WEBVTT

00:29.196 --> 00:31.573
‫« فـیـلـمـی از جـان تـراولـتـا »

00:31.597 --> 00:42.597
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:53.030 --> 01:55.991
‫« بـر اسـاس کـتـابـی از جـان تـراولـتـا »

01:56.515 --> 01:59.715
‫« فـیـلـم‌نـامـه‌نـویـس: جـان تـراولـتـا »

02:00.245 --> 02:03.081
‫« کـارگـردان: جـان تـراولـتـا »

02:06.001 --> 02:07.687
‫« بیست‌و‌هشتم دسامبر 1962 »

02:07.711 --> 02:09.463
‫« بیست‌و‌هشتم دسامبر 1962 »
‫« فرودگاه آیدل‌وایلد، نیویورک »

02:09.487 --> 02:16.087
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

02:16.094 --> 02:17.572
‫دیروقتِ شب بود

02:17.596 --> 02:19.196
‫و ترمینال عملاً خالی بود

02:24.561 --> 02:27.957
‫مادرم عکس لیز تیلور
‫توی یکی از فیلم‌های آینده‌ش

02:27.981 --> 02:29.459
‫به اسم "افراد خیلی مهم" دیده بود

02:29.483 --> 02:31.419
‫دلش یه پالتو
‫عین پالتوی لیز تیلور می‌خواست

02:31.443 --> 02:33.922
‫ولی مال خودش رو
‫از حراج دست‌دوم کلیسا خرید

02:33.946 --> 02:36.740
‫جایی که تمام افراد پولدار
‫لباس‌های دست‌دومشون رو می‌فروختن

02:37.449 --> 02:39.511
‫- خداحافظ مامان‌بزرگ
‫- خداحافظ عزیزدلم

02:39.535 --> 02:41.221
‫دلم برات تنگ میشه

02:41.245 --> 02:42.847
‫خداحافظ مامان

02:42.871 --> 02:43.932
‫خداحافظ عزیزم

02:43.956 --> 02:46.518
‫آخرین اعلان برای مسافرین پرواز شماره‌ی 700

02:46.542 --> 02:51.022
‫سوپرجت رویال امبسدر
‫هواپیمایی ترنس ورلد به مقصد لندن

02:51.046 --> 02:53.024
‫به گیت شماره‌ی 3 مراجعه فرمایید

02:53.048 --> 02:54.108
‫لطفاً همه سوار شوید

02:54.132 --> 02:57.654
‫صدای پشت بلندگوها
‫خیلی فرهیخته به‌نظر میومد

02:57.678 --> 03:00.114
‫توی ذهنم صدای یه خانم خیلی زیبا بود

03:00.138 --> 03:01.932
‫بیشتر مثل یه بازیگری چیزی

03:02.516 --> 03:05.328
‫شاید اگر مثل مریلین مونرو رفتار کنم

03:05.352 --> 03:08.373
‫مسئول بلیط ما رو بفرسته فرست‌کلاس

03:08.397 --> 03:10.917
‫اینم گفت که اگر فرست‌کلاس سوار بشی

03:10.941 --> 03:12.585
‫تمام نوشیدنی‌ها مجانیه

03:12.609 --> 03:16.738
‫البته برای من اهمیتی نداشت
‫فقط می‌خواستم پرواز کنیم بریم

03:18.073 --> 03:20.677
‫پرواز 393 سوپر کانستلیشن

03:20.701 --> 03:23.096
‫هواپیمایی ترنس‌ورلد به مقصد پیتسبرگ

03:23.120 --> 03:25.598
‫دیتون، شیکاگو، کانزاس‌سیتی

03:25.622 --> 03:27.308
‫دنور و لس‌آنجلس

03:27.332 --> 03:29.144
‫هم‌اکنون از ترمینال غربی مسافر می‌پذیرد

03:29.168 --> 03:30.812
‫لطفاً همه سوار شوید

03:30.836 --> 03:32.480
‫جوری وجودم پر از هیجان شد

03:32.504 --> 03:34.649
‫که تابحال تجربه‌ش نکرده بودم

03:34.673 --> 03:38.444
‫دونستن اینکه قراره تا چند دقیقه‌ی دیگه
‫برای اولین بار پرواز ‌کنم

03:38.468 --> 03:39.988
‫با هیچی قابل مقایسه نبود

03:40.012 --> 03:42.615
‫از جمله دکتربازی با بچه‌های محله

03:42.639 --> 03:45.366
‫دیگه خودتون فکر کنین همچین چیزی
‫برای یه بچه‌ی 8 ساله چقدر هیجان‌انگیزه

03:47.144 --> 03:48.979
‫تک‌تک جزئیات اون شب رو یادمه

03:49.479 --> 03:51.583
‫کم‌نور بودن چراغ‌های ترمینال

03:51.607 --> 03:53.418
‫رنگ لوگوی شرکت هواپیمایی

03:53.442 --> 03:56.379
‫درحالی‌که داشتیم سریع می‌رفتیم
‫سمت گیت ترمینال غربی

03:56.403 --> 03:58.381
‫حتی مادرم هم هیجان‌زده به‌نظر میومد

03:58.405 --> 04:00.675
‫ولی مطمئنم دلیل هیجانش
‫خیلی با من فرق می‌کرد

04:00.699 --> 04:03.678
‫احتمالاً بابت نوشیدنی‌های مجانی
‫که می‌تونست بخوره

04:03.702 --> 04:06.413
‫یا احتمال آشنایی با یه مرد خوشتیپ
‫توی هواپیما هیجان داشت

04:07.039 --> 04:10.894
‫مادرم حدوداً 49 ساله
‫و خیلی جذاب بود

04:10.918 --> 04:12.854
‫با چشم‌های آبی، موهای قشنگ

04:12.878 --> 04:15.380
‫و اندامی که به‌نسبت سنش
‫خیلی خوب مونده، به‌گفته‌ی خودش

04:16.005 --> 04:19.468
‫می‌گفت اگر توی سن بالا منو به‌دنیا نمیاورد
‫اندامش از اینم بهتر می‌موند

04:20.010 --> 04:22.864
‫و خیلی از مردها
‫با یه‌خرده شکم مشکلی ندارن

04:22.888 --> 04:25.057
‫فکر می‌کرد برای بعضی‌هاشون
‫خیلی هم سکسیه

04:25.724 --> 04:28.244
‫شاید عاشق یه مرد
‫خیلی باحال می‌شد

04:28.268 --> 04:30.437
‫مثلاً خلبان هواپیما یا همچین کسی

04:31.396 --> 04:34.459
‫رد شدن از فرودگاه آیدل‌وایلد
‫خیلی کیف داد

04:34.483 --> 04:37.778
‫باورم نمی‌شد این‌دفعه
‫واقعاً قراره پرواز کنیم

04:39.571 --> 04:42.967
‫اکثر مواقعی که می‌رفتیم فرودگاه
‫برای بدرقه کردن دیگران بود

04:42.991 --> 04:45.303
‫یه بار مادرم مجبور شد برای کارش

04:45.327 --> 04:47.764
‫که اجرای تئاترهای تابستونی بود
‫سوار هواپیما بشه

04:47.788 --> 04:50.207
‫ولی این‌دفعه منم می‌تونستم برم

05:04.930 --> 05:06.598
‫همه‌چی خیلی باورنکردنی به‌نظر میومد

05:07.099 --> 05:08.699
‫قلبم داشت میومد تو دهنم

05:11.144 --> 05:13.480
‫انگار همه‌چی صحنه آهسته بود

05:14.314 --> 05:16.000
‫خیلی قشنگ بود

05:16.024 --> 05:19.379
‫نقره‌ای و سفید بود
‫با دو تا خط قرمز

05:19.403 --> 05:22.364
‫و حروف "تی.دبلیو.اِی" که
‫ روی بدنه‌ش حک شده بود

05:22.948 --> 05:24.548
‫واقعاً تماشایی بود

05:24.741 --> 05:29.246
‫باد سرد به صورتم می‌خورد
‫ولی نمی‌تونست عشق اولم رو از سرم بندازه

05:31.790 --> 05:34.877
‫با ظاهری باوقار
‫و باطنی قوی و قدرتمند

05:36.587 --> 05:39.089
‫این شروع تجربه‌ای بود
‫که هرگز فراموشش نمی‌کنم

05:42.426 --> 05:44.988
‫درحالی‌که داشتیم از پله‌ها بالا می‌رفتیم
‫تا سوار هواپیما بشیم

05:45.012 --> 05:47.031
‫متوجه چیز خیلی عجیبی شدم

05:47.055 --> 05:49.117
‫افراد چندانی سوار هواپیما نبودن

05:49.141 --> 05:50.535
‫فقط چند تا بودن

05:50.559 --> 05:54.122
‫برای همین تظاهر کردم
‫این پرواز مخصوص من و مادرمه

05:54.146 --> 05:55.746
‫خیلی تجربه‌ی خاصیه، مگه نه؟

06:01.403 --> 06:03.882
‫خوش اومدین. داخل خیلی گرم‌تره

06:03.906 --> 06:06.718
‫خانم مهماندار بالای پله‌ها
‫قدبلند و لاغر بود

06:06.742 --> 06:08.368
‫و لبخند گرم و صمیمانه‌ای داشت

06:42.277 --> 06:44.422
‫اینم یه کارت ایمنی خدمت شما

06:44.446 --> 06:46.382
‫یه چیزیش با بقیه فرق می‌کرد

06:46.406 --> 06:48.006
‫چیزی که تشخیصش سخت بود

06:48.700 --> 06:51.221
‫بعدها مادرم آشنایی نزدیکی باهاش پیدا کرد

06:51.245 --> 06:52.639
‫عملاً بهترین دوست‌های همدیگه شدن

06:52.663 --> 06:55.725
‫ازش پرسیدم چرا لیز
‫اینقدر با بقیه متفاوته

06:55.749 --> 06:58.561
‫و مامانم بهم گفت
‫ بخاطر اینه که پخته‌ست

06:58.585 --> 07:01.463
‫و بخاطر بودن توی اردوگاه کار اجباری
‫غم شدیدی رو تجربه کرده

07:02.798 --> 07:05.342
‫با روشن شدن دونه به دونه‌ی موتورها

07:05.968 --> 07:09.346
‫در یک صندلی به‌ظاهر
‫بزرگ، نرم و راحت نشستم

07:09.930 --> 07:11.530
‫به‌زحمت صداشون رو می‌شنیدم

07:11.974 --> 07:16.353
‫پره‌های بزرگ می‌چرخیدن
‫و آتش از دریچه‌های پشتشون خارج می‌شد

07:17.104 --> 07:18.581
‫می‌دونستم دوران جت فرا رسیده

07:18.605 --> 07:21.251
‫ولی سوار هواپیمایی شدن
‫که دو برابر جت طول می‌کشید

07:21.275 --> 07:24.504
‫تا به مقصد برسه
‫یجورایی هیجان‌انگیز بود

07:24.528 --> 07:26.196
‫بخصوص برای اولین بارم

07:28.532 --> 07:31.577
‫یادمه سکه‌هام رو
‫توی یه کیف با طرح گل نگه می‌داشتم

07:32.202 --> 07:34.806
‫مادربزرگت، مادر من

07:34.830 --> 07:37.207
‫این کیف با طرح گل رو بهم داد
‫که توش پول پس‌انداز کنم

07:38.041 --> 07:40.603
‫و حالا توام باید پول توش پس‌انداز کنی

07:40.627 --> 07:42.814
‫شاید بعدش بتونیم
‫با همدیگه یه سفر کوتاه بریم

07:42.838 --> 07:46.109
‫می‌تونیم بریم فیلادلفیا، هارتفورد

07:46.133 --> 07:47.819
‫می‌تونیم بریم بوستون!

07:47.843 --> 07:49.654
‫آره

07:49.678 --> 07:52.490
‫وقت‌هایی که مادرم بابت چیزی هیجان‌زده می‌شد
‫با هیچی قابل مقایسه نبود

07:52.514 --> 07:55.184
‫دنیا پر از نور و امید می‌شد

08:04.818 --> 08:06.462
‫خیلی‌خب

08:06.486 --> 08:07.797
‫خیلی‌خب

08:07.821 --> 08:09.573
‫می‌خواستم بذارم بعداً غافلگیرت کنم

08:10.532 --> 08:13.285
‫ولی قراره اسباب‌کشی کنیم بریم لس‌آنجلس

08:14.661 --> 08:16.261
‫واقـ... واقعاً؟

08:19.041 --> 08:22.753
‫یکی از دوست‌هام هست
‫که توی تئاتر الن‌تاون کارگردانه

08:23.337 --> 08:27.090
‫و بهم قول داده اگر تا فوریه
‫بریم غرب کشور

08:28.050 --> 08:31.654
‫یه کار توی یه فیلم برام جور می‌کنه

08:31.678 --> 08:33.278
‫واقعاً؟

08:33.472 --> 08:35.072
‫باورم نمیشه

08:35.890 --> 08:37.784
‫مامان قبل از اون هم

08:37.808 --> 08:39.328
‫توی چند تا فیلم سیاهی‌لشکر بود

08:39.352 --> 08:41.414
‫برای همین چندان دور از ذهن نبود

08:41.438 --> 08:43.416
‫توی دانشگاه هم تئاتر درس می‌داد

08:43.440 --> 08:45.859
‫و قبل از اون هم تمام وقت
‫توی تئاتر بازی می‌کرد

08:46.902 --> 08:50.006
‫و وقتی مشغول کار نبود
‫من بهترین تماشاچیش بودم

08:50.030 --> 08:51.341
‫الان برمی‌گردم

08:51.365 --> 08:53.450
‫میرم یه نگاه به برنامه‌هام بندازم

08:55.702 --> 08:57.931
‫با سرعت دویدم بالا سمت اتاقم

08:57.955 --> 08:59.790
‫که برنامه‌های شرکت‌های
‫هواپیمایی رو نگه می‌داشتم

09:04.878 --> 09:07.840
‫یونایتد، امریکن، تی.‌دبلیو.ای

09:11.093 --> 09:14.113
‫ایناهاش. پرواز شبانه‌ی اقتصادی یک‌طرفه
‫با هواپیمای ملخی

09:14.137 --> 09:17.283
‫قیمت بلیط 95 دلار، کودکان نصف‌قیمت

09:17.307 --> 09:18.368
‫همینه!

09:18.392 --> 09:20.102
‫حالا برگردیم سراغ زمان پروازها

09:21.353 --> 09:23.873
‫"هواپیمایی ترنس‌ورلد، پرواز 393"

09:23.897 --> 09:26.334
‫"ساعت 9 شب
‫ از فرودگاه آیدل‌وایلد حرکت می‌کند"

09:26.358 --> 09:28.503
‫"پرواز سوپر کانستلیشن به لس‌آنجلس"

09:28.527 --> 09:30.797
‫"همراه با توقف در پیتسبرگ"

09:30.821 --> 09:34.926
‫"دیتون، شیکاگو، کانزاس‌سیتی
‫دنور و لس‌آنجلس"

09:34.950 --> 09:37.244
‫"ساعت 3 بعدازظهر روز بعد به مقصد می‌رسد"

09:37.911 --> 09:39.931
‫تنها هواپیمایی ترنس‌ورلد

09:39.955 --> 09:44.877
‫هفتاد شهر در آمریکا را به‌هم متصل کرده
‫و 15 مرکز جهانی در خارج از کشور دارد

09:45.419 --> 09:46.855
‫♪ در سراسر کشور
‫و در سراسر جهان ♪

09:46.879 --> 09:47.981
‫می‌توانید به...

09:48.005 --> 09:49.605
‫♪ تی‌.دبلیو.ای اعتماد کنید ♪

09:50.549 --> 09:52.301
‫♪ تی‌.دبلیو.ای بهترین راهه ♪

10:01.185 --> 10:02.787
‫تا وقتی برگشتم پایین

10:02.811 --> 10:04.411
‫چراغ اتاق پذیرایی خاموش بود

10:06.356 --> 10:09.860
‫و آهنگ آرومی داشت
‫ از رادیوضبط پخش می‌شد

10:10.527 --> 10:12.922
‫آهنگ "زن‌ها و معشوقه‌ها" از جک جونز

10:12.946 --> 10:16.742
‫سیگار مادرم توی تاریکی می‌درخشید
‫یه لیوان شراب سفید کنارش بود

10:18.035 --> 10:21.264
‫بعدش نگران شدم نکنه حرفی که
‫در مورد اسباب‌کشی به لس‌آنجلس زده بود

10:21.288 --> 10:22.888
‫واقعی نبوده باشه

10:23.165 --> 10:24.958
‫شاید فقط رویاش بوده

10:27.211 --> 10:28.354
‫چه میشه کرد

10:28.378 --> 10:30.732
‫با خودم گفتم هنوزم می‌تونم
‫برای یه سفر کوتاه پول جمع کنم

10:30.756 --> 10:33.342
‫شاید... شاید بتونم دوباره
‫یه نگاهی به برنامه‌هام بندازم

10:39.139 --> 10:42.059
‫مادربزرگم یه پلیموث بلویدیر
‫سال 57 داشت

10:42.601 --> 10:45.955
‫اینطور شد که
‫در دسامبر سال 1962

10:45.979 --> 10:50.067
‫داشتیم می‌رفتیم فرودگاه آیدل‌وایلد
‫و پرواز 393 ذهنم رو مشغول کرده بود

10:50.984 --> 10:52.587
‫کی می‌رسیم؟

10:52.611 --> 10:55.882
‫عزیزم، وقتی کیلومترسنج رسید به 62

10:55.906 --> 10:57.506
‫می‌رسیم

10:58.742 --> 11:00.845
‫دیدن بیلبوردهای بزرگی که

11:00.869 --> 11:04.474
‫انتخاب‌های متفاوتی که مردم داشتن رو
‫نشون می‌دادن، کیف می‌داد، مثلاً:

11:04.498 --> 11:06.810
‫"با پن‌ام پرواز کنید
‫هفت ساعته به پاریس برسید"

11:06.834 --> 11:10.003
‫یا "تی‌.دبلیو.اِی، بهترین راه
‫برای رسیدن به کالیفرنیا"

11:11.338 --> 11:13.024
‫و من سوار هواپیما بودم

11:13.048 --> 11:16.569
‫و داشتم می‌رفتم یکی از دورترین جاهایی
‫که این هواپیمایی بهش پرواز داشت

11:16.593 --> 11:20.281
‫توی این اولین بخش هواپیما
‫درکل 15 نفر بودیم

11:20.305 --> 11:23.117
‫یه کلاه شکاری سرم بود
‫که یادم رفته بود درش بیارم

11:23.141 --> 11:25.411
‫احتمالاً بخاطر اینکه
‫بیرون هوا سرد بود

11:25.435 --> 11:27.980
‫درهرحال، موقع بلند شدن هواپیما
‫لباسم این شکلی بود

11:29.481 --> 11:32.001
‫مشخص بود مادرم برام خوشحاله

11:32.025 --> 11:35.672
‫ولی در اون لحظه
‫بی‌صبرانه منتظر بود پرواز کنیم

11:35.696 --> 11:37.823
‫تا بتونه یه نخ سیگار بکشه
‫و مشروب سفارش بده

11:43.620 --> 11:47.124
‫از دیدن بیرون اومدن آتیش
‫از پشت موتورها خیلی لذت بردم

11:47.749 --> 11:49.602
‫توی مجله‌ی هواپیما نوشته بود

11:49.626 --> 11:51.712
‫همچین چیزی توی موتورهای ملخی عادیه

11:59.136 --> 12:00.947
‫♪ بیا با هم پرواز کنیم ♪

12:00.971 --> 12:04.558
‫♪ پرواز کنیم بریم یه جای دور ♪

12:05.726 --> 12:09.080
‫♪ اگر دلت مشروب خارجی می‌خواد ♪

12:09.104 --> 12:10.790
‫♪ یه کافه توی بمبئی سراغ دارم ♪

12:10.814 --> 12:14.794
‫وقتی داشتیم توی باند پیش می‌رفتیم
‫بازم احساس کردم همه‌چی باورنکردنیه

12:14.818 --> 12:17.404
‫و در اون لحظه
‫هواپیما از زمین بلند شد

12:22.534 --> 12:25.096
‫باورم نمیشه دارم پرواز می‌کنم

12:25.120 --> 12:26.681
‫مادرم نگاهش رو به جلو بود

12:26.705 --> 12:29.184
‫و سرش رو برگردوند و بهم لبخند زد

12:29.208 --> 12:31.293
‫هیچوقت این حالت مادرم یادم نمیره

12:38.717 --> 12:42.238
‫بلند شدن هواپیما خیلی آروم‌تر از چیزی بود
‫که فکر می‌کردم باشه

12:42.262 --> 12:45.283
‫به‌دلایلی، تمام اتفاقات اون شب
‫تا اون لحظه

12:45.307 --> 12:46.409
‫به‌نظر بی‌نقص میومدن

12:46.433 --> 12:50.371
‫تو اون سال‌ها، هر اتفاق بدی هم تجربه کردم

12:50.395 --> 12:52.207
‫از وقتی راه افتادم سمت فرودگاه

12:52.231 --> 12:54.751
‫تا لحظه‌ای که به مقصد ‌رسیدم

12:54.775 --> 12:57.319
‫به‌نظر میومد زندگی امن و بی‌خطره
‫و من شاد بودم

13:02.199 --> 13:04.093
‫مادرم کوکتل منهتن دوست داشت

13:04.117 --> 13:05.953
‫ولی من کوکاکولا دوست داشتم

13:10.165 --> 13:12.644
‫لیز اومد کنار صندلی‌هامون

13:12.668 --> 13:14.229
‫چه نوشیدنی میل دارین براتون بیارم؟

13:14.253 --> 13:16.064
‫- میشه یه کوکاکولا برام بیارین؟
‫- آره حتماً

13:16.088 --> 13:17.732
‫- منم یه منهتن می‌خورم
‫- بله چشم

13:17.756 --> 13:19.275
‫میشه الان سیگار کشید؟

13:19.299 --> 13:20.899
‫بله حتماً

13:22.344 --> 13:24.572
‫سیگارهای فیلتردار نیوپورت

13:24.596 --> 13:27.325
‫اون پاکت فیروزه‌ایش
‫اون هلال ماهی که وسطش بود

13:27.349 --> 13:30.060
‫همیشه لحظات شاد رو به‌یادم میاورد

13:32.479 --> 13:33.540
‫وقتی روشنش کرد

13:33.564 --> 13:36.692
‫اون اولین نفس پر از دود رضایت‌بخش
‫از دهنش اومد بیرون

13:37.401 --> 13:39.001
‫و من با خودم ‌گفتم "چه لذت‌بخش"

13:39.736 --> 13:42.298
‫تمام دوست‌های مادرم
‫توی تئاتر سیگاری بودن

13:42.322 --> 13:45.200
‫درواقع، هیچ آدم بزرگسالی
‫یادم نمیاد که سیگاری نبوده باشه

13:49.162 --> 13:51.331
‫می‌تونستم تمام ستاره‌ها رو
‫توی آسمون شب ببینم

13:53.458 --> 13:56.336
‫حداقل اینطور به‌نظر میومد
‫وقتی از پنجره بیرون رو نگاه می‌کردم

13:57.045 --> 14:00.567
‫با خودم گفتم "چه قشنگه
‫چرا مردم توی هواپیماها زندگی نمی‌کنن؟"

14:00.591 --> 14:03.736
‫به این فکر کردم که گاهی اوقات
‫توی خونه، آخرای شب

14:03.760 --> 14:05.947
‫بیدار توی تختم دراز می‌کشیدم

14:05.971 --> 14:08.765
‫و به صدای هواپیمایی
‫که از بالای خونه‌مون رد می‌شد گوش می‌کردم

14:10.058 --> 14:12.853
‫که احتمالاً تازه از فرودگاه نیوآرک
‫یا لاگواردیا بلند شده بود

14:13.729 --> 14:17.417
‫و با خودم می‌گفتم
‫"اون هواپیما این وقت شب داره کجا میره؟"

14:17.441 --> 14:18.918
‫"کی سوارشه؟"

14:18.942 --> 14:21.653
‫"و خوابن یا نه؟ توی هواپیما تخت دارن؟"

14:23.113 --> 14:24.299
‫و حالا اینجام

14:24.323 --> 14:27.576
‫شاید حتی سوار همون هواپیما باشم
‫که در موردش فکر می‌کردم

14:29.953 --> 14:34.601
‫آقایی که روی صندلی 3د نشسته
‫این نوشیدنی رو براتون حساب کردن

14:34.625 --> 14:37.312
‫عه، چقدر لطف کرده

14:37.336 --> 14:39.856
‫لطفاً از طرف من ازش تشکر کن

14:39.880 --> 14:42.025
‫وقتی مادرم می‌خواست
‫کسی رو تحت‌تاثیر قرار بده

14:42.049 --> 14:44.402
‫اکثر اوقات صداش عمیق‌تر و بَم‌تر می‌شد

14:44.426 --> 14:46.613
‫اسمشو گذاشته بودم صدای نمایشیش

14:46.637 --> 14:48.865
‫از این حرفم خوشش نمیومد

14:48.889 --> 14:50.599
‫ولی باعث نشد
‫دیگه با اون صدا حرف نزنه

14:51.308 --> 14:53.286
‫کمی بعد از اون، درست سرموقع

14:53.310 --> 14:56.080
‫یه آقای خیلی خوشتیپ
‫تقریباً 50 ساله

14:56.104 --> 14:58.374
‫روی صندلی اون سمت راهرو نشست

14:58.398 --> 15:00.627
‫همون‌لحظه مادرم براش سوال شد

15:00.651 --> 15:02.670
‫این همون آقاییه که
‫نوشیدنی‌مون رو حساب کرده یا نه

15:02.694 --> 15:04.631
‫اشکال نداره کنارتون بشینم؟

15:04.655 --> 15:07.282
‫اگر نشینی، خودم می‌کشمت رو صندلی

15:09.576 --> 15:11.804
‫خیلی از پرواز می‌ترسم

15:11.828 --> 15:13.181
‫نخیرم نمی‌ترسی

15:13.205 --> 15:14.682
‫حرفمو نقض نکن

15:14.706 --> 15:16.476
‫آخه نمی‌ترسی، مامان

15:16.500 --> 15:20.254
‫عزیزم، می‌خوای بری کابین خلبان
‫و خلبان‌ها رو ببینی؟

15:21.171 --> 15:22.899
‫راستش فکر خوبی بود

15:22.923 --> 15:25.068
‫با اینکه با خودم گفتم
‫احتمالاً تو دردسر افتادم

15:25.092 --> 15:27.010
‫برای همین گذاشتم مادرم راحت باشه

15:28.053 --> 15:32.391
‫وسط راهِ کابین خلبان بودم
‫که عجیب‌ترین چیز ممکن رو دیدم

15:38.230 --> 15:40.858
‫سلام. من آقای سه متریم

15:41.358 --> 15:42.958
‫می‌خوای بهت امضا بدم؟

15:44.069 --> 15:45.669
‫کی؟

15:45.863 --> 15:48.550
‫برای سیرک بارنوم و بیلی کار می‌کنم

15:48.574 --> 15:50.325
‫مرد سه متریم

15:51.785 --> 15:53.385
‫باشه

15:57.624 --> 16:00.520
‫اوایل دهه‌ی 60
‫در کابین خلبان رو قفل نمی‌کردن

16:00.544 --> 16:02.605
‫و آدم راحت می‌تونست بره پیششون

16:02.629 --> 16:04.941
‫البته معمولاً با اجازه‌ی مهماندار

16:04.965 --> 16:06.151
‫لیز رو پیدا نکردم

16:06.175 --> 16:08.510
‫برای همین همینطوری
‫در کابین خلبان رو باز کردم

16:09.178 --> 16:12.240
‫سه مرد داخل بودن که پشتشون به من بود
‫برای همین ندیدن من اومدم داخل

16:12.264 --> 16:14.701
‫- خدایی دختره خوشگل نبود؟
‫- خیلی خوشگل بود

16:14.725 --> 16:17.370
‫ولی باورم نمیشه
‫اون‌کارو با همه‌مون کرد

16:17.394 --> 16:18.621
‫- آره والا
‫- من باورم میشه

16:18.645 --> 16:20.790
‫فقط بخشی از داستانی
‫که یکیشون داشت می‌گفت رو شنیدم

16:20.814 --> 16:23.418
‫تازه وقتی بزرگ‌تر شدم فهمیدم

16:23.442 --> 16:25.903
‫که احتمالاً منظورشون سکسی چیزی بوده

16:28.655 --> 16:31.742
‫سلام، امشب...
‫داری میری پیتسبرگ؟

16:32.326 --> 16:34.369
‫نه، لس‌آنجلس

16:35.537 --> 16:37.223
‫چطوری سر از همچین پروازی درآوردی؟

16:37.247 --> 16:39.392
‫می‌خواستم تا جایی که میشه
‫سوار هواپیما بمونم

16:39.416 --> 16:41.627
‫ولی مامانم پول کافی
‫برای بلیط یک‌سره‌ی هواپیمای جت نداره

16:42.419 --> 16:45.214
‫فکر می‌کردم از شنیدن اینکه
‫اینقدر هواپیما دوست دارم خوششون بیاد

16:45.714 --> 16:49.027
‫ولی گمونم بخش تلخ‌تر ماجرا رو دیدن

16:49.051 --> 16:51.154
‫باشه، باشه
‫خب، ما فقط تا شیکاگو باهاتون هستیم

16:51.178 --> 16:53.865
‫پس اگر یه‌موقع حوصله‌ت سر رفت
‫حتماً بیا پیشمون

16:53.889 --> 16:56.433
‫ولی حواست باشه دفعه‌ی بعد
‫از مهماندار اجازه بگیری، باشه؟

16:57.142 --> 16:58.742
‫باشه

17:00.812 --> 17:02.412
‫ممنون

17:06.026 --> 17:07.253
‫مرد سه متری دیگه چیه؟

17:07.277 --> 17:09.214
‫عه، دوست‌دختر جدیدته

17:09.238 --> 17:12.967
‫درهرحال، داشتم پرواز می‌کردم
‫اونم تمام شب

17:12.991 --> 17:14.591
‫مگه زندگی می‌تونه بهتر از این بشه؟

17:14.701 --> 17:16.345
‫تا وقتی برگشتم سر صندلیم

17:16.369 --> 17:17.847
‫مامان داشت لیوان دومش رو می‌خورد

17:17.871 --> 17:20.374
‫و با دوست جدیدش هری صمیمی‌ شده بود

17:20.958 --> 17:23.228
‫این پسرکوچولوم "جف"ـه

17:23.252 --> 17:25.188
‫- سلام جف
‫- سلام

17:25.212 --> 17:26.856
‫ایشون "هری"ـه

17:26.880 --> 17:28.674
‫هری اهل پیتسبرگه، عزیزم

17:29.424 --> 17:30.860
‫وکیله

17:30.884 --> 17:33.470
‫و بعضی از بازیکن‌های
‫تیم استیلرز پیتسبرگ رو می‌شناسه

17:34.012 --> 17:35.612
‫باحال نیست؟

17:36.557 --> 17:38.809
‫متاهلی؟ بچه داری؟

17:40.519 --> 17:42.956
‫آره هستم، یه پسر و یه دختر دارم

17:42.980 --> 17:44.731
‫عه. خوبه

17:55.701 --> 17:57.178
‫امیدوارم مرغ دوست داشته باشی

17:57.202 --> 17:58.805
‫مرغ سوخاری دوست دارم

17:58.829 --> 18:00.640
‫خب، اینم مثل همونه

18:00.664 --> 18:04.602
‫اسمش کوردن بلوی مرغه
‫و خیلی خوشمزه‌ست

18:04.626 --> 18:07.087
‫باشه. می‌خورم

18:15.596 --> 18:17.115
‫وقتی برگشتم سر صندلیم

18:17.139 --> 18:19.474
‫هری داشت یه چیزی
‫توی گوش مامانم زمزمه می‌کرد

18:20.142 --> 18:23.562
‫اونقدر صبر کردم تا اینکه حس کردم
‫حرفش تموم شده، که توی دردسر نیفتم

18:30.611 --> 18:33.006
‫چه مرد فوق العاده‌ایه

18:33.030 --> 18:34.549
‫خیلی خوش‌صحبته

18:34.573 --> 18:36.384
‫مادرم از آدمایی خوشش میومد که
‫خوب صحبت می‌کردن

18:36.408 --> 18:38.636
‫و شمرده صحبت می‌کردن
‫و خوش‌بیان بودن

18:38.660 --> 18:41.014
‫زیاد از لهجه‌ها خوشش نمیومد

18:41.038 --> 18:43.266
‫مگر اینکه برای یه نقش باشه

18:43.290 --> 18:46.460
‫می‌گفت خوش‌کلام بودن
‫بیانگر تحصیل‌کرده بودنه

18:47.085 --> 18:49.189
‫دوستش جولیا زن زیبایی بود

18:49.213 --> 18:51.691
‫خیلی پولدار بود
‫زن یه مخترع پولدار بود

18:51.715 --> 18:53.401
‫و ظاهراً هیچی تو زندگی کم نداشت

18:53.425 --> 18:55.737
‫ولی مادرم هیچوقت
‫با این قضیه کنار نمیومد

18:55.761 --> 18:57.906
‫که یه لهجه‌ی نیوجرسی غلیظ داشت

18:57.930 --> 18:59.741
‫می‌گفت "چه حیف"

18:59.765 --> 19:02.976
‫"با وجود این همه زیبایی و ثروت
‫همچین لهجه‌ی نیوجرسی افتضاحی داره"

19:03.685 --> 19:05.288
‫جالبیش اینجا بود که گاهی اوقات

19:05.312 --> 19:07.856
‫مامان هم همون لهجه رو پیدا می‌کرد

19:08.982 --> 19:13.463
‫اگر یه موقع رفتیم پیتسبرگ، عزیزم
‫هری خوشحال میشه شام مهمون‌مون کنه

19:13.487 --> 19:16.323
‫عه، با زن و بچه‌هاش؟

19:17.032 --> 19:18.632
‫زبون‌دراز

19:21.787 --> 19:24.182
‫درحالی‌که بیرون از پنجره
‫ابرهای برفی

19:24.206 --> 19:25.475
‫جای تاریکی شب رو گرفتن

19:25.499 --> 19:27.685
‫حس کردم یکی یه چیزی گذاشت جلوم

19:27.709 --> 19:29.395
‫این خدمت شما

19:29.419 --> 19:32.816
‫و از بوش مشخص بود
‫کوردن بلوی مرغه

19:32.840 --> 19:36.426
‫عجب. واقعاً شبیه مرغ سوخاری بود
‫ولی از اونم بهتر

19:37.052 --> 19:38.652
‫شروع کردم به خوردن

19:43.350 --> 19:45.954
‫مرغ دوست دارم، پنیر هم دوست دارم

19:45.978 --> 19:48.021
‫ولی مطمئن نیستم بتونم
‫با همدیگه بخورمشون

19:48.522 --> 19:50.625
‫مامان، اینو دوست ندارم

19:50.649 --> 19:51.793
‫میشه یه نوشابه‌ی دیگه سفارش بدم؟

19:51.817 --> 19:53.485
‫آره عزیزم

19:57.239 --> 19:59.884
‫درحالی‌که توی آسمون پیتسبرگ
‫داشتیم ارتفاع‌مون رو کم می‌کردیم

19:59.908 --> 20:01.785
‫بالاخره تونستم از پنجره
‫یه چیزی رو ببینم

20:02.536 --> 20:04.597
‫دیگه رفتیم بودیم زیر ابرها

20:04.621 --> 20:06.498
‫و داشت برف شدیدی میومد

20:07.124 --> 20:10.019
‫شهر زیر پامون خیلی قشنگ بود

20:10.043 --> 20:11.753
‫که داشت از پشت برف‌ها می‌درخشید

20:12.337 --> 20:14.524
‫بعدش با خودم گفتم

20:14.548 --> 20:17.235
‫ممکنه اون پایین توی یه خونه
‫یه بچه دراز کشیده باشه

20:17.259 --> 20:19.737
‫و داره به صدای موتورهای بالای سرش گوش میده

20:19.761 --> 20:22.490
‫و از خودش می‌پرسه
‫"کی این وقت شب سوار اون هواپیماست؟"

20:22.514 --> 20:25.142
‫"و کجا دارن میرن؟ و خوابن یا نه؟"

20:29.897 --> 20:32.441
‫عملاً فرود رو حس نکردیم
‫از بس آروم و راحت بود

20:33.609 --> 20:35.753
‫چراغ‌های آبی اطراف باند

20:35.777 --> 20:37.821
‫توی برف بیشتر تو چشم میومدن

20:38.447 --> 20:40.008
‫درحالی‌که داشتیم به گیت نزدیک می‌شدیم

20:40.032 --> 20:43.118
‫خلبان داشت پشت بلندگو
‫اطلاع‌رسانی می‌کرد

20:43.702 --> 20:45.388
‫خلبان‌تون هستم

20:45.412 --> 20:47.849
‫به‌دلیل کولاک غیرمنتظره

20:47.873 --> 20:50.268
‫افرادی که مقصدشون
‫دیتون و شیکاگو بوده

20:50.292 --> 20:53.062
‫پروازشون تا اطلاع ثانوی به تاخیر میفته

20:53.086 --> 20:56.298
‫لطفاً برای دریافت اطلاعات بیشتر
‫با مسئول بلیط دم گیت صحبت کنید

20:58.217 --> 20:59.277
‫نگران نباشین

20:59.301 --> 21:02.739
‫تی‌.دبلیو.ای برای مسافرها هتل می‌گیره

21:02.763 --> 21:04.199
‫- بدون هیچ هزینه‌ای. خیلی‌‌خب
‫- ممنون

21:04.223 --> 21:05.617
‫پس اتاق هتل گیرمون میاد؟

21:05.641 --> 21:07.309
‫- بله. نگران نباشین
‫- عالیه

21:08.101 --> 21:09.701
‫خیلی‌خب

21:14.608 --> 21:17.504
‫از آقایی که پشت میز پذیرش بود پرسیدم
‫هتل کی ساخته شده

21:17.528 --> 21:19.128
‫گفت 1952

21:19.821 --> 21:22.133
‫حالا می‌تونستم در مورد تمام کسایی

21:22.157 --> 21:24.052
‫که از سال 1952 مجبور شدن همین کاری

21:24.076 --> 21:26.578
‫که ما داشتیم نصفه‌شب می‌کردیم
‫رو انجام بدن، خیال‌پردازی کنم

21:32.626 --> 21:33.686
‫خیلی‌خب عزیزم

21:33.710 --> 21:36.689
‫وقتی پرواز آماده بود
‫شرکت هواپیمایی بهمون زنگ می‌زنه

21:36.713 --> 21:40.276
‫ولی چند ساعتی طول می‌کشه
‫پس سعی کن یکم بخوابی

21:40.300 --> 21:41.694
‫- باشه؟
‫- باشه

21:41.718 --> 21:43.488
‫من میرم کافه
‫قبل از خواب یه لیوان مشروب بخورم

21:43.512 --> 21:44.572
‫باشه

21:44.596 --> 21:46.616
‫- خیلی‌خب. مشکلی نداری؟
‫- نه

21:46.640 --> 21:48.642
‫- خیلی‌خب. دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

21:50.894 --> 21:53.164
‫ته دلم می‌دونستم
‫قراره بره دیدن هری

21:53.188 --> 21:54.788
‫ولی چیزی نگفتم

22:24.219 --> 22:25.819
‫الو؟

22:26.471 --> 22:28.223
‫باشه، میایم

22:30.434 --> 22:33.037
‫از در زدم بیرون
‫دویدم آخر راهرو

22:33.061 --> 22:35.498
‫و بارها و بارها دکمه‌ی آسانسور رو زدم

22:35.522 --> 22:38.150
‫نه، بس کن

22:40.569 --> 22:43.447
‫مامان! مامان، بجنب!
‫به پروازمون نمی‌رسیم!

22:45.991 --> 22:48.136
‫مامان، بجنب!
‫هواپیما 20 دقیقه‌ی دیگه راه میفته!

22:48.160 --> 22:49.760
‫بهش نمی‌رسیما!

22:49.912 --> 22:52.557
‫وقتی داشتم آخر راهرو رو نگاه می‌کردم
‫دیدم مامان از یه اتاق دیگه دراومد

22:52.581 --> 22:53.641
‫اومدم

22:53.665 --> 22:55.935
‫حتی اگر با هری بود هم مهم نبود

22:55.959 --> 22:58.396
‫مهم این بود که
‫فقط 20 دقیقه وقت داشتیم

22:58.420 --> 23:00.672
‫که برسیم به گیت
‫که پروازمون رو ادامه بدیم

23:01.381 --> 23:04.152
‫با اینکه ساعت 3 صبح بود
‫مامانم خیلی شاد و شنگول بود

23:04.176 --> 23:05.236
‫ولی منم همینطور بودم

23:05.260 --> 23:08.413
‫سه ساعت خوابیده بودم و داشتیم
‫می‌رفتیم بقیه‌ی سفرمون رو ادامه بدیم

23:09.640 --> 23:12.518
‫پرواز پیتسبرگ تا دیتون
‫یکم کمتر از یک ساعت بود

23:13.268 --> 23:15.479
‫ولی خیلی جالب‌تر بود

23:16.271 --> 23:19.417
‫توی 40 دقیقه اونقدر
‫احساساتی شدن مادرم رو دیدم

23:19.441 --> 23:21.169
‫که به عمرم ندیده بودم

23:21.193 --> 23:23.755
‫مگه چی داره بهش میگه؟

23:23.779 --> 23:26.406
‫البته بعدها، کل داستان زندگی لیز رو فهمیدم

23:26.907 --> 23:28.426
‫- چیز زیادی ازش یادم نمیاد...
‫- اوهوم

23:28.450 --> 23:30.595
‫فقط یادمه بابتش گیج شده بودم

23:30.619 --> 23:35.016
‫ولی وقتی سعی کردیم از کشور فرار کنیم
‫فقط 9 سالم بود

23:35.040 --> 23:38.895
‫و فقط من و برادرم زنده موندیم

23:38.919 --> 23:43.882
‫و متاسفانه، مجبور شدیم به‌چشم ببینیم
‫که والدین‌مون رو گرفتن و بردن

23:46.009 --> 23:47.654
‫وای عزیزم

23:47.678 --> 23:51.491
‫نه، حالم خوبه. حالم خوبه
‫باهاش کنار اومدم

23:51.515 --> 23:54.369
‫اون زمان توی منطقه‌ی نیویورک
‫یه سریال پخش می‌کردن

23:54.393 --> 23:55.993
‫به یاد "ما رو به یاد داشته باشید"

23:56.270 --> 23:58.623
‫توش تصاویر واقعی
‫از حادثه‌ی نازی‌ها رو نشون می‌دادن

23:58.647 --> 24:01.817
‫احتمالاً بیشتر از هرچیزی
‫دلیل کابوس دیدن‌هام بود

24:02.317 --> 24:04.587
‫همیشه دلم برای لیز می‌سوخت

24:04.611 --> 24:06.572
‫بگذریم، مادرم خیلی بهش اهمیت می‌داد

24:07.114 --> 24:10.176
‫تقریباً انگار دیدن کسی که
‫بیشتر از اون درد و رنج کشیده بود

24:10.200 --> 24:11.800
‫یجورایی حالش رو بهتر می‌کرد

24:13.203 --> 24:16.683
‫یهویی ناراحت شدم که چرا
‫با آقای سه متری بیشتر آشنا نشدم

24:16.707 --> 24:18.458
‫حداقل اینطوری یه نفر بود
‫که باهاش حرف بزنم

24:19.710 --> 24:22.629
‫ولی اون شب
‫با ستاره‌های شب هم‌سفر می‌شدم

24:23.298 --> 24:27.569
‫♪ شب‌های آروم پر از ستاره‌های آروم ♪

24:27.593 --> 24:31.156
‫♪ آکورد‌های آروم گیتارم ♪

24:31.180 --> 24:34.200
‫♪ شناور بر سکوتی که ما رو احاطه کرده ♪

24:34.224 --> 24:37.495
‫تصمیم گرفتیم موقع توقف
‫توی دیتون پیاده نشیم

24:37.519 --> 24:39.396
‫من و مامان تونستیم یه چرتی بزنیم

24:40.480 --> 24:42.858
‫قبل از اینکه بیدار بشیم
‫دوباره پرواز کردیم

24:43.400 --> 24:46.212
‫تا وقتی کمربندمون بسته بود
‫لیز اجازه می‌داد بخوابیم

24:46.236 --> 24:48.173
‫توی دیتون کسی سوار نشد

24:48.197 --> 24:51.009
‫خب، حداقل کسی که چندان جالب به‌نظر بیاد

24:51.033 --> 24:53.118
‫ساعت 4 صبح هم بود
‫چرا باید آدم جالبی سوار بشه؟

24:53.619 --> 24:55.621
‫ما هم تا شیکاگو خوابیدیم

24:59.458 --> 25:02.461
‫وقتی به ترمینال کمابیش جدید "اوهیر" رسیدیم
‫هوا هنوز تاریک بود

25:04.421 --> 25:06.191
‫اینجا آخرین توقفمه

25:06.215 --> 25:07.817
‫محل اقامتم همین‌جاست

25:07.841 --> 25:11.136
‫ولی چند تا سورپرایز
‫براتون تدارک دیدم

25:12.513 --> 25:14.949
‫هماهنگ کردم که جفتتتون

25:14.973 --> 25:16.951
‫تا کانزاس‌سیتی و دنور

25:16.975 --> 25:19.621
‫فرست‌کلاس سفر کنین

25:19.645 --> 25:23.666
‫و یه سورپرایز کوچیک دیگه
‫توی دنور منتظرتونه

25:23.690 --> 25:25.290
‫خب...

25:30.072 --> 25:32.300
‫اطلاعات سفرتون این‌هاست

25:32.324 --> 25:34.052
‫کافیه اینو بدین به مسئول بلیط

25:34.076 --> 25:35.303
‫- باشه؟
‫- ممنون

25:35.327 --> 25:37.663
‫- خیلی‌خب. خداحافظ
‫- ممنون

25:40.290 --> 25:42.977
‫تنها چیزی که تو فکرم بود
‫این بود که اگر خودمون می‌خواستیم

25:43.001 --> 25:45.045
‫بلیط فرست‌کلاس بخریم
‫چقدر برامون خرج برمی‌داشت

25:45.838 --> 25:48.131
‫بلیط یه‌طرفه‌ش یه چیزی حدود 185 دلار بود

25:48.715 --> 25:51.486
‫چقدر اسباب‌بازی و هات‌داگ
‫می‌تونستم با همچین پولی بخرم

25:51.510 --> 25:54.388
‫و شامل یکی دو تا سفر
‫اینجوری هم می‌شد

25:54.888 --> 25:56.488
‫لیز عجب دختر نازنینی بود

25:57.558 --> 25:59.977
‫یهویی کل رفتار مادرم عوض شد

26:00.561 --> 26:02.956
‫به‌وضوح می‌دیدم حالتش عوض شده

26:02.980 --> 26:07.085
‫صاف وایساده بود
‫سرشو گرفته بود بالا، باوقار راه می‌رفت

26:07.109 --> 26:08.586
‫قرار بود فرست‌کلاس سفر کنیم

26:08.610 --> 26:12.322
‫اونم بازیگری بود که می‌خواست با بلیط
‫فرست‌کلاس پرواز کنه به ساحل غربی

26:13.031 --> 26:16.177
‫می‌دونم داشت می‌گفت ای‌کاش
‫پالتوی پلنگی تقلبیش رو می‌پوشید

26:16.201 --> 26:18.745
‫که قبل از راه افتادن از خونه
‫راضیش کردم نپوشه

26:27.337 --> 26:28.937
‫از هالیوود زنگ زدن

26:29.965 --> 26:32.068
‫ازم خواستن با پرواز بعدی برم اونجا

26:32.092 --> 26:34.195
‫عه. پس بازیگرین؟

26:34.219 --> 26:36.865
‫آره. از کجا حدس زدی؟

26:36.889 --> 26:39.993
‫مادرم خیلی اوقات
‫الکی از این حرف‌ها می‌زد

26:40.017 --> 26:41.617
‫توی هالیوود موفق باشین

26:41.852 --> 26:43.452
‫ممنون

26:48.150 --> 26:50.461
‫ترمینال خیلی قشنگ بود
‫و به دلایلی...

26:50.485 --> 26:52.839
‫هات‌داگ‌فروشی حتی
‫ساعت 4 صبح هم باز بود

26:52.863 --> 26:54.382
‫- سلام
‫- من دو تا می‌خواستم

26:54.406 --> 26:56.006
‫مادرم یکی سفارش داد

26:56.116 --> 26:57.910
‫- دیگه چیزی میل ندارین؟
‫- نه

26:58.994 --> 27:00.621
‫میشه یه هات‌داگ دیگه بخورم؟

27:01.288 --> 27:04.041
‫جدی جدی یه هات‌داگ دیگه می‌خوای؟

27:04.666 --> 27:07.044
‫آره، جدی جدی می‌خوام

27:07.544 --> 27:09.144
‫باشه

27:16.220 --> 27:18.239
‫♪ از درخت زندگی... ♪

27:18.263 --> 27:20.241
‫معمولاً توی هواپیماهای ملخی

27:20.265 --> 27:23.352
‫بخش فرست‌کلاس عقب هواپیما بود
‫برخلاف هواپیماهای جت

27:23.894 --> 27:26.623
‫اولین چیزی که متوجه شدم
‫این بود که صندلی‌ها بزرگ‌ترن

27:26.647 --> 27:28.398
‫دومیش دیوارنگاره‌های خوشگلش بود

27:52.089 --> 27:54.484
‫وقتی از زمین بلند شدیم
‫خیلی بی‌سروصداتر بود

27:54.508 --> 27:57.737
‫احتمالاً بخاطر همین
‫فرست‌کلاس آخر هواپیما بود

27:57.761 --> 27:59.361
‫توی جت‌ها، جلو بی‌سروصداتره

28:00.097 --> 28:02.992
‫مادرم خیلی هیجان‌زده به‌نظر میومد
‫که تو بخش فرست‌کلاس نشسته

28:03.016 --> 28:07.247
‫می‌دونی، اگر یه استودیوی فیلم
‫برام بلیط هواپیما می‌گرفت

28:07.271 --> 28:11.650
‫انجمن بازیگران اصرار می‌کرد
‫استودیو همچین بلیطی برام بگیره

28:12.609 --> 28:14.209
‫قانونش اینه

28:19.950 --> 28:22.387
‫درحالی‌که هواپیما به سمت غرب می‌رفت

28:22.411 --> 28:24.931
‫دیدم آفتاب داشت طلوع می‌کرد

28:24.955 --> 28:27.058
‫درحالی‌که یکم به سمت راست پیچیدیم

28:27.082 --> 28:28.768
‫نور آفتاب از پنجره تابید داخل

28:28.792 --> 28:31.837
‫و انگار داشت روی صورت مادرم می‌رقصید

28:33.422 --> 28:37.819
‫عزیزم، یادته وقتی توی تئاتر تابستونی
‫"آسمان رو روشن کن" بازی می‌کردم؟

28:37.843 --> 28:43.765
‫و اون منتقده گفت من ترکیبی از
‫کرافورد و استانویکم؟

28:44.975 --> 28:47.227
‫اجرام محشر بود

28:49.897 --> 28:51.565
‫خیلی فوق العاده بود، مگه نه؟

29:02.367 --> 29:05.763
‫سمت راستم رو که نگاه کردم
‫پرده‌های طلایی و  پرزرق‌وبرقی دیدم

29:05.787 --> 29:07.456
‫و با خودم گفتم
‫یعنی پشتشون چیه؟

29:08.081 --> 29:10.685
‫توی راهرو دنبال مهماندار گشتم

29:10.709 --> 29:12.503
‫دیدم یکیشون کنار
‫آشپزخانه‌ی هواپیما وایساده

29:13.545 --> 29:14.772
‫براش دست تکون دادم

29:14.796 --> 29:17.007
‫همونطوری که توی مدرسه
‫برای معلمم دست بالا می‌بردم

29:34.441 --> 29:36.041
‫بله؟ کمکی از دستم برمیاد؟

29:36.568 --> 29:38.278
‫صداش خیلی آشنا بود

29:38.820 --> 29:41.949
‫مثل همون صدایی بود
‫که توی ترمینال نیویورک شنیدم

29:42.991 --> 29:45.702
‫اون کسی که پشت بلندگوها حرف می‌زد رو
‫دقیقاً همین شکلی تصور کرده بودم

29:47.496 --> 29:49.096
‫این برای چیه؟

29:50.791 --> 29:53.603
‫محل خواب برای پروازهای سراسری شبانه‌ست

29:53.627 --> 29:55.227
‫دیگه چندان ازشون استفاده نمی‌کنیم

29:55.671 --> 29:58.066
‫کی ازشون استفاده می‌کردین؟ چه سالی؟

29:58.090 --> 30:00.527
‫چرا دیگه ازشون استفاده نمی‌کنین؟
‫چند تا هستن؟

30:00.551 --> 30:02.445
‫نظرت چیه سوالاتت رو
‫دونه دونه جواب بدم؟

30:02.469 --> 30:03.822
‫باشه

30:03.846 --> 30:05.949
‫خب، از وقتی این هواپیما نو بود

30:05.973 --> 30:08.326
‫تا سال 1959 که جت‌ها اومدن

30:08.350 --> 30:10.995
‫توی پروازهای طولانی‌تر
‫ و یک‌سره استفاده می‌شدن

30:11.019 --> 30:14.165
‫هرموقع که هواپیما
‫مثلاً بیشتر از 8 ساعت رو هوا بود

30:14.189 --> 30:16.501
‫مثلاً توی پروازهای سراسری شبانه

30:16.525 --> 30:19.337
‫مردم توی این‌ها می‌خوابیدن
‫بخشی از خدمات فرست‌کلاس بود

30:19.361 --> 30:20.588
‫چه باحال

30:20.612 --> 30:22.507
‫چطوری اینقدر بلدی؟

30:22.531 --> 30:25.051
‫خب، مادرم سال‌هاست داره
‫توی صنعت هواپیمایی کار می‌کنه

30:25.075 --> 30:27.011
‫از دهه‌ی 30 به عنوان مهماندار
‫شروع به کار کرد

30:27.035 --> 30:28.137
‫عجب

30:28.161 --> 30:31.432
‫و سال 1939 بازنشسته شد
‫ولی از اون‌موقع تا الان

30:31.456 --> 30:34.102
‫توی فرودگاه‌های نیویورک
‫مسئول اعلام اطلاعات پروازهاست

30:34.126 --> 30:35.794
‫الان برمی‌گردم

30:39.798 --> 30:41.276
‫شوخی می‌کنی. واقعاً؟

30:41.300 --> 30:44.988
‫الان چند سالشه؟
‫با چه هواپیماهایی پرواز می‌کرد؟

30:45.012 --> 30:47.306
‫توی فرودگاه از کجا
‫اطلاعات رو اعلام می‌کنه؟

30:47.931 --> 30:53.187
‫خب، 58 سالشه
‫و معمولاً با هواپیماهای دی‌سی-3 پرواز می‌کرد

30:53.687 --> 30:57.208
‫و فکر کنم از یه اتاق کوچیک
‫پشت ترمینال تی‌.دبلیو.اِی اعلام می‌کنه

30:57.232 --> 30:59.794
‫خیلی سوال می‌پرسی
‫خیلی از پرواز خوشت میاد، مگه نه؟

30:59.818 --> 31:01.421
‫این اولین بارته؟

31:01.445 --> 31:03.965
‫دوریس نه تنها تمام سوالاتم رو جواب داد
‫بلکه بازم باهات صحبت کرد

31:03.989 --> 31:05.589
‫بهترین دوست جدیدم بود

31:07.326 --> 31:08.595
‫مامان! مامان! بلند شو!

31:08.619 --> 31:10.219
‫زود باش بلند شو!

31:10.787 --> 31:13.099
‫- چی شده؟
‫- باورت نمیشه

31:13.123 --> 31:15.602
‫مادر دوریس همون کسیه
‫که توی فرودگاه آیدل‌وایلد صحبت می‌کرد

31:15.626 --> 31:19.230
‫الان 58 سالشه و یکی از
‫اولین مهماندارهای دنیا بوده

31:19.254 --> 31:20.690
‫مامان، عاشقش میشی

31:20.714 --> 31:23.359
‫اصلاً لهجه نداره و خیلی خوشگله

31:23.383 --> 31:25.403
‫- کی؟
‫- دوریس!

31:25.427 --> 31:28.907
‫عالیه پسرکم

31:28.931 --> 31:31.326
‫مامان، جلوی دوریس
‫اینطوری صدام نکن، باشه؟

31:31.350 --> 31:33.685
‫باشه عزیزم
‫حالا بذار بخوابم

31:40.776 --> 31:43.421
‫موهاش دقیقاً همون مدلی بود
‫که دوست داشتم

31:43.445 --> 31:44.672
‫با چشم‌های روشن

31:44.696 --> 31:46.406
‫نمی‌تونستم چشم ازش بردارم

31:47.449 --> 31:48.635
‫چند سالته؟

31:48.659 --> 31:50.261
‫بیست و یک

31:50.285 --> 31:51.721
‫هواپیمای مورد علاقه‌ت چیه؟

31:51.745 --> 31:54.557
‫بوئینگ 707

31:54.581 --> 31:58.043
‫- چرا؟
‫- چون قشنگه و خیلی پرسرعته

31:58.836 --> 32:00.021
‫خیلی خوبه

32:00.045 --> 32:01.645
‫دوست‌پسر داری؟

32:02.297 --> 32:03.897
‫داشتم. ولی تازه بهم زدیم

32:05.175 --> 32:06.736
‫مادرم بازیگره، می‌دونستی؟

32:06.760 --> 32:08.196
‫واقعاً؟

32:08.220 --> 32:10.889
‫هرموقع می‌خواستم یکی رو
‫تحت‌تاثیر قرار بدم، اینو می‌گفتم

32:11.390 --> 32:12.784
‫چه جالب

32:12.808 --> 32:14.911
‫آره، داریم میریم هالیوود

32:14.935 --> 32:16.079
‫ازش خواستن بیاد

32:16.103 --> 32:19.273
‫قراره یه فیلم با...
‫فکر کنم پاول نیومن بازی کنه

32:19.898 --> 32:21.498
‫پاول نیومن؟ واقعاً؟

32:21.942 --> 32:23.542
‫باورم نمیشه

32:24.653 --> 32:26.422
‫خب، دیگه باید برم

32:26.446 --> 32:27.674
‫مامانم یه چیزی می‌خواست

32:27.698 --> 32:29.008
‫باشه

32:29.032 --> 32:30.677
‫وای خدا. چرا دروغ گفتم؟

32:30.701 --> 32:32.301
‫خیلی احمقانه بود

32:32.452 --> 32:35.080
‫با همون بازیگر بودن مامانم
‫تحت‌تاثیر قرار گرفت

32:39.918 --> 32:42.296
‫فرودگاه کانزاس‌سیتی
‫چندان جالب نبود

32:42.963 --> 32:44.840
‫بجز یه فروشگاه اسباب‌بازی

32:46.008 --> 32:47.843
‫وای خدا. وای خدا

32:48.844 --> 32:53.182
‫یه اسباب‌بازی باتری‌خور تقریباً از همون
‫ هواپیمایی که ما سوارشیم دارن

32:53.206 --> 32:55.206
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

33:00.105 --> 33:02.733
‫با فاصله‌ی زیاد بهترین اسباب‌بازی تاریخ بود

33:05.611 --> 33:08.071
‫درش باز میشه، مسافرها ناپدید میشن

33:08.906 --> 33:10.758
‫مهماندار یهویی میاد

33:10.782 --> 33:12.382
‫وای خدا

33:12.743 --> 33:14.343
‫در بسته میشه

33:14.828 --> 33:16.428
‫مسافرها دوباره میان سر جاشون

33:17.289 --> 33:19.458
‫موتورها دونه دونه روشن میشن

33:20.083 --> 33:22.252
‫وای خدا. شروع می‌کنه به حرکت کردن

33:25.339 --> 33:28.943
‫زندگی در اون لحظه اونقدر خوب بود
‫که نمی‌دونستم چیکار کنم

33:28.967 --> 33:30.862
‫- با مالیات میشه 12.95 دلار
‫- باشه

33:30.886 --> 33:32.155
‫خیلی‌خب، الان فاکتورش رو می‌نویسم

33:32.179 --> 33:33.656
‫باشه. عالیه

33:33.680 --> 33:34.949
‫اوه

33:34.973 --> 33:36.573
‫تا اینکه هواپیما رو شکستم

33:39.353 --> 33:41.039
‫یه ساعت تموم داشتم گریه می‌کردم

33:41.063 --> 33:43.607
‫از جمله موقع بلند شدن هواپیما
‫به سمت دنور

33:44.525 --> 33:46.002
‫این طولانی‌ترین بخش سفرمون بود

33:46.026 --> 33:48.570
‫که بخاطر باد مخالف
‫یکم کمتر از 4 ساعت طول می‌کشید

33:50.447 --> 33:51.758
‫چی شده؟

33:51.782 --> 33:53.382
‫هواپیمام خراب شد

33:55.994 --> 33:58.306
‫خب، حتی هواپیماهای واقعی هم
‫خراب میشن، می‌دونستی؟

33:58.330 --> 33:59.557
‫واقعاً؟

33:59.581 --> 34:00.767
‫آره، معلومه که میشن

34:00.791 --> 34:02.060
‫عه

34:02.084 --> 34:04.187
‫اینو نمی‌دونستم

34:04.211 --> 34:07.273
‫با شنیدن این حرف از دوریس
‫زندگیم برای همیشه عوض شد

34:07.297 --> 34:09.733
‫به‌دلایلی همیشه با
‫بی‌نقص نبودن چیزها

34:09.757 --> 34:11.027
‫مشکل داشتم

34:11.051 --> 34:12.904
‫بخصوص چیزهای مکانیکی

34:12.928 --> 34:16.740
‫و حالا جوابی بهم داد
‫که تا الان دارم ازش استفاده می‌کنم

34:16.764 --> 34:18.492
‫چیزهای واقعی هم خراب میشن

34:18.516 --> 34:20.912
‫می‌خوای اتاقک رو آماده کنم
‫که بتونی یکم بخوابی؟

34:20.936 --> 34:21.996
‫آره!

34:22.020 --> 34:24.541
‫دوریس، ممنون ولی لازم نیست

34:24.565 --> 34:26.876
‫- مامان!
‫- نه اصلاً مشکلی نیست

34:26.900 --> 34:28.500
‫الان آماده‌ش می‌کنم

34:49.464 --> 34:51.776
‫خیلی خوشحال بودم
‫که توی اون اتاقکم

34:51.800 --> 34:53.594
‫و داشتم از پنجره آسمون رو نگاه می‌کردم

34:54.261 --> 34:55.929
‫ولی اصلاً نمی‌تونستم بخوابم

34:57.139 --> 34:59.450
‫می‌خواستم اونجا بمونم
‫که یکم خوش بگذرونم

34:59.474 --> 35:01.101
‫حتی شاید غذام رو هم اونجا بخورم

35:04.062 --> 35:06.374
‫- پسرتون بهم گفت بازیگرین
‫- آره

35:06.398 --> 35:09.419
‫و بابت فیلم پاول نیومن هم تبریک میگم

35:09.443 --> 35:10.753
‫خیلی هیجان‌انگیزه

35:10.777 --> 35:13.798
‫حتماً اشتباه متوجه شده

35:13.822 --> 35:15.592
‫قرار نیست فیلم خاصی بازی کنم

35:15.616 --> 35:18.327
‫فقط یکی از دوست‌هام
‫می‌خواد بهم کمک کنه

35:18.994 --> 35:22.056
‫می‌دونه عاشق بازی پاول نیومنم

35:22.080 --> 35:24.750
‫ حتماً برای همین اینا رو گذاشته کنار هم

35:25.417 --> 35:28.086
‫به‌طرز وحشتناکی خجالت کشیدم
‫و می‌خواستم همون‌جا بیفتم بمیرم

35:28.795 --> 35:31.566
‫ناهار تقریباً آماده‌ست
‫بهتره برم بپرسم می‌خوره یا نه

35:31.590 --> 35:32.942
‫- ممنونم دوریس
‫- الان برمی‌گردم

35:32.966 --> 35:34.566
‫خیلی لطف داری

35:37.304 --> 35:38.490
‫ناهار تقریباً آماده‌ست

35:38.514 --> 35:39.824
‫امیدوارم مرغ دوست داشته باشی

35:39.848 --> 35:41.493
‫مرغ سوخاری دوست دارم

35:41.517 --> 35:43.703
‫اینم مثل مرغ سوخاریه، ولی از اونم بهتره

35:43.727 --> 35:44.787
‫عه، واقعاً؟

35:44.811 --> 35:46.411
‫اسمش کوردن بلوی مرغه

35:47.356 --> 35:48.875
‫یه نوشابه‌ی دیگه برام میاری؟

35:48.899 --> 35:50.668
‫حتماً. الان میام

35:50.692 --> 35:52.292
‫باشه

36:00.953 --> 36:04.140
‫مردی که توی صندلی
‫که طبق محاسباتم 7د بود نشسته بود

36:04.164 --> 36:06.893
‫خیلی مشروب می‌خورد
‫و سیگار پال‌مال می‌کشید

36:06.917 --> 36:10.480
‫سیگاری که به گفته‌ی مادرم
‫یه سیگار خیلی قوی و بدون‌فیلتره

36:10.504 --> 36:12.297
‫سیگارهای نیوپورت اونقدر قوی نبودن

36:12.923 --> 36:16.152
‫درهرصورت، مدام تیتر
‫صفحه‌ی اول روزنامه‌ای رو نگاه می‌کرد

36:16.176 --> 36:18.178
‫که ظاهراً "کانزاس‌سیتی استار" بود

36:18.887 --> 36:22.575
‫نوشته بود: "فاجعه‌ای رقم خورد
‫هواپیمای جت در آیدل‌وایلد سقوط کرد"

36:22.599 --> 36:24.893
‫و زیرش یه عکس تار
‫و سیاه و سفید چاپ کرده بودن

36:25.853 --> 36:29.106
‫وقتی کوچیک‌تر بودم، سقوط هواپیماها
‫بیشتر برام جالب بود تا ناراحت‌کننده

36:29.648 --> 36:31.626
‫فکر کنم درکش برام سخت بود

36:31.650 --> 36:34.796
‫که چیزی که اینقدر دوستش دارم
‫بتونه به کسی صدمه بزنه

36:34.820 --> 36:36.420
‫چه برسه کسی رو بکشه

36:36.822 --> 36:39.968
‫بعد شنیدم داشت با یه مهماندار دیگه
‫که دوریس نبود حرف می‌زد

36:39.992 --> 36:41.592
‫آقا، حالتون خوبه؟

36:45.789 --> 36:47.457
‫راستشو بخوای... نه

36:48.417 --> 36:52.105
‫خوندن این برام سخته
‫چون یه‌مدت پیش

36:52.129 --> 36:55.859
‫برای یه سفر کاری یه بلیط
‫از شیکاگو تا نیویورک گرفتم

36:55.883 --> 36:59.011
‫و... نتونستم به پروازم برسم

37:00.220 --> 37:04.183
‫سعی کردم سوار بشم
‫ولی بهم اجازه ندادن

37:05.684 --> 37:10.814
‫با ناراحتی برگشتم خونه
‫ولی تا وقتی رسیدم خونه

37:11.815 --> 37:14.943
‫و تلویزیون رو روشن کردم
‫دیدم هواپیمام سقوط کرده

37:16.111 --> 37:17.711
‫همونی که قرار بود سوار بشم

37:18.822 --> 37:22.784
‫برای همین... خیلی... از پرواز می‌ترسم

37:23.619 --> 37:24.804
‫خیلی متاسفم

37:24.828 --> 37:28.808
‫ولی بهتون اطمینان میدم
‫که هیچ اتفاقی نمیفته و همه‌چی مرتبه

37:28.832 --> 37:31.043
‫و اگر نیاز داشتین، من هستم

37:31.627 --> 37:33.378
‫باشه. ممنون

37:34.546 --> 37:36.357
‫گمونم حق داشت بترسه

37:36.381 --> 37:39.110
‫بعلاوه، مگه من می‌تونستم
‫حالش رو بهتر کنم؟

37:39.134 --> 37:40.445
‫هواپیمای منم خراب شده بود

37:40.469 --> 37:42.846
‫احتمالاً از دیدنش هم می‌ترسید

37:43.847 --> 37:45.950
‫بعدش یه فکر خوبی به سرم زد

37:45.974 --> 37:47.869
‫شاید خلبان بتونه درستش کنه

37:47.893 --> 37:49.493
‫منظورم اسباب‌بازیمه

37:52.314 --> 37:53.833
‫متاهلی؟

37:53.857 --> 37:55.526
‫نه راستش، نیستم

37:56.360 --> 37:57.960
‫تازه طلاق گرفتم

37:59.029 --> 38:00.739
‫عجب تصادفی

38:01.406 --> 38:03.006
‫مادرم بازیگره

38:03.909 --> 38:06.054
‫فکر کنم نمی‌دونستم
‫تصادف یعنی چی

38:06.078 --> 38:07.678
‫درستش کرد

38:07.996 --> 38:09.390
‫وای خدا، چه آدم محشریه

38:09.414 --> 38:11.041
‫چرا اون با مادرم ازدواج نمی‌کنه؟

38:13.377 --> 38:14.521
‫ممنون!

38:14.545 --> 38:17.482
‫می‌دونی، مادرم قراره توی یه فیلم بازی کنه

38:17.506 --> 38:21.051
‫همراه با... فکر کنم گفت
‫کرک داگلاس و الیزابث تیلور

38:23.762 --> 38:25.362
‫و پاول نیومن

38:25.722 --> 38:27.724
‫واقعاً؟ پاول نیومن؟

38:28.559 --> 38:31.353
‫- نه بابا جدی؟
‫- خب، دیگه باید برم

38:31.979 --> 38:33.579
‫ممنون

38:37.109 --> 38:38.419
‫سلام عزیزم

38:38.443 --> 38:40.213
‫خلبان هواپیما رو درست کرد

38:40.237 --> 38:42.549
‫- خیلی آدم باحالیه
‫- عه، چه خوب

38:42.573 --> 38:44.175
‫خیلی برات خوشحالم عزیزم

38:44.199 --> 38:46.302
‫خیلی خوشحال بود
‫و می‌دونستم چرا

38:46.326 --> 38:48.930
‫یه پارچه‌ی تمیز جلوش بود

38:48.954 --> 38:52.225
‫و ظرف‌های چینی و قاشق چنگال نقره‌ی
‫خیلی قشنگی جلوی چشمش بود

38:52.249 --> 38:53.849
‫وای خدا

38:56.920 --> 38:58.520
‫لنوکس

38:59.715 --> 39:02.718
‫چرخوندن بشقاب جلوی بقیه بی‌ادبیه

39:03.343 --> 39:06.180
‫مامانم عاشق عتیقه‌ها
‫و ظروف چینی گرون بود

39:07.097 --> 39:10.577
‫طبق عادتش شروع کرد
‫به بلند بلند خوندن لیست غذاها

39:10.601 --> 39:13.079
‫با یه صدای خیلی عمیق
‫و نمایشی می‌خوند

39:13.103 --> 39:15.206
‫که همیشه توی رستوران‌ها
‫خجالت‌زده‌م می‌کرد

39:15.230 --> 39:18.626
‫"پیش‌غذاهایی که می‌توانید انتخاب کنید
‫کوکتل میگو"

39:18.650 --> 39:20.652
‫"یا قارچ شکم‌پر با گوشت خرچنگ"

39:21.570 --> 39:23.822
‫"برای غذای اصلی، گوشت گاو همراه با آب‌گوشت"

39:24.448 --> 39:26.759
‫- "یا کوردن بلوی مرغ"
‫- کوردن بلوی مرغ

39:33.290 --> 39:35.560
‫برگشتم توی سرپناهم

39:35.584 --> 39:37.184
‫دنیای مخصوص خودم

39:51.183 --> 39:52.783
‫ممنون

40:08.867 --> 40:10.911
‫درحالی‌که داشتم
‫به محل نشستن مادرم نگاه می‌کردم

40:11.453 --> 40:13.789
‫با خودم فکر کردم
‫قراره امسال برای تولدم چیکار کنیم

40:14.373 --> 40:17.727
‫وقتی یاد تولد پنج سالگیم
‫که بچه بودم افتادم خنده‌م گرفت

40:17.751 --> 40:21.046
‫اونقدر خوب بود
‫که هر روز مهمونی می‌خواستم

40:21.755 --> 40:23.966
‫مامانم تا 5 روز تسلیم خواسته‌م شد

40:24.550 --> 40:26.361
‫ولی بعد این حقیقت تلخ رو یاد گرفتم

40:26.385 --> 40:29.137
‫که معمولاً تولدها فقط یک روز هستن

40:29.805 --> 40:32.700
‫ولی کسی بهم نگفت
‫نمی‌تونم هر ماه تولد بگیرم

40:32.724 --> 40:34.327
‫یادمه یه بار ماه آوریل

40:34.351 --> 40:37.747
‫دوست مادرم اومد
‫و دید تولد گرفتم و گفت

40:37.771 --> 40:39.499
‫"مگه تولدش ماه فوریه نیست؟"

40:39.523 --> 40:42.025
‫مامانم گفت "آره، ولی تو دهنش زهرش نکن"

40:42.693 --> 40:44.293
‫مادرم از این نظر خیلی خوب بود

40:45.028 --> 40:47.114
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

40:48.365 --> 40:50.134
‫به پهلو دراز کشیدم

40:50.158 --> 40:53.263
‫صدای موتور هواپیما داشت خوابم می‌کرد

40:53.287 --> 40:55.765
‫تا به خودم بیام، خواب رفتم

40:55.789 --> 40:57.308
‫تا سال‌ها بعد

40:57.332 --> 40:59.227
‫توی برنامه‌های هواپیماییم می‌گشتم

40:59.251 --> 41:02.981
‫که یه هواپیمای ملخی برای پرواز پیدا کنم
‫البته اگر وقت داشتم

41:03.005 --> 41:05.024
‫که فقط بتونم به همون خوبی بخوابم

41:09.511 --> 41:12.323
‫می‌تونی این بالا بمونی
‫ولی باید کمربند ببندی، باشه؟

41:12.347 --> 41:13.783
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

41:13.807 --> 41:15.785
‫بنده خلبان‌تون هستم

41:15.809 --> 41:18.788
‫تا 20 دقیقه‌ی آینده
‫تلاطم هوای محدودی رو تجربه خواهیم کرد

41:18.812 --> 41:21.499
‫لطفاً سر جاهاتون بنشینید
‫و کمربندهاتون رو ببندین

41:21.523 --> 41:24.335
‫هواپیما یه‌خرده شروع کرد به لرزیدن

41:24.359 --> 41:27.946
‫درحالی‌که داشتیم سعی می‌کردیم
‫ بریم بالای ابرها صدای موتور عوض شد

41:28.697 --> 41:30.967
‫ولی تلاطم هوا بدتر شد

41:30.991 --> 41:33.219
‫و بعضی از مسافرها
‫با نگرانی اینور اونور رو نگاه می‌کردن

41:33.243 --> 41:36.663
‫جوری که انگار یکی از اطرافیانشون
‫می‌تونه مشکل رو حل کنه

41:38.373 --> 41:40.351
‫مردی که توی صندلی 12الف
‫نشسته بود بلند شد

41:40.375 --> 41:42.187
‫و با حالت عجیبی رفت سمت عقب هواپیما

41:42.211 --> 41:43.271
‫حالتون خوبه؟

41:43.295 --> 41:44.647
‫همینطوری الکی داد کشید

41:44.671 --> 41:46.271
‫اینقدر دنبالم نیا!

41:47.424 --> 41:48.818
‫آقا؟ آقا، می‌تونم کمکتون کنم؟

41:48.842 --> 41:51.488
‫مهمانداری که نمی‌شناختم رفت سمتش

41:51.512 --> 41:53.865
‫- آقا، می‌تونم کمکتون کنم؟ چیزی نیست
‫- چه اتفاق عجیبی

41:53.889 --> 41:56.534
‫آقاهه با دست‌هاش
‫گردن زن جوون رو گرفته بود

41:56.558 --> 41:58.977
‫و اونم گردن آقاهه رو گرفته بود

41:59.770 --> 42:02.165
‫به‌نظر میومد یه تقلایی بین‌شون شکل گرفته

42:02.189 --> 42:03.291
‫درک می‌کنم، منم تجربه‌شو داشتم

42:03.315 --> 42:05.835
‫ولی داشتن خیلی عادی صحبت می‌کردن

42:05.859 --> 42:07.921
‫این آدم جالب‌تر از چیزیه
‫که به‌نظر میاد

42:07.945 --> 42:09.506
‫- یه مشکلی پیش اومده
‫- حالا نفس‌تون رو بدین بیرون

42:09.530 --> 42:10.673
‫ممنون

42:10.697 --> 42:12.842
‫وقتی قبل از بقیه سوار هواپیما شد

42:12.866 --> 42:15.428
‫ظاهراً بهش دارو تزریق کرده بودن
‫و سوار هواپیما کرده بودن

42:15.452 --> 42:19.057
‫تا به یه تیمارستان دیگه
‫توی دنور منتقل بشه

42:19.081 --> 42:20.517
‫- خیلی ممنون
‫- ببخشید

42:20.541 --> 42:21.976
‫- چیزی نیست
‫- ببخشید

42:22.000 --> 42:23.561
‫اگر چیزی نیاز داشتین، بهم بگین

42:23.585 --> 42:25.647
‫داشتن خیلی آروم صحبت می‌کردن

42:25.671 --> 42:27.673
‫باورش سخت بود
‫که مشکلی پیش اومده

42:28.465 --> 42:30.592
‫و تونستن با همدیگه آقاهه رو آروم کنن

42:31.218 --> 42:33.905
‫با این‌حال تا زمان پیاده شدن‌مون
‫همه نگران بودن

42:33.929 --> 42:37.015
‫- بیا بریم بشینیم، باشه؟
‫- باشه، حالم خوبه

42:47.234 --> 42:49.152
‫بابت فیلم‌تون با پاول نیومن موفق باشین

42:52.406 --> 42:53.967
‫ممنونم

42:53.991 --> 42:55.591
‫برام دعا کنین

42:57.327 --> 42:59.055
‫به‌نظرت چرا هواپیمامون خراب شد؟

42:59.079 --> 43:01.391
‫نمی‌دونم عزیزم

43:01.415 --> 43:02.684
‫ولی مشکلی نیست

43:02.708 --> 43:04.519
‫اینطوری می‌تونیم شب راحت بخوابیم

43:04.543 --> 43:08.338
‫و فردا یه پرواز فوق‌العاده در پیش داریم

43:09.506 --> 43:11.800
‫و نظرت چیه با همدیگه
‫یا نمایشنامه بخونیم؟

43:12.509 --> 43:16.990
‫به‌نظرم باید داستان فیلادلفیا رو بخونیم

43:17.014 --> 43:18.614
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

43:19.641 --> 43:21.911
‫راستش، اقامت‌مون توی دنور خیلی خوش گذشت

43:21.935 --> 43:24.914
‫اون شب، مامان دو پرده
‫از یه نمایشنامه رو خوند

43:24.938 --> 43:26.332
‫تا جایی که یادمه

43:26.356 --> 43:29.151
‫مامانم همیشه جای قصه‌های پریان
‫شب‌ها برام نمایشنامه می‌خوند

43:32.571 --> 43:34.907
‫برای ناهار رفتیم
‫رستوران ترمینال دنور

43:35.490 --> 43:38.535
‫ساندویچ پنیر کبابی و نوشابه خوردم
‫و رفت و آمد هواپیماها رو تماشا کردم

43:39.786 --> 43:41.181
‫واقعاً عالی بود

43:41.205 --> 43:43.892
‫چی‌ می‌تونست بزنه رو دست
‫تمام اتفاقاتی که تا الان افتاده؟

43:43.916 --> 43:45.018
‫هیچی

43:45.042 --> 43:46.642
‫می‌خواستم تا ابد زنده بمونم

43:46.919 --> 43:49.254
‫- پرواز خوبی داشته باشین
‫- ممنونم. پرواز خوبی داشته باشین

43:50.297 --> 43:54.134
‫سلام، یه یادداشت توش هست
‫که باید بخونین

43:55.511 --> 43:57.113
‫بله، لیز بهم گفت

43:57.137 --> 43:58.907
‫وایسا ببینم! گیت اشتباهی اومدیم!

43:58.931 --> 44:00.533
‫مامان، به پروازمون نمی‌رسیم

44:00.557 --> 44:02.118
‫این یکی نیست، مامان
‫جدی میگم!

44:02.142 --> 44:04.496
‫این یه پرواز یک‌سره‌ی
‫هواپیمای جت به مقصد لس‌آنجلسه

44:04.520 --> 44:05.788
‫همه‌شو حفظم

44:05.812 --> 44:09.292
‫بوئینگ 707 رویال امبسدر استار استریمه

44:09.316 --> 44:11.586
‫- ممنونم. بلیطش رو بدین به خودم
‫- پرواز خوبی داشته باشین

44:11.610 --> 44:12.795
‫ممنون

44:12.819 --> 44:14.589
‫سورپرایز عزیزم

44:14.613 --> 44:17.407
‫قراره سوار جت بشیم

44:18.700 --> 44:20.011
‫چی؟

44:20.035 --> 44:22.263
‫باورم نمیشه

44:22.287 --> 44:24.373
‫قراره با 707 بریم لس‌آنجلس

44:28.377 --> 44:29.977
‫خوشحال نیستی عزیزم؟

44:30.546 --> 44:32.548
‫این سورپرایزت از طرف لیزه

44:36.218 --> 44:37.320
‫چی شده عزیزم؟

44:37.344 --> 44:39.823
‫هیچی، فقط...

44:39.847 --> 44:43.392
‫خب، وقتی سوار هواپیما شدیم
‫شروع می‌کنی به خودنمایی کردن

44:49.481 --> 44:52.067
‫خب، بیا بریم سمت گیت، باشه؟

44:54.027 --> 44:55.255
‫واقعاً خوشحال بودم

44:55.279 --> 44:57.865
‫ولی گاهی اوقات
‫نمی‌دونستم چجوری بروزش بدم

45:00.367 --> 45:02.452
‫یجورایی دلم گرفته بود

45:04.371 --> 45:05.626
‫شاید بخاطر این بود که داشتم

45:05.650 --> 45:07.665
‫با اون هواپیمای کانی گنده و
‫خوشگل خداحافظی می‌کردم

45:07.666 --> 45:09.710
‫یا شاید بخاطر این بود
‫که دیگه نمی‌تونستم دوریس رو ببینم

45:12.171 --> 45:14.923
‫مادرم هیچی نگفت
‫و خیلی عذاب وجدان گرفتم

45:21.013 --> 45:24.433
‫یهویی دیدمش، یه هواپیمای فوق‌العاده

45:25.601 --> 45:27.895
‫اثر هنری بود
‫از من بشنوین، واقعاً اثر هنری بود

45:36.904 --> 45:39.990
‫سوار جت بودم
‫و رفته بودیم فرست‌کلاس

45:40.866 --> 45:42.466
‫باورم نمی‌شد

45:43.076 --> 45:44.971
‫مادرم گفت می‌تونم تنهایی بشینم

45:44.995 --> 45:47.390
‫تا بتونم تظاهر کنم تنهایی سوار هواپیمام

45:47.414 --> 45:49.958
‫تصمیم گرفت کنار یه زن نازنین
‫به اسم باربارا بشینه

46:02.846 --> 46:05.224
‫یه نیروی ناگهانی و شدید
‫باعث شد بچسبم به صندلی

46:21.323 --> 46:23.510
‫عجب. محشره

46:23.534 --> 46:25.261
‫و واقعاً هم محشر بود

46:25.285 --> 46:26.885
‫مستقیم رفتیم تو آسمون

46:28.455 --> 46:30.791
‫تا چشم بهم زدیم
‫رسیده بودیم بالای کوهستان کلرادو

46:31.375 --> 46:35.754
‫درخشش کوهستان برفی
‫توی نور بعدازظهر فراموش نشدنی بود

46:37.464 --> 46:40.300
‫هواپیما صاف شد
‫و خلبان پشت بلندگو صحبت کرد و گفت

46:40.884 --> 46:43.655
‫"خانم‌ها و آقایون
‫به دوران جت خوش آمدید"

46:43.679 --> 46:48.618
‫با سرعت 970 کیلومتر در ساعت
‫و ارتفاع 10 کیلومتری پرواز می‌کنیم

46:48.642 --> 46:52.956
‫تا یک ساعت و 52 دقیقه‌ی دیگر
‫به فرودگاه لس‌آنجلس خواهیم رسید

46:52.980 --> 46:55.291
‫پس راحت باشید
‫و از پروازتون لذت ببرید

46:55.315 --> 46:57.276
‫شامپاین رو مهمون بنده هستید

47:02.447 --> 47:04.592
‫سن باربارا یکم بیشتر از مامانم بود

47:04.616 --> 47:07.303
‫ولی خیلی خوشگل بود
‫و دقیقاً همونطوری بود که مامانم دوست داشت

47:07.327 --> 47:09.580
‫فرهیخته، پولدار و بدون لهجه

47:10.330 --> 47:11.474
‫نه، نه

47:11.498 --> 47:14.602
‫متاسفانه، شوهرم سال‌ها پیش فوت کرد

47:14.626 --> 47:17.689
‫اسمش هنری بود و...

47:17.713 --> 47:19.107
‫بذار داستانش رو برات بگم

47:19.131 --> 47:24.112
‫رفته بود روی صحنه‌ی مراسم
‫تا ریاست بانک کراکر رو بپذیره

47:24.136 --> 47:26.030
‫- که سکته‌ی قلبی شدید کرد
‫- وای خدا

47:26.054 --> 47:28.140
‫- وای باربارا
‫- اونم توی سن 43 سالگی

47:29.057 --> 47:31.018
‫تصمیم گرفتم توی کابین بگردم

47:33.896 --> 47:35.939
‫با یه حالت از خودراضی راه می‌رفتم

47:36.523 --> 47:37.926
‫حالتی که یه بچه‌ی هشت ساله

47:37.950 --> 47:40.819
‫ فقط وقتی می‌دونه داره کار خیلی خاص
‫انجام میده، به خودش می‌گیره

47:51.538 --> 47:53.600
‫وقتی آخر راهرو
‫به سمت چپم نگاه کردم

47:53.624 --> 47:55.224
‫یه پسربچه رو دیدم

47:55.751 --> 47:57.353
‫از من کوچیک‌تر بود

47:57.377 --> 47:58.977
‫فکر کنم تقریباً دو سال کوچیک‌تر بود

47:59.713 --> 48:03.818
‫داشت کتاب راهنمای رسمی هواپیمایی
‫یا "ک.ر.ه" رو می‌خوند

48:03.842 --> 48:06.571
‫که فقط کارکنان آژانس‌های مسافرتی
‫توی شرکت‌های بزرگ داشتن

48:06.595 --> 48:08.555
‫این آخرین نسخه‌ی "ک.ر.ه"ـست؟

48:09.306 --> 48:11.993
‫قبل از هرکس دیگه‌ای
‫یه نسخه برای بابام می‌فرستن

48:12.017 --> 48:14.144
‫وای خدا، خیلی خوش‌شانسی

48:14.728 --> 48:16.328
‫الان برمی‌گردم

48:17.981 --> 48:19.250
‫مامان، یه دوست صمیمی جدید پیدا کردم!

48:19.274 --> 48:21.252
‫- یه "ک.ر.ه" داره، و وای خدا...
‫- جف، عزیزم

48:21.276 --> 48:22.629
‫جف، این بارباراست

48:22.653 --> 48:26.341
‫و شاید باورت نشه
‫ولی باباش یه شرکت هواپیمایی داره

48:26.365 --> 48:28.843
‫- هواپیمایی ترانس کارائیب
‫- اوهوم

48:28.867 --> 48:30.386
‫- واقعاً؟
‫- آره

48:30.410 --> 48:33.723
‫و محض اطلاعت بابام
‫داد اسم من، باربارا رو

48:33.747 --> 48:37.769
‫روی دماغه‌ی یه هواپیمای جت
‫ دی‌سی-8 نو حک کنن

48:37.793 --> 48:40.605
‫- عجب. چه باحال
‫- اوهوم

48:40.629 --> 48:42.422
‫هواپیمایی که اسمش روشه

48:43.465 --> 48:47.886
‫همین‌جا بمونم
‫یا برگردم پیش دوست صمیمی جدیدم، اسکیپر؟

48:50.806 --> 48:52.909
‫امان از دست بچه‌ها

48:52.933 --> 48:55.620
‫یک ساعت بعد
‫به صحبت‌هایی گذشت

48:55.644 --> 48:57.789
‫که فقط برای من و اسکیپر جالب بود

48:57.813 --> 49:01.292
‫باورت میشه "تی.دبلیو.ای"
‫تا سال 1960

49:01.316 --> 49:06.422
‫یه پرواز یک‌سره از لندن تا سان‌فرانسیسکو
‫ داشته که 22 ساعت طول می‌کشیده؟

49:06.446 --> 49:08.046
‫عجب، واقعاً؟

49:08.782 --> 49:10.885
‫هیچکدوم از دوست‌هام
‫علاقه‌ای به هوانوردی نداشتن

49:10.909 --> 49:12.053
‫ولی حالا اسکیپر رو دارم

49:12.077 --> 49:14.264
‫- بابات کجاست؟
‫- اونجا نشسته

49:14.288 --> 49:15.431
‫کارش چیه؟

49:15.455 --> 49:17.308
‫- وکیله
‫- مادرت کجاست؟

49:17.332 --> 49:19.334
‫وقتی 3 سالم بود فوت کرد

49:19.960 --> 49:22.355
‫عه، واقعاً؟ یه مامان جدید داری؟

49:22.379 --> 49:25.984
‫نه، بابام بعد از فوت مادرم
‫دو بار ازدواج کرد

49:26.008 --> 49:28.236
‫و اونا هم بخاطر سرطان فوت کردن

49:28.260 --> 49:30.262
‫- همه‌شون
‫- شوخی می‌کنی!

49:31.180 --> 49:32.323
‫لهجه داره؟

49:32.347 --> 49:33.700
‫نمی‌دونم. مگه فرقی می‌کنه؟

49:33.724 --> 49:34.909
‫خب، تاحدودی آره

49:34.933 --> 49:36.369
‫فکر نکنم داشته باشه

49:36.393 --> 49:38.329
‫عالیه. مامانم عاشقش میشه

49:38.353 --> 49:40.272
‫عاشق آدماییه که لهجه ندارن

49:40.814 --> 49:42.584
‫به افتخار هالیوود

49:42.608 --> 49:43.710
‫- به سلامتی خودمون
‫- آره

49:43.734 --> 49:44.919
‫- هنوزم باورم نمیشه...
‫- مامان!

49:44.943 --> 49:46.087
‫یه دوست صمیمی پیدا کردم

49:46.111 --> 49:48.864
‫باباش پولدار و غمگینه
‫و هیچ لهجه‌ای نداره

49:50.449 --> 49:52.451
‫خب حتماً بهش بگو
‫توی کدوم ردیف نشستم

49:54.286 --> 49:55.886
‫سلام

49:56.330 --> 49:57.682
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

49:57.706 --> 50:00.584
‫خب، پروازم رو عوض کردم
‫که بتونم دوباره ببینم‌تون

50:01.543 --> 50:03.504
‫دیگه تا آخر عمرم صورتم رو نمی‌شورم

50:04.254 --> 50:05.482
‫این وضع دیگه زیادی خوبه

50:05.506 --> 50:09.134
‫همراه دوست‌دخترم، رفیقم
‫و اگر خدا بخواد شوهر جدید مامانم

50:09.927 --> 50:12.572
‫همه‌مون سوار یه جت
‫داریم میریم غرب کشور

50:12.596 --> 50:15.724
‫از لحاظ علمی غیرممکنه
‫که زندگی از این بهتر بشه

50:21.313 --> 50:24.024
‫سلام. شاتوبریان می‌خورین؟

50:25.192 --> 50:26.336
‫- نه
‫- نه

50:26.360 --> 50:27.960
‫مرغ دوست دارین؟

50:28.195 --> 50:29.380
‫نه چندان

50:29.404 --> 50:30.798
‫مرغ سوخاری دوست نداری؟

50:30.822 --> 50:32.422
‫عاشق مرغ سوخاریم

50:32.699 --> 50:34.928
‫ولی، اینم مثل همونه

50:34.952 --> 50:36.552
‫اسمش کوردن بلوی مرغه

50:38.539 --> 50:42.852
‫ولی توی پروازهای جت‌مون
‫لیست غذای مخصوص بچه‌ها هم داریم

50:42.876 --> 50:45.939
‫که می‌تونین ازش هات‌داگ، همبرگر

50:45.963 --> 50:47.965
‫و ساندویچ کره‌ی بادوم‌زمینی
‫و مربا سفارش بدین

50:48.757 --> 50:50.360
‫یه هات‌داگ با خردل می‌خورم

50:50.384 --> 50:53.112
‫منم یه هات‌داگ بدون خردل
‫و بدون کچاپ می‌خورم

50:53.136 --> 50:54.364
‫عالیه

50:54.388 --> 50:55.907
‫حس کردم الانه که غش کنم

50:55.931 --> 50:58.701
‫قراره توی ارتفاع 10 کیلومتری
‫هات‌داگ بخورم؟

50:58.725 --> 51:01.579
‫اونقدر ذوق‌زده بودم
‫که اصلاً نمی‌دونستم چی بگم

51:01.603 --> 51:04.040
‫ولی باید یه چیزی می‌گفتم
‫برای همین به اسکیپ گفتم:

51:04.064 --> 51:06.376
‫کتاب راهنمای رسمی هواپیماییت رو دوست دارم

51:06.400 --> 51:08.000
‫ممنون

51:09.611 --> 51:12.924
‫آفتاب داشت می‌تابید
‫ آسمون آبی روشن بود

51:12.948 --> 51:15.802
‫و من داشتم هات‌داگ
‫و نوشابه می‌خوردم

51:15.826 --> 51:18.912
‫اونم کنار دوست صمیمیم
‫و با سرعت 970 کیلومتر در ساعت

51:19.872 --> 51:23.208
‫فکر نمی‌کردم
‫دیگه زندگی از این بهتر بشه

51:42.936 --> 51:45.206
‫« لـس‌آنـجـلـس »

51:45.230 --> 51:46.666
‫وقتی داشتیم به ترمینال نزدیک می‌شدیم

51:46.690 --> 51:49.860
‫می‌تونستم رستوران جدید
‫مدل "عصر فضا" رو ببینم

51:50.485 --> 51:51.796
‫واقعاً زیبا بود

51:51.820 --> 51:54.156
‫با خودم گفتم خیلی دلم می‌خواد
‫یه روزی اونجا غذا بخورم

51:58.952 --> 52:00.638
‫از پشت پنجره

52:00.662 --> 52:04.124
‫دیدم پل هوایی داره میاد سمت هواپیمامون

52:10.756 --> 52:12.633
‫مامان، دوربین فیلم‌برداری اون بیرون گذاشتن

52:13.217 --> 52:15.695
‫- شوخی می‌کنی
‫- نه، شوخی نمی‌کنه

52:15.719 --> 52:17.322
‫- احتیاط شرط عقله
‫- آره

52:17.346 --> 52:19.014
‫ظاهرت حرف نداره

52:40.452 --> 52:42.222
‫اون دوربین‌ها اون بیرون چیکار می‌کنن؟

52:42.246 --> 52:43.765
‫خلبان هواپیمامون بود

52:43.789 --> 52:46.559
‫شصت‌و‌دو سالش بود
‫و این آخرین پروازش بود

52:46.583 --> 52:48.102
‫دوریس در موردت بهم گفته

52:48.126 --> 52:49.771
‫- اسمت "جف"ـه؟
‫- آره

52:49.795 --> 52:52.649
‫می‌خوای با همدیگه از پل هوایی رد بشیم؟

52:52.673 --> 52:55.592
‫و مجله‌ی لایف داشت
‫یه ویژه‌برنامه در موردش درست می‌کرد

53:02.182 --> 53:04.351
‫خیلی‌خب، فقط یه سوال دیگه دارم

53:05.102 --> 53:07.104
‫حالا که بازنشسته شدی
‫می‌خوای چیکار کنی؟

53:08.355 --> 53:11.626
‫خب، تا وقتی امضای خروج نزدم
‫رسماً بازنشسته نشدم

53:11.650 --> 53:15.612
‫ولی... اگر می‌خوای کاری کنی
‫جلوی دوربین‌هات بازنشسته بشم...

53:17.155 --> 53:18.755
‫فکر کنم...

53:19.449 --> 53:21.535
‫فکر کنم دلم می‌خواد...

53:22.202 --> 53:23.802
‫بال‌هام رو...

53:24.955 --> 53:26.555
‫به این آقاپسر بدم...

53:26.999 --> 53:28.599
‫که فکر کنم...

53:31.044 --> 53:32.644
‫پرواز توی خونشه

53:40.971 --> 53:43.557
‫اون لحظه از زندگیم رو اونقدر جدی گرفتم

53:44.141 --> 53:46.244
‫که الان خودمم یه خلبانم

53:46.268 --> 53:49.813
‫و با دوریس ازدواج کردم
‫البته باید یکم بزرگ‌تر می‌شدم

53:50.314 --> 53:52.125
‫دقیق بخوام بگم، 13 سال

53:52.149 --> 53:54.377
‫ولی با این‌حال، با همدیگه خوشبختیم

53:54.401 --> 53:56.320
‫یه زوج صنعت هوایی تمام و کمالیم

53:56.820 --> 53:59.781
‫درواقع، تقریباً هر روز می‌بینمش

54:00.616 --> 54:04.679
‫مسئول اعلان جدید فرودگاه "جی‌اف‌کی"ـه
‫و منم خلبان پرواز نیویورک به لس‌آنجلسم

54:04.703 --> 54:06.139
‫اینطوری خیلی راحتیم

54:06.163 --> 54:07.223
‫آره

54:07.247 --> 54:10.727
‫اگر براتون سوال شده مادرم چی شد
‫هیچوقت با بابای اسکیپر ازدواج نکرد

54:10.751 --> 54:12.812
‫ولی یه مدت باهاش دوست بود

54:12.836 --> 54:14.606
‫همه‌مون تظاهر می‌کردیم
‫قراره رابطه‌شون به جایی برسه

54:14.630 --> 54:16.274
‫ولی خیلی شاد و خوشبخته

54:16.298 --> 54:19.259
‫توی تئاتر پاسادینا
‫توی کالیفرنیا، بازیگری درس میده

54:19.801 --> 54:22.846
‫الان 80 سالشه و از هم‌صحبتی
‫با مردهای جوون خیلی لذت می‌بره

54:23.555 --> 54:27.351
‫و لیز هنرجوی مورد علاقشه
‫الان 20 سالی میشه که هست

54:28.185 --> 54:29.785
‫زندگی فوق العاده‌ای داشتیم

54:33.440 --> 54:35.210
‫« این فیلم رو تقدیم می‌کنم به... »

54:35.234 --> 54:36.628
‫« کلی »
‫(همسر جان تراولتا که سال 2020 فوت کرد)

54:36.652 --> 54:38.004
‫« جت »
‫(پسرش که سال 2009 فوت کرد)

54:38.028 --> 54:39.422
‫« بن »
‫(پسرش)

54:39.446 --> 54:40.798
‫« و اِلا »
‫(دخترش، بازیگر نقش دوریس)

54:40.822 --> 54:42.509
‫« مادر و پدرم »

54:42.533 --> 54:44.385
‫« برادرها و خواهرهام »

54:44.409 --> 54:48.413
‫« که همه‌شون تو زندگی الهام‌بخشم بودن! »

54:48.437 --> 54:58.437
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
