1
00:01:13,371 --> 00:01:19,251
"فهرست شیندلر"

2
00:01:46,371 --> 00:01:51,251
‫[ سپتامبر سال 1939، نیروهای آلمانی
‫ارتش لهستان را طی هفته شکست دادند. ]

3
00:01:55,311 --> 00:01:59,311
‫[ به یهودیان دستور داده شد که نام تمام اعضای
‫خانواده‌شان را ثبت و به شهرهای بزرگ نقل‌مکان کنند. ]

4
00:01:59,312 --> 00:02:02,791
‫[ روزانه بیش از ده هزار یهودی از حومه شهر
‫وارد کراکوف می‌شوند. ]

5
00:02:04,815 --> 00:02:14,815
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

6
00:02:14,839 --> 00:02:21,839
مترجمین: آرین دراما و حسین رضایی

7
00:02:22,142 --> 00:02:23,439
‫نام؟

8
00:02:23,560 --> 00:02:24,903
‫هاروویتز، سالومون

9
00:02:29,274 --> 00:02:30,776
‫اشنایدر، سارا

10
00:02:30,901 --> 00:02:32,403
‫بیرنبائوم، اولگا

11
00:02:35,989 --> 00:02:37,616
‫اونجا. اونجا!

12
00:02:39,409 --> 00:02:40,410
‫ایساک هودس

13
00:02:43,580 --> 00:02:45,298
‫زوکر، هلنا

14
00:02:45,499 --> 00:02:47,593
‫زوکر، هلنا

15
00:02:48,293 --> 00:02:49,590
‫هیرش، سالومون

16
00:02:49,711 --> 00:02:51,008
‫هیرش، سالومون

17
00:02:51,213 --> 00:02:52,886
‫هاپتمن، خاییم

18
00:02:53,006 --> 00:02:54,724
‫وایسمن! وایسمن، مارکوس!

19
00:02:54,925 --> 00:02:56,268
‫فبر، لودویگ!

20
00:02:56,385 --> 00:02:57,762
‫فبر، لودویگ

21
00:02:57,844 --> 00:02:59,266
‫السا بائومن

22
00:03:01,348 --> 00:03:03,316
‫- یوسف کلاین
‫- کلاین

23
00:03:03,475 --> 00:03:04,772
‫داوید، ایگناسی

24
00:03:04,893 --> 00:03:06,190
‫پائولا بیفر

25
00:03:06,269 --> 00:03:07,486
‫نادل، راحیله

26
00:03:08,105 --> 00:03:10,153
‫- اشتاینر، گرترودا
‫- اشتاینر، هیلدا

27
00:05:09,351 --> 00:05:12,150
‫- یرژی، می‌دونی اون آقا کیه؟
‫- نمی‌دونم

28
00:05:30,997 --> 00:05:33,420
‫بیاین با هم بریم لطفا

29
00:05:34,084 --> 00:05:35,336
‫لبخند بزنید. خوبه

30
00:06:07,117 --> 00:06:08,494
‫بله قربان؟

31
00:06:10,453 --> 00:06:12,706
‫براشون یه نوشیدنی بیار

32
00:06:14,040 --> 00:06:18,045
‫چشم قربان.
‫بگم از طرف کیه؟

33
00:06:19,796 --> 00:06:21,890
‫می‌تونی بگی از طرف منه

34
00:06:42,694 --> 00:06:43,946
‫از طرف اون آقا

35
00:06:44,070 --> 00:06:45,322
‫کی؟

36
00:06:50,827 --> 00:06:52,955
‫می‌شناسیش؟

37
00:06:55,290 --> 00:06:56,758
‫برو ببین کیه

38
00:06:56,833 --> 00:06:58,835
‫بله قربان

39
00:07:01,838 --> 00:07:05,593
‫آنیِشکا، همه‌چیزم رو میدم
‫که امشب برامون بخونی

40
00:07:05,675 --> 00:07:07,518
‫ولی می‌دونم که نمی‌خونی

41
00:07:10,597 --> 00:07:12,691
‫خجالتم میدی

42
00:07:21,524 --> 00:07:23,367
‫چیکار می‌کنه؟

43
00:07:26,279 --> 00:07:27,906
‫همینجا بمون

44
00:07:31,826 --> 00:07:33,328
‫حال شما؟

45
00:07:33,411 --> 00:07:36,381
‫مگه همچین جایی یه خانم رو تنها می‌ذارن؟

46
00:07:38,291 --> 00:07:40,544
‫بانو، شما تجسم تنهایی هستید

47
00:07:43,755 --> 00:07:46,304
‫چه عطر دلپذیری.
‫دلم داره می‌شکنه

48
00:07:46,383 --> 00:07:48,852
‫یه صندلی اضافه لطفا.
‫برای دوستم ودکا بیار

49
00:07:48,927 --> 00:07:50,053
‫برای بانو چی؟

50
00:07:50,178 --> 00:07:51,270
‫شراب پرنود

51
00:08:02,232 --> 00:08:04,735
‫بیاین سر میز دخترا!
‫با ما بنوشید!

52
00:08:11,074 --> 00:08:12,371
‫بیاین پیش ما! باهامون ازدواج کنید!

53
00:08:31,761 --> 00:08:33,058
‫ممنون

54
00:08:33,179 --> 00:08:34,780
:همکاری واقعی به این میگن

55
00:08:34,931 --> 00:08:36,558
‫دو روز بعد از تصویب این قانون که

56
00:08:36,683 --> 00:08:38,276
‫تمام یهودی‌ها باید ستاره به بازوشون بزنن

57
00:08:38,351 --> 00:08:40,391
‫خیاط‌های یهودی شروع کردن
‫به دوختن ستاره‌ها

58
00:08:40,437 --> 00:08:42,610
‫با انواع و اقسام پارچه‌ها
‫به قیمت نازل سه زلوتی

59
00:08:42,856 --> 00:08:44,529
‫چه شراب‌هایی دارید؟

60
00:08:44,607 --> 00:08:48,362
‫- یه شراب آلمانی معرکه دارم برای سال 1937
‫- فرانسوی می‌خوام

61
00:08:48,486 --> 00:08:51,080
‫- بوردو. شاتو لاتور، سال 28، 29؟
‫- نه، متأسفم

62
00:08:51,740 --> 00:08:54,118
‫انگار از معنی این قانون خبر ندارن

63
00:08:54,200 --> 00:08:56,669
‫خیال کردن نماد یه باشگاه اسب‌سواریه

64
00:08:56,870 --> 00:08:58,590
‫- شراب مارگو، سال 29 چی؟
‫- نه، نه، نداریم

65
00:08:58,663 --> 00:09:01,257
‫- شراب بورگوندی چی؟ رومانی‌کانتی، سال 37؟
‫- بله

66
00:09:01,624 --> 00:09:04,252
‫ذات انسانه.
‫«این کارو می‌کنیم که اسیر اون یکی نشیم»

67
00:09:04,502 --> 00:09:07,051
‫الان هزاران ساله که همین کارو می‌کنن

68
00:09:07,714 --> 00:09:09,275
‫کارشون همینه.
‫از طوفان جون به در می‌برن

69
00:09:09,299 --> 00:09:12,929
‫ولی این طوفان فرق داره.
‫الان قضیه رومی‌ها نیستن، این طوفان اس‌اسه

70
00:09:35,779 --> 00:09:37,179
‫[ رزرو ]

71
00:09:44,000 --> 00:09:45,001
‫مارتین؟

72
00:09:46,169 --> 00:09:47,512
‫بله قربان؟

73
00:09:48,505 --> 00:09:50,257
‫اون آقا کیه؟

74
00:09:51,883 --> 00:09:54,102
‫اسکار شیندلرـه!

75
00:10:07,982 --> 00:10:10,109
‫به افتخار کراکوف!

76
00:10:48,230 --> 00:10:49,774
‫تمام یهودیان توجه کنند!

77
00:10:49,795 --> 00:10:53,506
‫از هم‌اکنون، آماده‌سازی گوشت...

78
00:10:53,527 --> 00:10:57,969
‫به شیوه یهودی قدغن است

79
00:10:58,052 --> 00:11:02,390
‫تمام یهودیان توجه کنند!
‫از هم‌اکنون...

80
00:11:05,826 --> 00:11:13,826
‫[ یودن‌رات: شورای یهودیان متشکل از 24 یهودی‌ که
‫مسئول به انجام رساندن دستورات رژیم در کراکوف بودند ]

81
00:11:13,827 --> 00:11:19,666
‫[ دستوراتی چون تهیه فهرست‌ِ جزئیات کاری،
‫خوراک و اسکان‌دهی. مکانی برای ثبت شکایات. ]

82
00:11:21,347 --> 00:11:22,439
‫ربی...

83
00:11:22,599 --> 00:11:23,742
‫دارایی خصوصی رو نمیشه مصادره کرد

84
00:11:23,766 --> 00:11:25,035
‫مدرسه‌ها تا کِی قراره بسته بمونن؟

85
00:11:25,059 --> 00:11:26,151
‫جوابش رو نمی‌دونم...

86
00:11:26,227 --> 00:11:28,814
‫«ماده 47، غارت و چپاول رسماً قدغن است»

87
00:11:31,002 --> 00:11:32,785
‫میان تو خونه ما

88
00:11:32,797 --> 00:11:35,298
‫و میگن ما دیگه اونجا زندگی نمی‌کنیم

89
00:11:35,318 --> 00:11:38,113
‫الان یک افسر اس‌اس اونجا می‌شینه

90
00:11:38,134 --> 00:11:40,468
‫لطفا!
‫من فقط چیزی رو می‌دونم که بهم میگن

91
00:11:40,489 --> 00:11:43,598
‫و چیزی که بهم میگن هر روز عوض میشه!

92
00:11:43,618 --> 00:11:47,080
‫مگه اینجا ننشستی که کمکم کنی؟

93
00:11:47,205 --> 00:11:50,249
‫اگه این ستاره رو الان بکَنم چی؟

94
00:11:50,374 --> 00:11:53,086
‫- می‌خوان چیکار کنن؟
‫- بهت شلیک می‌کنن

95
00:11:53,211 --> 00:11:57,257
‫- این چرت و پرت‌ها رو بذار کنار
‫- اسحاق اشترن!

96
00:11:57,382 --> 00:12:00,551
‫با اسحاق اشترن کار دارم

97
00:12:02,095 --> 00:12:05,243
‫شما اسحاق اشترن هستی؟

98
00:12:05,264 --> 00:12:08,517
‫- خودمم
‫- کجا می‌تونیم صحبت کنیم؟

99
00:12:17,943 --> 00:12:22,031
‫تو خیابون لیپووا یه شرکت هست
‫که براش حسابداری کردی

100
00:12:22,364 --> 00:12:24,532
‫چی تولید می‌کرد؟
‫قابلمه و ماهیتابه؟

101
00:12:24,553 --> 00:12:27,703
‫قربان، مطابق قانون باید بهتون بگم که من یهودی‌ام

102
00:12:27,828 --> 00:12:31,707
‫خب، منم آلمانی‌ام.
‫اینم از این

103
00:12:34,502 --> 00:12:38,213
‫- شرکت خوبی بود بنظرت؟
‫- نسبتاً موفق بود

104
00:12:38,338 --> 00:12:40,466
‫من هیچی از ظروف لعابی نمی‌دونم.
‫تو می‌دونی؟

105
00:12:40,487 --> 00:12:43,385
‫من فقط حسابدارشون بودم

106
00:12:43,510 --> 00:12:45,367
‫ولی مهندسی ساده‌ای داره، مگه نه؟

107
00:12:45,388 --> 00:12:47,034
‫ماشین‌ها رو یکم دستکاری کنی،
‫هر کاری هم بکنی

108
00:12:47,055 --> 00:12:49,642
‫می‌تونی چیزای دیگه درست کنی، مگه نه؟

109
00:12:49,663 --> 00:12:54,605
‫کیت‌های میدانی، کیت‌های آشپزی.
‫قراردادهای ارتشی

110
00:12:56,606 --> 00:12:58,964
‫جنگ که تموم شه می‌خوابه،
‫ولی الان حرف نداره

111
00:12:58,984 --> 00:13:00,944
‫میشه ثروت هنگفتی بدست آورد، مگه نه؟

112
00:13:00,965 --> 00:13:04,823
‫بنظرم الان مردم اولویت‌های دیگه‌ای دارن

113
00:13:04,948 --> 00:13:07,826
‫مثل چی؟

114
00:13:07,951 --> 00:13:10,120
‫مطمئنم شما قراردادهاتون رو که ببندید
‫وضعتون خوب میشه

115
00:13:10,245 --> 00:13:12,205
‫در واقع، اوضاع هر چی بدتر بشه،
‫ثروت شما بیشتر میشه

116
00:13:12,226 --> 00:13:16,000
‫من می‌تونم امضاهای لازم رو بگیرم.
‫اون قسمتش راحته

117
00:13:16,126 --> 00:13:19,796
‫پیدا کردن پول برای خریدن شرکته که سخته

118
00:13:19,879 --> 00:13:21,673
‫یعنی پول ندارید؟

119
00:13:21,756 --> 00:13:26,010
‫همچین پولی رو نه.
‫کسی رو می‌شناسی؟

120
00:13:27,387 --> 00:13:29,013
‫یهودی باشه

121
00:13:29,139 --> 00:13:33,643
‫برای سرمایه‌گذاری. حتما توی
‫بازار یهودی‌ها آشناهای زیادی داری

122
00:13:33,727 --> 00:13:36,541
‫کدوم بازار؟
‫یهودی‌ها دیگه اجازه تملک ندارن

123
00:13:36,562 --> 00:13:38,359
‫برای همین الان شرکت رو دادن به مدیر جایگزین

124
00:13:38,371 --> 00:13:39,606
‫ولی مالکش اون نمیشه

125
00:13:39,627 --> 00:13:42,861
‫مالکش من میشم. با محصولات
‫پولشون رو میدم. با ظرف و ظروف

126
00:13:42,986 --> 00:13:46,029
‫- ظرف و ظروف
‫- چیزی که به دردشون بخوره

127
00:13:46,113 --> 00:13:47,699
‫چیزی که بتونن با دست لمسش کنن

128
00:13:47,782 --> 00:13:49,992
‫می‌تونن توی بازار سیاه بفروشنش،
‫هر کاری می‌خوان بکنن

129
00:13:50,013 --> 00:13:52,704
‫همه هم راضی هستن!

130
00:13:53,871 --> 00:13:57,208
‫اگه می‌خوای، می‌تونی شرکت رو برام اداره کنی

131
00:14:01,171 --> 00:14:03,297
‫بذار ببینم درست متوجه شدم

132
00:14:03,589 --> 00:14:06,030
‫تمام پول رو اونا می‌ذارن،
‫تمام کارش رو من انجام میدم

133
00:14:06,112 --> 00:14:09,678
‫ممکنه بپرسم شما چیکار می‌کنین؟

134
00:14:09,762 --> 00:14:11,805
‫به این شرکت مشروعیت میدم

135
00:14:11,889 --> 00:14:14,204
‫یهش اسم و رسم میدم

136
00:14:14,287 --> 00:14:18,458
‫مهارت من اینه.
‫نه در انجام خودِ کار

137
00:14:18,541 --> 00:14:20,939
‫بلکه در ارائه‌ی کار!

138
00:14:38,956 --> 00:14:43,252
‫مطمئنم کسی رو نمی‌شناسم که
‫علاقه‌ای به این کار داشته باشه

139
00:14:44,630 --> 00:14:47,819
‫حتما پیدا میشن اسحاق اشترن

140
00:14:48,424 --> 00:14:51,323
‫بهشون بگو باید علاقه داشته باشن

141
00:15:00,603 --> 00:15:02,876
‫توجه، توجه

142
00:15:02,897 --> 00:15:09,258
‫تمام یهودیان!
‫از هم‌اکنون...

143
00:15:22,040 --> 00:15:25,794
‫یه مشتری دارم که 2.45 مارک
‫رو یک زلوتی می‌فروشه

144
00:15:25,919 --> 00:15:28,089
‫کت پشمی با یقه پوست مینک.
‫کت خوبیه

145
00:15:28,172 --> 00:15:30,173
‫با کوپن جیره مبادله می‌کنه

146
00:15:30,257 --> 00:15:33,636
‫- فتیله، مبادله با لامپ
‫- یه کامیون فتیله داری؟

147
00:15:33,761 --> 00:15:35,762
‫یه کامیون فتیله رو چیکار کنم؟

148
00:15:35,799 --> 00:15:37,765
‫9 در 12، 9 در 14

149
00:15:37,932 --> 00:15:40,976
‫بزرگ، خوشگل، ایرانی

150
00:15:45,585 --> 00:15:47,442
‫- چیه؟
‫- اینو نمی‌شناسی؟

151
00:15:47,443 --> 00:15:49,944
‫- واکس کفشه
‫- تو ظرف فلزی؟

152
00:15:49,981 --> 00:15:50,986
‫تو واکس کفش خواستی

153
00:15:51,111 --> 00:15:54,281
‫تو ظرف فلزی.
‫این شیشه‌ست، من اینو نخواستم

154
00:15:54,302 --> 00:15:55,323
‫فرقش چیه؟

155
00:15:55,449 --> 00:15:57,409
‫- فرقش چیه؟
‫- فرقش چیه؟

156
00:15:57,743 --> 00:16:01,163
‫مشتریم اینو فروخته به مشتریش
‫که اونم فروخته به ارتش آلمان

157
00:16:01,204 --> 00:16:04,027
‫ولی تا زمانی که رسیده به دستشون،
‫بخاطر سرمای زیاد شکسته

158
00:16:04,039 --> 00:16:06,689
‫هر ده هزار واحد

159
00:16:06,772 --> 00:16:08,190
‫این مشکل من نیست

160
00:16:08,274 --> 00:16:09,962
‫- مشکل این نیست
‫- مشکل تو نیست؟

161
00:16:10,046 --> 00:16:13,529
‫- مشکل من نیست
‫- خیلی‌خب

162
00:16:13,759 --> 00:16:17,012
‫ارتش آلمان می‌خواد بدونه
‫با کی طرفه

163
00:16:17,137 --> 00:16:18,951
‫منم کاری می‌کنم که حتما بفهمن

164
00:16:18,963 --> 00:16:20,076
‫الان مشکل توئه

165
00:16:20,160 --> 00:16:22,747
‫تو ساکت شو!

166
00:16:23,809 --> 00:16:26,521
‫ظرف فلزی

167
00:16:26,959 --> 00:16:28,939
‫سلام!

168
00:16:29,482 --> 00:16:33,402
‫ببخشید که مزاحم صحبتتون میشم،
‫ولی پیرهن قشنگیه

169
00:16:33,486 --> 00:16:35,864
‫پیرهنت قشنگه

170
00:16:35,989 --> 00:16:39,241
‫می‌دونی کجا می‌تونم همچین
‫پیرهن قشنگی پیدا کنم؟

171
00:16:46,916 --> 00:16:48,292
‫این شکلی؟

172
00:16:48,376 --> 00:16:51,587
‫هر خرید و فروشی تو خیابون غیرقانونیه

173
00:16:51,670 --> 00:16:55,383
‫ما کارمون این نیست.
‫اومدیم دعا کنیم

174
00:17:00,346 --> 00:17:03,014
‫می‌دونی همچین پیرهنی
‫چقدر هزینه داره؟

175
00:17:03,051 --> 00:17:05,935
‫چیزای خوب هزینه زیادی دارن

176
00:17:18,447 --> 00:17:20,427
‫چند تا؟

177
00:17:21,595 --> 00:17:24,828
‫در آینده چیزای دیگه هم لازمم میشه

178
00:17:24,953 --> 00:17:28,624
‫- مشکلی نداره
‫- هر از گاهی

179
00:17:29,041 --> 00:17:32,168
‫توجه! توجه!

180
00:17:33,451 --> 00:17:36,641
‫[ بیستم مارس سال 1941 ]
‫[ آخرین فرصت ورود به "گتو" ]

181
00:17:37,941 --> 00:17:40,211
‫[ در پی فرمان جدید یک منطقه یهودی مجزا
‫در جنوب رودخانه ویستولا ساخته می‌شود. ]

182
00:17:40,212 --> 00:17:42,611
‫[سکونت در این گتوی محصور اجباری است.]

183
00:17:42,612 --> 00:17:49,021
‫[ تمام یهودیان کراکوف و مناطق اطراف از خانه‌هایشان رانده
‫و به اجبار وارد محدوده‌ای به وسعت تنها 16 خیابان می‌شوند. ]

184
00:18:13,834 --> 00:18:16,921
‫- نام؟ آدرس؟
‫- فرم‌ها رو پر کن!

185
00:18:16,942 --> 00:18:19,798
‫برو، برو!
‫همدیگه رو هل ندید!

186
00:18:19,882 --> 00:18:22,926
‫- تو بیا!
‫- بمون همونجا!

187
00:19:09,619 --> 00:19:12,975
‫توجه! توجه!
‫تمام یهودیان بایستی...

188
00:19:13,059 --> 00:19:16,562
‫در ناحیه یهودیان سکونت داشته باشند

189
00:19:16,583 --> 00:19:21,025
‫عدم دریافت محل سکونت از دفتر ثبت اسناد...

190
00:19:21,150 --> 00:19:23,214
‫بر خلاف فرمان 44/91 است

191
00:19:23,226 --> 00:19:25,905
‫و محاکمه نظامی را در پی دارد

192
00:19:28,720 --> 00:19:31,848
‫به به! حال شما چطوره؟

193
00:19:35,832 --> 00:19:40,002
‫خدافظ یهودی‌ها!
‫خدافظ یهودی‌ها!

194
00:19:40,086 --> 00:19:44,006
‫خدافظ یهودی‌ها!
‫خدافظ یهودی‌ها!

195
00:19:45,508 --> 00:19:48,344
‫خدافظ یهودی‌ها!

196
00:19:48,428 --> 00:19:53,141
‫خدافظ یهودی‌ها!
‫خدافظ یهودی‌ها!

197
00:20:13,410 --> 00:20:15,788
‫وای خدا!

198
00:20:17,539 --> 00:20:19,708
‫خدایا!

199
00:20:26,214 --> 00:20:28,821
‫خدای من!

200
00:20:35,494 --> 00:20:37,726
‫بهتر از این نمیشه

201
00:20:37,851 --> 00:20:41,396
‫- می‌تونست بدتر باشه
‫- چجوری؟ بگو ببینم

202
00:20:41,480 --> 00:20:45,233
‫آخه چطور می‌تونست از این بدتر باشه؟

203
00:20:46,173 --> 00:20:47,944
‫صبح بخیر!

204
00:20:59,247 --> 00:21:01,415
‫- سلام گولدبرگ
‫- پولدک

205
00:21:01,499 --> 00:21:02,561
‫این چیه؟

206
00:21:02,573 --> 00:21:05,795
‫عه... محله یهودی‌ها دیگه پلیس خودش رو داره

207
00:21:05,920 --> 00:21:08,527
‫- نه بابا؟
‫- پلیس محلی

208
00:21:08,548 --> 00:21:11,258
‫من الان پلیسم، باورت میشه؟
‫می‌دونم باورش سخته

209
00:21:11,342 --> 00:21:13,345
‫نه، باورش سخت نیست

210
00:21:13,428 --> 00:21:15,492
‫شغل خوبیه پولدک.
‫تنها شغل درست حسابی اینجاست

211
00:21:15,513 --> 00:21:17,067
‫ببین، شاید تونستم تعریفت رو

212
00:21:17,079 --> 00:21:19,204
‫پیش مافوق‌هام بکنم

213
00:21:19,225 --> 00:21:20,352
‫مافوق‌هات؟

214
00:21:20,364 --> 00:21:23,646
‫بیخیال، اونقدرام که همه میگن بد نیستن

215
00:21:23,771 --> 00:21:26,982
‫خب، بدتر از چیزی‌ان که همه میگن،
‫ولی پول زیادی توشه

216
00:21:27,003 --> 00:21:29,652
‫پول خیلی زیاد!

217
00:21:29,777 --> 00:21:32,487
‫برگه اسکانم رو بده برم

218
00:21:32,613 --> 00:21:36,991
‫- زودباش
‫- این کلاهه بهت نمیاد گولدبرگ

219
00:21:37,702 --> 00:21:40,538
‫شبیه دلقک‌ها شدی

220
00:21:46,146 --> 00:21:47,274
‫آدم خیلی مهمیه

221
00:21:47,294 --> 00:21:49,255
‫فقط دو دقیقه از زمانتون رو بهش بدید

222
00:21:49,276 --> 00:21:53,175
‫از کی تا حالا زمان خرج داره؟
‫فقط بشینید و گوش بدید...

223
00:21:53,300 --> 00:21:55,719
‫لطفا. قربان؟

224
00:21:58,701 --> 00:22:00,974
‫به ازای هر هزار تایی که سرمایه‌گذاری کنید،
‫من هر ماه بهتون...

225
00:22:00,995 --> 00:22:03,017
‫- دویست
‫- دویست کیلو ظرف لعابی میدم

226
00:22:03,143 --> 00:22:05,416
‫که از جولای شروع میشه و تا یه سال ادامه پیدا می‌کنه

227
00:22:05,437 --> 00:22:09,315
‫بعد از اون دیگه بی‌حسابیم.
‫همین، خیلی ساده‌ست

228
00:22:09,399 --> 00:22:12,360
‫- کفایت نمی‌کنه
‫- کافی نیست!

229
00:22:12,485 --> 00:22:14,487
‫کافی نیست؟

230
00:22:14,508 --> 00:22:16,623
‫ببینین کجا زندگی می‌کنین.
‫ببینین کجا آوردنتون

231
00:22:16,635 --> 00:22:18,762
‫میگه «کافی نیست»

232
00:22:18,783 --> 00:22:21,536
‫دو سه ماه پیش این حرفت درست بود،
‫ولی الان دیگه نه

233
00:22:21,661 --> 00:22:24,706
‫پول بازم پوله

234
00:22:26,332 --> 00:22:30,524
‫نه، نیست.
‫برای همین اینجاییم

235
00:22:30,628 --> 00:22:31,546
‫داد و ستد کالا...

236
00:22:31,567 --> 00:22:34,152
‫تنها واحد پولیه که در گتو ارزش داره

237
00:22:34,173 --> 00:22:37,635
‫اوضاع عوض شده رفیق

238
00:22:39,532 --> 00:22:41,389
‫مگه من این جلسه رو گذاشتم؟

239
00:22:41,619 --> 00:22:43,578
‫شما به آقای اشترن گفتید
‫می‌خواید با من صحبت کنید

240
00:22:43,599 --> 00:22:45,935
‫الانم اومدم. پیشنهاد منصفانه‌ای بهتون دادم

241
00:22:45,956 --> 00:22:50,982
‫منصفانه اینه که یه درصدی از شرکت رو بهمون بدی

242
00:22:52,045 --> 00:22:55,778
‫کلا فراموشش کن. پیاده شو

243
00:23:00,532 --> 00:23:03,494
‫از کجا بدونیم سر حرفت می‌مونی؟

244
00:23:03,514 --> 00:23:05,162
‫چون گفتم که می‌مونم

245
00:23:05,183 --> 00:23:07,414
‫قرارداد می‌خوای؟
‫تو کدوم دادگاه اعتبار داره؟

246
00:23:07,435 --> 00:23:10,834
‫گفتم این کارو می‌کنم.
‫قراردادمون اینه

247
00:23:27,518 --> 00:23:33,045
‫پنج، شش، هفت...

248
00:23:33,046 --> 00:23:36,590
‫هشت، نه

249
00:23:48,726 --> 00:23:50,522
‫نرخ استاندارد اس‌اس برای

250
00:23:50,534 --> 00:23:53,043
‫کارگران یهودی ماهر روزی هفت مارکه

251
00:23:53,064 --> 00:23:55,941
‫پنج مارک هم برای کارگرهای غیرماهر و زن

252
00:23:55,962 --> 00:23:59,111
‫این مبلغیه که به اداره مالیات رایش میدی

253
00:23:59,132 --> 00:24:01,802
‫خود یهودی‌ها چیزی بهشون نمی‌رسه

254
00:24:01,927 --> 00:24:06,306
‫به لهستانی‌های غیریهودی دستمزد میدی.
‫بطور کلی یکم بیشتر پول می‌گیرن

255
00:24:06,431 --> 00:24:08,975
‫- گوش میدی؟
‫- درباره اس‌اس چی گفتی؟

256
00:24:09,100 --> 00:24:11,310
‫نرخ؟ چی؟

257
00:24:11,436 --> 00:24:12,916
‫حقوق کارگر یهودی رو گفتم

258
00:24:12,928 --> 00:24:14,668
‫پولش رو مستقیم به اس‌اس میدی،
‫نه به کارگر

259
00:24:14,689 --> 00:24:16,941
‫- به اون هیچی نمی‌رسه
‫- ولی کمتره

260
00:24:16,962 --> 00:24:19,214
‫- کمتر از پولیه که به لهستانی‌ها باید بدم
‫- کمتره

261
00:24:19,235 --> 00:24:22,321
‫منظور منم همینه

262
00:24:22,447 --> 00:24:24,990
‫لهستانی‌ها هزینه‌شون بالاتره

263
00:24:25,742 --> 00:24:29,202
‫چرا باید لهستانی‌ استخدام کنم؟

264
00:24:29,390 --> 00:24:33,457
‫یه کارخونه ظروف لعابی هست

265
00:24:33,477 --> 00:24:36,565
‫مالکش... مالکش یه آلمانیه

266
00:24:36,586 --> 00:24:38,259
‫ولی خارج از گتوئه، پس...

267
00:24:38,271 --> 00:24:40,173
‫می‌تونین با کارگرهای لهستانی

268
00:24:40,194 --> 00:24:41,965
‫مبادله کنین و اجناس اضافه و تخم‌مرغ بگیرید

269
00:24:42,007 --> 00:24:43,759
‫نمی‌دونم، هر چی نیاز دارید.
‫اینجا نمی‌تونید این کارو بکنید

270
00:24:43,800 --> 00:24:47,471
‫بعلاوه، ده زن سالم و سرحال هم می‌خواد برای...

271
00:24:47,507 --> 00:24:49,181
‫من سالمم!

272
00:24:49,807 --> 00:24:52,184
‫خواهرت رو بیار، خب؟

273
00:24:58,565 --> 00:25:00,332
‫باید قانعشون کنی که حرفه بدردبخور داری

274
00:25:00,344 --> 00:25:01,881
‫چیزی که برای جنگ ارزشمند باشه

275
00:25:01,964 --> 00:25:04,321
‫- مثل چی؟ اگه نداشته باشی چی؟
‫- من موسیقیدانم

276
00:25:04,404 --> 00:25:05,505
‫اسمت میره تو فهرست

277
00:25:05,517 --> 00:25:07,783
‫اسمت میره تو فهرست
‫و سوار کامیونت می‌کنن و...

278
00:25:07,866 --> 00:25:09,951
‫- نه، نه، اینطور نیست
‫- تو موسیقیدانی؟

279
00:25:10,035 --> 00:25:10,701
‫آره

280
00:25:10,713 --> 00:25:12,745
‫من جات بودم می‌رفتم یه جا قایم می‌شدم

281
00:25:12,828 --> 00:25:15,707
‫من حاضر نیستم مثل حیوون قایم بشم

282
00:25:15,719 --> 00:25:17,646
‫جاهایی برای قایم شدن هست

283
00:25:22,442 --> 00:25:23,736
‫بعدی!

284
00:25:23,778 --> 00:25:27,510
‫من فارغ‌التحصیل دانشگاه لویو هستم

285
00:25:27,593 --> 00:25:30,325
‫قبلا تو نیروگاه آبی روزنوف کار می‌کردم...

286
00:25:30,408 --> 00:25:32,306
‫کارت آبی!

287
00:25:35,789 --> 00:25:37,681
‫من مدارک لازم رو جور می‌کنم

288
00:25:37,693 --> 00:25:39,814
‫چون این کارت دیگه به درد نمی‌خوره

289
00:25:39,897 --> 00:25:41,040
‫می‌تونی کل روز تو این صف بمونی

290
00:25:41,052 --> 00:25:42,526
‫بازم از اینا گیرت میاد

291
00:25:42,609 --> 00:25:46,153
‫به درد نمی‌خورن.
‫الان باید از صف خارج شی

292
00:25:46,237 --> 00:25:48,651
‫اونوقت کارت آبی یا بلوشاین می‌گیری،

293
00:25:48,663 --> 00:25:50,825
‫که نشون میده تو یه کارگر ضروری هستی

294
00:25:50,908 --> 00:25:54,161
‫این مدارک رو تو پانکیویچ برات گیر میارم

295
00:25:54,286 --> 00:25:56,455
‫داروسازه. همونجاست، نگاه کن

296
00:25:56,476 --> 00:25:58,228
‫حدس بزن کی اینجاست

297
00:25:58,249 --> 00:26:01,043
‫پولدک. هوا خوبه پولدک؟

298
00:26:01,127 --> 00:26:03,775
‫- صف خوش می‌گذره؟
‫- واکس می‌خوای؟

299
00:26:03,796 --> 00:26:06,361
‫تازه تو ظرف فلزی!

300
00:26:06,799 --> 00:26:08,545
‫ضروری نیستم؟ فکر کنم

301
00:26:08,557 --> 00:26:11,262
‫شما معنی ضروری رو متوجه نیستید

302
00:26:11,283 --> 00:26:13,639
‫کارت آبی نمی‌گیرید جناب.
‫اون طرف بایستید

303
00:26:13,660 --> 00:26:16,475
‫برو. بعدی!

304
00:26:17,017 --> 00:26:19,436
‫یعنی چی ضروری نیستم؟

305
00:26:19,978 --> 00:26:25,755
‫من تاریخ و ادبیات تدریس می‌کنم.
‫از کی تا حالا این ضروری نیست؟

306
00:26:30,573 --> 00:26:32,991
‫کارش صیقل فلزاته

307
00:26:39,914 --> 00:26:42,521
‫- درست نبود؟
‫- خیلی خوبه. طرف 53 سالشه

308
00:26:42,542 --> 00:26:45,837
‫- زیادی نوئه
‫- ممنون

309
00:26:53,991 --> 00:26:56,473
‫دیوونه‌‌ای تو. تو کشوت جا گذاشتیش

310
00:26:56,598 --> 00:26:58,391
‫چند بار گفتم بهت؟

311
00:26:58,412 --> 00:27:01,603
‫پروانه کارت رو همیشه تو جیبت داشته باش

312
00:27:01,686 --> 00:27:03,437
‫بعد گذاشتیش تو کشو

313
00:27:03,458 --> 00:27:06,149
‫چند بار گفتم بهت آخه؟

314
00:27:06,483 --> 00:27:09,903
‫من صیقل‌دهنده فلزات هستم

315
00:27:18,077 --> 00:27:21,142
‫این صفحه حلبی گرد رو بردار...

316
00:27:21,163 --> 00:27:25,250
‫بزنش توی امولسیون صابون

317
00:27:25,271 --> 00:27:30,005
‫بعد بذارش وسط پرس

318
00:27:44,895 --> 00:27:48,607
‫اینم از قابلمه‌مون.
‫قابلمه

319
00:27:48,732 --> 00:27:52,069
‫قابلمه!

320
00:27:52,152 --> 00:27:55,364
‫گروش، خانم گروش، از هم جدا نشید

321
00:27:59,034 --> 00:28:01,582
‫ببینید قربان،
‫ده تا جواز کار آوردم

322
00:28:01,594 --> 00:28:04,373
‫برای کارخونه آلمانی ظروف لعابی...

323
00:28:04,394 --> 00:28:07,564
‫که امضای آقای بنکیر و بنده پاش هست

324
00:28:07,647 --> 00:28:12,464
‫اگه کربونیزه شده، با سوهان تمیزش کنید

325
00:28:12,589 --> 00:28:17,094
‫اما هر دو الکترود رو همزمان نگیرید

326
00:28:17,115 --> 00:28:20,596
‫برق می‌گیردتون. بیا، امتحان کن

327
00:28:24,517 --> 00:28:26,894
‫فلز رو ببر زیر پرس...

328
00:28:26,915 --> 00:28:29,501
‫ولی خیلی مراقب باش
‫مگه اینکه بخوای انگشتات...

329
00:28:29,522 --> 00:28:32,775
‫بخشی از کتری بشن!

330
00:28:33,964 --> 00:28:37,676
‫- پیشه؟
‫- نویسنده‌ام. فلوت هم می‌زنم

331
00:28:37,697 --> 00:28:41,075
‫اما موسی یه فلزکار ماهره

332
00:28:41,096 --> 00:28:43,578
‫می‌تونه قابلمه حلبی درست کنه.
‫می‌تونه مخزن درست کنه

333
00:28:43,661 --> 00:28:45,559
‫می‌تونه هر چی که آقای شیندلر بخواد درست کنه

334
00:28:45,642 --> 00:28:48,291
‫مهارت بالایی داره.
‫کارتت رو بهشون بده

335
00:28:48,312 --> 00:28:51,002
‫موسی، کارتت رو بده بهشون

336
00:28:52,628 --> 00:28:58,154
‫حالا تشتک رو با انبر بزن داخل
‫محلول لعابکاری

337
00:28:59,531 --> 00:29:01,786
‫و بعد از اینکه چرخوندیش،

338
00:29:01,798 --> 00:29:04,745
‫با دقت بذارش کنار که خشک بشه

339
00:29:07,163 --> 00:29:08,966
‫هر چی ازت پرسید، اجازه بده

340
00:29:08,978 --> 00:29:11,104
‫من نماینده‌ات باشم و به جات حرف بزنم

341
00:29:11,188 --> 00:29:12,981
‫یه کلمه هم حرف نزن!

342
00:29:13,065 --> 00:29:16,610
‫بایگانی‌، صورتحساب‌نویسی،
‫یادداشت قرارهای ملاقاتم، تندنویسی

343
00:29:16,631 --> 00:29:20,697
‫- تایپ کردن طبیعتا. تایپت چطوره؟
‫- بد نیست

344
00:29:20,781 --> 00:29:22,783
‫لطفا

345
00:30:15,793 --> 00:30:19,505
‫یه منشی نیاز داری.
‫یکی رو انتخاب کن

346
00:30:19,630 --> 00:30:24,510
‫نمی‌تونم. همه‌شون صلاحیت لازم رو دارن

347
00:30:24,635 --> 00:30:27,513
‫باید انتخاب کنی

348
00:30:29,807 --> 00:30:32,601
‫لبخند بزنید!

349
00:30:53,663 --> 00:30:56,542
‫اگه ممکنه، هوای مهمونم رو داشته باشید

350
00:30:56,667 --> 00:31:01,567
‫چای جعبه‌ای خوبه.
‫قهوه، پاته...

351
00:31:01,588 --> 00:31:05,509
‫کالباس، پنیر، خاویار بلوگا

352
00:31:05,593 --> 00:31:07,635
‫و البته، مگه بدون سیگار آلمانی هم میشه؟

353
00:31:07,656 --> 00:31:10,221
‫هر چقدر تونستی برام جور کن

354
00:31:10,346 --> 00:31:12,307
‫و یه مقدار میوه تازه

355
00:31:12,390 --> 00:31:15,352
‫میوه‌های کمیاب،
‫پرتقال، لیمو، آناناس

356
00:31:15,435 --> 00:31:17,854
‫چند تا بسته سیگار کوبایی هم می‌خوام.
‫جنس نابش

357
00:31:17,979 --> 00:31:19,215
‫و شکلات تلخ و بدون قند

358
00:31:19,251 --> 00:31:21,608
‫نه به شکل بیسکوییتی.
‫شکلات تیکه‌ای می‌خوام

359
00:31:21,649 --> 00:31:24,699
‫اندازه کف دستم.
‫بعنوان مزه شراب استفاده میشه

360
00:31:24,736 --> 00:31:28,072
‫کلی کنیاک لازم داریم.
‫بهترینش، هنسی

361
00:31:28,155 --> 00:31:33,161
‫شامپاین «دُم پرینیون».
‫تن ماهی لسپادون

362
00:31:33,203 --> 00:31:37,081
‫و راستی، سعی کن جوراب ساق‌بلند شیشه‌ای پیدا کنی

363
00:31:39,376 --> 00:31:42,629
‫مایه افتخار بنده‌ست که اعلام کنم

364
00:31:42,712 --> 00:31:48,405
‫که کارخانه آلمانی ظروف لعابی،

365
00:31:49,094 --> 00:31:53,098
‫تولیدکننده ظروف لعابی ممتاز،
‫شروع به کار کرده

366
00:31:53,327 --> 00:31:58,603
‫ظروفی که برای مصرف ارتش طراحی و ساخته شده

367
00:31:58,728 --> 00:32:01,397
‫با به کارگیری مدرن‌ترین تجهیزات،

368
00:32:01,480 --> 00:32:04,023
‫با کارکنان بسیار ماهر

369
00:32:04,035 --> 00:32:06,527
‫و کارگران و صنعتگران مجرب

370
00:32:06,653 --> 00:32:10,155
‫محصولی بی‌نظیر در کیفیت را ارائه می‌دهیم

371
00:32:10,280 --> 00:32:14,201
‫در نتیجه با اطمینان و سربلندی مطلق

372
00:32:14,326 --> 00:32:16,870
‫یک خط تولیدِ لوازم آشپزخانه و میدانی
‫را به شما پیشنهاد می‌دهم

373
00:32:16,995 --> 00:32:21,041
‫که رقبای اینجانب از هیچ‌نظر
‫توانایی رقابت با آن را ندارند

374
00:32:21,166 --> 00:32:24,378
‫لیست ضمیمه و رنگ‌های موجود را مشاهده کنید

375
00:32:24,878 --> 00:32:28,632
‫امیدوارم قیمت پیشنهادی با تأیید شما همراه شود...

376
00:32:28,653 --> 00:32:30,476
‫و مشتاقانه در انتظار...

377
00:32:30,488 --> 00:32:32,553
‫یک همکاری طولانی و متقابلاً پررونق هستم

378
00:32:32,678 --> 00:32:35,785
‫پیشاپیش صمیمانه از شما قدردانی می‌کنم

379
00:32:35,806 --> 00:32:38,891
‫ارادتمند شما، اسکار شیندلر

380
00:32:39,017 --> 00:32:42,396
‫آره، برای پنجشنبه دیگه صد هزار تا از اینجا می‌خوام

381
00:32:42,521 --> 00:32:45,232
‫130 هزار تا. نه، بکنش 145 هزار تا برای چهارشنبه

382
00:32:45,357 --> 00:32:48,042
‫جنس‌های این طرف سه‌شنبه هفته دیگه

383
00:32:48,054 --> 00:32:50,279
‫میرن کارخونه‌ی مادریچ

384
00:33:05,043 --> 00:33:06,515
‫پدرم همیشه می‌گفت

385
00:33:06,527 --> 00:33:08,421
‫«در زندگی سه چیز نیاز داری:

386
00:33:08,546 --> 00:33:13,113
‫دکتر ماهر، کشیش بخشنده

387
00:33:13,134 --> 00:33:15,928
‫و حسابدار باهوش»

388
00:33:19,390 --> 00:33:23,352
‫دو تای اول زیاد به کارم نیومدن

389
00:33:23,519 --> 00:33:26,939
‫اما سومی!

390
00:33:32,256 --> 00:33:36,385
‫حداقل اداشو دربیار محض رضای خدا!

391
00:33:39,619 --> 00:33:42,621
‫دیگه امری نیست؟

392
00:33:47,417 --> 00:33:50,629
‫دارم سعی می‌کنم ازت تشکر کنم

393
00:33:50,962 --> 00:33:54,883
‫دارم میگم بدون تو از پسش برنمیومدم

394
00:33:57,428 --> 00:34:00,305
‫واکنش معمول اینه که
‫به قدردانی من اعتنا کنی

395
00:34:00,430 --> 00:34:05,268
‫در ضمن، ادب هم این رو حکم میکنه

396
00:34:05,352 --> 00:34:08,105
‫خواهش می‌کنم

397
00:34:17,134 --> 00:34:19,533
‫برو بیرون

398
00:34:32,713 --> 00:34:35,924
‫کلونوسکا، کیه؟

399
00:34:45,225 --> 00:34:48,394
‫خیلی خجالت کشیده. نگاش کن

400
00:34:59,947 --> 00:35:02,158
‫یه چیزی بگم؟
‫مطمئنم ازش خوشت میاد

401
00:35:02,241 --> 00:35:04,242
‫- اسکار، لطفا!
‫- چیه؟

402
00:35:04,325 --> 00:35:06,704
‫لازم نیست چون تو ازش خوشت میاد،
‫منم ازش خوشم بیاد

403
00:35:06,829 --> 00:35:09,498
‫روالش این نیست

404
00:35:22,656 --> 00:35:25,222
‫اینجا وضعت خوب شده

405
00:35:27,682 --> 00:35:30,227
‫خیلی خوشگل شدی

406
00:35:33,021 --> 00:35:37,609
‫- مراقب پله باشید دوشیزه
‫- خانم شیندلر، مارک

407
00:35:49,287 --> 00:35:51,353
‫این قضیه کلک نیست؟

408
00:35:51,365 --> 00:35:53,979
‫کلک؟ چطور می‌تونه کلک باشه؟

409
00:35:54,042 --> 00:35:55,752
‫- لباس‌ها، ماشین، آپارتمان
‫- وایسا ببینم

410
00:35:55,835 --> 00:35:59,026
‫حدس بزن به چند نفر دارم حقوق میدم

411
00:35:59,027 --> 00:36:00,278
‫اسکار!

412
00:36:00,298 --> 00:36:05,449
‫پدرم در اوج موفقیتش 50 نفر داشت.
‫من 350 نفر دارم

413
00:36:05,533 --> 00:36:10,100
‫350 کارگر کف کارخونه، با یه هدف

414
00:36:10,225 --> 00:36:12,227
‫که قابلمه و ماهیتابه درست کنن؟

415
00:36:12,310 --> 00:36:16,230
‫که پول دربیارن.
‫برای من!

416
00:36:21,986 --> 00:36:26,136
‫کسی سراغ من رو می‌گیره؟

417
00:36:26,658 --> 00:36:32,934
‫شهر خودمون؟
‫همه. همیشه

418
00:36:36,896 --> 00:36:39,517
‫اینجا به زودی به جایی می‌رسه

419
00:36:39,529 --> 00:36:42,756
‫که اسم شیندلر رو یادشون نمیره.
‫مطمئن باش

420
00:36:43,361 --> 00:36:46,635
‫میگن «اسکار شیندلر

421
00:36:46,677 --> 00:36:50,305
‫همه اون رو به خاطر دارن

422
00:36:50,493 --> 00:36:54,600
‫اون یه کار خارق‌العاده کرد

423
00:36:55,206 --> 00:36:59,815
‫کاری کرد که از هیچکس دیگه برنیومد

424
00:37:00,274 --> 00:37:06,071
‫وقتی اومد اینجا هیچی نداشت،
‫جز یه چمدون...

425
00:37:06,238 --> 00:37:12,243
‫و یه شرکت ورشکسته رو تبدیل کرد
‫به یه تولید‌کننده بزرگ

426
00:37:12,368 --> 00:37:15,497
‫و با چمدونی بزرگ...

427
00:37:15,622 --> 00:37:20,169
‫دو تا چمدون بزرگ پر از پول از اینجا رفت

428
00:37:20,544 --> 00:37:24,465
‫تمام ثروت دنیا»

429
00:37:26,674 --> 00:37:30,053
‫خوشحالم می‌بینم عوض نشدی

430
00:37:30,178 --> 00:37:33,515
‫اشتباه می‌کنی امیلی

431
00:37:34,120 --> 00:37:36,642
‫قبلا امکان نداشت اینو بفهمم ولی...

432
00:37:36,705 --> 00:37:39,520
‫همیشه یه چیزی کم بود

433
00:37:39,708 --> 00:37:41,570
‫الان می‌فهمم که در تمام تجارت‌هایی که

434
00:37:41,582 --> 00:37:43,691
‫امتحان کردم، مشکل از من نبود

435
00:37:43,775 --> 00:37:46,527
‫یه چیزی کم بود

436
00:37:46,694 --> 00:37:48,457
‫حتی اگه می‌دونستم چیه

437
00:37:48,469 --> 00:37:50,198
‫هیچ کاری از دستم برنمیومد

438
00:37:50,281 --> 00:37:54,869
‫چون نمیشه خلقش کرد

439
00:37:54,994 --> 00:37:57,448
‫و دقیقا همینه که شکست رو

440
00:37:57,460 --> 00:38:00,208
‫تبدیل به موفقیت می‌کنه

441
00:38:01,103 --> 00:38:02,877
‫شانس؟

442
00:38:05,337 --> 00:38:08,216
‫جنگ

443
00:38:31,697 --> 00:38:35,409
‫بمونم؟

444
00:38:36,055 --> 00:38:39,308
‫اینجا شهر زیباییه

445
00:38:40,330 --> 00:38:44,564
‫ازت پرسیدم بمونم یا نه

446
00:38:45,898 --> 00:38:48,338
‫تصمیمش با خودته

447
00:38:52,342 --> 00:38:56,930
‫بهم قول بده اسکار.
‫هیچ دربان یا سرپیشخدمتی دیگه نباید...

448
00:38:57,014 --> 00:39:02,394
‫من رو با کسی جز خانم شیندلر اشتباه بگیره،
‫اونوقت می‌مونم

449
00:39:04,646 --> 00:39:06,857
‫خدافظ عزیزم

450
00:39:23,497 --> 00:39:25,579
‫می‌تونم اینو بخونم

451
00:39:25,591 --> 00:39:27,626
‫یا اینکه ناهارم رو تا داغه بخورم

452
00:39:28,377 --> 00:39:29,608
‫اوضاعمون خوبه؟

453
00:39:29,628 --> 00:39:31,005
‫- بله
‫- این ماه بهتر از ماه پیشه؟

454
00:39:31,026 --> 00:39:31,588
‫بله

455
00:39:31,600 --> 00:39:33,320
‫امکانش هست ماه دیگه بدتر بشه؟

456
00:39:33,382 --> 00:39:36,177
‫جنگ ممکنه تموم شه

457
00:39:46,686 --> 00:39:49,231
‫- چیه؟
‫- پشت در یه کارگر هست

458
00:39:49,252 --> 00:39:52,400
‫که می‌خواد بابت اینکه بهش کار دادید
‫ازتون تشکر کنه

459
00:39:52,525 --> 00:39:54,768
‫هر روز میاد اینجا. قدردان شماست

460
00:39:54,780 --> 00:39:57,656
‫فقط هم یه دقیقه طول می‌کشه

461
00:40:03,496 --> 00:40:05,914
‫آقای لوونستاین

462
00:40:12,817 --> 00:40:15,924
‫می‌خوام ازتون تشکر کنم آقا...

463
00:40:16,007 --> 00:40:18,697
‫که فرصت کار کردن رو بهم دادید

464
00:40:18,781 --> 00:40:21,764
‫خواهش می‌کنم.
‫مطمئنم به نحو احسن کارتون رو انجام می‌دید

465
00:40:21,889 --> 00:40:26,142
‫اس‌اس‌ها کتکم زدن.
‫می‌خواستن منو بکشن...

466
00:40:26,539 --> 00:40:30,896
‫اما به لطف شما من برای جنگ ضروری هستم

467
00:40:30,979 --> 00:40:32,982
‫عالیه

468
00:40:33,066 --> 00:40:35,338
‫براتون سخت کار می‌کنم

469
00:40:35,421 --> 00:40:39,780
‫- مطمئنم همینطوره
‫- به سخت کار کردن هم ادامه میدم

470
00:40:39,822 --> 00:40:41,825
‫عالیه. مرسی

471
00:40:41,908 --> 00:40:44,284
‫- خدا خیرتون بده قربان
‫- خیلی‌خب

472
00:40:44,305 --> 00:40:48,123
‫شما مرد خوبی هستید

473
00:40:49,581 --> 00:40:52,627
‫- جونم رو نجات داده
‫- بله، درسته

474
00:40:52,752 --> 00:40:56,277
‫- خدا خیرش بده
‫- بله. بفرمایید

475
00:40:57,589 --> 00:41:00,468
‫خدا خیرتون بده!

476
00:41:12,438 --> 00:41:15,128
‫ببخشید آقای رئیس،
‫ولی خیلی دیرتون شده

477
00:41:15,211 --> 00:41:18,736
‫این برای سرگرده قربان

478
00:41:18,861 --> 00:41:21,780
‫و اینم برای برادرزاده‌ش، گرتا.
‫امروز تولدشه

479
00:41:21,864 --> 00:41:24,575
‫- گرتا مثل گرتا گاربو
‫- دیگه هیچوقت این کارو باهام نکن

480
00:41:24,700 --> 00:41:27,244
‫برو، برو برون دیگه!
‫تعظیم نکن

481
00:41:27,369 --> 00:41:31,290
‫- احیانا متوجه نشدی که اون مرد یه دست داشت؟
‫- که اینطور؟

482
00:41:35,002 --> 00:41:38,212
‫- به چه کاری میاد؟
‫- خیلی به کار میاد

483
00:41:40,382 --> 00:41:44,178
‫- چجوری آخه؟
‫- خیلی به کار میاد. موفقیت!

484
00:42:12,643 --> 00:42:14,686
‫بهتون پارو و بیل میدیم...

485
00:42:14,707 --> 00:42:17,752
‫هرکدومتون یکی برمی‌دارید
‫و شروع می‌کنید به پارو کردن خیابون

486
00:42:17,835 --> 00:42:20,838
‫برای کار دیرمون میشه

487
00:42:32,350 --> 00:42:35,394
‫نباید اونا رو مال خودت بدونی اسکار

488
00:42:35,519 --> 00:42:37,417
‫باید متوجه باشی که بعضی از این افسرها...

489
00:42:37,438 --> 00:42:40,273
‫پشیزی اهمیت برای تولید قائل نیستن

490
00:42:40,399 --> 00:42:44,444
‫برای اونا یه جور اولویت ملیه...

491
00:42:44,569 --> 00:42:46,927
‫اینکه یهودی‌ها رو مجبور به برف پارو کردن کنن

492
00:42:46,989 --> 00:42:49,449
‫به واقعیت هیچ ربطی نداره اسکار

493
00:42:49,533 --> 00:42:51,619
‫تو می‌دونی، منم می‌دونم

494
00:42:51,703 --> 00:42:53,954
‫برف پارو کردن یهودی‌ها!

495
00:42:54,037 --> 00:42:58,750
‫یه جور اهمیت ‌آیینی داره

496
00:43:00,420 --> 00:43:03,839
‫- بیا اینجا پدرجان
‫- من یه کارگر ضروری‌ام

497
00:43:03,964 --> 00:43:06,633
‫- کارگر ضروری؟
‫- بله

498
00:43:09,595 --> 00:43:11,069
‫من برای اسکار شیندلر کار می‌کنم

499
00:43:11,081 --> 00:43:13,181
‫کارگر ضروری برای اسکار شیندلر

500
00:43:13,265 --> 00:43:16,685
‫- یه یهودیِ تک‌دست؟ دو برابر بقیه به درد نخوری!
‫- بله، بله

501
00:43:17,331 --> 00:43:20,772
‫یه روز تولید رو از دست دادم رالف

502
00:43:20,897 --> 00:43:24,026
‫من برای اسکار شیندلر کار می‌کنم

503
00:43:24,568 --> 00:43:28,154
‫دانکا، برف رو نگاه کن.
‫برف رو نگاه کن. برف رو ببین!

504
00:43:32,283 --> 00:43:36,038
‫یه کارگر از دست دادم.
‫انتظار دریافت غرامت دارم

505
00:43:36,163 --> 00:43:39,041
‫به اداره اقتصاد شکایت کن. حقته

506
00:43:39,166 --> 00:43:42,856
‫- فایده‌ای هم داره؟
‫- معلومه که نه

507
00:43:44,838 --> 00:43:46,514
‫یه مامور اس‌اس از اداره بودجه

508
00:43:46,526 --> 00:43:48,362
‫اومد ناهار پیشمون

509
00:43:48,383 --> 00:43:50,568
‫و گفت هرکسی بگه کارگر ماهر یهودی

510
00:43:50,580 --> 00:43:52,720
‫در اقتصاد رایش جایی داره

511
00:43:52,888 --> 00:43:57,516
‫یک خائنه

512
00:44:01,124 --> 00:44:05,733
‫آخه کارگر یک‌دست، اسکار؟

513
00:44:05,754 --> 00:44:08,798
‫اپراتور پرس فلزات بود

514
00:44:12,552 --> 00:44:14,909
‫خیلی هم ماهر بود

515
00:44:43,937 --> 00:44:45,981
‫جناب رئیس!

516
00:44:46,065 --> 00:44:48,441
‫تو روحش. باورم نمیشه

517
00:44:48,566 --> 00:44:50,778
‫اشترن، تویی؟

518
00:44:50,903 --> 00:44:54,989
‫نه، پولدک هستم.
‫حرفم در مورد اشترن‌ـه

519
00:44:55,491 --> 00:44:58,952
‫چمدونتون رو بذارید روی سکو

520
00:44:59,077 --> 00:45:01,121
‫برچسب خوانا روش بزنید

521
00:45:01,246 --> 00:45:05,417
‫اول نام کوچیک، بعد نام خانوادگی

522
00:45:05,500 --> 00:45:08,086
‫چمدونتون رو با خودتون نیارید

523
00:45:08,169 --> 00:45:11,047
‫بعداً براتون فرستاده میشه

524
00:45:11,172 --> 00:45:14,488
‫چمدونتون رو بذارید روی سکو

525
00:45:14,572 --> 00:45:16,365
‫برچسب خوانا روش بزنید

526
00:45:16,448 --> 00:45:20,473
‫چمدونتون رو بذارید روی سکو

527
00:45:21,433 --> 00:45:22,850
‫اشترن؟

528
00:45:25,520 --> 00:45:28,605
‫- اسمش تو فهرسته
‫- واقعا؟

529
00:45:28,689 --> 00:45:31,567
‫- خب، بیا پیداش کنیم
‫- متأسفم. نمی‌تونید ببریدش

530
00:45:31,692 --> 00:45:33,155
‫اسمش تو فهرسته.
‫اگه کارگر ضروری بود

531
00:45:33,167 --> 00:45:34,466
‫اسمش تو لیست نمیومد

532
00:45:34,487 --> 00:45:37,406
‫تو متصدی هستی.
‫اسمت چیه؟

533
00:45:37,531 --> 00:45:40,576
‫- قربان، فهرست صحیحه
‫- سوالم در مورد لیست نبود

534
00:45:40,597 --> 00:45:44,747
‫- اسمت رو پرسیدم
‫- کلاوس تابر

535
00:45:45,289 --> 00:45:46,874
‫تابر

536
00:45:46,895 --> 00:45:50,794
‫سرجوخه، این آقا میگه اشتباهی رخ داده

537
00:45:50,815 --> 00:45:53,589
‫مدیر کارخونه من داخل این قطاره

538
00:45:53,756 --> 00:45:55,549
‫اگه قطار ببردش،
‫تولید مختل میشه

539
00:45:55,570 --> 00:45:57,739
‫و قطعا شورای تسلیحات پیگیر علتش خواهد شد

540
00:45:57,822 --> 00:46:00,429
‫- توجه! قطار به زودی حرکت می‌کند
‫- اسمش تو لیسته؟

541
00:46:00,491 --> 00:46:04,725
‫بله قربان. اسحاق اشترن

542
00:46:04,808 --> 00:46:10,564
‫خب، فهرست صحیحه قربان.
‫کاری از دست بنده برنمیاد

543
00:46:10,585 --> 00:46:13,525
‫- اسمت چیه؟
‫- تمام درها را ببندید

544
00:46:13,650 --> 00:46:17,029
‫- اسم من؟ من کوندر هستم
‫- قطار در حال حرکت است

545
00:46:17,196 --> 00:46:19,490
‫- کوندر
‫- سرجوخه کوندر

546
00:46:19,614 --> 00:46:21,574
‫- کوندر
‫- اسم شما چیه؟

547
00:46:21,657 --> 00:46:23,786
‫شیندلر. ش-ی-ن-د-ل-ر

548
00:46:23,827 --> 00:46:26,204
‫آقایون، خیلی ممنون

549
00:46:26,329 --> 00:46:28,915
‫فکر کنم بتونم تضمین کنم
‫که جفتتون تا آخر ماه...

550
00:46:28,998 --> 00:46:32,711
‫به جنوب روسیه اعزام میشید. روز خوش

551
00:46:35,838 --> 00:46:37,799
‫اشترن!

552
00:46:37,882 --> 00:46:39,801
‫- اشترن!
‫- اشترن!

553
00:46:39,926 --> 00:46:41,886
‫اسحاق اشترن!

554
00:46:48,267 --> 00:46:50,937
‫- اشترن!
‫- اسحاق اشترن!

555
00:46:51,020 --> 00:46:53,731
‫- اشترن! اشترن!
‫- اسحاق اشترن!

556
00:46:55,107 --> 00:46:58,486
‫- اشترن!
‫- قربان؟

557
00:47:00,300 --> 00:47:02,740
‫- اشترن!
‫- جناب رئیس!

558
00:47:03,803 --> 00:47:05,702
‫عذر می‌خوام

559
00:47:05,785 --> 00:47:08,704
‫- قطار رو نگه دار! اینجاست!
‫- معذرت می‌خوام

560
00:47:08,787 --> 00:47:13,750
‫- قطار رو نگه دار!
‫- نگه دار!

561
00:47:26,200 --> 00:47:30,059
‫اینجا رو امضا کنید.
‫مخفف نامتون هم اونجا

562
00:47:30,183 --> 00:47:34,543
‫می‌دونید که، برای ما فرقی نداره.
‫چه این چه اون

563
00:47:34,938 --> 00:47:36,898
‫مشکل خلاف فهرست عمل کردنه

564
00:47:37,024 --> 00:47:40,736
‫- فقط کاغذبازیه
‫- نمی‌دونم چرا کارت کاریم رو تو خونه جا گذاشتم

565
00:47:40,819 --> 00:47:44,573
‫سعی کردم بهشون توضیح بدم
...اشتباه پیش اومده ولی

566
00:47:44,656 --> 00:47:46,380
‫ببخشید، حماقت کردم!

567
00:47:46,392 --> 00:47:48,744
‫اگه پنج دقیقه دیرتر رسیده بودم چی؟

568
00:47:48,827 --> 00:47:51,538
‫اونوقت کجا بودم؟

569
00:49:37,661 --> 00:49:41,951
‫«شهرک یهودیان»
‫[ گتوی کراکوف، زمستان 1942 ]

570
00:49:43,022 --> 00:49:45,567
‫دیشب یه خوابی دیدم

571
00:49:45,692 --> 00:49:49,904
‫بی‌پول بودم و یه اتاق رو با 12تا غریبه سهیم بودم

572
00:49:50,071 --> 00:49:53,276
‫بعد بیدار شدم و دیدم بی‌پولم

573
00:49:53,288 --> 00:49:55,993
‫و یه اتاق رو با 12تا غریبه سهیمم

574
00:49:56,410 --> 00:49:58,705
‫- بعد می‌خندی؟
‫- مجبورم بخندم

575
00:49:58,788 --> 00:50:01,415
‫داری پشت دیوار زندگی می‌کنی

576
00:50:01,498 --> 00:50:03,962
‫با دیوار می‌تونم کنار بیام

577
00:50:03,974 --> 00:50:06,587
‫از محدودیت‌های زندگیم خسته‌ام

578
00:50:06,712 --> 00:50:09,319
‫دیوار آلمانیا رو بیرون نگه می‌داره.
‫فقط همین برام مهمه

579
00:50:09,340 --> 00:50:12,594
‫من اینجا رو دوست دارم.
‫یه جور... نمی‌دونم...

580
00:50:12,719 --> 00:50:14,970
‫یه جور حس ژولیدگی اجدادی بهم میده

581
00:50:15,054 --> 00:50:17,223
‫- تو برده‌ی این آدم‌هایی
‫- دیگه کسی بهمون حسودی نمی‌کنه

582
00:50:17,307 --> 00:50:19,433
‫- من باهوشم!
‫- بله، باهوشی!

583
00:50:19,600 --> 00:50:21,810
‫- نابغه‌ای
‫- تو هم فرصتش رو داشتی

584
00:50:21,894 --> 00:50:26,523
‫امروز وقت داشتم
‫کامل به یک ایده فکر کنم

585
00:50:26,690 --> 00:50:29,401
‫آخرین باری که این کارو کردم رو یادم نمیاد

586
00:50:29,485 --> 00:50:31,277
‫آخرین باری که این کارو کردیم کِی بود؟

587
00:50:31,361 --> 00:50:33,864
‫آخرین باری که دور هم جمع شدیم
‫و حرف زدیم کِی بود؟

588
00:50:33,989 --> 00:50:37,284
‫امروز کسی بهم دستور نداد سوار کامیون بشم

589
00:50:37,409 --> 00:50:39,620
‫کسی مغازه من رو پلمپ نکرد

590
00:50:39,745 --> 00:50:41,747
‫مگه مغازه داری که پلمپ بشه؟

591
00:50:41,830 --> 00:50:44,124
‫از این بدتر دیگه نمیشه

592
00:50:44,249 --> 00:50:46,460
‫این دیگه تهشه

593
00:50:46,585 --> 00:50:50,505
‫گتو... یعنی آزادی

594
00:50:56,512 --> 00:50:59,806
‫این خیابون گتو رو به دو نیم تقسیم می‌کنه

595
00:51:00,348 --> 00:51:05,270
‫سمت راست، گتوی الف،
‫کارمندهای دولتی

596
00:51:05,354 --> 00:51:08,231
‫کارگرهای صنعتی و غیره

597
00:51:08,356 --> 00:51:13,340
‫سمت چپ، گتوی ب:
‫کارگرهای مازاد...

598
00:51:13,778 --> 00:51:16,155
‫بیشترشون مسن‌ها و ناتوان‌هان

599
00:51:16,176 --> 00:51:21,139
‫که فکر کنم مایل باشید از اونجا شروع کنید،
نه؟ (افسر اساس آمون گوت) ‫سوالی دارید قربان؟

600
00:51:21,202 --> 00:51:24,580
‫آره، چرا سقف ماشین رو باز کردی؟
یخ زدم مرتیکه

601
00:51:26,354 --> 00:51:29,168
‫انتظار داریم نیروی کار به 25 تا 30 هزار نفر برسه
‫[ اردوگاه کار اجباری پلاشوف، درحال ساخت ]

602
00:51:29,169 --> 00:51:32,611
‫البته با تفکیک جنسیتی.
‫مردها تو آسایشگاه‌ی نزدیک معدن

603
00:51:32,714 --> 00:51:34,503
‫زن‌ها هم اون سمت سیم‌ها

604
00:51:34,515 --> 00:51:35,320
‫جای من کجاست؟

605
00:51:35,404 --> 00:51:37,197
‫- اونجا قربان
‫- اونجا؟

606
00:51:37,218 --> 00:51:40,096
‫- بله، همون ویلا
‫- به اون میگی ویلا

607
00:51:40,117 --> 00:51:42,201
‫- کنیسه‌شون اونجاست، می‌بینین؟
‫- اون ویلا نیست!

608
00:51:42,222 --> 00:51:46,123
‫- می‌خوایم تبدیلش کنیم به اصطبل اردوگاه
‫- ویلا از این بزرگتره

609
00:51:46,205 --> 00:51:49,251
‫اون چیه اونجا؟

610
00:51:49,939 --> 00:51:52,607
‫زمین بازی. پنجاه و یک نفر کودک

611
00:51:52,733 --> 00:51:57,279
‫دندون‌پزشک، کفاش و پزشک عمومی هم داریم

612
00:51:59,510 --> 00:52:03,036
‫همینان قربان

613
00:52:06,955 --> 00:52:10,709
‫یکی از شما دختر خیلی خوش‌شانسیه

614
00:52:10,834 --> 00:52:14,588
‫یه فرصت کاری هست...

615
00:52:14,671 --> 00:52:18,550
‫دور از این کارهای کمرشکن

616
00:52:18,675 --> 00:52:22,220
‫در ویلای جدید من

617
00:52:25,786 --> 00:52:29,916
‫کدومتون تجربه مستخدمی داره؟

618
00:52:32,793 --> 00:52:34,874
‫آره، الان که فکر می‌کنم

619
00:52:34,886 --> 00:52:37,110
‫پیشخدمت یه نفر دیگه رو نمی‌خوام

620
00:52:37,173 --> 00:52:40,613
‫کلی عادتِ رو اعصاب دارن
‫که باید از سرشون بندازم

621
00:52:45,368 --> 00:52:48,287
‫نمی‌خوام سرماخوردگی رو ازم بگیری

622
00:52:48,517 --> 00:52:50,414
‫اسمت چیه؟

623
00:52:50,539 --> 00:52:52,917
‫- هلن هیرش
‫- چی؟

624
00:52:53,000 --> 00:52:54,794
‫هلن هیرش

625
00:52:54,877 --> 00:52:59,548
‫- چی؟ نمی‌شنوم
‫- هلن هیرش

626
00:53:14,980 --> 00:53:17,566
‫- بله
‫- همش رو خراب کنید!

627
00:53:17,650 --> 00:53:19,756
‫- برگردید سر کار!
‫- سر کار!

628
00:53:19,840 --> 00:53:23,947
‫خرابش کنید! خطرناکه!

629
00:53:23,988 --> 00:53:25,712
‫میگه فونداسیون اشتباه ریخته شده

630
00:53:25,724 --> 00:53:27,410
‫باید خرابش کنه

631
00:53:27,493 --> 00:53:30,579
‫بهش گفتم پادگانه،
‫نه هتل پنج ستاره

632
00:53:30,663 --> 00:53:34,917
‫زنیکه یهودی مهندس.
‫زنیکه سلیطه!

633
00:53:35,001 --> 00:53:39,255
‫جناب فرمانده، کل فونداسیون...

634
00:53:39,338 --> 00:53:42,090
‫باید خراب بشه و دوباره ریخته بشه

635
00:53:42,173 --> 00:53:45,593
‫اگه نشه، سمت جنوبی آسایشگاه

636
00:53:45,677 --> 00:53:48,263
‫دست کم نشست می‌کنه

637
00:53:48,346 --> 00:53:50,932
‫نشست می‌کنه، بعدم می‌ریزه

638
00:53:51,016 --> 00:53:53,769
‫- تو مهندسی؟
‫- بله

639
00:53:53,853 --> 00:53:56,271
‫من دیانا رایتر هستم.
‫فارغ‌التحصیلِ...

640
00:53:56,396 --> 00:53:58,732
‫رشته مهندسی عمران
از دانشگاه میلان هستم

641
00:53:58,815 --> 00:54:03,278
‫اوه، یه یهودی تحصیل‌کرده،
‫مثل کارل مارکس

642
00:54:10,618 --> 00:54:14,039
‫- گروهبان!
‫- بله قربان

643
00:54:14,164 --> 00:54:18,168
‫- بکُشش
‫- چی؟

644
00:54:18,293 --> 00:54:22,797
‫فرمانده! من فقط می‌خوام کارم رو انجام بدم

645
00:54:22,881 --> 00:54:24,466
‫آره، منم دارم کار خودم رو می‌کنم

646
00:54:24,549 --> 00:54:27,010
‫قربان، سرکارگر ساخت‌وسازه

647
00:54:27,177 --> 00:54:29,512
‫قرار نیست با اینا بحث کنیم که

648
00:54:30,054 --> 00:54:31,597
‫باشه

649
00:54:33,141 --> 00:54:36,978
‫نه! بهش شلیک کن، همینجا.
‫با مسئولیت من!

650
00:54:47,654 --> 00:54:52,785
‫- این کارها کافی نیست
‫- حتما همینطوره

651
00:54:59,333 --> 00:55:04,213
‫خرابش کنید، دوباره بریزید،
‫دوباره بسازید. همونطور که زنه گفت

652
00:55:04,338 --> 00:55:08,550
‫کلی کار مونده،
‫ولی فقط یه ساعت دیگه روشنایی هوا رو داریم

653
00:55:19,352 --> 00:55:22,897
‫امروز در تاریخ ثبت خواهد شد

654
00:55:23,439 --> 00:55:26,819
‫امروز در خاطرات خواهد ماند

655
00:55:27,610 --> 00:55:34,702
‫سالها بعد، جوان‌ها با شگفتی
‫در مورد امروز سوال می‌کنن

656
00:55:35,536 --> 00:55:40,415
‫امروز یک روز تاریخیه،
‫و ما هم در اون دخیلیم

657
00:55:40,540 --> 00:55:43,089
‫ششصد سال پیش...

658
00:55:43,126 --> 00:55:44,615
‫در حالی که در جاهای دیگه...

659
00:55:44,627 --> 00:55:46,963
‫دنبال مقصر طاعون سیاه بودن

660
00:55:46,999 --> 00:55:50,717
‫به اصطلاح کاژیمیش کبیر

661
00:55:50,800 --> 00:55:54,095
‫به یهودی‌ها گفت که می‌تونن بیان کراکوف

662
00:55:54,116 --> 00:55:56,764
‫اونا هم اومدن

663
00:55:57,932 --> 00:55:59,976
‫وسایلشون رو قِل دادن توی شهر

664
00:56:00,059 --> 00:56:02,894
‫- آره، یکم کمتر
‫- ساکن شدن

665
00:56:03,083 --> 00:56:07,691
‫تصرف کردن. رونق پیدا کردن

666
00:56:07,817 --> 00:56:12,864
‫در تجارت، علم، تحصیل، هنر

667
00:56:12,989 --> 00:56:15,970
‫وقتی اومدن اینجا هیچی نداشتن

668
00:56:16,679 --> 00:56:18,202
‫هیچی!

669
00:56:19,329 --> 00:56:21,913
‫اما شکوفا شدن

670
00:56:21,997 --> 00:56:27,712
‫شش قرن تمام، یک کراکوف یهودی وجود داشت

671
00:56:28,358 --> 00:56:31,006
‫بهش فکر کنید

672
00:56:31,089 --> 00:56:33,134
‫امشب...

673
00:56:33,175 --> 00:56:37,430
‫اون شش قرن تبدیل به شایعه میشه

674
00:56:38,075 --> 00:56:41,016
‫اصلا اتفاق نیفتاده

675
00:56:41,663 --> 00:56:45,103
‫امروز در تاریخ ثبت خواهد شد!

676
00:56:58,084 --> 00:57:02,154
‫[ انحلال گتو ]
‫[ سیزدهم مارس 1943 ]

677
00:57:04,851 --> 00:57:07,834
‫پیاده شید و صف دوتایی تشکیل بدید!

678
00:57:08,793 --> 00:57:11,275
‫یالا، زودتر!

679
00:57:13,944 --> 00:57:19,449
‫بنظرم با گتوی ب شروع کنیم

680
00:57:27,895 --> 00:57:30,253
‫- خب؟
‫- از هر دو طرف شروع کنیم؟

681
00:57:30,315 --> 00:57:33,046
‫- نه، نه. می‌خوام از اونجا شروع کنی
‫- سمت راست؟

682
00:57:33,484 --> 00:57:35,715
‫- بعد حرکت کنی
‫- خیلی‌خب

683
00:57:36,258 --> 00:57:42,576
‫برچسب خوانا روش بزنید.
‫بعداً براتون فرستاده میشه

684
00:57:43,890 --> 00:57:47,123
‫چمدونتون رو بذارید!

685
00:57:47,164 --> 00:57:50,856
‫برچسب خوانا بهش بزنید

686
00:57:50,876 --> 00:57:54,505
‫بعداً براتون فرستاده میشه

687
00:57:54,588 --> 00:57:57,215
‫- باز کن!
‫- لاکوم

688
00:58:20,864 --> 00:58:23,284
‫بیاین پایین!

689
00:58:50,100 --> 00:58:52,520
‫یهودی‌ها، همه بیرون!

690
00:58:58,901 --> 00:59:02,155
‫یه چیز گرم بپوشید و بیاید بیرون

691
00:59:08,410 --> 00:59:10,622
‫به سمت میدون چودی!

692
00:59:19,672 --> 00:59:23,133
‫گولد، خایم!
‫برید میدون چودی

693
00:59:23,300 --> 00:59:26,470
‫- گولد، خایم!
‫- بله، گولد خایم

694
00:59:26,512 --> 00:59:28,972
‫بهش شلیک کن!

695
00:59:37,523 --> 00:59:40,693
‫یه لباس گرم بپوشید و برید سمت میدون چودی

696
00:59:40,776 --> 00:59:43,903
‫چمدون نیار!
‫چمدون نیار!

697
00:59:44,342 --> 00:59:48,199
‫- برو
‫- چمدون نیار! چمدون نیار!

698
00:59:48,282 --> 00:59:50,995
‫سلام آقا کوچولو. چند سالته، ها؟

699
00:59:51,120 --> 00:59:55,040
‫اسمت چیه تو؟
‫اسمت چیه، ها؟

700
00:59:55,124 --> 00:59:57,667
‫گفتم چمدون نیار!

701
00:59:57,792 --> 01:00:00,149
‫چمدون نیار!

702
01:00:00,212 --> 01:00:03,382
‫برید میدون چودی!
‫چمدون‌هاتون رو بذارید اینجا!

703
01:00:03,465 --> 01:00:06,426
‫- کارت آبی!
‫- میدون چودی!

704
01:00:06,446 --> 01:00:08,449
‫این کیف اینجا چیکار می‌کنه؟

705
01:00:08,470 --> 01:00:11,556
‫همه برن میدون چودی!

706
01:00:27,864 --> 01:00:29,540
‫از فاضلاب فرار می‌کنیم

707
01:00:29,552 --> 01:00:32,055
‫باید چک کنم ببینم امنه یا نه

708
01:00:32,222 --> 01:00:33,790
‫میلا، یه سری چیز بردار.
‫فقط بزرگتر از...

709
01:00:33,802 --> 01:00:34,808
‫من نمی‌تونم بیام تو فاضلاب

710
01:00:35,100 --> 01:00:39,083
‫بهت گفتم نمیام تو فاضلاب

711
01:00:41,669 --> 01:00:45,589
‫می‌تونی. مطمئنم می‌تونی

712
01:00:46,924 --> 01:00:49,509
‫من نمیرم تو فاضلاب

713
01:01:00,520 --> 01:01:04,733
‫- برو کنار!
‫- اونجا! اون طرف!

714
01:01:04,816 --> 01:01:07,069
‫کارتت کو یهودی؟

715
01:01:07,089 --> 01:01:09,237
‫برگه‌هات؟

716
01:01:09,425 --> 01:01:12,199
‫مدارکت یهودی!

717
01:01:13,533 --> 01:01:15,765
‫اون صف!

718
01:01:16,265 --> 01:01:17,475
‫مدارکت کو؟

719
01:01:17,558 --> 01:01:20,937
‫من بخاطر مدارک لعنتی تو نمیرم اون بالا!

720
01:01:23,272 --> 01:01:25,379
‫برگه‌هات کو پدرسگ؟

721
01:01:43,708 --> 01:01:45,837
‫چرا شلیک می‌کنی؟
‫دیوونه شدی؟

722
01:01:45,920 --> 01:01:48,526
‫تو این هیاهو ممکن بود تیرت بخوره به من!

723
01:01:48,609 --> 01:01:50,800
‫گلوله از بیخ گوشم رد شد!

724
01:01:50,883 --> 01:01:53,740
‫- ببخشید!
‫- الان عذرخواهی می‌کنی؟ دیوانه‌ای!

725
01:01:53,824 --> 01:01:57,076
‫نزدیک نشو! نزدیک نشو!

726
01:02:01,414 --> 01:02:04,855
‫حرف نزنین!
‫فقط برید داخل ماشین‌ها!

727
01:02:04,938 --> 01:02:07,837
‫راه برید، واینستید!
‫حرف نزنین!

728
01:02:10,396 --> 01:02:12,196
‫[ سم ]

729
01:02:17,637 --> 01:02:19,744
‫بیا اینجا یهودی لاشی!

730
01:02:19,828 --> 01:02:22,267
‫تکون نخورید!
‫گفتم تکون نخورید!

731
01:03:19,573 --> 01:03:22,452
‫اون دیگه کارش تمومه. ولش کن

732
01:03:22,535 --> 01:03:26,164
‫یه لحظه وقت بده.
‫فقط بذار بیارمش داخل

733
01:03:31,252 --> 01:03:35,340
‫می‌تونی بری پیشش،
‫یا اینکه بری تو صف

734
01:03:39,657 --> 01:03:42,513
‫- زن‌ها سمت چپ!
‫- ویلهلم!

735
01:03:42,596 --> 01:03:45,063
‫زن‌ها سمت چپ!

736
01:03:45,100 --> 01:03:48,185
‫- مردها سمت راست
‫- ولم کن! شوهرم رو ول نمی‌کنم

737
01:03:52,856 --> 01:03:56,652
‫زن‌ها سمت چپ،
‫مردها سمت راست

738
01:03:59,029 --> 01:04:01,865
‫دولت شما اومده تو کشور ما!

739
01:04:07,579 --> 01:04:09,832
‫مامان! مامان!

740
01:04:57,628 --> 01:05:00,048
‫میلا!

741
01:05:25,719 --> 01:05:27,345
‫خدایی من!

742
01:05:32,934 --> 01:05:35,437
‫- تو کارت آبی داری
‫- کارت آبی دیگه مهم نیست

743
01:05:35,479 --> 01:05:37,158
‫دارن گتو رو خالی می‌کنن

744
01:05:37,170 --> 01:05:38,815
‫برای تو جا نیست

745
01:05:38,898 --> 01:05:40,765
‫چی داری میگی؟

746
01:05:40,777 --> 01:05:42,610
‫قبلا امتحان کردیم.
‫خیلی هم جا هست

747
01:05:42,693 --> 01:05:45,696
‫- نظرم عوض شده!
‫- مامان!

748
01:05:45,780 --> 01:05:50,243
‫ببین اونجا چقدر جا هست.
‫بعد منو ببین. الان فقط ترسیدی

749
01:05:50,326 --> 01:05:52,578
‫می‌تونم دختره رو جا بدم، ولی تو نه

750
01:05:52,662 --> 01:05:55,122
‫- مامان، من میام بیرون!
‫- همونجا بمون

751
01:05:55,206 --> 01:05:57,354
‫ترجیح میدم اینجا باشی تا خدا می‌دونه کجا

752
01:05:57,396 --> 01:05:59,502
‫مامان!

753
01:06:19,814 --> 01:06:22,149
‫فرمانده!

754
01:06:22,232 --> 01:06:23,818
‫اسیر سلام نظامیتم!

755
01:06:23,860 --> 01:06:25,707
‫احتراماً گزارش می‌کنم
‫که وظیفه‌ی...

756
01:06:25,719 --> 01:06:27,822
‫برداشتن چمدان‌ها از جاده رو بهم دادن

757
01:06:27,905 --> 01:06:30,866
‫تا در خیابان اصلی مانعی وجود نداشته باشه

758
01:06:30,949 --> 01:06:36,496
‫کارتو تموم کن و برو تو صف،
‫سرباز نظامیِ سلام‌بلد!

759
01:06:58,351 --> 01:07:00,352
‫خانم درزنر؟

760
01:07:00,436 --> 01:07:02,481
‫بله

761
01:07:02,564 --> 01:07:04,857
‫اوه، تو از دوستای پسرمی

762
01:07:04,940 --> 01:07:07,089
‫نگران نباش. آروم میرم.
‫دردسر درست نمی‌کنم

763
01:07:07,173 --> 01:07:09,273
‫نه، برید زیر پله‌ها

764
01:07:09,285 --> 01:07:11,740
‫یکم دیگه جستجوشون تموم میشه.
‫اونجا جاتون امنه

765
01:07:11,823 --> 01:07:15,201
‫- لطفا قایم شو! لطفا!
‫- می‌خوام زیر آفتاب گرم بشم

766
01:07:15,284 --> 01:07:17,703
‫زیر پله‌ها قایم شید!

767
01:07:20,289 --> 01:07:22,312
‫ساختمون رو گشتم. کسی اینجا نیست

768
01:07:22,395 --> 01:07:26,463
‫- باشه، پس میریم بلوک بعدی
‫- مفهومه!

769
01:07:33,344 --> 01:07:35,971
‫- دانکا!
‫- مامان!

770
01:07:41,352 --> 01:07:43,562
‫سلام آدام

771
01:07:43,646 --> 01:07:45,815
‫سلام دانکا

772
01:07:51,904 --> 01:07:55,741
‫باهام بیا. می‌برمت تو صف خوبه

773
01:07:57,575 --> 01:08:00,746
‫شنیدی میگن «یه ساعت زندگی هم باز زندگیه»؟

774
01:08:00,830 --> 01:08:05,084
‫تو دیگه پسربچه نیستی.
‫دعای خیرم پشت سرته

775
01:09:42,158 --> 01:09:45,599
‫لطفا، بیا بریم.
‫بیا بریم لطفا!

776
01:09:45,995 --> 01:09:47,767
‫یالا!

777
01:10:56,027 --> 01:10:57,587
‫علامت بزن

778
01:10:57,597 --> 01:10:59,567
‫علامت بزن

779
01:12:27,590 --> 01:12:31,678
‫- مال کیه؟ باخ‌؟
‫- نه، نه. موتزارته

780
01:12:31,761 --> 01:12:33,806
‫- موتزارت؟
‫- آره!

781
01:12:53,533 --> 01:12:57,037
‫- می‌تونیم امروز تمومش کنیم؟
‫- امکان نداره

782
01:13:01,667 --> 01:13:03,814
‫نمی‌تونیم

783
01:13:03,897 --> 01:13:07,380
‫کاش این شب لعنتی تموم میشد

784
01:13:44,834 --> 01:13:49,025
‫به صف شید!
‫صف‌های پنج‌تایی!

785
01:13:49,108 --> 01:13:51,924
‫به صف!

786
01:13:53,550 --> 01:13:56,512
‫به صف شید!

787
01:13:58,368 --> 01:14:01,558
‫یالا، صف‌های پنج‌تایی!

788
01:14:01,642 --> 01:14:03,977
‫کلاه‌ها برداشته شن!

789
01:14:05,896 --> 01:14:07,397
‫اسامی رو بخونید!

790
01:14:07,398 --> 01:14:09,184
‫اونهایی که اسمشون خونده میشه

791
01:14:09,196 --> 01:14:11,152
‫دستشون رو بلند می‌کنن
‫و بلند میگن «بله»!

792
01:14:11,964 --> 01:14:13,946
‫بله!

793
01:14:16,532 --> 01:14:17,620
‫بله!

794
01:14:17,657 --> 01:14:20,953
‫- کلر، فانی!
‫- بله!

795
01:14:21,036 --> 01:14:25,499
‫- آدالبرت، هرمان!
‫- بله!

796
01:14:25,582 --> 01:14:27,960
‫- فابر، دوروتیا!
‫- بله!

797
01:14:28,043 --> 01:14:31,462
‫- گلدشتین، پولا!
‫- بله!

798
01:14:31,546 --> 01:14:34,945
‫- وارمبرگر، مارکوس!
‫- بله!

799
01:14:36,279 --> 01:14:39,137
‫ادلشتین، مکس!

800
01:14:56,988 --> 01:14:59,657
‫متفرق شید!

801
01:15:01,826 --> 01:15:05,350
‫بدترین قسمتش تموم شد.
‫ما دیگه کارگریم

802
01:15:43,846 --> 01:15:47,537
‫وای خدا، آمون!

803
01:16:46,679 --> 01:16:49,890
‫آمون، خیلی بچه‌ای مردک!

804
01:16:49,932 --> 01:16:52,434
‫پاشو پاشو

805
01:17:02,194 --> 01:17:05,718
‫- قهوه درست کن
‫- خودت درست کن

806
01:17:20,649 --> 01:17:25,258
‫اس‌اس یه سری از صنعت‌ها رو
‫خودش داخل پلاشوف مدیریت می‌کنه

807
01:17:25,279 --> 01:17:27,719
‫یه کارخونه فلزکاری، فرچه

808
01:17:27,802 --> 01:17:30,973
‫یکی دیگه برای بازیافت لباس‌های
‫یهودی‌ها که از گتوها جمع شده

809
01:17:31,056 --> 01:17:33,579
‫برای اینکه بفرستن کشورمون
‫برای خانواده‌های بمب‌خورده

810
01:17:33,662 --> 01:17:35,131
‫اما صنعت‌های خصوصی...

811
01:17:35,143 --> 01:17:37,020
‫مثل صنعت شماست که بیشترین...

812
01:17:37,103 --> 01:17:39,814
‫سود رو از ورود به اردوگاه فرمانده آمون گوت می‌کنه...

813
01:17:39,898 --> 01:17:42,442
‫نه، نه، نه. بشینید.
‫جولیان، حالت چطوره؟

814
01:17:42,525 --> 01:17:43,964
‫خوشحالم می‌بینمت دوست من

815
01:17:44,006 --> 01:17:47,071
‫- اسکار شیندلر هستم
‫- لئو یان

816
01:17:50,617 --> 01:17:51,734
‫فرانتس، خوشحالم می‌بینمت

817
01:17:51,746 --> 01:17:53,598
‫سلام اسکار. خوشحالم که تونستی بیای پیشمون

818
01:17:53,681 --> 01:17:57,227
‫- مایه افتخارمه. جولیوس
‫- چطوری؟ وزن کم کردی

819
01:17:57,311 --> 01:18:01,211
‫آره، فقط از روی دوشم.
‫لطفا بفرمایید بشینید

820
01:18:01,294 --> 01:18:03,962
‫حال شما چطوره؟
‫اسکار شیندلر هستم

821
01:18:05,673 --> 01:18:09,093
‫- بدون شما شروع کردیم
‫- مشکلی نیست. چیز خوبی از کفم رفت؟

822
01:18:09,594 --> 01:18:12,429
‫داشتم به جناب بوش و جناب مادریچ توضیح می‌دادم

823
01:18:12,513 --> 01:18:15,329
‫که منتقل کردن کارخونه‌هاشون
‫به پلاشوف چه مزایایی داره

824
01:18:15,411 --> 01:18:18,039
‫منظورم غذا بود

825
01:18:20,270 --> 01:18:22,225
‫چون نیروی کارتون همینجا سکونت داره

826
01:18:22,237 --> 01:18:24,150
‫همیشه براتون در دسترسه

827
01:18:24,233 --> 01:18:26,902
‫اگه بخواین می‌تونین تا صبح ازشون کار بکشین

828
01:18:26,985 --> 01:18:29,150
‫سیاست‌های کارخونه‌تون

829
01:18:29,162 --> 01:18:31,448
‫هر چی که در گذشته بودن،
‫همونطور می‌مونن

830
01:18:31,532 --> 01:18:33,659
‫مورداحترام خواهند بود

831
01:18:33,742 --> 01:18:35,615
‫جسارتاً چنین کتی رو...

832
01:18:35,627 --> 01:18:37,996
‫از کجا گرفتین؟
‫جنسش چیه؟ ابریشمیه؟

833
01:18:38,080 --> 01:18:40,040
‫البته!

834
01:18:40,123 --> 01:18:44,419
‫اصلا میدرخشه

835
01:18:44,503 --> 01:18:46,379
‫- ممنونم
‫- بسیار عالی

836
01:18:46,462 --> 01:18:48,233
‫خواستم بگم یکی براتون می‌گیرم

837
01:18:48,245 --> 01:18:50,196
‫اما مردی که دوختش احتمالا مُرده

838
01:18:50,279 --> 01:18:52,886
‫نمی‌دونم

839
01:18:52,970 --> 01:18:56,618
‫اون روز رفتم سر کار

840
01:18:56,702 --> 01:18:58,788
‫کسی نبود

841
01:18:58,871 --> 01:19:02,563
‫کسی از این موضوع چیزی بهم نمیگه.
‫خودم باید بفهمم. باید وارد شم

842
01:19:03,584 --> 01:19:06,232
‫همه‌ رفتن

843
01:19:06,315 --> 01:19:08,401
‫نه

844
01:19:09,318 --> 01:19:11,405
‫نه

845
01:19:14,157 --> 01:19:16,660
‫نرفتن. اینجان

846
01:19:16,743 --> 01:19:21,810
‫مال منن!
‫هر روزی که می‌گذره دارم ضرر می‌کنم

847
01:19:21,893 --> 01:19:23,270
‫هر کارگری که تیر خورده

848
01:19:23,282 --> 01:19:24,750
‫برام هزینه داره.
‫باید یه نفر دیگه رو پیدا کنم

849
01:19:24,751 --> 01:19:25,632
‫باید مبادله‌شون کنم

850
01:19:25,668 --> 01:19:27,019
‫قراره انقدر پول دربیاریم

851
01:19:27,031 --> 01:19:28,796
‫که اینا هیچ اهمیتی نداره

852
01:19:28,838 --> 01:19:32,341
‫برای تجارت بده

853
01:19:43,227 --> 01:19:45,188
‫ممنون

854
01:19:45,271 --> 01:19:47,815
‫بطری رو بذار

855
01:19:49,065 --> 01:19:51,277
‫اینو ببر

856
01:19:51,360 --> 01:19:54,989
‫لینا... ممنون

857
01:20:04,101 --> 01:20:07,688
‫شرنر یه چیز دیگه هم در موردت بهم گفت

858
01:20:09,462 --> 01:20:11,901
‫جدی؟ چی؟

859
01:20:11,984 --> 01:20:16,760
‫اینکه معنی واژه «قدردانی» رو می‌دونی

860
01:20:16,947 --> 01:20:20,242
با مفهومش آشنایی

861
01:20:20,326 --> 01:20:23,600
برخلاف بقیه

862
01:20:23,683 --> 01:20:27,145
‫تو می‌خوای جایی که هستی بمونی

863
01:20:27,229 --> 01:20:30,357
‫کارهایی هم در کنارش داری

864
01:20:30,440 --> 01:20:32,525
‫اوضاع خوبه

865
01:20:32,608 --> 01:20:37,154
‫نمی‌خوای کسی بهت بگه چیکار کنی

866
01:20:37,238 --> 01:20:41,700
‫من همه اینا رو درک می‌کنم، می‌دونی؟
‫من... می‌شناسمت

867
01:20:43,766 --> 01:20:49,084
‫چیزی که می‌خوای... یه اردوگاه فرعی شخصیه

868
01:20:54,463 --> 01:20:57,801
‫هیچ می‌دونی چه چیزای دیگه‌ای هم دخیلن؟
‫فقط کارای اداریش

869
01:20:57,843 --> 01:21:00,034
‫باید اون لعنتی رو بسازی

870
01:21:00,046 --> 01:21:02,389
‫گرفتن جوازهاش یه تنه روانیت می‌کنه

871
01:21:02,430 --> 01:21:04,400
‫بعد مهندس‌ها میان وایمیستن

872
01:21:04,412 --> 01:21:06,183
‫و بحث می‌کنن درباره زهکشی و فونداسیون

873
01:21:06,225 --> 01:21:08,630
‫و مقررات و مشخصات دقیق
‫و چهار کیلومتر فنس

874
01:21:08,642 --> 01:21:11,648
‫و هزار و دویست کیلوگرم سیم‌خاردار

875
01:21:11,731 --> 01:21:14,984
‫شیش هزار کیلو فنس الکتریکی،
‫عایق‌های سرامیکی...

876
01:21:15,067 --> 01:21:16,652
‫سه متر مربع فضا برای هر زندانی داری

877
01:21:16,694 --> 01:21:18,637
‫باور کن دلت می‌خواد تیر بزنی تو مخ یکی

878
01:21:18,649 --> 01:21:20,884
‫من کشیدم اینا رو. می‌دونم

879
01:21:20,968 --> 01:21:24,743
‫می‌دونی پس.
‫خودت کشیدی دیگه

880
01:21:26,829 --> 01:21:29,956
‫می‌تونی اوضاع رو برام راحت‌تر کنی

881
01:21:32,918 --> 01:21:34,919
‫قدردانت میشم

882
01:21:38,798 --> 01:21:40,801
‫جاده رو خالی کنید!

883
01:21:50,623 --> 01:21:54,857
‫حرکت کنید! واینستید!

884
01:22:00,966 --> 01:22:03,823
‫- واینستید!
‫- بپیچید سمت چپ!

885
01:22:10,163 --> 01:22:12,728
‫اشترن کجاست؟

886
01:22:15,793 --> 01:22:19,964
‫گلدبرگ و هیلوویچ،
‫مطمئن شو که من سهمم رو می‌گیرم

887
01:22:20,048 --> 01:22:23,551
‫از... کارخونه‌دارهای این اردوگاه

888
01:22:23,635 --> 01:22:26,950
‫رسیدگی به حساب اصلی خودم رو به تو می‌سپارم

889
01:22:27,033 --> 01:22:30,329
‫یعنی حساب شیندلر

890
01:22:30,412 --> 01:22:34,562
‫می‌خواد استقلال داشته باشه.
‫منم بهش استقلال دادم

891
01:22:34,646 --> 01:22:37,564
‫اما استقلال هزینه داره

892
01:22:37,648 --> 01:22:40,484
‫متوجه هستی؟

893
01:22:44,905 --> 01:22:46,907
‫منو نگاه کن

894
01:22:57,544 --> 01:23:01,713
‫یادت نره الان برای کی کار می‌کنی

895
01:23:10,284 --> 01:23:11,278
‫آره!

896
01:23:11,290 --> 01:23:14,309
‫حواستون باشه بمونه اینجا.
‫مردک سریع در میره!

897
01:23:20,961 --> 01:23:23,652
‫- بازم شراب می‌خوایم
‫- شراب!

898
01:23:23,735 --> 01:23:27,281
‫پیش دوست من بمون.
‫نذار در بره

899
01:23:49,740 --> 01:23:51,835
‫ممنون جناب رئیس

900
01:23:51,872 --> 01:23:53,931
‫به سلامتی، جناب رئیس

901
01:23:58,102 --> 01:24:01,564
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- چیه؟ سرم رو می‌خارونم

902
01:24:01,647 --> 01:24:03,604
‫باعث میشه فکر کنن شپش داریم

903
01:24:03,616 --> 01:24:06,110
‫باعث میشه فاصله‌شون رو حفظ کنن

904
01:24:06,194 --> 01:24:08,695
‫- شپش داری حالا؟
‫- دفترت رو آوردی؟

905
01:24:08,778 --> 01:24:10,637
‫تقویم روی میزم تولد تمام

906
01:24:10,649 --> 01:24:12,387
‫زن و بچه‌های دوستان اس‌اس‌مون رو توش داره

907
01:24:12,471 --> 01:24:14,827
‫یادت نره یه چیزی بفرستی

908
01:24:14,911 --> 01:24:16,768
‫رشوه‌های پرداختی به اداره اصلی

909
01:24:16,780 --> 01:24:18,476
‫اقتصادی و اجرایی...

910
01:24:18,559 --> 01:24:20,979
‫- آروم بگو اشترن، آروم
‫- شورای تسلیحات...

911
01:24:21,063 --> 01:24:23,180
‫بخش داخلی استاندار

912
01:24:23,192 --> 01:24:25,546
‫و رئیس پلیس رو با عنوان «اجرت» ثبت کن

913
01:24:25,630 --> 01:24:27,714
‫و اول هر ماه پرداختشون کن

914
01:24:27,798 --> 01:24:30,197
‫بر خلاف پرداخت‌های شخصی‌ای
‫که به آشناهامون در اس‌اس داریم

915
01:24:30,280 --> 01:24:32,323
‫فهرست تو کشوی پایینی میزم...

916
01:24:32,324 --> 01:24:35,452
‫- که...
‫- «اول ماه...»

917
01:24:35,639 --> 01:24:38,246
‫آشناها در اس‌اس: لیست، کشوی پایینی میزم،
‫که البته بعنوان...

918
01:24:38,330 --> 01:24:40,416
‫کمک نقدی به خیریه‌های قانونی

919
01:24:40,428 --> 01:24:42,687
‫به دفتر هر مسئول می‌فرستی

920
01:24:42,771 --> 01:24:46,191
‫معامله با آشناهامون در بازار سیاه،
‫با عنوان تأمین‌کننده

921
01:24:46,274 --> 01:24:48,468
‫تو دفتر کل قانونی یه مقدار پیچیده‌تره

922
01:24:48,480 --> 01:24:49,215
‫ولش کن!

923
01:24:49,298 --> 01:24:52,004
‫یعنی چی ولش کن؟
‫نمیشه که!

924
01:24:52,016 --> 01:24:53,740
‫سرم درد گرفت!

925
01:25:00,393 --> 01:25:03,875
‫- نتونستم از اینجا ببرمت بیرون
‫- چیزیم نمیشه

926
01:25:03,959 --> 01:25:08,296
‫بهرحال، تقریبا هر هفته میام اینجا.
‫معمولا چهارشنبه‌ها

927
01:25:08,380 --> 01:25:11,946
‫بهت سر می‌زنم ببینم در چه حالی

928
01:25:13,280 --> 01:25:17,389
‫بیا. اینا رو بذار تو جیبت

929
01:25:17,472 --> 01:25:19,515
‫یالا

930
01:25:23,353 --> 01:25:28,023
‫جناب رئیس، نذار همه‌چی از هم بپاشه.
‫من خیلی زحمت کشیدم

931
01:25:36,324 --> 01:25:40,996
‫ممنون بابت...
‫موفق باشی

932
01:26:02,203 --> 01:26:05,227
‫توجه! کلاه‌ها پایین!

933
01:26:14,821 --> 01:26:17,948
‫- کار کنید!
‫- برگردید سرکار!

934
01:26:17,949 --> 01:26:20,669
‫[ کارخانه فلزکاریِ داخل اردوگاه کار اجباری پلاشوف ]

935
01:26:31,544 --> 01:26:36,153
‫- چی درست می‌کنی؟
‫- لولا، قربان

936
01:26:38,427 --> 01:26:40,253
‫آره، فردا یه سری کارگر قراره بیان

937
01:26:40,265 --> 01:26:42,055
‫گفتی از کدوم قبرستونی؟

938
01:26:42,138 --> 01:26:44,203
‫یوگسلاوی، جناب فرمانده!

939
01:26:44,286 --> 01:26:46,851
‫باید جا باز کنم

940
01:26:49,312 --> 01:26:52,774
‫- یه لولا برام درست کن
‫- بله قربان

941
01:27:24,012 --> 01:27:27,224
‫ادامه بده، داری خوب پیش میری

942
01:27:27,307 --> 01:27:29,393
‫میگه خوب داره پیش میره

943
01:27:36,066 --> 01:27:38,735
‫اوه، چه خوب

944
01:27:38,819 --> 01:27:42,573
‫اما یه مقدار گیج شدم.
‫شاید بتونی کمکم کنی بفهمم

945
01:27:42,656 --> 01:27:46,285
‫چیزی که نمی‌فهمم اینه که...

946
01:27:46,368 --> 01:27:50,914
‫از حدود ساعت شش صبح
‫داری کار می‌کنی

947
01:27:51,457 --> 01:27:56,086
‫با این حال، لولاهای خیلی کمی ساختی

948
01:28:25,198 --> 01:28:28,201
‫- ای خدا
‫- میشه من امتحان کنم قربان؟

949
01:28:28,284 --> 01:28:30,453
‫اهرم زاویه‌ش رو چک کن.
‫شاید خم شده

950
01:28:30,536 --> 01:28:33,873
‫نه، اگه بخاطر اون بود صدای تق نمی‌داد

951
01:28:33,956 --> 01:28:36,438
‫- شاید میله ضامنش چربه
‫- بده من

952
01:28:36,521 --> 01:28:39,691
‫- الان چی گفتم من؟
‫- بفرمایید

953
01:28:42,485 --> 01:28:43,779
‫جناب فرمانده

954
01:28:43,820 --> 01:28:49,368
‫خواهش می‌کنم بذارید بگم که
‫دلیل ناکافی بودن لولاها...

955
01:28:49,451 --> 01:28:53,476
‫این بود که امروز صبح دستگاه‌ها رو داشتن کالیبره می‌کردن

956
01:28:55,228 --> 01:28:58,397
‫بهم گفته بودن ذغال بیل بزنم

957
01:29:22,254 --> 01:29:24,339
‫عجیبه، نه؟

958
01:29:24,422 --> 01:29:26,383
‫آره

959
01:29:31,053 --> 01:29:34,349
‫ممنون میوک

960
01:29:34,432 --> 01:29:38,145
‫لیشک، چرمش رو دست نزن.
‫تازه روغن خورده

961
01:29:38,228 --> 01:29:40,083
‫- سرجوخه!
‫- برای منه؟

962
01:29:40,125 --> 01:29:43,900
‫- خیلی ممنونم جناب رئیس
‫- جناب رئیس!

963
01:29:43,984 --> 01:29:46,528
‫جناب رئیس!

964
01:29:49,009 --> 01:29:51,658
‫جناب رئیس

965
01:29:53,534 --> 01:29:54,702
‫داشته یواش لولا درست می‌کرده

966
01:29:54,743 --> 01:29:57,184
‫خب طرف می‌تونه زیر یک دقیقه لولا بسازه

967
01:29:57,196 --> 01:30:00,000
‫چرا اینقدر توضیح میدی؟

968
01:30:25,566 --> 01:30:26,966
‫[ لوارتوف ]

969
01:30:28,757 --> 01:30:31,822
‫- خیلی ممنون قربان
‫- خواهش می‌کنم!

970
01:30:34,992 --> 01:30:37,148
‫کسی نمی‌دونه مرغ رو کی دزدیده؟

971
01:30:37,370 --> 01:30:38,871
‫قضیه مرغ رو بهش بگو

972
01:30:38,954 --> 01:30:43,751
‫یه مرد مرغ‌به‌دست اینور اونور میره
‫و هیچکس متوجه نمیشه

973
01:30:43,834 --> 01:30:46,419
‫خودتون رو نجات بدید

974
01:30:46,503 --> 01:30:48,923
‫قضیه مرغ رو بهش بگید

975
01:31:04,521 --> 01:31:06,689
‫هنوز کسی نمی‌دونه؟

976
01:31:18,305 --> 01:31:22,122
‫کار تو بوده.
‫این جرم رو تو مرتکب شدی

977
01:31:22,205 --> 01:31:24,624
‫- نه قربان
‫- ولی می‌دونی کار کیه

978
01:31:24,707 --> 01:31:26,960
‫- بله
‫- کی؟

979
01:31:27,982 --> 01:31:30,087
‫اون!

980
01:31:33,550 --> 01:31:37,470
‫- خیلی بااستعداده
‫- باشه حتما. بیارش

981
01:31:40,264 --> 01:31:44,143
‫قربان، ممنون

982
01:31:50,274 --> 01:31:53,068
‫- بازم ممنون جناب رئیس!
‫- بازم خواهش می‌کنم

983
01:31:53,152 --> 01:31:55,634
‫کار کردن برای همچین شرکت بزرگی باعث افتخاره

984
01:31:55,635 --> 01:31:56,677
‫خوشحالیم که پیش مایی

985
01:31:56,759 --> 01:31:58,597
‫قول میدم همه‌چی رو در موردِ...

986
01:31:58,609 --> 01:32:00,410
‫تولید ظروف لعابی یاد بگیرم

987
01:32:00,411 --> 01:32:01,974
‫عالیه!

988
01:32:13,547 --> 01:32:17,926
‫- الو؟ خانم السا کراوس اینجاست
‫- فقط پنج دقیقه وقت می‌خوام

989
01:32:18,010 --> 01:32:20,721
‫می‌خوان با جناب رئیس حرف بزنن

990
01:32:40,240 --> 01:32:42,450
‫بله

991
01:32:46,704 --> 01:32:49,478
حاضر به ملاقات نیستند

992
01:33:19,570 --> 01:33:21,739
‫بفرمایید بشینید

993
01:33:24,825 --> 01:33:28,058
‫- شراب؟ کنیاک؟
‫- نه. خیلی ممنون

994
01:33:28,996 --> 01:33:32,542
‫خب، چه کمکی ازم برمیاد؟

995
01:33:36,566 --> 01:33:39,131
‫میگن اینجا کسی نمی‌میره

996
01:33:39,214 --> 01:33:42,780
‫میگن کارخونه‌تون یک پناهگاهه

997
01:33:44,302 --> 01:33:46,764
‫میگن آدم خوبی هستید

998
01:33:49,766 --> 01:33:51,977
‫کی میگه؟

999
01:33:52,060 --> 01:33:54,229
‫همه

1000
01:34:00,527 --> 01:34:03,029
‫من رگینا پرلمن هستم،
‫نه السا کراوس

1001
01:34:03,113 --> 01:34:04,935
‫از زمان کشتار گتو

1002
01:34:04,947 --> 01:34:06,679
‫من با مجوزهای جعلی تو کراکوف ساکنم

1003
01:34:06,762 --> 01:34:08,368
‫پدر و مادرم تو پلاشوف هستن

1004
01:34:08,452 --> 01:34:12,956
‫اسمشون خانا و یاکوب پرلمنه

1005
01:34:13,039 --> 01:34:14,676
‫سن و سالی ازشون گذشته

1006
01:34:14,688 --> 01:34:16,710
‫الان دارن مسن‌های پلاشوف رو می‌کشن

1007
01:34:16,751 --> 01:34:21,089
‫تو جنگل دفنشون می‌کنن. ببینین...

1008
01:34:21,173 --> 01:34:23,883
‫من هیچ پولی ندارم

1009
01:34:23,966 --> 01:34:27,407
‫این لباس‌ها رو قرض کردم

1010
01:34:29,556 --> 01:34:31,640
‫التماستون می‌کنم

1011
01:34:31,724 --> 01:34:35,540
‫لطفا، لطفا بیاریدشون اینجا

1012
01:34:35,624 --> 01:34:38,126
‫کار من این نیست

1013
01:34:38,209 --> 01:34:41,921
‫اشتباه به عرضتون رسوندن.
‫من فقط یه چیز رو می‌پرسم:

1014
01:34:42,005 --> 01:34:45,529
‫اینکه کارگر مهارت‌های لازم رو داره یا نه

1015
01:34:45,613 --> 01:34:48,115
‫پدر من وارد‌کننده‌ست، نه فلزکار

1016
01:34:48,158 --> 01:34:52,703
‫این فعالیت‌ها غیرقانونیه.
‫نمی‌تونی منو گول بزنی

1017
01:34:52,787 --> 01:34:56,916
‫گریه کن تا بگم دستگیرت کنن.
‫به خدا قسم!

1018
01:35:06,487 --> 01:35:09,261
‫آدم‌ها می‌میرن.
‫حقیقت زندگیه

1019
01:35:09,345 --> 01:35:11,147
‫می‌خواد همه رو بکشه؟ عالی!

1020
01:35:11,159 --> 01:35:12,973
‫من چیکار کنم این وسط؟

1021
01:35:13,057 --> 01:35:15,809
‫همه رو بیارم اینجا؟
‫همچین فکری می‌کنی؟

1022
01:35:15,892 --> 01:35:18,833
‫بفرستشون پیش شیندلر.
‫همه‌شون رو بفرست!

1023
01:35:18,917 --> 01:35:22,691
‫اینجا پناهگاهه‌، اصلا هم کارخونه نیست

1024
01:35:22,775 --> 01:35:25,026
‫شرکت هم که اصلا نیست

1025
01:35:25,109 --> 01:35:27,822
‫پناهگاهی برای ربی‌ها و یتیم‌ها...

1026
01:35:27,905 --> 01:35:31,367
‫و افرادی که هیچگونه مهارتی ندارن!

1027
01:35:33,326 --> 01:35:35,703
‫فکر کردی نمی‌دونم داری چیکار می‌کنی؟

1028
01:35:35,787 --> 01:35:39,374
‫هیچوقت جیکت درنمیاد.
‫می‌دونم! خبر دارم!

1029
01:35:39,457 --> 01:35:42,168
‫- داری ضرر می‌کنی؟
‫- نه، نمی‌کنم. مسئله این نیست!

1030
01:35:42,252 --> 01:35:47,528
‫- پس چه مسئله‌ای...
‫- خطرناکه! برام خطرناکه!

1031
01:35:50,364 --> 01:35:54,055
‫متوجه این باش.
‫گوت به شدت تحت فشاره

1032
01:35:54,139 --> 01:35:57,392
‫باید از دید اون به مسائل نگاه کنی

1033
01:35:57,788 --> 01:36:00,395
‫باید کل اینجا رو اداره کنه

1034
01:36:00,478 --> 01:36:03,189
‫مسئول تمام اتفاقاتیه که اینجا میفته، این همه آدم

1035
01:36:03,273 --> 01:36:06,609
‫مشغله‌های خیلی زیادی داره

1036
01:36:06,797 --> 01:36:10,655
‫و جنگ هم هست،
‫که بدترین صفات آدم‌ها رو بیرون می‌کشه

1037
01:36:10,738 --> 01:36:14,241
‫همیشه بدی‌ها رو بیرون‌ می‌کشه. همیشه

1038
01:36:16,494 --> 01:36:18,367
‫اما در شرایط عادی

1039
01:36:18,379 --> 01:36:21,082
‫اینجوری نمی‌شد.
‫آدم بدی نمی‌شد

1040
01:36:21,166 --> 01:36:24,627
‫فقط جنبه‌های خوبش ظاهر می‌شد...

1041
01:36:25,441 --> 01:36:28,422
‫میشد یک شیاد زبردست

1042
01:36:28,505 --> 01:36:30,550
‫آدمیه که غذای لذیذ و شراب خوب دوست داره

1043
01:36:30,562 --> 01:36:32,885
‫اهل خانم‌بازی و تجملات...

1044
01:36:32,968 --> 01:36:35,262
‫و کشتاره

1045
01:36:35,345 --> 01:36:38,098
بعیده لذتی از این کار ببره

1046
01:36:38,182 --> 01:36:41,268
‫بِیسکی برام تعریف کرد
‫که یه نفر تو مأموریت کاریِ...

1047
01:36:41,351 --> 01:36:44,375
‫خارج از سیم‌خاردارها بوده و فرار کرده

1048
01:36:44,459 --> 01:36:48,149
‫گوت تمام افراد آسایشگاه‌
‫اون شخص گمشده رو صف می‌کنه

1049
01:36:48,233 --> 01:36:49,969
‫به مرد سمت چپ بِیسکی شلیک کرده

1050
01:36:49,981 --> 01:36:52,196
‫و مرد سمت راستش

1051
01:36:52,236 --> 01:36:56,158
‫تا آخر صف یکی در میون افراد رو با پیستول کشته

1052
01:37:01,245 --> 01:37:03,749
‫25نفر

1053
01:37:07,669 --> 01:37:11,339
‫- خب من چکار کنم؟
‫- هیچی، هیچی

1054
01:37:11,422 --> 01:37:13,759
‫فقط داریم حرف می‌زنیم

1055
01:37:25,645 --> 01:37:27,356
‫«پرلمن»

1056
01:37:29,065 --> 01:37:31,067
‫پرلمن!

1057
01:37:31,984 --> 01:37:33,945
‫زن و شوهر

1058
01:37:34,028 --> 01:37:38,220
‫یاکوب و خانا پرلمن!

1059
01:37:51,087 --> 01:37:54,381
‫به گلدبرگ بگو بیاردشون

1060
01:37:56,259 --> 01:37:59,678
‫کلاه‌ها پایین!

1061
01:37:59,761 --> 01:38:01,889
‫آماده برای بازرسی!

1062
01:38:49,540 --> 01:38:53,732
‫مطمئنم این از اون کهنه‌ها بهتره لیشک

1063
01:38:53,815 --> 01:38:57,631
‫جناب رئیس، داشتم به لیشک کمک می‌کردم

1064
01:38:57,714 --> 01:39:00,738
‫یه چیزی پیدا کنه که باهاش
‫لکه‌های وان حمام فرمانده رو پاک کنه

1065
01:39:00,821 --> 01:39:03,742
‫- برو پاکش کن
‫- ببخشید قربان!

1066
01:39:07,328 --> 01:39:10,644
‫لازم نیست به من گزارش بدی هلن

1067
01:39:10,727 --> 01:39:13,626
‫می‌دونی من کی‌ام؟

1068
01:39:21,717 --> 01:39:25,012
‫من شیندلرم

1069
01:39:25,095 --> 01:39:28,620
‫البته. به گوشم رسیده و...

1070
01:39:28,808 --> 01:39:31,957
‫قبلا هم اینجا اومدید

1071
01:39:33,729 --> 01:39:36,524
‫بیا، نظرت چیه اینو یه جا نگه داری؟

1072
01:39:36,607 --> 01:39:40,110
‫- یالا، بگیرش
‫- اینجا غذای اضافی دارم

1073
01:39:40,193 --> 01:39:42,609
‫خب، اگه نمی‌خوای بخوریش،
‫مبادله‌ش کن

1074
01:39:42,621 --> 01:39:45,615
‫یا بدش به لیشک

1075
01:39:47,701 --> 01:39:50,078
‫دستت پر باشه بهتره

1076
01:39:54,561 --> 01:39:58,482
‫اولین روزی که اینجا بودم،
‫کتکم زد

1077
01:39:58,565 --> 01:40:02,590
‫چون استخون‌های پس‌مونده شام رو دور ریختم

1078
01:40:05,636 --> 01:40:10,307
‫نصف‌شب اومد تو زیرزمین و...

1079
01:40:10,391 --> 01:40:13,101
‫ازم پرسید کجان

1080
01:40:15,582 --> 01:40:20,191
‫می‌دونید که، برای سگ‌هاش

1081
01:40:22,235 --> 01:40:26,531
‫بهش گفتم... نمی‌دونم چجوری این حرف رو زدم

1082
01:40:26,614 --> 01:40:30,118
‫الان عمراً بتونم اینو بگم،
‫بهش گفتم...

1083
01:40:30,201 --> 01:40:33,620
‫«چرا داری کتکم می‌زنی؟»

1084
01:40:35,874 --> 01:40:39,544
‫گفت «الان برای این کتکت می‌زنم

1085
01:40:39,627 --> 01:40:43,861
‫که پرسیدی چرا کتکت می‌زنم»

1086
01:40:45,425 --> 01:40:48,385
‫از درد و عذابت باخبرم هلن

1087
01:40:50,804 --> 01:40:53,223
‫مهم نیست

1088
01:40:54,976 --> 01:40:57,895
‫پذیرفتمشون

1089
01:40:57,978 --> 01:41:00,230
‫پذیرفتی؟

1090
01:41:02,065 --> 01:41:03,818
‫یه روز بهم شلیک می‌کنه

1091
01:41:03,859 --> 01:41:06,737
‫نه، نه، نه.
‫بهت شلیک نمی‌کنه

1092
01:41:06,820 --> 01:41:10,491
‫می‌دونم. یه چیزهایی رو می‌بینم

1093
01:41:10,574 --> 01:41:14,077
‫دوشنبه روی پشت بوم بودیم،
‫من و لیشک...

1094
01:41:14,161 --> 01:41:18,081
‫و دیدیم که جناب فرمانده
‫از در جلویی رفت بیرون

1095
01:41:18,165 --> 01:41:23,003
‫از پله‌های کنار پاسیو رفت پایین،
‫درست زیر پای ما...

1096
01:41:23,086 --> 01:41:28,008
‫و روی پله‌ها،
‫تفنگش رو درآورد و...

1097
01:41:28,091 --> 01:41:31,427
‫به یه زن که داشت رد میشد شلیک کرد

1098
01:41:32,513 --> 01:41:35,744
‫زنی که داشت یه بسته حمل می‌کرد.
‫زد تو گلوش

1099
01:41:35,827 --> 01:41:39,519
‫زنی که فقط... فقط داشت
‫راهش رو می‌رفت

1100
01:41:39,602 --> 01:41:43,315
‫از بقیه نه چاق‌تر بود نه لاغرتر

1101
01:41:43,398 --> 01:41:45,817
‫نه کندتر، نه تندتر...

1102
01:41:45,900 --> 01:41:51,010
‫و نتونستم حدس بزنم که تقصیرش چی بوده

1103
01:41:54,408 --> 01:41:57,870
‫هر چی بیشتر کارهای جناب فرمانده رو می‌بینی

1104
01:41:57,954 --> 01:42:03,188
‫بیشتر می‌فهمی که هیچ مقرراتی وجود نداره
‫که بهشون پایبند بمونی

1105
01:42:03,480 --> 01:42:06,119
‫نمی‌تونی به خودت بگی
‫«اگه این مقررات رو

1106
01:42:06,131 --> 01:42:09,361
‫رعایت کنم دیگه در امانم»

1107
01:42:11,801 --> 01:42:16,055
‫بهت شلیک نمی‌کنه
‫چون زیادی ازت خوشش میاد

1108
01:42:16,243 --> 01:42:20,330
‫انقدر ازت خوشش میاد که
‫حتی نمی‌ذاره ستاره به دستت بزنی

1109
01:42:20,414 --> 01:42:25,752
‫نمی‌خواد هیچکس بدونه که
‫از یه یهودی خوشش میاد

1110
01:42:28,546 --> 01:42:31,871
‫به زنی که جلوی پله‌ها بود شلیک کرد

1111
01:42:31,883 --> 01:42:35,533
‫چون هیچ ارزشی براش نداشت

1112
01:42:35,846 --> 01:42:41,976
‫اون یکی از بسیار افرادی بود
‫که نه خشنودش می‌کنن نه ناخشنودش

1113
01:42:44,459 --> 01:42:47,627
‫ولی تو، هلن!

1114
01:42:51,506 --> 01:42:56,782
‫چیزی نیست.
‫از اون بوسه‌ها نیست

1115
01:43:01,704 --> 01:43:03,602
‫ممنونم!

1116
01:43:08,398 --> 01:43:10,275
‫بیا!

1117
01:43:16,135 --> 01:43:18,617
‫خیلی‌خب، شراب!

1118
01:43:25,539 --> 01:43:29,273
‫مهمونی معرکه‌ایه آمون. ممنون

1119
01:43:37,010 --> 01:43:40,450
‫چرا این جنس آشغال رو می‌خوری؟

1120
01:43:40,533 --> 01:43:43,307
‫من که شراب ناب برات می‌فرستم

1121
01:43:43,390 --> 01:43:47,311
‫کبدت همین روزاست که
‫مثل نارنجک بترکه

1122
01:43:47,394 --> 01:43:50,147
‫می‌دونی، من بهت نگاه می‌کنم...

1123
01:43:50,231 --> 01:43:52,733
‫حواسم بهت هست

1124
01:43:55,111 --> 01:43:56,487
‫هیچوقت مست نیستی

1125
01:43:57,509 --> 01:44:00,178
‫این...

1126
01:44:00,366 --> 01:44:03,348
‫کنترل واقعی اینه

1127
01:44:03,536 --> 01:44:05,913
‫کنترل هم قدرته

1128
01:44:06,747 --> 01:44:09,249
‫قدرت اینه

1129
01:44:12,878 --> 01:44:16,966
‫برای این ازمون می‌ترسن؟

1130
01:44:17,988 --> 01:44:21,720
‫ما قدرت کشتنشون رو داریم،
‫برای این ازمون می‌ترسن

1131
01:44:21,908 --> 01:44:25,724
‫ازمون می‌ترسن چون می‌تونیم
‫هر کی رو دلمون بخواد بکشیم

1132
01:44:25,808 --> 01:44:27,955
‫اگه کسی جرمی مرتکب بشه
‫حماقت کرده

1133
01:44:28,038 --> 01:44:30,688
‫میدیم بکشنش
‫و حس خوبی هم پیدا می‌کنیم

1134
01:44:30,771 --> 01:44:35,005
‫یا خودمون می‌کشیمش
‫و حتی حس بهتری پیدا می‌کنیم

1135
01:44:36,109 --> 01:44:39,029
‫ولی قدرت این نیست

1136
01:44:39,113 --> 01:44:43,847
‫این عدالته.
‫با قدرت فرق داره

1137
01:44:46,202 --> 01:44:51,374
‫قدرت اینه که برای کشتن دلایل کافی داشته باشیم...

1138
01:44:51,458 --> 01:44:54,043
‫اما نکشیم

1139
01:44:54,127 --> 01:44:56,900
‫بنظرت قدرت اینه؟

1140
01:44:58,756 --> 01:45:02,010
‫امپراطورها اینطور بودن.
‫یه مرد چیزی رو می‌دزدید...

1141
01:45:02,093 --> 01:45:03,657
‫می‌آوردنش پیش امپراطور

1142
01:45:03,741 --> 01:45:07,891
‫خودش رو میندازه روی زمین،
‫التماس می‌کنه بهش رحم کنه

1143
01:45:07,974 --> 01:45:11,518
‫می‌دونه که قراره بمیره

1144
01:45:13,438 --> 01:45:17,671
‫اما امپراطور عفوش می‌کنه

1145
01:45:18,088 --> 01:45:22,301
‫همین مرد بی‌ارزش رو آزاد می‌کنه

1146
01:45:24,823 --> 01:45:27,827
‫بنظرم مست هستی

1147
01:45:28,869 --> 01:45:31,873
‫قدرت اینه آمون

1148
01:45:31,956 --> 01:45:35,918
‫قدرت اینه!

1149
01:45:42,966 --> 01:45:46,887
‫آمونِ مهربان

1150
01:45:48,806 --> 01:45:51,850
‫عفوت می‌کنم!

1151
01:45:59,108 --> 01:46:00,212
‫چی می‌خوان؟

1152
01:46:00,295 --> 01:46:01,780
‫نمی‌دونم، اما الان تو دفتر من هستن

1153
01:46:01,792 --> 01:46:03,675
‫و دارن حساب‌ها رو مرور می‌کنن

1154
01:46:03,758 --> 01:46:07,116
‫تو که حسابدارمی بگو ببینم
‫باید نگران باشم...

1155
01:46:07,199 --> 01:46:09,852
‫که مأمورها دارن دفترهام رو بازرسی می‌کنن؟

1156
01:46:09,888 --> 01:46:12,621
‫- یا کارت رو درست انجام دادی؟
‫- نیازی نیست نگران باشید

1157
01:46:12,704 --> 01:46:14,914
‫نیازی نیست نگران باشم

1158
01:46:19,273 --> 01:46:20,071
‫ببخشید قربان

1159
01:46:20,083 --> 01:46:22,276
‫می‌دونی این زین چقدر ارزش داره؟

1160
01:46:22,338 --> 01:46:25,738
‫می‌دونی چقدر قیمت داره؟

1161
01:46:29,763 --> 01:46:31,764
‫خیلی‌خب

1162
01:46:33,412 --> 01:46:35,518
‫خیلی‌خب

1163
01:46:38,855 --> 01:46:42,546
‫اشترن، چرا اینور اونور میای دنبالم؟

1164
01:46:51,763 --> 01:46:54,620
‫سربازخانه‌های یک، یازده...

1165
01:46:54,704 --> 01:46:57,247
‫پانزده و سی و دو...

1166
01:46:57,330 --> 01:47:00,439
‫به محدوده تفتیش مراجعه کنند

1167
01:47:29,488 --> 01:47:32,095
‫داشت موقع کار سیگار می‌کشید

1168
01:47:34,826 --> 01:47:38,017
‫بهش بگو دیگه این کارو نکنه

1169
01:47:53,094 --> 01:47:56,223
‫باید گزارش کنم قربان...

1170
01:47:56,619 --> 01:48:01,019
‫موفق نشدم این لکه‌ها
‫رو از وان حمامتون پاک کنم

1171
01:48:04,271 --> 01:48:08,442
‫- از چی استفاده می‌کنی لیشک؟
‫- صابون، فرمانده

1172
01:48:10,340 --> 01:48:13,343
‫صابون؟ نه قلیاب؟

1173
01:48:22,039 --> 01:48:26,273
‫برو، می‌تونی بری.
‫عفوت می‌کنم

1174
01:48:48,148 --> 01:48:50,839
‫عفوت می‌کنم!

1175
01:50:42,094 --> 01:50:45,722
‫با اینکه ربی نیستم، در این شرایط...

1176
01:50:45,806 --> 01:50:48,516
‫از درگاه خدای قادر تقاضای بخشش می‌کنم...

1177
01:50:48,599 --> 01:50:51,686
‫بابت اینکه من دعای خیر رو قرائت می‌کنم

1178
01:51:44,112 --> 01:51:46,448
‫پس...

1179
01:51:47,471 --> 01:51:50,827
‫برای قایم شدن از من میای اینجا

1180
01:51:51,119 --> 01:51:54,456
‫اومدم بهت بگم...

1181
01:51:54,748 --> 01:51:57,711
‫که تو واقعا...

1182
01:51:57,723 --> 01:52:01,485
‫آشپز معرکه و خدمتکار ماهری هستی

1183
01:52:01,506 --> 01:52:05,927
‫جدی میگم. اگه بعد از جنگ
‫نیاز به معرفی‌نامه داشتی...

1184
01:52:06,009 --> 01:52:11,327
‫من... من خوشحال میشم برات بنویسم

1185
01:52:11,932 --> 01:52:13,683
‫حتما حس تنهایی می‌کنی این پایین وقتی...

1186
01:52:13,767 --> 01:52:18,793
‫می‌شنوی که اون بالا همه
‫داره بهشون خوش می‌گذره

1187
01:52:25,028 --> 01:52:27,280
‫درسته؟

1188
01:52:29,031 --> 01:52:31,451
‫می‌تونی جواب بدی

1189
01:52:33,369 --> 01:52:37,790
‫ولی جواب درست چیه؟
‫داری به این فکر می‌کنی

1190
01:52:37,873 --> 01:52:40,877
‫«می‌خواد چی ازم بشنوه؟»

1191
01:52:46,048 --> 01:52:51,157
‫هلن، حقیقت همیشه پاسخ درسته

1192
01:52:52,888 --> 01:52:55,474
‫بله، درسته

1193
01:52:55,558 --> 01:52:58,978
‫گاهی اوقات جفتمون تنهاییم

1194
01:52:59,061 --> 01:53:02,064
‫بله. من...

1195
01:53:03,295 --> 01:53:06,360
‫منظورم...

1196
01:53:12,574 --> 01:53:15,995
‫خیلی دوست دارم که...

1197
01:53:16,078 --> 01:53:20,624
‫دستم رو دراز کنم
‫و در تنهاییت لمست کنم

1198
01:53:20,812 --> 01:53:24,795
‫برام سواله که چه حسی خواهد داشت

1199
01:53:25,191 --> 01:53:27,861
‫چه مشکلی می‌تونه داشته باشه؟

1200
01:53:27,944 --> 01:53:31,676
‫متوجه‌ام که تو به معنای واقعی کلمه...

1201
01:53:31,759 --> 01:53:35,930
‫آدم نیستی، اما...

1202
01:53:36,327 --> 01:53:39,601
‫شاید در مورد اینم حق با تو باشه،
‫شاید مشکل...

1203
01:53:39,788 --> 01:53:43,188
‫مشکل...

1204
01:53:43,271 --> 01:53:45,857
‫ما نیستیم

1205
01:53:45,940 --> 01:53:48,359
‫مشکل این وضعیته

1206
01:53:50,779 --> 01:53:54,929
‫خب، وقتی مقایسه‌ات می‌کنن با...

1207
01:53:55,012 --> 01:53:59,183
‫حشره‌ و موش و شپش...

1208
01:54:01,915 --> 01:54:04,396
‫من...

1209
01:54:06,961 --> 01:54:09,922
‫نه، نه، حرفت حرف حسابه

1210
01:54:10,005 --> 01:54:13,405
‫نکته خیلی خوبی رو اشاره کردی

1211
01:54:20,809 --> 01:54:24,165
‫این صورتِ یه موشه؟

1212
01:54:26,356 --> 01:54:30,485
‫اینها چشم‌های موشن؟

1213
01:54:32,069 --> 01:54:35,281
‫آیا یهودی چشم نداره؟

1214
01:54:50,212 --> 01:54:55,384
‫دلم به حالت می‌سوزه هلن

1215
01:55:11,212 --> 01:55:14,361
‫نه، فکر نکنم

1216
01:55:15,529 --> 01:55:19,178
‫تو یه ضعیفه‌ی یهودی هستی

1217
01:55:19,929 --> 01:55:24,954
‫نزدیک بود با حرفات اغوام کنی، مگه نه؟

1218
01:55:29,375 --> 01:55:31,961
‫براوو!

1219
01:55:53,858 --> 01:55:57,737
‫- براوو!
‫- به سلامتی! به سلامتی!

1220
01:56:06,245 --> 01:56:09,126
‫قربان، از جانب کارگرها

1221
01:56:09,138 --> 01:56:12,627
‫تولدتون رو بهتون تبریک میگم

1222
01:56:12,710 --> 01:56:14,336
‫تولدتون مبارک!

1223
01:56:14,419 --> 01:56:15,943
‫خب، از کارگرها تشکر کن

1224
01:56:16,026 --> 01:56:20,050
‫خیلی ممنون بابت این کیک دوست‌داشتنی

1225
01:56:38,485 --> 01:56:42,969
‫خیلی ممنونم.
‫از طرفم ازشون تشکر کن

1226
01:56:58,191 --> 01:57:02,800
‫قطارها رسیدن و مردم رو با چماق
‫از قطار بیرون کردن

1227
01:57:02,883 --> 01:57:07,033
‫جلوی دو تا انبارخونه بزرگ صفشون کردن

1228
01:57:07,117 --> 01:57:11,100
‫روی یکی‌شون نوشته بود «رختکن»
‫و اون یکی «اشیای قیمتی»

1229
01:57:11,183 --> 01:57:13,603
‫اونجا مجبورشون کردن لخت بشن

1230
01:57:13,687 --> 01:57:15,660
‫یه پسر یهودی بهشون چند تیکه نخ داده

1231
01:57:15,672 --> 01:57:18,233
‫که کفش‌هاشون رو به همدیگه گره بزنن

1232
01:57:18,733 --> 01:57:20,985
‫موهاشون رو تراشیدن

1233
01:57:21,068 --> 01:57:23,551
‫بهشون گفتن این کار لازمه برای درست کردن

1234
01:57:23,563 --> 01:57:25,990
‫یه چیز مخصوص برای خدمه‌های زیردریایی

1235
01:57:26,386 --> 01:57:30,327
‫بعد بردنشون تو یه راهروی بزرگ...

1236
01:57:30,411 --> 01:57:34,498
‫به پناهگاه‌هایی که روی درشون
‫ستاره‌های داوود کشیده بودن...

1237
01:57:34,582 --> 01:57:38,502
‫و تابلویی که روش نوشته بود
‫«اتاق حمام و سونا»

1238
01:57:38,586 --> 01:57:40,796
‫اس‌اس‌ها هم بهشون صابون دادن

1239
01:57:40,880 --> 01:57:43,476
‫بهشون گفتن زیاد نفس بکشن

1240
01:57:43,488 --> 01:57:46,634
‫چون برای ضدعفونی کردن خیلی خوبه

1241
01:57:46,718 --> 01:57:50,035
‫بعد با گاز کشتن‌شون

1242
01:57:50,222 --> 01:57:53,392
‫میلا، چرا صابون؟

1243
01:57:53,476 --> 01:57:55,372
‫که قبول کنن برن داخل، فکر کنم

1244
01:57:55,456 --> 01:57:57,021
‫بیخیال میلا. بس کن

1245
01:57:57,033 --> 01:57:59,230
‫قصه‌هات داره همه رو می‌ترسونه

1246
01:57:59,314 --> 01:58:01,776
‫- من که باور نمی‌کنم
‫- آره. خیلی مسخره‌ست

1247
01:58:01,859 --> 01:58:03,902
‫اصلا باورم نمیشه

1248
01:58:03,985 --> 01:58:06,570
‫منم نگفتم باور کردم.
‫گفتم اینو شنیدم

1249
01:58:06,582 --> 01:58:07,448
‫از کی؟

1250
01:58:07,531 --> 01:58:10,262
‫از کسی که از کسی شنیده
‫که خودش اونجا بوده

1251
01:58:10,346 --> 01:58:15,017
‫خب اگه اونجا بود که با گاز می‌مرد

1252
01:58:15,288 --> 01:58:18,458
‫- آره
‫- اصلا منطقی نیست

1253
01:58:18,541 --> 01:58:20,628
‫ما نیروی کارشونیم

1254
01:58:20,711 --> 01:58:24,464
‫چه دلیلی داره که نیروی کار خودت رو بکشی؟

1255
01:58:24,547 --> 01:58:29,469
‫این همه کارگر جمع کنی که تهش...

1256
01:58:29,552 --> 01:58:32,952
‫نه، امکان نداره

1257
01:58:33,035 --> 01:58:36,163
‫ما خیلی براشون مهمیم

1258
01:58:36,455 --> 01:58:39,311
‫آره واقعا. شب بخیر

1259
01:58:39,394 --> 01:58:42,920
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر. خوب بخوابید

1260
01:58:51,407 --> 01:58:54,034
‫توجه، توجه!

1261
01:58:54,118 --> 01:58:56,496
‫تمام افراد زنده...

1262
01:58:56,578 --> 01:59:00,125
‫به محدوده حضور و غیاب مراجعه کنند!

1263
01:59:00,208 --> 01:59:04,671
‫- توجه، توجه!
‫- باید بریم محدوده حضور غیاب

1264
01:59:04,754 --> 01:59:06,505
‫فهرست‌نویس‌ها اومدن

1265
01:59:07,974 --> 01:59:09,259
‫قراره از بینمون انتخاب کنن

1266
01:59:09,300 --> 01:59:13,763
‫توجه، توجه.
‫تمام افراد زنده...

1267
01:59:13,847 --> 01:59:17,766
‫به محدوده حضور و غیاب مراجعه کنند!

1268
01:59:32,259 --> 01:59:33,907
‫- آقایون!
‫- آقایون!

1269
01:59:37,870 --> 01:59:39,997
‫صد هزار مجارستانی دارن میان

1270
01:59:42,123 --> 01:59:46,043
‫همه تو یک صف بایستید!

1271
01:59:46,127 --> 01:59:50,214
‫یکم وزن کم کنی بد نمیشه آمون

1272
01:59:50,298 --> 01:59:52,885
‫و باید کنیاک رو هم کمش کنی

1273
01:59:52,968 --> 01:59:55,887
‫صبح بخیر. چه خبره؟

1274
01:59:55,970 --> 01:59:58,890
‫یه معاینه پزشکی نیم‌سالانه‌ست

1275
02:00:00,767 --> 02:00:05,563
‫- اونجا رو میگم
‫- قراره یه محموله دیگه بیاد از...

1276
02:00:05,646 --> 02:00:07,774
‫این سری کجایی‌ان؟

1277
02:00:07,857 --> 02:00:09,817
‫- مجارن
‫- آره، مجار

1278
02:00:09,901 --> 02:00:14,426
‫باید مریض‌ها رو از سالم‌ها جدا کنیم که جا باز شه

1279
02:01:12,295 --> 02:01:13,922
‫سرحال باش ربکا

1280
02:01:14,005 --> 02:01:16,091
‫زودتر!

1281
02:01:36,735 --> 02:01:39,322
‫اون مکانیک منه

1282
02:01:39,614 --> 02:01:43,076
‫خلاص شدن ازش فکر کدوم بی‌مغزی بوده؟

1283
02:02:45,971 --> 02:02:48,953
‫نه، نه، نه!
‫وایسا، برو ببینم. می‌تونه کار کنه

1284
02:02:49,036 --> 02:02:52,769
‫بیا اینجا. ببین،
‫مریض‌ها رو از سالم‌ها جدا کن

1285
02:02:52,852 --> 02:02:55,230
‫اونایی که می‌تونن کار کنن و اونایی که نمی‌تونن.
‫این می‌تونه

1286
02:02:55,271 --> 02:02:59,609
‫می‌تونی کار کنی. می‌تونی بیای

1287
02:04:24,692 --> 02:04:30,114
‫اونهایی که برای انتقال انتخاب نشدن،
‫لباس‌هاتون رو بپوشید

1288
02:04:30,198 --> 02:04:35,204
‫- برگردید به آسایشگاه
‫- برگردید به آسایشگاه

1289
02:04:40,772 --> 02:04:42,919
‫برگردید به آسایشگاه‌ها!

1290
02:04:46,422 --> 02:04:49,050
‫وای خدا!

1291
02:05:11,072 --> 02:05:15,493
‫- اولک؟ اولک؟
‫- دانکا؟

1292
02:05:15,576 --> 02:05:20,540
‫اولک! اولک!

1293
02:05:20,622 --> 02:05:24,085
‫اولک! اولک!

1294
02:05:30,340 --> 02:05:33,261
‫- اولک!
‫- دانکا؟

1295
02:05:33,344 --> 02:05:35,262
‫- دانکا؟
‫- اولک!

1296
02:05:35,345 --> 02:05:38,390
‫برگردید به خوابگاهتون!
‫برگردید به خوابگاه!

1297
02:05:38,995 --> 02:05:39,915
‫ندیدمش!

1298
02:05:39,927 --> 02:05:42,478
‫قایم شدن. مطمئن باش قایم شدن

1299
02:05:42,562 --> 02:05:44,091
‫من دانکا رو می‌شناسم.
‫یه جای خوب رو می‌شناسه

1300
02:05:44,103 --> 02:05:46,106
‫همه‌شون رو با هم برده

1301
02:05:46,189 --> 02:05:48,900
‫برگردید آسایشگاه!

1302
02:06:08,462 --> 02:06:11,209
‫خودت یه جا پیدا کن

1303
02:06:11,221 --> 02:06:14,133
‫واسه تو جا نداریم. برو دیگه، زود!

1304
02:06:37,615 --> 02:06:41,348
‫برو بیرون. اینجا جای ماست.
‫برو بیرون!

1305
02:07:04,433 --> 02:07:07,769
‫- اسکار!
‫- آمون! آقایون!

1306
02:07:07,852 --> 02:07:09,067
‫چرا بهم زنگ نزدید؟

1307
02:07:09,079 --> 02:07:11,189
‫سعی کردم.
‫برو کنار

1308
02:07:11,272 --> 02:07:14,068
‫- عجب پیکنیکی راه انداختین
‫- اسکار!

1309
02:07:14,151 --> 02:07:15,390
‫یکم دیر کردن

1310
02:07:15,402 --> 02:07:16,903
‫بیشتر از اونی که فکر می‌کردم داره طول می‌کشه

1311
02:07:16,986 --> 02:07:19,864
‫- نوشیدنی می‌خوای؟
‫- یه چیز تگری. بوله

1312
02:07:19,906 --> 02:07:22,534
‫بوله بریز

1313
02:07:24,202 --> 02:07:27,414
‫یه روز زیبای دیگه

1314
02:07:40,552 --> 02:07:42,992
‫بارگیری واگن‌ها تموم شد

1315
02:07:43,028 --> 02:07:45,432
‫می‌تونیم شروع کنیم

1316
02:07:45,515 --> 02:07:47,976
‫آب! آب!

1317
02:07:48,059 --> 02:07:51,145
‫آب، آب!

1318
02:07:58,549 --> 02:08:01,447
‫- به سلامتی شما!
‫- ممنونم

1319
02:08:07,328 --> 02:08:09,786
‫نظرت چیه شلنگ‌های آتش‌نشانیت رو بیاریم

1320
02:08:09,798 --> 02:08:12,584
‫و واگن‌ها رو آبیاری کنیم؟ ممنون

1321
02:08:15,544 --> 02:08:17,713
‫حرفم رو زمین ننداز

1322
02:08:19,152 --> 02:08:20,903
‫- هویار!
‫- بله قربان؟

1323
02:08:20,987 --> 02:08:25,033
‫- برو شلنگ‌های آتش‌نشانی رو بیار
‫- کجا آتیش گرفته؟

1324
02:08:28,140 --> 02:08:31,769
‫تو پنجره‌ها. آفرین. خوبه

1325
02:08:31,852 --> 02:08:33,654
‫روی سقف. خوبه

1326
02:08:33,666 --> 02:08:35,981
‫خوبه. توی پنجره، توی پنجره

1327
02:08:39,067 --> 02:08:42,738
‫بیا. بیا

1328
02:08:42,821 --> 02:08:44,739
‫خوبه. بیشتر، بیشتر!

1329
02:08:49,660 --> 02:08:52,914
‫آفرین. خوبه.
‫بازم، بازم!

1330
02:08:52,997 --> 02:08:56,648
‫کارت خیلی ظالمانه‌ست اسکار.
‫داری بهشون امید میدی

1331
02:08:56,731 --> 02:09:00,506
‫نباید اینکارو بکنی.
‫اینه که ظالمانه‌ست!

1332
02:09:00,589 --> 02:09:04,092
‫یالا، سعی کن برسی به ته قطار. مراقب باش

1333
02:09:04,175 --> 02:09:07,178
‫آب! آب!

1334
02:09:10,786 --> 02:09:13,392
‫تو کارخونه دویست متر دیگه شلنگ دارم

1335
02:09:13,476 --> 02:09:15,394
‫منم تو حیاط خونه‌ام بیست متر دارم

1336
02:09:15,478 --> 02:09:17,647
‫می‌تونیم به واگن‌های آخر هم برسونیم

1337
02:09:17,730 --> 02:09:20,191
‫چیه؟ چیه؟

1338
02:09:24,654 --> 02:09:27,365
‫- هویار
‫- آره، چرا که نه

1339
02:09:45,861 --> 02:09:48,177
‫سقف رو یادت نره!

1340
02:09:48,261 --> 02:09:51,054
‫اون طرف سقف

1341
02:09:51,138 --> 02:09:55,475
‫آب!

1342
02:09:57,937 --> 02:10:00,772
‫ستوان، هر بار که قطار وایساد

1343
02:10:00,856 --> 02:10:02,546
‫درها رو باز کن بهشون آب بده، خب؟

1344
02:10:02,629 --> 02:10:05,861
‫- باشه
‫- خیلی‌خب. این واگن! این یکی!

1345
02:10:30,384 --> 02:10:33,722
‫نمیگم پشیمون میشین، ولی ممکنه بشین

1346
02:10:33,805 --> 02:10:38,601
‫- باید اینو بدونین
‫- دیگه باید ریسک پشیمونی رو به جون بخریم

1347
02:10:38,684 --> 02:10:43,043
‫خیلی‌خب، چرا که نه. روز قشنگیه.
‫باهاتون میام

1348
02:11:18,348 --> 02:11:20,267
‫تو چیکار کردی؟

1349
02:11:20,351 --> 02:11:23,938
‫از لایحه نژاد و اسکان تخطی کردم

1350
02:11:24,125 --> 02:11:28,274
‫البته شک دارم کسی بتونه
‫ماده خاصی رو بهم نسبت بده

1351
02:11:28,359 --> 02:11:31,694
‫یه دختر یهودی رو بوسیدم

1352
02:11:35,366 --> 02:11:38,285
‫کیرت کَنده نشد؟

1353
02:11:56,845 --> 02:12:00,035
‫زن‌ها رو دوست داره

1354
02:12:01,057 --> 02:12:05,165
‫زن‌های خوشگل رو دوست داره

1355
02:12:05,812 --> 02:12:10,108
‫وقتی زن زیبایی رو می‌بینه،
‫دیگه فکر نمی‌کنه

1356
02:12:12,652 --> 02:12:15,737
‫ایشون کلی زن دور و برش داره

1357
02:12:15,821 --> 02:12:17,949
‫اونا هم عاشقشن

1358
02:12:18,032 --> 02:12:21,034
‫آره، عاشقشن.
‫درسته که متأهله ولی...

1359
02:12:22,370 --> 02:12:26,249
‫خیلی‌خب. دختره یهودی بود.
‫نباید اون کارو می‌کرد

1360
02:12:26,332 --> 02:12:30,043
‫ولی شما این دختر رو ندیدی

1361
02:12:30,127 --> 02:12:33,547
‫من دیدمش.
‫این دختر واقعا اوف...

1362
02:12:33,630 --> 02:12:35,925
‫خیلی خوشگل بود

1363
02:12:39,887 --> 02:12:42,368
‫می‌دونی، این یهودی‌ها آدم رو طلسم می‌کنن

1364
02:12:42,452 --> 02:12:44,808
‫وقتی مثل من باهاشون برخورد نزدیک داری،
‫این رو می‌بینی

1365
02:12:44,892 --> 02:12:46,759
‫یه قدرتی دارن.
‫مثل ویروسه

1366
02:12:46,771 --> 02:12:48,833
‫بعضی از افرادم مبتلا به این ویروسن

1367
02:12:48,917 --> 02:12:50,119
‫باید بهشون ترحم کرد،
‫نه مجازات

1368
02:12:50,131 --> 02:12:51,148
‫باید مورد درمان قرار بگیرن

1369
02:12:51,231 --> 02:12:54,234
‫چون مثل مرض تیفوس واقعیه.
‫همیشه این مورد رو می‌بینم

1370
02:12:54,318 --> 02:12:57,780
‫موضوع پوله؟ هوم؟

1371
02:12:57,967 --> 02:13:00,574
‫داری بهم پیشنهاد رشوه میدی؟

1372
02:13:02,076 --> 02:13:07,706
‫رشوه؟ نه. خواهش می‌کنم.
‫این پاداشه

1373
02:13:07,790 --> 02:13:09,040
‫هایل هیتلر!

1374
02:13:13,503 --> 02:13:15,756
‫سلام آمون!

1375
02:13:19,280 --> 02:13:20,969
‫بشین

1376
02:13:23,221 --> 02:13:26,891
‫دخترای یهودی رو با قیمت
‫روزی پنج مارک بهت میدیم اسکار

1377
02:13:26,974 --> 02:13:29,228
‫باید ما رو ببوسی، نه اونا رو

1378
02:13:29,311 --> 02:13:33,189
‫خدا نکنه یه وقت واقعا طعم
‫دختر یهودی رو بچشی

1379
02:13:33,273 --> 02:13:36,692
‫هیچ آینده‌ای توش نیست.
‫آینده‌ای ندارن

1380
02:13:37,297 --> 02:13:41,614
‫این از اون حرفای همیشگیِ
‫ناشی از نفرت از یهودی‌ها نیست

1381
02:13:41,697 --> 02:13:44,534
‫الان دیگه خط مشی‌ـه

1382
02:13:45,316 --> 02:13:49,278
‫آره، زیباست

1383
02:13:54,992 --> 02:13:59,205
‫- دوباره، آره!
‫- خوبه!

1384
02:14:19,400 --> 02:14:21,900
‫[ هویووا گورکا، آوریل سال 1944 ]

1385
02:14:23,900 --> 02:14:29,740
‫[ گشتاپو به گوت دستور می‌دهد جسد بیش از ده هزار یهودی
‫قتل عام پلاشوف و گتوی کراکوف را از گور خارج و بسوزاند. ]

1386
02:14:30,276 --> 02:14:31,529
‫یالا زودتر!

1387
02:14:31,612 --> 02:14:35,532
‫زودباش!

1388
02:14:35,615 --> 02:14:37,951
‫تکون بخور!

1389
02:14:39,911 --> 02:14:41,246
‫می‌تونه سریع‌تر انجام بشه

1390
02:14:41,329 --> 02:14:43,665
‫زودباش، نخواب!

1391
02:14:43,748 --> 02:14:47,877
‫فقط جسدهای کامل رو ببرید،
‫تیکه‌های کوچیک رو ول کنید!

1392
02:14:53,716 --> 02:14:55,301
‫اینجا چه خبره؟

1393
02:14:55,385 --> 02:14:57,679
‫با دستات می‌تونی انجامش بدی، زودباش!

1394
02:14:58,492 --> 02:14:59,659
‫بیا اینجا!

1395
02:14:59,743 --> 02:15:02,183
‫فقط جسدهای کامل؛
‫تیکه‌های کوچیک رو ول کنید!

1396
02:15:12,296 --> 02:15:16,260
‫زودتر تمومش کنید،
‫از این گوه خلاص شید!

1397
02:15:24,768 --> 02:15:29,252
‫به به!
‫اینجا پر از آدمای جاودانه‌ست!

1398
02:15:33,965 --> 02:15:35,883
‫باورت میشه؟

1399
02:15:35,966 --> 02:15:39,157
‫انگار همینجوریش کار کم ریخته سرم
‫که اینم اضافه می‌کنن

1400
02:15:39,240 --> 02:15:43,661
‫باید تمام کهنه‌هایی که اینجا دفن شدن
‫رو پیدا کنم و بسوزونم

1401
02:15:44,892 --> 02:15:46,402
‫مهمونی تموم شد اسکار.
‫دارن محدودمون می‌کنن

1402
02:15:46,414 --> 02:15:47,936
‫همه رو می‌فرستن آشویتس

1403
02:15:47,937 --> 02:15:49,397
‫- کِی؟
‫- نمی‌دونم

1404
02:15:49,479 --> 02:15:50,731
‫به محض اینکه بتونم ترتیب
‫انتقالشون رو بدم

1405
02:15:50,814 --> 02:15:55,027
‫شاید سی، چهل روز.
‫دهنم سرویسه

1406
02:16:15,484 --> 02:16:18,196
‫- با گوت حرف زدم
‫- می‌دونم مقصد کجاست

1407
02:16:18,279 --> 02:16:20,947
‫اینا دستور تخلیه‌ان

1408
02:16:21,031 --> 02:16:22,657
‫باید توی سازماندهی ارسال افراد کمک کنم

1409
02:16:22,669 --> 02:16:24,034
‫و خودم رو بذارم توی آخرین قطار

1410
02:16:24,117 --> 02:16:27,245
‫حرفم این نبود

1411
02:16:27,329 --> 02:16:31,104
‫از گوت قول گرفتم که
‫بگه هوای تو رو داشته باشن

1412
02:16:31,188 --> 02:16:32,800
‫اونجا هیچ اتفاق بدی برات نمیفته

1413
02:16:32,812 --> 02:16:34,565
‫با توجه ویژه باهات رفتار می‌کنن

1414
02:16:34,597 --> 02:16:36,680
‫دستوراتی که از برلین میان

1415
02:16:36,692 --> 02:16:38,601
‫بیشتر و بیشتر دارن از عبارت «توجه ویژه» استفاده می‌کنن

1416
02:16:38,684 --> 02:16:41,147
‫امیدوارم منظورت اونا نبوده باشه

1417
02:16:41,159 --> 02:16:43,042
‫باهات بهتر رفتار می‌کنن، خب؟

1418
02:16:43,126 --> 02:16:48,110
‫- می‌خوای برم یه زبان جدید اختراع کنم؟
‫- فکر کنم

1419
02:16:50,300 --> 02:16:52,990
‫اگه اشتباه نکنم خودت می‌مونی

1420
02:16:56,181 --> 02:16:58,503
‫تو کراکوف؟ واسه چی؟

1421
02:16:58,515 --> 02:17:01,603
‫واسه چی؟ اینجا کارخونه داری

1422
02:17:02,207 --> 02:17:04,334
‫البته باید کارگرهای جدید استخدام کنی.
‫کارگرهای لهستانی فکر کنم

1423
02:17:04,417 --> 02:17:08,087
‫یکم قیمتشون بیشتره ولی...

1424
02:17:09,798 --> 02:17:12,592
‫چه میشه کرد؟

1425
02:17:15,387 --> 02:17:18,514
‫کارخونه من رو تو اداره می‌کردی

1426
02:17:21,288 --> 02:17:23,457
‫نه، برمی‌گردم خونه

1427
02:17:23,540 --> 02:17:26,694
‫چیزی که می‌خواستم رو بدست آوردم.
‫اونقدر پول دارم...

1428
02:17:26,706 --> 02:17:29,734
‫که تا عمر دارم نمی‌تونم خرجش کنم

1429
02:17:39,535 --> 02:17:45,604
‫یه روز، همه اینا تموم میشه، می‌دونی

1430
02:17:48,670 --> 02:17:52,151
‫می‌خواستم بگم اون موقع با هم یه مشروب می‌خوریم

1431
02:17:55,676 --> 02:17:59,264
‫بنظرم بهتره الان بخورم

1432
02:19:34,523 --> 02:19:38,736
‫نمی‌فهمم.
‫تو این آدما رو می‌خوای؟

1433
02:19:38,819 --> 02:19:41,404
‫«این آدما»؟
‫آدمای من، آدمای خودم رو می‌خوام

1434
02:19:41,488 --> 02:19:44,492
‫مگه حضرت موسایی؟
‫بیخیال، یعنی چی؟

1435
02:19:44,575 --> 02:19:46,076
‫پولش کجاست؟
‫چی تو کله‌ته؟

1436
02:19:46,077 --> 02:19:47,432
‫تجارت پرسودیه

1437
02:19:47,515 --> 02:19:49,288
فکر میکنی اینطوریه

1438
02:19:49,372 --> 02:19:51,549
‫ببین، باید جابه‌جاشون کنی

1439
02:19:51,561 --> 02:19:54,126
‫تجهیزات و همه‌چی رو ببری به چکسلواکی

1440
02:19:54,210 --> 02:19:57,420
‫پول همه اینا رو بدی تازه یه اردوگاه دیگه هم بسازی.
‫اصلا منطقی نیست

1441
02:19:57,504 --> 02:19:59,095
‫ببین آمون...

1442
02:19:59,107 --> 02:20:00,757
‫یه چیزی هست که ازم مخفی می‌کنی

1443
02:20:00,840 --> 02:20:03,635
‫می‌شناسمشون. باهاشون آشنام.
‫لازم نیست آموزششون بدم

1444
02:20:03,718 --> 02:20:04,664
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست

1445
02:20:04,676 --> 02:20:05,825
‫برای تو هم خوبه.
جبران میکنم

1446
02:20:05,908 --> 02:20:08,431
‫- درسته
‫- برای ارتش هم خوبه

1447
02:20:08,515 --> 02:20:11,059
‫- می‌دونی می‌خوام چی بسازم؟
‫- چی؟

1448
02:20:11,142 --> 02:20:13,499
‫- گلوله خمپاره
‫- همه دارن خمپاره می‌سازن

1449
02:20:13,582 --> 02:20:15,397
‫خمپاره تانک، اینا رو نیاز دارن

1450
02:20:15,480 --> 02:20:18,024
‫- همه راضی‌ان
‫- همه راضی‌ان جز من

1451
02:20:18,108 --> 02:20:21,111
‫احتمالا داری یه جوری سر منو کلاه می‌ذاری

1452
02:20:21,193 --> 02:20:24,197
‫اگه من صد تا نصیبم میشه،
‫تو حتما سیصد تا درمیاری

1453
02:20:24,281 --> 02:20:25,958
‫و اگه بهش اقرار کنی

1454
02:20:25,970 --> 02:20:27,659
‫یعنی در واقع چهارصد تا درمیاری. ولی چجوری؟

1455
02:20:27,742 --> 02:20:31,496
‫- الان بهت گفتم
‫- گفتی، ولی نگفتی

1456
02:20:33,602 --> 02:20:35,791
‫خیلی‌خب باشه، بهم نگو

1457
02:20:35,874 --> 02:20:40,129
‫منم چیزی نمیگم.
‫فقط رو اعصابمه که نمی‌تونم دلیلش رو بفهمم

1458
02:20:40,212 --> 02:20:44,967
‫ببین، فقط کافیه بهم بگی
‫که چقدر برام آب می‌خوره

1459
02:20:45,050 --> 02:20:47,720
‫- یه آدم چقدر برات ارزش داره؟
‫- نه، نه، نه

1460
02:20:47,803 --> 02:20:51,287
‫برای تو چقدر ارزش داره؟

1461
02:20:58,689 --> 02:21:03,152
‫پولدک ففربرگ،
‫میلا ففربرگ

1462
02:21:03,235 --> 02:21:05,779
‫و...

1463
02:21:06,593 --> 02:21:08,240
‫اشتیگل، اشتیگل...

1464
02:21:08,324 --> 02:21:09,867
‫- پاول
‫- پاول! پاول اشتیگل

1465
02:21:10,367 --> 02:21:12,578
‫دکتر...

1466
02:21:13,808 --> 02:21:17,583
‫- سرمایه‌گذارها. همه‌‌شون رو می‌خوام
‫- بله قربان

1467
02:21:17,666 --> 02:21:20,544
‫فیشر. ایشمایل فیشر

1468
02:21:20,581 --> 02:21:23,671
‫فیشر، ایشمایل

1469
02:21:23,755 --> 02:21:27,342
‫- توشف شارف
‫- یه لحظه قربان. ببخشید

1470
02:21:27,425 --> 02:21:29,991
‫یالا اشترن.
‫شارف، شارف

1471
02:21:32,451 --> 02:21:36,580
‫بچه‌ها، همه بچه‌ها!

1472
02:21:40,314 --> 02:21:42,440
‫- هربرت اشتیر
‫- ممنون

1473
02:21:42,523 --> 02:21:47,091
‫- چند نفر شدن؟
‫- چهارصد، چهارصد و پنجاه

1474
02:21:49,114 --> 02:21:51,887
‫بیشتر، بیشتر

1475
02:21:57,288 --> 02:21:59,040
‫صبح بخیر

1476
02:22:15,056 --> 02:22:20,394
‫- فیگن‌بائوم، یاکوب
‫- ولف. ولف واین... وِین

1477
02:22:24,649 --> 02:22:29,507
‫فیگن‌بائوم‌ها: لوتک، یاکوب، ناخا.
‫درسته؟ نیخا

1478
02:22:29,590 --> 02:22:31,406
‫نیخا، درسته

1479
02:22:31,593 --> 02:22:33,429
‫و ولف

1480
02:22:33,512 --> 02:22:35,909
‫چند نفر شد؟

1481
02:22:37,495 --> 02:22:41,186
‫- ششصد
‫- بیشتر!

1482
02:22:42,416 --> 02:22:43,667
‫می‌تونی همون کاری رو بکنی که من دارم می‌کنم

1483
02:22:43,750 --> 02:22:46,462
‫- شاید حتی ازش پول دربیاری
‫- نمی‌دونم

1484
02:22:46,546 --> 02:22:48,070
‫باهام راه بیا یولیوس

1485
02:22:48,082 --> 02:22:49,798
‫از غذا و لباس اضافه‌ای که بهشون میدی خبر دارم

1486
02:22:49,840 --> 02:22:51,262
‫از جیب خودت پولش رو میدی

1487
02:22:51,274 --> 02:22:52,509
‫اگه زورمون رو بذاریم روی همدیگه...

1488
02:22:52,593 --> 02:22:54,866
‫می‌تونیم بیشتر از چهار هزار نفر رو بیاریم بیرون

1489
02:22:54,867 --> 02:22:56,018
‫- اسکار!
‫- می‌تونیم جابه‌جاشون کنیم...

1490
02:22:56,054 --> 02:22:59,558
‫به یه جای امن، مثل موراویا

1491
02:22:59,954 --> 02:23:01,789
‫نمی‌دونم

1492
02:23:03,666 --> 02:23:06,398
‫امشب چند تا سیگار کشیدی؟

1493
02:23:06,399 --> 02:23:07,337
‫بیش از حد

1494
02:23:07,420 --> 02:23:12,258
‫هر کدومش رو که می‌کشی،
‫منم نصفش رو می‌کشم

1495
02:23:12,654 --> 02:23:14,573
‫- تمام تلاشم رو کردم
‫- قبول نمی‌کنم

1496
02:23:14,656 --> 02:23:17,950
‫- نه اسکار، دیگه نمی‌تونم
‫- من اینو نمی‌پذیرم

1497
02:23:18,034 --> 02:23:19,703
‫نه

1498
02:23:29,713 --> 02:23:32,465
‫- چند نفر؟ چند نفر؟
‫- 850، کم و بیش

1499
02:23:32,548 --> 02:23:37,428
‫چقدر کم و بیش اشترن؟
‫بشمر. چند نفر؟

1500
02:23:47,021 --> 02:23:51,234
‫کافیه. می‌تونی اون صفحه رو تموم کنی

1501
02:23:55,404 --> 02:23:59,283
‫نظر گوت درمورد این قضیه چی بود؟

1502
02:23:59,367 --> 02:24:04,038
‫همینجوری بهش گفتی چند نفر می‌خوای و...

1503
02:24:06,331 --> 02:24:09,043
‫نمی‌خریشون که؟

1504
02:24:10,961 --> 02:24:14,131
‫داری می‌خریشون؟
‫داری بابت تک تک این اسم‌ها پول میدی؟

1505
02:24:14,215 --> 02:24:15,861
‫اگه هنوز برام کار می‌کردی

1506
02:24:15,873 --> 02:24:17,677
‫ازت انتظار داشتم منصرفم کنی

1507
02:24:17,760 --> 02:24:21,054
‫خیلی برام هزینه داره

1508
02:24:21,554 --> 02:24:25,496
‫صفحه رو تموم کن و آخرش یه سطر رو خالی بذار

1509
02:24:47,289 --> 02:24:49,541
‫تو...

1510
02:24:55,129 --> 02:24:59,300
‫این فهرست، خیرِ مطلقه

1511
02:24:59,383 --> 02:25:02,742
‫این فهرست... زندگیه

1512
02:25:03,804 --> 02:25:09,226
‫حاشیه‌اش رو مغاک مرگ گرفته

1513
02:25:09,310 --> 02:25:11,059
‫اسکار، یه اشتباه دفتری

1514
02:25:11,071 --> 02:25:13,230
‫تهِ صفحه آخر هست

1515
02:25:13,314 --> 02:25:16,067
‫نه، یه اسم دیگه هم می‌خوام بذارم تو فهرست

1516
02:25:16,151 --> 02:25:18,269
‫تو برینلیتس هیچ پیشخدمتی به خوبیِ اون

1517
02:25:18,281 --> 02:25:20,614
‫پیدا نمی‌کنم. همه‌شون دخترای روستایی‌ان

1518
02:25:22,156 --> 02:25:23,574
‫نه!

1519
02:25:32,583 --> 02:25:34,294
‫نه

1520
02:25:34,377 --> 02:25:36,566
‫- یه دست بیست و یک
‫- نه

1521
02:25:36,649 --> 02:25:39,506
‫- اگه تو ببری، 7 هزار و 400 مارک بهت میدم
‫- نه

1522
02:25:39,590 --> 02:25:43,364
‫- اگه بلک‌جک کنی، می‌کنمش 14 هزار و 800 تا
‫- نه

1523
02:25:43,447 --> 02:25:46,639
‫اگه من ببرم، دختره میره توی فهرستم

1524
02:25:46,826 --> 02:25:50,017
‫- نمی‌تونم سر هلن قمار کنم
‫- چرا؟

1525
02:25:50,100 --> 02:25:51,164
‫درست نیست

1526
02:25:51,165 --> 02:25:52,937
‫بهرحال که قراره بره آشویتس شماره دو

1527
02:25:52,977 --> 02:25:55,231
‫- چه فرقی داره؟
‫- نمیره آشویتس

1528
02:25:55,272 --> 02:25:57,501
‫هرگز این کارو باهاش نمی‌کنم

1529
02:25:57,513 --> 02:25:59,693
‫می‌خوام با من برگرده وین

1530
02:25:59,777 --> 02:26:02,821
‫می‌خوام بیاد اونجا برام کار کنه

1531
02:26:02,905 --> 02:26:07,408
‫- می‌خوام باهاش پیر بشم
‫- دیوانه شدی؟

1532
02:26:07,493 --> 02:26:11,606
‫آمون، نمی‌تونی با خودت ببریش وین

1533
02:26:11,618 --> 02:26:13,812
‫نه، البته که نمی‌تونم

1534
02:26:14,208 --> 02:26:16,793
‫این کاریه که دوست دارم بکنم

1535
02:26:16,876 --> 02:26:20,366
‫اگه مردونگی‌ای تو وجودم باشه

1536
02:26:20,478 --> 02:26:22,841
‫باید رئوفانه ترین گزینه
‫باقیمونده رو انتخاب کنم

1537
02:26:22,925 --> 02:26:25,476
‫ببرمش تو جنگل...

1538
02:26:25,488 --> 02:26:27,929
با یک تیر خلاصش کنم

1539
02:26:37,063 --> 02:26:41,484
‫گفتی برای بلک‌جک چقدر میدی؟

1540
02:26:41,672 --> 02:26:44,028
‫14 هزار و 800 تا؟

1541
02:26:44,112 --> 02:26:47,553
‫یهودیان شیندلر، بیاید سمت این میزها!
‫اسمتون رو واضح بگید

1542
02:26:47,615 --> 02:26:50,994
‫- ما خانواده درزنر هستیم
‫- یودا، یوناس...

1543
02:26:51,077 --> 02:26:53,454
‫دوناتا و خایا

1544
02:26:53,538 --> 02:26:57,166
‫- ما خانواده رُزنر هستیم. هنری، مانسی...
‫- و لئو

1545
02:26:57,250 --> 02:27:00,649
‫- و پسرمون
‫- من اولک‌‌ام

1546
02:27:00,733 --> 02:27:02,234
‫ماریا میشل

1547
02:27:02,317 --> 02:27:05,174
‫خایم نوواک

1548
02:27:05,258 --> 02:27:07,613
‫ولکان، مارکوس

1549
02:27:07,697 --> 02:27:10,075
‫میخائیل لمپر

1550
02:27:10,930 --> 02:27:13,098
‫اسحاق اشترن

1551
02:27:13,390 --> 02:27:16,476
‫ربکا و جوزف بائو

1552
02:27:16,977 --> 02:27:19,271
‫- رُزالیا نوسبائوم
‫- ویلهلم نوسبائوم

1553
02:27:19,772 --> 02:27:22,149
‫یاکوب لوارتوف

1554
02:27:22,754 --> 02:27:25,506
‫- فاربر، رُزا
‫- فاربر، آندرژی

1555
02:27:25,590 --> 02:27:28,363
‫- سارا
‫- فریهوف، فیشل

1556
02:27:29,698 --> 02:27:31,596
‫میه‌تک پمپر

1557
02:27:31,679 --> 02:27:34,161
‫پولدک و میلا ففربرگ

1558
02:27:34,244 --> 02:27:36,747
‫هاروویتز، دولک

1559
02:27:37,977 --> 02:27:39,917
‫آدام لِوی

1560
02:27:40,000 --> 02:27:42,252
‫مارسل گلدبرگ

1561
02:27:42,336 --> 02:27:45,797
‫کلیپشتاین، ایزاک داوید

1562
02:27:45,881 --> 02:27:47,798
‫آلتمان، ادوارد

1563
02:27:47,882 --> 02:27:49,968
‫گرونبرگ، میریام

1564
02:27:50,052 --> 02:27:52,136
‫لوفتیگ، الیاش

1565
02:27:52,219 --> 02:27:54,264
‫هیلمان، ادوارد

1566
02:27:54,348 --> 02:27:56,620
‫ارنا روثبرگ

1567
02:27:56,807 --> 02:27:59,749
‫زوکرمن، یتی

1568
02:28:00,041 --> 02:28:02,794
‫هلن هیرش

1569
02:28:03,857 --> 02:28:07,005
‫دیگه بدترین‌ها رو پشت سر گذاشتیم

1570
02:28:07,506 --> 02:28:11,635
‫مردها به این قطار و زن‌ها به این قطار

1571
02:28:11,718 --> 02:28:16,598
‫مراقب باشید!
‫مردها به این قطار و زن‌ها به این قطار

1572
02:28:16,681 --> 02:28:18,515
‫جلوی پاتون رو بپایین

1573
02:28:18,527 --> 02:28:21,165
‫مردها به این قطار و زن‌ها به این قطار

1574
02:28:59,181 --> 02:29:03,707
‫عالیه اولک، عالیه

1575
02:29:03,790 --> 02:29:08,545
‫می‌دونی چجوری یخ رو به آب تبدیل می‌کنیم؟

1576
02:29:09,254 --> 02:29:11,506
‫اولک، یکی دیگه هم بکَن

1577
02:29:23,667 --> 02:29:28,587
‫[ چکسلواکی، زویتائو-برینلیتس ]
‫[ زادگاه اسکار شیندلر ]

1578
02:29:49,836 --> 02:29:53,047
‫همگی در یک صف تکی قرار بگیرید!

1579
02:29:53,234 --> 02:29:55,598
‫صبر کنید ببینید چه بازدهی‌ای...

1580
02:29:55,610 --> 02:29:58,052
‫از این کارگرها بیرون بکشم

1581
02:29:59,408 --> 02:30:01,576
‫شهر بودزین، تحت فرماندهی من...

1582
02:30:01,659 --> 02:30:02,907
‫جوری بود که بقیه فرماندهان...

1583
02:30:02,919 --> 02:30:04,558
‫در سیستم اردوگاه‌های کار،
بهش حسادت می‌کردن

1584
02:30:04,600 --> 02:30:06,143
‫البته اُسرا...

1585
02:30:06,185 --> 02:30:09,396
‫ترجیح می‌دادن جای دیگه‌ای باشن

1586
02:30:23,410 --> 02:30:26,725
‫قطار حامل زن‌ها از پلاشوف راه افتاده...

1587
02:30:26,809 --> 02:30:30,583
‫و به زودیِ زود می‌رسه اینجا

1588
02:30:30,667 --> 02:30:33,379
‫می‌دونم سفر درازی داشتید

1589
02:30:33,462 --> 02:30:36,715
‫اما پیاده‌روی کوتاهی تا کارخونه باقی مونده

1590
02:30:36,799 --> 02:30:42,221
‫جایی که سوپ داغ و نون منتظرتونه

1591
02:30:42,304 --> 02:30:44,910
‫به برینلیتس خوش آمدید!

1592
02:30:54,336 --> 02:30:57,360
‫- لوبیا تو شولنت؟
‫- لوبیا اصل کاریشه

1593
02:30:57,443 --> 02:30:59,696
‫من لوبیا دوست ندارم

1594
02:30:59,779 --> 02:31:03,658
‫لوبیا و گوشت و سیب‌زمینی و نون

1595
02:31:03,741 --> 02:31:06,640
‫شولنت اینجوری درست نمیشه

1596
02:31:10,394 --> 02:31:13,626
‫- تخم‌مرغ می‌ریزی تو شولنت؟
‫- بله!

1597
02:31:15,816 --> 02:31:18,673
‫- من شولنت دوست ندارم
‫- نه، نداری

1598
02:31:18,715 --> 02:31:23,844
‫- چی دوست داری؟
‫- خاویار دوست دارم

1599
02:31:23,927 --> 02:31:25,346
‫یه روز روی آتیش...

1600
02:31:25,347 --> 02:31:27,433
‫- خب
‫- یه روز...

1601
02:31:41,227 --> 02:31:43,227
‫[ آشویتس ]

1602
02:32:32,683 --> 02:32:34,580
‫جلوی واگن‌ها قرار بگیرید!

1603
02:32:36,123 --> 02:32:39,460
‫باید با همدیگه بمونید

1604
02:32:39,543 --> 02:32:43,839
‫از واگن خارج شید!
‫از واگن خارج شید!

1605
02:32:44,757 --> 02:32:47,115
‫گفتم از واگن خارج شید!

1606
02:32:53,224 --> 02:32:55,309
‫زودتر! زود! زود!

1607
02:32:55,393 --> 02:32:57,645
‫اون پشت چه خبره؟

1608
02:33:00,231 --> 02:33:02,149
‫تکون بخور!

1609
02:33:06,946 --> 02:33:10,825
‫یالا، بیرون!
‫زودباش، بیرون!

1610
02:33:10,866 --> 02:33:17,123
‫سی، سی و پنج، چهل، چهل و پنج...

1611
02:33:17,206 --> 02:33:19,124
‫بیرون!

1612
02:33:19,207 --> 02:33:21,627
‫برو بیرون!

1613
02:33:21,711 --> 02:33:24,630
‫زودتر، بیرون!

1614
02:33:28,341 --> 02:33:30,991
‫همه‌تون، بیرون!

1615
02:33:31,907 --> 02:33:35,662
‫- فهرست‌نویس‌ها کجان؟
‫- میزهاشون کو پس؟

1616
02:33:38,581 --> 02:33:40,228
‫حرکت کنید!

1617
02:33:40,729 --> 02:33:42,731
‫بیرون!

1618
02:33:47,485 --> 02:33:50,864
‫- زود! بیرون!
‫- تندتر!

1619
02:33:53,449 --> 02:33:55,493
‫زودتر!

1620
02:33:55,535 --> 02:33:57,912
‫یالا، زودباشین!

1621
02:33:57,953 --> 02:34:01,458
‫مامان، کجاییم؟

1622
02:34:02,063 --> 02:34:05,253
‫- 17، 18، 20
‫- رفتن آشویتس‌

1623
02:34:05,337 --> 02:34:09,299
‫قطار اصلا مقصدش اینجا نبوده.
‫میگن اشتباه اداری بوده

1624
02:34:17,641 --> 02:34:20,059
‫کفش‌هاتون رو دربیارید!

1625
02:34:32,989 --> 02:34:35,908
‫زودتر، زودتر!

1626
02:34:39,307 --> 02:34:40,829
‫لباساتون رو دربیارین!
‫عجله کنید!

1627
02:34:40,913 --> 02:34:43,582
‫زودباشین! تو صف بمونین و لباساتون رو دربیارین!

1628
02:34:45,125 --> 02:34:46,835
‫تندتر!

1629
02:35:01,600 --> 02:35:04,561
‫تندتر!

1630
02:35:04,644 --> 02:35:07,898
‫زود لباساتون رو دربیارید!

1631
02:35:11,653 --> 02:35:13,737
‫[ حمام و ضدعفونی ]

1632
02:35:15,071 --> 02:35:17,011
‫برید داخل، زود!

1633
02:35:19,994 --> 02:35:21,495
‫تندتر!

1634
02:35:21,579 --> 02:35:24,372
‫برید سمت دوش‌ها، زود!

1635
02:35:26,457 --> 02:35:30,670
‫زود! زود!

1636
02:38:00,859 --> 02:38:02,736
‫چشم‌ها به گردن جلویی!

1637
02:38:05,447 --> 02:38:08,242
‫دست‌ها رو شونه جلویی!

1638
02:38:08,284 --> 02:38:11,494
‫- چند سالته مادر؟
‫- شصت و هشت

1639
02:38:11,536 --> 02:38:13,190
‫برام سرفه کن مادر

1640
02:38:13,202 --> 02:38:17,042
‫میگن اگه بیفتی روی حصار مرگ راحت‌تری داری

1641
02:38:17,334 --> 02:38:19,836
‫خودت رو با حصار نکش کلارا

1642
02:38:19,920 --> 02:38:23,798
‫اگه این کارو بکنی،
‫هیچوقت نمی‌فهمی چه اتفاقی برات افتاده

1643
02:38:25,654 --> 02:38:28,178
‫- چند سالته مادر؟
‫- 66 قربان

1644
02:38:28,261 --> 02:38:30,472
‫- قربان؟
‫- صبح بخیر

1645
02:38:30,555 --> 02:38:33,516
‫اشتباهی رخ داده.
‫ما قرار نبود بیایم اینجا

1646
02:38:33,600 --> 02:38:37,354
‫ما برای اسکار شیندلر کار می‌کنیم.
‫یهودیان شیندلر هستیم

1647
02:38:37,437 --> 02:38:40,898
‫- اسکار شیندلر کیه؟
‫- تو کراکوف کارخونه داشت

1648
02:38:40,981 --> 02:38:45,361
‫- ظروف لعابی
‫- قابلمه‌ساز

1649
02:38:45,861 --> 02:38:48,031
‫چند سالته مادر؟

1650
02:38:52,244 --> 02:38:58,061
‫تو تنها صنعتگری نیستی که کارگر نیاز داره...

1651
02:38:58,249 --> 02:39:00,542
‫آقای شیندلر

1652
02:39:00,626 --> 02:39:03,504
‫یادمه همین امسال شرکت ایگه فاربن...

1653
02:39:03,587 --> 02:39:09,385
‫یه قطار کارگر مجار سفارش داد
‫برای کارخونه شیمیاییش

1654
02:39:09,468 --> 02:39:13,389
‫قطار از دروازه وارد شد...

1655
02:39:13,472 --> 02:39:16,199
‫و افسری که مسئول انتخاب کارگرها بود

1656
02:39:16,211 --> 02:39:19,103
‫بلافاصله رفت سرکار...

1657
02:39:19,186 --> 02:39:21,897
‫و هر دو هزار تاشون رو...

1658
02:39:21,939 --> 02:39:25,526
‫یه راست فرستاد به بخش «توجه ویژه»

1659
02:39:26,235 --> 02:39:31,824
‫وظیفه من دخالت در فرایندهای اینجا نیست

1660
02:39:32,971 --> 02:39:38,079
‫اگه نتونستم به ایگه فاربن کمک کنم
‫چطور می‌تونم به شما کمک کنم؟

1661
02:39:38,162 --> 02:39:41,479
‫بذارید دلایلم رو بهتون نشون بدم

1662
02:39:49,925 --> 02:39:53,428
‫هیچ قضاوتی در مورد شما نمی‌کنم

1663
02:39:53,469 --> 02:39:56,014
‫می‌دونم در ماه‌های پیش رو...

1664
02:39:56,055 --> 02:39:59,851
‫همگی به ثروت قابل‌حمل نیاز داریم

1665
02:40:02,499 --> 02:40:05,210
‫می‌تونم بگم دستگیرت کنن

1666
02:40:05,294 --> 02:40:10,570
‫دوستان قدرتمندی از من حفاظت می‌کنن.
‫خودتون باید اینو بدونین

1667
02:40:12,947 --> 02:40:16,868
‫نمیگم قبولشون می‌کنم

1668
02:40:16,951 --> 02:40:22,247
‫فقط میگم با بودنشون روی میز راحت نیستم

1669
02:40:35,823 --> 02:40:39,015
‫فردا یه محموله برام میاد

1670
02:40:39,098 --> 02:40:41,475
‫سیصد واحدش رو برات می‌ذارم

1671
02:40:41,558 --> 02:40:45,520
‫کارگرهای جدیدن. اینا سرحالن

1672
02:40:49,233 --> 02:40:53,257
‫- قطار میاد، برش می‌گردونیم
‫- بله، بله!

1673
02:40:53,341 --> 02:40:54,863
‫- مال خودت میشه
‫- متوجه‌ام

1674
02:40:55,259 --> 02:40:58,033
‫ولی همینا رو می‌خوام

1675
02:41:00,556 --> 02:41:04,227
‫نباید سر اسم‌ها حساس باشی

1676
02:41:10,963 --> 02:41:15,216
‫باشه ولی کاغذبازیش خیلی زیاد میشه

1677
02:41:15,299 --> 02:41:19,303
‫زولدینگر، ارنستینا.
‫والدرگرون، هیلدا

1678
02:41:19,387 --> 02:41:21,598
‫والدرگرون، لئونورا

1679
02:41:21,682 --> 02:41:25,060
‫لاست، آنا.
‫ففبرگ، میلا

1680
02:41:25,143 --> 02:41:28,688
‫درزنر، روث.
‫درزنر، دانکا

1681
02:41:28,771 --> 02:41:32,483
‫نوسبائوم، سیدونیا.
‫رُزنر، مانسی

1682
02:41:32,567 --> 02:41:38,573
‫هیرش، هلن. گروش، خایا سارا.
‫سیلنفروند، استلا

1683
02:41:53,421 --> 02:41:55,590
‫زودباشین!
‫تند!

1684
02:41:55,673 --> 02:42:00,219
‫- سریع‌تر! سریع‌تر!
‫- یالا!

1685
02:42:01,888 --> 02:42:04,765
‫زود، زود!

1686
02:42:06,642 --> 02:42:10,730
‫- سریع‌تر!
‫- زودباشین!

1687
02:42:19,030 --> 02:42:22,115
‫نه! نه! نه!

1688
02:42:36,463 --> 02:42:40,217
‫نه! نه! نه!

1689
02:42:43,887 --> 02:42:46,181
‫نه! نه! نه!

1690
02:42:48,266 --> 02:42:52,229
‫چیکار می‌کنی؟

1691
02:42:52,312 --> 02:42:54,352
‫اینا مال منن!

1692
02:42:54,364 --> 02:42:57,150
‫اینا کارگرهای منن!
‫باید تو قطار من باشن!

1693
02:42:57,234 --> 02:42:59,861
‫کارگرهای ماهر ساخت جنگ‌افزار هستن!
‫ضروری‌ان!

1694
02:43:00,570 --> 02:43:03,156
‫این دخترا ضروری‌ان!

1695
02:43:05,324 --> 02:43:09,724
با این ‫انگشت‌ها داخل گلوله رو صیغل میدن

1696
02:43:09,808 --> 02:43:11,546
‫بدون اینا چجوری می‌خوام

1697
02:43:11,558 --> 02:43:13,208
‫داخل یه گلوله 45میلی‌متری رو صیغل بدم؟

1698
02:43:13,291 --> 02:43:17,128
‫تو بگو. تو بگو بهم!

1699
02:43:18,566 --> 02:43:22,738
‫برگردید تو قطار!
‫برگردید تو قطار!

1700
02:45:17,408 --> 02:45:20,378
‫مطابق قانون مصوب دولت محلی

1701
02:45:21,537 --> 02:45:24,461
‫قتل بی‌دلیل کارگرها غیرقانونیه

1702
02:45:26,041 --> 02:45:28,544
‫مطابق قانون "صندوق غرامت تجارت"

1703
02:45:29,169 --> 02:45:32,013
‫من حق این رو دارم که
‫غرامت کارگرهای کشته‌شده رو بگیرم

1704
02:45:33,424 --> 02:45:35,677
‫اگر بی‌دلیل شلیک کنید،

1705
02:45:36,635 --> 02:45:39,855
‫شما میوفتید زندان،
‫من غرامت می‌گیرم

1706
02:45:41,014 --> 02:45:42,561
‫اینجا اینطوریه

1707
02:45:43,308 --> 02:45:47,029
‫پس اعدام صحرایی نمی‌کنید

1708
02:45:49,356 --> 02:45:52,530
‫هیچگونه دخالتی در
‫روند تولید نمی‌کنید

1709
02:45:54,194 --> 02:45:56,492
‫در راستای همین موضوع،

1710
02:45:56,613 --> 02:46:01,666
‫نگهبانان بدون اجازه من
‫حق ورود به صحن کارخونه رو ندارن

1711
02:46:07,791 --> 02:46:10,635
‫قدردانی من رو هم
‫بابت همکاریتون بپذیرید

1712
02:46:12,713 --> 02:46:14,431
‫بفرمایید

1713
02:46:15,549 --> 02:46:17,768
‫من چند ساله آبجو ندیدم!

1714
02:46:17,885 --> 02:46:21,389
‫- نوش جونتون!
‫- عجب آبجوییه!

1715
02:46:46,830 --> 02:46:51,210
‫دیگه هیچ دربان و پادویی
‫اسمت رو اشتباه نمیگه

1716
02:46:52,836 --> 02:46:54,008
‫قول میدم

1717
02:46:59,092 --> 02:47:00,514
‫اسحاق

1718
02:47:01,929 --> 02:47:03,730
‫ایشون حسابدارم اسحاق اشترن هستن.
‫اسحاق...

1719
02:47:03,764 --> 02:47:05,437
‫شما باید خانم شیندلر باشید

1720
02:47:05,599 --> 02:47:06,896
‫خوشوقتم

1721
02:47:07,017 --> 02:47:08,411
‫امیلی داوطلب شده تا
‫در درمانگاه کار کنه

1722
02:47:08,435 --> 02:47:10,153
‫- لطف کردید
‫- میدونم

1723
02:47:10,229 --> 02:47:12,607
‫هروقت فرصت داشتی
‫باید حرف بزنیم

1724
02:47:13,148 --> 02:47:15,585
‫ایشون همسرمه اشترن.
‫من ازش چیزی رو مخفی نمی‌کنم

1725
02:47:15,609 --> 02:47:18,362
‫لطفا پیگیر کارت باش.
‫اونجوری جذاب‌تری

1726
02:47:18,737 --> 02:47:19,829
‫- مادام
‫- سلام

1727
02:47:19,905 --> 02:47:23,465
‫- چی شده؟
‫- وزارت جنگ برامون شکایت‌نامه نوشته

1728
02:47:23,534 --> 02:47:25,662
‫ظاهرا خمپاره‌ها، توپ‌های تانک
‫و غلاف راکت‌ها

1729
02:47:25,744 --> 02:47:28,293
‫همگی در تست‌های
‫کنترل کیفیت رد شدن

1730
02:47:28,413 --> 02:47:30,461
‫انتظارش میرفت.
‫مشکلات اول کاره

1731
02:47:30,541 --> 02:47:32,714
‫دیگه کارمون قابلمه نیست،
‫خیلی حساس‌تره

1732
02:47:32,834 --> 02:47:34,729
‫- براشون نامه می‌نویسم
‫- پول محصولات رو ندادن

1733
02:47:34,753 --> 02:47:36,596
‫من و تو هم بودیم
‫همینکارو می‌کردیم

1734
02:47:36,672 --> 02:47:39,067
‫نگران نباش.
‫بالاخره درست میشه

1735
02:47:39,091 --> 02:47:42,891
‫شایعه شده، خودت
‫دستگاه‌ها رو دستکاری کردی

1736
02:47:43,720 --> 02:47:46,644
‫ممکنه اینجا رو تعطیل کنن
‫و ما رو دوباره بفرستن آشویتس

1737
02:47:49,476 --> 02:47:51,649
‫چندتا تماس می‌گیرم
‫ببینم از کجا میشه خمپاره خرید

1738
02:47:51,728 --> 02:47:52,729
‫بعنوان محصول خودمون می‌فروشیمشون

1739
02:47:52,854 --> 02:47:53,935
‫چه فرقی می‌کنه؟

1740
02:47:53,981 --> 02:47:55,124
‫که گلوله اینجا درسته بشه
‫یا یک جای دیگه؟

1741
02:47:55,148 --> 02:47:56,793
‫فرقش رو نمی‌بینی؟
‫من که می‌بینم

1742
02:47:56,817 --> 02:47:57,835
‫خیلی ضرر می‌کنی

1743
02:47:57,859 --> 02:47:59,657
‫اینطوری گلوله‌های کمتری درست میشه

1744
02:47:59,736 --> 02:48:01,534
‫اشترن، اگر روزی این کارخونه

1745
02:48:01,655 --> 02:48:05,098
‫یک گلوله‌ی بدردبخور
‫درست کنه، خیلی دلخور میشم

1746
02:48:23,594 --> 02:48:26,473
‫چطوری ربی؟
‫ربی!

1747
02:48:30,142 --> 02:48:32,019
‫خوبم آقای رئیس

1748
02:48:33,979 --> 02:48:35,447
‫داره غروب میشه

1749
02:48:38,525 --> 02:48:39,993
‫بله همینطوره

1750
02:48:41,862 --> 02:48:45,583
‫امروز چه روزیه؟ جمعه‌ست؟
‫امروز جمعه‌ست دیگه؟

1751
02:48:45,782 --> 02:48:46,874
‫جدا؟

1752
02:48:51,455 --> 02:48:55,176
‫این چه وضعشه؟ باید بری برای
‫مراسم "سبت" آماده بشی

1753
02:48:56,376 --> 02:48:57,753
‫مگه نه؟

1754
02:49:05,427 --> 02:49:09,227
‫یکم شراب دارم.
‫تو دفترمه. بیا

1755
02:50:06,185 --> 02:50:11,209
‫[ در 7ماه فعالیت کارخانه مهمات شیندلر،
‫هیچگونه محصولی تولید نشد ]

1756
02:50:11,210 --> 02:50:17,224
‫[ شیندلر در این مدت میلیون‌ها مارک آلمانی
‫را خرج کارگرها و رشوه دادن به مقامات کرد ‌]

1757
02:50:25,006 --> 02:50:26,349
‫چیه؟

1758
02:50:28,218 --> 02:50:33,224
‫احیانا پولی داری که
‫جایی مخفی کرده باشی

1759
02:50:33,306 --> 02:50:34,899
‫که من ازش خبر نداشته باشم؟

1760
02:50:39,354 --> 02:50:40,446
‫نه

1761
02:50:46,278 --> 02:50:47,905
‫چرا؟ ورشکست شدم؟

1762
02:50:53,201 --> 02:50:54,498
‫خب...

1763
02:50:56,496 --> 02:51:01,502
‫دیروز صبح در ساعت 2:41

1764
02:51:02,836 --> 02:51:05,760
‫در دفتر جنرال آیزنهاور،

1765
02:51:06,840 --> 02:51:12,847
‫جنرال جودل، فرمانِ داد تا نیروهای آلمانی

1766
02:51:14,055 --> 02:51:18,936
‫در تمامی جبهه‌های زمینی،
‫دریایی و هوایی در اروپا

1767
02:51:19,978 --> 02:51:22,527
‫مقابل نیروهای متفقین،

1768
02:51:23,857 --> 02:51:27,953
‫و در مقابل نیروهای شوروی
‫تسلیم بی قید و شرط شوند

1769
02:51:28,737 --> 02:51:31,331
‫درنتیجه، جنگ آلمان به پایان رسید

1770
02:51:34,701 --> 02:51:37,750
‫فکر کنم وقتشه که
‫نگهبانان وارد کارخونه بشن

1771
02:51:42,375 --> 02:51:46,221
‫تسلیم بی ‌قید و شرط آلمان اعلام شد

1772
02:51:48,048 --> 02:51:51,848
‫از نیمه‌شب امشب،
‫جنگ به پایان می‌رسه

1773
02:51:54,721 --> 02:51:59,374
‫از فردا روند جستجوی بازماندگان
‫خانواده‌تون رو شروع می‌کنید

1774
02:52:03,230 --> 02:52:04,698
‫در اکثر موارد،

1775
02:52:06,733 --> 02:52:08,576
‫پیداشون نخواهید کرد

1776
02:52:09,903 --> 02:52:12,122
‫بعد از شش سال قتل و خونریزی،

1777
02:52:12,823 --> 02:52:15,793
‫مردم در سرتاسر جهان
‫عزادار قربانیان هستند

1778
02:52:18,245 --> 02:52:19,792
‫ما زنده موندیم

1779
02:52:21,540 --> 02:52:24,589
‫بسیاری از شما
‫شخصا از من تشکر کردید

1780
02:52:27,712 --> 02:52:29,385
‫از خودتون تشکر کنید

1781
02:52:31,258 --> 02:52:33,306
‫از اشترن شجاع تشکر کنید

1782
02:52:34,469 --> 02:52:36,437
‫و از سایرینی که
‫نگران شما بودند

1783
02:52:36,555 --> 02:52:38,933
‫و هر لحظه خطر مرگ تهدیدشون می‌کرد

1784
02:52:43,645 --> 02:52:45,989
‫من عضو حزب نازی هستم

1785
02:52:46,648 --> 02:52:48,901
‫کارخونه‌ی مهمات دارم

1786
02:52:49,693 --> 02:52:51,787
‫با استفاده از کار بردگی، سود بردم

1787
02:52:52,445 --> 02:52:54,368
‫من یک مجرمم

1788
02:52:56,324 --> 02:52:59,453
‫از نیمه‌شب شما آزاد میشید
‫و من تحت تعقیب

1789
02:53:01,872 --> 02:53:05,376
‫تا پنج‌دقیقه بعد از نیمه‌شب
‫با شما می‌مونم،

1790
02:53:05,458 --> 02:53:08,632
‫بعد از اون،
‫با عرض پوزش بسیار،

1791
02:53:08,712 --> 02:53:10,259
‫مجبورم فرار کنم

1792
02:53:13,717 --> 02:53:16,971
‫میدونم از فرمانده‌تون دستور گرفتید،

1793
02:53:17,512 --> 02:53:19,640
‫که اون هم از فرمانده‌اش دستور گرفته،

1794
02:53:19,806 --> 02:53:21,934
‫تا ساکنین این اردوگاه
‫رو از بین ببرید

1795
02:53:23,018 --> 02:53:25,237
‫الان وقت انجام این کاره

1796
02:53:25,312 --> 02:53:29,943
‫همه‌شون اینجان.
‫الان فرصتش رو دارید

1797
02:53:35,155 --> 02:53:36,828
‫یا اینکه می‌تونید برید

1798
02:53:39,075 --> 02:53:41,544
‫و بعنوان انسان
‫به خانواده‌هاتون برگردید

1799
02:53:41,620 --> 02:53:43,463
‫نه بعنوان قاتل

1800
02:54:25,872 --> 02:54:29,376
‫به یاد قربانیان بی‌شمار مردمان شما،

1801
02:54:29,709 --> 02:54:32,713
‫درخواست سه‌دقیقه سکوت دارم

1802
02:55:28,810 --> 02:55:31,438
‫ممنون آقای یرث

1803
02:55:32,022 --> 02:55:34,366
‫ممنون آقای یرث

1804
02:55:34,524 --> 02:55:35,616
‫کامل باز کن

1805
02:55:38,111 --> 02:55:39,613
‫ممنون آقای یرث

1806
02:55:58,631 --> 02:56:00,429
‫ممنون آقای یرث

1807
02:56:25,492 --> 02:56:28,211
‫به‌محض آغاز صلح...

1808
02:56:29,913 --> 02:56:32,632
‫میخوام بین کارگرها
‫پارچه توزیع بشه

1809
02:56:33,666 --> 02:56:35,794
‫نفری دو و نیم متر

1810
02:56:36,419 --> 02:56:39,093
‫ضمنا هرنفر
‫یک بطری ودکا می‌گیره

1811
02:56:39,798 --> 02:56:41,971
‫نمی‌خورنش چون
‫می‌دونن باارزشه

1812
02:56:42,717 --> 02:56:45,846
‫همینطورم اون سیگارهای مصری

1813
02:56:46,346 --> 02:56:48,849
‫تمام درخواست‌هاتون
‫انجام میشه

1814
02:57:09,702 --> 02:57:13,672
‫ما توی این نامه نوشتیم که
‫شما برامون چکارهایی کردید

1815
02:57:14,207 --> 02:57:15,379
‫محض اینکه دستگیر بشید

1816
02:57:18,461 --> 02:57:20,589
‫تمام کارگرها امضا کردنش

1817
02:57:31,724 --> 02:57:33,146
‫ممنونم

1818
02:58:00,795 --> 02:58:02,797
‫جمله‌ای به عبری از تلموده

1819
02:58:02,881 --> 02:58:06,785
‫نوشته "هرکسی تنها یک نفر را
‫نجات دهد، دنیا را نجات داده است"

1820
02:58:47,634 --> 02:58:49,557
‫می‌تونستم آدم‌های بیشتری
‫رو نجات بدم

1821
02:58:52,639 --> 02:58:54,812
‫می‌تونستم بیشتر بیارمشون...
‫نمی‌دونم...

1822
02:58:55,141 --> 02:58:56,393
‫شاید اگه...

1823
02:58:58,645 --> 02:58:59,692
‫می‌تونستم ادم‌های بیشتری
‫رو نجات بدم

1824
02:58:59,771 --> 02:59:04,072
‫اسکار، 1100نفر بخاطر تو
‫زنده هستن. نگاهشون کن

1825
02:59:05,693 --> 02:59:07,661
‫اگر پول بیشتری درآورده بودم...

1826
02:59:11,991 --> 02:59:15,211
‫چه پول‌هایی که هدر ندادم

1827
02:59:17,872 --> 02:59:20,466
‫خبر نداری

1828
02:59:21,876 --> 02:59:23,219
‫ای کاش...

1829
02:59:23,294 --> 02:59:26,173
‫نسل‌ها انسان بخاطر
‫کارهای تو زندگی خواهند کرد

1830
02:59:28,508 --> 02:59:30,260
‫کافی نبود

1831
02:59:31,177 --> 02:59:32,770
‫بیشتر از کافی بود

1832
02:59:37,141 --> 02:59:38,438
‫این ماشین...

1833
02:59:39,894 --> 02:59:42,022
‫گوت حاضر بود
‫این ماشین رو بخره

1834
02:59:42,105 --> 02:59:45,609
‫چرا ماشین رو نگه داشتم؟
‫باهاش میشد ده‌نفر رو آورد

1835
02:59:49,404 --> 02:59:50,997
‫ده‌نفر

1836
02:59:53,032 --> 02:59:54,659
‫ده‌نفر دیگه...

1837
02:59:57,453 --> 02:59:59,046
‫این سنجاق سینه...

1838
02:59:59,163 --> 03:00:00,585
‫دو‌نفر

1839
03:00:03,668 --> 03:00:05,136
‫از طلاست

1840
03:00:05,670 --> 03:00:07,263
‫باهاش دونفر

1841
03:00:07,547 --> 03:00:10,551
‫دونفر یا حداقل یک‌نفر
‫رو بابتش آزاد می‌کرد

1842
03:00:10,675 --> 03:00:12,723
‫حداقل یک‌نفر دیگه رو
‫هم آزاد می‌کرد

1843
03:00:16,180 --> 03:00:17,807
‫یک انسان دیگه...

1844
03:00:20,435 --> 03:00:22,062
‫جان یک انسان، اشترن

1845
03:00:24,355 --> 03:00:25,698
‫در عوض این

1846
03:00:28,401 --> 03:00:31,450
‫می‌تونستم جون یکی دیگه

1847
03:00:32,196 --> 03:00:35,666
‫رو نجات بدم و ندادم

1848
03:00:37,243 --> 03:00:38,961
‫و ندادم!

1849
03:02:09,585 --> 03:02:11,804
‫شما آزاد شدید

1850
03:02:12,255 --> 03:02:14,257
‫بدست ارتش شوروی!

1851
03:02:22,890 --> 03:02:24,563
‫لهستان هم رفتید؟

1852
03:02:24,725 --> 03:02:25,977
‫از لهستان میام

1853
03:02:29,439 --> 03:02:31,191
‫یهودی‌ای باقی مونده؟

1854
03:02:37,321 --> 03:02:38,823
‫کجا بریم؟

1855
03:02:39,699 --> 03:02:42,077
‫قطعا به سمت شرق نرید

1856
03:02:42,160 --> 03:02:43,753
‫اونجا ازتون متنفرن

1857
03:02:45,538 --> 03:02:47,757
‫اگه جای شما بودم
‫سمت غرب هم نمی‌رفتم

1858
03:02:50,376 --> 03:02:52,344
‫برای ما یکم غذا داری؟

1859
03:02:55,047 --> 03:02:57,391
‫مگه اونجا یه شهر نیست؟

1860
03:04:12,124 --> 03:04:13,250
‫هایل هیتلر

1861
03:04:23,771 --> 03:04:32,781
‫[ آمون گوت هنگامی که در تیمارستان بستری بود دستگیر شد.
‫او در کراکوف به جرم جنایت علیه بشریت اعدام شد. ]

1862
03:04:37,844 --> 03:04:41,958
‫[ پس از جنگ، اسکار شیندلر در ازدواج خود
‫و چندین کسب‌و‌کار شکست خورد ]

1863
03:04:43,271 --> 03:04:54,778
‫[ در سال 1958 شورای "یاد واشم" در اورشلیم او را "فرد نیکوکار"
‫اعلام کرده و از او دعوت کرد تا در بلوار نیکوکاران درختی بکارد ]

1864
03:04:56,700 --> 03:05:01,258
‫[ این درخت همچنان پابرجاست ]

1865
03:05:08,524 --> 03:05:11,956
‫[ یهودیان شیندلر در امروز ]

1866
03:08:04,754 --> 03:08:11,211
‫[ امروزه کمتر از چهارهزار یهودی
‫در لهستان زندگی می‌کنند ]

1867
03:08:14,992 --> 03:08:21,095
‫[ نسل بازماندگان یهودیان شیندلر
‫بیش از شش‌هزار نفر است ]

1868
03:08:22,616 --> 03:08:27,380
‫[ اسکار شیندلر 1974 - 1908 ]

1869
03:08:42,616 --> 03:08:48,780
[ به یاد بیش از شش میلیون یهودی به‌ قتل رسیده ]

1870
03:08:50,218 --> 03:09:25,830
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
