1
00:00:20,690 --> 00:00:24,962
‫« پیش‌درآمد »

2
00:00:32,792 --> 00:00:37,916
‫« در ژرفای شمال، ۱۸۵۷ »

3
00:00:38,128 --> 00:00:48,128
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

4
00:00:54,708 --> 00:00:56,167
‫ناخدا!

5
00:01:01,958 --> 00:01:03,417
‫ناخدا!

6
00:01:04,333 --> 00:01:05,667
‫یه لحظه میاید؟

7
00:01:13,083 --> 00:01:14,292
‫باید یخ رو بشکنیم و رد بشیم

8
00:01:15,208 --> 00:01:17,417
‫افرادمون گرسنه‌ان و هلاک

9
00:01:18,125 --> 00:01:20,750
‫اگه همینجوری پیش بریم،
‫عاقبت خوشی در انتظارمون نیست

10
00:01:25,292 --> 00:01:26,875
‫همه گوش کنن!

11
00:01:28,000 --> 00:01:30,309
‫هر چی بیشتر دست‌دست کنیم،

12
00:01:30,333 --> 00:01:32,708
‫این یخ بدتر زمین‌گیرمون می‌کنه

13
00:01:33,458 --> 00:01:34,708
‫نمیشه دست از کار کشید

14
00:01:35,458 --> 00:01:36,726
‫گروه‌ها رو جابجا کنید

15
00:01:36,750 --> 00:01:37,875
‫قربان، جسارتاً...

16
00:01:38,500 --> 00:01:40,143
‫افراد دلگرمی می‌خوان

17
00:01:40,167 --> 00:01:41,059
‫دلگرمی؟

18
00:01:41,083 --> 00:01:44,893
‫بله، می‌خوان مطمئن بشن به محض دراومدنِ کشتی،
‫برمی‌گردیم سن‌پترزبورگ

19
00:01:44,917 --> 00:01:47,684
‫می‌ترسن کشتی زیاد دووم نیاره و ‫میگن...

20
00:01:47,708 --> 00:01:49,083
‫خوب گوش کنید!

21
00:01:50,917 --> 00:01:55,934
‫نه شماها و نه این افسر،
‫نبینم فکر و خیال به سرتون بزنه...

22
00:01:55,958 --> 00:01:59,250
‫وظیفه‌ی ما انجام این مأموریتـه و
‫نصفه‌کاره ولش نمی‌کنیم

23
00:01:59,833 --> 00:02:01,809
هر طور شده باید برسیم قطب شمال

24
00:02:01,833 --> 00:02:03,458
‫شیرفهم شد؟

25
00:02:15,428 --> 00:02:20,428
‫« ترجمه از نهـال، امیر فرحناک و علی محمدخانی »

26
00:02:39,167 --> 00:02:40,792
یه چیزی منفجر شد، ناخدا

27
00:02:43,542 --> 00:02:45,083
‫حدوداً سه کیلومتر اون‌ورتره

28
00:02:51,583 --> 00:02:53,083
‫افراد رو جمع کن

29
00:03:10,792 --> 00:03:12,917
‫سگ‌های سورتمه صحیح و سالمن

30
00:03:13,458 --> 00:03:15,184
‫پس این همه خون واسه چیـه؟

31
00:03:15,208 --> 00:03:17,851
‫بیاید اینجا، ناخدا!

32
00:03:17,875 --> 00:03:20,250
‫یه نفر زخمی شده، خون زیادی از دست داده

33
00:03:23,000 --> 00:03:25,917
‫کِتفش آسیب دیده و پاش شکسته

34
00:03:27,208 --> 00:03:28,292
کارِ خرسـه؟

35
00:03:28,833 --> 00:03:29,934
‫بعید می‌دونم، ناخدا

36
00:03:29,958 --> 00:03:31,708
‫لارسن، بیا چکمه‌اش رو دربیاریم

37
00:03:42,583 --> 00:03:43,958
‫پاش مصنوعیـه

38
00:03:52,167 --> 00:03:53,333
‫بذاریدش روی تخته

39
00:03:56,042 --> 00:03:57,458
‫دِ یالا! برمی‌گردیم توی کشتی!

40
00:04:02,875 --> 00:04:04,625
‫لارسن، جونوره داره میاد

41
00:04:07,958 --> 00:04:09,542
‫همه آماده‌ی شلیک!

42
00:04:14,625 --> 00:04:16,000
‫با فرمانِ من

43
00:04:20,750 --> 00:04:22,125
‫نشونه‌گیری!

44
00:04:22,750 --> 00:04:23,875
‫آتش!

45
00:04:35,792 --> 00:04:36,917
‫گروه بعدی!

46
00:04:40,208 --> 00:04:41,917
‫آتش!

47
00:04:55,500 --> 00:04:56,500
‫همه برید تو کشتی!

48
00:05:17,500 --> 00:05:19,434
‫مردی که آوردیم تو کشتی کو؟

49
00:05:19,458 --> 00:05:20,458
‫کجاست؟

50
00:05:20,917 --> 00:05:22,583
‫این دیگه چه موجودیـه؟ چی می‌خواد؟

51
00:05:31,125 --> 00:05:34,667
‫بدیدش به من!

52
00:05:48,125 --> 00:05:50,750
‫تفنگ سرپُر. لارسن، تفنگه رو بیار!

53
00:06:01,917 --> 00:06:03,417
‫ویکتور

54
00:06:05,000 --> 00:06:06,167
‫ویکتور!

55
00:06:19,792 --> 00:06:20,792
‫کشتمش

56
00:06:21,417 --> 00:06:22,708
‫کشتمش

57
00:06:35,908 --> 00:06:37,050
‫هنوز زنده‌ست!

58
00:06:37,083 --> 00:06:38,268
‫نردبون!

59
00:06:38,292 --> 00:06:39,625
‫نردبون رو بکشید بالا!

60
00:06:54,167 --> 00:06:58,583
‫بدیدش به من!

61
00:07:16,792 --> 00:07:18,601
‫چند تا گلوله مونده؟

62
00:07:18,625 --> 00:07:20,643
‫یه‌دونه، ولی روش کارساز نیست

63
00:07:20,667 --> 00:07:21,667
‫می‌دونم

64
00:07:22,542 --> 00:07:23,875
‫نمی‌خوام اونو نشونه بگیرم

65
00:08:15,542 --> 00:08:18,792
‫افیونـه، بخور دردت آروم بگیره.
‫بخور. سَر بکِش.

66
00:08:24,125 --> 00:08:25,601
‫من کجام؟

67
00:08:25,625 --> 00:08:27,393
‫توی کشتیِ سلطنتی دانمارک، هورایزن

68
00:08:27,417 --> 00:08:29,309
‫من ناخدا اندرسونم. ایشون هم دکتر اودسن

69
00:08:29,333 --> 00:08:31,250
‫چند نفرتون رو کشته؟

70
00:08:33,917 --> 00:08:34,809
‫شیش

71
00:08:34,833 --> 00:08:37,208
‫باز برمی‌گرده و خیلی‌های دیگه رو می‌کشه

72
00:08:37,917 --> 00:08:41,809
‫نیاز باشه قلع‌وقمع‌تون می‌کنه،
‫مگه اینکه من رو تحویلش بدید

73
00:08:41,833 --> 00:08:43,518
‫نه، نه، کارش رو ساختیم

74
00:08:43,542 --> 00:08:45,476
‫رفت زیرِ آب یخ. خلاص

75
00:08:45,500 --> 00:08:47,125
‫نه، اشتباه می‌کنی!

76
00:08:47,667 --> 00:08:48,833
نمیشه کشتش

77
00:08:49,458 --> 00:08:51,167
‫خودم برای کشتنش به هر دری زدم

78
00:08:53,750 --> 00:08:55,417
‫چه باور کنید چه نکنید،

79
00:08:57,458 --> 00:09:00,208
‫دوباره برمی‌گرده... به خاطر من

80
00:09:01,042 --> 00:09:02,125
‫بهم قول بدید

81
00:09:03,042 --> 00:09:06,726
‫هر وقت اومد، من رو بندازید توی یخبندون و

82
00:09:06,750 --> 00:09:07,917
‫بذارید من رو با خودش ببره

83
00:09:09,292 --> 00:09:10,292
‫تو رو خدا

84
00:09:10,708 --> 00:09:12,625
چه موجودیـه اصلاً؟

85
00:09:14,083 --> 00:09:16,875
‫کدوم اهریمنی خلقش کرده؟

86
00:09:19,042 --> 00:09:20,042
‫من

87
00:09:22,000 --> 00:09:23,000
‫کارِ منـه

88
00:09:24,292 --> 00:09:25,500
‫من خلقش کردم

89
00:09:27,875 --> 00:09:32,375
‫با خودم عهد کرده بودم
‫این رازِ پلید رو با خودم به گور ببرم

90
00:09:33,208 --> 00:09:34,208
‫درست شد

91
00:09:35,167 --> 00:09:37,583
‫یه سِری از حرف‌هام واقعیت محضـه

92
00:09:39,667 --> 00:09:42,643
‫یه سری‌ها نه، اما همش عین حقیقتـه

93
00:09:42,667 --> 00:09:44,792
‫اسمم ویکتوره

94
00:09:45,375 --> 00:09:46,792
‫ویکتور فرانکنشتاین

95
00:09:48,083 --> 00:09:51,000
‫پدرم این اسم رو روم گذاشت

96
00:09:51,833 --> 00:09:53,393
‫می‌دونید معنیش چیـه؟

97
00:09:53,417 --> 00:09:55,792
‫به گمونم، آره. یعنی فاتح

98
00:09:56,583 --> 00:09:57,809
‫پیروزِ تمام میادین

99
00:09:57,833 --> 00:09:59,875
‫آره، همه چیز با اون شروع شد

100
00:10:00,458 --> 00:10:01,458
‫پدرم

101
00:10:04,292 --> 00:10:05,333
همچنین، مادرم

102
00:10:09,583 --> 00:10:13,759
‫« پرده‌ی نخست »
‫« سرگذشت ویکتور »

103
00:10:10,083 --> 00:10:11,167
‫ویکتور!

104
00:10:12,667 --> 00:10:13,667
‫ویکتور!

105
00:10:16,083 --> 00:10:17,250
‫ویکتور!

106
00:10:20,708 --> 00:10:24,042
‫بیا دیگه، بابات رسید ها

107
00:10:24,792 --> 00:10:27,750
‫مامان؟ مامان؟

108
00:10:28,958 --> 00:10:30,333
‫من اینجام، مامان

109
00:10:34,000 --> 00:10:35,083
‫اینجام

110
00:10:38,125 --> 00:10:41,458
‫پدرم بارون و جراح برجسته‌ای بود

111
00:10:42,083 --> 00:10:44,726
‫ازدواجش با مادرم بیشتر از روی مصلحت بود؛

112
00:10:44,750 --> 00:10:47,809
‫چرا که مادرم هم جهیزیه‌ی هنگفتی داشت و
‫هم اصل‌ونسب‌دار بود

113
00:10:47,833 --> 00:10:53,208
‫این وصلت اسباب این رو فراهم کرد که
‫پدرم شأن و املاک خانوادگیش رو حفظ کنه

114
00:11:05,125 --> 00:11:07,976
‫نقش پُررنگی در زندگی ما نداشت

115
00:11:08,000 --> 00:11:11,000
‫اما وقتی به عمارت برمی‌گشت،
از صغیر تا کبیر همه گوش به فرمانش بودند

116
00:11:11,542 --> 00:11:12,667
‫کِلِرجانم

117
00:11:13,167 --> 00:11:14,375
‫مابقیِ اوقات...

118
00:11:15,250 --> 00:11:16,226
‫ویکتور

119
00:11:16,250 --> 00:11:17,309
‫پدر

120
00:11:17,333 --> 00:11:19,667
‫مابقیِ اوقات، مادر برای من بود

121
00:11:27,292 --> 00:11:29,542
‫نه، بیارش اینجا

122
00:11:37,042 --> 00:11:39,226
‫املاح توی گوشت،
‫هم برای خودت خون‌سازه و

123
00:11:39,250 --> 00:11:40,542
‫هم برای طفل توی شکمت

124
00:11:41,250 --> 00:11:42,792
جای دو نفر باید غذا بخوری ها

125
00:11:53,958 --> 00:11:54,958
‫بخور دیگه

126
00:11:56,125 --> 00:11:57,125
‫مُقویـه

127
00:12:03,375 --> 00:12:05,184
‫فرشته‌ی نگهبانم

128
00:12:05,208 --> 00:12:06,500
‫ای همدم مهربانم

129
00:12:07,167 --> 00:12:09,417
‫کنارم بمان و تنهایم مگذار

130
00:12:10,125 --> 00:12:11,518
‫در سایه‌ی بال و پر‌هایت،

131
00:12:11,542 --> 00:12:14,583
‫مرا مأوا دِه و...

132
00:12:15,500 --> 00:12:18,768
‫از پشت دیوار صداشون رو می‌شنیدم که
‫بی‌وقفه جر و بحث می‌کردن

133
00:12:18,792 --> 00:12:22,625
‫مِن‌بابِ مال و اموال و من،
‫سر همدیگه داد می‌کشیدن

134
00:12:23,792 --> 00:12:26,542
‫صداشون لرزه به تنم می‌نداخت

135
00:12:30,958 --> 00:12:32,083
‫مامان؟

136
00:12:34,042 --> 00:12:35,208
‫مامان؟

137
00:12:45,750 --> 00:12:48,268
اون مرد از هر دوی ما بیزار بود

138
00:12:48,292 --> 00:12:52,125
‫از موهای پرکلاغی‌مون گرفته تا
‫چشم‌های تیره و نافذمون

139
00:12:52,708 --> 00:12:56,851
‫حتی طبع آروم و دلشوره‌ی گاه و بی‌گاه‌مون هم

140
00:12:56,875 --> 00:12:59,583
‫انگار خونش رو به جوش میاورد

141
00:13:00,250 --> 00:13:05,059
‫طبقه‌بندی باستانی اخلاط اربعه‌ی بدن رو

142
00:13:05,083 --> 00:13:07,434
‫سریع و بدون ‌نقص بگو

143
00:13:07,458 --> 00:13:11,708
‫خون، سودا، صفرا، بلغم

144
00:13:13,042 --> 00:13:15,208
‫وزن قلب یه مرد بالغ؟

145
00:13:17,125 --> 00:13:18,833
‫بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ گِرم، پدرجان

146
00:13:19,542 --> 00:13:21,833
‫قلب یه زن بالغ؟

147
00:13:23,167 --> 00:13:24,417
‫۲۲۰‏ تا ۲۸۰ گرم

148
00:13:25,500 --> 00:13:26,875
‫علت چیـه؟

149
00:13:27,542 --> 00:13:29,750
‫علتِ این تفاوت؟

150
00:13:30,417 --> 00:13:31,667
‫عمق عواطف زنانه؟

151
00:13:32,167 --> 00:13:33,958
‫یا که گرایش به سودازدگی؟

152
00:13:35,250 --> 00:13:39,500
‫توده‌ی بدنی. حجم خون، پدرجان.
‫خون‌رسانی به عضلات.

153
00:13:40,042 --> 00:13:43,393
‫صحیح. نه توی بافت خبری از روح هست و

154
00:13:43,417 --> 00:13:45,351
‫نه توی عضله اثری از احساس

155
00:13:45,375 --> 00:13:48,792
‫حالا، لطفاً کارکرد اصلی
‫دریچه‌ی سه‌لَختی رو توضیح بده

156
00:13:51,583 --> 00:13:54,809
‫الان حضور ذهن ندارم، پدرجان،
‫اما مطمئنم یادم میاد

157
00:13:54,833 --> 00:13:56,250
‫بله، حتماً هم یادت میاد

158
00:13:56,958 --> 00:13:59,059
‫عاج خونریزی نمی‌کنه، ویکتور

159
00:13:59,083 --> 00:14:00,333
‫خون مالِ گوشتـه

160
00:14:01,333 --> 00:14:04,393
‫تا تو بخوای دودوتا چهارتا کنی،
‫یحتمل بیمارت از دست رفته

161
00:14:04,417 --> 00:14:05,792
‫متوجهی؟

162
00:14:10,292 --> 00:14:13,333
‫کارکرد اصلی دریچه‌ی سه‌لختی

163
00:14:13,833 --> 00:14:16,917
‫ممانعت از بازگشت خون به بزرگ‌سیاهرگ‌هاست

164
00:14:19,708 --> 00:14:22,917
‫نه، دست‌هات نه. دیگه نه

165
00:14:23,958 --> 00:14:26,583
‫اینها ابزار حرفه‌ات و ‫تجلیِ اراده‌ات هستن

166
00:14:27,625 --> 00:14:29,042
باید ازشون مراقبت کنیم

167
00:14:31,875 --> 00:14:34,667
‫منتها صورتت بازیچه‌ی غروره

168
00:14:41,208 --> 00:14:46,833
‫تو اسم‌ورسم منو یدک می‌کشی، ویکتور،
‫آبروی من امانتیـه دستِ تو

169
00:14:50,750 --> 00:14:52,500
‫اینو آویزه‌ی گوشِت کن

170
00:14:58,250 --> 00:15:01,250
‫فکر کنم دستت رو خوندم، آخه...

171
00:15:01,833 --> 00:15:03,101
‫سه...

172
00:15:03,125 --> 00:15:04,125
‫دو...

173
00:15:04,542 --> 00:15:05,542
‫یک...

174
00:15:06,625 --> 00:15:08,708
محالـه

175
00:15:10,458 --> 00:15:12,500
خودم بُر می‌زنم

176
00:15:17,333 --> 00:15:18,458
‫مامان؟

177
00:15:19,625 --> 00:15:21,000
‫مامان؟

178
00:15:26,625 --> 00:15:28,018
‫بابا!

179
00:15:28,042 --> 00:15:29,458
‫بابا، مامان حالش بد شده

180
00:15:36,000 --> 00:15:37,768
‫مامان

181
00:15:37,792 --> 00:15:40,476
‫آب جوش و ملافه‌ی تمیز بیارید. به مقدار زیاد

182
00:15:40,500 --> 00:15:41,393
‫- همین حالا
‫- چشم، قربان

183
00:15:41,417 --> 00:15:42,833
‫- نه، ویکتور!
‫- مامان؟

184
00:15:44,125 --> 00:15:45,500
‫- مامان!
‫- ویکتور!

185
00:15:49,333 --> 00:15:51,518
‫بابا! بابا!

186
00:15:51,542 --> 00:15:53,542
‫- ویکتور!
‫- تو رو خدا نجاتش بده!

187
00:16:35,917 --> 00:16:41,125
‫مادرم که پاره‌ی تنم بود،

188
00:16:42,208 --> 00:16:44,500
‫اونی که فکر می‌کردم
‫هرگز من رو رها نمی‌کنه،

189
00:16:45,375 --> 00:16:49,333
‫اونی که نبض حیات بود... خاموش شد

190
00:16:50,750 --> 00:16:52,833
‫چشم‌هاش بی‌فروغ و

191
00:16:53,833 --> 00:16:57,042
‫لبخندش طعمه‌ی خاکِ سرد

192
00:17:04,500 --> 00:17:05,500
‫برید!

193
00:17:06,042 --> 00:17:07,208
‫همتون برید بیرون!

194
00:17:15,000 --> 00:17:17,958
‫انگار تکه‌ای از هستی
‫از هم فرو پاشیده و

195
00:17:19,125 --> 00:17:22,833
‫گنبدِ آسمون،
‫برای همیشه سیاه‌پوش شده

196
00:17:24,542 --> 00:17:26,042
‫حالا، چشم‌هاتو بگیر

197
00:17:28,375 --> 00:17:30,792
‫تا نگفتم، نگاه نکنی ها

198
00:17:32,625 --> 00:17:33,684
‫باز کن

199
00:17:33,708 --> 00:17:36,851
‫ویلیام در آغوش آفتاب و لبخند شکفت

200
00:17:36,875 --> 00:17:41,542
‫طبعی آروم و نجیب‌تر داشت و بی هیچ تردیدی،
‫عزیزدردونه‌ی پدرم بود

201
00:17:42,208 --> 00:17:43,726
‫ممنونم، بابا

202
00:17:43,750 --> 00:17:45,417
‫قربونت برم، گل‌پسرم

203
00:17:46,708 --> 00:17:49,583
‫ویلیام نسیم بود و من ابرِ طوفانی

204
00:17:50,083 --> 00:17:53,934
‫او قهقهه‌ی زندگی بود و
من بغض فروخورده‌ی اندوه

205
00:17:53,958 --> 00:17:55,476
‫افسارشو بگیر

206
00:17:55,500 --> 00:17:58,375
‫منو نگاه، بابا. منو ببین

207
00:17:59,792 --> 00:18:02,000
‫اما مسئله فراتر از این بود

208
00:18:02,542 --> 00:18:05,912
‫یا بهتر بگم، چیزی کم بود

209
00:18:07,208 --> 00:18:09,143
‫مادرم زیر دست‌های

210
00:18:09,167 --> 00:18:12,684
‫برجسته‌ترین طبیب عصر خودش جان باخت:

211
00:18:12,708 --> 00:18:13,875
‫پدرم

212
00:18:14,917 --> 00:18:18,708
‫فکری... به سرم زد

213
00:18:19,333 --> 00:18:21,518
‫دستگاه گردش خون رو تعریف کن...

214
00:18:21,542 --> 00:18:24,625
‫حتمی، گریزناپذیر...

215
00:18:25,125 --> 00:18:28,268
‫طبق تشریحی که توی کتابِ «حرکت قلب» اومده

216
00:18:28,292 --> 00:18:30,042
‫تا وقتی که به حقیقت بدل شد

217
00:18:30,542 --> 00:18:31,542
‫پدر؟

218
00:18:35,458 --> 00:18:37,018
‫تو گذاشتی بمیره، نه؟

219
00:18:37,042 --> 00:18:41,184
‫من نهایت تلاشم رو کردم که
‫نجاتش بدم. خودت خوب می‌دونی

220
00:18:41,208 --> 00:18:42,417
‫پس شکست خوردی

221
00:18:43,375 --> 00:18:46,333
‫هیچکس حریفِ مرگ نمیشه

222
00:18:50,250 --> 00:18:52,542
‫من می‌شم، خودم حریفش می‌شم

223
00:18:54,292 --> 00:18:57,333
‫هر چیزی که بلدی و بلد نیستی رو یاد می‌گیرم

224
00:18:59,208 --> 00:19:01,333
‫فکر کنم برای امروز کافیـه

225
00:19:03,958 --> 00:19:06,167
اون شب، دوباره متولد شدم

226
00:19:06,833 --> 00:19:08,292
بهم الهام شد

227
00:19:09,375 --> 00:19:12,542
‫برای اولین بار،
‫فرشته‌ی تاریکی رو...

228
00:19:13,125 --> 00:19:14,833
‫دیدم

229
00:19:28,833 --> 00:19:30,417
‫با من عهد بست که

230
00:19:32,167 --> 00:19:35,792
‫افسارِ حیات و ممات به دست من بیفته

231
00:19:37,500 --> 00:19:40,309
‫ذره ذره تبدیل به جراحی بشم که پدرم بود

232
00:19:40,333 --> 00:19:43,500
‫در سودای قدرت و گستره‌ی علم،
‫از اون پیشی بگیرم

233
00:19:45,625 --> 00:19:47,195
‫الهامی بَس حقیقی

234
00:19:47,750 --> 00:19:51,292
‫حقیقی‌تر از چیزی که تو جهان بیداری و
‫عالم رؤیا دیده بودم

235
00:19:54,917 --> 00:19:55,917
‫اما چطور؟

236
00:20:19,000 --> 00:20:21,208
‫از عرش به فرش رسیدم

237
00:20:22,750 --> 00:20:26,018
‫دو شورش و آتش‌سوزی توی مزارع مادرم،

238
00:20:26,042 --> 00:20:27,625
‫ثروت خانوادگی‌مون رو به باد داد

239
00:20:28,375 --> 00:20:31,208
‫عمارت رو تونستیم نگه داریم،
‫منتها مابقیِ اموال رو از دست دادیم

240
00:20:46,000 --> 00:20:49,643
‫ویلیام رفت پیش یکی از اقوام توی وین

241
00:20:49,667 --> 00:20:51,917
‫من هم رفتم لندن و بعدش ادینبرو

242
00:20:52,833 --> 00:20:56,625
‫اونجا بود که سال‌های سال تلاش کردم تا

243
00:20:58,875 --> 00:21:02,125
‫از چهارچوبِ محدود نهادِ علم فراتر برم

244
00:21:04,083 --> 00:21:05,292
‫حیات

245
00:21:06,542 --> 00:21:10,833
‫این... یعنی حیات، آقایون

246
00:21:06,558 --> 00:21:12,768
‫« دانشکده‌ی سلطنتی طب »
‫« محکمه‌ی تأدیبی، ۱۸۵۵ »

247
00:21:12,792 --> 00:21:13,958
‫به دنیا که میایم

248
00:21:15,583 --> 00:21:18,417
‫تا بخوایم فرصتِ قدکشیدن پیدا کنیم،
‫زمین می‌خوریم

249
00:21:19,417 --> 00:21:20,500
‫با مرگ

250
00:21:22,458 --> 00:21:25,976
‫و در فاصله‌ی بین این فراز و سقوط،

251
00:21:26,000 --> 00:21:27,833
‫عرصه‌ی حقیرانه‌ی ما قرار داره

252
00:21:29,167 --> 00:21:31,875
‫خب، تولد که دستِ ما نیست

253
00:21:33,000 --> 00:21:34,000
‫هست؟

254
00:21:35,458 --> 00:21:40,000
‫شکل‌گیری نطفه، اون جرقه،
‫جان‌بخشی فکر و روح

255
00:21:41,208 --> 00:21:42,375
‫این یکی دستِ خداست

256
00:21:43,333 --> 00:21:45,309
‫خداوند

257
00:21:45,333 --> 00:21:46,417
‫اما مرگ

258
00:21:47,458 --> 00:21:49,667
‫چالش اصلی هم همینجاست

259
00:21:50,167 --> 00:21:51,958
‫دغدغه‌ی ما باید همین باشه

260
00:21:53,292 --> 00:21:54,375
‫باید

261
00:21:55,583 --> 00:21:58,792
‫خیال کردیم کی هستیم؟
‫نعوذ بالله مگه خداییم؟

262
00:21:59,417 --> 00:22:02,726
‫منتها اگه بناست که مثل خدایان
‫بی‌پروا رفتار کنیم،

263
00:22:02,750 --> 00:22:05,625
‫دستِ کم باید قادر به خلق معجزه باشیم

264
00:22:06,125 --> 00:22:07,250
‫غیر از اینـه؟

265
00:22:08,250 --> 00:22:10,434
‫باید آتش نبوغ رو تو ذهنِ

266
00:22:10,458 --> 00:22:12,518
‫دانشجوهای جوان شعله‌ور کرد

267
00:22:12,542 --> 00:22:15,768
‫به جای اطاعت،
‫بهشون طغیانگری یاد بدیم

268
00:22:15,792 --> 00:22:21,518
‫بهشون ثابت کنیم که بشر می‌تونه به اسرارِ
‫طبیعت دست پیدا کنه و جلوی مرگ رو بگیره

269
00:22:21,542 --> 00:22:24,458
‫نه اینکه فقط عقب بندازتش،
‫بلکه کارش رو یک‌سره کنه!

270
00:22:30,583 --> 00:22:33,375
‫سکوت. ساکت!

271
00:22:36,917 --> 00:22:42,333
‫دقیقاً چطوری می‌خوای چیزی رو
‫آموزش بدی که جزو محالاتـه؟

272
00:22:46,667 --> 00:22:48,226
‫سوژه‌ی ترکیبی، همین جسم

273
00:22:48,250 --> 00:22:51,375
‫کالبدِ یه مغازه‌داره که
‫چند لحظه بعد از مرگ تحویل گرفتم

274
00:22:51,958 --> 00:22:53,601
‫مغز، نمایان اما فعالـه

275
00:22:53,625 --> 00:22:56,167
‫انشعابات نخاعی و اعصاب واگ هم دست‌نخورده‌ان

276
00:22:56,708 --> 00:22:59,101
‫زخم‌هایی رو مشاهده می‌کنید که
‫به باریکیِ موئن

277
00:22:59,125 --> 00:23:01,809
‫به روش خودم، نیازی به بخیه‌های زمخت نبود

278
00:23:01,833 --> 00:23:03,059
‫این بازویی که می‌بینید رو

279
00:23:03,083 --> 00:23:05,684
‫از جسدِ یه نجار گرفتم

280
00:23:05,708 --> 00:23:08,833
‫عضلات، رباط‌ها، اعصاب همشون به هم متصل میشن

281
00:23:30,083 --> 00:23:32,101
‫ببینید، این پرش‌های عضلانی‌ای که

282
00:23:32,125 --> 00:23:34,684
‫جریان برق ایجاد می‌کنه، چیز جدیدی نیست

283
00:23:34,708 --> 00:23:37,768
‫به هیچ وجه. اما نحوه‌ی جریان انرژی در بدن

284
00:23:37,792 --> 00:23:39,434
‫از یک مفهوم کاملاً متفاوت پیروی می‌کنه

285
00:23:39,458 --> 00:23:41,893
‫یه مفهومی شرقی به نام «چی»

286
00:23:41,917 --> 00:23:45,184
‫این نظریه قائل به یک جریان حیاتی از انرژی،
‫هم در درون و هم در بیرون بدنـه

287
00:23:45,208 --> 00:23:46,934
‫با استفاده از سوزن توی شِش...

288
00:23:46,958 --> 00:23:48,851
‫ساکت!

289
00:23:48,875 --> 00:23:51,042
‫بشینید!

290
00:23:52,750 --> 00:23:56,101
‫اینجا جلسه‌ی استماعـه، دکتر، نه معرکه‌گیری

291
00:23:56,125 --> 00:23:58,143
‫با این کارها فقط خودت رو
‫خراب می‌کنی، ویکتور

292
00:23:58,167 --> 00:24:00,809
‫این حقه‌بازی‌هات با برق،
‫راه به جایی نمی‌بره

293
00:24:00,833 --> 00:24:01,833
‫حقه‌بازی

294
00:24:03,750 --> 00:24:04,750
‫حقه‌بازی؟

295
00:24:07,042 --> 00:24:08,167
‫مطمئنید؟

296
00:24:13,208 --> 00:24:15,809
‫حقه‌بازی کجا بود؟! این یعنی اراده

297
00:24:15,833 --> 00:24:20,226
‫هماهنگیِ بین چشم و بازوی دو انسان مُرده که

298
00:24:20,250 --> 00:24:23,851
‫حالا صاحب اراده‌ای جدید و سطحی از آگاهی شدن

299
00:24:23,875 --> 00:24:27,500
‫آگاهی؟ اون هم توی مغزی که از کار افتاده؟

300
00:24:28,542 --> 00:24:29,667
‫رهاش کن

301
00:24:30,333 --> 00:24:31,875
‫خواهش می‌کنم

302
00:24:33,458 --> 00:24:35,417
‫خواهش همیشه کارسازه

303
00:24:36,000 --> 00:24:39,226
‫جمع کن بساطت رو. یالا، مردکِ شارلاتان

304
00:24:39,250 --> 00:24:42,184
‫این یعنی آینده. این کار شدنیـه

305
00:24:42,208 --> 00:24:44,351
‫چرا بررسیش نکنیم؟ چرا نسنجیمش؟

306
00:24:44,375 --> 00:24:47,018
‫این خلاف مقدساتـه

307
00:24:47,042 --> 00:24:49,101
‫شنیعـه

308
00:24:49,125 --> 00:24:50,292
‫تهِ وقاحتـه!

309
00:24:51,333 --> 00:24:55,976
‫مرگ و زندگی دست خداست، ویکتور

310
00:24:56,000 --> 00:24:58,500
‫شاید خدا بی‌کفایتـه!

311
00:24:59,917 --> 00:25:02,393
‫این ماییم که باید خطاهاش رو اصلاح کنیم!

312
00:25:02,417 --> 00:25:05,018
‫اجازه ندید این پیرمردهای نادون
‫صداتون رو خفه کنن!

313
00:25:05,042 --> 00:25:08,476
‫برای رسیدن به جواب
‫باید سرکش بود،

314
00:25:08,500 --> 00:25:11,417
‫به‌دور از ترس و تعصبات بزدلانه!

315
00:25:25,875 --> 00:25:27,167
‫پروفسور کرمپ

316
00:26:02,042 --> 00:26:05,934
‫بارون فرانکنشتاین،
‫بنده هاینریش هارلندر هستم

317
00:26:05,958 --> 00:26:08,768
‫از طرفِ برادرتون، ویلیام،

318
00:26:08,792 --> 00:26:10,226
‫یه توصیه‌نامه با خودم آوردم

319
00:26:10,250 --> 00:26:11,268
‫از طرف برادرم؟

320
00:26:11,292 --> 00:26:13,726
‫اگه اجازه بدید
‫سعادت آشنایی با شما نصیبم بشه

321
00:26:13,750 --> 00:26:15,684
‫خیلی مصدع اوقات شریف نمیشم

322
00:26:15,708 --> 00:26:16,875
‫- بفرمایید
‫- بسیارخب

323
00:26:19,583 --> 00:26:21,708
‫یعنی ویلیام داره میاد دیدن من؟

324
00:26:22,458 --> 00:26:24,167
‫بله، تا چند روز دیگه

325
00:26:24,875 --> 00:26:29,125
‫می‌خواد نامزدش رو بهتون معرفی کنه که
‫از قضا، برادرزاده‌ی منـه

326
00:26:33,417 --> 00:26:36,268
‫الیزابت هارلندر، دختر بسیار نازنینیـه که

327
00:26:36,292 --> 00:26:37,542
‫تازه از صومعه بیرون اومده

328
00:26:38,417 --> 00:26:39,417
‫این عکس‌ها هم کار خودمـه

329
00:26:39,917 --> 00:26:43,101
‫ویلیام توی دنیای اقتصاد خیلی موفق شده

330
00:26:43,125 --> 00:26:44,893
‫داره اسم و رسمی برای خودش دست‌وپا می‌کنه

331
00:26:44,917 --> 00:26:47,000
‫اوهو! اسم و رسم؟ برای خودش؟

332
00:26:47,500 --> 00:26:52,542
‫متأسفانه جفتمون زیرِ سایه‌ی این اسم و رسمیم؛
‫گریزی هم نیست

333
00:26:53,125 --> 00:26:54,833
‫مقاله‌تون رو توی لنست خوندم

334
00:26:55,375 --> 00:26:57,167
‫جدی فکر می‌کنید از پسش برمیاید؟

335
00:26:58,292 --> 00:26:59,375
‫خلقِ یه آدمیزاد؟

336
00:27:00,583 --> 00:27:03,458
‫یه بدن کاملاً جدید؟ بهش زندگی ببخشید؟

337
00:27:04,792 --> 00:27:06,268
‫مگه خودتون امروز ندیدید؟

338
00:27:06,292 --> 00:27:08,684
‫من فقط دیدم به صلابه کشیدنتون

339
00:27:08,708 --> 00:27:11,393
‫تا بیاید دهن باز کنید،
‫نسخه‌تون رو پیچیدن

340
00:27:11,417 --> 00:27:12,750
‫من که نشونشون دادم

341
00:27:13,875 --> 00:27:14,768
‫چی رو؟

342
00:27:14,792 --> 00:27:15,792
‫حقیقت رو

343
00:27:16,417 --> 00:27:18,083
‫سرِ شب همه چی یادشون میره

344
00:27:19,500 --> 00:27:22,583
‫آره، آره، آره، ولی نظر شما چی بود؟

345
00:27:24,042 --> 00:27:25,625
‫به نظر من، نبوغ‌آمیز بود

346
00:27:27,083 --> 00:27:28,226
‫بله، می‌دونم

347
00:27:28,250 --> 00:27:31,101
‫منتها شما مثل بچه‌ای هستید که از فرط هیجان

348
00:27:31,125 --> 00:27:34,208
‫به‌قدری حیوون خونگیش رو
‫محکم بغل می‌کنه که خفه میشه

349
00:27:35,500 --> 00:27:37,458
‫به خاطر همینـه که نگرانتونم

350
00:27:38,708 --> 00:27:41,226
‫می‌تونی آتیش درونت رو مهار کنی، پرومتئوس؟

351
00:27:41,250 --> 00:27:44,125
‫یا قراره این آتیش،
‫قبل از هر چیز دامنِ خودت رو بگیره؟

352
00:27:46,542 --> 00:27:47,542
‫صحیح

353
00:27:48,417 --> 00:27:51,934
‫حمل بر بی‌ادبی نشه،
‫ولی واقعاً دیگه کشش ندارم

354
00:27:51,958 --> 00:27:55,184
‫به‌خصوص برای معاشرت با غریبه‌ها

355
00:27:55,208 --> 00:27:56,684
‫پس اگه امر دیگه‌ای نیست...

356
00:27:56,708 --> 00:27:58,625
‫چرا، هست. خیلی هم زیاد

357
00:28:00,417 --> 00:28:03,726
‫من توی ادینبرو ساکن شدم

358
00:28:03,750 --> 00:28:07,226
‫سه روز دیگه،
‫قرارمون با الیزابت و ویلیام سرِ جاشـه

359
00:28:07,250 --> 00:28:10,375
‫همون شب می‌خوام مسیر زندگیت رو عوض کنم

360
00:28:11,708 --> 00:28:14,000
‫یه چیزی نشونت میدم که
‫تا حالا تو عمرت ندیدی

361
00:28:31,417 --> 00:28:35,167
‫هلو. هلو. هلو رو بچرخون ببینم.
‫اون‌وریش کن.

362
00:28:36,708 --> 00:28:38,333
‫باز که گاز زدی

363
00:28:39,333 --> 00:28:40,833
‫همه‌ی هلوها رو خوردی

364
00:28:41,500 --> 00:28:43,333
‫خیر سرم این اثر یادآورِ مرگـه

365
00:28:44,042 --> 00:28:49,476
‫هلو نماد زندگی و جوانیـه،
‫بعد تو داری می‌خوریش؟

366
00:28:49,500 --> 00:28:51,768
‫- آخه گشنمـه، کی‌کی
‫- صد بار گفتم به من نگو کی‌کی

367
00:28:51,792 --> 00:28:53,833
‫بارون ویکتور فرانکنشتاین، قربان

368
00:28:55,958 --> 00:28:57,000
‫مرخصی

369
00:28:57,667 --> 00:28:58,750
‫عذر می‌خوام

370
00:29:00,333 --> 00:29:01,226
‫خوش اومدید

371
00:29:01,250 --> 00:29:02,250
‫آقای هارلندر

372
00:29:03,208 --> 00:29:05,934
‫عکاسی هنرِ نوپاییـه

373
00:29:05,958 --> 00:29:07,226
‫خداحافظ، کی‌کی

374
00:29:07,250 --> 00:29:09,167
‫خودم که شیفته‌اش شدم

375
00:29:09,750 --> 00:29:11,083
‫برگه‌ها رو آوردی؟

376
00:29:12,542 --> 00:29:13,583
‫تشکر

377
00:29:17,208 --> 00:29:19,375
‫- رودست ندارید
‫- ممنون

378
00:29:23,375 --> 00:29:27,625
‫داری از دستگاه عصبی
‫برای انتقال موج انرژی استفاده می‌کنی

379
00:29:28,708 --> 00:29:29,726
‫اینطور نیست؟

380
00:29:29,750 --> 00:29:30,976
‫درستـه

381
00:29:31,000 --> 00:29:35,059
‫در نتیجه، دوام این نیروی حیاتی که تحت کنترلتونـه،

382
00:29:35,083 --> 00:29:38,375
‫خیلی کمـه، تحلیل پیدا می‌کنه و
‫از بین میره

383
00:29:40,000 --> 00:29:41,000
‫چطور؟

384
00:29:45,000 --> 00:29:48,625
‫توی سخنرانی،
‫با غرور و تکبر نمایشت رو ختم کردی

385
00:29:51,417 --> 00:29:53,726
‫منتها در اصل، نیروی حیاتی برقی‌ات

386
00:29:53,750 --> 00:29:55,476
‫داشت تحلیل می‌رفت، درست میگم؟

387
00:29:55,500 --> 00:29:57,184
‫خودتون جراحید، جناب؟

388
00:29:57,208 --> 00:30:00,101
‫بله، یه زمانی جراح ارتش بودم

389
00:30:00,125 --> 00:30:02,768
‫اون هم نه‌چندان جراح حاذقی

390
00:30:02,792 --> 00:30:06,018
‫ولی همین باعث شد پول خوبی به جیب بزنم

391
00:30:06,042 --> 00:30:08,018
‫چندتا کارخونه‌ی مهمات‌سازی دارم

392
00:30:08,042 --> 00:30:10,875
‫- تاجرِ اسلحه‌اید پس
‫- واقع‌گرام

393
00:30:11,458 --> 00:30:13,393
‫با «الواح اِوِلین» آشنایی؟

394
00:30:13,417 --> 00:30:16,018
‫معلومـه که بله.
‫سِر جان اِوِلین گردآوری‌شون کرده و

395
00:30:16,042 --> 00:30:18,059
‫شامل چهار تخته چوب با کالبدشکافی‌های دقیقـه

396
00:30:18,083 --> 00:30:20,184
‫از قدیمی‌ترین نمونه‌های اروپاست که
‫دستگاه عصبی،

397
00:30:20,208 --> 00:30:22,143
‫سیاهرگ‌ها و سرخرگ‌های اجساد رو
‫نشون میده. چطور مگه؟

398
00:30:22,167 --> 00:30:24,000
‫بله، یه لوح پنجمی هم در کاره که

399
00:30:24,917 --> 00:30:26,292
‫از همه جذاب‌تره

400
00:30:30,333 --> 00:30:33,000
‫شاهکاره، نه؟

401
00:30:34,500 --> 00:30:36,708
‫جانِ آدمی بر تنِ چوب

402
00:30:38,292 --> 00:30:41,643
‫جسد روی لوح قرار می‌گیره،
‫لایه به لایه پوست و گوشتش برداشته میشه و

403
00:30:41,667 --> 00:30:45,434
‫بافتِ باقی‌مونده رو
‫با اَنگُم روی چوب تثبیت می‌کنن

404
00:30:45,458 --> 00:30:48,643
‫- دستگاه لنفاوی رو نشون میده
‫- بله

405
00:30:48,667 --> 00:30:52,684
‫قبلاً طبیب‌های مسلمون بهش می‌گفتن
‫دستگاه گردش خونِ پنهان

406
00:30:52,708 --> 00:30:58,268
‫فقط سه لیتر مایع رو جابجا می‌کنه،
‫ولی دنیاییـه واسه خودش

407
00:30:58,292 --> 00:31:00,000
‫- خارق‌العاده‌ست
‫- بله

408
00:31:01,167 --> 00:31:05,167
‫حالا برای من و شما،
‫نکته‌ی کلیدی اینجاست

409
00:31:06,625 --> 00:31:10,351
‫ساختار نُهم. ساختاری به‌غایت ظریف و

410
00:31:10,375 --> 00:31:13,809
‫تقریباً لطیف که دورتادور قلب رو احاطه کرده

411
00:31:13,833 --> 00:31:17,125
‫هم انرژی رو توزیع می‌کنه و هم ذخیره

412
00:31:20,792 --> 00:31:23,309
‫آره، اگه بتونی بدون اینکه
‫به بافت‌های اطرافش صدمه بزنی،

413
00:31:23,333 --> 00:31:26,101
‫- بهش برسی...
‫- نه، راهش از جلو نیست

414
00:31:26,125 --> 00:31:29,250
‫از پشت، ستون فقرات و انحنای سینه

415
00:31:29,958 --> 00:31:30,893
‫قطعاً

416
00:31:30,917 --> 00:31:36,393
‫جریان انرژی، ترمیم زخم و احیا
‫فراتر از تصور بشر

417
00:31:36,417 --> 00:31:37,708
‫زندگی جاودانه

418
00:31:39,708 --> 00:31:43,042
‫هر چیزی توی این مسیر لازم داشته باشی رو
‫در اختیارت میذارم

419
00:31:45,792 --> 00:31:47,250
‫در اِزاش چی می‌خوای؟

420
00:31:48,750 --> 00:31:50,208
‫لازم نیست بحث رو مادی کنیم

421
00:31:51,250 --> 00:31:54,750
‫من و شما جویای حقیقت و شکستن مرزهاییم؛
‫هم‌سفرهای این مسیر

422
00:31:56,417 --> 00:31:58,434
‫ممکنـه بعدها درخواستی در مقابل داشته باشم،

423
00:31:58,458 --> 00:32:02,518
‫اما بیشتر طالب این افتخارم که
‫فرآیند کار شما رو برای آیندگان ثبت کنم

424
00:32:02,542 --> 00:32:03,667
‫عادت ندارم با کسی کار کنم

425
00:32:05,000 --> 00:32:06,226
‫من خیلی کم‌حرفم

426
00:32:06,250 --> 00:32:09,250
‫ویلیام فرانکنشتاین و
‫برادرزاده‌تون، آقای هارلندر

427
00:32:13,083 --> 00:32:14,208
‫در موردش فکر می‌کنم

428
00:32:15,542 --> 00:32:16,625
‫حتماً بهش فکر می‌کنم

429
00:32:17,958 --> 00:32:18,958
‫بارون

430
00:32:20,125 --> 00:32:23,208
‫الان دیگه اَدای
‫آدم‌های منطقی رو در نیار. حیفـه

431
00:32:33,625 --> 00:32:34,851
‫ویکتور

432
00:32:34,875 --> 00:32:36,226
‫ویلیام!

433
00:32:36,250 --> 00:32:38,768
‫- ویکتور
‫- چقدر قد کشیدی!

434
00:32:39,648 --> 00:32:41,885
‫خدای من، چه بزرگ شدی!

435
00:32:41,910 --> 00:32:43,937
‫من که کاری نکردم.
‫خدا مامان بابا رو حفظ کنه.

436
00:32:43,962 --> 00:32:46,514
‫اجازه بده همسر آینده‌ام رو بهت معرفی کنم

437
00:32:46,708 --> 00:32:48,545
‫بانو الیزابت هارلندر

438
00:33:09,708 --> 00:33:11,458
‫خیلی از آشنایی‌تون خرسندم

439
00:33:16,958 --> 00:33:19,893
‫راستش رو بخوای،
‫از اخراجت تعجبی نکردم

440
00:33:19,917 --> 00:33:22,518
‫اما به نظرم نحوه‌ی اخراج و
‫خصومتی که پشتش بود

441
00:33:22,542 --> 00:33:23,876
‫کاملاً غیرضروری بود

442
00:33:23,901 --> 00:33:25,950
‫نه، ضروری بود. حقم بود

443
00:33:26,410 --> 00:33:28,975
‫از قصد اون کار رو کردم،
‫تأیید می‌کنید، آقای هارلندر؟

444
00:33:29,000 --> 00:33:31,407
‫در این حد بگم که حسابی با
‫رفتن‌تون گرد و خاک به پا کردید

445
00:33:32,125 --> 00:33:33,639
‫چرا دست تو لونه‌ی زنبور کردی؟

446
00:33:33,664 --> 00:33:37,752
‫چرا همچین مسئله‌ی مهمی رو
‫در خفا پیش نبردی؟

447
00:33:37,958 --> 00:33:41,438
‫اینجور محتاطانه پیش رفتن
‫با استانداردهای تو هم جور در نمیاد، ویلیام

448
00:33:41,708 --> 00:33:43,639
‫من رو یاد پدر می‌ندازی

449
00:33:44,667 --> 00:33:47,690
‫پدرمون مرد بادرایتی بود

450
00:33:47,964 --> 00:33:50,893
‫دقیق، باملاحظه، سنجیده

451
00:33:50,917 --> 00:33:55,434
‫اما، من از طرفی، نمی‌فهمم چرا
‫فروتنی رو نوعی فضیلت می‌دونن

452
00:33:55,458 --> 00:33:57,970
‫ویکتور همیشه تشنه‌ی توجه بوده

453
00:33:58,333 --> 00:34:01,684
‫حتی زمان بچگی، با سکوتم
‫اون رو به آرامش دعوت می‌کردم

454
00:34:01,708 --> 00:34:04,680
‫شاید زیادی این کار رو کردم،
‫مگه نه، ویکتور؟

455
00:34:04,705 --> 00:34:06,933
‫اگه بشه به موجودات حیات تازه‌ای بخشید،

456
00:34:06,958 --> 00:34:08,268
‫نه به صورت یک شبیه‌سازی،

457
00:34:08,292 --> 00:34:11,226
‫به عنوان عملی الهی، از طُرُق
‫روش‌های فیزیکی و شیمیایی،

458
00:34:11,250 --> 00:34:13,000
‫چرا باید پنهانش کنیم؟

459
00:34:16,000 --> 00:34:17,084
‫می‌خندید؟

460
00:34:17,375 --> 00:34:19,884
‫- حرفم بامزه بود؟
‫- باید اعتراف کنم که بله

461
00:34:19,909 --> 00:34:21,258
‫منظورم رو واضح نرسوندم؟

462
00:34:21,283 --> 00:34:23,726
‫اونقدری بلند حرف زدید که
‫همه متوجه‌ی حرف‌هاتون شدن

463
00:34:23,750 --> 00:34:25,143
‫به نظرتون ارزشمند نیستن؟

464
00:34:25,167 --> 00:34:27,888
‫به نظرم عقاید به تنهایی ارزش خاصی ندارن

465
00:34:30,250 --> 00:34:31,923
‫سر و پا گوشم،
‫بگید ما هم بفهمیم

466
00:34:32,167 --> 00:34:34,434
‫برای مثال، به جنگ نگاه کنید

467
00:34:34,458 --> 00:34:37,703
‫ویلیام، سیگار و برندی
‫توی اتاق مطالعه‌ی من؟

468
00:34:37,841 --> 00:34:41,649
‫مطمئنم که گوشت از این حرف‌ها پره

469
00:34:42,417 --> 00:34:44,039
‫از حضورتون مرخص می‌شیم

470
00:34:48,292 --> 00:34:50,715
‫می‌فرمودید. عقاید

471
00:34:51,184 --> 00:34:57,577
‫خب... شرافت، خاک، رشادت

472
00:34:58,530 --> 00:35:01,673
‫اینها مطمئناً به تنهایی
‫عقاید ارزشمند و والایی هستن،

473
00:35:01,698 --> 00:35:02,924
‫موافقید؟

474
00:35:04,309 --> 00:35:07,017
‫با این وجود،
‫ملت به خاطرشون می‌میرن

475
00:35:07,042 --> 00:35:09,299
‫به شکلی کاملاً حقیرانه،

476
00:35:09,324 --> 00:35:11,895
‫یه سری غرق گل و لای،
‫یه سری خفه توی خون خودشون،

477
00:35:11,920 --> 00:35:13,432
‫یه سری از درد فریاد می‌کشن

478
00:35:14,042 --> 00:35:17,434
‫مردهایی که پدر، برادر و فرزندان کسی بودن

479
00:35:17,458 --> 00:35:19,434
‫مردهایی که توی این دنیا
‫مادرهاشون بهشون غذا دادن،

480
00:35:19,458 --> 00:35:21,816
‫ازشون مراقبت کردن و تربیت‌شون کردن

481
00:35:21,841 --> 00:35:23,815
‫که تهش توی میدون نبرد،
‫به دور از خونه و

482
00:35:23,840 --> 00:35:26,262
‫کسایی که باعث و بانی
‫این تراژدی بودن، بمیرن

483
00:35:27,208 --> 00:35:31,963
‫چون اونا توی خونه‌هاشون هستن و
‫بدن‌هاشون با خون و نیزه‌ی دشمن غریبه‌ست

484
00:35:32,213 --> 00:35:35,838
‫پوست‌شون حتی خراشی برنداشته،
‫جای خواب‌شون گرم و نرمـه

485
00:35:38,125 --> 00:35:41,140
‫وقتی یه مشت ابله تصمیم می‌گیرن
‫عقیده‌ای رو دنبال کنن این اتفاقیـه که میفته

486
00:35:41,165 --> 00:35:43,359
‫به نظرت من آدم ابلهی‌ام؟

487
00:35:46,333 --> 00:35:48,462
‫بفرمایید به سیگار و برندی‌تون برسید

488
00:35:48,583 --> 00:35:49,917
‫پسرها منتظرن

489
00:35:56,172 --> 00:35:58,351
‫چقدر پیش میاد که آدمی

490
00:35:58,376 --> 00:36:01,883
‫تصور کنه که
‫با فرشته یا شیطانی دیدار کرده و

491
00:36:02,667 --> 00:36:05,474
‫تهش ببینه که سراب بوده

492
00:36:07,958 --> 00:36:10,156
‫زمانی که شطرنج بازی می‌کنیم،

493
00:36:11,182 --> 00:36:13,164
‫فقط داریم با خودمون رقابت می‌کنیم

494
00:36:15,167 --> 00:36:16,167
‫کمکش کن

495
00:36:16,555 --> 00:36:17,792
‫بیا به دادش برس!

496
00:36:18,625 --> 00:36:20,500
‫بیا، بخور

497
00:36:43,208 --> 00:36:45,292
‫بهتره همراه من بیاید

498
00:36:45,875 --> 00:36:47,393
‫خبری نیست

499
00:36:47,417 --> 00:36:49,074
‫قربان، دیده‌بان‌ها دیدنش

500
00:36:49,792 --> 00:36:51,518
‫توی مه داشت کشتی رو دور میزد

501
00:36:51,542 --> 00:36:53,268
‫همه به چشم دیدیم که غرق شد

502
00:36:53,292 --> 00:36:54,476
‫قربان

503
00:36:54,500 --> 00:36:56,101
‫نیروهامون ترسیدن

504
00:36:56,125 --> 00:36:58,518
‫میگن بهتره اون رو
‫توی برف و کولاک ولش کنیم و

505
00:36:58,542 --> 00:36:59,763
‫قال قضیه رو بکنیم

506
00:37:02,542 --> 00:37:04,948
‫اون تحت حمایت من و

507
00:37:06,458 --> 00:37:08,375
‫پادشاهیـه!

508
00:37:21,833 --> 00:37:24,851
‫چند هفته بعد،
‫همراه با ویلیام و هارلندر

509
00:37:24,875 --> 00:37:27,518
‫به دریاچه‌ای نزدیک فادوتس،
‫اونطرف آبراهه سفر کردم

510
00:37:27,542 --> 00:37:31,018
‫برج رو جهت تصفیه‌ی آب و
‫آبیاری زمین‌ها ساختن

511
00:37:31,042 --> 00:37:34,214
‫از اونجایی که یه پروژه‌ی دولتی بود،
‫بعد از آغاز جنگ، ساخت‌وساز تعطیل شد

512
00:37:35,083 --> 00:37:37,285
‫البته این جنگ نه، جنگ قبلی

513
00:37:37,542 --> 00:37:40,145
‫شاید هم قبل‌ترش.
‫درست یادم نیست.

514
00:37:44,500 --> 00:37:47,153
‫به محض این که چشمم بهش خورد،

515
00:37:47,839 --> 00:37:49,098
‫به اون برج،

516
00:37:49,375 --> 00:37:53,064
‫صدای فراخوانِ سرنوشت رو می‌شنیدم

517
00:38:03,792 --> 00:38:05,775
‫چهارستونِ ساختمون سر جاشـه

518
00:38:05,807 --> 00:38:08,985
یه کانال سرتاسری ‫از بالا تا پایین داره

519
00:38:09,417 --> 00:38:11,268
‫می‌تونم ترتیب تجهیرات‌تون رو بدم

520
00:38:11,292 --> 00:38:13,167
‫از ادینبرو اونا رو میاریم

521
00:38:26,637 --> 00:38:30,030
‫هر چیزی که بخواید فراهم میشه

522
00:38:30,542 --> 00:38:32,208
‫- هر چیزی؟
‫- هر چیزی

523
00:38:41,833 --> 00:38:45,480
‫ترتیبی دیدم که ویلیام
‫در طول این مدت کمک‌دست ما باشه

524
00:38:45,504 --> 00:38:47,189
‫یه قفس مستحکم می‌خوام

525
00:38:47,681 --> 00:38:50,014
‫- بعلاوه‌ی یه اتاق سرما کنار آزمایشگاه
‫- ویلیام

526
00:38:50,463 --> 00:38:53,086
‫دوتا مخزنِ پمپ پایین برج تعبیه شده

527
00:38:53,111 --> 00:38:54,295
‫اونا رو تغییر کاربری میدیم

528
00:38:54,320 --> 00:38:56,396
‫باید موتورهای بخار رو تعمیر کنیم

529
00:38:56,421 --> 00:38:58,476
‫سوخت کافی می‌‌خوایم
‫تا خیالمون بابت موتورها راحت شه

530
00:38:58,796 --> 00:39:02,522
‫دوتا اونجا و دوتا اونجا،
‫چهارتا باتری ولتایی با ظرفیت بالا،

531
00:39:02,546 --> 00:39:04,272
‫با قطب‌های منفی و مثبت و

532
00:39:04,296 --> 00:39:08,564
‫یه سیستم صاعقه‌گیر با میله‌های
‫نقره‌ی خالص که تا داخل آزمایشگاه بیان

533
00:39:08,588 --> 00:39:11,033
‫بسیارخب.
‫پیمانکارهای من هر تجهیزاتی که

534
00:39:11,058 --> 00:39:13,753
‫نیاز داشته باشی رو برات فراهم می‌کنن

535
00:39:15,546 --> 00:39:18,822
‫پس، به تفاهم رسیدیم؟

536
00:39:25,254 --> 00:39:27,024
‫تفاهم حاصل شد

537
00:39:37,421 --> 00:39:38,421
‫حرومزاده!

538
00:39:40,129 --> 00:39:41,738
‫نه. نه. این یکی نه

539
00:39:44,921 --> 00:39:46,504
‫بگو آ... دهنت رو وا کن

540
00:39:48,463 --> 00:39:51,647
‫برو خدا رو شکر کن دارت می‌زنن.
‫به سال نکشیده کفن پوسونده بودی.

541
00:39:51,671 --> 00:39:54,360
‫آقای هارلندر به من قول دادن که
‫نمونه‌های ایدئالی به دستم می‌رسونن

542
00:39:54,385 --> 00:39:56,111
‫شاید همینطور باشه، قربان،

543
00:39:56,136 --> 00:39:57,719
‫اما همونطور که در جریانید،

544
00:39:58,254 --> 00:40:00,980
‫توی جرم و جنایت پولی نیست و
‫این هم نمونه‌ی بارزش

545
00:40:01,004 --> 00:40:02,897
‫یکی از یکی بدبخت و فلک‌زده‌تر

546
00:40:02,921 --> 00:40:04,424
‫متأسفم که راضی نبودید

547
00:40:04,449 --> 00:40:06,366
‫پشتش تنومنده. همین خوبـه

548
00:40:42,217 --> 00:40:43,496
‫یه زمان دیگه تشریف بیارید

549
00:40:43,537 --> 00:40:44,825
‫اعتراف؟

550
00:40:46,171 --> 00:40:48,603
‫خواستم از قضیه سر در بیارم

551
00:40:50,504 --> 00:40:54,796
‫چنین موجود ظریف و خداپرستی
‫چه چیزی برای اعتراف کردن داره؟

552
00:40:57,171 --> 00:41:00,647
‫شانس با من یار بود و فرصتی فراهم شد و

553
00:41:00,671 --> 00:41:01,671
‫من...

554
00:41:04,004 --> 00:41:05,950
‫قرار بود به زودی بفهمم

555
00:41:26,921 --> 00:41:29,522
‫من رو ببخش، پدر،
‫چرا که مرتکب گناهی شدم

556
00:41:29,546 --> 00:41:31,314
‫چند وقت از آخرین باری که

557
00:41:31,338 --> 00:41:33,397
‫اعتراف کردی می‌گذره، دخترم؟

558
00:41:33,421 --> 00:41:35,803
‫نزدیک به یک هفته، پدر.
‫توی صومعه بودم.

559
00:41:36,088 --> 00:41:37,171
‫یک هفته؟

560
00:41:37,921 --> 00:41:40,689
‫به این زودی دست به گناه زدی؟

561
00:41:40,713 --> 00:41:42,105
‫بله

562
00:41:42,129 --> 00:41:44,154
‫گناهی نهفته در قصد، نه در عمل

563
00:41:44,671 --> 00:41:46,730
‫- در رابطه با یک مرد، درستـه؟
‫- بله

564
00:41:46,754 --> 00:41:48,275
‫برادرِ نامزدم

565
00:41:49,546 --> 00:41:50,772
‫گناه شهوت؟

566
00:41:50,796 --> 00:41:51,689
‫نفرت

567
00:41:51,713 --> 00:41:53,480
‫نفـ...

568
00:41:53,504 --> 00:41:56,855
‫- نفرت؟
‫- ایشون آدمی نفرت‌انگیز و کریهه

569
00:41:56,879 --> 00:41:59,397
‫چه کلمات تند و تیزی!

570
00:41:59,421 --> 00:42:01,105
‫سخت‌گیرانه نیست؟

571
00:42:01,129 --> 00:42:03,647
‫پدر، جسارتاً شما این مرد رو نمی‌شناسید

572
00:42:03,671 --> 00:42:07,189
‫اون هر چیز و هر کسی که
‫دور و ورشـه رو فریب میده

573
00:42:07,213 --> 00:42:09,897
‫مثل هر انسان ظالمی،
‫از تظاهر به قربانی بودن لذت می‌بره

574
00:42:09,921 --> 00:42:11,397
‫تنها مزیتی که داره اینـه که

575
00:42:11,421 --> 00:42:14,046
‫خام و ساده‌تر از چیزیـه که فکر می‌کنه

576
00:42:14,819 --> 00:42:15,962
‫ساده؟

577
00:42:15,987 --> 00:42:18,439
‫میشه بیشتر توضیح بدی، فرزندم؟

578
00:42:18,463 --> 00:42:21,397
‫برای مثال، همیشه تو چشمـه

579
00:42:22,046 --> 00:42:26,578
‫حتی توی یه خیابون شلوغ
‫داخل یه مغازه هم میشه دیدش

580
00:42:32,131 --> 00:42:34,147
‫بگو ببینم، کِی من رو دیدی؟

581
00:42:34,171 --> 00:42:37,105
‫فقط بدون خیلی زودتر از
‫این که تو من رو ببینی، دیدمت

582
00:42:37,129 --> 00:42:38,189
‫شام خوردی؟

583
00:42:38,214 --> 00:42:40,188
‫خیلی گشنه‌ام نیست، بارون. ممنون

584
00:42:40,213 --> 00:42:41,838
‫من که ضعف کردم

585
00:42:44,504 --> 00:42:46,647
‫- ممنون، جناب
‫- خواهش می‌کنم، قربان

586
00:42:46,671 --> 00:42:49,268
‫چه کتاب‌هایی خریدی؟ میشه ببینم؟

587
00:42:50,171 --> 00:42:51,171
‫حدس بزن

588
00:42:51,838 --> 00:42:53,522
‫- حدس بزنم؟
‫- آره، می‌خوام حدس بزنی

589
00:42:53,546 --> 00:42:54,546
‫بسیارخب

590
00:42:58,040 --> 00:42:59,939
‫یه رمان عاشقانه

591
00:42:59,963 --> 00:43:04,272
‫غرق در آفتاب مدیترانه،
‫لای ابریشم و کشمکش‌های عشق

592
00:43:04,296 --> 00:43:07,031
‫توهین‌آمیز بود، اما انتظاری ازت نمیره

593
00:43:07,838 --> 00:43:08,838
‫واقعاً؟

594
00:43:15,353 --> 00:43:16,478
‫حشرات؟

595
00:43:17,713 --> 00:43:21,122
‫علاقه‌ام به علوم
‫بیشتر معطوف به موجودات ریزه

596
00:43:21,209 --> 00:43:24,584
‫حشرات همراه با طبیعت و
‫شاید هم با ضرب‌آهنگ خدا حرکت می‌کنن

597
00:43:25,254 --> 00:43:30,001
‫همیشه دنبال چیزی بودم که
‫خالص و شگفت‌انگیزتر باشه

598
00:43:33,163 --> 00:43:35,533
‫توی صومعه دنبال همین بودی؟

599
00:43:37,963 --> 00:43:39,004
‫یه جورایی

600
00:43:41,295 --> 00:43:42,736
‫ارزشش رو داشت؟

601
00:43:44,004 --> 00:43:45,421
‫مگه چیزی هم ارزشش رو داره؟

602
00:43:54,061 --> 00:43:55,845
‫افتخار می‌دید، خواهر؟

603
00:44:00,197 --> 00:44:02,105
‫اصلاً کار شایسته‌ای نیست

604
00:44:02,254 --> 00:44:03,588
‫مگه کارِ شایسته‌ای هم داریم؟

605
00:44:07,879 --> 00:44:09,059
‫بسیارخب

606
00:44:19,421 --> 00:44:21,296
‫خنده‌هاشو!

607
00:44:23,046 --> 00:44:24,921
‫و برای اولین بار،

608
00:44:25,546 --> 00:44:27,869
‫علاقه‌ی من به زندگی

609
00:44:28,254 --> 00:44:32,659
‫به نوعی بیشتر از مرگ شد

610
00:44:51,155 --> 00:44:55,572
‫میله‌ی صاعقه‌گیرِ اصلی
‫مجهز به سیستم قفل سریعـه

611
00:44:55,874 --> 00:44:57,779
‫از آلیاژ استفاده کردید؟

612
00:44:58,188 --> 00:44:59,980
‫آلیاژ مس و روی

613
00:45:00,074 --> 00:45:03,127
‫این... این به کارم نمیاد.
‫از نو شروع کن.

614
00:45:03,504 --> 00:45:05,846
‫نقره‌ی خالص یه رسانای بی‌نقصـه

615
00:45:06,963 --> 00:45:09,562
‫ویلیام، تو باید اینجا بمونی. لطفاً

616
00:45:09,587 --> 00:45:11,346
‫به تو بیشتر از هر کسی اعتماد دارم

617
00:45:11,371 --> 00:45:12,789
‫چند روزی بیشتر طول نمی‌کشه

618
00:45:20,444 --> 00:45:23,111
‫عمراً بگیریش

619
00:45:27,879 --> 00:45:30,605
‫چقدر زیباست، چقدر قشنگـه

620
00:45:30,629 --> 00:45:33,214
‫بگیریمش یا بذاریم بره؟

621
00:45:33,239 --> 00:45:34,397
‫می‌گیریمش

622
00:45:36,421 --> 00:45:38,391
‫حالا هر دو یه وجه اشتراکی داریم

623
00:45:39,720 --> 00:45:41,109
‫جفت‌مون یه زندانی داریم

624
00:45:41,338 --> 00:45:42,647
‫همونطور که وعده داده شده بود،

625
00:45:42,672 --> 00:45:46,218
‫ویلیام با دقت مسئولیت برپایی
‫آزمایشگاه رو به عهده گرفت

626
00:45:48,421 --> 00:45:50,522
‫میشه لطفاً اون قسمت رو درست کنی؟

627
00:45:50,546 --> 00:45:51,760
‫برو، کمکش کن

628
00:45:52,629 --> 00:45:55,537
‫واو به واو از دستوراتم پیروی کرد

629
00:45:57,796 --> 00:45:59,004
‫باتری

630
00:46:07,517 --> 00:46:09,244
‫الان دیگه نقره‌ی خالصـه

631
00:46:09,754 --> 00:46:13,576
‫اینا نقاط اتصال به دستگاه لنفاوی هستن

632
00:46:14,296 --> 00:46:17,355
‫که البته کار دشوار و پیچیده‌ای بود

633
00:46:17,379 --> 00:46:19,296
‫اما تونستم درستش کنم

634
00:46:59,748 --> 00:47:03,016
‫آقای هارلندر، ممنون.
‫مهمونی لذت‌بخشیـه.

635
00:47:03,355 --> 00:47:06,799
‫امیدوارم حضور در کنار من و الیزابت

636
00:47:07,671 --> 00:47:10,150
‫شما رو از تحقیقات دور نکنه

637
00:47:11,588 --> 00:47:12,647
‫به هیچ وجه

638
00:47:12,671 --> 00:47:16,195
‫دختر جوونیـه.
‫روی مراقبت ما حساب می‌کنه.

639
00:47:19,796 --> 00:47:21,672
‫تنهاتون می‌ذارم که به کارتون برسید

640
00:47:21,697 --> 00:47:24,271
‫نیازی به طفره رفتن نیست

641
00:47:26,338 --> 00:47:29,894
‫کاسه‌ی فرانسوی،
‫صداش با روان آدم بازی می‌کنه

642
00:47:31,171 --> 00:47:35,480
‫چیزی تا پیدا کردن راه چاره نمونده.
‫یه محل اتصال به دستگاه لنفاوی.

643
00:47:35,504 --> 00:47:37,213
‫آره، شنیدم

644
00:47:38,186 --> 00:47:39,739
‫خیلی وقتـه داری این حرف‌ها رو می‌زنی

645
00:47:41,463 --> 00:47:43,171
‫جنگ روبه پایانـه و

646
00:47:45,088 --> 00:47:47,272
‫بودجه‌ی من هم باهاش تموم میشه

647
00:47:47,296 --> 00:47:49,726
‫شما گفتی بودجه‌ی نامحدودی داری

648
00:47:49,751 --> 00:47:51,452
‫اما کاسه‌ی صبرم به سر اومده

649
00:47:52,361 --> 00:47:56,069
‫یکی از مقامات بالا به من اطلاع داده که
‫تا یک هفته‌ی دیگه قراره جنگی رخ بده

650
00:47:57,671 --> 00:48:01,064
‫جزر و مدی که جنگ به همراه داره
‫برامون ثروتی به ساحل میاره

651
00:48:01,088 --> 00:48:03,531
‫میدون جنگ؟
‫جسدها همه تیکه‌وپاره شدن

652
00:48:03,556 --> 00:48:04,837
‫یک هفته

653
00:48:05,171 --> 00:48:08,525
‫- یک هفته؟
‫- بعد از اون دستِ تاریخ ما رو رها می‌کنه

654
00:48:10,713 --> 00:48:13,559
‫بارون، سیفون رو برام بکش، بی‌زحمت

655
00:48:15,629 --> 00:48:19,656
‫یک هفته برای پیدا کردن
‫راهی برای اتصال جریان برق

656
00:48:19,681 --> 00:48:20,806
‫غیرممکنـه

657
00:48:21,629 --> 00:48:22,939
‫چیکار می‌کردم؟

658
00:48:23,235 --> 00:48:25,395
‫نزدیک بودم. می‌تونستم حسش کنم

659
00:48:25,665 --> 00:48:27,040
‫اما بعدش...

660
00:48:27,421 --> 00:48:29,605
‫زندگی سد راهم شد

661
00:48:32,504 --> 00:48:34,249
‫فکر کنم دلش برات تنگ شده

662
00:48:35,210 --> 00:48:36,686
‫باید بهت هشدار بدم، الیزابت

663
00:48:36,711 --> 00:48:39,303
‫- مشغول کار روی کالبد بودم
‫- زیباست

664
00:48:41,972 --> 00:48:43,266
‫شوکه نشدی؟

665
00:48:43,921 --> 00:48:46,464
‫من رو یاد تابلوهای ایثار و شهادت می‌ندازه

666
00:48:49,754 --> 00:48:51,952
‫دردی توش نیست

667
00:48:52,254 --> 00:48:55,718
‫میشه نظم خدا رو توی تقارن و شکل‌ها دید

668
00:48:57,838 --> 00:48:59,171
‫الیزابت

669
00:49:00,838 --> 00:49:02,964
‫باید یه اعترافی بکنم

670
00:49:04,546 --> 00:49:07,629
‫من هم مثل تو به شگفتی باور دارم

671
00:49:09,671 --> 00:49:12,286
‫یه پیوندی بین ماست.
‫می‌تونی حسش کنی؟

672
00:49:12,311 --> 00:49:16,353
‫میشه گفت یه جور پیوند فیزیکی.
‫واقعاً باور دارم یه چیزی فراتره.

673
00:49:24,088 --> 00:49:27,004
‫چون بهش باور داری،
‫دلیل نمیشه که حقیقت داشته باشه

674
00:49:30,467 --> 00:49:32,037
‫پس، چرا اینجایی؟

675
00:49:39,213 --> 00:49:41,661
‫موجود زیباییـه، مگه نه؟

676
00:49:43,129 --> 00:49:47,552
‫دور، کاملاً افسون‌کننده، اما عجیب

677
00:49:53,129 --> 00:49:54,213
‫سه‌تا قلب

678
00:49:55,171 --> 00:49:56,963
‫چندین چشم. خونِ سفید و

679
00:49:59,054 --> 00:50:01,642
‫حق اختیار محدودی که همین جذابش می‌کنه

680
00:50:02,004 --> 00:50:03,615
‫متوجه نمیشم

681
00:50:04,426 --> 00:50:06,685
‫اختیار جوهره‌ی روحـه

682
00:50:08,978 --> 00:50:11,151
‫تنها موهبتی که خدا پیشکش‌مون کرده

683
00:50:16,171 --> 00:50:17,254
‫الیزابت...

684
00:50:21,553 --> 00:50:23,261
‫من انتخاب خودم رو کردم

685
00:50:23,307 --> 00:50:24,560
‫شب خوش

686
00:50:30,838 --> 00:50:31,838
‫الیزابت!

687
00:50:35,088 --> 00:50:36,088
‫الیزابت!

688
00:50:40,337 --> 00:50:42,165
‫فکر کردم شکست خوردم

689
00:50:43,296 --> 00:50:45,826
‫فکر کردم دیگه به آخر خط رسیدم.
‫فکر کردم و...

690
00:50:47,144 --> 00:50:48,816
‫فکر کردم و...

691
00:50:49,213 --> 00:50:50,254
‫بعدش...

692
00:50:50,824 --> 00:50:52,417
‫تقارن!

693
00:50:58,897 --> 00:51:01,264
‫نظم خدا توی تقارن.
‫خودشـه، خودشـه!

694
00:51:14,171 --> 00:51:15,296
‫خودشـه!

695
00:51:29,254 --> 00:51:32,104
‫باید باتری رو قسمت فوقانی
‫دستگاه لنفاوی می‌ذاشتم

696
00:51:32,213 --> 00:51:34,211
‫راز موفقیتش رو پیدا کرده بودم

697
00:51:34,485 --> 00:51:36,860
‫دیگه هیچی نمی‌تونست جلوم رو بگیره

698
00:51:38,582 --> 00:51:39,791
‫هیچی

699
00:51:42,463 --> 00:51:44,647
‫نه! نه، کسی به جسدهایی که

700
00:51:44,671 --> 00:51:47,772
‫رو یا زیر قرار گرفتن دست نزنه،
‫مگه این که خودم علامت بزنم‌شون

701
00:51:47,991 --> 00:51:50,593
‫سرما یا موش‌ها ممکنـه
‫بافت‌شون رو از بین برده باشن

702
00:51:51,004 --> 00:51:52,768
‫فقط اونایی که وسط هستن رو بررسی کنید

703
00:51:58,238 --> 00:52:02,984
‫تعداد بالا هم باعث میشه آدم گیج بشه،
‫مگه این که بدونه دنبال چی می‌گرده

704
00:52:03,009 --> 00:52:05,777
‫بیشتر دنبال افراد بلندقامتم
‫با دست‌ها و پاهای بلند

705
00:52:05,802 --> 00:52:07,486
‫اگه باهم تراز باشن کار راحت‌تر پیش میشه

706
00:52:07,511 --> 00:52:08,868
‫خوشم اومد

707
00:52:10,284 --> 00:52:11,508
‫دنبال کمالی

708
00:52:12,421 --> 00:52:14,681
‫باید هم باشی، بارون عزیز

709
00:52:15,838 --> 00:52:17,328
‫الحق که باید هم باشی

710
00:52:17,753 --> 00:52:19,857
‫دنبال سری بگردید که سالم باشه

711
00:52:20,838 --> 00:52:22,124
‫اون یکی رو بذارش تو کالسکه

712
00:52:27,361 --> 00:52:28,848
‫اون یکی رو بذارید اونجا

713
00:52:28,921 --> 00:52:30,166
‫مابقی جسدها رو بیارید

714
00:52:36,004 --> 00:52:37,275
‫خدای من

715
00:53:50,838 --> 00:53:52,096
‫یه لحظه اجازه میدی؟

716
00:55:19,296 --> 00:55:20,838
‫آماده‌ست

717
00:56:05,671 --> 00:56:06,879
‫آقای هارلندر!

718
00:56:07,963 --> 00:56:09,526
‫داره طوفان میشه!

719
00:56:12,132 --> 00:56:13,428
‫عصام

720
00:56:14,421 --> 00:56:15,421
‫عصام!

721
00:56:15,651 --> 00:56:17,317
‫دسته‌ی عصام رو باز کن

722
00:56:26,838 --> 00:56:27,951
‫جیوه؟

723
00:56:28,072 --> 00:56:29,905
‫- مریضی؟
‫- ممنون

724
00:56:40,837 --> 00:56:43,025
‫سیفلیسـه؟

725
00:56:45,483 --> 00:56:46,896
‫آره، یه پام لب گوره

726
00:56:48,745 --> 00:56:51,805
‫یک شب عشق و حال،
‫یک عمر پشیمونی

727
00:56:51,838 --> 00:56:53,225
‫از قدیم همین رو می‌گفتن دیگه؟

728
00:56:53,713 --> 00:56:54,814
‫توی چه فازیـه؟

729
00:56:54,838 --> 00:56:55,730
‫فاز دوم؟

730
00:56:55,754 --> 00:56:58,355
‫جفت‌مون خوب می‌دونیم که
‫اجلم کِی می‌رسه

731
00:56:58,379 --> 00:57:00,730
‫اول استخوونم رو می‌خوره

732
00:57:00,754 --> 00:57:04,801
‫بعد حفره‌های چشمی، گونه‌ها،
‫دندون‌ها، فک، جمجمه و

733
00:57:04,826 --> 00:57:06,484
‫مغزم بیرون می‌زنه

734
00:57:06,509 --> 00:57:10,548
‫بعدش هم تومور و جنون و
‫دردی که نفس آدم رو می‌گیره

735
00:57:11,004 --> 00:57:12,785
‫بعدش یه روز صبح
‫از خواب بیدار میشم و

736
00:57:12,902 --> 00:57:16,245
‫شروع می‌کنم به داد زدن و
‫دیگه آروم نمی‌گیرم

737
00:57:16,988 --> 00:57:20,347
‫نمی‌تونم چنین پایان حقیرانه‌ای رو قبول کنم

738
00:57:20,504 --> 00:57:23,272
‫که من رو برمی‌گردونه به تنها شرطی که گذاشتم

739
00:57:23,296 --> 00:57:26,469
‫قول و قرارمون.
‫همونطور که توافق کردیم،

740
00:57:26,494 --> 00:57:30,586
‫در ازای کمک‌های سخاوتمندانه‌ی من،

741
00:57:31,504 --> 00:57:35,157
‫زمانی که به آدم جدیدمون جان بخشیدیم،

742
00:57:35,421 --> 00:57:38,472
‫می‌خوام روحش رو
‫تو این بدنِ بی‌نقص قرار بدم

743
00:57:40,569 --> 00:57:41,694
‫نه!

744
00:57:43,463 --> 00:57:45,064
‫- نه، نه!
‫- چرا

745
00:57:45,088 --> 00:57:47,022
‫الان نه. الان نه!

746
00:57:47,046 --> 00:57:50,022
‫- الان وقتشـه
‫- الان نه. بعداً راجع‌بهش حرف می‌زنیم

747
00:57:50,046 --> 00:57:51,531
‫زمانی برام نمونده!

748
00:57:52,879 --> 00:57:54,441
‫زمانی برام نمونده!

749
00:58:40,088 --> 00:58:42,147
‫من هر چیزی که می‌خواستی
‫برات فراهم کردم!

750
00:58:42,171 --> 00:58:44,397
‫هر چیزی که بخوای بهت میدم

751
00:58:44,522 --> 00:58:46,210
‫فقط بگو چی می‌خوای

752
00:58:46,921 --> 00:58:48,440
‫حتی الیزابت

753
00:58:50,088 --> 00:58:51,088
‫خواهش می‌کنم

754
00:58:52,254 --> 00:58:53,671
‫خواهش همیشه کارسازه!

755
00:58:54,796 --> 00:58:57,564
‫بیماری تمام وجودت رو گرفته

756
00:58:57,588 --> 00:58:59,772
‫فراگیره و خودت هم این رو می‌دونی

757
00:58:59,796 --> 00:59:01,772
‫تمام اعضای بدنت آلوده شدن

758
00:59:01,796 --> 00:59:03,980
‫مغزت، خونت، همگی آلوده شدن

759
00:59:04,004 --> 00:59:05,605
‫ولی پولم که خوب برات شیرین بود!

760
00:59:05,629 --> 00:59:06,629
‫شدنی نیست

761
00:59:09,463 --> 00:59:12,537
‫فقط کافیـه یه کلمه به زبون بیاری

762
00:59:12,838 --> 00:59:14,647
‫«باشه». نه بیشتر، نه کمتر

763
00:59:14,671 --> 00:59:16,729
‫نه! حالیت شد؟ نه!

764
00:59:28,254 --> 00:59:29,379
‫چیکار می‌کنی؟

765
00:59:29,879 --> 00:59:30,879
‫وایسا!

766
00:59:31,546 --> 00:59:32,605
‫دست نگه دار

767
00:59:32,629 --> 00:59:35,064
‫اگه از دستش بدیم، هیچی برامون نمی‌مونه.
‫جفت‌مون می‌بازیم.

768
00:59:35,088 --> 00:59:37,855
‫من اون عقابی میشم که جگرت رو می‌خوره!
‫(اشاره به داستان زئوس و پرومتئوس)

769
00:59:37,879 --> 00:59:39,231
‫خواهش می‌کنم، تمومش کن!

770
00:59:39,256 --> 00:59:41,465
‫آقای هارلندر، آقای هارلندر!

771
00:59:49,629 --> 00:59:51,338
‫وایسا، منو نگاه کن!

772
00:59:54,254 --> 00:59:56,657
‫نه! آقای هارلندر!

773
01:00:33,338 --> 01:00:34,504
‫نه، نه، نه!‍

774
01:02:06,754 --> 01:02:08,129
‫نه، نه، نه!

775
01:02:08,754 --> 01:02:09,754
‫نه!

776
01:02:24,421 --> 01:02:28,338
‫نه! نه! نه!

777
01:02:38,629 --> 01:02:40,171
‫تو بهم دروغ گفتی

778
01:02:42,379 --> 01:02:43,421
‫دروغ گفتی

779
01:02:51,379 --> 01:02:52,379
‫ویکتور!

780
01:02:53,796 --> 01:02:54,796
‫ویکتور!

781
01:03:33,463 --> 01:03:34,838
‫نه، خواهش می‌کنم

782
01:04:01,171 --> 01:04:03,596
‫ببین، عینهو همدیگه‌ست

783
01:04:14,323 --> 01:04:15,323
‫خورشید

784
01:04:16,269 --> 01:04:18,011
‫خورشید. نور

785
01:04:20,223 --> 01:04:21,265
‫ببین

786
01:04:22,088 --> 01:04:24,355
‫نور خورشید. خورشید یعنی...

787
01:04:24,675 --> 01:04:26,175
‫خورشید یعنی حیات

788
01:04:27,546 --> 01:04:30,272
‫گرما

789
01:04:30,640 --> 01:04:32,682
‫آره! خودشـه

790
01:04:41,754 --> 01:04:43,129
‫ویکتور

791
01:04:44,921 --> 01:04:46,296
‫ویکتور

792
01:04:49,754 --> 01:04:51,678
‫- ویکتور
‫- آفرین

793
01:04:52,129 --> 01:04:54,860
‫آره، آفرین. خودشـه.
‫معلومـه که خودتی.

794
01:04:55,421 --> 01:04:56,504
‫معلومـه که خودتی

795
01:05:01,897 --> 01:05:03,772
‫ویکتور

796
01:05:10,421 --> 01:05:12,022
‫نامه‌ها، قربان

797
01:05:12,046 --> 01:05:14,022
‫از عمارت قدیمی

798
01:05:14,046 --> 01:05:15,046
‫ژنو

799
01:05:15,879 --> 01:05:18,702
‫- نامه‌ای از طرف عمو نیومده؟
‫- نه

800
01:05:23,213 --> 01:05:25,375
‫شاید بد نباشه یه سری بهشون بزنیم

801
01:05:28,421 --> 01:05:30,603
‫مراقب باش. بپا. جلو پات رو بپا

802
01:05:32,379 --> 01:05:34,546
‫آبـه، آب

803
01:05:36,432 --> 01:05:37,979
‫آب

804
01:05:38,004 --> 01:05:39,772
‫آره، آبـه

805
01:05:39,796 --> 01:05:41,189
‫- ویکتور
‫- نه، ویکتور منم

806
01:05:41,213 --> 01:05:42,605
‫اون آبـه. بیا اینجا

807
01:05:42,629 --> 01:05:44,439
‫- ویکتور
‫- بیا اینجا. بیا. خیلی‌خوب. آفرین

808
01:05:44,463 --> 01:05:46,189
‫یه قدم بلند بر می‌داریم

809
01:05:46,213 --> 01:05:47,414
‫دوتایی باهم. حاضری؟

810
01:05:47,439 --> 01:05:49,207
‫بیا اینطرف، اینجوری

811
01:05:49,338 --> 01:05:52,476
‫نه، اونجوری نه. بیا اینطرف

812
01:05:52,713 --> 01:05:54,772
‫نه، نه، نه.
‫اون داغـه، اون داغـه!

813
01:05:54,796 --> 01:05:56,355
‫نه، دست نزن بهش. دست نزن

814
01:05:56,379 --> 01:05:57,754
‫داغـه

815
01:06:04,213 --> 01:06:07,137
‫بشین. آفرین. آفرین. باریکلا

816
01:06:08,713 --> 01:06:11,022
‫خب، ببین اینجا چی دارم

817
01:06:11,046 --> 01:06:12,855
‫ببین! اگه گفتی این چیـه؟

818
01:06:12,879 --> 01:06:15,344
‫این چیـه که اینقدر عجیبـه؟ مراقب باش

819
01:06:15,671 --> 01:06:17,641
‫خیلی زورت زیاده

820
01:06:17,666 --> 01:06:20,522
‫آفرین. اینجوری

821
01:06:20,546 --> 01:06:24,625
‫- آره، یکی دیگه می‌خوای؟
‫- این یکی رو باید اینجا ببندی

822
01:06:24,650 --> 01:06:25,650
‫این اسمش کلیده

823
01:06:26,338 --> 01:06:27,796
‫ویکتور

824
01:06:30,379 --> 01:06:32,314
‫این رو بپیچ دورت که گرم شی

825
01:06:32,338 --> 01:06:34,564
‫یه پتوی گرم تا سرما نخوری

826
01:06:34,588 --> 01:06:37,225
‫- ویکتور
‫- خیلی‌خب

827
01:06:38,704 --> 01:06:40,222
‫جات دیگه اینجاست

828
01:06:40,554 --> 01:06:42,096
‫همینجا بمون

829
01:06:43,171 --> 01:06:45,338
‫همینجا بمون

830
01:06:46,796 --> 01:06:48,925
‫زود برمی‌گردم، خب؟ تکون نخور

831
01:06:51,379 --> 01:06:53,480
‫ویکتور

832
01:06:53,504 --> 01:06:56,687
‫نه، نه، نه، نه، نه. چیزی نیست

833
01:06:57,129 --> 01:06:58,314
‫بر می‌گردم

834
01:07:05,046 --> 01:07:07,522
‫ویکتور

835
01:07:07,546 --> 01:07:08,546
‫ویکتور

836
01:07:09,421 --> 01:07:11,846
‫همه چیز براش تازگی داشت

837
01:07:12,546 --> 01:07:16,796
‫گرما، سرما، روشنایی، تاریکی و

838
01:07:17,588 --> 01:07:20,083
‫من اونجا بودم تا بهش شکل بدم

839
01:07:20,895 --> 01:07:24,120
‫هرگز به این فکر نکرده بودم که
‫بعد از خلق کردنش باید چیکار کنم

840
01:07:24,863 --> 01:07:27,437
‫بعد از این که به اوج رسیدم،

841
01:07:28,171 --> 01:07:30,421
‫دیدم افقی باقی نمونده

842
01:07:33,504 --> 01:07:36,150
‫انگار که دستاوردم مصنوعی بود

843
01:07:39,838 --> 01:07:42,526
‫تهی و بی‌حاصل

844
01:07:44,629 --> 01:07:46,667
‫و این روحم رو آزار می‌داد

845
01:07:47,713 --> 01:07:50,137
‫افرادت می‌خوان برگردن

846
01:07:50,162 --> 01:07:51,329
‫درستـه؟

847
01:07:51,354 --> 01:07:52,563
‫احتمالاً

848
01:07:54,754 --> 01:07:57,315
‫بلافاصله که آزاد بشیم،
‫راه میفتیم

849
01:07:57,340 --> 01:07:58,625
‫به هر قیمتی که شده

850
01:07:58,650 --> 01:08:00,564
‫تو هم به جنونِ من دچار شدی

851
01:08:02,963 --> 01:08:06,272
‫شاید داستان زندگیم
‫یه حکمتی برای تو داشته باشه

852
01:08:06,296 --> 01:08:08,941
‫چه تهش حکمتی باشه، چه نباشه، بارون...

853
01:08:11,061 --> 01:08:12,797
‫دلم می‌خواد داستانت رو بشنوم

854
01:08:14,441 --> 01:08:16,334
‫هفته‌ها گذشت و

855
01:08:16,359 --> 01:08:20,334
‫هر چه اون قدرتمندتر میشد،
‫من از توان میفتادم

856
01:08:20,754 --> 01:08:24,554
‫افسوس که پیشرفتی
‫توی کلامش حاصل نشد

857
01:08:25,171 --> 01:08:27,038
‫نه، نه، نه، نه، نه

858
01:08:27,879 --> 01:08:30,288
‫سر پایین، پایین، پایین

859
01:08:30,671 --> 01:08:31,886
‫آفرین، باریکلا

860
01:08:32,088 --> 01:08:33,879
‫حالا شد. همینجوری بمون.
‫تکون نخور.

861
01:08:37,254 --> 01:08:38,601
‫آره، اون تویی

862
01:08:38,963 --> 01:08:40,938
‫اون تویی، خب؟

863
01:08:46,417 --> 01:08:48,851
‫خوبـه. سریع داری خوب میشی

864
01:08:50,713 --> 01:08:51,976
‫خسته شدم

865
01:08:53,921 --> 01:08:55,652
‫کم خوابیدم

866
01:08:56,879 --> 01:09:01,350
‫چند وقتیـه که پلک رو هم نذاشتم

867
01:09:01,546 --> 01:09:03,378
‫شبانه‌روز مراقب تو بودم

868
01:09:04,213 --> 01:09:05,799
‫اصلاحت کردم

869
01:09:10,713 --> 01:09:12,605
‫نه، نه، وایسا، وایسا!

870
01:09:12,629 --> 01:09:14,915
‫ولش کن.
‫نه، نه، نه، نه، نه. بازش کن

871
01:09:14,940 --> 01:09:17,870
‫دستت رو باز کن.
‫باز کن. بازش کن!

872
01:09:21,326 --> 01:09:22,796
‫چیکار می‌کنی آخه؟

873
01:09:23,213 --> 01:09:24,966
‫ببین! ببین چیکار کردی!

874
01:09:24,991 --> 01:09:28,033
‫باید به حرفم گوش بدی.
‫باید گوش بدی. گفتم ولش کن!

875
01:09:28,546 --> 01:09:31,764
‫این چه کار احمقانه‌ایـه؟
‫نه. بس کن!

876
01:09:32,296 --> 01:09:33,189
‫بیا اینجا

877
01:09:33,256 --> 01:09:35,689
‫- ویکتور
‫- نه، دست به من نزن!

878
01:09:35,713 --> 01:09:37,399
‫بار آخرتـه که به من دست می‌زنی!

879
01:09:44,171 --> 01:09:45,171
‫بده ببینم

880
01:09:46,119 --> 01:09:48,368
‫این تقصیر من نیست.
‫تقصیر خودتـه.

881
01:09:53,449 --> 01:09:54,944
‫جای زخمت...

882
01:09:55,588 --> 01:09:56,976
‫خوب شده

883
01:09:57,296 --> 01:09:58,546
‫چطوری؟

884
01:10:01,738 --> 01:10:03,075
‫خیلی‌خب

885
01:10:06,041 --> 01:10:07,392
‫نه، نه، نه

886
01:10:08,713 --> 01:10:09,713
‫نه

887
01:10:11,671 --> 01:10:12,838
‫نه

888
01:10:14,254 --> 01:10:16,879
‫چیزی نیست، چیزی نیست

889
01:10:23,713 --> 01:10:25,338
‫مطمئنم همه چی روبراهـه

890
01:10:28,129 --> 01:10:29,629
‫به زودی می‌رسیم

891
01:10:31,921 --> 01:10:33,897
‫می‌دونم یه حرف‌هایی تو سرتـه

892
01:10:33,921 --> 01:10:35,147
‫می‌دونم یه حرف‌هایی داری

893
01:10:35,171 --> 01:10:37,855
‫یه جایی اون تو.
‫یه جایی اون تو یه حرف‌هایی تو سرتـه.

894
01:10:37,879 --> 01:10:39,838
‫مگه نه؟

895
01:10:40,504 --> 01:10:42,059
‫نمی‌خوای حرفی بزنی؟

896
01:10:42,084 --> 01:10:44,201
‫بی‌معنا و مفهوم هم بود اشکالی نداره

897
01:10:44,504 --> 01:10:45,671
‫هیچی؟

898
01:10:46,463 --> 01:10:47,647
‫خیالاتی شدم؟

899
01:10:47,671 --> 01:10:48,772
‫ویکتور

900
01:10:48,796 --> 01:10:51,897
‫باشه، باشه، باشه، باشه، باشه!

901
01:10:51,921 --> 01:10:53,855
‫تا اینجاش رو فهمیدیم!

902
01:10:53,879 --> 01:10:56,147
‫این اسم منـه. اسم من ویکتوره

903
01:10:56,171 --> 01:10:59,254
‫حرف دیگه‌ای نداری؟
‫هیچی تو دلت نیست؟

904
01:11:00,754 --> 01:11:02,105
‫هرچی! هرچی!

905
01:11:02,129 --> 01:11:04,004
‫مثلاً خورشید؟

906
01:11:04,838 --> 01:11:09,022
‫سرما. بارون. خون. هرچی

907
01:11:09,046 --> 01:11:11,383
‫پوتین. می‌تونی بگی «پوتین»؟

908
01:11:11,754 --> 01:11:12,754
‫ویکتور

909
01:11:14,296 --> 01:11:17,272
‫نه، آره، نه، آره! چیز چی...

910
01:11:17,296 --> 01:11:19,360
‫«دست» چی؟ می‌تونی بگی «دست»؟

911
01:11:19,385 --> 01:11:22,093
‫دست. دست!

912
01:11:24,713 --> 01:11:27,379
‫ازم می‌ترسی؟

913
01:11:28,671 --> 01:11:30,355
‫از من می‌ترسی؟

914
01:11:30,379 --> 01:11:32,689
‫چرا؟ از چی من می‌ترسی؟

915
01:11:32,713 --> 01:11:34,088
‫من که کاری باهات ندارم

916
01:11:34,754 --> 01:11:36,463
‫من که کاری باهات ندارم.
‫خودم ساختمت.

917
01:11:37,046 --> 01:11:38,590
‫من خالق توام! تمومش کن!

918
01:11:56,504 --> 01:11:58,619
‫اومدی. واقعاً اومدی!

919
01:11:59,213 --> 01:12:01,190
‫بیا تو. یالا، بجنب

920
01:12:02,463 --> 01:12:05,162
‫باید برات تعریف کنم.
‫خیلی چیزها باید نشونت بدم، الیزابت

921
01:12:05,187 --> 01:12:07,022
‫باورت نمیشه. شگفت‌انگیزه

922
01:12:07,046 --> 01:12:08,730
‫بدو بیا، اول می‌خوام
‫یادداشت‌هام رو نشونت بدم

923
01:12:08,754 --> 01:12:10,254
‫عموم اینجاست؟

924
01:12:11,046 --> 01:12:12,046
‫چی؟

925
01:12:12,713 --> 01:12:13,980
‫عموم، اون هم اینجاست؟

926
01:12:14,004 --> 01:12:15,004
‫نه، نه

927
01:12:15,421 --> 01:12:17,189
‫نه، من تنهام. اون اینجا نیست

928
01:12:17,213 --> 01:12:19,987
‫- اون... چند روز دیگه می‌رسه
‫- خیلی روبراه نیستی، ویکتور

929
01:12:20,012 --> 01:12:23,017
‫هیچوقت از این بهتر نبودم!
‫هیچوقت ذهنم از این آزادتر نبود! بیاید!

930
01:12:23,379 --> 01:12:25,002
‫تب کردی؟

931
01:12:25,296 --> 01:12:27,647
‫فقط خیلی از دیدنت هیجان‌زده‌ام

932
01:12:27,671 --> 01:12:30,105
‫خیلی خوشحالم.
‫کبکم حسابی خروس می‌خونه.

933
01:12:30,129 --> 01:12:32,296
‫خارق‌العاده‌ست...

934
01:12:32,838 --> 01:12:34,463
‫ویکتور...

935
01:12:36,379 --> 01:12:39,504
‫ویکتور. ویکتور

936
01:12:46,558 --> 01:12:51,558
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

937
01:14:53,560 --> 01:14:55,340
‫کی این بلا رو سرت آورده؟

938
01:14:55,796 --> 01:14:57,546
‫باید این رو نشونت بدم، ویلیام

939
01:14:58,588 --> 01:15:00,147
‫بذار مرتبش کنم

940
01:15:00,171 --> 01:15:02,379
‫من هم یه چیزی واسه تو دارم

941
01:15:03,939 --> 01:15:06,265
‫با انجمن سلطنتی دانشکده‌ی طب صحبت کردم

942
01:15:06,770 --> 01:15:09,487
‫- مشتاقن که باهات ملاقات کنن
‫- نه، نه، نه، فعلاً نه

943
01:15:09,879 --> 01:15:11,321
‫هنوز آماده نیستم

944
01:15:11,972 --> 01:15:14,330
‫فکر کردم از اول دنبال همین بودی

945
01:15:18,548 --> 01:15:19,864
‫اون آدمه

946
01:15:20,405 --> 01:15:22,337
‫- اونی که پایینـه
‫- دیدیش؟

947
01:15:23,338 --> 01:15:25,778
‫بیماره؟ قربانیـه؟

948
01:15:27,129 --> 01:15:29,314
‫زخم‌هاش...
‫تو اون بلا رو سرش آوردی؟

949
01:15:29,338 --> 01:15:32,105
‫نه، نه، نه.
‫دنیا این کار رو باهاش کرد الیزابت.

950
01:15:32,129 --> 01:15:34,319
‫من بهش زندگی بخشیدم

951
01:15:35,463 --> 01:15:37,338
‫من بهش زندگی بخشیدم

952
01:15:39,046 --> 01:15:40,341
‫پاشو، پاشو، پاشو

953
01:15:40,921 --> 01:15:41,921
‫یالا

954
01:15:44,171 --> 01:15:45,486
‫بیا، بیا، بیا...

955
01:15:45,511 --> 01:15:47,720
‫هنوز به محیط عادت نکرده

956
01:15:51,539 --> 01:15:53,271
‫موجود قدرتمندیـه، ویلیام

957
01:15:53,296 --> 01:15:55,573
‫- موفق شدی!
‫- خیلی قدرتمنده

958
01:15:55,838 --> 01:15:57,091
‫موفق شدی

959
01:15:57,379 --> 01:15:59,510
‫تمامی اعضای بدنش کار می‌کنن و

960
01:15:59,535 --> 01:16:01,127
‫همگی می‌تونن خودشون رو درمان کنن

961
01:16:01,838 --> 01:16:04,629
‫البته، درمانش هنوز نامنظمـه

962
01:16:05,129 --> 01:16:06,963
‫اما استثناییـه

963
01:16:14,463 --> 01:16:16,230
‫چرا غل و زنجیرش کردی؟

964
01:16:16,254 --> 01:16:18,112
‫واسه امنیت جانی خودش و خودم و

965
01:16:18,137 --> 01:16:21,730
‫همچنین، اینجوری نظافت و
‫نگهداری از اینجا آسون‌تره

966
01:16:21,754 --> 01:16:23,620
‫چون خودش که
‫عقلش به این چیزها نمی‌رسه

967
01:16:24,546 --> 01:16:25,546
‫ولی عقل تو می‌رسه

968
01:16:28,754 --> 01:16:30,189
‫هارلندر در جریانـه؟

969
01:16:32,421 --> 01:16:35,105
‫باید همه چی رو
‫واسه زمانی که برمی‌گرده آماده کنیم

970
01:16:35,129 --> 01:16:37,921
‫- البته
‫- همه چی باید سر جای خودش باشه

971
01:16:40,913 --> 01:16:42,940
‫عقلی هم داره؟

972
01:16:46,421 --> 01:16:48,171
‫ویکتور، عقل داره دیگه؟

973
01:17:02,671 --> 01:17:05,603
‫نمی‌فهمم چطور موفق به انجامش شدی،

974
01:17:05,879 --> 01:17:08,193
‫اما عظمت کارت ازم پنهون نیست

975
01:17:10,338 --> 01:17:14,046
‫ویکتور، تابحال برات سؤال نشده که

976
01:17:14,869 --> 01:17:17,765
‫از بین تمامی اعضای بدن اون آدم،

977
01:17:17,790 --> 01:17:20,825
‫چه عضوی قراره
‫روحش رو محفوظ نگه داره؟

978
01:17:26,504 --> 01:17:28,313
‫نه، برام سؤال نشده

979
01:17:28,629 --> 01:17:32,774
‫یه چیزی در مورد موجودی که
‫اون پایینـه نگرانم می‌کنه

980
01:17:33,254 --> 01:17:36,894
‫کج و معوج، مثل تصویری که
‫توی خونه‌های آینه‌ایِ شهربازی می‌بینی

981
01:17:37,254 --> 01:17:38,504
‫اما زنده

982
01:17:39,338 --> 01:17:40,874
‫چی بهش روح بخشیده؟

983
01:18:45,379 --> 01:18:46,637
‫درد داره؟

984
01:18:54,546 --> 01:18:55,877
‫یه برگ؟

985
01:18:55,902 --> 01:18:57,004
‫واسه منـه؟

986
01:18:57,879 --> 01:18:59,004
‫مرسی

987
01:19:03,181 --> 01:19:04,843
‫ببین چه قشنگـه!

988
01:19:05,921 --> 01:19:07,307
‫واسه منـه؟

989
01:19:08,629 --> 01:19:10,131
‫اسم من الیزابتـه

990
01:19:11,671 --> 01:19:13,629
‫می‌تونی بگی «الیزابت»؟

991
01:19:14,338 --> 01:19:15,338
‫الیزابت

992
01:19:16,671 --> 01:19:19,213
‫صدا از حنجره‌ام میاد

993
01:19:19,796 --> 01:19:20,879
‫الیزابت

994
01:19:37,796 --> 01:19:39,483
‫من دیگه میرم

995
01:19:53,796 --> 01:19:57,004
‫الیزابت

996
01:19:58,879 --> 01:20:00,992
‫نباید نزدیک اون جونور بشی

997
01:20:02,713 --> 01:20:03,713
‫«جونور»؟

998
01:20:05,713 --> 01:20:07,713
‫جونور. آره

999
01:20:08,107 --> 01:20:09,980
‫به نظرم اون جانداره،

1000
01:20:10,004 --> 01:20:13,564
‫اما ذره‌ای از هوشی که
‫انتظارش رو داشتم رو نداره

1001
01:20:13,588 --> 01:20:15,272
‫شاید درست نمی‌فهمیش

1002
01:20:15,296 --> 01:20:16,980
‫یه جای کارم اشتباه بوده

1003
01:20:17,004 --> 01:20:19,480
‫انسداد، بخیه یا پیوندی

1004
01:20:19,504 --> 01:20:22,064
‫یعنی تو، ویکتور فرانکنشتاینِ بزرگ،
‫اشتباه کردی؟

1005
01:20:22,088 --> 01:20:24,355
‫اون جونور فقط و فقط یه کلمه بلده

1006
01:20:24,379 --> 01:20:26,397
‫«ویکتور، ویکتور، ویکتور، ویکتور»

1007
01:20:26,421 --> 01:20:28,980
‫بی‌خود و بی‌جهت
‫طوطی‌وار تکرارش می‌کنه

1008
01:20:29,004 --> 01:20:32,064
‫شاید فعلاً این کلمه
‫از همه چیز براش باارزش‌تره

1009
01:20:32,088 --> 01:20:35,480
‫اگه با تولدی دوباره، روحی که
‫زندگی تازه‌ای بهش داده شده، ساده‌تر و

1010
01:20:35,504 --> 01:20:36,730
‫- پاک‌تر باشه چی؟
‫- پاک‌تر؟

1011
01:20:36,754 --> 01:20:39,338
‫پاک‌تر از روح یه آدم معمولی

1012
01:20:43,337 --> 01:20:45,021
‫اگه نفس حیات‌بخش خالق،

1013
01:20:45,046 --> 01:20:47,980
‫آزاد از بند گناه،
‫مستقیماً وارد کالبد زخمی اون شده باشه چی؟

1014
01:20:48,004 --> 01:20:50,582
‫خدای من، الیزابت

1015
01:20:51,963 --> 01:20:54,147
‫اگه می‌تونستم خودم رو قانع کنم،

1016
01:20:54,171 --> 01:20:58,272
‫بدم نمیومد فکر کنم که
‫علاقه‌ای به اون موجود داری

1017
01:20:58,296 --> 01:20:59,925
‫اسمش درکـه

1018
01:21:00,671 --> 01:21:02,022
‫توی چشماش درد رو دیدم و

1019
01:21:02,046 --> 01:21:04,147
‫اگه درد نشونه‌ای از هوش نیست،
‫پس چیـه؟

1020
01:21:04,171 --> 01:21:05,707
‫درد من چی میشه؟

1021
01:21:05,732 --> 01:21:07,649
‫حسی که تو ازم دریغ کردی چی میشه؟

1022
01:21:09,119 --> 01:21:10,997
‫خواسته‌ی قلبم چی میشه؟

1023
01:21:11,921 --> 01:21:13,671
‫خواسته‌ی قلبت؟

1024
01:21:16,379 --> 01:21:17,772
‫توی تمام آناتومی انسان،

1025
01:21:17,796 --> 01:21:20,674
‫قلب تنها عضویـه که
‫تو ذره‌ای درک ازش نداری

1026
01:21:21,379 --> 01:21:23,754
‫فقط هیولاها نقش خدا رو بازی می‌کنن، بارون

1027
01:21:29,296 --> 01:21:32,046
‫پاک‌تر از یه آدم معمولی؟

1028
01:21:36,588 --> 01:21:39,546
‫اونوقت من شدم آدم بده‌ی ماجرا!

1029
01:21:40,921 --> 01:21:42,863
‫قلب تو پاکـه؟

1030
01:21:43,421 --> 01:21:44,963
‫قول میدم که اینطور نیست

1031
01:21:45,463 --> 01:21:47,432
‫من ندونم، کی بدونه؟
‫خودم گذاشتمش اون تو!

1032
01:21:47,671 --> 01:21:48,671
‫بپر بالا

1033
01:21:59,932 --> 01:22:01,380
‫بذار یه بار دیگه امتحان کنیم

1034
01:22:04,254 --> 01:22:05,710
‫پاتو بیار ببینم

1035
01:22:06,041 --> 01:22:07,041
‫پا!

1036
01:22:08,134 --> 01:22:09,884
‫پاتو بیار جلو!

1037
01:22:10,421 --> 01:22:13,010
‫درد نشونه‌ای از هوشـه، نه؟

1038
01:22:13,379 --> 01:22:15,647
‫خب، بذار ببینیم حقیقت داره یا نه

1039
01:22:15,827 --> 01:22:17,660
‫پاتو بده من ببینم!

1040
01:22:18,254 --> 01:22:19,254
‫پا!

1041
01:22:20,163 --> 01:22:21,408
‫پا!

1042
01:22:21,433 --> 01:22:22,959
‫یالا!

1043
01:22:22,984 --> 01:22:24,511
‫پاتو بیار جلو، هیولا!

1044
01:22:25,832 --> 01:22:28,666
!پات رو بده من

1045
01:22:30,353 --> 01:22:31,353
!پات

1046
01:22:34,718 --> 01:22:36,301
!ویکتور

1047
01:22:37,374 --> 01:22:39,136
!ویکتور

1048
01:22:41,504 --> 01:22:43,306
!ویکتور

1049
01:22:43,331 --> 01:22:46,331
!ویکتور! ویکتور

1050
01:22:46,993 --> 01:22:48,315
چی شده، ویکتور؟

1051
01:22:49,480 --> 01:22:50,980
بیا، بیا

1052
01:22:51,658 --> 01:22:54,033
خراب کردم. اشتباه کردم

1053
01:22:54,667 --> 01:22:56,807
نه، خراب نکردی. برگه‌هات رو دیدم -
چرا، کردم -

1054
01:22:56,832 --> 01:22:58,967
بی‌نقصـه -
اون هیولا بدجوری خطرناکـه -

1055
01:22:58,992 --> 01:23:00,742
اصلاً... ویکتور

1056
01:23:00,949 --> 01:23:03,129
بیا صبر کنیم هارلندر برگرده و
در موردش صحبت کنیم

1057
01:23:03,154 --> 01:23:05,732
ویلیام، من یه چیزی رو بهت نگفتم

1058
01:23:06,333 --> 01:23:07,855
باید یه چیزی رو بهت نشون بدم

1059
01:23:13,526 --> 01:23:16,496
...ها... هارلندر -
از کوره در رفت و کُشتش -

1060
01:23:22,723 --> 01:23:26,090
حالا می‌فهمی چرا نمی‌خواستم
این رو باهاتون در میون بذارم؟

1061
01:23:26,554 --> 01:23:28,269
مخصوصاً الیزابت

1062
01:23:31,065 --> 01:23:34,003
حالا باید چیکار کنیم؟

1063
01:23:34,050 --> 01:23:35,103
چی؟

1064
01:23:35,128 --> 01:23:36,726
باید چیکار کنیم؟ -
باید چیکار کنیم»؟» -

1065
01:23:36,750 --> 01:23:38,931
باید دست الیزابت رو بگیری و
برگردید وین

1066
01:23:38,956 --> 01:23:41,851
بگو یه کار فوری پیش اومده و
فوراً باید برید

1067
01:23:41,953 --> 01:23:43,328
چیزی بهش نگو

1068
01:23:44,616 --> 01:23:46,143
برای امنیت خودش

1069
01:23:46,167 --> 01:23:47,643
رو حرفم حرف نزن

1070
01:23:47,870 --> 01:23:50,851
.زود برمی‌گردیم
.ولی الان بهتره که بریم

1071
01:23:51,738 --> 01:23:54,398
حالا سوار کالسکه شو، لطفاً

1072
01:24:06,847 --> 01:24:08,972
به نظرت طول عمر اون هیولا چقدره؟

1073
01:24:09,948 --> 01:24:13,086
کوتاه. مطمئنم خیلی کوتاهـه

1074
01:24:59,304 --> 01:25:01,538
خیلی دل‌شوره دارم

1075
01:25:05,190 --> 01:25:06,476
چی شده؟

1076
01:25:07,729 --> 01:25:09,273
بگو دور بزنه

1077
01:25:10,160 --> 01:25:11,577
تو برو وین

1078
01:25:12,817 --> 01:25:16,069
.بگو کالسکه دور بزنه وگرنه می‌پرم پایین
.می‌خواد بکُشتش

1079
01:25:25,531 --> 01:25:26,898
یه کلمه بگو

1080
01:25:27,257 --> 01:25:28,715
یه کلمه‌ی دیگه. هر چی

1081
01:25:29,645 --> 01:25:30,961
‫بذار نجاتت بدم

1082
01:25:35,956 --> 01:25:37,516
ویکتور

1083
01:25:45,015 --> 01:25:47,196
الیزابت

1084
01:26:27,539 --> 01:26:31,023
!ویکتور! ویکتور

1085
01:26:36,864 --> 01:26:38,781
!ویکتور

1086
01:26:39,481 --> 01:26:41,504
!ویکتور

1087
01:27:31,567 --> 01:27:33,877
اما اون پایان ماجرا نبود

1088
01:27:34,026 --> 01:27:37,434
به دنبال حیات، مرگ آفریدم

1089
01:27:43,418 --> 01:27:46,254
انگار دوباره باید با افرادم صحبت کنم

1090
01:27:50,619 --> 01:27:51,833
نگران نباش

1091
01:27:52,015 --> 01:27:53,098
به حرفم گوش میدن

1092
01:27:57,208 --> 01:27:58,559
!نه، نه، وایسا

1093
01:27:58,583 --> 01:28:00,629
بهش صدمه نزن! من اینجام

1094
01:28:01,293 --> 01:28:02,653
من رو ببر

1095
01:28:02,778 --> 01:28:04,263
یالا، هیولا

1096
01:28:04,288 --> 01:28:08,116
.جفت‌مون رو بکُش
.رو حرف‌های خالقت صحه بذار

1097
01:28:13,968 --> 01:28:18,358
خالق من... داستانش رو تعریف کرده

1098
01:28:23,875 --> 01:28:26,898
حالا نوبت منـه

1099
01:28:30,148 --> 01:28:33,132
« پرده‌ی دوم »
« سرگذشتِ هیولا »

1100
01:28:42,846 --> 01:28:44,274
!ویکتور

1101
01:28:44,299 --> 01:28:48,625
!ویکتور! ویکتور! ویکتور

1102
01:28:48,650 --> 01:28:53,252
اسمت رو صدا زدم و فهمیدم تنهام گذاشتی

1103
01:32:52,828 --> 01:32:54,440
اون چیـه؟ -
!بهش شلیک کن -

1104
01:32:54,465 --> 01:32:55,796
!بزنش

1105
01:33:01,106 --> 01:33:02,481
زدیش؟

1106
01:33:05,703 --> 01:33:06,786
کجا رفت؟

1107
01:33:27,192 --> 01:33:29,442
جراحاتم خوب شده بودن

1108
01:33:31,979 --> 01:33:36,083
ولی حسابی سردم بود

1109
01:35:08,682 --> 01:35:10,709
میشه آتیش روشن کنی؟ -
باشه -

1110
01:35:10,734 --> 01:35:12,932
من هم به محض اینکه بتونم
آغل رو تعمیر می‌کنم

1111
01:35:19,581 --> 01:35:21,110
حالت خوبـه؟ کُشتیش؟

1112
01:35:21,135 --> 01:35:23,602
.نه، همه جا رو گشتیم
.پیداش نکردیم

1113
01:35:23,627 --> 01:35:25,204
ولی دوبار بهش شلیک کردیم

1114
01:35:25,229 --> 01:35:27,224
ردِ خونش تا یه کیلومتریِ اینجا اومده بود

1115
01:35:27,249 --> 01:35:29,326
خیلی‌خب. بیاید تو. بیاید تو

1116
01:35:29,920 --> 01:35:34,316
یه مدت دنبالش کردیم و
بعد غیبش زد. آب شد رفت تو زمین

1117
01:35:34,341 --> 01:35:36,316
چی بود؟ خرس بود؟

1118
01:35:36,341 --> 01:35:39,746
.نه خرس بود، نه آدمیزاد
.همچین چیزی به عمرم ندیده بودم

1119
01:35:39,771 --> 01:35:41,018
پس روح بود؟

1120
01:35:41,131 --> 01:35:44,402
.روح نبود. وقتی زدیمش خونریزی کرد
.از گوشت و استخون بود

1121
01:35:44,427 --> 01:35:45,684
بیا. اینجا

1122
01:35:45,708 --> 01:35:47,301
دقیق‌تر تعریف کن چی دیدید

1123
01:35:47,326 --> 01:35:50,184
آنا ماریا، پدربزرگت رو ببر کنار شومینه

1124
01:35:50,209 --> 01:35:51,732
مطمئن شو جاش راحت باشه

1125
01:35:52,862 --> 01:35:54,412
بیا اینجا، پدربزرگ

1126
01:35:56,390 --> 01:35:58,682
.جنگل رو زیر و رو کردیم
.پیداش نکردیم

1127
01:36:04,748 --> 01:36:06,206
پیداش می‌کنیم

1128
01:36:06,231 --> 01:36:07,865
زمان می‌بره -
آره -

1129
01:36:08,693 --> 01:36:10,877
آنا ماریا، بیا

1130
01:36:10,902 --> 01:36:12,873
بیا، عزیزم. بیا بیرون کمکِ من

1131
01:36:23,609 --> 01:36:26,076
اون پیرمرد من رو تحت‌تأثیر قرار داد

1132
01:36:29,843 --> 01:36:33,163
چشمان نابیناش پُر از حکمت بود

1133
01:36:45,658 --> 01:36:48,001
این آدما آوای مخصوصی داشتن

1134
01:36:49,123 --> 01:36:51,537
با استفاده ازش با همدیگه در مورد

1135
01:36:51,562 --> 01:36:54,748
احساسات و افکارشون صحبت می‌کردن

1136
01:36:56,268 --> 01:36:58,654
«بهشون می‌گفتن «کلمه

1137
01:37:01,747 --> 01:37:03,051
توجه کن

1138
01:37:03,760 --> 01:37:04,760
این چیـه؟

1139
01:37:05,276 --> 01:37:06,276
پسر بچه

1140
01:37:07,416 --> 01:37:09,418
دوباره -
پسر بچه -

1141
01:37:10,301 --> 01:37:11,801
آفرین، دخترجان

1142
01:37:12,932 --> 01:37:13,949
این چیـه؟

1143
01:37:14,989 --> 01:37:16,039
چشم

1144
01:37:16,824 --> 01:37:18,645
دوباره -
چشم -

1145
01:37:18,670 --> 01:37:21,815
آره. آفرین. آفرین، دخترم

1146
01:37:21,840 --> 01:37:23,869
چشم -
این یکی چی؟ -

1147
01:37:23,894 --> 01:37:24,954
دست

1148
01:37:24,979 --> 01:37:27,144
آفرین -
دست -

1149
01:37:27,738 --> 01:37:29,111
بیا یه دستی برسون

1150
01:37:29,136 --> 01:37:30,964
دور اون گندهه طناب بپیچ

1151
01:37:31,327 --> 01:37:33,785
دلم می‌خواست بخشی از این خانواده باشم

1152
01:37:34,355 --> 01:37:36,434
باید قبل از زمستون باز هم هیزم جمع کنیم

1153
01:37:36,458 --> 01:37:38,089
چند بار دیگه میریم

1154
01:37:38,644 --> 01:37:40,558
می‌خواستم بهشون کمک کنم

1155
01:37:40,583 --> 01:37:42,730
باید تنه‌های گنده‌تر واسه
ستون‌های خونه پیدا کنیم

1156
01:37:42,755 --> 01:37:43,769
خیلی‌خب

1157
01:37:43,794 --> 01:37:47,223
چه کمکی می‌تونستم بهشون بکنم؟

1158
01:37:52,317 --> 01:37:55,403
!آنا ماریا! پدر

1159
01:37:55,428 --> 01:37:57,825
!بیاید! بیاید ببینید

1160
01:37:59,567 --> 01:38:01,392
!ببین، آنا ماریا

1161
01:38:01,417 --> 01:38:03,238
!ببین، بازم هست! ببین

1162
01:38:05,075 --> 01:38:06,785
یعنی کار کی بوده؟

1163
01:38:09,952 --> 01:38:11,949
روحِ جنگل

1164
01:38:13,386 --> 01:38:14,879
باید ازش تشکر کنیم

1165
01:38:16,393 --> 01:38:17,581
ممنونم

1166
01:38:17,606 --> 01:38:20,415
«بگید: «ممنونم، روح جنگل

1167
01:38:20,440 --> 01:38:23,059
.ممنونم
.متشکرم، روح جنگل

1168
01:38:23,387 --> 01:38:24,893
ممنون

1169
01:38:25,390 --> 01:38:27,026
بیا. اینجا رو ببین

1170
01:38:33,546 --> 01:38:34,737
ممنون

1171
01:38:36,671 --> 01:38:40,479
،از اون روز به بعد
من شدم فرشته‌ی نگهبان‌شون

1172
01:38:40,846 --> 01:38:43,369
روح جنگل

1173
01:38:44,127 --> 01:38:49,604
هر از گاهی، اونا هم
لطف‌های کوچیکی در حقم می‌کردن

1174
01:38:50,402 --> 01:38:52,737
لباس و نون برام می‌ذاشتن

1175
01:38:54,851 --> 01:38:56,760
،اونجا بود که برای یه لحظه

1176
01:38:57,432 --> 01:39:00,744
،یه لحظه‌ی خیلی خیلی کوتاه

1177
01:39:01,291 --> 01:39:03,979
دیگه با دنیا سرِ جنگ نداشتم

1178
01:39:11,682 --> 01:39:13,309
بیا. بیا

1179
01:39:13,333 --> 01:39:14,354
برو داخل. آره

1180
01:39:14,379 --> 01:39:15,815
دروازه رو ببندی ها

1181
01:39:15,840 --> 01:39:17,565
یعنی کار کی بوده؟

1182
01:39:17,773 --> 01:39:20,033
روح جنگل، ها؟

1183
01:39:21,025 --> 01:39:22,166
بسپارش به من

1184
01:39:24,174 --> 01:39:28,851
در آخر، اون جوونِ مغرور هیچوقت»

1185
01:39:28,875 --> 01:39:32,352
«دستِ گمشده‌اش رو پیدا نکرد

1186
01:39:32,377 --> 01:39:36,393
،دستش سنگ شد»
ثروتش دود شد و

1187
01:39:36,517 --> 01:39:40,283
غرورش خُرد شد و
«زمینش رو هم از دست داد

1188
01:39:46,189 --> 01:39:48,321
آفرین، عزیزم

1189
01:39:48,346 --> 01:39:51,494
خیلی قشنگ می‌خونی. حالا اینو بخون

1190
01:40:01,317 --> 01:40:02,635
گرگ‌ها حمله کردن

1191
01:40:47,919 --> 01:40:49,153
،در یک آن

1192
01:40:49,786 --> 01:40:52,552
حقیقتی برام روشن شد

1193
01:40:55,057 --> 01:40:57,653
شکارچی از گرگ تنفر نداشت

1194
01:40:58,403 --> 01:41:00,934
گرگ هم از گوسفند تنفر نداشت

1195
01:41:06,479 --> 01:41:09,676
‫اما انگار خشونت،
‫سرنوشتی ناگریز بود

1196
01:41:10,377 --> 01:41:15,895
با خودم گفتم شاید
ساز و کار دنیا همینطوریـه

1197
01:41:16,697 --> 01:41:19,986
‫تو رو صرفاً به خاطر موجودیتت

1198
01:41:21,125 --> 01:41:23,439
شکار می‌کنه و می‌کُشه

1199
01:41:26,317 --> 01:41:28,838
گوسفندها رو تا آخر ماه می‌فروشیم، پدر

1200
01:41:29,297 --> 01:41:32,189
بعدش تو، آلما و آنا ماریا رو می‌برم شهر

1201
01:41:32,708 --> 01:41:33,934
،ما میریم کوهستان

1202
01:41:33,958 --> 01:41:36,274
گرگ‌ها رو شکار می‌کنیم و
آخرِ زمستون برمی‌گردیم

1203
01:41:36,299 --> 01:41:41,172
هر سال زمستون تنهایی دعا می‌کنم و
امسال هم از این قائده مستثنی نیست

1204
01:41:41,197 --> 01:41:43,809
خواهش می‌کنم، پدر، منطقی باش

1205
01:41:43,981 --> 01:41:47,728
شما کاری که لازمـه بکنید و
من هم همین کار رو می‌کنم

1206
01:41:51,237 --> 01:41:52,822
پیرِ خرفتِ کله‌شق

1207
01:41:55,366 --> 01:41:57,889
حالا فقط من و تو موندیم، روح

1208
01:41:58,500 --> 01:42:00,046
فقط من و تو

1209
01:42:00,671 --> 01:42:05,509
توی ذهنم راه‌های مختلفی برای

1210
01:42:05,534 --> 01:42:08,577
معرفیِ خودم به پیرمرد تمرین کرده بودم

1211
01:42:09,680 --> 01:42:11,530
آیا ازم می‌ترسه؟

1212
01:42:12,511 --> 01:42:13,866
ازم استقبال می‌کنه؟

1213
01:42:15,073 --> 01:42:16,467
من رو پس می‌زنه؟

1214
01:42:23,859 --> 01:42:25,381
کی اونجاست؟

1215
01:42:31,002 --> 01:42:35,467
با یک قدم، پا به دنیای کاملاً متفاوتی گذاشتم

1216
01:42:36,437 --> 01:42:39,452
دنیایی که تا اون روز
فقط از دور نظاره‌گرش بودم

1217
01:42:41,317 --> 01:42:43,303
خواهش می‌کنم، بگو کی هستی

1218
01:42:43,643 --> 01:42:44,788
جواب بده

1219
01:42:46,080 --> 01:42:47,163
بگو ببینم

1220
01:42:47,572 --> 01:42:48,977
چرا اینجایی؟

1221
01:42:51,476 --> 01:42:52,744
مسافرم

1222
01:42:52,883 --> 01:42:54,853
خوش اومدی، مسافر عزیز

1223
01:42:55,541 --> 01:43:01,502
‫من رو قابل می‌دونی که
‫یه صندلی بیاری و کنارم بشینی؟

1224
01:43:01,588 --> 01:43:07,095
من خیلی رسم مهمان‌نوازی بلد نیستم -
بله -

1225
01:43:07,158 --> 01:43:11,181
چشمام دیگه سو ندارن

1226
01:43:12,791 --> 01:43:16,818
ولی نون و برندی روی میز هست

1227
01:43:16,843 --> 01:43:18,338
از خودت پذیرایی کن

1228
01:43:20,161 --> 01:43:21,877
برن... دی؟

1229
01:43:23,195 --> 01:43:24,653
زبانت

1230
01:43:25,062 --> 01:43:28,650
انگار سختتـه روون صحبت کنی

1231
01:43:28,932 --> 01:43:31,228
مال این اطراف نیستی؟

1232
01:43:36,799 --> 01:43:37,923
می‌ترسی؟

1233
01:43:39,757 --> 01:43:41,119
لزومی نداره بترسی

1234
01:43:45,921 --> 01:43:47,601
از چی می‌ترسی؟

1235
01:43:48,305 --> 01:43:50,263
همه چی -
...دست -

1236
01:43:50,839 --> 01:43:53,499
دستات چقدر سردن

1237
01:43:53,791 --> 01:43:57,517
صدمه هم دیدی، مگه نه؟

1238
01:43:57,542 --> 01:43:58,601
صدمه؟

1239
01:43:58,625 --> 01:44:05,476
آره. روی صورت و دست‌هات جای زخم هست و

1240
01:44:05,500 --> 01:44:07,156
لباس نظامی تنتـه

1241
01:44:07,486 --> 01:44:09,257
توی جنگ مجروح شدی؟

1242
01:44:11,960 --> 01:44:13,265
...توی

1243
01:44:14,184 --> 01:44:16,843
چرخ آسیاب قایم شده بودی، درستـه؟

1244
01:44:21,210 --> 01:44:24,309
آره. آره. روح جنگل

1245
01:44:24,334 --> 01:44:25,617
آره

1246
01:44:26,182 --> 01:44:28,820
چهره‌ات رو که نمی‌بینم اما

1247
01:44:29,445 --> 01:44:31,726
از صدات پیداست که

1248
01:44:31,750 --> 01:44:35,827
خوش قلبی و نیت بدی نداری

1249
01:44:36,156 --> 01:44:37,827
خوش قلب؟

1250
01:44:39,788 --> 01:44:42,077
پیش من بمون

1251
01:44:43,151 --> 01:44:46,015
از غذا و آتیشِ من استفاده کن

1252
01:44:46,171 --> 01:44:50,193
خوشحال میشم که هر چی دارم باهات تقسیم کنم و

1253
01:44:50,218 --> 01:44:54,007
هم‌صبحتی با تو هم
دل‌گرمیِ بزرگی برام محسوب میشه

1254
01:44:54,398 --> 01:44:57,866
درضمن... می‌تونی برام بخونی

1255
01:44:57,997 --> 01:44:59,414
بخونم؟

1256
01:45:00,187 --> 01:45:06,452
فکر کن اینجا خونه‌ی خودتـه و
من هم دوستت هستم

1257
01:45:07,679 --> 01:45:08,889
دوست

1258
01:45:13,976 --> 01:45:15,163
دوست

1259
01:45:23,433 --> 01:45:24,642
دوستیم

1260
01:45:25,621 --> 01:45:30,121
،اونجا بود که اولین داستانم رو خوندم

1261
01:45:30,695 --> 01:45:33,744
که از قضا اولین داستان بشریت هم بود

1262
01:45:34,460 --> 01:45:39,854
در مورد مَردی به اسم آدم و
،زنی به اسم حوا خوندم

1263
01:45:40,252 --> 01:45:43,979
در مورد دورانی که توی بهشت بودن

1264
01:45:44,588 --> 01:45:47,924
،در مورد پا گرفتنِ شهرهای رقیب خوندم

1265
01:45:48,213 --> 01:45:50,283
سقوط یک برج و

1266
01:45:50,440 --> 01:45:52,809
خشم خدا

1267
01:45:53,276 --> 01:45:57,809
بعدش داستان آدمایی رو خوندم که
با اژدهایان می‌جنگیدن و

1268
01:45:57,989 --> 01:46:01,112
آدمایی که همه چیزشون رو از دست داده بودن

1269
01:46:01,398 --> 01:46:03,065
زمان گذشت و

1270
01:46:03,737 --> 01:46:08,069
مثل برگِ درختانِ پاییزی ریخت و
به همراه باد رفت

1271
01:46:18,542 --> 01:46:22,073
اولین باره برف می‌بینی، دوست عزیزم؟

1272
01:46:23,439 --> 01:46:27,627
دنیا رو تمیز می‌کنه و
جون تازه‌ای بهش می‌بخشه

1273
01:46:33,026 --> 01:46:38,276
«اسم من اوزیماندیاسـه. شاهِ شاهان»

1274
01:46:38,448 --> 01:46:42,120
ای بزرگان، دستاوردانم را بنگرید تا»
«دل‌هایتان سرد شود

1275
01:46:43,176 --> 01:46:45,682
«جز خرابه‌ها چیزی باقی نمانده»

1276
01:46:45,799 --> 01:46:50,204
،دورِ آن خرابه‌ی عظیم و فروپاشیده»
«بی‌پایان و برهوت

1277
01:46:50,229 --> 01:46:54,174
تپه‌های دورافتاده و صافِ شنی که»
«تا دوردست‌ها کِشیده شده‌اند

1278
01:46:55,526 --> 01:46:58,682
«...اسم من اوزیماندیاسـه»

1279
01:47:05,114 --> 01:47:07,964
کل کتاب‌‌های دنیا همیناست؟

1280
01:47:09,851 --> 01:47:12,159
غلط نکنم یه چندتای دیگه‌ای باشه

1281
01:47:12,570 --> 01:47:14,276
ولی اینجا نه

1282
01:47:15,885 --> 01:47:19,308
کتاب آخر سمت چپـه. برش دار

1283
01:47:19,354 --> 01:47:21,434
هنوز نخوندیمش

1284
01:47:21,549 --> 01:47:24,268
بهشت گمشده از جان میلتون

1285
01:47:24,377 --> 01:47:27,698
انسان از خدا سؤالاتی داره

1286
01:47:28,051 --> 01:47:30,807
حتی خدا هم از انسان سؤالاتی داره

1287
01:47:31,057 --> 01:47:36,331
فکر کنم دنبال جواب بوده و
برای همین پسرش رو فرستاده بینِ ما

1288
01:47:36,643 --> 01:47:39,072
‫حتماً مرگ کنجکاوش کرده

1289
01:47:39,447 --> 01:47:40,627
رنج و عذاب

1290
01:47:41,417 --> 01:47:44,971
می‌خوام بدونم کی هستم

1291
01:47:45,408 --> 01:47:47,393
از کجا اومدم؟

1292
01:47:47,635 --> 01:47:53,190
،خدا حافظه‌ات رو از گرفته
ای‌کاش حافظه‌ی من رو می‌گرفت

1293
01:47:54,301 --> 01:47:58,142
سال‌ها پیش، یه نفر رو کُشتم

1294
01:47:58,315 --> 01:47:59,417
یه آدم خوب

1295
01:47:59,734 --> 01:48:02,393
‫از همون موقع دارم تاوانش رو میدم

1296
01:48:04,427 --> 01:48:05,526
بخشش و

1297
01:48:06,240 --> 01:48:07,370
فراموشی

1298
01:48:07,815 --> 01:48:09,932
معیارهای واقعیِ خِرَد هستن

1299
01:48:10,909 --> 01:48:12,976
،اینکه بدونی آسیب دیدی

1300
01:48:13,174 --> 01:48:15,368
،بدونی توسط کی آسیب دیدی

1301
01:48:15,393 --> 01:48:18,525
با اینحال تصمیم بگیری فراموشش کنی

1302
01:48:19,463 --> 01:48:23,280
ولی من نمی‌تونم چیزی که
به یاد ندارم رو فراموش کنم

1303
01:48:23,305 --> 01:48:25,033
هیچی یادت نمیاد؟

1304
01:48:29,968 --> 01:48:32,789
...توی خواب

1305
01:48:35,718 --> 01:48:39,359
گاهی... خاطراتی می‌بینم

1306
01:48:42,192 --> 01:48:44,140
از آدم‌های مختلف

1307
01:48:46,285 --> 01:48:49,351
همشون... پراکنده‌ان

1308
01:48:56,000 --> 01:48:57,234
...چیزایی

1309
01:48:59,265 --> 01:49:03,539
چیزایی که به خاطر میارم... آب و آتیشـه

1310
01:49:06,218 --> 01:49:08,375
ماسه‌ی زیر پاهام

1311
01:49:15,356 --> 01:49:16,875
همینطور یک کلمه

1312
01:49:19,297 --> 01:49:20,977
یک کلمه‌ی به‌خصوص

1313
01:49:23,238 --> 01:49:24,625
چه کلمه‌ای؟

1314
01:49:27,370 --> 01:49:28,523
ویکتور

1315
01:49:29,669 --> 01:49:30,906
برو سراغش

1316
01:49:31,839 --> 01:49:33,047
دنبالِ اون کلمه

1317
01:50:09,781 --> 01:50:11,841
بعدش همه چی رو فهمیدم

1318
01:50:12,762 --> 01:50:15,379
حقیقت لرزه بر اندامم انداخت

1319
01:50:20,911 --> 01:50:24,294
به یقین رسیدم که هیچی نیستم

1320
01:50:25,245 --> 01:50:26,644
ننگی بر چهره‌ی خلقت

1321
01:50:26,966 --> 01:50:28,754
سایه‌ای بی‌جان میانِ روشنی

1322
01:50:28,917 --> 01:50:32,042
حتی آدمیزاد هم نبودم

1323
01:50:35,320 --> 01:50:37,695
این درد توی ذهنم لونه کرده بود

1324
01:50:39,820 --> 01:50:41,528
هرگز بیخیالم نشد

1325
01:51:24,898 --> 01:51:26,481
بعد دیدمش

1326
01:51:28,262 --> 01:51:29,637
اسمت رو

1327
01:51:30,343 --> 01:51:33,768
«ویکتور فرانکنشتاین»

1328
01:51:33,869 --> 01:51:35,976
‫و اینکه کجا می‌تونم پیدات کنم

1329
01:51:57,093 --> 01:51:58,343
!نه

1330
01:51:59,586 --> 01:52:01,171
!نه

1331
01:53:10,292 --> 01:53:11,768
برگشتی

1332
01:53:11,838 --> 01:53:14,167
فهمیدم چی‌ام

1333
01:53:18,393 --> 01:53:20,893
ریشه‌ام از چیـه

1334
01:53:23,447 --> 01:53:28,369
من... زاده‌ی یه قبرستونم

1335
01:53:31,387 --> 01:53:32,799
یه خرابه

1336
01:53:33,940 --> 01:53:37,299
از پسماندها و اجسادِ
دورریخته‌شده درست شدم

1337
01:53:43,932 --> 01:53:45,197
یه هیولام

1338
01:53:46,723 --> 01:53:49,064
من می‌دونم چی هستی

1339
01:53:51,246 --> 01:53:52,494
تو یه آدم خوبی

1340
01:53:53,239 --> 01:53:57,963
همینطور... دوستِ منی

1341
01:54:07,488 --> 01:54:08,655
دوست؟

1342
01:54:10,551 --> 01:54:11,736
دوست

1343
01:54:14,848 --> 01:54:16,166
اون چیـه دیگه؟

1344
01:54:17,839 --> 01:54:19,714
همون هیولاییـه که تو جنگل بود؟

1345
01:54:20,737 --> 01:54:22,028
چه بلایی سرش آوردی؟

1346
01:54:24,433 --> 01:54:25,433
تکون نخور

1347
01:54:36,716 --> 01:54:39,137
!یالا! تفنگت رو پُر کن! بکُشش

1348
01:55:53,086 --> 01:55:55,500
،دوباره سکوت همه جا رو فرا گرفت

1349
01:55:56,364 --> 01:56:01,742
سپس... زندگی، با تمام قساوتش، بازدمید

1350
01:56:16,992 --> 01:56:19,029
چه مدت مُرده بودم؟

1351
01:56:19,430 --> 01:56:20,810
نمی‌دونم

1352
01:56:21,437 --> 01:56:23,888
ولی زخم‌هام خوب شده بود

1353
01:56:24,865 --> 01:56:28,755
هوای سرد زمستان توی
ریه‌هام رخنه کرده بود

1354
01:56:36,672 --> 01:56:39,935
،بیشتر از همیشه احساس تنهایی می‌کردم

1355
01:56:40,536 --> 01:56:47,800
،چرا که برای هر انسانی
درمانِ تمام رنج‌ها، تنها مرگ بود

1356
01:56:47,825 --> 01:56:51,544
موهبتی که تو از من دریغش کردی

1357
01:56:52,088 --> 01:56:54,365
حسادت در وجودم زبونه کِشید و

1358
01:56:54,824 --> 01:56:58,638
تصمیم گرفتم ازت بخوام
یه لطفی در حقم بکنی

1359
01:56:59,434 --> 01:57:01,143
خالقِ من

1360
01:57:02,366 --> 01:57:06,849
ازت یه... همدم می‌خوام

1361
01:57:33,970 --> 01:57:35,553
باید بلند شی

1362
01:57:36,401 --> 01:57:38,002
باشه، البته. البته

1363
01:57:38,065 --> 01:57:40,856
عروسی الان شروع میشه و
می‌خوام کنارم باشی

1364
01:57:41,532 --> 01:57:43,315
،اگه اینقدر آدم مهربونی نبودی

1365
01:57:44,179 --> 01:57:46,065
عمراً باور نمی‌کردم

1366
01:58:01,082 --> 01:58:03,768
با چندتا از مهمون‌ها در مورد
تحقیقات صحبت کردم

1367
01:58:04,234 --> 01:58:05,455
در مورد انفجار

1368
01:58:07,086 --> 01:58:09,635
اکثریت همونطور که بود پذیرفتنش

1369
01:58:11,613 --> 01:58:13,721
اونوقت چی بود، ویلیام؟

1370
01:58:15,007 --> 01:58:16,362
گذشته، ویکتور

1371
01:58:17,655 --> 01:58:19,363
یه حادثه‌ی ناگوار

1372
01:58:26,394 --> 01:58:28,185
می‌خوام عمارت رو بفروشم

1373
01:58:31,578 --> 01:58:33,921
‫ما فقط همدیگه رو داریم

1374
01:58:49,428 --> 01:58:51,404
گلبرگ‌ها رو همه جا پخش کن

1375
01:58:51,429 --> 01:58:52,846
همه جا

1376
01:58:55,293 --> 01:58:57,168
برو طبقه‌ی بالا و بازم پخش کن

1377
01:59:06,500 --> 01:59:10,234
می‌دونم بد یمنـه که کسی
عروس رو قبل از مراسم ببینه

1378
01:59:10,473 --> 01:59:11,992
فقط واسه داماد

1379
01:59:13,447 --> 01:59:15,234
آها، درستـه. پس من مشکلی ندارم

1380
01:59:17,284 --> 01:59:18,593
سلام، الیزابت

1381
01:59:21,401 --> 01:59:25,437
،قبلاً به ندرت پشیمون میشدم
...اما الان جز پشیمونی حس دیگه‌ای ندارم. من

1382
01:59:25,664 --> 01:59:29,726
مدتی بود که هوای نفسانی‌ام بهم
غلبه کرده بود ولی حالا دیگه گذشته و

1383
01:59:29,750 --> 01:59:32,023
دیگه همچین حسی بهت ندارم

1384
01:59:33,491 --> 01:59:37,660
،حالا نمی‌دونم ارزشی داره یا نه
ولی امیدوارم تو و برادر کوچیکم که

1385
01:59:37,685 --> 01:59:40,773
،بیشتر از هر چیزی تو دنیا دوستش دارم
به پای هم پیر شید

1386
01:59:43,299 --> 01:59:45,374
شاید بتونی خودت رو گول بزنی

1387
01:59:49,253 --> 01:59:51,531
اما من حتی از شنیدنش هم وحشت دارم

1388
01:59:55,301 --> 01:59:58,046
تو روز عروسی‌ام، فقط یه خواهش ازت دارم

1389
01:59:59,300 --> 02:00:00,602
دیگه دروغ نگو

1390
02:00:01,886 --> 02:00:04,117
...می‌خوام بهت بگم -
همین الان از اتاقم برو بیرون -

1391
02:00:04,142 --> 02:00:06,085
الیزابت -
!برو -

1392
02:01:00,207 --> 02:01:02,019
،اگه اینجایی

1393
02:01:03,174 --> 02:01:04,746
خودت رو نشون بده

1394
02:01:04,770 --> 02:01:14,770
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

1395
02:01:21,987 --> 02:01:23,332
اومدی ازم تشکر کنی؟

1396
02:01:23,867 --> 02:01:27,653
زنده موندی و اونقدر باهوش بودی که
تونستی من رو پیدا کنی

1397
02:01:29,386 --> 02:01:30,768
از مخلوقم راضی‌ام

1398
02:01:30,800 --> 02:01:37,682
می‌خوام برام یه همدم بسازی

1399
02:01:38,276 --> 02:01:40,268
یکی مثل خودم

1400
02:01:40,643 --> 02:01:42,393
یه هم... همدم؟

1401
02:01:48,073 --> 02:01:49,073
که اینطور

1402
02:01:53,449 --> 02:01:54,884
یه هیولای دیگه

1403
02:01:55,324 --> 02:01:56,324
آره

1404
02:01:57,403 --> 02:01:59,799
می‌تونیم کنار همدیگه هیولا باشیم

1405
02:02:03,033 --> 02:02:07,508
‫بهای سنگینی دادم تا
‫عقلم رو از چنگِ تاریکی بیرون بکِشم،

1406
02:02:07,533 --> 02:02:11,948
اونوقت اومدی و می‌خوای دوباره
من رو گرفتارِ چنگالش کنی

1407
02:02:11,973 --> 02:02:13,962
نمی‌تونم بمیرم

1408
02:02:17,367 --> 02:02:19,368
...تنهایی هم

1409
02:02:21,971 --> 02:02:23,501
نمی‌تونم زندگی کنم

1410
02:02:24,338 --> 02:02:27,158
با خلق تو واقعاً چیز هولناکی آفریدم

1411
02:02:28,184 --> 02:02:30,189
چیزی نه

1412
02:02:30,984 --> 02:02:32,736
کسی

1413
02:02:33,667 --> 02:02:37,173
تو یه موجود زنده خلق کردی

1414
02:02:37,664 --> 02:02:38,743
من

1415
02:02:39,543 --> 02:02:42,486
خالق، من هر معمایی که هستم، می‌تونم فکر کنم

1416
02:02:43,167 --> 02:02:44,712
می‌تونم حس کنم

1417
02:02:45,922 --> 02:02:47,837
...فقط یه چیز ازت می‌خوام

1418
02:02:48,552 --> 02:02:52,712
یکی مثل من بساز

1419
02:02:54,456 --> 02:02:55,581
بعدش چی؟

1420
02:02:56,547 --> 02:02:58,255
می‌خوای بچه بیاری

1421
02:03:00,101 --> 02:03:01,726
تولید مثل کنی

1422
02:03:06,583 --> 02:03:07,892
بعدش هم خونه می‌خوای؟

1423
02:03:08,721 --> 02:03:10,431
یه قبری که توش بخوابی؟

1424
02:03:11,759 --> 02:03:15,309
مرگ، مرگ به همراه میاره

1425
02:03:15,517 --> 02:03:17,643
یه نسل از شیاطین که روی زمین پراکنده میشن

1426
02:03:17,667 --> 02:03:19,845
کراهتی که تداوم‌بخشِ خودشـه

1427
02:03:20,417 --> 02:03:23,976
،به چشم تو زشت و وقیحم
اما از دید خودم یه مخلوق ساده‌ام

1428
02:03:24,000 --> 02:03:25,283
!از اینجا برو

1429
02:03:27,710 --> 02:03:34,165
دیگه هرگز چیزی به زشتی و
شرارتِ تو نمی‌سازم

1430
02:03:38,417 --> 02:03:44,822
پس همچنان همه چیز به
اراده‌ی خودت بستگی داره، ویکتور

1431
02:03:47,114 --> 02:03:52,681
،همون اراده‌ی وحشتناکی که بهم زندگی بخشید
الان داره من رو بازخواست می‌کنه؟

1432
02:03:53,875 --> 02:03:58,429
،معجزه‌ی اصلی حرف زدنِ من نیست
!پنبه‌های توی گوشِ توئـه

1433
02:04:02,097 --> 02:04:07,407
،اگه قرار نیست عشقی بهم ببخشی
پس خودم رو به افسار خشم می‌سپارم

1434
02:04:07,432 --> 02:04:09,927
خشمی که حد و مرز نمی‌شناسه

1435
02:04:15,130 --> 02:04:16,481
برید کنار

1436
02:04:16,732 --> 02:04:17,926
ویکتور

1437
02:04:18,930 --> 02:04:20,083
چی شده؟

1438
02:04:38,839 --> 02:04:39,880
...تو

1439
02:04:44,773 --> 02:04:45,773
...تو

1440
02:04:46,775 --> 02:04:48,066
تویی

1441
02:04:52,930 --> 02:04:55,487
!الیزابت، ازش فاصله بگیر

1442
02:04:55,903 --> 02:04:57,034
!نه

1443
02:05:10,901 --> 02:05:13,734
!بهش حمله کرد! بهش حمله کرد

1444
02:05:33,292 --> 02:05:34,909
من رو با خودت ببر

1445
02:05:48,879 --> 02:05:50,559
!خدای من

1446
02:06:16,261 --> 02:06:18,612
نه، ولم... می‌تونم نجاتت بدم

1447
02:06:18,637 --> 02:06:19,721
می‌تونم نجاتت بدم

1448
02:06:20,341 --> 02:06:21,387
از چی؟

1449
02:06:22,807 --> 02:06:23,932
از خودت؟

1450
02:06:25,364 --> 02:06:26,852
من ازت می‌ترسم، ویکتور

1451
02:06:26,877 --> 02:06:28,061
...نه، نه

1452
02:06:28,086 --> 02:06:29,450
همیشه می‌ترسیدم

1453
02:06:29,840 --> 02:06:32,614
ذره‌ذره‌ی جنون و ویرانی

1454
02:06:33,778 --> 02:06:37,614
همون آتشی که همه چی رو بلعید

1455
02:06:39,083 --> 02:06:40,801
سرمنشأ همش خودت بودی

1456
02:06:46,536 --> 02:06:48,291
هیولای واقعی تو هستی

1457
02:07:21,073 --> 02:07:23,643
من هرگز تو این دنیا جایی نداشتم

1458
02:07:25,070 --> 02:07:29,737
دنبال چیزی بودم که حتی نمی‌دونستم چیـه

1459
02:07:31,573 --> 02:07:33,690
ولی اون چیز رو تو وجود تو پیدا کردم

1460
02:07:36,640 --> 02:07:39,432
،گم شدن و پیدا شدن

1461
02:07:40,294 --> 02:07:42,596
عمر عشق همینقدره

1462
02:07:44,309 --> 02:07:45,815
درستـه کوتاهـه و

1463
02:07:46,843 --> 02:07:48,174
...غم‌انگیز

1464
02:07:52,302 --> 02:07:54,372
اما تو همین زمان کم جاودانه میشه

1465
02:07:57,872 --> 02:08:01,543
...بهتره همیطوری تموم بشه
...آروم‌آروم چشمام رو ببندم

1466
02:08:03,370 --> 02:08:05,622
در حالی که داری نگاهم می‌کنی

1467
02:08:48,223 --> 02:08:51,708
اون مُرده و من هم می‌خوام دنبالش برم

1468
02:08:56,109 --> 02:08:58,491
زندگی‌ای بهم بخشیدی که نمی‌خواستم

1469
02:08:59,622 --> 02:09:01,687
بهت برمی‌گردونمش

1470
02:09:02,356 --> 02:09:04,585
به چشم یه هیولا بهم نگاه کردی

1471
02:09:05,043 --> 02:09:07,117
حالا لطفت رو جبران می‌کنم

1472
02:09:12,804 --> 02:09:15,596
!من رو بکُش! همین الان خلاصم کن

1473
02:09:16,229 --> 02:09:18,335
خونت رو می‌ریزم

1474
02:09:19,039 --> 02:09:21,164
غرورت رو خُرد می‌کنم

1475
02:09:21,898 --> 02:09:24,007
شاید خالقم باشی ولی

1476
02:09:24,125 --> 02:09:28,375
‫از امروز به بعد، من اربابتم

1477
02:10:08,112 --> 02:10:12,484
،به دنبال من از جنگل‌ها گذشتی

1478
02:10:12,942 --> 02:10:15,304
،از کوهستان گذشتی

1479
02:10:15,612 --> 02:10:18,187
،از مرزهای منجمد گذشتی

1480
02:10:19,223 --> 02:10:22,140
تا جایی که دیگه هیچی نبود

1481
02:10:22,630 --> 02:10:25,953
فقط خودم و... خودت

1482
02:10:46,262 --> 02:10:47,570
مهمات می‌خوام

1483
02:10:50,414 --> 02:10:51,768
این رو هم تیز کنید

1484
02:10:51,894 --> 02:10:54,398
،سه‌تا قوطی شیرِ غلیظ
یکم هیزم

1485
02:10:56,189 --> 02:10:57,706
شش‌تا هم دینامیت

1486
02:10:57,731 --> 02:10:58,968
شش‌تا؟

1487
02:10:59,491 --> 02:11:00,741
چی می‌خوای شکار کنی؟

1488
02:11:02,406 --> 02:11:03,773
‫یه حیوون گنده

1489
02:12:11,562 --> 02:12:13,804
!نه! نه! نه

1490
02:12:22,379 --> 02:12:24,147
ویکتور

1491
02:12:24,172 --> 02:12:26,935
حتماً باید زور بالا سرت باشه که گوش بدی

1492
02:12:41,333 --> 02:12:44,934
این. سرنوشتت رو سپردی به این

1493
02:12:45,012 --> 02:12:47,918
خیال کردی این من رو از بین می‌بره

1494
02:12:51,778 --> 02:12:54,973
،روشنش کن و امیدوار باش که ببره
،چون اگه نبره

1495
02:12:54,998 --> 02:12:57,411
دوباره میام سراغت

1496
02:12:57,846 --> 02:12:59,179
!روشنش کن

1497
02:13:06,802 --> 02:13:10,270
حالا... فرار کن

1498
02:13:47,171 --> 02:13:53,161
روی زمین افتاده بودی، درب و داغون و تنها

1499
02:13:53,910 --> 02:13:55,145
...من هم

1500
02:13:56,551 --> 02:13:58,489
دوباره زنده شدم

1501
02:14:03,104 --> 02:14:08,162
می‌تونستم رشد دوباره‌ی
پوستِ سوخته‌ام رو حس کنم

1502
02:14:08,940 --> 02:14:13,020
صدای جا افتادنِ دوباره‌ی
استخون‌هام رو می‌شنیدم

1503
02:14:14,002 --> 02:14:20,551
صدای زمزمه‌ی خونم که
تو قلبِ بی‌قرارم در جریانـه

1504
02:14:21,601 --> 02:14:24,754
باز هم رحمتی شامل حالم نشد و

1505
02:14:25,934 --> 02:14:28,481
فقط یه راه پیشِ روم بود

1506
02:14:40,481 --> 02:14:42,447
حالا هم که اینجاییم

1507
02:14:44,718 --> 02:14:46,799
بی‌رمق و از پا افتاده

1508
02:14:49,739 --> 02:14:53,278
دیگه تاب و توانِ دادن و گرفتنی برامون نمونده

1509
02:14:53,372 --> 02:14:54,910
...خونِ بیرونِ چادر

1510
02:14:55,172 --> 02:14:56,449
مال منـه

1511
02:14:57,481 --> 02:14:58,940
همش مال منـه

1512
02:15:00,132 --> 02:15:01,424
من خونریزی می‌کنم

1513
02:15:02,911 --> 02:15:04,203
درد می‌کِشم

1514
02:15:05,000 --> 02:15:06,125
زجر می‌کِشم

1515
02:15:09,210 --> 02:15:11,947
تمومی هم نداره

1516
02:15:31,948 --> 02:15:33,489
متأسفم

1517
02:15:40,152 --> 02:15:42,194
حسرت مثل خوره افتاده به جونم

1518
02:15:44,194 --> 02:15:46,996
حالا می‌فهمم واقعاً چطور آدمی بودم

1519
02:15:49,284 --> 02:15:51,808
حالا دیگه از پیش‌مون میری، خالق

1520
02:15:54,424 --> 02:15:56,043
چشمات رو ببند

1521
02:15:58,770 --> 02:16:01,629
همه چی تو یه چشم به هم زدن اتفاق افتاد

1522
02:16:03,199 --> 02:16:06,262
تولدم. اندوهم

1523
02:16:07,050 --> 02:16:08,508
از دست دادنِ تو

1524
02:16:10,966 --> 02:16:13,355
من نه مجازات میشم

1525
02:16:14,799 --> 02:16:16,527
نه آمرزیده

1526
02:16:20,848 --> 02:16:22,298
،امیدی که داشتم

1527
02:16:23,270 --> 02:16:24,744
...خشمم

1528
02:16:26,658 --> 02:16:28,283
همش هیچ و پوچـه

1529
02:16:31,325 --> 02:16:35,829
موجی که من رو به این دنیا آورد حالا
میاد تا تو رو با خودش ببره

1530
02:16:38,197 --> 02:16:39,915
حالا تنها و بی‌پناه میشم

1531
02:16:47,893 --> 02:16:49,351
من رو ببخش

1532
02:16:51,335 --> 02:16:52,776
پسرم

1533
02:17:00,726 --> 02:17:05,711
،اگه تهِ دلت یه ذره مهربونی مونده
خودت رو ببخش و زندگی کن

1534
02:17:06,151 --> 02:17:11,117
،پسرم، حالا که مرگ توی سرنوشتت نیست
پس به این فکر کن

1535
02:17:11,168 --> 02:17:12,877
،تا وقتی زنده‌ای

1536
02:17:13,831 --> 02:17:16,622
چه چاره‌ای جز زندگی کردن داری؟

1537
02:17:24,078 --> 02:17:25,161
زندگی کن

1538
02:17:26,664 --> 02:17:28,046
‫اسمم رو به زبون بیار

1539
02:17:29,731 --> 02:17:32,085
پدرم اون اسم رو روم گذاشت و

1540
02:17:33,289 --> 02:17:34,581
هیچ معنایی نداشت

1541
02:17:37,083 --> 02:17:39,773
حالا ازت می‌خوام دوباره
...با اون اسم صدام کنی

1542
02:17:41,797 --> 02:17:43,351
برای بار آخر

1543
02:17:44,981 --> 02:17:47,062
همونجوری که دفعه‌ی اول گفتی

1544
02:17:48,385 --> 02:17:51,039
وقتی قدر یه دنیا برات ارزش داشت

1545
02:17:56,315 --> 02:17:57,625
ویکتور

1546
02:18:00,648 --> 02:18:02,148
می‌بخشمت

1547
02:18:25,161 --> 02:18:27,898
در آرامش بخواب، پدر

1548
02:18:32,214 --> 02:18:33,632
،شاید حالا

1549
02:18:35,520 --> 02:18:37,765
جفت‌مون بتونیم انسان باشیم

1550
02:18:47,350 --> 02:18:49,076
اسلحه‌ها رو غلاف کنید

1551
02:18:49,101 --> 02:18:51,468
!گفتم اسلحه‌ها رو غلاف کنید -
مسئولیت اونا با منـه -

1552
02:18:52,559 --> 02:18:53,906
می‌تونه بره

1553
02:20:28,667 --> 02:20:29,809
!آزاد شدیم

1554
02:20:29,833 --> 02:20:31,083
!آزاد شدیم

1555
02:20:32,708 --> 02:20:33,823
...ناخدا

1556
02:20:34,846 --> 02:20:36,267
دستورتون چیـه؟

1557
02:20:36,292 --> 02:20:37,809
بادبان‌ها رو باز کنید

1558
02:20:37,833 --> 02:20:38,851
دور می‌زنیم

1559
02:20:38,875 --> 02:20:40,276
به خدمه چی بگم؟

1560
02:20:40,786 --> 02:20:41,786
!افراد

1561
02:20:43,026 --> 02:20:44,109
!میریم خونه

1562
02:20:44,833 --> 02:20:45,917
!میریم خونه

1563
02:20:45,941 --> 02:20:56,941
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

1564
02:21:38,166 --> 02:21:43,708
.این‌گونه قلبت می‌شکند »
« اما همچنان به زندگی ادامه خواهی داد
« لرد بایرون »

1565
02:22:56,250 --> 02:22:59,875
« فرانکنشتاین »
