WEBVTT

00:01.059 --> 00:26.059
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:32.083 --> 00:37.208
" راه هاى افتخار"

01:35.708 --> 01:41.083
،جنگ بين آلمان و فرانسه در آگست سال 1914 آغاز شد

01:42.208 --> 01:47.083
پنج هفته بعد ارتش آلمان تا
.هجده مايلى پاريس پيش رفت

01:47.375 --> 01:51.250
فرانسوى هاى شکست خورده به تجديد قواى
.خود در رودخانه "مارن" پرداختن

01:51.667 --> 01:55.625
و با چند ضد حمله غافلگير کننده
.آلمانها را از "مارن" بيرون راندن

01:55.917 --> 01:58.542
.وضعيت در خطوط مقدم آرام شده بود

01:58.708 --> 02:02.167
.اما کمى پس از آن جنگهاى بسيار سختى در گرفت

02:02.333 --> 02:07.250
به طوريکه فرانسوى ها توانستند مسافت پانصد مايلى
.را از کانال "مارن" تا مرز "سوئيس" پيش برون

02:08.750 --> 02:12.375
... در سال 1916 پس از گذشت دو سال جنگهاى هولناک

02:12.625 --> 02:15.542
.خطوط جبهه تغييرات بسيار کمى يافت ...

02:15.458 --> 02:23.042
براى تنها صد يارد
!بيش از صدها هزار زندگى از بين رفت

02:25.917 --> 02:27.458
."ژنرال "برولارد

02:27.792 --> 02:32.167
ـ سلام جورج،حالت چطوره؟
.ـ "پل" ، از ديدنت خوشحالم،جدى ميگم

02:32.458 --> 02:34.542
.چه با سليقه ، جاى قشنگيه

02:35.667 --> 02:37.875
!فوق العاده ست

02:38.167 --> 02:40.875
.دوست دارم محيط کارم فضاى خوشايندى داشته باشه

02:41.042 --> 02:45.042
اى کاش منم سليقه تو رو در انتخاب
.فرشها و تابلو ها داشتم

02:45.417 --> 02:48.583
.تو خيلى به من لطف دارى
."خواهش مى کنم بشينيد "جورج

02:48.833 --> 02:53.833
،کار به خصوصى انجام ندادم
.مثل زمانيکه تازه به اينجا اومدم

02:54.833 --> 02:58.625
،پل" اومدم هم ببينمت،هم باهات صحبت کنم"
.موضوع محرمانست

02:58.917 --> 03:02.833
.فقط مى تونى با فرمانده سربازها در ميان بگذارى

03:03.000 --> 03:05.708
.ـ البته اگه به تصميم گيرى اون اعتماد دارى
.ـ متوجهم

03:06.083 --> 03:09.083
.بزودى خط مقدم جبهه تشکيل خواهد شد

03:09.417 --> 03:12.792
،فرماندهى مصمم پيشروى کنه
چرا لبخند ميزنى!؟

03:13.167 --> 03:17.458
معذرت ميخوام،براى يه لحظه فکر کردم که
.چى ميخواى بگى، ادامه بده

03:17.792 --> 03:21.458
،نمى دونستم فکر آدما رو هم ميتونى بخونى
فکر کردى درباره چى ميخوام بگم؟

03:21.875 --> 03:24.542
.ـ در مورد تپه "آنت" بود
ـ چطور حدس زدى؟

03:24.875 --> 03:27.958
،اون منطقه کليدى در محدوديه منه
.منم يه چيزايى شنيدم

03:28.333 --> 03:32.667
.چون در فرماندهى چيزى مخفى نميمونه

03:33.000 --> 03:36.667
ـ خوب نظرت چيه؟
.ـ آنت محدوده ى آلمانهاست

03:36.833 --> 03:41.167
يکسال که در دستشونه
.و يکسال ديگه هم در دستشون خواهد بود

03:41.458 --> 03:45.333
.پل" تپه "آنت" تا پس فردا بايد به تصرف ما در بياد"

03:45.708 --> 03:47.708
اين حرف واقعا مسخره ست،اينطور نيست!؟

03:47.917 --> 03:50.625
.اگه اينطور بود من الان اينجا نبودم

03:52.417 --> 03:56.625
.پل" اگه يه نفر بتونه اين کار رو انجام بده تو هستى"

03:56.792 --> 03:59.875
"حرفشم نزن "جورج
.اينو جدى ميگم

04:00.167 --> 04:02.083
.لشکر من از هم پاشيده شده

04:02.250 --> 04:05.792
،نزديک تپه "آنت" هم نميتونه بشه
.چه برسه تصرفش کنه

04:05.958 --> 04:07.958
.متاسفم،ولى اين حقيقته

04:09.042 --> 04:12.167
... بسيار خوب،"پل" موضوع ديگه اى هست که بايد بگم

04:12.583 --> 04:15.167
.البته وقتى بشنوى ممکنه دچار سوءتفاهم بشى ...

04:15.458 --> 04:17.708
راجع به چى؟

04:18.000 --> 04:20.083
.خوب،مطمئنم دچار سوءتفاهم ميشى

04:20.250 --> 04:23.542
.اما به عنوان يه دوست بايد بهت بگم

04:23.958 --> 04:26.458
"ـ چى ميخواى بگى "جورج
..."ـ "پل

04:26.750 --> 04:30.042
فرماندهى تصميم گرفته تو رو مسئول
.يگان دوازدهم بکنه

04:30.333 --> 04:33.208
ـ يگان دوازدهم؟
.ـ بله،قراره يه ستاره هم بگيرى

04:33.375 --> 04:38.083
اونا يه ژنرال جنگنده ميخوان و تو هم
.مدتهاست ستاره نگرفتى

04:38.542 --> 04:43.542
پرونده تو بهتر از اين حرفاست که مامورييت
.به اين خوبى رو از دست بدى

04:42.917 --> 04:47.833
اونا براى انجام اين کار،بالاخره کس
.ديگه اى رو انتخاب ميکنن

04:48.000 --> 04:51.542
"بنابراين نذار اين چيزا رو عقايدت اثر بذاره،"پل

04:53.833 --> 04:57.625
ـ اوه،معذرت ميخوام ميل داريد؟
.ـ نه ممنونم، قبل از شام نه

05:01.333 --> 05:04.500
.جورج من مسئول زندگى هشت هزار نفر هستم

05:06.042 --> 05:08.625
هدف من در مقابل اين مسئله چيه؟

05:08.833 --> 05:11.917
شهرت من در مقابله با اين مسئله چطور ميشه؟

05:12.208 --> 05:14.292
"سربازام برام خيلى مهم هستن، "جورج

05:14.500 --> 05:17.000
.ـ و اونا اينو خوب ميدونن
.ـ منم اينو خوب ميدونم

05:17.292 --> 05:21.875
.ـ اونا مطمئنن من هيچ کارى براى نابوديشون نمى کنم
.ـ احتياجى به گفتن نيست

05:22.167 --> 05:27.375
ارزش زندگى يه سرباز براى من خيلى مهمتر از گرفتن
.ستاره و کسب افتخار در فرانسه است

05:27.833 --> 05:29.917
... خوب

05:30.250 --> 05:33.833
فکر مى کنى در حال حاضر اين حمله
در توان سربازهاى تو نيست؟

05:34.333 --> 05:36.333
."من همچين حرفى نزدم،"جورج

05:37.542 --> 05:41.083
،به محض اينکه روحيشون تقويت بشه
.هر کارى مى تونن بکنن

05:41.375 --> 05:43.667
.اگه اينطور فکر مى کنى،بهت اصرار نمى کنم

05:43.958 --> 05:47.375
."ممنونم "جورج
.چون نمى تونستى نظرم رو عوض کنى

05:48.750 --> 05:51.833
.البته داشتن توپخانه مى تونه موثر باشه

05:52.125 --> 05:55.125
ـ توپخانه ى تو منو حمايت مى کنه؟
.ـ بايد ببينيم

05:55.292 --> 05:57.208
ـ مسئله تجهيزات چى ميشه؟
.ـ اونم همينطور

05:57.500 --> 06:00.625
.اما با تجهيزات فعلى مى تونيم سر کنيم

06:00.917 --> 06:05.000
.ـ شايد موفق بشيم

06:05.375 --> 06:08.250
.تو مى تونى تپه "آنت" رو تصرف کنى

06:08.458 --> 06:10.458
.در مورد گرفتن ستاره به من ربطى نداشت

06:10.667 --> 06:14.333
.ـ به هر حال اين مسئله هم در تصميم گيرى من بى تاثير نبود
."ـ کاملا متوجهم "پل

06:14.625 --> 06:18.625
ـ گفتى حمله بايد از کى شروع بشه؟
.ـ ديگه ديرتر از پس فردا نشه

06:19.042 --> 06:21.583
.شايد بتونيم موفق بشيم

06:43.000 --> 06:46.375
،سلام سرباز
آماده کشتن آلمانها هستى؟

06:46.625 --> 06:49.708
ـ اسمت چيه سرباز؟
ـ سرباز سفر "پرول" قربان

06:50.083 --> 06:51.583
ـ ازدواجم کردى؟
ـ خير ، قربان

06:51.708 --> 06:53.958
.پس مطمئنم مادرت بهت افتخار ميکنه

06:54.167 --> 06:57.083
،به کارت ادامه بده
.برات آرزوى موفقيت مى کنم

06:57.375 --> 06:59.250
.بله،قربان،ممنونم قربان

07:05.875 --> 07:09.250
،سلام سرباز
آماده کشتن آلمانها هستى؟

07:08.708 --> 07:10.000
.بله،قربان

07:10.167 --> 07:15.125
،ميبينم به تفنگت خوب ميرسى
.تفنگ بهترين دوست آدماست

07:14.667 --> 07:17.458
،اگه بهش خوبى کنى
.اونم بهت خوبى ميکنه

07:21.458 --> 07:24.750
،به کارت ادامه بده سرباز
.موفق باشى

07:51.750 --> 07:53.667
.سلام سرباز

07:54.000 --> 07:55.875
آماده کشتن آلمان ها هستى؟

07:57.750 --> 08:00.083
تو حالت خوبه، سرباز؟

08:00.375 --> 08:04.750
ـ حالم؟بله ،خوبم قربان
.ـ آفرين پسر خوب

08:04.625 --> 08:09.292
ـ ازدواجم کردى سرباز؟
ـ ازدواج؟ من ازدواج کردم؟

08:09.333 --> 08:11.125
بله،همسر دارى؟

08:11.333 --> 08:15.833
ـ همسر؟ من همسر دارم؟
.ـ يه کمى موجى شده،قربان

08:15.500 --> 08:19.875
،معذرت مى خوام گروهبان
کلمه اى به نام موجى وجود نداره

08:20.333 --> 08:22.083
همسر دارى ، سرباز؟

08:22.167 --> 08:25.417
.همسر؟ همسر

08:25.083 --> 08:30.000
بله،همسر دارم،ولى ديگه نمى تونم ببينمش
.چونکه کشته ميشم

08:29.500 --> 08:31.042
!خودت رو کنترل کن،اينقدر ترسو نباش

08:31.333 --> 08:33.667
.ـ من ترسوام
!ـ تو شوکه شدى،سرباز

08:33.875 --> 08:38.417
!گروهبان،فورا اينو از هنگ من به بيرون منتقل کن

08:38.167 --> 08:41.000
!نميخوام ذهن سربازاى شجاع منو مسموم کنه

08:40.875 --> 08:43.500
.ـ بله،قربان
.ـ به کارت ادامه بده،گروهبان

08:46.333 --> 08:50.167
حق با شما بود قربان،يه همچين مسائلى
.بايد کنترل بشن

08:50.458 --> 08:55.042
ديدن شما تاثير بسزايى
.در اخلاق و روحيه سربازها داره

08:55.417 --> 08:58.333
روحيه جنگجويى گردان701 هم به خاطر
همين بازديد هاست

08:58.042 --> 09:01.625
.نه سرگرد،اين روحيه تازه در اونا متولد شده

09:07.708 --> 09:10.333
.ژنرال تشريف دارن ميارن،قربان

09:24.500 --> 09:28.333
.ـ از ديدنت هميشه خوشحال ميشم،سرهنگ
.ـ باعث افتخار منه،ژنرال

09:29.792 --> 09:33.708
.خوب،جاى کوچک و تميزى دارى

09:32.792 --> 09:36.250
،هر جايى رو ميشه تميزش نگه داشت
.ولى بزرگش نميشه کرد

09:36.667 --> 09:41.000
.ـ خجالت مى کشم در اينجا از شما پذيرايى کنم
.ـ براى من زيادم هست

09:40.333 --> 09:43.333
،من نمى تونم يه جا آروم بگيرم
.هميشه روپا بودم

09:43.708 --> 09:46.333
.ـ البته انجام وظيفه مى کردم
.ـ اينو که راست ميگن،سرهنگ

09:46.500 --> 09:49.583
.ژنرال براى امضاء يه فرمان هم پشت ميز نميشينه

09:49.792 --> 09:51.792
"من اينجوريم ديگه "داکس

09:52.000 --> 09:54.792
... هميشه از افسرايى که پشت ميزاشون مى جنگن

09:54.958 --> 09:58.875
.و با نامه هاشون به دشمن دست تکون ميدن ...

09:59.208 --> 10:03.083
،و نگران اينن که مبادا موش تو شلوارشون بيفته
.بدم ميومده

10:02.375 --> 10:07.917
،من اگه مجبور بودم بين موش و جنگ يکى رو انتخاب کنم
.موش رو انتخاب مى کردم

10:07.000 --> 10:10.000
.اين حرفت رو باور نمى کنم
... سرهنگ،به هر حال

10:10.250 --> 10:14.250
.يه مرد ترسو بايد بره يه گوشه و لاهاف رو بکش روى سرش ...

10:14.500 --> 10:17.250
،ولى اگه ميخواد يه سرباز باشه
.بايد مثل صخره عمل کنه

10:17.583 --> 10:21.417
بايد بجنگه،
.و اين در صورتى که بدونه کجا بجنگه

10:21.750 --> 10:26.875
.ـ نظر من که اينطوره
.ـ مجبورم باهاتون موافقت کنم،چون خيلى خوب آدم رو متقاعد مى کنيد

10:25.042 --> 10:29.083
.شما هم متقاعد شديد

10:28.042 --> 10:31.417
.ـ حتما براى بازديد اومديد،قربان
.ـ بله،سرهنگ

10:31.625 --> 10:34.125
"پس بفرماييد ، تپه "آنت

10:34.417 --> 10:37.417
.اينقدر واضحه که انگار کنارش ايستادم

10:37.583 --> 10:40.417
.بزودى همينطورم خواهد شد

10:44.875 --> 10:47.667
اوم،آره

10:48.333 --> 10:53.750
،خوب،که اينطور،دشمن از اين ترسناک تر هم ديديم
.خيلى هم ترسناکتر

10:59.667 --> 11:05.292
.خوب،به راحتى نميشه بدستش آورد
.ولى مطمئنن گرفتنيه

11:05.917 --> 11:08.500
ـ يه کم عجيب نيست،قربان؟
ـ چى؟

11:08.708 --> 11:12.083
.ـ اينکه داريد ضعف نشون ميديد
.ـ اوه،بله درسته

11:12.375 --> 11:15.875
،امروز صبح حسابى هوشيارى
.هوشيارتر از هميشه

11:16.083 --> 11:20.667
ـ به هر حال يادمون نره که سرهنگ برجسته ترين
وکيل جنايى در سرتاسر فرانسه است
ـ درسته،قربان

11:21.042 --> 11:23.875
ايشون خيلى به من لطف دارن

11:24.625 --> 11:27.333
بگو ببينم سرهنگ،ديشب به موقع بهتون کمک رسيد؟

11:27.542 --> 11:30.333
،از توپخانه استفاده کرديم
.بيست و نه تا هم زخمى داشتيم

11:30.500 --> 11:34.375
بله،سر راه ديدمشون،جدا که غير قابل
.بخشش و احمقانه بود

11:34.750 --> 11:38.042
مثل يه مشت پشه جنگيدن و منتظر
.بودن يکى بکشتشون

11:38.250 --> 11:43.000
هيچ وقت ياد نميگيرن،که موقع
.خطر نبايد يکجا جمع بشن

11:43.542 --> 11:46.250
لابد يه نوع غريزه حيوانيه
.چون حيواناتم همينطور هستن

11:46.417 --> 11:50.083
به نظر من که انسانى مياد،بين انسان و حيوان
تفاوت زيادى هست،اينطور نيست؟

11:50.417 --> 11:54.000
،بله،واقعا که تاسف آور
.بله جدا که همينطوره

11:54.292 --> 11:57.500
سرگرد ميشه ما رو چند لحظه تنها بزاريد؟

11:57.667 --> 11:59.667
.بله،قربان
.با اجازه

12:00.875 --> 12:02.875
.سرهنگ

12:06.750 --> 12:09.333
خوب سرهنگ،نظرت چيه؟

12:09.500 --> 12:12.333
ـ در مورد چى،قربان؟
"ـ در مورد تپه "آنت

12:12.500 --> 12:16.167
.گروهان تو بايد فردا تپه "آنت" رو تصرف کنن

12:17.458 --> 12:20.875
ـ از وضعيت افراد من خبر داريد،قربان؟
.ـ مسلما تعدادى کشته خواهند شد

12:21.250 --> 12:24.417
.تعدادى هم گلوله و ترکش بهشون ميخوره

12:24.625 --> 12:26.958
.اما ميتونن راه رو براى ديگران هموار کنن

12:27.125 --> 12:30.417
ـ ما چه پشتيبانى خواهيم داشت؟
.ـ متاسفانه،هيچى

12:31.708 --> 12:34.333
در صد زخمي ها رو چه قدر پيشبينى مى کنيد،قربان؟

12:34.500 --> 12:38.667
.پنج درصد که با شليک خودمون کشته ميشن
.البته اين درصد بالاست

12:39.083 --> 12:41.292
.ده درصد عبور از منطقه خاکريز

12:41.583 --> 12:43.583
.و بيست درصد گذشتن از سيم هاى خاردار

12:43.750 --> 12:47.458
شصت و پنج درصد باقى ميمونه براى سخت ترين
.قسمت عمليات

12:47.875 --> 12:51.542
بيست و پنج درصد رو ميشه براى تصرف
.تپه "آنت" در نظر گرفت

12:51.958 --> 12:54.833
!قواى محکم و به اندازه کافى قوى

12:55.042 --> 12:57.750
.يعنى نصف بيشتر افراد من کشته خواهند شد

12:58.042 --> 13:02.583
بله سرهنگ،براي تصرف تپه "آنت" بايد
.اين خسارت رو بپردازيم

13:03.750 --> 13:06.875
ـ به نظر شما اين کار ممکنه؟
.ـ من رو تو حساب ميکنم،سرهنگ

13:07.125 --> 13:09.042
.فرانسه رو تو حساب ميکنه

13:12.958 --> 13:14.750
آيا سرهنگ من حرف خنده دارى زدم؟

13:16.333 --> 13:19.458
من که گاو نر نيستم که با تکون دادن
.پرچم حمله کنم

13:19.625 --> 13:22.417
دوست ندارم که پرچم ما با شنل يک
.گاو باز مقايسه بشه

13:22.625 --> 13:24.625
. قصدم اهانت به پرچم فرانسه نبود

13:24.833 --> 13:28.000
،وطن پرستى فراموش شده
.ولى يک وطن پرست فراموش نميشه

13:28.417 --> 13:32.083
،همه چنين تفکرى در مورد وطن پرستى ندارن
"خصوصا "ساموئل جيسون

13:32.417 --> 13:34.583
ممکنه بگى تفکر اون چى بوده؟

13:35.417 --> 13:37.500
.ـ فراموش کنيد
.ـ به سوالم جواب بده

13:37.708 --> 13:41.083
.ـ چيز مهمى نيست،قربان
.ـ وقتى من سوال ميکنم هميشه مهمه

13:41.375 --> 13:43.625
ـ بگو ببينم اون کى بوده؟
.ـ  "ساموئل جيسون" ، قربان

13:43.750 --> 13:46.417
ميدونم،بگو راجع به وطن پرستى چى گفته؟

13:46.625 --> 13:51.708
به نظر اون وطن پرستى آخرين پناهگاه يک آدم
.خبيثه، البته اين نظر من نيست

13:52.083 --> 13:55.083
.تو خسته اى "داکس" . خيلى خسته اى

13:55.375 --> 13:57.542
.اين توئى که از پا افتادى نه افرادت

13:57.875 --> 14:01.250
همش تقصير خودمه،چون پشت سر هم بهت
.ماموريت هاى خطرناک دادم

14:01.458 --> 14:03.333
.ـ تو بايد استراحت کني
... ـ کى از استراحت حرف زد

14:03.542 --> 14:06.875
.لازم نيست حرفى بزنى،از حالا هم دستور ميدم

14:07.042 --> 14:09.708
.يک مرخصى طولانى و نامشخص برى

14:10.042 --> 14:12.208
.ژنرال ،شما نمى تونيد با من اين کار رو بکنيد،قربان

14:12.417 --> 14:14.500
!با تو نه "داکس" به خاطر تو

14:14.708 --> 14:18.000
.ـ به خاطر خودت و افرادت
ـ به خاطر افرادم،قربان؟

14:18.292 --> 14:21.875
،ديگه فرمانده اى که اعتماد به نفسش رو از دست داده باشه
از افرادش چه انتظارى بايد داشت؟

14:22.208 --> 14:26.042
،قلبا نمى خوام مرخصت کنم
.ولى بايد حمايت پرشورت رو حس کنم

14:26.208 --> 14:30.167
آيا افرادت مى تونن تپه "آنت" رو تصرف کنند؟

14:31.875 --> 14:33.875
.ما تپه "آنت" رو تصرف مى کنيم

14:35.708 --> 14:38.875
.اگه دنيا نتونه اون کار رو بکنه

14:39.167 --> 14:41.792
.ما اون تپه رو تصرف مى کنيم

14:41.583 --> 14:45.375
.و پس از اون افرادت به يک استراحت طولانى ميرن

15:00.875 --> 15:03.958
.سرجوخه "پاريس" و "لوژان" قربان

15:04.250 --> 15:07.208
.ـ چقدر طولش دادين
.ـ سعى کرديم آمادش کنيم

15:07.500 --> 15:11.042
.ـ و به نگهبان ها اعلام خطر کنيم
.ـ بسيار خوب،راحت باشيد

15:11.458 --> 15:16.833
،ماموريت ما شناسايى سيم هاى خاردار آلمانها
.قرار گاه مصورشون،و شمارش اجساده

15:17.167 --> 15:20.333
،فقط ما سه نفر هستيم
.و بايد سعى کنيم که درگيرى پيش نياد

15:22.500 --> 15:26.000
.راه برگشتمون هم از قرارگاه شش در سمت راسته

15:26.417 --> 15:29.500
ـ قرار گاه شش مشکلى که نداره؟
... ـ قراگاه شش قراره هر

15:29.875 --> 15:32.958
،ده دقيقه يه منور بفرسته
.که از چهار صبح شروع مى کنن

15:33.250 --> 15:37.875
.ـ گفتم پنج دقيقه يکبار
.... ـ منم بهشون گفتم قربان ولى سرگرد گفتن زياده

15:38.167 --> 15:41.875
.ـ و مهمات زياد مصرف ميشه ....
ـ کارشناس امور جنگى هم شدن،اسمش چيه؟

15:42.042 --> 15:43.833
.نمى دونم،قربان

15:45.667 --> 15:48.500
.بسيار خوب،بيرون منتظر باشين
.منم الان ميام

15:48.750 --> 15:50.833
ممکنه رمز عبور رو بهمون بگيد،قربان؟

15:51.042 --> 15:53.042
." ـ " تله
.ـ بله قربان

16:01.917 --> 16:05.125
.ـ داره خودش رو ميسازه
.ـ بوى گندش مى اومد

16:05.417 --> 16:08.333
،نميذاره بهش بد بگذره
.حتى تو جبهه

16:08.500 --> 16:11.417
.حداقل زياد بهمون گير نداد

16:11.708 --> 16:14.292
چرا اينقدر از دستت عصبانيه؟

16:14.667 --> 16:17.042
.قبل از جنگ به يه مدرسه مى رفتيم

16:17.292 --> 16:20.958
،فکر مى کنه بهش احترام نميذارم
.که البته همينطورم هست

16:22.458 --> 16:24.833
آقايون حاضريد؟

16:29.542 --> 16:30.542
.جناب سرهنگ

16:30.625 --> 16:33.292
ـ متوجه هستيد بايد چيکار کنيد؟
.ـ بله، قربان

16:33.500 --> 16:38.125
،بايد اول از سيم هاى خاردار خودمون رد بشيد
.مسلحانه به طرف جلو نشونه رفتن

16:38.375 --> 16:40.333
ـ موفق باشيد
.ـ ممنونم،قربان

16:40.542 --> 16:42.542
.خيلى خوب،آقايون راه بيفتيد

18:37.542 --> 18:40.250
ـ اون چيه؟
.ـ‌ نمى دونم

18:41.250 --> 18:45.625
،لوژان" برو يه نگاهى بنداز"
.ما هوا تو داريم

18:45.917 --> 18:48.125
.ما نبايد از هم جدا بشيم،قربان

18:48.417 --> 18:50.542
."برو جلو، "لوژان

20:14.583 --> 20:19.333
.ـ بايد زودتر از اينجا بريم
.ـ "لوژان" هنوز برنگشته،ما بهش زمان کافى رو نداديم

20:24.708 --> 20:28.917
.ـ اگه بيشتر از اين بمونيم،ما رو هم ميگيرن
.ـ بايد منتظرش بشيم

20:33.000 --> 20:36.333
حتما کشته شده! پس کجاست؟

21:34.458 --> 21:37.125
!ـ خوب،اومدى
.ـ تعجب کردى،ستوان

21:37.333 --> 21:40.708
.بله،خوشحال شدم
.چون فکر کردم تو هم کشته شدى

21:40.917 --> 21:45.000
ـ چرا صبر نکردى،ببينى چى شده،ستوان؟
ـ ببينم،منظورت چيه؟

21:45.292 --> 21:48.417
منظورم اينه که وقتى "لوژان" رو کشتى، زدى
!به چاک

21:48.750 --> 21:52.250
لوژان" رو من کشتم؟"
تو چى دارى ميگى؟

21:52.417 --> 21:54.750
.از طرز حرف زدنت خوشم نمياد

21:54.917 --> 21:57.750
.يادت باشه با افسر مافوقت دارى صحبت ميکنى

21:57.917 --> 22:00.500
.اوه،پس لابد اشتباه کردم،قربان

22:00.833 --> 22:03.125
.چون يک افسر همچين کارى نمى کنه

22:03.333 --> 22:07.500
!يه مرد هم همينطور،اما يه حيوون شايد

22:07.708 --> 22:14.000
يه موش دغل و ترسو که مغزش
.در اثر مصرف الکل گنديده و از کار افتاده

22:14.292 --> 22:17.667
.ـ کافيه سرجوخه
.ـ حسابى تو دردسر افتادى،ستوان

22:18.083 --> 22:20.833
من تو دردسر افتادم؟
.ولى وضع تو بدتره

22:21.042 --> 22:25.750
.اول،به خاطر عدم پيرويت
.دوم،تهديد افسر مافوقت

22:26.042 --> 22:30.083
.و سوم سرپيچى از دستورات و تحريک ديگران

22:30.500 --> 22:32.875
ميدونى اتهامات روى کاغذ چه معنا داره؟

22:33.042 --> 22:35.167
.بله،ولى به بدى اتهامات تو نيست

22:35.333 --> 22:39.583
به خطر انداختن جون افرادت
!بى توجهى و مست بودن در هنگام انجام وظيفه

22:39.958 --> 22:42.250
.قتل بى دليل يکى از افرادت

22:42.417 --> 22:44.750
.و بزدلى در مقابل دشمن

22:47.208 --> 22:51.917
فيليپ" فکر ميکنى شکايت از افسر مافوقت"
چه عاقبتى داره؟

22:52.208 --> 22:54.667
.حرف تو در مقابل حرف من

22:54.917 --> 22:57.375
فکر ميکنى حرف کى رو باور کنن؟

22:57.583 --> 23:01.750
يا اينطورى بگم فکر ميکنى حرف کى رو بپذيرن؟

23:02.083 --> 23:04.458
.حالا مى تونم دو کار انجام بدم

23:04.667 --> 23:07.542
:خوب،مى تونم تو گزارشم بنويسم

23:07.750 --> 23:11.083
تو و لوژان در حين گشت شناسايى
.کشته شديد

23:11.250 --> 23:13.500
... يا ميتونم به اين شکل بنويسم

23:13.667 --> 23:15.750
.تو بعد از يک درگيرى تونستى فرار کنى و برگردى ...

23:15.958 --> 23:18.458
...ـ و مسئله تموم ميشه
.ـ ولى تو "لوژان" رو کشتى

23:18.875 --> 23:20.583
!متاسفم،ولى اين يک اتفاق بود

23:20.667 --> 23:23.958
حاضر بودم هر کارى بکنم ولى اون
.اتفاق نيفته

23:24.500 --> 23:28.875
،ميدونم که از من خوشت نمياد
ولى فکر مى کنى من چه جور آدمى هستم؟

23:30.583 --> 23:33.250
.ـ اوه،صبح بخير سرهنگ
.ـ راحت باشيد

23:33.500 --> 23:36.875
.ـ منتظر دريافت گزارشت بودم
.ـ ما يکى دو اطلاعات مهم رو فهميديم

23:37.125 --> 23:40.667
ـ همه چيز خوب پيش رفت؟
.ـ نه قربان سرباز "لوژان" کشته شد

23:41.042 --> 23:43.042
ـ چطور شد؟
.ـ تو گزارش نوشتم

23:43.125 --> 23:45.917
.ـ بده ببينم
.ـ هنوز کامل نشده،قربان

23:46.333 --> 23:49.833
،مى تونى برى سرجوخه،کارت خوب بود
.من بهت افتخار مى کنم

23:50.000 --> 23:52.667
.ـ برو استراحت کن
.ـ بله،قربان

23:57.708 --> 24:00.708
ـ چطور "لوژان کشته شد؟
.ـ شليک مسلسل،قربان

24:01.042 --> 24:03.500
اينقدر سرفه کرد،تا متوجه شدن
!و بعدشم بستنش به گلوله

24:04.875 --> 24:07.292
،زود گزارشت رو تموم کن و به من برسون

24:07.500 --> 24:09.417
.بله،قربان

24:14.167 --> 24:16.792
.عمليات توپخانه 5:15 دقيقه شروع ميشه

24:17.875 --> 24:20.667
.گردان اول 5:30 دقيقه حرکت ميکنه

24:21.750 --> 24:25.417
... وقتى اونا از سيم خاردار آلمانها عبور کردن

24:25.833 --> 24:30.125
دومين و سومين گردان به جز دو گردان ...
.ذخيره به طرف جلو ميرن

24:30.500 --> 24:32.917
.زمانشم نبايد ديرتر از 5:40 دقيقه باشه

24:34.417 --> 24:37.000
.دستورات واضحه
سوالى نداريد؟

24:37.417 --> 24:41.542
قربان،فکر مى کنيد پانزده دقيقه
براى تدارکات توپخانه کافى باشه؟

24:42.125 --> 24:46.333
زمان بيشتر باعث ميشه دشمن
.خودش رو زودتر جمع و جور کنه

24:46.625 --> 24:49.500
وضع هوا فردا چطوريه،قربان؟

24:49.792 --> 24:53.292
.ـ بسيار خوبه
ـ پس احتمال بارون يا مه نيست؟

24:54.792 --> 24:57.125
.پيشبينى شده،تمام روز آفتابيه

24:57.792 --> 25:01.458
.اگه بالاخره تونستيم تپه "آنت" رو بگيريم

25:01.875 --> 25:05.292
چه قدر طول مى کشه گروه پشتيبانى به ما برسن؟

25:05.458 --> 25:08.833
،زياد طول نخواهد کشيد
... ژنرال "ميرو " که در واقع تپه رو زير نظر دارن

25:09.125 --> 25:11.917
... قول دادن فردا پس از غروب آفتاب ...

25:12.208 --> 25:15.542
.گروه پشتيبانى رو برامون بفرستن ...

25:17.458 --> 25:20.000
سوال ديگرى ندارين؟

25:22.625 --> 25:26.500
.خوب،آقايون موفق باشين
.مطمئنم مثل هميشه موفق برمى گردين

25:26.833 --> 25:28.500
.بريد استراحت کنيد

25:30.833 --> 25:33.417
،من از مردن نمى ترسم
.ترسم از کشته شدنه

25:33.750 --> 25:36.667
.ـ منظورت رو نمى فهمم
... ـ تو کدومش رو ترجيح ميدى؟

25:37.000 --> 25:39.500
ـ سرنيزه يا مسلسل؟ ...
.ـ خوب معلومه،مسلسل

25:39.667 --> 25:43.083
منم همينطور،هر دوشون يه تيکه فلزن که
... به تن آدم فرو ميرن

25:43.500 --> 25:46.375
فقط مسلسل سريعتر و تميزتره ...
.دردشم کمتره

25:46.667 --> 25:51.250
ـ خوب،که چى؟
.ـ خودم از درد بيشتر مى ترسم،تا از کشته شدن

25:51.458 --> 25:55.542
،برنارد" رو ببين،اسم اتاق گاز مياد وحشت مى کنه"
!ولى من نه

25:55.917 --> 25:59.250
،اون يه عالمه عکس از اتاق گاز ديده
.ولى رو من تاثيرى نداشته

25:59.542 --> 26:02.542
.من دوست ندارم کلاه فلزيم رو از سرم بردارن

26:02.917 --> 26:05.542
،جاى ديگم پوشش فلزى نداشته باشه
.اصلا برام مهم نيست

26:05.708 --> 26:10.333
فکر مى کنى چرا؟ چون ميدونم زخم روى سر بيشتر از
.جاهاى ديگه درد داره

26:10.667 --> 26:13.542
.جاهاى ديگه گوشتى هستن
.ولى تو سر فقط استخونه

26:13.750 --> 26:15.833
.ـ تو هم وقت گير آورديا
.ـ يه چيز ديگه

26:16.000 --> 26:18.417
،به غير از سرنيزه
ديگه از چى بيشتر ميترسى؟

26:18.625 --> 26:21.208
.ـ مواد منفجره
.ـ دقيقا! منم همينطور

26:21.500 --> 26:25.083
.چون ميدونم بيشتر از هر چيز ديگه آدم رو از بين ميبره

26:25.458 --> 26:28.375
،گوش کن اگه از مردن بترسى
.تمام عمرت با شکست ميگذره

26:28.667 --> 26:30.750
.چون ميدونى بالاخره بايد يه روز برى

26:31.000 --> 26:35.458
،و اگه اون چيزى که ازش ميترسى مرگ باشه
چه اهميتى داره که با چى کشته ميشى؟

26:35.750 --> 26:39.833
!خيلى سطح بالا حرف ميزنى،پرفوسور
.اصلا قرار نيست کسى کشته بشه

26:49.708 --> 26:52.167
،از لشکر عبور کردن
.و به "پاليگان" رسيدن قربان

26:52.500 --> 26:55.833
.همه چى روبراست
.تمام واحدها گزارش آمادگى دادن

26:56.125 --> 26:58.042
.صفر منهاى دو

26:58.917 --> 27:01.833
ـ ممکنه بهت يه خورده مشروب پيشنهاد کنم؟
.ـ ممنونم قربان

27:06.208 --> 27:08.083
.اول شما،قربان

27:09.708 --> 27:12.167
.به افتخار فرانسه

28:52.667 --> 28:56.125
15 ـ 14ـ 13

28:58.750 --> 29:02.583
10, 9, 8, 7,

29:02.833 --> 29:06.542
6, 5, 4, 3,

29:07.042 --> 29:09.333
!دو .... يک و صفر

32:07.500 --> 32:10.375
ـ پس اينا کدوم گورى هستن؟
ـ نميدونم،قربان

32:15.500 --> 32:17.583
ـ بقيشون کجا هستن؟
... ـ زمان داره

32:17.875 --> 32:22.125
از دست ميره هنوز تو سنگراشونن؟...
... پيشروى که نکردن هيچى

32:22.417 --> 32:29.333
،آتشم داره از روى سرشون عبور ميکنه
!ولى هنوز تو سنگرهاشونن،ترسوهاي احمق

32:32.125 --> 32:34.125
."ـ سروان "نيکولز
ـ بله،قربان؟

32:35.292 --> 32:39.292
.به 750 دستور بده به قرارگاه خودمون شليک کنند

32:39.583 --> 32:43.792
سروان،مثل اينکه دستور من رو متوجه نشديد؟

32:44.333 --> 32:46.542
... نه،قربان،متوجه شدم،ولى اگه اجازه بدين

32:46.708 --> 32:49.792
سروان،منتظريد تا شکست بخوريم بعد معنى
دستور رو بفهميد؟

32:50.042 --> 32:51.042
.نه،قربان

32:51.208 --> 32:54.000
.ـ پس کارت رو انجام بده
.ـ بله قربان

32:59.292 --> 33:01.958
الو "پاليگان"؟

33:03.958 --> 33:06.875
... به توپخانه يک و دو شليک کنيد

33:07.042 --> 33:11.750
.در موقعيت 78ـ58ـ32

33:12.042 --> 33:19.417
به توپخانه يک و دو در موقعيت 78ـ58ـ32
!شليک بشه،تمام

33:27.958 --> 33:31.417
قربان،فرمانده توپخانه ميگه اونجا
.قرارگاه خودمونه

33:31.708 --> 33:35.583
.ـ حتما اشتباهى رخ داده
.ـ هيچ اشتباهى رخ نداده،سروان

33:36.042 --> 33:38.125
!فرمان تائيد ميشه

33:38.292 --> 33:42.000
بهشون بگيد فرمانده توپخانه نميتونه
.فرمان رو اجرا کنه

33:42.292 --> 33:45.750
.مگر اينکه اين دستور کتبى از طرف ژنرال ابلاغ بشه

33:46.875 --> 33:51.167
... فرمانده توپخانه نميتونن دستور رو اجرا کنن

33:51.458 --> 33:54.667
.ـ مگر اينکه کتبا از طرف ژنرال ابلاغ بشه ...
!ـ‌ بى سيم رو بده به من

33:59.667 --> 34:02.542
!ـ ژنرال "ميرو" صحبت ميکنه
.ـ فرمانده توپخانه هستم

34:02.917 --> 34:07.042
افراد از دستور سرپيچى کردن و پيشروى نميکنن
!گفتم آتش کنيد،تا بهتون خبر بدم

34:07.458 --> 34:10.917
،خيلى معذرت ميخوام قربان،ولى شما اجازه نداريد
.به من دستور بديد افراد خودم رو بکشتن بدم

34:11.250 --> 34:14.667
.مگر اينکه کتبا مسوليت اونا رو بر عهده بگيريد

34:14.833 --> 34:17.125
،"سروان "روسو
از دستورات من سرپيچى مى کنيد؟

34:17.333 --> 34:20.917
.خير قربان،بايد کتبا اقدام کنيد،تا بتونم اجرا کنم

34:21.208 --> 34:23.333
اومديمو شما کشته شديد،در اين صورت
تکليف من چى ميشه؟

34:23.500 --> 34:26.833
!فردا صبح ميفرستمت جلوى جوخه ى آتش
.تکليفت اينه

34:27.125 --> 34:31.292
فرماندهيت رو تحويل بده
.و خودت رو فورا به مرکز معرفى کن

34:42.667 --> 34:47.250
روژت"! ستوان،چرا افرادت هنوز اينجان؟"

34:47.542 --> 34:51.625
.ـ نميتونيم جلو بريم،قربان،سرگرد "ويگون" کشته شده
!ـ بگو افرادت از سنگراشون بيان بيرون

34:51.833 --> 34:54.708
.زود باش! از اول شروع مى کنيم

34:55.042 --> 34:58.667
!ـ فورا اين مردها رو از اينجا بيرون کن
... ـ سه دفعه بهشون گفتم،ولى

34:58.833 --> 35:01.333
.بسيار خوب،از اول شروع مى کنيم

35:01.667 --> 35:04.333
!عجله کنيد! يه بار ديگه امتحان مى کنيم

35:15.208 --> 35:18.375
.غير ممکنه،قربان
.افراد دارن عقب نشينى مى کنن

35:19.750 --> 35:23.167
... قربان،البته ببخشيد ولى حرفهايى که

35:24.167 --> 35:28.625
در مورد من زديد منصفانه نبود...

35:28.917 --> 35:32.458
.واقعا غير ممکنه
.اينو جدى ميگم

35:32.625 --> 35:38.958
.طبق گزارش هاى رسيده حملمون با شکست مواجه شد
.و افراد دارن عقب نشينى مي کنن

35:39.167 --> 35:43.667
سرگرد "اوبان" فورا براى فرستادن
.امداد هنگ 701 اقدام کنيد

35:43.917 --> 35:47.625
."بفرستشون به "شتل اگر
!و به سرهنگ "داکس" بگو فورا بياد پيش من

35:48.125 --> 35:50.917
.سرگرد "درک" ترتيب دادگاه نظامى رو بده

35:51.292 --> 35:53.708
.براى فردا سه بعد از ظهر جلسه بذارن

35:53.917 --> 35:57.625
،اگه اونا نمي تونن با آلمان ها روبرو بشن
!خودمون خدمتشون مى رسيم

36:09.000 --> 36:12.542
.من فرمان حمله دادم
.و گروهان شما سرپيچى کرد

36:12.875 --> 36:15.167
،حمله کردن
.ولى نتونستن پيشروى کنن

36:15.375 --> 36:19.625
براى اينکه سعى نکردن، با چشمهاى خودم ديدم
.نصف افراد حتى از سنگرشون هم خارج نشدن

36:20.042 --> 36:22.750
.يک سوم افراد من زير رگبار آتش بودن،قربان

36:23.083 --> 36:25.667
.سر جزئيات بحث نکن سرهنگ

36:25.833 --> 36:29.250
حقيقت اينه که بيشتر افرادت
.از سنگراشون هم بيرون نيومدن

36:29.458 --> 36:33.125
... سرهنگ "داکس" صد نفر از گروهان هنگت

36:33.458 --> 36:36.125
.بايد به خاطر بزدلى محکوم به مرگ بشن ...

36:36.458 --> 36:38.625
ـ محکوم به مرگ ..؟
!ـ به خاطر بزدلى

36:38.833 --> 36:43.292
.ـ اونا تو رگهاشون به جاى خون،شير جريان داره
.ـ اين قرمز ترين شيرى هست که تا کنون ديدم

36:43.625 --> 36:46.000
... ـ اين حرفها منو قانع نمى کنه
... ـ من حرفهام رو رک ميزنم

36:46.292 --> 36:49.625
سرهنگ "داکس" اگه به رفتارت ادامه بدى
.دستور ميدم که زندانيت کنن

36:49.875 --> 36:53.375
،به نظر من سرهنگ حق داره
.فقط حرفش رو رک ميزنه

36:53.583 --> 36:56.250
،اينجا دادگاه نيست
.ولى يه جورايي شبيه دادگاه است

36:56.458 --> 37:00.125
.سرهنگ "داکس" در مقام دفاع قرار داره

36:59.917 --> 37:04.167
،با توجه به وخامت اتهامات داد گاه بهش اجازه ميده
.که آزادانه از خودش دفاع کنه

37:04.417 --> 37:07.667
،آزادى عمل
.با عدم پيروى فرق داره

37:08.000 --> 37:12.375
،من فقط دارم نظرم رو ميگم
.ملزم نيستى که حرفام رو بپذيرى

37:12.667 --> 37:15.833
،اتفاقا دلم مى خواد بپذيرم
"ژنرال "برولارد

37:16.083 --> 37:19.542
... باور کنيد نميخوام از دستورات سرپيچى کنم

37:19.833 --> 37:21.917
...فقط ميخوام شجاعتى که...

37:22.167 --> 37:24.708
.اين افراد در گذشته نشان دادن رو يادآورى کنم ...

37:25.000 --> 37:27.708
.ما راجع به گذشته حرف نميزنيم

37:28.000 --> 37:31.083
،اگه بعضى هاشون از سنگر خارج نشدن
.چون مجبور بودن

37:31.417 --> 37:33.583
.چون واقعا غير ممکن بوده،قربان

37:33.792 --> 37:37.958
.به اونا فرمان حمله داده شده بود
.اونا وظيفه داشتن اطاعت کنن

37:38.250 --> 37:41.792
سربازها نبايد تصميم بگيرن،که يک
!فرمان بايد اجرا بشه يا نه

37:42.042 --> 37:47.542
اگه غير ممکن بود،جسدهاى اونا
.در سنگرها اين مسئله رو اثبات مى کرد

37:47.958 --> 37:51.375
.افراد اون هنگ
.يه مشت اوباشن

37:51.708 --> 37:54.792
يک مشت سگ هاى ناز نازى
.که فقط بلدن دم تکون بدن

37:54.958 --> 37:59.167
ـ واقعا اينطور فکر مي کنيد،قربان؟
.ـ بله کاملا اينطور فکر مى کنم

37:59.458 --> 38:02.417
،و غير از اينم نيست
.در واقع يک حقيقت محضه

38:02.625 --> 38:04.833
چطوره تمام افراد هنگ رو اعدام کنيم؟

38:05.333 --> 38:08.542
.ـ جدى ميگم
.ـ خوب،سرهنگ به نکته اصلى توجه نکرديد

38:08.833 --> 38:12.417
،هدف قتل عام ارتش فرانسه نيست
.ميخوايم درسى براى بقيه افراد باشه

38:12.625 --> 38:15.208
.ـ اوه،اگه ميخواين درس بدين،به من بدين
ـ به تو؟

38:15.500 --> 38:19.000
بله قربان،درس دادن به يه نفر
!راحتر از صد نفره

38:19.208 --> 38:23.417
راه حل منطقى انتخاب مسئولترين افراد
!در اين حمله است،قربان

38:25.083 --> 38:29.333
حيجان زده نشو سرهنگ،اينجا مسئله
.مافوق در ميان نيست

38:29.583 --> 38:32.583
.پل" نبايد در اين کار زياده روى کنيم"

38:33.042 --> 38:35.500
انتخاب دوازده تا چطوره؟

38:35.792 --> 38:38.458
.من حرف صد تا رو ميزدم
.حالا رسيديم به دوازده نفر

38:38.792 --> 38:40.958
.نميخوام اينقدر راجعبش چونه بزنيم

38:41.167 --> 38:45.458
.بايد هرچه زودتر اين مسئله حل بشه

38:46.458 --> 38:51.042
شايد،زيادتر از حد دلم ميخواست
عدالت واقعى اجرا بشه

38:51.333 --> 38:53.250
.تمام عمرم تو ارتش بودم

38:53.500 --> 38:55.708
.و هميشه خواستم به قوانين پايبند باشم

38:56.042 --> 38:58.875
.اين تنها اشتباهيه که بهش متهم شدم

39:00.042 --> 39:02.292
.اين آخرين پيشنهاد منه

39:02.083 --> 39:07.375
سه تا از فرماندهان هر گروهان بايد دستگير بشن
.و به مجازات برسن

39:07.667 --> 39:09.750
."خوب،اين کاملا منطقى "پل

39:10.292 --> 39:13.375
جلسه نظامى ساعت سه بعد از ظهر
.در "شاتو" برگزار ميشه

39:13.750 --> 39:16.750
ـ ساعتش برات مناسبه؟
."ـ من نميام،"پل

39:17.000 --> 39:21.458
ـ براي چى؟
.ـ چون فکر ميکنم اين مسئله رو خودت بهتره اداره کنى

39:21.792 --> 39:22.708
.حق با توئه

39:22.833 --> 39:28.083
ژنرال "ميرو"  اگه اجازه بديد
.ميخوام وکيل مدافع متهمين باشم

39:28.542 --> 39:32.083
.ـ بسيار خوب،در موردش فکر مي کنم
"ـ نيازى به فکر کردن نيست،"پل

39:32.375 --> 39:35.083
.ـ اجازه صادر شد ، سرهنگ
.ـ ممنونم،قربان

39:37.083 --> 39:39.875
ساعت دوازده ظهره،ناهار رو
.با ما باش سرهنگ

39:40.083 --> 39:42.792
.جورج" متاسفانه سرهنگ وقت ندارن"

39:43.167 --> 39:45.875
."انکار نکن،"پل
... اين مرد رو مخفى کرده بودى که

39:46.042 --> 39:48.417
.براى خودت نگهش دارى
!اين خودخواهيه

39:48.625 --> 39:52.417
،از لطفتون ممنونم
.ولى از الان تا ساعت سه فرصت زيادى نداريم

39:52.792 --> 39:57.417
البته سرهنگ،خوشحال ميشم
.بازم همديگر رو ببينيم

40:16.792 --> 40:17.792
بله،سروان؟
چي شده؟

40:18.000 --> 40:21.000
دستور دادن خدمت برسم
.سروان "رسو" فرمانده توپخانه هستم

40:21.167 --> 40:22.583
.بله،درسته

40:22.875 --> 40:26.458
مي خواستم در مورد کمبود بعضى از
.سلاح ها صحبت کنم

40:26.667 --> 40:28.667
.البته الان وقت ندارم

40:28.958 --> 40:31.958
.تا دستورات بعدى برگردين به قرارگاه

40:34.750 --> 40:37.833
.ـ بده که روحيه افراد اينقدر ضعيف باشه
.ـ کاملا باهات موافقم

40:38.042 --> 40:42.417
.ـ بايد درجش رو ازش گرفت
.ـ ولى بهتر دادگاه در اين مورد تصميم بگيره

40:42.708 --> 40:47.250
.در همچين مواردى نبايد کار به دادگاه کشيده بشه

40:47.542 --> 40:50.833
.چون خبر پخش ميشه و تاثير بدى ميزاره

40:51.000 --> 40:55.000
.ـ به نظر من تغيير درجه بهترين تنبيه هست
.ـ شايدم حق با تو باشه

40:55.333 --> 40:58.083
من رو ببخش،چون بايد برم با سرهنگ صحبت کنم

40:58.417 --> 41:02.333
.ـ تو سالن ناهار خورى ميبينمت
.ـ عاليه،حتما

41:02.583 --> 41:05.708
،"سروان "سانسى
.سروان "رنوآر" و ستوان "روژت" رو خبر کن

41:06.083 --> 41:08.667
بگو تا نيم ساعت ديگه
.به فرماندهى هنگ پيش من بيان

41:08.958 --> 41:12.500
!"ـ سرهنگ "داکس
ـ بله،ژنرال؟

41:12.667 --> 41:15.250
.ـ باهات کار دارم
.ـ در خدمتم،قربان

41:16.750 --> 41:19.042
.يه کمى منطقى فکر کن

41:19.333 --> 41:21.500
منطقى،قربان؟

41:21.833 --> 41:26.125
"گوش کن "داکس
اين طرز حرف زدن مسخره رو کنار بزار،ميفهمى چى ميگم؟

41:26.417 --> 41:30.042
برولارد" فکر ميکنه جالب حرف ميزنى
!اما من نه

41:30.250 --> 41:34.250
.ـ ميخوام اين جريان رو فراموش کنى
ـ معذرت ميخوام ژنرال،اين يک دستوره؟

41:34.542 --> 41:38.125
،سرهنگ "داکس" وقتى اين مسئله تموم بشه
.شکستت ميدم

41:38.500 --> 41:41.625
بهانه اى پيدا مى کنم و از ارتش
!اخراجت مى کنم

41:41.792 --> 41:46.708
بدون که نابود ميشى،چون به افسر
!فرماندت وفادار نبودى

41:46.958 --> 41:49.208
.ديگه حرفى ندارم

42:12.042 --> 42:15.875
ژنرال "ميرو" معتقد هست،که
... "شکست ما در تپه "آنت

42:15.958 --> 42:18.625
.به خاطر ضعف در گردان اول بوده

42:19.167 --> 42:23.042
ميخوام هر کدومتون يکى از افراد
.گروهانتون رو انتخاب کنيد

42:23.417 --> 42:27.708
،و دستگيرشون کنيد و بگيد
.امروز ساعت سه در دادگاه نظامى حاضر باشن

42:28.125 --> 42:30.333
.اتهامشون بزدلى در مقابل دشمن هست

42:30.583 --> 42:33.417
.آقايون متوجه شديد
.اجرا کنيد

42:54.042 --> 42:58.167
،ستوان "روژت" اون شب "لوژان" رو کشت
!و بعد تهديد کرد که سکوت کنم

42:58.333 --> 42:59.667
.براي همين منو انتخاب کرد

42:59.875 --> 43:03.417
احساساتتون رو درک ميکنم
.اما اين هيچ ربطى به اتهامات جديدتون نداره

43:03.875 --> 43:06.417
ـ حرفم رو باور نمى کنيد،قربان؟
.ـ باور مى کنم

43:06.750 --> 43:10.125
ولى ديگران چى؟
.هيچ شاهدى ندارى

43:10.333 --> 43:14.125
با تهمت زدن به يک افسر،دادگاه
.رو هم دشمن خودت مى کنى

43:14.417 --> 43:17.667
وقتى اين جريان تموم بشه،مسئله
.جشن اون شب رو هم برسى مى کنم

43:18.000 --> 43:21.667
قربان،سروان "رنوآر" به گروهبان
.دستور عقب نشينى دادن

43:21.917 --> 43:24.083
.منم اتفاقى انتخاب شدم

43:24.292 --> 43:26.375
.خوش به حالت،منو بگو

43:26.667 --> 43:30.750
انتخاب شدنم به خاطر اينه که سروان "سانسى"گفته
.که آدم اجتماعى نيستم

43:31.167 --> 43:33.375
.من،به من مياد اجتماعى نباشم

43:33.542 --> 43:35.833
!ـ من ترسو نيستم
!ـ منم ترسو نيستم

43:36.042 --> 43:41.833
آقايون،دليل انتخاب شما هر چيزى
.که هست چندان اهميت نداره

43:40.667 --> 43:44.625
.شما بايد تو دادگاه براي زنده ماندن بجنگيد

43:48.125 --> 43:52.833
.حرفى نزنيد که احيانا به ضرر خودتون تموم بشه

43:53.208 --> 43:56.417
،يادتون باشه شما سربازهايى هستيد
.که در مقابل افسران مافوقتون قرار مي گيريد

43:56.667 --> 44:02.833
،بنابر اين مثل يک سرباز رفتار کنيد
!شجاع و دلير

44:03.125 --> 44:06.375
،تو اتاقى که قراره برين
.آفتاب مستقيما به صورتتون ميخوره

44:06.583 --> 44:11.667
بنابر اين نذاريد،تو چشمانتان
.حالت پشيمانى ديده بشه

44:12.292 --> 44:14.375
،وقتى جواب ميديد
.تو چشم هاى قضات نگاه کنيد

44:14.667 --> 44:17.542
،سخن طولانى نکنيد
.اين وظيفه منه

44:17.750 --> 44:21.667
،جملات ساده و کوتاه
.بطوريکه در سرتاسر اتاق شنيده بشه

44:21.917 --> 44:25.667
.حرف هاى تکرارى هم نزنيد

44:25.958 --> 44:30.875
وقت زيادى نداريم،دادگاه نظامى تا يک
.ساعت ديگه شروع ميشه

44:32.292 --> 44:34.292
.موفق باشيد

44:34.833 --> 44:36.750
.ممنون،قربان

45:17.292 --> 45:20.833
.دادگاه رسمى هست،متهمين ميتونن بشينن

45:26.917 --> 45:31.917
اين يک دادگاه نظاميه،بنابراين
.از تشريفات پرهيز مى کنيم

45:32.417 --> 45:35.792
.اتهام آقايون ترس در مقابل دشمن هست

45:36.083 --> 45:38.792
.و به همين دليل محاکمه مى کنيم

45:39.000 --> 45:42.875
ـ آقاى دادستان؟
.ـ متهم سرباز "فرول" به جايگاه

45:43.167 --> 45:49.042
آقاى رئيس،آيا دادستان بدون
اعلام کيفر خواست از متهم سوال مى کنن؟

45:49.333 --> 45:52.583
خواهش مى کنم وقت دادگاه رو با
.جزئيات تلف نکنيد

45:52.917 --> 45:56.375
،کيفر خواست خيلى طولانيه
.بنابراين خواندنشم بى فايده ست

45:56.750 --> 46:00.542
... ـ متهم حق داره که بدونه چه اتهامى
... ـ در کيفر خواست نوشته شده

46:00.750 --> 46:04.083
متهم در هنگام حمله به تپه "آنت" از ...
.خودش ترس نشون داده

46:04.750 --> 46:07.250
.ادامه بديد آقاى دادستان

46:07.750 --> 46:10.625
.سرباز "فرول" به جايگاه

46:20.083 --> 46:22.083
."ـ سرباز "فرول
.ـ بله،قربان

46:23.000 --> 46:25.792
آيا شما جزء گروه اول در حمله
.به تپه "آنت" بوديد

46:26.167 --> 46:27.250
.بله،قربان

46:27.417 --> 46:30.250
ـ از پيشروى امتناع کرديد؟
.ـ خير،قربان

46:31.500 --> 46:33.583
ـ يعنى پيشروى کرديد!؟
.ـ بله،قربان

46:34.583 --> 46:38.875
ـ چقدر پيشروى کرديد؟
.ـ تا وسط منطقه خاکريز،قربان

46:39.792 --> 46:41.875
بعد چيکار کرديد؟

46:42.083 --> 46:46.375
... ـ ما رو به رگبار بستن و
ـ پاسخ سوال رو بديد،بگيد چيکار کرديد؟

46:47.250 --> 46:50.750
... بعد.... من و "ماير" ديديم که

46:51.167 --> 46:53.042
.نپرسيدم چى ديدى

46:53.333 --> 46:57.042
تجربيات عينى شما براى دادگاه
.هيچ اهميتى نداره

46:57.333 --> 46:58.333
چيه من،قربان!؟

46:58.542 --> 47:02.208
.ـ متهم فقط به سوال جواب بده
ـ بله قربان،سوال چى بود؟

47:02.625 --> 47:06.208
،شما تا وسط خاکريز پيشروى کرديد
بعد چه کرديد؟

47:06.417 --> 47:08.958
ـ بعد،قربان؟
ـ به عقب رفتيد يا به جلو؟

47:09.292 --> 47:10.792
.به عقب رفتيم،قربان

47:10.958 --> 47:13.292
"به عبارت ديگه سرباز "فرول

47:14.667 --> 47:16.875
.عقب نشينى کردى

47:17.167 --> 47:19.042
.بله،قربان

47:19.125 --> 47:22.167
.سوال ديگه ندارم
.متهم ميتونه به سر جاش برگرده

47:22.625 --> 47:24.375
.يه لحظه صبر کنيد

47:24.708 --> 47:28.167
جناب رئيس،اجازه بديد منم از
موکلم سوال کنم

47:28.792 --> 47:31.042
.ـ خواهش مى کنم،سرهنگ
.ـ متشکرم

47:32.333 --> 47:36.750
وقتي به خاکريز رسيديد،فقط
شما و سرباز "ماير" اونجا بوديد؟

47:37.125 --> 47:38.125
.بله،قربان

47:38.542 --> 47:40.625
بقيه گروهانتون کجا بودن؟

47:40.958 --> 47:42.833
.نميدونم،قربان

47:43.125 --> 47:45.125
.احتمالا کشته يا زخمى شده بودن

47:45.333 --> 47:49.583
ـ پس وسط منطقه خاکريز تنها شما بوديد و سرباز "ماير"؟
.ـ بله،قربان

47:49.875 --> 47:53.167
چرا به تنهايى به تپه "آنت" حمله نکرديد؟

47:57.333 --> 47:59.667
چرا به تنهايى به تپه "آنت" حمله نکرديد؟

47:59.917 --> 48:02.792
.من و "ماير"؟ شوخى مى کنيد،قربان

48:03.000 --> 48:06.458
."بله،شوخى ميکنم،سرباز "فرول
.ممنونم

48:06.750 --> 48:09.708
.ـ سوال ديگه اى ندارم
ـ منظورتون از اين طرز بازجويى چى بود؟

48:10.125 --> 48:16.375
،هدف من اشاره به پوچ بودن
.اتهامات جناب دادستان بود،قربان

48:17.208 --> 48:18.292
.آقاى دادستان

48:18.625 --> 48:22.708
پس شما سرباز "فرول" اعتراف
.مى کنيد،که عقب نشينى کرديد

48:23.000 --> 48:25.542
."بله قربان،هم من و هم "ماير

48:25.792 --> 48:30.250
، ميدونستيم بايد تپه آنت رو تصرف کنيم
.اما عقب نشينى کرديم

48:31.875 --> 48:34.042
.سوال ديگه اى ندارم

48:35.542 --> 48:37.625
.متهم مى تونه به جايگاه برگرده

48:48.250 --> 48:50.458
."سرباز "آرنار

48:50.625 --> 48:52.833
ـ شما پيشروى کرديد؟
.ـ بله،قربان

48:53.000 --> 48:56.625
تا زمانى که سروان "رنوآر" دستور
.دادن،برگرديم

48:56.792 --> 49:00.625
ـ چقدر پيشروى کرديد؟
.ـ تا سيم هاى خاردار،قربان

49:01.000 --> 49:04.583
سيمهاى ... خاردار دشمن،درسته؟

49:04.875 --> 49:06.792
.خير قربان،سيم هاى خاردار خودمون

49:08.583 --> 49:13.583
منظورتون اينه که از سيم هاى خاردار
خودمون هم جلوتر نرفتيد؟

49:14.458 --> 49:16.750
.خير قربان،نرفتيم

49:16.958 --> 49:20.417
فکر مى کنيد چقدر جلوتر رفته بوديد؟
چند متر؟

49:21.333 --> 49:23.125
.من تا اونجا که تونستم،پيشروى کردم

49:24.042 --> 49:27.625
ـ چند متر؟
.ـ زياد نرفتم

49:29.792 --> 49:31.833
.زياد نرفتم

49:34.458 --> 49:36.250
."خوب،سرباز "آرنار

49:36.458 --> 49:43.417
،قبل از اينکه دستور عقب نشينى بدن
به سربازهاى ديگه اصرار به پيشروى کردين؟

49:43.917 --> 49:47.083
خيلى هاشون در همون قدم اول
.کشته يا زخمى شدن

49:47.417 --> 49:51.167
.ـ جواب سوال رو بديد
.ـ اصرار نکردم،خير قربان

49:54.958 --> 49:56.875
.ممنونم

50:02.667 --> 50:05.042
."سرباز "آرنار

50:05.250 --> 50:07.208
.لطفا،راحت باشيد

50:08.750 --> 50:13.083
،علاوه بر شکست بدى که داشتيد
... آيا رفتارتون نسبت به

50:12.917 --> 50:16.167
،افراد ديگه اى که در گروهانتون بودن
تفاوتى هم کرده؟

50:16.542 --> 50:18.958
.اعتراض دارم
.اين فقط حدسيات هست

50:19.458 --> 50:21.250
.وارده

50:24.333 --> 50:27.042
کسى از گروهانتون جلوتر هم رفت؟

50:27.625 --> 50:28.625
.خير،قربان

50:28.917 --> 50:30.125
... اتهام بزدلى به خاطر اين بوده

50:30.417 --> 50:33.792
که شما روى يک کاغذ علامت (ايکس) کشيديد ...
درسته؟

50:34.000 --> 50:36.792
.ـ بله،قربان
.ـ سوال شما کاملا بى ربطه

50:36.958 --> 50:40.375
.در ارتش فرانسه انتخاب افراد هميشه به اين صورت بوده

50:40.792 --> 50:46.500
،از اين گذشته خود متهم اعتراف ميکنه
.فقط چند مترى پيشروى کرده

50:43.500 --> 50:52.542
بايد اشاره کنم،اين سرباز در خونين ترين
.جنگها لياقت خودش رو نشون داده

50:53.042 --> 50:59.083
با اجازه،تقدير نامه هايي که از دلاوريهاى
.او در اين مدارک نقل شده براتون ميخونم

50:59.458 --> 51:04.042
... ـ يک،تقدير نامه در فرامين ارتش به جهت دلاورى
.ـ سرهنگ

51:04.333 --> 51:08.500
،بودن متهم به خاطر بزدلى هاى فعليشه
.نه دلاورى هاى اون در گذشته

51:08.750 --> 51:10.708
.داشتن مدال در دفاعيه مطرح نميشه

51:13.417 --> 51:17.583
پس شهودى رو که ميشناسن،دعوت ميکنم
.ـ نمى تونيد

51:18.000 --> 51:22.875
اما اگر شهودى داريد که پيشروى
او را به طرف آلمانها تائيد کنن،بفرماييد

51:23.208 --> 51:25.875
... جناب رئيس،هيچ يک از افراد هنگ

51:26.292 --> 51:29.292
به سيم هاى خاردار آلمانها نزديک نشدن
!حتى خود من

51:30.042 --> 51:32.167
... متهم بعدى رو صدا کنيد

51:32.375 --> 51:34.458
.حرفهاتون تموم شد،سرهنگ

51:35.042 --> 51:37.042
.ممنونم

51:37.208 --> 51:39.458
.متهم ميتونه به جاى خودش برگرده

51:47.875 --> 51:50.042
پس شما از سنگرهاتون هم بيرون نيومديد؟

51:51.500 --> 51:54.833
.ـ خير،قربان
.ـ سوالى ندارم

51:56.125 --> 52:00.208
،سرجوخه "پاريس" چرا از سنگرهاتون
بيرون نيومديد؟

52:01.750 --> 52:05.583
چون سرگرد "ويگون" گلوله خورده بود و منم
. بى هوش بودم

52:06.292 --> 52:10.083
آيا در تمامى زمان حمله داخل سنگر بى هوش بودى؟

52:10.500 --> 52:11.375
.بله،قربان

52:13.000 --> 52:14.000
.سوالى ندارم

52:14.292 --> 52:16.583
شاهدى هم براى حرفهاتون داريد؟

52:16.833 --> 52:19.750
،خير،قربان ظاهرا همه مشغول بودن
.و کسى هم متوجه من نشد

52:20.083 --> 52:21.917
.و خيلى ها هم که مرده بودن

52:22.042 --> 52:25.917
ـ پس شاهدى ندارى؟
.ـ خير،قربان

52:26.333 --> 52:28.958
.البته به غير از زخمى که روى سرم هست

52:29.375 --> 52:32.750
.شايدم خودتون بعدا اين کار رو کرديد

52:33.042 --> 52:35.458
.ممنونم،ميتونيد به جايگاه خودتون برگرديد

52:41.542 --> 52:43.833
،آقاى دادستان
.مطلبى هست،بفرماييد

52:49.208 --> 52:51.292
،اعزاى محترم دادگاه

52:52.375 --> 52:55.208
.اين پرونده بسيار روشنه

52:55.458 --> 52:59.375
.و همگى شاهد حمله تاسف بار ديروز صبح بوده ايم

53:02.000 --> 53:05.792
... و بايد عرض کنم که

53:06.458 --> 53:10.500
،اون حمله لکه ننگى بر پرچم فرانسه بوده ...

53:09.833 --> 53:16.000
،و خدشه اى بر شرف مردان
.زنان و فرزندان ملت فرانسه

53:18.167 --> 53:25.833
،و ما مسئوليم
.مسئول سقوطى اين چنين دردآور و مشمئز کننده

53:26.458 --> 53:30.250
،اعضاى محترم دادگاه

53:30.833 --> 53:33.917
،من متهمين رو گناهکار ميدونم

53:37.083 --> 53:41.292
و از دادگاه تقاضا ميکنم که اونها رو به
.اشد مجازات محکوم کنند

53:45.250 --> 53:46.625
.ممنونم،آقاى دادستان

53:48.250 --> 53:50.542
.سرهنگ، آخرين دفاعيات خودتون رو بيان کنيد

54:00.750 --> 54:04.750
آقايان محترم،من گاهى اوقات از انسان
.بودن خودم شرم دارم

54:05.083 --> 54:07.083
.و اين يکى از اون موارده

54:09.542 --> 54:12.917
از اونجا که دادگاه پرونده اين محاکمه رو
.در اختيارم قرار نداده

54:13.250 --> 54:16.833
.طبيعيه که دفاع از موکلينم غير ممکنه

54:17.208 --> 54:20.625
آيا به صحت دادگاه اعتراض داريد؟

54:22.708 --> 54:30.458
بله،قربان اعتراض به جلوگيرى از معرفى شهودى که
.از نظر من براى دفاع حياتى بودن

54:30.667 --> 54:33.458
.و آقاى دادستان که شهودى رو معرفى نکردن

54:33.792 --> 54:41.083
به نبود کيفر خواست کتبى که
.اتهامات در اون درج شده باشه

54:41.458 --> 54:45.083
،اعتراض به اينکه هيچ گونه پرونده مکتوبى
.توسط دادگاه به تقرير در نيومده

54:53.917 --> 54:58.333
حمله ديروز صبح هيچ لکه ننگى بر
.آبرو و شرف فرانسه نبود

55:00.542 --> 55:03.708
.مايه بدنامى سربازهاى اين ملت هم نشد

55:04.000 --> 55:08.792
.اما اين دادگاه نظامى مايه ى ننگ و بى آبرويى ست

55:09.167 --> 55:13.083
.محکوم کردن اين مردان عدالت رو زير سئوال ميبره

55:13.875 --> 55:17.583
،اعضاى محترم دادگاه
.گناهکار دانستن اين افراد يک جنايته

55:18.958 --> 55:24.083
.و روحتون رو آزار خواهد داد،تا لحظه مرگ

55:28.375 --> 55:32.250
... من باورم نميشه که در روح انسان

55:33.542 --> 55:37.167
دوستى و ترحم نسبت به يک ديگه از بين رفته باشه ...

55:38.958 --> 55:41.167
،با عفو اين مردان نشون بديد

55:43.417 --> 55:45.333
.که اين حس هنوز زنده است

55:52.500 --> 55:56.667
،متهمين رو دوباره به بازداشگاه برگردانيد

55:56.875 --> 55:59.292
..تا راى نهايى صادر بشه

55:59.583 --> 56:04.667
شش سرباز مسلح،يعنى براى هر زندانى
.دو نگهبان مقرر شده

56:04.958 --> 56:07.625
،در صورت بروز حادثه از طرف زندانيها
.نگهبان ها بايد به من گزارش بدن

56:07.875 --> 56:11.250
،اگه مشکل با تذکر بر طرف نشد
.حق داريد تيراندازى کنيد

56:11.500 --> 56:14.875
،مشکلات بايد بدون دردسر

56:15.167 --> 56:18.667
.و حداقل زمان ممکن برطرف بشه

56:18.875 --> 56:21.750
اين يک دستوره

56:22.167 --> 56:24.958
... .سرپيچى از دستورات توسط

56:25.250 --> 56:30.042
هر کدوم از شما مستقيما به من گزارش داده ميشه

56:30.417 --> 56:32.833
.من شما رو مسئول ميدونم

56:34.125 --> 56:36.792
،بر طبق حکم دادگاه نظامى

56:37.042 --> 56:39.875
.اعدام در ساعت هفت صبح اجرا ميشه

56:41.625 --> 56:44.333
.افراد به فرمان من،به راست راست

56:58.333 --> 57:00.417
.اين غذاها رو ژنرال "ميرو" فرستاده

57:00.708 --> 57:02.708
.ـ اردکه
!ـ ازش ممنونيم

57:03.000 --> 57:05.500
.همينه که هست

57:05.708 --> 57:07.917
مثل اينکه بايد با دستامون بخوريم

57:08.167 --> 57:11.792
.اجازه استفاده از کارد و چنگال نداريد

57:12.000 --> 57:13.958
اين قراره آخرين غذامون باشه؟

57:14.250 --> 57:17.542
،قرار که چه عرض کنم
.حتما آخرين غذامونه

57:17.958 --> 57:20.250
.گوشتش که خيلى نرمه

57:20.542 --> 57:22.708
فکر ميکنى چيزى توش ريختن؟

57:23.042 --> 57:25.417
که مسموم بشيم،بعد بکشنمون؟

57:28.500 --> 57:32.042
.ـ فکر ميکنم يه چيزى توش ريختن
ـ مثلا چى؟

57:32.333 --> 57:36.250
... يه چيزى که
.ممکنه بى حالمون کنه

57:36.458 --> 57:38.542
چه فرقى ميکنه؟

57:38.708 --> 57:43.417
،شما رو نميدونم اما من نمى خوام بى حال باشم
.چون تصميم گرفتم فرار کنم

57:43.708 --> 57:48.083
چطورى فرار کنى؟
با جويدن اون ديوار سنگى؟

57:48.417 --> 57:51.333
.سرهنگ "داکس" بالاخره نجاتمون ميده

57:53.292 --> 57:56.500
.ما بايد از اينجا فرار کنيم
.وگرنه تا چند ساعت ديگه مى کشنمون

57:56.875 --> 58:00.083
ـ نقشه اى دارى؟
.ـ نه،ولى بايد راهى باشه

58:01.375 --> 58:03.583
فکر ميکنى چند تا نگهبان اون بيرونن؟

58:03.792 --> 58:06.750
.امروز صبح به نظر ميومد يه شش،هفت تايى باشن

58:07.167 --> 58:10.333
.ـ از دوستامون توش نبود
.ـ اونا گردان سوم هستن

58:10.542 --> 58:13.500
.به هر حال،فعلا که هيچ دوستى نداريم

58:13.958 --> 58:16.708
چرا خودتون رو فريب ميديد؟
.به نظر من که نميتونيم فرار کنيم

58:16.917 --> 58:20.833
.شما ها شايد،ولى من ميتونم
.اينو بهتون قول ميدم

58:21.833 --> 58:24.167
اون سوسک رو ميبينى؟

58:24.333 --> 58:27.250
فردا صبح،ما ميميريم
.ولى اون زنده ست

58:27.417 --> 58:31.333
.اون بيشتر از من حق زندگى داره

58:31.625 --> 58:34.333
.من کشته ميشم

58:34.625 --> 58:36.500
.حالا ديگه اون زنده نيست

58:42.083 --> 58:44.583
.شب بخير فرزندانم،کشيش "دوپرى" هستم

58:48.042 --> 58:49.875
خبرى دارى؟

58:49.958 --> 58:55.000
متاسفانه خبرهاى بدى دارم،بايد
.براى شنيدن اين خبرها خودتون رو آماده کنيد

58:54.417 --> 58:57.042
.ـ سرهنگ گفته که به شما بگم
!ـ اوه،ممنونم،نه

58:57.250 --> 59:00.042
با مقامات ارتش تماس گرفته

59:00.333 --> 59:03.958
.ولى نتونسته با ژنرال يا هيچ مقام ديگه اى صحبت کنه

59:04.458 --> 59:07.250
.با قرارگاه هم همينطور
.اونجا هم نبوده

59:07.458 --> 59:09.625
ـ چه قدر وقت داريم؟
... ـ براى آماده کردن

59:10.042 --> 59:13.042
خودتون وقت زيادم مياريد ...

59:13.625 --> 59:18.417
به نام مسيح و روح القدس،براتون طلب آمرزش ميکنم

59:18.792 --> 59:20.583
.آمين

59:29.583 --> 59:32.875
،ـ پدر ممکنه اين نام رو براى من پست کنيد
.ـ البته فرزندم

59:33.042 --> 59:36.750
.براى همسرم نوشتم،سعى کردم براش توضيح بدم

59:37.042 --> 59:41.750
.حتما به دستش ميرسه
ميخواى به اعترافاتت گوش کنم؟

59:42.208 --> 59:46.167
خوب،پدر راستش رو بخواى من
.زياد مذهبى نيستم

59:46.333 --> 59:48.875
،ميدونم ميخوايد کمکم کنيد

59:49.167 --> 59:52.042
اما اگه الان دعا بخونم
احساس دورويى ميکنم

59:52.250 --> 59:56.500
اشتباه نکن پسرم،خدا هميشه
.آماده شنيدن حرف هاى بندگانش هست

59:59.958 --> 01:00:03.208
.باشه،پدر
پس ممکنه برام دعا بخونيد؟

01:00:03.500 --> 01:00:05.583
.بله

01:00:05.792 --> 01:00:10.375
.به آفريدگارت ايمان داشته باش،فرزندم
.مرگ به سراغ همه مى آيد

01:00:10.667 --> 01:00:13.000
.اين از اون حرفهاى پر معنى بود

01:00:13.208 --> 01:00:17.958
.مرگ به سراغ همه مى آيد

01:00:18.375 --> 01:00:21.458
هى،"فرول" چى شده؟
از مرگ ميترسى؟

01:00:21.750 --> 01:00:25.458
نگاه کن اين مرگ تو دستاى منه
... گناهانم را ببخش

01:00:25.750 --> 01:00:29.167
براى اينکه بايد به خواب ابدى فرو برم،ممنونم
!آمين

01:00:29.583 --> 01:00:33.583
،ناراحتيت رو درک ميکنم فرزندم
.اما نبايد بزارى قلبت سخت بشه

01:00:34.042 --> 01:00:36.042
ميتونم يه چيزى بهتون بگم،پدر؟

01:00:36.333 --> 01:00:40.583
،تو شهر من يه قهوه خونه اى بود
.که رو سر درش علامت جالبى داشت

01:00:40.958 --> 01:00:47.083
نوشته بود "از درخواست نسيه نترسيد
"چون در خواستتون محترمانه رد مى شود

01:00:46.125 --> 01:00:50.208
."ـ بسه ديگه،"آرناد
.ـ اوه،"پاريس"ولم کن

01:00:50.583 --> 01:00:53.417
،و تو برو بيرون
!و حاضر جوابيت رو هم با خودت ببر

01:00:53.583 --> 01:00:56.667
!ـ اومدى ما رو شکنجه بدى؟
.ـ نه،اومدم تا جايى که بتونم کمکتون کنم

01:00:57.000 --> 01:00:58.917
!هيچ کمکى نميتونى بکنى

01:00:59.083 --> 01:01:01.458
.ـ خدا بزرگه
!ـ اون انجام ميده؟ چه مسخره

01:01:01.750 --> 01:01:04.292
.ـ تو ميتونى نجات پيدا کنى
ـ نجات؟ من نجات پيدا کنم؟

01:01:07.458 --> 01:01:09.750
!"ساکت باش،"آرناد

01:01:09.917 --> 01:01:11.750
!"آرناد"

01:01:12.833 --> 01:01:13.875
"آرناد"

01:01:20.292 --> 01:01:22.250
.پدر ، دکتر رو خبر کنيد

01:01:32.333 --> 01:01:34.208
.اين تا مدتى آروم نگهش ميداره

01:01:34.417 --> 01:01:37.208
،جمجمش ترک خورده
.شايد تا شب دووم نياره

01:01:37.500 --> 01:01:42.917
ـ بايد باهاش چيکار کنيم؟
.ـ ببندينش به برانکارت،تا موقع اعدام عمودى وايسه

01:01:43.083 --> 01:01:45.917
در چنين وضعيتى نبايد کسى رو اعدام کنن،دکتر؟

01:01:46.167 --> 01:01:50.375
،خيلى متاسفم پدر روحاني حکم اجرا خواهد شد
.قبلا از ژنرال پرسيدم

01:01:50.667 --> 01:01:54.542
،اگه تا فردا صبح زنده موند
... قبل از بردنش،لبش رو بشکون بگيريد

01:01:54.958 --> 01:01:58.042
.شايد چشماش رو باز کنه ...
.ژنرال ميخواد اون بهوش باشه

01:01:58.875 --> 01:02:00.750
ـ بله؟

01:02:03.875 --> 01:02:06.667
.ـ ستوان "روژت" هستم قربان
.ـ بيا تو

01:02:07.750 --> 01:02:10.375
گروهبان "بولانگر" گفت که
.با من کار داريد،قربان

01:02:10.542 --> 01:02:15.208
بله ستوان، ظاهرا تا چند ساعت ديگه قراره
اتفاق بدى بيفته، مگه نه؟

01:02:15.625 --> 01:02:18.542
.ـ منظورتون اعدام هست،قربان
.ـ بله منظورم اعدامه

01:02:18.917 --> 01:02:22.083
.ـ بله قربان،واقعا تاسف آوره
.ـ بله،تاسف آوره

01:02:22.292 --> 01:02:26.208
.ـ احساس منم دقيقا همينه
.ـ هيچ کدام از ما از اين جريان خوشحال نيستيم،قربان

01:02:26.625 --> 01:02:29.292
چطور شد،سرجوخه "پاريس" رو انتخاب کرديد؟

01:02:29.792 --> 01:02:32.000
.خوب،بايد يه نفر رو انتخاب مى کردم

01:02:32.458 --> 01:02:36.000
بله درسته،فقط اميدوارم انتخاب "پاريس" به
دلايل شخصى نبوده باشه؟

01:02:36.250 --> 01:02:37.958
.اوه،نه قربان

01:02:38.250 --> 01:02:41.292
چون ترسيده بوده،انتخابش کردين؟

01:02:42.667 --> 01:02:45.208
آره يا نه؟

01:02:45.292 --> 01:02:47.292
.اوه،البته قربان،همينطوره

01:02:48.875 --> 01:02:53.375
.ـ همونطور که گفتى بايد يکى انتخاب ميشد
.ـ واقعا درخواست مشکلى بود،قربان

01:02:53.667 --> 01:02:58.250
.آره،مشکل منم شبيه توئه
.بايد يک نفر رو به عنوان مسئول جوخه آتش انتخاب کنم

01:02:58.458 --> 01:03:01.542
اگه به تو پيشنهاد کنم،اعتراضى ندارى؟

01:03:01.750 --> 01:03:04.250
ـ من،قربان؟
.ـ بله،تو

01:03:06.708 --> 01:03:08.792
چى شده؟ حالت خوب نيست؟

01:03:09.000 --> 01:03:11.792
نه .... آره،نه قربان من حالم خوبه
... فقط يه کمى

01:03:12.083 --> 01:03:15.708
.ـ ميخواى پنجره رو باز کنم
.ـ نه،قربان

01:03:16.500 --> 01:03:20.875
آخه مسئله اينجاست که تا بحال
.مسئول جوخه آتش نبودم،قربان

01:03:21.167 --> 01:03:26.500
اوه،هيچ کارى نداره،اول زندانى ها رو
.رو جلوى جوخه قرار ميدى

01:03:26.917 --> 01:03:31.667
،بعد بهشون پيشنهاد چشم بند ميدى
.و .. اگه خواستن چشمانشون رو ميبندى

01:03:32.000 --> 01:03:37.250
بعد جايى که جوخه آتش قرار داره،مى ايستى
.شمشيرت رو بالا ميبرى، و ميگى آماده،هدف،آتش

01:03:38.375 --> 01:03:41.250
... هفتيرت رو در ميارى و ميرى جلو

01:03:41.750 --> 01:03:44.083
.و به هر کدوم تو سرشون يک تير خلاص ميزنى

01:03:45.333 --> 01:03:48.542
،قربان،تقاضا ميکنم
.من رو از اين کار معاف کنيد

01:03:49.250 --> 01:03:51.333
.ـ تقاضات رد ميشه
... ـ سرهنگ

01:03:51.542 --> 01:03:54.917
.اين کار توئه و خودت بايد انجام بدى
.ميتونى برى

01:03:55.083 --> 01:03:57.083
... ـ سرهنگ اگه ممکنه
!ـ ميتونى برى

01:03:57.333 --> 01:03:59.708
ـ بله؟

01:03:59.875 --> 01:04:03.000
ـ معذرت ميخوام،جناب سرهنگ؟
ـ بله؟

01:04:03.250 --> 01:04:05.667
.اسم من "رسو" هست
.فرمانده توپخانه

01:04:05.958 --> 01:04:08.083
چى شده،سروان؟

01:04:13.458 --> 01:04:18.083
يه چيزى رو بايد بهتون بگم، که ممکنه
.ارتباط زيادى با دادگاه نظامى داشته باشه

01:04:18.375 --> 01:04:19.792
.بيا جلوتر،سروان

01:05:14.542 --> 01:05:16.958
!ـ شب بخير،سرهنگ
.ـ شب بخير،قربان

01:05:17.250 --> 01:05:20.167
.ـ شب بخير،بيا بشين
.ـ ممنونم قربان

01:05:20.458 --> 01:05:25.000
.ـ از اينکه يه همچين موقعى مزاحمتون شدم،معذرت ميخوام
.ـ نه،من هميشه از ديدنت خوشحال ميشم

01:05:24.750 --> 01:05:27.375
ـسيگار؟
.ـ نه،ممنونم

01:05:27.542 --> 01:05:30.833
... ـ خوب من
.ـ هر طور که ميلت هست

01:05:31.083 --> 01:05:33.542
.منو ببخش که به مهمونى دعوتت نکردم

01:05:33.833 --> 01:05:36.958
.ولى متاسفانه خيلى رسميه

01:05:37.292 --> 01:05:42.292
ممنونم قربان،ولى بايد اعتراف کنم فقط
.براى احوال پرسى نيومدم،خدمتتون

01:05:42.542 --> 01:05:46.208
"اوه،بس کن "داکس
.سعى کن اون موضوع رو فراموش کنى

01:05:47.917 --> 01:05:53.458
ولي با ديدن تعداد مجروحين
.تلاشى که هنگ تو انجام داد،بسيار قابل توجه بود

01:05:53.917 --> 01:05:57.542
،با اين حال چطور اجازه ميديد
فردا اونها رو اعدام کنند؟

01:05:57.708 --> 01:06:00.083
.دارى خيلى ساده به اين مسئله نگاه ميکنى

01:06:00.292 --> 01:06:05.375
،حمله از اولش هم غير ممکن بود
.افراد ژنرال اينو ميدونن

01:06:06.083 --> 01:06:09.792
سرهنگ "داکس" ما فکر ميکنيم هنگ رو
.خوب اداره ميکنى

01:06:10.167 --> 01:06:12.625
،ولي اينو بايد بدونى
... افراد ژنرال

01:06:12.875 --> 01:06:16.250
هميشه تحت فشار ناعادلانه
.روزنامه ها و سياست مدارا هستن

01:06:16.458 --> 01:06:19.125
.ممکنه حمله به تپه "آنت" غير ممکن باشه

01:06:19.333 --> 01:06:22.458
،ممکنه ما هم تو برسى هامون اشتباه کرده باشيم
... اما از طرف ديگه

01:06:22.750 --> 01:06:26.833
اگه افرادت جرات بيشترى نشان ميدادن شايد هم تپه رو تصرف
ميکرديم،کى ميدونه؟

01:06:27.083 --> 01:06:31.833
به هر حال چرا ما بايد بخاطر شکست هامون
جوابگوى اين همه انتقاد باشيم؟

01:06:32.458 --> 01:06:35.708
.بسيارى از افرادت حتى سنگرهاشون رو هم ترک نکردن

01:06:35.917 --> 01:06:38.208
.مسائله اخلاقيات سربازانت رو فراموش نکن

01:06:38.417 --> 01:06:40.083
ـ مسئله اخلاقيات؟
.ـ دقيقا

01:06:40.333 --> 01:06:43.083
.اين اعدام ها مثل داروى تقويتى خواهند بود

01:06:43.292 --> 01:06:47.583
بعضي چيزها اميدوار کننده تر از
.تماشا کردن مردن آدمان

01:06:47.875 --> 01:06:50.792
.ـ بهش فکر نکرده بودم،قربان
.ـ سربازها مثل بچه ها ميمونن

01:06:51.167 --> 01:06:55.250
،که دلشون ميخواد پدرشون جدى باشه
!و منظبط

01:06:55.667 --> 01:06:59.125
،يکى از راه هايى که ميشه انظباط رو بر قرار کرد
!اعدامه

01:06:59.417 --> 01:07:01.375
... مي تونم

01:07:02.250 --> 01:07:05.875
بپرسم،آيا واقعا به حرف هايى که زديد ...
اعتقاد داريد،قربان؟

01:07:10.083 --> 01:07:15.250
،از اينکه با هم صحبت کرديم،خيلى خوشحال شدم
.اما بهتره برم پيش مهمونام

01:07:15.542 --> 01:07:18.542
.ببخشيد که از مهمونانتون،دورتون کردم

01:07:20.542 --> 01:07:23.917
،راستى قربان
... ميدونستيد که ژنرال "ميرو" در

01:07:24.208 --> 01:07:27.417
طي حمله ...
... "به فرمانده توپخانشون سروان"رسو

01:07:27.583 --> 01:07:30.708
دستور دادن افرادشون رو به گلوله ببندن؟ ...

01:07:34.375 --> 01:07:37.333
.البته،سروان "رسو" از فرمان سرپيچى کرده

01:07:37.667 --> 01:07:42.167
،اما ژنرال "ميرو" اصرار داشتن اون افراد رو به گلوله ببندن

01:07:41.833 --> 01:07:46.417
با اينکه
ژنرال اصرار داشتن،ولى "رسو" فرمان کتبى ميخواست

01:07:44.417 --> 01:07:51.000
،تا اين کار رو انجام بده
.چند شاهدم وجود داره

01:07:50.792 --> 01:07:53.333
واقعا يه همچين داستانى رو باور ميکنى؟

01:07:53.542 --> 01:07:57.333
اين هم شهادت نامه هاى اونهايى که
. اونجا حضور داشتن

01:07:57.708 --> 01:08:01.250
،"فرمانده توپخانه "رسو
"سروان "نيکولز

01:08:01.542 --> 01:08:05.125
.تلفنچى و امضاء ...خود بنده

01:08:05.792 --> 01:08:09.333
خوب اينا چه ارتباطى داره به اتهامات اون محکومين؟

01:08:09.708 --> 01:08:12.958
... ژنرال عصباني به خاطر شکست در يک حمله غير ممکن

01:08:13.292 --> 01:08:15.875
.به توپخانه دستور ميده افراد خودش رو به گلوله ببندن

01:08:17.208 --> 01:08:19.583
... حالا،همون افسر و در همون روز

01:08:19.875 --> 01:08:24.750
از دادگاه ميخواد سه نفر از افرادش رو ...
.محکوم به اعدام کنن

01:08:25.042 --> 01:08:29.542
ژنرال،روزنامه و سياست مدارانتون
در مورد اين مسئله چى ميگن؟

01:08:31.125 --> 01:08:33.333
، "سرهنگ "داکس
دارى منو تهديد ميکنى؟

01:08:33.792 --> 01:08:36.667
.قربان،شما در وضعيت دشوارى قرار داريد

01:08:36.667 --> 01:08:42.333
،اتفاقات زيادى افتاده
.و يک نفر بايد صدمه ببينه،و اين يک نفر کيه،قربان

01:08:44.042 --> 01:08:46.958
.حمله ژنرال به تپه "آنت" با شکست مواجه شد

01:08:47.208 --> 01:08:50.042
!و همينطور فرمان او براى کشتن افراد خودش

01:08:51.042 --> 01:08:58.500
ولى براي حفظ آبروى خودش،سه سرباز
.بى گناه رو به جوخه اعدام ميخواد بسپاره، قربان

01:09:05.083 --> 01:09:09.292
منو ميبخشى،سرهنگ "داکس"؟
.خيلى وقته مهمونام رو تنها گذاشتم

01:09:36.500 --> 01:09:38.417
!افراد،ايست

01:09:40.000 --> 01:09:41.917
!پيش فنگ

01:09:42.583 --> 01:09:44.583
.به دنبال من

01:10:11.958 --> 01:10:14.583
.قوى باش فرزنم،الان تمام ميشود

01:10:26.292 --> 01:10:28.792
."صبح بخير،"پاريس

01:10:29.083 --> 01:10:31.208
."صبح بخير،"ستوان

01:10:31.375 --> 01:10:33.792
ـ حالت چطوره؟
.ـ بد نيستم

01:10:34.792 --> 01:10:37.000
تو چطور؟

01:10:38.792 --> 01:10:41.083
!جات خالى،ديشب چه غذايى خورديم

01:10:41.250 --> 01:10:43.333
چى خوردين؟

01:10:46.000 --> 01:10:48.583
تو قمقمت چيزى دارى؟

01:10:48.875 --> 01:10:51.083
.بيا يه خورده بخور

01:10:54.458 --> 01:10:56.833
.يه چيزى يادم اومد .... مسخره ست

01:10:58.167 --> 01:11:02.917
بعد از اون دادگاه نظامى ديگه اصلا هوس کسى رو نکردم
خيلي عجيبه،نه!؟

01:11:04.333 --> 01:11:07.625
.سعى کن رفتارت مثل يه مرد باشه

01:11:08.000 --> 01:11:13.000
پاريس" تو زن و بچه دارى"
.دارن از مقامات و روزنامه ها به اينجا ميان

01:11:13.292 --> 01:11:16.083
ميخواى اينجورى ازت ياد کننن؟

01:11:16.292 --> 01:11:17.625
.من نميخوام بميرم

01:11:17.917 --> 01:11:20.292
.تا اين جنگ تموم بشه،خيلى از ماها ميايم پيشت

01:11:20.583 --> 01:11:22.875
.برام مهم نيست،من نميخوام بميرم

01:11:24.167 --> 01:11:28.083
.ـ خواهش ميکنم،نجاتم بده،ستوان
.ـ من نميتونم نجاتت بدم

01:11:30.208 --> 01:11:32.750
.اين آخرين تصميميه که ميتونى بگيرى

01:11:33.083 --> 01:11:36.083
،خودت رو کنترل کن مرد
.وگرنه مجبوريم به زور از اينجا ببريمت

01:11:36.292 --> 01:11:39.167
.همه ما بالاخره ميميريم

01:11:56.000 --> 01:12:00.625
خوب ديگه،تو و "فرول" پالتوهاتون رو در بياريد
.اينجا موندن ديگه فايده اى نداره

01:12:19.000 --> 01:12:21.458
،خداوندا در اين لحظات آخر گناهانم رو ببخش

01:12:21.667 --> 01:12:23.667
.توبه من رو بپذير

01:12:31.750 --> 01:12:34.083
آخه براى چى بايد بميرم،پدر؟

01:12:37.167 --> 01:12:40.125
براى چى بايد بميرم،پدر؟
.من که کارى نکردم

01:12:40.417 --> 01:12:43.333
.اين خواست خداونده،پسرم

01:12:43.542 --> 01:12:47.625
.اما من هميشه تو صحنه جنگ مبارزه کردم

01:12:47.875 --> 01:12:51.292
پس چرا اونا نميميرن؟
پس چرا اونا اعدام نميشن؟

01:12:51.792 --> 01:12:55.667
،تو شجاعت رو در مقابل دشمن نشون دادى
.در مقابل سربازهاى خودمون هم اين کار رو بکن

01:12:55.958 --> 01:12:58.292
.ولى من ميترسم،ميترسم

01:13:00.208 --> 01:13:02.625
.اوه،من ميترسم،پدر

01:13:02.792 --> 01:13:06.083
.خودت رو کنترل کن مرد

01:13:13.958 --> 01:13:17.625
"و او گفت" تو امروز در بهشت با من خواهى بود

01:13:17.958 --> 01:13:20.167
ـ راست ميگى،پدر؟
.ـ بله

01:13:20.333 --> 01:13:22.625
واقعا،پدر؟

01:13:23.958 --> 01:13:25.792
.ديگه هرگز همسرم رو نميبينم

01:13:29.125 --> 01:13:31.708
.ديگه هيچکس رو نميتونم ببينم،پدر

01:13:32.000 --> 01:13:34.292
.شجاع باش مرد،قوى باش

01:13:34.500 --> 01:13:37.083
!ـ دست خودم نيست
.ـ بايد قوى باشى

01:13:37.292 --> 01:13:39.875
.ـ دست خودم نيست،پدر

01:13:41.917 --> 01:13:43.917
!اوه،مسيح،مسيح

01:13:45.083 --> 01:13:49.333
خداوندا تنها تو ناظر بر اعمال ما خواهى بود ، اکنون به اراده
.تو به سوى تو باز ميگرديم،تمنا ميکنيم از گناهان من درگذرى

01:14:14.875 --> 01:14:17.083
!زندانى ها رو ببنديد

01:14:19.917 --> 01:14:21.625
!افراد،به فرمان من

01:14:21.917 --> 01:14:23.833
!به پيش

01:14:33.042 --> 01:14:35.000
... قدم رو

01:14:37.000 --> 01:14:38.000
!ايست

01:14:38.208 --> 01:14:40.208
!افراد ....به چپ

01:15:14.542 --> 01:15:16.542
،به نام مردم فرانسه

01:15:17.542 --> 01:15:23.083
سرجوخه "پاريس" سرباز "فرول" و
"و سرباز "پير آرناد

01:15:23.417 --> 01:15:25.792
، از هنگ 701

01:15:26.083 --> 01:15:29.875
به جرم بزدلى در مقابل دشمن
.گناهکار شناخته شده

01:15:31.333 --> 01:15:38.333
و با راى قضات دادگاه نظامى،حکم
.اعدام در موردشان اجرا ميشود

01:15:44.167 --> 01:15:46.125
!به راست،راست

01:15:47.333 --> 01:15:50.250
!قدم رو

01:16:08.417 --> 01:16:10.792
چشم بند ميخواى؟

01:16:11.000 --> 01:16:13.792
.بله،ستوان،خواهش ميکنم

01:16:19.167 --> 01:16:21.083
.من نميخوام بميرم

01:16:34.542 --> 01:16:36.792
پاريس" ... چشم بند ميخواى؟"

01:16:37.667 --> 01:16:39.333
.نه

01:16:40.542 --> 01:16:42.458
.متاسفم

01:17:20.250 --> 01:17:22.333
!آماده

01:17:24.750 --> 01:17:25.958
!هدف

01:17:28.250 --> 01:17:30.250
!آتش

01:17:33.500 --> 01:17:35.750
."خوشحالم که تونستى بياى،"جورج

01:17:36.042 --> 01:17:40.750
،ديدن اينجور مراسم يه کمى ناراحت کننده ست
.اما اينبار شکوه خاصى داشت

01:17:41.125 --> 01:17:44.125
تا حالا چنين برنامه اى به اين خوبى
.اجرا نشده بود

01:17:44.417 --> 01:17:46.292
.به طرز فوق العاده اى مردن

01:17:46.500 --> 01:17:49.667
،يکي از اونا ممکن بود کارى بکنه
.که خاطره بدى بجا بذاره

01:17:50.208 --> 01:17:53.583
.ولى همه چيز بخوبى انجام شد

01:17:54.167 --> 01:17:55.583
بله؟

01:17:57.167 --> 01:17:59.458
ـ چى شده،سرهنگ؟
ـ ميخواستيد منو ببينيد،قربان؟

01:17:59.750 --> 01:18:02.750
!اوه،بله،بله
.درسته،بيا تو سرهنگ،بيا بشين

01:18:04.208 --> 01:18:07.292
.سرهنگ "داکس" افرادت بخوبى مردن

01:18:11.167 --> 01:18:13.875
ـ قهوه ميل داريد،سرهنگ؟
.ـ نه،ممنونم

01:18:14.125 --> 01:18:21.208
راستي "پل" به من گفتن تو به توپخانه دستور دادى
.افراد خودت رو موقع حمله به تپه "آنت" به آتش ببندن

01:18:22.667 --> 01:18:26.792
چيکار کردم؟
کى اين خبر رو بهت داد؟

01:18:26.208 --> 01:18:28.750
سرهنگ "داکس" ديشب اين داستان رو
.برام تعريف کرد

01:18:30.917 --> 01:18:35.125
،سرهنگ "داکس" هميشه ميدونستم
.که يک افسر خائن هستى

01:18:35.500 --> 01:18:38.667
.اما هرگز فکر نمى کردم،تا اين حد پست باشى

01:18:38.917 --> 01:18:43.083
..."ژنرال،اين شهادت نامه رو سروان "نيکولز

01:18:43.375 --> 01:18:45.750
و سروان "رسو" فرمانده توپخانه خودتون ...
. به من دادن

01:18:46.083 --> 01:18:48.417
.اين شرم آوره،واقعا خجالت آوره

01:18:48.708 --> 01:18:50.792
پس اين اتهامات رو رد ميکنى؟

01:18:50.958 --> 01:18:53.208
.نه،اين سئوال حتى پرسيدن نداره

01:18:53.417 --> 01:18:55.583
.نميدونى چقدر از شنيدن اين حرف خوشحال شدم

01:18:55.792 --> 01:18:58.292
.مطمئنم جون سالم بدر خواهى برد

01:18:58.667 --> 01:19:01.417
ـ جون سالم از چي؟
.ـ بايد به اين مسئله رسيدگى بشه

01:19:01.375 --> 01:19:03.875
ـ رسيدگى؟
.ـ زياد طول نميکشه

01:19:04.042 --> 01:19:05.667
.ـ مردم هم فراموش ميکنن
ـ مردم؟

01:19:05.833 --> 01:19:12.208
.بايد از خودت دفاع کنى
!نبايد بزارى اين اتهامات به شخصيتت لطمه بزنه

01:19:13.417 --> 01:19:15.417
.که اينطور

01:19:16.417 --> 01:19:18.292
.پس ميخواى منو خراب کنى

01:19:18.625 --> 01:19:22.083
.تنها شخص کاملا بى گناه در اين جريان رو

01:19:25.917 --> 01:19:29.167
."فقط يه چيزى هست که ميخوام بهت بگم،"جورج

01:19:29.458 --> 01:19:32.708
.مردى که از پشت بهش خنجر زدى،يه سربازه

01:19:41.875 --> 01:19:46.167
.خوب...لازم بود

01:19:46.458 --> 01:19:49.750
.ارتش فرانسه به احمق هايى مثل اون نياز نداره

01:19:50.042 --> 01:19:53.042
.ازت ممنونم که اين موضوع رو به من اطلاع دادى

01:19:53.375 --> 01:19:57.250
سرهنگ "داکس" نظرت در مورد گرفتن
شغل ژنرال "ميرو" چيه؟

01:19:58.542 --> 01:20:00.708
ـ چيه اون قربان؟
.ـ شغلش

01:20:02.083 --> 01:20:04.292
.درست متوجه شدم،قربان

01:20:04.625 --> 01:20:07.292
داريد فرماندهى ژنرال "ميرو" رو به
من پيشنهاد ميکنيد،قربان؟

01:20:07.458 --> 01:20:10.083
.اينقدر نشون نده غافلگير شدى

01:20:10.292 --> 01:20:14.500
.تو از اولشم دنبال پست اون بودى،پسر جون

01:20:14.833 --> 01:20:18.542
،من ممکن هر چيزى باشم
.اما پسر جون شما نيستم

01:20:17.833 --> 01:20:20.583
.مطمئن باش منظورم ابراز روابط خانوادگى نبود

01:20:20.833 --> 01:20:23.250
.ـ من پسر شما نيستم
!ـ من رو عصباني نکن،سرهنگ

01:20:22.708 --> 01:20:24.583
.چرا بايد يه همچين کارى رو بکنم

01:20:24.167 --> 01:20:32.083
.چون حيف قبل از گرفتن ترفيع اون رو از دست بدى
.ترفيعى که مدت هاست در موردش نقشه کشيدى

01:20:32.458 --> 01:20:35.917
قربان،ميخوايد پيشنهاد کنم با اون ترفيع چيکار کنيد؟

01:20:36.250 --> 01:20:37.542
!"سرهنگ "داکس

01:20:37.625 --> 01:20:41.625
!عذر خواهى کن ، وگرنه دستور ميدم دستگيرت کنن

01:20:42.000 --> 01:20:45.625
،فقط ميخوام عذر بخوام از اينکه با صداقت کامل
.باهاتون حرف نزدم

01:20:45.792 --> 01:20:49.417
.عذر ميخوام که احساسات واقعيم رو آشکار نکردم

01:20:49.708 --> 01:20:54.583
عذر ميخوام که زودتر نگفتم چه پيرمرد
.فاسد و آزاردهنده اى هستى

01:20:54.875 --> 01:21:00.792
اين آرزو رو به گور مى بريد که من بخاطر ترفيع ازتون
!عذر خواهى کنم

01:21:01.208 --> 01:21:03.208
،"سرهنگ "داکس

01:21:03.375 --> 01:21:05.625
.واقعا منو نااميد کردى

01:21:05.917 --> 01:21:09.583
.ذکاوتى که در وجودت بود،با اين احساسات از بين بردى

01:21:09.875 --> 01:21:14.667
"هدفت نجات سربازات بود،نه  جانشينى پست ژنرال "ميرو

01:21:14.875 --> 01:21:18.458
.تو يه ايده آليستى،دلم واست ميسوزه

01:21:18.750 --> 01:21:23.250
.ما در جنگيم،ولى اون سربازها نجنگيدن
.براى همين هم اعدام شدن

01:21:23.542 --> 01:21:27.625
تو به ژنرال "ميرو" اتهام زدى،منم
،خواستم جواب بده

01:21:28.000 --> 01:21:30.333
ديگه چه اشتباهى کردم؟

01:21:33.083 --> 01:21:36.083
... جواب اين سئوال رو نميدونيد

01:21:37.958 --> 01:21:39.958
.متاسفم

01:22:07.333 --> 01:22:08.250
ممنونم

01:22:08.417 --> 01:22:11.792
.آقايون يه برنامه اختصاصي تفريحي براتون داريم

01:22:15.333 --> 01:22:18.292
.در واقع يه نوع سرگرميه

01:22:18.583 --> 01:22:23.125
همسرم ميگه آيا زندگي بدون تفريح هيچ لذتي داره؟

01:22:25.583 --> 01:22:29.625
.حالا آقايون من ميگم،به اميد پيروزي ما بر دشمن

01:22:31.792 --> 01:22:35.583
."از آلمان سرزمين "هان

01:23:00.167 --> 01:23:05.625
آقايون اينم خانوم زيبا و جواهر
!به برکت جنگ

01:23:10.583 --> 01:23:13.583
(زبان آلمانى)

01:23:15.833 --> 01:23:18.458
!هى،به زبون آدميزاد حرف بزن

01:23:20.333 --> 01:23:22.458
.درسته،اين خانوم کوچک محدوديت هاى خودش رو داره

01:23:22.708 --> 01:23:25.625
،حقيقت اينه که
.اون اصلا هيچ استعدادى نداره

01:23:25.917 --> 01:23:29.708
.استثنا شايد يه خورده استعداد داشته باشه

01:23:34.875 --> 01:23:38.208
،اين خانوم کوچولو نميتونه برقصه
.اون زياد اهل شوخى هم نيست

01:23:37.250 --> 01:23:41.500
و نميتونه توپ پلاستيکى رو روى دماغ
.کوچيکش نگه داره

01:23:40.875 --> 01:23:42.167
!آها

01:23:42.458 --> 01:23:47.083
.اما اون مثل پرنده ميتونه بخونه
.اون يه حنجره طلايى داره

01:23:46.667 --> 01:23:49.333
!بيا،عزيزم
!برامون يه آواز بخون! يالا

01:24:07.125 --> 01:24:09.917
!بلندتر ! بلندتر

01:26:24.167 --> 01:26:26.042
.ـ قربان
ـ بله،گروهبان؟

01:26:25.292 --> 01:26:28.583
.دستور دادن فورا به جبهه برگرديم

01:26:30.125 --> 01:26:33.625
.ـ چند لحظه ديگه هم به سربازها فرصت بده
.ـ بله، قربان

01:26:33.667 --> 01:26:59.583
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
