1
00:00:20,950 --> 00:00:27,950
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:28,319 --> 00:00:30,200
‫♪ بمون، ♪

3
00:00:30,280 --> 00:00:33,680
‫♪ چون شب بدون تو درده. ♪

4
00:00:34,000 --> 00:00:37,880
‫♪ اون حالت‌ها تو ذهنمه و همۀ اون ناله‌ها، ♪

5
00:00:37,959 --> 00:00:41,319
‫♪ و دیگه هیچی نمی‌خوام که با تو نباشه. ♪

6
00:00:42,880 --> 00:00:44,560
‫♪ بمون، ♪

7
00:00:44,639 --> 00:00:47,880
‫♪ چون شب بدون تو درده. ♪

8
00:00:48,319 --> 00:00:52,040
‫♪ اون حالت‌ها تو ذهنمه و هر کاری که کردیم، ♪

9
00:00:52,119 --> 00:00:56,040
‫♪ و دیگه هیچی نمی‌خوام که با تو نباشه. ♪

10
00:00:59,599 --> 00:01:01,319
‫- کی اینو آورده؟
‫- من.

11
00:01:01,439 --> 00:01:04,239
‫- تو؟ چقدر شد؟
‫- حدود هشت یورو اینا.

12
00:01:04,400 --> 00:01:06,080
‫- هشت یورو؟
‫- بعداً پولتو می‌دیم.

13
00:01:06,319 --> 00:01:07,319
‫- بیا.

14
00:01:07,480 --> 00:01:09,639
‫وای خدای من، باورتون
‫نمی‌شه کی برگشته مدرسه.

15
00:01:09,720 --> 00:01:11,720
‫- همون...
‫- صداتونو بیارین پایین.

16
00:01:11,800 --> 00:01:13,720
‫ببخشید. یادداشت‌هایی که توش مثلاً می‌نوشتن:

17
00:01:13,800 --> 00:01:16,199
‫"پدربزرگت رو می‌کشم"
‫اونم برای بچه‌های کوچیک.

18
00:01:16,279 --> 00:01:17,760
‫- چی داری میگی؟
‫- به خدا.

19
00:01:17,879 --> 00:01:19,800
‫اونا همیشه این کارو با ما می‌کردن.

20
00:01:19,959 --> 00:01:21,639
‫با ما خیلی زیاده‌روی کردن.

21
00:01:21,839 --> 00:01:23,639
‫یه روز با گریه اومدم خونه

22
00:01:23,919 --> 00:01:25,360
‫چون برام یه چیزی تو
‫این مایه‌ها نوشته بودن:

23
00:01:25,440 --> 00:01:28,160
‫"اگه ساعت سه نیای تو زمین
‫بازی، مامانت می‌میره."

24
00:01:28,239 --> 00:01:30,360
‫- مامانت چی گفت؟
‫- هیچی، فقط گفت باورش نکنم.

25
00:01:30,440 --> 00:01:32,639
‫- دیگه چی می‌تونست بگه؟
‫- ولی من واقعاً باورش کردم.

26
00:01:32,720 --> 00:01:33,919
‫منظورم اینه که، مثلاً

27
00:01:34,000 --> 00:01:36,000
‫یه دختری بهم گفت که برای اونم نوشتن...

28
00:01:39,839 --> 00:01:42,199
‫- آهنگ.
‫- همه چی رو انداختی که!

29
00:01:45,440 --> 00:01:46,720
‫سونیاست.

30
00:01:48,800 --> 00:01:50,879
‫باید قیافه‌هاتونو می‌دیدین.

31
00:01:50,959 --> 00:01:53,160
‫- کجا بودی؟
‫- تو اتاق کارلوتا.

32
00:01:53,239 --> 00:01:55,680
‫اونا داشتن می‌خوابیدن.
‫- قلبم واقعاً وایساد.

33
00:01:55,760 --> 00:01:58,400
‫- فکر کردم خواهر پیلاری.
‫- فکر کن؟ می‌کشتمون.

34
00:01:58,480 --> 00:02:00,440
‫اگه الان بیاد تو، ۳۵ تا زنگ
‫تفریح رو از دست می‌دیم.

35
00:02:00,519 --> 00:02:02,040
‫- صداتونو بیارین پایین.
‫- و اخراج می‌شیم.

36
00:02:02,120 --> 00:02:03,839
‫مراقب باش.

37
00:02:03,959 --> 00:02:06,239
‫- حالا شماها که شنیدین؟
‫- چی رو شنیدیم؟

38
00:02:06,360 --> 00:02:08,559
‫اینکه ظاهراً با معلم ورزش رو هم ریخته.

39
00:02:08,639 --> 00:02:10,119
‫- عمراً!
‫- آره، به خدا جدی میگم.

40
00:02:10,199 --> 00:02:12,800
‫اون روز رفتم دنبال خواهر پیلار...

41
00:02:14,000 --> 00:02:15,759
‫و بهم گفت باید یه پیغامی رو برسونه.

42
00:02:15,839 --> 00:02:17,320
‫آره، یه پیغام تو دستشویی، آره جون خودت!

43
00:02:17,559 --> 00:02:20,240
‫زن خیلی تلخیه. من یکم عشق می‌خوام،

44
00:02:20,320 --> 00:02:22,199
‫یکم تماس فیزیکی، یکم... نمی‌دونم.

45
00:02:23,800 --> 00:02:25,360
‫مراقب باش، مراقب باش.

46
00:03:17,320 --> 00:03:19,360
‫خدایا، به یاری‌ام بشتاب.

47
00:03:20,399 --> 00:03:23,440
‫پروردگارا، در کمک به من تعجیل فرما.

48
00:03:24,679 --> 00:03:27,639
‫درود بر پدر، پسر و روح‌القدس.

49
00:03:27,919 --> 00:03:30,880
‫همان‌طور که در ابتدا بود، اکنون
‫هست، و همیشه خواهد بود،

50
00:03:31,000 --> 00:03:33,720
‫جهانی بی‌پایان. آمین.

51
00:03:51,240 --> 00:03:55,440
‫♪ سپاس پروردگارا،... ♪

52
00:04:02,039 --> 00:04:04,639
‫♪ سپاس برای... ♪

53
00:04:07,960 --> 00:04:09,119
‫آینارا!

54
00:04:10,399 --> 00:04:11,880
‫- سلام.
‫- سلام.

55
00:04:12,759 --> 00:04:13,960
‫چطور خوابیدین؟

56
00:04:14,440 --> 00:04:15,639
‫خیلی خوب.

57
00:04:15,919 --> 00:04:18,359
‫ما که اصلاً نتونستیم حرف بزنیم. حالت چطوره؟

58
00:04:19,239 --> 00:04:20,799
‫الان، یکم استرس دارم.

59
00:04:20,880 --> 00:04:23,079
‫نگران نباش. مطمئنم پروردگار کمک می‌کنه.

60
00:04:23,440 --> 00:04:24,839
‫اون همیشه کمک می‌کنه.

61
00:04:24,959 --> 00:04:26,079
‫درسته.

62
00:04:29,600 --> 00:04:31,600
‫هر وقت تونستی بهم پیام بده یا زنگ بزن.

63
00:04:31,679 --> 00:04:32,679
‫باشه.

64
00:04:34,279 --> 00:04:36,000
‫ما برای همدیگه دعا می‌کنیم.

65
00:04:44,000 --> 00:04:45,720
‫- یکم می‌خوای؟
‫- چیه؟

66
00:04:47,279 --> 00:04:49,160
‫♪ اون ساکته، ♪

67
00:04:49,239 --> 00:04:51,559
‫♪ ولی برای سکس جسوره. ♪

68
00:04:52,160 --> 00:04:54,679
‫♪ می‌دونم، ماری‌جوانا و مشروب، ♪

69
00:04:54,760 --> 00:04:57,399
‫♪ از زندگی لذت می‌بره، همین‌طوری. ♪

70
00:04:57,839 --> 00:05:01,359
‫♪ اون ساکته، ولی برای سکس جسوره. ♪

71
00:05:06,239 --> 00:05:07,239
‫آینارا!

72
00:05:08,279 --> 00:05:09,600
‫- سلام.
‫- سلام، عزیزم.

73
00:05:09,760 --> 00:05:10,760
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

74
00:05:10,839 --> 00:05:12,320
‫- بدش به من. ایزاسکون، حالت چطوره؟
‫- خوبم.

75
00:05:12,399 --> 00:05:14,959
‫بابات سرش شلوغ بود. بیا، دوبله پارک کردم.

76
00:05:15,040 --> 00:05:16,040
‫خداحافظ.

77
00:05:16,119 --> 00:05:17,799
‫- بابای تو چی پس؟
‫- نه، پیاده میرم.

78
00:05:17,920 --> 00:05:20,399
‫- بیا، تو هم مثل برادرزاده‌ام.
‫- ممنون.

79
00:05:20,480 --> 00:05:21,480
‫بریم.

80
00:05:22,399 --> 00:05:25,799
‫- تو تمرینات معنوی.
‫- نه، نه، تو اردوی معنوی.

81
00:05:25,920 --> 00:05:28,000
‫آه، درسته. خیلی مدرن‌تره، البته.

82
00:05:29,559 --> 00:05:31,679
‫ما همیشه از زیرشون در می‌رفتیم،

83
00:05:32,000 --> 00:05:33,720
‫مخصوصاً اول سال.

84
00:05:35,119 --> 00:05:37,440
‫و بعد راهبه‌ها خیلی رو مخ می‌رفتن

85
00:05:37,679 --> 00:05:39,160
‫و هیچ راهی برای فرار ازش نبود.

86
00:05:39,399 --> 00:05:40,959
‫- آره.
‫- خب، الانم همون‌طوره.

87
00:05:41,079 --> 00:05:43,000
‫اولش میگن، "قراره خیلی بهمون خوش بگذره".

88
00:05:43,079 --> 00:05:45,119
‫- آره.
‫- "کارای خیلی خوبی می‌کنیم".

89
00:05:45,239 --> 00:05:47,640
‫و بعد، کل روز، عملاً هیچ کاری نمی‌کنیم،

90
00:05:47,720 --> 00:05:49,519
‫- مطلقاً هیچی.
‫- آره.

91
00:05:50,679 --> 00:05:51,959
‫دقیقاً مثل اون موقع‌ها.

92
00:05:52,279 --> 00:05:54,079
‫خب، ولی جاش قشنگه.

93
00:05:54,720 --> 00:05:56,600
‫آره، واقعاً قشنگه، آره.

94
00:05:57,359 --> 00:05:59,440
‫- اونجا قشنگه.
‫- و اگه هوا هم خوب باشه، نه؟

95
00:06:00,519 --> 00:06:01,720
‫آره، درسته.

96
00:06:03,040 --> 00:06:05,440
‫من شب‌ها رو هم خیلی دوست داشتم،

97
00:06:05,600 --> 00:06:08,119
‫فقط گپ می‌زدیم، از راهبه‌ها قایم می‌شدیم.

98
00:06:08,559 --> 00:06:09,880
‫- خداحافظ.
‫- یکم استراحت کن، باشه؟

99
00:06:09,959 --> 00:06:11,320
‫- تو هم همین‌طور.
‫- خداحافظ.

100
00:06:15,679 --> 00:06:16,880
‫- آینارا.
‫- چیه؟

101
00:06:16,959 --> 00:06:18,880
‫به مادربزرگ بگو که فردا ساعت ۱۰:۳۰

102
00:06:18,959 --> 00:06:20,000
‫- من می‌رم دنبالش.
‫- باشه.

103
00:06:20,160 --> 00:06:21,160
‫شب بخیر، عزیزم.

104
00:06:23,239 --> 00:06:24,559
‫- سلام.
‫- سلام.

105
00:06:24,720 --> 00:06:26,359
‫نره‌آ، این‌قدر تکون نخور.

106
00:06:26,440 --> 00:06:27,440
‫الان سوزن می‌ره تو تنت.

107
00:06:27,640 --> 00:06:29,760
‫می‌خوای کاری روی لباس انجام بدی؟

108
00:06:29,839 --> 00:06:30,839
‫سلام.

109
00:06:30,920 --> 00:06:32,880
‫آره. به محض اینکه کارم اینجا تموم بشه.

110
00:06:33,399 --> 00:06:34,480
‫سلام.

111
00:06:34,760 --> 00:06:36,640
‫سلام. اردو چطور بود؟

112
00:06:36,720 --> 00:06:38,000
‫خوب. خیلی خوب.

113
00:06:38,279 --> 00:06:40,880
‫یه بوس بده. براتون یه کم شیرینی آوردم.

114
00:06:40,959 --> 00:06:42,720
‫خواهرها تو صومعه درستشون می‌کنن.

115
00:06:42,799 --> 00:06:45,200
‫- اوه، عالی به نظر میان. ممنون.
‫- برای منم چیزی آوردی؟

116
00:06:45,279 --> 00:06:47,640
‫راستی، عمه گفت فردا
‫ساعت ۱۰:۳۰ میاد دنبالت.

117
00:06:47,799 --> 00:06:49,839
‫به حرف خواهر بزرگت گوش می‌دی، باشه؟

118
00:06:49,959 --> 00:06:52,000
‫هر وقت گفت شام بخور، می‌خوری.

119
00:06:52,160 --> 00:06:54,359
‫بابات زنگ زد، به شام نمی‌رسه.

120
00:06:54,839 --> 00:06:56,160
‫باشه، ممنون.

121
00:06:56,359 --> 00:06:58,359
‫واسه هر سه‌تاتون کوفته قلقلی آوردم.

122
00:06:59,119 --> 00:07:01,640
‫- و چطوری؟
‫- آره، چطوری، با کی.

123
00:07:02,559 --> 00:07:05,679
‫هنوز نمی‌دونم با کی،
‫ولی می‌خوام ازدواج کنم.

124
00:07:05,920 --> 00:07:09,839
‫قراره یه عروسی تو یه کافه
‫خیلی قشنگ و رمانتیک باشه.

125
00:07:10,320 --> 00:07:14,160
‫تو، بابا، آینارا همه‌تون میاین...

126
00:07:49,600 --> 00:07:51,359
‫- دم‌اسبی؟
‫- نمی‌دونم.

127
00:07:51,519 --> 00:07:52,799
‫- این‌طوری شونه‌اش کن.
‫- یه بافت کوچیک؟

128
00:07:52,959 --> 00:07:54,359
‫- سلام.
‫- سلام.

129
00:07:55,200 --> 00:07:56,399
‫سلام، بابا.

130
00:07:56,480 --> 00:07:58,519
‫بابا، می‌شه لطفاً تو بستن پاپیون کمکم کنی؟

131
00:07:58,880 --> 00:08:01,239
‫بذار ببینم. بیا اینجا،
‫وگرنه نمی‌تونم ببینم.

132
00:08:01,320 --> 00:08:02,880
‫- باشه.
‫- باید زود بریم.

133
00:08:03,799 --> 00:08:04,799
‫وای خدای من...

134
00:08:06,720 --> 00:08:08,480
‫- صبحونه خوردی؟
‫- نه.

135
00:08:08,799 --> 00:08:09,959
‫- برو صبحونه بخور.
‫- باشه.

136
00:08:10,040 --> 00:08:11,320
‫الان به خواهرت می‌گم.

137
00:08:11,440 --> 00:08:13,959
‫- بابا، ساعت تقریباً ۱۰ شده.
‫- صبح بخیر. آره، می‌دونم.

138
00:08:14,040 --> 00:08:15,880
‫- تو کار دخترا یه کمکی بهم بکن.
‫- بابا.

139
00:08:15,959 --> 00:08:17,320
‫من یه دوش می‌گیرم و می‌ریم، باشه؟

140
00:08:28,880 --> 00:08:30,359
‫- می‌تونم قرضش بگیرم؟
‫- نه.

141
00:08:30,440 --> 00:08:32,359
‫- چرا نه؟
‫- نه.

142
00:08:33,679 --> 00:08:34,919
‫چی شده؟

143
00:08:35,799 --> 00:08:37,599
‫هیچی، فقط می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم.

144
00:08:39,119 --> 00:08:40,239
‫اینکه...

145
00:08:40,520 --> 00:08:42,080
‫نیاز دارم بهم اجازه بدی

146
00:08:42,159 --> 00:08:44,679
‫که چند روزی برم صومعه بتیناس.

147
00:08:45,080 --> 00:08:47,280
‫مگه تازه از اونجا برنگشتی؟

148
00:08:47,799 --> 00:08:49,559
‫- بابا!
‫- نره‌آ!

149
00:08:50,039 --> 00:08:51,400
‫هی، دخترا!

150
00:08:51,679 --> 00:08:53,559
‫کافیه دیگه. می‌شه یه جا آروم بگیرید؟

151
00:08:55,320 --> 00:08:58,000
‫عزیزم، نمی‌دونم. به نظرم اشکالی
‫نداره اگه هر از گاهی بری،

152
00:08:58,080 --> 00:08:59,799
‫ولی نه اینکه تمام روزهاتو اونجا حبس بشی.

153
00:08:59,880 --> 00:09:00,919
‫فقط همون هفته‌هاییه

154
00:09:01,000 --> 00:09:03,119
‫که نصف کلاس می‌رن اردوی تبادل دانش‌آموز.

155
00:09:03,200 --> 00:09:05,280
‫و خواهر پیلار، معلم راهنمای کلاس پنجمم...

156
00:09:05,359 --> 00:09:06,599
‫آره، می‌دونم پیلار کیه.

157
00:09:06,760 --> 00:09:09,640
‫بهم گفت قرار نیست درس مهمی بدیم.

158
00:09:09,719 --> 00:09:11,919
‫و اینکه می‌تونم از فرصت
‫استفاده کنم و برگردم صومعه.

159
00:09:12,039 --> 00:09:15,000
‫این‌طوری می‌تونم با راهبه‌ها باشم
‫یا، نمی‌دونم، باهاشون وقت بگذرونم.

160
00:09:15,080 --> 00:09:16,799
‫باشه. بذار در موردش فکر کنم، باشه؟

161
00:09:16,880 --> 00:09:19,200
‫تازه، برام غیبت یا چیز
‫دیگه‌ای هم رد نمی‌کنن.

162
00:09:19,280 --> 00:09:20,440
‫به نظرم عالیه،

163
00:09:20,520 --> 00:09:23,000
‫اما حالا باید همین الان، تو
‫همین ثانیه تصمیم بگیرم؟

164
00:09:23,119 --> 00:09:25,159
‫نه، ولی هر چی زودتر بهشون خبر بدم، بهتره.

165
00:09:27,679 --> 00:09:30,200
‫خب، راستش من... من این
‫وسواس تو رو درک نمی‌کنم

166
00:09:30,280 --> 00:09:32,599
‫که خودت رو اونجا با یه
‫مشت پیرزن حبس می‌کنی.

167
00:09:33,400 --> 00:09:34,960
‫دخترایی مثل من هم اونجا هستن.

168
00:09:35,119 --> 00:09:37,119
‫اونا مثل تو نیستن، عزیزم. اونا راهبه‌ان.

169
00:09:38,640 --> 00:09:40,640
‫خب، می‌ذاری این تجربه رو داشته باشم؟

170
00:09:40,880 --> 00:09:43,000
‫- مادر ایزابل گفت...
‫- آینارا!

171
00:09:44,239 --> 00:09:45,440
‫بعداً در موردش حرف می‌زنیم.

172
00:09:46,400 --> 00:09:47,559
‫باشه؟ در موردش حرف می‌زنیم.

173
00:09:48,400 --> 00:09:50,880
‫نره‌آ! ایدر! یالا، بریم!

174
00:09:52,479 --> 00:09:54,119
‫- ترافیک افتضاحه.
‫- آره.

175
00:09:54,880 --> 00:09:56,760
‫اگه برنامه‌ریزیت بهتر بود چی، نظرت چیه؟

176
00:09:57,080 --> 00:09:58,280
‫سلام، پسرم.

177
00:09:58,679 --> 00:10:00,400
‫- کجاست؟
‫- آینارا داخله.

178
00:10:00,479 --> 00:10:02,280
‫- سلام!
‫- عمو، چرا شلوار جین پوشیدی؟

179
00:10:02,440 --> 00:10:04,799
‫تو چرا شلوار جین نپوشیدی؟

180
00:10:04,880 --> 00:10:07,000
‫باشه، خیلی خوب، دخترا. برین، برین داخل.

181
00:10:07,960 --> 00:10:09,880
‫پابلو! بریم.

182
00:10:13,239 --> 00:10:14,960
‫موهاش رو تو درست کردی؟

183
00:10:17,919 --> 00:10:18,960
‫سلام.

184
00:10:46,080 --> 00:10:48,880
‫والدین عزیز، شما ما رو خیلی دوست دارید.

185
00:10:49,479 --> 00:10:52,640
‫باشد که هیچ خشم یا
‫دعوایی در خانه‌مان نباشد.

186
00:10:52,799 --> 00:10:54,760
‫باشد که خانواده‌مان بسیار متحد باشد،...

187
00:10:54,840 --> 00:10:58,599
‫- چرا داره بوسشون می‌کنه؟
‫- ...جایی که هیچ کینه یا نفرتی نباشد.

188
00:10:59,200 --> 00:11:00,840
‫بعداً همه‌چیز رو برات توضیح می‌دم، باشه؟

189
00:11:00,919 --> 00:11:02,799
‫- باشه.
‫- باشد که در جهان صلح برقرار باشد...

190
00:11:02,880 --> 00:11:04,599
‫ولی به کشیش‌ها اعتماد نکن.

191
00:11:04,960 --> 00:11:05,960
‫باشه؟

192
00:11:06,239 --> 00:11:07,599
‫خانواده‌های عزیز،

193
00:11:07,760 --> 00:11:11,080
‫در این روز بسیار خاص برای
‫شما آرزوی صلح و شادی داریم.

194
00:11:12,200 --> 00:11:14,880
‫باشد که آرامش عیسی قلب‌هایمان را پر کند،

195
00:11:14,960 --> 00:11:16,359
‫و این آرامش در هر خانه‌ای حکم‌فرما باشد...

196
00:11:16,440 --> 00:11:17,640
‫من می‌رم بیرون سیگار بکشم.

197
00:11:21,039 --> 00:11:22,440
‫- برو.
‫- و حالا، بروید

198
00:11:22,520 --> 00:11:23,719
‫و به یکدیگر نشان صلح را هدیه دهید.

199
00:11:24,559 --> 00:11:25,719
‫بریم.

200
00:11:26,000 --> 00:11:28,440
‫- صلح همراه شما باشد.
‫- صلح همراه شما باشد.

201
00:11:30,320 --> 00:11:31,320
‫صلح همراه شما باشد.

202
00:11:31,919 --> 00:11:33,599
‫- صلح همراه شما باشد.
‫- و با شما.

203
00:11:35,280 --> 00:11:37,400
‫- بدن مسیح.
‫- آمین.

204
00:11:39,320 --> 00:11:41,440
‫- بدن مسیح.
‫- آمین.

205
00:11:42,559 --> 00:11:47,159
‫♪ چشمانت را بر همه جز او ببند. ♪

206
00:11:48,119 --> 00:11:50,119
‫- بدن مسیح.
‫- آمین.

207
00:11:50,840 --> 00:11:55,359
‫♪ چشمانت را بر همه جز او ببند. ♪

208
00:11:56,840 --> 00:11:58,239
‫بدن مسیح.

209
00:11:58,599 --> 00:12:02,159
‫♪ چشمانت را بر همه جز او ببند. ♪

210
00:12:02,479 --> 00:12:04,520
‫- بدن مسیح.
‫- آمین.

211
00:12:04,599 --> 00:12:06,919
‫♪ ...بر همه جز او. ♪

212
00:12:10,159 --> 00:12:12,000
‫♪ هیچ‌کس را نپرست، ♪

213
00:12:12,080 --> 00:12:14,799
‫♪ هیچ‌کس جز او را. ♪

214
00:12:17,640 --> 00:12:20,159
‫♪ هیچ‌کس را نپرست، ♪

215
00:12:20,239 --> 00:12:23,000
‫♪ هیچ‌کس جز او را. ♪

216
00:12:25,440 --> 00:12:28,919
‫♪ هیچ‌کس را نپرست، هیچ‌کس دیگر را. ♪

217
00:12:29,320 --> 00:12:32,679
‫♪ هیچ‌کس را نپرست، هیچ‌کس دیگر را. ♪

218
00:12:33,000 --> 00:12:34,719
‫بیا مرور کنیم. پابلو...

219
00:12:34,799 --> 00:12:37,440
‫خب، طراحیش بازتره، مدرن‌تره.

220
00:12:37,559 --> 00:12:38,799
‫می‌تونم بگم تمیزتره.

221
00:12:39,000 --> 00:12:41,799
‫پیشخون دم در رو برداشتیم،
‫نمی‌دونم متوجه شدی یا نه.

222
00:12:41,880 --> 00:12:43,239
‫- اوه، پیشخون داشت.
‫- آره.

223
00:12:43,320 --> 00:12:45,000
‫همه‌جا رو چوب نوردیک کار کردیم.

224
00:12:45,080 --> 00:12:47,159
‫سلام. اینجا بشینم؟

225
00:12:47,239 --> 00:12:49,719
‫آخرش همه‌مون اینجا یه کم نوردیک می‌شیم.

226
00:12:51,039 --> 00:12:52,039
‫متوجه نشدی؟

227
00:12:52,119 --> 00:12:54,559
‫یه لبه‌ی موربه که
‫می‌ذاره تمام نور بیاد تو،

228
00:12:54,640 --> 00:12:56,960
‫اما آفتاب مستقیم نمی‌تابه،
‫گرم نمی‌شه. می‌دونی؟

229
00:12:57,200 --> 00:12:58,440
‫معرکه‌ست.

230
00:12:58,599 --> 00:13:00,719
‫تنها چیزی که مشکل‌ساز شد چوبش بود.

231
00:13:00,799 --> 00:13:01,799
‫بچه‌ها، یواش‌تر!

232
00:13:01,880 --> 00:13:03,599
‫چوب‌ها رو همین‌جا سر هم کردن،

233
00:13:03,679 --> 00:13:06,000
‫ولی باید سنباده‌زنی و
‫وارنیش رو انجام می‌دادن...

234
00:13:06,280 --> 00:13:08,000
‫البته، کل اینجا پر از خاک‌اره شده بود.

235
00:13:08,119 --> 00:13:09,919
‫و بوی اون وارنیش افتضاح بود.

236
00:13:10,119 --> 00:13:12,280
‫وحشتناک، وحشتناک. سه
‫روز طول کشید تا بوش بره.

237
00:13:12,599 --> 00:13:15,239
‫و بعد، اگه دقت کنی، رنگ چوب خیلی روشنه.

238
00:13:15,320 --> 00:13:18,239
‫به‌محض اینکه یه کم رنگش رو عوض
‫می‌کردی، کل ترکیب رنگ به هم می‌ریخت.

239
00:13:18,320 --> 00:13:20,719
‫مایته، به داداشت بگو
‫بازسازی رو برات انجام بده.

240
00:13:20,799 --> 00:13:23,039
‫- خب، شاید.
‫- تو مهندس شدی.

241
00:13:23,119 --> 00:13:25,039
‫فقط مسئله اینه که شش ماه بنایی داشت.

242
00:13:25,599 --> 00:13:27,440
‫و وام همه‌ی اینا رو پوشش میده، درسته؟

243
00:13:27,880 --> 00:13:29,520
‫آره، البته. چاره‌ی دیگه‌ای نداشتیم!

244
00:13:30,119 --> 00:13:31,359
‫مبلغش چقدر بود؟

245
00:13:31,840 --> 00:13:33,880
‫کیکش خیلی خوشمزه‌ست.

246
00:13:34,000 --> 00:13:36,239
‫مال اورستارازوئه. کارشون عالی نیست؟

247
00:13:42,440 --> 00:13:43,599
‫وام رو می‌گم.

248
00:13:45,760 --> 00:13:46,960
‫خب... ۳۰۰ هزار تا.

249
00:13:47,479 --> 00:13:48,679
‫۳۱۰ هزار تا.

250
00:13:48,880 --> 00:13:50,080
‫خدای من...

251
00:13:50,359 --> 00:13:52,559
‫خدای من، من یک چهارم از وام مسکنم مونده

252
00:13:52,640 --> 00:13:53,640
‫و اصلاً خواب به چشمم نمیاد.

253
00:13:53,719 --> 00:13:55,320
‫دوتایی با هم، از پسش برمیاید.

254
00:13:55,400 --> 00:13:56,760
‫من با دخترا تنهام.

255
00:13:56,840 --> 00:13:59,320
‫نه. من تو آپارتمان خواهرت سهمی ندارم.

256
00:13:59,440 --> 00:14:01,200
‫اوه. اوه، نه. اون مال خودشه.

257
00:14:02,239 --> 00:14:04,960
‫منم بد می‌خوابم، ولی به دلایل دیگه.

258
00:14:06,799 --> 00:14:09,280
‫خب، پابلو، ولی این چیزا تو
‫همون تلاش اول اتفاق نمیفتن.

259
00:14:09,760 --> 00:14:11,880
‫منظورم اینه که سخته، مگه نه؟

260
00:14:12,760 --> 00:14:13,960
‫چه چیزایی؟

261
00:14:14,760 --> 00:14:16,200
‫امتحانا، آزمون‌های استخدامی دولت.

262
00:14:17,440 --> 00:14:18,559
‫آه...

263
00:14:19,400 --> 00:14:20,640
‫یه قهوه‌ی دیگه؟ می‌خوری؟

264
00:14:20,719 --> 00:14:21,960
‫- ممنون.
‫- مایته، آروم باش.

265
00:14:22,039 --> 00:14:23,880
‫نه، خوبم. ماکیاتو می‌خوری؟

266
00:14:23,960 --> 00:14:25,719
‫نه، دارم می‌خورم، تازه خوردم.

267
00:14:25,880 --> 00:14:27,440
‫کلی آدم توش شرکت می‌کنن.

268
00:14:27,559 --> 00:14:29,719
‫همه می‌خوان کارمند دولت بشن.

269
00:14:30,000 --> 00:14:31,520
‫ذهنیتِ دونده‌ی استقامت.

270
00:14:33,039 --> 00:14:34,280
‫این‌طوری بهش فکر نکرده بودم.

271
00:14:35,200 --> 00:14:36,440
‫زیاد می‌دوی، اینیاکی؟

272
00:14:38,599 --> 00:14:39,799
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

273
00:14:40,520 --> 00:14:41,919
‫هیچی، جواب یه پیام رو میدم.

274
00:14:44,520 --> 00:14:46,159
‫برات تو واتس‌اپ اسم
‫چندتا دانشگاه رو فرستادم.

275
00:14:46,239 --> 00:14:47,239
‫دیدیش؟

276
00:14:48,359 --> 00:14:49,960
‫آره، آره، ممنون. بعداً نگاهش می‌کنم.

277
00:14:50,239 --> 00:14:52,520
‫جلساتت با مشاور رو شروع کردی؟

278
00:14:52,599 --> 00:14:54,239
‫نه. هنوز نه.

279
00:14:54,320 --> 00:14:56,000
‫از دیدنت خوشحالم، پابلو.
‫ایشون شوهرخواهرمه.

280
00:14:56,080 --> 00:14:57,919
‫و این کوچولو هم انکوئه، پسرشه.

281
00:14:58,000 --> 00:14:59,640
‫- و خواهرم، مایته.
‫- سلام.

282
00:14:59,799 --> 00:15:01,400
‫- سلام.
‫- ببخشید.

283
00:15:01,840 --> 00:15:02,840
‫استیبالیز.

284
00:15:03,159 --> 00:15:04,359
‫- سلام.
‫- از دیدنتون خوشحالم.

285
00:15:04,479 --> 00:15:06,559
‫- منم از دیدنتون خوشحالم.
‫- کوچولوها رو که از قبل می‌شناسی.

286
00:15:06,640 --> 00:15:08,479
‫- نره‌آ، خیلی خوشگل شدی.
‫- ممنون.

287
00:15:08,599 --> 00:15:10,400
‫- ایول!
‫- بازم کادو!

288
00:15:10,479 --> 00:15:12,000
‫واو، «اسکریک آسکو».

289
00:15:12,080 --> 00:15:14,599
‫- شما همدیگه رو نمی‌شناختین.
‫- فقط در حد اسم.

290
00:15:14,919 --> 00:15:15,919
‫از آشناییتون خوشحالم.

291
00:15:17,679 --> 00:15:19,559
‫به‌به، به‌به. واو!

292
00:15:19,640 --> 00:15:20,960
‫خدای من!

293
00:15:21,039 --> 00:15:22,880
‫دخترای کلاسش از الان گوشی دارن؟

294
00:15:22,960 --> 00:15:24,479
‫- آره، البته. خیلیاشون.
‫- واقعاً؟

295
00:15:24,919 --> 00:15:25,960
‫یا خدا.

296
00:15:26,200 --> 00:15:27,239
‫- بشین.
‫- باشه.

297
00:15:27,679 --> 00:15:29,440
‫عزیزم، برو اون‌ور.
‫واسه استیبالیز جا باز کن.

298
00:15:29,520 --> 00:15:31,359
‫نگرانش نباش، من فقط اومدم که...

299
00:15:31,440 --> 00:15:33,919
‫- نه، بشین.
‫- من انکو رو می‌گیرم.

300
00:15:34,000 --> 00:15:35,039
‫همون‌جا خوبه.

301
00:15:35,119 --> 00:15:36,760
‫- می‌تونم برم اون‌ور.
‫- یه کم برو اون‌ورتر.

302
00:15:36,840 --> 00:15:38,320
‫برو کنار، برو کنار. بفرما.

303
00:15:39,000 --> 00:15:40,200
‫یه نوشیدنی می‌خوای؟

304
00:15:41,880 --> 00:15:43,880
‫خب، نمی‌دونم، هر چی خودت می‌خوری.

305
00:15:44,719 --> 00:15:45,760
‫یه کم شراب.

306
00:15:48,200 --> 00:15:50,640
‫مراسم چطور بود؟ چطور پیش رفت؟

307
00:15:50,840 --> 00:15:52,359
‫- خوب.
‫- خوب.

308
00:15:52,440 --> 00:15:54,359
‫آره، خیلی قشنگ بود. واقعاً بود.

309
00:15:54,599 --> 00:15:56,559
‫خیلی قشنگ بود، اما تو وسطش رفتی.

310
00:15:56,640 --> 00:15:57,640
‫آره، خب.

311
00:15:58,280 --> 00:16:00,640
‫من با مراسم عشای ربانی
‫خودم به اندازه کافی کشیدم.

312
00:16:00,760 --> 00:16:02,640
‫- تو مراسم عشای ربانی داشتی؟
‫- آره، البته.

313
00:16:02,719 --> 00:16:04,440
‫مادربزرگم خیلی براش ذوق داشت.

314
00:16:04,520 --> 00:16:06,239
‫من فقط به خاطر کادوهاش انجامش دادم.

315
00:16:06,359 --> 00:16:08,760
‫منم همین‌طور. ولی من هیچی
‫نگرفتم، مگه نه مامان؟

316
00:16:08,840 --> 00:16:09,840
‫البته که گرفتی.

317
00:16:09,919 --> 00:16:11,400
‫- نگرفتم.
‫- نه،

318
00:16:11,479 --> 00:16:14,400
‫چون به جای کادو، ما یه پولی اهدا کردیم

319
00:16:14,479 --> 00:16:16,760
‫به یه خانواده نیازمند از کلیسای محله.

320
00:16:17,039 --> 00:16:19,280
‫فقط یه کشیش نسبتاً چپ‌گرا داشتیم.

321
00:16:21,359 --> 00:16:23,520
‫خب، مامانم این مدال رو بهم داد.

322
00:16:27,799 --> 00:16:29,200
‫خب، خیلی قشنگه.

323
00:16:29,520 --> 00:16:30,719
‫خیلی دوستش دارم.

324
00:16:34,200 --> 00:16:35,440
‫بهم گفت که...

325
00:16:37,200 --> 00:16:38,280
‫که اگه بندازمش گردنم،

326
00:16:38,960 --> 00:16:41,119
‫مریم مقدس همیشه باهام می‌مونه.

327
00:16:46,320 --> 00:16:47,760
‫مادربزرگ، یادت میاد، مگه نه؟

328
00:16:48,080 --> 00:16:49,280
‫معلومه که یادمه.

329
00:16:50,520 --> 00:16:54,159
‫می‌گفت وقتی خودش رفت، مریم
‫مقدس از تو مراقبت می‌کنه.

330
00:16:54,440 --> 00:16:56,159
‫عزیزم، این طبیعی‌ترین چیز تو دنیاست

331
00:16:56,239 --> 00:16:57,400
‫که بخوای به یادش باشی.

332
00:16:59,159 --> 00:17:01,359
‫مادرت... خاص بود.

333
00:17:02,760 --> 00:17:04,800
‫و... خیلی جوون فوت کرد.

334
00:17:08,160 --> 00:17:10,479
‫هر وقت یاد رفتگان می‌افتم،

335
00:17:10,560 --> 00:17:13,479
‫- مو به تنم سیخ می‌شه.
‫- حتماً داره گوشش زنگ می‌خوره.

336
00:17:13,560 --> 00:17:15,439
‫امروز فقط چیزای خوب گفتیم.

337
00:17:15,520 --> 00:17:16,520
‫آره.

338
00:17:17,760 --> 00:17:19,400
‫تنها چیزایی که می‌تونستیم بگیم.

339
00:17:20,400 --> 00:17:23,439
‫خوبه که دخترا حتی نصفش رو هم یادشون نمیاد.

340
00:17:23,599 --> 00:17:25,439
‫چه مادر دیوونه‌ای داشتن.

341
00:17:25,520 --> 00:17:26,680
‫شانس آوردن.

342
00:17:26,760 --> 00:17:28,839
‫- وای، مامان.
‫- به حرف من گوش نده، عزیزم.

343
00:17:29,000 --> 00:17:31,319
‫حتماً به خاطر کورتونه،
‫اعصابم رو به هم ریخته.

344
00:17:32,599 --> 00:17:34,319
‫فکر می‌کنی از هم طلاق می‌گرفتن

345
00:17:34,400 --> 00:17:35,640
‫اگه نمرده بود؟

346
00:17:36,920 --> 00:17:38,119
‫کی می‌دونه؟

347
00:17:39,319 --> 00:17:42,119
‫زوج‌هایی هستن که تمام عمر
‫تحمل می‌کنن و از هم متنفرن.

348
00:17:44,800 --> 00:17:46,079
‫و شماها چی؟

349
00:17:47,839 --> 00:17:48,839
‫اوه...

350
00:17:48,920 --> 00:17:50,040
‫۸۷.۷...

351
00:17:50,479 --> 00:17:52,160
‫خب، حلش می‌کنیم.

352
00:17:53,160 --> 00:17:54,239
‫باید این کار رو بکنید.

353
00:17:54,319 --> 00:17:56,520
‫منظورم اینه که، یکی به خوبی
‫اون از کجا می‌خوای پیدا کنی؟

354
00:17:56,680 --> 00:17:57,800
‫وای، مامان.

355
00:17:59,719 --> 00:18:00,760
‫ببین، عزیزم،

356
00:18:00,839 --> 00:18:03,439
‫پدر بچه‌هات برای تمام عمرته.

357
00:18:03,800 --> 00:18:08,040
‫سر بقیه می‌تونی اشتباه
‫کنی، با پدر بچه‌هات، نه.

358
00:18:08,959 --> 00:18:10,319
‫دلت برای بابا تنگ شده؟

359
00:18:11,319 --> 00:18:12,439
‫نه.

360
00:18:13,199 --> 00:18:15,680
‫هر روز باهاش حرف می‌زنم.

361
00:18:16,359 --> 00:18:18,239
‫شماها همیشه با هم خوشحال به نظر می‌رسیدین.

362
00:18:18,680 --> 00:18:21,599
‫- خب، همیشهِ همیشه...
‫- تقریباً همیشه، آره

363
00:18:22,319 --> 00:18:23,800
‫فردا می‌بینمت، عزیزم.

364
00:18:28,560 --> 00:18:29,839
‫خیلی خوب.

365
00:18:30,199 --> 00:18:31,880
‫خب، بچه جون، می‌خوایم بریم حموم؟

366
00:18:31,959 --> 00:18:33,400
‫- نه.
‫- یعنی چی نه؟

367
00:18:33,719 --> 00:18:34,800
‫کثیف نباش.

368
00:18:34,880 --> 00:18:36,479
‫بذار ببینم این بتهوون چه بویی می‌ده.

369
00:18:37,280 --> 00:18:38,400
‫اه! افتضاحه.

370
00:18:38,479 --> 00:18:40,040
‫- بذار ببینیم دخترعمه‌ت چی می‌گه.
‫- بذار ببینم؟

371
00:18:40,119 --> 00:18:42,119
‫- اوه، نه، الان وقت حمومه.
‫- خدایا...

372
00:18:42,280 --> 00:18:44,040
‫- نه!
‫- آره، حتماً.

373
00:18:46,719 --> 00:18:48,040
‫- مستقیم برو تو حموم.
‫- نه.

374
00:18:48,119 --> 00:18:49,680
‫- آره، البته.
‫- نه.

375
00:18:50,000 --> 00:18:51,199
‫برای شام می‌مونی؟

376
00:18:52,520 --> 00:18:54,520
‫نه، نه، ممنون. می‌رم خونه.

377
00:18:57,479 --> 00:18:58,640
‫خوبی، عزیزم؟

378
00:18:59,359 --> 00:19:00,479
‫چی شده؟

379
00:19:02,040 --> 00:19:04,079
‫- هیچی.
‫- یالا، بهم بگو.

380
00:19:04,520 --> 00:19:07,119
‫نمی‌دونم. حواسم پرت امتحانا و این چیزاست،

381
00:19:07,199 --> 00:19:08,199
‫ولی خوبم.

382
00:19:08,520 --> 00:19:10,040
‫بیا اینجا، بیا اینجا.

383
00:19:11,280 --> 00:19:13,079
‫بیا. بشین، عزیزم.

384
00:19:16,439 --> 00:19:18,400
‫بذار ببینم، چی شده؟ بهم بگو.

385
00:19:21,839 --> 00:19:24,680
‫از بابا برای یه چیزی اجازه
‫خواستم، ولی نمی‌ذاره.

386
00:19:25,479 --> 00:19:27,160
‫نمی‌ذاره چیکار کنی؟

387
00:19:33,239 --> 00:19:35,520
‫می‌خوام برگردم به صومعه بتیناس.

388
00:19:35,760 --> 00:19:37,479
‫و بهم گفت باید در موردش فکر کنه.

389
00:19:39,839 --> 00:19:41,439
‫به خاطر اینه که گرونه یا همچین چیزی؟

390
00:19:45,959 --> 00:19:48,359
‫من باهاش حرف می‌زنم و تموم.
‫می‌خوای این کار رو بکنم؟

391
00:19:50,160 --> 00:19:51,160
‫باشه.

392
00:19:51,599 --> 00:19:54,119
‫و اگه لجبازی کرد، خودم پولش رو می‌دم.

393
00:19:58,880 --> 00:20:01,040
‫مسئله اینه که، این یه اردوی معمولی نیست.

394
00:20:02,560 --> 00:20:03,800
‫اوه؟

395
00:20:06,079 --> 00:20:09,199
‫اینکه... من دارم تشخیص رسالت می‌دم.

396
00:20:10,599 --> 00:20:11,839
‫و برای همینه که می‌خوام برگردم.

397
00:20:13,280 --> 00:20:15,520
‫تا با خواهران روحانی زندگی کنم...

398
00:20:16,239 --> 00:20:18,160
‫و تو صومعه وقت بگذرونم.

399
00:20:32,280 --> 00:20:34,959
‫این جدیه، نه؟ قضیه رسالت.

400
00:20:37,760 --> 00:20:40,079
‫و چطوری داری این تشخیص رو انجام می‌دی؟

401
00:20:41,079 --> 00:20:42,680
‫خب، الان چند ماهیه که...

402
00:20:43,439 --> 00:20:45,400
‫من با... راهنمای معنوی‌ام صحبت می‌کردم.

403
00:20:45,479 --> 00:20:47,079
‫داروی شپش کجاست؟

404
00:20:47,160 --> 00:20:48,400
‫الان نه، پابلو!

405
00:20:48,479 --> 00:20:50,359
‫داروی شپش، پیداش نمی‌کنم.

406
00:20:50,439 --> 00:20:52,839
‫- نمی‌دونم. بعداً دنبالش می‌گردم.
‫- نه، بچه همین‌جا پیشمه.

407
00:20:52,920 --> 00:20:55,199
‫- بعداً دنبالش می‌گردم، لطفاً.
‫- بابا!

408
00:20:55,800 --> 00:20:57,000
‫اومدم.

409
00:20:58,520 --> 00:21:00,280
‫امم، راهنمای معنوی؟

410
00:21:00,599 --> 00:21:02,280
‫آره، یکی از کشیش‌های مدرسه.

411
00:21:02,680 --> 00:21:03,680
‫باشه.

412
00:21:05,839 --> 00:21:06,880
‫و...

413
00:21:07,760 --> 00:21:09,239
‫و به غیر از این کشیش،

414
00:21:09,319 --> 00:21:11,719
‫با کس دیگه‌ای هم در مورد
‫این چیزا حرف می‌زنی؟

415
00:21:11,839 --> 00:21:14,119
‫آره، آره. با خواهر پیلار.

416
00:21:15,920 --> 00:21:17,599
‫و با مادر ایزابل.

417
00:21:18,079 --> 00:21:19,959
‫- مادر ایزابل؟
‫- اون...

418
00:21:20,040 --> 00:21:22,280
‫مادر روحانی صومعه‌ی بتیناسه.

419
00:21:22,359 --> 00:21:25,040
‫- الان لازمش دارم.
‫- اوه، پابلو! نمی‌دونم کجاست.

420
00:21:25,119 --> 00:21:26,959
‫- بعداً دنبالش می‌گردم.
‫- نه، بعداً نه.

421
00:21:27,040 --> 00:21:29,040
‫بعداً یعنی کی؟ همین الان لازمش دارم.

422
00:21:32,040 --> 00:21:34,359
‫- توی آشپزخونه‌ست، داروی شپش.
‫- باشه، ببخشید.

423
00:21:34,439 --> 00:21:35,959
‫- سردمه!
‫- اومدم!

424
00:21:37,400 --> 00:21:39,319
‫عمه، می‌دونم که تو آدم معتقدی نیستی.

425
00:21:40,439 --> 00:21:43,000
‫و برای همین چیزی نگفتم.
‫نمی‌خواستم نگرانت کنم.

426
00:21:43,079 --> 00:21:44,920
‫من عاشق اینم که همه‌چیز رو بهم بگی.

427
00:21:45,000 --> 00:21:46,760
‫دلم می‌خواد همیشه همه‌چیز رو بهم بگی.

428
00:21:47,800 --> 00:21:50,040
‫و من معتقد نیستم، ولی بهش احترام می‌ذارم.

429
00:21:50,359 --> 00:21:51,760
‫و به ایمانت احترام می‌ذارم.

430
00:21:53,400 --> 00:21:55,719
‫اینکه بهم بگی می‌خوای
‫راهبه بشی، یه چیز دیگه‌ست.

431
00:22:02,280 --> 00:22:03,319
‫و...

432
00:22:04,880 --> 00:22:07,040
‫و این ایده‌ی شناخت مسیر مال خودته؟

433
00:22:08,599 --> 00:22:11,160
‫- یا اونا پیشنهاد دادن...؟
‫- عمه،

434
00:22:11,920 --> 00:22:14,479
‫عیسی خواسته‌هایی رو
‫توی قلب آدما قرار می‌ده.

435
00:22:15,599 --> 00:22:19,000
‫و با اون خواسته‌ها، راهنماییت می‌کنه

436
00:22:19,079 --> 00:22:21,000
‫و کم‌کم تو رو به جاهای مختلف می‌بره.

437
00:22:21,599 --> 00:22:24,439
‫تنها کاری که الان دارم می‌کنم
‫اینه که... با جریان پیش می‌رم.

438
00:22:29,920 --> 00:22:31,439
‫و از اینکه این حس رو داری نمی‌ترسی؟

439
00:22:32,040 --> 00:22:34,479
‫اولش، خیلی می‌ترسیدم.

440
00:22:34,560 --> 00:22:36,239
‫بهش می‌گفتم: "لطفاً، منو صدا نزن."

441
00:22:36,400 --> 00:22:38,319
‫"لطفاً منو صدا نزن. یکی دیگه رو ببر."

442
00:22:38,400 --> 00:22:40,000
‫"یکی دیگه رو صدا بزن، منو صدا نزن."

443
00:22:40,079 --> 00:22:42,920
‫- و چرا؟
‫- خب، دقیقاً از روی ترس.

444
00:22:43,160 --> 00:22:45,199
‫چطور می‌خواستم راهبه بشم؟ آخه...

445
00:22:46,119 --> 00:22:48,920
‫- و هنوزم نمی‌ترسی؟
‫- نه.

446
00:22:50,280 --> 00:22:51,479
‫نه، دیگه نه.

447
00:22:52,319 --> 00:22:53,520
‫چون احساس می‌کنم...

448
00:22:54,560 --> 00:22:56,079
‫که دوستم داره.

449
00:22:57,880 --> 00:23:01,199
‫فقط اینه که، عمه، این‌قدر عشق قشنگیه که...

450
00:23:03,160 --> 00:23:04,760
‫تسلیم شدن در برابرش خیلی راحته.

451
00:23:06,359 --> 00:23:08,719
‫می‌دونم درکش برات سخته چون...

452
00:23:09,119 --> 00:23:11,239
‫چون تو همون حسی رو
‫که من دارم نداری، ولی...

453
00:23:11,560 --> 00:23:13,359
‫ببین، عزیزم، دستت رو بده به من.

454
00:23:18,239 --> 00:23:21,079
‫فکر می‌کنم اون حسی که داری توصیف می‌کنی،

455
00:23:22,199 --> 00:23:23,560
‫با اون شدت،

456
00:23:25,000 --> 00:23:26,599
‫می‌تونه معنوی باشه.

457
00:23:28,160 --> 00:23:30,839
‫ولی می‌تونه چیزای دیگه‌ای هم باشه،

458
00:23:31,680 --> 00:23:32,680
‫که داری اونا رو با هم اشتباه می‌گیری.

459
00:23:32,959 --> 00:23:35,199
‫- نه، نه.
‫- اشتباه گرفتن خیلی راحته.

460
00:23:35,359 --> 00:23:37,079
‫من اشتباه نمی‌کنم، عمه.

461
00:23:38,760 --> 00:23:40,400
‫چیز پیچیده‌ایه، می‌دونم،

462
00:23:40,479 --> 00:23:42,359
‫ولی... فقط نمی‌دونم با چی مقایسه‌اش کنم.

463
00:23:45,280 --> 00:23:48,400
‫عشقی که به عمو پابلو داری
‫رو چطور توضیح می‌دی؟

464
00:23:49,239 --> 00:23:50,599
‫یا به انکو.

465
00:23:52,040 --> 00:23:54,000
‫فقط نمی‌تونی، فقط...

466
00:23:54,319 --> 00:23:56,319
‫توضیح دادنش خیلی سخته.

467
00:23:56,479 --> 00:23:59,000
‫یه چیزیه که این تو داری، که حسش می‌کنی،

468
00:23:59,520 --> 00:24:01,359
‫یه عشق قشنگ و واقعی.

469
00:24:01,920 --> 00:24:03,479
‫و باعث می‌شه این‌قدر حس خوبی داشته باشی...

470
00:24:04,280 --> 00:24:05,760
‫چطور می‌تونی اینو اشتباه بگیری؟

471
00:24:10,119 --> 00:24:14,119
‫درسته که عشق یه احساس قدرتمنده.

472
00:24:17,319 --> 00:24:19,400
‫ولی دقیقاً به همین خاطر هم هست، مگه نه؟

473
00:24:21,680 --> 00:24:24,599
‫اگه واقعی باشه، نباید

474
00:24:24,680 --> 00:24:26,520
‫یک‌شبه از بین بره، درسته؟

475
00:24:27,599 --> 00:24:28,920
‫می‌تونه صبر کنه.

476
00:24:31,760 --> 00:24:33,359
‫تو ۱۷ سالته، آینارا.

477
00:24:36,199 --> 00:24:38,479
‫به نظرم خیلی عالیه که عاشق شدی.

478
00:24:43,000 --> 00:24:44,959
‫ولی باید بری دانشگاه.

479
00:24:45,079 --> 00:24:46,079
‫باید...

480
00:24:46,680 --> 00:24:50,160
‫با کلی آدم آشنا بشی. باید سفر کنی،

481
00:24:52,199 --> 00:24:55,359
‫چیزای جدید کشف کنی، کلی چیزا رو تجربه کنی.

482
00:24:56,359 --> 00:24:57,680
‫همه‌چیز، تو همه‌چیز داری.

483
00:24:59,400 --> 00:25:01,959
‫و بعد، اگه هنوزم خواستی ازدواج کنی،

484
00:25:02,040 --> 00:25:03,280
‫اون‌وقت این کار رو می‌کنی.

485
00:25:07,160 --> 00:25:08,760
‫اگه اون زندگی منو راضی نکنه چی؟

486
00:25:09,479 --> 00:25:11,520
‫عزیزم، ولی زندگی همینه دیگه.

487
00:25:13,760 --> 00:25:15,640
‫هیچ‌کس همیشه خوشحال نیست،

488
00:25:16,199 --> 00:25:17,959
‫و هر لحظه احساس رضایت نمی‌کنه.

489
00:25:19,959 --> 00:25:22,520
‫نه اینجا، نه توی صومعه، نه هیچ‌جای دیگه.

490
00:25:22,800 --> 00:25:24,040
‫ولی این‌طوری نیست.

491
00:25:24,560 --> 00:25:25,920
‫چون من، توی صومعه،

492
00:25:26,040 --> 00:25:28,400
‫اصلاً همچین حسی ندارم، حالم بد نیست.

493
00:25:31,199 --> 00:25:33,000
‫توی صومعه، من خیلی خوشحالم.

494
00:25:33,520 --> 00:25:34,800
‫برای همینه که می‌خوام برگردم

495
00:25:34,880 --> 00:25:36,599
‫و می‌خوام باهاشون وقت بگذرونم.

496
00:25:43,959 --> 00:25:45,680
‫امتحان کردن چیزای جدید هم خوبه.

497
00:25:45,920 --> 00:25:48,439
‫شاید متوجه بشی که راضیت نمی‌کنه.

498
00:25:48,520 --> 00:25:49,520
‫شام بخوریم؟

499
00:25:50,079 --> 00:25:51,280
‫برای شام می‌مونی؟

500
00:25:52,959 --> 00:25:54,160
‫آره، می‌مونی.

501
00:25:54,680 --> 00:25:55,680
‫آره؟

502
00:25:57,760 --> 00:25:59,719
‫می‌خوام سبزیجات درست کنم. نه!

503
00:25:59,800 --> 00:26:01,760
‫آره، کلی کلم بروکلی.

504
00:26:26,680 --> 00:26:27,760
‫هی!

505
00:26:28,640 --> 00:26:30,719
‫- فیلم چطور بود؟
‫- خوب بود.

506
00:26:30,800 --> 00:26:32,560
‫چطور رفتار کردن؟

507
00:26:32,640 --> 00:26:34,239
‫خیلی خوب، دقیقاً مثل برادرای خودم.

508
00:26:34,319 --> 00:26:35,959
‫آره؟ عالیه.

509
00:26:36,040 --> 00:26:37,880
‫- یه چیزی، دستشویی؟
‫- بله.

510
00:26:37,959 --> 00:26:39,680
‫- خیلی دستشویی دارم. ممنون.
‫- بیاید همه با هم بریم.

511
00:26:40,920 --> 00:26:42,119
‫تشنمه!

512
00:26:42,199 --> 00:26:43,400
‫- سلام!
‫- سلام!

513
00:26:43,959 --> 00:26:46,839
‫- کل خانواده رو آوردی؟
‫- تو چی فکر می‌کنی؟

514
00:26:47,119 --> 00:26:48,959
‫- و شماها چی دیدید؟
‫- ما...

515
00:26:49,040 --> 00:26:51,079
‫- یه هیولا دیدیم.
‫- یه هیولا؟

516
00:26:51,160 --> 00:26:53,439
‫شاخ داشت، دود بیرون می‌داد
‫و همه‌چیز رو یخ می‌زد.

517
00:26:53,520 --> 00:26:55,160
‫چه باحال. خیلی خوب به نظر میاد.

518
00:26:55,239 --> 00:26:57,640
‫یه دختر با یه تور گرفتش...

519
00:27:01,959 --> 00:27:03,800
‫کاری که باید بکنه اینه که،

520
00:27:04,160 --> 00:27:06,280
‫با بقیه حرف بزنه، از خودش سؤال بپرسه.

521
00:27:06,400 --> 00:27:08,839
‫باشه، من باید باهاش حرف
‫بزنم؟ باید چیزی ازش بپرسم؟

522
00:27:08,920 --> 00:27:10,839
‫نه. حرص نخور. حرص نخور.

523
00:27:10,920 --> 00:27:13,839
‫من حرص می‌خورم چون عمه‌شم، مدلم این‌طوریه.

524
00:27:13,920 --> 00:27:15,160
‫تو آروم باش.

525
00:27:15,560 --> 00:27:17,560
‫نه، چیزی که باید سعی کنیم اینه که...

526
00:27:17,959 --> 00:27:20,560
‫فضاهایی ایجاد کنیم که بتونه
‫دیدگاه‌های دیگه‌ای رو ببینه،

527
00:27:20,640 --> 00:27:22,040
‫تجربیات دیگه‌ای داشته باشه.

528
00:27:22,439 --> 00:27:24,199
‫باشه، و چطوری این کار رو بکنیم؟

529
00:27:26,800 --> 00:27:29,400
‫خب، مثلاً، شماها می‌رید مهمونی، درسته؟

530
00:27:29,479 --> 00:27:30,839
‫- آره.
‫- آخر هفته‌ها.

531
00:27:30,920 --> 00:27:32,640
‫- آره.
‫- باشه. این خیلی خوبه.

532
00:27:32,719 --> 00:27:34,760
‫البته، مهمونی رفتن شما،

533
00:27:34,839 --> 00:27:37,719
‫حتی رفتن به سفرهای کل آخر هفته...

534
00:27:38,160 --> 00:27:40,400
‫آشنا شدن با جاهای دیگه، آدم‌های دیگه.

535
00:27:41,079 --> 00:27:42,599
‫نمی‌دونم، شاید یهو،

536
00:27:42,680 --> 00:27:44,880
‫با یکی آشنا بشه و دیوانه‌وار عاشق بشه

537
00:27:44,959 --> 00:27:47,640
‫یا بخواد موج‌سواری رو
‫شروع کنه یا هر چیز دیگه‌ای.

538
00:27:47,719 --> 00:27:49,959
‫خب، از میکل الیزالده خوشش می‌اومد.

539
00:27:51,199 --> 00:27:53,800
‫اوه، واقعاً؟ میکل الیزالده کیه؟

540
00:27:53,880 --> 00:27:55,239
‫یه پسری از گروه کر.

541
00:27:55,439 --> 00:27:56,599
‫واو.

542
00:27:57,719 --> 00:28:00,160
‫- ولی اتفاقی بینشون افتاد؟
‫- آره، خب.

543
00:28:00,239 --> 00:28:03,040
‫فقط اینکه پارسال، تو یه مهمونی گروه کر،

544
00:28:03,119 --> 00:28:05,400
‫یه جورایی چند تا بوسه
‫الکی بینشون رد و بدل شد.

545
00:28:05,479 --> 00:28:06,520
‫آره.

546
00:28:06,599 --> 00:28:10,359
‫ولی میکل، همون شب، با
‫ایچاسو فرناندز ریخت رو هم.

547
00:28:10,439 --> 00:28:12,760
‫- نمی‌شناسم.
‫- خب، یه دختر دیگه از گروه کر.

548
00:28:12,920 --> 00:28:15,520
‫آینارا شروع کرد به بی‌محلی
‫کردن به میکل، چون همون شب

549
00:28:15,599 --> 00:28:17,719
‫می‌خواست با اون بریزه رو
‫هم و با اون یکی ریخت رو هم.

550
00:28:28,560 --> 00:28:30,760
‫درسته که دیگه بچه نیست، ولی...

551
00:28:30,880 --> 00:28:32,119
‫خیلی جوون نیست

552
00:28:32,199 --> 00:28:34,640
‫که بخواد به همچین تعهدی فکر کنه؟

553
00:28:35,760 --> 00:28:38,880
‫رسالت سن و سال نمی‌شناسه. رسالت‌های
‫خیلی زودهنگامی هم وجود دارن.

554
00:28:39,040 --> 00:28:40,400
‫من تو ۲۱ سالگی وارد شدم.

555
00:28:40,760 --> 00:28:42,520
‫خدا یه دونه کاشته.

556
00:28:42,599 --> 00:28:44,839
‫- حالا باید ببینیم چطور رشد می‌کنه.
‫- ببخشید.

557
00:28:45,920 --> 00:28:47,359
‫- بفرمایید تو.
‫- معذرت می‌خوام.

558
00:28:47,520 --> 00:28:49,400
‫گروه تئاتر منو گیر انداخت.

559
00:28:49,560 --> 00:28:50,760
‫نمی‌تونستم نه بگم.

560
00:28:51,560 --> 00:28:53,520
‫- اینیاکی.
‫- خوش‌وقتم.

561
00:28:53,599 --> 00:28:55,239
‫- منم همین‌طور.
‫- ایشون پدر چما هستن.

562
00:28:55,719 --> 00:28:57,760
‫ایشون تو مدرسه برای آموزش
‫اصول دین بهمون کمک می‌کنن

563
00:28:57,839 --> 00:28:59,800
‫و از قرار معلوم، به گروه
‫تئاتر هم کمک می‌کنن.

564
00:28:59,959 --> 00:29:01,280
‫به هر حال، بعداً براتون تعریف می‌کنم.

565
00:29:01,359 --> 00:29:03,119
‫خب، و ایشون راهنمای معنوی من هستن.

566
00:29:03,199 --> 00:29:05,119
‫خب، من ترجیح می‌دم بگم "همراه".

567
00:29:05,640 --> 00:29:07,479
‫- خب، آره.
‫- چون من در کنارت قدم برمی‌دارم

568
00:29:07,640 --> 00:29:09,839
‫و تو سفر معنوی‌ت همراهی‌ت می‌کنم.

569
00:29:09,920 --> 00:29:11,079
‫بسیار خب.

570
00:29:11,959 --> 00:29:14,920
‫ما هر از گاهی همدیگه
‫رو می‌بینیم و گپ می‌زنیم.

571
00:29:15,239 --> 00:29:16,880
‫- درباره‌ی تشخیص.
‫- البته.

572
00:29:17,040 --> 00:29:18,319
‫خب، درباره‌ی خیلی چیزها.

573
00:29:18,640 --> 00:29:20,479
‫شما می‌شناسیدش، دختر باهوشیه

574
00:29:20,560 --> 00:29:22,640
‫با توانایی درک کردن خودش،

575
00:29:22,719 --> 00:29:23,839
‫با وضوح فوق‌العاده.

576
00:29:24,560 --> 00:29:26,839
‫و همین تواناییه که داره بهش کمک می‌کنه

577
00:29:26,920 --> 00:29:29,599
‫تا یه تشخیص خیلی صادقانه
‫و خیلی زیبا داشته باشه

578
00:29:29,680 --> 00:29:30,880
‫همین‌طور.

579
00:29:31,680 --> 00:29:34,160
‫من فقط بهش گوش می‌دم، و یاد می‌گیرم.

580
00:29:36,079 --> 00:29:38,040
‫هر از گاهی کمی نصیحتش می‌کنم.

581
00:29:40,439 --> 00:29:43,719
‫ما مثل... راهنماهای شهر هستیم، می‌دونید؟

582
00:29:43,800 --> 00:29:46,239
‫ما از قبل شهر رو
‫می‌شناسیم، ولی این آیناراست

583
00:29:46,319 --> 00:29:48,680
‫که باید با چشم‌های خودش کشفش کنه.

584
00:29:48,760 --> 00:29:49,839
‫درسته.

585
00:29:49,920 --> 00:29:52,400
‫و تجربه هم بخشی از اون شهره، متوجهم.

586
00:29:52,640 --> 00:29:55,800
‫خب، این یه فرصته برای نزدیک‌تر شدن به خدا.

587
00:29:56,319 --> 00:29:59,280
‫و به فرقه. برای آینارا
‫مهمه که فرقه رو بشناسه،

588
00:29:59,359 --> 00:30:01,839
‫ولی خواهران هم باید اون رو بشناسن.

589
00:30:01,920 --> 00:30:03,839
‫اگه تصمیم بگیره به عنوان داوطلب وارد بشه

590
00:30:03,920 --> 00:30:05,319
‫تو فرقه‌ی بتیناس،

591
00:30:05,400 --> 00:30:07,199
‫مادر روحانی اعظم تصمیم‌گیری می‌کنه.

592
00:30:07,520 --> 00:30:09,400
‫فرقه‌ی بتیناس فوق‌العاده‌ست.

593
00:30:09,560 --> 00:30:10,599
‫من خوب می‌شناسمشون.

594
00:30:10,680 --> 00:30:13,119
‫مخصوصاً مادر ایزابل، زن استثنایی‌ایه.

595
00:30:13,199 --> 00:30:14,199
‫درسته.

596
00:30:15,040 --> 00:30:17,319
‫و... جهل من رو ببخشید،

597
00:30:17,400 --> 00:30:20,040
‫ولی روند تشخیص کی تموم می‌شه؟

598
00:30:20,359 --> 00:30:24,199
‫خب، وقتی که شخص بفهمه خدا ازش چی می‌خواد.

599
00:30:24,280 --> 00:30:26,400
‫ولی این می‌تونه الان باشه یا یه سال دیگه.

600
00:30:26,520 --> 00:30:28,640
‫البته، زمان‌بندی خدا متفاوته.

601
00:30:37,400 --> 00:30:38,959
‫و هزینه‌ای هم داره؟

602
00:30:39,439 --> 00:30:40,640
‫نه.

603
00:30:41,640 --> 00:30:43,479
‫- هیچ هزینه مالی‌ای نداره؟
‫- نه.

604
00:30:44,439 --> 00:30:46,839
‫خواهران باید بدون هیچ
‫بار و تعهدی وارد بشن.

605
00:30:46,920 --> 00:30:48,119
‫بدون بدهی.

606
00:30:50,119 --> 00:30:53,000
‫خب، پس... بله، از طرف من همین بود.

607
00:31:05,800 --> 00:31:10,760
‫♪ درود بر بدن حقیقی. ♪

608
00:31:13,560 --> 00:31:18,439
‫♪ زاده شده از مریم... ♪

609
00:31:18,959 --> 00:31:23,400
‫♪ باکره. ♪

610
00:31:26,160 --> 00:31:31,040
‫♪ که حقیقتاً رنج کشید، ♪

611
00:31:32,959 --> 00:31:37,920
‫♪ و قربانی شد ♪

612
00:31:39,160 --> 00:31:44,040
‫♪ بر روی صلیب ♪

613
00:31:45,199 --> 00:31:48,599
‫♪ برای انسان. ♪

614
00:32:03,680 --> 00:32:07,680
‫♪ که از پهلوی ♪

615
00:32:09,160 --> 00:32:13,319
‫♪ شکافته‌اش ♪

616
00:32:16,079 --> 00:32:20,079
‫♪ آب جاری شد ♪

617
00:32:20,800 --> 00:32:25,599
‫♪ و خون. ♪

618
00:32:28,920 --> 00:32:33,680
‫♪ بگذار برای ما ♪

619
00:32:34,800 --> 00:32:39,680
‫♪ پیش‌طعمی باشی. ♪

620
00:32:41,079 --> 00:32:45,959
‫♪ در آزمون ♪

621
00:32:47,079 --> 00:32:52,040
‫♪ مرگ. ♪

622
00:33:49,359 --> 00:33:50,560
‫پابلو.

623
00:33:56,520 --> 00:33:57,520
‫چیه؟

624
00:33:58,599 --> 00:34:01,119
‫چی شده؟ شام طول کشید، نه؟

625
00:34:03,880 --> 00:34:06,400
‫همین الان تو یه بار با یه احمق لب گرفتم.

626
00:34:30,600 --> 00:34:32,439
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟ هیچ حسی نداری؟

627
00:34:32,520 --> 00:34:34,760
‫بیدارش می‌کنی.

628
00:34:39,719 --> 00:34:42,639
‫- هیچ حسی نداری، پابلو؟
‫- دارم. حس دارم، آره.

629
00:34:44,320 --> 00:34:45,320
‫حس دارم.

630
00:34:51,360 --> 00:34:53,760
‫اینا رو بهت می‌گم چون
‫می‌خوام برات مهم باشه.

631
00:34:58,159 --> 00:34:59,679
‫نمی‌خوام دیگه برای هم مهم نباشیم.

632
00:35:03,800 --> 00:35:07,679
‫برام مهمه، ولی الان فقط
‫می‌خوام بخوابم، لطفاً.

633
00:35:13,879 --> 00:35:15,439
‫- سلام، مامان.
‫- سلام، خوبی؟

634
00:35:15,520 --> 00:35:16,639
‫خوبم.

635
00:35:17,040 --> 00:35:18,120
‫- سلام.
‫- سلام!

636
00:35:18,280 --> 00:35:19,320
‫سلام.

637
00:35:20,159 --> 00:35:21,959
‫- سلام، عمه.
‫- سلام، عزیزم.

638
00:35:23,000 --> 00:35:24,399
‫- خوبی؟
‫- خوبم.

639
00:35:24,800 --> 00:35:27,040
‫- بابا کجاست؟
‫- فکر کنم تو آشپزخونه‌ست.

640
00:35:28,719 --> 00:35:30,560
‫- آینارا.
‫- سلام.

641
00:35:31,719 --> 00:35:32,840
‫خوبی؟

642
00:35:33,439 --> 00:35:34,639
‫با کی حرف زدی؟

643
00:35:35,840 --> 00:35:37,800
‫با خواهر پیلار و پدر چما.

644
00:35:38,399 --> 00:35:40,159
‫خواهر پیلار معلم راهنماشه.

645
00:35:40,239 --> 00:35:41,439
‫- وقتی کوچیک بود.
‫- آره.

646
00:35:41,919 --> 00:35:44,600
‫مامان، الان با استیبالیز حرف
‫زدم، برای ناهار میاد اینجا.

647
00:35:44,679 --> 00:35:47,239
‫عالیه، پسرم. داشتین در
‫مورد چی حرف می‌زدین؟

648
00:35:47,439 --> 00:35:48,479
‫در مورد قضیه آینارا.

649
00:35:48,879 --> 00:35:51,159
‫- آها، درسته.
‫- خب، بهت چی گفتن؟

650
00:35:51,360 --> 00:35:52,679
‫اینکه دست اونا نیست.

651
00:35:53,919 --> 00:35:55,320
‫آینارا داره بهش فکر می‌کنه.

652
00:35:55,560 --> 00:35:57,399
‫داره سبک‌سنگین می‌کنه، یا
‫هر اسم دیگه‌ای که داره.

653
00:35:57,719 --> 00:35:59,080
‫اون بهش فکر نمی‌کنه.

654
00:35:59,159 --> 00:36:00,959
‫منتظره خدا بهش یه چیزی بگه.

655
00:36:01,040 --> 00:36:03,159
‫داره همین کارو می‌کنه. قصد نداره هیچ کاری

656
00:36:03,239 --> 00:36:06,199
‫برای دانشگاه بکنه، می‌خواد
‫بره با اونا زندگی کنه.

657
00:36:06,280 --> 00:36:09,159
‫- تو بهش گفتی این کارو بکنه.
‫- چون نمی‌خوام فراریش بدم.

658
00:36:09,239 --> 00:36:10,840
‫خب، منم فکر می‌کنم مشکلی نداره.

659
00:36:13,919 --> 00:36:16,280
‫نمی‌دونم، اینیاکی، آرامشت متعجبم می‌کنه.

660
00:36:17,639 --> 00:36:20,520
‫- اونا راهبه‌های تارک‌دنیا هستن.
‫- می‌خوای قشقرق به پا کنم؟

661
00:36:20,600 --> 00:36:23,080
‫- نذارم از خونه بره بیرون؟
‫- می‌خوام باهاش حرف بزنی.

662
00:36:23,560 --> 00:36:25,639
‫اون فقط داره با اون آدما در
‫موردش حرف می‌زنه، باشه؟

663
00:36:25,719 --> 00:36:28,560
‫حتی به ایزاسکون هم نگفته. و
‫من خیلی بهش اصرار کردم.

664
00:36:28,639 --> 00:36:30,120
‫من قبلاً باهاش حرف زدم، مایته.

665
00:36:30,840 --> 00:36:31,840
‫تقریباً ۱۸ سالشه.

666
00:36:31,919 --> 00:36:33,639
‫فکر می‌کنی براش مهمه ما چی می‌گیم؟

667
00:36:34,080 --> 00:36:35,120
‫خب، نمی‌دونم.

668
00:36:35,760 --> 00:36:36,800
‫خب، براش مهم نیست.

669
00:36:36,879 --> 00:36:38,959
‫تشویقش کردی بره دانشگاه؟

670
00:36:39,040 --> 00:36:41,760
‫بهش گفتی چرا فکر می‌کنی
‫حبس کردن خودش دیوانگیه؟

671
00:36:45,560 --> 00:36:47,320
‫و اگه این همون چیزی باشه
‫که خوشحالش می‌کنه چی،

672
00:36:48,439 --> 00:36:49,959
‫حتی اگه تو خوشت نیاد؟

673
00:36:50,159 --> 00:36:52,239
‫اون از کجا می‌خواد بدونه چی خوشحالش می‌کنه

674
00:36:52,320 --> 00:36:55,239
‫وقتی از ۱۱ یا ۱۲ سالگی داره
‫با اون آدما حرف می‌زنه؟

675
00:36:56,320 --> 00:36:58,800
‫تو تازه فهمیدی که اون
‫یه راهنمای معنوی داره.

676
00:36:58,879 --> 00:37:01,360
‫اینا روندهای شخصیه. با احتیاط
‫باهاشون برخورد می‌شه.

677
00:37:01,439 --> 00:37:03,479
‫قرار نیست راه بیفتن و به همه بگن.

678
00:37:03,560 --> 00:37:06,239
‫- ولی اون کشیش آدم بدیه؟
‫- معلومه که بد نیست، مامان!

679
00:37:06,320 --> 00:37:08,919
‫یه کشیش خیلی جوون و خیلی مدرنه.

680
00:37:09,000 --> 00:37:11,439
‫یه آدم بالغه که با یه فرد زیر
‫سن قانونی ملاقات می‌کنه

681
00:37:11,520 --> 00:37:13,560
‫بدون اجازه پدرش، اونم مخفیانه.

682
00:37:13,639 --> 00:37:16,199
‫این یه مدرسه مذهبیه. و اونا
‫همیشه این کارو می‌کنن.

683
00:37:16,280 --> 00:37:18,360
‫مراسم عشای ربانی،
‫تعلیمات دینی، اعترافات...

684
00:37:18,439 --> 00:37:21,040
‫- شماها هم کلاس تعلیمات دینی می‌رفتین.
‫- این شخصی‌تره.

685
00:37:21,120 --> 00:37:24,080
‫- اونا اونو از بین بقیه انتخاب کردن.
‫- این یه فرقه نیست.

686
00:37:24,159 --> 00:37:26,280
‫هر چقدر هم که اصرار کنی، این یه فرقه نیست.

687
00:37:26,360 --> 00:37:27,520
‫عمه.

688
00:37:27,840 --> 00:37:30,760
‫- کی غذا می‌خوریم؟
‫- بله، عزیزم. ببین، داریم میایم.

689
00:37:30,840 --> 00:37:32,159
‫همین الان میایم.

690
00:37:32,239 --> 00:37:34,280
‫- باشه.
‫- برو بشین، بدو. منم میام.

691
00:37:34,360 --> 00:37:35,520
‫بریم غذا بخوریم!

692
00:37:37,320 --> 00:37:39,000
‫چرا نمی‌بریش پیش یه روانشناس؟

693
00:37:42,560 --> 00:37:43,560
‫اون که دیوونه نیست.

694
00:37:43,919 --> 00:37:45,199
‫ولی یه چیزیش هست.

695
00:37:45,280 --> 00:37:46,919
‫پسرم، ما نگرانیم.

696
00:37:47,760 --> 00:37:49,360
‫خب، اینقدر نگران نباشین.

697
00:37:50,600 --> 00:37:51,600
‫امم...

698
00:37:51,919 --> 00:37:54,560
‫چرا نمی‌فرستینش خارج درس بخونه؟

699
00:37:55,439 --> 00:37:58,159
‫نوه‌های مانوئلا کل سال
‫رو تو ایرلند گذروندن.

700
00:37:58,239 --> 00:37:59,479
‫فکر خیلی خوبیه.

701
00:37:59,560 --> 00:38:01,840
‫ایرلند نه، اونا خیلی کاتولیک
‫هستن، ولی لندن خوبه.

702
00:38:01,919 --> 00:38:03,679
‫بذار خوش بگذرونه، با آدم‌ها آشنا بشه.

703
00:38:03,760 --> 00:38:04,959
‫یعنی ببرمش مهمونی؟

704
00:38:05,040 --> 00:38:07,360
‫نه، می‌خوام تو یه مسیر
‫دیگه بهش انگیزه بدم.

705
00:38:07,439 --> 00:38:10,040
‫- وسط سال تحصیلی.
‫- تا ترم بعد صبر می‌کنیم.

706
00:38:11,080 --> 00:38:13,080
‫می‌دونی این برنامه‌ها چقدر هزینه داره؟

707
00:38:13,520 --> 00:38:16,040
‫تازه، اصلاً نمی‌دونیم
‫آخرش قراره به کجا برسه.

708
00:38:17,760 --> 00:38:20,120
‫- پس وام می‌گیریم.
‫- خب...

709
00:38:22,600 --> 00:38:24,320
‫دیگه هیچ‌کس وام نمی‌گیره، باشه؟

710
00:38:24,879 --> 00:38:26,520
‫- باشه.
‫- این یه رسالت مذهبیه.

711
00:38:26,600 --> 00:38:29,120
‫فقط به خاطر اینکه یه برنامه بهتر
‫بهش پیشنهاد می‌دی، از بین نمی‌ره.

712
00:38:29,199 --> 00:38:31,719
‫چطوری قراره از بین بره؟
‫نمی‌دونم چطوری قراره از بین بره.

713
00:38:31,800 --> 00:38:34,280
‫هیچ ایده‌ای ندارم. اما من پدرشم
‫و من تصمیم می‌گیرم چی بشه.

714
00:38:34,479 --> 00:38:36,479
‫قراره صبر کنیم و بهش احترام بذاریم. باشه؟

715
00:38:36,560 --> 00:38:38,600
‫ازتون خواهش می‌کنم، لطفاً دیگه دخالت نکنید.

716
00:38:45,800 --> 00:38:48,239
‫نمی‌تونه هزینه برنامه تحصیل در
‫خارج از کشور رو برای دخترش بده؟

717
00:38:50,560 --> 00:38:53,320
‫منظورم اینه که بهش ۳۰۰
‫هزار یورو دادن، ۳۱۰ هزار تا،

718
00:38:53,719 --> 00:38:55,040
‫و این مبلغ کمی نیست.

719
00:38:55,760 --> 00:38:58,040
‫عزیزم، وقتی حساب و کتاب
‫جور درنمیاد، یعنی درنمیاد.

720
00:38:58,199 --> 00:38:59,439
‫مامان، ازش دفاع نکن.

721
00:38:59,600 --> 00:39:01,679
‫تو با این آپارتمان ضامنش
‫شدی و من دهنم رو بستم.

722
00:39:02,159 --> 00:39:04,080
‫حالا نمی‌تونه دخترش رو بفرسته خارج؟

723
00:39:04,600 --> 00:39:05,760
‫ببین، مایته،

724
00:39:06,479 --> 00:39:08,719
‫من ضامن برادرت شدم چون بهم قول داد

725
00:39:08,800 --> 00:39:10,199
‫که هر اتفاقی هم بیفته،

726
00:39:10,280 --> 00:39:12,239
‫نصف این آپارتمان به تو ارث می‌رسه.

727
00:39:12,320 --> 00:39:14,000
‫به جون دختراش بهم قول داد.

728
00:39:14,760 --> 00:39:16,439
‫و تو هم نه نگفتی.

729
00:39:16,520 --> 00:39:18,919
‫مامان، چون دیدم خودت
‫می‌خوای این کار رو بکنی.

730
00:39:19,199 --> 00:39:22,280
‫چیزی که نمی‌خوام اینه که ببینم با سه
‫تا دختر آواره کوچه و خیابون شده.

731
00:39:22,360 --> 00:39:23,600
‫آره، باشه، کافیه.

732
00:39:23,760 --> 00:39:24,760
‫کافیه.

733
00:39:28,280 --> 00:39:29,840
‫هی، دخترعمه‌‌ت نایارا نبود

734
00:39:29,919 --> 00:39:32,360
‫که تو شهرداری یه شغل دولتی گرفت؟

735
00:39:32,439 --> 00:39:34,199
‫- می‌تونم ازش بپرسم.
‫- آره، ازش بپرس.

736
00:39:34,280 --> 00:39:37,239
‫شهرداری هیچ ربطی به دبیرستان نداره.

737
00:39:37,360 --> 00:39:39,840
‫خب، این یه آزمون برای یه نهاد دولتیه.

738
00:39:39,959 --> 00:39:42,280
‫- احتمالاً کم و بیش همونه.
‫- نه. کم و بیش نیست.

739
00:39:42,360 --> 00:39:45,080
‫تصور کن اگه، نمی‌دونم، می‌خواستی
‫به عنوان یه دکتر استخدام بشی،

740
00:39:45,159 --> 00:39:47,840
‫مثل استخدام به عنوان معلم دبیرستان نیست.

741
00:39:47,959 --> 00:39:50,639
‫درسته. به هر حال، ازش بپرس.

742
00:39:50,719 --> 00:39:53,320
‫شاید بتونه بهش توصیه‌ای
‫بکنه، یکم راهنماییش کنه، نه؟

743
00:39:53,399 --> 00:39:54,679
‫همیشه به درد می‌خوره.

744
00:39:55,000 --> 00:39:56,600
‫این فوق‌العاده‌ست.

745
00:39:57,159 --> 00:39:59,959
‫سه ساعت و نیم تو آشپزخونه.
‫دیگه هیچ‌کس این کار رو نمی‌کنه.

746
00:40:00,040 --> 00:40:01,000
‫واقعاً خوبه.

747
00:40:01,080 --> 00:40:02,800
‫- در مورد شرط زبان باسکی چطور؟
‫- بازم می‌خوای؟

748
00:40:02,879 --> 00:40:04,080
‫- خب...
‫- آره؟

749
00:40:04,159 --> 00:40:05,360
‫خب، باسکی...

750
00:40:06,679 --> 00:40:07,679
‫نگاه کن!

751
00:40:18,479 --> 00:40:19,560
‫ها؟

752
00:40:21,399 --> 00:40:22,399
‫آره.

753
00:40:22,479 --> 00:40:23,639
‫ولی چطوریه؟

754
00:40:23,719 --> 00:40:25,719
‫همین‌طوری هر لحظه شروع می‌کنی به دعا کردن؟

755
00:40:25,800 --> 00:40:29,040
‫وقتی احساس نیاز به ارتباط می‌کنی،
‫شروع می‌کنی به دعا کردن؟

756
00:40:29,639 --> 00:40:33,040
‫یا لحظات خاصی هست که
‫همیشه این کار رو می‌کنی؟

757
00:40:34,120 --> 00:40:35,679
‫خب، شبا...

758
00:40:36,360 --> 00:40:37,879
‫و وقتی می‌رم مراسم عشای ربانی.

759
00:40:39,320 --> 00:40:43,080
‫و اونجا ازش چیزهایی می‌خوای
‫یا ازش سوال می‌پرسی یا...؟

760
00:40:45,840 --> 00:40:47,120
‫آره. ولی چطوریه؟

761
00:40:47,199 --> 00:40:49,000
‫ولی دقیقاً چطوریه؟

762
00:40:52,120 --> 00:40:54,639
‫نه، واقعاً برام جالبه، می‌دونی؟

763
00:40:54,959 --> 00:40:57,639
‫چطوری باهاش حرف می‌زنی؟

764
00:40:58,840 --> 00:41:00,919
‫خب، نمی‌دونم، حرف می‌زنم.

765
00:41:01,399 --> 00:41:02,399
‫ولی حرف زدن...

766
00:41:03,199 --> 00:41:05,159
‫- تو ذهنت.
‫- آره.

767
00:41:06,520 --> 00:41:07,800
‫و اونم جوابت رو می‌ده؟

768
00:41:10,199 --> 00:41:11,439
‫بعضی وقتا.

769
00:41:13,679 --> 00:41:14,959
‫چه خوب.

770
00:41:16,560 --> 00:41:17,840
‫خیلی قشنگه.

771
00:41:18,199 --> 00:41:20,120
‫منم دلم می‌خواد باهاش حرف بزنم.

772
00:41:20,600 --> 00:41:21,840
‫خب، امتحان کن.

773
00:41:22,800 --> 00:41:23,800
‫آره؟

774
00:41:25,159 --> 00:41:26,159
‫باشه.

775
00:41:29,159 --> 00:41:30,199
‫بذار ببینم...

776
00:41:37,000 --> 00:41:38,000
‫پروردگارا...

777
00:41:42,879 --> 00:41:44,479
‫پروردگارا؟

778
00:41:46,919 --> 00:41:48,639
‫- من یه بازنده‌ام.
‫- نه.

779
00:41:49,239 --> 00:41:50,879
‫فکر کنم برای من جواب نمی‌ده.

780
00:41:51,800 --> 00:41:53,679
‫به خاطر اینه که باید از ته دل انجامش بدی.

781
00:41:54,399 --> 00:41:55,639
‫منظورت چیه از ته دل؟

782
00:41:55,760 --> 00:41:59,959
‫همین دیگه، از ته دل. باید
‫حرفت رو واقعاً حس کنی.

783
00:42:09,760 --> 00:42:11,280
‫پروردگار قادر مطلق،

784
00:42:13,199 --> 00:42:14,959
‫می‌خوام ازت یه چیزی بخوام.

785
00:42:16,840 --> 00:42:18,439
‫فقط یه چیز.

786
00:42:21,239 --> 00:42:22,719
‫آینارا رو صدا نزن.

787
00:42:24,239 --> 00:42:25,840
‫بذار اینجا پیش ما بمونه.

788
00:42:27,399 --> 00:42:28,879
‫چون ما اینجا خیلی دوستش داریم.

789
00:42:29,360 --> 00:42:30,639
‫بهش نیاز داریم.

790
00:42:32,840 --> 00:42:34,360
‫واقعاً بهش نیاز داریم، می‌دونی؟

791
00:42:35,080 --> 00:42:37,840
‫ببین، اون دو تا خواهر داره.

792
00:42:38,360 --> 00:42:39,360
‫درسته؟

793
00:42:39,840 --> 00:42:42,040
‫مشخصاً می‌شناسیشون. تو همه رو می‌شناسی.

794
00:42:42,560 --> 00:42:44,280
‫اونا دو تا بزهکار آینده‌ن.

795
00:42:45,760 --> 00:42:48,800
‫بهم بگو، کی قراره مراقب
‫اون دو تا دختر دیوونه باشه

796
00:42:48,879 --> 00:42:50,800
‫اگه این دختر راهبه بشه؟

797
00:42:53,159 --> 00:42:55,000
‫و مادربزرگش، لی‌لا هم هست.

798
00:42:55,080 --> 00:42:56,760
‫با اون چیکار کنیم؟

799
00:42:58,600 --> 00:43:01,639
‫چون من و تو می‌دونیم که
‫آینارا نوه مورد علاقه‌شه.

800
00:43:04,159 --> 00:43:05,439
‫خب، و مایته، درسته؟

801
00:43:05,879 --> 00:43:07,159
‫عمه مایته.

802
00:43:08,080 --> 00:43:09,439
‫شاید تو یادت نیاد،

803
00:43:09,520 --> 00:43:11,600
‫چون باهاش در ارتباط نیستی، اما...

804
00:43:13,439 --> 00:43:15,919
‫مایته اگه این یکی رو از
‫دست بده دیوونه میشه،

805
00:43:16,439 --> 00:43:18,679
‫و ممکنه شروع کنه به
‫آتیش زدن کلیساها، باشه؟

806
00:43:19,600 --> 00:43:23,199
‫و بین خودمون بمونه خدا،

807
00:43:23,280 --> 00:43:26,199
‫این اصلاً به نفعت تموم نمی‌شه،
‫چون اون یه آدم خیلی خیلی لجبازه.

808
00:43:26,679 --> 00:43:27,679
‫خیلی.

809
00:43:29,679 --> 00:43:31,159
‫شایدم. ببخشید، برنامه‌ریزی نکرده بودم.

810
00:43:31,239 --> 00:43:33,239
‫- یهویی از دهنم پرید.
‫- یهویی از دهنت پرید؟

811
00:43:33,320 --> 00:43:34,760
‫یه دقیقه پیانو زدن، مگه نه؟

812
00:43:34,840 --> 00:43:37,879
‫به نظرت این به اندازه
‫کافی جدی و وخیم نیست؟

813
00:43:37,959 --> 00:43:40,120
‫مایته، من سعی کردم کاری
‫که ازم خواستی رو انجام بدم،

814
00:43:40,239 --> 00:43:41,959
‫باهاش حرف بزنم، حمایتش کنم.

815
00:43:42,120 --> 00:43:44,120
‫شاید لحنم مناسب نبود.

816
00:43:44,199 --> 00:43:46,000
‫- ببخشید.
‫- مشکل لحنت نبود.

817
00:43:47,600 --> 00:43:49,360
‫نمیدونم چه فکری کردی که قراره چی بشه.

818
00:43:49,439 --> 00:43:52,000
‫فکر می‌کردم حداقل جدی می‌گیریش.

819
00:43:52,080 --> 00:43:55,280
‫خواهش می‌کنم، آینارا به
‫خدا اعتقاد داره، باور داره.

820
00:43:55,439 --> 00:43:58,080
‫همون‌طوری که تو به
‫تغییرات اقلیمی اعتقاد داری،

821
00:43:58,159 --> 00:44:00,600
‫- اون به خدا اعتقاد داره.
‫- بذار به هر چی میخواد اعتقاد داشته باشه،

822
00:44:00,679 --> 00:44:03,280
‫- ولی باید بره دانشگاه، نه؟
‫- خب، میره دیگه.

823
00:44:03,479 --> 00:44:04,800
‫اون دختر فوق‌العاده‌ایه.

824
00:44:04,919 --> 00:44:07,760
‫ولی الان یه متعصب مذهبیه.

825
00:44:07,840 --> 00:44:09,159
‫نمیدونم چه کاری میشه کرد.

826
00:44:09,239 --> 00:44:10,399
‫انکو، پسرم، بیا بریم!

827
00:44:10,760 --> 00:44:12,959
‫درست مثل برادرم. عالیه، فوق‌العاده‌ست.

828
00:44:13,040 --> 00:44:15,479
‫مثل برادرت نه. اون مزخرفات
‫همیشگی رو تحویل من نده.

829
00:44:15,560 --> 00:44:16,679
‫بهش فشار نیاریم.

830
00:44:16,919 --> 00:44:19,199
‫بیا چمدونش رو ببندیم و بذاریمش اون تو.

831
00:44:19,280 --> 00:44:21,040
‫بذار خودشو با اون یه مشت زن دیوونه حبس کنه

832
00:44:21,120 --> 00:44:22,719
‫و بذار به شستشوی مغزیش ادامه بدن.

833
00:44:23,919 --> 00:44:25,439
‫ولی نمی‌بینی که اینجوری حمله کردن بهش

834
00:44:25,520 --> 00:44:28,080
‫فقط باعث میشه از چیزی که هست هم دورتر بشه؟

835
00:44:28,159 --> 00:44:30,360
‫- واقعاً نمی‌بینی؟
‫- منظورت از حمله کردن چیه؟

836
00:44:30,479 --> 00:44:32,080
‫باید بهش یکم فضا بدی.

837
00:44:33,159 --> 00:44:34,800
‫بذار نفس بکشه.

838
00:44:38,239 --> 00:44:40,199
‫پابلو، داری در مورد آینارا
‫حرف می‌زنی یا خودت؟

839
00:44:44,719 --> 00:44:45,959
‫من همین‌جام.

840
00:44:46,639 --> 00:44:47,959
‫تویی که میای و میری.

841
00:44:48,479 --> 00:44:49,679
‫من اینجا هستم.

842
00:44:51,040 --> 00:44:52,280
‫من همیشه اینجا هستم.

843
00:44:55,399 --> 00:44:56,800
‫کسی مجبورت نکرده.

844
00:44:58,639 --> 00:44:59,800
‫عالیه.

845
00:44:59,919 --> 00:45:01,719
‫پس دفعه بعد بگو یکی دیگه بره

846
00:45:01,800 --> 00:45:04,520
‫خونه مادرت تا با اون برادر
‫عوضیت سر و کله بزنه.

847
00:45:04,600 --> 00:45:06,520
‫پابلو، امروز برای آینارا مهم بود.

848
00:45:06,600 --> 00:45:08,600
‫نمیدونم هنوز اینو نفهمیدی یا نه.

849
00:45:10,840 --> 00:45:12,840
‫چرا در مورد آزمون استخدامی بهشون گفتی؟

850
00:45:14,919 --> 00:45:15,919
‫هان؟

851
00:45:18,719 --> 00:45:20,719
‫چرا در مورد آزمون استخدامی بهشون گفتی؟

852
00:45:20,800 --> 00:45:22,879
‫تنها چیزی که ازت خواستم نگی.

853
00:45:22,959 --> 00:45:25,439
‫ازم پرسیدن. میخوای چی بگم: «نمیدونم»؟

854
00:45:25,520 --> 00:45:27,439
‫همیشه «نمیدونم»، که منو احمق جلوه بده.

855
00:45:28,159 --> 00:45:29,520
‫نه، احمق نه.

856
00:45:31,239 --> 00:45:32,919
‫تو هیچ‌جوره شبیه احمق‌ها نیستی.

857
00:45:33,120 --> 00:45:34,520
‫تو سر سوزنی خنگ نیستی.

858
00:45:36,280 --> 00:45:38,120
‫تو کاری می‌کنی حس کنم یه آشغالم

859
00:45:38,199 --> 00:45:39,600
‫بدون اینکه حتی دهنت رو باز کنی.

860
00:45:46,919 --> 00:45:48,080
‫من این کارو نمی‌کنم.

861
00:45:48,679 --> 00:45:50,360
‫- چرا، می‌کنی.
‫- من این کارو نمی‌کنم.

862
00:45:50,439 --> 00:45:52,919
‫چرا، می‌کنی. تو همیشه
‫این کارو می‌کنی، مایته.

863
00:45:54,320 --> 00:45:56,199
‫این کارو می‌کنی چون این
‫فکریه که در مورد من می‌کنی.

864
00:45:56,679 --> 00:45:58,280
‫این فکریه که من در مورد تو می‌کنم؟

865
00:46:03,600 --> 00:46:05,800
‫چیزی که در موردت فکر
‫می‌کنم بهتره پیش خودم بمونه.

866
00:46:15,239 --> 00:46:16,959
‫چی رو پیش خودت نگه می‌داری، مایته؟

867
00:46:20,199 --> 00:46:21,919
‫چی رو داری پیش خودت نگه می‌داری؟

868
00:46:22,679 --> 00:46:24,000
‫چیه؟

869
00:46:28,520 --> 00:46:30,239
‫چیه؟ میخوای جدا بشی؟

870
00:46:30,520 --> 00:46:31,800
‫اینو میخوای؟

871
00:46:35,840 --> 00:46:37,239
‫خب، شاید بخوام.

872
00:46:40,320 --> 00:46:41,600
‫از نظر من مشکلی نیست.

873
00:46:44,959 --> 00:46:46,199
‫از نظر من مشکلی نیست.

874
00:46:47,719 --> 00:46:49,000
‫پس تکلیفت رو روشن کن.

875
00:46:49,439 --> 00:46:51,159
‫ولی دیگه دست از تهدید کردن من بردار.

876
00:46:58,840 --> 00:47:00,520
‫بطری‌ها و چیزای دیگه این طرف لطفاً.

877
00:47:00,600 --> 00:47:02,679
‫- ما همه خیلی منتظر...
‫- البته.

878
00:47:02,959 --> 00:47:04,280
‫اینو همین دور و بر بذاریم؟

879
00:47:04,360 --> 00:47:06,199
‫چی؟ آره، بذارش همونجا، روی میز.

880
00:47:08,919 --> 00:47:09,959
‫خونه‌ی خیلی قشنگیه.

881
00:47:10,159 --> 00:47:11,159
‫دیدیش؟

882
00:47:13,439 --> 00:47:15,679
‫ایزاسکون، من روی زمین نمی‌خوابم.

883
00:47:15,760 --> 00:47:16,959
‫من اونجا فقط یه تخت می‌بینم.

884
00:47:17,360 --> 00:47:18,439
‫ببین، یه تخت اونجاست

885
00:47:18,560 --> 00:47:20,360
‫بعدش هم توی اتاق نشیمن تشک می‌ندازیم.

886
00:47:20,479 --> 00:47:22,199
‫- ولی بعداً مرتبش می‌کنیم.
‫- باشه.

887
00:47:22,320 --> 00:47:24,479
‫صبر کن، یه چیز دیگه هم
‫دارم. یه چیز خیلی خوب.

888
00:47:24,560 --> 00:47:26,120
‫- ببینم.
‫- حالا می‌بینی...

889
00:47:26,199 --> 00:47:27,320
‫داری منو می‌ترسونی...

890
00:47:27,399 --> 00:47:30,560
‫من تا حالا هیچوقت توی یه روز
‫چهار بار یا بیشتر جق نزدم.

891
00:47:30,639 --> 00:47:32,000
‫اوه! اوه!

892
00:47:32,080 --> 00:47:33,719
‫- کثافت عوضی!
‫- منظورت از «اوه» چیه؟

893
00:47:33,800 --> 00:47:35,959
‫- خیلی چندش‌آوره!
‫- خیلی چندشه.

894
00:47:36,040 --> 00:47:37,520
‫- یه بار.
‫- خیلی چندشه.

895
00:47:37,600 --> 00:47:39,520
‫- تو یه منحرفی.
‫- یه بار تو زندگیم.

896
00:47:39,639 --> 00:47:41,280
‫- کار خیلی کثیفیه.
‫- چی داری میگی!

897
00:47:41,360 --> 00:47:43,679
‫- حتی دستش پینه بسته.
‫- حال به هم زنه!

898
00:47:43,760 --> 00:47:44,760
‫باشه.

899
00:47:45,159 --> 00:47:46,399
‫یکی دیگه، یالا. خب...

900
00:47:46,479 --> 00:47:48,800
‫من تا حالا هیچوقت...

901
00:47:50,199 --> 00:47:51,360
‫ببینم، ببینم...

902
00:47:52,520 --> 00:47:54,560
‫من تاحالا انگشتای پای کسی رو نخوردم.

903
00:47:54,760 --> 00:47:56,239
‫- آه.
‫- «آه» یعنی چی؟

904
00:47:56,840 --> 00:47:58,439
‫چون منتظر یه چیز دیگه بودم.

905
00:47:58,520 --> 00:48:00,840
‫اینو نگاه کن!

906
00:48:02,159 --> 00:48:04,199
‫- همینجوری الکی می‌خوری، یالا.
‫- بس کن.

907
00:48:04,280 --> 00:48:05,520
‫- الو؟
‫- من میرم.

908
00:48:05,600 --> 00:48:06,600
‫یالا، بعدی.

909
00:48:06,679 --> 00:48:08,199
‫ام... بذار ببینم.

910
00:48:09,679 --> 00:48:12,280
‫من تاحالا با کسی از اینجا دوست نشدم.

911
00:48:12,520 --> 00:48:13,560
‫ایول!

912
00:48:18,320 --> 00:48:19,879
‫بذار ببینم، شما دوتا می‌خورین، درسته؟

913
00:48:20,320 --> 00:48:21,360
‫معلومه.

914
00:48:21,959 --> 00:48:24,399
‫- آینارا، دختر.
‫- من تنها نمی‌خورم.

915
00:48:24,479 --> 00:48:25,679
‫- آینارا!
‫- این دفعه آره.

916
00:48:26,199 --> 00:48:27,600
‫آه، باشه، باشه!

917
00:48:27,679 --> 00:48:29,120
‫اون با خودش دوست میشه، فقط خودش.

918
00:48:29,879 --> 00:48:31,879
‫یالا، نوبت منه، نوبت منه...

919
00:48:32,239 --> 00:48:34,639
‫آه، من تاحالا خواب...

920
00:48:34,800 --> 00:48:37,439
‫خواب سکسی با یه معلم زن ندیدم.

921
00:48:37,520 --> 00:48:39,760
‫- اوه!
‫- معلم مرد هم حساب میشه.

922
00:48:39,879 --> 00:48:40,959
‫اوه، پدر چما!

923
00:48:41,040 --> 00:48:42,560
‫شماها با پدر چما چیکار دارین؟

924
00:48:42,639 --> 00:48:45,080
‫- تو باهاش چیکار داری؟
‫- خاوی، تو بهش نخ میدی.

925
00:48:45,159 --> 00:48:47,120
‫- اون کیه؟
‫- کشیش تعلیمات دینی.

926
00:48:47,199 --> 00:48:49,239
‫برو بالا، چیزی نیست. ببین، جدی میگم...

927
00:48:49,320 --> 00:48:50,320
‫سه تا قلپ کوچولو.

928
00:48:50,399 --> 00:48:52,479
‫لعنتی، مرد، با پدر چما، رفیق.

929
00:48:52,560 --> 00:48:54,239
‫- برو بالا.
‫- یالا، یالا.

930
00:48:54,320 --> 00:48:55,320
‫چهارتا، هان؟

931
00:48:56,280 --> 00:48:57,280
‫یالا.

932
00:48:58,760 --> 00:49:00,760
‫خب، من هیچوقت...

933
00:49:02,199 --> 00:49:04,080
‫من تاحالا نخواستم راهبه بشم.

934
00:49:04,159 --> 00:49:06,080
‫چه جور راهبه‌ای؟

935
00:49:06,159 --> 00:49:07,800
‫مثلاً راهبه صومعه؟

936
00:49:07,879 --> 00:49:09,719
‫صومعه، دیرنشین، نمی‌دونم.

937
00:49:09,800 --> 00:49:11,199
‫پاپ گریگوری.

938
00:49:13,320 --> 00:49:16,320
‫همونی که اون بچه رو غسل تعمید میده.

939
00:49:16,919 --> 00:49:19,280
‫- من، وقتی پنج سالم بود.
‫- چی داری میگی؟

940
00:49:19,919 --> 00:49:21,560
‫- یهویی.
‫- تو پنج سالگی؟

941
00:49:21,639 --> 00:49:23,639
‫چون تو مدرسه راجع به خدا باهامون حرف زدن،

942
00:49:23,719 --> 00:49:25,679
‫و من گفتم: «من باهاش
‫ازدواج می‌کنم.» منم همین‌طور.

943
00:49:25,760 --> 00:49:26,800
‫تو پنج سالگی!

944
00:49:26,959 --> 00:49:31,120
‫با من راجع به مادر طبیعت حرف زدن و نه، نه.

945
00:49:31,199 --> 00:49:32,320
‫آرزوم بود.

946
00:49:32,399 --> 00:49:34,159
‫خیلی خب، کافیه. ولم کنین. چیز مهمی نیست.

947
00:49:34,239 --> 00:49:35,560
‫خواهر کوچیکه ایزاسکون، هان؟

948
00:49:35,879 --> 00:49:38,000
‫خدا بهت برکت بده.

949
00:49:38,120 --> 00:49:40,000
‫- ممنون.
‫- یالا، بذار ببینیم...

950
00:49:41,560 --> 00:49:44,679
‫من تاحالا پدر و مادرم رو در حال سکس ندیدم.

951
00:49:49,879 --> 00:49:51,520
‫تاحالا، درسته؟

952
00:49:54,000 --> 00:49:55,199
‫داری چیکار می‌کنی؟

953
00:49:56,280 --> 00:49:57,560
‫خب، نمی‌دونم.

954
00:49:58,800 --> 00:50:00,919
‫بیا بریم تو، اینجا خیلی سرده.

955
00:50:01,000 --> 00:50:02,080
‫خب، تو برو.

956
00:50:04,159 --> 00:50:05,360
‫هیچی پس، می‌مونم.

957
00:50:10,000 --> 00:50:11,320
‫ولی با من حرف نزن، باشه؟

958
00:50:12,239 --> 00:50:13,479
‫جدی میگم، با من حرف نزن.

959
00:50:13,600 --> 00:50:16,239
‫و اگه چیزی برای گفتن
‫بهم داری، خب... بعداً بگو.

960
00:50:17,679 --> 00:50:19,520
‫- باشه.
‫- تو همین الان داری با من حرف می‌زنی.

961
00:50:19,719 --> 00:50:22,239
‫- نه. گفتم باشه.
‫- نه. و هنوزم داری با من حرف می‌زنی.

962
00:50:23,159 --> 00:50:25,120
‫تویی که داری با من حرف می‌زنی، هان؟

963
00:50:25,199 --> 00:50:26,760
‫- ببخشید، ولی نه.
‫- آره، آره، آره.

964
00:50:26,840 --> 00:50:27,840
‫تو اومدی این طرف.

965
00:50:36,120 --> 00:50:37,719
‫اینجا از سرما یخ می‌زنیما.

966
00:50:37,800 --> 00:50:40,040
‫نه، تو یخ می‌زنی. من حالم کاملاً خوبه.

967
00:50:42,120 --> 00:50:44,040
‫خب، من دارم یخ می‌زنم، ولی...

968
00:50:45,560 --> 00:50:47,879
‫ولی از اونجایی که قراره یخ بزنیم، خب...

969
00:50:48,439 --> 00:50:50,159
‫بهتره با هم یخ بزنیم، درسته؟

970
00:50:54,360 --> 00:50:55,399
‫تو دیوونه‌ای.

971
00:50:56,639 --> 00:50:58,959
‫- ولی دنبالم نیا.
‫- دنبالت نمیام.

972
00:52:02,639 --> 00:52:04,639
‫پس، همه‌تون با هم خوابیدین؟

973
00:52:05,120 --> 00:52:06,280
‫تو یه تخت؟

974
00:52:07,239 --> 00:52:08,760
‫نه، رو زمین.

975
00:52:08,959 --> 00:52:11,000
‫- آه.
‫- ولی تشک‌مون یکی بود.

976
00:52:11,959 --> 00:52:13,679
‫و اون بهت نزدیک شد.

977
00:52:15,199 --> 00:52:17,399
‫آره، ولی چون خواب بود.

978
00:52:17,520 --> 00:52:19,040
‫از کجا می‌دونی خواب بود؟

979
00:52:19,239 --> 00:52:20,439
‫چون خروپف می‌کرد؟

980
00:52:21,560 --> 00:52:23,879
‫نه بابا، چون چشماش بسته بود.

981
00:52:26,520 --> 00:52:27,959
‫و شماها تنها همدیگه رو دیدین؟

982
00:52:28,800 --> 00:52:30,000
‫برای تمرین.

983
00:52:31,120 --> 00:52:33,000
‫وقتی با... تنهایی،

984
00:52:33,879 --> 00:52:34,919
،با میکل

985
00:52:36,199 --> 00:52:37,760
‫فکر می‌کنی ممکنه مجبور بشی

986
00:52:37,840 --> 00:52:39,320
‫کاری رو بکنی که نمی‌خوای؟

987
00:52:41,800 --> 00:52:44,159
‫منم یه زمانی نوجوون بودم. می‌دونم پسرا

988
00:52:44,239 --> 00:52:46,719
‫بعضی وقتا یه... غریزه خیلی قوی دارن.

989
00:52:49,600 --> 00:52:51,360
‫نه، ولی اون این کارو نمی‌کنه.

990
00:52:53,919 --> 00:52:56,719
‫و وقتی امکانش پیش اومد
‫که کنار میکل بخوابی،

991
00:52:57,399 --> 00:52:59,040
‫اولین چیزی که به ذهنت رسید چی بود؟

992
00:53:02,639 --> 00:53:04,280
‫خب، نمی‌دونم، نمی‌خواستم.

993
00:53:05,639 --> 00:53:06,639
‫ولی...

994
00:53:07,280 --> 00:53:10,320
‫ایزاسکون اصرار کرد و... آخرش گفتم باشه.

995
00:53:11,080 --> 00:53:13,320
‫ولی، با این حال، تصمیم گرفتی کنارش بخوابی.

996
00:53:14,600 --> 00:53:16,320
‫چون می‌تونستی بگی نه.

997
00:53:17,959 --> 00:53:18,959
‫هوم؟

998
00:53:23,919 --> 00:53:26,639
‫اگه خداوند داره از طریق میکل
‫باهات حرف می‌زنه چی؟

999
00:53:30,840 --> 00:53:31,840
‫چی؟

1000
00:53:33,600 --> 00:53:34,840
‫تو باهوشی.

1001
00:53:35,679 --> 00:53:37,000
‫اون دختری که درونت هست آگاهه.

1002
00:53:39,159 --> 00:53:40,520
‫گاهی وقتا آدم...

1003
00:53:41,479 --> 00:53:43,520
‫می‌خواد بدونه چه اتفاقی می‌افته

1004
00:53:44,560 --> 00:53:46,959
‫وقتی که اونجا، نزدیک یه نفر دیگه هستی.

1005
00:53:47,040 --> 00:53:48,840
‫باید گوش کنی به حسی که داری.

1006
00:53:48,919 --> 00:53:52,239
‫این کمکت می‌کنه تفاوت بین
‫عشق و هوس رو بفهمی.

1007
00:53:55,040 --> 00:53:56,239
‫عشق من به عیسی...

1008
00:53:56,919 --> 00:53:58,120
‫خالصه،

1009
00:53:58,560 --> 00:53:59,800
‫بی‌قید و شرطه،

1010
00:54:01,840 --> 00:54:03,080
‫همیشگیه.

1011
00:54:07,280 --> 00:54:09,840
‫هیچ کلمه‌ای برای بیان این عشق وجود نداره.

1012
00:54:16,399 --> 00:54:17,760
‫عشق شما به عیسی چطوره؟

1013
00:54:32,199 --> 00:54:34,040
‫می‌تونی بچرخی یه کم سریع‌تر.

1014
00:54:34,959 --> 00:54:36,199
‫جرئتش رو داری؟

1015
00:54:37,360 --> 00:54:38,600
‫بچرخ...

1016
00:54:40,000 --> 00:54:41,520
‫بچرخ، یه دور دیگه.

1017
00:54:44,199 --> 00:54:45,520
‫و یکی دیگه، برای آخرین بار!

1018
00:54:48,360 --> 00:54:49,879
‫و... وایسا!

1019
00:54:50,360 --> 00:54:52,120
‫بیا، ما راهنماییت می‌کنیم.

1020
00:54:53,560 --> 00:54:55,560
‫به چپ بپیچ.

1021
00:54:56,879 --> 00:54:58,199
‫اوناهاش، برو جلو.

1022
00:54:58,360 --> 00:55:00,320
‫- به راست!
‫- بپیچ به راست.

1023
00:55:00,520 --> 00:55:02,360
‫- سمت راست خودت.
‫- بچرخ.

1024
00:55:02,439 --> 00:55:04,199
‫بدنت رو بچرخون.

1025
00:55:04,280 --> 00:55:05,520
‫نه!

1026
00:55:05,600 --> 00:55:07,040
‫بیاین به حرف هم گوش کنیم.

1027
00:55:08,280 --> 00:55:10,120
‫به راست.

1028
00:55:11,239 --> 00:55:12,959
‫- راست!
‫- یه کم دیگه.

1029
00:55:13,159 --> 00:55:15,800
‫- همونجا. به جایی نمی‌خوری.
‫- برو جلو.

1030
00:55:15,879 --> 00:55:17,600
‫- برو جلو.
‫- ادامه بده.

1031
00:55:17,679 --> 00:55:19,679
‫- آره، آره. بیا این طرف.
‫- مستقیم برو.

1032
00:55:19,959 --> 00:55:21,439
‫خودشه، خودشه. به جایی نمی‌خوری.

1033
00:55:21,919 --> 00:55:23,320
‫- آروم.
‫- قدم بردار.

1034
00:55:23,879 --> 00:55:24,879
‫خودشه.

1035
00:55:25,000 --> 00:55:27,040
‫- برو جلو.
‫- خیلی خوبه!

1036
00:55:28,879 --> 00:55:30,360
‫می‌تونی چشم‌بندت رو برداری.

1037
00:55:30,840 --> 00:55:32,120
‫آینارا، ممنونم.

1038
00:55:32,719 --> 00:55:35,239
‫اعتماد کردن شجاعت می‌خواد، مگه نه؟

1039
00:55:36,159 --> 00:55:39,239
‫ولی آیا ما می‌تونیم اونقدر شجاع
‫باشیم که به خدا اعتماد کنیم؟

1040
00:55:39,320 --> 00:55:41,560
‫یه نوزاد رو تصور کنید تو بغل پدر و مادرش.

1041
00:55:41,639 --> 00:55:42,840
‫لازمه که بترسه؟

1042
00:55:53,600 --> 00:55:55,159
‫بیاین ترسیدن رو فراموش کنیم.

1043
00:55:56,120 --> 00:55:57,520
‫پنج‌شنبه می‌بینمتون.

1044
00:55:57,879 --> 00:55:59,560
‫- ممنون!
‫- بچه‌های خوبی باشین.

1045
00:55:59,760 --> 00:56:01,199
‫هستیم. خداحافظ.

1046
00:56:13,760 --> 00:56:16,159
‫♪ در آغوش من، ♪

1047
00:56:17,199 --> 00:56:18,919
‫♪ آه، پروردگارا. ♪

1048
00:56:22,239 --> 00:56:24,639
‫♪ و من باور ندارم ♪

1049
00:56:24,719 --> 00:56:27,760
‫♪ به وجود فرشتگان. ♪

1050
00:56:32,959 --> 00:56:35,399
‫♪ اما با نگاه کردن به تو ♪

1051
00:56:35,479 --> 00:56:38,639
‫♪ از خودم می‌پرسم آیا این حقیقت داره. ♪

1052
00:56:44,040 --> 00:56:47,000
‫♪ اما اگه باور داشتم، ♪

1053
00:56:47,080 --> 00:56:50,239
‫♪ همه‌شون رو احضار می‌کردم ♪

1054
00:56:56,280 --> 00:57:01,080
‫♪ و ازشون می‌خواستم که مراقبت باشن. ♪

1055
00:57:03,520 --> 00:57:06,840
‫♪ که هر کدوم شمعی برای تو روشن کنن ♪

1056
00:57:06,919 --> 00:57:09,639
‫♪ تا مسیرت روشن و واضح بشه ♪

1057
00:57:10,439 --> 00:57:13,719
‫♪ و تا مثل مسیح قدم برداری، در وقار و عشق ♪

1058
00:57:13,800 --> 00:57:16,639
‫♪ و تو رو به آغوش من هدایت کنن. ♪

1059
00:57:19,000 --> 00:57:20,879
‫♪ در آغوش من، ♪

1060
00:57:21,719 --> 00:57:23,040
‫♪ آه، پروردگارا. ♪

1061
00:57:23,760 --> 00:57:26,040
‫♪ در آغوش من، ♪

1062
00:57:26,719 --> 00:57:28,080
‫♪ آه، پروردگارا. ♪

1063
00:57:28,600 --> 00:57:30,719
‫♪ در آغوش من، ♪

1064
00:57:31,719 --> 00:57:32,959
‫♪ آه، پروردگارا. ♪

1065
00:57:33,639 --> 00:57:35,679
‫♪ در آغوش من، ♪

1066
00:57:36,840 --> 00:57:38,000
‫♪ آه، پروردگارا. ♪

1067
00:57:40,600 --> 00:57:42,479
‫♪ و من باور ندارم ♪

1068
00:57:42,919 --> 00:57:45,520
‫♪ به وجود فرشتگان. ♪

1069
00:57:49,520 --> 00:57:50,840
‫چی شده؟

1070
00:58:42,000 --> 00:58:43,159
‫خوبی؟

1071
00:59:02,600 --> 00:59:04,399
‫- گرفتیش؟
‫- آره.

1072
00:59:04,479 --> 00:59:06,280
‫- خیلی خوب.
‫- ایدر؟

1073
00:59:06,360 --> 00:59:08,320
‫خواهرت کجاست؟ ایدر؟

1074
00:59:08,399 --> 00:59:09,520
‫لعنتی، ایدر!

1075
00:59:14,320 --> 00:59:16,080
‫- ممنون.
‫- نوش جان.

1076
00:59:17,239 --> 00:59:19,159
‫این ماهی هیک خیلی خوشمزه‌ست.

1077
00:59:19,399 --> 00:59:21,080
‫خوبه، آره، آره.

1078
00:59:23,560 --> 00:59:25,560
‫دستپختت واقعاً عالیه، ها؟

1079
00:59:26,080 --> 00:59:28,560
‫- واقعاً خوشمزه‌ست.
‫- آخه خیلی تمرین کردم.

1080
00:59:32,600 --> 00:59:34,679
‫آها، و ممنون بابت شیرینی‌ها، هان؟

1081
00:59:34,760 --> 00:59:36,320
‫راضی به زحمت نبودم.

1082
00:59:36,399 --> 00:59:38,879
‫خب، کار استیبالیز بود. اون
‫همیشه ایده‌های خوبی داره.

1083
00:59:45,959 --> 00:59:47,600
‫میشه نون رو بدی؟

1084
00:59:50,199 --> 00:59:51,399
‫آینارا.

1085
00:59:58,600 --> 01:00:01,000
‫- ممنون.
‫- کری مگه؟

1086
01:00:01,439 --> 01:00:03,520
‫ولش کن، جدی میگم. مهم نیست.

1087
01:00:04,159 --> 01:00:05,399
‫چیزی شده؟

1088
01:00:08,040 --> 01:00:09,040
‫نه.

1089
01:00:10,080 --> 01:00:12,000
‫- مطمئنی؟
‫- مطمئنم.

1090
01:00:12,159 --> 01:00:13,439
‫آره، یه چیزی شده.

1091
01:00:14,040 --> 01:00:16,360
‫اینکه آینارا یه پسر رو بوسیده

1092
01:00:16,439 --> 01:00:17,600
‫و دوست‌پسر داره.

1093
01:00:18,040 --> 01:00:20,760
‫- آینارا دوست‌پسر داره!
‫- آینارا دوست‌پسر داره!

1094
01:00:20,919 --> 01:00:22,840
‫- نره‌آ؟
‫- وای واقعاً؟

1095
01:00:23,120 --> 01:00:25,520
‫- دروغه.
‫- نره‌آ، بسه؛ کافیه.

1096
01:00:25,600 --> 01:00:27,320
‫ماچ و موچ از این صوبتا...

1097
01:00:27,439 --> 01:00:30,439
‫- نره‌آ
‫- ببین، اینیاکی، هیچیش هم بد نیست.

1098
01:00:31,879 --> 01:00:33,360
‫- اینطوری نبود.
‫- نه؟

1099
01:00:33,679 --> 01:00:35,320
‫استیبالیز از خودش در آورده؟

1100
01:00:35,879 --> 01:00:37,959
‫ببین، من راستش چیزی ندیدم.

1101
01:00:38,679 --> 01:00:39,919
‫ایدر بود که اونا رو دید.

1102
01:00:40,000 --> 01:00:42,600
‫- خونه بودن یا چی؟
‫- آره.

1103
01:00:45,320 --> 01:00:46,639
‫خب چطور بود؟

1104
01:00:46,840 --> 01:00:48,199
‫همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد.

1105
01:00:48,320 --> 01:00:51,120
‫ما باهاشون مواجه شدیم و پسره
‫خیلی خجالت کشید و رفت.

1106
01:00:54,000 --> 01:00:56,120
‫- و دوباره دیدیش، عزیزم؟
‫- نه.

1107
01:00:56,320 --> 01:00:58,479
‫- چرا نه؟
‫- بسه دیگه، مایته. کافیه.

1108
01:00:58,560 --> 01:01:00,719
‫اینیاکی، انگار خودت ۱۷ ساله نبودی.

1109
01:01:00,800 --> 01:01:03,120
‫- تو نمی‌دونی داری چی میگی.
‫- شاید هم بدونم.

1110
01:01:03,199 --> 01:01:04,479
‫داریم راجع به سکس حرف می‌زنیم؟

1111
01:01:04,800 --> 01:01:06,560
‫بیاید یکم در موردش راحت باشیم، لطفاً.

1112
01:01:06,639 --> 01:01:08,719
‫- سر میز بچه نشسته.
‫- آره، یکیشون پسر منه.

1113
01:01:09,159 --> 01:01:11,840
‫من اولین دوست‌پسرم رو تو
‫۱۷ سالگی داشتم، یادته، مامان؟

1114
01:01:11,919 --> 01:01:13,919
‫- کاملاً.
‫- ولی اون دوست‌پسر من نیست.

1115
01:01:14,000 --> 01:01:15,840
‫نه. دوستته.

1116
01:01:16,199 --> 01:01:19,080
‫این روزا فقط با هم دوستن،
‫می‌دونی. مهم نیست...

1117
01:01:19,159 --> 01:01:21,040
‫خب، باید بهمون بگی چیکارته.

1118
01:01:21,679 --> 01:01:23,239
‫اون چیزی که فکر می‌کنی نیست، بابا.

1119
01:01:23,320 --> 01:01:25,159
‫و اون چیزی که من فکر می‌کنم چیه، آینارا؟

1120
01:01:25,239 --> 01:01:27,000
‫من باید چه فکری بکنم؟

1121
01:01:27,080 --> 01:01:28,320
‫یه روز می‌خوای راهبه بشی

1122
01:01:28,399 --> 01:01:30,600
‫و روز بعدش، با یه پسره تو تختی.

1123
01:01:30,679 --> 01:01:32,600
‫- اینیاکی!
‫- من باید چه فکری بکنم؟

1124
01:01:36,639 --> 01:01:38,560
‫امیدوارم حداقل جلوگیری کرده باشی.

1125
01:01:39,280 --> 01:01:40,919
‫- کردی؟
‫- اینیاکی، لطفاً.

1126
01:01:41,040 --> 01:01:42,639
‫مگه نمی‌خواستی راحت باشیم؟

1127
01:01:45,360 --> 01:01:46,399
‫جواب منو بده!

1128
01:01:49,600 --> 01:01:50,919
‫خب ببین، نمی‌دونم.

1129
01:01:53,399 --> 01:01:54,760
‫مسخره‌م می‌کنی؟

1130
01:01:55,479 --> 01:01:56,760
‫داری به من می‌خندی؟

1131
01:01:56,840 --> 01:01:58,840
‫داری به راهبه‌هات هم می‌خندی؟

1132
01:01:59,280 --> 01:02:00,280
‫نه.

1133
01:02:00,439 --> 01:02:02,639
‫و قضیه‌ی اون تجربه هم یه شوخی دیگه‌ست؟

1134
01:02:02,719 --> 01:02:04,000
‫خیلی خب.

1135
01:02:05,159 --> 01:02:06,520
‫خیلی خب، آینارا.

1136
01:02:06,679 --> 01:02:09,040
‫تو اون تجربه رو انجام میدی و
‫هر کار دیگه‌ای که لازم باشه.

1137
01:02:09,159 --> 01:02:11,399
‫ولی منم همین احترام رو
‫برای خونه‌م می‌خوام،

1138
01:02:11,479 --> 01:02:13,719
‫برای استیبالیز و برای من. فهمیدی؟

1139
01:02:21,280 --> 01:02:23,000
‫دنیا دور تو نمی‌چرخه.

1140
01:02:23,024 --> 01:02:25,024
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1141
01:02:40,239 --> 01:02:41,239
‫راست.

1142
01:02:41,800 --> 01:02:42,800
‫بالا.

1143
01:02:51,199 --> 01:02:52,239
‫شاید ناراحتت کرده باشه،

1144
01:02:52,320 --> 01:02:54,000
‫ولی این اتفاقی که براش افتاد خوبه.

1145
01:02:54,959 --> 01:02:56,479
‫اگه تو میگی...

1146
01:02:56,679 --> 01:02:59,520
‫اگه اینقدر تند باهاش حرف بزنی،
‫دیگه هیچوقت جرئت نمی‌کنه ببینتش.

1147
01:02:59,600 --> 01:03:02,120
‫تو خونه‌ی من عشق‌بازی
‫می‌کنه، میگه می‌خواد راهبه بشه

1148
01:03:02,199 --> 01:03:03,840
‫و به استیبالیز میگه دروغگو.

1149
01:03:03,919 --> 01:03:06,040
‫- می‌خوای چطوری باهاش حرف بزنم؟
‫- حالش خیلی بده.

1150
01:03:06,120 --> 01:03:09,120
‫- لازم نیست بهش فشار بیاری.
‫- همین‌طور زیادی بهش توجه کن.

1151
01:03:09,199 --> 01:03:11,439
‫شاید مشکل همینه، توجه زیادی.

1152
01:03:20,879 --> 01:03:22,479
‫چطوره با مادر راهبه‌ی اعظم حرف بزنیم؟

1153
01:03:22,560 --> 01:03:24,199
‫آره، با پاپ هم حرف بزنیم.

1154
01:03:24,399 --> 01:03:26,239
‫اون زنه تصمیم می‌گیره
‫که آینارا قبول بشه یا نه.

1155
01:03:26,320 --> 01:03:29,000
‫اگه براش توضیح بدیم که داریم
‫می‌بینیم چه اتفاقی داره میفته، خب...

1156
01:03:29,360 --> 01:03:30,919
‫شاید اونم متوجه بشه، مگه نه؟

1157
01:03:34,760 --> 01:03:36,120
‫و چه اتفاقی داره میفته، مایته؟

1158
01:03:36,760 --> 01:03:38,159
‫دقیقاً چه اتفاقی داره میفته؟

1159
01:03:38,399 --> 01:03:42,320
‫اینکه آینارا برای اون
‫زندگی آماده نیست، اینیاکی.

1160
01:03:43,959 --> 01:03:45,919
‫اگه یه فرآیندی برای تشخیص وجود داره

1161
01:03:46,000 --> 01:03:47,719
‫به خاطر اینه که همه‌شون
‫در نهایت راهبه نمیشن.

1162
01:03:47,800 --> 01:03:49,760
‫تو می‌خوای بری اونجا و به راهبه‌ی اعظم بگی

1163
01:03:49,840 --> 01:03:51,479
‫که آینارا داره با پسرا می‌گرده.

1164
01:03:52,919 --> 01:03:54,479
‫هر کاری لازم باشه می‌کنم.

1165
01:03:59,560 --> 01:04:01,840
‫چیزی که واضحه اینه که اگه اون زن بهش بگه

1166
01:04:01,919 --> 01:04:04,479
‫که همه‌ی اینا رو با آرامش
‫بپذیره، اونم قبول می‌کنه.

1167
01:04:06,199 --> 01:04:07,719
‫و چرا باید این کارو بکنه؟

1168
01:04:16,399 --> 01:04:18,199
‫چون تو پدرشی.

1169
01:04:19,000 --> 01:04:20,760
‫و تو ازش اینو می‌خوای.

1170
01:04:42,360 --> 01:04:44,239
‫من فقط می‌خوام حال آینارا خوب باشه.

1171
01:04:46,080 --> 01:04:47,320
‫خوشحال باشه.

1172
01:04:50,840 --> 01:04:51,840
‫باشه.

1173
01:05:01,120 --> 01:05:02,719
‫عزیزم، چطوری؟

1174
01:05:03,120 --> 01:05:04,679
‫آه، پدرت یه آدم وحشیه.

1175
01:05:04,959 --> 01:05:06,719
‫نگران نباش، من خوبم.

1176
01:05:07,120 --> 01:05:09,760
‫مطمئنی؟ تو دختر خیلی قوی‌ای هستی.

1177
01:05:14,080 --> 01:05:15,760
‫چیزی که نگرانم می‌کنه این نیست.

1178
01:05:19,679 --> 01:05:22,159
‫اگه بری، دلم خیلی برات تنگ میشه...

1179
01:05:23,199 --> 01:05:24,199
‫اوه، لی‌لا،

1180
01:05:24,800 --> 01:05:26,399
‫این حرفو به من نزن.

1181
01:05:41,199 --> 01:05:42,959
‫اسم مادر راهبه‌ی اعظم چی بود؟

1182
01:05:43,159 --> 01:05:44,919
‫- ایزابل.
‫- ایزابل.

1183
01:05:45,000 --> 01:05:46,159
‫مادر ایزابل.

1184
01:06:03,159 --> 01:06:04,159
‫سلام.

1185
01:06:05,800 --> 01:06:07,360
‫- «اگون اون».
‫- «اگون اون».

1186
01:06:10,479 --> 01:06:12,560
‫بفرمایید تو. خوش اومدید.

1187
01:06:12,719 --> 01:06:14,000
‫- ممنون.
‫- ممنون.

1188
01:06:15,479 --> 01:06:16,479
‫سلام.

1189
01:06:16,800 --> 01:06:18,360
‫آینارا، چطوری؟

1190
01:06:19,080 --> 01:06:20,159
‫چقدر خوشحال شدم.

1191
01:06:26,199 --> 01:06:27,600
‫- یه لحظه.
‫- بله.

1192
01:07:01,520 --> 01:07:03,080
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

1193
01:07:03,320 --> 01:07:04,800
‫- خوش اومدید.
‫- ممنون.

1194
01:07:04,879 --> 01:07:06,600
‫- من مادر ایزابل هستم.
‫- مایته، عمه‌اش.

1195
01:07:06,679 --> 01:07:08,439
‫- خوش‌وقتم.
‫- من پدرش هستم، اینیاکی.

1196
01:07:11,159 --> 01:07:13,800
‫- آینارا، سفر چطور بود؟
‫- خوب، خیلی خوب.

1197
01:07:13,879 --> 01:07:14,919
‫چه عالی.

1198
01:07:16,600 --> 01:07:19,080
‫- مادر.
‫- بله، آلازنه، بیا تو.

1199
01:07:19,159 --> 01:07:21,520
‫آینارا رو تا اتاقش همراهی کن
‫و همه چیو براش توضیح بده.

1200
01:07:21,719 --> 01:07:23,879
‫خب، امیدوارم همه چی خوب پیش بره، باشه؟

1201
01:07:25,399 --> 01:07:28,000
‫خب، هفته‌ی دیگه می‌بینمت.

1202
01:07:29,000 --> 01:07:30,600
‫- دوستت دارم.
‫- منم همین‌طور.

1203
01:07:46,520 --> 01:07:48,600
‫ایزابل، نمی‌دونم یادت هست
‫یا نه که برات نامه نوشتیم

1204
01:07:48,679 --> 01:07:50,520
‫تا اگه امکانش هست باهات صحبت کنیم.

1205
01:07:50,639 --> 01:07:52,080
‫بله، بله، البته که یادمه.

1206
01:07:57,080 --> 01:07:59,080
‫- ببخشید، باید جواب بدم.
‫- بله، البته.

1207
01:07:59,159 --> 01:08:00,280
‫- شما بهشون برسید.
‫- باشه.

1208
01:08:00,560 --> 01:08:01,560
‫الو؟

1209
01:08:01,679 --> 01:08:02,679
‫بله.

1210
01:08:07,800 --> 01:08:09,479
‫بذار باشه، بذار باشه. من میارم.

1211
01:08:09,719 --> 01:08:10,959
‫همین‌جا صحبت کنیم؟

1212
01:08:11,199 --> 01:08:14,199
‫آره، قدیما برای ملاقات
‫پشت میله‌ها می‌ایستادیم،

1213
01:08:14,280 --> 01:08:16,680
‫اما مادر ایزابل تصمیم
‫گرفت که این‌طوری بهتره.

1214
01:08:16,879 --> 01:08:18,200
‫می‌شه صندلی رو برداری، لطفا؟

1215
01:08:18,279 --> 01:08:19,279
‫- بله.
‫- باشه.

1216
01:08:21,479 --> 01:08:22,640
‫اهل بیلبائو هستید؟

1217
01:08:22,799 --> 01:08:24,759
‫- بله.
‫- از روز ازل بیلبائویی بودیم.

1218
01:08:24,839 --> 01:08:26,439
‫- مادرمون اهل گالیسیاست.
‫- آه.

1219
01:08:26,520 --> 01:08:29,439
‫- ولی هزار ساله که اینجاست.
‫- درسته. و چیکار می‌کنید؟

1220
01:08:29,879 --> 01:08:31,359
‫خب، من یه رستوران دارم.

1221
01:08:32,080 --> 01:08:33,959
‫شما هم توی رستوران کار می‌کنید؟

1222
01:08:34,080 --> 01:08:35,600
‫نه. من مدیر فرهنگی هستم.

1223
01:08:36,680 --> 01:08:39,600
‫- اون دیگه چطور کاریه؟
‫- رویدادهای فرهنگی برگزار می‌کنم.

1224
01:08:39,919 --> 01:08:41,080
‫اوه، چه جالب.

1225
01:08:41,399 --> 01:08:42,680
‫اطلاعی ازش نداشتم.

1226
01:08:43,759 --> 01:08:45,959
‫وقتی چیزی رو نمی‌دونم، می‌پرسم.

1227
01:08:46,319 --> 01:08:47,600
‫البته، منم همین‌طور.

1228
01:08:49,399 --> 01:08:51,240
‫و خیلی وقته که عضو این فرقه شدید؟

1229
01:08:51,560 --> 01:08:52,600
‫اوه!

1230
01:08:53,120 --> 01:08:55,279
‫۱۹ سالگی وارد شدم و الان ۸۵ سالمه.

1231
01:08:55,439 --> 01:08:57,160
‫عمری وقف خداوند.

1232
01:08:58,000 --> 01:08:59,279
‫الان برمی‌گردم.

1233
01:09:11,839 --> 01:09:14,439
‫- اینو برات می‌ذارم که سردت نشه، باشه؟
‫- باشه.

1234
01:09:19,439 --> 01:09:22,319
‫حالا، وقتی زنگ‌ها به صدا دربیان،
‫می‌ریم پایین به کلیسای کوچیک.

1235
01:09:22,479 --> 01:09:23,479
‫باشه.

1236
01:09:25,040 --> 01:09:26,040
‫ممنون.

1237
01:09:52,879 --> 01:09:55,160
‫بعضی از خواهرها مسئول پخت‌وپز هستن.

1238
01:09:55,240 --> 01:09:57,120
‫- بقیه هم آشپزی.
‫- خیلی خوشمزه‌ست.

1239
01:09:57,359 --> 01:09:59,080
‫خواهر انکارناسیون صنایع دستی درست می‌کنه

1240
01:09:59,160 --> 01:10:00,680
‫که بعداً توی فروشگاه می‌فروشیم.

1241
01:10:00,759 --> 01:10:02,640
‫بله. ما یه کوره سرامیک‌سازی داریم.

1242
01:10:02,799 --> 01:10:03,799
‫بله.

1243
01:10:05,439 --> 01:10:06,720
‫"عبادت و کار".

1244
01:10:07,160 --> 01:10:08,839
‫- درسته.
‫- "عبادت و کار"، درسته.

1245
01:10:09,520 --> 01:10:12,040
‫ما هم توی کورازون د ماریا درس خوندیم.

1246
01:10:12,120 --> 01:10:13,399
‫- بله.
‫- بله.

1247
01:10:14,120 --> 01:10:15,399
‫آینارا بهمون گفت.

1248
01:10:17,000 --> 01:10:18,799
‫اون واقعاً صحبت کردن با شما رو دوست داره.

1249
01:10:18,879 --> 01:10:20,479
‫- ما هم صحبت کردن با اون رو دوست داریم.
‫- بله.

1250
01:10:22,919 --> 01:10:24,799
‫با تلفن هم راحت‌تره، نه؟

1251
01:10:25,439 --> 01:10:27,720
‫راستش رو بخواید، زیاد از تلفن خوشم نمی‌آد.

1252
01:10:27,919 --> 01:10:30,240
‫اما برای صحبت با گینه و
‫پرو ارزون‌تر تموم می‌شه.

1253
01:10:30,640 --> 01:10:32,720
‫بعضی از خواهرها خانواده‌شون خیلی دورن.

1254
01:10:32,799 --> 01:10:33,959
‫و عهد سکوت چی؟

1255
01:10:34,799 --> 01:10:37,399
‫عهدهای ما اطاعت، فقر،

1256
01:10:37,479 --> 01:10:38,720
‫پاکدامنی و گوشه‌نشینیه.

1257
01:10:39,479 --> 01:10:41,839
‫مسئله اینه که سکوت یه نیازه

1258
01:10:41,919 --> 01:10:43,160
‫برای زندگی متفکرانه.

1259
01:10:43,520 --> 01:10:46,439
‫وقتی او از درون باهات حرف
‫می‌زنه، به سکوت نیاز داری.

1260
01:10:46,799 --> 01:10:48,200
‫باید گوش بدی.

1261
01:10:49,200 --> 01:10:50,680
‫برای همینه که تلفن رو نگه می‌دارم.

1262
01:10:50,759 --> 01:10:53,200
‫وگرنه خواهرها تمام روز
‫رو در حال حرف زدن بودن.

1263
01:10:54,680 --> 01:10:56,600
‫- اونا دوست دارن با خانواده‌هاشون حرف بزنن.
‫- بله.

1264
01:10:57,200 --> 01:10:58,879
‫احتمالا زیاد بهشون سر نمی‌زنن، نه؟

1265
01:10:59,200 --> 01:11:01,040
‫دوری راه هم احتمالا کمکی نمی‌کنه.

1266
01:11:01,240 --> 01:11:03,240
‫اما اگه توی گینه خانواده داشته باشن...

1267
01:11:03,399 --> 01:11:06,759
‫و اونا هم نمی‌تونن برای دیدنشون بیرون برن.

1268
01:11:07,040 --> 01:11:09,080
‫خب، اگه مثلاً یکی از خواهرها

1269
01:11:09,160 --> 01:11:11,359
‫یه فامیل مریض داشته باشه، می‌تونه
‫برای مراقبت ازش بیرون بره.

1270
01:11:11,439 --> 01:11:12,520
‫درسته.

1271
01:11:21,439 --> 01:11:23,799
‫و پیش می‌آد که گاهی خواهرهایی باشن

1272
01:11:23,879 --> 01:11:25,520
‫که تصمیم بگیرن اینجا رو ترک کنن؟

1273
01:11:27,080 --> 01:11:28,240
‫گاهی اوقات.

1274
01:11:29,399 --> 01:11:30,399
‫بله.

1275
01:11:31,399 --> 01:11:34,319
‫اینجا زندان نیست. خودت
‫انتخاب می‌کنی که اینجا باشی.

1276
01:11:34,680 --> 01:11:36,759
‫و به همین ترتیب، می‌تونی
‫انتخاب کنی که بری.

1277
01:11:36,839 --> 01:11:38,439
‫البته. قهوه؟

1278
01:11:44,959 --> 01:11:46,240
‫آینارا دختر خیلی خوبیه.

1279
01:11:47,080 --> 01:11:48,759
‫- همین‌طوره.
‫- بله.

1280
01:11:50,080 --> 01:11:52,120
‫اون دختر خیلی خوبیه، اما اینم درسته

1281
01:11:52,200 --> 01:11:54,200
‫که دقیقاً وسط دوره نوجوونیه
‫و این کاملاً مشخصه.

1282
01:11:54,759 --> 01:11:58,080
‫وقتی این‌قدر جوونی، همه چیز
‫درونت خیلی زنده و پررنگه.

1283
01:11:58,160 --> 01:12:00,759
‫یه روز یه حسی داری، یه روز یه حس دیگه...

1284
01:12:08,560 --> 01:12:11,240
‫ایزابل، ما عمیقاً به

1285
01:12:11,319 --> 01:12:13,600
‫احساسات مذهبی آینارا احترام می‌ذاریم.

1286
01:12:14,680 --> 01:12:17,160
‫اما دوست داریم اون برای
‫گرفتن مدرک درس بخونه.

1287
01:12:17,240 --> 01:12:19,000
‫و می‌دونیم که هر چی شما بهش بگید...

1288
01:12:19,080 --> 01:12:20,439
‫باهام راحت باش. بهم بگو "تو".

1289
01:12:20,520 --> 01:12:22,759
‫ببخشید. می‌دونیم هر چی بهش بگی

1290
01:12:22,839 --> 01:12:24,479
‫براش خیلی مهمه.

1291
01:12:25,799 --> 01:12:29,479
‫بله. بله، اینجا خواهرهایی هستن که
‫دارن برای مدرک درس می‌خونن.

1292
01:12:29,560 --> 01:12:30,839
‫اوه، واقعاً؟

1293
01:12:30,919 --> 01:12:33,640
‫مثلاً خواهر آلازنه داره الهیات می‌خونه.

1294
01:12:33,720 --> 01:12:35,000
‫خب، خوبه.

1295
01:12:35,479 --> 01:12:36,680
‫اما خب...

1296
01:12:38,479 --> 01:12:42,520
‫منظورم اینه که منظور ما جنبه تحصیلی نیست.

1297
01:12:43,479 --> 01:12:45,040
‫چیزی که ما می‌خوایم

1298
01:12:45,120 --> 01:12:47,359
‫اینه که آینارا توی دانشگاه درس بخونه

1299
01:12:47,439 --> 01:12:50,279
‫تا بتونه دنیای بیرون رو تجربه کنه.

1300
01:12:50,359 --> 01:12:53,839
‫یه تجربه کامل‌تر، فراتر از دبیرستان.

1301
01:12:56,439 --> 01:13:00,040
‫ایزابل، ما مطمئنیم که اگه
‫شما بهش توصیه کنید که...

1302
01:13:01,520 --> 01:13:02,959
‫یه کم بیشتر زندگی کنه،

1303
01:13:03,399 --> 01:13:06,160
‫که قبل از گرفتن تصمیم‌های مهم صبر کنه،

1304
01:13:07,839 --> 01:13:10,000
‫می‌دونیم که اون به حرفت گوش می‌ده.

1305
01:13:11,399 --> 01:13:14,560
‫و هر وقت که دلش خواست
‫می‌تونه بیاد اینجا ملاقات،

1306
01:13:15,319 --> 01:13:17,120
‫اما در حین تحصیل توی دانشگاه.

1307
01:13:20,319 --> 01:13:21,919
‫تو آدم باایمانی هستی، مایته؟

1308
01:13:23,560 --> 01:13:24,720
‫نه.

1309
01:13:25,240 --> 01:13:27,879
‫اما قلباً به ایمان همه احترام می‌ذارم.

1310
01:13:28,200 --> 01:13:30,839
‫البته. احترام، بالاتر از هر چیزیه.

1311
01:13:31,839 --> 01:13:32,959
‫البته.

1312
01:13:33,799 --> 01:13:36,520
‫خب، فکر می‌کنم همه‌مون نیاز داریم
‫به چیزی باور داشته باشیم و...

1313
01:13:37,640 --> 01:13:41,399
‫من باور دارم، واقعاً باور دارم که یه چیز
‫معنوی وجود داره که ما ازش بی‌خبریم.

1314
01:13:41,879 --> 01:13:43,839
‫معنویات انواع زیادی دارن.

1315
01:13:44,759 --> 01:13:46,040
‫اما فقط یک خدا وجود داره.

1316
01:13:47,240 --> 01:13:48,439
‫واقعیت همینه.

1317
01:13:51,759 --> 01:13:52,919
‫مایته،

1318
01:13:54,000 --> 01:13:57,640
‫همون‌طور که خوب می‌دونی،
‫ایمان هدیه‌ای از طرف خداست.

1319
01:13:58,560 --> 01:14:00,200
‫یا داریش یا نداری.

1320
01:14:01,080 --> 01:14:02,680
‫و این یه مسئله‌ی اعتقادیه.

1321
01:14:04,520 --> 01:14:06,040
‫اون چیزی که ازم می‌خوای،

1322
01:14:06,120 --> 01:14:07,319
‫اون چیزی که هر دوتاتون ازم می‌خواین،

1323
01:14:08,640 --> 01:14:09,839
‫دست من نیست.

1324
01:14:15,279 --> 01:14:16,600
‫من فکر می‌کنم هست.

1325
01:14:17,560 --> 01:14:19,080
‫خدا هر کسی رو که بخواد صدا می‌زنه.

1326
01:14:19,479 --> 01:14:22,680
‫او شبان هست. ما فقط گله‌ی اون هستیم.

1327
01:14:27,479 --> 01:14:30,479
‫ایزابل، می‌دونی که آینارا وقتی دختربچه‌ی
‫کوچیکی بود مادرش رو از دست داد.

1328
01:14:31,959 --> 01:14:33,279
‫بله، می‌دونم.

1329
01:14:34,759 --> 01:14:36,479
‫برادرزاده‌م یه زخمی توی دلش داره.

1330
01:14:38,080 --> 01:14:40,319
‫و همین اون رو... خاص می‌کنه.

1331
01:14:41,520 --> 01:14:43,160
‫اما در عین حال آسیب‌پذیرش هم می‌کنه.

1332
01:14:44,959 --> 01:14:46,439
‫اون دنبال آرامشه.

1333
01:14:46,520 --> 01:14:49,680
‫جستجوی معنوی اون هیچ
‫ربطی به دعوت الهی نداره.

1334
01:14:49,759 --> 01:14:50,879
‫مایته،

1335
01:14:51,600 --> 01:14:53,439
‫فقط پروردگار می‌تونه این رو بدونه.

1336
01:14:53,759 --> 01:14:54,959
‫فقط اون.

1337
01:14:55,520 --> 01:14:56,919
‫پس، پروردگار حتماً باید بدونه

1338
01:14:57,000 --> 01:14:59,680
‫که برادرزاده‌م با یه پسر
‫از گروه کر رابطه داره.

1339
01:15:00,040 --> 01:15:01,799
‫و اینکه هفته‌ی پیش مچشون رو گرفتیم

1340
01:15:01,879 --> 01:15:03,399
‫در حالی که داشتن رابطه‌ی
‫جنسی برقرار می‌کردن.

1341
01:15:04,479 --> 01:15:06,160
‫نمی‌دونم آینارا به چی فکر می‌کنه،

1342
01:15:06,240 --> 01:15:08,479
‫اما قطعاً به زندگی راهبانه فکر نمی‌کنه.

1343
01:15:10,319 --> 01:15:12,319
‫چیزی که خواهرم سعی داره بگه اینه که...

1344
01:15:12,399 --> 01:15:14,240
‫ما می‌ترسیم که آینارا گیج شده باشه.

1345
01:15:14,319 --> 01:15:16,160
‫خواهرت منظورش رو کاملاً واضح بیان می‌کنه.

1346
01:15:19,439 --> 01:15:24,200
‫♪ خداوند داوری است ♪

1347
01:15:25,720 --> 01:15:30,439
‫♪ که درستکاران ♪

1348
01:15:30,959 --> 01:15:35,479
‫♪ دل را نجات می‌دهد. ♪

1349
01:15:36,959 --> 01:15:41,439
‫♪ خداوند داوری است ♪

1350
01:15:42,399 --> 01:15:45,080
‫♪ که نجات می‌دهد ♪

1351
01:15:45,160 --> 01:15:48,000
‫♪ درستکاران ♪

1352
01:15:48,879 --> 01:15:53,680
‫♪ دل را. ♪

1353
01:15:58,279 --> 01:16:01,279
‫♪ سپر من خداست، ♪

1354
01:16:04,839 --> 01:16:08,919
‫♪ که نجات‌دهنده‌ی درستکاران دل است. ♪

1355
01:16:12,680 --> 01:16:17,040
‫♪ خداوند داوری عادل است. ♪

1356
01:16:19,240 --> 01:16:24,200
‫♪ خداوند هر روز مرا در آغوش می‌گیرد. ♪

1357
01:16:27,359 --> 01:16:29,919
‫♪ اگر او توبه نکند، ♪

1358
01:16:31,479 --> 01:16:35,680
‫♪ او شمشیرش را تیز خواهد کرد... ♪

1359
01:16:56,600 --> 01:16:57,600
‫صبر کن.

1360
01:17:11,160 --> 01:17:12,799
‫کافیه مایته. دیگه بسه.

1361
01:17:22,359 --> 01:17:23,640
‫بیا، بیا بریم.

1362
01:17:30,720 --> 01:17:31,839
‫پروردگارا، به ما برکت بده.

1363
01:17:32,720 --> 01:17:35,200
‫و همچنین برکت بده

1364
01:17:35,399 --> 01:17:37,279
‫به این غذا که در شرف میل کردنش هستیم.

1365
01:17:37,879 --> 01:17:40,720
‫به واسطه‌ی عیسی مسیح، سرور ما. آمین.

1366
01:17:49,546 --> 01:17:51,726
‫خوش آمدی

1367
01:19:50,000 --> 01:19:52,799
‫♪ من به افتخار او نواخته‌ام ♪

1368
01:19:52,879 --> 01:19:55,959
‫♪ چنگ ده سیم را، ♪

1369
01:20:00,279 --> 01:20:04,799
‫♪ و سرودی تازه خوانده‌ام، ♪

1370
01:20:07,640 --> 01:20:11,359
‫♪ همراه با هلهله‌ها ♪

1371
01:20:11,439 --> 01:20:16,040
‫♪ با سیم‌های بم. ♪

1372
01:20:19,839 --> 01:20:22,839
‫♪ پروردگار... ♪

1373
01:20:23,399 --> 01:20:27,839
‫♪ شایسته‌ی ستایش است. ♪

1374
01:20:49,319 --> 01:20:50,439
‫بهت صابون دادن؟

1375
01:20:50,959 --> 01:20:52,720
‫بله. ممنون.

1376
01:20:53,560 --> 01:20:55,040
‫بعضی وقت‌ها باید روزها منتظر بمونی

1377
01:20:55,120 --> 01:20:57,959
‫تا خواهر انکارناسیون بهمون خمیردندون بده.

1378
01:20:58,040 --> 01:20:59,640
‫اون نمی‌خواد ما اسراف کنیم.

1379
01:21:01,839 --> 01:21:04,040
‫- و دلت براش تنگ شده؟
‫- برای چی؟

1380
01:21:05,399 --> 01:21:06,399
‫برای اسراف کردن.

1381
01:21:07,080 --> 01:21:08,399
‫نه.

1382
01:21:09,640 --> 01:21:11,399
‫خدا هم مثل هر شوهر دیگه‌ایه.

1383
01:21:11,560 --> 01:21:12,759
‫اونم اخلاق‌های خاص خودش رو داره.

1384
01:21:13,200 --> 01:21:14,959
‫معلومه که لحظاتی از شک وجود داره،

1385
01:21:15,040 --> 01:21:16,240
‫از کلنجار رفتن.

1386
01:21:17,359 --> 01:21:20,240
‫لحظاتی که چمدونت رو برمی‌داری
‫و می‌گی: من دارم می‌رم.

1387
01:21:22,879 --> 01:21:24,240
‫اما بعدش می‌گذره.

1388
01:21:25,600 --> 01:21:27,319
‫خواهر، شیطان خیلی باهوشه.

1389
01:21:27,959 --> 01:21:29,600
‫اون می‌دونه چطور وسوسه‌ت کنه.

1390
01:21:31,439 --> 01:21:33,359
‫چیزی که دلم براش تنگ شده عطره.

1391
01:21:33,759 --> 01:21:35,359
‫یکی از اون عطرهای گرون‌قیمت.

1392
01:21:38,279 --> 01:21:40,399
‫پروردگارا، شب ما را روشن بگردان.

1393
01:21:41,279 --> 01:21:43,279
‫و به ما استراحتی آرام عطا فرما،

1394
01:21:44,160 --> 01:21:46,759
‫تا فردا به نام تو بیدار شویم

1395
01:21:47,640 --> 01:21:51,959
‫و بتوانیم با سلامتی و شادی
‫سپیده‌دم روز جدید را نظاره کنیم.

1396
01:21:53,000 --> 01:21:55,120
‫باشد که پروردگار متعال به ما عطا فرماید

1397
01:21:55,200 --> 01:21:57,359
‫شبی آرام و مرگی مقدس را.

1398
01:22:26,560 --> 01:22:28,399
‫و چند وقته که اینجایی؟

1399
01:22:30,359 --> 01:22:31,520
‫چیزی نمونده که بشه یک سال.

1400
01:22:32,520 --> 01:22:33,600
‫یک سال شد دیگه.

1401
01:22:34,799 --> 01:22:36,439
‫راستش، آخرین چیزی که فکرش رو می‌کردم

1402
01:22:36,520 --> 01:22:38,120
‫این بود که پروردگار من رو فرا بخونه.

1403
01:22:39,479 --> 01:22:42,080
‫داشتم پزشکی می‌خوندم، قرار
‫بود برم به ماموریت‌های تبلیغی.

1404
01:22:42,279 --> 01:22:43,839
‫به مأموریت تبلیغی نرفتی؟

1405
01:22:45,080 --> 01:22:46,160
‫اصلاً.

1406
01:22:47,600 --> 01:22:50,680
‫من تو دانشگاه تو یه
‫گروه بودم و یه روز باید

1407
01:22:50,759 --> 01:22:52,439
‫چند تا جعبه غذا به صومعه می‌بردیم

1408
01:22:53,640 --> 01:22:55,680
‫و نمی‌دونستم و شروع کردم به حرف زدن

1409
01:22:55,759 --> 01:22:57,799
‫با خواهرها و نمی‌دونم، عاشقش شدم.

1410
01:22:58,240 --> 01:22:59,720
‫عاشق همه‌ی اینا شدم.

1411
01:23:04,040 --> 01:23:05,520
‫همینا بود که من رو تشنه‌ی عیسی کرد.

1412
01:23:08,359 --> 01:23:10,399
‫لازم بود اینجا باشم، نزدیکش.

1413
01:23:12,399 --> 01:23:15,040
‫اما یه روز، خدا همه‌ی برنامه‌هامو عوض کرد.

1414
01:23:15,399 --> 01:23:16,399
‫همه‌شون رو.

1415
01:23:17,279 --> 01:23:18,680
‫ما تو کلیسا بودیم

1416
01:23:18,759 --> 01:23:20,799
‫داشتیم یه مزمور قشنگ می‌خوندیم که می‌گفت:

1417
01:23:22,000 --> 01:23:25,000
‫«چشمانم از اشتیاق به
‫وعده‌های تو ناتوان شده‌اند».

1418
01:23:25,319 --> 01:23:26,720
‫«کی مرا تسلی خواهی داد؟».

1419
01:23:27,359 --> 01:23:29,080
‫کی مرا تسلی خواهی داد، پروردگار؟

1420
01:23:30,439 --> 01:23:32,000
‫و بعد اون به من گفت.

1421
01:23:34,000 --> 01:23:35,120
‫گفت:

1422
01:23:36,120 --> 01:23:37,520
‫«من تو رو برای خودم می‌خوام».

1423
01:23:39,879 --> 01:23:42,759
‫منم شروع کردم به گریه کردن
‫و نمی‌تونستم حرف بزنم.

1424
01:23:43,600 --> 01:23:44,759
‫اینقدر گریه می‌کردم.

1425
01:23:45,680 --> 01:23:47,200
‫فقط گریه می‌کردم.

1426
01:23:50,879 --> 01:23:52,680
‫خلاصه، من از اینجا رفتم و گفتم:

1427
01:23:52,759 --> 01:23:53,959
‫«خب ببین، پروردگار،

1428
01:23:54,040 --> 01:23:56,959
‫اگه چیزی که تو می‌خوای اینه
‫که من راهبه بشم، من حاضرم».

1429
01:23:58,000 --> 01:23:59,200
‫«من اینجام».

1430
01:24:04,600 --> 01:24:05,919
‫«اون تجربه

1431
01:24:06,080 --> 01:24:08,520
‫عشق ما رو به همسایه‌مون هم پاک می‌کنه».

1432
01:24:09,120 --> 01:24:11,359
‫«آگاهی از شکنندگی ما

1433
01:24:11,439 --> 01:24:13,560
‫باعث می‌شه دیگه هیچ‌کس رو قضاوت نکنیم،

1434
01:24:13,919 --> 01:24:18,240
‫با همسایه‌مون با مهربانی،
‫فروتنی و درک رفتار کنیم».

1435
01:24:19,919 --> 01:24:21,759
‫«قدرت بزرگی در عشق هست،

1436
01:24:22,560 --> 01:24:24,240
‫«تنها نیروی واقعی».

1437
01:24:25,399 --> 01:24:28,120
‫«دیگه بحث راضی بودن از خود نیست،

1438
01:24:28,520 --> 01:24:30,439
‫بلکه راضی کردن خداست».

1439
01:24:46,399 --> 01:24:47,399
‫سلام.

1440
01:24:47,879 --> 01:24:49,080
‫سلام.

1441
01:24:49,319 --> 01:24:50,560
‫چطوری؟

1442
01:24:51,160 --> 01:24:52,319
‫امروز استراحت کردی؟

1443
01:24:52,919 --> 01:24:53,919
‫یه کم.

1444
01:24:55,600 --> 01:24:58,040
‫خب، بگو ببینم، دلت برای خونه‌ت تنگ شده؟

1445
01:24:58,279 --> 01:25:00,000
‫زود دلتنگ می‌شی؟

1446
01:25:02,640 --> 01:25:04,120
‫نه. خوبم.

1447
01:25:04,799 --> 01:25:06,959
‫مطمئنم اونا دلشون برات تنگ شده.

1448
01:25:07,120 --> 01:25:08,240
‫خب، نمی‌دونم.

1449
01:25:08,520 --> 01:25:10,799
‫آخه اونا از اون تیپ آدما
‫نیستن که این حرفا رو بزنن.

1450
01:25:11,040 --> 01:25:12,759
‫درسته، پدرت زیاد حرف نمی‌زنه.

1451
01:25:13,240 --> 01:25:14,560
‫نه، واقعاً نه.

1452
01:25:14,759 --> 01:25:16,600
‫عمه‌ت بیشتر حرف می‌زنه، همچین شخصیتی داره.

1453
01:25:17,399 --> 01:25:18,959
‫آره، اخلاق تندی داره.

1454
01:25:19,640 --> 01:25:20,879
‫ولی خیلی خوبه.

1455
01:25:22,439 --> 01:25:23,600
‫آره، آره. معلومه.

1456
01:25:24,640 --> 01:25:26,319
‫اون نگران بود چون...

1457
01:25:26,959 --> 01:25:28,879
‫چون با یه پسر بودی.

1458
01:25:31,399 --> 01:25:32,680
‫اون اینو بهت گفت؟

1459
01:25:33,080 --> 01:25:34,560
‫آره. همینو گفت، آره.

1460
01:25:40,240 --> 01:25:41,600
‫خودم می‌خواستم بهت بگم.

1461
01:25:48,040 --> 01:25:49,600
‫خوشحالم که اینو بهم می‌گی.

1462
01:25:50,879 --> 01:25:52,040
‫خیلی خوشحالم.

1463
01:25:56,080 --> 01:25:57,080
‫چون فکر کرده بودم:

1464
01:25:57,160 --> 01:25:58,680
‫«چرا خودش به من نگفته،

1465
01:25:58,759 --> 01:26:01,200
‫اگه آینارا می‌دونه که می‌تونه
‫هرچیزی رو به من بگه؟».

1466
01:26:03,279 --> 01:26:04,680
‫اینو می‌دونی، درسته؟

1467
01:26:04,759 --> 01:26:06,439
‫که می‌تونی هرچیزی رو به من بگی.

1468
01:26:11,600 --> 01:26:13,520
‫می‌خوای بهم بگی چی شده؟

1469
01:26:15,640 --> 01:26:16,720
‫خب...

1470
01:26:17,439 --> 01:26:19,600
‫استیبالیز، دوست‌دختر بابام،

1471
01:26:19,799 --> 01:26:22,479
‫اون روز اومد خونه و منو
‫در حال بوسیدن یه پسر دید.

1472
01:26:25,439 --> 01:26:27,040
‫و این پسر رو از کجا می‌شناسی؟

1473
01:26:28,919 --> 01:26:30,000
.از گروه کُر

1474
01:26:33,279 --> 01:26:35,720
‫با پدر چما در مورد این پسر حرف زدی؟

1475
01:26:36,359 --> 01:26:37,439
‫آره.

1476
01:26:39,720 --> 01:26:40,720
‫و اسمش چیه؟

1477
01:26:42,000 --> 01:26:43,000
‫میکل.

1478
01:26:46,600 --> 01:26:48,240
‫مگه مدتی پیش میکل رو دوست نداشتی؟

1479
01:26:54,000 --> 01:26:55,520
‫و دعوتش کردی به خونه‌تون؟

1480
01:26:58,959 --> 01:27:01,439
‫آخه ما باید یه چیزی رو برای
‫گروه کُر تمرین می‌کردیم.

1481
01:27:01,520 --> 01:27:03,640
‫و خونه‌ی ما نزدیک‌تر به کنسرواتوار هست.

1482
01:27:05,879 --> 01:27:07,279
‫و در آخر، خب...

1483
01:27:08,560 --> 01:27:12,080
‫رفتیم خونه‌ی من، تمرین
‫کردیم و همدیگرو بوسیدیم.

1484
01:27:15,040 --> 01:27:16,399
‫و کجا همدیگه رو بوسیدید؟

1485
01:27:17,720 --> 01:27:19,000
‫تو اتاقم.

1486
01:27:21,600 --> 01:27:22,839
‫اون اصرار کرد؟

1487
01:27:24,439 --> 01:27:25,560
‫نه.

1488
01:27:25,959 --> 01:27:27,240
‫نه، نه، نه.

1489
01:27:30,120 --> 01:27:32,680
‫اون شروع کرد، ولی من چیزی
‫نگفتم و جلوش رو نگرفتم.

1490
01:27:33,240 --> 01:27:34,720
‫و فقط بوسه بود؟

1491
01:27:37,919 --> 01:27:39,720
‫می‌پرسم چون عمه‌ت گفت

1492
01:27:39,799 --> 01:27:42,080
‫که شما دو تا رابطه‌ی جنسی داشتید.

1493
01:27:45,560 --> 01:27:47,479
‫اون گفت که رابطه تو تخت‌خواب بوده

1494
01:27:47,560 --> 01:27:49,359
‫و اینکه خدا می‌دونه، آینارا.

1495
01:27:49,879 --> 01:27:51,439
‫می‌دونی که یه رابطه‌ی جنسی

1496
01:27:51,520 --> 01:27:53,200
‫فقط برای ازدواج هست.

1497
01:27:53,640 --> 01:27:54,799
‫اصلاً حقیقت نداره.

1498
01:27:55,040 --> 01:27:57,879
‫نمی‌دونم چی بهت گفته،
‫ولی واقعاً حقیقت نداره.

1499
01:27:57,959 --> 01:28:00,160
‫- عمه‌ت دروغ می‌گه؟
‫- آره.

1500
01:28:00,560 --> 01:28:02,279
‫آره، چون فقط بوسه بود.

1501
01:28:03,479 --> 01:28:05,600
‫مسئله اینه که ما روی تخت بودیم.

1502
01:28:05,919 --> 01:28:07,439
‫ولی فقط بوسه بود.

1503
01:28:10,240 --> 01:28:11,720
‫اون پسر رو دوباره دیدی؟

1504
01:28:12,759 --> 01:28:14,439
‫اون چندتا پیام برام فرستاد،

1505
01:28:14,520 --> 01:28:16,000
‫ولی... جوابش رو ندادم.

1506
01:28:20,560 --> 01:28:23,359
‫وقتی وارد اینجا شدم، یه
‫دوست‌پسر بیرون داشتم.

1507
01:28:25,839 --> 01:28:27,319
‫و اون واقعاً پسر خوبی بود.

1508
01:28:31,600 --> 01:28:33,439
‫اما خداوند بلند و واضح باهام صحبت کرد.

1509
01:28:34,080 --> 01:28:35,919
‫و قلبم از عشق خدا لبریز شد.

1510
01:28:36,160 --> 01:28:37,319
‫و این رو می‌دونستم.

1511
01:28:39,080 --> 01:28:40,720
‫دیگه لازم نبود دنبال چیز دیگه‌ای بگردم.

1512
01:28:42,600 --> 01:28:44,040
‫به هیچ چیز دیگه‌ای نیاز نداشتم.

1513
01:28:48,520 --> 01:28:51,479
‫خداوند ما رو دوست داره،
‫اما امتحانمون هم می‌کنه.

1514
01:28:53,040 --> 01:28:54,879
‫اگه خداوند تو رو انتخاب کنه، خودت می‌فهمی.

1515
01:29:03,439 --> 01:29:08,399
‫♪ ستایش بر پدر، پسر و روح‌القدس، ♪

1516
01:29:11,640 --> 01:29:16,600
‫♪ همان‌طور که در ابتدا بود، ♪
‫♪ اکنون هست و همیشه خواهد بود، ♪

1517
01:29:19,160 --> 01:29:24,120
‫♪ تا ابدالآباد. ♪

1518
01:29:26,600 --> 01:29:31,560
‫♪ آمین. ♪

1519
01:29:46,319 --> 01:29:48,680
‫«به حیات خودم سوگند، این
‫است کلام خداوند متعال،

1520
01:29:49,279 --> 01:29:51,120
‫که من از مرگ شریران خشنود نمی‌شوم،

1521
01:29:51,839 --> 01:29:55,200
‫بلکه می‌خواهم از راه‌های
‫خود بازگردند و زنده بمانند.»

1522
01:29:58,640 --> 01:30:02,399
‫خداوندا، ما برای بچه‌های
‫مدرسه‌ی کناری دعا می‌کنیم،

1523
01:30:03,279 --> 01:30:06,080
‫تا شاد، سلامت و قوی بزرگ بشن.

1524
01:30:06,479 --> 01:30:07,839
‫از تو می‌خواهیم، خداوندا.

1525
01:30:08,359 --> 01:30:10,319
‫به درگاهت التماس می‌کنیم، صدای ما رو بشنو.

1526
01:30:11,520 --> 01:30:14,959
‫خداوندا، ما برای مأمورهای
‫مالیات دعا می‌کنیم،

1527
01:30:15,399 --> 01:30:17,160
‫تا کارشون رو به خوبی انجام بدن.

1528
01:30:17,919 --> 01:30:19,200
‫از تو می‌خواهیم، خداوندا.

1529
01:30:19,839 --> 01:30:22,200
‫به درگاهت التماس می‌کنیم، صدای ما رو بشنو.

1530
01:30:23,959 --> 01:30:27,640
‫خداوندا، من برای خواهرهامون
‫در گینه‌ی استوایی دعا می‌کنم.

1531
01:30:28,439 --> 01:30:29,839
‫از تو می‌خواهیم، خداوندا.

1532
01:30:48,160 --> 01:30:49,959
‫برای همدیگه دعا می‌کنیم.

1533
01:31:00,000 --> 01:31:01,560
‫- سلام.
‫- سلام.

1534
01:31:04,040 --> 01:31:05,640
‫برای غم از دست رفته‌تون خیلی متأسفم.

1535
01:31:06,479 --> 01:31:07,560
‫ممنون.

1536
01:31:10,919 --> 01:31:12,120
‫عزیزم...

1537
01:31:28,240 --> 01:31:29,240
‫خداحافظ.

1538
01:31:36,600 --> 01:31:39,200
‫خداوندا، پناهگاه و قدرت ما،

1539
01:31:40,399 --> 01:31:42,520
‫دعاهای ما رو بشنو که تقدیم می‌کنیم

1540
01:31:42,600 --> 01:31:44,240
‫به روح خواهر درگذشته‌مون.

1541
01:31:45,959 --> 01:31:48,680
‫برای روح خویشاوندمون دعا می‌کنیم.

1542
01:31:50,759 --> 01:31:55,080
‫خداوندا، ما برای مرگ ماریا
‫دولورس فریر سوگواریم.

1543
01:31:56,439 --> 01:31:59,520
‫می‌دونیم که تو خدای بخشنده‌ای هستی

1544
01:32:00,240 --> 01:32:03,319
‫و همه رو می‌بخشی و در آغوش می‌گیری.

1545
01:32:04,279 --> 01:32:07,839
‫می‌دونیم که تو به گناهکار برای
‫محکوم کردنش نظر نمی‌کنی،

1546
01:32:08,520 --> 01:32:12,080
‫بلکه برای بخشیدنش و
‫دادن زندگی ابدی به اون.

1547
01:32:27,439 --> 01:32:28,799
‫هر چه می‌خواهی با من بکن.

1548
01:32:29,399 --> 01:32:31,799
‫هر کاری با من بکنی، ازت سپاسگزارم.

1549
01:32:32,759 --> 01:32:34,520
‫برای هر چیزی آماده‌ام.

1550
01:32:35,040 --> 01:32:36,040
‫همه‌اش رو می‌پذیرم.

1551
01:32:36,919 --> 01:32:39,120
‫باشد که اراده‌ی تو در من

1552
01:32:39,640 --> 01:32:40,839
‫و در تمام موجودات جاری بشه.

1553
01:32:41,600 --> 01:32:43,240
‫خدای من، هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌خوام.

1554
01:32:44,080 --> 01:32:45,959
‫زندگی‌ام رو در دستان تو قرار می‌دم.

1555
01:32:46,040 --> 01:32:49,319
‫خدای من، اون رو با تمام
‫عشقِ قلبم به تو تقدیم می‌کنم.

1556
01:32:49,959 --> 01:32:51,240
‫چون دوستت دارم.

1557
01:32:52,080 --> 01:32:53,319
‫چون دوستت دارم.

1558
01:32:53,520 --> 01:32:55,600
‫چون برای من، دوست داشتنِ
‫تو یعنی فدا کردنِ خودم،

1559
01:32:55,680 --> 01:32:57,160
‫یعنی تسلیم کردنِ بی‌اندازه‌ی خودم،

1560
01:32:58,040 --> 01:33:00,879
‫با اعتمادی بی‌پایان، چون تو پدر منی.

1561
01:33:03,399 --> 01:33:04,560
‫پدر،

1562
01:33:05,240 --> 01:33:06,439
‫خودم رو به تو می‌سپارم.

1563
01:33:07,160 --> 01:33:08,839
‫هر چه می‌خواهی با من بکن.

1564
01:33:09,399 --> 01:33:11,680
‫هر کاری با من بکنی، ازت سپاسگزارم.

1565
01:33:12,200 --> 01:33:13,640
‫برای هر چیزی آماده‌ام.

1566
01:33:14,319 --> 01:33:15,640
‫همه چیز رو می‌پذیرم.

1567
01:33:16,399 --> 01:33:19,240
‫باشد که اراده‌ی تو در من و
‫در تمام موجودات جاری بشه.

1568
01:33:20,080 --> 01:33:21,720
‫خدای من، دیگه هیچ چیز نمی‌خوام.

1569
01:33:22,640 --> 01:33:24,439
‫زندگی‌ام رو در دستان تو قرار می‌دم.

1570
01:33:25,279 --> 01:33:28,240
‫خدای من، اون رو با تمام
‫عشقِ قلبم به تو تقدیم می‌کنم.

1571
01:33:29,640 --> 01:33:30,720
‫چون دوستت دارم.

1572
01:33:31,359 --> 01:33:32,560
‫چون دوستت دارم.

1573
01:33:33,160 --> 01:33:35,439
‫چون برای من، دوست داشتنِ
‫تو یعنی فدا کردنِ خودم،

1574
01:33:36,319 --> 01:33:37,680
‫یعنی تسلیم کردنِ بی‌اندازه‌ی خودم،

1575
01:33:39,160 --> 01:33:41,839
‫با اعتمادی بی‌پایان چون تو پدر منی.

1576
01:33:47,240 --> 01:33:48,759
‫چون تو پدر منی.

1577
01:33:53,359 --> 01:33:54,799
‫چون تو پدر منی.

1578
01:33:56,120 --> 01:33:58,160
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم...

1579
01:33:59,799 --> 01:34:01,080
‫تو پدر منی.

1580
01:34:07,000 --> 01:34:08,919
‫خواهش می‌کنم، دیگه طاقت ندارم.

1581
01:34:09,399 --> 01:34:10,399
‫خواهش می‌کنم.

1582
01:34:12,919 --> 01:34:14,319
‫خواهش می‌کنم.

1583
01:34:16,919 --> 01:34:18,200
‫خواهش می‌کنم.

1584
01:34:23,200 --> 01:34:24,640
‫خواهش می‌کنم، یه چیزی بهم بگو.

1585
01:34:24,959 --> 01:34:26,080
‫خواهش می‌کنم.

1586
01:34:40,759 --> 01:34:42,160
‫من...

1587
01:36:51,000 --> 01:36:52,600
‫اگه قبول بشم، بعد از کنکور.

1588
01:36:55,479 --> 01:36:58,600
‫وقتی وارد بشی، بلافاصله راهبه می‌شی؟

1589
01:36:59,959 --> 01:37:02,000
‫اول اندازه یک سال داوطلب هستی.

1590
01:37:02,080 --> 01:37:04,120
‫و بعد لباس کارآموزی می‌پوشی.

1591
01:37:06,359 --> 01:37:09,520
‫و برای ارتباط و این‌جور چیزها،
‫اجازه می‌دن گوشی داشته باشی؟

1592
01:37:36,959 --> 01:37:38,200
‫می‌خوای ببریش؟

1593
01:37:39,120 --> 01:37:40,520
‫نه، ممنون.

1594
01:37:50,000 --> 01:37:51,720
‫و کی می‌تونیم بیایم ملاقاتت؟

1595
01:37:52,600 --> 01:37:55,759
‫خب، هر وقت بخواید. به
‫شرطی که از قبل خبر بدید...

1596
01:38:00,359 --> 01:38:02,000
‫یعنی، هر وقت اونا بخوان.

1597
01:38:12,680 --> 01:38:14,080
‫نگهش دار، برای خودت.

1598
01:38:17,160 --> 01:38:19,680
‫- می‌تونم نگهش دارم؟
‫- اون رو کجا پیدا کردی؟

1599
01:38:19,759 --> 01:38:21,919
‫توی اتاق، توی جعبه جواهرات مادربزرگ.

1600
01:38:22,000 --> 01:38:23,000
‫- این چیه؟
‫- اون رو بده به من.

1601
01:38:23,080 --> 01:38:24,759
‫- کجا بود؟
‫- بده‌اش به من، نره‌آ.

1602
01:38:24,959 --> 01:38:27,359
‫- بده‌اش به من.
‫- بابا، لی‌لا بهم قولش رو داده بود.

1603
01:38:27,439 --> 01:38:29,759
‫اما قول‌ها همیشه عملی نمی‌شن.

1604
01:38:29,839 --> 01:38:31,839
‫از بابات بپرس، اون برات توضیح می‌ده.

1605
01:38:33,160 --> 01:38:34,919
‫یا قراره بانک این رو هم برداره؟

1606
01:38:35,000 --> 01:38:36,640
‫بانک قرار نیست برش داره. بیا.

1607
01:38:38,000 --> 01:38:39,799
‫آینارا، بچه‌ها رو ببر، لطفا.

1608
01:38:47,919 --> 01:38:49,359
‫می‌دونم این برات سخته،

1609
01:38:49,439 --> 01:38:51,879
‫ولی دخترها رو قاطی ماجرا
‫نکن، اونا تقصیری ندارن.

1610
01:38:53,279 --> 01:38:56,279
‫این برای من سخته چون کار
‫رو برای تو راحت می‌کنه.

1611
01:38:57,879 --> 01:38:59,200
‫من که ازت معذرت‌خواهی کردم، خب؟

1612
01:39:00,000 --> 01:39:01,759
‫معذرت‌خواهی تو چه دردی از من دوا می‌کنه؟

1613
01:39:03,759 --> 01:39:06,399
‫اگه پای اون وام وایساده
‫بودی، یه نفعی به من می‌رسید.

1614
01:39:06,479 --> 01:39:08,080
‫اون آره. من تلاشم رو کردم، مایته.

1615
01:39:08,160 --> 01:39:10,080
‫ولی وقتی حساب‌کتاب جور
‫درنمی‌آد، یعنی نمی‌آد دیگه.

1616
01:39:10,160 --> 01:39:11,399
‫چطوری تلاش کردی؟

1617
01:39:11,799 --> 01:39:15,040
‫می‌تونستی خونه‌ت رو گرو
‫بذاری یا رستوران رو بفروشی.

1618
01:39:15,120 --> 01:39:16,759
‫خانواده‌م دارن از اون رستوران نون می‌خورن.

1619
01:39:16,839 --> 01:39:18,120
‫- می‌خوای چیکار کنم؟
‫- درسته.

1620
01:39:18,200 --> 01:39:20,040
‫تو برای زندگی به این آپارتمان نیازی نداری.

1621
01:39:20,120 --> 01:39:23,200
‫تو کی هستی که تصمیم بگیری با
‫ارث و میراث من چیکار بشه؟

1622
01:39:23,720 --> 01:39:25,680
‫مایته، برادرت روزای خیلی سختی رو گذرونده.

1623
01:39:25,759 --> 01:39:27,359
‫برادرم به مادرم قول داد

1624
01:39:27,439 --> 01:39:29,200
‫که هر اتفاقی برای اون ضامن افتاد،

1625
01:39:29,279 --> 01:39:30,879
‫نصف این خونه به من برسه.

1626
01:39:30,959 --> 01:39:33,240
‫- مایته، خواهش می‌کنم.
‫- آینارا، چی شده؟

1627
01:39:33,319 --> 01:39:36,319
‫تو به مادرت قول دادی. تازه به
‫جون دخترات هم قسم خوردی!

1628
01:39:36,439 --> 01:39:38,399
‫من اصلا شانس نیاوردم.

1629
01:39:38,479 --> 01:39:40,399
‫چطور می‌شه که مسئولیت
‫هیچ‌کدوم از کارهات رو

1630
01:39:40,479 --> 01:39:41,680
‫به عهده نمی‌گیری؟

1631
01:39:41,759 --> 01:39:43,439
‫- با احترام با من رفتار کن.
‫- با احترام؟

1632
01:39:43,520 --> 01:39:45,399
‫- با احترام.
‫- احترام که ارثی نیست.

1633
01:39:45,479 --> 01:39:48,319
‫می‌خوای من رو با دو تا دختر آواره‌ی
‫خیابون کنی؟ این رو می‌خوای؟

1634
01:39:49,399 --> 01:39:50,919
‫یعنی دیگه روی بزرگه حساب نمی‌کنی؟

1635
01:39:53,959 --> 01:39:55,839
‫می‌خوای با اون دو تای دیگه چیکار کنی؟

1636
01:39:56,720 --> 01:39:58,160
‫بفرستیشون یه جای دور،

1637
01:39:58,240 --> 01:39:59,240
‫به یه مدرسه‌ی شبانه‌روزی؟

1638
01:39:59,919 --> 01:40:01,479
‫اوه، نه، خفه شو، اون که گرونه.

1639
01:40:01,919 --> 01:40:03,240
‫اون گرونه.

1640
01:40:03,359 --> 01:40:04,959
‫من سعی کردم کار درست رو انجام بدم.

1641
01:40:05,040 --> 01:40:06,600
‫- آره.
‫- بعضی وقت‌ها اوضاع اون‌طور که باید پیش نمی‌ره.

1642
01:40:06,680 --> 01:40:08,600
‫تو از دخترت نخواستی که بمونه،

1643
01:40:08,680 --> 01:40:11,240
‫- اون‌وقت سعی کردی کار درست رو انجام بدی؟
‫- نه. من به تصمیمش احترام می‌ذارم.

1644
01:40:11,319 --> 01:40:13,879
‫- هیچ‌وقت نشنیدم این رو بهش بگی.
‫- من به تصمیمش احترام می‌ذارم.

1645
01:40:13,959 --> 01:40:15,919
‫- نشنیدم این رو بهش بگی.
‫- دخترا، یالا بریم.

1646
01:40:16,000 --> 01:40:18,080
‫- دیگه کافیه.
‫- چرا ازش نخواستی؟

1647
01:40:18,560 --> 01:40:20,479
‫بذار ببینم، چرا ازش نخواستی؟

1648
01:40:20,600 --> 01:40:22,959
‫- واقعاً دیگه شورش دراومده.
‫- ازش بخواه!

1649
01:40:23,479 --> 01:40:24,560
‫ازش بخواه که بمونه.

1650
01:40:24,640 --> 01:40:27,240
‫چرا اون هیچ‌وقت ازت
‫نخواست که بمونی، آینارا؟

1651
01:40:27,319 --> 01:40:28,439
‫چرا؟

1652
01:40:29,799 --> 01:40:31,000
‫ازش بخواه.

1653
01:40:32,919 --> 01:40:34,120
‫ازش بخواه!

1654
01:40:35,080 --> 01:40:36,439
‫مگه چقدر سخته؟

1655
01:40:38,879 --> 01:40:41,120
‫مگه چقدر سخت بود که بگی: «دوستت داریم»؟

1656
01:40:41,279 --> 01:40:44,720
‫ما خانواده‌ت هستیم، نه اون
‫یه مشت سلیطه‌ی روانی،

1657
01:40:44,799 --> 01:40:46,799
‫که یه مشت کلاهبردار لعنتی‌ان.

1658
01:40:46,959 --> 01:40:49,160
‫که با ترس زندگی می‌کنن و
‫خودشون رو از دنیا قایم کردن

1659
01:40:49,240 --> 01:40:50,640
‫توی اون صومعه‌ی کوفتی!

1660
01:40:50,720 --> 01:40:52,799
‫و از اونجا نمی‌رن چون
‫جای دیگه‌ای ندارن برن!

1661
01:40:54,759 --> 01:40:57,399
‫آینارا، اونا دارن بهت دروغ
‫می‌گن! از وقتی که پات رو گذاشتی

1662
01:40:57,479 --> 01:40:59,720
‫توی اون مدرسه، یه بند دارن بهت دروغ می‌گن!

1663
01:40:59,799 --> 01:41:02,520
‫همون‌طور که به خودشون دروغ
‫گفتن، دارن به تو هم دروغ می‌گن!

1664
01:41:06,759 --> 01:41:07,919
‫عزیزم،

1665
01:41:09,319 --> 01:41:10,799
‫هیچ‌کس صدات نمی‌زنه.

1666
01:41:12,200 --> 01:41:13,479
‫خدایی وجود نداره.

1667
01:41:13,879 --> 01:41:16,720
‫اون عشق... وجود نداره.

1668
01:41:22,600 --> 01:41:23,600
‫عزیزم...

1669
01:41:37,279 --> 01:41:38,560
‫برات دعا می‌کنم.

1670
01:42:00,200 --> 01:42:02,520
‫خب، بچه‌ها، بچه‌ها، توجه کنید!

1671
01:42:04,359 --> 01:42:07,600
‫قراره دو تا صف تشکیل بدیم
‫و بریم روی صحنه، باشه؟

1672
01:42:24,959 --> 01:42:28,279
‫«همچنین، خواسته‌ی شما
‫این است که پس از فوتتان،

1673
01:42:28,399 --> 01:42:29,759
‫همسرتان، پابلو بوستوس،

1674
01:42:29,839 --> 01:42:32,000
‫حق انتفاع تمام دارایی‌ها را داشته باشد»

1675
01:42:32,080 --> 01:42:36,359
‫و در صورت بروز حادثه‌ای که
‫همسرتان حضور نداشته باشد،

1676
01:42:36,439 --> 01:42:38,919
‫در حالی که فرزندتان صغیر
‫یا فاقد صلاحیت قانونی باشد،

1677
01:42:39,000 --> 01:42:40,040
‫تحت هیچ شرایطی

1678
01:42:40,120 --> 01:42:43,399
‫مدیریت دارایی‌هایی که ممکن
‫است به فرزندتان ارث برسد،

1679
01:42:43,479 --> 01:42:46,399
‫نه به برادرتان، اینیاکی آلزاگا،

1680
01:42:46,479 --> 01:42:48,759
‫و نه به برادرزاده‌تان
‫آینارا آلزاگا واگذار نشود،

1681
01:42:49,000 --> 01:42:51,399
‫چرا که می‌خواهید آن‌ها را
‫از همه چیز محروم کنید.

1682
01:42:51,680 --> 01:42:52,879
‫موافقید؟

1683
01:43:32,560 --> 01:43:36,839
‫♪ «همیشه بهترین زمان‌ها نیست.» ♪

1684
01:43:40,520 --> 01:43:44,680
‫♪ «در نهایت، ما فقط انسان هستیم.» ♪

1685
01:43:48,279 --> 01:43:52,560
‫♪ «بعد از آرامش طوفان می‌آید.» ♪

1686
01:43:56,560 --> 01:44:00,560
‫♪ «بهاری نو برای ما در کار نیست.» ♪

1687
01:44:03,640 --> 01:44:08,040
‫♪ «زمان بی‌پایان رو به جلو می‌رود.» ♪

1688
01:44:11,319 --> 01:44:15,600
‫♪ «و حالا نمی‌توانیم به ♪
‫♪ آنچه بودیم چنگ بزنیم.» ♪

1689
01:44:19,040 --> 01:44:23,279
‫♪ «ما برده‌ی روزمرگی شده‌ایم.» ♪

1690
01:44:23,759 --> 01:44:25,600
‫♪ «ما شده‌ایم.» ♪

1691
01:44:26,680 --> 01:44:30,640
‫♪ «عزیزم، دیر یا زود. ♪
‫♪ بیا خودمان را رها کنیم.» ♪

1692
01:44:34,879 --> 01:44:36,600
‫همچنین ثبت شده است که،

1693
01:44:36,680 --> 01:44:39,680
‫در صورت فوت خانم مایته آلزاگا،

1694
01:44:39,759 --> 01:44:43,040
‫ایشان مایلند حضانت قانونی پسرشان، انکو،

1695
01:44:43,120 --> 01:44:44,839
‫نه به برادرشان و نه به برادرزاده‌شان برسد

1696
01:44:44,919 --> 01:44:46,799
‫تحت هیچ شرایطی.

1697
01:44:47,720 --> 01:44:50,120
‫- موافقید؟
‫- موافقم.

1698
01:44:52,759 --> 01:44:56,439
‫«با تأثیر از نیکی خداوند
‫و با تکیه بر فضل او،

1699
01:44:57,399 --> 01:44:59,879
‫می‌خواهم زندگی را به
‫عنوان خواهر تجربه کنم.»

1700
01:45:00,080 --> 01:45:02,240
‫«به من بیاموزید که در پسر خدا تأمل کنم،

1701
01:45:02,319 --> 01:45:04,240
‫تجسم یافته و مصلوب شده،

1702
01:45:04,640 --> 01:45:08,680
‫و با زندگی در نیکوکاری، فقر،
‫اطاعت و پاکدامنی از او پیروی کنم،

1703
01:45:09,279 --> 01:45:12,560
‫و در دعا و پیشکش به درگاه
‫خدا، از مسیح تقلید کنم،

1704
01:45:12,640 --> 01:45:15,080
‫به نام کلیسا و تمام بشریت،

1705
01:45:15,160 --> 01:45:17,520
‫قربانیِ همیشگیِ دعا.

1706
01:45:17,544 --> 01:45:22,544
‫مترجم: اشکان هیدی

1707
01:45:22,568 --> 01:45:33,568
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
