1
00:05:33,462 --> 00:05:34,898
‫- سرورم.
‫- هوم؟

2
00:05:34,942 --> 00:05:37,901
‫مـ... می‌خواد باهاتون صحبت کنه.

3
00:05:37,925 --> 00:05:47,925
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

4
00:05:47,949 --> 00:05:52,949
تــرجــمـــه از نیــمـا
Kamikaze

5
00:06:04,188 --> 00:06:05,668
‫هملت، بیا.

6
00:06:06,886 --> 00:06:09,237
‫بازگشتت به انگلستان رو خیلی خوشامد می‌گم.

7
00:06:12,805 --> 00:06:15,373
‫هرچند هنوز یادِ برادر عزیزمون...

8
00:06:15,417 --> 00:06:19,160
‫...توی خاطرمون زنده است،

9
00:06:19,203 --> 00:06:23,903
‫و شایسته است که قلبمون رو غرق در ماتم کنیم،

10
00:06:23,947 --> 00:06:26,036
‫اما عقل چنان با طبیعت به توافق رسیده،

11
00:06:26,080 --> 00:06:28,386
‫که با اندوهی عاقلانه به یادش باشیم

12
00:06:28,430 --> 00:06:31,389
‫و در عین حال، به فکر خودمون هم باشیم.

13
00:06:32,825 --> 00:06:36,133
‫پس حالا، گرترود،

14
00:06:36,177 --> 00:06:39,397
‫که زمانی زن‌برادر و حالا ملکه‌ی ماست رو،

15
00:06:39,441 --> 00:06:42,705
‫با شادیِ آمیخته به غمی،

16
00:06:42,748 --> 00:06:46,839
‫با لبخندی در عزا و مرثیه‌ای در عروسی...

17
00:06:48,928 --> 00:06:50,843
‫...به همسریِ خودمون درمیاریم.

18
00:06:55,239 --> 00:06:57,502
‫در این راه از خرد و مشورت شما هم بی‌بهره نبودیم،

19
00:06:57,546 --> 00:06:59,939
‫که با میل و رغبت با این وصلت موافقت کردید.

20
00:06:59,983 --> 00:07:02,420
‫از همگی ممنونم.

21
00:07:02,464 --> 00:07:06,337
‫برای حفظ آبروی اون...

22
00:07:06,381 --> 00:07:08,252
‫...سنتِ صلح و آرامش رو برقرار نگه می‌داریم.

23
00:07:14,476 --> 00:07:16,173
‫هملتِ عزیزم...

24
00:07:17,740 --> 00:07:19,133
‫...این رختِ عزا رو از تنت دربیار

25
00:07:19,176 --> 00:07:21,222
‫و با چشمِ دوستی به عموت نگاه کن.

26
00:07:22,571 --> 00:07:25,182
‫ما هم تا وقتی پدرِ بیمارت زنده بود غصه‌اش رو خوردیم.

27
00:07:27,184 --> 00:07:29,186
‫خودت می‌دونی که این یه رسمِ طبیعته پسرم...

28
00:07:30,579 --> 00:07:32,233
‫...هر زنده‌ای یه روز می‌میره.

29
00:07:32,276 --> 00:07:34,974
‫بله، مادر، یه رسمِ طبیعته.

30
00:07:38,674 --> 00:07:41,807
‫این از ذاتِ شیرین و قابل‌ستایشِ توئه، هملت...

31
00:07:43,157 --> 00:07:45,202
‫...که این‌طور وظیفه‌ی سوگواری برای پدرت رو به جا میاری.

32
00:07:45,246 --> 00:07:47,422
‫اما باید بدونی که پدرت هم پدرش رو از دست داد.

33
00:07:47,465 --> 00:07:49,598
‫اون پدر هم پدرِ خودش رو.

34
00:07:49,641 --> 00:07:52,862
‫و ما بازمانده‌ها، در شایسته‌ترین حالت، موظفیم

35
00:07:52,905 --> 00:07:56,126
‫تا مدتی براش عزاداری کنیم.

36
00:07:57,823 --> 00:08:01,523
‫پس این پافشاری و لجبازی در سوگواری،

37
00:08:01,566 --> 00:08:03,090
‫نشونه‌ی...

38
00:08:04,526 --> 00:08:07,050
‫...یه کله‌شقیِ کفرآمیزه.

39
00:08:07,094 --> 00:08:09,400
‫این یه اندوهِ غیرمردونه است.

40
00:08:09,444 --> 00:08:13,796
‫اما ازت می‌خوایم که ما رو مثل پدر خودت بدونی.

41
00:08:15,928 --> 00:08:17,278
‫بذار همه دنیا بدونن،

42
00:08:17,321 --> 00:08:20,890
‫تو نزدیک‌ترین شخص به تاج و تختِ مایی.

43
00:08:23,806 --> 00:08:27,114
‫نذار دعاهای مادرت بی‌جواب بمونه، هملت.

44
00:08:29,812 --> 00:08:32,075
‫ازت خواهش می‌کنم پیش ما بمون.

45
00:08:43,478 --> 00:08:47,960
‫با تمامِ وجودم از شما اطاعت می‌کنم، مادر.

46
00:08:52,835 --> 00:08:55,490
‫این یه جوابِ عاشقانه و زیباست.

47
00:08:56,969 --> 00:08:58,928
‫اینجا تو انگلستان، عین خونه‌ی خودت راحت باش.

48
00:08:58,971 --> 00:09:00,408
‫بیا بریم.

49
00:09:00,451 --> 00:09:03,454
‫قبل از رفتنت، یادت می‌دیم چطور حسابی بنوشی.

50
00:09:28,044 --> 00:09:29,915
‫می‌گن آدمِ پیر، دو بار بچگی می‌کنه.

51
00:09:32,004 --> 00:09:34,181
‫امشب با ما میای؟

52
00:09:34,964 --> 00:09:37,053
‫شما بفرمایید، سرورم.

53
00:10:46,688 --> 00:10:48,559
‫آه...

54
00:10:48,603 --> 00:10:51,214
‫کاش این جسمِ...

55
00:10:51,258 --> 00:10:55,174
‫این جسمِ بیش از حد آلوده ذوب می‌شد،

56
00:10:55,218 --> 00:10:58,569
‫آب می‌شد و به شبنم تبدیل می‌شد.

57
00:11:01,398 --> 00:11:04,053
‫یا ای کاش پروردگار،

58
00:11:04,096 --> 00:11:05,533
‫قانونش رو بر ضدِ خودکشی بنا نکرده بود.

59
00:11:05,576 --> 00:11:07,056
‫خدایا.

60
00:11:07,099 --> 00:11:08,536
‫خدای من...

61
00:11:14,933 --> 00:11:18,328
‫...چقدر خسته‌کننده، کهنه،

62
00:11:18,372 --> 00:11:25,074
‫بی‌روح و بی‌فایده به نظر میاد؛ همه‌ی رسم و رسوم این دنیا.

63
00:11:25,117 --> 00:11:28,425
‫لعنت بهش، لعنت.

64
00:11:28,469 --> 00:11:32,951
‫مثل یه باغِ هرزه‌ست که به حالِ خودش رها شده.

65
00:11:32,995 --> 00:11:37,434
‫و فقط چیزای پست و زننده توش رشد می‌کنن،

66
00:11:37,478 --> 00:11:39,567
‫آخه باید به اینجا می‌کشید؟

67
00:11:43,005 --> 00:11:46,443
‫یـ... یه پادشاهِ بی‌نظیر،

68
00:11:46,487 --> 00:11:51,622
‫که در برابر این یکی، مثل خدای نور بود در برابر یه هیولا.
‫(هایپریون و ساتیر: کنایه از تفاوت زیبایی و زشتی در اساطیر یونان)

69
00:11:51,666 --> 00:11:54,364
‫اون‌قدر مادرم رو دوست داشت که حتی اجازه نمی‌داد...

70
00:11:54,408 --> 00:11:57,585
‫...نسیمِ بهشت هم با صورتش خشن برخورد کنه.

71
00:11:57,628 --> 00:11:59,151
‫ای دادِ بیداد.

72
00:11:59,195 --> 00:12:01,240
‫حتماً باید یادم بیاد؟

73
00:12:04,287 --> 00:12:08,552
‫اون همیشه آویزونِ پدرم بود...

74
00:12:08,596 --> 00:12:12,295
‫انگار هرچی بیشتر از عشقش می‌نوشید، تشنه‌تر می‌شد.

75
00:12:12,339 --> 00:12:14,210
‫و با این حال، کمتر از یه هفته؟

76
00:12:14,253 --> 00:12:18,780
‫خدای من، یه حیوونِ زبون‌بسته که عقل و فهم نداره هم
‫بیشتر از این عزاداری می‌کرد.

77
00:12:18,823 --> 00:12:20,738
‫عزاداریش باید بیشتر طول می‌کشید.

78
00:12:22,740 --> 00:12:24,612
‫ازدواج با عموی من؟

79
00:12:28,877 --> 00:12:30,618
‫برادرِ پدرم؟

80
00:12:30,661 --> 00:12:34,404
‫اون همون‌قدر شبیه پدرمه که من شبیه هرکولم.

81
00:12:34,448 --> 00:12:36,972
‫توی کمتر از یه هفته شوهر کرد؟

82
00:12:40,715 --> 00:12:43,457
‫با چه سرعتِ شرم‌آوری،

83
00:12:43,500 --> 00:12:50,594
‫با چه عجله‌ای پرید توی اون رختخوابِ گناه‌آلود.

84
00:12:54,381 --> 00:12:59,037
‫این کار اصلاً درست نیست
‫و عاقبتِ خوبی هم نداره.

85
00:13:06,001 --> 00:13:10,484
‫اما بشکن ای قلبِ من، که باید دهنم رو بسته نگه دارم.

86
00:13:57,966 --> 00:13:59,358
‫هملت.

87
00:14:19,901 --> 00:14:22,207
‫به خونه خیلی خوش اومدی.

88
00:14:29,301 --> 00:14:31,739
‫تو السینور چی‌کار می‌کنی؟
‫(السینور: نام قلعه‌ی پادشاهی)

89
00:14:31,782 --> 00:14:33,175
‫سرورم؟

90
00:14:34,568 --> 00:14:36,657
‫اومدم تا تو مراسم خاکسپاریِ پدرتون شرکت کنم.

91
00:14:36,700 --> 00:14:38,615
‫خواهش می‌کنم مسخره‌ام نکن.

92
00:14:38,659 --> 00:14:41,836
‫فکر کنم اومدی عروسیِ مادرم رو ببینی.

93
00:14:41,879 --> 00:14:43,315
‫راستش رو بخواید بله.

94
00:14:44,360 --> 00:14:46,057
‫خیلی سریع اتفاق افتاد.

95
00:14:47,537 --> 00:14:49,974
‫غذاهای مراسمِ ختم رو گذاشتن سرد بشه...

96
00:14:50,018 --> 00:14:51,106
‫...و تو عروسی دادن به خوردِ مهمون‌ها.

97
00:14:58,200 --> 00:15:00,724
‫خوشحالم که می‌بینم حالت خوبه.

98
00:15:01,986 --> 00:15:03,945
‫سرورِ عزیزم.

99
00:15:03,988 --> 00:15:06,338
‫منم از دیدنت خیلی خوشحالم.

100
00:15:08,253 --> 00:15:11,169
‫دیگه داره حالم از این وضعیت به هم می‌خوره.

101
00:15:23,181 --> 00:15:24,966
‫پادشاهِ خوبی بود.

102
00:15:25,009 --> 00:15:26,837
‫یه مردِ واقعی بود.

103
00:15:28,056 --> 00:15:29,361
‫در یک کلام بخوام بگم...

104
00:15:29,405 --> 00:15:31,102
‫...دیگه هیچ‌وقت لنگه‌اش رو نمی‌بینم.

105
00:15:31,146 --> 00:15:33,496
‫عموتون چطور؟

106
00:15:36,717 --> 00:15:41,069
‫اون که حسابی داره با مقام و جایگاهش عشق‌بازی می‌کنه.

107
00:15:46,378 --> 00:15:48,903
‫انگار دارم پدرم رو می‌بینم.

108
00:16:05,615 --> 00:16:08,487
‫بفرمایید سرورم، ما منتظرتون هستیم.

109
00:16:10,228 --> 00:16:11,795
‫هوم.

110
00:16:11,839 --> 00:16:15,494
‫در مورد این پسر و ابراز علاقه‌اش، خواهرِ عزیزم.

111
00:16:15,538 --> 00:16:18,541
‫فقط به چشم یه هوسِ زودگذر و اقتضای جوونی بهش نگاه کن.

112
00:16:18,585 --> 00:16:21,152
‫یه هیجانِ موقتیه.

113
00:16:21,196 --> 00:16:23,851
‫شیرینه، اما موندگار نیست.

114
00:16:23,894 --> 00:16:26,462
‫فقط عطر و بوی یه لحظه‌ست، نه بیشتر.

115
00:16:26,505 --> 00:16:27,985
‫یعنی فقط همین؟

116
00:16:28,029 --> 00:16:30,074
‫بیشتر از این روش حساب نکن.

117
00:16:30,858 --> 00:16:33,991
‫شاید الان دوستت داشته باشه، اما باید بترسی...

118
00:16:35,166 --> 00:16:38,648
‫...چون به خاطرِ جایگاه و مقامش،

119
00:16:38,692 --> 00:16:41,782
‫نمی‌تونه خودش برای خودش تصمیم بگیره.

120
00:16:50,486 --> 00:16:52,357
‫ما باید دستورِ مادرتون رو اجرا کنیم.

121
00:16:52,401 --> 00:16:55,883
‫رفتارِ شما باعث حیرت و تعجبش شده.

122
00:16:59,713 --> 00:17:02,629
‫چه پسرِ فوق‌العاده‌ای که می‌تونه این‌طور مادرش رو حیرت‌زده کنه.

123
00:19:29,340 --> 00:19:30,864
‫هملت.

124
00:19:44,791 --> 00:19:46,531
‫کی اونجاست؟

125
00:19:58,805 --> 00:20:00,589
‫خواهش می‌کنم جواب بده، کی اونجاست؟

126
00:21:32,637 --> 00:21:34,857
‫همون‌جا وایستا. تو چی هستی؟

127
00:21:54,224 --> 00:21:55,573
‫بابا؟

128
00:22:27,562 --> 00:22:29,303
‫بگو، دلیلِ این کارا چیه؟

129
00:22:31,479 --> 00:22:33,742
‫برای چی؟ من باید چی‌کار کنم؟

130
00:22:34,656 --> 00:22:35,744
‫حالا داری من رو کجا می‌بری؟

131
00:22:35,787 --> 00:22:38,181
‫حرف بزن. دیگه جلوتر نمیام.

132
00:22:39,791 --> 00:22:41,619
‫گوش کن.

133
00:22:43,273 --> 00:22:44,622
‫می‌شنوم.

134
00:22:44,971 --> 00:22:47,190
‫دیگه وقتم داره تموم می‌شه.

135
00:22:48,670 --> 00:22:54,763
‫وقتی که باید خودم رو به شعله‌های سوزان و عذاب‌آور تسلیم کنم.

136
00:22:56,504 --> 00:22:58,810
‫حرف بزن. من موظفم که گوش کنم.

137
00:22:59,072 --> 00:23:01,857
‫و همون‌قدر هم موظفی که انتقام بگیری.

138
00:23:04,033 --> 00:23:05,252
‫چی؟

139
00:23:10,822 --> 00:23:13,912
‫من روحِ پدرت هستم.

140
00:23:16,524 --> 00:23:20,528
‫محکومم که تا مدتی، شب‌ها سرگردون باشم...

141
00:23:21,485 --> 00:23:24,488
‫...و روزها تو آتش بسوزم و گرسنگی بکشم،

142
00:23:24,532 --> 00:23:28,449
‫تا وقتی که گناهانِ کثیفِ دورانِ زندگیم...

143
00:23:28,492 --> 00:23:31,017
‫...توی آتش بسوزن و پاک بشن.

144
00:23:31,843 --> 00:23:35,543
‫اگه تا حالا پدرِ عزیزت رو دوست داشتی...

145
00:23:35,760 --> 00:23:37,893
‫خدای من.

146
00:23:38,459 --> 00:23:43,029
‫...انتقامِ این قتلِ کثیف و ناجوانمردانه رو بگیر.

147
00:23:45,814 --> 00:23:47,250
‫قتل؟

148
00:23:47,294 --> 00:23:51,820
‫همه‌جا پر کردن که وقتی تو اتاقم خواب بودم،

149
00:23:51,863 --> 00:23:54,692
‫یه بیماری جونم رو گرفت.

150
00:23:55,998 --> 00:23:59,175
‫اما بدون پسرِ نجیبم،

151
00:23:59,219 --> 00:24:03,875
‫اون بیماری‌ای که جونِ پدرت رو گرفت...

152
00:24:04,702 --> 00:24:07,357
‫...الان تاجِ پادشاهیش رو به سر گذاشته.

153
00:24:08,358 --> 00:24:09,881
‫عموم؟

154
00:24:10,317 --> 00:24:11,840
‫آره.

155
00:24:11,883 --> 00:24:14,712
‫اون حیوونِ زناکار و کثیف،

156
00:24:14,756 --> 00:24:19,891
‫با چرب‌زبونیِ جادوییش و هدیه‌های خائنانه‌اش،

157
00:24:19,935 --> 00:24:24,200
‫ملکه‌ی به‌ظاهر پاکدامنم رو این‌طور فریب داد -

158
00:24:25,245 --> 00:24:27,943
‫و پادشاهیم رو!

159
00:24:29,249 --> 00:24:31,077
‫می‌خوام خلاصه بگم.

160
00:24:31,599 --> 00:24:33,470
‫وقتی تو اتاقم خوابیده بودم،

161
00:24:33,514 --> 00:24:38,823
‫تو امن‌ترین لحظه‌ام، عموت یواشکی اومد -

162
00:24:39,259 --> 00:24:42,392
‫و تو مجرای گوشم یه زهرِ کشنده ریخت...

163
00:24:42,436 --> 00:24:46,092
‫که مثل جیوه سریع عمل کرد...

164
00:24:46,135 --> 00:24:50,531
‫و تو رگ‌های پاک و خونِ سالمم دوید.

165
00:24:50,574 --> 00:24:53,099
‫این‌جوری کارم تموم شد!

166
00:24:56,493 --> 00:24:59,670
‫اگه هنوز رگ و ریشه‌ای تو تنت هست،

167
00:24:59,714 --> 00:25:02,108
‫در برابرش ساکت نمون.

168
00:25:03,413 --> 00:25:05,763
‫خدانگهدار.

169
00:25:06,460 --> 00:25:08,462
‫خدانگهدار.

170
00:25:09,593 --> 00:25:12,118
‫من رو به خاطر بسپار.

171
00:25:55,161 --> 00:25:57,424
‫دیدمش، اوفلیا.

172
00:25:57,467 --> 00:26:00,122
‫کی رو، سرورم؟

173
00:26:02,211 --> 00:26:04,996
‫تو تاریکیِ مطلق، درست وسطِ شب،

174
00:26:05,040 --> 00:26:09,175
‫اومد جلوم، و با یه قدم‌زدنِ سنگین...

175
00:26:09,218 --> 00:26:11,699
‫با اون چشم‌های ماتم‌زده و پر از وحشتش...

176
00:26:11,742 --> 00:26:13,179
‫کی رو دیدی؟

177
00:26:13,222 --> 00:26:15,703
‫خدای من، پادشاه رو، پدرم رو!

178
00:26:15,746 --> 00:26:17,705
‫پادشاه، پدرت رو؟

179
00:26:28,019 --> 00:26:30,718
‫یه روح بود.

180
00:26:30,761 --> 00:26:32,720
‫من پدرم رو می‌شناسم.

181
00:26:32,763 --> 00:26:36,245
‫مثل کفِ دستم می‌شناسمش.

182
00:26:36,289 --> 00:26:37,855
‫اما...

183
00:26:39,770 --> 00:26:41,119
‫کجا بود؟

184
00:26:41,163 --> 00:26:42,164
‫همون‌جا، بیرون تو شهر، همون‌جا که می‌سازیم...

185
00:26:42,208 --> 00:26:44,340
‫قیافه‌اش چطور بود، اخم کرده بود؟

186
00:26:44,384 --> 00:26:46,386
‫چهره‌اش بیشتر غمگین بود تا عصبانی.

187
00:26:46,429 --> 00:26:49,519
‫- رنگ‌پریده بود یا سرخ؟
‫- خیلی رنگ‌پریده بود.

188
00:26:50,651 --> 00:26:51,913
‫و بهت خیره شده بود؟

189
00:26:51,956 --> 00:26:54,089
‫زل زده بود بهم.

190
00:26:56,091 --> 00:26:58,441
‫ای کاش منم اونجا بودم.

191
00:26:58,485 --> 00:27:01,705
‫یه آدمِ پست و حروم‌زاده تو خونه‌ی ماست،

192
00:27:01,749 --> 00:27:03,751
‫همین‌جا تو خونه‌مون.

193
00:27:03,794 --> 00:27:05,013
‫نیازی به یه روح نیست سرورم،

194
00:27:05,056 --> 00:27:06,101
‫که از گور بیاد تا این رو بهمون بگه.

195
00:27:06,144 --> 00:27:08,016
‫آره، حق با توئه.

196
00:27:08,756 --> 00:27:11,324
‫عموم...

197
00:27:12,325 --> 00:27:15,589
‫...باعث و بانیِ همه‌ی ایناست.

198
00:27:16,938 --> 00:27:20,550
‫و اونایی که تا وقتی پدرم زنده بود سایه‌اش رو با تیر می‌زدن...

199
00:27:20,594 --> 00:27:24,815
‫حالا نفری بیست، چهل، پنجاه، صدهزار تا پول می‌دن...

200
00:27:24,859 --> 00:27:27,296
‫تا بتونن خودشون رو تو دلش جا کنن.

201
00:27:27,340 --> 00:27:30,386
‫ای وایِ من، این خیلی عجیبه.

202
00:27:30,430 --> 00:27:32,693
‫پس مثل یه غریبه بهش خوشامد بگو.

203
00:27:32,736 --> 00:27:37,088
‫چیزای خیلی بیشتری تو زمین و آسمون هست، اوفلیا،

204
00:27:37,132 --> 00:27:38,568
‫که تو عقل و منطقِ تو نمی‌گنجه.

205
00:27:38,612 --> 00:27:43,181
‫و افکارِ ما به اندازه‌ی خونه‌ی شیاطین کثیفه.

206
00:27:47,011 --> 00:27:49,275
‫بیا اینجا، یه خواهش کوچیک ازت دارم.

207
00:27:56,325 --> 00:27:58,414
‫چیه، سرورم؟

208
00:27:58,458 --> 00:28:00,634
‫هیچ‌وقت به کسی نگو که امشب چی دیدم.

209
00:28:02,026 --> 00:28:04,725
‫مهم نیست چقدر عجیب یا غیرعادی رفتار کردم...

210
00:28:04,768 --> 00:28:06,204
‫چون ممکنه از این به بعد لازم باشه...

211
00:28:06,248 --> 00:28:09,425
‫خودم رو به دیوونگی بزنم...

212
00:28:10,470 --> 00:28:11,949
‫...که تو توی همچین مواقعی،

213
00:28:11,993 --> 00:28:15,953
‫وقتی من رو می‌بینی، هرگز نگی که می‌دونی من چی دیدم...

214
00:28:16,867 --> 00:28:18,391
‫...به این قسم بخور.

215
00:28:24,266 --> 00:28:26,050
‫قسمش رو بگید، سرورم...

216
00:28:26,094 --> 00:28:28,923
‫این‌که هرگز درباره‌ی چیزایی که گفتم...

217
00:28:28,966 --> 00:28:31,926
‫حرفی نزنی،

218
00:28:31,969 --> 00:28:34,363
‫و از کارام به کسی چیزی نگی.

219
00:28:34,407 --> 00:28:37,323
‫قسم بخور، تا لطف و رحمتِ خدا...

220
00:28:37,366 --> 00:28:40,064
‫تو لحظاتِ سختی به دادت برسه.

221
00:28:47,333 --> 00:28:50,336
‫همین مکان به‌خودیِ خود، افکارِ جنون‌آمیزی رو...

222
00:28:50,379 --> 00:28:53,469
‫بی‌هیچ دلیلی تو ذهنِ هر کسی می‌ندازه.

223
00:28:55,384 --> 00:28:59,214
‫ممکنه عقلت رو ازت بگیره.

224
00:29:02,304 --> 00:29:04,741
‫عموم رو زیر نظر داشته باش.

225
00:29:07,091 --> 00:29:12,488
‫اگه اون عذاب وجدانِ کثیفش الان خودش رو نشون نده،

226
00:29:12,532 --> 00:29:14,490
‫پس اون چیزی که دیدم یه روحِ شیطانی بوده.

227
00:29:14,534 --> 00:29:16,405
‫داره دیوونه‌ات می‌کنه.

228
00:29:18,233 --> 00:29:20,191
‫بهش فکر کن.

229
00:29:23,891 --> 00:29:25,458
‫خواهیم دید.

230
00:29:27,590 --> 00:29:29,244
‫خواهیم دید.

231
00:30:23,080 --> 00:30:25,779
‫هملت.

232
00:30:25,822 --> 00:30:26,867
‫هوم؟

233
00:31:01,292 --> 00:31:02,642
‫عالیه.

234
00:31:10,476 --> 00:31:11,999
‫هوم.

235
00:31:12,042 --> 00:31:15,611
‫این‌که آدم می‌تونه مدام لبخند بزنه
‫و بازم یه ذاتِ کثیف داشته باشه.

236
00:31:20,398 --> 00:31:23,053
‫حداقل مطمئنم تو خونه‌ی ما که این‌جوریه.

237
00:33:04,111 --> 00:33:06,417
‫حالِ سرورم هملتِ عزیز چطوره، هوم؟

238
00:33:09,420 --> 00:33:11,727
‫خوبم، خدا رو شکر.

239
00:33:14,077 --> 00:33:15,557
‫من رو می‌شناسید، سرورم؟

240
00:33:15,601 --> 00:33:17,820
‫خیلی خوب می‌شناسمت.

241
00:33:17,864 --> 00:33:20,562
‫- تو یه ماهی‌فروشی.
‫- ها!

242
00:33:20,606 --> 00:33:23,565
‫من نیستم، سرورم.

243
00:33:23,609 --> 00:33:26,742
‫آه، پس کاش به همون اندازه آدمِ شریفی بودی.

244
00:33:26,786 --> 00:33:29,615
‫شریف، سرورم؟

245
00:33:29,658 --> 00:33:31,704
‫آره آقا، تو این دوره زمونه، آدمِ شریف بودن...

246
00:33:31,747 --> 00:33:34,924
‫...یعنی یه نفر از بین ده‌هزار نفر.

247
00:33:39,015 --> 00:33:40,626
‫دختر داری؟

248
00:33:40,669 --> 00:33:42,628
‫باز گیر داد به دخترم؟

249
00:33:42,671 --> 00:33:44,934
‫با این حال اولش من رو نشناختید. گفتید ماهی‌فروشم.

250
00:33:55,292 --> 00:33:57,643
‫چی می‌خونید، سرورم؟

251
00:34:00,950 --> 00:34:02,343
‫کلمه.

252
00:34:05,172 --> 00:34:06,260
‫کلمه، کلمه.

253
00:34:09,698 --> 00:34:11,439
‫بهتره از این هوای خفه برید بیرون، سرورم.

254
00:34:11,482 --> 00:34:14,964
‫اوه. کجا برم، تو گورم؟

255
00:34:15,008 --> 00:34:17,837
‫بعضی وقتا جواب‌هاتون چقدر پرمعنیه.

256
00:34:18,707 --> 00:34:22,363
‫آه، این از اون نبوغیه که فقط تو دیوونگی پیدا می‌شه.

257
00:34:23,320 --> 00:34:24,626
‫سرورم...

258
00:34:27,890 --> 00:34:30,719
‫...اجازه می‌دید مرخص بشم؟ یا...

259
00:34:30,763 --> 00:34:32,852
‫هیچ‌چیزی نمی‌تونی ازم بگیری...

260
00:34:32,895 --> 00:34:34,810
‫...که خودم با کمالِ میل حاضر به دل کندن ازش نباشم.

261
00:34:36,507 --> 00:34:38,988
‫به جز جونم.

262
00:34:39,032 --> 00:34:40,511
‫نه، به جز جونم.

263
00:34:54,395 --> 00:34:56,092
‫به جز جونم.

264
00:35:04,492 --> 00:35:06,494
‫خدا حفظت کنه، آقا.

265
00:35:07,408 --> 00:35:09,453
‫اوه، دوستِ عالی و عزیزم.

266
00:35:10,193 --> 00:35:11,499
‫حالت چطوره؟

267
00:35:11,542 --> 00:35:14,067
‫خوشحالم، از این بابت که هیچ‌وقت خوشحال نیستم.

268
00:35:14,110 --> 00:35:15,764
‫ای بابا.

269
00:35:15,808 --> 00:35:19,028
‫اما خدایی، چی شد که امروز دربار رو ول کردی و اومدی اینجا؟

270
00:35:19,899 --> 00:35:22,466
‫یه حسِ ولگردی و فرار از کار، سرورِ عزیزم.

271
00:35:22,510 --> 00:35:23,990
‫محاله بذارم دشمنت هم همچین حرفی پشتِ سرت بزنه.

272
00:35:24,033 --> 00:35:27,471
‫می‌دونم ولگرد نیستی، این حرفتم دروغه.

273
00:35:28,995 --> 00:35:31,649
‫بذار یه کم دقیق‌تر ازت بپرسم.

274
00:35:32,563 --> 00:35:34,043
‫احضارت نکرده بودن؟

275
00:35:50,451 --> 00:35:51,713
‫خودت دلت خواست بیای؟

276
00:35:51,757 --> 00:35:54,237
‫این یه ملاقاتِ دوستانه‌ست؟

277
00:35:54,281 --> 00:35:56,500
‫هوم؟ زود باش.

278
00:35:56,544 --> 00:35:59,329
‫- یالا، باهام روراست باش.
‫- چی باید بگم، سرورم؟

279
00:35:59,373 --> 00:36:00,940
‫اوه، هیچی، فقط برو سرِ اصلِ مطلب.

280
00:36:00,983 --> 00:36:04,204
‫می‌دونم پادشاه و ملکه‌ی مهربونمون احضارت کردن اینجا.

281
00:36:04,247 --> 00:36:06,989
‫سرورم، اونا من رو فرستادن...

282
00:36:07,033 --> 00:36:08,512
‫اوهوم.

283
00:36:08,556 --> 00:36:09,644
‫...تا یکم سرگرمت کنم و حالت رو جا بیارم.

284
00:36:09,687 --> 00:36:11,907
‫یا اومدی بفهمی...

285
00:36:11,951 --> 00:36:15,693
‫...چه دردِ ناشناخته‌ای این‌طوری به جونم افتاده؟

286
00:36:15,737 --> 00:36:18,087
‫که اگه کشفش کنیم، می‌تونیم درمانش کنیم.

287
00:36:18,131 --> 00:36:20,437
‫تو خیلی تغییر کردی.

288
00:36:21,308 --> 00:36:23,092
‫این همه سال نبودی.

289
00:36:23,136 --> 00:36:26,182
‫این‌قدر از اون شادی و حال و هوای قبلیت فاصله گرفتی.

290
00:36:43,591 --> 00:36:46,333
‫تازگی‌ها، خودمم نمی‌دونم چرا،

291
00:36:46,376 --> 00:36:48,683
‫تمامِ دلخوشی و انگیزه‌ام رو از دست دادم.

292
00:36:49,466 --> 00:36:50,859
‫هوم.

293
00:36:50,903 --> 00:36:53,862
‫دست از تمامِ کارها و تفریحاتم کشیدم.

294
00:36:57,213 --> 00:36:59,737
‫و چنان حسِ سنگینی روی دوشم افتاده...

295
00:36:59,781 --> 00:37:03,045
‫...که این کره‌ی خاکی با تمامِ عظمتش،

296
00:37:03,089 --> 00:37:05,831
‫برام مثل یه صخره‌ی خشک و بی‌روحه.

297
00:37:08,007 --> 00:37:11,053
‫آدمیزاد چه شاهکاریه.

298
00:37:13,316 --> 00:37:15,144
‫چقدر در عقل و خرد نجیبه...

299
00:37:16,363 --> 00:37:19,235
‫...چقدر در توانایی‌هاش بی‌حد و مرزه،

300
00:37:19,279 --> 00:37:22,543
‫در ظاهر و حرکت، چقدر شبیه یه فرشته‌ست...

301
00:37:23,718 --> 00:37:26,416
‫...در درک و فهم، چقدر شبیه به خداست.

302
00:37:26,460 --> 00:37:32,858
‫اما برای من، این عصاره‌ی خاک چه ارزشی داره؟

303
00:37:38,820 --> 00:37:40,430
‫آدمیزاد اصلاً برام جذابیتی نداره.

304
00:37:45,522 --> 00:37:47,873
‫زن‌ها هم همین‌طور،

305
00:37:47,916 --> 00:37:49,831
‫هرچند لبخندی که می‌زنی یه چیز دیگه می‌گه.

306
00:37:49,875 --> 00:37:52,225
‫سرورم، من اصلاً همچین فکری تو سرم نبود.

307
00:37:52,268 --> 00:37:54,880
‫پس چرا وقتی گفتم
‫«آدمیزاد برام جذابیتی نداره» خندیدی؟

308
00:37:54,923 --> 00:37:57,534
‫به این فکر کردم سرورم، که اگه از آدم‌ها خوشتون نمیاد،

309
00:37:57,578 --> 00:38:00,537
‫پس اون بازیگرهای بیچاره
‫چه استقبالِ سردی قراره ازتون ببینن.

310
00:38:04,977 --> 00:38:07,022
‫کدوم بازیگرها؟

311
00:38:08,458 --> 00:38:10,808
‫قراره تو عروسی نمایش اجرا کنن.

312
00:38:17,903 --> 00:38:20,557
‫عروسی.

313
00:38:24,997 --> 00:38:29,001
‫لائرتیس، به السینور خیلی خوش اومدی.

314
00:38:30,132 --> 00:38:34,963
‫اما زن‌عمویی که حالا مادرمه
‫و عمویی که پدرم شده، سخت در اشتباهن.

315
00:38:35,007 --> 00:38:38,053
‫- در چه موردی، سرورم؟
‫- اوه.

316
00:38:38,097 --> 00:38:41,361
‫وقتی باد از جنوب می‌وزه،

317
00:38:41,404 --> 00:38:45,278
‫من هنوز اون‌قدر عقلم سر جاشه
‫که فرقِ دو تا چیز رو بفهمم.

318
00:38:48,716 --> 00:38:50,196
‫هوم.

319
00:39:49,298 --> 00:39:50,734
‫ها.

320
00:40:12,669 --> 00:40:14,367
‫اوه.

321
00:40:27,858 --> 00:40:30,035
‫به کار بیفت، مغزِ من.

322
00:40:53,971 --> 00:40:55,625
‫- خدایی عالی بود.
‫- اوه، ممنون.

323
00:40:55,669 --> 00:40:56,844
‫عالی بود.

324
00:40:56,887 --> 00:40:59,412
‫یادمه یه بار برام یه نمایشنامه اجرا کردید.

325
00:40:59,455 --> 00:41:03,416
‫اما هیچ‌وقت روی صحنه نرفت.
‫یا اگه رفت، بیشتر از یک بار نبود.

326
00:41:03,459 --> 00:41:06,854
‫چون یادمه که نمایش به مذاقِ عامه‌ی مردم خوش نیومد،

327
00:41:06,897 --> 00:41:09,204
‫برای عوام خیلی سنگین و غیرقابل هضم بود.

328
00:41:09,248 --> 00:41:13,034
‫قراره تو این عروسی... یه رقص و آوازی داشته باشن؟

329
00:41:13,078 --> 00:41:16,559
‫در صورتِ لزوم می‌تونی دوازده، شونزده خط دیالوگ رو حفظ کنی،

330
00:41:16,603 --> 00:41:19,954
‫که من بنویسم و به متنتون اضافه‌اش کنم، نمی‌تونی؟

331
00:41:19,997 --> 00:41:22,130
‫- چرا سرورم.
‫- هوم.

332
00:41:22,174 --> 00:41:24,393
‫پس بعداً با هم صحبت می‌کنیم.

333
00:41:27,657 --> 00:41:29,050
‫خدایی عالی بود.

334
00:41:39,452 --> 00:41:42,411
‫من به چشمِ خودم دیدم...

335
00:41:43,847 --> 00:41:46,981
‫...آدم‌های گناهکاری که به تماشای یه نمایش نشستن،

336
00:41:47,024 --> 00:41:50,593
‫چنان تحت‌تاثیرِ مهارتِ اجرای اون صحنه قرار گرفتن،

337
00:41:50,637 --> 00:41:52,726
‫که تا عمقِ وجودشان تکون خورده،

338
00:41:52,769 --> 00:41:57,296
‫و همون‌جا به جنایت‌ها و گناه‌هاشون اعتراف کردن.

339
00:41:58,993 --> 00:42:01,517
‫و قتل، هرچند که زبونی برای حرف زدن نداره،

340
00:42:01,561 --> 00:42:05,130
‫اما با معجزه‌آساترین روش‌ها خودش رو فاش می‌کنه.

341
00:42:05,173 --> 00:42:07,741
‫به این بازیگرها می‌گم نمایشی رو...

342
00:42:07,784 --> 00:42:12,006
‫...شبیه به قتلِ پدرم، جلوی روی تو اجرا کنن، عمو.

343
00:42:12,049 --> 00:42:14,922
‫چهره‌ات رو زیر نظر می‌گیرم،
‫تا ته و توی وجودت رو می‌خونم.

344
00:42:14,965 --> 00:42:17,446
‫اگه رنگ از رخسارت بپره...

345
00:42:19,753 --> 00:42:20,971
‫...می‌دونم باید چی‌کار کنم.

346
00:42:21,015 --> 00:42:23,887
‫این روحی که من دیدم...

347
00:42:25,454 --> 00:42:29,154
‫...شاید یه شیطان باشه، و شیطان این قدرت رو داره...

348
00:42:29,197 --> 00:42:31,286
‫...که خودش رو به شکل‌های فریبنده دربیاره.

349
00:42:31,330 --> 00:42:32,896
‫آره، و شاید،

350
00:42:32,940 --> 00:42:37,118
‫از ضعف و افسردگیِ شدیدم سوءاستفاده می‌کنه...

351
00:42:37,162 --> 00:42:39,164
‫...تا من رو به تباهی بکشونه.

352
00:42:39,207 --> 00:42:43,951
‫من به مدرکِ محکم‌تری از این نیاز دارم.

353
00:42:45,082 --> 00:42:47,476
‫هوم.

354
00:42:53,743 --> 00:42:56,137
‫این نمایش همون تله‌ایه...

355
00:42:56,181 --> 00:42:59,575
‫...که باهاش عذاب وجدانِ پادشاه رو گیر می‌ندازم.

356
00:46:38,881 --> 00:46:40,753
‫من یه ترسوئم؟

357
00:46:45,105 --> 00:46:47,716
‫کی من رو پست‌فطرت صدا می‌کنه؟

358
00:46:47,760 --> 00:46:50,545
‫کی می‌زنه جمجمه‌ام رو خرد می‌کنه؟

359
00:46:50,589 --> 00:46:53,853
‫کی ریشم رو می‌کنه و تو صورتم فوت می‌کنه؟

360
00:46:53,896 --> 00:46:57,378
‫کی دماغم رو می‌کشه و تو روم می‌گه دروغگویی،

361
00:46:57,422 --> 00:46:59,206
‫اون‌قدر محکم که تا عمقِ ریه‌هام بسوزه؟

362
00:46:59,249 --> 00:47:02,078
‫کی جرات داره با من این کار رو بکنه؟ ها.

363
00:47:05,604 --> 00:47:06,779
‫خدایا.

364
00:47:08,084 --> 00:47:09,782
‫باید همه‌شون رو تحمل کنم.

365
00:47:11,653 --> 00:47:15,918
‫چون محاله جز این باشه که من یه ترسوئم،

366
00:47:15,962 --> 00:47:20,619
‫و اون‌قدر جربزه ندارم که
‫در برابرِ این ظلم قد علم کنم.

367
00:47:20,662 --> 00:47:24,187
‫وگرنه تا الان باید موش‌های این شهر رو...

368
00:47:24,231 --> 00:47:26,842
‫...با روده‌های این برده‌ی پست چاق می‌کردم.

369
00:47:28,453 --> 00:47:31,107
‫حرام‌زاده‌ی خونخوار و هرزه.

370
00:47:31,151 --> 00:47:35,677
‫سنگدلِ کینه‌توز، حیوونِ شهوت‌ران، آدم‌کشِ بی‌رحم!

371
00:47:36,548 --> 00:47:38,811
‫من عجب احمقی‌ام.

372
00:47:40,116 --> 00:47:42,118
‫واقعاً که خیلی شجاعم.

373
00:47:44,164 --> 00:47:47,994
‫من، پسرِ پدریِ عزیزی که به قتل رسیده،

374
00:47:48,037 --> 00:47:51,345
‫که بهشت و جهنم من رو به انتقام فراخوندن...

375
00:48:02,530 --> 00:48:05,272
‫این روزها حالِ سرورم چطوره؟

376
00:48:10,886 --> 00:48:13,193
‫ممنونم از لطفِ شما، خوبم.

377
00:48:35,171 --> 00:48:38,392
‫- سرورم.
‫- هوم.

378
00:48:39,828 --> 00:48:43,179
‫دلیلِ این آشفتگیِ شما چیه؟

379
00:48:49,055 --> 00:48:52,188
‫تازگی‌ها اون‌قدر حالت بده که...

380
00:48:57,585 --> 00:48:59,674
‫...بهت بی‌اعتماد شدیم.

381
00:49:04,810 --> 00:49:07,595
‫«بهت بی‌اعتماد شدیم.»

382
00:49:16,386 --> 00:49:18,345
‫پدرت کجاست؟

383
00:49:39,453 --> 00:49:41,281
‫تو زیبایی؟

384
00:49:42,717 --> 00:49:44,719
‫سرورم؟

385
00:49:44,763 --> 00:49:47,548
‫- تو پاکدامنی؟
‫- منظورتون چیه؟

386
00:49:47,592 --> 00:49:49,115
‫این‌که اگه هم زیبایی و هم پاکدامن،

387
00:49:49,158 --> 00:49:53,032
‫نباید بذاری پاکدامنی و زیباییت با هم معاشرت کنن.

388
00:49:53,075 --> 00:49:55,600
‫مگه زیبایی می‌تونه همنشینی بهتر از پاکدامنی داشته باشه؟

389
00:49:55,643 --> 00:49:58,080
‫آره، قطعاً، چون قدرتِ زیبایی...

390
00:49:58,124 --> 00:50:03,433
‫...خیلی زودتر می‌تونه یه زنِ پاکدامن رو به یه فاحشه تبدیل کنه...

391
00:50:04,521 --> 00:50:06,523
‫...تا این‌که نیروی پاکدامنی...

392
00:50:06,567 --> 00:50:09,701
‫...بتونه زیبایی رو شبیهِ خودش کنه.

393
00:50:13,966 --> 00:50:15,663
‫من یه زمانی دوستت داشتم.

394
00:50:18,971 --> 00:50:20,712
‫بله، سرورم...

395
00:50:22,061 --> 00:50:23,976
‫...شما باعث شدید منم همین‌طور فکر کنم.

396
00:50:24,019 --> 00:50:27,022
‫نباید حرفم رو باور می‌کردی. من اصلاً دوستت نداشتم.

397
00:50:28,284 --> 00:50:30,504
‫پس من حسابی فریب خوردم.

398
00:50:30,547 --> 00:50:31,810
‫برو به یه صومعه!

399
00:50:31,853 --> 00:50:35,161
‫برای چی می‌خوای بچه‌های گناهکار به دنیا بیاری؟

400
00:50:35,204 --> 00:50:37,424
‫من خودم کم‌وبیش آدمِ شریفی‌ام،

401
00:50:37,467 --> 00:50:38,817
‫ولی اگه بخوام خودم رو به خاطرِ یه چیزایی متهم کنم،

402
00:50:38,860 --> 00:50:42,168
‫باور کن بهتر بود مادرم اصلاً من رو به دنیا نمی‌آورد.

403
00:50:43,517 --> 00:50:47,173
‫- سرورم.
‫- من خیلی مغرورم.

404
00:50:47,216 --> 00:50:48,827
‫آه، اوه، کینه‌توز!

405
00:50:48,870 --> 00:50:50,089
‫جاه‌طلب!

406
00:50:50,872 --> 00:50:52,657
‫اون‌قدر گناهِ آماده واسه انجام دادن دارم، که نه مغزم...

407
00:50:52,700 --> 00:50:54,615
‫...گنجایشِ فکر کردن بهشون رو داره، نه تخیلم می‌تونه بهشون شکل بده...

408
00:50:54,659 --> 00:50:56,269
‫...و نه حتی وقتِ انجام دادنِ همه‌شون رو دارم.

409
00:50:56,312 --> 00:50:57,923
‫آدمایی مثلِ من اصلاً واسه چی باید...

410
00:50:57,966 --> 00:50:59,707
‫- ...بین زمین و آسمون بخزن؟
‫- سرورم.

411
00:50:59,751 --> 00:51:01,970
‫ما همه‌مون یه مشت احمقِ تمام‌عیاریم.

412
00:51:02,014 --> 00:51:03,493
‫- سرورم. سرورم.
‫- حرفِ هیچ‌کدوممون رو باور نکن.

413
00:51:03,537 --> 00:51:04,799
‫- آروم باش، سرورم.
‫- آره.

414
00:51:06,627 --> 00:51:10,370
‫اگه خواستی ازدواج کنی، من این نفرین رو به عنوان جهیزیه بهت می‌دم،

415
00:51:10,413 --> 00:51:12,677
‫حتی اگه به پاکیِ یخ و به سفیدیِ برف هم باشی،

416
00:51:12,720 --> 00:51:15,897
‫نمی‌تونی از نفرتِ من قسر در بری!

417
00:51:15,941 --> 00:51:17,203
‫اگه مجبوری ازدواج کنی،

418
00:51:17,246 --> 00:51:19,074
‫- با یه احمق ازدواج کن...
‫- خجالت بکش، سرورم، خجالت بکش!

419
00:51:19,118 --> 00:51:21,424
‫...چون آدم‌های عاقل خوب می‌دونن که شما زن‌ها چه هیولاهایی ازشون می‌سازید.

420
00:51:21,468 --> 00:51:22,948
‫جلوش رو بگیر.

421
00:51:22,991 --> 00:51:24,297
‫سرورم.

422
00:51:24,340 --> 00:51:25,602
‫لائرتیس، کمکش کن.

423
00:51:25,646 --> 00:51:26,995
‫- سرورم.
‫- نه!

424
00:51:27,039 --> 00:51:29,781
‫من از اون صورت‌های نقاشی‌شده‌تون همه‌چیز رو شنیدم! نه.

425
00:51:29,824 --> 00:51:32,044
‫خدا بهتون یه چهره داده، شما می‌رید واسه خودتون یکی دیگه می‌سازید!

426
00:51:32,087 --> 00:51:34,394
‫- هملت.
‫- ها. قر و فر میاید و با عشوه‌گری راه می‌رید،

427
00:51:34,437 --> 00:51:36,918
‫زبون می‌ریزید و رو مخلوقاتِ خدا اسم می‌ذارید،

428
00:51:36,962 --> 00:51:38,877
‫و این هرزگی‌هاتون رو هم می‌ذارید پای سادگیتون!

429
00:51:38,920 --> 00:51:41,749
‫گمشو! دیگه حالم از این کارا به هم می‌خوره. اینا من رو دیوونه کرده!

430
00:51:42,837 --> 00:51:46,014
‫دیگه هیچ ازدواجی در کار نخواهد بود!

431
00:51:48,364 --> 00:51:49,539
‫دیگه هیچ ازدواجی در کار نخواهد بود!

432
00:51:49,583 --> 00:51:51,498
‫اونایی هم که تا الان ازدواج کردن...

433
00:51:51,541 --> 00:51:54,196
‫- دیگه کافیه. همین الان تمومش کن.
‫- ...به جز یه نفر، بقیه‌شون زنده می‌مونن.

434
00:51:54,240 --> 00:51:56,372
‫بقیه می‌تونن به همین وضعیتی که هستن ادامه بدن!

435
00:51:58,897 --> 00:52:00,289
‫سرورم، خواهش می‌کنم.

436
00:52:01,160 --> 00:52:04,772
‫آه، ببین چطور اون ذهنِ اصیل و نجیب، متلاشی شد.

437
00:52:24,270 --> 00:52:27,708
‫بودن، یا نبودن؟!

438
00:52:28,622 --> 00:52:30,972
‫مسئله این است!

439
00:52:34,193 --> 00:52:37,196
‫آیا برای یه ذهنِ بیدار، نجیب‌تره که...

440
00:52:37,239 --> 00:52:40,242
‫...سنگ‌ها و تیرهای روزگارِ بی‌رحم رو تحمل کنه،

441
00:52:40,286 --> 00:52:44,029
‫یا در برابرِ این دریای مشکلات سلاح به دست بگیره...

442
00:52:45,465 --> 00:52:47,467
‫...و با ایستادگی، برای همیشه بهشون پایان بده.

443
00:52:47,510 --> 00:52:50,470
‫مردن، خوابیدن...

444
00:52:50,513 --> 00:52:52,080
‫و نه بیشتر.

445
00:52:55,997 --> 00:52:59,871
‫یا با یه خواب بگیم که به دردهای قلبیمون پایان دادیم،

446
00:52:59,914 --> 00:53:03,657
‫به اون هزاران ضربه‌ی طبیعی که وارث این جسم خاکی هستن؟

447
00:53:03,700 --> 00:53:06,486
‫این همون پایانیه که از ته‌دل آرزوش رو داریم،

448
00:53:06,529 --> 00:53:09,532
‫مردن، خوابیدن.

449
00:53:15,495 --> 00:53:17,889
‫خوابیدن، و شاید هم خواب دیدن.

450
00:53:19,238 --> 00:53:21,109
‫آره، مشکل کار همین‌جاست.

451
00:53:23,111 --> 00:53:25,070
‫چون تو اون خوابِ مرگ،
‫چه خواب‌هایی ممکنه به سراغمان بیاد،

452
00:53:25,113 --> 00:53:27,202
‫وقتی که این جسمِ فانی رو رها کردیم...

453
00:53:27,246 --> 00:53:29,552
‫...همین مجابمون می‌کنه تا مکث کنیم.

454
00:53:31,554 --> 00:53:34,644
‫همین مصلحت‌اندیشیه که باعث می‌شه...

455
00:53:34,688 --> 00:53:38,735
‫...بدبختیِ یه عمرِ طولانی رو تحمل کنیم.

456
00:53:38,779 --> 00:53:42,435
‫وگرنه کی حاضر بود شلاق‌ها و تحقیرهای روزگار رو تحمل کنه...

457
00:53:43,566 --> 00:53:45,612
‫...ظلمِ ظالم رو،

458
00:53:45,655 --> 00:53:48,223
‫گستاخیِ آدمای مغرور رو،

459
00:53:48,267 --> 00:53:52,358
‫دردهای یه عشقِ پس‌زده‌شده و تاخیرِ قانون رو،

460
00:53:52,401 --> 00:53:56,579
‫وقتی می‌تونه با یه خنجر کند، به زندگیش پایان بده؟

461
00:53:56,623 --> 00:53:58,320
‫کی حاضر بود این بار رو به دوش بکشه،

462
00:53:58,364 --> 00:54:02,759
‫تا زیر یه زندگی خسته‌کننده جون بکنه و عرق بریزه،

463
00:54:02,803 --> 00:54:05,501
‫اگه ترس از اتفاقاتِ بعد از مرگ نبود،

464
00:54:05,545 --> 00:54:07,721
‫همون سرزمینِ کشف‌نشده‌ای...

465
00:54:07,764 --> 00:54:10,724
‫...که هیچ مسافری از مرزهاش برنمی‌گرده،

466
00:54:10,767 --> 00:54:12,944
‫اراده رو فلج می‌کنه،

467
00:54:12,987 --> 00:54:15,555
‫و باعث می‌شه ترجیح بدیم...
‫...همین دردهایی که داریم رو تحمل کنیم،

468
00:54:15,598 --> 00:54:20,647
‫تا این‌که به سمتِ دردهای دیگه‌ای بریم که ازشون بی‌خبریم؟

469
00:54:31,876 --> 00:54:36,358
‫این‌طوریه که آگاهی و وجدان، همه‌مون رو ترسو می‌کنه.

470
00:54:36,402 --> 00:54:40,580
‫و این‌طوریه که رنگِ اصلیِ اراده و تصمیم،

471
00:54:40,623 --> 00:54:43,757
‫زیرِ سایه‌ی رنگ‌پریده‌ی افکار مریض می‌شه،

472
00:54:43,800 --> 00:54:46,064
‫و کارهای بزرگ و مهم،

473
00:54:46,107 --> 00:54:49,502
‫به خاطرِ همین مصلحت‌اندیشی‌ها مسیرشون منحرف می‌شه،

474
00:54:49,545 --> 00:54:51,721
‫و دیگه نمی‌شه اسمشون رو عمل گذاشت.

475
00:55:55,960 --> 00:55:58,614
‫- هی، هملت، هملت!
‫- هی، هملت!

476
00:55:58,658 --> 00:56:00,442
‫وقتشه که نمایش رو ببینی.

477
00:56:00,486 --> 00:56:01,617
‫بیا نمایش رو ببین.

478
00:56:03,619 --> 00:56:06,100
‫بیا نمایش رو تماشا کن!

479
00:56:15,631 --> 00:56:18,112
‫قراره نمایش رو بی‌نقص اجرا کنن.

480
00:56:18,156 --> 00:56:20,506
‫از حد و مرزِ طبیعت خارج نشید،

481
00:56:20,549 --> 00:56:24,292
‫چون هر چیزِ اغراق‌آمیزی...
‫...از هدفِ اصلیِ بازیگری دور می‌شه،

482
00:56:24,336 --> 00:56:26,555
‫که هدفش از همون اول تا الان...

483
00:56:26,599 --> 00:56:32,605
‫...این بوده و هست که آینه‌ای در برابرِ طبیعت باشه،

484
00:56:32,648 --> 00:56:36,000
‫تا چهره‌ی واقعیِ فضیلت...

485
00:56:36,043 --> 00:56:37,827
‫...و تصویرِ زشتِ پستی رو بهشون نشون بده،

486
00:56:37,871 --> 00:56:40,961
‫و فرم و فشارِ واقعیِ همین دوره و زمونه رو...

487
00:56:41,005 --> 00:56:43,007
‫...به تصویر بکشه.

488
00:56:43,050 --> 00:56:45,139
‫سرورم، پادشاه این نمایش رو تماشا می‌کنه؟

489
00:56:45,183 --> 00:56:48,708
‫ملکه هم همین‌طور، اون هم همین الان.

490
00:56:49,926 --> 00:56:52,016
‫به بازیگرهات بگو عجله کنن.

491
00:56:55,541 --> 00:56:57,325
‫به بازیگرهات بگو عجله کنن.

492
00:57:25,571 --> 00:57:29,618
‫الان وقتِ شروعه نمایشه!

493
00:57:37,409 --> 00:57:39,672
‫بیاید نمایش رو ببینید!

494
00:57:46,287 --> 00:57:49,377
‫بیا اینجا هملتِ عزیزم. بیا پیش من بشین.

495
00:57:49,421 --> 00:57:51,597
‫اوه، نه، مادرِ عزیزم.

496
00:57:51,640 --> 00:57:53,773
‫اینجا یه آهنربای جذاب‌تر هست.

497
00:57:55,818 --> 00:57:57,690
‫هیس.

498
00:57:57,714 --> 00:57:59,714
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

499
00:58:21,105 --> 00:58:22,758
‫بانو...

500
00:58:28,373 --> 00:58:30,592
‫اجازه می‌دی سرم رو بذارم رو پاهات؟

501
00:58:32,594 --> 00:58:34,118
‫نه، سرورم.

502
00:58:37,512 --> 00:58:39,688
‫فکر کردی منظورم مسائلِ بی‌ناموسی بود؟

503
00:58:43,866 --> 00:58:46,304
‫من اصلاً فکری نکردم، سرورم.

504
00:58:46,347 --> 00:58:49,220
‫خب، فکرِ خیلی خوبیه که...
‫...آدم بین پاهای دخترهای جوون دراز بکشه.

505
00:58:51,787 --> 00:58:53,267
‫چیه، سرورم؟

506
00:58:53,311 --> 00:58:55,704
‫هیچی!

507
00:59:00,361 --> 00:59:02,755
‫اوه.

508
00:59:02,798 --> 00:59:04,583
‫خیلی شنگولید، سرورم.

509
00:59:04,626 --> 00:59:06,237
‫کی، من؟

510
00:59:07,890 --> 00:59:10,023
‫بله، سرورم.

511
00:59:10,066 --> 00:59:14,070
‫یه مرد جز شاد بودن چی‌کار می‌تونه بکنه؟

512
00:59:14,114 --> 00:59:16,334
‫خودت ببین مادرم چقدر خوشحاله!

513
00:59:16,377 --> 00:59:18,814
‫ها؟

514
00:59:20,686 --> 00:59:24,298
‫در حالی که هنوز دو ساعت هم از مرگِ پدرم نگذشته. آه.

515
00:59:27,388 --> 00:59:29,912
‫دو تا دو ماه گذشته، سرورم.

516
00:59:29,956 --> 00:59:31,479
‫هوم؟

517
00:59:32,915 --> 00:59:34,308
‫هوم؟

518
00:59:37,920 --> 00:59:39,835
‫دو تا دو ماه گذشته، سرورم.

519
00:59:48,104 --> 00:59:49,889
‫این‌قدر طولانی؟

520
00:59:50,977 --> 00:59:53,675
‫یا خدا، چهار ماه پیش مرده...

521
00:59:53,719 --> 00:59:56,025
‫...و هنوز فراموش نشده؟

522
00:59:56,069 --> 00:59:58,114
‫پس با این حساب امیدی هست که
‫یاد و خاطره‌ی یه مردِ بزرگ...

523
00:59:58,158 --> 01:00:01,074
‫...شیش ماه بعد از مرگش هم دووم بیاره؟

524
01:00:04,120 --> 01:00:05,992
‫ها-ها.

525
01:00:07,385 --> 01:00:10,475
‫هی-هی. ها-ها.

526
01:00:10,518 --> 01:00:12,172
‫ها-ها-ها-ها.

527
01:00:13,086 --> 01:00:15,958
‫هی-هی-هی. هی-هی-هی.

528
01:00:21,137 --> 01:00:23,314
‫نه.

529
01:00:25,707 --> 01:00:27,274
‫باید شروع کنیم.

530
01:00:28,449 --> 01:00:30,103
‫نور!

531
01:04:46,272 --> 01:04:48,622
‫نور!

532
01:04:48,666 --> 01:04:50,798
‫نور!

533
01:04:52,104 --> 01:04:53,627
‫بنوشید، بنوشید، بازم بنوشید!

534
01:05:06,510 --> 01:05:07,685
‫خیلی خوشمون اومد.

535
01:05:07,728 --> 01:05:09,034
‫برید سرِ جاتون.

536
01:05:09,077 --> 01:05:10,426
‫بالاخره می‌تونیم با هم جشن بگیریم.

537
01:05:10,470 --> 01:05:12,080
‫همگی خیلی خوش اومدید.

538
01:05:24,092 --> 01:05:26,268
‫سرورم هملت.

539
01:05:27,182 --> 01:05:28,749
‫این شاهکارم نمی‌تونه برام...

540
01:05:28,793 --> 01:05:30,664
‫...یه جایگاه تو یه گروهِ تئاتر دست و پا کنه؟

541
01:05:30,708 --> 01:05:32,448
‫- یه سهمِ نصفه.
‫- نه بابا، یه سهمِ کامل.

542
01:05:32,492 --> 01:05:34,538
‫سرِ حرفِ اون روح هزار پوند شرط می‌بندم.

543
01:05:34,581 --> 01:05:36,365
‫کدوم روح، سرورم؟

544
01:05:38,237 --> 01:05:40,544
‫یالا، یکم موسیقی پخش کنید.

545
01:05:40,587 --> 01:05:42,546
‫- پادشاه، آقا.
‫- خب که چی؟

546
01:05:42,589 --> 01:05:45,679
‫رفتن به اقامتگاهشون و به شدت حالشون دگرگونه.

547
01:05:45,723 --> 01:05:47,420
‫به خاطرِ مستی، آقا؟

548
01:05:47,463 --> 01:05:50,510
‫نه سرورم، از شدتِ عصبانیت.

549
01:05:50,554 --> 01:05:52,991
‫اگه من بخوام الان برم...

550
01:05:53,034 --> 01:05:56,255
‫...و آرومش کنم، احتمالاً بیشتر سگ می‌شه.

551
01:05:56,298 --> 01:05:59,345
‫ممنون می‌شم اگه یه جوابِ درست و حسابی بهم بدید.

552
01:05:59,388 --> 01:06:01,086
‫اوه، آقا، نمی‌تونم.

553
01:06:01,129 --> 01:06:03,479
‫- چی رو، سرورم؟
‫- یه جوابِ درست و حسابی بهت بدم.

554
01:06:03,523 --> 01:06:05,873
‫- عقلم پاره‌سنگ برداشته.
‫- سرورم، سرورم.

555
01:06:09,921 --> 01:06:11,575
‫شما یه زمانی دوستش داشتید.

556
01:06:13,881 --> 01:06:15,666
‫می‌تونی این فلوت رو بزنی؟

557
01:06:15,709 --> 01:06:17,885
‫- سرورم، من... بلد نیستم.
‫- هوم؟ هوم؟

558
01:06:17,929 --> 01:06:20,584
‫- سرورم، نمی‌تونم.
‫- اوه، ازت خواهش می‌کنم.

559
01:06:20,627 --> 01:06:22,716
‫- باور کنید بلد نیستم.
‫- بهت التماس می‌کنم.

560
01:06:22,760 --> 01:06:24,239
‫اما من اصلاً دست زدن بهش رو هم بلد نیستم، سرورم.

561
01:06:24,283 --> 01:06:25,850
‫به همون راحتیِ دروغ گفتنه.

562
01:06:25,893 --> 01:06:28,200
‫با انگشت و شستت این سوراخ‌ها رو بگیر،

563
01:06:28,243 --> 01:06:29,462
‫با دهنت توش بدم،

564
01:06:29,505 --> 01:06:31,377
‫اونوقت خوش‌صداترین موسیقیِ دنیا رو برات پخش می‌کنه.

565
01:06:31,420 --> 01:06:33,118
‫ببین، اینا سوراخ‌هاشن.

566
01:06:33,161 --> 01:06:36,469
‫بله، اما من نمی‌تونم مجبورشون کنم که یه آهنگِ موزون بسازن.

567
01:06:36,512 --> 01:06:38,427
‫اوه، ببین حالا،

568
01:06:38,471 --> 01:06:41,605
‫چقدر من رو بی‌ارزش و حقیر فرض کردی.

569
01:06:43,128 --> 01:06:45,304
‫تو می‌خوای من رو به بازی بگیری.

570
01:06:45,347 --> 01:06:46,653
‫طوری رفتار می‌کنی که انگار قلقم رو می‌دونی.

571
01:06:46,697 --> 01:06:48,437
‫می‌خوای من رو از بم‌ترین نت...

572
01:06:48,481 --> 01:06:49,917
‫...تا بالاترین گامم به صدا دربیاری.

573
01:06:49,961 --> 01:06:52,180
‫تو این سازِ کوچیک این همه موسیقی و صدای بی‌نظیر هست،

574
01:06:52,224 --> 01:06:55,053
‫اما نمی‌تونی به صدا درش بیاری؟

575
01:06:55,096 --> 01:06:56,228
‫لعنتی.

576
01:06:56,271 --> 01:06:57,795
‫فکر کردی بازی دادنِ من...

577
01:06:57,838 --> 01:07:00,754
‫...از زدنِ یه فلوت راحت‌تره؟

578
01:07:00,798 --> 01:07:03,627
‫من بازیچه‌ی دستِ شما نمی‌شم!

579
01:07:04,628 --> 01:07:06,847
‫اون چهره‌ی سیاه و وحشتناکت رو...

580
01:07:06,891 --> 01:07:08,370
‫...با خونِ جوونت رنگین می‌کنم.

581
01:07:08,414 --> 01:07:09,937
‫مرگت رو به چشم می‌بینم.

582
01:07:11,983 --> 01:07:13,680
‫گورِ پدرِ وفاداری.

583
01:07:16,291 --> 01:07:17,989
‫هاه.

584
01:07:22,297 --> 01:07:25,649
‫ملکه، مادرتون،

585
01:07:25,692 --> 01:07:30,044
‫با حالی به شدت پریشون من رو فرستاده پیشتون.

586
01:07:30,088 --> 01:07:32,699
‫و می‌خوان همین الان شما رو ببینن.

587
01:07:34,005 --> 01:07:37,922
‫پس هر وقت شد، میام پیش مادرم.

588
01:07:38,923 --> 01:07:40,402
‫- باشه، همین رو بهشون می‌گم.
‫- اوهوم.

589
01:07:40,446 --> 01:07:42,448
‫گفتنِ «هر وقت شد» راحته.

590
01:08:00,858 --> 01:08:02,816
‫بیا، عمو جان.

591
01:08:07,647 --> 01:08:09,649
‫درها بسته می‌شوند.

592
01:08:11,869 --> 01:08:13,522
‫حالا وقتشه...

593
01:08:18,005 --> 01:08:19,398
‫...برای تو، پدر.

594
01:08:19,441 --> 01:08:22,401
‫درها باز می‌شوند.

595
01:08:49,123 --> 01:08:51,778
‫اسم اون نمایش رو چی می‌ذاری؟

596
01:08:53,475 --> 01:08:55,913
‫هملت، تو پدرت رو خیلی رنجوندی.

597
01:08:55,956 --> 01:09:00,744
‫مادر، شما پدرِ من رو خیلی رنجوندید.

598
01:09:00,787 --> 01:09:02,702
‫بسه دیگه، داری چرت‌وپرت جواب می‌دی.

599
01:09:02,746 --> 01:09:06,662
‫برو بابا، تو هم داری با یه زبونِ کثیف سوال می‌پرسی.

600
01:09:07,489 --> 01:09:09,709
‫- یادت رفته من کی‌ام؟
‫- نه به خدا، اصلاً این‌طور نیست.

601
01:09:09,753 --> 01:09:12,581
‫شما ملکه‌اید. زنِ برادرِ شوهرتون.

602
01:09:12,625 --> 01:09:15,584
‫و ای کاش این‌طور نبود، شما مادرِ منید.

603
01:09:16,585 --> 01:09:18,022
‫که این‌طور.

604
01:09:18,065 --> 01:09:20,415
‫می‌دم کسی باهات حرف بزنه که زبونت رو بفهمه.

605
01:09:20,459 --> 01:09:22,200
‫- بیا، بیا اینجا.
‫- کلودیوس!

606
01:09:22,243 --> 01:09:24,332
‫کلودیوس!

607
01:09:24,376 --> 01:09:26,160
‫بشین سرِ جات.

608
01:09:26,204 --> 01:09:29,555
‫از جات تکون نمی‌خوری.

609
01:09:32,863 --> 01:09:35,561
‫جایی نمی‌ری تا یه آینه جلوت بذارم که بتونی...

610
01:09:35,604 --> 01:09:37,345
‫...کثافتِ درونت رو ببینی.

611
01:09:37,389 --> 01:09:39,043
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

612
01:09:39,086 --> 01:09:41,219
‫مادرِ عزیزم.

613
01:09:41,262 --> 01:09:42,568
‫مادرِ عزیزم.

614
01:09:44,918 --> 01:09:46,354
‫نمی‌خوای که من رو بکشی؟

615
01:09:50,968 --> 01:09:52,534
‫جرات داری روش دست بلند کن!

616
01:09:55,799 --> 01:09:57,191
‫هملت، نه!

617
01:09:59,715 --> 01:10:01,761
‫هملت!

618
01:10:01,805 --> 01:10:03,589
‫خواهش می‌کنم ولش کن!

619
01:10:03,632 --> 01:10:05,591
‫نه، نه!

620
01:10:05,634 --> 01:10:07,375
‫وای خدای من، خدای من!

621
01:10:07,419 --> 01:10:09,464
‫هملت، نه!

622
01:10:13,164 --> 01:10:15,819
‫یا خدا! یا خدا!

623
01:10:15,862 --> 01:10:18,256
‫وای نه، چی‌کار کردی؟!

624
01:10:18,299 --> 01:10:19,387
‫پادشاه بود؟

625
01:10:25,829 --> 01:10:26,917
‫خدایا!

626
01:10:26,960 --> 01:10:28,788
‫با اربابت اشتباه گرفتمت.

627
01:10:52,681 --> 01:10:56,903
‫آه، چه کارِ عجولانه و خونینِ وحشتناکی بود.

628
01:11:01,777 --> 01:11:03,649
‫یه کارِ خونین.

629
01:11:05,912 --> 01:11:07,871
‫تقریباً به همون بدیه مادرِ عزیزم، که یه پادشاه رو بکشی...

630
01:11:07,914 --> 01:11:09,873
‫...و با برادرش ازدواج کنی.

631
01:11:09,916 --> 01:11:12,745
‫- یه پادشاه رو بکشم؟
‫- آره، دقیقاً همینو گفتم.

632
01:11:14,573 --> 01:11:16,227
‫مگه من چی‌کار کردم...

633
01:11:16,270 --> 01:11:20,100
‫...که این‌طور گستاخانه زبونت رو به روم دراز می‌کنی؟

634
01:11:20,144 --> 01:11:23,495
‫کاری که حیا رو قی کرده و پاکدامنی رو لکه‌دار.

635
01:11:24,757 --> 01:11:28,239
‫می‌بینی چه وقاری تو چهره‌ی بابا بود؟

636
01:11:29,240 --> 01:11:30,676
‫اون شوهرت بود.

637
01:11:30,719 --> 01:11:32,199
‫حالا ببین چی جاش رو گرفته.

638
01:11:32,243 --> 01:11:33,635
‫این یکی شوهرته،

639
01:11:33,679 --> 01:11:37,683
‫مثل یه خوشه‌ی گندمِ آفت‌زده که برادرِ سالمش رو نابود کرده.

640
01:11:37,726 --> 01:11:40,120
‫اصلاً چشم داری؟ ها!

641
01:11:40,164 --> 01:11:41,905
‫کور که نیستی؟

642
01:11:41,948 --> 01:11:43,863
‫نمی‌تونی اسمش رو عشق بذاری، چون تو سن و سالِ تو،

643
01:11:43,907 --> 01:11:45,647
‫دیگه اون شور و حرارتِ جوونی فروکش کرده.

644
01:11:45,691 --> 01:11:47,214
‫- ساکت شو، هملت.
‫- اما زندگی کردن...

645
01:11:47,258 --> 01:11:50,478
‫...تو عرقِ گندیده‌ی یه رختخوابِ کثیف...

646
01:11:50,522 --> 01:11:51,915
‫...که تو لجن‌زارِ فساد غرق شده،

647
01:11:51,958 --> 01:11:54,700
‫...و عشق‌بازی و کثافت‌کاری تو یه طویله.

648
01:11:54,743 --> 01:11:56,093
‫آه، هملتِ عزیزم، دیگه بس کن.

649
01:11:56,136 --> 01:11:59,661
‫- یه قاتل و یه عوضیِ پست‌فطرت!
‫- دیگه حرف نزن!

650
01:12:09,758 --> 01:12:11,586
‫نه، نه، مادرِ عزیزم.

651
01:12:11,630 --> 01:12:13,066
‫گرترود؟

652
01:12:13,110 --> 01:12:14,459
‫هیس.

653
01:12:14,502 --> 01:12:16,330
‫گرترود!

654
01:12:17,375 --> 01:12:18,593
‫بذار بیایم تو!

655
01:12:18,637 --> 01:12:19,855
‫زود باش جنازه رو با خودت ببر.

656
01:12:19,899 --> 01:12:21,770
‫- گرترود!
‫- برو.

657
01:12:23,816 --> 01:12:25,818
‫آه، عجله کن، عجله کن.

658
01:12:25,861 --> 01:12:28,081
‫در رو باز کن!

659
01:12:31,998 --> 01:12:34,261
‫گرترود!

660
01:12:34,305 --> 01:12:36,611
‫در رو باز کن!

661
01:12:38,396 --> 01:12:39,571
‫گرترود!

662
01:13:37,020 --> 01:13:39,674
‫هملت! سرورم هملت!

663
01:13:43,374 --> 01:13:44,375
‫سرورم هملت؟

664
01:15:14,900 --> 01:15:17,381
‫تو اوجِ دیوونگیش.

665
01:15:22,647 --> 01:15:24,431
‫آه، پسرم.

666
01:16:10,347 --> 01:16:12,000
‫هملت، به خاطر این کاری که کردی،

667
01:16:12,044 --> 01:16:14,177
‫صرفاً برای حفظِ جونِ خودت، که برای ما خیلی عزیزه،

668
01:16:14,220 --> 01:16:18,093
‫هرچند که از این قتلی که مرتکب شدی از ته‌دل عزاداریم،

669
01:16:18,137 --> 01:16:20,313
‫مجبوریم از اینجا بفرستیمت بری.

670
01:16:20,357 --> 01:16:22,837
‫پس وسایلت رو جمع کن.

671
01:16:23,751 --> 01:16:28,495
‫همراهانت منتظرتن و همه‌چیز برای سفر به دهلی آماده‌ست.

672
01:16:29,714 --> 01:16:31,672
‫برای این‌که همه‌چیز آروم و بی‌دردسر پیش بره،

673
01:16:31,716 --> 01:16:36,068
‫این رفتنِ ناگهانیت باید شبیهِ یه اقدامِ فکرشده به نظر بیاد.

674
01:16:37,200 --> 01:16:38,592
‫بیماری‌هایی که به مرحله‌ی بحرانی می‌رسن...

675
01:16:38,636 --> 01:16:42,422
‫...فقط با راه‌حل‌های بی‌رحمانه و ضربتی درمان می‌شن،

676
01:16:42,466 --> 01:16:44,511
‫یا اصلاً هیچ‌وقت درمان نمی‌شن.

677
01:16:48,950 --> 01:16:50,952
‫بیا.

678
01:17:02,834 --> 01:17:04,705
‫دیگه لفتش نده.

679
01:17:04,749 --> 01:17:06,098
‫همین امشب از اینجا می‌فرستمش بره.

680
01:17:06,141 --> 01:17:09,232
‫پس زود باش، به سمتِ دهلی.

681
01:17:51,622 --> 01:17:54,364
‫♪ اوه ♪

682
01:17:54,407 --> 01:17:58,368
‫♪ حالا دیگه عشقت واقعیه ♪

683
01:17:58,411 --> 01:18:01,849
‫♪ تو می‌دونی که عشقِ تو عشقِ منه ♪

684
01:18:01,893 --> 01:18:03,373
‫♪ عشقِ من عشقِ توئه... ♪

685
01:18:13,644 --> 01:18:15,167
‫نه!

686
01:18:18,213 --> 01:18:21,739
‫امید و گلِ سرسبدِ این مملکت؟

687
01:18:21,782 --> 01:18:23,306
‫کسی که همه‌ی چشم‌ها بهش دوخته شده بود،

688
01:18:23,349 --> 01:18:27,614
‫و من، بدبخت‌ترین و دل‌شکسته‌ترین دخترِ روی زمین؟!

689
01:18:27,658 --> 01:18:31,966
‫من که شیرینیِ اون قسم‌های عاشقانه‌ات رو با تمامِ وجود چشیدم.

690
01:18:32,010 --> 01:18:34,839
‫حالا باید ببینم...
‫...که اون عقل و خردِ اصیل و بی‌نظیرت،

691
01:18:34,882 --> 01:18:37,102
‫تو آتیشِ جنون سوخته و نابود شده!

692
01:18:38,103 --> 01:18:42,586
‫وای بر من که گذشته‌ی بی‌نظیرش رو به چشم دیدم،

693
01:18:42,629 --> 01:18:44,501
‫و حالا باید این روزهای تلخش رو تماشا کنم!

694
01:18:59,385 --> 01:19:01,169
‫هملت!

695
01:19:02,649 --> 01:19:05,043
‫پدرم رو بهم پس بده!

696
01:19:07,698 --> 01:19:10,091
‫پدرم رو بهم پس بده!

697
01:20:01,578 --> 01:20:03,144
‫دهلی؟

698
01:20:19,422 --> 01:20:21,075
‫دوستای خوبِ من...

699
01:20:26,211 --> 01:20:27,473
‫بخوابونینش رو زمین.

700
01:20:45,970 --> 01:20:48,233
‫یه سندِ دیگه از دیوونگی‌هاش.

701
01:20:49,103 --> 01:20:50,931
‫برو!

702
01:21:00,941 --> 01:21:04,075
‫برو دیوونه‌بازی‌هات رو فقط تو خونه‌ی خودت دربیار!

703
01:21:25,662 --> 01:21:29,753
‫شما-شما مثلِ راهزن‌های باانصاف باهام برخورد کردید.

704
01:21:31,450 --> 01:21:33,408
‫آروم برو.

705
01:21:52,645 --> 01:21:53,951
‫برو.

706
01:23:34,355 --> 01:23:35,922
‫آقا، اینا کی هستن؟

707
01:23:35,966 --> 01:23:37,402
‫ما فقط یه مشت آدمیم، آقا.

708
01:23:37,445 --> 01:23:39,578
‫اما هدفتون چیه، آقا؟

709
01:23:39,622 --> 01:23:41,319
‫سعی داریم اون یه تیکه زمین رو بگیریم...

710
01:23:41,362 --> 01:23:43,756
‫...که هیچ سودی جز اسمش برامون نداره.

711
01:23:43,800 --> 01:23:46,063
‫پنج پنی هم بابتش نمی‌دی.

712
01:23:46,106 --> 01:23:47,847
‫خودتون رو چی صدا می‌زنید؟

713
01:23:49,370 --> 01:23:51,068
‫فورتینبراس.

714
01:23:54,593 --> 01:23:56,508
‫چقدره تو این زمین زندگی می‌کنی، رفیق؟

715
01:23:59,816 --> 01:24:02,949
‫از وقتی که السینور مردمِ ما رو این‌طور بیرون انداخت.

716
01:24:04,864 --> 01:24:08,259
‫اونا تو دادگاه‌ها، همه‌ی این خونه‌هامون رو ازمون دزدیدن.

717
01:24:13,220 --> 01:24:15,048
‫من رو می‌شناسی؟

718
01:24:17,007 --> 01:24:19,966
‫هزار بار امثالِ تو رو اون بیرون دیدم.

719
01:24:20,793 --> 01:24:22,534
‫مگه استخون‌هاتون موقع رشد ارزشِ بیشتری نداشت...

720
01:24:22,577 --> 01:24:25,015
‫...که حالا می‌خواید باهاشون از این بازی‌ها بکنید؟

721
01:24:25,058 --> 01:24:26,930
‫من که فقط با فکر کردن بهش استخون‌درد می‌گیرم.

722
01:24:28,758 --> 01:24:31,848
‫خب، ما به چه خاکِ پستی برمی‌گردیم.

723
01:24:36,548 --> 01:24:38,724
‫چطور همه‌چیز دست به دست هم داده تا علیه من شهادت بده...

724
01:24:38,768 --> 01:24:41,379
‫...و به این انتقامِ کُندِ من مهمیز بزنه.

725
01:24:46,645 --> 01:24:49,692
‫این ارتش رو ببین، بی‌هیچ ثروت و مزیتی،

726
01:24:49,735 --> 01:24:51,998
‫که با یه غرورِ الهی باد به غبغب انداختن،

727
01:24:52,042 --> 01:24:53,913
‫و جونِ فانی و نامطمئنشون رو...

728
01:24:53,957 --> 01:24:56,133
‫...در برابرِ بازی روزگار و مرگ و خطر سپر کردن.

729
01:24:57,700 --> 01:24:59,876
‫اونم فقط به خاطرِ این پوست‌تخم‌مرغِ بی‌ارزش.

730
01:25:01,791 --> 01:25:04,619
‫پس من کجا ایستادم،

731
01:25:04,663 --> 01:25:07,927
‫کسی که پدرش کشته شده، مادرش لکه‌دار شده،

732
01:25:07,971 --> 01:25:11,017
‫و با این‌همه دلیل برای عقل و خونم، همه‌چیز رو رها کردم؟

733
01:25:15,848 --> 01:25:18,633
‫آدمیزاد چیه، اگه مهم‌ترین هدفش و تمومِ وقتش...

734
01:25:18,677 --> 01:25:20,592
‫...فقط صرفِ خوابیدن و خوردن بشه؟

735
01:25:21,375 --> 01:25:22,550
‫یه حیوون.

736
01:25:22,594 --> 01:25:24,509
‫نه بیشتر، که بی‌مصرف رو زمین می‌پوسه.

737
01:25:26,424 --> 01:25:28,687
‫پس چه یه فراموشیِ حیوانی باشه،

738
01:25:28,731 --> 01:25:31,124
‫چه یه وسواسِ بزدلانه...

739
01:25:31,168 --> 01:25:33,866
‫...برای بیش از حد فکر کردن به نتیجه‌ی کار،

740
01:25:33,910 --> 01:25:35,868
‫فکری که اگه کالبدشکافیش کنی...

741
01:25:38,001 --> 01:25:41,874
‫...فقط یه قسمتش حکمته و سه قسمتِ دیگه‌اش ترس...

742
01:25:43,963 --> 01:25:47,750
‫...نمی‌دونم چرا هنوز زنده‌ام که هی بگم، «این کار باید انجام بشه.»

743
01:25:54,844 --> 01:25:59,500
‫در حالی که من هم دلیلش رو دارم، هم اراده، هم قدرت و هم ابزارش رو.

744
01:26:04,114 --> 01:26:07,160
‫نمونه‌هایی به وسعت زمین دارن من رو موعظه می‌کنن.

745
01:26:17,127 --> 01:26:18,650
‫صدام رو به گوششون برسون.

746
01:26:51,030 --> 01:26:53,163
‫برو دوستِ من، از اینجا برو به دربارِ پادشاه.

747
01:26:53,206 --> 01:26:54,991
‫بهشون بگو با این سند، حالا تو...

748
01:26:55,034 --> 01:26:56,819
‫...تمامِ حقوقِ مالکیتِ دارایی‌های من رو داری.

749
01:26:56,862 --> 01:26:58,821
‫چرا، این دیگه چه جور پادشاهیه؟

750
01:26:58,864 --> 01:27:02,041
‫پس دعوتتون می‌کنم تا خونه‌هاتون رو همینجا پس بگیرید.

751
01:27:03,869 --> 01:27:06,480
‫خدایی هست که عاقبتمون رو رقم می‌زنه،

752
01:27:06,524 --> 01:27:08,743
‫هرچند که ما بخوایم جورِ دیگه‌ای بتراشیمش.

753
01:27:10,180 --> 01:27:13,139
‫و عمرِ آدمیزاد کوتاه‌تر از گفتنِ کلمه‌ی «یک»ـه.

754
01:27:17,143 --> 01:27:18,841
‫حالا، پیش به سوی السینور.

755
01:27:23,889 --> 01:27:26,500
‫از این لحظه به بعد، یا افکارم خونین می‌شن...

756
01:27:26,544 --> 01:27:28,502
‫...یا هیچ ارزشی ندارن.

757
01:28:00,795 --> 01:28:03,189
‫دیگه هیچ کار دیگه‌ای نمونده؟

758
01:28:03,233 --> 01:28:05,539
‫چه مراسم دیگه‌ای؟

759
01:28:05,583 --> 01:28:10,675
‫تا از جسمِ زیبا و پاکش، بنفشه بروید.

760
01:28:13,286 --> 01:28:15,680
‫- لعنت بر تو!
‫- کافیه!

761
01:28:15,723 --> 01:28:17,464
‫- خواهرم!
‫- کافیه!

762
01:28:28,345 --> 01:28:32,218
‫وای بر اون سرِ نفرین‌شده، تاوانش رو هزار برابر پس می‌ده!

763
01:28:35,613 --> 01:28:38,050
‫خدایا!

764
01:28:40,574 --> 01:28:42,359
‫نه.

765
01:28:42,402 --> 01:28:45,231
‫نه، تمومش کن! نه!

766
01:28:46,798 --> 01:28:48,539
‫محض رضای خدا الان جلوش رو بگیرید!

767
01:28:48,582 --> 01:28:50,280
‫هملت.

768
01:28:56,286 --> 01:28:58,549
‫خدایا!

769
01:29:01,639 --> 01:29:03,684
‫خدایا، خدای من.

770
01:29:08,037 --> 01:29:10,082
‫اوفلیا غرق شد، هملتِ عزیزم.

771
01:29:10,126 --> 01:29:11,910
‫غرق شد؟

772
01:29:12,955 --> 01:29:16,741
‫همون درختِ بیدی که کنارِ جویبارمون رشد کرده...

773
01:29:18,569 --> 01:29:21,964
‫...اون می‌خواست به شاخه‌های آویزونش...

774
01:29:23,835 --> 01:29:27,012
‫...یه تاج از علف‌های هرز آویزون کنه.

775
01:29:27,056 --> 01:29:29,972
‫طولی نکشید تا لباس‌هاش،

776
01:29:30,015 --> 01:29:31,886
‫که از آب سنگین شده بودن...

777
01:29:33,236 --> 01:29:36,761
‫...اون طفلکِ بیچاره رو به کامِ مرگِ گل‌آلودش کشوندن.

778
01:29:43,550 --> 01:29:45,770
‫افسوس.

779
01:29:46,553 --> 01:29:48,120
‫افسوس.

780
01:29:53,734 --> 01:29:55,823
‫زهرِ یه غم و اندوهِ عمیق بود.

781
01:29:57,912 --> 01:30:02,004
‫همه‌اش از مرگِ پدرش ریشه گرفت.

782
01:32:53,479 --> 01:32:55,177
‫سرورم؟

783
01:33:07,145 --> 01:33:09,321
‫پادشاه، آقا، ازتون می‌خوان که...

784
01:33:09,365 --> 01:33:12,455
‫...با لائرتیس از درِ صلح و آشتی دربیاید.

785
01:33:15,675 --> 01:33:17,547
‫اگه بگم نه چی؟

786
01:33:30,473 --> 01:33:33,432
‫حتی در افتادنِ یه گنجشک هم مشیتِ الهی وجود داره.

787
01:33:37,436 --> 01:33:40,222
‫اگه قرار باشه الان اتفاق بیفته، پس تو آینده نمیفته.

788
01:33:42,180 --> 01:33:45,183
‫و اگه قرار نباشه تو آینده بیفته، پس همین الان اتفاق میفته.

789
01:33:48,404 --> 01:33:51,233
‫اگه الان اتفاق نیفته، بازم بالاخره یه روزی میاد.

790
01:33:53,974 --> 01:33:56,238
‫مهم اینه که همیشه آماده باشی.

791
01:34:01,112 --> 01:34:03,114
‫از اونجایی که هیچ‌کس نمی‌دونه تو چه دنیایی قراره چشم ببنده،

792
01:34:03,157 --> 01:34:05,203
‫پس چه اهمیتی داره که کِی این دنیا رو ترک کنه؟

793
01:34:05,943 --> 01:34:07,379
‫هوم؟

794
01:34:10,426 --> 01:34:11,992
‫بذار هرچی می‌خواد بشه.

795
01:35:38,165 --> 01:35:39,645
‫بیا، هملت.

796
01:35:42,256 --> 01:35:44,520
‫بیا و دستش رو بگیر و باهاش دست بده.

797
01:35:57,707 --> 01:35:59,709
‫من رو ببخش، آقا.

798
01:36:01,363 --> 01:36:03,103
‫من در حقت بدی کردم.

799
01:36:05,149 --> 01:36:07,586
‫اما از اونجایی که مردِ شریفی هستی، از گناهم بگذر.

800
01:36:11,721 --> 01:36:16,465
‫همه‌ی کسایی که اینجا هستن می‌دونن، و خودت هم باید شنیده باشی،

801
01:36:16,508 --> 01:36:20,382
‫که من چطور گرفتارِ یه جنونِ دردناک شدم.

802
01:36:22,732 --> 01:36:25,125
‫کاری که باهات کردم و باعث شد...

803
01:36:25,169 --> 01:36:27,389
‫...طبیعت و شرفت رو این‌طور جریحه‌دار کنه،

804
01:36:27,432 --> 01:36:30,174
‫همین‌جا اعلام می‌کنم که فقط از روی دیوونگی بود.

805
01:36:33,482 --> 01:36:37,486
‫بذار این اعترافم که هیچ نیتِ شومی تو کار نبوده...

806
01:36:37,529 --> 01:36:41,446
‫...تو قلبِ بزرگِ تو من رو تبرئه کنه...

807
01:36:42,969 --> 01:36:45,885
‫...و باور کنی که من فقط تیرم رو بی‌هدف شلیک کردم...

808
01:36:45,929 --> 01:36:47,713
‫...و تصادفاً برادرم رو زخمی کردم.

809
01:36:56,461 --> 01:36:57,810
‫من...

810
01:36:59,421 --> 01:37:02,424
‫قلبم آروم گرفته...

811
01:37:04,034 --> 01:37:05,688
‫...همون قلبی که تو این شرایط...

812
01:37:05,731 --> 01:37:08,691
‫...باید بیشتر از هرچیزی من رو به سمتِ انتقام هُل می‌داد.

813
01:37:10,040 --> 01:37:13,173
‫و فعلاً...

814
01:37:14,653 --> 01:37:18,091
‫...عشقی که بهم دادی رو با عشق می‌پذیرم...

815
01:37:21,138 --> 01:37:23,488
‫...و بهش خیانت نمی‌کنم.

816
01:37:33,455 --> 01:37:35,152
‫حالا باید به سلامتیِ...

817
01:37:35,195 --> 01:37:37,110
‫...حالِ بهترِ هملت بنوشیم.

818
01:38:20,327 --> 01:38:21,851
‫بفرمایید...

819
01:38:23,069 --> 01:38:24,506
‫...به سلامتیش.

820
01:38:34,864 --> 01:38:36,692
‫جام‌هاتون رو ببرید بالا.

821
01:38:46,615 --> 01:38:49,531
‫همه‌ی این نوشیدنی‌ها قدرتِ خودشون رو دارن؟

822
01:38:53,796 --> 01:38:55,580
‫بله، سرورم.

823
01:38:59,366 --> 01:39:01,412
‫پس بیا، لائرتیس.

824
01:39:02,892 --> 01:39:04,633
‫برای پایان.

825
01:39:06,112 --> 01:39:07,853
‫داری معطل می‌کنی.

826
01:40:22,493 --> 01:40:26,236
‫ملکه خوشبختی و سلامتیت رو آرزو می‌کنه، هملت.

827
01:40:26,279 --> 01:40:28,847
‫گرترود، اون رو ننوش.

828
01:40:30,849 --> 01:40:32,764
‫می‌نوشم، سرورم.

829
01:40:41,294 --> 01:40:43,645
‫خواهش می‌کنم من رو ببخش.

830
01:40:45,211 --> 01:40:46,604
‫مادر.

831
01:40:50,303 --> 01:40:52,479
‫خدای من. نه.

832
01:40:56,919 --> 01:40:58,572
‫مادرِ عزیزم.

833
01:41:22,074 --> 01:41:24,163
‫مـ... مادرِ عزیزم.

834
01:41:24,207 --> 01:41:25,556
‫آه، هملت.

835
01:41:34,870 --> 01:41:36,698
‫نوشیدنی زهرآلود بود؟

836
01:41:39,483 --> 01:41:41,180
‫پس ای زهر، کارت رو بکن.

837
01:41:41,224 --> 01:41:44,053
‫هملتِ نجیب، بیا همدیگه رو ببخشیم.

838
01:41:45,184 --> 01:41:47,143
‫هرگز!

839
01:42:17,042 --> 01:42:18,522
‫عمو!

840
01:42:31,578 --> 01:42:32,884
‫عمو!

841
01:43:03,262 --> 01:43:04,611
‫چه جنایتی!

842
01:43:06,439 --> 01:43:07,963
‫خیانت!

843
01:43:12,228 --> 01:43:17,711
‫حالا از اعمالِ شهوانی، خونین و کثیف حرف می‌زنن،

844
01:43:17,755 --> 01:43:22,804
‫از قضاوت‌های کورکورانه، از کشتارهای بی‌دلیل،

845
01:43:22,847 --> 01:43:26,720
‫از مرگ‌هایی که با حیله‌گری رقم خوردن،

846
01:43:26,764 --> 01:43:28,940
‫و برای چی؟

847
01:43:30,463 --> 01:43:32,161
‫فورتینبراس.

848
01:43:33,423 --> 01:43:35,120
‫با آخرین نفس‌هام ازشون حمایت می‌کنم.

849
01:43:36,556 --> 01:43:39,211
‫سربازهاش برای برقراریِ عدالت می‌جنگن.

850
01:43:54,183 --> 01:43:56,185
‫برو پیشِ پدرم.

851
01:43:59,362 --> 01:44:01,146
‫من پدرت رو دوست داشتم!

852
01:44:31,568 --> 01:44:33,657
‫دیگه تمومه.

853
01:44:42,840 --> 01:44:45,756
‫این هم از انتقامِ من.

854
01:44:45,780 --> 01:44:56,780
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
