1
00:00:28,158 --> 00:00:29,657
‫در آینده‌ای نزدیک،

2
00:00:29,741 --> 00:00:34,365
‫جنگ جهانی سوم بخش مهمی
از اکوسیستم را نابود کرد.

3
00:00:34,490 --> 00:00:36,574
‫آمریکای شمالی به
چهار منطقه تقسیم شد و،

4
00:00:36,657 --> 00:00:39,057
‫با کمک پژوهشگر
نانورباتیک، ایان پرسکات،

5
00:00:39,116 --> 00:00:40,282
‫بشریت از نابودی
کامل نجات پیدا کرد.

6
00:00:40,365 --> 00:00:42,282
‫شرکت ایان، الپایر،
اونیکس را اختراع کرد؛

7
00:00:42,365 --> 00:00:44,365
‫یک نانوویروس مرگبار که از
طریق ساعت منتقل می‌شود.

8
00:00:44,449 --> 00:00:45,883
‫این ویروس کسی که ساعت
را می‌پوشد، آلوده می‌کند

9
00:00:45,907 --> 00:00:48,574
‫و برای دریافت پادزهر، او را وادار
به حذف یک هدف مشخص می‌کند.

10
00:00:48,928 --> 00:00:58,930
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

11
00:01:49,741 --> 00:01:51,449
‫من به خودم می‌بالم و مفتخرم که

12
00:01:51,741 --> 00:01:55,866
‫برای منطقه‌ی جدید
تگزاس پیام امید بیارم.

13
00:02:06,158 --> 00:02:10,365
‫برنامه‌ی اونیکس به زندانی
ها این فرصت رو میده

14
00:02:10,449 --> 00:02:14,239
‫که دوباره کنار بقیه‌ی شهروندان، در
دنیای همیشه در حال تغییر ما زندگی کنن.

15
00:02:14,657 --> 00:02:20,615
‫روش الپایر، که زندانی‌ها رو
مجبور می‌کنه در ازای گذروندن

16
00:02:20,699 --> 00:02:24,490
‫محکومیتشون همدیگه
رو بکشن، بحث‌برانگیزه...

17
00:02:24,574 --> 00:02:27,239
‫چون زیرساخت‌های بازداشت برای

18
00:02:27,282 --> 00:02:29,158
‫جمعیت زندانی‌ها در حال فروپاشیه.

19
00:02:29,365 --> 00:02:31,657
‫چون این قتل محسوب
میشه! ‫باید فرق قائل بشیم.

20
00:02:31,824 --> 00:02:34,657
‫آدما فکر می‌کنن هم هیئت‌منصفه‌ان،
هم قاضی و هم جلادن.

21
00:02:34,991 --> 00:02:37,365
‫متمم قانون اساسی، بله، اما...

22
00:02:38,741 --> 00:02:41,240
‫این تمایز همیشه وجود داشته.

23
00:02:41,376 --> 00:02:48,380
ترجمه و زیرنویس از سـپـهـر
طهمـاسـبـی SepSensi

24
00:02:54,074 --> 00:02:55,116
‫آقایون!

25
00:02:56,699 --> 00:02:58,615
‫کی اول حرف می‌زنه؟

26
00:03:03,615 --> 00:03:04,615
‫الپاین!

27
00:03:06,240 --> 00:03:07,907
‫کی اول حرف می‌زنه؟

28
00:03:13,490 --> 00:03:16,282
‫شما روی زمین مقدس زانو زدید.

29
00:03:17,323 --> 00:03:18,866
‫خونتون روی خون

30
00:03:19,239 --> 00:03:23,116
‫کسایی که فکر می‌کردم سکوت
کار شرافتمندانه‌ایه جاری میشه.

31
00:03:31,158 --> 00:03:32,158
‫الپاین!

32
00:03:32,907 --> 00:03:35,116
‫روبه‌رو رو نگاه کن! اونا مردن.

33
00:03:35,820 --> 00:03:36,896
‫حرف می‌زنی؟

34
00:03:37,657 --> 00:03:40,490
‫درباره‌ی روز دی الپایر بهم میگی؟

35
00:03:40,907 --> 00:03:41,991
‫روز دی چیه؟

36
00:03:43,282 --> 00:03:44,449
‫روز دی چیه؟

37
00:03:46,782 --> 00:03:48,907
‫- به هیچ دردی نمی‌خوری.
‫- وایسا، وایسا!

38
00:03:50,116 --> 00:03:53,323
‫دارم صبرم رو از دست میدم.
‫سه ثانیه وقت داری. روز دی چیه؟

39
00:03:53,782 --> 00:03:55,282
‫روز دی یعنی آینده،

40
00:03:56,116 --> 00:03:58,699
‫پایان رنج برای گم شده‌ها.

41
00:03:59,240 --> 00:04:00,365
‫همین‌قدر می‌دونم.

42
00:04:01,699 --> 00:04:03,532
‫بابت همکاریت ممنونم.

43
00:04:08,866 --> 00:04:10,907
‫میکرونانیت‌ها آینده‌ان.

44
00:04:15,615 --> 00:04:18,699
‫دنیای نانوبات‌ها
در هاله‌ای از رازه،

45
00:04:19,240 --> 00:04:22,949
‫اما تصور کن کل جمعیت جهان بتونه

46
00:04:23,074 --> 00:04:24,782
‫توی یه بطری آب در مقیاس نانو

47
00:04:24,907 --> 00:04:26,532
‫جا بشه.

48
00:04:26,907 --> 00:04:31,239
‫ما می‌تونیم دارو رو سریع
و بدون درد به بیمار برسونیم.

49
00:04:32,490 --> 00:04:34,490
‫می‌تونیم آب آشامیدنی
رو تصفیه کنیم.

50
00:04:37,365 --> 00:04:40,323
‫می‌تونیم موج تازه‌ای از
انرژی‌های تجدیدپذیر بسازیم.

51
00:04:43,323 --> 00:04:45,199
‫بعد از دومین جنگ داخلی،

52
00:04:45,949 --> 00:04:48,282
‫کشور با یک مشکل جدی روبه‌رو شد.

53
00:04:48,365 --> 00:04:50,741
‫افزایش جمعیت و کمبود منابع.

54
00:04:51,991 --> 00:04:53,991
‫ما سیستم بازداشت رو اصلاح کردیم،

55
00:04:54,116 --> 00:04:56,782
‫راهی پیدا کردیم تا مجرمانی که از

56
00:04:56,907 --> 00:04:59,824
‫برنامه‌ی اونیکس استفاده
کردن دوباره به جامعه برگردن.

57
00:05:00,615 --> 00:05:02,240
‫این رسالت منه،

58
00:05:03,032 --> 00:05:06,699
‫هدف شرکت الپایر: دادن امید.

59
00:05:09,699 --> 00:05:13,824
‫« کد کشتار »

60
00:06:23,741 --> 00:06:25,239
‫خوبه خوبه، عالیه!

61
00:06:26,866 --> 00:06:27,949
‫حق با تو بود.

62
00:06:29,116 --> 00:06:32,239
‫الپایر قراره تا سه روز دیگه
ساعت‌ها رو به‌روزرسانی کنه.

63
00:06:33,158 --> 00:06:36,949
‫آره، یه سری مجرم دیگه
آزاد میشن که همدیگه رو بکشن.

64
00:06:37,449 --> 00:06:40,074
‫براشون مهم نیست کی
وسط تیراندازی‌ها گیر می‌افته.

65
00:06:40,699 --> 00:06:42,365
‫اونا «نفوذی» رو پیدا نکردن.

66
00:06:43,949 --> 00:06:46,490
‫کل بخش ارتباطات رو خوابوندن.

67
00:06:47,365 --> 00:06:49,239
‫و من دیگه هیچ دسترسی‌ای ندارم.

68
00:06:50,239 --> 00:06:53,323
‫ایان داره یه چیزی آماده
می‌کنه، فقط خودش می‌دونه چیه.

69
00:06:53,574 --> 00:06:55,782
‫مناطق اختیارات کامل بهش ندادن،

70
00:06:55,866 --> 00:06:57,532
‫پس هنوز یه شانسی
داریم جلوش رو بگیریم.

71
00:06:57,648 --> 00:06:59,200
‫اونا هیچی حالیشون نیست، ساویر.

72
00:06:59,824 --> 00:07:01,949
‫برنامه‌ی اونیکس
تازه شروع ماجرا بود.

73
00:07:02,116 --> 00:07:03,741
‫من ایان رو می‌شناسم.
یه چیز دیگه هم در جریانه.

74
00:07:03,866 --> 00:07:06,657
‫خلافکارها دارن خلافکارهای
دیگه رو حذف می‌کنن. قضیه همینه.

75
00:07:06,782 --> 00:07:09,240
‫الرا، قرار نیست همه‌چی
مثل آب خوردن پیش بره.

76
00:07:09,323 --> 00:07:12,240
‫- در نهایت باید دستات رو آلوده کنی.
‫- دست‌های من از قبل آلوده‌ست.

77
00:07:21,407 --> 00:07:22,449
‫دنبال چی بگردم؟

78
00:07:22,615 --> 00:07:25,199
‫اسم میکرونانیت‌های ارزشمندش.

79
00:07:30,365 --> 00:07:31,365
‫آماندا.

80
00:07:32,574 --> 00:07:34,199
‫چرا اسم مادرت رو روشون گذاشته؟

81
00:07:35,407 --> 00:07:37,032
‫حروم‌زاده داره مسخره‌مون می‌:«]!

82
00:07:37,158 --> 00:07:40,282
‫- آروم باش. بررسیش می‌کنم.
‫- نه. چرا اسم اونو روشون گذاشته؟

83
00:07:42,657 --> 00:07:44,883
‫- تمومه، تو حذفی.
‫- گفتم خودم جمعش می‌کنم.

84
00:07:44,907 --> 00:07:46,574
‫نمی‌خوام دوباره ناامیدش کنی.

85
00:07:50,032 --> 00:07:54,824
‫- منظورم این بود که...
‫- گفتم رسیدگی می‌کنم.

86
00:08:00,782 --> 00:08:01,782
‫لعنتی!

87
00:08:50,239 --> 00:08:51,239
‫خواهش می‌کنم!

88
00:08:53,866 --> 00:08:56,782
‫- اون کجاست؟
‫- بهت گفتم...

89
00:08:59,158 --> 00:09:00,699
‫دست از سرش بردار!

90
00:09:19,532 --> 00:09:21,449
‫یه بار دیگه امتحان می‌کنیم.

91
00:09:23,199 --> 00:09:26,074
‫اون کجاست؟

92
00:09:29,991 --> 00:09:31,741
‫خواهش می‌کنم!

93
00:09:43,158 --> 00:09:45,240
‫می‌تونیم تمام شب
ادامه بدیم، کامرون.

94
00:10:08,032 --> 00:10:12,657
‫می‌دونم کاملش کردی.
‫حالا بگو کجاست.

95
00:10:12,782 --> 00:10:15,741
‫خواهش می‌کنم. اون
ساعت قابل کپی کردن نیست.

96
00:10:15,866 --> 00:10:17,675
‫داری چیزی رو ازم
می‌خوای که شدنی نیست.

97
00:10:17,699 --> 00:10:20,407
‫یه آدم با انگیزه هر
کاری می‌تونه بکنه.

98
00:10:20,532 --> 00:10:23,032
‫دکسون، فکر می‌کردم تو...

99
00:10:23,116 --> 00:10:26,991
‫- تو یه مرد با انگیزه بودی، کامرون.
‫- هر کاری که خواستی رو انجام دادم.

100
00:10:27,490 --> 00:10:31,866
‫توی ساخت ساعت اونیکس اصلی کمک
کردی. ‫فقط ازت می‌خوام یکی دیگه هم بسازی.

101
00:10:33,158 --> 00:10:34,574
‫پسر بود. درسته؟

102
00:10:34,699 --> 00:10:36,032
‫نه، خواهش می‌کنم!

103
00:10:36,239 --> 00:10:38,239
‫یهو دهنت باز شد، ها؟

104
00:10:40,574 --> 00:10:42,407
‫تو اصلاً کاملش نکردی، نه؟

105
00:10:56,824 --> 00:10:58,239
‫ولش کن بره!

106
00:11:00,240 --> 00:11:03,907
‫فردا قفس شیر رو تکون میدیم.

107
00:11:16,158 --> 00:11:18,158
‫می‌دونی که این کار من نیست.

108
00:11:19,282 --> 00:11:21,574
‫خب اگه تو انجامش
ندی، اصلاً انجام نمیشه.

109
00:11:25,199 --> 00:11:29,532
‫اوه، دوستت دارم الرا، ولی این
یعنی نباید بذارم لوس بار بیای.

110
00:11:52,574 --> 00:11:54,949
‫- می‌تونی کمکم کنی؟
‫- هی! اسمت چیه؟

111
00:11:56,407 --> 00:11:57,490
‫اسون.

112
00:11:57,615 --> 00:11:59,574
‫- اسون؟
‫- تکون نخور!

113
00:12:01,158 --> 00:12:02,365
‫چیزی نیست.

114
00:12:04,239 --> 00:12:05,782
‫کی اون ساعت رو بهت داده؟

115
00:12:06,907 --> 00:12:08,365
‫بهم گفت باید چیکار کنم.

116
00:12:10,490 --> 00:12:12,032
‫- تکون نخور!
‫- باشه.

117
00:12:15,532 --> 00:12:16,657
‫کی بهت گفت؟

118
00:12:17,407 --> 00:12:19,239
‫باید تو رو بکشم تا اون منو نکشه.

119
00:12:19,907 --> 00:12:20,907
‫اسون...

120
00:12:21,700 --> 00:12:23,952
‫اسون، گوش بده. ‫باید
بدونم چقدر وقت داری.

121
00:12:25,323 --> 00:12:27,074
‫می‌تونیم اون ساعت رو دربیاریم.

122
00:12:30,432 --> 00:12:30,900
‫هی!

123
00:12:32,615 --> 00:12:33,824
‫تو حالت خوبه؟

124
00:12:34,449 --> 00:12:35,657
‫اون تهدیدی نبود.

125
00:12:35,782 --> 00:12:37,782
‫وارد خونه‌مون شد،
اسلحه گذاشت روی سرت.

126
00:12:37,866 --> 00:12:39,782
‫بیشتر از این باید تهدید باشه؟

127
00:12:41,574 --> 00:12:43,199
‫اون اسلحه‌ها قدیمی‌ان.

128
00:12:43,824 --> 00:12:46,008
‫قاچاقی از منطقه‌ی
حفره‌ی شمال‌شرقی اومدن.

129
00:12:46,032 --> 00:12:47,532
‫من نگران اسلحه نیستم.

130
00:12:48,907 --> 00:12:52,116
‫می‌خوام بدونم چرا یکی که تا
حالا کسی رو نکشته رو ‫فرستادن

131
00:12:52,199 --> 00:12:53,199
‫تا من رو بکشه.

132
00:13:08,239 --> 00:13:10,699
‫شلیک کن! بزنش!

133
00:13:13,240 --> 00:13:15,824
‫تمرکزت رو از دست نده،
الرا. ‫این دقیقاً چیزیه که می‌خوان.

134
00:13:16,741 --> 00:13:19,574
‫جسد رو ببر بنداز جلوی
در شرکت الپایر، و تموم.

135
00:13:20,824 --> 00:13:24,532
‫- مطمئنم کار دکسونه.
‫- اون مرده. خودم کارشو ساختم.

136
00:13:25,074 --> 00:13:27,199
‫ایان با اون پسر می‌خواست
حواست رو پرت کنه.

137
00:13:27,282 --> 00:13:29,239
‫اون حروم‌زاده مادرم رو کشت.

138
00:13:29,949 --> 00:13:32,449
‫و می‌خواست بدونم
هنوز اون بیرونه.

139
00:13:33,699 --> 00:13:36,741
‫- این یعنی من دارم دستام رو آلوده می‌کنم.
‫- الرا، به حرفم گوش بده!

140
00:13:36,866 --> 00:13:39,282
‫باید قبل از این‌که ایان روز
دی رو راه بندازه بهش برسی.

141
00:13:39,741 --> 00:13:43,239
‫قبل از این‌که برنامه‌ی اونیکس
رو به سه منطقه‌ی دیگه پخش کنه!

142
00:13:45,449 --> 00:13:46,532
‫لعنتی!

143
00:13:49,323 --> 00:13:51,282
‫تا جایی که می‌تونید ازشون بکنید!

144
00:14:09,532 --> 00:14:11,991
‫نه، لطفاً نکن! خواهش
می‌کنم. هرکاری بخوای می‌کنم.

145
00:14:13,824 --> 00:14:16,741
‫من هیچی نمی‌دونم. لطفاً!

146
00:14:16,866 --> 00:14:18,490
‫من بچه دارم... لطفاً!

147
00:14:27,699 --> 00:14:30,323
‫با علامت من تمومش کنید!

148
00:15:50,282 --> 00:15:52,449
‫هیچ‌وقت به قرار با من فکر نکردی.

149
00:15:53,490 --> 00:15:54,949
‫انگار از خوش‌گذرونی خوشت نمیاد.

150
00:15:55,490 --> 00:15:57,866
‫هیچ‌وقت نگفتم که از
خوش‌گذرونی خوشم نمیاد.

151
00:15:57,949 --> 00:15:59,323
‫شاید از تو خوشم نمیاد.

152
00:16:02,866 --> 00:16:04,074
‫خب این به ضرر خودته.

153
00:16:07,323 --> 00:16:10,449
‫اون وقتی که گفتن قراره
بیای توی تیمم رو یادم میاد.

154
00:16:11,116 --> 00:16:15,699
‫با خودم گفتم «این
دختره خیلی خوشگله...»

155
00:16:16,496 --> 00:16:17,648
‫برنامه‌ش چیه؟

156
00:16:19,074 --> 00:16:20,574
‫این نمایش رو تموم کن.

157
00:16:31,949 --> 00:16:35,074
‫وقتی یه واحد بی رو جلوتر
از ما می‌فرستن همین میشه.

158
00:16:36,949 --> 00:16:39,824
‫- صحنه‌ی جرم منو خلوت نگه‌دار!
‫- بله قربان.

159
00:16:39,949 --> 00:16:42,032
‫این منطقه باید
غیرنظامی اعلام بشه.

160
00:16:51,239 --> 00:16:53,657
‫تنها چیزی که این مردم
بیشتر از الپایر ازش متنفرن...

161
00:16:55,365 --> 00:16:57,699
‫یه عضو زنده از الپایره.

162
00:17:09,240 --> 00:17:10,282
‫خدای من!

163
00:17:14,490 --> 00:17:15,907
‫چی متوجه شدی، لوکاس؟

164
00:17:18,949 --> 00:17:25,741
‫نمی‌دونم، چیدمان این زندانی‌ها
عجیبه... انگار از قبل طراحی شده.

165
00:17:26,116 --> 00:17:27,116
‫آره.

166
00:17:27,490 --> 00:17:29,720
‫همه‌شون توی چند ثانیه مردن.

167
00:17:29,840 --> 00:17:30,768
‫خب نظرت چیه؟

168
00:17:33,490 --> 00:17:37,574
‫- دارن یه پیام می‌فرستن.
‫- پیام؟

169
00:17:38,449 --> 00:17:43,365
‫اون زندانی‌ها خیلی کارکشته بودن،
‫و داشتن یک دستور رو اجرا می‌کردن.

170
00:17:47,199 --> 00:17:48,323
‫دستور؟

171
00:17:55,824 --> 00:17:57,158
‫کجا داری میری؟

172
00:18:01,407 --> 00:18:04,949
‫الرا، چی داری میگی؟

173
00:18:05,907 --> 00:18:08,824
‫- هیچی.
‫- بگو چیه؟

174
00:18:26,032 --> 00:18:32,365
‫چندین جسد توی کل مکان پخش
شده. ‫خب، نظر تو چیه؟ توطئه؟

175
00:18:32,490 --> 00:18:33,824
‫نمی‌دونم.

176
00:18:35,741 --> 00:18:36,991
‫نمی‌دونی؟

177
00:18:37,116 --> 00:18:40,240
‫اونا اسلحه‌های تکنولوژی
قدیمن. ‫قابل ردگیری نیستن.

178
00:18:41,615 --> 00:18:43,782
‫این یه کشتار تصادفی نبوده.

179
00:18:43,866 --> 00:18:46,282
‫- خیلی تمیز اجرا شده.
‫- تمیز؟

180
00:18:47,407 --> 00:18:48,407
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

181
00:18:49,824 --> 00:18:54,158
‫اگه ما اینجا نبودیم، داشتن مثل
لاشخور جسدها رو می‌چیدن.

182
00:18:54,240 --> 00:18:55,574
‫اون زن یه پلیس بوده.

183
00:18:56,574 --> 00:18:57,866
‫منظورت پلیس سابقه.

184
00:18:59,949 --> 00:19:01,782
‫هر جور بخوای حسابش کنی،

185
00:19:02,199 --> 00:19:04,949
‫بازداشتی‌های الپایر
همون جنازه‌های الپایرن.

186
00:19:06,323 --> 00:19:08,199
‫این داستانیه که همه
باهاش جلو میرن.

187
00:19:08,490 --> 00:19:13,032
‫معمولاً کسایی که الپایر رو
متهم می‌کنن یهو غیبشون می‌زنه.

188
00:19:15,407 --> 00:19:19,282
‫فقط می‌خوام بهت هشدار
بدم، مواظب باش. همین.

189
00:19:21,699 --> 00:19:25,239
‫برای باقی روز از سیستم
خارجم کن. ‫سوابق رو دربیار.

190
00:19:26,282 --> 00:19:30,032
‫تو که واقعاً به رفتن به
شمال‌شرق فکر نمی‌کنی؟

191
00:19:32,074 --> 00:19:34,949
‫تنها جاییه که الپایر
نمی‌تونه ازت محافظت کنه.

192
00:19:35,239 --> 00:19:36,949
‫جایی که من نمی‌تونم
ازت محافظت کنم.

193
00:19:38,615 --> 00:19:39,615
‫الرا!

194
00:19:42,239 --> 00:19:43,240
‫الرا!

195
00:20:05,699 --> 00:20:06,699
‫کایران!

196
00:20:07,907 --> 00:20:10,032
‫هی، کی می‌خوای گوش
کنی که ازت یه خواهش کنم؟

197
00:20:11,240 --> 00:20:14,282
‫باشه، وقتی برگشتی
باهم حرف می‌زنیم.

198
00:20:17,741 --> 00:20:19,240
‫به چی نگاه می‌کنید؟

199
00:20:21,574 --> 00:20:25,532
‫آره! یادتون نره کی اینجا رئیسه.

200
00:21:02,300 --> 00:21:03,300
‫ویدر.

201
00:21:04,615 --> 00:21:05,615
‫نوئل.

202
00:21:37,239 --> 00:21:38,741
‫دنبال یکی می‌گردم.

203
00:21:40,532 --> 00:21:45,239
‫- یکی که کوله‌پشتی سبز داشت.
‫- من هیچی ندیدم. حروم‌زاده‌ی الپایر.

204
00:21:47,574 --> 00:21:49,949
‫ببین فقط می‌خوام باهاش حرف بزنم.

205
00:21:52,282 --> 00:21:57,158
‫متوجه‌ای که الان کجایی؟ ‫انگار
کامل عقلت رو از دست دادی!

206
00:21:57,282 --> 00:21:59,407
‫ما این طرفا پوست
الپایری‌ها رو جدا می‌کنیم.

207
00:22:00,074 --> 00:22:01,158
‫اونو می‌بینی؟

208
00:22:01,740 --> 00:22:03,552
‫منتظر اینه که وارد عمل بشه.

209
00:22:04,824 --> 00:22:06,991
‫بعدش می‌تونی وارد
تالار مشاهیر بشی.

210
00:22:19,074 --> 00:22:22,407
‫اون وضعش خیلی
خرابه. می‌خوام کمکش کنم.

211
00:22:22,782 --> 00:22:23,949
‫جنده، گفتم که...

212
00:22:26,782 --> 00:22:27,782
‫لعنتی!

213
00:22:28,976 --> 00:22:30,144
‫گلوله‌های هوشمند.

214
00:22:31,741 --> 00:22:36,490
‫آغشته به نیترات نقره و جیوه.
‫از داخل... خونت رو می‌جوشونه.

215
00:22:39,239 --> 00:22:40,407
‫کوله‌پشتی سبز؟

216
00:22:41,323 --> 00:22:44,032
‫اوه منظورت کایرونه! آره!

217
00:22:45,240 --> 00:22:48,907
‫حافظه‌م یه وقتایی یاری
نمی‌کنه. ‫رفت اون طرف.

218
00:22:50,074 --> 00:22:52,199
‫- کدوم طرف؟
‫- نوئل.

219
00:22:52,824 --> 00:22:56,866
‫یه مشت حروم‌زاده بدبخت اونجا جمع شدن. ‫یه
جورایی شبیه همونا که تو براشون کار می‌کنی.

220
00:22:59,323 --> 00:23:00,323
‫بی‌احترامی نباشه.

221
00:23:01,741 --> 00:23:02,741
‫کایرون؟

222
00:23:04,032 --> 00:23:05,032
‫آره.

223
00:23:13,282 --> 00:23:15,907
‫نمی‌دونم چی هستی،
ولی الپایری نیستی.

224
00:23:16,532 --> 00:23:20,574
‫ولی وقتی وارد نوئل بشی، ده
پونزده دقیقه بعدش مردی. پس...

225
00:23:21,696 --> 00:23:23,040
‫شما نمی‌خواین یه کمک کنید؟

226
00:23:24,032 --> 00:23:24,560
‫ها؟

227
00:23:24,949 --> 00:23:27,365
‫شما مگه جی‌آی جین رو
ندیدین؟ نمی‌خواین کمک کنید؟

228
00:23:27,490 --> 00:23:30,282
‫برید به درک! ‫الان
همه‌چی رو قطع می‌کنم!

229
00:23:30,574 --> 00:23:33,782
‫وای‌فای تعطیل. ‫جیره‌ی
نصفه برای یک ماه.

230
00:23:34,532 --> 00:23:36,282
‫دیگه خبری از شراب
وان نیست! برید به درک!

231
00:23:36,365 --> 00:23:39,282
‫اگه چیزی می‌خواید،
گمشید برید نیوتگزاس!

232
00:23:39,407 --> 00:23:41,240
‫ببینم اونجا کسی
تحویلتون می‌گیره!

233
00:23:42,199 --> 00:23:43,407
‫به‌دردنخورای عوضی.

234
00:23:43,866 --> 00:23:45,449
‫اون دورف منو داغون کرد.

235
00:23:46,991 --> 00:23:49,741
‫باید از نیوتگزاس بزنی
بیرون. ‫دکسون آزاده.

236
00:23:50,365 --> 00:23:53,158
‫تو گفتی از پدرم محافظت می‌کنی،

237
00:23:53,239 --> 00:23:55,824
‫و این‌که هیچ‌کس از برنامه‌ی
بازداشت الپایر خارج نمی‌شه.

238
00:23:55,949 --> 00:23:58,116
‫درسته، نوئل؟ گوش کن!

239
00:23:58,239 --> 00:24:02,490
‫دکسون پدرمو کشت. ‫کل
محله‌ی جنوبی رو به رگبار بست.

240
00:24:03,657 --> 00:24:07,699
‫کایرون، بابات بهترین آدم بود
که توی دنیای زیرزمینی داشتم.

241
00:24:08,949 --> 00:24:10,407
‫راستی وضعت داغونه.

242
00:24:11,490 --> 00:24:14,991
‫واسه همین زنده نگهش
داشتیم و ازش حفاظت کردیم.

243
00:24:16,032 --> 00:24:17,407
‫اما حالا که مرده...

244
00:24:17,949 --> 00:24:20,239
‫باید یه دلیل دیگه داشته باشم
که به قرارمون پایبند بمونم.

245
00:24:20,323 --> 00:24:22,449
‫برو بمیر! من نیستم.

246
00:24:22,532 --> 00:24:25,782
‫خودت اومدی پیشم، التماس کردی یه
راهی پیدا کنم به ایان، رئیس الپایر برسی.

247
00:24:25,907 --> 00:24:27,907
‫حالا بگو ببینم کایرون، فکر
می‌کردی چی میشه؟ ها؟

248
00:24:31,449 --> 00:24:33,699
‫چه پسر غم‌انگیزی...

249
00:24:34,741 --> 00:24:38,949
‫حالا اون چیزی که
روش توافق کردیم رو بده.

250
00:24:45,866 --> 00:24:48,199
‫می‌دونستم ناامیدم نمی‌کنی، عشقم.

251
00:24:49,116 --> 00:24:50,782
‫با این، حساب
همه‌ی بدهی‌هام صافه.

252
00:24:51,866 --> 00:24:53,116
‫همه‌شون.

253
00:24:54,323 --> 00:24:55,615
‫کارم تمومه، نوئل.

254
00:24:57,365 --> 00:25:00,907
‫کایرون، من چه‌جور دوست‌دختریم
اگه بذارم ‫بدون هدیه بری؟

255
00:25:08,116 --> 00:25:10,074
‫این یه مهمونی خصوصی
با دعوت‌نامه‌ست.

256
00:25:10,158 --> 00:25:11,158
‫آروم.

257
00:25:11,991 --> 00:25:13,951
‫- فقط می‌خوام کایرون رو ببینم.
‫- تو از الپایری.

258
00:25:14,949 --> 00:25:16,824
‫هنوز موعد کارمون نرسیده.

259
00:25:28,490 --> 00:25:29,574
‫پشت.

260
00:25:48,323 --> 00:25:49,532
‫تو کارت تمومه!

261
00:26:03,490 --> 00:26:04,741
‫برو چک کن.

262
00:26:07,240 --> 00:26:10,116
‫- انگار دست‌کم گرفته بودمت.
‫- چی داری میگی؟

263
00:26:10,239 --> 00:26:11,407
‫بپوشش.

264
00:26:12,824 --> 00:26:14,490
‫- بپوشش!
‫- باشه! باشه!

265
00:26:36,490 --> 00:26:38,323
‫هدفت ایان پرسکاته.

266
00:26:40,323 --> 00:26:41,532
‫تو دیوونه‌ای!

267
00:26:42,240 --> 00:26:47,532
‫میکرونانیت‌ها مثل ویروس عمل می‌کنن، ‫باعث
می‌شن بدنت به گلبول‌های سفید سالمت حمله کنه.

268
00:26:48,032 --> 00:26:50,074
‫یه ماشین کشتار
قابل برنامه‌ریزیه.

269
00:26:50,158 --> 00:26:52,574
‫تو ایان رو می‌کشی، من
کنترل شبکه‌ش رو می‌گیرم.

270
00:26:53,158 --> 00:26:55,407
‫تو اون مردی رو می‌خواستی
که خانواده‌‌ت رو نابود کرد.

271
00:26:56,532 --> 00:26:57,782
‫الان فرصتشو داری.

272
00:26:58,782 --> 00:26:59,907
‫سی‌وشش ساعت.

273
00:27:20,699 --> 00:27:22,407
‫بجنب! اون هرزه رو بکش!

274
00:27:40,282 --> 00:27:41,824
‫بیا اینجا، هرزه!

275
00:28:08,074 --> 00:28:09,365
‫کایرون کجاست؟

276
00:28:11,407 --> 00:28:13,199
‫دارم مودبانه می‌پرسم.

277
00:30:06,824 --> 00:30:08,365
‫- کمکش کن!
‫- اسمش چیه؟

278
00:30:08,490 --> 00:30:11,158
‫- جیکوب.
‫- جیکوب! حالت خوبه، باشه؟

279
00:30:12,030 --> 00:30:15,616
‫اینجا رو فشار بده، محکم
نگه دار، باشه؟ نفس بکش.

280
00:30:15,712 --> 00:30:17,620
‫مامور دلتا، چارلی...

281
00:30:26,896 --> 00:30:29,040
‫نمی‌تونن از مستاجرهایی
که وجود ندارن اجاره بگیرن.

282
00:30:32,240 --> 00:30:34,699
‫- چند نفر اینجان؟
‫- دقیق نمی‌دونم.

283
00:30:34,866 --> 00:30:36,758
‫مگه تو سوسک‌های توی
دیوار خونه‌ت رو می‌شماری؟

284
00:30:36,782 --> 00:30:38,239
‫- باید کمکشون کنیم.
‫- چطوری؟

285
00:30:38,949 --> 00:30:42,365
‫- می‌تونم کمک خبر کنم.
‫- همون الپایر مقصر اینه.

286
00:30:42,449 --> 00:30:45,490
‫فکر می‌کنی کی مجبورشون
کرد منطقه‌شون رو ترک کنن؟

287
00:30:46,282 --> 00:30:47,282
‫هی، جیکوب!

288
00:30:47,365 --> 00:30:49,782
‫- میشه یکی جعبه کمک‌های اولیه بیاره، لطفاً!
‫- لطفاً، لطفاً.

289
00:31:03,116 --> 00:31:07,490
‫این مردی که امروز
مرد، خونش گردن توئه.

290
00:31:09,199 --> 00:31:10,657
‫حالا می‌تونی گزارشش کنی.

291
00:31:24,323 --> 00:31:26,741
‫مردی که مادرم رو کشت
همین ساعت دستش بود.

292
00:31:26,824 --> 00:31:29,949
‫این امکان نداره،
چون این مال پدرمه.

293
00:31:31,407 --> 00:31:34,741
‫- خب، کجا می‌تونم پیداش کنم؟
‫- نمی‌تونی... چون مرده.

294
00:31:37,449 --> 00:31:40,365
‫تو کی هستی؟ ‫چرا دنبالم می‌کنی؟

295
00:31:42,949 --> 00:31:43,949
‫تو کی هستی؟

296
00:31:49,490 --> 00:31:51,032
‫ببین، می‌تونم کمکت کنم.

297
00:31:52,490 --> 00:31:55,866
‫ولی باید خیلی زود سرعقل
بیای، چون خیلی وقت نداریم.

298
00:31:58,282 --> 00:32:01,532
‫ایان سه روز دیگه می‌خواد
برنامه‌ی روز دی رو اجرا کنه.

299
00:32:04,741 --> 00:32:07,699
‫خب عالیه، چون من باید
تا دو روز دیگه بکشمش.

300
00:32:08,824 --> 00:32:10,407
‫بکشیش؟ ‫چی داری میگی؟

301
00:32:12,657 --> 00:32:14,116
‫مسئله‌ی شخصیه.

302
00:32:14,824 --> 00:32:17,532
‫تو از الپایری. ‫چرا برات مهمه؟

303
00:32:19,239 --> 00:32:20,449
‫مسئله‌ی شخصیه.

304
00:32:22,158 --> 00:32:24,407
‫ببین، وقت این
مسخره‌بازیا رو ندارم.

305
00:32:29,740 --> 00:32:31,420
‫باید از خیابون بری بیرون.

306
00:32:31,520 --> 00:32:34,120
‫خودم می‌دونم. ‫تو راه
خروج خودتو پیدا کن.

307
00:32:37,199 --> 00:32:38,323
‫خب، فکر کن.

308
00:32:40,532 --> 00:32:44,074
‫بیخیال فکر می‌کنی کسی که این
ساعت رو بهت داده فقط سراغ تو اومده؟

309
00:32:48,032 --> 00:32:49,866
‫می‌تونم کمکت کنم
الپایر رو نابود کنی.

310
00:32:53,365 --> 00:32:55,991
‫بدون کمک من، ساعت منفجر میشه...

311
00:32:57,282 --> 00:32:58,615
‫یه سوسک کمتر.

312
00:33:01,116 --> 00:33:02,407
‫خب، حالا دیگه رفیق شدیم؟

313
00:33:03,040 --> 00:33:03,820
‫هی!

314
00:33:04,560 --> 00:33:05,488
‫تو روبه‌راهی؟

315
00:33:07,116 --> 00:33:11,032
‫آره، داشتم با دوستم حرف می‌زدم.

316
00:33:11,824 --> 00:33:12,824
‫خیلی‌خب.

317
00:33:13,949 --> 00:33:16,032
‫درسته، دوست من؟

318
00:33:16,158 --> 00:33:18,657
‫اگه می‌خوای به این مردم
کمک کنی، باید با من بیای.

319
00:33:19,449 --> 00:33:21,907
‫باید بفهمیم چرا
می‌خوان ایان رو بکشن.

320
00:33:22,365 --> 00:33:24,741
‫- اگه دروغ بگی...
‫- جفتمون می‌میریم.

321
00:33:26,574 --> 00:33:31,574
‫شرکت من خیلی کارا
می‌کنه، اما بخشنده؟ نه، نیستن.

322
00:33:33,991 --> 00:33:35,158
‫بیا!

323
00:33:56,741 --> 00:33:59,407
‫الپایر تو رو می‌بینه
و درک می‌کنه.

324
00:34:01,449 --> 00:34:02,574
‫برو توی صف!

325
00:34:02,656 --> 00:34:03,808
‫هی، نظم!

326
00:34:06,991 --> 00:34:08,407
‫نظم باید حفظ بشه!

327
00:34:09,240 --> 00:34:12,866
‫ایان، باید حرف بزنیم.

328
00:34:13,070 --> 00:34:17,424
‫لوکاس، من برای برنامه‌هام
دلیل دارم و جلسه‌هام هدفمندن.

329
00:34:17,648 --> 00:34:18,912
‫اگه موضوع خاصیه، باید صبر کنی.

330
00:34:19,365 --> 00:34:21,866
‫الپایر تو رو می‌بینه
و درک می‌کنه.

331
00:34:24,907 --> 00:34:29,866
‫می‌خوای روز دی اتفاق بیفته؟
‫فکر کنم وقتشه یه استثنا قائل شی.

332
00:34:31,991 --> 00:34:33,449
‫لعنتی، اون فهمیده!

333
00:34:33,615 --> 00:34:36,158
‫می‌دونستی من توی
همین منطقه بزرگ شدم؟

334
00:34:38,158 --> 00:34:39,782
‫خیلی از اینجا دور نبود.

335
00:34:42,080 --> 00:34:46,624
‫یه پسر کوچولوی ترسیده که
منتظر بود کشته بشه یا دزدیده بشه.

336
00:34:47,741 --> 00:34:52,824
‫همون دست‌هایی که به من غذا
می‌دادن می‌تونستن مشت بشن.

337
00:34:53,991 --> 00:34:58,282
‫برای همین الپایر و برنامه‌ی
اونیکس رو راه انداختم،

338
00:34:58,450 --> 00:35:01,584
‫تا آدما آرامشی که
من شناختم رو بشناسن.

339
00:35:01,824 --> 00:35:07,282
‫این‌که به چشم‌های همدیگه نگاه کنن و
‫بفهمن که چی ما رو از هم جدا می‌کنه...

340
00:35:18,239 --> 00:35:19,824
‫فقط شرایطه.

341
00:35:25,949 --> 00:35:27,158
‫خب ببین...

342
00:35:30,407 --> 00:35:37,699
‫چیزی که برای بعضیا یه جنایت هولناکه ‫برای
بعضی‌های دیگه یه پیوند زیبا بین هم‌خون‌هاست.

343
00:35:39,116 --> 00:35:45,490
‫چون ذاتاً همه‌مون می‌فهمیم
چی مهمه، و نتیجه‌ی مطلوب چیه.

344
00:35:46,239 --> 00:35:49,323
‫- و اون چیه؟
‫- بقا.

345
00:35:51,991 --> 00:35:54,032
‫خب، نفوذیمون چی کشف کرده؟

346
00:35:54,116 --> 00:35:55,407
‫الرا باهوشه.

347
00:35:56,490 --> 00:36:01,615
‫اون تونسته تمام اطلاعات داغونی
که ریختم جلوش رو ‫کنار هم قرار بده.

348
00:36:01,991 --> 00:36:06,240
‫- خب مشکلش چیه؟
‫- این‌که می‌دونه دکسون زنده‌ست.

349
00:36:06,365 --> 00:36:10,991
‫همین‌که بفهمه اون کیه
و ما چی کار کردیم...

350
00:36:11,282 --> 00:36:13,574
‫براش برنامه دارم.

351
00:36:13,741 --> 00:36:16,282
‫- ایان...
‫- برو خونه، لوکاس.

352
00:36:16,407 --> 00:36:17,574
‫الرا چی؟

353
00:36:17,699 --> 00:36:21,116
‫اونو توی بخش تو گذاشتم
تا حواست بهش باشه،

354
00:36:21,824 --> 00:36:24,782
‫و مطمئن شی که
برتری‌مون حفظ می‌شه.

355
00:36:25,074 --> 00:36:27,449
‫با توجه به این‌که توی این
ماموریت شکست خوردی،

356
00:36:27,574 --> 00:36:30,323
‫دیگه دارایی ارزشمندی نیستی.

357
00:36:31,199 --> 00:36:34,240
‫پس دیگه هیچ کاری
نمی‌کنی، ‫و هیچی نمیگی.

358
00:36:34,991 --> 00:36:41,657
‫ممکنه وزیر دفاع با کار
کوچولوت موافق نباشه.

359
00:36:43,323 --> 00:36:45,074
‫اونا چیزی که من
می‌دونم رو نمی‌دونن.

360
00:36:45,741 --> 00:36:51,032
‫پس شاید بهتر باشه توی اون چیزی که
دارایی ارزشمند می‌دونیش، تجدید نظر کنی.

361
00:36:52,574 --> 00:36:53,824
‫به من دست نزن!

362
00:36:59,820 --> 00:37:01,216
‫بهش فکر کن. ‫

363
00:37:13,239 --> 00:37:16,365
‫آماندا ارزش فداکاری
رو بهمون یاد داد.

364
00:37:17,866 --> 00:37:20,407
‫خیلی چیزها درباره‌ی زندگی یه آدم

365
00:37:20,490 --> 00:37:25,741
‫می‌تونه با راه‌هایی سنجینه بشه که باعث
میشن احساس کنی دیده شدی، شنیده شدی

366
00:37:26,158 --> 00:37:27,282
‫و شناخته شدی.

367
00:37:27,741 --> 00:37:30,365
‫حتی وقتی همه‌چی بر علیه‌ته.

368
00:37:30,449 --> 00:37:33,532
‫مثل برادران و خواهران
هم‌رزمی که امروز ‫جونشون رو

369
00:37:34,074 --> 00:37:38,074
‫با خشونت‌های بی‌معنی در
مرکز شهر از دست دادن.

370
00:37:41,365 --> 00:37:45,907
‫اون نمونه‌ی کاملی از این
بود که ‫پوشیدن اون یونیفرم

371
00:37:48,323 --> 00:37:50,116
‫و خدمت به جامعه یعنی چی.

372
00:37:53,074 --> 00:37:54,699
‫این برای توئه، عزیزم!

373
00:37:57,323 --> 00:37:59,866
‫- برای آماندا!
‫- برای آماندا!

374
00:38:04,490 --> 00:38:06,407
‫- ممنون که اومدید.
‫- واقعاً قدردانم.

375
00:38:07,490 --> 00:38:10,824
‫- خیلی ممنونم.
‫- نه، عالیه. ممنون.

376
00:38:10,907 --> 00:38:12,158
‫ممنونم، برادر.

377
00:38:12,991 --> 00:38:14,199
‫دمت گرم، رفیق.

378
00:38:39,449 --> 00:38:41,907
‫- می‌خوام مال تو باشه.
‫- نه، رابرت، خودت نگهش دار.

379
00:38:42,490 --> 00:38:43,824
‫درخواست نبود.

380
00:38:47,239 --> 00:38:48,282
‫ممنون.

381
00:38:50,199 --> 00:38:51,949
‫می‌دونی، امروز حتماً میومد بیرون.

382
00:38:52,782 --> 00:38:57,158
‫آره، اون از این چیزی که
الپایر قرار بود بشه، متنفر بود.

383
00:38:58,365 --> 00:38:59,741
‫از چیزی که خودمون قراره بشیم.

384
00:39:02,866 --> 00:39:05,490
‫یادت میاد وقتی اون
و جسیکا اون، اه...

385
00:39:06,365 --> 00:39:08,490
‫- پیرهن افسر براون رو پوشیدن؟
‫- آره، آره، آره.

386
00:39:08,615 --> 00:39:13,074
‫و آماندا گفت، «اگه الپایر می‌خواد
همه‌ی پلیسا رو ‫از خیابون جمع کنه

387
00:39:13,158 --> 00:39:16,199
‫باید از بزدلایی شروع کنه که
‫به برنامه‌ی اونیکس رأی دادن.»

388
00:39:16,282 --> 00:39:18,074
‫براون سرخ شد.

389
00:39:18,699 --> 00:39:20,239
‫خیلی دل‌وجرئت داشت.

390
00:39:22,323 --> 00:39:25,782
‫هنوزم نمی‌فهمم
چطوری درست وقتی که

391
00:39:27,323 --> 00:39:29,574
‫داشتیم همه‌چیشون رو
نابود می‌کردیم، پیداش کردن.

392
00:39:32,907 --> 00:39:34,199
‫ممنونم که اومدی.

393
00:39:34,282 --> 00:39:35,949
‫- چه حرفیه.
‫- نه، جدی میگم.

394
00:39:36,158 --> 00:39:42,199
‫- ده سال گذشته. الرا دیگه به ندرت از مادرش حرف می‌زنه.
‫- می‌شه سرزنشش کرد؟

395
00:39:42,657 --> 00:39:45,449
‫ببین، من هنوزم با وسایل
قدیمی جسی کنار نیومدم.

396
00:39:48,407 --> 00:39:50,991
‫هی، اون سرنخ‌هایی که
فرستادم رو پیگیری کردی؟

397
00:39:51,116 --> 00:39:52,116
‫معلومه که کردم، رابرت.

398
00:39:52,199 --> 00:39:55,199
‫مطمئنی فرستادن الرا به
داخل بهترین نقشه‌ست؟

399
00:39:55,282 --> 00:39:57,574
‫- بذار یه چیزی ازت بپرسم.
‫- بپرس.

400
00:39:58,032 --> 00:39:59,532
‫چرا استعفا دادی؟

401
00:40:00,574 --> 00:40:02,074
‫هی، بعداً می‌بینمت، کارل!

402
00:40:03,615 --> 00:40:08,615
‫منظورم اینه به سالگرد قتل
آماندا اومدی، ‫نشانش رو بهم دادی،

403
00:40:08,741 --> 00:40:10,782
‫از روزهای قدیم حرف زدی...

404
00:40:10,866 --> 00:40:12,949
‫- وقتشه.
‫- وقت چیه، رابرت؟

405
00:40:13,949 --> 00:40:15,949
‫همه خیلی قبل‌تر از این‌که
الپایر ازمون استفاده کنه

406
00:40:16,074 --> 00:40:17,914
‫فکر می‌کردم مشکل ماییم.

407
00:40:18,032 --> 00:40:20,032
‫اگه با قوانین اونا زندگی
نکنید، هیچی نیستید.

408
00:40:20,116 --> 00:40:24,741
‫و چه بخوای باور کنی چه
نکنی، ساویر... درست میگن.

409
00:40:24,866 --> 00:40:27,615
‫هنوز وقت داریم. ‫می‌تونی
کاری که شروع کرد رو تموم کنیم.

410
00:40:28,116 --> 00:40:30,574
‫تصاویر امروز بخش
شمال شرقی رو دیدی؟

411
00:40:30,699 --> 00:40:32,490
‫اونا پلیس‌های سابق
رو هدف گرفتن، ساویر.

412
00:40:32,782 --> 00:40:34,216
‫فکر می‌کنی وقتی الپایر

413
00:40:34,240 --> 00:40:36,490
‫توی تمام مناطق
کشور باشه چی میشه؟

414
00:40:36,570 --> 00:40:38,576
‫- این اتفاق نمیفته.
‫- واقعاً؟ چطور می‌خوای جلوشون رو بگیری؟

415
00:40:38,640 --> 00:40:40,950
‫- با خون روی مشت‌هام!
‫- آره، خوبه.

416
00:40:41,907 --> 00:40:44,532
‫آماندا می‌دونست رفتن توی این
مسیر ‫آخرش به هیچ‌چیز خوبی نمی‌رسه.

417
00:40:44,949 --> 00:40:47,657
‫می‌خواست جای خودمون
رو پشت میز حفظ کنیم.

418
00:40:47,782 --> 00:40:49,490
‫و نتیجه‌ش یه گلوله توی سرش بود.

419
00:40:49,699 --> 00:40:51,615
‫یه جوری درباره‌ی زنم حرف
نزن که انگار می‌شناختیش!

420
00:40:51,741 --> 00:40:53,741
‫بیخیال، ساویر! خودش بهم گفت.

421
00:40:54,407 --> 00:40:57,282
‫شب قبل از مرگش اومد پیشم
و گفت می‌خواد ترکت کنه.

422
00:40:59,824 --> 00:41:00,866
‫از خونه‌م برو بیرون!

423
00:41:01,407 --> 00:41:04,341
‫چون تو هیچ‌وقت نمی‌فهمیدی، و
هیچ‌وقت کاری رو که لازم بود نمی‌کردی

424
00:41:04,365 --> 00:41:07,032
‫تا الرا زیر مشت‌ولگد بزرگ نشه.

425
00:41:07,158 --> 00:41:10,532
‫می‌دونی اون شب قرار بود آخرین ماموریت
مشترکمون باشه؟ ‫قرار بود الرا رو برداره و بره.

426
00:41:10,657 --> 00:41:12,897
‫- باید دوباره بگم؟
‫- اگه بهش گوش می‌دادی...

427
00:41:13,239 --> 00:41:15,741
‫و جلوی الپایر رو
می‌گرفتی، امروز زنده بود.

428
00:41:16,407 --> 00:41:17,407
‫از خونه‌م برو بیرون!

429
00:41:19,199 --> 00:41:20,240
‫اینجا چه خبره؟

430
00:41:22,782 --> 00:41:23,866
‫داشتم می‌رفتم.

431
00:41:29,615 --> 00:41:33,699
‫- یه مشکلی داریم.
‫- آره، برمی‌گردم.

432
00:41:38,574 --> 00:41:39,824
‫بیا خودتو تروتمیز کن!

433
00:41:53,782 --> 00:41:55,866
‫حتماً یه مهمونی حسابی بوده.

434
00:41:59,158 --> 00:42:00,158
‫عالیه.

435
00:42:00,949 --> 00:42:02,925
‫فکر میکردم توافق کردیم
که حواسشون رو پرت کنی.

436
00:42:02,949 --> 00:42:05,449
‫آروم باش! کشتن
پلیس‌ها میفته گردن اونا.

437
00:42:05,532 --> 00:42:07,199
‫و ما هم طبق
برنامه‌مون پیش میریم.

438
00:42:08,032 --> 00:42:13,574
‫- این اصلاً شبیه کار الپایر نیست.
‫- نیست. انگار یکی از خط خارج شده.

439
00:42:14,407 --> 00:42:16,949
‫- کایرون ساعت رو داره.
‫- و ایان؟

440
00:42:17,074 --> 00:42:20,449
‫کایرون یه راهی پیدا می‌کنه تا
بهش برسه. ‫خیلی جون سخته.

441
00:42:20,574 --> 00:42:24,032
‫خب، مطمئن شو که این کارو می‌کنه.
‫ایان باید تاوان کاری که با من کرد رو بده.

442
00:42:24,239 --> 00:42:27,116
‫- با ما!
‫- تا حالا همچین مهارتی ندیدم.

443
00:42:32,199 --> 00:42:34,532
‫- گفتی چند نفر بودن:؟
‫- فقط یه نفر.

444
00:42:41,282 --> 00:42:43,866
‫میسون از بخش
سنتری الپایر بالا اومد.

445
00:42:45,365 --> 00:42:47,615
‫برای این‌که بتونن اون
چیزی که لازم دارن رو

446
00:42:47,741 --> 00:42:49,407
‫از سر من بکشن بیرون و
برنامه‌شون رو راه بندازن،

447
00:42:49,490 --> 00:42:52,407
‫باید الگوریتم رو روی یه
سرباز دیگه هم پیاده می‌کردن.

448
00:42:54,116 --> 00:42:55,574
‫خب، بعد از کشتن پدر و مادرش،

449
00:42:55,657 --> 00:42:58,032
‫از مهارت‌هاش برای
اهداف مهم‌تر استفاده کردن.

450
00:42:58,116 --> 00:43:01,199
‫دانشمند‌ها ذوق‌زده شده بودن.

451
00:43:01,240 --> 00:43:04,240
‫اما حساب اثراتی که روی
مغز به جا میذاره رو نکرده بودن.

452
00:43:04,949 --> 00:43:08,615
‫بعضیا میگن انتخاب شده
بود که ابزار مرگ باشه.

453
00:43:11,741 --> 00:43:13,032
‫خب این‌طوری تو چی هستی؟

454
00:43:16,490 --> 00:43:18,323
‫می‌تونم کدت رو از
سیستم الپایر پاک کنم.

455
00:43:18,991 --> 00:43:21,532
‫با کدی که الگوریتم برنامه‌ی
اونیکس رو از بین می‌بره.

456
00:43:22,282 --> 00:43:25,949
‫وقتی ایان بمیره، برنامه به
طور خودکار ری‌استارت میشه.

457
00:43:26,782 --> 00:43:27,782
‫ری‌استارت میشه؟

458
00:43:28,657 --> 00:43:31,824
‫هر ساعت، دستورالعمل‌های جدیدی
رو ‫برای صاحب بالقوه‌ش می‌گیره.

459
00:43:31,907 --> 00:43:34,907
‫صاحب‌هایی که حاضر و
آماده‌ن ‫تا از کد جدید اطاعت کنن.

460
00:43:34,991 --> 00:43:37,158
‫کد‌های ما، دستورات ما.

461
00:43:37,240 --> 00:43:39,282
‫یعنی فقط کافیه به همه ساعت بدیم

462
00:43:39,365 --> 00:43:40,991
‫و کنترل برنامه‌ی
اونیکس دست ما میفته؟

463
00:43:41,199 --> 00:43:42,866
‫امیدوارم به قدر کافی
توجهش رو جلب کرده باشی.

464
00:43:44,991 --> 00:43:48,074
‫- آره. سگ‌های جنگیم...
‫- یه درخواست جدید دارم.

465
00:43:49,866 --> 00:43:51,866
‫- اصلاحیه؟
‫- بیشتر شبیه پاداشه.

466
00:43:52,657 --> 00:43:54,657
‫- گوش می‌کنم.
‫- اون دختره.

467
00:43:55,407 --> 00:43:58,007
‫منابعم میگن اون دختر ساویر بنته،

468
00:43:58,741 --> 00:44:01,741
‫همون مردی که ده
سال با قلاده عذابت داد.

469
00:44:02,116 --> 00:44:05,574
‫همونی که کل زندگیت رو دزدید
‫و ازش یه امپراتوری ساخت.

470
00:44:05,699 --> 00:44:08,574
‫آره. واقعاً مهمونی جالبی بوده.

471
00:44:09,323 --> 00:44:10,323
‫دکسون!

472
00:44:10,720 --> 00:44:12,880
‫- این بار بدون محدودیت.
‫- حله.

473
00:44:26,116 --> 00:44:27,615
‫وقتی بهش فکر می‌کنم،
دیوونه کننده بود.

474
00:44:30,239 --> 00:44:32,116
‫تو اهل منطقه‌ی شرقی‌ای؟

475
00:44:33,158 --> 00:44:34,615
‫مادرم اهل اونجا بود.

476
00:44:35,199 --> 00:44:37,699
‫تا وقتی که کامرون منو آورد پیش
خودش ‫و دنیای زیرزمینی رو یادم داد.

477
00:44:37,782 --> 00:44:39,907
‫کامرون پدرت بود؟

478
00:44:41,449 --> 00:44:42,615
‫آره یه جورایی.

479
00:44:42,699 --> 00:44:45,866
‫ببین، بی‌احترامی نباشه، ولی من اهل
کندوکاو توی گذشته نیستم، متوجه‌ای؟

480
00:44:45,949 --> 00:44:47,741
‫اونا چیزی جز روح نیستن.

481
00:44:48,824 --> 00:44:51,784
‫هر کی این ساعت رو بهت داده، ‫بلد
بوده چطور از سیستم دور نگهش داره.

482
00:44:52,949 --> 00:44:53,949
‫یعنی چی؟

483
00:44:54,199 --> 00:44:57,116
‫یعنی اگه بدون کد بخوام درش
بیارم، ‫ساعت رو از دست میدیم.

484
00:44:58,782 --> 00:45:00,158
‫و تو هم وسطش میمیری.

485
00:45:02,199 --> 00:45:04,782
‫- به زمان بیشتری نیازه.
‫- زمان چیز ارزشمندیه.

486
00:45:04,907 --> 00:45:07,239
‫- موافقم.
‫- باید به الپایر بریم.

487
00:45:07,782 --> 00:45:09,615
‫ایان رو می‌کشیم و مشکل حل می‌شه!

488
00:45:10,282 --> 00:45:13,407
‫تا 24 ساعت دیگه، اون
ساعت باقی میکرونانیت‌ها رو

489
00:45:13,532 --> 00:45:15,292
‫داخل بدنت آزاد
می‌کنه و تو می‌میری.

490
00:45:16,615 --> 00:45:17,615
‫کایرون...

491
00:45:19,657 --> 00:45:20,657
‫نوئل.

492
00:45:23,158 --> 00:45:24,199
‫اون کیه؟

493
00:45:24,991 --> 00:45:26,407
‫یه مزدور سایبریه.

494
00:45:26,532 --> 00:45:28,365
‫قبلاً کدنویسی دارک‌وب
الپایر رو می‌چرخوند.

495
00:45:28,741 --> 00:45:31,239
‫قدیما توی دنیای زیرزمینی
براش ماموریت می‌رفتم.

496
00:45:31,323 --> 00:45:33,782
‫اگه لازم باشه،
تنهایی پیداش می‌کنم.

497
00:45:34,699 --> 00:45:35,782
‫تو یه اسکوی؟

498
00:45:36,032 --> 00:45:39,407
‫اون پسر کامرون شارپه.
‫داریم وقتمون رو تلف می‌کنیم!

499
00:45:39,532 --> 00:45:42,407
‫اسکوها هر کاری لازم
باشه می‌کنن تا زنده بمونن.

500
00:45:43,532 --> 00:45:45,741
‫پدرت ساعت‌های اونیکس رو ساخت.

501
00:45:45,866 --> 00:45:47,741
‫آدما شرایطشون رو انتخاب نمی‌کنن.

502
00:45:47,824 --> 00:45:51,074
‫همه‌مون با دستی که بهمون داده شده ‫سعی
می‌کنیم زیر این طوفان، یه ذره آفتاب بگیریم.

503
00:45:51,158 --> 00:45:52,824
‫منظورت کدوم طوفانه؟

504
00:45:53,074 --> 00:45:55,741
‫اگه دست بد بهت بیفته،
یهو تقصیر بقیه میشه؟

505
00:45:56,407 --> 00:46:00,782
‫مادرم روی زمین، درحال گدایی

506
00:46:00,907 --> 00:46:03,074
‫از الپایر مرد، همون شرکتی
که تو براش کار می‌کنی.

507
00:46:03,365 --> 00:46:05,866
‫این شرکت به خاطر
ساخته‌ی پدرت وجود داره.

508
00:46:05,949 --> 00:46:09,199
‫کامرون جونش رو داد تا ‫مطمئن
شه این ساعت دست آدم اشتباه نمیفته.

509
00:46:09,240 --> 00:46:10,240
‫هی بسه!

510
00:46:13,116 --> 00:46:14,449
‫خودم باید یه راهی پیدا کنم.

511
00:46:15,199 --> 00:46:18,449
‫صرفاً جهت اطلاع، فقط به این خاطر
اومدم ‫که دکسون هیچ‌وقت خطا نمی‌زنه.

512
00:46:18,574 --> 00:46:20,240
‫شاید چند ساعت خریده باشم.

513
00:46:20,866 --> 00:46:21,866
‫دکسون؟

514
00:46:24,199 --> 00:46:26,365
‫اون آدمای مرکز شهر رو سلاخی کرد.

515
00:46:27,741 --> 00:46:30,239
‫چون این ساعت رو بهش
نداد، کامرون رو کشت.

516
00:46:30,323 --> 00:46:33,116
‫- نمی‌ذارم این ساعت از جلوی چشمم دور بشه.
‫- داری تهدیدم می‌کنی؟

517
00:46:33,239 --> 00:46:35,615
‫مطمئنی خودش بود؟ دیدیش؟

518
00:46:36,158 --> 00:46:37,158
‫آره.

519
00:46:43,449 --> 00:46:46,490
‫از همون شروع ایان رو می‌شناختم.
‫می‌خواستم کمکش کنم دنیا رو عوض کنه.

520
00:46:46,615 --> 00:46:48,032
‫همه‌مون همینو می‌خواستیم.

521
00:46:49,615 --> 00:46:54,532
‫اما اون شب، یه چیزی درست نبود...

522
00:46:55,199 --> 00:46:56,991
‫همه‌چی مبهم بود.

523
00:46:58,907 --> 00:47:00,449
‫- نه!
‫- کجا می‌خوای بری، ها؟

524
00:47:04,949 --> 00:47:07,240
‫اسلحه رو بذار زمین!
‫الان بهش شلیک می‌کنه!

525
00:47:07,264 --> 00:47:09,264
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

526
00:47:14,991 --> 00:47:16,116
‫نه!

527
00:47:17,574 --> 00:47:19,907
‫ایان، حرف‌هاش، رویاهاش...

528
00:47:24,158 --> 00:47:26,407
‫اون شروع نقطه‌ی
برنامه‌ی اونیکس بود.

529
00:47:31,239 --> 00:47:32,907
‫آماندا اولین هدف بود.

530
00:47:34,074 --> 00:47:36,116
‫شاید ایان ماشه رو نکشیده باشه،

531
00:47:37,240 --> 00:47:38,657
‫ولی حرفمو یادت بمونه...

532
00:47:40,907 --> 00:47:42,365
‫اون نقشه‌ی الپایر بود.

533
00:47:42,620 --> 00:47:44,032
‫پس مادرم فقط تلفات جانبی بود؟

534
00:47:44,080 --> 00:47:47,840
‫متوجه نیستی اون قادر به چه کارهایی
بود. ‫این که حاضر بود تا کجا پیش بره.

535
00:47:47,866 --> 00:47:50,532
‫- و تو اصلاً نمی‌شناختیش.
‫- نه، الرا، به حرفم گوش کن!

536
00:47:52,615 --> 00:47:54,699
‫اومدن! از اینجا برید، همین الان!

537
00:48:06,432 --> 00:48:08,570
‫- بیا!
‫- تو دیگه مردی.

538
00:48:18,866 --> 00:48:19,866
‫برو!

539
00:48:21,158 --> 00:48:24,032
‫هیچ اثری از ساویر نیست!
‫هیچ‌کس توی خونه نیست.

540
00:48:25,657 --> 00:48:26,741
‫آتیشش بزنید.

541
00:48:27,741 --> 00:48:30,490
‫و سر ساویر رو برام
بیارید! ‫پیداش کنید!

542
00:49:00,991 --> 00:49:03,074
‫نگو که داری باهام
راه میای، ایان.

543
00:49:06,407 --> 00:49:09,907
‫- وزیر به خونه چهار.
‫- پیاده به خونه پنج.

544
00:49:13,199 --> 00:49:14,449
‫خب پیاده‌م رفت!

545
00:49:16,116 --> 00:49:20,365
‫حالا داریم درباره‌ی تثبیت جهانی برنامه‌ی
اونیکس حرف می‌زنیم، نه فقط داخل کشور.

546
00:49:20,490 --> 00:49:21,907
‫فکر می‌کنم دولت
آمریکا کاملاً حق داره

547
00:49:21,991 --> 00:49:24,615
‫سهم بزرگ‌تری بخواد.

548
00:49:26,199 --> 00:49:29,239
‫البته مگه این‌که توبه موفقیت
شروع شک داشته باشی.

549
00:49:29,282 --> 00:49:32,282
‫بنجامین، ما از روسیه
و چین پیشنهاداتی داریم.

550
00:49:32,907 --> 00:49:36,323
‫همه‌شون خیلی بالاتر از
کمک‌های سخاوتمندانه‌ی تو هستن.

551
00:49:36,449 --> 00:49:38,032
‫کشورهایی که خوب می‌دونن

552
00:49:38,158 --> 00:49:41,657
‫این برنامه چقدر موفق
بوده و چه پتانسیلی داره.

553
00:49:42,991 --> 00:49:47,116
‫سه تریلیون برای دمونچکا،
‫پنج تریلیون از وانگ ژویی.

554
00:49:47,239 --> 00:49:52,407
‫بیخیال، این اعداد حتی یه ذره هم
تحریکم نمی‌کنن. ‫حتی زنم بهتر عمل می‌کنه.

555
00:49:53,824 --> 00:49:57,365
‫حالا اگه واقعاً می‌خوای
تحریکم کنی، ایان،

556
00:49:58,199 --> 00:50:01,741
‫بهتره یه چیزی بهم
بدی که تا دو روز دیگه

557
00:50:01,824 --> 00:50:03,050
‫مجبور نشم جلوی آزمایش
علمی کوچولوت رو بگیرم.

558
00:50:03,074 --> 00:50:04,782
‫برنامه‌ی اونیکس بیشتر از

559
00:50:04,866 --> 00:50:08,365
‫یه ابزار کشف جرم بود.

560
00:50:08,490 --> 00:50:09,949
‫یه مکانیزم برای براندازی بود.

561
00:50:10,032 --> 00:50:14,323
‫فرمول ما یه تاثیر
غیرمنتظره به جا گذاشت.

562
00:50:14,449 --> 00:50:18,116
‫و اون چیه؟ این‌که
انسان‌ها ذاتاً قاتلن؟

563
00:50:18,199 --> 00:50:24,116
‫این‌که یک عدم تعادل هدفمند
‫توی همه‌ی ما وجود داره.

564
00:50:24,239 --> 00:50:25,239
‫درسته.

565
00:50:25,532 --> 00:50:31,158
‫پس این‌که به خلافکارها اجازه بدیم بدون
مجازات، غیرنظامی ها رو بکشن، چه ربطی بهش داره؟

566
00:50:31,490 --> 00:50:37,907
‫از دیشب، ساعت‌های الپایر دارن توی
تمام مناطق تگزاس جدید پخش می‌شن.

567
00:50:38,991 --> 00:50:40,199
‫برید تو!

568
00:50:43,158 --> 00:50:45,239
‫- شما کی هستین؟
‫- پاتریک سرتن سوم؟

569
00:50:45,323 --> 00:50:46,532
‫آره، شما کی هستین؟

570
00:50:47,365 --> 00:50:48,907
‫اوه، صبرکن، هی رفیق...

571
00:50:48,991 --> 00:50:51,240
‫ببین من به اون زنیکه گفتم
چک نفقه رو براش فرستادم.

572
00:50:51,449 --> 00:50:53,239
‫مشکل از اداره‌ی پسته، رفیق!

573
00:50:53,657 --> 00:50:56,866
‫ببین، پستچی همین پایین
جاده‌ی خونه‌م زندگی می‌کرد!

574
00:50:57,239 --> 00:50:58,991
‫اگه وقتشو دارین الان
می‌تونیم بریم بگیریمش.

575
00:50:59,074 --> 00:51:02,323
‫در چارچوب ماده‌ی 34، و با
همکاری دولت ایالات متحده...

576
00:51:02,449 --> 00:51:03,949
‫هی مرد وایسا! صبر کن!

577
00:51:04,074 --> 00:51:06,407
‫الپایر بدین‌وسیله به شما دستور
میده ‫تحت برنامه‌ی اونیکس خدمت کنید.

578
00:51:06,532 --> 00:51:07,991
‫داداش من اون آشغالو نمی‌پوشم!

579
00:51:09,615 --> 00:51:11,991
‫از پشت پنجره برید کنار!
‫بهتون گفتم که خودم حلش می‌کنم.

580
00:51:13,365 --> 00:51:15,824
‫- بچه‌ی بامزه‌ایه!
‫- هی مرد، خانواده‌مو دور نگه دار باشه؟

581
00:51:16,240 --> 00:51:18,032
‫کاری نکن با این لباس داغونت کنم!

582
00:51:18,991 --> 00:51:21,949
‫خب گوش کن، اون ساعت
کوچولوتو بردار ببر. ‫نمی‌پوشمش.

583
00:51:23,782 --> 00:51:26,991
‫عدم همکاری شما نقض مستقیم
قوانین سربازگیری محسوب میشه،

584
00:51:27,074 --> 00:51:30,532
‫و مجازاتش اخراج فوری شما
و مصادره‌های دارایی‌هاتونه.

585
00:51:31,574 --> 00:51:32,574
‫دارایی‌هام؟

586
00:51:47,532 --> 00:51:49,074
‫از همکاریتون ممنونم.

587
00:51:58,239 --> 00:51:59,239
‫لعنتی!

588
00:52:12,949 --> 00:52:14,365
‫لوکاس مک‌نری؟

589
00:52:16,615 --> 00:52:18,574
‫من قرار ملاقات ثبت‌شده ندارم.

590
00:52:19,407 --> 00:52:21,116
‫توی مقر اصلی چیزی بهم ریخته؟

591
00:52:21,239 --> 00:52:23,574
‫طبق ماده‌ی 34...

592
00:52:24,158 --> 00:52:27,323
‫من اون ماده رو بلدم! این چیه؟

593
00:52:28,365 --> 00:52:30,574
‫به برنامه‌ی اونیکس
خوش‌اومدید، قربان.

594
00:52:31,741 --> 00:52:35,365
‫باید یه اشتباهی شده باشه.
‫بذارید به ایان زنگ بزنم.

595
00:52:35,490 --> 00:52:39,282
‫- مجوز ما مستقیماً از بالاترین سطح صادر شده، قربان.
‫- دستوراتون به جهنم!

596
00:53:02,949 --> 00:53:03,949
‫لعنتی!

597
00:53:21,248 --> 00:53:24,160
‫- رابرت لنگلی؟
‫- کمکی از دستم برمیاد؟

598
00:53:24,866 --> 00:53:29,407
‫در چارچوب ماده‌ی 34، بدین‌وسیله
به برنامه‌ی اونیکس خوش‌آمد میگیم.

599
00:53:32,199 --> 00:53:33,824
‫متوجه نمیشم. چی؟

600
00:53:33,949 --> 00:53:36,907
‫ساعت رو ببند تا
هیچ مشکلی پیش نیاد.

601
00:53:37,657 --> 00:53:39,323
‫چرا من باید ساعت بپوشم؟

602
00:53:40,574 --> 00:53:43,158
‫ببین، من توی ترینیتی اسپایر
کار می‌کنم. ‫من مسئول...

603
00:53:44,240 --> 00:53:45,240
‫شما کی هستید؟

604
00:53:45,907 --> 00:53:48,116
‫- دیگه کیا ساعت می‌گیرن؟
‫- همه.

605
00:53:48,907 --> 00:53:50,074
‫یعنی چی همه؟

606
00:53:50,158 --> 00:53:52,949
‫کل منطقه‌ی تگزاس جدید ‫تحت
برنامه‌ی اونیکس قرار می‌گیره.

607
00:53:57,949 --> 00:53:59,866
‫ام، باشه. ‫باید یه
سری چیزا بردارم.

608
00:54:00,699 --> 00:54:03,158
‫زنم، جسیکا، باید آماده‌ش کنم.

609
00:54:03,239 --> 00:54:07,991
‫همسرتون سال‌ها پیش
فوت کرده، آقای لانگلی.

610
00:54:09,449 --> 00:54:10,574
‫سرطان.

611
00:54:12,574 --> 00:54:14,449
‫آره، درسته. سرطان.

612
00:54:14,699 --> 00:54:17,074
‫وضعیت یکم منو...

613
00:54:17,574 --> 00:54:20,991
‫ساعت، رابرت. الان!

614
00:54:42,866 --> 00:54:45,323
‫بابت همکاریتون ممنونم.

615
00:54:46,615 --> 00:54:47,615
‫بریم!

616
00:55:02,657 --> 00:55:05,907
‫طبیعتاً باتوجه به اتفاقات دیروز،
‫نمی‌تونستم منتظر تاییدت بمونم.

617
00:55:05,991 --> 00:55:08,657
‫چون این کار هدف بزرگ‌ترمون
رو به خطر مینداخت.

618
00:55:08,866 --> 00:55:09,949
‫حروم‌زاده.

619
00:55:10,949 --> 00:55:14,158
‫تو روز دی رو بدون مجوز دولت
ایالات متحده راه‌اندازی کردی؟

620
00:55:14,240 --> 00:55:16,240
‫می‌تونم به خاطرش
زنده به گورت کنم، ایان.

621
00:55:16,532 --> 00:55:20,282
‫نه، بنجامین. ‫رئیس‌جمهور خیلی
وقت پیش چراغ سبز رو داده بود.

622
00:55:20,365 --> 00:55:23,657
‫من فقط خودمو با
دلجویی سرگرم کردم.

623
00:55:23,991 --> 00:55:27,907
‫برنامه‌ی اونیکس یه حماقته!
‫یه کلاهبرداریه، جواب نمیده.

624
00:55:28,158 --> 00:55:30,866
‫هیچ‌وقت کار نمی‌کنه!
‫اینجا یه کشور قانون مداره.

625
00:55:30,991 --> 00:55:35,239
‫اختیار آدم‌ها رو می‌گیری، ‫یه ویروس بهشون
تزریق می‌کنی. قابل برنامه‌ریزی باشه یا نه.

626
00:55:35,574 --> 00:55:38,158
‫این فقط غیراخلاقی
نیست، ایان، غیرقانونیه!

627
00:55:38,365 --> 00:55:41,490
‫ما داریم اجازه میدیم مردم
‫براساس همون اصولی عمل کنن

628
00:55:41,574 --> 00:55:43,866
‫که ایده‌آل‌هامون رو ساخته.

629
00:55:43,991 --> 00:55:46,365
‫این توهم دموکراسی فرو می‌ریزه.

630
00:55:47,199 --> 00:55:50,657
‫ما از تگزاس جدید شروع می‌کنیم
‫و برنامه‌ی اونیکس رو در هر گوشه

631
00:55:50,782 --> 00:55:54,199
‫از دنیای به اصطلاح
متمدنمون گسترش میدیم.

632
00:55:54,282 --> 00:55:56,258
‫تمام جرایم، ریز و درشت،

633
00:55:56,282 --> 00:55:59,449
‫زیر یک حوزه و قانون
واحد قرار می‌گیرن.

634
00:55:59,824 --> 00:56:03,239
‫و بعد از این‌که همدیگه رو
تکه‌تکه کردن، تشنه‌ی نظم می‌شن.

635
00:56:03,282 --> 00:56:06,365
‫دنبال ساختار، ساختاری
که ما کنترلش می‌کنیم.

636
00:56:06,907 --> 00:56:08,657
‫تبریک میگم، بنجامین!

637
00:56:10,116 --> 00:56:14,490
‫تو و دولت ایالات متحده همین الان
‫پایان تمام آزادی‌های خودخوانده رو خریدید.

638
00:56:14,574 --> 00:56:17,907
‫و فقط اطاعت، خدمت باقی می‌مونه.

639
00:56:18,074 --> 00:56:19,949
‫تو دیوانه‌ای. ‫مردم
واکنش نشون میدن!

640
00:56:20,032 --> 00:56:22,074
‫بله! و به نظرت
کی مالک بیمارستان‌ها

641
00:56:22,158 --> 00:56:25,866
‫و واکسن ویروس‌هاییه که توی
ساعت‌های اونیکس قرار دارن؟

642
00:56:25,991 --> 00:56:30,532
‫وقتی دنیاشون فرو می‌ریزه،
فکر می‌کنی به کجا پناه می‌برن؟

643
00:56:32,782 --> 00:56:35,741
‫اسب به جایگاه اف
چهار. کیش و مات!

644
00:56:39,866 --> 00:56:41,949
‫خواهیم دید. موفق باشی!

645
00:56:43,282 --> 00:56:44,449
‫اوه، بنجامین!

646
00:56:46,282 --> 00:56:48,532
‫یادت نره موقع رفتن
یه ساعت هم برداری.

647
00:56:57,574 --> 00:57:01,199
‫اینجا پیدامون نمی‌کنن.
‫باید بریم پیش نوئل.

648
00:57:03,949 --> 00:57:05,323
‫اونجا بود.

649
00:57:07,615 --> 00:57:09,490
‫بالاخره صورتش رو دیدم...

650
00:57:11,949 --> 00:57:13,782
‫دوباره همون دختر
پونزده ساله شده بودم.

651
00:57:17,449 --> 00:57:21,991
‫فرار به جای جنگیدن.

652
00:57:27,699 --> 00:57:29,032
‫باید می‌کشتمش.

653
00:57:30,158 --> 00:57:33,490
‫اگه می‌موندی، می‌مردی.

654
00:57:34,699 --> 00:57:37,032
‫چطور پدرم تونست
به اون مرد اعتماد کنه؟

655
00:57:42,824 --> 00:57:46,449
‫از آدم‌های گودال‌ها استفاده می‌کردن
‫تا سلاح‌هاشون رو آزمایش کنن.

656
00:57:48,782 --> 00:57:50,490
‫اولین‌بار که یکی
از اینا رو دیدم،

657
00:57:50,699 --> 00:57:53,365
‫انگار از دل یه کمیک اومده بود.

658
00:57:57,699 --> 00:58:00,074
‫ایان اینو توی سر مادرم جا گذاشت.

659
00:58:02,532 --> 00:58:05,490
‫همه از روش رد
شدن انگار هیچی نبود.

660
00:58:06,532 --> 00:58:08,199
‫انگار اصلاً اونجا نبود.

661
00:58:10,657 --> 00:58:14,239
‫برای همین فکر نمی‌کنم
نقشه‌ی بزرگی در کار باشه.

662
00:58:16,490 --> 00:58:20,657
‫ما فقط با مشت‌هامون زمین رو
می‌کوبیم ‫تا وقتی که فقط استخون بمونه.

663
00:58:22,949 --> 00:58:24,449
‫و بعد دهنمون بسته میشه.

664
00:58:28,657 --> 00:58:29,991
‫کایرون...

665
00:58:31,866 --> 00:58:33,741
‫من خوبم. خوبم.

666
00:58:35,782 --> 00:58:37,991
‫اگه جدا شدیم جاهای بیشتری
رو می‌تونیم پوشش بدیم.

667
00:58:38,574 --> 00:58:42,365
‫- حالت خوبه؟
‫- آره! خوبم!

668
00:58:43,741 --> 00:58:45,282
‫جواب‌های بیشتری می‌خوام.

669
00:59:03,866 --> 00:59:04,949
‫اینجا!

670
00:59:07,032 --> 00:59:08,239
‫لوکاس، چی شده؟

671
00:59:10,199 --> 00:59:11,490
‫می‌دونی چی عجیبه؟

672
00:59:11,782 --> 00:59:14,782
‫خودم گذاشتمت توی
تیم تا ازت جاسوسی کنم.

673
00:59:16,323 --> 00:59:17,866
‫چرا یه ساعت دستته؟

674
00:59:17,991 --> 00:59:22,949
‫اوه این؟ نمی‌دونم.
‫فکر کنم به چشم‌هام میاد.

675
00:59:26,282 --> 00:59:28,323
‫الپایر روز دی رو شروع کرد؟

676
00:59:28,699 --> 00:59:34,657
‫آره، می‌دونستی ایان
برنامه‌ی اونیکس رو

677
00:59:34,782 --> 00:59:38,991
‫براساس ذهن یه قاتل ساخته؟
‫یه قاتل زنجیره‌ای، دکسون.

678
00:59:40,991 --> 00:59:44,240
‫- راستش اگه فکرش رو بکنی، یه جورایی هوشمندانه‌ست.
‫- باید جلوشو بگیریم.

679
00:59:46,490 --> 00:59:47,574
‫می‌تونی کمکم کنی؟

680
00:59:50,991 --> 00:59:52,991
‫همه دارن ساعت می‌گیرن، الرا.

681
00:59:55,490 --> 00:59:57,032
‫این نقشه‌ی نهاییشه.

682
01:00:01,240 --> 01:00:03,365
‫می‌خواد همه همدیگه رو بکشن.

683
01:00:05,449 --> 01:00:08,449
‫کجا می‌تونم پیداش کنم؟‌ لوکاس!

684
01:00:11,949 --> 01:00:14,532
‫می‌دونی، از وقتی مادرت
مرد زیر نظر داشتیمت.

685
01:00:15,907 --> 01:00:18,741
‫ایان می‌خواست ببینه ‫می‌تونه
کسی مثل تو رو بشکنه یا نه.

686
01:00:19,657 --> 01:00:20,824
‫داری از چی حرف می‌زنی؟

687
01:00:21,074 --> 01:00:24,449
‫از پدرت بپرس چرا
خودش دنبال ایان نرفت.

688
01:00:25,116 --> 01:00:26,699
‫بهتره خودت بپرسی.

689
01:00:29,407 --> 01:00:30,782
‫چرا باید یه پدر

690
01:00:33,032 --> 01:00:35,782
‫تنها دخترش رو
بفرسته توی لونه‌ی مار؟

691
01:00:37,199 --> 01:00:38,407
‫بهم پیام داد...

692
01:00:43,239 --> 01:00:44,949
‫و من کاراشو انجام دادم.

693
01:00:47,239 --> 01:00:48,240
‫قبول کرد.

694
01:00:54,032 --> 01:00:57,199
‫- باید این کار انجام میشد.
‫- چیکار کردی؟

695
01:00:58,323 --> 01:00:59,782
‫همه‌ی سلاح‌ها آماده‌ست.

696
01:01:03,532 --> 01:01:04,741
‫تمام تیم‌ها توی موقعیتن.

697
01:01:06,615 --> 01:01:08,782
‫تیم براوو توی موقعیته.

698
01:01:10,158 --> 01:01:12,782
‫نمی‌دونستیم ایان
بهمون خیانت می‌کنه.

699
01:01:14,782 --> 01:01:15,949
‫چیکار کردی؟

700
01:01:16,199 --> 01:01:17,490
‫من چیکار کردم؟

701
01:01:22,365 --> 01:01:25,449
‫الرا، تو کارگاه‌های
الپایر رو کشتی.

702
01:01:29,657 --> 01:01:32,699
‫چندین جسد داخل ساختمونه.

703
01:01:34,239 --> 01:01:35,866
‫منتظر دستور باشید.

704
01:01:39,699 --> 01:01:42,824
‫مراقب باش! اونا
آسیبی بهت نمی‌زنن!

705
01:01:42,949 --> 01:01:44,866
‫فقط می‌خوان یه ساعت بپوشن دستت.

706
01:02:23,239 --> 01:02:24,239
‫نکن!

707
01:02:35,449 --> 01:02:36,615
‫می‌خوای چیکار کنی؟

708
01:02:37,240 --> 01:02:39,074
‫بهت گفتم می‌تونه باحال باشه.

709
01:02:42,240 --> 01:02:44,449
‫برو! همین الان برو!

710
01:03:27,116 --> 01:03:28,615
‫نگاش کن!

711
01:03:30,574 --> 01:03:32,323
‫چقدر بزرگ شده!

712
01:03:54,866 --> 01:03:56,907
‫از کجا می‌دونستی نمی‌کشمت؟

713
01:03:58,657 --> 01:04:00,991
‫کدی رو می‌خوام ‫که باهاش این
ساعت رو برنامه‌ریزی کردی.

714
01:04:03,365 --> 01:04:06,074
‫لطفاً! ما برای این‌جور
زندگی ساخته نشدیم.

715
01:04:06,907 --> 01:04:09,365
‫می‌دونم ته دلت تو هم
همین حس رو داری، نوئل.

716
01:04:11,490 --> 01:04:13,657
‫دکسون هیچ‌وقت برنامه
نداشت از کد‌های من استفاده کنه.

717
01:04:13,782 --> 01:04:17,323
‫- داره کجا میره؟
‫- ترینیتی اسپایر.

718
01:04:17,824 --> 01:04:20,074
‫سیستم مرکزی الپایر اونجاست.

719
01:04:20,199 --> 01:04:22,365
‫و اگه دکسون به سرور
اصلی دسترسی پیدا کنه...

720
01:04:22,490 --> 01:04:26,532
‫دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه امضای روانی
‫اون رو از کدهای منبع الپایر حذف کنه.

721
01:04:26,699 --> 01:04:29,199
‫ذهن پیچیده‌ش برای همیشه
توی کدهای اونیکس زنده می‌مونه.

722
01:04:33,074 --> 01:04:34,407
‫یه راه دیگه هم هست.

723
01:04:44,407 --> 01:04:47,615
‫باید اعتراف کنم،
تحت‌تاثیر قرار گرفتم.

724
01:04:48,490 --> 01:04:50,657
‫اینا خیلی بامزه‌ن!

725
01:04:51,990 --> 01:04:53,780
‫آروم آروم آروم.

726
01:04:54,991 --> 01:04:58,449
‫بذار بدنت عادت کنه.
بذار توی وجودت جا بیفته.

727
01:05:01,158 --> 01:05:04,949
‫فکر کردیم یه چیزی بهت بدیم ‫که سرت
رو گرم کنه تا ما از مناظر لذت ببریم.

728
01:05:06,032 --> 01:05:07,407
‫با من چیکار کردی؟

729
01:05:08,407 --> 01:05:12,365
‫به من گوش بده. ‫شش ساعت
وقت داری هدفت رو پیدا کنی

730
01:05:12,490 --> 01:05:15,282
‫و از بین ببریش. ‫و برای
پادزهر ساعت باید این کارو بکنی.

731
01:05:16,116 --> 01:05:21,991
‫کایرون آدم عوضی و خطرناکیه،
ولی من بهت ایمان دارم.

732
01:05:23,323 --> 01:05:25,032
‫اون در رو باز کن! بجنب بلندش کن.

733
01:05:35,782 --> 01:05:39,116
‫حروم‌زاده! ‫کفشش رو بنداز، احمق!

734
01:05:40,199 --> 01:05:43,074
‫جی آی جین! ‫می‌بینم که
این بلا رو سر تو هم آوردن.

735
01:05:44,532 --> 01:05:46,116
‫اولین باره غافلگیرت می‌کنن؟

736
01:05:47,699 --> 01:05:49,199
‫برادران و خواهران!

737
01:05:50,365 --> 01:05:52,407
‫لحظه‌ای در تاریخ می‌رسه که

738
01:05:52,574 --> 01:05:55,907
‫کتاب‌های قبل از ما
دیگه اعتباری ندارن

739
01:05:56,699 --> 01:05:59,532
‫و هر چی به جلو
میره، حقیقت می‌شه.

740
01:06:01,657 --> 01:06:04,282
‫- .باید از خیابون جمعت
کنیم ‫- باید کایرون رو پیدا کنیم.

741
01:06:04,407 --> 01:06:06,741
‫توی این وضع نمی‌تونی
کسی رو پیدا کنی.

742
01:06:09,323 --> 01:06:11,532
‫این سلاح‌های داغون قدیمی
تنها چیزیه که توی انبار داشتیم.

743
01:06:16,239 --> 01:06:18,574
‫هیچ‌وقت با فشنگ اضافه مسلحش نکن.

744
01:06:18,699 --> 01:06:20,032
‫لوله گیر می‌کنه.

745
01:06:22,949 --> 01:06:25,240
‫وقتی شلیک نمی‌کنی، همیشه
رو به پایین نگهش دار. بالا نگیر.

746
01:06:26,240 --> 01:06:27,552
‫پس‌زنیش می‌تونه دستت رو بترکونه.

747
01:06:28,256 --> 01:06:29,072
‫درسته.

748
01:06:29,782 --> 01:06:31,907
‫هر کاری می‌خوای
بکنی، سریع انجامش بده!

749
01:06:32,032 --> 01:06:33,907
‫امشب آزادی‌هامون رو پس می‌گیریم.

750
01:06:34,032 --> 01:06:35,782
‫امشب همون لحظه‌ست!

751
01:06:37,074 --> 01:06:38,449
‫این فرصت ماست!

752
01:06:39,032 --> 01:06:42,449
‫فرصت این‌که به الپایر نشون
بدیم که کنترل‌پذیر نیستیم!

753
01:06:42,574 --> 01:06:45,615
‫این‌که نمی‌ذاریم تبهکارا توی
خیابون‌هامون آزادانه بگردن.

754
01:06:45,699 --> 01:06:47,032
‫آره!

755
01:06:47,158 --> 01:06:49,449
‫این‌که زیر سلطه نمیریم.

756
01:06:50,699 --> 01:06:52,574
‫امشب وقتش رسیده! وارد عمل میشیم!

757
01:06:52,741 --> 01:06:54,949
‫پاتریک، فقط چند
دقیقه وقت داریم تا...

758
01:07:16,282 --> 01:07:17,574
‫داری چیکار می‌کنی؟

759
01:07:18,824 --> 01:07:20,032
‫هدفت کیه؟

760
01:07:53,907 --> 01:07:56,699
‫توی مسیر شلوغ نگهش دارید.
‫می‌خوایم همه‌ی نگاه‌ها به کاروان باشه.

761
01:07:56,824 --> 01:07:58,116
‫- نه!
‫- قربان!

762
01:07:58,407 --> 01:08:00,158
‫یه دور دیگه توی شهر بزن.

763
01:08:00,323 --> 01:08:02,991
‫قربان، شدیداً توصیه می‌کنم
طبق پروتکل دیپلماتیک عمل کنیم.

764
01:08:03,116 --> 01:08:06,323
‫مگه نیکولانجلو رونمایی
سقف سیستین رو تماشا نکرد؟

765
01:08:06,490 --> 01:08:09,949
‫مگه گالیله به
ستاره‌ها چشم ندوخت؟

766
01:08:12,032 --> 01:08:14,615
‫قربان، اگه همین‌طور
جلو بریم، ماهیت‌مون رو...

767
01:08:14,699 --> 01:08:17,240
‫من از مردمم، پس خود مردمم.

768
01:08:17,365 --> 01:08:18,657
‫این پیروزی ماست.

769
01:08:18,991 --> 01:08:21,490
‫قرار نیست از یه اتاق
هیئت مدیره تماشاش کنم.

770
01:09:43,949 --> 01:09:45,657
‫چرا این کارو کردی، رابرت؟

771
01:09:47,699 --> 01:09:51,032
‫مدت‌ها قبل از این‌که من
خیانت کنم زیر نظر بودی.

772
01:09:56,907 --> 01:09:58,490
‫تو نفوذی ایانی.

773
01:10:00,824 --> 01:10:04,824
‫و الرا... فکر کردی این
موضوع چه اثری روش میذاره؟

774
01:10:04,949 --> 01:10:06,032
‫معلومه که فکر کردم!

775
01:10:07,741 --> 01:10:09,490
‫الپایر تو همه‌چی دست داره.

776
01:10:10,449 --> 01:10:11,824
‫و الان دیگه روی زندگی همه!

777
01:10:22,032 --> 01:10:23,074
‫نه!

778
01:10:25,991 --> 01:10:27,158
‫حبرو!

779
01:11:48,866 --> 01:11:51,407
‫- چرا این کارو کردی؟
‫- باید ایان رو بکشیم!

780
01:11:51,574 --> 01:11:54,116
‫دکسون داره یه ویروس ‫توی
سرور اصلی الپایر آپلود می‌کنه.

781
01:11:54,199 --> 01:11:55,199
‫ولم کن!

782
01:12:03,323 --> 01:12:06,074
‫مردم پراکنده شید.

783
01:12:10,239 --> 01:12:12,449
‫سیستم ریبوت می‌شه
اگه ایان رو بکشم.

784
01:12:12,574 --> 01:12:15,449
‫و کد منبع دکسون رو
برای همیشه نابود می‌کنه.

785
01:12:19,239 --> 01:12:21,116
‫لعنتی! اونو دیدی؟

786
01:12:21,239 --> 01:12:24,239
‫برو، هواتو دارم! برای شهر!

787
01:13:44,490 --> 01:13:47,615
‫نکشتنت بزرگ‌ترین
دستاوردم از آب دراومد.

788
01:13:50,490 --> 01:13:54,199
‫- یعنی خودتو ببین!
‫- فرصت دیگه‌ای گیرت نمیاد!

789
01:13:55,657 --> 01:14:00,239
‫شاید حق با تو باشه،
ولی تازه سر شبه.

790
01:14:03,949 --> 01:14:06,116
‫جدی از پشت؟

791
01:14:07,574 --> 01:14:10,323
‫خب بالاخره نوبت تموم
کردن رقصمون رسیده.

792
01:14:12,449 --> 01:14:14,199
‫می‌دونستم کار سرنوشت بود.

793
01:14:14,657 --> 01:14:17,239
‫از همون بار اولی
که توی خونه دیدمت.

794
01:14:19,949 --> 01:14:23,949
‫هردومون اسیر همون عوضی‌ها بودیم.

795
01:14:25,365 --> 01:14:28,240
‫نفرت، انتقام...

796
01:14:30,907 --> 01:14:32,490
‫یه چیزی رو بهم بگو، الرا...

797
01:14:35,949 --> 01:14:38,199
‫برای به دست آوردن اون
دستکش‌ها چیکار کردی؟

798
01:14:43,199 --> 01:14:48,323
‫شب مرگ مادرت رو یادت
میاد؟ توی چشم‌هات می‌دیدمش...

799
01:14:49,949 --> 01:14:52,699
‫من و تو مثل هم بودیم.

800
01:15:08,907 --> 01:15:11,032
‫حسش نمی‌کنی الرا؟

801
01:15:19,449 --> 01:15:23,824
‫عملیات روز دی فعال شده. ‫پس تمام
چیزایی که آماندا براش جنگید نابود شد.

802
01:15:24,158 --> 01:15:28,282
‫قرار نبود اینجوری بشه.
‫گفت می‌تونه کمکش کنه.

803
01:15:29,407 --> 01:15:32,490
‫زنم! ‫گفت می‌تونه
درمانش رو پیدا کنه.

804
01:15:33,824 --> 01:15:35,240
‫چطوری خاموشش کنیم؟

805
01:15:36,282 --> 01:15:37,699
‫چطوری جلوشو بگیریم؟

806
01:15:38,070 --> 01:15:40,096
‫از اینجا نمی‌تونیم متوقفش کنیم،
‫ولی شاید بتونیم زمان بخریم.

807
01:15:40,240 --> 01:15:42,120
‫باید خاموشش کنیم!

808
01:15:44,532 --> 01:15:47,116
‫اسلحه رو بنداز! اسلحه رو بنداز!

809
01:15:48,866 --> 01:15:52,824
‫می‌دونی باید ازت تشکر
کنم که بهم هدف دادی.

810
01:15:58,907 --> 01:16:01,282
‫یه هنرمند واقعی به ندرت
همون موقع شناخته می‌شه.

811
01:16:09,782 --> 01:16:12,782
‫صدای آشناییه، مگه نه؟

812
01:16:15,657 --> 01:16:21,365
‫صدای این‌که هیچ‌کس نمیاد نجاتت
بده. ‫عمیق ترین و درمانده‌ترین لحظه.

813
01:16:22,490 --> 01:16:27,574
‫سکوت تکان‌دهنده‌ی عدالت.

814
01:16:29,365 --> 01:16:31,949
‫این چیزیه که شخصیت
ما رو شکل میده!

815
01:16:35,407 --> 01:16:38,158
‫به وجودمون جون میده.

816
01:17:21,282 --> 01:17:22,824
‫حالا اینو حس کن.

817
01:17:43,199 --> 01:17:47,032
‫تمام اون مدت ازت متنفر بودم،
چون مثل یه سگ حبس‌م کرده بودی.

818
01:17:49,574 --> 01:17:51,032
‫چاره‌ای نداشتم.

819
01:17:51,116 --> 01:17:53,741
‫خیلی قبل‌تر از این‌که ایان ‫ساعت
رو به دستت ببنده، قاتل بودی.

820
01:17:53,824 --> 01:17:55,199
‫من فقط یه بازمانده بودم!

821
01:17:57,872 --> 01:18:00,780
‫ولی خب گذشته‌ها گذشته، درسته؟

822
01:18:02,116 --> 01:18:04,991
‫چون حالا همه می‌فهمن
درماندگی یعنی چی.

823
01:18:05,866 --> 01:18:09,991
‫وقتی این فعال بشه...
و همه بفهمن که...

824
01:18:10,449 --> 01:18:15,074
‫هیچ امیدی نیست، هیچ راه
فرار و آینده‌ای وجود نداره...

825
01:18:15,699 --> 01:18:18,824
‫اون‌وقته که می‌فهمیم
حقیقت کی برنده میشه!

826
01:18:20,240 --> 01:18:21,449
‫تا اون موقع...

827
01:18:32,824 --> 01:18:35,699
‫ما وقت نداریم.

828
01:18:44,158 --> 01:18:47,407
‫تا امشب، تو رو یک
اشتباه می‌دونستیم،

829
01:18:48,116 --> 01:18:52,032
‫یه اشتباه باورنکردنی
که الان دیگه تموم میشه.

830
01:18:53,158 --> 01:18:54,323
‫نگاه کن!

831
01:18:55,199 --> 01:18:57,824
‫حتی تو هم می‌تونی
جلوی آینده زانو بزنی...

832
01:18:58,532 --> 01:19:00,282
‫و چشم‌هاشو ببوسی.

833
01:19:02,282 --> 01:19:03,991
‫تو مادرم رو کشتی.

834
01:19:04,449 --> 01:19:08,949
‫و با این میراث بهش
احترام گذاشتم. نمی‌بینی؟

835
01:19:14,574 --> 01:19:15,824
‫خاموشش کن!

836
01:19:17,449 --> 01:19:20,991
‫همین الان خاموشش کن!

837
01:19:21,866 --> 01:19:23,991
‫الان فقط تو قدرتشو داری.

838
01:19:27,699 --> 01:19:31,532
‫اومدی کارت رو انجام بدی،
یه جون رو بگیری، درسته؟

839
01:19:33,116 --> 01:19:35,240
‫واقعاً انقدر با هم فرق داریم؟

840
01:19:44,304 --> 01:19:47,040
‫منو بکشی و حرف کسی
رو باور کنی که تازه دیدیش؟

841
01:19:48,074 --> 01:19:51,032
‫باور کنی این کار برنامه‌ی
اونیکس رو متوقف می‌کنه؟

842
01:19:53,282 --> 01:19:56,323
‫یا پادزهر رو بگیری
و به من ملحق شی.

843
01:19:59,158 --> 01:20:01,574
‫می‌خوای کسی باشی که
مسیر آینده رو شکل میده؟

844
01:20:06,907 --> 01:20:08,239
‫بابا، چشم‌هاتو باز کن.

845
01:20:14,657 --> 01:20:15,824
‫لعنتی!

846
01:20:16,532 --> 01:20:19,949
‫الگوریتم بهم نشون
داده که ما تشنه‌ی نظمیم.

847
01:20:21,074 --> 01:20:23,657
‫این نسخه از بشر قابل نجات نیست.

848
01:20:24,657 --> 01:20:26,574
‫وقتشه همه‌چی فرو بریزه.

849
01:20:26,657 --> 01:20:29,239
‫تو ثابت کردی مثل
من یه بازمانده‌ای.

850
01:20:29,323 --> 01:20:32,158
‫بیشتر از چیزی که این
بتونه بفهمه، می‌فهمی.

851
01:20:33,282 --> 01:20:37,615
‫دستمو بگیر، پسر! ‫الان وقتشه
سرنوشتت رو عوض کنی.

852
01:20:39,449 --> 01:20:40,782
‫خودم سرنوشت خودمو می‌سازم!

853
01:20:40,806 --> 01:20:51,806
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
