1
00:00:45,843 --> 00:00:48,848
‫«الان برام سخته که چیز
‫زیادی از بچگیم به یاد بیارم.

2
00:00:49,868 --> 00:00:52,876
‫فقط تیکه‌های کوچیکی ازش یادم میاد، و

3
00:00:52,902 --> 00:00:55,861
‫حتی به همون خاطرات هم به
‫سختی می‌شه اعتماد کرد.

4
00:00:56,862 --> 00:00:58,853
‫نقشه‌هاش رو خوب یادمه.

5
00:01:00,916 --> 00:01:04,870
‫راستش، بیشتر عمرم رو با
‫عصبانیت از دستش گذروندم.

6
00:01:04,924 --> 00:01:09,907
‫هر چی سنم بالاتر می‌ره، بیشتر
‫حس می‌کنم که اصلاً نمی‌شناختمش.

7
00:01:10,858 --> 00:01:15,862
‫می‌دونم تصویری که الان ازش دارم،
‫در مقایسه با واقعیت خیلی کم‌رنگه.

8
00:01:16,870 --> 00:01:18,870
‫ممنون بابت خاطراتت.

9
00:01:19,849 --> 00:01:20,883
‫الان فقط همینا رو دارم.»

10
00:01:20,907 --> 00:01:30,907
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

11
00:01:30,931 --> 00:01:35,931
‫مترجم: اشکان هیدی

12
00:02:49,917 --> 00:02:51,847
‫خیلی خب، پسرا،

13
00:02:51,865 --> 00:02:54,886
‫هر کدوم یه چیزی بردارین
‫و با من بیاین تو خونه.

14
00:02:54,899 --> 00:02:55,923
‫همین الان.

15
00:02:56,859 --> 00:02:58,884
‫- [به زبان مجاری] مراقبش باش، باشه؟
‫- باشه.

16
00:03:00,889 --> 00:03:02,920
‫جرمی، لطفاً تو بردن تشک کمکم کن.

17
00:03:47,866 --> 00:03:48,908
‫من خانم موشه هستم.

18
00:03:55,916 --> 00:03:57,841
‫چشماش رو می‌بنده...

19
00:03:59,895 --> 00:04:01,853
‫داره پات رو می‌خوره.

20
00:04:07,917 --> 00:04:11,898
‫آهان. ولی چرا، چی گفت؟

21
00:04:14,849 --> 00:04:15,911
‫حداقل همه،

22
00:04:15,923 --> 00:04:18,892
‫یا تقریباً همه اتاق خودشون رو دارن.

23
00:04:18,913 --> 00:04:23,922
‫چون نمی‌خواستم جرمی برای رفتن به
‫مدرسه سوار اون کشتی بزرگ بشه.

24
00:04:28,915 --> 00:04:31,869
‫تو هیچ‌وقت نمی‌خوای درباره‌ی مشکلات بشنوی.

25
00:04:31,888 --> 00:04:34,853
‫همیشه فقط می‌خوای چیزای
‫خوب و قشنگ رو بشنوی.

26
00:04:37,912 --> 00:04:41,850
‫آره، ولی این‌طوری نمی‌تونیم
‫درباره‌ی هیچی بحث کنیم!

27
00:04:41,896 --> 00:04:43,858
‫نمی‌دونم...

28
00:04:44,867 --> 00:04:48,842
‫نه. خودت می‌دونی که جواب نه هست.

29
00:04:51,862 --> 00:04:53,868
‫باید بیای اینجا.

30
00:04:53,895 --> 00:04:55,880
‫به ما سر بزنی.

31
00:05:00,855 --> 00:05:02,855
‫آماده‌ای بریم؟ من باید کار کنم.

32
00:05:02,865 --> 00:05:04,845
‫آره، آره، یه دقیقه دیگه.

33
00:05:04,874 --> 00:05:08,834
‫باشه، باید قطع کنم، باید بریم.

34
00:05:08,880 --> 00:05:10,904
‫- مامان، سوییچ ماشینت!
‫- اوه.

35
00:05:10,922 --> 00:05:13,876
‫یالا! برو کنار، یالا!

36
00:05:16,887 --> 00:05:17,886
‫بیا.

37
00:06:02,908 --> 00:06:05,841
‫«و در نهایت به یک جنگل
‫همیشه‌سبز تبدیل می‌شود.

38
00:06:05,858 --> 00:06:07,878
‫اولین گیاهانی که یک منطقه‌ی
‫آسیب‌دیده رو اشغال می‌کنند

39
00:06:07,891 --> 00:06:09,850
‫گونه‌های پیشگام نامیده می‌شوند.

40
00:06:09,860 --> 00:06:12,885
‫به فرآیند تبدیل شدن به جنگل، توالی می‌گویند.»

41
00:06:26,925 --> 00:06:28,927
‫حواصیل دو روش برای ماهیگیری داره.

42
00:06:29,837 --> 00:06:33,888
‫یا منتظر می‌مونه تا طعمه به سمتش
‫بیاد، یا با دقت زیاد در کمینش می‌شینه.

43
00:07:08,853 --> 00:07:09,912
‫در حالی که یکی از لونه محافظت می‌کنه،

44
00:07:09,922 --> 00:07:13,843
‫اون یکی ماهی می‌گیره، تا نیاز
‫روزافزون به غذا رو تامین کنه.

45
00:07:15,866 --> 00:07:16,890
‫با گذشت زمان،

46
00:07:16,900 --> 00:07:20,870
‫تبادلات آیینی بین بالغ‌ها
‫کمتر و کمتر می‌شه،

47
00:07:20,907 --> 00:07:23,907
‫و پیوند قوی بینشون شروع
‫به ضعیف شدن می‌کنه.

48
00:07:23,922 --> 00:07:26,844
‫تا زمانی که در نهایت کلونی رو ترک می‌کنن،

49
00:07:26,854 --> 00:07:28,912
‫این پیوندها کاملاً از بین می‌رن.

50
00:07:30,927 --> 00:07:33,933
‫مسیر پروازش گاهی توسط
‫یه پرنده مسدود می‌شه.

51
00:07:35,893 --> 00:07:37,845
‫جهت و شدت باد

52
00:07:37,855 --> 00:07:39,841
‫هم می‌تونه مانع از فرود اومدنش بشه.

53
00:07:39,902 --> 00:07:41,933
‫بنابراین دوباره اوج می‌گیره و
‫روش جدیدی رو امتحان می‌کنه.

54
00:07:44,862 --> 00:07:47,874
‫نه، لطفاً، دست نزن!

55
00:07:48,844 --> 00:07:50,900
‫حواصیل‌های جوان حالا به رشد کامل رسیدن

56
00:07:50,910 --> 00:07:52,887
‫و به حال خودشون رها می‌شن.

57
00:07:57,887 --> 00:07:59,916
‫اونا یا با غریزه‌شون غذا پیدا می‌کنن

58
00:07:59,926 --> 00:08:02,908
‫یا با دنبال کردن بالغ‌ها
‫به مناطق تغذیه می‌رن.

59
00:08:43,854 --> 00:08:44,922
‫- ممنون.
‫- مراقب باش.

60
00:08:46,845 --> 00:08:47,927
‫- یالا، بریم.
‫- آره.

61
00:08:50,866 --> 00:08:51,933
‫اول بریم خونه‌ی من.

62
00:08:52,896 --> 00:08:53,933
‫نمی‌تونم صبر کنم.

63
00:08:54,859 --> 00:08:57,838
‫شاید بتونی از مامانت بپرسی
‫که می‌تونیم بریم تو استخر یا نه.

64
00:09:02,904 --> 00:09:03,903
‫بزن بریم!

65
00:09:13,837 --> 00:09:15,878
‫- رقصت رو انجام دادی؟
‫- آره، رقصم رو انجام دادم.

66
00:09:15,888 --> 00:09:17,908
‫ندیدمت!

67
00:09:18,835 --> 00:09:18,920
‫می‌دونم.

68
00:09:19,884 --> 00:09:21,907
‫قبل از اینکه انجامش بدیم باید یه رقص بکنی.

69
00:09:21,922 --> 00:09:23,933
‫- حتماً یه رقص بکن.
‫- این رسممونه.

70
00:09:30,870 --> 00:09:31,890
‫همین‌جا منتظر بمون.

71
00:10:14,880 --> 00:10:15,931
‫بچه‌ها!

72
00:10:16,912 --> 00:10:18,869
‫- کمک!
‫- آروم باش.

73
00:10:19,883 --> 00:10:21,865
‫- کمک!
‫- اینو بگیر.

74
00:10:21,885 --> 00:10:22,910
‫آروم باش.

75
00:10:23,866 --> 00:10:24,890
‫بیا بالا، بیا بالا!

76
00:10:24,901 --> 00:10:25,908
‫فقط محکم بگیر!

77
00:10:27,859 --> 00:10:28,871
‫چرا این کار رو کردی، عزیزم؟

78
00:11:08,920 --> 00:11:11,924
‫می‌خواد منو ناراحت کنه.
‫می‌خواد تو رو ناراحت کنه.

79
00:11:12,887 --> 00:11:14,926
‫چرا داری با من انگلیسی حرف می‌زنی؟

80
00:11:15,859 --> 00:11:17,929
‫چون قرارمون همین بود.

81
00:11:19,883 --> 00:11:20,861
‫باشه.

82
00:11:20,877 --> 00:11:22,863
‫- می‌تونم مجارستانی حرف بزنم.
‫- نه.

83
00:11:22,875 --> 00:11:25,887
‫اون مشکل داره، ولی دیوونه نیست.

84
00:11:25,901 --> 00:11:28,861
‫- و...
‫- دیوونه یه معنی دیگه می‌ده.

85
00:11:28,899 --> 00:11:33,845
‫من فقط نمی‌خوام همچین
‫حرفی درباره‌ی پسرم بزنی.

86
00:11:33,857 --> 00:11:36,870
‫اون پسر منم هست، خودت اینو می‌دونی.

87
00:11:37,878 --> 00:11:41,887
‫منظورم اینه که، دیوونگیه
‫که این‌طوری ولش کنیم.

88
00:11:41,899 --> 00:11:43,923
‫این چیزیه که بهمون گفتن: واکنش نشون ندین،

89
00:11:43,933 --> 00:11:45,933
‫فقط بذارین از شوخی‌های خودش خسته بشه.

90
00:11:46,878 --> 00:11:47,924
‫خب، نمی‌دونم.

91
00:11:50,837 --> 00:11:52,908
‫لطفاً یه سر بهش بزن، لطفاً.

92
00:12:21,932 --> 00:12:23,932
‫هنوز اون بیرونه؟

93
00:12:24,927 --> 00:12:26,853
‫اوهوم.

94
00:12:34,846 --> 00:12:37,929
‫نظرت درباره‌ی جرمی چیه؟ رفتارش چطوره؟

95
00:12:38,891 --> 00:12:40,839
‫نمی‌دونم.

96
00:12:44,901 --> 00:12:46,928
‫به نظرت چرا این‌طوریه؟

97
00:12:47,838 --> 00:12:48,934
‫نمی‌دونم، مامان.

98
00:12:50,877 --> 00:12:51,903
‫چطور پیش رفت؟

99
00:12:51,923 --> 00:12:53,917
‫چرا موهات خیسه؟

100
00:12:55,837 --> 00:12:57,914
‫تو آب‌پاش بازی کردیم.

101
00:13:02,889 --> 00:13:03,928
‫می‌شه برش داری؟

102
00:13:05,881 --> 00:13:07,847
‫الو؟

103
00:13:10,863 --> 00:13:12,838
‫آره، دیدیمش.

104
00:13:13,908 --> 00:13:16,861
‫آره، فقط داره جلب توجه می‌کنه.

105
00:13:26,858 --> 00:13:28,878
‫نه. نه، ممنونم.

106
00:13:28,932 --> 00:13:29,934
‫آره.

107
00:13:35,905 --> 00:13:36,933
‫آره، آره.

108
00:13:37,843 --> 00:13:39,843
‫نه، باهات موافقم. آره.

109
00:13:43,853 --> 00:13:46,894
‫-کی بود؟
‫-جیسون. همسایه روبه‌رویی.

110
00:13:47,879 --> 00:13:50,927
‫می‌خواست خبر بده که پسرمون
‫رو پله‌های جلوی خونه مرده.

111
00:13:51,870 --> 00:13:52,928
‫خدای من.

112
00:13:53,872 --> 00:13:55,916
‫بهش گفتم در جریانیم، و نگران نباشه.

113
00:13:55,933 --> 00:13:57,922
‫زود زنده می‌شه.

114
00:14:22,928 --> 00:14:26,856
‫من ۶:۴۷ بیدار شدم.

115
00:14:27,850 --> 00:14:30,886
‫منم همین‌طور. شاید حدود ۷:۰۰.

116
00:14:30,900 --> 00:14:33,858
‫می‌دونستی تو اقیانوس...

117
00:14:33,868 --> 00:14:36,842
‫می‌دونی چطوری؟ یه حقیقت
‫جالب درباره دلفین‌ها می‌دونی؟

118
00:14:36,860 --> 00:14:37,899
‫چه حقیقت جالبی؟

119
00:14:37,918 --> 00:14:40,917
‫بعضی وقتا دلفین‌ها یه
‫بادکنک‌ماهی پیدا می‌کنن،

120
00:14:40,927 --> 00:14:42,918
‫و دسته‌جمعی می‌ریزن سرش، و...

121
00:14:43,870 --> 00:14:47,926
‫گازش می‌گیرن و مثل توپ فوتبال پرتش می‌کنن
‫این‌ور و اون‌ور فقط برای اینکه نشئه بشن.

122
00:14:48,836 --> 00:14:49,843
‫واقعیه.

123
00:15:01,895 --> 00:15:02,896
‫بس کن!

124
00:15:02,924 --> 00:15:05,838
‫نمی‌خوام غذا خوردنت رو تماشا کنم.

125
00:15:05,870 --> 00:15:08,838
‫غذاتون رو تموم کنین،
‫پنج دقیقه دیگه می‌ریم.

126
00:15:14,866 --> 00:15:18,911
‫پسرا، می‌دونین مایوهاتون کجاست؟

127
00:15:19,836 --> 00:15:20,854
‫من ندارم.

128
00:15:20,924 --> 00:15:24,933
‫باشه، پس باید این شورت‌ها رو بپوشی،

129
00:15:25,861 --> 00:15:26,887
‫این‌طوری هیچ‌کس متوجه نمی‌شه.

130
00:15:26,897 --> 00:15:27,907
‫آره.

131
00:15:44,899 --> 00:15:48,842
‫گوش کن، باید این «کار»...
‫بی‌وقفه‌ت رو تموم کنی.

132
00:15:50,914 --> 00:15:54,874
‫من نمی‌تونم کل تابستون هر
‫روز بچه‌ها رو سرگرم کنم.

133
00:15:56,894 --> 00:15:57,894
‫اوه، خدایا...

134
00:15:58,864 --> 00:15:59,912
‫دارم دیوونه می‌شم.

135
00:16:01,848 --> 00:16:02,848
‫بیشتر از این؟

136
00:16:12,912 --> 00:16:15,907
‫ساشا، بیا. بریم.

137
00:16:17,916 --> 00:16:18,882
‫خداحافظ.

138
00:16:39,920 --> 00:16:42,870
‫جرمی، بیا.

139
00:16:44,922 --> 00:16:46,872
‫جرمی.

140
00:16:50,846 --> 00:16:51,898
‫جرمی!

141
00:16:55,842 --> 00:16:56,912
‫جرمی، بیا!

142
00:16:59,847 --> 00:17:00,929
‫همین الان با من بیا!

143
00:17:22,862 --> 00:17:23,924
‫کمربندها بسته.

144
00:18:33,925 --> 00:18:37,853
‫نمی‌تونی، خیلی سنگینه حدود ۵۰ پونده.

145
00:18:40,909 --> 00:18:42,907
‫-زیاد نیست.
‫-بذار ببینم.

146
00:18:42,917 --> 00:18:45,891
‫-حدود چهارتاست.
‫-یه دونه نسبتاً بزرگ همین‌جاست.

147
00:18:46,834 --> 00:18:49,910
‫-اوه، یه دستش کنده شده.
‫-اوه، بذارش سر جاش!

148
00:20:50,840 --> 00:20:52,854
‫پولی که بهت دادم رو برداشت؟

149
00:20:57,867 --> 00:20:58,868
‫نه.

150
00:20:59,866 --> 00:21:01,893
‫یالا، بریم تو ماشین.

151
00:21:26,919 --> 00:21:28,855
‫جرمی کجاست؟

152
00:21:58,854 --> 00:22:01,863
‫۷۰۴، ۷۰۵، ۷۰۶،

153
00:22:01,875 --> 00:22:05,842
‫۷۰۷، ۷۰۸، ۷۰۹،

154
00:22:06,895 --> 00:22:08,899
‫۷۱۰، ۷۱۱،

155
00:22:08,910 --> 00:22:13,934
‫۷۱۲، ۷۱۳، ۷۱۴، ۷۱۵.

156
00:22:28,888 --> 00:22:29,888
‫بیا!

157
00:22:29,912 --> 00:22:30,930
‫همین الان بیا!

158
00:22:55,884 --> 00:22:56,884
‫بس کن!

159
00:22:57,851 --> 00:22:58,928
‫می‌خوای تصادف کنم؟!

160
00:24:00,869 --> 00:24:01,919
‫بذار من امتحان کنم.

161
00:24:04,913 --> 00:24:05,917
‫اَه، لعنتی.

162
00:24:31,862 --> 00:24:33,872
‫بابا، مامان کجاست؟

163
00:24:35,858 --> 00:24:36,921
‫یه قراری داره.

164
00:24:37,839 --> 00:24:39,844
‫چه قراری؟

165
00:24:48,924 --> 00:24:52,838
‫بابا، چه قراری؟

166
00:24:54,858 --> 00:24:56,896
‫بیا، یه چیزی برام بکش.

167
00:25:01,927 --> 00:25:02,929
‫تادام!

168
00:25:04,899 --> 00:25:05,899
‫بشین.

169
00:25:12,874 --> 00:25:14,886
‫این چی‌کار می‌کنه؟

170
00:25:17,895 --> 00:25:18,913
‫امتحان کن.

171
00:25:21,837 --> 00:25:22,894
‫قشنگه.

172
00:25:25,883 --> 00:25:26,913
‫باید...

173
00:25:28,844 --> 00:25:29,886
‫اون یکی.

174
00:25:30,873 --> 00:25:33,858
‫-قراره خانم موشه بشه.
‫-آره!

175
00:25:34,842 --> 00:25:35,860
‫می‌دونم.

176
00:25:36,858 --> 00:25:38,853
‫-اوه، این بزرگه.
‫-این یه گوششه.

177
00:25:41,903 --> 00:25:42,903
‫می‌تونم ببرمش عقب.

178
00:25:43,848 --> 00:25:46,934
‫اوه، صبر کن، من سطل رو می‌کشم.

179
00:25:47,926 --> 00:25:50,926
‫-یه ذره بکشش این‌ور.
‫-اوه نه!

180
00:25:57,850 --> 00:25:59,928
‫آره، و بعد این. باید،
‫مثلاً، آروم انجامش بدی.

181
00:26:00,838 --> 00:26:01,901
‫و می‌تونی اینو بگیری؟

182
00:26:07,930 --> 00:26:10,860
‫-یه قایق.
‫-آره.

183
00:26:14,864 --> 00:26:15,869
‫بفرما.

184
00:26:19,870 --> 00:26:21,849
‫آره، پسر.

185
00:26:22,919 --> 00:26:25,843
‫هی. مال من آب داره.

186
00:26:25,879 --> 00:26:28,835
‫هی، قایق آبیه هنوز زنده‌ست.

187
00:26:28,908 --> 00:26:30,862
‫مال منم همین‌طور.

188
00:26:30,872 --> 00:26:33,838
‫-ولی یه کم داغون به نظر می‌رسه.
‫-آره.

189
00:26:35,931 --> 00:26:38,837
‫-اینو ببین.
‫-یکی می‌خوای؟

190
00:26:38,876 --> 00:26:39,884
‫نه.

191
00:27:38,862 --> 00:27:41,896
‫فقط سعی کن شکل‌های قشنگی پیدا کنی،

192
00:27:41,933 --> 00:27:45,891
‫و روی چیدمانشون تمرکز کن، باشه؟

193
00:27:51,883 --> 00:27:53,897
‫تا اینجا خوبه، خوبه.

194
00:27:54,840 --> 00:27:56,871
‫درس اول، هیچ‌وقت این کار رو نکن.

195
00:27:57,841 --> 00:27:58,878
‫هنری.

196
00:28:01,904 --> 00:28:03,906
‫وقتشه، الان.

197
00:28:13,916 --> 00:28:15,888
‫اون کیه؟

198
00:28:17,837 --> 00:28:18,843
‫من.

199
00:28:18,862 --> 00:28:21,868
‫زمان داره به عقب برمی‌گرده. یه تونل زمانه.

200
00:28:22,916 --> 00:28:23,911
‫آره.

201
00:28:23,931 --> 00:28:26,917
‫-معرکه‌ست.
‫-خیلی باحاله.

202
00:28:35,913 --> 00:28:37,838
‫هی!

203
00:28:41,878 --> 00:28:44,874
‫تو این مرحله فوراً متوجه می‌شی...

204
00:28:44,932 --> 00:28:47,932
‫جرمی، می‌تونی بذاریش تو محلول ثبوت، لطفاً؟

205
00:28:51,846 --> 00:28:53,858
‫-چطور پیش رفت؟
‫-هم؟

206
00:28:53,869 --> 00:28:54,931
‫چطور پیش رفت؟

207
00:28:55,858 --> 00:28:56,933
‫منظورت چیه؟

208
00:28:57,874 --> 00:28:59,896
‫افتضاح بودم. ولی این چه وضعیه؟

209
00:29:00,866 --> 00:29:02,838
‫داری چیکار می‌کنی؟

210
00:29:03,837 --> 00:29:04,906
‫کار نمی‌کنی.

211
00:29:05,841 --> 00:29:08,858
‫کجا، کجاست... بچه‌ها کجان؟

212
00:29:08,868 --> 00:29:10,846
‫تو تاریک‌خونه یه چیزی بهت نشون می‌دم.

213
00:29:10,860 --> 00:29:12,835
‫نمی‌دونم. من...

214
00:29:12,859 --> 00:29:15,907
‫پس حالا تو می‌شی قهرمان،

215
00:29:15,917 --> 00:29:18,876
‫و من می‌رم پیش روانشناس کودک؟

216
00:29:19,844 --> 00:29:21,891
‫نمی‌دونم پس این...

217
00:29:22,924 --> 00:29:28,866
‫انگار واقعاً نمی‌بینی که
‫ما یه جورایی تو بحرانیم.

218
00:29:28,881 --> 00:29:30,843
‫پس...

219
00:29:31,870 --> 00:29:33,882
‫بد، فکر کنم.

220
00:29:34,933 --> 00:29:37,891
‫این دفعه توصیه‌ای داشتن؟

221
00:29:45,884 --> 00:29:49,890
‫می‌تونی به کل این گوش بدی.

222
00:29:52,864 --> 00:29:53,900
‫گذاشت ضبطش کنی؟

223
00:29:55,878 --> 00:29:56,909
‫سخته.

224
00:29:56,919 --> 00:29:58,861
‫حق با شماست، بله.

225
00:29:58,871 --> 00:30:01,871
‫کاملاً مشخص نیست چی باعث رفتار مخربش می‌شه.

226
00:30:01,881 --> 00:30:04,842
‫حتی بعد از چند بار ملاقات باهاش.

227
00:30:04,868 --> 00:30:08,846
‫می‌تونی بگی چی بهت می‌گفت یا نه؟

228
00:30:08,865 --> 00:30:09,880
‫نه، نمی‌تونم اون رو بهت بگم.

229
00:30:09,890 --> 00:30:12,870
‫ولی می‌تونم نظر حرفه‌‌ایم رو بهت بگم.

230
00:30:12,908 --> 00:30:14,869
‫منظورتون تشخیصه؟

231
00:30:14,888 --> 00:30:16,841
‫می‌دونم دنبال همین هستین،

232
00:30:16,851 --> 00:30:19,908
‫ولی تشخیص همیشه اون‌قدر که
‫فکر می‌کنین کمک‌کننده نیست.

233
00:30:19,918 --> 00:30:21,902
‫تشخیصی ندارین؟

234
00:30:21,932 --> 00:30:25,857
‫با اینکه نقاط ضعفی تو توانایی‌های
‫یادگیریش شناسایی شده.

235
00:30:25,867 --> 00:30:27,886
‫به تنهایی کافی به نظر نمی‌رسن

236
00:30:27,896 --> 00:30:30,838
‫که سطح مشکلات اجتماعی،

237
00:30:30,848 --> 00:30:31,879
‫مشکلات ارتباطی،

238
00:30:31,913 --> 00:30:34,913
‫و مشکلات سازگاری تو زندگی که
‫بهم گزارش دادین رو توجیه کنن.

239
00:30:35,883 --> 00:30:37,896
‫تا جایی که به تشخیص مربوط می‌شه،

240
00:30:37,906 --> 00:30:41,873
‫فقط می‌تونم با اطمینان بگم
‫که جرمی علائمی داره

241
00:30:41,888 --> 00:30:44,874
‫از چیزی که بهش می‌گیم
‫اختلال نافرمانی مقابله‌جویانه.

242
00:30:44,910 --> 00:30:46,837
‫این چیه؟

243
00:30:46,856 --> 00:30:47,890
‫همون چیزیه که از اسمش پیداست.

244
00:30:47,901 --> 00:30:48,899
‫یعنی--

245
00:30:49,900 --> 00:30:51,887
‫خیلی عوضیه!

246
00:30:52,838 --> 00:30:54,861
‫اصلاً من رو درک نکرد.

247
00:30:54,871 --> 00:30:56,926
‫برش گردون، می‌خوام آخرش رو بشنوم.

248
00:30:57,901 --> 00:30:59,874
‫که یه جایی تو این مسیر،

249
00:30:59,884 --> 00:31:01,911
‫تصمیم گرفته که رئیس اونه.

250
00:31:01,921 --> 00:31:03,878
‫و شما فقط باید بهش نشون بدین،

251
00:31:03,888 --> 00:31:05,858
‫و منظورم اینه که واقعاً بهش نشون بدین

252
00:31:05,868 --> 00:31:08,895
‫که این‌طور نیست. رئیس شمایین.

253
00:31:11,904 --> 00:31:13,927
‫باشه، حالا می‌فهمم منظورت چیه.

254
00:31:14,891 --> 00:31:16,892
‫-این کمکی نکرد.
‫-نه.

255
00:31:16,902 --> 00:31:18,859
‫-چه عوضی‌ای!
‫-آره.

256
00:31:18,869 --> 00:31:20,846
‫همینه که هست.

257
00:31:20,856 --> 00:31:21,897
‫ساشا!

258
00:31:21,929 --> 00:31:23,910
‫دیگه برای این کارا بزرگی.

259
00:31:23,923 --> 00:31:25,891
‫و خیلی گنده.

260
00:31:25,929 --> 00:31:28,851
‫آه، ولی خوابم نمی‌بره.

261
00:31:28,887 --> 00:31:29,908
‫امان از تو.

262
00:31:38,858 --> 00:31:42,923
‫ما الان داریم ام... یه
‫شب دخترونه می‌گیریم.

263
00:31:43,888 --> 00:31:45,889
‫-چی، من اخراجم؟
‫-اوهوم.

264
00:31:45,899 --> 00:31:49,883
‫ساشا، خانم موشه و من. ما اینجا می‌خوابیم.

265
00:31:49,900 --> 00:31:51,875
‫تو می‌تونی تو تخت اون بخوابی.

266
00:31:52,929 --> 00:31:55,915
‫-خداحافظ.
‫-شب بخیر.

267
00:31:56,888 --> 00:31:58,853
‫شب بخیر.

268
00:32:11,874 --> 00:32:12,886
‫خوابیده؟

269
00:32:14,845 --> 00:32:16,886
‫آره، فکر کنم.

270
00:32:20,900 --> 00:32:22,852
‫می‌برمش بیرون.

271
00:32:36,891 --> 00:32:37,895
‫بیا.

272
00:32:42,931 --> 00:32:44,909
‫خانم موشه.

273
00:32:55,927 --> 00:32:57,926
‫اوه، نه! می‌تونم از توش رد شم؟

274
00:33:07,892 --> 00:33:09,924
‫بچه‌ها، ببینین چقدر تند می‌ره!

275
00:33:15,895 --> 00:33:18,856
‫می‌خواد برش داره، و این دفعه بترکوندش.

276
00:33:23,863 --> 00:33:25,874
‫بندازش! باشه، باشه!

277
00:33:27,834 --> 00:33:28,866
‫برش دار!

278
00:33:30,916 --> 00:33:32,879
‫۳، ۲، ۱!

279
00:34:18,879 --> 00:34:19,931
‫می‌تونی این رو برام نگه‌ داری؟

280
00:34:47,851 --> 00:34:48,897
‫خانم، این پسر شماست؟

281
00:34:48,924 --> 00:34:50,882
‫این آدرس رو به ما داد.

282
00:34:51,841 --> 00:34:52,841
‫بله.

283
00:34:53,920 --> 00:34:57,845
‫پسرتون موقع دزدی از مغازه
‫دستگیر شد. تو پارکینگ گرفتیمش.

284
00:35:00,834 --> 00:35:03,916
‫می‌شه اینا رو باز کنین؟

285
00:35:03,933 --> 00:35:05,933
‫باید تو دادگاه حاضر بشه.

286
00:35:36,864 --> 00:35:38,846
‫پسر، با من حرف بزن!

287
00:35:38,868 --> 00:35:39,906
‫چی...

288
00:35:40,868 --> 00:35:41,913
‫داره چه اتفاقی می‌افته؟!

289
00:35:44,887 --> 00:35:46,853
‫عقلت رو از دست دادی؟!

290
00:35:47,835 --> 00:35:48,888
‫آروم باش، بس کن!

291
00:35:48,898 --> 00:35:50,929
‫با من حرف بزن. هی! با من حرف بزن!

292
00:35:51,839 --> 00:35:52,898
‫ازم دور شو!

293
00:35:53,929 --> 00:35:56,882
‫-هی، بس کن!
‫-ازم دور شو!

294
00:35:57,851 --> 00:36:01,867
‫آروم باش!

295
00:36:02,840 --> 00:36:03,840
‫آروم!

296
00:36:03,866 --> 00:36:05,895
‫هی، هی!

297
00:36:06,859 --> 00:36:09,838
‫هیس، هیس، هیس...

298
00:37:07,874 --> 00:37:08,911
‫می‌تونم امتحان کنم؟

299
00:37:09,846 --> 00:37:10,846
‫آره.

300
00:37:44,931 --> 00:37:46,877
‫آره.

301
00:37:49,913 --> 00:37:51,848
‫و...

302
00:37:53,845 --> 00:37:55,918
‫می‌ذاریمش اینجا.

303
00:37:57,887 --> 00:37:59,844
‫-اینطوری؟
‫-آره.

304
00:37:59,855 --> 00:38:00,863
‫اینطوری.

305
00:38:01,866 --> 00:38:02,925
‫بله.

306
00:38:06,858 --> 00:38:08,897
‫اِما می‌تونه برای شام بیاد اینجا؟

307
00:38:12,918 --> 00:38:14,898
‫نمی‌دونم، من...

308
00:38:15,892 --> 00:38:18,852
‫فکر نکنم ایده‌ی خوبی باشه.

309
00:38:19,849 --> 00:38:24,872
‫ من واقعاً خیلی خوشحالم که
‫داری دوست پیدا می‌کنی، و...

310
00:38:24,891 --> 00:38:28,917
‫می‌تونی هر وقت خواستی بری خونه‌شون.

311
00:38:30,906 --> 00:38:32,879
‫اما...

312
00:38:34,862 --> 00:38:37,862
‫نمی‌خوام احساس خجالت کنی...

313
00:38:39,852 --> 00:38:42,852
‫به خاطر اتفاقاتی که
‫اینجا می‌افته، می‌دونی؟

314
00:38:42,874 --> 00:38:44,903
‫من خجالت نمی‌کشم.

315
00:38:46,854 --> 00:38:48,934
‫اما نمی‌دونی مردم چی می‌گن.

316
00:38:51,844 --> 00:38:52,845
‫پس، این...

317
00:38:52,870 --> 00:38:57,870
‫می‌دونی، برای تو طبیعی به نظر
‫می‌رسه، اما نباید این‌طور باشه.

318
00:38:57,920 --> 00:38:59,867
‫منظورت چیه؟

319
00:38:59,895 --> 00:39:04,853
‫اگه پلیس جرمی رو بیاره خونه،
‫مردم در موردش حرف می‌زنن.

320
00:39:04,863 --> 00:39:05,904
‫می‌دونی؟

321
00:39:15,891 --> 00:39:18,899
‫آره، فکر کنم این،

322
00:39:18,917 --> 00:39:21,886
‫اینطوری بهتره، حرفم رو باور کن.

323
00:39:22,876 --> 00:39:25,838
‫که اینا رو از هم جدا نگه داریم، می‌دونی؟

324
00:40:12,850 --> 00:40:13,910
‫گوش کن، دیگه بیا پایین!

325
00:40:14,891 --> 00:40:17,865
‫گوش کن، صدام رو می‌شنوی؟ دیگه بیا پایین!

326
00:40:17,884 --> 00:40:19,864
‫-محض رضای خدا بیا پایین!
‫-چی شده؟

327
00:40:19,883 --> 00:40:21,899
‫-چی شده؟ اون بالاست!
‫-کی؟

328
00:40:21,916 --> 00:40:23,845
‫جرمی!

329
00:40:37,870 --> 00:40:39,921
‫هی! هی-هی-هی-هی!

330
00:40:42,839 --> 00:40:43,926
‫شیطون رفته تو جلدت؟

331
00:40:44,868 --> 00:40:45,900
‫عقلت رو از دست دادی؟

332
00:40:51,836 --> 00:40:53,846
‫- داره می‌میره.
‫- عقلش رو از دست داده.

333
00:40:53,862 --> 00:40:55,880
‫هی، همین الان تمومش کن، باشه؟

334
00:40:55,916 --> 00:40:56,921
‫بیا پایین!

335
00:41:01,866 --> 00:41:03,877
‫جرمی، صدام رو می‌شنوی؟

336
00:41:04,849 --> 00:41:07,836
‫خواهش می‌کنم، بیا پایین، خواهش می‌کنم.

337
00:41:07,855 --> 00:41:08,858
‫جرمی!

338
00:41:10,906 --> 00:41:12,866
‫جرمی...

339
00:41:12,927 --> 00:41:14,895
‫نگاهم کن.

340
00:41:16,834 --> 00:41:17,920
‫نگاهم کن، خواهش می‌کنم.

341
00:41:26,840 --> 00:41:27,866
‫جرمی.

342
00:41:29,920 --> 00:41:31,892
‫بیا پایین، خواهش می‌کنم.

343
00:41:40,879 --> 00:41:41,899
‫جرمی...

344
00:42:50,841 --> 00:42:53,850
‫حوله رو بده به من. ممنون.

345
00:43:36,900 --> 00:43:38,834
‫جرمی...

346
00:43:40,837 --> 00:43:41,919
‫چیکار کردی؟

347
00:44:24,872 --> 00:44:27,909
‫اوه، اوناهاش. خیلی داغونه.

348
00:44:27,933 --> 00:44:29,841
‫می‌دونم.

349
00:44:30,910 --> 00:44:31,920
‫چقدر امله!

350
00:44:40,914 --> 00:44:42,857
‫گمشو!

351
00:44:44,875 --> 00:44:46,895
‫کلمات صدمه می‌زنن. تو بخشی از اون نباش.

352
00:44:47,878 --> 00:44:49,878
‫اسب آبی خانگی آمریکای شمالی

353
00:44:49,888 --> 00:44:53,852
‫در سراسر کانادا و شرق
‫ایالات متحده یافت می‌شه.

354
00:44:53,874 --> 00:44:57,887
‫اسب‌های آبی خانگی موجودات بسیار
‫خجالتی‌ای هستن که به ندرت دیده می‌شن،

355
00:44:57,904 --> 00:45:00,888
‫اما در صورت تحریک شدن
‫از قلمروشون دفاع می‌کنن.

356
00:45:00,900 --> 00:45:03,907
‫اون‌ها شبا برای جستجوی غذا، آب،

357
00:45:03,921 --> 00:45:05,915
‫و وسایل دفاعی برای لونه‌هاشون بیرون میان.

358
00:45:05,926 --> 00:45:09,878
‫غذاهای مورد علاقه‌ی اسب
‫آبی خانگی چیپس، کشمش،

359
00:45:09,888 --> 00:45:12,865
‫و خرده‌های کره‌ی بادام‌زمینی
‫و نون تست هستن.

360
00:45:12,884 --> 00:45:14,923
‫اون‌ها لونه‌هاشون رو تو
‫کمدهای اتاق خواب می‌سازن،

361
00:45:14,933 --> 00:45:18,915
‫با استفاده از دستکش‌های گم‌شده،
‫پرز خشک‌کن و تیکه‌های نخ.

362
00:45:18,933 --> 00:45:21,882
‫لونه‌ها باید خیلی نرم و گرم باشن.

363
00:45:21,900 --> 00:45:24,916
‫اسب‌های آبی خانگی حدود
‫۱۶ ساعت در روز می‌خوابن.

364
00:45:25,916 --> 00:45:27,907
‫اون خیلی واقعی به نظر می‌رسید.

365
00:45:27,925 --> 00:45:30,840
‫اما می‌دونستی که نمی‌تونه
‫حقیقت داشته باشه، مگه نه؟

366
00:45:30,854 --> 00:45:32,920
‫برای همینه که خوبه به چیزایی
‫که تو تلویزیون می‌بینی فکر کنی.

367
00:45:33,839 --> 00:45:35,933
‫و سوال بپرسی، تقریباً
‫مثل کاری که الان کردی.

368
00:45:36,850 --> 00:45:39,836
‫پیامی از طرف انجمن
‫تبلیغ‌کنندگان نگران کودکان.

369
00:45:43,400 --> 00:45:44,400
‫-سلام.
‫-سلام.

370
00:45:44,838 --> 00:45:46,838
‫من از خدمات اجتماعی اومدم.

371
00:45:46,848 --> 00:45:48,903
‫-ما یه بازدید از خونه برنامه‌ریزی کرده بودیم.
‫-بله.

372
00:45:48,913 --> 00:45:49,913
‫ممنون.

373
00:45:50,900 --> 00:45:52,843
‫از این طرف، لطفاً.

374
00:45:53,883 --> 00:45:57,891
‫می‌خواستم یه سر بزنم و
‫ببینم اوضاع جرمی چطوره.

375
00:45:58,930 --> 00:46:01,844
‫اوه آره، ما خیلی اسباب‌کشی کردیم.

376
00:46:01,854 --> 00:46:06,837
‫و من همیشه نگرانم که همسایه‌ها
‫در مورد ما چی فکر می‌کنن.

377
00:46:06,847 --> 00:46:08,848
‫اینکه شاید ما پدر و مادر بدی هستیم.

378
00:46:08,867 --> 00:46:09,920
‫مسئله اینه که...

379
00:46:10,883 --> 00:46:13,878
‫حالا تو این چند روز گذشته...

380
00:46:14,892 --> 00:46:16,884
‫یه سری...

381
00:46:16,933 --> 00:46:21,933
‫یه لحظاتی بود، که واسش آسون پیش نرفت.

382
00:46:22,852 --> 00:46:23,881
‫دوباره.

383
00:47:09,891 --> 00:47:10,926
‫اون...

384
00:47:11,845 --> 00:47:12,924
‫پیشنهاد داد...

385
00:47:21,837 --> 00:47:22,860
‫که...

386
00:47:28,878 --> 00:47:32,854
‫که... اون رو ببرن.

387
00:47:34,932 --> 00:47:35,932
‫و...

388
00:47:38,895 --> 00:47:40,859
‫و من...

389
00:47:41,874 --> 00:47:42,934
‫من گفتم باشه.

390
00:47:49,869 --> 00:47:52,853
‫من فقط، گفتم باشه.

391
00:48:20,835 --> 00:48:22,903
‫مثل یه پینگ‌پنگ بزرگه.

392
00:48:22,923 --> 00:48:25,886
‫دکتر می‌گه با روانشناس صحبت کنیم.

393
00:48:25,896 --> 00:48:27,889
‫روانشناس می‌گه

394
00:48:27,908 --> 00:48:30,893
‫وقتی اینطوری رفتار می‌کنه
‫باید به پلیس زنگ بزنید.

395
00:48:30,903 --> 00:48:33,882
‫اما پلیس هیچ کاری نمی‌کنه.

396
00:48:33,900 --> 00:48:35,874
‫اوهوم، می‌دونم.

397
00:48:37,883 --> 00:48:41,845
‫فقط نمی‌تونم با این قضیه کنار بیام.

398
00:48:42,883 --> 00:48:45,858
‫فکر نمی‌کنم کسی هم ازتون
‫چنین انتظاری داشته باشه.

399
00:48:45,883 --> 00:48:49,932
‫موقعیت خیلی پیچیده‌ایه،
‫و فکر می‌کنم، می‌دونید.

400
00:48:50,850 --> 00:48:51,878
‫خودتون می‌دونید.

401
00:48:52,921 --> 00:48:56,905
‫من فقط نگرانم که اگه یه
‫نفر دیگه اون رو داشت...

402
00:48:58,880 --> 00:49:01,861
‫شاید، می‌دونید، شاید مشکل از من بوده.

403
00:49:01,871 --> 00:49:03,853
‫تقصیر منه.

404
00:49:04,916 --> 00:49:08,905
‫که شاید با یکی دیگه،
‫می‌تونست یه سوپراستار بشه.

405
00:50:24,853 --> 00:50:27,853
‫حال همگی چطوره؟ روزگارتون چطور می‌گذره؟

406
00:50:31,850 --> 00:50:33,848
‫از دیدنتون خوش‌وقتم.

407
00:50:34,901 --> 00:50:36,911
‫از دیدنتون خوش‌وقتم.

408
00:50:55,879 --> 00:50:57,904
‫ممنون که برای دیدنم وقت گذاشتین.

409
00:51:04,874 --> 00:51:05,874
‫سلام.

410
00:51:05,902 --> 00:51:07,898
‫سلام، از دیدنتون خوش‌وقتم.

411
00:51:07,920 --> 00:51:10,928
‫سلام.

412
00:51:37,847 --> 00:51:39,836
‫-سلام.
‫-سلام.

413
00:51:39,846 --> 00:51:40,874
‫حال همگی چطوره؟

414
00:51:40,884 --> 00:51:42,849
‫-خوبیم.
‫-شما چطوری؟

415
00:51:42,859 --> 00:51:44,905
‫همون‌طور که می‌بینین، جلو دوربین هستین.

416
00:51:44,925 --> 00:51:49,849
‫و من یه فیلم‌سازم که اینجام تا
‫یه پرونده رو بهتون ارائه بدم.

417
00:51:49,899 --> 00:51:52,863
‫یه فرزند ارشد هست که داره

418
00:51:52,882 --> 00:51:54,882
‫مشکلاتی رو تو خانواده نشون می‌ده.

419
00:51:54,892 --> 00:51:56,901
‫یه‌سری رفتارهای پرخطر.

420
00:51:56,916 --> 00:52:01,869
‫و در طول سال‌های متمادی مورد
‫ارزیابی، درمان و بررسی قرار گرفته.

421
00:52:01,879 --> 00:52:02,932
‫خانواده تا حدودی به‌حق

422
00:52:03,850 --> 00:52:06,932
‫از توانایی‌شون برای مراقبت از
‫اون احساس ناامیدی می‌کردن.

423
00:52:07,842 --> 00:52:12,878
‫برای همین خیلی دلم می‌خواد بدونم شما این
‫پرونده رو چطور می‌بینین و ارزیابی می‌کنین.

424
00:52:12,888 --> 00:52:15,888
‫و ببینم الان اون گزینه‌ها چقدر متفاوتن،

425
00:52:15,898 --> 00:52:17,884
‫الان چطور ممکنه با این
‫پرونده برخورد متفاوتی بشه.

426
00:52:22,878 --> 00:52:24,911
‫بچه چند سالش بود

427
00:52:24,921 --> 00:52:28,847
‫وقتی اولین بار شروع کرد به
‫تجربه کردن بعضی از این چیزها؟

428
00:52:28,873 --> 00:52:32,873
‫می‌تونم بگم مشاهداتی از...

429
00:52:32,892 --> 00:52:36,847
‫یه‌سری نگرانی‌های رفتاری تو
‫سن ۳ یا ۴ سالگی وجود داشت،

430
00:52:36,857 --> 00:52:39,876
‫اما ۱۴ سالگی دقیقاً همون زمانی بود که

431
00:52:39,886 --> 00:52:40,922
‫-اوضاع شروع کرد به وخیم شدن.
‫-درسته.

432
00:52:40,932 --> 00:52:44,910
‫من اینجا یه‌سری اطلاعات دارم درباره‌ی...

433
00:52:44,924 --> 00:52:47,853
‫اونا یه دیدگاهی درباره‌ی اهدافش می‌دن.

434
00:52:47,867 --> 00:52:48,875
‫حتماً.

435
00:52:49,904 --> 00:52:51,885
‫همین‌جا براتون می‌خونمش.

436
00:52:51,909 --> 00:52:54,864
‫اون بهترین دوران زندگیش
‫رو این‌طور توصیف می‌کنه

437
00:52:54,874 --> 00:52:56,836
‫«چیزی به ذهنم نمی‌رسه.»

438
00:52:56,883 --> 00:52:58,915
‫می‌گه بهترین اتفاقی که
‫می‌تونه براش بیفته اینه که

439
00:52:58,928 --> 00:53:00,930
‫«پولدار و معروف بشم.»

440
00:53:01,852 --> 00:53:02,933
‫احساس می‌کنه بدترین
‫دوران زندگیش زمانی بود که

441
00:53:03,843 --> 00:53:05,900
‫«وقتی دو بار پشت‌سرهم
‫موقع دزدی گیر افتادم.»

442
00:53:06,843 --> 00:53:08,892
‫احساس می‌کنه بدترین اتفاقی
‫که می‌تونه براش بیفته اینه که

443
00:53:08,902 --> 00:53:12,869
‫«مثل یه معتاد بشم، زندگی‌ای
‫داشته باشم که دوست ندارم.»

444
00:53:12,887 --> 00:53:13,930
‫اون سه تا آرزوش رو این‌طور توصیف می‌کنه

445
00:53:14,840 --> 00:53:17,916
‫«داشتن چیزی برای سفر در زمان تو جهان هستی،

446
00:53:18,869 --> 00:53:21,891
‫داشتن پول زیاد، و اینکه اون‌قدر
‫بزرگ بشم که بتونم رانندگی کنم.»

447
00:53:23,904 --> 00:53:27,870
‫نشانه‌هایی از اختلال شخصیت
‫وجود داره، و بعدش یه‌جور...

448
00:53:27,887 --> 00:53:30,908
‫عقب‌نشینی از اون. پس...

449
00:53:31,908 --> 00:53:35,849
‫من تو خود مدارک سردرگمی زیادی می‌بینم

450
00:53:35,867 --> 00:53:39,894
‫درباره‌ی نحوه‌ی ارزیابی
‫سلامتیش، درک اون از خودش،

451
00:53:39,904 --> 00:53:43,844
‫درک اون از خودش، وقتی با
‫متخصص‌های مختلف صحبت می‌کنه.

452
00:53:43,882 --> 00:53:47,933
‫اما این چیزیه که ما از احساساتش داریم.

453
00:53:48,902 --> 00:53:52,865
‫کنجکاوم بدونم این چطور
‫دیدگاه کسی رو تغییر می‌ده.

454
00:53:52,883 --> 00:53:56,858
‫گزارش خیلی درباره‌ی نیاز به
‫حمایت قابل‌توجه صحبت می‌کنه.

455
00:53:57,850 --> 00:53:59,878
‫و می‌دونم که این مال ۲۰ سال پیشه.

456
00:53:59,888 --> 00:54:02,909
‫برام سؤاله که چه نوع حمایتی
‫برای این جوون در دسترس بوده.

457
00:54:02,919 --> 00:54:04,918
‫الان، فکر می‌کنم ما به عنوان
‫مددکار اجتماعی، می‌بینیم که،

458
00:54:04,928 --> 00:54:08,853
‫با گذشت ۲۰ سال، هنوز
‫حمایت زیادی وجود نداره

459
00:54:08,863 --> 00:54:13,894
‫تا به این افراد کمک کنه
‫از بحران به ثبات برسن.

460
00:54:13,913 --> 00:54:17,907
‫و، قدم گذاشتن تو مسیری که قراره

461
00:54:17,924 --> 00:54:20,870
‫مفید و هدف‌مند باشه.

462
00:54:20,887 --> 00:54:23,931
‫برای همین نمی‌تونم تصور کنم
‫۲۰ سال پیش اوضاع چطور بوده.

463
00:54:24,879 --> 00:54:28,856
‫اون بخشی که درباره‌ی
‫داشتن کمی استراحت خوندم،

464
00:54:28,866 --> 00:54:32,867
‫به نظرم مهم میاد، به شرطی
‫که جنبه‌ی تنبیهی نداشته باشه.

465
00:54:32,878 --> 00:54:34,849
‫فکر می‌کنم این خیلی مهمه.

466
00:54:34,867 --> 00:54:36,907
‫اگه این مرد جوون، می‌گین فرزند ارشده،

467
00:54:36,917 --> 00:54:39,896
‫فقط برای اینکه درباره‌ی تاریخچه‌ی
‫خانواده مطمئن بشم. اون فرزند ارشده.

468
00:54:39,906 --> 00:54:43,864
‫و اون حاصل رابطه‌ی مادر با یه مرد دیگه‌ست،

469
00:54:43,874 --> 00:54:44,904
‫و سه تا بچه‌ی کوچیک‌تر،

470
00:54:44,914 --> 00:54:47,911
‫حاصل رابطه‌ی مادر با یه
‫پدر بیولوژیکی متفاوتن؟

471
00:54:47,925 --> 00:54:48,891
‫آره.

472
00:54:49,874 --> 00:54:51,890
‫پس به عنوان فرزند ارشد...

473
00:54:51,908 --> 00:54:55,894
‫و با توجه به چیزایی که اینجا
‫می‌شنوم، کل این خانواده تو بحرانن.

474
00:54:55,904 --> 00:54:59,864
‫مطمئنم احساس می‌کنن که دیگه
‫کارد به استخونشون رسیده.

475
00:54:59,927 --> 00:55:02,838
‫و احتمالاً درگیر دو تا چیزن،

476
00:55:02,848 --> 00:55:07,835
‫می‌خوان به پسرشون کمک کنن، و
‫از بچه‌های دیگه‌شون محافظت کنن.

477
00:55:07,870 --> 00:55:10,845
‫درسته. پس پیشنهاد اینه که یه‌جورایی،

478
00:55:11,839 --> 00:55:14,859
‫از خانواده بخوایم که بیشتر یه...

479
00:55:14,869 --> 00:55:17,836
‫ساختاری رو برای مشارکت و تأمین اجرا کنن.

480
00:55:17,852 --> 00:55:18,915
‫با حمایت، می‌دونین،

481
00:55:18,925 --> 00:55:22,890
‫چون لزوماً احساس خوبی بهش ندارن.

482
00:55:22,909 --> 00:55:25,859
‫پس چطور اینو تغییر بدیم؟

483
00:55:25,869 --> 00:55:28,902
‫و استفاده از چیزایی که بهشون علاقه داره.

484
00:55:28,931 --> 00:55:29,904
‫آره.

485
00:55:30,837 --> 00:55:34,850
‫و گاهی اوقات، جابه‌جایی‌های
‫داوطلبانه می‌تونه مداخله‌ی خوبی باشه.

486
00:55:34,860 --> 00:55:36,874
‫و بعد تلاش برای پیوند دوباره‌ی خانواده

487
00:55:36,884 --> 00:55:39,889
‫و انجام اون کار برای کمک
‫به پیوند دوباره‌ی خانواده.

488
00:55:39,925 --> 00:55:43,851
‫و گاهی اوقات می‌تونه این
‫خلأها و فاصله‌ها رو ایجاد کنه

489
00:55:43,861 --> 00:55:45,868
‫و مشکلات بیشتر، درسته؟

490
00:55:45,878 --> 00:55:50,891
‫و اغلب، سخته که ببینیم نتیجه چی قراره بشه.

491
00:55:50,901 --> 00:55:52,912
‫و تصمیم اولیه فقط بر
‫اساس این گرفته می‌شه که،

492
00:55:52,922 --> 00:55:54,922
‫بیشتر بر اساس این گرفته می‌شه که...

493
00:55:54,934 --> 00:55:58,899
‫خب، اینجا و الان چه اتفاقی
‫داره به‌صورت متقاطع می‌افته،

494
00:55:58,909 --> 00:56:02,874
‫از نظر ریسک و خطر،

495
00:56:02,884 --> 00:56:05,913
‫و بهترین منافع برای بچه،
‫هر معنی‌ای که داشته باشه.

496
00:56:06,844 --> 00:56:09,888
‫و بنابراین... بنابراین پیش‌بینی‌ش سخته.

497
00:56:09,898 --> 00:56:13,870
‫و من تو مواردی که خودم درگیرشون بودم دیدم،

498
00:56:14,884 --> 00:56:17,853
‫که خیلی خوب پیش رفته و خیلی خوب پیش نرفته.

499
00:56:17,863 --> 00:56:19,840
‫گفتنش سخته.

500
00:56:19,864 --> 00:56:21,864
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

501
00:57:02,877 --> 00:57:05,915
‫یه اطمینان‌خاطر ساده و
‫مستقیم خیلی ارزشمنده.

502
00:57:05,925 --> 00:57:08,922
‫فقط دادن این اطمینان‌خاطر به والدین که،

503
00:57:08,932 --> 00:57:13,850
‫«خب، شما الان دارین گرداب مشکلات
‫رو حس می‌کنین و این اشکالی نداره.»

504
00:57:13,864 --> 00:57:14,932
‫شبیه همون چیزی که به والدین آموزش می‌دیم

505
00:57:15,842 --> 00:57:17,878
‫که به بچه یاد بدن هیچ اشکالی نداره
‫اگه داری حس می‌کنی...

506
00:57:17,888 --> 00:57:21,873
‫...که این چیزا رو حس می‌کنن،

507
00:57:21,883 --> 00:57:23,860
‫و تو حق داری
‫که این چیزا رو حس کنی.

508
00:57:23,871 --> 00:57:28,897
‫فکر می‌کنم حتی همین اطمینان
‫خاطر دادن شاید بتونه،

509
00:57:28,907 --> 00:57:33,853
‫فقط شاید کمکشون کنه یه نفسی
‫تازه کنن و دوباره تلاش کنن.

510
00:57:33,863 --> 00:57:34,918
‫فردا دوباره تلاش کنن.

511
00:58:50,881 --> 00:58:54,899
‫دارم ازدواج می‌کنم والتر، و همین‌طور
‫دارم تا جایی که می‌تونم از...

512
00:58:54,910 --> 00:58:56,885
‫کار روزنامه دور می‌شم.

513
00:58:56,896 --> 00:58:57,891
‫چی؟

514
00:58:58,846 --> 00:58:59,868
‫دیگه تمومش کردم!

515
00:58:59,878 --> 00:59:01,931
‫ازدواج کن، ولی نمی‌تونی
‫کار روزنامه رو ول کنی!

516
00:59:02,841 --> 00:59:03,838
‫چرا نتونم؟

517
00:59:03,848 --> 00:59:05,843
‫من تو رو می‌شناسم هیلدی، می‌دونم ول
‫کردن این کار برات چه معنی‌ای می‌ده.

518
00:59:05,853 --> 00:59:06,893
‫-چه معنی‌ای می‌ده؟
‫-نابودت می‌کنه!

519
00:59:06,904 --> 00:59:08,896
‫نمی‌تونی اینو به من قالب کنی، والتر برنز!

520
00:59:08,906 --> 00:59:10,880
‫کی می‌گه نمی‌تونم؟ تو یه روزنامه‌نگاری.

521
00:59:10,890 --> 00:59:11,898
‫واسه همین دارم ولش می‌کنم!

522
00:59:11,908 --> 00:59:13,872
‫می‌خوام برم یه جایی که بتونم یه زن باشم.

523
00:59:13,882 --> 00:59:15,922
‫-منظورت اینه که یه خائن باشی.
‫-خائن به چی؟

524
00:59:15,932 --> 00:59:17,919
‫خائن به روزنامه‌نگاری.
‫تو یه روزنامه‌نگاری!

525
00:59:17,929 --> 00:59:21,856
‫روزنامه‌نگار؟ یعنی چی؟
‫سرک کشیدن از سوراخ کلید؟

526
00:59:21,866 --> 00:59:22,885
‫دنبال ماشینای آتش‌نشانی دویدن؟

527
00:59:22,898 --> 00:59:25,924
‫بیدار کردن مردم برای اینکه ازشون بپرسی
‫هیتلر قراره یه جنگ دیگه راه بندازه؟

528
01:00:02,837 --> 01:00:03,844
‫هکی!

529
01:00:06,909 --> 01:00:07,919
‫آماده‌ای؟

530
01:00:11,854 --> 01:00:12,854
‫آره.

531
01:00:23,916 --> 01:00:26,930
‫داشتم روی یه پروژه کار می‌کردم،

532
01:00:27,848 --> 01:00:30,872
‫که به دورانی که با
‫خانواده‌ام بودم نگاه می‌کنه،

533
01:00:30,882 --> 01:00:33,916
‫و اون مقطع از زندگیم، و من...

534
01:00:34,900 --> 01:00:37,916
‫به تو فکر کردم چون تو، از خیلی جهات،

535
01:00:38,834 --> 01:00:40,890
‫کلید اون خاطراتی.

536
01:00:40,900 --> 01:00:43,905
‫و واقعاً ممنونم که می‌تونم در
‫موردش باهات صحبت کنم.

537
01:00:43,925 --> 01:00:47,862
‫جالبه چون من اینا رو یادمه...

538
01:00:47,887 --> 01:00:50,890
‫بیشتر حس‌ها رو، این لحظات آشوب رو.

539
01:00:50,902 --> 01:00:55,862
‫و بعد لحظاتی رو یادم میاد که،
‫می‌دونی، اون‌قدرها آشفته نبودن.

540
01:00:56,912 --> 01:01:00,840
‫اون‌قدرها پرماجرا نبودن.

541
01:01:00,850 --> 01:01:05,875
‫و یادمه جرمی، می‌دونی، همون‌قدر که
‫غیرقابل‌پیش‌بینی بود، دوست‌داشتنی هم بود.

542
01:01:05,885 --> 01:01:10,882
‫واسه همین گاهی اوقات خیلی سخته
‫بعضی از خاطراتم رو با هم جور در بیارم

543
01:01:10,892 --> 01:01:12,870
‫از اون دوران.

544
01:01:12,889 --> 01:01:14,879
‫می‌دونی، اون...

545
01:01:14,889 --> 01:01:16,888
‫قطعاً داشت تقلا می‌کرد.

546
01:01:16,898 --> 01:01:20,930
‫و می‌دونی، فکر کنم به همین
‫خاطر بود که والدینت دنبال

547
01:01:21,840 --> 01:01:23,903
‫این‌همه کمک بودن، چون اون فقط...

548
01:01:23,913 --> 01:01:25,904
‫اون واقعاً... و من نمی‌دونم، من فقط...

549
01:01:25,914 --> 01:01:28,851
‫مخصوصاً مادرت واقعاً نمی‌دونست چی‌کار کنه

550
01:01:28,861 --> 01:01:30,890
‫یا از کجا براش کمک بگیره.

551
01:01:30,903 --> 01:01:31,869
‫آره.

552
01:01:31,888 --> 01:01:35,849
‫واسه همین من واقعاً برای
‫والدینت احترام زیادی قائل بودم،

553
01:01:35,860 --> 01:01:38,895
‫و برای تمام کارهایی که سعی می‌کردن
‫برای بزرگ کردن تو و برادرات انجام بدن.

554
01:01:39,862 --> 01:01:41,853
‫خیلی از خانواده‌ها به یه نقطه شکست می‌رسن.

555
01:01:41,863 --> 01:01:44,923
‫و شرایط ناامن می‌شه، نه فقط برای اون شخص

556
01:01:44,933 --> 01:01:47,898
‫که قراره به یه پرورشگاه بره،

557
01:01:47,908 --> 01:01:50,875
‫بلکه برای بقیه افراد توی
‫خونه هم ناامن می‌شه.

558
01:01:50,885 --> 01:01:51,921
‫و این تصمیم خیلی سختیه.

559
01:01:51,931 --> 01:01:55,890
‫خب اون یه سری رفتارهای خیلی خاصی داشت.

560
01:01:55,900 --> 01:01:58,848
‫و اونا واقعاً برای مادرت ناراحت‌کننده بودن.

561
01:01:58,867 --> 01:02:00,886
‫اون همیشه خیلی نگران بود در مورد...

562
01:02:00,904 --> 01:02:01,928
‫اینکه اینا به کجا ختم می‌شه.

563
01:02:02,838 --> 01:02:06,836
‫و از خدمات و حمایت و
‫جواب‌هایی که می‌گرفت ناامید بود.

564
01:02:06,846 --> 01:02:08,853
‫جواب‌هایی نمی‌گرفت که واقعاً منطقی باشن،

565
01:02:08,863 --> 01:02:09,907
‫یا حمایت‌کننده باشن.

566
01:02:09,921 --> 01:02:10,882
‫آره.

567
01:02:10,900 --> 01:02:12,882
‫اون دوستای زیادی نداشت.

568
01:02:12,900 --> 01:02:14,900
‫و وقتی از اتاقش بیرون میومد،

569
01:02:14,910 --> 01:02:19,898
‫این توانایی رو داشت که هر
‫اتفاقی توی اتاق می‌افتاد رو بگیره،

570
01:02:19,908 --> 01:02:22,899
‫و فقط بهمش بریزه و بچرخونتش.

571
01:02:22,909 --> 01:02:26,876
‫و، می‌دونی، تو اون لحظه
‫توجه زیادی می‌خواست.

572
01:02:26,886 --> 01:02:30,840
‫و اینم یادمه که توی اتاقش بنزین داشت.

573
01:02:30,850 --> 01:02:33,846
‫خیلی زیاد نه، ولی یه
‫مقداری توی اتاقش داشت.

574
01:02:33,856 --> 01:02:36,903
‫و یادمه مادرت خیلی ترسیده
‫بود چون این تهدید رو کرده بود،

575
01:02:36,913 --> 01:02:39,906
‫که می‌خواد خونه رو با همه
‫کسایی که توشن به آتیش بکشه.

576
01:02:39,925 --> 01:02:43,873
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم، به عنوان
‫والدینت توی اون خونه بودن،

577
01:02:43,892 --> 01:02:46,887
‫در حالی که می‌دونی همچین تهدیدی شده

578
01:02:46,897 --> 01:02:49,898
‫و چیزایی هم هست

579
01:02:49,908 --> 01:02:52,883
‫که می‌تونه در یک چشم به هم زدن عملیش کنه.

580
01:02:54,867 --> 01:02:56,865
‫می‌دونی، این چیزیه که همیشه برام سوال بود،

581
01:02:56,875 --> 01:02:59,838
‫شاید به همین خاطره که
‫تشخیصی براش داده نشد.

582
01:02:59,848 --> 01:03:00,900
‫ولی هیچ‌وقت نمی‌فهمیم.

583
01:03:00,910 --> 01:03:03,878
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمیم، می‌دونی،
‫فکر نمی‌کنم حقیقت رو بفهمیم.

584
01:03:03,888 --> 01:03:06,841
‫واقعاً سخته که این مسئله رو حل و فصل کرد.

585
01:03:08,843 --> 01:03:09,896
‫ولی اون...

586
01:03:11,843 --> 01:03:14,848
‫شخصیتی که من دیدم، آدمی که من دیدم

587
01:03:14,867 --> 01:03:18,904
‫قطعاً نشون می‌داد یا شبیه کسی
‫بود که واقعاً داره عذاب می‌کشه.

588
01:03:18,915 --> 01:03:21,887
‫کسی که واقعاً داشت تقلا
‫می‌کرد، کسی که واقعاً...

589
01:03:22,848 --> 01:03:24,928
‫تنها و منزوی بود و...

590
01:03:25,879 --> 01:03:27,918
‫درگیر...

591
01:03:28,931 --> 01:03:34,841
‫آره، درگیر آشوب، واقعاً درگیر آشوب بود.

592
01:03:35,878 --> 01:03:39,908
‫امیدوارم یه روزی بتونم
‫دوباره پیش والدینت باشم.

593
01:03:40,843 --> 01:03:42,844
‫هر دوتاشون آدمای خیلی قوی‌ای هستن.

594
01:03:42,860 --> 01:03:44,841
‫خیلی مقاومن، می‌دونی.

595
01:03:44,851 --> 01:03:46,882
‫و من براشون احترام زیادی قائلم، حتماً.

596
01:03:46,900 --> 01:03:50,855
‫و برای همین امیدوارم یه روزی
‫دوباره مسیرم بهشون بخوره.

597
01:07:52,896 --> 01:07:54,873
‫-سلام.
‫-سلام.

598
01:07:59,849 --> 01:08:01,853
‫-شما از خدمات اجتماعی هستین؟
‫-بله.

599
01:08:01,873 --> 01:08:02,894
‫ببخشید. درسته.

600
01:08:02,913 --> 01:08:04,887
‫از دیدنتون خوش‌وقتم.

601
01:08:08,870 --> 01:08:09,904
‫از این طرف لطفاً.

602
01:08:12,922 --> 01:08:15,858
‫اجازه هست اول یه نگاهی به اطراف بندازم؟

603
01:08:15,870 --> 01:08:16,893
‫بله؛ مشکلی نیست.

604
01:08:36,875 --> 01:08:37,910
‫خانم موشی.

605
01:11:24,928 --> 01:11:26,924
‫می‌تونم این چراغو روشن کنم؟

606
01:11:27,862 --> 01:11:28,924
‫آره. الان مشکلی نیست.

607
01:11:58,912 --> 01:12:00,857
‫-سلام.
‫-سلام.

608
01:12:01,850 --> 01:12:03,907
‫- از دیدنتون خوش‌وقتم.
‫- منم از دیدنتون خوش‌وقتم.

609
01:12:03,919 --> 01:12:06,894
‫- لطفاً بفرمایید بنشینید.
‫- ممنونم.

610
01:12:14,899 --> 01:12:15,916
‫سلام.

611
01:12:16,858 --> 01:12:17,925
‫سلام.

612
01:12:20,880 --> 01:12:22,901
‫حال هردوتون چطوره؟

613
01:12:22,916 --> 01:12:23,922
‫آره.

614
01:12:24,845 --> 01:12:26,836
‫ما خوبیم، ممنون.

615
01:12:26,846 --> 01:12:28,848
‫اوضاع جرمی چطوره؟

616
01:12:30,933 --> 01:12:33,846
‫تو هم می‌تونی حرف بزنی، می‌دونی؟

617
01:12:33,900 --> 01:12:36,899
‫بله، حتماً. ولی لطفاً شما شروع کنید.

618
01:12:43,918 --> 01:12:45,920
‫انگار که...

619
01:12:47,884 --> 01:12:49,907
‫یه جورایی نفرین شده‌ام.

620
01:12:52,884 --> 01:12:55,895
‫خیلی مشکل داره.

621
01:12:56,837 --> 01:12:58,850
‫ما همه راهی رو امتحان کردیم.

622
01:12:59,926 --> 01:13:01,880
‫روان‌درمانی...

623
01:13:01,916 --> 01:13:04,916
‫مدرسه‌ی استثنایی، تحصیل تو خونه.

624
01:13:06,903 --> 01:13:08,856
‫فایده نداشت.

625
01:13:10,847 --> 01:13:12,886
‫به حرف هیچ‌کس گوش نمی‌ده.

626
01:13:12,896 --> 01:13:17,922
‫نه ما، نه هیچ بزرگ‌تر
‫دیگه‌ای نتونسته کنترلش کنه.

627
01:13:25,836 --> 01:13:27,883
‫شش سالش بود،

628
01:13:27,920 --> 01:13:31,928
‫که یه روز، یه اتفاقی برای چشماش افتاد.

629
01:13:32,846 --> 01:13:33,919
‫این یکیو تو بگو.

630
01:13:35,870 --> 01:13:40,877
‫داشتیم با یه توپ بازی
‫می‌کردیم، فقط پاس‌کاری، و...

631
01:13:41,854 --> 01:13:43,932
‫بعد یهو دیگه نتونست بگیرتش.

632
01:13:44,920 --> 01:13:46,922
‫من براش پرت می‌کردم و...

633
01:13:47,896 --> 01:13:51,868
‫دستاش جلوی صورتش تو هوا می‌چرخید،

634
01:13:52,870 --> 01:13:56,837
‫ولی دیگه نمی‌تونست توپ رو ببینه.

635
01:13:56,875 --> 01:14:00,878
‫خیلی چیز عجیبی بود، ولی

636
01:14:00,900 --> 01:14:03,921
‫چشماش یهو چپ شد.

637
01:14:05,897 --> 01:14:07,914
‫خیلی عجیب و غریب بود، و...

638
01:14:08,856 --> 01:14:10,898
‫و فکر کنم ترسوندش.

639
01:14:10,916 --> 01:14:12,931
‫-البته ما رو هم ترسوند.
‫-آره.

640
01:14:16,845 --> 01:14:18,905
‫واسه همین نمی‌دونم...

641
01:14:20,841 --> 01:14:23,903
‫این یکی از اون اتفاقای بدیه که یادم میاد.

642
01:14:24,897 --> 01:14:27,869
‫و مجبور شد از این عینکای گنده بزنه

643
01:14:27,879 --> 01:14:30,854
‫اونم تو اون سن خیلی کم.

644
01:14:30,887 --> 01:14:32,900
‫و فکر کنم به خاطر همین، و...

645
01:14:32,910 --> 01:14:36,864
‫به خاطر لهجه‌ش تو اون اوایل،

646
01:14:37,850 --> 01:14:40,911
‫بچه‌های مدرسه باهاش خوب نبودن.

647
01:14:41,896 --> 01:14:44,859
‫-منظورتون اینه که اذیتش می‌کردن؟
‫-بله.

648
01:14:45,912 --> 01:14:49,857
‫در این مورد با هیچ‌کدومتون حرف زد؟

649
01:14:51,929 --> 01:14:53,863
‫اون...

650
01:14:55,882 --> 01:15:01,902
‫براش مهم نیست بقیه در موردش چی می‌گن.

651
01:15:02,861 --> 01:15:04,896
‫هیچ‌وقت براش مهم نبود

652
01:15:04,930 --> 01:15:07,868
‫که دوست پیدا کنه.

653
01:15:07,896 --> 01:15:09,866
‫اون فقط...

654
01:15:09,884 --> 01:15:12,896
‫دوست داره دلقک باشه

655
01:15:13,849 --> 01:15:15,835
‫برای همه.

656
01:15:15,904 --> 01:15:18,845
‫همیشه همین‌طوری بود.

657
01:15:18,908 --> 01:15:21,845
‫با خواهر و برادراش چطوره؟

658
01:15:24,883 --> 01:15:28,895
‫بعضی وقتا واقعاً باهاشون بدجنسه،

659
01:15:28,913 --> 01:15:32,836
‫ولی بعضی وقتا خیلی مهربونه.

660
01:15:40,929 --> 01:15:43,878
‫فکر می‌کنید چرا این‌طوریه؟

661
01:15:57,933 --> 01:16:01,840
‫کاملاً غیرقابل کنترله.

662
01:16:01,874 --> 01:16:05,862
‫کارای خیلی بزرگ و خطرناکی می‌کنه.

663
01:16:05,896 --> 01:16:08,898
‫و ممکنه به خودش آسیب بزنه یا...

664
01:16:09,872 --> 01:16:10,905
‫به دیگران.

665
01:16:10,933 --> 01:16:14,901
‫و براش مهم نیست که گیر بیفته.

666
01:16:15,841 --> 01:16:21,866
‫مثلاً یه روز، یه دوچرخه از یه حیاط دزدید،

667
01:16:21,896 --> 01:16:26,886
‫و وقتی اومد خونه حسابی کتک
‫خورده بود و صورتش کبود بود.

668
01:16:27,870 --> 01:16:28,928
‫نمی‌دونم چه فکری می‌کرد.

669
01:16:29,838 --> 01:16:32,902
‫و بهم گفت فقط برای سرگرمی بوده.

670
01:16:33,933 --> 01:16:38,881
‫نمی‌دونم، چی تو سرشه؟

671
01:16:40,871 --> 01:16:41,897
‫و...

672
01:16:42,904 --> 01:16:44,879
‫و از ما دزدی می‌کنه.

673
01:16:45,849 --> 01:16:47,896
‫هیچ پولی رو نمی‌تونیم
‫جایی بذاریم که پیداش کنه.

674
01:16:48,920 --> 01:16:50,920
‫هر چی ببینه برمی‌داره.

675
01:16:51,860 --> 01:16:53,902
‫بعضی وقتا از خونه وسیله برمی‌داره،

676
01:16:53,920 --> 01:16:56,915
‫و می‌بره سمساری تا چند دلار پول بگیره.

677
01:16:56,933 --> 01:16:59,873
‫حتی از خواهر و برادراش هم دزدی می‌کنه.

678
01:17:00,843 --> 01:17:04,874
‫فکر می‌کنه یه جورایی گانگستره.

679
01:17:05,837 --> 01:17:07,903
‫سعی کرد مواد مخدر تقلبی بفروشه

680
01:17:07,921 --> 01:17:11,883
‫به چند تا پسر تو خیابون، اونم تو ۱۴ سالگی.

681
01:17:16,840 --> 01:17:18,861
‫واسه همین نمی‌تونیم، ما...

682
01:17:18,879 --> 01:17:21,875
‫نمی‌تونیم هیچی بهش بگیم.

683
01:17:22,911 --> 01:17:24,905
‫به حرف ما گوش نمی‌ده.

684
01:17:24,926 --> 01:17:27,926
‫تنبیه، قانون، هیچی.

685
01:17:32,841 --> 01:17:35,888
‫راسته که یه بار تهدید کرده
‫خونه رو آتیش می‌زنه؟

686
01:17:40,846 --> 01:17:42,860
‫آره، می‌دونم ازم متنفره.

687
01:17:42,933 --> 01:17:46,838
‫حالا باید چی کار کنیم؟ این
‫چیزیه که باید بدونیم، مگه نه؟

688
01:17:46,853 --> 01:17:48,837
‫ما باید چی کار کنیم؟

689
01:17:48,929 --> 01:17:50,918
‫تا جایی که من متوجه شدم،

690
01:17:51,837 --> 01:17:55,912
‫بهترین گزینه چیزیه به اسم
‫«واگذاری داوطلبانه».

691
01:18:07,900 --> 01:18:11,898
‫واگذاری داوطلبانه؟ دقیقاً یعنی چی؟

692
01:18:13,906 --> 01:18:17,907
‫یعنی در واقع پیش یه خانواده‌ی
‫سرپرست گذاشته می‌شه.

693
01:18:22,877 --> 01:18:23,892
‫متأسفم.

694
01:18:23,908 --> 01:18:27,862
‫شنیدن این حرف برای ما خیلی سخته.

695
01:18:28,854 --> 01:18:29,915
‫مطمئنم درک می‌کنید.

696
01:18:29,925 --> 01:18:33,921
‫ما سال‌های خیلی زیادیه که
‫داریم برای جرمی تلاش می‌کنیم.

697
01:18:34,916 --> 01:18:38,858
‫گوش کن، یه کاری بکن،
‫چون می‌خواد بچه‌م رو بگیره.

698
01:18:38,899 --> 01:18:41,922
‫-چی کار کنم؟
‫-نمی‌دونم، ولی...

699
01:18:41,932 --> 01:18:45,905
‫فکر می‌کنه ما پدر و مادرای
‫وحشتناکی هستیم و می‌خواد بگیردش.

700
01:18:45,915 --> 01:18:48,848
‫نه! اون همچین حرفی نزد! آروم باش!

701
01:18:48,858 --> 01:18:49,858
‫چرا، زد.

702
01:18:49,868 --> 01:18:51,901
‫اونی که زیادی آرومه تویی، فهمیدی؟

703
01:18:51,911 --> 01:18:54,877
‫-باید یه چیزی بگیم، نه؟
‫-پس تو باهاش حرف بزن!

704
01:18:54,925 --> 01:18:57,895
‫- الان داری کجا میری؟
‫- یه کم آب می‌خوام.

705
01:18:59,928 --> 01:19:01,860
‫متاسفم.

706
01:19:02,860 --> 01:19:04,870
‫نمی‌خواستم ناراحتش کنم.

707
01:19:08,880 --> 01:19:10,859
‫اشکالی نداره.

708
01:19:11,855 --> 01:19:14,917
‫فقط هردومون از این همه
‫ماجرا خیلی خسته شدیم.

709
01:19:16,904 --> 01:19:19,866
‫و حس می‌کنیم دیگه هیچ
‫گزینه‌ی خوبی برامون نمونده.

710
01:19:28,852 --> 01:19:30,863
‫تا حالا شنیدین...

711
01:19:31,846 --> 01:19:33,883
‫در مورد خانواده‌ای مثل این؟

712
01:19:35,933 --> 01:19:41,871
‫چطور هیچ‌کس مجبور
‫نیست بچه‌هاشو واگذار کنه؟

713
01:19:41,908 --> 01:19:47,862
‫فقط معتادای الکلی یا اونایی
‫که بچه‌هاشونو می‌زنن.

714
01:19:48,925 --> 01:19:51,874
‫نمی‌فهمم چرا.

715
01:19:52,932 --> 01:19:55,895
‫کاش جواب بهتری داشتم.

716
01:20:03,919 --> 01:20:05,866
‫اگه این کارو امتحان کنیم چی؟

717
01:20:06,837 --> 01:20:07,909
‫فقط برای یه مدت کوتاه.

718
01:20:08,866 --> 01:20:09,931
‫شاید اگه بره

719
01:20:10,864 --> 01:20:12,852
‫بتونه بهتر بشه

720
01:20:12,887 --> 01:20:14,837
‫و بعد برگرده خونه.

721
01:20:18,875 --> 01:20:21,841
‫هنوزم می‌تونیم ببینیمش؟

722
01:20:39,874 --> 01:20:41,904
‫دوباره می‌بینیش.

723
01:20:43,850 --> 01:20:48,865
‫بارها و بارها تلاش می‌کنی
‫که تو خونه نگهش داری.

724
01:20:50,890 --> 01:20:53,908
‫هر کاری از دستت بربیاد
‫برای کمک بهش انجام میدی.

725
01:20:54,904 --> 01:20:56,926
‫این ماجرا تمام وجودتو می‌گیره.

726
01:21:00,893 --> 01:21:04,849
‫تسلیم نمیشی، ولی خسته میشی

727
01:21:04,887 --> 01:21:06,920
‫همین‌طور که سال‌ها می‌گذرن.

728
01:21:09,866 --> 01:21:11,890
‫اون میره پیش خانواده‌های سرپرست،

729
01:21:11,920 --> 01:21:14,899
‫ولی این یه راه حل موقتیه.

730
01:21:17,894 --> 01:21:20,846
‫به خودت به عنوان یه والد شک می‌کنی،

731
01:21:21,919 --> 01:21:23,917
‫و گاهی، به زندگیت.

732
01:21:26,837 --> 01:21:29,841
‫کم‌کم خودتو از دنیا جدا می‌کنی.

733
01:21:33,904 --> 01:21:35,913
‫هیچ‌کس درک نمی‌کنه.

734
01:21:37,888 --> 01:21:39,888
‫و اوضاع فقط بدتر میشه.

735
01:21:42,903 --> 01:21:45,899
‫خودش هم هیچ توضیحی نخواهد داشت،

736
01:21:46,854 --> 01:21:48,908
‫جز اینکه از پسش برنمیاد.

737
01:21:52,861 --> 01:21:55,904
‫برای تغییر و پیدا کردن
‫راه حل التماس می‌کنی.

738
01:21:58,917 --> 01:22:00,932
‫اون بزرگ میشه و به یه بزرگسال تبدیل میشه،

739
01:22:01,908 --> 01:22:04,860
‫و کمکی که لازم داره رو دریافت نمی‌کنه.

740
01:22:08,874 --> 01:22:10,851
‫اوضاع بهتر نمیشه.

741
01:22:11,862 --> 01:22:15,876
‫متخصص‌های بی‌شماری میان تو زندگیت و میرن.

742
01:22:18,866 --> 01:22:19,932
‫ولی چیزی عوض نمیشه.

743
01:22:22,925 --> 01:22:25,884
‫با وجود تمام چیزهایی که
‫از اون و خودت می‌دونی،

744
01:22:26,912 --> 01:22:28,866
‫از دستش میدی.

745
01:22:44,884 --> 01:22:47,873
‫لازم نیست این یه راه حل دائمی باشه.

746
01:22:47,892 --> 01:22:50,884
‫می‌تونه یه راه حل موقتی هم باشه.

747
01:22:50,895 --> 01:22:57,867
‫که بفرستیمش پیش یه خانواده‌ی کاملاً غریبه؟

748
01:22:59,879 --> 01:23:00,890
‫فکر می‌کنی...

749
01:24:32,844 --> 01:24:34,843
‫دوستی به اسم الایجا داشتی؟

750
01:24:35,901 --> 01:24:36,911
‫اوهوم.

751
01:24:38,908 --> 01:24:40,904
‫چطور من یادم نمیاد؟

752
01:24:41,876 --> 01:24:43,912
‫فکر کنم خیلی چیزا هست که یادت نمیاد.

753
01:24:52,886 --> 01:24:54,839
‫«ساشای عزیز.

754
01:24:55,892 --> 01:24:58,847
‫من با برادرت جرمی بزرگ شدم.

755
01:25:00,872 --> 01:25:02,836
‫هیچوقت واقعاً صمیمی نبودیم،

756
01:25:02,846 --> 01:25:05,914
‫ولی اون یکی از به‌یادموندنی‌ترین
‫دوستای دوران مدرسه‌ام بود.

757
01:25:07,929 --> 01:25:11,901
‫کلاس دهم با هم به خاطر
‫دزدی از کمدها اخراج شدیم.

758
01:25:13,840 --> 01:25:15,840
‫داستانش طولانیه، ولی...

759
01:25:15,861 --> 01:25:17,888
‫جرمی واقعاً نقشی نداشت.

760
01:25:19,930 --> 01:25:22,916
‫با اینکه من گردن گرفتم،
‫جرمی بازم به دردسر افتاد.

761
01:25:22,926 --> 01:25:25,850
‫و من حس خیلی بدی در موردش داشتم.

762
01:25:26,912 --> 01:25:28,928
‫یه بار دعوتم کرد خونشون که با هم باشیم،

763
01:25:29,847 --> 01:25:32,846
‫و نقشه‌هاشو از شهرها و
‫شهرستان‌ها بهم نشون داد.

764
01:25:33,910 --> 01:25:36,900
‫اونا هنوزم جزو منحصربه‌فردترین
‫آثار هنری‌ای هستن که دیدم.

765
01:25:39,854 --> 01:25:43,879
‫بعضی وقتا می‌دیدمش که با آدمایی
‫می‌گرده که تاثیر خوبی نداشتن.

766
01:25:44,912 --> 01:25:47,849
‫واقعاً نمی‌دونستم چطور کمک کنم.

767
01:25:50,923 --> 01:25:53,861
‫کم‌کم دیگه کمتر می‌دیدمش.

768
01:25:55,855 --> 01:25:57,882
‫بعد از دبیرستان، زیاد ندیدمش،

769
01:25:57,892 --> 01:26:00,839
‫ولی اغلب بهش فکر می‌کردم.

770
01:26:01,919 --> 01:26:03,928
‫اخیراً سعی کردم تو فیسبوک پیداش کنم،

771
01:26:04,838 --> 01:26:06,871
‫ولی چیزی پیدا نکردم.

772
01:26:08,860 --> 01:26:10,888
‫اما به تو برخوردم...

773
01:26:11,879 --> 01:26:13,866
‫و فیلم‌هات.

774
01:26:16,892 --> 01:26:18,934
‫اونجا بود که از فوتش باخبر شدم.

775
01:26:23,902 --> 01:26:26,887
‫از این ضایعه خیلی خیلی متاسفم.

776
01:26:28,921 --> 01:26:33,837
‫توی فیلمت دیدم که گفتی از
‫دست جرمی عصبانی بودی،

777
01:26:33,903 --> 01:26:36,845
‫و الان از این بابت پشیمونی.

778
01:26:38,924 --> 01:26:40,878
‫منم یه برادر دارم،

779
01:26:40,896 --> 01:26:43,879
‫که بیشتر عمرم از دستش عصبانی بودم.

780
01:26:45,866 --> 01:26:48,865
‫فقط می‌خواستم خاطراتم از
‫برادرت رو باهات در میون بذارم.

781
01:26:48,914 --> 01:26:52,862
‫و اینکه همیشه اونو به عنوان
‫یه روح خاص می‌شناختم،

782
01:26:52,929 --> 01:26:54,912
‫که قلب مهربونی داشت.»

783
01:26:54,936 --> 01:27:04,936
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

784
01:28:27,960 --> 01:28:32,616
«‫»حواصیل آبی
