید
جواب ندادم

341
00:32:55,099 --> 00:32:56,559
اذیتم کرد

342
00:32:56,726 --> 00:32:59,187
درباره‏ی فرودو و حلقه بهش چی گفتی ؟

343
00:33:02,690 --> 00:33:05,151
در چشم‌های پیپین دروغی وجود نداشت

344
00:33:05,985 --> 00:33:08,237
یک احمق

345
00:33:08,404 --> 00:33:10,698
اما هنوز یک احمق راستگو باقی مونده

346
00:33:11,157 --> 00:33:14,702
درباره‏ی فرودو و حلقه چیزی به سائورون نگفته

347
00:33:15,745 --> 00:33:18,122
به طرز عجیبی خوش اقبال بودیم

348
00:33:18,289 --> 00:33:22,168
پیپین در " گوی جهان بین " نگاهی گُذرا
به نقشه‌ی دشمن انداخته

349
00:33:23,085 --> 00:33:27,048
سائورون برای حمله به شهر "میناس تیریث " در حال حرکت‌ـه

350
00:33:27,632 --> 00:33:31,385
شکستش در گودی هلم، یک چیز رو به دشمن‏ ما نشان داد

351
00:33:31,552 --> 00:33:33,888
او می‌دونه که وارث " اِلندیل "* پا پیش گذاشته
<font color="#ff8000">«پدرِ ایسیلدور و بنیان گذار پادشاهی انسان‌ها در سرزمین میانه»</font>

352
00:33:34,055 --> 00:33:36,182
انسان‌ها آنقدر که(سائورن) فکر می‌کرده، ضعیف نیستن

353
00:33:36,349 --> 00:33:40,144
احتمالاً هنوز شجاعت و قدرت کافی
برای به چالش کشیدنش وجود داره

354
00:33:40,353 --> 00:33:42,230
سائورون از این هَراس داره

355
00:33:42,396 --> 00:33:46,734
،او خطرِ متحد شدنِ مردم خطه‌ی میانه
در زیر یک پرچم را نخواهد پذیرفت

356
00:33:47,902 --> 00:33:50,321
او " میناس تیریث " را با خاک یکسان خواهد کرد

357
00:33:50,488 --> 00:33:53,991
پیش از اینکه بازگشت یک پادشاه (و نشستنش) روی
تخت پادشاهی انسان‌ها را ببیند

358
00:33:54,158 --> 00:33:58,079
،اگر " مشعل‌های گاندور "* برافروخته شدند
روهان باید آماده‌ی جنگ باشد
<font color="#ff8000">«یک سامانه‌ی اعلام هشدار در سرتاسر قلمرو گاندور»</font>

359
00:33:58,996 --> 00:34:01,207
...به من بگو

360
00:34:01,374 --> 00:34:05,169
چرا باید به کمک کسانی بریم
که به کمک ما نیامدند ؟

361
00:34:09,048 --> 00:34:10,883
گاندور چه دِینی به گردن ما داره ؟

362
00:34:12,009 --> 00:34:14,053
 من میرم -
! نه -

363
00:34:14,220 --> 00:34:17,390
! باید بهشون هشدار داده بشه -
به آن‌ها هشدار داده خواهد شد -

364
00:34:20,810 --> 00:34:23,354
تو باید از راهِ دیگه‏ای به میناس تیریث بیای

365
00:34:23,896 --> 00:34:28,359
،رودخانه را دنبال کن
دنبال کشتی‏های سیاه بگرد

366
00:34:29,318 --> 00:34:31,279
:حواست باشد که

367
00:34:31,445 --> 00:34:35,116
اتفاقاتی در جریان هست
که نمی‌شود نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت بود

368
00:34:36,617 --> 00:34:38,703
من به طرف میناس تیریث خواهم تاخت

369
00:34:40,955 --> 00:34:43,624
ولی تنها نخواهم رفت

370
00:34:45,376 --> 00:34:49,046
،در بین همه‏ی هابیت‏های کنجکاو
! پرگرین توک، تو بدترین‏شون هستی

371
00:34:50,047 --> 00:34:51,716
عجله کن
عجله کن

372
00:34:53,217 --> 00:34:54,635
داریم کجا میریم ؟

373
00:34:54,802 --> 00:34:56,053
چرا (به گوی) نگاه کردی ؟

374
00:34:56,220 --> 00:34:58,973
چرا همیشه باید نگاه کنی ؟

375
00:34:59,140 --> 00:35:02,226
نمی‌دونم، نمی‌تونم کاریش کنم -
هرگز هم نمی‌تونی -

376
00:35:02,685 --> 00:35:04,103
متاسفم، خوبه ؟

377
00:35:06,188 --> 00:35:09,108
دیگه این کار رو نمی‏کنم -
متوجه نیستی ؟ -

378
00:35:09,859 --> 00:35:11,819
دشمن فکر می‌کنه که حلقه دست توست

379
00:35:11,986 --> 00:35:15,740
،اون داره دنبالت می‌گرده پیپ
باید تو رو از این‌جا خارج کنن

380
00:35:17,158 --> 00:35:19,827
و تو ... ؟
تو همراهم میای ؟

381
00:35:22,038 --> 00:35:23,456
مری ؟

382
00:35:23,623 --> 00:35:24,915
زود باش

383
00:35:30,421 --> 00:35:31,797
تا میناس تیریث چقدر راهه ؟

384
00:35:31,964 --> 00:35:34,592
،سه روز با اسب
در حالی که نازگول‌ها* دارن به آن‌جا پرواز می‌کنن
<font color="#ff8000">«اشباح حلقه»</font>
<font color="#ff8000">«نُه انسانی که حلقه‌ها را از سائورون دریافت کردند و این»</font>
<font color="#ff8000">«کار باعث نابودی و تبدیل‌ شدنشان به خادمان تاریکی شد»</font>

385
00:35:34,759 --> 00:35:38,262
! و بهتره امیدوار باشی که یکی‏ از اون‌ها دنبالمون نیوفته

386
00:35:38,971 --> 00:35:40,473
بگیر

387
00:35:40,640 --> 00:35:42,533
چیزی برای توشه‌ی راهت

388
00:35:43,309 --> 00:35:45,269
آخرین برگ تنباکوی لانگ باتوم

389
00:35:45,436 --> 00:35:49,440
،می‌دونم که مال خودت تمام شده
تو خیلی زیاد میکِشی پیپین

390
00:35:49,607 --> 00:35:52,109
اما ... اما به زودی همدیگه رو خواهیم دید

391
00:35:55,446 --> 00:35:57,948
مگه نه ؟ -
نمی‌دونم -

392
00:35:59,825 --> 00:36:01,994
نمی‌دونم چه اتفاقی قراره بیوفته

393
00:36:02,161 --> 00:36:03,871
مری -
" بتاز " شَدوفکس -

394
00:36:04,038 --> 00:36:05,498
معنی سرعت را به ما نشان بده

395
00:36:05,665 --> 00:36:07,583
! مری

396
00:36:18,052 --> 00:36:19,178
! مری

397
00:36:29,647 --> 00:36:31,148
...همیشه دنبالم میومد

398
00:36:31,816 --> 00:36:33,859
...هرجایی که می‌رفتم

399
00:36:34,193 --> 00:36:35,986
از زمانی که بچه بودیم

400
00:36:37,154 --> 00:36:41,075
همیشه اون رو توی بدترین دردسرها می‌انداختم

401
00:36:41,242 --> 00:36:43,327
اما همیشه هم پیشش بودم تا نجاتش بدم

402
00:36:45,788 --> 00:36:47,665
حالا اون رفته

403
00:36:49,333 --> 00:36:52,253
درست مثل فرودو و سم

404
00:36:52,878 --> 00:36:55,631
:من یه چیزی در مورد هابیت‏ها یاد گرفتم

405
00:36:55,798 --> 00:36:57,466
اون‌ها جزء شجاع‌ترین نژادها هستن

406
00:36:58,008 --> 00:37:01,721
...شجاعتِ بی مورد، شاید
اون یه توک‌ـه

407
00:37:16,193 --> 00:37:18,487
<i>او را از امن‌ترین راه‌ها ببرید</i>

408
00:37:18,654 --> 00:37:21,157
<i>یک کشتی در " گری هیونز"* پهلو گرفته</i>
<font color="#ff8000">«بندرگاه خاکستری: بندری مربوط به اِلف‌ها در خلیج لون»</font>

409
00:37:21,323 --> 00:37:25,202
<i>منتظر است تا او را به آن سوی دریا ببرد</i>

410
00:37:25,369 --> 00:37:28,748
<i> *واپسین سفر آروِن آندومیل</i>
<font color="#ff8000">«واژه ای در زبان اِلفی به معنی ستاره‌ی شامگاهی»</font>

411
00:38:34,355 --> 00:38:37,441
... این‌جا چیزی برای تو وجود نداره

412
00:38:37,942 --> 00:38:40,152
جز مرگ

413
00:38:47,451 --> 00:38:48,744
بانو آروِن

414
00:38:49,662 --> 00:38:51,580
نباید تاخیر کنیم

415
00:38:54,041 --> 00:38:55,292
! بانوی من

416
00:39:14,687 --> 00:39:17,314
به من بگید چی دیدید-
آروِن -

417
00:39:17,481 --> 00:39:19,441
شما از موهبتِ پیش‌بینیِ آینده برخوردارید

418
00:39:19,608 --> 00:39:21,402
چه چیزی دیدید ؟

419
00:39:22,027 --> 00:39:25,364
من به آینده‌ی تو نگاه کردم
و مرگ را دیدم

420
00:39:25,906 --> 00:39:28,033
اما زندگی هم بود

421
00:39:29,952 --> 00:39:33,998
،شما در آن بچه‌ای را هم دیدید
پسرم را دیدید

422
00:39:34,623 --> 00:39:37,167
آن آینده تقریباً از بین رفته

423
00:39:37,334 --> 00:39:39,336
ولی کاملاً نابود نشده

424
00:39:41,922 --> 00:39:44,133
هیچ چیز قطعی نیست

425
00:39:45,843 --> 00:39:48,554
بعضی چیزها قطعی هستن

426
00:39:52,349 --> 00:39:55,185
اگر الان او را رها کنم

427
00:39:55,352 --> 00:39:57,980
تا ابد به خاطرش پشیمان خواهم بود

428
00:39:59,064 --> 00:40:01,400
زمانش رسیده

429
00:40:06,655 --> 00:40:10,451
<i>از خاکسترها، آتشی برخواهد خواست</i>

430
00:40:10,618 --> 00:40:14,038
<i>نوری از سایه بیرون خواهد جَست</i>

431
00:40:14,204 --> 00:40:17,499
<i>شمشیری که شکسته بود* از نو ساخته خواهد شد</i>
<font color="#ff8000">«اشاره به شمشیر نارسیل که در جنگ با سائورون شکسته شد»</font>

432
00:40:24,882 --> 00:40:28,093
<i>و مرد بی تاج دوباره به پادشاهی خواهد رسید</i>

433
00:40:31,847 --> 00:40:33,891
شمشیر را از نو بسازید

434
00:40:35,800 --> 00:40:37,150
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>" پدر "</font>

435
00:41:08,759 --> 00:41:11,470
دست‌های تو سرد شدن

436
00:41:14,848 --> 00:41:17,977
زندگیِ " اِلدار "* داره از وجودت خارج میشه
<font color="#ff8000">«به معنی: مردم ستارگان»</font>
<font color="#ff8000">«نامی بود که یکی از خدایان والار به اِلف‌ها اطلاق کرد»</font>

437
00:41:21,397 --> 00:41:23,315
این انتخابِ خودم بود

438
00:41:24,300 --> 00:41:25,000
<font color=#008000>پدر</font>

439
00:41:25,150 --> 00:41:27,444
چه بخواهید و چه نخواهید

440
00:41:28,779 --> 00:41:33,075
از این پس کشتی‌ای وجود ندارد
که بتواند من را با خود ببرد

441
00:42:20,289 --> 00:42:23,125
الان وارد قلمروی گاندور شدیم

442
00:42:34,762 --> 00:42:37,014
<i>میناس تیریث</i>

443
00:42:37,598 --> 00:42:39,933
<i>شهر پادشاهان</i>

444
00:43:11,298 --> 00:43:13,092
! راه رو باز کنید

445
00:43:42,287 --> 00:43:44,123
*این همون درخته‌ـست
<font color="#ff8000">«درختی که پیپین در گوی جهان بین دیده بود»</font>

446
00:43:44,289 --> 00:43:45,958
! گاندالف
! گاندالف

447
00:43:46,125 --> 00:43:48,377
*بله، درخت سفیدِ گاندور
<font color="#ff8000">«این درخت نماد حکومت گاندور بود»</font>
<font color="#ff8000">«که توسط ایسیلدور به میناس تیریث آورده و کاشته شد»</font>

448
00:43:48,544 --> 00:43:50,379
درخت پادشاه

449
00:43:50,546 --> 00:43:53,215
! هرچند که " لرد دنه‏تور "* پادشاه نیست
<font color="#ff8000">«بیست و ششمین کارپرداز گاندور»</font>

450
00:43:53,382 --> 00:43:56,051
اون فقط یک کارپردازه*، محافظ تاج و تخت
<font color="#ff8000">«کسی که در نبود پادشاه، اداره‌ی امور را در دست دارد»</font>

451
00:43:56,802 --> 00:44:00,347
،حالا خوب گوش کن
لرد دنه‏تور، پدرِ بارومیرـه

452
00:44:00,889 --> 00:44:04,685
،دادن خبرِ مرگِ پسرِ عزیزش
کار خیلی خرمندانه‏ای نیست

453
00:44:05,144 --> 00:44:08,605
و حرفی هم از فرودو و سم نزن

454
00:44:09,481 --> 00:44:12,534
چیزی هم در مورد آراگورن* نگو
<font color="#ff8000">«چون آراگورن وارث تاج و تخت و پادشاه حقیقی گاندور است»</font>
<font color="#ff8000">«و در حضورِ او، کارپرداز اداره‌ی امور را از دست می‌دهد»</font>

455
00:44:14,069 --> 00:44:17,948
در حقیقت بهتره که تو هیچ صحبتی نکنی، پر‏گرین توک

456
00:44:48,103 --> 00:44:54,610
درود بر دنه‏تور پسر اکثلیون، ارباب و کارپرداز گاندور

457
00:45:00,115 --> 00:45:04,828
،من در این زمان سیاه و تاریک
همراه با اخبار و مشورت آمده‌ام

458
00:45:05,787 --> 00:45:09,166
شاید اومدی تا درباره‌ی " این "* توضیح بدی
<font color="#ff8000">«شیپور بارومیر»</font>

459
00:45:14,796 --> 00:45:19,343
" شاید اومدی که بهم بگی " چرا پسرم مُرده ؟

460
00:45:33,815 --> 00:45:36,818
بارومیر مُرد تا ما رو نجات بده

461
00:45:36,985 --> 00:45:38,654
من و خویشاوندانم رو

462
00:45:38,820 --> 00:45:42,324
اون برای دفاع از ما در برابر دشمنانی بی‌شُمار کشته شد -
پیپین -

463
00:45:47,829 --> 00:45:51,291
من خدمتم رو به شما پیشکش می‌کنم

464
00:45:51,833 --> 00:45:53,835
در اِزای این دِین

465
00:45:56,004 --> 00:45:59,341
:اولین فرمان من به تو این است

466
00:46:00,050 --> 00:46:03,512
بگو) چطور شما فرار کردید و پسرم فرار نکرد ؟)

467
00:46:03,845 --> 00:46:06,181
در حالی که او انسانی نیرومند بود

468
00:46:06,848 --> 00:46:10,185
نیرومندترین انسان‌ها هم ممکنه
که به وسیله‌ی یک تیر کشته بشن

469
00:46:10,435 --> 00:46:12,354
و تیرهای زیادی به بارومیر اصابت کرده بود

470
00:46:16,483 --> 00:46:18,193
بلند شو

471
00:46:18,360 --> 00:46:22,990
سرورم، جهت سوگواری برای بارومیر وقت خواهد بود

472
00:46:23,448 --> 00:46:25,200
اما وقتش الان نیست

473
00:46:25,909 --> 00:46:28,120
جنگ در پیش‌ـه

474
00:46:28,453 --> 00:46:32,874
،دشمن پشت دروازه‌ی شماست
...شما به عنوان کارپرداز مسئول هستید

475
00:46:33,041 --> 00:46:37,212
،که از شهر دفاع کنید
سپاهیان گاندور کجا هستند ؟

476
00:46:37,379 --> 00:46:42,259
،شما هنوز هم دوستانی دارید
شما در این نبرد تنها نیستید

477
00:46:42,426 --> 00:46:46,930
،برای تئودن (پادشاه) روهان پیام بفرستید
مشعل‌ها را بی‌افروزید

478
00:46:48,515 --> 00:46:52,060
*" فکر می‌کنی که فرد خردمندی هستی " میتراندیر
<font color="#ff8000">«به معنای: زائر خاکستری، کلمه‌ای در زبان اِلفی که»</font>
<font color="#ff8000">«در گاندور برای خطاب کردن گاندالف استفاده می‌شد»</font>

479
00:46:52,227 --> 00:46:55,272
،اما با تمام زیرکی‌هات
فرد خردمندی نیستی

480
00:46:57,399 --> 00:47:01,570
فکر می‌کنی که چشم های برج سفید* کور هستن ؟
<font color="#ff8000">«نام برجی که در بالاترین نقطه‌ی»</font>
<font color="#ff8000">«شهر میناس تیریث واقع شده است»</font>

481
00:47:01,737 --> 00:47:04,823
من بیشتر از تو می‌دونم

482
00:47:04,990 --> 00:47:08,201
با دست چپت از من به عنوان سپری
در برابر موردور استفاده می‌کنی

483
00:47:08,368 --> 00:47:11,246
*و با دست راستت دنبال جانشین برای من می‌گردی
<font color="#ff8000">«اشاره به همراهی گاندالف با آراگورن»</font>

484
00:47:11,413 --> 00:47:15,125
من می‌دونم که چه کسی
تئودن (پادشاه) روهان رو همراهی می‌کنه

485
00:47:15,292 --> 00:47:21,256
بله، خبر این آراگورن پسر آراتورن
به گوش من هم رسیده

486
00:47:21,423 --> 00:47:26,261
و از همین حالا بهت میگم که در مقابل
این جنگجوی اهل شمال، سَر خم نخواهم کرد

487
00:47:26,428 --> 00:47:30,992
،آخرین فرد* از این خاندانِ کهن و نابود شده
مدت‌ها پیش پادشاهی رو از دست داد
<font color="#ff8000">«اشاره به " ائانور " که تنها هفت سال حکومت کرد و پس از»</font>
<font color="#ff8000">«رفتن به مبارزه‌ی فرمانروای نازگول دیگر هیچ‌وقت دیده نشد»</font>

488
00:47:31,099 --> 00:47:36,938
این اختیار که از بازگشت پادشاه جلوگیری کنی
به تو داده نشده، کـارپـرداز

489
00:47:37,105 --> 00:47:41,526
! حکومت گاندور مال منه، نه هیچ‌کس دیگه

490
00:47:46,698 --> 00:47:48,492
بیا

491
00:47:56,416 --> 00:47:59,002
همه دچار جاه طلبیِ بیهوده شدن

492
00:47:59,169 --> 00:48:02,631
حتی داشت از غم خودش برای پنهان کاری استفاده می‌کرد

493
00:48:05,509 --> 00:48:08,303
این شهر هزار ساله که پا برجا باقی مانده

494
00:48:09,388 --> 00:48:11,807
،اما حالا، به خاطر هوا و هوس یک مرد دیوانه
سقوط خواهد کرد

495
00:48:13,016 --> 00:48:15,227
،و درخت سفید
... درخت پادشاه

496
00:48:15,394 --> 00:48:16,937
هرگز دوباره شکوفه نخواهد داد

497
00:48:17,104 --> 00:48:18,814
چرا هنوز دارن ازش محافظت می‌کنن ؟

498
00:48:18,980 --> 00:48:21,024
ازش محافظت می‏کنن، چون امید دارن

499
00:48:21,191 --> 00:48:23,819
یک امید ضعیف و کمرنگ
...به اینکه روزی دوباره شکوفه خواهد داد

500
00:48:23,985 --> 00:48:28,740
به اینکه پادشاه خواهد آمد و شهر
...مثل سابق خواهد شد

501
00:48:28,907 --> 00:48:31,827
قبل از اینکه به زوال و تباهی بیوفتد

502
00:48:31,993 --> 00:48:35,247
عقل و خردی که قبلاً در غرب وجود داشت
رها و فراموش شده

503
00:48:35,414 --> 00:48:39,709
پادشاهان مقبره‌ها را باشکوه‌تر از
خانه‌های زندگان می‌ساختند

504
00:48:39,918 --> 00:48:41,837
و نام‌های قدیمی اجدادشان را

505
00:48:42,003 --> 00:48:44,798
از نام‌های پسران‌ـشان گرامی‌تر می‌شماردند

506
00:48:44,965 --> 00:48:50,111
فرمانروایانِ بی فرزند در تالارهای قدیمی می‌نشستند
در حالی که غرق در تفکر در مورد نشان خانوادگی بودند

507
00:48:50,178 --> 00:48:55,517
،یا در برج های بلند و سرد
در حال پرسیدن سوال از ستارگان بودند

508
00:48:55,684 --> 00:48:59,479
و به همین خاطر بود که مردم گاندور رو به نابودی رفتند

509
00:49:00,439 --> 00:49:02,774
سلسله‌ی پادشاهان از هم گُسَست

510
00:49:03,483 --> 00:49:05,861
درخت سفید پژمرده شد

511
00:49:06,570 --> 00:49:10,740
حکومت گاندور به دست افراد کوچک و ضعیف افتاد

512
00:49:21,460 --> 00:49:22,711
موردور

513
00:49:23,211 --> 00:49:26,882
بله، همان‏جا واقع شده

514
00:49:27,716 --> 00:49:31,052
این شهر همیشه در زیر سایه‌ی آن سکونت داشته

515
00:49:33,054 --> 00:49:34,723
توفانی در پیش‌ـه

516
00:49:35,390 --> 00:49:38,310
این هوای طبیعی دنیا نیست

517
00:49:38,477 --> 00:49:40,687
این یکی از ساخته‌های سائورون‌ـه

518
00:49:40,854 --> 00:49:44,908
ابری از دود که اون پیشاپیش سپاهش می‌فرستد

519
00:49:45,192 --> 00:49:47,752
اُرک‏های موردور از روشنایی روز خوش‌ـشان نمی‌آید

520
00:49:47,819 --> 00:49:49,654
به همین خاطر او چهره‌ی خورشید را می‌پوشاند

521
00:49:49,821 --> 00:49:53,575
تا پیمودنِ جاده‌ی جنگ را برای آن‌ها آسان کند

522
00:49:53,742 --> 00:49:57,037
... وقتی که سایه‏ی موردور به این شهر برسد

523
00:49:57,746 --> 00:49:59,456
جنگ آغاز خواهد شد

524
00:50:01,124 --> 00:50:02,709
... خب

525
00:50:03,084 --> 00:50:04,419
میناس تیریث

526
00:50:06,338 --> 00:50:07,714
خیلی تاثیرگزاره

527
00:50:07,881 --> 00:50:10,650
خب، مقصد بعدی کجاست ؟ -
برای رفتن خیلی دیر شده، پر‏گرین -

528
00:50:10,717 --> 00:50:12,928
دیگر نمی‌شود این شهر را ترک کرد

529
00:50:15,263 --> 00:50:18,391
کمک باید به سمت ما بیاید

530
00:50:19,976 --> 00:50:22,646
باید وقت عصرونه شده باشه

531
00:50:22,812 --> 00:50:26,525
،حداقل توی مکان‌های مناسب
هنوز هم چیزی به اسم وقت عصرونه وجود داره

532
00:50:26,691 --> 00:50:30,278
ما توی مکان مناسبی نیستیم

533
00:50:35,825 --> 00:50:37,077
آقای فرودو ؟

534
00:50:40,121 --> 00:50:41,331
چی شده ؟

535
00:50:43,792 --> 00:50:46,169
فقط یه احساس‌ـه

536
00:50:48,588 --> 00:50:50,757
فکر نمی‌کنم که برگردم خونه

537
00:50:55,262 --> 00:50:57,806
،آره برمی‌گردی
البته که برمی‌گردی

538
00:50:58,431 --> 00:51:00,308
این فقط یه فکر مُضره

539
00:51:00,767 --> 00:51:03,228
*ما میریم اون‌جا و برمی‌گردیم
<font color="#ff8000">«اشاره به نام کتاب بیلبو که در قسمت اول در حال نوشتن آن بود»</font>

540
00:51:03,395 --> 00:51:05,689
درست مثل آقای بیلبو

541
00:51:06,648 --> 00:51:08,775
خواهی دید

542
00:51:16,950 --> 00:51:20,579
فکر می‌کنم این زمین‌ها
روزگاری بخشی از قلمرو گاندور بودن

543
00:51:24,958 --> 00:51:29,004
مدت‏ها پیش، زمانی که پادشاهی وجود داشت

544
00:51:49,649 --> 00:51:52,485
آقای فرودو نگاه کن

545
00:51:54,112 --> 00:51:56,865
پادشاه دوباره صاحب تاج شده

546
00:52:08,001 --> 00:52:12,255
زود باشید هابیت‌ها
نباید الان توقف کنیم، از این طرف

547
00:52:29,105 --> 00:52:33,151
به نظرم این فقط یه جایگاه تشریفاتی‌ـه

548
00:52:33,318 --> 00:52:37,572
منظورم اینه که، واقعاً ازم انتظار ندارن که
در هیچ جنگی شرکت کنم

549
00:52:38,406 --> 00:52:41,660
انتظار دارن ؟ -
تو الان در خدمت کارپرداز هستی -

550
00:52:41,826 --> 00:52:45,205
باید هر دستوری بهت میدن رو انجام بدی، پرگرین توک

551
00:52:49,250 --> 00:52:51,753
! هابیت مسخره

552
00:52:52,921 --> 00:52:55,131
محافظ قلعه

553
00:53:04,641 --> 00:53:06,476
ممنونم

554
00:53:15,860 --> 00:53:18,113
دیگه ستاره‏ای وجود نداره

555
00:53:18,613 --> 00:53:19,823
زمانش رسیده ؟

556
00:53:20,990 --> 00:53:22,742
بله

557
00:53:25,370 --> 00:53:27,038
خیلی ساکته

558
00:53:28,039 --> 00:53:32,293
این (مثلِ) نفس عمیقی‌ـه که قبل از شیرجه زدن، میکشن

559
00:53:33,461 --> 00:53:36,339
نمی‏خوام توی جنگ باشم

560
00:53:37,173 --> 00:53:42,137
اما منتظر موندن برای شروع جنگی
که راه فراری ازش ندارم، بدتره

561
00:53:45,682 --> 00:53:49,310
،امیدی هست گاندالف
برای فرودو و سم ؟

562
00:53:50,645 --> 00:53:53,773
هرگز امید زیادی نبوده

563
00:53:55,734 --> 00:53:57,485
فقط یک امید ابلهانه

564
00:54:03,366 --> 00:54:06,161
دشمن ما آماده‌ـست

565
00:54:06,327 --> 00:54:08,997
همه‌ی قدرتش را جمع کرده

566
00:54:09,164 --> 00:54:12,667
(نه تنها اُرک‌ها، بلکه انسان‌ها (هم در ارتشش هستند

567
00:54:12,834 --> 00:54:15,979
<i>لشکرهای " هارادریم "* از سمت جنوب</i>
<font color="#ff8000">«،در زبان اِلفی به معنای: مردمان جنوبی»</font>
<font color="#ff8000">«افرادی شرور از نژاد انسان‌ها که ساکن جنوب گاندور بودند»</font>

568
00:54:16,045 --> 00:54:18,857
<i>مزدوران* از سمت ساحل</i>
<font color="#ff8000">«،منظور دزدان دریایی اومبار است»</font>
<font color="#ff8000">«گروهی از انسان‌های شرور که دشمن گاندور بودند»</font>

569
00:54:18,923 --> 00:54:21,509
<i>همه به فراخوان موردور پاسخ خواهند داد</i>

570
00:54:21,676 --> 00:54:23,219
زود باشید

571
00:54:24,345 --> 00:54:27,682
تا جایی که می‌دانیم، این پایان کار گاندور خواهد بود

572
00:54:27,849 --> 00:54:31,827
ضربه‌های پتک (دشمن) به سنگین‌ترین شکل
در این‌جا پایین خواهند آمد

573
00:54:32,187 --> 00:54:36,524
،اگر رودخانه تصرف بشه
اگر پادگان اُسگیلیات* سقوط کنه
<font color="#ff8000">«پایتخت قدیمی گاندور»</font>

574
00:54:36,691 --> 00:54:40,361
آخرین سپر دفاعیِ این شهر از بین خواهد رفت

575
00:54:40,528 --> 00:54:44,574
ولی ما جادوگر سفید رو داریم
که میشه روی (قدرتش) حساب کرد

576
00:54:50,455 --> 00:54:52,040
گاندالف ؟

577
00:54:55,752 --> 00:54:59,422
<i>سائورون هنوز مرگبارترین خدمتگزارش را آشکار نکرده</i>

578
00:54:59,881 --> 00:55:03,718
<i>کسی که سپاهیان موردور را
 در جنگ، رهبری خواهد کرد</i>

579
00:55:03,885 --> 00:55:09,057
<i>کسی که می‌گویند هیچ مَرد زنده‌ای قادر به کشتن او نیست</i>

580
00:55:10,058 --> 00:55:12,827
*" پادشاه جادو پیشه‌ی آنگمار "
<font color="#ff8000">«،یکی از نُه انسانی که حلقه‌ها را از سائورون دریافت کردند»</font>
<font color="#ff8000">«،رییس نازگول‌، شبحی تقریباً فنا ناپذیر، جنگجویی رعب‌آور»</font>
<font color="#ff8000">«بزرگترین سردار سائورون و رزم‌آرایی زیرک بود»</font>

581
00:55:13,311 --> 00:55:15,688
تو قبلاً دیدیش

582
00:55:16,356 --> 00:55:18,942
فرودو رو در " وِدرتاپ "* با دِشنه زخمی کرد
<font color="#ff8000">«،نام دیگرِ برجِ نگهبانیِ بزرگی که در قسمت اول فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«آراگورن آن را " آمون سول " نامید»</font>

583
00:55:25,490 --> 00:55:28,201
او فرمانروای نازگول‌ـه

584
00:55:28,660 --> 00:55:31,120
<i>بزرگترین در بین آن نُه نفر</i>

585
00:55:31,287 --> 00:55:34,833
<i>میناس مورگول* جایگاه اوست</i>
<font color="#ff8000">«به معنی برج جادوی سیاه و دژ نازگول‌ها»</font>

586
00:55:38,378 --> 00:55:41,923
" شـهـر مُـرده "

587
00:55:42,090 --> 00:55:47,303
،یه مکان خیلی کثیف و زننده
پر از دشمن

588
00:55:48,090 --> 00:55:52,993
<font color="#ff8000">«:توضیح مترجم»</font>
<font color="#ff8000">«،نام قدیمی این قلعه " میناس ایتیل " به معنی " برج ماه " بود»</font>
<font color="#ff8000">«قلعه‌ای واقع در قلمروی گاندور که پادشاه جادو پیشه‌ی آنگمار»</font>
<font color="#ff8000">«پس از دو سال محاصره آن را تصرف کرد»</font>

589
00:55:54,519 --> 00:55:56,688
سریع
سریع

590
00:55:56,855 --> 00:56:00,859
اون‌ها می‌بینن
اون‌ها می‌بینن

591
00:56:10,118 --> 00:56:15,415
بیاید این‌جا، بیاید این‌جا
ببینید، ما پیداش کردیم

592
00:56:15,582 --> 00:56:19,460
مسیرِ رفتن به موردور

593
00:56:19,627 --> 00:56:23,965
پلکان مخفی

594
00:56:24,382 --> 00:56:26,759
برید بالا

595
00:56:47,030 --> 00:56:49,782
! نه، آقای فرودو -
! از اون راه نرو -

596
00:56:54,621 --> 00:56:57,498
داره چیکار می‌کنه ؟ -
 نه -

597
00:56:57,665 --> 00:57:00,752
اون‌ها دارن صِدام میزنن -
نه -

598
00:57:30,406 --> 00:57:33,368
پنهان بشید
پنهان بشید

599
00:58:16,911 --> 00:58:19,747
می‌تونم جای دِشنه‌اش رو حس کنم

600
00:58:31,426 --> 00:58:33,553
بالاخره وقتش فرا رسید

601
00:58:35,388 --> 00:58:38,266
نبردِ بزرگِ‏ دوران ما

602
00:59:17,430 --> 00:59:20,683
بیاید هابیت‌ها
بریم بالا، باید بریم بالا

603
00:59:30,568 --> 00:59:33,571
صفحه‌ی شطرنج چیده شده

604
00:59:33,738 --> 00:59:36,115
مهره‌ها در حال حرکت هستن

605
00:59:38,826 --> 00:59:41,496
میریم بالا، بالا، بالای پلکان

606
00:59:41,662 --> 00:59:44,332
و بعدش میریم داخل تونل

607
00:59:44,499 --> 00:59:47,710
هی، چی داخل این تونل‌ـه ؟

608
00:59:48,252 --> 00:59:51,005
،به حرفام گوش کن
خوب هم گوش کن

609
00:59:51,172 --> 00:59:54,092
،هر اتفاقی که برای اون بیوفته
باید به من جواب پس بدی

610
00:59:54,258 --> 00:59:55,843
اگه بوی ناخوشایندی به مَشامم برسه
<font color="#ff8000">«مفهوم: اگه حس کنم اتفاق بدی قراره بیوفته»</font>

611
00:59:56,010 --> 00:59:59,180
،اگه بخوای کار غافلگیرانه‌ای بکنی و بترسونیم
کارت تمومه

612
00:59:59,388 --> 01:00:02,058
نه لاغر مردنی‌ای خواهد بود، نه بو گندویی

613
01:00:02,391 --> 01:00:05,019
کارت تمومه، فهمیدی ؟

614
01:00:05,895 --> 01:00:07,897
حواسم بهت هست

615
01:00:13,236 --> 01:00:15,238
این کارها برای چی بود ؟

616
01:00:15,404 --> 01:00:17,824
هیچی، فقط یک چیزی رو روشن کردم

617
01:00:24,455 --> 01:00:27,333
،پرگرین توک پسرم
ماموریتی هست که باید همین حالا انجام بشه

618
01:00:27,500 --> 01:00:32,088
فرصتی دیگر برای مردم شایر
تا ارزش بالای خوشون رو نشون بدن

619
01:00:36,926 --> 01:00:38,511
نباید من رو ناامید کنی

620
01:01:12,753 --> 01:01:15,840
اون طرف رودخانه زیادی ساکت‌ـه

621
01:01:16,007 --> 01:01:18,342
اُرک‌ها دارن پنهانی یه کارهایی می‌کنن

622
01:01:18,509 --> 01:01:20,511
شاید پادگان تخلیه شده باشه

623
01:01:21,637 --> 01:01:24,448
دیده‏بان‌هایی به " کایر آندروس "* فرستادیم
<font color="#ff8000">«،جزیره بزرگی روی رودخانه آندوین»</font>
<font color="#ff8000">«از این جزیره جهت دفاع در برابر موردور و برای»</font>
<font color="#ff8000">«جلوگیری از عبور از رودخانه‌ی بزرگ استفاده می‌شد»</font>

624
01:01:24,515 --> 01:01:26,809
اگه اُرک‏ها از سمت شمال بهمون حمله کنن، خبردار میشیم

625
01:01:53,127 --> 01:01:54,337
ساکت

626
01:01:58,424 --> 01:02:00,384
ده تا دیگه لازم داریم

627
01:02:21,697 --> 01:02:23,241
! بکُشش

628
01:02:40,549 --> 01:02:42,969
اون‌ها از طرف شمال نمیان

629
01:02:44,387 --> 01:02:48,724
به سمت رودخانه، سریع، سریع -
برید، زود باشید -

630
01:02:52,186 --> 01:02:53,771
سریع‌تر

631
01:03:06,909 --> 01:03:09,287
شمشیرهاتون رو بکِشید

632
01:04:03,841 --> 01:04:06,427
! جلوشون رو بگیرید

633
01:05:26,715 --> 01:05:28,592
!چی ؟

634
01:05:41,147 --> 01:05:42,565
*" آمون دین "
<font color="#ff8000">«،به معنی: تپه‌ی خاموش»</font>
<font color="#ff8000">«بلندترین تپه در غرب گاندور»</font>

635
01:05:48,362 --> 01:05:51,407
،مَشعل
مَشعل آمون دین روشن شده

636
01:05:54,660 --> 01:05:58,873
امید مُشتعل شد

637
01:07:31,257 --> 01:07:35,636
! مشعل‏های میناس تیریث
! مشعل‏ها روشن شدن

638
01:07:36,845 --> 01:07:38,472
گاندور درخواست کمک کرده

639
01:07:48,983 --> 01:07:51,999
و روهان (به درخواست آن‌ها) پاسخ خواهد داد

640
01:07:52,319 --> 01:07:55,114
روهیریم* رو فرابخوانید
<font color="#ff8000">«" کلمه‌ای از زبان اِلفی به معنی " اربابان اسب»</font>
<font color="#ff8000">«که لقب مردم روهان بود»</font>

641
01:08:10,212 --> 01:08:12,172
سپاه رو در " دون‏هارو "* جمع کنید
<font color="#ff8000">«یکی از پناهگاه‌های روهان واقع در کوه‌های سفید»</font>

642
01:08:12,339 --> 01:08:16,719
،هرچند نفر که می‌تونی گیر بیار
دو روز وقت داری

643
01:08:16,885 --> 01:08:22,182
،در روز سوم
به سمت گاندور و جنگ می‌تازیم

644
01:08:22,683 --> 01:08:24,351
به جلو -
خیلی خوبه، قربان -

645
01:08:24,518 --> 01:08:25,936
گاملینگ -
سرورم -

646
01:08:26,103 --> 01:08:27,730
با عجله به سراسر " ریدرمارک " برو
<font color="#ff8000">«،به معنی: سرزمین سواران»</font>
<font color="#ff8000">«لقبی که مردم روهان به سرزمین‌ـشان داده‌اند»</font>

647
01:08:27,896 --> 01:08:30,024
همه‏ی مردانی که توانایی دارن رو
به دون‏هارو احضار کن

648
01:08:30,190 --> 01:08:31,775
چشم

649
01:08:35,863 --> 01:08:39,033
شما هم همراه ما میاید ؟ -
فقط تا اردوگاه -

650
01:08:39,199 --> 01:08:43,120
،این یک سنته که زنان دربار
مردان رو بدرقه می‌کنن

651
01:08:49,668 --> 01:08:51,587
مردها فرمانده‏ـشون رو پیدا کردن

652
01:08:51,754 --> 01:08:55,090
،اون‌ها در جنگ از شما پیروی می‏کنن
حتی تا پای مرگ

653
01:08:55,257 --> 01:08:56,842
شما به ما امید دادید

654
01:09:00,054 --> 01:09:02,014
عذر می‌خوام

655
01:09:03,349 --> 01:09:04,850
من یک شمشیر دارم

656
01:09:05,142 --> 01:09:06,518
خواهش می‌کنم این رو بپذیرید

657
01:09:07,645 --> 01:09:12,149
من خدمتم رو به شما پیشکش می‌کنم، پادشاه تئودن

658
01:09:15,569 --> 01:09:17,655
و من هم با کمال میل می‏پذیرم

659
01:09:18,739 --> 01:09:22,826
تو از این به بعد مریادوک، جنگجوی روهان هستی

660
01:09:27,706 --> 01:09:28,916
اسب‏ سوارها

661
01:09:29,583 --> 01:09:35,214
،کاش می‌تونستم یه لشکر از کوتوله‌ها جمع کنم
! کاملاً مسلح و پلید

662
01:09:35,589 --> 01:09:38,550
شاید نیازی نباشه که خویشاوندانت به جنگ برن

663
01:09:38,717 --> 01:09:42,137
می‌ترسم جنگ قبلاً به سرزمین‌ـشون رفته باشه

664
01:10:00,614 --> 01:10:04,076
<i>...پس در برابرِ دیوارهای میناس تیریث</i>

665
01:10:04,243 --> 01:10:08,122
<i>سرنوشتِ دورانِ ما رقم خواهد خورد</i>

666
01:10:10,708 --> 01:10:16,255
اکنون زمانش فرا رسیده
سواران روهان، شما سوگندهایی خورده‌اید

667
01:10:16,422 --> 01:10:20,801
حالا به همه‌ی اون سوگند‌ها وفا کنید
برای پادشاه و سرزمین‌ـمون

668
01:11:03,051 --> 01:11:05,012
! فارومیر

669
01:11:11,310 --> 01:11:15,022
،نمی‏تونیم جلوشون رو بگیریم
شهر از دست رفته

670
01:11:15,606 --> 01:11:18,692
،به افراد بگو از موضع‌ـشون خارج بشن
به طرف میناس تیریث میریم

671
01:11:27,451 --> 01:11:29,703
! نازگول

672
01:11:32,080 --> 01:11:34,541
! پناه بگیرید

673
01:11:34,708 --> 01:11:37,252
! نازگول

674
01:11:37,419 --> 01:11:41,089
! برگردید عقب
به سمت میناس تیریث برگردید

675
01:11:47,679 --> 01:11:49,556
! برگردید عقب

676
01:11:56,605 --> 01:12:01,193
! عقب‏نشینی کنید ! عقب‏نشینی کنید -
! برای نجات جون‏ـتون فرار کنید -

677
01:12:25,425 --> 01:12:29,763
دوران انسان‌ها به پایان رسیده

678
01:12:29,930 --> 01:12:35,561
دوران اُرک‌ها فرا رسیده

679
01:12:37,938 --> 01:12:40,274
! ادامه بدید -
! اون نازگول‌ـه -

680
01:12:41,900 --> 01:12:44,278
! پناه بگیرید، سرورم

681
01:12:44,570 --> 01:12:45,904
! داره میاد

682
01:12:51,451 --> 01:12:54,830
اون میتراندیرـه -
! سوار سفید -

683
01:13:34,786 --> 01:13:36,163
! بکشید

684
01:13:53,888 --> 01:13:56,285
! میتراندیر

685
01:13:56,475 --> 01:13:58,226
استحکامات دفاعی‌ـمون رو از بین بردن

686
01:13:58,393 --> 01:14:00,604
اون‌ها پُل و کرانه‏ی غربی رو تصرف کردن

687
01:14:01,688 --> 01:14:03,690
گردان‌های اُرک‌ها در حال گذر از روخانه هستن

688
01:14:03,857 --> 01:14:05,859
همان‌طور که لرد دنتور پیش‌بینی کرده بودن

689
01:14:06,026 --> 01:14:10,572
خیلی وقت پیش این سرنوشت شوم رو پیش‌بینی کرده بودن -
فقط پیش‌بینی کرد و کار دیگه‌ای نکرد -

690
01:14:13,951 --> 01:14:16,370
فارومیر ؟

691
01:14:18,288 --> 01:14:22,125
این اولین کوتوله‌ای نیست که سر راهت قرار گرفته

692
01:14:22,292 --> 01:14:24,503
! نه

693
01:14:25,837 --> 01:14:27,381
تو فرودو و سم رو دیدی ؟

694
01:14:28,256 --> 01:14:31,677
کجا؟ چه موقع؟ -
*در ایتیلین -
<font color="#ff8000">«،به معنی: سرزمین ماه»</font>
<font color="#ff8000">«شرقی‌ترین استان گاندور در ساحل رود آندوین»</font>

695
01:14:31,843 --> 01:14:33,929
کمتر از دو روز پیش

696
01:14:34,388 --> 01:14:38,850
گاندالف، اون‌ها دارن از راهِ دره‌ی مورگول میرن

697
01:14:39,559 --> 01:14:42,187
(و بعد از مسیر کیریث آنگول (عبور می‌کنن

698
01:14:44,398 --> 01:14:46,775
این یعنی چی ؟

699
01:14:46,942 --> 01:14:51,863
چه مشکلی هست ؟ -
فارومیر، همه چیز رو بهم بگو -

700
01:14:52,030 --> 01:14:54,074
تمام چیزی که می‌دونی رو بهم بگو

701
01:14:55,242 --> 01:14:58,662
این‏طور به شَهرت خدمت می‏کنی ؟

702
01:14:58,829 --> 01:15:02,124
اون رو در خطرِ نابودی کامل قرار میدی ؟

703
01:15:03,166 --> 01:15:04,751
من کاری رو انجام دادم که به نظرم درست بود

704
01:15:05,460 --> 01:15:08,463
چی به نظرت درست بود ؟

705
01:15:09,089 --> 01:15:14,970
،تو حلقه‌ی قدرت رو در دستان یک کوتوله‌ی کودن
! به سمت موردور فرستادی

706
01:15:18,932 --> 01:15:23,770
باید به قلعه باز گردانده می‌شد
تا در جای امنی نگهداری بشه

707
01:15:25,397 --> 01:15:26,940
پنهان

708
01:15:27,357 --> 01:15:30,110
در اعماق تاریک غارها

709
01:15:30,277 --> 01:15:32,446
بدون اینکه ازش استفاده بشه

710
01:15:36,616 --> 01:15:41,496
مگر در موقعی که بیشترین نیاز بهش بود

711
01:15:41,955 --> 01:15:43,999
! من از حلقه استفاده نخواهم کرد

712
01:15:44,166 --> 01:15:47,252
نه حتی اگر میناس تیریث در حال نابود شدن باشه
و تنها من بتونم نجاتش بدم

713
01:15:47,586 --> 01:15:52,424
همیشه علاقه داشتی که ظاهری
شاهانه و بخشنده داشته باشی

714
01:15:52,591 --> 01:15:54,843
مثل پادشاهان کهن

715
01:15:56,636 --> 01:16:00,490
بارومیر به خاطر داشت که پدرش به چه چیزی نیاز داره

716
01:16:00,807 --> 01:16:03,268
اگر اون بود، هدیه‌ی شاهانه‌ای برام می‌آورد

717
01:16:03,477 --> 01:16:06,021
بارومیر حلقه رو نمی‌آورد

718
01:16:06,438 --> 01:16:09,666
اون می‌خواست به حلقه دست درازی کنه
و اون رو تصاحب کنه، همین باعث سقوط و مرگش شد

719
01:16:09,733 --> 01:16:11,985
تو در این مورد هیچی نمی‌دونی -
اون حلقه رو برای خودش برمی‌داشت -

720
01:16:13,862 --> 01:16:16,031
...و وقتی که برمی‌گشت

721
01:16:17,157 --> 01:16:18,825
شما دیگه پسرتون رو نمی‌شناختید

722
01:16:18,992 --> 01:16:21,536
...بارومیر به من وفادار بود

723
01:16:21,703 --> 01:16:24,289
نه به شاگرد یک جادوگر

724
01:16:32,422 --> 01:16:33,757
پدر ؟

725
01:16:46,436 --> 01:16:48,355
پسرم

726
01:17:14,589 --> 01:17:15,966
تنهام بذار

727
01:17:49,541 --> 01:17:52,085
مواظب باش ارباب، مواظب باش

728
01:17:52,419 --> 01:17:55,338
ارتفاع خیلی زیاده

729
01:17:57,841 --> 01:18:01,761
پله‌ها خیلی خطرناک هستن

730
01:18:04,431 --> 01:18:06,975
بیا ارباب

731
01:18:12,772 --> 01:18:15,942
بیا پیش اسمیگل

732
01:18:22,282 --> 01:18:23,783
آقای فرودو

733
01:18:24,784 --> 01:18:26,328
! برگرد

734
01:18:26,494 --> 01:18:28,705
! بهش دست نزن

735
01:18:32,834 --> 01:18:35,670
چرا اون از اسمیگل بیچاره نفرت داره ؟

736
01:18:35,837 --> 01:18:39,549
مگه اسمیگل چه بدی‌ای تا حالا بهش کرده ؟

737
01:18:39,716 --> 01:18:41,051
ارباب ؟

738
01:18:42,886 --> 01:18:46,348
ارباب بار سنگینی رو حمل می‌کنه

739
01:18:46,514 --> 01:18:51,937
،اسمیگل می‌دونه
یه بار خیلی، خیلی سنگین

740
01:18:52,103 --> 01:18:55,357
اون چاقه این رو نمی‌دونه

741
01:18:57,400 --> 01:19:00,153
اسمیگل از ارباب مراقب می‌کنه

742
01:19:01,363 --> 01:19:03,573
اون (حلقه) رو می‏خواد

743
01:19:03,740 --> 01:19:08,286
،بهش احتیاج داره
اسمیگل این رو توی چشماش می‌بینه

744
01:19:08,453 --> 01:19:13,917
،خیلی زود اون رو ازت تقاضا خواهد کرد
خواهی دید

745
01:19:14,084 --> 01:19:17,963
اون چاقه، حلقه رو ازت خواهد گرفت

746
01:19:25,178 --> 01:19:29,516
همه‌ی لشکرها رو جلو بفرستید

747
01:19:29,683 --> 01:19:33,728
تا وقتی که شهر تصرف نشده، حمله رو متوقف نکنید

748
01:19:34,437 --> 01:19:37,565
همه‌ـشون رو از دم تیغ بگذرونید

749
01:19:39,234 --> 01:19:45,031
اون جادوگر چی میشه ؟ -
من حساب اون رو خواهم رسید -

750
01:19:48,368 --> 01:19:50,787
سواران تئودن کجا هستن ؟

751
01:19:50,954 --> 01:19:53,540
آیا سپاه روهان خواهد آمد ؟

752
01:19:53,707 --> 01:19:55,959
میتراندیر ؟

753
01:19:57,002 --> 01:20:00,880
شجاعت بهترین دفاعی هست که در حال حاضر دارید

754
01:20:05,677 --> 01:20:08,388
چه فکری پیش خودت کردی پرگرین توک ؟

755
01:20:10,473 --> 01:20:16,187
یه هابیت چه خدمتی رو می‌تونه به فرمانروای
به این بزرگی از نژاد انسان‌ها پیشکش کنه ؟

756
01:20:16,354 --> 01:20:17,856
کارت خوب بود

757
01:20:21,026 --> 01:20:25,071
،نباید با یک نصیحت دل سرد کننده
یک عمل سخاوتمندانه رو کوچک کرد

758
01:20:25,822 --> 01:20:28,366
تو به نگهبانان برج ملحق میشی

759
01:20:28,908 --> 01:20:31,911
فکر نمی‌کردم که بتونن لباسی اندازه‌ی من پیدا کنن

760
01:20:32,078 --> 01:20:34,539
زمانی متعلق به یکی از پسرهای شهر بود

761
01:20:34,706 --> 01:20:36,249
... یک پسر خیلی نادان

762
01:20:36,416 --> 01:20:40,670
،که ساعت‌های زیادی رو برای کشتن اژدهاها هدر می‌داد
به جای اینکه به درسش برسه

763
01:20:40,837 --> 01:20:43,590
این مال شما بوده ؟ -
بله، مال من بود -

764
01:20:43,757 --> 01:20:45,550
پدرم برام دوخته بودش

765
01:20:46,593 --> 01:20:47,927
... خب

766
01:20:48,094 --> 01:20:50,096
من قدم بلندتر از اون زمان شماست

767
01:20:50,263 --> 01:20:53,600
فکر کنم دیگه بیشتر از این رشد نکنم، مگر از عرض

768
01:20:56,561 --> 01:20:58,605
هیچ‏وقت اندازه‌ی من هم نبود

769
01:20:58,772 --> 01:21:01,608
بارومیر همیشه سرباز بود

770
01:21:04,611 --> 01:21:07,030
اون و پدرم خیلی شبیه همدیگه بودن

771
01:21:09,115 --> 01:21:10,742
مغرور

772
01:21:10,909 --> 01:21:12,118
حتی یک دنده

773
01:21:13,870 --> 01:21:15,372
اما قدرتمند

774
01:21:16,873 --> 01:21:20,043
به نظرم شما به شکل متفاوتی نیرومند هستید

775
01:21:20,668 --> 01:21:23,129
و یک روزی پدرتون این رو خواهد فهمید

776
01:21:27,300 --> 01:21:31,096
سوگند می‌خورم که وفادار و خدمت‌گزار گاندور باشم

777
01:21:31,262 --> 01:21:32,764
درجنگ و صلح

778
01:21:33,390 --> 01:21:35,850
زنده یا مرده

779
01:21:37,227 --> 01:21:38,478
...از

780
01:21:41,147 --> 01:21:43,942
از این لحظه به بعد

781
01:21:44,109 --> 01:21:46,027
تا زمانی که سرورم من را آزاد کند

782
01:21:47,529 --> 01:21:49,739
یا مرگ مرا در بر بگیرد

783
01:21:50,323 --> 01:21:52,926
من هم این سوگندت رو فراموش نمی‌کنم

784
01:21:52,992 --> 01:21:56,871
و از دادن پاداش برای چیزی که به من اهدا شده
غفلت نخواهم کرد

785
01:22:03,962 --> 01:22:06,256
وفاداری را با عشق

786
01:22:07,340 --> 01:22:09,008
دلاوری را با افتخار

787
01:22:10,593 --> 01:22:13,930
(خیانت را با انتقام (پاسخ خواهم داد

788
01:22:22,564 --> 01:22:26,651
به نظرم نباید به راحتی استحکاماتِ دفاعیِ بیرونی‌ـمون
رو رها می‌کردیم

789
01:22:26,818 --> 01:22:29,671
استحکامات دفاعی‌ای که برادرت مدتی طولانی
اون‌ها رو دست نخورده حفظ کرده بود

790
01:22:29,737 --> 01:22:32,240
ازم می‌خواید که چیکار کنم ؟ -
...من بدون جنگیدن -

791
01:22:32,407 --> 01:22:35,201
روخانه‌ای که در " پِـلِـنـور " هست رو تسلیم نمی‌کنم

792
01:22:35,368 --> 01:22:37,036
اُسگیلیات باید باز پس گرفته بشه

793
01:22:37,203 --> 01:22:39,247
سرورم، اسگیلیات پر از دشمن‌ـه

794
01:22:39,914 --> 01:22:42,709
در جنگ باید خطرهای زیادی رو پذیرفت

795
01:22:45,336 --> 01:22:49,299
آیا هنوز فرمانده‌ای این‌جا وجود داره که شجاعت انجام
خواسته‌ی سَرورش رو داشته باشه ؟

796
01:22:55,513 --> 01:22:58,766
الان دارید آرزو می‌کنید که ای کاش
...جای ما عوض شده بود

797
01:22:59,726 --> 01:23:02,562
که من می‌مُردم و بارومیر زنده میموند

798
01:23:05,982 --> 01:23:07,734
بله

799
01:23:08,401 --> 01:23:10,612
همین رو آرزو می‌کنم

800
01:23:18,995 --> 01:23:21,498
از اون‌جا که بارومیر رو از شما گرفتن

801
01:23:23,333 --> 01:23:26,252
هرکاری که بتونم به جای اون انجام میدم

802
01:23:34,427 --> 01:23:38,890
،اگر برگشتم
نظرتون رو در مورد من بهتر کنید پدر

803
01:23:40,975 --> 01:23:44,604
این به نحوه‌ی بازگشتت بستگی داره

804
01:25:07,895 --> 01:25:10,231
چه فکری تو سرت‌ـه ؟

805
01:25:10,398 --> 01:25:11,849
داری دُزدکی یه کارایی می‌کنی، درسته ؟

806
01:25:12,358 --> 01:25:14,193
دزدکی ؟

807
01:25:15,194 --> 01:25:17,363
دزدکی ؟

808
01:25:18,781 --> 01:25:21,951
! هابیت چاق همیشه با ادب‌ـه

809
01:25:22,118 --> 01:25:27,206
،اسمیگل راه‌های مخفی‌ای رو بهشون نشان میده
که هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌تونه پیداشون کنه

810
01:25:27,373 --> 01:25:29,542
" و اون‌ها بهش میگن " دزدکی

811
01:25:30,168 --> 01:25:32,754
دزدکی ؟

812
01:25:33,379 --> 01:25:36,090
،دوست خیلی خوبی هستی
بله عزیزم

813
01:25:36,257 --> 01:25:38,885
 خیلی خوب، خیلی خوب -
! باشه، باشه -

814
01:25:40,136 --> 01:25:42,347
من رو یکم وحشت زده کردی

815
01:25:42,847 --> 01:25:44,682
داشتی چیکار می‌کردی ؟

816
01:25:46,309 --> 01:25:48,436
(دزدکی (یه کارایی می‌کردم

817
01:25:48,811 --> 01:25:51,898
باشه، اصلاً هرکاری دوست داری بکن

818
01:25:54,150 --> 01:25:56,653
ببخشید که بیدارتون می‌کنم، آقای فرودو

819
01:25:57,028 --> 01:25:58,988
باید راه بیوفتیم

820
01:26:04,160 --> 01:26:05,745
! ولی هوا که هنوز تاریک‌ـه

821
01:26:05,912 --> 01:26:08,122
این‌جا همیشه تاریک‌ـه

822
01:26:12,377 --> 01:26:14,295
! نیستن

823
01:26:15,505 --> 01:26:18,383
نان‌های اِلفی -
چی ؟ -

824
01:26:18,549 --> 01:26:20,009
فقط همون برامون باقی مونده بود

825
01:26:24,097 --> 01:26:26,599
! اون بَرشون داشته
باید کار خودش باشه

826
01:26:27,100 --> 01:26:30,353
اسمیگل ؟
نه، نه، کار اسمیگل بیچاره نیست

827
01:26:30,520 --> 01:26:33,439
اسمیگل از نان‌های کثیفِ ‏اِلفی متنفره

828
01:26:33,606 --> 01:26:36,776
! تو یه موش دروغگویی
باهاشون چیکار کردی ؟

829
01:26:36,943 --> 01:26:38,486
اون نخوردشون

830
01:26:39,487 --> 01:26:41,823
نمی‌تونه از اون نان‌ها بخوره -
نگاه کن -

831
01:26:42,865 --> 01:26:44,701
این چیه ؟

832
01:26:47,370 --> 01:26:50,707
خورده‌های نان روی لباسش‌ـه
اون بَرشون داشته

833
01:26:51,416 --> 01:26:53,084
اون بَرشون داشته

834
01:26:53,918 --> 01:26:58,131
من دیدمش، همیشه وقتی که ارباب حواسش نیست
دهنش رو پر می‌کنه

835
01:26:58,297 --> 01:27:00,091
! این یه دروغ کثیف‌ـه

836
01:27:00,258 --> 01:27:02,468
تو یه نامرد کثیف دو رویی

837
01:27:02,635 --> 01:27:03,886
! سم -
... به من میگی -

838
01:27:04,053 --> 01:27:05,304
! بس کن

839
01:27:06,931 --> 01:27:08,641
! سم

840
01:27:08,808 --> 01:27:12,437
! می‏کُشمش -
! سم نه -

841
01:27:13,479 --> 01:27:19,026
متاسفم، نمی‌خواستم زیاده روی کنم
فقط خیلی، خیلی عصبانی بودم

842
01:27:19,193 --> 01:27:21,320
بیا، بیا یکم دیگه این‌جا استراحت کنیم

843
01:27:21,487 --> 01:27:23,573
من حالم خوبه -
نه -

844
01:27:23,740 --> 01:27:26,826
نه حالت خوب نیست، خسته‌ای

845
01:27:26,993 --> 01:27:29,120
به خاطر اون گالوم‌ـه

846
01:27:29,287 --> 01:27:30,997
به خاطر این مکان‌ـه

847
01:27:31,164 --> 01:27:33,750
به خاطر این چیزیه که دور گردنت‌ـه

848
01:27:37,253 --> 01:27:38,546
می‌تونم یکم کمک کنم

849
01:27:38,713 --> 01:27:41,382
می‌تونم برای یه مدت کوتاه حملش کنم

850
01:27:41,549 --> 01:27:43,301
برای یه مدت کوتاه حملش کنم

851
01:27:43,468 --> 01:27:44,719
،می‌تونم حملش کنم
می‌تونم حملش کنم

852
01:27:45,344 --> 01:27:50,808
،بارش رو تقسیم کن، بارش رو تقسیم کن
بارش، بارش

853
01:27:50,975 --> 01:27:52,185
ازم دور شو

854
01:27:52,351 --> 01:27:53,936
نمی‏خوام پیش خودم نگهش دارم

855
01:27:57,523 --> 01:27:59,525
فقط می‌خوام کمک کنم

856
01:28:01,569 --> 01:28:04,197
می‌بینی ؟
می‌بینی ؟

857
01:28:04,363 --> 01:28:07,784
اون حلقه رو برای خودش می‌خواد

858
01:28:07,950 --> 01:28:09,660
خفه شو

859
01:28:10,203 --> 01:28:12,038
! گم شو
! از این‌جا گورت رو گم کن

860
01:28:12,205 --> 01:28:14,040
نه، سم

861
01:28:14,207 --> 01:28:15,958
این تو هستی که باید بری

862
01:28:19,670 --> 01:28:21,380
متاسفم، سم

863
01:28:23,049 --> 01:28:24,425
ولی اون یه دروغگوئه

864
01:28:24,592 --> 01:28:27,261
اون ذهنت رو نسبت به من مسموم کرده

865
01:28:28,679 --> 01:28:30,598
تو دیگه نمی‏تونی به من کمک کنی

866
01:28:32,558 --> 01:28:34,435
این رو جدی نمیگی

867
01:28:36,938 --> 01:28:38,731
برو خونه

868
01:29:58,769 --> 01:30:00,563
فارومیر

869
01:30:00,730 --> 01:30:02,648
فارومیر

870
01:30:04,150 --> 01:30:06,193
اراده‌ی پدرت به جنون کشیده شده

871
01:30:07,361 --> 01:30:09,405
اینقدر شتاب زده جان خودت رو به خطر ننداز

872
01:30:10,156 --> 01:30:12,491
اگر وفاداری و سرسپردگی من به این‌جا نیست پس به کجاست؟

873
01:30:13,117 --> 01:30:16,037
این شهرِ مردانِ نومه‏نورـه

874
01:30:16,662 --> 01:30:19,457
...جانم رو میدم تا از زیباییش

875
01:30:19,624 --> 01:30:22,835
از یادگارهاش و از فضیلت‌هاش دفاع کنم

876
01:30:25,212 --> 01:30:28,633
پدرت تو رو دوست داره، فارومیر

877
01:30:29,342 --> 01:30:32,345
قبل از پایان این ماجرا، به یادش خواهد آمد

878
01:31:41,956 --> 01:31:43,499
می‌تونی آواز بخونی جناب هابیت ؟

879
01:31:46,377 --> 01:31:47,878
... خب

880
01:31:48,421 --> 01:31:50,047
بله

881
01:31:50,756 --> 01:31:54,510
حداقل به درد مردم خودم می‌خوره

882
01:31:56,137 --> 01:31:58,556
ولی ما آوازی برای تالارهای بزرگ

883
01:31:59,598 --> 01:32:00,850
و اوقات بد نداریم

884
01:32:01,684 --> 01:32:04,854
و چرا آوازهای تو مناسب تالارهای من نیستن ؟

885
01:32:07,648 --> 01:32:09,066
زود باش، یه آواز برام بخون

886
01:32:20,119 --> 01:32:23,456
<i>خانه پشت سر است</i>

887
01:32:23,622 --> 01:32:27,376
<i>جهان پیش رو</i>

888
01:32:29,795 --> 01:32:35,634
<i>و راه‌های زیادی برای پیمون هست</i>

889
01:32:37,428 --> 01:32:40,973
<i>از میان سایه‏ها</i>

890
01:32:41,140 --> 01:32:45,311
<i>تا شب هنگام</i>

891
01:32:46,979 --> 01:32:52,068
<i>وقتی که همه‌ی ستارگان فروزان هستند</i>

892
01:32:55,071 --> 01:32:59,408
<i>مِه و هاله</i>

893
01:32:59,575 --> 01:33:03,871
<i>ابر و سایه</i>

894
01:33:06,248 --> 01:33:09,585
<i>همگی محو خواهند شد</i>

895
01:33:11,962 --> 01:33:15,966
<i>همگی</i>

896
01:33:21,722 --> 01:33:24,100
<i>محو خواهند شد</i>

897
01:33:48,499 --> 01:33:51,961
به پیش
به پیش

898
01:33:52,128 --> 01:33:57,258
به پیش، به پیش، به پیش

899
01:34:00,803 --> 01:34:03,139
راه رو برای پادشاه باز کنید

900
01:34:04,640 --> 01:34:06,642
راه رو باز کنید

901
01:34:09,103 --> 01:34:11,147
پادشاه این‌جا هستن

902
01:34:13,107 --> 01:34:14,733
سرورم

903
01:34:15,985 --> 01:34:17,945
درود بر شما اعلیحضرت

904
01:34:18,404 --> 01:34:19,613
گریم‏بولد، چند نفرن ؟

905
01:34:19,780 --> 01:34:22,241
من پانصد نفر از وست‏فولد آوردم، سرورم

906
01:34:23,200 --> 01:34:25,870
سیصد نفر دیگه هم از " فِن مارچ "* به ما
ملحق شدن، پادشاه تئودن
<font color="#ff8000">«منطقه‌ای در شرق روهان و نزدیک مرز گاندور»</font>

907
01:34:26,996 --> 01:34:30,958
سوارانِ " اِسنوبورن "* کجا هستن ؟ -
هیچ‌کدام نیامدن، سرورم -
<font color="#ff8000">«سومین شهر بزرگ روهان که در نزدیکی»</font>
<font color="#ff8000">«رودخانه‌ای با همین نام قرار داشت»</font>

908
01:34:48,017 --> 01:34:50,144
شش هزار نیزه‏دار

909
01:34:51,187 --> 01:34:53,189
کمتر از نصف تعدادی که امید داشتم بیان

910
01:34:53,480 --> 01:34:56,959
شش هزار نفر برای شکستن
صف‌های (سربازان) موردور کافی نخواهد بود

911
01:34:59,612 --> 01:35:01,363
عده‌ی بیشتری خواهند آمد

912
01:35:01,739 --> 01:35:04,700
هر ساعتی که از دست بدیم، شکست گاندور تسریع میشه

913
01:35:04,867 --> 01:35:07,453
،تا سپیده‌دم وقت داریم
بعدش باید حرکت کنیم

914
01:35:26,931 --> 01:35:29,266
اسب‌ها نا‌آرام هستن

915
01:35:29,433 --> 01:35:30,935
و افراد ساکت و آرام

916
01:35:31,393 --> 01:35:34,521
در سایه‌ی این کوهستان نا‌آرام میشن

917
01:35:36,982 --> 01:35:38,859
... جاده‏ای که اون‌جاست

918
01:35:39,777 --> 01:35:41,862
به کجا میره ؟

919
01:35:42,613 --> 01:35:46,450
این جاده‏ی " دیمولت‌ـه "*، دروازه‌ی زیر کوهستان
<font color="#ff8000">«،کلمه‌ای اِلفی به معنی: بیشه‌ی تاریک»</font>
<font color="#ff8000">«نام جنگلی ترسناک که توسط ارواح مردگان تسخیر شده بود»</font>

920
01:35:47,159 --> 01:35:50,262
،هرکس که جرات کرده به اون‌جا بره
دیگه برنگشته

921
01:35:51,372 --> 01:35:53,249
اون کوه اهریمنی‌ـه

922
01:36:04,593 --> 01:36:06,679
آروم بگیر

923
01:36:16,188 --> 01:36:18,023
آراگورن

924
01:36:18,774 --> 01:36:20,693
بیا یکم غذا برای خوردن پیدا کنیم

925
01:36:37,209 --> 01:36:38,627
اینم از این

926
01:36:39,545 --> 01:36:42,548
یک جنگجوی راستینِ روهان

927
01:36:46,218 --> 01:36:47,886
من آماده‏ام

928
01:36:49,805 --> 01:36:51,056
عذر می‌خوام

929
01:36:51,223 --> 01:36:53,517
اونقدرها هم خطرناک نیست

930
01:36:54,018 --> 01:36:56,353
حتی تیز هم نیست

931
01:36:57,021 --> 01:37:00,399
،این اصلاً خوب نیست
با یه شمشیر کُند، اُرک‌های زیادی رو نخواهی کشت

932
01:37:00,566 --> 01:37:02,067
زود باش

933
01:37:06,238 --> 01:37:08,741
برو پیش آهنگر، برو

934
01:37:10,242 --> 01:37:12,745
نباید تشویقش کنی

935
01:37:12,953 --> 01:37:15,414
تو هم نباید بهش تردید داشته باشی

936
01:37:15,581 --> 01:37:18,876
،من به دلش تردید ندارم
فقط به زور بازوش تردید دارم

937
01:37:21,587 --> 01:37:23,172
چرا باید مری این‌جا باقی بمونه ؟

938
01:37:23,339 --> 01:37:25,966
اون هم به اندازه‌ی شما برای رفتن به جنگ، دلیل داره

939
01:37:28,093 --> 01:37:31,263
چرا نباید برای کسانی که دوست‌ـشون داره بجنگه ؟

940
01:37:34,558 --> 01:37:37,561
تو هم مثل اون هابیت چیزهای کمی
در مورد جنگ می‌دونی

941
01:37:38,771 --> 01:37:40,898
وقتی که وحشت اون رو فرا بگیره

942
01:37:41,065 --> 01:37:46,111
و خون و جیغ و ترس از جنگ غالب بشه

943
01:37:46,487 --> 01:37:48,614
فکر می‌کنی که می‌ایسته و می‌جنگه ؟

944
01:37:51,200 --> 01:37:52,785
اون فرار می‌کنه

945
01:37:52,993 --> 01:37:55,037
و براش بهتره که همین کار رو بکنه

946
01:37:57,247 --> 01:38:01,210
جنگ، میدانِ حضورِ مردان‌ـه ائووین

947
01:38:36,829 --> 01:38:40,582
<font color="#ff8000">:صدای آروِن</font>
<i>من یک زندگی فانی را انتخاب کرده‌ام</i>

948
01:38:43,502 --> 01:38:46,338
...کاش می‌توانستم او را ببینم

949
01:38:47,506 --> 01:38:50,175
برای آخرین بار

950
01:39:01,353 --> 01:39:02,813
قربان ؟

951
01:39:04,648 --> 01:39:07,192
پادشاه تئودن در انتظار شما هستن، سرورم

952
01:39:28,005 --> 01:39:29,965
من (چادر رو) ترک می‌کنم

953
01:39:44,605 --> 01:39:45,856
سرورم اِلروند

954
01:39:46,398 --> 01:39:49,902
من از طرف کسی میام که دوستش دارم

955
01:39:53,030 --> 01:39:55,032
آروِن در حال مرگ‌ـه

956
01:39:59,828 --> 01:40:03,999
او در برابر نیروهای پلیدی که از جانب موردور
در حال گسترش هستند، خیلی طاقت نخواهد آورد

957
01:40:04,625 --> 01:40:08,003
فروغِ " ستاره‌ی شامگاهی "* در حال زوال‌ است
<font color="#ff8000">«لقب آروِن در میان اِلف‌ها»</font>

958
01:40:08,170 --> 01:40:12,274
،هرچه قدرت سائورون افزایش بیاید
نیروی آروِن بیشتر رو به کاهش می‌گذارد

959
01:40:12,341 --> 01:40:16,094
حیاتِ آرون، اکنون به سرنوشتِ حلقه گره خورده

960
01:40:16,845 --> 01:40:19,431
سایه، بالای سرِ ماست آراگورن

961
01:40:19,765 --> 01:40:21,433
پایان کار فرا رسیده

962
01:40:21,850 --> 01:40:24,836
،این پایان کار ما نیست
ولی پایان کار اون خواهد بود

963
01:40:25,229 --> 01:40:28,774
شما به سوی جنگ می‌روید، نه به سوی پیروزی

964
01:40:29,775 --> 01:40:33,545
،سپاهیان سائورون به سمت میناس تیریث لشکرکشی کرده‌اند
شما این را می‌دانید

965
01:40:33,654 --> 01:40:38,075
اما او مخفیانه نیروی دیگری را فرستاده
که از سمت رودخانه حمله خواهند کرد

966
01:40:38,534 --> 01:40:41,954
<i>ناوگانی از کشتی‌های دزدان دریایی
که از سمت جنوب حرکت کرده‌اند</i>

967
01:40:42,579 --> 01:40:44,665
تا دو روز دیگر به شهر (میناس تیریث) خواهند رسید

968
01:40:45,165 --> 01:40:47,960
تعداد شما کمتر از اون‌هاست

969
01:40:48,710 --> 01:40:50,796
به مردان بیشتری نیاز دارید

970
01:40:51,213 --> 01:40:52,965
کس دیگه‌ای نیست

971
01:40:54,716 --> 01:40:58,637
کسانی هستند که در کوهستان اقامت گزیده‌اند

972
01:41:07,646 --> 01:41:09,815
... قاتل‏ها

973
01:41:09,982 --> 01:41:11,400
خیانت کاران

974
01:41:13,819 --> 01:41:15,988
میخوای اون‌ها رو به جنگ فرا بخوانی ؟

975
01:41:16,196 --> 01:41:17,781
اون‌ها به هیچ چیز اعتقاد ندارن

976
01:41:17,948 --> 01:41:20,075
پاسخ هیچ‌کس رو نمیدن

977
01:41:20,242 --> 01:41:23,328
اون‌ها به پادشاه گاندور پاسخ خواهند داد

978
01:41:30,460 --> 01:41:35,591
آندوریل، شعله‌ی غرب
*ساخته شده از تکه‌های شکسته‌ی نارسیل
<font color="#ff8000">«شمشیر اِلندیل که توسط سائورون شکسته شده بود»</font>

979
01:41:49,855 --> 01:41:54,318
سائورون شمشیر اِلندیل رو فراموش نکرده

980
01:42:08,373 --> 01:42:13,128
،شمشیری که شکسته شده بود
باید به میناس تیریث بازگردد

981
01:42:13,295 --> 01:42:15,714
مردی که بتواند از قدرت این شمشیر استفاده کند

982
01:42:15,881 --> 01:42:19,760
،می تواند ارتشی را احضار کند
*که از همه‌ی ارتش‌های زمین مرگبارتر است
<font color="#ff8000">«منظور، احضار کردن ارتش مردگان است»</font>

983
01:42:21,553 --> 01:42:23,722
جنگجوی ساده بودن را کنار بگذار

984
01:42:23,889 --> 01:42:27,225
به چیزی تبدیل شو که برای آن به دنیا آمده‌ای

985
01:42:27,392 --> 01:42:29,394
جاده‌ی دیمولت را طی کن

986
01:42:33,398 --> 01:42:36,234
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>من به (ارتش) انسان‌ها امید می‌دهم</font>

987
01:42:39,488 --> 01:42:43,575
<font color=#008000>من امیدی برای خودم نمی‌خوام</font>

988
01:42:55,420 --> 01:42:57,089
چرا دارید این کار رو می‌کنید؟

989
01:42:57,589 --> 01:43:00,801
،جنگ در شرق آغاز شده
شما نمی‌تونید در شب نبرد (این‌جا رو) ترک کنید

990
01:43:03,220 --> 01:43:05,305
شما نباید افراد رو رها کنید

991
01:43:06,598 --> 01:43:08,183
... ائووین

992
01:43:08,350 --> 01:43:10,560
ما این‌جا به شما نیاز داریم

993
01:43:11,687 --> 01:43:13,563
چرا اومدید ؟

994
01:43:15,232 --> 01:43:17,192
خودتون نمی‌دونید ؟

995
01:43:26,451 --> 01:43:29,454
،این چیزی نیست به جز یک سایه و یک خیال
که به اون عشق می‌ورزید

996
01:43:33,417 --> 01:43:35,836
*من نمی‌تونم چیزی که می‌خواهید رو بهتون بدم
<font color="#ff8000">«نمی تونم به عشقتون پاسخ بدم و عاششقتون بشم»</font>

997
01:43:49,349 --> 01:43:53,270
از نخستین باری که دیدم‌ـتون
براتون آرزوی شادی و خوشحالی کردم

998
01:44:12,414 --> 01:44:14,666
فکر کردی میذارم تنهایی بری ؟

999
01:44:14,875 --> 01:44:16,168
این بار نه

1000
01:44:16,376 --> 01:44:18,587
این بار باید بمونی گیملی

1001
01:44:21,298 --> 01:44:24,134
!تو هیچ‌ چیز در مورد یک‌دنده‌گیِ کوتوله‌ها یاد نگرفتی ؟

1002
01:44:24,301 --> 01:44:27,971
،باید قبول کنی
ما هم همراهت میایم رفیق

1003
01:44:50,285 --> 01:44:52,454
چی اتفاقی افتاده ؟ -
اون کجا داره میره ؟ -

1004
01:44:52,788 --> 01:44:54,664
کجا داره میره ؟

1005
01:44:57,209 --> 01:44:59,294
متوجه نمیشم

1006
01:45:03,715 --> 01:45:05,509
لُرد آراگورن

1007
01:45:05,926 --> 01:45:08,637
چرا داره شب نبرد این‌جا رو ترک می‌کنه ؟

1008
01:45:09,846 --> 01:45:11,932
اون میره چون امیدی نیست

1009
01:45:12,557 --> 01:45:14,726
میره چون باید بره

1010
01:45:14,893 --> 01:45:16,561
تعداد کمی اومدن

1011
01:45:16,728 --> 01:45:18,939
ما نمی‏تونیم سپاهیان موردور رو شکست بدیم

1012
01:45:21,441 --> 01:45:23,068
نه

1013
01:45:23,527 --> 01:45:24,736
نمی‏تونیم

1014
01:45:27,656 --> 01:45:31,451
اما با این وجود، در جنگ با اون‌ها روبه‏رو میشیم

1015
01:45:45,882 --> 01:45:47,792
دستورات لازم رو نوشتم

1016
01:45:50,262 --> 01:45:53,557
مردم باید در غیابِ من از تو تبعیت کنن

1017
01:46:00,105 --> 01:46:02,399
روی جایگاه من در تالار زرین* بنشین
<font color="#ff8000">«تالار طلایی مدوسلد که شاهان روهان در آن اقامت داشتند»</font>

1018
01:46:03,608 --> 01:46:06,544
...امیدوارم بتونی برای مدتی طولانی از ادوراس دفاع کنی

1019
01:46:06,611 --> 01:46:08,999
اگر که سرنوشت این جنگ ناخوشایند بود

1020
01:46:10,073 --> 01:46:13,893
چه وظیفه‌ی دیگه‌ای از من میخواهید که انجام بدم سرورم ؟

1021
01:46:15,704 --> 01:46:17,622
وظیفه‏ ؟

1022
01:46:19,791 --> 01:46:21,126
نه

1023
01:46:29,467 --> 01:46:31,595
می‌خوام دوباره لبخند بزنی

1024
01:46:35,015 --> 01:46:40,220
نه اینکه برای کسانی که زندگی‌ـشون
به آخر رسیده سوگواری کنی

1025
01:46:44,816 --> 01:46:48,520
...تو باید زندگی کنی تا تجدید روزهای(خوش گذشته) رو ببینی

1026
01:46:52,657 --> 01:46:55,452
و دیگه مایوس نباشی

1027
01:47:01,666 --> 01:47:05,337
!آخه چه سپاهی می‌تونه توی همچین مکانی بمونه ؟

1028
01:47:05,545 --> 01:47:07,339
سپاهی که نفرین شده باشه

1029
01:47:09,341 --> 01:47:11,843
خیلی وقت پیش، مردان کوهستان سوگندی خوردند

1030
01:47:12,302 --> 01:47:15,055
...در برابر آخرین پادشاه گاندور

1031
01:47:15,639 --> 01:47:17,182
...که به کُمکش بیان

1032
01:47:17,349 --> 01:47:19,100
برای نبرد

1033
01:47:19,601 --> 01:47:21,770
اما وقتی که زمانش فرا رسید

1034
01:47:22,354 --> 01:47:25,023
هنگامی که گاندور به شدت (به اون‌ها) نیاز داشت

1035
01:47:25,190 --> 01:47:27,025
فرار کردند

1036
01:47:27,192 --> 01:47:30,612
و در میان تاریکیِ کوهستان ناپدید شدن

1037
01:47:31,655 --> 01:47:33,990
:به همین خاطر، ایسیلدور اون‌ها رو نفرین کرد

1038
01:47:35,533 --> 01:47:39,371
<i>" ،هرگز به آرامش نرسند "</i>
<i>" تا وقتی که به عَهدشان وفا کنند "</i>

1039
01:47:43,708 --> 01:47:46,878
<i>،چه کسی آن‌ها را از غروبی خاکستری و کهن</i>
<i>...فرا خواهد خواند</i>

1040
01:47:47,337 --> 01:47:49,547
<i>این مردم از یاد رفته را ؟</i>

1041
01:47:49,714 --> 01:47:52,217
<i>وارث کسی که در برابر او سوگند (وفاداری) خورده‌اند ؟</i>

1042
01:47:52,717 --> 01:47:54,594
<i>او از شمال خواهد آمد</i>

1043
01:47:55,095 --> 01:47:56,721
<i>نیازش او را به آن‌جا خواهد کشاند</i>

1044
01:47:57,847 --> 01:48:01,351
<i>او از درگاهِ مسیرِ مردگان خواهد گذشت</i>

1045
01:48:19,828 --> 01:48:23,123
*انگار همه‌ی گرمای وجودم به غارت رفته
<font color="#ff8000">«کنایه از ترسیدن و از دست دادن شجاعت»</font>

1046
01:48:28,670 --> 01:48:30,630
<i>" *راه بسته است "</i>
<font color="#ff8000">«نوشته‌ی بالای درگاه»</font>

1047
01:48:31,381 --> 01:48:33,341
<i>" این راه توسط مردگان ساخته شده است "</i>

1048
01:48:33,925 --> 01:48:36,219
<i>" و مردگان محافظش هستند "</i>

1049
01:48:36,761 --> 01:48:38,263
<i>" راه بسته است "</i>

1050
01:48:49,649 --> 01:48:51,151
! بریگو

1051
01:48:54,654 --> 01:48:57,365
من از مرگ نمی‏ترسم

1052
01:49:09,669 --> 01:49:12,088
...به حق چیزای نشنیده

1053
01:49:12,255 --> 01:49:16,926
،یه اِلف میره زیر زمین
! در حالی که یه کوتوله جرات نمی‌کنه بره

1054
01:49:17,093 --> 01:49:18,428
...اوه

1055
01:49:18,595 --> 01:49:21,431
! هیچ‌وقت نمی‌خوام آخرش رو بشنوم

1056
01:49:36,446 --> 01:49:38,656
باید سبک و سریع حرکت کنیم

1057
01:49:38,823 --> 01:49:40,617
راه درازی رو پیش داریم

1058
01:49:40,784 --> 01:49:43,828
باید وقتی که افراد و اسب‌ها به مقصد میرسن
توانایی جنگیدن رو داشته باشن

1059
01:49:49,334 --> 01:49:52,337
هابیت‌های کوچیک برای جنگ ساخته نشدن، جناب مریادوک

1060
01:49:52,712 --> 01:49:54,672
تمام دوستانم عازم جنگ هستن

1061
01:49:54,839 --> 01:49:56,758
اگه این‌جا باقی بمونم سرافکنده خواهم شد

1062
01:49:56,925 --> 01:49:59,210
،اگه چهار نعل بتازیم
سه روز طول میکشه که به میناس تیریث برسیم

1063
01:49:59,219 --> 01:50:01,596
و هیچ‌کدوم از سواران من نمی‌تونن تو رو
به عنوان بار اضافی حمل کنن

1064
01:50:02,597 --> 01:50:04,724
من میخوام بجنگم

1065
01:50:05,225 --> 01:50:07,227
دیگه حرفی ندارم

1066
01:50:24,035 --> 01:50:25,995
همراه من بیا

1067
01:50:27,455 --> 01:50:28,873
بانوی من

1068
01:50:29,040 --> 01:50:31,376
،نظم بگیرید
حرکت کنید

1069
01:50:31,543 --> 01:50:34,796
،نظم بگیرید
حرکت کنید

1070
01:50:37,882 --> 01:50:39,050
حرکت

1071
01:50:39,259 --> 01:50:42,220
حالا به سمت گاندور حرکت کنید

1072
01:51:23,845 --> 01:51:25,597
این چیه ؟

1073
01:51:25,763 --> 01:51:27,307
چی می‌بینی ؟

1074
01:51:27,557 --> 01:51:29,684
...تجسمی از انسان‌ها

1075
01:51:32,353 --> 01:51:33,930
و اسب‌ها رو می بینم

1076
01:51:34,439 --> 01:51:35,690
کجا ؟

1077
01:51:35,857 --> 01:51:38,818
پرچم‏هایی رنگ‏پریده مثل پاره‏های ابر

1078
01:51:41,237 --> 01:51:43,448
...نیزه‌هایی برافراشته

1079
01:51:44,073 --> 01:51:47,535
مانند جنگل‌های انبوه زمستانی که در هاله‌ای از مِه هستند

1080
01:51:48,786 --> 01:51:50,955
مردگان در تعقیب (ما) هستن

1081
01:51:52,123 --> 01:51:53,625
اون‌ها احضار شدن

1082
01:51:54,334 --> 01:51:56,127
مردگان ؟

1083
01:51:56,544 --> 01:51:58,254
احضار شدن ؟

1084
01:51:58,630 --> 01:52:00,548
می‌دونستم

1085
01:52:01,090 --> 01:52:03,259
ها...ها

1086
01:52:03,885 --> 01:52:05,637
! خیلی خوبه

1087
01:52:06,346 --> 01:52:08,431
! خیلی خوبه...لگولاس

1088
01:52:46,386 --> 01:52:47,804
به پایین نگاه نکنید

1089
01:53:40,398 --> 01:53:45,528
<i>چه کسی به قلمروی من وارد شده ؟</i>

1090
01:53:49,240 --> 01:53:51,492
کسی که فرمانبرداریِ تو را خواهد داشت

1091
01:53:54,454 --> 01:53:59,751
مردگان، عبور زندگان (از این مسیر) را تحمل نمی‌کنند

1092
01:54:00,084 --> 01:54:02,754
من را تحمل خواهید کرد

1093
01:54:26,277 --> 01:54:29,697
<i>راه بسته است</i>

1094
01:54:30,865 --> 01:54:35,286
<i>این راه توسط مردگان ساخته شده است</i>

1095
01:54:35,703 --> 01:54:39,874
<i>و مردگان محافظش هستند</i>

1096
01:54:49,008 --> 01:54:52,095
<i>راه بسته است</i>

1097
01:54:53,805 --> 01:54:56,474
حالا باید بمیرید

1098
01:55:00,311 --> 01:55:03,147
تو را برای وفای به عهدت فرا می‌خوانم

1099
01:55:03,523 --> 01:55:08,486
هیچ‌کس به جز پادشاه گاندور نمی‌تواند به من اَمر کند

1100
01:55:14,075 --> 01:55:16,544
! آن سلسله که از هم گسسته بود
<font color="#ff8000">«اشاره به نابودی سلسله‌ی پادشاهان گاندور»</font>

1101
01:55:18,830 --> 01:55:21,582
*دوباره از نو ساخته شده
<font color="#ff8000">«اشاره به شمشیر نارسیل که نماد پادشاهان گاندور بود»</font>

1102
01:55:29,006 --> 01:55:30,508
برای ما بجنگید

1103
01:55:30,675 --> 01:55:33,261
و دوباره شرافت‌تان را به دست بیاورید

1104
01:55:37,432 --> 01:55:38,766
چه پاسخی می‌دهید ؟

1105
01:55:50,987 --> 01:55:52,530
چه پاسخی می‌دهید ؟

1106
01:55:52,697 --> 01:55:55,032
وقتت رو هدر دادی آراگورن

1107
01:55:55,199 --> 01:55:58,569
،اون‌ها وقتی که زنده بودن شرافتی نداشتن
حالا که مُردن هم ندارن

1108
01:55:58,870 --> 01:56:01,372
من وارث ایسیلدور هستم

1109
01:56:01,956 --> 01:56:03,875
برای من بجنگید

1110
01:56:04,500 --> 01:56:08,087
و من هم عهدتان را وفا شده در نظر می‌گیرم

1111
01:56:12,008 --> 01:56:13,968
چه پاسخی می‌دهید ؟

1112
01:56:21,893 --> 01:56:24,103
! به شما قول میدم

1113
01:56:24,395 --> 01:56:28,399
بجنگید و من هم شما را از این زندگی مردگان
رها خواهم کرد

1114
01:56:29,859 --> 01:56:31,360
چه پاسخی می‌دهید ؟

1115
01:56:34,655 --> 01:56:37,617
! بایستید، اِی خیانت کاران

1116
01:57:04,560 --> 01:57:05,603
! برید بیرون

1117
01:57:26,958 --> 01:57:28,543
! لگولاس

1118
01:57:29,669 --> 01:57:30,878
! بدوید

1119
01:58:37,194 --> 01:58:39,238
ما می‏جنگیم

1120
01:58:49,624 --> 01:58:52,209
دروازه رو باز کنید، سریع

1121
01:59:23,240 --> 01:59:25,242
! سریع، عجله کنید

1122
01:59:39,006 --> 01:59:40,591
! فارومیر

1123
01:59:41,592 --> 01:59:44,887
نگید که اون مُرده

1124
01:59:46,055 --> 01:59:47,598
تعدادشون کم بود

1125
01:59:48,015 --> 01:59:49,600
هیچ‌کس زنده نموند

1126
01:59:50,309 --> 01:59:52,311
ترس

1127
01:59:52,853 --> 01:59:56,065
شهر مَملو از ترس شده

1128
01:59:58,401 --> 02:00:00,861
بیاید دردشون رو سبک کنیم

1129
02:00:01,112 --> 02:00:02,863
! زندانی‏ها رو آزاد کنید

1130
02:00:03,030 --> 02:00:04,949
! منجنیق‏ها

1131
02:00:08,244 --> 02:00:10,329
سپرها بالا

1132
02:00:18,337 --> 02:00:21,799
پسرانم از پا در آمدند

1133
02:00:22,842 --> 02:00:25,761
دودمانم به پایان رسید

1134
02:00:28,597 --> 02:00:29,974
! اون زنده‏ـست

1135
02:00:30,141 --> 02:00:33,310
خاندان کارپردازان ناکام ماند

1136
02:00:33,477 --> 02:00:34,979
! به دارو نیاز داره، سرورم

1137
02:00:35,980 --> 02:00:38,649
دودمانم به پایان رسید

1138
02:00:40,151 --> 02:00:42,153
! سرورم

1139
02:00:49,160 --> 02:00:51,245
بذاریدش داخل منجنیق

1140
02:00:55,666 --> 02:00:57,501
... روهان

1141
02:00:58,294 --> 02:01:00,671
ما رو رها کرد

1142
02:01:15,144 --> 02:01:18,355
تئودن به من خیانت کرد

1143
02:01:29,492 --> 02:01:31,327
! پست‏هاتون رو رها کنید

1144
02:01:32,369 --> 02:01:36,290
فرار کنید
برای نجات جون‌ـتون فرار کنید

1145
02:01:46,425 --> 02:01:47,968
! برای نبرد آماده‏ بشید

1146
02:01:48,511 --> 02:01:51,680
،عجله کنید انسان‌ها
به سمت دیوار، از دیوار دفاع کنید

1147
02:01:52,848 --> 02:01:54,809
! این‌جا

1148
02:01:55,559 --> 02:01:57,937
سر پُست‏هاتون برگردید

1149
02:02:08,739 --> 02:02:11,367
این جانوران پلید رو به دَرَک واصل کنید

1150
02:02:21,544 --> 02:02:23,003
همون جایی که هستید، بمونید

1151
02:02:39,979 --> 02:02:41,397
به سنگ‌های بیشتری نیاز داریم

1152
02:02:41,564 --> 02:02:43,440
! مراقب باشید

1153
02:02:43,607 --> 02:02:46,110
! به طبقات پایین‌تر برید، سریع

1154
02:02:48,028 --> 02:02:49,572
نیروها رو دو برابر کنید

1155
02:03:58,557 --> 02:04:01,560
،آن‌ها را عقب نگه دارید
تسلیم ترس نشوید

1156
02:04:02,061 --> 02:04:05,564
،سر پُست‏هاتون باقی بمانید
بجنگید

1157
02:04:46,230 --> 02:04:47,856
! برج‏ها را نزنید

1158
02:04:48,023 --> 02:04:51,026
،ترول‏ها را هدف بگیرید
ترول‏ها را بکُشید

1159
02:04:51,735 --> 02:04:53,612
آن‌ها را از پا دربیاورید

1160
02:05:28,731 --> 02:05:30,774
! با آن‌ها بجنگید

1161
02:05:30,941 --> 02:05:32,943
! پرگرین توک

1162
02:05:33,777 --> 02:05:36,947
به داخل قلعه برگرد -
ما رو برای جنگ احضار کردن -

1163
02:05:52,671 --> 02:05:55,049
این‌جا، جای یک هابیت نیست

1164
02:06:20,783 --> 02:06:22,242
نگهبان قلعه، البته که هستی

1165
02:06:22,826 --> 02:06:26,205
حالا برگرد، برو بالا
سریع، سریع

1166
02:06:37,508 --> 02:06:40,511
دارید چیکار می‌کنید، آشغال‌های بی‌مصرف ؟

1167
02:06:40,677 --> 02:06:42,638
دروازه خراب نمیشه، خیلی محکم‌ـه

1168
02:06:48,977 --> 02:06:51,355
برگردید و اون رو بشکنید

1169
02:06:51,522 --> 02:06:53,824
هیچ چیزی نمی‌تونه بهش رخنه کنه

1170
02:06:56,485 --> 02:06:58,997
گروند "* می‌تونه بهش رخنه کنه "
<font color="#ff8000">«دژکوب عظیمی که نام آن از سلاح مخوف مورگوت»</font>
<font color="#ff8000">«معروف به " پتک جهان زیرین " برگرفته شده است»</font>

1171
02:07:02,157 --> 02:07:04,243
سرِ گرگ رو بیارید

1172
02:07:07,371 --> 02:07:12,751
<i>! گروند ! گروند ! گروند ! گروند</i>

1173
02:07:13,043 --> 02:07:16,880
<i>! گروند ! گروند ! گروند</i>

1174
02:07:18,841 --> 02:07:22,261
<i>! گروند ! گروند ! گروند</i>

1175
02:07:22,970 --> 02:07:26,640
<i>! گروند ! گروند ! گروند</i>

1176
02:07:27,057 --> 02:07:31,228
<i>! گروند ! گروند ! گروند</i>

1177
02:07:31,395 --> 02:07:35,023
<i>! گروند ! گروند ! گروند</i>

1178
02:07:55,449 --> 02:07:57,643
اجازه ندارید از این جلوتر برید

1179
02:08:00,354 --> 02:08:02,481
شما به گاندور وارد نخواهید شد

1180
02:08:04,150 --> 02:08:06,027
شما کی هستید که مانع عبور ما بشید ؟

1181
02:08:06,194 --> 02:08:09,989
لگولاس، یک تیر هشدار آمیز از
کنار گوش افسر کشتی رد کن

1182
02:08:12,200 --> 02:08:13,868
! مراقب نشونه‌گیری‌ـت باش

1183
02:08:20,583 --> 02:08:23,002
خودشه، درسته
ما به شما هشدار دادیم

1184
02:08:23,169 --> 02:08:24,837
آماده‌ی تصرف کشتی بشید

1185
02:08:26,672 --> 02:08:28,007
تصرف کشتی ؟

1186
02:08:28,174 --> 02:08:29,842
به وسیله‌ی تو و سپاه چه کسی ؟

1187
02:08:31,385 --> 02:08:33,679
این سپاه

1188
02:08:50,363 --> 02:08:52,198
داخل این‌جا

1189
02:08:53,866 --> 02:08:55,743
این‌جا دیگه کجاست ؟

1190
02:09:00,122 --> 02:09:03,542
ارباب باید به تونل وارد بشه

1191
02:09:04,919 --> 02:09:08,923
،حالا که به این‌جا رسیدم
فکر نمی‌کنم بخوام واردش بشم

1192
02:09:11,008 --> 02:09:13,261
این تنها راه‌ـه

1193
02:09:15,596 --> 02:09:17,598
...برو داخل

1194
02:09:18,140 --> 02:09:20,393
یا برگرد

1195
02:09:23,062 --> 02:09:25,815
من نمی‌تونم برگردم

1196
02:09:38,035 --> 02:09:40,746
این بوی چیه ؟ -
بوی کثافتِ اُرک‏ها‌ـست -

1197
02:09:40,913 --> 02:09:44,125
گاهی اوقات اُرک‌ها میان این‌جا

1198
02:09:49,130 --> 02:09:50,965
عجله کن

1199
02:09:55,845 --> 02:09:57,805
از این طرف

1200
02:10:00,641 --> 02:10:02,476
اسمیگل ؟

1201
02:10:03,436 --> 02:10:05,604
این طرف

1202
02:10:13,863 --> 02:10:17,033
،این‌جا چسبناک‌ـه
این چیه ؟

1203
02:10:17,199 --> 02:10:19,493
بزودی می‌فهمی

1204
02:10:19,660 --> 02:10:21,996
... اوه، بله

1205
02:10:22,163 --> 02:10:25,333
بزودی می‌فهمی

1206
02:10:34,216 --> 02:10:35,885
اسمیگل ؟

1207
02:10:37,178 --> 02:10:38,512
اسمیگل ؟

1208
02:10:41,182 --> 02:10:43,142
اسمیگل ؟

1209
02:10:52,360 --> 02:10:54,362
سم

1210
02:12:34,420 --> 02:12:36,505
<font color="#ff8000">:صدای گالادریل</font>
<i>... و تو، فرودو بگینز</i>

1211
02:12:36,714 --> 02:12:42,094
<i>به تو نور " ائرندیل " را هدیه می‏کنم
محبوب‏ترین ستاره‏ی ما</i>

1212
02:12:42,845 --> 02:12:46,140
<i>امیدوارم در مکان‌های تاریک برایت روشنایی بخش باشد</i>

1213
02:12:46,307 --> 02:12:49,810
<i>وقتی که همه‌ی نورهای دیگر از بین می‌روند</i>

1214
02:12:50,100 --> 02:12:53,477
:(به زبان کوئنیا (یک زبان قدیمی اِلفی
<font color=#0080C0>درود بر ائرندیل، تابناک‌ترین ستاره</font>

1215
02:14:06,220 --> 02:14:09,515
<i>مگس کوچولوی شیطون</i>

1216
02:14:09,682 --> 02:14:12,893
<i>چرا داره می‌کنه گریه ؟</i>

1217
02:14:13,394 --> 02:14:16,730
<i>توی تار گیر افتاده</i>

1218
02:14:16,897 --> 02:14:19,692
<i>...به زودی میشه</i>

1219
02:14:20,067 --> 02:14:21,902
! خورده

1220
02:14:59,064 --> 02:15:01,775
<font color=#FF0000>فرار کرد، درسته عزیزم ؟</font>

1221
02:15:01,942 --> 02:15:04,069
این بار دیگه نه

1222
02:15:04,236 --> 02:15:07,281
! این بار دیگه نه -
! نه -

1223
02:15:14,121 --> 02:15:17,458
! کار ما نبود
! کار ما نبود

1224
02:15:17,958 --> 02:15:20,586
! اسمیگل به ارباب صدمه نمیزنه

1225
02:15:20,753 --> 02:15:22,630
ما قول دادیم

1226
02:15:22,796 --> 02:15:25,299
باید حرف‏ـمون رو باور کنی

1227
02:15:25,466 --> 02:15:27,176
کار عزیز بود

1228
02:15:27,384 --> 02:15:32,139
عزیز مجبورمون کرد که این کار رو بکنیم

1229
02:15:49,281 --> 02:15:52,159
باید نابودش کنم، اسمیگل

1230
02:16:01,168 --> 02:16:04,505
باید به خاطر هر دو نفرمون، نابودش کنم

1231
02:16:14,682 --> 02:16:16,016
<font color=#FF0000>! نه</font>

1232
02:16:39,248 --> 02:16:41,709
خیلی متاسفم، سم

1233
02:16:46,171 --> 02:16:48,716
خیلی متاسفم

1234
02:17:14,491 --> 02:17:19,288
<i>این وظیفه به تو سپرده شده، فرودو اهل شایر</i>

1235
02:17:20,414 --> 02:17:22,875
<i>اگر تو راهی نیابی</i>

1236
02:17:24,084 --> 02:17:25,677
<i>هیچ‌کسِ دیگری نخواهد یافت</i>

1237
02:17:59,161 --> 02:18:01,955
طلایه داران گزارش دادن که میناس تریث محاصره شده

1238
02:18:02,122 --> 02:18:04,416
طبقات پایینی شهر دارن در آتش می‏سوزن

1239
02:18:04,833 --> 02:18:07,294
نیروهای دشمن همه‌ جا در حال پیشروی هستن

1240
02:18:07,461 --> 02:18:08,870
*زمان بر علیه ماست
<font color="#ff8000">«اشاره از وقت نداشتن»</font>

1241
02:18:09,296 --> 02:18:10,631
! آماده بشید

1242
02:18:10,798 --> 02:18:12,633
شجاع باش مری

1243
02:18:12,800 --> 02:18:14,968
به زودی همه چیز به پایان میرسه

1244
02:18:15,594 --> 02:18:17,137
... بانوی من

1245
02:18:17,763 --> 02:18:20,307
شما زیبا و شجاع هستید

1246
02:18:20,641 --> 02:18:23,101
و دلایل زیادی برای زندگی دارید

1247
02:18:24,436 --> 02:18:27,014
و خیلی‌ها رو دارید که شما رو دوست دارن

1248
02:18:29,608 --> 02:18:32,319
می‌دونم که برای کنار کشیدن خیلی دیره

1249
02:18:32,861 --> 02:18:36,314
می‌دونم که الان دلیلی برای امید داشتن وجود نداره

1250
02:18:37,324 --> 02:18:40,702
، اگر یکی از شهسواران روهان بودم
توانایی انجام کارهای بزرگی رو داشتم

1251
02:18:40,869 --> 02:18:43,997
اما نیستم

1252
02:18:44,164 --> 02:18:45,999
من یک هابیت هستم

1253
02:18:48,710 --> 02:18:51,213
و من می‌دونم که نمی‌تونم سرزمین میانه رو نجات بدم

1254
02:18:54,633 --> 02:18:56,969
من فقط قصد دارم به دوستانم کمک کنم

1255
02:18:59,012 --> 02:19:00,514
فرودو

1256
02:19:01,348 --> 02:19:03,141
سم

1257
02:19:04,685 --> 02:19:06,728
پیپین

1258
02:19:08,188 --> 02:19:11,233
،بیش از هر چیزی
آرزو دارم که بتونم دوباره ببینم‏ـشون

1259
02:19:15,487 --> 02:19:17,823
! آماده‏ی حرکت بشید

1260
02:19:17,990 --> 02:19:20,742
! عجله کنید
! تمام شب می‏تازیم

1261
02:19:37,384 --> 02:19:38,719
پیش به سوی نبرد

1262
02:19:39,177 --> 02:19:40,596
پیش به سوی نبرد

1263
02:20:03,702 --> 02:20:05,454
به طرف دروازه برگردید

1264
02:20:05,746 --> 02:20:07,915
! عجله کنید

1265
02:20:27,809 --> 02:20:32,314
من کارپرداز خاندان آناریون* هستم
<font color="#ff8000">«برادر کوچکتر ایسیلدور که وارثانش فرمانروای گاندور بودند»</font>
<font color="#ff8000">«تا زمانی که نسل پادشاهان منقطع شد»</font>

1266
02:20:32,481 --> 02:20:34,900
*چنین گام برداشته‌ام
<font color="#ff8000">«مفهوم: با این مقام زندگی کرده‌ام»</font>

1267
02:20:36,109 --> 02:20:39,196
*و چنین نیز خواهم خُفت
<font color="#ff8000">«مفهوم: با همین مقام میمیرم»</font>

1268
02:20:45,243 --> 02:20:47,329
گاندور از دست رفته

1269
02:20:47,788 --> 02:20:51,291
هیچ امیدی برای انسان‌ها وجود ندارد

1270
02:21:05,847 --> 02:21:08,725
چرا این احمق‌ها فرار می‌کنند ؟

1271
02:21:10,268 --> 02:21:13,313
زودتر مُردن، بهتر از دیرتر مُردن‌ است

1272
02:21:15,482 --> 02:21:17,526
زیرا که همه‌ی ما باید بمیریم

1273
02:21:29,663 --> 02:21:32,749
دنتور و فارومیر مقبره‌ای نخواهند داشت

1274
02:21:33,834 --> 02:21:39,840
خبری از خوابی طولانی و آرام
و تدهین با عطرهای خوشبو نخواهد بود

1275
02:21:40,007 --> 02:21:45,178
ما باید سوزانده شویم، مانند پادشاهان کفرکیش باستان

1276
02:21:48,849 --> 02:21:50,642
! چوب و روغن بیارید

1277
02:21:53,478 --> 02:21:54,855
استوار باشید

1278
02:21:55,022 --> 02:21:57,065
استوار باشید

1279
02:22:11,496 --> 02:22:14,041
شما سربازان گاندور هستید

1280
02:22:14,291 --> 02:22:18,712
،فرقی نمی‌کند که چه چیزی از آن دروازه بگذرد
! شما موقعیت خودتان را حفظ خواهید کرد

1281
02:22:25,218 --> 02:22:26,386
بدوید

1282
02:22:28,305 --> 02:22:29,806
تیرباران‌ـشون کنید

1283
02:22:30,557 --> 02:22:32,392
! پرتاب

1284
02:24:25,547 --> 02:24:27,632
رهاش کن کثافت

1285
02:24:29,509 --> 02:24:31,178
رهاش کن

1286
02:24:32,470 --> 02:24:34,639
! دیگه بهش دست نمیزنی

1287
02:24:37,726 --> 02:24:39,644
! بیا جلو تا تمامش کنیم

1288
02:26:28,628 --> 02:26:30,964
برو عقب

1289
02:26:41,808 --> 02:26:43,101
! آقای فرودو

1290
02:26:52,652 --> 02:26:54,654
وای، نه

1291
02:26:54,821 --> 02:26:56,781
فرودو

1292
02:26:57,073 --> 02:26:58,950
آقای فرودو

1293
02:27:03,496 --> 02:27:04,831
بیدار شو

1294
02:27:08,668 --> 02:27:11,087
این‌جا تنهام نذار

1295
02:27:12,589 --> 02:27:15,008
نرو جایی که نتونم دنبالت بیام

1296
02:27:19,346 --> 02:27:20,680
بیدار شو

1297
02:27:27,354 --> 02:27:29,606
(تو نخوابیدی (که بیدار بشی

1298
02:27:31,691 --> 02:27:33,651
! مُردی

1299
02:27:52,379 --> 02:27:53,880
! برگرد آشغالِ عوضی

1300
02:28:03,515 --> 02:28:04,849
این دیگه چیه ؟

1301
02:28:06,017 --> 02:28:08,728
به نظر میرسه که " شیلُبِ پیر "* در حال خوش گذرونی بوده
<font color="#ff8000">«عنکبوتِ غول پیکرِ ماده‌ای که گالوم»</font>
<font color="#ff8000">«در صحبت‌هایش به آن اشاره می‌کرد»</font>

1302
02:28:10,730 --> 02:28:13,233
یکی دیگه رو کشته، درسته ؟

1303
02:28:13,441 --> 02:28:15,402
نه

1304
02:28:18,154 --> 02:28:20,156
این یارو نمُرده

1305
02:28:20,448 --> 02:28:22,742
نمُرده ؟

1306
02:28:22,909 --> 02:28:28,748
،نیشِش رو توی بدن طعمه‌هاش فرو می‌کنه
و اون‌ها هم مثل ماهی نرم میشن

1307
02:28:29,082 --> 02:28:31,793
بعد هر بلایی که بخواد سرشون میاره

1308
02:28:32,168 --> 02:28:33,878
اون دوست داره که این‌طور تغذیه کنه

1309
02:28:34,379 --> 02:28:36,464
خون تازه

1310
02:28:36,673 --> 02:28:38,967
! ببریدش به برج

1311
02:28:42,429 --> 02:28:44,139
! سم‏وایزِ احمق

1312
02:28:44,305 --> 02:28:47,142
این آشغال تا چند ساعت دیگه بیدار خواهد شد

1313
02:28:47,308 --> 02:28:50,011
! اون موقع آرزو می‌کنه که اِی کاش هرگز به دنیا نیومده بود

1314
02:29:14,127 --> 02:29:17,338
خانه‌ی روحش در حال فرو ریختن‌ـه
<font color="#ff8000">«مفهوم: بدنش در حال متلاشی شدن‌ـه»</font>

1315
02:29:18,423 --> 02:29:19,841
داره (توی تب) می‌سوزه

1316
02:29:20,967 --> 02:29:22,302
از همین الان شروع به سوختن کرده

1317
02:29:22,719 --> 02:29:24,721
اون نمُرده

1318
02:29:25,138 --> 02:29:26,806
اون نمُرده

1319
02:29:29,017 --> 02:29:30,810
! نه ! نه

1320
02:29:30,977 --> 02:29:33,313
! نه ! نه

1321
02:29:33,480 --> 02:29:35,482
اون نمُرده

1322
02:29:35,857 --> 02:29:39,319
بدرود پرگرین، پسر پالادین -
! نه ! نه ! نه -

1323
02:29:39,486 --> 02:29:42,822
تو رو از خدمتِ به خودم آزاد می‌کنم

1324
02:29:44,157 --> 02:29:48,495
حالا برو و به هر شیوه‏ای که فکر می‌کنی برات بهتره بمیر

1325
02:29:50,663 --> 02:29:52,999
! روی چوب‏ها روغن بریزید

1326
02:29:54,751 --> 02:29:56,794
! زود باش سرباز
حرکت کن

1327
02:29:57,295 --> 02:30:00,173
! سریع برید اون‌جا، عجله کنید -
! گاندالف -

1328
02:30:00,548 --> 02:30:02,008
گاندالف کجاست ؟

1329
02:30:03,176 --> 02:30:04,427
گاندالف

1330
02:30:09,849 --> 02:30:11,017
! عقب‏نشینی کنید

1331
02:30:13,186 --> 02:30:14,979
! به شهر نفوذ کردن

1332
02:30:15,146 --> 02:30:18,066
! به طبقه‏ی دوم برگردید

1333
02:30:21,861 --> 02:30:23,488
! زن‌ها و بچه‏ها رو بیرون ببرید

1334
02:30:23,863 --> 02:30:25,573
ببریدشون بیرون

1335
02:30:25,782 --> 02:30:27,242
! عقب‏نشینی کنید

1336
02:30:27,408 --> 02:30:29,202
! زود باشید ! زود باشید

1337
02:30:29,536 --> 02:30:33,831
،به شهر وارد بشید
هرکسی سر راه‌ـتون هست رو بکشید

1338
02:30:41,839 --> 02:30:44,217
! بکُشیدشون

1339
02:31:04,737 --> 02:31:07,615
! بجنگید
تا آخرین نفر بجنگید

1340
02:31:07,824 --> 02:31:09,075
! برای زندگی‌ـتون بجنگید

1341
02:31:09,242 --> 02:31:10,535
! گاندالف

1342
02:31:14,914 --> 02:31:16,249
! گاندالف

1343
02:31:16,416 --> 02:31:19,043
! دنه‏تور عقلش رو از دست داده

1344
02:31:19,210 --> 02:31:21,462
! داره فارومیر رو زنده‏ می‏سوزونه

1345
02:31:21,629 --> 02:31:23,423
! بیا بالا
سریع

1346
02:31:30,263 --> 02:31:31,764
به اعماق تاریکی بازگرد

1347
02:31:33,266 --> 02:31:36,436
در نیستی‌ای سقوط کن که منتظر تو و ارباب توست

1348
02:31:36,603 --> 02:31:43,109
،آیا وقتی که مرگ را جلوی چشمانت می‌بینی
آن را نمی‌شناسی پیرمرد ؟

1349
02:31:43,276 --> 02:31:47,947
زمان من فرا رسیده است

1350
02:31:57,498 --> 02:31:59,125
! گاندالف

1351
02:32:07,967 --> 02:32:11,512
تو شکست خوردی

1352
02:32:12,305 --> 02:32:17,143
دنیای انسان‏ها سرنگون خواهد شد

1353
02:33:14,450 --> 02:33:15,868
شجاع باش، مِری

1354
02:33:16,035 --> 02:33:18,454
به‏خاطر دوستان‏ـمون شجاع باش

1355
02:33:21,999 --> 02:33:25,044
! صف تشکیل بدید، آشغال‏ها
صف تشکیل بدید

1356
02:33:25,211 --> 02:33:28,506
نیزه‏دارها جلو، کماندارها عقب

1357
02:33:36,556 --> 02:33:39,726
ائومر، " ائوردِ "* خودت رو ببر به سمت چپ
<font color="#ff8000">«دسته‌ای از سواره نظام روهان که از»</font>
<font color="#ff8000">«‌صد و بیست سوار تشکیل می‌شد»</font>

1358
02:33:39,892 --> 02:33:41,185
افراد آماده باشید

1359
02:33:41,352 --> 02:33:44,230
گاملینگ، پرچم پادشاه رو در مرکز سپاه نگه‌دار

1360
02:33:44,397 --> 02:33:48,067
گریم‏بولد، وقتی از دیوار عبور کردید
افرادت رو به سمت راست ببر

1361
02:33:48,234 --> 02:33:51,028
به پیش بتازید و از هیچ ظُلمتی نَهَراسید

1362
02:33:51,195 --> 02:33:55,032
! بپاخیزید، بپاخیزید سواران تئودن

1363
02:33:55,241 --> 02:34:00,413
نیزه‌ها خواهند شکست، سپرها متلاشی خواهند شد

1364
02:34:00,621 --> 02:34:04,375
...روز شمشیر، روز سرخ

1365
02:34:04,542 --> 02:34:08,087
قبل از آن که خورشید طلوع کند

1366
02:34:15,887 --> 02:34:20,224
هر اتفاقی که افتاد پیشم بمون
مراقبت هستم

1367
02:34:26,564 --> 02:34:28,608
حالا بتازید

1368
02:34:30,109 --> 02:34:32,278
حالا بتازید

1369
02:34:32,820 --> 02:34:35,615
...بر نابودی

1370
02:34:35,782 --> 02:34:38,576
! و پایان جهان بتازید

1371
02:34:40,453 --> 02:34:41,913
! مـــرگـــ

1372
02:34:42,288 --> 02:34:45,249
! مـــرگـــ

1373
02:34:45,416 --> 02:34:48,628
! مـــرگـــ

1374
02:34:49,086 --> 02:34:50,630
! مـــرگـــ

1375
02:34:51,339 --> 02:34:54,801
! مـــرگـــ

1376
02:34:59,931 --> 02:35:02,308
*به پیش ائورلینگاس
<font color="#ff8000">«به معنای " پسران ائورل " ، اولین پادشاه‌ روهان»</font>
<font color="#ff8000">«مردم روهان در قدیم خود را به این نام خطاب می کردند»</font>

1377
02:35:45,309 --> 02:35:47,019
! پرتاب کنید

1378
02:35:50,857 --> 02:35:52,024
! مـــرگـــ

1379
02:35:56,237 --> 02:35:57,530
! حمله

1380
02:35:58,030 --> 02:35:59,615
! پرتاب به اختیار

1381
02:36:56,923 --> 02:37:00,259
بدن‌های ما رو به آتش بکِشید

1382
02:37:17,902 --> 02:37:19,612
! این دیوانگی را تمام کن

1383
02:37:23,950 --> 02:37:28,579
شاید برای یک روز، فاتح میدان نبرد شوید

1384
02:37:29,121 --> 02:37:32,750
...اما در برابر نیرویی که از شرق برخواسته

1385
02:37:32,917 --> 02:37:36,128
پیروزی‌ای وجود ندارد

1386
02:38:05,324 --> 02:38:07,118
! نه

1387
02:38:07,284 --> 02:38:09,954
! تو پسرم رو از من نخواهی گرفت

1388
02:38:10,121 --> 02:38:12,456
! نه ! نه

1389
02:38:23,342 --> 02:38:25,011
فارومیر

1390
02:38:38,566 --> 02:38:42,528
پس دنه‏تور، پسر اکثلیون اینگونه می‌میرد

1391
02:39:10,056 --> 02:39:11,891
! به سمت رودخانه هدایت‌ـشون کنید

1392
02:39:14,602 --> 02:39:16,604
! شهر رو امن کنید

1393
02:39:56,602 --> 02:39:58,604
! صف‏ها رو از نو تشکیل بدید

1394
02:39:59,730 --> 02:40:01,649
! صف‏ها رو از نو تشکیل بدید

1395
02:40:08,656 --> 02:40:11,283
! شیپور حمله رو بزن
! از مقابل بهشون حمله می‏کنیم

1396
02:40:11,951 --> 02:40:14,120
! حمله

1397
02:41:33,032 --> 02:41:34,450
با شمشیر بزنش

1398
02:41:36,202 --> 02:41:38,162
دنبالم بیاید

1399
02:42:01,101 --> 02:42:03,729
افسار رو بگیر
بکِشش به سمت چپ

1400
02:42:06,106 --> 02:42:07,399
! چپ

1401
02:42:24,792 --> 02:42:26,502
! سرهاشون رو هدف بگیرید

1402
02:42:32,508 --> 02:42:35,761
بکُشش، بکُشش، بکُشش

1403
02:42:49,608 --> 02:42:51,110
! مری

1404
02:44:04,516 --> 02:44:06,602
فکر نمی‌کردم اینطوری به پایان برسه

1405
02:44:07,853 --> 02:44:09,313
پایان ؟

1406
02:44:10,522 --> 02:44:12,691
نه، سفر اینجا به پایان نمیرسه

1407
02:44:15,194 --> 02:44:18,322
... مرگ فقط یک راهِ دیگه‌ـست

1408
02:44:18,864 --> 02:44:20,532
راهی که همه‌ی ما باید طی کنیم

1409
02:44:21,825 --> 02:44:25,245
ابرهای تیره‌ی این جهان کنار می‌روند

1410
02:44:25,412 --> 02:44:29,041
و به شیشه‌ای نقره‌ای تبدیل می‌شوند

1411
02:44:31,210 --> 02:44:33,212
آن وقت، آن را خواهی دید

1412
02:44:35,130 --> 02:44:37,508
چی رو، گاندالف ؟

1413
02:44:38,634 --> 02:44:39,927
چی رو می‏بینم ؟

1414
02:44:41,220 --> 02:44:43,389
سواحلی سفید

1415
02:44:45,057 --> 02:44:47,518
و در پسِ آن

1416
02:44:48,936 --> 02:44:50,729
...سرزمینی سبز در دوردست

1417
02:44:51,438 --> 02:44:54,400
در زیر آفتابی ملایم و دلنشین

1418
02:44:58,404 --> 02:44:59,905
...خب

1419
02:45:00,072 --> 02:45:01,740
این خیلی هم بد نیست

1420
02:45:01,907 --> 02:45:03,367
نه

1421
02:45:05,411 --> 02:45:07,079
نه، نیست

1422
02:45:23,429 --> 02:45:26,765
پشت سرم صف بکشید

1423
02:45:47,578 --> 02:45:52,124
از گوشتش تغذیه کن

1424
02:45:56,462 --> 02:45:58,797
! اگر بهش دست بزنی، می‏کشمت

1425
02:45:58,964 --> 02:46:04,470
هرگز میان یک نازگول و شکارش قرار نگیر

1426
02:47:12,871 --> 02:47:16,041
! مثل همیشه دیر کردید، دزدهای دریاییِ آشغال

1427
02:47:16,500 --> 02:47:18,710
! کُلّی سلاخی هست که باید انجام بشه

1428
02:47:18,877 --> 02:47:22,089
! زود باشید موش‏های دریایی
! از کشتی‏هاتون پیاده بشید

1429
02:47:37,563 --> 02:47:39,731
برای هر دو نفرمون به اندازه کافی هست

1430
02:47:39,898 --> 02:47:41,942
! به امید برنده شدن بهترین کوتوله‌ی دنیا

1431
02:47:59,418 --> 02:48:01,628
ای احمق

1432
02:48:01,837 --> 02:48:05,257
هیچ مردی نمی‌تونه من رو بکشه

1433
02:48:07,593 --> 02:48:10,762
اکنون بمیر

1434
02:48:21,440 --> 02:48:23,442
! من مرد نیستم

1435
02:48:39,958 --> 02:48:43,462
پانزده، شانزده -
هفده -

1436
02:48:51,303 --> 02:48:53,180
! مری

1437
02:49:35,180 --> 02:49:37,015
! لگولاس

1438
02:49:59,371 --> 02:50:01,748
سی و سه، سی و چهار

1439
02:50:48,879 --> 02:50:51,256
! این هنوز هم یکی حساب میشه

1440
02:50:51,423 --> 02:50:53,592
! زود باشید دیگه
! زود باشید

1441
02:51:37,302 --> 02:51:40,138
صورتت رو می‌شناسم

1442
02:51:41,973 --> 02:51:43,809
ائووین

1443
02:51:46,436 --> 02:51:48,814
چشمانم دارن تار میشن

1444
02:51:49,940 --> 02:51:51,316
نه

1445
02:51:52,150 --> 02:51:53,777
نه

1446
02:51:55,821 --> 02:51:58,323
من نجات‌ـتون میدم

1447
02:51:59,658 --> 02:52:01,993
تو قبلاً نجاتم دادی

1448
02:52:05,664 --> 02:52:07,332
ائووین

1449
02:52:08,834 --> 02:52:11,636
بدنم درهم شکسته و خُرد شده

1450
02:52:16,341 --> 02:52:18,844
باید اجازه بدی که برم

1451
02:52:24,683 --> 02:52:27,310
... پیش پدرانم میرم

1452
02:52:28,728 --> 02:52:31,906
در جمع قدرتمند و پر اُبهت‌‍شان

1453
02:52:32,023 --> 02:52:35,360
احساس شرمندگی نخواهم کرد

1454
02:52:52,002 --> 02:52:53,628
ائووین

1455
02:53:40,091 --> 02:53:42,794
ما را (از سوگندمان) آزاد کن

1456
02:53:44,471 --> 02:53:46,222
فکر بدی‌ـه

1457
02:53:46,389 --> 02:53:50,226
با وجود اینکه مُردن، اما این بچه‌ها توی موقعیت‌های سخت
خیلی به درد می‌خورن

1458
02:53:50,393 --> 02:53:52,395
تو به ما قول دادی

1459
02:53:54,105 --> 02:53:56,274
" سوگندتان را وفا شده در نظر می‌گیرم "

1460
02:53:57,609 --> 02:53:58,944
بروید

1461
02:53:59,778 --> 02:54:01,446
در آرامش باشید

1462
02:54:44,823 --> 02:54:46,741
مری

1463
02:54:47,325 --> 02:54:50,495
نه

1464
02:54:54,457 --> 02:54:56,835
نه

1465
02:56:43,942 --> 02:56:45,151
! مری

1466
02:56:46,778 --> 02:56:48,780
! مری

1467
02:57:00,125 --> 02:57:01,960
! مری

1468
02:57:04,462 --> 02:57:05,672
مری، منم

1469
02:57:08,299 --> 02:57:09,884
پیپین هستم

1470
02:57:12,387 --> 02:57:14,639
می‌دونستم پیدام می‌کنی

1471
02:57:14,806 --> 02:57:16,015
بله

1472
02:57:18,476 --> 02:57:20,520
می‌خوای ترکم کنی ؟

1473
02:57:21,104 --> 02:57:22,814
نه، مری

1474
02:57:24,107 --> 02:57:26,317
می‌خوام ازت مواظبت کنم

1475
02:58:10,361 --> 02:58:11,738
! دستت رو بکش

1476
02:58:11,946 --> 02:58:15,074
اون پیراهنِ زرق و برق دار مال منه

1477
02:58:15,366 --> 02:58:19,537
این به همراه بقیه چیزها
به چشم بزرگ تحویل داده میشه

1478
02:58:21,039 --> 02:58:24,876
من از موش‏های بوگندوی مورگول دستور نمی‌گیرم

1479
02:58:25,710 --> 02:58:30,882
،بهش دست بزن
تا با این شمشیر دل و روده‏ات رو بریزم بیرون

1480
02:58:51,569 --> 02:58:53,404
اون آشغال سعی کرد منو با شمشیر بزنه

1481
02:58:53,571 --> 02:58:55,281
! بکشیدش

1482
03:00:38,509 --> 03:00:40,511
! این به خاطر فرودو بود

1483
03:00:40,887 --> 03:00:43,014
! و این به خاطر شایر

1484
03:00:46,642 --> 03:00:48,728
و این هم به خاطر پدر پیرم

1485
03:01:18,216 --> 03:01:21,552
اینقدر جیغ جیغ نکن موش کثیف

1486
03:01:22,720 --> 03:01:27,392
مثل خوکی که توی دام افتاده باشه، خونت رو می‌ریزم

1487
03:01:34,732 --> 03:01:37,402
نه اگه قبلش من خونت رو بریزم -
سم -

1488
03:01:43,199 --> 03:01:45,243
سم، خیلی متاسفم

1489
03:01:45,410 --> 03:01:47,412
برای همه چیز متاسفم

1490
03:01:47,912 --> 03:01:51,582
بیا از این‌جا ببریمت بیرون -
خیلی دیر شده، همه چیز تمام شد -

1491
03:01:51,749 --> 03:01:54,669
اون‌ها گرفتنش...سم

1492
03:01:55,420 --> 03:01:56,921
! اون‌ها حلقه رو گرفتن

1493
03:01:57,713 --> 03:02:00,425
ببخشید...ولی این کار رو نکردن

1494
03:02:12,395 --> 03:02:14,605
فکر کردم مُردی

1495
03:02:14,939 --> 03:02:16,691
به همین خاطر برداشتمش

1496
03:02:17,817 --> 03:02:19,944
فقط به خاطر اینکه جای امنی باشه

1497
03:02:21,195 --> 03:02:22,947
اون رو بده به من

1498
03:02:26,451 --> 03:02:28,703
حلقه رو بده به من، سم

1499
03:02:33,332 --> 03:02:34,625
! سم

1500
03:02:36,210 --> 03:02:38,129
حلقه رو بده به من

1501
03:02:58,858 --> 03:03:00,860
تو باید درک کنی

1502
03:03:03,654 --> 03:03:05,490
مسئولیت حلقه به عهده‌ی منه

1503
03:03:06,657 --> 03:03:08,826
اون تو رو نابود می‌کنه، سم

1504
03:03:11,996 --> 03:03:13,998
زود باش، آقای فرودو

1505
03:03:15,333 --> 03:03:16,959
بهتره چند تیکه لباس برات پیدا کنیم

1506
03:03:17,126 --> 03:03:20,171
نمی‌تونی در حالی که هیچی تنت نیست توی موردور راه بری

1507
03:03:41,859 --> 03:03:44,070
ما موفق شدیم آقای فرودو

1508
03:03:44,570 --> 03:03:46,864
ما به موردور رسیدیم

1509
03:03:48,199 --> 03:03:49,867
تعدادشون خیلی زیاده

1510
03:03:50,868 --> 03:03:53,412
هرگز نمی‌تونیم بدون دیده شدن ازش رد بشیم

1511
03:03:58,583 --> 03:03:59,879
...خودشه

1512
03:04:00,093 --> 03:04:01,879
<font color=#FF0000>" چــشــم "</font>

1513
03:04:09,595 --> 03:04:12,223
باید واردش بشیم، آقای فرودو

1514
03:04:12,723 --> 03:04:14,725
راه دیگه‌ای نیست

1515
03:04:17,728 --> 03:04:22,191
زود باش، بیا برای شروع از این تپه بریم پایین

1516
03:04:31,534 --> 03:04:34,745
فرودو از محدوده‌ی دیدِ من فراتر رفته

1517
03:04:36,080 --> 03:04:38,916
تاریکی در حال عمیق‌تر شدن‌ـه

1518
03:04:39,083 --> 03:04:41,460
اگه سائورون حلقه رو به دست آورده بود، می‌فهمیدیم

1519
03:04:41,627 --> 03:04:43,713
تنها مسئله فقط زمان‌ـه

1520
03:04:45,214 --> 03:04:47,592
اون مُتحملِ شکست شده، بله...اما

1521
03:04:48,634 --> 03:04:53,139
پشت حصارهای موردور، دشمن ما در حال تجدید قوا ـست

1522
03:04:53,347 --> 03:04:55,141
بذارید همون‌جا بمونه

1523
03:04:55,349 --> 03:04:57,977
بذارید(همون‌جا) بپوسه
چرا باید اهمیت بدیم ؟

1524
03:04:58,144 --> 03:05:03,357
چون الان ده هزار اُرک بین فرودو
! و کوهِ نابودی قرار گرفتن

1525
03:05:10,114 --> 03:05:12,867
من اون رو به طرف مرگ فرستادم

1526
03:05:14,368 --> 03:05:15,411
نه

1527
03:05:16,662 --> 03:05:18,372
هنوز هم برای فرودو امید هست

1528
03:05:18,664 --> 03:05:23,093
،اون به زمان و مسیری امن
برای عبور از دشت‌های " گورگوروث "* نیاز داره
<font color="#ff8000">«فلاتی بایر در شمال موردور و محلی برای تجمع اُرک‌ها»</font>

1529
03:05:23,919 --> 03:05:26,464
ما می‌تونیم این‌ها رو بهش بدیم -
چطور ؟ -

1530
03:05:26,797 --> 03:05:29,508
سپاهیان سائورن رو بیاریم بیرون

1531
03:05:29,675 --> 03:05:31,802
زمین‌هاش رو خالی کنیم

1532
03:05:32,011 --> 03:05:35,139
پس تمام توان‌ـمون رو جمع می‌کنیم
و به سمت دروازه‌ی سیاه میریم

1533
03:05:36,766 --> 03:05:39,018
نمی‌تونیم با ارتشی که داریم به پیروزی برسیم

1534
03:05:39,185 --> 03:05:40,478
برای خودمون نه

1535
03:05:40,686 --> 03:05:46,317
،اما می‌تونیم این فرصت رو به فرودو بدیم
اگه کاری کنیم که چشم سائورون روی ما متمرکز بشه

1536
03:05:48,110 --> 03:05:51,906
و از سایر چیزهایی که در حرکت هستن، غافل بشه

1537
03:05:52,657 --> 03:05:53,824
یک غفلت

1538
03:05:53,991 --> 03:05:55,826
...مرگِ قطعی

1539
03:05:55,993 --> 03:05:58,704
...شانسِ موفقیتِ اندک

1540
03:05:59,622 --> 03:06:01,165
پس منتظر چی هستیم ؟

1541
03:06:01,791 --> 03:06:04,168
سائورون شک خواهد کرد که براش دام پهن کردیم

1542
03:06:05,002 --> 03:06:07,004
اون توی دام نمیوفته

1543
03:06:08,506 --> 03:06:11,008
! فکر کنم که بیوفته

1544
03:06:45,459 --> 03:06:48,045
مدت زیادی‌ـه که دنبالم هستی

1545
03:06:48,963 --> 03:06:50,614
مدت زیادی‌ـه که از رویارویی با تو اجتناب می‌کنم

1546
03:06:52,049 --> 03:06:53,676
اما) دیگه نه)

1547
03:06:55,386 --> 03:06:57,763
! شمشیرِ اِلندیل رو ببین

1548
03:07:42,266 --> 03:07:44,769
شهر در سکوت فرو رفته

1549
03:07:46,437 --> 03:07:49,523
گرمایی در خورشید باقی نمانده

1550
03:07:50,274 --> 03:07:52,026
خیلی سرد طلوع کرده

1551
03:07:55,029 --> 03:07:58,073
این فقط رطوبتِ اولین باران بهاری‌ـه

1552
03:08:04,455 --> 03:08:07,625
باور ندارم که این تاریکی پایدار باقی بمونه

1553
03:08:36,320 --> 03:08:37,822
! نگاه کن، اُرک‏ها

1554
03:08:38,364 --> 03:08:40,366
دارن حرکت می‌کنن

1555
03:08:41,450 --> 03:08:43,494
می‌بینی آقای فرودو

1556
03:08:43,661 --> 03:08:45,996
بالاخره یکم شانس آوردیم

1557
03:08:46,163 --> 03:08:47,998
! تکون بخورید حلزون‌های بی‌مصرف

1558
03:08:49,333 --> 03:08:52,670
! زود باشید
سریع‌تر

1559
03:09:00,678 --> 03:09:03,973
از این طرف آشغال‌ها

1560
03:09:04,139 --> 03:09:08,352
اینقدر شلاق‌ـتون میزنم که استخوان
! از زیر گوشت‌ـتون بزنه بیرون

1561
03:09:11,230 --> 03:09:12,857
! زود باشید

1562
03:09:13,023 --> 03:09:15,359
چی بهتون گفتم ؟

1563
03:09:22,199 --> 03:09:23,701
! بلند شید

1564
03:09:24,118 --> 03:09:26,745
! زود باشید، حلزون‏ها

1565
03:09:26,912 --> 03:09:30,541
! شما دوتا مستقیم میرید به خط مقدم

1566
03:09:30,708 --> 03:09:35,671
تکون بخورید، برید توی صف
! راه بیوفتید، تکون بخورید

1567
03:09:48,642 --> 03:09:52,438
! به طرف دروازه تنبل‏ها
! حالا، تکون بخورید

1568
03:10:01,864 --> 03:10:05,609
مگه نمی‏دونید که در حال جنگ هستیم ؟

1569
03:10:27,765 --> 03:10:30,601
! افراد بایستید

1570
03:10:34,438 --> 03:10:37,816
! تفتیش

1571
03:10:37,983 --> 03:10:40,444
سم، کمکم کن

1572
03:10:40,611 --> 03:10:42,446
! آقای فرودو

1573
03:10:45,199 --> 03:10:47,743
! بلند شو، آقای فرودو
! بلند شو

1574
03:10:47,910 --> 03:10:49,745
خیلی سنگین شده

1575
03:10:58,837 --> 03:11:00,005
وای، نه

1576
03:11:05,636 --> 03:11:07,638
باید چیکار کنم ؟
باید چیکار کنیم ؟

1577
03:11:10,516 --> 03:11:11,850
من رو بزن -
چی ؟ -

1578
03:11:12,017 --> 03:11:14,103
من رو بزن، سم
یه دعوا راه بنداز

1579
03:11:14,269 --> 03:11:15,813
دستت رو بکش

1580
03:11:16,480 --> 03:11:18,816
هیچ‌کس نباید من رو هُل بده، کرم کثیف

1581
03:11:27,491 --> 03:11:29,493
دستت رو بکش

1582
03:11:30,452 --> 03:11:32,329
تمامش کنید
تمامش کنید

1583
03:11:34,873 --> 03:11:39,461
اگه این دعوا رو تمامش نکنید، دل و روده‌ـتون
رو میریزم بیرون

1584
03:11:39,670 --> 03:11:42,006
! برو، سم
 حالا

1585
03:11:50,889 --> 03:11:52,474
! راه بیوفتید آشغال‏ها

1586
03:11:52,641 --> 03:11:54,518
! برگردید داخل صف

1587
03:11:55,019 --> 03:11:56,854
! کرم‌های کثیف

1588
03:11:57,521 --> 03:12:00,524
! برگردید داخل صف تنبل‌ها

1589
03:12:02,901 --> 03:12:06,363
! زود باشید تنبل‏ها
تکون بخورید

1590
03:12:09,074 --> 03:12:11,035
تکون بخورید

1591
03:12:55,204 --> 03:12:57,247
... من نمی‏تونم

1592
03:12:57,414 --> 03:13:01,126
نمی‏تونم، دیگه نمی‌تونم بار حلقه رو تحمل کنم

1593
03:13:01,376 --> 03:13:02,461
این...این

1594
03:13:02,628 --> 03:13:05,255
این (حلقه) بار خیلی سنگینی‌ـه

1595
03:13:06,090 --> 03:13:07,132
...این

1596
03:13:07,341 --> 03:13:09,259
خیلی سنگین‌ـه

1597
03:13:14,264 --> 03:13:16,925
،از اون راه میریم
تا جایی که می‌تونیم از مسیر مسقیم میریم

1598
03:13:18,143 --> 03:13:21,571
دلیل نداره چیزهایی که مطمئن نیستیم
بهشون نیاز داریم رو حمل کنیم

1599
03:13:36,453 --> 03:13:38,288
آقای فرودو

1600
03:13:39,790 --> 03:13:41,291
نگاه کن

1601
03:13:43,919 --> 03:13:45,754
...اون بالا روشنایی

1602
03:13:46,088 --> 03:13:48,465
و زیبایی هست

1603
03:13:48,632 --> 03:13:50,384
جایی که در دسترس هیچ سایه‌ای نیست

1604
03:14:41,435 --> 03:14:43,020
از مال من بخور

1605
03:14:43,520 --> 03:14:45,689
هنوز چند قطره‏ای باقی مونده

1606
03:15:00,871 --> 03:15:03,498
برای مسیر بازگشت‌ـمون چیزی باقی نمیمونه

1607
03:15:04,374 --> 03:15:07,544
فکر نمی‌کنم بازگشتی توی کار باشه آقای فرودو

1608
03:16:00,430 --> 03:16:02,599
! فرودو، بخواب رو زمین

1609
03:16:04,393 --> 03:16:06,270
! مخفی شو

1610
03:16:16,655 --> 03:16:18,448
! فرودو

1611
03:16:24,288 --> 03:16:25,747
کجا هستن ؟

1612
03:17:01,825 --> 03:17:04,828
بذارید فرمانروای سرزمین سیاه جلو بیاد

1613
03:17:05,787 --> 03:17:08,623
! بذارید عدالت در موردش اجرا بشه

1614
03:17:52,125 --> 03:17:56,046
اربابم، سائورون بزرگ به شما خوش آمد می‌گویند

1615
03:17:56,105 --> 03:18:01,646
<font color="#ff8000">«:توضیح مترجم»</font>
<font color="#ff8000">«"این شخصیت که در کتاب ارباب حلقه‌ها با عنوان " دهان سائورون»</font>
<font color="#ff8000">«معرفی می‌شود، فردی از نژاد انسان‌هاست که به عنوان فرمانده برج»</font>
<font color="#ff8000">«باراد-دور از وفادارترین خادمان سائورون و از نومه‌نوری‌های سیاه»</font>
<font color="#ff8000">«بود. کسی که همه و حتی خودش نام او را از یاد برده بودند»</font>

1616
03:18:01,885 --> 03:18:05,639
آیا در این جمع، فرد صاحب اختیاری هست
که با من مذاکره کنه ؟

1617
03:18:06,014 --> 03:18:09,101
...ما نیامده‌ایم که با سائورون مذاکره کنیم

1618
03:18:09,267 --> 03:18:12,229
با این فردِ) پیمان‏شکن و نفرین شده)

1619
03:18:12,396 --> 03:18:15,857
:این را به اربابت بگو
ارتش موردور باید منحل شود

1620
03:18:16,024 --> 03:18:18,693
او باید این سرزمین‏ها را ترک کند و هرگز بازنگردد

1621
03:18:18,902 --> 03:18:22,239
اوه، پیرمرد ریش‏ سفید

1622
03:18:23,698 --> 03:18:27,953
یک یادگاری به همراه دارم
که به من گفته شده آن را به شما نشان بدهم

1623
03:18:32,958 --> 03:18:34,292
فرودو

1624
03:18:37,170 --> 03:18:38,588
فرودو

1625
03:18:39,589 --> 03:18:40,799
! ساکت -
! نه -

1626
03:18:41,675 --> 03:18:42,968
! ساکت

1627
03:18:44,761 --> 03:18:48,557
می‌بینم که اون کوتوله برای شما عزیز بوده

1628
03:18:49,558 --> 03:18:53,603
پس بدانید که از دست میزبانش رنج عظیمی را کشید

1629
03:18:59,109 --> 03:19:04,906
چه کسی فکرش را می‌کرد که موجودی به این کوچکی
بتواند این همه درد را تحمل کند ؟

1630
03:19:07,492 --> 03:19:09,619
و او این کار را کرد، گاندالف

1631
03:19:09,786 --> 03:19:11,580
اون این کار را کرد

1632
03:19:18,587 --> 03:19:20,088
و این شخص کیست ؟

1633
03:19:20,255 --> 03:19:22,299
وارثِ ایسیلدور ؟

1634
03:19:22,466 --> 03:19:25,469
ساختن یک پادشاه از ساختن یک
! شمشیر شکسته‌ی اِلفی سخت‌تر است

1635
03:19:30,265 --> 03:19:32,809
! به نظرم نتیجه‌ی مذاکرات این بود

1636
03:19:34,978 --> 03:19:36,146
من باور نمی‏کنم

1637
03:19:38,148 --> 03:19:39,441
! این کار رو نخواهم کرد

1638
03:19:55,665 --> 03:19:57,459
! برگردید

1639
03:19:57,751 --> 03:19:59,794
! برگردید

1640
03:20:02,415 --> 03:20:03,823
<font color=#FF0000>" حلقه‌ای برای فرمان دادن به همه‌ی آن‌ها "</font>

1641
03:20:05,836 --> 03:20:07,044
<font color=#FF0000>" حلقه‌ای برای فرمان دادن به همه‌ی آن‌ها "</font>

1642
03:20:12,015 --> 03:20:14,017
اون رفته آقای فرودو

1643
03:20:16,520 --> 03:20:19,523
اون نور رفته، به سمت شمال منحرف شده

1644
03:20:19,689 --> 03:20:21,525
چیزی توجهش رو جلب کرده

1645
03:20:39,042 --> 03:20:41,795
موقعیت‌ـتون رو حفظ کنید
موقعیت‌ـتون رو حفظ کنید

1646
03:20:43,880 --> 03:20:47,884
،فرزندان گاندور، فرزندان روهان
برادران من

1647
03:20:50,720 --> 03:20:52,597
...در چشمان شما

1648
03:20:53,014 --> 03:20:57,060
همان وحشتی را می‌بینم
که قلب من را نیز فراگرفته

1649
03:20:59,020 --> 03:21:02,899
شاید روزی فرا برسد
که شجاعتِ نژادِ انسان‌ها از بین برود

1650
03:21:03,066 --> 03:21:06,403
زمانی که دوستان‌مان را رها کنیم
و تمام پیوندهای دوستی را بشکنیم

1651
03:21:06,570 --> 03:21:09,239
ولی آن روز، امروز نیست

1652
03:21:09,531 --> 03:21:12,676
...زمان (زوزه‌ی) گرگ‌ها و سپرهای شکسته

1653
03:21:12,742 --> 03:21:15,679
زمانی که دوران انسان‌ها در حال نابودی‌ـست

1654
03:21:15,745 --> 03:21:18,248
ولی آن روز، امروز نیست

1655
03:21:18,415 --> 03:21:20,083
! امروز، ما می‏جنگیم

1656
03:21:22,544 --> 03:21:26,214
به احترام همه‌ی چیزایی که عزیزشان می‌دارید

1657
03:21:26,381 --> 03:21:30,694
از شما می‌خواهم که ایستادگی کنید، اِی مردان غرب

1658
03:22:59,057 --> 03:23:02,644
هرگز فکر نمی‌کردم که در حالی که
در کنار یک اِلف می‌جنگم، کشته بشم

1659
03:23:03,061 --> 03:23:05,438
در کنار یک دوست چطور ؟

1660
03:23:08,983 --> 03:23:10,694
آره

1661
03:23:11,528 --> 03:23:13,321
این فکر رو می‌تونم بکنم

1662
03:23:43,685 --> 03:23:45,729
شایر رو یادت میاد، آقای فرودو ؟

1663
03:23:48,732 --> 03:23:50,984
بزودی بهار میشه

1664
03:23:51,735 --> 03:23:54,446
و درخت‌ها شکوفه میدن

1665
03:23:54,612 --> 03:23:58,283
و پرنده‌ها توی درختان فندق لانه سازی می‌کنن

1666
03:23:59,701 --> 03:24:03,705
و توی زمین‌های پایینی شروع به کاشت جو می‌کنن

1667
03:24:04,748 --> 03:24:09,085
و اولین توت فرنگی‌های تابستان رو
همراه با خامه می‌خورن

1668
03:24:11,045 --> 03:24:13,548
مزه‏ی توت فرنگی رو یادت میاد ؟

1669
03:24:15,091 --> 03:24:16,801
نه، سم

1670
03:24:17,010 --> 03:24:19,929
،نه مزه‌ی غذا رو یادم میاد

1671
03:24:21,097 --> 03:24:24,392
...نه صدای آب رو

1672
03:24:24,559 --> 03:24:28,104
و نه لمس علف‌زار رو

1673
03:24:29,105 --> 03:24:30,607
... من

1674
03:24:31,524 --> 03:24:33,101
برهنه توی تاریکی ایستادم

1675
03:24:34,569 --> 03:24:36,821
هیچ ... هیچ چیزی وجود نداره

1676
03:24:37,030 --> 03:24:41,743
هیچ پوششی بین من و چرخ آتش نیست

1677
03:24:42,952 --> 03:24:45,013
... می‌تونم اون* رو ببینم
<font color="#ff8000">«منظور سائورون است»</font>

1678
03:24:45,288 --> 03:24:47,096
(حتی وقتی که چشم‌هام بازه (و بیدارم

1679
03:24:48,041 --> 03:24:50,460
...پس بیا از شرش خلاص بشیم

1680
03:24:51,085 --> 03:24:53,296
یک بار و برای همیشه

1681
03:24:54,047 --> 03:24:56,132
بیا آقای فرودو

1682
03:24:56,299 --> 03:24:58,927
نمی‌تونم اون (حلقه) رو برات حمل کنم

1683
03:24:59,302 --> 03:25:01,346
اما می‌تونم خودت رو حمل کنم

1684
03:25:01,930 --> 03:25:03,640
زود باش

1685
03:25:34,087 --> 03:25:37,006
<font color=#FF0000><i>آراگــورن</i></font>

1686
03:25:48,601 --> 03:25:52,087
<font color=#FF0000><i>اِلــه ‏ســار</i></font>
<font color="#ff8000">«لقب آراگورن و به معنی گوهر اِلفی»</font>

1687
03:26:03,199 --> 03:26:05,618
به خاطر فرودو

1688
03:26:40,570 --> 03:26:42,071
نگاه کن آقای فرودو

1689
03:26:42,739 --> 03:26:44,949
یک دروازه

1690
03:26:45,575 --> 03:26:47,243
تقریباً بهش رسیدیم

1691
03:26:49,579 --> 03:26:53,541
<font color=#FF0000>! چه هابیت‌های زرنگی که این‌قدر بالا اومدن</font>

1692
03:27:07,430 --> 03:27:09,098
<font color=#FF0000>نباید از اون راه بری</font>

1693
03:27:10,683 --> 03:27:13,102
<font color=#FF0000>نباید به عزیز آسیب برسونی</font>

1694
03:27:13,269 --> 03:27:15,063
! تو سوگند خوردی

1695
03:27:15,229 --> 03:27:17,273
! تو به عزیز سوگند خوردی

1696
03:27:19,192 --> 03:27:21,110
! اسمیگل قول داد

1697
03:27:22,070 --> 03:27:24,072
<font color=#FF0000>اسمیگل دروغ گفت</font>

1698
03:28:16,541 --> 03:28:18,459
! فرودو

1699
03:28:45,528 --> 03:28:47,321
عقاب‏ها

1700
03:28:48,698 --> 03:28:50,199
! عقاب‏ها دارن میان

1701
03:29:13,056 --> 03:29:14,891
! فرودو

1702
03:29:20,188 --> 03:29:21,439
من این‌جا هستم، سم

1703
03:29:28,905 --> 03:29:30,573
! نابودش کن

1704
03:29:41,084 --> 03:29:44,420
! زود باش
! حالا

1705
03:29:44,587 --> 03:29:47,090
بندازش توی آتش

1706
03:30:00,478 --> 03:30:03,147
منتظر چی هستی ؟

1707
03:30:05,066 --> 03:30:07,443
فقط رهاش کن

1708
03:30:40,643 --> 03:30:42,895
<font color=#FF0000>حلقه مال منه</font>

1709
03:30:46,440 --> 03:30:48,151
نه

1710
03:30:48,609 --> 03:30:49,902
نه

1711
03:30:58,327 --> 03:31:00,997
! نــه

1712
03:32:45,434 --> 03:32:47,270
<font color=#FF0000>آره</font>

1713
03:32:48,437 --> 03:32:50,147
<font color=#FF0000>آره</font>

1714
03:32:51,274 --> 03:32:54,151
<font color=#FF0000>! عزیز</font>
<font color=#FF0000>! عزیز</font>

1715
03:32:54,318 --> 03:32:57,154
<font color=#FF0000>! عزیز</font>
<font color=#FF0000>! عزیز</font>

1716
03:33:50,458 --> 03:33:52,293
! دستت رو بده به من

1717
03:34:00,634 --> 03:34:03,012
! دستم رو بگیر

1718
03:34:05,681 --> 03:34:07,016
! نه

1719
03:34:14,315 --> 03:34:16,233
حق نداری بری

1720
03:34:20,863 --> 03:34:22,406
حق نداری بری

1721
03:34:24,033 --> 03:34:25,534
! بگیرش

1722
03:35:54,707 --> 03:35:57,585
! فرودو

1723
03:35:58,127 --> 03:36:01,130
! فرودو

1724
03:37:22,545 --> 03:37:24,380
از بین رفت

1725
03:37:28,842 --> 03:37:30,553
تمام شد

1726
03:37:31,053 --> 03:37:33,055
بله آقای فرودو

1727
03:37:34,431 --> 03:37:36,892
دیگه همه چیز تمام شد

1728
03:38:02,543 --> 03:38:04,920
می‌تونم شایر رو ببینم

1729
03:38:07,089 --> 03:38:09,425
...رودخانه‌ی برندی‏واین

1730
03:38:11,594 --> 03:38:13,596
...*بگ اِند
<font color="#ff8000">«محل زندگی فرودو و بیلبو»</font>

1731
03:38:15,931 --> 03:38:18,601
...آتش‏بازی‏های گاندالف

1732
03:38:19,059 --> 03:38:22,771
...چراغ‌هایی که روی درخت‌های مراسم هستن

1733
03:38:24,273 --> 03:38:27,643
*رقصیدن رُزی کاتن
<font color="#ff8000">«پیشخدمت مِیخانه و معشوقه‌ی سم»</font>

1734
03:38:28,569 --> 03:38:31,280
روبانی که توی موهاش داشت

1735
03:38:34,158 --> 03:38:37,119
...اگه می‌خواستم روزی با کسی ازدواج کنم

1736
03:38:38,078 --> 03:38:40,289
با اون ازدواج می‏کردم

1737
03:38:41,749 --> 03:38:43,792
با اون ازدواج می‏کردم

1738
03:38:55,971 --> 03:38:59,141
...خوشحالم که کنارت هستم، سم‌وایز گمجی

1739
03:39:03,479 --> 03:39:06,398
این‌جا در پایان همه چیز

1740
03:40:56,091 --> 03:40:58,093
گاندالف ؟

1741
03:41:17,780 --> 03:41:19,782
! فرودو

1742
03:41:39,551 --> 03:41:41,345
! گیملی

1743
03:41:59,970 --> 03:42:01,170
! آراگورن

1744
03:43:24,364 --> 03:43:28,076
اکنون دورانِ فرمانرواییِ پادشاه فرا رسیده است

1745
03:43:33,081 --> 03:43:35,617
امیدوارم این دوران، مبارک و فرخنده باشد

1746
03:43:55,729 --> 03:43:58,398
... این روز تنها متعلق به یک نفر نیست

1747
03:43:58,565 --> 03:44:00,442
بلکه متعلق به همه ا‏ست

1748
03:44:02,110 --> 03:44:04,988
... بیایید با یکدیگر این جهان را از نو بسازیم

1749
03:44:05,197 --> 03:44:09,451
جهانی که در آن با صلح و آرامش در کنار هم زندگی کنیم

1750
03:44:22,502 --> 03:44:26,072
:به زبان کوئنیا
<i><font color=#0080C0>*از آن سوی دریای بزرگ</font>
<font color="#ff8000">«سرودی که اِلندیل وقتی برای اولین بار»</font>
<font color="#ff8000">«پا به سرزمین میانه گذاشت آن را خواند»</font>

1751
03:44:26,402 --> 03:44:32,602
<i><font color=#0080C0>به سرزمین میانه آمده‌ام</font>

1752
03:44:35,252 --> 03:44:39,602
<font color=#0080C0>در این سرزمین</font>

1753
03:44:40,402 --> 03:44:45,202
<i><font color=#0080C0>من و وارثان من سکونت خواهیم کرد</font>

1754
03:44:47,002 --> 03:44:55,802
<i><font color=#0080C0>تا زمانی که دنیا به پایان برسد</font>

1755
03:45:04,202 --> 03:45:05,602
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>ممنون</font>

1756
03:46:43,939 --> 03:46:45,982
... دوستان من

1757
03:46:51,279 --> 03:46:53,949
شما نباید به هیچ کسی تعظیم کنید

1758
03:47:38,160 --> 03:47:40,287
<font color="#ff8000">:صدای فرودو</font>
<i>...و این گونه بود که</i>

1759
03:47:40,453 --> 03:47:44,040
<i>دوره‌ی " چهارم " سرزمین میانه آغاز شد</i>

1760
03:47:44,207 --> 03:47:46,793
<i>...و یاران حلقه</i>

1761
03:47:46,960 --> 03:47:51,464
<i>هرچند پیوندی ابدی از دوستی و عشق با یکدیگر داشتند</i>

1762
03:47:51,631 --> 03:47:54,099
<i>اما در کنار هم بودن‌ـشان) به پایان رسید)</i>

1763
03:47:59,014 --> 03:48:03,852
<i>سیزده ماه پس از سفری که گاندالف
 ...ما را روانه‌ی آن کرده بود</i>

1764
03:48:04,019 --> 03:48:08,190
<i>خود را در حالی یافتیم
که مشغول تماشای منظره‌ای آشنا بودیم</i>

1765
03:48:10,734 --> 03:48:13,486
<i>ما به خانه رسیدیم</i>

1766
03:48:20,035 --> 03:48:21,870
درود

1767
03:48:39,054 --> 03:48:41,264
حواست به کدو باشه

1768
03:49:29,271 --> 03:49:30,939
باز هم از همون قبلی بده رُزی

1769
03:49:31,106 --> 03:49:33,108
شب خوش بچه‌ها

1770
03:50:30,665 --> 03:50:34,669
<i>چگونه می‌توان سرنخ‌های
زندگی گذشته را به دست گرفت ؟</i>

1771
03:50:36,004 --> 03:50:38,214
<i>...چگونه ادامه می‌دهی</i>

1772
03:50:38,381 --> 03:50:43,636
<i>...وقتی که در دلت به آرامی متوجه می‌شوی که</i>

1773
03:50:44,846 --> 03:50:47,849
<i>بازگشتی وجود ندارد ؟</i>

1774
03:50:48,516 --> 03:50:52,187
<i>چیزهایی وجود دارند که گذر زمان هم
نمی‌تواند آن‌ها را التیام ببخشد</i>

1775
03:50:52,687 --> 03:50:55,648
<i>بعضی از زخم‌ها آن‌قدر عمیق هستند</i>

1776
03:50:57,359 --> 03:51:00,195
<i>که تا ابد باقی می‌مانند</i>

1777
03:51:20,818 --> 03:51:23,677
<font color="#ff8000">«:نوشته‌ی روی کتاب»</font>
<font color="#ff8000">«" :آن‌جا و بازگشت دوباره "»</font>
<font color="#ff8000">«" داستان یک هابیت "»</font>
<font color="#ff8000">«" نوشته‏ی بیلبو بگینز "»</font>

1778
03:51:38,400 --> 03:51:40,235
آقای فرودو ؟

1779
03:51:43,571 --> 03:51:44,948
چیزی شده ؟

1780
03:51:46,783 --> 03:51:50,745
چهار سال از اتفاقی که توی " وِدِرتاپ "* افتاد، می‌گذره
<font color="#ff8000">«برج متروکه‌ای که فرودو در آن»</font>
<font color="#ff8000">«توسط دِشنه‌ی یک نازگول زخمی شد»</font>

1781
03:51:51,413 --> 03:51:54,165
زخمش هرگز واقعاً خوب نشده

1782
03:51:58,086 --> 03:52:03,383
"<i>:آن‌جا و بازگشت دوباره "
" داستان یک هابیت "
" نوشته‏ی بیلبو بگینز "
</i>

1783
03:52:04,092 --> 03:52:07,929
<i>" ارباب حلقه‌ها "</i> و
<i>" نوشته‌ی فرودو بگینز "</i>

1784
03:52:08,430 --> 03:52:10,598
تو تمامش کردی

1785
03:52:13,435 --> 03:52:14,936
نه کاملاً

1786
03:52:15,770 --> 03:52:18,273
یکم دیگه‌اش مونده

1787
03:52:20,942 --> 03:52:25,155
<i>یک بار بیلبو به من گفت که نقش‏ اون
در این داستان به پایان خواهد رسید</i>

1788
03:52:25,321 --> 03:52:28,616
<i>گفت که هرکدوم از ما داستانی داریم
که باید بیایم و اون رو تعریف کنیم</i>

1789
03:52:29,492 --> 03:52:32,328
<i>حالا داستان بیلبو به پایان رسیده</i>

1790
03:52:32,829 --> 03:52:35,790
<i>دیگه از این به بعد به سفر نخواهد رفت</i>

1791
03:52:35,957 --> 03:52:37,459
<i>تا کسی رو نجات بده</i>

1792
03:52:38,251 --> 03:52:41,796
دوباره بگو پسرم، کجا داریم میریم ؟

1793
03:52:41,963 --> 03:52:43,965
به لنگرگاه میریم، بیلبو

1794
03:52:44,132 --> 03:52:46,843
اِلف‌ها افتخار ویژه‌ای رو برات در نظر گرفتن

1795
03:52:47,010 --> 03:52:49,937
یک جا در آخرین کشتی‌ای که قراره سرزمین میانه رو ترک کنه

1796
03:52:51,347 --> 03:52:53,016
فرودو

1797
03:52:54,476 --> 03:52:58,980
امکانش هست که حلقه‏ی قدیمی‏ خودم رو دوباره ببینم ؟

1798
03:52:59,647 --> 03:53:01,858
همونی که بهت دادم

1799
03:53:05,487 --> 03:53:07,655
... عذر می‌خوام عمو

1800
03:53:10,241 --> 03:53:12,827
متاسفانه گُمش کردم

1801
03:53:12,994 --> 03:53:14,829
اوه

1802
03:53:15,455 --> 03:53:16,873
افسوس

1803
03:53:19,667 --> 03:53:23,505
دوست داشتم اون رو برای آخرین بار دستم بگیرم

1804
03:53:48,488 --> 03:53:50,156
اوه

1805
03:53:52,700 --> 03:53:57,705
هرگز منظره‌ای به این قشنگی ندیده بودم

1806
03:54:11,886 --> 03:54:15,223
قدرتِ سه حلقه* به پایان رسیده است
<font color="#ff8000">«،حلقه‌های قدرتی که به اِلف‌ها داده شده بود»</font>
<font color="#ff8000">«شامل ناریا یا حلقه آتش، ننیا یا حلقه آب و ویلیا یا حلقه هوا»</font>

1807
03:54:16,057 --> 03:54:22,313
زمان حکومتِ انسان‌ها فرا رسیده

1808
03:54:23,314 --> 03:54:26,234
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>دریا ما را به خانه فرا می‌خواند</font>

1809
03:54:34,701 --> 03:54:36,869
...فکر کنم که

1810
03:54:37,036 --> 03:54:41,416
برای یک ماجراجویی دیگه کاملاً آماده‌ام

1811
03:55:12,447 --> 03:55:14,782
بدرود

1812
03:55:14,949 --> 03:55:17,660
هابیت‏های شجاع من

1813
03:55:19,621 --> 03:55:21,623
کار من اکنون به پایان رسیده

1814
03:55:25,585 --> 03:55:30,465
سرانجام، این‌جا در ساحل دریا

1815
03:55:31,132 --> 03:55:33,968
همراهی ما به پایان میرسد

1816
03:55:37,472 --> 03:55:39,974
" نمی‏گویم که " اشک نریزید

1817
03:55:40,642 --> 03:55:44,646
زیرا که همه‌ی اشک‌ها بد نیستند

1818
03:56:02,205 --> 03:56:04,165
زمانش فرا رسیده، فرودو

1819
03:56:09,671 --> 03:56:11,673
منظور اون چیه ؟

1820
03:56:14,175 --> 03:56:17,011
ما برای نجات شایر رفته بودیم، سم

1821
03:56:18,638 --> 03:56:21,349
و اون نجات پیدا کرد

1822
03:56:25,019 --> 03:56:27,689
اما من نه

1823
03:56:28,648 --> 03:56:31,067
تو که جدی نمیگی

1824
03:56:32,318 --> 03:56:34,362
تو نمی‌تونی بری

1825
03:56:42,870 --> 03:56:45,540
صفحه‌های آخر برای تو هستن سم

1826
04:00:18,669 --> 04:00:21,547
<i>سم عزیزم</i>

1827
04:00:23,424 --> 04:00:26,761
<i>همیشه نمی‌توانی دو قسمت و جدا باشی</i>

1828
04:00:26,928 --> 04:00:31,098
<i>باید برای سال‌های زیادی یکپارچه و کامل باشی</i>

1829
04:00:31,807 --> 04:00:37,271
<i>تو چیزهای بسیاری برای لذت بردن، بودن و انجام دادن داری</i>

1830
04:00:38,564 --> 04:00:41,734
<i>نقش تو در این داستان ادامه خواهد یافت</i>

1831
04:00:42,443 --> 04:00:44,236
... خب

1832
04:00:46,113 --> 04:00:47,782
من برگشتم

1833
04:00:48,913 --> 04:01:09,082
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1834
04:01:28,793 --> 04:01:34,182
<font color="#ff8000">«پــایــان»</font>

1835
04:01:40,513 --> 04:01:45,382
<font color="#ff8000">کارگردان: پیتر جکسون</font>

1836
04:01:45,913 --> 04:01:49,282
<font color="#ff8000">:نویسندگان فیلمنامه</font>
<font color="#ff8000">(فرن والش(همسر پیتر جکسون</font>
<font color="#ff8000">فیلیپا بوینس</font>
<font color="#ff8000">پیتر جکسون</font>

1837
04:01:50,213 --> 04:01:53,782
<font color="#ff8000">:بر اساس کتابی نوشته</font>
<font color="#ff8000">جان رونالد روئل تالکین</font>
