WEBVTT

04:25.000 --> 04:35.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

04:35.230 --> 04:39.230
مترجم: اشکان هیدی

04:39.947 --> 04:41.420
‫بزن دیگه!

04:45.507 --> 04:46.500
‫عجب پاسی.

04:47.993 --> 04:48.840
‫یالا!

04:49.527 --> 04:50.640
‫- یالا.
‫- الان.

04:50.641 --> 04:51.659
‫- برو، برو، برو.
‫- بیا تو!

04:51.660 --> 04:52.719
‫یالا.

04:52.720 --> 04:54.260
‫ای بابا، دختر.

04:56.833 --> 04:58.020
‫پاسِ خوبی بود.

05:02.573 --> 05:04.900
‫چیزی نمونده بود، آنجلیکا.

05:24.940 --> 05:28.440
‫«پلیس»

05:55.933 --> 06:00.759
‫ما در دادگاهی جمع
‫شدیم که استان توکومان

06:00.760 --> 06:03.412
‫علیه لوئیس اومبرتو گومز،

06:03.413 --> 06:06.879
‫ادواردو خوزه دل
‫میلاگرو والدیویسو ساسی،

06:06.880 --> 06:09.112
‫و داریو لوئیس آمین،

06:09.113 --> 06:14.159
‫به خاطر سوءقصد به قتل عمد
‫مشدد با تعدد واقعیِ جرم

06:14.160 --> 06:18.040
‫و حمل غیرقانونی
‫اسلحه، برگزار می‌کنه.

06:19.340 --> 06:22.719
‫آقای لوئیس اومبرتو
‫گومز، لطفاً بیاین جلو.

06:22.720 --> 06:24.460
‫دارن براتون یه صندلی میارن.

06:28.080 --> 06:30.759
‫- بچه دارین؟
‫- بله، سه تا.

06:30.760 --> 06:32.032
‫چند سالشونه؟

06:32.033 --> 06:33.760
‫به سن قانونی رسیدن.

06:35.040 --> 06:37.599
‫اعتیاد دارین؟

06:37.600 --> 06:38.844
‫اصلاً.

06:38.845 --> 06:41.913
‫- مشروب میخورین؟
‫- نه سیگار، نه الکل، نه مواد.

06:41.914 --> 06:44.193
‫- پرونده‌ی باز دیگه‌ای دارین؟
‫- نه.

06:44.194 --> 06:45.773
‫- محکومیتی دارین؟
‫- نه.

06:45.774 --> 06:47.799
‫- پرونده‌ی بازی ندارین؟
‫- نه.

06:47.800 --> 06:49.240
‫بسیار خب.

06:49.820 --> 06:51.759
‫داریو لوئیس آمین.

06:51.760 --> 06:53.032
‫چند سالتونه آقا؟

06:53.033 --> 06:54.500
‫چهل و پنج سالمه.

06:55.680 --> 06:57.225
‫شغلتون چیه؟

06:57.226 --> 06:59.680
‫توی مجلس کار می‌کنم.

06:59.681 --> 07:00.860
‫کجا؟

07:01.360 --> 07:03.100
‫اداره میراث تاریخی
‫مجلس قانونگذاری

07:03.960 --> 07:06.780
‫ادواردو خوزه دل
‫میلاگرو والدیویسو ساسی.

07:07.507 --> 07:08.800
‫شغلت چیه؟

07:10.040 --> 07:12.545
‫من پلیس بازنشسته و کشاورزم.

07:12.546 --> 07:15.746
‫- پرونده کیفریِ در جریان داری؟
‫- نه، پرونده‌ای ندارم.

07:15.747 --> 07:17.552
‫سابقه محکومیت داری؟

07:17.553 --> 07:18.480
‫هیچی.

07:22.440 --> 07:24.013
‫شاید بد نباشه

07:24.014 --> 07:27.239
‫که الان توضیح بدم
‫رابطه قدیمی‌مون چیه

07:27.240 --> 07:32.160
‫رابطه‌ای که با دو تا
‫متهم دیگه این پرونده دارم.

07:34.000 --> 07:38.260
‫من و والدیویسو توی نیروی
‫پلیس با هم کار می‌کردیم.

07:39.200 --> 07:41.560
‫خب، اینجا خیلیا یه دوستی
‫دارن که همیشه همراهشونه.

07:41.561 --> 07:43.785
‫برای من، اون یه همچین آدمیه.

07:43.786 --> 07:46.753
‫هر جا می‌رفتم، اونم می‌اومد.

07:46.754 --> 07:48.100
‫واسه همین دعوتش کردم.

07:49.887 --> 07:52.900
‫حدود ۲۰ سال پیش با
‫داریو آمین آشنا شدم.

07:53.420 --> 07:59.220
‫بعدش رابطه‌مون از یه
‫رابطه شخصی فراتر رفت.

07:59.773 --> 08:04.239
‫موضوع سرِ یه سرمایه‌گذاری بود،

08:04.240 --> 08:07.700
‫برای انجام یه پروژه معدنی
‫که داشتیم روش کار می‌کردیم.

08:08.840 --> 08:10.839
‫اون روز یه دوربین همراهمون بود

08:10.840 --> 08:14.260
‫چون باید از کارایی که لازم
‫بود انجام بدیم عکس می‌گرفتیم...

08:16.126 --> 08:20.959
‫برای شروع یه مسیر معدنی،
‫و اینکه چه موادی اونجاست...

08:20.960 --> 08:23.919
‫تا ببینیم به بولدوزر یا
‫چیز دیگه‌ای نیاز داریم یا نه

08:23.920 --> 08:27.000
‫واسه اینکه مسیر رو دوباره راه بندازیم،
‫چون سال‌های زیادی ازش گذشته بود.

08:27.626 --> 08:29.080
‫اونا شروع کردن به عکس گرفتن.

08:29.081 --> 08:32.799
‫پرسیدم اینا کی‌ان. بهم
‫گفتن که از اهالیِ اونجان.

08:32.800 --> 08:34.639
‫اونا ازمون عکس گرفتن.

08:34.640 --> 08:38.140
‫پرسیدم چرا دارین از پلاک و
‫این‌جور چیزا عکس می‌گیرین.

08:38.640 --> 08:40.159
‫اونا هم گفتن

08:40.160 --> 08:44.239
‫که انگار بومی هستن و می‌خوان

08:44.240 --> 08:46.920
‫ملکی رو که ظاهراً متعلق
‫به آمین بوده، تصاحب کنن.

08:46.921 --> 08:50.672
‫من عقب کشیدم، از
‫درگیری دوری کردم،

08:50.673 --> 08:53.892
‫با داریو رفتم پایین، و همون
‫موقع بود که محاصره‌مون کردن،

08:53.893 --> 08:56.012
‫بهمون حمله کردن، کاملاً
‫مشخص بود که بهم حمله شده.

08:56.013 --> 08:58.400
‫حس کردم مرگ از
‫رگ گردن بهم نزدیک‌تره.

08:59.700 --> 09:03.959
‫اصلاً به این فکر نمی‌کردن
‫که من مادر و دو تا بچه دارم.

09:03.960 --> 09:06.279
‫اونا علناً بهم گفتن «قاتل».

09:06.280 --> 09:08.239
‫و بهم برچسب «قاتل» زدن.

09:08.240 --> 09:10.292
‫بهم برچسب «قاتل» زدن.

09:10.293 --> 09:12.592
‫در حالی که هنوز
‫محاکمه نشده بودم.

09:12.593 --> 09:14.272
‫منم که اصلاً قاتل نیستم!

09:14.273 --> 09:15.980
‫من خونه بودم.

09:16.800 --> 09:19.098
‫من مجرم نیستم. یه
‫آدم زن و بچه دارم.

09:19.099 --> 09:22.020
‫من کشاورزم، بچه‌هام
‫مدرسه مذهبی می‌رن.

09:22.680 --> 09:24.479
‫اون‌جوری که دادستان گفت نیست.

09:24.480 --> 09:27.279
‫من نه کلاهبردارم، نه
‫عضو گروه‌های شبه‌نظامی.

09:27.280 --> 09:28.939
‫من هیچ ربطی به این قضایا ندارم.

09:28.940 --> 09:30.046
‫من دوستای محترمی دارم،

09:30.047 --> 09:32.700
‫نمی‌شه این‌طوری بهم اتهام زد.

09:33.840 --> 09:36.400
‫دادستان می‌پرسه چرا مسلح بودیم.

09:36.401 --> 09:39.740
‫من در عوض می‌پرسم: «کی حمل
‫اسلحه رو برای من ممنوع کرده؟»

09:40.640 --> 09:44.279
‫ما افسرای پلیس، مقام و
‫مرتبه‌مون رو از دست نمی‌دیم.

09:44.280 --> 09:48.279
‫من افتخار می‌کنم که یه
‫افسر پلیس بازنشسته‌ام.

09:48.280 --> 09:52.580
‫خداروشکر که اسلحه داشتم،
‫وگرنه الان اینجا نبودم که توضیح بدم.

10:22.326 --> 10:23.700
‫الان داره ضبط می‌کنه.

10:25.200 --> 10:26.300
‫برام نگهش دار.

10:36.560 --> 10:37.780
‫کی اینجا همه‌کاره‌ست؟

10:38.800 --> 10:39.840
‫هیچ‌کس اینجا همه‌کاره نیست.

10:39.841 --> 10:41.959
‫- هیچ‌کس؟
‫- هیچ‌کس.

10:41.960 --> 10:44.620
‫باشه پس. بعداً
‫می‌بینمت. مراقب باش.

10:55.760 --> 10:56.860
‫بذار...

11:08.240 --> 11:10.079
‫باید از تپه بری پایین.

11:10.080 --> 11:11.439
‫- نه.
‫- چی؟

11:11.440 --> 11:13.239
‫- منظورم اینه که باید...
‫- نه.

11:13.240 --> 11:14.980
‫- داری میری بالا؟
‫- آره.

11:23.120 --> 11:24.300
‫مراقب...

11:25.200 --> 11:26.639
‫دره باش.

11:26.640 --> 11:27.840
‫داری ضبط می‌کنی؟

11:27.841 --> 11:29.400
‫- منظورم صورت‌هاشونه.
‫- آره داداش.

11:29.401 --> 11:32.500
‫- بگیر سمتشون، خونسرد باش.
‫- می‌بینمشون.

11:35.120 --> 11:36.660
‫بزن رو دیفرانسسیل
‫چهارچرخ (فور ویل).

11:39.080 --> 11:42.152
‫- دارن عکس می‌گیرن.
‫- آره، بذار بگیرن.

11:42.153 --> 11:45.340
‫واسه چی؟ دیگه تو دادگاه
‫هیچ‌کس به حرفشون گوش نمیده.

12:04.167 --> 12:07.160
‫«پلیس»

13:03.520 --> 13:06.399
‫امروز، اینجا تو این مکان،

13:06.400 --> 13:10.820
‫جایی که رئیس خاویر
‫چوکوبار نه سال پیش کشته شد

13:10.821 --> 13:13.885
‫قراره بازسازی صحنه رسمی
‫توسط هیئت منصفه انجام بشه.

13:13.886 --> 13:17.639
‫تیم تحقیقات پزشکی
‫قانونی از دفتر دادستانی

13:17.640 --> 13:20.159
‫داره تمام جنبه‌های
‫فنی رو مدیریت می‌کنه

13:20.160 --> 13:24.320
‫به جز امنیت که توسط
‫نیروهای پلیس برقرار میشه...

13:30.940 --> 13:34.559
‫ما ساعت ۶ عصر با لندرورمون
‫داشتیم از اینجا رد می‌شدیم.

13:34.560 --> 13:38.079
‫داریو آمین رانندگی می‌کرد،
‫من سمت راستش بودم

13:38.080 --> 13:39.879
‫و والدیویسو هم عقب بود.

13:39.880 --> 13:42.719
‫اینجا، اولین تماس
‫چشمی رو برقرار کردیم

13:42.720 --> 13:44.360
‫با این آدم‌ها، که اونجا بودن.

13:45.139 --> 13:49.880
‫من از سر جام دست تکون دادم، اونا جواب
‫ندادن، واسه همین به راهمون ادامه دادیم.

13:51.847 --> 13:57.367
‫وقتی رسیدیم اینجا، کنار اون تیر یه
‫دروازه و یه تابلو بود که روش نوشته بود:

13:57.368 --> 14:00.025
‫"ورود ممنوع. جمعیت چوچاگاستا. "

14:00.026 --> 14:01.000
‫یه چیزی تو این مایه‌ها.

14:01.001 --> 14:04.632
‫تو آینه وسط دیدم که آدم‌ها
‫دارن از پشت نزدیک میشن.

14:04.633 --> 14:08.252
‫واسه همین وقتی همه‌مون
‫متوجه شدیم، به هر دوشون گفتم:

14:08.253 --> 14:11.559
‫از ماشین پیاده نشو
‫چون ممکنه فکر کنن

14:11.560 --> 14:15.719
‫که اگه سه نفر
‫باشیم، دنبال دردسریم.

14:15.720 --> 14:18.300
‫واسه همین، خودم تنهایی پیاده شدم

14:18.301 --> 14:20.200
‫و رفتم سراغشون.

14:20.780 --> 14:24.399
‫گفتم: «عصر بخیر.
‫کی اینجا همه‌کاره‌ست؟»

14:24.400 --> 14:27.399
‫با این حرکات دست.
‫«اینجا کی همه‌کاره‌ست؟»

14:27.400 --> 14:30.453
‫بعد اونا... بفرمایین، تا جایی
‫که می‌تونین از کنارم رد بشین.

14:30.454 --> 14:31.931
‫همین‌طوره.

14:31.932 --> 14:35.326
‫بعد اونا جواب دادن: «هیچ‌کس اینجا
‫همه‌کاره نیست، اینجا مال همۀ جمعیته. »

14:35.327 --> 14:38.025
‫من در جواب چیکار کردم؟

14:38.026 --> 14:39.860
‫«خیلی خب، پس. عصر بخیر!»

14:40.360 --> 14:44.919
‫و بدون هیچ کار
‫دیگه‌ای، دور زدیم و رفتیم.

14:44.920 --> 14:46.400
‫و اون صحنه همون‌جا تموم شد.

14:47.800 --> 14:50.540
‫والدیویسو گفت: «من
‫یه چُرتی می‌زنم. »

14:51.533 --> 14:54.040
‫قصدمون این بود که
‫برسیم به مسیر معدن.

14:55.160 --> 14:58.500
‫پیشنهاد می‌دم اونجا وایسین، من به
‫اون طرف و پشت سرم اشاره می‌کنم.

15:00.199 --> 15:01.040
‫باشه.

15:01.041 --> 15:04.319
‫وقتی دیدیم مردم دارن میان پایین،

15:04.320 --> 15:08.039
‫به داریو گفتم شروع کنه به
‫فیلم گرفتن و بذاره من حرف بزنم.

15:08.040 --> 15:10.680
‫و اونا این‌جوری اشاره
‫کردن. تو اونجا وایسا.

15:10.681 --> 15:12.780
‫توی ویدیو کاملاً مشخصه.

15:16.000 --> 15:18.319
‫خلاصه، مجبورم کردن که دور بزنم.

15:18.320 --> 15:20.800
‫شما سه نفر، با همین
‫حرکات دست برین اونجا.

15:20.801 --> 15:22.519
‫- این‌وری؟
‫- همون‌طور که توی ویدیوئه.

15:22.520 --> 15:25.279
‫- این‌جوری؟
‫- آره، دقیقاً.

15:25.280 --> 15:27.913
‫بهشون گفتم: «من
‫دنبال دردسر نیستم. »

15:27.914 --> 15:29.839
‫«همه‌تون رو به
‫مقامات گزارش می‌دم. »

15:29.840 --> 15:32.920
‫بعد اومد سمتم و گفت:
‫«می‌خوای چیکار کنی؟»

15:32.921 --> 15:35.881
‫- انجامش بدین، لطفاً.
‫- دست‌ها رو به بیرون.

15:35.882 --> 15:37.105
‫- خوبه.
‫- همینه.

15:37.106 --> 15:40.345
‫اون موقع دیدم که یه سنگ دستشه،

15:40.346 --> 15:41.839
‫و در مورد اون یکی مطمئن نبودم.

15:41.840 --> 15:44.300
‫ولی نمی‌تونستم بذارم
‫کسی این‌طوری منو بگیره.

15:46.000 --> 15:49.580
‫واسه همین وقتی اون کار
‫رو کرد، غریزی عمل کردم.

15:50.560 --> 15:52.980
‫- اون کار رو کردم.
‫- بیا، بگیرش. اسلحه رو.

15:54.000 --> 15:55.460
‫دیگه نمی‌زنمت.

15:57.520 --> 15:59.686
‫کاری که کردم بخشی
‫از آموزش‌هام بود. طبیعیه.

15:59.687 --> 16:02.479
‫دولت آرژانتین منو برای
‫این کار آموزش داده.

16:02.480 --> 16:04.719
‫دولت آرژانتین.

16:04.720 --> 16:07.480
‫اسلحه‌م رو کشیدم
‫و پایین نگهش داشتم.

16:07.481 --> 16:10.352
‫وگرنه منو می‌کشتن.
‫منم همین فکرو می‌کردم.

16:10.353 --> 16:11.960
‫داشتم باهاشون حرف می‌زدم.

16:11.961 --> 16:14.199
‫به حرف زدنم ادامه دادم.

16:14.200 --> 16:15.540
‫به خدا اعتقاد داری؟

16:18.680 --> 16:21.599
‫اعتقاد مذهبی یا هر
‫اعتقاد دیگه‌ای داری

16:21.600 --> 16:23.100
‫که بتونی بهش قسم بخوری؟

16:24.380 --> 16:26.740
‫به شرافتت قسم می‌خوری
‫که حقیقت رو بگی؟

16:27.960 --> 16:29.279
‫تونستی بری مدرسه؟

16:29.280 --> 16:31.005
‫«دفتر دادستان عمومی»

16:31.006 --> 16:32.479
‫آقای کاتا.

16:32.480 --> 16:35.479
‫رابطه‌ت با آقای چوکوبار چی بود؟

16:35.480 --> 16:38.900
‫اون برادر ناتنی مادریمه.

16:39.440 --> 16:40.640
‫کجا زندگی می‌کنی؟

16:40.641 --> 16:45.940
‫در ال چورو، واقع در قلمرو
‫جمعیت بومی چوچاگاستا

16:47.599 --> 16:50.580
‫معدن سنگ وسط منطقه‌ست.

16:53.760 --> 16:56.199
‫شما کی هستین و چرا میاین اینجا؟

16:56.200 --> 16:58.566
‫ما خانواده‌ی آمین
‫هستیم، نمی‌دونی؟

16:58.567 --> 17:00.279
‫ما خانواده‌ی آمین هستیم.

17:00.280 --> 17:02.420
‫شما اینجا کاری ندارین.

17:03.240 --> 17:06.239
‫جنابعالی که اینو میگی،
‫بهم بگو خودت کی هستی.

17:06.240 --> 17:08.559
‫- ما اهالی جمعیت هستیم.
‫- یه جمعیت بومی.

17:08.560 --> 17:10.240
‫و داریم از حق‌مون
‫دفاع می‌کنیم، پس...

17:10.241 --> 17:12.400
‫باشه. آروم باش،
‫خونسردیت رو حفظ کن.

17:12.401 --> 17:14.880
‫اگه حرف بزنیم، شاید همدیگه
‫رو درک کنیم. یا شاید هم نه.

17:14.881 --> 17:17.639
‫پس میگم بیاین حرف بزنیم،
‫شاید همدیگه رو درک کردیم.

17:17.640 --> 17:19.719
‫اگه حرف نزنیم، شاید نشه.

17:19.720 --> 17:21.706
‫می‌دونی که حکم دادگاه وجود داره.

17:21.707 --> 17:25.479
‫نمی‌خوام بهتون صدمه بزنم، اما اگه
‫کاری که دارین می‌کنین رو گزارش بدم،

17:25.480 --> 17:26.900
‫همه‌مون به دردسر می‌افتیم.

17:28.440 --> 17:29.719
‫- مشکلی نیست.
‫- داریم چیکار می‌کنیم؟

17:29.720 --> 17:31.959
‫اون چیه که داریم انجام میدیم؟

17:31.960 --> 17:33.959
‫- چیه؟
‫- مرد.

17:33.960 --> 17:35.799
‫آروم باش داداش.

17:35.800 --> 17:39.159
‫منو تهدید نکن. دارم
‫با ادب حرف می‌زنم.

17:39.160 --> 17:40.940
‫فکر کردی کی هستی؟

18:05.280 --> 18:06.300
‫چه خبره؟

18:07.920 --> 18:09.660
‫دهنتو سرویس می‌کنم!

18:22.680 --> 18:23.521
‫نه!

18:25.820 --> 18:27.700
‫تمومش کن مرد. وایسا!

18:29.607 --> 18:30.780
‫تمومش کن مرد!

18:58.120 --> 18:59.620
‫اون خاویره، می‌بینی؟

19:05.080 --> 19:06.512
‫اون برادرمه.

19:06.513 --> 19:08.660
‫و اینم برادر خاویره.

19:09.400 --> 19:12.567
‫عکس مال توی شهره،
‫وقتی داشتن درو می‌کردن.

19:12.568 --> 19:14.220
‫نیشکر می‌بریدن.

19:16.486 --> 19:20.060
‫اون چیزی که اونجا
‫می‌بینی یه خودکاره.

19:23.960 --> 19:27.700
‫این یکی مال وقتیه که
‫خاویر اعزام شده بود.

19:29.059 --> 19:30.833
‫سه ماه خدمت کرد.

19:31.386 --> 19:32.940
‫به خاطر رفتار خوبش.

19:36.847 --> 19:39.100
‫اون موقع مد این‌طوری بود.

19:39.633 --> 19:40.880
‫کت و...

19:42.773 --> 19:44.100
‫عینک آفتابی.

19:45.600 --> 19:49.100
‫اونم یه نشان
‫کوچیکه، مثل یه دکمه.

19:49.867 --> 19:51.373
‫نشان آرژانتین

19:51.374 --> 19:55.020
‫مثل همونایی که بچه‌ها روی
‫روپوش مدرسه‌شون می‌زنن.

19:56.640 --> 19:59.140
‫خودکار رو با خودش این‌ور
‫اون‌ور می‌برد، نمی‌دونم چرا.

20:03.120 --> 20:07.380
‫کت، کت‌وشلوار می‌پوشیدن.

20:10.560 --> 20:12.060
‫با اسب می‌رفتن.

20:12.926 --> 20:14.020
‫می‌رفتن رقص.

20:14.920 --> 20:19.340
‫چاکاررا، زامبا، گاتو،
‫اسکوندیدو، بایل‌سیتو.

20:19.880 --> 20:22.885
‫این رقص‌ها اینجا
‫زیاد اجرا می‌شد.

20:22.886 --> 20:26.180
‫هنوزم هست. چامامه، پاسودوبله.

20:27.680 --> 20:31.119
‫اون دختری که داره
‫می‌رقصه از فامیل‌هاش بود.

20:31.120 --> 20:34.340
‫مجرد بود. هنوز با
‫هم دوست نشده بودیم.

20:37.120 --> 20:38.900
‫دستمالش رو خودش اتو می‌کرد.

20:38.901 --> 20:42.420
‫لبه‌هاش بیرون بود. خیلی مرتب.

20:43.400 --> 20:45.380
‫اون زمان خیلی به
‫تیپشون می‌رسیدن.

20:48.120 --> 20:49.940
‫همه‌ی اینا با دوربین
‫خودش گرفته شده.

20:52.293 --> 20:54.060
‫از همه‌چی عکس می‌گرفت.

20:58.040 --> 21:01.460
‫یه دوربین سفید بود،
‫درست یادم نیست.

21:02.206 --> 21:04.300
‫وقتی ازدواج کردیم داشتش.

21:11.360 --> 21:13.220
‫اونجا یه درخته.

21:16.840 --> 21:18.680
‫برام پیغام می‌فرستاد
‫و صدام می‌زد.

21:18.681 --> 21:20.293
‫بابام خبر نداشت،

21:20.294 --> 21:24.258
‫اونم تو برداشت نیشکر کار می‌کرد.

21:24.259 --> 21:27.439
‫با مامانم می‌رفتن
‫برای بریدن نیشکر.

21:27.440 --> 21:30.300
‫من و برادرم خونه می‌موندیم.

21:32.720 --> 21:35.500
‫از طریق خواهرش
‫برام نامه می‌فرستاد،

21:36.280 --> 21:39.140
‫می‌گفت که می‌خواد منو ببینه

21:39.693 --> 21:41.260
‫و منم فوراً می‌رفتم.

21:42.733 --> 21:46.653
‫حرفی نمی‌زدیم، فقط
‫یه مدت بهم زل می‌زد،

21:46.654 --> 21:49.280
‫بعدش می‌رفتیم،
‫زیاد حرف نمی‌زدیم.

21:52.240 --> 21:54.740
‫این مال فردای روزیه
‫که ازدواج کردم.

21:56.126 --> 21:57.580
‫۲۱ سالم بود.

21:58.173 --> 21:59.240
‫یه کت‌ودامن پوشیده بودم.

22:00.040 --> 22:03.559
‫اسم اون پارچه رو
‫نمی‌دونم، آبی روشن بود.

22:03.560 --> 22:06.100
‫نازک نبود، تقریباً ضخیم بود.

22:07.560 --> 22:09.820
‫و این یکی چیه؟

22:10.326 --> 22:12.460
‫این شکلی بود وقتی
‫با هم آشنا شدیم.

22:13.480 --> 22:15.713
‫بابات و من.

22:21.086 --> 22:24.340
‫خاویر هر روز صبح
‫بلند می‌شد بره نیشکر ببُره،

22:25.000 --> 22:27.279
‫تا ساعت ۸ صبح، بعدش برمی‌گشت،

22:27.280 --> 22:29.879
‫صبحونه می‌خورد و دوباره
‫می‌رفت تا ساعت ۱۲ ظهر.

22:29.880 --> 22:33.632
‫و حدود ساعت ۹ شب
‫دیگه تو رختخواب بود.

22:33.633 --> 22:36.340
‫و دوباره ساعت ۲ صبح بیدار می‌شد.

22:36.840 --> 22:41.479
‫وقتی آسمون مهتابی بود، می‌رفت.

22:41.480 --> 22:44.519
‫اما اگه آسمون
‫مهتابی نبود، نمی‌رفت.

22:44.520 --> 22:46.180
‫فقط فرداش می‌رفت.

22:49.126 --> 22:51.578
‫این گابریله وقتی بچه بود.

22:51.579 --> 22:52.959
‫عصبانی بود.

22:52.960 --> 22:55.199
‫واسه همین خوابوندمش

22:55.200 --> 22:57.300
‫و خاویر عکس رو گرفت.

23:02.000 --> 23:04.020
‫از همه‌ی بچه‌ها عکس می‌گرفت.

23:07.480 --> 23:10.079
‫زن‌ها زیاد اهل عکس گرفتن نبودن.

23:10.080 --> 23:11.380
‫مردها بودن.

23:14.219 --> 23:18.679
‫می‌گفت: «بهترینش رو
‫واسه خودت نگه داشتی».

23:18.680 --> 23:20.180
‫آدم شوخی بود.

23:22.400 --> 23:25.140
‫زین می‌ساخت، می‌دونی؟

23:25.646 --> 23:28.700
‫کله‌گی، افسار، همه‌ی
‫اینجور چیزا رو می‌ساخت

23:29.260 --> 23:30.734
‫خوب فروش می‌رفتن.

23:31.433 --> 23:32.859
‫جشنواره‌ی...

23:32.860 --> 23:34.719
‫اسمش چی بود؟

23:34.720 --> 23:36.679
‫جشنواره، جشنواره‌ی...

23:36.680 --> 23:38.439
‫سنت!

23:38.440 --> 23:39.780
‫ما...

23:40.440 --> 23:42.860
‫امیدِ چامامه!

23:43.726 --> 23:48.220
‫ما از اون بالا میایم،
‫جایی که هواش پاکه.

23:49.093 --> 23:52.580
‫واسه همه‌تون، ریتمِ...

23:53.306 --> 23:55.339
‫چامامه رو میاریم!

23:55.340 --> 23:57.700
‫و این‌جوری پیش میره!

24:01.986 --> 24:04.540
‫بذارین اون ساپوکای
‫رو بشنویم، گائوچوها!

24:09.960 --> 24:12.140
‫شما دِلفین کاتا هستین، درسته آقا؟

24:14.172 --> 24:15.340
‫خودمم.

24:15.866 --> 24:18.820
‫داشتین عکس می‌گرفتین.
‫اون چه دوربینیه؟

24:20.400 --> 24:23.660
‫اون دوربین مال یکی
‫از اعضای جمعیت بود.

24:24.160 --> 24:25.900
‫از این دوربینا که با فیلم کار می‌کنه.

24:26.400 --> 24:28.860
‫بعداً می‌بینمت. مراقب باش.

24:29.600 --> 24:31.220
‫دارن عکس می‌گیرن.

24:33.760 --> 24:34.879
‫داری ضبط می‌کنی، نه؟

24:34.880 --> 24:36.326
‫- منظورم صورت‌هاشونه.
‫- آره داداش.

24:36.327 --> 24:39.159
‫- بگیر سمتشون، خونسرد باش.
‫- می‌بینمشون.

24:39.160 --> 24:41.540
‫داریو آمین اون روز
‫داشت ضبط می‌کرد.

24:42.320 --> 24:45.220
‫یه دوربین فیلم‌برداری
‫و یه هفت‌تیر داشت.

24:47.520 --> 24:49.600
‫این عمو خاویره.

24:51.920 --> 24:52.980
‫این آندرس‌ه.

24:54.620 --> 24:57.280
‫امیلیو، این منم،

24:58.040 --> 24:59.833
‫و اونی که داره از
‫اینجا میاد پایین، بتوئه.

25:00.600 --> 25:01.520
‫بتو کاتا.

25:03.260 --> 25:05.480
‫این نیکوئه، پسر آدریانا.

25:05.481 --> 25:08.560
‫این لوکرسیاست، دختر دلفین کاتا.

25:09.140 --> 25:10.880
‫این فرانسیسکاست.

25:11.600 --> 25:15.380
‫و اونم عمو خاویره
‫که اونجا ایستاده.

25:16.700 --> 25:20.399
‫واسه چی؟ دیگه تو دادگاه
‫هیچ‌کس به حرفشون گوش نمیده.

25:20.400 --> 25:22.919
‫اگه حرف بزنیم، شاید همدیگه
‫رو درک کنیم. یا شاید هم نه.

25:22.920 --> 25:25.679
‫پس میگم بیاین حرف بزنیم،
‫شاید همدیگه رو درک کردیم.

25:25.680 --> 25:27.699
‫یا شاید هم نه. می‌دونی که
‫یه حکم دادگاه وجود داره...

25:27.700 --> 25:29.326
‫عمو خاویر داره از پشت میاد.

25:31.020 --> 25:32.500
‫داره از اون‌جا میاد پایین.

25:44.880 --> 25:46.780
‫فکر کردی کی هستی؟

26:01.640 --> 26:04.906
‫داشتیم با گومز کلنجار
‫می‌رفتیم و من این‌طوری کردم...

26:04.907 --> 26:06.100
‫ببخشید.

26:06.901 --> 26:08.178
‫این‌طوری.

26:08.179 --> 26:09.659
‫بعدش تفنگ رو برداشتم

26:09.660 --> 26:11.012
‫و پرتش کردم اون‌طرف.

26:11.013 --> 26:12.440
‫خاویر کجا بود؟

26:13.240 --> 26:14.379
‫خاویر اون‌جا دراز کشیده بود.

26:14.380 --> 26:16.039
‫اون‌جا بود که گفت:

26:16.040 --> 26:18.187
‫ترک، بی‌شرف. بهم شلیک کردی.

26:19.966 --> 26:21.500
‫این بنای یادبود این‌جا نبود.

26:23.539 --> 26:25.539
‫بعدش یه صدای شلیک دیگه شنیدم.

26:25.540 --> 26:27.220
‫گومز دیگه تفنگ نداشت.

26:27.746 --> 26:30.506
‫بعدش، گومز سعی کرد فرار کنه

26:30.507 --> 26:32.447
‫و این‌جا افتاد.

26:32.953 --> 26:34.799
‫یه کم جلوتر.

26:34.800 --> 26:36.452
‫اون‌جا.

26:36.453 --> 26:39.353
‫اون‌جا بود که گومز دستش
‫رو برد سمت مچ پاش.

26:39.953 --> 26:43.686
‫منم پاش رو این‌طوری کشیدم

26:43.687 --> 26:45.380
‫و اون یکی تفنگش رو گرفتم.

26:45.880 --> 26:47.480
‫گومز خلع سلاح شده بود.

26:48.159 --> 26:49.552
‫پرتش کردم اون دوردورها.

26:49.553 --> 26:50.980
‫اون‌طرف.

26:55.320 --> 26:57.439
‫لطفاً نام کاملتون رو بگین، لطفاً.

26:57.440 --> 26:59.180
‫آلبرتو اورلاندو کاتا.

27:00.120 --> 27:01.426
‫چند سالته؟

27:01.427 --> 27:02.620
‫بیست و دو.

27:03.560 --> 27:05.352
‫چه‌کاره‌ای؟

27:05.353 --> 27:06.420
‫ورزشکارم.

27:06.421 --> 27:08.461
‫- صدات رو نمی‌شنوم.
‫- ورزشکارم.

27:08.462 --> 27:10.260
‫- ورزشکار؟
‫- بله.

27:12.840 --> 27:14.693
‫- تونستی مدرسه بری؟
‫- بله.

27:14.694 --> 27:17.538
‫- تا چه مقطعی خوندی؟
‫- دبیرستان.

27:17.539 --> 27:19.400
‫- فارغ‌التحصیل شدی؟
‫- بله.

27:19.401 --> 27:22.700
‫من این‌جا ایستاده بودم و
‫عموم از این‌طرف اومد.

27:23.280 --> 27:25.520
‫بعد دیدم آمین داره
‫از اون‌جا شلیک می‌کنه.

27:28.273 --> 27:29.839
‫این دور و برها.

27:29.840 --> 27:32.359
‫- آمین اون‌جا بود.
‫- درسته.

27:32.360 --> 27:34.260
‫- ادامه بده. راه رو نشون بده.
‫- اوهوم.

27:35.566 --> 27:37.026
‫اون از پشت اومد.

27:40.053 --> 27:42.800
‫برگشتم و دیدم
‫والدیویسو داره میاد.

27:46.360 --> 27:51.065
‫من مطلعم که سلاح‌ها ضبط شدن...

27:51.066 --> 27:54.159
‫میشه لطفاً اونا رو
‫به شاکی نشون بدین؟

27:54.160 --> 27:56.138
‫ما هیچ‌وقت اونا رو ندیدیم.

27:56.139 --> 27:59.240
‫- البته.
‫- اگه اجازه بدین.

27:59.241 --> 28:01.446
‫خالی هستن، آقای منشی؟

28:01.447 --> 28:04.945
‫- لطفاً رو به پایین نگهشون دارین.
‫- بسیار خب.

28:04.946 --> 28:07.592
‫یه کلت تائوروس کالیبر ۴۰،

28:07.593 --> 28:10.425
‫یه برتا، کالیبر ۹ میلی‌متری

28:10.426 --> 28:12.360
‫و یه رولور کالیبر ۳۲.

28:16.600 --> 28:19.812
‫اسلحه رو میندازم و تنها
‫کاری که از دستم برمیاد

28:19.813 --> 28:21.160
‫اینه که بدوئم بیام اینجا.

28:22.073 --> 28:24.040
‫میرم دنبال والدیویسو بگردم.

28:27.120 --> 28:28.340
‫و بعدش بیهوش میشم.

28:29.400 --> 28:31.020
‫دیگه هیچی یادم نمیاد.

28:33.840 --> 28:35.580
‫چهار نفر، میشه بیاین، لطفاً.

28:38.280 --> 28:39.500
‫اینجا بایستین.

28:41.160 --> 28:42.580
‫یکی، اینجا بایسته.

28:43.880 --> 28:45.160
‫یکی پشت سرم، لطفاً.

28:46.960 --> 28:49.239
‫از پهلوها، لگد می‌زدن به شکمم.

28:49.240 --> 28:52.279
‫اون یارو که پشتم بود
‫با چوب زد تو سرم.

28:52.280 --> 28:55.479
‫بلند شدم و بهشون هشدار
‫دادم که دارن منو می‌کشن.

28:55.480 --> 28:58.200
‫شلیک می‌کنم و داد
‫می‌زنم: «ایست! پلیس!»

28:58.201 --> 29:00.720
‫«دارین می‌کشینش! بسه دیگه!»

29:00.721 --> 29:03.520
‫«من افسر پلیسم.
‫دارین چیکار می‌کنین؟»

29:04.100 --> 29:06.860
‫برمی‌گردم. یه یارو چاقه
‫شروع می‌کنه به خفه کردنم.

29:07.780 --> 29:11.105
‫از طرز مشت زدنشون
‫فکر کردم بهم شلیک میشه.

29:11.106 --> 29:14.080
‫واسه همین همون پایین
‫می‌مونم و وقتی بلند میشم،

29:14.660 --> 29:17.620
‫سکوت برقرار بود و خون
‫داشت می‌ریخت رو چشمام.

29:21.320 --> 29:25.800
‫درسته که ضربه خوردن،
‫اما گلوله‌ای شلیک نشد.

29:26.480 --> 29:29.765
‫ما هم می‌تونستیم
‫مثل اونا رفتار کنیم،

29:29.766 --> 29:31.180
‫با همون اسلحه‌ها.

29:32.040 --> 29:34.039
‫اما این کار رو نکردیم...

29:34.040 --> 29:38.680
‫خاویر تیر خورد و
‫جونش رو از دست داد.

29:39.800 --> 29:43.820
‫امیلیو به ساق پاش تیر
‫خورد که باعث شد پاش بشکنه.

29:44.772 --> 29:48.220
‫و به شکم آندرس تیر خورد.

29:55.446 --> 29:59.759
‫درست وقتی دادگاه
‫شروع شد، حالش بد شد

29:59.760 --> 30:03.519
‫و توی سرش یه تومور پیدا کردن.

30:03.520 --> 30:06.972
‫می‌خواد حرف بزنه، بعضی
‫کلمه‌ها رو درست میگه،

30:06.973 --> 30:12.220
‫اما نمی‌تونه چیزی که حس
‫می‌کنه یا می‌خواد بگه رو بیان کنه.

30:17.440 --> 30:21.119
‫این وسط، ما منتظر دادگاه...

30:21.120 --> 30:23.579
‫علیه این کلاهبردارها، موندیم.

30:23.580 --> 30:24.672
‫نُه سال.

30:24.673 --> 30:26.119
‫آره، نُه سال

30:26.120 --> 30:28.460
‫تا اینکه بالاخره
‫دادگاه برگزار شد.

30:28.461 --> 30:33.880
‫«جمعیت چوچاگاستا»

30:34.600 --> 30:36.420
‫خاویر چوکوبار!

30:37.440 --> 30:39.780
‫حالا و همیشه!

30:39.781 --> 30:41.839
‫«ما خواستار استعفای
‫دادستان دمیتری هستیم»

30:41.840 --> 30:44.460
‫می‌بینی؟ اونجا
‫هم یه خودکار داره.

30:47.939 --> 30:49.340
‫توی جیب پیرهنش.

30:51.906 --> 30:53.400
‫تولد مانولو بود.

30:57.120 --> 30:59.220
‫پینیاتا رو ترکوندن.

31:00.720 --> 31:03.840
‫این چانیتوعه، چقدر کوچیک بود!

31:03.841 --> 31:05.660
‫چانیتو.

31:06.252 --> 31:09.159
‫اسم این پیرمرده چی بود؟

31:09.160 --> 31:10.425
‫همیشه این دور و برا بود.

31:10.426 --> 31:14.500
‫وقتی گاوها رو داغ
‫می‌زدن، اون آهنگ می‌زد.

31:15.360 --> 31:16.860
‫با خاویر رفیق بود.

31:19.360 --> 31:22.300
‫ماریلا، زنِ گابریل، کیک رو پخت.

31:22.833 --> 31:24.260
‫اون شیرینی می‌پزه.

31:26.600 --> 31:30.540
‫کل خانواده تو اون عکس هستن،
‫همه می‌خواستن تو عکس باشن.

31:31.713 --> 31:35.420
‫خاویر داره آکاردئونِ
‫پیرمرد رو می‌نوازه.

31:40.040 --> 31:42.860
‫وقتی اومدن من اینجا بودم.

31:44.040 --> 31:48.700
‫خاویر بهم گفت با بقیه میره
‫پایین سمت زمین و برمی‌گرده.

31:52.720 --> 31:54.820
‫و همون موقع بود
‫که صدای تیر شنیدم.

31:58.280 --> 32:01.580
‫افتادم زمین، بلند شدم،
‫افتادم و بلند شدم...

32:02.120 --> 32:05.039
‫می‌گفتن داشتم غلت
‫می‌خوردم و جیغ می‌کشیدم.

32:05.040 --> 32:06.580
‫هیچی یادم نیست.

32:09.527 --> 32:13.353
‫می‌گفتن: «مامان بیا بریم
‫خونه، بابا دیگه تموم کرده. »

32:13.354 --> 32:15.380
‫مدام تکرار می‌کردم:
‫«نه، اون نمرده. »

32:21.600 --> 32:25.500
‫نمی‌تونستن منو ببرن. اونجا
‫بودم، چسبیده بودم بهش.

32:33.440 --> 32:35.919
‫خبر رو آغاز می‌کنیم...

32:35.920 --> 32:39.639
‫با یه درگیری مسلحانه
‫وحشیانه بین دو تا گروه

32:39.640 --> 32:43.519
‫در شهر چوچا، در بخش ترانکاس.

32:43.520 --> 32:45.879
‫که در نتیجه، یه مرد کشته شد

32:45.880 --> 32:48.020
‫و سه نفر زخمی شدن.

32:48.021 --> 32:50.260
‫بعدازظهر...

32:57.340 --> 32:58.820
‫چرا اونجا بودین؟

33:03.240 --> 33:05.940
‫داشتیم از زمین‌مون
‫مراقبت می‌کردیم.

33:07.480 --> 33:12.220
‫برای اینکه نذاریم
‫غریبه‌ها تصاحبش کنن.

33:14.046 --> 33:17.260
‫از کی داشتین از زمین
‫مراقبت می‌کردین؟

33:19.786 --> 33:22.900
‫ما اونجا زندگی می‌کردیم.

33:23.400 --> 33:27.199
‫اجدادمون، پدربزرگم، جدّم.

33:27.200 --> 33:29.178
‫چند سالتونه آقا؟

33:29.179 --> 33:30.172
‫چهل و شش.

33:30.173 --> 33:32.980
‫چهل و شش ساله که دارین
‫از زمین مراقبت می‌کنین؟

33:33.520 --> 33:34.805
‫حتی قبل از اون.

33:34.806 --> 33:37.779
‫- وکیل مدافع، حق با دادستانه.
‫- خیلی قبل‌تر از اون.

33:37.780 --> 33:39.719
‫- ربطی نداره.
‫- نه، نداره.

33:39.720 --> 33:43.966
‫گفت همیشه اونجا زندگی کرده،
‫پدربزرگ و مادربزرگش هم همین‌طور.

33:43.967 --> 33:47.340
‫می‌خوام بدونم چند وقته که
‫دارن از زمین محافظت می‌کنن.

33:48.019 --> 33:50.399
‫پس دقیقاً همین رو ازش بپرسین.

33:50.400 --> 33:53.279
‫از کی شروع کردین به جمع شدن

33:53.280 --> 33:56.500
‫تو اون منطقه یا جلوی دروازه
‫برای محافظت از زمین؟

33:58.826 --> 34:00.439
‫«ما اسلحه نداشتیم،

34:00.440 --> 34:03.039
‫از همون اول صلح‌آمیز رفتار کردیم

34:03.040 --> 34:05.359
‫تا نذاریم کنترل رو
‫به دست بگیرن. »

34:05.360 --> 34:08.320
‫«اما مشکلاتی پیش اومد و اونا
‫شروع کردن به تیراندازی. »

34:08.321 --> 34:12.180
‫«مجبور شدیم با چوب و
‫سنگ از خودمون دفاع کنیم. »

34:20.533 --> 34:21.820
‫راستش...

34:22.560 --> 34:25.999
‫آره، با سنگ، چون
‫حقیقت اینه که ما...

34:26.000 --> 34:28.140
‫ما اصلاً اسلحه‌ای نداشتیم.

34:30.520 --> 34:32.180
‫منو می‌شناسین آقا؟

34:33.560 --> 34:34.540
‫نه.

34:35.480 --> 34:36.660
‫می‌خوام بهم نگاه کنین.

34:37.160 --> 34:40.440
‫متهم‌ها رو می‌شناسین؟ همونایی
‫که به اسم آمین ازشون یاد کردین،

34:40.441 --> 34:43.280
‫اونی که کلاه سفید سرشه،
‫و اون مو خاکستریه.

34:44.986 --> 34:45.846
‫می‌شناسمش.

34:45.847 --> 34:47.880
‫- اون کیه؟
‫- داریو آمین.

34:47.881 --> 34:49.999
‫و از سمت راستت،

34:50.000 --> 34:51.700
‫کسی رو می‌شناسی؟

34:54.779 --> 34:59.239
‫- سوال تیم دفاع...
‫- اون دیگه به دفاع ما مربوطه.

34:59.240 --> 35:01.413
‫من استراتژیم رو با
‫شما در میون نمی‌ذارم.

35:01.414 --> 35:03.640
‫- ولی سوال...
‫- ضرری نمی‌رسونه.

35:03.641 --> 35:07.380
‫برای اینکه تکراری نشه،
‫چشمات خوب می‌بینه؟

35:08.967 --> 35:11.500
‫- ببخشید؟
‫- اینکه چشمات خوب می‌بینه یا نه.

35:12.280 --> 35:15.260
‫- عینک می‌زنی؟
‫- نه، نمی‌زنم. چشمام خوب می‌بینه.

35:16.520 --> 35:21.239
‫وقتی آقای آمین رو دیدی، ایستاده
‫بود، نشسته بود یا زانو زده بود؟

35:21.240 --> 35:23.018
‫ایستاده بود.

35:23.019 --> 35:24.879
‫و وقتی عموم رد شد،

35:24.880 --> 35:28.679
‫اسلحه رو گرفت سمتش
‫و شلیک کرد، دیدمش...

35:28.680 --> 35:31.460
‫کی تشخیص داد که
‫آقای چوکوبار فوت کرده؟

35:35.626 --> 35:39.497
‫گفتی دیدی که آقای والدیویسو
‫داره با اسلحه‌اش شلیک می‌کنه.

35:39.498 --> 35:40.422
‫دیدم.

35:40.423 --> 35:43.180
‫- کی بود؟
‫- اون...

35:43.181 --> 35:46.460
‫کجای داستانت؟

35:48.440 --> 35:49.759
‫می‌گم، وقتی مردم داشتن...

35:49.760 --> 35:51.313
‫نزدیک‌تر به میکروفون.

35:51.314 --> 35:54.392
‫مردم داشتن عقب‌نشینی
‫می‌کردن، و اون نشونه گرفت

35:54.393 --> 35:58.000
‫به سمت مردمی که
‫داشتن بالا می‌رفتن،

35:58.001 --> 36:00.207
‫تا به یه مسیر دیگه
‫اون بالاتر برسن.

36:00.208 --> 36:02.658
‫- به سمت مردم نشونه گرفت.
‫- بله.

36:02.659 --> 36:06.546
‫اظهاراتی که بعد از اون اتفاق با
‫پلیس بیان کردی رو یادت هست؟

36:06.547 --> 36:07.920
‫ببخشید، به نظر من

36:07.921 --> 36:11.539
‫اظهارات تیم دفاع،
‫اذیت و آزار شاهده.

36:11.540 --> 36:13.700
‫این یه بحث شفاهیه!

36:14.200 --> 36:17.040
‫و دادرسی‌های شفاهی برای همینه.

36:17.041 --> 36:21.001
‫برای اینکه شهود بتونن
‫با جزئیات توضیح بدن،

36:21.002 --> 36:24.359
‫نه اینکه عیناً چیزی رو که به
‫یه کامپیوتر گفتن تکرار کنن...

36:24.360 --> 36:25.785
‫اجازه می‌خوام صحبت کنم.

36:25.786 --> 36:30.360
‫جناب قاضی، قصد
‫ندارم شاهد رو بترسونم.

36:31.159 --> 36:34.885
‫اظهارات قبلیش متفاوت بود.

36:34.886 --> 36:37.480
‫۱۳ سالش بود، زیر سن قانونی بود.

36:37.481 --> 36:42.960
‫بر اساس چیزی که الان می‌گه، من
‫درخواست مواجهه حضوری دارم.

36:44.826 --> 36:46.852
‫فهمیدی؟ و هیچ
‫اسلحه‌ای تو دستم نبود

36:46.853 --> 36:50.792
‫چون تو ازم دزدیدیش و بردیش.

36:50.793 --> 36:52.892
‫می‌شنوی؟ اسلحه یه پیستوله.

36:52.893 --> 36:54.940
‫- چه شکلیه؟
‫- اسلحه...

36:54.941 --> 36:56.954
‫- تو که می‌گی خیلی خوب می‌شناسیش.
‫- ... یه اسلحه کوچیک...

36:56.955 --> 36:59.046
‫اشتباه می‌کنی، اسلحه من بزرگه!

36:59.047 --> 37:00.647
‫کاملاً در اشتباهی، اون بزرگه!

37:00.648 --> 37:02.180
‫یه پیستول بزرگه!

37:03.173 --> 37:06.032
‫- محترمانه صحبت کنین، آقای والدیویسو.
‫- صدات رو بالا نبر.

37:06.033 --> 37:08.433
‫- خیلی خب.
‫- من به شما اجازه صحبت ندادم.

37:08.434 --> 37:10.680
‫- عذر می‌خوام جناب قاضی.
‫- محترمانه رفتار کنین.

37:10.681 --> 37:12.299
‫اسلحه...

37:12.300 --> 37:14.180
‫بزرگ نبود، اون...

37:14.181 --> 37:16.633
‫اگه اسلحه رو بشناسی...

37:16.634 --> 37:19.585
‫از دادگاه می‌خوام اسلحه‌ها رو
‫نشون بده و ببینه که اون می‌شناسه...

37:19.586 --> 37:22.159
‫نه، با اون حرف
‫بزن، نه با دادگاه.

37:22.160 --> 37:23.899
‫و وقتی داشتی می‌رفتی...

37:23.900 --> 37:27.340
‫- وسط حرف نپر.
‫- ... برگشتی، واسه همین پیداش کردم.

37:27.341 --> 37:28.672
‫اسلحه من؟

37:28.673 --> 37:30.580
‫- خب...
‫- اسلحه من؟

37:31.193 --> 37:32.300
‫اسلحه من بود؟

37:33.000 --> 37:35.279
‫چرا یه اسلحه دیگه برنداشتی؟

37:35.280 --> 37:36.440
‫- چون...
‫- چرا؟

37:36.441 --> 37:40.698
‫- چرا باید این کار رو می‌کردم؟
‫- پس چرا اسلحه من رو برداشتی؟

37:40.699 --> 37:43.660
‫- ببخشید؟
‫- پس چرا اون یکی اسلحه من رو برداشتی؟

37:44.160 --> 37:46.745
‫که دوباره گند نزنی مثل...

37:46.746 --> 37:49.099
‫داری می‌گی من یه اسلحه برداشتم

37:49.100 --> 37:50.519
‫و اینکه گند زدم...

37:50.520 --> 37:53.305
‫می‌گی من احتمالاً
‫یه اسلحه برداشتم.

37:53.306 --> 37:54.721
‫چه اسلحه‌ای برداشتم؟

37:54.722 --> 37:57.485
‫فکر می‌کنی اگه یه
‫تفنگ دیگه پیدا کرده بودم،

37:57.486 --> 38:01.120
‫بدون تفنگ خودم که
‫ازم دزدیدی می‌رفتم؟

38:13.240 --> 38:14.620
‫چرا اونجا بودی؟

38:15.813 --> 38:18.180
‫ازش پرسیدم چرا اونجا بود.

38:19.120 --> 38:20.940
‫ضرری نداره، جواب بده.

38:21.913 --> 38:25.060
‫چرا تو اون مکان بودی؟

38:29.200 --> 38:30.500
‫به خدا اعتقاد داری؟

38:33.486 --> 38:36.220
‫قسم می‌خوری که حقیقت
‫رو بگی، خدا هم کمکت کنه؟

38:38.499 --> 38:40.500
‫گفتی که دور هم جمع شدین

38:41.227 --> 38:43.580
‫تا از زمین محافظت کنین.

38:44.767 --> 38:49.980
‫چرا فکر کردی یکی می‌خواد
‫زمینت رو تصاحب کنه؟

38:53.820 --> 38:56.519
‫چند تا خونواده
‫اونجا زندگی می‌کنن؟

38:56.520 --> 38:59.200
‫هیچ‌وقت به فکر دفاع
‫از خودتون افتادین؟

38:59.201 --> 39:01.540
‫جناب وکیل، به
‫واقعیت‌ها تکیه کنین.

39:05.160 --> 39:08.020
‫می‌دونستی که زمین مال آمین بود؟

39:11.680 --> 39:13.159
‫رک و پوست‌کنده می‌گم.

39:13.160 --> 39:15.820
‫چرا اون روز اونجا بودی

39:16.440 --> 39:20.380
‫به جای اینکه تو خونه باشی و چای
‫ماته بخوری یا زمین رو شخم بزنی؟

39:25.440 --> 39:28.839
‫یه ورزشکار از شهر
‫ترانکاس، لا ایگرا!

39:28.840 --> 39:33.639
‫وارد می‌شه، ورزشکار
‫شماره ۲۰ از لا ایگرا!

39:33.640 --> 39:36.880
‫به نمایندگی از ترانکاس!

39:54.027 --> 39:55.092
‫یالا.

39:55.093 --> 39:56.018
‫بیا.

40:06.600 --> 40:08.919
‫خیلی دوست داشتم

40:08.920 --> 40:12.340
‫این کار رو، عکس گرفتن رو.

40:15.080 --> 40:17.380
‫پرواز کن برو، کوچولو.

40:18.920 --> 40:22.439
‫وقتی سربازی بودم،

40:22.440 --> 40:23.960
‫چند تا عکس انداختم.

40:35.200 --> 40:38.820
‫می‌خواستم یه یادگاری
‫نگه دارم که از بین نره.

40:42.853 --> 40:45.680
‫از اون دوربین‌های مقوایی داشتم.

40:52.920 --> 40:55.006
‫این روزا گوشی کمک حاله.

40:55.007 --> 40:58.080
‫ولی تو جمعیت، همه ما
‫گوشی‌های خوبی نداریم.

41:15.760 --> 41:20.900
‫من این عکسا رو گرفتم
‫تا یه سوابقی داشته باشم

41:21.560 --> 41:23.920
‫از اون دوران سختی

41:23.921 --> 41:27.440
‫که جمعیت داشت از سر می‌گذروند.

41:29.640 --> 41:33.920
‫مثل وقتی که داریو آمین
‫اون آلونک رو ساخت.

41:35.160 --> 41:39.839
‫رئیس بالدراما داره
‫حکم رو نشون میده

41:39.840 --> 41:42.479
‫که ازشون می‌خواد
‫جمعیت رو ترک کنن

41:42.480 --> 41:43.980
‫چون اجازه نداشتن اونجا باشن.

41:55.586 --> 41:58.460
‫مردم از شکایت و
‫دادگاه خسته شده بودن.

41:58.960 --> 42:03.405
‫باید یه جوری از خودمون دفاع
‫می‌کردیم، چطوری این کار رو کردیم؟

42:03.406 --> 42:05.400
‫با گزارش دادن.

42:06.920 --> 42:11.319
‫چه کاری براش می‌کردن چه نمی‌کردن،

42:11.320 --> 42:13.420
‫بدون گزارش، هیچ
‫مدرکی وجود نداره.

42:16.140 --> 42:19.620
‫فهمیدنِ اینکه تو...

42:20.793 --> 42:22.940
‫اوم...

42:23.800 --> 42:26.700
‫از نسل اجداد مایی

42:27.780 --> 42:31.260
‫برام راحت نبوده.

42:34.360 --> 42:36.839
‫ولی بالاخره فهمیدم.

42:36.840 --> 42:39.080
‫ما از جای دوری نیومدیم.

42:39.081 --> 42:41.093
‫ما اهل آلمان نیستیم،

42:41.094 --> 42:44.780
‫از آمریکا نیومدیم،
‫از ایتالیا نیومدیم.

42:45.600 --> 42:50.380
‫اینجا، پدربزرگ و مادربزرگامون،
‫جدهامون، والدینمون...

42:50.920 --> 42:54.300
‫و خودمون، همه‌مون اینجا به دنیا اومدیم
‫و بچه‌هامونم دارن همین‌جا به دنیا میان.

42:57.707 --> 43:01.580
‫اینا مراحلیه که باید برای
‫تشکیل پرونده طی بشه.

43:02.280 --> 43:06.179
‫باید مشکل رو تحلیل کنی

43:06.180 --> 43:09.919
‫و ببینی کجا باید مطرحش کنی.

43:09.920 --> 43:13.405
‫چه مجلس محلی باشه، چه دادسرا

43:13.406 --> 43:17.800
‫یا یه سازمان دیگه،
‫مثل اداره ثبت اسناد.

43:17.801 --> 43:21.380
‫یعنی هر جایی که باید
‫به شکایت رسیدگی بشه.

43:22.220 --> 43:26.559
‫و همیشه بهتره که کل
‫جمعیت امضاش کنن،

43:26.560 --> 43:29.119
‫اما به همین‌جا ختم نمیشه.

43:29.120 --> 43:32.879
‫چون اگه پیگیری
‫نکنی، میذارنش کنار،

43:32.880 --> 43:36.639
‫پرونده‌های جدید میان و
‫این یکی زیر اونا دفن میشه

43:36.640 --> 43:38.980
‫و بعدش دیگه هیچ‌کس
‫نمی‌تونه پیداش کنه.

43:42.440 --> 43:46.279
‫روز از نو روزی از نو،
‫رفت و آمدهای بی‌پایان.

43:46.280 --> 43:49.359
‫بهمون می‌گفتن هفته بعد، ماه
‫بعد، ۱۵ روز دیگه برگردین...

43:49.360 --> 43:55.479
‫من... مدام اون پرونده رو پیگیری
‫می‌کردم، به صورت دوره‌ای،

43:55.480 --> 43:58.420
‫تا کار پیش بره.

43:59.320 --> 44:01.300
‫بعضی وقتا هم،

44:01.846 --> 44:05.119
‫باید براشون یه چیزی مثل
‫مرغی، کادویی، چیزی بفرستی،

44:05.120 --> 44:09.180
‫برای اونایی که پشت میز پذیرشن

44:09.181 --> 44:14.319
‫چون اونا هستن که واقعاً
‫پرونده‌ها رو کنترل می‌کنن.

44:14.320 --> 44:15.719
‫درسته.

44:15.720 --> 44:17.172
‫بعضی وقتا درک می‌کنن

44:17.173 --> 44:20.225
‫چون اونا هم کارگرن و
‫آدمایی هم‌جنس خودمونن.

44:20.226 --> 44:21.340
‫درسته.

44:22.340 --> 44:25.140
‫یه چیز مهم دیگه هم هست.

44:26.760 --> 44:28.700
‫وقتی طرف مقابل

44:29.300 --> 44:32.313
‫درخواست مذاکره می‌کنه،

44:32.314 --> 44:35.300
‫این برای جمعیت خوب نیست.

44:35.960 --> 44:39.559
‫بله، ارتباط مهمه،

44:39.560 --> 44:43.065
‫ولی به نفعمون نیست

44:43.066 --> 44:47.740
‫چون اگه قبول کنیم حرف
‫بزنیم، می‌دونیم که تهش می‌بازیم،

44:48.300 --> 44:51.119
‫چون مجبور می‌شیم
‫از یه چیزی کوتاه بیایم.

44:51.120 --> 44:55.165
‫گفتگو یعنی گذشتن از یه چیزی.

44:55.166 --> 44:57.760
‫یعنی گذشتن از یه بخشی از زمین.

46:05.832 --> 46:10.345
‫بیاین به زائرامون به
‫گرمی خوش‌آمد بگیم،

46:10.346 --> 46:13.520
‫به گروه گائوچوها
‫از چوچا و لا ایگرا.

46:13.521 --> 46:16.159
‫اونا مجسمه‌هاشون رو آوردن.

46:16.160 --> 46:19.245
‫امروز روز
‫خانواده‌ست، روز ایمانه.

46:19.246 --> 46:21.567
‫بابام اهل چاسکیویل بود.

46:22.080 --> 46:24.500
‫مامانم اهل رودئو گرانده بود.

46:25.453 --> 46:28.360
‫نمی‌دونم اون موقع‌ها
‫دسته‌های مذهبی چطوری بودن،

46:28.361 --> 46:30.380
‫خداوندگار سلامت، و همه‌ی
‫اون نمادهای مذهبی دیگه...

46:31.560 --> 46:33.727
‫مامان و بابام اونجا
‫با هم آشنا شدن

46:35.000 --> 46:36.279
‫و ازدواج کردن.

46:36.280 --> 46:38.280
‫روز مریم مقدس بر همگی مبارک.

46:40.306 --> 46:42.999
‫این دسته توی آنکا هولی بود.

46:43.000 --> 46:45.479
‫دقیقاً نمی‌دونم کدوم قسمتش،

46:45.480 --> 46:47.460
‫یا کدوم قدیس رو
‫داشتن حمل می‌کردن.

46:49.840 --> 46:51.300
‫این بابامه

46:51.812 --> 46:54.460
‫که داره طبل می‌زنه و
‫لابد آواز هم می‌خونه.

46:55.273 --> 46:57.200
‫حتماً دارن کوپلا می‌خونن.

46:58.880 --> 47:01.206
‫پدربزرگ و مادربزرگش
‫اهل آمایچا بودن.

47:01.740 --> 47:06.020
‫پدربزرگم می‌گفت که
‫فرزند اهالی بومی بوده.

47:07.553 --> 47:10.934
‫ولی مادربزرگم، پیستان،
‫می‌گفت که دورگه بوده.

47:12.760 --> 47:15.580
‫فکر کنم ما از نژاد خالص نیستیم.

47:19.600 --> 47:21.020
‫این یکی قدیمی‌ترینه.

47:23.200 --> 47:26.300
‫این اولین خونه‌ایه که
‫توی آنکا هولی داشتن.

47:29.293 --> 47:32.940
‫بیشتر شبیه یه آلونک کوچیک بود،
‫که با نی و چوب ساخته شده بود.

47:35.373 --> 47:37.380
‫مامانم دستمو گرفته.

47:39.840 --> 47:41.480
‫زن‌ها می‌اومدن و ازش می‌خواستن

47:41.481 --> 47:45.280
‫براشون پیراهن،
‫دامن یا بلوز بدوزه.

47:46.506 --> 47:49.220
‫مامانم همیشه می‌گفت:
‫«این‌طوری خیاطی یاد گرفتم. »

47:49.746 --> 47:51.799
‫پارچه رو می‌شست
‫و بعد اندازه می‌گرفت

47:51.800 --> 47:55.912
‫شونه‌ها و قد شلوار رو.

47:55.913 --> 47:57.340
‫همه‌ی اینا رو اندازه میزد.

48:00.040 --> 48:02.800
‫مامانم توی زایمان‌ها کمک می‌کرد.

48:02.801 --> 48:07.180
‫توی موارد اضطراری، من وارد
‫عمل شدم و به سه نفر کمک کردم.

48:09.133 --> 48:11.959
‫ولی فقط کمک کردم
‫که بچه بیاد بیرون.

48:11.960 --> 48:16.279
‫بند ناف رو بریدم،
‫برای جفت کمک کردم،

48:16.280 --> 48:17.380
‫نه بیشتر از این.

48:20.553 --> 48:22.139
‫این سیلویاست.

48:22.140 --> 48:24.940
‫اون بچه‌ی واقعی‌شون نبود.

48:25.720 --> 48:27.946
‫مادرش وقتی نوزاد بود
‫اونو توی خونه گذاشت و رفت

48:27.947 --> 48:32.220
‫واسه همین قاضی به پدر و مادرم
‫گفت که اونو به اسم خودشون ثبت کنن.

48:34.920 --> 48:36.140
‫این منم.

48:40.160 --> 48:42.340
‫«چوچا» یعنی موی ضخیم.

48:43.326 --> 48:45.692
‫این یه کلمه‌ست...

48:45.693 --> 48:47.580
‫بهم گفتن که یه کلمه‌ی بومیه.

48:52.240 --> 48:54.580
‫خونواده‌ی من همیشه
‫پذیرای مهمون‌ها بودن.

48:55.081 --> 48:59.679
‫شکارچیا می‌اومدن، یکی به اون یکی
‫می‌گفت و همین‌طوری ادامه داشت.

48:59.680 --> 49:02.600
‫اونا از پدر و مادرم خوب می‌گفتن.

49:03.433 --> 49:09.140
‫دوربین‌های عکاسی‌شون رو
‫می‌آوردن، از اون کوچیک‌های مربعی.

49:09.640 --> 49:11.900
‫اونا رو به مامانم هدیه می‌دادن.

49:13.219 --> 49:14.860
‫و این‌طوری شد که با هم دوست شدن.

49:18.533 --> 49:20.180
‫ما شش نفریم.

49:20.800 --> 49:25.380
‫بزرگ‌ترین‌مون آنتونیا بود، بعد برائولیو،
‫لوئیزا، فرانسیسکو، دلفینا و خودم.

49:26.767 --> 49:30.380
‫مامان و بابا بهمون یاد دادن
‫که خوش‌سرو‌زبون باشیم.

49:31.120 --> 49:32.580
‫نه اینکه فقط یه
‫گوشه ساکت وایسیم.

49:34.040 --> 49:37.460
‫اونا همیشه بهمون می‌گفتن
‫که ما اصالت بومی داریم.

49:40.040 --> 49:41.580
‫«بچه‌های سرخ‌پوست‌ها. »

49:44.080 --> 49:46.240
‫مردم بومی رو دوست نداشتن.

49:49.120 --> 49:54.140
‫خجالت‌آور بود چون تحقیرآمیز بود

49:56.040 --> 49:57.220
‫که به کسی بگن «سرخ‌پوست».

50:02.973 --> 50:05.740
‫مشکلاتی وجود داشت. بابام
‫همیشه این رو بهم می‌گفت.

50:07.000 --> 50:09.719
‫یادمه که کارش به دادگاه کشید.

50:09.720 --> 50:12.880
‫ازش می‌خواستن برای
‫کار روی زمین پول بده.

50:14.320 --> 50:16.820
‫مجبور بود با کار
‫کردنش هزینه رو بده.

50:17.680 --> 50:20.260
‫برای اونا کار می‌کرد،

50:20.800 --> 50:22.220
‫ولی بدون هیچ دستمزدی.

50:23.420 --> 50:26.740
‫اگه قبول نمی‌کرد،
‫تهدیدش می‌کردن،

50:26.741 --> 50:28.259
‫اوم،

50:28.260 --> 50:30.780
‫که یه حیوون یک‌ساله رو ازش بگیرن

50:31.546 --> 50:34.620
‫و به جاش دو تا نوزاد بهش بدن.

50:36.960 --> 50:39.560
‫خب، از نظر من این
‫شبیه کلاهبرداری بود

50:39.561 --> 50:42.999
‫چون نمی‌دونست اون نوزادها

50:43.000 --> 50:45.873
‫سالم بزرگ می‌شن یا
‫نه، در حالی که به رئیسش

50:45.874 --> 50:48.220
‫یه حیوون می‌داد که
‫از قبل یک‌سالش بود.

50:51.480 --> 50:55.460
‫مامانم دوست نداشت با
‫کسی مشکلی داشته باشه.

50:56.240 --> 51:00.780
‫واسه همین از بابام خواست بیاد و
‫یه جایی رو برای نقل‌مکان پیدا کنه.

51:03.560 --> 51:08.466
‫از اینکه جایی که توش به دنیا اومده
‫بودم رو ترک کنم خیلی غمگین بودم،

51:08.467 --> 51:10.632
‫جایی که توش بزرگ شده بودم،

51:10.633 --> 51:11.980
‫جایی که همه چیز داشتم.

51:13.193 --> 51:14.940
‫همه چیز رو توی
‫کارتن بسته‌بندی کردیم.

51:15.819 --> 51:18.780
‫هیچ جاده یا مسیری وجود نداشت.

51:19.433 --> 51:21.220
‫همه چیز رو با قاطر بردیم.

51:22.240 --> 51:25.200
‫حدود سه چهار ماه طول کشید.

51:26.680 --> 51:29.780
‫بزها، گوسفندها، گاوها، اسب‌ها.

51:30.280 --> 51:33.360
‫مجبور بودیم همه‌شون
‫رو ببریم. حتی مرغ‌ها رو.

51:35.520 --> 51:37.920
‫این وسط، خونه رو اینجا ساختیم

51:38.780 --> 51:43.079
‫با بریدن خشت و کاه
‫برای درست کردن سقف.

51:43.080 --> 51:44.999
‫اول یه اتاق خواب،

51:45.000 --> 51:47.880
‫بعدش یه آشپزخونه که
‫شبیه یه کلبه کوچیک بود.

51:50.060 --> 51:51.860
‫با هم انجامش دادیم، خانوادگی.

51:52.760 --> 51:54.260
‫این‌طوری بود که همه چیز ردیف شد.

51:59.667 --> 52:01.740
‫می‌دونی، اینا رو که
‫این‌طوری می‌بینی،

52:02.479 --> 52:03.780
‫حسابی فرسوده شدن،

52:05.080 --> 52:06.472
‫ولی هنوز اینجا هستن.

52:06.473 --> 52:07.780
‫من نگهشون داشتم.

52:11.360 --> 52:14.100
‫نمی‌دونم چی پیش میاد

52:14.873 --> 52:17.460
‫وقتی بمیرم، چه
‫بلایی سر اینا میاد؟

52:19.440 --> 52:20.860
‫باهاشون چیکار می‌کنن.

52:41.913 --> 52:43.919
‫این همون چیزیه که اتفاق افتاد.

52:43.920 --> 52:48.780
‫یه مورخ هست که به وضوح
‫می‌گه اونا سال ۱۸۰۷ ناپدید شدن.

52:49.540 --> 52:51.126
‫بیاین در این مورد
‫خیلی شفاف باشیم.

52:51.127 --> 52:52.133
‫عالیه.

52:53.280 --> 52:56.420
‫من ایمان کورکورانه‌ای
‫به عدالت دارم

52:57.773 --> 53:00.079
‫و همین‌طور به عدالت خدا.

53:00.080 --> 53:01.319
‫معتقدم که پسرم،

53:01.320 --> 53:06.159
‫بعد از هفت سال پیش
‫روان‌پزشک رفتن...

53:06.160 --> 53:10.220
‫در واقع هر دوتاشون،
‫نوه‌ام هم همین‌طور...

53:11.086 --> 53:16.839
‫واسه یه مادر خیلی سخته که ببینه پسرش
‫داره زجر می‌کشه و حالش انقدر بده...

53:16.840 --> 53:22.705
‫زمین‌ها قطعاً... سند و مدرک دارن.

53:22.706 --> 53:25.426
‫اونا توی یه مزایده قضایی
‫از بانک ملی خریده شدن.

53:25.427 --> 53:27.785
‫مدارک قانونی‌شون کاملاً درسته.

53:27.786 --> 53:31.900
‫واسه همین تونستم به عنوان
‫یه کارآفرین معدن ثبت‌نام کنم.

53:32.953 --> 53:37.359
‫سال ۲۰۰۶، به هر کدومشون
‫یه جریب پیشنهاد دادم،

53:37.360 --> 53:40.879
‫مالکیت کامل، اما نه به
‫عنوان یه جمعیت بومی،

53:40.880 --> 53:42.713
‫و اونا گفتن نه.

53:42.714 --> 53:46.359
‫توی معدن سنگ بهشون کار پیشنهاد دادم، گفتن
‫دارن از کمک‌هزینه دولتی استفاده می‌کنن.

53:46.360 --> 53:48.866
‫اونا ماهی ۲۰۰ پزو می‌گرفتن

53:48.867 --> 53:51.500
‫و ما توی معدن هفته‌ای
‫۶۰۰ تا پیشنهاد دادیم.

53:52.000 --> 53:53.600
‫اما هیچ‌کس نمی‌خواست کار کنه.

53:55.120 --> 53:58.753
‫چطور کسی می‌تونه حتی تصور
‫کنه که اگه می‌خواستم کسی رو بکشم،

53:58.754 --> 54:01.340
‫به پاش شلیک می‌کردم؟

54:02.880 --> 54:07.399
‫خیلی راحت‌تره که اسلحه رو
‫شیش اینچ بیاری بالا و بزنی به شکم.

54:07.400 --> 54:11.260
‫یا نه اینچ دیگه و بزنی به قفسه
‫سینه. دوازده اینچ دیگه و بزنی به سر.

54:12.080 --> 54:14.625
‫ولی خب معلومه: «کی این کار رو
‫کرده؟» «لوئیس گومز. » «چرا؟»

54:14.626 --> 54:17.640
‫«هر چی، اون شبه‌نظامیه و
‫فلان و بیساره، » و از این حرفا.

54:20.560 --> 54:22.559
‫حقیقت فاش می‌شه.

54:22.560 --> 54:24.479
‫ما واقعاً تمایل داشتیم که بریم

54:24.480 --> 54:28.360
‫و من به هیچ وجه، اون‌طوری
‫که وکیلا می‌گن، آدم‌کش نبودم.

54:28.361 --> 54:29.579
‫من واقعاً تمایل دارم.

54:29.580 --> 54:33.880
‫من و داریو آمین قبل از اینکه حتی اون اتفاق
‫بیفته، یه شرکت مسئولیت محدود ثبت کردیم.

54:35.240 --> 54:39.040
‫پس نمی‌تونن بگن که ما با
‫اسلحه رفتیم تا بیرونشون کنیم.

54:39.041 --> 54:41.819
‫اونا اونجا با ما زندگی می‌کردن.

54:41.820 --> 54:44.719
‫بعضیاشون همون‌جا به
‫دنیا اومدن و بزرگ شدن،

54:44.720 --> 54:47.319
‫هنوزم همون‌جان!

54:47.320 --> 54:49.020
‫هیچ‌کس دنبال بیرون کردنشون نبود.

54:50.899 --> 54:53.539
‫اینجا، همه ما در
‫برابر قانون برابریم.

54:53.540 --> 54:56.660
‫پس، کل این قضیه
‫بومی بودن و نبودن...

54:57.540 --> 54:59.159
‫وایکینگ‌ها هم بومی بودن

54:59.160 --> 55:02.726
‫و امروز ما به کشورشون
‫سفر می‌کنیم و اونجا جهان اوله.

55:02.727 --> 55:04.120
‫ممنونم، جناب قاضی.

55:29.066 --> 55:31.200
‫«شرکت کامپو آمیگو»
‫به چه معنی بود؟

55:31.840 --> 55:34.200
‫اون ترکیبی از دو
‫تا نام خانوادگی بود.

55:34.201 --> 55:37.599
‫«آمی» از آمین، و «گو» از گومز.

55:37.600 --> 55:42.340
‫هدف، بهره‌برداری
‫از اون معدن بود.

55:43.460 --> 55:47.559
‫ویدیو کل اتفاق رو ضبط کرده.

55:47.560 --> 55:53.440
‫نه تنها تصاویر ضبطش
‫کردن، بلکه صدا هم ضبط شده.

55:55.160 --> 55:56.672
‫تهدید گومز چی بود؟

55:56.673 --> 55:58.306
‫«می‌کشونمت پای میز محاکمه.»

55:58.307 --> 56:02.300
‫نه اینکه «اسلحه برمی‌دارم
‫و بهت شلیک می‌کنم.»

56:03.480 --> 56:09.660
‫گومز از سال ۱۹۷۹
‫اسلحه حمل می‌کرده.

56:10.640 --> 56:14.079
‫اون مؤسس «گروه سرو» تو توکومانه.

56:14.080 --> 56:19.080
‫یه گروه ضربت که خارج
‫از کشور آموزش دیده.

56:19.720 --> 56:22.519
‫در نتیجه، اگه گومز
‫قصد کشتن داشت،

56:22.520 --> 56:24.020
‫این کار رو می‌کرد.

56:28.466 --> 56:29.312
‫چه خبره؟

56:29.313 --> 56:31.133
‫دهنتو سرویس می‌کنم!

56:34.960 --> 56:38.159
‫ما طوری آموزش دیدیم که نیمکره‌های
‫مختلف مغزمون رو تقویت کنیم.

56:38.160 --> 56:39.212
‫این یعنی چی؟

56:39.213 --> 56:43.279
‫می‌تونم همزمان حرف
‫بزنم، فکر کنم، نگاه کنم،

56:43.280 --> 56:44.920
‫و تحلیل کنم.

56:44.921 --> 56:49.152
‫حرف زدن توسط یه بخش کنترل
‫می‌شه، فکر کردن توسط یه بخش دیگه،

56:49.153 --> 56:51.193
‫و حرکاتم توسط یه بخش دیگه.

56:51.194 --> 56:55.625
‫اگه یاد نگیرم دو یا سه تا
‫کار رو همزمان انجام بدم،

56:55.626 --> 56:57.380
‫اون چیزی رو که برای بودن...

56:58.700 --> 57:00.799
‫تو یه گروه ضربت
‫ویژه لازمه، ندارم.

57:00.800 --> 57:04.959
‫از هر ۱۰۰ نفری که تو دوره
‫نیروهای ویژه ثبت‌نام می‌کنن،

57:04.960 --> 57:07.286
‫فقط سه تا پنج نفر فارغ‌التحصیل
‫می‌شن، نهایتاً هشت نفر.

57:07.287 --> 57:11.519
‫با این حساب، این رو ازتون می‌پرسم:
‫گومز نمی‌تونست عقب‌عقب بره،

57:11.520 --> 57:14.639
‫بدون اینکه چشم از آدمایی
‫که به طرفش می‌اومدن برداره؟

57:14.640 --> 57:17.420
‫نمی‌تونست دور بشه... ؟

57:17.421 --> 57:21.900
‫عقب‌عقب راه رفتن روی
‫سطحی که من می‌بینم غیرممکنه.

57:22.400 --> 57:25.759
‫ما یه تکنیک برای عقب رفتن داریم

57:25.760 --> 57:27.560
‫که توش یه پا رو
‫روی زمین می‌کشیم.

57:28.247 --> 57:32.900
‫اگه اجازه بدین، تکنیکمون رو برای اینکه
‫موقع عقب رفتن پامون گیر نکنه نشونتون می‌دم.

57:45.920 --> 57:48.220
‫آمین تصمیم می‌گیره
‫بره سراغ گومز.

57:51.200 --> 57:54.839
‫می‌بینه که روش‌های
‫قانونی به جایی نمی‌رسه،

57:54.840 --> 57:59.700
‫پس یه جایی تصمیم می‌گیره
‫از راه‌های دیگه وارد بشه.

58:03.680 --> 58:07.159
‫اون به یه مهندس یا
‫زمین‌شناس زنگ نمی‌زنه.

58:07.160 --> 58:10.039
‫نه، به یه افسر پلیس
‫بازنشسته زنگ می‌زنه

58:10.040 --> 58:15.540
‫که در ۳۱ سالگی، هشت بار رسماً
‫به اجبار غیرقانونی متهم شده بود،

58:15.541 --> 58:19.501
‫تهدید، سرقت، کلاهبرداری،
‫دو مورد سرقت مسلحانه

58:19.502 --> 58:20.980
‫و وارد کردن جراحات خیلی شدید.

58:23.800 --> 58:25.900
‫گومز، والدیویسو
‫رو با خودش می‌آره.

58:29.520 --> 58:31.719
‫«عملیات امروز ساعت ۴ بعدازظهره.

58:31.720 --> 58:34.605
‫«به مامان نگو. تمام
‫بدنم داره می‌لرزه،

58:34.606 --> 58:36.700
‫ولی به لوئیس اعتماد دارم. »

58:39.546 --> 58:41.380
‫«به لوئیس اعتماد دارم، چهار
‫تا پلیس دیگه هم دارن می‌آن. »

58:41.381 --> 58:42.932
‫«یه کلمه هم حرف نزن،

58:42.933 --> 58:44.580
‫فقط من و تو می‌دونیم. »

58:45.520 --> 58:50.400
‫این یه پیامکیه که آمین
‫به برادرش فرستاده.

58:55.400 --> 58:58.079
‫با طرفین این پرونده
‫دوستی یا دشمنی دارین؟

58:58.080 --> 59:02.479
‫من ۳۵ ساله که با مادرشون دوستم.

59:02.480 --> 59:04.119
‫مادرِ آقای آمین؟

59:04.120 --> 59:07.039
‫و بچه‌ها رو از وقتی
‫کوچیک بودن می‌شناسم.

59:07.040 --> 59:10.340
‫نفعی تو نتیجه‌ی دادگاه دارین؟

59:11.220 --> 59:14.420
‫فقط اینکه عدالت اجرا بشه،
‫هیچ نفع شخصی‌ای ندارم.

59:17.786 --> 59:23.239
‫سنگ‌قبرها تو ملک
‫ادعایی آمین بودن؟

59:23.240 --> 59:24.300
‫بودن.

59:25.360 --> 59:28.959
‫من به عنوان یه نقشه‌بردار
‫زمین، همراه با توپوگرافم،

59:28.960 --> 59:34.580
‫اندازه‌گیری کردیم و مشخص
‫کردیم که اونجا تو ملک بود.

59:36.440 --> 59:39.220
‫- اون مدارک رو دیدین؟
‫- آره، دیدم.

59:40.080 --> 59:43.439
‫سندهای قانونی واضحی
‫برای اون ملک وجود داشت.

59:43.440 --> 59:45.620
‫میتونم شهادت بدم
‫که اونا صاحب‌ملکن.

59:48.426 --> 59:50.020
‫اونجا خونه‌ای دیدین؟

59:50.840 --> 59:53.520
‫میدونم که مردم بالاتر
‫زندگی میکردن، آره.

59:54.960 --> 59:57.519
‫وقتی میگین بالاتر،
‫دقیقاً چقدر بالاتر؟

59:57.520 --> 59:59.220
‫نمیتونم بگم.

01:00:02.720 --> 01:00:04.180
‫نمیتونم بگم.

01:00:04.680 --> 01:00:05.820
‫یه تخمین.

01:00:07.020 --> 01:00:08.779
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

01:00:08.780 --> 01:00:10.519
‫اونو بررسی نکردم.

01:00:10.520 --> 01:00:12.100
‫شما چیکاره‌این؟

01:00:14.200 --> 01:00:16.439
‫- من کارمند دولتم.
‫- کجا؟

01:00:16.440 --> 01:00:18.519
‫تو جمعیت روستایی چورومورو.

01:00:18.520 --> 01:00:24.460
‫لطفاً بگین که مطمئن هستین
‫صاحب‌های ملک چه کسانی هستن.

01:00:25.560 --> 01:00:26.900
‫خانواده آمین.

01:00:27.920 --> 01:00:31.780
‫از کجا میدونین که
‫مال خانواده آمینه؟

01:00:32.960 --> 01:00:36.039
‫من ۴۷ سالمه، از وقتی یادم میاد،

01:00:36.040 --> 01:00:38.300
‫میدونستم که ملک مال اوناست.

01:00:39.100 --> 01:00:40.820
‫درسته، ولی چطور؟

01:00:43.240 --> 01:00:46.340
‫به خاطر حرف مردم...

01:00:47.360 --> 01:00:49.640
‫مردم میگن مال اوناست.

01:00:50.646 --> 01:00:52.440
‫شاهد قبلی برادر شما بود؟

01:00:52.441 --> 01:00:54.736
‫- فامیلتون؟
‫- اون برادر منه.

01:00:54.737 --> 01:00:57.639
‫برادرتون. کار شما چیه؟

01:00:57.640 --> 01:00:58.740
‫کجا؟

01:00:59.240 --> 01:01:02.380
‫جمعیت روستایی آنکا هولی.

01:01:03.080 --> 01:01:05.959
‫اجازه بدین بپرسم، اگه
‫اونجا زندگی میکنین...

01:01:05.960 --> 01:01:08.373
‫گفتین که اونجا به دنیا
‫اومدین و بزرگ شدین.

01:01:08.374 --> 01:01:11.780
‫انتخابیه که عضو
‫جمعیت باشین یا نه؟

01:01:13.406 --> 01:01:16.079
‫من هیچ‌وقت نبودم...

01:01:16.080 --> 01:01:18.860
‫هیچ‌وقت موافق نبودم
‫که عضو جمعیت باشم.

01:01:20.680 --> 01:01:24.279
‫پس صرفاً زندگی کردن
‫و به دنیا اومدن اونجا

01:01:24.280 --> 01:01:26.439
‫شما رو عضو نمیکنه.

01:01:26.440 --> 01:01:28.199
‫- من عضو نیستم.
‫- شما نیستین.

01:01:28.200 --> 01:01:30.220
‫- نیستم.
‫- بقیه مردم چی؟

01:01:32.000 --> 01:01:33.919
‫سؤال رو متوجه میشین؟

01:01:33.920 --> 01:01:37.159
‫مثلاً اگه بچه‌ی شما به دنیا بیاد،

01:01:37.160 --> 01:01:41.380
‫اونا عضون یا باید
‫کاری کنن که عضو بشن؟

01:01:42.920 --> 01:01:45.605
‫- جمعیت چوچا که من زندگی میکنم؟
‫- بله.

01:01:45.606 --> 01:01:48.467
‫من عضو جمعیت‌ام
‫چون اونجا زندگی میکنم.

01:01:48.468 --> 01:01:52.039
‫ولی من عضو جمعیت
‫چوچاگاستا نیستم.

01:01:52.040 --> 01:01:54.799
‫باید ثبت‌نام کنین یا... ؟

01:01:54.800 --> 01:01:57.479
‫باید تو فعالیت‌ها شرکت کنین؟

01:01:57.480 --> 01:02:00.660
‫باید چیکار کنین تا
‫عضو جمعیت باشین؟

01:02:01.200 --> 01:02:03.633
‫باید تو کار و محصول شریک باشین؟

01:02:03.634 --> 01:02:04.980
‫نمی‌فهمم.

01:02:05.520 --> 01:02:07.239
‫شما اهل اونجا هستین.

01:02:07.240 --> 01:02:10.879
‫من هیچ‌وقت عضو جمعیت
‫بومی چوچاگاستا نبودم

01:02:10.880 --> 01:02:13.159
‫که ظاهراً خودشون رو
‫اینجوری صدا می‌کنن.

01:02:13.160 --> 01:02:16.639
‫راستش، نمی‌دونم که
‫واقعاً یه جمعیت هستن یا نه.

01:02:16.640 --> 01:02:18.400
‫من هیچ‌وقت عضوش نبودم.

01:02:19.213 --> 01:02:21.700
‫این انتخابی‌ه یا موروثی؟

01:02:22.387 --> 01:02:24.220
‫متوجه منظورم هستین؟

01:02:26.040 --> 01:02:27.340
‫نه، نه، این...

01:02:27.886 --> 01:02:30.079
‫انتخابی‌ه.

01:02:30.080 --> 01:02:31.180
‫اختیاری‌ه.

01:02:33.806 --> 01:02:36.212
‫خانم چیارلو.

01:02:36.213 --> 01:02:39.340
‫سیلویا چیارلو.

01:02:40.480 --> 01:02:42.372
‫شما شغل‌تون چیه؟

01:02:42.373 --> 01:02:46.039
‫من بازنشسته‌ام ولی هنوز کار
‫می‌کنم تو جمعیت روستایی آنکا هولی.

01:02:46.040 --> 01:02:48.639
‫- همچنان همکاری می‌کنم...
‫- از کدوم نهاد بازنشسته شدین؟

01:02:48.640 --> 01:02:50.620
‫وزارت کشور.

01:02:51.480 --> 01:02:54.380
‫طرفین دعوا رو می‌شناسین؟

01:02:54.960 --> 01:02:57.599
‫فقط آقای آمین.

01:02:57.600 --> 01:02:59.719
‫دوستی، دشمنی،

01:02:59.720 --> 01:03:03.092
‫یا نفعی تو نتیجه پرونده دارین؟

01:03:03.093 --> 01:03:05.900
‫هیچ‌کدوم. مطلقاً هیچ‌کدوم.

01:03:06.440 --> 01:03:08.159
‫- خانم رئیس؟
‫- بله؟

01:03:08.160 --> 01:03:10.399
‫- در مورد شاهد...
‫- بله.

01:03:10.400 --> 01:03:15.680
‫شکایت‌هایی که علیه ایشون
‫ثبت شده همچنان فعاله.

01:03:17.280 --> 01:03:18.919
‫بذارید سوال رو تکرار کنم.

01:03:18.920 --> 01:03:21.119
‫- ارتباط دوستانه یا دشمنی... ؟
‫- نه

01:03:21.120 --> 01:03:24.319
‫- نفعی از طرفین نصیب شما میشه؟
‫- هیچی.

01:03:24.320 --> 01:03:25.719
‫ولی باید بگم که...

01:03:25.720 --> 01:03:28.119
‫- از شما توسط یکی از طرفین شکایت شده؟
‫- بله.

01:03:28.120 --> 01:03:29.653
‫- این قسمت درسته.
‫- خب.

01:03:29.654 --> 01:03:31.739
‫جمعیت چوچاگاستا

01:03:31.740 --> 01:03:37.999
‫از من و برادرم تو
‫دادگاه فدرال شکایت کرده.

01:03:38.000 --> 01:03:40.720
‫- اسم برادرت چیه؟
‫- دانته چیارلو.

01:03:41.680 --> 01:03:44.333
‫شما با این جمعیت سر
‫زمین‌ها ختلافی دارین؟

01:03:44.334 --> 01:03:49.325
‫- شاید یه مشکل مرزی...
‫- نه، اصلاً.

01:03:49.326 --> 01:03:52.799
‫ما همیشه تو صلح و
‫آرامش زندگی کردیم.

01:03:52.800 --> 01:03:57.439
‫همه می‌دونن حدود
‫کجاست، مرزها کجاست.

01:03:57.440 --> 01:04:01.239
‫اونا همیشه آدمای خوب
‫و زحمت‌کشی بودن،

01:04:01.240 --> 01:04:03.799
‫فقط آدمای عادی، برابر.

01:04:03.800 --> 01:04:05.079
‫ما همه برابریم.

01:04:05.080 --> 01:04:08.359
‫پس هر کی کار خودشو می‌کرد،
‫رو کار خودش تمرکز داشت.

01:04:08.360 --> 01:04:10.919
‫ولی در اصل، آدمای خوبی بودن.

01:04:10.920 --> 01:04:13.920
‫با این حال جمعیت
‫از شما شکایت کرده؟

01:04:14.840 --> 01:04:16.533
‫گفتن که ما صاحبان اصلی نیستیم

01:04:16.534 --> 01:04:20.206
‫و اینکه ما غاصبیم،
‫یه تعبیر ملایم بود.

01:04:20.207 --> 01:04:23.399
‫اونا به ما گفتن کلاهبردار،
‫سوءاستفاده‌گر، ستمگر.

01:04:23.400 --> 01:04:26.579
‫و برای من شخصاً، وقتی کمیسر بودم،

01:04:26.580 --> 01:04:29.100
‫کی به من رای داد که برنده بشم؟

01:04:29.720 --> 01:04:31.959
‫کی به من رای داد که برنده بشم؟

01:04:31.960 --> 01:04:37.479
‫و من بارها با رای
‫مردم برنده شدم،

01:04:37.480 --> 01:04:40.872
‫و انتخابات من کاملاً شفاف بود،

01:04:40.873 --> 01:04:42.960
‫درست مثل زندگی خودم، خانم قاضی.

01:04:48.840 --> 01:04:54.220
‫خانم چیارلو خیلی مورد
‫احترام آقای سالوادور بود.

01:04:56.066 --> 01:05:01.820
‫اون سواد نداشت، با
‫اثر انگشتش امضا می‌کرد.

01:05:03.293 --> 01:05:07.300
‫برای اونا، فریب دادن
‫یه همچین آدمی آسون بود.

01:05:11.440 --> 01:05:15.759
‫اونا با مردم دوست میشن، رابطه برقرار
‫می‌کنن، بعد شروع می‌کنن به پرس‌وجو

01:05:15.760 --> 01:05:18.965
‫در مورد وضعیت زمین، کی صاحبشه

01:05:18.966 --> 01:05:21.160
‫و قبل از اینکه بفهمی،
‫دیگه خیلی دیره.

01:05:21.184 --> 01:05:23.184
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:05:33.200 --> 01:05:34.666
‫اگه دیگه حرفی نیست...

01:05:34.667 --> 01:05:36.240
‫بله، وکیل.

01:05:37.400 --> 01:05:40.759
‫به تیم دفاع در هیچ مقطع
‫زمانی اطلاع داده نشد

01:05:40.760 --> 01:05:43.639
‫که یه فیلم داره تهیه میشه.

01:05:43.640 --> 01:05:48.919
‫پس ما داریم تو یه جور سیرک
‫کار می‌کنیم تا یه فیلم ساخته بشه.

01:05:48.920 --> 01:05:53.599
‫فکر می‌کنم عاقلانه
‫بود که همه ما می‌دونستیم

01:05:53.600 --> 01:05:56.079
‫که یه فیلم در مورد
‫این پرونده ساخته میشد،

01:05:56.080 --> 01:05:58.039
‫که این به عنوان
‫یه سیرک تلقی نشه،

01:05:58.040 --> 01:06:02.160
‫بلکه با جدیت و اهمیتی که این جلسه
‫استماع شایسته‌شه، برخورد بشه.

01:06:02.161 --> 01:06:06.799
‫هیچ‌کس تو این دادگاه یا
‫تو این اتاق، این محاکمه رو،

01:06:06.800 --> 01:06:10.519
‫که در مقایسه با بقیه
‫پرونده‌ها اهمیت ویژه‌ای داره،

01:06:10.520 --> 01:06:13.646
‫با لحن یا برخورد یه
‫سیرک برگزار نمی‌کنه.

01:06:13.647 --> 01:06:16.120
‫اجازه بدین اینو با
‫تمام جدیت روشن کنم.

01:06:17.440 --> 01:06:21.980
‫اینکه فکر کنیم این دادگاه
‫اینجوری رفتار می‌کنه، نامناسبه.

01:06:22.573 --> 01:06:26.213
‫این دادگاه بازه،
‫همونطور که قانون میگه،

01:06:26.214 --> 01:06:28.559
‫تو یه محاکمه شفاهی و علنی.

01:06:28.560 --> 01:06:30.239
‫این وظیفه ما نیست
‫که تصمیم بگیریم

01:06:30.240 --> 01:06:34.079
‫چه رسانه‌ای رو دوست داریم
‫یا نه تا بهشون اجازه ورود بدیم.

01:06:34.080 --> 01:06:37.953
‫در واقع، من اسم
‫روزنامه‌نگارها رو نمی‌دونم،

01:06:37.954 --> 01:06:40.080
‫و نه حتی اینکه برای
‫چه رسانه‌ای کار می‌کنن.

01:07:02.880 --> 01:07:06.100
‫هیچ‌وقت به خود
‫زندگی فکر نکرده بودم.

01:07:09.200 --> 01:07:13.220
‫فقط به این فکر می‌کردم که
‫چی لازم دارم تا زندگیم بگذره.

01:07:14.880 --> 01:07:16.079
‫نه به خود زندگی.

01:07:16.080 --> 01:07:17.620
‫بعداً، آره، فکر کردم.

01:07:18.160 --> 01:07:19.546
‫همین‌طور که سال‌ها گذشت،

01:07:19.547 --> 01:07:25.060
‫فهمیدم چجوری زندگی کردم
‫و زندگی برام چطور بوده.

01:07:35.800 --> 01:07:38.445
‫جارو می‌فروختم.

01:07:38.446 --> 01:07:40.300
‫و کفش هم واکس می‌زدم.

01:07:41.113 --> 01:07:44.620
‫اگه بیشتر از سه پزو
‫درمی‌آوردم، پول خوبی بود.

01:07:45.120 --> 01:07:46.819
‫می‌دادمش به مادرم.

01:07:46.820 --> 01:07:48.479
‫و اگه آخر هفته میشد

01:07:48.480 --> 01:07:52.079
‫و می‌خواستم برم سینما یا سیرک،

01:07:52.080 --> 01:07:53.820
‫اون بهم بابتش پول میداد.

01:07:55.440 --> 01:07:59.580
‫اون فیلم بن‌هور قدیمیه
‫مورد علاقه‌م بود.

01:08:02.480 --> 01:08:03.860
‫چارلتون هستون.

01:08:10.600 --> 01:08:15.300
‫وقتی نه یا ده سالم بود،
‫مادرمو از دست دادم.

01:08:16.080 --> 01:08:19.080
‫مثل یه کشتی بدون
‫سکان مونده بودم.

01:08:21.509 --> 01:08:23.681
‫تو اتاقش،

01:08:23.682 --> 01:08:26.940
‫یه سوراخ کنده بودم و
‫یه قوطی قایم کرده بودم.

01:08:27.500 --> 01:08:28.839
‫هر بعدازظهر که برمی‌گشتم،

01:08:28.840 --> 01:08:32.020
‫دو یا سه پزویی که اضافه
‫می‌اومد رو توش می‌ذاشتم.

01:08:33.240 --> 01:08:34.740
‫شروع کردم به پس‌انداز کردن.

01:08:37.240 --> 01:08:41.719
‫چون قطارها میومدن تو
‫ایستگاه، پر از دستفروش بود.

01:08:41.720 --> 01:08:47.620
‫روزنامه، مجله یا
‫حتی سیب می‌فروختم.

01:08:49.400 --> 01:08:53.280
‫یادمه وقتی سیزده سالم شد،
‫شروع کردم به بریدن نیشکر.

01:08:58.360 --> 01:09:00.239
‫این تعطیلی به معنی از
‫دست دادن زمین خواهد بود

01:09:00.240 --> 01:09:03.519
‫و مهاجرت هزاران نفر از توکومان

01:09:03.520 --> 01:09:06.940
‫که نمیتونن کاری تو استان بکنن...

01:09:08.120 --> 01:09:13.540
‫رفتم بوئنوس آیرس، بعد از اینکه
‫کارخونه‌های قند سال ۱۹۶۶ تعطیل شدن.

01:09:14.200 --> 01:09:17.880
‫و اونجا سفرم برای
‫پیدا کردن کار شروع شد.

01:09:20.200 --> 01:09:22.720
‫رفتم یه پانسیون.

01:09:23.800 --> 01:09:27.732
‫پانسیون‌های قدیمی زیادی
‫بودن که ارزون بودن،

01:09:27.733 --> 01:09:30.260
‫ولی باید یه اتاق رو با
‫پنج نفر شریک میشدی

01:09:31.800 --> 01:09:35.900
‫که برای کار میومدن
‫و بعدش میموندن.

01:09:38.200 --> 01:09:41.800
‫اول با یه شیلیایی کار
‫کردم، بعد با یکی از توکومان.

01:09:41.801 --> 01:09:45.465
‫بچه یه کم گچ‌کاری
‫بلده، ببرش با خودت.

01:09:45.466 --> 01:09:47.192
‫دنبال کاره.

01:09:47.193 --> 01:09:49.540
‫باشه، فردا آماده باش.

01:09:52.720 --> 01:09:57.900
‫پول خوبی درآوردم با
‫ساختن کمد دیواری گچی.

01:09:58.800 --> 01:10:02.300
‫البته، پول درآوردن
‫رو دوست داشتم،

01:10:02.800 --> 01:10:05.060
‫ولی از اون کار هم خوشم اومد.

01:10:09.080 --> 01:10:10.720
‫برام سخت نبود.

01:10:13.640 --> 01:10:17.240
‫کارای سخت‌تر از
‫این رو هم کرده بودم.

01:10:24.200 --> 01:10:26.200
‫اون کار میتونست منو هر جا ببره.

01:10:28.026 --> 01:10:32.320
‫هر چی شهر بزرگ‌تر
‫بود، کارم بیشتر بود،

01:10:33.633 --> 01:10:35.460
‫چون ساخت و ساز بیشتر بود.

01:10:41.440 --> 01:10:44.380
‫یه سری اروگوئه‌ای بودن

01:10:45.320 --> 01:10:47.079
‫که باهاشون فوتبال بازی میکردم.

01:10:47.080 --> 01:10:51.580
‫بهشون گفتم اهل توکومانم،
‫واسه همین بهم میگفتن دیاگیتا.

01:10:56.267 --> 01:11:00.612
‫اون اولین باری بود که فکر کردم

01:11:00.613 --> 01:11:02.740
‫که ممکنه بومی باشم.

01:11:07.920 --> 01:11:11.279
‫مشکل از سال ۱۹۷۵ شروع شد

01:11:11.280 --> 01:11:13.879
‫با تورم و گرونی.

01:11:13.880 --> 01:11:18.500
‫برای اینکه ازش دور شم، تصمیم
‫گرفتم یه ماه برم تو توکومان.

01:11:20.178 --> 01:11:24.260
‫تنهایی اومدم، مثل همیشه.

01:11:28.120 --> 01:11:29.580
‫سیریلو بالدراما.

01:11:31.520 --> 01:11:32.620
‫پدرم.

01:11:33.240 --> 01:11:36.313
‫نمیدونستم کجا
‫زندگی میکنه، یا کیه.

01:11:37.120 --> 01:11:39.067
‫اون برام نصف یه
‫قالب پنیر فرستاد.

01:11:39.627 --> 01:11:40.914
‫و من گرفتمش.

01:11:42.320 --> 01:11:45.180
‫گفتن: "برو ببینش،
‫اون خانواده‌ته. "

01:11:49.146 --> 01:11:53.540
‫من تو زاراته نورته به دنیا
‫اومدم، درست دم خروجی سن پدرو.

01:11:56.120 --> 01:11:58.700
‫واسه همین با اون
‫منطقه آشنا بودم.

01:12:00.686 --> 01:12:06.186
‫به لطف آدرسایی که
‫داشتم، رسیدم خونه سیریلو.

01:12:09.080 --> 01:12:11.546
‫مراسم باشکوهی نبود، به اصطلاح.

01:12:11.547 --> 01:12:14.940
‫دست دادیم و همین.

01:12:18.253 --> 01:12:21.300
‫من فقط اومده بودم
‫ببینمش و بعد برم.

01:12:22.840 --> 01:12:27.999
‫ولی اونا اشاره کردن به
‫یه سری مشکلات با آمین

01:12:28.000 --> 01:12:31.700
‫که داشت پولِ چرا میگرفت
‫و حیووناشونو میبرد.

01:12:38.000 --> 01:12:42.140
‫این باقیمونده از
‫املاک لا ایگراست

01:12:42.973 --> 01:12:47.380
‫که ظاهراً مال
‫فرانسیسکو کلمبرس بود.

01:12:49.000 --> 01:12:55.020
‫اون میگفت: "برو یه
‫نشونه بذار رو اون درخت،

01:12:55.920 --> 01:12:58.612
‫و رو اون یکی، و الی آخر. "

01:12:58.613 --> 01:13:00.153
‫اینجوری بود که تصرفش کردن.

01:13:03.253 --> 01:13:07.540
‫اونا مثل مالکا رفتار
‫میکردن، ولی سند نداشتن.

01:13:13.093 --> 01:13:16.253
‫یه قسمتی از این املاک
‫بارها و بارها فروخته شد

01:13:16.254 --> 01:13:18.540
‫تا اینکه افتاد دست خانواده آمین.

01:13:21.960 --> 01:13:24.319
‫ما بیشتر از ۴۰ سال

01:13:24.320 --> 01:13:28.860
‫درخواست میدادیم
‫و نامه مینوشتیم...

01:13:29.640 --> 01:13:35.380
‫به نهادهای مختلف که
‫مشکلات زمین رو حل کنن.

01:13:36.040 --> 01:13:42.500
‫همه داشتن شکایت و تهدید و تلاش
‫برای بیرون کردن رو تجربه میکردن.

01:13:43.133 --> 01:13:45.399
‫هرچی میتونستن بردن.

01:13:45.400 --> 01:13:48.840
‫اونا بز، گاو و اسب رو گرفتن.

01:13:49.620 --> 01:13:51.859
‫بعداً، اومدن سراغ محصولات.

01:13:51.860 --> 01:13:54.759
‫ما شروع کردیم
‫محصول رو تقسیم کنیم.

01:13:54.760 --> 01:13:58.319
‫اونا بهمون مواد اولیه
‫برای کاشت میدادن، درسته،

01:13:58.320 --> 01:14:02.740
‫ولی از مردم سوءاستفاده میکردن و
‫محصول و سود رو برای خودشون نگه میداشتن.

01:14:08.760 --> 01:14:10.679
‫سیریلو، پدرم، بهم گفت،

01:14:10.680 --> 01:14:15.940
‫اونها بارها با فرماندار، جوری
‫"ترک"، صحبت کرده بودن،

01:14:16.446 --> 01:14:20.667
‫که گفته بود املاک رو به
‫نفع مردم اینجا مصادره میکنه.

01:14:22.960 --> 01:14:26.573
‫اونا زمین رو مجانی
‫نمیدادن. پرداخت لازم بود.

01:14:28.400 --> 01:14:30.420
‫زمین واقعاً مصادره شد،

01:14:31.640 --> 01:14:34.220
‫ولی با این حال،
‫هیچوقت تحویلش ندادن.

01:14:37.600 --> 01:14:42.393
‫من شروع کردم به تحقیق
‫کردن تا اینکه نقشه ها رو

01:14:42.394 --> 01:14:44.780
‫از اداره املاک
‫دولتی به دست آوردم.

01:14:45.439 --> 01:14:49.145
‫اونجا دیدم که همه خانواده‌ها

01:14:49.146 --> 01:14:53.060
‫داخل زمین های دولتی قرار داشتن.

01:14:53.566 --> 01:14:54.860
‫املاک دولتی.

01:14:59.280 --> 01:15:02.060
‫من از قبل بلیط داشتم
‫که برگردم بوئنوس آیرس.

01:15:02.640 --> 01:15:06.740
‫میتونستم اونا رو به حال خودشون
‫بذارم، بگم مشکل خودشونه.

01:15:07.560 --> 01:15:10.180
‫ولی حس کردم که
‫من هم جزئی از اینم.

01:15:11.120 --> 01:15:12.900
‫واسه همین تصمیم گرفتم بمونم.

01:15:16.920 --> 01:15:19.660
‫یه چیز ناملموسه.

01:15:21.160 --> 01:15:22.879
‫یه حسیه

01:15:22.880 --> 01:15:25.340
‫که داره تو وجودم فوران
‫میکنه، نمیدونم از کی.

01:17:03.600 --> 01:17:04.660
‫بالا رو نگاه کن.

01:17:05.253 --> 01:17:08.639
‫اون نقاشی

01:17:08.640 --> 01:17:12.260
‫زمانی که بومی ها سعی کردن
‫وارد شهر بشن رو نشون میده.

01:17:12.773 --> 01:17:15.239
‫ببین چطور این فرشته ها

01:17:15.240 --> 01:17:18.639
‫جنگیدن تا بومی ها
‫رو بیرون نگه دارن،

01:17:18.640 --> 01:17:22.680
‫و این پرتوها رو فرستادن تا
‫اونا رو بترسونن و دور کنن.

01:17:23.600 --> 01:17:26.639
‫مردم مختلفی در
‫توکومان ساکن بودن.

01:17:26.640 --> 01:17:30.839
‫اونا کشاورزی میکردن،
‫ولی جنگ علاقه شون بود.

01:17:30.840 --> 01:17:32.359
‫اونا عاشق جنگیدن بودن.

01:17:32.360 --> 01:17:34.600
‫همچنین گفته میشه اونا
‫ورزشکارای خوبی بودن.

01:17:35.120 --> 01:17:38.959
‫اون موقع، شمال آرژانتین
‫یه استان بزرگ بود

01:17:38.960 --> 01:17:41.079
‫به اسم سالتا د توکومان.

01:17:41.080 --> 01:17:44.780
‫از خوخوی، سالتا،
‫توکومان تشکیل شده بود...

01:17:44.781 --> 01:17:51.279
‫به حرفاش که گوش میدی،
‫میفهمی چقدر متقاعد شده

01:17:51.280 --> 01:17:55.980
‫که حتی خدا هم میخواد ما
‫رو برای همیشه محو کنه.

01:17:56.720 --> 01:17:58.920
‫همون خدایی که ما
‫الان بهش اعتقاد داریم.

01:17:59.600 --> 01:18:04.060
‫علیه ما بود، همون‌طور
‫که نقاشی نشون میده.

01:18:05.800 --> 01:18:09.619
‫سخته به این مردم بفهمونی.

01:18:09.620 --> 01:18:14.060
‫غم‌انگیزه چون دولت
‫آرژانتین اینجوری ساخته شد.

01:18:14.720 --> 01:18:18.260
‫که ثابت کنن ما بدیم.

01:18:20.560 --> 01:18:25.420
‫اعضا از بقیه جوامع

01:18:26.120 --> 01:18:27.019
‫به خدا باور ندارن.

01:18:27.020 --> 01:18:30.399
‫- اونا...
‫- دقیقاً.

01:18:30.400 --> 01:18:33.020
‫یعنی، عقاید دیگه‌ای دارن.

01:18:34.080 --> 01:18:36.540
‫خوزه اونجا غسل تعمید داده شد.

01:19:17.140 --> 01:19:19.640
‫- تا کجا درس خوندی؟
‫- دوم ابتدایی.

01:19:19.641 --> 01:19:22.101
‫- دوم ابتدایی؟
‫- خاویر تا سوم ابتدایی خوند.

01:19:22.813 --> 01:19:24.300
‫دیگه مقطع بالاتر نداشتیم.

01:19:25.720 --> 01:19:29.380
‫یک ساعت، یک ساعت
‫و نیم پیاده راه بود.

01:19:29.920 --> 01:19:31.140
‫پیاده میرفتیم.

01:19:44.640 --> 01:19:47.873
‫"چی میتونی بکشی که با
‫حرف 'س' شروع بشه؟"

01:19:48.440 --> 01:19:49.500
‫"یه سرخپوست. "

01:19:50.760 --> 01:19:53.820
‫"پس یه آدم بکش. یه سرخپوست. "

01:19:55.200 --> 01:19:59.540
‫بعضیامون ایستاده
‫میکشیدیمش با تیر و کمون.

01:20:00.059 --> 01:20:02.372
‫بقیه با بولای آرژانتینی.

01:20:02.373 --> 01:20:06.860
‫اونایی که ماهرتر بودن
‫سوار اسب میکشیدنش.

01:20:10.433 --> 01:20:11.772
‫اون موقع‌ها،

01:20:11.773 --> 01:20:16.220
‫مامانم، برادرای بزرگترم و بزرگترا
‫به دعواهای حقوقی رسیدگی میکردن.

01:20:16.720 --> 01:20:19.239
‫مردم سعی میکردن ما رو بیرون کنن،

01:20:19.240 --> 01:20:23.879
‫در حالی که تو مدرسه به ما یاد
‫میدادن کی آمریکا رو کشف کرده.

01:20:23.880 --> 01:20:26.687
‫درباره‌ی سانتا ماریا،
‫لا نینیا و لا پینتا.

01:20:26.688 --> 01:20:28.980
‫قهرمانای ملت.

01:20:32.720 --> 01:20:36.980
‫هیچ‌وقت به ما یاد ندادن
‫که ما در واقع بومی هستیم.

01:20:38.360 --> 01:20:40.660
‫هیچ‌وقت به ما درباره‌ی
‫حقوقمون چیزی یاد ندادن.

01:20:52.720 --> 01:20:55.180
‫چیزی که تو کتابا بود
‫به ما یاد داده میشد.

01:20:56.920 --> 01:21:01.620
‫که این کشور توسط
‫مردم بومی سکونت داشته.

01:21:04.306 --> 01:21:07.660
‫خیلی کم گفته میشد درباره‌ی این واقعیت
‫که مردم بومی هنوزم توش زندگی میکنن.

01:21:09.160 --> 01:21:10.980
‫اینکه ما هنوزم اینجاییم.

01:21:16.320 --> 01:21:19.700
‫رودخونه سه روزه طغیان کرده.

01:21:20.880 --> 01:21:24.760
‫بچه‌ها تو مدرسه‌ی
‫نیورکو پناه گرفتن.

01:21:25.520 --> 01:21:28.380
‫نتونستن از رودخونه رد شن.

01:21:33.313 --> 01:21:37.639
‫ما از جماعتی هستیم که
‫سال‌هاست به کلی محو شدن.

01:21:37.640 --> 01:21:40.546
‫تاریخمون تحریف
‫شده، زیر و رو شده.

01:21:40.547 --> 01:21:44.159
‫حتی زبانمونم ازمون گرفتن،

01:21:44.160 --> 01:21:45.879
‫ولی ما وجود داریم.

01:21:45.880 --> 01:21:52.759
‫اون معلم فداکاری کرده تا بتونه
‫فارغ‌التحصیل شه و کار کنه.

01:21:52.760 --> 01:21:57.240
‫متأسفانه، اون باید اینا رو درس
‫بده چون شغلش اینو ایجاب میکنه.

01:21:59.160 --> 01:22:03.472
‫احتمالاً ما زیاد درباره‌ی
‫مردم بومی درس نمیدیم

01:22:03.473 --> 01:22:07.160
‫چون اولویت با تاریخ جهانه.

01:22:07.960 --> 01:22:11.959
‫ما باید برنامه‌ی درسی رو
‫که دولت ارائه کرده درس بدیم.

01:22:11.960 --> 01:22:16.540
‫پس چیزی که اونا میگن اولویت
‫داره، همونو باید درس بدیم.

01:22:17.720 --> 01:22:21.660
‫امروزه میبینیم که بچه‌ها
‫دبیرستان رو تموم میکنن.

01:22:22.600 --> 01:22:25.752
‫ولی بعدش با یه کاهش
‫جمعیت محسوس مواجهی.

01:22:25.753 --> 01:22:31.119
‫و من یه ناسازگاری میبینم،
‫یه جور تناقض، درسته؟

01:22:31.120 --> 01:22:32.999
‫مبارزه برای زمین

01:22:33.000 --> 01:22:35.458
‫و در عین حال، کاهش جمعیت.

01:22:35.459 --> 01:22:38.820
‫چرا باید واسه زمینی بجنگی که
‫قرار نیست ازش استفاده کنی؟

01:22:47.246 --> 01:22:51.540
‫ما بومی‌ها وجود داریم و حق داریم
‫تو سرزمین خودمون زندگی کنیم.

01:22:54.120 --> 01:22:56.100
‫و اینجوری بود که جمعیت شروع شد.

01:23:00.520 --> 01:23:03.460
‫اول از همه، با گرفتن
‫شخصیت حقوقی.

01:23:04.353 --> 01:23:06.340
‫داشتن مدارک واقعی،

01:23:07.840 --> 01:23:09.180
‫و تسلیم نشدن.

01:23:12.280 --> 01:23:14.380
‫ترک نکردن زمینمون.

01:23:15.906 --> 01:23:17.573
‫صحبت کردن.

01:23:19.480 --> 01:23:21.460
‫گوش دادن به نظر یکی.

01:23:22.040 --> 01:23:23.940
‫و بعد نظر یکی دیگه.

01:23:25.800 --> 01:23:27.500
‫دونستن اینکه همه کجا وایسادیم.

01:23:29.133 --> 01:23:31.300
‫چون تاریخ از اینجا شروع میشه.

01:23:34.873 --> 01:23:37.340
‫میگن: "این زمین مال ماست. "

01:23:39.060 --> 01:23:41.980
‫ولی همونطور که میگم،
‫کاغذ از قلم سوال نمیکنه.

01:23:44.493 --> 01:23:48.060
‫به نظر من، از کار
‫بقیه سوءاستفاده کردن.

01:23:50.000 --> 01:23:52.740
‫اینه که کافروونه تو آهنگش میگه.

01:23:55.840 --> 01:23:57.659
‫کار چیز خوبیه

01:23:57.660 --> 01:23:59.900
‫بهترین چیز زندگیه

01:24:00.419 --> 01:24:04.919
‫ولی زندگی تو کار کردن در
‫مزرعه یکی دیگه از دست میره

01:24:04.920 --> 01:24:10.060
‫بعضی‌ها مثل رعد و برق کار میکنن
‫در حالی که بقیه از بارون لذت میبرن

01:24:10.639 --> 01:24:14.766
‫صاحب مزرعه به خودش میباله
‫بابت روش‌های گائوچوها و غرورش

01:24:14.767 --> 01:24:18.919
‫اون فکر میکنه که اسرافه اگه کارگر
‫مزرعه‌ش یه زندگی بهتر داشته باشه

01:24:18.920 --> 01:24:20.838
‫ولی آقا نمیدونه

01:24:20.839 --> 01:24:24.020
‫که کارگر مزرعه‌ش دلیل اینه که
‫مزرعه‌ش فصل‌ها رو از سر می‌گذرونه.

01:24:25.360 --> 01:24:28.580
‫این رسم زمینه. اون وام‌دار
‫کساییه که روش کار میکنن.

01:24:29.840 --> 01:24:32.540
‫شاید بگن: "اونا
‫تنبلن، کار نمیکنن. "

01:24:34.139 --> 01:24:37.639
‫فکر میکنم اونایی که
‫با ما زندگی میکنن،

01:24:37.640 --> 01:24:42.860
‫میدونن ما چجوری زندگی میکنیم،
‫چیکار میکنیم و چرا این کارو میکنیم.

01:24:44.073 --> 01:24:47.380
‫و اونایی که اینجا
‫زندگی نمیکنن، نمیدونن.

01:24:50.073 --> 01:24:50.973
‫نمیدونن.

01:25:03.120 --> 01:25:04.540
‫بیا اینجا، کوچولو.

01:25:30.840 --> 01:25:34.100
‫اینا خواهرامن، لوئیسا و آنتونیا.

01:25:37.080 --> 01:25:40.293
‫بزرگتره ازدواج کرد
‫و رفت بوئنوس آیرس.

01:25:40.294 --> 01:25:42.840
‫سال ۱۹۵۴ رفت.

01:25:44.020 --> 01:25:47.620
‫شوهرش تو یه کارخونه
‫ریخته‌گری کار میکرد.

01:25:48.500 --> 01:25:49.880
‫فلزکار بود.

01:25:51.760 --> 01:25:54.340
‫تو یه کارگاه خیاطی کار میکرد.

01:25:55.680 --> 01:25:58.860
‫لباس میفرستادن به توکومان.

01:26:00.080 --> 01:26:02.180
‫فروشگاه‌هایی مثل کاسا
‫ارِدیا یا گات و چاوز...

01:26:02.680 --> 01:26:04.180
‫دیگه وجود ندارن.

01:26:05.600 --> 01:26:06.700
‫لباس‌های خوبی بودن.

01:26:09.800 --> 01:26:12.399
‫خواهرم لوئیسا پرونیست بود.

01:26:12.400 --> 01:26:13.900
‫آنتونیا هم همینطور.

01:26:14.800 --> 01:26:19.879
‫شکایت میکرد، میگفت از زمان پرون

01:26:19.880 --> 01:26:21.420
‫یه شنیتسل نخورده.

01:26:25.120 --> 01:26:28.740
‫میگفت "آخرین شنیتسلی
‫که خوردم با پرون بود،"

01:26:31.887 --> 01:26:35.500
‫۱۲ یا ۱۳ سالم بود
‫وقتی رفتم، یادم نمیاد.

01:26:36.026 --> 01:26:38.060
‫اون موقع بود که منو
‫فرستادن بوئنوس آیرس.

01:26:38.960 --> 01:26:42.860
‫چون خواهرم حامله بود، باید
‫از بچه دیگه مراقبت میکردم.

01:26:45.640 --> 01:26:50.020
‫باید پوشک‌هاش رو میشستم، لباس‌های
‫بچه‌گونش رو، و حمومش میکردم.

01:26:52.200 --> 01:26:54.919
‫ولی باهاش نمی‌گشتم
‫و بازی نمی‌کردم.

01:26:54.920 --> 01:26:56.060
‫از این خوشم نمی‌اومد.

01:27:00.560 --> 01:27:05.160
‫بعدش، دنبال یه کار
‫دیگه گشتم، خونه‌داری.

01:27:06.019 --> 01:27:09.200
‫محله‌ش ویلا اورکیزا
‫بود، تو شهر بوئنوس آیرس.

01:27:11.440 --> 01:27:17.180
‫باید تو خونه‌های مختلف کار می‌کردم،
‫سه ساعت، چهار ساعت، دو ساعت و اینا.

01:27:18.400 --> 01:27:23.060
‫همیشه می‌دویدم که به
‫اتوبوس یا قطار برسم.

01:27:24.520 --> 01:27:26.020
‫ولی حقوقش خوب بود.

01:27:28.360 --> 01:27:30.900
‫اونا کلاریسا و فرمینا هستن.

01:27:31.700 --> 01:27:33.420
‫اونا اهل چاسکیویل بودن.

01:27:34.320 --> 01:27:37.120
‫درست بعد از مدرسه،
‫اومدن شهر که کار کنن.

01:27:38.960 --> 01:27:42.500
‫بازی آهنگ نمی‌زدن، ولی یه عکس
‫گرفتن که انگار دارن آهنگ می‌زنن.

01:27:47.720 --> 01:27:49.420
‫گیلرمینا اولیوار.

01:27:50.720 --> 01:27:52.180
‫چه لباسی، نه؟

01:27:53.080 --> 01:27:56.478
‫اونم با ما تو خونه بزرگ شده بود.

01:27:56.479 --> 01:27:59.820
‫خدمتکار شد، نمی‌دونم چی شد.

01:28:02.120 --> 01:28:03.500
‫اون منم.

01:28:04.320 --> 01:28:08.420
‫تو این عکس شاید ۱۷ یا
‫۱۸ سالم باشه، مطمئن نیستم.

01:28:09.240 --> 01:28:11.020
‫من خونه‌دار بودم.

01:28:14.880 --> 01:28:19.298
‫اونایی‌مون که تو خونه زندگی می‌کردیم،
‫بعدازظهرهای پنجشنبه تعطیل بودیم

01:28:19.299 --> 01:28:21.860
‫که خرید کنیم یا بریم بیرون.

01:28:24.396 --> 01:28:27.900
‫و شب دوباره سر کار.

01:28:30.760 --> 01:28:34.420
‫کار تو کوهستان
‫خیلی با شهر فرق داره.

01:28:34.920 --> 01:28:37.920
‫خجالت می‌کشیدم چون بلد نبودم
‫اونطوری که باید تر تمیز کار کنم.

01:28:40.000 --> 01:28:43.300
‫تو خونه‌های روستایی
‫کفپوش نبود. الان هست!

01:28:44.240 --> 01:28:45.380
‫ولی اون موقع نبود.

01:28:47.140 --> 01:28:51.079
‫یه روز رئیس اومد پیشم و گفت:

01:28:51.080 --> 01:28:52.839
‫«دیگه نمی‌تونی اینجا کار کنی.»

01:28:52.840 --> 01:28:54.260
‫ازش پرسیدم چرا.

01:28:57.040 --> 01:29:00.380
‫در ورودی سفید بود.

01:29:01.540 --> 01:29:04.140
‫و من نمی‌دونستم که
‫باید هر روز تمیز بشه.

01:29:05.480 --> 01:29:08.860
‫«بهم بگید چطوری انجامش بدم منم
‫همونطوری که گفتید انجامش میدم»

01:29:09.760 --> 01:29:11.392
‫«اگه میخواید که ادامه بدم.»

01:29:11.393 --> 01:29:12.860
‫و من به کارم ادامه دادم.

01:29:13.440 --> 01:29:15.680
‫از اون به بعد، هر چی
‫اون گفت انجام دادم.

01:29:19.360 --> 01:29:20.700
‫فرانسیسکو، برادرم.

01:29:21.440 --> 01:29:23.779
‫اونم رفت بوئنوس آیرس که کار کنه.

01:29:23.780 --> 01:29:26.500
‫تو سودامتکس، یه کارخونه نساجی.

01:29:27.560 --> 01:29:30.180
‫اونجا حدود ۱۵ سال کار کرد.

01:29:31.600 --> 01:29:34.660
‫الان تو چوچا با
‫خانواده‌ش زندگی می‌کنه.

01:29:37.080 --> 01:29:38.560
‫اون شمایی، بابا.

01:29:38.561 --> 01:29:39.845
‫منم؟

01:29:39.846 --> 01:29:41.020
‫معلومه!

01:29:42.080 --> 01:29:43.192
‫آره.

01:29:43.193 --> 01:29:44.400
‫اون منم.

01:29:46.040 --> 01:29:47.340
‫اونم منم.

01:29:49.920 --> 01:29:52.060
‫پیدا کردن کار سخت نبود.

01:29:54.160 --> 01:29:56.172
‫خیلی‌ها می‌رفتن.

01:29:56.173 --> 01:29:57.560
‫خیلی از جوونا.

01:29:58.926 --> 01:30:02.120
‫نه فقط از توکومان، بلکه
‫از استان‌های دیگه هم.

01:30:07.280 --> 01:30:12.380
‫این مرد با پیراهن سفید بالا
‫تو کوهستان زندگی می‌کرد.

01:30:13.600 --> 01:30:16.060
‫اون تو بوئنوس آیرس پلیس بود.

01:30:17.686 --> 01:30:20.380
‫خیلی وقت پیش مرده.

01:30:23.859 --> 01:30:26.620
‫اون دوستمه، اهل کورینتسه.

01:30:27.880 --> 01:30:29.620
‫با هم دوست شدیم.

01:30:36.066 --> 01:30:39.220
‫با هم جشن گرفتیم، به هم سر زدیم.

01:30:41.560 --> 01:30:43.060
‫دلتنگ بودیم.

01:30:54.920 --> 01:30:57.100
‫- اون خاله ماریاست.
‫- خاله.

01:30:58.173 --> 01:31:01.519
‫چون یاد گرفتیم
‫که تنهایی سخت‌تره.

01:31:01.520 --> 01:31:02.700
‫چقدر خوشگل شده.

01:31:02.701 --> 01:31:07.919
‫ما به همدیگه نیاز داریم تا شروع
‫کنیم به ساختن وحدت ملی...

01:31:07.920 --> 01:31:09.700
‫من بوئنوس آیرس رو دوست ندارم.

01:31:10.280 --> 01:31:11.820
‫آب و هواش رو دوست ندارم.

01:31:16.400 --> 01:31:18.599
‫اون خواهرم دلفیناست.

01:31:18.600 --> 01:31:20.260
‫مادر نانسی.

01:31:20.800 --> 01:31:23.679
‫داداشم اون پارچه رو بهش داد.

01:31:23.680 --> 01:31:27.566
‫فکر کنم ته مونده‌های
‫کارخونه رو بهش فروخته بودن.

01:31:27.567 --> 01:31:30.000
‫صورتی بود.

01:31:32.360 --> 01:31:33.540
‫اون مُرد.

01:31:34.720 --> 01:31:39.300
‫واسه همین من پسرم و
‫نانسی رو با هم بزرگ کردم.

01:31:41.560 --> 01:31:46.660
‫لباس‌های بافتنی رو با
‫شهریه مدرسه مبادله می‌کردم.

01:31:49.720 --> 01:31:52.340
‫دخترای جوون الان اینجوری نیستن.

01:31:52.880 --> 01:31:54.793
‫به کارای دستی علاقه ندارن.

01:31:54.794 --> 01:31:56.212
‫تو می‌تونی ببافی؟

01:31:56.213 --> 01:31:58.792
‫- نه.
‫- بافتنی چی؟

01:31:58.793 --> 01:32:00.980
‫- تو چی؟
‫- من نمی‌تونم.

01:32:01.653 --> 01:32:04.320
‫- شما دو تا خدمتکارین، درسته؟
‫- آره.

01:32:04.321 --> 01:32:06.112
‫ولی همیشه باهام خوب رفتار شده.

01:32:06.113 --> 01:32:08.319
‫- هیچ وقت مشکلی نداشتم.
‫- آره.

01:32:08.320 --> 01:32:09.519
‫آره.

01:32:09.520 --> 01:32:12.359
‫الان تو چوچا کار می‌کنم.

01:32:12.360 --> 01:32:15.020
‫و آخر هفته‌ها میام خونه.

01:32:15.880 --> 01:32:18.280
‫- دبیرستان رو تموم کردی؟
‫- آره.

01:32:22.320 --> 01:32:23.340
‫مادربزرگ.

01:32:26.106 --> 01:32:27.700
‫زندگی همینه.

01:32:29.020 --> 01:32:32.898
‫یاد می‌گیری تو شهر
‫بچرخی، اونجا کار کنی.

01:32:32.899 --> 01:32:35.925
‫خونه قاضی‌ها، وکیل‌ها،

01:32:35.926 --> 01:32:40.506
‫خونه معلم‌ها، دکترها.

01:32:41.160 --> 01:32:45.119
‫وقتی ۱۸ سالم شد، می‌خواستم
‫اون رو پشت سر بذارم

01:32:45.120 --> 01:32:47.680
‫و واسه خودم کار کنم.

01:32:51.240 --> 01:32:56.380
‫ساعت ۵ صبح می‌رفتم
‫قبرستون گل می‌فروختم.

01:32:57.520 --> 01:33:00.540
‫روز پدر و روز مادر،

01:33:01.040 --> 01:33:02.740
‫کلی میخک می‌فروختم.

01:33:04.286 --> 01:33:08.460
‫بعدش، بستنی می‌فروختم.

01:33:18.879 --> 01:33:21.699
‫- خونت کجاست؟
‫- اونجاست.

01:33:21.700 --> 01:33:24.140
‫- ها؟
‫- اونجاست.

01:33:24.960 --> 01:33:26.600
‫اینجا پیچشه، ببین.

01:33:26.601 --> 01:33:29.272
‫- اوه، حق با توئه.
‫- اون طرف.

01:33:29.273 --> 01:33:31.919
‫تا تهش، من تا تهش می‌رفتم.

01:33:31.920 --> 01:33:34.039
‫و از اونجا، پایین.

01:33:34.040 --> 01:33:36.100
‫راهی که می‌رفتم ببینمت.

01:33:38.047 --> 01:33:39.480
‫همه‌ی اینا.

01:33:57.160 --> 01:34:00.439
‫امیدوارم بچه‌هامون
‫و اونایی که میان

01:34:00.440 --> 01:34:03.980
‫مجبور نشن چیزی که ما باهاش
‫روبرو شدیم رو تجربه کنن.

01:34:05.027 --> 01:34:06.132
‫و اونطوری...

01:34:06.133 --> 01:34:07.580
‫همه‌مون با همیم.

01:34:16.200 --> 01:34:17.520
‫خسته‌م.

01:34:18.873 --> 01:34:20.700
‫بیا یه کم استراحت
‫کنیم. هوا گرمه.

01:34:21.966 --> 01:34:25.179
‫- خونمون رو کجا بسازیم؟
‫- اونجا فکر کنم.

01:34:25.180 --> 01:34:27.580
‫نزدیک اون یکی ولی بالاتر.

01:34:29.280 --> 01:34:32.259
‫می‌بینی چطور علف
‫درمیاد؟ نگاه کن.

01:34:32.260 --> 01:34:34.360
‫- کجا؟
‫- اونجا، همینه.

01:34:34.361 --> 01:34:36.680
‫- آها. خشکه.
‫- آره.

01:34:36.681 --> 01:34:39.279
‫باید اون لبه‌ی کوچیک رو بکنی.

01:34:39.280 --> 01:34:42.319
‫ولی من به یه گودبرداری
‫کوچیک اول فکر می‌کردم.

01:34:42.320 --> 01:34:45.060
‫و از اونجا، بعد...
‫همه‌ی اون رو پر کنیم.

01:34:45.560 --> 01:34:46.820
‫بعد می‌تونیم بسازیم.

01:34:47.480 --> 01:34:51.019
‫باید مثل بچه‌های مدرسه
‫راه رو بریم بالا، نگاه کن.

01:34:51.020 --> 01:34:52.540
‫از اونجا، از اون فلات،

01:34:53.640 --> 01:34:56.159
‫همه‌چی رو می‌بینی،

01:34:56.160 --> 01:34:58.840
‫وقتی میرن مدرسه
‫و وقتی میان بیرون.

01:34:58.841 --> 01:35:02.300
‫می‌تونیم دو تا اتاق بسازیم...

01:35:12.940 --> 01:35:15.199
‫آنتن داشت؟ تا کجا می‌گرفت؟

01:35:15.200 --> 01:35:17.860
‫- تا کجا می‌گرفت؟
‫- تا درخت چورکی.

01:35:18.946 --> 01:35:20.725
‫- تا چورکی.
‫- تا اونجا؟

01:35:20.726 --> 01:35:22.559
‫- اینجا هم.
‫- اینجا هم؟

01:35:22.560 --> 01:35:24.799
‫- کل منطقه.
‫- ولی خوبه؟

01:35:24.800 --> 01:35:26.059
‫آره، 4G.

01:35:26.060 --> 01:35:28.510
‫- واقعا؟
‫- ولی خیلی خوب کار نمی‌کنه.

01:35:28.511 --> 01:35:30.131
‫اعتبار نداری.

01:35:30.132 --> 01:35:33.380
‫- اعتبار ندارم؟
‫- دیروز شارژ کردم.

01:35:34.180 --> 01:35:36.719
‫یادت میاد اون بزهایی
‫که اونجا دیدی؟

01:35:36.720 --> 01:35:39.333
‫- مال کی بودن؟
‫- مال اوواندو، رفتن.

01:35:39.334 --> 01:35:42.840
‫- فکر کنم دو تا هنوز اینجا هستن.
‫- اونجا، نگاه کن.

01:35:53.333 --> 01:35:55.060
‫عصر همگی بخیر.

01:35:56.960 --> 01:35:58.586
‫صدای منو می‌شنوین؟

01:35:58.587 --> 01:35:59.512
‫بله.

01:36:00.120 --> 01:36:01.300
‫داره ضبط می‌کنه؟

01:36:03.353 --> 01:36:04.886
‫- بله؟
‫- بفرمایید، خانم وکیل مدافع.

01:36:04.887 --> 01:36:06.340
‫خیلی ممنون.

01:36:06.920 --> 01:36:11.399
‫سعی می‌کنم برم سر اصل
‫مطلب، روز طولانی‌ای بود

01:36:11.400 --> 01:36:14.879
‫و ما چندین بار
‫وقایع رو مرور کردیم.

01:36:14.880 --> 01:36:19.160
‫تو این دادگاه همه‌مون
‫می‌دونیم چی شده

01:36:19.161 --> 01:36:23.940
‫و دیدیم که چطور تو
‫این دادگاه اتفاق افتاد.

01:36:25.000 --> 01:36:28.039
‫ما این فرصت رو داشتیم
‫که آدم‌ها رو ببینیم که اومدن

01:36:28.040 --> 01:36:31.360
‫و سعی کردن حقوق
‫بومی‌ها رو برجسته کنن.

01:36:31.361 --> 01:36:34.758
‫من به حقوقی که ممکنه داشته
‫باشن، خیلی احترام می‌ذارم،

01:36:34.759 --> 01:36:37.199
‫ولی تو این پرونده، موضوع بحث

01:36:37.200 --> 01:36:39.759
‫حق اونا به این زمین‌ها نیست.

01:36:39.760 --> 01:36:42.980
‫در واقع، ثابت نشده
‫که اونا مالک زمین باشن.

01:36:44.486 --> 01:36:46.800
‫این آدم‌ها مسالمت‌آمیز اومدن،

01:36:47.920 --> 01:36:52.119
‫و خودشونو گیر افتاده، حبس
‫شده و محاصره شده دیدن،

01:36:52.120 --> 01:36:56.060
‫توسط کسایی که الان
‫خودشونو یه جمعیت می‌دونن.

01:36:57.280 --> 01:36:58.920
‫کی اسلحه‌هاشونو ازشون گرفت؟

01:36:58.921 --> 01:37:03.860
‫فقط سوپرمن کاتا بود
‫که همه‌شونو گرفت؟

01:37:05.480 --> 01:37:07.999
‫در طول بازسازی،

01:37:08.000 --> 01:37:11.220
‫ایشون واضح میگه که اسلحه رو گرفته.

01:37:12.360 --> 01:37:15.904
‫دلفین کاتا می‌تونست
‫خیلی راحت ماشه رو بکشه

01:37:15.905 --> 01:37:18.740
‫که باعث مرگ آقای چوکوبار شد.

01:37:23.266 --> 01:37:28.060
‫به نقل از مورخ کارلوس
‫پائز د لا توره جونیور،

01:37:29.760 --> 01:37:32.719
‫تو یه مقاله از روزنامه لا گاسِتا

01:37:32.720 --> 01:37:37.236
‫این مورخ میگه که تو سال ۱۸۰۷

01:37:37.237 --> 01:37:39.479
‫رسماً اعلام شد

01:37:39.480 --> 01:37:42.460
‫که جمعیت چوچاگاستا منقرض شده.

01:37:43.593 --> 01:37:44.940
‫من اینو نوشتم؟

01:37:46.920 --> 01:37:50.079
‫این اولین باره که
‫می‌شنوم این مقاله

01:37:50.080 --> 01:37:54.312
‫تأثیری غیر از اینکه
‫یکی بخونتش، داشته.

01:37:54.313 --> 01:37:55.240
‫چه جالب!

01:37:57.320 --> 01:37:59.199
‫من اینو فقط واسه اینکه یه
‫کم چاشنی بهش بدم نوشتم،

01:37:59.200 --> 01:38:01.540
‫تا یه حراجی رو تو اون
‫روزا به تصویر بکشم.

01:38:01.541 --> 01:38:04.085
‫ولی یادم نمیاد کی نوشتمش.

01:38:04.086 --> 01:38:06.480
‫من هر روز می‌نویسم،
‫تصورش رو بکن.

01:38:08.320 --> 01:38:12.360
‫اگه مجبور بودم هر روز تحقیق
‫کنم تا این چیزا رو بنویسم، می‌مردم.

01:38:17.193 --> 01:38:21.486
‫زمین‌ها خالی بودن،
‫کاملاً بدون سکنه.

01:38:21.487 --> 01:38:22.799
‫و...

01:38:22.800 --> 01:38:24.640
‫داریم در مورد
‫چوچاها حرف می‌زنیم،

01:38:25.560 --> 01:38:29.319
‫چون بهشون می‌گفتن
‫چوچا، نه چوچاگاستا.

01:38:29.320 --> 01:38:31.912
‫اونجا جایی بود که
‫هیچی وجود نداشت.

01:38:31.913 --> 01:38:34.999
‫این توسط ثبت عنوان سوم

01:38:35.000 --> 01:38:37.372
‫تو آرشیو تاریخی استان تأیید شده.

01:38:37.373 --> 01:38:42.119
‫تأیید شده و تو کتابی که پریلی
‫د کلمبرس نوشته، گنجونده شده،

01:38:42.120 --> 01:38:45.146
‫کسی که این تیم دفاع سعی
‫کرد بیارتش اینجا تا توضیح بده.

01:38:45.147 --> 01:38:47.606
‫چیز زیادی در مورد اینکه

01:38:47.607 --> 01:38:50.460
‫اسم چوچاگاستا از کجا میاد،
‫واسه توضیح دادن نیست.

01:38:52.980 --> 01:38:54.639
‫از "چوچاها" میاد،

01:38:54.640 --> 01:38:58.719
‫ما میگیم "چوچار" وقتی
‫می‌خوایم موهای یکی رو بکشیم.

01:38:58.720 --> 01:39:01.540
‫و واسه مردم بومی،

01:39:02.120 --> 01:39:04.812
‫موهاشون نمادِ...

01:39:04.813 --> 01:39:06.719
‫غرور بود.

01:39:06.720 --> 01:39:09.300
‫واسه همین بهشون
‫می‌گفتن چوچاگاستا،

01:39:09.301 --> 01:39:13.440
‫که یعنی "مردم مو دار".

01:39:16.000 --> 01:39:20.959
‫ما سعی می‌کنیم سیر
‫تکامل زمین‌ها رو دنبال کنیم

01:39:20.960 --> 01:39:23.839
‫از اولین مالک‌ها.

01:39:23.840 --> 01:39:26.599
‫داریم در مورد زمانی
‫حرف می‌زنیم که...

01:39:26.600 --> 01:39:28.506
‫اول شهرک‌های بومی بودن،

01:39:28.507 --> 01:39:33.319
‫ولی بعدش مالکین اسپانیایی
‫و نوادگانشون بودن.

01:39:33.320 --> 01:39:36.300
‫و سعی می‌کنیم تا به
‫امروز ردیابیش کنیم

01:39:37.840 --> 01:39:42.080
‫چون خیلی از خانواده‌ها
‫هنوزم اون زمین‌ها رو دارن.

01:39:50.347 --> 01:39:56.940
‫منطقه ترانکاس توسط گروه‌های
‫بومی زیادی پر شده بود.

01:39:59.440 --> 01:40:02.160
‫طبق قانون استعماری اسپانیا،

01:40:03.240 --> 01:40:07.620
‫همه مردم بومی باید زمین داشتن.

01:40:11.600 --> 01:40:14.199
‫خاسینتو چوکوبار پرچمداره!

01:40:14.200 --> 01:40:17.840
‫پرچم دستِ دانیل مامانی‌ه!

01:40:17.841 --> 01:40:19.639
‫پریکو بالدراما!

01:40:19.640 --> 01:40:21.460
‫خولیان بالدراما!

01:40:29.280 --> 01:40:32.119
‫ترانکاس و بورویوکو

01:40:32.120 --> 01:40:36.480
‫مناطق دفاعی بودن
‫در برابر بومی‌ها.

01:40:39.006 --> 01:40:41.625
‫به املاک حمله می‌کردن،
‫دام‌ها رو می‌بردن،

01:40:41.626 --> 01:40:44.140
‫زن‌ها و بچه‌ها رو می‌دزدیدن.

01:40:44.880 --> 01:40:46.319
‫وحشی بودن.

01:40:46.320 --> 01:40:49.159
‫گائوچوهای سرزمین‌مون!

01:40:49.160 --> 01:40:50.800
‫آرژانتین‌مون!

01:40:55.573 --> 01:41:00.580
‫بومی‌ها تو مبارزات
‫استقلال شرکت کردن،

01:41:01.120 --> 01:41:03.639
‫ولی یه جورایی ساکت شدن.

01:41:03.640 --> 01:41:06.260
‫صدای اونا دیگه ظاهر نمیشه.

01:41:18.300 --> 01:41:22.759
‫سال ۱۸۰۸، یه مردی
‫به اسم نیکولاس مولینا،

01:41:22.760 --> 01:41:27.180
‫اومد جلو و درخواست کرد
‫که زمین‌ها رو بهش بفروشن.

01:41:28.460 --> 01:41:33.340
‫ادعا کرد که دیگه بومی
‫چوچاگاستا وجود نداره.

01:41:34.520 --> 01:41:39.780
‫اینکه زمین‌ها دستِ
‫ولگردها و راهزن‌هاست.

01:41:41.640 --> 01:41:46.840
‫واسه همین دستور داد چوچاگاستا
‫رو صدا کنن تا ببینن کسی مونده یا نه.

01:41:47.340 --> 01:41:49.780
‫ولی هیچ‌کس نیومد جلو.

01:41:50.280 --> 01:41:55.960
‫طبق این پرونده، هیچ
‫نماینده‌ای این کارو نکرد.

01:42:02.360 --> 01:42:04.280
‫ما یه جمهوری‌ایم.

01:42:04.960 --> 01:42:08.233
‫و از وقتی که جمهوری شدیم

01:42:08.234 --> 01:42:11.000
‫قلمروها مشخص و علامت‌گذاری شدن.

01:42:11.001 --> 01:42:12.832
‫ما اداره ثبت اسناد داریم،

01:42:12.833 --> 01:42:15.965
‫پس باید به نهادها احترام بذاریم

01:42:15.966 --> 01:42:18.760
‫و به سوابق ایجاد
‫شده احترام بذاریم.

01:42:21.560 --> 01:42:24.093
‫وقتی دوره استقلال شروع شد،

01:42:24.094 --> 01:42:27.279
‫شهرهای بومی یه جورایی آواره شدن

01:42:27.280 --> 01:42:29.520
‫چون مالکیت فردی
‫شروع به تثبیت شدن کرد.

01:42:32.960 --> 01:42:35.959
‫اسناد مالکیت رو می‌بینی و...

01:42:35.960 --> 01:42:40.900
‫خب، فکر می‌کنی اونا
‫مالک رو مشروع می‌کنن.

01:42:43.040 --> 01:42:45.360
‫بومی‌ها اونا رو نداشتن.

01:42:47.373 --> 01:42:53.020
‫به این معنی، جوامع با
‫اسناد محافظت نمیشدن.

01:42:55.200 --> 01:42:57.719
‫این چیزیه که کنجکاوم می‌کنه.

01:42:57.720 --> 01:43:00.180
‫وجود اسناد.

01:43:00.960 --> 01:43:02.692
‫همه اون مطالعات در مورد بومی‌ها

01:43:02.693 --> 01:43:04.799
‫به نظرم فانتزی میان.

01:43:04.800 --> 01:43:06.333
‫و در مورد زبان بومی.

01:43:06.334 --> 01:43:09.986
‫"معلوم میشه این کلمه کاکان‌ه،
‫یه فرهنگ لغت کاکان هست... "

01:43:09.987 --> 01:43:12.280
‫این خیلی منو افسرده می‌کنه.

01:43:15.173 --> 01:43:18.960
‫برای مدت طولانی، هیچ‌کس در
‫مورد جوامع بومی حرف نمی‌زد.

01:43:21.240 --> 01:43:24.300
‫و ناگهان، اونا ظاهر شدن.

01:43:25.280 --> 01:43:28.780
‫حالا همه دارن زمین می‌خوان،

01:43:29.440 --> 01:43:32.333
‫تو بعضی موارد، خیلی خشونت‌آمیز.

01:43:32.833 --> 01:43:35.020
‫الان یه سری مشکل
‫با چوچاگاستا هست،

01:43:35.021 --> 01:43:36.980
‫رئیسی که کشته شد...

01:43:42.160 --> 01:43:49.100
‫چطور می‌تونستن هویت
‫جمعیت بومی‌شون رو ثابت کنن؟

01:43:50.660 --> 01:43:53.079
‫اونا دیگه به اون
‫زبان حرف نمی‌زنن،

01:43:53.080 --> 01:43:57.660
‫ویژگی‌های متمایز ندارن.

01:43:59.100 --> 01:44:01.159
‫ولی باید فکر کنیم

01:44:01.160 --> 01:44:03.879
‫که حتی بومی‌ها هم نتونستن
‫اسمشون رو حفظ کنن.

01:44:03.880 --> 01:44:06.000
‫این رو درک کنین.

01:44:08.360 --> 01:44:09.740
‫آدم باید حقیقت رو بنویسه.

01:44:11.886 --> 01:44:12.973
‫به اصطلاح.

01:44:13.479 --> 01:44:14.980
‫حقیقت چیه؟

01:44:17.146 --> 01:44:21.159
‫تو فیلم شاگرد شیطان،
‫با لارنس اولیویه،

01:44:21.160 --> 01:44:24.812
‫آخرش میگن: «تاریخ
‫چی میگه، ژنرال؟»

01:44:24.813 --> 01:44:29.260
‫بعد لارنس اولیویه برمیگرده و میگه:
‫«تاریخ دروغ میگه، آنچنان که همواره گفته.»

01:44:36.720 --> 01:44:40.540
‫سیریلو، بابام، بهم گفت
‫اونجا یه درخت هلو بوده.

01:44:41.213 --> 01:44:43.620
‫پدربزرگم اونجا
‫به دنیا اومده بود.

01:44:44.733 --> 01:44:49.106
‫اونا کارگرای مزرعه بودن که
‫کارشون جمع کردن دام‌ها بود،

01:44:49.107 --> 01:44:55.092
‫یا برای فروش، یا برای داغ زدن، برای
‫شیر دوشیدن، برای پنیر درست کردن.

01:44:55.093 --> 01:44:57.553
‫اونجا، گروه کارگرها،
‫همونطور که بهشون میگفتن،

01:44:57.554 --> 01:44:59.380
‫همه کارا رو انجام میدادن.

01:45:00.986 --> 01:45:02.380
‫اونا بومی بودن،

01:45:03.133 --> 01:45:06.686
‫ولی اسمشون عوض شد.

01:45:06.687 --> 01:45:08.260
‫بهشون میگفتن «گروه کارگرها».

01:45:09.040 --> 01:45:11.220
‫بعد بهشون میگفتن «گائوچوها».

01:45:13.553 --> 01:45:15.446
‫هر کی یه تیکه از زمین رو میخواد

01:45:15.447 --> 01:45:18.300
‫میگه که بومی‌ها همه ناپدید شدن.

01:45:19.680 --> 01:45:22.900
‫همشون رفتن،
‫چوچاگاستاها هم همینطور.

01:45:24.446 --> 01:45:27.326
‫اونا مانعی برای تصاحب زمین

01:45:27.327 --> 01:45:30.100
‫توسط اونا بودن، مثل همیشه.

01:45:56.040 --> 01:45:57.380
‫جناب قاضی،

01:45:58.313 --> 01:45:59.380
‫صدای منو میشنوین؟

01:46:02.520 --> 01:46:06.340
‫۳۵۰ ساله که چوچاها اینجا هستن.

01:46:07.767 --> 01:46:09.879
‫بعد از جنگ‌های کالچاکی،

01:46:09.880 --> 01:46:13.220
‫اونا توسط پادشاه مجبور
‫شدن که به این دره بیان

01:46:14.293 --> 01:46:16.700
‫درست مثل تولومبون و کولالائو.

01:46:18.560 --> 01:46:21.119
‫اونا به اسم
‫«چوچین‌گاستا» ثبت شدن،

01:46:21.120 --> 01:46:22.679
‫«چاچاگاستا»،

01:46:22.680 --> 01:46:24.159
‫«چوچاگاستی»،

01:46:24.160 --> 01:46:25.679
‫«چوگاستا»،

01:46:25.680 --> 01:46:27.079
‫«چوسکاس»،

01:46:27.080 --> 01:46:28.260
‫«چوخچا».

01:46:29.080 --> 01:46:30.660
‫یا بعضی وقتا فقط «سرخ‌پوست‌ها».

01:46:33.480 --> 01:46:36.353
‫اونا گاوهای نر پرورش میدادن
‫تا جای حیوونای گاری رو بگیرن

01:46:36.859 --> 01:46:39.740
‫و دام برای تغذیه کاروان‌دارها.

01:46:41.560 --> 01:46:45.860
‫جایی که الان جاده ۹ رد میشه، یه
‫زمانی جاده سلطنتی از اونجا میگذشت.

01:46:47.160 --> 01:46:50.420
‫در طول اون جاده، گاری‌ها به
‫سمت معادن نقره پوتوسی میرفتن.

01:46:55.160 --> 01:46:59.500
‫گفته شده که چوچاها در
‫سال ۱۸۰۷ منقرض شدن،

01:47:00.440 --> 01:47:04.940
‫ولی در سال ۱۸۰۷ چوچاها
‫داشتن به یه آلورالده اجاره میدادن.

01:47:06.199 --> 01:47:08.660
‫اونا بدون اجازه
‫پادشاه شارژ میشدن.

01:47:11.040 --> 01:47:13.700
‫کابیلدو خانواده آلورالده
‫رو از اونجا بیرون کرد.

01:47:15.360 --> 01:47:17.879
‫نوادگان اونا، که
‫فامیلشون کلمبرس بود،

01:47:17.880 --> 01:47:19.866
‫داشتن اسناد جمع میکردن:

01:47:19.867 --> 01:47:23.860
‫وصیت‌نامه‌ها، نقشه‌برداری‌های
‫زمین، فروش زمین بین خانواده‌ها.

01:47:24.920 --> 01:47:26.359
‫اونا یه حرکت هوشمندانه زدن.

01:47:26.360 --> 01:47:30.300
‫اونا ادعا کردن که یه آلورالده
‫املاک رو بهشون وصیت کرده.

01:47:31.320 --> 01:47:33.660
‫بهش میگفتن املاک لا ایگرا.

01:47:34.713 --> 01:47:37.660
‫و همچنان از چوچاها پول میگرفتن.

01:47:40.540 --> 01:47:43.720
‫اسناد نشون میده آشپزها، رخت‌شورها،
‫کارگرهای مزرعه اونجا کار میکردن

01:47:43.721 --> 01:47:49.780
‫با فامیلی‌های بالدراما، مامانی،
‫کاتا، وارگاس، پیستان، چوکوبار.

01:47:50.800 --> 01:47:52.780
‫دیگه به عنوان
‫"چوچاها" ثبت نشده بودن.

01:47:57.160 --> 01:48:00.780
‫خانواده کلمبرس بخشی
‫از اون زمین رو فروختن.

01:48:01.406 --> 01:48:05.100
‫این چیزی بود که خانواده آمین
‫تو سال ۱۹۵۹ به دست آوردن.

01:48:07.446 --> 01:48:10.606
‫چوچاها به دولت
‫توکومان نامه نوشتن

01:48:10.607 --> 01:48:13.267
‫تا وضعیت زمین‌هاشون بررسی بشه.

01:48:16.200 --> 01:48:19.312
‫این به کلمبرس‌ها هشدار داد.

01:48:19.313 --> 01:48:21.220
‫اونا به یه سند نیاز داشتن.

01:48:23.272 --> 01:48:26.260
‫کلمبرس‌ها چی رو به عنوان
‫مدرک تو دادگاه نشون دادن؟

01:48:28.120 --> 01:48:31.667
‫رسیدهای اجاره‌ای که از چوچاها
‫جمع کرده بودن، جناب قاضی.

01:48:33.560 --> 01:48:36.500
‫ببینید، اینه تاریخچه
‫مالکیت تو این دره.

01:48:39.760 --> 01:48:42.540
‫فرماندار جوری اموال
‫کلمبرس‌ها رو مصادره کرد.

01:48:43.600 --> 01:48:46.420
‫به نظر خبر خوبی میاد
‫برای خانواده‌های چوچا.

01:48:47.280 --> 01:48:48.460
‫اما خواهید دید.

01:48:51.320 --> 01:48:55.700
‫کلمبرس‌ها یه مبلغ هنگفت
‫بابت مصادره دریافت کردن.

01:48:56.840 --> 01:49:02.340
‫آمین و یه همسایه، کریتو، تو
‫زمین مصادره شده پیش میرن.

01:49:04.900 --> 01:49:09.785
‫یه آرائوخو، کارمند دولتی
‫چیارلو و برادرش دانته

01:49:09.786 --> 01:49:13.820
‫ادعا کردن که زمین‌های عضو
‫جمعیت، سالوادور کاتا، مال اوناست.

01:49:17.840 --> 01:49:22.740
‫کدوم نهاد ملی به مشروعیت
‫مالکیت اهمیت میده؟

01:49:27.380 --> 01:49:29.900
‫بعضی چیزا واقعاً
‫شرم‌آوره، جناب قاضی.

01:49:30.793 --> 01:49:34.479
‫متهمان و شاهدان اصلیشون،

01:49:34.480 --> 01:49:37.839
‫و همه مالکان ادعایی این قلمرو

01:49:37.840 --> 01:49:41.900
‫تو دولت توکومان
‫سمت دارن یا داشتن.

01:49:42.720 --> 01:49:44.340
‫به جز چوچاها.

01:49:46.080 --> 01:49:49.159
‫چوچاها سال‌هاست که
‫دارن کارهای اداری میکنن،

01:49:49.160 --> 01:49:53.626
‫نامه مینویسن، تو راهروها، پشت
‫میزهای پذیرش منتظر میمونن،

01:49:53.627 --> 01:49:56.980
‫به نهادهای کشور
‫احترام میذارن نه مثل بقیه.

01:50:00.000 --> 01:50:03.000
‫جمهوری احترام بیشتری به
‫اسناد استعماری نشون داده

01:50:03.001 --> 01:50:04.900
‫تا به شهروندهای آرژانتینی.

01:50:10.120 --> 01:50:12.020
‫به خدا اعتقاد دارین، جناب قاضی؟

01:50:14.560 --> 01:50:16.660
‫خدا داره همه اینا رو میبینه؟

01:50:24.360 --> 01:50:25.620
‫نترس.

01:50:26.440 --> 01:50:29.180
‫ناراحت نباش، هیچی نمیشه.

01:50:31.360 --> 01:50:32.660
‫نترس.

01:50:33.160 --> 01:50:36.113
‫نترس. هیچی نمیشه.

01:50:36.114 --> 01:50:37.454
‫تو پیش مامانی.

01:50:41.120 --> 01:50:46.380
‫فیلم شخصیت‌های
‫مسیحی رو نشون میداد،

01:50:47.280 --> 01:50:51.540
‫و اونا زیر سلطه
‫امپراتوری روم رنج میکشیدن.

01:50:52.487 --> 01:50:55.700
‫- بن‌هور؟
‫- بن‌هور، آره.

01:50:57.720 --> 01:51:00.278
‫اگه اینو به امروز بیاریم،

01:51:00.279 --> 01:51:02.585
‫اعضای جوامع ما

01:51:02.586 --> 01:51:05.340
‫سرنوشت مشابهی رو تحمل کردن.

01:51:06.920 --> 01:51:11.240
‫زندگی یه قاطر بیشتر
‫از یه آدم ارزش داشت

01:51:11.880 --> 01:51:14.180
‫چون باید پول قاطر رو میدادن.

01:51:17.960 --> 01:51:21.860
‫فیلم چهره واقعی
‫امپراتوری رو نشون داد.

01:51:23.480 --> 01:51:28.500
‫خیلی از امپراتوری‌ها سقوط کردن،
‫و امپراتوری‌های دیگه دارن بالا میان.

01:51:32.526 --> 01:51:36.140
‫این معنی اصلی فیلمه.

01:51:37.880 --> 01:51:42.340
‫یه حسی رو تو من
‫بیدار کرد در مورد ما.

01:51:47.706 --> 01:51:50.860
‫من صاحب همه‌ی اون رنگام.

01:51:52.800 --> 01:51:53.980
‫نترس.

01:51:54.666 --> 01:51:57.420
‫همه‌شونو دوست دارم. همه‌شون.

01:51:59.753 --> 01:52:01.013
‫نترس.

01:52:01.660 --> 01:52:02.940
‫تو پیش مامانی.

01:52:23.840 --> 01:52:25.580
‫حاضر!

01:52:26.227 --> 01:52:28.480
‫- خاویر چوکوبار!
‫- حاضره!

01:53:19.800 --> 01:53:23.560
‫«خروج اضطراری»

01:53:27.227 --> 01:53:30.340
‫با رأی یکپارچه، دادگاه حکم میده

01:53:30.920 --> 01:53:33.399
‫داریو لوئیس آمین رو محکوم کنه

01:53:33.400 --> 01:53:35.919
‫چون اون رو عامل اصلی

01:53:35.920 --> 01:53:39.759
‫جرم قتل عمد با تشدید مجازات
‫با استفاده از سلاح گرم میدونه،

01:53:39.760 --> 01:53:43.719
‫و به ۲۲ سال زندان محکومش میکنه.

01:53:43.720 --> 01:53:46.233
‫لوئیس اومبرتو گومز رو محکوم کنه،

01:53:46.234 --> 01:53:49.640
‫شریک جرم ثانویه،
‫به ۱۸ سال زندان.

01:53:50.726 --> 01:53:54.959
‫ادواردو خوزه دل میلاگرو
‫والدیویسو ساسی رو محکوم کنه

01:53:54.960 --> 01:53:56.660
‫به ۱۰ سال زندان.

01:53:57.260 --> 01:53:58.880
‫پیاده‌نظام

01:54:09.480 --> 01:54:13.347
‫هرگز از مبارزه‌ی مردم دست نکشین!

01:54:16.852 --> 01:54:18.559
‫خاویر چوکوبار!

01:54:18.560 --> 01:54:22.559
‫- عدالت برای خاویر چوکوبار!
‫- عدالت!

01:54:22.560 --> 01:54:30.720
‫- خاویر چوکوبار!
‫- حاضر!

01:54:30.721 --> 01:54:33.500
‫- حالا!
‫- و همیشه!

01:54:35.240 --> 01:54:45.240
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:55:14.000 --> 01:55:17.420
‫سینما؟ فکر کنم هیچ‌وقت نرفتم.

01:55:21.640 --> 01:55:28.340
‫رادیو گوش کردم، ولی فقط
‫از سال ۱۹۶۳ یا ۱۹۶۴.

01:55:32.019 --> 01:55:34.439
‫و تازه اخیراً شروع
‫کردم تلویزیون ببینم.

01:55:35.706 --> 01:55:37.540
‫چند سال پیش.

01:55:53.640 --> 01:55:58.780
‫مطمئناً نسل‌های ما با این
‫امید به مبارزه ادامه میدن

01:55:59.360 --> 01:56:05.020
‫که خیلی از آدما برای خیر
‫بشریت دارن کار میکنن.

01:56:06.320 --> 01:56:10.259
‫این دنیا چقدر زیبا میشد

01:56:10.260 --> 01:56:12.860
‫اگه همه‌ی ما میتونستیم

01:56:13.406 --> 01:56:17.340
‫این شگفتی رو ببینیم
‫که ما انسان هستیم.

01:56:18.680 --> 01:56:23.260
‫وقتی میخونیم، وقتی میخندیم،
‫وقتی موسیقی میسازیم،

01:56:24.040 --> 01:56:30.700
‫وقتی تو چشمای هر آدم
‫فوق‌العاده‌ای نگاه میکنیم.

01:56:32.800 --> 01:56:36.940
‫ولی چقدر غم‌انگیزه وقتی یکی
‫غارت میکنه، میکشه، نابود میکنه.

01:56:37.793 --> 01:56:41.252
‫من باور دارم که اگه یه سیاره‌ی
‫دیگه تو کائنات پیدا میکردن

01:56:41.253 --> 01:56:42.940
‫اون رو هم تیکه پاره میکردن.

01:56:55.440 --> 01:56:58.399
‫محکومین به حکم اعتراض کردند.

01:56:58.400 --> 01:57:02.960
‫دو سال بعد، در سال
‫۲۰۲۰، آنها آزاد شدند.

01:57:04.360 --> 01:57:10.520
‫داریو آمین در سال ۲۰۲۱
‫به خاطر کووید-۱۹ فوت کرد.

01:57:11.660 --> 01:57:14.799
‫در سال ۲۰۲۵، حکم تأیید شد.

01:57:14.800 --> 01:57:20.280
‫لوئیس اومبرتو گومز و ادواردو
‫والدیویسو به زندان برگشتند.

01:57:21.400 --> 01:57:24.359
‫جمعیت بومی چوچاگاستا

01:57:24.360 --> 01:57:28.172
‫همچنان خواستار
‫بازگرداندن قلمروشان

01:57:28.173 --> 01:57:29.793
‫از دولت آرژانتین هستند

01:57:29.794 --> 01:57:34.720
‫و یاد خاویر چوکوبار
‫رو زنده نگه میدارند.

01:57:36.440 --> 01:57:38.440
«سرزمین ما»

01:59:18.000 --> 01:59:20.679
‫تقدیم به جمعیت بومی چوچاگاستا

01:59:20.680 --> 01:59:23.206
‫و رهبر فعلی
‫منصوبشون، آزوسنا کاتا،

01:59:23.207 --> 01:59:26.440
‫که بدون او، تولید
‫این فیلم ممکن نبود.
