WEBVTT

00:45.843 --> 00:48.848
‫«الان برام سخته که چیز
‫زیادی از بچگیم به یاد بیارم.

00:49.868 --> 00:52.876
‫فقط تیکه‌های کوچیکی ازش یادم میاد، و

00:52.902 --> 00:55.861
‫حتی به همون خاطرات هم به
‫سختی می‌شه اعتماد کرد.

00:56.862 --> 00:58.853
‫نقشه‌هاش رو خوب یادمه.

01:00.916 --> 01:04.870
‫راستش، بیشتر عمرم رو با
‫عصبانیت از دستش گذروندم.

01:04.924 --> 01:09.907
‫هر چی سنم بالاتر می‌ره، بیشتر
‫حس می‌کنم که اصلاً نمی‌شناختمش.

01:10.858 --> 01:15.862
‫می‌دونم تصویری که الان ازش دارم،
‫در مقایسه با واقعیت خیلی کم‌رنگه.

01:16.870 --> 01:18.870
‫ممنون بابت خاطراتت.

01:19.849 --> 01:20.883
‫الان فقط همینا رو دارم.»

01:20.907 --> 01:30.907
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:30.931 --> 01:35.931
‫مترجم: اشکان هیدی

02:49.917 --> 02:51.847
‫خیلی خب، پسرا،

02:51.865 --> 02:54.886
‫هر کدوم یه چیزی بردارین
‫و با من بیاین تو خونه.

02:54.899 --> 02:55.923
‫همین الان.

02:56.859 --> 02:58.884
‫- [به زبان مجاری] مراقبش باش، باشه؟
‫- باشه.

03:00.889 --> 03:02.920
‫جرمی، لطفاً تو بردن تشک کمکم کن.

03:47.866 --> 03:48.908
‫من خانم موشه هستم.

03:55.916 --> 03:57.841
‫چشماش رو می‌بنده...

03:59.895 --> 04:01.853
‫داره پات رو می‌خوره.

04:07.917 --> 04:11.898
‫آهان. ولی چرا، چی گفت؟

04:14.849 --> 04:15.911
‫حداقل همه،

04:15.923 --> 04:18.892
‫یا تقریباً همه اتاق خودشون رو دارن.

04:18.913 --> 04:23.922
‫چون نمی‌خواستم جرمی برای رفتن به
‫مدرسه سوار اون کشتی بزرگ بشه.

04:28.915 --> 04:31.869
‫تو هیچ‌وقت نمی‌خوای درباره‌ی مشکلات بشنوی.

04:31.888 --> 04:34.853
‫همیشه فقط می‌خوای چیزای
‫خوب و قشنگ رو بشنوی.

04:37.912 --> 04:41.850
‫آره، ولی این‌طوری نمی‌تونیم
‫درباره‌ی هیچی بحث کنیم!

04:41.896 --> 04:43.858
‫نمی‌دونم...

04:44.867 --> 04:48.842
‫نه. خودت می‌دونی که جواب نه هست.

04:51.862 --> 04:53.868
‫باید بیای اینجا.

04:53.895 --> 04:55.880
‫به ما سر بزنی.

05:00.855 --> 05:02.855
‫آماده‌ای بریم؟ من باید کار کنم.

05:02.865 --> 05:04.845
‫آره، آره، یه دقیقه دیگه.

05:04.874 --> 05:08.834
‫باشه، باید قطع کنم، باید بریم.

05:08.880 --> 05:10.904
‫- مامان، سوییچ ماشینت!
‫- اوه.

05:10.922 --> 05:13.876
‫یالا! برو کنار، یالا!

05:16.887 --> 05:17.886
‫بیا.

06:02.908 --> 06:05.841
‫«و در نهایت به یک جنگل
‫همیشه‌سبز تبدیل می‌شود.

06:05.858 --> 06:07.878
‫اولین گیاهانی که یک منطقه‌ی
‫آسیب‌دیده رو اشغال می‌کنند

06:07.891 --> 06:09.850
‫گونه‌های پیشگام نامیده می‌شوند.

06:09.860 --> 06:12.885
‫به فرآیند تبدیل شدن به جنگل، توالی می‌گویند.»

06:26.925 --> 06:28.927
‫حواصیل دو روش برای ماهیگیری داره.

06:29.837 --> 06:33.888
‫یا منتظر می‌مونه تا طعمه به سمتش
‫بیاد، یا با دقت زیاد در کمینش می‌شینه.

07:08.853 --> 07:09.912
‫در حالی که یکی از لونه محافظت می‌کنه،

07:09.922 --> 07:13.843
‫اون یکی ماهی می‌گیره، تا نیاز
‫روزافزون به غذا رو تامین کنه.

07:15.866 --> 07:16.890
‫با گذشت زمان،

07:16.900 --> 07:20.870
‫تبادلات آیینی بین بالغ‌ها
‫کمتر و کمتر می‌شه،

07:20.907 --> 07:23.907
‫و پیوند قوی بینشون شروع
‫به ضعیف شدن می‌کنه.

07:23.922 --> 07:26.844
‫تا زمانی که در نهایت کلونی رو ترک می‌کنن،

07:26.854 --> 07:28.912
‫این پیوندها کاملاً از بین می‌رن.

07:30.927 --> 07:33.933
‫مسیر پروازش گاهی توسط
‫یه پرنده مسدود می‌شه.

07:35.893 --> 07:37.845
‫جهت و شدت باد

07:37.855 --> 07:39.841
‫هم می‌تونه مانع از فرود اومدنش بشه.

07:39.902 --> 07:41.933
‫بنابراین دوباره اوج می‌گیره و
‫روش جدیدی رو امتحان می‌کنه.

07:44.862 --> 07:47.874
‫نه، لطفاً، دست نزن!

07:48.844 --> 07:50.900
‫حواصیل‌های جوان حالا به رشد کامل رسیدن

07:50.910 --> 07:52.887
‫و به حال خودشون رها می‌شن.

07:57.887 --> 07:59.916
‫اونا یا با غریزه‌شون غذا پیدا می‌کنن

07:59.926 --> 08:02.908
‫یا با دنبال کردن بالغ‌ها
‫به مناطق تغذیه می‌رن.

08:43.854 --> 08:44.922
‫- ممنون.
‫- مراقب باش.

08:46.845 --> 08:47.927
‫- یالا، بریم.
‫- آره.

08:50.866 --> 08:51.933
‫اول بریم خونه‌ی من.

08:52.896 --> 08:53.933
‫نمی‌تونم صبر کنم.

08:54.859 --> 08:57.838
‫شاید بتونی از مامانت بپرسی
‫که می‌تونیم بریم تو استخر یا نه.

09:02.904 --> 09:03.903
‫بزن بریم!

09:13.837 --> 09:15.878
‫- رقصت رو انجام دادی؟
‫- آره، رقصم رو انجام دادم.

09:15.888 --> 09:17.908
‫ندیدمت!

09:18.835 --> 09:18.920
‫می‌دونم.

09:19.884 --> 09:21.907
‫قبل از اینکه انجامش بدیم باید یه رقص بکنی.

09:21.922 --> 09:23.933
‫- حتماً یه رقص بکن.
‫- این رسممونه.

09:30.870 --> 09:31.890
‫همین‌جا منتظر بمون.

10:14.880 --> 10:15.931
‫بچه‌ها!

10:16.912 --> 10:18.869
‫- کمک!
‫- آروم باش.

10:19.883 --> 10:21.865
‫- کمک!
‫- اینو بگیر.

10:21.885 --> 10:22.910
‫آروم باش.

10:23.866 --> 10:24.890
‫بیا بالا، بیا بالا!

10:24.901 --> 10:25.908
‫فقط محکم بگیر!

10:27.859 --> 10:28.871
‫چرا این کار رو کردی، عزیزم؟

11:08.920 --> 11:11.924
‫می‌خواد منو ناراحت کنه.
‫می‌خواد تو رو ناراحت کنه.

11:12.887 --> 11:14.926
‫چرا داری با من انگلیسی حرف می‌زنی؟

11:15.859 --> 11:17.929
‫چون قرارمون همین بود.

11:19.883 --> 11:20.861
‫باشه.

11:20.877 --> 11:22.863
‫- می‌تونم مجارستانی حرف بزنم.
‫- نه.

11:22.875 --> 11:25.887
‫اون مشکل داره، ولی دیوونه نیست.

11:25.901 --> 11:28.861
‫- و...
‫- دیوونه یه معنی دیگه می‌ده.

11:28.899 --> 11:33.845
‫من فقط نمی‌خوام همچین
‫حرفی درباره‌ی پسرم بزنی.

11:33.857 --> 11:36.870
‫اون پسر منم هست، خودت اینو می‌دونی.

11:37.878 --> 11:41.887
‫منظورم اینه که، دیوونگیه
‫که این‌طوری ولش کنیم.

11:41.899 --> 11:43.923
‫این چیزیه که بهمون گفتن: واکنش نشون ندین،

11:43.933 --> 11:45.933
‫فقط بذارین از شوخی‌های خودش خسته بشه.

11:46.878 --> 11:47.924
‫خب، نمی‌دونم.

11:50.837 --> 11:52.908
‫لطفاً یه سر بهش بزن، لطفاً.

12:21.932 --> 12:23.932
‫هنوز اون بیرونه؟

12:24.927 --> 12:26.853
‫اوهوم.

12:34.846 --> 12:37.929
‫نظرت درباره‌ی جرمی چیه؟ رفتارش چطوره؟

12:38.891 --> 12:40.839
‫نمی‌دونم.

12:44.901 --> 12:46.928
‫به نظرت چرا این‌طوریه؟

12:47.838 --> 12:48.934
‫نمی‌دونم، مامان.

12:50.877 --> 12:51.903
‫چطور پیش رفت؟

12:51.923 --> 12:53.917
‫چرا موهات خیسه؟

12:55.837 --> 12:57.914
‫تو آب‌پاش بازی کردیم.

13:02.889 --> 13:03.928
‫می‌شه برش داری؟

13:05.881 --> 13:07.847
‫الو؟

13:10.863 --> 13:12.838
‫آره، دیدیمش.

13:13.908 --> 13:16.861
‫آره، فقط داره جلب توجه می‌کنه.

13:26.858 --> 13:28.878
‫نه. نه، ممنونم.

13:28.932 --> 13:29.934
‫آره.

13:35.905 --> 13:36.933
‫آره، آره.

13:37.843 --> 13:39.843
‫نه، باهات موافقم. آره.

13:43.853 --> 13:46.894
‫-کی بود؟
‫-جیسون. همسایه روبه‌رویی.

13:47.879 --> 13:50.927
‫می‌خواست خبر بده که پسرمون
‫رو پله‌های جلوی خونه مرده.

13:51.870 --> 13:52.928
‫خدای من.

13:53.872 --> 13:55.916
‫بهش گفتم در جریانیم، و نگران نباشه.

13:55.933 --> 13:57.922
‫زود زنده می‌شه.

14:22.928 --> 14:26.856
‫من ۶:۴۷ بیدار شدم.

14:27.850 --> 14:30.886
‫منم همین‌طور. شاید حدود ۷:۰۰.

14:30.900 --> 14:33.858
‫می‌دونستی تو اقیانوس...

14:33.868 --> 14:36.842
‫می‌دونی چطوری؟ یه حقیقت
‫جالب درباره دلفین‌ها می‌دونی؟

14:36.860 --> 14:37.899
‫چه حقیقت جالبی؟

14:37.918 --> 14:40.917
‫بعضی وقتا دلفین‌ها یه
‫بادکنک‌ماهی پیدا می‌کنن،

14:40.927 --> 14:42.918
‫و دسته‌جمعی می‌ریزن سرش، و...

14:43.870 --> 14:47.926
‫گازش می‌گیرن و مثل توپ فوتبال پرتش می‌کنن
‫این‌ور و اون‌ور فقط برای اینکه نشئه بشن.

14:48.836 --> 14:49.843
‫واقعیه.

15:01.895 --> 15:02.896
‫بس کن!

15:02.924 --> 15:05.838
‫نمی‌خوام غذا خوردنت رو تماشا کنم.

15:05.870 --> 15:08.838
‫غذاتون رو تموم کنین،
‫پنج دقیقه دیگه می‌ریم.

15:14.866 --> 15:18.911
‫پسرا، می‌دونین مایوهاتون کجاست؟

15:19.836 --> 15:20.854
‫من ندارم.

15:20.924 --> 15:24.933
‫باشه، پس باید این شورت‌ها رو بپوشی،

15:25.861 --> 15:26.887
‫این‌طوری هیچ‌کس متوجه نمی‌شه.

15:26.897 --> 15:27.907
‫آره.

15:44.899 --> 15:48.842
‫گوش کن، باید این «کار»...
‫بی‌وقفه‌ت رو تموم کنی.

15:50.914 --> 15:54.874
‫من نمی‌تونم کل تابستون هر
‫روز بچه‌ها رو سرگرم کنم.

15:56.894 --> 15:57.894
‫اوه، خدایا...

15:58.864 --> 15:59.912
‫دارم دیوونه می‌شم.

16:01.848 --> 16:02.848
‫بیشتر از این؟

16:12.912 --> 16:15.907
‫ساشا، بیا. بریم.

16:17.916 --> 16:18.882
‫خداحافظ.

16:39.920 --> 16:42.870
‫جرمی، بیا.

16:44.922 --> 16:46.872
‫جرمی.

16:50.846 --> 16:51.898
‫جرمی!

16:55.842 --> 16:56.912
‫جرمی، بیا!

16:59.847 --> 17:00.929
‫همین الان با من بیا!

17:22.862 --> 17:23.924
‫کمربندها بسته.

18:33.925 --> 18:37.853
‫نمی‌تونی، خیلی سنگینه حدود ۵۰ پونده.

18:40.909 --> 18:42.907
‫-زیاد نیست.
‫-بذار ببینم.

18:42.917 --> 18:45.891
‫-حدود چهارتاست.
‫-یه دونه نسبتاً بزرگ همین‌جاست.

18:46.834 --> 18:49.910
‫-اوه، یه دستش کنده شده.
‫-اوه، بذارش سر جاش!

20:50.840 --> 20:52.854
‫پولی که بهت دادم رو برداشت؟

20:57.867 --> 20:58.868
‫نه.

20:59.866 --> 21:01.893
‫یالا، بریم تو ماشین.

21:26.919 --> 21:28.855
‫جرمی کجاست؟

21:58.854 --> 22:01.863
‫۷۰۴، ۷۰۵، ۷۰۶،

22:01.875 --> 22:05.842
‫۷۰۷، ۷۰۸، ۷۰۹،

22:06.895 --> 22:08.899
‫۷۱۰، ۷۱۱،

22:08.910 --> 22:13.934
‫۷۱۲، ۷۱۳، ۷۱۴، ۷۱۵.

22:28.888 --> 22:29.888
‫بیا!

22:29.912 --> 22:30.930
‫همین الان بیا!

22:55.884 --> 22:56.884
‫بس کن!

22:57.851 --> 22:58.928
‫می‌خوای تصادف کنم؟!

24:00.869 --> 24:01.919
‫بذار من امتحان کنم.

24:04.913 --> 24:05.917
‫اَه، لعنتی.

24:31.862 --> 24:33.872
‫بابا، مامان کجاست؟

24:35.858 --> 24:36.921
‫یه قراری داره.

24:37.839 --> 24:39.844
‫چه قراری؟

24:48.924 --> 24:52.838
‫بابا، چه قراری؟

24:54.858 --> 24:56.896
‫بیا، یه چیزی برام بکش.

25:01.927 --> 25:02.929
‫تادام!

25:04.899 --> 25:05.899
‫بشین.

25:12.874 --> 25:14.886
‫این چی‌کار می‌کنه؟

25:17.895 --> 25:18.913
‫امتحان کن.

25:21.837 --> 25:22.894
‫قشنگه.

25:25.883 --> 25:26.913
‫باید...

25:28.844 --> 25:29.886
‫اون یکی.

25:30.873 --> 25:33.858
‫-قراره خانم موشه بشه.
‫-آره!

25:34.842 --> 25:35.860
‫می‌دونم.

25:36.858 --> 25:38.853
‫-اوه، این بزرگه.
‫-این یه گوششه.

25:41.903 --> 25:42.903
‫می‌تونم ببرمش عقب.

25:43.848 --> 25:46.934
‫اوه، صبر کن، من سطل رو می‌کشم.

25:47.926 --> 25:50.926
‫-یه ذره بکشش این‌ور.
‫-اوه نه!

25:57.850 --> 25:59.928
‫آره، و بعد این. باید،
‫مثلاً، آروم انجامش بدی.

26:00.838 --> 26:01.901
‫و می‌تونی اینو بگیری؟

26:07.930 --> 26:10.860
‫-یه قایق.
‫-آره.

26:14.864 --> 26:15.869
‫بفرما.

26:19.870 --> 26:21.849
‫آره، پسر.

26:22.919 --> 26:25.843
‫هی. مال من آب داره.

26:25.879 --> 26:28.835
‫هی، قایق آبیه هنوز زنده‌ست.

26:28.908 --> 26:30.862
‫مال منم همین‌طور.

26:30.872 --> 26:33.838
‫-ولی یه کم داغون به نظر می‌رسه.
‫-آره.

26:35.931 --> 26:38.837
‫-اینو ببین.
‫-یکی می‌خوای؟

26:38.876 --> 26:39.884
‫نه.

27:38.862 --> 27:41.896
‫فقط سعی کن شکل‌های قشنگی پیدا کنی،

27:41.933 --> 27:45.891
‫و روی چیدمانشون تمرکز کن، باشه؟

27:51.883 --> 27:53.897
‫تا اینجا خوبه، خوبه.

27:54.840 --> 27:56.871
‫درس اول، هیچ‌وقت این کار رو نکن.

27:57.841 --> 27:58.878
‫هنری.

28:01.904 --> 28:03.906
‫وقتشه، الان.

28:13.916 --> 28:15.888
‫اون کیه؟

28:17.837 --> 28:18.843
‫من.

28:18.862 --> 28:21.868
‫زمان داره به عقب برمی‌گرده. یه تونل زمانه.

28:22.916 --> 28:23.911
‫آره.

28:23.931 --> 28:26.917
‫-معرکه‌ست.
‫-خیلی باحاله.

28:35.913 --> 28:37.838
‫هی!

28:41.878 --> 28:44.874
‫تو این مرحله فوراً متوجه می‌شی...

28:44.932 --> 28:47.932
‫جرمی، می‌تونی بذاریش تو محلول ثبوت، لطفاً؟

28:51.846 --> 28:53.858
‫-چطور پیش رفت؟
‫-هم؟

28:53.869 --> 28:54.931
‫چطور پیش رفت؟

28:55.858 --> 28:56.933
‫منظورت چیه؟

28:57.874 --> 28:59.896
‫افتضاح بودم. ولی این چه وضعیه؟

29:00.866 --> 29:02.838
‫داری چیکار می‌کنی؟

29:03.837 --> 29:04.906
‫کار نمی‌کنی.

29:05.841 --> 29:08.858
‫کجا، کجاست... بچه‌ها کجان؟

29:08.868 --> 29:10.846
‫تو تاریک‌خونه یه چیزی بهت نشون می‌دم.

29:10.860 --> 29:12.835
‫نمی‌دونم. من...

29:12.859 --> 29:15.907
‫پس حالا تو می‌شی قهرمان،

29:15.917 --> 29:18.876
‫و من می‌رم پیش روانشناس کودک؟

29:19.844 --> 29:21.891
‫نمی‌دونم پس این...

29:22.924 --> 29:28.866
‫انگار واقعاً نمی‌بینی که
‫ما یه جورایی تو بحرانیم.

29:28.881 --> 29:30.843
‫پس...

29:31.870 --> 29:33.882
‫بد، فکر کنم.

29:34.933 --> 29:37.891
‫این دفعه توصیه‌ای داشتن؟

29:45.884 --> 29:49.890
‫می‌تونی به کل این گوش بدی.

29:52.864 --> 29:53.900
‫گذاشت ضبطش کنی؟

29:55.878 --> 29:56.909
‫سخته.

29:56.919 --> 29:58.861
‫حق با شماست، بله.

29:58.871 --> 30:01.871
‫کاملاً مشخص نیست چی باعث رفتار مخربش می‌شه.

30:01.881 --> 30:04.842
‫حتی بعد از چند بار ملاقات باهاش.

30:04.868 --> 30:08.846
‫می‌تونی بگی چی بهت می‌گفت یا نه؟

30:08.865 --> 30:09.880
‫نه، نمی‌تونم اون رو بهت بگم.

30:09.890 --> 30:12.870
‫ولی می‌تونم نظر حرفه‌‌ایم رو بهت بگم.

30:12.908 --> 30:14.869
‫منظورتون تشخیصه؟

30:14.888 --> 30:16.841
‫می‌دونم دنبال همین هستین،

30:16.851 --> 30:19.908
‫ولی تشخیص همیشه اون‌قدر که
‫فکر می‌کنین کمک‌کننده نیست.

30:19.918 --> 30:21.902
‫تشخیصی ندارین؟

30:21.932 --> 30:25.857
‫با اینکه نقاط ضعفی تو توانایی‌های
‫یادگیریش شناسایی شده.

30:25.867 --> 30:27.886
‫به تنهایی کافی به نظر نمی‌رسن

30:27.896 --> 30:30.838
‫که سطح مشکلات اجتماعی،

30:30.848 --> 30:31.879
‫مشکلات ارتباطی،

30:31.913 --> 30:34.913
‫و مشکلات سازگاری تو زندگی که
‫بهم گزارش دادین رو توجیه کنن.

30:35.883 --> 30:37.896
‫تا جایی که به تشخیص مربوط می‌شه،

30:37.906 --> 30:41.873
‫فقط می‌تونم با اطمینان بگم
‫که جرمی علائمی داره

30:41.888 --> 30:44.874
‫از چیزی که بهش می‌گیم
‫اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه.

30:44.910 --> 30:46.837
‫این چیه؟

30:46.856 --> 30:47.890
‫همون چیزیه که از اسمش پیداست.

30:47.901 --> 30:48.899
‫یعنی--

30:49.900 --> 30:51.887
‫خیلی عوضیه!

30:52.838 --> 30:54.861
‫اصلاً من رو درک نکرد.

30:54.871 --> 30:56.926
‫برش گردون، می‌خوام آخرش رو بشنوم.

30:57.901 --> 30:59.874
‫که یه جایی تو این مسیر،

30:59.884 --> 31:01.911
‫تصمیم گرفته که رئیس اونه.

31:01.921 --> 31:03.878
‫و شما فقط باید بهش نشون بدین،

31:03.888 --> 31:05.858
‫و منظورم اینه که واقعاً بهش نشون بدین

31:05.868 --> 31:08.895
‫که این‌طور نیست. رئیس شمایین.

31:11.904 --> 31:13.927
‫باشه، حالا می‌فهمم منظورت چیه.

31:14.891 --> 31:16.892
‫-این کمکی نکرد.
‫-نه.

31:16.902 --> 31:18.859
‫-چه عوضی‌ای!
‫-آره.

31:18.869 --> 31:20.846
‫همینه که هست.

31:20.856 --> 31:21.897
‫ساشا!

31:21.929 --> 31:23.910
‫دیگه برای این کارا بزرگی.

31:23.923 --> 31:25.891
‫و خیلی گنده.

31:25.929 --> 31:28.851
‫آه، ولی خوابم نمی‌بره.

31:28.887 --> 31:29.908
‫امان از تو.

31:38.858 --> 31:42.923
‫ما الان داریم ام... یه
‫شب دخترونه می‌گیریم.

31:43.888 --> 31:45.889
‫-چی، من اخراجم؟
‫-اوهوم.

31:45.899 --> 31:49.883
‫ساشا، خانم موشه و من. ما اینجا می‌خوابیم.

31:49.900 --> 31:51.875
‫تو می‌تونی تو تخت اون بخوابی.

31:52.929 --> 31:55.915
‫-خداحافظ.
‫-شب بخیر.

31:56.888 --> 31:58.853
‫شب بخیر.

32:11.874 --> 32:12.886
‫خوابیده؟

32:14.845 --> 32:16.886
‫آره، فکر کنم.

32:20.900 --> 32:22.852
‫می‌برمش بیرون.

32:36.891 --> 32:37.895
‫بیا.

32:42.931 --> 32:44.909
‫خانم موشه.

32:55.927 --> 32:57.926
‫اوه، نه! می‌تونم از توش رد شم؟

33:07.892 --> 33:09.924
‫بچه‌ها، ببینین چقدر تند می‌ره!

33:15.895 --> 33:18.856
‫می‌خواد برش داره، و این دفعه بترکوندش.

33:23.863 --> 33:25.874
‫بندازش! باشه، باشه!

33:27.834 --> 33:28.866
‫برش دار!

33:30.916 --> 33:32.879
‫۳، ۲، ۱!

34:18.879 --> 34:19.931
‫می‌تونی این رو برام نگه‌ داری؟

34:47.851 --> 34:48.897
‫خانم، این پسر شماست؟

34:48.924 --> 34:50.882
‫این آدرس رو به ما داد.

34:51.841 --> 34:52.841
‫بله.

34:53.920 --> 34:57.845
‫پسرتون موقع دزدی از مغازه
‫دستگیر شد. تو پارکینگ گرفتیمش.

35:00.834 --> 35:03.916
‫می‌شه اینا رو باز کنین؟

35:03.933 --> 35:05.933
‫باید تو دادگاه حاضر بشه.

35:36.864 --> 35:38.846
‫پسر، با من حرف بزن!

35:38.868 --> 35:39.906
‫چی...

35:40.868 --> 35:41.913
‫داره چه اتفاقی می‌افته؟!

35:44.887 --> 35:46.853
‫عقلت رو از دست دادی؟!

35:47.835 --> 35:48.888
‫آروم باش، بس کن!

35:48.898 --> 35:50.929
‫با من حرف بزن. هی! با من حرف بزن!

35:51.839 --> 35:52.898
‫ازم دور شو!

35:53.929 --> 35:56.882
‫-هی، بس کن!
‫-ازم دور شو!

35:57.851 --> 36:01.867
‫آروم باش!

36:02.840 --> 36:03.840
‫آروم!

36:03.866 --> 36:05.895
‫هی، هی!

36:06.859 --> 36:09.838
‫هیس، هیس، هیس...

37:07.874 --> 37:08.911
‫می‌تونم امتحان کنم؟

37:09.846 --> 37:10.846
‫آره.

37:44.931 --> 37:46.877
‫آره.

37:49.913 --> 37:51.848
‫و...

37:53.845 --> 37:55.918
‫می‌ذاریمش اینجا.

37:57.887 --> 37:59.844
‫-اینطوری؟
‫-آره.

37:59.855 --> 38:00.863
‫اینطوری.

38:01.866 --> 38:02.925
‫بله.

38:06.858 --> 38:08.897
‫اِما می‌تونه برای شام بیاد اینجا؟

38:12.918 --> 38:14.898
‫نمی‌دونم، من...

38:15.892 --> 38:18.852
‫فکر نکنم ایده‌ی خوبی باشه.

38:19.849 --> 38:24.872
‫ من واقعاً خیلی خوشحالم که
‫داری دوست پیدا می‌کنی، و...

38:24.891 --> 38:28.917
‫می‌تونی هر وقت خواستی بری خونه‌شون.

38:30.906 --> 38:32.879
‫اما...

38:34.862 --> 38:37.862
‫نمی‌خوام احساس خجالت کنی...

38:39.852 --> 38:42.852
‫به خاطر اتفاقاتی که
‫اینجا می‌افته، می‌دونی؟

38:42.874 --> 38:44.903
‫من خجالت نمی‌کشم.

38:46.854 --> 38:48.934
‫اما نمی‌دونی مردم چی می‌گن.

38:51.844 --> 38:52.845
‫پس، این...

38:52.870 --> 38:57.870
‫می‌دونی، برای تو طبیعی به نظر
‫می‌رسه، اما نباید این‌طور باشه.

38:57.920 --> 38:59.867
‫منظورت چیه؟

38:59.895 --> 39:04.853
‫اگه پلیس جرمی رو بیاره خونه،
‫مردم در موردش حرف می‌زنن.

39:04.863 --> 39:05.904
‫می‌دونی؟

39:15.891 --> 39:18.899
‫آره، فکر کنم این،

39:18.917 --> 39:21.886
‫اینطوری بهتره، حرفم رو باور کن.

39:22.876 --> 39:25.838
‫که اینا رو از هم جدا نگه داریم، می‌دونی؟

40:12.850 --> 40:13.910
‫گوش کن، دیگه بیا پایین!

40:14.891 --> 40:17.865
‫گوش کن، صدام رو می‌شنوی؟ دیگه بیا پایین!

40:17.884 --> 40:19.864
‫-محض رضای خدا بیا پایین!
‫-چی شده؟

40:19.883 --> 40:21.899
‫-چی شده؟ اون بالاست!
‫-کی؟

40:21.916 --> 40:23.845
‫جرمی!

40:37.870 --> 40:39.921
‫هی! هی-هی-هی-هی!

40:42.839 --> 40:43.926
‫شیطون رفته تو جلدت؟

40:44.868 --> 40:45.900
‫عقلت رو از دست دادی؟

40:51.836 --> 40:53.846
‫- داره می‌میره.
‫- عقلش رو از دست داده.

40:53.862 --> 40:55.880
‫هی، همین الان تمومش کن، باشه؟

40:55.916 --> 40:56.921
‫بیا پایین!

41:01.866 --> 41:03.877
‫جرمی، صدام رو می‌شنوی؟

41:04.849 --> 41:07.836
‫خواهش می‌کنم، بیا پایین، خواهش می‌کنم.

41:07.855 --> 41:08.858
‫جرمی!

41:10.906 --> 41:12.866
‫جرمی...

41:12.927 --> 41:14.895
‫نگاهم کن.

41:16.834 --> 41:17.920
‫نگاهم کن، خواهش می‌کنم.

41:26.840 --> 41:27.866
‫جرمی.

41:29.920 --> 41:31.892
‫بیا پایین، خواهش می‌کنم.

41:40.879 --> 41:41.899
‫جرمی...

42:50.841 --> 42:53.850
‫حوله رو بده به من. ممنون.

43:36.900 --> 43:38.834
‫جرمی...

43:40.837 --> 43:41.919
‫چیکار کردی؟

44:24.872 --> 44:27.909
‫اوه، اوناهاش. خیلی داغونه.

44:27.933 --> 44:29.841
‫می‌دونم.

44:30.910 --> 44:31.920
‫چقدر امله!

44:40.914 --> 44:42.857
‫گمشو!

44:44.875 --> 44:46.895
‫کلمات صدمه می‌زنن. تو بخشی از اون نباش.

44:47.878 --> 44:49.878
‫اسب آبی خانگی آمریکای شمالی

44:49.888 --> 44:53.852
‫در سراسر کانادا و شرق
‫ایالات متحده یافت می‌شه.

44:53.874 --> 44:57.887
‫اسب‌های آبی خانگی موجودات بسیار
‫خجالتی‌ای هستن که به ندرت دیده می‌شن،

44:57.904 --> 45:00.888
‫اما در صورت تحریک شدن
‫از قلمروشون دفاع می‌کنن.

45:00.900 --> 45:03.907
‫اون‌ها شبا برای جستجوی غذا، آب،

45:03.921 --> 45:05.915
‫و وسایل دفاعی برای لونه‌هاشون بیرون میان.

45:05.926 --> 45:09.878
‫غذاهای مورد علاقه‌ی اسب
‫آبی خانگی چیپس، کشمش،

45:09.888 --> 45:12.865
‫و خرده‌های کره‌ی بادام‌زمینی
‫و نون تست هستن.

45:12.884 --> 45:14.923
‫اون‌ها لونه‌هاشون رو تو
‫کمدهای اتاق خواب می‌سازن،

45:14.933 --> 45:18.915
‫با استفاده از دستکش‌های گم‌شده،
‫پرز خشک‌کن و تیکه‌های نخ.

45:18.933 --> 45:21.882
‫لونه‌ها باید خیلی نرم و گرم باشن.

45:21.900 --> 45:24.916
‫اسب‌های آبی خانگی حدود
‫۱۶ ساعت در روز می‌خوابن.

45:25.916 --> 45:27.907
‫اون خیلی واقعی به نظر می‌رسید.

45:27.925 --> 45:30.840
‫اما می‌دونستی که نمی‌تونه
‫حقیقت داشته باشه، مگه نه؟

45:30.854 --> 45:32.920
‫برای همینه که خوبه به چیزایی
‫که تو تلویزیون می‌بینی فکر کنی.

45:33.839 --> 45:35.933
‫و سوال بپرسی، تقریباً
‫مثل کاری که الان کردی.

45:36.850 --> 45:39.836
‫پیامی از طرف انجمن
‫تبلیغ‌کنندگان نگران کودکان.

45:43.400 --> 45:44.400
‫-سلام.
‫-سلام.

45:44.838 --> 45:46.838
‫من از خدمات اجتماعی اومدم.

45:46.848 --> 45:48.903
‫-ما یه بازدید از خونه برنامه‌ریزی کرده بودیم.
‫-بله.

45:48.913 --> 45:49.913
‫ممنون.

45:50.900 --> 45:52.843
‫از این طرف، لطفاً.

45:53.883 --> 45:57.891
‫می‌خواستم یه سر بزنم و
‫ببینم اوضاع جرمی چطوره.

45:58.930 --> 46:01.844
‫اوه آره، ما خیلی اسباب‌کشی کردیم.

46:01.854 --> 46:06.837
‫و من همیشه نگرانم که همسایه‌ها
‫در مورد ما چی فکر می‌کنن.

46:06.847 --> 46:08.848
‫اینکه شاید ما پدر و مادر بدی هستیم.

46:08.867 --> 46:09.920
‫مسئله اینه که...

46:10.883 --> 46:13.878
‫حالا تو این چند روز گذشته...

46:14.892 --> 46:16.884
‫یه سری...

46:16.933 --> 46:21.933
‫یه لحظاتی بود، که واسش آسون پیش نرفت.

46:22.852 --> 46:23.881
‫دوباره.

47:09.891 --> 47:10.926
‫اون...

47:11.845 --> 47:12.924
‫پیشنهاد داد...

47:21.837 --> 47:22.860
‫که...

47:28.878 --> 47:32.854
‫که... اون رو ببرن.

47:34.932 --> 47:35.932
‫و...

47:38.895 --> 47:40.859
‫و من...

47:41.874 --> 47:42.934
‫من گفتم باشه.

47:49.869 --> 47:52.853
‫من فقط، گفتم باشه.

48:20.835 --> 48:22.903
‫مثل یه پینگ‌پنگ بزرگه.

48:22.923 --> 48:25.886
‫دکتر می‌گه با روانشناس صحبت کنیم.

48:25.896 --> 48:27.889
‫روانشناس می‌گه

48:27.908 --> 48:30.893
‫وقتی اینطوری رفتار می‌کنه
‫باید به پلیس زنگ بزنید.

48:30.903 --> 48:33.882
‫اما پلیس هیچ کاری نمی‌کنه.

48:33.900 --> 48:35.874
‫اوهوم، می‌دونم.

48:37.883 --> 48:41.845
‫فقط نمی‌تونم با این قضیه کنار بیام.

48:42.883 --> 48:45.858
‫فکر نمی‌کنم کسی هم ازتون
‫چنین انتظاری داشته باشه.

48:45.883 --> 48:49.932
‫موقعیت خیلی پیچیده‌ایه،
‫و فکر می‌کنم، می‌دونید.

48:50.850 --> 48:51.878
‫خودتون می‌دونید.

48:52.921 --> 48:56.905
‫من فقط نگرانم که اگه یه
‫نفر دیگه اون رو داشت...

48:58.880 --> 49:01.861
‫شاید، می‌دونید، شاید مشکل از من بوده.

49:01.871 --> 49:03.853
‫تقصیر منه.

49:04.916 --> 49:08.905
‫که شاید با یکی دیگه،
‫می‌تونست یه سوپراستار بشه.

50:24.853 --> 50:27.853
‫حال همگی چطوره؟ روزگارتون چطور می‌گذره؟

50:31.850 --> 50:33.848
‫از دیدنتون خوش‌وقتم.

50:34.901 --> 50:36.911
‫از دیدنتون خوش‌وقتم.

50:55.879 --> 50:57.904
‫ممنون که برای دیدنم وقت گذاشتین.

51:04.874 --> 51:05.874
‫سلام.

51:05.902 --> 51:07.898
‫سلام، از دیدنتون خوش‌وقتم.

51:07.920 --> 51:10.928
‫سلام.

51:37.847 --> 51:39.836
‫-سلام.
‫-سلام.

51:39.846 --> 51:40.874
‫حال همگی چطوره؟

51:40.884 --> 51:42.849
‫-خوبیم.
‫-شما چطوری؟

51:42.859 --> 51:44.905
‫همون‌طور که می‌بینین، جلو دوربین هستین.

51:44.925 --> 51:49.849
‫و من یه فیلم‌سازم که اینجام تا
‫یه پرونده رو بهتون ارائه بدم.

51:49.899 --> 51:52.863
‫یه فرزند ارشد هست که داره

51:52.882 --> 51:54.882
‫مشکلاتی رو تو خانواده نشون می‌ده.

51:54.892 --> 51:56.901
‫یه‌سری رفتارهای پرخطر.

51:56.916 --> 52:01.869
‫و در طول سال‌های متمادی مورد
‫ارزیابی، درمان و بررسی قرار گرفته.

52:01.879 --> 52:02.932
‫خانواده تا حدودی به‌حق

52:03.850 --> 52:06.932
‫از توانایی‌شون برای مراقبت از
‫اون احساس ناامیدی می‌کردن.

52:07.842 --> 52:12.878
‫برای همین خیلی دلم می‌خواد بدونم شما این
‫پرونده رو چطور می‌بینین و ارزیابی می‌کنین.

52:12.888 --> 52:15.888
‫و ببینم الان اون گزینه‌ها چقدر متفاوتن،

52:15.898 --> 52:17.884
‫الان چطور ممکنه با این
‫پرونده برخورد متفاوتی بشه.

52:22.878 --> 52:24.911
‫بچه چند سالش بود

52:24.921 --> 52:28.847
‫وقتی اولین بار شروع کرد به
‫تجربه کردن بعضی از این چیزها؟

52:28.873 --> 52:32.873
‫می‌تونم بگم مشاهداتی از...

52:32.892 --> 52:36.847
‫یه‌سری نگرانی‌های رفتاری تو
‫سن ۳ یا ۴ سالگی وجود داشت،

52:36.857 --> 52:39.876
‫اما ۱۴ سالگی دقیقاً همون زمانی بود که

52:39.886 --> 52:40.922
‫-اوضاع شروع کرد به وخیم شدن.
‫-درسته.

52:40.932 --> 52:44.910
‫من اینجا یه‌سری اطلاعات دارم درباره‌ی...

52:44.924 --> 52:47.853
‫اونا یه دیدگاهی درباره‌ی اهدافش می‌دن.

52:47.867 --> 52:48.875
‫حتماً.

52:49.904 --> 52:51.885
‫همین‌جا براتون می‌خونمش.

52:51.909 --> 52:54.864
‫اون بهترین دوران زندگیش
‫رو این‌طور توصیف می‌کنه

52:54.874 --> 52:56.836
‫«چیزی به ذهنم نمی‌رسه.»

52:56.883 --> 52:58.915
‫می‌گه بهترین اتفاقی که
‫می‌تونه براش بیفته اینه که

52:58.928 --> 53:00.930
‫«پولدار و معروف بشم.»

53:01.852 --> 53:02.933
‫احساس می‌کنه بدترین
‫دوران زندگیش زمانی بود که

53:03.843 --> 53:05.900
‫«وقتی دو بار پشت‌سرهم
‫موقع دزدی گیر افتادم.»

53:06.843 --> 53:08.892
‫احساس می‌کنه بدترین اتفاقی
‫که می‌تونه براش بیفته اینه که

53:08.902 --> 53:12.869
‫«مثل یه معتاد بشم، زندگی‌ای
‫داشته باشم که دوست ندارم.»

53:12.887 --> 53:13.930
‫اون سه تا آرزوش رو این‌طور توصیف می‌کنه

53:14.840 --> 53:17.916
‫«داشتن چیزی برای سفر در زمان تو جهان هستی،

53:18.869 --> 53:21.891
‫داشتن پول زیاد، و اینکه اون‌قدر
‫بزرگ بشم که بتونم رانندگی کنم.»

53:23.904 --> 53:27.870
‫نشانه‌هایی از اختلال شخصیت
‫وجود داره، و بعدش یه‌جور...

53:27.887 --> 53:30.908
‫عقب‌نشینی از اون. پس...

53:31.908 --> 53:35.849
‫من تو خود مدارک سردرگمی زیادی می‌بینم

53:35.867 --> 53:39.894
‫درباره‌ی نحوه‌ی ارزیابی
‫سلامتیش، درک اون از خودش،

53:39.904 --> 53:43.844
‫درک اون از خودش، وقتی با
‫متخصص‌های مختلف صحبت می‌کنه.

53:43.882 --> 53:47.933
‫اما این چیزیه که ما از احساساتش داریم.

53:48.902 --> 53:52.865
‫کنجکاوم بدونم این چطور
‫دیدگاه کسی رو تغییر می‌ده.

53:52.883 --> 53:56.858
‫گزارش خیلی درباره‌ی نیاز به
‫حمایت قابل‌توجه صحبت می‌کنه.

53:57.850 --> 53:59.878
‫و می‌دونم که این مال ۲۰ سال پیشه.

53:59.888 --> 54:02.909
‫برام سؤاله که چه نوع حمایتی
‫برای این جوون در دسترس بوده.

54:02.919 --> 54:04.918
‫الان، فکر می‌کنم ما به عنوان
‫مددکار اجتماعی، می‌بینیم که،

54:04.928 --> 54:08.853
‫با گذشت ۲۰ سال، هنوز
‫حمایت زیادی وجود نداره

54:08.863 --> 54:13.894
‫تا به این افراد کمک کنه
‫از بحران به ثبات برسن.

54:13.913 --> 54:17.907
‫و، قدم گذاشتن تو مسیری که قراره

54:17.924 --> 54:20.870
‫مفید و هدف‌مند باشه.

54:20.887 --> 54:23.931
‫برای همین نمی‌تونم تصور کنم
‫۲۰ سال پیش اوضاع چطور بوده.

54:24.879 --> 54:28.856
‫اون بخشی که درباره‌ی
‫داشتن کمی استراحت خوندم،

54:28.866 --> 54:32.867
‫به نظرم مهم میاد، به شرطی
‫که جنبه‌ی تنبیهی نداشته باشه.

54:32.878 --> 54:34.849
‫فکر می‌کنم این خیلی مهمه.

54:34.867 --> 54:36.907
‫اگه این مرد جوون، می‌گین فرزند ارشده،

54:36.917 --> 54:39.896
‫فقط برای اینکه درباره‌ی تاریخچه‌ی
‫خانواده مطمئن بشم. اون فرزند ارشده.

54:39.906 --> 54:43.864
‫و اون حاصل رابطه‌ی مادر با یه مرد دیگه‌ست،

54:43.874 --> 54:44.904
‫و سه تا بچه‌ی کوچیک‌تر،

54:44.914 --> 54:47.911
‫حاصل رابطه‌ی مادر با یه
‫پدر بیولوژیکی متفاوتن؟

54:47.925 --> 54:48.891
‫آره.

54:49.874 --> 54:51.890
‫پس به عنوان فرزند ارشد...

54:51.908 --> 54:55.894
‫و با توجه به چیزایی که اینجا
‫می‌شنوم، کل این خانواده تو بحرانن.

54:55.904 --> 54:59.864
‫مطمئنم احساس می‌کنن که دیگه
‫کارد به استخونشون رسیده.

54:59.927 --> 55:02.838
‫و احتمالاً درگیر دو تا چیزن،

55:02.848 --> 55:07.835
‫می‌خوان به پسرشون کمک کنن، و
‫از بچه‌های دیگه‌شون محافظت کنن.

55:07.870 --> 55:10.845
‫درسته. پس پیشنهاد اینه که یه‌جورایی،

55:11.839 --> 55:14.859
‫از خانواده بخوایم که بیشتر یه...

55:14.869 --> 55:17.836
‫ساختاری رو برای مشارکت و تأمین اجرا کنن.

55:17.852 --> 55:18.915
‫با حمایت، می‌دونین،

55:18.925 --> 55:22.890
‫چون لزوماً احساس خوبی بهش ندارن.

55:22.909 --> 55:25.859
‫پس چطور اینو تغییر بدیم؟

55:25.869 --> 55:28.902
‫و استفاده از چیزایی که بهشون علاقه داره.

55:28.931 --> 55:29.904
‫آره.

55:30.837 --> 55:34.850
‫و گاهی اوقات، جابه‌جایی‌های
‫داوطلبانه می‌تونه مداخله‌ی خوبی باشه.

55:34.860 --> 55:36.874
‫و بعد تلاش برای پیوند دوباره‌ی خانواده

55:36.884 --> 55:39.889
‫و انجام اون کار برای کمک
‫به پیوند دوباره‌ی خانواده.

55:39.925 --> 55:43.851
‫و گاهی اوقات می‌تونه این
‫خلأها و فاصله‌ها رو ایجاد کنه

55:43.861 --> 55:45.868
‫و مشکلات بیشتر، درسته؟

55:45.878 --> 55:50.891
‫و اغلب، سخته که ببینیم نتیجه چی قراره بشه.

55:50.901 --> 55:52.912
‫و تصمیم اولیه فقط بر
‫اساس این گرفته می‌شه که،

55:52.922 --> 55:54.922
‫بیشتر بر اساس این گرفته می‌شه که...

55:54.934 --> 55:58.899
‫خب، اینجا و الان چه اتفاقی
‫داره به‌صورت متقاطع می‌افته،

55:58.909 --> 56:02.874
‫از نظر ریسک و خطر،

56:02.884 --> 56:05.913
‫و بهترین منافع برای بچه،
‫هر معنی‌ای که داشته باشه.

56:06.844 --> 56:09.888
‫و بنابراین... بنابراین پیش‌بینی‌ش سخته.

56:09.898 --> 56:13.870
‫و من تو مواردی که خودم درگیرشون بودم دیدم،

56:14.884 --> 56:17.853
‫که خیلی خوب پیش رفته و خیلی خوب پیش نرفته.

56:17.863 --> 56:19.840
‫گفتنش سخته.

56:19.864 --> 56:21.864
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

57:02.877 --> 57:05.915
‫یه اطمینان‌خاطر ساده و
‫مستقیم خیلی ارزشمنده.

57:05.925 --> 57:08.922
‫فقط دادن این اطمینان‌خاطر به والدین که،

57:08.932 --> 57:13.850
‫«خب، شما الان دارین گرداب مشکلات
‫رو حس می‌کنین و این اشکالی نداره.»

57:13.864 --> 57:14.932
‫شبیه همون چیزی که به والدین آموزش می‌دیم

57:15.842 --> 57:17.878
‫که به بچه یاد بدن هیچ اشکالی نداره
‫اگه داری حس می‌کنی...

57:17.888 --> 57:21.873
‫...که این چیزا رو حس می‌کنن،

57:21.883 --> 57:23.860
‫و تو حق داری
‫که این چیزا رو حس کنی.

57:23.871 --> 57:28.897
‫فکر می‌کنم حتی همین اطمینان
‫خاطر دادن شاید بتونه،

57:28.907 --> 57:33.853
‫فقط شاید کمکشون کنه یه نفسی
‫تازه کنن و دوباره تلاش کنن.

57:33.863 --> 57:34.918
‫فردا دوباره تلاش کنن.

58:50.881 --> 58:54.899
‫دارم ازدواج می‌کنم والتر، و همین‌طور
‫دارم تا جایی که می‌تونم از...

58:54.910 --> 58:56.885
‫کار روزنامه دور می‌شم.

58:56.896 --> 58:57.891
‫چی؟

58:58.846 --> 58:59.868
‫دیگه تمومش کردم!

58:59.878 --> 59:01.931
‫ازدواج کن، ولی نمی‌تونی
‫کار روزنامه رو ول کنی!

59:02.841 --> 59:03.838
‫چرا نتونم؟

59:03.848 --> 59:05.843
‫من تو رو می‌شناسم هیلدی، می‌دونم ول
‫کردن این کار برات چه معنی‌ای می‌ده.

59:05.853 --> 59:06.893
‫-چه معنی‌ای می‌ده؟
‫-نابودت می‌کنه!

59:06.904 --> 59:08.896
‫نمی‌تونی اینو به من قالب کنی، والتر برنز!

59:08.906 --> 59:10.880
‫کی می‌گه نمی‌تونم؟ تو یه روزنامه‌نگاری.

59:10.890 --> 59:11.898
‫واسه همین دارم ولش می‌کنم!

59:11.908 --> 59:13.872
‫می‌خوام برم یه جایی که بتونم یه زن باشم.

59:13.882 --> 59:15.922
‫-منظورت اینه که یه خائن باشی.
‫-خائن به چی؟

59:15.932 --> 59:17.919
‫خائن به روزنامه‌نگاری.
‫تو یه روزنامه‌نگاری!

59:17.929 --> 59:21.856
‫روزنامه‌نگار؟ یعنی چی؟
‫سرک کشیدن از سوراخ کلید؟

59:21.866 --> 59:22.885
‫دنبال ماشینای آتش‌نشانی دویدن؟

59:22.898 --> 59:25.924
‫بیدار کردن مردم برای اینکه ازشون بپرسی
‫هیتلر قراره یه جنگ دیگه راه بندازه؟

01:00:02.837 --> 01:00:03.844
‫هکی!

01:00:06.909 --> 01:00:07.919
‫آماده‌ای؟

01:00:11.854 --> 01:00:12.854
‫آره.

01:00:23.916 --> 01:00:26.930
‫داشتم روی یه پروژه کار می‌کردم،

01:00:27.848 --> 01:00:30.872
‫که به دورانی که با
‫خانواده‌ام بودم نگاه می‌کنه،

01:00:30.882 --> 01:00:33.916
‫و اون مقطع از زندگیم، و من...

01:00:34.900 --> 01:00:37.916
‫به تو فکر کردم چون تو، از خیلی جهات،

01:00:38.834 --> 01:00:40.890
‫کلید اون خاطراتی.

01:00:40.900 --> 01:00:43.905
‫و واقعاً ممنونم که می‌تونم در
‫موردش باهات صحبت کنم.

01:00:43.925 --> 01:00:47.862
‫جالبه چون من اینا رو یادمه...

01:00:47.887 --> 01:00:50.890
‫بیشتر حس‌ها رو، این لحظات آشوب رو.

01:00:50.902 --> 01:00:55.862
‫و بعد لحظاتی رو یادم میاد که،
‫می‌دونی، اون‌قدرها آشفته نبودن.

01:00:56.912 --> 01:01:00.840
‫اون‌قدرها پرماجرا نبودن.

01:01:00.850 --> 01:01:05.875
‫و یادمه جرمی، می‌دونی، همون‌قدر که
‫غیرقابل‌پیش‌بینی بود، دوست‌داشتنی هم بود.

01:01:05.885 --> 01:01:10.882
‫واسه همین گاهی اوقات خیلی سخته
‫بعضی از خاطراتم رو با هم جور در بیارم

01:01:10.892 --> 01:01:12.870
‫از اون دوران.

01:01:12.889 --> 01:01:14.879
‫می‌دونی، اون...

01:01:14.889 --> 01:01:16.888
‫قطعاً داشت تقلا می‌کرد.

01:01:16.898 --> 01:01:20.930
‫و می‌دونی، فکر کنم به همین
‫خاطر بود که والدینت دنبال

01:01:21.840 --> 01:01:23.903
‫این‌همه کمک بودن، چون اون فقط...

01:01:23.913 --> 01:01:25.904
‫اون واقعاً... و من نمی‌دونم، من فقط...

01:01:25.914 --> 01:01:28.851
‫مخصوصاً مادرت واقعاً نمی‌دونست چی‌کار کنه

01:01:28.861 --> 01:01:30.890
‫یا از کجا براش کمک بگیره.

01:01:30.903 --> 01:01:31.869
‫آره.

01:01:31.888 --> 01:01:35.849
‫واسه همین من واقعاً برای
‫والدینت احترام زیادی قائل بودم،

01:01:35.860 --> 01:01:38.895
‫و برای تمام کارهایی که سعی می‌کردن
‫برای بزرگ کردن تو و برادرات انجام بدن.

01:01:39.862 --> 01:01:41.853
‫خیلی از خانواده‌ها به یه نقطه شکست می‌رسن.

01:01:41.863 --> 01:01:44.923
‫و شرایط ناامن می‌شه، نه فقط برای اون شخص

01:01:44.933 --> 01:01:47.898
‫که قراره به یه پرورشگاه بره،

01:01:47.908 --> 01:01:50.875
‫بلکه برای بقیه افراد توی
‫خونه هم ناامن می‌شه.

01:01:50.885 --> 01:01:51.921
‫و این تصمیم خیلی سختیه.

01:01:51.931 --> 01:01:55.890
‫خب اون یه سری رفتارهای خیلی خاصی داشت.

01:01:55.900 --> 01:01:58.848
‫و اونا واقعاً برای مادرت ناراحت‌کننده بودن.

01:01:58.867 --> 01:02:00.886
‫اون همیشه خیلی نگران بود در مورد...

01:02:00.904 --> 01:02:01.928
‫اینکه اینا به کجا ختم می‌شه.

01:02:02.838 --> 01:02:06.836
‫و از خدمات و حمایت و
‫جواب‌هایی که می‌گرفت ناامید بود.

01:02:06.846 --> 01:02:08.853
‫جواب‌هایی نمی‌گرفت که واقعاً منطقی باشن،

01:02:08.863 --> 01:02:09.907
‫یا حمایت‌کننده باشن.

01:02:09.921 --> 01:02:10.882
‫آره.

01:02:10.900 --> 01:02:12.882
‫اون دوستای زیادی نداشت.

01:02:12.900 --> 01:02:14.900
‫و وقتی از اتاقش بیرون میومد،

01:02:14.910 --> 01:02:19.898
‫این توانایی رو داشت که هر
‫اتفاقی توی اتاق می‌افتاد رو بگیره،

01:02:19.908 --> 01:02:22.899
‫و فقط بهمش بریزه و بچرخونتش.

01:02:22.909 --> 01:02:26.876
‫و، می‌دونی، تو اون لحظه
‫توجه زیادی می‌خواست.

01:02:26.886 --> 01:02:30.840
‫و اینم یادمه که توی اتاقش بنزین داشت.

01:02:30.850 --> 01:02:33.846
‫خیلی زیاد نه، ولی یه
‫مقداری توی اتاقش داشت.

01:02:33.856 --> 01:02:36.903
‫و یادمه مادرت خیلی ترسیده
‫بود چون این تهدید رو کرده بود،

01:02:36.913 --> 01:02:39.906
‫که می‌خواد خونه رو با همه
‫کسایی که توشن به آتیش بکشه.

01:02:39.925 --> 01:02:43.873
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم، به عنوان
‫والدینت توی اون خونه بودن،

01:02:43.892 --> 01:02:46.887
‫در حالی که می‌دونی همچین تهدیدی شده

01:02:46.897 --> 01:02:49.898
‫و چیزایی هم هست

01:02:49.908 --> 01:02:52.883
‫که می‌تونه در یک چشم به هم زدن عملیش کنه.

01:02:54.867 --> 01:02:56.865
‫می‌دونی، این چیزیه که همیشه برام سوال بود،

01:02:56.875 --> 01:02:59.838
‫شاید به همین خاطره که
‫تشخیصی براش داده نشد.

01:02:59.848 --> 01:03:00.900
‫ولی هیچ‌وقت نمی‌فهمیم.

01:03:00.910 --> 01:03:03.878
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمیم، می‌دونی،
‫فکر نمی‌کنم حقیقت رو بفهمیم.

01:03:03.888 --> 01:03:06.841
‫واقعاً سخته که این مسئله رو حل و فصل کرد.

01:03:08.843 --> 01:03:09.896
‫ولی اون...

01:03:11.843 --> 01:03:14.848
‫شخصیتی که من دیدم، آدمی که من دیدم

01:03:14.867 --> 01:03:18.904
‫قطعاً نشون می‌داد یا شبیه کسی
‫بود که واقعاً داره عذاب می‌کشه.

01:03:18.915 --> 01:03:21.887
‫کسی که واقعاً داشت تقلا
‫می‌کرد، کسی که واقعاً...

01:03:22.848 --> 01:03:24.928
‫تنها و منزوی بود و...

01:03:25.879 --> 01:03:27.918
‫درگیر...

01:03:28.931 --> 01:03:34.841
‫آره، درگیر آشوب، واقعاً درگیر آشوب بود.

01:03:35.878 --> 01:03:39.908
‫امیدوارم یه روزی بتونم
‫دوباره پیش والدینت باشم.

01:03:40.843 --> 01:03:42.844
‫هر دوتاشون آدمای خیلی قوی‌ای هستن.

01:03:42.860 --> 01:03:44.841
‫خیلی مقاومن، می‌دونی.

01:03:44.851 --> 01:03:46.882
‫و من براشون احترام زیادی قائلم، حتماً.

01:03:46.900 --> 01:03:50.855
‫و برای همین امیدوارم یه روزی
‫دوباره مسیرم بهشون بخوره.

01:07:52.896 --> 01:07:54.873
‫-سلام.
‫-سلام.

01:07:59.849 --> 01:08:01.853
‫-شما از خدمات اجتماعی هستین؟
‫-بله.

01:08:01.873 --> 01:08:02.894
‫ببخشید. درسته.

01:08:02.913 --> 01:08:04.887
‫از دیدنتون خوش‌وقتم.

01:08:08.870 --> 01:08:09.904
‫از این طرف لطفاً.

01:08:12.922 --> 01:08:15.858
‫اجازه هست اول یه نگاهی به اطراف بندازم؟

01:08:15.870 --> 01:08:16.893
‫بله؛ مشکلی نیست.

01:08:36.875 --> 01:08:37.910
‫خانم موشی.

01:11:24.928 --> 01:11:26.924
‫می‌تونم این چراغو روشن کنم؟

01:11:27.862 --> 01:11:28.924
‫آره. الان مشکلی نیست.

01:11:58.912 --> 01:12:00.857
‫-سلام.
‫-سلام.

01:12:01.850 --> 01:12:03.907
‫- از دیدنتون خوش‌وقتم.
‫- منم از دیدنتون خوش‌وقتم.

01:12:03.919 --> 01:12:06.894
‫- لطفاً بفرمایید بنشینید.
‫- ممنونم.

01:12:14.899 --> 01:12:15.916
‫سلام.

01:12:16.858 --> 01:12:17.925
‫سلام.

01:12:20.880 --> 01:12:22.901
‫حال هردوتون چطوره؟

01:12:22.916 --> 01:12:23.922
‫آره.

01:12:24.845 --> 01:12:26.836
‫ما خوبیم، ممنون.

01:12:26.846 --> 01:12:28.848
‫اوضاع جرمی چطوره؟

01:12:30.933 --> 01:12:33.846
‫تو هم می‌تونی حرف بزنی، می‌دونی؟

01:12:33.900 --> 01:12:36.899
‫بله، حتماً. ولی لطفاً شما شروع کنید.

01:12:43.918 --> 01:12:45.920
‫انگار که...

01:12:47.884 --> 01:12:49.907
‫یه جورایی نفرین شده‌ام.

01:12:52.884 --> 01:12:55.895
‫خیلی مشکل داره.

01:12:56.837 --> 01:12:58.850
‫ما همه راهی رو امتحان کردیم.

01:12:59.926 --> 01:13:01.880
‫روان‌درمانی...

01:13:01.916 --> 01:13:04.916
‫مدرسه‌ی استثنایی، تحصیل تو خونه.

01:13:06.903 --> 01:13:08.856
‫فایده نداشت.

01:13:10.847 --> 01:13:12.886
‫به حرف هیچ‌کس گوش نمی‌ده.

01:13:12.896 --> 01:13:17.922
‫نه ما، نه هیچ بزرگ‌تر
‫دیگه‌ای نتونسته کنترلش کنه.

01:13:25.836 --> 01:13:27.883
‫شش سالش بود،

01:13:27.920 --> 01:13:31.928
‫که یه روز، یه اتفاقی برای چشماش افتاد.

01:13:32.846 --> 01:13:33.919
‫این یکیو تو بگو.

01:13:35.870 --> 01:13:40.877
‫داشتیم با یه توپ بازی
‫می‌کردیم، فقط پاس‌کاری، و...

01:13:41.854 --> 01:13:43.932
‫بعد یهو دیگه نتونست بگیرتش.

01:13:44.920 --> 01:13:46.922
‫من براش پرت می‌کردم و...

01:13:47.896 --> 01:13:51.868
‫دستاش جلوی صورتش تو هوا می‌چرخید،

01:13:52.870 --> 01:13:56.837
‫ولی دیگه نمی‌تونست توپ رو ببینه.

01:13:56.875 --> 01:14:00.878
‫خیلی چیز عجیبی بود، ولی

01:14:00.900 --> 01:14:03.921
‫چشماش یهو چپ شد.

01:14:05.897 --> 01:14:07.914
‫خیلی عجیب و غریب بود، و...

01:14:08.856 --> 01:14:10.898
‫و فکر کنم ترسوندش.

01:14:10.916 --> 01:14:12.931
‫-البته ما رو هم ترسوند.
‫-آره.

01:14:16.845 --> 01:14:18.905
‫واسه همین نمی‌دونم...

01:14:20.841 --> 01:14:23.903
‫این یکی از اون اتفاقای بدیه که یادم میاد.

01:14:24.897 --> 01:14:27.869
‫و مجبور شد از این عینکای گنده بزنه

01:14:27.879 --> 01:14:30.854
‫اونم تو اون سن خیلی کم.

01:14:30.887 --> 01:14:32.900
‫و فکر کنم به خاطر همین، و...

01:14:32.910 --> 01:14:36.864
‫به خاطر لهجه‌ش تو اون اوایل،

01:14:37.850 --> 01:14:40.911
‫بچه‌های مدرسه باهاش خوب نبودن.

01:14:41.896 --> 01:14:44.859
‫-منظورتون اینه که اذیتش می‌کردن؟
‫-بله.

01:14:45.912 --> 01:14:49.857
‫در این مورد با هیچ‌کدومتون حرف زد؟

01:14:51.929 --> 01:14:53.863
‫اون...

01:14:55.882 --> 01:15:01.902
‫براش مهم نیست بقیه در موردش چی می‌گن.

01:15:02.861 --> 01:15:04.896
‫هیچ‌وقت براش مهم نبود

01:15:04.930 --> 01:15:07.868
‫که دوست پیدا کنه.

01:15:07.896 --> 01:15:09.866
‫اون فقط...

01:15:09.884 --> 01:15:12.896
‫دوست داره دلقک باشه

01:15:13.849 --> 01:15:15.835
‫برای همه.

01:15:15.904 --> 01:15:18.845
‫همیشه همین‌طوری بود.

01:15:18.908 --> 01:15:21.845
‫با خواهر و برادراش چطوره؟

01:15:24.883 --> 01:15:28.895
‫بعضی وقتا واقعاً باهاشون بدجنسه،

01:15:28.913 --> 01:15:32.836
‫ولی بعضی وقتا خیلی مهربونه.

01:15:40.929 --> 01:15:43.878
‫فکر می‌کنید چرا این‌طوریه؟

01:15:57.933 --> 01:16:01.840
‫کاملاً غیرقابل کنترله.

01:16:01.874 --> 01:16:05.862
‫کارای خیلی بزرگ و خطرناکی می‌کنه.

01:16:05.896 --> 01:16:08.898
‫و ممکنه به خودش آسیب بزنه یا...

01:16:09.872 --> 01:16:10.905
‫به دیگران.

01:16:10.933 --> 01:16:14.901
‫و براش مهم نیست که گیر بیفته.

01:16:15.841 --> 01:16:21.866
‫مثلاً یه روز، یه دوچرخه از یه حیاط دزدید،

01:16:21.896 --> 01:16:26.886
‫و وقتی اومد خونه حسابی کتک
‫خورده بود و صورتش کبود بود.

01:16:27.870 --> 01:16:28.928
‫نمی‌دونم چه فکری می‌کرد.

01:16:29.838 --> 01:16:32.902
‫و بهم گفت فقط برای سرگرمی بوده.

01:16:33.933 --> 01:16:38.881
‫نمی‌دونم، چی تو سرشه؟

01:16:40.871 --> 01:16:41.897
‫و...

01:16:42.904 --> 01:16:44.879
‫و از ما دزدی می‌کنه.

01:16:45.849 --> 01:16:47.896
‫هیچ پولی رو نمی‌تونیم
‫جایی بذاریم که پیداش کنه.

01:16:48.920 --> 01:16:50.920
‫هر چی ببینه برمی‌داره.

01:16:51.860 --> 01:16:53.902
‫بعضی وقتا از خونه وسیله برمی‌داره،

01:16:53.920 --> 01:16:56.915
‫و می‌بره سمساری تا چند دلار پول بگیره.

01:16:56.933 --> 01:16:59.873
‫حتی از خواهر و برادراش هم دزدی می‌کنه.

01:17:00.843 --> 01:17:04.874
‫فکر می‌کنه یه جورایی گانگستره.

01:17:05.837 --> 01:17:07.903
‫سعی کرد مواد مخدر تقلبی بفروشه

01:17:07.921 --> 01:17:11.883
‫به چند تا پسر تو خیابون، اونم تو ۱۴ سالگی.

01:17:16.840 --> 01:17:18.861
‫واسه همین نمی‌تونیم، ما...

01:17:18.879 --> 01:17:21.875
‫نمی‌تونیم هیچی بهش بگیم.

01:17:22.911 --> 01:17:24.905
‫به حرف ما گوش نمی‌ده.

01:17:24.926 --> 01:17:27.926
‫تنبیه، قانون، هیچی.

01:17:32.841 --> 01:17:35.888
‫راسته که یه بار تهدید کرده
‫خونه رو آتیش می‌زنه؟

01:17:40.846 --> 01:17:42.860
‫آره، می‌دونم ازم متنفره.

01:17:42.933 --> 01:17:46.838
‫حالا باید چی کار کنیم؟ این
‫چیزیه که باید بدونیم، مگه نه؟

01:17:46.853 --> 01:17:48.837
‫ما باید چی کار کنیم؟

01:17:48.929 --> 01:17:50.918
‫تا جایی که من متوجه شدم،

01:17:51.837 --> 01:17:55.912
‫بهترین گزینه چیزیه به اسم
‫«واگذاری داوطلبانه».

01:18:07.900 --> 01:18:11.898
‫واگذاری داوطلبانه؟ دقیقاً یعنی چی؟

01:18:13.906 --> 01:18:17.907
‫یعنی در واقع پیش یه خانواده‌ی
‫سرپرست گذاشته می‌شه.

01:18:22.877 --> 01:18:23.892
‫متأسفم.

01:18:23.908 --> 01:18:27.862
‫شنیدن این حرف برای ما خیلی سخته.

01:18:28.854 --> 01:18:29.915
‫مطمئنم درک می‌کنید.

01:18:29.925 --> 01:18:33.921
‫ما سال‌های خیلی زیادیه که
‫داریم برای جرمی تلاش می‌کنیم.

01:18:34.916 --> 01:18:38.858
‫گوش کن، یه کاری بکن،
‫چون می‌خواد بچه‌م رو بگیره.

01:18:38.899 --> 01:18:41.922
‫-چی کار کنم؟
‫-نمی‌دونم، ولی...

01:18:41.932 --> 01:18:45.905
‫فکر می‌کنه ما پدر و مادرای
‫وحشتناکی هستیم و می‌خواد بگیردش.

01:18:45.915 --> 01:18:48.848
‫نه! اون همچین حرفی نزد! آروم باش!

01:18:48.858 --> 01:18:49.858
‫چرا، زد.

01:18:49.868 --> 01:18:51.901
‫اونی که زیادی آرومه تویی، فهمیدی؟

01:18:51.911 --> 01:18:54.877
‫-باید یه چیزی بگیم، نه؟
‫-پس تو باهاش حرف بزن!

01:18:54.925 --> 01:18:57.895
‫- الان داری کجا میری؟
‫- یه کم آب می‌خوام.

01:18:59.928 --> 01:19:01.860
‫متاسفم.

01:19:02.860 --> 01:19:04.870
‫نمی‌خواستم ناراحتش کنم.

01:19:08.880 --> 01:19:10.859
‫اشکالی نداره.

01:19:11.855 --> 01:19:14.917
‫فقط هردومون از این همه
‫ماجرا خیلی خسته شدیم.

01:19:16.904 --> 01:19:19.866
‫و حس می‌کنیم دیگه هیچ
‫گزینه‌ی خوبی برامون نمونده.

01:19:28.852 --> 01:19:30.863
‫تا حالا شنیدین...

01:19:31.846 --> 01:19:33.883
‫در مورد خانواده‌ای مثل این؟

01:19:35.933 --> 01:19:41.871
‫چطور هیچ‌کس مجبور
‫نیست بچه‌هاشو واگذار کنه؟

01:19:41.908 --> 01:19:47.862
‫فقط معتادای الکلی یا اونایی
‫که بچه‌هاشونو می‌زنن.

01:19:48.925 --> 01:19:51.874
‫نمی‌فهمم چرا.

01:19:52.932 --> 01:19:55.895
‫کاش جواب بهتری داشتم.

01:20:03.919 --> 01:20:05.866
‫اگه این کارو امتحان کنیم چی؟

01:20:06.837 --> 01:20:07.909
‫فقط برای یه مدت کوتاه.

01:20:08.866 --> 01:20:09.931
‫شاید اگه بره

01:20:10.864 --> 01:20:12.852
‫بتونه بهتر بشه

01:20:12.887 --> 01:20:14.837
‫و بعد برگرده خونه.

01:20:18.875 --> 01:20:21.841
‫هنوزم می‌تونیم ببینیمش؟

01:20:39.874 --> 01:20:41.904
‫دوباره می‌بینیش.

01:20:43.850 --> 01:20:48.865
‫بارها و بارها تلاش می‌کنی
‫که تو خونه نگهش داری.

01:20:50.890 --> 01:20:53.908
‫هر کاری از دستت بربیاد
‫برای کمک بهش انجام میدی.

01:20:54.904 --> 01:20:56.926
‫این ماجرا تمام وجودتو می‌گیره.

01:21:00.893 --> 01:21:04.849
‫تسلیم نمیشی، ولی خسته میشی

01:21:04.887 --> 01:21:06.920
‫همین‌طور که سال‌ها می‌گذرن.

01:21:09.866 --> 01:21:11.890
‫اون میره پیش خانواده‌های سرپرست،

01:21:11.920 --> 01:21:14.899
‫ولی این یه راه حل موقتیه.

01:21:17.894 --> 01:21:20.846
‫به خودت به عنوان یه والد شک می‌کنی،

01:21:21.919 --> 01:21:23.917
‫و گاهی، به زندگیت.

01:21:26.837 --> 01:21:29.841
‫کم‌کم خودتو از دنیا جدا می‌کنی.

01:21:33.904 --> 01:21:35.913
‫هیچ‌کس درک نمی‌کنه.

01:21:37.888 --> 01:21:39.888
‫و اوضاع فقط بدتر میشه.

01:21:42.903 --> 01:21:45.899
‫خودش هم هیچ توضیحی نخواهد داشت،

01:21:46.854 --> 01:21:48.908
‫جز اینکه از پسش برنمیاد.

01:21:52.861 --> 01:21:55.904
‫برای تغییر و پیدا کردن
‫راه حل التماس می‌کنی.

01:21:58.917 --> 01:22:00.932
‫اون بزرگ میشه و به یه بزرگسال تبدیل میشه،

01:22:01.908 --> 01:22:04.860
‫و کمکی که لازم داره رو دریافت نمی‌کنه.

01:22:08.874 --> 01:22:10.851
‫اوضاع بهتر نمیشه.

01:22:11.862 --> 01:22:15.876
‫متخصص‌های بی‌شماری میان تو زندگیت و میرن.

01:22:18.866 --> 01:22:19.932
‫ولی چیزی عوض نمیشه.

01:22:22.925 --> 01:22:25.884
‫با وجود تمام چیزهایی که
‫از اون و خودت می‌دونی،

01:22:26.912 --> 01:22:28.866
‫از دستش میدی.

01:22:44.884 --> 01:22:47.873
‫لازم نیست این یه راه حل دائمی باشه.

01:22:47.892 --> 01:22:50.884
‫می‌تونه یه راه حل موقتی هم باشه.

01:22:50.895 --> 01:22:57.867
‫که بفرستیمش پیش یه خانواده‌ی کاملاً غریبه؟

01:22:59.879 --> 01:23:00.890
‫فکر می‌کنی...

01:24:32.844 --> 01:24:34.843
‫دوستی به اسم الایجا داشتی؟

01:24:35.901 --> 01:24:36.911
‫اوهوم.

01:24:38.908 --> 01:24:40.904
‫چطور من یادم نمیاد؟

01:24:41.876 --> 01:24:43.912
‫فکر کنم خیلی چیزا هست که یادت نمیاد.

01:24:52.886 --> 01:24:54.839
‫«ساشای عزیز.

01:24:55.892 --> 01:24:58.847
‫من با برادرت جرمی بزرگ شدم.

01:25:00.872 --> 01:25:02.836
‫هیچوقت واقعاً صمیمی نبودیم،

01:25:02.846 --> 01:25:05.914
‫ولی اون یکی از به‌یادموندنی‌ترین
‫دوستای دوران مدرسه‌ام بود.

01:25:07.929 --> 01:25:11.901
‫کلاس دهم با هم به خاطر
‫دزدی از کمدها اخراج شدیم.

01:25:13.840 --> 01:25:15.840
‫داستانش طولانیه، ولی...

01:25:15.861 --> 01:25:17.888
‫جرمی واقعاً نقشی نداشت.

01:25:19.930 --> 01:25:22.916
‫با اینکه من گردن گرفتم،
‫جرمی بازم به دردسر افتاد.

01:25:22.926 --> 01:25:25.850
‫و من حس خیلی بدی در موردش داشتم.

01:25:26.912 --> 01:25:28.928
‫یه بار دعوتم کرد خونشون که با هم باشیم،

01:25:29.847 --> 01:25:32.846
‫و نقشه‌هاشو از شهرها و
‫شهرستان‌ها بهم نشون داد.

01:25:33.910 --> 01:25:36.900
‫اونا هنوزم جزو منحصربه‌فردترین
‫آثار هنری‌ای هستن که دیدم.

01:25:39.854 --> 01:25:43.879
‫بعضی وقتا می‌دیدمش که با آدمایی
‫می‌گرده که تاثیر خوبی نداشتن.

01:25:44.912 --> 01:25:47.849
‫واقعاً نمی‌دونستم چطور کمک کنم.

01:25:50.923 --> 01:25:53.861
‫کم‌کم دیگه کمتر می‌دیدمش.

01:25:55.855 --> 01:25:57.882
‫بعد از دبیرستان، زیاد ندیدمش،

01:25:57.892 --> 01:26:00.839
‫ولی اغلب بهش فکر می‌کردم.

01:26:01.919 --> 01:26:03.928
‫اخیراً سعی کردم تو فیسبوک پیداش کنم،

01:26:04.838 --> 01:26:06.871
‫ولی چیزی پیدا نکردم.

01:26:08.860 --> 01:26:10.888
‫اما به تو برخوردم...

01:26:11.879 --> 01:26:13.866
‫و فیلم‌هات.

01:26:16.892 --> 01:26:18.934
‫اونجا بود که از فوتش باخبر شدم.

01:26:23.902 --> 01:26:26.887
‫از این ضایعه خیلی خیلی متاسفم.

01:26:28.921 --> 01:26:33.837
‫توی فیلمت دیدم که گفتی از
‫دست جرمی عصبانی بودی،

01:26:33.903 --> 01:26:36.845
‫و الان از این بابت پشیمونی.

01:26:38.924 --> 01:26:40.878
‫منم یه برادر دارم،

01:26:40.896 --> 01:26:43.879
‫که بیشتر عمرم از دستش عصبانی بودم.

01:26:45.866 --> 01:26:48.865
‫فقط می‌خواستم خاطراتم از
‫برادرت رو باهات در میون بذارم.

01:26:48.914 --> 01:26:52.862
‫و اینکه همیشه اونو به عنوان
‫یه روح خاص می‌شناختم،

01:26:52.929 --> 01:26:54.912
‫که قلب مهربونی داشت.»

01:26:54.936 --> 01:27:04.936
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:28:27.960 --> 01:28:32.616
«‫»حواصیل آبی
