1
00:01:00,000 --> 00:01:10,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:10,011 --> 00:01:12,271
دلتنــگ تو، عاشــق تو

3
00:01:12,295 --> 00:01:16,295
زيرنويس از مهدي
shine021

4
00:02:24,311 --> 00:02:27,271
به تایلر پیام بده.

5
00:02:27,272 --> 00:02:28,939
چی میخوای بگی؟

6
00:02:28,940 --> 00:02:30,274
سلام، علامت تعجب.

7
00:02:30,275 --> 00:02:32,234
همین الان رسیدم، علامت تعجب.

8
00:02:32,235 --> 00:02:34,820
پیامت به تایلر اینه:

9
00:02:34,821 --> 00:02:36,280
'سلام! همین الان رسیدم!'

10
00:02:36,281 --> 00:02:37,782
- بفرست.
- باشه.

11
00:02:37,783 --> 00:02:39,200
پیام ارسال شد.

12
00:02:41,662 --> 00:02:44,330
تایلر میگه،
'خوشحالم که سالم رسیدی.'

13
00:02:44,331 --> 00:02:47,500
میخوای جواب بدی؟

14
00:02:47,501 --> 00:02:50,294
تایلر میگه،
'بازم ممنون که هستی.'

15
00:02:52,798 --> 00:02:55,299
تایلر میگه،
'واقعاً ازت ممنونم.

16
00:02:55,300 --> 00:02:57,343
- میخوای جواب بدی؟
- نه.

17
00:02:57,344 --> 00:02:58,845
باشه.

18
00:04:08,373 --> 00:04:10,125
اوه! سلام.

19
00:04:11,960 --> 00:04:14,712
- سلام، خانم پترسون، من--
- این گیاه نباید در حال مرگ باشه.

20
00:04:14,713 --> 00:04:17,047
دو هفته پیش خریدمش.
باورنکردنیه.

21
00:04:17,048 --> 00:04:19,550
همه برگ‌هاش هی میریزن.

22
00:04:19,551 --> 00:04:20,634
بیام تو؟

23
00:04:20,635 --> 00:04:22,553
خب، من که در رو روت نبستم.

24
00:04:22,554 --> 00:04:23,971
لعنتی، این یه کاکتوسه.

25
00:04:23,972 --> 00:04:25,306
نباید در حال مرگ باشه.

26
00:04:25,307 --> 00:04:26,892
من هیچ کار اشتباهی نکردم،
این رو مطمئنم.

27
00:04:28,435 --> 00:04:30,394
ما تو این خونه کفشمون رو در میاریم.

28
00:04:30,395 --> 00:04:32,646
- ببخشید.
- همه چی اون بیرون کثیفه.

29
00:04:32,647 --> 00:04:35,065
آره، و سرده.

30
00:04:35,066 --> 00:04:37,568
اون 'گرمای خشک' که انقدر ازش تعریف می‌کنن کو؟

31
00:04:37,569 --> 00:04:40,404
- اسمتون چی بود دوباره؟
- جیمی.

32
00:04:40,405 --> 00:04:42,406
اینجا، ما اسم و فامیلمون رو میگیم.

33
00:04:42,407 --> 00:04:43,991
ببخشید. جیمی سیمز.

34
00:04:43,992 --> 00:04:46,410
خب، احتمالاً مجبور میشم
دوباره اسمت رو بپرسم.

35
00:04:46,411 --> 00:04:48,329
فقط این رو بدون.
نمی‌تونم براش عذرخواهی کنم.

36
00:04:48,330 --> 00:04:50,581
مشغله‌م زیاده.
و حالا، با وجود تو اینجا.

37
00:04:50,582 --> 00:04:53,417
من کاملاً متوجهم...م.

38
00:05:00,091 --> 00:05:03,093
ببخشید، مطمئن نبودم
می‌خواستین دنبالتون بیام یا نه.

39
00:05:03,094 --> 00:05:05,513
- نمیدونم چی شده.
- من میدونم.

40
00:05:05,514 --> 00:05:08,642
- شرایط خیلی غیرمعمولیه.
- داره همش میگنده.

41
00:05:12,771 --> 00:05:14,481
ممکنه زیاد آب داده شده باشه.

42
00:05:19,611 --> 00:05:21,779
- ممکنه هم کم آب داده شده باشه، پس این--
- یه چیز رو بهت میگم

43
00:05:21,780 --> 00:05:23,864
که اشتباه کردم.
من به دوریس کاتو اعتماد کردم.

44
00:05:23,865 --> 00:05:26,617
دوستم از نیویورک.
خیلی از این گلخانه تعریف کرد،

45
00:05:26,618 --> 00:05:28,828
که البته تعریف کرد.
پسرعموش بازش کرده بود.

46
00:05:28,829 --> 00:05:31,705
یه پسرعمو، راستی،
که هیچ کس تا حالا حتی
اسمشم نشنیده بود.

47
00:05:31,706 --> 00:05:34,333
یه سو یا ورونیکا یا پتی.
من که اصلاً نمیدونم.

48
00:05:34,334 --> 00:05:36,794
گوش نمی‌دادم.
هی حرف زد و زد و زد.

49
00:05:36,795 --> 00:05:39,797
'خیلی به پسرعموم افتخار می‌کنم.
داره از نو شروع می‌کنه.

50
00:05:39,798 --> 00:05:42,049
باید واقعاً حمایتش کنیم.'

51
00:05:42,050 --> 00:05:45,052
خب، متأسفم، اما واضحاً،
سو-ورونیکا-پتی

52
00:05:45,053 --> 00:05:46,971
باید دوباره از نو شروع کنه.

53
00:05:46,972 --> 00:05:48,472
خب، اگه دوست داشتید، میتونم ببرمش پس بدم.

54
00:05:48,473 --> 00:05:49,474
چرا؟

55
00:05:51,726 --> 00:05:53,477
- اگه تو خوشحال نیستی.
- یعنی الان هم ساعت کارته؟

56
00:05:53,478 --> 00:05:55,646
- همین‌جوری کار می‌کنین؟
- نه، من فقط...

57
00:05:55,647 --> 00:05:58,148
من می‌خوام نجاتش بدم.
داره می‌میره، نه اینکه مرده.

58
00:05:58,149 --> 00:05:59,401
می‌شه نجاتش داد.

59
00:06:00,819 --> 00:06:03,028
یه کوکتل درست می‌کنم. لازم دارم.

60
00:06:03,029 --> 00:06:04,321
براتون بریزم؟

61
00:06:04,322 --> 00:06:06,782
- امم...
- آره، زوده.

62
00:06:06,783 --> 00:06:08,492
اوه، نه، منظورم این نبود.
من فقط...

63
00:06:08,493 --> 00:06:10,911
من اصلاً اهل مشروب نیستم.

64
00:06:10,912 --> 00:06:12,663
ولی ممنون. من یه...

65
00:06:12,664 --> 00:06:14,707
یه اتفاقی تو کالج برام افتاد.

66
00:06:20,380 --> 00:06:22,673
آره، فکم شکست.

67
00:06:22,674 --> 00:06:24,341
فقط کاملاً افتادم

68
00:06:24,342 --> 00:06:26,927
روی چای یخی لانگ آیلند.

69
00:06:26,928 --> 00:06:29,013
درست افتادم روی پیاده‌رو.

70
00:06:29,014 --> 00:06:32,182
بیش از یک ماه فکم بسته بود.

71
00:06:32,183 --> 00:06:34,768
بنابراین، هر بوی الکل‌های زیادی

72
00:06:34,769 --> 00:06:37,104
تو لانگ آیلند برای من یکم آزاردهنده‌ست.

73
00:06:37,105 --> 00:06:38,689
بوی آب آزارت می‌ده؟

74
00:06:38,690 --> 00:06:40,066
آخه همینا رو دارم.

75
00:06:41,693 --> 00:06:43,028
یا پدیالایت.

76
00:06:43,778 --> 00:06:46,238
خب، من هیچ‌وقت کسی نبودم که به پدیالایت نه بگه.

77
00:06:46,239 --> 00:06:47,949
بلوبری یا بی‌طعم؟

78
00:06:50,785 --> 00:06:52,369
آب عالیه.

79
00:06:52,370 --> 00:06:54,413
خب، چقدر اینجا می‌مونین؟

80
00:06:54,414 --> 00:06:56,875
بستگی داره. ااا، چند روز، شاید یک هفته.

81
00:06:57,542 --> 00:06:59,376
این یعنی «چند روز، شاید یک هفته»؟

82
00:06:59,377 --> 00:07:01,129
خب، برای یک مرد همجنس‌گرا، بله.

83
00:07:02,255 --> 00:07:04,215
من انتظار نداشتم که... که بیام اینجا.

84
00:07:05,050 --> 00:07:07,551
هیچ‌کدوم از اینا انتظار نمی‌رفت.

85
00:07:07,552 --> 00:07:09,596
اوه، نه. متاسفم، من که...

86
00:07:10,931 --> 00:07:13,307
امم، من برای یه سفر دیگه وسایلمو جمع کرده بودم،

87
00:07:13,308 --> 00:07:15,643
برای... برای یه سفر طولانی‌تر وقتی پسرتون زنگ زد.

88
00:07:15,644 --> 00:07:19,271
پس این سفر به... به اون سفر اضافه شد.

89
00:07:19,272 --> 00:07:22,107
و برای اون سفر و این سفر رانندگی می‌کنین؟

90
00:07:22,108 --> 00:07:23,567
آره، ترجیح میدم.

91
00:07:23,568 --> 00:07:25,235
می‌دونین، تنهایی، وقت فکر کردن.

92
00:07:25,236 --> 00:07:26,821
من سفر جاده‌ای رو دوست دارم.

93
00:07:28,114 --> 00:07:29,741
اوه خدای من.

94
00:07:32,786 --> 00:07:35,080
- جوراب بیشتر دارم.
- فکر می‌کنی اندازه‌ان؟

95
00:07:44,756 --> 00:07:46,507
آره، من، اه...

96
00:07:46,508 --> 00:07:48,509
عاشق سفر جاده‌ایم.

97
00:07:48,510 --> 00:07:52,262
راه خوبیه برای... برای دیدن نیومکزیکو.

98
00:07:52,263 --> 00:07:56,350
واقعاً اولین بارمه. خیلی قشنگه.

99
00:07:56,351 --> 00:07:58,602
ولی خنده‌داره، می‌دونین؟
منظره بیابونی رو می‌بینین،

100
00:07:58,603 --> 00:08:01,105
و فرض می‌کنین، خب، گرم خواهد بود...

101
00:08:01,106 --> 00:08:02,983
خب، این چجوری کار می‌کنه؟
شما، اینجا؟

102
00:08:03,942 --> 00:08:05,442
امم، هر طور شما بخواین.

103
00:08:05,443 --> 00:08:06,777
نه، من هیچ‌کدوم از اینا رو نخواستم.

104
00:08:06,778 --> 00:08:08,779
پس، 'با این حال' نیست.
خودت بهم بگو.

105
00:08:08,780 --> 00:08:10,781
آه، من... من فقط برای کمک اینجام.

106
00:08:10,782 --> 00:08:12,324
من عزاداری کنم؟

107
00:08:12,325 --> 00:08:14,284
نه، نه، عمراً نتونم.

108
00:08:14,285 --> 00:08:16,871
نه، نمی‌تونی. من خودم از پسش برمیام.

109
00:08:17,622 --> 00:08:19,623
فقط می‌خواستم بگم می‌تونم کمک کنم، آم...

110
00:08:19,624 --> 00:08:22,292
با کارها، امم... کارهای مربوط به ختم.

111
00:08:22,293 --> 00:08:25,045
- فکر کنم تایلر داشت فکر می‌کرد که...
- آره، پسرم چی فکر می‌کرد که...

112
00:08:25,046 --> 00:08:26,714
تو رو جای خودش فرستاد؟

113
00:08:26,715 --> 00:08:28,466
فکر کنم تایلر نگرانته.

114
00:08:34,139 --> 00:08:35,849
فکر می‌کردم تو تو این کار بهتر باشی.

115
00:08:37,308 --> 00:08:39,143
دروغ گفتن.

116
00:08:39,144 --> 00:08:41,229
مگه دستیارا تو این کار بهترین نیستن؟

117
00:08:42,397 --> 00:08:44,982
- نگرانته.
- باشه. نگرانمه.

118
00:08:44,983 --> 00:08:46,400
و می‌دونی اگه گرفتار خارج از کشور نبود،
با کله اینجا بود.

119
00:08:46,401 --> 00:08:47,651
برای چی؟ برای...

120
00:08:47,652 --> 00:08:49,319
تحقیق برای کتاب جدیدش توی خارج از کشور.

121
00:08:49,320 --> 00:08:51,321
آره، همین قدر رو از پیامای اون یاد گرفتم.

122
00:08:51,322 --> 00:08:53,657
همراه با تسلیت گفتنش برای شوهرم،

123
00:08:53,658 --> 00:08:55,993
و ابراز تاسف از اینکه شاید نتونه
برای مراسم خاکسپاری برگرده.

124
00:08:55,994 --> 00:08:59,413
و بعد، دو روز پیش، متوجه شدم
که دستیارش...

125
00:08:59,414 --> 00:09:02,332
تو نبود اون، اینجا خواهد بود.
توی یه پیام از طرف تو.

126
00:09:02,333 --> 00:09:03,834
بله، اون تقصیر من بود.

127
00:09:03,835 --> 00:09:05,669
من به تایلر گفتم
که باهات تماس می‌گیرم و من...

128
00:09:05,670 --> 00:09:07,588
باید می‌ذاشتم اون اول این کارو انجام می‌داد.

129
00:09:07,589 --> 00:09:09,506
و چرا ممکنه نتونه برگرده؟

130
00:09:09,507 --> 00:09:12,843
یه اسیر جنگی هست که
اون امیدوار مصاحبه کنه...

131
00:09:12,844 --> 00:09:14,344
آه، در خارطوم.

132
00:09:14,345 --> 00:09:16,555
اون یه رابط داره،
یه مطلع درونی.

133
00:09:16,556 --> 00:09:18,932
در نیروهای مسلح سودان که...

134
00:09:18,933 --> 00:09:21,769
اصولاً زمان‌بندیه. همش مربوط به زمان‌بندیه.

135
00:09:21,770 --> 00:09:23,729
اون فقط باید آماده باشه
برای وقتی که ایمن خواهد شد.

136
00:09:23,730 --> 00:09:26,273
و آیا قبل از شنبه
امن خواهد بود که اینجا باشیم؟

137
00:09:26,274 --> 00:09:27,900
امیدواره، بله. امیدش به همینه.

138
00:09:27,901 --> 00:09:29,943
- همم، هفت روز دیگه است.
- آره.

139
00:09:29,944 --> 00:09:31,196
پس، ما امیدواریم که...

140
00:09:32,363 --> 00:09:33,739
قبل از شنبه امن بشه.

141
00:09:33,740 --> 00:09:35,532
و اگه امن نشد،

142
00:09:35,533 --> 00:09:37,535
کنار من تو مراسم خاکسپاری میشینی؟

143
00:09:39,746 --> 00:09:41,538
- خب، نه. من... یعنی، من نمی‌تونم...
- چرا؟

144
00:09:41,539 --> 00:09:42,873
تو داری بقیه کارها رو برای تایلر انجام میدی.

145
00:09:42,874 --> 00:09:45,042
چرا اون روز نمی‌تونی پسر من باشی؟

146
00:09:45,043 --> 00:09:46,585
خب، چون من جایگزینی برای اون نیستم...

147
00:09:46,586 --> 00:09:49,047
متعجب میشی که اون معیار چقدر پایینه.

148
00:09:55,428 --> 00:09:57,055
خواستی من آب رو بیارم؟

149
00:09:59,474 --> 00:10:01,392
اشکال نداره، نگران نباشید.

150
00:10:02,560 --> 00:10:04,561
- پس آب نمی‌خواستی؟
- نه.

151
00:10:04,562 --> 00:10:06,105
نه... یعنی آره، آب می‌خوام.

152
00:10:06,106 --> 00:10:07,606
فقط منظورم این بود که نگران نباشید از این بابت که...

153
00:10:07,607 --> 00:10:09,817
- اوه، خدای من.
- ...اینکه یادتون رفت اشکالی نداره.

154
00:10:11,653 --> 00:10:14,071
ببخشید، قصدم این بود گوشیم رو
روی ویبره بذارم.

155
00:10:17,242 --> 00:10:20,619
- اون تایلره؟
- احتمال زیاد آره.

156
00:10:20,620 --> 00:10:23,580
پسرت از طریق کامپیوترش پیام میده،

157
00:10:23,581 --> 00:10:26,083
برای همین مدام دکمه ریترن رو می‌زنه

158
00:10:26,084 --> 00:10:27,835
و یه جمله یه جمله می‌فرسته.

159
00:10:27,836 --> 00:10:28,837
آره، خودشه.

160
00:10:33,091 --> 00:10:35,760
داره مطمئن میشه
من سالم رسیدم.

161
00:10:37,262 --> 00:10:40,305
اینا جمله‌های زیادی هستن
برای یه پیام اینقدر ساده.

162
00:10:40,306 --> 00:10:41,307
آه...

163
00:10:42,308 --> 00:10:44,184
خب، بذار ببینم چی میگه.

164
00:10:44,185 --> 00:10:45,811
- خب...
- بیخیال.

165
00:10:45,812 --> 00:10:48,147
لازم نیست همه‌اش
به من مربوط باشه.

166
00:10:48,148 --> 00:10:49,774
ولی اون قسمتی که مربوطه...

167
00:10:50,817 --> 00:10:53,653
می‌تونی بگی که
سالم رسیدم و اینکه...

168
00:10:54,946 --> 00:10:56,947
من حالم خوبه.

169
00:10:56,948 --> 00:10:58,949
در صورتی که پیام بعدی‌ش باشه.

170
00:10:58,950 --> 00:11:00,868
آها، و من دمای اتاق رو میخوام.
لازم نیست یخ بندازی

171
00:11:00,869 --> 00:11:02,369
اگه قرار نیست کویر گرم باشه.

172
00:11:02,370 --> 00:11:04,163
آره، زمستونه.
به خاطر خدا،

173
00:11:04,164 --> 00:11:06,165
لطفاً انقدر از این تعجب نکن.

174
00:11:10,003 --> 00:11:11,753
یه ایموجی قلب فرستاد.

175
00:11:11,754 --> 00:11:14,007
اون برای سالم رسیدن توئه
یا حال خوب من؟

176
00:11:14,966 --> 00:11:17,384
- هر دوش رو تصور کن.
- چقدر باصرفه‌س!

177
00:11:20,847 --> 00:11:23,140
ترجیح میدم
زنگ هشدارش روشن باشه.

178
00:11:23,141 --> 00:11:25,393
اینطوری منم می‌فهمم
کِی ازش خبری میاد.

179
00:11:27,520 --> 00:11:28,521
البته.

180
00:11:29,981 --> 00:11:31,357
- چی؟
- هیچی.

181
00:11:32,483 --> 00:11:34,193
- من زیادی پر سر و صدام؟
- نه.

182
00:11:34,194 --> 00:11:36,528
حیفه،
چون من دارم سعی می‌کنم که باشم.

183
00:11:38,823 --> 00:11:40,324
جیمی، من رو میبخشی،
ولی درک حضور تو برام سخته.

184
00:11:40,325 --> 00:11:42,826
می‌دونم، من فقط دارم—
فقط دارم کارمو می‌کنم.

185
00:11:42,827 --> 00:11:45,537
حالت من رو درک می‌کنی، درسته؟
که چرا انقدر بهم ریخته‌م

186
00:11:45,538 --> 00:11:47,372
که می‌فهمم من کار توام؟

187
00:11:47,373 --> 00:11:50,083
نه، نه، ببخشید.
بودن اینجا کار منه برای تایلر.

188
00:11:50,084 --> 00:11:52,211
قصد نداشتم به این معنی باشه
که شما مسئولیت من هستید.

189
00:11:52,212 --> 00:11:54,004
خب، به نظر میرسه تایلر
متفاوت فکر میکنه.

190
00:11:54,005 --> 00:11:56,340
به نظر میرسه فکر می‌کنه می‌تونه
مسئولیتش رو از خودش دور کنه

191
00:11:56,341 --> 00:11:58,467
برای بودن اینجا تا با پدرخوانده‌ش
خداحافظی کنه.

192
00:11:58,468 --> 00:12:00,719
البته هیچوقت هنری رو
جز اسم خودش صدا نکرد،

193
00:12:00,720 --> 00:12:02,012
چه برسه به اینکه تلاشی کنه

194
00:12:02,013 --> 00:12:04,181
که هیچ نوع رابطه‌ای
باهاش داشته باشه.

195
00:12:04,182 --> 00:12:05,849
خب، شاید همین باشه.

196
00:12:05,850 --> 00:12:07,851
شاید برای همینه
که فکر نمی‌کنه
مسئولیتی داره

197
00:12:07,852 --> 00:12:09,561
برای بودن اینجا؟

198
00:12:09,562 --> 00:12:11,730
ولی پسر من با من رابطه داره،

199
00:12:11,731 --> 00:12:14,441
یا یه زمانی داشته —
یه رابطه خوب،

200
00:12:14,442 --> 00:12:16,068
که به نظرم مهمه.

201
00:12:16,069 --> 00:12:18,696
پس، در قبال من
یه مسئولیتی هست.

202
00:12:19,739 --> 00:12:21,490
- تایلر داره تمام تلاشش رو میکنه.
- آه، لطفاً.

203
00:12:21,491 --> 00:12:23,492
- فکر کنم با توجه به شرایط...
- آره، مجبوری ازش دفاع کنی.

204
00:12:23,493 --> 00:12:25,702
می‌فهمم، شغل توئه ولی من نمی‌کنم و نخواهم کرد.

205
00:12:25,703 --> 00:12:27,579
'خارج از کشور بودم' مسخره‌س.

206
00:12:27,580 --> 00:12:29,289
شوهرم یهو نمرد.

207
00:12:29,290 --> 00:12:30,374
پارکینسون داشت.

208
00:12:30,375 --> 00:12:31,541
ما می‌دونستیم اوضاع چطور پیش می‌ره،

209
00:12:31,542 --> 00:12:32,960
تایلر هم می‌دونست.

210
00:12:32,961 --> 00:12:35,755
راستش دو هفته پیش بهش زنگ زدم که بگم...

211
00:12:37,882 --> 00:12:40,092
لااقل به پیغام‌گیرش بگم.

212
00:12:40,093 --> 00:12:41,885
بهش گفتم حال هنری بد شده،

213
00:12:41,886 --> 00:12:44,721
اوضاع پیچیده شده و وقت زیادی نداریم.

214
00:12:44,722 --> 00:12:47,933
پس، بازم ببخشید اگه قصد دارم به خودم اجازه بدم

215
00:12:47,934 --> 00:12:50,228
کمی آشفتگی و ناامیدی داشته باشم.

216
00:12:57,402 --> 00:12:59,737
می‌فهمم. واقعا می‌فهمم.

217
00:13:01,281 --> 00:13:03,157
ولی اگه نمی‌خوای اینجا باشم، خب منم اینجا نیستم.

218
00:13:05,118 --> 00:13:07,744
که اینو می‌تونستی
دو روز پیش بهم بگی

219
00:13:07,745 --> 00:13:09,746
وقتی بهت پیام دادم.

220
00:13:09,747 --> 00:13:12,249
اما با این حال، من اینجا هستم چون تایلر
فکر کرد شاید بتونم کمکی بکنم.

221
00:13:12,250 --> 00:13:14,251
چون فکر کرد شاید بتونم کمکی باشم.

222
00:13:14,252 --> 00:13:15,670
اما اگه نمی‌خوای...

223
00:13:16,504 --> 00:13:19,507
اگه می‌خوای برم، اینم می‌فهمم.

224
00:13:25,763 --> 00:13:27,265
هنوز تصمیم نگرفتم.

225
00:13:30,351 --> 00:13:31,352
باشه.

226
00:13:32,937 --> 00:13:33,938
پس...

227
00:13:35,481 --> 00:13:37,483
چند وقته دستیارش هستی؟

228
00:13:38,443 --> 00:13:40,986
حدوداً چهار ساله.

229
00:13:40,987 --> 00:13:43,113
وای. خب، معلومه که من می‌دونم

230
00:13:43,114 --> 00:13:45,198
من و تایلر مدتیه که از هم دوریم،

231
00:13:45,199 --> 00:13:47,160
ولی اینکه حتی از وجود تو خبر نداشته باشم؟

232
00:13:48,286 --> 00:13:51,997
گرچه مطمئن نیستم که این بیشتر به من برمی‌گرده یا به تو.

233
00:13:53,958 --> 00:13:55,459
خب، این منو اذیت نمی‌کنه.

234
00:13:55,460 --> 00:13:56,627
چند سالته؟

235
00:13:58,046 --> 00:13:59,047
چهل و دو.

236
00:14:00,965 --> 00:14:03,675
چهل و شش. جواب نهایی.

237
00:14:03,676 --> 00:14:06,053
- پس از تایلر بزرگتری؟
- آ-آره، فقط هشت سال.

238
00:14:06,054 --> 00:14:07,721
- یعنی این دیوونه‌کننده نیست.
- البته که نه.

239
00:14:07,722 --> 00:14:09,806
- مشکلی داری با این؟
- نه.

240
00:14:09,807 --> 00:14:12,809
واقعاً؟ چون اولش خودت رو جوون‌تر نشون دادی.

241
00:14:12,810 --> 00:14:14,728
- آه...
- فقط باید تصور کنم

242
00:14:14,729 --> 00:14:18,315
این یک پویایی جالبه برای تو به عنوان دستیار تایلر،

243
00:14:18,316 --> 00:14:21,735
با توجه به جایی که اون تو زندگیشه، تو همین سن و سال.

244
00:14:21,736 --> 00:14:23,987
- اون خیلی موفقه.
- من- منم موفقم.

245
00:14:23,988 --> 00:14:26,907
متأسفم، این... این حس مصاحبه رو می‌ده.

246
00:14:26,908 --> 00:14:29,159
خب، از من خواسته شده چند روزی،

247
00:14:29,160 --> 00:14:31,536
شاید یه هفته، رو با یه غریبه کامل بگذرونم.

248
00:14:31,537 --> 00:14:33,580
فکر می‌کنم حق دارم بیشتر بدونم.

249
00:14:33,581 --> 00:14:35,916
آره، این واسه من یه جور فصل دومه.

250
00:14:35,917 --> 00:14:40,045
وقتی از دانشگاه NYU اومدم بیرون، شغل کپی‌رایتر رو انتخاب کردم،

251
00:14:40,046 --> 00:14:42,506
ولی از هیچی راضی نبودم.

252
00:14:42,507 --> 00:14:46,426
واسه همین تصمیم گرفتم استعفا بدم و از اول تو لس‌آنجلس شروع کنم.

253
00:14:46,427 --> 00:14:48,095
همونجایی که پیش تایلر کار کردی.

254
00:14:48,096 --> 00:14:49,763
آره، بالاخره آره.

255
00:14:49,764 --> 00:14:52,766
- چون طرفدارش بودی؟
- آ... آره، ولی وقتی رسیدم لس‌آنجلس،

256
00:14:52,767 --> 00:14:55,268
من عمداً دنبالش نگشتم.

257
00:14:55,269 --> 00:14:58,772
تصادفی با هم برخورد کردیم

258
00:14:58,773 --> 00:15:01,192
تو وست هالیوود، تو یه بار.

259
00:15:02,527 --> 00:15:03,611
بار گی؟

260
00:15:04,362 --> 00:15:07,614
منظورم اینه که... همه بارهای وست هالیوود که بار گی نیستن.

261
00:15:07,615 --> 00:15:08,699
پس بار گی نبود؟

262
00:15:10,243 --> 00:15:12,536
- نه، بود...
- اوم.

263
00:15:12,537 --> 00:15:14,371
می‌دونی، گفتم چی منو به لس‌آنجلس کشوند،

264
00:15:14,372 --> 00:15:17,707
و اونم، می‌دونی، گفت که خیلی سرش شلوغه

265
00:15:17,708 --> 00:15:19,627
و غرق کاره، و...

266
00:15:20,753 --> 00:15:22,046
نمی‌دونم، من فقط...

267
00:15:23,381 --> 00:15:25,382
یادم میاد فکر کردم انگار قرار بود ما همدیگه رو ببینیم

268
00:15:25,383 --> 00:15:26,551
به یه دلیلی.

269
00:15:27,593 --> 00:15:30,054
پس خودم رو پیشنهاد دادم. به عنوان دستیارش.

270
00:15:31,431 --> 00:15:32,889
خب، کنجکاوم.

271
00:15:32,890 --> 00:15:34,767
اوم، تایلر در مورد من چی گفته؟

272
00:15:38,563 --> 00:15:41,065
تایلر در مورد شما چی گفته؟

273
00:15:42,733 --> 00:15:45,153
بله، فکر می‌کنم حتماً یه جایی اسم منو برده.

274
00:15:46,737 --> 00:15:48,238
آره، نه، دارم فکر می‌کنم.

275
00:15:48,239 --> 00:15:49,406
در مورد من چی گفته؟

276
00:15:49,407 --> 00:15:50,949
صادقانه بگم، اون زیاد در مورد...

277
00:15:50,950 --> 00:15:52,909
- من؟
- دوران بچگی.

278
00:15:52,910 --> 00:15:54,286
که من هم شاملش بودم.

279
00:15:54,287 --> 00:15:55,662
خانم پترسون...

280
00:15:55,663 --> 00:15:56,997
شما «۴۶. جواب آخر.» هستید.

281
00:15:56,998 --> 00:15:58,499
می‌تونیم دایان باشیم.

282
00:15:59,292 --> 00:16:00,917
دایان، با تمام احترامی که قائلم...

283
00:16:00,918 --> 00:16:02,961
اون شما رو اینجا فرستاده، پس باید فرض کنم

284
00:16:02,962 --> 00:16:04,754
- چیزی گفته شده.
- باشه، اون گفت شما،

285
00:16:04,755 --> 00:16:06,423
اه، یه آشپز عالی هستین،

286
00:16:06,424 --> 00:16:09,634
یه جهانگرد، و فیلم دوست دارین.

287
00:16:09,635 --> 00:16:12,512
اوه، وای! چه تصویر زنده‌ای.

288
00:16:12,513 --> 00:16:14,974
پس هیچ صفتی. هان.

289
00:16:16,601 --> 00:16:19,561
آه، دایان، متاسفم، نمی‌تونم.

290
00:16:19,562 --> 00:16:21,521
بخشی از اینجا بودنم،

291
00:16:21,522 --> 00:16:23,940
بخشی از کار برای تایلر... در واقع کار برای هر کسی،

292
00:16:23,941 --> 00:16:27,861
به عنوان یه دستیار، اینه که باید نوعی ظاهر وجود داشته باشه

293
00:16:27,862 --> 00:16:29,946
از یه فضای سکوت، وقتی صحبت از چیزهاییه که

294
00:16:29,947 --> 00:16:32,407
در مورد هر چیزی بحث میشه،

295
00:16:32,408 --> 00:16:34,159
از جمله خانواده.

296
00:16:34,160 --> 00:16:35,952
این مال من نیست که به اشتراک بذارم.

297
00:16:35,953 --> 00:16:38,956
من باید یه مکان امن برای تایلر باشم، و بوده‌ام.

298
00:16:39,874 --> 00:16:42,209
و اگه شما انتخاب کنین من اینجا باشم،

299
00:16:42,210 --> 00:16:43,543
من این رو برای شما هم انجام می‌دم.

300
00:16:43,544 --> 00:16:46,047
من... من یه فضای سکوت می‌شم.

301
00:16:47,048 --> 00:16:48,549
که فکر می‌کنم شما هم همینو می‌خواین.

302
00:16:53,179 --> 00:16:54,888
بعضی چیزا باید ناگفته بمونن.

303
00:16:54,889 --> 00:16:57,474
من تجربهٔ این کار رو دارم.

304
00:16:57,475 --> 00:16:59,684
ضمناً، بعید می‌دونم تو بتونی

305
00:16:59,685 --> 00:17:01,562
چیزی رو بهم بگی که از قبل نمی‌دونستم.

306
00:17:02,813 --> 00:17:04,482
لابد اون تو خبر خاصی نیست.

307
00:17:07,068 --> 00:17:10,696
- خب، این که درست نیست.
- اونم همین‌طور.

308
00:17:14,659 --> 00:17:16,201
اشکالی نداره از حمامتون استفاده کنم؟

309
00:17:16,202 --> 00:17:18,578
بله. اگه بگم نه، خیلی ظالمانه به نظر میاد،

310
00:17:18,579 --> 00:17:20,997
چون شما به اندازهٔ یه دریاچه آب نوشیدید.

311
00:17:26,170 --> 00:17:28,171
- اِم...
- ما در رو برداشتم

312
00:17:28,172 --> 00:17:30,508
- تا کار هنری راحت بشه.
- آها، باشه.

313
00:17:32,927 --> 00:17:35,720
- راستش، فکر کنم حالم خوبه--
- کارتو بکن.

314
00:17:35,721 --> 00:17:37,515
من دریاچهٔ آب شما رو دوباره پر می‌کنم.

315
00:17:46,107 --> 00:17:47,817
عجیبه. یادم نمیاد...

316
00:17:48,526 --> 00:17:50,860
- اون رو خاموش کرده باشم، عجیبه.
- بله.

317
00:17:52,238 --> 00:17:54,239
نمیدونم چرا زنگش روشن نیست.

318
00:17:54,240 --> 00:17:55,949
- میخواید بیارمش پیشتون؟
- نه، نه!

319
00:17:55,950 --> 00:17:57,284
نه، تقریباً تموم شد.

320
00:17:57,285 --> 00:17:59,077
آره، فقط...

321
00:17:59,078 --> 00:18:00,370
...جمعش کردم.

322
00:18:04,542 --> 00:18:07,043
بابت اون ببخشید. یادم نیست

323
00:18:07,044 --> 00:18:08,129
اون رو روی...

324
00:18:09,130 --> 00:18:10,922
ام...

325
00:18:10,923 --> 00:18:12,674
متأسفانه، اون می‌دونه
که دوباره باید یه روز دیگه

326
00:18:12,675 --> 00:18:15,760
صبر کنیم. هنوز امن نیست.

327
00:18:15,761 --> 00:18:17,554
فکر کنم پسرتون تحت فشاره.

328
00:18:17,555 --> 00:18:20,473
بیشتر اینها ازم می‌خواد تا ذهنشو آروم کنم.

329
00:18:20,474 --> 00:18:23,059
اون داره فکر می‌کنه که آیا با بودنش اینجا کار درستی میکنه یا نه.

330
00:18:23,060 --> 00:18:24,812
به نظرتون داره کار درستی میکنه؟

331
00:18:27,481 --> 00:18:29,441
- این به من مربوط نیست--
- میشه بهش اطمینان بدید

332
00:18:29,442 --> 00:18:30,735
که داره کار درستی میکنه؟

333
00:18:32,570 --> 00:18:34,780
پسر شما داره با این اوضاع دست و پنجه نرم میکنه، قطعاً.

334
00:18:42,413 --> 00:18:43,622
- من همهٔ هنرها رو دوست دارم.
-  حتماً.

335
00:18:43,623 --> 00:18:45,582
میتونیم موضوع رو عوض کنیم.

336
00:18:45,583 --> 00:18:47,208
نه، نه، منظورم این بود که در موردش حرف بزنیم.

337
00:18:47,209 --> 00:18:49,628
نه، خوشم میاد. تمام کارها مال هنریه.

338
00:18:49,629 --> 00:18:51,588
اون نقاشی می‌کشید.

339
00:18:51,589 --> 00:18:53,591
اون نقاش بود. نه یه سرگرمی.

340
00:18:54,634 --> 00:18:57,927
بعد از اینکه کمی بیش از سه سال پیش تشخیص بیماریش داده شد،

341
00:18:57,928 --> 00:18:59,929
هنری می‌خواست به اینجا نقل مکان کنیم

342
00:18:59,930 --> 00:19:02,098
تا بتونه این قسمت از دنیا رو نقاشی کنه

343
00:19:02,099 --> 00:19:03,351
قبل از اینکه دیگه نتونه.

344
00:19:05,603 --> 00:19:07,646
پیشنهاد کردم براش کتاب‌های رومیزی بخرم

345
00:19:07,647 --> 00:19:09,814
و همین دنیا رو به نیویورک بیارم.

346
00:19:09,815 --> 00:19:13,443
اما اون اصرار داشت که چشماش خودشون ببینن.

347
00:19:13,444 --> 00:19:15,570
اون میدونست که درخواست بزرگیه.

348
00:19:15,571 --> 00:19:19,199
زندگی من توی منهتن بود. من شغلم رو رها می‌کردم، و...

349
00:19:19,200 --> 00:19:21,160
ولی البته، گفتم که عاشق این ایده هستم.

350
00:19:22,787 --> 00:19:24,955
این تنها دروغی بود که به شوهرم گفتم.

351
00:19:26,290 --> 00:19:27,875
البته اون شوهرم.

352
00:19:28,959 --> 00:19:30,836
اون امیدوار بود قبل از اینکه...

353
00:19:36,175 --> 00:19:37,967
تایلر در مورد هنری چی گفت؟

354
00:19:37,968 --> 00:19:39,511
- دایان...
- نه.

355
00:19:39,512 --> 00:19:41,304
نه، این سکوت فایده نداره،
با هنری نه.

356
00:19:41,305 --> 00:19:42,472
با من خوبه.

357
00:19:42,473 --> 00:19:44,140
آره، اون گفت شما، اِ...

358
00:19:44,141 --> 00:19:46,476
فکر کنم ۲۷ سال با هم بودید.

359
00:19:46,477 --> 00:19:48,144
بیست و نُه سال. دیگه چی؟

360
00:19:48,145 --> 00:19:49,979
و اِ، اینکه شما دو نفر

361
00:19:49,980 --> 00:19:52,065
لایق همدیگه بودید،
که به نظرم شیرین اومد.

362
00:19:54,151 --> 00:19:56,237
اینجوری هم میشه شنید.
فقط همین؟

363
00:19:58,823 --> 00:20:00,073
آره.

364
00:20:00,074 --> 00:20:01,701
شاید با این موضوع کنار بیا.

365
00:20:02,868 --> 00:20:04,577
اوه، خدای من.

366
00:20:04,578 --> 00:20:07,080
حالا، خورشید داره اَه شده.

367
00:20:07,081 --> 00:20:08,498
اوه، اون خورشید.
متاسفم.

368
00:20:08,499 --> 00:20:10,166
- چی؟
- متاسفم، هی فکر می‌کنم

369
00:20:10,167 --> 00:20:11,918
- که داری در مورد...
- تمومی نداره!

370
00:20:11,919 --> 00:20:13,920
همه چی اینجا در معرض دید هست.

371
00:20:13,921 --> 00:20:15,839
خب، فکر می‌کنم یه مدت زیر
نور مستقیم خورشید شاید...

372
00:20:15,840 --> 00:20:18,174
- شاید کمک کنه.
- خب، پس تو به من بگو
باهاش چی کار کنم.

373
00:20:18,175 --> 00:20:19,801
- چی؟
- تو برای کمک فرستاده شدی.

374
00:20:19,802 --> 00:20:21,886
پس، کمک کن. آفتاب یا سایه؟

375
00:20:21,887 --> 00:20:23,847
آفتاب یا سایه؟

376
00:20:23,848 --> 00:20:25,223
- اِ، هر کدوم.
- «هر کدوم» نه.

377
00:20:25,224 --> 00:20:26,683
نظر داری، بیانش کن.

378
00:20:26,684 --> 00:20:27,726
باشه، فکر کنم شاید یه مدت

379
00:20:27,727 --> 00:20:28,893
جایی که... تو...

380
00:20:28,894 --> 00:20:30,520
و به خاطر خدا، جواب بده!

381
00:20:30,521 --> 00:20:32,605
ذهنش رو آروم کن یا هر کاری
که اون نیاز داره انجام بدی.

382
00:20:32,606 --> 00:20:34,357
- من دارم بهش میگم تحمل کنه.
- «اون تحت فشاره».

383
00:20:34,358 --> 00:20:36,151
اون فکر می‌کنه من چی حس می‌کنم؟

384
00:20:36,152 --> 00:20:38,236
اون اصلا متوجه هست
که اینجا چی داره می‌گذره؟

385
00:20:38,237 --> 00:20:39,362
اینایی که من دارم تحمل می‌کنم؟

386
00:20:39,363 --> 00:20:41,573
اون حتی سعی می‌کنه
یه پیام بده؟

387
00:20:41,574 --> 00:20:44,200
نه، اصلا نگو.
اون شماره من رو داره.

388
00:20:44,201 --> 00:20:46,119
می‌تونه ازش استفاده کنه.
بعد از کاری که من کردم.

389
00:20:46,120 --> 00:20:48,288
تو حتی نمی‌دونی
من چه چیزایی رو کنار گذاشتم.

390
00:20:48,289 --> 00:20:51,541
چون این کاریه که باید انجام بدی.
همه رو کنار میذاری.

391
00:20:51,542 --> 00:20:55,044
همه رو کنار میذاری،
با وجود حس و حالت.

392
00:20:55,045 --> 00:20:58,715
وقتی کسی درده،
کسی که باید دوستش داشته باشی،

393
00:20:58,716 --> 00:21:01,593
کنارش میذاری،
توی قدرنشناسِ...

394
00:21:01,594 --> 00:21:03,053
خودخواهِ نفهم!

395
00:21:08,559 --> 00:21:10,436
متاسفم. اون، اِ...

396
00:21:11,896 --> 00:21:12,897
و...

397
00:21:15,566 --> 00:21:17,234
متاسفم برای اِ...

398
00:21:18,736 --> 00:21:21,404
هنری به گل و گیاه‌ها رسیدگی می‌کرد.

399
00:21:21,405 --> 00:21:23,448
اون... اون عاشقشون بود.

400
00:21:23,449 --> 00:21:26,660
اون... اون دوستشون داشت،
و من، اِ...

401
00:21:34,919 --> 00:21:39,088
دایان، اِ، میدونم اینا همش
خیلی سرسام‌آوره،

402
00:21:39,089 --> 00:21:40,925
و من قطعا نمی‌خوام
بهش اضافه کنم.

403
00:21:41,967 --> 00:21:43,511
ولی خوشحالم که اینجام.

404
00:21:44,762 --> 00:21:48,473
حداقل برای اینکه تمرکزم رو
بذارم روی کمک کردن

405
00:21:48,474 --> 00:21:51,018
به اون گل کاکتوسه‌.

406
00:21:53,979 --> 00:21:55,356
- هوم.
- خدای من.

407
00:21:58,025 --> 00:21:59,485
خب، ما...

408
00:22:00,820 --> 00:22:02,779
اتاق اضافی رو تبدیل کردیم به
آتلیه نقاشی،

409
00:22:02,780 --> 00:22:04,322
واسه همین باید
همین‌جا بخوابی.

410
00:22:04,323 --> 00:22:05,782
باشه.

411
00:22:05,783 --> 00:22:06,784
خیلی خب.

412
00:22:09,036 --> 00:22:10,537
اوه.

413
00:22:10,538 --> 00:22:12,956
- این یه تخته.
- اوه آره، نه، اون...

414
00:22:12,957 --> 00:22:14,707
- یا اون مبل هم هست.
- آره. اوه، شاید همون مبل بهتر باشه.

415
00:22:14,708 --> 00:22:16,125
البته اونجا فوت کرده، پس...

416
00:22:16,126 --> 00:22:17,460
- اوه، باشه.
- ...هر طور راحتی.

417
00:22:17,461 --> 00:22:18,545
- نه، این که...
- میرم ملافه بیارم.

418
00:22:18,546 --> 00:22:19,671
ممنون.

419
00:22:23,133 --> 00:22:26,302
دلیلی برای نگرانی بابت امنیتش که وجود نداره، داره؟

420
00:22:26,303 --> 00:22:28,596
نه، اون خودش رو تو خطر نمیندازه.

421
00:22:28,597 --> 00:22:30,975
احتمالاً باید همون اول این رو می‌پرسیدم.

422
00:23:00,004 --> 00:23:01,337
ممنون بابت شام.

423
00:23:01,338 --> 00:23:02,922
اوه، من نپختم.
فقط گرمش کردم.

424
00:23:02,923 --> 00:23:04,382
عجیبه که چه غذاهایی

425
00:23:04,383 --> 00:23:05,884
مردم عادت دارن برامون میارن.

426
00:23:05,885 --> 00:23:08,386
اگه یخچال منو ببینی،
فکر می‌کنی فقط

427
00:23:08,387 --> 00:23:11,264
خوراک و انچیلادا می‌خورم.

428
00:23:12,933 --> 00:23:15,393
خب، مردم دوست دارن
غذاهایی بیارن که به آدم آرامش میده.

429
00:23:15,394 --> 00:23:17,770
آره، خب منم با یه سالاد کلی آروم شدم.

430
00:23:20,107 --> 00:23:22,191
جدی گفتی؟

431
00:23:22,192 --> 00:23:24,861
آره. فکر کردم بامزه بود.

432
00:23:24,862 --> 00:23:27,114
اوه، فقط می‌خواستم مطمئن شم.
زیاد می‌خندی.

433
00:23:28,198 --> 00:23:30,450
ولی شاید لازم باشه زیر سوال ببرم

434
00:23:30,451 --> 00:23:32,452
که واقعاً سالاد آرامش‌بخشه یا نه.

435
00:23:32,453 --> 00:23:35,122
اوه، یادم رفت این رو بهت بدم، از طرف تایلره.

436
00:23:37,708 --> 00:23:41,295
آره، خط منه،
ولی حرف‌های خودشه، دیکته کرده.

437
00:23:42,421 --> 00:23:44,631
تو فرستادن کارت خیلی پیگیره.

438
00:23:44,632 --> 00:23:47,593
جالبه که الان حدود چهار ساله که اینطوریه.

439
00:23:53,974 --> 00:23:56,142
با تایلر چطور پیش رفت؟

440
00:23:56,143 --> 00:23:59,145
تونستی خیالش رو راحت کنی؟

441
00:23:59,146 --> 00:24:01,064
آره، خب.
ولی باز دوباره بهم خبر میده،

442
00:24:01,065 --> 00:24:03,566
و منم دوباره باید
بهش اطمینان بدم.

443
00:24:03,567 --> 00:24:06,403
این چرخه‌شه.
به دنیای من خوش اومدی.

444
00:24:08,113 --> 00:24:10,406
هوم. تایلر همیشه آدم مضطربی بود.

445
00:24:10,407 --> 00:24:12,659
اون دنیا هیچ تغییری نکرده.

446
00:24:12,660 --> 00:24:14,702
یادمه یه بار رفتم دنبالش مهدکودک.

447
00:24:14,703 --> 00:24:18,414
اون... داشت گریه می‌کرد، هیچ‌جوری آروم نمی‌شد.

448
00:24:18,415 --> 00:24:20,166
ذهنم رفت سمت بدترین اتفاقات، می‌دونی،

449
00:24:20,167 --> 00:24:22,919
که نکنه زدنش یا کسی اذیتش کرده.

450
00:24:22,920 --> 00:24:25,213
اما معلوم شد فقط... فقط ناراحت بوده

451
00:24:25,214 --> 00:24:27,632
چون نمی‌تونست با قیچی درست کار کنه.

452
00:24:31,637 --> 00:24:34,139
معلومه که اون روز، خنده‌ام رو به زور نگه داشتم.

453
00:24:35,432 --> 00:24:39,103
به احساساتش اهمیت دادم.
پسرم حس کرد که دیده و شنیده می‌شه.

454
00:24:40,270 --> 00:24:42,438
تازه، بعداً هم فهمیدم که

455
00:24:42,439 --> 00:24:44,232
معلماش واقعاً نگران بودن

456
00:24:44,233 --> 00:24:45,775
که چرا نمی‌تونه با قیچی کار کنه.

457
00:24:45,776 --> 00:24:48,611
حالا انگار تقصیر منه. لعنت به من که نمی‌دونستم

458
00:24:48,612 --> 00:24:50,488
یه مسئله‌ی مربوط به رشدشه.

459
00:24:50,489 --> 00:24:52,490
اینکه دستا بتونن همزمان
کارهای مختلفی انجام بدن

460
00:24:52,491 --> 00:24:54,117
یا همچین چیزی، نمی‌دونم والا.

461
00:24:54,118 --> 00:24:56,119
به هر حال، تایلر خیلی کلافه بود

462
00:24:56,120 --> 00:24:58,162
چون بقیه بچه‌ها می‌تونستن ولی اون نه.

463
00:24:58,163 --> 00:25:00,331
واسه همین، اون آخر هفته رو باهاش گذروندم،

464
00:25:00,332 --> 00:25:01,874
فقط می‌نشستیم روی زمین،

465
00:25:01,875 --> 00:25:03,876
و مجله‌های خوبم رو تیکه پاره می‌کردیم.

466
00:25:07,339 --> 00:25:09,007
حالا کار با قیچیش خوب شده؟

467
00:25:09,008 --> 00:25:11,301
راستش، نمی‌تونم بگم تا حالا دیدمش که انجامش بده.

468
00:25:11,969 --> 00:25:14,470
شاید یه وقتی بهش پیام دادی، پرسیدی.

469
00:25:14,471 --> 00:25:16,014
خوب می‌شه بدونی که منم سهمی داشتم،

470
00:25:16,015 --> 00:25:18,976
و اینکه اون مجله‌ها بیخود تیکه پاره نشدن.

471
00:25:20,227 --> 00:25:23,647
می‌دونی دایان، خودت می‌تونی بهش پیام بدی.

472
00:25:29,820 --> 00:25:31,362
و اگه دلت رو آروم می‌کنه،

473
00:25:31,363 --> 00:25:33,197
من خبر دارم که تو واقعاً سهم داشتی،

474
00:25:33,198 --> 00:25:35,491
چون تایلر بهم گفت که موقعی که

475
00:25:35,492 --> 00:25:38,578
خواست حقیقت رو بهت بگه، چه حسی داشت و گفت تو معرکه بودی.

476
00:25:38,579 --> 00:25:40,121
اجازه‌شو داری اینو بهم بگی؟

477
00:25:40,122 --> 00:25:43,584
فکر کنم این بار می‌تونم این قانون رو دور بزنم.

478
00:25:45,169 --> 00:25:49,297
گفت وقتی بالاخره جرئت پیدا کرد بیاد بهت بگه،

479
00:25:49,298 --> 00:25:51,800
انگار حس کرده تو از قبل آماده بودی و منتظرش بودی.

480
00:25:52,885 --> 00:25:56,597
«منتظر بودی که بهش عشق بدی.» این عین جمله‌ای بود که گفت.

481
00:25:57,389 --> 00:25:59,390
خب، من بودم.

482
00:25:59,391 --> 00:26:02,018
و تمام اون دفعاتی که داشت لو بده هم، اونجا بودم.

483
00:26:02,019 --> 00:26:04,228
همیشه می‌دونستم که اون گیه

484
00:26:04,229 --> 00:26:05,605
از همون بچگی.

485
00:26:05,606 --> 00:26:07,231
و کلی سال بود که لحظاتی پیش می‌اومد

486
00:26:07,232 --> 00:26:09,400
که وارد اتاقی می‌شد که من بودم،

487
00:26:09,401 --> 00:26:13,404
نه که حتی اتاق، فقط همون دم در می‌اومد.

488
00:26:13,405 --> 00:26:15,282
و من قشنگ می‌دیدمش که چطور تو چهره‌ش موج می‌زنه.

489
00:26:16,283 --> 00:26:18,868
و هر بار تو دلم می‌گفتم:

490
00:26:18,869 --> 00:26:21,287
«همینه دایان، الان می‌خواد بگه، خرابش نکنی.»

491
00:26:23,415 --> 00:26:25,083
و باور کن، تمام زورم رو می‌زدم

492
00:26:25,084 --> 00:26:26,919
که یهو نپرم از دهنش در بیارم.

493
00:26:28,545 --> 00:26:29,546
من فقط...

494
00:26:30,923 --> 00:26:32,924
فقط می‌خواستم از این مرحله رد بشه.

495
00:26:32,925 --> 00:26:34,927
می‌دونستم اون طرف ماجرا خیلی بهتره.

496
00:26:36,053 --> 00:26:38,387
معلومه که می‌دونستم دست خودشه.

497
00:26:38,388 --> 00:26:40,932
برای همین فقط ساکت و آروم می‌موندم،

498
00:26:40,933 --> 00:26:46,270
و بهم زل می‌زدیم؛ انگار یه ابدیتی طول می‌کشید...

499
00:26:46,271 --> 00:26:49,817
منتظر یه چیز واحد بودیم، منتظر اینکه بالاخره حرفش رو بزنه.

500
00:26:50,943 --> 00:26:52,985
و نهایتاً، تمام اون دفعاتی که...

501
00:26:52,986 --> 00:26:57,116
مجبور بودم تماشا کنم که چطور همه‌چی رو سرکوب می‌کنه و می‌ره.

502
00:26:58,283 --> 00:27:02,578
واسه همین، وقتی اون روز رسید، خودِ «اون» روز...

503
00:27:02,579 --> 00:27:05,123
تایلر ۲۳ سالش بود،
برای کریسمس اومده بود خونه،

504
00:27:05,124 --> 00:27:06,916
و منم تو آشپزخونه داشتم غذا می‌پختم.

505
00:27:06,917 --> 00:27:09,794
مثل همیشه اومد تو،

506
00:27:09,795 --> 00:27:12,172
درست دم در وایساد، جلوتر نیومد.

507
00:27:15,300 --> 00:27:17,760
و همون نگاه رو داشت.

508
00:27:17,761 --> 00:27:21,264
ترس، درد، همه‌چی درست مثل قبل بود.

509
00:27:21,265 --> 00:27:22,808
ولی اون لحظه، یهو...

510
00:27:23,851 --> 00:27:25,435
فهمیدم نمی‌تونم بی‌کار بشینم.

511
00:27:26,478 --> 00:27:28,272
می‌دونستم نباید هولش بدم، ولی...

512
00:27:29,523 --> 00:27:32,358
باید اون لحظه رو واسه پسرم درستش می‌کردم.

513
00:27:32,359 --> 00:27:36,321
واسه همین، نگاش کردم و گفتم...

514
00:27:38,031 --> 00:27:39,116
'دوستت دارم.'

515
00:27:40,325 --> 00:27:41,951
یعنی قبلاً هم خیلی بهش گفته بودم،

516
00:27:41,952 --> 00:27:43,787
ولی فکر کنم هیچ‌وقت اون‌جوری نگفته بودم، انگار...

517
00:27:44,830 --> 00:27:47,291
انگار داشتم بهش اطمینان می‌دادم.

518
00:27:48,375 --> 00:27:49,960
انگار می‌ترسیدم فراموش کرده باشه.

519
00:27:51,879 --> 00:27:55,174
با همین حرف، تایلر نفسش رو حبس کرده بود داد بیرون.

520
00:27:56,216 --> 00:27:58,676
و دیدم که چطور همه اون اضطراب‌ها ازش دور شد.

521
00:27:58,677 --> 00:28:02,389
و دیدم که چطور پسرم قدم گذاشت توی اتاق.

522
00:28:06,310 --> 00:28:07,810
- چه عالی.
- آره.

523
00:28:07,811 --> 00:28:10,355
- هوم.
- و بعدش، با هم شام درست کردیم.

524
00:28:11,315 --> 00:28:12,316
حتی...

525
00:28:13,317 --> 00:28:14,650
یه سالاد خوشمزه درست کردیم.

526
00:28:17,196 --> 00:28:18,738
خب، بی‌احترامی به قیچی نباشه،

527
00:28:18,739 --> 00:28:22,534
ولی فکر کنم این تفاوت خیلی بزرگ‌تری باشه.

528
00:28:25,370 --> 00:28:28,497
تایلر خیلی خوش‌شانسه که مادری مثل تو داره.

529
00:28:28,498 --> 00:28:29,541
هوم.

530
00:28:30,500 --> 00:28:31,668
تو چی؟

531
00:28:32,669 --> 00:28:34,379
تو با والدینت خوش‌شانس بودی؟

532
00:28:35,380 --> 00:28:37,006
اوه...

533
00:28:37,007 --> 00:28:38,549
- مجبور نیستی بگی.
- نه، نه، اصلاً.

534
00:28:38,550 --> 00:28:40,843
دوست دارم فکر کنم که آره، بودم.

535
00:28:40,844 --> 00:28:44,223
ولی خب، من پدر و مادرم رو قبل از اینکه...

536
00:28:46,016 --> 00:28:48,184
دیرتر از اون چیزی که باید در مورد هویتم حرف بزنم، حرف زدم... یعنی نمی‌گم باید اون کار رو می‌کردم.

537
00:28:48,185 --> 00:28:49,894
وقتی آماده بودم در موردش حرف زدم و اون موقع...

538
00:28:49,895 --> 00:28:52,772
تا ۳۵ سالگی آماده نبودم، و...

539
00:28:52,773 --> 00:28:55,358
هر دو اونا تو فاصله یه سال از هم فوت کردن.

540
00:28:55,359 --> 00:28:58,527
راستش، سرطان گرفتن.

541
00:28:58,528 --> 00:29:00,697
- متاسفم.
- ممنون. لطف داری.

542
00:29:01,615 --> 00:29:03,407
- خواهر برادر داری؟
- نه.

543
00:29:03,408 --> 00:29:05,952
تک‌فرزندم، مثل پدرم.

544
00:29:05,953 --> 00:29:08,454
مادرم هم با خواهرش حرف نمی‌زد،

545
00:29:08,455 --> 00:29:11,124
شنیدم اون هم فوت کرده، پس نه، فقط خودمم.

546
00:29:12,626 --> 00:29:14,460
باید خیلی سخت بوده باشه.

547
00:29:14,461 --> 00:29:16,255
تنهایی مراقبت از جفتشون؟

548
00:29:20,259 --> 00:29:21,425
آره.

549
00:29:21,426 --> 00:29:23,053
آره، بود. ولی خب...

550
00:29:24,263 --> 00:29:25,555
می‌دونی...

551
00:29:26,723 --> 00:29:28,975
انتخابی هم نداشتیم که بخوایم کاری کنیم.

552
00:29:28,976 --> 00:29:31,270
فقط مجبور شدیم خیلی سریع یاد بگیریم چطور از پسش بربیایم، نه؟

553
00:29:33,563 --> 00:29:34,898
- آره، همین کارو کردیم.
- اوهوم.

554
00:29:38,402 --> 00:29:41,404
اگه برات مهم نیست... که بپرسم،

555
00:29:41,405 --> 00:29:43,406
می‌دونی چرا صبر کردی؟

556
00:29:43,407 --> 00:29:46,076
چرا تا اون لحظه آماده نبودی؟

557
00:29:49,746 --> 00:29:50,998
فکر کنم بدونم.

558
00:29:52,249 --> 00:29:53,250
آره.

559
00:29:54,960 --> 00:29:56,336
خب...

560
00:30:01,758 --> 00:30:03,676
نه که نتونم تنهایی بنوشم،

561
00:30:03,677 --> 00:30:06,305
اما می‌تونم برات یه لیوان بیارم؟

562
00:30:09,599 --> 00:30:10,600
آره.

563
00:30:12,019 --> 00:30:13,644
ممنون.

564
00:31:00,025 --> 00:31:02,486
اوه، این چی‌کار کرده اینجا؟

565
00:31:03,487 --> 00:31:05,488
- صبح بخیر.
- اوه، صبح بخیر.

566
00:31:05,489 --> 00:31:08,074
خب، متأسفانه انگار زیاد بهش آب دادن.

567
00:31:08,075 --> 00:31:09,742
واسه همین می‌خوام بذارم برگ‌هاش

568
00:31:09,743 --> 00:31:11,869
و ریشه‌هاش یکم خشک بشن.

569
00:31:11,870 --> 00:31:13,412
ارزش امتحان کردن داره.

570
00:31:13,413 --> 00:31:15,581
آه و اینکه، ظرف‌شویی رو خالی کردم،

571
00:31:15,582 --> 00:31:18,250
ولی مطمئن نبودم اون دیس‌ها کجا میرن.

572
00:31:18,251 --> 00:31:20,336
و یه مقدار قهوه هم دم کردم.

573
00:31:20,337 --> 00:31:22,546
پس تمرکزت روی اون کاکتوسه چی شد؟

574
00:31:22,547 --> 00:31:23,881
ببخشید، نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

575
00:31:23,882 --> 00:31:25,549
از انجام دادن این کارا یه جورایی حال می‌کنم،

576
00:31:25,550 --> 00:31:27,719
و همون لحظه از گفتن «حال می‌کنم» پشیمون شدم.

577
00:31:29,262 --> 00:31:32,056
اون‌وقت از غذا دادن به گربه هم «حال می‌کنی»؟

578
00:31:32,057 --> 00:31:34,558
آره. بازم ببخشید، فقط...

579
00:31:34,559 --> 00:31:36,394
دیدم ظرفش خالیه.

580
00:31:36,395 --> 00:31:37,770
خب، دیگه اون کارا بیهوده‌ست.

581
00:31:37,771 --> 00:31:39,856
یه جغد گربه رو با خودش برد، پس...

582
00:31:42,192 --> 00:31:44,777
- صبر کن، چی گفتی؟
- آره، داشت توی حیاط آفتاب می‌گرفت.

583
00:31:44,778 --> 00:31:48,155
یه جغد شیرجه زد و بردش.

584
00:31:48,156 --> 00:31:50,283
فقط یه تیکه از دمش موند.

585
00:31:51,284 --> 00:31:53,036
- همچین چیزی ممکنه؟
- خیلی پیش میاد.

586
00:31:53,745 --> 00:31:57,540
هنری اصرار داشت که ظرفو همون‌جا بذاریم چون،

587
00:31:57,541 --> 00:31:59,375
نمی‌دونم، شاید فکر می‌کرد جغده

588
00:31:59,376 --> 00:32:01,710
برمی‌گرده و گربه رو میاره پس میده؟

589
00:32:04,047 --> 00:32:05,798
متاسفم، این خیلی وحشتناکه.

590
00:32:05,799 --> 00:32:07,592
خودِ ماجرا آره، ولی...

591
00:32:09,177 --> 00:32:11,263
بارنابی فقط هنری رو دوست داشت، پس...

592
00:32:13,223 --> 00:32:14,974
به نظرم این اتفاق خوبیه.

593
00:32:14,975 --> 00:32:16,393
اونا دوباره پیش همن.

594
00:32:25,444 --> 00:32:27,487
اون باید اون پایین بره، اون یکی هم گوشه.

595
00:32:28,613 --> 00:32:29,614
باشه.

596
00:32:35,579 --> 00:32:36,955
از تایلر خبری نشد؟

597
00:32:38,582 --> 00:32:40,624
آره، خب، متاسفم.

598
00:32:40,625 --> 00:32:44,087
متأسفانه شرایط... اصلاً امن نیست.

599
00:32:45,088 --> 00:32:47,257
ببخشید، باید بهت می‌گفتم.

600
00:32:54,931 --> 00:32:56,682
دایان!

601
00:32:56,683 --> 00:32:58,434
- لعنتی.
- دایان!

602
00:32:58,435 --> 00:32:59,936
اوه.

603
00:33:00,937 --> 00:33:03,481
- دایان.
- اوه، سلام جودیت.

604
00:33:03,482 --> 00:33:04,982
- سلام.
- چه رنگ فیروزه‌ای قشنگی.

605
00:33:04,983 --> 00:33:06,692
ممنون، اصلاً ازش سیر نمی‌شم.

606
00:33:06,693 --> 00:33:08,903
- همین‌طور به نظر می‌رسه.
- آره.

607
00:33:08,904 --> 00:33:10,279
ایشون جودیت هستن، همسایه بغلی‌م.

608
00:33:10,280 --> 00:33:12,114
و این هم جیمی‌ئه.

609
00:33:12,115 --> 00:33:13,782
هدیه‌ای از طرف پسرم.

610
00:33:13,783 --> 00:33:15,451
اوه!

611
00:33:15,452 --> 00:33:17,536
خیلی لطف کرده. از آشنایی‌تون خوشبختم.

612
00:33:17,537 --> 00:33:18,788
من هم همین‌طور.

613
00:33:20,123 --> 00:33:21,499
شما چطورید؟

614
00:33:21,500 --> 00:33:23,709
خوبم، ممنون.

615
00:33:23,710 --> 00:33:26,296
خب، واقعاً دلم نمی‌خواد با خبرهای ناراحت‌کننده بیشتر خسته‌تون کنم.

616
00:33:27,380 --> 00:33:29,006
آره، چیپر گم شده.

617
00:33:29,007 --> 00:33:30,883
وای نه، این که خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

618
00:33:30,884 --> 00:33:32,968
آره، سگ شی‌هوآهوآم.

619
00:33:32,969 --> 00:33:34,136
- اوه.
- میکس.

620
00:33:34,137 --> 00:33:36,555
یعنی، نژاد خالص... امم، خب میکس.

621
00:33:36,556 --> 00:33:37,973
عجب.

622
00:33:37,974 --> 00:33:40,142
سعی می‌کنم مثبت فکر کنم.

623
00:33:40,143 --> 00:33:43,020
می‌دونید، آدم باید امیدش رو حفظ کنه.

624
00:33:43,021 --> 00:33:44,314
خودتون می‌دونید.

625
00:33:46,149 --> 00:33:48,984
- آره می‌دونم.
- خب، اگر هرکدومتون دیدیدش،

626
00:33:48,985 --> 00:33:50,653
حتماً بهم زنگ بزنید.

627
00:33:50,654 --> 00:33:52,363
- حتماً. اوه.
- و اگر جواب ندادم،

628
00:33:52,364 --> 00:33:54,865
مطمئن باشید که سریع زنگ می‌زنم، ولی احتمالا جواب میدم.

629
00:33:54,866 --> 00:33:56,659
- اوه.
- و هر دعایی هم کنید، ممنون می‌شم.

630
00:33:56,660 --> 00:33:58,160
- حتماً.
- خیلی ممنونم.

631
00:33:58,161 --> 00:34:00,329
- خداحافظ شما.
- فعلاً.

632
00:34:00,330 --> 00:34:03,332
اوه، مارسی! سلام عزیزم!

633
00:34:03,333 --> 00:34:04,833
صبر کن.

634
00:34:04,834 --> 00:34:07,211
دایان، فکر کنم سگ اون...

635
00:34:07,212 --> 00:34:09,714
آره، یه شاهین بردش. خودم از پشت پنجره دیدم.

636
00:34:11,967 --> 00:34:14,176
- نباید بهش بگیم؟
- مگه نشنیدی چی گفت؟

637
00:34:14,177 --> 00:34:15,679
اون باید امیدش رو حفظ کنه.

638
00:34:16,680 --> 00:34:18,681
- اوه، ممنونم.
- خواهش می‌کنم.

639
00:34:18,682 --> 00:34:23,018
کم‌کم دارم این همه وسواس روی فلفل سبز رو می‌فهمم.

640
00:34:23,019 --> 00:34:24,688
تقریباً مثل یه فرقه‌ست.

641
00:34:26,731 --> 00:34:28,358
هنری هم همیشه عاشقش بود.

642
00:34:30,527 --> 00:34:34,530
اوه، می‌خوای یه لیست از کارهایی که باید انجام بدیم درست کنیم؟

643
00:34:34,531 --> 00:34:37,408
دارمش. هنری درستش کرده بود.

644
00:34:37,409 --> 00:34:39,285
- اوه.
- اون فکر می‌کرد یکی از مزیت‌های

645
00:34:39,286 --> 00:34:40,704
دونستنِ «تاریخ پایان»شه.

646
00:34:41,705 --> 00:34:42,871
اینا حرف خودش بود.

647
00:34:42,872 --> 00:34:44,040
هنوز بازش نکردم.

648
00:34:45,542 --> 00:34:48,335
مطمئنی می‌خوای بازش کنم؟ آخه ممکنه یه نامه باشه.

649
00:34:48,336 --> 00:34:51,423
لحظات آخر پیشش بودم، همه حرفامون رو زده بودیم.

650
00:34:52,716 --> 00:34:53,717
باشه.

651
00:34:56,636 --> 00:34:57,637
بسیار خب.

652
00:35:00,473 --> 00:35:02,225
آره، دیدی؟ فقط یه لیسته.

653
00:35:04,728 --> 00:35:07,730
'نقشه هنری برای رفتن.'

654
00:35:07,731 --> 00:35:09,773
'اول اینکه، یه بار کامل و مجهز توی پذیرایی می‌خوام'

655
00:35:09,774 --> 00:35:11,609
'ولی شامپاین نباشه.'

656
00:35:11,610 --> 00:35:13,987
'ازش متنفرم، پس هیچ‌کس نباید با اون به سلامتی من بنوشه.'

657
00:35:15,238 --> 00:35:17,323
'دوم، موزیک توی مراسم ترحیم.'

658
00:35:17,324 --> 00:35:19,408
'دیان، منو که می‌شناسی. اهل کارای معمولی نیستم.'

659
00:35:19,409 --> 00:35:21,285
'پس وقتی مهمونا می‌رسن، آهنگ "خدا فقط می‌دونه" از بیچ بویز پخش بشه.'

660
00:35:21,286 --> 00:35:23,454
'و موقع رفتنشون،'

661
00:35:23,455 --> 00:35:26,666
'آهنگ "تو اولین، آخرین و همه دنیای منی" از بری وایت.'

662
00:35:27,751 --> 00:35:31,253
'خب، کلیساش اینو قبول نمی‌کنه.'

663
00:35:31,254 --> 00:35:33,339
'خب، کلیساش هنوز منو ندیده.'

664
00:35:33,340 --> 00:35:34,758
'و تو هم کلیساش رو ندیدی.'

665
00:35:35,925 --> 00:35:37,926
- خب، اون موقع به خاطر تو قبول می‌کنن.
- نه.

666
00:35:37,927 --> 00:35:40,846
'اونا منو نمی‌شناسن، فقط اسمم رو شنیدن.'

667
00:35:40,847 --> 00:35:43,307
'فقط هنری رو می‌رسوندم و برمی‌داشتم.'

668
00:35:43,308 --> 00:35:45,602
'هنری اینجا دوست پیدا کرد، من فقط یه آشنایی مختصر داشتم.'

669
00:35:46,478 --> 00:35:48,812
'خب پس به خاطر هنری انجامش میدن.'

670
00:35:48,813 --> 00:35:49,814
'دیگه چی؟'

671
00:35:51,524 --> 00:35:54,818
'سوم، گل‌ها. دیان، اینو می‌سپرم به خودت.'

672
00:35:54,819 --> 00:35:57,697
'کلیسا رو با هر چی که حس نیویورک بهت میده پر کن.'

673
00:35:59,282 --> 00:36:00,367
'فقط یه شرط دارم.'

674
00:36:02,410 --> 00:36:05,204
'باید گل‌ها رو از دخترخاله دوریس کاتو بخری.'

675
00:36:05,205 --> 00:36:06,664
'داری با من شوخی می‌کنی؟'

676
00:36:06,665 --> 00:36:08,123
'راستی، اسمش کَتی‌ه.'

677
00:36:08,124 --> 00:36:09,500
'می‌دونم که اصلاً گوش نمی‌دادی.'

678
00:36:09,501 --> 00:36:10,710
'خدایا.'

679
00:36:11,795 --> 00:36:13,045
- 'چهارم.'
- چی؟

680
00:36:13,046 --> 00:36:15,173
'کتی رو به مراسم دعوت کنم؟'

681
00:36:17,509 --> 00:36:18,968
'نقاشیم رو تموم کن.'

682
00:36:24,015 --> 00:36:26,517
'خب، این یکی نمیشه. من که نقاشی بلد نیستم.'

683
00:36:26,518 --> 00:36:29,061
'مهم نیست که بلد نیستی دیان.'

684
00:36:29,062 --> 00:36:30,689
'نقاشی بود که ما رو به هم نزدیک کرد.'

685
00:36:31,648 --> 00:36:33,692
'می‌خوام تو کاری رو که من نتونستم تموم کنم، به پایان برسونی.'

686
00:36:34,734 --> 00:36:36,568
'خب...'

687
00:36:36,569 --> 00:36:38,488
'این کار تموم شده‌ست. من همین‌جوری می‌خوامش.'

688
00:36:40,699 --> 00:36:42,324
'شاید بد نباشه که کمی...'

689
00:36:42,325 --> 00:36:44,160
'مورد دیگه‌ای هم هست یا همین بود؟'

690
00:36:52,210 --> 00:36:54,878
'میشه تمومش کنی؟ کار زیاد داریم.'

691
00:36:54,879 --> 00:36:57,381
'آره، آره، تموم شد.'

692
00:36:57,382 --> 00:36:58,383
'الو؟'

693
00:37:00,051 --> 00:37:03,178
'فقط می‌خواستم دوباره بگم که چقدر مفتخرم'

694
00:37:03,179 --> 00:37:04,847
'که مسئولیت این هماهنگی‌ها رو به من سپردید.'

695
00:37:04,848 --> 00:37:06,515
'امیدوارم همین‌طور باشه، ولی باید بهت هشدار بدم،'

696
00:37:06,516 --> 00:37:08,267
'شوهرم خیلی دقیق بود.'

697
00:37:08,268 --> 00:37:10,436
'می‌خواست حس نیویورک رو بده، مطمئن نیستم که اصلاً بتونی...'

698
00:37:10,437 --> 00:37:12,271
'البته. بهار؟ تابستون؟'

699
00:37:12,272 --> 00:37:15,190
- فصل مورد علاقه‌اش چی بود؟
- بهار. ولی مشخصاً،

700
00:37:15,191 --> 00:37:17,192
- باید لاله باشه.
- باید با لاله‌های من شروع کنیم.

701
00:37:17,193 --> 00:37:18,694
'و من رنگ‌های خیلی متنوعی می‌خوام...'

702
00:37:18,695 --> 00:37:19,778
'باورت نمیشه چه رنگ‌هایی داریم.'

703
00:37:19,779 --> 00:37:21,280
خب، گفتنش که راحته.

704
00:37:21,281 --> 00:37:23,532
اما باید ببینیشون.
حتماً.

705
00:37:28,413 --> 00:37:29,788
لطفاً امضا کنید.

706
00:37:29,789 --> 00:37:31,875
فقط باید بیعانه رو امروز بدید.

707
00:37:32,709 --> 00:37:34,585
کتی، اون گل گوشتیه،

708
00:37:34,586 --> 00:37:36,879
همونی که هنری و دایان از اینجا خریدن،

709
00:37:36,880 --> 00:37:38,422
اوضاعش زیاد خوب نیست.

710
00:37:38,423 --> 00:37:40,299
- اوه، نه.
- می‌دونم.

711
00:37:40,300 --> 00:37:42,469
می‌دونم، دارم فکر می‌کنم نکنه اون موقع که خریدنش،

712
00:37:43,595 --> 00:37:46,263
حال و روزش زیاد خوب نبوده؟

713
00:37:46,264 --> 00:37:49,141
چون به نظر نمیاد اشتباهی کرده باشن.

714
00:37:49,142 --> 00:37:51,477
احتمالاً دایان بتونه نجاتش بده،

715
00:37:51,478 --> 00:37:54,396
- ولی خب، یه کم دلسرد‌کننده است.
- حتماً.

716
00:37:54,397 --> 00:37:56,273
- خیلی معذرت می‌خوام.
- نه، اصلاً.

717
00:37:56,274 --> 00:37:58,776
فقط به خاطر هنری گفتم.

718
00:37:58,777 --> 00:38:00,652
چون اون خیلی گل و گیاه دوست داشت،

719
00:38:00,653 --> 00:38:03,406
واقعاً عاشقشون بود.

720
00:38:04,449 --> 00:38:06,617
دخترخاله‌ت تو رو معرفی کرد.

721
00:38:06,618 --> 00:38:08,160
نه، دیگه هیچی نگو.

722
00:38:08,161 --> 00:38:09,912
لطفاً بذار جبرانش کنم.

723
00:38:09,913 --> 00:38:11,079
۳۰ درصد تخفیف.

724
00:38:11,080 --> 00:38:13,415
چی؟ نه، کتی.

725
00:38:13,416 --> 00:38:15,001
- نه، اصرار دارم.
- خیلی ممنون، مرسی.

726
00:38:17,629 --> 00:38:19,588
بزن قدش و زود برگرد.

727
00:38:19,589 --> 00:38:21,423
باورت میشه چقدر هوا سرده؟

728
00:38:21,424 --> 00:38:24,092
من یه مدتی اینجا بودم ولی وقتی کلمه "بیابون" رو می‌شنوی،

729
00:38:24,093 --> 00:38:25,511
- آدم فکر می‌کنه...
- حتماً باید داغ باشه!

730
00:38:25,512 --> 00:38:26,596
- نه.
- می‌دونم.

731
00:38:29,849 --> 00:38:31,809
شاید یه روز دیگه بهش

732
00:38:31,810 --> 00:38:33,436
کمی آب اسپری کنیم.

733
00:38:35,313 --> 00:38:37,356
داری عکس انتخاب می‌کنی برای نمایش؟

734
00:38:37,357 --> 00:38:39,942
آره، چند تا ایده دارم برای مراسم خاکسپاری شوهرم.

735
00:38:41,945 --> 00:38:43,487
اوه، خیلی خوبه.

736
00:38:43,488 --> 00:38:44,489
تایلر.

737
00:38:46,115 --> 00:38:47,366
آره.

738
00:38:47,367 --> 00:38:48,785
همیشه تودل‌برو بوده.

739
00:38:57,627 --> 00:38:59,002
ای جان.

740
00:38:59,003 --> 00:39:01,839
تایلر اینو قاب کرده گذاشته خونه‌ش.

741
00:39:01,840 --> 00:39:03,841
امم.

742
00:39:03,842 --> 00:39:05,342
زیاد درباره باباش برات تعریف کرده؟

743
00:39:05,343 --> 00:39:06,636
آره، خب.

744
00:39:08,471 --> 00:39:09,972
یعنی فقط در حد اشاره کردن بوده.

745
00:39:09,973 --> 00:39:11,307
یعنی تیکه تیکه تعریف کرده، نه کامل...

746
00:39:12,475 --> 00:39:15,394
باید عکس‌های بیشتری از اونا بهت بدم

747
00:39:15,395 --> 00:39:16,729
که ببری لس‌آنجلس.

748
00:39:18,314 --> 00:39:19,691
حتماً.

749
00:39:21,234 --> 00:39:22,818
این بچه کیه؟

750
00:39:22,819 --> 00:39:25,237
عکس‌های زیادی از اونا کنار هم هست.

751
00:39:25,238 --> 00:39:27,406
پسرعمه‌ش یا پسر‌دایی‌شه؟

752
00:39:27,407 --> 00:39:29,491
نه، اون بابی‌ئه، اولین دوست‌پسرش.

753
00:39:34,747 --> 00:39:36,164
چی؟

754
00:39:36,165 --> 00:39:37,166
نه!

755
00:39:38,167 --> 00:39:39,419
چند سالشون بود، ۱۱ سال؟

756
00:39:40,336 --> 00:39:41,837
ده سال.

757
00:39:41,838 --> 00:39:43,213
اونا نگفتن که با هم دوست‌‌پسرن،

758
00:39:43,214 --> 00:39:44,673
ولی من می‌دونستم.

759
00:39:44,674 --> 00:39:46,842
یه بار اتفاقی مچشون رو گرفتم. منو ندیدن،

760
00:39:46,843 --> 00:39:48,760
ولی آره، دیدم داشتن با هم ور می‌رفتن.

761
00:39:48,761 --> 00:39:50,263
چیز بدی نبود.

762
00:39:52,015 --> 00:39:54,016
- باید خیلی سخت بوده باشه.
- چرا؟

763
00:39:54,017 --> 00:39:55,851
گفتم که، همیشه می‌دونستم اون همجنس‌گراست.

764
00:39:55,852 --> 00:39:57,895
خب، دونستن یه چیزه، دیدن اونا یه چیز دیگه...

765
00:39:57,896 --> 00:39:59,521
اصلاً چی بهشون گفتی؟

766
00:39:59,522 --> 00:40:02,232
هیچی نگفتم، تا همین الانم هیچی نگفتم.

767
00:40:02,233 --> 00:40:04,526
نمی‌خواستم هیچ‌وقت حس کنه که کارش

768
00:40:04,527 --> 00:40:06,863
یا اون حس‌هایی که داشت، اشتباه بوده.

769
00:40:10,283 --> 00:40:11,784
واو، این... خب...

770
00:40:13,953 --> 00:40:15,038
باشه.

771
00:40:15,788 --> 00:40:18,707
خب، تایلر و بابی هنوز با هم در ارتباطن؟

772
00:40:18,708 --> 00:40:20,709
- فکر کنم آره. چرا؟
- نمی‌دونم.

773
00:40:20,710 --> 00:40:23,046
می‌دونی، اون بامزه بود. حداقل اون موقع‌ها.

774
00:40:23,755 --> 00:40:27,299
الان دیگه خیلی جذابه. یه طراح دکوراسیون حسابی هم شده.

775
00:40:27,300 --> 00:40:29,301
سلیقه‌اش عالیه.

776
00:40:29,302 --> 00:40:31,386
تازه اونم همین لس‌آنجلس زندگی می‌کنه.

777
00:40:31,387 --> 00:40:33,764
عجیبه که تاحالا ندیدیش.

778
00:40:33,765 --> 00:40:36,224
خب می‌دونی، تایلر همه‌جا

779
00:40:36,225 --> 00:40:37,267
من رو بین دوستاش راه نمی‌ده

780
00:40:37,268 --> 00:40:39,645
و از لحاظ دوست هم هیچ کم و کسری نداره.

781
00:40:39,646 --> 00:40:42,940
تصور می‌کنم از لحاظ چیزهای فراتر از دوست هم کم و کسری نداره.

782
00:40:42,941 --> 00:40:44,942
حداقل اگه هنوز همون‌طوری باشه که موقع «علنی‌کردن گرایشش» بود.

783
00:40:44,943 --> 00:40:46,735
شاید حتی قبل از اون هم همین‌طور بود.

784
00:40:46,736 --> 00:40:48,570
نمی‌دونم، فقط می‌دونم که همیشه یه سری آدم

785
00:40:48,571 --> 00:40:50,072
پشت سر هم بودن که عاشق تایلر می‌شدن.

786
00:40:52,450 --> 00:40:55,745
خب، شاید یه روزی تایلر تو رو به بابی معرفی کنه.

787
00:40:57,455 --> 00:40:58,997
آره. اگه معرفی کرد، کرد دیگه.

788
00:40:58,998 --> 00:40:59,999
هوم.

789
00:41:02,710 --> 00:41:05,088
خب، تو هم هیچ‌وقت جزو اون لیست طولانی بودی؟

790
00:41:06,255 --> 00:41:07,589
چی؟

791
00:41:07,590 --> 00:41:09,425
همون لیست آدم‌های دور و بر تایلر.

792
00:41:10,510 --> 00:41:13,804
- نه، ما فقط دوستیم.
- حتی واسه یه شب هم نشده؟

793
00:41:13,805 --> 00:41:17,099
همون شبی که آشنا شدید، وقتی خودت رو بهش عرضه کردی؟

794
00:41:17,100 --> 00:41:19,769
اون‌طوری نیست... من تنها برگشتم خونه.

795
00:41:20,812 --> 00:41:22,854
نه، تایلر و من از همون اول توافق کردیم

796
00:41:22,855 --> 00:41:26,650
که رابطه‌مون فرق می‌کنه، خب به‌خاطر کارمون.

797
00:41:26,651 --> 00:41:28,987
اوه، پس یعنی در موردش حرف زده بودین؟

798
00:41:30,029 --> 00:41:32,239
- خب، اجتناب‌ناپذیر بود دیگه.
- اجتناب‌ناپذیر؟

799
00:41:32,240 --> 00:41:34,282
آره. می‌دونی، وقت زیادی رو با یه نفر می‌گذرونی،

800
00:41:34,283 --> 00:41:36,326
شناخت کافی پیدا می‌کنی و یه‌جورایی بهش وابسته می‌شی.

801
00:41:36,327 --> 00:41:38,829
آره، خب ناخودآگاه فکر آدم می‌ره سمت چیزهای دیگه.

802
00:41:38,830 --> 00:41:41,164
- و تو هم این فکر رو کردی؟
- خب، هر دومون همین فکر رو کردیم.

803
00:41:41,165 --> 00:41:43,625
هر دومون تو فکرش بودیم،
اما به توافق رسیدیم،

804
00:41:43,626 --> 00:41:45,460
تصمیم گرفتیم فقط دوست بمونیم.

805
00:41:45,461 --> 00:41:46,921
- کی تصمیم گرفت؟
- هر دومون.

806
00:41:47,964 --> 00:41:49,965
- سعی نکن اون رو از این ماجرا حذف کنی.
- نه، من... من...

807
00:41:49,966 --> 00:41:51,466
فقط... من تایلر رو می‌شناسم

808
00:41:51,467 --> 00:41:53,136
که تو روابط چطور آدمیه.
تو رو نمی‌شناسم.

809
00:41:54,303 --> 00:41:56,388
خب، خیالت راحت باشه،
ما هر دو با هم این راه رو رفتیم،

810
00:41:56,389 --> 00:41:58,015
و با هم هم از اون راه برگشتیم.

811
00:41:58,016 --> 00:41:59,641
- اوهوم.
- یه جایی،

812
00:41:59,642 --> 00:42:01,184
من به تایلر ابراز علاقه کردم،

813
00:42:01,185 --> 00:42:03,562
و اون هم در جواب بهم ابراز علاقه کرد،

814
00:42:03,563 --> 00:42:06,023
اما همون موقع هم گفت که هنوز

815
00:42:06,024 --> 00:42:08,233
آمادگی وارد شدن به یه رابطه رو نداره.

816
00:42:08,234 --> 00:42:10,610
اوه، پس تو بیشتر از اون توی این رابطه پیش رفتی؟

817
00:42:10,611 --> 00:42:12,696
- وای خدا.
- فقط سعی دارم قضیه روشن شه.

818
00:42:12,697 --> 00:42:14,156
نه، داری بازجویی می‌کنی،

819
00:42:14,157 --> 00:42:16,324
در حالی که هیچی برای بازجویی وجود نداره.

820
00:42:16,325 --> 00:42:17,492
من زندگیم رو می‌شناسم، دایان.

821
00:42:17,493 --> 00:42:19,411
من زندگیم با تایلر رو می‌شناسم. بهم اعتماد کن.

822
00:42:19,412 --> 00:42:20,495
- فهمیدم.
- ممنون.

823
00:42:20,496 --> 00:42:22,039
پس همین‌جا تمومش می‌کنیم.

824
00:42:22,040 --> 00:42:24,291
- عالیه.
- تو احساست رو گفتی.

825
00:42:24,292 --> 00:42:27,002
تایلر هم حس مشابهی داشت، اما هنوز آمادگی نداشت.

826
00:42:27,003 --> 00:42:30,673
و در نهایت هم تصمیم گرفتید فقط دوست بمونید.

827
00:42:33,009 --> 00:42:34,634
قضیه کمی بیشتر از این حرفاست.

828
00:42:34,635 --> 00:42:37,220
خب، من همین رو می‌دونم. شاید بریم یه چیزی بخوریم.

829
00:42:37,221 --> 00:42:39,014
یه جایی، تایلر گفت

830
00:42:39,015 --> 00:42:40,724
که بدش نمیاد یه «ما» داشته باشیم.

831
00:42:40,725 --> 00:42:42,184
لازم نیست همه‌چیز رو بدونم.

832
00:42:42,185 --> 00:42:43,643
خب، این فقط برای اینه که جریان رو بفهمی.

833
00:42:43,644 --> 00:42:45,187
این مال بعد از اون زمانی بود که تصمیم به دوستی گرفتیم.

834
00:42:45,188 --> 00:42:47,064
در واقع خیلی بعدش بود.

835
00:42:47,065 --> 00:42:48,398
باشه.

836
00:42:48,399 --> 00:42:50,609
راستش، روز تولدم بود.

837
00:42:50,610 --> 00:42:53,779
تایلر دعوتم کرد شام، همون‌جا بود که اون حرف رو زد.

838
00:42:53,780 --> 00:42:56,198
یهو گفت که بدش نمیاد با هم باشیم،

839
00:42:56,199 --> 00:42:58,533
و من کاملاً شوکه شدم.

840
00:42:58,534 --> 00:43:00,869
منظورم اینه که شوکه خوشحال‌کننده. لبخند زدم

841
00:43:00,870 --> 00:43:03,830
و یه چیزی مثل «من عاشق اینم» بهش گفتم.

842
00:43:03,831 --> 00:43:07,209
بعدش هم شام خیلی خوبی داشتیم.

843
00:43:07,210 --> 00:43:09,419
و بعد رفتم خونه خودم،

844
00:43:09,420 --> 00:43:14,050
و روز بعد که بیدار شدم دیدم تایلر برام پیام صوتی گذاشته...

845
00:43:16,302 --> 00:43:17,804
و کلاً زده زیر حرفش.

846
00:43:20,932 --> 00:43:23,266
آره، تایلر گفت وقتی رسیده خونه هول کرده،

847
00:43:23,267 --> 00:43:25,936
و بابت اینکه این اتفاق‌ها دقیقاً

848
00:43:25,937 --> 00:43:27,896
روز تولدم افتاد عذرخواهی کرد.

849
00:43:27,897 --> 00:43:30,398
خب آره، اون هنوز توی دوراهی بود.

850
00:43:30,399 --> 00:43:33,653
- در مورد چی؟
- در مورد فکر اینکه من با اون باشم.

851
00:43:34,612 --> 00:43:36,780
همه ما سلیقه‌های خاص خودمون رو داریم.

852
00:43:36,781 --> 00:43:38,657
قضیه همینه که هست.

853
00:43:38,658 --> 00:43:40,951
و تایلر نگران بود
که آخرش قراره چه بلایی سرمون بیاد

854
00:43:40,952 --> 00:43:43,162
اینکه فقط دلمو بشکنه
و رابطه‌ی دوستانه‌مون رو خراب کنه.

855
00:43:44,080 --> 00:43:46,081
دیگه نیازی به گفتن نیست،
خیلی شاکی بودم و بهش گفتم

856
00:43:46,082 --> 00:43:48,292
که نیاز دارم یه مدت تنها باشم...

857
00:43:49,502 --> 00:43:50,919
و اینکه نمی‌خوام هیچ خبری ازش داشته باشم

858
00:43:50,920 --> 00:43:52,671
و حق نداره باهام تماس بگیره.

859
00:43:52,672 --> 00:43:54,131
اونم گفت که می‌فهمه.

860
00:43:54,132 --> 00:43:55,924
یعنی، چاره‌ای جز فهمیدن نداشت.

861
00:43:55,925 --> 00:43:57,425
و باید این رو هم می‌فهمید

862
00:43:57,426 --> 00:43:59,094
که اگه قراره برگردم،

863
00:43:59,095 --> 00:44:00,971
همه چیز باید طبق شرایط من باشه.

864
00:44:00,972 --> 00:44:03,181
- و برگشتی؟
- آره.

865
00:44:03,182 --> 00:44:06,309
ولی اون‌جوری که خودم می‌خواستم، یا بهتر بگم، نیاز داشتم.

866
00:44:06,310 --> 00:44:08,979
و با این قضیه مشکلی نداری؟
با اینکه رابطه‌تون

867
00:44:08,980 --> 00:44:10,522
اون‌جوری نیست که دلت می‌خواد؟

868
00:44:10,523 --> 00:44:11,941
آره، معلومه. دارم اینجا می‌گذرونمش.

869
00:44:13,192 --> 00:44:15,443
باشه، فقط می‌خواستم مطمئن شم.

870
00:44:15,444 --> 00:44:17,446
می‌دونم کنار اومدن با جای خالی پسرم راحت نیست.

871
00:44:36,549 --> 00:44:38,049
- حواست هست؟
- آره.

872
00:44:38,050 --> 00:44:39,051
خیلی خب.

873
00:44:47,393 --> 00:44:49,060
- تابلو رو تو جابه‌جا کردی؟
- آره.

874
00:44:49,061 --> 00:44:50,562
فکر کردم شاید دلت نخواد جلو دست باشه.

875
00:44:50,563 --> 00:44:52,147
نه، باید همون‌جایی باشه که بود. بذارش سر جاش.

876
00:44:52,148 --> 00:44:53,149
لطفاً.

877
00:44:54,483 --> 00:44:56,694
- حتماً، ببخشید.
- اشکالی نداره.

878
00:45:03,826 --> 00:45:07,371
نظرت چیه بعضی از این‌ها رو جمع کنم تو کارتن؟

879
00:45:08,915 --> 00:45:12,083
می‌تونم بپرسم کجا می‌شه تحویلشون داد.

880
00:45:12,084 --> 00:45:13,960
من با داروهای والدینم همین کار رو کردم.

881
00:45:13,961 --> 00:45:16,379
جایی هست که داروها رو اصولی معدوم می‌کنن.

882
00:45:16,380 --> 00:45:17,381
باشه.

883
00:45:19,383 --> 00:45:21,384
واو، چه عکس قشنگیه از هنری.

884
00:45:21,385 --> 00:45:23,720
این... خونه‌تون توی نیویورکه؟

885
00:45:23,721 --> 00:45:25,680
یه آپارتمان تو چلسی.

886
00:45:25,681 --> 00:45:27,724
- پس اینا انتخاب‌های تو هستن؟
- اوهوم.

887
00:45:27,725 --> 00:45:29,392
باشه.

888
00:45:29,393 --> 00:45:31,603
- چی شد؟
- هیچی.

889
00:45:31,604 --> 00:45:35,190
نه بگو. هر چی تو دلته بگو.

890
00:45:35,191 --> 00:45:36,942
فقط به نظر میاد خیلی روی هنری

891
00:45:36,943 --> 00:45:38,610
و دورانی که اون طرف بودید تأکید کردی.

892
00:45:38,611 --> 00:45:42,614
- اونجا ۲۶ سال زندگی کردیم.
- خب، اینجا هم سه سال زندگی کردید،

893
00:45:42,615 --> 00:45:44,407
و خیلی از کسایی که قراره تو مراسم شرکت کنن...

894
00:45:44,408 --> 00:45:47,494
موضوع اون‌ها نیستن. موضوع هنریه.

895
00:45:47,495 --> 00:45:50,122
نیویورک دوران خوشِ ما بود، نه فقط من.

896
00:45:54,252 --> 00:45:56,087
- دایان، اشکالی نداره اگه بخوای...
- اینجا جای هنریه!

897
00:46:02,885 --> 00:46:03,886
بله.

898
00:46:11,727 --> 00:46:13,395
برای پدر و مادرم،

899
00:46:13,396 --> 00:46:17,357
یادمه که... خیلی برام سخت بود

900
00:46:17,358 --> 00:46:19,609
که عکس‌های خوبی ازشون برای نمایش انتخاب کنم.

901
00:46:19,610 --> 00:46:22,780
و این فقط تجربه شخصی منه.

902
00:46:24,907 --> 00:46:27,659
می‌دونی، می‌خواستم اون‌ها رو توی بهترین حالتشون ببینم.

903
00:46:27,660 --> 00:46:30,495
بعدش، وقتی بعداً اون عکسایی رو که گرفته بودم نگاه می‌کردم

904
00:46:30,496 --> 00:46:32,580
وقتی بدنشون...

905
00:46:32,581 --> 00:46:35,500
وقتی می‌دونستم اون تو چه اتفاقی داره می‌افته.

906
00:46:35,501 --> 00:46:37,085
و این... این عکسا فقط...

907
00:46:37,086 --> 00:46:39,004
چیزای کوچیکی بودن، لحظاتِ یهویی.

908
00:46:39,005 --> 00:46:41,966
داشتن می‌خندیدن، یا کتاب می‌خوندن، یا...

909
00:46:42,967 --> 00:46:44,843
رو ایوون یا رو مبل نشسته بودن

910
00:46:44,844 --> 00:46:46,429
دست همو گرفته بودن و...

911
00:46:48,764 --> 00:46:51,558
نمی‌دونم، انگار تازه فهمیدم اون لحظات

912
00:46:51,559 --> 00:46:53,853
تنها زمانی بود که واقعاً تو بهترین حالتشون می‌دیدمشون.

913
00:46:55,771 --> 00:46:57,940
که با وجود همه چی، فقط...

914
00:46:59,442 --> 00:47:00,443
زندگی می‌کردن.

915
00:47:04,697 --> 00:47:06,281
- باشه.
- چی؟

916
00:47:06,282 --> 00:47:08,158
نه، متوجه منظورت هستم.

917
00:47:08,159 --> 00:47:09,659
فقط یه فکر بود.

918
00:47:09,660 --> 00:47:11,620
نه، نکته خیلی خوبی رو گفتی.

919
00:47:23,966 --> 00:47:25,343
- اوه، ممنونم.
- خواهش می‌کنم.

920
00:47:26,427 --> 00:47:28,345
اگه پتوی اضافه خواستی، حتماً بهم بگو.

921
00:47:28,346 --> 00:47:30,513
اوه نه، مطمئنم... همین خوبه.

922
00:47:30,514 --> 00:47:33,808
- خیلی ممنونم.
- ممنون که انقدر راحت

923
00:47:33,809 --> 00:47:35,226
راجع به پدر و مادرت حرف زدی.

924
00:47:35,227 --> 00:47:36,395
خواهش می‌کنم.

925
00:47:42,985 --> 00:47:45,237
برای من، اواخرِ زندگیِ هنری...

926
00:47:46,238 --> 00:47:48,490
ما... نمی‌دونستیم که اون اواخرشه.

927
00:47:48,491 --> 00:47:50,993
اگه می‌دونستم، هیچ‌وقت نمی‌گذاشتم...

928
00:47:52,536 --> 00:47:55,330
یه شب، هنری زمین خورد.

929
00:47:55,331 --> 00:47:58,166
یه مدتی بود که اینجا می‌خوابید.

930
00:47:58,167 --> 00:48:00,335
راه رفتن و جابه‌جا شدن براش سخت شده بود.

931
00:48:00,336 --> 00:48:02,837
موقع رفتن به دستشویی افتاد.

932
00:48:02,838 --> 00:48:05,132
من توی... اتاق خوابمون خواب بودم.

933
00:48:06,175 --> 00:48:10,179
صداش دیگه ضعیف و خش‌دار شده بود، واسه همین...

934
00:48:13,849 --> 00:48:15,726
نمی‌دونم چقدر...

935
00:48:29,031 --> 00:48:32,034
خلاصه، نمی‌دونم چند وقت بود که داشت کمک می‌خواست.

936
00:48:34,036 --> 00:48:36,621
خودش رو کثیف کرده بود و من سعی کردم بلندش کنم.

937
00:48:36,622 --> 00:48:38,706
نتونستم، برای همین دویدم پیش همسایه‌ها،

938
00:48:38,707 --> 00:48:41,251
همسایه‌های جدیدمون که چند تا خونه بالاتر بودن.

939
00:48:41,252 --> 00:48:42,752
هنری می‌شناختشون.

940
00:48:42,753 --> 00:48:45,548
البته، من حتی به خودم زحمت ندادم که...

941
00:48:48,717 --> 00:48:51,928
چند بار کوبیدم به در،

942
00:48:51,929 --> 00:48:53,638
و اون پسره در رو باز کرد.

943
00:48:56,058 --> 00:48:57,893
کریس، باید اسمش رو بگم. کریس.

944
00:48:58,936 --> 00:49:00,104
فکر نکنم...

945
00:49:02,148 --> 00:49:03,940
توضیح زیادی دادم، شاید فقط سه کلمه:

946
00:49:03,941 --> 00:49:05,483
'هنری افتاده'،

947
00:49:05,484 --> 00:49:07,068
و کریس همون‌موقع راه افتاد.

948
00:49:07,069 --> 00:49:08,653
اومد تو، و هنری رو خیلی راحت بلند کرد

949
00:49:08,654 --> 00:49:10,655
انگار نه انگار، مثل پَر کاه.

950
00:49:10,656 --> 00:49:11,907
و هنری گفت...

951
00:49:12,950 --> 00:49:15,577
'پرنس چارمینگ من، اومدی.'

952
00:49:18,080 --> 00:49:20,123
کریس خندید و هنری هم خندید،

953
00:49:20,124 --> 00:49:23,252
و من گفتم: «خب، چه شوخی احمقانه و مزخرفی.»

954
00:49:24,503 --> 00:49:26,088
در واقع داد زدم.

955
00:49:27,256 --> 00:49:28,756
اون‌قدر عصبانی بودم...

956
00:49:28,757 --> 00:49:31,509
از اینکه مجبور بودم همه چیز رو قابل‌تحمل کنم، اون‌قدر عصبانی بودم.

957
00:49:31,510 --> 00:49:33,761
و... و این رو فقط برای این می‌گم که متوجه بشی

958
00:49:33,762 --> 00:49:35,431
چرا نیاز دارم اون نقاشی اونجا باشه.

959
00:49:37,141 --> 00:49:38,516
چون ازش متنفرم.

960
00:49:38,517 --> 00:49:40,768
مثل همون شوخی‌ای که ازش متنفر بودم،

961
00:49:40,769 --> 00:49:43,271
چون بهم یادآوری می‌کنه اون موقع چطور بودم.

962
00:49:43,272 --> 00:49:45,106
من زیباییِ نقاشی کشیدنش رو نمی‌بینم.

963
00:49:45,107 --> 00:49:48,651
من تراژدیِ تموم نکردنش رو می‌بینم.

964
00:49:48,652 --> 00:49:52,071
خودم رو می‌بینم که از بدنش متنفر بودم چون ازش فرمان نمی‌برد،

965
00:49:52,072 --> 00:49:54,657
از اینکه چقدر طول می‌کشید کمربندش رو ببنده متنفر بودم،

966
00:49:54,658 --> 00:49:56,701
یا اینکه نفسش بند می‌اومد تا یه داستانی رو تعریف کنه

967
00:49:56,702 --> 00:49:58,786
که قبلاً کلی تعریف کرده بود.

968
00:49:58,787 --> 00:50:00,538
من خودم رو می‌بینم...

969
00:50:00,539 --> 00:50:02,624
خشمگین، مستاصل و زودرنج،

970
00:50:02,625 --> 00:50:04,043
و هنری رو می‌بینم...

971
00:50:05,794 --> 00:50:08,297
صبور، شاد و مهربان...

972
00:50:09,340 --> 00:50:11,799
که همه رو به خاطر من می‌کرد تا «من» حس بهتری داشته باشم.

973
00:50:11,800 --> 00:50:13,302
کسی که داشت نمی‌مرد.

974
00:50:14,970 --> 00:50:17,972
وقتی به اون نگاه می‌کنم، خودم رو می‌بینم که هنوز اینجا موندم

975
00:50:17,973 --> 00:50:20,141
بدون تنها مردی که واقعاً من رو می‌شناخت،

976
00:50:20,142 --> 00:50:22,560
همه چیزِ من رو،

977
00:50:22,561 --> 00:50:25,022
و با وجود همه‌اش، پیشم موند.

978
00:50:26,482 --> 00:50:28,192
نیاز دارم اونجا باشه تا خودم رو ببینم.

979
00:50:32,154 --> 00:50:33,613
شب بخیر.

980
00:50:33,637 --> 00:50:35,637
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

981
00:51:16,198 --> 00:51:18,032
چندتا بخش از متون مذهبی انتخاب کردم

982
00:51:18,033 --> 00:51:21,869
برای مراسم، اونایی که می‌دونم هنری بهشون علاقه داشت

983
00:51:21,870 --> 00:51:24,455
- از کلاس مطالعات انجیل‌مون.
- باشه.

984
00:51:24,456 --> 00:51:27,041
یوحنا ۱۵:۱۱ هست.

985
00:51:27,042 --> 00:51:29,877
«تا شادی من در شما بماند»

986
00:51:29,878 --> 00:51:31,714
«و شادی شما کامل شود.»

987
00:51:32,715 --> 00:51:35,300
- خب...
- یوحنا ۱۴، آیه یک تا سه هم هست...

988
00:51:35,301 --> 00:51:37,719
باشه، در مورد چیزهای مذهبی به تو اعتماد می‌کنم.

989
00:51:37,720 --> 00:51:39,637
خب، یه موردی هست که خیلی مهمه...

990
00:51:39,638 --> 00:51:42,223
ببخشید دیر رسیدم.

991
00:51:42,224 --> 00:51:44,142
دایان، جودیت رو می‌شناسی؟

992
00:51:44,143 --> 00:51:45,393
معلومه.

993
00:51:45,394 --> 00:51:47,312
جودیت مدیر گروه کر ماست.

994
00:51:47,313 --> 00:51:48,563
خب، بیاید شروع کنیم.

995
00:51:48,564 --> 00:51:49,897
باشه. سلام همسایه.

996
00:51:49,898 --> 00:51:51,608
و با توجه به اینکه هنری عضو محبوبِ

997
00:51:51,609 --> 00:51:53,234
گروه کر ما بود،

998
00:51:53,235 --> 00:51:55,987
می‌دونم که انتخاب موسیقی باید خیلی خاص باشه.

999
00:51:55,988 --> 00:51:58,573
آره، راستش، دقیقاً داشتم همین رو...

1000
00:51:58,574 --> 00:52:00,908
- هنری خیلی حساس بود.
- چه بهتر.

1001
00:52:00,909 --> 00:52:03,620
آره، اون آهنگ «خدا می‌دونه» از گروه بیچ بویز رو می‌خواست

1002
00:52:03,621 --> 00:52:05,580
وقتی مهمان‌ها می‌رسن،

1003
00:52:05,581 --> 00:52:07,957
و آهنگ «تو اولی، آخری، همه چیزِ منی»

1004
00:52:07,958 --> 00:52:09,500
وقت رفتنشون.

1005
00:52:09,501 --> 00:52:11,794
- اون، بری وایته. آره.
- آره.

1006
00:52:11,795 --> 00:52:13,921
بری وایت.
استعداد فوق‌العاده‌ایه.

1007
00:52:13,922 --> 00:52:16,424
- خب...
- این رو گفتم چون

1008
00:52:16,425 --> 00:52:17,592
به خاطر هنری.

1009
00:52:17,593 --> 00:52:19,510
موسیقی عشقش بود.

1010
00:52:19,511 --> 00:52:21,846
خوندن کلی بهش حس خوب می‌داد.

1011
00:52:21,847 --> 00:52:25,308
معمولاً فقط سرودهای مذهبی سنتی

1012
00:52:25,309 --> 00:52:27,602
- چون... نه، گوش کن...
- با توجه به اینکه هنری

1013
00:52:27,603 --> 00:52:29,187
چقدر بخشی از این کلیسا بود،

1014
00:52:29,188 --> 00:52:31,105
و کلیسا چقدر براش مهم بود،

1015
00:52:31,106 --> 00:52:32,649
پخش نشدن این آهنگ‌ها

1016
00:52:32,650 --> 00:52:34,985
واقعاً ناامیدکننده است.

1017
00:52:35,944 --> 00:52:37,196
خب، ام...

1018
00:52:38,322 --> 00:52:41,824
انتخاب‌های قشنگ و زنده‌ای هستن، دایان.

1019
00:52:41,825 --> 00:52:43,952
تازه تو عنوان یکیشون هم «خدا» اومده.

1020
00:52:44,787 --> 00:52:46,663
آره، ولی، ام...

1021
00:52:46,664 --> 00:52:49,667
اجازه می‌دی یه چیز مناسب‌تر پیشنهاد بدم؟

1022
00:52:50,584 --> 00:52:54,296
یعنی چیزی که می‌دونم هنری عاشق این بود همه با هم بخونیم.

1023
00:52:55,464 --> 00:52:58,633
فکر کنم مثلاً، «هدایتم کن، ای فدیه‌دهنده بزرگ» خوب باشه.

1024
00:52:58,634 --> 00:53:00,301
- اوه. عالیه.
- وای، خیلی خوبه.

1025
00:53:00,302 --> 00:53:03,971
و «چقدر شیرینه ایمان به عیسی».

1026
00:53:03,972 --> 00:53:05,890
- م‌هم.
- خیلی پرطرفداره.

1027
00:53:05,891 --> 00:53:07,518
- خیلی زیاد.
- آره.

1028
00:53:08,394 --> 00:53:10,521
و شما از کجا می‌دونین هنری این سرودها رو دوست داره؟

1029
00:53:11,522 --> 00:53:13,648
چون موقعی که می‌خوندشون، شادی‌ای که تو صورتش می‌دیدم رو یادمه.

1030
00:53:13,649 --> 00:53:15,566
- وقتی می‌خوندشون.
- اوه.

1031
00:53:15,567 --> 00:53:17,151
ممنون جودیت.

1032
00:53:17,152 --> 00:53:18,653
خواهش می‌کنم، آره.

1033
00:53:18,654 --> 00:53:22,324
مرسی بابت اون همه چرت‌وپرت‌ تحویل دادن.

1034
00:53:23,867 --> 00:53:26,244
فقط سرودهای کوفتی سنتی!

1035
00:53:26,245 --> 00:53:27,412
چی؟

1036
00:53:27,413 --> 00:53:29,163
این آدما واقعاً باورنکردنی‌ان!

1037
00:53:29,164 --> 00:53:30,456
- کی؟
- کلیسا دیگه!

1038
00:53:30,457 --> 00:53:33,000
زدن آهنگای منو رد کردن، دقیقاً همون‌طور که می‌دونستم می‌کنن!

1039
00:53:33,001 --> 00:53:34,252
باشه، فقط یه لحظه بهم فرصت بده.

1040
00:53:34,253 --> 00:53:36,839
آره. آره.

1041
00:53:37,923 --> 00:53:39,382
چرا بیدارم نکردی؟

1042
00:53:39,383 --> 00:53:40,675
می‌تونستم باهات بیام.

1043
00:53:40,676 --> 00:53:43,261
چون من از پسش برمیام! می‌خواستم ثابت کنم که می‌تونم!

1044
00:53:43,262 --> 00:53:45,138
خب، شاید من بتونم باهاشون حرف بزنم.

1045
00:53:45,139 --> 00:53:46,848
و چیکار کنی که من نتونستم؟

1046
00:53:46,849 --> 00:53:48,683
نه، من... لیست رو بهشون نشون دادی؟

1047
00:53:48,684 --> 00:53:50,685
معلومه که در مورد لیست بهشون گفتم!

1048
00:53:50,686 --> 00:53:53,020
ب-باشه، ببین، الان یه کم احساساتی شدی.

1049
00:53:53,021 --> 00:53:55,356
چطوره من برگردم اونجا و...

1050
00:53:55,357 --> 00:53:56,858
و سعی کنم منطقی باهاشون حرف بزنم؟

1051
00:53:56,859 --> 00:53:58,359
موفق باشی با جودیت بیبز.

1052
00:53:58,360 --> 00:53:59,527
کی؟

1053
00:53:59,528 --> 00:54:01,029
اینا به نظرت شبیه چی‌واوا هستن؟

1054
00:53:59,528 --> 00:54:01,029
به نظرت اینا شیهوا می‌ان؟

1055
00:54:01,864 --> 00:54:04,532
چی؟ صبر کن.

1056
00:54:09,246 --> 00:54:10,247
دایان!

1057
00:54:15,711 --> 00:54:16,712
دایان!

1058
00:54:18,630 --> 00:54:19,882
دایان!

1059
00:54:22,968 --> 00:54:24,218
چیکار می‌کنی؟

1060
00:54:24,219 --> 00:54:25,636
به نظرت دارم چیکار می‌کنم؟

1061
00:54:25,637 --> 00:54:26,971
دارم امید رو تمام می‌کنم.

1062
00:54:26,972 --> 00:54:29,265
دیوونه شدی؟
چرا؟ دارم بهش آرامش می‌دم.

1063
00:54:29,266 --> 00:54:30,850
خب داری بهش سکته می‌دی.

1064
00:54:30,851 --> 00:54:33,061
خب، اون طوری رفتار می‌کرد که انگار هنری رو بهتر از من می‌شناسه.

1065
00:54:38,233 --> 00:54:40,818
برات خنده داره؟
آره! کاملاً.

1066
00:54:40,819 --> 00:54:43,738
دارم یه زن رو می‌بینم که توی حیاط استخون مرغ می‌پاشه،

1067
00:54:43,739 --> 00:54:47,074
به این امید که اون یکی زن فکر کنه تکه‌های شیهواشه.
(شیهوا:کوچک‌ترین نژاد سگ‌)

1068
00:54:47,075 --> 00:54:50,162
همون شیهوایی که یه شاهین بلندش کرده بود.

1069
00:54:51,079 --> 00:54:52,455
پس آره.

1070
00:54:52,456 --> 00:54:53,998
آره، آره، به این می‌خندم.

1071
00:54:53,999 --> 00:54:58,252
خب، این شوخ‌طبعی منه.

1072
00:55:02,758 --> 00:55:05,969
فقط می‌خواستم اون کاری بشه که هنری می‌خواست.

1073
00:55:08,972 --> 00:55:10,098
می‌دونم.

1074
00:55:12,768 --> 00:55:14,353
باید این استخونا رو جمع کنیم.

1075
00:55:15,771 --> 00:55:17,480
خب، بذار ببینم.

1076
00:55:17,481 --> 00:55:19,023
اینجا سه تاست.

1077
00:55:19,024 --> 00:55:20,233
چند تای دیگه هم هست.
آه.

1078
00:55:20,234 --> 00:55:21,609
فکر کنم اون یکی هست.

1079
00:55:21,610 --> 00:55:22,860
اَه، لعنتی.
لعنتی.

1080
00:55:22,861 --> 00:55:23,904
هی!

1081
00:55:24,655 --> 00:55:26,364
چه خبره؟

1082
00:55:26,365 --> 00:55:27,782
هیچی، همه چی خوبه.

1083
00:55:27,783 --> 00:55:29,784
اوم، ما داشتیم—

1084
00:55:29,785 --> 00:55:31,869
داشتیم، اوم... من یه...

1085
00:55:31,870 --> 00:55:34,205
کجا داری می‌ری؟

1086
00:55:34,206 --> 00:55:36,290
اوم...
صداش رو نشنیدم.

1087
00:55:36,291 --> 00:55:39,044
من— نه— فکر کردم لباسم رو اینجا جا گذاشتم.

1088
00:55:39,878 --> 00:55:42,630
اما نه.

1089
00:55:42,631 --> 00:55:44,174
بعداً می‌بینمت، جودی.

1090
00:55:45,133 --> 00:55:46,467
جودیت.

1091
00:55:49,012 --> 00:55:51,138
جودیت فکر می‌کنه ما باهم می‌خوابیم.

1092
00:55:52,808 --> 00:55:54,308
اگه خدا بخواد.

1093
00:56:00,524 --> 00:56:02,484
این همه ستاره اینجا دیده می‌شه.

1094
00:56:03,485 --> 00:56:04,486
آره.

1095
00:56:05,737 --> 00:56:07,239
این قسمتش رو دوست دارم.

1096
00:56:12,661 --> 00:56:13,829
به نظرت می‌مونی؟

1097
00:56:15,163 --> 00:56:16,999
نه. اینجا هیچی نداره.

1098
00:56:24,423 --> 00:56:27,341
خب، هرچقدر عاشق شام مایع باشم...

1099
00:56:27,342 --> 00:56:29,677
آه، حتماً.
آتش رو تو رسیدگی می‌کنی؟

1100
00:56:29,678 --> 00:56:30,679
بله.

1101
00:56:34,433 --> 00:56:35,851
هوم.

1102
00:57:13,889 --> 00:57:17,975
دیوانگی‌ست اگه یه بطری دیگه شراب باز کنیم؟

1103
00:57:17,976 --> 00:57:20,896
یا اون—
پسرم می‌خواد بدونه چطور این خبر رو گرفتم.

1104
00:57:21,939 --> 00:57:23,732
«مادرم چطور این خبر رو گرفت؟»

1105
00:57:25,275 --> 00:57:27,069
احتمال می‌دم نیاد.

1106
00:57:29,404 --> 00:57:30,405
می‌خواستم بهت بگم.

1107
00:57:31,490 --> 00:57:33,158
چون هنوز امن نیست؟

1108
00:57:33,992 --> 00:57:35,243
بله، متأسفانه.

1109
00:57:38,080 --> 00:57:40,164
راستش، چیز دیگه‌ای هم هست.
باشه، خب—

1110
00:57:40,165 --> 00:57:41,624
آه.

1111
00:57:41,625 --> 00:57:44,335
«مادرم چطور این خبر رو گرفت؟ فکرمی‌کنم عصبانی شده.

1112
00:57:44,336 --> 00:57:45,504
«ولی به حرفت فکر کردم...

1113
00:57:46,755 --> 00:57:49,465
«...و حق با توئه.

1114
00:57:49,466 --> 00:57:51,842
این وظیفه من نیست.»

1115
00:57:54,596 --> 00:57:56,597
می‌تونم توضیح بدم.
گوشیت رو باز کن.

1116
00:57:56,598 --> 00:57:59,100
من— دایان، نمی‌تونم.
به حصار سکوتت لعنت.

1117
00:57:59,101 --> 00:58:02,019
«وظیفه من نیست»؟ خیلی آشنا میاد.

1118
00:58:02,020 --> 00:58:03,145
این دقیقاً چیزی نبود که گفتم.

1119
00:58:03,146 --> 00:58:04,480
خب بذار ببینیم چی گفتی.

1120
00:58:04,481 --> 00:58:05,815
دایان، می‌تونم توضیح بدم.

1121
00:58:05,816 --> 00:58:07,608
هیچ توضیح تو قابل اعتماد نیست.

1122
00:58:07,609 --> 00:58:10,027
به این اعتماد می‌کنم. گوشیت رو باز کن.

1123
00:58:10,028 --> 00:58:12,113
اونقدرها هم راحت نیست، دایان، من...

1124
00:58:12,114 --> 00:58:14,156
عالیه. خیلی هم راحته.

1125
00:58:14,157 --> 00:58:15,158
آه!

1126
00:58:19,371 --> 00:58:20,997
هوم.

1127
00:58:20,998 --> 00:58:22,332
چه گفت‌وگوهایی.

1128
00:58:23,500 --> 00:58:24,501
اوهوم.

1129
00:58:25,293 --> 00:58:26,794
هوم!

1130
00:58:26,795 --> 00:58:27,962
وای.

1131
00:58:27,963 --> 00:58:30,006
ظاهراً مصاحبه رو گرفتن.

1132
00:58:30,007 --> 00:58:32,299
«یه کم طاقت‌فرسا بود،

1133
00:58:32,300 --> 00:58:34,885
«اما سالم رفتیم و برگشتیم.

1134
00:58:34,886 --> 00:58:36,304
برگشتیم هتل.»

1135
00:58:37,389 --> 00:58:39,141
گمونم اشتباه حرف زدی.

1136
00:58:40,475 --> 00:58:41,976
امن شد.
اوهوم؟

1137
00:58:41,977 --> 00:58:43,894
اما بعد—
نه، نه، نه، نه. اسپویل نکن.

1138
00:58:49,901 --> 00:58:52,571
آیا تایلر واقعاً به فکر اومدن بود؟

1139
00:58:55,741 --> 00:58:58,200
از من پرسید نظر من چیه.

1140
00:58:58,201 --> 00:58:59,327
«نظر من چیه.»

1141
00:59:00,245 --> 00:59:03,999
«وظیفه تو به خودته، تایلر، نه به کس دیگه.»

1142
00:59:05,333 --> 00:59:07,836
ظاهراً دقیقاً همین رو گفتی. اوهوم.

1143
00:59:09,254 --> 00:59:12,424
«بهش می‌گم—» آه. «بهش می‌گم امن نبود.

1144
00:59:13,341 --> 00:59:16,343
«خودش می‌دونه این احتمال خیلی زیاده.

1145
00:59:16,344 --> 00:59:19,680
«من اینجا همه چی رو درست می‌کنم. همه چی خوب میشه.»

1146
00:59:19,681 --> 00:59:22,850
تو فقط ذهنش رو آروم نکردی، تصمیمش رو براش نهایی کردی!

1147
00:59:22,851 --> 00:59:24,894
من نهایی نکردم—
«برات شاکرم،

1148
00:59:24,895 --> 00:59:27,063
«اما ناراحتم که نمی‌تونم ببینمت.»

1149
00:59:27,064 --> 00:59:28,564
آه!

1150
00:59:28,565 --> 00:59:30,441
«دلم برات تنگ شده، دوستت دارم، جیمی.»

1151
00:59:30,442 --> 00:59:32,610
«دلم برات تنگ شده، دوستت دارم، تایلر.»

1152
00:59:32,611 --> 00:59:34,279
چه متن فوق‌العاده‌ای!

1153
00:59:42,454 --> 00:59:43,914
متأسفم، دایان—
نه!

1154
00:59:47,167 --> 00:59:48,709
من... وسایلم رو جمع می‌کنم.

1155
00:59:48,710 --> 00:59:49,710
چرا؟

1156
00:59:50,879 --> 00:59:52,880
فکر می‌کنی کارت تموم شده؟

1157
00:59:52,881 --> 00:59:56,217
خب، فکر می‌کنم با توجه به شرایط...

1158
00:59:56,218 --> 00:59:58,135
شرایط؟

1159
00:59:58,136 --> 00:59:59,637
شرایط!

1160
00:59:59,638 --> 01:00:01,931
شرایط که عوض نشده!

1161
01:00:01,932 --> 01:00:04,475
فقط یه ناامیدی دیگه.

1162
01:00:04,476 --> 01:00:07,311
اون رو... اون رو می‌تونم تحمل کنم!

1163
01:00:07,312 --> 01:00:09,063
علاوه بر این، مثل خودت گفتی،

1164
01:00:09,064 --> 01:00:11,565
«همیشه می‌دونستیم این احتمال خیلی زیاده.

1165
01:00:11,566 --> 01:00:13,734
«من اینجا همه چی رو درست می‌کنم. همه چی خوب میشه.»

1166
01:00:13,735 --> 01:00:15,236
حرفای خودت! پس آره،

1167
01:00:15,237 --> 01:00:17,155
تو می‌تونی به درست کردن کارها ادامه بدی!

1168
01:01:08,790 --> 01:01:11,041
همه اینا تو اون یخچال جا نمی‌شه.

1169
01:01:11,042 --> 01:01:13,043
باید همه چیز رو از اون یکی به یخچال گاراژ منتقل کنی.

1170
01:01:13,044 --> 01:01:14,546
همون تو گاراژ.

1171
01:01:26,057 --> 01:01:27,474
فکر می‌کردم شاید خوب باشه

1172
01:01:27,475 --> 01:01:29,727
که آثار هنری هنری رو بیشتر تو مهمونی نشون بدیم.

1173
01:01:29,728 --> 01:01:32,021
ایده‌ی خوبیه.
یه انباری کرایه کردیم.

1174
01:01:32,022 --> 01:01:33,647
آدرسش رو نوشتم.

1175
01:01:33,648 --> 01:01:35,901
باشه، میشه لطفاً بذاری روی...

1176
01:01:42,741 --> 01:01:44,158
گرفتم.

1177
01:03:26,428 --> 01:03:28,429
دایان؟

1178
01:03:28,430 --> 01:03:29,514
غذا درست کردم.

1179
01:04:01,671 --> 01:04:03,048
ساقی‌ها تأیید کردن.

1180
01:04:04,299 --> 01:04:07,676
و می‌تونن تو جمع‌وجور کردن هم کمک کنن.

1181
01:04:07,677 --> 01:04:08,678
خوبه.

1182
01:04:12,640 --> 01:04:14,391
خب، چه ساعتی می‌خوای بری برای—

1183
01:04:14,392 --> 01:04:16,977
چند وقته از تایلر پیام گرفتم.

1184
01:04:16,978 --> 01:04:17,979
هوم.

1185
01:04:19,481 --> 01:04:21,732
باشه.
گفت به من فکر می‌کرده

1186
01:04:21,733 --> 01:04:24,360
و عذرخواهی کرده که نمی‌تونه اینجا باشه.

1187
01:04:24,361 --> 01:04:27,154
اما براش فردا برکت و دعا می‌فرسته.

1188
01:04:27,155 --> 01:04:29,699
همچنین گفت وقتی برگردد حالم رو می‌پرسه.

1189
01:04:30,742 --> 01:04:32,785
عالیه.
آره عالیه

1190
01:04:32,786 --> 01:04:35,497
اگه نادیده بگیری که همه ش دروغه.

1191
01:04:36,373 --> 01:04:38,665
آه، و یه جمله آخر هم فرستاد.

1192
01:04:38,666 --> 01:04:41,503
همون حرفای همیشگی: «دلم برات تنگ شده، دوستت دارم مامان.»

1193
01:04:43,505 --> 01:04:46,673
تو هم اون رو می‌گیری. یادم میاد خوندمش.

1194
01:04:46,674 --> 01:04:49,718
اولش فکر کردم برای کارفرما و کارمند عجیبه—

1195
01:04:49,719 --> 01:04:52,388
که دوست شدن.
خب، تصمیم گرفتن دوست باشن، آره،

1196
01:04:52,389 --> 01:04:54,598
به خاطر همین گفتم اولش برام عجیب بود.

1197
01:04:54,599 --> 01:04:56,350
و بعدش فکر کردم، خب،

1198
01:04:56,351 --> 01:04:57,894
شما دوتا یه پیشینه باهم دارید.

1199
01:04:58,895 --> 01:05:01,939
و این سفر «تو دوستش داری، او مردد» رو.

1200
01:05:01,940 --> 01:05:04,608
پس آره، عجیب نیست که در این مسیر

1201
01:05:04,609 --> 01:05:06,735
شما به هم اینو بگید.

1202
01:05:06,736 --> 01:05:09,071
اینطور پیامهامون تموم می‌شه. به نظرم قشنگه.

1203
01:05:09,072 --> 01:05:11,366
البته که نازه. و جواب میده.

1204
01:05:13,034 --> 01:05:15,244
می‌دونم تایلر وقتی برگردد حالم رو نمی‌پرسه.

1205
01:05:15,245 --> 01:05:18,038
نه، نهایتاً آره، ولی فکر می‌کنم یه ماه طول بکشه

1206
01:05:18,039 --> 01:05:19,873
تا خبری ازش بگیرم.

1207
01:05:19,874 --> 01:05:21,917
رابطه‌مون به این جا رسیده.

1208
01:05:21,918 --> 01:05:25,546
فقط بازه‌های طولانی بدون هیچ تماسی می‌گذره،

1209
01:05:25,547 --> 01:05:28,383
و بعد یهو یه پیام می‌ده «حالت چطوره؟»

1210
01:05:29,384 --> 01:05:31,218
دقیقاً همینطور شروع می‌شه.

1211
01:05:31,219 --> 01:05:33,053
«حالت چطوره؟»

1212
01:05:33,054 --> 01:05:34,430
و من بی‌اختیار جواب می‌دم،

1213
01:05:34,431 --> 01:05:35,722
جوری که یه مادر باید جواب بده،

1214
01:05:35,723 --> 01:05:37,724
و احوال همدیگه رو می‌پرسیم.

1215
01:05:37,725 --> 01:05:40,270
و آخرش: «دلم برات تنگ شده، دوستت دارم مامان.»

1216
01:05:41,229 --> 01:05:43,272
و مثل این که گفتم، جواب میده.

1217
01:05:43,273 --> 01:05:45,190
اینطور من رو نگه می‌داره.

1218
01:05:45,191 --> 01:05:48,402
فقط به اندازه‌ایه که بهم حس بده

1219
01:05:48,403 --> 01:05:50,904
هنوز به من نیاز داره.

1220
01:05:50,905 --> 01:05:52,906
فقط به اندازه‌ایه که ولش نکنم

1221
01:05:52,907 --> 01:05:54,324
و رهاش نکنم برای همیشه.

1222
01:05:54,325 --> 01:05:56,743
و فکرمی‌کنم برای تایلر هم

1223
01:05:56,744 --> 01:05:58,997
به اندازه‌ایه که عذاب وجدانش کم بشه،

1224
01:06:01,749 --> 01:06:03,001
اون عذابی که از آزار من داره.

1225
01:06:04,169 --> 01:06:05,462
می‌دونم که از روی صدقه.

1226
01:06:06,337 --> 01:06:07,963
نگفتم از روی صدق نیست.

1227
01:06:07,964 --> 01:06:10,257
فقط فکر می‌کنم پیچیده‌تر از ایناست.

1228
01:06:10,258 --> 01:06:12,134
به نظرت برات پیچیده‌تر نیست

1229
01:06:12,135 --> 01:06:14,094
وقتی می‌خونی «دلم برات تنگ شده، دوستت دارم» رو توی پیامش؟

1230
01:06:14,095 --> 01:06:15,471
و وقتی باید جوابش رو بدی،

1231
01:06:15,472 --> 01:06:17,264
برات گیج‌کننده نیست،

1232
01:06:17,265 --> 01:06:19,433
بعد از همه اون چیزی که بینتون گذشته؟

1233
01:06:19,434 --> 01:06:20,642
نه.

1234
01:06:20,643 --> 01:06:22,311
حتی بعد از این که بهش احساساتتو گفتی

1235
01:06:22,312 --> 01:06:23,812
و اون هنوز آماده نبود؟

1236
01:06:23,813 --> 01:06:26,106
حتی بعد از این که ظاهراً آماده بود

1237
01:06:26,107 --> 01:06:27,650
و بعدش همه چیز رو پس گرفت؟

1238
01:06:29,152 --> 01:06:30,319
نه.

1239
01:06:30,320 --> 01:06:31,778
خب، فکر می‌کنم—

1240
01:06:31,779 --> 01:06:33,947
فکر می‌کنم فقط دارم از طرف خودم حرف می‌زنم.

1241
01:06:33,948 --> 01:06:37,284
برام سخته بدونم چقدر می‌تونه واقعی باشه

1242
01:06:37,285 --> 01:06:39,119
وقتی پسرم از اومدن امتناع می‌کنه،

1243
01:06:39,120 --> 01:06:41,830
اما پیام می‌ده: «دلم برات تنگ شده، دوستت دارم مامان.»

1244
01:06:41,831 --> 01:06:43,290
البته، اون فکر می‌کنه

1245
01:06:43,291 --> 01:06:45,375
که دروغ لو نرفته.

1246
01:06:45,376 --> 01:06:47,794
از نظر تایلر،

1247
01:06:47,795 --> 01:06:50,506
فکر می‌کنه من باور دارم که به خاطر شرایط

1248
01:06:50,507 --> 01:06:52,841
اجازه اومدن نداره.

1249
01:06:52,842 --> 01:06:55,511
پس برای تایلر، خیالش راحته که

1250
01:06:55,512 --> 01:06:57,804
مادرش شک نداره که دلتنگشه

1251
01:06:57,805 --> 01:07:01,309
و دوستش داره، درست روز قبل از این که شوهر دومش رو دفن کنه.

1252
01:07:01,976 --> 01:07:04,061
اما بعد، البته تو بودی که براش تصمیم گرفتی.

1253
01:07:04,062 --> 01:07:06,522
پس آره، کسکی می‌دونه دیگه «دلم برات تنگ شده، دوستت دارم» یعنی چی؟

1254
01:07:06,523 --> 01:07:08,899
من— من براش تصمیم نگرفتم.
نه، بهش راه فرار نشون دادی.

1255
01:07:08,900 --> 01:07:11,360
نه، نظر منو پرسید. مجبور نبود گوش کنه.

1256
01:07:11,361 --> 01:07:13,738
و چرا نظرت این بود که نیاد؟

1257
01:07:14,572 --> 01:07:16,198
بهش نگفتم نیاد.

1258
01:07:16,199 --> 01:07:18,659
چرا، گفتی وظیفه‌اش نیست—

1259
01:07:18,660 --> 01:07:21,161
نه. نه، گفتم او به خودش وظیفه داره.

1260
01:07:21,162 --> 01:07:23,038
نه، بهت گفتم—
آره، وظیفه داره...

1261
01:07:23,039 --> 01:07:25,082
... به من.
بله، بله، باشه.

1262
01:07:25,083 --> 01:07:26,875
...به من.
آره، آره، باشه.

1263
01:07:26,876 --> 01:07:28,627
دایان، واقعاً می‌خوای این کار رو بکنیم؟

1264
01:07:28,628 --> 01:07:31,547
واقعاً می‌خوای زیرمتن یه پیام رو واکاوی کنیم؟

1265
01:07:31,548 --> 01:07:34,341
بله، چون حالا من آماده توضیح تواَم.

1266
01:07:34,342 --> 01:07:36,510
خوشت نمیاد.
آره، تا حالا که خوشم نیومده.

1267
01:07:36,511 --> 01:07:39,429
کاری کردم که فکر می‌کردم درسته، با توجه به چیزی که می‌دونستم.

1268
01:07:39,430 --> 01:07:41,390
می‌دونستی چی؟
این که تایلر چه حسی داره

1269
01:07:41,391 --> 01:07:43,517
نسبت به همه چیزی که بینتون گذشته.

1270
01:07:43,518 --> 01:07:44,726
یعنی چی؟

1271
01:07:46,396 --> 01:07:47,813
آه، اما البته.

1272
01:07:47,814 --> 01:07:50,357
حالا برگشتیم به حصار سکوت ضدونفذت.

1273
01:07:50,358 --> 01:07:52,192
باشه، از طرف خودم برش می‌دارم.

1274
01:07:52,193 --> 01:07:54,861
من به پدر تایلر با هنری خیانت کردم.

1275
01:07:54,862 --> 01:07:56,989
فرض می‌کنم که می‌دونی؟
بله.

1276
01:07:56,990 --> 01:07:59,283
و آیا بهت هم گفت که من و پدرش

1277
01:07:59,284 --> 01:08:01,410
خیلی قبل‌تر از عشق هم افتاده بودیم،

1278
01:08:01,411 --> 01:08:03,370
و این که پدرش هم خیانت کرده بود؟

1279
01:08:03,371 --> 01:08:05,706
ب-بله، ولی—
ولی رابطه اون زودگذر بود

1280
01:08:05,707 --> 01:08:07,375
و من عاشق رابطه‌ام شدم، درسته؟

1281
01:08:08,751 --> 01:08:10,127
بله.
بله.

1282
01:08:10,128 --> 01:08:11,379
اون جنایت بزرگ منه.

1283
01:08:12,130 --> 01:08:14,965
خب، فکر می‌کنم برای تایلر، با دونستن این که پدرش چقدر ناراحت شد،

1284
01:08:14,966 --> 01:08:18,051
و بعد با مرگ پدر تایلر،

1285
01:08:18,052 --> 01:08:19,886
فکر می‌کنم یه نوع وفاداری به پدرش هست

1286
01:08:19,887 --> 01:08:21,763
که براش سخت می‌کنه که—

1287
01:08:21,764 --> 01:08:24,766
ببین، دای— پسرت با نحوه—
پسر من مشکل داره.

1288
01:08:24,767 --> 01:08:27,311
وای خدای من. اشتهایم رفت.

1289
01:08:27,312 --> 01:08:29,980
دایان، بذار من—
نه، نه!

1290
01:08:29,981 --> 01:08:32,274
نه، تایلر به پدرش وفادار بود،

1291
01:08:32,275 --> 01:08:34,943
و هنوز هم تا امروز، ظاهراً.

1292
01:08:38,239 --> 01:08:42,242
بعد از طلاق من و پدرش، با وجود خیانت هر دو طرف،

1293
01:08:42,243 --> 01:08:44,244
با وجود عصبانیت و اختلافاتمون،

1294
01:08:44,245 --> 01:08:46,079
تنها چیزی که باهاش موافق بودیم

1295
01:08:46,080 --> 01:08:48,498
این بود که اولویتمون تایلره.

1296
01:08:48,499 --> 01:08:50,459
او نباید از ما چیزی جز عشق ببینه،

1297
01:08:50,460 --> 01:08:52,336
و این شامل خودمون هم می‌شد.

1298
01:08:54,422 --> 01:08:55,589
از این که دارم اینا رو بهت می‌گم متنفرم!

1299
01:08:55,590 --> 01:08:58,008
مجبور نیستی بگی.
چرا دارم!

1300
01:09:04,182 --> 01:09:07,225
تقریباً وقتی من و هنری باهم نقل مکان کردیم،

1301
01:09:07,226 --> 01:09:09,811
وقتی همه چی برامون جدی بود،

1302
01:09:09,812 --> 01:09:12,357
پدر تایلر نتونست باهاش کنار بیاد.

1303
01:09:13,316 --> 01:09:16,735
یه آخر هفته، وقتی تایلر پیش پدرش بود،

1304
01:09:16,736 --> 01:09:18,946
می‌دونی چه چیزی توی ذهن پسرم فرو کرد؟

1305
01:09:20,490 --> 01:09:24,117
«تو با منی. تو با پدرتی.»

1306
01:09:24,118 --> 01:09:26,703
می‌دونی این خط کشیدن برای یه بچه نه ساله چه بلایی میاره؟

1307
01:09:26,704 --> 01:09:28,372
این که عشق مشروط هست؟

1308
01:09:28,373 --> 01:09:30,290
چون از تجربه بهت می‌گم،

1309
01:09:30,291 --> 01:09:32,376
از اون به بعد دیگه هیچی مثل قبل نمی‌شه.

1310
01:09:32,377 --> 01:09:34,294
آسیبش دیگه موندگاره.

1311
01:09:34,295 --> 01:09:36,963
و من فقط چند سال بعد فهمیدم پدرش چی گفته،

1312
01:09:36,964 --> 01:09:39,341
وقتی تایلر بدرفتاری کرد و فرستادمش اتاقش.

1313
01:09:39,342 --> 01:09:41,385
همون حرف پدرش رو به روم کشید.

1314
01:09:41,386 --> 01:09:42,929
«من با بابامم.»

1315
01:09:43,930 --> 01:09:46,556
اما راستش، از همون لحظه‌ای که بچه نه ساله‌ام اومد خونه،

1316
01:09:46,557 --> 01:09:49,351
گمان می‌کردم یه چیزی گفته شده،

1317
01:09:49,352 --> 01:09:53,146
چون پسری که رفته بود، همون پسری نبود که برگشت.

1318
01:09:53,147 --> 01:09:56,692
نه طرز نگاهش به من، نه طرز بغل کردنش.

1319
01:09:56,693 --> 01:09:58,860
از دست زدن من به خودش می‌پیچید.

1320
01:09:58,861 --> 01:10:02,364
و هنری، هنری از اون روز به بعد طرد شده بود.

1321
01:10:04,492 --> 01:10:06,201
متاسفم، دایان. نمی‌دونستم.

1322
01:10:06,202 --> 01:10:07,494
و هیچ وقت هم نمی‌دونستی، حداقل از من.

1323
01:10:07,495 --> 01:10:10,372
تا حالا به هیچ کس نگفته بودم، تا همین الان.

1324
01:10:10,373 --> 01:10:13,083
حتی به هنری نه. حتی بعد از این که فهمیدم

1325
01:10:13,084 --> 01:10:15,001
پدرش چی گفته، هیچ وقت باهاش روبرو نشدم.

1326
01:10:15,002 --> 01:10:19,381
هیچ وقت حتی یه حرف منفی براش نزدم.

1327
01:10:19,382 --> 01:10:23,343
حتی وقتی تایلر اون حرفا رو به روم کشید، آروم ماندم.

1328
01:10:23,344 --> 01:10:26,513
فقط گفتم، «خب، امیدوارم بدونی

1329
01:10:26,514 --> 01:10:28,349
من و هنری هم دوستت داریم.»

1330
01:10:30,351 --> 01:10:34,105
حتی بعد از این که تایلر نذاشت برم مراسم خاکسپاری پدرش.

1331
01:10:35,356 --> 01:10:38,233
منظورم اینه، این مردی بود که دوستش داشتم،

1332
01:10:38,234 --> 01:10:39,609
هنوز هم دوستش دارم!

1333
01:10:39,610 --> 01:10:41,778
حتی اون موقع به احساسات پسرم احترام گذاشتم،

1334
01:10:41,779 --> 01:10:46,200
و توی اون حیاط خلوت نشستم و تنهایی برای پدرش سوگواری کردم.

1335
01:10:47,243 --> 01:10:49,536
از همون لحظه که بچه نه ساله‌ام از اون آخر هفته برگشت،

1336
01:10:49,537 --> 01:10:51,538
جز عشق چیزی بهش نشون ندادم،

1337
01:10:51,539 --> 01:10:53,248
چون می‌دونستم بهش نیاز داره.

1338
01:10:53,249 --> 01:10:56,209
می‌دونستم می‌خوادش، و هنوز هم می‌خواد.

1339
01:10:56,210 --> 01:10:59,045
فقط... فقط یه بهایی داره.

1340
01:10:59,046 --> 01:11:01,631
اما من هیچ وقت، هیچ وقت از مادر بودن دست نکشیدم.

1341
01:11:01,632 --> 01:11:03,925
من مادرش موندم.

1342
01:11:03,926 --> 01:11:05,761
و علی‌رغم صلاحدید خودم،

1343
01:11:05,762 --> 01:11:07,429
به کمک به تایلر ادامه دادم

1344
01:11:07,430 --> 01:11:09,724
توی هر دری که باهاش دست و پنجه نرم می‌کرد.

1345
01:11:11,225 --> 01:11:13,810
حالا در مورد تو،

1346
01:11:13,811 --> 01:11:16,730
فقط برای این که تو زندگی‌ات بدونی،

1347
01:11:16,731 --> 01:11:19,609
تا واقعاً بفهمی...

1348
01:11:20,902 --> 01:11:23,780
آن حصار سکوت است.

1349
01:11:26,991 --> 01:11:30,619
دایان، خیلی متأسفم برای اون چیزی که کشیدی،

1350
01:11:30,620 --> 01:11:32,329
و متاسفم برای چیزی که الان می‌کشی.

1351
01:11:32,330 --> 01:11:33,914
اما بازم می‌گم، نمی‌دونستم.

1352
01:11:33,915 --> 01:11:37,083
چی درمورد چیزی که الان فهمیدیم، چیزی که اینجا به اشتراک گذاشتیم؟

1353
01:11:37,084 --> 01:11:39,127
فقط با همین، چرا به تایلر نمی‌گی—
دایان، من—

1354
01:11:39,128 --> 01:11:40,587
می‌تونستی خودت بهش پیام بدی،

1355
01:11:40,588 --> 01:11:42,506
اما در عوض، ترجیح دادی عصبانی بمونی.

1356
01:11:42,507 --> 01:11:44,674
آره، و تو طرف اون رو گرفتی.

1357
01:11:44,675 --> 01:11:48,094
وای خدای من. عاشق اینم که گوش نمی‌دی

1358
01:11:48,095 --> 01:11:50,806
به هیچ چیزی که اجازه نده قربونی بمونی.

1359
01:11:50,807 --> 01:11:52,974
من فقط می‌خوام بفهمم.
کاری که باید بکنی

1360
01:11:52,975 --> 01:11:55,602
اینکه بپذیری من شش روزه اینجام

1361
01:11:55,603 --> 01:11:58,438
کمکت می‌کنم، تحملت می‌کنم، یکی یکی خنجر می‌خورم.

1362
01:11:58,439 --> 01:11:59,689
اون خنجرهایی که من خوردم چطور؟

1363
01:11:59,690 --> 01:12:00,941
خب، من انکارش نمی‌کنم،

1364
01:12:00,942 --> 01:12:02,275
اما من اونایی نبودم که پرتابشون کردم.

1365
01:12:02,276 --> 01:12:04,027
چرا، تو بودی!
نه، اونایی که بیشتر صدمت زدن.

1366
01:12:04,028 --> 01:12:06,279
من پسر تو نیستم، دایان.

1367
01:12:06,280 --> 01:12:07,697
نه. تو بدتری.

1368
01:12:07,698 --> 01:12:09,616
تو عاشقشی.
وای خدای من.

1369
01:12:09,617 --> 01:12:11,619
دایان، بهت گفتم—
نه. نه.

1370
01:12:12,537 --> 01:12:14,621
به داستانت لعنت.
وای.

1371
01:12:14,622 --> 01:12:16,289
وای، به داستان من لعنت.

1372
01:12:16,290 --> 01:12:18,792
تو کاملاً واضحه که هنوز عاشق پسرمی.

1373
01:12:18,793 --> 01:12:20,293
نیستم.
اگه می‌دونستم،

1374
01:12:20,294 --> 01:12:22,379
از روز اول عذرت می‌خواستم.

1375
01:12:22,380 --> 01:12:23,505
خب، پس همین الان عذرم بخواه.

1376
01:12:23,506 --> 01:12:24,798
خواهش می‌کنم.
تا بهت لذت بدم

1377
01:12:24,799 --> 01:12:26,508
که فقط بری؟ نه، هرگز!

1378
01:12:26,509 --> 01:12:28,301
آره، این کار رو نمی‌کنی. و می‌دونی چیه، دایان؟

1379
01:12:28,302 --> 01:12:30,804
نمی‌کردی چون از همه اینا لذت بردی.

1380
01:12:30,805 --> 01:12:33,014
اذیت کردن من، عذاب دادن من.
مطمئناً که نه.

1381
01:12:33,015 --> 01:12:35,183
خواهش می‌کنم، تو از قدرتی که داری لذت می‌بری.

1382
01:12:35,184 --> 01:12:37,310
حق دارم لذت ببرم!

1383
01:12:37,311 --> 01:12:40,021
و اگه می‌دونستم اینقدر بده...
لعنتی.

1384
01:12:40,022 --> 01:12:42,316
...هیچوقت اصلاً پیشنهاد نمی‌دادم بیام اینجا!

1385
01:12:44,694 --> 01:12:45,695
«پیشنهاد»؟

1386
01:12:46,988 --> 01:12:48,989
منظورت از «پیشنهاد» چیه؟
باشه، صبر کن.

1387
01:12:48,990 --> 01:12:51,658
تو مجبور بودی بیای، انتخابی نداشتی.

1388
01:12:51,659 --> 01:12:54,160
بله، اما...
این کارته.

1389
01:12:54,161 --> 01:12:57,163
مجبوری اینجا باشی. خودت چندین بار گفتی.

1390
01:12:57,164 --> 01:13:00,166
فقط صبر کن!
محکم! آیا... آیا پسرم

1391
01:13:00,167 --> 01:13:02,085
اصلاً از تو خواسته بیای؟
صبر کن.

1392
01:13:02,086 --> 01:13:04,504
آیا تایلر اصلاً از تو خواسته

1393
01:13:04,505 --> 01:13:06,006
بیای، هیچ وقت؟
پیچیده است!

1394
01:13:06,007 --> 01:13:07,008
باورنکردنی.

1395
01:13:07,842 --> 01:13:10,176
باشه، باشه. تایلر زنگ زد.

1396
01:13:10,177 --> 01:13:12,512
گرفتار خارج از کشور بود، آشفته بود،

1397
01:13:12,513 --> 01:13:14,014
نمی‌دونست به کی زنگ بزنه.

1398
01:13:14,015 --> 01:13:16,725
عذرخواهی کرد که زنگ زده، قبول کرد که کار ناجوری بوده.

1399
01:13:16,726 --> 01:13:19,019
چرا باید ناجور باشه؟
چون مدتی بود صحبت نکرده بودیم، ولی—

1400
01:13:19,020 --> 01:13:20,687
صبر کن.
چند وقت پیش تایلر دلت رو شکست

1401
01:13:20,688 --> 01:13:23,858
و تو رفتی؟

1402
01:13:26,944 --> 01:13:29,154
حدود دو هفته، ولی—
دو هفته؟

1403
01:13:29,155 --> 01:13:31,197
بله، زودتر از—
هیچ راهی نداره

1404
01:13:31,198 --> 01:13:32,949
که تونسته باشی بگذری.
بله، گذشتم.

1405
01:13:32,950 --> 01:13:35,452
در واقع، این سفر جاده‌ای، این سفر طولانی‌تر،

1406
01:13:35,453 --> 01:13:38,622
این که دارم میرم نیویورک. حتی برنمی‌گردم لس‌آنجلس.

1407
01:13:38,623 --> 01:13:41,416
صبر کن، صبر کن. پس روزی که رفتی

1408
01:13:41,417 --> 01:13:43,710
تا به خودت زمان بدی، در واقع استعفا دادی؟

1409
01:13:43,711 --> 01:13:45,545
بله.
پس چرا از همان لحظه‌ای که وارد خونه من شدی

1410
01:13:45,546 --> 01:13:47,047
این رو نگفتی؟

1411
01:13:47,048 --> 01:13:48,298
چرا به من دروغ گفتی؟
فقط ...

1412
01:13:48,299 --> 01:13:50,258
«این کار منه. مجبورم اینجا باشم.»

1413
01:13:50,259 --> 01:13:52,802
فقط راحت‌تر بود.
بله، حدس می‌زنم که بود،

1414
01:13:52,803 --> 01:13:54,471
خیلی راحت‌تر که خودتو

1415
01:13:54,472 --> 01:13:56,431
این قربانی خودحق‌به‌جانب نشون بدی

1416
01:13:56,432 --> 01:13:57,891
که مجبوره تحمل کنه—
نه، من تصمیم گرفتم

1417
01:13:57,892 --> 01:13:59,559
همه چی رو بذارم کنار

1418
01:13:59,560 --> 01:14:01,603
و راه درست رو برم، دایان.

1419
01:14:01,604 --> 01:14:03,146
آه.
برای این که تایلر ببینه،

1420
01:14:03,147 --> 01:14:05,231
با وجود تمام دردی که کشیدم،

1421
01:14:05,232 --> 01:14:07,275
هنوز براش هستم.

1422
01:14:07,276 --> 01:14:09,069
و اینکه می‌تونم با زندگیم برم جلو

1423
01:14:09,070 --> 01:14:11,614
و بدانم که تایلر این چیز رو در مورد من دیده.

1424
01:14:16,327 --> 01:14:18,578
بله. بله.

1425
01:14:18,579 --> 01:14:21,998
بله. به خاطر اینه.
چی؟

1426
01:14:21,999 --> 01:14:23,833
تو ازش دلخوری.
اَه، خواهش می‌کنم— نه.

1427
01:14:23,834 --> 01:14:25,752
تو فقط عاشق پسرم نیستی.

1428
01:14:25,753 --> 01:14:27,212
تو ازش دلخوری.

1429
01:14:27,213 --> 01:14:28,922
من دارم راه درست می‌رم.
راهی که می‌ری

1430
01:14:28,923 --> 01:14:31,091
وقتی می‌خوای بقیه حس بدی داشته باشن.

1431
01:14:31,092 --> 01:14:32,759
درمورد راه درست به من نگو.

1432
01:14:32,760 --> 01:14:34,928
کتاب راه درست رو من نوشتم.

1433
01:14:34,929 --> 01:14:36,680
تو می‌خوای تایلر احساس گناه کنه.

1434
01:14:36,681 --> 01:14:38,640
خوبه. بله، می‌خوام.

1435
01:14:38,641 --> 01:14:41,601
اما به خاطر این نیومدم.
دقیقاً به خاطر همین اومدی.

1436
01:14:41,602 --> 01:14:43,520
تو می‌خوای تایلر دلتنگت بشه.

1437
01:14:43,521 --> 01:14:45,105
می‌خوای تایلر دوستت داشته باشه.

1438
01:14:45,106 --> 01:14:46,773
نمی‌فهمی—
دارم با زندگیم میروم جلو—

1439
01:14:46,774 --> 01:14:48,818
دیگر دروغ نگو!

1440
01:14:49,652 --> 01:14:52,612
مخصوصاً به کسی که دقیقاً می‌دونه

1441
01:14:52,613 --> 01:14:55,115
دوست داشتن و دلخوری از پسرم یعنی چی.

1442
01:14:55,116 --> 01:14:57,742
و وقتی ما یه نفر رو دوست داریم و ازش دلخوریم،

1443
01:14:57,743 --> 01:14:59,829
اون موقع بیشتر از همه کنترل‌مون می‌کنه.

1444
01:15:00,705 --> 01:15:03,999
جیمی، تو همیشه هر چی تایلر نیاز داره،

1445
01:15:04,000 --> 01:15:06,459
همه چیزی که تو یه دوست پسر می‌خواد، براش خواهی بود.

1446
01:15:06,460 --> 01:15:08,461
اما هیچ وقت نوعش نمی‌شی.

1447
01:15:08,462 --> 01:15:11,132
هیچ وقت اون‌جوری که تو می‌خوای، تو رو نمی‌خواد.

1448
01:15:15,511 --> 01:15:18,639
و هیچ وقت پسری نمی‌شه که تو می‌خوای.

1449
01:15:20,850 --> 01:15:23,977
شاید به تایلر نگویی خودخواه، ناسپاس،

1450
01:15:23,978 --> 01:15:25,687
اما حس می‌کنه.

1451
01:15:25,688 --> 01:15:28,148
توی صورتت می‌بینه، تو صدات می‌شنوه.

1452
01:15:28,149 --> 01:15:30,150
توی پیامهات می‌خونه.

1453
01:15:30,151 --> 01:15:32,235
اما هنوز برات عجیبه

1454
01:15:32,236 --> 01:15:34,487
که نمی‌خواد برگرده تو بغل تو.

1455
01:15:34,488 --> 01:15:37,449
من مادرشم!
خب، پس مثل یه مادر بجنگ!

1456
01:15:37,450 --> 01:15:38,992
براش بجنگ، به جای اینکه منو خراب کنی،

1457
01:15:38,993 --> 01:15:40,201
که راحت‌تره، نه؟

1458
01:15:40,202 --> 01:15:41,911
راحت‌تره که دردو به هر چیزی ربط بدی—

1459
01:15:41,912 --> 01:15:42,996
هر کسی جز خودت.

1460
01:15:42,997 --> 01:15:44,999
برو بیرون!
با خوشحالی، ممنون!

1461
01:15:45,958 --> 01:15:49,961
اما می‌دونی چیه، دایان؟ هر جایی هستی به انتخاب خودته.

1462
01:15:49,962 --> 01:15:53,006
و اون انتخاب رو از همون لحظه‌ای کردی

1463
01:15:53,007 --> 01:15:55,175
که اون بچه نه ساله اومد خونه

1464
01:15:55,176 --> 01:15:57,010
و تو تصمیم گرفتی نبجنگی.

1465
01:15:57,011 --> 01:15:59,012
و تو کاملاً حق داشتی بجنگی.

1466
01:15:59,013 --> 01:16:00,680
حق داشتی بری جلو پدرش

1467
01:16:00,681 --> 01:16:03,391
و بگی «به چه فکری بودی؟»

1468
01:16:03,392 --> 01:16:06,436
اما نه. در عوض، تو دلخوری رو انتخاب کردی.

1469
01:16:06,437 --> 01:16:09,189
و تا جایی که می‌بینم، همیشه دلخوری رو انتخاب می‌کنی.

1470
01:16:09,190 --> 01:16:11,357
دلخوری از نیومکزیکو،

1471
01:16:11,358 --> 01:16:13,359
از اون کاکتوس بی‌کیفیت کتی،

1472
01:16:13,360 --> 01:16:15,528
از سگ مرده جودیت،

1473
01:16:15,529 --> 01:16:17,405
از اون جغد لعنتی، و از من!

1474
01:16:17,406 --> 01:16:20,492
آه، بله. من قله دلخوری توی هستم.

1475
01:16:20,493 --> 01:16:23,411
و چه جای راحتی برای ریختن همه عصبانیت و دلخوری‌ات،

1476
01:16:23,412 --> 01:16:25,455
همین هفته‌ای که باید شوهر دومتو دفن کنی،

1477
01:16:25,456 --> 01:16:27,123
به جای این که با حقیقت زشت روبرو شی

1478
01:16:27,124 --> 01:16:28,875
اینکه از هنری عصبانی و دلخوری

1479
01:16:28,876 --> 01:16:31,544
که باید دفنش کنی.
چطور جرات داری!

1480
01:16:31,545 --> 01:16:33,339
به من دروغ نگو، دایان.

1481
01:16:34,048 --> 01:16:36,216
مخصوصاً به کسی که می‌دونه چه حسی داره

1482
01:16:36,217 --> 01:16:39,135
سال‌های سال از عمرش رو ببینه تنها آدمایی

1483
01:16:39,136 --> 01:16:40,971
که براش موندن دارن می‌رن.

1484
01:16:43,432 --> 01:16:46,977
و آره، ازشون دلخوریم چون بهشون نیاز داریم.

1485
01:16:48,979 --> 01:16:51,398
چون بدون اونها نمی‌دونیم کیا هستیم.

1486
01:16:52,650 --> 01:16:55,902
خودت گفتی، دایان.

1487
01:16:55,903 --> 01:16:57,779
متنفری از نحوه برخوردت با هنری.

1488
01:16:57,780 --> 01:16:59,405
ازش متنفر بودی که تو رو اونجا گذاشت.

1489
01:16:59,406 --> 01:17:01,658
و در تمام این مدت، کسی بود که با عشق بهت نگاه می‌کرد،

1490
01:17:01,659 --> 01:17:03,034
ازت التماس می‌کرد

1491
01:17:03,035 --> 01:17:04,787
از جایی که نمی‌خوای بری بیرون بیای.

1492
01:17:05,579 --> 01:17:08,081
جایی که خودت انتخاب می‌کنی بلعیده شی

1493
01:17:08,082 --> 01:17:10,250
توی عشقی که از پسری که رفته نمی‌گیری

1494
01:17:10,251 --> 01:17:12,335
به جای این که براش مردی سوگواری کنی

1495
01:17:12,336 --> 01:17:14,672
که همه چی رو درمورد تو می‌دونست و موند.

1496
01:17:51,333 --> 01:17:52,793
اینم خورشید.

1497
01:17:59,800 --> 01:18:01,135
اونم آسمون لعنتی!

1498
01:18:03,304 --> 01:18:06,307
و اونم جغد لعنتی.

1499
01:18:09,518 --> 01:18:12,812
گربه لعنتی رو برگردوند!

1500
01:18:20,404 --> 01:18:21,864
نمی‌خواستم—

1501
01:18:22,740 --> 01:18:23,824
بیا تمومش کنیم.

1502
01:19:13,749 --> 01:19:15,959
هی خانوم. تازه از کلیسا اومدم.

1503
01:19:15,960 --> 01:19:18,044
چیکار می‌کنی؟

1504
01:19:18,045 --> 01:19:20,588
می‌دونم که اذیتت می‌کنه

1505
01:19:20,589 --> 01:19:22,758
وقتی تو پیغامگیرت سوال می‌پرسم.

1506
01:19:23,968 --> 01:19:25,718
اوم، فقط خواستم بهت بگم

1507
01:19:25,719 --> 01:19:27,595
با چند تا از دوستام ناهار می‌رم،

1508
01:19:27,596 --> 01:19:29,222
و پیاده برمی‌گردم خونه.

1509
01:19:29,223 --> 01:19:31,766
آه، اگه فراموش کردم،

1510
01:19:31,767 --> 01:19:33,393
یکی از اعضای جدید جماعت

1511
01:19:33,394 --> 01:19:35,311
امروز ازم پرسید چطور باهم آشنا شدیم.

1512
01:19:35,312 --> 01:19:37,063
و گفتم، «خب، ما آشنا نشدیم.

1513
01:19:37,064 --> 01:19:38,482
دایان منو کشف کرد.»

1514
01:19:39,483 --> 01:19:41,068
چقدر هم من شیرینم؟

1515
01:19:42,486 --> 01:19:44,238
خب، دوستت دارم. زود می‌بینمت.

1516
01:19:46,240 --> 01:19:48,491
آه، یه چیز دیگه.

1517
01:19:48,492 --> 01:19:50,911
چیکار می‌کنی؟

1518
01:21:21,001 --> 01:21:27,048
"؟ فقط به حرفش اعتماد کنم ؟"

1519
01:21:27,049 --> 01:21:33,554
"؟ فقط به قولش تکیه کنم ؟"

1520
01:21:33,555 --> 01:21:40,229
"؟ فقط بدونم خدا چنین گفته ؟"

1521
01:21:43,065 --> 01:21:47,861
"؟ عیسی، عیسی، چقدر بهش اعتماد دارم ؟"

1522
01:21:49,196 --> 01:21:54,326
"؟ چقدر بارها و بارها ثابت شده ؟"

1523
01:21:55,077 --> 01:22:00,790
"؟ عیسی، عیسی، عیسی عزیز ؟"

1524
01:22:00,791 --> 01:22:05,628
"؟ نعمتی که بهش اعتماد کنم ؟"

1525
01:22:05,629 --> 01:22:10,133
"؟ بیشتر ؟"

1526
01:22:10,134 --> 01:22:11,718
خدای من.

1527
01:22:30,320 --> 01:22:32,572
نمی‌خواستم بیام بالا.

1528
01:22:32,573 --> 01:22:34,907
هنری انتظارش رو نداشت.

1529
01:22:34,908 --> 01:22:37,076
در واقع، الانم ...

1530
01:22:37,077 --> 01:22:39,079
احتمالاً داره چشم غره میره.

1531
01:22:40,456 --> 01:22:42,583
ولی اون واضح گفته بود ...

1532
01:22:44,126 --> 01:22:47,754
... چی از من می‌خواد.

1533
01:22:52,342 --> 01:22:54,428
و باید تمومش کنم.

1534
01:23:01,268 --> 01:23:03,187
«اولین، آخرین...

1535
01:23:04,771 --> 01:23:05,939
«همه چیز من.

1536
01:23:07,858 --> 01:23:09,943
«و جواب همه رویاهام.

1537
01:23:12,821 --> 01:23:16,283
«تو خورشید منی، ماه من...

1538
01:23:17,284 --> 01:23:18,702
«ستاره راهنمای من.»

1539
01:23:22,956 --> 01:23:23,957
اوم...

1540
01:23:24,958 --> 01:23:27,169
"؟ مال... مال... ؟"

1541
01:23:30,672 --> 01:23:31,673
"؟ مال ؟"

1542
01:23:32,633 --> 01:23:35,969
"؟ مال، مال اون فوق‌العاده خودم ؟"

1543
01:23:37,304 --> 01:23:39,848
"؟ تو همونی ؟"

1544
01:23:42,643 --> 01:23:46,480
"؟ می‌دونم فقط یکی هست ؟"

1545
01:23:47,356 --> 01:23:48,982
"؟ مثل تو ؟"

1546
01:23:52,486 --> 01:23:53,820
"؟ هیچ راهی نداره ؟"

1547
01:23:54,988 --> 01:23:57,491
"؟ دو تاشو ساخته باشن ؟"

1548
01:24:05,749 --> 01:24:09,545
«آره، تو همه چیزی که براش زندگی می‌کنمی.»

1549
01:24:12,673 --> 01:24:16,593
"؟ عشق تو رو تا ابد نگه می‌دارم ؟"

1550
01:24:18,428 --> 01:24:21,347
"؟ تو اولین، تو آخری، ؟"

1551
01:24:21,348 --> 01:24:22,933
"؟ همه چیز من ؟"

1552
01:24:24,351 --> 01:24:26,436
"؟ همه چیز من ؟"

1553
01:24:28,855 --> 01:24:30,690
باید بیای گروه کر.
نمی‌تونم، واقعاً—

1554
01:24:30,691 --> 01:24:32,233
آه.
فوق‌العاده بود.

1555
01:24:32,234 --> 01:24:34,235
می‌بینمت خونه. آدرس رو داری؟
آره.

1556
01:24:34,236 --> 01:24:35,903
باشه، عالی.

1557
01:24:35,904 --> 01:24:37,030
جیمی.

1558
01:24:38,782 --> 01:24:41,617
میشه هنری رو برام بگیری و گل‌آرایی‌ها رو؟

1559
01:24:41,618 --> 01:24:43,953
گل‌آرایی رو. معمولاً باید اهداشون کنن

1560
01:24:43,954 --> 01:24:47,040
برای مراسم یکشنبه، اما بهشون بگو خدا به من بدهکاره.

1561
01:24:49,418 --> 01:24:51,419
به هر حال، من تخم‌مرغ معروفم رو میارم.

1562
01:24:51,420 --> 01:24:52,795
آه، لطفاً نیار.

1563
01:24:52,796 --> 01:24:54,088
اینجاس.

1564
01:25:06,560 --> 01:25:08,894
تا حالا این همه شادی رو روی یه بوم دیدی؟

1565
01:25:08,895 --> 01:25:11,898
چیزی هست.
هوم.

1566
01:25:13,066 --> 01:25:16,068
آه، اینجا چیه؟
اون یه جغده

1567
01:25:16,069 --> 01:25:18,279
که گربه مون، بارنابی رو برگردونده، پس...

1568
01:25:18,280 --> 01:25:21,241
وای خدای من.
پس مثل این که گفتم، فقط شادی.

1569
01:25:23,076 --> 01:25:25,411
قشنگه.
آه.

1570
01:25:25,412 --> 01:25:28,331
دلم گرم شد که این رو گفتی.

1571
01:25:28,332 --> 01:25:30,249
چون هنری می‌خواست که مال تو باشه.

1572
01:25:30,250 --> 01:25:31,751
نه.
چرا.

1573
01:25:31,752 --> 01:25:33,586
ن-نه.
دوران حضورش در گروه کر

1574
01:25:33,587 --> 01:25:35,172
براش خیلی عزیز بود.

1575
01:25:36,089 --> 01:25:38,090
پس شاید برای اتاق گروه کر.

1576
01:25:38,091 --> 01:25:39,800
آه.

1577
01:25:39,801 --> 01:25:41,177
آره؟
هوم.

1578
01:25:41,178 --> 01:25:43,180
انگار هنوز اونجاست باهات می‌خونه.

1579
01:25:49,019 --> 01:25:50,020
هوم.

1580
01:25:51,813 --> 01:25:52,939
خدا نگهدار.

1581
01:25:57,110 --> 01:25:58,611
سفر به خیر.
ممنون، دایان.

1582
01:25:58,612 --> 01:26:00,280
آهوم، خداحافظ.
هر چیزی نیاز داشتی، اینجاییم.

1583
01:26:11,291 --> 01:26:13,626
به دلایلی، مردم فکر می‌کردن باید

1584
01:26:13,627 --> 01:26:15,044
کاسرول بیشتری بیارن.

1585
01:26:15,045 --> 01:26:16,338
دیدم.

1586
01:26:17,631 --> 01:26:20,675
من اینارو شستم و برچسب زدم مال کیه.

1587
01:26:20,676 --> 01:26:23,552
و یه لیست از چیزی که هر کی آورده درست کردم،

1588
01:26:23,553 --> 01:26:25,472
اگه خواستی تشکرنامه بفرستی.

1589
01:26:26,723 --> 01:26:28,849
آره، لازم نیست حتماً.

1590
01:26:31,895 --> 01:26:34,772
خب، بهتره برم سمت جاده،

1591
01:26:34,773 --> 01:26:36,316
خونه رو به خودت برگردونم.

1592
01:26:37,818 --> 01:26:39,319
چیزی تا غروب نمونده، پس...

1593
01:26:40,320 --> 01:26:42,655
اوم، اگه خسته شدی، کنار بزن.

1594
01:26:42,656 --> 01:26:43,657
باشه.

1595
01:26:45,534 --> 01:26:46,702
اهوم.

1596
01:26:48,328 --> 01:26:51,081
شاید دوباره همدیگه رو ببینیم نیویورک؟

1597
01:26:52,833 --> 01:26:54,042
شاید.

1598
01:26:59,256 --> 01:27:00,507
خداحافظ، جیمی.

1599
01:27:03,552 --> 01:27:04,886
خداحافظ، دایان.

1600
01:27:11,017 --> 01:27:12,018
هوم.

1601
01:27:50,432 --> 01:27:52,100
می‌دونم اون طرف چی هست.

1602
01:27:53,643 --> 01:27:55,895
برای خودم، می‌دونم اون طرف چی هست.

1603
01:27:55,896 --> 01:27:58,607
و می‌دونم بهتره.

1604
01:28:00,108 --> 01:28:01,276
یا بهتر می‌شه.

1605
01:28:03,987 --> 01:28:05,572
اما من این طرف می‌مونم...

1606
01:28:06,948 --> 01:28:08,408
چون می‌خوام درستش کنم.

1607
01:28:10,744 --> 01:28:13,079
چون باید... باید همه چی رو درست کنم.

1608
01:28:15,791 --> 01:28:19,336
اینجا، من... توی بیست سالگی م کردم.

1609
01:28:21,004 --> 01:28:23,255
و درب دایره‌وار خودم رو داشتم،

1610
01:28:23,256 --> 01:28:25,842
و عاشق شدم و از عشق افتادم...

1611
01:28:26,843 --> 01:28:27,844
چندین بار.

1612
01:28:30,096 --> 01:28:31,263
اینجا، پدر و مادرم می‌دونستن،

1613
01:28:31,264 --> 01:28:33,975
و نه فقط می‌دونستن، بلکه...

1614
01:28:35,352 --> 01:28:36,603
به خاطرم دوستم داشتن.

1615
01:28:39,648 --> 01:28:40,941
و اینجا، تایلر...

1616
01:28:43,860 --> 01:28:45,277
این نیست که فکر کنم حق با اونه.

1617
01:28:45,278 --> 01:28:48,448
این نیست که فکر کنم اون «همون» است.

1618
01:28:53,495 --> 01:28:55,788
فقط اینجایی که من این همه وقت رو تلف نکردم.

1619
01:28:59,042 --> 01:29:00,502
من نه فقط عشق رو پیدا کردم...

1620
01:29:02,045 --> 01:29:06,132
نه فقط فهمیدم عشق چیه، بلد بودم باهاش چیکار کنم.

1621
01:29:10,345 --> 01:29:11,680
اما رفتن به اون طرف...

1622
01:29:14,474 --> 01:29:15,851
که قدم بردارم...

1623
01:29:20,522 --> 01:29:23,525
دایان، یعنی بدونم هیچ کدوم از اینا هرگز اتفاق نیفتاده.

1624
01:29:25,694 --> 01:29:27,571
اون طرف فقط خودم هستم.

1625
01:29:29,990 --> 01:29:31,490
این رو برای دلسوزی نمی‌گم...

1626
01:29:31,491 --> 01:29:34,828
...و برای توجیه هم نمی‌گم.

1627
01:29:35,996 --> 01:29:36,997
اه...

1628
01:29:40,500 --> 01:29:42,544
فقط نمی‌دونم اینا رو کجا بذارم.

1629
01:29:46,548 --> 01:29:49,009
جیمی، پدر و مادر تو می‌دونستن.

1630
01:29:50,218 --> 01:29:51,678
ما همیشه می‌دونیم.

1631
01:29:52,554 --> 01:29:54,514
و اونا می‌دونستن تو کی هستی.

1632
01:29:55,515 --> 01:29:59,060
تو پسر اونا بودی که تا آخر دوستشون داشت.

1633
01:30:29,049 --> 01:30:30,424
«حالت چطوره؟»

1634
01:30:30,425 --> 01:30:33,719
زودتر از چیزی که فکر می‌کردم.

1635
01:30:33,720 --> 01:30:35,971
خب، زمانبندی همیشه از بدترین چیزاش بوده.

1636
01:30:35,972 --> 01:30:37,098
یا بهترین.

1637
01:30:40,602 --> 01:30:41,728
بذار صبر کنه.

1638
01:30:42,938 --> 01:30:44,230
تا من آماده باشم.

1639
01:30:51,237 --> 01:30:52,781
باید بری جلو، جیمی.

1640
01:30:53,782 --> 01:30:56,075
وقتشه.

1641
01:30:56,076 --> 01:30:57,077
بله.

1642
01:31:00,747 --> 01:31:01,748
بله.

1643
01:31:06,920 --> 01:31:08,420
و اون کاکتوس رو هم ببر.

1644
01:31:08,421 --> 01:31:10,339
حقشه نجات پیدا کنه.

1645
01:31:10,363 --> 01:31:22,363
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
