WEBVTT

01:19.770 --> 01:24.770
‫♪ Dancing Girl By Terry Callier ♪

02:10.820 --> 02:20.820
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:21.607 --> 02:24.528
‫وقتی "نورا" کلاس ششم بود
‫باید انشایی می‌نوشت

02:24.528 --> 02:26.649
‫با این موضوع که او یک "شیء" است

02:26.649 --> 02:30.232
‫و نورا بلافاصله به این نتیجه رسید
‫که باید خود را جای خانه‌شان بگذارد

02:34.441 --> 02:37.639
‫نوشته بود که وقتی نورا و خواهرش
‫ از پله‌ها پایین می‌دوند

02:37.639 --> 02:39.191
‫و از در پشتی خارج می‌شوند

02:39.191 --> 02:41.274
‫چگونه دل خانه می‌لرزد

02:42.107 --> 02:45.264
‫که می‌بیند چطور میان‌بُر می‌زنند

02:45.264 --> 02:47.691
‫و از بین پرچین‌ها وارد جاده می‌شوند،

02:47.691 --> 02:51.399
‫و از محدوده‌ی دید خانه خارج می‌شوند

02:54.899 --> 02:59.232
‫نورا می‌خواست بداند خانه،
‫خالی و سبک بودن را دوست دارد،

02:59.982 --> 03:01.899
‫یا شلوغ و سنگین بودن را

03:02.524 --> 03:05.649
‫کف خانه دوست داشت لگدمال شود یا نه

03:06.691 --> 03:09.107
‫دیوارها قلقلکی بودند یا نه

03:09.107 --> 03:11.566
‫خانه درد را احساس می‌کرد یا نه

03:20.274 --> 03:24.482
‫و با خودش می‌گفت "آره،
‫احتمالاً دوست دارد شلوغ باشد"

03:28.649 --> 03:31.816
‫قبل از آنها، انسان‌ها و حیوانات دیگری

03:31.816 --> 03:36.191
‫در آن مکان زندگی کرده بودند

03:36.191 --> 03:42.441
‫پدربزرگِ پدربزرگش در اتاقی جان باخته بود
‫که مادربزرگش در آن به دنیا آمده بود،

03:42.441 --> 03:46.107
‫و اکنون اتاق پدر و مادرش بود

03:51.649 --> 03:57.357
‫پدرشان می‌گفت خانه یک نقص دارد،
‫نقصی که یک قرن پیش

03:57.357 --> 03:59.774
‫پس از ساخته شدن، کشف شده بود

03:59.774 --> 04:05.524
‫نورا نوشته بود که انگار خانه
‫در حال فرو رفتن و فروپاشیدن بود،

04:05.524 --> 04:11.274
‫البته به صورت حرکت آهسته،
‫و این‌که زندگی خانواده‌اش در آن مکان

04:11.274 --> 04:15.732
‫فقط کسری از ثانیه در میانه‌ی فروپاشی بود

04:23.691 --> 04:28.941
‫بعداً که آن انشا رو خواند، متوجه شد
‫که از کلمه‌ی "دعوا" استفاده نکرده،

04:28.941 --> 04:32.399
‫فقط نوشته بود که
‫پدر و مادرش "سروصدا" می‌کردند

04:32.399 --> 04:37.691
‫اما خانه بیشتر از سروصدا،
‫از سکوت بیزار بود

04:44.107 --> 04:47.691
‫وقتی پدرش آنها را ترک کرد،
‫خانه سبک‌تر و خلوت‌تر شد

04:47.691 --> 04:51.357
‫دیگر سروصدای پدر و مادرش شنیده نمی‌شد

04:51.357 --> 04:54.983
‫اما خانه دلتنگ بقیه‌ی صداهای پدرش شد

04:58.683 --> 05:01.024
‫♪ Nobody Knows By T. L. Barrett ♪

05:01.024 --> 05:04.899
‫معلمش به او نمره‌ی ۲۰ داد،
‫و پدرش بسیار خوشحال شد

05:04.899 --> 05:10.732
‫نورا زمانی که برای آزمون ورودی آکادمی‌اش
‫دنبال یک تک‌گویی می‌گشت، دوباره آن را خواند

05:10.732 --> 05:14.107
‫اما از نظرش
‫به‌شکل ناامیدکننده‌ای بی‌روح بود

05:14.107 --> 05:17.566
‫پس تک‌گویی "نینا"
‫از "مرغ دریایی" را انتخاب کرد

05:17.566 --> 05:20.816
‫"من یک مرغ دریایی‌ام. نه. نه.
‫من یک بازیگرم"

05:20.816 --> 05:22.900
‫"بله، من یک بازیگرم"

05:22.900 --> 05:29.279
‫« ارزش عـاطـفـی »

05:29.279 --> 05:34.279
‫« تـرجـمـه: امــیــررضــا و حسین اسماعیلی »

05:47.691 --> 05:49.774
‫نورا؟

05:51.232 --> 05:54.316
‫- نورا؟ در رو باز کن
‫- نمی‌تونم

05:54.316 --> 05:57.149
‫- نورا، در رو باز کن!
‫- یه لحظه

06:16.566 --> 06:18.982
‫لطفاً در رو باز کن

06:21.399 --> 06:23.482
‫حالت خوبه؟

06:25.066 --> 06:28.357
‫دارم دیالوگ‌هام رو مرور می‌کنم

06:29.441 --> 06:31.857
‫اما تو که دیالوگ‌ها رو حفظی

06:34.149 --> 06:37.982
‫- قبلاً توی چنین شرایطی بودیم
‫- نه، مثل اون موقع نیست

06:39.232 --> 06:42.232
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم برم روی صحنه

06:42.232 --> 06:45.149
‫باشه. بیا یه نفس عمیق بکشیم

06:49.274 --> 06:53.107
‫به من نگاه کن.
‫من رو ببین. نفس بکش

06:54.399 --> 06:56.607
‫خیلی‌خب. نفس بکش

06:57.732 --> 07:02.357
‫- توی این لباس نمی‌تونم نفس بکشم
‫- پایین درستش می‌کنیم

07:02.357 --> 07:04.441
‫فقط همراهم بیا

07:04.441 --> 07:07.941
‫- آب می‌خوام
‫- پایین آب هست

07:09.941 --> 07:14.066
‫- نمی‌شه. ۵ دقیقه هم دیر کردیم
‫- مشکلی نیست

07:14.066 --> 07:16.649
‫فقط ببرش روی صحنه، خب؟

07:31.524 --> 07:33.941
‫اوه، مشکل داره

07:33.941 --> 07:36.024
‫نه، خوبه

08:04.316 --> 08:07.274
‫هی، می‌شه کمکم کنی؟

08:07.274 --> 08:09.691
‫- باید بریم پشت صحنه
‫- الان؟

08:17.191 --> 08:18.941
‫فقط… یه‌کم استرس دارم

08:18.941 --> 08:21.732
‫فکر کنم باید…

08:21.732 --> 08:24.482
‫یه چیزی نیاز دارم

08:27.941 --> 08:31.857
‫- نه، وقت نیست. بس کن
‫- وقت داریم

08:32.941 --> 08:36.149
‫- تو فقط…
‫- باشه، پس منو بزن

08:36.149 --> 08:39.024
‫- بهم سیلی بزن
‫- نه!

08:39.024 --> 08:42.899
‫وگرنه نمی‌تونم برم روی صحنه.
‫نمی‌تونم برم روی صحنه

08:45.274 --> 08:48.191
‫- خوبی؟ لعنتی
‫- آره. خیلی‌خب

09:01.274 --> 09:02.874
‫هی!

09:16.107 --> 09:18.524
‫- نه!
‫- نمی‌تونم نفس بکشم

09:18.524 --> 09:20.649
‫نکن!

09:20.649 --> 09:22.857
‫کمک! نورا، نکن

09:23.399 --> 09:26.524
‫- پاره‌ش نکن!
‫- صبر کن، نورا!

10:02.732 --> 10:05.399
‫اینگوار؟ ۲۰ ثانیه

10:13.524 --> 10:15.607
‫آماده‌ای؟

10:23.691 --> 10:25.524
‫همه‌چیز آماده‌ست؟

10:30.274 --> 10:32.357
‫آره

11:35.607 --> 11:37.524
‫گوش کنید!

11:40.066 --> 11:42.857
‫گفتی می‌خوای نجاتم بدی

11:42.857 --> 11:45.649
‫ولی من رو وارد آتش کردی!

12:01.524 --> 12:06.024
‫فرزندانت رو وارد خونه‌م کردم

12:06.024 --> 12:08.774
‫اما باز هم من رو محکوم کردی!

12:58.649 --> 13:03.149
‫بهت گفتم باید برای پذیرایی یه نفر رو
‫استخدام کنیم. خیلی استرس‌زاست

13:11.649 --> 13:13.941
‫هی… هی…

13:15.357 --> 13:17.899
‫خوبم. خوبم

13:21.149 --> 13:23.566
‫- مامان؟ می‌شه بازم کیک بخورم؟
‫- آره

13:23.566 --> 13:28.066
‫من بهش گفتم دیگه نخوره.
‫تا الان چهار تیکه خورده

13:28.066 --> 13:32.024
‫- لطفاً، مامان؟
‫- نه، اول یه چیز دیگه بخور

13:32.024 --> 13:34.816
‫خیلی سخنرانیت قشنگ بود

13:34.816 --> 13:37.149
‫از طرف هر دوتامون بود

13:37.691 --> 13:43.316
‫مامانت خیلی بهتون افتخار می‌کرد،
‫همیشه در مورد شما حرف می‌زد

13:43.316 --> 13:46.441
‫- آره
‫- خب، سیسیل… خدایا

13:46.441 --> 13:49.518
‫چندین بار من رو برد به تئاتر ملی

13:49.518 --> 13:51.118
‫- واقعاً؟
‫- آره

14:51.482 --> 14:56.232
‫می‌دونی، قبل از این‌که مامان‌بزرگ بیمار بشه،
‫اون‌جا دفترش بود

14:56.982 --> 15:01.107
‫اون‌جا می‌نشست و با آدم‌هایی
‫که سعی داشت کمک‌شون کنه، حرف می‌زد

15:01.107 --> 15:04.232
‫یا با مامان‌بزرگ اسرارشون رو در میون می‌ذاشتن

15:11.524 --> 15:16.357
‫وقتی کوچیک بودم، از طریق این بخاری
‫به حرف‌هاشون گوش می‌دادم

15:18.982 --> 15:22.316
‫- اجازه داشتی؟
‫- نه. هیچ‌وقت متوجه نشدن

15:24.482 --> 15:26.607
‫خیلی وقت پیش بود، اما…

15:26.607 --> 15:32.482
‫درک می‌کنم سخته بفهمی باید چیکار کنی،
‫تسلیت بگی یا تبریک

15:32.482 --> 15:35.816
‫خب، گهگاهی با هم صحبت می‌کردیم

15:38.399 --> 15:40.941
‫- چیه؟
‫- هیچی

15:46.899 --> 15:49.274
‫بابا اومده

15:49.274 --> 15:51.649
‫- می‌دونستی؟
‫- نه

15:51.649 --> 15:54.149
‫اما بهش خبر داده بودم

15:58.691 --> 16:01.274
‫سلام، بابا!

16:01.274 --> 16:04.149
‫بالاخره پیداتون شد! ببخشید

16:05.232 --> 16:07.066
‫سلام

16:07.066 --> 16:09.149
‫سلام. دخترهای گلم

16:11.732 --> 16:14.029
‫- اِریک رو هنوز ندیدی؟
‫- نه، این‌جاست؟

16:14.029 --> 16:14.983
‫اِریک

16:14.983 --> 16:20.899
‫- توی کلیسا ندیدمت
‫- حوصله‌ش رو نداشتم. و چرا کلیسا؟

16:20.899 --> 16:24.941
‫- به مذهب روی آورده بود؟
‫- گفتیم اون‌طوری بهتره

16:25.816 --> 16:29.607
‫خیلی… ناراحت‌کننده‌ست

16:29.607 --> 16:34.441
‫واقعاً براتون مادری کرد، مگه نه؟
‫خیلی خوشگل بود و…

16:34.441 --> 16:37.357
‫- خوشگل؟
‫- مثل شما دو تا

16:37.357 --> 16:40.357
‫خیلی زیرک بود

16:40.357 --> 16:42.816
‫همیشه حق با اون بود

16:44.941 --> 16:48.482
‫- سلام! بابابزرگ اومده
‫- سلام!

16:48.482 --> 16:50.566
‫صبح بخیر

16:52.357 --> 16:54.982
‫- آره. سلام، سلام
‫- سلام. خیلی وقته ندیدمت

16:55.982 --> 16:59.482
‫- اون اِوانه
‫- معلومه که اِوان رو می‌شناسم

17:00.566 --> 17:02.566
‫از قدیم همدیگه رو می‌شناسیم

17:02.566 --> 17:05.941
‫خدایا، چقدر بزرگ شدی!

17:05.941 --> 17:10.357
‫- بلندقدترین پسر کلاسی؟
‫- نمی‌دونم. فکر نکنم

17:10.857 --> 17:13.107
‫غول کلاستون هستی؟

17:13.107 --> 17:14.707
‫نه؟

17:37.399 --> 17:39.399
‫- سلام
‫- سلام

17:42.274 --> 17:44.357
‫بگیر

17:50.482 --> 17:53.149
‫داشتم بهت فکر می‌کردم

17:55.607 --> 17:58.441
‫- اینا چی‌ان؟
‫- مال منن

18:01.024 --> 18:03.274
‫حالت خوبه؟

18:03.274 --> 18:05.524
‫خوبم، چطور مگه؟

18:05.524 --> 18:09.357
‫- تا وقتی این‌جام، باید با هم حرف بزنیم
‫- باشه

18:09.357 --> 18:12.274
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

18:12.274 --> 18:16.691
‫- نمی‌شه همین‌الان بگی؟
‫- نه، فعلاً نه

18:16.691 --> 18:20.899
‫به نظرم باید بشینیم و یه گفتگوی
‫درست و حسابی داشته باشیم

18:25.774 --> 18:28.941
‫فردریک می‌تونه با تویوتاش اینا رو ببره

18:28.941 --> 18:31.024
‫- ببخشید
‫- ای وای

18:36.649 --> 18:38.982
‫خودم می‌تونم، ممنون

18:43.482 --> 18:46.941
‫فقط امیدوارم حس نکنه…

18:48.024 --> 18:50.649
‫یهویی مجبوره برام پدری کنه و…

18:52.232 --> 18:55.316
‫- آرومم کنه و این حرف‌ها
‫- نه

18:55.316 --> 18:58.191
‫اما حداقل تلاشش رو می‌کنه

18:58.191 --> 19:01.274
‫شاید برای اونم آسون نباشه

19:02.399 --> 19:05.566
‫ازش بپرس برنامه‌ش برای خونه چیه

19:05.566 --> 19:08.149
‫- منظورت چیه؟
‫-  خونه مال اونه

19:11.649 --> 19:14.357
‫- واقعاً؟
‫- آره، بعد از طلاق دادش به مامان

19:14.357 --> 19:17.649
‫اما هیچ‌وقت رسمیش نکردن

19:17.649 --> 19:19.982
‫باشه

19:19.982 --> 19:24.191
‫حیفه. پول نیاز داشتیم

19:26.982 --> 19:29.816
‫چرا خودت ازش نمی‌پرسی؟

19:29.816 --> 19:33.107
‫هیچ‌وقت در مورد هیچ مسئله‌ای
‫باهاش حرف نمی‌زنی

19:33.107 --> 19:36.857
‫- واقعاً؟ که این‌طور
‫- آره

19:39.191 --> 19:41.149
‫- اشتباه می‌کنی
‫- نه

19:59.232 --> 20:00.832
‫- سلام
‫- سلام

20:02.607 --> 20:05.982
‫خیلی خوشگل شدی. چی می‌خوری؟

20:06.357 --> 20:08.482
‫فقط یه قهوه

20:08.482 --> 20:11.316
‫- چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟
‫- نه

20:11.316 --> 20:14.260
‫- یه قهوه برای خانم زیبا بیار
‫- یه قهوه؟

20:14.260 --> 20:15.442
‫آره، لطفاً

20:15.442 --> 20:19.941
‫- و شما؟ از غذا لذت بردید؟
‫- از هر چیزی که تو بهم بدی لذت می‌برم

20:25.399 --> 20:27.649
‫فکر می‌کنه با هم توی رابطه‌ایم

20:29.774 --> 20:33.441
‫خیلی تو فکرت بودم
‫خیلی نگرانت بودم

20:33.441 --> 20:36.732
‫باشه. اوضاعت چطوره؟

20:36.732 --> 20:39.649
‫خب، خوبه. سرم خیلی شلوغه

20:40.899 --> 20:46.066
‫شاید در مورد نمایش ویژه‌ای که توی فرانسه
‫ از فیلم‌هام برگزار شد شنیده باشی

20:46.066 --> 20:50.217
‫- نه، از کجا باید می‌شنیدم؟
‫- فیلمی که دارم می‌سازم خیلی مهم‌تره

20:50.217 --> 20:51.607
‫- واقعاً؟
‫- آره

20:51.607 --> 20:54.024
‫پس اوضاعت خوبه

20:56.232 --> 20:59.649
‫شاید بهترین فیلم‌نامه‌م باشه.
‫میکل هم موافقه

20:59.649 --> 21:04.566
‫- پس میکل هنوز تهیه‌کننده‌ست؟
‫- می‌گه اوضاع خوبه

21:04.566 --> 21:09.607
‫مستندم داره توی کشورهای زیادی نمایش
‫داده می‌شه. اوضاعم خیلی خوبه

21:16.691 --> 21:20.732
‫می‌خواستی در مورد موضوعی باهام حرف بزنی؟

21:20.732 --> 21:23.107
‫آره

21:28.941 --> 21:31.274
‫این فیلم در مورد…

21:32.566 --> 21:35.399
‫یه زن جوونه، یه مادر که…

21:38.899 --> 21:41.607
‫خب، می‌خوام تو نقش اصلی باشی

21:49.941 --> 21:52.357
‫اصلاً این نقش رو برای تو نوشتم

21:54.232 --> 21:57.232
‫تو تنها کسی هستی
‫که می‌تونی اون نقش رو بازی کنی

22:05.607 --> 22:07.207
‫ممنون

22:11.524 --> 22:14.566
‫اما تا حالا بازیگری من رو ندیدی

22:14.566 --> 22:17.816
‫چرا. چندین بار دیدم.
‫توی "مِدِئا" دیدمت

22:17.816 --> 22:21.982
‫- بین دو پرده رفتی
‫- از تئاتر خوشم نمیاد

22:21.982 --> 22:26.107
‫طراحی صحنه خیلی بد بود.
‫اما تو عالی بودی

22:27.566 --> 22:31.357
‫توی ۲ دقیقه می‌تونم بفهمم
‫یه نفر بازیگر خوبی هست یا نه

22:31.357 --> 22:36.149
‫این نقش خیلی برات خوبه

22:36.149 --> 22:40.566
‫تو لایق کاری شخصی‌تر از
‫اون نمایش‌نامه‌های قدیمی هستی

22:40.566 --> 22:43.607
‫که برای شهروندان سالخورده مناسبن

22:43.607 --> 22:46.691
‫این یه نقش واقعی توی یه فیلمه

22:46.691 --> 22:52.316
‫آره، شاید بتونی سرمایه هم جذب کنی.
‫سریالم خیلی موفق بود

22:53.482 --> 22:56.566
‫آره، تأثیر داره

22:56.566 --> 23:01.274
‫با میکل حرف زدم.
‫مطمئنه که می‌تونه سرمایه جذب کنه

23:01.274 --> 23:04.316
‫توی خونه‌ی خودمون فیلم‌برداری می‌کنیم

23:04.316 --> 23:06.649
‫- خونه‌مون؟
‫- آره

23:06.649 --> 23:08.566
‫اونجا براش عالیه

23:17.107 --> 23:19.982
‫برای این قضیه روی من حساب نکن

23:20.982 --> 23:26.066
‫- می‌تونی از سریال مرخصی بگیری
‫- خیلی وقت پیش تموم شده

23:26.066 --> 23:29.149
‫اون نقش خیلی برات کوچیکه

23:29.149 --> 23:31.607
‫- سریال رو دیدی؟
‫- البته

23:31.607 --> 23:33.982
‫خب، نظرت چیه؟

23:33.982 --> 23:36.649
‫نظر من مهم نیست

23:36.649 --> 23:39.649
‫دوست دارم نظرت رو بشنوم

23:40.899 --> 23:44.274
‫من اون سبک رو دوست ندارم.
‫جلوه‌های بصری خوبی نداره

23:45.274 --> 23:49.899
‫اصلاً چهره‌ت مشخص نیست.
‫اصلاً چشم‌هات مشخص نیستن

23:49.899 --> 23:52.732
‫اما من چی می‌دونم؟
‫مردم خوش‌شون میاد

23:53.732 --> 23:57.357
‫نظر مردم برام مهم نیست.
‫نظر تو چیه؟

23:59.774 --> 24:02.316
‫تو مشکل سریال نیستی

24:03.149 --> 24:05.107
‫این نقش…

24:05.107 --> 24:07.649
‫می‌تونه فرصت معروف شدنت باشه

24:08.732 --> 24:12.232
‫قرار نیست با هم همکاری کنیم، بابا

24:12.232 --> 24:16.566
‫- حتی حرف همدیگه رو هم نمی‌فهمیم
‫- فقط بخونش، بعدش بهت زنگ می‌زنم

24:16.566 --> 24:21.524
‫- دیگه بهم زنگ نزن. همیشه مستی
‫- اما نگرانتم

24:21.524 --> 24:24.982
‫حق نداری نگرانم باشی

24:24.982 --> 24:27.941
‫- فیلم‌نامه‌ی کوفتی رو بخون
‫- چرا؟

24:27.941 --> 24:30.691
‫هیچ فایده‌ای نداره

26:00.149 --> 26:02.357
‫بشین همین‌جا!

26:02.357 --> 26:04.441
‫نباید تکون بخوری

27:33.774 --> 27:37.941
‫موقع پخش فیلم کنارتون نشسته بودم،
‫و بعضی‌وقت‌ها بهتون نگاه می‌کردم

27:37.941 --> 27:42.066
‫و می‌دیدم که خیلی تحت تأثیر قرار گرفتید

27:45.441 --> 27:47.482
‫بله

27:47.482 --> 27:49.982
‫متأسفم. آخه…

27:51.066 --> 27:55.441
‫از آخرین باری که دیدمش ۲۰ سال می‌گذره

27:55.441 --> 28:00.941
‫و اون دوران رو به وضوح و با جزئیات یادمه، و…

28:02.024 --> 28:05.982
‫این‌که چه روزهایی سر صحنه بودیم.
‫کنار چه کسایی بودم

28:05.982 --> 28:08.732
‫می‌دونید، من با دوستانم فیلم می‌سازم

28:11.066 --> 28:13.316
‫اونا خانواده‌م هستن

28:14.774 --> 28:18.899
‫بله، و مخصوصاً توی این فیلم، درسته؟

28:18.899 --> 28:22.816
‫- دخترم اَگنس رو می‌گید؟ آره
‫- بله

28:22.816 --> 28:25.441
‫دخترم نقش آنا رو بازی می‌کنه

28:28.732 --> 28:32.066
‫خب، قبل از این‌که برید
‫یه سوال دیگه ازتون بپرسم

28:32.524 --> 28:37.399
‫به نظرم همه می‌خوان بدونن.
‫آخرین فیلم سینمایی که ساختید

28:37.399 --> 28:40.566
‫"لیدیل" بود، ۱۵ سال پیش

28:40.566 --> 28:44.316
‫در آینده یه فیلم سینمایی دیگه
‫از "گوستاو بورگ" خواهیم دید؟

28:45.982 --> 28:48.857
‫خب، امیدوارم

28:48.857 --> 28:52.066
‫منم امیدوارم.
‫ممنون، آقای بورگ

29:20.066 --> 29:22.774
‫اوه، گوستاو!

29:22.774 --> 29:24.941
‫گوستاو!

29:24.941 --> 29:28.316
‫ببخشید، شرمنده.
‫"ریچل کمپ" عاشق فیلمته

29:28.316 --> 29:32.982
‫گفت بری پیشش.
‫توی رستوران "لِکسلسیور"ـه

29:32.982 --> 29:35.107
‫بلدیش؟

29:35.107 --> 29:38.691
‫جشنواره پول همه‌چیز رو پرداخت می‌کنه

29:41.649 --> 29:47.357
‫با کارگردان گوستاو بورگ اومدم.
‫می‌خواد بره سر میز ریچل کمپ

29:54.816 --> 29:59.149
‫- ببخشید. این دورهمی خصوصیه
‫- گوستاو بورگ!

30:01.982 --> 30:05.691
‫- ممنون که تشریف آوردی
‫- بذارید یه صندلی بیارم

30:05.691 --> 30:07.337
‫- بفرمایید
‫- ممنون

30:07.337 --> 30:08.937
‫خواهش می‌کنم

30:09.941 --> 30:13.649
‫خیلی تحت تأثیر فیلمت قرار گرفتم

30:13.649 --> 30:16.982
‫- واقعاً یه شاهکاره
‫- خیلی زیباست

30:17.524 --> 30:20.482
‫- ممنون
‫- بی‌نظیره

30:21.024 --> 30:23.969
‫- نمایش فیلم تو چطور بود؟
‫- خوب بود

30:23.969 --> 30:25.690
‫اوه، بیخیال. شگفت‌انگیز بود

30:25.690 --> 30:28.357
‫بیننده‌ها خیلی فیلم و ریچل رو دوست داشتن

30:28.357 --> 30:31.441
‫پاییز که منتشر می‌شه
‫باید حتماً ببینیش

30:34.428 --> 30:37.428
‫♪ Des pas sur la neige By Claude Debussy ♪

30:40.899 --> 30:42.499
‫باید چیکارش کنم؟

31:08.316 --> 31:11.232
‫کاش می‌تونستم مثل تو فیلم بسازم

31:17.941 --> 31:20.941
‫آخه امروز خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم

31:23.941 --> 31:27.274
‫فکر نمی‌کنم تا حالا چنین فیلمی دیده باشم

31:29.982 --> 31:32.024
‫واقعاً خیلی…

31:32.566 --> 31:34.899
‫خیلی…

31:34.899 --> 31:36.982
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

31:43.357 --> 31:44.957
‫ممنون

31:53.149 --> 31:57.107
‫در واقع توی این فکرم
‫که یه‌کم استراحت کنم

31:57.107 --> 32:00.482
‫پروژه‌های زیادی در راه دارم

32:03.274 --> 32:06.732
‫نقش‌های خوبی هستن، اما…

32:06.732 --> 32:11.191
‫- سبک من نیستن
‫- خب بگو نمی‌خوام

32:12.649 --> 32:16.357
‫اگه همینطوری ول کنم برم
‫سم هول می‌کنه

32:16.357 --> 32:18.316
‫حق هم داره

32:19.607 --> 32:21.857
‫گور بابای سم

32:21.857 --> 32:24.274
‫زندگی توئه

32:26.899 --> 32:29.232
‫خودت چی؟

32:29.232 --> 32:32.191
‫روی پروژه‌ی جدیدی کار نمی‌کنی؟

32:32.191 --> 32:34.857
‫نه. فکر می‌کردم یه پروژه دارم، اما…

32:34.857 --> 32:37.066
‫سرمایه‌ش جور نشد؟

32:38.566 --> 32:40.649
‫یه همچین چیزی

33:18.316 --> 33:21.941
‫می‌برت هتل

33:21.941 --> 33:24.024
‫ممنون

33:28.107 --> 33:32.357
‫- خیلی از دیدنت خوش‌حال شدم
‫- همچنین

33:32.357 --> 33:34.399
‫- ریچ؟
‫- ریچل!

33:34.399 --> 33:37.024
‫- آقا!
‫- نه، نه، نه!

33:37.566 --> 33:40.732
‫ریچ، گوشیت پیش منه! وای خدا!

34:23.774 --> 34:28.107
‫- نمی‌خواستی بری؟
‫- می‌خوای برم؟ باشه

34:28.107 --> 34:30.857
‫نه، اما داره خیلی…

34:30.857 --> 34:33.566
‫صمیمی و بغلی می‌شه

34:33.566 --> 34:38.857
‫- بغلی دوست نداری؟
‫- دوست دارم. چرا

34:38.857 --> 34:41.691
‫چرا این‌قدر از صمیمیت می‌ترسی؟

34:44.649 --> 34:48.566
‫- مشخصه که برات راحت نیست
‫- نه، نیست

34:48.566 --> 34:52.942
‫خیلی خوبه که متأهلی، این‌طوری دیگه
‫مجبور نیستم با این موضوع سروکله بزنم

34:52.942 --> 34:56.024
‫که واقعاً چقدر داغونم

34:56.024 --> 35:01.191
‫خدایا، چه حرف بی‌رحمانه‌ای در مورد
‫خودت زدی. چقدر داغونی؟

35:04.774 --> 35:06.482
‫درصد بگم؟

35:06.482 --> 35:08.274
‫‏۸۰ درصد

35:09.357 --> 35:13.149
‫- ‏۸۰ درصد
‫- یعنی ۲۰ درصد…

35:13.149 --> 35:16.024
‫الان اون ۲۰ درصد رو می‌بینی

35:19.191 --> 35:21.692
‫با مدیر تئاتر حرف زدی؟

35:21.692 --> 35:24.566
‫آره، میگه باید…

35:24.566 --> 35:26.774
‫برم پیش مشاور

35:26.774 --> 35:28.357
‫آره

35:28.357 --> 35:31.191
‫- خب، چرا که نه؟
‫- نگو "آره"

35:31.191 --> 35:36.316
‫نه، آخه یجور فوبیاست.
‫مشاور می‌تونه کمکت کنه

35:36.316 --> 35:39.649
‫اما اون‌قدر هم بد نیست، فقط…

35:39.649 --> 35:43.482
‫- مجبور شدم بهت سیلی بزنم
‫- آره. آره

35:43.482 --> 35:47.191
‫شرمنده بابت اون جریان.
‫خیلی عجیب بود، اما…

35:47.191 --> 35:50.857
‫- می‌تونی نظرت رو عوض کنی و ازم شکایت کنی
‫- نمی‌کنم

35:50.857 --> 35:54.441
‫به خدا. خودم رو خیلی خوب می‌شناسم

35:54.441 --> 35:58.857
‫- به درمان نیاز ندارم
‫- من کاملاً مخالفم

35:58.857 --> 36:01.441
‫- چرا که نه؟
‫- آخه مامانم…

36:01.441 --> 36:05.732
‫- مامانم مشاور بود
‫- قرار نیست بری دیدن مامانت

36:06.607 --> 36:10.149
‫- فقط یه بوس دیگه می‌خوام
‫- باشه، اما…

36:10.149 --> 36:12.899
‫- نه، این‌طوری نه
‫- اما دیگه تمومه!

36:17.274 --> 36:19.649
‫- فردا می‌بینمت
‫- می‌بینمت

36:32.327 --> 36:35.327
‫♪ Love Theme from Spartacus By Alex North ♪

36:45.024 --> 36:49.232
‫آخه روی صحنه خیلی غیرعادیه

36:49.232 --> 36:54.191
‫وقتی می‌ری جلوی بیننده‌ها،
‫ذره‌ذره‌ی وجودت داره فریاد می‌کشه

36:54.191 --> 36:58.316
‫- جایی برای قایم شدن نیست
‫- اما فقط اضطراب نیست؟

36:58.316 --> 37:00.399
‫نه، عاشقشم! عاشقشم!

37:02.691 --> 37:05.857
‫و اون…

37:05.857 --> 37:10.191
‫احساس ناامیدی، خشم، احساس نابرابری،

37:10.191 --> 37:12.816
‫بار مسئولیت

37:12.816 --> 37:19.107
‫وقتی میگه اون از بحث فراریه، در اصل
‫داره میگه از چه خصوصیت خودش متنفره

37:19.107 --> 37:22.732
‫چیزی که دوستش دارم، احتمالاً…

37:22.732 --> 37:28.524
‫ساختن یه شخصیته.
‫غرق شدن توی زاویه‌ی دید اون شخصیت

37:28.524 --> 37:32.899
‫و جا زدن خودت به عنوان یه آدم دیگه

37:32.899 --> 37:38.316
‫شاید بهم حس امنیت میده
‫تا با احساسات خودم ارتباط برقرار کنم

37:38.316 --> 37:41.357
‫پس نمی‌خوای خودت باشی؟

37:41.357 --> 37:45.316
‫این‌طور به نظر می‌رسه.
‫اگر مامان بود چی می‌گفت؟

37:52.316 --> 37:55.524
‫نه، داری تقلب می‌کنی.
‫برو عقب. نه

37:55.524 --> 37:58.107
‫نه، می‌تونی بری نزدیک‌تر

37:58.107 --> 38:00.566
‫نه، نه. بمون همین‌جا!

38:03.649 --> 38:06.066
‫دوست‌پسر داری؟

38:09.982 --> 38:12.482
‫نه، ندارم

38:14.149 --> 38:16.232
‫دوست‌پسر می‌خوای؟

38:18.816 --> 38:21.524
‫آره خب

38:21.524 --> 38:24.274
‫اما اونقدرها هم ساده نیست

38:27.149 --> 38:29.566
‫- اما من دوستت دارم
‫- آره

38:31.274 --> 38:33.357
‫منم دوستت دارم

38:34.941 --> 38:37.816
‫وقتی بزرگ بشم می‌خوام باهات ازدواج کنم

38:42.857 --> 38:45.107
‫لطف داری

38:45.107 --> 38:47.732
‫- اما نمی‌شه
‫- می‌دونم

38:48.882 --> 38:51.882
‫♪ Little Wolf By Bigbang ♪

38:53.482 --> 38:57.066
‫- خوابت گرفت؟
‫- نه

38:57.066 --> 38:59.232
‫خیلی بانمکه!

39:01.107 --> 39:04.732
‫فکر کنم… ازم خواستگاری کرد

39:06.441 --> 39:09.857
‫- تبریک می‌گم
‫- همچین اتفاقی کم پیش میاد

39:11.066 --> 39:15.274
‫امروز وقتی از زمین بازی برگشت،
‫اومد سمت من،

39:15.274 --> 39:18.774
‫توی چشم‌هام نگاه کرد و گفت: "حواسم بهت هست"

39:20.566 --> 39:22.441
‫از کجا یاد گرفته؟

39:22.441 --> 39:26.566
‫- تو همچین چیزی میگی؟
‫- شاید توی مدرسه یاد گرفته

39:26.566 --> 39:29.524
‫توی مدرسه گفتن "حواسم بهت هست"؟

39:29.524 --> 39:31.607
‫حالت خوبه؟

39:32.691 --> 39:35.024
‫- ببخشید
‫- هی

39:35.024 --> 39:37.316
‫- چیه؟
‫- خوبم

39:37.316 --> 39:40.274
‫به نظرم بهتره برم خونه

39:40.274 --> 39:42.024
‫نه، صبر کن

39:42.024 --> 39:44.441
‫- خوبم
‫- مطمئنی؟

39:46.316 --> 39:50.441
‫- واقعاً؟ چیزی نشده؟
‫- نه. چیزی نیست. شرمنده

39:53.482 --> 39:55.149
‫باشه

40:11.732 --> 40:13.816
‫- حالش خوبه؟
‫- آره

40:18.691 --> 40:20.026
‫فکر که نمی‌کنی…

40:20.050 --> 40:23.107
‫- دوباره حالش اون‌طوری شده باشه؟
‫- فکر نکنم

40:24.941 --> 40:27.357
‫فکر کنم به‌خاطر تنهاییه

40:29.441 --> 40:33.399
‫- باعث ناراحتیت می‌شه؟
‫- یه‌کم

40:56.441 --> 40:58.524
‫- سلام
‫- سلام

41:31.357 --> 41:33.066
‫عجیبه

41:34.399 --> 41:37.774
‫وقتی مامان بیمار شد،
‫توی این فکر بودم

41:37.774 --> 41:41.274
‫که شاید بیام این‌جا،
‫با اِوان و اِریک این‌جا زندگی کنم

41:41.899 --> 41:44.941
‫- می‌خوای این‌جا زندگی کنی؟
‫- نه

41:44.941 --> 41:47.774
‫نمی‌تونیم سهم بقیه رو بخریم

41:56.191 --> 42:00.566
‫همه رو گشتم،
‫فقط مدارک قدیمی‌ان

42:01.857 --> 42:05.566
‫خب، ممنون بابت زحمت‌هایی که کشیدی

42:05.566 --> 42:07.566
‫شگفت‌انگیزه

42:08.566 --> 42:14.232
‫- چیزهایی که می‌خوای رو نگه دار و بقیه رو دور بریز
‫- اما چیزهای خوب زیادی این‌جا هست

42:14.232 --> 42:17.691
‫چیزهایی که ارزش عاطفی دارن.
‫یه نگاه بنداز

42:18.774 --> 42:21.399
‫مثلاً من این گلدون رو دوست دارم

42:22.316 --> 42:25.191
‫- آره، قشنگه
‫- آره؟

42:25.191 --> 42:28.482
‫- چون من می‌خوامش؟
‫- نه. برش دار برای خودت

42:28.482 --> 42:32.941
‫نه، اصلش اینه که با هم یه نگاهی
‫بهشون بندازیم و تقسیم کنیم

42:32.941 --> 42:35.774
‫آره. پس من می‌برمش

42:37.149 --> 42:39.816
‫خدایا

42:44.066 --> 42:46.736
‫« یادت باشه گاز رو خاموش کنی »

42:59.357 --> 43:04.066
‫- می‌خواد چقدر این‌جا بمونه؟
‫- چیزی نگفت

43:04.066 --> 43:07.566
‫اما برای کارهای فروش این‌جاست، نه؟

43:07.566 --> 43:10.191
‫واقعاً نمی‌دونم…

43:10.191 --> 43:13.399
‫ساعت ۲ میاد. می‌تونی ازش بپرسی

43:14.732 --> 43:18.316
‫- فکر نکنم
‫- نمی‌تونی وانمود کنی این‌جا نیست

43:18.316 --> 43:20.607
‫می‌تونم سعی‌ام رو بکنم

43:23.691 --> 43:27.357
‫برخلاف چیزی که من فکر می‌کردم،
‫نمی‌خواد خونه رو بفروشه، اما…

43:28.441 --> 43:31.066
‫خب، یه پروژه‌ای داره

43:32.524 --> 43:34.649
‫چی؟

43:34.649 --> 43:37.982
‫چیز خوبیه.
‫می‌خواد یه فیلم جدید بسازه

43:39.899 --> 43:42.941
‫کدوم پروژه؟

43:42.941 --> 43:46.816
‫- همون که راجع بهش حرف زدید
‫- فیلمی که برای من نوشته؟

43:46.816 --> 43:49.316
‫آره، همون نقشی که قبولش نکردی

43:50.982 --> 43:54.607
‫- سرمایه جور شده؟
‫- حتماً جور شده

43:54.607 --> 43:58.774
‫چیز زیادی نگفت.
‫فقط پرسید که تو میای یا نه

44:00.107 --> 44:02.066
‫باشه

44:05.441 --> 44:08.232
‫- خودشه؟
‫- آره

44:26.357 --> 44:28.191
‫لعنتی، ریچل کمپه

44:30.024 --> 44:31.941
‫وای، گندش بزنن

44:39.941 --> 44:42.941
‫- گندش بزنن!
‫- هی. نورا؟

44:42.941 --> 44:45.024
‫هی…

44:45.691 --> 44:49.857
‫تقریباً مثل قبله. چیزی عوض نشده

45:07.524 --> 45:09.816
‫خیلی خوش‌حالم که دوباره می‌بینم‌تون

45:09.816 --> 45:14.149
‫یه کافه همین نزدیکی هست.
‫تموم که کردیم ریچل بهتون خبر می‌ده

45:23.107 --> 45:25.941
‫سلام. نورا این‌جاست؟

45:25.941 --> 45:28.024
‫نه، مجبور شد بره

45:29.482 --> 45:33.399
‫- ریچل، این دخترم اَگنسه
‫- سلام. ریچل هستم

45:33.399 --> 45:35.524
‫- از دیدنت خوشحالم
‫- از دیدنت خوشحالم

45:36.691 --> 45:41.774
‫- تو هم توی کار فیلم و بازیگری هستی؟
‫- نه، بعضی‌وقت‌ها توی تحقیق‌ها کمکم می‌کنه

45:41.774 --> 45:45.357
‫من یه مورخ…
‫یه مورخ دانشگاهی هستم. آره

45:45.357 --> 45:48.274
‫شرمنده، حتی نمی‌تونم
‫درست و حسابی حرف بزنم

45:50.232 --> 45:53.066
‫نشناختیش؟

45:54.274 --> 45:57.649
‫- توی فیلمی که دیدی، نقش آنا رو بازی کرد
‫- خیلی وقت پیش بود

45:59.316 --> 46:02.024
‫البته. اون…

46:02.024 --> 46:05.357
‫تو آنایی! درسته!
‫الان برام مشخصه

46:05.357 --> 46:09.524
‫- می‌تونم باهات یه عکس بگیرم؟
‫- آره، حتماً

46:09.524 --> 46:11.607
‫ذوق‌زده شدم

46:19.149 --> 46:20.749
‫ممنون

46:21.691 --> 46:25.232
‫این‌جا با پسرش حرف می‌زنه

46:25.232 --> 46:29.816
‫می‌دونی، این صحنه‌ی آخر فیلمه.
‫داره برای پسرش غذا درست می‌کنه

46:29.816 --> 46:33.941
‫خیلی براش مهمه.
‫شاید آخرین محبت مادرانه باشه

46:35.691 --> 46:37.857
‫همدیگه رو بغل می‌کنن و پسره می‌ره

46:38.941 --> 46:43.274
‫و لحظه‌ای که در بسته می‌شه،
‫از درون یه تغییری می‌کنه

46:43.274 --> 46:46.691
‫انگار آروم می‌شه، می‌دونی؟

46:48.441 --> 46:52.941
‫پسره داره میره پیش پدرش.
‫پس اصلاً عجله‌ای نداره

46:52.941 --> 46:58.441
‫- و طنابی که لباس‌ها رو آویزون می‌کنه هم این‌جاست
‫- طناب لباس‌ها

46:58.441 --> 47:01.607
‫- بند رخت‌آویز
‫- آره، بند رخت‌آویز. بند رخت‌آویز

47:01.607 --> 47:05.232
‫و بعدش میاد این‌جا و آماده می‌شه

47:11.024 --> 47:13.107
‫یهویی…

47:14.191 --> 47:17.607
‫صدای باز شدن در ایوان رو می‌شنوه. بیا

47:24.024 --> 47:28.566
‫پسرشه. پرچمش رو جا گذاشته.
‫پرچم کشور نروژ رو جا گذاشته

47:28.566 --> 47:33.524
‫- آره، ۷ااُم مِه. مثل روز ملیه
‫- آره

47:33.524 --> 47:37.149
‫گفتم قراره کلاً توی
‫یه برداشت فیلم‌برداری بشه؟

47:37.149 --> 47:39.982
‫- همه‌ی اینا توی یه برداشت؟
‫- آره

47:39.982 --> 47:43.482
‫صحنه‌ی پایانی فقط با یه برداشت.
‫بدون تدوین

47:43.482 --> 47:47.232
‫- با هماهنگی کامل بین زمان و مکان
‫- عجب

47:48.316 --> 47:50.441
‫خب…

47:50.441 --> 47:54.274
‫پسره سر جاش می‌مونه
‫و به مادرش نگاه می‌کنه

47:54.274 --> 47:57.191
‫یه مشکلی هست، ولی درک نمی‌کنه

48:00.066 --> 48:03.732
‫پس پرچمش رو برمی‌داره و بدو بدو می‌ره

48:06.482 --> 48:11.566
‫زنه میاد این‌جا تا مطمئن بشه
‫این‌بار واقعاً رفته

48:11.566 --> 48:17.982
‫فقط صدای بسته شدن در رو می‌شنویم.
‫چون دوربین از این‌جا داره زنه رو می‌گیره

48:17.982 --> 48:20.107
‫و خیلی صحنه‌ی مهمیه

48:21.191 --> 48:23.774
‫حالت چهره‌ای که داره خیلی مهمه

48:25.607 --> 48:27.816
‫به چی فکر می‌کنه؟

48:27.816 --> 48:29.899
‫دقیقاً

48:32.232 --> 48:34.316
‫بعدش برمی‌گرده این‌جا

48:53.982 --> 48:56.941
‫- پس این‌جا کار رو تموم می‌کنه؟
‫- آره

49:05.774 --> 49:08.607
‫به نظرت وزنش رو تحمل می‌کنه؟

49:09.607 --> 49:12.899
‫خب، چنین اتفاقی افتاده.
‫برای مادر خودم

49:13.982 --> 49:16.274
‫- مادرت؟
‫- آره

49:22.232 --> 49:24.524
‫- اینجا که نبوده، نه؟
‫- چرا

49:25.566 --> 49:29.149
‫- مربوط به خیلی وقت پیشه
‫- نه!

49:29.607 --> 49:31.207
‫از همون چهارپایه استفاده کرد

49:33.899 --> 49:37.066
‫- همین؟
‫- آره

49:37.066 --> 49:39.816
‫برای این‌که قدش به طناب برسه

49:40.899 --> 49:43.316
‫اما خودمون اون صحنه رو نمی‌بینیم

49:43.316 --> 49:47.899
‫وقتی میاد توی اتاق و در رو می‌بنده
‫دوربین ما هم پشت در می‌مونه

49:47.899 --> 49:50.566
‫فقط صداش رو می‌شنویم

49:51.607 --> 49:54.649
‫و دوربین دور می‌شه

49:59.566 --> 50:03.524
‫می‌شه بپرسم چرا بعد از اون اتفاق
‫از این خونه نرفتید؟

50:03.524 --> 50:06.149
‫خب، رفتیم

50:06.149 --> 50:09.399
‫رفتیم به سوئد.
‫پدرم سوئدی بود

50:11.274 --> 50:14.982
‫خب، دوست دارم بیشتر راجع به مادرت بشنوم

50:16.149 --> 50:18.941
‫شخصیتی که توی فیلم‌نامه هست
‫مادر من نیست، می‌دونی

50:24.232 --> 50:26.806
‫درسته، اما می‌ذارن نقش رو بازی کنم؟
‫آره

50:26.806 --> 50:31.232
‫- آره. آره، می‌دونم
‫- عالی می‌شه

50:31.232 --> 50:35.941
‫انگیزه داره. بهش گفتم مادرم

50:35.941 --> 50:39.149
‫با اون چهارپایه خودکشی کرده

50:39.149 --> 50:41.399
‫اونی که از ایکیا خریدیم؟

50:58.107 --> 51:00.191
‫"این منم؟"

51:02.107 --> 51:07.066
‫"این واقعاً منم؟" با این افکارم،
‫احساساتم، خواب رفتن یا نرفتنم…

51:07.066 --> 51:10.399
‫درک نمی‌کنم چطور ممکنه…

51:10.399 --> 51:13.524
‫- تبدیل به همچین آدمی شده باشم
‫- قبلاً هم در موردش صحبت کرده بودیم

51:14.607 --> 51:18.107
‫- پس خودت رو نمی‌شناسی؟
‫- نه

51:19.482 --> 51:24.899
‫سال‌ها قبل، دفتر مشاوره
‫یک "کتابخانه" بود

51:28.649 --> 51:33.024
‫معمولاً خالی بود.
‫کارین، دختر بزرگ خانواده،

51:33.024 --> 51:36.816
‫آن‌جا با دوستانش وقت می‌گذراند
‫و آهنگ گوش می‌داد

52:04.066 --> 52:08.482
‫زمانی که جنگ آغاز شد،
‫کارین به جبهه‌ی مقاومت پیوست

52:09.274 --> 52:14.274
‫بهار سال ۱۹۴۳، پلیس دولتی برای
‫دستگیر کردنش راهی آن‌جا شد

52:21.691 --> 52:27.649
‫به مدت ۲ سال زندانی شد.
‫هرگز راجع به زندان صحبت نکرد

52:35.399 --> 52:37.066
‫گوش کن

52:38.399 --> 52:43.941
‫پس از جنگ، کارین ازدواج کرد
‫و در خانه‌ی خانوادگی ساکن شد

52:45.941 --> 52:49.566
‫در سال ۱۹۵۱ گوستاو را به دنیا آورد

52:56.191 --> 53:01.024
‫سال‌ها بعد، زمانی که یک فیلم‌ساز شده بود،
‫گوستاو عاشق این جمله بود:

53:01.024 --> 53:04.691
‫"هیچ چیز از سایه‌ها زیباتر نیست"

53:04.691 --> 53:08.691
‫خانه‌ی دوران بچگی‌اش را تصور می‌کرد

53:42.081 --> 53:45.081
‫♪ I'm Alive By Jackson Browne ♪

53:52.482 --> 53:58.357
‫بعد از آن، نوبت به "ادیت" خواهر کوچک کارین
‫و دوستش لیلیان رسید که در خانه زندگی کنند

53:58.357 --> 54:03.607
‫ادیت خوش‌حال بود که فرزندی ندارد،
‫اما گوستاو اغلب تابستان‌ها به آنها سر می‌زد

54:10.316 --> 54:14.816
‫اگر کسی اعتراض می‌کرد، ادیت صدا را
‫بیشتر می‌کرد. مطمئن بود

54:14.816 --> 54:19.232
‫که در زمان جنگ، یکی از همسایه‌ها
‫خواهرش را به پلیس لو داده

54:28.024 --> 54:32.607
‫زمانی که ادیت جان باخت،
‫گوستاو تنها وارث خانه شد

54:32.607 --> 54:37.691
‫در سال ۱۹۸۶، با تمام خاطراتی که داشت
‫برای زندگی به آن خانه بازگشت

54:41.399 --> 54:46.191
‫نحوه‌ی آشنایی گوستاو و همسرش سیسیل
‫دو روایت متفاوت دارد

54:46.191 --> 54:50.316
‫سیسیل گفت گوستاو به علت داشتن
‫اختلال بی‌خوابی به او مراجعه کرده

54:50.316 --> 54:54.316
‫مشخص بود که برگشتن به آن خانه
‫بیشتر از چیزی که گوستاو اعتراف می‌کرده

54:54.316 --> 54:56.232
‫برایش پیچیده و سخت بوده

54:56.774 --> 54:59.482
‫روایت گوستاو جالب‌تر بود

54:59.482 --> 55:01.691
‫واقعاً زن شگفت‌انگیزی بود

55:01.691 --> 55:06.649
‫وقتی متوجه شدم یه مشاوره
‫چند تا مشکل روانی پیدا کردم

55:06.649 --> 55:09.857
‫‏۶ ماه بعد، سیسیل حامله شد

55:10.899 --> 55:15.941
‫‏۳ هفته قبل از به دنیا آمدن نورا
‫در دسامبر سال ۱۹۸۷ ازدواج کردند

55:18.191 --> 55:22.566
‫و با تولد اَگنس خواهر کوچک‌ترش،
‫خانواده‌ای چهار نفره شدند

55:24.732 --> 55:29.982
‫- پس بودن با ما خیلی بده؟
‫- منظورم این نیست

55:29.982 --> 55:34.232
‫چرا اون موضوعات لعنتی رو دوباره پیش می‌کشی؟

55:35.566 --> 55:39.024
‫پس از طلاق، گوستاو به سوئد بازگشت

55:40.107 --> 55:43.399
‫خانه سبک‌تر و خلوت‌تر شد

55:56.149 --> 55:58.387
‫« لطفاً باهام عکس بگیر! »

55:58.387 --> 56:01.387
‫♪ World By New Order ♪

56:06.316 --> 56:08.482
‫با پیتر حرف زدی؟

56:09.566 --> 56:12.316
‫پیتر یه پیرمرده

56:13.441 --> 56:17.274
‫- ‏۱۰ ساله فیلم‌برداری نکرده
‫- منم همین‌طور

56:18.357 --> 56:23.482
‫- نه، اما اون بازنشسته شده
‫- به‌خاطر من قبول می‌کنه. خودم باهاش حرف می‌زنم

56:26.316 --> 56:29.816
‫- نمی‌ذارم کس دیگه‌ای فیلم‌برداری کنه
‫- باشه، اما…

56:29.816 --> 56:34.024
‫- باید خودت بری باهاش حرف بزنی
‫- خب

56:34.024 --> 56:36.482
‫"خب"؟ برو باهاش حرف بزن

56:38.107 --> 56:42.149
‫- از تو پیرتر نیست
‫- چرت و پرت نگو

56:42.149 --> 56:46.066
‫- خب، نظرتون راجع به نروژ چیه؟
‫- اوه، عاشق نروژم

56:46.066 --> 56:48.024
‫خیلی زیباست

56:48.024 --> 56:51.274
‫مردم خیلی خون‌گرم هستن

56:51.274 --> 56:53.607
‫اصلاً احساس غریبی نکردم

56:55.024 --> 57:00.357
‫این اثر برای نتفلیکس ساخته می‌شه.
‫توی سینماها هم نمایش داده می‌شه؟

57:00.357 --> 57:02.649
‫حتماً، مگه چیز دیگه‌ای هم می‌شه؟

57:02.649 --> 57:07.524
‫هنوز داریم مذاکره می‌کنیم،
‫اما برنامه‌مون همینه

57:09.316 --> 57:11.857
‫یه سوال دیگه از ریچل کمپ دارم

57:11.857 --> 57:16.357
‫در مورد بازخورد آخرین فیلم‌تون
‫به اسم "انتخاب کتی" هست

57:16.357 --> 57:19.941
‫حتماً یه‌کم ناامید شدید

57:22.316 --> 57:25.066
‫من… خیلی به اون فیلم افتخار می‌کنم

57:26.316 --> 57:30.566
‫فکر نمی‌کنم امروز به‌خاطر اون فیلم
‫این‌جا جمع شده باشیم، نه؟

57:30.566 --> 57:33.857
‫اصلاً مضطرب نبودید قبل از این‌که

57:33.857 --> 57:36.149
‫یه فیلم درام واقعی رو قبول کردید؟

57:36.149 --> 57:39.107
‫کارم… دلیل انتخاب این فیلم اینه که…

57:39.107 --> 57:42.149
‫این دیگه چه سوال احمقانه‌ایه؟

57:43.316 --> 57:47.732
‫ریچل کمپ بهترین بازیگر نسل خودشه.
‫خوش‌شانسی که این‌جاست

57:47.732 --> 57:50.607
‫باید قدردان باشی!

57:50.607 --> 57:53.066
‫برو بیرون!

57:53.066 --> 57:57.066
‫- برو بیرون!
‫- باشه. ممنون

57:59.107 --> 58:01.816
‫عجب آدم احمقی

58:01.816 --> 58:05.399
‫نباید از قبل سوال‌ها مشخص باشن؟

58:05.399 --> 58:09.316
‫- ممکن نیست
‫- دلقک تیک‌تاکی!

58:31.399 --> 58:35.566
‫دوباره "اِی‌اِس‌اِم‌آر" که نیست؟ خواب میریا
‫(واکنش ارادی اوج‌گیری حسی)

58:35.566 --> 58:39.649
‫- اون بهم یاد داد
‫- به منم همین‌طور

58:39.649 --> 58:42.524
‫نمی‌خوام سخنرانی کنم،
‫اما حس می‌کنم

58:42.524 --> 58:46.941
‫یه حس قدردانی وجودم رو گرفته

58:46.941 --> 58:51.524
‫فقط می‌خوام بگم چقدر فوق‌العاده‌ست
‫که با تک تک شما همکاری کردم

58:51.524 --> 58:56.482
‫- البته هنوز جای پیشرفت هست…
‫- قبل‌تر راجع بهش حرف زدیم

58:56.482 --> 58:59.232
‫ما هم خیلی حرف زدیم

58:59.232 --> 59:02.191
‫قبل از نمایش اول همه چیز رو حل می‌کنیم

59:02.191 --> 59:05.982
‫و جیکوب، می‌دونم اوضاع
‫ زندگی زناشوییت چندان خوب نیست

59:07.441 --> 59:10.149
‫اما…

59:10.149 --> 59:15.357
‫ممنون که کار رو انجام می‌دی،
‫و اگه چیزی خواستی، بهم بگو

59:15.357 --> 59:18.691
‫- هر وقت که خواستی
‫- ممنون. حتماً

59:18.691 --> 59:20.774
‫اما… خیلی‌خب

59:20.774 --> 59:23.941
‫اما به نظرم خیلی عالی می‌شه

59:23.941 --> 59:26.191
‫- نظر منم همینه
‫- به سلامتی!

59:26.191 --> 59:29.024
‫- به سلامتی!
‫- به سلامتی!

59:29.566 --> 59:33.399
‫بهم نگفتی داری طلاق می‌گیری

59:33.399 --> 59:37.691
‫نه، خیلی درگیر تمرینات بودم و… خب

59:37.691 --> 59:39.691
‫آره

59:41.649 --> 59:45.691
‫- لحظه‌ی مناسب برای گفتنش رو پیدا نکردم
‫- البته

59:48.066 --> 59:50.149
‫این‌طور نیست که…

59:52.441 --> 59:55.607
‫- به‌خاطر رابطه‌ی خودمون که نیست؟
‫- نه، نیست

01:00:00.232 --> 01:00:02.316
‫اگه می‌خواستی با کسی صحبت کنی…

01:00:03.441 --> 01:00:05.524
‫بیا پیش خودم

01:00:05.524 --> 01:00:08.982
‫- کس دیگه‌ای شنا نمی‌کنه؟
‫- بپر!

01:00:08.982 --> 01:00:11.107
‫- یک، دو…
‫- باشه

01:00:11.107 --> 01:00:13.649
‫- سه!
‫- ایول!

01:00:25.524 --> 01:00:27.732
‫دیگه لازم نیست پنهانش کنیم

01:00:29.941 --> 01:00:33.357
‫ببین، مطمئن... مطمئن نیستم

01:01:09.441 --> 01:01:11.524
‫- سلام!
‫- سلام!

01:01:13.649 --> 01:01:15.982
‫- بابا این‌جاست؟
‫- هنوز نیومده

01:01:19.024 --> 01:01:22.607
‫- این‌جایی! تبریک می‌گم!
‫- ممنون

01:01:23.357 --> 01:01:26.774
‫وای! چقدر پاپیون بهت میاد!

01:01:26.774 --> 01:01:29.066
‫- سلام! قراره پیتزا بخوریم؟
‫- سلام

01:01:29.066 --> 01:01:31.899
‫- سلام
‫- سلام. من این‌طوری دست می‌دم

01:01:36.732 --> 01:01:39.316
‫اون رکورد هنوز مال منه

01:01:39.316 --> 01:01:41.899
‫نه

01:01:41.899 --> 01:01:44.691
‫از اون‌جا شروع کن

01:01:51.107 --> 01:01:53.941
‫- سلام! خوش اومدی
‫- سلام

01:01:53.941 --> 01:01:56.982
‫- از دیدنت خوش‌حالم
‫- همچنین

01:01:56.982 --> 01:02:00.274
‫خب، تبریک می‌گم. تولد مبارک!

01:02:00.274 --> 01:02:04.066
‫یه مرد ۹ ساله.
‫دیگه پسر بزرگی شدی

01:02:04.066 --> 01:02:10.066
‫- فکر کنم آخرین بار روز عروسی همدیگه رو دیدید
‫- امکان نداره زنی مثل تریسا رو فراموش کنم

01:02:14.691 --> 01:02:19.566
‫- سلام. وای! چقدر خوب. از کجا گرفتیش؟
‫- چند تا لیوان بیار

01:02:19.590 --> 01:02:21.590
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:02:32.529 --> 01:02:34.732
‫سلام، بابا

01:02:36.232 --> 01:02:38.316
‫سلام

01:02:43.441 --> 01:02:45.357
‫آره، زدیش

01:02:50.524 --> 01:02:53.024
‫اوضاع فیلمت چطوره؟

01:02:55.607 --> 01:02:58.691
‫- خوبه
‫- در موردش شنیدم. خیلی هیجان‌انگیزه!

01:02:59.232 --> 01:03:02.982
‫- کار کردن با ریچل کمپ چطوره؟
‫- هی…

01:03:04.857 --> 01:03:09.066
‫- فقط می‌پرسم کار کردن باهاش چطوره
‫- آره

01:03:09.066 --> 01:03:12.232
‫خب، هنوز کامل آماده نیست.
‫اما به زودی آماده می‌شه

01:03:12.232 --> 01:03:16.899
‫شنیدم با یه چهارپایه از ایکیا گولش زدی

01:03:16.899 --> 01:03:20.482
‫می‌خواد تا شب سرش توی اون باشه؟

01:03:20.482 --> 01:03:23.399
‫فقط ۲۰ دقیقه‌ی دیگه می‌تونه بازی کنه

01:03:23.399 --> 01:03:25.399
‫کی؟ اِوان؟

01:03:29.274 --> 01:03:34.274
‫می‌خوام بدونم تو چقدر دیگه می‌تونی
‫از گوشی استفاده کنی. تموم نکردی؟

01:03:34.274 --> 01:03:38.357
‫- چقدر دیگه می‌تونم استفاده بکنم؟
‫- اصلاً می‌تونه؟

01:03:38.357 --> 01:03:40.857
‫- بذارش کنار
‫- پیتزا آماده‌ست

01:03:40.857 --> 01:03:43.149
‫- من فقط…
‫- همین‌الان

01:03:52.349 --> 01:03:54.125
‫« معلم پیانو »
‫« برگشت‌ناپذیر »

01:03:55.649 --> 01:03:58.774
‫- صحیح. باید چی بگی؟
‫- ممنون

01:03:58.774 --> 01:04:01.774
‫این‌جا رو ببین. مونیکا بلوچیه، لامصب

01:04:03.816 --> 01:04:08.566
‫و با این فیلم رابطه‌های زنانه
‫و مادری رو درک می‌کنی

01:04:08.566 --> 01:04:10.441
‫چقدر خوب

01:04:10.441 --> 01:04:13.482
‫- ممنون، اما دی‌وی‌دی پلیر نداریم
‫- خداروشکر

01:04:13.482 --> 01:04:17.524
‫- یه جور دیگه نگاهشون می‌کنیم
‫- من دیگه اصلاً فیلم نمی‌بینم

01:04:51.816 --> 01:04:55.024
‫باید نویسندگی رو شروع کنی

01:04:55.024 --> 01:04:57.191
‫آره، تو این‌طور می‌گی

01:04:58.482 --> 01:05:02.982
‫چرا باید منتظر بمونی تا یه آدم پیر
‫بهت اجازه بده نقش اوفلیا رو بازی کنی

01:05:02.982 --> 01:05:04.377
‫من نقش هملت رو بازی می‌کنم

01:05:04.377 --> 01:05:05.610
‫- می‌تونی اون کار رو بکنی؟
‫- آره

01:05:05.610 --> 01:05:07.580
‫با ریچل در موردش صحبت کردم

01:05:07.580 --> 01:05:12.482
‫داره پروژه‌های خودش رو شروع می‌کنه.
‫شرکت تولید خودش رو تأسیس کرده

01:05:12.482 --> 01:05:14.691
‫بازیگر زن بودن خیلی سخته

01:05:14.691 --> 01:05:19.441
‫هیچی به خودت بستگی نداره.
‫فقط باید صبر کنی تا بقیه بخوانت

01:05:19.441 --> 01:05:22.857
‫- در طولانی‌مدت خیلی مضره
‫- من…

01:05:22.857 --> 01:05:29.399
‫اعتماد به نفست از بین می‌ره
‫و نیازت به دیده شدن غیرقابل تحمل می‌شه

01:05:31.982 --> 01:05:34.899
‫امکان نداشت با یه بازیگر ازدواج کنم

01:05:35.441 --> 01:05:37.649
‫اما خوابیدن باهاشون مشکلی نداشت؟

01:05:40.399 --> 01:05:45.982
‫هنرمندهای امروزی خیلی خُرده‌بورژوازی شدن.
‫دیگه کسی رمانی مثل "اولیس" نمی‌نویسه

01:05:45.982 --> 01:05:49.441
‫دغدغه‌های زیادی دارن، باید برن سر تمرین فوتبال
‫و بیمه‌های ماشین رو مقایسه کنن

01:05:51.774 --> 01:05:56.149
‫آزادی هنری چی شد؟
‫هنرمندها نیاز به آزادی دارن

01:05:58.357 --> 01:06:00.982
‫و بچه‌دار نشن، بابا؟

01:06:03.937 --> 01:06:06.853
‫اینطوری نگو، نورا

01:06:06.853 --> 01:06:08.937
‫الان چند سالته؟

01:06:10.312 --> 01:06:14.020
‫سیسیل وقتی هم‌سن و سال تو بود
‫دو تا بچه داشت

01:06:14.020 --> 01:06:16.062
‫دوره زمونه عوض شده

01:06:18.895 --> 01:06:22.020
‫شما دو تا بهترین اتفاق زندگیم بودین

01:06:22.020 --> 01:06:24.687
‫بهترین اتفاق زندگیت؟

01:06:24.687 --> 01:06:26.770
‫پس چرا پیشمون نبودی؟

01:06:29.228 --> 01:06:31.812
‫همه از بابایی عصبانین، ها؟

01:06:33.687 --> 01:06:36.728
‫شما دو تا که خوب بار اومدین، مگه نه؟

01:06:36.728 --> 01:06:41.062
‫از کجا می‌دونی؟
‫تو که اصلاً ما رو نمی‌شناسی

01:06:41.062 --> 01:06:44.562
‫- اینقدر اغراق نکن. آره
‫- اغراق؟

01:06:50.603 --> 01:06:54.687
‫می‌دونم برات سخت بوده
‫خودم رو در تو می‌بینم

01:06:57.853 --> 01:07:00.895
‫ولی خیلی عصبانی هستی

01:07:00.895 --> 01:07:04.937
‫دوست داشتن کسی که
‫وجودش اینقدر پر از خشمه خیلی سخته

01:07:05.603 --> 01:07:09.187
‫مگه نه؟ دلت که نمی‌خواد
‫تا ابد تنها باشی، مگه نه؟

01:07:13.687 --> 01:07:16.853
‫برای حرفه‌ی هنریت هم خوب نیست

01:07:16.853 --> 01:07:21.020
‫باید کسی رو داشته باشی که برات عزیز باشه
‫بچه‌ای چیزی

01:07:21.687 --> 01:07:24.437
‫آدم هیچوقت از بچه داشتن پشیمون نمیشه

01:09:58.603 --> 01:10:01.228
‫پیتر؟

01:10:02.770 --> 01:10:05.145
‫خوشحالم می‌بینمت. سلام

01:10:05.145 --> 01:10:07.687
‫چه خونه‌ی قشنگی داری

01:10:07.687 --> 01:10:11.853
‫آره، به لطف لاسه هالستروم
‫تونستم اینجا رو بگیرم، نه تو

01:10:12.395 --> 01:10:15.812
‫فقط بعد از دیدن "رودخانه‌ی زمان"
‫تو رو استخدام کرد

01:10:16.895 --> 01:10:19.770
‫حتماً نوه‌هات خیلی خوشحال میشن بیان اینجا

01:10:21.562 --> 01:10:27.562
‫خب، هنوزم رابطه‌م با دنیل خوب نیست
‫بدبختی اینجاست که به‌ضرر بچه‌هاشه

01:10:27.562 --> 01:10:31.520
‫هیچوقت نمی‌تونن بیان اینجا
‫دیدن پدربزرگشون

01:10:31.520 --> 01:10:33.812
‫ولی خب...

01:10:33.812 --> 01:10:38.270
‫- این فیلم‌نامه...
‫- بدک نیست، نه؟

01:10:38.270 --> 01:10:41.020
‫- حیرت‌انگیزه
‫- پس حاضری بیای؟

01:10:41.020 --> 01:10:43.728
‫آره، مجبورم

01:10:43.728 --> 01:10:46.478
‫بیا، بیا بریم یه لیوان مشروب بخوریم

01:10:58.312 --> 01:11:00.395
‫نه. اوه

01:11:01.895 --> 01:11:06.020
‫فکر نکنم چندان نیاز باشه
‫به‌صورت دستی فیلم‌برداری کنم

01:11:06.020 --> 01:11:09.520
‫به‌نظرم با ریل و سه‌پایه بگیریم

01:11:17.770 --> 01:11:22.228
‫ببخشید که باهات در تماس نبودم
‫عادت ندارم بین فیلم‌ها سراغ کسیو بگیرم

01:11:22.228 --> 01:11:24.728
‫منم همینطور، می‌دونی. منم همینطور

01:11:30.103 --> 01:11:34.228
‫باید... اگر ردیف شد خبرت می‌کنم

01:11:36.895 --> 01:11:40.187
‫نتفلیکس هم باید نظر بده

01:11:41.812 --> 01:11:45.145
‫می‌خوان با دیگران هم صحبت کنیم

01:11:51.187 --> 01:11:53.520
‫صحیح، پس اینطوریاست؟

01:11:55.395 --> 01:11:57.603
‫آره

01:11:58.145 --> 01:12:00.228
‫اینطوریاست

01:12:19.312 --> 01:12:21.270
‫نوش

01:12:22.270 --> 01:12:24.353
‫خوشحال شدم دیدمت

01:13:12.103 --> 01:13:15.812
‫سلام نورا. خواستم بهت زنگ بزنم و بگم

01:13:21.645 --> 01:13:24.228
‫که باید با همدیگه صحبت کنیم

01:13:27.145 --> 01:13:30.353
‫نباید اینطوری باشه که...

01:13:32.103 --> 01:13:35.770
‫مثلاً خوشم نمیاد برم سالن تئاتر

01:13:35.770 --> 01:13:39.187
‫البته نه اینکه از تئاتر خوشم نیاد

01:13:39.187 --> 01:13:43.937
‫ولی خب... تحمل تماشا کردنش رو ندارم

01:13:46.687 --> 01:13:48.937
‫ولی چخوف...

01:13:48.937 --> 01:13:51.770
‫می‌تونم آثار چخوف رو بخونم

01:13:51.770 --> 01:13:54.562
‫واقعاً...

01:13:54.562 --> 01:13:57.937
‫مشکل از نمایش‌نامه‌ها نیست، ولی...

01:14:00.145 --> 01:14:03.603
‫من حساسم. توام همینطور

01:14:03.603 --> 01:14:07.020
‫از... از این نظر شبیه همدیگه‌ایم

01:14:07.645 --> 01:14:09.728
‫چی شد؟

01:15:09.062 --> 01:15:10.853
‫ممنون

01:15:10.853 --> 01:15:12.978
‫می‌خواستم بدونم...

01:15:12.978 --> 01:15:15.187
‫"مخاطب" کیه؟

01:15:15.187 --> 01:15:19.062
‫میگه "می‌دونی". مخاطبش کیه؟

01:15:20.978 --> 01:15:23.062
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

01:15:31.062 --> 01:15:36.020
‫فکر نکنم مادرش باشه
‫هرگز همچین حرفی رو به مادرش نمی‌زنه

01:15:39.520 --> 01:15:43.770
‫گمونم حس می‌کنم
‫داره تو دلش با خودش صحبت می‌کنه

01:15:44.520 --> 01:15:49.062
‫آخه حس عجیبی داره
‫که صحبت کنی ولی مخاطبی نداشته باشی

01:15:50.395 --> 01:15:52.770
‫عالیه

01:15:52.770 --> 01:15:56.937
‫- بیا یه بار جلوی اینگرید تمرینش کنیم
‫- سراپا گوشم

01:15:59.228 --> 01:16:02.478
‫بیا اینجا. بشین اینجا

01:16:02.478 --> 01:16:05.562
‫- ببینیم چی میشه
‫- باشه

01:16:05.562 --> 01:16:08.395
‫از اینجا شروع کن...

01:16:10.437 --> 01:16:13.478
‫"یهویی حالم خیلی خراب شد"
‫با اینگرید صحبت کن

01:16:13.478 --> 01:16:18.437
‫اگر خواستی می‌تونی لمسش کنی
‫جوری که انگار مادرشی

01:16:20.812 --> 01:16:24.770
‫و یادت باشه، تابحال
‫این حرفو به هیچکس نگفته

01:16:24.770 --> 01:16:28.228
‫بابت اینطوری دعا کردن
‫ خجالت می‌کشه، می‌دونی؟

01:16:28.228 --> 01:16:31.895
‫ممکنه سعی کنی مخفیش کنی
‫یا به خودت بخندی، ولی...

01:16:33.270 --> 01:16:35.353
‫خجالت می‌کشی

01:16:37.728 --> 01:16:40.937
‫از ضعیف بودن خجالت می‌کشی

01:16:42.020 --> 01:16:44.103
‫خیلی‌خب

01:16:49.603 --> 01:16:51.353
‫خیلی‌خب

01:16:56.812 --> 01:17:00.062
‫"یهویی حالم خیلی خراب شد"

01:17:01.645 --> 01:17:04.437
‫"دوباره خونه تنها بودم"

01:17:04.437 --> 01:17:07.145
‫"روی تختم دراز کشیده بودم و گریه می‌کردم"

01:17:10.687 --> 01:17:14.062
‫"می‌دونم همه روی تخت‌هاشون
‫دراز می‌کشن و گریه می‌کنن ولی..."

01:17:20.145 --> 01:17:24.145
‫"یکی می‌گفت دعا کردن
‫در اصل با خدا صحبت کردن نیست"

01:17:25.437 --> 01:17:28.853
‫"بلکه اعتراف به ناامیدیه"

01:17:28.853 --> 01:17:33.562
‫"اینکه خودتو نقش زمین کنی
‫چون جز این کاری ازت برنمیاد"

01:17:35.812 --> 01:17:39.812
‫"مثل وقتی که با دلی شکسته دراز کشیدی
‫و با خودت میگی..."

01:17:41.062 --> 01:17:44.312
‫"لطفاً بهم زنگ بزن. لطفاً منو ببخش"

01:17:44.312 --> 01:17:46.437
‫"لطفاً باهام آشتی کن"

01:17:51.145 --> 01:17:53.353
‫"و..."

01:17:53.353 --> 01:17:55.853
‫"گند زده بودم"

01:17:57.895 --> 01:18:00.687
‫"و تنها بودم"

01:18:01.812 --> 01:18:03.895
‫"و داشتم گریه می‌کردم"

01:18:05.395 --> 01:18:08.228
‫"و بعد، برای اولین بار"

01:18:11.853 --> 01:18:13.937
‫"نشستم روی زمین"

01:18:15.353 --> 01:18:16.953
‫"و دعا کردم"

01:18:19.603 --> 01:18:23.520
‫"نمی‌دونم حرفامو به کی زدم
‫ولی به زبون آوردمش"

01:18:26.395 --> 01:18:29.478
‫"گفتم: کمکم کن"

01:18:29.478 --> 01:18:32.728
‫"دیگه تحمل ندارم"

01:18:32.728 --> 01:18:35.145
‫"تنهایی نمی‌تونم"

01:18:36.895 --> 01:18:39.228
‫"یه خونه می‌خوام"

01:18:39.228 --> 01:18:41.312
‫"یه خونه می‌خوام"

01:18:58.312 --> 01:19:01.062
‫ای‌کاش... ای‌کاش...

01:19:01.062 --> 01:19:04.395
‫ مادرش توی فیلم هم
‫اینجوری واکنش نشون می‌داد

01:19:06.645 --> 01:19:08.728
‫دقیقاً

01:19:19.645 --> 01:19:23.770
‫- مطمئنی به زبون انگلیسی خوب درمیاد؟
‫- آره، معلومه

01:19:24.312 --> 01:19:28.645
‫شاید بهتر باشه مثل اینگرید
‫لهجه‌ی نروژی داشته باشم

01:19:28.645 --> 01:19:31.062
‫من که لهجه ندارم. دارم؟

01:19:31.062 --> 01:19:33.103
‫- اینگرید سوئدیه
‫- لهجه دارم؟

01:19:33.103 --> 01:19:38.062
‫لهجه‌ت اصلاً قابل تشخیص نیست
‫فقط منظورم اینه که... عجیب نیست

01:19:38.062 --> 01:19:42.312
‫که همه لهجه‌ی اسکاندیناویایی داشته باشن
‫و من این شکلی حرف بزنم؟

01:19:42.312 --> 01:19:44.645
‫شاید. بهش فکر می‌کنم

01:19:48.478 --> 01:19:50.636
‫میشه چند تا سوال دیگه

01:19:50.636 --> 01:19:52.895
‫- در مورد شخصیتم بپرسم؟
‫- آره حتماً

01:19:52.895 --> 01:19:56.187
‫گمونم هنوز سوال اصلیم اینه که "چرا؟"

01:19:56.187 --> 01:19:59.562
‫چرا تصمیم می‌گیره خودشو بکشه؟

01:19:59.562 --> 01:20:02.812
‫آره. خب نظر خودت چیه؟

01:20:06.978 --> 01:20:10.395
‫می‌دونم که مثل مادرش افسرده‌ست

01:20:11.937 --> 01:20:13.895
‫ولی بچه داره

01:20:14.978 --> 01:20:18.478
‫خب، فیلم هم داره
‫همین سوالو می‌پرسه، مگه نه؟

01:20:18.478 --> 01:20:22.187
‫گمونم باید دلیل خودتو پیدا کنی

01:20:27.353 --> 01:20:30.353
‫میشه در مورد مادرت بپرسم؟

01:20:32.603 --> 01:20:36.687
‫نمی‌خوام فضولی کنم، ولی ناخوداگاه
‫حس می‌کنم یجورایی به مادرت مربوطه

01:20:37.312 --> 01:20:40.062
‫این داستان در مورد مادرم نیست

01:22:01.478 --> 01:22:06.020
‫این کارت هویتی پلیس ملی
‫و پرونده‌ی اردوگاه زندانیانشه

01:22:06.978 --> 01:22:12.687
‫شهادت‌نامه‌ی کارین ایرگنس هم توشه
‫کل پرونده رو درخواست کرده بودین

01:22:12.687 --> 01:22:18.853
‫و یک سری عکس از بازسازی
‫روش‌های شکنجه هم توی پرونده هست

01:22:18.853 --> 01:22:23.520
‫عکس‌ها تکان‌دهنده‌ن
‫گفتم بهتره بدونین

01:22:23.520 --> 01:22:27.895
‫ولی مهم‌ترین اطلاعات رو علامت زدم

01:22:27.895 --> 01:22:29.853
‫ممنونم

01:22:49.978 --> 01:22:52.187
‫« کارین ایرگنس »

01:22:52.187 --> 01:22:55.853
‫« جرم: تبلیغات ضدنازی »

01:23:33.812 --> 01:23:36.270
‫« دادگاه خیانت »

01:23:36.270 --> 01:23:40.478
‫« لیست کلیه‌ی مدارک مربوط به شکنجه »

01:23:52.478 --> 01:23:58.020
‫« موارد خیانت متهم »
‫« شکنجه‌ی کارین ایرگنس »

01:24:08.437 --> 01:24:12.103
‫« پابندهایم را آنقدر
‫محکم بستند که فریاد زدم »

01:24:12.103 --> 01:24:15.728
‫« بازجو مرا به یک اجاق بست
‫اجاق بسیار داغ بود »

01:24:15.728 --> 01:24:18.687
‫« با میله مرا کتک زدند »

01:24:18.687 --> 01:24:21.728
‫« بسیار دردناک بود. درد ماه‌ها ادامه داشت »

01:25:01.937 --> 01:25:08.770
‫وقتی بعدها در موردش به "اوان" گفت
‫حس کرد حرف چندانی برای اضافه کردن نداره

01:25:08.770 --> 01:25:11.187
‫اکثرشو می‌دونستن

01:25:13.395 --> 01:25:17.895
‫نمی‌دونست چرا اونقدر روش تاثیر گذاشته بود

01:25:17.895 --> 01:25:21.895
‫بخاطر شهادت‌نامه‌ی مادربزرگش بود؟

01:25:21.895 --> 01:25:24.728
‫که اونقدر خشک
‫و بی‌احساس توصیفشون کرده بود؟

01:25:24.728 --> 01:25:31.478
‫یا چون فقط یکی از قربانی‌های بی‌شماری بود
‫که توی اون پرونده شهادت داده بودن؟

01:25:32.020 --> 01:25:37.895
‫گزارش پلیس در مورد
‫خودکشی 15 سال بعدش، کوتاه و مختصر بود

01:25:37.895 --> 01:25:42.020
‫عکسی ازش نبود
‫ولی اسم پدرش تو گزارش بود

01:25:42.020 --> 01:25:44.562
‫ازش سوالی نپرسیده بودن

01:25:44.562 --> 01:25:48.478
‫اون‌موقع فقط 7 سالش بود

01:25:58.103 --> 01:26:01.020
‫بعدش به سرعت دوربین رو می‌چرخونی

01:26:01.020 --> 01:26:03.437
‫نه، وایسا

01:26:03.437 --> 01:26:05.645
‫دقت کن

01:26:14.020 --> 01:26:16.312
‫کات

01:26:16.312 --> 01:26:17.912
‫نشونم بده

01:26:18.478 --> 01:26:20.562
‫خوبه، ها؟

01:26:27.103 --> 01:26:29.103
‫میشه منم ببینم؟

01:26:38.603 --> 01:26:40.203
‫عالیه! عالیه!

01:26:44.937 --> 01:26:48.145
‫نظرت چیه با همدیگه بریم
‫افتتاحیه‌ی نمایش نورا؟

01:26:48.145 --> 01:26:51.687
‫می‌تونیم قبلش اینجا شام بخوریم

01:26:51.687 --> 01:26:55.645
‫فکر کنم مجبور بشم
‫مستقیم از دفتر تاکسی بگیرم

01:26:55.645 --> 01:26:58.478
‫- ولی میای؟
‫- معلومه

01:27:08.145 --> 01:27:10.937
‫می‌خوام اریک توی فیلمم باشه

01:27:12.728 --> 01:27:15.228
‫- برای یه نقش عالیه
‫- خب؟

01:27:16.812 --> 01:27:21.020
‫دیالوگ‌های زیادی نداره
‫ولی نقش مهمیه، نقش پسر ریچل

01:27:24.270 --> 01:27:27.020
‫خوبه، ولی...

01:27:27.020 --> 01:27:31.020
‫مطمئن نیستم، زیاد به بازیگر بودن نمی‌خوره

01:27:31.020 --> 01:27:33.728
‫منم کسی رو نمی‌خوام
‫که به بازیگر بودن بخوره

01:27:34.270 --> 01:27:38.895
‫هیچی بدتر از اون بچه‌هایی نیست
‫که توی فیلم‌ها خودنمایی می‌کنن

01:27:38.895 --> 01:27:42.520
‫انگار توی موزیکالی چیزی هستن

01:27:42.520 --> 01:27:45.020
‫اریک یه حالت خاصی داره

01:27:46.103 --> 01:27:48.770
‫اسرارآمیزه

01:27:52.645 --> 01:27:56.395
‫توام یه‌خرده خجالتی بودی، مگه نه؟

01:27:56.395 --> 01:27:58.645
‫ولی عالی بازی کردی

01:27:58.645 --> 01:28:01.145
‫باید به بازیگری ادامه می‌دادی

01:28:09.228 --> 01:28:14.103
‫- سه لیوان آب‌میوه می‌خوام
‫- سه لیوان آب‌میوه می‌خوام

01:28:15.187 --> 01:28:19.812
‫- ممنون که لباس‌هامو شستی
‫- ممنون که لباس‌هامو شستی

01:28:19.812 --> 01:28:24.562
‫- ممنون که لباس‌هامو شستی
‫- ممنون که لباس‌هامو شستی

01:28:47.978 --> 01:28:51.312
‫"عملاً جرات نمی‌کنم چشم‌هامو ببندم"

01:28:51.312 --> 01:28:55.728
‫"می‌ترسم وقتی چشم‌هامو باز می‌کنم
‫اون دیگه اینجا نباشه"

01:28:57.853 --> 01:28:59.770
‫بیاین یه استراحت کوتاه بکنیم

01:29:09.728 --> 01:29:12.187
‫به‌نظر میاد حواست جای دیگه‌ایه

01:29:14.312 --> 01:29:16.187
‫فقط... یکم خسته‌م

01:29:17.812 --> 01:29:20.228
‫هرکاری هم بکنی، اشتباه نیست

01:29:21.520 --> 01:29:25.270
‫تنها اشتباهی که می‌تونی بکنی
‫اینه که گوش نکنی

01:29:28.062 --> 01:29:30.145
‫و عجله نکن

01:29:35.312 --> 01:29:37.228
‫باشه؟

01:29:37.228 --> 01:29:39.895
‫بیا یه بار بدون لهجه امتحانش کنیم

01:29:45.103 --> 01:29:49.103
‫دوباره شروع می‌کنیم از... از...

01:29:49.103 --> 01:29:51.978
‫از اول صفحه‌ی قبل

01:29:58.353 --> 01:30:02.937
‫- سلام، خیلی خوشحالم می‌بینمت
‫- سلام. منم خوشحالم می‌بینمت

01:30:02.937 --> 01:30:06.711
‫- ببخشید منتظرت گذاشتم
‫- نه، ممنون که وقت گذاشتی

01:30:06.711 --> 01:30:08.311
‫نه بابا این چه حرفیه

01:30:22.187 --> 01:30:24.395
‫چرا نقش رو نخواستی؟

01:30:30.478 --> 01:30:32.562
‫نمی‌تونم باهاش کار کنم

01:30:33.728 --> 01:30:35.812
‫چرا؟

01:30:39.312 --> 01:30:41.770
‫زبون همدیگه رو نمی‌فهمیم

01:30:41.770 --> 01:30:44.520
‫- ولی اون می‌خواست نقش مال تو باشه
‫- آره

01:30:45.853 --> 01:30:48.520
‫آره

01:30:48.520 --> 01:30:51.312
‫نمی‌دونم والا

01:30:53.853 --> 01:30:56.520
‫مدام به این فکر می‌کنم که...

01:30:57.687 --> 01:30:59.770
‫اشتباه کرده

01:31:04.062 --> 01:31:06.145
‫آخه...

01:31:08.895 --> 01:31:12.020
‫نقشم رو درک نمی‌کنم، می‌دونی چی میگم؟

01:31:12.895 --> 01:31:14.633
‫هرچی بیشتر تحلیلش می‌کنم

01:31:14.633 --> 01:31:18.270
‫بیشتر موقع بازی کردن این نقش
‫ احساس سردرگمی می‌کنم

01:31:18.270 --> 01:31:21.270
‫انگار غمش...

01:31:21.270 --> 01:31:24.395
‫بخش سنگینی از وجودشه

01:31:24.395 --> 01:31:26.728
‫مضمون زیباییه

01:31:28.478 --> 01:31:31.270
‫ولی تشخیص نمیدم که این...

01:31:31.270 --> 01:31:34.978
‫دلیل همه‌چیزه

01:31:34.978 --> 01:31:37.270
‫یا اینکه...

01:31:37.270 --> 01:31:40.520
‫نمی‌دونم والا، نشونه‌ی چیز عمیق‌تریه؟

01:31:48.228 --> 01:31:51.478
‫نمی‌خوام مأیوسش کنم، می‌دونی؟

01:32:02.353 --> 01:32:04.437
‫خب، آدمیه که...

01:32:06.978 --> 01:32:09.937
‫سروکله‌ زدن باهاش خیلی سخته

01:32:09.937 --> 01:32:14.103
‫ولی کارگردان خیلی خوبیه
‫و درونت استعداد دیده

01:32:14.103 --> 01:32:16.520
‫پس اگر ول کنی بری حماقت کردی

01:32:24.437 --> 01:32:28.270
‫به این وضع عادت ندارم
‫عادت دارم کنترل همه‌چی دست من باشه

01:32:29.687 --> 01:32:33.062
‫و اگر کنترل دستم نباشه، ازش لذت ببرم

01:32:33.603 --> 01:32:35.687
‫می‌فهمی چی میگم؟

01:32:38.228 --> 01:32:40.937
‫حالا دیگه زیادی پیرم

01:32:40.937 --> 01:32:45.645
‫انگار توی چمن‌زارم و دورم سیم‌خاردار کشیدن
‫عین آخرین موهیکان شدم

01:32:45.645 --> 01:32:49.395
‫و این یارو جدیده مدام برام
‫تابلوی ایده‌هاشو می‌فرسته

01:32:51.062 --> 01:32:53.728
‫وای خدا، واقعاً دلم برای پیتر تنگ شده

01:32:53.728 --> 01:32:57.187
‫لامصب کی اینقدر نحیف شد؟

01:33:02.145 --> 01:33:04.478
‫خیلی خسته‌م، میکل

01:33:04.478 --> 01:33:08.103
‫ یهویی چی شد؟
‫همین پونزده سال پیش، 55 سالم بود

01:33:12.353 --> 01:33:14.853
‫شاید حق با توئه

01:33:17.478 --> 01:33:19.562
‫شاید زیادی پیر شدیم

01:33:22.895 --> 01:33:25.728
‫شاید این آخرین فیلمی باشه
‫که با همدیگه می‌سازیم

01:33:27.895 --> 01:33:32.603
‫فقط بهم نگو که باید
‫به‌روز باشی و این حرفا

01:33:33.687 --> 01:33:35.603
‫اینو بهم قول بده

01:33:36.603 --> 01:33:38.562
‫این موضوع...

01:33:39.645 --> 01:33:42.478
‫جفتمون می‌دونیم قبلاً هم
‫بهش اشاره کرده بودی

01:33:43.562 --> 01:33:49.062
‫ولی تابحال به این شکل
‫به‌تصویر نکشیدیش

01:33:49.062 --> 01:33:51.520
‫اینقدر خالص، اینقدر شخصی

01:33:52.603 --> 01:33:56.437
‫خیلی‌خب، پس اون همه سال طول کشید

01:33:56.437 --> 01:33:59.312
‫تا به اینجا برسی

01:33:59.312 --> 01:34:02.437
‫ولی لامصب، باید این فیلم رو بسازی

01:34:03.520 --> 01:34:05.770
‫و به روش خودت هم بسازیش

01:34:07.353 --> 01:34:08.953
‫فهمیدی؟

01:34:51.978 --> 01:34:54.062
‫- خوبه. آره
‫- این شکلی...

01:34:55.978 --> 01:34:57.895
‫خیلی‌خب

01:34:59.937 --> 01:35:01.562
‫صبر کن

01:35:04.062 --> 01:35:06.853
‫میشه یکم شل‌ترش کنی؟

01:35:09.520 --> 01:35:11.270
‫بفرما

01:36:50.353 --> 01:36:54.187
‫- سلام!
‫- سلام! تبریک میگم. بازیت عالی بود

01:36:54.187 --> 01:36:57.562
‫- واقعاً عالی بود
‫- ممنون

01:36:57.562 --> 01:37:00.562
‫از نظر همه عالی بود

01:37:01.353 --> 01:37:04.312
‫گمونم به‌خیر و خوبی گذشت

01:37:04.312 --> 01:37:06.937
‫خب، خوب بود. آره

01:37:11.937 --> 01:37:16.228
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، خوبم

01:37:16.228 --> 01:37:20.645
‫- این اواخر جواب زنگ‌هامو ندادی
‫- می‌دونم

01:37:21.187 --> 01:37:24.853
‫- با بابا اومدی؟
‫- نه، نتونست بیاد

01:37:27.562 --> 01:37:33.228
‫پرستاربچه گرفتیم، برای همین قراره بریم
‫تکه‌توپا یه لیوان مشروب بخوریم. توام میای؟

01:37:33.228 --> 01:37:36.770
‫ببخشید، واقعاً تبریک میگم

01:37:36.770 --> 01:37:41.812
‫- حقیقتاً اجرای بی‌نظیری بود
‫- خیلی ممنونم

01:38:13.770 --> 01:38:17.645
‫آره، الان دارم میرم اونجا
‫بهت خبر میدم

01:38:17.645 --> 01:38:20.603
‫ولی امشب نمی‌تونم

01:38:21.228 --> 01:38:24.187
‫خیلی پیش اومده
‫که با حال مریض برم روی صحنه

01:38:24.187 --> 01:38:29.562
‫تابحال پیش نیومده اجرایی رو لغو کنم
‫ولی امشب واقعاً نمی‌تونم

01:38:29.562 --> 01:38:32.062
‫واقعاً شرمنده

01:38:32.062 --> 01:38:34.687
‫آره، ممنون. ممنون

01:38:34.687 --> 01:38:37.228
‫خیلی‌خب. خداحافظ

01:39:17.853 --> 01:39:21.103
‫- اریک کجاست؟
‫- به‌زودی میاد

01:39:23.937 --> 01:39:26.728
‫چرا برای افتتاحیه‌ی اجرای نورا نیومدی؟

01:39:26.728 --> 01:39:28.812
‫خودش دلش نمی‌خواست بیام

01:39:32.645 --> 01:39:35.395
‫بذار ببینم... این نسخه‌ی اصلیه

01:39:35.395 --> 01:39:37.978
‫و این ترجمشه

01:39:37.978 --> 01:39:43.687
‫تا اریک بتونه دیالو‌گ‌های انگلیسیش رو
‫تمرین کنه، نگران لهجه‌ش نباش

01:39:43.687 --> 01:39:45.895
‫با میکل صحبت کردی؟

01:39:45.895 --> 01:39:48.728
‫باید از مدرسه مرخصی بگیره

01:39:51.603 --> 01:39:54.103
‫فکر نکنم فکر خوبی باشه

01:39:54.103 --> 01:39:57.728
‫فکر محشریه! عالی از آب درمیاد

01:39:57.728 --> 01:40:01.145
‫- نه، مطمئن نیستم خودش دلش بخواد
‫- معلومه که می‌خواد

01:40:01.145 --> 01:40:03.687
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- باهاش صحبت کردم

01:40:03.687 --> 01:40:07.187
‫- باهاش صحبت کردی؟
‫- آره، بهش گفتم

01:40:07.187 --> 01:40:11.437
‫- خیلی هیجان‌زده شد
‫- حق نداری بدون حضور من باهاش صحبت کنی!

01:40:18.937 --> 01:40:21.437
‫اون‌موقع که توی فیلم من بازی کردی...

01:40:22.562 --> 01:40:25.812
‫زیباترین خاطره‌ایه که دارم

01:40:26.895 --> 01:40:31.062
‫اینم خیلی خوب میشه
‫بیا یه نگاهی به صحنه‌ها بندازیم

01:40:31.062 --> 01:40:34.520
‫به‌نظرم ریچل از گرفتن
‫این صحنه‌ها باهاش لذت ببره

01:40:34.520 --> 01:40:39.312
‫توشون حس شادی وجود داره
‫باید جنبه‌های دیگه‌ی شخصیتش رو...

01:40:39.312 --> 01:40:41.395
‫اینقدر حرف نزن. بس کن

01:40:42.478 --> 01:40:45.812
‫- نمی‌خوام اریک توی فیلم باشه
‫- آخه اگنس...

01:40:45.812 --> 01:40:48.478
‫و آره، خوب بود بابا

01:40:48.478 --> 01:40:53.437
‫محشر بود. خیلی بهم خوش گذشت
‫تونستم کنارت باشم

01:40:53.437 --> 01:40:56.437
‫من مرکز توجه بودم

01:40:56.437 --> 01:41:01.103
‫- ولی بعدش رفتی، تا مدت‌ها ندیدمت
‫- ولی محشر بود!

01:41:02.187 --> 01:41:04.353
‫آره

01:41:04.353 --> 01:41:06.478
‫ولی درک نمی‌کنم

01:41:06.478 --> 01:41:11.978
‫نمی‌فهمم چطور می‌تونی بعد از
‫اون همه نزدیک و صمیمی بودن یهویی ناپدید بشی

01:41:11.978 --> 01:41:16.520
‫یهویی یکی دیگه مرکز توجهت بشه

01:41:16.520 --> 01:41:19.103
‫- تو فقط بخونش!
‫- ای خدا!

01:41:19.103 --> 01:41:23.062
‫برام مهم نیست!
‫برام مهم نیست خوبه یا نه

01:41:23.062 --> 01:41:24.978
‫اریک برام مهمه

01:41:31.062 --> 01:41:33.062
‫سلام!

01:41:34.145 --> 01:41:36.728
‫سلام!

01:41:36.728 --> 01:41:39.812
‫- بابابزرگ دیگه داره میره. آره
‫- عه

01:41:41.853 --> 01:41:44.978
‫سلام، چطوری؟

01:41:44.978 --> 01:41:49.020
‫- خوبم
‫- خوشحالم می‌بینمت. دلم برات تنگ شده بود

01:41:49.020 --> 01:41:51.187
‫- منم همینطور
‫- واقعاً؟

01:41:54.395 --> 01:41:58.270
‫- پس خوب شد اومدم
‫- آره مگه نه؟

01:41:58.270 --> 01:42:02.687
‫خیلی خوب شد
‫تا بابا میاد چیکار کنیم؟

01:43:40.687 --> 01:43:42.770
‫سلام

01:43:46.187 --> 01:43:48.895
‫چی شده افتخار دادی؟

01:43:51.562 --> 01:43:55.353
‫- حالت خوبه؟
‫- آره گمونم

01:43:57.020 --> 01:43:59.687
‫بیا تو. الان چای می‌ذارم

01:44:16.062 --> 01:44:18.395
‫- بفرما
‫- ممنون

01:44:24.020 --> 01:44:27.853
‫خب... پس دیگه نمی‌خوای توی فیلم باشی

01:44:31.603 --> 01:44:33.687
‫من...

01:44:34.812 --> 01:44:36.895
‫آخه...

01:44:39.478 --> 01:44:42.145
‫آخه نمی‌خوام مأیوست کنم

01:44:45.353 --> 01:44:48.978
‫اگر واقعاً می‌خوای بمونم
‫کنار نمی‌کشم

01:44:52.687 --> 01:44:55.895
‫ولی فقط من این حس رو دارم؟
‫آخه حس می‌کنم یه چیزی درست نیست

01:44:56.978 --> 01:45:01.145
‫از نظر توام درست نیست، مگه نه؟
‫که من توی فیلم باشم

01:45:01.145 --> 01:45:03.270
‫معلومه که درسته

01:45:09.062 --> 01:45:11.103
‫به‌نظر من نیست

01:45:12.228 --> 01:45:16.228
‫می‌دونی، ازم خواستی موهامو رنگ کنم

01:45:16.228 --> 01:45:18.978
‫رنگ موهای دخترت

01:45:20.437 --> 01:45:24.603
‫و خب، دلت که نمی‌خواد
‫این فیلم به زبون انگلیسی باشه، مگه نه؟

01:45:24.603 --> 01:45:27.687
‫اینم از نظر تو درست نیست، مگه نه؟

01:45:31.853 --> 01:45:34.687
‫و نمی‌خوام مأیوست کنم

01:45:40.103 --> 01:45:42.187
‫معذرت می‌خوام

01:45:48.895 --> 01:45:52.645
‫من در حقت کوتاهی کردم، ریچل
‫ من معذرت می‌خوام

01:45:56.103 --> 01:46:00.687
‫اکثر بازیگرها حتی اگر حس درستی نداشته باشه
‫بازم نقش رو بازی می‌کنن

01:46:00.687 --> 01:46:04.520
‫یا ول می‌کنن میرن
‫و می‌ذارن مدیربرنامه‌ها قضیه رو حل کنن

01:46:07.562 --> 01:46:10.145
‫ولی تو اومدی اینجا

01:46:13.728 --> 01:46:15.812
‫آدم خوبی هستی

01:46:26.187 --> 01:46:28.270
‫غصه نخور

01:46:44.187 --> 01:46:46.978
‫لطفاً به چشم یه شکست
‫به این قضیه نگاه نکن

01:46:48.187 --> 01:46:52.020
‫- بازیگر فوق العاده‌ای هستی. اینو جدی گفتم
‫- ممنون

01:48:55.687 --> 01:48:57.770
‫- سلام
‫- سلام

01:48:59.562 --> 01:49:02.937
‫شرمنده بی‌خبر اومدم
‫ولی چرا جواب زنگ‌هامو نمیدی؟

01:49:02.937 --> 01:49:05.020
‫ببخشید

01:49:13.603 --> 01:49:15.687
‫- حالت خوبه؟
‫- اوهوم

01:49:20.103 --> 01:49:22.853
‫باید گوشیتو جواب بدی

01:49:22.853 --> 01:49:26.270
‫خودت می‌دونی وقتی جواب نمیدی
‫چقدر نگران میشم

01:49:30.020 --> 01:49:32.562
‫چی شده؟ مریضی؟

01:49:33.103 --> 01:49:35.187
‫نه

01:50:03.520 --> 01:50:06.478
‫دیروز با بابا بحثم شد

01:50:09.187 --> 01:50:12.687
‫عصبانی شدم
‫می‌خواد اریک توی فیلم باشه

01:50:12.687 --> 01:50:14.853
‫من اینو نمی‌خوام

01:50:16.395 --> 01:50:18.812
‫ولی بعدش فیلم‌نامه رو خوندم

01:50:23.645 --> 01:50:27.478
‫و خیلی فوق العاده بود
‫اصلاً اونطوری نبود که تصور می‌کردم

01:50:32.770 --> 01:50:37.395
‫خب، می‌دونم اصلاً دلت نمی‌خواد
‫تو فیلم باشی

01:50:37.395 --> 01:50:40.228
‫با این‌حال ازت می‌خوام بخونیش

01:50:44.853 --> 01:50:47.312
‫چون حس می‌کنم در مورد توئه

01:50:47.853 --> 01:50:49.603
‫یا...

01:50:50.687 --> 01:50:54.520
‫حس می‌کنم برای تو نوشتش
‫در مورد مادرش نیست

01:51:00.228 --> 01:51:02.312
‫خب...

01:51:29.437 --> 01:51:32.937
‫میشه این بخشش رو برام بخونی؟

01:51:34.020 --> 01:51:37.020
‫به این توجه نکن که...

01:51:37.020 --> 01:51:39.853
‫خب، یه‌خرده زیاده‌گویی کرده

01:51:39.853 --> 01:51:41.770
‫فقط بخونش

01:51:50.728 --> 01:51:54.478
‫"می‌دونی، اصلاً به خدا باور ندارم"

01:51:54.478 --> 01:51:58.478
‫"توی خانواده‌ای بزرگ شدیم
‫که تمام این چیزا بی‌اهمیت بود"

01:52:01.520 --> 01:52:07.978
‫"غسل تعمید داده نشدیم. من و خواهرم فقط
‫بخاطر پول توی جشن تکلیف مدنی شرکت کردیم"

01:52:07.978 --> 01:52:10.895
‫"یهویی حالم خیلی خراب شد"

01:52:10.895 --> 01:52:12.277
‫"دوباره خونه تنها بودم"

01:52:12.277 --> 01:52:15.020
‫"روی تختم دراز کشیده بودم و گریه می‌کردم"

01:52:15.020 --> 01:52:19.937
‫"می‌دونم همه روی تخت‌هاشون
‫دراز می‌کشن و گریه می‌کنن ولی..."

01:52:20.437 --> 01:52:24.478
‫"یکی می‌گفت دعا کردن
‫در اصل با خدا صحبت کردن نیست"

01:52:24.478 --> 01:52:27.228
‫"بلکه اعتراف به ناامیدیه"

01:52:29.103 --> 01:52:33.978
‫"اینکه خودتو نقش زمین کنی
‫چون جز این کاری ازت برنمیاد"

01:52:33.978 --> 01:52:36.437
‫"درست مثل وقتی که دلت شکسته و میگی:"

01:52:36.437 --> 01:52:39.937
‫"بهم زنگ بزن. لطفاً نظرتو تغییر بده"

01:52:40.353 --> 01:52:42.437
‫"بیا آشتی کنیم"

01:52:43.895 --> 01:52:46.687
‫"گند زده بودم تو همه‌چی"

01:52:46.687 --> 01:52:49.978
‫"تنها بودم، دراز کشیده بودم و گریه می‌کردم"

01:52:49.978 --> 01:52:53.270
‫"و بعد، برای اولین بار"

01:52:53.270 --> 01:52:56.978
‫"نشستم و دعا کردم"

01:52:56.978 --> 01:52:59.395
‫"نمی‌دونم چطور بگم"

01:52:59.395 --> 01:53:04.312
‫"نمی‌دونم حرفامو به کی زدم
‫ولی به زبون آوردمش"

01:53:04.312 --> 01:53:06.395
‫"گفتم: کمکم کن"

01:53:08.687 --> 01:53:11.728
‫"دیگه تحمل ندارم"

01:53:12.812 --> 01:53:14.895
‫"تنهایی نمی‌تونم"

01:53:16.395 --> 01:53:18.478
‫"یه خونه می‌خوام"

01:53:22.770 --> 01:53:25.270
‫"یه خونه می‌خوام"

01:54:51.270 --> 01:54:54.520
‫به بابا گفتی که...

01:54:56.103 --> 01:54:59.395
‫- سعی کرده بودم خودکشی کنم؟
‫- نه، معلومه که نه

01:55:03.603 --> 01:55:07.353
‫منم به همین فکر کردم
‫گفتم "چطوری فهمیده؟"

01:55:12.270 --> 01:55:16.270
‫خیلی از اتفاقاتی که برای مادرش افتاده هم
‫توی داستان هست

01:55:16.270 --> 01:55:21.520
‫ولی بعضی از صحنه‌ها جوریه که
‫انگار توی اون شرایط کنارت بوده

01:55:21.520 --> 01:55:23.437
‫خب، کنارم نبود

01:55:24.937 --> 01:55:27.020
‫تو بودی

01:55:47.645 --> 01:55:49.645
‫چطوری اینطوری شد؟

01:55:50.645 --> 01:55:54.562
‫که تو اینقدر خوب از آب دراومدی
‫و من اینقدر داغون؟

01:55:54.562 --> 01:55:57.020
‫اصلاً اینطور نیست

01:55:59.520 --> 01:56:02.853
‫چرا دوران بچگی‌مون داغونت نکرد؟

01:56:02.853 --> 01:56:05.603
‫تحملش همیشه برام آسون نبود

01:56:07.395 --> 01:56:10.145
‫ولی تونستی خانواده تشکیل بدی

01:56:12.145 --> 01:56:15.187
‫- یه خونه برای خودت بسازی
‫- آره

01:56:18.562 --> 01:56:22.853
‫دوران بچگی‌مون یه تفاوت مهم داشته

01:56:22.853 --> 01:56:24.937
‫من تو رو داشتم

01:56:28.228 --> 01:56:33.978
‫می‌دونم فکر می‌کنی اصلاً نمی‌تونی
‫به کسی اهمیت بدی، ولی تو کنارم بودی

01:56:35.520 --> 01:56:37.603
‫وقتی مامان حالش خراب بود

01:56:40.478 --> 01:56:42.562
‫تو موهامو می‌شستی

01:56:49.478 --> 01:56:51.562
‫شونه‌ش می‌کردی

01:56:52.562 --> 01:56:54.645
‫منو می‌بردی مدرسه

01:56:57.562 --> 01:56:59.770
‫احساس امنیت می‌کردم

01:57:28.812 --> 01:57:30.895
‫دوستت دارم

01:57:34.687 --> 01:57:36.645
‫منم همینطور

01:57:36.645 --> 01:57:38.728
‫منظورم اینه که منم دوستت دارم

01:58:56.562 --> 01:58:59.062
‫اینطوری خوبه؟

01:59:00.145 --> 01:59:03.562
‫چه خوبه که آدم با همچین
‫منظره‌ی زیبایی بیدار بشه

01:59:04.937 --> 01:59:10.312
‫لبخند فوق العاده‌ای داری
‫دوست‌پسرت بهت گفته؟ باید بگه

01:59:10.312 --> 01:59:14.353
‫راستش آره، میگه. ازش شنیدم

01:59:15.437 --> 01:59:19.437
‫وای خدا! چیز دیگه‌ای ندارین؟
‫شامپاینی چیزی؟

01:59:19.437 --> 01:59:21.687
‫شامپاین؟

02:00:29.728 --> 02:00:32.145
‫برام کلوچه هم می‌ذاری؟

02:00:33.978 --> 02:00:38.395
‫- آخه...
‫- عمر و بقیه همیشه کلوچه دارن

02:00:38.395 --> 02:00:42.770
‫- با شکلات. باشه
‫- اول ساندویچ‌هاتو تموم کن

02:00:58.728 --> 02:01:00.812
‫خیلی‌خب

02:01:15.312 --> 02:01:17.395
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

02:03:00.228 --> 02:03:03.562
‫- سلام. چی شده؟
‫- گوشیم یادم رفت

02:03:13.978 --> 02:03:16.062
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

02:03:18.562 --> 02:03:20.645
‫خیلی‌خب

02:03:20.669 --> 02:03:35.669
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:04:31.520 --> 02:04:33.228
‫کات

02:04:35.020 --> 02:04:38.437
‫- عالی بود
‫- کات دادیم. میریم سراغ صحنه‌ی بعدی
