WEBVTT

00:05.000 --> 00:16.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:17.583 --> 00:20.540
چيزي که از نسخه اصلي فيلم متروپليس مانده نگاتيوهاي فرسوده و ناقصي است

00:20.666 --> 00:23.749
که در اين مجموعه به صورت ويرايش شده موجود ميباشد

00:23.875 --> 00:26.915
با اينحال بايد 1/4 اين اثر را براي هميشه از دست رفته دانست

00:27.041 --> 00:30.124
در سال 2008 نسخه تقریبا کاملی در بوئنوس آیرس آرژانتین پیدا شد

00:30.250 --> 00:33.332
که در این نسخه تمام نگاتيوهاي به جا مانده را در بردارد

00:33.458 --> 00:36.540
تلاش شده ، نسخه اصلي فيلم بازسازي شود

00:36.666 --> 00:39.749
نوشته هاي بين فيلم همانند نسخه اصلي بازسازي شده اند

00:39.875 --> 00:42.915
نوشته هايي که با فونت متفاوت و داخل پرانتز نوشته شده اند

00:43.041 --> 00:47.207
براي توضيح روند داستان در بخش هايي است که نگاتيو آن از بين رفته

00:47.791 --> 00:51.707
قاب سياه فيلم هم به منظور کوتاه تر کردن قسمتهاي انتهايي خراب و فرسوده نگاتيو است

00:54.333 --> 00:57.124
.

02:42.625 --> 02:45.207
قطعه اول
! ميانجي بين سر و دست ، بايد قلب باشد

03:58.000 --> 04:01.290
تعويض شيفت

05:19.208 --> 05:22.332
در عمقي زياد

05:22.458 --> 05:25.999
از سطح زمين

05:26.125 --> 05:30.207
شهر کارگران قرار داشت

06:39.916 --> 06:45.499
به همان عمق زيادي که شهر کارگرها در زير زمين قرار داشت

06:45.625 --> 06:51.249
بسيار بالاتر از آن و در سطح زمين مجموعه برج ها و باغهايي به نام کلوب فرزندان بود

06:51.375 --> 06:56.957
مکاني براي تفريح و خوشگذراني فرزندان اربابان متروپليس

07:30.041 --> 07:34.374
پدراني که با طلاي حاصل از انقلاب چرخ هاي ماشين توانسته بودند

07:34.500 --> 07:39.249
براي فرزندانشان باغهاي هميشه بهار متروپليس را خلق کنند

07:58.833 --> 08:02.165
کدام يک از شما خانمها قرار است امروز

08:02.291 --> 08:07.124
افتخار سرگرم کردن ارباب فردر ، پسر جان فردرسن رو داشته باشد ؟

10:46.291 --> 10:50.415
! نگاه کنيد
! اينها برادران شما هستند

10:53.000 --> 10:55.832
! نگاه کنيد

11:03.083 --> 11:06.374
! اينها برادران شما هستند

12:35.875 --> 12:39.165
اون کي بود ؟

13:28.333 --> 13:30.749
اما اين اتفاقي بود که براي فردر

13:30.875 --> 13:34.332
پسر جو فردرسن ارباب متروپوليس افتاد

13:34.458 --> 13:37.124
وقتي که براي يافتن آن دختر رفت

17:43.833 --> 17:47.957
برو به برج جديد بابل
! پيش پدرم

21:38.083 --> 21:43.499
جوزف ، چرا من بايد از ماجراي انفجار توسط پسرم باخبر بشم و نه تو ؟

21:51.458 --> 21:54.749
! برو دنبال جزئيات ماجرا

23:07.083 --> 23:12.457
تو تالار ماشينها چي کار ميکردي ، فردر ؟

23:15.166 --> 23:21.790
ميخواستم به چهره مردمي که بچه هاشون برادرها و خواهرهاي من هستند نگاه کنم

23:48.500 --> 23:50.832
شهر باشکوه تو ، پدر

23:50.958 --> 23:55.124
و تو مغز متفکر اين شهر هستي
... و همه ما نور چراغ هاي اين شهر

24:22.416 --> 24:26.540
و مردم کجا هستند پدر ، همان کساني که با دستانشان شهر تو را ساختند ؟

24:32.416 --> 24:36.540
... جايي که به آن تعلق دارند

24:43.416 --> 24:46.374
جايي که به آن تعلق دارند؟

24:51.416 --> 24:54.957
در اعماق ... ؟

25:30.291 --> 25:35.249
چه خواهد شد اگر روزي آنهايي که در عمق زمين اند بر عليه ات قيام کنند ؟

26:07.250 --> 26:12.207
... سرکارگر ماشين اصلي "گروت" اينجاست، با يک پيام مهم

26:33.166 --> 26:38.124
دو تا ديگه از اون نقشه هاي شيطاني ، آقاي فردرسن

27:19.125 --> 27:24.082
... توی جيب دو تا از مرداني که امروز در حادثه خرابي ماشين اصلي نقش داشتند پيدا شده

27:38.208 --> 27:44.832
چرا جوزف ، اين نقشه ها را گروت بايد به من بده نه تو ؟

28:09.166 --> 28:14.124
برو به جي بانک ، براي تصفيه حساب

29:19.125 --> 29:23.165
پدر ، خودتون ميدونيد عزل شدن توسط شما چه معنايي داره ؟

29:23.291 --> 29:27.415
مفهومش رفتن به پايين پدر به پايين ، به درون اعماق

30:40.125 --> 30:46.749
ميدوني عزل شدن توسط جو فردرسون به اين صورت چه مفهومي داره ؟

31:05.166 --> 31:09.290
مي خواي براي من کار کني ، جوزف ؟

31:49.833 --> 31:58.124
برو خونه جوزف و منتظر من باش ، من هنوز شب درازي را در پيش دارم

32:09.416 --> 32:14.374
ميخوام برم به اعماق تا با برادرانم باشم

32:22.750 --> 32:29.374
از امروز ميخوام در جريان همه کارهايي که پسرم ميکنه قرار بگيرم

33:44.750 --> 33:46.790
برادر

33:57.166 --> 34:02.165
! دستگاه
يکي حتما بايد کنار دستگاه بمونه

34:07.666 --> 34:12.624
يک نفر کنار دستگاه خواهد ماند

34:12.750 --> 34:14.707
من

34:26.458 --> 34:31.415
به حرفم گوش بده ، ميخوام زندگي مون را با هم عوض کنیم

35:03.208 --> 35:08.124
جوزف
بلوک شماره 99 ، خونه شماره 7 ، طبقه هفتم

35:13.583 --> 35:17.707
... منتظر من بمونيد ، هر دوتون

35:48.541 --> 36:08.957
جوزف
بلوک شماره 99 ، خونه شماره 7 ، طبقه هفتم

38:01.375 --> 38:03.874
در ميان متروپليس

38:04.000 --> 38:08.499
خانه ايي عجيب بود
که قرن ها زير نظر قرار داشت

38:15.041 --> 38:20.415
مردي که آنجا زندگي مي کرد روتوانگ بود ، روتوانگ مخترع

39:38.916 --> 39:40.915
هل

39:41.041 --> 39:45.499
هل ، براي شادي من و خوشبختي بشريت متولد شد

39:45.625 --> 39:50.124
و به خاطر جو فردرسون از دست رفت
مرد ، براي به دنيا آوردن فردر ، پسر جو فردرسون

40:16.375 --> 40:21.040
جو فردرسون به روتوانگ گفت : مغزي مانند مغز تو ، بايد بتواند فراموش کند

40:26.083 --> 40:32.707
تنها چيزي که در زندگي ام فراموش کردم اين بود که هل يک زن بود و تو يک مرد

40:38.708 --> 40:43.665
بگذار روحش در آرامش باشه روتوانگ ، همونقدر که براي تو مرده براي من هم مرده

40:51.375 --> 40:56.332
اون نمرده جو فردرسون ، براي من اون هنوز زنده است

41:06.083 --> 41:14.374
!فکر کردي بهاي از دست دادن دستم ، براي دوباره ساختن هل خيلي زياد بوده ؟

41:20.958 --> 41:24.249
!ميخواي اونو ببيني ؟

43:26.041 --> 43:28.832
!خوب ، جو فردرسون ؟

43:28.958 --> 43:32.915
ارزش نداره ، براي ساختن مردي از آينده دستت را از دست بدي ؟

43:33.041 --> 43:35.124
برای مرد ماشینی؟

43:42.708 --> 43:46.540
فقط 24 ساعت ديگه بهم مهلت بده جو فردرسون ، تا آدم ماشيني را بسازم

43:46.666 --> 43:51.832
! که هيچکس نتونه متوجه تفاوتش با يک انسان معمولي بشه

44:11.875 --> 44:17.374
زن براي من جوه فردرسون
! پسر هل براي تو

44:44.541 --> 44:49.499
براي چي اومدي پيش من ، جو فردرسون ؟

45:00.208 --> 45:06.832
طبق معمول ، وقتي متخصص هام نااميدم کنند
... براي کمک ميام پيش تو

45:23.208 --> 45:28.457
براي ماه هاست ما الان داريم اين نقشه ها رو
توي لباس هاي کارگرانمون پيدا مي کنيم
چه معنايي دارند ؟

46:03.875 --> 46:08.832
ساعت 2
! موقع پايان شيفت کاري
... اون دوباره ما رو فراخواني کرده

47:35.291 --> 47:41.915
! پدر ، پدر
!اين 10 ساعت هيچوقت تموم نميشه ؟

48:12.500 --> 48:16.540
اين يک نقشه 2000 ساله

48:16.666 --> 48:20.790
از سردابی اي در اعماق متروپليس است

48:56.041 --> 49:04.207
دوست دارم بفهمم کارگرهام تو اون سرداب چه کار ميکنند ؟

52:28.208 --> 52:30.624
... امروز من براتون افسانه برج بابل رو تعريف ميکنم

52:30.750 --> 52:34.915
افسانه برج بابل

52:35.041 --> 52:40.707
افسانه برج بابل

52:50.708 --> 52:56.915
! بياييد ، بگذاريد برجي بسازيم که بلندي اش تا ستارگان آسمان برسد

53:00.166 --> 53:03.749
و بالاي برج اين کلمات را مينويسيم

53:03.875 --> 53:08.457
بزرگ دنياست و خالقش
! و بزرگ انسان است

53:28.541 --> 53:31.665
اما فکرهايي که طرح برج بابل را ريخته بودند

53:31.791 --> 53:34.082
نمي توانستند آنرا بسازند

53:34.208 --> 53:38.874
پروژه عظيمي بود ، براي همين کارگراني استخدام کردند

53:56.166 --> 54:01.249
ولي دستهايي که برج بابل را ميساختند

54:01.375 --> 54:06.540
هيچ چيزي از روياي مغزي که آن خلق کرده بود نميدانستند

54:34.750 --> 54:39.374
آرزوي يک مرد براي ستايش شدن ، مايه مصيبت و رنج ديگران ميشود

54:52.625 --> 54:58.832
... مردمي که با يک زبان سخن مي گفتند ديگر قادر به درک يکديگر نبودند

55:06.666 --> 55:14.499
بزرگ دنياست و خالقش
و بزرگ انسان است

55:30.166 --> 55:34.290
!بين آن فکر ها و دست ها يک ميانجي لازم است

55:36.750 --> 55:42.957
! ميانجي بين سر و دستها ، بايد قلب باشد

56:12.041 --> 56:16.999
ولي ميانجي ما کجاست ، ماريا  ؟

56:37.250 --> 56:42.207
! منتظر او باشيد
! او حتما خواهد آمد

56:57.583 --> 57:02.540
! ما صبر ميکنيم ، ماريا
! اما نه خيلي زياد

58:51.500 --> 58:56.457
اوه ميانجي ، بالاخره آمدي ؟

58:59.250 --> 59:04.207
تو مرا فراخواندي
! من اينجا هستم

59:35.041 --> 59:41.665
روتونگ آدم ماشينت رو شبيه به اون دختر درست کن

59:50.791 --> 59:54.832
بايد بين اونها و اين زن جدايي بندازم

59:54.958 --> 59:59.082
!بايد ايمان اونها را به اين زن نابود کنم

01:00:26.375 --> 01:00:32.999
! ...فعلا منو تنها بگذار جو فردرسون ، بدون من هم ميتوني راه برگشت را پيدا کني

01:00:58.958 --> 01:01:03.624
! اي احمق
حالا تنها يادگاري هل را هم از دست ميدي

01:01:03.750 --> 01:01:07.249
پسرت

01:01:30.166 --> 01:01:34.332
تا فردا ، در کليساي قديمي

01:06:06.166 --> 01:06:10.290
پايان قسمت مقدماتي

01:06:14.833 --> 01:06:18.624
ميان پرده

01:06:56.208 --> 01:07:00.040
فردر راهبي را بر منبر ديد که ميگفت

01:07:00.166 --> 01:07:05.040
حقيقيتا به شما مي گويم ، روزهايي که در کتاب مکاشفات از آنها سخن رانده شده نزديک اند

01:07:05.416 --> 01:07:09.457
دستان راهب به قسمتي از انجيل اشاره ميکرد که در آن نوشته بود

01:07:09.625 --> 01:07:13.415
و زني را ديدم که بالاي ديوي قرمز نشسته بود ، به مقدسات کفر ميگفت

01:07:13.541 --> 01:07:15.707
و 7 سر و 10 شاخ داشت

01:07:15.833 --> 01:07:19.499
آن زن لباسي به رنگ ارغواني و قرمز بر تن داشت

01:07:19.625 --> 01:07:21.790
و فنجاني طلايي در دستانش بود

01:07:21.916 --> 01:07:25.582
و روي پيشاني اش کلماتي عجيب نوشته شده بود

01:07:25.708 --> 01:07:29.207
بابل بزرگ ، مادر همه زشتي ها و پليديهاي زمين

01:07:48.541 --> 01:07:54.332
تو ، جو فردرسون را نابود خواهي کرد
خودش، شهرش و پسرش

01:08:39.458 --> 01:08:41.124
شکم پرستی

01:08:41.291 --> 01:08:42.957
طمع

01:08:43.083 --> 01:08:44.832
غرور

01:08:44.958 --> 01:08:46.207
شهوت

01:08:46.375 --> 01:08:48.040
حسادت

01:08:48.208 --> 01:08:49.499
خشم

01:08:49.666 --> 01:08:50.790
تنبلی

01:09:06.458 --> 01:09:10.499
اگر زودتر آمده بودي ، هرگز نمي ترسيدم

01:09:10.625 --> 01:09:14.749
....اما حالا به تو التماس ميکنم ، از من و آنکه دوستش دارم دور بمان

01:10:19.666 --> 01:10:24.082
اونی که تو لباسش رو پوشیدی کجاست؟

01:10:38.208 --> 01:10:44.040
جوزف
بلوک شماره 99 ، خونه شماره 7 ، طبقه هفتم

01:11:18.083 --> 01:11:21.415
ممکنه جرجی رو بلند کنی؟

01:11:21.541 --> 01:11:25.415
او باید من رو به شهر کارگرها ببره

01:11:44.541 --> 01:11:52.124
11811
فراموش کن چیزی رو که اونجا جا گذاشتی فهمیدی؟

01:12:13.083 --> 01:12:16.790
جوزف من باید کسی رو داشته باشم که به من وفادار باشه

01:12:16.916 --> 01:12:20.749
در غیر اینصورت چطور می تونم به هدفم برسم؟

01:12:47.375 --> 01:12:51.124
جوزف من باید ادامه بدم

01:12:51.250 --> 01:12:55.040
بايد خودم به دنبال آن فردي که
براي 11881 قرار بود به جاي من راهنمايي کند بگردم

01:12:58.458 --> 01:13:03.624
امشب جوزف
امشب وقتی برگردم

01:14:51.083 --> 01:14:56.624
جوزف
بلوک شماره 99 ، خونه شماره 7 ، طبقه هفتم

01:15:34.083 --> 01:15:41.707
چه چیزی به تو بدهم تا امشب اینجا رو ترک کنی؟

01:16:27.916 --> 01:16:33.040
هنوز به نظر نمیاد که فهمیدی باشی کی من رو اینجا فرستاده

01:16:36.541 --> 01:16:37.749
بانک مرکزی متروپلیس

01:16:39.708 --> 01:16:45.874
این مرد نمی خواد که پسرش امشب اینجا باشه

01:17:38.125 --> 01:17:43.707
سه ساعت دیگه میام دنبالت

01:18:39.750 --> 01:18:46.332
! بيا...وقتشه که صورت تو را به آدم ماشيني بدهم

01:26:30.916 --> 01:26:34.999
!ماريا کجاست ؟

01:26:43.375 --> 01:26:48.290
... اون با پدرته

01:27:05.125 --> 01:27:10.040
! ... دارم بهت ميگم ، اون با پدرته

01:27:11.791 --> 01:27:15.790
اون کامل ترین و بی نظیر ترین وسیله ای است که بشر تا به حال به چشمانش دیده است

01:27:15.916 --> 01:27:19.915
امشب تو خواهی دید که اون چطور چشم های همه رو به خودش خیره می کنه

01:27:20.041 --> 01:27:24.165
تو رقص اون رو می بینی و اگر فقط  یک نفر تونست متوجه انسان نبودن اون بشه

01:27:24.291 --> 01:27:28.290
من خودم رو یک ناشی می نامم که هیچوقت تو هیچ چیزی موفق نشد

01:27:28.416 --> 01:27:31.457
روتوانگ

01:27:31.583 --> 01:27:36.374
روتوانگ از آقای جو فردرسن تقاضا می کند که امشب مهمانشان باشد

01:28:09.041 --> 01:28:15.624
مي خوام ازت که آنهايي که در زير زمين هستند رو
ملاقات کني ، براي نابود کردن کارهاي زني که تو از
! تصوير او خلق شدي

01:32:03.958 --> 01:32:11.290
هر آينه شما را مي گويم که روزگاري که در کتاب مکاشفات از آن سخن به ميان آمده
!...نزديک است

01:33:22.125 --> 01:33:27.040
او ، تمامي 7 گناه تابخشودني را انجام داده است

01:34:12.791 --> 01:34:17.707
!... مرگ بر سر شهر نازل شده است

01:34:29.583 --> 01:34:34.499
پایان میان پرده

01:34:49.708 --> 01:34:57.957
كتاب‌ مكاشفات‌ يوحنا

01:35:16.083 --> 01:35:20.499
اين لباس را پوشيدم تا از دست مرد لاغر فرار کنم

01:35:20.625 --> 01:35:25.165
ولي در اين 10 روز جاسوس هاي پدرت حتي شهر کارگر ها رو هم جايي خطر ناک کرده بودند

01:35:35.000 --> 01:35:38.082
! کارگرها فقط به اميد ظهور ميانجي ، سر کارهايشان حاضر ميشوند

01:36:07.416 --> 01:36:12.707
: جوزف اتفاقاتي که پس از بيمار شدن فردر رخ داده اند را براي او بازگو ميکند

01:36:23.208 --> 01:36:27.790
... بعداظهر روزي که بيمار شدي

01:36:38.458 --> 01:36:43.415
...  بهترين دوستانمان به خاطر آن زن

01:37:02.041 --> 01:37:08.624
...باغهاي هميشه بهار ، به حال خود رها شدند
.... اما هر شب در يوشيوارا

01:37:44.500 --> 01:37:51.082
... و اين زن که باعث اين همه گناه شده است

01:37:51.416 --> 01:37:56.124
... نامش "ماريا" است

01:38:04.416 --> 01:38:10.999
!همان زني که در دخمه هاي اعماق شهر مانند يک قديسه ظاهر ميشد ؟

01:38:25.500 --> 01:38:28.832
: فردر به جوزف يادآوري کرد
بسياري از کارگرها امشب به مکاني خواهند رفت

01:38:28.958 --> 01:38:33.790
که آن زن خود را در آن به خالصي طلايي ناب معرفي کرده بود

01:38:39.583 --> 01:38:43.999
! ولي ميانجي بايد ظاهر شود ...

01:39:06.833 --> 01:39:10.165
هر آنچه امشب اتفاق افتاد

01:39:10.291 --> 01:39:14.415
فردرسون به مرد لاغر در دفترش گفت
... اين دستور فوري منه که بگذاريد کارگرها هرچه مي خواهند بکنند

01:39:25.416 --> 01:39:30.707
فردرسون مي خواد به آنها در زيرزمين اجازه دهد
که از زور استفاده کنند و کار اشتباه بکنند

01:39:30.833 --> 01:39:36.165
که بتونه حق اينکه بر عيله اونها از زور استفاده بکنه رو بدست بياره

01:39:53.750 --> 01:39:58.999
وقتي که تو با بردارانت حرف مي زدي
...از صلح دم مي زدي ماريا

01:39:59.125 --> 01:40:04.499
حالا يک عامل جو فردرسون اونها رو تحريک مي کنه
... بر عليه اون بشورند

01:40:27.916 --> 01:40:32.832
!اون اعتقاد به يک ميانجي رو نابود خواهد کرد

01:41:11.125 --> 01:41:17.707
... شما مي دونيد که هميشه از صلح سخن مي گفتم
... ولي ميانجي شما نخواهد آمد

01:41:29.666 --> 01:41:34.582
!شما به قدر کافي صبر کرديد
! زمان شما فرا رسيده

01:41:41.291 --> 01:41:45.040
ولي من به جو فردرسون کلک زدم

01:41:45.166 --> 01:41:49.540
جفت تو از اون اطاعت نمي کنه
!فقط از خواسته هاي من اطاعت مي کنه

01:41:58.625 --> 01:42:05.249
!کيه که سوخت ماشين ها رو توي متروپليس مي ده  با زندگيش ؟

01:42:09.833 --> 01:42:16.415
!کيه که مفصل هاي ماشين ها رو با خون خودش روغن کاري مي کنه ؟

01:42:31.333 --> 01:42:36.249
!کيه که به ماشين ها با گوشت تن خودش سوخت مي ده ؟

01:42:43.041 --> 01:42:49.624
بگذاريد ماشين ها از گرسنگي بميرند
!اي احمق ها
!! بگذاريد اونها بميرند

01:42:52.958 --> 01:42:57.874
بکشيدشون
!! ماشين ها رو

01:43:14.250 --> 01:43:17.082
!! تو ماريا نيستي

01:43:20.708 --> 01:43:23.040
!! تو ماريا نيستي

01:43:37.583 --> 01:43:42.499
!ماريا از صلح صحبت مي کرد نه کشتن
!! اين ماريا نيست

01:43:46.375 --> 01:43:51.332
!! پسر جو فردرسون

01:43:53.833 --> 01:44:00.415
!!! اين سگ رو توي پوستين سفيد ابريشميش بکشيد

01:44:31.500 --> 01:44:35.540
!زن هاتون ، بچه هاتون رو از شهر کارگرها بياريد

01:44:35.666 --> 01:44:39.749
!هيچکس رو جا نگذاريد
!!!مرگ بر ماشين ها

01:44:50.291 --> 01:44:52.457
در اتاق زير شيرواني

01:44:52.583 --> 01:44:56.165
روتونگ هر لحظه سرمستر از

01:44:56.291 --> 01:44:58.374
پيروزي اش بر فردرسون مي شد

01:44:58.666 --> 01:45:00.874
! من سر جو فردرسون کلاه گذاشتم اونم دو بار

01:45:01.000 --> 01:45:04.915
براي اينکه من ازش پنهان کردم که پسرش مي خواد
ميانجي برادرن تو بشه

01:45:05.041 --> 01:45:06.915
! و عاشق توئه

01:45:07.208 --> 01:45:09.707
ماريا تنها کسي نبود که به حرفهاي روتوانگ گوش مي داد

01:45:09.833 --> 01:45:13.832
بيرون پنجره اتاق زير شيرواني جوه فردرسون
... گوش وايساده بود

01:45:14.291 --> 01:45:19.124
جو فردرسون وارد اتاق زيرسيرواني روتوانگ شد
در نبرد با رقيب ديرينه اش بر او فائق آمد

01:45:19.250 --> 01:45:22.582
ماريا آزاد است

01:45:49.000 --> 01:45:53.082
... بعد از همه اين ماجرها هنوز وفاداري ...

01:46:12.125 --> 01:46:15.332
بیا فردر
ما باید به شهر کارگرها بریم

01:46:50.000 --> 01:46:52.665
، زن ها و مردان
هيچ کس رو امروز جا نگذاريد

01:46:52.791 --> 01:46:54.915
!! مرگ بر ماشين ها

01:49:03.708 --> 01:49:08.624
! يک مرد و زن هم باقي نمونده

01:49:49.250 --> 01:49:56.540
ماشین ها رو رها کنید
نابودشان کنید

01:50:05.041 --> 01:50:07.874
به سمت قلب ماشین ها

01:50:18.250 --> 01:50:20.957
خطر

01:51:42.333 --> 01:51:44.624
! درها رو باز کن

01:51:51.750 --> 01:51:55.624
! گفتم ، درها رو باز کن

01:51:58.166 --> 01:52:00.874
گروت به فردسون هشدار داد
اگر قلب ماشين ها نابود شود

01:52:01.000 --> 01:52:04.749
کل ناحيه ماشين ها آخر و عاقبتوشون نابوديه

01:52:52.875 --> 01:52:56.415
ديووانه شديد ؟؟

01:52:56.541 --> 01:53:01.999
!!اگه قلب ماشين ها نابود بشه کل شهر کارگرها غرق خواهد شد

01:58:52.583 --> 01:58:57.165
پدر مادراتون کجاست؟

01:59:49.750 --> 01:59:54.665
مي دوني پسرت ميون کارگرهاست  ؟

02:01:32.500 --> 02:01:37.415
!بله -- تو
! تو ماريايي

02:01:48.250 --> 02:01:54.832
به سمت ستون هاي هوا
! سريع ! سريع
! مخزن هاي آب ترکيدند
! شهر در حال غرق شدنه

02:06:29.791 --> 02:06:34.707
! بچه ها رو مي بريم به کلوب فرزندان

02:06:46.083 --> 02:06:51.040
چرا همه چراغ ها خاموشه ؟

02:07:13.875 --> 02:07:18.790
بايد بدونم
!!!فرزندم کجاست ؟

02:07:21.958 --> 02:07:25.665
: فردا هزاران نفر در خشم و نوميدي خواهند پرسيد

02:07:25.791 --> 02:07:28.540
!! فردرسون ، پسران ما کجا هستند ؟

02:08:13.375 --> 02:08:17.457
بچه هاتون کجاند ؟

02:08:26.000 --> 02:08:32.582
شهر زير آب خوابيده
!! ستون هاي هوا کاملا غرق شدند

02:08:39.416 --> 02:08:48.499
کي بهتون گفت به ماشين ها حمله کنيد ، احمق ها ؟
!! بدون اونها شما همه مي ميريد

02:08:54.750 --> 02:08:58.332
! تقصير اون ساحره است

02:09:08.375 --> 02:09:12.707
! بياييد همه به اينکه دنيا مي ره به جهنم نگاه کنيم

02:09:53.875 --> 02:10:00.457
ساحره رو پيدا کنيد
! تقصير اونه
!! اونقدر بزنيدش که بميره

02:11:14.833 --> 02:11:19.749
:در مقابل مجسمه هل روتوانگ تصميم گرفت
! حال مي خواهم تو رو به خونت ببرم ، هل من

02:12:33.125 --> 02:12:39.707
!ساحره ! ساحره
!اونجاست ! اونجاست

02:12:42.916 --> 02:12:49.499
!ساحره بچه هاي ما کجاند ؟؟

02:12:55.083 --> 02:13:01.665
!ساحره رو بسوزونيد

02:14:55.875 --> 02:14:59.124
!!!به ميخ بکشيدش

02:17:24.958 --> 02:17:29.915
هل - هل من

02:21:18.416 --> 02:21:23.332
بچه هات...نجات یافتند

02:25:25.708 --> 02:25:30.749
سر ( فکر و مغز اصلي ) و دست ها مي خوان بهم بپيوندند
... ولي قلبي براي اين کار ندارند

02:25:30.916 --> 02:25:34.790
... اوه ميانجي ، راه رو به هر کدومشون نشون بده

02:26:14.541 --> 02:26:23.624
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
