1
00:00:01,315 --> 00:00:15,333
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:15,534 --> 00:00:24,118
‫چارلی چاپلین در «روشنایی‌های شهر»

3
00:00:24,125 --> 00:00:33,495
‫کمدی عاشقانه‌ای به صورتِ پانتومیم
‫نویسنده و کارگردان: چارلز چاپلین

4
00:00:50,502 --> 00:00:56,586
‫بازیگران:
‫ویرجینیا چریل ..... دختری نابینا
‫فلورنس لی ..... مادربزرگ دختر

5
00:00:56,591 --> 00:01:02,671
‫هری مایرز ..... میلیونری نامتعارف
‫اَلن گارسیا ..... خدمتکار مرد میلیونر

6
00:01:02,676 --> 00:01:08,929
‫هنک من ..... بوکسوری حرفه‌ای
‫چارلی چاپلین ..... مرد ولگرد

7
00:01:14,303 --> 00:01:14,436
ر

8
00:01:14,437 --> 00:01:14,572
رو

9
00:01:14,573 --> 00:01:14,707
روش‍

10
00:01:14,708 --> 00:01:14,842
روشن‍

11
00:01:14,843 --> 00:01:14,977
روشنا

12
00:01:14,978 --> 00:01:15,108
روشنای‍

13
00:01:15,109 --> 00:01:15,254
روشنایی

14
00:01:15,255 --> 00:01:15,395
روشنایی‌ه‍

15
00:01:15,396 --> 00:01:15,537
روشنایی‌ها

16
00:01:15,538 --> 00:01:15,684
روشنایی‌های

17
00:01:15,685 --> 00:01:15,824
روشنایی‌های ش‍

18
00:01:15,825 --> 00:01:15,977
روشنایی‌های شه‍

19
00:01:15,978 --> 00:01:23,517
روشنایی‌های شهر

20
00:01:33,470 --> 00:01:42,293
‫«این یادبودِ صلح و سعادت را
‫به مردم شهر تقدیم می‌کنیم.»

21
00:04:39,874 --> 00:04:42,669
‫بعد از ظهر.

22
00:05:11,932 --> 00:05:15,278
‫[خطر!]

23
00:07:59,316 --> 00:08:02,909
‫«گل رو برداشتین آقا؟»

24
00:08:45,729 --> 00:08:49,127
‫«بقیۀ پولتون آقا.»

25
00:09:49,100 --> 00:09:52,967
‫دم غروب.

26
00:10:13,326 --> 00:10:14,923
‫«مامان‌بزرگ.»

27
00:11:11,456 --> 00:11:15,282
‫شب.

28
00:12:34,706 --> 00:12:38,902
‫«فردا پرندگان آواز می‌خوانند.»

29
00:12:46,447 --> 00:12:49,085
‫«شجاع باش! پا پس نکش!»

30
00:12:56,947 --> 00:12:59,473
‫«نه، هر چی زندگی کردم دیگه بسه!»

31
00:14:46,670 --> 00:14:50,960
‫«دردم دوا شد. تو تا آخر عمر دوست منی.»

32
00:15:17,592 --> 00:15:21,604
‫«می‌ریم خونۀ من و خودمون رو گرم می‌کنیم.»

33
00:16:12,852 --> 00:16:14,400
‫«خبری نیست؟»

34
00:16:17,502 --> 00:16:22,315
‫«فقط این که همسرتون یکی رو
‫دنبال چمدون‌هاش فرستاده بود، قربان.»

35
00:16:23,864 --> 00:16:24,910
‫«چه بهتر!»

36
00:16:47,613 --> 00:16:50,254
‫«به سلامتی رفاقتمون...»

37
00:20:02,442 --> 00:20:04,335
‫«نه، زندگی می‌کنم!»

38
00:20:14,090 --> 00:20:18,724
‫«جِیمز! [ماشینِ] رولز-رویس رو بیار.
‫می‌خوایم شهر رو به آتیش بکشیم!»

39
00:26:47,903 --> 00:26:53,029
‫صبح زود؛ در راه خانه.

40
00:27:33,306 --> 00:27:36,393
‫«حواست به رانندگی‌ت باشه.»

41
00:27:38,613 --> 00:27:40,769
‫«مگه من راننده‌م؟»

42
00:28:11,145 --> 00:28:14,004
‫«از ماشینت خوشم می‌آد.»

43
00:28:16,025 --> 00:28:19,047
‫«پس پیشت باشه، مال خودت.»

44
00:29:25,900 --> 00:29:27,903
‫«رفیقم کجاست؟»

45
00:29:31,657 --> 00:29:35,152
‫«بذار بیاد تو، اون مهمون منه!»

46
00:29:52,438 --> 00:29:55,237
‫«بیا بریم چند شاخه گل بخریم.»

47
00:30:29,889 --> 00:30:32,140
‫«بفرمایید، ۱۰ دلار.»

48
00:30:33,883 --> 00:30:36,593
‫«پول خُرد ندارم، آقا.»

49
00:31:10,703 --> 00:31:11,801
‫«جِیمز!»

50
00:31:14,513 --> 00:31:18,475
‫«این‌ها رو ببر توی خونه؛ من زود برمی‌گردم.»

51
00:32:13,867 --> 00:32:17,334
‫«بابت لطفی که بهم داشتید، ممنونم آقا.»

52
00:32:36,510 --> 00:32:39,722
‫«می‌شه بازم تا خونه برسونمتون؟»

53
00:32:42,122 --> 00:32:44,578
‫«هیچ اشکالی نداره، آقا.»

54
00:33:52,416 --> 00:33:58,675
‫با پریدنِ مستی از سر مرد میلیونر،
‫انسانی متفاوت از خواب بیدار می‌شود.

55
00:34:38,382 --> 00:34:41,334
‫«هر کی بود، بگو من نیستم!»

56
00:34:55,430 --> 00:34:59,423
‫«هر کی هست، دست به سرش کن!»

57
00:37:03,080 --> 00:37:07,274
‫«...بعد هم منو با ماشینش اورد خونه.»

58
00:37:10,819 --> 00:37:13,177
‫«حتماً آدم پولداریه.»

59
00:37:17,001 --> 00:37:20,101
‫«آره، ولی فقط به پول خلاصه نمی‌شه.»

60
00:37:25,899 --> 00:37:29,347
‫بعد از ظهر همان روز.

61
00:37:52,095 --> 00:37:53,751
‫«رفیقِ خودم!»

62
00:37:58,337 --> 00:38:02,859
‫«بیا بریم خونۀ من،
‫به افتخارت مهمونیِ بی‌نظیری می‌گیرم.»

63
00:38:28,289 --> 00:38:30,353
‫مهمانی.

64
00:41:20,357 --> 00:41:24,014
‫(پیش‌تر در آمریکا برای ایستادن تاکسی سوت می‌زده‌اند)

65
00:41:47,896 --> 00:41:51,079
‫صبح روز بعد.

66
00:43:34,248 --> 00:43:39,248
‫[مقصد: اروپا]

67
00:43:44,313 --> 00:43:47,948
‫«ظهر سوار کشتی می‌شم، عجله کن!»

68
00:45:23,356 --> 00:45:27,925
‫«تب داره و باید به‌دقت ازش مراقبت بشه.»

69
00:45:48,252 --> 00:45:54,602
‫با عزمی راسخ برای کمک به آن دختر، کاری دست و پا کرد.

70
00:47:00,562 --> 00:47:16,887
<u>اخطارنامۀ نهایی</u>‪
‫مستأجر گرامی، شما مبلغ ۲۲ دلار بدهکارید.
‫در صورت عدم پرداخت تا فردا صبح، اموالتان ضبط خواهد شد.

71
00:47:39,601 --> 00:47:42,662
‫«امروز اون مَرده می‌آد، مامان‌بزرگ!»

72
00:47:53,744 --> 00:47:56,191
‫«مامان‌بزرگ، چی شده؟»

73
00:48:22,259 --> 00:48:29,046
‫«دلم می‌خواد اونو ببینی، مامان‌بزرگ؛
‫هر وقت که اون می‌آد، تو خونه نیستی.»

74
00:48:46,520 --> 00:48:48,538
‫ساعت ناهار.

75
00:49:49,060 --> 00:49:51,882
‫«صابون منو ندیدی؟»

76
00:50:26,191 --> 00:50:28,443
‫«سر وقت برگرد!»

77
00:50:38,892 --> 00:50:47,361
‫برایش سخت بود که خود را بدون حضور مرد میلیونر،
‫شخصی متموّل جا بزند، اما تمام تلاش خود را کرد.

78
00:51:35,133 --> 00:51:38,871
‫[پزشک اتریشی، علاجی برای نابینایی یافته است]

79
00:51:38,876 --> 00:51:42,800
‫[هزاران نفر از سراسر دنیا راهی اتریش شده‌اند]

80
00:51:42,805 --> 00:51:45,736
‫[جراحی رایگان برای فقرا]

81
00:51:50,325 --> 00:51:54,241
‫«چه عالی! اون وقت می‌تونم ببینمت.»

82
00:53:58,771 --> 00:54:01,692
‫«واسه من فرستاده شده؟ لطفاً بخونش.»

83
00:54:07,405 --> 00:54:14,675
<u>اخطارنامۀ نهایی</u>‪
‫مستأجر گرامی، شما مبلغ ۲۲ دلار بدهکارید.
‫در صورت عدم پرداخت تا فردا صبح، اموالتان ضبط خواهد شد.

84
00:54:40,864 --> 00:54:47,731
‫«اصلاً نگرانش نباش،
‫فردا صبح اول وقت، می‌رم پولش رو می‌دم.»

85
00:55:10,339 --> 00:55:11,915
‫تأخیر.

86
00:55:21,185 --> 00:55:24,506
‫«هر چقدر دیر اومدی دیگه بسه!»

87
00:55:31,234 --> 00:55:34,026
‫[محل ورود بوکسورها]

88
00:55:36,377 --> 00:55:37,933
‫«برو رد کارت!!!»

89
00:55:55,251 --> 00:56:00,403
‫«می‌خوای یه کم پولِ بی‌دردسر به جیب بزنی؟»

90
00:56:08,472 --> 00:56:12,163
همان ‫شب.

91
00:56:50,872 --> 00:56:58,446
‫«یادت باشه، پول رو نصف‌نصف می‌کنیم؛
‫در ضمن قول دادی زیاد جدی بازی نکنی.»

92
00:57:09,842 --> 00:57:14,006
‫«حواست باشه، شاید رئیس صدامون رو بشنوه.»

93
00:57:53,825 --> 00:58:00,437
‫گیرندۀ تلگرام: ادی مِیسون در سالن بوکس مرکز شهر
‫«از شهر خارج شو. پلیس دنبالته.»
‫- از طرف جیم

94
00:58:16,539 --> 00:58:19,618
‫«باید بزنم به چاک رئیس!»

95
00:58:35,707 --> 00:58:43,875
‫«حاضری واسه ۵۰ دلار بازی کنی؟
‫کل پول به برندۀ مسابقه می‌رسه.»

96
00:58:54,216 --> 00:58:56,369
‫«با اون می‌ری توی رینگ!»

97
01:00:04,081 --> 01:00:07,862
‫«این پای خرگوشه؛ برام خوش‌شانسی می‌آره.»

98
01:01:35,418 --> 01:01:40,643
‫«بیا زیاد سفت نگیریم و
‫پولش رو نصف‌نصف کنیم.»

99
01:01:44,661 --> 01:01:46,664
‫«کل پول به برنده می‌رسه.»

100
01:09:25,288 --> 01:09:33,964
‫همچنان امیدوار به یافتن پول برای دختر،
‫در خیابان‌های شهر پرسه می‌زد.

101
01:09:54,450 --> 01:09:56,457
‫بازگشته از اروپا.

102
01:11:35,420 --> 01:11:41,742
‫«نگران دختره نباش،
‫خودم مشکلش رو حل می‌کنم.»

103
01:11:53,567 --> 01:11:57,300
‫«هزار دلار کفایت می‌کنه؟»

104
01:13:54,212 --> 01:13:55,797
‫«پلیس! کمک!!»

105
01:14:37,451 --> 01:14:41,651
‫«از اربابم دزدی شده،
‫جیب‌های این مرد رو بگردین!»

106
01:15:20,206 --> 01:15:23,862
‫«این پول رو از کجا اوردی؟»

107
01:15:32,409 --> 01:15:36,207
‫«بهش بگو که پول‌ها رو خودت بهم دادی.»

108
01:15:46,386 --> 01:15:48,980
‫«این مرد کیه؟»

109
01:17:08,863 --> 01:17:11,513
‫«این واسه پولِ اجاره‌ست.»

110
01:17:16,889 --> 01:17:20,018
‫«اینم واسه خرج درمون چشم‌هاته.»

111
01:18:08,336 --> 01:18:10,886
‫«دیگه باید برم.»

112
01:18:16,770 --> 01:18:19,895
‫«چطور می‌تونم جواب این همه خوبی‌هات رو بدم؟»

113
01:18:40,533 --> 01:18:43,029
‫«جای خیلی دوری که نمی‌ری؟»

114
01:18:46,610 --> 01:18:47,855
‫«چند وقت نیستم.»

115
01:18:49,925 --> 01:18:52,635
‫«ولی برمی‌گردی که!»

116
01:19:53,786 --> 01:20:00,849
‫(گذر پیاپی روزها در زمستان)

117
01:20:03,928 --> 01:20:07,767
‫پاییز سال بعد.

118
01:21:24,302 --> 01:21:27,304
‫«می‌خواستم چند شاخه گل سفارش بدم.»

119
01:21:39,963 --> 01:21:43,250
‫«چی شده؟ مشکل چیه دخترم؟»

120
01:21:45,093 --> 01:21:49,667
‫«چیزی نیست، یه لحظه فکر کردم اون برگشته.»

121
01:23:47,290 --> 01:23:50,083
‫«دلشو بردم!»

122
01:25:14,544 --> 01:25:16,387
‫«تویی؟»

123
01:25:24,860 --> 01:25:27,150
‫«حالا دیگه می‌تونی ببینی؟»

124
01:25:33,865 --> 01:25:36,641
‫«آره، حالا می‌تونم ببینم.»

125
01:25:53,707 --> 01:25:59,942
‫پایان

126
01:26:00,280 --> 01:26:25,280
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
