1
00:01:40,921 --> 00:01:48,626
‫این فیلم، روایتی موازی از اپیزود اول سریال Yao-Chinese Folktales (نام NOBODY)
‫است. نسخه کوتاه این اثر را با زیرنویس من، می‌توانید از یوتیوب دانلود و تماشا کنید.

2
00:01:48,650 --> 00:01:58,650
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

3
00:01:58,674 --> 00:02:02,674
‫ تهیه و تنظیم: mahdi.hsh94 /ترجمه دقیق

4
00:02:40,001 --> 00:02:40,626
‫آه

5
00:02:40,667 --> 00:02:42,196
‫یائو [هیولای اساطیری چینی]

6
00:02:53,334 --> 00:02:54,209
‫جناب یائو، ای مهربان‌ترین!

7
00:02:54,210 --> 00:02:55,333
‫سبدها پر از پنکیکه‌

8
00:02:55,334 --> 00:02:56,583
‫همه‌اش مال خودت

9
00:02:56,584 --> 00:02:57,959
‫فقط به جونم رحم کن

10
00:02:58,917 --> 00:03:00,834
‫هر چی داری زود رد کن بیاد

11
00:03:04,959 --> 00:03:05,834
‫همین؟

12
00:03:05,835 --> 00:03:06,875
‫این اواخر کاسبی اصلاً تعریفی نداشته

13
00:03:06,876 --> 00:03:08,459
‫به‌زور خرج خودمون درمیاد

14
00:03:09,834 --> 00:03:11,540
‫چه لباس‌های خوبیم هم تنت کردی

15
00:03:12,042 --> 00:03:12,792
‫اوه

16
00:03:13,042 --> 00:03:14,277
‫نمی‌خوای درشون بیاری؟

17
00:03:16,376 --> 00:03:17,416
‫خوب گوش هاتو وا کن

18
00:03:17,417 --> 00:03:18,167
‫از این به بعد

19
00:03:18,168 --> 00:03:20,041
‫باید برامون آب و نون درست‌وحسابی بیاری

20
00:03:20,042 --> 00:03:21,500
‫اگه یه وقت یادت بره...

21
00:03:21,501 --> 00:03:23,834
‫آه

22
00:03:24,501 --> 00:03:26,833
‫عاقبتت می‌شه مثل این!

23
00:03:26,834 --> 00:03:32,791
‫آه

24
00:03:32,792 --> 00:03:35,209
‫اینجا چه خبره؟

25
00:03:36,042 --> 00:03:38,376
‫وسط روز این چه قشقرقیه راه انداختی؟

26
00:03:38,959 --> 00:03:39,792
‫تو دیگه کی هستی؟

27
00:03:39,793 --> 00:03:41,028
‫اصلاً تو خودت کی هستی؟

28
00:03:41,501 --> 00:03:41,917
‫یه لحظه وایسا

29
00:03:41,918 --> 00:03:43,001
‫تو کی هستی؟

30
00:03:43,417 --> 00:03:44,417
‫من؟

31
00:03:45,417 --> 00:03:46,334
‫از غار شاهانه

32
00:03:46,335 --> 00:03:48,018
‫کد ۹۵۲۷ [ارجاع طنز به شماره‌های
‫پرسنلی نمادین در فیلم‌های استفان چو]

33
00:03:48,042 --> 00:03:49,748
‫پس برای غار شاهانه کار می‌کنی

34
00:03:49,792 --> 00:03:50,876
‫شرمنده، نشناختم

35
00:03:51,126 --> 00:03:52,001
‫تو نوچه کی هستی؟

36
00:03:52,001 --> 00:03:52,626
‫من... خب

37
00:03:52,627 --> 00:03:53,833
‫من تنهایی کار می‌کنم

38
00:03:53,834 --> 00:03:55,376
‫آزادکاری

39
00:03:55,501 --> 00:03:56,209
‫آزادکار

40
00:03:56,459 --> 00:03:57,126
‫آزادکار

41
00:03:57,334 --> 00:03:58,935
‫خیلی جربزه می‌خواد که بیای
‫تو قلمرو ما خفت‌گیری کنی

42
00:03:58,959 --> 00:04:01,001
‫دیگه تکرار نمی‌شه

43
00:04:02,792 --> 00:04:04,291
‫دارم به همه‌تون هشدار می‌دم

44
00:04:04,292 --> 00:04:05,704
‫سرتاسر کوهستانِ لانگ‌لانگ

45
00:04:05,834 --> 00:04:07,128
‫متعلق به غار شاهانه‌ست

46
00:04:07,251 --> 00:04:08,251
‫فهمیدین؟

47
00:04:08,292 --> 00:04:09,167
‫فهمیدیم

48
00:04:09,251 --> 00:04:10,251
‫کلاغ‌سیاه

49
00:04:11,001 --> 00:04:12,001
‫داداش کلاغ‌سیاه

50
00:04:12,126 --> 00:04:13,333
‫این پسره رفیق منه

51
00:04:13,334 --> 00:04:14,500
‫می‌شه این دفعه رو شتر دیدی ندیدی کنی؟

52
00:04:14,501 --> 00:04:15,126
‫آها

53
00:04:15,251 --> 00:04:16,583
‫تو تو مطبخ کار می‌کنی؟

54
00:04:16,584 --> 00:04:17,584
‫بله، خودمم

55
00:04:18,542 --> 00:04:21,424
‫من این کار رو فقط و فقط به
‫خاطر «وزغی» انجام می‌دم

56
00:04:21,917 --> 00:04:24,376
‫(غار شاهانه)

57
00:04:26,542 --> 00:04:27,833
‫الان سه ساله دارم سگ‌دو می‌زنم

58
00:04:27,834 --> 00:04:29,422
‫همیشه همون دور اول رد می‌شم

59
00:04:29,667 --> 00:04:31,292
‫اگه امسال هم قبول نشم

60
00:04:31,542 --> 00:04:33,143
‫باید دست از پا درازتر برگردم خونه

61
00:04:33,167 --> 00:04:33,584
‫آه

62
00:04:33,585 --> 00:04:35,084
‫مهارتت حرف نداره

63
00:04:35,209 --> 00:04:36,352
‫فقط پارتی نداری، همین

64
00:04:36,376 --> 00:04:37,875
‫اما این دفعه توفیر داره

65
00:04:37,876 --> 00:04:40,375
‫عموم تازه ترفیع گرفته شده

66
00:04:40,376 --> 00:04:42,000
‫معاون ارشد بخش شست‌وشو

67
00:04:42,001 --> 00:04:43,500
‫امروز کارت رو تمیز انجام بده

68
00:04:43,501 --> 00:04:44,376
‫اون می‌تونه یه سفارش سفارشی...

69
00:04:44,376 --> 00:04:45,376
‫...برات پیش «جناب خرس» بکنه

70
00:04:45,377 --> 00:04:46,965
‫شاید همین‌طوری راهت باز بشه

71
00:04:47,126 --> 00:04:48,126
‫راست می‌گی؟

72
00:04:48,584 --> 00:04:50,702
‫به شرطی که این دیگ مثل آینه برق بزنه

73
00:04:52,959 --> 00:04:54,416
‫این کهنه اصلاً به درد نمی‌خوره

74
00:04:54,417 --> 00:04:55,626
‫روغنش خیلی سمجه

75
00:04:55,751 --> 00:04:57,416
‫«جناب خرس» دستور داده این‌طوری تمیز بشه

76
00:04:57,417 --> 00:04:58,875
‫کاریش نمی‌شه کرد

77
00:04:58,876 --> 00:05:00,084
‫این رو تماشا کن

78
00:05:07,792 --> 00:05:08,459
‫هه

79
00:05:08,460 --> 00:05:10,342
‫این سیخ‌های بدنت عجب کارایی دارن

80
00:05:13,001 --> 00:05:14,625
‫مگه همیشه یه دیگ نبود؟

81
00:05:14,626 --> 00:05:16,268
‫چرا امروز داریم چهار تا رو می‌شوریم؟

82
00:05:16,292 --> 00:05:17,167
‫مگه نشنیدی؟

83
00:05:17,168 --> 00:05:19,208
‫پادشاه امروز صبح جلسه اضطراری گذاشت

84
00:05:19,209 --> 00:05:20,875
‫«راهب تانگ» و مریدهاش دارن میان
‫[شخصیت‌های اصلی اسطوره سفر به باختر]

85
00:05:20,876 --> 00:05:23,111
‫این دیگ‌ها هم برای بار گذاشتن اون‌هاست

86
00:05:23,251 --> 00:05:24,251
‫راهب تانگ؟

87
00:05:24,542 --> 00:05:25,727
‫این راهب تانگ دیگه کیه؟

88
00:05:25,751 --> 00:05:27,583
‫می‌گن گوشت بدنش یه خاصیت جادویی داره

89
00:05:27,584 --> 00:05:29,393
‫یه لقمه ازش بخوری، عمر جاودان پیدا می‌کنی

90
00:05:29,417 --> 00:05:30,708
‫عمر جاودان؟

91
00:05:30,709 --> 00:05:31,751
‫صداتو بیار پایین

92
00:05:32,667 --> 00:05:33,209
‫ببینم

93
00:05:33,209 --> 00:05:34,167
‫اگه کارم رو عالی انجام بدم

94
00:05:34,168 --> 00:05:35,625
‫یه تیکه از گوشت راهب تانگ هم به من می‌رسه؟

95
00:05:35,626 --> 00:05:37,250
‫شتر در خواب بیند پنبه‌دانه

96
00:05:37,251 --> 00:05:38,750
‫اون گوشت مخصوص از ما بهترون و پادشاهانه

97
00:05:38,751 --> 00:05:40,041
‫دست «جناب خرس» هم بهش نمی‌رسه

98
00:05:40,042 --> 00:05:41,748
‫چه برسه به یه قطره‌اش واسه ما

99
00:05:41,792 --> 00:05:42,292
‫هی

100
00:05:42,417 --> 00:05:44,946
‫انگار هر چی می‌سابیم این چربی‌ها پاک نمی‌شن

101
00:05:46,459 --> 00:05:47,792
‫سیخ‌های بدنت کچل شدن

102
00:05:48,042 --> 00:05:48,584
‫غمِت نباشه

103
00:05:48,584 --> 00:05:49,584
‫هنوز رو سرم کلی ازشون دارم

104
00:05:49,585 --> 00:05:51,291
‫این‌ها سفت‌تر و تیزتر هم هستن

105
00:05:53,209 --> 00:05:55,091
‫تو همیشه کله‌خراب و کله‌سفت بودی

106
00:05:59,501 --> 00:06:01,619
‫راه رو باز کنید، پادشاه تشریف میارن!

107
00:06:07,167 --> 00:06:09,125
‫به این دیگ اصلاً دست هم زده نشده

108
00:06:09,126 --> 00:06:09,959
‫ببرینش

109
00:06:09,960 --> 00:06:11,334
‫چهل ضربه شلاق

110
00:06:11,959 --> 00:06:12,667
‫پادشاه من!

111
00:06:12,668 --> 00:06:14,542
‫رحم کنید!

112
00:06:17,834 --> 00:06:19,333
‫هنوز این‌همه چربی چسبیده بهش؟

113
00:06:19,334 --> 00:06:21,216
‫پوست و فلس‌هاشو زنده زنده بکشید!

114
00:06:31,417 --> 00:06:32,167
‫ایش

115
00:06:32,168 --> 00:06:33,417
‫خودنما

116
00:06:50,417 --> 00:06:51,876
‫خطاطی من کجاست؟

117
00:06:53,709 --> 00:06:54,751
‫خطاطی؟

118
00:06:55,042 --> 00:06:56,709
‫خطاطیِ پدربزرگم کجاست؟

119
00:06:59,001 --> 00:07:00,917
‫و خطاطیِ جدِ بزرگم؟

120
00:07:09,501 --> 00:07:11,042
‫کلک این دو تا رو بکنید

121
00:07:11,334 --> 00:07:12,792
‫تو رو خدا رحم کنید

122
00:07:19,751 --> 00:07:20,852
‫اوضاع این‌قدر خیطه؟

123
00:07:20,876 --> 00:07:21,876
‫فرار کن!

124
00:07:21,959 --> 00:07:22,959
‫بگیریدشون!

125
00:07:42,792 --> 00:07:43,792
‫بیا اینجا

126
00:07:44,626 --> 00:07:45,626
‫عجله کن

127
00:07:45,626 --> 00:07:46,251
‫بپر تو

128
00:07:46,251 --> 00:07:47,251
‫عمراً

129
00:07:47,584 --> 00:07:49,702
‫مگه می‌شه هر دو تامون اینجا جا بشیم؟

130
00:08:02,834 --> 00:08:03,459
‫منتظر چی هستین؟

131
00:08:03,460 --> 00:08:04,583
‫برید دنبالشون

132
00:08:04,584 --> 00:08:05,584
‫اومدیم

133
00:08:13,542 --> 00:08:15,417
‫کجا داریم می‌ریم؟

134
00:08:23,876 --> 00:08:24,876
‫اینجا دیگه کجاست؟

135
00:08:25,459 --> 00:08:26,459
‫مخفیگاه دنج خودمه

136
00:08:27,667 --> 00:08:30,084
‫حالا چیکار کنیم؟

137
00:08:30,459 --> 00:08:32,500
‫حالا باید چه خاکی به سرمون بریزیم؟

138
00:08:32,501 --> 00:08:34,041
‫اگه عموت واسمون بند پ
‫رو ردیف کنه [پارتی‌بازی]

139
00:08:34,042 --> 00:08:35,125
‫هنوزم شانسی داریم؟

140
00:08:35,126 --> 00:08:36,334
‫عموم؟

141
00:08:36,501 --> 00:08:38,102
‫اون خودش الان کلاهشو چسبیده باد نبره

142
00:08:38,126 --> 00:08:39,375
‫عموم بهم قول داده بود

143
00:08:39,376 --> 00:08:40,750
‫که بعد از اینکه شاهان گوشت راهب رو خوردن

144
00:08:40,751 --> 00:08:43,125
‫ته‌مانده غذاشون رو واسه من قایم کنه

145
00:08:43,126 --> 00:08:44,655
‫حالا همه‌اش دود شد رفت هوا

146
00:08:46,376 --> 00:08:47,376
‫بیا بزنیم به چاک

147
00:08:47,876 --> 00:08:48,876
‫کجا بریم؟

148
00:08:49,417 --> 00:08:51,652
‫بیا کلاً از کوهستان لانگ‌لانگ فرار کنیم

149
00:08:53,001 --> 00:08:55,625
‫من یه کار و بارِ آبرومند داشتم

150
00:08:55,626 --> 00:08:57,416
‫و حالا همه‌اش به باد فنا رفت

151
00:08:57,417 --> 00:08:59,875
‫همه‌اش تقصیر توئه کله‌شق بود

152
00:08:59,876 --> 00:09:01,125
‫کارم رو تو غار شاهانه بهم برگردون

153
00:09:01,126 --> 00:09:02,625
‫عمر جاودانم رو بهم برگردون

154
00:09:02,626 --> 00:09:03,958
‫کار مطبخم رو بهم پس بده

155
00:09:03,959 --> 00:09:05,375
‫خیلی خب

156
00:09:05,376 --> 00:09:07,352
‫بیا خودمون بریم راهب تانگ رو بگیریم

157
00:09:07,376 --> 00:09:08,376
‫منظورت چیه؟

158
00:09:08,792 --> 00:09:10,416
‫مگه هنوز تو راه سفر نیست؟

159
00:09:10,417 --> 00:09:11,791
‫بیا قبل از بقیه دستمون بهش برسه

160
00:09:11,792 --> 00:09:13,810
‫و دست پادشاه رو بذاریم تو پوست گردو

161
00:09:13,834 --> 00:09:15,084
‫شوخی می‌کنی؟

162
00:09:15,459 --> 00:09:16,459
‫کاملاً جدی‌ام

163
00:09:16,792 --> 00:09:17,792
‫هر که مَحرَم‌تر، سهمش بیشتر

164
00:09:17,792 --> 00:09:18,251
‫چی؟

165
00:09:18,709 --> 00:09:19,709
‫تو پاک رد دادی

166
00:09:20,042 --> 00:09:21,727
‫پادشاه تا اون دنیا هم تعقیبمون می‌کنه

167
00:09:21,751 --> 00:09:23,916
‫مگه الانش هم دنبال گرفتن ما نیست؟

168
00:09:23,917 --> 00:09:24,751
‫یا مرگ یا زندگی!

169
00:09:24,752 --> 00:09:26,987
‫شاید این‌طوری زودتر از همه نامیرا شدیم

170
00:09:49,501 --> 00:09:50,833
‫وقتی راهب تانگ از «دره هالی» رد بشه

171
00:09:50,834 --> 00:09:53,875
‫فکر می‌کنی یائوهای اونجا
‫زودتر از ما شبیخون بزنن؟

172
00:09:53,876 --> 00:09:55,523
‫واسه همینه که باید عجله کنیم

173
00:10:10,459 --> 00:10:11,958
‫تکون بخور

174
00:10:11,959 --> 00:10:13,084
‫اون رو دیدی؟

175
00:10:13,376 --> 00:10:14,376
‫آره دیدم

176
00:10:14,542 --> 00:10:16,307
‫خیلی پاشو از گلیمش درازتر کرده

177
00:10:21,334 --> 00:10:22,393
‫داری چیکار می‌کنی؟

178
00:10:22,459 --> 00:10:23,417
‫واو

179
00:10:23,418 --> 00:10:24,917
‫شما یائوها چقدر زیاد شدین

180
00:10:25,001 --> 00:10:28,209
‫دنیا به کجا چنین شتابان؟

181
00:10:28,667 --> 00:10:29,916
‫اونم زیر نور روشن آفتاب

182
00:10:29,917 --> 00:10:31,916
‫چی شده که حالا انسان‌ها
‫دارن به یائوها زور می‌گن؟

183
00:10:31,917 --> 00:10:32,751
‫به من دست نزن

184
00:10:32,752 --> 00:10:33,917
‫من ازت ترسی ندارم

185
00:10:36,126 --> 00:10:38,042
‫غرور و غیرت یائوبودنت کجا رفته؟

186
00:10:38,334 --> 00:10:39,375
‫داشتم از گشنگی تلف می‌شدم

187
00:10:39,376 --> 00:10:40,708
‫اومدم اینجا دنبال یه لقمه نون

188
00:10:40,709 --> 00:10:41,916
‫که اونم مچم رو گرفت

189
00:10:41,917 --> 00:10:43,125
‫مایه سرافکندگی هستی

190
00:10:43,126 --> 00:10:44,126
‫تو واسه کدوم دارودسته‌ای؟

191
00:10:44,127 --> 00:10:45,501
‫«دره هالی»

192
00:10:45,626 --> 00:10:47,727
‫با داشتن همچین پیشینه‌ای باز این‌قدر بزدلی؟

193
00:10:47,751 --> 00:10:49,501
‫داری آبروی پادشاهت رو می‌بری

194
00:10:49,709 --> 00:10:51,626
‫پادشاه من غزل خداحافظی رو خونده

195
00:10:52,584 --> 00:10:53,417
‫کی؟

196
00:10:53,418 --> 00:10:54,500
‫همین امروز

197
00:10:54,501 --> 00:10:56,666
‫تک‌تک یائوهای دره هالی تارومار شدن

198
00:10:56,667 --> 00:10:58,041
‫فقط من جون سالم به در بردم

199
00:10:58,042 --> 00:10:58,834
‫کی کارشونو ساخت؟

200
00:10:59,042 --> 00:11:00,001
‫«سون ووکانگ» [شاه میمون اسطوره‌ای]

201
00:11:00,002 --> 00:11:01,310
‫سون ووکانگ دیگه کدوم خرسه؟

202
00:11:01,334 --> 00:11:03,166
‫یعنی تو نمی‌دونی سون ووکانگ کیه؟

203
00:11:03,167 --> 00:11:04,852
‫تو اصلاً اسم خودتو می‌ذاری یائو؟

204
00:11:04,876 --> 00:11:05,459
‫ساکت شو

205
00:11:05,501 --> 00:11:06,292
‫کسی از تو نظر نخواست

206
00:11:06,292 --> 00:11:07,292
‫فضولی نکن

207
00:11:10,626 --> 00:11:11,251
‫برگرد اینجا

208
00:11:11,252 --> 00:11:12,723
‫من فقط می‌خوام زنده بمونم

209
00:11:13,126 --> 00:11:14,126
‫پس بنال ببینم

210
00:11:14,459 --> 00:11:16,208
‫سون ووکانگ مرید ارشد راهب تانگه

211
00:11:16,209 --> 00:11:18,041
‫مگه می‌شه چند تا راهب این‌قدر قوی باشن؟

212
00:11:18,042 --> 00:11:19,250
‫فقط چند تا راهب ساده؟

213
00:11:19,251 --> 00:11:19,876
‫اون سون ووکانگه!

214
00:11:19,877 --> 00:11:21,291
‫تو مسیر سفرشون به غرب

215
00:11:21,292 --> 00:11:23,416
‫خدا می‌دونه چقدر از یائوها
‫رو به خاک سیاه نشوندن

216
00:11:23,417 --> 00:11:24,417
‫له کردن شماها...

217
00:11:24,542 --> 00:11:26,013
‫...واسه اون مثل آب خوردنه

218
00:11:26,334 --> 00:11:27,352
‫حالا به شکر خوردن افتادی؟

219
00:11:27,376 --> 00:11:29,584
‫اون چهار تا الان توی پایتخت مستقرن

220
00:11:29,626 --> 00:11:31,250
‫ده روزه که دارن جشن و ضیافت می‌گیرن

221
00:11:31,251 --> 00:11:33,334
‫عجیبه که شما جونورها هنوز زنده‌اید

222
00:11:33,501 --> 00:11:34,791
‫من ازتون هیچ ترسی ندارم

223
00:11:34,792 --> 00:11:37,041
‫کافیه یه ضربه بزنم تا کل دهکده خبردار بشن

224
00:11:37,042 --> 00:11:38,042
‫سون ووکانگ سه سوته پیداش می‌شه

225
00:11:38,042 --> 00:11:39,042
‫ببین کی بهت گفتم

226
00:11:39,417 --> 00:11:40,417
‫سنج من کجاست؟

227
00:11:42,834 --> 00:11:43,958
‫رئیس

228
00:11:43,959 --> 00:11:44,977
‫بی‌خیال، کوتاه بیا

229
00:11:45,001 --> 00:11:46,166
‫ما یائوهای اهل این محل نیستیم

230
00:11:46,167 --> 00:11:47,310
‫فقط داریم از اینجا رد می‌شیم

231
00:11:47,334 --> 00:11:48,084
‫نخیر

232
00:11:48,334 --> 00:11:49,334
‫چکشم کو؟

233
00:11:49,417 --> 00:11:49,959
‫بزرگوار

234
00:11:49,960 --> 00:11:51,583
‫این‌طوری نکن دیگه

235
00:11:51,584 --> 00:11:52,251
‫نیازی به این کارها نیست

236
00:11:52,251 --> 00:11:53,042
‫اصلاً نیازی نیست

237
00:11:53,043 --> 00:11:54,166
‫شما اصلاً به دل نگیر

238
00:11:54,167 --> 00:11:55,291
‫رئیس

239
00:11:55,292 --> 00:11:56,416
‫بیا مسالمت‌آمیز حلش کنیم

240
00:11:56,417 --> 00:11:57,042
‫همین الان رفع زحمت می‌کنیم

241
00:11:57,042 --> 00:11:57,751
‫حله؟

242
00:11:57,959 --> 00:11:58,709
‫وزغی!

243
00:11:58,710 --> 00:12:00,167
‫پس غرورت کجا رفته؟

244
00:12:02,501 --> 00:12:03,501
‫رئیس

245
00:12:03,502 --> 00:12:04,875
‫این راهب تانگ و مریدهاش

246
00:12:04,876 --> 00:12:07,000
‫واسه چی اصلاً دارن می‌رن غرب؟

247
00:12:07,001 --> 00:12:08,916
‫تا متون مقدس رو بیارن و بودا بشن

248
00:12:08,917 --> 00:12:11,125
‫اون موقع مرتبه‌شون از همه بالاتر می‌ره

249
00:12:11,126 --> 00:12:11,876
‫یه کم دو تا دو تا چهار تا کن

250
00:12:11,877 --> 00:12:14,041
‫چرا یائو قدرتمندی مثل سون ووکانگ

251
00:12:14,042 --> 00:12:16,571
‫باید مثل یه پادو دنبال راهب تانگ راه بیفته؟

252
00:12:17,001 --> 00:12:18,834
‫سون ووکانگ هم خودش یائوئه؟

253
00:12:19,001 --> 00:12:19,584
‫آره دیگه

254
00:12:19,876 --> 00:12:21,583
‫اون فقط یه یائوی میمونه

255
00:12:21,584 --> 00:12:23,172
‫«ژو باجیه» هم یه یائوی خوکه

256
00:12:23,626 --> 00:12:25,667
‫حتی اسب زیر پاشون هم یائوئه

257
00:12:26,667 --> 00:12:27,251
‫پس...

258
00:12:27,542 --> 00:12:29,852
‫پس چرا این‌قدر سرودست می‌شکنند که بودا بشن؟

259
00:12:29,876 --> 00:12:30,834
‫وقتی که بودا بشی

260
00:12:30,835 --> 00:12:33,600
‫همه دنیا باید جلوت تعظیم
‫کنند و بهت احترام بذارن

261
00:12:33,834 --> 00:12:34,958
‫اون موقع عمر جاودان پیدا می‌کنی؟

262
00:12:34,959 --> 00:12:36,542
‫جاودانگی که کمترین چیزشه

263
00:12:37,709 --> 00:12:38,916
‫اومدین کار کنید یا فک بزنید؟

264
00:12:38,917 --> 00:12:40,208
‫الان سنج رو می‌کوبم ها!

265
00:12:40,209 --> 00:12:41,333
‫باشه، باشه، تسلیم

266
00:12:41,334 --> 00:12:42,709
‫در رو

267
00:12:43,376 --> 00:12:44,751
‫بد‌و، بدو

268
00:12:45,542 --> 00:12:46,542
‫لفتش نده

269
00:12:47,126 --> 00:12:48,126
‫تندتر

270
00:12:48,251 --> 00:12:50,041
‫این دو تا نیزه رو واسه خودم برمی‌دارم

271
00:12:50,042 --> 00:12:52,336
‫اگه یه بار دیگه این طرف‌ها پلکتون بخوره

272
00:12:52,584 --> 00:12:54,042
‫قلم پاتون رو خرد می‌کنم

273
00:13:03,459 --> 00:13:04,542
‫کارمون تمومه

274
00:13:06,334 --> 00:13:08,393
‫این دفعه دیگه رسماً و کلاً بدبخت شدیم

275
00:13:10,001 --> 00:13:11,084
‫نه لزوماً

276
00:13:13,917 --> 00:13:15,126
‫گرفتنِ راهب تانگ...

277
00:13:17,042 --> 00:13:19,167
‫هاها!

278
00:13:19,334 --> 00:13:21,310
‫وزغ در آرزوی خوردن گوشت راهب! [اشاره به ضرب‌المثل چینی:
‫وزغی که می‌خواهد گوشت قوی آسمانی را بخورد - طمع بیش از حد]

279
00:13:21,334 --> 00:13:23,584
‫هاها!

280
00:13:25,334 --> 00:13:26,626
‫چقدر من احمقم

281
00:13:27,792 --> 00:13:29,166
‫چقدر ساده‌لوحم

282
00:13:29,167 --> 00:13:31,459
‫(هق‌هق و گریه)

283
00:13:33,959 --> 00:13:35,000
‫بهم دست نزن

284
00:13:35,001 --> 00:13:35,792
‫تو واسه خودت تنهایی کار می‌کنی

285
00:13:35,792 --> 00:13:36,584
‫خیالت راحته و برات مهم نیست

286
00:13:36,585 --> 00:13:38,625
‫اما من دیگه راه برگشتی ندارم

287
00:13:38,626 --> 00:13:40,208
‫دیگه نمی‌تونم روی عموم رو ببینم

288
00:13:40,209 --> 00:13:42,091
‫تو تمام زندگی من رو به لجن کشیدی

289
00:13:42,376 --> 00:13:44,041
‫تو که این‌قدر ایده‌های گنده گنده می‌دی

290
00:13:44,042 --> 00:13:46,500
‫چرا خودت نمی‌ری متون مقدس رو بیاری؟

291
00:13:46,501 --> 00:13:48,666
‫چرا نمی‌ری پادشاه رو از تختش پایین بکشی؟

292
00:13:48,667 --> 00:13:49,417
‫یالله برو دیگه

293
00:13:49,418 --> 00:13:50,625
‫یه چیزی بگو

294
00:13:50,626 --> 00:13:51,042
‫بنال دیگه

295
00:13:51,042 --> 00:13:51,751
‫فکر بکریه ها

296
00:13:51,959 --> 00:13:52,959
‫ها؟

297
00:13:53,251 --> 00:13:55,192
‫آوردن متون مقدس اصلاً فکر بدی نیست

298
00:13:55,584 --> 00:13:56,959
‫پاک زنجیر پاره کردی؟

299
00:13:57,334 --> 00:13:58,922
‫ملحق شدن به گروه راهب تانگ!

300
00:13:59,334 --> 00:14:01,041
‫می‌تونیم نقش اون‌ها رو بازی کنیم

301
00:14:01,042 --> 00:14:02,001
‫و خودمون بریم متون مقدس رو بیاریم

302
00:14:02,001 --> 00:14:03,001
‫ببین

303
00:14:03,126 --> 00:14:04,209
‫اون‌ها یه خوک دارن

304
00:14:04,417 --> 00:14:05,376
‫من می‌تونم نقش خوکه رو بازی کنم

305
00:14:05,417 --> 00:14:06,685
‫تو هم می‌شی خودِ راهب تانگ

306
00:14:06,709 --> 00:14:07,709
‫بعدش دو نفر دیگه

307
00:14:07,959 --> 00:14:09,560
‫یه تیم جور می‌کنیم و با هم می‌زنیم به جاده

308
00:14:09,584 --> 00:14:10,167
‫نظرت چیه؟

309
00:14:10,168 --> 00:14:11,417
‫تو رسماً دیوونه شدی

310
00:14:11,542 --> 00:14:13,416
‫اون موقع قبل از اینکه پاشون
‫به غرب برسه، ما رسیدیم

311
00:14:13,417 --> 00:14:14,458
‫متون رو دودستی می‌چسبیم و بودا می‌شیم

312
00:14:14,459 --> 00:14:16,376
‫عمر جاودان پیدا می‌کنیم

313
00:14:18,042 --> 00:14:19,042
‫دارم بهت می‌گم

314
00:14:19,043 --> 00:14:20,166
‫من ترجیح می‌دم خودم رو تسلیم کنم

315
00:14:20,167 --> 00:14:21,875
‫و جناب خرس من رو از
‫بالای صخره پرت کنه پایین

316
00:14:21,876 --> 00:14:24,376
‫تا اینکه بخوام با تو همسفر بشم

317
00:14:25,126 --> 00:14:26,333
‫من دارم برمی‌گردم

318
00:14:26,334 --> 00:14:27,958
‫برمی‌گردم سر همون دیگ‌سابیم

319
00:14:27,959 --> 00:14:29,125
‫یه بار می‌گی راهب رو بخوریم

320
00:14:29,126 --> 00:14:30,538
‫حالا می‌گی خودِ راهب بشیم

321
00:14:31,334 --> 00:14:33,275
‫من یکی اصلاً خام این حرف‌ها نمی‌شم

322
00:14:41,334 --> 00:14:42,922
‫نمی‌خوای جلو راهم رو بگیری؟

323
00:14:43,334 --> 00:14:45,935
‫نگران نیستی اونجا برم و
‫غزل خداحافظی رو بخونم؟

324
00:14:45,959 --> 00:14:47,018
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم

325
00:14:47,042 --> 00:14:48,375
‫حتی اگه فرض کنیم بریم
‫تا متون مقدس رو بیاریم

326
00:14:48,376 --> 00:14:50,143
‫اگه وسط راه راهب تانگ
‫واقعی بهمون برسه چیکار کنیم؟

327
00:14:50,167 --> 00:14:51,708
‫مگه اون پسره تو دهکده نگفت؟

328
00:14:51,709 --> 00:14:53,041
‫اون‌ها ده روز تمام دارن عیش و نوش می‌کنند

329
00:14:53,042 --> 00:14:54,291
‫تا ده روز آینده جاشون
‫کاملاً امنه و تکون نمی‌خورن

330
00:14:54,292 --> 00:14:56,880
‫ما هم به محض اینکه
‫تیممون جور شد راه می‌افتیم

331
00:15:00,042 --> 00:15:01,852
‫این دیگه آخرین باریه که بهت اعتماد می‌کنم

332
00:15:01,876 --> 00:15:03,018
‫فقط محض اتمام حجت بگم

333
00:15:03,042 --> 00:15:06,336
‫من این کار رو فقط به خاطر
‫این می‌کنم که خودت التماسم کردی

334
00:15:12,042 --> 00:15:12,709
‫یه کم آب بخور

335
00:15:12,709 --> 00:15:13,709
‫کار خودت رو بکن

336
00:15:19,334 --> 00:15:23,084
‫(نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود)

337
00:15:28,751 --> 00:15:30,667
‫این راهب تانگ اصلاً مرده یا زنه؟

338
00:15:31,292 --> 00:15:32,292
‫مرده

339
00:15:35,501 --> 00:15:36,501
‫خب، بعدش؟

340
00:15:36,584 --> 00:15:37,819
‫خب معلومه، راهبه دیگه

341
00:15:37,917 --> 00:15:40,268
‫هیچ ایده‌ای نداری که
‫ریخت و قیافه‌اش چطوریه؟

342
00:15:40,292 --> 00:15:41,084
‫نه اصلاً

343
00:15:41,292 --> 00:15:41,876
‫آه

344
00:15:42,042 --> 00:15:43,042
‫اون وقت من چطوری از
‫رو هوا پرتره‌اش رو بکشم؟

345
00:15:43,042 --> 00:15:43,709
‫مثلاً تو هنرمندی ها

346
00:15:43,710 --> 00:15:44,810
‫خودت یه جوری ردیفش کن

347
00:15:44,834 --> 00:15:46,893
‫بی‌خود نیست که هیچ‌کس دوزاری هم دستت نمی‌ده

348
00:15:46,917 --> 00:15:48,977
‫آخرین باری که مشتری داشتی کی بوده اصلاً؟

349
00:15:49,001 --> 00:15:52,060
‫باید کلاه‌تون رو هم بندازید
‫بالا که ما اومدیم سراغتون

350
00:15:56,959 --> 00:15:58,584
‫سون ووکانگ یه میمونه...

351
00:16:01,209 --> 00:16:02,876
‫ژو باجیه هم یه یائوی خوکه...

352
00:16:05,209 --> 00:16:06,709
‫یه مرید دیگه هم دارن

353
00:16:08,917 --> 00:16:09,917
‫اسم اون چی بود؟

354
00:16:10,126 --> 00:16:11,751
‫اون پسره چیزی نگفت

355
00:16:13,626 --> 00:16:14,750
‫به حس ششمت اعتماد کن و بکش

356
00:16:14,751 --> 00:16:15,542
‫وایسا

357
00:16:15,542 --> 00:16:16,542
‫حداقل باید یه...

358
00:16:22,417 --> 00:16:22,917
‫تموم شد

359
00:16:22,918 --> 00:16:23,977
‫حس ششمم این رو گفت

360
00:16:24,042 --> 00:16:26,277
‫می‌خواین بخواین، نمی‌خواین هم به سلامت

361
00:16:37,209 --> 00:16:39,541
‫یه جای کار می‌لنگه

362
00:16:39,542 --> 00:16:40,626
‫اوهوم

363
00:16:41,709 --> 00:16:44,833
‫این چهار تا...

364
00:16:44,834 --> 00:16:46,833
‫...اصلاً به قیافه‌شون
‫نمی‌خوره دنبال متون مقدس باشن

365
00:16:46,834 --> 00:16:48,041
‫می‌دونی چی می‌گم؟

366
00:16:48,042 --> 00:16:50,375
‫ملاک و فازِ «جوینده متون مقدس» چیه مثلاً؟

367
00:16:50,376 --> 00:16:51,916
‫تو هنرمندی

368
00:16:51,917 --> 00:16:52,917
‫تو باید به من بگی

369
00:16:53,376 --> 00:16:54,376
‫یکی دیگه بکش

370
00:17:07,667 --> 00:17:08,667
‫فقط این که...

371
00:17:08,709 --> 00:17:09,709
‫می‌دونی...

372
00:17:10,334 --> 00:17:10,876
‫فقط...

373
00:17:11,209 --> 00:17:12,643
‫جذبه و ابهت لازم رو نداره

374
00:17:12,667 --> 00:17:14,334
‫سرِ راهب تانگ خیلی کوچیکه

375
00:17:14,376 --> 00:17:15,959
‫سرِ گنده‌تر، ابهت بیشتر

376
00:17:16,042 --> 00:17:16,709
‫چه سطحی‌نگر

377
00:17:16,876 --> 00:17:17,667
‫این سفارش...

378
00:17:17,876 --> 00:17:19,001
‫...اصلاً نشدنیه

379
00:17:26,001 --> 00:17:28,125
‫من همیشه سخت‌ترین خواسته‌ها رو

380
00:17:28,126 --> 00:17:31,001
‫با تعهد کامل و بدون هیچ گله‌ای انجام می‌دم

381
00:17:39,751 --> 00:17:40,751
‫دیگه تموم شد

382
00:17:40,876 --> 00:17:42,111
‫کل هنرم همین بود و بس

383
00:17:59,667 --> 00:18:00,834
‫خودشه!

384
00:18:01,376 --> 00:18:02,459
‫دقیقاً همینه!

385
00:18:07,709 --> 00:18:09,709
‫همین که شما دو تا راضی باشین کافیه

386
00:18:11,584 --> 00:18:12,584
‫مو نمی‌زنه باهاش

387
00:18:13,126 --> 00:18:14,126
‫واقعاً شبیهش شده

388
00:18:14,626 --> 00:18:16,041
‫حالا سون ووکانگ رو از کجا پیدا کنیم؟

389
00:18:16,042 --> 00:18:17,541
‫اون یکی اسمش‌ چی‌چی بود رو چی؟

390
00:18:17,542 --> 00:18:19,483
‫همین طرح رو بردارید و برید بگردید

391
00:18:20,251 --> 00:18:20,834
‫هی

392
00:18:21,001 --> 00:18:22,001
‫همون‌جا وایسید

393
00:18:31,626 --> 00:18:32,876
‫اه... چی؟

394
00:18:44,042 --> 00:18:45,166
‫الان سه روز گذشته

395
00:18:45,167 --> 00:18:46,643
‫و ما حتی یه پرنده هم پیدا نکردیم

396
00:18:46,667 --> 00:18:48,843
‫راهب تانگ تا هفت روز دیگه راه می‌افته

397
00:18:49,792 --> 00:18:51,541
‫این اصلاً چه نقاشی مسخره‌ایه آخه؟

398
00:18:51,542 --> 00:18:52,954
‫میمونه رو کجای دلم بذارم

399
00:18:53,042 --> 00:18:55,102
‫اصلاً توی کوهستان لانگ‌لانگ
‫هیچ میمونی وجود نداره

400
00:18:55,126 --> 00:18:57,538
‫من تا حالا تو عمرم یه دونه‌اش رو هم ندیدم

401
00:18:58,209 --> 00:19:00,018
‫تو چطوری هنوزم اشتها داری غذا بخوری؟

402
00:19:00,042 --> 00:19:01,852
‫من اینجا دارم رد تماس می‌دم و دیوونه می‌شم

403
00:19:01,876 --> 00:19:03,018
‫موجودات ملعون و بی‌سر‌وپا!

404
00:19:03,042 --> 00:19:05,218
‫چطور جرئت کردید نذورات من رو کش برید؟

405
00:19:05,376 --> 00:19:06,292
‫جناب جاویدان بزرگ، رحم کنید!

406
00:19:06,292 --> 00:19:07,292
‫تو رو خدا بهمون امان بدید

407
00:19:07,293 --> 00:19:08,833
‫نذورات من رو بالا می‌کشید؟

408
00:19:08,834 --> 00:19:10,584
‫باید تا قرون آخرش رو پس بدید

409
00:19:11,167 --> 00:19:12,875
‫یالله زود برید برام دو تا مرغ سوخاری بیارید

410
00:19:12,876 --> 00:19:14,352
‫با طعم پنج‌ادویه [ترکیب
‫ادویه سنتی و معروف چینی]

411
00:19:14,376 --> 00:19:14,709
‫چشم

412
00:19:14,710 --> 00:19:15,750
‫همین الان، رو جفت چشمامون

413
00:19:15,751 --> 00:19:17,333
‫به اهالی دهکده هم ندا بدید

414
00:19:17,334 --> 00:19:19,602
‫دفعه بعد نذری‌ها باید گوشت
‫و پیمانه بیشتری داشته باشه

415
00:19:19,626 --> 00:19:20,750
‫آن هم از نوع مغزپخت‌شده!

416
00:19:20,751 --> 00:19:21,791
‫بخارپز!

417
00:19:21,792 --> 00:19:23,042
‫من هلاکِ گوشتم.

418
00:19:27,001 --> 00:19:29,583
‫ببینم، داری نقش یه نامیرا رو بازی می‌کنی؟

419
00:19:29,584 --> 00:19:30,292
‫نه بابا.

420
00:19:30,292 --> 00:19:30,959
‫اسم مستعارم «نامیرا»ست.

421
00:19:30,960 --> 00:19:32,136
‫یه لحظه دست نگه دار.

422
00:19:38,626 --> 00:19:39,750
‫راسّی تو مطمئنی بودا شدن...

423
00:19:39,751 --> 00:19:41,041
‫...از نامیرا بودن بهتره؟

424
00:19:41,042 --> 00:19:42,126
‫صد در صد!

425
00:19:42,501 --> 00:19:44,477
‫تو اینجا داری واسه یه
‫لقمه نذری سگ‌دو می‌زنی.

426
00:19:44,501 --> 00:19:45,209
‫اما اگه با ما بیای...

427
00:19:45,210 --> 00:19:46,977
‫...داریم درباره یه آینده توپ حرف می‌زنیم.

428
00:19:47,001 --> 00:19:48,084
‫عمر جاودانِ واقعی!

429
00:19:48,376 --> 00:19:49,376
‫گرفتی چی می‌گم؟

430
00:19:51,667 --> 00:19:52,961
‫یه دقیقه بهم وقت بدین.

431
00:19:56,251 --> 00:19:57,251
‫بزن بریم.

432
00:19:57,542 --> 00:19:58,660
‫چه عجله‌ای هم داری!

433
00:19:58,959 --> 00:20:00,834
‫شنیدم دنبال یه میمون می‌گشتین.

434
00:20:01,251 --> 00:20:02,251
‫آره.

435
00:20:02,626 --> 00:20:04,602
‫کپی کارتون رو راه می‌ندازه؟ (منظور
‫میمون بزرگ بدون دم یا همان اورانگوتان است)

436
00:20:04,626 --> 00:20:06,375
‫اون تنها کپیِ توی کوهستان لانگ‌لانگه.

437
00:20:06,376 --> 00:20:07,416
‫ولی بدجوری منزوی و گوشه‌گیره.

438
00:20:07,417 --> 00:20:08,875
‫هیچ‌کس از وجودش خبر نداره.

439
00:20:08,876 --> 00:20:09,834
‫منم خودم اتفاقی پیداش کردم...

440
00:20:09,834 --> 00:20:10,667
‫...وقتی داشتم یه چاله می‌کندم.

441
00:20:10,668 --> 00:20:11,875
‫بهم گفت که...

442
00:20:11,876 --> 00:20:12,251
‫...ده سال پیش...

443
00:20:12,252 --> 00:20:14,166
‫...غار شاهانه کل
‫خانواده‌اش رو قتل‌عام کرده.

444
00:20:14,167 --> 00:20:15,250
‫فقط خودش تک و تنها باقی مونده.

445
00:20:15,251 --> 00:20:17,500
‫هر وقت یاد مادرش
‫می‌افته زار زار گریه می‌کنه.

446
00:20:17,501 --> 00:20:18,708
‫شماها دلتون واسه مامانتون تنگ نمی‌شه؟

447
00:20:18,709 --> 00:20:19,750
‫من که می‌شه.

448
00:20:19,751 --> 00:20:21,833
‫ولی حتی چهره‌اش هم یادم نمیاد.

449
00:20:21,834 --> 00:20:23,458
‫بچگیام همش مریض‌احوال و ضعیف بودم.

450
00:20:23,459 --> 00:20:24,583
‫می‌دونید چرا؟

451
00:20:24,584 --> 00:20:27,125
‫چون هفت‌ماهه به دنیا اومدم.

452
00:20:27,126 --> 00:20:28,666
‫دوست‌دختر سابقم می‌گفت خیلی فک می‌زنم.

453
00:20:28,667 --> 00:20:29,902
‫واسه همینم گذاشت رفت.

454
00:20:30,751 --> 00:20:31,751
‫ببینم...

455
00:20:31,834 --> 00:20:34,069
‫شما هم فکر می‌کنید من خیلی حرف می‌زنم؟

456
00:20:34,751 --> 00:20:35,751
‫آدرسش همین‌جاست.

457
00:20:37,834 --> 00:20:38,834
‫رسیدیم، خودشه.

458
00:20:46,167 --> 00:20:47,042
‫بیا بیرون دیگه.

459
00:20:47,043 --> 00:20:48,333
‫منو یادت میاد؟

460
00:20:48,334 --> 00:20:49,334
‫سمورِ نامیرا هستم.

461
00:20:54,126 --> 00:20:55,334
‫خیلی خجالتیه.

462
00:20:57,167 --> 00:20:58,458
‫این دو تا از رفقای گلِ من هستند.

463
00:20:58,459 --> 00:20:59,376
‫آزارشون به یه مورچه هم نمی‌رسه.

464
00:20:59,376 --> 00:21:00,376
‫بیا بیرون.

465
00:21:00,667 --> 00:21:01,961
‫یه خبر توپ واست داریم.

466
00:21:02,667 --> 00:21:03,626
‫بیا بیرون دیگه.

467
00:21:03,626 --> 00:21:04,626
‫قایم نشو.

468
00:21:04,834 --> 00:21:05,167
‫بیا بیرون.

469
00:21:05,167 --> 00:21:06,167
‫یالله بیا بیرون.

470
00:21:10,417 --> 00:21:12,123
‫دیگه هیچی واسمون باقی نمونده.

471
00:21:23,709 --> 00:21:25,541
‫داریم می‌ریم غرب تا متون مقدس رو بیاریم.

472
00:21:25,542 --> 00:21:27,718
‫اومدیم تو رو هم با خودمون همسفر کنیم.

473
00:21:30,001 --> 00:21:31,251
‫چرا داری فرار می‌کنی؟

474
00:21:31,459 --> 00:21:32,459
‫ترس نداره که.

475
00:21:32,626 --> 00:21:33,875
‫آوردن متون مقدس آخرش بودا شدنه.

476
00:21:33,876 --> 00:21:35,041
‫عمر جاودانِ واقعی!

477
00:21:35,042 --> 00:21:37,571
‫صد شرف داره به اینکه تا ابد اینجا قایم بشی.

478
00:21:37,626 --> 00:21:38,979
‫اونجا... اونجا قراره...

479
00:21:39,417 --> 00:21:40,829
‫...کلی آدم و شلوغی باشه؟

480
00:21:41,001 --> 00:21:41,709
‫معلومه که آره.

481
00:21:41,792 --> 00:21:42,792
‫حسابی ذوق کردی؟

482
00:21:43,042 --> 00:21:44,834
‫نه اصلاً.

483
00:21:45,376 --> 00:21:46,935
‫باید بالاخره قدم اول رو برداری.

484
00:21:46,959 --> 00:21:48,875
‫دنیای بیرون هزار و یک رنگ و جذابه.

485
00:21:48,876 --> 00:21:51,170
‫کلی چیزهای باحال و سرگرم‌کننده می‌بینی.

486
00:21:51,417 --> 00:21:52,167
‫تازه، پسر...

487
00:21:52,168 --> 00:21:54,992
‫شاید بتونی یه دوست‌دختر
‫هم واسه خودت دست‌وپا کنی.

488
00:21:55,042 --> 00:21:56,042
‫آه!

489
00:21:57,001 --> 00:21:58,209
‫(کد پرسنلی ۹۹۸۱)

490
00:22:01,209 --> 00:22:02,560
‫تو مال غار شاهانه هستی!

491
00:22:02,584 --> 00:22:03,584
‫آره.

492
00:22:06,501 --> 00:22:07,583
‫این چش شده یهو؟

493
00:22:07,584 --> 00:22:09,878
‫غار شاهانه کل طایفه‌اش رو تارومار کرده.

494
00:22:11,001 --> 00:22:11,959
‫نترس، ترسی نداره.

495
00:22:11,960 --> 00:22:13,607
‫اون نیومده که بهت صدمه بزنه.

496
00:22:14,042 --> 00:22:15,807
‫اون دیگه با اون دارودسته نیست.

497
00:22:16,501 --> 00:22:18,089
‫شوتش کردن بیرون، اخراج شده.

498
00:22:22,584 --> 00:22:24,751
‫خون سردیت رو حفظ کن.

499
00:22:25,959 --> 00:22:26,959
‫گوشت به من باشه.

500
00:22:29,209 --> 00:22:30,251
‫با ما همسفر شو.

501
00:22:31,376 --> 00:22:32,709
‫این تنها راه نجاتته.

502
00:22:38,042 --> 00:22:38,792
‫غمت نباشه.

503
00:22:38,793 --> 00:22:40,102
‫من یه تکنیک مخفی و خفن دارم...

504
00:22:40,126 --> 00:22:41,625
‫...که زورت رو صد برابر می‌کنه.

505
00:22:41,626 --> 00:22:43,291
‫حتی اگه یائوهای غار
‫شاهانه هم به گردمون برسن...

506
00:22:43,292 --> 00:22:44,310
‫...اصلاً باکی نداریم.

507
00:22:44,334 --> 00:22:46,250
‫این اسب بخت‌برگشته رو نگاه کن که کش رفتی.

508
00:22:46,251 --> 00:22:47,209
‫داره لنگ می‌زنه.

509
00:22:47,209 --> 00:22:47,917
‫همینم غنیمته.

510
00:22:47,917 --> 00:22:48,917
‫وقتی واسمون نمونده.

511
00:22:48,917 --> 00:22:49,584
‫اگه عجله نکنیم،

512
00:22:49,585 --> 00:22:51,350
‫راهب تانگِ واقعی بهمون می‌رسه‌.

513
00:22:52,167 --> 00:22:55,175
‫دیگه نمی‌تونم خودم رو نگه دارم.

514
00:22:55,177 --> 00:22:57,519
‫فکر کنم الانه که بالا بیارم.

515
00:22:58,356 --> 00:23:00,443
‫این اسب به هیچ دردی نمی‌خوره.

516
00:23:00,445 --> 00:23:02,618
‫مرکبه یا حیوان خانگی زینتی؟

517
00:23:02,620 --> 00:23:04,125
‫تو رو خدا...

518
00:23:04,126 --> 00:23:06,244
‫...دیگه کپه مرگت رو بذار و گریه نکن.

519
00:23:07,542 --> 00:23:08,666
‫شماها معمولاً ساعت چند می‌خوابید؟

520
00:23:08,667 --> 00:23:10,541
‫من این اواخر اصلاً خواب درست‌وحسابی ندارم.

521
00:23:10,542 --> 00:23:11,292
‫نصفه‌شب هی از خواب می‌پرم.

522
00:23:11,293 --> 00:23:12,625
‫وقتی هم بیدار می‌شم دیگه خوابم نمی‌بره.

523
00:23:12,626 --> 00:23:14,458
‫بذارید یه نصیحت برادرانه بهتون بکنم.

524
00:23:14,459 --> 00:23:15,871
‫قبل خواب اصلاً آب نخورید.

525
00:23:16,792 --> 00:23:18,204
‫تا حالا چقدر راه اومدیم؟

526
00:23:18,417 --> 00:23:19,829
‫یه چیزی حدود ۵۰ کیلومتر.

527
00:23:21,501 --> 00:23:22,501
‫خسته‌ای؟

528
00:23:22,751 --> 00:23:23,376
‫آره.

529
00:23:23,377 --> 00:23:25,018
‫منظورم اینه که فکت از
‫این‌همه حرف زدن خسته نشد؟

530
00:23:25,042 --> 00:23:25,584
‫آها.

531
00:23:25,626 --> 00:23:26,861
‫نه بابا، اصلاً و ابداً.

532
00:23:27,251 --> 00:23:28,486
‫اون جلو یه دهکده هست.

533
00:23:28,542 --> 00:23:30,084
‫بریم یه کم غذا خفت کنیم.

534
00:23:30,376 --> 00:23:31,376
‫عالیه.

535
00:23:31,709 --> 00:23:32,750
‫این مدت همش کارم شده بود خوردن توت وحشی.

536
00:23:32,751 --> 00:23:34,375
‫دلم واسه طعمِ لذیذ گوشت لک زده.

537
00:23:34,376 --> 00:23:35,905
‫بدجوری مرغ سوخاری می‌خوام.

538
00:23:35,959 --> 00:23:37,542
‫دارید چیکار می‌کنید شماها؟

539
00:23:38,001 --> 00:23:39,333
‫ما الان دیگه یائو نیستیم.

540
00:23:39,334 --> 00:23:40,477
‫ما زائران متون مقدسیم.

541
00:23:40,501 --> 00:23:41,854
‫خفت‌گیری و دزدی ممنوعه!

542
00:23:42,334 --> 00:23:44,292
‫پس چطوری شکممون رو سیر کنیم؟

543
00:23:45,126 --> 00:23:45,501
‫هی...

544
00:23:45,667 --> 00:23:46,726
‫یه ایده مشتی دارم.

545
00:23:47,126 --> 00:23:48,126
‫بیاین گدایی کنیم.

546
00:23:48,251 --> 00:23:48,667
‫هه هه.

547
00:23:48,668 --> 00:23:50,492
‫تو این کار مویی از ماست می‌کشم.

548
00:23:50,626 --> 00:23:52,333
‫ولی بعدش باید کلاً فکت
‫رو هم بیاری و لال بشی.

549
00:23:52,334 --> 00:23:53,768
‫بذارید خودِ راهب تانگ حرف بزنه.

550
00:23:53,792 --> 00:23:54,542
‫حله، غمت نباشه.

551
00:23:54,543 --> 00:23:55,602
‫رو حرف من حساب کن.

552
00:23:56,167 --> 00:23:57,458
‫اصلاً کلمه‌ای هم نمی‌گم.

553
00:23:57,459 --> 00:23:58,459
‫مشکلی نیست.

554
00:23:58,584 --> 00:23:59,584
‫آره.

555
00:23:59,959 --> 00:24:01,001
‫اصلاً مشکلی نیست.

556
00:24:01,667 --> 00:24:02,626
‫حرف نزدن که مثل آب خوردنه.

557
00:24:02,667 --> 00:24:04,227
‫اگه الان طنابت رو باز کنم...

558
00:24:04,251 --> 00:24:05,369
‫...بچه مثبتی می‌شی؟

559
00:24:06,292 --> 00:24:08,001
‫اوهوم.

560
00:24:17,501 --> 00:24:18,417
‫ای اهل کرم و معرفت!

561
00:24:18,418 --> 00:24:20,300
‫ما اومدیم طلبِ اعانه و نذری کنیم.

562
00:24:20,959 --> 00:24:21,542
‫آره.

563
00:24:21,959 --> 00:24:23,227
‫یعنی در واقع و خلاصه بگم...

564
00:24:23,251 --> 00:24:24,792
‫...یه لقمه غذا می‌خوایم.

565
00:24:25,751 --> 00:24:26,751
‫یائو! هیولا!

566
00:24:29,042 --> 00:24:29,834
‫به نظرتون...

567
00:24:29,835 --> 00:24:31,501
‫...باید صورتمون رو بپوشونیم؟

568
00:24:33,126 --> 00:24:34,479
‫این دیگه چه اعجوبه‌ایه؟

569
00:24:35,792 --> 00:24:36,792
‫ای اهل کرم...

570
00:24:37,042 --> 00:24:38,042
‫ما اومدیم واسه...

571
00:24:38,376 --> 00:24:39,376
‫دزدها! راهزن‌ها!

572
00:24:43,501 --> 00:24:44,917
‫نه بابا!

573
00:24:46,251 --> 00:24:47,427
‫بگیرید این دزدها رو!

574
00:25:02,959 --> 00:25:04,542
‫ارباب جوان...

575
00:25:05,792 --> 00:25:08,292
‫اون رون مرغ لذیذت رو...

576
00:25:08,501 --> 00:25:09,501
‫می‌شه...

577
00:25:09,959 --> 00:25:12,167
‫...یه ذره‌اش رو به ما بدی؟

578
00:25:12,459 --> 00:25:14,341
‫شماها دیگه چه اعجوبه‌هایی هستین؟

579
00:25:14,417 --> 00:25:15,167
‫ما...

580
00:25:15,168 --> 00:25:17,125
‫...از امپراتوریِ شرقیِ تانگ اومدیم

581
00:25:17,126 --> 00:25:19,250
‫و عازم غربیم تا متون مقدس رو بیاریم.

582
00:25:19,251 --> 00:25:20,251
‫راهب تانگ!

583
00:25:23,334 --> 00:25:24,417
‫بالاخره...

584
00:25:24,917 --> 00:25:28,251
‫بالاخره یه نفر ما رو به جا آورد و شناخت!

585
00:25:29,834 --> 00:25:33,709
‫هنوزم چشم‌های تیزبین
‫و حقیقت‌بین پیدا می‌شه.

586
00:25:33,876 --> 00:25:35,917
‫هاهاها!

587
00:25:36,334 --> 00:25:38,310
‫اون کله‌گنده‌ات اصلاً تو
‫رو شبیه راهب تانگ نمی‌کنه.

588
00:25:38,334 --> 00:25:39,625
‫رو دست می‌زنی و می‌خوای یه بچه رو رنگ کنی؟

589
00:25:39,626 --> 00:25:41,501
‫هاهاها!

590
00:25:44,751 --> 00:25:45,417
‫بی‌خیالش شو.

591
00:25:45,418 --> 00:25:46,875
‫ما حتی حریفِ رنگ کردن یه بچه هم نشدیم.

592
00:25:46,876 --> 00:25:48,102
‫چه فایده‌ای داره اصلاً؟

593
00:25:48,126 --> 00:25:50,018
‫تو حتماً باید «راهب شا»
‫باشی. (سومین مرید راهب تانگ)

594
00:25:50,042 --> 00:25:51,042
‫راهب شا...

595
00:25:52,126 --> 00:25:53,852
‫بالاخره اسم و رسم خودم رو فهمیدم!

596
00:25:53,876 --> 00:25:55,501
‫بالاخره فهمیدم کی هستم!

597
00:25:55,542 --> 00:25:56,893
‫ولی تو اصلاً شبیهش نیستی.

598
00:25:56,917 --> 00:25:58,858
‫راهب شا یه ریشِ توپی و پرپشت داره.

599
00:25:58,917 --> 00:25:59,584
‫تو از کجا می‌دونی؟

600
00:25:59,585 --> 00:26:01,751
‫نقال و قصه‌گوی شهر می‌گفت.

601
00:26:01,917 --> 00:26:02,376
‫هی...

602
00:26:02,542 --> 00:26:03,959
‫بیشتر واسمون بگو.

603
00:26:04,042 --> 00:26:05,768
‫شماها که حتی سلاح هم دستتون نیست.

604
00:26:05,792 --> 00:26:07,583
‫سون ووکانگ یه چوب‌دستی طلایی داره.

605
00:26:07,584 --> 00:26:09,041
‫ژو باجیه هم یه چنگک با خودش حمل می‌کنه.

606
00:26:09,042 --> 00:26:10,916
‫راهب شا هم یه بیلچه با خودش داره...

607
00:26:10,917 --> 00:26:12,810
‫...و ازش واسه کول کردن
‫بار و بندیل استفاده می‌کنه.

608
00:26:12,834 --> 00:26:13,584
‫چی؟

609
00:26:13,751 --> 00:26:15,416
‫یعنی من باید با شکم گشنه حمالی کنم؟

610
00:26:15,417 --> 00:26:16,376
‫این اصلاً منصفانه نیست.

611
00:26:16,376 --> 00:26:16,834
‫تازه...

612
00:26:16,835 --> 00:26:17,977
‫خیلی هم فک می‌زنی و وراجی.

613
00:26:18,001 --> 00:26:20,177
‫راهب شا کلاً دو تا دیالوگ بیشتر نداره.

614
00:26:20,334 --> 00:26:21,334
‫کدوم دو تا؟

615
00:26:21,542 --> 00:26:22,167
‫داداش بزرگ!

616
00:26:22,168 --> 00:26:23,626
‫استاد رو یائوها دزدیدند!

617
00:26:24,001 --> 00:26:24,876
‫و دومی؟

618
00:26:24,876 --> 00:26:25,584
‫داداش بزرگ!

619
00:26:25,584 --> 00:26:26,542
‫استاد و داداش دوم رو...

620
00:26:26,543 --> 00:26:27,602
‫...یائوها دزدیدند!

621
00:26:28,876 --> 00:26:30,935
‫من دیگه اصلاً نمی‌خوام راهب شا باشم!

622
00:26:31,251 --> 00:26:32,251
‫و اما تو...

623
00:26:33,251 --> 00:26:35,393
‫سون ووکانگ هیچ‌وقت
‫موش‌مردگی درنمیاره و گریه نمی‌کنه.

624
00:26:35,417 --> 00:26:36,917
‫تو قهرمانِ مایی.

625
00:26:37,167 --> 00:26:38,375
‫آخرِ ابهت و خفنی.

626
00:26:38,376 --> 00:26:39,833
‫عالی‌جنابِ خردمند! (لقب اسطوره‌ای شاه میمون)

627
00:26:39,834 --> 00:26:41,810
‫تو همونی هستی که حالِ کل یائوها رو می‌گیره.

628
00:26:41,834 --> 00:26:43,042
‫جوجو!

629
00:26:44,209 --> 00:26:45,751
‫وقتِ شامه.

630
00:26:46,417 --> 00:26:47,417
‫اومدیم.

631
00:26:47,917 --> 00:26:48,917
‫وایسا.

632
00:26:56,959 --> 00:26:57,792
‫یه چیز دیگه هم هست.

633
00:26:57,876 --> 00:26:59,935
‫راهب‌ها اصلاً حق ندارند گوشت بخورند.

634
00:27:10,251 --> 00:27:12,643
‫من هیچ‌وقت نتونستم توی
‫آزمونِ غار شاهانه قبول بشم.

635
00:27:12,667 --> 00:27:14,810
‫پارتی و بند پ هم نداشتم که واسم کاری کنه.

636
00:27:14,834 --> 00:27:17,643
‫حالا هم که پادشاه عذرم رو
‫خواسته و منو انداخته بیرون.

637
00:27:17,667 --> 00:27:18,292
‫بالاخره...

638
00:27:18,293 --> 00:27:19,393
‫چهار نفر آدم دور خودم جمع کردم...

639
00:27:19,417 --> 00:27:21,018
‫...تا واسه خودم کسی بشم و به یه جایی برسم.

640
00:27:21,042 --> 00:27:23,685
‫اما نگو که بدجوری
‫سخت‌تر از اونیه که فکر می‌کردم.

641
00:27:23,709 --> 00:27:26,415
‫یعنی طالع و تقدیر زندگی
‫من همش همین قراره باشه؟

642
00:27:26,917 --> 00:27:29,211
‫من که بهت گفتم این نقشه اصلاً عملی نیست.

643
00:27:29,376 --> 00:27:30,001
‫ببین...

644
00:27:30,126 --> 00:27:32,185
‫ما حتی حریفِ رنگ کردن یه الف بچه هم نشدیم.

645
00:27:32,209 --> 00:27:33,477
‫من یکی عمراً باورم بشه...

646
00:27:33,501 --> 00:27:35,643
‫...که ما حتی عرضه گدایی
‫کردن یه لقمه نون رو هم نداریم.

647
00:27:35,667 --> 00:27:37,126
‫خودمون رو نگاه کن.

648
00:27:37,376 --> 00:27:39,023
‫فایده این همه سگ‌دو زدن چیه؟

649
00:27:39,584 --> 00:27:41,518
‫بدجوری می‌ترسم که از گشنگی
‫غزل خداحافظی رو بخونیم...

650
00:27:41,542 --> 00:27:44,071
‫...قبل از اینکه اصلاً کارمون روی غلتک بیفته.

651
00:27:46,751 --> 00:27:47,810
‫داری چیکار می‌کنی؟

652
00:27:48,042 --> 00:27:49,042
‫گشنمه خب.

653
00:27:49,209 --> 00:27:50,292
‫فقط یه تیکه‌ نونه.

654
00:27:50,542 --> 00:27:51,626
‫گوشت نیست که.

655
00:27:52,667 --> 00:27:53,459
‫آشنا شدن با تو بدترین اتفاقی بود...

656
00:27:53,460 --> 00:27:55,750
‫...که تو کل زندگی نکبتی‌ام واسم افتاد.

657
00:27:55,751 --> 00:27:56,376
‫خیلی خب.

658
00:27:56,376 --> 00:27:57,126
‫آیه‌یاس خوندن و نق زدن دیگه باشه.

659
00:27:57,127 --> 00:27:59,018
‫اگه هنوز اون متون مقدس
‫رو می‌خوای، یالله تمرین کن.

660
00:27:59,042 --> 00:27:59,584
‫بیا.

661
00:27:59,584 --> 00:28:00,584
‫بیا اینجا وایسا.

662
00:28:03,709 --> 00:28:04,334
‫بگو...

663
00:28:04,501 --> 00:28:05,736
‫من شاهِ میمون‌ها هستم!

664
00:28:06,376 --> 00:28:08,084
‫تو شاهِ مـ...

665
00:28:08,667 --> 00:28:09,042
‫شاهِ میمون‌ها!

666
00:28:09,043 --> 00:28:10,334
‫تو شاهِ میمون‌ها هستی.

667
00:28:11,251 --> 00:28:12,584
‫تو شاهِ میمو...

668
00:28:12,917 --> 00:28:14,375
‫دیالوگ خودت رو بگو!

669
00:28:14,376 --> 00:28:16,000
‫دیالوگ اینه: «من شاهِ میمون‌ها هستم!»

670
00:28:16,001 --> 00:28:17,125
‫من... من...

671
00:28:17,126 --> 00:28:18,917
‫من شاهِ میمو... نیستم.

672
00:28:19,459 --> 00:28:20,251
‫شاه!

673
00:28:20,251 --> 00:28:20,792
‫چرا، هستی.

674
00:28:20,792 --> 00:28:21,542
‫فعلاً و در حال حاضر هستی.

675
00:28:21,542 --> 00:28:22,542
‫این‌قدر زهرچشم ازش نگیر و نترسونش.

676
00:28:22,543 --> 00:28:23,893
‫همین‌جوریش هم بدجوری خجالتیه.

677
00:28:23,917 --> 00:28:24,876
‫و اما تو...

678
00:28:24,876 --> 00:28:25,751
‫از این به بعد...

679
00:28:25,752 --> 00:28:27,208
‫کلاً دو تا دیالوگ بیشتر نداری، شیرفهم شد؟

680
00:28:27,209 --> 00:28:28,001
‫فهمیدم.

681
00:28:28,002 --> 00:28:29,458
‫الانه که منفجر بشم و کفرم دربیاد.

682
00:28:29,459 --> 00:28:30,251
‫بین ما چهار نفر...

683
00:28:30,251 --> 00:28:30,792
‫تو خیلی داری وراجی می‌کنی و فک می‌زنی.

684
00:28:30,793 --> 00:28:32,208
‫فازِ نقش اول‌ها رو برداشتی.

685
00:28:32,209 --> 00:28:33,333
‫باید تو کلت فرو کنی...

686
00:28:33,334 --> 00:28:34,518
‫...تو قراره فقط یه نوچه و نقش فرعی باشی.

687
00:28:34,542 --> 00:28:35,042
‫نقش فرعی!

688
00:28:35,043 --> 00:28:37,185
‫یه نوچه هم کلاً دو تا دیالوگ بیشتر نداره.

689
00:28:37,209 --> 00:28:38,708
‫این اسمش نقش فرعی بازی کردن نیست...

690
00:28:38,709 --> 00:28:40,000
‫...این رسماً منو دایورت کردن به حاشیه‌ست!

691
00:28:40,001 --> 00:28:41,810
‫بالاخره می‌خوای بری اون
‫متون مقدس رو بیاری یا نه؟

692
00:28:41,834 --> 00:28:43,775
‫می‌خوای به عمر جاودان برسی یا نه؟

693
00:28:44,001 --> 00:28:45,001
‫من...

694
00:28:45,751 --> 00:28:46,376
‫لال‌مونی گرفتن...

695
00:28:46,377 --> 00:28:47,583
‫...واسه من اسمش زندگی کردن نیست.

696
00:28:47,584 --> 00:28:49,290
‫عمر جاودان اصلاً بخوره تو سرم.

697
00:28:50,751 --> 00:28:51,751
‫و تو...

698
00:28:51,834 --> 00:28:54,310
‫برو یه خاکی تو سرت بریز و اون
‫کله‌گنده‌ات رو یه جوری جمع‌وجورش کن.

699
00:28:54,334 --> 00:28:55,042
‫این وقت شب؟

700
00:28:55,043 --> 00:28:56,291
‫آخه از کدوم گوری برم یه
‫چیزی واسه پوشوندنش پیدا کنم؟

701
00:28:56,292 --> 00:28:57,042
‫بالاخره می‌ری یا نه؟

702
00:28:57,209 --> 00:28:58,209
‫می‌ری یا نه؟

703
00:29:00,126 --> 00:29:01,251
‫عجب بساطی داریما...

704
00:29:03,584 --> 00:29:04,292
‫داداش دوم!

705
00:29:04,501 --> 00:29:06,089
‫داداش بزرگ غیبش زده و رفته.

706
00:29:06,501 --> 00:29:08,854
‫باز داره چه نقشه‌ای واسمون سر هم می‌کنه؟

707
00:29:10,251 --> 00:29:15,042
‫مجبورم نکن که اون تکنیک
‫خفنم رو روادت کنم ها!

708
00:29:30,334 --> 00:29:32,452
‫چرا همش جفتک می‌پرونی و فرار می‌کنی؟

709
00:29:32,751 --> 00:29:35,104
‫مگه نمی‌خوای بری اون متون مقدس رو بیاری؟

710
00:29:35,167 --> 00:29:35,667
‫ببین...

711
00:29:36,042 --> 00:29:37,518
‫به نظرم ما دو تا می‌تونیم
‫جاهامون رو عوض کنیم.

712
00:29:37,542 --> 00:29:38,167
‫اون که کلاً اهل حرف زدن نیست...

713
00:29:38,167 --> 00:29:39,167
‫...واسه نقش راهب شا بی‌نظیر و خوراکه.

714
00:29:39,168 --> 00:29:40,833
‫منم می‌شم خودِ سون ووکانگ.

715
00:29:40,834 --> 00:29:43,069
‫چون حسابی می‌تونم فک بزنم و حرف بیارم.

716
00:29:44,376 --> 00:29:46,000
‫تو هم دست‌کمی از بقیه نداری و کارت بیسته.

717
00:29:46,001 --> 00:29:47,185
‫به خودت ایمان داشته باش
‫و اعتمادبه‌نفس داشته باش.

718
00:29:47,209 --> 00:29:49,084
‫وقتی اون وزغ زگیلی و آبله‌رو...

719
00:29:49,292 --> 00:29:50,685
‫...می‌تونه نقش راهب تانگ رو بازی کنه...

720
00:29:50,709 --> 00:29:52,458
‫تو که از همه‌مون هیکلی‌تر و گنده‌تری...

721
00:29:52,459 --> 00:29:53,643
‫...و از همه خوش‌تیپ‌تری!

722
00:29:53,667 --> 00:29:55,138
‫تو صد مرتبه سرتر از اونی.

723
00:29:55,876 --> 00:29:57,685
‫بیا قدم‌به‌قدم و آروم پیش بریم.

724
00:29:57,709 --> 00:29:58,709
‫بعد من تکرار کن.

725
00:29:59,001 --> 00:30:00,001
‫من...

726
00:30:00,209 --> 00:30:01,209
‫من...

727
00:30:02,001 --> 00:30:03,334
‫...شاه میمون‌ها هستم.

728
00:30:04,417 --> 00:30:05,417
‫شـ... شـ...

729
00:30:06,667 --> 00:30:07,959
‫ماه شیمون‌ها!

730
00:30:08,834 --> 00:30:09,501
‫نزدیک شدی.

731
00:30:09,751 --> 00:30:11,643
‫ولی کلمات رو جابه‌جا و پس و پیش گفتی.

732
00:30:11,667 --> 00:30:13,166
‫شاه میمون‌ها!

733
00:30:13,167 --> 00:30:14,167
‫شـ...

734
00:30:14,917 --> 00:30:16,584
‫شیمونِ شاه‌ها!

735
00:30:27,751 --> 00:30:28,875
‫داداش بزرگ!

736
00:30:28,876 --> 00:30:31,126
‫استاد رو یائوها دزدیدند!

737
00:30:32,001 --> 00:30:33,041
‫داداش بزرگ!

738
00:30:33,042 --> 00:30:35,833
‫استاد و داداش دوم رو...

739
00:30:35,834 --> 00:30:36,251
‫...یائوها دزدیدند!

740
00:30:36,334 --> 00:30:37,334
‫ببینم...

741
00:30:37,709 --> 00:30:39,041
‫این ریش و پشم رو از کدوم گوری آوردی؟

742
00:30:39,042 --> 00:30:41,583
‫یه کم از پشم‌های داداش بزرگ
‫رو کندم و واسه خودم ریش گذاشتم.

743
00:30:41,584 --> 00:30:42,760
‫اون دو تا کجای کارن؟

744
00:30:43,042 --> 00:30:44,251
‫همون طرف‌ها هستن.

745
00:30:55,417 --> 00:30:56,652
‫اوضاع چطور پیش می‌ره؟

746
00:30:57,834 --> 00:30:58,893
‫من... کپی... هستم.

747
00:31:01,209 --> 00:31:02,667
‫شاه‌کپی!

748
00:31:03,042 --> 00:31:04,042
‫شاه‌کپی!

749
00:31:04,043 --> 00:31:05,893
‫الان یه کپیِ شاه‌کار نشونت می‌دم!

750
00:31:05,917 --> 00:31:06,792
‫داری چیکار می‌کنی؟

751
00:31:06,793 --> 00:31:08,416
‫جلوم رو نگیر.

752
00:31:08,417 --> 00:31:09,791
‫می‌خوام غزل خداحافظی رو
‫واسش بخونم و کلکش رو بکنم.

753
00:31:09,792 --> 00:31:11,333
‫این متد و سبکِ آموزشیت اصلاً جواب نمی‌ده.

754
00:31:11,334 --> 00:31:12,541
‫باید یه کم حوصله و ایوب‌بازی دربیاری.

755
00:31:12,542 --> 00:31:14,185
‫اگه راست می‌گی، خودت بیا یادش بده.

756
00:31:14,209 --> 00:31:15,352
‫مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟

757
00:31:15,376 --> 00:31:17,494
‫فقط یاد دادن چهار کلمه ساده‌ست دیگه.

758
00:31:17,751 --> 00:31:19,986
‫این تیپ و لباس جنگی رو از کجا کش رفتی؟

759
00:31:20,209 --> 00:31:21,708
‫از تن یه مترسک توی دشت درآوردم.

760
00:31:21,709 --> 00:31:22,709
‫و این‌ها رو چی؟

761
00:31:22,917 --> 00:31:24,741
‫کنار زمین کشاورزی ولو شده بودن.

762
00:31:25,042 --> 00:31:25,792
‫پس رسماً دزدیشون کردی.

763
00:31:25,793 --> 00:31:28,018
‫عوضش کلی هیزم مشتی واسه کشاورزه جا گذاشتم.

764
00:31:28,042 --> 00:31:28,667
‫هوم...

765
00:31:28,917 --> 00:31:30,446
‫داری یه چیزهایی سرت می‌شه.

766
00:31:31,792 --> 00:31:32,542
‫بیا اینجا.

767
00:31:32,543 --> 00:31:34,249
‫حالا خودِ استاد بهت یاد می‌ده.

768
00:31:36,751 --> 00:31:37,751
‫هوم...

769
00:31:38,876 --> 00:31:41,347
‫هنوز یه کم بار و بندیل واسه حمالی کم داری.

770
00:31:50,417 --> 00:31:50,751
‫بیا.

771
00:31:50,751 --> 00:31:51,751
‫این‌ها رو کول کن.

772
00:31:52,042 --> 00:31:53,768
‫این... این دیگه رسماً زورگویی و قلدر بازیه.

773
00:31:53,792 --> 00:31:54,792
‫هیس!

774
00:31:55,209 --> 00:31:56,643
‫کلاً دو تا دیالوگ بیشتر نداری ها!

775
00:31:56,667 --> 00:31:59,541
‫اما...

776
00:31:59,542 --> 00:32:00,084
‫داداش کوچیکه...

777
00:32:00,417 --> 00:32:02,143
‫این سنگِ سنباده رو واسه خودت بردار.

778
00:32:02,167 --> 00:32:03,435
‫هر وقت کفرت دراومد و شاکی شدی...

779
00:32:03,459 --> 00:32:05,283
‫...فقط بشین بیلچه‌ات رو تیز کن.

780
00:32:05,792 --> 00:32:06,584
‫مـیـ...

781
00:32:06,585 --> 00:32:08,126
‫مـیـ مـیـ مـیـ...

782
00:32:08,542 --> 00:32:09,126
‫ـمـون!

783
00:32:09,292 --> 00:32:10,042
‫ـمـون ـمـون...

784
00:32:10,042 --> 00:32:10,709
‫میمون!

785
00:32:10,710 --> 00:32:14,459
‫میمون! میمون! میمون!

786
00:32:14,626 --> 00:32:15,542
‫خیلی خب، باشه بابا، حله.

787
00:32:15,542 --> 00:32:16,042
‫ولم کنید...

788
00:32:16,042 --> 00:32:16,626
‫یه نفس عمیق بکش.

789
00:32:16,627 --> 00:32:18,084
‫بذارید حالش رو بگیرم.

790
00:32:19,542 --> 00:32:20,209
‫فقط یه نفس بکش و آروم باش.

791
00:32:20,209 --> 00:32:21,001
‫خون سردیت رو حفظ کن.

792
00:32:21,002 --> 00:32:22,167
‫کوتاه بیا، بی‌خیال.

793
00:32:22,542 --> 00:32:23,542
‫دم و بازدم...

794
00:32:25,126 --> 00:32:26,126
‫بدجوری گشنمه.

795
00:32:26,751 --> 00:32:27,791
‫اون زبونت رو هم بکن تو چاه و فک نزن.

796
00:32:27,792 --> 00:32:28,958
‫خیلی خب، حله.

797
00:32:28,959 --> 00:32:30,208
‫بیاین بریم یه کم غذا گدایی کنیم...

798
00:32:30,209 --> 00:32:32,797
‫...و بذاریم داداش بزرگ
‫یه کم بیشتر تمرین کنه.

799
00:32:39,042 --> 00:32:40,333
‫اگه این دفعه هم نتونیم آذوقه جور کنیم...

800
00:32:40,334 --> 00:32:41,875
‫...رسماً از گشنگی غزل خداحافظی رو می‌خونیم.

801
00:32:41,876 --> 00:32:43,170
‫همه‌چیز ردیف و روتینه.

802
00:32:43,334 --> 00:32:44,334
‫اهم اهم!

803
00:32:45,417 --> 00:32:46,417
‫بزن بریم.

804
00:33:03,042 --> 00:33:04,042
‫اوهوم.

805
00:33:04,584 --> 00:33:05,584
‫ای بزرگوار!

806
00:33:05,667 --> 00:33:06,916
‫ما زائرانی از دیار شرق هستیم...

807
00:33:06,917 --> 00:33:08,333
‫...و عازم غربیم تا متون مقدس رو بیاریم.

808
00:33:08,334 --> 00:33:09,875
‫آذوقه‌مون ته‌ کشیده و آه در بساط نداریم...

809
00:33:09,876 --> 00:33:12,464
‫...واسه همین اومدیم تا
‫طلبِ لقمه‌ای نذری کنیم.

810
00:33:18,626 --> 00:33:19,626
‫یعنی ممکنه...

811
00:33:20,459 --> 00:33:23,352
‫...شما خودِ عالی‌جناب «شوان‌زانگ»
‫باشید؟ (نام اصلی راهب تانگ اسطوره‌ای)

812
00:33:23,376 --> 00:33:24,376
‫شوان‌زانگ؟

813
00:33:25,667 --> 00:33:26,126
‫امم...

814
00:33:26,127 --> 00:33:27,208
‫بله، ایشون استاد بزرگوار ما هستند.

815
00:33:27,209 --> 00:33:27,959
‫خودِ خودِ راهب تانگ!

816
00:33:28,209 --> 00:33:30,751
‫پس واقعاً خودِ تانگ شوان‌زانگِ کبیره!

817
00:33:31,209 --> 00:33:33,666
‫اوه...

818
00:33:33,667 --> 00:33:34,667
‫بله، خودمم.

819
00:33:35,042 --> 00:33:36,807
‫بفرمایید داخل، قدمتون روی چشم.

820
00:33:39,917 --> 00:33:42,917
‫استاد، آخرین باری که
‫لب به غذا زدید کی بوده؟

821
00:33:43,709 --> 00:33:45,393
‫رنگ و روتون پاک پریده و مثل گچ سفید شده.

822
00:33:45,417 --> 00:33:46,792
‫امم...

823
00:33:48,376 --> 00:33:50,791
‫چرا دارید اشک می‌ریزید
‫و گریه می‌کنید، استاد؟

824
00:33:50,792 --> 00:33:53,750
‫من همیشه کارم پخت‌وپز واسه پادشاه بود...

825
00:33:53,751 --> 00:33:57,575
‫این اولین باریه که یه نفر واسه خودِ
‫من دست به کفگیر شده و غذا پخته.

826
00:33:59,251 --> 00:33:59,917
‫استاد...

827
00:34:00,209 --> 00:34:01,126
‫اگه مایل باشید...

828
00:34:01,127 --> 00:34:02,727
‫من از این به بعد خودم واست پخت‌وپز می‌کنم.

829
00:34:02,751 --> 00:34:03,751
‫استاد...

830
00:34:03,834 --> 00:34:05,791
‫عجب مریدهای نازنین و گلی دارید.

831
00:34:05,792 --> 00:34:06,209
‫ها؟

832
00:34:06,751 --> 00:34:07,501
‫استاد بزرگوار...

833
00:34:07,542 --> 00:34:09,483
‫راستی پس مریداتون کجا غیبشون زده؟

834
00:34:09,917 --> 00:34:11,768
‫آمیتا دِوا بودا! (ذکر و درود
‫معروف بودایی برای طلب آمرزش)

835
00:34:11,792 --> 00:34:13,000
‫با این جنگ و بلبشویی که همه‌جا رو گرفته...

836
00:34:13,001 --> 00:34:14,458
‫...و چراغ آیین بودا که رو به خاموشیه...

837
00:34:14,459 --> 00:34:15,893
‫...و یائوها که دارن تو
‫این خاک پرسه می‌زنن...

838
00:34:15,917 --> 00:34:17,810
‫...اون‌ها همه‌شون گذاشتن و در رفتن.

839
00:34:17,834 --> 00:34:19,291
‫فقط من یکی پاگیر شدم و اینجا موندم...

840
00:34:19,292 --> 00:34:21,560
‫...تا چراغ این معبد کهنه رو روشن نگه دارم.

841
00:34:21,584 --> 00:34:22,959
‫آمیتا دِوا بودا!

842
00:34:23,167 --> 00:34:25,791
‫واسه همین هم هست که ما کمر
‫همت بستیم تا متون مقدس رو بیاریم...

843
00:34:25,792 --> 00:34:28,143
‫...تا دوباره آیین بودا رو زنده و احیا کنیم.

844
00:34:28,167 --> 00:34:29,167
‫هوم...

845
00:34:29,709 --> 00:34:31,458
‫اگه فقط بیست سال جوون‌تر بودم...

846
00:34:31,459 --> 00:34:34,224
‫...با کمال میل تو این جاده
‫باهاتون همسفر می‌شدم.

847
00:34:34,501 --> 00:34:35,292
‫هوم...

848
00:34:35,459 --> 00:34:37,753
‫استاد... پس ردا و خرقه بوداییتون کجاست؟

849
00:34:38,292 --> 00:34:39,001
‫آه...

850
00:34:39,042 --> 00:34:40,709
‫راست می‌گی ها.

851
00:34:41,209 --> 00:34:42,042
‫ردا و خرقه‌ام رو کجا گذاشتم؟

852
00:34:42,042 --> 00:34:42,792
‫استاد...

853
00:34:42,917 --> 00:34:44,001
‫مگه یادتون رفته؟

854
00:34:44,292 --> 00:34:46,500
‫اون خرقه رو که یائوها دزدیدن و بردن.

855
00:34:46,501 --> 00:34:48,041
‫آخ، راست می‌گی.

856
00:34:48,042 --> 00:34:50,143
‫دیگه حواسی واسم نمونده و آلزایمر گرفتم.

857
00:34:50,167 --> 00:34:52,041
‫من هنوز یه خرقه‌ مشتی دیگه تو بساطم دارم.

858
00:34:52,042 --> 00:34:53,935
‫این رو به عنوان هدیه از من قبول کن.

859
00:34:53,959 --> 00:34:54,959
‫واقعاً؟

860
00:34:55,751 --> 00:34:57,516
‫اصلاً برام نمادینه که قبول کنم.

861
00:34:58,042 --> 00:34:59,541
‫من دیگه پیر و آفتاب لبِ بامم...

862
00:34:59,542 --> 00:35:00,750
‫...و پیمون‌ام دیگه پر شده و رفتنی‌ام.

863
00:35:00,751 --> 00:35:02,810
‫نگه داشتنش دیگه هیچ توفیری برام نداره.

864
00:35:02,834 --> 00:35:05,791
‫بخشیدنش به توئه که بهش ارزش و بها میده.

865
00:35:05,792 --> 00:35:08,792
‫اگه این خرقه به جای من
‫محضرِ بودای کبیر شرفیاب بشه...

866
00:35:09,042 --> 00:35:11,584
‫...منم باهاش تا ابد سربلند و رو سفید می‌شم.

867
00:35:16,959 --> 00:35:19,875
‫واسه همه‌تون یه سفر
‫امن و بی‌خطر آرزو می‌کنم.

868
00:35:19,876 --> 00:35:22,209
‫امیدوارم دست پر و با متون مقدس برگردید.

869
00:35:22,667 --> 00:35:24,393
‫ممنون بابت این لقمه غذای لذیذ.

870
00:35:24,417 --> 00:35:25,917
‫به امید دیدار دوباره.

871
00:35:30,126 --> 00:35:32,376
‫خدا به همراتون، سفر سلامت.

872
00:35:39,292 --> 00:35:40,583
‫خیلی لطف کردید.

873
00:35:40,584 --> 00:35:43,208
‫وقتی شرفیاب شدیم، پیش بودا یه
‫سفارش سفارشی واستون می‌کنیم...

874
00:35:43,209 --> 00:35:45,856
‫...تا این معبد کهنه رو
‫هم کوبید و از نو بسازن.

875
00:35:49,209 --> 00:35:50,209
‫ما روسفید شدیم!

876
00:35:50,792 --> 00:35:52,086
‫واقعاً کار رو درآوردیم!

877
00:35:52,167 --> 00:35:54,727
‫اون پیرمرد راهب رسماً
‫بهمون گفت زائران متون مقدس!

878
00:35:54,751 --> 00:35:55,958
‫اگه این رفیقمون خودِ راهب تانگ نیست...

879
00:35:55,959 --> 00:35:57,227
‫...پس اصلاً کی می‌تونه باشه؟

880
00:35:57,251 --> 00:35:59,310
‫بذارید فقط یه چیز رو رک و راست بگم.

881
00:35:59,542 --> 00:36:00,542
‫ما داریم...

882
00:36:00,834 --> 00:36:02,658
‫...تو مسیر درست قدم برمی‌داریم!

883
00:36:03,042 --> 00:36:04,167
‫تو همین مسیر درست!

884
00:36:04,542 --> 00:36:06,895
‫ما رسماً و بدجوری تو مسیر راستین هدایتیم!

885
00:36:15,126 --> 00:36:16,126
‫داداش دوم!

886
00:36:17,501 --> 00:36:18,501
‫داداش دوم!

887
00:36:19,126 --> 00:36:20,891
‫استاد رو یائوها دزدیدن و بردن!

888
00:36:21,459 --> 00:36:22,251
‫عجب پشتکاری!

889
00:36:22,252 --> 00:36:23,781
‫هنوز داره تمرین می‌کنه ها.

890
00:36:24,251 --> 00:36:24,959
‫داداش دوم!

891
00:36:24,959 --> 00:36:25,792
‫استاد...

892
00:36:25,793 --> 00:36:27,352
‫او واقعاً اسیر چنگالِ یائوها شده!

893
00:36:27,376 --> 00:36:28,042
‫خیلی عالیه.

894
00:36:28,167 --> 00:36:29,227
‫همین‌طوری ادامه‌ بده.

895
00:36:29,251 --> 00:36:30,251
‫اسـ...

896
00:36:30,292 --> 00:36:31,586
‫استاد غیبش زده و نیست!

897
00:36:32,792 --> 00:36:34,310
‫دارید چه غلطی می‌کنید شماها؟

898
00:36:34,334 --> 00:36:35,501
‫منو ول کنید!

899
00:36:36,959 --> 00:36:38,084
‫کمک!

900
00:36:38,834 --> 00:36:40,084
‫به دادم برسید!

901
00:36:40,209 --> 00:36:41,727
‫این آبِ دیگ بالاخره جوش اومد یا نه؟

902
00:36:41,751 --> 00:36:43,185
‫چیزی نمونده، الانه که قل‌قل کنه.

903
00:36:43,209 --> 00:36:44,541
‫شاهانِ من...

904
00:36:44,542 --> 00:36:46,435
‫پیازچه و بادیان ختایی‌مون
‫ته‌ کشیده و نداریم.

905
00:36:46,459 --> 00:36:47,791
‫برو چند تا دونه جور کن بیار.

906
00:36:47,792 --> 00:36:48,667
‫اصلاً لازم نکرده.

907
00:36:48,668 --> 00:36:49,875
‫همین‌طوری خام و بدون ادویه بار بگذاریدش.

908
00:36:49,876 --> 00:36:50,751
‫داداش بزرگ...

909
00:36:50,751 --> 00:36:51,709
‫این‌همه عجله واسه چیه آخه؟

910
00:36:51,710 --> 00:36:53,041
‫گوشت راهب تانگ عمر جاودان به آدم می‌ده.

911
00:36:53,042 --> 00:36:54,541
‫کلی از ما بهترون و غول‌های گنده‌تر از ما...

912
00:36:54,542 --> 00:36:55,875
‫...حتی یه لقمه‌اش هم قسمت پوزشون نشد.

913
00:36:55,876 --> 00:36:56,792
‫می‌دونی چرا؟

914
00:36:56,792 --> 00:36:57,792
‫چرا؟

915
00:36:58,126 --> 00:36:59,333
‫چون خیلی لفتش می‌دادن و فس‌فس می‌کردن.

916
00:36:59,334 --> 00:37:00,416
‫می‌گرفتنش ولی همون موقع کارش رو نمی‌ساختن.

917
00:37:00,417 --> 00:37:01,458
‫همش بازی درمی‌آوردن و امروز و فردا می‌کردن.

918
00:37:01,459 --> 00:37:02,126
‫خوب هم می‌دونستن...

919
00:37:02,127 --> 00:37:03,166
‫...که این سون ووکانگ
‫عجب جونور سگی و قوی‌ایه.

920
00:37:03,167 --> 00:37:04,001
‫ولی اون‌قدر دست‌دست کردن...

921
00:37:04,042 --> 00:37:05,291
‫...که همه‌شون تارومار و غزل‌خوان شدن.

922
00:37:05,292 --> 00:37:05,667
‫اوه...

923
00:37:05,668 --> 00:37:07,000
‫پس این سون ووکانگ این‌قدر خفنه.

924
00:37:07,001 --> 00:37:07,834
‫فکر کردی چی پس؟

925
00:37:07,835 --> 00:37:09,583
‫دارودسته «دره هالی» و «غار شاهانه»...

926
00:37:09,584 --> 00:37:10,643
‫...کلاً منقرض و خاکستر شدن رفته.

927
00:37:10,667 --> 00:37:11,667
‫ای داد بیداد!

928
00:37:12,417 --> 00:37:14,626
‫عمو جونم...

929
00:37:14,667 --> 00:37:17,666
‫ما اگه از بقیه یائوها پشم و زورمون کمتره...

930
00:37:17,667 --> 00:37:19,518
‫...عوضش می‌تونیم فرزتر و سریع‌تر باشیم.

931
00:37:19,542 --> 00:37:20,459
‫دیگ بالا، آتیش روشن!

932
00:37:20,460 --> 00:37:21,875
‫زود بار بگذاریدش بره.

933
00:37:21,876 --> 00:37:23,250
‫یه ضیافتِ ضربتی و سرپایی!

934
00:37:23,251 --> 00:37:23,876
‫خیلی خب.

935
00:37:23,877 --> 00:37:24,958
‫فک زدن دیگه بسه.

936
00:37:24,959 --> 00:37:25,584
‫توضیح مۆضیح هم لازم نکرده.

937
00:37:25,585 --> 00:37:26,667
‫فقط بپزیدش بره.

938
00:37:26,751 --> 00:37:28,791
‫بابا من اصلاً راهب تانگ نیستم!

939
00:37:28,792 --> 00:37:30,208
‫من فیکم، بدلی‌ام!

940
00:37:30,209 --> 00:37:31,209
‫منو ول کنید!

941
00:37:31,209 --> 00:37:31,917
‫زرنگیشو نگاه.

942
00:37:31,917 --> 00:37:32,792
‫داری واسه من فیلم بازی
‫می‌کنی و رنگم می‌کنی؟

943
00:37:32,792 --> 00:37:33,292
‫ها؟

944
00:37:33,293 --> 00:37:34,958
‫من فقط یه یائوی وزغم، همین!

945
00:37:34,959 --> 00:37:35,959
‫ببینید خب!

946
00:37:36,792 --> 00:37:39,018
‫نکنه با همین جفتک‌پرانی‌ها
‫بقیه یائوها رو قال گذاشتی؟

947
00:37:39,042 --> 00:37:40,166
‫من این خام این حرف‌ها نمی‌شم.

948
00:37:40,167 --> 00:37:42,018
‫چرا حرف تو کلتون نمیره و باور نمی‌کنید؟

949
00:37:42,042 --> 00:37:44,041
‫حداقل قبل اینکه آب‌پزم کنید یه
‫دوش برام ردیف کنید بشورینم.

950
00:37:44,042 --> 00:37:45,042
‫وقتی لباسم رو در بیارم...

951
00:37:45,042 --> 00:37:45,709
‫...خودتون دوزاریتون می‌افته.

952
00:37:45,709 --> 00:37:46,501
‫شستن؟

953
00:37:46,501 --> 00:37:47,334
‫وقت واسه گربه‌شور کردن هم نداریم.

954
00:37:47,417 --> 00:37:48,768
‫کلاً برامون توفیری نداره.

955
00:37:48,792 --> 00:37:49,376
‫وایسا.

956
00:37:49,376 --> 00:37:50,376
‫داداش بزرگ...

957
00:37:50,417 --> 00:37:51,875
‫بار گذاشتنش با لباس و یقه و آستین...

958
00:37:51,876 --> 00:37:53,641
‫...یه کم چندش و بی‌کلاسی نیست؟

959
00:37:53,709 --> 00:37:54,709
‫هوم...

960
00:37:54,876 --> 00:37:55,626
‫لختش کنید.

961
00:37:55,627 --> 00:37:56,834
‫زود باشین، یالله.

962
00:38:01,334 --> 00:38:02,126
‫دیدید حالا؟

963
00:38:02,127 --> 00:38:03,416
‫یه یائوی وزغِ اصیل و نژاددار!

964
00:38:03,417 --> 00:38:04,946
‫این زگیل‌ها رو تماشا کنید.

965
00:38:05,917 --> 00:38:07,505
‫تا خرخره پر از زهر و سم‌ام.

966
00:38:08,126 --> 00:38:09,416
‫داداش بزرگ...

967
00:38:09,417 --> 00:38:12,001
‫انگار این بنده خدا واقعاً راهب تانگ نیست ها.

968
00:38:12,834 --> 00:38:15,583
‫هاهاهاهاها!

969
00:38:15,584 --> 00:38:17,208
‫بی‌خود نیست که پوزِ هیچ‌کدوم از یائوها...

970
00:38:17,209 --> 00:38:18,974
‫...بهت کارگر نیفتاد و نخوردنت.

971
00:38:19,334 --> 00:38:21,458
‫عجب حقه و کلکِ سگی و خفنی سوار کردی.

972
00:38:21,459 --> 00:38:23,667
‫چرا این‌قدر مثل خر کله‌شقی آخه؟

973
00:38:23,834 --> 00:38:25,042
‫چشم‌بندی و جادوئه!

974
00:38:25,834 --> 00:38:27,375
‫شک ندارم کارِ همون میمونِ ساطوریه.

975
00:38:27,376 --> 00:38:28,251
‫همش طلسم و جادوئه.

976
00:38:28,252 --> 00:38:29,500
‫مگه غیر اینه؟

977
00:38:29,501 --> 00:38:31,266
‫بار بگذاریدش، آب‌پزش کنید بره!

978
00:38:32,709 --> 00:38:34,209
‫آی! آخ!

979
00:38:34,376 --> 00:38:36,125
‫(لانه سگ)

980
00:38:36,126 --> 00:38:38,041
‫بیاین خودمون اعتراف
‫کنیم که فیک و بدلی هستیم...

981
00:38:38,042 --> 00:38:39,500
‫...شاید دلشون سوخت و استاد رو ول کردن.

982
00:38:39,501 --> 00:38:40,209
‫عمراً و به هیچ وجه!

983
00:38:40,210 --> 00:38:43,092
‫اگه بو ببرن و تو دهن‌ها
‫بیفته که ما قلابی هستیم...

984
00:38:43,167 --> 00:38:44,852
‫...دیگه چطوری سینه
‫جلو بدیم و به جاده بزنیم؟

985
00:38:44,876 --> 00:38:46,458
‫ولی آخه ما پشمِ اونا هم
‫نیستیم و حریفشون نمی‌شیم.

986
00:38:46,459 --> 00:38:47,893
‫باز تو فکت باز شد و شروع کردی؟

987
00:38:47,917 --> 00:38:49,446
‫کلاً دو تا دیالوگ سهمته ها!

988
00:38:53,209 --> 00:38:54,209
‫بیا جلوتر.

989
00:38:55,376 --> 00:38:56,916
‫امروز نقش حیاتی و خیلی مهمی داری.

990
00:38:56,917 --> 00:38:57,917
‫حالی‌ات شد؟

991
00:38:58,042 --> 00:38:59,417
‫حواسشون رو پرت کن.

992
00:38:59,584 --> 00:39:00,501
‫من و راهب شا هم...

993
00:39:00,502 --> 00:39:02,041
‫...می‌ریم تا استاد رو از دیگ بکشیم بیرون.

994
00:39:02,042 --> 00:39:03,643
‫من خودم یه ترفندهایی تو چنته دارم.

995
00:39:03,667 --> 00:39:06,020
‫از پس چهار تا یائوی جوجه و پاپتی برمیام.

996
00:39:06,959 --> 00:39:08,143
‫بیا یه بار دیگه با هم تمرین کنیم.

997
00:39:08,167 --> 00:39:09,917
‫من شاهِ میمون‌ها هستم!

998
00:39:11,626 --> 00:39:13,751
‫من... شـ... شیمونِ...

999
00:39:14,501 --> 00:39:15,501
‫...شاه هستم!

1000
00:39:20,792 --> 00:39:22,126
‫رئیس‌ها!

1001
00:39:22,334 --> 00:39:23,583
‫سه تا یائو پشتِ درِ قلعه اتراق کردن.

1002
00:39:23,584 --> 00:39:24,666
‫یکیشون ادعا می‌کنه که...

1003
00:39:24,667 --> 00:39:25,834
‫...خودِ شیمونِ شاهه!

1004
00:39:26,251 --> 00:39:27,251
‫به این زودی؟

1005
00:39:28,167 --> 00:39:29,402
‫هنوز مغزپخت نشده مگه؟

1006
00:39:29,542 --> 00:39:30,417
‫امم... رئیس...

1007
00:39:30,542 --> 00:39:31,376
‫آب دیگ هنوز ولرمه و داغ نشده.

1008
00:39:31,376 --> 00:39:31,751
‫به‌به!

1009
00:39:31,751 --> 00:39:32,542
‫عجب چیزیه.

1010
00:39:32,626 --> 00:39:33,977
‫آب ولرم اصلاً یه صفای
‫دیگه‌ای داره و مشتی‌تره.

1011
00:39:34,001 --> 00:39:35,166
‫ایش!

1012
00:39:35,167 --> 00:39:37,251
‫فرصتِ طلایی‌مون به فنا رفت و پرید.

1013
00:39:41,251 --> 00:39:43,018
‫یه قلوپ ته‌استکان سوپ هم
‫غنیمته، صد شرف داره به هیچی.

1014
00:39:43,042 --> 00:39:44,924
‫همگی به خط بشید و قشون‌کشی کنید!

1015
00:39:50,917 --> 00:39:51,917
‫آماده‌اید؟

1016
00:39:54,251 --> 00:39:55,251
‫بزن بریم!

1017
00:40:01,376 --> 00:40:02,875
‫خوش اومدید!

1018
00:40:02,876 --> 00:40:04,251
‫قدمتون روی جفت چشمامون!

1019
00:40:04,417 --> 00:40:06,375
‫مهمون‌های عزیز و از راه دور رسیده!

1020
00:40:06,376 --> 00:40:08,768
‫ما رو بابت این استقبالِ
‫هول‌هولکی و سرد ببخشید.

1021
00:40:08,792 --> 00:40:10,417
‫عرض ارادت و سلام!

1022
00:40:11,126 --> 00:40:12,834
‫چاکریم، مخلصیم!

1023
00:40:13,292 --> 00:40:15,001
‫امم... این دیگه چه صیغه‌ایه؟

1024
00:40:15,542 --> 00:40:16,459
‫این سلام و مصافحه به سبک دست‌تکونیه.

1025
00:40:16,501 --> 00:40:18,018
‫از رسم و رسوماتِ مشتیِ همین محله‌ست.

1026
00:40:18,042 --> 00:40:20,560
‫نهایتِ چاکری و ارادت ما
‫رو به مهمون‌ها ثابت می‌کنه.

1027
00:40:20,584 --> 00:40:22,018
‫استادِ گران‌قدرم کجای کار بساط کرده؟

1028
00:40:22,042 --> 00:40:22,751
‫توی همین هشتی تشریف دارن.

1029
00:40:22,959 --> 00:40:24,841
‫از این طرف، بفرمایید صفا آوردید.

1030
00:40:26,751 --> 00:40:27,709
‫اینجا یه کم شلوغ‌پلوغ و هیروویره...

1031
00:40:27,710 --> 00:40:29,000
‫...به بزرگی خودتون ندید بگیرید.

1032
00:40:29,001 --> 00:40:30,125
‫داداش بزرگم اون تو اتراق کرده...

1033
00:40:30,126 --> 00:40:32,420
‫...و منتظره تا فرش قرمز واستون پهن کنه.

1034
00:40:34,376 --> 00:40:34,876
‫آها!

1035
00:40:35,376 --> 00:40:36,209
‫چشمتون روشن، بالاخره تشریف آوردید.

1036
00:40:36,376 --> 00:40:37,376
‫ها؟

1037
00:40:37,626 --> 00:40:38,875
‫ما شما چهار راهبِ از ما
‫بهترون رو زیارت کردیم...

1038
00:40:38,876 --> 00:40:40,166
‫...که اون پشت مشت‌های بیشه چرت می‌زدید.

1039
00:40:40,167 --> 00:40:41,208
‫دلمون نیامد اون موقع
‫مزاحم خواب نازتون بشیم.

1040
00:40:41,209 --> 00:40:43,208
‫دیدیم استادتون از گردِ راه رسیده
‫و حسابی کوفته و خسته‌ست...

1041
00:40:43,209 --> 00:40:44,333
‫...دلمون کباب شد و طاقت
‫نیاوردیم این‌طوری ببینیمش.

1042
00:40:44,334 --> 00:40:46,875
‫واسه همین یه کم آبِ چشمه
‫کوهستان رو ولرم کردیم...

1043
00:40:46,876 --> 00:40:48,935
‫...تا تنی به آب بزنه و خستگی درکنه.

1044
00:40:49,042 --> 00:40:49,709
‫جنابِ استادِ والامقام...

1045
00:40:49,876 --> 00:40:52,347
‫حالا احوال شریف چطوره، کوفته‌گی‌تون دررفت؟

1046
00:40:52,834 --> 00:40:54,791
‫این‌قدر یه جا رو مثل کهنه نساب!

1047
00:40:54,792 --> 00:40:56,708
‫کل زگیل و تاول‌های
‫بدنم داره می‌کنه می‌ریزه.

1048
00:40:56,709 --> 00:40:57,709
‫اوه...

1049
00:40:58,251 --> 00:40:59,251
‫مریدهای گلم...

1050
00:40:59,376 --> 00:41:01,041
‫شما هم نمی‌خواید لخت شید و بپرید تو دیگ؟

1051
00:41:01,042 --> 00:41:02,310
‫آبش بدجوری ملس و خوش‌درجه‌ست.

1052
00:41:02,334 --> 00:41:02,959
‫استاد...

1053
00:41:03,167 --> 00:41:05,250
‫ما اینجا مثل اسفند روی
‫آتیش بالا و پایین می‌پریم...

1054
00:41:05,251 --> 00:41:08,310
‫اون‌وقت تو چطوری فازِ حمام
‫عمومی و عافیت‌طلبی برداشتی؟

1055
00:41:32,709 --> 00:41:35,334
‫عجب لباس و رختِ خفنی تنتون کردید.

1056
00:41:35,959 --> 00:41:36,959
‫آه...

1057
00:41:37,376 --> 00:41:38,042
‫افتاد!

1058
00:41:38,043 --> 00:41:39,810
‫کاملاً دوزاری‌ام افتاد و فهمیدم.

1059
00:41:39,834 --> 00:41:41,375
‫خدا به همراتون!

1060
00:41:41,376 --> 00:41:42,875
‫بهترین و گرم‌ترین بدرقه‌ها تقدیم شما!

1061
00:41:42,876 --> 00:41:44,416
‫خداحافظ و التماس دعا!

1062
00:41:44,417 --> 00:41:45,958
‫سفر سلامت و بی‌خطر!

1063
00:41:45,959 --> 00:41:47,500
‫در پناه حق!

1064
00:41:47,501 --> 00:41:49,041
‫به سلامت، ما رو هم دعا کنید!

1065
00:41:49,042 --> 00:41:50,583
‫سفر بی‌خطر!

1066
00:41:50,584 --> 00:41:52,125
‫بدرقه راهتون آب زلال!

1067
00:41:52,126 --> 00:41:53,666
‫خدا به همراتون!

1068
00:41:53,667 --> 00:41:55,208
‫پر خیر و برکت باشید!

1069
00:41:55,209 --> 00:41:56,750
‫در پناه بودای کبیر!

1070
00:41:56,751 --> 00:41:58,376
‫قدمتون روی چشم، به سلامت!

1071
00:42:00,042 --> 00:42:02,477
‫انگار شاهِ میمون‌ها کلاً اهل
‫فک زدن و وراجی نیست.

1072
00:42:02,501 --> 00:42:03,501
‫آره بابا.

1073
00:42:03,584 --> 00:42:05,435
‫از اون مدل کله‌گنده‌های تودار و ابهت‌داره.

1074
00:42:05,459 --> 00:42:07,166
‫بدجوری بهش حسودیم شد.

1075
00:42:07,167 --> 00:42:08,167
‫حسودی به چی آخه؟

1076
00:42:08,876 --> 00:42:09,893
‫یه نگاه بهش بنداز.

1077
00:42:09,917 --> 00:42:11,041
‫حتی یه کلمه هم از اون
‫چاهِ دهنش بیرون نیامد...

1078
00:42:11,042 --> 00:42:11,667
‫...ولی کل اون یائوها...

1079
00:42:11,668 --> 00:42:14,435
‫...مثل سگِ کتک‌خورده به شکر
‫خوردن افتادن و زهرترک شدن.

1080
00:42:14,459 --> 00:42:15,643
‫من می‌خوام طاق بزنم و جام رو عوض کنم.

1081
00:42:15,667 --> 00:42:16,667
‫چی رو طاق بزنی؟

1082
00:42:16,792 --> 00:42:17,667
‫من می‌خوام خودِ سون ووکانگ بشم.

1083
00:42:17,668 --> 00:42:18,893
‫دست بردار از این کله‌شقی‌هات.

1084
00:42:18,917 --> 00:42:20,417
‫مو نمی‌زنیم با همدیگه که.

1085
00:42:20,751 --> 00:42:21,209
‫یه نگاه به هر دو تامون بنداز...

1086
00:42:21,334 --> 00:42:23,310
‫دقیقاً لبهامون یه مدل آویزان و پوت‌ماننده.

1087
00:42:23,334 --> 00:42:23,751
‫هی...

1088
00:42:24,042 --> 00:42:25,042
‫داداش بزرگ...

1089
00:42:25,251 --> 00:42:28,018
‫تو باید جلوتر از همه قدم
‫برداری و پیش‌قراول باشی.

1090
00:42:28,042 --> 00:42:29,042
‫آره.

1091
00:42:32,959 --> 00:42:34,018
‫رو به جلو نگاه کن.

1092
00:42:34,042 --> 00:42:35,208
‫سینه جلو!

1093
00:42:35,209 --> 00:42:36,209
‫سر بالا!

1094
00:42:36,667 --> 00:42:38,435
‫اون چوب‌دستی رو هم مایل بگذار روی شونت.

1095
00:42:38,459 --> 00:42:40,106
‫قدم‌های گنده و استوار بردار.

1096
00:42:40,917 --> 00:42:42,917
‫دست‌هات رو هم حرکت بده و تکون بده.

1097
00:42:46,459 --> 00:42:46,834
‫نه بابا!

1098
00:42:46,835 --> 00:42:48,776
‫دستت رو برعکس و اشتباه تکون دادی.

1099
00:42:54,959 --> 00:43:01,126
‫(دهکده شمالی ژانگ)

1100
00:43:06,042 --> 00:43:08,571
‫چرا اینجا پرنده هم پر نمی‌زنه و هیشکی نیست؟

1101
00:43:16,667 --> 00:43:18,708
‫ما زائرانی از امپراتوریِ شرقیِ تانگ هستیم...

1102
00:43:18,709 --> 00:43:20,602
‫...و عازم غربیم تا متون مقدس رو بیاریم.

1103
00:43:20,626 --> 00:43:21,791
‫فقط داریم از دیارتون عبور می‌کنیم...

1104
00:43:21,792 --> 00:43:24,263
‫...و با کمال تواضع طلبِ لقمه‌ای نذری داریم.

1105
00:43:30,626 --> 00:43:31,376
‫کدخدای ده بالاخره پیداش شد!

1106
00:43:31,376 --> 00:43:32,376
‫خودشه، اومد.

1107
00:43:38,376 --> 00:43:41,258
‫این‌ها که اصلاً با اوصافِ
‫نقال و قصه‌گو جور درنمیان.

1108
00:43:46,126 --> 00:43:46,917
‫جنابِ نقال!

1109
00:43:46,918 --> 00:43:48,042
‫بله، خودمم.

1110
00:43:49,042 --> 00:43:50,458
‫این چهار تا که اصلاً شبیه
‫اون چیزهایی که گفتی نیستند...

1111
00:43:50,459 --> 00:43:52,988
‫...درباره ریخت و قیافه راهب تانگ و مریدهاش.

1112
00:43:53,751 --> 00:43:55,041
‫من که خودم تا حالا
‫جمالشون رو زیارت نکردم...

1113
00:43:55,042 --> 00:43:57,748
‫...فقط هر چی شنیده بودم
‫رو واسه شما نقالی کردم.

1114
00:43:58,292 --> 00:43:59,458
‫این رو خوب تماشا می‌کنی؟

1115
00:43:59,459 --> 00:44:00,875
‫جنسش اصلِ اصل و درجه‌یکه.

1116
00:44:00,876 --> 00:44:02,352
‫چشم‌هات رو وا کن و خوب ببینش.

1117
00:44:02,376 --> 00:44:04,102
‫واسه دفعه بعد آویزه
‫گوشت کن و درست نقالی کن.

1118
00:44:04,126 --> 00:44:05,361
‫رو جفت چشمام، فهمیدم.

1119
00:44:05,667 --> 00:44:07,166
‫استادانِ بزرگوار و والامقام...

1120
00:44:07,167 --> 00:44:08,958
‫از وقتی این «یائوی موشِ
‫کور» پاش به اینجا وا شده...

1121
00:44:08,959 --> 00:44:10,750
‫...دهکده ما دیگه یه روزِ
‫خوش و رنگِ آرامش رو ندیده.

1122
00:44:10,751 --> 00:44:14,000
‫دست می‌گذاره رو مالِ مردم
‫و از هر خونه‌ای دزدی می‌کنه.

1123
00:44:14,001 --> 00:44:16,643
‫دیگه هیچ سوراخ‌موش و اموالی
‫واسمون امن و باقی نمونده.

1124
00:44:16,667 --> 00:44:17,708
‫تو رو خدا، استادانِ من...

1125
00:44:17,709 --> 00:44:20,415
‫...شرِ این بلا و موجودِ
‫موذی رو از سرِ ما کم کنید.

1126
00:44:20,626 --> 00:44:21,709
‫ها!

1127
00:44:22,001 --> 00:44:23,648
‫این که چیزی نیست، غمِت نباشه.

1128
00:44:23,709 --> 00:44:24,501
‫مثل آب خوردنه.

1129
00:44:24,709 --> 00:44:25,916
‫باقی کار رو بسپرید به دارودسته ما.

1130
00:44:25,917 --> 00:44:27,852
‫یک دنیا ازتون ممنون و سپاسگزاریم.

1131
00:44:27,876 --> 00:44:30,958
‫چند تا از جوون‌های برومندِ ده رو
‫می‌فرستم تا پادویی و کمکتون کنند.

1132
00:44:30,959 --> 00:44:32,312
‫اصلاً و ابداً لازم نکرده.

1133
00:44:32,792 --> 00:44:34,291
‫فقط با یه یائوی موشِ پاپتی طرفیم...

1134
00:44:34,292 --> 00:44:35,666
‫...سه سوته کلکش رو
‫می‌کنیم و کار رو درمیاریم.

1135
00:44:35,667 --> 00:44:36,667
‫واو!

1136
00:44:37,042 --> 00:44:38,584
‫هزار الله اکبر، عجب عظمتی!

1137
00:44:38,667 --> 00:44:39,126
‫ببینم...

1138
00:44:39,127 --> 00:44:41,018
‫تو چرا سر خود پیازِ هر آشی
‫می‌شی و همه‌چیز رو قبول می‌کنی؟

1139
00:44:41,042 --> 00:44:41,792
‫یه کم دو تا دو تا چهار تا کن.

1140
00:44:41,959 --> 00:44:43,500
‫راهب تانگِ واقعی همین
‫نزدیکی‌ها داره جولان میده.

1141
00:44:43,501 --> 00:44:44,334
‫اگه یه وقت لفتش بدیم و فرز نباشیم...

1142
00:44:44,335 --> 00:44:45,458
‫...گردِ پاشون بهمون
‫می‌رسه و مچمون رو می‌گیرن.

1143
00:44:45,459 --> 00:44:45,917
‫بشنو و باور نکن...

1144
00:44:45,918 --> 00:44:47,560
‫...این کار اصلاً وقتی ازمون نمی‌گیره.

1145
00:44:47,584 --> 00:44:49,143
‫ولی اصلاً مطمئنی که می‌تونیم
‫تو میدونِ مبارزه بکشیمش؟

1146
00:44:49,167 --> 00:44:50,126
‫مبارزه و بزن‌بزن اصلاً لازم نیست.

1147
00:44:50,127 --> 00:44:51,333
‫کافیه فقط اسم و لقبِ داداش
‫بزرگ رو واسش فاکتور کنیم...

1148
00:44:51,334 --> 00:44:54,452
‫...تا خودش حساب کار دستش
‫بیاد و غزلِ خداحافظی رو بخونه.

1149
00:44:57,501 --> 00:44:58,854
‫درست همین تو لونه کرده.

1150
00:44:59,209 --> 00:45:00,560
‫همه‌تون بکشید عقب و پا پس بکشید.

1151
00:45:00,584 --> 00:45:02,172
‫ما خودمون حل‌وفصلش می‌کنیم.

1152
00:45:55,251 --> 00:45:56,708
‫بالاخره سر و کله‌تون
‫پیدا شد و رخ نشون دادید.

1153
00:45:56,709 --> 00:45:57,875
‫اهالی دهکده از دارودسته ما خواستن...

1154
00:45:57,876 --> 00:45:58,626
‫...تا مچت رو بگیریم...

1155
00:45:58,626 --> 00:45:59,417
‫...و دکانت رو تخته کنیم!

1156
00:45:59,418 --> 00:46:01,143
‫تا کار به جاهای باریک نکشیده تسلیم شو.

1157
00:46:01,167 --> 00:46:03,435
‫فقط با چند تا جوجه و
‫پاپتیِ بی‌نام‌ونشان طرفم؟

1158
00:46:03,459 --> 00:46:04,751
‫بی‌نام‌ونشان؟

1159
00:46:05,167 --> 00:46:07,435
‫نکنه پاک آلزایمر داری و
‫نمی‌دونی با کیا سرشاخ شدی؟

1160
00:46:07,459 --> 00:46:08,852
‫مگه شماها چه تحفه‌هایی هستید اصلاً؟

1161
00:46:08,876 --> 00:46:10,727
‫چشم‌هات رو وا کن و خوبِ خوب ببین.

1162
00:46:10,751 --> 00:46:12,927
‫این بزرگوارِ خفن رو به جا میاری یا نه؟

1163
00:46:15,959 --> 00:46:18,077
‫هنوزم دوزاری‌ات نیفتاده و ماتت برده؟

1164
00:46:19,584 --> 00:46:20,126
‫یالله شروع کن.

1165
00:46:20,251 --> 00:46:21,251
‫داداش بزرگ...

1166
00:46:21,417 --> 00:46:23,227
‫خودت رو واسش فاکتور کن و معرفی کن.

1167
00:46:23,251 --> 00:46:24,251
‫من... شـ...

1168
00:46:25,542 --> 00:46:27,209
‫...شاهِ میمون‌ها هستم!

1169
00:46:28,251 --> 00:46:29,369
‫این دیگه کدوم خریه؟

1170
00:46:29,501 --> 00:46:30,810
‫تا حالا همچین اسمی به پوزم نخورده و نشنیدم.

1171
00:46:30,834 --> 00:46:31,501
‫دیدی حالا؟

1172
00:46:31,502 --> 00:46:32,541
‫من که بهت گفتم پامون
‫رو تو این معرکه نذاریم.

1173
00:46:32,542 --> 00:46:35,018
‫این اصلاً ما رو آدم هم
‫حساب نمی‌کنه و نمی‌شناسه.

1174
00:46:35,042 --> 00:46:37,208
‫تو چطور اسم و رسمِ شاهِ
‫میمون‌ها به گوشِ کرت نخورده؟

1175
00:46:37,209 --> 00:46:39,375
‫اون الان ۵۰۰۰ ساله که
‫داره تو این دنیا آقایی می‌کنه.

1176
00:46:39,376 --> 00:46:40,251
‫اگه بخوایم از روی سن‌وسال
‫و کسوت حساب کنیم...

1177
00:46:40,252 --> 00:46:42,416
‫...بهش بگی پدربزرگ
‫رسماً به ابهتش توهین کردی.

1178
00:46:42,417 --> 00:46:44,376
‫اون حکمِ جدِ جدِ جدِ بزرگِ ما رو داره.

1179
00:46:44,501 --> 00:46:45,916
‫فک زدن و منبر رفتن دیگه بسه.

1180
00:46:45,917 --> 00:46:46,709
‫یا دست به چماق بشید و بجنگید...

1181
00:46:46,710 --> 00:46:48,102
‫...یا اینکه کلاه‌تون رو
‫بردارید و بزنید به چاک.

1182
00:46:48,126 --> 00:46:51,125
‫من یه یائوی بومی‌ام که
‫همین‌جا بزرگ شدم و قد کشیدم.

1183
00:46:51,126 --> 00:46:51,876
‫تو تمام این عمرِ سگی‌ام...

1184
00:46:51,877 --> 00:46:52,958
‫...از هیچ خر و بنی‌بشری
‫ترسی به دلم راه ندادم...

1185
00:46:52,959 --> 00:46:54,667
‫...به جز طایفه سمورها!

1186
00:46:57,626 --> 00:47:02,626
‫آخ!

1187
00:47:04,167 --> 00:47:04,959
‫راهب کله‌پوک و ابله!

1188
00:47:04,960 --> 00:47:06,041
‫اون نیشِ بازت رو ببند، به
‫چی داری هر هر می‌خندی؟

1189
00:47:06,042 --> 00:47:08,689
‫بیاین همگی با هم قشون‌کشی
‫کنیم و شبیخون بزنیم!

1190
00:47:11,042 --> 00:47:12,042
‫درها چفت و قفل شدن!

1191
00:47:12,042 --> 00:47:12,959
‫دیگه عمراً بتونید راه فراری پیدا کنید.

1192
00:47:13,042 --> 00:47:14,417
‫همین الان!

1193
00:47:19,792 --> 00:47:21,851
‫یه تکونی به خودت بده و یه غلطی بکن!

1194
00:47:24,501 --> 00:47:27,383
‫آخه من تا حالا تو عمرم
‫دست به چماق نشدم و نجنگیدم!

1195
00:47:40,459 --> 00:47:41,459
‫این صاب‌مرده...

1196
00:47:41,584 --> 00:47:43,417
‫...بدجوری فرز و تیز و سریع‌ایه!

1197
00:47:43,709 --> 00:47:45,208
‫شما یائوهای سوسولِ شهری...

1198
00:47:45,209 --> 00:47:46,768
‫...فقط لاف می‌زنید و طبل توخالی هستید...

1199
00:47:46,792 --> 00:47:48,102
‫...و اصلاً مردِ میدون نیستید.

1200
00:47:48,126 --> 00:47:48,876
‫ببینم، تو...

1201
00:47:49,042 --> 00:47:51,417
‫مگه نگفتی یه تکنیکِ مخفی و خفن داری؟

1202
00:47:51,709 --> 00:47:53,416
‫یالله روادتش کن دیگه.

1203
00:47:53,417 --> 00:47:56,791
‫...کلاً یه بار تو زندگی
‫شانسِ رو کردنش رو داری.

1204
00:47:56,792 --> 00:47:59,001
‫پس منتظرِ چه معجزه‌ای هستی؟

1205
00:47:59,042 --> 00:48:01,689
‫منتظری این موشِ کور غزلِ
‫خداحافظی رو واست بخونه؟

1206
00:48:03,042 --> 00:48:04,792
‫تو الان به من گفتی موشِ کور؟

1207
00:48:08,001 --> 00:48:10,041
‫من بیشتر از پنجاه سال
‫سگ‌دو زدم و ریاضت کشیدم...

1208
00:48:10,042 --> 00:48:11,541
‫...فقط و فقط واسه اینکه...

1209
00:48:11,542 --> 00:48:13,708
‫...هیچ خر و بنی‌بشری
‫دوباره منو با این اسم صدا نزنه!

1210
00:48:13,709 --> 00:48:14,876
‫آی!

1211
00:48:15,542 --> 00:48:17,834
‫آهااااای!

1212
00:48:19,251 --> 00:48:20,375
‫بکوبش!

1213
00:48:20,376 --> 00:48:21,376
‫همین الان!

1214
00:48:23,667 --> 00:48:26,626
‫آهااااای!

1215
00:48:26,751 --> 00:48:27,251
‫پاو!

1216
00:48:27,584 --> 00:48:28,876
‫بام بام بام بام!

1217
00:48:29,251 --> 00:48:30,545
‫این رو پوزت داشته باش!

1218
00:48:46,042 --> 00:48:46,501
‫تو...

1219
00:48:46,502 --> 00:48:47,542
‫چطور جرئت کردی...

1220
00:48:49,292 --> 00:48:50,292
‫...کثافت!

1221
00:48:58,459 --> 00:48:59,459
‫آخ!

1222
00:49:01,667 --> 00:49:02,708
‫دیگه بسه‌...

1223
00:49:02,709 --> 00:49:03,827
‫...شورِش رو درآوردی!

1224
00:49:47,459 --> 00:49:49,852
‫این هندونه‌ها همین الان از
‫جالیز چیده شدن و نوبرن.

1225
00:49:49,876 --> 00:49:50,751
‫واسه تو راهتون بردارید توشه کنید.

1226
00:49:50,792 --> 00:49:52,643
‫این کلوچه‌های برنجی رو هم
‫همین الان بخارپز کردم و داغِ داغن.

1227
00:49:52,667 --> 00:49:53,292
‫بفرمایید، تعارف نکنید.

1228
00:49:53,293 --> 00:49:54,416
‫نه بابا، این چه حرفیه، راضی به زحمت نیستیم.

1229
00:49:54,417 --> 00:49:55,535
‫استادانِ والامقام...

1230
00:49:55,917 --> 00:49:58,458
‫من کل دیشب رو بیدار موندم و
‫واسه پاشنه‌ این گیوه‌ها سوزن زدم.

1231
00:49:58,459 --> 00:49:59,768
‫شما کوله‌بارِ یه سفرِ طولانی
‫و پر از سنگلاخ رو دوشتونه.

1232
00:49:59,792 --> 00:50:00,916
‫این‌ها رو بردارید، رو حرفم حرف نزنید.

1233
00:50:00,917 --> 00:50:01,977
‫خواهش می‌کنم، قبول کنید.

1234
00:50:02,001 --> 00:50:04,236
‫یالله لفتش ندید و زودتر جمع‌وجور کنید.

1235
00:50:11,584 --> 00:50:15,231
‫این‌ها هم کتیبه‌ها و لوح‌های تقدیر
‫و دست‌مریزادِ اهالی دهکده‌ست.

1236
00:50:15,242 --> 00:50:15,809
‫همه‌اش رو بردارید.

1237
00:50:16,001 --> 00:50:16,501
‫واو!

1238
00:50:16,502 --> 00:50:17,667
‫نیازی نیست بابا.

1239
00:50:17,709 --> 00:50:18,833
‫شما همگی خیلی لطف دارید.

1240
00:50:18,834 --> 00:50:19,834
‫فقط برشون دارید.

1241
00:50:19,835 --> 00:50:20,959
‫ما اصرار داریم.

1242
00:50:21,001 --> 00:50:23,119
‫حمل این‌همه بار واسه ما خیلی سنگینه.

1243
00:50:23,167 --> 00:50:24,584
‫مگه چوبِ حملِ بار ندارید؟

1244
00:50:24,834 --> 00:50:26,768
‫شما استادان همگی این‌قدر قدرتمندید.

1245
00:50:26,792 --> 00:50:29,834
‫یه کم بارِ اضافه مگه چقدر سنگینی می‌کنه؟

1246
00:50:30,917 --> 00:50:31,917
‫من...

1247
00:50:32,042 --> 00:50:33,334
‫من... من... وایسا.

1248
00:50:38,417 --> 00:50:39,417
‫استادانِ من...

1249
00:50:39,584 --> 00:50:41,125
‫می‌شه یه خواهشِ دیگه هم ازتون بکنم؟

1250
00:50:41,126 --> 00:50:43,768
‫دخترم توی دهکده کوهپایه زندگی
‫می‌کنه که ۱۰۰ کیلومتر دورتراست.

1251
00:50:43,792 --> 00:50:46,541
‫اهالی اونجا به‌تازگی چند تا از
‫بچه‌هاشون رو اسیر چنگال یائوها کردن.

1252
00:50:46,542 --> 00:50:47,666
‫اگه از اونجا رد شدید...

1253
00:50:47,667 --> 00:50:48,916
‫...می‌شه لطفاً بهشون کمک کنید؟

1254
00:50:48,917 --> 00:50:50,250
‫این یائوها دیگه رسماً شورش رو درآوردن.

1255
00:50:50,251 --> 00:50:51,251
‫غمِت نباشه.

1256
00:50:51,417 --> 00:50:53,388
‫ما اون بچه‌ها رو صحیح و سالم برمی‌گردونیم.

1257
00:52:07,501 --> 00:52:11,666
‫(شاه سگ‌ها)

1258
00:52:11,667 --> 00:52:12,376
‫هر دفعه...

1259
00:52:12,377 --> 00:52:15,185
‫...که این نوشته‌های به‌جامونده
‫از راهب‌های مقدس رو می‌خونم...

1260
00:52:15,209 --> 00:52:17,709
‫...بدجوری به آرامش قلبی می‌رسم.

1261
00:52:18,209 --> 00:52:19,209
‫گزارشِ اضطراری!

1262
00:52:19,417 --> 00:52:19,959
‫پادشاهانِ من...

1263
00:52:20,001 --> 00:52:21,458
‫چهار تا راهب پشتِ درِ قلعه اتراق کردن.

1264
00:52:21,459 --> 00:52:23,871
‫یکیشون ادعا می‌کنه که خودِ شاهِ میمون‌هاست!

1265
00:52:23,959 --> 00:52:24,501
‫اوه.

1266
00:52:24,959 --> 00:52:26,042
‫جدا؟ این‌طوریه؟

1267
00:52:26,917 --> 00:52:27,626
‫داداش کوچیکه...

1268
00:52:27,876 --> 00:52:29,018
‫من خودم می‌رم بیرون تا آمارش رو دربیارم.

1269
00:52:29,042 --> 00:52:29,584
‫خیلی خب.

1270
00:52:29,626 --> 00:52:31,602
‫من... منم یه کم دیگه خودم رو می‌رسونم.

1271
00:52:31,626 --> 00:52:32,209
‫ایش!

1272
00:52:32,417 --> 00:52:33,417
‫قشون‌کشی کنید!

1273
00:52:40,209 --> 00:52:41,291
‫کی جرئت کرده بدون اجازه...

1274
00:52:41,292 --> 00:52:43,057
‫...پا بذاره توی قلمرو مقدس من؟

1275
00:52:43,417 --> 00:52:44,126
‫هه هه هه!

1276
00:52:44,417 --> 00:52:46,227
‫من جد و پدربزرگت، سون [ووکانگ] هستم!

1277
00:52:46,251 --> 00:52:47,751
‫هاهاها!

1278
00:52:48,251 --> 00:52:49,791
‫یه نگاه به قیافه آشفته خودت بنداز.

1279
00:52:49,792 --> 00:52:51,333
‫با این سر و وضعِ شلخته و داغونت...

1280
00:52:51,334 --> 00:52:53,863
‫...چطور جرئت کردی نقش
‫راهب تانگ رو بازی کنی؟

1281
00:52:54,334 --> 00:52:55,334
‫نقش بازی کردن؟

1282
00:52:55,626 --> 00:52:57,791
‫خیلی وقته که لب به گوشت لذیذ انسان نزدم.

1283
00:52:57,792 --> 00:52:59,893
‫امروز قراره یه شکمِ سیر دلی از عزا دربیارم.

1284
00:52:59,917 --> 00:53:00,792
‫بچه‌ها...

1285
00:53:00,793 --> 00:53:03,322
‫بریزید سرشون و دکان
‫این شیادها رو تخته کنید!

1286
00:53:08,501 --> 00:53:09,916
‫من تا آخرین قطره خونم باهات می‌جنگم.

1287
00:53:09,917 --> 00:53:10,334
‫یا علی!

1288
00:53:10,335 --> 00:53:11,501
‫آخ!

1289
00:53:27,876 --> 00:53:29,166
‫(سمت چپ به طرف تپه‌های سنگ‌سخت)
‫(سمت راست به طرف دهکده تانتان)

1290
00:53:29,167 --> 00:53:30,708
‫چیزی نمونده تا به خونتون برسیم.

1291
00:53:30,709 --> 00:53:31,791
‫الان سه سال تمام گذشته...

1292
00:53:31,792 --> 00:53:33,435
‫...و من حتی یه بار هم برنگشتم خونه.

1293
00:53:33,459 --> 00:53:34,988
‫پس بیا یه سری بهشون بزنیم.

1294
00:53:35,876 --> 00:53:36,834
‫مگه دیگه عجله نداری و لفتش می‌دی؟

1295
00:53:36,834 --> 00:53:37,792
‫زمان رو خیلی خوب جلو افتادیم.

1296
00:53:37,793 --> 00:53:39,291
‫می‌تونیم یه روز یا همین حدود وقت بگذاریم...

1297
00:53:39,292 --> 00:53:41,250
‫...و این آذوقه‌ها رو
‫تحویل پدر و مادرت بدیم.

1298
00:53:41,251 --> 00:53:42,251
‫سبک‌بار سفر کنیم.

1299
00:53:53,334 --> 00:53:53,917
‫دیگه نخور.

1300
00:53:53,917 --> 00:53:54,584
‫مامان...

1301
00:53:54,585 --> 00:53:56,209
‫تو کلاً منو فراموش کردی.

1302
00:53:56,834 --> 00:53:57,584
‫مامان...

1303
00:53:57,585 --> 00:53:59,703
‫من هنوزم بدجوری شکمم قاروقور می‌کنه.

1304
00:53:59,876 --> 00:54:01,876
‫زیادی لمبوندن تهش مریضی و دل‌درده.

1305
00:54:05,501 --> 00:54:07,383
‫شماها دیگه چه اعجوبه‌هایی هستید؟

1306
00:54:09,042 --> 00:54:10,042
‫مامان!

1307
00:54:14,667 --> 00:54:15,334
‫مامان...

1308
00:54:15,334 --> 00:54:16,167
‫بیا این رو تست کن و بچش.

1309
00:54:16,251 --> 00:54:17,292
‫این دیگه چیه؟

1310
00:54:17,917 --> 00:54:18,751
‫کلوچه سبزیجاته.

1311
00:54:18,752 --> 00:54:20,281
‫طعمش بدجوری معرکه و عالیه.

1312
00:54:21,001 --> 00:54:22,001
‫به‌به، چقدر لذیذ!

1313
00:54:24,876 --> 00:54:26,310
‫یه کمش رو هم واسه مامان جا بگذار.

1314
00:54:26,334 --> 00:54:28,628
‫این همه آذوقه رو از کدوم گوری کش رفتید؟

1315
00:54:28,709 --> 00:54:30,268
‫اهالی دهکده همه‌اش رو
‫به عنوان نذری به ما دادن.

1316
00:54:30,292 --> 00:54:31,167
‫دیگه به من یکی لاف نزن و دروغ نگو.

1317
00:54:31,168 --> 00:54:32,977
‫ما بالاخره هر چی باشه یائو و هیولاییم.

1318
00:54:33,001 --> 00:54:33,667
‫مامان...

1319
00:54:33,876 --> 00:54:35,185
‫ما الان دیگه واسه خودمون
‫اعتباری ردیف کردیم.

1320
00:54:35,209 --> 00:54:37,310
‫هم یائوها و هم انسان‌ها
‫کلی بهمون احترام می‌گذارن.

1321
00:54:37,334 --> 00:54:39,334
‫دقیقاً دارید چه غلطی می‌کنید شماها؟

1322
00:54:39,876 --> 00:54:40,459
‫آوردن...

1323
00:54:40,459 --> 00:54:41,459
‫...متون مقدس.

1324
00:54:42,542 --> 00:54:44,125
‫همگی خوب گوش‌هاتون رو وا کنید و بشنوید.

1325
00:54:44,126 --> 00:54:46,041
‫پسر رشید و کاکل‌زری من برگشته!

1326
00:54:46,042 --> 00:54:48,208
‫توی غار شاهانه همه‌شون هلاک و مریدش شدن.

1327
00:54:48,209 --> 00:54:49,958
‫اون خیلی آینده‌دار و مایه افتخاره.

1328
00:54:49,959 --> 00:54:50,376
‫هی...

1329
00:54:50,377 --> 00:54:51,541
‫مامان... مامان...

1330
00:54:51,542 --> 00:54:52,708
‫این‌قدر قشقرق راه ننداز و داد نزن.

1331
00:54:52,709 --> 00:54:54,042
‫این پسرِ دسته گلِ خودمه!

1332
00:54:56,167 --> 00:54:56,792
‫خاله جان...

1333
00:54:56,793 --> 00:54:58,322
‫یه کم خون سردیت رو حفظ کن.

1334
00:54:58,501 --> 00:54:59,292
‫وزغی...

1335
00:54:59,417 --> 00:55:00,768
‫ما همه‌ این افتخار رو
‫مدیونِ مردانگی تو هستیم.

1336
00:55:00,792 --> 00:55:01,417
‫سه سال پیش...

1337
00:55:01,418 --> 00:55:03,393
‫...من این پسره رو فرستادم پیش
‫تو و عموت تا دستش رو بگیرید.

1338
00:55:03,417 --> 00:55:05,125
‫همه‌اش به خاطر پارتی‌بازی
‫تو بود که اونجا راهش دادن.

1339
00:55:05,126 --> 00:55:06,479
‫حالا بالاخره می‌تونم...

1340
00:55:06,751 --> 00:55:08,516
‫...با خیال راحت نفس راحت بکشم.

1341
00:55:09,626 --> 00:55:10,001
‫راستی...

1342
00:55:10,292 --> 00:55:10,876
‫داشت یادم می‌رفت...

1343
00:55:10,877 --> 00:55:12,112
‫حال و روز عموت چطوره؟

1344
00:55:16,626 --> 00:55:18,209
‫عموم؟

1345
00:55:21,251 --> 00:55:22,518
‫مگه چه بلایی سرش اومده؟

1346
00:55:22,542 --> 00:55:24,189
‫داستانش بدجوری مفصل و درازه.

1347
00:55:25,126 --> 00:55:26,458
‫نکنه این کدو تنبلِ شراب‌ات
‫دوباره ته‌ کشیده؟

1348
00:55:26,459 --> 00:55:27,477
‫نه بابا، اصلاً و ابداً.

1349
00:55:27,501 --> 00:55:28,126
‫ببین خب.

1350
00:55:28,126 --> 00:55:29,126
‫تا خرخره پره.

1351
00:55:30,001 --> 00:55:30,751
‫این‌قدر پر و لبریز!

1352
00:55:30,752 --> 00:55:32,310
‫این یعنی حتی یه قلوپ هم ازش کوفت نکردی.

1353
00:55:32,324 --> 00:55:33,375
‫پس اصلاً فایده حمالی کردن این صاب‌مرده چیه؟

1354
00:55:33,376 --> 00:55:34,126
‫باشه بابا، باشه، الان یه کم ازش می‌نوشم.

1355
00:55:34,127 --> 00:55:35,666
‫اون آب دیگه رسماً گندیده و ناگواره.

1356
00:55:35,667 --> 00:55:37,432
‫بگذار ببرم واست از نو پرش کنم.

1357
00:55:38,501 --> 00:55:39,501
‫داشتن...

1358
00:55:39,917 --> 00:55:41,858
‫داشتنِ یه سقف و خونه واقعاً نعمتیه.

1359
00:55:43,042 --> 00:55:43,834
‫تو این چند روزِ گذشته...

1360
00:55:43,835 --> 00:55:45,185
‫...حتماً کلی سختی کشیدی و بدبیاری آوردی.

1361
00:55:45,209 --> 00:55:46,268
‫امروز که مهمونِ خونه منی...

1362
00:55:46,292 --> 00:55:48,880
‫...هر چقدر دلِ تنگت
‫می‌خواد فک بزن و حرف بیار.

1363
00:55:49,292 --> 00:55:51,939
‫دیگر نیازی نیست بشینی
‫اون بیلچه‌ات رو تیز کنی.

1364
00:55:52,459 --> 00:55:54,988
‫می‌تونی بالاخره روزه
‫سکوتت رو بشکنی و بنالی.

1365
00:55:56,542 --> 00:55:57,542
‫خیلی خب.

1366
00:55:58,626 --> 00:56:00,602
‫حتماً توی غار شاهانه حسابی
‫سرتون شلوغ‌پلوغه و سگ‌دو می‌زنید.

1367
00:56:00,626 --> 00:56:01,810
‫آره، دقیقاً همین‌طوره.

1368
00:56:01,834 --> 00:56:03,041
‫پادشاه همش کار می‌ریزه
‫سرمون و حمالی می‌کشه.

1369
00:56:03,042 --> 00:56:05,352
‫واسه همینم اصلاً وقتی واسه
‫صله‌رحم و سر زدن نداشتم.

1370
00:56:05,376 --> 00:56:06,376
‫کاملاً درکت می‌کنم.

1371
00:56:06,377 --> 00:56:07,416
‫آدم وقتی تازه وارد یه کار و باری می‌شه...

1372
00:56:07,417 --> 00:56:09,041
‫...صاحب‌کار تا می‌تونه
‫ازش شیره و حمالی می‌کشه.

1373
00:56:09,042 --> 00:56:10,560
‫تو فقط تمام تلاشت رو بکن و کم نگذار.

1374
00:56:10,584 --> 00:56:12,143
‫فکر و خیالاتِ باطل هم به سرت راه نده.

1375
00:56:12,167 --> 00:56:12,876
‫تو که اصلاً لب تر نکردی.

1376
00:56:12,876 --> 00:56:13,876
‫بیشتر بنوش.

1377
00:56:14,959 --> 00:56:16,041
‫عاقبتت رو مثل بابای کله‌شقت نکن...

1378
00:56:16,042 --> 00:56:17,291
‫...که یه کار و بارِ آبرومند
‫و توپ رو ول کرد...

1379
00:56:17,292 --> 00:56:18,977
‫...فقط محض اینکه بره
‫دنبال جادو‌جنبل و چله‌نشینی.

1380
00:56:19,001 --> 00:56:21,001
‫حالا هم که پاک کله‌خراب و رد داده.

1381
00:56:21,209 --> 00:56:22,227
‫راستی حالا که حرفش شد...

1382
00:56:22,251 --> 00:56:23,251
‫بابا کجاست پس؟

1383
00:56:23,417 --> 00:56:25,535
‫اون پشت مشت‌ها گرفته استراحت می‌کنه.

1384
00:56:30,626 --> 00:56:31,626
‫بابا...

1385
00:56:34,584 --> 00:56:36,878
‫اومدم جمالت رو زیارت کنم.

1386
00:56:40,834 --> 00:56:43,069
‫این‌ها هم رفقای گل و همسفرانِ من هستند.

1387
00:56:43,334 --> 00:56:44,863
‫عرض ارادت و سلام، عمو جان.

1388
00:56:45,376 --> 00:56:46,292
‫سون ووکانگ!

1389
00:56:46,376 --> 00:56:47,376
‫خودِ راهب تانگ!

1390
00:56:47,584 --> 00:56:48,126
‫و تو هم...

1391
00:56:48,251 --> 00:56:49,251
‫...ژو باجیه!

1392
00:56:50,042 --> 00:56:51,560
‫یک وقت نگذاری مامان
‫بو ببره و چیزی بشنوه ها.

1393
00:56:51,584 --> 00:56:53,018
‫من که کلمه‌ای هم بهش نگفتم.

1394
00:56:53,042 --> 00:56:54,435
‫خب، بنال ببینم قضیه چیه.

1395
00:56:54,459 --> 00:56:56,018
‫یه وقت کفرت درنیاد و شاکی نشی ها.

1396
00:56:56,042 --> 00:56:57,935
‫ما غار شاهانه رو دایورت
‫کردیم و اومدیم بیرون.

1397
00:56:57,959 --> 00:56:58,584
‫الان داریم واسه خودمون
‫آقایی می‌کنیم و مستقل شدیم.

1398
00:56:58,585 --> 00:56:59,958
‫تیپ و دارودسته راهب
‫تانگ رو شبیه‌سازی کردیم...

1399
00:56:59,959 --> 00:57:02,435
‫...و عازم غربیم تا خودمون
‫متون مقدس رو بیاریم.

1400
00:57:02,459 --> 00:57:03,500
‫بدجوری گل کاشتی، کار رو درآوردی!

1401
00:57:03,501 --> 00:57:04,167
‫چی شده؟

1402
00:57:04,168 --> 00:57:05,477
‫نکنه باز کرمش گرفته و می‌خواد جابه‌جا بشه؟

1403
00:57:05,501 --> 00:57:06,042
‫آه...

1404
00:57:06,042 --> 00:57:06,876
‫نه بابا، چیزی نیست که.

1405
00:57:06,876 --> 00:57:07,542
‫خاله جان...

1406
00:57:07,543 --> 00:57:09,166
‫اون فقط از دیدن پسرِ دلبندش خرکیف شده.

1407
00:57:09,167 --> 00:57:10,084
‫بگذارید من خودم اینجا فکش رو گرم کنم.

1408
00:57:10,167 --> 00:57:10,626
‫بیا اینجا.

1409
00:57:10,834 --> 00:57:11,376
‫پسر جان...

1410
00:57:11,377 --> 00:57:13,185
‫برو اون شرابِ کهنه رو واسم بیار.

1411
00:57:13,209 --> 00:57:15,477
‫درست اونجا، زیرِ اون تخته‌سنگ قایمش کردم.

1412
00:57:15,501 --> 00:57:15,959
‫بابا...

1413
00:57:16,459 --> 00:57:17,977
‫تو چطوری چپوندیش اون تو آخه؟

1414
00:57:18,001 --> 00:57:20,143
‫اون قدیما که هنوز پاهام جون
‫داشت و راه می‌رفتم، گذاشتمش اونجا.

1415
00:57:20,167 --> 00:57:22,814
‫تو تمام این سال‌ها حتی
‫یه قلوپ هم ازش لب نزدم.

1416
00:57:27,751 --> 00:57:29,560
‫اصلاً به آیه‌یاس‌های مامانت گوش نده.

1417
00:57:29,584 --> 00:57:30,875
‫اگه توی اون غار شاهانه کپک می‌زدی...

1418
00:57:30,876 --> 00:57:33,817
‫...تا آخر عمرت هیچ خری
‫نمی‌شدی و به جایی نمی‌رسیدی.

1419
00:57:34,792 --> 00:57:36,518
‫آوردنِ متون مقدس فکرِ بدجوری بکر و مشتی‌ایه.

1420
00:57:36,542 --> 00:57:37,292
‫با داشتنِ اون متون...

1421
00:57:37,293 --> 00:57:38,727
‫...می‌تونی واسه خودت بودا بشی و آقایی کنی.

1422
00:57:38,751 --> 00:57:41,986
‫اون موقع دیگه هیچ خری جرئت
‫نمی‌کنه از بالا بهت نگاه کنه.

1423
00:57:43,917 --> 00:57:45,666
‫اون ترفند و تکنیک خفنی که
‫قبلاً بهت یاد دادم رو یادت هست؟

1424
00:57:45,667 --> 00:57:47,310
‫الان چقدر روش مسلطی؟

1425
00:57:47,334 --> 00:57:48,643
‫اه، راستش هنوز دارم روش تمرین می‌کنم.

1426
00:57:48,667 --> 00:57:50,935
‫پس تا وقتی کارد به
‫استخوانت نرسیده، روادتش نکن.

1427
00:57:50,959 --> 00:57:52,000
‫کافیه فقط یه بار ازش استفاده کنی...

1428
00:57:52,001 --> 00:57:55,119
‫...تا کلاً دوباره تبدیل به یه
‫حیوانِ معمولی و پاپتی بشی.

1429
00:57:55,751 --> 00:57:56,376
‫اون قدیما...

1430
00:57:56,377 --> 00:57:57,500
‫...وقتی این ترفند رو فوتِ آب شدم...

1431
00:57:57,501 --> 00:57:59,000
‫...تصمیم گرفتم تنهایی
‫کار کنم و آزادکار بشم.

1432
00:57:59,001 --> 00:58:01,916
‫فقط به اندازه یه موجِ انرژیِ «چی» با استاد شدنش
‫فاصله داشتم. (انرژی حیاتی مادی و معنوی در فرهنگ چینی)

1433
00:58:01,917 --> 00:58:03,208
‫اما با خودم فکر کردم که از پسش برنمیام...

1434
00:58:03,209 --> 00:58:04,209
‫...و کلاً بی‌خیال شدم و وا دادم.

1435
00:58:04,210 --> 00:58:05,852
‫واسه همینم آخرِ عاقبتم شد این زمین‌گیری.

1436
00:58:05,876 --> 00:58:08,768
‫امیدوارم تو بتونی راهِ نیمه‌تموم
‫من رو به سرانجام برسونی.

1437
00:58:08,792 --> 00:58:10,792
‫وگرنه باید کل این عمرِ سگی‌ات رو...

1438
00:58:13,917 --> 00:58:15,564
‫...با حسرت و پشیمانی سر کنی.

1439
00:58:15,667 --> 00:58:16,843
‫خیالت تخت باشه بابا.

1440
00:58:17,459 --> 00:58:18,750
‫وقتی متون مقدس رو دودستی چسبیدم...

1441
00:58:18,751 --> 00:58:20,791
‫...برمی‌گردم و خانواده‌مون
‫رو به یه جایی می‌رسونم.

1442
00:58:20,792 --> 00:58:22,685
‫و تا آخر عمر به خوبی و
‫خوشی کنار هم زندگی می‌کنیم.

1443
00:58:22,709 --> 00:58:23,709
‫آره، به امید خدا.

1444
00:58:25,042 --> 00:58:27,458
‫شما چهار تا تو این جاده
‫هوای همدیگه رو داشته باشید.

1445
00:58:27,459 --> 00:58:28,666
‫خوب لمبونید و غذا بخورید...

1446
00:58:28,667 --> 00:58:29,376
‫...و حسابی آب بنوشید.

1447
00:58:29,376 --> 00:58:29,876
‫اصلاً نگران نباش، خاله جان.

1448
00:58:29,876 --> 00:58:30,417
‫خاله جان...

1449
00:58:30,418 --> 00:58:32,935
‫ما خودمون مو رو از ماست
‫می‌کشیم و حواسمون هست.

1450
00:58:32,959 --> 00:58:33,959
‫این دو تا رفیق‌هات انگار...

1451
00:58:33,960 --> 00:58:35,560
‫...زیادی اهل فک زدن و وراجی نیستند.

1452
00:58:35,584 --> 00:58:37,000
‫اون یائوی کپی امروز حالش
‫صد مرتبه بهتر و ردیف‌تره.

1453
00:58:37,001 --> 00:58:38,458
‫اون قدیما اصلاً خنده به پوزش نمی‌آمد...

1454
00:58:38,459 --> 00:58:40,400
‫...و همش استرس داشت و زهرترک بود.

1455
00:58:40,501 --> 00:58:41,833
‫اون یکی پسره هم بدجوری گله و ماهه.

1456
00:58:41,834 --> 00:58:43,625
‫این‌همه بار و بندیلِ سنگین
‫رو تک و تنها کول می‌کنه.

1457
00:58:43,626 --> 00:58:44,643
‫اونم کلاً اهل فک زدن و اضافه‌گویی نیست.

1458
00:58:44,667 --> 00:58:45,916
‫همش نشسته یه گوشه و بیلچه‌اش رو تیز می‌کنه.

1459
00:58:45,917 --> 00:58:47,376
‫بچه مثبتیه.

1460
00:58:48,126 --> 00:58:50,352
‫آره، کمتر فک می‌زنه و سرش تو کار خودشه.

1461
00:58:50,376 --> 00:58:50,917
‫هی...

1462
00:58:51,292 --> 00:58:52,292
‫هی... پسر!

1463
00:58:53,042 --> 00:58:55,395
‫برو واسه عموت یه قلوپِ دیگه شراب ردیف کن.

1464
00:58:56,042 --> 00:58:56,751
‫خاله جان...

1465
00:58:56,959 --> 00:58:58,602
‫شما اصلاً و ابداً سن‌وسالتون
‫به قیافتون نمی‌خوره.

1466
00:58:58,626 --> 00:58:59,626
‫راست می‌گی؟ برای جلب توجه می‌گی؟

1467
00:58:59,627 --> 00:59:01,208
‫حتی یه دونه چین و چروک هم رو صورتت نیست.

1468
00:59:01,209 --> 00:59:02,333
‫ای جان!

1469
00:59:02,334 --> 00:59:03,810
‫چقدر تو شیرین‌زبون و عسلی آخه.

1470
00:59:03,834 --> 00:59:04,834
‫واقعاً می‌گم.

1471
00:59:04,835 --> 00:59:06,477
‫من فقط حقیقت رو رک و راست گفتم.

1472
00:59:06,501 --> 00:59:08,089
‫حرفات رو کاملاً باور می‌کنم.

1473
00:59:08,167 --> 00:59:09,810
‫تو بدجوری بچه مثبت و گلی هستی.

1474
00:59:09,834 --> 00:59:12,542
‫عمو جورت می‌خواد یه ترفندِ خفن بهت یاد بده.

1475
00:59:13,126 --> 00:59:14,167
‫بیا اینجا.

1476
00:59:14,459 --> 00:59:16,084
‫بیا جلوتر، گوشت با من باشه.

1477
00:59:16,292 --> 00:59:17,042
‫اون یائو...

1478
00:59:17,043 --> 00:59:18,643
‫...ترفندهاش اصلاً شوخی‌بردار
‫نبود و کارش درست بود.

1479
00:59:18,667 --> 00:59:20,166
‫توی یه چشم به هم زدن...

1480
00:59:20,167 --> 00:59:21,727
‫...هر دو تاشون رو
‫ضربه‌فنی کرد و کوبید زمین.

1481
00:59:21,751 --> 00:59:22,959
‫شیرفهم شدی؟

1482
00:59:23,834 --> 00:59:25,500
‫این آخرِ ابهت و یه تکنیکِ بدجوری قوی‌ایه.

1483
00:59:25,501 --> 00:59:27,000
‫تا حالا به پوزِ هیچ خری هم نگفتمش...

1484
00:59:27,001 --> 00:59:28,041
‫...به جز خودِ تو.

1485
00:59:28,042 --> 00:59:29,416
‫بعدش هم اون داداشِ کپی‌تون...

1486
00:59:29,417 --> 00:59:30,625
‫...با یه زهرچشم و زورِ رعدآسا...

1487
00:59:30,626 --> 00:59:33,125
‫...اون نامیرای قلابی رو
‫چنان کوبید به طاقِ دیوار...

1488
00:59:33,126 --> 00:59:34,042
‫من همش فکر می‌کردم...

1489
00:59:34,043 --> 00:59:35,958
‫...که داداشت از همه‌مون غول‌تر و قوی‌تره.

1490
00:59:35,959 --> 00:59:37,643
‫اما حالا تازه دوزاری‌ام افتاد...

1491
00:59:37,667 --> 00:59:40,785
‫...که داداش کپی تمام این مدت
‫داشت زورش رو قایم می‌کرد.

1492
00:59:41,001 --> 00:59:42,001
‫هه هه!

1493
00:59:42,376 --> 00:59:43,750
‫واسه اون ضربه جادویی که داداش کپی زد...

1494
00:59:43,751 --> 00:59:44,875
‫...من خودم یه اسم مشتی گذاشتم:

1495
00:59:44,876 --> 00:59:46,250
‫«فروپاشیِ کوهستان و غرشِ دریاها!»

1496
00:59:46,251 --> 00:59:48,208
‫اون ضربه‌فنی کردنش اصلاً باورکردنی نبود.

1497
00:59:48,209 --> 00:59:49,500
‫چنان کوبیدش که اون نامیرای قلابی...

1498
00:59:49,501 --> 00:59:52,030
‫...دوباره تبدیل به یه
‫جونورِ پاپتی معمولی شد.

1499
00:59:57,042 --> 00:59:59,041
‫باید کل این کدو تنبلِ شراب رو سر بکشی.
‫اونم قبل از ظهرِ هر روز.

1500
00:59:59,042 --> 01:00:00,852
‫حداقل روزی چهار تا کدو تنبلِ کامل!

1501
01:00:00,876 --> 01:00:02,852
‫شماها حواستون باشه که
‫همه‌اش رو تا قطره آخر کوفت کنه.

1502
01:00:02,876 --> 01:00:03,376
‫توی اون توشه و بار...

1503
01:00:03,377 --> 01:00:05,125
‫...کلی سیب‌زمینی شیرینِ خشک‌شده تپوندم.

1504
01:00:05,126 --> 01:00:06,166
‫بدجوری لذیذ و خوش‌خوراکه.

1505
01:00:06,167 --> 01:00:08,049
‫با همدیگه طاق بزنید و شریک بشید.

1506
01:00:09,126 --> 01:00:10,166
‫حواست باشه خودت هم حتماً ازش لمبونی ها.

1507
01:00:10,167 --> 01:00:12,167
‫نگذاری همه‌اش رو تنهایی بالا بکشن.

1508
01:00:12,334 --> 01:00:14,510
‫فقط منتظر خبرهای مشتی و توپِ ما باشید.

1509
01:00:29,709 --> 01:00:30,709
‫مامان...

1510
01:00:30,917 --> 01:00:33,211
‫این‌قدر به پر و پای بابا نپیچ و نق نزن.

1511
01:00:33,876 --> 01:00:34,709
‫شیرفهم شد.

1512
01:00:34,710 --> 01:00:35,834
‫خیالت تخت باشه.

1513
01:00:36,792 --> 01:00:39,126
‫(دهکده شمالی ژانگ)

1514
01:00:52,042 --> 01:00:55,101
‫دارودسته راهب تانگ همین
‫الان از اینجا رد شدن، مگه نه؟

1515
01:00:56,209 --> 01:00:57,584
‫از اون طرفی زدن به چاک؟

1516
01:00:59,709 --> 01:01:00,709
‫اوهوم.

1517
01:01:04,042 --> 01:01:05,042
‫هی...

1518
01:01:06,209 --> 01:01:07,834
‫یه قشون از شیادها و بدلی‌ها دارن میان...

1519
01:01:07,835 --> 01:01:09,560
‫...که خودشون رو جای
‫دارودسته راهب تانگ جا زدن.

1520
01:01:09,584 --> 01:01:10,810
‫فرداست که سر و کله نحس‌شون پیدا بشه.

1521
01:01:10,834 --> 01:01:12,363
‫حواستون رو حسابی جمع کنید.

1522
01:01:18,709 --> 01:01:19,209
‫هی...

1523
01:01:19,501 --> 01:01:22,000
‫دارودسته راهب تانگ
‫باید همین نزدیکی‌ها باشن.

1524
01:01:22,001 --> 01:01:23,185
‫سینه جلو، فشار بیارید!

1525
01:01:23,209 --> 01:01:24,126
‫تخته‌گاز و با تمام سرعت رو به جلو!

1526
01:01:24,126 --> 01:01:25,126
‫آره بابا.

1527
01:01:57,834 --> 01:01:58,834
‫باجیه...

1528
01:01:59,042 --> 01:02:00,375
‫اون بالا چی نوشته؟

1529
01:02:00,376 --> 01:02:01,788
‫روی سردرِ اون معبدِ اونجا.

1530
01:02:02,042 --> 01:02:02,667
‫بدجوری دوره.

1531
01:02:02,668 --> 01:02:04,227
‫چشمام سو نداره و نمی‌تونم بخونم.

1532
01:02:04,251 --> 01:02:05,251
‫کوچک...

1533
01:02:06,126 --> 01:02:07,126
‫امم...

1534
01:02:08,501 --> 01:02:11,736
‫معبدِ کوچکِ رعد و غرش! (معبد
‫اسطوره‌ای و مأمن شیاطین بدلی)

1535
01:02:15,042 --> 01:02:16,042
‫عالی شد.

1536
01:02:16,417 --> 01:02:19,241
‫بریم همون‌جا یه کم غذا
‫گدایی کنیم و توشه برداریم.

1537
01:02:19,626 --> 01:02:20,167
‫پادشاهِ من...

1538
01:02:20,292 --> 01:02:21,666
‫چهار تا راهب دارن از دوردست‌ها میان.

1539
01:02:21,667 --> 01:02:23,352
‫مو نمی‌زنن با دارودسته راهب تانگ.

1540
01:02:23,376 --> 01:02:24,167
‫چی؟

1541
01:02:24,168 --> 01:02:25,521
‫به این زودی پیداشون شد؟

1542
01:02:37,709 --> 01:02:39,121
‫پس واقعاً خودشونِن.

1543
01:02:39,417 --> 01:02:39,834
‫پادشاهِ من...

1544
01:02:39,917 --> 01:02:42,352
‫می‌خوای عجله کنیم و همین
‫الان بچه‌ها رو لقمه چپ کنیم؟

1545
01:02:42,376 --> 01:02:43,560
‫وقتی واسه این کارها نداریم.

1546
01:02:43,584 --> 01:02:45,041
‫به کل نوچه‌ها و پادوها ندا بده...

1547
01:02:45,042 --> 01:02:47,454
‫...رخت و لباس عوض کنند و گوش‌به‌زنگ باشن.

1548
01:03:38,376 --> 01:03:39,001
‫باجیه...

1549
01:03:39,167 --> 01:03:40,709
‫چرا کل این راهب‌ها...

1550
01:03:40,959 --> 01:03:42,810
‫...این‌قدر قیافه‌هاشون سگی و غضبناکه؟

1551
01:03:42,834 --> 01:03:44,352
‫نه بابا، همه‌شون این‌طوری نیستن.

1552
01:03:44,376 --> 01:03:46,227
‫اون یکیشون انگار کارش درسته و خوبه.

1553
01:03:46,251 --> 01:03:48,839
‫اون راهبِ تپل مپل عجب
‫فیسِ مثبت و مهربانی داره.

1554
01:03:51,751 --> 01:03:52,916
‫می‌شه یه سؤال بپرسم؟

1555
01:03:52,917 --> 01:03:55,667
‫آیا شما خودِ راهب تانگ
‫و مریدهاش هستید؟

1556
01:03:56,792 --> 01:03:57,876
‫آه، بله، خودمونیم.

1557
01:03:57,917 --> 01:03:58,876
‫پس عالی‌جنابِ استاد...

1558
01:03:58,877 --> 01:04:00,334
‫...تو منو می‌شناسی.

1559
01:04:00,709 --> 01:04:01,727
‫چه بی‌ادب و گستاخ!

1560
01:04:01,751 --> 01:04:02,833
‫در محضرِ انورِ بودای کبیر...

1561
01:04:02,834 --> 01:04:04,834
‫...باید تا کمر خم بشی و تعظیم کنی.

1562
01:04:05,792 --> 01:04:06,834
‫بودا؟

1563
01:04:09,501 --> 01:04:10,001
‫اوه...

1564
01:04:10,042 --> 01:04:11,042
‫ما رو ببخشید.

1565
01:04:11,209 --> 01:04:13,268
‫ما یه چند دقیقه‌ای رفع
‫زحمت می‌کنیم و می‌ریم بیرون.

1566
01:04:13,292 --> 01:04:15,000
‫اون جدی‌جدی الان گفت بودا؟

1567
01:04:15,001 --> 01:04:16,001
‫یعنی واقعاً و جدی‌جدی...

1568
01:04:16,002 --> 01:04:18,414
‫...دستگاهشون ما رو به جا نیاورد و نشناخت؟

1569
01:04:18,542 --> 01:04:20,001
‫نکنه یه چیزی...

1570
01:04:21,584 --> 01:04:23,185
‫...لوومون داده و دستمون رو رو کرده؟

1571
01:04:23,209 --> 01:04:24,560
‫نکنه همین الانش هم رسما رسیدیم غرب؟

1572
01:04:24,584 --> 01:04:25,459
‫فکر کنم آره.

1573
01:04:25,460 --> 01:04:27,102
‫اون خودِ خودِ بودای واقعی بود.

1574
01:04:27,126 --> 01:04:28,208
‫ما اون اول اصلاً به جا
‫نیاوردیمش و ضایع کردیم.

1575
01:04:28,209 --> 01:04:30,444
‫واسمون داستان نمی‌شه یه وقت؟

1576
01:04:32,917 --> 01:04:34,166
‫ظاهراً که همه‌چیز امنه.

1577
01:04:34,167 --> 01:04:35,343
‫پرنده هم پر نمی‌زنه.

1578
01:04:35,459 --> 01:04:36,500
‫عمراً، امکان نداره.

1579
01:04:36,501 --> 01:04:37,750
‫ما نصفِ ساله داریم این نقش
‫رو تمرین می‌کنیم.

1580
01:04:37,751 --> 01:04:39,477
‫مویی لا درزش نمیره.

1581
01:04:39,501 --> 01:04:40,001
‫نظرتون با این چیه؟

1582
01:04:40,042 --> 01:04:40,751
‫همین الان جفتک بپرونیم و شبیخون بزنیم...

1583
01:04:40,752 --> 01:04:41,893
‫...و همه‌شون رو ضربه‌فنی کنیم.

1584
01:04:41,917 --> 01:04:43,810
‫بعدش باید چه خاکی به سرمون بریزیم؟

1585
01:04:43,834 --> 01:04:45,102
‫می‌ریم جلو و متون مقدس رو ازش طلب می‌کنیم.

1586
01:04:45,126 --> 01:04:46,518
‫بعدش هم کلاه‌مون رو
‫برمی‌داریم و می‌زنیم به چاک.

1587
01:04:46,542 --> 01:04:47,542
‫من...

1588
01:04:47,917 --> 01:04:49,227
‫یه کم دندان روی جگر بگذارید.

1589
01:04:49,251 --> 01:04:50,167
‫ما در حال حاضر پشمِ اونا هم نیستیم...

1590
01:04:50,168 --> 01:04:51,500
‫...و حریفِ سون ووکانگِ واقعی نمی‌شیم.

1591
01:04:51,501 --> 01:04:52,583
‫من حساب این ها رو همین امروز می رسم.

1592
01:04:52,584 --> 01:04:54,810
‫اون موقع‌ست که باید
‫زهرچشم بگیریم.

1593
01:04:54,834 --> 01:04:55,916
‫وقتِ طلا همین الانه.

1594
01:04:55,917 --> 01:04:57,446
‫گند نزنید به این فرصتِ توپ.

1595
01:04:57,626 --> 01:04:59,143
‫همگی خون سردیتون رو حفظ کنید و وا ندید.

1596
01:04:59,167 --> 01:05:01,638
‫آخر و عاقبتِ همه‌چیز به همین معرکه بسته‌ست.

1597
01:05:08,626 --> 01:05:11,125
‫منِ کله‌پوک و خاک‌بر‌سر
‫شما رو نشناختم و کور بودم.

1598
01:05:11,126 --> 01:05:12,126
‫عالی‌جناب راهب تانگ و مریدهای گلش!

1599
01:05:12,127 --> 01:05:14,656
‫عرض ارادت و چاکری مخلصانه خدمتِ والامقامتون.

1600
01:05:19,626 --> 01:05:20,626
‫جنابِ راهب تانگ...

1601
01:05:20,626 --> 01:05:21,584
‫طبق دو دو تا چهار تای من...

1602
01:05:21,585 --> 01:05:23,125
‫...شما تازه فردا باید
‫می‌رسیدید.

1603
01:05:23,126 --> 01:05:25,310
‫چطور شد که همین امروز
‫اومدید؟

1604
01:05:25,334 --> 01:05:26,584
‫آمیتا دِوا بودا!

1605
01:05:26,876 --> 01:05:28,208
‫ما شب و روز رو به هم
‫دوختیم و اومدیم...

1606
01:05:28,209 --> 01:05:29,541
‫...بس که هلاک
‫آوردن متون مقدس بودیم.

1607
01:05:29,542 --> 01:05:31,310
‫شاید یه کم زیادی فرز بودیم.

1608
01:05:31,334 --> 01:05:32,666
‫حتماً از گردِ راه رسیدید
‫و حسابی کوفته و خسته‌اید.

1609
01:05:32,667 --> 01:05:34,727
‫برید یه گوشه یه کم چرت
‫بزنید و استراحت کنید.

1610
01:05:34,751 --> 01:05:35,958
‫استراحت اصلاً لازم نکرده.

1611
01:05:35,959 --> 01:05:37,541
‫بدجوری عجله داریم تا زودتر برگردیم به
‫چانگ‌آن. (پایتخت باستانی امپراتوری تانگ)

1612
01:05:37,542 --> 01:05:39,852
‫می‌شه لطفاً همین الان متون
‫مقدس رو به ما مرحمت کنید؟

1613
01:05:39,876 --> 01:05:42,170
‫عجله کار شیطونه، دندان روی جگر بگذارید.

1614
01:05:55,709 --> 01:05:56,709
‫هی، استاد...

1615
01:05:56,709 --> 01:05:57,709
‫ببین خب.

1616
01:05:59,042 --> 01:05:59,876
‫بعد از اینکه متون مقدس رو دودستی چسبیدیم...

1617
01:05:59,877 --> 01:06:01,208
‫...حتی یائوها هم می‌تونن
‫واسه خودشون بودا بشن.

1618
01:06:01,209 --> 01:06:01,876
‫بودای کبیر...

1619
01:06:01,877 --> 01:06:03,185
‫اگه بخوام رک و راست و بدون تعارف بگم...

1620
01:06:03,209 --> 01:06:04,958
‫...کل این مریدهای من عشقِ بودا شدن دارن.

1621
01:06:04,959 --> 01:06:07,166
‫آیا صرفاً با روخوانیِ این متون
‫می‌تونیم به این درجه برسیم؟

1622
01:06:07,167 --> 01:06:08,250
‫صد در صد!

1623
01:06:08,251 --> 01:06:09,500
‫کافیه کلاً صد بار دوره‌اش کنید...

1624
01:06:09,501 --> 01:06:11,018
‫...تا خودت واسه خودت یه بودای کامل بشی.

1625
01:06:11,042 --> 01:06:12,875
‫پس تو رو خدا همین الان متون
‫رو به ما مرحمت کنید، بودای من.

1626
01:06:12,876 --> 01:06:13,751
‫دهری‌تاراشترا! (از خدایان محافظ
‫جهت‌های جغرافیایی در آیین بودا)

1627
01:06:13,752 --> 01:06:14,935
‫ویرودهاکا! (یکی دیگر از
‫پادشاهان آسمانی و محافظان بودیسم)

1628
01:06:14,959 --> 01:06:15,542
‫یالله...

1629
01:06:15,751 --> 01:06:18,435
‫...برید اون پشت مشت‌ها متون
‫مقدس رو ردیف و آماده کنید.

1630
01:06:18,459 --> 01:06:19,694
‫رو جفت چشمام، فهمیدم.

1631
01:06:21,959 --> 01:06:22,959
‫پادشاهِ من...

1632
01:06:23,001 --> 01:06:24,041
‫این متون مقدس اصلاً کدوم گوری ولو شدن؟

1633
01:06:24,042 --> 01:06:24,792
‫پادشاه...

1634
01:06:24,834 --> 01:06:25,334
‫وراجی و جفتک‌پرانی دیگه بسه.

1635
01:06:25,335 --> 01:06:26,416
‫زود باش برو ردیفشون کن بره.

1636
01:06:26,417 --> 01:06:27,417
‫آها.

1637
01:06:29,042 --> 01:06:30,500
‫این دو تا...

1638
01:06:30,501 --> 01:06:32,416
‫...بدجوری شیطون وچموش هستند.

1639
01:06:32,417 --> 01:06:35,166
‫آهاهاها!

1640
01:06:35,167 --> 01:06:45,166
‫هاهاهاهاها!

1641
01:06:53,584 --> 01:06:54,209
‫اوه.

1642
01:06:54,334 --> 01:06:55,805
‫بله، بفرما، گوشم با توئه.

1643
01:06:56,126 --> 01:06:57,166
‫بودای من، دقیقاً قراره چه جور متونی...

1644
01:06:57,167 --> 01:06:59,167
‫...به ما مرحمت کنی؟

1645
01:07:02,334 --> 01:07:03,292
‫بگذار اول بشنوم

1646
01:07:03,293 --> 01:07:04,333
‫چه متونی رو

1647
01:07:04,334 --> 01:07:06,376
‫الان توی دیار شرق تلاوت می‌کنی؟

1648
01:07:08,251 --> 01:07:09,251
‫کدوم متون؟

1649
01:07:09,292 --> 01:07:09,959
‫زود باش، زود

1650
01:07:10,001 --> 01:07:11,001
‫بنال دیگه

1651
01:07:18,417 --> 01:07:20,500
‫تو بزرگ‌ترین راهب دیار شرقی

1652
01:07:20,501 --> 01:07:22,442
‫اسامیِ متون خودت رو هم یادت نمیاد؟

1653
01:07:22,626 --> 01:07:23,667
‫معلومه که یادمه

1654
01:07:24,251 --> 01:07:25,251
‫اسمشون اینه...

1655
01:07:28,626 --> 01:07:30,518
‫«متون حقه‌‌ و حقیقی»

1656
01:07:30,542 --> 01:07:32,125
‫احتمالاً حضرت والامقام
‫تا حالا اسمش رو نشنیده

1657
01:07:32,126 --> 01:07:33,435
‫هر چی نباشه ما خیلی
‫دور افتاده زندگی می‌کنیم

1658
01:07:33,459 --> 01:07:34,084
‫گستاخ!

1659
01:07:34,459 --> 01:07:35,251
‫از بین کل متونِ روی زمین

1660
01:07:35,252 --> 01:07:37,334
‫چیزی نیست که بودا ازش بی‌خبر باشه

1661
01:07:39,501 --> 01:07:41,916
‫من آوازه این هشت متن مقدس
‫رو از خیلی وقت پیش شنیدم

1662
01:07:41,917 --> 01:07:44,541
‫می‌گن با چنان زبانِ فصیح و زیبایی نوشته شدن

1663
01:07:44,542 --> 01:07:45,292
‫که وقتی بشنوی دیگه محاله از یادت برن

1664
01:07:45,293 --> 01:07:47,058
‫فکر نکنم درست شیرفهم شده باشیم

1665
01:07:47,709 --> 01:07:48,875
‫من می‌خوام خودِ راهب تانگ

1666
01:07:48,876 --> 01:07:50,251
‫این متون رو تلاوت کنه

1667
01:07:50,459 --> 01:07:51,459
‫شروع نمی‌کنی؟

1668
01:07:54,376 --> 01:07:56,041
‫استادم این اواخر احوالش اصلاً ردیف نبوده

1669
01:07:56,042 --> 01:07:57,166
‫و گلوش هم بدجوری چرک کرده و درد می‌کنه

1670
01:07:57,167 --> 01:07:58,458
‫بودا خودش داره التماس می‌کنه که براش بخونی

1671
01:07:58,459 --> 01:08:01,165
‫و تو هنوز داری صغری
‫کبری می‌چینی و بهانه میاری؟

1672
01:08:09,126 --> 01:08:10,875
‫اجی مجی لاترجی!

1673
01:08:10,876 --> 01:08:12,583
‫دو ر می فا!

1674
01:08:12,584 --> 01:08:14,416
‫آن مان نباران، دو دو اسب سواران!

1675
01:08:14,417 --> 01:08:16,518
‫کشتی کج و کوله، کله کچل! [معادل فارسی
‫برای جناس و زبان‌گرفتگی دیالوگ اصلی]

1676
01:08:16,542 --> 01:08:17,501
‫بگذارید من خودم قضیه رو براتون روشن کنم

1677
01:08:17,502 --> 01:08:19,541
‫استادم خودش این سبکِ تلاوتِ
‫منحصربه‌فرد رو اختراع کرده

1678
01:08:19,542 --> 01:08:21,166
‫این در واقع همون زبان باستانی دیار شرقه

1679
01:08:21,167 --> 01:08:22,250
‫صداهای ناب نیازی به فریاد زدن ندارند

1680
01:08:22,251 --> 01:08:23,791
‫درست مثل نجوای معصومانه یه طفل شیرخوار

1681
01:08:23,792 --> 01:08:25,250
‫یا آواز جیرجیرک‌های ظهرِ داغِ تابستان

1682
01:08:25,251 --> 01:08:26,209
‫مثل صدای لطیف گلبرگ‌ها

1683
01:08:26,210 --> 01:08:27,625
‫وقتی که پژمرده می‌شن و می‌افتن روی زمین

1684
01:08:27,626 --> 01:08:29,708
‫هم‌زمان هم غرشِ ابهت‌آمیز یه امپراتور کبیره

1685
01:08:29,709 --> 01:08:31,166
‫و هم پچ‌پچِ بی‌سروصدای یه رعیتِ ساده

1686
01:08:31,167 --> 01:08:32,167
‫گاهی از اول به آخر تلاوت می‌شه

1687
01:08:32,168 --> 01:08:33,208
‫و گاهی هم از آخر به اول!

1688
01:08:33,209 --> 01:08:34,209
‫درست مثل آسمونِ پر ستاره بالای سرمون

1689
01:08:34,210 --> 01:08:35,375
‫داره با این نوا عزم جزمش رو به رخ می‌کشه

1690
01:08:35,376 --> 01:08:37,000
‫تا این «متون حقه‌ و حقیقی» رو

1691
01:08:37,001 --> 01:08:38,875
‫تبدیل به یه شاهکار هنری تماشایی کنه

1692
01:08:38,876 --> 01:08:40,375
‫و مرز بین حقیقت و رویا رو از بین ببره

1693
01:08:40,376 --> 01:08:41,500
‫بودای عزیز، نظر شما

1694
01:08:41,501 --> 01:08:43,148
‫درباره این اجرای شاهکار چیه؟

1695
01:08:46,292 --> 01:08:47,375
‫تلاوتِ دلنشینِ راهب تانگ

1696
01:08:47,376 --> 01:08:48,458
‫صدایِ تنور فوق‌العاده واضحی داره

1697
01:08:48,459 --> 01:08:49,500
‫یه باریتونِ کاملاً ردیف و تراز

1698
01:08:49,501 --> 01:08:50,625
‫و یه باسِ بدجوری عمیق و مخملی!

1699
01:08:50,626 --> 01:08:51,584
‫وقتی چشم‌هام رو می‌بندم

1700
01:08:51,585 --> 01:08:53,166
‫می‌تونم زیبایی خیره‌کننده و بی‌نظیرِ

1701
01:08:53,167 --> 01:08:54,042
‫امپراتوری شرقی تانگ رو تجسم کنم

1702
01:08:54,043 --> 01:08:55,583
‫کوه‌ها و رودهای قشنگش رو می‌بینم

1703
01:08:55,584 --> 01:08:58,250
‫یه مملکتِ حسابی آباد و باشکوه

1704
01:08:58,251 --> 01:09:00,541
‫و مردمی غرق در خوشبختی و شادی

1705
01:09:00,542 --> 01:09:01,916
‫فقط یه استاد کاربلد می‌تونه

1706
01:09:01,917 --> 01:09:02,792
‫این هشت متن مقدسِ حقانیت رو
‫تلاوت کنه

1707
01:09:02,793 --> 01:09:04,375
‫با این لحنِ حماسی و فوق‌العاده ادا کنه

1708
01:09:04,376 --> 01:09:05,458
‫سرتاسر پر از عشق و شوره

1709
01:09:05,459 --> 01:09:07,047
‫واقعاً که والامقام‌ترین راهبِ

1710
01:09:07,251 --> 01:09:08,959
‫تمام اعصار و قرون هستی

1711
01:09:10,209 --> 01:09:10,834
‫بسیار خب

1712
01:09:11,209 --> 01:09:12,416
‫دیگه کم‌کم وقت ظهره

1713
01:09:12,417 --> 01:09:13,916
‫اول تشریف بیارید یه
‫تیکه از نذری معبد میل کنید

1714
01:09:13,917 --> 01:09:14,834
‫یه کم خستگی در کنید

1715
01:09:14,835 --> 01:09:15,958
‫اصلاً نگران نباشید

1716
01:09:15,959 --> 01:09:17,352
‫ما همین‌جا منتظرتون می‌مونیم

1717
01:09:17,376 --> 01:09:18,893
‫حتماً همه‌تون جاده‌کوفته و خسته‌اید

1718
01:09:18,917 --> 01:09:19,626
‫نه بابا، این چه حرفیه

1719
01:09:19,627 --> 01:09:20,745
‫ما اصلاً خسته نیستیم

1720
01:09:20,792 --> 01:09:22,125
‫چرا این‌قدر لجبازی و کله‌شقی می‌کنید؟

1721
01:09:22,126 --> 01:09:24,125
‫بساط خوردنی و شراب
‫مشتی رو واستون ردیف کردیم

1722
01:09:24,126 --> 01:09:26,018
‫حداقل یه لقمه بالا بیندازید و بعد برید

1723
01:09:26,042 --> 01:09:27,209
‫شراب هم هست؟

1724
01:09:27,292 --> 01:09:28,251
‫به‌به، چه عالی!

1725
01:09:28,252 --> 01:09:29,477
‫هزار سال بود که یه قطره هم کوفت نکرده بودم

1726
01:09:29,501 --> 01:09:31,084
‫آفرین، این شد یه حرفی!

1727
01:09:31,376 --> 01:09:32,729
‫می‌شه‌ منم یه چیزی بگم؟

1728
01:09:36,167 --> 01:09:37,167
‫راهب‌ها...

1729
01:09:37,251 --> 01:09:38,722
‫اصلاً حق ندارن شراب بخورن!

1730
01:09:46,251 --> 01:09:47,545
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

1731
01:09:48,126 --> 01:09:49,292
‫خودت کی هستی اصلاً؟

1732
01:09:49,667 --> 01:09:50,685
‫فیلم بازی کردن دیگه بسه!

1733
01:09:50,709 --> 01:09:51,542
‫بچه سوسول‌ها!

1734
01:09:51,543 --> 01:09:53,308
‫چهره واقعی کثیفتون رو رو کنید!

1735
01:09:59,667 --> 01:10:01,843
‫مثلاً این همون «چوب‌دستی طلایی» خفنته؟

1736
01:10:09,417 --> 01:10:10,708
‫بیشتر شبیه یه دونه
‫گوش‌پاک‌کن یا پشت‌خارکنه!

1737
01:10:10,709 --> 01:10:11,875
‫داری مسخره‌بازی درمیاری؟

1738
01:10:11,876 --> 01:10:12,251
‫پادشاه من!

1739
01:10:12,251 --> 01:10:12,834
‫خوب تماشا کنید.

1740
01:10:13,042 --> 01:10:14,501
‫یه وزغ کثیف و نکبتی!

1741
01:10:15,292 --> 01:10:17,125
‫این همه‌اش یه چشم‌بندی و جادوئه!

1742
01:10:17,126 --> 01:10:18,500
‫تو بگو توهم و رد دادگی!

1743
01:10:18,501 --> 01:10:20,376
‫شما کلاً یه مشت شیادِ بدلی هستید!

1744
01:10:25,709 --> 01:10:27,666
‫چطور جرئت می‌کنید به ما
‫زائران متون مقدس توهین کنید؟

1745
01:10:27,667 --> 01:10:30,041
‫خودم میرم پیش بودای
‫واقعی چغلی‌تون رو می‌کنم!

1746
01:10:30,042 --> 01:10:31,250
‫خجالت و حیا هم چیز خوبیه ها!

1747
01:10:31,251 --> 01:10:31,959
‫ما دستتون رو رو کردیم و دوزاری‌مون افتاد.

1748
01:10:31,960 --> 01:10:34,901
‫پادشاه من، چرا اصلاً می‌ذارید
‫نفس بکشن و زنده بمونن؟

1749
01:10:38,834 --> 01:10:40,727
‫این یائوها عجب خر و بدجوری قوی هستن!

1750
01:10:40,751 --> 01:10:43,018
‫اصلاً پشمِ قبلی‌ها هم نیستن و خیلی گنده‌ترن!

1751
01:10:43,042 --> 01:10:44,250
‫ووکانگ هم که چوب‌دستیش رو دزدیدن و نداره.

1752
01:10:44,251 --> 01:10:45,393
‫حالا باید چه خاکی به سرمون بریزیم؟

1753
01:10:45,417 --> 01:10:45,959
‫غمت نباشه.

1754
01:10:46,167 --> 01:10:48,873
‫می‌ریم از دهکده جلویی یه
‫چیز مشتی جورش می‌کنیم.

1755
01:10:51,584 --> 01:10:53,290
‫بالاخره یه راهی پیدا می‌کنیم.

1756
01:10:56,917 --> 01:10:57,917
‫ببینم، شماها...

1757
01:10:58,417 --> 01:11:00,476
‫همون راهب تانگ و مریدهای گِلش هستید؟

1758
01:11:02,501 --> 01:11:03,042
‫بچه‌ها!

1759
01:11:03,043 --> 01:11:04,102
‫بیایید بیرون دیگه.

1760
01:11:04,167 --> 01:11:05,638
‫سون ووکانگ بالاخره اومده!

1761
01:11:06,376 --> 01:11:07,084
‫بزرگواران!

1762
01:11:07,167 --> 01:11:07,751
‫همین چند روز پیش بود

1763
01:11:07,751 --> 01:11:08,667
‫که بابام با کبوتر نامه‌بر واسمون خبر فرستاد

1764
01:11:08,668 --> 01:11:10,018
‫که دارید می‌آیید طرف این دیار.

1765
01:11:10,042 --> 01:11:11,875
‫کل اهل دهکده شب و روز
‫داشتن انتظارتون رو می‌کشیدن.

1766
01:11:11,876 --> 01:11:13,250
‫بالاخره قدم رو جفت چشمامون گذاشتید!

1767
01:11:13,251 --> 01:11:14,376
‫بابات؟

1768
01:11:14,959 --> 01:11:16,665
‫همون کدخدای دهکده شمالی ژانگ!

1769
01:11:17,792 --> 01:11:19,643
‫پس این معرکه همون «دهکده کوهپایه» است؟

1770
01:11:19,667 --> 01:11:20,209
‫آره، دقیقاً خودشه.

1771
01:11:20,417 --> 01:11:22,685
‫بابات می‌گفت یائوها دست
‫گذاشتن رو بچه‌ها و دزدیدنشون.

1772
01:11:22,709 --> 01:11:23,542
‫پس این‌ها مگه همه‌شون اینجا نیستن؟

1773
01:11:23,543 --> 01:11:25,893
‫نه بابا، پنج تا از بچه‌ها رو دزدیدن بردن.

1774
01:11:25,917 --> 01:11:26,876
‫ما دست‌وپامون رو گم
‫کرده بودیم و وا داده بودیم

1775
01:11:26,877 --> 01:11:29,185
‫واسه همین بقیه بچه‌ها
‫رو چپوندیم اینجا قایم کردیم.

1776
01:11:29,209 --> 01:11:31,041
‫ما خیلی وقته آوازه بزن‌بهادر
‫بودن و زور شما رو شنیدیم

1777
01:11:31,042 --> 01:11:32,166
‫تو رو خدا بهمون رحم کنید استادانِ گل

1778
01:11:32,167 --> 01:11:34,285
‫بچه‌هامون رو از چنگال دیو نجات بدید!

1779
01:11:36,626 --> 01:11:37,685
‫نیازی به زانو زدن و زمین‌بوسی نیست.

1780
01:11:37,709 --> 01:11:38,459
‫نگرانی به دلت راه نده.

1781
01:11:38,460 --> 01:11:39,583
‫من به اون کدخدا قولِ مردانه دادم.

1782
01:11:39,584 --> 01:11:42,435
‫بچه‌ها رو صحیح و سالم به
‫آغوش خانواده برمی‌گردونیم.

1783
01:11:42,459 --> 01:11:43,916
‫خدا به همراهتون باشه، استادان والامقام!

1784
01:11:43,917 --> 01:11:44,667
‫ناجی‌های ما!

1785
01:11:44,667 --> 01:11:45,292
‫زود بنال ببینم...

1786
01:11:45,542 --> 01:11:47,130
‫اون یائوی ملعون کدوم گوریه؟

1787
01:11:47,792 --> 01:11:48,792
‫درست اون پشتِ کوه.

1788
01:11:48,793 --> 01:11:50,205
‫توی معبدِ کوچکِ رعد و غرش!

1789
01:11:54,584 --> 01:11:55,584
‫دیدی بهت گفتم؟

1790
01:11:55,751 --> 01:11:58,280
‫مطمئن بودم هنوز یه گله بچه اینجا لونه کرده.

1791
01:11:58,417 --> 01:11:59,709
‫همین‌جا چپیدن!

1792
01:12:00,334 --> 01:12:01,334
‫بگیریدشون!

1793
01:12:09,417 --> 01:12:10,652
‫بد‌و، «مولی» فرار کن!

1794
01:12:20,042 --> 01:12:21,042
‫استاد!

1795
01:12:21,251 --> 01:12:22,251
‫یائو!

1796
01:12:22,292 --> 01:12:23,708
‫عمراً دست کثیفت به یه تار موی اون بچه بخوره!

1797
01:12:23,709 --> 01:12:25,003
‫بکش کنار از جلوی راهم!

1798
01:12:28,834 --> 01:12:30,187
‫نه، جلو نیا، نزدیک نشو!

1799
01:12:30,542 --> 01:12:34,542
‫«فروپاشیِ کوهستان و غرشِ دریاها!»
‫[نام ضربه جادویی و پرابهت کپی در جنگ]

1800
01:12:37,792 --> 01:12:38,792
‫عالی‌جنابِ خردمند!

1801
01:12:42,876 --> 01:12:43,917
‫ضربه‌اش بدک نبود.

1802
01:12:44,584 --> 01:12:46,376
‫آه!

1803
01:12:48,501 --> 01:12:49,042
‫ووکانگ!

1804
01:12:49,376 --> 01:12:50,376
‫راهب شا!

1805
01:12:52,042 --> 01:12:52,834
‫گزارش مأموریت خدمتِ شما!

1806
01:12:53,042 --> 01:12:55,185
‫این دفعه هم پنج تا بچه
‫رو خفت کردیم و گرفتیم.

1807
01:12:55,209 --> 01:12:57,018
‫با اون پنج تایی هم که قبلاً شکار کرده بودیم

1808
01:12:57,042 --> 01:12:58,268
‫کلاً شدن ده تا بچه طفلِ معصوم.

1809
01:12:58,292 --> 01:12:59,292
‫همین‌قدر بسه.

1810
01:13:02,542 --> 01:13:03,542
‫استاد!

1811
01:13:05,292 --> 01:13:06,500
‫خوب فیلمی برامون بازی
‫کردید و سرگرممون کردید.

1812
01:13:06,501 --> 01:13:07,251
‫یالله زود باشید...

1813
01:13:07,252 --> 01:13:08,291
‫باید با قشون ما تشریف بیارید.

1814
01:13:08,292 --> 01:13:10,292
‫پادشاهِ ما هلاکِ زیارت کردنِ شماهاست!

1815
01:13:10,834 --> 01:13:12,041
‫شما دو تا...

1816
01:13:12,042 --> 01:13:14,218
‫با این دیوها هم‌دست و تو یه کاسه‌اید؟

1817
01:13:14,584 --> 01:13:15,209
‫عمراً، به هیچ وجه!

1818
01:13:15,459 --> 01:13:17,518
‫ما خودمون زائرانِ واقعیِ متونِ مقدسیم!

1819
01:13:18,542 --> 01:13:19,542
‫زائرانِ متونِ مقدس؟

1820
01:13:24,167 --> 01:13:25,208
‫با این دست‌وپای چلفتی و زورِ پشمکی‌تون

1821
01:13:25,209 --> 01:13:26,768
‫فکر کردید جدی‌جدی می‌تونید
‫به آخر این جاده برسید؟

1822
01:13:26,792 --> 01:13:28,000
‫تو رو خدا لهش نکن، رئیس بزرگ!

1823
01:13:28,001 --> 01:13:30,143
‫یه بار رو به جوانیش ببخش و بهش امان بده.

1824
01:13:30,167 --> 01:13:31,643
‫زود باش واسه این رعیت‌ها فاکتور کن

1825
01:13:31,667 --> 01:13:32,667
‫که تو اصلاً چه خری هستی.

1826
01:13:32,668 --> 01:13:34,685
‫ما... ما فقط داشتیم نقش
‫راهب تانگ رو بازی می‌کردیم.

1827
01:13:34,709 --> 01:13:37,297
‫ما فقط داشتیم نقش راهب
‫تانگ رو بازی می‌کردیم.

1828
01:13:41,876 --> 01:13:44,229
‫حالا شیرفهم شدید که چه پاپتی‌هایی هستید؟

1829
01:13:46,542 --> 01:13:47,750
‫اهالیِ ده، چشم‌هاتون
‫رو خوب وا کنید و ببینید!

1830
01:13:47,751 --> 01:13:50,018
‫این‌ها یه مشت یائوی
‫ولگرد و پاپتی بیشتر نیستن.

1831
01:13:50,042 --> 01:13:51,458
‫به در و همسایه و قوم و خویشتون بگید

1832
01:13:51,459 --> 01:13:52,625
‫از ریز تا درشتِ کل این ولایت بشنون

1833
01:13:52,626 --> 01:13:56,041
‫اگه یه بار دیگه پلک این چهار
‫تا شیادِ بدلی خورد به چشمتون

1834
01:13:56,042 --> 01:13:57,852
‫قلم پاشون رو خرد کنید و سیاه‌وکبودشون کنید!

1835
01:13:57,876 --> 01:13:58,626
‫و اما شماها...

1836
01:13:58,709 --> 01:14:00,885
‫همه‌شون رو کشان‌کشان دنبال من بیارید.

1837
01:14:01,126 --> 01:14:02,876
‫بچه‌‌های طفلِ معصومم!

1838
01:14:28,376 --> 01:14:30,166
‫من اصلاً قصد نداشتم بهتون دروغ بگم.

1839
01:14:30,167 --> 01:14:31,333
‫اون باباتون خودش جدی‌جدی
‫از من التماسِ کمک کرد.

1840
01:14:31,334 --> 01:14:33,251
‫دروغگو!

1841
01:14:33,834 --> 01:14:36,018
‫هنوزم داری فیلم بازی
‫می‌کنی و زرنگ‌بازی درمیاری؟

1842
01:14:36,042 --> 01:14:37,291
‫یالله به معرکه‌گیری و
‫نقش‌بازی کردن ادامه بدید!

1843
01:14:37,292 --> 01:14:38,763
‫مایه سرافکندگی و خجالتید!

1844
01:15:01,042 --> 01:15:03,102
‫کلاه‌تون رو بیندازید
‫بالا که بخت یارتون بوده.

1845
01:15:03,126 --> 01:15:05,477
‫اون چهار محافظِ آسمانیِ قبلی
‫اصلاً هنرِ بازیگری نداشتن و گند زدن.

1846
01:15:05,501 --> 01:15:07,333
‫اما پادشاه بدجوری عاشقِ
‫نقش‌بازی کردنِ شماها شده.

1847
01:15:07,334 --> 01:15:10,560
‫واسه همین گذاشته زنده بمونید و
‫بشید «چهار محافظِ آسمانیِ جدید»!

1848
01:15:10,584 --> 01:15:12,227
‫رخت و لباس‌هاتون اون پشت مشت‌ها ولو شده.

1849
01:15:12,251 --> 01:15:13,685
‫زود بپوشیدشون و تمرینِ تئاتر رو شروع کنید.

1850
01:15:13,709 --> 01:15:14,709
‫عمراً، نخیر!

1851
01:15:16,167 --> 01:15:16,876
‫من... من می‌خوام...

1852
01:15:16,876 --> 01:15:17,584
‫...برم اون متون مقدس رو بیاریم!

1853
01:15:17,792 --> 01:15:19,333
‫چرا حرف تو کله‌ پوکت نمیره؟

1854
01:15:19,334 --> 01:15:21,518
‫کل اهالیِ اون دهکده الان
‫خوب می‌دونن ما قلابی هستیم.

1855
01:15:21,542 --> 01:15:22,852
‫این قضیه مثل بمب همه‌جا می‌ترکه و می‌پیچه.

1856
01:15:22,876 --> 01:15:24,375
‫دیگه چطوری سینه جلو بدیم و به جاده بزنیم؟

1857
01:15:24,376 --> 01:15:27,376
‫اصلاً شما پاپتی‌ها از همون
‫اولش هم هیچ شانسی نداشتید.

1858
01:15:30,334 --> 01:15:31,876
‫می‌دونی چرا؟

1859
01:15:35,001 --> 01:15:36,250
‫این بودای کبیر و جناب سون ووکانگ

1860
01:15:36,251 --> 01:15:38,780
‫از اون قدیما بدجوری با همدیگه عیاق و رفیقن.

1861
01:15:39,501 --> 01:15:40,875
‫سون ووکانگ حدود ۵۰۰ سال پیش

1862
01:15:40,876 --> 01:15:41,958
‫آسمون‌ها رو به آشوب
‫کشید و قشقرق راه انداخت.

1863
01:15:41,959 --> 01:15:44,102
‫درست همون موقع بود که با
‫بودا آشنا شد و سرشاخ شد.

1864
01:15:44,126 --> 01:15:45,166
‫ژو باجیه و راهب شا هم که هر دو تاشون

1865
01:15:45,167 --> 01:15:46,768
‫تناسخ و تجسدِ دوباره خدایانِ آسمانی هستند.

1866
01:15:46,792 --> 01:15:48,458
‫خودِ راهب تانگ هم همون «زنجره طلاییه» [یکی
‫از مریدهای مقرب و باسابقه بودا که تناسخ یافته]

1867
01:15:48,459 --> 01:15:50,185
‫و رفیقِ فابریک و صمیمی خودِ امپراتور کبیره!

1868
01:15:50,209 --> 01:15:52,435
‫فکر کردید هر خر و بنی‌بشری
‫می‌تونه زائر متون مقدس بشه؟

1869
01:15:52,459 --> 01:15:54,352
‫مخصوصاً شما چهار تا پاپتیِ بی‌سروپا؟

1870
01:15:54,376 --> 01:15:55,708
‫بهتره کپه مرگتون رو
‫بگذارید و همین‌جا بمونید

1871
01:15:55,709 --> 01:15:56,958
‫و کله‌های کدو تنبلتون رو
‫یه خورده به کار بیندازید.

1872
01:15:56,959 --> 01:15:58,458
‫دودستی به همین پادشاهِ ما بچسبید

1873
01:15:58,459 --> 01:15:59,977
‫این توپ‌ترین شانسِ کل زندگی نکبتی‌تونه!

1874
01:16:00,001 --> 01:16:00,709
‫من...

1875
01:16:00,710 --> 01:16:03,041
‫من عمراً وارد بازی کثیف
‫و نقشه‌های شومِ شما بشم!

1876
01:16:03,042 --> 01:16:04,167
‫نمک‌نشناس‌های احمق!

1877
01:16:04,459 --> 01:16:05,875
‫خوب می‌دونی چقدر یائو لک زده
‫به دلشون واسه یه لقمه نون اینجا؟

1878
01:16:05,876 --> 01:16:06,834
‫و بند پ و پارتی ندارن که راهشون بدن؟

1879
01:16:06,835 --> 01:16:08,041
‫به جز اون «گردنه شیر و شتر» [شیتوولینگ، پناهگاه
‫سه هیولای غول‌پیکر در اسطوره سفر به باختر]

1880
01:16:08,042 --> 01:16:10,102
‫هیچ خراب‌شده‌ای حریفِ ابهتِ
‫این معبدِ کوچکِ رعد و غرش نمی‌شه.

1881
01:16:10,126 --> 01:16:11,625
‫حتی یائوهای صدساله و ریش‌سفیدِ این کوهستان

1882
01:16:11,626 --> 01:16:13,208
‫با کمال میل حاضرن بیان اینجا دیگ بسابن

1883
01:16:13,209 --> 01:16:15,041
‫فقط محض اینکه کلاه‌شون رو اینجا آویزان کنن.

1884
01:16:15,042 --> 01:16:17,018
‫اون وقت شما بی‌سروپاها
‫دارید طاقچه‌بالا می‌ذارید؟

1885
01:16:17,042 --> 01:16:18,416
‫زود برید رخت عوض کنید و تمرین کنید

1886
01:16:18,417 --> 01:16:21,417
‫پادشاه الانه که تشریف بیاره
‫و کارتون رو ارزیابی کنه.

1887
01:16:26,251 --> 01:16:27,852
‫اگه بخوام رک و راست و بدون تعارف بگم

1888
01:16:27,876 --> 01:16:30,018
‫اینجا صد مرتبه سرتر و
‫بهتر از اون غار شاهانه‌ست.

1889
01:16:30,042 --> 01:16:30,751
‫پس...

1890
01:16:31,001 --> 01:16:33,177
‫تکلیف اون بچه‌های طفلِ معصوم چی می‌شه؟

1891
01:16:45,209 --> 01:16:46,334
‫عالی‌جنابِ خردمند!

1892
01:16:47,042 --> 01:16:50,042
‫تو رو خدا باید دستم رو بگیری و بهم کمک کنی!

1893
01:16:50,709 --> 01:16:52,750
‫چهار تا یائوی موذی رخت و لباس
‫شماها رو پوشیدن و دوز کلک چیدن

1894
01:16:52,751 --> 01:16:55,102
‫و حتی داداشِ بخت‌برگشته من رو هم شکار کردن!

1895
01:16:55,126 --> 01:16:56,375
‫تو چطوری ما رو پیدا کردی
‫و به جفت چشمت دیدی؟

1896
01:16:56,376 --> 01:16:57,833
‫تو همین جاده رو به غرب
‫از در و همسایه آمار گرفتم

1897
01:16:57,834 --> 01:17:00,291
‫و بعدش اون اسبِ
‫بخت‌برگشته‌تون رو بیرونِ معبد دیدم.

1898
01:17:00,292 --> 01:17:02,393
‫واسه همین مطمئن شدم
‫حتماً همین تو اتراق کردید.

1899
01:17:02,417 --> 01:17:03,417
‫تو رو خدا عالی‌جنابِ خردمند...

1900
01:17:03,418 --> 01:17:05,959
‫بهم کمک کن تا تقاصِ
‫داداشم رو ازشون پس بگیرم!

1901
01:17:06,626 --> 01:17:08,018
‫ما همه‌مون قلابی و فیکیم.

1902
01:17:08,042 --> 01:17:10,630
‫اون چهار تا که بیرون
‫دیدی اصلِ جنس و واقعی‌ان!

1903
01:17:11,001 --> 01:17:12,685
‫داری دستم می‌اندازی و شوخی می‌کنی؟

1904
01:17:12,709 --> 01:17:13,692
‫به پیر، به پیغمبر راست می‌گم.

1905
01:17:13,709 --> 01:17:14,827
‫ما همگی بدلی هستیم.

1906
01:17:15,042 --> 01:17:16,227
‫آخه چطور همچین چیزی ممکنه؟

1907
01:17:16,251 --> 01:17:18,291
‫شما چهار استاد که چهره‌تون
‫بدجوری نورانی و مثبتِ

1908
01:17:18,292 --> 01:17:19,251
‫و یه برقِ حقانیت تو جفت چشماتون جولان میده.

1909
01:17:19,252 --> 01:17:21,333
‫اون چهار تا اجنبیِ کثیفِ بدقیافه

1910
01:17:21,334 --> 01:17:23,746
‫عمراً پشمِ ابهتِ شما هم نشن و به پاتون نرسن.

1911
01:17:24,042 --> 01:17:24,959
‫اون چشم‌های معصومِ گربه‌خرابت رو باز کن

1912
01:17:24,960 --> 01:17:26,041
‫و خوبِ خوب تماشا کن.

1913
01:17:26,042 --> 01:17:28,000
‫من فقط یه گرازِ وحشیِ بدقیافه‌ام!

1914
01:17:28,001 --> 01:17:29,001
‫این هم اصلاً راهب تانگ نیست.

1915
01:17:29,001 --> 01:17:29,876
‫فقط یه وزغه!

1916
01:17:29,877 --> 01:17:31,916
‫که کل این مدت کارش فقط
‫نالیدن و آیه‌یاس خواندن بود.

1917
01:17:31,917 --> 01:17:32,584
‫یه نگاه بهش بینداز!

1918
01:17:32,792 --> 01:17:34,625
‫حتی اون ریشِ و پشمی هم
‫که از پشمِ کپی ساخته شده

1919
01:17:34,626 --> 01:17:35,626
‫فیکه، قلابیه!

1920
01:17:36,376 --> 01:17:37,791
‫همه‌اش چشم‌بندی و دروغه.

1921
01:17:37,792 --> 01:17:38,501
‫حالا این یکی رو تماشا کن.

1922
01:17:38,501 --> 01:17:39,459
‫بدجوری کم‌رو و گوشه‌گیره.

1923
01:17:39,459 --> 01:17:40,209
‫و همش لکنت داره و من‌من می‌کنه.

1924
01:17:40,209 --> 01:17:40,751
‫تو تمام این مدتِ گذشته...

1925
01:17:40,752 --> 01:17:42,041
‫حتی نتونسته سه کلمه ساده رو بگه

1926
01:17:42,042 --> 01:17:43,689
‫یعنی همون «شاه میمون‌ها» رو!

1927
01:17:43,917 --> 01:17:46,268
‫من یکی عمراً خامِ این حرف‌ها بشم و باور کنم.

1928
01:17:46,292 --> 01:17:47,935
‫دارید دوباره کلک سوار می‌کنید تا رنگم کنید.

1929
01:17:47,959 --> 01:17:49,310
‫ولی آخه اونا جدی‌جدی
‫می‌خوان اون بچه‌ها رو کوفت کنن!

1930
01:17:49,334 --> 01:17:51,268
‫اگه همین‌طوری دست‌روی‌دست
‫بگذاریم و چرت بزنیم

1931
01:17:51,292 --> 01:17:52,810
‫واقعاً می‌تونیم اسم خودمون
‫رو بذاریم زائرانِ متونِ مقدس؟

1932
01:17:52,834 --> 01:17:53,876
‫دیدی حالا؟

1933
01:17:53,959 --> 01:17:55,291
‫تو اصلاً زائرِ متونِ مقدس نیستی.

1934
01:17:55,292 --> 01:17:56,500
‫تو کلاً یه یائو و هیولایی!

1935
01:17:56,501 --> 01:17:58,291
‫دزدی و خوراکِ اون بچه‌ها
‫چه صنمی با تو داره آخه؟

1936
01:17:58,292 --> 01:17:59,167
‫کارِ یائوها از قدیما خوردنِ انسان‌ها بوده

1937
01:17:59,167 --> 01:18:00,042
‫رسم و طالعِ این دنیا از ازل همین بوده و هست.

1938
01:18:00,043 --> 01:18:01,625
‫ولی ما هنوزم باید آستین
‫بالا بزنیم و نجاتشون بدیم.

1939
01:18:01,626 --> 01:18:02,935
‫بعداً خودم با پادشاه یه
‫گپی می‌زنم و چانه می‌زنم.

1940
01:18:02,959 --> 01:18:04,143
‫شاید یه فرجی شد و شانس آوردیم.

1941
01:18:04,167 --> 01:18:05,250
‫همین‌طوری به این تئاتر بازی کردن ادامه بده.

1942
01:18:05,251 --> 01:18:06,768
‫چیزی نمونده بود که جفت
‫گوش‌هام مخملی بشن و باورت کنم!

1943
01:18:06,792 --> 01:18:07,251
‫پادشاه من!

1944
01:18:07,501 --> 01:18:08,292
‫من این چهار تا رو
‫آوردمشون همین‌جا اتراق بدن

1945
01:18:08,293 --> 01:18:10,852
‫تا بتونن تنهایی واسه
‫خودشون تمرین تئاتر کنند.

1946
01:18:10,876 --> 01:18:12,229
‫یه نگاه بهشون بیندازید.

1947
01:18:13,709 --> 01:18:15,185
‫چرا هنوز کپه مرگتون رو
‫گذاشتید و رخت عوض نکردید؟

1948
01:18:15,209 --> 01:18:16,935
‫راهب تانگِ واقعی همین فردا از راه می‌رسه.

1949
01:18:16,959 --> 01:18:17,959
‫اگه فقط یه جای کار
‫بلنگه و گند بخوره به نقشه

1950
01:18:17,960 --> 01:18:20,372
‫دوزاریتون می‌افته که چه بلایی سرمون میاد؟

1951
01:18:21,751 --> 01:18:23,339
‫تو دیگه کدوم عجوزه‌ای هستی؟

1952
01:18:24,042 --> 01:18:25,435
‫تازه دوزاری‌ام افتاد و فهمیدم!

1953
01:18:25,459 --> 01:18:27,768
‫تو هم کمر همت بستی تا
‫مچِ اون چهار تا رو بگیری.

1954
01:18:27,792 --> 01:18:28,792
‫پادشاه من!

1955
01:18:28,959 --> 01:18:30,727
‫این یائوی موذی سایه‌به‌سایه
‫دنبال ما اومده اینجا

1956
01:18:30,751 --> 01:18:32,893
‫و همش داره سنگ جلو پامون
‫می‌اندازه و کار رو خراب می‌کنه.

1957
01:18:32,917 --> 01:18:36,018
‫بی‌خود نیست که هنوزم دارید
‫فیلمِ پاپتی‌ بودن بازی می‌کنید.

1958
01:18:36,042 --> 01:18:37,042
‫کاملاً فهمیدم!

1959
01:18:38,376 --> 01:18:40,417
‫کاملاً فهمیدم!

1960
01:18:40,959 --> 01:18:41,959
‫هی...

1961
01:18:42,251 --> 01:18:43,393
‫جناب ابرو زرد! [پادشاه
‫بدلی معبد کوچک رعد و غرش]

1962
01:18:43,417 --> 01:18:46,652
‫بیا همگی با هم قشون‌کشی کنیم
‫و مچِ اون چهار تا رو بگیریم.

1963
01:18:48,001 --> 01:18:48,834
‫بیا اینجا.

1964
01:18:48,917 --> 01:18:49,976
‫دنبال من راه بیفت.

1965
01:18:50,459 --> 01:18:51,791
‫بریم با همدیگه نقشه رو ردیف کنیم.

1966
01:18:51,792 --> 01:18:52,334
‫اوه...

1967
01:18:52,334 --> 01:18:53,334
‫باشه، حله.

1968
01:18:55,709 --> 01:18:57,533
‫عمراً بتونید من یکی رو رنگ کنید.

1969
01:18:58,584 --> 01:19:01,408
‫شما چهار تا جدی‌جدی زائرانِ
‫واقعیِ متونِ مقدس هستید!

1970
01:19:02,626 --> 01:19:03,584
‫به محض اینکه بگیریمشون

1971
01:19:03,585 --> 01:19:06,375
‫بذارید خودم شخصاً کلکِ
‫اون میمونِ قلابی رو بکنم

1972
01:19:06,376 --> 01:19:08,905
‫تا تقاض و انتقام خونِ
‫داداشم رو ازش پس بگیرم!

1973
01:19:08,959 --> 01:19:09,959
‫پادشاه من!

1974
01:19:14,584 --> 01:19:15,251
‫پادشاه من!

1975
01:19:15,501 --> 01:19:16,875
‫اگه قول بدیم نقشِ چهار محافظ
‫آسمانی رو عالی بازی کنیم

1976
01:19:16,876 --> 01:19:18,685
‫می‌شه لطفاً اون بچه‌های
‫طفلِ معصوم رو ول کنید؟

1977
01:19:18,709 --> 01:19:20,166
‫داری واسه پادشاه طاقچه‌بالا
‫می‌ذارید و شرط تعیین می‌کنی؟

1978
01:19:20,167 --> 01:19:22,696
‫پاک زنجیر پاره کردی و دلت لک زده واسه مردن؟

1979
01:19:31,167 --> 01:19:32,167
‫شما پاپتی‌ها...

1980
01:19:33,167 --> 01:19:35,991
‫می‌خواید یه لقمه از گوشتِ
‫لذیذ راهب تانگ رو بچشید؟

1981
01:19:38,959 --> 01:19:40,166
‫آخه ما اصلاً لایق و پشمش هستیم؟

1982
01:19:40,167 --> 01:19:41,291
‫چهار محافظ آسمانی...

1983
01:19:41,292 --> 01:19:43,998
‫حداقلش باید جفت قلوه‌های
‫لذیذش قسمتِ پوزشون بشه.

1984
01:19:44,126 --> 01:19:47,244
‫این معرکه صد در صد بهتر و
‫ترازتر از اون غار شاهانه‌ست.

1985
01:19:47,334 --> 01:19:48,833
‫من باید اول جیگرِ این
‫بچه‌ها رو لمبونم و بخورم

1986
01:19:48,834 --> 01:19:49,916
‫تا جادوم صد برابر
‫قوی‌تر بشه و ارتقا پیدا کنم.

1987
01:19:49,917 --> 01:19:51,458
‫فقط این‌طوریه که می‌تونم سون
‫ووکانگ رو کوبیده و شکست بدم

1988
01:19:51,459 --> 01:19:54,268
‫و اون موقع‌ست که سهم گوشت
‫راهب شماها رو دودستی بهتون می‌دم.

1989
01:19:54,292 --> 01:19:55,292
‫حالا...

1990
01:19:55,667 --> 01:19:57,785
‫حسابی شیرفهم شدید و دوزاریتون افتاد؟

1991
01:19:59,542 --> 01:20:00,836
‫زود برید رخت عوض کنید.

1992
01:20:01,042 --> 01:20:01,626
‫امم...

1993
01:20:01,709 --> 01:20:03,251
‫منتظرِ چه معجزه‌ای هستید؟

1994
01:20:03,626 --> 01:20:07,097
‫اگه شماها عرضه ندارید و
‫نمی‌کنید، من خودم آستین بالا می‌زنم!

1995
01:20:16,542 --> 01:20:17,542
‫ببخشید...

1996
01:20:18,209 --> 01:20:18,584
‫وقتی...

1997
01:20:19,167 --> 01:20:20,751
‫اون روزی که اومدی سراغ من

1998
01:20:20,792 --> 01:20:21,251
‫تو...

1999
01:20:21,334 --> 01:20:23,727
‫تو اصلاً حرفی از کشتن و
‫لمبوندنِ بچه‌ها نزده بودی!

2000
01:20:23,751 --> 01:20:25,852
‫من همواره تو حسرتِ چشیدن
‫گوشت راهب تانگ سگ‌دو زدم.

2001
01:20:25,876 --> 01:20:27,143
‫حالا هم که دودستی بهمون تقدیمش کردن.

2002
01:20:27,167 --> 01:20:29,185
‫دیگه چه مرگته و چه آرزویی داری آخه؟

2003
01:20:29,209 --> 01:20:31,518
‫من خودم پدر و مادر و کلی خواهر و برادر دارم

2004
01:20:31,542 --> 01:20:33,102
‫اگه اونا بتونن یه لقمه از گوشت
‫راهب رو کوفت کنن و نامیرا بشن

2005
01:20:33,126 --> 01:20:35,891
‫من حاضرم واسش کلِ این
‫جونِ بی‌ارزشم رو هم فدا کنم!

2006
01:20:46,042 --> 01:20:46,876
‫امم... جناب پادشاه...

2007
01:20:46,917 --> 01:20:48,727
‫این رخت و لباس انگار یه هوا واسم گشاده.

2008
01:20:48,751 --> 01:20:50,516
‫زود باش نقاب رو بذار رو صورتت.

2009
01:20:51,376 --> 01:20:52,376
‫بیا اینجا جلوتر.

2010
01:21:08,334 --> 01:21:10,687
‫پادشاه من، شما جدی‌جدی آخرِ قدرت و عظمتی!

2011
01:21:15,376 --> 01:21:16,417
‫اوهوم.

2012
01:21:16,459 --> 01:21:18,635
‫هر چی نباشه ما کارمون درسته و ترازیم.

2013
01:21:32,709 --> 01:21:35,415
‫چرا هنوز گشاد بازی درمیاری
‫و رختت رو عوض نکردی؟

2014
01:21:38,042 --> 01:21:39,101
‫منتظرِ چی هستی آخه؟

2015
01:21:39,126 --> 01:21:41,008
‫زود باش لباس جنگیِ نقش رو تنت کن.

2016
01:21:42,876 --> 01:21:43,667
‫فرز باش، زود!

2017
01:21:43,668 --> 01:21:45,903
‫این‌قدر کله‌خرابی و کله‌سفتی نکن دیگه.

2018
01:21:53,626 --> 01:21:56,097
‫مگه دلت لک نزده واسه چشیدن گوشت راهب تانگ؟

2019
01:21:57,001 --> 01:21:59,883
‫محاله ممکنه یه یائو همچین
‫فرصتِ توپی رو دایورت کنه!

2020
01:22:01,042 --> 01:22:01,792
‫من...

2021
01:22:01,793 --> 01:22:03,381
‫من اصلاً یائو و هیولا نیستم.

2022
01:22:04,667 --> 01:22:06,020
‫من خودِ خودِ اون راهبم...

2023
01:22:06,334 --> 01:22:07,959
‫شاهِ میمون‌ها!

2024
01:22:15,167 --> 01:22:16,167
‫پادشاه من!

2025
01:22:16,292 --> 01:22:17,916
‫محراب و بساطِ قربانی کاملاً ردیف و تراز شده.

2026
01:22:17,917 --> 01:22:20,446
‫منتظرِ ارزیابی و فرمانِ شما هستیم، پادشاه من.

2027
01:22:21,792 --> 01:22:22,751
‫«سرجوخه پلنگ»!

2028
01:22:22,752 --> 01:22:23,916
‫بندازیدش قعرِ سیاهچال!

2029
01:22:23,917 --> 01:22:25,000
‫ببرید اتاق شکنجه رو بهش نشون بدید

2030
01:22:25,001 --> 01:22:26,208
‫بلکه دوزاریش بیفته و
‫عقل بیاد تو اون کله‌ گنده‌اش.

2031
01:22:26,209 --> 01:22:27,209
‫بله سرورم!

2032
01:22:28,501 --> 01:22:29,501
‫ببریدش!

2033
01:22:31,251 --> 01:22:31,792
‫سرجوخه پلنگ!

2034
01:22:31,793 --> 01:22:33,291
‫به تمرین کردن ادامه بدید

2035
01:22:33,292 --> 01:22:36,334
‫وگرنه یه قطره از گوشت
‫راهب هم قسمتِ پوزِ کسی نمی‌شه‌!

2036
01:22:42,959 --> 01:22:44,393
‫عجب کپیِ کله‌خراب و کله‌شق‌ایه ها!

2037
01:22:44,417 --> 01:22:46,018
‫بگذارید یه کم اون زیر بپسه و آروم بشه

2038
01:22:46,042 --> 01:22:47,352
‫بعد خودم میرم باهاش گپ
‫می‌زنم و راضیش می‌کنم.

2039
01:22:47,376 --> 01:22:47,834
‫بیاین ما سه نفر...

2040
01:22:47,835 --> 01:22:49,768
‫تا وقت داریم تمرینِ تئاتر رو شروع کنیم.

2041
01:22:49,792 --> 01:22:50,792
‫داداشِ دوم...

2042
01:22:51,917 --> 01:22:52,917
‫من...

2043
01:22:54,167 --> 01:22:55,810
‫تو که الان دیگه تو نقش راهب شا نیستی.

2044
01:22:55,834 --> 01:22:56,952
‫راحت باش و حرف بزن!

2045
01:22:59,126 --> 01:23:00,302
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

2046
01:23:03,959 --> 01:23:05,459
‫من می‌خوام برگردم.

2047
01:23:06,042 --> 01:23:07,042
‫کدوم گوری برگردی؟

2048
01:23:07,209 --> 01:23:08,518
‫به همون کوهستانِ لانگ‌لانگ خودمون.

2049
01:23:08,542 --> 01:23:10,435
‫مگه تو خودت لک نزده بود واسه گوشت راهب؟

2050
01:23:10,459 --> 01:23:12,753
‫من هیچ‌وقت نگفتم هلاکِ خوردن گوشت راهبم.

2051
01:23:12,876 --> 01:23:14,333
‫اون روزی که با شماها زدم به جاده

2052
01:23:14,334 --> 01:23:15,334
‫خودت گفتی با آوردن این متون مقدس

2053
01:23:15,335 --> 01:23:17,352
‫می‌تونم یه نامیرای واقعی و مشتی بشم!

2054
01:23:17,376 --> 01:23:18,376
‫خوردن گوشت راهب تانگ هم که

2055
01:23:18,377 --> 01:23:19,810
‫آدم رو تا ابد نامیرا و جاودان می‌کنه.

2056
01:23:19,834 --> 01:23:20,834
‫ولی آخه واسه رسیدن به راهب تانگ

2057
01:23:20,835 --> 01:23:24,347
‫اونا می‌خوان تک‌تک اون ‫بچه‌های طفلِ
معصوم رو بخورن! ‫به نظرم کار درستی نیست...

2058
01:23:24,501 --> 01:23:26,291
‫توی این دنیای سگی چیزی به
‫اسم درست و غلط وجود نداره.

2059
01:23:26,292 --> 01:23:27,416
‫فقط باید هر کاری از دستت
‫برمیاد بکنی تا زنده بمونی.

2060
01:23:27,417 --> 01:23:28,625
‫باید همیشه طرفِ اونی رو
‫بگیری که زورش بیشتره.

2061
01:23:28,626 --> 01:23:30,155
‫قانونِ این دنیا همینه و بس!

2062
01:23:35,459 --> 01:23:36,459
‫مگه خودت قبلاً واسه ردیف کردنِ آب و نونت...

2063
01:23:36,460 --> 01:23:37,541
‫کلک سوار نمی‌کردی و نقش بازی نمی‌کردی؟

2064
01:23:37,542 --> 01:23:40,013
‫حالا واسه من فازِ قدیس و پاک‌دامنی برداشتی؟

2065
01:23:40,751 --> 01:23:43,927
‫بدون تو چطوری می‌خوایم این
‫ویترین و معرکه رو جلو ببریم؟

2066
01:23:56,709 --> 01:23:57,709
‫یه لحظه وایسا...

2067
01:24:00,126 --> 01:24:01,310
‫از اون درها که رد شدی بپیچ سمت راست.

2068
01:24:01,334 --> 01:24:02,935
‫از اون دروازه فرعیِ پشت برو بیرون.

2069
01:24:02,959 --> 01:24:04,547
‫آنجا اصلاً هیچ نگهبانی نیست.

2070
01:24:17,834 --> 01:24:19,128
‫پس قضیه این‌طوری شد...

2071
01:24:19,584 --> 01:24:21,290
‫چرا گذاشتی بزنه به چاک و بره؟

2072
01:24:21,417 --> 01:24:23,888
‫نکنه خودت هم به شک افتادی و داری وا می‌دی؟

2073
01:24:24,501 --> 01:24:25,643
‫این‌قدر دست‌دست نکن و شل نگیر.

2074
01:24:25,667 --> 01:24:26,833
‫یالله زودتر این بار و
‫بندیل رو آتیش بزن بره.

2075
01:24:26,834 --> 01:24:28,518
‫دیگه به گذشته فکر نکن و حسرت نخور.

2076
01:24:28,542 --> 01:24:30,602
‫خودم می‌رم یه یائوی دیگه پیدا
‫می‌کنم جایگزینِ این سمور کنم.

2077
01:24:30,626 --> 01:24:32,097
‫تو هم عجله کن و لفتش نده.

2078
01:24:34,042 --> 01:24:34,876
‫پادشاه من!

2079
01:24:34,877 --> 01:24:36,791
‫اون میمونه هنوزم کله‌شقی
‫می‌کنه و حاضر نیست تمکین کنه.

2080
01:24:36,792 --> 01:24:38,000
‫حالا باید چیکارش کنیم؟

2081
01:24:38,001 --> 01:24:40,375
‫امروز اصلاً حق ندارید توی
‫معبد خون و خون‌ریزی راه بندازید.

2082
01:24:40,376 --> 01:24:41,875
‫ببریدش اون پشتِ کوه کلکش رو بکنید.

2083
01:24:41,876 --> 01:24:42,876
‫رو جفت چشمام!

2084
01:25:42,251 --> 01:25:47,126
‫(افسونگر و نابودگرِ
‫یائوها) [شخصیت تئاتر معبد]

2085
01:25:59,751 --> 01:26:01,339
‫هنوزم حاضر نیستی تمکین کنی؟

2086
01:26:03,376 --> 01:26:04,964
‫حرفِ آخری، وصیتی چیزی نداری؟

2087
01:26:17,792 --> 01:26:19,416
‫من...

2088
01:26:19,417 --> 01:26:20,209
‫خودِ...

2089
01:26:20,210 --> 01:26:21,291
‫شاهِ...

2090
01:26:21,292 --> 01:26:22,416
‫میمونـ...

2091
01:26:22,417 --> 01:26:26,376
‫ـهام!

2092
01:26:37,042 --> 01:26:39,983
‫این یکی دیگه رسماً مخش
‫تاب ورداشته و پاک دیوونه شده!

2093
01:26:42,667 --> 01:26:43,726
‫رو به جلو حرکت کن!

2094
01:26:49,417 --> 01:26:50,417
‫بپر پایین!

2095
01:26:57,251 --> 01:26:59,000
‫صداش رو رسا و کاملاً واضح شنیدم!

2096
01:26:59,001 --> 01:27:01,333
‫این دفعه دیگه خودت با زبون خودت گفتی.

2097
01:27:01,334 --> 01:27:02,746
‫که تو شاهِ میمون‌ها هستی!

2098
01:27:03,334 --> 01:27:03,834
‫من اصلاً نمی‌دونم...

2099
01:27:03,835 --> 01:27:05,666
‫که شما پاپتی‌ها دارید
‫چه تئاتری راه می‌ندازید.

2100
01:27:05,667 --> 01:27:07,125
‫ولی چیزی که اصلاً تو کتم نمیره اینه که...

2101
01:27:07,126 --> 01:27:09,626
‫چرا همه‌تون این‌قدر تشنه به خونِ منید؟

2102
01:27:15,751 --> 01:27:16,584
‫هر چی نباشه من خودم
‫زمانی ارشد و معاونِ اول...

2103
01:27:16,585 --> 01:27:19,056
‫توی اون «لونه سگ»
‫بودم!

2104
01:27:19,917 --> 01:27:21,208
‫ضربه‌فنی کردنِ شما بزدل‌های بی‌سروپا...

2105
01:27:21,209 --> 01:27:22,503
‫واسه من مثل آب خوردنه!

2106
01:27:28,959 --> 01:27:30,783
‫پس این یکی رو تست کن ببینم چیه!

2107
01:27:31,417 --> 01:27:34,535
‫«تکنیکِ غلتکِ کوبنده و
‫شکست‌ناپذیر!»

2108
01:27:44,501 --> 01:27:46,854
‫این دفعه دیگه رسماً غزلِ خداحافظی رو خوند؟

2109
01:27:48,042 --> 01:27:49,218
‫باید تموم کرده باشه.

2110
01:27:54,042 --> 01:27:55,689
‫«غلتکِ کوبنده و شکست‌ناپذیر!»

2111
01:28:05,917 --> 01:28:07,250
‫هاهاها!

2112
01:28:07,251 --> 01:28:08,875
‫این کله‌خراب سرش خیلی
‫سفت‌تر و سخت‌تر از مال توئه!

2113
01:28:08,876 --> 01:28:09,876
‫خیلی سفت‌تر!

2114
01:28:16,167 --> 01:28:17,167
‫بپا...

2115
01:28:17,334 --> 01:28:18,334
‫چی؟

2116
01:28:19,042 --> 01:28:20,042
‫حواست...

2117
01:28:22,292 --> 01:28:23,292
‫باشه!

2118
01:28:23,792 --> 01:28:25,917
‫منو ول کن کثافت!

2119
01:28:26,834 --> 01:28:28,126
‫زود باش ولش کن!

2120
01:28:40,001 --> 01:28:41,541
‫می‌خواستی پنهانی از پشتِ سر غافلگیرم کنی؟

2121
01:28:41,542 --> 01:28:43,601
‫اونم با این پاره‌سنگِ فزرتی و کوچیک؟

2122
01:28:45,251 --> 01:28:46,604
‫نظرت با این یکی چیه پس؟

2123
01:29:02,001 --> 01:29:04,001
‫حالا باید چه خاکی به سرمون بریزیم؟

2124
01:29:04,251 --> 01:29:04,709
‫یعنی...

2125
01:29:05,126 --> 01:29:06,810
‫یعنی هنوزم می‌تونیم بریم
‫اون متون مقدس رو بیاریم؟

2126
01:29:06,834 --> 01:29:08,185
‫دیگه این سؤالِ مسخره رو نپرس.

2127
01:29:08,209 --> 01:29:09,977
‫اون راه دیگه تهش بن‌بست و فنا شدنه.

2128
01:29:10,001 --> 01:29:11,001
‫نخیر!

2129
01:29:11,542 --> 01:29:14,248
‫ما هر جور شده می‌ریم
‫اون متون مقدس رو می‌آوریم!

2130
01:29:15,626 --> 01:29:17,768
‫مگه نگفتن بودا جناب سون
‫ووکانگ رو از قدیما می‌شناسه؟

2131
01:29:17,792 --> 01:29:19,602
‫خب اون وقت چطوری می‌خوایم این کار رو بکنیم؟

2132
01:29:19,626 --> 01:29:21,166
‫این دفعه دیگه نمی‌خوایم نقش
‫اونا رو بازی کنیم و فیک باشیم.

2133
01:29:21,167 --> 01:29:23,343
‫با هویت واقعیِ خودمون می‌زنیم به جاده!

2134
01:29:25,709 --> 01:29:28,356
‫چرا فقط اونا حق دارن
‫برن متون مقدس رو بیارن...

2135
01:29:29,584 --> 01:29:30,876
‫ولی ما نه؟

2136
01:29:36,584 --> 01:29:39,113
‫ماه کامل طلوع کرده و
‫ساعتِ موعود فرا رسیده...

2137
01:29:39,251 --> 01:29:41,268
‫قربانی کردنِ بچه‌های معصوم و بی‌گناه!

2138
01:29:41,292 --> 01:29:44,251
‫پادشاه مایلن اول تنی به
‫آب بزنن و رخت عوض کنن.

2139
01:29:45,334 --> 01:29:47,310
‫این ابرو زردِ کثیف الانه
‫که بچه‌ها رو بلمبونه و بخوره!

2140
01:29:47,334 --> 01:29:48,569
‫حالا باید چیکار کنیم؟

2141
01:29:48,876 --> 01:29:50,310
‫اگه بذاریم اون بچه‌های بی‌گناه هلاک بشن...

2142
01:29:50,334 --> 01:29:52,746
‫دیگه آوردنِ متون مقدس
‫چه ارزشی واسمون داره؟

2143
01:29:53,001 --> 01:29:54,143
‫اون طفلِ معصوم‌ها رو کدوم سوراخی قفل کردن؟

2144
01:29:54,167 --> 01:29:54,584
‫من...

2145
01:29:54,584 --> 01:29:55,334
‫من خودم می‌دونم!

2146
01:29:55,584 --> 01:29:56,935
‫توی همون طویله و سیاهچالی ان...

2147
01:29:56,959 --> 01:29:58,018
‫که قبلاً خودم رو اون تو چپونده بودن.

2148
01:29:58,042 --> 01:29:59,852
‫ولی اونجا پر از سرباز و نگهبان‌های سگیه.

2149
01:29:59,876 --> 01:30:01,523
‫چطوری می‌خوایم نجاتشون بدیم؟

2150
01:30:01,792 --> 01:30:03,810
‫تو مگه قبلاً از پشم این کپی
‫واسه خودت ریش نذاشتی؟

2151
01:30:03,834 --> 01:30:04,334
‫آره، چطور مگه؟

2152
01:30:04,792 --> 01:30:07,602
‫این دفعه نوبت اونه که یه خورده
‫از پشم‌های تو رو قرض بگیره!

2153
01:30:07,626 --> 01:30:09,477
‫ابروها خوب و طبیعی رو کلت وایسادن؟

2154
01:30:09,501 --> 01:30:10,209
‫آره، کاملاً جفت و جوره.

2155
01:30:10,417 --> 01:30:12,750
‫چرا این میمونه باید اون بالا سوار بشه؟

2156
01:30:12,751 --> 01:30:14,041
‫چون اون فوتِ آبِ این راهه و آدرس رو بلده.

2157
01:30:14,042 --> 01:30:16,750
‫پس چرا منِ بدبخت باید اون پایین حمالی کنم؟

2158
01:30:16,751 --> 01:30:19,143
‫چون از بس اون بار و بندیل رو
‫کول کردی، حسابی خر زور شدی!

2159
01:30:19,167 --> 01:30:20,167
‫بپیچ سمت راست.

2160
01:30:20,459 --> 01:30:21,459
‫بپا...

2161
01:30:23,209 --> 01:30:24,626
‫مواظبِ پلـ...

2162
01:30:26,417 --> 01:30:26,667
‫پلـ...

2163
01:30:26,667 --> 01:30:27,667
‫پله‌ها باش!

2164
01:30:41,959 --> 01:30:42,959
‫پادشاه من!

2165
01:30:58,626 --> 01:30:59,666
‫ساعت موعود بالاخره فرارسید!

2166
01:30:59,667 --> 01:31:02,196
‫برید اون بچه‌ها رو واسه قربانی کردن بیارید.

2167
01:31:11,501 --> 01:31:12,501
‫پادشاه من!

2168
01:31:12,667 --> 01:31:13,843
‫حال شریفتون روبراهه؟

2169
01:31:25,584 --> 01:31:26,626
‫باز کنید!

2170
01:31:28,792 --> 01:31:30,321
‫زود باشین درها رو وا کنید!

2171
01:31:38,376 --> 01:31:39,964
‫یالله زود باشین، حرکت کنید!

2172
01:31:41,292 --> 01:31:43,704
‫دست‌هات رو بگیر بالاتر، گنده‌تر نشون بدی!

2173
01:31:44,376 --> 01:31:45,791
‫ببینم، چرا دست‌های تو اون‌جوری آویزونه؟

2174
01:31:45,792 --> 01:31:46,376
‫نمی‌تونم بیارمش بالا.

2175
01:31:46,376 --> 01:31:47,376
‫جدی‌جدی؟

2176
01:31:48,459 --> 01:31:49,459
‫پادشاه من!

2177
01:31:51,334 --> 01:31:51,917
‫پادشاه من!

2178
01:31:52,042 --> 01:31:53,125
‫داشتم با این پاپتی‌ها تمرین تئاتر می‌کردم.

2179
01:31:53,126 --> 01:31:55,393
‫قولِ شرف می‌دم فردا همه‌چیز
‫مو لای درزش نره و عالی باشه.

2180
01:31:55,417 --> 01:31:55,959
‫بسیار خب.

2181
01:31:56,251 --> 01:31:57,251
‫مرخصید، برید.

2182
01:31:57,584 --> 01:31:58,584
‫رو جفت چشمام!

2183
01:32:15,126 --> 01:32:16,126
‫پادشاه من!

2184
01:32:17,626 --> 01:32:19,560
‫پادشاه من، کافی بود فقط
‫امر بفرمایید تا ما نوچه‌ها...

2185
01:32:19,584 --> 01:32:21,018
‫نیازی نبود خودتون شخصاً
‫زحمت بکشید بیایید اینجا.

2186
01:32:21,042 --> 01:32:23,571
‫ما خودمون بچه‌ها رو
‫می‌بریم دمِ محراب قربانی.

2187
01:32:25,876 --> 01:32:26,876
‫پادشاه من!

2188
01:32:29,042 --> 01:32:30,268
‫از اون‌وری راهِ حیاطِ پشتیه.

2189
01:32:30,292 --> 01:32:32,116
‫بساطِ محراب که اون جلو ردیف شده.

2190
01:32:35,167 --> 01:32:36,167
‫پادشاه من...

2191
01:32:36,792 --> 01:32:37,792
‫شما...

2192
01:32:39,626 --> 01:32:40,626
‫من...

2193
01:32:41,334 --> 01:32:42,334
‫من... من...

2194
01:32:43,292 --> 01:32:44,292
‫پادشاه من!

2195
01:32:44,501 --> 01:32:46,972
‫چرا دارید من‌من می‌کنید و زبونتون می‌گیره؟

2196
01:32:50,959 --> 01:32:51,792
‫بی‌ادبِ گستاخ!

2197
01:32:51,917 --> 01:32:53,625
‫پادشاه هر خراب‌شده‌ای که
‫عشقشون بکشه تشریف می‌برن.

2198
01:32:53,626 --> 01:32:56,097
‫اصلاً لازم نکرده تو واسشون تعیین تکلیف کنی!

2199
01:33:01,417 --> 01:33:02,875
‫زود برید بساطِ محراب رو جفت و جور کنید.

2200
01:33:02,876 --> 01:33:05,464
‫این‌قدر سایه‌به‌سایه
‫دنبال پادشاه پرسه نزنید.

2201
01:33:05,876 --> 01:33:06,376
‫مگه نه؟

2202
01:33:06,376 --> 01:33:07,376
‫پادشاه من!

2203
01:33:13,292 --> 01:33:14,292
‫اوهوم.

2204
01:33:15,542 --> 01:33:16,542
‫آره، درسته.

2205
01:33:21,626 --> 01:33:22,084
‫هی...

2206
01:33:22,209 --> 01:33:23,915
‫پس تکلیف من این وسط چی می‌شه؟

2207
01:33:24,001 --> 01:33:25,477
‫زود برگرد سرِ پست و جایگاهِ خودت!

2208
01:33:25,501 --> 01:33:26,501
‫باشه، فهمیدم.

2209
01:33:32,209 --> 01:33:33,310
‫با ما همسفر شو بیا.

2210
01:33:33,334 --> 01:33:35,216
‫من هنوزم بدجوری هلاکِ گوشت راهبم.

2211
01:33:35,834 --> 01:33:37,187
‫پس فعلاً، به امید دیدار!

2212
01:33:51,042 --> 01:33:52,541
‫این بچه‌های معصوم رو
‫داریم کدوم گوری می‌بریم؟

2213
01:33:52,542 --> 01:33:53,768
‫هر چقدر دورتر از این خراب‌شده باشه بهتره.

2214
01:33:53,792 --> 01:33:56,557
‫باید تا فردا که سون ووکانگِ
‫واقعی می‌رسه سر کنیم.

2215
01:33:58,626 --> 01:33:59,709
‫نوچه‌ها! پادوها!

2216
01:34:00,501 --> 01:34:01,584
‫ما اینجاییم سرورم!

2217
01:34:01,959 --> 01:34:03,143
‫بیایید دورم جمع بشید و شرفیاب بشید.

2218
01:34:03,167 --> 01:34:04,343
‫رو جفت چشمام، سرورم!

2219
01:34:11,042 --> 01:34:11,709
‫پادشاه من!

2220
01:34:11,959 --> 01:34:13,900
‫رخت و لباس‌ها ناپدید شدن و نیستن!

2221
01:34:18,251 --> 01:34:20,500
‫مگه تا همین الان کله‌شقی
‫نمی‌کردی و زبون‌درازی داشتی؟

2222
01:34:20,501 --> 01:34:23,148
‫چی شده پس، حالا لال‌مونی
‫گرفتی و فک نمی‌زنی؟

2223
01:34:24,959 --> 01:34:25,959
‫پادشاه من...

2224
01:34:26,376 --> 01:34:27,876
‫پس بچه‌ها کجا رفتن؟

2225
01:34:29,292 --> 01:34:31,645
‫مگه خودتون شخصاً اونا رو همراهتون نبردید؟

2226
01:34:32,001 --> 01:34:33,458
‫تو با اینکه این‌همه سال آزگار
‫توی این معبد نوکری منو کردی...

2227
01:34:33,459 --> 01:34:36,283
‫هنوز عرضه نداری قیافه
‫واقعی پادشاهت رو تشخیص بدی؟

2228
01:34:45,542 --> 01:34:47,376
‫کدوم شیرپاک‌خورده‌ای...

2229
01:34:48,376 --> 01:34:51,626
‫جرئت کرده این‌طوری
‫کاسه‌کوزه‌ام رو به هم بریزه؟

2230
01:35:11,334 --> 01:35:12,805
‫یالله زود از جات بلند شو!

2231
01:35:19,334 --> 01:35:20,863
‫برش دار و سریع بزن به چاک!

2232
01:35:22,584 --> 01:35:23,667
‫فرز باش، تندتر!

2233
01:35:24,251 --> 01:35:25,209
‫شماها اول خودتون رو نجات بدید و برید.

2234
01:35:25,210 --> 01:35:26,563
‫پس تکلیف خودت چی می‌شه؟

2235
01:35:26,626 --> 01:35:27,376
‫مگه پاک یادت رفته؟

2236
01:35:27,542 --> 01:35:29,185
‫من اون تکنیکِ مخفی و خفن رو تو چنته دارم!

2237
01:35:29,209 --> 01:35:30,001
‫مگه خودت نگفتی...

2238
01:35:30,002 --> 01:35:32,531
‫که کل این عمر فقط یه
‫بار می‌تونی روادتش کنی؟

2239
01:35:34,126 --> 01:35:35,538
‫الان دقیقاً همون یه باره!

2240
01:35:43,501 --> 01:35:44,619
‫یالله بزنیم به چاک!

2241
01:36:44,042 --> 01:36:45,958
‫پس همه‌ کارها زیر سرِ تو بود...

2242
01:36:45,959 --> 01:36:47,708
‫می‌تونستیم خیلی مسالمت‌آمیز حلش کنیم.

2243
01:36:47,709 --> 01:36:49,474
‫زود باش بچه‌ها رو پس بده بیاد!

2244
01:36:50,209 --> 01:36:52,150
‫مگر اینکه از روی جنازه‌ام رد بشی!

2245
01:36:52,292 --> 01:36:54,250
‫هاهاها!

2246
01:36:54,251 --> 01:36:55,417
‫از روی جنازه تو؟

2247
01:36:55,709 --> 01:36:57,477
‫مثلاً مثلاً می‌خوای چه غلطی بکنی؟

2248
01:36:57,501 --> 01:36:58,501
‫خوب تماشا کن...

2249
01:36:58,584 --> 01:36:59,875
‫من این تکنیکِ مخفی و
‫نهایی رو تو آستینم دارم.

2250
01:36:59,876 --> 01:37:01,935
‫خیلی وقت بود که داشتم
‫روش تمرین و سگ‌دو می‌زدم.

2251
01:37:01,959 --> 01:37:02,626
‫اما ظاهراً...

2252
01:37:02,627 --> 01:37:04,435
‫تقدیر این دنیای سگی این‌طور بوده

2253
01:37:04,459 --> 01:37:05,753
‫که دقیقاً همین امروز...

2254
01:37:05,876 --> 01:37:07,541
‫تو اولین خری باشی که زیارتش می‌کنی!

2255
01:37:07,542 --> 01:37:08,542
‫تکنیک نهایی؟

2256
01:37:09,417 --> 01:37:11,000
‫مگه تو چه جادو و تکنیکِ
‫فزرتی‌ای می‌تونی داشته باشی؟

2257
01:37:11,001 --> 01:37:11,792
‫چرخِ هفت آسمون و زمین بگرده!

2258
01:37:11,792 --> 01:37:12,709
‫مهر و ماه در آتش بسوزند!

2259
01:37:12,709 --> 01:37:13,292
‫اختران همگی به صف بتابند!

2260
01:37:13,292 --> 01:37:13,959
‫مرزِ رویا و حقیقت در هم بپیچد!

2261
01:37:13,959 --> 01:37:14,626
‫ابر و باران ببارند!

2262
01:37:14,627 --> 01:37:15,917
‫جانم به خروش آید!

2263
01:37:27,751 --> 01:37:28,626
‫نوچه‌ها!

2264
01:37:28,627 --> 01:37:30,451
‫بریزید سرش و تیکه‌تیکه‌اش کنید!

2265
01:37:56,167 --> 01:37:58,226
‫توی کله خر عجب سرِسفتی داری!

2266
01:38:14,126 --> 01:38:15,310
‫فقط وایسا تماشا کن!

2267
01:38:15,334 --> 01:38:16,334
‫به محض اینکه سون ووکانگِ
‫واقعی پاش به اینجا برسه...

2268
01:38:16,335 --> 01:38:17,541
‫کارتون رسماً تمومه!

2269
01:38:17,542 --> 01:38:18,376
‫با کل این کثافت‌کاری‌ها
‫و ظلم‌هایی که کردی...

2270
01:38:18,377 --> 01:38:20,125
‫باید تا ابد تو قعرِ جهنم بسوزی.

2271
01:38:20,126 --> 01:38:22,832
‫بگذار اول خودم شخصاً طعم
‫جهنم رو به پوزت بچشونم!

2272
01:38:23,334 --> 01:38:24,126
‫پادشاه من!

2273
01:38:24,127 --> 01:38:25,421
‫یه لحظه دست نگه دارید.

2274
01:38:26,542 --> 01:38:27,042
‫پادشاه من...

2275
01:38:27,043 --> 01:38:28,435
‫من خودم این پاپتی رو
‫واستون ضربه‌فنی می‌کنم!

2276
01:38:28,459 --> 01:38:29,251
‫چرخِ هفت آسمون و زمین بگرده!

2277
01:38:29,251 --> 01:38:29,959
‫مهر و ماه در آتش بسوزند!

2278
01:38:29,959 --> 01:38:30,626
‫اختران همگی به صف بتابند!

2279
01:38:30,626 --> 01:38:31,376
‫مرزِ رویا و حقیقت در هم بپیچد!

2280
01:38:31,376 --> 01:38:32,042
‫ابر و باران ببارند!

2281
01:38:32,043 --> 01:38:33,334
‫جانم به خروش آید!

2282
01:38:51,376 --> 01:38:52,376
‫بسیار خب.

2283
01:38:53,626 --> 01:38:55,920
‫می‌شه یه هوا بکشی عقب و جام رو باز کنی؟

2284
01:38:56,459 --> 01:38:58,477
‫تو چطوری می‌دونی این
‫تکنیکِ تلفیقی و اتحادِ دو نفرست؟

2285
01:38:58,501 --> 01:38:59,875
‫من اصلاً تا حالا بهت
‫همچین حرفی نزده بودم.

2286
01:38:59,876 --> 01:39:01,458
‫اون روزی رو که اومده
‫بودم آلونکِ شما یادت میاد؟

2287
01:39:01,459 --> 01:39:03,208
‫کمر بابات پر بود و مست کرد و
‫سیر تا پیازِش رو واسم نقالی کرد.

2288
01:39:03,209 --> 01:39:04,833
‫خوب می‌دونی بعد از رو کردنِ این تکنیکِ خفن...

2289
01:39:04,834 --> 01:39:06,041
‫کلاً جفتمون دوباره تبدیل به
‫جونورهای فزرتیِ عادی می‌شیم؟

2290
01:39:06,042 --> 01:39:06,709
‫آره، خوب می‌دونم.

2291
01:39:06,709 --> 01:39:07,709
‫چی بگم آخه؟

2292
01:39:07,917 --> 01:39:09,208
‫همش تو رویای نامیرا بودن سگ‌دو می‌زدم...

2293
01:39:09,209 --> 01:39:10,916
‫حالا دوباره قراره یه فانیِ معمولی بشم.

2294
01:39:10,917 --> 01:39:12,291
‫عجب شانس و طالعِ سگی‌ای دارما!

2295
01:39:12,292 --> 01:39:13,708
‫وراجی و فک زدنِ شما دو تا بالاخره تموم شد؟

2296
01:39:13,709 --> 01:39:14,875
‫پس شماها جدی‌جدی اومدید به من کمک کنید؟

2297
01:39:14,876 --> 01:39:16,125
‫مگه کور تشریف داری و عیان نیست؟

2298
01:39:16,126 --> 01:39:17,832
‫بیا جلو با من سرشاخ شو ببینم!

2299
01:39:29,709 --> 01:39:31,501
‫عمراً دستت به پوزم برسه!

2300
01:39:34,292 --> 01:39:36,468
‫من اصلاً چرا دارم خودم رو خسته می‌کنم؟

2301
01:40:05,542 --> 01:40:06,126
‫یالله!

2302
01:40:06,542 --> 01:40:08,777
‫الان بهترین فرصتمونه!

2303
01:40:33,417 --> 01:40:35,810
‫این تکنیک نهایی و خفنت
‫هم که همچین مالی نبود!

2304
01:40:35,834 --> 01:40:38,310
‫حالا هم کارمون تمومه و
‫هم نتونستیم ضربه‌فنیش کنیم.

2305
01:40:38,334 --> 01:40:40,935
‫نکنه دوباره کرمِ پشیمونی
‫افتاده به جونت و شاکی شدی؟

2306
01:40:40,959 --> 01:40:42,900
‫بزرگ‌ترین اشتباهِ کل عمرِ سگی‌ام...

2307
01:40:43,042 --> 01:40:45,018
‫همون روز اولی بود که چشمم به جمالت خورد!

2308
01:40:45,042 --> 01:40:47,041
‫تو با داشتنِ این‌همه جادو و یال و کوپال...

2309
01:40:47,042 --> 01:40:48,924
‫می‌تونستی واسه خودت پادشاهی کنی.

2310
01:40:49,209 --> 01:40:51,797
‫شما پاپتی‌ها اصلاً دقیقاً
‫دنبال چه کوفتی هستید؟

2311
01:40:51,917 --> 01:40:54,375
‫اگه این تکنیکِ تلفیقی زمانش
‫محدود و داغون نبود...

2312
01:40:54,376 --> 01:40:56,185
‫تا حالا صد باره پوزت
‫رو به خاک مالیده بودم!

2313
01:40:56,209 --> 01:40:56,792
‫آره، تو گفتی و منم باور کردم.

2314
01:40:57,042 --> 01:40:59,291
‫واسه یه بازنده بدجوری
‫داری زر می‌زنی و لاف میای.

2315
01:40:59,292 --> 01:41:00,042
‫مرزِ رویا و حقیقت در هم بپیچد!

2316
01:41:00,042 --> 01:41:00,834
‫ابر و باران ببارند!

2317
01:41:00,835 --> 01:41:02,417
‫جانم به خروش آید!

2318
01:41:11,209 --> 01:41:12,643
‫ببینم، شما دو تا چطوری
‫آمارِ این تکنیک رو داشتید؟

2319
01:41:12,667 --> 01:41:13,667
‫آمارِ چیو دقیقاً؟

2320
01:41:13,834 --> 01:41:15,393
‫همین تکنیکِ تلفیقی و اتحادِ خفن.

2321
01:41:15,417 --> 01:41:16,560
‫بابات خودش بهمون گفت.

2322
01:41:16,584 --> 01:41:17,584
‫کدوم موقع آخه؟

2323
01:41:17,876 --> 01:41:18,751
‫همون روزی که اومده بودیم کلبه‌تون صله رحم.

2324
01:41:18,752 --> 01:41:22,340
‫پیمونه رو بالا انداخت و مست شد
‫و همه‌چیز رو برامون فاکتور کرد.

2325
01:41:22,376 --> 01:41:23,435
‫آخ، راست می‌گی ها.

2326
01:41:24,667 --> 01:41:25,917
‫ای بابا کله‌خراب من!

2327
01:41:26,167 --> 01:41:27,227
‫اون بچه‌ها رو کدوم سوراخی چپوندید؟

2328
01:41:27,251 --> 01:41:28,839
‫همه‌شون جاشون امنه و قایمن.

2329
01:41:30,501 --> 01:41:31,834
‫کجا قایمشون کردید؟

2330
01:41:32,626 --> 01:41:33,292
‫من...

2331
01:41:33,542 --> 01:41:34,542
‫عمراً...

2332
01:41:36,126 --> 01:41:37,126
‫به پوزت...

2333
01:41:37,459 --> 01:41:38,459
‫بگم!

2334
01:41:38,584 --> 01:41:41,231
‫پس همه‌تون با همدیگه غزلِ
‫خداحافظی رو می‌خونید!

2335
01:41:42,584 --> 01:41:43,084
‫آره، درسته.

2336
01:41:43,584 --> 01:41:44,584
‫هی...

2337
01:41:44,751 --> 01:41:45,810
‫اون پای منه کثافت!

2338
01:41:45,917 --> 01:41:46,584
‫چرا داری...

2339
01:41:46,751 --> 01:41:47,751
‫می‌چسبی بهش؟

2340
01:41:48,042 --> 01:41:49,042
‫آخه...

2341
01:41:50,001 --> 01:41:52,354
‫آخه الان سه ماه آزگاره که نشستمش گندیده!

2342
01:41:53,209 --> 01:41:53,917
‫یالله بیا جلو!

2343
01:41:54,167 --> 01:41:56,477
‫«تکنیکِ طوفانِ سیاه و بلعیدنِ
‫خورشید!»

2344
01:41:56,501 --> 01:41:58,030
‫دقیقاً مستقیم تو پوزِ کثیفت!

2345
01:42:45,251 --> 01:42:47,666
‫این چماقِ فزرتیش جدی‌جدی عجب دردی داردا...

2346
01:42:47,667 --> 01:42:49,961
‫نگذارید یه وقت بوش رو ببره و متوجه بشه.

2347
01:42:59,042 --> 01:43:00,852
‫هوا داره کم‌کم روشن می‌شه و سپیده می‌زنه.

2348
01:43:00,876 --> 01:43:02,977
‫شما پاپتی‌ها کل برنامه‌ام رو به گند کشیدید.

2349
01:43:03,001 --> 01:43:04,041
‫باورم نمیشه...

2350
01:43:04,042 --> 01:43:05,625
‫که یه مشت بی‌سروپای ولگردِ جاده

2351
01:43:05,626 --> 01:43:08,332
‫منو وادار کردن تا تکنیک
‫نهایی و خفنم رو رو کنم!

2352
01:43:08,417 --> 01:43:11,042
‫همه‌تون جلو ابهت من مثل سوسکید!

2353
01:43:29,626 --> 01:43:31,097
‫چه بلایی داره سرمون میاد؟

2354
01:43:43,167 --> 01:43:43,876
‫چی شده؟

2355
01:43:44,042 --> 01:43:45,602
‫وقتمون داره تموم می‌شه، زائل می‌شیم!

2356
01:43:45,626 --> 01:43:48,861
‫همه‌تون با تمامِ پشم و جورتون
‫مایه بگذارید و فشار بیارید!

2357
01:43:56,334 --> 01:43:58,167
‫حواستون رو جمع کنید و بپایید!

2358
01:44:00,834 --> 01:44:01,459
‫وزغی!

2359
01:44:01,626 --> 01:44:02,417
‫تو برو جفتِ پاهاش رو بگیر و قفل کن.

2360
01:44:02,417 --> 01:44:03,417
‫رو جفت چشمام!

2361
01:44:16,709 --> 01:44:19,768
‫دیگه بیشتر از این زوارم در
‫رفته و نمی‌تونم نگهش دارم!

2362
01:44:36,459 --> 01:44:38,292
‫«قدرت و عظمتِ هزار کوهستان!»

2363
01:44:38,501 --> 01:44:40,541
‫«هیچ خری جرئت نداره جلوم وایسه!»

2364
01:44:40,542 --> 01:44:41,417
‫گراز!

2365
01:44:41,417 --> 01:44:41,876
‫کپی!

2366
01:44:41,876 --> 01:44:42,501
‫سمور!

2367
01:44:42,502 --> 01:44:44,876
‫کوبشِ سنگینِ وزغی!

2368
01:45:03,042 --> 01:45:05,218
‫اصلاً تو کتم نمیره و درکش برام سخته...

2369
01:45:06,751 --> 01:45:09,104
‫شما پاپتی‌ها دقیقاً دنبال چه کوفتی هستید؟

2370
01:45:12,917 --> 01:45:13,917
‫من فقط می‌خوام...

2371
01:45:19,376 --> 01:45:21,729
‫اون زندگی‌ای رو
‫بکنم که خودم دلم می‌خواد!

2372
01:46:51,334 --> 01:46:53,040
‫این که فقط یه الف بچه‌ است...

2373
01:47:04,667 --> 01:47:06,255
‫وقتمون سر اومد و تمام شد...

2374
01:47:25,042 --> 01:47:26,042
‫انگار...

2375
01:47:26,167 --> 01:47:28,991
‫تو این عمرِ سگی آوردنِ
‫متون مقدس دیگه قسمتمون نیست.

2376
01:47:30,251 --> 01:47:32,041
‫وقتی دوباره همه‌مون تبدیل
‫به حیوون‌های عادی شدیم

2377
01:47:32,042 --> 01:47:34,518
‫فکر می‌کنی بتونیم همدیگه
‫رو بشناسیم و به جا بیاریم؟

2378
01:47:34,542 --> 01:47:36,352
‫زود باش چهره‌ها رو خوب تو اون کلت بسپار

2379
01:47:36,376 --> 01:47:38,018
‫که بفهمیم ریخت و قیافه‌مون چطوریه.

2380
01:47:38,042 --> 01:47:39,042
‫تو...

2381
01:47:39,209 --> 01:47:40,974
‫دندون‌هات یه ذره زرد و داغونه.

2382
01:47:41,001 --> 01:47:41,667
‫تو هم...

2383
01:47:41,959 --> 01:47:44,135
‫یکی از اون چشمات از اون یکی گنده‌تره.

2384
01:47:44,251 --> 01:47:44,876
‫و تو...

2385
01:47:45,167 --> 01:47:46,042
‫باسنت بدجوری قرمز و تابلوعه!

2386
01:47:46,042 --> 01:47:46,584
‫خودت چی؟

2387
01:47:46,751 --> 01:47:48,602
‫باسنِ سرخ و قرمز متعلق به خودِ خودته!

2388
01:47:48,626 --> 01:47:49,626
‫من...

2389
01:47:49,709 --> 01:47:51,001
‫من کپی و میمونم!

2390
01:47:51,334 --> 01:47:53,833
‫پس زود باش بگو «شاه میمون‌ها»

2391
01:47:53,834 --> 01:47:55,041
‫ببینم زبونت می‌گیره یا روونه!

2392
01:47:55,042 --> 01:47:59,209
‫هاهاها!

2393
01:48:02,542 --> 01:48:03,792
‫اصلاً منصفانه نیست...

2394
01:48:04,584 --> 01:48:07,937
‫تو این عمرِ سگی حتی نتونستیم
‫به یه جایی برسیم و کاری بکنیم.

2395
01:48:08,792 --> 01:48:10,166
‫توی اون دنیا...

2396
01:48:10,167 --> 01:48:12,768
‫باید دعا کنیم تناسخ پیدا
‫کنیم و یه چیز بهتر بشیم.

2397
01:48:12,792 --> 01:48:13,209
‫ببینم...

2398
01:48:13,584 --> 01:48:15,727
‫من هنوز اسم و فامیلِ
‫شما دو تا رو هم نمی‌دونم!

2399
01:48:15,751 --> 01:48:16,876
‫آخ, راست می‌گی ها.

2400
01:48:17,751 --> 01:48:18,751
‫اسمِ من...

2401
01:48:27,417 --> 01:48:28,417
‫هاها!

2402
01:48:29,334 --> 01:48:30,569
‫بدجوری بامزه و ملوسه!

2403
01:48:31,334 --> 01:48:32,209
‫راستش...

2404
01:48:32,209 --> 01:48:33,209
‫اسمِ این یکی هم...

2405
01:48:45,876 --> 01:48:47,001
‫توی زندگیِ بعدی...

2406
01:48:47,251 --> 01:48:50,780
‫امیدوارم جوری تناسخ پیدا کنی
‫که مثل بلبل فک بزنی و لال نباشی!

2407
01:49:56,584 --> 01:49:58,227
‫بودای مایتریا! [لقب بودای
‫خندان و آتیه در اساطیر شرق]

2408
01:49:58,230 --> 01:49:59,001
‫من خودم تو را فرستادم به این خراب‌شده

2409
01:49:59,002 --> 01:50:01,333
‫تا یکی از اون هشتاد و یک بلا و مصیبت
‫باشی [۸۱ سختی در مسیر سفر به باختر]
‫که راهب تانگ برای تهذیبِ
‫نفس باید از سر بگذرونه.

2410
01:50:01,334 --> 01:50:02,352
‫حالا کلاهت رو قاضی کن و سر و وضعت رو ببین!

2411
01:50:02,376 --> 01:50:04,393
‫بچه‌های مردم رو می‌لمبونی و می‌خوری؟

2412
01:50:04,417 --> 01:50:05,518
‫غلط کردم، شکر خوردم

2413
01:50:05,542 --> 01:50:06,209
‫تو رو خدا بودای من...

2414
01:50:06,210 --> 01:50:07,685
‫یه شانسِ دوباره بهم مرحمت کنید.

2415
01:50:07,709 --> 01:50:09,477
‫زور و یال و کوپالِ تو بدجوری پیزوری و ضعیفه.

2416
01:50:09,501 --> 01:50:11,227
‫تو با این جادو اصلاً حریفِ سون ووکانگ نمی‌شی.

2417
01:50:11,251 --> 01:50:14,185
‫واسه همین یه هوا جادوی ناب
‫به جونت دمیدم تا قوی‌تر بشی.

2418
01:50:14,209 --> 01:50:15,958
‫این «سنج طلایی» و «کیسه نسل بشر» رو پیش
‫خودت نگه دار [دو سلاح جادویی معروف ابروزرد]

2419
01:50:15,959 --> 01:50:17,041
‫این دو تا سلاحِ جادوییِ فوق‌العاده قوی هستن.

2420
01:50:17,042 --> 01:50:18,001
‫حسابی خودت رو مجهز و آماده کن

2421
01:50:18,002 --> 01:50:19,560
‫و نگذار این دفعه برنامه‌مون
‫خراب بشه و گند بخوره بهش.

2422
01:50:19,584 --> 01:50:21,208
‫یک دنیا از کرم و مرحمتتون
‫سپاسگزارم، بودای من!

2423
01:50:21,209 --> 01:50:23,185
‫همین الان با تمام قوا میرم
‫واسه قشون‌کشی آماده بشم.

2424
01:50:23,209 --> 01:50:24,833
‫با این حال ظلم‌هایی که به اون بچه‌ها
‫کردی به هیچ وجه بخشیدنی نیست.

2425
01:50:24,834 --> 01:50:26,041
‫من همه‌اش رو توی پرونده
‫اعمالت سیاهه می‌کنم.

2426
01:50:26,042 --> 01:50:27,583
‫به محض اینکه جاده صاف
‫شد و راهب تانگ عبور کرد...

2427
01:50:27,584 --> 01:50:29,893
‫باید تشریف بیاری و تاوان
‫و مجازاتِ کارهات رو پس بدی.

2428
01:50:29,917 --> 01:50:31,329
‫رو جفت چشمام، مطیع امرم.

2429
01:50:36,042 --> 01:50:36,917
‫بودای بزرگ...

2430
01:50:36,918 --> 01:50:39,153
‫تکلیفِ طالعِ اون چهار تا پاپتی چی می‌شه؟

2431
01:50:54,167 --> 01:50:55,167
‫ووکانگ!

2432
01:50:55,626 --> 01:50:58,391
‫برو اون جلو رو یه هوا
‫سبک‌سنگین کن ببین چه خبره.

2433
01:51:01,042 --> 01:51:01,626
‫استاد بزرگوار...

2434
01:51:01,627 --> 01:51:02,833
‫انگار اون جلو یه معبد اتراق کرده.

2435
01:51:02,834 --> 01:51:04,875
‫مو نمی‌زنه با سردرِ همون «معبد
‫رعد و غرش» واقعی! [معبد اصلی بودا]

2436
01:51:04,876 --> 01:51:07,393
‫ولی یه جور حس و حال شوم و
‫بدجوری خطرناک ازش حس می‌شه.

2437
01:51:07,417 --> 01:51:08,625
‫وقتی نشانی از معبد رعد و غرش هست...

2438
01:51:08,626 --> 01:51:10,018
‫پس بی‌شک قدم روی
‫کوهستان مقدس گذاشته‌ایم.

2439
01:51:10,042 --> 01:51:12,041
‫ما فرسنگ‌ها کوه و رود رو پشت سر گذاشتیم

2440
01:51:12,042 --> 01:51:13,333
‫تا بالاخره پس از سختی‌ها
‫به این آستان مشرف بشیم.

2441
01:51:13,334 --> 01:51:14,746
‫زود باش جلوتر قدم بردار!

2442
01:51:28,667 --> 01:51:30,708
‫این توله‌خوکِ طفل چقدر بانمک و نازنینه!

2443
01:51:30,709 --> 01:51:32,827
‫مو نمی‌زنه با بچگی‌های مظلومِ خودِ من!

2444
01:51:50,001 --> 01:51:54,501
‫(افسونگر و نابودگرِ
‫یائوها)

2445
01:51:57,876 --> 01:51:58,916
‫داداش میمونه...

2446
01:51:58,917 --> 01:52:00,446
‫داری اونجا چه غلطی می‌کنی؟

2447
01:52:02,542 --> 01:52:03,542
‫هه هه!

2448
01:52:03,834 --> 01:52:05,246
‫این فسقلی‌ها رو می‌بینی؟

2449
01:52:07,834 --> 01:52:09,208
‫این بادیگاردها می‌تونن جفتِ پاهای
‫لنگتون رو نجات بدن و نامیراتون کنن.

2450
01:52:09,209 --> 01:52:11,091
‫واسه هر کدومتون یه دونه برداشتم.

2451
01:52:15,834 --> 01:52:16,584
‫یالله فرز باش، زود بجنب!

2452
01:52:16,584 --> 01:52:17,584
‫داداش میمونه!

2453
01:52:18,667 --> 01:52:19,843
‫اومدم، رو جفت چشمام!

2454
01:52:19,967 --> 01:52:30,843
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2455
01:53:00,007 --> 01:53:04,003
‫(فیلم ادامه دارد)

2456
01:57:37,334 --> 01:57:39,209
‫(سه روز بعد)

2457
01:57:39,501 --> 01:57:41,251
‫داداش...

2458
01:57:41,417 --> 01:57:44,123
‫آخه چرا عاقبت کارمون
‫باید به اینجا کشیده می‌شد؟

2459
01:57:44,501 --> 01:57:47,185
‫فقط به اندازه یه قلپ با
‫نامیرا شدن فاصله داشتی...

2460
01:57:47,209 --> 01:57:48,042
‫اگه تو هم...

2461
01:57:48,043 --> 01:57:50,690
‫مثل من یه ذره از اون
‫شراب رو بالا انداخته بودی

2462
01:57:50,792 --> 01:57:51,875
‫الان واسه خودت یه نامیرای کامل بودی

2463
01:57:51,876 --> 01:57:55,001
‫درست مثل الانِ خودِ من!

2464
01:57:55,834 --> 01:57:56,958
‫توی دنیای بیرون بدجوری
‫گرگ جولان میده و سخته.

2465
01:57:56,959 --> 01:57:59,194
‫سگ بودن هم اصلاً کار ساده و راحتی نیست.

2466
01:58:00,042 --> 01:58:01,042
‫داداش...

2467
01:58:01,209 --> 01:58:01,917
‫من بالاخره پیداش می‌کنم

2468
01:58:01,918 --> 01:58:03,268
‫اون سون ووکانگِ قلابیِ ملعون رو...

2469
01:58:03,292 --> 01:58:05,880
‫و تا تقاص و انتقامت
‫رو ازش نگیرم ول‌کن نیستم!
