WEBVTT

01:00.380 --> 01:05.380
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:05.762 --> 01:08.887
‫در آغاز، هیچ‌چیز وجود نداشت

01:10.888 --> 01:16.888
‫« مترجمان: حسین رضایی و محیا مبین مقدم »

01:19.971 --> 01:22.471
‫هیچ‌چیز، به جز خدا

01:26.887 --> 01:31.762
‫خدا چند وقت وجود داشته؟
‫هیچکس سنش قد نمیده

01:32.554 --> 01:36.971
‫در ضمن، محیط خدا
‫اونچنان تراکم جمعیت نداشت

01:38.054 --> 01:42.137
‫براش هم خوب بود چون خدا هیچی
‫رو نگاه نمی‌کرد و هیچ میلی هم نداشت

01:43.012 --> 01:45.554
‫خدا به هیچی علاقه نداشت

01:47.346 --> 01:49.554
‫حتی خدا بودن هم دلش رو گرم نمی‌کرد

01:50.179 --> 01:53.262
‫میشه خدا رو...
‫یه لوله در نظر گرفت

01:53.929 --> 01:55.262
‫لوله، آره

01:56.221 --> 01:58.179
‫بذار توضیح بدم چرا

01:58.929 --> 02:02.554
‫تنها کار خدا فرو بردن، هضم کردن
‫و دفع کردن بود

02:03.721 --> 02:06.637
‫غذای بهشتی خدا
‫فقط ازش عبور می‌کرد

02:08.262 --> 02:12.596
‫خدا هیچی رو درونش نگه نمی‌داشت.
‫درست مثل لوله

02:12.762 --> 02:15.971
‫« آمـلـی و فلسـفه‌ی لـولـه‌ها »

02:16.137 --> 02:20.054
‫« برگرفته از کتاب "فلسفه‌ی لوله‌ها" نوشته‌ی آملی نوتومب »

02:27.721 --> 02:31.846
‫چشمای آدم‌ها یه ویژگی حیرت‌انگیز دارن

02:32.596 --> 02:34.346
‫بیننده هستن

02:37.637 --> 02:40.804
‫ولی گوش‌ها شنونده نیستن

02:42.637 --> 02:45.387
‫و سوراخ‌های دماغ هم بوکننده نیستن

02:46.429 --> 02:49.012
‫ولی چشم‌ها بیننده هستن

02:50.929 --> 02:54.596
‫تفاوت چشم‌هایی که نگاه می‌کنن
‫و چشم‌هایی که نگاه نمی‌کنن چیه؟

02:56.304 --> 02:59.220
‫تفاوتشون یه اسم داره: حیات

03:01.262 --> 03:03.512
‫خدا هیچ بیننده‌ای نداشت

03:04.637 --> 03:07.221
‫بچه‌تون یه سبزیه

03:08.762 --> 03:10.471
‫آزاردهنده‌ست، نه؟

03:10.596 --> 03:13.512
‫ولی پدر و مادر خدا خوشبین بودن

03:14.762 --> 03:18.887
‫فعلا از این موضوع خوشحال بودن

03:19.721 --> 03:25.387
‫خودشون دوتا بچه داشتن
‫که خیلی شیطون بودن

03:27.137 --> 03:31.262
‫پس بدشون نمیومد
‫یه سبزی آروم و بی‌دردسر داشته باشن

03:32.179 --> 03:35.762
‫و این بزرگترین نقطه قوت خدا بود:
‫خدا رو توپ تکون نمی‌داد

03:35.929 --> 03:40.762
‫تمام زائرانی که به خدا سر زدن،
‫قلقلک‌ها، آتش‌فشان‌ها...

03:41.637 --> 03:44.262
‫سمفونی‌های زیبا...

03:46.054 --> 03:48.304
‫هیچکدوم مزاحمتی براش نداشتن

03:50.221 --> 03:53.137
‫خیلی‌ها به چنین قدرتی غبطه می‌خورن

03:54.221 --> 03:56.554
‫قدرت آرامش و خونسردی

03:57.512 --> 04:00.679
‫با این حال همه می‌خواستن
‫اولین صدای خدا رو بشنون

04:00.846 --> 04:04.554
‫اولین حرکتش رو ببینن،
‫اولین‌هاش رو تجربه کنن

04:04.721 --> 04:08.346
‫اما خدا به هیچ‌کاری نکردنش ادامه داد

04:08.637 --> 04:12.012
‫و اونا هم به مرور علاقه‌شون رو از دست دادن

04:13.137 --> 04:16.262
‫خدا تقریبا به کل فراموش شده بود

04:17.721 --> 04:22.721
‫روزها، هفته‌ها، قرن‌ها گذشت

04:29.012 --> 04:31.346
‫[ ژاپن، ۱۳ آگوست سال ۱۹۶۹ ]
‫استوپ. ایناهاش

04:32.179 --> 04:35.679
‫هنوز معلوم نیست
‫اون روز چه اتفاقی افتاده

04:37.637 --> 04:42.971
‫بعضی‌ها ادعا می‌کنن تصادف وجود نداره.
‫می‌خوان برای همه‌چیز توضیح بیارن

04:43.971 --> 04:47.804
‫اما فقط یک ماده کوچولو
‫می‌تونه تفاوت بزرگی رقم بزنه

04:48.554 --> 04:50.971
‫یک ذره‌ی غبار...

04:52.721 --> 04:54.512
‫می‌تونه همه‌چی رو عوض کنه

04:54.637 --> 04:57.554
‫هزار سال زنده باشی

05:00.221 --> 05:02.554
‫- میشه حالا فوت کنم؟
‫- نوبت منه

05:03.221 --> 05:04.887
‫- چه خبر شده؟
‫- من می‌ترسم

05:05.512 --> 05:08.512
‫آروم باشید. تو ژاپن زلزله زیاد میاد

05:14.179 --> 05:15.721
‫برید زیر میز بچه‌ها

05:29.679 --> 05:33.554
‫خدا بالاخره صاحب نگاه
‫و یه بدن شده بود

05:35.304 --> 05:36.887
‫چیکار می‌تونست باهاش بکنه؟

05:37.637 --> 05:39.179
‫این اتفاق خوبی بود؟

05:42.346 --> 05:43.971
‫بچه‌ی خوشگلم. خوبی؟

05:44.554 --> 05:45.554
‫بچه؟

05:45.721 --> 05:47.179
‫بچه کیه؟

05:48.054 --> 05:49.387
‫خدا که بچه نیست

05:50.262 --> 05:54.304
‫خدا فوراً واکنش نشون داد
‫تا حقایق رو بیان کنه

05:54.471 --> 05:57.054
‫با صدای بهشتیش...

06:03.554 --> 06:05.221
‫دقیقا، آره

06:10.304 --> 06:11.471
‫معجزه شده

06:11.596 --> 06:13.346
‫آفرین عزیزم

06:13.512 --> 06:15.721
‫نه. این اصلا خوب نیست

06:17.304 --> 06:21.679
‫لب‌هاشون کلمه تشکیل میده.
‫لب‌های خدا فقط صدا درمیارن

06:26.554 --> 06:28.179
‫حالا چیکار کنیم؟

06:29.221 --> 06:32.804
‫- فهمیدم. زنگ می‌زنم مامان
‫- چی؟ پاتریک؟

06:35.304 --> 06:39.887
‫خدا هرقدر هم تلاش می‌کرد
‫فقط می‌تونست درماندگیش رو فریاد بزنه

06:40.929 --> 06:42.804
‫این بدن براش قفس بود

07:04.721 --> 07:09.804
‫- دوباره اسباب‌بازیش رو پرت کرد
‫- از پنجره

07:09.971 --> 07:11.346
‫آندره، بس کن

07:11.512 --> 07:14.846
‫- هر وقت این بس کرد منم می‌کنم
‫- مامان، داره چیز میزامو برمی‌داره

07:15.011 --> 07:17.221
‫لطفا جولیت

07:17.386 --> 07:20.304
‫از این دخترا خسته شدم

07:27.304 --> 07:28.554
‫صبح شما بخیر
‫(ژاپنی)

07:34.179 --> 07:37.221
‫آریگاتو کاشیما-سان.
‫می‌خواین بیاین داخل؟

07:38.846 --> 07:41.804
‫شرمنده، اخیراً وضعیت سختی داشتیم

07:43.721 --> 07:45.054
‫مال منه

07:48.221 --> 07:51.054
‫نکن، جیغ نزن

07:52.387 --> 07:55.387
‫نمی‌تونم.
‫اینجوری نمیشه

07:55.554 --> 07:58.679
‫دیگه حتی نمی‌تونم تمرین کنم،
‫تو هم...

07:58.846 --> 08:00.971
‫مثل یه کنسولِ سرگردونی

08:02.304 --> 08:05.262
‫- حدس بزن کی اینو آورد برامون
‫- وای نه

08:06.221 --> 08:08.471
‫آره. صاحبخونه‌ی عزیزمون

08:08.804 --> 08:12.887
‫تا حد مرگ ترسیده بودم.
‫پشت در منتظرم بود

08:13.054 --> 08:16.262
‫پنجره رو دید؟
‫وای، آبرومون رفت

08:16.429 --> 08:18.512
‫یه خانمی رو بهم پیشنهاد کرد

08:18.637 --> 08:21.721
‫که خانواده‌ش به خانواده اون خدمت می‌کردن

08:21.887 --> 08:23.179
‫آبرو نموند برامون

08:24.929 --> 08:27.096
‫ایده خوبیه. بهش زنگ بزن

08:27.262 --> 08:28.096
‫خودشه

08:28.262 --> 08:30.887
‫نکن وگرنه چیز میزاتو
‫از پنجره پرت می‌کنم بیرون

08:32.929 --> 08:35.762
‫- پاتریک، میشه باز کنی؟
‫- رفتم

08:35.929 --> 08:37.929
‫صبح بخیر نیـ...
‫مامان؟

08:38.846 --> 08:41.554
‫هردو درسته.
‫چقدر خوشحالم می‌بینمت

08:42.762 --> 08:45.887
‫البته انگار منتظر این دخترخانم بودی

08:48.929 --> 08:49.929
‫نیشیو-سان

08:50.096 --> 08:51.762
‫- مامان‌بزرگ
‫- عزیزای من

08:51.929 --> 08:55.137
‫- چقدر بزرگ شدین
‫- من دندونم لق شده

08:56.721 --> 09:00.387
‫- چه لبخند زیبایی
‫- اون خانومه کیه؟

09:00.846 --> 09:04.179
‫مامان، بچه‌ها، ایشون نیشیو-سان هستن

09:04.346 --> 09:06.012
‫اومده به ما کمک کنه

09:06.179 --> 09:09.221
‫بفرمایید. بفرمایید.
‫بیرون نمونید

09:09.929 --> 09:11.221
‫نه، من اینا رو میارم

09:13.554 --> 09:16.512
‫- مامانی، شکلات آوردی؟
‫- معلومه

09:16.637 --> 09:18.721
‫- و کمیک؟
‫- بله

09:22.887 --> 09:24.721
‫خیلی خوب بنظر نمی‌رسی

09:25.429 --> 09:27.262
‫فکر می‌کردیم دیگه نمیای

09:27.429 --> 09:30.637
‫بهرحال باید خودم رو آماده می‌کردم

09:30.804 --> 09:32.221
‫ببین چه لباس قشنگی دارم

09:32.387 --> 09:34.262
‫ولی شیش ماه...

09:35.679 --> 09:38.929
‫خوشوقتم. من دنیل هستم.
‫خیلی ممنون بابت کمکتون

09:39.096 --> 09:40.262
‫مادرشوهر؟

09:40.429 --> 09:43.762
‫سلام عزیزم.
‫تو هم داغونی که

09:47.012 --> 09:49.637
‫اون هم از معجزه کوچولوی من

09:53.137 --> 09:57.262
‫من خونه رو نشونت میدم.
‫حتما با دوران بچگیت فرق کرده

10:07.637 --> 10:09.429
‫تخت رو نگاه کن

10:12.304 --> 10:15.304
‫منتظرم بمونید بچه‌ها.
‫بسپریدش به من

10:20.262 --> 10:21.346
‫سلام عرض شد

10:23.929 --> 10:27.387
‫من مادربزرگتم.
‫خوشحالم که بالاخره می‌بینمت

10:27.554 --> 10:31.637
‫اوه، چه عجیب.
‫دقیقا می‌دونم چی لازم داری

10:31.804 --> 10:35.887
‫من همیشه یه چیز حال‌خوب‌کن پیشم دارم

10:37.804 --> 10:41.554
‫شکلات سفیدِ بلژیک.
‫وطنت

10:44.762 --> 10:46.012
‫بچش

10:58.637 --> 11:00.679
‫و یه معجزه اتفاق افتاد

11:03.804 --> 11:05.346
‫- مامان، بیا ببین
‫- بابا

11:05.512 --> 11:06.554
‫چی شده؟

11:09.596 --> 11:14.429
‫از طریق لذت شکلات سفید،
‫تجربه‌ش کردم: خدا من بودم

11:14.554 --> 11:17.221
‫این دوست خوبم، آملی‌ـه

11:18.346 --> 11:21.596
‫من اینطور متولد شدم،
‫وقتی دو سال و نیمم بود...

11:21.762 --> 11:23.804
‫در کوه‌های کانسای...

11:23.971 --> 11:29.262
‫جلوی مادربزرگم،
‫از طریق معجزه‌ی شکلات سفید

11:40.346 --> 11:42.471
‫با شامپاین جشن بگیریم؟

11:44.679 --> 11:46.596
‫من لذت بودم

11:47.596 --> 11:51.554
‫از حالا هر جایی که لذت پیدا میشد
‫من هم بودم

11:56.804 --> 12:00.429
‫لذت بالاخره بدنم رو به کار انداخت

12:01.304 --> 12:04.221
‫شکلات حواس من رو بیدار کرده بود

12:04.387 --> 12:07.762
‫طی چند روز، زمان ازدست‌رفته رو جبران کردم

12:07.929 --> 12:10.637
‫گرچه که اون زمان رو در واقع هدر نداده بودم

12:12.179 --> 12:15.387
‫یک انسان دو سال و نیمه
‫باید بتونه راه بره

12:18.012 --> 12:20.804
‫راه رفتن اونقدرم سخت نیست:
‫میفتی زمین

12:20.971 --> 12:23.512
‫یه پا رو می‌ذاری جلو
‫و از اول شروع می‌کنی

12:26.387 --> 12:27.387
‫ولی...

12:28.471 --> 12:29.471
‫دویدن...

12:33.054 --> 12:35.137
‫دویدن آزادت می‌کنه

12:36.971 --> 12:39.804
‫کاریه که راهزن‌ها و قهرمان‌ها می‌کنن

12:48.471 --> 12:49.971
‫و خسته‌کننده‌تره

13:08.679 --> 13:14.554
‫ولی در سن دو و نیم سالگی،
‫یک انسان باید بتونه حرف بزنه

13:33.512 --> 13:35.804
‫اون هیولای گردن‌دراز چی بود؟

13:36.429 --> 13:40.221
‫و این قدرت شگفت‌انگیز چی بود
‫که می‌تونست چیزی رو

13:41.179 --> 13:42.762
‫به هیچ تبدیل کنه؟

13:52.887 --> 13:55.304
‫این معجزه‌ی یک خدا بود

13:57.804 --> 14:02.429
‫چی می‌تونست از این نابودی،
‫الهی‌تر باشه؟

14:17.137 --> 14:19.887
‫اون روز، یکی از برادرانم رو دیدم

14:21.721 --> 14:25.429
‫- بیا آملی. بذار نیشیو-سان
‫- جاروبرقی

14:28.637 --> 14:30.512
‫من چهار ساعتم رو می‌خوام

14:31.137 --> 14:33.762
‫پاتریک، پاتریک!
‫آملی اولین کلمه‌ش رو گفت

14:35.387 --> 14:37.971
‫- عالیه. چی بود؟
‫- جاروبرقی

14:38.596 --> 14:39.887
‫جاروبرقی؟

14:40.054 --> 14:42.512
‫عجب واژه‌ی آسمانی‌ای. آفرین آملی

14:46.637 --> 14:50.804
‫سعی کن یه چیز دیگه بگی آملی.
‫بگو «مامان»

14:54.304 --> 14:57.262
‫معلوم بود خیلی براشون مهمه

14:57.429 --> 15:00.179
‫- مامان
‫- آفرین آملی

15:00.346 --> 15:03.387
‫- من مامانم
‫- حالا من

15:05.012 --> 15:07.554
‫با...با

15:08.387 --> 15:11.846
‫- بابا
‫- دقیقا. آفرین. بابا

15:12.429 --> 15:14.054
‫چه واکنش عجیبی

15:14.554 --> 15:18.471
‫انگار باید اسمشون رو می‌گفتم
‫تا وجودشون رو تأیید کنم

15:18.596 --> 15:19.596
‫نکن

15:21.012 --> 15:23.554
‫- جولیت
‫- اسم منو گفت. اسم منو گفت

15:27.012 --> 15:30.679
‫- مامان‌بزرگ
‫- عزیزم. چه معجزه‌ای هستی تو

15:38.762 --> 15:41.012
‫برادرم خوشش میومد منو اذیت کنه

15:42.387 --> 15:45.637
‫کل بعدظهر می‌نشست رو کمرم
‫و کتاب کمیک می‌خوند

15:53.345 --> 15:56.220
‫- نمی‌خواد اسم تو رو بگه
‫- بچه‌ست بابا

15:57.220 --> 15:59.762
‫فعلا فقط چند تا کلمه بلده

16:01.137 --> 16:03.679
‫نخیر، خیلی‌های دیگه هم بلدم

16:06.554 --> 16:10.679
‫- بلدی حرف بزنی؟
‫- همیشه بلد بودم

16:11.596 --> 16:13.554
‫مثل ملکه‌ها حرف می‌زنه

16:13.721 --> 16:17.221
‫عجب بچه‌ی شگفت‌انگیزی.
‫کلماتش رو انتخاب می‌کنه

16:17.387 --> 16:20.471
‫عزیزم، اخم نکن دیگه.
‫شامپاین

16:25.554 --> 16:29.929
‫خوشبختانه تو اونجا بودی مامان‌بزرگ.
‫فقط تو بودی که منِ واقعی رو می‌دیدی

16:32.179 --> 16:35.471
‫دلمون برات تنگ میشه مامان‌بزرگ.
‫بازم زود میای دیگه؟

16:35.596 --> 16:39.554
‫بله، ولی دفعه بعد
‫شما بازم بزرگ شدید

16:39.679 --> 16:41.971
‫مراقب پدر و مادرتون باشید.
‫نیاز دارن

16:42.137 --> 16:44.262
‫- آملی کجاست؟
‫- آره، کوش؟

16:44.429 --> 16:46.846
‫- می‌خوام باهاش خداحافظی کنم
‫- من پیداش می‌کنم

16:47.012 --> 16:49.179
‫سوار ماشین شو، دیرمون شده

16:52.554 --> 16:53.554
‫یا خدا!

16:55.554 --> 16:59.387
‫- تو اینجا چیکار می‌کنی ناقلا؟
‫- کجا میری مامان‌بزرگ؟

17:00.637 --> 17:03.137
‫میرم به سرزمین شکلات سفید

17:05.221 --> 17:06.971
‫دلم خیلی برات تنگ میشه

17:08.804 --> 17:11.429
‫پیداش نمی‌کنم.
‫عه، اینجایی

17:11.554 --> 17:13.721
‫بیا، مامان‌بزرگ به هواپیماش نمی‌رسه

17:15.429 --> 17:16.554
‫راه بیفت شوفر

17:17.387 --> 17:19.512
‫مامان، مامان‌بزرگ زود برمی‌گرده؟

17:19.637 --> 17:23.137
‫خیلی زود نه. داره میره بلژیک.
‫اونجا خیلی دوره

17:23.304 --> 17:26.054
‫- آخر دنیاست
‫- آخر؟

17:27.304 --> 17:28.637
‫نمی‌خوام

17:32.304 --> 17:34.762
‫چرا نمی‌مونه خب؟
‫انصاف نیست

17:34.929 --> 17:38.387
‫بهرحال باید بره خونه.
‫انقدر بچه‌بازی درنیار

17:39.804 --> 17:41.346
‫آی

17:43.387 --> 17:45.596
‫خجالت بکش آندره.
‫آملی، تو هم لگد نزن

17:45.762 --> 17:50.304
‫- نزدیک بود دوربینم بشکنه
‫- اون که نمی‌دونه. کوچیکه

17:50.471 --> 17:52.512
‫- بسه
‫- بس کنید

17:52.637 --> 17:54.012
‫برید تو اتاقتون

17:57.429 --> 17:58.971
‫اونا نمی‌فهمیدن

17:59.554 --> 18:02.721
‫اون بلژیک لعنتی بهم شکلات سفید داده بود

18:02.887 --> 18:04.429
‫اما مادربزرگم رو ازم گرفته بود

18:04.554 --> 18:07.346
‫تنها کسی که من رو بچه نمی‌دید

18:07.512 --> 18:09.554
‫غیرقابل‌تحمل بود

19:12.012 --> 19:13.929
‫من یوکای هستم!
‫(ارواح فولکلور ژاپنی)

19:20.804 --> 19:21.887
‫بیا اینجا

19:23.804 --> 19:25.221
‫این اوتوروشی‌ـه

19:25.637 --> 19:28.637
‫یوکایی که از خدایان محافظت می‌کنه

19:28.804 --> 19:32.387
‫معمولا تو یه معبد متروکه زندگی می‌کنه

19:33.387 --> 19:37.304
‫و وقتی کسی اونجا بی‌ادبی می‌کنه...

19:37.471 --> 19:40.012
‫یه صدای خشمناک درمیاره

19:40.179 --> 19:45.512
‫حتی می‌تونه از اون بالا بپره پایین
‫و اون آدم رو له کنه

19:45.637 --> 19:48.387
‫کارش اینه که آدم‌ها رو ادب کنه

20:14.721 --> 20:17.554
‫- دوباره، دوباره
‫- یوکای‌ها خیلی زیادن

20:18.304 --> 20:19.971
‫باشه برای بعد

20:29.179 --> 20:30.221
‫کمکم می‌کنی؟

20:50.846 --> 20:52.512
‫آریگاتو آمه‌-چان
‫(ممنون)

22:39.429 --> 22:40.596
‫شکوفا شو

22:44.262 --> 22:45.721
‫همه شکوفا شید

22:46.304 --> 22:48.846
‫اولین بهار عمر من

22:49.929 --> 22:51.887
‫طبیعت حضورم رو جشن گرفت

22:53.762 --> 22:56.804
‫گیاهان به فرمان من شکوفا شدن

23:29.137 --> 23:31.304
‫نیشیو-سان. نیشیو-سان!

23:31.762 --> 23:33.721
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫صبح زوده هنوز

23:33.887 --> 23:38.721
‫می‌خواستم ادامه‌ش رو بخونم.
‫ولی کتاب هنوز تو آشپزخونه‌ست

23:40.554 --> 23:41.887
‫بریم بهش برسیم

24:12.971 --> 24:15.554
‫سلام کاشیما-سان.
‫خوشحالم می‌بینمتون

24:15.721 --> 24:17.762
‫می‌خواستم بابت معرفیم ازتون تشکر کنم

24:19.012 --> 24:22.429
‫سلام نیشیو-سان.
‫با این بچه تو باغ چیکار می‌کنی؟

24:22.554 --> 24:25.471
‫کنار برکه بودیم.
‫آملی داشت دنبال من می‌گشت

24:28.846 --> 24:30.887
‫وقتت رو با این تلف نکن

24:31.054 --> 24:33.637
‫باید احترام خونه‌ی من رو نگه داری

24:33.804 --> 24:35.971
‫و کاری که مستأجرهام نمی‌تونن رو انجام بدی

24:36.137 --> 24:37.887
‫یادت نره لطفا

24:38.304 --> 24:42.554
‫حق با شماست خانم.
‫ولی مراقبت از آملی هم بهشون کمک می‌کنه

24:45.137 --> 24:47.346
‫خانمه چقدر غمگین بنظر می‌رسید

24:48.012 --> 24:50.137
‫تو برو خونه. من الان میام

24:52.054 --> 24:53.554
‫چه مشکلی داشت؟

24:55.262 --> 24:58.012
‫دهن خشک و بی‌حس،
‫نگاه غم‌زده

25:00.471 --> 25:04.137
‫فقط یه توضیح براش می‌دیدم:
‫نمی‌خواست منو دوست داشته باشه

25:05.971 --> 25:09.221
‫اونم باید از نیشیو-سان الگو می‌گرفت

25:09.387 --> 25:12.262
‫دوست داشتنِ من براش خوب بود

25:12.429 --> 25:14.179
‫کاشیما-سان بیچاره

25:14.346 --> 25:17.512
‫احتمالا از بیماری محدودیت رنج می‌برد

25:33.012 --> 25:34.971
‫آملی، تو از کجا اومدی؟

25:35.762 --> 25:37.387
‫بابا، اون چیه؟

25:37.846 --> 25:42.762
‫ماهی کپور. نماد پسرها.
‫ماه مه ماه پسرهاست

25:43.637 --> 25:45.012
‫چرا مه؟

25:45.596 --> 25:46.971
‫نمی‌دونم

25:47.137 --> 25:50.887
‫- چرا ماه پسرها؟
‫- سوال خوبیه

25:51.054 --> 25:55.346
‫- ماه دخترها کِیه؟
‫- فکر نکنم داشته باشیم

25:58.721 --> 26:00.262
‫چرا کپور؟

26:00.846 --> 26:02.929
‫چرا بچه‌ها همش چرا چرا می‌کنن؟

26:04.387 --> 26:08.304
‫- من حاضرم بابا
‫- بریم. داریم برمی‌گردیم

26:09.471 --> 26:13.471
‫منصفانه نبود.
‫چرا ماه دخترها نداریم؟

26:13.596 --> 26:16.721
‫هنوز نه روز داریم نه پرچم

26:17.596 --> 26:19.137
‫بعدم چرا کپور؟

26:21.179 --> 26:23.137
‫می‌خوام واقعی‌شون رو ببینم!

26:25.554 --> 26:26.804
‫می‌تونیم این کارم بکنیم

26:26.971 --> 26:30.762
‫آها، حتما نیشیو-سان
‫جایی رو برای این کار می‌شناسه

26:31.721 --> 26:35.679
‫بر خلاف میلم، معبدم رو ترک کردم،
‫اما مجبور بودم

26:35.846 --> 26:39.554
‫باید می‌فهمیم چرا ماهی کپور
‫بیشتر شبیه برادرمه تا من

27:01.179 --> 27:02.179
‫چه خوشگل

27:06.221 --> 27:07.554
‫چیزی نمونده برسیم

27:07.721 --> 27:10.679
‫پس این خونه‌ی کپور بود

27:19.179 --> 27:20.554
‫باهام بیا جولیت

27:45.054 --> 27:47.346
‫- کپورها کجان؟
‫- بیا دیگه بابا

27:47.512 --> 27:49.804
‫آروم. نمی‌دونم عزیزم

27:49.971 --> 27:50.929
‫اونجا رو

27:52.137 --> 27:53.804
‫این طرفه آمه‌-چان

27:54.596 --> 27:57.596
‫ممنون نیشیو-سان.
‫ما هم زود میایم

28:08.929 --> 28:12.637
‫بعضی از این ماهی‌های کپور
‫سنشون به صدسال می‌رسه

28:33.679 --> 28:34.846
‫خوبی آملی؟

28:38.054 --> 28:40.554
‫کپورها چقدر زشتن

28:42.846 --> 28:45.096
‫منم زیاد دوستشون ندارم

28:45.262 --> 28:47.679
‫برای همینم نماد پسرهاست

28:47.846 --> 28:48.887
‫مسخره‌ترین ماهی

28:51.179 --> 28:54.387
‫یا شایدم برای اینه که سیبیلشون خیلی بلنده

28:59.054 --> 29:02.929
‫اون ماهی مسخره نماد درخوری
‫برای جنسِ زشت بود

29:12.429 --> 29:13.596
‫آملی، نیشیو-سان

29:13.762 --> 29:16.596
‫- برمی‌گردیم، بارون گرفت
‫- اومدیم

29:34.387 --> 29:36.346
‫بیا دیگه آملی،
‫الان خیس میشی

29:36.512 --> 29:39.762
‫هنوز نه. می‌خوام زیر بارون بمونم

29:41.971 --> 29:44.721
‫من که تعجب نکردم.
‫تو خود بارونی

29:46.221 --> 29:50.054
‫بخش اول اسمت، آمه،
‫تو ژاپنی به معنای بارونه

29:51.721 --> 29:53.762
‫اون اسم خیلی بهم میومد

29:53.929 --> 29:56.887
،منم مثل باران
ارزشمند و خطرناک بودم

29:57.387 --> 29:59.459
بی‌آزار و مرگبار

29:59.483 --> 30:01.554
ساکت و پرسروصدا

30:03.721 --> 30:05.179
،و از همه مهم‌تر

30:05.203 --> 30:07.304
حس می‌کردم شکست‌ناپذیرم

30:07.471 --> 30:10.221
،اگه الان بریم
یادت میدم کلمه‌ش رو بنویسی

30:14.221 --> 30:16.471
،باران
من بودم

30:19.012 --> 30:21.304
هرکی آخر برسه آشپزخونه، پخمه‌ست

30:21.471 --> 30:23.012
جوراب‌هاتون رو دربیارید

30:29.554 --> 30:31.030
نیشیو-سان

30:31.054 --> 30:34.404
یادم بده اسمم رو
به ژاپنی بنویسم

30:34.887 --> 30:36.596
اول لباست رو عوض کنیم؟

30:36.762 --> 30:38.596
گفتی هروقت برسیم خونه

30:39.471 --> 30:42.125
...اینو گفتم، بله. خب

30:42.549 --> 30:44.179
انگشتت رو ببر بالا

30:45.137 --> 30:47.221
اینجوری؟ -
بله، خیلی خوبه -

30:48.179 --> 30:50.504
کنار پنجره وایسا

30:50.628 --> 30:52.512
دستت رو بده من

30:53.346 --> 30:57.346
اول یه خط افقی بکش
یعنی آسمون

30:59.596 --> 31:03.179
بعدش اولِ یه مربع رو می‌کشی

31:03.346 --> 31:06.846
بعدم یه خط عمودی
بین زمین و آسمون

31:10.012 --> 31:13.304
،و درنهایت
چهارتا قطره کوچک

31:14.637 --> 31:18.471
،«اینطوری می‌نویسی «آمه
علامتِ باران

31:19.221 --> 31:21.429
خوب نمی‌بینمش -
صبر کن -

31:29.012 --> 31:30.519
الان بهتر شد؟

31:30.843 --> 31:33.062
بجنب، بیا لباست رو عوض کنیم

31:46.137 --> 31:48.000
همیشه اینو می‌دونستم

31:48.224 --> 31:50.587
حالا دیگه بهم ثابت شد

31:51.554 --> 31:53.179
من ژاپنی بودم

32:01.762 --> 32:04.679
تاحالا ندیده بودم پدرم گریه کنه

32:06.012 --> 32:08.721
شبیه یه بچه‌ی غول‌پیکر بود

32:14.637 --> 32:16.403
چرا گریه می‌کنی، بابا؟

32:16.427 --> 32:18.221
از توفان رعدوبرق می‌ترسی؟

32:21.679 --> 32:24.807
عزیزم، بابایی گریه می‌کنه
...چون مامانش

32:24.831 --> 32:27.262
مادربزرگ تو، ما رو ترک کرده

32:27.887 --> 32:30.721
،رفته بلژیک
ولی برمی‌گرده

32:31.387 --> 32:34.355
نه، آملی. این یکی فرق داره

32:34.379 --> 32:37.346
مامان‌بزرگ برای همیشه رفته

32:37.512 --> 32:41.179
.اون فوت کرده، آملی
خیلی متاسفم

32:43.346 --> 32:44.304
فوت کرده؟

32:44.471 --> 32:47.429
.بله، عزیزم
هنوز نمی‌تونی اینو درک کنی

32:48.512 --> 32:51.054
.برو یکم بازی کن
چند دقیقه دیگه درموردش حرف می‌زنیم

33:19.429 --> 33:21.971
.مرگ
می‌دونستم یعنی چی

33:25.721 --> 33:26.804
...عزیزم

33:27.929 --> 33:30.221
ولی به این دلیل نبود که
درکش می‌کردم

33:31.929 --> 33:33.786
مادربزرگم منو
از مرگ نجات داده بود

33:34.310 --> 33:37.204
برای همین به زودی نوبت خودش بود

33:39.679 --> 33:41.429
انگار معامله باشه

33:45.054 --> 33:46.179
ولی چرا؟

33:57.387 --> 33:58.471
این چیه؟

33:59.471 --> 34:02.471
.«کوما»
به ژاپنی یعنی فرفره

34:08.637 --> 34:10.512
با فرفره‌ی خودت امتحان کن

34:13.804 --> 34:15.929
ببین، اینطوریه

34:41.262 --> 34:44.054
پیش‌بینی بارش سنگین
در جنوب

34:44.221 --> 34:48.387
همراه احتمال سیل
در منطقه‌ی کوبه

34:48.554 --> 34:51.221
نیشیو-سان، ما چرا می‌میریم؟

34:51.387 --> 34:53.554
چرا می‌میریم؟

34:54.846 --> 34:58.387
شاید چون خواستِ خداست؟

34:58.554 --> 35:02.054
خدا؟ ولی من هیچوقت نمی‌خواستم
مامان‌بزرگم بمیره

35:02.221 --> 35:04.637
چی؟
مادربزرگت مُرده؟

35:04.804 --> 35:06.554
بله، مامان گفت

35:06.679 --> 35:09.883
ای وای. خیلی متاسفم

35:10.208 --> 35:11.812
من نمی‌دونستم، آملی

35:12.429 --> 35:13.679
ما چرا می‌میریم؟

35:15.721 --> 35:20.512
وقتی مثل مادربزرگت مدت طولانی
زندگی کرده باشی، خسته میشی

35:20.637 --> 35:22.846
مثل به خواب رفتنه

35:23.471 --> 35:25.596
این...جیز خوبیه

35:25.762 --> 35:27.554
اگه توی جوانی بمیری چی؟

35:29.346 --> 35:30.971
...بله، ببین

35:33.971 --> 35:37.012
،در دوران جنگ
جوون‌های زیادی رو دیدم که مُردن

35:37.179 --> 35:38.637
درمورد جنگ تعریف کن

35:39.054 --> 35:42.554
فکر نکنم دوست داشته باشی
همچین داستان‌هایی بشنوی

35:43.304 --> 35:46.221
چرا. لطفا تعریف کن

35:47.929 --> 35:49.367
بسیار خب

35:50.291 --> 35:51.529
سعی می‌کنم

35:51.554 --> 35:52.971
...خانواده‌های داغدار

35:54.137 --> 35:56.971
.از اون زمان خیلی می‌گذره
من بچه بودم

35:57.721 --> 36:01.471
با پدر ومادرم و خواهرم
...سر صبحانه بودم که

36:01.596 --> 36:04.387
بمب‌باران شروع شد

36:06.179 --> 36:08.262
اولین باری نبود که
کوبه بمب‌باران می‌شد

36:09.137 --> 36:12.804
ولی اون روز حس کردم
اون بمب‌ها ما رو هدف گرفتن

36:13.262 --> 36:14.887
و حق با من بود

36:15.596 --> 36:18.804
،کنار من
انفجار بزرگی رخ داد

36:20.762 --> 36:23.304
انگار معجزه شد که زنده موندم

36:23.721 --> 36:28.679
سعی کردم دست و پاهام رو
حرکت بدم، ولی نتونستم

36:28.846 --> 36:31.721
اونجا بود که فهمیدم دفن شدم

36:34.887 --> 36:37.346
،به طرز عجیبی
احساس امنیت می‌کردم

36:38.221 --> 36:40.232
بعدش هوا کم آوردم

36:40.556 --> 36:44.804
برای همین همینطور
زمین رو می‌کندم

36:45.429 --> 36:47.221
نمی‌دونستم کجا برم

36:48.554 --> 36:50.596
شروع کردم به گوش دادن

36:50.762 --> 36:52.273
:با خودم گفتم

36:52.297 --> 36:55.221
،هرجا صدا باشه
زندگی هم هست

36:55.887 --> 36:59.221
،کاملا برعکس
مرگ اونجا حاکم شده بود

37:03.179 --> 37:05.554
،اون روز
خانوادم رو از دست دادم

37:08.554 --> 37:11.387
زیاد که نترسوندمت، نه؟

37:11.411 --> 37:13.411
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

37:14.429 --> 37:16.721
تو هم مثل بابام غمگین بودی؟

37:17.721 --> 37:20.554
بله. ولی زمان
زخم‌های زیادی رو شفا میده

37:21.387 --> 37:25.887
و خاطراتشون باقی می‌مونه و
منو در مسیر زندگی هدایت می‌کنه

37:27.304 --> 37:28.429
هنوزم اونا رو می‌بینی؟

37:30.762 --> 37:32.929
نه اونجوری که تو
الان منو می‌بینی

37:33.096 --> 37:35.330
اونا مسیر متفاوتی رو میرن

37:35.354 --> 37:37.988
شاید به چیز جدیدی تبدیل میشن

37:38.554 --> 37:42.137
سعی می‌کنم اونا رو تصور کنم
و باهاشون حرف بزنم

37:42.304 --> 37:43.554
اینطوری حالم بهتر میشه

37:46.846 --> 37:51.346
.به‌زودی جشن مهمی برگزار میشه
رویداد مهمی در ژاپن

37:51.512 --> 37:55.554
،توی رودخونه شمع می‌ذاریم
مثل جشن تولد

37:55.721 --> 37:57.387
به احترام کسانی که
دیگه نمی‌بینیم

37:57.411 --> 37:59.637
و برای اینکه در مسیرشون
اونا رو همراهی کنیم

37:59.804 --> 38:01.054
میشه منم باهات بیام؟

38:02.262 --> 38:03.346
شاید

38:04.179 --> 38:05.554
اگه مامانت موافقت کنه

38:06.679 --> 38:08.346
پس کمکم کن آماده بشم

38:19.554 --> 38:21.846
بابا چند وقت توی بلژیک می‌مونه؟

38:22.262 --> 38:25.471
.دو ماه
ولی به یک چشم بهم زدن می‌گذره

38:40.429 --> 38:42.929
اون نمی‌تونه توپ رو بگیره -
بده من -

38:43.096 --> 38:46.179
نه، بده من -
بگیر، ژولیت -

39:38.929 --> 39:40.012
ممنونم

42:01.262 --> 42:03.496
میشه برامون شکلات بیاری؟

42:03.520 --> 42:05.654
نه، شیرینی بادومی بیار

42:05.721 --> 42:07.429
باشه، جفتش رو میارم

42:07.554 --> 42:10.429
حرف دیگه‌ای ندارید؟

42:10.554 --> 42:12.971
به سلامت -
تو احمقی، آندره -

42:13.137 --> 42:14.471
آملی نیست؟

42:14.971 --> 42:18.637
.همین الان رفت
با نیشیو-سان رفته لب رودخونه

42:19.012 --> 42:21.096
روی آب، فانوس می‌ذارن

42:21.262 --> 42:25.471
.بله، جشنواره‌ی مرگ
چه خوب که اینو تجربه می‌کنه

42:25.971 --> 42:28.804
از نیشیو-سان تشکر کن که
اینو باهاش شریک شده

42:29.221 --> 42:31.457
بله، خیلی دوست دارن باهم باشن

42:31.681 --> 42:33.137
خیلی بهم وابسته‌ان

42:34.346 --> 42:35.762
فردا پرواز داری، نه؟

42:35.929 --> 42:38.512
.خوشحالم
تو که نیستی غمگین میشم

42:38.637 --> 42:41.637
،به محض اینکه رسیدم
بریم لب دریا

44:20.512 --> 44:23.512
کی راه میفتیم؟ -
عجله داریم -

44:23.637 --> 44:26.304
بابا و آملی کجان؟ -
خواهشا بس کنید -

44:27.846 --> 44:29.471
من می‌خوام پیش تو بمونم

44:30.137 --> 44:32.596
خب، نباید از این مناسبت جا بمونی

44:33.221 --> 44:35.867
پدرت تازه از بلژیک برگشته

44:35.891 --> 44:37.237
دوست داره تو رو هم ببینه

44:37.304 --> 44:39.554
پس چرا تو باهامون نمیای؟

44:41.346 --> 44:45.679
می‌دونی، خیلی وقت پیش
منم با خانوادم لب همون ساحل بودم

44:45.846 --> 44:47.512
خیلی زیبا بود

44:47.637 --> 44:49.721
زیاد از تو بزرگتر نبودم

44:50.221 --> 44:53.554
.انگار انتهای دنیاست
باید با چشم خودت ببینیش

44:57.346 --> 44:59.762
.بیا اینجا، عزیزم
دلم برات تنگ شده بود

45:06.262 --> 45:07.887
منم اینجا منتظرتم

45:09.387 --> 45:10.512
خداحافظ، نیشیو-سان

45:10.637 --> 45:12.262
بعدا می‌بینمت -
برید و به سلامت برگردید -

45:15.262 --> 45:19.887
یک روز آفتابی تا از ساحلِ توتوری
لذت ببرید

45:20.054 --> 45:25.137
،اینم آهنگ تعطیلاتِ عشق
از گروه پیناتز

45:53.346 --> 45:55.971
چه بد که نیشیو-سان اینجا نیست

46:05.512 --> 46:07.817
مامان، میشه اون ظرف شیشه‌ای رو بردارم؟

46:08.041 --> 46:10.671
ظرف شیشه‌ای؟ البته، عزیزم

46:48.929 --> 46:51.429
اینجا انتهای جهانه؟

46:53.054 --> 46:55.054
شاید مادربزرگم اونجا باشه؟

48:22.637 --> 48:23.679
مامان

48:24.637 --> 48:25.637
بابا

49:12.346 --> 49:14.471
،تموم شد
چیزی نیست

49:15.262 --> 49:20.054
.آندره بهمون هشدار داد
ظرفت رو لب آب دیده بود

49:20.221 --> 49:21.512
...اگه اون نبود

49:31.762 --> 49:32.971
ممنون، آندره

49:35.637 --> 49:37.387
اسمم رو گفت

50:39.679 --> 50:42.596
به برادرم مثل یه معادله ریاضی
نگاه می‌کردم

50:45.012 --> 50:46.887
،اگه اون نبود
منم نبودم

50:48.429 --> 50:50.179
دوست داشتم نباشم؟

50:51.679 --> 50:54.429
به‌هرحال هیچوقت
جوابش رو نمی‌فهمیدم

51:23.554 --> 51:26.221
عصر به‌خیر، نیشیو-سان -
عصر به خیر -

51:28.512 --> 51:29.887
می‌تونم کمکتون کنم، آقا؟

51:30.054 --> 51:33.096
خواهش می‌کنم. میشه آملی رو
از ماشین بیاری بیرون؟

51:33.262 --> 51:35.554
روز سختی بود -
خواهش می‌کنم -

52:15.887 --> 52:17.346
چه ظرف قشنگی

52:22.137 --> 52:23.346
مال توئه

52:28.679 --> 52:31.512
می‌تونی بازش کنی -
ممنون -

52:46.637 --> 52:49.579
نیشیو-سان، عجله کن

52:49.603 --> 52:50.679
زود بیا

53:25.387 --> 53:27.887
آمه-چان، ممنونم

53:57.554 --> 53:59.542
ژولیت، بیدار شو

53:59.566 --> 54:01.904
تولدمه. دارم ۳ ساله میشم

55:28.054 --> 55:29.552
سلام، کاشیما-سان

55:29.576 --> 55:31.429
ممنون که منو پذیرفتید

55:31.804 --> 55:34.471
برای توضیح دادن دیر شده

55:34.596 --> 55:38.137
منو ببخشید. وقت زیادی
...با آملی سپری می‌کنم و

55:38.304 --> 55:40.020
مشکل دقیقا همینه

55:40.344 --> 55:42.371
اون باعث شده عقل از سرت بپره

55:43.262 --> 55:47.596
.یه‌نفر فوت کرده
درمورد مرگ کنجکاو شده بود

55:47.762 --> 55:50.929
.این به تو ربطی نداره
نمی‌تونی فرهنگ‌های ما رو ترکیب کنی

55:54.846 --> 55:56.512
منو ببخشید، خانم

55:56.836 --> 55:58.596
قصد بی‌احترامی نداشتم

55:59.221 --> 56:02.012
،وقتی اون دختر رو به رودخونه بردی

56:02.179 --> 56:04.429
به اجدادمون بی‌احترامی شد

56:05.304 --> 56:07.887
فقط داشتم از بچه مراقبت می‌کردم

56:10.179 --> 56:12.038
تو متوجه نیستی

56:12.462 --> 56:15.362
،با وابسته کردنِ خودت
به مردمت خیانت می‌کنی

56:15.429 --> 56:17.707
یادت رفته اونا با ما چی کار کردن

56:17.731 --> 56:19.637
تقصیر اونا که نیست

56:19.804 --> 56:23.679
.سعی دارم کمکشون کنم
و من عاشق ِ اون بچه‌ام

56:23.846 --> 56:26.346
چطور جرات می‌کنی اینو بگی؟

56:26.512 --> 56:31.429
پس همه‌چی رو فراموش کردی؟
بعد از جنگ، همه‌چی رو ازمون گرفتن

56:33.346 --> 56:34.596
تو اینجا چی کار می‌کنی؟

56:36.971 --> 56:39.262
تولدمه

56:44.554 --> 56:46.792
ببخشیدش، کاشیما-سان

56:46.816 --> 56:49.054
برش می‌گردونم خونه

56:53.971 --> 56:56.804
وابسته شدن به این بچه، اشتباهه

56:56.971 --> 57:00.304
.جنگ تموم شده، کاشیما-سان
سی ساله که تموم شده

57:00.471 --> 57:02.477
پدر ومادرش اون زمان بچه بودن

57:02.502 --> 57:03.530
شوهرم

57:04.179 --> 57:05.179
و پسرم

57:05.804 --> 57:10.762
تو می‌پذیری که پدرت و مادرت و
...خواهر کوچک‌ترت

57:10.929 --> 57:12.679
اونو نترسون

57:12.846 --> 57:15.030
از اولم نباید میومدی اینجا

57:15.054 --> 57:17.121
برو، دیگه نمی‌خوام اینجا ببینمت

57:18.554 --> 57:21.442
یه‌روزی بزرگ میشه
و فراموشت می‌کنه

57:21.466 --> 57:23.554
همونطور که تو همه‌چی رو
فراموش کردی

57:24.554 --> 57:25.887
تو طرف کی هستی؟

57:26.054 --> 57:29.679
از دلبستگیِ زشتت
هیچی باقی نمی‌مونه

57:37.471 --> 57:38.929
منو ببخش، آملی

57:42.304 --> 57:43.400
نیشیو-سان

57:43.424 --> 57:45.929
نیشیو-سان، نیشیو-سان

57:46.346 --> 57:48.178
نه، نیشیو-سان

57:48.502 --> 57:49.946
نیشیو-سان، صبر کن

57:50.012 --> 57:51.346
نیشیو-سان، نه

57:51.512 --> 57:54.429
نیشیو-سان، برگرد

58:08.721 --> 58:12.846
.اینا مشکلات آدم بزرگ‌هاست
تو تقصیری نداری

58:13.012 --> 58:17.012
کاشیما-سان با نیشیو-سان
بدرفتاری می‌کنه

58:17.179 --> 58:20.554
اونا چیزایی رو تجربه کردن که
تو هنوز درک نمی‌کنی

58:21.554 --> 58:23.637
ولی این دستِ تو نیست

58:35.471 --> 58:37.525
متاسفم، آملی

58:37.549 --> 58:39.404
نتونستم جلوش رو بگیرم

58:50.596 --> 58:53.929
مبارکه، آملی -
آروم باش، ژولیت -

58:54.762 --> 58:57.931
درسته. امروز باید شمع فوت کنیم

58:57.955 --> 58:59.762
سه سالگی کم چیزی نیست

59:00.471 --> 59:03.554
یه کیک خوشمزه می‌پزیم -
هرکی اول برسه آشپزخونه -

59:08.804 --> 59:10.709
من عکس می‌گیرم

59:10.733 --> 59:12.362
من شمع‌ها رو روشن می‌کنم

59:13.012 --> 59:14.429
سر راه واینستا، آندره

59:19.471 --> 59:20.929
تو عجب دسری هستی

59:23.471 --> 59:24.721
بابا، بابا

59:36.637 --> 59:38.512
تولدت مبارک، آملی

59:46.429 --> 59:48.304
.فوت کن، عزیزم
فوت کن

59:49.929 --> 59:51.137
میشه من فوت کنم؟

59:56.471 --> 59:57.762
مبارکه

59:59.887 --> 01:00:01.221
مبارکه

01:00:07.304 --> 01:00:09.554
یه سوپرایز منتظرته

01:00:27.221 --> 01:00:28.471
بیا، عزیزم

01:00:33.721 --> 01:00:34.929
بازش کن

01:00:51.679 --> 01:00:52.887
!سوپرایز

01:00:53.679 --> 01:00:56.971
دیدیم که با ماهی کپور
چقدر تفریح کردی

01:00:57.137 --> 01:00:59.221
،واسه هر سال زندگیت
یه ماهی می‌گیری

01:01:03.471 --> 01:01:06.846
حواست باشه، باید کل عمرشون
هر روز بهشون غذا بدی

01:01:07.012 --> 01:01:09.846
پاتریک، این هیولاها می‌تونن
چند قرن زنده بمونن

01:01:10.012 --> 01:01:12.554
پس تا وقتی که برمی‌گردیم بلژیک

01:01:13.137 --> 01:01:14.887
برمی‌گردیم بلژیک؟

01:01:15.887 --> 01:01:17.012
بله

01:01:19.012 --> 01:01:20.554
ما بلژیکی هستیم

01:01:23.554 --> 01:01:25.179
ولی من ژاپنی‌ام

01:01:25.554 --> 01:01:28.313
همیشه نمی‌تونیم کاری رو بکنیم
که دلمون می‌خواد

01:01:28.337 --> 01:01:30.012
بابا برای بلژیک کار می‌کنه

01:01:30.179 --> 01:01:34.096
،اگه بلژیک بگه از ژاپن برگردیم
مجبوریم بریم

01:01:34.262 --> 01:01:37.762
،نباید به حرفشون گوش بده
بلژیک خیلی دوره

01:01:38.471 --> 01:01:40.882
.می‌خوام اینجا بمونم
اینجا خونه منه

01:01:40.906 --> 01:01:43.962
نه، آملی. کشور ما بلژیکه

01:01:44.512 --> 01:01:47.804
.در آینده باید بریم اونجا
بلژیک خونه‌ی ماست

01:01:51.429 --> 01:01:55.429
،در سومین سالگرد تولدم
همه‌چیز تغییر کرد

01:01:56.887 --> 01:02:00.054
،همه چیزایی که دوست داشتم
قرار بود از دست بدم

01:02:05.887 --> 01:02:07.304
ولی فعلا همین‌جا هستیم

01:02:07.471 --> 01:02:10.971
هنوزم می‌تونی خوش بگذرونی
و براش آماده بشی

01:02:12.137 --> 01:02:13.721
من شیطنت کرده بودم؟

01:02:14.596 --> 01:02:16.179
دارم تنبیه میشم؟

01:02:17.721 --> 01:02:21.637
یا همه‌چیز بالاخره یک ‌روز ناپدید میشه؟

01:02:24.971 --> 01:02:27.012
منم همه‌چی رو فراموش خواهم کرد؟

01:02:27.554 --> 01:02:31.304
...نیشیو-سان، معبد من، ژاپن

01:02:32.179 --> 01:02:34.387
گل‌ها، همه‌چیز؟

01:02:37.596 --> 01:02:38.929
آیا زندگی همینه؟

01:02:39.762 --> 01:02:43.346
یک حلقوم حریص که
همه‌چی رو می‌بلعه؟

01:03:01.596 --> 01:03:02.887
دم رو غنیمت بشمار

01:03:08.471 --> 01:03:09.637
امروز، روزِ ماهی‌های کپوره

01:03:45.971 --> 01:03:47.054
کاشیما-سان

01:03:47.971 --> 01:03:49.971
کم کم دارم غمت رو درک می‌کنم

01:03:51.346 --> 01:03:52.929
تو همه‌چی رو از دست دادی

01:03:56.721 --> 01:03:58.935
دیگه هرگز به ماهی کپور
غذا نمیدم

01:03:59.459 --> 01:04:01.221
هرگز ژاپن رو ترک نمی‌کنم

01:04:10.929 --> 01:04:14.179
،در سه سالگی
به سرآغاز برگشتم

01:04:15.137 --> 01:04:16.512
به زمانی که هیچی وجود نداشت

01:04:25.554 --> 01:04:27.721
تو اینجا چی کار می‌کنی، شیطون؟

01:04:39.012 --> 01:04:40.762
فکر کنم مُردم

01:04:42.221 --> 01:04:43.346
هنوز نه

01:04:44.679 --> 01:04:46.762
،خب تقریبا مُردم
چون تو رو می‌بینم

01:04:47.512 --> 01:04:50.387
بله. ولی اینجا جای تو نیست

01:04:50.554 --> 01:04:53.262
.اینجا تا حد مرگ حوصله‌ت سر میره
دنیا خیلی بزرگه

01:04:54.387 --> 01:04:55.637
و غم‌انگیز

01:04:55.804 --> 01:04:58.137
همه‌چیز ناپدید میشه -
نه -

01:04:58.304 --> 01:05:00.637
من دیگه اینجا نیستم
ولی تو منو می‌بینی، درسته؟

01:05:00.804 --> 01:05:02.596
خاطرات باقی می‌مونن

01:05:24.429 --> 01:05:26.596
...حالا که قراره از ژاپن برم

01:05:28.429 --> 01:05:30.971
نیشیو-سان و کوهستان
گم خواهند شد

01:05:32.804 --> 01:05:34.929
...از باغم رانده میشم

01:05:36.804 --> 01:05:38.929
و هرچی دارم، از دست میره

01:05:41.054 --> 01:05:42.596
باید همه‌چی رو به خاطر بسپرم

01:05:55.512 --> 01:05:57.471
گفتی هروقت برسیم خونه

01:05:58.179 --> 01:06:00.512
.اینو گفتم، بله
...خب

01:06:01.554 --> 01:06:03.637
انگشتت رو ببر بالا -
اینجوری؟ -

01:06:10.221 --> 01:06:11.346
آمه

01:06:13.471 --> 01:06:15.512
و بالاخره، چهارتا قطره‌ کوچک

01:06:20.721 --> 01:06:22.387
آملی، برگرد

01:07:10.511 --> 01:07:13.304
.عزیزم
نگاه کن، آملی داره بیدار میشه

01:07:15.054 --> 01:07:16.679
سلام، آملی -
حالت خوبه؟ -

01:07:17.429 --> 01:07:19.429
چقدر دوباره ما رو ترسوندی

01:07:24.054 --> 01:07:26.971
حتما پیشونیش درد می‌کنه

01:07:27.136 --> 01:07:28.761
بچه‌ها، ساکت باشید

01:07:29.636 --> 01:07:31.804
سرت خورد به کفِ آب

01:07:32.386 --> 01:07:33.508
سوراخ شده؟

01:07:33.532 --> 01:07:35.054
آره، دوختنش

01:07:35.429 --> 01:07:38.011
با نخ و سوزن؟ -
بله -

01:07:38.179 --> 01:07:41.179
،دست نزن
وگرنه خون میاد

01:07:45.761 --> 01:07:47.679
یه شخصِ مخصوص اومده دیدنت

01:07:51.846 --> 01:07:53.554
خوشحال شدی، عزیزم؟

01:07:59.429 --> 01:08:01.429
کاشیما-سان نجاتت داد

01:08:02.554 --> 01:08:03.721
کاشیما-سان؟

01:08:04.386 --> 01:08:07.304
،به نیشیو-سان زنگ زد
اونم بلافاصله اومد

01:08:08.596 --> 01:08:09.679
آمه-چان

01:08:10.721 --> 01:08:12.136
تو برگشتی

01:08:15.804 --> 01:08:18.679
.تو هم برگشتی
یه مدت پیش ما می‌مونی؟

01:08:19.511 --> 01:08:21.679
،تاوقتی اینجایی
پیشت می‌مونم

01:09:00.471 --> 01:09:03.346
آملی، کجا می‌مونی؟ -
زودباش بیا -

01:09:03.370 --> 01:09:11.370
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:09:12.179 --> 01:09:14.262
بیا، آملی

01:09:18.762 --> 01:09:21.346
بیا. حالت خوبه؟

01:09:22.387 --> 01:09:25.887
در سه سالگی، به همه‌چیز دقت می‌کنی
و هیچی متوجه نمیشی

01:09:26.887 --> 01:09:29.014
بعد از دیدن چندتا پرستو
می‌تونی باور کنی که

01:09:29.538 --> 01:09:31.596
بهار دوباره در راهه؟

01:09:32.804 --> 01:09:36.179
آیا رد زخم هم مثل برف
زیر نور خورشید، ناپدید میشه؟

01:09:39.721 --> 01:09:42.304
،نیشیو-سانِ عزیزم
خورشیدِ من

01:09:42.721 --> 01:09:47.554
هرجا برم، همیشه سال‌های ارزشمندی که
کنارت گذروندم، برام عزیز خواهد بود

01:09:49.596 --> 01:09:52.323
،می‌خوام همه‌چی رو ببینم
همه‌چی رو حس کنم

01:09:52.447 --> 01:09:54.512
و تمام عشقِ ممکن رو ابراز کنم

01:09:54.637 --> 01:09:57.887
هر فصلِ زندگیم رو
با اشتیاق می‌نویسم

01:09:58.054 --> 01:09:59.471
با چشمانی کاملا باز

01:10:01.304 --> 01:10:03.596
خب، پس من خدا نیستم

01:10:03.762 --> 01:10:05.060
:و حرفم رو باور کنید

01:10:05.584 --> 01:10:07.304
اینطوری خیلی لذت‌بخش‌تره
