1
00:01:00,380 --> 00:01:05,380
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:05,762 --> 00:01:08,887
‫در آغاز، هیچ‌چیز وجود نداشت

3
00:01:10,888 --> 00:01:16,888
‫« مترجمان: حسین رضایی و محیا مبین مقدم »

4
00:01:19,971 --> 00:01:22,471
‫هیچ‌چیز، به جز خدا

5
00:01:26,887 --> 00:01:31,762
‫خدا چند وقت وجود داشته؟
‫هیچکس سنش قد نمیده

6
00:01:32,554 --> 00:01:36,971
‫در ضمن، محیط خدا
‫اونچنان تراکم جمعیت نداشت

7
00:01:38,054 --> 00:01:42,137
‫براش هم خوب بود چون خدا هیچی
‫رو نگاه نمی‌کرد و هیچ میلی هم نداشت

8
00:01:43,012 --> 00:01:45,554
‫خدا به هیچی علاقه نداشت

9
00:01:47,346 --> 00:01:49,554
‫حتی خدا بودن هم دلش رو گرم نمی‌کرد

10
00:01:50,179 --> 00:01:53,262
‫میشه خدا رو...
‫یه لوله در نظر گرفت

11
00:01:53,929 --> 00:01:55,262
‫لوله، آره

12
00:01:56,221 --> 00:01:58,179
‫بذار توضیح بدم چرا

13
00:01:58,929 --> 00:02:02,554
‫تنها کار خدا فرو بردن، هضم کردن
‫و دفع کردن بود

14
00:02:03,721 --> 00:02:06,637
‫غذای بهشتی خدا
‫فقط ازش عبور می‌کرد

15
00:02:08,262 --> 00:02:12,596
‫خدا هیچی رو درونش نگه نمی‌داشت.
‫درست مثل لوله

16
00:02:12,762 --> 00:02:15,971
‫« آمـلـی و فلسـفه‌ی لـولـه‌ها »

17
00:02:16,137 --> 00:02:20,054
‫« برگرفته از کتاب "فلسفه‌ی لوله‌ها" نوشته‌ی آملی نوتومب »

18
00:02:27,721 --> 00:02:31,846
‫چشمای آدم‌ها یه ویژگی حیرت‌انگیز دارن

19
00:02:32,596 --> 00:02:34,346
‫بیننده هستن

20
00:02:37,637 --> 00:02:40,804
‫ولی گوش‌ها شنونده نیستن

21
00:02:42,637 --> 00:02:45,387
‫و سوراخ‌های دماغ هم بوکننده نیستن

22
00:02:46,429 --> 00:02:49,012
‫ولی چشم‌ها بیننده هستن

23
00:02:50,929 --> 00:02:54,596
‫تفاوت چشم‌هایی که نگاه می‌کنن
‫و چشم‌هایی که نگاه نمی‌کنن چیه؟

24
00:02:56,304 --> 00:02:59,220
‫تفاوتشون یه اسم داره: حیات

25
00:03:01,262 --> 00:03:03,512
‫خدا هیچ بیننده‌ای نداشت

26
00:03:04,637 --> 00:03:07,221
‫بچه‌تون یه سبزیه

27
00:03:08,762 --> 00:03:10,471
‫آزاردهنده‌ست، نه؟

28
00:03:10,596 --> 00:03:13,512
‫ولی پدر و مادر خدا خوشبین بودن

29
00:03:14,762 --> 00:03:18,887
‫فعلا از این موضوع خوشحال بودن

30
00:03:19,721 --> 00:03:25,387
‫خودشون دوتا بچه داشتن
‫که خیلی شیطون بودن

31
00:03:27,137 --> 00:03:31,262
‫پس بدشون نمیومد
‫یه سبزی آروم و بی‌دردسر داشته باشن

32
00:03:32,179 --> 00:03:35,762
‫و این بزرگترین نقطه قوت خدا بود:
‫خدا رو توپ تکون نمی‌داد

33
00:03:35,929 --> 00:03:40,762
‫تمام زائرانی که به خدا سر زدن،
‫قلقلک‌ها، آتش‌فشان‌ها...

34
00:03:41,637 --> 00:03:44,262
‫سمفونی‌های زیبا...

35
00:03:46,054 --> 00:03:48,304
‫هیچکدوم مزاحمتی براش نداشتن

36
00:03:50,221 --> 00:03:53,137
‫خیلی‌ها به چنین قدرتی غبطه می‌خورن

37
00:03:54,221 --> 00:03:56,554
‫قدرت آرامش و خونسردی

38
00:03:57,512 --> 00:04:00,679
‫با این حال همه می‌خواستن
‫اولین صدای خدا رو بشنون

39
00:04:00,846 --> 00:04:04,554
‫اولین حرکتش رو ببینن،
‫اولین‌هاش رو تجربه کنن

40
00:04:04,721 --> 00:04:08,346
‫اما خدا به هیچ‌کاری نکردنش ادامه داد

41
00:04:08,637 --> 00:04:12,012
‫و اونا هم به مرور علاقه‌شون رو از دست دادن

42
00:04:13,137 --> 00:04:16,262
‫خدا تقریبا به کل فراموش شده بود

43
00:04:17,721 --> 00:04:22,721
‫روزها، هفته‌ها، قرن‌ها گذشت

44
00:04:29,012 --> 00:04:31,346
‫[ ژاپن، ۱۳ آگوست سال ۱۹۶۹ ]
‫استوپ. ایناهاش

45
00:04:32,179 --> 00:04:35,679
‫هنوز معلوم نیست
‫اون روز چه اتفاقی افتاده

46
00:04:37,637 --> 00:04:42,971
‫بعضی‌ها ادعا می‌کنن تصادف وجود نداره.
‫می‌خوان برای همه‌چیز توضیح بیارن

47
00:04:43,971 --> 00:04:47,804
‫اما فقط یک ماده کوچولو
‫می‌تونه تفاوت بزرگی رقم بزنه

48
00:04:48,554 --> 00:04:50,971
‫یک ذره‌ی غبار...

49
00:04:52,721 --> 00:04:54,512
‫می‌تونه همه‌چی رو عوض کنه

50
00:04:54,637 --> 00:04:57,554
‫هزار سال زنده باشی

51
00:05:00,221 --> 00:05:02,554
‫- میشه حالا فوت کنم؟
‫- نوبت منه

52
00:05:03,221 --> 00:05:04,887
‫- چه خبر شده؟
‫- من می‌ترسم

53
00:05:05,512 --> 00:05:08,512
‫آروم باشید. تو ژاپن زلزله زیاد میاد

54
00:05:14,179 --> 00:05:15,721
‫برید زیر میز بچه‌ها

55
00:05:29,679 --> 00:05:33,554
‫خدا بالاخره صاحب نگاه
‫و یه بدن شده بود

56
00:05:35,304 --> 00:05:36,887
‫چیکار می‌تونست باهاش بکنه؟

57
00:05:37,637 --> 00:05:39,179
‫این اتفاق خوبی بود؟

58
00:05:42,346 --> 00:05:43,971
‫بچه‌ی خوشگلم. خوبی؟

59
00:05:44,554 --> 00:05:45,554
‫بچه؟

60
00:05:45,721 --> 00:05:47,179
‫بچه کیه؟

61
00:05:48,054 --> 00:05:49,387
‫خدا که بچه نیست

62
00:05:50,262 --> 00:05:54,304
‫خدا فوراً واکنش نشون داد
‫تا حقایق رو بیان کنه

63
00:05:54,471 --> 00:05:57,054
‫با صدای بهشتیش...

64
00:06:03,554 --> 00:06:05,221
‫دقیقا، آره

65
00:06:10,304 --> 00:06:11,471
‫معجزه شده

66
00:06:11,596 --> 00:06:13,346
‫آفرین عزیزم

67
00:06:13,512 --> 00:06:15,721
‫نه. این اصلا خوب نیست

68
00:06:17,304 --> 00:06:21,679
‫لب‌هاشون کلمه تشکیل میده.
‫لب‌های خدا فقط صدا درمیارن

69
00:06:26,554 --> 00:06:28,179
‫حالا چیکار کنیم؟

70
00:06:29,221 --> 00:06:32,804
‫- فهمیدم. زنگ می‌زنم مامان
‫- چی؟ پاتریک؟

71
00:06:35,304 --> 00:06:39,887
‫خدا هرقدر هم تلاش می‌کرد
‫فقط می‌تونست درماندگیش رو فریاد بزنه

72
00:06:40,929 --> 00:06:42,804
‫این بدن براش قفس بود

73
00:07:04,721 --> 00:07:09,804
‫- دوباره اسباب‌بازیش رو پرت کرد
‫- از پنجره

74
00:07:09,971 --> 00:07:11,346
‫آندره، بس کن

75
00:07:11,512 --> 00:07:14,846
‫- هر وقت این بس کرد منم می‌کنم
‫- مامان، داره چیز میزامو برمی‌داره

76
00:07:15,011 --> 00:07:17,221
‫لطفا جولیت

77
00:07:17,386 --> 00:07:20,304
‫از این دخترا خسته شدم

78
00:07:27,304 --> 00:07:28,554
‫صبح شما بخیر
‫(ژاپنی)

79
00:07:34,179 --> 00:07:37,221
‫آریگاتو کاشیما-سان.
‫می‌خواین بیاین داخل؟

80
00:07:38,846 --> 00:07:41,804
‫شرمنده، اخیراً وضعیت سختی داشتیم

81
00:07:43,721 --> 00:07:45,054
‫مال منه

82
00:07:48,221 --> 00:07:51,054
‫نکن، جیغ نزن

83
00:07:52,387 --> 00:07:55,387
‫نمی‌تونم.
‫اینجوری نمیشه

84
00:07:55,554 --> 00:07:58,679
‫دیگه حتی نمی‌تونم تمرین کنم،
‫تو هم...

85
00:07:58,846 --> 00:08:00,971
‫مثل یه کنسولِ سرگردونی

86
00:08:02,304 --> 00:08:05,262
‫- حدس بزن کی اینو آورد برامون
‫- وای نه

87
00:08:06,221 --> 00:08:08,471
‫آره. صاحبخونه‌ی عزیزمون

88
00:08:08,804 --> 00:08:12,887
‫تا حد مرگ ترسیده بودم.
‫پشت در منتظرم بود

89
00:08:13,054 --> 00:08:16,262
‫پنجره رو دید؟
‫وای، آبرومون رفت

90
00:08:16,429 --> 00:08:18,512
‫یه خانمی رو بهم پیشنهاد کرد

91
00:08:18,637 --> 00:08:21,721
‫که خانواده‌ش به خانواده اون خدمت می‌کردن

92
00:08:21,887 --> 00:08:23,179
‫آبرو نموند برامون

93
00:08:24,929 --> 00:08:27,096
‫ایده خوبیه. بهش زنگ بزن

94
00:08:27,262 --> 00:08:28,096
‫خودشه

95
00:08:28,262 --> 00:08:30,887
‫نکن وگرنه چیز میزاتو
‫از پنجره پرت می‌کنم بیرون

96
00:08:32,929 --> 00:08:35,762
‫- پاتریک، میشه باز کنی؟
‫- رفتم

97
00:08:35,929 --> 00:08:37,929
‫صبح بخیر نیـ...
‫مامان؟

98
00:08:38,846 --> 00:08:41,554
‫هردو درسته.
‫چقدر خوشحالم می‌بینمت

99
00:08:42,762 --> 00:08:45,887
‫البته انگار منتظر این دخترخانم بودی

100
00:08:48,929 --> 00:08:49,929
‫نیشیو-سان

101
00:08:50,096 --> 00:08:51,762
‫- مامان‌بزرگ
‫- عزیزای من

102
00:08:51,929 --> 00:08:55,137
‫- چقدر بزرگ شدین
‫- من دندونم لق شده

103
00:08:56,721 --> 00:09:00,387
‫- چه لبخند زیبایی
‫- اون خانومه کیه؟

104
00:09:00,846 --> 00:09:04,179
‫مامان، بچه‌ها، ایشون نیشیو-سان هستن

105
00:09:04,346 --> 00:09:06,012
‫اومده به ما کمک کنه

106
00:09:06,179 --> 00:09:09,221
‫بفرمایید. بفرمایید.
‫بیرون نمونید

107
00:09:09,929 --> 00:09:11,221
‫نه، من اینا رو میارم

108
00:09:13,554 --> 00:09:16,512
‫- مامانی، شکلات آوردی؟
‫- معلومه

109
00:09:16,637 --> 00:09:18,721
‫- و کمیک؟
‫- بله

110
00:09:22,887 --> 00:09:24,721
‫خیلی خوب بنظر نمی‌رسی

111
00:09:25,429 --> 00:09:27,262
‫فکر می‌کردیم دیگه نمیای

112
00:09:27,429 --> 00:09:30,637
‫بهرحال باید خودم رو آماده می‌کردم

113
00:09:30,804 --> 00:09:32,221
‫ببین چه لباس قشنگی دارم

114
00:09:32,387 --> 00:09:34,262
‫ولی شیش ماه...

115
00:09:35,679 --> 00:09:38,929
‫خوشوقتم. من دنیل هستم.
‫خیلی ممنون بابت کمکتون

116
00:09:39,096 --> 00:09:40,262
‫مادرشوهر؟

117
00:09:40,429 --> 00:09:43,762
‫سلام عزیزم.
‫تو هم داغونی که

118
00:09:47,012 --> 00:09:49,637
‫اون هم از معجزه کوچولوی من

119
00:09:53,137 --> 00:09:57,262
‫من خونه رو نشونت میدم.
‫حتما با دوران بچگیت فرق کرده

120
00:10:07,637 --> 00:10:09,429
‫تخت رو نگاه کن

121
00:10:12,304 --> 00:10:15,304
‫منتظرم بمونید بچه‌ها.
‫بسپریدش به من

122
00:10:20,262 --> 00:10:21,346
‫سلام عرض شد

123
00:10:23,929 --> 00:10:27,387
‫من مادربزرگتم.
‫خوشحالم که بالاخره می‌بینمت

124
00:10:27,554 --> 00:10:31,637
‫اوه، چه عجیب.
‫دقیقا می‌دونم چی لازم داری

125
00:10:31,804 --> 00:10:35,887
‫من همیشه یه چیز حال‌خوب‌کن پیشم دارم

126
00:10:37,804 --> 00:10:41,554
‫شکلات سفیدِ بلژیک.
‫وطنت

127
00:10:44,762 --> 00:10:46,012
‫بچش

128
00:10:58,637 --> 00:11:00,679
‫و یه معجزه اتفاق افتاد

129
00:11:03,804 --> 00:11:05,346
‫- مامان، بیا ببین
‫- بابا

130
00:11:05,512 --> 00:11:06,554
‫چی شده؟

131
00:11:09,596 --> 00:11:14,429
‫از طریق لذت شکلات سفید،
‫تجربه‌ش کردم: خدا من بودم

132
00:11:14,554 --> 00:11:17,221
‫این دوست خوبم، آملی‌ـه

133
00:11:18,346 --> 00:11:21,596
‫من اینطور متولد شدم،
‫وقتی دو سال و نیمم بود...

134
00:11:21,762 --> 00:11:23,804
‫در کوه‌های کانسای...

135
00:11:23,971 --> 00:11:29,262
‫جلوی مادربزرگم،
‫از طریق معجزه‌ی شکلات سفید

136
00:11:40,346 --> 00:11:42,471
‫با شامپاین جشن بگیریم؟

137
00:11:44,679 --> 00:11:46,596
‫من لذت بودم

138
00:11:47,596 --> 00:11:51,554
‫از حالا هر جایی که لذت پیدا میشد
‫من هم بودم

139
00:11:56,804 --> 00:12:00,429
‫لذت بالاخره بدنم رو به کار انداخت

140
00:12:01,304 --> 00:12:04,221
‫شکلات حواس من رو بیدار کرده بود

141
00:12:04,387 --> 00:12:07,762
‫طی چند روز، زمان ازدست‌رفته رو جبران کردم

142
00:12:07,929 --> 00:12:10,637
‫گرچه که اون زمان رو در واقع هدر نداده بودم

143
00:12:12,179 --> 00:12:15,387
‫یک انسان دو سال و نیمه
‫باید بتونه راه بره

144
00:12:18,012 --> 00:12:20,804
‫راه رفتن اونقدرم سخت نیست:
‫میفتی زمین

145
00:12:20,971 --> 00:12:23,512
‫یه پا رو می‌ذاری جلو
‫و از اول شروع می‌کنی

146
00:12:26,387 --> 00:12:27,387
‫ولی...

147
00:12:28,471 --> 00:12:29,471
‫دویدن...

148
00:12:33,054 --> 00:12:35,137
‫دویدن آزادت می‌کنه

149
00:12:36,971 --> 00:12:39,804
‫کاریه که راهزن‌ها و قهرمان‌ها می‌کنن

150
00:12:48,471 --> 00:12:49,971
‫و خسته‌کننده‌تره

151
00:13:08,679 --> 00:13:14,554
‫ولی در سن دو و نیم سالگی،
‫یک انسان باید بتونه حرف بزنه

152
00:13:33,512 --> 00:13:35,804
‫اون هیولای گردن‌دراز چی بود؟

153
00:13:36,429 --> 00:13:40,221
‫و این قدرت شگفت‌انگیز چی بود
‫که می‌تونست چیزی رو

154
00:13:41,179 --> 00:13:42,762
‫به هیچ تبدیل کنه؟

155
00:13:52,887 --> 00:13:55,304
‫این معجزه‌ی یک خدا بود

156
00:13:57,804 --> 00:14:02,429
‫چی می‌تونست از این نابودی،
‫الهی‌تر باشه؟

157
00:14:17,137 --> 00:14:19,887
‫اون روز، یکی از برادرانم رو دیدم

158
00:14:21,721 --> 00:14:25,429
‫- بیا آملی. بذار نیشیو-سان
‫- جاروبرقی

159
00:14:28,637 --> 00:14:30,512
‫من چهار ساعتم رو می‌خوام

160
00:14:31,137 --> 00:14:33,762
‫پاتریک، پاتریک!
‫آملی اولین کلمه‌ش رو گفت

161
00:14:35,387 --> 00:14:37,971
‫- عالیه. چی بود؟
‫- جاروبرقی

162
00:14:38,596 --> 00:14:39,887
‫جاروبرقی؟

163
00:14:40,054 --> 00:14:42,512
‫عجب واژه‌ی آسمانی‌ای. آفرین آملی

164
00:14:46,637 --> 00:14:50,804
‫سعی کن یه چیز دیگه بگی آملی.
‫بگو «مامان»

165
00:14:54,304 --> 00:14:57,262
‫معلوم بود خیلی براشون مهمه

166
00:14:57,429 --> 00:15:00,179
‫- مامان
‫- آفرین آملی

167
00:15:00,346 --> 00:15:03,387
‫- من مامانم
‫- حالا من

168
00:15:05,012 --> 00:15:07,554
‫با...با

169
00:15:08,387 --> 00:15:11,846
‫- بابا
‫- دقیقا. آفرین. بابا

170
00:15:12,429 --> 00:15:14,054
‫چه واکنش عجیبی

171
00:15:14,554 --> 00:15:18,471
‫انگار باید اسمشون رو می‌گفتم
‫تا وجودشون رو تأیید کنم

172
00:15:18,596 --> 00:15:19,596
‫نکن

173
00:15:21,012 --> 00:15:23,554
‫- جولیت
‫- اسم منو گفت. اسم منو گفت

174
00:15:27,012 --> 00:15:30,679
‫- مامان‌بزرگ
‫- عزیزم. چه معجزه‌ای هستی تو

175
00:15:38,762 --> 00:15:41,012
‫برادرم خوشش میومد منو اذیت کنه

176
00:15:42,387 --> 00:15:45,637
‫کل بعدظهر می‌نشست رو کمرم
‫و کتاب کمیک می‌خوند

177
00:15:53,345 --> 00:15:56,220
‫- نمی‌خواد اسم تو رو بگه
‫- بچه‌ست بابا

178
00:15:57,220 --> 00:15:59,762
‫فعلا فقط چند تا کلمه بلده

179
00:16:01,137 --> 00:16:03,679
‫نخیر، خیلی‌های دیگه هم بلدم

180
00:16:06,554 --> 00:16:10,679
‫- بلدی حرف بزنی؟
‫- همیشه بلد بودم

181
00:16:11,596 --> 00:16:13,554
‫مثل ملکه‌ها حرف می‌زنه

182
00:16:13,721 --> 00:16:17,221
‫عجب بچه‌ی شگفت‌انگیزی.
‫کلماتش رو انتخاب می‌کنه

183
00:16:17,387 --> 00:16:20,471
‫عزیزم، اخم نکن دیگه.
‫شامپاین

184
00:16:25,554 --> 00:16:29,929
‫خوشبختانه تو اونجا بودی مامان‌بزرگ.
‫فقط تو بودی که منِ واقعی رو می‌دیدی

185
00:16:32,179 --> 00:16:35,471
‫دلمون برات تنگ میشه مامان‌بزرگ.
‫بازم زود میای دیگه؟

186
00:16:35,596 --> 00:16:39,554
‫بله، ولی دفعه بعد
‫شما بازم بزرگ شدید

187
00:16:39,679 --> 00:16:41,971
‫مراقب پدر و مادرتون باشید.
‫نیاز دارن

188
00:16:42,137 --> 00:16:44,262
‫- آملی کجاست؟
‫- آره، کوش؟

189
00:16:44,429 --> 00:16:46,846
‫- می‌خوام باهاش خداحافظی کنم
‫- من پیداش می‌کنم

190
00:16:47,012 --> 00:16:49,179
‫سوار ماشین شو، دیرمون شده

191
00:16:52,554 --> 00:16:53,554
‫یا خدا!

192
00:16:55,554 --> 00:16:59,387
‫- تو اینجا چیکار می‌کنی ناقلا؟
‫- کجا میری مامان‌بزرگ؟

193
00:17:00,637 --> 00:17:03,137
‫میرم به سرزمین شکلات سفید

194
00:17:05,221 --> 00:17:06,971
‫دلم خیلی برات تنگ میشه

195
00:17:08,804 --> 00:17:11,429
‫پیداش نمی‌کنم.
‫عه، اینجایی

196
00:17:11,554 --> 00:17:13,721
‫بیا، مامان‌بزرگ به هواپیماش نمی‌رسه

197
00:17:15,429 --> 00:17:16,554
‫راه بیفت شوفر

198
00:17:17,387 --> 00:17:19,512
‫مامان، مامان‌بزرگ زود برمی‌گرده؟

199
00:17:19,637 --> 00:17:23,137
‫خیلی زود نه. داره میره بلژیک.
‫اونجا خیلی دوره

200
00:17:23,304 --> 00:17:26,054
‫- آخر دنیاست
‫- آخر؟

201
00:17:27,304 --> 00:17:28,637
‫نمی‌خوام

202
00:17:32,304 --> 00:17:34,762
‫چرا نمی‌مونه خب؟
‫انصاف نیست

203
00:17:34,929 --> 00:17:38,387
‫بهرحال باید بره خونه.
‫انقدر بچه‌بازی درنیار

204
00:17:39,804 --> 00:17:41,346
‫آی

205
00:17:43,387 --> 00:17:45,596
‫خجالت بکش آندره.
‫آملی، تو هم لگد نزن

206
00:17:45,762 --> 00:17:50,304
‫- نزدیک بود دوربینم بشکنه
‫- اون که نمی‌دونه. کوچیکه

207
00:17:50,471 --> 00:17:52,512
‫- بسه
‫- بس کنید

208
00:17:52,637 --> 00:17:54,012
‫برید تو اتاقتون

209
00:17:57,429 --> 00:17:58,971
‫اونا نمی‌فهمیدن

210
00:17:59,554 --> 00:18:02,721
‫اون بلژیک لعنتی بهم شکلات سفید داده بود

211
00:18:02,887 --> 00:18:04,429
‫اما مادربزرگم رو ازم گرفته بود

212
00:18:04,554 --> 00:18:07,346
‫تنها کسی که من رو بچه نمی‌دید

213
00:18:07,512 --> 00:18:09,554
‫غیرقابل‌تحمل بود

214
00:19:12,012 --> 00:19:13,929
‫من یوکای هستم!
‫(ارواح فولکلور ژاپنی)

215
00:19:20,804 --> 00:19:21,887
‫بیا اینجا

216
00:19:23,804 --> 00:19:25,221
‫این اوتوروشی‌ـه

217
00:19:25,637 --> 00:19:28,637
‫یوکایی که از خدایان محافظت می‌کنه

218
00:19:28,804 --> 00:19:32,387
‫معمولا تو یه معبد متروکه زندگی می‌کنه

219
00:19:33,387 --> 00:19:37,304
‫و وقتی کسی اونجا بی‌ادبی می‌کنه...

220
00:19:37,471 --> 00:19:40,012
‫یه صدای خشمناک درمیاره

221
00:19:40,179 --> 00:19:45,512
‫حتی می‌تونه از اون بالا بپره پایین
‫و اون آدم رو له کنه

222
00:19:45,637 --> 00:19:48,387
‫کارش اینه که آدم‌ها رو ادب کنه

223
00:20:14,721 --> 00:20:17,554
‫- دوباره، دوباره
‫- یوکای‌ها خیلی زیادن

224
00:20:18,304 --> 00:20:19,971
‫باشه برای بعد

225
00:20:29,179 --> 00:20:30,221
‫کمکم می‌کنی؟

226
00:20:50,846 --> 00:20:52,512
‫آریگاتو آمه‌-چان
‫(ممنون)

227
00:22:39,429 --> 00:22:40,596
‫شکوفا شو

228
00:22:44,262 --> 00:22:45,721
‫همه شکوفا شید

229
00:22:46,304 --> 00:22:48,846
‫اولین بهار عمر من

230
00:22:49,929 --> 00:22:51,887
‫طبیعت حضورم رو جشن گرفت

231
00:22:53,762 --> 00:22:56,804
‫گیاهان به فرمان من شکوفا شدن

232
00:23:29,137 --> 00:23:31,304
‫نیشیو-سان. نیشیو-سان!

233
00:23:31,762 --> 00:23:33,721
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫صبح زوده هنوز

234
00:23:33,887 --> 00:23:38,721
‫می‌خواستم ادامه‌ش رو بخونم.
‫ولی کتاب هنوز تو آشپزخونه‌ست

235
00:23:40,554 --> 00:23:41,887
‫بریم بهش برسیم

236
00:24:12,971 --> 00:24:15,554
‫سلام کاشیما-سان.
‫خوشحالم می‌بینمتون

237
00:24:15,721 --> 00:24:17,762
‫می‌خواستم بابت معرفیم ازتون تشکر کنم

238
00:24:19,012 --> 00:24:22,429
‫سلام نیشیو-سان.
‫با این بچه تو باغ چیکار می‌کنی؟

239
00:24:22,554 --> 00:24:25,471
‫کنار برکه بودیم.
‫آملی داشت دنبال من می‌گشت

240
00:24:28,846 --> 00:24:30,887
‫وقتت رو با این تلف نکن

241
00:24:31,054 --> 00:24:33,637
‫باید احترام خونه‌ی من رو نگه داری

242
00:24:33,804 --> 00:24:35,971
‫و کاری که مستأجرهام نمی‌تونن رو انجام بدی

243
00:24:36,137 --> 00:24:37,887
‫یادت نره لطفا

244
00:24:38,304 --> 00:24:42,554
‫حق با شماست خانم.
‫ولی مراقبت از آملی هم بهشون کمک می‌کنه

245
00:24:45,137 --> 00:24:47,346
‫خانمه چقدر غمگین بنظر می‌رسید

246
00:24:48,012 --> 00:24:50,137
‫تو برو خونه. من الان میام

247
00:24:52,054 --> 00:24:53,554
‫چه مشکلی داشت؟

248
00:24:55,262 --> 00:24:58,012
‫دهن خشک و بی‌حس،
‫نگاه غم‌زده

249
00:25:00,471 --> 00:25:04,137
‫فقط یه توضیح براش می‌دیدم:
‫نمی‌خواست منو دوست داشته باشه

250
00:25:05,971 --> 00:25:09,221
‫اونم باید از نیشیو-سان الگو می‌گرفت

251
00:25:09,387 --> 00:25:12,262
‫دوست داشتنِ من براش خوب بود

252
00:25:12,429 --> 00:25:14,179
‫کاشیما-سان بیچاره

253
00:25:14,346 --> 00:25:17,512
‫احتمالا از بیماری محدودیت رنج می‌برد

254
00:25:33,012 --> 00:25:34,971
‫آملی، تو از کجا اومدی؟

255
00:25:35,762 --> 00:25:37,387
‫بابا، اون چیه؟

256
00:25:37,846 --> 00:25:42,762
‫ماهی کپور. نماد پسرها.
‫ماه مه ماه پسرهاست

257
00:25:43,637 --> 00:25:45,012
‫چرا مه؟

258
00:25:45,596 --> 00:25:46,971
‫نمی‌دونم

259
00:25:47,137 --> 00:25:50,887
‫- چرا ماه پسرها؟
‫- سوال خوبیه

260
00:25:51,054 --> 00:25:55,346
‫- ماه دخترها کِیه؟
‫- فکر نکنم داشته باشیم

261
00:25:58,721 --> 00:26:00,262
‫چرا کپور؟

262
00:26:00,846 --> 00:26:02,929
‫چرا بچه‌ها همش چرا چرا می‌کنن؟

263
00:26:04,387 --> 00:26:08,304
‫- من حاضرم بابا
‫- بریم. داریم برمی‌گردیم

264
00:26:09,471 --> 00:26:13,471
‫منصفانه نبود.
‫چرا ماه دخترها نداریم؟

265
00:26:13,596 --> 00:26:16,721
‫هنوز نه روز داریم نه پرچم

266
00:26:17,596 --> 00:26:19,137
‫بعدم چرا کپور؟

267
00:26:21,179 --> 00:26:23,137
‫می‌خوام واقعی‌شون رو ببینم!

268
00:26:25,554 --> 00:26:26,804
‫می‌تونیم این کارم بکنیم

269
00:26:26,971 --> 00:26:30,762
‫آها، حتما نیشیو-سان
‫جایی رو برای این کار می‌شناسه

270
00:26:31,721 --> 00:26:35,679
‫بر خلاف میلم، معبدم رو ترک کردم،
‫اما مجبور بودم

271
00:26:35,846 --> 00:26:39,554
‫باید می‌فهمیم چرا ماهی کپور
‫بیشتر شبیه برادرمه تا من

272
00:27:01,179 --> 00:27:02,179
‫چه خوشگل

273
00:27:06,221 --> 00:27:07,554
‫چیزی نمونده برسیم

274
00:27:07,721 --> 00:27:10,679
‫پس این خونه‌ی کپور بود

275
00:27:19,179 --> 00:27:20,554
‫باهام بیا جولیت

276
00:27:45,054 --> 00:27:47,346
‫- کپورها کجان؟
‫- بیا دیگه بابا

277
00:27:47,512 --> 00:27:49,804
‫آروم. نمی‌دونم عزیزم

278
00:27:49,971 --> 00:27:50,929
‫اونجا رو

279
00:27:52,137 --> 00:27:53,804
‫این طرفه آمه‌-چان

280
00:27:54,596 --> 00:27:57,596
‫ممنون نیشیو-سان.
‫ما هم زود میایم

281
00:28:08,929 --> 00:28:12,637
‫بعضی از این ماهی‌های کپور
‫سنشون به صدسال می‌رسه

282
00:28:33,679 --> 00:28:34,846
‫خوبی آملی؟

283
00:28:38,054 --> 00:28:40,554
‫کپورها چقدر زشتن

284
00:28:42,846 --> 00:28:45,096
‫منم زیاد دوستشون ندارم

285
00:28:45,262 --> 00:28:47,679
‫برای همینم نماد پسرهاست

286
00:28:47,846 --> 00:28:48,887
‫مسخره‌ترین ماهی

287
00:28:51,179 --> 00:28:54,387
‫یا شایدم برای اینه که سیبیلشون خیلی بلنده

288
00:28:59,054 --> 00:29:02,929
‫اون ماهی مسخره نماد درخوری
‫برای جنسِ زشت بود

289
00:29:12,429 --> 00:29:13,596
‫آملی، نیشیو-سان

290
00:29:13,762 --> 00:29:16,596
‫- برمی‌گردیم، بارون گرفت
‫- اومدیم

291
00:29:34,387 --> 00:29:36,346
‫بیا دیگه آملی،
‫الان خیس میشی

292
00:29:36,512 --> 00:29:39,762
‫هنوز نه. می‌خوام زیر بارون بمونم

293
00:29:41,971 --> 00:29:44,721
‫من که تعجب نکردم.
‫تو خود بارونی

294
00:29:46,221 --> 00:29:50,054
‫بخش اول اسمت، آمه،
‫تو ژاپنی به معنای بارونه

295
00:29:51,721 --> 00:29:53,762
‫اون اسم خیلی بهم میومد

296
00:29:53,929 --> 00:29:56,887
،منم مثل باران
ارزشمند و خطرناک بودم

297
00:29:57,387 --> 00:29:59,459
بی‌آزار و مرگبار

298
00:29:59,483 --> 00:30:01,554
ساکت و پرسروصدا

299
00:30:03,721 --> 00:30:05,179
،و از همه مهم‌تر

300
00:30:05,203 --> 00:30:07,304
حس می‌کردم شکست‌ناپذیرم

301
00:30:07,471 --> 00:30:10,221
،اگه الان بریم
یادت میدم کلمه‌ش رو بنویسی

302
00:30:14,221 --> 00:30:16,471
،باران
من بودم

303
00:30:19,012 --> 00:30:21,304
هرکی آخر برسه آشپزخونه، پخمه‌ست

304
00:30:21,471 --> 00:30:23,012
جوراب‌هاتون رو دربیارید

305
00:30:29,554 --> 00:30:31,030
نیشیو-سان

306
00:30:31,054 --> 00:30:34,404
یادم بده اسمم رو
به ژاپنی بنویسم

307
00:30:34,887 --> 00:30:36,596
اول لباست رو عوض کنیم؟

308
00:30:36,762 --> 00:30:38,596
گفتی هروقت برسیم خونه

309
00:30:39,471 --> 00:30:42,125
...اینو گفتم، بله. خب

310
00:30:42,549 --> 00:30:44,179
انگشتت رو ببر بالا

311
00:30:45,137 --> 00:30:47,221
اینجوری؟ -
بله، خیلی خوبه -

312
00:30:48,179 --> 00:30:50,504
کنار پنجره وایسا

313
00:30:50,628 --> 00:30:52,512
دستت رو بده من

314
00:30:53,346 --> 00:30:57,346
اول یه خط افقی بکش
یعنی آسمون

315
00:30:59,596 --> 00:31:03,179
بعدش اولِ یه مربع رو می‌کشی

316
00:31:03,346 --> 00:31:06,846
بعدم یه خط عمودی
بین زمین و آسمون

317
00:31:10,012 --> 00:31:13,304
،و درنهایت
چهارتا قطره کوچک

318
00:31:14,637 --> 00:31:18,471
،«اینطوری می‌نویسی «آمه
علامتِ باران

319
00:31:19,221 --> 00:31:21,429
خوب نمی‌بینمش -
صبر کن -

320
00:31:29,012 --> 00:31:30,519
الان بهتر شد؟

321
00:31:30,843 --> 00:31:33,062
بجنب، بیا لباست رو عوض کنیم

322
00:31:46,137 --> 00:31:48,000
همیشه اینو می‌دونستم

323
00:31:48,224 --> 00:31:50,587
حالا دیگه بهم ثابت شد

324
00:31:51,554 --> 00:31:53,179
من ژاپنی بودم

325
00:32:01,762 --> 00:32:04,679
تاحالا ندیده بودم پدرم گریه کنه

326
00:32:06,012 --> 00:32:08,721
شبیه یه بچه‌ی غول‌پیکر بود

327
00:32:14,637 --> 00:32:16,403
چرا گریه می‌کنی، بابا؟

328
00:32:16,427 --> 00:32:18,221
از توفان رعدوبرق می‌ترسی؟

329
00:32:21,679 --> 00:32:24,807
عزیزم، بابایی گریه می‌کنه
...چون مامانش

330
00:32:24,831 --> 00:32:27,262
مادربزرگ تو، ما رو ترک کرده

331
00:32:27,887 --> 00:32:30,721
،رفته بلژیک
ولی برمی‌گرده

332
00:32:31,387 --> 00:32:34,355
نه، آملی. این یکی فرق داره

333
00:32:34,379 --> 00:32:37,346
مامان‌بزرگ برای همیشه رفته

334
00:32:37,512 --> 00:32:41,179
.اون فوت کرده، آملی
خیلی متاسفم

335
00:32:43,346 --> 00:32:44,304
فوت کرده؟

336
00:32:44,471 --> 00:32:47,429
.بله، عزیزم
هنوز نمی‌تونی اینو درک کنی

337
00:32:48,512 --> 00:32:51,054
.برو یکم بازی کن
چند دقیقه دیگه درموردش حرف می‌زنیم

338
00:33:19,429 --> 00:33:21,971
.مرگ
می‌دونستم یعنی چی

339
00:33:25,721 --> 00:33:26,804
...عزیزم

340
00:33:27,929 --> 00:33:30,221
ولی به این دلیل نبود که
درکش می‌کردم

341
00:33:31,929 --> 00:33:33,786
مادربزرگم منو
از مرگ نجات داده بود

342
00:33:34,310 --> 00:33:37,204
برای همین به زودی نوبت خودش بود

343
00:33:39,679 --> 00:33:41,429
انگار معامله باشه

344
00:33:45,054 --> 00:33:46,179
ولی چرا؟

345
00:33:57,387 --> 00:33:58,471
این چیه؟

346
00:33:59,471 --> 00:34:02,471
.«کوما»
به ژاپنی یعنی فرفره

347
00:34:08,637 --> 00:34:10,512
با فرفره‌ی خودت امتحان کن

348
00:34:13,804 --> 00:34:15,929
ببین، اینطوریه

349
00:34:41,262 --> 00:34:44,054
پیش‌بینی بارش سنگین
در جنوب

350
00:34:44,221 --> 00:34:48,387
همراه احتمال سیل
در منطقه‌ی کوبه

351
00:34:48,554 --> 00:34:51,221
نیشیو-سان، ما چرا می‌میریم؟

352
00:34:51,387 --> 00:34:53,554
چرا می‌میریم؟

353
00:34:54,846 --> 00:34:58,387
شاید چون خواستِ خداست؟

354
00:34:58,554 --> 00:35:02,054
خدا؟ ولی من هیچوقت نمی‌خواستم
مامان‌بزرگم بمیره

355
00:35:02,221 --> 00:35:04,637
چی؟
مادربزرگت مُرده؟

356
00:35:04,804 --> 00:35:06,554
بله، مامان گفت

357
00:35:06,679 --> 00:35:09,883
ای وای. خیلی متاسفم

358
00:35:10,208 --> 00:35:11,812
من نمی‌دونستم، آملی

359
00:35:12,429 --> 00:35:13,679
ما چرا می‌میریم؟

360
00:35:15,721 --> 00:35:20,512
وقتی مثل مادربزرگت مدت طولانی
زندگی کرده باشی، خسته میشی

361
00:35:20,637 --> 00:35:22,846
مثل به خواب رفتنه

362
00:35:23,471 --> 00:35:25,596
این...جیز خوبیه

363
00:35:25,762 --> 00:35:27,554
اگه توی جوانی بمیری چی؟

364
00:35:29,346 --> 00:35:30,971
...بله، ببین

365
00:35:33,971 --> 00:35:37,012
،در دوران جنگ
جوون‌های زیادی رو دیدم که مُردن

366
00:35:37,179 --> 00:35:38,637
درمورد جنگ تعریف کن

367
00:35:39,054 --> 00:35:42,554
فکر نکنم دوست داشته باشی
همچین داستان‌هایی بشنوی

368
00:35:43,304 --> 00:35:46,221
چرا. لطفا تعریف کن

369
00:35:47,929 --> 00:35:49,367
بسیار خب

370
00:35:50,291 --> 00:35:51,529
سعی می‌کنم

371
00:35:51,554 --> 00:35:52,971
...خانواده‌های داغدار

372
00:35:54,137 --> 00:35:56,971
.از اون زمان خیلی می‌گذره
من بچه بودم

373
00:35:57,721 --> 00:36:01,471
با پدر ومادرم و خواهرم
...سر صبحانه بودم که

374
00:36:01,596 --> 00:36:04,387
بمب‌باران شروع شد

375
00:36:06,179 --> 00:36:08,262
اولین باری نبود که
کوبه بمب‌باران می‌شد

376
00:36:09,137 --> 00:36:12,804
ولی اون روز حس کردم
اون بمب‌ها ما رو هدف گرفتن

377
00:36:13,262 --> 00:36:14,887
و حق با من بود

378
00:36:15,596 --> 00:36:18,804
،کنار من
انفجار بزرگی رخ داد

379
00:36:20,762 --> 00:36:23,304
انگار معجزه شد که زنده موندم

380
00:36:23,721 --> 00:36:28,679
سعی کردم دست و پاهام رو
حرکت بدم، ولی نتونستم

381
00:36:28,846 --> 00:36:31,721
اونجا بود که فهمیدم دفن شدم

382
00:36:34,887 --> 00:36:37,346
،به طرز عجیبی
احساس امنیت می‌کردم

383
00:36:38,221 --> 00:36:40,232
بعدش هوا کم آوردم

384
00:36:40,556 --> 00:36:44,804
برای همین همینطور
زمین رو می‌کندم

385
00:36:45,429 --> 00:36:47,221
نمی‌دونستم کجا برم

386
00:36:48,554 --> 00:36:50,596
شروع کردم به گوش دادن

387
00:36:50,762 --> 00:36:52,273
:با خودم گفتم

388
00:36:52,297 --> 00:36:55,221
،هرجا صدا باشه
زندگی هم هست

389
00:36:55,887 --> 00:36:59,221
،کاملا برعکس
مرگ اونجا حاکم شده بود

390
00:37:03,179 --> 00:37:05,554
،اون روز
خانوادم رو از دست دادم

391
00:37:08,554 --> 00:37:11,387
زیاد که نترسوندمت، نه؟

392
00:37:11,411 --> 00:37:13,411
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

393
00:37:14,429 --> 00:37:16,721
تو هم مثل بابام غمگین بودی؟

394
00:37:17,721 --> 00:37:20,554
بله. ولی زمان
زخم‌های زیادی رو شفا میده

395
00:37:21,387 --> 00:37:25,887
و خاطراتشون باقی می‌مونه و
منو در مسیر زندگی هدایت می‌کنه

396
00:37:27,304 --> 00:37:28,429
هنوزم اونا رو می‌بینی؟

397
00:37:30,762 --> 00:37:32,929
نه اونجوری که تو
الان منو می‌بینی

398
00:37:33,096 --> 00:37:35,330
اونا مسیر متفاوتی رو میرن

399
00:37:35,354 --> 00:37:37,988
شاید به چیز جدیدی تبدیل میشن

400
00:37:38,554 --> 00:37:42,137
سعی می‌کنم اونا رو تصور کنم
و باهاشون حرف بزنم

401
00:37:42,304 --> 00:37:43,554
اینطوری حالم بهتر میشه

402
00:37:46,846 --> 00:37:51,346
.به‌زودی جشن مهمی برگزار میشه
رویداد مهمی در ژاپن

403
00:37:51,512 --> 00:37:55,554
،توی رودخونه شمع می‌ذاریم
مثل جشن تولد

404
00:37:55,721 --> 00:37:57,387
به احترام کسانی که
دیگه نمی‌بینیم

405
00:37:57,411 --> 00:37:59,637
و برای اینکه در مسیرشون
اونا رو همراهی کنیم

406
00:37:59,804 --> 00:38:01,054
میشه منم باهات بیام؟

407
00:38:02,262 --> 00:38:03,346
شاید

408
00:38:04,179 --> 00:38:05,554
اگه مامانت موافقت کنه

409
00:38:06,679 --> 00:38:08,346
پس کمکم کن آماده بشم

410
00:38:19,554 --> 00:38:21,846
بابا چند وقت توی بلژیک می‌مونه؟

411
00:38:22,262 --> 00:38:25,471
.دو ماه
ولی به یک چشم بهم زدن می‌گذره

412
00:38:40,429 --> 00:38:42,929
اون نمی‌تونه توپ رو بگیره -
بده من -

413
00:38:43,096 --> 00:38:46,179
نه، بده من -
بگیر، ژولیت -

414
00:39:38,929 --> 00:39:40,012
ممنونم

415
00:42:01,262 --> 00:42:03,496
میشه برامون شکلات بیاری؟

416
00:42:03,520 --> 00:42:05,654
نه، شیرینی بادومی بیار

417
00:42:05,721 --> 00:42:07,429
باشه، جفتش رو میارم

418
00:42:07,554 --> 00:42:10,429
حرف دیگه‌ای ندارید؟

419
00:42:10,554 --> 00:42:12,971
به سلامت -
تو احمقی، آندره -

420
00:42:13,137 --> 00:42:14,471
آملی نیست؟

421
00:42:14,971 --> 00:42:18,637
.همین الان رفت
با نیشیو-سان رفته لب رودخونه

422
00:42:19,012 --> 00:42:21,096
روی آب، فانوس می‌ذارن

423
00:42:21,262 --> 00:42:25,471
.بله، جشنواره‌ی مرگ
چه خوب که اینو تجربه می‌کنه

424
00:42:25,971 --> 00:42:28,804
از نیشیو-سان تشکر کن که
اینو باهاش شریک شده

425
00:42:29,221 --> 00:42:31,457
بله، خیلی دوست دارن باهم باشن

426
00:42:31,681 --> 00:42:33,137
خیلی بهم وابسته‌ان

427
00:42:34,346 --> 00:42:35,762
فردا پرواز داری، نه؟

428
00:42:35,929 --> 00:42:38,512
.خوشحالم
تو که نیستی غمگین میشم

429
00:42:38,637 --> 00:42:41,637
،به محض اینکه رسیدم
بریم لب دریا

430
00:44:20,512 --> 00:44:23,512
کی راه میفتیم؟ -
عجله داریم -

431
00:44:23,637 --> 00:44:26,304
بابا و آملی کجان؟ -
خواهشا بس کنید -

432
00:44:27,846 --> 00:44:29,471
من می‌خوام پیش تو بمونم

433
00:44:30,137 --> 00:44:32,596
خب، نباید از این مناسبت جا بمونی

434
00:44:33,221 --> 00:44:35,867
پدرت تازه از بلژیک برگشته

435
00:44:35,891 --> 00:44:37,237
دوست داره تو رو هم ببینه

436
00:44:37,304 --> 00:44:39,554
پس چرا تو باهامون نمیای؟

437
00:44:41,346 --> 00:44:45,679
می‌دونی، خیلی وقت پیش
منم با خانوادم لب همون ساحل بودم

438
00:44:45,846 --> 00:44:47,512
خیلی زیبا بود

439
00:44:47,637 --> 00:44:49,721
زیاد از تو بزرگتر نبودم

440
00:44:50,221 --> 00:44:53,554
.انگار انتهای دنیاست
باید با چشم خودت ببینیش

441
00:44:57,346 --> 00:44:59,762
.بیا اینجا، عزیزم
دلم برات تنگ شده بود

442
00:45:06,262 --> 00:45:07,887
منم اینجا منتظرتم

443
00:45:09,387 --> 00:45:10,512
خداحافظ، نیشیو-سان

444
00:45:10,637 --> 00:45:12,262
بعدا می‌بینمت -
برید و به سلامت برگردید -

445
00:45:15,262 --> 00:45:19,887
یک روز آفتابی تا از ساحلِ توتوری
لذت ببرید

446
00:45:20,054 --> 00:45:25,137
،اینم آهنگ تعطیلاتِ عشق
از گروه پیناتز

447
00:45:53,346 --> 00:45:55,971
چه بد که نیشیو-سان اینجا نیست

448
00:46:05,512 --> 00:46:07,817
مامان، میشه اون ظرف شیشه‌ای رو بردارم؟

449
00:46:08,041 --> 00:46:10,671
ظرف شیشه‌ای؟ البته، عزیزم

450
00:46:48,929 --> 00:46:51,429
اینجا انتهای جهانه؟

451
00:46:53,054 --> 00:46:55,054
شاید مادربزرگم اونجا باشه؟

452
00:48:22,637 --> 00:48:23,679
مامان

453
00:48:24,637 --> 00:48:25,637
بابا

454
00:49:12,346 --> 00:49:14,471
،تموم شد
چیزی نیست

455
00:49:15,262 --> 00:49:20,054
.آندره بهمون هشدار داد
ظرفت رو لب آب دیده بود

456
00:49:20,221 --> 00:49:21,512
...اگه اون نبود

457
00:49:31,762 --> 00:49:32,971
ممنون، آندره

458
00:49:35,637 --> 00:49:37,387
اسمم رو گفت

459
00:50:39,679 --> 00:50:42,596
به برادرم مثل یه معادله ریاضی
نگاه می‌کردم

460
00:50:45,012 --> 00:50:46,887
،اگه اون نبود
منم نبودم

461
00:50:48,429 --> 00:50:50,179
دوست داشتم نباشم؟

462
00:50:51,679 --> 00:50:54,429
به‌هرحال هیچوقت
جوابش رو نمی‌فهمیدم

463
00:51:23,554 --> 00:51:26,221
عصر به‌خیر، نیشیو-سان -
عصر به خیر -

464
00:51:28,512 --> 00:51:29,887
می‌تونم کمکتون کنم، آقا؟

465
00:51:30,054 --> 00:51:33,096
خواهش می‌کنم. میشه آملی رو
از ماشین بیاری بیرون؟

466
00:51:33,262 --> 00:51:35,554
روز سختی بود -
خواهش می‌کنم -

467
00:52:15,887 --> 00:52:17,346
چه ظرف قشنگی

468
00:52:22,137 --> 00:52:23,346
مال توئه

469
00:52:28,679 --> 00:52:31,512
می‌تونی بازش کنی -
ممنون -

470
00:52:46,637 --> 00:52:49,579
نیشیو-سان، عجله کن

471
00:52:49,603 --> 00:52:50,679
زود بیا

472
00:53:25,387 --> 00:53:27,887
آمه-چان، ممنونم

473
00:53:57,554 --> 00:53:59,542
ژولیت، بیدار شو

474
00:53:59,566 --> 00:54:01,904
تولدمه. دارم ۳ ساله میشم

475
00:55:28,054 --> 00:55:29,552
سلام، کاشیما-سان

476
00:55:29,576 --> 00:55:31,429
ممنون که منو پذیرفتید

477
00:55:31,804 --> 00:55:34,471
برای توضیح دادن دیر شده

478
00:55:34,596 --> 00:55:38,137
منو ببخشید. وقت زیادی
...با آملی سپری می‌کنم و

479
00:55:38,304 --> 00:55:40,020
مشکل دقیقا همینه

480
00:55:40,344 --> 00:55:42,371
اون باعث شده عقل از سرت بپره

481
00:55:43,262 --> 00:55:47,596
.یه‌نفر فوت کرده
درمورد مرگ کنجکاو شده بود

482
00:55:47,762 --> 00:55:50,929
.این به تو ربطی نداره
نمی‌تونی فرهنگ‌های ما رو ترکیب کنی

483
00:55:54,846 --> 00:55:56,512
منو ببخشید، خانم

484
00:55:56,836 --> 00:55:58,596
قصد بی‌احترامی نداشتم

485
00:55:59,221 --> 00:56:02,012
،وقتی اون دختر رو به رودخونه بردی

486
00:56:02,179 --> 00:56:04,429
به اجدادمون بی‌احترامی شد

487
00:56:05,304 --> 00:56:07,887
فقط داشتم از بچه مراقبت می‌کردم

488
00:56:10,179 --> 00:56:12,038
تو متوجه نیستی

489
00:56:12,462 --> 00:56:15,362
،با وابسته کردنِ خودت
به مردمت خیانت می‌کنی

490
00:56:15,429 --> 00:56:17,707
یادت رفته اونا با ما چی کار کردن

491
00:56:17,731 --> 00:56:19,637
تقصیر اونا که نیست

492
00:56:19,804 --> 00:56:23,679
.سعی دارم کمکشون کنم
و من عاشق ِ اون بچه‌ام

493
00:56:23,846 --> 00:56:26,346
چطور جرات می‌کنی اینو بگی؟

494
00:56:26,512 --> 00:56:31,429
پس همه‌چی رو فراموش کردی؟
بعد از جنگ، همه‌چی رو ازمون گرفتن

495
00:56:33,346 --> 00:56:34,596
تو اینجا چی کار می‌کنی؟

496
00:56:36,971 --> 00:56:39,262
تولدمه

497
00:56:44,554 --> 00:56:46,792
ببخشیدش، کاشیما-سان

498
00:56:46,816 --> 00:56:49,054
برش می‌گردونم خونه

499
00:56:53,971 --> 00:56:56,804
وابسته شدن به این بچه، اشتباهه

500
00:56:56,971 --> 00:57:00,304
.جنگ تموم شده، کاشیما-سان
سی ساله که تموم شده

501
00:57:00,471 --> 00:57:02,477
پدر ومادرش اون زمان بچه بودن

502
00:57:02,502 --> 00:57:03,530
شوهرم

503
00:57:04,179 --> 00:57:05,179
و پسرم

504
00:57:05,804 --> 00:57:10,762
تو می‌پذیری که پدرت و مادرت و
...خواهر کوچک‌ترت

505
00:57:10,929 --> 00:57:12,679
اونو نترسون

506
00:57:12,846 --> 00:57:15,030
از اولم نباید میومدی اینجا

507
00:57:15,054 --> 00:57:17,121
برو، دیگه نمی‌خوام اینجا ببینمت

508
00:57:18,554 --> 00:57:21,442
یه‌روزی بزرگ میشه
و فراموشت می‌کنه

509
00:57:21,466 --> 00:57:23,554
همونطور که تو همه‌چی رو
فراموش کردی

510
00:57:24,554 --> 00:57:25,887
تو طرف کی هستی؟

511
00:57:26,054 --> 00:57:29,679
از دلبستگیِ زشتت
هیچی باقی نمی‌مونه

512
00:57:37,471 --> 00:57:38,929
منو ببخش، آملی

513
00:57:42,304 --> 00:57:43,400
نیشیو-سان

514
00:57:43,424 --> 00:57:45,929
نیشیو-سان، نیشیو-سان

515
00:57:46,346 --> 00:57:48,178
نه، نیشیو-سان

516
00:57:48,502 --> 00:57:49,946
نیشیو-سان، صبر کن

517
00:57:50,012 --> 00:57:51,346
نیشیو-سان، نه

518
00:57:51,512 --> 00:57:54,429
نیشیو-سان، برگرد

519
00:58:08,721 --> 00:58:12,846
.اینا مشکلات آدم بزرگ‌هاست
تو تقصیری نداری

520
00:58:13,012 --> 00:58:17,012
کاشیما-سان با نیشیو-سان
بدرفتاری می‌کنه

521
00:58:17,179 --> 00:58:20,554
اونا چیزایی رو تجربه کردن که
تو هنوز درک نمی‌کنی

522
00:58:21,554 --> 00:58:23,637
ولی این دستِ تو نیست

523
00:58:35,471 --> 00:58:37,525
متاسفم، آملی

524
00:58:37,549 --> 00:58:39,404
نتونستم جلوش رو بگیرم

525
00:58:50,596 --> 00:58:53,929
مبارکه، آملی -
آروم باش، ژولیت -

526
00:58:54,762 --> 00:58:57,931
درسته. امروز باید شمع فوت کنیم

527
00:58:57,955 --> 00:58:59,762
سه سالگی کم چیزی نیست

528
00:59:00,471 --> 00:59:03,554
یه کیک خوشمزه می‌پزیم -
هرکی اول برسه آشپزخونه -

529
00:59:08,804 --> 00:59:10,709
من عکس می‌گیرم

530
00:59:10,733 --> 00:59:12,362
من شمع‌ها رو روشن می‌کنم

531
00:59:13,012 --> 00:59:14,429
سر راه واینستا، آندره

532
00:59:19,471 --> 00:59:20,929
تو عجب دسری هستی

533
00:59:23,471 --> 00:59:24,721
بابا، بابا

534
00:59:36,637 --> 00:59:38,512
تولدت مبارک، آملی

535
00:59:46,429 --> 00:59:48,304
.فوت کن، عزیزم
فوت کن

536
00:59:49,929 --> 00:59:51,137
میشه من فوت کنم؟

537
00:59:56,471 --> 00:59:57,762
مبارکه

538
00:59:59,887 --> 01:00:01,221
مبارکه

539
01:00:07,304 --> 01:00:09,554
یه سوپرایز منتظرته

540
01:00:27,221 --> 01:00:28,471
بیا، عزیزم

541
01:00:33,721 --> 01:00:34,929
بازش کن

542
01:00:51,679 --> 01:00:52,887
!سوپرایز

543
01:00:53,679 --> 01:00:56,971
دیدیم که با ماهی کپور
چقدر تفریح کردی

544
01:00:57,137 --> 01:00:59,221
،واسه هر سال زندگیت
یه ماهی می‌گیری

545
01:01:03,471 --> 01:01:06,846
حواست باشه، باید کل عمرشون
هر روز بهشون غذا بدی

546
01:01:07,012 --> 01:01:09,846
پاتریک، این هیولاها می‌تونن
چند قرن زنده بمونن

547
01:01:10,012 --> 01:01:12,554
پس تا وقتی که برمی‌گردیم بلژیک

548
01:01:13,137 --> 01:01:14,887
برمی‌گردیم بلژیک؟

549
01:01:15,887 --> 01:01:17,012
بله

550
01:01:19,012 --> 01:01:20,554
ما بلژیکی هستیم

551
01:01:23,554 --> 01:01:25,179
ولی من ژاپنی‌ام

552
01:01:25,554 --> 01:01:28,313
همیشه نمی‌تونیم کاری رو بکنیم
که دلمون می‌خواد

553
01:01:28,337 --> 01:01:30,012
بابا برای بلژیک کار می‌کنه

554
01:01:30,179 --> 01:01:34,096
،اگه بلژیک بگه از ژاپن برگردیم
مجبوریم بریم

555
01:01:34,262 --> 01:01:37,762
،نباید به حرفشون گوش بده
بلژیک خیلی دوره

556
01:01:38,471 --> 01:01:40,882
.می‌خوام اینجا بمونم
اینجا خونه منه

557
01:01:40,906 --> 01:01:43,962
نه، آملی. کشور ما بلژیکه

558
01:01:44,512 --> 01:01:47,804
.در آینده باید بریم اونجا
بلژیک خونه‌ی ماست

559
01:01:51,429 --> 01:01:55,429
،در سومین سالگرد تولدم
همه‌چیز تغییر کرد

560
01:01:56,887 --> 01:02:00,054
،همه چیزایی که دوست داشتم
قرار بود از دست بدم

561
01:02:05,887 --> 01:02:07,304
ولی فعلا همین‌جا هستیم

562
01:02:07,471 --> 01:02:10,971
هنوزم می‌تونی خوش بگذرونی
و براش آماده بشی

563
01:02:12,137 --> 01:02:13,721
من شیطنت کرده بودم؟

564
01:02:14,596 --> 01:02:16,179
دارم تنبیه میشم؟

565
01:02:17,721 --> 01:02:21,637
یا همه‌چیز بالاخره یک ‌روز ناپدید میشه؟

566
01:02:24,971 --> 01:02:27,012
منم همه‌چی رو فراموش خواهم کرد؟

567
01:02:27,554 --> 01:02:31,304
...نیشیو-سان، معبد من، ژاپن

568
01:02:32,179 --> 01:02:34,387
گل‌ها، همه‌چیز؟

569
01:02:37,596 --> 01:02:38,929
آیا زندگی همینه؟

570
01:02:39,762 --> 01:02:43,346
یک حلقوم حریص که
همه‌چی رو می‌بلعه؟

571
01:03:01,596 --> 01:03:02,887
دم رو غنیمت بشمار

572
01:03:08,471 --> 01:03:09,637
امروز، روزِ ماهی‌های کپوره

573
01:03:45,971 --> 01:03:47,054
کاشیما-سان

574
01:03:47,971 --> 01:03:49,971
کم کم دارم غمت رو درک می‌کنم

575
01:03:51,346 --> 01:03:52,929
تو همه‌چی رو از دست دادی

576
01:03:56,721 --> 01:03:58,935
دیگه هرگز به ماهی کپور
غذا نمیدم

577
01:03:59,459 --> 01:04:01,221
هرگز ژاپن رو ترک نمی‌کنم

578
01:04:10,929 --> 01:04:14,179
،در سه سالگی
به سرآغاز برگشتم

579
01:04:15,137 --> 01:04:16,512
به زمانی که هیچی وجود نداشت

580
01:04:25,554 --> 01:04:27,721
تو اینجا چی کار می‌کنی، شیطون؟

581
01:04:39,012 --> 01:04:40,762
فکر کنم مُردم

582
01:04:42,221 --> 01:04:43,346
هنوز نه

583
01:04:44,679 --> 01:04:46,762
،خب تقریبا مُردم
چون تو رو می‌بینم

584
01:04:47,512 --> 01:04:50,387
بله. ولی اینجا جای تو نیست

585
01:04:50,554 --> 01:04:53,262
.اینجا تا حد مرگ حوصله‌ت سر میره
دنیا خیلی بزرگه

586
01:04:54,387 --> 01:04:55,637
و غم‌انگیز

587
01:04:55,804 --> 01:04:58,137
همه‌چیز ناپدید میشه -
نه -

588
01:04:58,304 --> 01:05:00,637
من دیگه اینجا نیستم
ولی تو منو می‌بینی، درسته؟

589
01:05:00,804 --> 01:05:02,596
خاطرات باقی می‌مونن

590
01:05:24,429 --> 01:05:26,596
...حالا که قراره از ژاپن برم

591
01:05:28,429 --> 01:05:30,971
نیشیو-سان و کوهستان
گم خواهند شد

592
01:05:32,804 --> 01:05:34,929
...از باغم رانده میشم

593
01:05:36,804 --> 01:05:38,929
و هرچی دارم، از دست میره

594
01:05:41,054 --> 01:05:42,596
باید همه‌چی رو به خاطر بسپرم

595
01:05:55,512 --> 01:05:57,471
گفتی هروقت برسیم خونه

596
01:05:58,179 --> 01:06:00,512
.اینو گفتم، بله
...خب

597
01:06:01,554 --> 01:06:03,637
انگشتت رو ببر بالا -
اینجوری؟ -

598
01:06:10,221 --> 01:06:11,346
آمه

599
01:06:13,471 --> 01:06:15,512
و بالاخره، چهارتا قطره‌ کوچک

600
01:06:20,721 --> 01:06:22,387
آملی، برگرد

601
01:07:10,511 --> 01:07:13,304
.عزیزم
نگاه کن، آملی داره بیدار میشه

602
01:07:15,054 --> 01:07:16,679
سلام، آملی -
حالت خوبه؟ -

603
01:07:17,429 --> 01:07:19,429
چقدر دوباره ما رو ترسوندی

604
01:07:24,054 --> 01:07:26,971
حتما پیشونیش درد می‌کنه

605
01:07:27,136 --> 01:07:28,761
بچه‌ها، ساکت باشید

606
01:07:29,636 --> 01:07:31,804
سرت خورد به کفِ آب

607
01:07:32,386 --> 01:07:33,508
سوراخ شده؟

608
01:07:33,532 --> 01:07:35,054
آره، دوختنش

609
01:07:35,429 --> 01:07:38,011
با نخ و سوزن؟ -
بله -

610
01:07:38,179 --> 01:07:41,179
،دست نزن
وگرنه خون میاد

611
01:07:45,761 --> 01:07:47,679
یه شخصِ مخصوص اومده دیدنت

612
01:07:51,846 --> 01:07:53,554
خوشحال شدی، عزیزم؟

613
01:07:59,429 --> 01:08:01,429
کاشیما-سان نجاتت داد

614
01:08:02,554 --> 01:08:03,721
کاشیما-سان؟

615
01:08:04,386 --> 01:08:07,304
،به نیشیو-سان زنگ زد
اونم بلافاصله اومد

616
01:08:08,596 --> 01:08:09,679
آمه-چان

617
01:08:10,721 --> 01:08:12,136
تو برگشتی

618
01:08:15,804 --> 01:08:18,679
.تو هم برگشتی
یه مدت پیش ما می‌مونی؟

619
01:08:19,511 --> 01:08:21,679
،تاوقتی اینجایی
پیشت می‌مونم

620
01:09:00,471 --> 01:09:03,346
آملی، کجا می‌مونی؟ -
زودباش بیا -

621
01:09:03,370 --> 01:09:11,370
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

622
01:09:12,179 --> 01:09:14,262
بیا، آملی

623
01:09:18,762 --> 01:09:21,346
بیا. حالت خوبه؟

624
01:09:22,387 --> 01:09:25,887
در سه سالگی، به همه‌چیز دقت می‌کنی
و هیچی متوجه نمیشی

625
01:09:26,887 --> 01:09:29,014
بعد از دیدن چندتا پرستو
می‌تونی باور کنی که

626
01:09:29,538 --> 01:09:31,596
بهار دوباره در راهه؟

627
01:09:32,804 --> 01:09:36,179
آیا رد زخم هم مثل برف
زیر نور خورشید، ناپدید میشه؟

628
01:09:39,721 --> 01:09:42,304
،نیشیو-سانِ عزیزم
خورشیدِ من

629
01:09:42,721 --> 01:09:47,554
هرجا برم، همیشه سال‌های ارزشمندی که
کنارت گذروندم، برام عزیز خواهد بود

630
01:09:49,596 --> 01:09:52,323
،می‌خوام همه‌چی رو ببینم
همه‌چی رو حس کنم

631
01:09:52,447 --> 01:09:54,512
و تمام عشقِ ممکن رو ابراز کنم

632
01:09:54,637 --> 01:09:57,887
هر فصلِ زندگیم رو
با اشتیاق می‌نویسم

633
01:09:58,054 --> 01:09:59,471
با چشمانی کاملا باز

634
01:10:01,304 --> 01:10:03,596
خب، پس من خدا نیستم

635
01:10:03,762 --> 01:10:05,060
:و حرفم رو باور کنید

636
01:10:05,584 --> 01:10:07,304
اینطوری خیلی لذت‌بخش‌تره
